برچسب: فرشاد مومنی

  • اعتماد بین مردم و حکومت به شکننده ترین سطح خود رسیده است / نرخ بهره در ایران، نسبتی با یک کشور اسلامی ندارد / بیش از 50درصد برنامه وزرا با برنامه هفتم نسبتی ندارد

    اعتماد بین مردم و حکومت به شکننده ترین سطح خود رسیده است / نرخ بهره در ایران، نسبتی با یک کشور اسلامی ندارد / بیش از 50درصد برنامه وزرا با برنامه هفتم نسبتی ندارد

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی، اقتصاددان با بیان اینکه نفس اینکه رئیس جمهور می گوید قانون برنامه را اجرا می کنم، به حکم پایبندی ایشان به برنامه ارزشمند است، اما از آنجا که این حرف نشان دهنده عدم آگاهی ایشان از گستره و عمق ضعفهای بسیار بزرگی است که در این سند وجود دارد، می تواند نگران کننده باشد، گفت: در کلی ترین عبارت، باید گفت نظام تصمیم گیری و تخصیص منابع ملی در ایران، دچار بحران قدرت تشخیص در ساحت نظر و بحران اهلیت حرفه ای در ساحت عمل است. اگر آقای پزشکیان می خواهد کاری کند که اوضاع ایران از این بدتر نشود و اگر زورمان رسید، وضعیت را بهتر کنیم، گام نخست این است که باید شرافتمندانه به شفاف سازی فرایندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع تعهد دهد.

    وی تاکید کرد: این نشانه منحوس که ردی از مسئولیت پذیری و پاسخگویی در آن وجود ندارد، باید زدوده شود. آقای پزشکیان با دولتش مسئولیت جدی در این زمینه دارند. از دریچه برنامه ریزی، وقتی جدول منابع ارزی و ریالی وجود ندارد، به این معنا است که ما نمی خواهیم تن به پاسخگویی بدهیم و نمی خواهیم مسئولیت هم بپذیریم.

    ضرورت کمک به ارتقای بنیه اندیشه ای دولت و مجلس

    دکتر فرشاد مومنی، رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد که در ششمین جلسه از سلسله جلسات بررسی حیاتی ترین مسائل مبتلابه مدیریت توسعه ملی با هدف کمک اندیشه ای به دولت جدید با عنوان «دولت چهاردهم و ضرورتهای مواجهه اعتلابخش با برنامه هفتم توسعه»، سخن می گفت، تصریح کرد: به ویژه در شرایط کنونی که مجلس محترم هم همراهی بایسته ای با قوه مجریه و شخص ریس جمهور داشت، کمک به ارتقای بنیه اندیشه ای دولت و مجلس، شاید یکی از ضروری ترین و ثمربخش ترین تلاشهایی است که می توان متصور بود.

    برنامه هفتم، مطلقا نسبتی با یک برنامه توسعه باکیفیت ندارد / حتی قادر به اولویت بندی میان بحرانهای موجود نیستیم

    وی با بیان اینکه آنچه که ما در قالب سازمان برنامه و بودجه با آن مواجه هستیم، نه سازمان است و نه چندان نسبتی با برنامه و بودجه دارد، گفت: در ساحت نظر، آنچه که با عنوان برنامه هفتم وجود دارد، مطلقا نسبتی با یک برنامه توسعه با کیفیت ندارد. پارداکس بزرگ در کشور این است که از یک سو به واسطه کثرت بحرانها در همه عرصه های حیات جمعی ایرانیان و به واسطه درهم تنیدگی این بحرانهای کثیر با یکدیگر و حالت فزاینده دادن به آن بحرانها، تلاش کردیم به حکومتگران گرامی، صمیمانه و صادقانه بگوییم اینکه فکر کنند بدون برنامه می شود حتی یک مساله موردی قابل اعتنا را حل کرد، به قاعده تجربه دو دهه گذشته، محکوم به شکست است. بحرانهای ما در حال ایجاد دادوستد با یکدیگر هستند و حتی کشور قادر به اولویت بندی آنها هم تا این لحظه نبوده، بنابراین به اسم اینکه می خواهیم مسائل را موردی حل کنیم، فقط زمان و منابع مادی و انسانی را هدر می دهند و برای خودشان، بحران مشروعیت شدت یافته و برای مردم هم گرفتاریها، مشکلات و ناهنجاریهای بیشتر را فراهم می کنند.

    ساختار قدرت قادر و مایل به تدوین یک برنامه باکیفیت نیست

    این استاد دانشگاه تاکید کرد: در این پارداوکس بزرگ، از یک سو، برای ایران، راه حل غیرمبتنی بر یک برنامه باکیفیت و عالمانه، ممتنع و ناممکن است، از سوی دیگر، بنا به ملاحظات اقتصاد سیاسی مشخص و اندیشه ای معرفتی مشخص، ساختار قدرت کنونی نه قادر و نه مایل به طراحی و تدوین یک برنامه باکیفیت است. این به همان اندازه که پاشنه آشیل سیستم است، راه نجاتش هم درنظر گرفته می شود. معمولا یکی از شیوه های طفره روی از پاسخگویی در ساختار قدرت ایران، این است که می گویند منتقدان خیلی حرفهای عالمانه و خوبی می زنند، اما این فقط در مرحله نقد است، در مرحله پیشنهاد جایگزین می گویند عزیزان پیشنهادی ندارد. هر کس الفبا را بداند، متوجه می شود که این یک دروغ ناجوانمردانه ای است که از ناحیه ساختار قدرت و گروه های ذی نفع، به کارشناسان دلسوز کشور وارد می شود. من شخصا در چهل سال گذشته، حتی یک مورد هم ندیدم که یک کارشناس صاحب صلاحیتی ، نقدی کند و برای آنها راه حلی ارائه نکند.

    کشور بدون برنامه راه نجاتی ندارد / راه مهم برای حل پارادوکس پیش روی برنامه محوری

    مومنی با بیان اینکه کشور بدون برنامه راه نجاتی ندارد و ساختار قدرت موجود هم تمایل و توانایی تدوین این برنامه را هم ندارد، اظهارداشت: راه حلی که از درون این پارادوکس ایجاد می شود این است که حکومت باید فرایندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع را شفاف کند و خردمندانه، باب مشارکت دانایان را باز نمایند. این راه حل است. اما در طی دو دهه گذشته، در ابعادی بی سابقه در تاریخ اقتصادی معاصر ایران، در هر دو این زمینه ها، روندی که ساختار قدرت ترجیح داده، روندی واژگونه است. تا توانسته اند، برای عرضه داده های مورد نیاز کارشناسان، وقفه و کارشکنی ایجاد کرده اند و تا توانسته اند هم باب مشارکت دانایان را هم بسته اند. آنچه که درو کرده اند، این شرایط حاد بحرانی کنونی است.

    کشور به ورطه های خطرناکی از شکنندگی دچار شده / باید در ریل حکمرانی ارتقا، تغییر و اصلاح بنیادی انجام داد

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد، با تاکید بر اینکه کشور به ورطه های خطرناکی از شکنندگی دچار شده، بنابراین باید در ریل حکمرانی ارتقا، تغییر و اصلاح بنیادی انجام داد، گفت: برای اصلاح بنیادی باید به حکومتگران گرامی گفت لطفا برنامه ریزی با کیفیت را در دستور کار قرار دهید. جز این راهی وجود ندارد. وقتی 35 ساله گذشته کشور ، یعنی دوره پس از جنگ را نگاه می کنیم، مشخص است که به دلیل تن در دادن به برنامه تعدیل ساختاری، ما با پدیده بحران شکست لاینقطع در عرصه سیاستگذاری روبرو هستیم. در 35 سال گذشته، تقریبا در همه عرصه های سرنوشت سازی که مورد تاکید برنامه تعدیل ساختاری بوده، ما با فاجعه آمیزترین شکست ها روبرو شدیم، حتی یک مورد موفقیت در این 35 سال گذشته وجود نداشته و نکته کلیدی و تلخ این است که گسترده ترین و عمیق ترین شکستها، به حیطه هایی مربوط می شود که حکومت بیشترین حیثیت را برای آن خرج کرده است. در هر زمینه ای که بیشتر مایه گذاشتند و بر آن تاکید کردند، شدت شکست بیشتر بوده و تلخ ترین قسمت ماجرا این است که صاحبان مدرک فاقد کیفیت هم کم نداریم، اما نباید آن را مطلق کرد و واقعیت این است که کارشناسان بسیار قابلی هم در همین دوره تربیت شدند که می توانند تکیه گاه ملت باشند.

    حکومت نظام تصمیم گیری و اجرای خود را آسیب شناسی جدی کند

    این اقتصاددان اضافه کرد: در چارچوب برنامه تعدیل ساختاری، آسیب بزرگی که نظام تصمیم گیری های کشور با آن مواجه شده، خوگرفتن و تن دردادن به سطحی نگری و کوته نگری، همراه با آسیب پذیری های بی سابقه از فساد و درگیری تمام عیار با سفله پسندی و کوتوله پروری و ناکارآمدی های بنیان برانداز است. شاید اگر بخواهیم برای برنامه ریزی، فاز صفری تعریف کنیم، این است که ابتدا، حکومت نظام تصمیم گیری و اجرای خود را آسیب شناسی جدی کند و متون بسیار موجهی هم دراین زمینه وجود دارد که قابل اجرا و استناد است. وقتی متوجه می شوید که در کتاب توانمندسازی حکومت که انتشارات روزنه منتشر کرده و با پشتیبانی بخشی از ساختار قدرت و قوه مجریه فراهم شده، می گوید حکوکت ایران در بین کشورهای دنیا، از نظر میزان کارآمدی، در گروه کشورهای ضعیف طبقه بندی می شود. صفت ممیزه این نظام با توانمندی اجرایی ضعیف این است که شیب انحطاط در ضعف توانمندی ایران، در میان کشورهای ضعیف، جزء بالاترین ها است.

    هدف گذاری عالمانه را با بیان آرزوها اشتباه گرفته اند

    مومنی ادامه داد: یکی از حیاتی ترین آسیب ها این است که در چارچوب مناسبات رانتی که عزیزان مثلا هدف گذاری عالمانه برنامه ای را با بیان آمال، آرزوها و ارضای جاه طلبی های خودشان اشتباه گرفته اند، فرضشان بر این است که ما یک نظام اجرایی داریم که فقط منتظر است دولت و مجلس با یکدیگر، احکام جدید صادر کنند! اینکه می بیند در دولت و مجلس مسابقه حکم نویسی وجود دارد و مجلس احکامی که دولت پذیرفته را چند برابر می کند، به این دلیل است که ما تصورشان این است که ما از نظر ظرفیت اجرایی، حد یقفی نداریم. اینها همه محصول بی اعتنایی به علم در ساحت برنامه ریزی است، اولین الفبا برنامه ریزی، احصاء ظرفیتها است، چه ظرفیت دانایی، چه ظرفیت سازمانی و چه ظرفیت اجرایی. وقتی می بینید 35 سال گذشته و حتی یک مورد، یک سیاست جدی که روی آن بسیار مایه گذاشتید، جز شکست چیزی تجربه نکرده، آیا بنا به این تعبیر قرآنی، زمان آن نرسیده است که بازنگریهایی در خود کنند و بفهمند باید روی ترمز زد.

    بیش از 50درصد برنامه وزرا با برنامه هفتم نسبتی ندارد

    این استاد دانشگاه علامه طباطبایی یادآورشد: نفس اینکه رئیس جمهور می گوید قانون برنامه را اجرا می کنم، به حکم پایبندی ایشان به برنامه ارزشمند است، اما از آنجا که این حرف نشان دهنده عدم آگاهی ایشان از گستره و عمق ضعفهای بسیار بزرگی است که در این سند وجود دارد، می تواند نگران کننده باشد. در کلی ترین عبارت، باید گفت نظام تصمیم گیری و تخصیص منابع ملی در ایران، دچار بحران قدرت تشخیص در ساحت نظر و بحران اهلیت حرفه ای در ساحت عمل است. اکنون چون همه شادمان هستند که بعد از مدتها، تفاهمی در دولت و مجلس پدیدار شد، ولو در سطح نازلی که مشاهده کردیم که ما هم قدردان و شاکر هستیم، اما اگر در کشور حساب و کتاب برنامه ای وجود داشته باشد، به طور قطع بیش از 50 درصد آنچه که به عنوان برنامه کاندیداهای وزارت مطرح شد، هیچ نسبتی با برنامه هفتم نداشت. البته این 50 درصد را نیز با اغماض باید گفت تا شادمانی ها لطمه نبیند.

    با برخی اظهارات اعضای کابینه در مجلس، جز استثناهایی، آبی برای کشور گرم نمی شود

    وی توضیح داد: او که می گوید من برنامه را اجرا می کنم، همان افرادی را که انتخاب کرده، در این ابعاد نگران کننده، حرفهایی به اسم برنامه زدند، که اولا اهانت به برنامه است و آن همچنان بیان آمال و آرزوهاست و نسبتی با برنامه ندارد، از همه مهمتر اینکه هیچ نسبتی با برنامه هفتم که می گویید مبنای کار ماست ندارد. بنابراین ما صمیمانه و خاضعانه می گوییم در حد روحیه بخشی به ملت، خدا پدرتان را بیامرزد، هم بابت اینکه می گویید قائل به ضرورت پایبندی به برنامه هستید، و هم اینکه سطوحی از وفاق را صرف نظر از پشت پرده هایش به نمایش گذاشتید. اما می گوییم اگر آقای رئیس جمهور فکر کند با آن حرفهایی که برخی اعضای تیم معرفی شده به مجلس در کابینه ایشان زدند، آبی برای کشور گرم می شود، جز استثناهایی پاسخ قاطعانه منفی است.

    پزشکیان تیمی برای سنجش اعتبار کارشناسی اظهارات منتخبانش تشکیل دهد

    مومنی ادامه داد: دوستداران توسعه و کشور، و به ویژه نزدیکان مشفق آقای ریس جمهور، به ایشان بگویند شرافتمندانه یک تیمی ایجاد کند تا اعتبار کارشناسی حرفهای منتخبانش محک زده شود. طرف وزیر تولید است، مهمترین راهکارش تشویق واردات بود، این مضحک و شرم آور است. بعد برای واردات، کرامات و معجراتی مطرح می کند که وهم مطلق است.بزرگترین خدمتی که آقای پزشکیان می خواهد به خود و کشور داشته باشد، این است که یک تیم صاحب صلاحیتی منصوب کند تا اظهارات وزیرانش را بررسی و نسبتش را با مصالح کشور و علم و کارآمدی و قدرت حل کردن مساله به نمایش بگذارد. آقای رئیس جمهور، در درون خانواده دولت به این مسائل رسیدگی کند.

    وقت تعارف نیست

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه وقت تعارف کردن نیست، بلکه وقت مجهز شدن برای بازکردن گره هاست، خاطرنشان کرد: به واسطه بی اعتنایی به اهلیت علمی و حرفه ای، شرایطی را تجربه می کنیم که با انبوهی از واگراییها به جای همگرایی در عرصه های حیاتی روبرو هستیم و با بحران حاد میان تهی شدن دولت و بنگاه ها و خانوارها از نظر مالی مواجهیم. با انبوهی از بحرانها روبروییم که حیاتی ترین آنها، پدیده هایی مانند فساد به غایت گسترده، نابرابری های ناموجه شکنندگی آور و وابستگیهای ذلت آور و شکنندگی آور به دنیای خارج در عرصه تولید است.

    بلایی که در دهه های 1380 و 1390 بر سر اقتصاد کشور آمد… / سه شاخص بازتاب دهنده وضعیت فاجعه بار نزول اقتصاد ایران / برای گزینش مشاوران صاحب صلاحیت، از تعارف مناصب به گروه های ذی نفع دست برداریم

    مومنی با بیان اینکه رئیس جمهور می تواند برایند همه آنچه که گفته شد را در این چند رقم مشاهده کند، اظهارداشت: برای نمونه، در دهه 1390، می توانید کارنامه اقتصاد ایران را در قالب سه مشخصه و با سه عدد ببینید و هر کس هر میزان که از کُنهِ این اعداد و مسائل دیگری که تجلی می کند، قدرت تشخیص داشته باشد، متوجه می شود که باید حساب کار خودمان را بکنیم و تعارفها را کنار بگذاریم و حداقل در زمینه گزینش مشاوران صاحب صلاحیت، از تعارف زدن مناصب به گروه های ذی نفع دست برداریم.  در دهه 1390، ما با پدیده رشد تقریبا 1000درصدی نقدینگی روبرو بودیم و به طور همزمان رشد نزدیک به صفر تولید را داشتیم. از آن تکان دهنده تر، روند نزولی نرخ تشکیل سرمایه ثابت بوده است. می توان درباره ابعاد این مساله، ساعتها ذکر مصیبت کرد.

    با وجود تزریق 650 میلیارد دلار به اقتصاد در یک دهه، رشد تولید منفی بود

    به گفته این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی؛ یکی از وجوهش که زنندگی و تهوع آوری و شکنندگی آوری این مناسبات فاسد و رانتی را عریان می کند، این است که در این دهه که رشد تولید صفر است، ما چیزی حدود 650 میلیارد دلار به این اقتصاد تزریق کردیم. هزاران هزار میلیارد تومان هم به این اقتصاد تزریق کردیم و میلیاردها نفر ساعت هم نیروی کار در این کشور کار کرده که برآیند آن رشد صفر شده است، اما از آن سو، این هیولای نقدینگی معطوف به مناسبات رانتی ، ربوی و فاسد، آن گونه دهان باز کرده است.

    وی ادامه داد: این تازه دهه 1390 است! اگر افق بررسی ها را به دو دهه برسانیم، این سه رقم مسائل بیشتری را عریان می کنند. در فاصله 1380 تا 1399، یعنی دهه های 1380 تا 1390، رشد نقدینگی، بالغ بر 10 هزار و 250درصد بوده است. در برابر رشد 36 درصدی تولید. تناسبهای بین عرضه کل و تقاضای کل را نگاه کنید! فصل مشترک دهه 1380 با 1390 هم رشد کاهنده تشکیل سرمایه ثابت است. یعنی تمام آن فسادها را در این که در این دو دهه، بیش از 1500 میلیارد دلار و هزاران هزار میلیارد تومان خرج شده، اما سرمایه گذاریهایی که صورت گرفته، در این سالهای آخری، قادر به جبران استهلاکها هم نبوده است. حالا نسبت به این وضعیت را با این ادعاهای پوشالی و شرم آوری که در دو دهه گذشته راجع به اشغال زایی صورت گرفته ببینید که چگونه مشاغل بی کیفیت و سیاه را هم جزء آمار اشتغال زایی هایشان حساب کرده اند.

    چرا مرتبا از مردم در تعیین سرنوشت سیاسی و اقتصادی شان مشارکت زدایی می کنید!؟

    مومنی با بیان اینکه در اینکه هر کس که جوان تر و آگاه تر است شدت یاس و سرخوردگی اش نسبت به آینده بیشتر است، مبنا و حساب و کتابی وجود دارد، خاطرنشان کرد: بعضی از سیاسیون به تعارف می گویند، مردم آگاهند، شما اگر آنها را شریف و آگاه و همیشه در صحنه می دانید، چرا مرتبا از آنها در تعیین سرنوشت سیاسی و اقتصادی شان مشارکت زدایی می کنید!؟ با این کارنامه ای که شما دارید و شرم آور است، حداقل بگذارید آنها کمک کنند.

    آقای پزشکیان! شرافتمندانه به شفاف سازی فرایندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع تعهد دهید

    این اقتصاددان گفت: اگر آقای پزشکیان می خواهد کاری کند که اوضاع ایران از این بدتر نشود و اگر زورمان رسید، وضعیت را بهتر کنیم، گام نخست این است که باید شرافتمندانه به شفاف سازی فرایندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع تعهد دهد. یکی از دلایل اینکه می بینید برنامه میان مدت و بلندمدت در ایران به یک مناسک توخالی تبدیل شده، این است که در کل این دو دهه گذشته، همه مقامات و دست اندرکاران کشور، از فرط خوشی و موفقیت نمی دانستند چه کنند! یک بار در این بیست سال ندیدید که یک مقام کلیدی کشور، بگوید ما خراب کاری کردیم. حتی یک بار ندیدید که مدیران درجه دو یا سه به خاطر ناتوانی در تحقق وعده هایشان مواخذه شوند و یا کنار گذاشته شوند!

    آنچه که درباره ناآرامی های 1401 به شهید رئیسی گفته شد

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ادامه داد: من بیش از بیست بار به زنده یاد، آقای رئیسی گفتم در سال 1401، شما می خواستید یک تصمیم بسیار خطرناکی بگیرید و آن هم وارد کردن یک شوک بزرگ به نرخ ارز، با عنوان حذف ارز ترجیحی بود. کارشناسان مستقل این کشور، فریادشان به آسمان رسید که این کار، از نظر انسانی و اجتماعی، فاجعه های بزرگ پدید خواهد آورد. اما افرادی که یا خودشان مستقیما منافع داشتند یا آلت دست آن منافع بودند و روی صندلی های کلیدی نشسته بودند، یکی شان آنچنان وقیح بود که نسبت به استاد خودش که هشدار داده بود، گفته بود از قوه قضائیه تعجب می کنم که چرا برای دستگیری این استاد وارد نمی شود!؟ کار از شدت وقاحت به این جاها رسیده بود! گفتند با این کار ایران را گلستان می کنیم، رانت از بین می بریم و تورم کنترل می کنیم و شما دیدید که در تاریخ اقتصادی پس از جنگ دوم در ایران، جهشی که در قیمت مواد غذایی مورد نیاز مردم در سال 1401 اتفاق افتاد، بی سابقه بود. به آقای رئیسی گفتم ولنگاری ها و بی صلاحیتی ها و وعده های پوچ که برخی مقامات مسئول دادند، به قیمت جان انسانها، چشم و آزادی آنها تمام شد! آنها که بی گناهند باید تنبیه شوند!؟ وقتی افتضاح نتایج آشکار شد، آنها که چنین ادعاهایی کرده بودند، باید شرافت حداقلی نشان می دادند و با استعفا کنار می رفتند. متاسفانه ما در مملکتمان استعفا هم نداریم!

    نرخ بهره در ایران، نسبتی با یک کشور اسلامی ندارد

    مومنی ابراز عقیده کرد: این مساله را از دریچه مسائلی که برای ساختار قدرت از منظر اعتقادی و هنجاری مهم بوده ببینید! اجمالا باید گفت اگر ما در آن حیطه ورود کنیم، اوضاع از عملکرد عینی و مادی شان در حیطه اقتصاد به مراتب فاجعه آمیزتر است. یکی از دلایلی که می بینید که حکومتگران گرامی، ترجیح می دهند سختگیری شان درباره داده های آماری راجع به مسائل اجتماعی و فرهنگی از حیطه های اقتصادی بیشتر باشد، به این دلیل است. انتظار داریم نهادهایی که به نام ترویج دین این بودجه های غیرمتعارف را می گیرند، متولی این مسائل شوند، اما متاسفانه آنها هم تاکنون فرصت نکردند به ازای این میزان بودجه ای که گرفتند، گزارشی دهند که اوضاع و احوال این کشور از نظر نظام باورهای اسلامی چگونه است. مثلا به یک اقتصاددان اسلامی شرافتمند بگویند وقتی در قرآن به صراحت درباره ربا گفته « فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ »، گزارشی دهد که نرخ بهره در بازار رسمی پول ایران چقدر است و چه نسبتی با آن کشورهایی دارد که چنین ادعاهایی ندارند. هرچند که ما نرخ بهره در بازار غیررسمی را اشاره نمی کنیم، چرا که ابعاد شرم آوری آن حدِ یقف ندارد.

    وعده خداوند را حق بدانیم، تعبیر قرآن راجع به جامعه ربا زده چیست؟

    مومنی ادامه داد: اگر ما وعده خداوند را حق بدانیم، تعبیر قرآن راجع به جامعه ربا زده این است که مثل آن فرد یا جامعه، مانند فرد و جامعه شیطان زده است. عزیزان درباره دو زلف چنین رگ گردنشان بیرون می زند، اما ما ندیدیم درباره ربا با مصرحاتی که در قرآن وجود دارد، غیرتی برانگیخته شود. در زمینه عدالت اجتماعی، چطور!؟ در حالی که ادعای ما این است که «علی ابن ابی طالب، قتل فی شدة عدله». از این دریچه، ما در درجه اول در نهضت بازگشت به اداره کشور بر محور یک برنامه با کیفیت، باید آن حداقلها را تامین کنیم. تکلیفمان را با مفاهیم سرنوشت ساز، مانند توسعه، عدالت اجتماعی، فناوری، بهره وری، رابطه مردم با حکومت و برنامه ریزی توسعه روشن کنیم. سند برنامه هفتم را با استانداردهای حداقلی برنامه توسعه، آن طور که در همان سازمان برنامه و بودجه ادبیات برایش جور کرده اند، مقایسه می کنید، هر نسبتی به این سند می توان داد، جز اینکه بگوییم برنامه است. البته به آن معنا نیست که موضوعات خوب در آن وجود ندارد، اشاره شد که در کنار آن همه کاستیها ، نارسایی ها، پوچی ها و تناقض ها، نکته های مثبتی هم وجود دارد، اما نسبت هایشان با هم از یک منطق قابل قبول و قابل تحملی برخوردار نیست.

