برچسب: فرشاد مومنی

  • از شیوه برخورد سخنگوی اقتصادی دولت در ۱۴ فروردین بسیار نگران شدم / شما روی آن دولت را در حرکت به سمت اضمحلال سفید کردید

    از شیوه برخورد سخنگوی اقتصادی دولت در ۱۴ فروردین بسیار نگران شدم / شما روی آن دولت را در حرکت به سمت اضمحلال سفید کردید

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی ضمن بیان انتقاداتی نسبت به اظهارات احسان خاندوزی، وزیر اقتصاد و سخنگوی اقتصادی دولت در اولین نشست خبری خود در روز 14 فروردین، تلاشهای حکومتگران برای ارائه چشم انداز از اقتصاد ایران را همراه با سلطه رویه های کوته نگرانه دانست و تاکید کرد: اعلام اینکه ایران در حال ورود به مدار رونق اقتصادی است، بسیار مایه شگفتی بود. رشد اقتصادی که حاصل شده، نسبتی با توسعه ندارد. ادعای آقای سخنگو درباره با کیفیت بودن این رشد، به صرف اینکه یک ادعا از سوی ایشان است، پذیرفته نمی شود. این اظهارات به دور از علم، انصاف و ادب و به دور از مصالح نظام ملی است و شما در شرایط فعلی کشور، با این اظهارات مردم را عصبی می کنید و بر روی زخم آنها نمک می پاشید.

     دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی که در نشست «بررسی چشم انداز اقتصاد ایران در 1403» سخن می گفت، ضمن تبریک به مناسبت آغاز سال جدید و بهار قرآن، با بیان این توضیح که در ارائه چشم انداز برای سال جاری به نگاه های سطح خرد نمی پردازد و تلاش دارد مخاطبانش را در نظام تصمیم گیری های اساسی کشور متوجه پدیده تمدن ساز دورنگری کند، تصریح کرد: در ارائه چشم انداز برای سال جاری، رویه های کوته نگرانه این است که به روندهای ضد توسعه ای، مخرب و نگران کننده ای که در کشورمان وجود دارد تن دهیم. در واقع با توصیه های سطح خرد، مخاطبانمان را به عنصری فعال برای دامن زدن به تب کوته نگری تبدیل می کنیم که در چارچوب مناسبات رانتی، این کوته نگری با رفتارهای مبتنی بر حداکثرسازی منافع فردی و قربانی کردن نفع جمعی، پیوند برقرار می کند.

    از سر غفلت افراد را دعوت به انتخاب فعالیتهای سوداگرانه برحسب نرخ بازدهی ها می کنند

    وی ادامه داد: دیده اید که کسانی، انشالله از سر غفلت و فقدان بینش و نگرش توسعه ای، افراد را دعوت می کنند که بر حسب نرخ بازده فعالیتهای سوداگرانه، از میان آنها گزینه ای را انتخاب کنند. این اقدام، مانند ریختن نفت و بنزین روی آتش بحرانهای خانمان سوز و مشروعیت براندازی است که از درون آن، فقر، فساد و فلاکت در بلندمدت ظاهر می شود. باید به سهم خود کمک کنیم و به همه مخاطبان خود، به ویژه مخاطبان در ساختار قدرت و رسانه هایی که هنوز منافع ملی را به منافع کثیف و پلید باندی، رانتی و کوته نگرانه ترجیح می دهند بگوییم، یا توصیه هایمان مبتنی بر سطح توسعه باشد، یا اینکه در این آشفته بازار کثیف رانت، ربا و فساد به این بساط دامن نزنیم.

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه اگر نمی توانیم جامعه مان را به سمت توسعه هدایت کنیم، حداقل این است که با سکوتمان نقش آفرینی کنیم تا اوضاع از آنچه اکنون ایجاد شده، بدتر نشود، افزود: در ادبیات توسعه، عنصر گوهری برای نجات کشور را تلاش فراگیر و همگانی برای همراستا کردن منافع فردی و جمعی می دانند و گفته می شود به اعتبار تقدم وجوه نهادی نسبت به وجوه فردی، باید در رویکردهای آینده نگرانه، کمک کنیم اصلاح نهادی سطح توسعه در اولویت قرار گیرد و تنها در آن شرایط است که افراد در مسیر جستجوی نفع شخصی خود، حداقل کاری خلاف منافع ملی انجام نمی دهند. اگر ظرفیتها و کیفیت نهادی ما ارتقاء یابد، افراد مغایرتی نمی بینند که هم منافع شخصی خود را با استانداردهای سطح توسعه حداکثر کنند و هم این امکان فراهم شود که جامعه هم از آن تلاشها نفع ببرد.

    مومنی توضیح داد: از منظر اندیشه توسعه، آدرس کلی چنین رویه هایی، برجسته کردن ضرورت و اهمیت برقراری ثبات، امنیت و مهار انگیزه های فرصت طلبانه رانتی، بالابردن هزینه فرصت مفت خوارگی، کنترل پیش گیرانه از فساد و محور قرار دادن تولید فناورانه به مثابه ستون فقرات توسعه و برقراری نظم اجتماعی است. این مسیر نجات بخش است. در این مسیر هم به طور طبیعی، با تقدم امر سیاسی روبرو هستیم. آنچه که به تعبیر آیت الله شهید دکتر بهشتی، امر به معروف و نهی از منکر مورد رضایت خداوند است.

    تریبون های رسمی، امر به معروف و نهی از منکر را واژگونه ارائه می دهند

    وی با بیان اینکه متاسفانه تریبون های رسمی هم، امر به معروف و نهی از منکر و شیوه دین ورزی را واژگونه ارائه می دهند، گفت: به جای اینکه اساس امر به معروف و نهی از منکر را اصلاح و اعتلای نظام تدبیر و تصمیم گیری اساسی کشور قرار دهند، سطح خرد را مبنا قرار می دهند و شاهد هستیم خصوصا در این چند ساله اخیر، در پیش گرفتن این شیوه امر به معروف و نهی از منکر، بعضا با برخی روشهای به کلی غیر انسانی و ضد اسلامی همراه شده و باید امیدوار باشیم با برجسته کردن مساله توسعه و دورنگری و مقدم دانستن مصالح جمعی و آینده نگرانه به مصالح کوته نگرانه فردی بتوانیم راه نجاتی باز کنیم.

    این اقتصاددان با بیان اینکه دغدغه اصلی در جمع هایی که نگاه های کوته نگرانه سطح خرد دارند، این است که می پرسند نرخ تورم و نرخ بهره و ارز چه می شود، در حالی که در تحلیلهای سطح توسعه اینها برای سرنوشت سازی کشور معلول هستند، یادآور شد: استاد فقید، امیرحسین جهانبگلو، اولین کتاب در زمینه آینده شناسی به شیوه مدرن را به زبان فارسی بالغ بر هفتاد سال پیش منتشر کرد، اما برای حکومتی که داعیه های دینی دارد، با ورود از دریچه دین هم ما باید بفهمیم و بفهمانیم که اولویت با دورنگری است. از این زاویه به اندیشه های آیت الله شهید، دکتر بهشتی هم که مراجعه کنیم خواهیم دید که ایشان می فرمایند یکی از مهمترین شاقول های سنجش اعتبار دین داری افراد و جوامع، بعد از رعایت میزان انصاف، میزان دورنگر بودن آنها است.

    غم انگیز است که نظام تبلیغات رسمی مروج اندیشه هایی است که کرکره عقل و دورنگری را به نام دین پایین می آورند

     رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد تاکید کرد: بسیار غم انگیز است که نظام تبلیغات رسمی و رسانه های کلیدی کشور، به جای اینکه مروج آموزه های امثال شهید بهشتی باشند، مروج کسانی هستند که به نام دین ترجیح می دهند کرکره عقل، انصاف و دورنگری پایین بیاید. در این چارچوب همه چیز بر محور شخص پرستی و استمرار نظم اجتماعی قائم به شخص که ضد توسعه ای ترین و مخرب ترین نظم اجتماعی است که بشر در طول تاریخش تجربه کرده قرار می گیرد و این نظم با خشونت ورزیهای غیرانسانی و ضد انسانی و سلطه مناسبات مبتنی بر ستیز و حذف برای دسترسی به رانتهای ضد توسعه ای استوار است.

    باید انصاف، علم، عقل و آینده نگری را ترکیب کنیم

    مومنی اضافه کرد: وقتی از دریچه دین، آن طور که امثال بهشتی، مطهری، آقا موسی صدر، طالقانی، آقامحمدباقر صدر و باهنر و از این قبیل نگاه می کردند، می بینیم، علم و عقل و اخلاق در خدمت تمدن سازی قرار می گیرد و آینده نگری، زیر بنای تمدن سازی است. اگرصادقانه بخواهیم تمدنی براساس آرمانهایمان بنا کنیم، باید انصاف، علم، عقل و آینده نگری را ترکیب کنیم. این شیوه هم مورد رضایت خداوند است و هم با مصالح توسعه همراستایی کامل دارد.

    تلاشهای حکومتگران برای ارائه چشم انداز از اقتصاد ایران، همراه با سلطه رویه های کوته نگرانه است

    این اقتصاددان با تاکید بر اینکه باید بالاترین سطح از انتظاراتمان را به اصلاح شیوه های اداره کشور معطوف کنیم، گفت: ما با کمال تاسف شاهد هستیم که در سطوح تصمیم گیری های کلیدی و اساسی کشور، رویه هایی مشاهده می شود که نسبتی با دورنگری، توسعه، علم محوری و اخلاق محوری ندارد. مشاهده تلاشهای چند روزه اخیر حکومتگران برای ارائه چشم انداز امیدوارکننده از اقتصاد ایران در سال جدید، سلطه رویه های کوته نگرانه را نشان می دهد.

    مطالب اقتصادی به نام رئیس جمهور منتشر می شود که از هیچ نظر، هیچ نوع برازندگی ندارد / مشاوران رئیس جمهور، الفبای علم اقتصاد و توسعه را هم نمی دانند

    وی توضیح داد: ما متوجه می شویم که آقای رئیس جمهور، صلاحیت تخصصی علمی در حیطه اقتصاد ندارند، ایشان می توانند در قله حسن نیت باشند، اما در عین حال مطالبی به نام ایشان منتشر می شود که از هیچ نظر، هیچ نوع برازندگی ندارد. می توانیم حمل بر این کنیم که این کار با نیت خیر انجام می شود و مثلا می خواهند برای جامعه روحیه ایجاد کنند، اما اگر این روحیه بخشی مابه‌ازاء عینی نداشته باشد، مشروعیت سوز می شود و ضد خود عمل می کند. این اقدام مانند پاشیدن نمک روی زخم است. توئیتی از طرف آقای رئیس جمهور منتشر کرده اند که رشد اقتصادی چنین و چنان است! این مطلب منتشر شده نشان می دهد آنهایی که به ایشان مشاوره می دهند، الفبای علم اقتصاد و توسعه را هم نمی دانند؛ چرا که آنچه که عنصر حیاتی است و با سرنوشت سازی، رشدهای اقتصادی را معنی دار می کند، کیفیت رشد است و نه اندازه آن!

    وی اظهارداشت: با این توجیه که ایشان آگاهی تخصصی ندارند و به کسانی اعتماد کرده اند که آنها هم دستکم ناآگاهانه، و انشالله فراتر از آن نباشد، عمل می کنند، اما انتظاراتمان از افرادی مانند سخنگوی دولت و از آن مهمتر سخنگوی اقتصادی دولت بیشتر است. در نخستین گفت و گوی اقتصادی سخنگوی محترم دولت با جامعه، ملاحظات و نکته هایی را مشاهده می کنیم که به ما می گوید صد رحمت به آقای رئیس جمهور!

    این الگوی تعامل با مردم، نسبتی با توسعه، علم و اخلاق ندارد / اعلام اینکه ایران در حال ورود به مدار رونق اقتصادی است، بسیار مایه شگفتی بود!

    مومنی افزود: آنچه که با نهایت مهر و شفقت می توانیم با این عزیزان در میان بگذاریم این است که این الگوی تعامل با مردم از ناحیه حکومت نسبتی با توسعه و همچنین علم و اخلاق ندارد. این مساله بسیار شگفت انگیزی است که سخنگوی گرامی دولت در سخنان اخیر خود، عنوان کرده است که ایران در حال ورود به مدار رونق اقتصادی است! حقیقتا این اظهارات برای من بسیار مایه شگفتی بود! اگر ایشان حتی گزارشهای رسمی منتشر شده طی چند وقت اخیر را ملاحظه می کردند حتما از این شیوه تعامل با اصحاب رسانه و از طریق آن با جامعه، تجدید نظر می کردند.

    این شیوه گفت و گو با مردم، با واقعیت و صدق ورزی و شفافیت فاصله زیادی دارد

    این عضو هیات علمی دانشگاه با تاکید بر اینکه این شیوه گفت و گو با مردم از هر زاویه ای که نگاه شود، مبتنی بر تعامل سازنده میان حکومت و مردم نیست، خاطرنشان کرد:  شاقولهای این شیوه گفت و گو با مردم، پراشکال است و همان قدر که به غایت نسبتی دور با ملاحظات سطح توسعه دارد، از واقعیت، واقع بینی، صدق ورزی و شفافیت با جامعه هم فاصله زیادی دارد و نسبت بایسته ای را به نمایش نمی گذارد. ایشان در فرمایشات خود در توجیه وضعیت فعلی، درباره بهبود در فضای کسب و کار، سرمایه گذاری و رشد اقتصادی سخن گفته اند. باعث تاسف است که به این عزیزان گوشزد کنیم که ادعای آقای سخنگو درباره با کیفیت بودن این رشد، به صرف اینکه یک ادعا از سوی ایشان است، پذیرفته نمی شود. آقای سخنگو باید منطق هایی را ارائه کنند که اگر قرار باشد اعتبار علمی داشته باشند، حتما باید مبتنی بر شواهد قابل اعتنا و معتبر باشد.

    رشد اقتصادی بی کیفیت، مضمون کاملا ضدتوسعه ای دارد

    مومنی توضیح داد: در آغاز دوره کارشناسی در رشته اقتصاد، جزء اولین مسائلی که برای یک دانشجو در آموزش توسعه مطرح می شود، این است که رشد اقتصادی ممکن است در سطوح بالایی اتفاق بیفتد، اما به واسطه بی کیفیت بودن، مضمون کاملا ضدتوسعه ای داشته باشد. اینها نکته هایی بسیار ابتدایی است. کسی که در مقام امین دولت می خواهد با مردم از موضع حکومت صحبت کند، حتما باید به این مسائل توجه داشته باشد. آنچه که مساله را به مراتب تلخ تر می کند، این است که ایشان در اولین صحبت در سال جدید، ابتدا شروع به بد و بیراه گفتن به دولت قبلی می کند!

    برازنده نیست در سال پایانی دولت، همچنان به دولت قبل خرده بگیرید / در این شیوه خرده گرفتن هم انواع تناقضات اخلاقی و علمی وجود دارد

    به گفته این استاد دانشگاه؛ برای کسی که الفبای سیاست را هم بداند، برازنده نیست در دولتی که در آستانه پایان کار خود قرار گرفته، همچنان به دولت قبلی خرده بگیرد و در این شیوه خرده گرفتن هم انواع اشکالات و تناقضات اخلاقی و علمی هم وجود دارد. ایشان با شعف و شادمانی گفته اند مجموع رشدی که ما در این دولت ایجاد کردیم، به حدود 12درصد رسیده در حالی که رشد اقتصادی در دهه 90 فاجعه آمیز بوده است! شیوه ارائه آمار و اطلاعاتشان را ببینید!

    رشد اقتصادی که فقط در1395 دولت قبل ایجاد کرد، از مجموع رشد سه ساله دولت فعلی بیشتر بود / تورم سه ساله اول دولت قبل را با تورم سه ساله اول این دولت مقایسه کنید! / بد و بیراه می گویید، اما در سه سالی که از عمر دولتتان می گذرد، همچنان برنامه همان دولت را تمدید کردید!

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد گفت: اگر شما می خواهید به این شیوه برخورد کنید، انصاف داشته باشید و بگویید رشد اقتصادی که در یک سال 1395 دولت قبلی ایجاد کرد، از مجموع رشد سه ساله شما بیشتر بوده است. نمی شود که یک بام و دو هوا! اینکه این قدر مشعوف می شوید و آنچنان تکرار می کنید که ما در مسیر تورم کاهنده قرار گرفته ایم، می گویم اگر واقعا مساله رعایت علم و اخلاق است، تورم سه ساله اول دولت قبل را با تورم سه ساله اول این دولت مقایسه کنید! اگر چنین مقایسه هایی صورت گیرد، به جز اینکه دور بودن از علم و اخلاق در رویه های کوته نگرانه بر ملا می شود، این است که سیاستتان مبنی بر اینکه هنوز هم در پایان کارتان می گویید هر چه فریاد دارید بر سر دولت قبل بزنید، رنگ می بازد! این چه دولتی است که شما همه بد و بیراه ها را به او می گویید، اما در کل سه سالی که از عمر دولتتان می گذرد، همچنان برنامه همان دولت را تمدید کردید! این رویه ها حتی در حد یک انسان متخلق هم نیست، چه رسد به اینکه بخواهد از موضع نماینده حکومت با مردمش صحبت کند!

    مومنی گفت: با کمال مهر و شفقت به آقای سخنگوی محترم عرض می کنم که چقدر خوب بود که مقداری هم گزارشهای دیگری که در ساختاری در درون حکومت منتشر می شود را هم می خوانیدید! اگر ذره ای انصاف در اینکه می گویید ما کولاک کرده و در حال ورود به دوره رونق هستیم و تمام عوارض کارهای دولت قبل را کنار زده ایم، باشد، باید پرسید کل ماجرای کارنامه اقتصادی ایران در دولت قبلی، فقط محصول کار خودشان بود؟! و در دوره آنها شوکهای برون زا و استکبار جهانی و مانع تراشی خارجی ها و خروج ترامپ از برجام وجود نداشت و فقط کارها مختص به سیاستهای قوه مجریه بود!

    اگر ساختار قدرت اظهارات سطحی و بی کیفیت سخنگو را باور کند، باب اصلاح بسته می شود

     این استاد دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه مگر شما نمی دانید که بخش بزرگی از آنچه که سرنوشت ایران را رقم می زند، از حیطه های اختیارات قوه مجریه خارج است و واقعا باید به شما این موارد را گوشزد کرد!، ادامه داد: آنچه که از همه تکان دهنده تر است این است که که اگر خدای نکرده اظهارات سطحی و بی کیفیت آقای سخنگو، مورد باور ساختار قدرت قرار گیرد، باب اصلاح بسته می شود.

    رشدی که حاصل شده هیچ نسبتی با کیفیت سطح توسعه ندارد / بخش بزرگی از مقدرات اقتصادی ایران در چارچوب منافع مافیاها رقم می خورد

    مومنی اظهارداشت: آقای سخنگو ادعا کرده اند رشدی که در 1402 رقم زدیم، رشد باکیفیتی بوده است. به ایشان عرض می کنم کاش گزارش پایش بخش حقیقی اقتصاد ایران که تا 11 ماهه سال گذشته را پوشش می داده و در اسفند 1402 توسط مرکز پژوهشهای مجلس منتشر شد را مطالعه می کردید. به صراحت آمده که در بهمن 1402، شاخص تولید و فروش شرکتهای صنعتی بورسی نسبت به بهمن 1401، با کاهش 1.9 درصدی در تولید و کاهش 3.4 درصدی در فروش روبرو بوده که نشان می دهد رشدی که حاصل شده هیچ نسبت قابل اعتنایی با کیفیت سطح توسعه ندارد. براساس این گزارش، در برخی رشته فعالیتهای کلیدی صنعتی، سقوط از این میانگین بسیار بیشتر بوده است. وقتی بخواهیم از مقام توصیف فراتر رویم و تحلیل کنیم، متوجه می شویم که بخش بزرگی از مقدرات اقتصادی ایران در چارچوب منافع مافیاها، از جمله مافیای واردات، رباخوارها، سوداگران و از این قبیل رقم می خورد.

    سخنگوی اقتصادی دولت، بدیهی ترین واقعیتها را هم قربانی بیان اظهارات بی کیفیت کرد

    این اقتصاددان توضیح داد: در صفحه اول همین گزارش مرکز پژوهشهای مجلس آمده که در همین دوره یک ساله، شاخص تولید خودرو و قطعات کاهش 16.4درصدی را تجربه کرد و فروش هم کاهش 12.1 درصدی را نشان داده است. اگر وارد تحلیل این آمار شویم، شرایط آنومیک، ضد توسعه ای و منطبق با منافع مافیاها در این بستر نهادی که دولت گرامی هم به سهم خود در آن نقش دارد، بهتر آشکار می شود. این گزارش مرکز پژوهشها ، نشان می دهد به موازات ضربات مهلکی که بخش های مولد صنعتی در اقتصاد ایران تجربه می کنند، ما شاهد تعمیق مناسبات رانتی و خام فروشانه هم هستیم. در دوره ای که تولید به این شکل سقوط کرده، رشته فعالیتهای رانتی – معدنی، مانند فعالیتهای شیمیایی به جز دارو، که در دارو هم جای تاملات بسیاری وجود دارد، رشد 10.6 درصدی در تولید و رشد 1.3 درصدی در فروش را داشته اند. اما همزمان با آن، شاخص تولید شرکتهای معدنی بورسی رشد 59.3 درصدی را تجربه کرده است. این ارقام از 10 زاویه نشان می دهد که سخنگوی گرامی یا توجه بایسته به معنای رشد با کیفیت ندارند با آنچنان دلشان برای ایجاد امید در دل مخاطبان می تپد که حاضرند بدیهی ترین واقعیتها را هم قربانی بیان اظهارات بی کیفیت کنند.

    تناقض گویی در آمار برای جامعه ای با 15میلیون تحصیل کرده دانشگاهی، شرم آور است

    مومنی اضافه کرد: براساس این تصورات خام، نادرست و تبلیغات توخالی است که آقای رئیس جمهور در توئیتی اعلام کرده: ملت عزیز، رشد اقتصادی در مجموع در 1402 براساس برآوردهای مرکز آمار حداقل 6 درصد خواهد بود و اکنون سه سال متوالی است که کشور رشد بالای 5 درصد را تجربه می کند! یعنی ما اینجا با مشکل چهار عمل اصلی هم روبرو هستیم! آقای سخنگو می گویند کل رشد سه ساله 12.6 درصد بوده ، در این توئیت بالای 15 درصد گفته می شود! چقدر تلخ، غم انگیز و شرم آور است برای کشوری که حدود 15میلیون نفر از جمعیتش تحصیلات دانشگاهی را تجربه کردند اینگونه اطلاعات ارائه شود! ضمن اینکه در این توئیت رئیس جمهور، صحبت آقای سخنگو هم تکرار می شود که در دهه 90، میانگین رشد اقتصادی کمتر از یک درصد بود.

    مراقب باشید ذوق مرگ نشوید؛ این رشد بسیار بی کیفیت تر از رشد اقتصادی در دولت قبل است

    این اقتصاددان با بیان اینکه اگر می خواهید گزارش تطبیقی دهید، وقتی برای آن دولت، دوره 10 ساله را درنظر می گیرید، برای خودتان هم باید داده هایتان مبتنی بر دوره 10 ساله باشد، ادامه داد: از آن مهمتر این است که اگر می خواهید سالانه هم مقایسه کنید، رشد اقتصادی که آنها در 1395 تجربه کردند، از کل رشد اقتصادی دوره شما هم بیشتر بوده است. چرا آن رشد را در آن زمان گرامی نداشتیم! چون آن رشد بی کیفیت بود. اکنون نیز به شما می گوییم مراقب باشید ذوق مرگ نشوید، چرا که این رشد بسیار بی کیفیت تر از آن رشد است.

