برچسب: فرشاد مومنی

  • چه اشک‌های عجیب و غریبی برای چیزی که اساسش بر باد است می‌ریزند!

    چه اشک‌های عجیب و غریبی برای چیزی که اساسش بر باد است می‌ریزند!

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی با بیان اینکه سیطره برخی باورهای نادرست در راستای منافع گروه‌های ضد توسعه ضد ملی و ضد دینی از فرط تکرار به باوری فراگیر تبدیل شده، توضیح داد: یکی از حرف‌هایی که بسیار تکرار می‌شود این است که می‌گویند انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامیِ حاصل از آن، فاقد مبانی اندیشه ای و راهبردی برای اداره کشور بوده، این یک دروغ بزرگ است. از میان کشورهای در حال توسعه کمتر کشوری را میابیم که در همان سال نخست بعد از پیروزی، قادر شده باشد قانون اساسی را به تصویب برساند. قانون اساسی به عنوان یک دستاورد بشری قابل نقد است اما در هیچ حرکت آزادی بخش قرن بیستمی چنین توانایی را مشاهده نکردیم. می‌گویند عده‌ای جوان احساساتی، بعد از پیروزی انقلاب، امور اجرایی کشور را به دست گرفتند! در حالی که به دولت موقت که میانگین سنی‌اش بالای ۶۵ سال بوده، هر نسبتی داده شود مضحک‌تر از این نیست به جوانی، خامی و بی‌تجربگی متهم شود. میانگین سنی اعضای شورای انقلاب هم اینگونه بوده است. این تبلیغات آنقدر تکرار شده که برای بسیاری تبدیل به واقعیت شده در حالی که واقعیت درست خلاف آن بوده است.

    دکتر فرشاد مومنی، استاد تمام اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، که در نشستی با عنوان «شهید بهشتی و اندیشه مالکیت و عدالت» در فرهنگستان علوم سخن می‌گفت، ضمن بیان تسلیت نسبت به بروز سانحه سقوط هلیکوپتر و تاسف عمیق به دلیل استمرار شوک‌های انسانی مادی و حیثیتی بزرگ در کشور ابراز امیدواری کرد، سطح دانایی‌ها در تنظیم مناسبات و برنامه‌ها در اداره کشور بالاتر برود تا کشور از این شوک‌هایی که پرشمار و لاینقطع است نجات یابد.

    در زمینه مسائل بنیادی، نظام تصمیم‌گیری‌های اساسی غفلت‌های نابخشودنی بزرگ و پرشماری صورت داده

    وی با اشاره به کتاب منتشر شده از سوی «توماس کوهن»، با عنوان «ساختار انقلاب‌های علمی» که در آن عنوان شده هرگاه دچار بحران می‌شویم، راه اصولی برون رفت از بحران‌ها بازگشت به بنیان‌های اندیشه‌ای است، در زمینه اندیشه و عملکرد اقتصادی، مسئله حقوق مالکیت را در زمره بنیادی‌ترین مسائل دانست و  افزود: باید اظهار تاسف کنم که در زمینه مسائل بنیادی نظام تصمیم‌گیری‌های اساسی کشور غفلت‌های نابخشودنی بزرگ و پرشماری را صورت داده و این غفلت و به حاشیه کشاندن مسائل بنیادی راه را برای مطرح شدن یک سلسله مسائلی باز کرده که هویت و صلاحیت مردم ایران را به گونه‌های مختلف با دستکاری واقعیت و دروغ پردازی‌های گوناگون به چالش می‌کشد.

     

    نظام تصمیم گیری‌های اساسی ما راه را گم کرده

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه در قرن بیستم شاید ایران تنها کشوری باشد که مردمش در طی یک قرن، سه جنبش فراگیر برای برون رفت از دورهای باطل توسعه نیافتگی را تجربه کردند، ادامه داد: جدی‌ ترین رقیب ما از این نظر، چین است؛ آنها دوبار این تلاش را کردند و پرسش بنیادین این است که چرا ما با تلاش بیشتر، توفیق بسیار ناچیزتری برای تحقق آن اهداف داریم! پاسخ مشخص آن این است که نظام تصمیم گیری‌های اساسی ما راه را گم کرده، از مسائل اساسی غافل شده و در بسیاری از زمینه‌ها با پشت کردن به توسعه، دقیقا در جهت عکس مسیر بایسته حرکت کرده است.

    بی توجهی به مسائل بنیادین، عامل گمگشتگی و روزمرگی است

    مومنی ابراز عقیده کرد: امیدواریم حکومت گرامی متوجه شود، وقتی که به مسائل بنیادی بی‌توجهی می شود ، راه را گم می‌کند و دچار سرگیجه و و روزمرگی می‌شود، هر میزان هم تقلای بیشتر کند، از واقعیت دورتر می‌شود و این وضعیت فرصتی را برای آنها که مقاصد ضد ملی و ضد دینی را از کانال اندیشه‌ای دنبال می‌کنند، ایجاد کرده است.

    سیطره باورهای نادرست، از فرط تکرار، فراگیر شده/ اتهام فاقد اندیشه راهبردی بودن انقلاب اسلامی، یک دروغ بزرگ است /نسبت خامی و بی تجربگی به دولت موقت دادن، مضحک است

    وی با بیان اینکه سیطره برخی باورهای نادرست در راستای منافع گروه‌های ضد توسعه ضد ملی و ضد دینی از فرط تکرار به باوری فراگیر تبدیل شده، توضیح داد: یکی از حرف‌هایی که بسیار تکرار می‌شود این است که می‌گویند انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامیِ حاصل از آن، فاقد مبانی اندیشه ای و راهبردی برای اداره کشور بوده، این یک دروغ بزرگ است. از میان کشورهای در حال توسعه کمتر کشوری را میابیم که در همان سال نخست بعد از پیروزی، قادر شده باشد قانون اساسی را به تصویب برساند. قانون اساسی به عنوان یک دستاورد بشری قابل نقد است اما در هیچ حرکت آزادی بخش قرن بیستمی چنین توانایی را مشاهده نکردیم. می‌گویند عده‌ای جوان احساساتی، بعد از پیروزی انقلاب، امور اجرایی کشور را به دست گرفتند! در حالی که به دولت موقت که میانگین سنی‌اش بالای ۶۵ سال بوده، هر نسبتی داده شود مضحک‌تر از این نیست به جوانی، خامی و بی‌تجربگی متهم شود. میانگین سنی اعضای شورای انقلاب هم اینگونه بوده است. این تبلیغات آنقدر تکرار شده که برای بسیاری تبدیل به واقعیت شده در حالی که واقعیت درست خلاف آن بوده است.

    مومنی اضافه کرد: یکی از بزرگترین افتخاراتی که به همت چهره‌های بزرگی مانند زنده یاد دکتر عالی نسب انجام شد، این بود که یک سال پس از پیروزی انقلاب، سند پرافتخاری به نام «برنامه توسعه و تکامل نظام جمهوری اسلامی» را ارائه کردند. این سند تا امروز همچنان یکی از با کیفیت‌ترین، مسئله محورترین و راهگشاترین اسنادی است که در تاریخ برنامه‌ریزی ایران منتشر شده.

    بخش اعظم مصادره ها، ملی کردن بدهی بدهکاران بزرگ فراری بود / چه اشک‌های عجیب و غریبی برای چیزی که اساسش بر باد است می‌ریزند!

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد تاکید کرد: درباره مصادره‌ها نیز باید گفت اگرچه در یک ساخت توسعه نیافته، خطا و سهل انگاری در اجرا دور از ذهن نیست، اما حواسمان باشد بخش اعظم آنچه که با عنوان مصادره یاد می‌شود ملی کردن بدهی بدهکاران بزرگ فراری بود. بسیار تلخ و غم انگیز است که وقتی نظام ملی، زیر بار چنین هزینه بزرگی رفته، ذیل قانون حفاظت و توسعه صنایع کشور بوده است. اما می‌بینیم چه بساطی راه می‌اندازند و چه اشک‌های عجیب و غریبی بر سر چنین چیزی که اساسش بر باد است می‌ریزند! با کمال تاسف، تلاش‌های این چنینی همچنان استمرار دارد و جای دریغ است که فرایندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع ما از این زاویه هم به غایت ناکارآمد و بی‌کیفیت است. وقتی افراد کم صلاحیت، بی‌صلاحیت و عمدتا سفله به شایسته‌ها ترجیح داده می‌شوند، حتی در اولویت گذاری برای دفاع از نقاط قوت خودشان هم ناتوان هستند، تا چه رسد به اینکه توضیح یا توجیهی برای نقاط ضعفشان ارائه دهند!

    مومنی با بیان اینکه صمیمانه اهل نظر را به مطالعه کار درخشان آیت الله محمد سروش محلاتی با عنوان «بازگشت از بهشتی و بازگشت به بهشتی» دعوت می‌کنم، ادامه داد: در این کتاب، توضیح داده می‌شود که ماجرای پشت کردن به هدف و طی کردن مسیر اضمحلال در درجه اول بنیان اندیشه ای دارد. ملی شدن بدهی‌ های بدهکاران فراری را مصادره جا می‌زنند و آن را نشانه تندروی می‌دانند در حالی که در همان زمان گروه‌ های ضد انقلاب، به ویژه مارکسیست‌ها و مجاهدین خلق، چندین راهپیمایی علیه شهید بهشتی با این مضمون راه انداخته بودند که قانون حفاظت و توسعه‌ای که با ریاست ایشان در شورای انقلاب به تصویب رسیده، می‌خواهد بورژوازی کمپرادور را در ایران بازسازی کند! آن زمان این قانون نمادی از یک راست روی افراطی تلقی می‌شد و اکنون همان قانون به ضد خود متهم شده و کسانی که این سوابق را ندارند به اشتباه می‌افتند. وقتی در برابر استدلال و استناد علمی حرفی ندارند با رویکرد مسکوت گذاشتن این حرف‌ها کار خود را دنبال می‌کنند.

    این اقتصاددان با بیان این انتقاد که یک نقد روشمند به سیاست‌هایی که خصوصی‌سازی و آزادسازی انجام دادند، ارائه نمی‌شود، اما شبهه افکنی‌ های معطوف به منافع رانتی، شخصی و باندی نسبت به آن دیدگاه‌ها به وفور وجود دارد، اظهارداشت: در کتاب «دکتر شریعتی، جستجوگری در مسیر شدن» شهید بهشتی، می‌بینیم  رویارویی اندیشه‌ای میان صورت بندی‌ های متناسب با اقتضائات زمانه از اسلام، با رویکردهایی که به نام دین، بگیر و ببند، تکفیر و تفسیق، حتی ترور را در مبارزه اندیشه‌ای توجیه می‌کردند از قبل از انقلاب هم وجود داشته و در آن کتاب این رویارویی را به صورت عریان در مواجهه با پدیده دکتر شریعتی ملاحظه می کنیم. از منظر اندیشه‌ای این رجعت به اندیشه‌ هایی که به نام دین، جمود، تعصب و خشونت را راهگشا می‌داند و چهره‌ های تابناکی مانند بهشتی، مطهری، طالقانی، صدرها و شریعتی را کنار می‌گذارد، از کوزه اش هم همان بر خواهد آمد.

    به گفته مومنی؛ رویکردی که اکنون به عنوان تفسیر دینی ساختار قدرت انتخاب شده صرف نظر از همه ملاحظه‌هایی که در ارزیابی تاریخ ساز شهید بهشتی آمده، دو مشخصه کلیدی دارد: اول اینکه هیچ نسبتی با اقتضائات زمانه در عصر شتاب تاریخ ندارد و دیگر اینکه از دریچه آن اندیشه به نام اسلام امکان نظام سازی وجود ندارد. آنها تنها می‌توانند تخریب کنند و از بین ببرند.

    تکیه افراطی به اشخاص به جای نهادسازی، نقطه ضعف قانون اساسی است

     رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد  با بیان اینکه قانون اساسی، نقاط قوت قابل اعتنا و البته نقاط ضعف قابل اعتنایی هم دارد،گفت: یکی از نقاط ضعف آن را که البته در قانون اساسی تجدید نظر شده شدت گرفته، تکیه به اشخاص به جای نهادسازی است. در قانون اساسی اول، رویکرد مشارکت جویانه، رویکرد کاملا مسلطی بود. متاسفانه روند قهقرایی را از این نظر شاهد هستیم. این روند پس از تجدید نظری که در قانون اساسی شد، به ویژه از زاویه برهم زدن همان توازن قوای نسبی میان حکومت و مردم که در قانون اساسی مصوب ۱۳۵۸ بود، به سمت نظم اجتماعی قائم به شخص پیش رفت. این مساله در کتاب آیت الله سروش محلاتی به طور بسیار عالی توضیح داده شده است.

    مطالبه گری وعده های بنیانگذاران را، به اپوزوسیون نسبت می دهند

    به گفته مومنی؛ آنچه که مسئله را بسیار غم انگیز می‌کند این است که در شرایط فعلی اگر بگوییم اساس جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی از نظر اندیشه‌ای قابل دفاع بوده است و هنوز هم می‌تواند راهگشایی داشته باشد، کسانی که اگر به آنها بسیار امتیاز دهیم می‌توانیم بگوییم دچار عقب افتادگی ذهنی هستند، این تذکرات، هشدارها و نقدهای مشفقانه را به جای اینکه مطالبه حق و عدل و مطالبه وعده‌های بنیانگذاران و مخالفت با رانت، ربا، فساد و ظلم و حق کشی و نقض عهد ببینند، آن را مواجه از موضع اپوزیسیون تفسیر می‌کنند. این واقعیت بسیار تلخ و غم انگیزی است که باید راجع به آن بیشتر صحبت کنیم.

    به شدت نیازمند بازگشت به اندیشه‌های شهید بهشتی هستیم

    این اقتصاددان اظهار داشت: از دوره بعد از جنگ که ریل اقتصاد ما تغییر کرده، مکررا تاکید کرده ایم که تا زمانی که اصرار بر این است که نظام ملی روی ریل کنونی قرار داشته باشد، راه نجاتی برای آن نیست. اگر برگردیم به بنیادهای اولیه ایجاد اعتماد به اسلام، به عنوان دینی که می‌تواند در ربع پایانی قرن بیستم یک نظام قابل دفاع بسازد، می‌توانیم بفهمیم کجاها را خطا رفته‌ایم و در چه عرصه‌ هایی نیاز به اصلاح داریم. در این مسیر ، به شدت نیازمند بازگشت به اندیشه‌های آیت الله شهید دکتر بهشتی هستیم.

    مومنی با تاکید بر ضرورت توجه به اندیشه مالکیت و عدالت در آراء شهید بهشتی، تصریح کرد: در یکی، دو سال گذشته، افرادی نسبت‌ هایی را از زاویه طرز نگاه شهید بهشتی به مسئله مالکیت مطرح کرده اند که اگر بخواهیم با اغماض صحبت کنیم، آبروی اهل علم را برده‌اند. بدون اینکه حتی یک سطر از آثار شهید بهشتی را خوانده باشند به ایشان نسبت‌هایی را داده‌اند که رابطه‌ای نزدیک به صفر با واقعیت دارد.

    وی با بیان اینکه برای درک آرای شهید بهشتی ناگزیر باید از سطح توسعه به مسئله وارد شویم، توضیح داد: در قله‌های اندیشه، کسانی در سطح داگلاس نورث می‌گویند اگر شما بخواهید از تغییر اجتماعی اعتلابخش و فراگیر درک روشمند داشته باشید، باید سه نظریه ارائه کنید: نظریه‌ای درباره «ایدئولوژی» درباره «دولت» و درباره «حقوق مالکیت». در صورتبندی اندیشه‌ ای شهید بهشتی، راجع به مسئله توسعه و توسعه نیافتگی این سه رکن رعایت شده و یک رکن هم اضافه کرده و تاکید دارد که ما به نظریه‌ای درباره عدالت هم نیازمندیم تا بتوانیم درک عالمانه از مسئله مالکیت و حقوق مالکیت داشته باشیم.

    به گزارش جماران، این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی، ضمن تشریح مبانی فلسفی و نظری اندیشه شهید بهشتی در رابطه با مفهوم مالکیت، خاطرنشان کرد: در غیاب حقوق مالکیت با کیفیت، ما با کوته نگری نظام وار و نهادمند روبرو می‌شویم و در غیاب حقوق مالکیت کارآمد برای هیچ قرارداد بلند مدتی امکان برقرار شدن وجود ندارد و امکان شکل گیری تقسیم کار و تخصصی شدن امور جود نخواهد داشت و ما با تشدید بحران کمیابی و سلطه مافیاها و بازار سیاه برای همه امور حیاتی انسان‌ها روبرو خواهیم شد

    وضعیت حقوق مالکیت، عنصر کلیدی توضیح دهنده رشد‌ و انحطاط‌

    مومنی یادآورشد: «داگلاس نورث» نیز معتقد است وضعیت حقوق مالکیت، عنصر کلیدی توضیح دهنده رشد‌ها و انحطاط‌ها است و این باید به عنوان یک امر خطیر در نظر گرفته شود. در سایه حقوق مالکیت دستیابی به امید به آینده و پیش بینی پذیر شدن امور و امکان انباشت سرمایه‌های انسانی و مادی به صورت کارآمد فراهم می‌شود و ایجاد تعهد اجتماعی نسبت به قراردادها پدید می‌آید، پدیده پاسخگویی فراگیر در سطح حکومت و افراد و بنگاه‌ها موضوعیت پیدا می‌کند، امکان مهار شدن فرصت طلبی و سواری مجانی پدیدار می‌شود و سقوط هزینه مبادله هم تابع وضعیت حقوق مالکیت است.

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ضمن تشریح دیگر پیامدهای مثبت توجه به حقوق مالکیت در جوامع، گفت: از نظر تجربی گفته می‌شود پرداختن به حقوق مالکیت، به معنای دادن یک آدرس سرراست و صریح است و اگر حکومت بخواهد فهمی روزآمد از اینکه چگونه باید مسیر برون رفت از بحران‌های کنونی را فراهم کند، می‌تواند از آن استفاده نماید. هر قدر کیفیت حقوق مالکیت بالا می‌رود، کیفیت زندگی مردم هم افزایش می‌یابد و تولید ناخالص ملی نیز رشد بیشتری نشان می‌دهد و شکاف میان کشورها از این دریچه به طرز بسیار برجسته‌ای قابل توضیح است.

    مومنی شاخص‌هایی که به عنوان شاقول برای سنجش و اندازه‌گیری وضعیت حقوق مالکیت کشورها مطرح است را به ترتیب «نرخ بهره رایج در فعالیت‌های اقتصادی»، « مقیاس فعالیت بنگاه‌های تولیدی»، «وضعیت مالیه حکومت»، «اندازه بخش غیر رسمی»، «اندازه مداخله‌های تصدی گرانه دولت»، «ریسک گریزی بخش خصوصی در سرمایه‌گذاری‌های مولد»، «اندازه گستره و عمق فساد» و «اندازه شاخص‌های اعتماد اجتماعی» برشمرد و ادامه داد: در برخی از این موارد اوضاع و احوال ایران وضعیت فاجعه آمیزی دارد. با در نظر داشتن اینهاست که روشن می‌شود ورود به مسئله حقوق مالکیت از دریچه اندیشه‌های شهید بهشتی چه جایگاهی دارد.

