برچسب: فرشاد مومنی

  • ایران در اسارت بانکهای خصوصی قرار گرفته / می گویند به توسعه بی اعتنا باشیم، دنبال ظهور امام زمان(عج) برویم!

    ایران در اسارت بانکهای خصوصی قرار گرفته / می گویند به توسعه بی اعتنا باشیم، دنبال ظهور امام زمان(عج) برویم!

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی، اقتصادددان، با تاکید بر اینکه غفلت از توسعه ما را از همه بیشتر در حیطه دین آسیب پذیر خواهد کرد، گفت: زمانی به حکومتگران گرامی گفتم اگر شما بخواهید عالمانه با داعش مبارزه کنید، بنیان های اندیشه ای شبه داعشی در جامعه ما اصلا ضعیف تر از جوامع اسلامی دیگر نیست، اگر نگوییم گواه هایی وجود دارد که بسیار هم قوی تر است. با اندیشه های شهید بهشتی می توان مواجهه فکری با اندیشه های شبه داعشی، شبه القاعده ای و شبه طالبانی پیدا کرد. اما ترجیح این است که معرفی اسلام توسط برخی مداحان کم سواد و کم اطلاع صورت گیرد و آنها معرفی کننده اسلام باشند و نه امثال شهید بهشتی.

    دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی که در نشست اعضای مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم، با عنوان «توسعه به مثابه یک مساله مستحدثه» سخن می گفت با بیان اینکه به گواه فیلسوفان علم و تاریخ شناسان علم، در هنگامه بحرانها، راه اصولی برون رفت از بحران، بازگشت به مسائل بنیادی است، اظهارداشت: از دریچه اقتصاد سیاسی، بسیاری از متفکران، جامعه ما را جامعه ای اکنون زده توصیف کردند. جامعه ای که از گذشته خود می برد و نسبت خود را با آینده هم نمی تواند مشخص کند. این یکی از اقتضائات اقتصادهای سیاسی رانتی است که در آن به صورت نظام وار، ملاحظات کوتاه مدت به مصالح دور مدت سیطره پیدا می کند و هر از چند گاهی چشم باز می کنیم و می بینیم چه پس افتادگی ها و روندهایی قهقرایی پرخسارت و غیرمتعارف گریبان ما را گرفته است.

    وی افزود: شاید بشود ادعا کرد که در میان آن مباحث، یکی از بنیادی ترین آنها، مشخص کردن نسبت میان جامعه مدعی دینداری با مسائل سطح توسعه است. شاید نزدیک به نیم قرن پیش، زنده یاد مرتضی مطهری، این ایده بسیار درست را مطرح کرد که فقهای ما تا زمانی که درکی بایسته از مساله سرمایه داری به مثابه یک امر مستحدثه پیدا نکنند، قادر به فهم اقتضائات زمانه بر اساس اصول اسلامی هم نخواهند بود.

    بعد از پنجاه سال، هنوز به سطح آن زمان مطهری هم نرسیده ایم / از جنبه اندیشه ای روندهای قهقرایی جدی را طی کردیم / باید فهمی متناسب با اقتضائات زمانه پیدا کنیم

    این اقتصاددان ادامه داد: جای دریغ و تاسف است که این اکنون زدگی باعث شده ما اکنون بعد از پنجاه سال، هنوز حتی به سطح آن زمان مطهری هم نرسیده ایم و از جنبه اندیشه ای حتی روندهای قهقرایی جدی را طی کردیم و به طریق اولی، این قهقرا از جنبه عملکردی به مراتب واضح تر قابل مشاهده است. در رویکرد تاریخی به مساله توسعه، اسلام شناسان بزرگ قرن بیستم، خود را درگیر لفظ نکردند و از موضع خودی به این مساله نگاه کردند و از مفهومی با عنوان انحطاط جامعه اسلامی بهره بردند و پرسش آنها این بوده که این تناقض را چگونه برطرف کنیم که در عملکرد، واقعیتهای زندگی مدعیان دین خاتم در عمل تناسبی با آن خاتمیت ندارد و در آنجا، یکی از حیاتی ترین موضوعاتی که مورد تاکید قرار دادند این است که ما باید فهمی متناسب با اقتضائات زمانه پیدا کنیم و تا زمانی که این فهم مقتضی زمانه در دستور کار نباشد، امکان برون رفت از آن دورهای باطل انحطاط فراهم نخواهد شد.

    توسعه، دلبخواهی، سلیقه ای و باری به هر جهت نیست

    مومنی با بیان اینکه این اقتضائات زمانه، در کلی ترین حالت «توسعه» نام داده می شود، خاطرنشان کرد: تا زمانی که ما نفهمیم که مساله توسعه، دلبخواهی، سلیقه ای و باری به هر جهت نیست، بلکه الزامی قطعی است و در غیات آن ابعاد، گستره و عمق انحطاط می تواند به اندازه آن گسترش پیدا کند تا حدی که ما را از چهنه گیتی حذف کند. اما این پرسش بنیادی باید به طور جدی مورد توجه قرار گیرد که چگونه است که ما نسبت به چنین مساله ای، تا این میزان برخورد سهل انگارانه داشته و داریم!؟

    این استاد دانشگاه علامه طباطبایی با تاکید بر اینکه باید توجه داشت که خود را در اسارت لفظ قرار ندهیم ، گفت: مدتی پیش فردی از اهل علم به من گفت ما به لفظ توسعه، آلرژی داریم و به جای آن از واژه پیشرفت استفاده می کنیم. من در آنجا عرض کردم توسعه، یک دیسیپلین و رشته علمی است، مگر آدم عاقل به رشته علمی آلرژی پیدا می کند!؟ اگر بخواهم با شما همدلانه صحبت کنم، می توانم بگویم در درون این دیسیپلین، رویکردهای نظری خاصی وجود داشته که در آن رویکردهای نظری، دیدگاه های خاصی درباره فرهنگ و نظام باورهای کشورهای درحال توسعه ارائه شده، شما به آن رویکرد خاص نظر دارید. ایشان گفتند دقیقا همین است. گفتم پس مشکلت را بگو و بگو حرفهای تحقیر آمیزی درباره جوامع در حال توسعه زده است. اما باید بدانید در همان رویکرد هم بیش از 50 سال است که آن دیدگاه اولیه در معرض نقدهای رادیکال قرار گرفته و اکنون هم در آن رویکرد هم کسی آن حرفها را درباره نسبت میان فرهنگ جوامع با توسعه نمی زند. اما متاسفانه همچنان کم و بیش آن آلرژی ها وجود دارد.

    وی با بیان اینکه باید همفکری کنیم و بابی برای گفت وگوهای اعتلابخش ایجاد کنیم، گفت: متاسفانه درباره اصل اینکه پدیده و نیروهای محرکه «بهار عربی» چه بود، چه مسیری را طی کرد و به کجا رسید هیچ بحثی در ایران صورت نگرفت. در مطالعاتی که صورت گرفته یکی از عناصر مشترکی که در همه آن کشورهایی که در معرض آن تلاطم قرار گرفتند وجود داشت، این بود که بار اصلی پیشبرد آن ماجرا بر عهده گروه سنی خاص 15 تا 24 سال بوده است که در ادبیات توسعه با عنوان NEET شناخته شدند، یعنی گروهی که نه در جریان آموزش هستند، نه مهارتی می آموزند و نه اشتغال دارند. چون به هیچ یک از این سه کانال وصل نیستند، نظامهای حاکم، ردی از آنها نداشت و این گروه یک باره در معرض ترتیبات شبکه ای ناشی از انقلاب دیجیتالی همدیگر را پیدا کردند و توانستند آن جریان را پیش ببرند.

    از حیاتی ترین مسائل ریز و درشت ما با بی اعتنایی عبور می شود

    مومنی با بیان اینکه پنج سال طول کشید تا بخشهایی از ساختار رسمی اداره کشور را در سطح کارشناسی متقاعد کنیم که این پدیده را در ایران هم بررسی کنند، ادامه داد: اوضاع این گروه، در ایران به مراتب جدی تر و حادتر از آن کشورهایی است که در معرض آن ماجراها قرار گرفتند. اما متاسفانه، وقتی بنا بر فهم، گفت وگو و ژرف اندیشی نباشد، از حیاتی ترین مسائل ریز و درشت ما با بی اعتنایی عبور می شود و ما دائما در معرض غافلگیر شدن قرار داریم.

    هر لحظه که از فهم بایسته اقتضائات زمانه غفلت می کنیم، سیلی های بزرگ می خوریم

    مومنی به سرعت چشمگیر و بالای ثبت اختراعات و کوتاه شدن زمانی که نیاز داریم خود را با پدیده های جدید تطبیق دهیم اشاره کرد و با تاکید بر ضرورت درک ابعاد مفهومی مقوله «تاخر فرهنگی»، گفت: هر لحظه که از فهم بایسته اقتضائات زمانه غفلت می کنیم، سیلی های بزرگ می خوریم، هزینه های سنگین می پردازیم و خسارتهای بعضا جبران ناپذیر متحمل می شویم. باید شتاب تاریخ را بسیار جدی بگیریم و در این زمینه نیازمند کارهای بسیار جدی هستیم.

    رشد گسسته و غیرپایدار را یکی از بزرگترین گرفتاریهای تاریخی ایران

    این اقتصاددان مساله رشد گسسته و غیرپایدار را یکی از بزرگترین گرفتاریهای تاریخی ایران عنوان کرد و ادامه داد: ما در فراز و فرودهایی که داریم، به دستاوردهای نسبی قابل اعتنا در بزنگاه های تاریخی دست پیدا کردیم، اما نمی توانیم آن را حفظ و پایدار کنیم. بعد که حرارت پایین می آید، به قهقرایی می افتیم که پایین تر از آن چیزی است که قبلا بودیم.

    تمام دعوا را به مسائل حاشیه ای برده ایم

    مومنی برخی از دستاوردهای ایران در سه جنبش بزرگی که در قرن بیستم تجربه کرده را خارق العاده و معجزه آسا دانست و گفت: این تجربیات گسسته و ناپایدارند. ما به جای اینکه اصل موضوع پیوسته سازی و پایداری را در معرض بررسی قرار دهیم، تمام دعوا را به مسائل حاشیه ای مشروطه یا مشروعه متنزل می کنیم و هنوز درگیر دعوای مصدق و کاشانی هستیم در حالی که ما در دوره مصدق به کارنامه هایی دست پیدا کردیم که تا امروز تکرار نشده است.

    باید فهم جدیدی پیدا کنیم

    این استاد اقتصاد به دستاوردهایی که ایران با وجود همه فشارها، در دوره دکتر مصدق به آنها دست یافت اشاره کرد و با بیان اینکه در طی 30 هزار سال تاریخ مکتوب بشری اندازه بنیه تولید سرانه بشر 3 برابر شده اما در 200 ساله از ربع پایانی قرن هجدهم تا ربع پایانی قرن بیستم، در اثر این دگرگونی تولید سرانه 1720 برابر شده، اظهارداشت: با فهم های غیرمقتضی زمانه ، این پدیده جدید قابل درک نیست. ما باید فهم جدیدی پیدا کنیم.

    با اندیشه های متصلب، نمی شود تغییر فراگیر اعتلابخش را سامان داد / تصلب اندیشه ای در ساحت دین، شکنندگی آور است

    وی با اشاره به بخشهایی از کتاب «فهم فرایند تحول اقتصادی» که در آن تاکید شده توسعه مطالبه یک تغییر اعتلابخش است و خیلی از جوامع نتوانسته اند بفهمند با اندیشه های متصلب، نمی شود تغییر فراگیر اعتلابخش را سامان داد، گفت: در این چارچوب مطالعه هایی وجود دارد که می گوید تصلب اندیشه ای در ساحت دین، شکنندگی آوری و ایجاد پس افتادگی اش، به مراتب از تصلب در اندیشه علمی سنگین تر است.

    بنیان های اندیشه ای شبه داعشی در جامعه ما قوی است / ترجیح این است که معرفی اسلام توسط برخی مداحان کم سواد صورت گیرد

    این اقتصاددان ادامه داد: زمانی به حکومتگران گرامی گفتم اگر شما بخواهید عالمانه با داعش مبارزه کنید، بنیان های اندیشه ای شبه داعشی در جامعه ما اصلا ضعیف تر از جوامع اسلامی دیگر نیست، اگر نگوییم گواه هایی وجود دارد که بسیار هم قوی تر است. با اندیشه های شهید بهشتی می توان مواجهه فکری با اندیشه های شبه داعشی، شبه القاعده ای و شبه طالبانی پیدا کرد. اما ترجیح این است که معرفی اسلام توسط برخی مداحان کم سواد و کم اطلاع صورت گیرد و آنها معرفی کننده اسلام باشند و نه امثال شهید بهشتی.

    تصورشان این است که اخلاق منحصرا از موعظه تاثیر می پذیرد

    مومنی با بیان اینکه دستیابی به بنیه تولیدی بی سابقه، به معنای دستیابی همزمان به قدرت، ثروت و منزلت و اطلاعات و صدای متناسب با آن بنیه تولیدی است، تاکید کرد: هر میزان که بحرانهای فکری و فرهنگی در ایران افزایش می یابد، عزیزان بودجه نهادهای موعظه گر را بالا می برند. تصورشان این است که اخلاق منحصرا از موعظه تاثیر می پذیرد. اما متفکران بزرگی که درباره رابطه فرهنگ با توسعه صحبت کرده اند با گواه های تاریخی پرشمار و حیرت انگیز نشان داده اند که عالی ترین جلوه های ظهور یافته اعتلای فرهنگی، مربوط به دورانهایی است که سطوحی از امنیت اقتصادی پدیدار شده. این به معنای نفی رویه های سنتی تقویت مناسبات اخلاقی نیست، بلکه بحث بر سر این است که تکیه گاه را کجا قرار دهیم. در غیاب اعتلای بنیه تولید فناورانه، جامعه با بحران حاد کمیابی نیازهای اساسی روبرو می شود و در آن شرایط، مناسبات مسلط مناسبات ستیز و حذف می شود. ما همدلی را آموزش نمی دهیم و تنها به حذف و ستیز می پردازیم.

    این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی یادآورشد: در شرایط کنونی ایران، درکی که از فرهنگ ارائه می شود، یک درک منحصرا تمایزبخش است؛ در حالی که در طول تاریخ بشر، فرهنگ همیشه ترکیب خرمندانه تفاوتها و تشابه ها بوده است. تمرکز افراطی بر وجوه تمایز، دلایل تاریخی و نهادی خاصی دارد که مختص قرن بیستم بوده است. اما اکنون که آن اقتضائات پایان یافته، دوباره به این بازگشت شده که فرهنگ ترکیب خردمندانه تفاوتها و تشابه ها است. از جنبه اسلامی هم خداوند در قرآن می فرمایند که من آگاهانه شما را متفاوت آفریدم و فلسفه آن ارتقای شناخت بوده است اما برای این متفاوت ها، خداوند قواعد یکسان گذاشته است. بنابراین از دیدگاه وحی هم زور تشابه ها ، از زور تفاوتها بیشتر است. برای حرکت به سمت توسعه، ما باید هر دو را بشناسیم، اما افراط در تفاوتها و نادیده گرفتن تشابه ها، ما را در دنیا منزوی و هزینه های بسیار سنگینی به ما تحمیل می کند. بنابراین تمرکز افراطی بر تمایزها، به همان اندازه که ضدتوسعه ای است، ضداسلامی هم درنظر گرفته می شود.

    به گفته مومنی ؛ اینکه می بینیم یک باره به صورت بسیار غیرمنطقی و افراطی، دائما بر ستیز و تمایزها تمرکز می شود، همه ماجرا را نباید حمل بر مسائل مربوط به منافع و ویژگیهای خاص اخلاقی کرد، ما باید منطق رفتاری را بشناسیم و راه های علاج منطقی اش را با موازین دینی خودمان ارائه دهیم. ما حقیقتا نیازمند این مساله هستیم.

    اگر باورهای دینی ما توسعه را نفهمد به سرعت برق و باد، دچار تزلزل می شود

    این استاد دانشگاه با بیان اینکه توسعه میل غیرقابل تصور به فراگیری و استیلا دارد و می خواهد همه عرصه های حیات جمعی را به تسخیر خود درآورد، اظهارداشت: باورهای دینی ما اگر این فهم را نداشته باشد به سرعت برق و باد، دچار تزلزل می شود. اکنون ذیل مفاهیم استعمار دین، کالایی سازی دین، بازاری کردن دین هزاران هزار صفحه مطلب قابل استفاده وجود دارد. اما چون ما نسبت به اصل توسعه غافل هستیم، درباره لوازم و دلالتهای آن هم غافلیم و عواقب و پیامدهای ان هم مانند هر چیز غیرمترقبه دیگری، یک باره گریبان ما را می گیرد و ما را گرفتار خواهد کرد.

    در نحوه مواجهه ما با صنعت خودروسازی چین، هیچ ردی از استقلال ملی مشاهده نمی شود

    به گفته رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد؛ باید این اقتضائات درست فهمیده شود، اگر فهمیده نشود، بدیلش می شود مستعمرگی، دست نشاندگی و وابستگی ذلت آور به دنیای خارج و شما اکنون نشانه های بسیار نگران کننده از الگوی روابط اقتصادی ایران با چین و روسیه می توان دید. همانطور که در نحوه مواجهه ما با صنعت خودروسازی چین، هیچ ردی از استقلال ملی مشاهده نمی شود. ما می توانیم ژست بگیریم و پنهان کاری کنیم، اما واقعیتها کارکرد خود را دارند و خود را به ما تحمیل می کنند. باید باب گفت و گوها در این باره باز شود.

    ایران در اسارت بانکهای خصوصی قرار گرفته / کارکرد بانکهای خصوصی عمق بخشیدن وابستگیهای ذلت آور به دنیای خارج است

    مومنی توضیح داد: بسیاری از امتیازاتی که می دهیم، تحت این عنوان است که می خواهیم سرمایه جذب کنیم، اما در ادبیات موضوع گفته می شود هیچ کشوری قادر نخواهد بود که از سرمایه خارجی، چه انسانی و مادی، در مسیر توسعه اش استفاده کند، مگر اینکه ابتدا صلاحیت و کارآمدی اش را در استفاده از سرمایه های داخلی خود نشان داده باشد. مواجهه با سرمایه خارجی، در شرایط به غایت نابرابر اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی باعث کارکردهایی می شود که شما را به اسارت سرمایه خارجی درمی آورد. برای نمونه سرمایه خارجی از یک سازوکاری برخوردار است که به آن سازوکار دفع گفته می شود. وقتی سرمایه خارجی وارد یک ساخت توسعه نیافته می شود، به دلیل آن ضمانتهایی که گرفته و برتریهایی که دارد این قابلیت را دارد که تمام رشته فعالیتهای مشابه بومی را دچار ورشکستگی کند. که به آن سازوکار دفع سرمایه خارجی گفته می شود. سازوکار جذب هم می گوید سرمایه خارجی به اعتبار امتیازها و تضمینها و امنیت و تفوق تکنولوژیکی و سازمانی و انسانی که دارد، این قابلیت را دارد که ظرفیتهای بومی را به صورت مجانی به استخدام خود درآورد. اکنون که ایران در اسارت بانکهای خصوصی قرار گرفته و کارکرد آنها عمق بخشیدن و درونی کردن وابستگیهای ذلت آور به دنیای خارج است، این وضعیت بحرانی تر است.

    این اقتصاددان به بخشهایی از خاطرات ابوالحسن ابتهاج درباره امتیازی که به بانک شاهی به انگلیس داده شد اشاره کرد و با بیان اینکه این امتیاز هیچ کارکرد توسعه گرایی برای ایران نداشت و تسهیل استیلای انگلیس و بعدها روسیه با امتیاز بانک استقراضی بر ایران را به همراه داشت، خاطرنشان کرد: این بنیه تولیدی ، قدرت بی سابقه تنوع بخشی به نیازهای مصرفی و خلق نیازهای مصرفی جدید دارد. اگر تنها بخواهیم تصویری از صورت این مساله ارائه کنیم، به ده ها جلسه نیاز دارد تا بگوییم مواجهه سهل انگارانه با بنیه تولیدی و الگوی مصرف در کشورهای درحال توسعه چه ماجراهایی می تواند برای ما ایجاد کند و به اعتبار این توانایی خارق العاده است که مساله بهره وری به مثابه یک مساله مستحدثه موضوعیت پیدا کرده. آنچه که در ایران با عنوان بهره وری مفهوم سازی می شود و با آن شاخص سازی می کنند، کمدی تراژدی دردناک است.

    می گویند به توسعه بی اعتنا باشیم، دنبال ظهور برویم! / حرفهای عجیب و مشکوکی عنوان می شود

    مومنی با انتقاد از تعابیری که برخی می گویند باید مثنوی معنوی را با انبر برداشت و یا اینکه چرا می خواهند ما را دل مشغول اهداف کوچکی مانند توسعه کنند و ما باید به آنها بی اعتنایی کنیم و دنبال ظهور برویم، افزود: بعد در آن پدیده ظهوری که وصف می کنند نه امکان سنجشی وجود دارد و نه با ایده های درخشان اسلام شناسان بزرگی که توفیق درک محضرشان را داشته ایم تناسبی دیده می شود. بعد همین دیدگاه ها به طرز مشکوکی باد کرده و تبلیغ می شوند و گویی آنها باید به عنوان فهم اصلی دینی جا انداخته شوند. حرفهای عجیب و مشکوکی عنوان می شود. تعبیرشان این است که اگر مشروعیت حکومت را به رای مردم برگردانید، باید از حکومت یزید هم دفاع کنید. اگر یزید در شرایط فعلی، یک مزدور استخدام می کرد، نمی توانست اینگونه از حیثیت او دفاع کند و یزید را انسان دموکرات مردم سالار معرفی می کند. آیا این عبارات تصادفی به اذهان می رسد!؟ در مواجهه با این شوکها اکنون واکنشهایی این گونه در جامعه ما وجود دارد و مظلومیت علی ابن ابی طالب(ع) را در این شرایط ببینید که تنها حکومت دموکراتیک صدر اسلام که متعلق به علی ابن ابی طالب(ع) بود را برای مقاصدی که خدا می داند، به حاشیه می رانند!

    غفلت از توسعه ما را از همه بیشتر در حیطه دین آسیب پذیر خواهد کرد / می خواهند دین را از کادر اصلی خود خارج و موضوع کسب و کار کنند / به فهم بایسته ای از مساله توسعه به مثابه مساله مستحدثه نرسیده ایم

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه غفلت از توسعه ما را از همه بیشتر در حیطه دین آسیب پذیر خواهد کرد، گفت: پدیده استعمار پساسکولاریستی، آنچنان آشفتگی مضمونی و پیوندهای غیرمتعارف دارد که قابل تصور نیست. در کنار آن ما در کشورمان افرادی را داریم که شعارهای بسیار افراطی ضدصهیونیستی و ضدامپریالیستی می دهند اما مجری برنامه های صندوق بین المللی پول و بانک جهانی هستندافراطی تر از هر جای دیگر دنیا! این پدیده بسیار آشفته ای است. واقعا اگر ذهنیت جامعه ای مشوش باشد، هویتش هم آشوبناک می شود. از دریچه دینی هم برخی از آنها که به اسم مداحی، کلیددار معرفی اسلام می شود، دقیقا در کادری که در دنیا پشتیبانهای خاص دارد و می خواهند دین را از کادر اصلی خود خارج و موضوع کسب و کار کنند وارد عمل می شوند. این تناقضها در ساحت اندیشه و عمل در ایران امروز به صورت بی حدو اندازه وجود دارد و علت آن این است که ما به فهم بایسته ای از مساله توسعه به مثابه یک مساله مستحدثه نرسیده ایم. تاکنون چوبهای بزرگ خورده ایم و اگر این غفلت ادامه پیدا کند، در ادامه چوبهای بسیار بزرگ تری هم خواهیم خورد.

    به اندیشه های سیدحسن مدرس و محمد مصدق برگردیم

    مومنی گفت: شخصا یک امید بزرگ دارم، از نظر من در هر سه جنبش اجتماعی فراگیر قرن بیستمی، هر کس که اقتضائات آن را فهمیده، با یک خشونت سنگین، ترور فیزیکی و شخصیتی روبرو شده و همه را دعوت می کنم که به این فکر کنیم که چرا در جنبش مشروطیت در زمینه قتل ملک المتکلمین و سیدجمال الدین واعظ زودتر از همه جمعبندی می شود و چرا اسمی از آنها وجود ندارد. باید درباره آن فکر کنیم. در قرن بیستم به عالی ترین شکل، دو نفر راهبرد مقتضی زمانه با این شرایط را ارائه کردند و ما باید به صورت انتقادی و اعتلابخش نیاز داریم که به اندیشه های سیدحسن مدرس و محمد مصدق برگردیم. هر دو آنها مفهومی را با عنوان موازنه عدمی در اقتصاد سیاسی بین الملل صورت بندی کردند که بسیار نیاز به روزآمد کردن آن وجود دارد و بیشترین ظرفیت برای روزآمد سازی اندیشه ای و برنامه ای این ایده در اندیشه های آیت الله شهید دکتر بهشتی وجود دارد.

  • فکر می کنند اگر به قیمت بنزین شوک بدهند، هم پول گیرشان می آید و هم تورم نمی شود!

    فکر می کنند اگر به قیمت بنزین شوک بدهند، هم پول گیرشان می آید و هم تورم نمی شود!

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی با بیان اینکه تیر خلاص را به موجودیت اتحاد جماهیر شوروی، سیاستهای نابخردانه اقتصادی زد و آنها وقتی احساس تزلزل کردند، اجرا کننده برنامه تعدیل ساختاری شدند که عنصر گوهری آن، سیاستهای تورم زا بود، گفت: سقوط یک شبه رخ نمی دهد و طی یک فرایند رخ می دهد. فونتن در تجربه اتحاد شوروی می گوید باب سقوط را حکومت شوروی باز کرد و گام نخستنش، تعارض میان شعارها و عملکرد و تعارض میان قول و فعل حکومتگران بود. آنچه که کمر رژیم اسد را از دریچه اقتصاد سیاسی شکست، دنبال کردن نسخه ای بود که اتحاد شوروی را ضربه فنی کرد و تکان دهنده ترین قسمت، این است که بیشترین بی احتیاطی ها در حکومت بشار اسد، درباره میدان دادن به جهش قیمت مایحتاج زندگی روزمره مردم بود. 