    نرخ مشارکت زنان در بازار کار ایران، حدود یک سوم میانگین جهانی / نرخ بیکاری زنان تحصیلکرده دانشگاهی به 71درصد رسیده است

    این اقتصاددان با بیان اینکه در شرایطی که در دنیا پیامدهای مشارکت معجزه آسا است، ساختار قدرت در ایران بساطی برپا کرده که میزان مشارکت زنان در بازار کار، جزء فاجعه آمیزترین رتبه ها است، اظهارداشت: نرخ مشارکت زنان در بازار کار ایران، حدود یک سوم میانگین جهانی است. باید درنظر داشت میانگین جهانی هم شاخص ایده آل نیست، در چنین مجموعه ای نرخ مشارکت زنان در بازار کار، یک سوم است. ضمن اینکه مرکز پژوهشهای مجلس، در گزارش 1402، اعلام کرد نرخ بیکاری زنان تحصیلکرده دانشگاهی به 71درصد رسیده است! ببینید چه خبر است!؟ بعد وزرای کاری داریم که از فرط شادمانی و موفقیت نمی دانند چه کنند! آن وزیر کاری که خداروشکر دیگر اکنون وزیر کار نیست، معجزه ای کرد و در حالی که در سال 1401، وضعیت تورم مواد غذایی و اجاره مسکن و هزینه های حمل و نقل جزء بدترین سالهای پس از انقلاب بوده، گزارش داد که اندازه جمعیت فقیر در 1401 در ایران کاهش یافته! آنقدر انگیزه مشارکت پایین است که حتی یک آخ هم در درون حکومت گفته نشد! این همه موسسه ها و پژوهشکده های اقتصادی و دانشکده های حقوق و علوم سیاسی و اقتصاد و علوم اجتماعی هم یک آخ نگفتند، به این دلیل که عزیزان با نهایت حسن نیت، برای اینکه کسی روحیه اش خراب نشود، فقط این ادعا را منتشر کردند و سند پشتیبانی کننده از این ادعا را به خاطر حفظ روحیه ما، طبقه بندی کردند!

    احترام زیادی قائلم، اما برخی اظهارات وزیر کار خطرناک بود

    مومنی با بیان اینکه خدا را شکر که برای اولین بار فردی که هم اهلیت حرفه ای و هم اهلیت کارشناسی داشت وزیر کار شد، اما با کمال تاسف در عین اینکه همین فرد هم در سخنانی که مطرح کرد، حرفهای مناسبی بود اما تحلیل های خطرناک و بی پایه ای هم وجود داشت، ادامه داد: با کمال احترامی که برای این وزیر قائل هستم، اما دیدگاه های خود را درباره این موارد خطرناک به گوش پزشکیان خواهم رساند. تا ماجرای «گر تو قرآن بدین نمط خوانی» پیش نیاید و انشالله رونق این تفاهم میان دولت و مجلس باقی بماند.

    علت اصلی گرفتاری ایران؛ «سلطه غیرمتعارف نهادهای استثماری و بهره کش به جای نهادهای مشارکتی»

    وی با بیان اینکه عنصر گوهری در توضیح اوضاعی که ایران گرفتار آن شده، با تعابیر متفاوتی اسم گذاری شده است، ابراز عقیده کرد: جامع ترین عبارت را عجم اوغلو و رابینسون در کتاب «چرا ملتها شکست می خورند» مطرح کرده و از آن با عنوان «سلطه غیرمتعارف نهادهای استثماری و بهره کش به جای نهادهای مشارکتی» نام برده اند که البته راه حل هم در همین عبارت توضیح داده شده تا نگویند کارشناسان بلد نیستند و راه حل ارائه نمی کنند. هر چند آنها که چنین نسبت هایی به کارشناسان می دهند نگرانی هایی از بابت اینکه این ادعاهایشان تا چه میزان با واقعیت همخوانی دارد، ندارند و آسوده خاطرند.

    برنامه هفتم گریز از شفافیت را نهادمند کرده است

    این استاد اقتصاد با بیان اینکه کارنامه تعدیل ساختاری را در این 35 ساله گذشته ببینید که چگونه تمام دورهای باطل توسعه نیافتگی در ایران، یک سرش در اجرای این برنامه تعدیل ساختاری است، گفت: این برنامه به کلی، خلاقیت و تولید فناورانه را به حاشیه رانده و مسابقه مستقر، مسابقه بر سر رانت، ربا، مفت خوارگی و بهره مندی های غیرمتناسب با شایستگی ها شده است. از منظر برنامه ریزی، ریشه های این مساله به چند موضوع بر می گردد، از جمله گریز از شفافیت. در سند برنامه هفتم که معتقدیم به شدت نیازمند اصلاح است، انعکاس عدم شفافیت را در طفره روی از ارائه یک گزارش وضع موجود می بینیم. گزارش کارشناسی واقعی وضع موجود، نشان دهنده جزئیات سه رقمی است که به آن اشاره کردم. اگر بر گزارش وضع موجود مهر طبقه بندی نخورد و اجازه انتشار در جامعه را داشته باشد، مورد ارزیابی قرار می گیرد. اما سند قانون برنامه هفتم توسعه که بسیار خوب است رئیس جمهور گفتند به آن پایبند هستند، فاقد گزارش وضع موجود و نشان دادن چشم انداز آینده ایران در صورت تداوم روندهای 35 سال گذشته است. چرا اینگونه است!؟ به این دلیل که برخی با شفافیت مشکل دارند. آنکه در ذهن و عملش، مطامع رانتی به ملاحظه های معطوف به خلاقیت و تولید ترجیح داده شده، با شفافیت مشکل دارد.

    برنامه هفتم سند مسئولیت گریزی نهادمند و بی اعتنایی به پاسخگویی در قبال خداوند و مردم است/ برنامه هفتم نمی تواند مبنای اداره کشور باشد

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ادامه داد: محور دومی که از منظر برنامه ریزی برنامه هفتم را شایسته بازنگری جدی می کند، این است که جدول منابع و مصارف ارزی و ریالی ندارد. مشکل آنچه که عزیزان برنامه هفتم می نامند، فقط ارائه ندادن فهمی از وضع موجود، فهمی از وضع مطلوب و ارائه سازوکارهای برون رفت از وضع موجود و حرکت به سمت وضع مطلوب نیست، بلکه وقتی سندی به اسم برنامه ارائه می دهید که فاقد جدول منابع و مصارف ارزی و ریالی است، صد جور استنباط می شود از آن کرد، چنین سندی نمی تواند مبنای اداره کشور قرار گیرد. این سند مسئولیت گریزی نظام وارو نهادمند و بی اعتنایی به این حقیقت است که در قبال خداوند و مردم مسئولید و باید پاسخگو باشید. وقتی چنین جدولی نمی گذارند، یعنی هیچ کس حق ندارد به ما بگوید دلارهای حاصل شده، به چه اموری اختصاص پیدا کرده است. اعتبار علمی و برنامه ای آن تخصیصها چیست!؟ ولنگاری فسادزای سیستمی در اینجا مشاهده می شود، اما عزیزان اسم آن را برنامه گذاشته اند! گویا همه چیز توخالی، مناسکی، تظاهری و ظاهرسازانه شده است!

    برنامه هفتم می گوید ما نمی خواهیم تن به پاسخگویی بدهیم و مسئولیت بپذیریم / آقای پزشکیان با دولتش مسئولیت جدی در این زمینه دارند

    اعتماد مردم به حکومت و مردم به یکدیگر، به یکی از شکننده ترین ابعاد تاریخی خود رسیده

    وی مساله «مشارکت» را محور سوم حیاتی در چارچوب تحلیلهای سطح توسعه دانست و تاکید کرد: رابطه میان مردم و حکومت از هیچ عنصری به اندازه کمیت و کیفیت مشارکت مردم در تعیین سرنوشت سیاسی و اقتصادی شان تاثیر نمی پذیرد. گزارش سه جلدی منتشر شده توسط وزارت کشور، با عنوان گزارش وضعیت اجتماعی کشور را مطالعه کنید! در آنجا، می گوید اعتماد مردم به حکومت و اعتماد مردم به یکدیگر، به یکی از شکننده ترین ابعاد تاریخی خود رسیده است. کارنامه هایی که منتشر می شود، از نظر فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی رقت برانگیز است، اما در عین حال همه مسئولان کلیدی، خداوند را از فرط موفقیت شاکرند! اینها نشان می دهد که تا چه میزان به بازنگری بنیادی و محور قراردادن همه تلاشها در کل ساختار قدرت برای اینکه ایران یک برنامه باکیفیت داشته باشد، تا چه میزان اهمیت دارد.

    این اقتصاددان با یادآوری اینکه سند بودجه، سند اجرای یک ساله برنامه میان مدت است، بر ضرورت اصلاح نظام بودجه ریزی در کشور تاکید کرد و گفت: ملاحظات رانتی و ضدتوسعه ای در نظام بودجه ریزی ایران، به مراتب شکنندگی آور و فاجعه سازتر از نظام برنامه ریزی ما است. ما این گرفتاری را در دولت قبلی هم داشتیم، تا می گفتیم این چه طرز کار کردن است ، می گفتند تو به ما برنامه بده و برای ما بودجه بنویس! کسی که این حرف را می زند، حتی اگر صادق باشد، روشن است که مفاهیم برنامه و بودجه را هم نمی فهمد. فکر می کند این برنامه باید منعکس کننده اراده یک فرد باشد.

    اولین میدانی که پزشکیان در آن آزمون پس می دهد، میدان بودجه 1404 است

    این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی تاکید کرد: اولین میدانی که آقای پزشکیان در آن آزمون پس می دهد، میدان بودجه و کیفیت بودجه 1404 است. راه نجات این است که قبل از اینکه عزیزان، این سند را منتشر کنند، حداقل به سه یا چهار موسسه پژوهشی معتبر و مستقل ارائه دهند تا اعتبارسنجی شود. جلب مشارکتی صورت می گیرد، اگر از این کار ضرر کردند، لطفا سالهای بعد این کار را نکنند.

    مومنی با بیان اینکه مسئولان نباید هر جا که نمی توانند پاسخ دهند یا به صلاحشان نیست، بگویند به نظر کارشناسی ارجاع می دهم، گفت: هر کس که الفبای علم را می فهمد، می داند که ما یک نظر یگانه ای با عنوان نظر کارشناسی نداریم، بلکه باید گفت کدام کارشناس با کدام سطح از قدرت تشخیص و کدام سطح از اهلیت حرفه ای!؟ نباید موضوعات را به مساله موهومی با عنوان نظر کارشناسی حواله کرد.

  • ملاحظات رانتی باورهای دینی مردم را مورد حمله قرار داده است / هیچ عنصری برای تخریب محیط زیست، خطرناک تر از فقر نیست / با پزشکیان اتمام حجت شرعی کردیم

    ملاحظات رانتی باورهای دینی مردم را مورد حمله قرار داده است / هیچ عنصری برای تخریب محیط زیست، خطرناک تر از فقر نیست / با پزشکیان اتمام حجت شرعی کردیم

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی با تاکید بر اینکه برنامه هفتم نیازمند بازنگری جدی است، گفت: به اسم خصوصی سازی، حتی به دارایی های بین نسلی مشمول اصل 44 قانون اساسی هم تعرض کردند، اکنون در زمینه فروش آنها به آخر خط رسیده اند، بنابراین اکنون برای تعرض به اصل 45 قانون اساسی، مقدمه چینی می کنند. یعنی حمله به انفال. این حمله با روشهای شناخته شده ای در دستور کار است. تحت عنوان اینکه ما نیاز به زمین داریم، اموال عمومی را دولتی می کنند و بعد چون اسم آن اموال دولتی می شود، تحت عنوان مولدسازی و خصوصی سازی و هر تعبیر دفرمه دیگری می فروشند و آخرین شریانهای حیات حال و آینده مردم ایران را مورد تعرض قرار می دهند. به حکومتگران گرامی و آنها که دل در گروی بقای ایران دارند، هشدار می دهم که 83 درصد اراضی کشور، در حیطه اموال عمومی قرار دارد و تحت عنوان مولدسازی تعرضهای سازمان یافته ای با حیاتی ترین زمین ها و منابعی که بقای بین نسلی در ایران را امکان پذیر می کند در دستور کار قرار داده اند.

    در مباحث توسعه پایدار، آوای توحید شنیده می شود

     دکتر فرشاد مومنی، رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد که در پنجمین جلسه از سلسله جلسات «تلاش برای ارتقای توان فکری حکومت در شرایط تغییر دولت» با عنوان «دولت چهاردهم و بحران محیط زیست و توسعه پایدار» در این موسسه سخن می گفت، با بیان اینکه فصل مشترک همه این بحثها این است که آمیزه ای از فساد، جهل و کوته نگری بالاترین سطح قدرت توضیحی برای بیان علل گرفتاری های ایران دارند، اظهارداشت: آوای توحید در آنچه که در مباحث توسعه پایدار مطرح می شود، نیز وجود دارد و آنچه که بشر به تجربه مشاهده می کند، برآیند چیزهایی است که در اسحت دین هم مورد توجه بوده و ما همانقدر که در ساماندهی با کیفیت دنیایمان نالایق بودیم، به طریق اولی از طریق بد دفاع کردن از دینمان، آبروی دین خدا را هم می بریم.

    یک خوگرفتگی انحطاط آور به ملاحظات رانتی وجود دارد

    وی با بیان اینکه کوته نگری، اولین نشانه بی خردی و حرکت به سمت انحطاط است، افزود: یک خوگرفتگی انحطاط آور به ملاحظات رانتی در امور دنیایی وجود دارد که این کوته نگری رانتی، باورهای دینی مردم را مورد حمله قرار داده است. اساس ماجرای توسعه به عدالت در دین، این است که مناسبات عادلانه، مناسبات پایدار ساز و تضمین کننده بقای همراه با بالندگی برای بشر است. وقتی این جنبه را نادیده می گیرند ، زیانها اجتناب ناپذیر می شود. مساله عدالت اجتماعی، برای توسعه پایدار و فراگیر، متغییر ابرتعیین کننده است.

    تورم با جرم و جنایت هم‌راستایی تمام عیار دارد

    این استاد دانشگاه با بیان اینکه در مناسبات رانتی، که عقل به حاشیه رانده می شود و تعصب، جمود و کوته نگری جای آن می آید، دنیا و آخرت ما آسیب می بیند، تاکید کرد: هر کتاب جدی که درباره اقتصاد سیاسی تورم نوشته شده، می گوید منحط ترین وجه سیاست تورم زا آثار اخلاقی تورم است. تورم ایجاد می کنید که لاشخورها ، مفت خورها و غیرمولدها را بهره مند کنید و زحمتکشان و مظلومان و محرومان را تحت فشار قرار دهید، و به همان انداز هم که ظالمانه است، انحطاط اخلاقی هم پیش می آورد. تمام مطالعات در ایران نشان می دهد ماجرای تورم با جرم و جنایت و هر نوع ناهنجاری اجتماعی هم راستایی تمام عیار دارد. اما گویا خداوند به برخی چشمهایی داده که نمی توانند ببینند و گوشهایی داده که نمی توانند بشنوند!

    در جزئی و کوته نگری، هماهنگی کامل میان اصولگرایان و غیراصولگرایان وجود دارد

    مومنی ضمن انتقاد از نگاه جزیره ای و موردی به مسائل به جای نگاه سیستمی در کشور، ادامه داد: متاسفانه از این نظر آنها که ادعای اصولگرایی هم داشتند، بلاهای آن چنانی بر سر کشور آوردند و البته که در کوته نگر بودن و جزئی نگر بودن هماهنگی کامل میان اصولگرایان و غیراصولگرایان وجود دارد. قله ابتذال این دو این است که در یک ساخت توسعه نیافته می خواهید به نام بازارگرایی کار را جلو ببرید که اساس آن بر کوته نگری و جزئی نگری است.

    پس از انقلاب، خیلی به دکتر شریعتی ظلم شد / بخشی از انحطاط امروز به این حق کشی برمی گردد

    از دیدگاه شهید بهشتی، کوته نگری و جزئی نگری، علت سقوط تمدن اسلامی است

    به گفته مومنی؛ در این زمینه، مدعیان، باید مشی دکتر بهشتی را اتخاذ می کردند. یکی از افتخارات تمدن اسلامی در قرن بیستم، کتاب «شریعتی، جستجوگری در مسیر شدن» است. در آنجا شهید بهشتی طرز برخورد مصباح یزدی با دکتر شریعتی را نقد می کند و تمام بحثش هم همین است. از دیدگاه شهید بهشتی، کوته نگری و جزئی نگری، علت سقوط تمدن اسلامی است و ایشان به جزئیات نشان دادند این دو ضعفِ آقای مصباح یزدی علی رغم توانمندی های دیگری که دارد، سایه سنگینی بر اندیشه ایشان انداخته و به صورت مصداقی، شهید بهشتی این مساله را در طرز برخورد مصباح با شریعتی نشان می دهند. آقای بهشتی می گویند که هیچ منافاتی ندارد که شما عمیق و عالمانه آن مرد را نقد کنید، و در عین حال، قدردان وجوه مثبت و خدمات بی بدیل ایشان هم باشید.

    گلایه شریعتی از برخی روحانیون نزد شهید بهشتی

    وی یادآورشد: آنچه که مقام دکتر شریعتی را نزد من بسیار بالاتر برد بحث شهید بهشتی بود درباره اینکه گفت آقای دکتر شریعتی شخصا به منزل من مراجعه کرد و ملتمسانه گفتند تشنه نقدهای عالمانه شما هستم و از برخی از روحانیون شکوه کرد و گفت آنها به نام نقد، فحاشی و هتاکی می کنند، اما شما چون عالم واقعی هستند وقتی نقد می کنید، باعث رشد من خواهید شد. شریعتی گفته بود آنها که هتاکی می کنند با مظلومیتی که برای من ایجاد می کنند، محبوبیت من را بالا می برند.

    نمی توانید به صورت جزیره ای بحرانها را انتزاع و حل کنید

    مومنی گفت: از نیمه دوم دهه 1340، روحانیت زمان آگاه ما متوجه شدند پاسخگویی انفعالی و جزئی به نقدهای ماتریالیستها به اسلام راهگشا نیست. ابتدا باید اسلام را به عنوان یک سیستم معرفی کنیم و بعد جایگاه مساله تقیه، برده داری و قضا و قدر را در آنجا نشان دهیم و بسیار موفق بود. این مساله در حیطه اداره کشور هم مطرح است. این عبارت باید به تن آنها که شرافت انسانی دارند و صادقانه از قیامت می ترسند و در چند 10 ساله مسئولیت داشتند؛ از زمان شروع برنامه تعدیل ساختاری تا امروز نظام سیاستگذاری ما در تمام عرصههای سیاستگذاری کلیدی اقتصادی اش، بدون استثنا شکست خورده است. به این علت که می خواسته در چارچوب بازارگرایی مبتذل می خواسته کار را جلو ببرد، بنابراین کوته نگرانه و جزئی نگر و سطحی نگری کرده است. آنها حتی آبروی بازار گرایی را بردند. تکان دهنده ترین قسمت ماجرا این است که در این 35ساله، روی هر چیزی که نظام سیاستگذاری ما حیثیت بیشتری خرج کرده، گستره و عمق شکستش هم بیشتر بوده است. بنابراین وقتی به دولتهای احمدی نژاد، رئیسی و پزشکیان می گوییم دست از توهم اینکه بتوانید موردی و جزئی گرفتاری های کشور را حل و فصل کنید بردارید به این علت است. اکنون فقط در حیطه محیط زیست ایران، در 40 عرصه سرنوشت ساز با بحران روبرو هستیم. هر کدام از این بحرانهای زیست محیطی با بحرانهایی که در ساخت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی داریم، پیوند دارد. بنابراین نمی توانید به صورت جزیره ای بحرانها را انتزاع و حل کنید. 35 سال شکست، گویا برای عزیزان کافی نیست.

    اظهارنظر آنها که می گویند تولید بنزین در مقایسه با قیمتش به صرفه نیست، سست و بی پایه است و من این مساله را به رئیس جمهور گفتم

    این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی، ادامه داد: در دیداری که با تعدادی از دوستان با آقای رئیس جمهور داشتیم، به ایشان گفتم موضوعاتی که راجع به قیمت بنزین و مقرون به صرفه نبودن فروشش مطرح می شود، خودش به شدت مخدوش است، اما نکته مهمتر این است که این یک متغیر از 75 متغیر تاثیر می پذیرد که باید همه آنها را با هم ببینید تا بتوانید راجع به قیمت بنزین فهمی عالمانه پیدا کنید. شرافت حرفه ای اقتضا می کند که به حرفهای درست هم بعد از انتخابات پایبند باشیم.

    آقای پزشکیان، از تجربه دولتهای قبل عبرت بگیرید / هر دولتی که بیشتر از برنامه‌ طفره رفت، شدت لطمه هایی که به ایران زد، بیشتر بود

    مومنی با تاکید بر اینکه اگر عزیزان فکر کنند که بدون برنامه حتی می توانند یک مشکل را حل کنند، جزء محالات است، افزود: صمیمانه به آقای پزشکیان هدیه می کنم که از تجربه دولتهای قبل خود عبرت بگیرد. هر دولتی که بیشتر از برخورد برنامه ای طفره رفت، شدت فضاحتش و لطمه هایی که به ایران و مردمش زد، بیشتر بوده است. لازمه برنامه داشتن، نگرش دورمدت، سیستمی، جامع نگر و فراگیر است. اکنون عده ای با گژتابی و وارونه خوانی پیام زنده یاد دکتر حسین عظیمی، به برنامه جامع حمله می کنند. مشکل برنامه ریزی ما جامع نگری اش نیست، مشکل این است که عزیزان روی صندلی هایی که می نشینند، هوا برشان می دارد و یک باره همه چیز را با هم می خواهند. این اشکال دارد، نه جامع نگری!

    گزارشهای تلخی که در وزارت صمت و کشاورزی بایکوت شدند… / درآمد ارزی کشاورزی و صنعت، کمتر از هزینه هایش است

    این اقتصاددان با بیان اینکه وقتی مسائل را درست متوجه نمی شوند، اسم مواردی را « پیشران » می گذراند که مهمترین عوامل انحطاط ایران در نیم قرن گذشته بوده است، تصریح کرد: اینکه به وجه علمی مساله توجه داشته باشیم، بسیار حیاتی است و شاید بزرگترین خدمتی که بشود به دولت جدید داشت این است که از بزرگترین متفکران کشور دعوت کند که درباره بلای مناسبات رانتی و خسارتهایی که به ایران زده است، بررسی هایی انجام دهند. مناسبات رانتی در چارچوب بازارگرایی مبتذل، حکومت را محکوم به روزمرگی ، کوته نگری و بی برنامه بودن و جزئی نگری و جزیره ای فکر کردن انحطاط آور کرده است که مصادیق آن بسیار تکان دهنده است. متاسفانه وزارت صنعت و کشاورزی، گزارشهایی منتشر کرده اند که بایکوت شده است، به این دلیل که منافع فاسد عده ای به منافع ملی ترجیح داده می شود. مطالعات آنها نشان می دهد عایدی ارزی آنچه که به نام صادرات غیرنفتی در ایران ، چه در بخش صنعت و چه در بخش کشاورزی، جریان دارد، کمتر از هزینه های ارزی اش است.

    عایدی ارزی صادرات مستقیم گاز، از صادرات کارخانه متانول سازی بیشتر بوده / متانول سازی به شدت آب بر و به شدت آلودگی ساز و سرمایه بر است

    مومنی توضیح داد: حیاتی ترین عنصر برنامه این است که روندهای واگراساز و مخرب و انحطاط آور باید مرتبه بندی و متوقف شوند. تولید متانول را ببنید! گزارشهای رسمی داریم که می گوید صرف نظر از همه هزینه ها و منابع مادی و انسانی و زمانی که صرف احداث این همه کارخانه متانول سازی شده، فقط اگر گازی که به آنها دادیم، به صورت مستقیم صادر می کردیم، عایدی ارزی بیشتری از کل صادرات متانول ایران داشت. کوته نگری وقتی با مناسبات رانتی پیوند می خورد، این گونه ما را دچار انحطاط می کند. مهمترین مشخصه تولید متانول نیز این است که به شدت آب بر و به شدت آلودگی ساز و سرمایه بر است. آیا این تصادفی است که آب برترین و آلوده کننده ترین واحدهای تولیدی رانتی معدنی در ایران، در کم آب ترین و خشک ترین مناطق ایران مستقر شده است. حرث و نسل را تباه و قربانی رانت می کنید.

    بحران محیط زیست تحت تاثیر به حاشیه رفتن تولید فناورانه است

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه هر رئیس جمهوری اهل هر منطقه ای بوده، به اعتبار اینکه رانت بیشتری از کانال رانتی معدنی ها به آنجا تزریق کرده، آن منطقه را بیشتر آلوده تر، گرفتارتر، منحط تر و فقیرتر کرده است، کی باید چشممان را به این مسائل باز کنیم؟ ادامه داد: ماجرای بحران محیط زیست در ایران هم بیش از هر چیز تحت تاثیر این است که در نظام حیات جمعی ما تولید فناورانه در حاشیه است و ملاحظات نابرابرساز و وابستگی آور واردات محور و فلاکت زا برای مردم در صدر نشسته است.

    هیچ عنصری برای تخریب محیط زیست، خطرناک تر از فقر نیست / ادعاها درباره مقرون به صرفه نبودن تولید بنزین فاقد اعتبار علمی است

    مومنی ضمن یادآوری اینکه از اواخر دهه 1970بلوغ فکری در ادبیات توسعه پایدار حاصل شد که به تعبیر خانم «ایندیرا گاندی» می گفت هیچ عنصری برای تخریب محیط زیست، خطرناک تر از فقر نیست، افزود: اینگونه شد که مساله پایداری فرهنگی، اجتماعی و سیاسی و اقتصادی به ماجرای پایداری محیط زیستی گره خورد و نشان داده شد اگر سیاست تورم زا و اشتغال زدا در دستور کار قرار داده باشید، محال است که بتوانید مانع تخریب محیط زیستت شوید. در کتاب «هنر تحریمها»، نوشته «ریچارد نفیو»، می گوید اگر بخواهیم کمر ایران را بشکنیم، راه شکستن کمر ایران و ایرانیان این است که حکومتگران را به سیاستهای تورم زا و اشتغال زدا ترغیب کنیم. اکنون ادعاهای بی ضابطه ای که درباره مقرون به صرفه نبودن تولید بنزین و ضرورت افزایش قیمت آن مطرح می شود، مطلقا فاقد اعتبار علمی است، و برخی به نام دلسوزی و دستکاری واقعیتها و داده ها، تلاش می کنند رئیس جمهور را به همان ورطه ای بیندازند که قبلی ها را انداختند. دوستداران واقعی ایران و مردم و رئیس جمهورش، خصوصا در سطح رسانه ها و دانشگاه ها باید این آسیب خطرناک را در معرض توجه قرار دهند.