    وی یادآورشد: شهید بهشتی می‌فرمایند که باید حواسمان باشد مالکیت یک رابطه اجتماعی اعتباری قراردادی است و در عین حال، امر عینی اجتماعی نیز در نظر گرفته می‌شود. در چهارچوب روش شناسی شهید بهشتی منطق مسلط به تعبیر ایشان منطق فطرت است و بر فراز رویکردهای ایدئولوژی زده باید با منطق فطرت مسئله مالکیت را مورد واکاوی قرار داد. منطق فطرت برای پدید آورنده یک شی، حق تصرف را می‌پذیرد؛ بنابراین اینکه می‌گوییم از دیدگاه اسلامی خداوند مالک همه چیز است به عنوان یک امر حقیقی و نه صرفا قراردادی، موضوعیت پیدا می‌کند.

    نظم سیاسی می‌تواند حقوق مالکیت با کیفیت عرضه کند که «ضابطه محور» و «غیر قائم به شخص» باشد

    مومنی با بیان اینکه شهید بهشتی شش منشا برای مالکیت در نظر می گیرد و آنها که بدون خواندن اندیشه‌ های بهشتی، مطهری، طالقانی یا آقا محمد باقر صدر می‌گویند بهشتی فقط برای کار، شأن مالکیت قائل می‌شود ماجرای دیگری است که باید در سطح توسعه توضیح داده شود، گفت: از دیدگاه شهید بهشتی آن نظم سیاسی می‌تواند حقوق مالکیت با کیفیت عرضه کند که «ضابطه محور» و «غیر قائم به شخص» باشد. عبارت‌هایی را در توضیح این مسئله مطرح کرده‌اند که واقعا تکان دهنده است.

    بازی‌هایی در ایران با عنوان تقدس بازی های ضد اسلامی و شخص محور ایجاد می‌شود

    این اقتصاددان با بیان اینکه در برخی موارد تقدس بازی های ضد اسلامی و شخص محور ایجاد می‌شود، افزود: آقای بهشتی در کتاب «پیامبری از نگاه دیگر» مطرح کرده‌اند که خداوند برای دین خاتم، این گونه مقدر کرده که حتی پیامبرش هم نباید خود را مطرح کند. با این تعبیر که پیامبر هم نباید بت شود. استناد می‌کنند به قرآن و می‌گویند خداوند از پیامبران تعهد گرفت که نباید شما مردم را به خودتان دعوت کنید. اکنون تفسیرهای ضد اسلامی که راجع به غیر پیامبران می‌شود را با این طرز نگرش که می‌گوید نظم اجتماعی باید ضابط محور باشد مقایسه کنید! این کلام مولا را دیده‌اید که می‌گویند باید برای داوری راجع به اشخاص، حق را ملاک قرار داد نه اینکه اشخاص ملاک حق قرار گیرند. ایشان می‌فرمایند خداوند از پیامبران پیمان گرفت که من به شما کتاب و حکمت می‌دهم و شما با این سرمایه در میان خلق بروید؛ اما یادتان باشد که نمی‌روید دستگاه بسته، متحجر، محدود، قفس مانند، مرید و مراد بازی راه بیندازید یا نظم محدود ایجاد کنید.

    خداوند از پیامبران پیمان گرفت که نباید مردم را به خود دعوت کنند، بلکه باید آنها را به خدا پیوند بزنند

    مومنی گفت: می‌فرمایند خداوند از پیامبران پیمان گرفت که کتاب و حکمتی که به شما داده می‌شود برای این نیست که خودتان میان خلق بروید و برای آنها بت جدید بسازید، هیچ پیغمبری هم نباید بت شود. نباید مردم را به خودتان دعوت کنید، بلکه باید آنها را به خدا پیوند بزنید. در اینجا باید در نظر داشت این نظم اجتماعی ضابط محور به صورت فراگیر متکی به مردم است.

    شهید بهشتی زمامداری را در ساختار سیاسی – اسلامی، امری شورایی می‌داند

    این استاد دانشگاه با بیان اینکه در نظم اندیشه‌ای شهید بهشتی، شاقولی که نظم اسلامی را از نظم مدعی اسلامی تفکیک می‌کند، شش دگم دارد، توضیح داد: رکن اصلی، «ممنوعیت شخص محوری» است، ارکان دیگر «آزادی انتقاد از رهبران»، «حرمت مجازات و حبس قبل از وقوع جرم»، «عدالت با همه شاخ و برگ‌های آن»، «ممنوعیت شکنجه»، «ممنوعیت محاکمه‌های غیر علنی درباره جرائم سیاسی و رسانه‌ای» نیز از جمله دگم های حکومت اسلامی است که هیچ کدام شامل احکام ثانویه نمی‌شوند. شهید بهشتی زمامداری را در ساختار سیاسی – اسلامی، امری شورایی می‌داند و تسریع می‌کند که تصمیم گیری فرد محور می‌تواند چه فجایعی برای جامعه اسلامی ایجاد کند و البته برای نظم اجتماعی غیر قائم به شخص از دریچه اندیشه اسلامی نیز خصوصیاتی مطرح می‌کند.

    استفاده ابزاری از دین، سیطره پیدا کردن شرک در جامعه به جای توحید است

    مومنی با تاکید بر اینکه در اندیشه شهید بهشتی، عدالت برای تضمین مشارکت فعال موثر مردم در سرنوشت سیاسی و اجتماعی و اقتصادی‌شان است، گفت: ایشان می‌فرمایند در غیاب عدالت، علم، عدل و اخلاق امکان ریشه‌دار شدن و گسترش یافتن پیدا نمی‌کنند و به جای آن جمود، تعطیلی عقل، هرج و مرج فکری و هنجاری، انتظار پاداش‌های بدون عمل و مسئله استفاده ابزاری از دین موضوعیت پیدا می‌کند. ایشان استفاده ابزاری از دین را سیطره پیدا کردن شرک در جامعه به جای توحید عنوان می‌کنند.

    اگر شخص غیر شایسته‌ای با علم به وجود شایسته‌تر از خود، برخورداری منصبی و منزلتی پیدا کند، حکم ربا دارد / طفره روی کارکنان دولت از کار، ربا است

    این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه در چهارچوب مالکیت، حیاتی ترین مسئله، اضافه کردن صورت‌بندی نظری شهید بهشتی از ربا است، اظهارداشت: ایشان می‌فرمایند در ساخت سیاسی، اگر شخص غیر شایسته‌ای با علم به وجود شایسته‌تر از خود، برخورداری منصبی و منزلتی پیدا کند، حکم ربا دارد و همه کارکردهای ربا را به جامعه تسری می‌دهد. همانطور که می‌فرمایند اگر در بدنه دیوان سالاری دولت، کسانی برای کار معین پول بگیرند و بخشی از تعهدات را انجام ندهند، مزد و حقوقی که گرفته می‌شود به دلیل طفره روی از کار، حکم ربا پیدا می‌کند و همه کارکردهای ربا را خواهد داشت.

    در غیاب عدالت، اگر سراسر یک جامعه را با ظاهر قرآن بپوشانید از مشکلات این جامعه جلوگیری نمی‌کند

    مومنی در پایان گفت: شهید بهشتی می‌فرمایند در غیاب عدالت اگر سراسر یک جامعه را با ظاهر قرآن بپوشانید از مشکلات این جامعه جلوگیری نمی‌کند. به همین دلیل هم است که ایشان برای «عدل»، منزلتی بسیار استثنایی حتی در استنباط احکام قائل هستند. ایشان می‌گویند محک اصلی ادعای اسلامی بودن جامعه به میزان رعایت عدالت وابسته است.

  • باد در غبغب می اندازند و تجارت آب نبات و پفک را همسان دارو و سلاح تصور می کنند / از خود فریبی لذت می بریم!

    باد در غبغب می اندازند و تجارت آب نبات و پفک را همسان دارو و سلاح تصور می کنند / از خود فریبی لذت می بریم!

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی با بیان اینکه اگر رابطه مردم و حکومتشان خوب نباشد، هزینه‌های اداره جامعه به اندازه ای بالا می‌رود که حکومت ناگزیر سرنگون خواهد شد، گفت: وقتی ایران در یکی از کمرشکن‌ترین دوران نابرابری‌های ناموجه فزاینده خود است، بی معنا است که ما الگوی مشارکتی تعریف کرده‌ایم که هیچ کدام از آن سه مشخصه را ندارد. اگر حکومت گرامی از ظرفیت‌های موجود در همین شرایط استفاده کند و علائمی صادر کند که نشان دهنده این باشد که تا حدودی تنبه و آگاهی پدیدار شده، می‌شود امیدوار بود که از انبوه باب‌های مسدود شده، دو سه باب مهم باز شود.

    وی با بیان اینکه سال ۲۰۲۱ و ۲۲ هم در مجموع از کل اقلام صادراتی ما چیزی بالغ بر ۸۵ درصدش خام فروشی است، تاکید کرد: ما در قعر کشورهایی قرار داریم که از جنبه الگوی تقسیم کار جهانی در نازل‌ترین قدرت چانه زنی و در بالاترین شدت آسیب پذیری هستند. بسیار متاسفم که گروه‌های ذینفعی که متاسفانه تا این میزان قدرت جریان سازی دارند قباحت این شدت از خام فروشی را حدود زیادی از بین برده‌اند.

    در جستجوی راه حلی برای برون رفت از دورهای باطل با منشا فقر و عقب ماندگی باشیم

    به گزارش جماران، دکتر فرشاد مومنی اقتصاددان و رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد که در نشست بررسی «ضرورت و اهمیت مشارکت مردم ایران در سرنوشت سیاسی و اقتصادی خود؛ بیم ها و امیدها»، سخن می گفت، با بیان اینکه برگزاری این جلسه برای ما از نظر روحی بسیار دشوار بود، خاطرنشان کرد: جامعه ما که دائما در معرض شوک های بعضا تلخ و پرخسارت است، مجددا در معرض یک شوک بزرگ دیگر قرار گرفت و طبیعتا آنچه که در ادبیات توسعه به ما برای فهم بایسته‌ های مواجهه با چنین شرایطی کمک می‌کند، می‌گوید باید برای برون رفت از دورهای باطل توسعه نیافتگی قابلیت‌های نظام ملی را افزایش دهیم؛ به گونه‌ای که در برابر هر یک از این شوک ها قادر باشیم آسیب‌ هایمان را به حداقل برسانیم و ظرفیت‌ هایی ایجاد کنیم که بر فراز این آسیب‌ ها در جستجوی راه حلی برای برون رفت از دورهای باطل با منشا فقر و عقب ماندگی شویم.

    وی ادامه داد: صرف نظر از وجه عاطفی این مسئله، به قاعده منطق های حاکم بر هر شوکی که به نظام حیات جمعی ما وارد می‌شود که این خطر را ایجاد می‌کند که برخوردهای هیجانی، شتاب زده و انفعالی در اولویت قرار گیرد، به نظر می‌ رسد شاید مهمترین خدمتی که می‌ توانیم در چنین شرایطی داشته باشیم این است که مسئله را در کادر اندیشه توسعه و بر محور گشایش افق‌ هایی برای دیدن اصولی واقعیت‌ها ارتقاء و توانمندی‌ های داخلی به کار بگیریم.

    مطالبه جامعه ما در موج های نابرابری جهانی، استقلال خواهی بوده است

    این استاد تمام دانشگاه علامه طباطبایی اضافه کرد: حداقل در طی بالغ بر ۲۵۰ سال گذشته که جامعه بشری در اثر موج‌ های چندگانه تحولاتی که در بنیه تولیدی کشورها پدیدار شده و مسئله شکاف، فاصله و نابرابری‌ های بحران ساز در ابعادی بی‌سابقه در طول تاریخ بشر مرتبا رو به افزایش است، حیاتی‌ترین مسئله‌ ای که از این دریچه، برای ما به لحاظ تاریخی موضوعیت داشته و واکنش طبیعی جامعه ما بوده، مسئله مطالبه استقلال خواهی است.

    در همه ساختارهای قدرت، رابطه ای تنگاتنگ بین رقبای داخلی و خارجی وجود دارد

    مومنی با بیان اینکه مطالبه استقلال خواهی وجوه و مراتب پرشماری دارد عنوان کرد: در کل این دوره 250 ساله، دستاوردهای نظری قابل اعتنایی که برای اداره با عزت و آبرومند و با کیفیت نظام‌ های ملی تدارک شده، به ما می‌گوید هر کشوری با طیفی از رقبای بیرونی و درونی برای ساختار قدرت خود روبرو است. اینها دائما مترصد هستند که ساختار قدرت موجود را به زیر بکشند و در راستای منافع و مطامع خود جایگزین‌ هایی چه از نوع خارجی و چه نوع داخلی، تدارک ببینند. گفته می‌شود در این میان در پاسخ به این پرسش که آیا رابطه‌ای بین رقبای داخلی و خارجی هم می‌شود تصور کرد، ظریف‌ترین نکته‌ای که از جنبه نظری مطرح شده این است که آری! میان آنها رابطه‌ای تنگاتنگ وجود دارد و این رابطه تنگاتنگ تابع کیفیت رابطه مردم با حکومتشان است.

    اختلال در اعتماد و انگیزه همکاری متقابل، پیوند ساختار قدرت با استعمارگران را ایجاد می کند

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد توضیح داد: برای رقبای خارجی و رقبای داخلیِ ساختار قدرت، در جامعه‌ هایی که از یک رابطه مبتنی بر حسن اعتماد و با انگیزه‌ های همکاری بین مردم و حکومت برخوردار هستند، اعمال اراده برای تحقق مطامع تا مرز امتناع پرهزینه می‌ شود. از سوی دیگر نیز به لحاظ تاریخی، در کل دوره ۲۵۰ ساله گذشته تاریخ ایران، یعنی پس از نقطه عطف نخستین موج انقلاب صنعتی تا امروز، توافق نظری فراگیر وجود دارد که اگر کوچک‌ترین اختلالی در رابطه با دو مشخصه اعتماد متقابل و انگیزه همکاری متقابل پدیدار شود، پیوندی نظام وار میان ساختار قدرت موجود که می‌خواهد مستقل از مردم و اراده آنها و با اعمال استبداد امور را اداره کند با استعمارگران پدیدار می‌شود.

    در ترکمنچای، روسیه صرف نظر از خواسته مردم، صراحتا تعهداتی درباره خاندان قاجار بر عهده گرفت

    وی اضافه کرد: برای کسانی که از این زاویه تاریخ ۲۵۰ ساله گذشته ایران را دنبال می‌کنند، بی‌شمار شواهد از این پیوند قابل ذکر است. شاید یکی از عریان‌ ترین، تلخ‌ ترین و قبیح‌ ترین آنها، مصرحاتی است که در قرارداد ترکمنچای میان طرف ایرانی و روسی بسته شده؛ به گونه‌ای که طرف روسی صرف نظر از اینکه در ایران خواسته مردم چیست به صراحت تعهداتی درباره خاندان قاجار بر عهده گرفته است. چند ساله قبل و بعد از انقلاب مشروطیت، که استبداد قاجاری حاضر نبود به خواسته‌ های حداقلی مردمش تن دهد، هر تلاشی که مردم ایران برای مقید کردن و محدود کردن قدرت قاجارها صورت می‌دادند، بلافاصله سرنیزه، توپ و گلوله روسی به سوی مردم ایران و پاکدامن‌ترین چهره‌های ملی از میان نخبگان سیاسی و فکری ما نشانه می رفت.

    سازوکارهای اعمال سلطه اجانب، پیچیده و نامرئی شده اند

    این اقتصاددان اظهارداشت: این مسئله در دوره پهلوی هم به همین صورت قابل مشاهده است، اما همه کسانی که از دریچه اندیشه توسعه به مسئله سازوکارهای اعمال سلطه و برقراری روابط دست نشاندگی وابستگی و مستعمرگی چشم دوخته‌اند می‌دانند که هر میزان که به زمان حال نزدیک‌تر می‌شویم، سازوکارهای اعمال سلطه اجانب با دو خصلت برجسته قابل ردگیری است. این سازوکارها دائما رو به پیچیدگی می‌گذارد و دائما نامرئی تر می‌شوند.

    به دلیل نامرئی شدن سازوکارهای سلطه، برخی اصل سلطه را منکر می شوند

    به گفته مومنی؛ هر میزان به شرایط کنونی نزدیک می‌شویم، شدت این پیچیدگی و نامرئی شدن به اندازه‌ای افزایش پیدا می‌کند که بعضی ها اصل وجودش را منکر می‌شوند. این هم یکی از شگفتی‌های زمانه ماست! زمانی این گونه است که به واسطه اینکه نفس این اتهام، برای هر حکومتی تلخ، دردناک و شرم آور است. زمانی هم هست که ساختار قدرت، اصل وجود نظام سلطه را انکار می کند و زمانی هم هست که نخبگان فکری در این زمینه فعال می‌شوند. خوشبختانه یا متاسفانه، ساختار قدرت کنونی ما، هرگز اصل وجود طمع خارجی برای به کنترل درآوردن ساختار قدرت را نفی و انکار نکرده است؛ اما برای نخبگان اندیشه ای واقعا باید فکری کرد که بعضی از آنها با ژست و تبختر، حرف‌هایی می‌زنند که حتی برای یک فرد عامی عادی هم قبیح است؛ چه رسد به فردی که سرد در کتاب و کتابت دارد و قلم به دست است.

    به صراحت گفتند از نقطه عطف ۱۳۹۷ به بعد، ابزار تحریم با هدف براندازی ساختار قدرت کنونی طراحی شده / برخی نخبگان سازوکارهای سلطه را انکار می کنند

    این استاددانشگاه ادامه داد: با همه ادعاهایی که بسیاری از سلطه‌گران دنیا مطرح می‌کنند به صراحت اسنادی منتشر می‌شود و در آن گفته می‌شود از نقطه عطف ۱۳۹۷ به بعد ابزار تحریم با هدف براندازی ساختار قدرت کنونی طراحی شده، واقعا نفی و انکار این پدیده به ویژگی‌هایی نیاز دارد که بیان آنها خجالت آور است. اما بسیار متاسف هستم که بگویم بخش قابل اعتنایی از کسانی که در ایران ادعای نخبگی دارند، چنین ادعاهایی کرده‌اند! در همین چند ماه اخیر کسانی از میان مشاهیر چهره‌ های دانشگاهی و دست‌اندرکار سیاستگذاری اقتصادی کشور، گفته‌اند پدیده وابستگی و سلطه، پدیده عهد عتیق است؛ حتی یکی از آنها گفت پدیده وابستگی و سلطه مربوط به دوران کودکی من بود و در دوران کنونی ما در دنیا با وابستگی یک طرفه روبرو نیستیم بلکه با وابستگی متقابل روبرو هستیم!