    هیچ چیز به اندازه نگاه علمی به مسائل، نیروی محرکه امید آفرینی نیست

    دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی که در نشست «واکاوی اقتصاد سیاسی فروپاشی رژیم بشار اسد» در موسسه مطالعات دین و اقتصاد سخن می گفت، با بیان اینکه همه ایران دوستان و مطالبه کنندگان توسعه در این سرزمین گرامی بر این مساله توافق جمعی دارند که در شرایط کنونی، هیچ چیز به اندازه نگاه علمی به مسائل کشور، نیروی محرکه امید آفرینی نیست، خاطرنشان کرد: وقتی از دریچه علم به مسائل جامعه مان نگاه می کنیم، مشکلات، منشاهای آن و سازوکارهای برون رفت از آن را می توان به مدد روش علمی مواجهه با مسائل پیگیری کنیم. به دلیل دل نگرانی که جامعه اندیشه ورز و توسعه خواه ایران دارند، هر پدیده جدیدی که موضوعیت پیدا می کند، همه علاقه مندان را به این سو می برد که نسبت این تحولات را با نیازهای اندیشه ای و عملی با بهبود وضعیت در کشورمان مورد بررسی قرار دهند.

    وی افزود: یکی از بزرگترین پیشبردهایی که اقتصادشناسان نهادگرای توسعه به جامعه بشری تقدیم کردند، این است که نشان دادند که چرا و چگونه قوانین اساسی یکسان، جهت گیری های سیاستی یکسان،  ویژگی های اقلیمی و فرهنگی یکسان، می تواند منشا کارنامه های متفاوت باشد. در تجربه تاریخی ایران هم در قانون اساسی مشروطه و جمهوری اسلامی، سعی کرده ایم از حداکثر ذخیره دانایی بشر استفاده کنیم، اما نتوانسته انتظارات را تامین کند. اقتصاددانان نهادگرا پاسخ آن را بر محور اهمیت و منزلت نهادها توضیح دادند. حتی در یک اقلیم به محض اینکه نهادها متفاوت می شود، کارنامه ها هم متفاوت می شوند.

    مومنی به بخشهایی از آثار «فردریک لیست»، «عجم اوغلو» و «تری رینکال» اشاره کرد با بیان اینکه در پدیده بهار عربی، با اینکه میان کشورهایی که درگیر این موج شدند، شباهتها و تفاوتهای معنی داری بوده اما اغلب آنها با پدیده یکسانی مواجه شدند و نحوه مواجهه هر کدام از آنها با این پدیده یکسان، به استنتاجهای بسیار فوق العاده ای رسیده است، گفت: ذهن همواره ، ما را بر می انگیزد که مسائل بسیار پیچیده را با یک یا چند عامل محدود توضیح دهیم، همانطور که در ماجرای بشار اسد، شاهد پررنگ شدن جنایتها و سبعیتهای رژیم اسد هستیم، اما گرچه آن عامل، بخشی از قدرت توضیح دهندگی را برعهده دارد، اما نمی تواند همه ماجرا را توضیح دهید.

     باید در نسبت دادن مسائل به هم بسیار دقت کنیم

    این اقتصاددان ضمن اشاره به بخشهایی از کتاب «نگاهی به تاریخ جهان»، نوشته «جواهر لعل نهرو»، یادآورشد: در این کتاب او در بیان کارنامه جنایات ژوزف استالین در دوره قدرتش، می گوید استالین جمعیتی حدود 11 میلیون نفر را به قتل رساند، و 13 میلیون نفر را روانه زندان و 11 میلیون نفر را روانه اردوگاه های کار اجباری کرد. در قرن بیستم تعداد افرادی که توانسته بودند چنین رکوردهایی به جا بگذارند، به گرد استالین هم نمی رسند اما آنچه که در دوره استالین گذشت بسیار با آنچه که در دوره حافظ اسد و بشار اسد مشاهده می کنیم، متفاوت است. بنابراین باید در نسبت دادن مسائل به هم بسیار دقت کنیم و به درک عالمانه ای از نقش و دامنه تاثیر عوامل داخلی و خارجی هم دست یابیم.

    مومنی با تاکید بر اینکه در طی 400 ساله گذشته، یکی از کانونهای اصلی آسیب پذیری ما همواره فقدان درک بایسته از اقتصاد سیاسی بین المللی نزد تصمیم گیران اساسی کشور بوده است، اضافه کرد: از زمان شاه عباس، هر بار خواستیم یک قدرت بزرگ را از ایران بیرون کنیم، به واسطه ندانستن آرایش قوا و چشم انداز روابط در سلسله مراتب قدرت به کسانی متوسل شدیم که به ما کمک کنند این خارجی متجاوز را از ایران بیرون کنیم، اما بعد همانها که به ما کمک کردند، قساوتها، جنایات و ظلمهایی کرده که ایرانیان را به این نتیجه رسانده که صد رحمت به همان قبلی! ما باید به این مسائل دقت زیادی داشته باشیم.

    نتوانستیم اقتضائات زمانه را به درستی درک کنیم

    به گفته مومنی؛ زمان آگاهی درباره فهم اقتصاد سیاسی بین المللی، از نظر ضریب اهمیت در ایران، در هنگامه منازعه های هژمونیک چند برابر می شود؛ چرا که به اعتبار اهمیت ژئواکونومیک و ژئواستراتژیک ایران، به واسطه ژئوپلیتیک خاص منطقه ای که ما در آن قرار داریم، ضربه های بسیار مهلکی به صورت همزمان از طرفین منازعه هژمونیک متحمل شدیم و هر دو آنها جزء خائنین به منافع ملی ما بودند و در اینکه بر سر ما بلا بیاورند هیچ اختلافی با هم نداشتند، همانطور که در دوره مشروطه، دوره زنده یاد محمد مصدق و ملی شدن نفت و وجوه بسیار پیچیده تر آن را در دوره پس از انقلاب اسلامی مشاهده می کنیم. شواهدی وجود دارد که گویی ما نتوانستیم از این زاویه هم اقتضائات زمانه را به درستی درک کنیم و بنابراین هزینه های بی موردی هم از این ناحیه به ما تحمیل شده است.

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد تاکید کرد: در سطح نظری، بزرگترین رقابت اندیشه ای درباره نقش و ضریب اهمیت عوامل خارجی در رقم زدن به سرنوشت ما، میان نظریه های سنتی نوسازی و وابستگی بوده است. در جایی نقش عوامل خارجی مطلقا نفی و انکار می شود و در نظریه رقیب، کل ماجرا به عامل خارجی نسبت داده می شود. اکنون نظریه های جدید وابستگی و نوسازی، هر دو به ترکیبی از عوامل داخلی و خارجی رای می دهند، اما هر دو بر این مساله توافق دارند که اصل عوامل داخلی هستند. به حکم اینکه متغیرهای داخلی درون زا هستند و اگر خرد داشته باشیم، می توانیم آنها را تحت تاثیر قرار دهیم و این عنصری امیدبخش است تا با مجهز شدن، از عهده مشکلات برآمد.

    وجود توطئه های سلطه جویانه و امپریالیستی، واقعیتی محرز است

    وی کتاب «نظریه تمدن» نوشته «فوکوتساوا یوکیشی» که استراتژیستی در عهد میجی در سالهای میانی قرن نوزدهم ژاپن بوده، را از جمله آثار درخشان در این زمینه برشمرد که در آن آمده عوامل خارجی برای خانه بزرگ ما مانند باد و بوران و سیل و زلزله هستند که کنترل آن در اختیار آن نیست ، اما اگر هوشمندانه بتوانیم خانه مستحکمی بسازیم، می توانیم خود را از آنها مصون بداریم، و ادامه داد: گرفتاری بزرگ اندیشه ای در دو سده گذشته میان روشنفکران ایران وجود داشته که اگر شما به تهدیدهای خارجی حساسیت نشان دهید و ذهن ها را به اعمال سازوکارهای مبتنی بر سلطه و زورگویی حساس کنید، خودزنانه به توطئه اندیشی و دایی جان ناپلونی متهم می شوید، اما ذخیره دانایی موجود در ایران، می تواند این نکته را به ما گوشزد کند که اصل وجود توطئه های سلطه جویانه و امپریالیستی، واقعیتی مطلق و محرز است، اما محکومیت توطئه اندیشی این است که توطئه ها را مطلق و ما را در برابر آن مصلوب الاختیار می داند، والا توجه به توطئه نقطه ضعف نیست.

    به نقش ابرتعیین کننده عوامل داخلی، در موفق شدن مداخله های بیرونی، توجه داشته باشیم

    این اقتصاددان با بیان اینکه هیچ لحظه ای نیست که ما درگیر مداخله های بیرونی نبوده باشیم اما این مداخله ها، تحت شرایطی شکست خورده و تحت شرایطی دیگر موفق شده است، خاطرنشان کرد: شیوه عالمانه این است که ما به نقش ابرتعیین کننده عوامل داخلی توجه داشته باشیم. ما می توانیم اینها را با جزئیات در تاریخ روزمره سرزمینمان هم مشاهده کنیم و کاش اداره کنندگان کشور و خصوصا اداره کنندگان رسانه های فراگیر کشور، به جای پر و بال دادن به مسائل سطحی و مبتذل و غیرمهم، این مسائل سرنوشت ساز را موضوع گفت و گوهای عالمانه قرار دهند. خیلی تلخ و غم انگیز است که در حیطه دانش وری و اندیشه ورزی، خودی و غیرخودی و گزینش کنند. باید از حداکثر تجربه دانایی در کشور استفاده کرد.

    ابتدای انقلاب در تحلیل تحولات کشورها، مطلقا آنها را به عنصر استعمار فرو می کاستیم

    مومنی با بیان اینکه ابتدای انقلاب در تحلیل تحولات کشورها، مطلقا آنها را به عنصر استعمار فرو می کاستیم و تصور این بود که مثلا سالوادور آلنده رئیس جمهور مردمی بود که کشورش را عالمانه اداره می کرد اما یکباره صاعقه ای با نام تیمهای ترور آمریکایی با کمک مالی و اطلاعاتی آن جنایتها را کردند، توضیح داد: اکنون به مدد مطالعه های ارجمند متفکران بزرگ توسعه، می بینیم سالوادور آلنده با سیاستهای اقتصادی نابخردانه ابتدا با سیاستهای تورم زا و اشتغال زدایی که در دستور کار قرار داده بود، رای دهندگان خود را از دست داده و پایگاه مردمی اش تضعیف شده بود که توطئه کمپانی آمریکاییITT  موفق شده بود. چون آلنده پشتوانه مردمی اش را از دست داد، توطئه خارجی موفق شد.

    آیزنهاور گفت ایران ظرفیت امپراتوری دارد، باید مهار شود

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ضمن تشریح آنچه روسیه و انگلیس برای سرکوب تلاشها و پروژه محمد مصدق که از درون آن اعتلای ایران بیرون می آمد، اضافه کرد: پژوهش دوست دانشمندم، مهندس بحرینیان نشان می دهد آیزنهاور دقیقا پس از جنگ جهانی دوم، عنوان کرده است ایران ظرفیتهای بزرگی برای تبدیل شدن به امپراتوری دارد، بنابراین حتما باید پروژه مهار درباره ایران عملیاتی شود. جالب است که تقریبا بیش از 100 سال قبل از آیزنهاور، «لرد کرزن»، که بعدها یکی از تاثیرگذارترین سیاسیون انگلیس در ایران قرن 19 بود، در 1860 گفت ایران مهره ای تعیین کننده در شطرنج قدرت جهان است و انگلستان با دراختیار داشتن آن، می تواند سلطه خود را بر جهان پایدار سازد. ببینید چه تعابیر تکان دهنده ای است! اما گاه از بخشهایی از ساختار قدرت چیزهایی می بینیم و می شنویم که نشان می دهد قدرت مردم و کشورشان را در حد نصاب نمی دانند و منافع ملی را در راه مطامع پست کوته نگرانه ثروت و قدرت به تاراج می گذارند. باید از دریچه گفت و گوهای ملی به این مسائل پرداخت، چرا که منشا خیرهای بزرگ برای کشور است.

    هیچ چیز به اندازه نحوه رابطه مردم و حکومت تعیین کننده نیست

    وی با تاکید بر اینکه اصل ماجرا و عنصر تعیین کننده شرایط داخلی است و در شرایط داخلی هم هیچ چیز به اندازه نحوه رابطه مردم و حکومت تعیین کننده نیست، با توصیه به مطالعه صفحه 80 به بعد کتاب «پشت پرده ریاکاری» نوشته «دَن آریل‌لی »اظهارداشت: نوع مواجهه حکومت ها با مردمشان سرنوشت را متفاوت می کند، نوع مواجهه عدالت محور یا رانت محور! این مساله ای است که باید بسیار درباره آن فکر کنیم. نوع تعامل حکومتها با مردم، تاثیر بسیار تعیین کننده ای بر شکل گیری اخلاق در جامعه دارد. نمی توان پنهان کار و رانت خوار بود و از شهروندان ایثار و تقوا را مطالبه کرد.

    مومنی با بیان اینکه «عجم اوغلو» و «رابینسون» می گویند وای به حال حکومتی که اعتماد مردمش را از دست بدهد. این اعتماد از دو کانال تهدید می شود سفله و مطیع گزینی و چاپلوس گزینی و نابخردی در سیاستهای به ویژه اقتصادی، با اشاره به منافعی که خارجی ها در امور داخلی ایران دنبال می کنند، ادامه داد: گاه با امپراتوری رسانه ای دروغ محور، یک باره برای ما تاریخ سازی می کنند و چیزهای مجعولی را به خورد ما و خصوصا حکومتگران ما می دهند و آنها را به ورطه اتخاذ سیاستهای نابخردانه می کشانند. اگر مردم و حکومت با هم همراهی و همدلی نداشته باشند، این مساله می تواند به کانون آسیب منجر شود.

    سقوط یک شبه رخ نمی دهد

    این استاد دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه همه را به مطالعه کتابهای «آندره فوتن» که یکی از برجسته ترین و منصفانه ترین تحلیلها را درباره تاریخ جنگ سرد و فروپاشی شوروی ارائه کرده، دعوت می کنم، تصریح کرد: سقوط یک شبه رخ نمی دهد و طی یک فرایند رخ می دهد. فونتن در تجربه اتحاد شوروی می گوید باب سقوط را حکومت شوروی باز کرد و گام نخستنش، تعارض میان شعارها و عملکرد و تعارض میان قول و فعل حکومتگران بود. در کتاب «مرزهای دانش توسعه» که انتشارات نهادگرا منتشر کرده، وجوه معرفتی و نهادی تعارض در ساختار قدرت شوروی را توضیح دادم. آنها داعیه های سوسیالیستی داشتند، اما ترتیبات نهادی شان را به گونه ای سامان دادند که پول، یگانه ارزش و معیار همه ارزشها شد و این گونه مادی گرایی افراطی ، به نام عدالت ترویج یافت. آنها از طریق بد دفاع کردن از عدالت با نابخردی اندیشه ای و هم به واسطه بد عمل کردن با کوته نگری و فساد، آبروی شعارهای خوب را بردند و مردم را نسبت به خود سرخورده و مایوس کردند. در این کتاب، نویسندگان می گویند حکومت تا آستانه بی اعتنایی مطلق به خواسته های مردمش جلو رفته بود؛ چرا که خود را متکی به یک نظام سرکوب بسیار خشن و امنیتی غیرقابل نفوذ تصور می کرد.

    اصلی ترین علت سقوط شوروی

    مومنی، عنصر سوم سقوط شوروی با بی انگیزه شدن مردمش برشمرد که به آن مشارکت زدایی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی از مردم در سرنوشت خود گفته می شود، ادامه داد: در این ساختار انگیزشی، حیاتی ترین مولفه ها را در رقم زدن سقوط برای اتحاد شوروی، قوه قضائیه این کشور به عهده داشت که نسبت به کوچکترین نقدهای معترضان، برخوردهای خشن و سرکوبگرانه ای را در دستور کار قرار می داد، اما در برابر فسادهای حکومتگران و فرزندان و وابستگانشان در قله اغماض عمل می کرد. تیغ قوه قضائیه برای سرکوب جامعه مدنی، بسیار بی رحم و مهلک بود اما در برابر فسادهای مالی حکومت و وابستگانشان، مطلقا کار نمی کرد. ترکیب این دو، ساختار انگیزشی را ایجاد کرده بود که از درون آن کارنامه بهتر برای اتحاد شوروی رقم نمی خورد.

    گردش مالی مافیای خودیها در شوروی به 12درصد تولیدناخالص ملی رسیده بود /تیرخلاص به شوروی را سیاستهای نابخردانه اقتصادی زد

    این اقتصاددان با بیان اینکه آندره فونتن می گوید اندازه گردش مالی مافیای خودی ها و فاسدها که از اقوام چهره های حکومتی بودند، در سالهای پایانی عمر شوروی، به حدود 12 درصد تولید ناخالص ملی رسیده بود، تصریح کرد: تیر خلاص را به موجودیت اتحاد جماهیر شوروی، سیاستهای نابخردانه اقتصادی، که سه عنصر به هم پیوسته داشت، شلیک کرد. عنصر اول آن این بود که آنها وقتی احساس تزلزل کردند، دست به دامن سیاستهای صندوق بین المللی پول و بانک جهانی شدند. یعنی با داعیه سیاستهای سوسیالیستی و کمونیستی، اجرا کننده برنامه تعدیل ساختاری شدند. عنصر گوهری این سیاستها، سیاستهای تورم زا بود. این سیاستهای تورم زا، به اشکال مختلف کار می کرد، از شوک درمانی به قیمتهای کلیدی گرفته تا مسئولیت گریزی حکومت درباره امور حاکمیتی اش ، مانند آموزش، سلامت، مسکن و تغذیه مردم و از این قبیل و از همه مهمتر به تاراج مافیاها دادن دارایی های حکومت، تحت عنوان خصوصی سازی.

    بزرگترین بی دقتی زمامداران شوروی، سیاستهای تورم زا درباره قیمت مایحتاج مردم بود

    مومنی با یادآوری اینکه هر کدام از این سیاستها، می تواند در شرایطی مفید باشد اما وقتی همه کار را پنهان کارانه و رانتی و بی توجه به شرایط واقعا موجود اقتصاد و جامعه انجام داده می شود، از آن فاجعه بیرون می آید، توضیح داد: به گفته فونتن، بزرگترین بی دقتی زمامداران شوروی این بود که بی پرواترین سیاستهای تورم زا را درباره جهشهای بزرگ در قیمت مایحتاج مردم، به ویژه مواد غذایی اعمال کردند. این کمر آنها را شکست. از درون این سیاستهای تورم زا، سه اتفاق افتاد که بقای حکومت شوروی را ناممکن کرد؛ در اثر سیاستهای تورم زا، بر گستره و عمق فساد به اندازه غیرقابل کنترل افزوده شد و از درون آن فساد، نابرابریهای ناموجه افزایش بی سابقه پیدا کرد و با ترکیب این دو، حکومت دچار کسری مالی غیرقابل تحمل شد.

    آنچه کمر رژیم اسد را شکست، دنبال کردن نسخه شوروی بود / در چند سال اخیر، تورم سوریه، سه رقمی بود / در ماه های پایانی حکومت اسد، نزدیک 90درصد جمعیت، به زیر خط فقر فروافتاده بودند

    به گفته این اقتصاددان؛ ما آن جنایتها، بی رحمی ها و قساوتها و سرکوبها را در دولت بشار اسد می دانیم ، اما آنچه که کمر رژیم اسد را از دریچه اقتصاد سیاسی شکست، دنبال کردن نسخه ای بود که اتحاد شوروی را ضربه فنی کرد. در چند سال اخیر، تورم سوریه، سه رقمی شده بود. ایرانیان گرامی که شلاق پنجاه ساله تورم دو رقمی را بر شانه هایشان احساس می کنند، بهتر از بقیه کشورهای دنیا درک می کنند که آثار طاقت سوز تورم سه رقمی کار را تا کجا جلو می برد. تکان دهنده ترین قسمت، این است که بیشترین بی احتیاطی ها در حکومت بشار اسد، درباره میدان دادن به جهش قیمت مایحتاج زندگی روزمره مردم بود. در ماه های پایانی حکومت اسد، نزدیک به 90درصد جمعیت، به زیر خط فقر فروافتاده بودند. از نظر فساد در این سیاستهای تورم زا، در 2022 و 2023 به ترتیب فقط سه کشور و دو کشور بودند که از سوریه فاسدتر بودند.

    مومنی تاکید کرد: ماجرای سقوط اسد از درون و از جدا شدن حکومت با مردمش، برقرار کردن رویه های سرکوبگرانه در برابر انتظارات مشفقانه و از انگیزه انداختن مردم برای مشارکت در سرنوشتشان، نابرابریهای ناموجه تحقیر و سرکوب مردم و تورم سه رقمی  کلید خورد. این عینا همان فرمولی است که آندره فونتن درباره فروپاشی شوروی ذکر می کند.

    این استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی در بخش دیگری از سخنان خود، با انتقاد از اصول تدوین بودجه 1404، با بیان اینکه به رئیسی و پزشکیان تاکید کردم فرهنگستان علوم آمادگی دارد جهت گیری های اقتصادی که تصور می کنید با رویکرد چرتکه ای در آنها زود به جمعبندی می رسید، اعتبار سنجی کند، اما اجرایی نشد، اظهارداشت: حتی به عنوان هدیه مشفقانه یک دوست، به آقای پزشکیان گفتم آقای رئیسی خیلی از این پیشنهاد استفبال کرد، اما با کمال تاسف، بدنه همراه ایشان، در مسیر خلاف قدم برداشتند و هیچ گاه ما را از آنچه که می خواستیم مطلع نکردند. رئیس دفتر پزشکیان در حضور ایشان، به من تعهد داد که من شخصا این مساله را پیگیری خواهم کرد. من تا قبل از آنها خداحافظی کنیم، هفت بار با ایشان چک کردم که شما دقیقا شنیدید که رئیستان چه تعهدی داد!؟ گفت من در دفتر یادداشتم نوشتم و قول اخلاقی دادم که این موضوع را پیگیری کنم. من جسارتی نمی کنم و توفیقی نداشتم که با هیچ کدام از آن دو عزیز صحبت کنم و نمی دانم چه مسائلی برایشان پیش آمده که آن قول مکرر را فراموش کردند. اما اکنون مشفقانه به آنها یادآوری می کنم که سیاستهای تورم زا و ضدتولیدی مندرج در لایحه بودجه 1404 را جدی بگیرید.

    بیش از 50درصد جمعیت، قادر به تامین حداقل کالری مورد نیاز خود نیست

    مومنی یادآورشد: آمارهای رسمی می گوید اندازه جمعیت فقیر در ایران، قبل از شوک درمانی آخر آذر 1389، حدود 10 میلیون نفر بوده است. در سال 1395 این جمعیت از 13 میلیون نفر عبور کرد و در سال 1400 از 25 میلیون نفر عبور کرده است. داده های رسمی، هم در وزارت کار و هم در مرکز آمار و مرکز پژوهشهای مجلس می گوید اکنون بیش از 50درصد جمعیت ایران، قادر نیستند حداقل کالری مورد  نیاز بدن خود را تامین کنند. اگر هر کس در دولت می تواند از این جهت گیری ها دفاع کند، من با او آمادگی مناظره دارم. به شرط اینکه اگر محرز شد خطا کرده اند، آن سیاستها را متوقف کنند.

    باید نسبت به روندهای فساد مالی، بسیار حساس تر باشد / آقای پزشکیان به جای کار احساسی قطع برق نهاد ریاست جمهوری، مساله را بررسی کنید / این ناترازی نیست، بلکه آمیزه ای از فساد، ناکارآمدی و نابخردی است

    این اقتصاددان با تاکید بر اینکه حکومت گرامی باید نسبت به روندهای فساد مالی، در مقایسه با آنچه هست بسیار حساس تر باشد، به حساسیت دیگر کشورها نسبت به فساد اشاره کرد و توضیح داد: اگر این جامعه بخواهد باقی بماند، تنها بر محور تولید فناورانه باقی خواهد ماند. عزیزان در همین چند روزه اخیر، علاوه بر شوکهای چند لایه ای که برای قیمتها و هزینه های تولید پیش بینی کرده اند ، اطلاعیه داده اند که ممکن است کارخانه ها به دلیل اینکه برق یا گاز به آنها نمی رسد، چند روز در هفته تعطیل باشند. با این شیوه نمی شود کشور را اداره کرد. ماجرا زمانی تلخ تر می شود که آقای رئیس جمهور با سلامت نفسش می گوید من حاضرم برق نهاد ریاست جمهوری را قطع کنید، اما برق تولیدکننده ها را قطع نکنید. آقای رئیس جمهور شماره فکس بدهد این بخشنامه را برایشان بفرستم! ما نمی خواهیم شما برق نهاد ریاست جمهوری را قطع کنید ، چون اگر قوه عاقله کشور کار نکند که نقض غرض است ، به جای این حرفهای احساسی، مساله را زیر ذره بین بگذارید. کارشناسان بسیار با شرفی در وزارت نیرو می شناسم که با جزئیات و به زبان تخصصی می گویند کجاها چه خطاهایی اتفاق افتاده است که این بحران پدیدار شده، اما عزیزان با نگاه چرتکه ای اسم آن را ناترازی گذاشته اند، در حالی که این آمیزه ای از فساد، ناکارآمدی و نابخردی است، ریشه هایش را بشناسید. چرا یک کلمه ناترازی می گویید و خود را آسوده خاطر می کنید!؟

    وی با بیان اینکه باید درباره فاجعه سازی گسترده سیاستهای تورم زا، گفت و گوهای ملی برقرار کرد، خاطرنشان کرد: بر این اساس، لایحه بودجه 1404 را بازنگری کنید. این کار را قبل از اینکه فاجعه ها و خسارتها شما را وادار به بازنگری کند انجام دهید. چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی! اینها فکر می کنند اگر در روش وارد کردن شوک به قیمت بنزین تغییر ایجاد کنند و مثلا به فلان روش انجام دهند، هم پول گیرشان می آید و هم تورم نمی شود، در حالی که باید به آنها گفت این گونه نیست. چند بار باید این کار در کشور آزمایش شود. تمام این ترفندها 35 سال است که اجرا می شود و بدون استثنا، در کل این 35 سال هم شکست خورده است، واقعا بس است دیگر!