    مواجهه وزارت اقتصاد و دولت با فضای کسب و کار و بهبود آن، از اساس کوته نگرانه، نمایشی و ضدتوسعه ای است

     رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد افزود: آقای سخنگوی گرامی مطرح کرده که ما در این دولت در فضای کسب و کار کولاک کردیم، در جای خود برای ایشان مفصل در نشستهای عمومی و بعضی نشست های خصوصی توضیح دادم که شیوه مواجهه وزارت اقتصاد و کل دولت با مساله فضای کسب و کار و بهبود آن، از اساس کوته نگرانه، نمایشی و ضدتوسعه ای است. مولفه های اصلی بسترساز احساس بهبود فضای کسب و کار در این دولت به شیوه مخرب تر از دولتهای دیگر پیش می رود، اما اقدامات کاملا نمایشی در اولویت قرار گرفته و نام آن را بهبود فضای کسب و کار گذاشته اند.

    به صلاح دولت و کشور است که سخنگو حرف با مبنا بزند / امنیت سرمایه گذاری در سال 1402 به مقدار قابل توجهی نامناسب تر و بدتر از سال قبل شده

    وی با تاکید بر اینکه به صلاح شخص سخنگو، دولت، حکومت و کشور است که سخنگو حرف با مبنا بزند، به ضرورت توجه به نکات کلیدی گزارش «پایش امنیت سرمایه گذاری در سال 1401» که توسط مرکز پژوهشهای مجلس در اسفند 1402 منتشر شده اشاره کرد و یادآورشد: در صفحه هشت این گزارش آمده که ارزیابی امنیت سرمایه گذاری در سال 1401 نسبت به سال 1400 نشان می دهد امنیت سرمایه گذاری در این سال به مقدار قابل توجهی نامناسب تر و بدتر شده است. شما کجا بهبود فضای کسب و کار ایجاد کردید! با شوک درمانی های پیاپی این بهبود حاصل شده یا با افزایش وحشتناک نرخ بهره اوضاع بهتر شده و چشم انداز امیدبخش تر برای سرمایه گذاری تولیدی در کشور ایجاد کرده است!

    «عملکرد نامناسب دولت» اولین و نامناسب ترین عنصر در احساس ناامنی برای سرمایه گذاری تولیدی است

    مومنی ادامه داد: این گزارش کوتاه، می گوید سال 1400، «عملکرد نامناسب دولت» اولین و نامناسب ترین عنصر در عناصر شکل دهنده احساس ناامنی برای سرمایه گذاری تولیدی بوده است. با این حال همچنان اینها می گویند ما از فرط خوشی به این حال افتادیم! اما از دیدگاه بازیگران اصلی سرمایه گذاری تولیدی در ایران، بدترین وضعیت را عملکرد خود دولت ایجاد کرده است! این که ارزیابی حزب مخالف شما یا استکبار نیست!

    فضا را برای سرمایه گذاران تولیدی ناامن تر کرده اید و باید خود را اصلاح کنید

    وی با بیان اینکه این گزارش، دومین عاملی که در سال 1400 احساس ناامنی القا کرده را بی ثباتی اقتصاد کلان و سومین عامل را عملکرد نامناسب دولت در زمینه شفافیت و سلامت اداری دانسته، گفت: ببینید این دولت با خود و مردم ما چه می کند! باید انصاف داشت و کشور را دوست داشت و به ادب مسلمانی، راستگو باشیم. در حالی که این سه عامل در 1400، بدترین عوامل بوده، در سال 1401 رتبه اول در این زمینه همچنان «عملکرد نامناسب دولت» عنوان شده و «بحران در تعریف و تضمین امنیت حقوق مالکیت» تبدیل به رتبه دوم شده که نشان می دهد شما فضا را برای سرمایه گذاران تولیدی ناامن تر کرده اید و باید خود را اصلاح کنید. اینکه خودتان مرتب از خودتان تعریف می کنید، را حمل بر صحت می کنیم و می گوییم انشالله می خواهید روحیه مردم از بین نرود، اما باید بدانید روحیه مردم زمانی خیلی شدید از بین می رود که احساس کنند این حرفها توخالی است.

    غم انگیز است که باورپذیرنبودن سخنانشان نزد مردم، اهمیتی برای دولتی ها ندارد

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه تلخ تر و غم انگیزتر این است که آنها کاری به این ندارند که مردم این سخنان را باور می کنند یا نه، علت سوم احصا شده در پژوهش مرکز پژوهش های مجلس برای احساس ناامنی برای سرمایه گذاری تولیدی را ثبات اقتصاد کلان برشمرد و تصریح کرد: از زمانی که روی کار آمدید همیشه حرفتان وارد کردن شوک به قیمتهای کلیدی بوده است و هر بار فاجعه های بزرگ انسانی، اجتماعی و محیط زیستی پدیدار کردید، این فاجعه ها نمی خواهد برایتان عبرت آموز باشد! باز می خواهید در چشم مردم نگاه کنید و بگویید ما زیادی خوبیم! در حالی که گزارشهای رسمی که خود حکومت منتشر می کند هم مغایرت کامل با این ادعاها دارد.

    باید بر احوال این قوم گریست …

    مومنی اظهارداشت: اگر واقعا به این سخنانی که مطرح کرده اید، باور دارید باید بر احوال این قوم گریست که حکومتگرانش تصور کنند در حالی که امنیت حقوق مالکیت و ثبات اقتصاد کلان و فساد و ناکارآمدی را در ابعاد غیرقابل باوری افزایش داده‌اند احساسشان این است که ما فضای کسب و کار را مساعد کرده‌ایم! این ادعاها بسیار تلخ و به دور از واقعیت است. برای اینکه روحیه حکومتگران گرامی خراب نشود، فقط به گزارشهای رسمی استناد می کنم که بنا به تعریف، خوشبینانه ترین و محافظه کارانه ترین برآوردها را از واقعیت ارائه می دهند. اگر بخواهیم کمی وارد مقولات تحلیلی شویم و واقعیتهای محرز شده و مشاهده شده را مورد توجه قرار دهیم که نمی شود اینگونه سخن گفت!

    نمی توانید درک کنید که دولت قبل، چه کارنامه ای از احمدی نژاد تحویل گرفته بود!؟

    این استاد دانشگاه علامه طباطبایی اضافه کرد: شما که تا این میزان به نقش آفرینی دولت در قبلی طرز عمل خودتان وقوف پیدا کرده‌اید، نمی توانید درک کنید که آن دولت چه کارنامه ای از احمدی نژاد تحویل گرفته بود! اگر چیزهایی را درباره خودتان می فهمید درباره دولت قبل نیز متوجه باشید! بساطی که احمدی نژاد برپا کرده بود از نظر عمق بخشی به فساد، عمق بخشی بی سابقه در تاریخ اقتصادی ایران نسبت به تخریب محیط زیست، عمق بخشی کم سابقه به فلاکت و عمق بخشی بی سابقه به وابستگی های ذلت آور به دنیای خارج را نمی دانید! اگر هر کس نداند سخنگوی دولت که در زمان احمدی نژاد در مرکز پژوهش‌های مجلس حضور داشت نمی تواند ادعا کند این مسائل را نمی داند! گزارش اینکه احمدی نژاد ارزبری هر واحد جی. دی. پی. را در ایران در عرض ۸ سال ۵ برابر و سریع ‌ترین و بی‌سابقه ترین تعمیق وابستگی ذلت آور به دنیای خارج را به اقتصاد ایران تحمیل کرد در زمانی منتشر شد که ایشان در این مرکز مسئولیت داشت و خود گزارش‌هایی در این زمینه تهیه کرده است. این شیوه مواجهه با دولت قبل بسیار به دور از ادب علمی، اخلاقی و انصاف است.

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد تاکید کرد: اگر افرادی باشند که از سطح بالاتری با نگرش استراتژیک به ایشان و امثال او مشورت دهند، باید به آنها بگویند این شیوه شائبه جدی تجزیه طلبی را نیز به همراه دارد. شما به گونه ای صحبت می کنید که گویا دولت قبل متعلق به رژیم دیگری بوده است! واقعا درک نمی کنید که آنچه که در دولت قبل هم اتفاق افتاده جزء کارنامه جمهوری اسلامی محسوب می شود!

    برای نقد کردن آن دولت هزینه دادم، اما شما روی آن دولت را در حرکت به سمت اضمحلال سفید کردید

    این اقتصاددان ادامه داد: نمی گویم از آنها تعریف کنید، من هم در دولت قبل به جز حدود۱۷۰ مقاله، سخنرانی و مصاحبه، دو کتاب در زمینه مسیر خطرناک رو به انحطاطی که به خاطر خطاهای سیاست گذاری در آن دوره اتفاق افتاده است، منتشر کردم. من برای نقد کردن آن دولت هزینه دادم اما اکنون به شما می گویم شما روی آن دولت را سفید کردید در تخریب و تشدید سرعت حرکت به سمت اضمحلال. این ها مسائلی است که باید با نهایت مهر و شفقت طرح کنیم. صادقانه بگویید آنها چه کارهایی می کردند که شما نمی کنید! اگر تخریب‌ها را با دامن زدن به مناسبات عدم شفافیت که بسترساز فساد است انجام دادند و با وارد کردن شوکهای پی در پی به قیمت‌های کلیدی، این اقدامات را انجام دادند شما کدام یک را انجام ندادید!

    فکر می کنید اگر اقتصاد را ربوی تر و دلال سالاری و واردکننده سالاری را تشدید کنید عدالت اجتماعی حاصل می شود!

    مومنی با بیان اینکه شما که ادعای مسلمانی تان خیلی بیشتر از آن قبلی‌ها است، یادآورشد: سال گذشته یک شبه ۷ درصد به شیوه خاصی نرخ بهره را از سوی مقام رسمی پولی کشور بالا بردید! آیا این با مناسباتی که در قرآن درباره ربا و کارکردهایش مطرح می شود همخوانی دارد!؟ آیا اصول شما این است که اقتصاد ربوی تر شود! فکر می کنید اگر اقتصاد را ربوی تر و دلال سالاری و واردکننده سالاری را تشدید کنید عدالت اجتماعی حاصل می شود!

    افتضاح تر از قبلی ها …

    وی پرسید: صادقانه و کارشناسانه به ما بگویید اینکه می گویید نسبت به قبلی‌ها متفاوت هستید به چه علت است! با ضریب بالای ۹۰ درصد همه آن اقدامات را به شکل بدتری انجام می دهید! در عرصه سیاست اقتصادی این چنین است و در زمینه‌های دیگر نیز به عنوان یک شهروند می گویم شما افتضاحتر از قبلی ها عمل کردید.

    حدود ۷۵ درصد وامهایی که این بانکها ارائه می دهند، به زیرمجموعه‌های خود است

    این اقتصاددان به پژوهش مستقلی که درباره گشاد دستی بانکهای خصوصی انجام شده اشاره کرد و با بیان اینکه این بانکها نه تنها سپرده های مردم را حبس، بلکه حبس ظالمانه می کنند، گفت: در حالی که یکی از حادترین بحران های بخش تولیدی ما دسترسی به سرمایه در گردش است، به طور متوسط حدود ۷۵ درصد وامهایی که این بانکها ارائه می دهند، به زیرمجموعه‌های خود است؛ چرا این دولت در برابر این مسائل سکوت می کند! چرا با اینکه مرکز پژوهش‌های مجلس رسما در گزارشی عنوان کرده که نزدیک به دو – سوم ایام سال گذشته، بیش از ۵۰ درصد رشد پایه پولی فقط مربوط به طرز عمل بانک […] می شده، این دولت سکوت می کند؟!

    بساطی که یک بانک ایجاد کرده را که نمی توانید به استکبار جهانی نسبت دهید / با تورم جهانی یک رقمی، تورم بالای ۴۰ درصد رمز موفقیت تلقی می شود!

    وی تاکید کرد: بساطی که یک بانک ایجاد کرده را که نمی توانید به استکبار جهانی نسبت دهید! این را به دولت قبل نیز نمی توانید نسبت دهید چرا که شما وقتی روی کار آمدید ادعاهایی کردید و گفتید تمام سیاست‌های مخرب دولت قبل را اصلاح می کنید! شما که در حال شدت دادن به همه آن سیاست‌ها هستید! آقای سخنگو می‌گوید برنامه مشترک رونق تولید و مهار تورم را در سال ۱۴۰۲ اجرا کرده‌ایم که در بهبود وضعیت نقش داشته است! باید گفت زبان در این زمینه قاصر است! گزارش تولید را با استناد به داده های مرکز پژوهش‌های مجلس ببینید! در حالی که میانگین جهانی تورم تقریباً یک رقمی است تورم بالای ۴۰ درصد به عنوان رمز موفقیت مطرح می شود!

    متوسط نرخ بهره برای تولید کننده‌های ایران حدود ۵ برابر بهای تمام شده پول برای  تولیدکنندگان دنیا است

    مومنی خاطرشان کرد: گزارش‌های رسمی تان می گوید به طور متوسط نرخ بهره برای تولید کننده‌های ایران حدود ۵ برابر بهای تمام شده پول برای تولیدکنندگان دنیا است! شما آیا با این ارقام چشم انداز امیدبخش تر ایجاد کرده‌اید! اینکه به گواه گزارش‌های رسمی و بین‌المللی هم گستره و عمق فساد افزایش پیدا کرده و هم نابرابریهای شکنندگی آور و سقوط کیفیت محیط زیست در این دولت نجومی شده است، جای چنین ادعاهایی را باقی می گذارند! کمی با مبنا با یکدیگر صحبت کنیم!

    درباره تناقض‌های گفتگوی 14فروردین سخنگوی اقتصادی دولت می شود یک ساعت صحبت کرد!

    این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی با یادآوری این ضرورت که برای اصلاح باید تقدم امر سیاسی را مد نظر داشت، گفت: اگر دولت بخواهد این شیوه تنظیم رابطه با مردم را در حیطه اقتصاد در سال ۱۴۰۳ هم ادامه دهد و همچنان در سال پایانی این دولت هم عنوان کند هرچه فریاد دارید بر سر دولتی قبل بزنید و عدم شفافیت‌ها و تناقضگویی‌ها بیشتر شود، به صلاح هیچکس نیست. تنها گوشه‌هایی از این نکات را مطرح می کنم؛ چرا که شخصا تلخ و غم انگیز است که بگویم یک مقام رسمی اظهاراتش تا این میزان سست بنیاد و پرتناقض است! نخواستم وارد جزئیات آن شوم و تنها گفتگوی روز چهاردهم فروردین آقای سخنگو را مبنا قرار دادم. تنها درباره تناقض‌های این گفتگو می شود یک ساعت صحبت کرد.

    تناقض در ارائه آمار سرمایه گذاری در بخش نفت؟!

    مومنی توضیح داد: اصلا نمی خواهم وارد این فضا شوم اما این نمونه‌ای است تا بگوییم به جای اینکه در اسارت عملکرد دولت قبل خود را بدانید حداقل یک سیستم برای پایش خود بگذارید و دست کم حرف زدنهایتان را درست کنید. ایشان فرموده‌اند ما رکورد جذب سرمایه خارجی را زده‌ایم! باید به ایشان گفت اینها منطق رفتاری دارد. کدام یک از عناصر جاذبه ایجاد کن را بهبود بخشیده‌اید! تناقض‌ها را ببینید همین آقای سخنگو در هشتم اسفند ۱۴۰۲ رقم سرمایه‌گذاری خارجی در بخش نفت را حدود ۴.۸ میلیارد دلار اعلام کرد و گفت از این نظر بخش نفت نسبت به دیگر بخش‌هایی که جذب سرمایه‌گذاری خارجی کردند شاگرد اول بوده است! اما در ۱۴ فروردین ۱۴۰۳ می گوید سهم بخش نفت از کل سرمایه خارجی جذب شده یک و نیم درصد است! اگر این 1.5 درصد درست باشد به معنی این است که کل سرمایه خارجی جذب شده در بخش نفت حدود ۸۲ میلیون دلار است یعنی زیر ۱۰۰ میلیون دلار؟!! فاصله زمانی این دو اظهار نظر را مقابل چشم خود بیاورید!

    تناقض گویی نسبت به میزان سرمایه گذاری روسیه در بخش نفت ایران؟! / با این طرز عملتان شبهه‌ها درباره امتیازات غیرمتعارف و غیرشفاف به روسیه را تقویت می کنید

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد یادآور شد: سال گذشته وزیر نفت اعلام کرد ما فقط با روس‌ها حدود ۴۰ میلیارد دلار قرارداد برای سرمایه‌گذاری در بخش نفت بسته‌ایم! طول و عرض و ابعاد تناقض‌ها را ببینید اما آقای سخنگو در سخنرانی ۱۴ فروردین عنوان کرده است که جایگاه روسیه در میان سه سرمایه‌گذار اصلی خارجی در ایران نیز قرار ندارد! نمی خواهم شبهه ناک صحبت کنم می دانید تا چه میزان حرف‌هایی درباره امتیازات غیرمتعارف و غیرشفافی که به روسها داده شده مطرح می شود! شما با این طرز عملتان این شبهه‌ها را تقویت می کنید و تقویت این شبهه‌ها اصلا به نفع کشور نیست.

    مومنی ادامه داد: ایشان برای اینکه کیفیت رشد را مقداری توضیح دهد عنوان کرده که در جذب سرمایه خارجی ۷۴ درصد کل سرمایه جذب شده در بخش صنعت است! شرافتمندانه و صادقانه جزئیاتش را برای ما اعلام کنید. اگر روی سایت وزارت صمت برویم و ببینیم مثلا بیشترین سرمایه خارجی ما توسط شهروندان چه کشوری و در چه رشته‌های بی‌کیفیتی استوار شده بود خوب نیست!

    به جای اظهارات بی مبنا و پرتناقض، روند رو به اضمحلال شاخص رابطه مبادله را اصلاح کنید

    وی با تاکید بر اینکه اگر آقای سخنگو بخواهد با خود، مردم و مقامات بالا دست و پایین دست خود صادق باشد، باید به استانداردهای سطح توسعه بازگردد و بگوید با همه این کولاک‌هایی که کرده‌اند بر اساس ادعاهایی که دارند آیا رتبه ما در دنیا از نظر شاخص رابطه مبادله که منعکس کننده توان رقابت و توان مقاومت ما در نظام جهانی است به کجاها رسیده، گفت: به جای اینکه این وقت گرامی و پر ارزش را صرف گفتن این اظهارات بی مبنا، پرتناقض و شبهه ناک کنید بر این متمرکز شوید که این روند رو به اضمحلال شاخص رابطه مبادله را اصلاح کنید.

    سال ۱۴۰۲ متوسط ارزش گمرکی صادرات کشور ۱۷ درصد کاهش پیدا کرد / بیشتر به سمت عمق بخشی به خام فروشی رفته‌ایم / هر میزان در این زمینه جلوتر رویم حکم پیشروی در باتلاق را دارد

    این عضو هیات علمی دانشگاه تصریح کرد: رئیس گمرک که با حکم خودتان منصوب شده، می گوید در سال ۱۴۰۲ متوسط ارزش گمرکی صادرات کشور ۱۷ درصد نسبت به ۱۴۰۱کاهش پیدا کرده است که نشان می دهد ما بیشتر به سمت عمق بخشی به خام فروشی رفته‌ایم. این شیوه خام فروشی که به آن شدت بخشیده شده، فجایع زیادی پشت سر خود دارد. این در حالی است که متوسط ارزش گمرکی کالاهای وارداتی در همین دوره ۹.۷ افزایش پیدا کرده است. از دریچه تحلیل‌های سطح توسعه این دو روند متناقض ناظر بر استمرار روند نزولی رابطه مبادله است و نشان دهنده این است که ما دقیقا در کادر الگوی سنتی – استعماری تقسیم کار جهانی عمل می کنیم و هر میزان در این زمینه جلوتر رویم حکم پیشروی در باتلاق را دارد.

    به طرز بسیار خطرناکی در حال خطا کردن هستید / ما به بازآرایی سیستمی در ساختار نهادی خود نیازمندیم

    وی تاکید کرد: با یک رویکرد دور نگرانه می خواهیم بگوییم شما به طرز بسیار خطرناکی در حال خطا کردن هستید و ما به یک بازآرایی سیستمی در ساختار نهادی خود از این زاویه نیاز داریم. تحت عنوان چشم انداز اقتصاد ایران در این سال می گویم: سالی که نکوست از بهارش پیداست! این ناتوانی به طرز وحشتناکی خطرناک در کنترل قیمت نشانه بسیار بدی است مبنی بر اینکه مناسبات استثماری علیه بخش‌های عظیمی از جمعیت که بیش ازچهار، پنجم جمعیت را در بر می گیرد استمرار خواهد داشت. این راه درستی نیست که عزیزان می روند. با هر برچسبی که این‌ها را توجیه می کنند توجیه کنندگان را انسان‌هایی ناسالم، ناصالح و بعضا مشکوک می دانم.

    با دامن زدن به بازدهی فعالیت‌های سوداگرانه بازار پول و سرمایه، کشور را به ورطه‌های خطرناک می برند

     رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد اضافه کرد: آنها که افزایش چشمگیر بازدهی در فعالیت‌های سوداگرانه در بازار پول و سرمایه را دامن می زنند کشور را به ورطه‌های خطرناک می برند. کلیددار این قضیه در سال گذشته بانک مرکزی بوده است. این اقدامات را که دولت قبل نکرده و این تصمیمات را هم استکبار جهانی نگرفته است.

    از شیوه برخورد سخنگوی اقتصادی دولت در ۱۴ فروردین بسیار نگران شدم

    مومنی با بیان اینکه از شیوه برخورد سخنگوی اقتصادی دولت در ۱۴ فروردین بسیار نگران شدم، گفت: چرا که دیدم ایشان نگران این روندهای رو به گسترش تعمیق فساد نیست. این‌ها متغیرهای کلیدی سطح توسعه است. اصلا حرفی درباره این مناسبات نابرابرساز و شدت بخشنده به پاداش‌هایی که منجر به گسترش و تعمیق نابرابری‌های ناموجه می شود نمی زند و اصلا اعتنا ندارد سویه‌ای که برای توجه به تولید اتخاذ کرده سویه‌ای غیر توسعه‌ای و ضد توسعه‌ای است. با این شیوه ای که آقای رئیس جمهور با آن سخن گفت و واقعا از همه بدتر سخنگوی اقتصادی، دولت نمک به زخم می پاشند.

    مبالغ جرایم رانندگی با چه نرخی از تورم متناسب سازی شده است؟!

    این استاد دانشگاه با بیان اینکه سطح درایتی که در این جهت‌گیری‌ها و اظهارات مندرج است به هیچ وجه متناسب با شرایط کنونی ایران نیست، اضافه کرد: سخنگوی دولت می گوید ما مبالغ جریمه رانندگی را متناسب با تورم افزایش داده ایم، اینکه افزایش تا چه میزان متناسب با نرخ رسمی اعلام شده تورم است خود یک ماجرایی بسیار تلخ و غم انگیز است و باور کردنی نیست که این چه کیفیتی از سخن گفتن است که به نام حکومت زده می شود! از آن تلخ‌تر و غم انگیزتر این است که آن ساختار قدرتی که متناسب کردن جرائم با نرخ تورم را می فهمد، چرا آن را درباره دستمزد مردم نمی فهمد! اگر آن را بلدید این یکی که اولویت دارد! حرف‌هایی می زنند که متعارف نیست، بایستگی و برازندگی هم ندارد. خیلی چیزهای دیگر هم دارد که نمی خواهم درباره آنها در اولین سخنرانی سال صحبت کنم! بسیار تاسف بار است!