    ضریب اهمیت تجارت «پفک نمکی و شکلات» با «سلاح و دارو» یکسان نیست

    مومنی اظهارداشت: پیش از این نیز در نهایت ادب و احترام نسبت به بعضی افراد خاصی که متاسفانه چنین برداشتی از دنیای واقعی ما دارند، گفتم اگر کهنگی و قدمت را مبنای بی اعتباری می‌دانید، اندیشه وابستگی متقابل به مراتب عقب افتاده‌تر و ارتجاعی‌تر از اندیشه وابستگی‌های یک سویه و معطوف به مناسبات استعماری است. ایده وابستگی متقابل، ایده‌ای بود که اول بار اقتصاد شناسان سرشناس کلاسیک مطرح کردند و با سلسله مفروضاتی که امروز وهم آلود بودن یا غرض آلود بودن و یا واجد هر دو وصف ذکر شده آنها آشکار است می‌گفتند ضریب اهمیت کالاهایی که کشورها صادر یا وارد می‌کنند یکسان است. اگر بخواهیم به زبان امروز بگوییم مثلا از نظر اقتصاددانان کلاسیک، ضریب اهمیت تجارت پفک نمکی با تجارت سلاح یکسان است و یا ضریب اهمیت مواد غذایی و دارو با ضریب اهمیت شکلات و آبنبات یکسان است! به این توهم همگن پنداری می‌گویند.

    باد در غبغب می اندازند و تجارت آب نبات و پفک را همسان دارو و سلاح تصور می کنند

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد اظهارداشت: بسیار جای تاسف است که کسانی بادی در غبغب بیندازند و اکنون همچنان این توهم را دامن بزنند و بعد ژست آوانگارد و انتقادی هم بگیرند! این درست مانند این است که خود کودتاچی‌ها به کودتا علیه دولت ملی دکتر مصدق اذعان کردند و بعضی شان عذرخواهی هم کردند، اما کسانی در ایران داریم که هنوز می‌گویند نه! چه کودتایی!؟ کجای آن کودتا بوده است!؟

    همسو با منافع بیرونی‌ها از مسئله حیاتی و سرنوشت ساز ملی حساسیت زدایی نکنید

    وی با تاکید بر اینکه به دلیل روند رو به پیچیدگی و نامرئی شدن، لازمه حفظ استقلال ملی مان این است که در این زمینه بیشتر گفتگو کنیم و سطح دانایی‌های عمومی را بالا ببریم، خاطرنشان کرد: به آن فرد محترمی که دستی در آموزش اقتصاد و سیاست گذاری اقتصاد دارد، توصیه مشفقانه می‌کنم که عزیزم! در حیطه مطالعات سطح خرد و کلانی که شما روی آن متمرکز هستید، اساسا جایگاهی برای مفهوم وابستگی در نظر گرفته نشده، بنابراین اگر شما صلاحیتی در زمینه مطالعات توسعه ندارید، بهتر است تا زمانی که چنین صلاحیتی کسب نکرده‌اید همسو با منافع بیرونی‌ها از یک مسئله حیاتی و سرنوشت ساز ملی حساسیت زدایی نکنید. چیزی را که از نظر اندیشه ورزانه توسعه، امری مسلم است نفی و انکار نکنید. درست مانند مسئله کودتا، دست‌اندرکاران این بازی خودشان به صراحت اعلام می‌کنند که ما مطامع مشخصی را  تا حد براندازی حکومت از دریچه تحریم‌ها دنبال می‌کنیم.

    مومنی با بیان اینکه همان کسانی که تصورشان بر این است که دنیای موجود ما دنیای با برابری کامل قدرت، ثروت و همترازی کشورها است وقتی می‌خواهند اظهار فضل کنند مهم‌ترین عبارتی که به کار می‌برند این است که ما باید با دنیا رابطه داشته باشیم، ادامه داد: چنین اظهار فضلی برای کشوری که در طول تاریخش متصل کننده قاره‌ها به یکدیگر و همیشه ی تاریخ، یکی از چهارراه‌های حوادث بوده، مانند کرامات شیخ ما می‌ماند که پنجه را باز کرد و گفت «وجب»! معلوم است که گر بخواهیم هم نمی‌توانیم رابطه با دنیای خارج نداشته باشیم. این مربوط به زمانی است که بخش اعظم دنیا هنوز کشف نشده بود، البته در آن دوره هم ما نمی‌توانستیم اینگونه باشیم، تا چه رسد به اکنون که نزدیک به ۵۰ سال از زمان طرح ایده دهکده جهانی مطرح شده و فاصله‌ها به طور روزمره در حال کاهش است.

    الگوی سنتی استعماری تقسیم کار جهانی چیست؟

    این اقتصاددان با تاکید بر اینکه اصل وجود و ضرورت «رابطه» محل مناقشه نیست، آنچه که محل مناقشه است چگونگی این رابطه است، افزود: در این چگونگی رابطه در ادبیات توسعه همین امروز هم مفهومی وجود دارد با عنوان «الگوی سنتی – استعماری تقسیم کار جهانی». این الگو که هر کشوری در آن گرفتار باشد به صورت آشکار یا پنهان، ظاهری یا کارکردی تحت اراده بیرونی‌ها است، از جنبه اقتصادی ناظر به شرایطی است که شما صادر کننده مواد خام و وارد کننده کالاهای ساخته شده باشید.

    ارتقا بنیه تولیدی کشورها، مهمترین حساسیت قدرت های بزرگ و استعماری

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ادامه داد: از نقطه عطف نخستین موج انقلاب صنعتی تا امروز، حساسیت قدرت‌های بزرگ و استعمارگران در هیچ عرصه‌ای به اندازه حساسیت در زمینه کارشکنی برای جلوگیری از ارتقاء بنیه تولید کشورها نیست. این تعبیر را به شکل‌هایی، ده‌ها نظریه پرداز و متفکر برجسته توسعه اظهار کرده‌اند که تقریبا جزء مسلمات است که سازوکارهای اعمال اراده سلطه‌گرانه در زمینه جلوگیری از اینکه کشور استقلال طلب و توسعه خواهی به بنیه تولیدی قابل قبول دست یابد که بتواند با سلطه‌گران قدرت چانه زنی داشته باشد، وجود دارد.

    انگلستان چگونه تلاش می کرد آلمان را فریب دهد!؟ / تا زمانی که به قدرت صنعتی تبدیل نشدید، دروازه‌هایتان را باز نکنید

    وی به کتاب منتشر شده از سوی «هاجون چانگ» با عنوان «پرتاب کردن نردبان» اشاره کرد و گفت: «پرتاب کردن نردبان»، بیانی استعاری است که اول بار «فردریک لیست» در قالب هشدار به رهبران آلمان به آن اشاره کرد و گفت فریب حرفهای انگلیسی‌ها که در مقام تبلیغات و شعار از کارهایی که آنها را قدرت شماره یک صنعتی جهان کرده تبری می‌جویند را نخورید. بسیار جالب است که همان زمان هم در برابر توهم وابستگی متقابل که امثال «ریکاردو» ترویج می‌کردند فردیک لیست عنوان کرد اگر شما به حرف‌های آنها گوش کنید و در شرایطی که به قدرت صنعتی تبدیل نشدید دروازه‌هایتان را باز کنید، بدون تردید تحت سلطه استعماری انگلستان در خواهید آمد. این مسئله در رابطه با ربع اول قرن بیست و یکم نیز مطرح شده است

    انگلستان در مسیر صرفه اقتصادی تولید صنعتی در هند سنگ اندازی کرد

    مومنی اضافه کرد: وقتی انگلستان بر هندوستان تسلط پیدا کرد، اولین و جدی‌ترین کارهایش این بود که در مسیر به صرفه اقتصادی افتادن تولید صنعتی کالاهای نهایی در هندوستان سنگ اندازی کرد. کل ظرفیت‌های مادی و انسان را به تولید مواد اولیه و صدور مواد خام مورد نیاز برای کارخانه‌های صنعتی انگلستان کانالیزه کرد و این همان الگوی سنتی استعماری تقسیم کار است و این ماجرا تا امروز هم ادامه دارد.

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد به نحوه تشکیل سازمان های «گات» و «تجارت جهانی» اشاره کرد که در آن آمریکا به دنبال تفوق قدرتهای بزرگ بر کشورهای در حال توسعه بود و مانع حق رای برابر میان کشورها شد و گفت: آمریکا مانع تشکیل «آی. تی. او.» شد چرا که در آن زمان مساله عدالت مورد توجه بود و به واسطه مطالعات تاریخ ساز و بی بدیل «رائول پربیش» و «هانس سینگل»، معلوم شده بود روند رابطه مبادله برای کشورهای خام فروش نزولی است و بنابراین آنها قادر نخواهند بود به توسعه دست یابند. آمریکایی‌ها برای «آی. تی. او.» ، جایگزینی معرفی کردند به نام «گات» و عنصر کلیدی آن این بود که زیر کلید نظم متحد نباشد. گفتند ما این اساسنامه را طراحی کردیم هر کسی آن را قبول دارد عضو شود.

    مناسبات حاکم بر سازمان تجارت جهانی، مانع ارتقای بنیه تولیدی کشورهای درحال توسعه است / این مناسبات استعماری است

    مومنی گفت: «هاجون چانگ» ‌می گوید در همین سال‌های میانی قرن بیستم هم این قضیه وجود داشته، در چهارچوب معاهده‌های موسوم به «تریپس» و «تریمز» در گات وWTO این مناسبات را که می‌خواهد مانع این باشد که کشوری بنیه تولیدیش را ارتقا دهد در wto گنجانده‌اند و اکنون نیز دنبال می‌شود. متاسفانه امروز در کشورمان، شاهد نادیده گرفتن چنین واقعیت‌هایی هستیم که از بالا تا پایین همه به آن اذعان دارند. حداقل این است که می‌توان گفت به واسطه فقدان دانش بایسته در زمینه توسعه، حرف‌های سست، کلیشه‌ای و ترجمه ای مطرح می‌کنند، اما جالب این است که اکنون آنها ژست تهاجمی دارند. آنها که این بدیهی‌ترین واقعیت‌ها را نادیده می‌گیرند به کسانی که این واقعیت هارا هشدار می‌دهند، برچسب توطئه‌اندیشی می‌زنند و می‌گویند شما دچار توهم توطئه هستید! در حالی که کسانی که از دریچه اقتصاد سیاسی توسعه روی مفهوم توطئه و توهم توطئه کار کرده‌اند می‌دانند آنچه که توهم است، اصل وجود توطئه نیست.

    همه شاهد رگه هایی از توطئه های رقبای بالقوه هستند

    وی تاکید کرد: هر کس با هر سطح از تجربه در ابتدایی‌ترین روابط خود رگه‌هایی از توطئه‌های رقبای بالقوه را مشاهده می‌کند. همین اکنون چرا آمریکایی‌ها بالغ بر ربع قرن است که انتشار بخش‌هایی از اسناد پژوهش‌های علمی‌شان را طبقه بندی کرده‌اند! آنگونه که بیانیه کنگره آمریکا اذعان می‌کند می‌خواهند از سرقت تکنولوژیک، به ویژه توسط چینی تبارهای مقیم آمریکا، جلوگیری کنند. وقتی برای کشورهایی با آن سطح قدرت، این قضیه موضوعیت دارد واقعا برخی در عین ناآگاهی‌های حیرت انگیز، با روحیه بسیار قوی، دیگران را متهم به توهم می کنند. در ادبیات توسعه و اقتصاد سیاسی توسعه، گفته می‌شود توهم این است که فکر کنیم توطئه به یقین و جبرا با موفقیت روبرو می‌شود. در اقتصاد سیاسی توسعه به این مسئله توهم گفته می‌شود. اصل وجود توطئه محرز و مسلم است، اما اگر کسی فکر کند که در برابر توطئه مصلوب الاختیار است متوهم است.

    رابطه و همکاری معتمدانه میان مردم و حکومت، باطل السحر توطئه‌های بیرونی است / اگر رابطه مردم و حکومتشان خوب نباشد، هزینه‌های اداره جامعه به اندازه ای بالا می‌رود که حکومت ناگزیر سرنگون خواهد شد

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد، با بیان اینکه مصلوب الاختیار نبودن کشورهایی که در معرض توطئه هستند، از توانمندی‌هایی جامعه بیرون می آید، توانمندیهایی که ناشی از رابطه مبتنی بر اعتماد و همکاری مردم و حکومت است، توضیح داد: به زبان بسیار ساده گفته می‌شود، رابطه مبتنی بر آن دو ویژگی میان مردم و حکومت باطل السحر توطئه‌های بیرونی است. مشابه این مسئله در رابطه با نارسایی‌ها و و ناهنجاری‌های مربوط به روابط مردم و حکومت در داخل نیز مطرح است.به ساده‌ترین بیان گفته می‌شود اگر رابطه مردم و حکومتشان خوب نباشد، هزینه‌های اداره جامعه به اندازه ای بالا می‌رود که حکومت ناگزیر سرنگون خواهد شد. 

    ارزش هر تن اقلام صادراتی محصولات دانش بنیان ایران: 690 دلار / ارزش واردات هر تن محصولات دانش بنیان 4500 دلار / خام فروشی با برچسب دانش بنیان!؟

    در دام خود فریبی نیافتیم

    مومنی با تاکید بر اینکه آنچه که توهم است وابستگی متقابل است، اضافه کرد: تنها قدرت چانه زنی کشورها در مورد مسائل حیاتی و راهبردی‌شان است که تعیین کننده می شود. گزارش گمرک نشان داد که ما با عنوان محصولات دانش بنیان، اقلامی را صادر و وارد می‌کنیم. بر اساس گزارش گمرک درباره سال ۱۴۰۲ معلوم شده که اقلام صادراتی موسوم به دانش بنیان ما هر تنش ۶۹۰ دلار ارزش داشته در حالی که اقلام وارداتی ما هر تن حدود ۴۵۰۰ دلار ارزش دارد. اهمیت این تفاوت بنیادی در این است که ما باید بفهمیم لفظ دانش بنیان یک مشترک لفظی است. وقتی در شرایطی که فاجعه آمیزترین فشارهای تحریمی را داریم آنچه که وارد می‌کنیم بیش از ۶ برابر آنچه که صادر می‌کنیم قیمت دارد، نشان دهنده چیزهای زیادی است که کاملا به این مربوط می‌شود که ما باید حواسمان را جمع کنیم و به هیچ وجه در دام خود فریبی نیفتیم. واقعیت این است که برای یک کشور به شدت تحت تحریم این معنای بسیار تکان‌دهنده‌ای دارد.

    85 درصد صادرات ایران خام فروشی است

    این اقتصاددان با بیان اینکه برای تحمیل سلطه، اعمال اراده می‌کنند و نشانه اقتصادی آن داده‌هایی از این قبیل است، گفت: داده های سال گذشته بانک جهانی درباره تجارت دنیا برای ما به عنوان یک کشور مطالبه‌گر استقلال و توسعه خواهی، بسیار تکان دهنده است. در همین سال ۲۰۲۱ و ۲۲ هم در مجموع از کل اقلام صادراتی ما چیزی بالغ بر ۸۵ درصدش خام فروشی است. ما در قعر کشورهایی قرار داریم که از جنبه الگوی تقسیم کار جهانی در نازل‌ترین قدرت چانه زنی و در بالاترین شدت آسیب پذیری هستند. بسیار متاسفم که گروه‌های ذینفعی که متاسفانه تا این میزان قدرت جریان سازی دارند قباحت این شدت از خام فروشی را حدود زیادی از بین برده‌اند و به عنوان راه حل به حکومت می‌گویند عیبی ندارد اگر مردم راجع به خام فروشی نفت حساس شدند سنگ آهن را اینگونه صادر کن! که البته فجیع‌تر از قبلی است. دستکاری‌هایی در اسامی می‌کنند تا غیر نفتی تلقی شود، مانند غیر نفتی تلقی کردن میعانات گازی! قباحت آن کاملا ریخته و در اسناد رسمی هم تحت عنوان صادرات غیر نفتی از آن نام برده می‌شود.

    میزان صادرات کالاهای صنعتی ساخته شده ایران، یک چهارم میانگین کشورهای در حال توسعه / مقاصد صادرات و وارداتمان در حال کمتر شدن است / هشدار نسبت به کاهش قدرت چانه زنی ایران در برابر ترکیه، امارات، هند و چین 

    مومنی با بیان اینکه گزارش‌های بانک جهانی می‌گوید میزان صادرات کالاهای صنعتی ساخته شده ایران، حدود یک چهارم میانگین کشورهای در حال توسعه است، ادامه داد: یعنی ما حتی از این زاویه در میان کشورهای در حال توسعه هم وضعیت اسف باری داریم. تا زمانی که این الگوی تجارت خارجی را داریم، ضعف‌های بنیادی دارد به واسطه تحریم‌ها ده‌ها آسیب پذیری خطرناک‌تر هم دچار شده ایم، از جمله اینکه مقصد اقلام صادراتی ما روزمره کم تعداد‌تر و کم تعدادتر می‌شود. همانطور که مبدا اقلام واحداتی ما نیز همین مسیر را طی می‌کند و ما کارمان در حال رسیدن به جایی است که حتی در برابر کشورهایی مانند ترکیه، امارات، چین و هند با بحران قدرت چانه زنی روبرو می‌شویم. آنها که دستی در تش دارند می‌فهمند این به چه معناست.

    نباید آینده کشور قربانی تندروی‌های ابلهانه و مشکوک شود

    وی با بیان اینکه برخی با ادعاهای پوشالی و حرف‌های توخالی ایران را وارد جنگی کردند که نتیجه آن معاهده ترکمنچای شد و اکنون نیز این مناسبات کار می‌کند، گفت: افرادی که به درستی نام آنها را کاسبان تحریم گذاشته‌اند از اینکه ما مرتبا به دنبال آشوبناک کردن روابطمان با دیگران برویم، نان می‌خورند؛ نباید آینده کشور ما قربانی تندروی‌های ابلهانه و اغلب مشکوک شود. نباید فراموش کرد که این تندروی‌ها در دوره دکتر مصدق هم وجود داشت. اینکه در این دوره اصطلاح «توده نفتی‌ها» مطرح شد تصادفی نبود، توده نفتی‌ها آنها بودند که رادیکال‌ترین شعارهای چپگرایانه را مطرح می‌کردند، اما پولشان را از شرکت نفت انگلیس می‌گرفتند.

    از کسانی که رگ گردنشان بیرون می‌زند، حرف‌هایی می‌شنویم که خردی در آن وجود ندارد / ساخت سلاح هسته ای در زیرزمین و خودرو در خانه!؟

    مومنی تاکید کرد: ما باید حواسمان را بسیار جمع کنیم چرا که دائماً این مناسبات پیچیده‌تر و نامرئی‌تر می‌شود روزمره از کسانی که رگ گردنشان بیرون می‌زند، حرف‌هایی می‌شنویم که واقعا با موازین ابتدایی عقل سلیم نشان می‌دهد خردی در آن وجود ندارد. مانند آنکه گفته بود بچه‌ای در زیر زمین خانه‌شان روی سلاح هسته‌ای کار می‌کند. این حرف‌ها برای کسانی نان می‌شود، اما برای کشور ما اگر جدی گرفته شود می‌تواند خسارت‌های بسیار بزرگ داشته باشد. از قبیل این حرف‌ها مکرر راجع به توان اشتغال زایی و یا ساخت فلان مدل خودرو در خانه می‌شنویم. این‌ها عبارت‌های مشکوکی است که حتی اگر اثر نادانی و غفلت هم صادر شده باشد ما باید نسبت به آن حساس باشیم. متاسفانه اکنون آنها دیگران را متهم می‌کنند، چون معمولا اهل علم، اهل نجابت، ادب و حیا هم هستند و به این حرف‌های بی‌پروا، بی‌ضابطه و مشکوک اعتنا نمی‌کنند. اما آنها که از این حرف‌ها می‌زنند دیگران را به انواع اتهامات متهم می‌کنند، اینجاست که آگاهی‌ها و بلوغ اندیشه‌ای در ساختار قدرت نقشی تعیین کننده ایفا می‌کند که ما مانند آنچه در ماجرای ترکمنچای دچارش شدیم، دستاویز مطامعه بیرونی‌ها نباشیم.