    چشم اندازهای بسیار نگران کننده ای درباره جهش تورم در هزینه های سلامت مردم داریم

    این استاد دانشگاه با اشاره به چشم انداز فقر در اثر اجرای لایحه بودجه 1404، افزود: برآوردهایی داریم که به دلیل سهل انگاری هایی که درباره تامین ارز ترجیحی برای مواد اولیه دارویی و تجهیزات پزشکی درنظر گرفته شده، چشم اندازهای بسیار نگران کننده ای درباره جهش تورم در قسمت هزینه های سلامت مردم داریم. طی سه دهه گذشته، به ازای هر یک واحد تورمی که در سطح اقتصاد ملی به صورت میانگین اتفاق می افتد، هزینه های سلامت به نسبت بیش از 2.5 برابر افزایش می یابد. از آقای پزشکیان انتظار داریم این مسائل را درک کنند و این قدر بی محابا و بی پروا به استقبال سیاستهای تورم زا نروند.

    مقایسه حیرت انگیز وضعیت مالیات دهی حقوق بگیران با دیگر مشاغل

    مومنی با اشاره به گزارش مرکز پژوهشهای مجلس در سال 1401 گفت: وقتی به سیاستهای تورم زا خود گرفتی، سیستم مالیات ستانی هم نابخردانه و ناعادلانه می شود. در پایان سال 14000، در حالی که کارمندان خصوصی و دولتی، به طور متوسط در عرض یک سال 8 میلیون و 400 هزار تومان مالیات پرداختند، در حالی که مشاوران املاک یک میلیون و 300 هزار تومان، وکلای دادگستری 2 میلیون و 100 هزار تومان، موبایل فروشان 2 میلیون و 700 هزارتومان، نمایشگاه داران  4 میلیون و 700 هزارتومان و طلا و جواهر فروشان 6 میلیون و 700 هزار تومان پرداختند. یعنی کارمند مزد و حقوق بگیر، از تمام اینها مالیات بیشتری پرداخت کرده است. رئیس جمهور که به عدالت ارادت دارد، بگویند برای سال جاری گزارشی شبیه به این برای دولت تهیه کنند.

  • قدرت خرید یارانه 45 هزارو500 تومانی از 45.5 دلار به کمتر از یک دلار رسیده است! / چرا به جای فشار بر صنعت، سراغ دارندگان معافیتهای مالیاتی ضدتوسعه ای نمی روید!؟

    قدرت خرید یارانه 45 هزارو500 تومانی از 45.5 دلار به کمتر از یک دلار رسیده است! / چرا به جای فشار بر صنعت، سراغ دارندگان معافیتهای مالیاتی ضدتوسعه ای نمی روید!؟

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی ضمن یادآوری اینکه وقتی در چارچوب سیاست مخرب شوک درمانی در زمینه قیمت حاملهای انرژی در سال 1389، بنا شد یارانه نقدی به میزان 45 هزار و 500 تومان ارائه شود، قدرت خرید این رقم در آن زمان معادل 45.5 دلار بود، اما اکنون این رقم بسیار کمتر از یک دلار قدرت خرید دارد، گفت: هر جامعه ای که استقلال و توسعه بخواهد، مردم ستون خیمه آن هستند. اما در سند بودجه 1404، بالغ بر 3 میلیارد دلار از منابع ارزی که سال 1403 به واردات کالاهای اساسی تعلق داشته را کم می کنند و 2 میلیارد آن را به واردکنندگان خودروهای لوکس قرار می دهند. حکومتی که قدر مردم را می داند و می داند که اگر متکی به مردمش نباشد، باید به خارجی ها متکی باشد، چرا نباید درباره ارتقای کیفیت حمل و نقل عمومی در این الگوی تخصیص منابع قدم بردارد؟ این وضعیت نشان می دهد سیاستگذاران در این آشفتگیها، قدرت تشخیص الگوهایشان را هم از دست داده اند.

    دکتر فرشاد مومنی، عضو وابسته فرهنگستان علوم و استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی در نشست بررسی «اقتصاد سیاسی صنعت زدایی در بودجه 1404» در نشست شاخه اقتصاد فرهنگستان علوم با بیان اینکه در شرایط حساس و خطیری برای کشورمان قرار داریم، بررسی وضعیت صنعت زدایی در بودجه 1404 را مساله ای به غایت سرنوشت ساز و تعیین کننده دانست و خاطرنشان کرد: ما در سند لایحه بودجه 1404 در معرض یک سلسله انتخابهای راهبردی هستیم و هر میزان دقتهای ما در این زمینه افزایش یابد، این امکان به نحو بایسته تری فراهم می شود که بتوانیم نسبت خودمان را با این شرایز با دقت بیشتری تعریف کنیم و امیدوار باشیم که با کمترین هزینه و بیشترین دستاورد از شرایط کنونی به سمت اوضاع و احوال بهتر حرکت کنیم.

    این اقتصاددان با اشاره به اینکه متفکران بزرگ توسعه بر این مساله پافشاری دارند که در برابر هر جامعه ای دو رقیبت تعیین کننده داخلی و خارجی وجود دارند، افزود: به هر اندازه که کشور از خود ضعف، سستی، فساد و خطا نشان دهد، برانگیزاننده طمع رقبای داخلی و خارجی می شود. در میان انبوه مسائلی که در این چارچوب می توان مطرح کرد، ما بر صنعت کارخانه ای و تولید فناورانه تمرکز کردیم و می خواهیم در آینه طرز نگاه سند بودجه آن را واکاوی کنیم؛ چرا که باطل السحر همه طمع ورزیهای بیرونی و داخلی کشور و ثبات و اعتلای آن، بنیه تولید ملی است و برای حرکت به این سمت از رویکرد اقتصاد سیاسی مدد گرفتیم.

    وی با بیان اینکه در هنگامه آشفتگی های اندیشه ای در نظام تصمیم گیری و تخصیص منابع، خواه به واسطه ضعفهای درونی این سیستم، خواه به واسطه نقش آفرینی رسانه ای داخلی و خارجی، ممکن است ما را با آدرسهای غلط گیج و متحیر کنند و برای نظام تصمیم گیریهای اساسی کشور، بحران قدرت تشخیص مسائل اصلی از مساول حاشیه ای را پدید آورند، گفت: در چارچوب شرایطی که نظام تصمیم گیریهای اساسی کشور در انتخاب متحدان داخلی و خارجی نظام ملی دچار آشفتگی و نارسایی شود، نگاه از زاویه اقتصاد سیاسی، به مثابه یک رویکرد غایت انگار می تواند بسیار کمک کننده باشد. البته متفکران بزرگ توسعه عنوان می کنند که هنگامی که نابرابریهای ناموجه از حدود متعارف فراتر می رود و گونه های متفاوتی از وابستگی های یک سویه به دنیای خارج افزایش پیدا می کند و هنگامی که سطحی نگری و کوته نگری سکه رایج در فرایندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع می شود، رویکرد اقتصاد سیاسی راهگشا است و کمک می کند از سرگشتگی و تناقضها به سمت مسائل اساسی حرکت کنیم.

    با بی اعتنایی به تولیدفناورانه، هزینه های پیش روی نظام ملی قابل تصور نیست

    مومنی با تاکید بر اینکه متفکران بزرگ درباره صنعت کارخانه ای و فناورانه به مثابه پدر و مادر روشنفکری، هنر، قدرت، ثروت، نهادهای مفید، فرهنگ اعتلابخش و اخلاقی و استقلال ملی نام می برند، به هشدارهای فردریک لیست، بالغ بر 170 سال پیش و خطاب به رهبران آلمان درباره ضرورت ایجاد امنیت اقتصادی و تولید بیش از نیازهای مصرفی، ادامه داد: اگر به تولید فناورانه بی اعتنایی کنیم، کثرت و تنوع هزینه های پیش روی نظام ملی قابل تصور نیست.

    در بودجه 1404 به روندهای نگران کننده صنعت زدایی بی توجهی شده

    این اقتصاددان افزود: علائم و شواهد بسیار نگران کننده ای وجود دارد که در این سند، نه تنها به نحو بایسته ای به روندهای نگران کننده صنعت زدایی بی توجهی شده، بلکه جهت گیریهایی اتخاذ شده که هر کدام از آنها می تواند به روندهای مشکوک صنعت زدایی در کشورمان شدت بخشد. به زبان بسیار ساده به نظام تصمیم گیریهای اساسی کشور گوشزد می کنم که شما در عصر شتاب تاریخ، نیازمند قدرت انعطاف کافی برای نشان دادن واکنشهای مساعد و به موقع در برابر هر گونه تغییر هستید و هیچ عنصری به اندازه ظرفیتهای انباشته دانش ضمنی و ظرفیتهای سرمایه ای که از درون صنعت کارخانه ای ایجاد می شود، این قدرت انعطاف را پدیدار نمی کند.

    قدرت خرید یارانه 45 هزارو500 تومانی از 45.5 دلار به کمتر از یک دلار رسیده است

    مومنی گفت: وقتی در چارچوب سیاست مخرب شوک درمانی در زمینه قیمت حاملهای انرژی در سال 1389، بنا شد یارانه نقدی به میزان 45 هزار و 500 تومان ارائه شود، قدرت خرید این رقم در آن زمان معادل 45.5 دلار بود، اما اکنون در سایه بی اعتنایی به روندهای مشکوک ، پرفساد و به مخاطره اندازنده استقلال ملی، این رقم بسیار کمتر از یک دلار قدرت خرید دارد. این وضعیت، روندهای نگران کننده پیشروی در باتلاق را به نمایش می گذارد. ما باید حد و اندازه اهمیت این مساله را از ابعاد مختلف، به نظام تصمیم گیریهای اساسی کشور گوشزد کنیم. در سایه پشت کردن به تولیدفناورانه، اندازه کل جمعیت فقیر در ایران، از حدود 10 میلیون نفر در سال 1389، یعنی سرآغاز تمسک افراطی به رویه های شوک درمانی در سال 1400، از مرز 25 میلیون و 600 هزار نفر فراتر رفته است و گزارشهای سال جاری مرکز پژوهشهای مجلس، نشان می دهد اندازه این جمعیت همچنان در سالهای بعد رو به افزایش داشته است.

    برخوردی سهل انگارانه با صنعت کارخانه ای!

    این استاد اقتصاد با تاکید بر اینکه هر اندازه جمعیت فقیر در جامعه ای بیشتر شود، رقبای داخلی و خارجی طمع بیشتری پیدا خواهند کرد، یادآورشد: سقوط بنیه تولیدی کشور در عصر شتاب تاریخ، هزینه فرصت مشارکت در نظام بین المللی را برای ایران دائما رو به افزایش خواهد برد. چطور می شود که نظام تصمیم گیریهای اساسی ما تا این اندازه درباره مساله صنعت کارخانه ای و ابعاد اهمیت آن برخورد سهل انگارانه و نابخشودنی در دستور کار قرار می دهد.

    آقای پزشکیان تجربه اداره شرافتمندانه جنگ را بررسی کند / به کارگیری افراطی سیاستهای شوک درمانی در لایحه بودجه 1404

    مومنی اظهارداشت: در اولین دیدار با آقای پزشکیان در کسوت ریاست جمهوری به ایشان گوشزد کردم حتی اگر قادر نیستند از تجربه های تاریخی ایران و بین المللی استفاده کنند، از مشاورانشان بخواهند تجربه اداره شرافتمندانه و عزت مندانه جنگ تحمیلی را زیر ذره بین قرار دهند. در کل دوره ای که در خدمت استاد فقید، مرحوم آقای عالی نسبت در نخست وزیری بودم، کل نظام تصمیم گیریهای کشور، برای هر گونه تصمیم گیری و تخصیص منابع، دو شاقول داشتند؛ یکی اینکه هر تصمیمی که گرفته می شود، چه تاثیری بر معیشت مردم دارد و دیگر اینکه هر کدام از جهت گیریهای تصمیم گیرانه و تخصیص منابع بر بنیه تولید ملی چه تاثیری می گذارد. اکنون به ایشان عرض می کنم در اثر سیاستهای نابخردانه شوک درمانی، که با کمال تاسف در لایحه بودجه 1404، بسیار افراطی تر از دو سال گذشته در نظر گرفته شده است، در حالی که در افق زمانی 10 ساله، در دهه 1390، در کادر اتکا به شوک درمانی ، با رشد بالغ بر هزار درصدی نقدینگی و رشد نزدیک به صفر تولید روبرو بوده ایم.

    هشدارنسبت به اجرای سیاستی که می تواند تهدیدکننده امنیت ملی باشد

    این عضو فرهنگستان علوم تاکید کرد: در یک دوره 20 ساله، از سرآغاز فعال شدن رویه های مخرب و سوداگر محور بانکهای خصوصی از 1380 تا پایان دهه 1390، در برابر رشد 36 درصدی تولید، شاهد رشد 10 هزار و 250 درصدی نقدینگی بوده ایم و هر کس که الفبای اقتصاد سیاسی را بداند، متوجه می شود که وقتی در اثر شوک درمانی، تحریکهای افراطی قسمت تقاضا را در کنار سرکوب افراطی بنیه تولیدی در دستور کار قرار می دهید، از درون آن به همان اندازه که بی ثباتی، ناامنی ، سقوط رفاه و افزایش انبوه بحرانها پدیدار می شود، می تواند تهدید کننده امنیت ملی ما باشد. آنچه که از دریچه اقتصاد سیاسی به این تحولات معنی دار، در میان شکاف میان بنیه تولید و نیروی تقاضای ایجاد شده در اثر شوک درمانی که خود را در قالب نقدینگی نشان می دهد باید مورد فهم جدی حکومت گران گرامی قرار گیرد، این است که بخش اعظم این نقدینگی ها، به واسطه توزیع به غایت افراطی نامتقارن و نابرابر این نقدینگی ها، خصلت ارز طلبی پیدا می کند و کشور را به سمت فرمایگی در نظام بین المللی و گسترش و تعمیق وابستگیهای ذلت آور و مصرف محور به دنیای خارج می کشاند.

    شوک درمانی فقر گستر و ضدتولیدی است / چرا نباید درباره ارتقای کیفیت حمل و نقل عمومی قدمی بردارید!؟

    مومنی به تشریح وضعیت تولید و فروش واحدهای صنعتی کشور پرداخت و با تاکید بر اینکه شوک درمانی فقر گستر و ضدتولیدی است، عنوان کرد: این نقدینگی به طرز افراطی افزایش یافته، نقش یک اهرم فشار برای گسترش و تعمیق وابستگیهای ذلت آور به دنیای خارج را ایفا می کند و باعث شده نظام تصمیم گیریهای اساسی کشور در تخصیص منابع به شکل ولنگارانه و با سرگیجگی و آشفتگی تصمیم گیری کند. هر جامعه ای که استقلال و توسعه بخواهد، مردم ستون خیمه آن هستند. اما در سند بودجه 1404، 3 میلیارد دلار از منابع ارزی که سال 1403 به واردات کالاهای اساسی تعلق داشته را کم می کنند و 2میلیارد آن را به واردکنندگان خودروهای لوکس قرار می دهند. حکومتی که قدر مردم را می داند و می داند که اگر متکی به مردمش نباشد، باید به خارجی ها متکی باشد، چرا نباید درباره ارتقای کیفیت حمل و نقل عمومی در این الگوی تخصیص منابع قدم بردارد. این وضعیت نشان می دهد آنها در این آشفتگیها، قدرت تشخیص الگوهایشان را هم از دست داده اند.

    به جای اینکه مملکت را آشفته کنید، به سمت ارتقای تولید فناورانه بروید

    این اقتصاددان افزود: اکنون که رئیس جمهور محترم و وزرایش اعلام می کند دغدغه کسری مالی شدید، آنها را به شوک درمانی کشانده باید گفت چرا در حالی که بالغ بر 30 درصد جمعیت فقیر هستند، 40 درصد جمعیت هم در آستانه فروافتادن به زیر خطر فقر هستند، به جای اینکه مملکت را آشفته کنید به سمت ارتقای تولید فناورانه حرکت نمی کنید!؟ چطور نمی دانید در طول تاریخ بشر، همواره تامین کننده اصلی نیازهای مالی حکومتها، تولیدکننده ها هستند، با همه بلاهایی که بر سرتولید فناورانه در ایران آوردید، بیش از 50درصد کل درآمدهای مالیاتی حکومت، همیشه از طریق تولید فناورانه تامین می شده است. چرا راه های شرافتمندانه و اعتلابخش و عزت آفرین را رها می کنید و سراغ شوک درمانی می روید که نوعی جیب بری از فقرا است و دائما گستره و عمق فقر را افزایش می دهند و کشور را به سمت ناپایداریهای خطرناک پیش می برد.

     اداره مشکوک اقتصاد ملی!؟

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ضمن اشاره به گزارشهای رسمی که عنوان می کنند طی دو 1380 و 1390، حدود 220 میلیارد دلار خروج سرمایه های مادی از کانالهای رسمی در کشور ثبت شده و خروج سرمایه های انسانی به مراتب فاجعه بارتر است، اظهارداشت: به گواه گزارشی که در آبان 1403 مرکز پژوهشهای مجلس منتشر کرده، تا پایان سال 1402 و حتی تا شهریور ماه 1403 ما با ابعاد بسیار نگران کننده صنعت زدایی روبرو هستیم، من اسم آن را اداره مشکوک اقتصاد ملی می گذارم. چطور می شود کشوری درک نکند بقا و بالندگی و عزتش به این است که صنعت کارخانه ای را محور اصلی فرایندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع را در کنار معیشت مردم قرار دهد، شما درست به آن پشت کرده اید.

    به ابتدایی ترین اصول اداره کشور بی اعتنایی می شود

    مومنی با بیان اینکه حکومتگران ما به جای اینکه کانون اصلی گرفتاری را مشخص و خطا را متوقف کنند، کشور را به حجره ای تبدیل کرده اند که به شیوه های چرتکه ای اداره می شود، گفت: در حالی که سند برودجه باید سند برنامه یک ساله توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور باشد، کل ماجرا این شده که از طریق چنگ انداختن به صورت مردم و تولیدکننده ها و استقلال ملی و توسعه ملی به هر شیوه نابخردانه و هر میزان که شد، کسب درآمد کنند. این نگاه چرتگه ای – حجره ای که می گوید به هر شیوه ممکن و به هر اندازه مقدر برای دولت کسب درآمد کن و به اینکه چه بلایی بر سر مردم و تولیدکننده ها می آید اعتنای حداقلی داشته باش، فاجعه ساز است. بعد کل این مساله را به مفهوم «ناترازی» متنزل کرده اند. ناترازی، مفهومی حسابدارانه است، مگر شما می خواهید اداره کشور را با چرتکه انجام دهید!؟ ما در علم اقتصاد بحث از تعادل و عدم تعادل داریم، چطور شما این میزان حواستان پرت شده که به ابتدایی ترین شیوه های اداره کشور بی اعتنایی می کنید!؟

    ریشه های بحران فزاینده مصرف بنزین به الگوی تولیدخودرو و مسکن برمی گردد / یک درصد از هزینه واردات بنزین و گازوئیل به اصلاح موتورهای ساخت داخل و بهینه سازی مصرف اختصاص یابد

    این اقتصاددان تاکید کرد: اگر رو به مسائل معطوف به توسعه و ارتقای بنیه تولیدفناورانه داشته باشید، متوجه می شوید بخش مهمی از آنچه که اسم آن را ناترازی گذاشته اید، به آمیزه ای از فساد، نابخردی و ناکارآمدی بر می گردد. اینها چرتکه ای نیست که اسم آن را ناترازی گذاشته اید و از آن به آسانی از آن عبور می کنید! تمام گزارشهای رسمی می گویند یک ریشه ماجرای بحران فزاینده مصرف بنزین، به الگوی تولید خودرو و ریشه دیگر آن به الگوی تولید مسکن در کشور مربوط می شود. باید به جای مفهوم چرتکه ای ناترازی، بر این عدم تعادلهای اساسی که به دلیل نابخردی ها و فسادهای گریبان کشور را گرفته متمرکز شوید. برآورد شده که موتورهای خودروهای داخلی از گونه ای هستند که در آن بین 2 تا 2.5 برابر استاندارد، بنزین مصرف می شود. باید از آن 400 تا 500 میلیارد دلاری که صرف واردات بنزین و گازوئیل کردید، یک درصد آن را به اصلاح موتورهای ساخت داخل و یک درصد را به بهینه سازی مصرف انرژی در کشور اختصاص می دادید. اکنون ما برآوردهایی داریم که نشان می دهد فقط اگر این اقدام درباره خودروهای کشور می شد، روزانه بین 50  تا 60 میلیون لیتر کاهش مصرف بنزین انجام می شد.

    به جای شوک درمانی رو به تولید کنید

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه به جای شوک درمانی رو به تولید کنید، ذات تولید این است که بزرگترین تقاضا کننده دانایی و بزرگترین خلق کننده دانایی است، گفت: اگر این کار را کنید، سرمایه های انسانی تان از کشور خارج نمی شوند.

    از 1376 شاهد روند قهقرایی سقوط سهم صنعت و معدن از تولید ناخالص داخلی هستیم

    مومنی ضمن تشریح داده های مرتبط با صنعت زدایی و افلاس مالی حکومت، با بیان اینکه از نقطه عطف 1376 به این سو، روند قهقرایی سقوط سهم صنعت و معدن از تولید ناخالص داخلی اتفاق افتاده، خاطرنشان کرد: برجسته ترین شاقول که توان مقاومت و رقابت اقتصاد ملی را در جهان اندازه می گیرد، شاخص رابطه مبادله است. در دهه 1390، متوسط رشد صادرات نفتی، بدون میعانات گازی، از نظر وزنی 6درصد رشد نشان می دهد، اما از نظر دلاری 2 درصد! یعنی ما با عمق دادن به خام فروشی، مقدار بیشتری صادرات خام فروشانه را با عایدی کمتر تجربه می کنیم. قهقرای اصلی در این چارچوب این است که ارزش دلاری هر تن صادرات غیرنفتی ما ، طی دهه 1390، به طور متوسط منفی 5.5 درصد بوده است و ما دائما در حال فرورفتگی بیشتر در باتلاق خام فروشی هستیم.

    به هر وسیله ای متوسل شده اند که کسب درآمد کنند / افزایش 833 برابری هزینه ساخت آزادراه تهران-شمال طی28 سال

    این اقتصاددان با بیان اینکه باید ریشه های فساد، ناکارآمدی و نابخردی که چیزی جز پشت کردن به تولید فناورانه نیست را محور قرار دهید، گفت: در سند لایحه بودجه 1404، بی اعتنا به سرنوشت معیشت مردم و تولید ملی، به هر وسیله ای متوسل شده اند که کسب درآمد کنند! گزارش حسابرسی دیوان محاسبات را ببینید! می گوید هزینه ساخت بزرگراه تهران – شمال که قرار بوده برای کشور 145 میلیارد تومان تمام شود، با رشد 833 برابری، به بیش از 125 هزار میلیارد تومان افزایش پیدا کرده است. وقتی مناسبات را در اثر شوک درمانی رانتی می کنید، همه چیز به جای اینکه با خلاقیت، تولید و نوآوری جلو رود، تبدیل به کانونهای پیشروی در باتلاق می شود. اینها آثارش را در افلاس مالی حکومت نشان می دهد. همان طور که در مناسبات رانتی شتاب زده تصمیم گرفته می شود و به گروه های ذی نفع مفت خور اولویت داده می شود و نه به مصالح ملی، این گزارش درباره افزایش 833 برابری می گوید نواقص مطالعاتی اولیه طرح باعث شده بارها و بارها مسیر این جاده تغییر داده شده و این مساله برای آنها هزینه اضافی ایجاد کرده. بارها و بارها سیاستهای اجرایی را تغییر داده اند و قادر نبوده اند منابع مالی را به موقع و در حد کفایت تامین کنند.

    این وضعیت ناترازی نیست، عدم تعادل بحرانی در قوه عاقله کشور است

    مومنی تاکید کرد: این وضعیت ناترازی نیست، بلکه عدم تعادل بحرانی در قوه عاقله کشور است که به گونه ای خود را در صنعت زدایی و وابستگی های ذلت آور و فزاینده به دنیای خارج و ابعاد انفجار آمیز نابرابریهای ناموجه نشان می دهد. بررسی سند لایحه بودجه 1404 نشان می دهد این لایحه به طور سیستمی صنعت زدایی را تشدید می کنند و راه حل اصولی این است که اینها در معرض بازآرایی سیستمی قرار گیرد.

    چرا به جای فشار بر صنعت، سراغ دارندگان معافیتهای مالیاتی ضدتوسعه ای نمی روید!؟

    این استاد دانشگاه علامه طباطبایی انتشار افراطی اوراق در بودجه 1404 را عامل محدود شدن دسترسی بخش خصوصی مولد به تامین مالی عنوان کرد و با انتقاد از حواله دادن تولیدکننده ها به دامن رباخوارها برای تامین مالی و پیامدهای دست درازی به منابع صندوق توسعه، ادامه داد: در شرایطی که صنعت با این رکود شکننده روبرو است، فشارهای مالیاتی را بر آنها اضافه می کنید. چرا به جای اینکه فشار بر صنعت را اضافه کنید، سراغ آنها که معافیتهای مالیاتی غیرتوسعه ای یا ضد توسعه ای دارند نمی روید!؟ چرا ناکارآمدی های فاجعه بار خودتان را در زمینه اندازه مالیات بر ثروت و مالیات بر دلالی و سوداگری اصلاح نمی کنید!؟ جرم صنعتگران این است که همه کارهایشان شفاف و غیرپنهان کارانه است و بنابراین باید دمار از روزگار آنها درآورید!؟

    مومنی به کاهش افراطی دامنه شمول معافیت مالیاتی مولدها اشاره کرد و گفت: در بند ث ماده 14 قانون تامین مالی تولید و زیرساختها که مصوب 1402 بوده، گفته اند اگر واحدهای تولید سود ابرازیشان را به جای اینکه تقسیم کنند به سرمایه گذاری هدایت کنند، از معافیت برخوردار می شوند. در بودجه 1404 گفته اند این فقط مربوط به طرح های مربوط به تولید و خدمات ایران گردی و جهان گردی می شود! آن هم در شرایطی که عزیزان درگزارشهای رسمی شان می گویند شدت انگیزشهای صنعت زدایانه ما را با بحران سرمایه گذاری تولیدی روبرو کرده تا جایی که در چند سال اخیر بارها و بارها کل سرمایه گذاری دولت و بخش خصوصی، حتی قادر به جبران استهلاکها هم نبوده است. در این شرایط، معلوم نیست اینها چه هدفی را دنبال می کنند!

    اجازه افزایش قیمت 7 برابری به خودروسازان و 12 برابری به دلالها!