    خزیدن پشت جلسه ها و کنارگذاشتن ارتباط مستقیم، برای آقای رئیس جمهور خطر است

    این استاد اقتصاد، گفت: کاش آقای پزشکیان موعظه علی ابن ابی طالب(ع) را جدی بگیرد و برخلاف روسای جمهور قبلی عمل کند. آنها که همان یک روزی هم که به دانشگاه می آمدند، 70جور فیلتر می گذاشتند که حرفهای خاصی زده نشود، اما آنچنان گستره و عمق افتضاحات زیاد است که بالاخره آنها که از فیلترها عبور کرده اند هم چیزهایی می گویند که انعکاس گسترده پیدا می کند. هیچ حکومتگری اگر گستاخی و شجاعت روبرو شدن مستقیم با واقعیتها را نداشته باشد، نمی تواند مشکلات را حل کند. این برای آقای رئیس جمهور یک خطر است که دوباره پشت جلسه ها بخزد و ارتباط مستقیم و بلاواسطه را کنار بگذارد. البته ایشان با حضوری که در جلسات محرم داشتند، در عمل هم نشان داد ارتباط مستقیم را بسیار دوست دارد. اما نباید جنبه نمادین داشته باشد و باید بدن و گوشش را آماده کند که حرفهای صریح هم بشنود، کشور ما به این مساله نیاز دارد.

    یک واقعیت تلخ در نحوه انتخاب 100 شرکت برتر از سوی سازمان مدیریت صنعتی

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد، به فاجعه های بزرگ محیط زیستی در ایران اشاره کرد و گفت: دکتر جمشید بهنام، در کتاب «ایرانیان و اندیشه تجدد»، بالغ بر ربع قرن پیش نوشته اند که مهمترین عامل انحطاط ایران پس از نخستین موج انقلاب صنعتی تا امروز این است که تولیدکنندگان صنعتی، هرگز جزء نیروهای سیاسی ایران نبوده اند. اکنون نیز می گویم در دوران تعدیل ساختاری، این شاخص به طرز فاجعه آمیزی، روند انحطاطی طی کرده است. سازمان مدیریت صنعتی سالانه گزارشی درباره 100شرکت برتر منتشر می کند که متاسفانه ملاکشان بیشترین گردش مالی است و مساله محور نیست. تحولات نوع و رشته فعالیت آنها نشان می دهد این دگردیسی به نفع موسسالت مالی و رانتی در دوره پس از تعدیل ساختاری به خوبی در گزارشهای روندی سازمان مدیریت صنعتی قابل مشاهد است که چگونه تولید صنعتی در دوره پس از جنگ و در سایه برنامه منحط تعدیل ساختاری، شکل خود را از دست داد و منزلتش از گذشته نیز کمتر شد. ریشه اصلی همه گرفتاری های ما هم آن است.

    در یک دوره 400ساله متوسط عمر حکومتها در ایران، زیر 50 سال بوده

    وی با بیان اینکه متفکران بزرگ توسعه معتقدند اگر بخواهیم ریشه های انحطاط را در کشورهای در حال توسعه رانتی مفهوما در یک عبارت صورت بندی کنیم باید بگوییم آنها به جای اینکه رشد پیوسته داشته باشند، رشد گسسته دارند، اظهارداشت: این رشد گسسته محصول الگوی رابطه میان مردم و حکومت در کادر مناسبات رانتی است. در این کادر، هزینه فرصت گزینه سرکوب و کودتا برای حکومتگران بسیار ناچیز است، بنابراین کوچکترین مشکلی که با مردمشان پیدا می کنند، به سمت گزینه سرکوب می روند. واکنش آن در نزد مردم، گزینه انقلاب است. روایت چهارصد ساله از این قضیه را در کتاب «مقاومت شکننده» نوشته «جان فوران» ، ببنید که می گوید به طور متوسط عمر حکومتها در ایران در این دوره، زیر 50 سال بوده، ببینید چقدر تکان دهنده است! اکنون همه شما لمس می کنید، که یک وزیر که تغییر می کند، آنچنان قباحت کارشان ریخته که خودشان می گویند اتوبوسی افراد می آیند و می روند، بعد ببینید چگونه تغییر یک رژیم سیاسی، این زلزله چگونه همه چیز را به لرزه درمی آورده است. در چارچوب مناسبات رانتی، از به هم زدن اوضاع ، نه حکومت چندان احساس ضرر می کند و نه مردم. حکومت مرتبا به دنبال راه حلهای معطوف به سرکوب است و مردم هم می گویند سراغ انقلاب برویم و آنها را زیر و رو کنیم! چون اصلا نمی توانند با هم رابطه برقرار کنند.

    تمرکز بر تولید فناورانه، باطل السحر دور باطل بروز انقلابهای پی در پی است / خدا رحم کرده که شاقول تقوا را پیش خودش نگه داشته

    به گفته مومنی، تمرکز بر تولید فناورانه، باطل السحر این دور باطل است. مهمترین مشخصه تولید فناورانه، این است که احساس تعلق به سرزمین پدید می آورد، چرا که سرمایه های عظیم مادی و معنوی را به سرزمین گره می زند. وقتی این گونه شود، برای اینکه یک کشور صنعتی شود، حکومت باید بسیار سرمایه گذاری کند، زیرساخت فیزیکی بسازد، کارشناس تربیت کند، ترتیبات نهادی را به سمتی ببرد که قوانین باکیفیت داشته باشد. ثبات زدایی نکند و هزاران مساله دیگر تا پهنه سرزمین مملو از رد پای سیاستگذاریها و سرمایه گذاری هایش شود و مردمی هم که می آیند و هست و نیستشان را به تولید قفل می کنند، احساس تعلق به سرزمین پیدا می کنند و به راحتی زیر هر بازی ای نمی زنند. آرام آرام یاد می گیرند که همه ما بشریم و هیچ کس بر هیچ کسی برتری ندارد و شاقول آن هم در دست خدا است. چقدر خدا رحم کرده که شاقول تقوا را پیش خود نگه داشته است، در غیر این صورت با بساطی که می بینیم که ظاهرسازها ، نفوذیها و شارلاتانها چگونه گردن کج می کنند، دروغ می گویند و واقعیتها را دفرمه می کنند، اکنون از نظر برخی حکومتگران ما آنها ملاک با تقوایی هستند و این یکی از ریشه های گرفتاری و بیچارگی کشور ما است.

    از 1396 تا 1400، روزی یک شهر جدید در ایران اضافه شده است  / ماجرای امتیاز «بندر خشک» برای مناطقی که به آب راه ندارد چیست؟

    این استاد اقتصاد، تاکید کرد: از این دریچه مناسبات رانتی را در برابر مناسبات مبتنی بر تولید فناورانه قرار دهید و آن زمان متوجه می شوید که چرا حکومت ما که حکومتی رانتی است، تا این اندازه سهلانگار و بی اعتنا و بی مبالات به مسائل پایداری محیط زیست است. همه چیز را از دریچه توزیع رانت می بیند. از ابتدای انقلاب تا کنون، تعداد استانها در ایران چند برابر شده و با آن تلقی رانتی تصور می کنند که ادارات جدید، کانونی برای جذب رانت می شود. همین اکنون 26 تقاضا برای شکل گیری استان جدید در کشور ما وجود دارد و مطالعه ای در مرکز پژوهشهای مجلس نشان می دهد، از 1396 تا 1400، روزی یک شهر جدید در ایران اضافه شده است. تلخ ترین قسمتش این است که همه چیز ظاهرسازانه شده است، مثلا اکنون اسم منطقه هایی با جمعیت زیر 200 نفر را هم شهر گذاشته اند، وقتی دیدند که رانتهایی با عنوان منطقه آزاد وجود دارد، مفهوم بندر خشک را ابداع کرده اند تا منطقه ای که هیچ راهی به دریا ندارد، امتیاز بندر بگیرد!

    استمداد می کنیم؛ هنرمندان قباحت مناسبات رانتی را به نمایش بگذارند

    وی ضمن استمداد از هنرمندان برای به نمایش گذاشتن قباحت مناسبات رانتی، ابزار هنر را بسیار موثر دانست و زبان کارشناسی را به اندازه زبان فیلم، تئاتر و داستان نافذ ندانست و افزود: راه نجات ایران از این مسیر می گذرد و متاسفانه ما نتوانستیم قباحت مناسبات رانتی و چشم اندازهای اعتلابخش مناسبات خلاق، تولیدمحورانه و فناورانه را نشان دهیم.

    18 استان کشورمان در معرض بحران حاد فرونشست هستند / 8 میلیون واحد مسکونی در معرض خطر تخریب و 24 میلیون انسان در معرض نابود شدن

    مومنی یادآورشد: 18 استان کشورمان اکنون به واسطه بی اعتنایی رانت محور و غیرخلاق و غیرمولد به محیط زیست، از نظر بحران فرونشست در شرایط بحرانی حاد قرار دارد. این مساله اصل بقا را به چالش کشیده. به واسطه این مناسبات رانتی، 8 میلیون واحد مسکونی ما در معرض خطر تخریب است و 24 میلیون انسان ما هم در معرض نابود شدن هستند. آیا جای بازنگری ندارد که 24میلیون انسانی که خداوند صلاح دانسته که آنها خلق و متولد شوند، ما به دلیل فساد و بی کفایتی مان و با سوء تدبیر در معرض خطر قرار می دهیم.

    این عضو هیات علمی دانشگاه با بیان اینکه یک سوم از زمینهای زراعی ما در معرض سیل قرار دارد. آیا اینها هشدار دهنده نیست!؟، ادامه داد: در 40 ساله گذشته، یک سوم زلزله های مهیب دنیا در ایران اتفاق افتاده است. رانت با ربا در هم تنیدگی دارد و این مناسبات به معنای جنگ با خداست. این مناسبات به تعبیر قرآن ما را شیطان زده می کند. اکنون تجلی های آن را در بحران محیط زیستمان ببینید. وزارت جهاد کشاورزی می گوید تعداد وقوع سیل در ایران ، دقیقا متناسب با افزایش سدسازی افزایش پیدا کرده و در دهه 1370، تقریبا بیش از هفت برابر دهه 1330 شده است! انحطاط را می بینید!؟ مساحت مزارع تخریب شده در اثر سیل در دهه 1330، 9 هزار هکتار بوده و در دهه 1370، به یک میلیون هکتار رسیده است. یعنی 100هزار برابر!

    وی اضافه کرد: آبروی سد سازی در کشور اینگونه ریخته شد که هم آسیب پذیری ما در اثر سدهای بی ضابطه ای که ساخته شده دربرابر وقوع سیل بیشتر شده و هم آسیب پذیری ما در برابر خشکسالی افزایش یافته. چه نظام نظارتی است که ما داریم و به اینها توجه نمی کند!؟ اکنون ببینید این مساله چه ابعادی پیدا کرده است. در گزارش مرکز پژوهشهای مجلس که در تیر 1402، درباره آسیب پذیری محیط زیست منتشر شده، می گوید هر بار که در ایران حکومت یک دست شد، شدت آسیب پذیری و انحطاط محیط زیست ما ابعاد فاجعه آمیز پیدا کرده است، به معنا که توزیع نادعادلانه قدرت به مراتب نابودکننده تر از توزیع ناعادلانه ثروت است.

    بعضی ها، حذف را عبادت می دانند / بلایی که حکومت یکدست بر سر محیط زیست ایران آورد…

    مومنی با بیان اینکه از 1385 تا 1391که عزیزان حکومت را یکدست کرده بودند از نظر شاخص عملکرد محیط زیستی، رتبه جهانی ایران از 53 به 114 رسید، ادامه داد: سال 1399، رتبه کیفیت عملکرد محیط زیستی ما 67 بوده و سال 1401، به 133 رسیده است! این فاصله زمانی و پیوند آن را با نابرابرسازی توزیع قدرت را ببینید! بعضی ها، حذف را عبادت می دانند. در چارچوب مناسبات رانتی، هر کسی که حذف نشده، یک رقیب بالقوه برای سهم بری رانتی است. بنابراین حذف کن تا سهم بیشتری نصیبت شود. به این دلیل است که این میزان بی رحمی، خشونت و شقاوت وقتی توزیع قدرت ناعادلانه می شود، به ابعاد بی سابقه می رسد. تمام اینها حساب و کتاب دارد. دریچه محیط زیست، بسیار روشنگر است و از این دریچه می گویم چرا نظام کارشناسی محیط زیست ما راجع به آب بری و آلوده سازی خام فروشی گزارش تهیه نمی کند!؟

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد افزود: اگر آقای پزشکیان در عمل هم پایبند برنامه باشد، مثبت است، اما حواسشان باشد آنچه که با عنوان برنامه هفتم تدوین شده، هیچ نسبتی با یک برنامه توسعه گرا ندارد، بنابراین نیازمند اصلاحات بنیادی است و نقاط ضعف این سند، به ویژه از دریچه بحران محیط زیست و بحران فقرزایی و نابرابرسازی و پشت کردن به تولیدفناورانه ، فاجعه آمیزتر است. بنابراین قطعا نیازمند بازنگری جدی است. اصل عمل به برنامه خوب است، اما نه این برنامه، برنامه ای که برنامه نیست و کیفیت توسعه گرا ندارد و در جهت ضد پایداری و عدالت اجتماعی است. نباید خود را با الفاظ فریب دهیم. برنامه هفتم، نیازمند بازنگری بنیادی جدی است.

    چشم انداز خطرناکی که برنامه هفتم برای انفال تعریف کرده است

    وی توضیح داد: در چارچوب بازارگرایی مبتذل، به اسم خصوصی سازی، حتی به دارایی های بین نسلی مشمول اصل 44 قانون اساسی هم تعرض کردند، اکنون در زمینه فروش آنها به آخر خط رسیده اند، بنابراین اکنون برای تعرض به اصل 45 قانون اساسی، مقدمه چینی می کنند. یعنی حمله به انفال. این حمله با روشهای شناخته شده ای در دستور کار است. تحت عنوان اینکه ما نیاز به زمین داریم، اموال عمومی را دولتی می کنند و بعد چون اسم آن اموال دولتی می شود، تحت عنوان مولدسازی و خصوصی سازی و هر تعبیر دفرمه دیگری می فروشند و آخرین شریانهای حیات حال و آینده مردم ایران را مورد تعرض قرار می دهند. به حکومتگران گرامی و آنها که دل در گروی بقای ایران دارند، هشدار می دهم که 83 درصد اراضی کشور، در حیطه اموال عمومی قرار دارد و تحت عنوان مولدسازی تعرضهای سازمان یافته ای با حیاتی ترین زمین ها و منابعی که بقای بین نسلی در ایران را امکان پذیر می کند در دستور کار قرار داده اند.

    با فعلی تیمی در دولت و مجلس،امکان تدوین برنامه باکیفیت وجود ندارد

    مومنی تاکید کرد: مردم صاحبان حقند و حق هم گرفتنی است و این مسیر هم با مشارکت فعال سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مردم و امکان اعمال نظارتهای تخصصی مدنی امکان پذیر است. با کمال شرمندگی باید گفت با این تیمی که اکنون در دولت و مجلس وجود دارد، امکان نوشتن برنامه با کیفیت وجود ندارد. اما این به معنای انسداد راه نیست. اکنون حداقل این است که در مقام شعار، حرفهایی از پذیرش مشارکت دانایان زده می شود، البته اگر این مساله بعدا در عمل نقض نشود، اگر دانایان، دانشگاهیان و اهل رسانه کمک کنند و استقبال هم در عمل به صورت صادقانه باشد، می شود گامهایی برداشت. هر چند که گرفتاری ما این است که بخشهایی از رسانه ها، مسائل حیاتی کشور را به حاشیه می برند و مسائل معطوف به منافع رانتخوارها و رباخوارها و دلالها را مسائل حیاتی کشور جا می زنند.

    در دیدار اقتصادانان با پزشکیان چه گذشت؟

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ضمن اشاره به اخبار منتشر شده از دیداری که همراه دکتر حسین راغفر، دکتر محمدرضا واعظ مهدوی، غلامحسین حسن تاش با رئیس جمهور داشته است، توضیح داد: برخی نادانسته با به طنز گفتند آقای رئیس جمهور تشریف آوردند موسسه دین و اقتصاد، در حالی که ما خدمت ایشان در دفترشان رسیدیم. نکته بعدی این بود که من به ایشان گفتم به تقاضای آقای رئیسی، جلسه ای میان اعضای شاخه اقتصاد فرهنگستان علوم و آقای رئیس جمهور برگزار شد، در آنجا ایشان را متقاعد کردم که تیم اقتصادی شما، فاقد صلاحیتهای بایسته است، نه اینکه افراد بدی باشند، صلاحیت و کیفیت کافی ندارند، گفتم فرهنگستان علوم این را به عهده می گیرد که هر تصمیمی را در دولت پخت و پز کردید، قبل از اینکه اعلام کنید و به اجرا بگذارید، به ما بدهید تا اعتبارسنجی علمی کنیم. من به آقای پزشکیان گفتم رئیسی این را پذیرفت، اما آنها که به نام رئیسی آن را دنبال می کردند، به هر دلیل حتی نگذاشتند در کمترین میزانی، عینیت پیدا کند.

    نمی خواهیم مداخله کنیم، حتی گفتیم از نظر ما، این گفت وگو مانند اتمام حجت شرعی است

    مومنی ادامه داد: خدارا شکر در آن جلسه، رئیس دفتر آقای پزشکیان هم حضور داشت و قول داد که این تعهد پزشکیان را شخصا پیگیری کند. البته آقای پزشکیان قبل از ریاست جمهوری در موسسه مطالعات دین و اقتصاد حضور یافته بودند، اما بعد از رئیس جمهور شدنشان، به هیچ وجه! مساله هم مساله فرهنگستان علوم بود و نه موسسه مطالعات دین و اقتصاد! ما نمی خواهیم مداخله ای کنیم، حتی گفتیم از نظر ما، این گفت وگو مانند اتمام حجت شرعی است، شما خودتان می دانید، اگر تذکرات ما را وارد می دانید، عمل کنید، وارد هم نمی دانید عمل نکنید، اما ما وظیفه مان را انجام داده باشیم و هیچ کدام منافاتی با مسئولیت آنها که مسئولیت پذیرفتند ندارد.

    به گفته این اقتصاددان؛ این انجام وظیفه بخش کوچکی از جامعه علمی است. امیدوارم این تلاشها استمرار داشته باشد و فراگیرتر شود و همه دانشگاه ها و نهادهای معطوف به دانایی ما، برای خود سهم و مسئولیت تعریف کنند و این دولت هم شایستگی و لیاقت داشته باشد که بیش از اهل رانت و ربا و فساد به اهل علم تکیه کند. اگر اینگونه شد، ایران هم نجات پیدا خواهد کرد.

  • این میزان سهل انگاری در ساختار هزینه‌ها در کشور شرم آور است! / با بحران سرمایه‌گذاری مواجهیم، اما می‌گویند نرخ بیکاری تک رقمی است!

    این میزان سهل انگاری در ساختار هزینه‌ها در کشور شرم آور است! / با بحران سرمایه‌گذاری مواجهیم، اما می‌گویند نرخ بیکاری تک رقمی است!

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی با بیان اینکه اقتصادمان روز پس از روز در خلق فرصت‌های شغلی مولد ناتوان‌تر می‌شود، گفت: که هیچ اولویتی برای فهم واقعیت‌های این سیستم، جدی‌تر از اولویت شکافتن شفاف و کارشناسی متغیر سیستمی بازار کار نیست. این مسئله را در معرض یک گفت وگوی ملی بگذارید تا ابعاد آن و قباحت آنچه بر سر این جامعه آمده آشکار و روشن شود تا راه برون رفت آن را بیابید. راه حل این است که بستر نهادی را برای خلق فرصت‌های شغلی از یک سو و گرفتن مالیات‌های حقه جامعه از ثروت‌های انباشته شده غیرمولد آماده کرد. بسیار متاسفم که می‌گویم نظام مالیات ستانی ما دقیقا عکس این مسئله عمل می‌کند.

    وی با اشاره به تاثیر اشتغال بی کیفیت و غیرمولد بر مرگهای از سرناامیدی، ادامه داد: در مقدمه‌ای بر کتاب «مرگهای از سر ناامیدی و آینده سرمایه داری» براساس مجموعه ذخیره دانایی موجود در ادبیات اشتغال و توسعه، 45 بُعدِ اهمیت برای اشتغال مولد را شرح کردم، ضمن اینکه متن کتاب هم تاکید دارد وقتی در کشوری، کیفیت اشتغال متنزل می شود، سه نوع مرگ، یعنی مرگ از فرط اعتیاد به مواد الکلی، مواد مخدر و خودکشی رواج پیدا می کند. می‌گوید پیامدهایی در سقوط کیفیت اشتغال وجود دارد که این مرگها نسبت به آن پیامدها شرافت دارد، برای نمونه در کشورهای پیشرفته صنعتی، یعنی جایی که بیش از ۱۵۰ سال است که از مرحله تولید انبوه عبور کرده، به موازات کاهش کیفیت اشتغال، با رشد فراگیر تولد کودکان خارج از عقد ازدواج روبرو هستند. اهل فن می‌دانند که این چه معنایی دارد و چگونه امروز را و ۱۰ برابر آن، آینده یک جامعه را به آتش می‌کشد.

    هر ۴۵ آسیب بی‌اعتنایی به کیفیت اشتغال، به طرز وحشتناکی در ایران جریان دارد

    وقتی بیکاری گسترش پیدا می کند، مناسبات مبتنی بر حذف، ستیز و بیکاری می‌شود

    مومنی تاکید کرد: تاریخ اقتصادی می‌گوید هرگاه امکان انتخاب میان بیکاری و تورم وجود داشته، تمام کشورهایی که توسعه پیدا کرده‌اند، اولویت را به رفع بیکاری داده‌اند؛ چرا که وقتی بیکاری گسترش پیدا می‌کند بحران کمیابی شدت می‌گیرد. مناسبات به جای اینکه مبتنی بر تشویق، خلاقیت، نوآوری، تولید و رفاه باشد، مبتنی بر حذف، ستیز و فریبکاری می‌شود، یعنی کل نظام حیات جمعی را زیر و رو می‌کند. در جریان انتخاب اعضای کابینه، شاهد بودیم که هزاران شیفته خدمت برای یک صندلی خالی یورش می‌برند! این مناسبات نرمالی نیست و اگر کسی بخواهد آینده کشورش را مدیریت کند، نباید از این علائم متوجه خشونتی که در حذف وجود دارد شود!؟

    مومنی با تاکید بر اینکه بحران کمیابی، بحران هنجاری ایجاد می‌کند، گفت: هزاران ناهنجاری در این کشور وجود دارد. نظام تصمیم گیری و تبلیغات رسمی بخش اعظم آن را سرپوش می‌گذارد، وقتی شرم می‌کنند از اینکه آمار طلاق را علنی کنند، می‌خواهید دسترسی به دیگر اطلاعات وجود داشته باشد!؟ طنز تلخش این است که شما این میزان کارشناس تربیت کرده‌اید که این مشکلات را حل کنند، اما مشکلات را از آنها پنهان می‌کنید! اینگونه می‌شود که دانشگاه و موسسات پژوهشی را از کارکرد می‌اندازند. هزینه‌های آنها منتفی نمی‌شود، اما دستاوردهایش برای جامعه منتفی می‌شود.

    نظام تصمیم‌گیری‌های اساسی کشور به ابعاد اهمیت اشتغال واقف شود / این میزان سهل انگاری در ساختار هزینه‌ها در کشور شرم آور است!

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با تاکید بر اینکه نظام تصمیم‌گیری‌های اساسی کشور باید حداقل به بخشی از ابعاد اهمیت اشتغال واقف شود، خاطرنشان کرد: آنچنان با دارایی‌های بین نسلی و بیت المال کشور برخورد می‌کنند که با ارث پدرشان برخورد نمی‌کنند، این میزان سهل انگاری در ساختار هزینه‌ها در کشور شرم آور است! به روی خود نمی‌آورند و طلبکاری هم می‌کنند!

    شغل بیش از ۷۰ تا 90 درصد افراد، ارتباطی با رشته تحصیلی‌شان ندارد / نامربوطی بین شغل و رشته تحصیلی در بخش‌های مولد کشور بیشتر بیداد می‌کند

    مومنی با بیان اینکه اشتغال، یک متغیر سیستمی است، گفت: در ساختار بازار کار در واقع آینه وار کل سیستم را نگاه می‌کنیم. در حالی که گزارش رسمی مرکز آمار می‌گوید ساختار اشتغال به گونه‌ای است که بیش از ۷۰ درصد افراد، شغلشان ارتباطی با رشته تحصیلی‌شان ندارد، شما که اسراف می‌فهمید، ببینید این چه میزان اسراف را منعکس می‌کند!؟ در بخشی از مشاغل، این نامربوطی رشته تحصیلی و شغل انتخاب شده به بالای ۹۰ درصد می‌رسد. نامربوطی بین شغل و رشته تحصیلی در بخش‌های مولد کشور بیشتر بیداد می‌کند. به خوبی روشن است که می‌خواهید مناسباتتان مافیایی باشد و خلاقیت و تولید مبنای اداره این جامعه نباشد. در عمل مافیا گستری می‌کنید ولو اینکه نیتتان چیز دیگری باشد.

    بالاترین سطوح بیکاری مربوط به آنها است که تحصیلات بیشتری دارند / سهم زنان دانش آموخته بیکار به بالغ بر ۷۱ درصد رسیده است!

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد، اضافه کرد: بالاترین سطوح بیکاری مربوط به آنها است که تحصیلات بیشتری دارند. یعنی هر کسی را که بیشتر خرجش می‌کنید بیشتر او را در بازار کار پس می‌زنید. گزارش ۱۴۰۲ از آمارگیری نیروی کار می‌گوید سهم زنان دانش آموخته بیکار، به بالغ بر ۷۱ درصد رسیده است! میانگین نرخ مشارکت در زنان ایران حدود یک سوم میانگین جهانی است، که این خود یک فاجعه بزرگ و بزرگ‌ترین اتلاف نعمت برای اداره کشور است. در اقتصاد سیاسی توسعه به آن از ریخت افتادگی می‌گویند، کاش حکومت ما مقداری به تولید و اشتغال مولد آگاهی و غیرت پیدا کند، اگر غیرت نداشته باشد نسبت به بساطی که در کشور ایجاد شده تعصبی ندارد و به آن بر نمی‌خورد.