    اگر قدرت همکاری با هم نداشته باشیم، شاهد ستیز و حذف خواهیم بود

    این استاد دانشگاه با یادآوری اینکه تقریبا تمام متفکرین توسعه درباره روابط مردم و حکومت و نقشش در نجات کشور چند بحث بنیادی را مطرح کرده‌اند، خاطرنشان کرد: یکی از عالی‌ترین این بحث‌ها را «آلبرت هیرشمن» در کتاب «استراتژی توسعه اقتصادی» مطرح کرده است. او می‌گوید حواستان باشد که بازی توسعه، بازی جمعی است و یک یا چند فرد یا گروه، نمی‌توانند توسعه را پیش ببرند. توسعه در جایی اتفاق می‌افتد که در آن تمرینِ همکاری در حد نصاب قابل قبول شده باشد، اگر ما قدرت همکاری با یکدیگر نداشته باشیم، گزینه رقیب همکاری، ستیز و حذف است. در جوامعی بازی جمعی در عرصه‌های مختلف همکارانه است که تولید فناورانه و مبتنی بر دانایی محوری در فرایندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع و عدالت گستری در ترتیبات نهادی با قاعده گذاری‌ها و تصمیم‌گیری‌ها باشد. رمز امکان‌پذیر شدن و مهم‌ترین پیش نیاز شکل‌گیری بازی همکارانه، این است که حکومت شیوه تصمیم گیری و تخصیص منابعش علم محور، تولید محور و عدالت محور باشد.

    این استاد دانشگاه ادامه داد: آنها که منافعشان از طریق عقب و فقیر نگه داشتن ایران تامین می‌شود، سعی می‌کنند از طرق مختلف ما را گیج کنند و قدرت تشخیص ما را از بین ببرند. در ادبیات توسعه سیاسی هشدار می‌دهند که ادای انتخابات در آوردن نشانه مردم سالار بودن یک نظم اجتماعی نیست و نشانه مشارکت مردم در سرنوشت خودشان تلقی نمی‌شود.باید انتخاباتی برگزار شود که از کل واجدین شرایط درصد بالایی شرکت کنند والا  اسم آن مشارکت سیاسی مردم در سرنوشتشان نیست.

     چالش های بزرگ امنیت ملی و تمامیت ارضی ما را تهدید می‌کند

    یک میلیون نفر از اشتغال صنعتی خارج شده اند، به جمعیت مسافرکش 2میلیون نفر اضافه شده!

    مومنی اظهارداشت: از جنبه اقتصادی به واسطه رقت برانگیز شدن و شکننده شدن الگوی مشارکت اقتصادی کنونی مردم در سرنوشت اقتصادی شان، تهدیدهای بزرگ امنیت ملی و تمامیت ارضی ما را تهدید می‌کند. ما در این زمینه وضعیت بسیار شکننده‌ای داریم. در یکی، دو سال گذشته ارقام بالغ بر یک میلیون نفری خروج از اشتغال صنعتی داریم و نزدیک به دو برابر این رقم بر تعداد جمعیت مسافرکش ما افزوده شده است. این مسئله برای یک نظام تدبیر امور که قادر به تشخیص مخاطرات، اولویت‌ها و شکنندگی‌هایش است، غیر قابل قابل تصور‌ترین آژیر خطری است که بلند شده.

    براساس آمار ارائه شده در شرایط اشتغال کامل نیروی انسانی هستیم! / گویی از خود فریبی لذت می بریم

    این اقتصاددان افزود: اکنون به دلایل گوناگون داده‌های رسمی ما می‌گوید نرخ بیکاری رسما اعلام شده زیر ۱۰ درصد است. اگر چنین چیزی واقعیت داشت با توجه به نرخ طبیعی بیکاری ۸.۵ درصدی نشان می‌داد ما در شرایط اشتغال کامل نیروی انسانی به سر می‌بریم، اما بسیار تلخ است و حیرت آور است و نمی دانیم که باید بخندیم یا گریه کنیم که در ماه اخیر نرخ رسمی بیکاری اعلام شده گاهی اوقات از نرخ طبیعی بیکاری هم کمتر بوده است. یعنی ما ماورای اشتغال کامل هستیم. در حالی که از بیرون که نگاه می‌کنیم می‌بینیم در ۳۰ ساله گذشته همواره نزدیک به دو، سوم جمعیت در سنین فعالیت ایران هیچ نقشی در تولید ملی ندارند. درست مانند ماجرای صادرات غیر نفتی است، گویی از خودفریبی لذت می‌بریم! در رابطه با نرخ اشتغال و بیکاری هم گویی دچار چنین عارضه‌ای هستیم.

    نقش آفرینی گروه سنی 15 تا 26 ساله بیکار در «بهار عربی»

    مومنی با یادآوری اینکه نزدیک به دو، سوم جمعیت در سنین فعالیت ما هیچ نقشی در تولید ملی ندارند، خاطرنشان کرد: آنها که موازین اصولی حفظ تمامیت ارضی و امنیت ملی را در شرایط پیچیده و منطقه به غایت پرچالش ما می‌فهمند، باید از این مسئله عبرت بگیرند. وقتی ماجرای بهار عربی پدیدار شد، تمام دنیا حداکثر ظرفیت دانایی خود را برای شناسایی آن به کار گرفت. یکی از یافته‌های آن مطالعات این بود که گفتند پرچمدار این تحولات سریع و فراگیر در کشورهای عربی گروه جمعیتی خاصی بودند که مخفف انگلیسی آن «ان. ای. ای. تی.» که اصطلاحا به آن «گروه سنی نیت» می‌گویند بوده‌اند. گروه سنی ۱۵ تا ۲۶ ساله که هیچ ردی از آنها در نظام داده‌های ملی وجود ندارد، نه شاغلند و نه در حال تحصیلند و نه در حال مهارت آموزی هستند ؛ یعنی در اوج شکوفایی توانایی ذهنی و جسمی‌شان، هیچ ردی از آنها در فعالیتی که خیری برای جامعه وجود داشته باشد وجود ندارد.

    در ایران، وزن جمعیتی گروه نقش آفرین در بهار عربی، بالا است

    این عضو هیات علمی دانشگاه تصریح کرد:تمام مطالعه‌های کلیدی اقتصاد سیاسی که ارزیابی‌های خود را از تجربه بهار عربی مطرح کرده بودند عنوان کردند که کلیددار آن ماجراها این گروه سنی از جمعیت بودند. بعد با اصرار و پافشاری تعدادی از کارشناسان دلسوز و با شرافت ما در وزارت کار بالاخره، حدود دو سال پیش گزارش ملی در این زمینه منتشر شد که یکی از زنگ‌های خطری که اهل تحلیل با توجه به این گزارش به آن رسیده‌اند این بود که وزن جمعیتی این گروه در ایران جزء بالاترین‌ها در دنیا است.

    وی توضیح داد: در گزارش وزارت کار گفته شده بود ۷۰ درصد جمعیت ایرانی این گروه خانم هستند. آیا از این دریچه می‌توان به تحولات اخیر ایران نگاه کرد. در مرزهای دانش توسعه گفته می‌شود این یکی از کانون‌هایی است که باید نسبت به آن حساس بود. سهل انگاری راجع به آمارِ با کیفیت منتشر کردن در خصوص اشتغال و بیکاری، می‌تواند کشور را در معرض چه مخاطراتی قرار دهد و واقعا چقدر افراد باید سقوط کرده باشند که برای خودنمایی یا دیگر فریبی و خودفریبی، راه را برای اینکه دید واقع بینانه راجع به اشتغال پیدا کنیم باز نکند.

    ارائه آمار غیرواقعی، مشروعیت نمی آورد

    این استاد دانشگاه با بیان اینکه در آمریکا شش گونه آمارگیری برای درک میزان جمعیت شاغل و بیکار انجام می‌شود، گفت: تبلیغات می‌کنند که بیشتر از اینکه مشروعیت ساز باشد، مشروعیت سوز است؛ چرا که وقتی به هر خانواده‌ای مراجعه می کنید می بینید که چند عضو بیکار دارند، معلوم است که این حرف‌ها مانند پاشیدن نمک روی زخم خانواده‌ها است. این عملکردها مشروعیت نمی‌آورد.

    اهمیت مشارکت سیاسی از مشارکت اقتصادی نیز بیشتر است / بسته شدن باب احساس تعلق مردم به جامعه شان خیانت بزرگ است

    مومنی با بیان اینکه ‌گزارش مرکز پژوهش های مجلس نشان داد که این آمارها در ارتباط با میزان اشتغال و بیکاری ۱۱ ایراد جدی دارد که بر اساس آنها این داده‌ها هیچ کمکی برای فهم واقعیت به ما نمی‌کند و ما را از واقع بینی و فهم بایسته‌ها دور می‌کند،تاکید کرد: در دانش توسعه گفته می‌شود ما با تقدم امر سیاسی روبرو هستیم. اهمیت مشارکت سیاسی از مشارکت اقتصادی نیز بیشتر است. در چنین شرایطی تحت هر عنوان و بهانه اگر باب احساس تعلق مردم به جامعه‌شان مسدود یا تا حدودی مسدود شود بدون تردید، خیانت بزرگ به کشور است.

    جمعیت بیکار در میان زنان تحصیل کرده ایران بالای ۷۰ درصد است

    وی با توضیح مفهومی با عنوان «توازن دوگانه» با بیان اینکه اگر در بازار سیاست بحران مشارکت داشته باشید، به یقین در بازار اقتصاد هم خواهید داشت و بالعکس، گفت: برای اینکه هزینه‌ها و خطرات این نادیده گرفتن‌ها و سهل انگاری‌ها و خدای نکرده مسائل فراتر از آن را خوب درک کنید، گزارش مرکز پژوهش‌ها را ببینید که می‌گوید جمعیت بیکار در میان زنان تحصیل کرده ایران بالای ۷۰ درصد است. عزیزانی که می‌خواهند این کشور روی آرامش، عزت، ارتقاء کیفیت زندگی مردم، استقلال و اتقای قدرت چانه زنی را در دنیا ببیند، آیا می‌توانند دلالت‌های این ارقام را بفهمند! چرا این مسئله جزء مسائل حیاتی ما نیست و رسانه‌های کلیدی ما در این رابطه مطلقا سکوت می‌کنند.

    گویا شیره جان تولید کنندگان را مکیدن و تقدیم رباخوارها کردن اهمیت بیشتری دارد؟!

    مومنی با بیان اینکه می‌خواهیم مردم در جامعه‌شان مشارکت توسعه‌گرا داشته باشند باید حکومت به سمت علم محوری، تولید محوری و عدالت محوری برود، اضافه کرد: وقتی نرخ بهره‌ای را با توجیه‌ها در بازار پول به جریان می‌اندازند که قیمت تمام شده پول برای تولید کنندگان ما نزدیک ۸ برابر سود انتظاری بنگاه‌های بزرگ تولیدی‌مان می‌رسد مشخص می‌شود تولید محوری در اولویت این نظام قاعده گذاری نیست، بلکه گویی شیره جان تولید کنندگان را مکیدن و آن را تقدیم رباخوارها و شبه رباخوارها کردن برایشان اهمیت بیشتری دارد. مشابه این مسئله در سیاست‌های مالی، تجاری و صنعتی دولت هم وجود دارد.

    منابع تخصیص داده شده برای فقرزدایی، یک هشتم تورم رسمی است / روند قهقرایی تشدید فقر را در بودجه ۱۴۰۳ تدارک دیده‌ایم

    این استاد دانشگاه با بیان اینکه در میان متفکران بزرگ توسعه می‌گویند مهم‌ترین متغیر کنترلی ادعاهای مربوط به مردم سالاری این است که از درون این مردم سالاریِ ادعایی، چقدر صدای فقرا شنیده می‌شود، تصریح کرد: صدای اغنیا که در هر رژیمی و تحت هر شرایطی شنیده می‌شود، وقتی نرخ بهره را اینگونه می‌کنید، یعنی هیچ اهتمامی به شنیدن صدای فقرا ندارید. وقتی گزارش‌های رسمی می‌گوید در شرایط تورمی چهل و چند درصدی اندازه منابعی که برای فقرزدایی در نظر گرفته اید، رشد کمتر یک هشتم تورم رسماً اعلام شده است، یعنی ما روند قهقرایی تشدید فقر را در چهارچوب الگوی تخصیص منابع بودجه ۱۴۰۳ تدارک دیده‌ایم.

    عدم مشارکت مردم هزینه های اداره جامعه و طمع خارجی ها برای سلطه را بالا می برد

    مومنی یادآورشد: اگر مردم مشارکت نداشته باشند از یک طرف هزینه‌های اداره جامعه تا مرزهای کمرشکن شدن برای ساختار قدرت بالا می‌رود و از سوی دیگر طمع خارجی‌ها برای اینکه ما را تحت سلطه خود درآورند افزایش پیدا می‌کند.

    در اسارت آدرس‌های عوضی هستیم

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه ما در اسارت آدرس‌های عوضی هستیم، گفت: تولید کننده‌ها در تشریح علل بحران در فضای کسب و کار می‌گویند، ناامنی حقوق مالکیت، بی‌ثباتی و پیش بینی ناپذیری، سیاست‌های مخرب اقتصادی دولت و فساد گسترده، بی‌پناهی مردم در برابر دیوان سالاری کم کیفیت دولت مهم‌ترین موانع سرمایه‌گذاری تولیدی است. تحت عنوان بهبود فضای کسب و کار بینید عزیزان روی چه چیزهایی تبلیغ می‌کنند! ما همچنان در قعر بحران انگیزش برای سرمایه‌گذاری مولد هستیم و تا زمانی که این گونه باشد، نمی‌توانیم اشتغال با کیفیت برای جمعیت بزرگ دانش آموخته‌هایمان تدارک ببینیم. اما متاسفانه اطلاعی بایسته به این مباحث صورت نمی‌گیرد. در این شرایط با توجه به بحث توازن دوگانه، وقتی مشارکت اقتصادی به این شکل عریان تا این اندازه شکننده و از ریخت افتاده باشد، روشن است که مشارکت سیاسی نیز به شکل معنی‌دار انسداد می شود.

    وی اضافه کرد: مفهوم مشارکت نیز مشترک لفظی است، مشارکت واقعی مشارکتی است که در آن هم مشارکت در فرایندهای تصمیم گیری به صورت معنی‌دار وجود داشته باشد، هم مشارکت در فرایندهای اجرایی ایجاد شود و هم مشارکت در منافع حاصل از آن فعالیت رخ دهد. وقتی ایران در یکی از کمرشکن‌ترین دوران نابرابری‌های ناموجه فزاینده خود است، بی معنا است که ما الگوی مشارکتی ای تعریف کرده‌ایم که هیچ کدام از آن سه مشخصه را ندارد. اگر حکومت گرامی از ظرفیت‌های موجود در همین شرایط استفاده کند و علائمی صادر کند که نشان دهنده این باشد که تا حدودی تنبه و آگاهی پدیدار شده، می‌شود امیدوار بود که از انبوه باب‌های مسدود شده، دو سه باب مهم باز شود.

    مناسبات معطوف به ستیز و حذف محصول مناسبات رانتی است

    مومنی گفت: شرم آور و تاسف بار است که در اسناد رسمی حکومتی اسم دهه ۱۳۹۰ را دهه از دست رفته گذاشتند؛ چرا که در عرض یک سال حدود ۷۰۰ میلیارد دلار و هزاران هزار میلیارد تومان به این اقتصاد تزریق شده و در سال پایانی این دهه اندازه کیکی که تولید شده اندازه همان چیزی است در آغاز دهه بوده است! تازه این کارنامه جز آبرومندترین وجوه این دهه است و ما وجوه بسیار پرفاجعه دیگر هم تجربه کردیم. بنابراین باید نظام تصمیم‌گیری‌های اساسی ما متوجه شود که مناسبات معطوف به ستیز و حذف محصول مناسبات رانتی است. در حالی که اگر مناسبات مبتنی بر تشویق، خلاقیت و تولید شود، انگیزه‌های همکاری و اعتماد افزایش می‌یابد و انگیزه ستیز و حذف سقوط پیدا می‌کند. میدوارم عزیزان معانی این نکته‌ها را به خوبی درک کنند.

    باز کردن باب مشارکت واقعی مردم در سرنوشتشان باطل السحر همه فسادها و بحران‌ها است

    این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی با تاکید بر اینکه باز کردن باب مشارکت در سرنوشت سیاسی و اقتصادی ایران می‌تواند باطل السحر همه ناکامی‌ها، فسادها و بحران‌ها ناکارآمدی‌های مختلف در همه عرصه‌های حیات جمعی باشد، گفت: هر میزان سطح مشارکت حقیقی مردم در سرنوشت خود بالا رود با روند غیر قابل باوری، نااطمینانی‌ها، ناامنی‌ها و بی‌ثباتی‌ها کاهش پیدا می‌کنند. با تکیه بر دانایی‌های جمعی بومی مشارکت کنندگان، امکان جایگزین کردن نهادهای کژ کارکرد با نهادهای خوب و با کیفیت فراهم می‌شود. با این اقدام، توانمندی‌های نظام ملی در مهار شوک‌های برون زای نامطلوب و انعطاف نظام ملی افزایش پیدا می‌کند و جامعه به سمت عدالت اجتماعی و دستاوردهای توزیعی بهتر نظم سیاسی اجتماعی اقتصادی حرکت می‌کند و به این ترتیب توسعه امکان‌پذیر می‌شود.

    مشارکت مردم جزء تعهد بنیانگذاران جمهوری اسلامی بوده

    این استاد دانشگاه گفت: صمیمانه امیدوارم این مسئله که جز تعهدات بنیانگذاران جمهوری اسلامی بوده از سوی حکومتگران جدی گرفته شود. تعهد آنها این بود که حکومت حکومتگران خادم باشند و مردم صاحبان حق و ولی نعمتان حکومتگران باشند. مشارکت یعنی این مناسبات عینیت یابد. در این صورت دستاوردهایی که برجسته‌ترین متفکران توسعه دنیا نوید می‌دهند، موضوعیت پیدا می‌کنند.

    مومنی خاطرنشان کرد: ایران تقریبا جز معدود کشورهایی است که در دنیا در قرن بیست و یکم سه بار جنبش اجتماعی فراگیر برای برون رفت از دورهای باطل جهل، فساد، استبداد، عقب ماندگی و دست نشانده گی را تجربه کرده است. اهل خرد و دانایی باید روی این موضوع سرمایه‌گذاری بزرگ کنند که با اینکه در هرسه اینها، ‌بی سابقه‌ترین فشارهای داخلی و خارجی وارد شد، در عین حال بی‌سابقه‌ترین دستاوردهای تاریخ اقتصادی و سیاسی قرن بیستم هم در همین سه مقطع رخ داده است. در مقاطع جنبش مشروطه، ملی کردن نفت و انقلاب اسلامی درخشان‌ترین کارنامه‌ها را داشته‌ایم اما نکته کلیدی آن این بود که این دستاوردها تداوم نداشت؛ چرا که با مداخله‌های آگاهانه قدرت‌های سلطه‌گر و جهل و دست نشاندگی و فساد بخش‌هایی از ساختار قدرت، مردم سرخورده شدند و مشارکت آنها در سرنوشت سیاسی و اقتصادی‌شان لطمه دید.