    این استاد اقتصاد ادامه داد: در مرداد 1403، مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی با عنوان بازطراحی نظام تنظیم گری صنعت خودرو منتشر کرده و می گوید از شهریور 1390 تا شهریور 1400، قیمت تمام اولیه مورد نیاز خودروسازهای کشور، بین 2 تا حدود 4 برابر شده است. از همه مهم تر، دلار 20 برابر، قیمت ورقهای فولادی 19 برابر، مسی 17 برابر، آلومینیومی 17 برابر، یورو 17 برابر شده و اجازه افزایش قیمت به خودروسازها در این دوره 7 برابر بوده است. اما به دلالها اجازه دادند که قیمت خودرو را تا 12 برابر افزایش دهند. به خوبی دلال پروری می کنند و صد گونه مداخله رانتی فاسد هم در خودروسازها انجام می شود؛ از جمله اینکه آنچنان نیروی مازاد به آن تحمیل می کنند که برآورد شده نیروی انسانی شاغل در برخی خودروسازیهای کشور، بیش از 4 برابر نیروی انسانی مورد نیازش است.

    رشد مالیات بر اشخاص حقوقی در بودجه 60 درصد / رشد مالیات بر واردات منفی 2.1 درصد

    مومنی با یادآوری اینکه در حالی که رشد مالیات بر اشخاص حقوقی در بودجه حدود 60 درصد است، رشد مالیات بر واردات منفی 2.1 درصد است، افزود: در این لایحه خالص حقوق گمرکی 85 درصد رشد داتشه اما منشا آن، برخورداری از یک حمایت عقلایی از تولید نیست، بلکه همان نگاه چرتکه ای است که چون پول زیاد دارند، نمی خواهند با فساد و ناکارآمدی برخورد کنند.

    افت شدید پروژه های بهره برداری شده در سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران / در برنامه چهارم 49 طرح، برنامه پنجم 19 طرح و برنامه ششم تنها 5 طرح!

    این اقتصاددان ضمن یادآوری اینکه حتی در گزارش مرکز پژوهشهای مجلس نیز آمده که هیچ عنایت ویژه ای برای مواجهه توسعه گرا برای بخش تولید صنعتی در این لایحه دیده نشده، اما تا دلتان بخواهد رویه های تشدید کننده فشار و محدودیتها وجود دارد، گفت: این گزارش می گوید آنها تقریبا هیچ کدام از تعهدات کلیدی شان را در زمینه تقویت موسسه های توسعه ای بخش صنعت در نظر نگرفته اند. اگر نظام تصمیم گیریهای اساسی کشور می تواند خود را از چنبره رباخوارها، دلالها و واردات چی ها خلاص کند، کافی است گزارش آسیب شناسی عملکرد سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران را که مرکز پژوهشهای مجلس منتشر کرده را بررسی کنند. می گوید آنچنان فشار و محدودیت را بر این سازمان بالا برده اند، که تعداد پروژه های به بهره برداری رسیده ای آن که در برنامه چهارم 49 طرح بوده، در برنامه پنجم 19 طرح و در برنامه ششم به 5 طرح رسیده است. به خوبی برنامه افول و سقوط توسعه صنعتی ما می توان در این کارنامه ها دید!

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد افزود: گزارش مرکز پژوهشهای مجلس می گوید، در حالی ما در دهه 1390 با فشارهای بیشتری به تولیدکننده ها روبرو بوده ایم، این فشارها به سازمانهای پشتیبانی کننده از توسعه صنعتی، چند برابر بیشتر بوده است. این را در میزان سرمایه گذاری صنعتی سازمان گسترش در دهه 1390 بسیار تکان دهنده است. این میزان سرمایه گذاری به قیمت ثابت 1390 در سالهای برنامه چهارم توسط سازمان گسترش، حدود 600 میلیارد تومان بوده، در برنامه پنجم به کمتر از 400 میلیارد تومان رسیده و در برنامه ششم به حدود 50 میلیارد تومان افت کرده است. با این وضعیت می خواهند ماجرای توسعه صنعتی در ایران را پشتیبانی کنند! مهلک ترین ضربه ها به این سازمانهای توسعه ای وارد شده است.

    راه نجات کاملا روشن است…

    وی تاکید کرد: اگر بخواهیم هدیه ای به کل نظام تصمیم گیری کشور، خصوصا نظام اجرایی و رئیس قوه مجریه ارائه دهیم ، این است که چقدر خوب است که ایشان از دستیاران، مشاوران و وزرایش بخواهند که دستاوردهای نظری متفکران بزرگ توسعه درباره ابعاد هزینه فرصت غفلت از بنیه تولید فناورانه را برای ایشان توضیح دهند.

    مطالب فاقد اعتبار علمی دراظهارات دولتیها روبه افزایش گذاشته

     مومنی با بیان اینکه متاسفانه مطالب فاقد اعتبارات علمی در اظهارات دولتی ها دائما رو به افزایش گذاشته است، گفت: حرفهای احساسی و هیجانی از زبان فرد شماره یک قوه مجریه، دون شان کشوری است که بیش از 15 میلیون تحصیل کرده دانشگاهی زنده دارد. در نهایت احترام، شفقت و مهر به ایشان میگویم چقدر خوب است که به جای اینکه این حرفها را بشنویم، آقای پزشکیان و کل نظام تصمیم گیری کشور، نگاه امنیتی به استانهای مرزی ایران را با نگاه توسعه محور متکی به صنایع کارخانه ای جایگزین کند. ما بیش از 15 استان مرزی داریم و این خودزنی بسیار خطرناک است که هر لحظه می گذرد، می تواند هزینه فرصت آن را برای کشور، بیشتر و بیشتر کند.

    وی ادامه داد: نکته دومی که به ایشان گوشزد می کنم، این است که هر تصمیمی که می گیرید، نسبت آن را با گسترش و تعمیق فقر و مساله عقب ماندگی و وابستگی شوم مونتاژکارانه در قالب گزارشهای کارشناسی مشخص کنید. علاوه بر اینها، مساله دیگر این است که در تمام دنیا گفته می شود هدف باید ارتقای بنیه تولید فناورانه و استراتژی هم بسط فرصتهای شغلی مولد باشد. هیچ کشوری به توسعه دست نیافته، مگر اینکه ابتدا ظرفیتهای استفاده کارآمد از نیروی انسانی اش را در کادر اشتغال مولد تمهید کرده باشد. هیچ بخشی به ظرفیت و کارآمدی صنعت کارخانه ای برای این مهم نیست. محور را بسط فرصتهای شغلی مولد قرار دهید و به جای این رویه های چرتگه ای برای تامین نیازهای مالی دولت، رو به تولید، رفاه مردم و توسعه کشور کنید تا ببینید چقدر اوضاع و احوال کشور ما بهبود پیدا خواهد کرد.

  • مردم ایران از نظر اقتصادی ناتوان شده اند / به اسم عدالت به قیمتهای کلیدی شوک وارد می کنند

    مردم ایران از نظر اقتصادی ناتوان شده اند / به اسم عدالت به قیمتهای کلیدی شوک وارد می کنند

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی ضمن برشمردن ضرورتهای تدوین و اجرای سیاست صنعتی در ایران، به تشریح اصولی که در نگارش آن باید مورد توجه قرار گیرد پرداخت و با تاکید بر اینکه تصمیم گیری درباره سیاست صنعتی قبل از هر چیز یک تصمیم گیری سیاسی و ناظر بر حیطه اقتصاد سیاسی است، گفت: رئیس جمهور محترم شعاری با عنوان وفاق ملی مطرح کرده است، در حالی که وفاق ملی زمانی موضوعیت پیدا می کند که ما درک مشترک از مفهوم منافع ملی داشته باشیم. اگر درک مشترکی از منافع ملی نداشته باشیم، روی چه مسائلی وفاق کنیم!؟ در این جا وفاق می شود اسم رمز چیزهای دیگری که هر چه هست اهل سیاست به ما بگویند. اما آنچه که یقینی است، این است که مطلقا از درون آن وفاق بیرون نخواهد آمد و کارهایی مباح می شود که از دریچه اندیشه توسعه دقیقا ضد منافع ملی است.

    آمادگی ذهنی و عینی برای تدوین و اجرای سیاست صنعتی باکیفیت نداریم

     دکتر فرشاد مومنی، استاد تمام اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، که در یکی از سلسله جلسات نشستهای تخصصی «استراتژی توسعه صنعتی» در مرکز پژوهشهای اتاق ایران سخن می گفت، با بیان اینکه در این نشست مهیا شدن برای فاز صفر سیاست صنعتی را بررسی می کند، خاطرنشان کرد: چندان آمادگی های ذهنی و آمادگی های عینی بایسته برای اینکه در این سرزمین گرامی، سیاست صنعتی باکیفیتی تدوین و اجرا شود، مشاهده نمی کنم. باید گستاخی مواجه شدن با واقعیت را در خود ایجاد کنیم و از ادا درآوردن، ظاهرسازی و وعده های سرخرمن پرهیز کنیم و حتی المقدور به روش علمی، مساله را همان طور که هست ببینیم و تلاش کنیم به نحو بایسته ای در این مسیر گام برداریم.

    نمی خواهیم واقعیتها را ببینیم

    وی افزود: مساله اساسی کنونی ایران از دریچه اقتصاد سیاسی به این برمی گردد که در سطح نظام تصمیم گیریهای اساسی کشور، آمادگی بایسته برای ارائه یک تصویر عالمانه روندی از واقعیتهای موجود وجود ندارد. این مساله بسیار تکان دهنده ای است. وقتی آمادگی نداشته باشیم واقعیتهای موجود را ببینیم، به این معنا است که می خواهیم چیزی را تغییر دهیم که نمی دانیم چیست.

    مساله صنعت، مساله نظام حیات جمعی است

    این اقتصاددان با بیان اینکه در تمام متون کلیدی توسعه، مساله «صنعت»، مترادف با «توسعه» درنظر گرفته می شود و گفته می شود مساله صنعت، مساله نظام حیات جمعی است و نه فقط فعالیتی در گوشه ای از شهر، زیر یک سوله، تاکید کرد: تا زمانی که ما چنین درکی از صنعت پیدا نکنیم و در سطوحی این درک هویت جمعی پیدا نکند، هر تصمیم گیری و تخصیص منابعی که تحت این عنوان اتفاق می افتد، می تواند بدون نسبت با توسعه و یا در نقطه مقابل آن باشد. هر جا توسعه را می بینید، متوجه می شوید که آنها ابتدا این جنبه را به خوبی درک کرده اند.

    مومنی با اشاره به بخشهایی از کتاب «نظام ملی اقتصاد سیاسی و اقتصاد ملی و اقتصاد جهانی» «فردریک لیست» درباره اهمیت و ضرورت و اجتناب ناپذیری صنعتی شدن، عنوان کرد: این درک هیچ نسبتی با آنچه در اسناد رسمی کشور جریان دارد، ندارد. «فردریک لیست»، می گوید شما باید صنعت را به مثابه پدر و مادر علم، ادبیات، هنر، روشنفکری، نهادهای مفید، قدرت، ثروت و استقلال ملی و دورنگری و اعتلای فرهنگی درنظر بگیرید. انصاف ایجاب می کند که ما متوجه شویم بازکردن هر یک از این وجوه، چه زاویه هایی را به روی ما باز می کند.

    درباره دگرگونی ارزشها نگرانند اما راهکارهایشان ضد تحقق امنیت اقتصادی است

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد به آرای داگلاس نورث و اینگلهارت درباره تاثیر سطوحی از امنیت اقتصادی در اخلاق در جوامع انسانی اشاره کرد و گفت: اکنون هر کدام از این زمینه ها را انتخاب کنیم، می توانیم به یک واکاوی انتقادی ناشی از کج فهمی در نظام سیاستگذاری اساسی کشورمان برسیم. اکنون دوستانی با نهایت حسن نیت درباره دگرگونی ارزشها در ایران نگران و اعصاب خرد هستند، اما راهکارهایی که انتخاب کرده اند، عموما ضد تحقق امنیت اقتصادی است و بنابراین همان اندازه که ضداستقلال ملی است، ضددین و ضد فرهنگ و اخلاق هم است. اسناد بودجه 10 سال گذشته نشان می دهد عزیزان فکر می کنند اگر بودجه نهادهای موعظه گر را افزایش دهند، بهبود و اعتلای فرهنگی اتفاق می افتد!

    تا سطوحی از امنیت اقتصادی پدیدار نشود، اعتلای دینی ممکن نیست

    این استاد دانشگاه با بیان اینکه شهید مطهری در کتاب «انسان و ایمان» عنوان می کند که تا سطوحی از امنیت اقتصادی پدیدار نشود، اعتلای دینی امکان پذیر نیست، به تاکیدات متفکران توسعه در این باره اشاره کرد و اظهارداشت: هر کس از هر دریچه ای نگاه کرده به این مساله بر می خورد که ما با یک پدیده جدید روبرو هستیم که باید آن را با استانداردهای خودش بفهمیم و وقتی که می خواهیم سیاست صنعتی بنویسیم باید بدانیم در حال صحبت درباره چنین چیزی هستیم.

    مومنی ضمن تاکید بر اینکه اگر جامعه ای صنعت مدرن می خواهد، باید نظام آموزشی، منطق زیربناسازی و منطق بروکراسی و همه چیزش با اقتضائات صنعت مدرن تنظیم شود، ادامه داد: این اقتضائات، توانایی های استثنایی منحصر به فرد را هم ایجاد می کند که نشان می دهد هزینه فرصت مواجهه سهل انگارانه و غفلت از آن اصلا قابل تصور نیست. اکنون هم وقتی درباره مولفه های پردستاورد صحبت می کنیم، عزیزان می گویند ما آن را می خواهیم، اما حاضر نیستند به هیچ یک از لوازمش تن دهند.

    غفلت از بنیه تولیدی، کشور را دچار سلطه فراگیر می کند

    وی با بیان اینکه این وضعیت می تواند به سمت سلطه فراگیر حرکت کند بنابراین این درک در سرنوشت بین المللی ما هم تاثیر تعیین کننده می گذارد، گفت: ما هنوز از میراث اندیشه ای 200 سال پیش هم بهره ای نبرده ایم. فردریک لیست می گوید در جامعه ای که ساخت مسلط تولیدی اش، ساخت معیشتی است، ارتباطات اندک و محدود می شود و این ارتباطات محدود خودمطلق انگاری و رواج تعصبهای جاهلی پدیدار می کند. در کنار آن با رواج بی کفایتی، ناکارآمدی و استمرار عادتهای بد روبرو هستید و دچار ایستایی و درجا زدن می شوید، در حالی که آنها که این مناسبات را درک کرده اند، مرتبا از شما فاصله می گیرند و این فاصله برای شما بحران امنیت ملی هم پدید می آورد. او می گوید حتی اگر فرهنگ خواه هم نیستید و جنگ طلبید، برای جنگ طلبی هم باید بتوانید بنیه تولیدی تان را روزآمد کنید.

    سه اتفاقی که به دلیل غفلت از تولیدفناورانه رخ می دهد / حضور نظامیان در اقتصاد به دلیل غفلت از صنعت مدرن

    این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی اضافه کرد: داگلاس نورث هم 200 سال بعد از فردریک لیست خطاب به مخاطبانش گفت اگر شما از صنعت، به معنای تولیدفناورانه، غفلت کردید، سه اتفاق می افتد: گسترش و تعمیق تعصبهای جاهلی، در غیاب صنعت با سلطه سیاسی و اقتصادی نظامیان بر همه شئون حیات جمعی تان روبرومی شوید و دیگر اینکه به جای اینکه حس عزت نفس، مشارکت و تعلق در مردم پدیدار شود، شما با مناسبات سفله ساز و سفله پرور روبرو می شوید. در واقع یکی از قابلیتهای صنعت مدرن این است که قدرت خلق تقاضاهای جدید در یک ابعاد غیرقابل تصور دارد و اگر به این تقاضاهای جدید پاسخ داده نشود، سیستم با ناپایداری ذاتی و فراگیر روبرو خواهد بود؛ چرا که دائما تقاضاهایی خلق می شود که پاسخ پیدا نمی کنند و بحران کمیابی تشدید می شود. وقتی بحران کمیابی شدت گرفت، هر کس برای دستیابی به نیازهای خود باید رقبای بالقوه را حذف کند. بنابراین الگوی مسلط مناسبات اقتصادی و اجتماعی به جای همکاری و تقسیم کار عقلایی، ستیز و حذف می شود. وقتی الگوی مسلط ستیز و حذف می شود، نظامیان روی کار می آیند و در اقتصاد، سیاست و همه مقدرات دیگر حیات جمعی ورود می کنند.

    ضرورت بررسی مفهوم صنعت در دنیای مدرن

    به گفته مومنی؛ یکی از مهم ترین مفاهیمی که ما باید به آن توجه داشته باشیم ، بازکردن مفهوم صنعت در دنیای مدرن است. این مفهوم به ما می گوید شما با یک نظام حیات جمعی روبرو شدید. «هیرشمن» در کتاب «استراتژی توسعه اقتصادی» می گوید صنعت مدرن، بزرگترین نیروی محرکه پیوند برقرار کردن میان همه عناصر یک جامعه و همه عناصر یک جامعه با بقیه دنیا است. یعنی صنعت زدایی به معنای پیوند زدایی هم در درون و هم در بیرون. چقدر خوب بود ما قادر بودیم گفت و گویی با جامعه شناسان، کارشناسان اقتصاد سیاسی، روان شناسی اجتماعی ایجاد می کردیم تا مساله پیوند زایی و پیوند زدایی را برای ما شرح دهند.

    حسگرهای سیستم کار نمی کند

    این استاد اقتصاد ابراز عقیده کرد: اکنون باید گفت حقیقتا حسگرهای این سیستم کار نمی کند، به این دلیل که در دو دهه گذشته ما با بی سابقه ترین صنعت زدایی های تاریخ اقتصادی معاصر ایران روبرو بودیم و درباره این پدیده حتی یک مقاله هم وجود ندارد. یعنی ما چون نمی دانیم در حال نابود کردن چه چیزی هستیم، طبیعتا به آن حسی هم نداریم!

    در شش سال 620 میلیارد دلار به اقتصاد تزریق شده، خالص فرصتهای شغلی بخش صنعت منفی 415 هزار نفر بوده

    مومنی توضیح داد: برای اولین بار در تاریخ معاصر ایران ما در دهه 1380 دو سرشماری در 1385 و 1390 داشته ایم، مقایسه این دو سرشماری، نشان می دهد در این دوره شش ساله حدود 620 میلیارد دلار به این اقتصاد تزریق شده، خالص فرصتهای شغلی بخش صنعت ما منفی 415 هزار نفر بوده است! واقعا حکومت گرامی اگر درک می کرد که این چه معنا دارد، باید دست استمداد به سمت انجمن جامعه شناسان دراز می کرد و از آنان می خواست این وضعیت را برایش شرح دهند.

    آثار عمیق صنعت زدایی در انحطاط اجتماعی و فرسودگی آدمها

    وی با بیان اینکه اشتغال مولد مدرن 17 کارکرد دارد که تنها سه کارکرد آن جنبه اقتصادی دارد، تاکید کرد: آثار این صنعت زدایی در انحطاط اجتماعی و فرهنگی و فرسودگی و سرخورده کردن و منزوی کردن آدمها، بسیار فراتر از آن چیزی که از جنبه اقتصادی به ما لطمه می زند، می تواند ما را تحت تاثیر قرار دهد و ما اکنون دچارش شدیم.

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با تاکید بر اینکه وقتی به تولیدفناورانه پشت می کنید جامعه تان را دچار انواع بحرانهای کوچک و بزرگ اجتماعی می کنید، یادآورشد: کلید بحث در اینجا قدرت تشخیص است. اگر ما می خواهیم سیاست صنعتی بنویسیم و به اندازه کافی روی مفهوم صنعت مدرن کار نکرده باشیم، نمی توانیم طراحی اصولی داشته باشیم.

    فکر می کنیم، اگر ماشین آلات وارد کنیم، تکنولوژی آورده ایم!

    مومنی با بیان اینکه باید درباره مفاهیم کلیدی و سرنوشت ساز، ژرف کاوی کرد و مواجهه سهل انگارانه سقف قابلیت عینیت بخشی اش را تعیین می کند، گفت: در طی 40 ساله گذشته، حدود 250 میلیارد دلار فقط واردات کالاهای سرمایه ای داشته ایم، اما با گذشت حدود 250 سال از انقلاب صنعتی، هنوز هم در بالاترین سطوح سیاسی و فکری ما، تلقی مان از فناوری، جابجایی ماشین آلات است. یعنی فکر می کنیم، اگر ماشین آلات وارد کنیم، تکنولوژی آورده ایم. هیچ کدام از اینها تصادفی نیست. چون ما سنسورهایی نداریم که هزینه های این سوء درک از یک واقعیت پیچیده را برای ما برملا کند، نسبت به آن حساسیت بایسته هم نشان نمی دهیم و در چند وجه آسیب می بینیم.

    در یک دوره کمتر از 20 سال، صدور سنگ آهن در ایران 37 برابر شده!

    این استاد دانشگاه علامه طباطبایی ادامه داد: در اسناد رسمی کشور می بینیم که برای عبور از اقتصاد تک محصولی خام فروشانه، گزینه هایی را مطرح می کنند که از نظر سطح دانایی بسیار شرم آور است. یکی می گوید گونه های دیگری از خام فروشی را برپا کنیم! بررسی ما نشان داد در چارچوب این ایده، در یک دوره کمتر از 20 سال ، در دهه 1370 و 1380 ، اندازه صدور سنگ آهن در ایران 37 برابر شده است. شگفت آور است. عده ای می گویند توریسم و یا صنایع دستی را گسترش دهیم و هنوز نمی فهمند که شما نمی توانید مصارف مدرن را با آن سطح از خلق ارزش پاسخ دهید. اگر این کار را نکردید دچار عوارض متعددی می شوید و از همه مهمتر اینکه ناپایداری سیستمی ابتدا گریبان حکومت را خواهد گرفت و از آن مشروعیت زدایی می شود. حالا مرتب رانت توزیع می کنند و فکر می کنند ثوابش را می برند!

    فهرست آنچه «پیشران» درنظر می گیرند غم انگیز و فاجعه ساز است

    در برنامه های توسعه ایران، محوریت، خام فروشی است

    مومنی با انتقاد از رویکردهایی که در اسناد ششم و هفتم توسعه کشور درباره تدوین استراتژی توسعه صنعتی درنظر گرفته شده که در آن مناسبات خام فروشانه را اولویت قرار داده اند، گفت: کل برنامه ای که این اسناد دنبال می کنند این است که می گویند مناسباتی بوده که عده ای در آن خیر دیده اند، همان را هم ادامه دهید! در این برنامه ها، محوریت با رانتی معدنی ها است و اکنون بعد از 30 سال که از این شیرین کاریها کرده اند، گزارش رسمی منتشر می شود و می گوید اگر این میزان سرمایه گذاری نمی کردیم که این میزان فلان فراورده به اصطلاح پتروشیمیایی که اسم رمز آن همان خام فروشی است را ایجاد کنیم، و فقط همان گازی که به آنها داده اید را می فروختید، عایدی ارزی اش بیشتر از کل ارزی است که از طریق صادرات متانول به دست می آید. آنچنان در همه وجود ناهنجاری می بینیم که کل نظام حیات جمعی دچار آشفتگی می شود.

    مقالات منجر به ثبت اختراع جدید در ژاپن 460 برابر ایران است

    این اقتصاددان، با بیان اینکه تعداد مقالاتی که به طور متوسط به ثبت یک اختراع جدید منجر می شود، در ژاپن 460 برابر ایران است، افزود: حسین مهدوی، می گوید مشخصه مناسبات رانتی این است که به ملاحظات کارشناسی سهل انگار و بی اعتنا است و در تخصیص منابع عجول و شتاب زده عمل می کند. در هر عرصه ای وارد می شویم، این ناهنجاری ها را مشاهده می کنیم.

    مومنی بزرگترین هنر صنعت مدرن را ترکیب دانایی های مدرن با توانایی دانست و با بیان اینکه اگر از این پیوند غافل شویم دچار ناتوانی سیستمی می شویم، در بیان نمونه هایی از بروز ناتوانی سیستمی در ایران، تصریح کرد: برای نمونه؛ سرشماری های سه دهه گذشته ایران نشان می دهد به طور متوسط نزدیک به دو، سوم جمعیت در سنین فعالیت کشور، هیچ نقشی در تولید ملی ندارند. ببینید این جامعه باید دچار چه آخر و عاقبتی می شود!؟ اگر حساب و کتابی در کار بود و ما نظام اموزشی داشتیم که غیر از مدرک سازی به مسائل ما هم اهمیت می داد، این مساله باید موضوع گفت و گوهایی در چه سطوحی می شد! از زمان آقای روحانی چقدر تلاش کردند تا بتوانند 5 میلیارد دلار از بانک جهانی و صندوق بین المللی پول وام بگیرند و تاکنون ممکن نشده است، اما ما مناسباتی ایجاد کردیم که در بخش صنعت در 35 سال گذشته، نزدیک به دو، سوم ظرفیتهای تولیدی نصب شده بلااستفاده است! شما آدمها و ظرفیتهای تولیدتان را اینگونه ضایع می کنید اما سنسورهایتان بر چیزهای دیگری حساس است. پیوند این وضعیت را با سفله پروری نگاه کنید! تولید صنعتی با یک، سوم ظرفیت کار می کند اما بخش مهمی از آن هم فروش نمی رود و همزمان با بحران انباشت موجودی انبار بنگاه های تولیدی هم روبر هستیم.

    مردم ایران از نظر اقتصادی ناتوان شده اند

    وی ادامه داد: آیا مردم ایران نیاز ندارند و از سر استغنا مصرفهای ضروری را انجام دهند!؟ مردم ایران ناتوان شده اند. بهای این تداوم این وضعیت گسترش و تعمیق فقر است. اگر سنسورهای سیستم کار می کرد و دنبال ریشه اصلی قضیه می گشت ، برای اولین بار در تاریخ اقتصادی ثبت شده ایران، در نیمه دوم دهه 1390 در عرض سه سال، اندازه جمعیت فقیر دو برابر شده است. در تاریخ اقتصادی ثبت شده ما چنین چیزی وجود ندارد، اما یک کلمه از مقامات کلیدی کشور در این باره حرف نشنیدیم که بگویند ما چه می کنیم که این گونه مردممان را به فقر و مسکنت و افلاس انداخته ایم!؟

    سنسورهای سیستم به اینکه چه کرده که به طرز وحشتناکی با خروج سرمایه انسانی و مادی روبرو است، توجهی ندارد

    مومنی بااشاره به اظهارات برخی مقامات که به دنبال جذب سرمایه گذاری خارجی هستند، گفت: سنسورهای سیستم به اینکه چه کرده که به طرز وحشتناکی با خروج سرمایه انسانی و مادی روبرو است، توجهی ندارد. در حالی که در اقتصاد سیاسی توسعه، این جزء اصول موضوعه است که هیچ کشوری تا امروز قادر نبوده از ظرفیتهای سرمایه خارجی جذب شده استفاده کارآمد کند، مگر اینکه ابتدا صلاحیت خود را در نحوه استفاده از ظرفیتهای مادی و انسانی جامعه خود نشان داده باشد. شما که ظرفیتهای انسانی و مادی خود را اینگونه پراسراف و پراتلاف خرج می کنید، روشن است که اگر به سمت جذب سرمایه خارجی هم بروید، چه کارنامه ای رقم می خورد! فساد مدرن ریشه در هوای نفس ندارد، بلکه نشانه ناتوانی نظام تصمیم گیریهای اساسی در ایجاد انگیزشهای تولید فناورانه است و همه اینها برای این است که ما به هدف پشت کرده ایم.