    نرخ بیکاری پنهان، بیش از 2برابر نرخ بیکاری رسما اعلام شده است /نگاه به شغل هم فاسد و سیاست زده است

    مومنی با بیان اینکه در مبارزات انتخاباتی یک کلمه درباره این موارد صحبت نشده و به جای آن، ببینید چه مسائلی مورد بحث قرار گرفته اضافه کرد: در آینده خواهیم گفت شرم آور است که در دوره‌ای زندگی می‌کردیم که سطح آگاهی راجع به اقتضائات توسعه چنین بود! آیا عزیزان می‌خواهند عزت جامعه اسلامی را با این سطح از درک و شناخت اولویت‌ها تعیین کنند!؟ در کل سرشماری‌هایی که داشته‌ایم، نرخ بیکاری پنهان، تقریبا بیش از 2برابر نرخ بیکاری رسما اعلام شده است. یعنی نگاه به شغل هم فاسد و سیاست زده است.

    فاجعه در نسبت شاغلان مورد نیاز و شاغلان تحمیلی در مجتمع‌های صنعتی

    وی با بیان اینکه در دهه ۸۰ از یکی از مجتمع‌های صنعتی بزرگ کشور با 3500 شاغل بازدید داشته که ۲۰۰۰ نفر آنها تحمیلی و بدون در نظر گرفتن نیازهای کارخانه و سطح تخصص بوده اند، ادامه داد: مجموعه‌ای که با ۱۵۰۰ نفر می‌چرخید تا ۸۳ به ۳۵۰۰ نفر رسید و در دوره احمدی نژاد به ۱۷۵۰۰ نفر افزایش یافت. قبیح‌تر از آن، نسبت به شاغلان نهاد ریاست جمهوری وجود دارد. من خودم از بعضی از مقامات کلیدی کشور شنیدم که میزان نیروی کار مورد نیاز در نهاد ریاست جمهوری بیش از ۱۰ برابر آن‌هایی است که اکنون در آنجا شاغلند! یعنی ماجرای بیکاری پنهان، خود برای خود چنین ماجراهایی دارد و چقدر اسراف، اتلاف، سرخوردگی و فساد ایجاد می‌کند. این شدت، از ریخت افتادگی آینه است و از این مناسبات برای مسلمانان عزت بیرون نمی‌آید.

    با بحران سرمایه‌گذاری مواجهیم، اما می‌گویند نرخ بیکاری تک رقمی است! / رقمی که اعلام می‌کنند در بعضی از ماه‌ها، زیر نرخ بیکاری طبیعی است!

    به گفته این استاد اقتصاد؛ راه حلی که با بازی کردن و پنهان کردن اطلاعات و آمار دنبال می‌کنند بسیار تلخ و غم انگیز است. سال ۱۴۰۲ مرکز پژوهش‌های مجلس در گزارشی عنوان کرد که ۱۱ کاستی بزرگ در آمارهای اشتغال و بیکاری وجود دارد در حالی که خودشان گزارش می‌دهند که کشور با بحران سرمایه‌گذاری و رشد اقتصادی مواجه است، می‌گویند نرخ بیکاری ما تک رقمی است! بسیار شرم آور است! باید گفت اگر ابعاد اهمیت اشتغال را می‌دانستید با آن این گونه شوخی نمی‌کردید. رانتی شدن حکومت به رانتی شدن ملت منجر می‌شود، خدا می‌داند تا چه میزان مسئولیت دنیایی و قیامتی برای حکومتگران فاقد صلاحیت وجود دارد که از یکدیگر شغل می‌قاپند و برخلاف ابتدایی‌ترین موازین اخلاقی، انسانی و دینی عمل می‌کنند. آمار می‌گوید بیکاری ما یک رقمی است! حتی همان رقمی که اعلام می‌کنند در بعضی از ماه‌ها زیر نرخ رقم بیکاری طبیعی بوده است!

    مومنی یادآورشد: این‌ها را می‌شنوم روزی صد بار به غیرت و تعصب مهندس موسوی درود می‌فرستم، ایشان دائما در نخست وزیری می‌گفتند هر اِشکالی در شیوه اداره کشور وجود دارد، اِشکال همه ماست و اگر کسی سعی کند آن را پنهان کند به همه ما و به آیندگان خیانت می‌کند. گزارش‌های اقتصادی سالانه سازمان برنامه را در دوره جنگ بخوانید و آن را با گزارش‌های امروزی مقایسه کنید. تصور می‌کنید آن را یک حزب سیاسی رادیکال و مخالف دولت نوشته است. گزارش آنچنان بی پرده، صریح و شفاف راجع به مسائل صحبت می‌کرد و استدلال مهندس موسوی این بود که اگر همه دلسوزان کشور آگاه شوند که چه نقایصی وجود دارد، برانگیخته می‌شوند که به فکر چاره بیفتند. اما متاسفانه تا ما این موارد را می‌گوییم، می‌گویند مطامع سیاسی دنبال می‌کنید.

    خالص فرصت‌های شغلی ایجاد شده مولد طی ۱۵ ساله گذشته در ایران زیر صفر است/ چرا گزارش ادعای کاهش فقر در 1401 محرمانه است؟

    این استاد دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه خالص فرصت‌های شغلی ایجاد شده مولد طی ۱۵ ساله گذشته در ایران زیر صفر است، افزود: در این شرایط ببینید چه آمار و اطلاعاتی داده می‌شود! فقط خدا می‌داند در همین دولت آقای رئیسی، وزارت کاری داشتیم که گزارش تهیه کرده و گفته بود در سال ۱۴۰۱ نسبت به ۱۴۰۰ جمعیت فقیر در ایران کاهش چشمگیر پیدا کرده است! در حالی که در سال ۱۴۰۱ بی‌سابقه‌ترین جهش در قیمت مواد غذایی، در تاریخ اقتصادی جنگ دوم ایران و بحران حاد سرمایه‌گذاری و شوک‌های کوچک و بزرگ دیگر داشته‌ایم و بعد با مهر طبقه بندی محرمانه آن را از دید کارشناسان مستقل پنهان کردند.

    اشتغال، تنها اکسیر برون رفت از فقر است / هرگز از محل خصوصی‌سازی‌ها، دیناری بابت اشتغال زایی اختصاص پیدا نکرده

    وی با اشاره به حدیثی که می‌گوید هرجا فقر از دری وارد شود، ایمان از در دیگر بیرون می‌رود، خاطرنشان کرد: شما چه اصولگراهایی هستید که علنا با دستکاری داده‌ها و ژست موفقیت گرفتن، از حکومتگران کلیدی کشور نسبت به مساله ای با این اندازه اهمیت که تکلیف کفر و ایمان را روشن می‌کند، حساسیت زدایی می‌کنید!؟ تمام ادبیات توسعه را بخوانید، هرجا مسئله فقر وجود دارد، می‌گویند فقط یک اکسیر برای برون رفت آن وجود دارد و آن شغل مولد با کیفیت استدر حالی که هرگز از محل خصوصی‌سازی‌هایی که در این ۳۵ ساله شده، دیناری بابت اشتغال زایی اختصاص پیدا نکرده است. ابعاد آن به صورت بی‌نهایت تکان دهنده است. متاسفانه دغدغه‌ها و مسائل مربوط به دلال‌ها، تیتر یک رسانه‌ها و رادیو و تلویزیون است، اما مسائل مربوط به فقر، بیکاری و نابرابری، سالانه چقدر از رسانه‌ها منتشر می‌شود!؟ بنابراین نشان می‌دهد یک اشکال بزرگ وجود دارد و از همین رو است که می‌گویند اشتغال یک متغیر سیستمی است.

    چرا تحریم‌ها صنعت خودروسازی ایران را هدف گرفت؟ / امتیازهایی که به کارخانه‌های خودروسازی چین داده می‌شود نسبت ناچیزی با یک کشور مستقل دارد

    این استاد دانشگاه با بیان اینکه سطح درک در بعضی از ساختار قدرت ما در این حد است که منتقدین را اپوزیسیون می‌نامند، ادامه داد: به دولت جدید می‌گویم در مقام شعار و ادعا تاکنون حرف‌های خوبی زدید، چرا که ما احمدی نژاد را دیده بودیم و از صحبت کردن ایشان احساس شرم می‌کردیم. ما می‌گوییم اگر برای بقای کشور به حرف کارشناسان داخلی نمی‌خواهید بها دهید، حداقل به شیوه لقمان حکیم عمل کنید. صفحات ۴۷ تا ۴۸ کتاب «هنر تحریم‌ها»، نوشته «ریچارد نفیو» که حدود ۲۰ سال مسئول میز تحریم‌های ایران بوده است، می‌گوید هدف اصلی ما این است که ریشه مشاغل صنعتی را در ایران بسوزانیم، چرا که اگر رژیم ایران بخواهد بقا داشته باشد باید قادر به خلق فرصت‌های با کیفیت شغلی داشته باشد. در این کتاب آمده که تاکید ما در حذف مشاغل صنعتی، بخش‌های مولد غیردولتی است. آدرسی آشکار و روشن است! در آن گزارش می‌گوید یکی از کانون‌های اصابت این سیاست، صنعت خودروسازی ایران است. در همین شرایط، بعضی از امتیازهایی که به کارخانه‌های خودروسازی چین داده می‌شود نسبت ناچیزی با یک کشور مستقل دارد.

    چرا صنعت خودروسازی ایران هدف تحریمها قرارداده شد؟

    مومنی با اشاره به بخشهایی از کتاب «هنر تحریم‌ها»، اضافه کرد: در کتاب «هنر تحریم‌ها» آمده که ابعاد اهمیت صنعت خودروسازی ملی را برای ارتقاء سیستمی مشاغل با کیفیت در این کشور ببینید! در رسانه به اصطلاح ملی ما، کسانی که ابتدایی‌ترین سطح صلاحیت تخصصی نداشتند را به طور بی‌اندازه و با لباس‌های مختلف می‌آوردند تا بگویند درِ کارخانه‌های خودروسازیتان را ببندید و کار را با واردات فیصله دهید! اقتصاد آمریکا هم نمی‌تواند مسائلش را با این میزان واردات حل کند، شما این میزان دلار اضافی دارید تا بتوانید کل نیاز خودرویی تان را واردکنید!؟ از خودتان نمی‌پرسید که این چه حکمتی است که در کل سال‌های تحریم ایران، واردات قطعات خودرو هیچ گام مشمول تحریم نشد!؟ برای اینکه ما اینجا قابلیتی داشتیم، سطوح ارتقاء را تجربه کردیم و تحولاتی را بسترسازی می‌کردیم.

    صنعت زدایی‌هایی که در ۱۵ ساله اخیر اتفاق افتاده بی سابقه است

    با وجود تزریق۶۲۰ میلیارد دلار در فاصله ۸۵ تا ۹۰ مشاغل ایجاد شده در بخش صنعت منفی ۴۱۵ هزار نفر است

    وی با بیان اینکه جنبه امیدبخش این است که ظرفیت‌های مادی و انسانی کشور و ذخیره دانایی هنوز در حدی هست که بتوان آن را شرافتمندانه و از موضع توسعه اداره کرد، اظهارداشت: اما اگر کشور برنامه نداشته باشد و در چهارچوب بینش حکومتگری رانتی، تمام فکرتان ارز و ریال باشد و به بقیه امور مربوط به کیفیت سیاست گذاری و هدف گذاری بی‌اعتنا باشید، ایران روی خوش نخواهد دید. در سند برنامه میان مدت، یک کلمه راجع به اشتغال نیست. صنعت زدایی‌هایی که در ۱۵ ساله اخیر اتفاق افتاده، از نخستین موج انقلاب صنعتی تا کنون بی‌سابقه است، اما یک آخ گفته نشد! زمان احمدی نژاد نوشتم که داده‌های سرشماری ۱۳۸۵ تا ۹۰ را ببینید در مقابل آن درآمدهای ارزی این چند سال را بگذارید! حدود ۶۲۰ میلیارد دلار در فاصله ۸۵ تا ۹۰ در اقتصاد ایران تزریق شده خالص فرصت‌های شغلی ایجاد شده در بخش صنعت منفی ۴۱۵ هزار نفر است! شگفت آور است در حالی که حکومت به این مسئله توجهی نمی‌کند، یک مقاله علمی هم راجع به این پدیده نداریم. گویی دستهایی ما را به قهقرا می برد و دستهایی از طریق پنهان کاری، دستکاری واقعیت و خلاف گویی در تریبون های عمومی ما را نسبت به این مسائل غیرحساس کرده است.

    مومنی با تاکید بر ضرورت توجه دولت به توصیه‌هایی که مهندس بحرینیان در هفته‌های گذشته داشته است، توضیح داد: در ۱۳۳۸تاکنون با سوبسیدهایی که داده شده رقمی به مراتب بیش از ۵۰۰۰ میلیارد دلار مستقیم و غیرمستقیم منابع در اختیار سیستم بوده است. از ۸۳ تا ۹۴ میزان فرصت‌های شغلی که ایجاد شده به طور متوسط در هر سال به ۳۰۰ هزار شغل نمی‌رسد، در حالی که سازمان بین المللی کار می گوید در فاصله ۱۹۷۸ تا ۱۹۹۶ طی کمتر از ۲۰ سال، حدود ۳۱۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری کرده‌اند ۲۲۶ فرصت شغلی مولد ایجاد کرده‌اند. با این پژوهش‌های تطبیقی می‌توان فهمید که با آن۵۰۰۰ میلیارد دلار چه کاری می شود کرد! به اسم بازارگرایی و به اسامی منحوس مانند کنترل نرخ ارز، آزادسازی سیاست‌های مسکن، مسابقه رانتی در دولت و مجلس بر سر طرح‌های عمرانی، فقط در سه دهه گذشته حدود ۱۰۰۰ میلیارد دلار از دارایی‌های بین نسلی ایران را پودر کردند و از درون آن، سیاستهای ضد اشتغال و انگیزه کش از نیروی جوان تحصیل کرده و فراری دادن آنها به خارج از کشور ایجاد کردند و انبوهی از فسادهای گسترده و دائما عمق یافته را به این جامعه تحمیل کردند.

    تعداد کسانی که قادرند از طریق شغل شرافتمند یک زندگی را اداره کنند هر روز کمتر می‌شود

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد افزود: مناسباتی ایجاد کرده‌اید که اکنون تعداد کسانی که قادرند از طریق شغل شرافتمند یک زندگی را اداره کنند هر روز کمتر می‌شود. قباحت بسیاری از چیزها ریخته، ابتدای همین سال رئیس نیروی انتظامی می‌گوید خجالت آور است اما دزدی به یک شغل تبدیل شده! چنین ضربه‌هایی به شیوه حکمرانی کنونی وارد می‌شود و خدا را شکر این‌ها روئین تنند و یکی از آنها یک آخ نگفت! این چه طرز اداره کشور است

    مومنی تاکید کرد: هدیه این جلسه به دولت جدید این است که هیچ اولویتی برای فهم واقعیت‌های این سیستم، جدی‌تر از اولویت شکافتن شفاف و کارشناسی متغیر سیستمی بازار کار نیست. این مسئله را در معرض یک گفت وگوی ملی بگذارید تا ابعاد آن و قباحت آنچه بر سر این جامعه آمده آشکار و روشن شود تا راه برون رفت آن را بیابید. در دولت حسن روحانی وقتی سند برنامه ششم منتشر کردند در آن گفته شده بود در یک دوره ۵ ساله می‌خواهیم ۱۹۶ هدف کلی و ۵۵۶ استراتژی را دنبال کنیم! در حالی که در تمام دنیا ۹۰ درصد کشورهای موفق حداقل دو استراتژی را دنبال می‌کنند! می دانید چه می گویید؟ از آن زمان تاکنون بدون استثنا حرف ما این بوده که این میزان حرف‌های جاه طلبانه و بی‌منطق و فریبکارانه نزنید! به جای این‌ها بگویید هدف یک مسئله، آن هم ارتقاء بنیه تولید ملی با راهبرد بسط ظرفیت‌های شغلی مولد در اقتصاد باشد. اگر این کار را بکنند خرج‌های دیگری مانند ستاد تشویق به ازدواج لازم نیست! باب زندگی شرافتمندانه را بسته اید و راجع به شغل با کیفیت صحبت نمی‌کنید و مرتب درباره وام‌های ازدواج صحبت می‌کنید! اگر فرد شاغل نباشد، چگونه وام را پس بدهد! این همه باب سوداگریهای ضدانسانی در بازار مسکن و اجاره، راه انداخته اید، طرق کجا سکنی بگزیند!؟ به اینها کار ندارند، بعد می گویید ای کسانی که ایمان آورده اید، ازدواج خوب چیزی است! عزیزان سوراخ دعا را گم کرده اند!

    اقتصادمان روز پس از روز در خلق فرصت‌های شغلی مولد ناتوان‌تر می‌شود

    این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی گفت: باید محور را بر سر این بگذاریم که آسیب شناسی شود که چرا این اقتصاد روز پس از روز در خلق فرصت‌های شغلی مولد ناتوان‌تر می‌شود و شرافتمندانه به لوازم این ارزیابی آسیب شناختی تمکین کنید. آن زمان خواهید دید که این جامعه چقدر اخلاقی خواهد شد و چقدر ناهنجاری‌ها کاهش پیدا خواهد کرد و چقدر احساس تعلق به این جامعه رشد می‌یابد.

    ورود به آسیب شناسی اداره کشور از دریچه متغیر سیستمی اشتغال نجات دهنده است

    راه اصلی مبارزه با فقر، پول پاشی به اشکال گوناگون نیست

    این اقتصاددان با تاکید بر اینکه راه اصلی مبارزه با فقر، پول پاشی به اشکال گوناگون نیست، توضیح داد: شکارچی‌ها، پوست خربزه شوک درمانی را می‌اندازند؛ چرا که در شرایط شوک درمانی بستر برای پول پاشی بی ضابطه، پرفساد، نابرابرساز و تحمیل کننده وابستگی‌های ذلت آور به کشور مهیا می‌شود. در کشورهای فقیر، راهبرد شوک درمانی و پول پاشی بخش بزرگی از صورت مسئله است. راه حل این است که بستر نهادی را برای خلق فرصت‌های شغلی از یک سو و گرفتن مالیات‌های حقه جامعه از ثروت‌های انباشته شده غیرمولد آماده کرد. بسیار متاسفم که می‌گویم نظام مالیات ستانی ما دقیقا عکس این مسئله عمل می‌کند. سنگین‌ترین تحمیل‌ها را به مزد و حقوق بگیرها و مصرف کننده‌های کالاهای اساسی به عنوان جهت‌گیری انتخاب کرده و بیشترین گشاده دستی را به دارندگان ثروتهای غیرمولد روا می دارد. اینکه می‌گوییم بازآرایی و تغییر ریل در همه عرصه‌های نظام اداره کشور ضروری است و بدون تغییر ریل امکان نجات وجود ندارد به این دلیل است و از کانال اشتغال مولد و نیاز مبرم کشور به آن می‌توان این مسئله را درک کرد.

    وی تاکید کرد: وقتی شغل بی‌کیفیت، قادر نیست دستمزدی برای اداره‌های اداره یک زندگی با شرافت تامین کند، بنابراین فقر، کفر و بی‌دینی را گسترش می‌دهید. فکر نکنید که سر هر چهارراه یک داربست می‌زنید و چیزهایی پخش می‌کنید، دیانت گسترش می‌دهد. از دریچه توسعه و اشتغال مولد و تولید فناورانه ماجرا را سامان دهید، مردم خودشان این کارها را بسیار بهتر از شما بلدند. میانگین پایبندی عامه مردم به مسلمات دین از حکومتگران گرامی اصلا کمتر نیست. آنها بلدند و به موعظه هم چندان نیاز ندارند. باید بستر فراهم کنید که با عزت در سرنوشت اقتصادی و سیاسی شان مشارکت داشته باشند، خودشان با عزت هم از دینشان محافظت می‌کنند و هم از اخلاق حمایت می‌کنند و هم مایه افتخار کشور می‌شوند.

  • نامه سرگشاده مومني و راغفر خطاب به پزشکیان / بانیان مشقت و رنج‌هاي دامنه‌دار بر مردم را از معتمدين خود قرار مدهيد

    نامه سرگشاده مومني و راغفر خطاب به پزشکیان / بانیان مشقت و رنج‌هاي دامنه‌دار بر مردم را از معتمدين خود قرار مدهيد

     

    به گزارش اقتصادران، فرشاد مومني، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي و حسين راغفر، استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا(س)، با انتشار سومين نامه سرگشاده خود به رييس‌جمهور، با بيان انتقاداتي نسبت به عملكرد يك ماه گذشته رييس‌جمهور و طرح پيشنهاداتي، تاكيد كردند: از انجام برنامه‌هاي اقتصادي ۳۵ سال گذشته كه موجبات مشقت و رنج‌هاي دامنه‌دار بر مردم بوده‌اند تبري جوييد و عاملان و مجريان آنها را از معتمدين خود قرار مدهيد. اين كاري است كه به تغيير ريل اقتصاد كشور منجر مي‌شود و تنها از اين طريق مي‌توانيد فرصت‌هاي رشد و بهبود وضعيت اقتصادي كشور را امكانپذير كنيد.

    متن اين نامه كه در اختيار سايت جماران قرارداده شده، بدين شرح است:

    جناب آقاي دكتر مسعود پزشكيان رييس محترم جمهوري اسلامي ايران درود و تحيات حضرت حق بر شما باد

    ۱ – اين سومين نامه ما خطاب به حضرتعالي پس از احراز مقام رياست‌جمهوري است كه متاسفانه بر خلاف وعده‌ها و تعهداتي كه در زمينه تعامل مستمر و سازنده با انديشه‌ورزان و كنشگران دلسوز ملي داشتيد، تاكنون هيچ واكنش مشخصي درباره مفاد آنها و پيشنهادات راهگشاي ارايه شده مشاهده نشده است. گرچه اين مساله و اين طرز برخورد به غايت دلسردكننده است اما برداشت ما اين است كه حتي اين سطح از بي‌اعتنايي، ناقض مسووليت‌هاي ديني و ملي ما نيست، چرا كه شاهد بوده ايم كه تا همين امروز بي‌اعتنايي گذشتگان به آن توصيه‌ها و تذكرات سر منشأ خسارت‌هاي مادي و معنوي بي‌شماري شده است.

    ۲- اگرچه رويدادهاي غيرمترقبه فرصت كافي براي داوطلبين رقابت‌هاي رياست جمهور به منظور ارايه برنامه كاري مشخص براي مواجهه با مسائل كشور فراهم نياورد، اما اكنون يك ماه و يك هفته از انتخاب جنابعالي به عنوان رييس قوه اجرايي كشور سپري شده است و تا اين لحظه نه دركي از چگونگي تغيير ريل اداره كشور در ساحت انديشه و عمل از جانب جنابعالي مطرح شده و نه برنامه‌اي براي عبور از بحران‌هاي پرشمار، چندوجهي و گوناگوني كه به ارث برده ايد ارايه شده است.

    ۳- حتي اگر عالي‌ترين انديشه‌ها و برنامه‌هاي تحول و تغيير ريل اقتصاد كشور را در دستوركار خود داشته باشيد، اما كارگزاراني بي تناسب با اين آرمان‌ها، انديشه‌ها و وعده‌ها انتخاب كنيد نتيجه دولت چهاردهم در همان سال نخست منجر به سرخوردگي فراگير ملي خواهد شد و نه تنها خاتمه مشاركت مردم در انتخابات آتي كشور رقم خواهد خورد بلكه اعتبار و حيثيت همه كساني كه مردم را به حمايت از جنابعالي دعوت به حضور در انتخابات كردند به باد خواهد داد. انتخابهاي اخير جنابعالي از سوي بسياري از افراد آگاه، عالم و دلسوز كشور و حاميان حضرتعالي با انتقادهاي صريح مواجه شده است. بايد توجه داشته باشيم كه گزينش برخي حاميان و عاملان شوك درماني‌هاي سال‌هاي اخير به عنوان همكار نزديك خود، في‌نفسه يك خلف وعده بزرگ است. توصيه مي‌شود كه در انتصاب ساير همكاران از تكرار اين خطاي فاحش پيشگيري شود و بالاترين سطح حساسيت‌ها را در زمينه اتنخاب افراد مسوول در زمينه توليد صنعتي و كشاورزي به كار ‌گيريد.

    ۴ – با كمال تاسف، علي‌رغم وعده‌هاي پرشمار، تاكنون همچنان در عمل هيچ تمهيدي براي مشاركت مردم در شكل بخشي به سرنوشت سياسي و اقتصادي خود از جانب جنابعالي انديشيده و اعلام نشده است و اين در حالي است كه مردم در انتظار ارايه راه‌حل‌هاي عملي از جانب دولت هستند.

    اكنون بر اساس نكات فوق چند پيشنهاد مشخص تقديم مي‌شود:

    ۱- انتخاب اعضاي كابينه خود را در يك فرايند شفاف – و نه در پشت درب‌هاي بسته و پستوهاي كانون‌هاي قدرت- ثروت- و با دريافت آرا مردم و مشاركت سازمان‌هاي مردم نهاد انجام دهيد كه مردم احساس كنند كه مطالبه شما از مردم فقط راي در زمان انتخابات نبوده است و پس از كسب قدرت هم شنواي نظرات و پيشنهادات آنها هستيد. به اين منظور پيشنهاد مي‌شود كه رابطه مردم با نهاد رياست‌جمهوري به يك رابطه ساختاري و نهادمند تبديل شود تا از ميزان نفوذ خواص كانون‌هاي قدرت ثروت در چينش مسوولان دولت چهاردهم بكاهد. همان‌گونه كه امام علي(ع) تاكيد فرمودند خواص موجب مشقت زمامدار هستند و در موقع آزمايش، ياري آنان از همه كمتر است و نيز اينكه هيچ احدي مانند خواص از عدل و انصاف احساس ناراحتي نمي‌كنند، پس گوشت شنواي سخنان مردم و تمايلت به سوي آنان باشد، و بدترين وزراي تو كسي است كه پيش از تو در سوابق، آلودگي به مطامع دنيا داشته است و هرگز بدكاران را از خواص خود قرار مدهيد.»