    ساختار نهادی ما مشوق علم، تولید و عدالت محوری در فرایندهای تصمیم گیری نیست

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد اضافه کرد: بزرگترین رقیب ما چینی‌ها هستند که دو بار چنین تلاشی داشته‌اند، اما پرسش بزرگ این است که چرا چینی‌ها با دو بار تلاش توانستند و ما با سه بار تلاش هنوز موفق نبوده‌ایم. پاسخ آن در یک عبارت مسئله مشارکت است که درباره چین نکات ظریف بسیار خارق‌العاده‌ای دارد. جالب است که چگونه یک حزب کمونیست روی کار باشد اما در عین حال باب مشارکت گسترده مردم در امور شان باز باشد. ساختار نهادی ما در حد نصاب مشوق و متعهد به علم محوری، تولید محوری و عدالت محوری در فرایندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع نیست، در حالی که راه نجات ما از این مسیر می‌گذرد. امیدوارم در شرایط خطیری که کشورمان در آن با انواع شکنندگی‌ها روبرو است از این ذخیره بی‌کران مردم به شکل اصولی استفاده شود تا باطل السحر همه توطئه آفرینی‌ها و سنگ‌اندازی‌های مشکوک خارجی باشد.

  • اعلام خطر می ‌کنم! / فاسدها و چاپلوسان در حکومت قدرت بیشتری گرفته اند! / برای حجم بزرگ کسری بودجه دولت باید هزاران هزار بار گریه کرد

    اعلام خطر می ‌کنم! / فاسدها و چاپلوسان در حکومت قدرت بیشتری گرفته اند! / برای حجم بزرگ کسری بودجه دولت باید هزاران هزار بار گریه کرد

    به گزارش اقتصادران، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه مجموعه کسری‌های آشکار و پنهان، لایحه بودجه ۱۴۰۳ آنچنان است که باید هزاران هزار میلیارد بار به حال دولت گریه کنیم، گفت: ابعاد بیش برآوردی در درآمدها، کم برآوردی در هزینه‌ ها و پنهانکاری‌ های پرشمار در لایحه بودجه نشان می دهد کسری‌ های آشکار و پنهان بودجه بیش از چند صد هزار میلیارد تومان است.

    عزیزان متوجه شوند، چاپلوس هایی رانت جو دوستدار واقعی آنها نیستند

    دکتر فرشاد مومنی – استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی که در نشست «بررسی نسبت بودجه 1403 با مسائل اصلی کشور» سخن می ‌گفت، با ابراز امیدواری نسبت به اینکه این نشست به نظام تصمیم گیری‌ های اساسی کشور، آگاهی درباره چالش‌ ها و چشم‌اندازهای ناشی از تداوم رویه‌ های کوته نگرانه، برنامه گریز، غیرمشارکت جویانه و بحران ساز بدهد و راهی باز کند تا بلوغ و توان اندیشه ای نظام تصمیم ‌گیری‌ های اساسی کشور ارتقا یابد، اظهار کرد: عزیزان باید هرچه زودتر متوجه شوند که متملقان و چاپلوس هایی که با انگیزه کسب رانت‌ های بزرگ به ساختار قدرت نزدیک می ‌شوند نه دوست دار واقعی آن ها هستند و نه دوستدار مردم این سرزمین و تعلق خاطری هم به حیثیت و آینده کشور ندارند. این یکی از بدیهیات اولیه عقلی است که ساختار قدرت به شدت به توجه به آن نیاز دارد.

    انتصاب افراد چاپلوس فاقدصلاحیت مولفه کلیدی فساد است

    وی با تاکید بر اینکه یک پیوند ناگسستنی میان ترجیح تملق و چاپلوسی با تمایل به سفله گزینی وجود دارد، افزود: یکی از پنج مولفه کلیدی تشدید کننده فساد این است که در مسند‌های کلیدی، افراد فاقد صلاحیت اما چاپلوس گماشته شوند. اگر شما صالحان چاپلوس را به صالحانی که سطوحی از حریت و شرافت دارند، ترجیح دهید به غیر از اینکه مشروعیت حکومت را به دلیل ناکارآمدی می ‌سوزانید، این مشروعیت را به دلیل فسادزایی این شیوه هم از بین می ‌برید.

    مومنی ادامه داد: یکی از دریچه های عبرت آموز افشاگری‌هایی که این روزها راجع به فسادهای بسیار بزرگ صورت می ‌گیرد این است که برای حکومت گرامی باید بفهمد احرار، آزادگان، شرافتمندان، عالمان و دانایان هستند که می ‌توانند کشور را نجات دهند. چاپلوس‌های فاسد و فسادزا نمی توانند این کار را بکنند. بنابراین گرچه که به سهم خودمان در نهایت مهر، شفقت و خضوع ، نتیجه تلاش‌ های اندیشه ای خود را در طبق اخلاص می ‌گذاریم و تقدیم نظام تصمیم گیریهای اساسی کشور می ‌کنیم؛ اما اگر حکومت گرامی به لوازم شُکر این نعمت توجه نداشته باشد همه ‌مان ضرر می ‌کنیم.

    راستگویی و امین دانستن مردم راه نجات کشور است

    این اقتصاددان با بیان اینکه یکی از بلوغ های اندیشه ای که حکومت گرامی به شدت به آن نیاز دارد این است که باید متوجه شوند راستگویی و صدق ورزی و امین دانستن مردم راه نجات کشور است، ادامه داد: اگر شما شفافیت زدایی کنید، وقتی که ناصحان مشفق اشکالات کارتان را گفتند تکذیب یا انکار کنید و حتی فراتر روید و شکایت و پرونده سازی کنید، در کوتاه مدت ممکن است منجر به پاک کردن صورت مسئله شود، اما در بلندمدت آثار خود را به صورت گسترش فقر، فلاکت، عقب ماندگی و ذلت به صورت حکومت و مردم می ‌زند.

    مافیاها، کارشناسان دلسوز را متهم به مخالفت با دولت می کنند

    وی با انتقاد نسبت به آنچه عدم انتشار برخی آمارها و یا دیرکرد در انتشار آنها و بعضا دست بردن در آنها دانست، اظهار کرد: عوارض سوء این اقدامات، دیر یا زود برملا می ‌شود. در این رابطه رفتارهای حکومتگران گرامی به ویژه دست‌اندرکاران قوه مجریه، نشان می ‌دهد بسیار نیازمند تذکر هستند. وقتی تلاش می ‌کنیم حکومت گرامی را در این زمینه آگاه کنیم، مافیاها و آنها که به سختی می ‌توان برایشان تعابیر مؤدبانه پیدا کرد و از این مناسبات نفع می ‌برند، به جای اینکه از کارشناسان دلسوز و شرافتمند تقدیر کنند، آنها را متهم به مخالفت با دولت می ‌کنند.

     آنها که نقد عالمانه می ‌کنند، شرافتمندترین و دلسوزترین افراد برای حکومت هستند / عزیزان جای دوست و دشمن را اشتباه نگیرند!

    مومنی با بیان اینکه امیدوارم هم دولت به عنوان قوه مجریه و هم حکومت گرامی، به جای وعظ و خطابه‌ و ادعا، کتاب «آلبرت هیرشمن» با عنوان «اعتراض، خروج و وفاداری» را بخوانند، توضیح داد: در آنجا با شیوه ای که حتی افراد کند ذهن را هم متوجه می ‌کند، نشان داده آنها که نقد عالمانه می ‌کنند، شرافتمندترین و دلسوزترین و خیرخواه‌ترین افراد برای حکومت هستند. خدای ناکرده نکند این حماقت پیش بیاید که عزیزان جای دوست و دشمن را اشتباه بگیرند و به جای اینکه منتقدان عالم و آگاه را تشویق کنند، به فکر بایکوت و تنبیه آنها برآیند و به چاپلوس ها، و دروغگویان و پنهانکاران جایزه دهند.

    اختلاف نظرها را با گفت و گو حل و فصل کنید

    این استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی خاطرنشان کرد: هفته گذشته عزیزان یکباره به این جمع‌بندی رسیدند که محکومیت  دکتر صادق زیباکلام را به خاطر اظهارات کارشناسی عملیاتی کنند. این مسائل از اندازه ای از اهمیت برخوردار است که می توان ساعت ها راجع به آن صحبت کرد. شخصا با بسیاری از تحلیل های دکتر زیباکلام مرزبندی کارشناسی دارم.

    ما اختلاف نظرهای اساسی به خصوص در حیطه‌ هایی که در تخصص من است و ایشان گاه و بیگاه درباره آن اظهار نظرهای دلسوزانه ای داشتند، داریم اما آن اختلاف نظرهای اساسی را افراد متمدن، با گفت وگو حل و فصل می ‌کنند نه با داغ و درفش! صمیمانه و خاضعانه از سران قوا و نهادهای فرادست آنها می ‌خواهم رویه‌ هایی که می تواند منعکس کننده سطح نازل بلوغ اندیشه، پختگی و تجربه در نظام تصمیم ‌گیری‌های اساسی کشور باشد را مورد تجدید نظر قرار دهند.

    امام خمینی امیدوار بودند مسلسل ها و سرنیزه ها جای خود را به قلم بدهند / زیباکلام شرافت، دلسوزی و حریتش را نشان داده

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد یادآورشد: امام خمینی(س)، اوایل انقلاب در پیامی که به مناسبت آغاز سال تحصیلی دادند، اظهار امیدواری کردند که در مقیاس جهانی، شاهد ایامی باشیم که مسلسل ها و سرنیزه‌ ها جای خود را به قلم بدهند. دکتر زیباکلام مگر به جزء قلم سلاح و ابزار دیگری دارد! ایشان رسانه اختصاصی هم ندارد. یک کارشناس است که شرافت، دلسوزی و حریتش را هم نشان داده، حداکثر این است که در ارائه تحلیل، مبنای نظری ایشان یا داده‌ های مورد استنادشان محل گفت و گوست. آیا حکومتی که هزاران کارشناس را در استخدام خود دارد، باید تا این میزان از خود عجز نشان دهد که به جای رویارویی قلمی با یک استاد بازنشسته دانشگاه، شیوه‌ دیگری به کار بگیرد؟!

    این وضعیت را بسیار تلخ، تاسف بار و ضد اسلامی می ‌دانم

    مومنی با بیان اینکه به گواه مطالعه‌ های درخشان آیت الله شهید مرتضی مطهری این وضعیت را بسیار تلخ، تاسف بار و ضد اسلامی می ‌دانیم، ادامه داد: ایشان مکررا در سخنرانیهایشان فرموده اند که نتیجه مطالعاتشان نشان می دهد هرگاه آزادی های مشروع، تحت عنوان دفاع از ارزش‌ ها، جای خود را به داغ و درفش و زنجیر و زندان بدهد، اولین قربانی، باورهای دینی است. بنابراین اینکه ما دلمان بخواهد که دین گسترش پیدا کند و در این زمینه عالم و صادق باشیم، باید راه را به سوی بحث و گفتگو باز کنیم. آقای مطهری پیش از انقلاب از دانشکده الهیات دانشگاه تهران استعفا داد و اعتراضش این بود که محیط دانشگاه باید محیط آزاد گفتگوی علمی باشد. در نامه ای که برای استعفا به رئیس وقت دانشکده الهیات نوشت، آورده بود اگر در اختیار ما باشد ترجیح ما این است که حتی در دانشکده الهیات اساتید دانشمند مارکسیست آورده شوند تا مارکسیسم را درس دهند.

    زیباکلام به اندازه کافی داغ و درفش سلسله پهلوی را دیده

    وی اضافه کرد: نمی ‌شود که شما ۱۲ اردیبهشت بگویید مطهری معلم انقلاب است و بعد با استاد عظیم الشان و مجاهد، اینگونه برخورد کنید! آقای زیباکلام به اندازه کافی داغ و درفش سلسله پهلوی را دیده و زندان بوده است. ایشان با نهایت دلسوزی، نکاتی را مطرح می ‌کند شما که هزاران فرد را تحت عناوین مختلف در استخدام خود دارید که حقوق می ‌گیرند، به آنها بگویید قلم‌ هایشان را فعال کنند. این گونه جامعه ما نفع خواهد بود. اگر غیر از این باشد بیشترین زیان را حکومت خواهد دید.

    با داغ و درفش هیچ کشوری به توسعه نمی ‌رسد

    این استاد اقتصاد تاکید کرد: ما که به سهم خود تلاش می کنیم بنیه اندیشه ای را در سطح نظام تصمیم‌گیری‌ های اساسی کشور بالا ببریم، به این دلیل است که با داغ و درفش هیچ کشوری به توسعه نمی ‌رسد. ممکن است خطر تجزیه تشدید شود، اما نه کیفیت زندگی مردم بهبود پیدا می ‌کند و نه وابستگی‌ های ذلت آور به دنیای خارج کاهش می ‌یابد و نه عزت و اعتلاء در میان سایر کشورهای جهان نصیب این ملت با فرهنگ و با تاریخ و تمدن می ‌شود. با وجود اینکه این‌ ها جز بدیهیات اولیه عقلی است اما متاسفانه رویه‌ هایی را شاهد هستیم که بر آن اساس می ‌گوییم باید باز هم گوشزد کنیم.

    این شیوه برخورد با دانشگاهی‌ ها جای خود را به گفت وگوهای اعتلابخش بدهد

    مومنی با بیان اینکه صمیمانه می ‌خواهیم این شیوه برخورد با کل دانشگاهی‌ ها و یکی از تلخ‌ترین آن یعنی آقای دکتر صادق زیباکلام جای خود را به گفت وگوهای اعتلابخش بدهد، خاطرنشان کرد: حکومتی که ارز و ریال، شمشیر و اسلحه، و عِده و عُده دارد، باید راه را باز کند که اندیشه ورزان آنچه را که عالمانه می ‌فهمند بیان کنند و اگر نقد می ‌کنند حکومتی که آن همه قدرت و ثروت دارد هر کدام از نقدها را که به صلاح خود دید جدی بگیرد. ما که قادر به مواخذه دولت نیستیم، تنها می ‌توانیم به آنها کمک کنیم که رشد کنند. بسیار قبیح است که به کمک کنندگان خودشان واکنشهای اینگونه نشان دهند.

    مناسبات را به سمت حذف و ستیز و بالا بردن هزینه فرصت گفت و گو نبرید

    این عضو هیات علمی دانشگاه توصیه کرد: هرجا دیدید این نقدها جایگاهی ندارد، نه بگویید قلم های مزدور اهانت و بدگویی و اتهام زنی کنند و نه کار دیگری کنید؛ به آن چیزهایی که به نفع خود نمی ‌دانید، اعتنا نکنید. نه اینکه مناسبات را به سمت حذف و ستیز و بالا بردن هزینه فرصت گفتگو ببرید! تلخ‌ترین قسمت ماجرا این است که این اقدامات، از نظر دینی حکم امر به معروف و نهی از منکر دارد. هر کس که الفبای دین را می ‌داند آگاه است که امر به معروف و نهی از منکر هم‌تراز نماز روزه و واجبات است. چقدر تلخ و تاسف بار است که حکومتی داعیه دینی داشته باشد و کسانی که امر به معروف و نهی از منکر می ‌کنند را تنبیه کند. نمی ‌گوییم به آنها که وظیفه دینی‌شان را انجام می ‌دهند پاداش دهید، اما به شیوه‌ هایی که با عقل، شرع و اندیشه توسعه مغایرت دارد متوسل نشوید.

    برای نقد بودجه راه باز کنید

     رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد در بخش دیگری از سخنرانی خود در خصوص ارزیابی بخش دوم بودجه ۱۴۰۳ با بیان اینکه متاسفانه در کشور ما گاه بحث کارشناسی جای خود را به بحث‌ های حیدری نعمتی می ‌دهد و گویا سر توزیع رانت با یکدیگر دعوا دارند، گفت: به عنوان یک هدیه به هر کسی که در ساختار قدرت است و این حداقل شرافت و آگاهی را دارد که تلاش کند ماجراهای ایران در مسیر علم بیفتد، عرض می ‌کنم از جنبه اندیشه ای ما در ۳ سطح تحلیلی متفاوت می ‌توانیم به بودجه نگاه کنیم و مبنایی برای ارزیابی ارائه دهیم. اگر کشور ما بخواهد نجات پیدا کند باید حکومت گرامی برای اینکه بودجه از این سه سطح تحلیلی نقد شود، راه باز کند.

    فاسدها و چاپلوسان در حکومت قدرت بیشتری گرفته اند!

    مومنی توضیح داد: وقتی از دریچه سطوح خرد و کلان توسعه به بودجه نگاه می ‌کنیم، ۱۵ معیار و شاقول برای سنجش اعتبار و کارآمدی بودجه در اختیار قرار می ‌گیرد که ۹۰ درصد این ۱۵ معیار به شرطی قابل عمل است که حکومت، داده‌ ها را فراهم کند و در دسترس بگذارد. اما اکنون تقریبا باب هر ۱۵ معیار بسته است! گویی حکومت خودش باب خیر را به روی خود بسته است! شاید به این دلیل که بعضی فاسدها و چاپلوسان اکنون در کشور قدرت بیشتری گرفته اند و در این شرایط؛ آنچنان همه چیز سیاسی دیده می شود که در ذهن آنها جا انداخته اند که نقد به معنای مخالف خوانی است. متوجه نشده اند که نقد، اعتلابخش است و کمک می ‌کند که رشد کنند.

    وی با بیان اینکه ادب دینی نقد را هدیه می ‌داند و نباید به کسی که هدیه می ‌دهد لگد زد، بی‌احترامی کرد و زندانش برد، عنوان کرد: چقدر تلخ است که در ربع اول قرن بیست و یکم مسائلی که برای هزاران سال در تمدن بشری روشن شده، گوشزد کنیم!

    برای حجم بزرگ کسری بودجه دولت باید هزاران هزار بار گریه کرد / هشدار نسبت به فروریختن توان مالی حکومت

    مومنی با یادآوری اینکه در بررسی بودجه با ابزارهای سطح خرد، دولت به مثابه یک بنگاه البته بنگاهی بسیار بزرگ دیده می شود، تصریح کرد: در این رویکرد، بودجه، سند دخل و خرج بنگاه می ‌شود. برآورد اولیه نشان می ‌دهد مجموع کسری‌های آشکار و پنهان، لایحه بودجه ۱۴۰۳ آنچنان است که باید هزاران هزار میلیارد بار به حال این ابر بنگاه گریه کنیم! با شاقول ارزیابی سطح خرد از بودجه، ما با استانداردهای کارایی و بهینگی دولت را ارزیابی می ‌کنیم. در نهایت مهر و شفقت می ‌گویم، رفتار عملی حکومت و به ویژه قوه مجریه به گونه ای است که نشان می ‌دهد اصلا گویی دوست ندارد از این زاویه مورد ارزیابی قرار بگیرد. که نتیجه آن فرو ریختن توان مالی حکومت است.