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد، با بیان اینکه در چارچوب یک ساختار نهادی متکی به فعالیتهای غیرمولد، وام به نام مصالح ملی از بیرون اخذ و به کام اشخاص فاسد از کشور خارج می شود و تنها هزینه هایش برای نظام ملی باقی می ماند، اظهارداشت: ما ابتدا باید حد و حدود این مفهوم و لوازم آن را خوب درک کنیم تا از مواهبش بهره ببریم، در غیر این صورت در همه عرصه ها دچار انحطاط خواهیم شد، وقتی به سطحی نگری عادت می کنیم، همه چیز را سطحی نگاه می کنیم. اکنون عده ای با نهایت حسن نیت می گویند رابطه مان را با آمریکا خوب کنیم، همه چیز درست شود، در حالی که تنها اگر قادر به فهم شئون اداره خردورزانه جامعه تان باشید، می توانید از رابطه با دیگران نصیب مثبت ببرید.

    مومنی با یادآوری اینکه در دوران جنگ سرد، اهمیت استراتژیک ایران برای آمریکایی ها از اهمیت استراتژیک کره جنوبی بیشتر و روابط سیاسی و اقتصادی نیز کاملا خوب بود، توضیح داد: در دوره 1352 تا 1356 که از نظر درهم تنیدگی و اتحاد استراتژیک میان ایران و آمریکا، ما در قله تاریخی روابط و قله درآمدهای نفتی بودیم. در انتخاب رشته فعالیتهایی که در آن سرمایه خارجی جذب شود هم قدرت چانه زنی تاریخی داشتیم. اما داده های رسمی می گوید در این دوره در مجموع 972 شرکت خارجی در ایران به ثبت رسیده که 371 شرکت آن در زمینه واسطه گری مالی و بیمه فعال بودند. 251 شرکت در زمینه بازرگانی، رستوران و هتل داری به ثبت رسیدند و 206 شرکت هم در زمینه ساختمان فعال بودند. این نشان می دهد اگر خودتان قادر نباشید مصالحتان را تشخیص دهید و منابع مادی و انسانی تان را صرف آن کنید، سرمایه گذار خارجی ابتدا این بستر نهادی و نظام پاداش دهی شما را نگاه می کند و بعد تصمیم می گیرد که در کجا سرمایه گذاری کند. سرمایه گذار خارجی که از بیخ و بن منگول یا ایثارگر که نیست!

    فکر می کنند شق القمر کرده اند و اتحاد استراتژیک با چین و روسیه تعریف می کنند / هر زمان که لازم است ردّی از این اتحاد استراتژیک ببینیم، چیزهای دیگری می بینیم

    وی با بیان اینکه اکنون عده ای فکر می کنند شق القمر کرده اند و برای ما اتحاد استراتژیک با چین و روسیه تعریف می کنند، اما هر زمان که وقت این می رسد که ردّی از این اتحاد استراتژیک ببینیم، چیزهای دیگری می بینیم، تاکید کرد: باید قابلیتها را بالا برد و قابلیت ملی در کادر تولید فناورانه ارتقا پیدا می کند، اگر به تولیدفناورانه پشت کرده باشید، سیاست خارجی تان مانند سیاست داخلی و سیاست فرهنگی و اجتماعی تان ناکارآمد است. تا زمانی که بستر نهادی ما علیه فعالیتهای مولد آرایش پیدا کرده باشد، سرمایه خارجی هم جذب کنید یا در کانال فساد و یا در چنین رشته های غیرمولدی می افتد. ما باید فهمی عمیق از تولید فناورانه پیدا کنیم و اگر می خواهیم سیاست صنعتی بنویسیم تمام دلالتهایش را بر اساس این فهم عمیق رعایت کرده و درنظر گرفته باشیم.

    نباید تصمیم گیری برای تخصیصها پشت پستوها انجام شود و روزمره بحران درو کنیم

     این استاد اقتصاد با تاکید بر اینکه اگر بخواهیم سیاست صنعتی کارآمد بنویسیم باید نظام آموزشی مان را از بیخ و بن زیر و رو کنیم و محال است از درون این نظام آموزشی، توانمندی صنعتی بیرون بیاید، گفت: باید از بیخ و بن نظام تصمیم گیری و تخصیص منابع زیر و رو شود. نمی شود تصمیم گیریها برای تخصیصها پشت پستوها انجام شود و روزمره بحران درو کرد.

    مومنی با اشاره به ضرورت توجه به مفهوم «هزینه مبادله» با یادآوری اینکه حتی تاریخ توسعه را تاریخ نوآوری های نهادی کاهنده هزینه مبادله دانسته اند، گفت: با منطق هزینه مبادله می توان فهمید در چه زمینه هایی اگر مسئولیت هماهنگی را به دولت بدهید حماقت کرده اید و در چه زمینه هایی اگر مسئولیت هماهنگی را به بخش خصوصی بدهید حماقت کرده اید. در واقع با ایدئولوژی زدایی می گوید با منطق هزینه مبادله باید مسئولیت هماهنگی را در هر موردی به جایی بدهید که از درون آن هزینه مبادله کمتر بیرون می آید. در حالی که در کشور ما هیچ حساسیتی نسبت به این منطق مبادله وجود ندارد.

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با اشاره به اینکه وزارت مسکن سال 1393 در گزارشی اعلام کرد در دوره 68 تا 93 حدود 250 میلیارد دلار معادل ساختمان بلااستفاده ساخته شده و این رقم در سال 1393 از اندازه بورس ایران بزرگتر بوده است، خاطرنشان کرد: اگر قاعده گذاری ها درست نباشد، اتلاف و اسراف و سوء تخصیص منابع در بخش خصوصی و دولتی بیداد می کند. مفهوم ایدئولوژی زدایی از ابزارهای هماهنگی را بسیار جدی بگیرید. وقتی به تولید پشت می کنید، مناسباتتان مافیایی می شود و برای دستیابی به منافع رانتی باید رقبای بالقوه را حذف و نابود کنید.

    تا درک مشترکی از منافع ملی نباشد، به هیچ وفاقی نمی رسیم / زمانی که درک مشترکی از منافع ملی نداریم، وفاق اسم رمز چیزهای دیگری می شود

    این اقتصاددان با تاکید بر اینکه تصمیم گیری درباره سیاست صنعتی قبل از هر چیز یک تصمیم گیری سیاسی و ناظر بر حیطه اقتصاد سیاسی است، گفت: رئیس جمهور محترم شعاری با عنوان وفاق ملی مطرح کرده است، آنها که به او مشورت می دهند، نگفته اند که وفاق ملی زمانی موضوعیت پیدا می کند که ما درک مشترک از مفهوم منافع ملی داشته باشیم!؟ اگر ما درک مشترک از منافع ملی نداشته باشیم، روی چه مسائلی وفاق کنیم!؟ در این جا وفاق می شود اسم رمز چیزهای دیگری که هر چه هست اهل سیاست به ما بگویند. اما آنچه که یقینی است، این است که مطلقا از درون آن وفاق بیرون نخواهد آمد. چرا که شما لوازمش را ندارد. لازمه تعریف عملیاتی از منافع ملی این است که توزیع قدرت، ثروت، منزلت، صدا و اطلاعات عادلانه باشد. تا زمانی که ما در این پنج عرصه توزیع عادلانه نداشته باشیم، منافع ملی همراه با سوگیری تعریف می شود و کارهایی مباح می شود که از دریچه اندیشه توسعه دقیقا ضد منافع ملی است. اما می گوید چون من زورم بیشتر است، آن را انجام می دهم!

    مومنی با بیان اینکه تا زمانی که برنامه عادلانه کردن این پنج مولفه را نداشته باشید، وقتی سند استراتژی توسعه صنعتی می نویسید، این سوگیری در انتخابها منعکس می شود، توضیح داد: با این کار مناسبات رانتی را تشدید می کنید و اسم آن را سند توسعه صنعتی می گذارید و انحطاط را در کشور افزایش می دهید.

    در 35 سال گذشته تمام جهت گیری های کلیدی در حیطه اقتصاد با شکست روبرو شده

    وی با بیان اینکه اکنون مسابقه سند نویسی میان دولتها برقرار است و حتی یک دولت دوبار سند استراتژی توسعه صنعتی نوشت، افزود: در طی 35 ساله گذشته تمام جهت گیری های کلیدی اتخاذ شده در حیطه اقتصاد با شکست روبرو شده و ما اکنون یکی از مصادیق اتم و اکمل شکست سیاست گذاری هستیم. در هر زمینه این که سیستم حیثیت بیشتری خرج کرده، گستره و عمق شکست بیشتر بوده است. چه اتفاقی باید بیفتد تا چرت عزیزان پاره شود!؟ استراتژی توسعه صنعتی امر خطیری است و مرگ و زندگی ما را تحت تاثیر قرار می دهد.

    مومنی تاکید کرد: سیاست صنعتی یک امر صرفا داخلی هم نیست، یعنی باید قابلیتهایی برای شناخت مناسبات قدرت و ثروت در مقیاس جهان داشته باشید. در نگارش سیاست صنعتی راهگشا، برای ایران که در تاریخش چهارراه حوادث بوده است، شناخت عمیق آنچه که اطرافش و دنیا می گذرد حکایت مرگ و زندگی است. در حالی که یک گزارش پیوست درباره اینکه در منطقه ما و در دنیا چه خبر است در این اسناد نمی بینید! چون همه چیز نمایشی و بزن برویی است و در این بین مسابقه این است که چه کسی زودتر سند رو کند و دیگر کسی به کیفیتش کاری ندارد، چون بنا هم بر اجرا نیست! اگر پیوستهای با کیفیت کارشناسی تحولات اخبار دنیا و منطقه نداشته باشیم، محال است بتوانیم سیاست صنعتی قابل اجرا بنویسیم.

     وی ادامه داد: دور قبل که ترامپ بر سر کار آمد، برآورد شده که حدود 20 میلیارد دلار رشوه به اطرافیان ترامپ داده شد تا اولین سفر خارجی ترامپ به عربستان باشد. وقتی او به عربستان رفت 500 میلیارد دلار قرارداد بستند، که حدود 150 میلیارد دلار نظامی و 350 میلیارد دلار اقتصادی بود. با کمال تاسف در ایران حداکثر اشاراتی به آن 150 میلیارد دلار شد. کاش یک شیر پاک خورده ای آن 350 میلیارد دلار را زیر ذره بین بگذارد. آنچه که من در حد دسترسی محدودم توانستم پیدا کنم نشان داد بیش از دو، سوم آن بر کانونهایی تمرکز دارد که در اقتصاد سیاسی کنونی ایران پتانسیل ارز آوری برای کشور دارد. یک مقام دارای مسئولیت راهبردی یک بار اشاره نکرد که نسبت آن قراردادها با آنچه ما می کنیم چیست!؟ آینده نگری پیش کش!

    نگاه ما به مناطق مرزی مان، شبه نظامی و امنیتی است

    به گفته رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد؛ در 20 سال گذشته حدود 1500 میلیارد دلار فقط سلاح به کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس فروخته شده است. نسبت این واقعیت ها با امنیت ملی ایران چیست!؟ هنوز هم در چارچوب استانداردهای چند صد سال پیش، نگاه ما به مناطق مرزی مان نگاه شبه نظامی و امنیتی است و اجازه نمی دهیم باب توسعه در آن مناطق باز شود. سیاست صنعتی باید تمام اینها را زیر ذره بین قرار دهد و اقتضائاتش را فهم کند.

    غفلتی بزرگ از راهبرد منازعه هژمونیک قدرتها در برابر ایران

    مومنی به اقتضائات بین المللی تدوین سیاست صنعتی در ایران اشاره کرد و یادآورشد : در طی 250 سال گذشته، هر بار که میان قدرتهای بزرگ، منازعه هژمونیک برقرار بوده، طرفین آن بر اینکه ایران نباید سر بلند کند توافق داشتند. اما این تاریخ را نادیده می گیرند و به این یکی و آن یکی امتیازاتی می دهند که ما را در برابر آن سومی مصون کند!

    باید عظمت اندیشه ای راهبرد موازنه عدمی مصدق و مدرس را درنظر گرفت

    وی با اشاره به توافق روسیه و انگلیس علیه ایران بعد از انقلاب مشروطه برای تقسیم ایران، با تاکید بر اینکه نمی توان اقتضائات این منازعه هژمونیک را ندید و سیاست صنعتی نوشت، گفت: باید عظمت اندیشه ای مستتر در راهبرد موازنه عدمی محمد مصدق و سید حسن مدرس را درنظر گرفت و اینکه یکی شهید و دیگری به حصر گرفتار شد، به این دلیل بود که اقتضائات زمانه را فهمیده بودند. استراتژی موازنه عدمی در اساس متکی به بنیه تولید فناورانه است. تنها وقتی که قابلیتهای تولید فناورانه مان را بالا ببریم، می توانیم در منازعه هژمونیک با آبرومندی باقی بمانیم.

    این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی ضمن اشاره به بخشهایی از کتاب «اختناق ایران» نوشته مورگان شوستر درباره راهبرد مشترک قدرتهای بزرگ علیه ایران با عنوان «عقیم سازی حکومت در ایران» اظهارداشت: عنصر مشترک در تمام تهاجمهای نظامی به ایران، کودتاهای سامان داده شده و تحریمها این است که نباید بنیه تولیدی ایران ارتقا پیدا کند. بنابراین یکی از ستونهای اصلی سیاست صنعتی ایران، لحاظ کردن این مساله است. اما با کمال تاسف ما ردی در هیچ کدام  از اسناد و مباحثی که وجود دارد در این رابطه مشاهده نمی کنیم.

    مومنی با بیان اینکه کودتای 28 مرداد برای ایران درسهای بزرگی دارد و استراتژی عقیم سازی حکومت این است که ایران را بلاتکیف نگه دارند، افزود: احمد اشرف با بررسی موجهای اول و دوم انقلاب صنعتی عنوان کرد الگوی رفتاری ایران، رشد اقتصادی در شرایط نیمه استعماری است. نیمه استعماری به این معنا است که بلاتکلیف هستیم، نه مستعمره و نه مستقل باشد. در عین حال از یک جهاتی هم مستعمره است و هم مستقل. نکته کلیدی اش این است که هزینه هر دو را می پردازید، اما نمی توانید از دستاوردهایش استفاده کنید.

    هر اندیشه ای که خیری برای کشور ایجاد کند را به چپ متهم می کنند

    این اقتصاددان با تاکید بر اینکه اسناد متعددی وجود دارد که از ابتدا قصد داشتند به هر شکل ممکن مصدق را برکنار کنند، گفت: راهبردی که طراحی کردند این بود که مردم را منفعل کردند. کتاب گازیوروفسکی را با عنوان «سیاست خارجی آمریکا و شاه» را بخوانید. به خوبی اسناد را آورده است. برخی اقشار را از چپ ترساندند و گفتند مصدق آدم خوبی است اما اگر بماند، چپ ها در ایران همه کاره می شوند. چرا می گویند مطهری و بهشتی چپ بود!؟ همه اینها حساب و کتاب دارد. اینکه ما می خواهیم خودمان را به ندانستن بزنیم، مشکل ما است. هر اندیشه ای که بخواهد از آن خیری برای کشور ایجاد شود را به چپ متهم می کنند.

    مومنی با انتقاد از اینکه برخی می گویند هر کس بحث از نهادگرایی کرد در چارچوب اندیشه چپ است، این مسیر را در راستای کودتای 28 مرداد دانست و گفت: تا زمانی که ما دچار کژکارکردی هستیم، محال است ایران روی خوش ببینید. این ساختار نهادی به صورت نظام وار، پشت به تولیدفناورانه و رو به ترویج رانت، ربا، فساد و نابرابریهای ناموجه و وابستگی های عمق یافته ذلت آور به دنیای خارج است.

    شاقول اصلی کیفیت نهادی، نحوه روبروشدنش با تولید فناورانه است

    وی با تاکید بر اینکه شاقول اصلی کیفیت نهادی، نحوه روبروشدنش با تولید فناورانه است، توضیح داد: در دوره شوک کرونا تولید صنعتی، ضربه گیر کل سیستم بود، اما از 1397 تا امروز هر شوکی به اقتصاد ایران وارد شده به هم ریختگی و رشد منفی بخش صنعت دو برابر رشد منفی کل اقتصاد بوده است. اگر حساب و کتابی بود باید این را زیر ذره بین می گذاشتیم تا ببینیم این همه حرف از توان رقابت و مقاومت که می شود، در واقع ما با خودمان چه می کنیم. ما مناسباتی ایجاد کردیم که طرف می گوید اگر مصرفهای لوکست را افزایش دهی، توان رقابت تولیدی ات افزایش پیدا می کند و کل سیستم هم در خدمت این ایده قرار گرفته است! خدا می داند که مضحک تر و مشکوک تر و پرفسادتر و ضدملی تر از این عبارت نمی توان چیزی پیدا کرد. ببینید چه کسانی این عبارات را بر زبان جاری می کنند و به گونه ای هم حرف می زنند که گویا امروز ایران متولد شده است!؟ آیا از زمان نخستین موج انقلاب صنعتی تا کنون جز این بوده که ما می خواستیم از طریق مصارف لوکس توان رقابتی مان را بالا ببریم و نتایجش را نمی دانید که دوباره از این حرفها می شنویم!؟

    این استاد اقتصاد با تاکید بر اینکه حیاتی ترین مساله در ماجرای استراتژی توسعه صنعتی، انتخابهای استراتژیک است، تصریح کرد: تولید فناورانه یک تصمیم بلندمدت است و به تضمین های بلندمدت نیاز دارد، نباید ثبات اقتصاد کلان را دچار آشفتگی کرد. سه گروه گزارش ملی درباره فضای کسب و کار در ایران منتشر می شود، هر سه آنها می گویند بزرگترین تهدید علیه تولید در ایران، بی ثباتی در اقتصاد کلان است.

    به اسم عدالت به قیمتهای کلیدی شوک وارد می کنند

    مومنی گفت: از دوره احمدی نژاد تا امروز هر دولتی روی کار آمده ، به قیمتهای کلیدی شوک وارد می کند و می گوید می خواهم عدالت برقرار کنم. این جزء الفبا است که می گویند سیاستهای تورم زا، ضدعادلانه ترین سیاست اقتصادی قابل تصور است و ببینید این چه طنز تلخی است. کسی که تولید فناورانه می خواهد نباید دائما فضای سیاست و اقتصاد را متشنج کند. اگر واقعا دستگاه های رسمی ما از ظرفیت و مجوز برخوردار بودند باید قبل از تدوین سیاست صنعتی، ابتدا گزارش درباره وضعیت امنیت حقوق مالکیت در ایران از آنها مطالبه می شد.

    اگر به مشارکت مردم تن داده نشود، دست نشاندگی سرنوشت محتوم خواهد بود

    این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه گام نخست برای حرکت به سمت توسعه صنعتی این است که باید هزینه فرصت مفت خوارگی را بالا برد، مشارکت مردم در سرنوشت سیاسی و اقتصادی شان را دیگر لازمه توسعه صنعتی برشمرد و تصریح کرد: اگر به مشارکت مردم تن داده نشود، دریوزگی خارجی ها و دست نشاندگی سرنوشت محتوم خواهد بود. این تجربه تاریخی ما است.

    سندنویسی تبدیل به مناسک شده و مبنای عمل و تحقق دستاورد نیست

    وی با تاکید بر ضرورت ایجاد هماهنگی میان دستگاه ها، وزیران و معاونان درباره سیاستها با بیان اینکه سندنویسی در ایران تبدیل به مناسک شده و مبنای عمل و تحقق دستاورد نیست و ما با بحران هماهنگی روبرو هستیم، اظهارداشت: تا کنون در ایران نشنیده ایم که یک وزیر به دلیل عدم تحقق وعده هایش مواخده شود. پشت کردن به تولید فناورانه، شما را دچار از کارکرد افتادگی سیستمی می کند. بنابراین اگر ما یک گزارش آسیب شناختی از این نداشته باشیم که به صورت شفاف همه وجوه هزینه ها و خسارتهایی که نظام ملی پرداخت می کند را درنظر نگیرد ، نمی توانید سند بایسته بنویسیم.

    باید برنامه ملی مبارزه با فساد به صورت پیش گیرنده طراحی کرد

    مومنی با بیان اینکه باید یک برنامه ملی مبارزه با فساد به صورت پیش گیرنده طراحی کرد و اگر کسی سند توسعه صنعتی نوشت و درباره فساد حرفی نزد، نشان می دهد درکی از توسعه صنعتی ندارد؛ چرا که در مناسبات پرفساد محال است که انگیزه های ریشه دار تولید صنعتی پدیدار شود، گفت: یک رکن سیاست صنعتی این است که باید تکلیف مشارکت مردم در سرنوشت اقتصادی شان را روشن کرده باشد. هیچ کشوری در دو قرن گذشته به توسعه دست پیدا نکرده، مگر اینکه ابتدا استفاده کارآمد از ظرفیتهای منابع انسانی خود را حداکثر کرده باشد.

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد اظهارداشت: هر کس گفت چند ماهه یک سیاست صنعتی می نویسد، یقین بدانید درک او از اقتضائات سیاست صنعتی درکی نابایسته است، ولو اینکه در قله حسن نیت هم باشد. هر کس که فکر کرد می تواند درباره حرفی نزند و نام توزیع قدرت، ثروت، منزلت و اطلاعات و صدا حرفی نزند و اسم آن را استراتژی توسعه صنعتی یا سیاست صنعتی بگذارد ، درک بایسته ای از وجوه اقتصاد سیاسی صنعتی شدن ندارد. هر کس که درکش را از شناخت نظم حاکم بر جهان و ملاحظه های منطقه ای آن و منازعه های هژمونیک روشن نکرده بود و دلالتهای به صفر رسیدن نیاز امریکا به نفت خاورمیانه از 2017 را بررسی نکرد، نمی تواند سیاست صنعتی بنویسد. سیاست صنعتی، انشا نیست. سیاستی که مشارکت وزارتخانه های علوم، آموزش و پرورش ، وزارت کار، نیرو و جهاد کشاورزی را نداشته باشد، سند سیاست صنعتی نیست.

    حکومت را از کارهای شتاب زده و بی کیفیت پرهیز دهیم

    مومنی گفت: هر کس که دلسوز ایران باشد، باید کمک کند که حکومت را از کارهای شتاب زده و بی کیفیتی که در آن صرف اینکه سندی منتشر شود و ما نمایشی بدهیم، پرهیز دهیم. این بازی کردن خطرناک با سرنوشت کشور در یک حیطه بسیار تعیین کننده است.

    اگر رو به هدف داشته باشیم، قطعا می رسیم

    وی با تاکید بر اینکه اگر رو به هدف داشته باشیم، قطعا می رسیم، افزود: آن فرایندی که آمریکا توانست از دورهای باطل توسعه نیافتگی بیرون بیاید و به معنای مدرنش صنعتی شود، در قرن هجدهم 200 سال طول کشید. این مسیر برای آمریکا در قرن نوزدهم 100 سال طول کشید. این مسیر برای شرق آسیایی ها در قرن بیستم برای شرق آسیایی ها کمتر از 40 سال طول کشید و برآورد شده این مسیر در قرن بیست و یکم زیر ربع قرن قابل حصول است. یعنی تنها کافی است که ما رویمان را به هدف کنیم تا در یک نسل این دگرگونی بزرگ و خروج از دورهای باطل را عینیت یافته ببینیم. اینکه می گوییم در ساحت اندیشه عمیق باشید ، احاله به زمان طولانی نیست، بلکه این است که باید رو به هدف داشت.

  • حکومت در هیچ جای دنیا، با تشدید فشار به مردم خیر ندیده! / تورم یعنی سرویس دهی به ثروتمندان از جیب فقرا / کاری می کنند که همگان بگویند هزار رحمت به قبل ترها!

    حکومت در هیچ جای دنیا، با تشدید فشار به مردم خیر ندیده! / تورم یعنی سرویس دهی به ثروتمندان از جیب فقرا / کاری می کنند که همگان بگویند هزار رحمت به قبل ترها!

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی که در نشست بررسی «روندهای فزاینده بدهی دولت و نسبت آن با روندهای فزاینده فقر و نابرابری» و در موسسه مطالعات دین و اقتصاد سخن می گفت، با بیان اینکه ورود از دریچه بدهی ها، می تواند به نظام تصمیم گیریهای اساسی کشور برای اصلاح جهت گیریهای سرنوشت ساز بسیار کمک کند، خاطرنشان کرد: ما در هر کوشش علمی، باید سه مقام «توصیف»، «تحلیل» و «تجویز» را طی کنیم. در مقام توصیف نیازمند شفافیت هستیم. یک نظام تصمیم گیری و تخصیص منابع توسعه گرا، اهتمام خود را بر این می گذارد که واقعیت ها قابل مشاهده باشند. بعد، آنها یک نظام آموزش و پژوهش تعریف می کنند که در قبال این واقعیتهای محرز شده قابل مشاهده، ژرفکاوی و ریشه یابی می کنند و از درون آن راه حلهایی پیشنهاد و مسائلشان را حل و فصل می کنند.