    حکومت رابطه خود را با مردم بهبود ببخشد / حرف‌هایی که این چند روز شنیدیم رابطه حکومت و مردم را بدتر می کند

    مومنی گفت: هیچ گامی در مسیر توسعه برداشته نمی شود جز اینکه ابتدا حکومت رابطه خود را با مردم بهبود ببخشد و سازوکارهایش هم روشن است. سازوکارهای آن یقینا زدن حرف‌های بی‌پایه و کم اعتبار نیست. حرف‌هایی که این چند روز شنیدیم رابطه حکومت و مردم را بدتر می کند و این به صلاح تمامیت ارضی کشور و آینده امیدوار کننده آن نیست. این رویه را اصلاح کنید. آقای سخنگوی دولت حرف مردم را بلد نیست بشنود اما آیا حرف رئیس نیروی انتظامی را نیز بلد نیست بشنود! چند روز قبل رئیس نیروی انتظامی گفت بسیار متاسفیم اما دزدی به یک شغل تبدیل شده است. در شرایطی که واقعیت‌های جامعه اینگونه است، شما می گویید ما کولاک کرده‌ایم، گل کاشتیم و زیادی هم خوبیم! از فرط موفقیت نمی دانیم چه کنیم! این‌ها به دور از علم، انصاف و ادب است به دور از مصالح نظام ملی است. شما با این اظهارات مردم را عصبی می کنید و بر روی زخم آنها نمک می پاشید، چه کسی به شما مشورت می دهد!

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه کاش حداقل حسن این تذکرات این باشد که عزیزان بفهمند کیفیت پشتوانه کارشناسی که مبنای حرف زدن‌های عزیزان است به هیچ وجه بایسته شرایط کنونی کشورمان نیست، اضافه کرد: از شیوه‌های مخرب دیگری که عزیزان پیش گرفته‌اند این است که می گویند اینکه ما چه می کنیم را رها کنید، ببینید اگر دولت قبلی بود اوضاع از اینکه امروز است بدتر بود! اینکه خود این اظهارات تا چه میزان مبنا دارد بماند! اما این حرف پوچ و بی‌اعتبار است.

    کارشناسی که نسبت به افزایش نرخ ارز در 1406 هشدار داد را تنبیه کردید، اما ارقامی بیشتر از پیش بینی ها رخ داد!

    وی ادامه داد: مهمتر این است که هم آقای رئیس جمهور و هم آقای سخنگو، شرافتمندانه از مسئولان زیر مجموعه خود بخواهند، گزارشی درباره مطلبی که مرداد ۱۴۰۰ دفتر اقتصاد کلان سازمان برنامه منتشر کرد، بدهند. عنوان این گزارش «برآورد بدهی‌های دولت از ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۶» بود. آن کارشناس با شرفی که این گزارش را تهیه کرده و هشدار داده بود را عزیزان تنبیه کردند؛ اما می خواهم بگویم این گزارشی بود که در همین دولت منتشر شده بود. گزارش سازمان برنامه می گوید حدود سال ۱۴۰۶ اوضاع نرخ ارز بسیار فاجعه آمیز می شود، اما عزیزان آن او را تنبیه کردند! گفته بود در سال ۱۴۰۰ نرخ ارز به ۲۵ هزار تومان می رسد، شما او را تنبیه کردید در حالی که کارنامه‌ای که خودتان رقم زدید از این رقم بیشتر بود! شرم آور است! نگوییم شرم آور، بلکه بگوییم عبرت آموز است!

    با سرکوب کارشناسان مستقل آبی برای این دولت، حکومت و کشور گرم نمی شود

    این استاد اقتصاد با تاکید بر اینکه عبرت بگیرید که با سرکوب کارشناسان مستقل آبی برای این دولت، حکومت و کشور گرم نمی شود، اظهارداشت: در این گزارش گفته بود در پایان سال ۱۴۰۱ نرخ ارز به ۳۵ هزار تومان خواهد رسید شما که روی آن گزارش را در عمل سفید کردید و نرخ را به بالاتر از ۵۰ هزار تومان رساندید! در آن گزارش گفته بود در ۱۴۰۲ نرخ ارز حداکثر ۴۶ هزار تومان می شود، شما که دیدید چه کردید! این رقم‌های مشکوک بسترساز تحقق آن وعده‌های لجن است که کشور بر باد ده خواهد بود. اعداد و ارقامی را راجع به نرخ ارز توسط مقامات رسمی کشور سر زبان‌ها می اندازند که فاجعه ساز است! به غیر از اینکه غیر اخلاقی و شرم آور هم هست. حداقل از آن کارشناس عذرخواهی کنید و بگویید خیلی نسبت به ما خوشبین بودی که چنین برآوردهایی را ارائه کردی و بعد هم رویه‌هایتان را اصلاح کنید.

    مومنی با بیان اینکه زدن کارشناس و بالا بردن هزینه فرصت کارشناسی صدق ورزانه به نفع کشور نیست، ادامه داد: من به آن گزارش نقد داشتم، اما نقد کارشناسی رشد دهنده است. آیا درست است که کارشناس را دچار فشارهای معیشتی کنید آن هم در حکومتی که ادعای پیروی از علی بن ابیطالب را هم دارد؟! این که نشد!

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد گفت: شما که می گویید ما دولت محرومان هستیم بگویید اوضاع و احوال گوشت قرمز و جایگاه آن در سفره‌های مردم چه شده است! این‌ها را گزارش کنید مردم این‌ها را متوجه می شوند. با این همه واردات گوشت قرمز و با این همه تلاش‌هایی که برای توزیع از کانال‌های رسمی و زیر قیمت بازار انجام داده‌اید، چرا قیمتش از این سرسام آوری پایین نمی آید! برای اینکه بدانید کجاهای کارتان ایراد دارد این‌ها دریچه‌هایی است. به سیستم کارشناسی زیر مجموعه تان بگویید شرافتمندانه گزارشی بدهند درباره اینکه وقتی ارز ترجیحی واردات کالاهای اساسی را جهش دادید تحولاتی که بر سر قیمت مواد غذایی وارد شد، چه بود! از اینکه مرتب بگوییم دولت قبلی چنین و چنان بود چه چیزی عایدمان می شود؟ آن هم در حالی که شیرین کاری‌هایی می کنید که  صد رحمت به قبلی‌ها. رکوردهایی که شما زده‌اید هیچ کدامشان را آنها نزدیک نشده بودند با اینکه به آنها نقدهای جدی هم وارد بود.

    به جای بازی با کلمات و آدرس دادن های غیرمتعارف و بی پایه، بر بنیه تولید ملی متمرکز شوید

    وی با یادآوری اینکه مخاطبش بیشتر حکومت است و حد و حدود قدرت تاثیرگذاری قوه مجریه در این ساختار کنونی قدرت و میزان بنیه کارشناسانه شان نیز روشن است، افزود: صمیمانه و مشفقانه به ساختار قدرت عرض می کنم اگر می خواهید موفق شوید، به جای بازی با کلمات و آدرس دادن های غیرمتعارف، بی ضابطه و بی پایه، بر روی بنیه تولید ملی متمرکز شوید. این شاقول همه مولفه های 15گانه متغیرهای کنترلی سطح توسعه را در درون خود دارد. فاجعه ایجاد شده است.

    همان ها که ژست ذوب بودن را می گیرند، بیشتر در باتلاق پس افتادگی تولید جلوتر می روند

    مومنی در پایان گفت: مرتب سال تولید اعلام می شود اما همان ها که ژست ذوب بودن را می گیرند، بیشتر در باتلاق پس افتادگی تولید جلوتر و جلوتر می روند. با چه شاقولی بگوییم که شما حرف گوش دهید! اوضاع بنیه تولید ملی ایران شکننده است و این یعنی تزلزل در ستون فقرات نظم اجتماعی. تا بنیه تولید ضعیف باشد، آن جامعه روی ثبات، آرامش و امنیت و کیفیت زندگی نخواهد دید. اکنون اصل فساد رها شده و با سیاستهای مخرب اقتصادی، دائما آن را گسترش و تعمیق می دهند. اما زنده باد و مرده باد راه انداخته اند که اسم آن را فساد سیستمی بگذاریم یا غیرسیستمی! هر چه دلتان می خواهی به آن بگویید، اما چاره ای برای اصل آن که مذموم، قبیح، کثیف و پلید است پیدا کنید. عزیزان در سطح دعواهای حیدری نعمتی متوقف می شوند!

  • مردم بی پناه قربانیان کام شیرین رباخواران شده اند! / به مسئولان کلیدی کشور صمیمانه هشدار می دهم! / اشک تمساح برای اقتصاد کشور نریزید!

    مردم بی پناه قربانیان کام شیرین رباخواران شده اند! / به مسئولان کلیدی کشور صمیمانه هشدار می دهم! / اشک تمساح برای اقتصاد کشور نریزید!

    به گزارش اقتصادران، انتقادات نسبت به عملکرد نظام بانکی هر روز گستره بیشتری پیدا می‌کند. از «در خدمت رفقا بودن» تا «در خدمت تولید ملی نبودن» . این انتقادات با افزایش ناترازی بانک‌های خصوصی افزایش یافت.

    ایجاد بحران بزرگ در یک بانک و  افزایش پایه پولی مشتی نمونه خروار است. ندادن اعتبارات بانکی به تولیدکنندگان و ورود به بازار غیر مولد، بارها مورد انتقاد صاحبنظران قرار گرفته است. همین مسائل مهم موجب شد تا دکتر فرشاد مومنی – استاد دانشگاه و رییس موسسه مطالعاتی دین و اقتصاد در بخشی از نشست «اقتصاد سیاسی نوسانات نرخ ارز» انتقادات خود را متوجه نظام بانکی کند و از سکوت نهادهای نظارتی در برابرنظام بانکی گلایه کند.

    هشدارِ بازی با نرخ ارز

    به گزارش اقتصادران، رئیس موسسه دین و اقتصاد نسبت به بازی افزایش سود بانکی هشدار داد و گفت: دارندگان سپرده‌های خیلی بزرگ از این نرخ سود بالای غیررسمی بهره‌مند می‌شوند و اغلب ناظر بر اشخاص حقوقی و سپرده‌گذاران بانکی هستند که با نرخ سود بالاتر ارتزاق می‌کنند و درهم تنیدگی این سیاست‌ها با سیاست‌های مربوط به افزایش نرخ ارز کاملا چشمگیر است و در این چند هفته اخیر حداقل ده ها مقاله از سوی کارشناسان با شرافت و با حریت منتشر شد که نسبت به بازی جدید با نرخ ارز هشدار و اعلام کردند که این سیاست اسم رمز افزایش نرخ ارز هم خواهد بود! بنابراین با این تمهید مشکوک، هدف اعلام شده نه تنها محقق نشد بلکه آنچه که اتفاق افتاد، عکس آن هدف اولیه بود!

    وی در ادامه افزود: تکان‌دهنده‌ تر‌ این است که افزایش سود بانکی، به شوک نرخ ارز و رونق بازار رباخواری منجر شد و انبوهی از پیامدهای مخرب را به دنبال افزایش خطر ورشکستگی بانکها و به هم ریختگی بازار سرمایه و بحران شدید از نظر تعمیق فساد و تشدید نابرابری ناموجه را به همراه داشته است.

    به حراج گذاشتن ذخایر استراتژیک  ارز و طلای کشور؟

    فرشاد مومنی ضمن انتقاد از سیاست‌های ارزی گفت: در چنین شرایطی کاملا طبیعی است که سیاست‌هایی با ظاهر خیرخواهانه و با ترغیب سیاستگذارها، مبنی بر اینکه شما می‌توانید ارز محدود را گرانتر بفروشید؛ ذخایر استراتژیک ارز و طلای کشور را تخلیه می‌کنند! در واقع ارزی که باید در خدمت انعطاف نظام ملی برای مواجه شدن با شوک‌های برون‌زا باشد را در اختیار مطامع سوداگرانه قرار می‌دهد!

     وی در ادامه افزود: از طریق تشدید بحران تورم همراه با رکود، از یک سو هزینه دولت را بالا می برد و از طرف دیگر چشم‌انداز درآمد سالم‌ دولت را کاهش می‌دهد و با توجه به اینکه بزرگترین آسیب بیننده از سیاست تورم‌زا و اشتغال‌زدا، خود دولت است!

    گروه های مافیایی در پی تسخیر سیاست های اقتصادی دولت؟!

    عضوهیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه گفت: به حراج گذاشتن منابع استراتژیک کشور، دولت را به سمت ضعف شدیدتر و آسیب‌پذیری بیشتر سوق می‌دهد، زیرا سیاست‌هایش به تسخیر گروهای مافیایی و رباخوار درآمده است. من سوالم این است که این تجربه‌ها چند بار باید تکرار شود تا یک یادگیری حداقلی در سطح نظام تصمیم‌گیری کشور پدید  بیاید. ما مظلومانه باید چقدر در مورد آثار بسیار مخرب این سیاستها گزارش بدهیم .

    وی در ادامه افزود: برای اینکه متوجه بشوید که سیاست افزایش نرخ ارز چطور بازار رباخواران را داغ کرده و چطور نابرابری ناموجه و انواع شکنندگی اقتصادی را در کشورمان ایجاد می‌کند بهتر است گزارشی که در ماه‌های میانی امسال در مجلس قرائت شده را مرور کنید. در این گزارش به خوبی مشخص شده که مناسبات نابرابرساز و ربامحور چه بلایی سر کشور آورده است. در این گزارش که هفته اول شهریور ۱۴۰۲ در مجلس قرائت شد. تصریح شده است که شوک نرخ ارز بزرگترین نیروی محرکه افزایش انفعالی نقدینگی است.

    خلق روزانه شش هزار میلیارد تومان پول جدید!

    مومنی تصریح کرد: بر اساس گزارش منتشر شده در مجلس، هشدار داده شده که با تداوم سیاست‌های تا پایان مرداد ۱۴۰۲ روزانه شش هزار میلیارد تومان پول جدید خلق می‌شود. کانون اصلی فاجعه است این که هفتاد درصد این پول جدیدا خلق شده، نصیب هشت دهم درصد از جمعیت می‌شود.

    وی در ادامه افزود: برای اینکه متوجه بشوید، مناسبات ربوی چه ابعادی دارد. باید به این نکته توجه کنید که از هر شش هزار میلیارد تومان نقدینگی جدیدا خلق شده، سی درصد آن نصیب 99/2 درصد مردم شده و هفتاد درصد دیگر آن نصیب 0/8 درصد از مردم می‌شود!

    بازی خوردن غیر متخصص‌ها توسط الیگارشی مالی!

    نویسنده کتاب« فرهنگ و توسعه » گفت: خلق این مقدار نقدینگی، در واقع  بازتولید بی‌ثباتی و تباهی و انحطاط در مسیر است و تعزیه‌گردان این بازی‌ها الیگارشی مالی هستند. متاسفانه و شوربختانه مقامات غیرمتخصص کشور، بازی این گروه‌ها را می‌خورند. برای همین وقتی بحث نقدینگی مطرح می‌شود، از آن به عنوان نقدینگی در اختیار مردم یاد می‌کنند.

    مردم بی پناه قربانیان کام شیرین رباخواران شده اند!

    وی در ادامه افزود: وقتی شما توزیع در این حد نابرابر را می‌بینید متوجه می‌شوید که مردم بی‌پناه و بدبخت قربانی این وضعیت هستند! اما عزیزان دولتی به نام مردم، کام رباخواران را شیرین می‌کنند! چیزی که قضیه را خیلی غم‌انگیز می‌کند، این است که مناسباتی که بازدهی و زایندگی پول را به طرز غیر متعارفی افزایش می‌دهد به شکل متناسبی کانون‌های جدید سوداگری را که در بازار سرمایه ایجاد شده را تحریک می‌کند. اینها با این کار، هزینه فرصت گرایش به تولید را بالاتر برده و کشور را به فقر و مسکنت و انحطاط بیشتر سوق می‌دهند.

    جای خالی نهادهای نظارتی و تحمل اعمال خلاف قانون یک بانک! / نهادهای نظارتی دقیقا چکار می کنند؟

    نویسنده کتاب « عدالت اجتماعی،آزادی و توسعه در ایران امروز» گفت : نهادهای نظارتی در کشور دقیقا چه کار می‌کنند؟! صمیمانه و خاضعانه از نهادهای نظارتی فرادست قوه مجریه می‌خواهم که اقدام کنند زیرا در چارچوب مناسبات موجود، دولت به شدت ضعیف و آسیب‌پذیر شده آست و تحت تاثیر اراده رباخواران و واردات‌چی‌ها قرار گرفته اند و متاسفانه در درون دولت هم نهادهای نظارتی از کارکرد و کیفیت افتاده اند!

    وی در ادامه افزود:چرا با وجود این همه هشداری که راجع به فاجعه یک بانک مطرح شده و در ماهای میانی امسال گزارش رسمی اعلام کرده که سهمی بالغ بر پنجاه درصد از کل پایه پولی جدیدی که شکل گرفته و افزایش یافته، به ناهنجاری مشکوک و غیر مولد و ضد‌توسعه‌ای در این بانک اختصاص دارد؛ چرا مقام پولی و وزارت اقتصاد این سکوت مرگبار را متوقف نکرده و هیچ  گزارشی به افکار عمومی ارائه نمی‌کنند؟! چرا این حجم از بی‌قانونی توسط یک بانک تحمل می‌شود؟!

    وظایف بانکی در خدمت مطامع سوداگرانه

    به گزارش اقتصادران، عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه گفت: نهادهای فرادست دولت به سایت بانک مرکزی مراجعه کنند؛ بزرگترین سیئه پدیدار شده در اقتصاد ایران این است که الان بانک های خصوصی وظایف بانکی در خدمت اقتصاد ملی را تا حدود زیادی تحت الشعاع مطامع سوداگرانه و نابود کننده اشتغال و تولید ملی قرار داده اند! حال چرا به اینها رسیدگی نمی شود.؟!

    این همه مقامات در قالب شعارها و ادعاهای خود نسبت به عملکرد خلاف قانون بانک های خصوصی هشدار دادند؛ اما بانک ها به جای اینکه نیازهای مالی بخش مولد را برطرف کنند بخش اعظم تسهیلات و تعهدات بانکی را به اشخاص مرتبط با خودشان اختصاص می‌دهند!

    وی در ادامه افزود: پول مردم را گرفته و به جای اینکه در خدمت اقتصاد ملی قرار بدهند در خدمت خودشان قرار می‌دهند. با یک پردازش ساده کارشناسی تیم تحقیقاتی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه، کیفیت نظارت بر عملکرد بانکهای خصوصی  وضعیت فاجعه‌آمیزی را نشان داده است!

      یک بانک خصوصی فقط به یک شرکت ۱۲۷ هزار میلیارد تومان وام داده!

    رئیس موسسه دین و اقتصاد گفت: کیفیت نظارت برعملکرد بانک های خصوصی محاسبه شده است‌. در بخش سایت بانک مرکزی و معاونت نظارت، به تکلیف قانونی بند طا تبصره شانزده قانون بودجه، اشاره شده است که بانکها چقدر می‌توانند، تسهیلات را به موسسات وابسته به خودشان بدهند . گزارش تا پایان شهریور بانک مرکزی تصریح دارد که این بانک، کل تسهیلاتی که به شرکت‌های وابسته به خودش داده چهار هزار میلیارد تومان ذکر شده است اما در تحقیق ما مشخص شد که بانک … تنها به یکی از شرکت‌های زیرمجموعه این بانک تا همان تاریخ ۱۲۷ هزار میلیارد تومان تسهیلات داده است. شما نسبت این رقم را با گزارش بانک مرکزی مقایسه کنید تا متوجه عمق فاجعه کیفیت نظارتی در کشور بشوید.

    وی در ادامه افزود: به همین دلیل، بسیاری مشکوک هستند که آیا بانک مرکزی در راستای منافع ضدتوسعه‌ای قدم برمی‌دارد؟! در چنین شرایطی بانک مرکزی چگونه می‌خواهد از خودش دفاع کند؟! وقتی تسهیلات تنها یک شرکت بیش از ۱۲۷ هزار میلیارد تومان بوده و رقم کل تسهیلات از سیصد هزار میلیارد تومان فراتر می‌رود در حالی که معاونت نظارت بانک مرکزی بر چهار هزار میلیارد تومان تاکید دارد!

    آمار تسهیلات برخی بانک های خصوصی به زیر مجموعه:

     بانک … 83 درصد

    بانک … 80 درصد

    بانک … 78 درصد

    بانک … 74 درصد

    مومنی تصریح کرد:  این افتضاح در مورد همه بانک های دیگر هم کمابیش وجو دارد. اگر بانک … حدود هشتاد درصد از کل تسهیلات را به زیر مجموعه خودش داده است؛ این نسبت در مورد بانک … ۸۳ درصد، برای بانک … ۷۸ درصد و برای بانک … ۷۴ درصد است! چه کسی باید به این موضوعات رسیدگی کند؟!

    وی در ادامه افزود: شما که به دروغ گناه شوک نرخ ارز و تضعیف ارزش پول را به عنصر مجعول فنر نرخ ارز نسبت می‌دهید؛ این سیاست های افراطی و ضدتوسعه‌ای است که فنر هستند! وقتی شما میدان را برای فعالیت مافیایی و ضد توسعه‌ای  گسترده می‌کنید، معلوم است که نرخ ارز افزایش پیدا می‌کند. وقتی این همه نابرابری را گسترش می‌دهید. در نتیجه به دنبال افزایش نابرابری‌های ناموجه در همه کشورهای در حال توسعه،  تقاضا برای مصرف‌های کالاهای لوکس افزایش می‌یابد.

    گره زدن مقدرات مردم به ارز بازار آزاد و بیان اظهارات غیرمسئولانه!

    رئیس موسسه دین و اقتصاد گفت: مقام مسئولی که به صراحت می‌گوید برای ما بازار آزاد ارز اهمیت ندارد، در واقع سطح اعتبار علمی‌اش را از واقعیت اقتصاد ایران را به نمایش گذاشته که باید  مورد بررسی مجدد قرار داد! وقتی شما بخش بزرگی از مقدرات و نیازهای اصلی مردم را به این ارز وصل کردید، چگونه می‌توانید یک عبارت غیرمسئولانه و خطرناک را بیان کنید؟!

    این آقا فکر کرده که با بیان این سخن خودش را مبرا کرده؛ در حالی که در این چارچوب، اگر حساب و کتابی در کار باشد، این فرد مبرا نخواهد شد. در واقع سطح آگاهی‌ از واقعیت مربوط اقتصاد ایران و سطح  تعهد نسبت به توسعه و عدالت اجتماعی و حداقل سازی وابستگی ذلت آور به دنیای خارج را نشان داده است!

    به گزارش اقتصادران این اقتصاددان در ادامه انتقادهایش تاکید کرد: مگر شما نمی‌دانید که بخش بزرگی از نقدینگی به غایت وحشتناک و نابرابر توزیع شده، در اختیار گروه بسیار پردرآمد قرار گرفته و به تقاضا برای واردات کالای لوکس تبدیل می‌شود.؟!

    و این در حالی  است که کشور با انواع بحران در مورد اساسی‌ترین نیاز آحاد مردم روبرو است و تولیدکنندگان به خاطر همین مشکلات بر اساس گزارش‌های رسمی، حدود  شصت درصد از ظرفیت‌ تولیدشان بلا استفاده مانده است! چقدر یک فرد می‌تواند غیرمسئولانه در این مورد سخن بگوید؟!

    خدا رحم کرده قیمت ارز را کنترل کردید!