    کسری‌ های آشکار و پنهان بودجه بیش از چند صد هزار میلیارد تومان است

    به گفته این استاد دانشگاه؛ وقتی ابعاد بیش برآوردی در درآمدها، کم برآوردی در هزینه‌ ها و پنهانکاری‌ های پرشمار را در این بودجه نگاه می ‌کنید، کسری‌ های آشکار و پنهان بودجه بیش از چند صد هزار میلیارد تومان است. من در پژوهشی، برآوردی از این کسری‌ ها داشته ام، اما به دلیل برداشتهای سیاسی که از نظرات کارشناسی می شود تصمیم ندارم آن را در فضای عمومی اعلام کنم، تنها زمانی آن را مطرح می ‌کنم که یک مقام مسئول شرافتمندانه بگوید به این داده با هدف اصلاح رفتارش نیاز دارد. تا آن زمان این عدد را نمی ‌گویم، اما اجمالا به شما می ‌گویم این رقم بیش از چند صد هزارمیلیارد تومان است.

    رفتار مالی خود را اصلاح کنید

    مومنی با بیان اینکه اگر حکومت بخواهد خود را اصلاح کند باید رفتار مالی خود را اصلاح کند و اگر بخواهد کارا، کارآمد و بهینه عمل کند باید حسابداری هزینه تمام شده خدمات دولتی را منتشر کند، یادآورشد: تا این لحظه از سوی هیچ دولتی در طی بالغ بر بیش از صد سال که از تصویب بودجه در پارلمان می ‌گذرد، ندیدم دولتی چنین تمایلی از خود نشان دهد. درست است که این دولت باب این کار را باز نکرد، اما چون وعده اصلاح داده بود و اکنون خلاف عهد عمل می ‌کند از این زاویه مورد نکوهش است. شرافتمندانه باب شفاف سازی در اطلاعات را باز کنید تا روشن شود آیا امکان عرضه با کیفیت‌تر و ارزان‌تر کالاها و خدماتی که دولت عرضه می ‌کند، وجود دارد یا خیر! با توجه به نزدیک به نیم قرن مطالعه در این حیطه معتقدم با ضریب بالای ۹۵ درصد این مسئله موضوعیت دارد.

    امکان عرضه با کیفیت تر و ارزان تر کالا و خدمات نسبت به آنچه دولت ارایه می کند وجود دارد

    به گفته این اقتصاددان؛ برآوردهای اولیه ما نشان می ‌دهد درباره تمام کالاها و خدماتی که دولت عرضه می ‌کند، می ‌توان با افزایشهای چشمگیر در کیفیت و کاهش های به غایت چشمگیرتر در قیمت این کالاها و خدمات را عرضه کرد. اما لازمه آن این است که رویه سفله گزینی و ترجیح چاپلوسان به شایستگان تغییر کند. تا زمانی که این رویه باشد آن اصلاح امکان پذیر نیست.

    دولت ابزارهای ارزیابی بودجه را مسدود کرده

    مومنی با تاکید بر اینکه در نگاه سطح خرد، ما با ضابطه‌ های کارایی بهینگی می ‌توانیم این بودجه را مورد ارزیابی قرار دهیم، ادامه داد: اما دولت محترم ابزارهای چنین ارزیابی را مسدود کرده و داده‌ های آن را منتشر نمی ‌کند و اجازه انجام مطالعه در این زمینه را هم در حد نصاب نمی ‌دهد؛ مانند این است که فردی دلسوز باشد اما عفونت و چرک را در بدن خود پنهان کند.

    وی نگاه از سطح کلان را به عنوان دریچه دوم ارزیابی بودجه عنوان کرد و با بیان اینکه در این سطح دولت مسئول ثبات اقتصاد کلان و تحقق اهداف آن است؛ اهداف اقتصاد کلان را رشد مستمر و با کیفیت اقتصادی، توزیع عادلانه درآمدها و ثروت‌ها، اشتغال کامل عوامل تولید، ثبات قیمتها و تسهیل توسعه برشمرد و گفت: با این ۵ شاقول باید بتوانیم این سند را مورد ارزیابی قرار دهیم.

    مومنی اظهارداشت: دولت محترم الزام قانونی دارد که خود گزارشی منتشر کند و بگوید بابت مجوزی که برای هزینه کرد چند ۱۰ میلیارد دلار و هزاران هزار میلیارد تومان پول که مشاعا به کل این جمعیت بیش از ۸۰ میلیون نفر تعلق دارد، چه چشم انداز عملکردی می‌ بیند؟ دولت محترم تا امروز هرگز چنین کاری نکرده است!

    وی با بیان اینکه مگر چقدر می توان این اقدام دولت را که لوازم ارزیابی صادقانه عملکردش را فراهم نمی ‌کند حمل بر صحت و صداقت کرد، تاکید کرد: این به صلاح و حیثیت دولت نیست که چنین تصوری ایجاد شود.

    دولت با این بودجه قادر به حفظ وضع موجود هم نیست / چشم انداز، چشم انداز بی‌ثباتی بیشتر است / تداوم روندهای موجود فاجعه ساز است

    به گفته مومنی؛ دولت با این بودجه قادر نیست ثبات اقتصاد کلان را فراهم کند. دولت قادر نیست حتی وضع موجود را هم حفظ کند. چشم انداز، چشم انداز بی‌ثباتی بیشتر است. این بودجه با شواهدی که وجود دارد قطعا بر گستره و عمق فقر و نابرابری خواهد افزود. اینها را می ‌گوییم برای اینکه قوه عاقله ای که در سطوح بالاتر از قوه مجریه وجود دارد به فکر بیفتد که تداوم روندهای موجود به گواه اسناد و ارقامی که دولت محترم منتشر کرده، فاجعه‌ساز است و هیچ یک از اهداف اقتصاد کلان هم محقق نخواهد شد.

    ردی از یک برنامه با کیفیت در بودجه 1403 نیست

    مومنی با بیان اینکه اصل ماجرا این است که ما به بودجه به عنوان برنامه یک ساله توسعه نگاه کنیم در آن صورت فرض کرده ایم دولت به آن سطح از بلوغ رسیده که می ‌فهمد پشت کردن به توسعه چه خیانت بزرگی است و بی‌اعتنایی به آن امنیت ملی ما را به مخاطره می ‌اندازد، اظهارداشت: به عنوان یک کارشناس می ‌گویم از هر زاویه ای که به این سند نگاه کنید ردی از یک برنامه با کیفیت در آن دیده نمی ‌شود. اما صد ها زاویه وجود دارد که دقیقا خلاف آن را نشان می ‌دهد. گویی این بودجه با اهداف ضد توسعه ای طراحی شده تا هم فقر و نابرابری و وابستگی را افزایش دهد و هم عقب ماندگی کشور را نسبت به همسایگانش و بقیه دنیا تشدید کند. از این زاویه معتقدیم به معنای دقیق کلمه، ما نیازمندیم به دولت گوشزد کنیم سندی که منتشر کرده اید سطوحی از ورشکستگی کیفیت کارشناسی و بحران اندیشه ای در دولت را به نمایش می ‌گذارد. برای جامعه ای که اکنون بالغ بر ۱۴ میلیون انسان دانشگاهی دیده دارد، چنین وضعیتی شایسته نیست.

    نمایندگان به قوه عاقله ی مجلس، یعنی نهاد پژوهشی خود؛ هتاکی می کنند! / شورای نگهبان برای حفظ شأنش، باید از خود بپرسد اینها چه نمایندگانی هستند که من صلاحیتشان را تایید کردم؟!

    این استاد دانشگاه با بیان این اعتقاد که طبیعتا مجلس اکنون مجال ندارد به این مسائل رسیدگی کند؛ چرا که خود مجلس نیز گرفتاری‌ هایش در این زمینه کمتر از دولت نیست، گفت: اکنون نمایندگان مجلس به قوه عاقله مجلس، یعنی نهاد پژوهشی خود، هتاکی می کنند. اینها پدیده‌ های شگفتی است! به یک نهاد اندیشه ای فحش می ‌دهند و برچسب ناجور می ‌زنند! اگر شورای نگهبان شأن خود را حفظ کند باید از خود بپرسد اینها چه کسانی هستند که من صلاحیتشان را تایید کرده ام؟! هرچند که نمی ‌خواهم بگویم که صلاحیت چه کسانی را رد کرده اند که اینها را تایید کرده اند.

    نماینده هتاک، آژیر خطر قیامت شورای نگهبان را روشن کرده است

    وی افزود: کل مجلس، تنها یک موسسه پژوهشی دارد که از آنها پشتیبانی فکری می کند، اما کسانی پیدا شده اند که به آن هم اهانت می ‌کنند، نه تنها زبان ادب، علم و مطالبه حق ندارند، بلکه فحش می دهند! من به بسیاری از گزارش‌ های مرکز پژوهش‌ ها نقدهای کارشناسی علمی داشتم و آنها را بیان کردم، از آن زاویه سعی کردم نمایندگان مجلس را متوجه کنم که باید حتی گزارش‌ های مرکز پژوهش‌ های مجلس را هم انتقادی بخوانید و چشم بسته آن ها را ملاک قرار ندهید. وقتی ما نقد می ‌کنیم به قصد اصلاح است اما کسی که هتاکی می ‌کند، برچسب می ‌زند و نسبت‌ های بی‌ادبانه می ‌دهد آژیر خطر قیامت شورای نگهبان را روشن کرده است و می گوید قیفی که شما آن ها را از آن بیرون آورده اید را بررسی کنید.

    مومنی اضافه کرد: حیرت آور است، این چه مناسباتی است که ما در آن زندگی می ‌کنیم که به اندیشه با فحش پاسخ می ‌دهد! روزنامه‌ های هتاک شناخته شده را داریم که خداوند به آن ها توفیق داده و با دست باز این کار را می ‌کنند اما اینکه نماینده مجلس به نهاد پشتیبانی کننده فکری اش فحش دهد، پدیده بسیار تازه ای است. به نظر می ‌رسد که قبل از اینکه به شکاف منابع و مصارف این قوم باید گریه کرد، مسائل دیگری بسیار فراتر از این‌ ها وجود دارد که باید برای آن ها به خداوند پناه برد.

    حتی ۱۰ درصد از کل جهت گیری‌ های بودجه نسبتی با برنامه توسعه با کیفیت ندارد

    وی ادامه داد: نمایندگان مجلس در دوره جدید از دولت توضیح بخواهند که چرا حتی به اندازه ۱۰ درصد از کل جهت گیری‌ های این سند نسبتی با یک برنامه توسعه ای با کیفیت ندارد. کشور با ده‌ ها بحران کوچک و بزرگ روبروست و از این سند هیچ بویی از برنامه یک ساله با کیفیت به مشام نمی ‌رسد. یعنی ما در حال مصوب کردن اتلاف منابع بزرگ هستیم و این بهایش برای کشور بسیار سنگین است. به تصور نمی ‌آید که جامعه ما در این زمینه چقدر از نظر امنیت ملی و فقر و فلاکت و تشدید عقب ماندگی در حال تهدید شدن است.

    فرصت زیادی برای متوقف کردن اقدامات پرخطا، مشکوک و پرفساد نداریم

    این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه ما فرصت زیادی برای متوقف کردن اقدامات پرخطا، مشکوک و پرفساد نداریم و باید زودتر آن ها را مورد توجه قرار دهیم، یادآور شد: حیاتی ترین زاویه ارزیابی بودجه، ارزیابی از سطح توسعه است. عزیزان مرتب تکذیب و انکار کردند. نباید فراموش کرد که در زمینه تکذیب‌ ها و انکارها احمدی نژاد پدیده ای بود و به قول آن عزیزی که هر کجا هست خدایا به سلامت دارش، در چشم مردم نگاه می ‌کرد و می ‌گفت هر کسی که ما را مورد انتقاد قرار می ‌دهد، از تلاش‌ های فساد ستیزانه ما زخمی  شده! بعد در همان زمان بی‌سابقه‌ترین سقوط در رتبه ایران به سمت فاسدترین کشورهای دنیا رخ داد. در دوره احمدی نژاد ما سالی را تجربه کردیم که در کل دنیا فقط ۸ کشور از نظر فساد از ما وضعیت بدتری داشتند. این گونه حیثیت ما را در دنیا بر باد دادند و قیمت نان سفره فقرا در عرض ۸ سال ۳۲ برابر و شاخص فلاکت ۲ برابر شد. معتقدم اینها باید برای شورای نگهبان تنبه دنیایی و قیامتی داشته باشد.

    با روندهای واگرایی خطرناک از منابع و مصارف دولت روبرو هستیم

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با تاکید بر ضرورت در نظر داشتن شیوه‌ های علمی برای سیاستگذاری در کشور، گفت: به عنوان یک هدیه به مجلس جدید می ‌گویم بررسی کند که ما با چه روندهای واگرایی خطرناک و بحران ساز روبرو هستیم که از درون این شیوه اداره امور بیرون آمده و اگر اصلاح نشود همه ما زیان خواهیم دید. ما با روندهای واگرایی خطرناک از منابع و مصارف دولت روبرو هستیم. الزام قانونی وجود دارد که دولت یک گزارش درباره بدهی‌ هایش منتشر کند. در زمان احمدی نژاد دیوان محاسبات در گزارشی نشان داد آن دولت فقط از کانال بودجه سالانه، ۲۵۰۰ خلاف قانون انجام داده است، اگر شما به قانون اهمیت می ‌دهید این چوب شما را بر سر احمدی نژاد با این میزان تخلفات ندیدیم! چگونه است که در جاهای دیگری می ‌گویید چون قانون است باید چنین و چنان شود!

    شتاب بی‌سابقه در افزایش جمعیت فقیر در دوره زمانی کوتاه ایجاد شده

    مومنی با بیان اینکه ما با شتاب بی‌سابقه در افزایش جمعیت فقیر در دوره زمانی کوتاه روبرو هستیم، گفت: این واگرایی بسیار خطرناک است، اگر کسی الفبای امنیت ملی را بداند آن هم در شرایطی که منطقه ما منطقه آشوبناک است و خداوند به عزیزان ما توفیق داده که با یک سیاست خارجی خاص کاری کرده اند که همه همسایگانمان را دوست داریم و به آن ها اطمینان داریم و همه ماجراهای دیگر!، برای اولین بار در تاریخ اقتصادی ایران در ۱۱۵ سال گذشته فاصله زمانی برای اینکه اندازه جمعیت فقیر ایران دو برابر شود به سه سال رسیده است! ما تاکنون چنین چیزی نداشتیم.

    تولید ناخالص سرانه ایران سال 1356 دو برابر کره جنوبی بود / اما در سال 1394 تولید کره جنوبی 5.5 برابر ایران شد!

    این اقتصاددان با بیان اینکه این واگرایی درباره فاصله ما با دیگر کشورها نیز وجود دارد، توضیح داد: برای نمونه تولید ناخالص سرانه ایران در سال ۱۳۵۶ تقریبا دو برابر کره جنوبی بوده است – البته می ‌توان گفت این رقم تحت دوپینگ جهش قیمت نفت انجام شده با این حال در هر حال یک شاقول است، ضمن اینکه شاقول‌ های دیگر هم این شرایط را تایید می ‌کنند. – اما در سال ۱۳۹۴ تولید ناخالص سرانه کره بالغ بر پنج و نیم برابر ایران شده است. آن کس که فهم راهبردی دارد، از درون این شکاف، تهدید امنیت ملی استنباط می ‌کند. اگر بخواهیم از سال ۹۴ به بعد را بررسی کنیم با مقیاس دلار نرخ گذاری شده به این شیوه فاجعه ساز، این نسبت بسیار وحشتناک‌تر به نفع کره جنوبی خواهد شد. ما داریم روند قهقرایی را چه از نظر کیفیت زندگی مردم و چه از نظر جایگاه ایران در نظام جهانی طی می ‌کنیم.

    سقوط شاخص رابطه مبادله، خیانت به کشور است

    مومنی با بیان اینکه سقوطی که در زمینه شاخص رابطه مبادله اتفاق افتاده خیانت به کشور است و حد و حدود ندارد، ادامه داد: آقای رئیس جمهور از یک نهاد کارشناسی گزارشی درباره آسیب شناسی این مسئله و راه‌ های رفع آن مطالبه کند. از درون این بودجه گسترش و تعمیق فقر، نابرابری، فساد و وابستگی‌ های ذلت آور به دنیای خارج در می ‌آید. حق جامعه ما این نیست. ظرفیت‌ های دانایی کشور بسیار فراتر از این است که چنین سندی از دولتش بیرون بیاید و گرفتاری این است که احتمال اینکه مجلس در آن اصلاحاتی انجام دهد که به نفع کشور باشد نیز قوی نیست.

    شورایی با حضور سران قوا و عالمان اقتصادی تشکیل شود

    وی گفت: باید سران سه قوه به مردم پاسخ دهند: اختیارات بی‌سابقه  ای که به دست آورده اند را چگونه استفاده کرده اند که تقریبا روند قهقرایی تمام شاخص‌ های سطح توسعه کشور شدت بیشتری گرفته است؟! از این زاویه نیز بازنگری جدی نیاز داریم. همان زمان که آن اختیارات به سران قوا داده شد، تاکید کردم اینکه تشخیص می ‌دهید کشور از نظر اقتصادی بحران دارد بسیار خوب است اما اختیاراتی به کسانی داده اید که خداوند به آن ها توفیق داده در چندین سال اخیر ویژگی مشترکشان این بوده که ( با وجود همه شایستگی‌ هایشان در حوزه‌ های دیگر) هیچ صلاحیت تخصصی در زمینه اقتصاد ندارند.

    زمان تشکیل شورای سران سه قوه، پیشنهاد کردم که اینها اعضای شورای بزرگتری باشند که متخصصان و کارشناسان اقتصادی که به صلاحیت علمی و پاکدامنی مالی و شجاعت و هویت شناخته شده اند نیز عضویت داشته باشند. باید تعداد این کارشناسان از تعداد سران سه قوه بیشتر باشد. در این صورت دانایی مبنای اداره کشور می ‌شود.

    هزینه‌ های تصدی گرانه دولت، نزدیک به دو برابر اندازه دوره جنگ شده

    مومنی اضافه کرد: عزیزانی که می ‌خواهند راجع به اصلاح امور فکر کنند ارزیابی کنند که با گذشت بیش از ۳۵ سال خصوصی‌سازی اندازه هزینه‌ های تصدی گرانه دولت، تقریبا نزدیک به دو برابر اندازه تصدی گری‌ های دولت در دوره جنگ شده است. این بسیار شرم آور و تلخ است. نتایج کارشناسی ها این ارقام را نشان می ‌دهد. فکر می ‌کردند خصوصی‌سازی راه نجات ایران است اما به گونه ای خصوصی‌سازی کرده اند که دولت از نظر مالی نسبت به سال‌ های جنگ با بعضی از شاخص‌ ها ورشکسته‌تر شده است. آن مداخله‌ های تصدی گرانه دولت جهش پیدا کرده و میزان مداخله‌ های توسعه‌گرای دولت نسبت به زمان جنگ سقوط کرده است. آیا این برانگیزاننده نیست!؟

    فرایند 35 ساله خود تخریبی نابودگر  / مظلوم‌ترین و بی‌پناه‌ترین گروه اجتماعی، مشمولان قانون کار هستند

    وی گفت: در اثر این شیوه حکمرانی که شوک درمانی و حذف سوبسیدها و آزادسازی را اجرا کردید، می ‌خواستید کشور را نجات دهید! ببینید چه شد! یکی از فاجعه‌ هایی که در این ۳۵ سال اتفاق افتاده فرایند خود تخریبی نابودگر توسط حکومت علیه خود حکومت است. تضعیف عملیاتی نظام در این زمینه‌ ها اتفاق افتاده است حکومت به دست خود در اثر این سیاست‌ ها از بازار پول، سرمایه، ارز و کالا تا حدود زیادی حاکمیت زدایی کرده است. غم انگیزترین و فاجعه بارترین این حاکمیت زدایی نیز از بازار کار بوده است. مظلوم‌ترین و بی‌پناه‌ترین گروه اجتماعی ایران مشمولان قانون کار هستند، حکومت در حیطه مربوط به نیروی کار تقریبا دو، سوم قاعده گذاری‌ هایش از اعتبار نفوذ افتاده است. اگر ۱۰۰ درصد در برنامه ای موفق شود برنامه هایش به ۴۲ درصد افراد مورد نظر دولت اصابت می ‌کند و به ۵۸ درصد اصابت نمی ‌کند.