    ۲ – هيچ انگيزه‌اي براي سبك كردن مشقت‌ها از دوش مردم و تحميل نكردن تكليفي كه متوجه آنان نيست، موجب اميد و خوشگماني در مردم نيست. بنابراين از انجام برنامه‌هاي اقتصادي ۳۵ سال گذشته كه موجبات مشقت و رنج‌هاي دامنه‌دار بر مردم بوده‌اند تبري جوييد و عاملان و مجريان آنها را از معتمدين خود قرار مدهيد. اين كاري است كه به تغيير ريل اقتصاد كشور منجر مي‌شود و تنها از اين طريق مي‌توانيد فرصت‌هاي رشد و بهبود وضعيت اقتصادي كشور را امكانپذير كنيد.

    ۳ -درآمدهاي حاصل از فروش منابع طبيعي متعلق به مردم است؛ نه تنها به شهروندان كنوني بلكه به نسل‌هاي آتي. از اين رو تنها راه عادلانه بهره‌گيري از سرمايه‌هاي طبيعي كشور تبديل آنها به اشكال ديگر سرمايه است. سرمايه‌هاي زيرساختي- جاده‌ها، ارتباطات، حمل و نقل، انرژي؛ سرمايه‌هاي انساني- آموزش، سلامت، تحقيقات؛ محيط زيست؛ و توليد صنعتي است كه خلق شغل و ارزش افزوده و جلب سرمايه‌گذاري مي‌كند و به دنبال آن موجبات بهبود وضع معيشت مردم و اصلاح امور و اخلاق در جامعه فراهم مي‌شود. طي ۳۵ سال گذشته، تخصيص منابع عمدتا با هدف تامين منافع و …

    ۴- اصرار مكرر ما در نامه‌هاي قبلي در زمينه نياز حياتي به يك برنامه باكيفيت توسعه ملي ناظر بر توجه به اين واقعيت بوده است كه داده‌ها و شواهد پرشمار براي ما مسلم كرده است كه ساختار نهادي كنوني به صورت نظام‌مند بر عليه منافع عامه مردم، توليدكنندگان و مصالح كشور عمل مي‌كند و بنابراين نيازمند برنامه بازآرايي ساختار نهادي به سمت توليد فناورانه و عدالت اجتماعي فراگير هستيم.

    ۵ -اصلاح نظام مالياتي از عمده مصاديق اصلاح نظام تخصيصي در كشور است كه به دليل رشد فرصت‌هاي فساد و افزونه خواهي اصحاب قدرت -ثروت و نفوذ خواص، نظام تخصيص منابع در كشور را به زيان مردم و به كام خواص دچار آسيب‌هاي هولناك كرده است و نيز دولت را از دريافت منابع الزم براي سرمايه‌گذاري در زيرساخت‌هاي عمومي كشور و انجام تعهدات دولت در قانون اساسي محروم كرده است. پيشنهاد مي‌شود كه سازمان امور مالياتي كشور براي مصون ماندن از نفوذ اصحاب قدرت و ثروت به عنوان يكي از سازمان‌هاي زير نظر مستقيم رييس‌جمهور تبديل شود.

    ۶ -بازآرايي نظام پولي كشور نيز در اين راستا از اولويت ويژه برخوردار است، لابد تاكنون مطلع شده‌ايد كه طي دو سال گذشته، گستره بساط‌ها و زياده خواهي‌هاي يك بانك خصوصي معين سهمي بالغ بر ۵۰ درصد از رشد پايه پولي كشور را به عهده داشته است. بنابراين اصلاح نظام بانكي، يكي ديگر از اقدامات اساسي و ضروري براي تغيير ريل اقتصاد كشور به سمت يك اقتصاد مردمي است. نظام بانكي بايد از كانوني كه منابع خرد مردم را تجهيز مي‌كند و آنها را در اختيار خواص و نهادهاي قدرت ثروت براي واردات كالاهاي لوكس، و ترويج فعاليت‌هاي نامولد قرار مي‌دهد خودداري كند و منابع مردم را مصروف توسعه، توليد و ايجاد اشتغال در جامعه كند. بانك‌ها بايد از بنگاهداري پرهيز كنند و همه ظرفيت‌هاي خود را مصروف ماموريت اصلي خود يعني تجهيز منابع خرد مردم و هدايت آن به سمت توليد كنند.

    ۷ -از جمله روندهاي مخربي كه بايد هرچه سريعتر بر اساس يك برنامه مشخص با همكاري نهادهاي نظارتي ذيربط متوقف شود حضور نهادهاي نظامي و امنيتي و نيز نهادهاي حاكميتي فعال در حوزه‌هاي مختلف اقتصاد است. بايد به نحوي مقيد و محدود شود كه ظرفيت‌هاي حضور واقعي بخش خصوصي مولد و نه دلال‌مسلك و واردات‌پيشه امكانپذير شود. در شرايط كنوني به دليل قدرت انحصاري اين نهادها و تخصيص تبعيض‌آميز اعتبارات ارزي و ريالي و تسهيلات بانكي، امكان حضور رقابتي و فعال بخش خصوصي منتفي است و بدون ترديد همين امر يكي از دلايل اصلي خروج سرمايه‌هاي انساني و اقتصادي از كشور و انحراف‌هاي بزرگ در تخصيص منابع و انگيزه‌هاي فعالين اقتصادي بخش خصوصي و نابساماني‌هاي ناشي از آن در ايجاد فساد در كشور است.

    ۹ -حتما استحضار داريد كه دستور كار فوري شما تدوين بخشنامه بودجه و تمهيد لايحه مربوطه براي سال ۱۴۰۴ است. قطعا مستحضر هستيد كه حسب قانون بودجه سالانه برنامه يكساله دولت در چارچوب برنامه ميان مدت كشور است. بودجه سند عريان نحوه نگاه حكومت به مردم و حقوق آنهاست و نخستين آزمون عملي شما در جهت پيگيري وعده‌هاي انتخاباتي به شمار مي‌رود اگر يك بازآرايي سيستمي در باب اولويت‌ها و جهتگيري‌ها و تخصيص‌ها در اين سند مشاهد نشود نمي‌توان به تحقق وعده‌ها و تعهدات شما مربوط به تغيير ريل اقتصاد و ترجيح منافع ملي به منافع ويژه‌خواران اميدوار ماند.

    ۱۰-توصيه خاضعانه ما آن است كه قدر زمان باقيمانده از دوره مسووليت خود را بيشتر بدانيد. حسب مصرحات اميرمومنان در نهج البلاغه بايد قدر فرصتي كه در اختيارتان قرارگرفته است بيشتر بدانيد و از اعتماد نسبي جامعه و به ويژه دانايان كشور بهترين بهره‌برداري را بنماييد كه كفران اين نعمت بزرگ مايه خسران فراگير خواهد شد.

    با احترام فرشاد مومني، حسين راغفر

     

  • وزیرانی که بزرگترین خیانتها را به کشور کردند، طلبکار هم هستند! / از1350 تا کنون، هرگز نهاد حکومت به این اندازه در فلاکت و فساد مالی گرفتار نشده بود

    وزیرانی که بزرگترین خیانتها را به کشور کردند، طلبکار هم هستند! / از1350 تا کنون، هرگز نهاد حکومت به این اندازه در فلاکت و فساد مالی گرفتار نشده بود

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی با تاکید بر اینکه دولت جدید باید برنامه داشته باشد، گفت: در وزارت نفت گفته بودند 14.5درصد از ارز را به ما بدهید ما این تضمین‌ها را به شما می‌دهیم. یکی از تضمین‌هایشان این بود که ما با هیچ ناترازی در این حیطه روبرو نشویم، اما اکنون کل آن منابع ارزی را هزینه کرده‌اند و تا ۵ یا ۶ سال دیگر یک عرصه هم نیست که در حیطه نفت و گاز و انرژی کشور تراز باقیمانده باشد! با این حال هیچکس نمی‌پرسد چه کسانی بودند که این تعهد را داده بودند و این وضعیت فعلی ما چیست!؟ علاوه بر آن عزیزان غیر از منابعی که صرف کرده‌اند بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار هم بدهی درست کرده‌اند و همین وزیری که اکنون روی کار است سال گذشته به جای اینکه پاسخگو باشد، طلبکار بود و گفت اگر در چند سال آینده ۲۴۰ میلیارد دلار دیگر به ما ندهید، با فلان بحران‌ها روبرو خواهیم بود.

    در هر زمینه‌ای که بی‌برنامه حرکت کرده‌ایم کشور با فاجعه روبرو شده / دولت جدید برنامه داشته باشد

    دکتر فرشاد مومنی، رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد که در نشست بررسی «بحران ناترازی انرژی و دولت چهاردهم» در این موسسه سخن می‌گفت با بیان اینکه در امتداد سلسله بحث‌های معطوف اهمیت داشتن برنامه در دولت جدید و برجسته کردن مهم‌ترین و حادترین مسائلی که باید به نحوه بایسته به آن پرداخته شود، به بایسته‌های مواجهه با مسائل حیطه نفت و انرژی می‌پردازیم، خاطرنشان کرد: بنای ما بر این است که اگر آسیب شناسی می‌کنیم، آسیب‌شناسی‌ها در خدمت ارائه راه حل عملی به دولت جدید باشد. مهم‌ترین مسئله‌ای که در همه بحث‌ها، کارشناسان ارجمند کشورمان بدون استثنا بر آن تاکید می‌کنند، این است که در هر زمینه‌ای که بی‌برنامه حرکت کرده‌ایم، کشور با فاجعه روبرو شده و هزینه‌ها و خسارت‌های غیر قابل جبرانی را دریافت کرده است.

    وی ادامه داد: این رفتار اکنون تبدیل به روالی شده که تا صحبتی مطرح می‌شود، برای فرار از مسئولیت می‌گویند باید آن را به نظر کارشناسی ارجاع دهیم. گویی مسئله یگانه و واحدی با عنوان نظر کارشناسی وجود دارد و ما آدرس آن کارشناس را می‌دانیم و از آن نظر می‌گیریم! در حالی که آنها که الفبای علم، روش شناسی و فلسفه آن را می‌دانند، می‌فهمند در حالی که ما در همه عرصه‌ها با یک واقعیت روبرو هستیم، برای تبیین، پیش بینی و تجویز، با بی‌شمار توصیه مواجهیم. در اینجا آنچه که مسئله حیاتی است قدرت تشخیص از میان بی‌شمار رویکرد و راه حل پیشنهادی، اصل ماجراست. آنها که در این مملکت بزرگترین خیانت‌ها را با شوک درمانی به راه انداخته‌اند هم آن را با عنوان نظر کارشناسی دنبال کرده‌اند.

    آقای پزشکیان پیش از انتخاب وزرا، میان منتخبان و کارشناسان برگزار کند

    این اقتصاددان با یادآوری اینکه شوک درمانی هم به نام نظر کارشناسی حتی حامیان بین‌المللی هم داشت و صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی هم آن را به عنوان نظر کارشناسی قالب می‌کردند، افزود: مقامات وقت هم که این فاجعه‌ها را ساختند و به نظرات مشفقانه اهل تشخیص توجه نکردند و با آن خیانت‌هایی که با منافع بین‌المللی هم پیوند داشت، همدل شدند و هنوز هم همدلند، توجیهشان این بود که دنیا این ایده را مطرح می‌کند. این هم یکی از واقعیت‌های تلخی است که ما در کشورمان با آن مواجه هستیم . باید در نظر داشت این قدرت تشخیص، نیازمند یادگیری کار جمعی است. آقای مهندس بحرینیان، دوست عزیزم، راه حل بسیار شرافتمندانه و راهگشا به رئیس جمهور دادند. نمی‌دانم آنها که آقای رئیس جمهور را گیج می‌کنند و برایش اولویت تراشی‌های پرحاشیه و بی ثمر ایجاد می کنند، مجالی می‌دهند کارشناسان اطراف ایشان دقتشان را بالا ببرند و به ایشان متذکر شوند که مگر مثلا ما در مسائل حکمرانی و صنعت و انرژی چند بحرینیان و حسن تاش در کشورداریم که دیدگاه‌های آنها را با طیب خاطر نادیده بگیرند. آقای بحرینیان تاکید کردند هر کسی را که شما برای مسئولیتی پسندیدید، او را در یک جلسه‌ای، چه خصوصی و عمومی، با اهل تشخیص در آن حیطه روبرو کنید. اجازه دهید وزیر مورد پسند شده در آزمونی قرار گیرد تا عیارش را با چشم خود ببینید.

    رئیس جمهور از رنجش دلالها و رانتجوها نگران نشود

    مومنی با بیان اینکه مدیرانی در این کشور داشته‌ایم که می‌گفتند ما حاضریم به خاطر خدا حتی جهنم هم برویم و خدا را هم خرج حماقت‌هایشان می‌کنند، بر ضرورت وجود قدرت تشخیص تاکید کرد و گفت: به نام کارشناسی، باب‌های گسترده‌ای برای فرصت طلبی و فساد آفرینی وجود دارد، از جمله آنها که به نام کارشناسی توصیه شوک درمانی کردند و کشور را دچار انسانی اجتماعی و محیط زیستی کردند. در هر حیطه تخصصی تعداد اهل تشخیص زیاد نیست. پیشنهاد آقای بحرینیان در این زمینه بسیار راهگشاست شما جلسات خصوصی برگزار کنید که آبروی افراد هم نرود، اما می‌دانید این مسئله برای وزارتخانه‌های مهم به طور ویژه اهمیت دارد. کشور از این جهت نفع می‌برد، ولو اینکه مفت‌خوارها، دلال‌ها و رانتجوها زیان کنند. آقای رئیس جمهور باید قادر باشد به شجاعت از رنجش آنها نگران نشود، در این صورت کشور نجات پیدا می‌کند.

    خوگرفتگی مشکوک و فاجعه ساز به خام فروشی رانت محور علاج شود

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با تاکید بر اینکه مدت‌ها است که عصر خام فروشی سپری شده و این خوگرفتگی مشکوک و فاجعه ساز به خام فروشی رانت محور باید علاج شود و علاج آن در مرتبه نخست این است که نفتی بودن نظام ملی را به طور عمیق درک کنند، توضیح داد: در دوره‌هایی فرصت طلبانی، روسای جمهور غیرمتخصص را سر کار می‌گذاشتند و می گفتند مثلا ما رکورد مصدق را ‌شکستیم و و یا نفت را به معنای دقیق کلمه ملی کردیم! همه آن مسیر تاراجی و رانتی بود، اما باز با بی‌حیایی ژست هم گرفتند و با تبلیغ به آن کارهایشان افتخار هم می‌کردند.

    ادعایی که درباره اقتصاد بدون نفت مطرح می شود، غیرواقعی است

    وی با یادآوری اینکه طیفی از برجسته‌ترین اقتصاددان‌های دنیا سال ۲۰۰۷ کتاب بسیار فوق العاده‌ای تالیف کردند که دانشگاه کلمبیا هم آن را چاپ کرده است ضمن تاکید بر ضرورت ترجمه آن کتاب، اظهار داشت: در آن کتاب می‌گوید ماجرای وابستگی اقتصاد به خام فروشی رانتی، مسئله صرفا مکانیکی و درآمدی نیست. برای کشوری که نزدیک به ۱۵ میلیون تحصیل کرده دانشگاهی دارد بسیار قباحت دارد که فردی در آن بگوید به این دلیل که قادر نیستیم نفت بفروشیم، اقتصاد را بدون نفت کردم! حرف‌ها بسیار شرم آور و فرصت طلبانه است! رقت انگیزتر این است که مقامات کلیدی کشور تصور می‌کنند این برایشان دستاورد است و آن را تکرار هم می‌کنند! یکی از درخشان‌ترین بحث‌ها در این کتاب مقاله‌ای از خانم «تریکال» است که می‌گوید خام فروشی رانت محور یک صورت حساب ۱۲ مولفه‌ای ضد توسعه برای کشور صادر کرده است و این گونه نیست که مسئله با فوت کردن حل شود و بگوییم رکورد دکتر مصدق را در اقتصاد بدون نفت شکستیم!

    همه چیز را به مضحکه می‌گیرند تا مطامع فریبکارانه و رانتی را جلو ببرند / گرفتاری در هیولای نفت، چگونه اسارتی همه جانبه و عمیق ایجاد می کند!؟

    مومنی با بیان این اعتقاد که همه چیز را به مضحکه می‌گیرند تا مطامع فریبکارانه و رانتی را جلو ببرند، اضافه کرد: وقتی گرفتار نفت می‌شویم، اسیر رشد اندک و نوسانی و اسیر فسادهای بالاتر از میانگین جهانی هستیم. مسئله دیگر این است که به جای عدالت و توسعه اجتماعی و بسط تولید محور رفاه، در اسارت رویکردهای صدقه‌ای رانتی به رفاه قرار می‌گیریم. علاوه بر این همواره در معرض اسارت به دست خودکامگان هستیم. تک تک این موارد دریایی از مسائل را در خود دارد که با تمام سلول‌های شکل دهنده این هویت یعنی ایرانِ عزیز گره خورده است و حل آن، خرد، دانایی و برنامه می‌خواهد. در این مقاله می‌گوید وقتی گرفتار نفت هستی، در اسارت سلطه فرهنگ رانت جویی، نقض‌های پرشمار و فزاینده حقوق انسان‌ها قرار داری و قادر نیستی اقتصادت را متنوع و پیچیده کنی و با سطوح بالا و رقت برانگیز فقر، نابرابری و بیکاری روبرو هستیم. علاوه بر آن با یک نظام تدبیر و تمشیت امور به غایت بی‌کفایت و ضعیف روبرویی و قادر نیستی قوانین و مقررات با کیفیت وضع کنی و دائما به محیط زیستت ضربه‌های مهلک وارد می‌کنی. در معرض تهدید نزاع‌های در درون، میان حکومت با مردم، مردم با حکومت و مردم با مردم و نزاع با بیرون هستی. تمام این‌ها حساب و کتاب دارد.

    این استاد دانشگاه علامه طباطبایی یادآورشد: مسئله بسیار حیاتی تر این است که می‌گوید در این نظام حیات جمعی، ناخودآگاه در اسارت نوسان‌های شدید قیمت نفت قرار داریم. بیان روزآمد آن، این است که هر کس که خام فروشی نفتی دارد در اسارت اعتیاد به شوکهای برون زا قرار دارد و بی ثباتی قیمت آن دو برابر کل کالاهای دیگری است که در دنیا تجارت می شود. در چارچوب این وضعیت، جلوه های ایرانی فاجعه سازی هم وجود دارد که کمر ایران را شکسته است.

    راه نجات کشور بازگذاشتن دست مسئولان و مجریان نیست / حیات بخش ترین قید این است که مسئولان متکی به برنامه باشند

    مومنی با بیان اینکه اگر بخواهیم به صورت ایجابی به آقای رئیس جمهور و حکومتگران گرامی توصیه ای کنیم، باید گفت، دو سازه ذهنی خطرناک وجود دارد که در فکر مقامات گرامی ما سیطره دارد، در تشریح ویژگی اولین سازه ذهنی، خاطرنشان کرد: فکر می کنند راه نجات این است که باید دست مسئولان و مجریان باز باشد. در پنجاه سال گذشته، بیش از 50درصد جوایز نوبل به نهادگراها تعلق گرفته، نهاد یعنی قید، و می گوید اگر دست مسئولانت را باز بگذاری، فساد و ناکارآمدی و پلیدی از نظر نابرابری و سقوط کیفیت زندگی اتفاق می افتد. این سازه ذهنی باید اصلاح شود. بحث بر سر این است که قیدهای احمقانه را از سر راه آنها بردارید و حیاتی ترین و حیات بخش ترین، قید این است که آنها متکی به برنامه باشند.

    پرفسادترین کارها را برای حکومتگر آموزش ندیده، آرایش می دهند / گفتند مسائل نفت پیچیده است، سالانه بدون نقد عملکردشان 14.5درصد بودجه را به آنها بدهیم!

    به گفته این استاد دانشگاه؛ بی برنامه حرکت کردن برای کشور فاجعه ایجاد می‌کند. متاسفانه در ایران آنچنان حرفه‌ای شده‌اند که پرفسادترین کارها را به نحوی آرایش می‌دهند که حکومتگر آموزش ندیده مسحور می‌شود، مثلا گفته‌اند مسائل حیطه نفت بسیار پیچیده و تخصصی است. در حالی که همه جای دنیا می‌گویند وقتی با چنین شرایطی مواجه هستی، شفافش کن تا راه را برای نظارت‌های تخصصی مدنی فعال شود و از حداکثر ذخیره دانایی در این امر پیچیده استفاده شود، اما راه حل رانتی که عزیزان در دوره بعد از جنگ انتخاب کردند این بود که گفتند سالانه 14.5 درصد از عایدات ارزی را مستقیم به وزارت نفت بدهیم تا آنها در مجلس و دانشگاه‌ها به نقد کشیده نشوند چون مساله پیچیده است! ضمن اینکه بماند که سازوکار انتخاب افراد روی این حیطه پیچیده چگونه است!

    وزیرانی که بزرگترین خیانتها را به کشور کردند، طلبکار هم هستند!

    مومنی ادامه داد: طولانی ترین وزارت نفت مربوط به وزارت کسی است که تا آن زمان که روی آن صندلی نشست نه یک روز در آن حیطه درس خوانده بود و نه کار کرده بود. شما که متوجه می‌شوید در مناسبات رانتی قادر نیستید افراد شایسته را انتخاب کنید، از یک طرف می‌گویید پیچیده است و از طرف دیگر بی‌صلاحیت ترین افراد را در آنجا می‌گمارید!؟ که بزرگترین خیانت‌ها را هم به کشور بکنند و طلبکار هم باشند! اکنون از ما طلبکار هم هستند! طلبکاری می‌کنند چون در دوره‌های قبل و بعد از آنها، افرادی آمده‌اند و خرابکاری‌هایی کرده‌اند. در نهایت طرف می‌گوید دیدید من آن کارها را نکرده بودم!؟ بله، ما اینگونه در یک دور باطل اسیر شده‌ایم.

    وزارت نفت، با صرف 14.5درصد بودجه و بدهی 100میلیاردی، تعهداتش را اجرا نکرده است / 240میلیارد دلار هم درخواست کرده اند

    این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی ، تصریح کرد: ماجرا این است که آنها گفته بودند 14.5درصد از ارز را به ما بدهید ما این تضمین‌ها را به شما می‌دهیم. یکی از تضمین‌هایشان این بود که ما با هیچ ناترازی در این حیطه روبرو نشویم، اما اکنون کل آن منابع ارزی را هزینه کرده‌اند و تا ۵ یا ۶ سال دیگر یک عرصه هم نیست که در حیطه نفت و گاز و انرژی کشور تراز باقیمانده باشد، اما چون هیچ سر و صاحبی در کار نیست، هیچکس نمی‌پرسد چه کسانی بودند که این تعهد را داده بودند و این وضعیت فعلی ما چیست!؟ گل بود به سبزه هم آراسته شده! عزیزان غیر از آن منابعی که صرف کرده‌اند بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار هم بدهی درست کرده‌اند! علاوه بر آن، همین وزیری که اکنون روی کار است سال گذشته به جای اینکه پاسخگو باشد، طلبکار بود و گفت اگر در چند سال آینده ۲۴۰ میلیارد دلار دیگر به ما ندهید، با فلان بحران‌ها روبرو خواهیم بود.

    هیچکس نمی‌گوید این هزینه‌ها را چه کرده‌اید!؟

    مومنی ادامه داد: از نظر نهادهای نظارتی هم خداوند توفیق داده با اینکه در همه عرصه‌ها رکوردهای جهانی را جابجا کرده‌ایم اما یک نهاد نظارتی نداریم که از این مسائل حساب‌کشی کند که چگونه ۱۴.۵ درصد بودجه را صرف کرده‌اید، ۱۰۰ میلیارد دلار هم وام گرفته‌اید و بعد می‌گویید با بحران سرمایه‌گذاری روبرو هستیم!؟ هیچکس نمی‌گوید این هزینه‌ها را چه کرده‌اید و هیچ کسی هم نمی‌پرسد چه برنامه‌ای برای ۲۴۰ میلیارد دلار دیگر دارید. بعد می گویند استراتژی را هم همینها به عنوان بخش اجرایی بدهند!

    درخواست برای بازگذاشتن دست وزرا، اسم رمز خیانت است / همه باید به برنامه مقید باشند / فشار به دولت برای گماشتن افراد به پستها، عین فساد است

    این اقتصاددان تاکید کرد: این هدیه‌ای به مسعود پزشکیان است هر کس گفت دستش را باز بگزار، این اسم رمز خیانت به کشور است. همه باید به برنامه مقید باشند، اینکه مثلا اگر خدایی نکرده در مجلس بگویند فلانی را سر کار بگذار و تو نگذاری بخواهند برایت مزاحمت ایجاد کنند، عین فساد است آن را باید متوقف کرد، نه اینکه تحت این عنوان، از برنامه و شفاف سازی داده‌ها و سیاستگذاری‌ها و استراتژی‌ها طفره روید! گاهی خجالت می‌کشم که این‌ها را به زبان جاری می‌کنم؛ چرا که این‌ها جز الفباها است، اما آنچنان نادیده گرفته می‌شود که مدام ناچاریم این‌ها را تکرار کنیم.

    «نفرین منابع» چگونه رخ می دهد؟ / 250میلیارد دلار در یک دوره 30ساله در بخش ساختمان بلااستفاده شد

    مومنی تاکید کرد: سازه ذهنی خطرناک بعدی، این است که وزیری روی کار بیاید که وجوه نرم‌افزاری را نادیده بگیرد و به جای اینکه تحلیل ارائه کند بگوید به من ارز و ریال بده تا کارت را راه بیندازم این هم اسم رمز خیانت است. از ۱۳۷۱ تا ۱۳۹۱ بالغ بر ۲۵۰ میلیارد دلار سرمایه‌های بین نسلی کشور در بخش ساختمان و مسکن پودر شده و بلااستفاده است. خیلی جالب است که مسکن خصوصی ترین و به اصطلاح بازاری‌ترین بخش این اقتصاد است. آنها که دوباره دلشان تنگ شده و حرف‌هایی با عنوان تک نرخی کردن بازار ارز مطرح می‌کنند، بدانند که عبرت این مسائل وجود دارد و کشور همچنان فاجعه جهل، فساد و ندانم کاری و پنهان کاری ها را پرداخت می‌کند. چند بار باید چوب بخوریم تا بفهمیم!؟ اگر خرد و برنامه نداشته باشید اگر تریلی، تریلی اسکناس و دلار هم زیر پایتان خالی کنند، وبالت می‌شود. در ساحت علم، آن را با عنوان «نفرین منابع» صورت‌بندی نظری کرده‌اند، یعنی اگر درک و برنامه نداشته باشید، ارز و ریال زیادی، شما را نفرین زده می‌کند. به عبارتی «بیماری هلندی» است، یعنی سیستماتیک بیمار، ناتوان و عاجز می‌شوید.