    در چارچوب مناسبات رانتی، رقابت ها بر محور ستیز و حذف جریان دارد / باید محور اداره کشور را به جای رانت، بر دانایی قرار دهیم

    وی با بیان اینکه مشخصه کلیدی نظم های دسترسی باز، به جای اینکه بر سر چنگ انداختن به منابع یکدیگر باشد، بر سر ارائه راه حلهای راهگشاتر است، گفت: در حالی که در چارچوب مناسبات رانتی، رقابتها بر محور ستیز و حذف جریان دارد و هر کس به تجربه می فهمد که اگر اراده برخورداری بیشتری داشته باشد، باید رقبای بالقوه بیشتری را حذف کند. به همین دلیل است که در اقتصاد سیاسی ایران، مشاهده می کنیم که در هر دوره ای که ما با جهش قیمت نفت روبرو می شویم، در ساختار قدرت منازعه ها و ستیزها و حذفها، خشونت آمیزتر، بی رحمانه تر و پرتلفات تر می شود. در حالی که اگر بخواهیم به قاعده متعارف، آن گونه که رهنمودهای علمی و دینی مطرح می کنند، کار را جلو ببریم، باید اداره کشور را به جای ابتنا بر رانت، بر دانایی قرار دهیم و هر کس که صلاحیت و شایستگی بیشتری از خود در ارائه راه حلهای کارآمدتر نشان داد ، بیشتر مورد پذیرش قرار گیرد و جایگاه بالاتری پیدا کند. در چارچوب مناسبات رانتی هر میزان که سفله تر، بی مقدارتر و بی شخصیت تر و متملق تر باشید جایگاه پیدا می کنید، اما در وضعیتی که اداره کشور بر دانایی بنا می شود، هر کس شایسته تر است، جایگاه مناسب تری پیدا می کند.

    «امامت عدل»، نظم سیاسی مورد نظر شهید بهشتی بود

    مومنی ادامه داد: آقای بهشتی با لبخند و مهربانی همیشگی شان فرموده بودند در یک عبارت نظم سیاسی مطلوب ما، نظمی است با عنوان «امامت عدل»؛ امامت عدل یعنی آن ساختار قدرتی که هر میزان به سطوح بالاتر آن حرکت می کنید، رایحه صداقت، حریت، امانت داری، صلاحیت و شایستگی بیشتر به مشام برسد.

    سخنی با رئیس جمهور که شعار انتخاباتی اش عدالت علوی بود

    به گفته این استاد دانشگاه؛ جای دریغ و تاسف بزرگ است که در کشور ما بحث های با کیفیت درباره دین جای خود را به یک شیوه های تأسف بار، بی کیفیت و بعضا زننده درباره دین داده و این هم یک انحطاط تلخ و غم انگیزی است که باید در جای خود به آن پرداخت، اما یکی از مسائل بسیار حیاتی که باعث شده ما به این زاویه از مسأله توجه ویژه کنیم، این است که آقای رئیس جمهور گرامی در تبلیغات انتخاباتی شان، دائما از نهج البلاغه مولا علی ابن ابی طالب سخن به میان می آوردند و ادعا این بود که ما می خواهیم عدالت علوی را جست و جو و برپا کنیم. اکنون مهم ترین حکمت اینکه ما مسأله بدهی دولت را مطرح کردیم، این است که به صراحت و شفافیت، به کل ارکان قدرت بگوییم از طریق مالی سازی اقتصاد و رواج ربا و تحمیل فشارهای سنگین به تولیدکنندگان و فرودستان، قطعا عدالتی برپا نخواهد شد، بلکه این مسیر، مسیری رو به انحطاط، فلاکت و وابستگی های ذلت آور به دنیای خارج خواهد بود.

    حکومت در هیچ جای دنیا، با تشدید فشار به بخشهای مولد اقتصاد و مردم خیر ندیده

    مومنی با بیان اینکه وارد شدن از این زاویه به همان اندازه که جنبه های اثباتی و مبتنی بر عدد و رقم دارد، ناظر بر وجوه ارزشی و هنجاری جدی هم هست و اساسا این دو جنبه قابل تفکیک از یکدیگر نیستند، تأکید کرد: در هیچ جای دنیا، از طریق تشدید فشارها به بخشهای مولد اقتصاد و فرودستان و عامه مردم حکومت خیر ندیده است و این امری بدیهی و مسلم است. آن پرسش جدی که در اینجا مطرح است، این است که چرا برخی حکومتگران گرامی ما سوراخ دعا را گم کرده اند و در جهت گیریهایشان به بدیهی ترین بدیهیات عقلی توجه نمی کنند.

    چرا با اینکه سیاستهای تورم زا فاجعه ساز هستند، باز آنها را تکرار می کنید!؟ /  آن طور که در مبارزه های انتخاباتی وعده داده می شد، اراده ای برای اصلاح وضعیت مشاهده نمی شود

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد پرسید: چرا با اینکه بازی با قیمتهای کلیدی به مثابه یکی از منفورترین و فاجعه سازترین سیاستهای تورم زا در دنیا شناخته شده و هر بار هم که در ایران مورد استفاده حکومتگران قرار گرفته، فاجعه های بزرگ انسانی، اجتماعی و محیط زیستی پدیدار کرده، به آنها اعتنایی ندارد و مکرر حرفهای کلیشه ای پوچ و تکراری را در توجیه این سیاست ها می شنویم و چرا اراده و اهتمامی آن طور که در کوران مبارزه های انتخاباتی وعده داده می شد، به اصلاح وضعیت مشاهده نمی شود. اینها پرسشهای کلیدی و سرنوشت ساز است.

    وی با بیان اینکه ما هنوز هم حمل بر صحت می کنیم و فرض ما بر این است که بخش مهمی از تصمیم گیرندگان اصلی کشور حسن نیت دارند، خاطرنشان کرد: با درنظر داشتن این فرض، می توانیم از آنها صمیمانه و مشفقانه بپرسیم که اگر در اجرای یک سیاست، چند بار شکست بخورید دیگر آن را کافی می دانید!؟ در ماجرای شوک قیمتهای حاملهای انرژی و ارز، به عنوان طریقه اصلی کسب درآمد برای کشور، چند بار باید شکست خورده شود، چند بار ورشکستگی و بی منطقی این سیاستها باید در گزارشهای رسمی حکومتی هم منعکس شود تا برای عزیزان باوری پدید آورد که این وضعیت راه حل و مسیر نجات کشور نیست.

    پافشاری بر سیاستهای به کرات شکست خورده، راه نجات کشور نیست

    مومنی یادآورشد: در طی بالغ بر 18 جلسه گذشته، در کادر همه بحثهایی که دنبال کردیم، عنصر گوهری و مشترک این بوده که به حکومتگران گرامی یادآوری کنیم که پافشاری بر سیاستهای منحط و به کرات شکست خورده معطوف به مالی سازی اقتصاد و رواج ربا و فساد و تشدید نابرابریها، راه نجات کشور نیست. تمام مطالعه های رسمی که در کشور ما در سازمان برنامه وبودجه ، وزارت اقتصاد و بانک مرکزی، انتشار عمومی یافته، سخن از روندهای قهقرایی می کند. این ادعایی صرفا کارشناسی نیست و بلکه مساله ای است که در گزارشهای رسمی هم انعکاس یافته است. وقتی در گزارشهای رسمی حکومتی به صراحت دهه 1390 را دهه از دست رفته می خوانند و بعد تمام گزارشهای رسمی حکایت از این دارند که در دوره سالهای 1400 تاامروز در باره تمام متغیرهای کلیدی سطح توسعه، اوضاع و احوال ما از دهه 1390 هم بدتر شده است، بنابراین این پرسشی منطقی است که باید وجدان بیدار حکومتگران گرامی را معطوف به این مساله کنیم که واقعا اگر چه اتفاقی در کشور بیفتد، دست از اجرای سیاستهای بارها شکست خورده بر می دارند.

    کاری می کنند که همگان بگویند هزار رحمت به قبل ترها!

    این اقتصاددان خاطرنشان کرد: در جریان انتخابات ریاست جمهوری قبل، بیش از هر انتخابات قبلی دیگری، نوعی وفاق همگانی درباره اجتناب ناپذیری تغییر ریل سیاستهای اقتصادی کشور مطرح بود. پرسش کلیدی این است که چرا آنها که وعده تغییر ریل دادند، دارند کاری می کنند که همگان بگویند هزار رحمت به قبل ترها!؟ اگر وجدان بیدار مبنای قضاوت باشد، عزیزان باید اینها را جدی بگیرند . این یک نصیحتی است به حکومت گران. این یک باب بزرگ اندیشه اسلامی است. این نصیحت را به خصوص متوجه آقای رئیس جمهور و هیات دولت می کنیم و در درجه بعدی، متوجه به ویژه سران قوا می کنیم؛ چرا که اکنون جلسه مشترک سران قوا، بر فراز قانون و مجلس، اختیارات بسیار غیرمتعارفی دارند و اگر ما صرفا رئیس قوه مجریه را مخاطب قرار دهیم، از انصاف به دور است. اگر مسئولیت روسای قوای مقننه و به خصوص قضائیه ، از مسئولیت قوه مجریه بیشتر نباشد، کمتر هم نیست.

    وی ادامه داد: عزیزان باید خود، از حریم خود بیشتر مراقبت کنند. آقای رئیس جمهور که در کوران مبارزات انتخاباتی، در تیراژ چند میلیونی پیامکی منتشر کردند و شرافتمندانه تعهد کردند که سراغ شوک درمانی نروند و بر عدالت در سلامت و عدالت آموزشی پافشاری ویژه داشته باشند، واقعا متوجه نمی شوند که بازی با نرخ ارز و بازی با قیمت بنزین، نسبت به آنچه درباره آن یک سوگند یاد کردند، یک خلاف عهد بزرگ است. مساله کلیدی این است که تمام مطالعه های مهمی که درباره اقتصاد سیاسی سیاستهای تورم زا در ایران وجود دارد، روی نقش تعیین کننده بازی با قیمتهای کلیدی به عنوان حیاتی ترین و موثرترین عنصر در تداوم تورم دو رقمی در ایران توافق نظر دارند. چرا این کار با وجود آن سوگندها، شرافت گرو گذاشتن ها و گردن گرو گذاشتن ها استمرار می یابد!؟ اگر ما وارد بحثهای فنی شویم، با توجه به اینکه سران قوای ما، علی رغم همه شایستگی هایی که انشالله دارند، ویژگی مشترک هر سه شان این است که به صورت تخصصی، هیچ صلاحیتی در حیطه اقتصاد ندارند، اکنون آنها را خطاب قرار می دهیم و می گوییم چرا برای این سوالاتی که به این روشنی مطرح است، تامل کافی نمی کنید!؟ چرا دوباره بر سیاستهای بارها و بارها شکست خورده اصرار می کنید!؟

    با عنوان وفاق سیاست های شکست خورده دوره اعتدال را اجرا می کنند

    مومنی اضافه کرد:  آقای رئیس جمهور گرامی که مانند رئیس جمهور دوره 1392 تا 1400 که مرتبا بحث از اعتدال می کردند و بر جهت گیری های سیاستی شکست خورده، پافشاری داشتند، اکنون با عنوان وفاق همان کارهای را می کنند. واقعا در زیر مجموعه همکاران آقای رئیس جمهور کسی نیست که به ایشان بگوید مسأله وفاق زمانی اساسا موضوعیت پیدا می کند که توزیع عادلانه قدرت، ثروت، منزلت اطلاعات و صدا در دستور کار قرار گیرد. تا زمانی که این پنج عرصه با توزیع ناعادلانه رو به رو باشد، تحقق وفاق ناممکن است. به ایشان به صراحت عرض می کنم که در تک تک جهت گیری سیاست اقتصادی مهمی که در درون لایحه بودجه 1404 وجود دارد ، چه ماجرای شوک قیمت بنزین و چه ماجرای شوک های چند لایه به نرخ ارز و چه ماجرای اعطای مجوزهای پی در پی و بی منطق درباره افزایش قیمت مایحتاج مردم، همه ضد وفاق است. این سیاستها فرصتهای وفاق را کور می کند.

    با بی پروایی سیاستهای افزایش قیمتها را در عرصه همه مایحتاج مردم توجیه می کنند / سیاستهای تورم زا، ظالمانه ترین شیوه های سرویس دهی به اغنیا از جیب فقرا است

    این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه از کسانی که با استناد به نهج البلاغه بر سر کار آمدند، بسیار قبیح است که حرفهای دیگری بزنند و در عمل کارهای دیگری کنند، گفت: آقای رئیس جمهور محترم، واقعا سخنان مقامات کلیدی عضو دولت که در قالب معاونان رئیس جمهور در تلویزیون حرف می زنند و نکته جالبش این است که آنها هم مانند رئیس جمهور در حیطه اقتصاد صلاحیت تخصصی ندارند، اما با بی پروایی سیاستهای افزایش قیمتها را در عرصه همه مایحتاج مردم توجیه می کنند را نمی بینند!؟ واقعا اعضای دولت متوجه نمی شوند که گسترش و تعمیق فشار به معیشت مردم و تحمیل فشارهای چند لایه به تولیدکنندگان، ریشه های وفاق را در این کشور می سوزاند. ساده ترین متون در اقتصاد سیاسی توسعه می گویند سیاستهای تورم زا، ظالمانه ترین شیوه های سرویس دهی به اغنیا از جیب فقرا است. یعنی توزیع عایدات تورم، به طرز وحشتناکی ضدعادلانه است، شما چطور انتظار دارید که مردم باور کنند که شما از طریق سیاستهای تورم زا، دنبال وفاق وعدالت هستید. اینها جزء الفبا است.

    تورم، عید اغنیا و عزای فقرا است

    وی اظهارداشت: در اقتصاد سیاسی می گویند تورم، عید اغنیا و عزای فقرا است. شما با برپایی عید برای اغنیای غیرمولد و عزادار کردن عامه مردم می خواهید وفاق و عدالت برقرار کنید!؟ واقعا فهم اینکه سوراخ دعا را گم کرده اید، تا این میزان دشوار شده است و دسترسی شما به افراد اهل نظر که مسائل فنی را به زبان غیرپیچیده با شما درمیان بگذارند، این قدر سخت شده است!؟

    دریچه بدهی ها، عریان ترین چهره نشان دهنده پیشروی در باتلاق است

    مومنی با بیان اینکه در اقتصاد سیاسی توسعه گفته می شود که دریچه بدهی ها، عریان ترین مصداق پیشروی در باتلاق است، توضیح داد: از آنجا که بدهی ها به طرز غیرمتعارفی با مناسبات ربوی پیوند برقرار می کند، این دریچه می تواند به زبان غیرفنی با مسئولان بسیار گرامی و محترم اما فاقد صلاحیت تخصصی ما بسیار عریان تر صحبت کند. اگر برای آقای رئیس جمهور گرامی امکان پذیر است، به مشاوران و معاونان خود، ماموریت دهند تا ببینند که انتشار اوراق به عنوان یک ابزار در تکمیل حلقه انحطاط معطوف به خام فورشی و آینده فروشی، با چه ارقامی شروع شده است. آیا آقای رئیس جمهور، نمی توانند این روندهای پیش روی در باتلاق را از این کانال متوجه شوند. میزان فروش اوراق دولتی در سال 1394 با رقم 10 هزار و 500 میلیارد تومان آغاز شده است. فاصله 1394 تا 1403 را ببینید! تحولاتی که در رقم انتشار اوراق اتفاق افتاده هم نشان می دهد در لایحه بودجه 1404، از رقم حدود 10 هزار و 500 میلیارد تومان به رقم 700هزار میلیارد تومان رسیده ایم! درک نمی کنید که این پیشروی در باتلاق است!؟

    افزایش بدهی های دولت برای گذران امور جاری قابل دفاع و قابل دوام نیست

    این اقتصاددان ادامه داد: مذموم و بی منطق بودن اینکه این وامها را با بهره های سنگین برای گذران امور جاری تان می پردازید بسیار روشن است. متوجه نمی شوید که این شیوه تامین مالی برای اداره امور جاری، قابل دفاع و قابل دوام نیست!؟  برای اینکه قباحت ربوی این مساله برای عزیزانی که دغدغه های دینی هم دارند، عریان شود باید گفت گزارشی در سال 1402 که اوضاع و احوال از نظر شدت مالی سازی و محور کردن ربا به عنوان موتور خلق ارزش به ابعاد امروزی نرسیده بود، در مجلس خوانده شده و در سوم شهریور 1402 هم انعکاس رسانه ای پیدا کرده است. در این گزارش آمده است که با این سیاستهای معطوف به ربا محوری، روزانه 6 هزار میلیارد پول جدید خلق می شود که 70 درصد این رقم، نصیب 0.8 جمعیت می شود و 30 درصد آن نصیب 99.2 درصد جمعیت باقی مانده می شود.

    مومنی تاکید کرد: مناسبات ربوی، ظالمانه ترین و ناعادلانه ترین شیوه توزیع مواهب در دنیا و در ایران به حساب می آید. چطور می شود که قباحت این مساله تا این میزان نزد تصمیم گیران کلیدی کشور ریخته باشد!؟ چطور می شود که این قدر پیشروی با سرعت در باتلاق، ذهن عزیزان را نسبت به اینکه این روند قابل تداوم نیست، حساس نمی کند و ما باید این روند را متوقف کنیم! چقدر قبیح و ظالمانه است که اگر یک کارشناس مشفق شرافتمندی، آثار سوء این شیوه اداره کشور را به شما گوشزد کند، شما او را عنصر نامطلوب تلقی کنید! چطور می شود این مسائل را متوجه نشوید!؟ اینها خیر شما را می خواهند که به شما تذکر می دهند که باید از این شیوه دست بردارید.

    دولت برای انتشار میزان بدهی هایش الزام قانونی دارد

    وی با یادآوری اینکه دولت الزام قانونی دارد که هر ساله، هنگام تقدیم لایحه بودجه یک گزارش بسیار شفاف درباره میزان بدهی هایش منتشر کنیم، گفت: چگونه بپذیریم که فردی که به دنبال عدالت است ، این گونه به قانون و حقوق عمومی پشت می کند و از منافع غیرمولدها و به ویژه رباخوارها پاسداری می کند!؟ بر اساس بند « پ » ماده یک قانون رفع موانع تولید، دولت باید همزمان با ارائه لایحه بودجه هر سال، جدول بدهی ها و مطالبات قطعی شده همراه با کل بدهی های دولت به دیگران که به تائید سازمان حسابرسی رسیده باشد را به مجلس ارائه دهد. چرا این قانون اجرا نمی شود و چرا مجلس که باید به این مساله حساس باشد، در حالی که باید خود آبروی مصوباتش را حفظ کند، این کار را نمی کند!؟

    این استاد اقتصاد با بیان اینکه در مجلس گزارشی قرائت شد که در آن آمده است در سند لایحه بودجه 1404، بالغ بر 50 حکم مخالف صریح با احکام برنامه هفتم وجود دارد، به اشکالات متعددی که در قانون برنامه هفتم وجود دارد اشاره کرد و ادامه داد: ما بارها گفتیم که اگر می خواهید این برنامه را اجرا کنید، ابتدا یک لایحه اصلاح برنامه را ارائه کنید. شما آن کار را نکردید، در تناقض گیر کردید. در عمل دیدید رعایت مفاد بخشهای بزرگی از رعایت آن برنامه بی کیفیت، حتی برای ارائه لایحه پیشنهادی بودجه هم امکان پذیر نیست. با این وضعیت شما به عنوان کسی که خلاف عهد می کنید شناسایی می شوید، در حالی که می گفتید به قانون برنامه هفتم پایبند هستید.

    اگر کسی صادقانه و عالمانه دنبال عدالت باشد، ستون فقرات سیاستهایش شفافیت است

    مومنی تاکید کرد: ایجاد بدهی، چه داخلی و چه خارجی، حتی اگر معطوف به خلق ظرفیتهای تولیدی جدید باشد، باید دهها کنترل روی آن صورت گیرد. شما اوراق بدهی ای انتشار می دهید که از فلسفه اولیه خود، یعنی خلق بدهی در امور درآمد زا و ارتقاء دهنده کارایی اقتصادی، انحراف بیّن دارد و عمده آن صرف هزینه های جاری کشور و پرداخت بدهی های گذشته می شود. چرا باید این اصرار که شدت بخشنده به بحران پیش روی در باتلاق است، ادامه داشته باشد!؟ چرا این خلاف کاریها و ندانم کاریهای فسادزا و ذلت آور را به عنوان اصول مسلم اداره اقتصاد ملی پذیرفته اید و حاضر نیستید درباره آنها بحث کنید!؟ این شیوه برخورد چه مناسبتی با رهنمودهای دینی، اخلاقی و پایبندی و منافع ملی و آن سوگندی که آقای رئیس جمهور خورده دارد!؟

    انتشار اوراق دولتی، دقیقا ماهیت از میدان به در کردن بخش خصوصی مولد را دارد

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با تاکید بر اینکه انتشار اوراق دولتی، دقیقا ماهیت از میدان به در کردن بخش خصوصی مولد را دارد، اضافه کرد: هر میزان که این اوراق بیشتر منتشر می شود، بحران تامین سرمایه در گردش مورد نیاز تولیدکنندگان ما را تشدید می کند. چرا باید این قدر به سهولت، قباحت این سیاست با مضمون صددرصد ربوی در دولت ریخته باشد و از آن بدتر اینکه مجلس آن را تائید می کند و از همه بدتر اینکه شورای نگهبان هم مهر تائید روی اینها می زند! اینها با چه منطقی صورت می گیرد!؟ وقتی که اوراق منتشر می شود، به جای اینکه دسترسی بخش مولد افزایش پیدا کند، رقابتی میان دولت و بانکها بر سر این منابع در می گیرد و فوری ترین اثر این رقابت مخرب، بستر سازی برای بالاتر رفتن نرخ بهره است. واقعا عزیزان از آثار افزایش نرخ بهره بر سرنوشت تولیدکننگان مطلع نیستند!؟

    تاکید بر ضرورت کاهش هزینه های دولتی ای که در شرایط فعلی فاقد اولویت هستند

    مومنی با تاکید بر ضرورت کاهش هزینه های دولتی ای که در شرایط فعلی فاقد اولویت هستند، اظهارداشت: پیشنهادهای اصولی برای حل مسائل هم مطرح می کنیم، چرا نسبت به پذیرش آنها تا این میزان مقاومت وجود دارد. این گرفتاری در کشور ما بسیار ریشه دار است. وقتی به اسناد تاریخی بودجه ایران مراجعه می کنیم، می بینیم آنها که اولین بودجه مصوب پارلمان را به مجلس تقدیم کردند، هم بسیار شجاعت، صراحت و صداقتشان بیشتر بود، هم آگاهی بیشتری داشتند. در مقدمه سند اولین بودجه تقدیمی به مجلس پس از مشروطه، آوردند که: ما از ابعاد ریخت و پاشهای غیرضروری آگاهی داریم، برای اینکه قباحت این ریخت و پاشها را آشکار کنند این منطق را ارائه کردند که مبالغ پرداخت شده به دربار را نگاه کنید، این میزان گزاف است و بی وجه می نماید. چرا این موارد به حساب ملت ایران خرج می شود!؟ نسبت به عایدات دولت، هزینه های دربار 15 برابر بیش از هزینه های دربار انگلستان که دنیا را اداره می کند، است!

    به جای عریان کردن خطاها و سوء رفتارها، بیشتر گرایش به پنهان کردن آنها وجود دارد

    این استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی گفت: اکنون هم اگر ایران بخواهد نجات پیدا کند، ما به این عناصر نیاز داریم. چرا این عناصر به حاشیه رانده شده اند و به جای عریان کردن خطاها و سوء رفتارها، بیشتر گرایش به پنهان کردن آنها وجود دارد!؟

    چون سازوکارهای اعمال سلطه پیچیده تر و نامرئی تر شده، تصور می کنند وجود ندارد

    وی به ترور صنیع الدوله در هنگام ارائه بودجه به مجلس توسط دو تبعه روس و همچنین به توپ بستن مجلس توسط کلنل لیاخوف روسی اشاره کرد و ابراز عقیده کرد: از آنچه که گذشت، درس بزرگی بیرون می آید و آن این است که اصلاح ساختار هزینه های ما، به همان اندازه که با مصالح توسعه ملی هم راستایی دارد، با اهداف سلطه جوها و قدرتهای خارجی مغایرت دارد. این اصلا تصادفی نیست که هر کوشش اصلاحی که برای اصلاح نظام بودجه ریزی ایران صورت می گرفته، روس و انگلیس، خشن ترین و بی رحمانه ترین و حادترین واکنش ها را نشان می دادند. بسیاری به واسطه اینکه اکنون سازوکارهای اعمال سلطه پیچیده تر و نامرئی تر شده ، تصور می کنند وجود ندارد! بعد همه آنجاهایی که عزیزان اسمش را ضربه خوردن از کانال نفوذ گذاشته اند، غافلگیر می شوند. چقدر تلخ و غم انگیز است که به اسم نفوذف نفوذی های اصلی پیگیری کننده منافع خارجی ها رها می شوند و بعد دلسوزان محیط زیست و فقرا مورد تعرض قرار می گیرند. ببینید چقدر مناسبات غیرمتعارف و تاسف بار است!؟ چقدر تلخ و غم انگیز است که مانند برخی مقاومت های قجری و پهلوی، هنوز هم در مقابل اصلاح رفتارهای مالی حکومت وجود داشته باشد!

    حاکمیت قانون در مقابل خاصه خرجی های فرادستان، به سهولت زیر پا گذاشته می شود

    مومنی ادامه داد: در گزارشهای رسمی ، معمولا محافظه کاری و احتیاط در اعلی درجه است، اما ببینید آش این شیوه کسب و خرج درآمد در ایران، چقدر باید شور شده باشد که مثلا در گزارش دیوان محاسبات، آمده که تخصیص اعتبار ردیفهای بودجه ای در عمل قابل نوسان است. یعنی حاکمیت قانون و اعتبار آن، آنجا که خاصه خرجی های فرادستان موضوعیت دارد، به سهولت زیر پا گذاشته می شود. این گزارش دیوان محاسبات است و نه یک حزب رادیکال. این گزارش آورده که نمایندگان محترم مجلس، برای کنترل سازوکارها در تخصیص های آنچنانی، قادر به انجام وظایف ملی خود نیستند. ضمن اینکه به محض اینکه دولت کوچکترین تنگنای مالی پیدا می کند، قیمت کالاها و خدماتی که عرضه می کند را بالا می برد. هیچ سازوکار روشنی میان ارتباط قیمت تمام شده و قیمت اعلام شده کالاهای دولتی وجود ندارد. اگر اینها شفاف شود، راه های خردورزانه برای حل و فصلشان پیدا می شود.

    همه کانون اصلی بحران، در قسمت عرضه حاملها است و با افزایش قیمت، مصرف کننده را تنبیه می کنید

    بحران شفافیت، در حال وارد کردن ضربه های مهلک به کشور است

    این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه بحران شفافیت در شیوه اداره کشور، در حال وارد کردن ضربه های مهلک به کشور است، شما مردم را تنبیه نکنید که چون مثلا فاسدها و رانت جوها در برابر شفافیت مقاومت می کنند، تصریح کرد: گزارش تفریغ بودجه در یکی از سالها آورده است که در حالی وزارت اقتصاد و سازمان برنامه درباره شرکتهای دولتی سیاستگذاری می کنند که قادر به ارائه آمار دقیق تعداد شرکتهای دولتی هم نیستند. یعنی آنها در حالی برای شرکتهای دولتی سیاستگذاری می کنند که حتی قادر به برآورد تعداد آنها هم نیستند. ببینید چقدر شرم آور است! تعداد این موارد شرم آور آنقدر زیاد شده که گویا قباحتش ریخته و عزیزان به چنین مناسباتی خو گرفته اند.