    اعلام خطر می ‌کنم! / این شرایط ما را به چیزی بدتر از دوره «تیول داری» پرتاب خواهد کرد

    مومنی هشدار داد: در شرایطی که ما یک منطقه پرآشوب داریم، نسبت اندازه هزینه‌ های حاکمیتی دولت به تولید ناخالص داخلی به زیر ۱۰ درصد رسیده است، در حالی که در «دولت حداقلی» که آدام اسمیت تغبیر کرده بود این نسبت باید حداقل ۱۵ درصد باشد. من اعلام خطر می ‌کنم که این شرایط ما را به چیزی بدتر از دوره تیول داری پرتاب خواهد کرد. تضعیف کنندگان نظام آن ها نیستند که نقص‌ های آن را می ‌گویند بلکه آن ها هستند که کشور را به این روز انداختند.

    برخی حرف های مسئولان کلیدی کشور به طرز اسف باری غیر مسئولانه، نامعتبر و خطرناک است

    وی گفت: حکومت گرامی هر روز که این مسئله را دیرتر بفهمد؛ خودش و ملت هزینه بزرگتری بابت این دیر فهمی خواهند پرداخت. از این دریچه صمیمانه به ویژه به مسئولان کلیدی کشور توصیه می ‌کنم که مسئولانه‌تر راجع به واقعیت‌ های اقتصادی کشور صحبت کنند. برخی حرف هایی که می ‌زنند به طرز اسف باری غیر مسئولانه، نامعتبر و خطرناک است. وقتی می ‌گویند ما از فرط خوشی و موفقیت در حال خفه شدن هستیم، باعث می ‌شود مسئولان بالادست کشور که باید به درستی به آن ها اعتماد کنند، ممکن است نسبت به مسائل حیاتی کشور غافل بمانند! این به نفع هیچکس نیست. تداوم روندهای کنونی و شیوه کنونی گزینش افراد در ساخت سیاسی و راه دادن به مردم برای اینکه در سرنوشت سیاسی و اقتصادی‌شان مشارکت فعال و موثر داشته باشند به غایت نگران کننده است.

    فقر و نابرابری و وابستگی فزاینده به دنیای خارج ما را در برابر خشونت‌ های درونی و بیرونی آسیب پذیر می ‌کند

    به گفته مومنی؛ معتبرترین نظریه توسعه این است که حکومت‌ ها را با معیار کنترل خشونت طبقه‌بندی می ‌کنند و درباره آن راجع به سطح توسعه و توسعه نیافتگی‌شان قضاوت می ‌کنند، داده‌ های تکان دهنده در این رابطه وجود دارد که فقر و نابرابری و وابستگی فزاینده به دنیای خارج چقدر ما را در برابر خشونت‌ های درونی و بیرونی آسیب پذیر می ‌کند. در صورت تداوم این شیوه بودجه نویسی و برنامه‌ریزی ایران به سمت دولت به معنای حکومت به غایت شکننده حرکت خواهد کرد و این خطر بزرگ برای همه است. اگر بابی برای گفت وگوهای اعتلابخش درباره سازوکارهای طراحی برنامه‌ های با کیفیت توسعه طراحی و بودجه‌ریزی با کیفیت سالانه باز شود، می‌توان بیشتر درباره آن صحبت کرد.

  • از نگاه چینی‌ ها، ما یک ابزار دست چندم هستیم!

    از نگاه چینی‌ ها، ما یک ابزار دست چندم هستیم!

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه هر کسی که می گوید بنا به ملاحظات امنیتی طرف‌ های خارجی امین هستند و می‌شود با آن ها رد و بدل اطلاعات کرد، اما مردم ایران که ولی نعمت و صاحب حق هستند ناامن و نامحرم هستند، اظهارات درست و خوشایندی نیست! حاضرم با وزیر صنعت در این باره مناظره کنم که الگوی روابطی که در صنعت خودروسازی میان ما و چین تعریف کردید، نسبتی با یک حکومت مستقل ندارد.

    مواضع دوگانه دولت احمدی نژاد نسبت به تاثیر تحریم بر نابسامانی کشور

     فرشاد مومنی – رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد که در یازدهمین همایش سالانه «مرزهای دانش اقتصاد توسعه» که به مناسبت بیست و یکمین سالگرد درگذشت دکتر حسین عظیمی با عنوان «اقتصاد سیاسی تعامل با دنیای خارج در شرایط تحریم و نابسامانی‌ ها و آثار آن بر سرنوشت توسعه ملی»، سخن می‌گفت، اظهارداشت: در دوره احمدی نژاد وقتی تحریم‌ ها شروع شد، شادمانی می‌کردند که تحریم برای ما نعمت است و عزم ما را به بهبود اوضاع جزم می‌کند، در کمتر از سه ماه، وقتی با اعتراض هم باندی‌ های خود نسبت به نابسامانی‌ ها روبرو شدند، در میان هم باندی‌ های منصف‌تر احمدی نژاد عده ای گفتند بی صلاحیتی‌ ها و بی‌کفایتی‌ های اداره اقتصاد ملی هم در این زمینه نقش دارد، اما همین فرد که چند ماه قبل خوشحالی می‌کرد، پرخاشگرانه به آنها اعتراض کرد که چرا می‌گویید بخشی از آن به سوء مدیریت ما برمی‌گردد، کل ماجرای نابسامانی‌ ها ریشه در تحریم دارد!

    این استاد دانشگاه با بیان اینکه این گونه سخن گفتن و اداره کشور، ۸۰ میلیون نفر را تنبیه می‌کند اما در مقابل به کسانی دیگر خیرهای بزرگ می‌رساند، اضافه کرد: از دریچه اقتصاد سیاسی قابل درک است، اما از جهت معرفتی این طرز حرف زدن، منعکس کننده سطح ادراک آنها از مسائل اداره نظام ملی هم در نظر گرفته می‌شود. بنابراین ما بسیار نیاز داریم در این زمینه کارهای جدی بکنیم. در دانش توسعه گفته می‌شود وابستگی کشورها به یکدیگر، با یکدیگر هم‌تراز نیست. هر قدر ضریب اهمیت کالاهای مورد نیاز یک کشور از کالاهایی که خود به اقتصاد جهانی عرضه می‌کند، بالاتر باشد، از درون این مناسبات رابطه یک سویه میان طرف قوی ‌تر و ضعیف‌ تر حاصل می‌شود که اسم آن را وابستگی می‌گذارند.

    همه وابستگی ها با سقوط پهلوی رفع نشده است

    مومنی با تاکید بر اینکه ما نیاز داریم مطالعه شرافتمندانه و با حریت راجع به انبوه شکنندگی‌ هایی که وابستگی‌ های ذلت آور به دنیای خارج به ایران تحمیل کرده انجام دهیم، گفت: شاید در درون ساختار قدرت تمایلی برای آن وجود نداشته باشد، اما کشور برای اینکه روی پای خود بایستد به چنین دانایی‌ هایی نیاز دارد. نمی‌شود گفت هر چه وابستگی‌ های یک سویه بوده با سقوط رژیم پهلوی رفع شده این صورت‌بندی احساسی است که اعتبار علمی ندارد.

    مشروطه شکست خورد، چون اراده طرف خارجی قوی تر بود

    وی تاکید کرد: یکی از مهم‌ترین و حیاتی‌ترین دلایل عقیم ماندن جنبش مشروطه به عنوان جنبش اجتماعی فراگیر و تبدیل شدنش به ضد خود در طی دوره کمتر از یک ربع قرن، این بود که همچنان تابع کاپیتولاسیون بودیم. یک مواجهه نابرابر یک سویه بود که به آن رابطه وابستگی گفته می‌شود و حتی علی رغم انقلاب فراگیر مردمی اراده طرف قوی‌ تر به اراده طرف ضعیف‌ تر تحمیل شد.

    حکایت تلخ ناکامی اقدامات اصلاحی داخلی با مداخلات خارجی

    این استاد دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه مجلس اول و دوم هر اقدام اصلاحی ریشه داری که خواستند برای نجات ایران کنند با مواجهه‌ های بسیار خشن، زورگویانه و گستاخانه طرف خارجی روبرو شدند، توضیح داد: مثلا وقتی اولین تلاش برای کاهش هزینه‌ های دربار انجام شد، واکنش اتحاد استبداد و استعمار، یعنی روس و دربار، این بود که مجلس را به توپ بستند. وقتی صنیع الدوله می‌خواست نخستین لایحه بودجه را به پارلمان ببرد، مقابل در مجلس دو تن از اتباع روسیه او را ترور کردند، در جریان محاکمه، آن ها بازجوهای ایرانی را تهدید می‌کردند که اگر از گل نازک‌تر به ما بگویید پدرتان را درخواهیم آورد! چون بر اساس کاپیتولاسیون حداکثر کاری که می‌توانستند بکنند این بود که این دو جنایتکار تروریسم را تقدیم سفارت روسیه کنند.

    روسیه تا پایان، پای شکست اصلاحات اقتصادی ایران ایستاد

    این اقتصاددان یادآور شد: وقتی مشروطه‌چی‌ ها به این جمعبندی رسیدند که روسها در کادر کاپیتولاسیون به راحتی می توانند ایرانی‌ ها را هدف قرار می‌دهند، بنابراین شوستر آمریکایی را وارد ایران کردند، وقتی او اولین اقدام جدی برای مالیات ستانی از اصطلاحا دانه درشت‌ ها را انجام داد، وزارت خارجه روسیه در اطلاعیه ای اعلام کرد اگر ظرف ۷۲ ساعت شوستر از ایران اخراج نشود و دارایی‌ های شعاع السلطنه که توسط شوستر مصادره شده بود به او بازگردانده نشود قوای روس تهران را اشغال خواهند کرد.

    رد پای مداخلات عریان خارجی در مقدرات دیروز و امروز

    مومنی با بیان اینکه هرچه به گذشته برمی‌گردیم مسائلی که اکنون پیچیده و غیر شفاف است را می‌توان به عریانی دید و با الهام از آن، شرایط امروز را بهتر درک کرد، ادامه داد: تمام شواهد نشان می‌دهد هم برآمدن رضاشاه و هم بیرون رفتن او، با مداخله عریان خارجی‌ ها صورت گرفته است. حتما باید توجه داشته باشیم که تنظیم روابط با دنیای خارج به صورت آبرومند و عزتمدار یکی از حیاتی‌ترین مسائلی است که باید راجع به آن فکر کرد.

    مسائل سرنوشت ساز کشور موضوع مناقشه‌ های حیدری – نعمتی شده!

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد اظهارداشت بسیار مایه تاسف است که مسائل سرنوشت ساز کشور ما موضوع مناقشه‌ های حیدری – نعمتی شده است و توضیح داد: مسائل سرنوشت ساز کشور را تبدیل به مسائل جناحی و برای رو کم کنی فردی کرده اند، حرف‌ هایی می‌زنند که اهل علم وقتی می‌بینند در این بازار متاعی برای عرضه ندارند، سکوت می‌کنند. بساطی برپاست!

    اراده مشترک روسیه، انگلیس و آمریکا، زدن ریشه دولت مصدق بود / فرمول این بود: «نصف لی، نصف لک، والله خیرالرازقین…» 

    مومنی به تحولات رخ داده در مقاطعی از دوران سلطنت محمدرضا شاه اشاره کرد و گفت: اولین کوشش جدی برای برون رفت از دورهای باطل توسعه نیافتگی در دوره محمدرضا شاه به دولت ملی دکتر مصدق برمی‌گردد. دیدیم که هم آمریکایی‌ ها و هم روس‌ ها و هم انگلیسی‌ ها برای اینکه خودشان سلطه مطلق پیدا کنند، ابتدا تلاش کردند به تنهایی مصدق را با کودتا سرنگون کنند. وقتی ناکام شدند با اینکه خارج از ایران راجع به ده‌ ها موضوع با یکدیگر اختلاف اساسی داشتند، آن ها را محفوظ نگه داشتند و اعلام کردند در اینکه این دولت در ایران نباید ریشه‌دار شود، متفق و مشترک المنافع هستند. بنابراین در پیگیری منافع در ایران با یکدیگر مشترک بودند. مطابق آن کاری که در زمان مشروطه شد که یک سال بعد از پیروزی توافقی میان روس و انگلیس توافقنامه امضا کردند که فرمول آن این بود «نصف لی، نصف لک، والله خیرالرازقین…» حیطه‌ های نفوذشان را با یکدیگر هماهنگ کردند.

    وقتی قدرت مان نابرابر باشد، تاب توان نداریم

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه مشابه همین هماهنگی به شکل وقیح تر با ابزارهایی کثیف ‌تر درباره دکتر مصدق اعمال شد، ضن انتقاد از برخی مواضع که مداخله کشورهای خارجی را در کودتای ۲۸ مرداد علی رغم پذیرش آنها و حتی نگارش ده‌ ها کتاب در این باره رد می‌کنند، اظهار داشت: بالاخره اراده خارجی به ما تحمیل شد و نشان می ‌دهد وقتی قدرت مان نابرابر باشد، تاب توان نداریم. در آغاز دهه ۱۳۴۰ ماجرای اصلاحات ارزی در ایران انجام شد، که صددرصد با مداخله خارجی بود. به همین جهت است که اصلاحات ارزی در ایران جز نوادر تجربه‌ های اصلاحات ارزی در دنیا است که پس از اصلاحات ارضی تولید کشاورزی در ایران کاهش پیدا کرد. ببینید ما چقدر ماجرا داریم!

    نقش پارازیت‌ های بیرونی و پایگاه‌ های بیرونی‌ ها در داخل برای ممانعت از ایفای نقش آگاهانه ایرانیان

    این عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه باید از این زاویه ماجرای رفتن محمدرضا شاه را نیز زیر ذره بین گذاشت، گفت: ببینید چگونه اگر ایرانی‌ ها بخواهند مصالح خود را عالمانه بفهمند پارازیت‌ هایی از بیرون و پایگاه‌ های بیرونی‌ ها در داخل، ما را گیج می‌کنند و اجازه نمی‌دهند به جمع‌بندی درستی برسیم. تصور کنید اکنون که می‌خواهند جمهوری اسلامی را متهم کنند می‌گویند کل ماجرای رفتن محمدرضا شاه از ایران در «گوادلوپ» تصمیم گیری شد. این تحلیل مانند این است که یک کاسه آب واقعی را در دریای دروغ بریزی! اینکه در گوادلوپ تصمیم گیری شد درست است، اما فرایند قابل توجهی طی شد تا به آنجا رسید.

    دست های مشکوک سال 1401 به دنبال تشجیع حکومت، برای سرکوب مردم بودند /محمدرضا تا آن لحظه که فکر می‌کرد خشونت و سرکوب کارایی دارد، از هیچ چیزی در این زمینه فروگذار نکرد

    مومنی توضیح داد: سال ۱۴۰۱، همان دست‌ های مشکوک دولت، حکومت را تشجیع می‌کردند که به معترض‌ ها با ابزارهای سرکوب پاسخ دهند و برای اینکه آن را موجه کنند این مضمون را بسط می‌دادند که محمدرضا شاه چون درباره مردم خشونت نکرد، سقوط کرد. اگر می‌کشت سقوط نمی‌کرد! باید گفت اگر می‌خواهید دروغ بگویید، چند سال دیگر هم صبر کنید تا نسل ما هم نباشند. بعد تا این میزان بی‌پروا دروغ بگویید! محمدرضا شاه تا آن لحظه که فکر می‌کرد خشونت و سرکوب کارایی دارد، از هیچ چیزی در این زمینه فروگذار نکرد. اکنون خیلی‌ ها در ایران استدلال می‌کنند که چون ما از جمهوری اسلامی ناراضی هستیم پس هرچه که در آن دوره قبلی بوده است خوب بوده! هرچند که حق دارند هرگونه که دلشان می‌خواهد فکر کنند، اما این طرز تحلیل هیچ نسبتی با علم ندارد و اگر می‌خواهیم نجات پیدا بکنیم باید تحلیل‌ هایمان با علم رابطه برقرار کند.

    آمریکا، عربستان، فرانسه، انگلیس، چین و روسیه از کشتار شاه در میدان ژاله حمایت کردند

    این اقتصاددان تاکید کرد: محمدرضا شاه وقتی ماجرای کشتار میدان ژاله وقت شدت گرفت، نه تن ها پشتیبانی‌ های بی‌دریغ و عریان آمریکا، انگلیس و فرانسه را دریافت کرد، حتی چین و شوروی که ژست ضد امپریالیستی داشتند بالاترین مقاماتشان را در مقام پشتیبانی از محمدرضا شاه به ایران فرستادند! محمدرضا شاه زمانی گردنش را کج کرد و گفت پیام انقلاب شما را شنیدیم که حتی تا برقرار کردن یک دولت نظامی هم پیش رفت و یک ژنرال را رئیس دولت کرد و بخش بزرگی از کابینه اش هم نظامی شدند. اما آن هم کار را حل نکرد.

    در حد شاه هم سرویس بدهید اما منافع خارجی ها تامین نشود، مانند دستمال کثیف بیرون پرتتان می‌کنند!

    مومنی ادامه داد: او در نطق ۷ دقیقه ای، ۱۲ بار عبارتی با این مضمون را تکرار کرد که من به وجود فساد گسترده در کشور اذعان می‌کنم. به من مجال دهید تا اصلاح کنم. اما واکنش مردم این بود که گفتند همه سرکوب‌ ها و خروج سرمایه‌ ها را انجام دادید، حالا دیگر دیر شده! اینگونه شد که مردم نپذیرفتند. ماجرای گوادلوپ هم عینا همین بود. تا لحظه ای که احتمال ابقاء محمدرضا شاه بود، تمام قدرت‌ های آن زمان از او حمایت می‌کردند. در گوادلوپ گزارشی که ارائه شد این بود که دیگر هزینه کردن برای این آدم فایده ندارد و به طور کلی این برای آنها که خود را به خارجی‌ ها می‌فروشند، دلالت‌ هایی دارد. حتی اگر در حد محمدرضا شاه نیز سرویس بدهید، اگر منافع آنها تامین نشود، شما را مانند دستمال کثیف بیرون پرت می‌کنند! ما امروز بسیار نیاز داریم که این مسائل را مطالعه و مرور کنیم.