    هیچ مساله ای، فوری تر از طراحی برنامه پیش گیرنده از فساد نیست

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ادامه داد: در ۵۰ ساله گذشته در هر دوره‌ای که وفور درآمد نفتی داریم وقتی در توجیه صد جور فاجعه‌ای که کشور با آن روبرو می‌شود، می گوییم چرا این طور شد، مگر شما نمی گفتید، اگر ارز زیاد شود همه چیز حل می شود!؟ می گویند هر چه فریاد دارید بر سر نفت بکشید، وقتی قیمت نفت پایین می آید، می پرسیم حالا چرا تکان نمی خوری، می گوید اکنون که پول نداریم، چه کنیم!؟ در حالی که در اندیشه توسعه گفته می شود کمبود منابع برای یک انسان خردورز، تنها یکی از دهها مانع است که با سرپنجه تدبیر، خرد و دانایی حل می شود. مگر همه جای دنیا، درآمدهای نفتی داشتند که توانستند این جهشها را پیدا کنند!؟ بنابراین وقتی به صورت نظام وار مناسباتت، فسادزا و فسادپرور شده، هر میزان هم ارز و ریال داشته باشید، به نام چیزهایی و به کام فاسدها تخصیص می یابد.  اینها را آقای پزشکیان و همکارانش باید متوجه شوند که هیچ مساله ای، فوری تر از طراحی برنامه پیش گیرنده از فساد نیست. اگر شرافتمندانه قول دادید که به مشارکت مردم اهمیت می دهید، راه جلب مشارکت عالمانه مردم این است که فرایندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع دولت شفاف شود تا امکان نظارتهای تخصصی مدنی فراهم گردد.

    حکومت گرامی باید از توهم فاجعه ساز حل کردن همه چیز با دستکاری قیمت بیرون بیاید

    وی خاطرنشان کرد: در دوره بعد از جنگ، اعتیاد به شوکهای برون زا، به خاطر خام فروش و نفتی بودن، به شوکهای فاجعه آمیزتر درون زا از طریق دستکاری دائمی قیمتهای کلیدی آراسته شد. ما در این زمینه کار کردیم و بااطمینان می گویم و جزئیاتش را هم داریم که اگر ما با 14 صورت حساب فاجعه ساز روبرو بودیم، شوکهای قیمتی برای ما 140 فاجعه رقم زده است. این مساله بسیار حیاتی است که حکومت گرامی باید از توهم فاجعه ساز حل کردن همه چیز با دستکاری قیمت بیرون بیاید. 100 بار تجربه کردید و هر 100 بار شکست خوردید و هر بار علاوه بر شکست گسترده و عمیق فاجعه ها، فسادها و نابرابریها و وابستگیهای ذلت آور به دنیای خارج بیشتر شده، کافی نیست!؟ جامعه شناسان به کمک بیایند و بگویند چرا از دریچه اندیشه توسعه، تا این اندازه حساسیت به شوک درمانی وجود دارد. من که خودم حساس بودم که به طور عمومی اعلام نکنم به چه کسی رای می دهم، چه شد که به آقای پزشکیان رای دادم؟ زمانی بود که ایشان شرافتنش را گرو گذاشت و گفت من در دوره ریاست جمهوری ام، به شوک درمانی متوسل نخواهم شد، انشاالله که توفیق باشد و ما شاهد باشیم که ایشان با صوق وعده از چنین کاری اجتناب می کند.

    مومنی با بیان اینکه در بیانیه ای که دادیم، تاکیدکردیم که شوک درمانی نکردن برای برون رفت از این بحرانها لازم است اما به هیچ وجه کافی نیست و ما شروط کفایت را هم تشریح کردیم، گفت: به کمک روانشناسان اجتماعی و جامعه شناسان احتیاج داریم تا حکومت را مانند پیکره ای ببینند و نشان دهند که اعتیاد به شوک درمانی، چگونه آنها را دچار تحیر، از دست دادن جهت، بلااراده گی و تسلیم روزمرگی و سرکردانی و درماندگی و دست و پازدنهای بی حاصل، همراه با از دست دادن جهت می کند.

    شوک درمانی، پیکره توانمندی مالی دولت را فروریخته است / از1350 تا کنون، هرگز نهاد حکومت به این اندازه در فلاکت و فساد مالی گرفتار نشده بود

    وی ضمن تاکید بر اینکه شوک درمانی، ضدعادلانه ترین سیاستی است که در طول تاریخ بشر اختراع شده، افزود: شوک درمانی، پیکره توانمندی مالی دولت را فروریخته است. از1350 تا کنون، هرگز نهاد حکومت به این اندازه در فلاکت و فساد مالی گرفتار نشده بود. طنز تلخش این است که افراد چاپلوس، مشکوک و بله قربان گو، می گفتند شوک درمانی راه بی دردسر، و زودبازده پردرآمدکردن دولت است و اکنون ببینید کشور را به چه ورطه ای از سقوط انداخته اند. در مناسبات رانتی، الفاظ را هم میان تهی می کنند. آنها نوامیس و زمینه های قدرت حکومت را با عنوان مولدسازی به تارج می گذارند. آیا وقت آن نرسیده است که متوقف شوید و ببینید که بر سر خودتان و مردم وآینده کشور چه می آورید!؟ بزرگترین فاجعه سازی شوک درمانی این است که در فرایند خودتخریب گری سیستمی و میان تهی سازی سیستمی، قصد قربتی می کنند و تمام فشارها و لطمه ها را به بخشهای مولد اقتصاد تحمیل می کنند و از دلالان و فاسدها برمی دارند.

    81درصد خسارتهای قطع برق به صنایع بزرگ و کشاورزی تحمیل شده

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد تاکید کرد: گزارشهای رسمی می گوید فقط در سال 1402، 81درصد خسارتها و فشارهای ناشی از قطع برق به صنایع بزرگ، شهرکهای صنعتی و مشترکین بخش کشاروزی تحمیل شده است. بعد تعجب می کنند که چرا قیمت ارز در ایران این میزان ناپایدار است. وقتی به طور سیستمی این ضربه های مهلک را به بخش تولیدی می زنید معلوم است که باید واردات را محور اصلی کارتان قرار دهید و مردم را اسیر فقر، فلاکت و نابرابریهای کشنده کنید.

    حتی در کسب محبوبیت هم کوته نگرند

    مومنی یادآور شد: در حالی که افشارگری کردیم که صدور مجوزهای مشکوک برای احداث واحدهای تولیدی جدید، تنها چارچوب رانتی دارد و دهانهایی را به طمع رانت ارز، ریال، آب، برق، گاز و زمین باز می کند، باز همچنان بی رویه مجوزهای جدید می دهید. 81درصد بار فشارهای قطعی را بر دوش آنها انداختید و به خاطر فشارهای بیشماری که به تولیدکننده ها می آورید، روزمره انبوهی از اینها دچارورشکستگی می شوند یا زیرظرفیت، تولید می کنند. افراد جدیدی را وارد می کنید که رانتها را هم می گیرند و غیبشان می زند! از این زاویه بسیار شگفت انگیزاست. مهندس بحرینیان می گفت این مجوزهای بی ضابطه ای که می دهند، هدفشان خرید محبوبیت است. باید گفت حتی در کسب محبوبیت هم کوته نگرند. وقتی مجوز می دهید و نمی توانید برقش را تامین کنید، این محبوبیت پایدار نیست. خداوند هم می گوید از مفت خوارگی و بهره مندی فاقد صلاحیت بپرهیزید چرا که عوارض ربا را در آن می بینید و نارضایتی هم ایجاد می کند.

    نسبت مسئولیت پذیری حکومت ایران در امور حاکمیتی در حال رسیدن به دوران پیشاقاجار است

    وی با بیان اینکه در همیشه تاریخ،  همواره بالاترین سهم پرداخت مالیات به حکومت هم در دست تولیدکننده ها بوده است، اضافه کرد: شما با این کار، خودتان را هم به فقر و فلاکت می اندازید. نسبت مسئولیت پذیری حکومت ایران در امور حاکمیتی مانند امنیت، نظم، اموزش، سلامت و تغذیه و رفاه شهروندان در حال رسیدن به دوران پیشاقاجار است. قباحت آن هم ریخته. وزیران و مدیرانی داریم که به صنعتگران نامه می نویسند که برق و گاز را در تابستان و زمستان نمی دهند. در اقتصاد سیاسی، گفته می شود تعهد حکومت به امور حاکمیتی، ماننند چسبی می ماند که پیوند میان مرکز و سراسر سرزمین را تضمین می کند. گویی خودمان با دست خودمان کشور را به سمت تجزیه شدن پرتاب کنیم! آنها که از این مناسبات نفع می برند، می گویند سراغ فلانی ها نرو، همه اش برایت حرفهای تلخ می زنند، بیا ما برایت حرفهای شیرین می زنیم! باید گفت وقت آن نرسیده که یک گزارش بدهید تا روشن شود 30 سال این گونه کشور به کجا رسیده است!؟ باید تا ابد این چیزها را نفهمیم!؟

    اگر تغییر ریل اتفاق نیفتد، روند وحشتناک سقوط را پیش روی خودمان خواهیم داشت / جمعیت رانندگان اسنپ و تپسی، 1.5 برابر جمعیت شاغل در بخش صنعت

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه حکومت ابتدا از تعهداتش در قانون اساسی راجع به آموزش و سلامت طفره رفت، امروز می گوید برق را هم بر عهده نمی گیرم، خاطرنشان کرد: امروز از شهرکهای صنعتی شروع کردید و فردا به دیگران می گویید! بنابراین اگر آن تغییر ریل در شیوه اداره کشور اتفاق نیفتد، روند وحشتناک شکنندگی، قهقرا و سقوط را پیش روی خودمان خواهیم داشت و خدا می داند در این میانه چه انبوهی از گرفتاری های کوچک و بزرگ دیکر هم برای ما ایجاد می شود. جمعیت رانندگان اسنپ و تپ سی در ایران، نزدیک به 1.5 برابر جمعیت شاغل در بخش صنعت کشور شده است، این همه نهاد نظارتی داریم، شما چه چیزی را نظارت می کنید!؟ فقط زلف خانمها نظارت کردنی است! مقدرات کشور نظارت کردنی نیست که این گونه به سمت قهقرا می رویم!؟ از دورترین مناطق ایران به تهران می آیند و با مشقات زیاد و شب در ماشین خوابیدن با ماشین مستهلک شده، کار می کنند. تولید صنعتی در کشور را نابود کردید و مشاغل این چنینی را رایج می کنید. متوجه نمی شوید این مجوزها یعنی بازشدن دهانهای جدید برای تقاضای بنزین و گازوئیل. مرتب خلق تقاضا می کنید و بعد در شگفت هم هستید که چرا به این وضعیت دچار شدید!

    چه کسی گفته که باید چوب بی کفایتی و فسادها را بر سر مردم بزنید!؟ / چرا گفتید قیمت فروش برق در مقایسه با تولید به صرفه نیست؟

    مومنی با بیان اینکه از بی توجهی به تولید به وضعیتی رسیده ایم که ماشین آلات مستهلک شده، برق بیشتر مصرف می کنند و بازدهی کمتر دارد، با انتقاد از برخی اظهارات مبنی بر اینکه میزان هزینه کرد برای تولید برق از فروش آن به مردم بیشتر است، گفت: چه کسی گفته که باید چوب بی کفایتی ها و فسادها را بر سر مردم بزنید!؟ وقتی گزارش ترازنامه انرژی کشور می گوید روزانه نزدیک به 1.5میلیون بشکه معادل نفت خام فقط در فرایندهای تولید،انتقال و توزیع حاملهای انرژی تلف می شود. چرا مردم باید چوب تولید کننده انحصاری فاقد کیفیت برق را با افزایش قیمتها بخورند. واقعی سازی قیمت این است که باید راندمانت را که کمتر از نصف میانگین جهانی است را بالا ببرید. آن اتلافها را برطرف کنید. چه کسی گفته که فقط یک راه وجود دارد و آن تنبیه مردم از طریق افزایش قیمت ها است. چند بار باید در کشور آزمایش شود تا بفهمیم این غلط است!؟ آن آقا که گفت من می خواهم فقط اظهارات کارشناسی مبنای تصمیم گیری باشد، پس چرا گفت قیمت برق برای ما این میزان درمی آید و به مصرف کننده این میزان می دهیم. یک تحقیق ما از 1374 تا امروز در دانشگاه های کشور نداریم که بگوید کشش قیمتی حاملهای انرژی در ایران بالا است.

    کشور در چارچوب این مناسبات آینده ندارد

    این اقتصاددان گفت: صمیمانه به ایشان عرض می کنم آنها که از این حرفهای شسته و رفته ی خود راحت ساز، می زنند، می خواهند مناسبات در همین وضعیت خودش باقی بماند. به صراحت عرض می کنم کشور در چارچوب این مناسبات آینده ندارد. تحقیقی که آقای مهندس بحرینیان انجام داده نشان می دهد فقط در 1402، همان دستگاهی که می گوید ارز و ریال بده من ناترازی دارم، 972 هزار اشتراک جدید ایجاد کرده است. همه این چوبها را می خوریم چون ما آدمهای باکیفیت را بر سر مسئولیتهای کلیدی نمی گذاریم. نقدهای مشفقانه کارشناسی را غر زدن می نامند و چاپلوسی و وزوزکردن رانتی و فاسد را توجه به موازین می نامند. مملکت ما این گونه اداره می شود.

    مومنی تاکید کرد: برای این عزیزان شوک درمانی توصیه مطلوب کارشناسی است. همین اکنون، حدود 85میلیون تن ظرفیت نصب شده در پتروشیمی داریم، در برنامه هفتم می خواهند آن را به 133 برسانند. در حالی که اکنون برای همین تعداد حدود 14میلیون تن کسری وجود دارد! اما با حرفهای دهان پر کن که می دانند برای فرد تصمیم گیر فاقد صلاحیت کافی جذاب است، می گویند در دوره تو می خواهد این اتفاق بیفتد که ما مثلا روزی 7میلیون تن نفت خام تولید کنیم! اینها همه در تسخیر علم قرار دارد، چند بار فریب می خورید!؟

    به گفته این استاد اقتصاد؛ 22 نهاد نظارتی بر بودجه داریم، اما در سالهای اجرای برنامه تعدیل ساختاری، به طور متوسط سالانه بیش از 2هزار تخلف قانونی فقط از کانال بودجه دارند. یک نهاد نظارتی با کیفیت داشته باشیم کافی است. بعد این بی آبرویی در ترور اسماعیل هنیه و فخری زاده پیش می آید. سیستم امنیتی را هم به گونه ای کرده اند که گویا به کارشناسان دلسوز باید بیشتر حساس باشید تا جاسوسان متملق و چاپلوس که آرایش های متناسب با خواست شما هم در ظاهرشان ایجاد می کنند.

    یک هشدار جدی…

    مومنی گفت: در دوره حسن روحانی هم این ایده را به عنوان هشدار مطرح کردم و گفتم با این سوء تدبیرهایی که در نظام اداره عمومی کشور مشاهده می شود که بر محور رانت، ربا و فساد و علیه کارایی و دانایی و بهره‌وری و تولید آرایش پیدا کرده ، به سمت گذار خطرناک از دولت خام فروش به دولت آینده فروش در حال حرکت هستیم. دیگر رانت نفتی تکافوی کشور را نمی کند و از طریق بدهکار کردن کشور پیش می رویم. در دوره رئیسی یکی از کثیف ترین دروغ هایی که  مقامات کشور می گفتند این بود که ما دیگر در بانک مرکز ی دست اندازی نمی کنیم، من نشان دادم که چقدر دروغ کثیفی است که غیرمستقیم از بانکها وام می گیرند و دستشان را برای اضافه برداشت باز می گذارند. در انتها همه چیز همان ناگزیری چاپ پول پرقدرت می شود. البته در دوره روحانی نیز این دروغ گفته می شود و خیلی جالب است که این نهادهای نظارتی یک بار نیامدند و بگویند این چه حرفی  است که می زنید!

    آینده فروشی از طریق بدهکارسازی نسلهای بعدی هم به ته خط خود می رسد

    اندازه بازپرداخت بدهی های سررسیدشده هیولایی شده که کشور را به سمت فاجعه های بزرگ می برد

    هشدر نسبت به گذار از دولت خام فروش آینده سوز به دولت به غایت شکننده

    وی توضیح داد: آنها با خلق بدهی، جبران کسریهای مالی خود را می کنند، خام فروشی دیگر کار آنها را راه نمی اندازد. این ماجرا یعنی آینده فروشی از طریق بدهکار سازی نسلهای بعدی هم دارد به ته خط خود می رسد، اگر نهاد نظارتی با کیفیتی وجوددارد گزارش شرافتمندانه راجع به روند اندازه بازپرداخت بدهی های سررسید شده دولت از ناحیه انتشار اوراق بدهد. خود این هم تبدیل به هیولایی شده که کشور را به سمت فاجعه های بزرگ پیش می برد. اکنون ما در حال گذار خطرناک تر از دولت خام فروش آینده سوز به دولت به غایت شکننده هستیم. دولت شکننده فحش نیست اصطلاحی تئوریک است برای دولتی که کل عائله خود را نمی تواند خوب اداره کند، چه رسد به اینکه خدمات حمایت و عدالتش را به کل شهروندان عرضه کند. خطاب ما به کل حکومت و به ویژه دولت جدید است. پافشاری روی اداره کشور بر مبنای ریل قبلی، جز انحصار و فاجعه، دستاوردی نخواهد داشت. تغییر ریلی که می خواهد اتفاق بیفتد باید با تغییر بینش و نگرش و با برخورداری از یک برنامه با کیفیت توسعه باشد.

  • جلسه پزشکیان با چهار اقتصاددان مطرح کشور

    جلسه پزشکیان با چهار اقتصاددان مطرح کشور

    به گزارش اقتصادران، دکتر محمدرضا واعظ مهدوی ، نظریه پرداز اقتصاد سلامت و رئیس بنیاد هاسب، با بیان این مطلب که روز گذشته به همراه اعضای «موسسه مطالعات دین و اقتصاد» و دکتر حسین راغفر و غلامرضا حسن تاش دیداری دو ساعته با دکتر پزشکیان، رئیس جمهور داشته اند و در این دیدار ضمن بیان دغدغه ها درخصوص مسائل کشور، پیشنهاد شد که تصمیمات اقتصادی قبل از اجرا به موسسه دین و اقتصاد و فرهنگستان علوم اعلام شود تا مورد نقد و بررسی قرار گیرد.

    دیروز شنبه ۱۳ مرداد، مجددا توفیقی حاصل شد و به اتفاق جمعی از متخصصین و صاحبنظران حوزه عدالت اجتماعی در موسسه «مطالعات دین و اقتصاد»، که توسط مرحوم آقای عالی نسب برای پی ریزی چارچوب های اقتصادی مبتنی بر دستاوردهای علمی بشری و  آموزه های دینی و تعالیم پیامبران، بنیانگذاری شده است، شامل دکتر فرشاد مومنی، دکتر حسین راغفر، و دکتر غلامحسین حسنتاش دیدار و جلسه نسبتا مفصلی  با ریاست محترم جمهوری، جناب دکتر پزشکیان داشتیم.

    در این دیدار که نزدیک به دو ساعت به طول انجامید و دکتر طیب نیا و دکترحاجی میرزایی هم در آن حضور داشتند، برخی از مهمترین مسائل اقتصادی و مدیریتی کشور به بحث گذاشته شد و در مورد راهکارهای خروج از ابرچالش های موجود ، بحث و گفت وگو به عمل آمد.

    نخست آقای دکتر مومنی به این نکته اشاره کرد که دو «شاقول» باید معیار سنجش کلیه سیاست ها و اقدامات دولت باشد.

    ۱-سفره و معیشت مردم که بر این اساس باید از هر سیاست و اقدامی که به معیشت مردم ضربه بزند و فشار بر معیشت مردم را بیشتر کند اکیدا احتراز شود؛

     ۲-تولید ؛ به این معنا که هر اقدامی که به بنیه تولیدی کشور آسیب وارد کند باید متوقف شود. معیار سنجش هر سیاست و تصمیمی این باید باشد که بر تولید و تولید کنندگان چه اثری وارد می سازد. بنابر این از هر تصمیم و اقدامی که با دو محور فوق مبابینت داشته باشد باید اکیدا دوری شود.

    ایشان همچنین تاکید کرد که مسایل کشور متعدد و پیچیده است و باید اکیدا از جستجوی راه حل های موردی برای آنها احتراز کرد. برای حل مسائل کشور نخست باید تبیین وضع موجود صورت پذیرد. سپس علل و عوامل آن مورد تحلیل قرار گیرد و در وهله بعد، برنامه برای آنها تدوین شود و اقدامات باید در قالب برنامه و با جامعیت و پیوستگی انجام پذیرد. باید کلیه تصمیم گیری ها و سیاست های تخصیص منابع بر اساس اولویت های برنامه ای صورت پذیرد. بر این اساس بیش از ۹۰ درصد آدرس های که بر اساس راه حل های موردی داده می شود، از اساس فاقد اعتبار است.

    جناب دکتر پزشکیان و مشاوران ایشان هم به اتفاق اظهار کردند که این موارد کاملا مورد تایید ما است و همین شاقول های معیشت مردم و تولید معیار اصلی کلیه تصمیمات دولت را تشکیل خواهد داد.

    براساس این گزارش، در ادامه دکتر راغفر به فعل و انفعالات مربوط به حذف ارز ترجیحی و افزایش نرخ پایه ارز در دولت شهید رییسی اشاره کردند و آثار تورمی کاهش ارزش پول ملی و نقش آن در تضعیف معیشت مردم را بر شمردند و تاکید کردند که امروز مردم امید فراوان به اصلاح امور بسته اند.

    ایشان هشدار دادند که مبادا دولت به اقدامات تجربه شده و شکست خورده ای نظیر یکسان سازی نرخ ارز روی بیاورد! امروز حتی اگر نرخ ارز در بازار به هر عددی هم برسد، باز هم شاید برای آن خریدار وجود داشته باشد و بازار آن را پس نزند ولی آثار افزایش نرخ ارز بر بودجه خانوار و چرخه تولید فاجعه بار خواهد بود.

    ایشان هم بر این نکته تاکید کردند که حمایت از تولید باید اساس سیاست های دولت را شکل دهد و با توجه به شعار سال مقام معظم رهبری، حمایت از تولید به نحوی صورت پذیرد که تولیدکنندگان از حضور در عرصه تولید راضی باشند و در اقتصاد و بازار، بیشترین درآمد از تولید حاصل شود.

    به گزارش جماران، دکتر واعظ مهدوی در ادامه گزارش از آنچه در نشست روز گذشته با رئیس جمهور گذشته است، آورد:  پس از آن، دکتر حسنتاش که سالها است مطالعات خود را در زمینه انرژی و اقتصاد انرژی متمرکز کرده است ، هرگونه اصلاح در الگوی مصرف انرژی از طریق دستکاری های قیمتی را مردود دانست و تاکید کرد اصلاح ساختار انرژی کشور از طریق مدیریت تقاضا و نه افزایش عرضه باید صورت پذیرد.

    ایشان اظهار داشت که طبق محاسبات ما معادل (حرارتی) روزانه  ۲/۵-۲ ملیون بشکه نفت خام از طریق مدیریت تقاضا و کاهش اتلاف انرژی قابل استحصال است. سرمایه گذاری در  این کار نسبت به سرمایه گذاری برای افزایش تولید هم به صرفه است، هم با محیط زیست سازگاری دارد وهم به ارتقاء چشمگیر بهره وری می انجامد. راه حل هم خرید تضمینی انرژی حاصل شده از کاهش اتلاف و بهبود بهره وری است.

    ایشان همچنین مشابه این کاهش اتلاف و بهبود بهره وری را در صنایع سیمان، صنایع ساختمانی ، مرغداری ها و بسیاری از صنایع و صنوف دیگر را امکان پذیر دانست و اعلام کرد مطالعات مربوطه به تفصیل موجود و قابل ارائه به دولت محترم است.

    آقای رئیس جمهور ضمن استقبال از جلب همکاری های علمی دانشمندان، محققان و کارشناسان، محورهای بحث شده را کاملا منطبق با دیدگاه های خودشان اعلام کردند و مقرر کردند تا تصمیمات مهم اقتصادی قبل از اجرا برای موسسه دین و اقتصاد و فرهنگستان علوم ارسال شود تا مورد نقد و بررسی قرار گیرد.

    در ادامه ، اینجانب (دکتر واعظ مهدوی) با اشاره به تمرکزی که طی سالهای اخیر از طریق «بنیاد هاسب» بر نابرابری های منطقه ای داشته ایم، با استناد به گزارش های سازمان امور مالیاتی، سهم استانها از درآمد حاصل از مالیات بر ارزش افزوده را مقایسه کرده و نشان دادم که محروم ترین مناطق نظیر استان سیستان و بلوچستان کمترین سهم از درآمد مالیات بر ارزش افزوده را داشته اند.

    چرا اینطور است؟ در حالی که عدالت حکم می کند استان های محروم سهم بیشتری از درآمدهای کشور نصیبشان شود. علت، مکانیسم تخصیص منابع است که سهم درآمدهای هر استان را به همان استان می دهد. در حالی که سهم هر استان باید طبق شاخص محرومیت آن استان تعیین شود. دکتر طیب نیا هم ضمن تایید این مطلب به تسهیلات بانکی مصرف شده توسط استانها اشاره کرد و این عدم تعادلها را عامل ایجاد و استمرار نابرخورداری ها در استان هایی چون سیستان و بلوچستان دانستند.