    استاد اقتصاد دانشگاه علامه گفت:  اگر دولت حساب و کتابی داشت باید در مورد این طرفداری مشکوک تحقیق می‌کرد زیرا یک عده عدد و رقم می‌دهند و اعلام می‌کنند که قرار بود نرخ ارز خیلی بیشتر از این باشد، اینها کنترلش کردند که به این حد رسیده است!

    خیلی خدا به ما رحم کرده که شما قصد کنترل دارید؛ در حالی که به نظر این حرف از بیخ و بن دروغ است! این منحط‌تر از فنر نرخ ارز است و نابخردی‌ها و سیاست‌های مشکوک ضد توسعه‌ای و مافیاپرور موجب جهش گاه و بیگاه در نرخ ارز است. این جهش پیوند عمیقی دارد به زمان‌هایی که نیاز دولت به پرداخت ریالی افزایش پیدا می‌کند.

    دولتی که بخواهد شرافتمندانه نظام ملی را مدیریت کند باید با سیاست های ثبات ساز، اعتماد تولیدکننده را جلب کند

    وی در ادامه افزود: دولتی که بخواهد شرافتمندانه و توسعه‌گرا نظام ملی را مدیریت کند، باید از طریق سیاست‌های ‌ثبات‌ساز اعتماد تولید کننده را جلب کند. نه اینکه اعتماد مردم و تولیدکنندگان را به حراج بگذارید و اعتماد سوداگران و رباخواران و واردات‌چی‌ها را جلب کنید. من تردید ندارم که در دولت و مسئولان انسان های متعهدی وجود دارند، اما این نوع دفاع مبتذل از سیاستگذاری‌ها و جهت‌گیری نابخردانه واقعا باعث می‌شود که حمل بر صحت کردن دشوارتر و دشوارتر شود.

    به مسئولان کلیدی کشور صمیمانه هشدار می دهم! / نگرانی از چشم‌انداز آینده اقتصاد کشور

    مومنی تصریح کرد: من صمیمانه من به مسئولان کلیدی کشور هشدار می‌دهم که با این بساطی که شما دارید پهن می‌کنید، چشم‌انداز آینده اقتصاد کشور را نامطمئن‌تر و نامطمئن‌تر می‌کنید. لطفا گزارش مرکز پژوهش های مجلس را در این چند وقت اخیر در مورد تحولات مربوط به فقر و کیفیت اشتغال در ایران منتشر کردند را بررسی کنید. چطور شرافت برخی افراد قبول می‌کند که با فرافکنی و توجیهات غیرعادی سیاستگذار را ترغیب کنند تا این کارهای به غایت خطرناک را انجام دهند؟!

    وی در ادامه افزود: مرکز پژوهش های مجلس، گزارشی از وضعیت فقر ارائه کرده بود به وضوح گفته است که شدت و هم عمق فقر در ایران افزایش یافته است. چطور یک نظام سیاستگذاری متوجه خطرات و آسیب‌های این موضوع نمی‌شود؟!

    به نام تولید اما به کام تشدید تمایلات رانت جویانه!

    از شما می پرسم: وقتی دو سوم تولید کشور بلااستفاده شده و 40 درصد ظرفیت موجود هم ورشکسته شده است؛ شما به چه دلیل این همه مجوز جدید برای فعالیت های تولیدی داده اید؟!

    ما بارها به این دوستان هشدار دادیم که به جای ارجاع مساله به موضوع مجعول فنر نرخ ارز، به ما توضیح دهید در حالی که نزدیک به دو سوم ظرفیت های تولیدی و صنعتی کشور بلااستفاده است و تولیدکنندگان تنها چهل درصد ظرفیت تولیدی را استفاده می‌کنند، و در حالی که بخش‌های دائما رو به افزایشی از تولید کنندگان، به اسارت ورشکستگی در می‌آیند؛ به چه دلیل، به طور افراطی این همه مجوز برای راه‌اندازی فعالیت جدید تولیدی داده می‌شود؟! البته ما بارها توضیح دادیم که به نام تولید اما به کام تشدید تمایلات رانت‌جویانه است چرا به این موضوعات رسیدگی نمی‌شود؟!

    ضرورت ورود نهادهای نظارتی به انتشار اوراق

    به گزارش اقتصادران ، مومنی از عدم رسیدگی به تخلفات بانک مرکزی انتقاد و تصریح کرد: در اردیبهشت ۱۴۰۰ کمیسیون اقتصادی گزارشی منتشر کرده و گفته است ۷۴ درصد حجم سپرده‌ها متعلق به یک درصد سپرده‌گذاران است. در این ابعاد وحشتناک نابرابری وجود دارد که با این نقدینگی و با این ترکیب و با این عدم تناسب با تولید، یک دفعه بانک مرکزی تحت عناوین موهوم، پاداش غیرعادی درنظر می‌گیرد! چرا به این تخلفات، رسیدگی بایسته نمی‌شود؟!

    چرا باید مجوزهای جدیدی داده شود که در واقع دهن‌هایی را برای بلعیدن اعتبارات بانکی و ارز باز می‌کند بدون اینکه دستاوردی داشته باشد؟ فنرهای اصلی نرخ ارز اینها است و چند بار باید ایران گزیده شود تا بالاخره عزیزان متوجه شوند؟!

     وی در ادامه افزود: نهادهای نظارتی محترم  باید شرافتمندانه، بازی انتشار اوراق توسط دولت را که یکی از بزرگترین نیروهای محرکه افزایش نقدینگی و بالا نگهداشتن مشکوک نرخ بهره است را زیر ذره‌بین قرار دهند. و از این دریچه هم نگاه کنند که مالیه حکومت چگونه روند قهقرایی طی می‌کند و باج‌های غیرعادی به سود سپرده می‌دهد که نتیجه آن این می‌شود که دائما دولت مجبور می‌شود از تعهدات حاکمیتی خود شانه خالی کند! آیا مشاهده روندهای مسئولیت گریزی حکومت از کانال بودجه تخصیصی به امور حاکمیتی هنوز به جایی نرسیده که عزیزان هشیار شوید؟!

    امتیاز دادن دولت به پول‌های غیرمولد

    مومنی در ادامه انتقاد از شانه خالی کردن برخی مسئولان از تعهداتشان، تصریح کرد: وقتی گزارش رسمی می‌گوید که میزان تعهد حکومت در زمینه آموزش و سلامت حدود یک دوم میانگین جهانی است؛ هر کسی که با الفبا آشنا است، می‌داند که میانگین جهانی شاخص ایده‌الی نیست. دولت با انتشار اوراق و توجیهات مجعول و غیرکارشناسی در حال دادن امتیاز به پول‌های غیرمولد است! دولت توان ندارد تا مسئولیت خودرا در قبال آموزش، سلامت مردم، تغذیه و مسکن مردم بر عهده بگیرد و این تعهدات، مرتب در حال کم شدن است.

    وی در ادامه افزود: واقعیت این است که کاریکاتوری در اقتصاد سیاسی ایران پدیدار شده است. سهم دولت در اقتصاد به حول و حوش هفتاد درصد رسیده، یعنی نزدیک به دو برابر این سهم در دوره جنگ! (شرم آور است که قباحت این نکته را برخی مسئولان متوجه نمی شوند!با وجود اینکه، سهم دولت در اقتصاد بسیار بالا است ولی در زمینه محرومیت‌‌زدایی و سیاست‌های حمایتی نزدیک به چهار پنجم کل هزینه‌هایی که دولت در حال انجام دادن آن است مربوط به عائله خودش است!

    یعنی انبوهی از جمعیتی که به سیاست حمایتی و  محرومیت‌زدایی حکومت نیاز دارند، از این گردونه خارج می‌شوند! پس چه اتفاقی باید بیافتد تا عزیزان به هوش بیایند؟ این روند چشم‌انداز هزینه فرصتِ بالاتر و نگران کننده‌تری را نشان می‌دهد. 

    تضعیف توان مالی حکومت با تضعیف ارزش پولی ملی، آب ریختن به آسیاب چه کسی است؟!

    مومنی تصریح کرد: امیدوارم اصحاب خرد و دانایی اصطلاح تئوریک «دولت طبیعی شکننده» را برای  حکومتگران گرامی توضیح بدهند تا بدانند که اگر این شیوه حکمرانی اقتصادی استمرار پیدا کند، چقدر چشم‌اندازآتی نسبت به اقتصاد و جامعه ایران نگران‌کننده می‌شود. وقتی به تاریخ اقتصادی مراجعه می‌کنید موضوع تکان‌دهنده دیگری را مشاهده می‌کنید که آن این است که: ” هنگام منازعه هژمونیک، همیشه آگاه نبودن و غیرمتمرکز بودن نظام تصمیم‌گیری ایران به بنیه کارشناسی موجود، ما را در برابر مطامع طرفین منازعه هژمونیک هم آسیب‌‌پذیر کرده است! “

    نهادهای نظارتی باید عمیق تر درباره اقتصاد سیاسی ایران توجه کنند / عبرتی که باید از جمله مورگان شوستر درباره ایران، گرفت!

    وی در ادامه افزود: نهادهای نظارتی باید عمیق‌تر در مورد آنچه که در اقتصاد سیاسی ایران می‌گذرد، توجه کنند. در هنگام انقلاب مشروطیت وقتی مورگان شوستر وارد ایران شد و چند ماه مسئولیت مالیه  کشور را برعهده گرفت؛ از یک تعبیر تکان‌دهنده‌ای استفاده کرد که امیدوارم کمک کند به اینکه نظام تصمیم‌گیری کشور هوشیار شود.‌ مورگان شوستر گفت: ” قدرت‌های خارجی همگی بر سرعقیم سازی و ناتوان‌سازی حکومت در ایران با یکدیگر هم داستان  هستند. “ در شرایطی که نگران‌کننده‌ترین و رقت‌انگیزترین مصداق‌های فقر و عقب‌ماندگی را می‌توان در استان‌های مرزی جستجو کرد، تضعیف توان مالی حکومت از طریق تضعیف ارزش پول ملی در واقع ریختن آب به آسیاب چه کسی است؟

    اشک تمساح برای اقتصاد کشور نریزید!

    عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه گفت: چقدر باید جای دریغ و تاسف باشد که تجربه‌هایی که در این زمینه وجود دارد، به راحتی نادیده گرفته می‌شود و همچنین اراده‌ای که در حذف باشرافت‌ترین و کارآمدترین نیروی سیاسی کشور مشاهده می‌کنیم را در حذف افرادی که سیاست های مشکوک را به نظام تصمیم‌گیری کشور تحمیل می‌کنند، نمی بینیم! افرادی سه دهه است که بر طبل سیاست‌هایی می‌کوبند و ایران را به این روز می‌اندازند و بعد برای اقتصاد کشور اشک تمساح  می‌ریزند.

    اگر فساد چند هزار میلیاردی ساخته رسانه ها و قدیمی است، چرا آن را به مردم گزارش ندادید؟! / مگر مردم صاحب حق نیستند؟!

    وی در ادامه افزود: اگر قرار باشد که شیوه ادامه امور اقتصادی کشور به این گونه ادامه یابد و برخی مقامات مسئول کشور به جای پاسخگویی فرافکنی کنند و وقتی گفته می‌شود که این فساد چند هزار میلیاردی چیست، می‌گوید دست‌ساخته رسانه‌هاست! و قدیمی است، حال سوال این است که این چه مساله قدیمی است که از آن اطلاع داشتید؟ اما یک گزارش به مردم نمی‌دهید؟ مگر مردم صاحب حق نیستند؟!

    می گویند قرار بوده نرخ ارز بالاتر رود اما ما آن را کنترل کردیم / آقای رییس جمهور؛ قرار بود با سیاست های خودتان دلار نزدیک هفتاد هزار تومان شود؟!

    در مورد نرخ ارز می‌گویند قرار بوده بیشتر بالا برود اما ما آن را کنترل کردیم. حالا در چنین شرایطی، آقای رییس جمهور گرامی، بهتر است تا وعده‌های مبارزات انتخاباتی خود را مرور کنند که آیا قرار بود دلار با سیاست‌های ایشان، نزدیک هفتاد هزار تومان شود که الان مقام مسئول او حرف‌های بی‌پایه می‌زند؟!

    استمرار سیاست فعلی یعنی زمین‌گیر کردن حکومت!

    رئیس موسسه دین و اقتصاد گفت :بادمجان دورقاب‌چین‌هایی که این سخنان را در دهن مسئولان می‌گذارند منافعی دارند و من این را درک می‌کنم. اما یک چهره دانشگاهی نباید چنین حرفی بزند چون هم دون شان جایگاه دانشگاهی خود حرف زده و هم دون شان مسئولیتی که در قبال مردم و اقتصاد ملی دارد. گزارش اقتصادی سازمان برنامه در سال 1373 تصریح کرده بود که به ازای هر یک واحد درآمدی که دولت از طریق شوک نرخ ارز دریافت می‌کند، هزینه مصرفی دولت ضریب سه برابر و هزینه سرمایه‌ای دولت به مراتب بیشتر افزایش پیدا می‌کند؛ بنابراین کاملا معلوم است که استمرار این سیاست به معنی زمین‌گیر کردن حکومت است.

    هنوز برای ایران راه نجات وجود دارد اگر… / جای تاسف است هشدارهای دلسوزانه را حمل بر چیزهای دیگر کرده و توصیه های مشکوک را گرامی می دارند!

    به گزارش اقتصادران، استاد اقتصاد دانشگاه علامه در پایان با افسوس تاکید کرد: چقدر باعث تاسف است که هشدارهای دلسوزانه حمل بر چیزهای دیگر شود ولی آن توصیه‌های مشکوک اینقدر گرامی داشته شود! اگر علم، فصل‌الخطاب قرار گرفته و اگر آزادی‌های مشروع قانونی، فرصت گفت و گوی صریح و بی‌پرده با مسئولان کشور را برقرار کند؛ هنوز برای ایران راه نجات وجود دارد.

    دولت محترم به جای تبلیغات موهوم باید به دامن علم بازگردند و از کارشناسان شریف استفاده کنند و آنها را جمع کنند تا به شکل اصولی راه را بر فعالیت‌های سوداگرانه ببندند و از تولید کنندگان حمایت کنند تا استقلال وعزت کشور را شاهد باشیم.

  • در کله حکومتگران ما چه می‌گذرد که عقب‌ماندگی چند صد ساله آنها را بر نمی‌انگیزاند!

    در کله حکومتگران ما چه می‌گذرد که عقب‌ماندگی چند صد ساله آنها را بر نمی‌انگیزاند!

    به گزارش اقتصادران، فرشاد مومنی  در  نشست «نسبت دانایی با توسعه» که توسط موسسه مطالعاتی دین و اقتصاد  برگزار شده بود و در جریان برگزاری آن ، کتاب «درآمدی بر سرمشق توسعه اقتصاد و جامعه دانش در ایران»  به قلم کمال اطهاری رونمایی شد، غفلت‌های صورت گرفته نسبت به عصر دانایی را زیان‌بار خواند و لازمه ورود به عصر دانایی را مستلزم تغییرات گسترده در کل حیات جمعی دانست و از سکوت در برابر بزرگترین صنعتی‌زدایی ایران و عرضه‌محوری مبتذل واردات محور،  رانت‌محور و فسادزا  انتقاد کرد. متن سخنرانی مومنی در ذیل آمده که خواهید خواند:

     

    فرشاد مومنی، رئیس موسسه دین و اقتصاد در ابتدای نشست ضمن قدردانی از کمال اطهاری به دلیل نوشتن کتاب « درآمدی بر سرمشق توسعه اقتصاد و جامعه دانش در ایران» گفت: در ادبیات علمی و دینی ،نسبت به درک اقتضائات زمانه برای جلوگیری از به حاشیه رانده شدن تاکید شده است. هزینه به حاشیه رانده شدن با گذشت زمان از ربع پایانی قرن هجدهم تا به امروز ، افزایش یافته است. یکی از ویژگی های ابتذال در بازارگرایی که در ایران مطرح می‌شود، این است که به جای اینکه روی کیفیت و عمق اندیشه تمرکز شود، توجهات به وجوه ظاهرسازانه میان تهی و توخالی جلب می‌شود. طبیعی است که هر کسی که در ایران با هر نگاهی دل نگران تمامیت ارضی کشور و اوضاع و احوال زندگی مردم و آینده این سرزمین هست، احساس نگرانی می‌کند. در چنین شرایطی به صورت طبیعی تحلیل درست مسائل می‌تواند به ما کمک کند.

    وی در ادامه افزود: کلید بحث این است که باید بتوان نسبت خود را با این تعاریف به صورت دقیق تعریف کرد. در ادبیات توسعه گام اول را ژرف‌کاوی در مفاهیم می‌دانند. هنگام بحث در مورد دانش بنیان شدن ، باید به این نکته دقت کرد که در هر جامعه‌ای که رهبران فکری می‌فهمند که چه می‌گویند و چه چیزی باید دنبال شود، اول روی مفاهیم تمرکز می‌کنند.

    از توهم جهانشمول پنداری تا انزواجویی

    فرشاد مومنی تصریح کرد: در یک کار تحقیقی با دوستان به کتابی برخوردم که سال ۱۹۸۶ نوشته شده بود. در آن کتاب دوره زمانی 1950 تا 1986 را بررسی و مضمون انقلاب دانایی با ۷۵ عنوان متفاوت  را صورت‌بندی مفهومی کرده بود. آقای اطهاری در سخنان خود، صورت‌بندی تمایزات قاره‌ای را تشریح کرد و شما در صورت مطالعه بیشتر با صورت‌بندی تمایزات ملی مواجه می‌شوید.حتی در اسکاندیناوی هم این موضوع از کشوری به کشور دیگر متفاوت آست. این تصور که دیکران برای ما فکر می‌کنند و ما فقط بهره‌‌مند می‌شویم، اصلا درست نیست. این هنر ماست که باید به صورت هوشمندانه و خلاق و ابتکاری از آن ذخیره دانایی بهره بگیریم و با دقت بسیار، نسبت آن را با نیازهای فعلی توسعه در کشور مشخص  کنیم .

    نویسنده کتاب « اقتصاد ایران در دوران تعدیل ساختاری» تصریح کرد: این مفاهیم متفاوت ۷۵ گانه در دوره ۳۶ ساله تصادفی نیست، این نکات برای فیلسوفان علم مساله محور است. اسم‌گذاری‌ها متناسب با نیازهای آنها صورت گرفته است. در  صورت ورود در سطح ملی، حتی بین مناطق مختلف یک کشور خاص هم این تمایزها مشاهده می‌شود. پیچیدگی ماجرا به این صورت است که شما نباید در دام‌های افراط و تفریط بیافتید، یعنی نه به سراغ توهم جهانشمول پنداری بروید و نه به دام انزواجویی بیافتید. در واقع سختی کار اینجا است.

    بیچارگی افزودن انتظارات ایدئولوژیک به تئوری!

    نویسنده کتاب « اقتصاد سیاسی توسعه در ایران امروز » گفت :اهل نظر و اهل علم باید حواسشان باشد که مثل توسعه و عدالت و آزادی، در مورد دانش‌بنیان بودن، یک اشتراک  لفظی وجود دارد. باید آنقدر صلاحیت و قابلیت داشت تا بتوان مفاهیم را در قالبی  که متناسب با اقتضائات جامعه و زمانه ما است، آن را سازگار کرد. از این زوایه، باید بین تئوری و ایدئولوژی فرق گذاشت. الان بخش بزرگی از بدبختی‌هایی که بر سر ما آمده به خاطر این است که در آموزه های بازارگرایی و یا مارکسیستی و چه در نحله‌های دیگر تئوری با اجرا تفاوت دارد. وقتی به تئوری انتظارات ایدئولوژیک اضافه می‌شود، متصلب شده و این تصلب شما را بیچاره می‌کند. فرقی ندارد که فرد باشید یا گروه یا یک کشور.از این زوایه نباید فریب خورد و باید مراقبت کرد.

    استاد اقتصاد دانشگاه علامه تصریح کرد:  تمام متفکران بزرگ از هر نحله‌ای تاکید دارند که اگر اقتصاد دانش‌بنیان را می‌خواهید خوب بفهمید باید به مثابه شیوه تولید، آن را نگاه کنید، چون این یک شیوه تولید جدید است. داگلاس نورث بازار دوست و نئوکلاسیک دوست، وقتی می‌خواهد در این مورد نظریه‌پردازی کند، تصریح دارد که اقتصاد مبتنی بر دانایی، یک شیوه تولید جدید است.

    رشد دوازده هزار و هفتصد درصدی  تاسیس شرکت دانش‌ بنیان

    وی در ادامه افزود: ملاک قرار دادن نوشتن مقاله یا  تاسیس شرکت، اشتباه بوده  و مرتب از آن رانت بیرون می‌آید و این رویکرد، موجب تمسخر کشور در دنیا شده است . اقتصاد مبتنی بر دانایی در عمق خودش شیوه تولید است. صورت‌بندی داگلاس نورث در این مورد شاهکار بزرگی است. نورث تاکید دارد که با وقوع انقلاب صنعتی، کشش منحنی عرضه دانش نسبت به گذشته افزایش پیدا می‌کند و این اقتضائات نهادی جدیدی را می‌طلبد. به همین دلیل مساله قوانین جدید ، همچون قوانین ثبت اختراع و مالکیت فکری باید در خدمت افزایش همراستایی بین منافع فردی و جمعی قرار بگیرد. اگر به هر طرف غش کنید، دچار بحران خواهید شد. اینکه شما دو شرکت ایجاد کنید و اسم آن را دانش‌بنیان بگذارید. بعد سخنگوی قوه قضائیه مصاحبه کند و بگوید که چهل درصد دعاوی که به دستگاه قضایی منعکس می‌شود، دعوا بر سر مالکیت زمین است. یعنی اینکه کشور هنوز در مورد چیزی که در جنبش حصارکشی در چند صد سال گذشته، حساب و کتاب  آن مشخص شده ، با مشکل مواجه است.

    نویسنده کتاب « پرچمدار اقتصاد ملی» تصریح کرد: در ایران همچون قبایل قدیمی به واسطه وقفه نهادی وحشتناک، پدیده زمین‌خواری هنوز یکی از کانون‌های اصلی برخورداری در این سرزمین  محسوب می‌شود. نباید ادا درآورده یا تبلیغ توخالی انجام داد. باید مسائل را درست فهمیده و نسبت خود را با آن مشخص کرد. اگر به ماجرا دقت کنید، متوجه می‌شوید که در هر موج انقلاب صنعتی همه عرصه‌های حیات جمعی متحول می‌شود. یعنی اگر می‌خواهید در این مملکت رشد کنید، باید نظام حیات جمعی را متحول کنید. درست است که به آن شیوه تولید گفته می‌شود، اما کل نظام حیات جمعی را مدنظر قرار می‌دهد یعنی اگر دولتی شعورش نرسد، که امنیت حقوق مالکیت چقدر اهمیت دارد و به جای اهتمام روی این نکته، به سراغ شوک درمانی برود. در نتیجه، ناامنی ایجاد شده و ناامنی به حقوق مالکیت آسیب رسانده و وضعیت تولید بدتر و بدتر می‌شود. معلوم است که در چنین شرایطی شعار اقتصاد دانش‌بنیان به یک شعار پوچ و توخالی تبدیل می‌شود.