    مومنی ادامه داد: گزارش دیوان محاسبات می گوید در اکثر پرداختهای خارج از شمول، هیچ اضطراری وجود نداشته و عموما صرف امور غیرمرتبط با برنامه ها شده، که به معنای خاصه خرجی و هوسرانی در اعمال هزینه ها است. عزیزان به ما می گویند پیشنهاد اصلاحی نداری!؟ باید به آنها گفت پیشنهادهای اصلاحی پیش کش، شما مقداری گزارشهای دیوان محاسبات را جدی بگیرید، آیا واقعا کمبود پیشنهاد اصلاحی دارید؟ یا فقط برای تخطئه دلسوزی های شرافتمندانه از این ابزارهای مخرب استفاده می کنید!؟

    آنچه که در بودجه 1404 آورده شده ده ها بار در کشور تجربه شده

    این اقتصاددان با تاکید بر حیاتی بودن توجه به مساله بدهی های دولت، گفت: آنچه که در بودجه 1404 آورده شده ده ها بار در کشور تجربه شده و اگر تذکر ندهیم خلاف اخلاق است. چو می بینی که نابینا و چاه است، اگر خاموش بنشینی گناه است. اگر به کسانی این تذکر دادنها بر می خورد، آنها مشکل دارند و باید مشکل خود را اصلاح کنند.

    وی با اشاره به بخشهایی از کتاب «مالیه، روح مشروطه است»، توضیح داد: در چند صد ساله گذشته در ایران، بدون استثنا مسیر انحطاط این گونه بوده است که ابتدا حکومت در اصلاح ساختار هزینه هایش مقاومت می کند، رو به بدهی و فروختن هر آنچه که قابل فروش است تا مرز حیاتی ترین نوامیس ملی روی می آورد. وارد جزئیات آن نمی شوم. وقتی که چیزی قابل فروش نبوده و دیگر نمی شد از داخلی ها وام گرفت، باب وام گیری از خارج باز می شود که آن هم به نام های بسیار آبرومند صورت می گیرد، اما صرف سخیف ترین و غیرقابل توجیه ترین کارها می شود.

    روند پیش روی در باتلاق حد یقف ندارد

    وی در پایان یادآورشد: اکنون که بحث وام گیری خارجی با ارقام درشتی در لایحه بودجه 1404 هم دوباره باز شده است، این هشدار بسیار جدی است. روند پیش روی در باتلاق حد یقف ندارد و می تواند تا ذلیل کردن ایران توسط خارجی ها استمرار پیدا کند و آن وقت از درون آن، تحمیل امتیازهای استعماری اجتناب ناپذیر می شود. این تجربه تاریخی ایران است. امیدواریم همه دلسوزان کشور و مردم و ملک و دین، از دریچه این روندِ پیش روی در باتلاق از کانال بدهی، چه ریالی و چه ارزی، با دقت بیشتری مصالح ملی و چشم انداز آینده کشور را زیر ذره بین قرار دهند.

  • در اقتصاد سیاسی رانتی 35 سال گذشته، ظلمهای بزرگی در حق نیروی کار شد / بیشتر مردم ایران قادر نیستند آنچه را خود تولید می کنند، بخرند!

    در اقتصاد سیاسی رانتی 35 سال گذشته، ظلمهای بزرگی در حق نیروی کار شد / بیشتر مردم ایران قادر نیستند آنچه را خود تولید می کنند، بخرند!

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه با بیان این انتقاد که با فروش اوراق در لایحه بودجه 1404 با آینده فروشی، برای گذران امور جاری استقراض می کنند، گفت: این مساله از یک زاویه افلاس مالی دولت را نشان می دهد که حتی برای گذران امور جاری اش، منبع نفت و گاز کفایت نمی کند. اما زاویه کلیدی دیگر ماجرای نشر افراطی اوراق، این است که اولا مناسبات اقتصادی را ربوی می کند و در درجه بعد، نیروی محرکه از میدان به در کردن بخش خصوصی مولد است. وقتی دولت چنگ می اندازد و تمام منابع مالی را جمع آوری می کند ، بحران تامین سرمایه در گردش بنگاه های تولیدی را حادتر می کند.

    دچار وابستگی به مسیر طی شده هستیم

    دکتر فرشاد مومنی، اقتصاددان و استاد دانشگاه علامه طباطبایی که در دانشکده اقتصاد دانشگاه خوارزمی، با عنوان بررسی « اقتصاد سیاسی بودجه 1404» سخن می گفت، اظهارداشت: گمان من بر این است که به قاعده آنچه که در فرایندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع در ایران اتفاق می افتد، در درون یک قفل تاریخی گرفتار شده ایم و  دچار وابستگی به مسیر طی شده هستیم. به تعبیر «عجم اوغلو» در این فرایند، مناسبات استثماری دست بالا را دارند و این استثمار در 35 سال گذشته، سه گروه «عامه مردم» ، «بنگاه های تولیدی» و «مالیه دولت» را هدف قرار داده است.

    سه گروه تخلیه منابع و استثمار می شوند / یک گروه اندک غیرمولد بهره مندی های غیرمتعارف دارند

    وی افزود: در چارچوب یک اقتصاد سیاسی استثماری، این سه گروه تخلیه منابع و استثمار می شوند و یک گروه اندک غیرمولد بهره مندی های غیرمتعارف دارند و به قاعده اقتضائات یک ساخت توسعه نیافته رانتی متاسفانه بخش بزرگی از این بهره مندی ها هم به شکل های محتلف، در قالب سرمایه انسانی با کیفیت و منابع مادی، از کشور خارج می شود.

    این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه به اعتبار حسن نیتی که در بخش مهمی از ساختار قدرت در ایران وجود دارد، هدیه ای که از ناحیه اهل علم می توان به آنها تقدیم کرد این است که به آنها بگوییم به مسائل بودجه از دریچه اقتصاد سیاسی نگاه کنند، توضیح داد: اقتصاد سیاسی به مثابه یک رویکرد غایت انگار، در شرایط کنونی بسیار برای ایران کارآمد است؛ چرا که در چارچوب مناسبات رانتی، اساس بقا و تداوم مناسبات رانتی، دستکاری واقعیت و عدم شفافیت است.

    بررسی کنید که برندگان و بازندگان این مناسبات چه کسانی هستند

    مومنی یادآورشد: هر گاه در ایران، کارشناسان دلسوز، هشداری را مطرح می کنند عزیزان ابتدا تکذیب و انکار می کنند و صورت مساله را به گونه دیگری نشان می دهند. اما با گذشت زمان، خودشان شروع به گفتن این حرفها می کنند که آنچه که کارشناسان می گفتند دقیق و درست بوده است. این پدیده ای است که حدود 35 سال است که مرتبا تکرار می شود. حکومتگر با حسن نیت و سالم اما فاقد بنیه کارشناسی، وقتی از دریچه اقتصاد سیاسی به مساله نگاه می کند، می تواند بر فراز این فریبها، نسبت به وعده هایی که داده صدق ورزی کند. ماجرای اقتصاد سیاسی این است که می گوید وقتی در فرایند می توان واقعیتها را دستکاری و مقلوب کرد، بیایید در انتهای این ماجرا، برندگان و بازندگان این مناسبات چه کسانی بودند. این وجهه اهمیت مواجهه با مسائل کشور از دریچه اقتصاد سیاسی است.

    ریشه اصلی موفقیت کشورهای پیش گام در توسعه پرداخت دستمزدهای بالا به نیروی کار بود / ببینید در 35 سال گذشته، فرایند استثمار نیروی کار چه بر سر ایران آورده

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد در تشریح وجه ایجابی اهمیت مواجهه با مسائل کشور از دریچه اقتصاد سیاسی، خاطرنشان کرد: افتخار ما این است که عدالت را در زمره اصول خود قرار داده ایم و ادعایمان این است که برپایی آسمانها و زمین به عدالت است و بنابراین ادعا می کنیم که عدالت برای ما جایگاه مهمی دارد. رویکرد اقتصاد سیاسی به تمرکز غایت انگارانه به برندگان و بازندگان بازی اقتصادی مساله عدالت در برابر بی عدالتی را هم می تواند به خوبی برجسته کند. ببینید در 35 سال گذشته، فرایند استثمار نیروی کار چه بر سر ایران آورده است! در کتابی که با عنوان «معمای توسعه» منتشر کردیم، نشان داده شده که ریشه اصلی موفقیت کشورهای پیش گام در توسعه صنعتی پرداخت دستمزدهای بالا به نیروی کارشان بوده است. در این کتاب یازده حکمت برای این تصمیم معرفی شده بود؛ از جمله اینکه ما دستمزد بالا نیروی کار می تواند از جیب خود، برای آموزش، سلامت و ارتقای مهارت خود هزینه کند و فرصت مناسبی برای استراحت هم داشته باشد.

    در اقتصاد سیاسی رانتی 35 سال گذشته، بزرگترین ظلمها در حق نیروی کار اعمال شده

    مومنی ادامه داد: در اقتصاد سیاسی رانتی 35 سال گذشته ایران، بزرگترین سرکوبها و ظلمها در حق نیروی کار اعمال شده است و ما با استثمار چند لایه در این زمینه روبرو هستیم. در بودجه 1404، ببینید دولت درباره خودش تورم را خوب می فهمد، بنابراین رشد هزینه هایش را تقریبا متناسب تورم رسما اعلام شده در نظر گرفته است، اما برای نیروی کار، رشد هزینه را تقریبا نصف تورم رسما اعلام شده در نظر گرفته است. این قفل تاریخی همچنان کار می کند و ما باید کمک کنیم حکومت گرامی از این چرت 35 ساله بیدار شود و متوجه شود که حسن نیت برای پیشبرد امور لازم است اما به هیچ وجه کافی نیست.

    وی با بیان اینکه در ادبیات توسعه گفته می شود انسانها مهم ترین هدف توسعه و مهم ترین ابزار تحقق اهداف توسعه هستند، تاکید کرد: وقتی اساس بر استثمار این انسانها باشد، روشن است که با امتناع توسعه روبرو می شویم و تمام روندهای قهقهرایی موجود در مولفه های کلیدی توسعه در ایران هم گواه این مساله است.

    مومنی به وضعیت بنگاه های تولیدی به عنوان رکن دوم مورد اهمیت در اقتصاد سیاسی بودجه 1404 اشاره کرد و گفت: در ادبیات توسعه گفته می شود، حدود 1840 « فردریک لیست» ، در نامه ای که به رهبران آلمان نوشت، تاکید کرد که اگر می خواهید فرهنگ گستری کنید، رشد فضائل اخلاقی در بالاترین سطح، زمانی اتفاق می افتد که ساختار نهادی مشوق فعالیتهای تولیدی و تولید فناورانه باشد. تمام مطالعه های بعدی هم همین را تایید می کنند. کتاب «تحول فرهنگی در جامعه صنعتی» رونالد اینگلهارت نیز با مطالعه تاریخی چند هزار ساله می گوید قله های اعتلای فرهنگی در میان جوامع زمانی رخ داده که سطوحی از امنیت اقتصادی پدیدار شود و امنیت اقتصادی نیز در گرو بنیه تولیدی است، اگر جامعه ای قادر باشد فراتر از نیازهای خود تولید کنند، آن جامعه امنیت اقتصادی را برقرار می کند.

    ستون فقرات امنیت اقتصادی، بنگاه های تولیدی هستند

    وی با تاکید بر اینکه ستون فقرات امنیت اقتصادی، بنگاه های تولیدی هستند، اضافه کرد: تنها آمار تعداد بنگاه های صنعتی ورشکست شده در ایران، در 35 سال گدشته را رد گیری کنید ببینید چه خبر است!؟ اکنون یکی از حادترین مسائل اقتصاد سیاسی ایران، این است که بنگاه های تولید صنعتی ما با حدود یک، سوم ظرفیتشان کار می کنند. به آنها که به ما درس حرمت اسراف و اتلاف را به ما می دادند، باید گفت ما از محل دارایی های بین نسلی کشور، ظرفیتهای تولیدی ایجاد کردیم و تمام هزینه های آن را هم پرداختیم، اما به دلیل نابخردی در سیاستگذاری اقتصادی و سوگیریهای غیرمولد در فرایندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع، شرایطی را تجربه می کنیم که بنگاه های تولیدی ما نمی توانند تقریبا از دو، سوم ظرفیتشان استفاده کنند.

    بخش بزرگی از جمعیت ایران، قادر نیست آنچه خود تولید می کند را بخرد

    به باور مومنی؛ طنز تلخ ماجرا این است که وقتی این مساله با عنصر استثمار فراگیر فرودستان و نیروی کار همراه شده، در حالی که دو، سوم ظرفیتهای تولیدی ما بلااستفاده است، بخش مهمی از آنچه که تولید شده هم فروخته نمی شود. به این معنا که جمعیت ایران، قادر نیستند که آنها را بخرند و ما از دریچه اقتصاد سیاسی، با یک پدیده دو قطبی روبرو هستیم. آنها که مایل به خرید محصولات ایرانی هستند، قادر به خرید آن نیستند و آنها که قادر نیستند، مایل نیستند. یعنی آنها که ثروتهای غیرعادی دارند، امکان ندارد که به مصرف محصولات داخلی تن دهند. در این چارچوب، یکی از بحرانهای حاد بخش تولید در سالهای اخیر در ایران، افزایش بی سابقه اندازه موجودی بنگاه های تولیدی است.

    در مناسبات استثماری، بالاترین سطح زیان بینی متوجه حکومت می شود

    این اقتصاددان، وضعیت «مالیه حکومت» را حیاتی ترین مساله متاثر از این مناسبات استثماری عنوان کرد و اظهارداشت: در چارچوب استمرار این مناسبات استثماری، بالاترین سطح زیان بینی متوجه حکومت می شود. این پدیده افلاس مالی حکومت، یکی از پدیده های بسیار حادی است که ما گرفتار آن هستیم. وقتی حکومت دچار افلاس مالی شود، قادر نیست که پروژه های سطح توسعه را در هیچ زمینه ای با کیفیت پیش ببرد. از این دریچه زیان بیننده اصلی نهاد دولت است. اما ما نمی توانیم آن را درست متوجه شویم، چرا که اغلب موارد، نهاد دولت را با دولتمردان یکی می گیریم. در چارچوب این مناسبات استثماری، یکی از دلالتهای کلیدی مساله، سیطره فساد است و بخشهایی از دولتمردان، نفع شخصی خود را نسبت به منابع ملی مرجح می دانند، بنابراین اشخاصی در ساختار قدرت، به بهای افلاس بخش اعظم جمعیت، انحطاط در بنیه تولیدی کشور و فروافتادگی مالی حکومت، غیرعادی ثروتمند می شوند.

    «رابطه مبادله»، شاخص سنجش توان رقابت و توان مقاومت اقتصاد ملی

    به گفته مومنی؛ برای همه این موارد شواهد تکان دهنده و حیرت انگیزی وجود دارد، اما از آنجا که ما تمرین کافی نداریم که مساله را از دریچه اقتصاد سیاسی ببینیم متوجه نمی شویم. در اقتصاد سیاسی، گفته می شود شاخص رابطه مبادله، شاغول سنجش توان رقابت و توان مقاومت اقتصاد ملی است. تنها سقوطهای پی در پی شاخص رابطه مبادله را در ربع قرن گذشته رد گیری کنید تا ببینید که نظام ملی بازنده بزرگ این مناسبات استثماری است.

    کلید این مناسبات استثماری، خوگرفتگی به گذران امور از طریق شوک درمانی است

    مومنی تاکید کرد: کلید این مناسبات استثماری، خوگرفتگی مشکوک نظام تصمیم گیریهای اساسی کشور به گذران امور از طریق شوک درمانی است؛ چه شوک به قیمت ارز و چه شوک به قیمت حاملهای انرژی و شوک به هر قیمت کلیدی دیگر. این دریچه ای بسیار مهم است که به ما نشان می دهد اگر این غفلت استمرار داشته باشد، همه ما چگونه زیان خواهیم دید.

    با فروش اوراق، با آینده فروشی برای گذران امور جاری،استقراض می کنند

    این اقتصاددان ادامه داد: میزان فروش اوراق در لایحه بودجه 1404 را ببینید که چگونه با آینده فروشی، برای گذران امور جاری استقراض می کند! یک زاویه آن این است که افلاس مالی دولت را نشان می دهد که حتی برای گذران امور جاری اش، منبع نفت و گاز کفایت نمی کند. اما زاویه کلیدی دیگر ماجرای نشر افراطی اوراق، این است که اولا مناسبات اقتصادی را ربوی می کند و در درجه بعد، نیروی محرکه از میدان به در کردن بخش خصوصی مولد است. وقتی دولت چنگ می اندازد و تمام منابع مالی را جمع آوری می کند ، بحران تامین سرمایه در گردش بنگاه های تولیدی را حادتر می کند.

    مومنی گفت: مطالعه ها در اقتصاد ایران نشان می دهد یک، سوم از اندازه کلی تولید زیر ظرفیت توسط بنگاه های تولیدی، ریشه در بحران ناتوانی بنگاه های تولیدی در تامین سرمایه در گردششان است؛ چرا که با بالارفتن نرخ بهره در بازار رسمی پول، این نرخ در بازار غیررسمی به صورت تصاعدی جهش پیدا می کند و ضمن اینکه برآوردهای که رسما بانک مرکزی در دوره احمدی نژاد منتشر کرده، نشان می دهد سه، چهارم نیازهای مالی بنگاه های تولیدی برای سرمایه در گردششان از بازار غیررسمی پول تامین می شود. ببنید هر کدام از این مسائل، از نظر دینی، عدالت اجتماعی و اقتصاد ملی چه دلالتها و پیامدیی دارد.

    وی از مسئولان خواست که « از دریچه اقتصاد سیاسی به نظام قاعده گذاری خود نگاه کنند و این بازی شوک درمانی رانت گستر همه سر باخت را مورد بازنگری جدی قرار دهند» و افزود: نقطه شروع برای اینکه حکومت گر گرامی متقاعد شود که ما در این زمینه دچار چه وضعیتی هستیم و بازنده اصلی هم خود دولت است، ارجاع آنها به گزارش اقتصادی سازمان برنامه و بودجه در سال 1373 است. در صفحات 34 تا 94 این گزارش، با جزئیات توضیح داده شده که در تجربه 1369 تا 1373 مشاهده کردیم که به ازای هر یک واحد کسب درآمد از شوک نرخ ارز، هزینه های مصرفی دولت 3.5 برابر افزایش پیدا می کند. یعنی شوک درمانی را به اسم نجات دولت توصیه می کنند، اما عملا دولت را در باتلاقی انداخته اند که با هر دست و پا زدن، مقدار بیشتری فرو می رود. در این گزارش، آمده که افزایش اندازه خسارت دولت در هزینه های سرمایه ای اش از هزینه های مصرفی اش بیشتر است و برای آن عددی داده نشده است.

    همه جهت گیریهای کلیدی لایحه بودجه بر محور شوکهای چند لایه به قیمتهای کلیدی بنا شده

    وی گفت: شاید بزرگترین هدیه ای که بشود به دولت محترم داد این است که از دریچه اقتصاد سیاسی به آنها گوشزد کنیم که همه جهت گیریهای کلیدی لایحه بودجه 1404 بر محور شوکهای چند لایه به قیمتهای کلیدی و افزایش افسارگسیخته قیمت کالاها و خدمات عرضه شده از سوی دولت بنا شده است. گفت اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی / برآوردند غلامان درخت از بیخ. دولتی که خودش گران فروشی می کند، چگونه می خواهد مانع گران فروشهای دیگر را شود. ما باید از این ورطه نجات پیدا کنیم و کلید نجات هم این است که هوشیاری و آگاهی های عزیزان را درباره عواقب کارشان از دریچه اقتصاد سیاسی بالا ببریم.

  • قطعا و بدون تردید در سال آینده، کسری مالی دولت وضع بدتری پیدا خواهد کرد / هیچ خبری از بهبود معیشت مردم در سال آینده نیست!

    قطعا و بدون تردید در سال آینده، کسری مالی دولت وضع بدتری پیدا خواهد کرد / هیچ خبری از بهبود معیشت مردم در سال آینده نیست!

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی ضمن بررسی ابعادی از بودجه 1404، با بیان اینکه برای سال 1404، بالغ بر هزار و 805 هزار میلیارد تومان کسری تراز عملیاتی وجود دارد، گفت: روند افزایش کسری عملیاتی، روندی غیرمتعارف است. شاخص «کسری تراز عملیاتی» نشان می دهد ساختار قدرت اراده ای برای اصلاح خود ندارد. روند فزاینده کسری تراز عملیاتی نشان می دهد ساختار قدرت برای اصلاح خود هیچ آمادگی نشان نمی دهد و افزایش روندهای کسری تراز عملیاتی، نشانه پیش روی در باتلاق است.

    دکتر فرشاد مومنی که در نشست بررسی بودجه 1404 که از سوی انجمن علمی اقتصاد نظری دانشجویان دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی سخن می گفت، خاطرنشان کرد: از دریچه علمی در مواجهه با هر پدیده ای با سه مقام توصیف، تحلیل و تجویز روبرو هستیم. ابعاد به هم ریختگی ها، آشفتگی ها و اراده جدی بر عدم شفافیت، به گونه ای است که حتی در مقام توصیف هم دوستان مجال پیدا نمی کنند که توصیف اجمالی از طول و عرض بودجه ارائه کنند. در حالی که آنچه مبتنی بر یک توصیف عالمانه است، ارائه تحلیلهای مشخص به صورت روشمند و استخراج تجویزهای مشخص از آن برای رفع گرفتاریهای کشور است.

    تغییرات دائمی همه ارکان بودجه امکان درس گیری از تجربه ها را به حداقل می رساند

    وی ضمن تاکید بر ضرورت ارائه تحلیلهایی درباره اینکه چرا در نظام بودجه ریزی کشور درباره اصلاحات راهگشا و اعتلابخش در نظام بودجه ریزی کشور مقاومت وجود دارد و چرا این میزان به تغییرات دائمی همه ارکان بودجه اصرار وجود دارد، افزود: تغییرات دائمی مطالعات روندی را با دشواریها و محدودیتهای جدی مواجه می کند و امکان درس گیری از تجربه ها را به حداقل می رساند.

    سازمان بودجه ریزی تمایلی به بررسی شدنِ سطح خُردِ بودجه ندارد

    این اقتصاددان در تشریح اینکه چه باید کرد که با وجود این میزان گرفتاریهای متعدد در کشور آسیبها و خسارتهای این شیوه بودجه ریزی کاهش یابد و چشم انداز ارتقای دستاوردهایش بهبود نشان دهد، توضیح داد: اگر بودجه سالانه کشور قرار باشد به روش علمی بررسی شود، باید در سه سطح و با نگاه سطح خرد، نگاه سطح کلان و نگاه سطح توسعه به بودجه دولت را به عنوان یک سازمان بزرگ در نظر می گیریم و سند بودجه در واقع سند دخل و خرج این سازمان بزرگ می شود. استانداردهای سطح خرد برای بررسی این سند، این است که با ضوابط بهینگی، کارایی و آزادی انتخاب آن را مورد بررسی قرار دهیم. نظام تصمیم گیری های اساسی کشور و سازمان بودجه ریزی آن، نه توان و نه تمایلی دارد که ما بتوانیم با استانداردهای سطح خرد آن را بررسی کنیم.

    نمی خواهند و نمی توانند نظام حسابداری قیمت تمام شده کالاها و خدمات را اعلام کنند

    مومنی با بیان اینکه ابتدایی ترین داده ای که برای چنین ارزیابی لازم است این است که نظام حسابداری قیمت تمام شده کالاها و خدمات عرضه شده از سوی دولت را داشته باشیم اما متاسفانه ترکیبی از نخواستن و نتوانستن، هر دو نقش ایفا می کند که هرگز چنین زمینه ای مهیا نشود، اضافه کرد: وقتی از دریچه تحلیلهای سطح کلان، به بودجه نگاه می کنیم، بودجه تجلی فلسفه وجودی دولت، به معنای حکومت و نه فقط قوه مجربه می شود. فلسفه وجودی حکومت است که ثبات بخشی کند؛ چرا که ما با تقدم رتبه ای مسائل سطح کلان به توسعه روبرو هستیم. اگر فضای کلان اقتصاد بی ثبات باشد، قیمتها علائم نادرست صادر می کنند و واحدهای سطح خرد هم دچار سوء تخصیص منابع و منتفی شدن کارایی ، بهینگی و آزادی انتخاب می شوند. شاقولهای ما برای ارزیابی بودجه از سطح کلان این خواهد شد که این ابزار تا چه میزان قابلیت این را دارد که اهداف کلان را محقق کند.

    سطوح حداقلی از بسترهای سطح توسعه وجود ندارد

    این استاد دانشگاه اظهارداشت: به همان مقیاسی که از جنبه روش شناختی توضیح داده می شود که با تقدم رتبه ای مسائل سطح کلان به خرد روبرو هستیم، اساسی ترین و حیاتی ترین ارزیابی به این سند، نگاه به آن از دریچه تحلیلهای سطح توسعه است. ما می گوییم تا سطوحی حداقلی از بسترهای سطح توسعه وجود نداشته باشد، ابزارهای کلان یا کار نمی کنند، یا اینکه خلاف فلسفه وجودیشان عمل می کنند. به همین دلیل ما دچار انواع اختلالها می شویم.

    مومنی با بیان اینکه هیچ اراده ای برای مهیا کردن آن ابزارهایی که امکان سنجش از سطح کلان و توسعه را برای ما فراهم کند، وجود ندارد، گفت: بنابراین، تابع تلاشهای منفرد پژوهشگران علاقه مند به سرنوشت کشور است که تا چه حدی بتوانند در این زمینه، تحلیلها را پیش ببرند.