    جناب دکتر پزشکیان نیز بر اهمیت اولویت مناطق محروم در تخصیص منابع صحه گذاشتند و بر نقش سازمان برنامه و بودجه در عادلانه سازی نظام تخصیص منابع تاکید کردند و نیز ادامه مطالعات کارشناسی «هاسب» برای شناسایی این گلوگاه های نابرابری ساز تخصیص منابع را خواستار شدند.

    در پایان شرکت کنندگان و اعضای موسسه دین و اقتصاد از صبر و حوصله و وقتی که جناب دکتر پزشکیان برای شنیدن دغدغه های کارشناسی این موسسه برای ارتقاء عدالت اجتماعی در کشور اختصاص دادند تشکر کردند و مجددا آمادگی خود را برای ارائه مشاوره و نقد و تحلیل تصمیمات کلان اقتصادی دولت ایشان اعلام کردند.

    با امید موفقیت دولت چهاردهم و همه دولت های جمهوری اسلامی

    محمد رضا واعظ مهدوی

  • مردم را به ریاضت اقتصادی فرامی‌خوانید، اما خودروی لوکس و لوازم آرایش وارد می کنید!

    مردم را به ریاضت اقتصادی فرامی‌خوانید، اما خودروی لوکس و لوازم آرایش وارد می کنید!

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد با انتقاد از گزارش منتشر شده توسط وزارت کار که در آن عنوان شده اندازه جمعیت فقیر کشور در سال ۱۴۰۲ کاهش پیدا کرده است، درباره روش شناسی تهیه آن گزارش وزیر کار فعلی را به مناظره دعوت کرد می‌کنم و گفت: در این مناظره برایتان آشکار خواهم کرد که چون عموما در چهارچوب مناسبات رانتی، افرادی که به مسئولیت‌های کلیدی گماشته می‌شوند اهلیت حرفه‌ای را ندارند به خوبی می‌توانند آلت دست مناسبات قرار بگیرند. چنین گزارشی به مسئولان کشور می‌دهند و بعد آن مسئول می‌گوید پس من راحت بروم و بخوابم! از او نمی‌پرسند مگر شما چه کرده‌اید که جمعیت فقیرتان کاهش پیدا کرده!؟

    ریشه اصلی همه بحران‌های کنونی ایران به مناسبات رانتی برمی‌گردد

    دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی و رئیس موسسه «مطالعات دین و اقتصاد» که در نشست بررسی «بحران رفاه و تامین اجتماعی» در محل این موسسه سخن می گفت، با یادآوری اینکه علامه طباطبایی در بحث‌های مربوط به اصول فلسفه و روش رئالیسم این بحث را مطرح می‌کنند که حل و فصل هر مسئله‌ای یک سلسله مقدمات ادراکی دارد و برای برون رفت از بحران باید آنها را با دقت شناسایی کرد، اظهار داشت: ریشه اصلی همه بحران‌های کنونی ایران به مناسبات رانتی برمی‌گردد و مقدمه ادراکی تداوم مناسبات رانتی این است که بحث از یک سطح نادرست یا از یک مکان نادرست مورد توجه قرار بگیرد.

    علم را فصل الخطاب قرار دهید

    وی ادامه داد: آنچه که به عنوان هدیه‌ای به کل ساختار قدرت و به ویژه دولت جدید می‌توانیم تقدیم کنیم، این است که باید ابتدا مسئله اندیشه‌شان را در این زمینه حل و فصل نمایند و برای این کار نقطه عزیمت درست را انتخاب کنند. تعدادی از بزرگترین متفکران قرن بیستم می‌گویند اگر هر کشوری بخواهد نجات پیدا کند ابتدا باید علم را فصل الخطاب قرار دهد. اگر غیر از این باشد به هر جای دیگری حواله داده شود، حتی اگر حداکثر حسن نیت را هم داشته باشند فایده ندارد.

    چرا کتاب اقتصاد مطهری خمیر شد!؟

    این اقتصاددان، با تاکید بر اینکه گفته می‌شود اقتدارهای مبتنی بر پول، زور و فریب باید جای خود را به اقتدارهای مبتنی بر علم دهد، یادآور شد: بعدها در تاریخ خواهند نوشت کتاب «مبانی اجمالی اقتصاد اسلامی» مطهری را به دلایلی خمیر کردند که اکنون جزء بدیهیات اولیه معتقدان جدی سرمایه‌داری است اما ایده‌ای که مطهری مطرح کرده بود را با برچسب سوسیالیسم کوبیدند. خود این مساله نشان می‌دهد این جوسازی‌ها که یک بار هاله تقدس مذهبی روی آن می‌کشند و بار دیگر شکل مدرن به آن می‌دهند، همه بازی ای برای این است که فریب، با همه سوء کارکردهایش در ایران ادامه داشته باشد. از این جهت است که امثال شهید بهشتی و شهید مطهری می‌گفتند اگر با هر بهانه‌ای، آزادی‌های مشروع را محدود کنید، آبروی دین را می‌برید و کشور را دچار انحطاط می‌کنید.

    تفکری ساخت مجتمع فولاد ایران در بندرعباس را توطئه استکبار جهانی می دانست! / با5برابر شدن هزینه، مجتمع فولاد به مبارکه منتقل شد!

    مومنی ادامه داد: یک باره ابتدای انقلاب، کسانی که من به آنها برچسبی نمی زنم؛ چرا که خودشان به اندازه کافی دارند، هویی راه انداختند که تصمیم برای ساخت مدرن ترین مجتمع فولاد ایران در بندرعباس، توطئه استکبار جهانی است. وقتی درباره علت این تحلیل از آنها سوال پرسیده می شد، می گفتند در این منطقه، تاسیسات ساخته شده به راحتی به دلیل آب و هوای خاص کنار دریا، خوردگی پیدا می کنند! خدا می داند با چه مرارتهایی و با بالغ بر 5 برابر کردن هزینه های استقرار، کارخانه را در مبارکه اصفهان مستقر کردند و وقتی آرامش حاصل شد، نتایج تحقیقات نشان داد 75درصد واحدهای فولادی دنیا کنار دریا مستقر هستند. در اثر این مافیای فریب و رسانه محور، ما چه هزینه هایی می پردازیم!

    این استاد اقتصاد با تاکید بر اینکه اینکه می گوییم اقتدارهای مبتنی بر پول، زور و فریب باید جای خود را به علم بدهد، مساله ای بسیار بزرگ است، اضافه کرد: یکی از راهگشاترین حرفهایی که مطهری در آن کتاب زد، این بود که نقد بسیار عالمانه و ژرف اندیشانه ای به اسلوب اندیشه ورزی فقیهان ایران کرده بود. هر کس مطهری و اندیشه ها و سلوکش را می شناخت، می فهمید که کمتر کسی بود که در قرن بیستم در میان روحانیان، نسبت به صنف روحانی غیرت داشت. هر کس غیرت داشته باشد، بی پرواتر نقد می کند. این از بیچارگی در ایران است که تا یک نفر در ایران نقد می کند، تصور می شود او دگراندیش، برانداز یا اپوزوسیون است. بسیار جالب است که رانتی ها هم به این باور احمقانه دامن می زنند و خیلی از حکومتگران فاقد صلاحیت یا کم صلاحیت هم این را می پذیرند و تصور می کنند هر کسی بیشتر چاپلوسی کرد، بیشتر مدافع نظام است. خیلی تلخ است و از این نظر، گویی ما چند صد سال است تکان نخورده ایم و این ماجرای عجیبی است.

    بازخوانی کتاب خمیرشده مطهری ضرورت بزرگ اندیشه ای

    مومنی با بیان اینکه مطهری در آن کتاب، کوبنده ترین نقدها را به روش شناسی فقه وارد کرده است، ادامه داد: مطهری می گوید برخی فقیهان ما بزرگترین مقصران انحطاط اندیشه ای هستند و به اینکه ما بتوانیم اسلامی متناسب با اقتضائات زمانه ارائه کنیم، کمک بایسته ای نکردند. اینکه می بینید اکنون تعداد روحانیونی که وقتی حرف می زنند، آدم از مسلمان بودنش شرم می کند، بالا است به این دلیل است که هشدارهای امثال مطهری و بهشتی مورد توجه قرار نگرفت. مطهری می گوید اسلوب اندیشه ورزی فقهی ما، در فهم سرمایه داری و عدالت خطاهای بزرگ کرده و این خطاها را در آنجا برشمرده و بازخوانی آن کتاب خمیر شده، بسیار می تواند به نجات کشور از این انحطاط اندیشه ای که به نام اسلام، برخی از روحانیون را دچار کرده، کمک کند.

    تا عدالت در مرکز قاعده و قانون قرار نگیرد، نمی‌توان اخلاق را رایج کرد

    این استاد دانشگاه توضیح داد: بحث ایشان این است که سیستم فقاهت ما، با موضوع سرمایه داری، نه به مثابه یک مساله مستحدثه، بلکه با همان رویکرد جزء نگر و موردی اندیش فقهی، برخورد کرده و می گوید تا این گونه باشد، شما نمی توانید فهم مقتضی زمان به نام اسلام پیدا کنید. در مورد عدالت هم آقای مطهری می گوید گرایش غالب این است که رویکرد مقدس مآبانه جاهلی به فهم مساله عدالت سیطره داشته است. تعبیر بسیار تکان دهنده ای دارد، در مناسبات رانتی هر میزان که کرکره عقل را پایین بکشند و ضریب اهمیت احساسات و عواطف را بالا ببرند، مناسبات رانتی پایدارتر می‌شود در آنجا مطهری می‌گوید شما اگر فهم بایسته از عدالت نداشته باشید، علم، عقل و اخلاق رشد نخواهد کرد. اکنون باید به آنها که اظهار فضل دلسوزانه می‌کنند و می‌گوید راجع به اخلاق فکری کنید گفت چه از نظر اسلام و چه از نظر متفکران بزرگ فلسفه سیاسی، تا زمانی که مسئله عدالت را در مرکز قاعده و قانون خود قرار ندهید، نمی‌توانید اخلاق را رایج کنید. با اینکه هر سال گزارش‌های انحطاط از نظر هنجارها بیشتر می‌شود اما باز به جای اینکه با فهم عالمانه، ریشه‌های اصلی مسئله را شناسایی کنند مرتبا بودجه نهادهای موعظه‌گر را افزایش می‌دهند.

    با تداوم مناسبات رانتی، فقر، فساد و انحطاط اخلاقی و تمدنی اجتناب ناپذیر است / این روند قابل ادامه نیست

    مومنی خاطرنشان کرد: ستون فقرات سرمایه‌داری جدید، تحول فناورانه است و این تحول فناورانه باعث شده مسیرهای چندین هزار ساله ای که بشر طی کرده تا به حدی از بنیه تولیدی برسد، در عرض کمتر از 250 سال، هزاران برابر آن چندهزار سال، بشر بنیه تولیدی پیدا کرده و سرمایه داری جدید روی تولید فناورانه بنا شده است. اکنون ماجرا این است که اگر بخواهید به صورت اصولی، گرفتاری های ایران را ریشه یابی کنید، بسیار شفاف و صریح باید به حکومتگران بفهمانید که با تداوم مناسبات رانتی، فقر، فساد و فلاکت و انحطاط اخلاقی و سقوط تمدنی اجتناب ناپذیر است. باید متوجه شوید که این روند قابل ادامه نیست.

    آنها که با حرفهای هیجانی به استمرار مناسبات رانتی رای می دهند، در خدمت بیگانگانند

    وی ضمن اشاره به اظهارات یکی از سخنرانان مراسم بزرگداشت میرمصطفی عالی نسب درباره مقایسه ارزش قیمت نفت خام ایران با ارزش شرکتهای بزرگ فناوری در دنیا، توضیح داد: اگر فرض کنیم، که قیمت فروش نفت خام در قله های تجربه شده در تاریخ نفت، شدنی باشد، اگر ایران 80 سال کل عایدات حاصل از صدور نفتش را بفروشد می تواند یکی از شرکتهای دانایی محور آمریکا را بخرد. ببنید  چه قیاس تکان دهنده ای است!؟ بعد البته ماجراهای دیگری هم درباره حد و حدود کشور ما و ادعاهایی که مطرح می کنند، پیش می آورد. با ژستهای مشکوکی هلیم چه کسی را هم می زنند! ظاهرش این است که غیرتهای خاصی، نیروی محرک حرفهای هیجانی و توخالی است، اما به باطن آن که نگاه می کنیم، چون رای به استمرار مناسبات رانتی می دهد، در خدمت بیگانگان است.

    به آنها که با رگهای بیرون زده، مانع آزاداندیشی می شوند، شک کنیم

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه از نقطه عطف نخستین موج انقلاب صنعتی تا امروز، همه راه های نجات، عزت، اعتلاء و شکوفایی فرهنگی و تمدنی و بلوغ اخلاقی به بنیه تولیدی وصل می شود، یادآورشد: تولید در اینجا به مثابه نظام حیات جمعی دیده می شود که همه عناصر مادی و معنوی، در فرایندهای تصیم گیری و تخصیص منابع، حتی نظام آموزشی و سیستم حمل و نقل کشور باید در خدمت و معطوف به خلاقیت و تولید باشد. در غیر این صورت صورت نجاتی نیست. اگر دیدید یک نفر رگ گردنش بیرون زد و جلوی آزاداندیشی را گرفت و هزینه فرصت نوآوری و خلاقیت اندیشه ای را بالابرد، به او شک کنید. هیچ دور از ذهن نیست که او آگاه یا ناآگاه، آلت دست بیگانگان شود. ظاهرش این است که می گوید اعصابم خرد است که ارزشها زیر سوال رفته؛ در حالی که بزرگترین حامیان ارزشها، می گویند اسلام دین منطق است و نه دین هتاکی، چماق و آتش زدن اندیشه های رقیب. اینها دین را به این ترتیب لجن مال می کنند.

    پزشکیان باید برای ایجاد بستر تغییر ریل، گفت و گوی ملی ایجاد می کرد / در چارچوبی که پزشکیان تاکنون جلو رفته، آبی برای کشور گرم نمی شود

    به گفته مومنی؛ هر کس که خیرخواهِ عالمِ دولت پزشکیان بوده، تاکید کرده در صورت تداوم ریل حکمرانی موجود، این دولت هم محکوم به شکست و بدنامی است. اگر آقای پزشکیان از دریچه اندیشه توسعه، تیم صاحب صلاحیتی می داشت، باید تمام انرژی شان را می گذاشتند دراین چند هفته با حداکثر ظرفیت و توان درباره مولفه های کلیدی این تغییر ریل، گفت و گوی ملی راه می انداختند. اکنون هم این گونه نیست که اگر متوجه شدید و پذیرفتند، بگویند دیگر زمان گذشته است! بلکه هر لحظه ای شروع کنند، از شروع نکردنش بهتر است. آنها که حامی واقعی او هستند و امیدوارند آبی برای ایران گرم شود، تاکید دارند در چارچوبی که تاکنون ایشان جلو رفته است، آبی گرم نخواهد شد.

    تغییر در ظواهر شیوه گزینش، تغییر در کارکرد ایجاد نمی کند

     این استاد دانشگاه افزود: این شیوه ای که اجازه می دهید حرفهای بی ضابطه و غیر برنامه محور در اطرافتان زده شود، و این شیوه ای که برای گزینش همکاران، در دستور کار قرار دادید، ممکن است از نظر ظواهر نسبت به دولتهای قبلی تغییراتی کرده باشد، اما خواهید دید که از نظر کارکرد، هیچ تفاوتی پدیدار نمی شود.

    چاپلوسی، تملق و اغراق را متوقف کنید / رویه نقد مشفقانه و عالمانه را در دستور کار قرار دهید / کل ساختار نهادی ایران علیه تولید و به نفع مناسبات رانتی سامان پیدا کرده

    مومنی تاکید کرد: بسیار صمیمانه و مشفقانه می گویم دوستداران واقعی ایران و نظام جمهوری اسلامی، روند چاپلوسی، تملق و اغراق را متوقف کنند. رویه نقد مشفقانه و عالمانه را در دستور کار قرار دهند و گفت وگوی ملی درباره طول و عرض تغییر ریلی که نیاز داریم را ایجاد کنند. این شاید حیاتی ترین و فوری ترین نیازی است که کشورمان دارد. اگر در این چارچوب بگویند، پیشنهاد شما در این زمینه چیست، می گویم بیایید به تولید به مثابه نظام حیات جمعی نگاه کنید و بعد به این مساله توجه کنید که کل ساختار نهادی ایران اکنون علیه تولید و به نفع مناسبات رانتی سامان پیدا کرده. بنابراین تغییر ریل به این معنا است که کل ساختار نهادی را در جهت تولید فناورانه بازآرایی کنید و در این زمینه، هر میزان که به سطوح بالای قدرت و ثروت می رسید، این فهم ضریب اهمیتش بیشتر می شود. چون در آن شرایط، این گونه نیست که چنین چیزی به تنهایی به دست قوه مجریه قابل حل و فصل باشد. از بالا تا پایین باید اصلاح شود. ساختار اندیشه ورزی فقهی ما هم  آن طور که مطهری و بهشتی گفتند هم باید متحول شود. حسن و قبح ذاتی افعال، عقل محوری و عدالت محوری، مبنای اندیشه ورزی به نام اسلام باشد.

    اگر از تولید مدرن غافل شدید، دست‌نشانده خارجی‌ها خواهید شد

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد تاکید کرد: در حیطه اندیشه ورزی علمی مدرن هم نیازمندیم که به شکل متناسب این قضیه دیده شود. در این چهارچوب مدرن هر کس که به تولید نگاه کرده است ویژگی میل به فراگیری و تسلط را در تولید فناورانه عمده می‌کند. شاید یکی از عالی‌ترین و فشرده‌ترین روایت‌ها در این زمینه را استاد فقید «علی رضاقلی» در کتاب «سراب گرایی صنعتی در نظام قبایلی ایران» توضیح داده است. ایشان می‌گوید اروپا سیطره استعماری اش به دنیا را از قرن پانزدهم آغاز کرده بود، اما در فاصله قرن ۱۵ تا ۱۹ حدود ۷ درصد کل دنیا را تحت سیطره داشت؛ اما در قرن نوزدهم که تولید فناورانه اوج گرفت یک باره سیطره اروپا از ۷ درصد دنیا به ۸۷ درصد دنیا رسید. این میل به سیطره، به معنای این است که اگر از تولید مدرن غافل شدید، دست‌نشانده خارجی‌ها خواهید شد. اگر آنها درباره کشوری صلاح بدانند که استقلال صوری و ظاهری بدهند و کاری با آن نداشته باشند، نباید دچار توهم شد، بلکه باید دانست که تحت سیطره‌اند.

    با ضعف بنیه تولیدی، گسترده و عمق وابستگی دائما افزایش می‌یابد

    مومنی با تاکید بر ضرورت ایجاد بحث در خصوص مفهوم ادراک‌های نوین از امپریالیسم و وابستگی،اظهارداشت: مدتی پیش، آقایی به عنوان اقتصاددان، ژست گرفته بود و می‌گفت بحث از وابستگی، بحث دوره بچگی اوست و اکنون ما مفهوم «وابستگی‌های متقابل» را داریم! در نهایت خضوع می‌گویم اگر حمل بر صحت کنیم، به خاطر فهم نزدیک به صفر او از مسئله توسعه است که چنین درکی از وابستگی پدیدار شده! «وابستگی متقابل» در جایی رخ می‌دهد که بنیه‌های تولیدی، همتراز باشند. وقتی شکاف این همترازی، دائما بیشتر می‌شود، وابستگی بسیار جدی‌تر موضوعیت دارد؛ اما چون مشخصه کلیدی وابستگی در دوران مدرن این است که به موازات نوآوری‌های علمی و فنی، مرتبا پیچیده‌تر و نامرئی‌تر می‌شود، غیر متخصص‌ها نمی‌بینند، در نتیجه اصل وجود آن را انکار می‌کنند. در حالی که گستره، عمق و سیطره‌اش دائما در حال افزایش است.

    غفلت از ارتقای بنیه تولید، امنیت ملی را مخدوش می کند

    این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی، تاکید کرد: هزینه فرصت غفلت از ارتقاء بنیه تولید فناورانه کشور این است که امنیت ملی مخدوش می‌شود. این را همه متفکران بزرگ مطرح کرده‌اند و زنده یاد «رضاقلی» به عالی‌ترین شکل در کتابش شرح داده است. اما آنچه که اکثریت قاطع متفکران این حیطه به آن توجه نکردند، این است که تولید فناورانه مدرن، از یک قدرت بی‌نظیر در طول تاریخ بشر در خلق تقاضاهای مصرفی و خلق نیازهای جدید هم برخوردار است.

    مومنی توضیح داد: متفکران بزرگ توسعه می‌گویند از ربع پایانی قرن بیستم، سرمایه‌داری جدید، دوباره تحول دیگری پیدا کرده است. در واقع از ابتدای شکل‌گیری جامعه بشری تا ربع پایانی قرن بیستم، عنصر محوری شکل‌گیری هویت اشخاص، شغلشان و نوع مشغولیت تولیدی آنها بوده است، اما از ربع پایانی قرن بیستم وارد مداری شدیم که در آن سبک زندگی، عنصر محوری هویت یابی افراد است و در تعیین نوع سبک زندگی هم، ستون فقرات الگوی مصرف است. آنها که در آن دوره طولانی مدت که تولید مبنای هویت یابی بوده، نتوانستند اقتضائات تولید فناورانه را رعایت کنند اکنون که بحث تولید به حاشیه رفته است، با دشواری زیادی مواجه خواهند بود.

    ظرفیت‌های نهادی ایرانیان برای تکمیل کردن انقلاب کشاورزی هم ماجرا دارد

    وی یادآورشد: متاسفانه هنوز ظرفیت‌های نهادی ایرانیان برای تکمیل کردن انقلاب کشاورزی هم ماجرا دارد، همین اکنون مقامات رسمی قوه قضاییه می‌گویند یک سوم کل پرونده‌های قضایی در ایران بر سر مالکیت زمین است. شما که هنوز از حساب و کتاب دارایی‌های ملموس ناتوان هستید چگونه می‌خواهید بر حقوق مالکیت فکر و تالیف، تضمین ارائه دهید!

    حرث و نسل ایران در اسارت آنها است که بنیه تولیدی قوی‌تری نسبت به ما دارند

    این اقتصاددان با بیان اینکه در شرایط کنونی شاهد هستیم ویژگی کلیدی جهیزیه‌ها این است که دائما ضریب اهمیت آن بخش از جهیزیه که دیگر بنیه تولیدی کشور قادر به تامین آن نیست افزایش می‌یابد، اضافه کرد: حالا آن آقا که می‌گوید دوره وابستگی دیگر تمام شد، پاسخ دهد چه فهمی از وابستگی دارد! ببینید چگونه حرث و نسل ایران در اسارت آنها است که بنیه تولیدی قوی‌تری نسبت به ما دارند! اگر قرار بود کارهای ایران با ادعا سامان پیدا کند هزاران سال پیش باید سامان می‌یافت. به عمل کار برآید.

    ریشه اصلی بحران، ضعف بنیه تولیدی کشور است / 89 درصد فقرای ایران، شاغلان امروز و دیروزند / از نظر رفاه، دائما رو به قهقرا خواهیم رفت

    مومنی ضمن تاکید بر اینکه تا زمانی که این تغییر ریل اتفاق نیفتاده از هر دریچه‌ای که وارد شوید می‌بینید ریشه اصلی بحران، ضعف بنیه تولیدی کشور است، گفت: بنیادی‌ترین مطالعه‌هایی که در ایران صورت گرفته، می‌گوید ۸۹ درصد فقرای ایران، شاغلین سابق و لاهق هستند به این معنا که چون شاغلین ما مشاغل بی‌کیفیت و اغلب غیرمولد و غیرمدرن دارند، متناسب با آن مصرف‌های جدید خلق شده نمی‌توانند خلق ارزش کنند؛ بنابراین اگر همچنان این توهم باقی بماند که ما می‌توانیم با استمرار مناسبات خام فروشانه کشور را اداره کنیم، از نظر رفاه، دائما رو به قهقرا خواهیم رفت. در چارچوب مناسبات رانتی، افرادی ژست دلسوزی هم می‌گیرند و می‌گویند اگر نفت خام فروشی اشکال دارد، پس برو سنگ آهن بفروش! ‌عده‌ای هم می‌گویند راه نجات ایران توریسم است در حالی که توریسم از نظر سخت‌افزاری و نرم‌افزاری زیرساخت‌هایی می‌خواهد که وقتی آن را لحاظ می‌کنیم، جزء سرمایه برترین رشته فعالیت‌ها می‌شود.