    فرشاد مومنی تاکید کرد: مدتی پیش در مراسم رونمایی از کتاب زنده‌یاد دکتر رضاقلی، به این نکته اشاره کردم که چرا حکومتگران ما دردشان نمی‌آید که در دهه۱۳۹۰ رشد تعداد شرکت‌های دانش‌بنیان در ایران 12 هزار و 700 درصد بوده و همزمان کشور با سقوط  بهره‌وری  کل عوامل تولید روبرو شده و سقوط رشد اقتصادی و ظهور انواع بحران‌ها را تجربه کرده است؛ همچنان که رابطه مبادله نسبت به ۱۳۶۷ حدود 60 درصد سقوط کرده و کشور به سمت خام‌فروشی بیشتر حرکت کرده است . متاسفانه حساب و‌ کتابی در کار نیست تا این مشکلات مورد بررسی قرار بگیرد.   با وجود اینکه در این دوره ، انتشار مقالات 40 درصد رشد کرده، اما سوراخ دعا گم شده است و تا الان هم همینطور ادامه یافته است.

     در برابر بزرگترین صنعتی‌زدایی تاریخ سکوت کردند! / کشور ادعای دانش بنیانی دارد اما بی سابقه ترین صنعت زدایی تاریخ، انجام شده است

    نویسنده کتاب « مرزهای دانش توسعه» تصریح کرد: کشور ادعای دانش‌بنیانی دارد، اما بی‌سابقه‌ترین صنعت‌زدایی تاریخ اقتصاد معاصر انجام شده است، با وجود این، از راست افراطی تا چپ افراطی یک مقاله در این مورد منتشر نکردند. من ۱۳۹۴ یک کتابی  تحت عنوان اقتصاد سیاسی توسعه در ایران امروز منتشر کرده  و در مقدمه‌اش اشاره کردم که این چه مملکتی است که در فاصله ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۰ که سرشماری انجام شده است، بر اساس داده‌های موجود ۶۲۰ میلیارد دلار وارد اقتصاد شده است؛ اما خالص فرصت‌های شغلی در بخش صنعت ایران ، 300 هزار منفی است. منظور از خالص فرصت شغلی ، جمع جبری مشاغل صنعتی ایجاد شده با مشاغل از بین رفته است.یعنی آن دلارها به اشتغال‌زدایی در ایران کمک نکرده است. نکته‌های تکان‌دهنده‌ دیگری وجود دارد. با بیان آن متوجه می‌شوید که چه ابعادی از لاشخوری در اقتصاد  کشور رایج شده است.

    مومنی تاکید کرد: همیشه در تاریخ ایران، سرمایه‌گذاری در ساختمان در واقع فریز کردن سرمایه است. بنابراین مضمون توسعه‌ای از یک حدی بیشتر ندارد. ولی در مناسبات رانتی هر وقت اوضاع شغل به هم می‌ریزد. سیاستگذاران، مشوق‌های رانتی برای بخش ساختمان در نظر می‌گیرند. نکته تاسف بار این است که خالص فرصت شغلی در بخش ساختمان هم ۱۵۰ هزار متفی است.

    خالص فرصت شغلی منفی در دلالی

    فرشاد مومنی افزود: چارلز عیسوی در کتاب تاریخ اقتصادی ایران، ۱۸۰۰–۱۹۱۴ که از ۱۸۰۰ تا ۱۹14 ایران را روایت می‌کند، مقاله‌ای از کنت دو گابینو(حول و حوش ۱۸۴۰ تا ۱۸۵۰ به عنوان دیپلمات در ایران رفت و امد داشته است) را منتشر کرده است.  گابینو در این مقاله با شرح پنج شش صفحه‌ای گفته است ایرانیان به گونه‌ای رفتار می‌کنند که گویی همگی مادرزاد دلال به دنیا آمدند! در نهایت شرح  می‌دهد که دلالی چه  اوصاف اخلاقی دارد. این مشکلات دوره پیشانفتی است اما گاهی افراد تلاش دارند تا آدرس غلط بدهند و می‌گویند که هرچه فریاد دارید برسر نفت بکشید!

    رئیس موسسه دین و اقتصاد گفت : مقایسه داده‌های سرشماری 1385تا 1390 نشان می‌دهد که خالص فرصت شغلی عمده فروشی و خرده فروشی هم صد هزار نفر منفی است، یعنی فرصت شغلی جدیدی ایجاد شده که حتی دلال‌ها هم به گرد آن نمی‌رسند اگر این مناسبات شناخته نشود و روی کلیشه حرف زده شود، گره کار کشور باز نمی‌شود.

    75 درصد صنایع ایران، تکنولوژی صنعتی متوسط و پایینی دارند

    مومنی تصریح کرد: باید این نکته را مورد بررسی قرار داد که از اولین موج انقلاب صنعتی تا به امروز که مناسبات تولید صنعتی بین سه تا پنج بار به کلی زیر و رو شده است ایران کجا قرار گرفته است. آقای بحرینیان در پژوهشی متوجه شد که ۷۵ درصد ارزش افزوده بخش صنعت ایران در تکنولوژی متوسط و پایین قرار دارد. حد ما این است و ایران هنوز مراتب بعدی را نگذرانده است که بتوان با دو تا مقاله و چند تا شرکت بتوان دانش بنیان شد تمام این مسائل حساب و ‌ کتاب دارد.

    وقتی چند صد سال عقب‌ماندگی حکومتگران را بیدار نمی‌کند!

    وی در ادامه افزود: انعطاف نهادی متناسب با شرایط موجود کلید بحث است.  شما صورتبندی نورث را در مورد فروپاشی اتحاد شوروی در کتاب فهم فرایند تحول اقتصادی بخوانید که واقعا بی‌نظیر است در آنجا گفته می‌شود که وقتی در عصر شتاب تاریخ قرار گرفتید  و بخواهید با اندیشه متصلب و نهادهای متصلب با این شتاب بی‌سابقه خود را هماهنگ کنید، واقعا امکان‌پذیر نیست .

    نویسنده کتاب «عدالت اجتماعی،آزادی و توسعه در ایران امروز» گفت: وقتی گورباچف بر سر کار آمد کمیسیون سه جانبه، یک هیات دو هزار نفره را به اتحاد شوروی فرستاد تا ین موضوع را بررسی کند که سروته شعارهای گورباچف چیست. برای اینکه حد و حدود این هیات را متوجه شوید، باید بدانید که رئیس آمریکایی کمیسیون سه جانبه کسینجر، رئیس اروپای غربی ژیسکاردستن و رئیس جانب  شرق آسیا یاسوهیرو ناکاسونه نخست وزیر ژاپن بود. اینها با دو هزار آدم متخصص چند رشته‌ای در اتحاد شوروی مستقر شده بودند و چکیده گزارش‌اشان را در کتاب صد صفحه‌ای منتشر کردند و آقای دعایی که رحمت خدا بر او باد، آن را در انتشارات اطلاعات چاپ کردند.

    استاد اقتصاد دانشگاه علامه گفت: من آن موقع این گزارش را خواندم و یکی از فرازها این گزارش که پیش از ۱۹۹۰ منتشر شده بود،  این بود که غرب در زمینه فناوری‌های جدید در حاشیه اطمینان قرار دارد و نباید نگران شوروی باشد. استدلال آنها این بود که غرب حداقل پنج سال از اتحاد شوروی جلوتر است و آنها پنج سال عقب‌تر هستند اگر اغراق نباشد من ۷۲ ساعت خوابم نبرد که برای من این سوال پیش آمد که پنج سال عقب‌ماندگی اینقدر برای آنها حاشیه اطمینان ایجاد می‌کند و در کله حکومتگران و روشنفکران ما چه می‌گذرد که عقب‌ماندگی چند  صد ساله آنها را بر نمی‌انگیزاند!

    تفکر پیشاعصر دانایی هم نسبت به مهاجرت حساس است اما مسئولان ما نه!

    رئیس موسسه دین و اقتصاد گفت: باید این مشکلات  را به صورت دقیق شناخت و در تمام عرصه‌های حیات جمعی باید این کار را انجام داد. در عصر دانایی میکروفیزیک قدرت اهمیت پیدا می‌کند هر شهروند و هر بنگاه می‌تواند موازنه قدرت را نسبت به بقیه به هم بزند به همین دلیل عصر دانایی را عصر مشارکت می‌دانند. عصر دانایی عصری است که سازمانها با ساختار عمودی، افقی می‌شوند. با این حال مشاهده می‌شود که بسیاری از حکومتگران تلاش دارند با استانداردهای گذشته صحبت کنند.

    مومنی تصریح کرد: در عصر دانایی همه یک رجل محسوب شده و در همه امور کشور دخالت دارند اما الان مسئولینی وجود دارند که خروج سرسام‌آور نیروهای انسانی، آنها را نگران نمی‌کند. من گاهی فکر می‌کنم که با آین  افراد باید با چه زبانی صحبت کرد. مهمترین دلیل برای عدم نگرانی این است اقتضائات زمانه را درک نمی‌کنند. با اقتضائات پیشاعصر دانایی هم باید این احساس نگرانی را داشته باشید که تربیت و پرورش این افراد از محل درآمدی که متعلق به حال و آیندگان مردم این کشور است، چقدر گران تمام شده است. بعد دو دستی این افراد را تقدیم کسانی می‌کنید که به آنها استکبار جهانی می‌گویید. واقعا کشور در حال بیچاره‌تر شدن است به دلیل اینکه مسئولان ما چنین طرز فکری دارند.

    از پرداخت 35 همتی به موسسات اعتباری غیرمجاز تا تهدید کارگران حقوق نگرفته!

    این استاد دانشگاه علامه تصریح کرد: یکی از مشکلات بسیار مهم، بازارگرایی مبتذل است. در سال ۱۳۹۶ دو گروه به خیابان‌ها ریختند. یک گروه کارگرانی بودند که بین ۶ تا ۲۴ ماه بود که حقوق نگرفته بودند. اینها حرفشان این بود که دیگر امکان ادامه زندگی ندارند، ولی واقعا آنها خیلی ابرقدرت بودند که این مدت دوام آورده بودند ،من که چنین توانی ندارم .گروه دوم سپرده‌گذاران در موسسات اعتباری غیرمجاز بودند.

    وی در ادامه افزود: حکومت به گروه اول دستور داد که سرجای خود بنشیند وگرنه تنبیه خواهند شد، اما برای گروه دوم سران سه قوه وقت در کمتر از دوماه، سه بار جلسه اضطراری تشکیل دادند. در نهایت برای ساماندهی موسسات غیر‌مجاز ۳۵ هزار میلیارد تومان تخصیص دادند.اقای رییس جمهور وقت، ادعای حقوقدانی داشت، رئیس قوه قضائیه هم حقوقدان بود. در جلسه‌ای که دو نفر از سه نفر حقوقدان بوده است، از محل دارایی‌های بین نسلی کشور ۳۵ هزار میلیارد برای ساماندهی موسسات غیرمجاز اعتباری خرج کردند، در حالی که اصولا باید غیرمجازها را تنبیه کرد نه اینکه سامان داد.

    تبعات از دست دادن یک روز در عصر دانایی

    نویسنده کتاب « اقتصاد ایران در دوران تعدیل ساختاری»گفت: مسئولیت اهل فن و دانش در چنین شرایطی خیلی سنگین می‌شود. در چنین مقطعی باید متوجه بود که  تحولات بعد از انقلاب صنعتی  موجب شده که صاحبان این نوع از دانایی، به سمت تهاجم و میل به سمت استیلای سیرنشدنی سوق داده شوند. زنده‌یاد دکتر رضاقلی در کتاب سراب‌گرایی صنعتی در جامعه قبایلی ایران که شاهکاری  محسوب می‌شود، اشاره کرده است که قبل از اینکه اروپاییان به این توان جدید دست پیدا کنند سهم‌شان از کل خشکی‌های دنیا کمتر از نه درصد بود، اما هنوز وارد قرن بیستم نشده بودند که این سهم به هفتاد درصد رسید. الان هم ما تصور می‌کنیم که شکل پیشین استعمار وجود ندارد؛ اما شرایطی ایجاد شده که باید حسرت آن دوران را خورد.موضوعی که در گذشته بعد از صد تا صد و پنجاه سال رخ می‌داد الان طی یک روز رخ می‌دهد.  اگر الان یک روز را از دست بدهید گویی که صد و پنجاه سال را در قرن هجدهم از دست دادید.

    مومنی اظهار داشت:  میل به سیطره از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است کتابی را انتشارات سمت، تحت عنوان جامعه‌شناسی تطبیقی جهان سوم منتشر کرده که تاکید دارد امپراتوری‌های گذشته که سیطره پیدا می‌کردند نسبت استثمار را مشخص می‌کردند. از  موج اول  انقلاب صنعتی ، دیگر به استثمار راضی نیست بلکه تمام عرصه‌های حیات جمعی را تحت تاثیر قرار می‌دهد . البته وبر هم شبیه این موضوع را در اخلاق پروتستان گفته اما به خوبی « ال. اس. استاوریانوس »تبیین نکرده است. تا قبل از انقلاب دانایی میل به گسترش و سیطره تغییراتش به صورت درصدی بود اما الان محاسبات نشان داده که تغییرات جنبه نمایی پیدا کرده است.

    عرضه محوری مبتذل و پرفساد و نابرابرساز مبنای قاعده‌گذاری اقتصادی

    نویسنده کتاب « تحولات تکنولوژی و آینده توسعه در ایران» گفت: سیاستگذاران به جای ادا درآوردن و نوشتن مقاله و تاسیس شرکت دانش‌بنیان،  باید نسبت خود را در کل عرصه‌های حیات جمعی با این مساله روشن کنند. متاسفانه در کشور ما آدرس عوضی داده  شده و به تولید بدون مناسبات و پشتیانی اجتماعی ازتولید کننده توجه می‌شود. اینها بر محور مناسبات رانتی یک عرضه محوری مبتذل و پرفساد و نابرابرساز را مبنای قاعده‌گذاری اقتصادی خود قرار دادند. در شرایطی که بحران  سیاست‌گذاری در زمینه ارز وجود دارد، ارز را به بازار سیاه  تزریق می‌کند و اسم آن را عرضه محوری گذاشته است. وزارت مسکن گزارش داده است که تعداد مسکن‌های موجود در ایران از تعداد خانوارها  بیشتر است و در این زمینه مشکلی وجود ندارد، اما آقای رئیس‌جمهور با دادن وعده مششع قول ساخت چهار میلیون مسکن داده و عده‌ای هم این نکته را پیگیری می‌کنند که چه شد؟ به عبارتی اصل ماجرا چیز دیگری است اما سر ما گرم مسائل حاشیه‌ای است.

    مومنی در پایان تصریح کرد:متاسفانه کسی به فکر تغییر مناسباتی  نیست که موجب شده  تا جهش‌های بزرگی در زمینه مسکن و زمین رخ بدهد. جهش‌هایی که کمر مردم را با ضریب بالای ۷۵ درصد شکسته است. متاسفانه حرکت کشور، پشت به هدف و به شکل خطرناک انجام می‌شود، مثل همین بازی را در مورد خودرو می‌توان مشاهده کرد. بازی تبلیغاتی راه انداختند و در بازاری که ۳۲ میلیون خودرو وجود دارد یگ دفعه عده‌ای وارد شده و پیشنهاد  وارد کردن ۲۰۰ هزار خودرو رامطرح کردند. این عرضه‌محوری مبتذل همواره واردات محور،  رانت‌محور و فسادزا است. الان سوراخ دعای تولید به کل گم شده و در این واردی افتادیم که وزارت صمت به جای ریشه‌یابی چرایی ورشکستگی واحدهای صنعتی به صورت وحشتناک، چشم خود را بسته و اعلام می‌کند که هر فردی که مجوز می‌خواهد به او مجوز داده می‌شود. بعد از پیگیری مشخص می‌شود که مجوز خواهی هم حکمت دارد.سهمیه ویژه ارزی، سهمیه اعتباری ویژه و سهمیه زمین دارد که کار تولید ندارد.

  • همه چیز در جامعه ما دفرمه و از ریخت افتاده است! / عزیزان ربا را تلطیف کردند و اسم آن را نرخ سود گذاشتند!

    همه چیز در جامعه ما دفرمه و از ریخت افتاده است! / عزیزان ربا را تلطیف کردند و اسم آن را نرخ سود گذاشتند!

    به گزارش اقتصادران، فاصله «ایران» با «آرمانشهر توسعه‌یافتگی» هر روز بیشتر از گذشته می‌شود و به موازات «عقب‌ماندن ایران از مدار توسعه‌یافتگی» تمام اندیشمندان و دلسوزان این مرز و بوم، ضمن ابراز نگرانی از «فرصت‌سوزی تاریخی» و «تاسف خوردن از توسعه‌یافتگی رقبای خود»  تلاش دارند تا راهکاری را برای برون‌رفت از این «بحران دائمی» ارائه کنند. با این حال دغدغه‌مندان توسعه در این کشور بر این باورند که باید سیاست‌های علمی و حاکمیت دانایی در اولویت تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان قرار بگیرد تا بتوان شرایط بهتری را برای کشور رقم زد وگرنه امکان رهایی از «دومینوی مشکلات توسعه‌نیافتگی» وجود ندارد.

    وجود این دغدغه‌ها موجب شد تا «موسسه مطالعات دین و اقتصاد» در نشستی تحت عنوان « دانایی و توسعه» که به بهانه رونمایی از کتاب«اندیشه بی‌خانمان اثر زنده‌یاد علی رضا قلی» برگزار شده بود به دغدغه تاریخی علی رضا قلی یعنی استمرار توسعه‌نیافتگی بپردازد. در این جلسه پس از سخنرانی محمد رضا بهشتی و حسن طایی ، فرشاد مومنی دلایل توسعه‌نیافتگی ایران را مورد واکاوی قرار داد.

    وقتی کارنامه با ظرفیت ها همخوانی ندارد

    فرشاد مومنی به دغدغه‌های زنده‌یاد رضاقلی اشاره کرد و گفت:دوستان  هریک از یک زاویه ضرورت انتشار این کتاب را مورد بررسی قرار دادند و دلایل  انتشار این کتاب را به عنوان نقطه عطف متذکر شدند. من با تمسک به دغدغه اصلی زنده‌یاد دکتر رضا قلی، موضوع را بررسی خواهم کرد و تلاش دارم تا به ابهامات و پرسش‌های آقای طایی هم پاسخ بدهم. مساله اصلی و دغدغه محوری علی رضاقلی مساله استمرار توسعه نیافتگی در ایران است. همه افرادی که از دریچه توسعه به ایران نگاه می‌کنند( چه در داخل ایران و چه در خارج از ایران) این دغدغه مهم را داشته و ابایی ندارند که از لفظ پارادوکس ایران استفاده کنند.

    مومنی تصریح کرد: ظرفیت‌های انسانی و مادی این جامعه و بنیه تمدنی آن ، این انتظار را شکل می‌دهد که کارنامه‌ درخشانی وجود داشته باشد ، اما با توجه به واقعیت‌های موجود ایران و چشم‌انداز موجود، نه تنها تامین نمی‌شود بلکه از جهاتی دقیقا عکس آن را می بینیم.  به عبارت دیگر کارنامه با ظرفیت‌های مادی و انسانی ما تناسبی نداشته و حق‌ مطلب را ادا نمی‌کند.

    رئیس مؤسسه دین و اقتصاد گفت:  دغدغه رضاقلی استمرار توسعه‌نیافتگی بوده و به اعتبار آشنایی بسیار عمیقی که ایشان با دستگاه نظری نهادگرایی پیدا کرده بودند در سطوح قابل اعتنایی آن پرسش تاریخی عمیقی که در عرصه  معرفت بشری همواره مطرح بوده است یعنی دلیل‌کاوی در برابر علت‌کاوی را بررسی می‌کند. به نظر می‌رسد که در دستگاه نظری نهادگرایی به شکل بسیار قابل اعتنایی حل و فصل شده است. اگر دوستان علاقمند هستند می‌توانند مقدمه‌ نوشته شده من در کتاب فهم فرایند تحول اقتصادی را مطالعه کنند که از جهت جنبه‌های اندیشه‌ای توسعه، یک قله تکرارنشدنی در ادبیات توسعه محسوب می‌شود. این نکته تبیین شده که نهادگراها چگونه بین دو عامل آشتی برقرار کردند. اما در کنار آن آشتی که به تاثیرات متقابل این دو اذعان می‌کنند، گفته می‌شود که تقدم با وجوه معناکاوانه است.

    برخورد اشتباه با پدیده‌های اجتماعی

    نویسنده کتاب کالبدشناسی یک برنامه توسعه گفت: فردی که راجع به توسعه فکر می‌کند، می‌داند که در قلب و مرکز توسعه، مسائل علم و فناوری قرار می‌گیرد. بنابراین رضاقلی ناگزیر است که به اینها توجه کند. سال گذشته که کتاب درخشان آقای رضاقلی را تحت عنوانکتاب سراب گرایی صنعتی در جامعه قبایلی ایران رونمایی کردیم همانجا گفتم که واقعا این طرز نگاهی که به مساله بنیه تولید فناورانه در ایران  که توسط آقای رضاقلی انجام شده است جز متون قابل اعتنایی تالیفی به زبان فارسی محسوب می‌شود. پس همانطور که به مساله فناوری توجه کرده است به مساله علم هم توجه کرده است. به طور طبیعی همانند بسیاری از متفکران بزرگ توسعه ، اگر از دریچه Science به علم نگاه کنند باز در همان Science  علوم اجتماعی و انسانی، جایگاه رفیع و منحصر به فردی پیدا می‌کنند. طبیعی است که آقای رضاقلی هم به همین مساله توجه داشته باشد. آن ابهامی که آقای طایی عزیز از صفحه ۲۱ کتاب خواندند و در مورد آن، ابراز تردید کردند. این تعبیر اولین گزاره‌ای است که ایشان مطرح می‌کنند که کشورمان به اجبار تمدن جهانی پای از گلیم اقتصاد معیشتی – غارتی بیرون گذاشت که آقای طایی راجع به این ابراز تردید کردند.به نظر من تنها رضاقلی نیست که به این مساله توجه می‌کند و ابن توجه یک توجه اعتلابخش است.

     استاد اقتصاد دانشگاه علامه گفت: برخوردی که در مملکت ما با موضوع توسعه می‌شود . یک برخوردی است که با مساله انقلاب اسلامی هم می‌شود. کما اینکه با انقلاب ،مشروطیت و جنبش ملی شدن صنعت نفت هم همین برخورد شده است. بدتر اینکه، ادا درآوردن و مدگرایی پوچ به عامل بدبختی ما تبدیل شده است.  الان عده‌ای راه افتادند و خطاب به دیگران می‌گویند که بیایید و عذرخواهی کنید که در انقلاب نقش داشتید یعنی تصور اینها این است که پدیده انقلاب اجتماعی پدیده‌ای بود که با بسته‌بندی  به ما تحویل دادند و کفتند که « عزیزم از اینها هم داریم . آیا شما میل دارید یا نه بعد ما در برابر چیزهای دیگری که به ما تعارف شده بود مقایسه کردیم و بعد گفتیم ممنون الان میل ما به انقلاب می‌کشد ‌»!

    به حاشیه راندن مسائل بنیادین و برجسته کردن مسایل دم‌دستی

    مومنی تصریح کرد: شبیه همین برخورد با مساله توسعه هم می‌شود. این نوع برخوردها ،موجب غصه فراوان است که حکومت گرامی ما چگونه مسائل بنیادین را به حاشیه می‌راند و مسائل دم دستی سطحی را برجسته می‌کند. اینها نشان‌دهنده ضعف در گفتگو و تبادل‌نظر است. حتی اهل علم هم حوصله و ادب لازم برای گفتگو را ندارد و ضوابط و معیارها کمتر رعایت می‌شود.