    برای سال 1404، بالغ بر هزار و 805 هزار میلیارد تومان کسری تراز عملیاتی وجود دارد/ روند افزایش کسری عملیاتی، روندی غیرمتعارف است /شاخص «کسری تراز عملیاتی» نشان می دهد ساختار قدرت اراده ای برای اصلاح خود ندارد

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد، با تاکید بر اینکه شاقول «کسری تراز عملیاتی»، بسیار تعیین کننده است تا اراده و اهتمام ساختار قدرت را برای اصلاح خود در درجه اول ببینید؛ چرا که تا زمانی که ساختار قدرت خود را اصلاح نکند، نمی تواند سیستم اقتصادی – اجتماعی را اصلاح کند، تصریح کرد: روند افزایش کسری عملیاتی، روندی غیرمتعارف است. در سال 1404، بالغ بر هزار و 805 هزار میلیارد تومان کسری تراز عملیاتی وجود دارد. مساله بسیار مهم در اینجا این است که این شاخص به طور نسبی از قابلیت کمتری برای پنهان کاری برخوردار است و نشان دهنده میزان اراده و اهتمام ساختار قدرت به اصلاح خود است.

    روند فزاینده کسری تراز عملیاتی نشان می دهد ساختار قدرت برای اصلاح خود هیچ آمادگی نشان نمی دهد / افزایش روندهای کسری تراز عملیاتی، نشانه پیش روی در باتلاق است

    این عضو فرهنگستان علوم با بیان اینکه در تعالیم دینی هم آمده است که خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد، مگر اینکه اراده ای برای تغییر نفس وجود داشته باشد، ابراز عقیده کرد: روند فزاینده کسری تراز عملیاتی نشان می دهد ساختار برای اصلاح خود قدرت هیچ آمادگی از خود نشان نمی دهد. بنابراین وقتی نمی تواند خود را اصلاح کند، هیچ چیز دیگری را هم نمی تواند اصلاح کند. باید توجه داشت وقتی روندهای کسری تراز عملیاتی رو به افزایش است، نشانه پیش روی در باتلاق است و این یک مبنایی است که می توان صمیمانه و مشفقانه با ساختار قدرت و از جمله قوه مقننه و مجریه درباه آن صحبت کرد و همه ما کم و بیش می دانیم که این یک مساله جناحی نیست و انشالله که ساختار قدرت هم این مساله را حمل بر مواجهه جناحی با موضوع نکند؛ چرا که بالاخره درباره دولتی که هنوز چهار ماه نیست که کار را به دست گرفته، کسی از نظر عقلانی نمی تواند انتظار داشته باشد که بهبود ساختاری و جدی ایجاد کنند.

    مومنی توضیح داد: بحث بر سر این است که ساختار قدرت همچنان پشت به هدف است و رو به هدف نیست. بنابراین از دریچه این سند روشن است که همه مسائل ساختاری بازتولیدکننده توسعه نیافتگی و بی ثباتی کلان و آنچه که همه تلاشهای سطح خرد را با مسائل کلان و سطح توسعه ناهم راستا می کند، به قوت خود باقی است.

    پافشاری رانتی ساختار قدرت بر ساختار هزینه های نامربوط و فاقد کارکرد توسعه ای

    وی ضمن تحلیل شاخص « کسری تراز عملیاتی»، با بیان اینکه باید بررسی کرد که منشاهای استمرار و فزایندگی کسری تراز عملیاتی چیست، یادآور شد: یکی از مهم ترین ریشه های این مساله، پافشاری بی منطق و رانتی و ضدتوسعه ای ساختار قدرت بر ساختار هزینه های نامربوط و فاقد کارکرد توسعه ای آن است. آنها نمی خواهند این رویه تغییر کند، بنابراین از درون آن شاهد چنین ماجراهایی هستیم.

    همه مسائل ساختاری و همه موانع توسعه ایران در سال آینده هم استمرار خواهد داشت

    این اقتصاددان با بررسی نقش تعیین کننده سیاستهای تورم زا، گفت: تجربه تاریخی به ما می گوید، آسیب پذیری نسبی دولت به معنای حکومت، از سیاستهای تورم زا، از آسیب پذیری بنگاه های اقتصادی و خانوارها بیشتر است. این مساله طنز تلخ و پارادوکسهای پرشماری در درون خود دارد. این دریچه می تواند مبنا و محور گفت وگوهای اعتلابخش میان حکومت و مردم باشد و آرام آرام میان قوای کارشناسی و سیاسی کشور، گفت وگوهای سازنده و اعتلابخشی داشته باشیم. به اعتبار آن چسبندگی های ضد توسعه ای و ناکارآمدی که در ساختار قدرت وجود دارد و بخشهای کوچکی از جلوه های آن را در سند بودجه می بینیم، باید گفت آنچه که از درون این سند بیرون می آید این است که همه مسائل ساختاری و همه موانع توسعه ایران در سال آینده هم استمرار خواهد داشت.

    قطعا و بدون تردید در سال آینده، کسری مالی دولت وضع بدتری پیدا خواهد کرد / در اوضاع معیشت مردم و بنیه تولیدی هم نشانه ای از رو به بهبود بودن وجود ندارد

    به گفته مومنی؛ بر اساس سند بودجه، قطعا و بدون تردید در سال آینده، کسری مالی دولت وضع بدتری پیدا خواهد کرد، در اوضاع و احوال معیشت مردم و کیفیت تولید و بنیه تولیدی کشور هم نشانه ای از رو به بهبود بودن وجود ندارد؛ اما متاسفانه نشانه هایی که حکایت از شدت بخشی به این گرفتاری ها است در این سند بیشتر شده است.

    در رویه های اصلاحی بزرگترین نفع برنده، حکومت است

    به باور این استاد دانشگاه علامه طباطبایی؛ نظریه های پیشروی توسعه می گویند اگر قرار باشد اصلاح واقعی صورت گیرد، مسئولیت جامعه مدنی و نیروهای توسعه خواه و به ویژه دانشگاهی ها این است که با زبان خوش و به قاعده علم به حکومت گران گرامی یادآورشوند که این مقاومت در برابر اصلاح واقعی و این پافشاری بر ظاهرسازی و تغییرات شکلی، مسائل و گرفتاریهای ساختار قدرت را بیشتر می کند. اگر بتوانیم این مساله را به صورت اقتناعی و به خوبی به نمایش بگذاریم و نشان دهیم که اگر از حالت فعلی که به توسعه پشت کرده اند و ما روندهای قهقرایی را با فراز و فرود متفاوت تجربه می کنیم، رو به توسعه کنیم، همان طور که در کژکارکردی نهادی، بزرگترین آسیب بیننده ساختار قدرت است، در رویه اصلاحی هم بزرگترین نفع برنده، حکومت گرامی است. اگر بتوانیم این مساله را در هر حدی ، بهتر از گذشته انجام دهیم، آن زمان این امید وجود خواهد داشت که به صورت غیرخشونت آمیز، یک رابطه تعاملی اعتلابخش میان مردم و حکومت برقرار شود و انشالله امید به اصلاح افزایش یابد.

  • بودجه 1404، رابطه با مردم را بدتر می کند / چرا نظام از اشتباهاتش درس نمی گیرد!؟ / شوک درمانی یعنی شلیک به اعتماد مردم و تولیدکنندگان

    بودجه 1404، رابطه با مردم را بدتر می کند / چرا نظام از اشتباهاتش درس نمی گیرد!؟ / شوک درمانی یعنی شلیک به اعتماد مردم و تولیدکنندگان

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، با بیان اینکه بودجه 1404 رابطه با مردم را بدتر می کند، گفت: آقای عالی نسب در سالهای جنگ، می گفتند هیچ عنصری برای حفظ جمهوری اسلامی در تراز اعتماد عامه مردم و تولیدکنندگان به حکومت نیست. ملتها زمانی شکست می خورند که رفتارهای دولتها در عمل از ملت اعتماد زدایی می کند. کاش این توان را داشتیم که حکومتگران گرامی مان را متوجه کنیم که حرکت به سمت دلاری کردن اقتصاد و تحمیل بی ثباتی، ناامنی و حس بی آینده بودن به مردم و تولیدکنندگان در اثر شوک درمانی چه خواهد کرد.

    وی با بیان اینکه حامل حق و عدل بودن مستلزم خودسازی ها و تلاشهایی است و کسب آن ظرفیتها در چارچوب یک اقتصاد سیاسی رانتی با دشواری و مرارتهای فراوانی همراه است، افزود: شاید مهم ترین نهی استاد فقید نسبت به مدیریت اقتصادی کشور در دوران جنگ، پرهیز از شوک درمانی بود.

    از پزشکیان حمایت کردم، اما بسیار متاسفم که ایشان دم از ضرورت شوک درمانی زد

    مومنی با یادآوری اینکه من که در ایام انتخابات ریاست جمهوری، تا آخرین روزها به صورت عمومی از هیچ کاندیدایی حمایت نکرده بودم، از آقای پزشکیان حمایت کردم چرا که ایشان شرافتش را گرو گذاشت و گفت اگر من مسئولیت بپذیرم هرگز شوک درمانی نخواهم کرد، گفت: من به این اعتبار که خود این فهم و التزام عملی به آن چقدر می تواند برای ایران نجات دهنده باشد، یک روز مانده به آخرین مهلت تبلیغات گفتم فقط به اعتبار این تعهد و تعهد ایشان به رفع گرسنگی و عدالت آموزشی و عدالت در سلامت داشته است، به ایشان رای می دهم. بسیار متاسفم که ایشان از اولین روزهایی که بر مسند نشست، دم از ضرورت شوک درمانی زد.

    دچار قفل شدگی به پدیده شوک درمانی هستیم / شوک درمانی به معنای شلیک به اعتماد مردم و تولیدکنندگان است

    وی افزود: این طنز تلخ زمانه ما در 35 ساله گذشته است و ما اکنون یکی از گرفتاریهای بزرگمان این است که به تعبیر تئوریک در کادر اندیشه توسعه دچار قفل شدگی به پدیده شوک درمانی هستیم و اگر ایران بخواهد نجات یابد، هیچ راهی جز بازآرایی ساختار نهادی بر محور بیرون آمدن از این قفل تاریخی برای ما نیست. طبیعتا این گام تنها بستر را مهیا می کند، اما اینکه به صورت ایجابی چه کارهایی باید کرد و حرکت به سمت آنها چه لوازمی دارد، اشاراتی از تجربیات استاد فقید می کنم. ایشان علی رغم فشارهای خرد کننده گروه های رانتی و پرنفوذ، تا وقتی مسئولیت مشاوره آقای مهندس موسوی را داشتند، اجازه شوک درمانی را ندادند، مرتبا به ما می گفتند آنها که این حرفها را می زنند متوجه نیستند که شوک درمانی به معنای شلیک به اعتماد مردم و شلیک به اعتماد تولیدکنندگان است.

    ملتها زمانی شکست می خورند که رفتار دولتها اعتمادزدایی می کند

    این اقتصاددان با بیان اینکه تا زمانی که این بلوغ اندیشه ای و این ارتقای فهم پدید نیاید که اگر حکومت ما، مردم و تولیدکنندگان را اعتمادزدایی کند، سنگی روی سنگ بند نخواهد شد، اظهارداشت: آقای عالی نسب در سالهای جنگ، می گفتند هیچ عنصری برای حفظ جمهوری اسلامی  در تراز اعتماد عامه مردم و تولیدکنندگان به حکومت نیست. صفحات 110 تا 115کتاب «چرا ملتها شکست می خورند » را بخوانید، در آنجا به صراحت گفته می شود که ملتها زمانی شکست می خورند که رفتارهای دولتها در عمل از ملت اعتماد زدایی می کند. کاش این توان را داشتیم که حکومتگران گرامی مان را متوجه کنیم که حرکت به سمت دلاری کردن اقتصاد و تحمیل بی ثباتی و ناامنی و حس بی آینده بودن به مردم و تولیدکنندگان در اثر شوک درمانی چه خواهد کرد.

    پرهیز از شوک درمانی، حیاتی ترین کاری است که باید در دستور کار حکومت و ملت توسعه خواه قرار گیرد

    مومنی با تاکید بر اینکه پرهیز از شوک درمانی، حیاتی ترین کاری است که باید در دستور کار حکومت و ملت توسعه خواه قرار گیرد، گفت: هر کس دل در گرو دین خدا و مردم و آینده کشورش دارد، باید تلاش کند آثار سوء شوک درمانی را بر همه عرصه های حیات جمعی ایرانیان آشکار کند. ما در این زمینه از یک تاریخ تلخ 35 ساله برخوردار هستیم. در اثر شوک درمانی ما شاهد میان تهی شدن توان مالی خانوارها، بنیه تولید ملی و به افلاس کشیده شدن مالی حکومت می شویم. تمام شواهد 35 سال گذشته ما آن را نشان می دهد، اما ما در واکاوی چگونگی برون رفت از آن قفل تاریخی اعتیاد حکومت گران به شوک درمانی، می توانیم اینها را با جزئیات و ارقام بسیار تکان دهنده، حتی در کادر داده های رسمی انتشار یافته هم مشاهده کنیم.

    این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: رمز عظمت آقای عالی نسب که می تواند راهنمای نسل ما و شما باشد، قدرت شگرف ایشان در ادغام سه گروه دانایی ها بود؛ شناخت عمیق و همه جانبه نسبت به تجربه های تاریخ اقتصادی ایران، شناخت بسیار عمیق از اندیشه های اعتلابخش توسعه و شناخت بسیار عمیق از اسلام. رحمت خدا بر علامه جعفری، ایشان بارها به من گفتند که ما از دوران جوانی با آقای عالی نسب عهد بسته بودیم که من به ایشان اسلام را آموزش دهم و آقای عالی نسب هم اقتصاد را به من آموزش دهند. ایشان مشاور اقتصادی آیت الله بروجردی بودند. آقا حسین بروجردی که در تاریخ مرجعیت شیعی جزء یگانه ها است، به طور منظم هفتگی با آقای عالی نسب جلسه داشتند.

    مطهری و بهشتی در جلسات سکوت می کردند تا از عالی نسب بشنوند

    مومنی ادامه داد: وقتی در دوره کارشناسی درسم تمام شد و احساس کردم آنچه می خواستم را به دست آوردم، خدا در دلم انداخت که شهید بهشتی هرگز درباره یک مساله اقتصادی بحث عمومی نمی کردند، مگر اینکه ابتدا با آقای عالی نسب مشورت کنند. این انگیزه اصلی من بود برای اینکه تلاش کنم به ایشان نزدیک شوم و اعتمادشان را جلب کنم. دوستان موثقی برای من تعریف کردند که از این نظر، آقای مطهری هم تراز شهید بهشتی مقید بود. خود آقای عالی نسب برای من تعریف کردند که یک بار در جلسه شورای طرحهای انقلاب، بنی صدر اظهار وجودهایی می کرد، آقای مطهری با جدیت گفت آقای بنی صدر، تجربه چند 10 ساله گذشته به ما آموخته که در جلسه ای که آقای عالی نسب حضور دارند، سکوت کنیم تا بتوانیم بیشتر بهره مند شویم. فردی در این سطح از خودساختگی می تواند منشا تغییرات اعتلابخش برای جامعه خود باشد.

    وی یادآورشد: ایشان در جریان تعالیمی که به من می دادند، بسیار توصیه می کردند که دانشت را درباره مکتب تاریخی آلمان عمیق کن. تعبیر ایشان این بود که من در مسیر مطالعه سیر اندیشه ها در اقتصاد به مکتب تاریخی آلمان که رسیدم، سه سال درنگ کردم.

    سه اصل اساسی عالی نسب در اجرای سیاستهای دولت چه بود!؟

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد، شناخت عالی نسب از زوایای جامعه شناسی اقتصادی، تاریخ اقتصادی و اقتصاد سیاسی ایران را استثنایی و کم نظیر عنوان کرد و ادامه داد: بدون تردید شرایط کنونی آرایش قوا در اقتصاد سیاسی ایران، امروز زمین تا آسمان با 10 سال اول انقلاب فاصله دارد و لحاظ کردن این تفاوتها میان این شرایط امروز و آن روز بسیار حیاتی است و آقای عالی نسب با حساسیت خارق العاده ای، روزمره پویایی های اقتصاد سیاسی و اجتماعی ایران را دنبال می کردند. ایشان در کل آن 10 ساله که توانستند آن افتخارات را به سهم خود برای ایران کسب کنند، سه شاقول داشتند که هر سیاستی که پیشنهاد می شد را بر اساس آنها مورد ارزیابی قرار می دادند.

    چرا نظام تصمیم گیریها از اشتباهاتش درس نمی گیرد!؟

    مومنی توضیح داد: معیشت مردم، بنیه تولید فناورانه کشور و توان مالی حکومت این سه شاقول بود و می فرمودند هر توصیه، قانون یا هر سیاستگذاری باید با این سه شاقول سنجیده شود. این طنز تلخ را باید بسیار جدی گرفت که اغواگری حکومتگران برای تمسک به شوک درمانی، به بهانه کمبود ریال است. اما در کل 35 سال گذشته، بدون استثنا می بینیم که در هر دوره ای که شوک درمانی شده، کسری مالی دولت متناسب با شدت شوک درمانی افزایش پیدا کرده است. اینجا عظمت حرف شهید بهشتی را در تاکید بر حق و عدل متوجه می شویم، نه منافع دلالها و واسطه گرها و سوداگران و واردات چی ها. باید منافع خانوارها، مولدها و نهاد دولت محور باشد تا یادگیری ایجاد کند. اگر یادگیری اتفاق نمی افتد، به معنای این است که ساختار قدرت ما در سطوح قابل اعتنایی به تسخیر غیرمولدها درآمده است.

    مونتاژکاری کشور را با پس افتادگی و انواع فاجعه ها روبرو می کند

    این اقتصاددان با بیان اینکه برنامه توانمندسازی کیفیت اندیشه ای و اجرایی حکومت، جزء حیاتی ترین و فوری ترین اولویتها است، تصریح کرد: عالی نسب کسی بود که برای شناخت اقتصاد کشاورزی ایران و موانع توسعه روستایی در آن، 19 هزار پرونده تشکیل داده بود و با جزئیات و دقت عملی، به خصوص آثار سیاستهای اقتصادی کشور را بر جامعه روستایی و بخش کشاورزی رصد می کرد. آقای عالی نسب، حساسیت بسیار شدیدی به ترجیح مونتاژکاری به عمق بخشی به ساخت داخل در بخش صنعت ایران داشت؛ چرا که مونتاژکاری کشور را با پس افتادگی و انواع فاجعه ها روبرو می کند. آلبرت هیرشمن، در کتاب استراتژی توسعه اقتصادی می گوید شوک درمانی بحران قابلیت همکاری و بحران تقسیم کار عقلایی و بحران پیوندهای پسین و پیشین ایجاد می کند.

    مونتاژکاری منافع غیرمولدها در ایران را به منافع خارجی ها گره می زند

    مومنی تاکید کرد: کل ماجرای وابستگی های ذلت آور به دنیای خارج، در کادر مفهوم پیوندزدایی فعالیتها توضیح داده می شود. پدیده مونتاژکاری که منافع غیرمولدها در ایران را به منافع خارجی ها گره می زند، نیروی محرکه عمق بخشی به وابستگی های ذلت آور به دنیای خارج هم هست. در دوران جنگ، به همان اندازه که نسبت به عدالت اجتماعی غیرت و آگاهی وجود داشت، درباره مساله استقلال ملی هم غیرت و آگاهی وجود داشت و ماجراها دارد که باید در جای خود و به اندازه اهمیتی که موضوع دارد، به آن پرداخت و آنها را بسط داد. امروز ما در روش شناسی توسعه، می گوییم حیاتی ترین متغیر کنترلی برای اعتبار سنجی از جهت گیریهای سیاستی حکومت ها این است که این جهت گیرها چگونه رابطه مردم با حکومت را تحت تاثیر قرار می دهد.

    بودجه 1404، رابطه با مردم را بدتر می کند

    وی با تاکید بر اینکه اگر درکی از توسعه در ساختار قدرت ایران وجود داشت، باید درک می شد که این نوع بودجه، رابطه مردم و حکومت را بدتر می کند، ابراز عقیده کرد: اگر گوشی برای شنیدن و چشمی برای دیدن بود، به محض اینکه درباره این مساله متقاعد می شدند باید روندها را متوقف می کردند. وقتی این روند را متوقف نمی کنند و اصرارهای ناهنجار هم می شود، به معنای این است که بخش بزرگی از آنها به تسخیر منافع غیرمولدها درآمده اند و اقتضائات معیشت خانوارها و بنیه تولید ملی و توان مالی حکومت را قربانی منافع غیرمولدها می کنند. بنابراین استاد فقید تمرکزش بر این سه مساله بود و از درون آن توجه به معیشت خانوارها متناسب با شرایط ایران، اندیشه عدالت اجتماعی را صورت بندی کرده بودند.

    بنیه تولیدی با ایجاد توان رقابت و مقاومت، اجازه بقا و اعتلا را به جامعه ما می دهد

    مومنی اضافه کرد: عالی نسب این وقوف روش شناختی را داشت که بنیه تولیدی است که با توان رقابت و مقاومتی که ایجاد می کند، اجازه بقا و اعتلا را به جامعه ما می دهد. اینگلهارت در کتاب توسعه فرهنگی در جامعه صنعتی با استناد به شواهد تاریخی توضیح داده است، عالی ترین جلوه ها و مظاهر بروز فضائل اخلاقی در تاریخ بشر، هنگامی مشاهده شده که جامعه انسانی توانسته به سطوحی از امنیت اقتصادی دست پیدا کند. از این دریچه اسنادی مانند لایحه بودجه 1404 و برنامه هفتم را بررسی کنید تا ببینید چرا ما نمی توانیم موفق باشیم.

    به گفته رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد؛ اگر آنها واقعا صادقانه می خواستند به اسلام هم عمل کنند، کتاب انسان و ایمان مرحوم آقای مطهری، آنجا که به تقدم امنیت اقتصادی به امور معنوی اشاره می کند، به خوبی به ما می گفت که ریشه های اصلی انحطاط اخلاقی کجاست.

    تولید یک تصمیم گیری بلند مدت است و تضمین های بلندمدت نیاز دارد

    مومنی افزود: وقتی آقای عالی نسب به تولید فناورانه اهمیت می داد و این اعم از صنعتی کردن کشاورزی و بخش صنعت بود، به تولید فناورانه به مثابه یک نظام حیات جمعی نگاه می کرد. این مساله در جای خود شرح و بسطی لازم دارد و خیلی ها فکر می کنند که فعالیت تولیدی، یک تلاش هماهنگ جمعی، زیر سقفی به نام سوله درگوشه ای از یک شهر است؛ در حالی که آثار بزرگان دانش توسعه ، می گوید تولید یک تصمیم گیری بلند مدت است، بنابراین تضمین های بلندمدت نیاز دارد، شوک درمانی که ثبات و امنیت اقتصادی را هدف قرار می دهد، ضدتولید و محرک عمق بخشی به وابستگی های ذلت آور به دنیای خارج است.

    بازی توسعه، یک بازی آرمان خواهانه و جمعی است

    وی تاکید کرد: کتاب استراتژی توسعه اقتصادی آلبرت هیرشمن، می گوید بازی توسعه، یک بازی آرمان خواهانه و جمعی است، بنابراین پایبندی به آرمان و قابلیت همکاری، جزء مهم ترین ویژگی های فرهنگی و اجتماعی یک جامعه توسعه خواه است. بنابراین به همان اندازه که جریان توسعه اقتصادی است، و شاید بیش از آن، سیاسی و اجتماعی و فرهنگی هم است. اگر تنش زدایی در مناسبات بین المللی را هم به عنوان یک ستون فقرات در شرایط کنونی، برای برقراری ثبات و احساس امنیت درنظر بگیرید، می بینید که مساله در چه ابعادی باید به عنوان نظام حیات جمعی در نظر گرفته شود. وقتی مخالفان دولت در دوره جنگ، به سیاستهای اقتصادی هوشمندانه عالی نسب حمله می کردند و با ژست مثلا دلسوزی دولت را به اتخاذ سیاستهای تورم زا دعوت می کردند، استاد فقید، مظلومانه به من می فرمودند که اینها نمی فهمند اگر ما معیشت مردم را تضمین نکرده باشیم، کسی زن و بچه اش را رها نمی کند و داوطلب رفتن جنگ شود. اگر احساس فقر و عسرت کند و خانواده اش به خلاف کاری و تن فروشی مبادرت کند، به جنگ نمی رود، درک آنها در بهترین حالت، درکی انتزاعی و کلیشه ای است. متوجه نمی شوند که پشتیبانی از تولید، همانطور که نیازمند پشتیبانی از کل نظام حیات جمعی است ، عالی ترین پشتیبانی ها را هم از کل نظام حیات جمعی انجام می دهد.

    به یک تیم عمیق با حریت، شرافت و سلامت اقتصادی نیاز داریم

    این استاد دانشگاه گفت: استاد فقید در آن دوره، بار بزرگی را به تنهایی برداشتند و ما اکنون برای ادامه راه عالی نسب باید یک قدم جلوتر رویم و آن هم این است که بزرگترین خلاء نهادی رو به انحطاط آورنده جامعه مان را در ساختار قدرت برطرف کنیم. ما به یک تیم عمیق با حریت، شرافت و سلامت اقتصادی نیاز داریم که امر خطیر هماهنگ سازی جهت گیری های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و بین المللی را در مرکز توجه خودش قرار دهد. همه آنچه که تا به امروز به این نیت ایجاد شده، به واسطه اینکه آن اهلیت علمی و حرفه ای در آن وجود نداشته، به ضد خود تبدیل شده است. اگر شما بخواهید با مساله محوری، اقتصادی سیاسی ایران را دنبال کنید، ببینید که به جلسه سران قوه چه اختیاراتی داده شود و از درون آن تصمیم ها چه بر سر ایران آمد! غلبه باید با صاحبان اهلیت علمی و حرفه ای باشد، نه اینکه هر کسی دستش به آنها رسید، بتواند جریان قاعده گذاری و تخصیص منابع را در کشور تحت تاثیر قرار دهد.

     مومنی در پایان گفت: در کنار صدها اشتباهات کوچک و بزرگ که در نظام قاعده گذاری ها است، یک اقدام افتخارآمیز هم با عنوان اهتمام بی سابقه به تربیت کارشناس انجام شده، گرفتاری بنیادی امروز ایران این است که زور رانت، فساد، ربا، دلالی و واردات چی گری از زور علم بیشتر است. به گمان من اگر ما برای همه آحاد جامعه چنین مسئولیتی تعریف کنیم که هر کس به قدر وسعش تلاش کند زور علم بیشتر شود، ما می توانیم از این گرفتاری ها بیرون بیاییم. ظرفیتهای دانایی موجود در کشور، هنوز فراتر از حد پیچیدگی های این اقتصاد سیاسی است و و شاید این مساله بزرگترین نیروی محرکه امید افزایی و تلاش برای من و دوستانم است.