    دست اندازی رانتی به شرکت‌های خودروسازی فاجعه آفرین شده

    وی با اشاره به عدم وجود برخی زیرساختهای در زمینه توسعه توریسم، به مشکلاتی مانند مسائل رستورانهای بین راهی و وضعیت راه های کشور اشاره کرد و ادامه داد: باید به مقامات راهنمایی و رانندگی بگوییم این چه پشت پرده‌ای است که شما کار اصلی‌تان را رها کرده‌اید مرتب سینه می‌زنید و می‌گویید اگر می‌خواهی تصادفات جاده‌ای کم شود واردات خودروهای خارجی را آزاد کنید! یعنی همه مسایل دیگر مهیا است!؟ مثلا جاده‌های ما کاملا ایمن هستند!؟ اگر جاده نا ایمن باشد خودروهای مدرن‌تر وارد کنیم، آیا تصادفاتمان کم می‌شود!؟ واقعا در مناسبات رانتی، همه چیز از جلد خود بیرون می‌رود. به جای اینکه بگویند چه کمبودهایی در زمینه آموزش مردم در رابطه با رعایت قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی داریم و یا چه کنیم که هزینه فرصت خلافکاری در رانندگی کاهش پیدا کند، برای ما نقش وزیر صمت پیدا می‌کنند! وزیر صمت ما هم که مسئول تولید در کشور است تمام هم و غمش واردات شده! شما مسئول تولید کشور هستی، به ما بگو چرا انقدر دست اندازی رانتی به شرکت‌های خودروسازی فاجعه آفرین شده! افراد ناآگاهی که بر سر کار تخصصی صنعت خودرو گذاشتید، بلا بر سر کیفیت تولید خودرو در ایران ‌آوردند. بعد مافیاهای واردات می‌گویند، چون بنیه تولید ما اینگونه است از تولید صرف نظر کنیم، به سراغ واردات برویم! بعد می‌بینیم یک کاندیدای ریاست جمهوری با کاندیدای دیگر بحث می‌کنند تمام دعوایشان این است که شما سر کار بودید چرا واردات خودرو را آزاد نکردید!؟

    مردم را به ریاضت اقتصادی فرامی‌خوانید، اما خودروی لوکس و لوازم آرایش وارد می کنید! / با مسائلمان متوهم برخورد می‌کنیم

    مومنی گفت: ببینید چه مواردی را در مجلس قانون می‌کنند!؟ روشن است که در چارچوب مناسباتی که توسعه در آن در حاشیه باشد، مجلس هم با کیفیت و توسعه فهم نیست. برآیند تصمیم‌ها نشان می‌دهد آنها در حد نصاب نیستند و تصمیم‌های مشکوک و ضد توسعه ملی اتخاذ می‌کنند. به جای اینکه همتشان را بر سر این بگذارند که کیفیت تولید داخلی را بالا ببرند، می‌گویند واردات را تسهیل کنیم! خود را به ندانستن می‌زند، اما گزارش‌های رسمی می‌گوید خودروهای فعال موجود ایران بیش از ۳۰ میلیون است و بعد می‌گویند ما این بازار را با مجوز ۲۰۰ هزار واردات خودرو متعادل می‌کنیم! این چه فهم از تعادلی است!؟ هرجا به مردم برسد می‌گویند متوجه نیستید که در جنگ اقتصادی هستیم!؟ در حالی که باید گفت شما در جنگ اقتصادی، خودرو لوکس و لوازم آرایش وارد کنید!؟ نمی‌شود که با یک بام و دو هوا کشور را اداره کرد. بحث بر سر این است که وقتی شما از ریل اصلی یعنی نگاه به تولید به مثابه نظام حیات جمعی خارج می‌شوید، همه چیز از قواره خود خارج و متناقض می‌شود و این گونه می‌شود که ما تا این میزان متوهم با مسائلمان برخورد می‌کنیم.

    اجرای سیاست خطای حذف ارز ترجیحی، با چه بهایی برای کشور تمام شد!؟ / 10برابر پرداخت ماهیانه، یک باره پرداخت شد! / دعوت از وزیر رفاه برای مناظره درباره ادعای کاهش جمعیت فقیر در سال 1402

    این استاد دانشگاه افزود: بعد در ادامه مسیر، سراغ شیوه‌هایی می‌روند که هیچ نسبتی با علم، عقل و اخلاق ندارد. در زمان حیات آقای رئیسی، بیانیه‌ای تهیه کرده بودم اما به مناسبت فوت ایشان از انتشارش صرف نظر کردم. واقعا روشن نیست چه خبر است و سیطره تملق محوری و چاپلوس محوری، حتی نظام کارشناسی کشور را هم بدنام می‌کند. در دوره آقای رئیسی گزارشی در وزارت کار تهیه کردند که می‌گوید اندازه جمعیت فقیر ما در سال ۱۴۰۲ کاهش پیدا کرده است! اعلام می‌کنم درباره روش شناسی تهیه آن گزارش وزیر کار فعلی را به مناظره دعوت می‌کنم و برایتان آشکار خواهم کرد که چون عموما در چهارچوب مناسبات رانتی، افرادی که به مسئولیت‌های کلیدی گماشته می‌شوند اهلیت حرفه‌ای را ندارند به خوبی می‌توانند آلت دست مناسبات قرار بگیرند. چنین گزارشی به مسئولان کشور می‌دهند و بعد آن مسئول می‌گوید پس من راحت بروم و بخوابم! از او نمی‌پرسند مگر شما چه کرده‌اید که جمعیت فقیرتان کاهش پیدا کرده!؟ شما نمی‌دانید که سال ۱۴۰۱ وحشتناک‌ترین و مهلک‌ترین ضربه‌ها را به معیشت مردم با آن سیاست خطای حذف ارز ترجیحی وارد کردید!؟ شما متوجه نمی‌شوید که از ترس واکنش‌های انفجاری مردم، بر فراز موازین قانونی، پرداخت سوبسید نقدی نزدیک به ۱۰ برابر آنچه که ماهانه پرداخت می‌شده را به طور یکباره انجام دادید! تمام این‌ها را فراموش کردید!؟

     رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد تاکید کرد: اگر کشور بخواهد حساب و کتاب پیدا کند به جای اینکه مقامات بی‌کیفیت یا کم کیفیت زورگو کارشناسان را تهدید به اخراج کنند تا بگویند از زمانی که ما کار را در دست گرفته‌ایم، وضعیت بهتر شده، گزارش‌های کارشناسی کشور را طبقه بندی نکنند. حتی همین گزارش را هم طبقه بندی کرده‌اند تا جزئیات و روش شناسی آن را متوجه نشویم. یعنی اگر بخواهید همین گزارش را کارشناسی کنید، باید به هزار و یک راه متشبث شوید تا خلاف قانون نکنید و بتوانید از روش شناسی این گزارش که می‌گوید فقیران کمتر شده‌اند، مطلع شوید! اگر شرافت انسانی و کارشناسی مبنا باشد، نباید کارشناس را از اخراج بترسانید که بیچاره چنین حرف‌هایی را بزند و اگر این گزارش قابل دفاع است، آن را منتشر کنید. شرط نخست مناظره با وزیر رفاه و یا هر کسی که آماده مناظره بود، این است که این گزارش را در معرض دید و قضاوت عمومی قرار دهد. آن زمان برایتان روشن خواهم کرد که چنین گناه بزرگی یعنی حساسیت زدایی از حکومت درباره فقر و مسکنت مردم به چه بهایی است! در همان سال ۱۴۰۱ گزارش‌های رسمی می‌گوید عین این سلطه مناسبات رانتی در مورد آمارهای اشتغال و بیکاری هم وجود داشته است.

    بودجه تولید و اشتغال 5برابر شد، اما تاثیری بر بازار کار نداشت!

    مومنی یادآورشد: مرکز پژوهش‌های مجلس در همان سال ۱۴۰۱ در گزارشی گفت بودجه توسعه، تولید، اشتغال و کارآفرینی نسبت به ۱۴۰۰رقمی بالغ بر ۵ برابر شد؛ اما هیچ تاثیر محسوسی بر روی بازار کار نداشت. اگر حساب و کتاب تولید محور، روی کار بود و مجلس با کیفیتی داشتیم آیا نباید این را به عنوان مسئله ملی زیر ذره بین می‌گذاشتند!؟ بعد در چنین شرایطی یک باره در ۱۴۰۱ که فشارهای معیشتی مافوق طاقت‌تر شده، دگردیسی پیدا کرده‌اند و می‌گویند وضعیت فقر بهبود پیدا کرده است!

    یکی از بزرگ‌ترین فریب‌های بنیادگرایی بازار، این است که همه امور را به بازار بسپارید / هر میزان توسعه یافته‌تر باشی مداخله‌های دولت در اقتصاد بیشتر می‌شود

    این استاد اقتصاد با بیان اینکه برای آنها که از دریچه امنیت ملی، حیثیت و مشروعیت حکومت و رفاه و خشنودی مردم به این مسائل نگاه می‌کنند، می‌گویم فقر، افلاس و ورشکستگی را در مسئولیت‌های حاکمیتی دولت بسیار دقیق‌تر و شفاف‌تر می‌توانیم نگاه کنیم، توضیح داد: در کتاب «خشونت و نظم‌های اجتماعی» می‌گوید یکی از بزرگ‌ترین فریب‌های بنیادگرایی بازار، این است که همه امور را به بازار بسپارید و دست دولت را از تعهدات حاکمیتیش کوتاه کنید. این یک دروغ بزرگ است. هر قدر که دولت توسعه‌گراتر و تولید محورتر می‌شود، مسئولیت پذیری حاکمیتی‌اش هم بیشتر و مداخله‌اش در اقتصاد هم بیشتر می‌شود. ثروتمندترین کشورهای دنیا که درآمد سرانه‌شان بیش از ۲۰ هزار دلار است، به طور متوسط نسبت «مداخله‌های دولت در اقتصادشان به جی. دی. پی.» بیش از ۵۳ درصد است. یعنی هر میزان توسعه یافته‌تر باشی مداخله‌های دولت در اقتصاد بیشتر می‌شود.

    مسئولیت دولت، یک سوم مسئولیت پذیری دولتها در فقیرترین کشورهای دنیا است / سال 1402، حدود 24میلیارد کیلو موادغذایی وارد کرده‌ایم!

    مومنی افزود: در این کتاب می‌گوید درآمد سرانه فقیرترین کشورهای دنیا بین ۲ تا ۵ هزار دلار است، حتی آنها که فقیرترین کشورهای دنیا هستند هم برای بقایشان نسبت هزینه‌های حاکمیتی دولت به جی. دی. پی. یا مداخله دولت در اقتصاد، ۲۷ درصد است. برای اینکه روشن شود این مناسبات ناشی از بازارگرایی مبتذل و تعدیل ساختاری، چه بر سر دولت آورده و نهاد دولت را چگونه به افلاس، ورشکستگی و فلاکت انداخته است، باید دید گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس در بررسی بودجه ۱۴۰۳ می‌گوید در سال ۱۴۰۳، اندازه مداخله‌های حاکمیتی دولت به جی. دی. پی. در اقتصاد ایران به زیر ۱۰ درصد فرو افتاده است! یعنی نزدیک به یک سوم مسئولیت پذیری فقیرترین و مفلوک‌ترین کشورها. پس وقتی می‌گوییم شما به تغییر ریل نیاز دارید، مساله ای جدی است. تمام این‌ها به این برمی‌گردد که هزینه‌هایی دارید که با خام فروشی و رانت محوری نمی‌توانید از عهده آن برآیید، حتی اگر بخواهید توریست جذب کنید هم باید چیزهایی داشته باشید که آنها بخورند از گرسنگی نمیرند. هنوز توریست جذب نکرده‌اید گزارش گمرک می‌گوید ۲۴ میلیارد کیلو، تنها مواد غذایی و واردات مربوط به تولید کشاورزی در ۱۴۰۲ واردات داشته‌ایم. با این بنیه تولید می‌خواهید توریست جذب کنید!؟ با آن کیفیت جاده‌ها و بهداشتی رستوران سر راهتان!؟ با آن امنیتی که برقرار کردید!؟

    ادامه شوک درمانی، روندی قهقرایی خواهد بود

    وی با بیان اینکه تا به قیمت ارز یا بنزین شوک وارد می‌کنند ابعاد جدیدی از سرقت‌های بدیع در ایران پدیدار می‌شود، خاطرنشان کرد: می‌خواهید آن شوک درمانی را جلو ببرید و هزینه‌هایتان را تامین کنید، اما آن بساط را بر اقتصاد ایران تحمیل می‌کنید. بعد می‌خواهید با همین ریل ادامه دهید!؟ امکان ندارد! چنین چیزی جزء محالات است. قطعا این روند قهقرایی خواهد بود اگر تغییر ریلی اتفاق نیفتد، چرا که دائما نیازهای جدید خلق می‌شود. شرم بر آنها که افراد را مجبور می‌کنند واقعیت‌ها را دگرگون شده گزارش دهند. آقای دکتر راغفر با همین داده‌ها بررسی کرده بودند و عنوان کردند آخرین داده‌های رسمی می‌گوید کل درآمد حدود ۷ میلیون ایرانی، هزینه مواد غذایی مورد نیازشان را پوشش نمی‌دهد. آنان که می‌خواهند از مسئله فقر در این ابعاد حساسیت زدایی کنند به کشور خدمتی نمی‌کنند. ضمن اینکه گزارش‌های رسمی می‌گوید با همین شیوه گزارش دهی راجع به فقر، ۴۰ درصد جمعیت ایران در آستانه فرو افتادن به زیر خط فقر هستند.

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه جایگاه ایران در نظام بین‌المللی در همه عرصه‌ها در غیاب بنیه تولید فناورانه روند قهقرایی طی می‌کند، گفت: آخرین گزارش می‌گوید در بدترین سال‌های دوره جنگ، سهم ایران از کل صادرات جهانی، تقریبا با نسبت جمعیت ایران با جمعیت دنیا متناسب بوده و توازن قابل دفاع داشته. در دوره بعد از جنگ 82.5 درصد کل درآمدهای ارزی حاصل از خام فروشی در تاریخ خام فروشی ایران در این دوره اتفاق افتاده و در سال ۲۰۲۳ این رقم به 0.23 درصد رسیده است. یعنی کمتر از یک چهارم یک درصد! این روندهای قهقرایی چنین ابعادی پیدا کرده است.

    87درصد بودجه سیاستهای حمایتی، به عائله دولت تخصیص داده می شود / توانمندی مالی دولت برای محرومیت زدایی درحال سقوط به دوره پیشاقاجار است

    مومنی ادامه داد: کتاب «خشونت و نظم‌های اجتماعی» می‌گوید شکننده‌ترین دولت‌ها آنها هستند که هزینه‌های حمایت و عدالتشان در بهترین حالت تنها عائله حکومت را می‌تواند پوشش دهد. از این زاویه هم اعلام خطر می‌کنم و می‌گویم به سمت یک شکنندگی بسیار وحشتناک حرکت می‌کنیم. مرکز پژوهش‌های مجلس می‌گوید از کل بودجه محرومیت زدایی و سیاست‌های حمایتی حکومت در ایران، ۸۷ درصد آن به عائله خود دولت اصابت می‌کند. در دوره‌ای کل مسئولیت‌های حکومت در دوره قاجار، به برقراری سطوحی از نظم و امنیت، خلاصه می‌شد و البته هرکس تاریخ خوانده باشد می‌داند چقدر در این زمینه توفیق داشتند! اکنون اعلام خطر می‌کنم، در حالی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی بالاترین مسئولیت‌های محرومیت زدایی و حمایتگری را بر عهده حکومت گذاشته شده، ما به ورطه توانمندی مالی کمتر از دوره قاجار برای تخصیص منابع به آن حیطه نزدیک می‌شویم.

    وی با بیان اینکه در دوره‌ای که به آن عصر دانایی می‌گویند، فلسفه اصلی شکل‌گیری حکومت را ارائه خدمات حمایت عدالت و امنیت می‌داند، اظهارداشت: در این شرایط، ما داریم به دوره پیشا قاجار سقوط می‌کنیم و این بسیار خطرناک است. این‌ها نشان می‌دهد آن تغییر ریلی که فوری‌ترین و عمیق‌ترین اثر را روی رفاه و تامین اجتماعی ما می‌گذارد، بازآرایی ساختار نهادی به نفع تولید و علیه مفت‌خوارها، رباخوارها و دلال‌ها و وارداتچی‌ها است. با مسیری که اکنون طی می‌شود همچنان شاهد مباحث تکان دهنده و غفلت‌های حیرت انگیز در این زمینه هستیم.

    پزشکیان برای اجتناب از شوک درمانی، شرافت خود را گرو گذاشت

    مومنی با بیان اینکه سراسر ساختار حکمرانی دچار عارضه برنامه گریزی شده است و به خاطر سلطه مناسبات رانتی حاضر نیستند به مردم که صاحبان حق هستند به صورت شفاف بگویند عایدات ارزی کشور چگونه توزیع می‌شود، خاطرنشان کرد: برنامه هفتم، اولین برنامه‌ای است که حتی آن داده‌های نصف و نیمه را هم منتشر نکرد. به اسم برنامه‌ریزی سندی منتشر کردند که در آن هیچ گزارشی درباره چشم انداز منابع و مصارف وجود ندارد. یعنی به روزگاری دچار شده‌اند که دیگر قادر نیستند هیچ تعهدی را انجام دهند و مهم‌ترین دلیل اینکه من و آقای دکتر راغفر متقاعد شدیم به آقای پزشکیان رای دهیم، این بود که ایشان دو سه روز قبل از انتخابات اطلاعیه داد و شرافت خود را گرو گذاشت و گفت تعهد می‌دهم از شوک درمانی اجتناب بورزم.

    برنامه ارتقاء کیفیت بنیه تولید ملی تهیه کنید

    وی در پایان افزود: ما چون می‌دانستیم که این اجتناب تا چه اندازه برای شرایط کنونی ایران ضروری است، آن را به عنوان شرط لازم و نه کافی برای تغییر ریل پذیرفتیم و گفتیم اگر آنها شرافتمندانه به همین هم تن دهند یک گام رو به جلو است. در اطلاعیه‌ای که با دوستان دیگر منتشر کردیم هم تاکید کردیم شرط کفایت این است که یک برنامه ارتقاء کیفیت بنیه تولید ملی تهیه کنید که به لوازم آن که مبارزه پیشگیرانه از فساد و بالابرنده هزینه فرصت مفت خوارگی است تن دهید. خطوط کلیدی که از درون آن رفاه بیرون می‌آید چنین است.

  • مافياها در ايران براي حل مساله تورم بساطي را برپا كردند / در بستر مناسبات رانتي همه به دنبال منافع شخصي هستند

    مافياها در ايران براي حل مساله تورم بساطي را برپا كردند / در بستر مناسبات رانتي همه به دنبال منافع شخصي هستند

    به گزارش اقتصادران، فرشاد مومني، رييس موسسه دين و اقتصاد، در نشست خبري رويداد «جايزه عالي‌نسب» اظهار داشت: شرايط بسيار خاصي را در ايران در حال تجربه هستيم و نگراني‌ها درباره روندهاي واگرايانه و قهقراآميز در همه عرصه‌هاي حيات جمعي ما بيداد مي‌كند، به‌طور همزمان شاهد اين هستيم كه به‌طور غيرمتعارفي به جاي برانگيختن عزم، اداره و انگيزه براي برطرف كردن اين گرفتاري‌ها، متاسفانه آگاهانه و غيرآگاهانه عناصر انگيزه‌كش فعال است.

    از اين رو طبيعتا به اعتبار فلسفه وجودي موسسه مطالعات دين و اقتصاد مبني بر اينكه ايران و توسعه آن بايد در مركز توجه قرار داشته باشد، اين پرسش در موسسه مطرح بود كه ما به سهم خود در اين زمينه چه اقدامي انجام مي‌دهيم.
    وي ادامه داد: تصور ما اين بود كه با مطرح كردن جايزه عالي‌نسب به سهم خودمان و مقدورات به‌طور همزمان چند موضوع را دنبال مي‌كنيم، مساله نخست اين است كه در بستر مناسبات رانتي قرباني بزرگ توسعه است. اگر به اسناد برنامه‌هاي توسعه كشور نگاه كنيم مي‌بينيم كه هر نسبتي را مي‌توان به اين اسناد داد به جز اينكه ارتباطي به ماجراي توسعه كشور داشته باشند.

    مومني گفت: مگر مي‌شود در جامعه‌اي مساله توسعه را حذف كنيم كه اين حذف هم به اعتبار ذي‌نفعان رانتي شكل و شمايل پرتنوعي به خود گرفته و پس از اين حذف، احتمال بهبود وضعيت را داشته باشيم. ماموريت اصلي جايزه عالي‌نسب اين است که دوباره وجود گرامي به نام «ايران» را به همه يادآوري كند. چراكه در بستر مناسبات رانتي همه به دنبال منافع شخصي در حركت هستند و فراموش مي‌كنند كه منافع شخصي پايدار فقط در صورتي شكل مي‌گيرد كه ايراني باقي‌مانده باشد كه حالش خوب باشد و براي اينكه حال ايران خوب شود بايد محور همه تلاش‌ها توسعه باشد.

    اين استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي افزود: بر اين باور هستيم كه براي پيشبرد ماجراي توسعه اول بايد مساله و دغدغه توسعه در حيطه انديشه‌اي سامان پيدا كند، در شرايطي كه با كمال تأسف مراكز انديشه‌اي ما يكي از برترين ايام را از نظر تحمل كردن مداخله‌هاي ناروا و فشارهاي غيرعادي تجربه مي‌كند، به اهل علم و پژوهش در حيطه توسعه با تمركز بر نيازهاي معرفتي اين مساله در ايران يك انگيزه‌اي را از طريق رويداد جايزه عالي‌نسب ايجاد كنيم.
    مومني با بيان اينكه همچنين به دنبال اين بوديم كه به جامعه اين پيام را بدهيم كه ولو اينكه حكومت به خادمان واقعي توسعه ايران بهاي كافي ندهند، اهل علم و دانايي هرگز كساني را كه گام‌هاي بزرگي در زمينه توسعه برداشته باشند فراموش نمي‌كنند، اظهار داشت: با مطرح كردن اين جايزه به نام استاد فقيد ميرمصطفي عالي‌نسب مي‌خواهيم بگوييم كه جامعه ما اگر بخواهد هويت توسعه‌‌اي پيدا كند بايد چهره‌هاي برجسته كه در دوران‌هاي سخت‌تر از شرايط كنوني گام‌هايي بزرگ در ساحت‌هاي نظر و عمل و در مسير توسعه كشور برداشته‌اند را به عنوان الگو معرفي كند. اميدواريم به همين بهانه به همان اندازه كه دغدغه ايران و توسعه ايران مطرح مي‌شود مساله قدرشناسي عالمانه از خادمان توسعه موضوعيت پيدا كند.

    مومني همچنين درباره تامين مالي اين رويداد گفت: طبيعتا در اين مسير اولين كاري كه كرديم اين بود كه براي تامين مالي هزينه‌هاي اين رويداد به كارخانه عالي‌نسب مراجعه كرديم، يكي از افتخارات عالي‌نسب اين است كه جزو معدود بنگاه‌هايي است كه پس از فوت بنيان‌گذار همچنان با بالندگي و رونق در حال فعاليت است، در حال حاضر مديرعامل كارخانه سماورسازي عالي‌نسب برادرزاده استاد فقيد عالي‌نسب است كه وقتي اين مساله را با ايشان درميان گذاشتيم از اين موضوع استقبال فراتر از انتظار داشت.

    مومني تاكيد كرد: يقين داريم آنچه كه ايران امروز گرفتار آن است در تسخير علم است و ما تافته جدا بافته در اين عالم نيستيم و مانند هر كشور ديگري اگر اهل علم انگيزه پيدا كنند قطعا مي‌توانيم از عهده گرفتاري‌ها بربياييم، مباحث ارزشمندي كه از سوي متفكران در رسانه‌ها منتشر مي‌شود درمي‌يابيم كه با معيارهاي علمي مي‌توانيم توضيح دهيم كه چرا به اين روز افتاده‌ايم و هم مي‌توانيم سازوكارهاي برون‌رفت از اين وضعيت را ارايه دهيم. به گمان ما اگر حكومت هم همراه باشد و به مقام علم ارج نهد و اين فشارهاي غيرعادي را به جامعه دانشگاهي و اهل علم را كاهش دهد مي‌توانيم جنبش اميدبخش توسعه خواهي را در ايران زنده كنيم.

    وي ادامه داد: جايزه عالي‌نسب به اعتبار مهم‌ترين مولفه روش شناختي توسعه كه براساس آن توسعه پديده بين رشته‌اي است و اين جايزه مي‌تواند به تمام عرصه‌ها و رشته‌هاي علوم انساني و اجتماعي و حتي ادبيات تعلق بگيرد و اميدواريم به اعتبار كارهايي كه بسيار خوب در دانشكده‌هاي علوم سياسي و اجتماعي و روابط بين‌الملل و روانشناسي و… انجام شده اقدام موثري انجام شود و اين رويداد پيامي به اهل هنر و فرهنگ جامعه مي‌دهد كه همه تلاش‌ها به هدف اصلي يعني اعتلاي ايران برگردانيم كه تحقق اين موضوع هم از لحاظ انديشه‌اي فقط از مسير گرامي داشتن انديشه توسعه امكانپذير خواهد بود.

    رييس موسسه دين و اقتصاد تاكيد كرد: امروز شاهد آن هستيم مافياها در ايران براي حل مساله تورم بساطي را برپا كردند و سراغ هر چيزي مي‌روند به جز آسيب‌شناسي فشارهايي كه به توليد ايران وارد شده است. از همين روي به توليد توجهي نمي‌شود و به جاي آن توجه‌ها به سمت مناسبات رانتي و فاسد است و تمام اين موضوعات نشان مي‌دهد كه از لحاظ انديشه‌اي چقدر به بسيج حداكثر ظرفيت‌هاي دانايي نياز داريم و اميدواريم كه برگزاري رويداد جايزه عالي نسب براي برگزيدن بهترين مطالعات در زمينه توسعه گامي باشد در مسيري كه آدرس‌هاي غلط را كنار بگذاريم و ذهنمان را به هدف كه توسعه است معطوف كنيم و كمكي شود تا دوباره بذر اميد در جامعه پاشيده شود.

    مومني در پاسخ به اين سوال كه در داوري‌ها آيا سوگيري خاصي را دنبال مي‌كنيد گفت: در دوره رياست‌جمهوري احمدي‌نژاد فشارهاي غيرمتعارفي به گروه توسعه و برنامه‌ريزي دانشكده اقتصاد دانشگاه علامه وارد شد اما كسي فريادرس نبود اما در همان دوره وقتي احمدي‌نژاد با دانشكده اقتصاد دانشگاه شريف تعرضي داشت در موسسه مطالعات دين و اقتصاد چندين تلاش گسترده شخصي و نهادي را در دفاع از حريم علم و دانشگاه انجام داديم كه اين حساب و كتاب‌هايي در روش‌شناسي توسعه دارد و مي‌گوييم اگر كسي وقوف روش شناختي به نقص اطلاعات انسان‌ها داشته باشد، مي‌داند كه وجود رويكرد نظري رقيب مي‌تواند بزرگ‌ترين عامل اعتلابخشي باشد بنابراين چيزي كه براي حيات‌بخشي است، اين بوده كه از همه ديدگاه‌ها استقبال كنيم و داوران متناسب با اين موضوع هستند. موضوع اصلي اين است كه با اين تلاش‌ها يك گره معرفتي جدي را از مسير توسعه باز كنيم بنابراين به هيچ‌وجه گزينش رويكردي نخواهيم داشت.