     رئیس موسسه دین و اقتصاد درادامه افزود: دوستانی که به نسل من می‌گویند که تو هم آن زمان انفلاب بودی پس باید عذرخواهی کنید به آنها توصیه می‌کنم که کتاب تاریخ بی خردی خانم باربارا تاکمن را بخوانند  .در این کتاب، پنج نفطه عطف تاریخ بشر را بررسی کرده و تصریح دارد که عادی‌ترین انسان های تاریخ، واقعیت را درک می‌کردند اما در ساختار قدرت حاکمان موضوعات دم دستی ساده را درک نکرده بودند. آن پنج نقطه عطف، از اسب تروا شروع می‌شود و با جنگ ویتنام خاتمه می یابد. خانم تاکمن حتی تجربه سقوط واتیکان را بررسی کرده است‌ که‌ واقعا مرور تک تک ابن تجربیات خیلی قابل اعتنا است.در مقام جمع‌بندی به جامعه بشری هشدار می‌دهد. مضمون هشدارش این است که علوم سیاسی در عرصه‌های مختلف معرفت انسانی و اجتماعی جز نابالغ‌ترین علوم است و بعد اظهار شگفتی می‌کند که بشر عصر دانایی چطور بخش اعظم مقدرات خود را به آن حیطه سپرده و آرجاع می‌دهد .

    نویسنده اقتصاد سیاسی توسعه در ایران امروز گفت:  عرصه علوم سیاسی با آن ویژگی‌ها فهم نظری درباره منشاهای انقلاب های اجتماعی جز نابالغ‌ترین عرصه‌ها در علوم سیاسی محسوب می‌شود. در واقع بشر با یک مساله خیلی پیچیده روبرو شده  است و اینکه فردی عذرخواهی بکند با نکند بیشتر سطح فهم خود را از پدیده انقلاب اجتماعی منعکس می‌کند. ضمن اینکه  گره‌ای هم  با عذرخواهی من باز نمی‌شود.

    از مقاومت در برابر توسعه سیلی خواهید خورد

     استاد اقتصاد دانشگاه علامه گفت: شما باید با منطق علمی با مساله، روبرو شوید. شبیه موضوعی که در مورد انقلاب مطرح می‌شود در مورد توسعه هم مطرح می‌شود. همچنانکه برخی به صراحت اعلام می‌کنند که میلی به توسعه ندارند. با اینکه می‌گویند ما این توسعه را دوست داریم یا آن توسعه را دوست نداریم. شما به این نکته توجه کنید که حیاتی‌ترین مساله‌ای که تا هویت جمعی در کشور پیدا نکند نمی‌توانیم مسیر اعتلا را طی کنیم این است که مساله توسعه یک مساله اجتناب‌ناپذیر است و اگر شما به صورت فعال و خلاق با توسعه روبرو نشوید در نتیجه سیلی خواهید خورد.

     مومنی تصریح کرد: عموما کتاب‌هایی که از جنبه تاریخی مساله توسعه را مورد بررسی قرار دادند به این نکته اشاره دارند که ماجرای سیطره کشوری به کشور دیگر یک ماجرای باسابقه تاریخی است اما تا قبل از ربع پایانی قرن هجدهم وقتی یک کشوری بر کشور دیگری سیطره پیدا می‌کرد مناسبات حیات فردی و جمعی کشور مغلوب هیچ تغییری نمی‌کرد و با همان روال سابق، تولید و مصرف و معاشرت می‌کردند. فقط مناسبات استثماری توسط کشور غارتگر یا فاتح حاکم می‌شد و باج خود را می‌گرفت.

    تکلیف خود را با علوم انسانی  روشن کنید

     نویسنده کتاب ایران و پدیده جهانی شدن گفت:  سالها بعد از نقطه عطف نخستین موج انقلاب صنعتی ،جهان با یک پدیده جدیدی روبرو شد، واقعا‌ از نظر اندیشه‌ای آنهایی که تصور می‌کردند قصد قربت کرده و کمک کردند تا  کتاب  معروف دکتر مطهری را خمیر کنند، نمی دانستند چه که اشتباهی می‌کنند. البته جرم مطهری این بود که این را فهمیده بود. به همین خاطر مطهری به  اهل اجتهاد گفته بود مواجهه انفعالی و پسینی با اجزائی از سرمایه‌داری شما را به یک اجتهاد روزآمد و مقتضی زمانه نمی ‌رساند پس شما سرمایه ‌داری را به مثابه مساله مستحدثه نگاه کرده و با مقتضیات روش‌شناختی مستحدثه به آن بنگرید.

    استاد اقتصاد دانشگاه علامه تصریح کرد:  توسعه یعنی همین! یعنی اگر تو برخورد فعال و خلاق با دستاوردهای جدید علمی  و فنی و نظامی نداشته باشید این سیل تو را زیر و رو می‌کند،.در پستوی خانه ات طرز معیشت ات را تغییر می‌دهد . شکل و شمایل کشورت را دگرگون می‌کند. آقای رضاقلی به این نکته توجه می‌کند که توجه کردن به موضوع علوم انسانی واجد اهمیت زیادی آست و تصریح دارد که تا جامعه ایران تکلیف خود را با علوم انسانی و اجتماعی متناسب با اقتضائات عصر جدید روشن نکند نمی‌تواند مشکلات موجود را حل کند.

    نتیجه پشت کردن به توسعه مضحکه خاص و عام شدن

    نویسنده کتاب اقتصاد ایران در دوران تعدیل ساختاری گفت:  اگر مساله توسعه در این کشور صاحب و متولی داشت.هزاران بینه را زیر ذره‌بین می‌گذاشتیم آنوقت متوجه می‌شدیم که وقتی به توسعه پشت می‌کنیم چطور هر کاری که انجام  می‌دهیم مضحکه خاص و عام  می‌شود. من به زبان و عدد و رقم دو مثال می‌زنم که موضوع برایتان ملموس شود. الان کشورهای صنعتی تصریح دارند که از ربع پایانی قرن بیستم وارد یک مدار جدید به نام عصر دانایی شدند و انقلاب دانایی و اقتصاد مبتنی بر دانایی به مثابه یک شیوه تولید و همزمان به مثابه یک نظام حیات جمعی باید مورد توجه قرار بگیرد. کتاب عصر اطلاعات مانوئل کاستلز هشدار می‌دهد که کشورهای در حال توسعه در موج اول انقلاب صنعتی فکر می‌کردند که صنعتی شدن یک امر انتزاعی بوده و صرفا با جابجایی ماشین‌آلات محقق می‌شود برای همین بر این باور بودند که دیگران ماشین‌آلات صنعتی تولید کردند و ما خریداری کرده و صنعتی می‌شویم.

    استاد اقتصاد دانشگاه علامه تصریح کرد: در کتاب تصریح شده که  صنعتی شدن باید در کادر نظام حیات جمعی دیده شود  و تغییرات اجباری متناسب در ساخت سیاسی و اجتماعی و نظام  آموزشی و … لحاظ شود، اما چون این نکات لحاظ نشد،جوامع  به ابن روز افتادند به ترتیبی که  الان حسرت دوران پیشاصنعتی را می‌خورند.یعنی گرفتاریها چندین برابر شده و توانمندی‌ پیشین را از دست دادند.

     وی در ادامه افزود: این کتاب در نهایت هشدار می‌دهد که مبادا  فکر کنید در عصر  دانایی فردی با داشتن کامپیوتر شخصی  و… می‌تواند وارد عصر دانایی شود. ورود به این عرصه نیازمند نظام  حیات جمعی است.بحث زنده‌یاد رضاقلی همین است که  چون ما با تقدم رتبه ای بنیان‌های اندیشه‌ای برای تحقق بخشی توسعه روبرو هستیم باید تکلیف خود را در این زمینه زودتر روشن کنیم.

    استاندارد 270 سال پیش حاکمیت و ادعای دانش‌بنیان شدن

    نویسنده کتاب علم اقتصاد و بحران در اقتصاد ایران گفت:  در دهه ۱۳۹۰ تعداد شرکت‌های دانش‌بنیان در ایران 12 هزار و 700 درصد رشد داشته است و ایران همزمان با سقوط بهره وری تولید ، سقوط رابطه مبادله  و گسترش و تعمیق فقر روبرو شده است . به عبارت دیگر هیچ چیز با هیچ چیز نمی‌خواند! چون ماجرای دانش بنیان شدن، در کادر نظام حیات جمعی دیده نشده است. اگر حکومت بخواهد رابطه خود با مردم را همچنان در استاندارد ۲۷۰ سال پیش نگهدارد، بنابراین نمی‌توان دانش‌بنیان شد.

    استاد اقتصاد دانشگاه علامه تصریح کرد: منزلت انسان در عصر دانایی به قله رسیده است و بنابراین مساله مشارکت انسان در سرنوشت سیاسی و اقتصادی و اجتماعی، به کانون اصلی رقابت‌پذیری جوامع تبدیل شده است، مساله مشارکت «ادا درآوردنی» نیست که شما انتخابات برگزار کنید و بگویید که مشارکت مردم جلب شد.خود این انتخابات آنقدر واجد نکته‌های جذاب است که انسان واقعا درمانده می‌شود که «گریه کند، داد بزند یا بخندد.» آنوقت اسم آن را انتخابات گذاشتند ولی بسیاری از حوزه‌های انتخاباتی مسابقه‌ای برگزار می‌شود که تنها یک شرکت کننده دارد! بعد مقام مسئول در جایگاه توجیه تصریح دارد که خیلی از حوزه‌های انتخاباتی این مشکل را دارد که در واقع قباحت مساله را متوجه نمی‌شود.

    همه چیز  در جامعه ما دفرمه و از ریخت افتاده است!

    رئیس موسسه دین و اقتصاد گفت: در واقع همه چیز  در جامعه ما دفرمه و از ریخت افتاده است. حال سوال این است که چرا چنین اتفاقی رخ داده است. پاسخ مشخص است زیرا این امر در کادر نظام حیات جمعی دیده نشده یا نخواسته که دیده بشود.در چنین شرایطی سیاستگذاری اقتصادی ما شبیه انتخابات برگزار کردن ما می‌شود. به همبن دلیل رضاقلی دغدغه دارد که چرا این علوم کارکرد ندارند. این به این معنا نیست که اصحاب علم درک ندارند که چه اتفاقی رخ داده است بلکه آنچنان هویت جمعی پیدا نمی‌کند که اثربخشی داشته باشد .

    وی در ادامه افزود: الان دوستانی یک چوب دستشان گرفتند و مدعی دفاع از ارزش‌ها هستند فردی که صاحب کار هست بیان شهادتین را کافی می‌داند آما این دوستان دنبال احراز صلاحیت هستند و بعد اعلام می‌کنند که صلاحیت احراز نشد. صاحب و حاکم شرع طول و عرض مسلمانی را تعیین کرده و اصلا چنین چیزی را مطرح نکرده است پس معلوم است  که شما دنبال چیز دیگری هستید!!!! الان برخورد ابزاری غم‌انگیز و خانمانسوز با دین می‌شود که جای تاسف دارد.

    وقتی اسم ربا با تلطیف می‌شود نرخ سود!

     استاد اقتصاد دانشگاه علامه گفت:  در قرآن خشن‌ترین تعبیرها را برای ربا به کار برده است و ربا حکم اعلام جنگ با خداوند را دارد. عزیزان ربا را تلطیف کردند و لسم آن را نرخ سود گذاشتند.تصور می‌کنند که اینگونه مساله را حل کرده اند. شما لازم است تا به این نکته توجه کنید که کمیسیون آقتصادی مجلس گزارش منتشر کرده و سه تا رقم اعلام کرده که واقعا تاسف بار است.  خدا رحمت کند گل اقا را تصویری می‌کشید و زیرش می‌نوشت بدون شرح !

    وی در ادامه افزود:  در این گزارش آمده است که در دو دهه منتهی به ۱۴۰۰ رشد تولید در ایران طی بیست سال ۳۶ درصد بوده است. ما وارد ابن مقوله که اینها چه چیزی را تولید محاسبه کردند ،نمی‌شویم اینکه نفت را از اعماق زمین بیرون بکشید و به صورت خام بفروشید که اسمش تولید نیست زیرا نفت یک دارایی پایان‌پذیر است و شما دارایی بین‌نسلی فروختید. با این تلقی از تولید، رشد تولید در بیست سال ۳۶ درصد شده است .

    در بیست سال تورم سه هزار و نود درصد و نقدینگی ده هزار و دویست و پنجاه درصد رشد کرده!

    نویسنده کتاب اقتصاد دانش بنیان بررسی نقش فناوری و نواوری در توسعه اقتصادی گفت: در همین دوره رشد تورم 3090 درصد بوده است .رشد نقدینگی در همین دوران 10 هزار و 250 درصد بوده است. یعنی شما از طریق بانک های خصوصی و ولنگاری مالی دولت به صورت پیوسته و بی‌پایه از هیچ در حال خلق پول هستید و بعد در اوج بحران، از یک مغزهایی این درآمده که یک جهشی در پاداش‌دهی به این پول ها ایجاد کنیم تا گرفتاری‌ها برطرف شود‌.

    وی در ادامه افزود: زنده‌یاد رضا قلی به همین دلیل گفته است که انگار علوم انسانی و اجتماعی عقیم شده است . در واقع به بدیهیات اولیه علم به ویژه اقتصاد در فرایند تصمیم‌گیری و تخصیص منابع  توجه نمی‌شود. این به این معنا نیست که عالمان دلسوز و با صلاحیت به حاشیه رانده نشده وجود ندارد بلکه اثر جمعی اعتلابخش ندارد و از آن خبری نیست. حتی تصریح دارد که باید رمزگشایی شود.

    عمق بخشی به دانش روش‌شناختی متضمن نیل به توسعه

    رئیس موسسه دین و اقتصاد گفت:  این کتاب در مورد روش‌شناسی علوم اجتماعی و انسانی  است. اگر ایران توسعه بخواهد از جنبه معرفتی هیچ مساله‌ای به اندازه عمق‌بخشی به بینش و دانش روش‌شناختی برای ایران نجات‌دهنده نیست. اما این بحثی است که مخاطب عام آن خیلی کم  و‌ مخاطب خاص آن بیشتر است. هر کسی که در ایران تصور و انگیزه توسعه‌خواهی در خودش دارد همچون یک وظیفه ملی و دینی، باید به اشاعه بینش‌های این کتاب کمک کند.

    وی در ادامه افزود: هدف ما ساخت بت جدید یا بازاریابی نیست. این به این معنا نیست که اندیشه رضاقلی قابل نقد نیست مساله این است که روش‌شناسی یک شاقول است که به ما کمک می‌کند تا علم را از غیر علم و شبه علم  و فریب به نام علم تشخیص  بدهیم و این همان چیزی است که ایران از جنبه معرفتی برای نجات به آن نیاز دارد. خیلی جای دریغ و تاسف است که کل آثار تالیفی به زبان فارسی درباره روش‌شناسی  علوم انسانی و اجتماعی حکایت از قلت و فقر وحشتناک می‌کند.

    وی در ادامه افزود: این گواه بزرگی است که این نظام علمی از ریخت افتاده و بیقواره است. حتی در ساختار واحدهای درسی که در نظام آموزشی ما وجود دارد ،تقریبا جایگاهی نزدیک به صفر برای روش‌شناسی در نظر گرفته شده است. اگر فردی می‌خواهد به توسعه ایران کمک کند باید  به کانون روش‌شناسی و فلسفه علم توجه کند.انصافا علی رضاقلی در این زمینه خیلی زحمت کشید و دوستان به خاطر دارند که اگر مخاطبش یا متن مکتوب آن از استاندارد حداقلی در این زمینه برخوردار نبود ،چطور عنان از کف داده و واکنش تند نشان می‌داد.

    چرا بسته سیاستی بعد از سه دهه به هیچ هدفی نرسیده !

    نویسنده کالبدشناسی یک برنامه توسعه  گفت: من پیش‌بینی کرده بودم که در این جلسه یک مقداری  راجع به راهگشایی این کتاب صحبت کنم اما به خاطر مجال اندک به فرصت دیگر ارجاع می‌دهم. که دقیق توضیح دهم که چطور به جای علم در فرایند سیاست‌گذاری و تخصیص منابع از شبه علم استفاده می کنند و گنجشک را رنگ می‌کنند و جای چیز دیگری قالب می‌کنند. این چه جور علمی است که یک بسته سیاستی معین در طی بالغ بر سه دهه گذشته در دستور کار نظام تصمیم‌گیری کشور قرار داشته است اما به هیچ کدام از اهداف اعلام کرده نرسیده است و هزاران تخریب و فساد و به هم ریختگی و وابستگی ذلت‌بار  و نابرابری ناهنجار را پدید آورده آما همچنان در دستور کار است و با بزک کردن جلو می‌رود .

     وی در ادامه افزود: وقتی ماجرای توسعه گره خورد باید روی دو جا متمرکز شد یکی اعتبار علمی جهت‌گیری‌های سیاستی و فرایندهای تصمیم‌گیری و تخصیص منابع و دیگری نظام توزیع منافع . شما باید ابن موضوع را بررسی کنید که در سه دهه گذشته که این بسته سیاستی به کار گرفته شده است چگونه همه عرصه‌ها حیات جمعی ایران میان‌تهی و پوک و شکننده شده است.و در کنارش چه افرادی از این مناسبات بهره‌مند شده و سود می‌برند. من  بر ابن باورم که اگر شما منافع حکومت را از منافع بخش‌هایی از حکومتگران تفکیک کنید. در این صورت هرچیزی که به منافع حکومت مربوط می‌شده لگدمال شده است اما افرادی که اتصال حکومتی داشتند یک برخورداری‌هایی غیرعادی را پیدا کردند که لجن و فساد آن و بوی عفونتش به همه جا نفوذ کرده است و جلوه‌های تهوع آور و عریان آن مشاهده می‌شود.

    اداره مشکوک اقتصاد ایران با ابزار پنهان کاری

    استاد اقتصاد دانشگاه علامه گفت: من تصمیم دارم روندهای مشکوک اداره اقتصاد ایران را بررسی کرده و آن را در فضای بدور از انتخابات و زنده باد و مرده باد ، ارائه کنم زیرا شواهدی را جمع کردم که واقعا تکان دهنده است منطق اسم‌گذاری این بوده که حسن ‌نیت بخش‌هایی از حکومت نادیده گرفته شده و تلاش دارد تا خودش باقی بماند تمام تخصیص منابع در طول سه دهه کذشته نشان می‌دهد که حتی اگر حکومتی قصد داشته باشد تا بایسته‌های بقای خود را رعایت کند نباید چنین اقداماتی را انجام دهد اما روزمره این کار را انجام می‌شود.

    وی در ادامه افزود: در دستکاری واقعیت و جا زدن شبه علم و دروغ و کلک و پنهان کاری  واویلایی درست کردند. شما حساب کنید که در این کشور سه چهار سال است که سالنامه آماری را منتشر نمی‌کنند. نزدیک سی سال است که روند تحولات سهم مربوط به ارزش آفرینی واسطه‌گریی مالی را حذف کردند تا سلطه ربا را پنهان کنند در حالیکه ده متغیر کنترلی دیگر وجود دارد که با آن می‌توان موضوع را متوجه شد. من به حکومتگرانی که صادقانه و شرافتمندانه می‌خواهند عدالت را برقرار کنند می‌گویم که موتور خلق پول از هیچ به صورت امتیاز رانتی پلید و ضد توسعه‌ای را به درصد اندکی از مردم داده شده  و به اسم اسلام مرتب پاداش برایش درنظر می‌گیرند در نهایت بر سر تولید کننده و سر مردم می‌کوبند.

    رئیس موسسه دین و اقتصاد تصریح کرد: اگر این کتاب به اندازه اهمیتی که دارد جدی گرفته شود و این جدی گرفتن شامل نقد صریح و بی‌پروا بشود، بسیار خوب است.  به هر حال رضا قلی ابن ادعا را نداشت که حرف آخر را زده است حتی اگر چنین ادعایی داشت کسی از او نمی‌پذیرفت. ایشان توانسته افق‌گشایی بدرد بخور و اعتلابخش را انجام دهد و توانسته  به عزت مردم کمک کند. خدمات اندیشه‌ای رضاقلی منحصر به فرد  بود کما اینکه ایشان همواره نگران ایران بود و همیشه به خود می‌لرزید ،گویی می‌دانست و می‌فهمید که به سمت چه آینده‌ای می‌رویم .

  • فقط بلديد مردم را به تقوا دعوت كنيد! / چرا فساد چای دبش را ناچیز جلوه دادید؟ / کارد را به استخوان مردم رساندید

    فقط بلديد مردم را به تقوا دعوت كنيد! / چرا فساد چای دبش را ناچیز جلوه دادید؟ / کارد را به استخوان مردم رساندید

    به گزارش اقتصادران، در سالگرد پيروزي انقلاب موسسه دين و اقتصاد در نشستي تحت عنوان «فساد و فروپاشي بازخواني ريشه‌هاي سقوط رژيم پهلوي» موضوع فساد گسترده را در دوره پهلوي موردارزيابي قرار داد و تبعات چشم‌پوشي از اين فساد گسترده را مورد بازخواني قرار داد. فرشاد مومني استاد اقتصاد دانشگاه علامه بر ضرورت عبرت‌ گرفتن از تجارب تاريخي تاكيد كرد و خواستار همدلي و همراهي و گفت‌وگو براي نجات ايران از شرايط نامطلوب فساد شد.

    برابري در توزيع قدرت مانع مبارزه با فساد

    فرشاد مومني گفت: فسادهايي كه در ساختار قدرت وجود دارد، مطلقا با هيچ معيار و شاخصي قابل مقايسه با دله‌دزدي‌ها و قابلمه‌دزدي‌ها نيست تا زماني كه ساختار قدرت از تصلب و نابرابري ناموجه از نظر توزيع قدرت برخوردار است، امكان ندارد كه بتوان با فساد مقابله كرد. شما به صورت‌بندي نظري خارق‌العاده و بديع داگلاس نورث در اين زمينه توجه كنيد كه ايشان با جزييات توضيح مي‌دهد كه چطور اين فساد ريشه‌هاي توليد فناورانه را مي‌سوزاند و چگونه نابرابري ناموجه را گسترش و تعميق مي‌دهد.

    شفافيت كمتر فساد بيشتر

    به گزارش جماران، مومني تصريح كرد: موضوع مهم ديگري كه اقتصاددانان توسعه مطرح مي‌كنند و تلاش دارند تا هوشمندي را نسبت به آن بالا ببرند اين است كه جاهايي كه فساد بالاتر است، جاهايي است كه شفافيت كمتر بوده و فقر و نابرابري بيشتر است. براي همين اگر قرار باشد فردي عالمانه و آگاهانه و صادقانه بخواهد‌ تا فساد را برطرف كند، بايد سراغ فقر و نابرابري برود. بدون استثنا جاهايي كه با دو بيماري يعني بحران پنهانكاري و عدم شفافيت و بحران نابرابري ناموجه مواجه شده است، عموما جاهايي هستند كه بنيه توليد فناورانه در اولويت قاعده‌گذاري‌ها و تخصيص منابع حكومت نيست و سرمنشا اصلي آنجا هست. رييس موسسه دين و اقتصاد تاكيد كرد: كليد بحث اين است كه وقتي شفافيت وجود نداشته باشد، مشاركت و نظارت مردم در سرنوشت خودشان بي‌معنا مي‌شود. در نتيجه محصول آن وابستگي ذلت‌آور به دنياي خارج، فقر و نابرابري گسترده و عميق و ناپايداري‌هاي دايمي سياسي و اجتماعي مي‌شود.

    اقدامات نمايشي براي مبارزه با فساد به جاي مواجهه نهادي

    نويسنده كتاب «نهادگرا پرچمدار اقتصاد ملي» گفت: تك‌تك نكات مطرح شده از زبان حكومتگران اين بود كه كل نظام قاعده‌گذاري و نظام توزيع منافع غيرشفاف و فاسد است. بعد براي ادا درآوردن به چند نفر بند مي‌كنيد. اينكه شما مي‌بينيد در سيستم فاسد به جاي مواجهه نهادي با مساله فساد آنها ترجيح مي‌دهند كه رويه‌هاي ظاهرسازانه مثل دستگيري و بردن آبروي افراد و جابه‌جايي كردن آنها از سمت‌هاي‌شان را در دستور كار قرار بدهند، هيچ‌يك از اينها تصادفي نيست. همه اين اقدامات حساب و كتاب مشخص دارد. بسياري از انديشمندان با جزييات توضيح مي‌دهند كه چرا در حكومت‌هاي فاسد و ضدتوليدي و ضد توسعه اين‌قدر تمايل دارند كه كارهاي نمايشي انجام دهند. وي در ادامه افزود: چون بسترسازي نهادي براي ريشه‌كن كردن فساد را نمي‌توان با قيچي كردن روبان انجام دهيد و بعد از تلويزيون و عكاسان بخواهيد تا آن را نمايش دهند. اينها نمايش‌ دادني نيستند، بلكه عمل كردني هستند.

    فقط بلديد مردم را به تقوا دعوت كنيد!

    وي در ادامه افزود: اگر قرار است تا راه نجاتي براي ايران پيدا كنيم، بايد قادر باشيم كه از گذشتگان و تجربه‌هاي پيشين درس بگيريم. حكومتگران گرامي بايد از خودشان بپرسند كه چطور اين‌قدر خوب بلدند كه ديگران را به تقوا دعوت كنند. چطور اين‌قدر خوب بلدند كه راز و رمز فروپاشي فرعونيان و پادشاهان را از دوره پيشاتاريخ تا دوره محمدرضا شاه را توضيح بدهند. چقدر عالي آنها را ريشه‌يابي مي‌كنند اما چرا اين دانسته‌ها در رفتار عملي‌ آنها انعكاس ندارد. دكتر رييس جعفري مثال‌هاي متعددي مطرح كردند كه بسيار تكان‌دهنده است. گفته مي‌شود كه محمدرضا شاه هم همين‌طور بود. دوست داشت كه قانون‌هاي مترقي در كشور وضع و برنامه جاه‌طلبانه تدوين كند چون اينها همه قابليت نمايش دارد اما وقتي نوبت عمل فرامي‌رسيد، آن كار ديگر مي‌كرد و ديديد كه چه بر سر او آمد. رييس موسسه دين و اقتصاد تصريح كرد: من يادم هست كه سال گذشته گفتم از سرنوشت خدمتگزاري مثل شاه بايد عبرت گرفت، زيرا محمدرضا پهلوي در كل دست‌نشاندگان امريكا نظيري نداشت، اما چه سرنوشتي پيدا كرد. ژنرال كائوكي كه از برجسته‌ترين رجال ويتنام جنوبي بود بعد از اينكه ويتنام جنوبي فروپاشيد امريكا به او اجازه داد كه در نيويورك شوفر تاكسي شود، درحالي كه حتي اين فرصت هم به محمدرضا پهلوي داده نشد. افرادي كه تصور مي‌كنند، راه نجات ايران از طريق دست‌نشاندگي به خارجي‌هاست اين شواهد را بينند و عبرت بگيرند. چطور مي‌شود كه حكومتگران گرامي اين‌قدر علمي از فروپاشي محمدرضا شاه رمزگشايي مي‌كنند، اما به خودشان كه مي‌رسد حساسيت‌هاي بايسته را در عمل نشان نمي‌دهند و در برخوردهاي ظاهري متوقف مي‌شوند.

    تبعات لاپوشاني فساد

    وي تصريح كرد: بحران يادگيري جمعي از تجربه‌هاي قبلي و تجربه‌هاي همين حكومت با دو مانع بزرگ روبه‌رو است يكم مانعي كه در سازه‌هاي ذهني حكومتگران وجود دارد شما نمونه آن را ديديد كه براي فساد رخ داده در اوقاف زمان شاه، پنهانكاري و توجيه كردند. الان هم با همين توجيهات هزاران فساد لاپوشاني مي‌شود. اين همه كمپين درست شد و برجسته‌‌ترين متفكران كشور درخواست كردند كه يك مقام مسوول تخصيص چند ميليارد دلاري به چاي دبش را توضيح دهد. اصلا بحثي از زنده‌باد و مرده‌باد مطرح نشد، بلكه بارها تاكيد شد كه راه نجات كشور از مسير شفافيت مي‌گذرد. مگر مردم به عنوان صاحبان حق در مورد دلارهاي نفتي، نامحرم هستند و تنها شما محرم هستيد. اين يك تعرضي بوده كه به حقوق عمومي شده است چرا لاپوشاني مي‌كنيد. چرا سكوت كرديد چرا مقامات رسمي به جاي اينكه شرمنده شوند و از ملت عذرخواهي كنند براي اينكه بي‌كفايتي‌ها و ناداني‌ها آنها موجب شده كه چنين فساد عظيم و فاجعه‌آميزي شكل بگيرد، چنين فسادي را ناچيز جلوه دادند.

    دعواي حيدري نعمتي سر فساد

    استاد اقتصاد دانشگاه علامه گفت: در گزارش‌هاي رسمي بانك‌ مركزي و مركز آمار آمده است كه ۸۵درصد درآمدهاي حاصل از جهش قيمت نفت در دوره پهلوي، صرف واردات كالاي سرمايه‌اي و واسطه‌اي شده است. محمدرضا شاه مي‌گويد واردات كالاي سرمايه‌اي و واسطه‌اي بهانه‌ و محمل براي اين قضيه بود. خود محمدرضا تصريح دارد كه ما پول‌ها را آتش زديم و اگر ما بگوييم كه فساد بيداد مي‌كرد، افرادي كه كاسه داغ‌تر از‌ آش هستند، مي‌گويند كه اينها بدترند چه كسي گفته كه اينها بهترند. بايد با مستندات نشان داده شود كه اينها بدترند. تلاش ما ريشه‌يابي و حل مشكلات است. بحث بدتر بودن و بهتر بودن نيست. متاسفانه اين ظاهرسازي‌ها و دروغ گفتن‌ها هيچ‌گاه گريبان ايران را رها نكرده است. از دريچه انديشه توسعه به گواه مطالعات ده تن از نوبليست‌هاي برجسته، ريشه اين كارها به بحران شفافيت، بحران مشاركت و بحران نابرابري ناموجه و فقر گسترده بازمي‌گردد. وي در ادامه افزود: اگر شرافتي وجود دارد و شما واقعا با فساد مخالف هستيد، بايد همفكري كرد تا نارسايي‌ها در اين چهار حيطه برطرف شود، اما متاسفانه تا بحث فساد مطرح مي‌شود، يك دعواي حيدري نعمتي درمي‌گيرد. اصل ماجراي فساد را كنار گذاشته يك عده مي‌گويند. اين فساد سيستمي است و يك عده مي‌گويند كه فساد سيستمي نيست. اصل آن و فقرزايي و خانمان‌براندازي‌اش را كه قبول داريد. اين داستان در ماجراي بهار عربي هم تكرار شد. اصل اين موضوع كه اينها چه كار كردند كه كارد را به استخوان مردم رساندند، رها شد و بعد يك عده اسم آن را بيداري اسلامي گذاشتند. يك عده ديگر گفتند كه اين بهار عربي و قوميتي است. افرادي كه از مناسبات غيرشفاف و غيرمشاركت‌جويانه سود مي‌برند تمام هم و غم خودشان را به كار مي‌گيرند و از مافياي رسانه‌اي استفاده كرده و آدرس غلط داده و همه را گيج مي‌كنند.

    من توبه كنم مشكل تو و جامعه حل مي‌شود!

    مومني تصريح كرد: براي درك موضوع انقلاب، بايد كتاب سير نابخردي باربارا تاكمن را بخوانيد كه كتاب بسيار مهمي است. اين خانم كه استاد برجسته تاريخ در قرن بيستم بوده است. بعد از بررسي پنج تجربه تاريخي از دوره پيشامدرن تا جنگ ويتنام را ذكر مي‌كند و تاكيد دارد كه همه مي‌فهميدند اما حكومتگران نمي‌فهميدند. تاكمن از اسب تروا تا جنگ‌ ويتنام را بررسي كرده است‌ حتي سقوط واتيكان هم بررسي كرده است. در جمع‌بندي گفته كه اصحاب علوم اجتماعي مي‌دانند كه علوم سياسي در مقايسه با ساير علوم اجتماعي جزو نابالغ‌ترين محسوب مي‌شود. اين چه حكمتي است كه مردم بخش اعظمي از مقدرات‌شان را به دست افرادي مي‌دهند كه بنيه معرفتي پشتيان آن در حد روانشناسي و اقتصاد نيست. خود عالمان علوم انساني مي‌گويند در درون علوم سياسي يكي از نابالغ‌ترين عرصه‌هاي معرفت بشري مساله انقلاب‌هاي اجتماعي است. وي در ادامه افزود: ما با يك مساله پيچيده روبه‌رو هستيم. اينكه من گردنم را كج كنم و توبه كنم مشكل تو و جامعه حل مي‌شود. اين را چماق جديد كرديد تا باب گفت‌وگوهاي جديد و اعتلابخش را ببنديد. ما بايد آسيب‌شناسي كنيم تا بفهميم كه كجاي كار اشتباه بوده است. در اين صورت ايران نجات پيدا مي‌كند نه اينكه بگوييم كه هر كس كه در انقلاب اسلامي مشاركت داشته بايد توبه و عذرخواهي كند. اصلا بايد از كي عذرخواهي كند؟ شما تجربه گوادلوپ را نديديد همه قدرت‌هاي بزرگ جهان از همه توانايي‌هاي‌شان استفاده كردند و تلاش كردند تا محمدرضا را نگه دارند اما نتوانستند درنهايت گفتند كه فايده ندارد بايد دنبال سناريوي ديگري رفت. شما براي من اقتداري بيش از قدرت‌هاي جهان قائل هستي اگر من اين هستم تو كي هستي كه من را زير سوال ببري!

  • دست از بازی با الفاظ  توسعه بردارید / کشور در یک شیب تند رو به انحطاط است / به مرحله ای رسیدیم که شاخص فلاکت جایگزین شاخص عدالت شد‌

    دست از بازی با الفاظ توسعه بردارید / کشور در یک شیب تند رو به انحطاط است / به مرحله ای رسیدیم که شاخص فلاکت جایگزین شاخص عدالت شد‌

    به گزارش اقتصادران، دغدغه «توسعه‌یافتگی» در ایران متعلق به امروز نیست، سالهاست که مردم این دیار برای نیل به توسعه تلاش کرده و مرارت‌های زیادی را تجربه کردند. با این حال به باور بسیاری از کارشناسان نتوانستند به سرمنزل مقصود برسند.  بدتر اینکه، شکاف بین ایران و کشورهای توسعه یافته هر روز بیشتر شده و به مرحله خطرناکی رسیده است.

    بزرگان علم توسعه می گویند برنامه‌های تدوین شده دولت برای تحقق توسعه دستاوردی نداشته و حتی بستر «عقب‌گرد» ایران را فراهم کرده است. درجا زدن مداوم ایران در مسیر نیل به توسعه موجب شد تا «موسسه مطالعات دین و اقتصاد» نشستی را با حضور  فرشاد مومنی و حسین رجب‌پور برگزار کند تا به این ترتیب «نحوه مواجهه برنامه هفتم با مقوله توسعه فراگیر» مورد ارزیابی قرار بگیرد.

    فرشاد مومنی استاد اقتصاد دانشگاه علامه به عنوان سخنران دوم، به گریزناپذیری ایران از مقوله توسعه اشاره و تصریح کرد:مساله توسعه در ایران یک موضوع دلبخواهی نیست . یک الزام و اجبار است. اگر نظام تصمیم‌گیری کشور به هر بهانه و دلیلی از توسعه طفره می‌رود، هزینه جبران‌ناپذیری برای کشور برجا می‌گذارد. روند پیش‌رو، بسیار خطرناک و با یک شیب تند رو به انحطاط است. دکتر رجب‌پور زوایایی از بحث را مطرح کردند که خلاصه آن این است که کشور با یک شیب تند به سمت انحطاط می‌رود و چاره کار وقوف روش شناختی عالمانه و فراگیر نسبت به مساله توسعه است. چیزی که در سطح نظام تصمیم‌گیری کشور مشاهده می‌شود این است که نمی‌خواهند به واقعیت توسعه تن بدهند و به همین دلیل با کمال تاسف می‌توان پیش‌بینی کرد که این روند انحطاط سرعت بیشتری بگیرد.

    وی در ادامه افزود: دوست عزیزمان جناب آقای مهندس بحرینیان در گزارشی که منتشر کردند، روی  چند  نکته حساس دست گذاشتند. محاسبات ایشان نشان می‌دهد که بیش از 80 درصد کل عایدات ارزی ایران از ۱۳۳۸ تا به امروز، در دوره ۱۳۶۹ به بعد به دست آمده است. یعنی مشکلی به نام کمبود ارز و ریال وجود ندارد. حال سوال مهم این است که چرا چنین انحطاطی را تجربه کردیم؟

    نشانه مشکوک اداره اقتصاد کشور

    مومنی به روند اداره کشور اشاره کرد و گفت: می‌توان برخی روندها و نشانه‌های مشکوک را  در اداره اقتصاد کشور مشاهده کرد وقتی شما گزارش‌های دست اندرکاران کلیدی تحریم ایران را که هدفشان براندازی حکومت ایران ذکر کرده اند را بررسی کنید ، متوجه خواهید شد که هر اقدامی که نابرابری‌های ناموجه را در ایران افزایش دهد یا هر سیاستی که تورم‌زا باشد و اعتبار و ارزش پول ملی ایران را ساقط کند یا هر سیاستی که تخصیص منابع ارزی کشور را به واردات لوکس و تجملی معطوف کند یا هر سیاستی که به بیکاری دامن بزند یا هر سیاستی که برای بخش صنعت و کارخانه های ایران مانع‌تراشی بیشتر کرده و محدودیت‌ها و تنگناهای بیشتری را به این بخش تحمیل کند‌ یا هر سیاستی که هزینه تامین سرمایه در گردش را برای تولیدکنندگان ایران افزایش دهد را توصیه می‌کنند در راستای اهداف براندازان حرکت می کنند.

    شما به روش سیاست ورزی که در سه دهه کذشته  در دستور کار قرار گرفته است، توجه کنید و بعد بررسی کنید که از این فهرست کدامیک را انجام نداده اند. برای دنبال کردن نفوذ لازم نیست که سرشان را از پنجره بیرون ببرند و دیگران را نگاه کنید . باید به مجموعه خودتان نگاه کنید که به این عریانی از طریق سیاست‌هایی که مکرر کارشناسان مظلوم و متدین و میهن دوست کشور نسبت به عواقب وخیم ان هشدار دادند  و با بی اعتنایی مواجه شدند، کشور به سمت انحطاط می رود!

    از ادعای حساسیت به نفوذ تا وابستگی ذلت‌بار به واردات

    مومنی تصریح کرد: کارشناسان مظلومانه و متضرعانه همواره این نکته را گوشزد کردند که این سیاست ها از هر زاویه ای که مورد بررسی قرار دهید ، به کشور صدمه زده است! کارشناسان می‌توانند به گزارش رئیس سازمان برنامه در دولت پیشین استناد کنند که ادعا کرده بود که در سازمان برنامه مطالعه ای صورت گرفته و نشان می دهد که ارزبری هر واحد تولید ناخالص داخلی در ایران در فاصله ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۶  برای دستیابی به هر واحد تولید ناخالص داخلی با هدف گذاری رشد هشت درصدی از حدود شانزده و نیم میلیارد دلار در سال به حول و حوش دویست میلیارد دلار رسیده است. آخر چه کسی می‌تواند ادعا کند که نسبت به نفوذ حساسیت دارد اما عمق افزایش وابستگی ذلت آور به واردات به صورت تکان‌دهنده را درک نکند و در دستور کار برنامه‌ریزی توسعه  قرار ندهد.

    وی در ادامه افزود: شما اگر گزارش مرکز پژوهش های مجلس  در مورد عملکرد حداکثرسازی قانون ساخت داخل را بررسی کنید متوجه می‌شوید که 80 درصد  و بیشتر عدم تحقق رخ داده است. آخر این چه نوع نهاد نظارتی است که نسبت به این رویکرد، که کل کشور را تحت تاثیر قرار می‌دهد، سکوت کرده است تا فقر و بدبختی و وابستگی ذلت‌بار و بحران محیط زیست و بحران پس افتادگی در مورد استانداردها را به ما تحمیل کند چون نظام تصمیم گیری کشور چشم به چیزهای دیگری دوخته  و برمسایل بسیاری چشم خود را فرو بسته است.

    تداوم روندهای نگران کننده

    مومنی تاکید کرد: اگر ارزش‌ها آنچنان که ادعا می‌کنید برایتان اهمیت دارد، چطور امکان دارد که  در آغاز سال ۲۰۲۳ سازمان بهداشت جهانی این گزارش را ارائه کرده است که ایرانیان از نظر سرانه مصرف الکل در میان مصرف کنندگان مداوم نوشیدنی‌های الکلی رتبه نهم را در بین ۱۸۹ کشور جهان کسب کردند. بعد از مدتی یک مقام مسئول سخنگوی وقت وزارت بهداشت در اردیبهشت ۱۳۹۹ اعلام می‌کند که طی دو ماهه اول سال ۱۳۹۹ بیش از پنج هزار نفر در اثر استفاده از الکل تقلبی مسموم شدند.نشانه‌های این روندهای نگران کننده به چند مورد خلاصه نمی‌شود.  ابعاد آن هم کوچک و ناچیز نیست که بتوان از آن صرفنظر کرد و بهانه آورد که موارد مهمتری وجود دارد.  وقتی از این راویه مسائل  را نگاه می‌کنید، متوجه می‌شوید که سهل انگاری و پشت کردن به اقتضائات توسعه فراگیر ما را به پرتگاه‌های خطرناکی رسانده است.

    استاد اقتصاد دانشگاه علامه گفت: نکته کلیدی هم این است که تمام مسائل نگران‌کننده در اسناد رسمی هم انعکاس یافته است. به عبارتی بدنه کارشناسی دستگاه‌های حکومتی شرافت حرفه ای را رعایت کردند و شما مشاهده می‌کنید که این کاستی ها را متذکر شده و حتی به صورت عمومی منتشر کردند چون به این نتیجه  رسیدند که دستگاه های تصمیم گیرنده حساسیت لازم را نداشته و لازم است تا حساسیت بیشتری ایجاد کرد.

    دست از بازی با الفاظ  توسعه بردارید

    استاد اقتصاد دانشگاه علامه گفت: آن چیزی که مشاهده می‌شود این است که عزیزان با مشاهده این روندها و با علم بر اینکه خودشان مرتب گوشزد می‌کنند که به اعتبار ملاحظات همسایگی، منطقه‌ای و امنیتی تهدیدات زیادی متوجه ایران به دلیل ضعف دانش و بصیرت است که صلاحیت‌های تخصصی در تنظیم روابط بین‌المللی با دنیای خارج موجب شده تا نگرانی‌ها وهزینه های جدیدی متوجه کشور شود‌. هم تراز و همسو با بحران‌ها و آشفتگی‌های خارج، بحران‌هایی در داخل خودنمایی می‌کند. گویی اراده‌ای وجود دارد که همه دنیا را علیه ایران بسیج کنند. در چنین شرایطی چیزی که به این عزیزان می‌توان تقدیم کرد این است که شما لازم است تا به دامن توسعه بازگردید.

    وی در ادامه افزود: توسعه ماجرای بازی با الفاظ نیست. اینکه شما بخواهید اسمش را تغییر دهید. مهم نیست بلکه باید به قواعد آن تن بدهید. قواعد و منطق توسعه کاملا روشن است و در قالب مفهوم توسعه فراگیر در سطح جهان به یک بلوغ اندیشه ای رسیده است . شرح و بسط مسیر طی شده جهان برای اینکه به چنین بلوغی دست پیدا کند، مشخص است. همین دستاورد موضوع بسیار جذابی است .همان اندازه که به  مساله و دغدغه کشورهای در حال توسعه تبدیل شده است باید گفت که به دغدغه و مساله کشورهای پیشرفته صنعتی هم تبدیل شده است.

    به کار بردن پیشرفت به جای توسعه

    مومنی تصریح کرد: از وقتی عزیزان ترجیح دادند که به جای کلمه توسعه از پیشرفت استفاده کنند. ما مرتب از آنها درخواست استدلال کردیم. چون اندیشه پیشرفت و اندیشه توسعه در ذخیره دانایی بشر جایگاهی دارد. اما مساله این است که اندیشه پیشرفت به مراتب ارتجاعی تر است. اینکه بخشنامه ای نیست و در ذخیره دانایی بشر قرار دارد.  شما لازم است تا منطق خود را مطرح کنید  که چرا به اندیشه پیشرفت دل می‌بندید و به توسعه آلرژی پیدا می‌کنید . تا به زبان علم برای شما توضیح داده شود. همین اقدام تعارضات زیادی در اسناد کشوری ایجاد می‌کند. افرادی که فکر می‌کنند هنری به خرج دادند و اسم توسعه را پیشرفت گذاشتند باید بدانند که قوانین مصوب روی توسعه تاکید دارند باید حرمت امامزاده را متولی‌اش نگهدارد  و اینگونه آشفتگی در اسناد کشور ایجاد نکند.

    رساندن نان به دست مردم اسمش رانت می‌شود؟

    استاد اقتصاد دانشگاه علامه در ادامه افزود: موضوع بسیار مهم این است که مساله توسعه فراگیر بر روی چه کانون‌های حساسیتی در ساحت اندیشه و عمل متمرکز می‌شود تا عزیزان به ما بگویند که کدامیک از این حساسیت‌ها را نباید داشت. فرض بفرمایید در اندیشه توسعه فراگیر مساله عدالت اجتماعی از حساسیت زیادی  برخوردار است،  شما نمی‌توانید که مرتب ادعاهای شگفت انگیز کرده و مدعی عدالت‌گستری شوید همچنانکه در دوره احمدی نژاد اینگونه بود. در آن دوره مرتب از عدالت دم می‌زدند اما در نهایت به مرحله ای رسیدیم که شاخص فلاکت جایگزین شاخص عدالت شد‌ .

    وی در ادامه افزود:  الان یک آقایی آمده است و یک مقدارعدد مجهول بی پایه را مبنا قرار داده و ادعا کرده است که حکومت از کانال نان ۱۶۴ همت رانت توزیع می‌کند. جای تاسف دارد که رساندن نان به دست مردم اسمش رانت می‌شود. آخر این بازی قصد دارید که با بهانه‌ای دوباره نان را گران کنید. خب این را شفاف و در کمال شجاعت اعلام کنید. من همان  زمان به شما خواهم گفت که ایکاش می توانستید از گذشته عبرت بگیرید. احمدی نژاد در هشت سال مسئولیتش نان را بیش از 30 برابر افزایش داد ‌. حالا شما به من پاسخ بدهید که کدام رانت‌جویی با این شیرین کاری حل و فصل شد. مثل همه چیزهایی که مرتب در این کشور  رواج پیدا می‌کند طرف هدفش این بود که پول نفت را سر سفره مردم بیاورد بماند که با گوشت و لبنیات و ….چه کرد اما  در نهایت قیمت نان را در هشت سال ۳۲ برابر کرد.حال شما قصد دارید با بازی تبلیغاتی که راه انداختند چه کار کنید؟

    جای خالی مشارکت سیاسی و اقتصادی

    مومنی تصریح کرد: مساله بسیار مهمی که در پرتو اندیشه توسعه فراگیر اهمیت زیادی پیدا می‌کند، مساله مشارکت فراگیر مردم در سرنوشت اقتصادی،اجتماعی و سیاسی شان است.حالا شما هر اسمی  را بخواهید می‌توانید برای آن انتخاب کنید. آیا فردی پیدا می شود که بگوید من می‌خواهم این کشور را بدون مشارکت مردم جلو ببرم؟.حتی پیامبران هم بدون مشارکت مردم نمی‌توانستند کاری را به سرانجام برسانند حال این سوال مطرح می‌شود که آیا شما چیز جدیدی پیدا کردید، مساله توسعه فراگیر یعنی جدی گرفتن مشارکت موثر مردم در سرنوشت خودشان.

    وی در ادامه افزود:وقتی شما از این دریچه که وارد می‌شوید متوجه میشوید که ما وضعیت فاجعه آمیزی داریم. اشاره ای که دکتر رجب پور در مورد اشتغال کردند صرفنظر از کیفیت اشتغال باید گفت که فارغ از دستکاری در مقوله اشتغال و همه شیرین کاری که عزیزان برای حساسیت‌زدایی انجام می‌دهند اما گزارش های رسمی نشان می‌دهد که چیزی نزدیک به دو سوم جمعیت در سنین فعالیت در ایران هیچ نقشی در تولید ملی ندارند . حالا ما از عالمان علم سیاست استدعا داریم تا به این سوال پاسخ دهند که وقتی مشارکت افتصادی در چنین وضعیت فاجعه ای قرار دارد مشارکت سیاسی و مشارکت اجتماعی به چه صورت است. در نهایت می‌توان از دریچه اندیشه توسعه این موضوع را تحلیل کرد که برای  مشارکت چه منطقی ارائه می‌شود این کاهش مشارکت چه هزینه ای را تحمیل یا با افزایش مشارکت چه فرصت‌ها و ظرفیت‌هایی را ایجاد می‌کند.

    توسعه سلیقه‌ای نیست

    استاد اقتصاد دانشگاه علامه گفت: من استمداد میکنم که اندیشه ورزان روی این نکته یک تمرکز ویژه داشته باشند تا مشخص شود که موضوع توسعه و توسعه خواهی در این سرزمین موضوع تعارفی و میلی و سلیقه ای نیست بلکه هزینه فرصت  نبودن آن خفت و ذلت و دریوزگی و دست نشاندگان به خارجی ها است باز تاکید دارم که ما مناقشه ای روی اسم نداریم البته اگر شاقول علم در میان باشد در آین صورت ، می‌توان منطق افرادی که به جای توسعه دنبال پیشرفت هستند را بپرسیم تا متوجه شویم که تعریف عملیاتی از پیشرفت چیست.

    چرا درباره نظام مالیات سکوت می‌کنید!

    وی در ادامه افزود: افرادی که حساسیت نصفه و نیمه به تنها عامل باقی مانده سر سفره مردم یعنی نان غیرت به خرج می‌دهند و رسیدن نان به دهن بعضی را رانت تلقی می‌کنند تا با این ترتیب بترسیم و آن را از سفره مردم حذف کنیم، من دغدغه‌ام این است که چرا شرافتمندانه در مورد وضعیت نظام مالیات ستانی مان صحبت کنید. چرا اعتراض نمی کنید که در برابر افزایش حقوق بیشتر به بازنشستگان مالیات برارزش افزوده را افزایش دادند. مطالعاتی وجود دارد که نشان می دهد در کل نظام مالیات ستانی در ایران مجموع سهم مالیات بر مالکان مستغلات، مالیات بر مشاغل و مالیات بر  ثروت از کل درآمد مالیاتی دولت هفت درصد است‌. ولی وقتی نوبت تولید کننده می‌شود. سهم  مالیات بر واردات و ارزش افزوده و مالیات بر مزد و حقوق بالای ۵۰ درصد است همزمان همه تولید کنندگان و همه مصرف کنندگان را زیر فشار خرد کننده می‌گذارند.

    جورکردن معافیت مالیاتی برای اقلیت برخوردار

    مومنی تصریح کرد: در اندیشه توسعه فراگیر گویی عزیزان یک فهم واج گونه از مساله فراگیر دارند . یک اقلیت برخوردار مرتب معافیت مالیاتی برایشان جور می شود و برای اکثریت مردم یعنی تولید کنندگان و مصرف کنندگان مشکلات متعدد جور می‌کنند.

    وی در ادامه افزود:  در سخنرانی فرهنگستان علوم کل صحبت من بر این نکته متمرکز بود که تنها از کانال بودجه ۱۴۰۳ چه فشار جدیدی بر تولید کننده وارد شده و چه تعهدات قانونی در برنامه بی کیفیت هفتم برای تولید کننده قرار بوده ایجاد شود، اما حذف شده است. وقتی قرار است تا به مشارکت مردم تن ندهید مشکلات مضاعف می‌شود. فلسفه جدی گرفته شدن اندیشه توسعه فراگیر  این است که حتی در کشورهای صنعتی به این موضوع اهمیت می دهند زیرا مشارکت امری تزییتی نیست. مشارکت با حیات و ممات گره خورده است.

    در این اندیشه گفته می‌شود که اگر  شما یک آدم را از دست بدهید موقعیت تان در دنیا متزلزل می‌شود. در چنین شرایطی که به توسعه پشت می‌کنید یک مقام کلیدی رسمی کشور می‌گوید که من نگران خروج سیل آسای سرمایه انسانی از ایران نیستم، اگر شما نگران نمی شوید باید خودتان را بررسی کنید زیرا صلاحیت فهم حداقلی را نداری!

     استاد اقتصاد علامه افزود: کشورهایی که تولید ناخالص اشان حدود ۴۰  برابر شما  است،در برابر خروج سرمایه انسانی نگران میشوند اما اگر شما نگران نمی‌شوید باید صلاحیت خودتان را بررسی کنید. موضوع تلخ و گزنده این است که چنین فردی به عنوان مقام مسئول چنین حرف تلخی را می‌زند اما هیچگاه این موضوع از سوی مقامات مافوق و نهادهای نظارتی به محل سوال تبدیل نمی‌شود و حتی به چنین فردی آموزش بدهند تا دیگر چنین خطایی نکند.اینکه جامعه ای این همه نیروی انسانی با کیفیت تربیت کند اما به دلیل شرایط موجود، آنها ترجیح بدهد که از این مملکت برود باید مورد بررسی قرار بگیرد.

    چرا نسبت به مسایل زیست محیطی حساسیت ندارید؟

    مومنی افزود: یکی دیکر از مسائل مهم که در این اندیشه«توسعه فراگیر» مورد تاکید قرار می‌گیرد، نااطمینانی نسبت به آینده است. برای کشوری که بحران آمایش سرزمین و محیط زیست و آب دارد . اندیشه توسعه فراگیر کمک می‌کند که روی مسایل حاد متمرکز شویم‌. شر این موضوعات گریبان ما را رها نخواهد کرد زیرا گزارش‌های رسمی اعلام کرده که  ایران به دلیل سدسازی گسترده بعد از ۱۳۶۸ و سدسازی در زمان کنونی که مرتب هشدار آب داده می‌شود، درشرایط بحرانی قرار دارد.

    گزارش جهاد کشاورزی اعلام کرده که احتمال وقوع سیل بیش از پنج برابر شده است، حال چرا شما حساسیتی ندارید؟ من استدعا دارم که لیستی از موضوعاتی که روی آن حساسیت دارید را به من بدهید. اگر راجع به مشارکت و عدالت اجتماعی حساسیت ندارید، پس نسبت به چه چیزی ، حساس هستید تا از آن طریق بتوان شما را ارزیابی کرد؟.

    مرکز زلزله نگاری کشور اعلام کرده که فقط در سال ۱۴۰۰ چیزی نزدیک به هشت هزار بار ایران لرزیده است. افراد اهل نظر به ما بگویند که این تعداد وقوع زمین لرزه چه نسبتی با وقوع سیل دارد  و چه نسبتی با بحران فرونشست زمان دارد؟

    نگرانی از راه‌ افتادن مسابقه رانت‌جویی

    نویسنده کتاب « اقتصاد ایران در دوران تعدیل ساختاری » در ادامه افزود: وقتی استفاده  از سفره‌های آب زیرزمینی را در دستور کار گذاشتید، باعث شدید که زمین فرونشست کند. طبق گزارش های رسمی ۱۸ استان کشور در شرایط بحرانی قرار دارند. هشت میلیون واحد مسکونی در معرض تخریب هست و بقای ۲۴ میلیون انسان در سراسر کشور مورد تهدید واقع شده است..در گزارش زلزله نگاری آمده است که در یک سال ۶۷۴ مورد لرزش زمین در استان کرمان اتفاق افتاده که ۱۶۷ عدد آن بالای ۴ ریشتر بوده  است.

    توسعه فراگیر باید انسان را در مورد نااطمینانی با منشا طبیعت حساس کند ، اگر فردی در این مورد حساسیت ندارد لطفا ما را ارشاد کند! آمار مربوط به استان اصفهان هم نگران کننده است که از ۵۸۴  مورد از ابن لرزش‌ها در استان اصفهان رخ داده و در ماه حداقل یک موردش  بالای پنج ریشتر بوده  است..

     وی در ادامه افزود: با وجود چنین وضعیتی مسابقه رانت جویی برای افتتاح کارخانه کاشی و سرامیک راه می‌اندازند‌! تمام افرادی که در ایجاد شرایط موجود مقصر بودند، برای گرفتن مجوزهای پتروشیمی و……تلاش می‌کند. افرادی که به نزدیکان خود چنین رانتی می‌دهند دارند کشور را در شرایط مخاطره آمیزی قرار می‌دهند.

    روندهای نگران‌کننده را متوقف کنید!

    نویسنده کتاب « مرزهای دانش توسعه» تصریح کرد:  در فصلنامه اقتصاد و جامعه بخشی را به بحران آمایش سرزمین اختصاص دادیم که به ملاحظاتی دنیا در این زمینه پرداخته  و پیش‌بینی شده که بین کشورها بر سر دسترسی به منابع آب شیرین جنگ اتفاق می‌افتد.

    کشورهای صنعتی برای تجارت خارجی خود یک شاقول جدید به نام «آب‌بری اقلام صادراتی» وضع کردند.   گزارش رسمی فائو را که می‌خوانید، متوجه می شوید که ایران در زمینه «آب‌برترین اقلام صادراتی» محصولات کشاورزی جز ده کشور اول دنیا است.

    مسئولان ما احتیاج به آموزش زیادی دارند که درک کنند که کشور در چه شرایطی قرار گرفته است. من واقعا تقدیر میکنم از کارشناسان شرافتمندی همچون آقای بحرینیان که گزارشی منتشر کردند و اعلام کردند که خام فروشی از عوامل حاد کردن بحران آب است.

    اگر از دریچه فساد نسبت به این موضوع حساسیت پیدا نمی کنید تنها لازم است تا گزارش آزانس را مطالعه کنید تا متوجه شوید که سهم سالانه تولید انرژی از آب حدود ۱۵ درصد است آن وقت آقای بحرینیان با زحمات بسیار محاسبه کردند که تولید هرکیلو محصول پتروشیمی 9 لیتر آب یا هر کیلو فولاد هشت لیتر آب نیاز دارد. واقعا نمی دانیم چطور باید با این دوستان صحبت کرد تا دلبستگی آنها به علم بیشتر شود؟. هم از طریق علم می‌توان فهمید که جرا به این روز افتادیم هم می‌توان فهمید که چه کاری را باید انجام داد تا کشور نجات یابد.

    افزایش هشدار آمیز جمعیت حاشیه‌نشین به 25 میلیون نفر

    وی در ادامه افزود: ما استدعا داریم که روندهای نگران کننده  در نظام تدبیر کشور متوقف شود. از همه مهمتر باید به فقر و نابرابری ناموجه توجه کرد.گزارش رسمی اعلام می‌کند که جمعیت حاشیه نشین شهری در این کشور از حدود متعارف خارج شده و به ۲۵ میلیون نفر رسیده است.در گزارش مرکز پژوهش‌ها در مورد فقر آمده است که روند افزایش اندازه جمعیت زیر خط فقر به حدود 30 درصد رسیده است که یک سوم کل جمعیت است.

    واقعا وعده‌های شما این بود که این تعداد فقیر در کشور باشد؟. کاهش فاصله افراد جامعه از خط فقر روند نگران کننده ای پیدا کرده است ‌و ۴۰ درصد مردم در آستانه فرو غلتیدن به زیر خط فقر هستند و نکته چهارم این است که اقلام سفره های فقرا به طور همزمان و مرتب در حال کوچیکتر شدن و بی کیفیت شدن و گرانتر شدن است آنوقت  آقایی پیدا میشود و اینگونه مطرح میکند که دولت در حال توزیع رانت در بخش نان است.

    مومنی تصریح کرد: نکته پنجم این است که حیاتی‌ترین اقلام که روی  سلامت خانواده تاثیر گذار است، حادترین شرایط را دارد . باید این هشدارها را درک کرد و اقدام فوری انجام داد. کارشناسان متعهد زیادی در جامعه وجود دارند که مرتب هشدار می دهند و این کفران نعمت است که توجهی نشود.

    اگر از نظر علمی شبهه دارید، بهتر است پاسخگو باشید به هر حال شما خودتان آمار می‌دهید و کارشناسان توان ارایه آمار ندارند .البته شاید افرادی را دور خودتان جمع کردید که مرتب آماری ارائه می کنند که این تصور در شما شکل گرفته که در حال نزدیک شدن به قله هستید . این رویه باید اصلاح شود و باب گفتگوهای مشفقانه و ملی باز شود تا مقامات از دریچه کارشناسی موضوعات را تحلیل کنند الان دوستان دلسوز نظرات کارشناسی را مطرح می‌کنند اما نمی دانیم که چه فرایندی طی می‌شود که این آمار نادیده گرفته می‌شود .

  • ساخت ورزشگاه اولويت دارد يا ساماندهي به فقر؟

    ساخت ورزشگاه اولويت دارد يا ساماندهي به فقر؟

    به گزارش اقتصادران، فرشاد مومني، رييس موسسه دين و اقتصاد در نشست «ارزيابي لايحه بودجه سال 1403 به مثابه برنامه يك‌ساله توسعه كشور» در فرهنگستان علوم سخنراني داشته كه در آن به مباحث مرتبط با توسعه و بودجه يك سال آينده ايران پرداخته است. وب‌سايت جماران اين سخنراني را به‌ طور كامل پوشش داده و در اينجا بخش‌هايي از آن ارايه مي‌شود.

    عامل ايجاد فقر چيست؟

    در جامعه‌اي كه غيرمولدها سلطه پيدا كنند، فقر، فلاكت، عقب‌ماندگي و وابستگي ذلت‌آور به دنياي خارج، نصيب جامعه‌مان خواهد شد. جامعه بي‌برنامه و فاقد برنامه و بودجه با كيفيت در معرض آشفتگي‌ها، تلاطم‌ها و نابساماني‌هاي بسيار جدي قرار مي‌گيرد.

    قبلا هم نسبت به پيامدهاي خطاهاي بسيار نگران‌كننده در جهت‌گيري‌هاي بودجه 1401 هشدار داده بوديم و پيش‌بيني كرديم از درون اين جهت‌گيري‌ها، آشوب‌هاي خطرناك در سطح جامعه در ماه‌هاي مياني سال 1401 رخ خواهد داد و بسيار متاسفيم كه تقريبا تمام پيش‌بيني‌هاي ما عينا محقق شد و همه دست‌اندركاران ساختار قدرت مي‌دانند كه چه ميزان آن حوادث، فاجعه‌آميز، فرصت‌سوز و مشروعيت‌زدا بود. ما دل‌مان مي‌خواهد دوباره اين حوادث تكرار نشود و به همين دليل است كه دوباره در اين زمينه صحبت مي‌كنيم.

    هشدار فائو درباره روند غيرمتعارف صادرات آب ايران

    سازمان فائو، گزارشي در سال 2020 منتشر كرده و در آن، راجع به روند غيرمتعارف صادرات آب به نام صادرات محصولات كشاورزي به ما هشدار داده‌اند. در گزارش 2022، فائو به صراحت مي‌گويد ايران همچنان در صادرات آب برترين محصولات كشاورزي، جزو 10 كشور اول دنياست. اين احتياج به بازنگري دارد و اگر اين روند مخرب، استمرار پيدا كند، ما شرايط خيلي غيرمتعارف‌تري را تجربه خواهيم كرد. در همين گزارش، از تراز منفي وحشتناك و دايما رو به افزايش تجارت محصولات كشاورزي سخن گفته شده است.

    ابعاد نگران‌كننده ترك تحصيل دانش‌آموزان

    چرا گستره و عمق فقر و فلاكت در ايران، تا اين ميزان آزاردهنده و تهديدآميز مي‌شود. چرا آمارهاي مربوط به ترك تحصيل دانش‌آموزان ابعاد نگران‌كننده پيدا كرده و آيا دولت نمي‌خواهد از خود بپرسد كه فقط در سال تحصيلي 1402-1401، در سه مقطع تحصيلات پايه، حدود 930 هزار نفر ترك تحصيل را تجربه كرديم؟ با اين همه هزينه‌اي كه كرديم همچنان بالغ بر 10درصد جمعيت‌مان به كلي بي‌سواد هستند. اينها همه به هم مربوط است.

    وقتي پايه‌هاي بنيه توليد كشور متزلزل مي‌شود، از همه ابعاد خسارت مي‌پردازيم. مقامات رسمي علنا مي‌گويند از كل موجودي 150 ميليارد دلاري صندوق توسعه ملي، چيزي نزديك به 10 ميليارد باقي مانده است. شما اين همه منابع را هم اضافه بر سازمان هزينه كرديد و كارنامه اين شده و اين روندهاي نگران‌كننده را داريد. زياده‌گويي‌هاي افراطي درباره چشم‌انداز درآمدهاي ناشي از مولدسازي و زياده‌گويي‌ها درباره ادعاي تخصيص منابع به طرح‌هاي عمراني، ابزاري براي برخورد غيرصادقانه با مردم و مجلس است و براي دولت هزينه‌هاي پرستيزي و براي ملت هزينه‌هاي غيرقابل جبران دارد.

    ساخت ورزشگاه اولويت دارد يا ساماندهي به فقر؟

    يك‌باره، در شرايطي كه كشور با اين انبوه بحران‌هاي كوچك و بزرگ اقتصادي روبه‌رو است، از زبان مقامات رسمي كشور اظهار مي‌شود كه مي‌خواهيم بزرگ‌ترين ورزشگاه كشور را كليد بزنيم! اگر واقعا اين ضرورت بود، چرا در سند برنامه هفتم پيش‌بيني نشده بود! اگر واقعا جمع‌بندي شما اين است كه اولويت در اين كشور مثلا فقر نزديك به 30درصد و در آستانه فروافتادن 40درصد ديگر جمعيت به زير خط فقر نيست و ورزشگاه ساختن اولويت دارد، ممنون مي‌شويم كه منطق‌هاي‌شان را به ما بگويند! تلخ‌ترين قسمت قضيه، اين است كه اكنون مي‌گويند چند صدهزار خانه هم مي‌خواهند بسازند و هم ورزشگاه و هم خانه را قرار است چيني‌ها بسازند! اين بسيار تلخ و غم‌انگيز است. وعده فرودگاه‌سازي داده مي‌شود درحالي كه خودشان گزارش مي‌دهند كه بيش از 90درصد فرودگاه‌هاي كشور، اساسا فاقد صرفه اقتصادي است و توجيه اقتصادي ندارد. اين اولويت‌هاي كاذب، مشكوك و شبه‌ناك جز از درون بدون برنامه بودن بيرون نمي‌آيد. يك مقام مسوولي در اين شرايط، مي‌گويد ما مي‌خواهيم بزرگ‌ترين شهر بازي را براي شهر تهران بسازيم. اينها از كدام اولويت‌سنجي عالمانه بيرون آمده! چطور توجه نمي‌كنيم كه درست همزمان با اين اظهارات غيرمتعارف و غيربرنامه‌اي، مرتبا شاهد اين هستيم كه درباره استمرار خروج نگران‌كننده سرمايه‌هاي انساني و مادي از كشور آمار داده مي‌شود!

    خروج سرمايه آشكار از مرز 9 ميليارد دلار عبور كرد

    گزارش بانك مركزي مي‌گويد، فقط در بهار 1402، خروج سرمايه ثبت شده آشكار و علني در كشور ما از مرز 9 ميليارد دلار عبور كرده است! متاسفانه عزيزان به جاي اينكه اصل مساله را ريشه‌يابي كنند و براي آن چاره‌اي بينديشند، راهكار را در اين ديدند كه انتشار داده‌هايش را متوقف كنند. اينها شيوه‌هاي خوبي نيست. بارها گفته‌ايم كه ماجراي خروج سرمايه‌هاي انساني از كشور، بايد براي كشور ما حياتي‌ترين نگراني باشد. در چارچوب مناسبات بي‌برنامه است كه مقامات رسمي كشور مي‌گويند ما نسبت به اين حجم از خروج سرمايه‌هاي انساني، اصلا نگراني نداريم.

    تبليغات كر‌كننده و عملكرد صنعتي

    گزارشي كه در دي ماه 1402، توسط مركز پژوهش‌هاي مجلس منتشر شده، لايحه بودجه را از دريچه طرز نگاهش به صنعت مورد بررسي قرار داده است. در آنجا به صراحت و لطافت به حكومتگران گرامي و به ويژه دولت و مجلس مي‌گويد پديده كاهش شديد توليد صنعتي، پديده‌اي است كه به‌رغم تبليغات كر‌كننده مقامات محترم، استمرار دارد. در تابستان 1402، در‌حالي كه رشد توليد ناخالص ملي ادعايي، معادل 7درصد است، رشد منعكس شده در بخش صنعت، 2.6درصد است.

    آيا كسي است كه معنا و دلالت‌هاي اين مساله را بفهمد كه ما چه آينده‌اي را براي خود رقم مي‌زنيم كه در ربع اول قرن بيست و يك، خام‌فروشي جوركش توليد صنعتي در كشورمان شده است!

    اثر يك درصد افزايش ماليات بر ارزش افزوده بر توليد است

    گزارش مركز پژوهش‌ها مي‌گويد به جاي اينكه در بودجه 1403 چاره‌جويي كنند، بارهاي جديد مضاعف براي بخش توليد صنعتي كشور تدارك ديده‌اند، رسما و علنا هشدار داده كه مگر متوجه نمي‌شويد كه يك درصد افزايش در ماليات بر ارزش افزوده، به معناي افزايش‌هاي جديد در هزينه‌هاي توليد براي توليدكنندگان است.

    مقامات رسمي كشور علنا مي‌گويند چون ما تحت فشار قرار گرفتيم كه حداقل پرداختي به بازنشسته‌ها يا كارمندان را بيشتر كنيم، ماليات بر ارزش افزوده را يك درصد افزايش داديم! اينكه نقض غرض است! شما با اين كار هم به هزينه‌هاي توليد‌كننده‌ها حمله كرديد و هم به رفاه مصرف‌كننده‌هاي بي‌دفاع كشور يورش برديد.

    چرا بينش حاكم بر نظام سياستگذاري ما فقط زود سراغ راه‌حل‌هاي مبتني بر فشار بر گروه‌هاي محروم و بي‌صداي اجتماعي يا توليد‌كننده‌هاي بي‌دفاع مي‌رود و چرا خود را از راه‌هاي توسعه‌گراي كسب درآمد محروم مي‌كند!