     آنها که ۱۴۰۱ ساختار قدرت را تشجیع به سرکوب مردم می‌کردند، را با منافع بیرونی‌ ها مرتبط می‌دانم

    مومنی با اشاره به پژوهش «مارک گازیوروفسکی» در کتاب «سیاست خارجی آمریکا و شاه» که در آن شاخص دست نشاندگی را مورد توجه قرار داده است، ابراز عقیده کرد: در این کتاب آمده است دست نشاندگی حکومت‌ های ایران به خارج، اگر از حدودی فراتر رود، مردم آن را تحمل نمی‌کنند. در نگرش سطح توسعه، کلید بحث این است. تنها حکومتی می‌تواند در برابر تحمیل‌های قدرت‌ های بیرونی ایستادگی کند که متکی به مردمش باشد. بنابراین از این دریچه آنها که سال ۱۴۰۱ ساختار قدرت را تشجیع به سرکوب مردم می‌کردند، را مرتبط با منافع بیرونی‌ ها می‌دانم. امکان ندارد حکومت رابطه خود را با مردمش، بر مبنای زورگویی ظلم و فساد و سرکوب قرار دهد و باقی بماند. این جزء محالات است.

     تنها آن فرمولی که با آن جمهوری اسلامی پیروز شد که در آن مردم صاحبان حق و ولی نعمتان حکومت هستند، می‌تواند ایران را نجات دهد

    این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه ما به گفت و گوهای اعتلاء بخش نیاز داریم و باید بسیار هوشیار باشیم، اضافه کرد: از جنبه دینی بر اساس نص صریح قرآن حتی پیامبران گرامی خداوند نیز در غیاب مشارکت مردم نمی‌توانند سراپرده عدل برقرار کنند. پس آن ها که جانماز آب می‌کشند و به نام دین می‌خواهند وابستگی و سرکوب را با یکدیگر پیش ببرند، باید این را بفهمند که جمهوری اسلامی تنها با فرمولی پیروز شد که در آن مردم صاحبان حق و ولی نعمتان حکومت بودند. هیچ تعارفی هم در این زمینه وجود ندارد.

    برخی حکومت گران ترجیح می‌دهند به نام برنامه‌ریزی ادا درآورند!

    وی با توضیح علل اهمیت برنامه‌ریزی در کشور، با بیان اینکه هر قدر به سال‌ های اخیر نزدیک می‌شویم، برخی در حکومت گرامی ترجیح می‌دهند به نام برنامه‌ریزی و بودجه‌ریزی ادا درآورند و ظاهرسازی کنند! ادامه داد: تقریبا از آن مسائل اساسی که بودجه و برنامه‌ریزی را معنی‌ دار می‌کند، نمی‌توان هیچ ردی پیدا کرد. می‌خواهیم به این عزیزان بگوییم ما در شرایط بسیار استثنایی هستیم که گرفتار یک نقطه عطف هستیم، آن نقطه عطف را به اعتبار اقتصاد سیاسی بین المللی مراحل سرنوشت ساز در منازعه هژمونیک بین چین و آمریکا می‌گذاریم.

    از نگاه چینی‌ ها، ما یک ابزار دست چندم هستیم / اتحاد استراتژیک با چین و روسیه!؟

    این استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به کتاب منتشر شده با عنوان «اقتصاد سیاسی حکمرانی فراملی» که یک استراتژیست ممتاز سنگاپوری آن را به نگارش درآورده و در آن برنامه تبدیل شدن چین به قدرت شماره یک جهان تا سال ۲۰۵۰ را ارائه کرده است، ادامه داد: مطالعه این کتاب، به خوبی نشان می‌دهد از نگاه چینی‌ ها حد ما به عنوان یک ابزار دست چندم است. عده ای با حرف‌های توخالی گفتند ما می‌خواهیم اتحاد استراتژیک با چین داشته باشیم! در حالی که اتحاد استراتژیک چین و روسیه با ما در نحوه مواجهه آنها با برجام و حماس به خوبی خود را نشان داد! وقاحت زیادی می‌خواهد! بحث نادانی نیست، وقاحت است که عده ای مسائل به این عریانی را نادیده بگیرند و حرف‌ های نسنجیده بزنند. حدود جایگاهی که چین برای ما قائل است را با مطالعه این کتاب می‌توان فهمید.

    بنا به ملاحظاتی طرف خارجی امین مناسبات است، اما مردم نامحرمند!؟

    مومنی گفت: هر کس که بگوید بنا به ملاحظات امنیتی طرف‌ های خارجی امین هستند و می‌شود با آن ها رد و بدل اطلاعات کرد، اما مردم ایران که ولی نعمت و صاحب حق هستند ناامن و نامحرم هستند، اظهارات درست و خوشایندی نیست! در رسانه‌ ها نوشتند همین آدم که گفته به حکم ملاحظات امنیتی نمی‌توان داده‌ ها را منتشر کرد، در دولت قبل گفته بود هر کس این بهانه‌ ها را می‌آورد، می‌خواهد پشت پرده فساد کند! یک بام و چند هوا! اگر مسائلمان را به قاعده جلو ببریم و گرد و خاک‌ هایی که می‌خواهد ما را گیج و از مسئله اصلی دور کند را کنار بگذاریم، تشخیص درست و غلط کارها چندان دشوار نیست.

    این اقتصاددان اضافه کرد: از دریچه تحلیل‌ های سطح توسعه گفته می‌شود در شرایطی که یک محیط خارجی به شدت پر آشوب دارید، تجربه تاریخی ۲۰۰ ساله گذشته ایران می‌گوید هرگاه منازعه هژمونیک وجود داشت، طرفین دعوا بر روی اینکه باید سر ایران را زیر آب کنند، با یکدیگر توافق دارند. کتاب «احمد اشرف» را درباره روایت رقابت روس و انگلیس در دوره قاجار را بخوانید. این تعبیر را دارد که روس و انگلیس ایران را در مداری انداختند که رشد اقتصادی در شرایط نیمه استعماری را تجربه کند. یعنی بلاتکلیف بماند، نه مستعمره باشد و نه مستقل. کل هزینه‌ های یک کشور مستقل را بپردازیم و نتوانیم از دستاوردهایش استفاده کنیم، کل هزینه‌ های یک کشور مستعمره را بپردازیم و از هزینه‌ های آن محروم باشیم.

    تفاهم روسیه و انگلیس بر عقیم سازی حکومت ایران؟!

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد به کتاب منتشر شده توسط «مورگان شوستر» پس از اخراج از ایران با عنوان اختناق ایران اشاره کرد گفت: چون آن زمان پیچیدگی‌ ها بسیار کمتر از امروز بود به خوبی کانون‌ های اصلی ماجرا نشان داده می‌شود. تحلیل او این است که آنچه که من مشاهده می‌کنم این است که طرفین دعوا بر روی عقیم سازی حکومت در ایران تفاهم دارند. کتاب «هنر تحریم‌ ها»، نوشته «ریچارد نفیو» نیز پروژه عقیم سازی حکومت در ایران و سازوکار های آن را به خوبی توصیف کرده است.

    استراتژیست آمریکایی، راه سقوط حکومت در ایران چه می دانست؟

    مومنی با تاکید بر اینکه نباید منتقدان را به عنوان پروژه نفوذ در نظر بگیرند و به انتقادات بی‌اعتنایی کنند، گفت: آنها در این کتاب می گویند اگر حکومت ایران بخواهد ساقط شود، باید رابطه مردم با حکومت قطع شود و آن ها از اصلاح پذیری حکومت سرخورده شوند. از دریچه سیاست اقتصادی نیز باید ما آنها را در کانالی بندازیم که به سمت سیاست‌ های تورم زا و اشتغال زدا حرکت کنند. باید در نظر داشت «باطل السحر» مداخله‌ های از نوع سلطه‌ گری در ایران، ارتقاء بنیه تولید فناورانه است.

    کمترین اعتنا به فرودستان، امتیازات غیرعادی به گردن کلفت ها در بودجه

    وی ادامه داد: اما شما متاسفانه نه تنها به لوازم شناخته شده تولید تن نمی‌دهید، بلکه در همه زمینه‌ های شناخته شده دقیقا جهت عکس را طی می‌کنید. بودجه ۱۴۰۳ را ببینید! چگونه رابطه مردم با حکومت در آن تنظیم شده است! کمترین اعتنا به فرودست‌ترین و محروم‌ترین گروه‌ های اجتماعی صورت گرفته و غیرعادی‌ترین امتیازها به گردن کلفت‌ترین گروه‌ های اقتصادی داده شده است.

    این اقتصاددان اظهارداشت: این کار، وضعیت شما را به سامان نمی‌کند. چگونه می‌شود که اگر عزیزان بخواهند یک درصد به دستمزدها اضافه کنند واویلا راه می‌افتد که تورم ایجاد می‌شود، در حالی که کسی که با تورم مشکل دارد تا این میزان بی‌پروا نرخ ارز و بهره را بالا نمی‌برد و دسترسی بنگاه‌ های تولیدی به اعتبارات تولیدی را با چالش های متعدد مواجه نمی‌کند.

    کارکرد شوک‌ های قیمتی، گسترش فساد و نابرابری و وابستگی‌ های ذلت آور است / ساختار نهادی ایران به طرز بی‌رحمانه ای نیروی کار را استثمار می‌کند

    مومنی با تاکید بر اینکه کارکرد شوک‌ های قیمتی، گسترش و تعمیق فساد و نابرابری و وابستگی‌ های ذلت آور به دنیای خارج است، گفت: این مساله بیش از ۳۰ بار در ۳۵ سال گذشته تجربه شده و تمام مستندات آن وجود دارد. اگر مشکل حکومت گرامی این است که تولیدات ایران ارزان‌تر به دست خارجی‌ ها می‌رسد، باید گفت تمام مطالعه‌ ها نشان می‌دهد علت این ارزانی این است که ساختار نهادی ایران به طرز بی‌رحمانه ای نیروی کار را استثمار می‌کند. گزارش‌ های رسمی نشان می‌دهد حداقل دستمزد تعیین شده بین یک، دوم تا یک، سوم خط فقر را پوشش می‌دهد. بنابراین دستمزد نیروی کار را بالا ببرید تا قیمت آن محصولات آنچنان ارزان نباشد که انگیزه قاچاق ایجاد کند.

    وی با یادآوری اینکه در تمام مطالعه‌ ها گفته می‌شود وجه قالب صادرات به اصطلاح غیرنفتی ما که محصول رانتی معدنی است همراه با هزینه‌ های نابودسازی محیط زیست در ایران و بحران آب است، ابراز عقیده کرد: این هزینه‌ ها را به قیمت تمام شده این محصولات اضافه کنید، چرا فقط ظلم به نیروی کار با شرافت بی دفاع را بلد هستید! عزیزان نابود کردن محیط زیست و نیروی کار را بلدند اما اصل ماجرا را نمی‌بینند.

    مومنی با بیان اینکه باستانی پاریزی در کتاب «تلاش آزادی» تاکید می‌کند اینکه فکر کنید در شرایط منازعه هژمونیک اگر زیر پرچم یکی از قدرت‌ ها بروید تا از تعرض دیگری مصون بمانید احمقانه‌ترین کار است که در تاریخ ایران ده‌ ها بار تکرار شده، عنوان کرد: هر وقت منازعه هژمونیک اتفاق افتاد، ایران در قالب دو کادر برایش تعیین تکلیف می‌شود؛ کادر قرارداد ۱۹۰۷ و کادر قرارداد ۱۹۱۹. در واقع یعنی یا یکی از این قدرت‌ های بزرگ، کل ماجرا را به چنگ خود می‌گیرد، یا آنچه را که موجود است، میان خود تقسیم می‌کنند.

    بهبود اقتصادی بدون مشارکت مردم ممکن نیست

    این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی با تاکید بر اینکه به جای این کارها باید راه نجات را در پیش بگیریم، راه نجات ارتقاء بنیه تولید فناورانه است، ادامه داد: در این چهارچوب که یک ساختار سیاسی به طرز وحشتناک مشارکت زدا داشته باشیم، نمی‌توان انتظار بهبود عملکرد اقتصادی داشته باشیم. اگر بهبود اقتصادی می‌خواهید، با تقدم امر سیاسی روبرو هستید. ابتدا باید اصلاح سیاسی انجام داد. اما همچنان برای این تعبیر مشکوک و خانمان برانداز، ابراز خوشحالی می کنند. با محیط زیست نابود شده و جامعه سراسر آلوده به فساد چگونه می‌خواهند بنیه تولید بالا ببرند.

    رندانه و غیر رسمی یکباره نرخ بهره را ۷ درصد افزایش دادند

    وی با بیان اینکه تولید کننده‌ ها با بحران دسترسی به سرمایه در گردش مواجه هستند، گفت: اما وقتی که مقداری قیمت ارز و تورم بالا رفت، راه حلی که عزیزان پیدا کردند این بود که به صورت رندانه و غیر رسمی یکباره نرخ بهره را ۷ درصد افزایش دادند! کمیسیون اقتصادی مجلس در گزارشی عنوان کرد از زمان فعال شدن بانک‌ های خصوصی در ایران تا یک دوره ۲۰ ساله در آمیزه فعال شدن رانت خوری، رباخوری، دلالی خوری و خام فروشی فشارهای وحشتناک به تولید کننده‌ ها صرف نظر از کیفیت آنچه که تولید خوانده می‌شود رشد تولید ۳۶ درصد بوده و رشد نقدینگی ۱۰۲۵۰ درصد! نسبت‌ ها را ببینید بعد وقتی می‌خواهند پاداش دهند به صاحبان نقدینگی با افزایش ۷ درصدی نرخ بهره پاداش می‌دهند.

    در هیچ عرصه ای از حیات جمعی ایرانیان، نابرابری ناموجه فاجعه ساز در این ابعاد وجود ندارد!

    مومنی اضافه کرد: بعد همین مقامات بانک مرکزی می‌گویند حواستنان باشد بخش اعظم این نقدینگی ها سپرده‌ های مدت‌دار است و ۷۴ درصد سپرده‌ های مدت‌دار متعلق به یک درصد صاحبان سپرده است. یعنی در هیچ عرصه ای از حیات جمعی ایرانیان، نابرابری ناموجه فاجعه ساز در این ابعاد وجود ندارد! بنابراین بنیه اندیشه ای که این اقتصاد و جامعه را اداره می‌کند به طرز فاجعه آمیزی ناکافی است.

    نمی‌توان داغ و درفش به روی مردم بلند کرد و بعد از آنان خواست جلوی قدرت‌ های بزرگ بایستند

    وی با تاکید بر اینکه راه نجات کشور، تولید فناورانه است و باید تولید را به مثابه حیات جمعی در نظر گرفته و بایسته‌ های اصلاحی در حیطه‌ های فرهنگ، سیاست و اجتماع را همتراز با اقتصاد رعایت کنید، تصریح کرد: در هیچ جای دنیا نمی توانند داغ و درفش به روی مردم بلند کنند و بعد از آنان بخواهند جلوی قدرت‌ های بزرگ بایستند.

    تحت اراده چین و روسیه بودن در 10 سال گذشته به چه ابعادی رسیده؟!

    مومنی گفت: آمادگی دارم با وزیر امور خارجه درباره این موضوع گفت وگو کنم که تحت اراده چینی‌ ها و روس‌ ها بودن در مهم‌ترین جهت‌گیری‌ های ۱۰ ساله گذشته، چه ابعادی پیدا کرده است. شما می‌گویید این قرارداد ابعاد امنیتی دارد اما من راجع به چیزهایی صحبت می‌کنم که خودتان درباره آن صحبت کردید. اگر بخواهند صادقانه کشور نجات پیدا بکند یک گزارش شرافتمندانه ملی به ما بدهند که چینی‌ ها نفت را چگونه از ما می‌خرند؟ به چه قیمتی می‌خرند؟ و چگونه پول را ارائه می‌دهند. اینها چیزهایی است که منتشر شده؟!

    روابطی که در خودروسازی با چین تعریف کردید، نسبتی با یک حکومت مستقل ندارد

    مومنی با بیان اینکه علائمی وجود دارد که نسبت به میزان وابستگی ذلت آور صنایع ما به طور مشخص صنعت خودروسازی، به چین هشدار می دهد، تاکید کرد: حاضرم با وزیر صنعت در این باره مناظره کنم که الگوی روابطی که در صنعت خودروسازی میان ما و چین تعریف کردید، نسبتی با یک حکومت مستقل ندارد. حمل بر صحت می‌کنیم و می‌گوییم دقت بایسته کارشناسی نشده است. ما آمادگی داریم این‌ ها را آشکار کنیم. با نیت اینکه همین عزیزان بیشتر سر کار بمانند. اما یقین بدانید با این الگوی روابط که تعریف شده ایران نمی‌تواند به سمت بهبود وضعیت برود.

    عزیزان، قبل از مرگ سهراب به سراغ حل مشکلات بروند

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد یادآور شد: در سند برنامه ششم عزیزان ۱۹۶ هدف کلی و حدود ۵۵۶ استراتژی تعریف کرده بودند. می‌خواستند ۵ ساله به آن برسند. گفتم شرافتمندانه تنها یک هدف را اختصاص دهید و آن ارتقاء بنیه تولید ملی باشد. اگر شرافتمندانه به تمام لوازمش تن دهید، ایران نجات پیدا می‌کند. اگر ما دل سوزانه تلاش می‌کنیم، به این دلیل است که هنوز می‌شود ایران جایگاه بایسته خود را پیدا کند. اگر وابستگی‌ های ذلت آور به دنیای خارج به حداقل برسد و رابطه ات با مردم مبتنی بر اعتماد باشد، می‌توانیم با این ظرفیت‌ های انسانی و مادی به مدد اندیشه‌ های از جنس اندیشه‌ های حسین عظیمی، ایران را نجات دهیم. عزیزان قبل از مرگ سهراب به سراغ حل مشکلات بروند.

  • فکر می کنند چون كسي حرفي نمي‌زند، مشكلي نيست! / با رویکردهای کوته نگرانه نمی توان صنعت بنا کرد! / فاسدها و چاپلوس‌ها خیرخواه شما نیستند!

    فکر می کنند چون كسي حرفي نمي‌زند، مشكلي نيست! / با رویکردهای کوته نگرانه نمی توان صنعت بنا کرد! / فاسدها و چاپلوس‌ها خیرخواه شما نیستند!

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی با بیان اینکه برخی می خواهند دو روز، مدیریتِ به قول خودشان بی دردسر داشته باشند، اما مقامات کلیدی کشور را نسبت به حیاتی‌ترین روندهای نابود کننده کشور غیرحساس می کنند، گفت: نرخ فرونشست زمین در ایران بیش از ۵ برابر میانگین جهانی شده است. در چنین شرایطی اسم سندی که منتشر کرده اند را برنامه توسعه می گذارند که در آن به هیچ یک از این موارد اعتنا نشده و اهتمام شدیدتر به تمام زمینه‌ هایی دارند که بحران آب و فرونشست را شدت می بخشد. اتلاف منابع و بحران سازی‌ های سیستمی که به واسطه انتقال بین حوزه ای آب صورت می گیرد، بسیار روشن و هشدار دهنده است و این مناسبات آنچنان عریان هستند که نمی توان گفت کسانی آن را نمی فهمند!

    با ترکیب خطرناکی از آشفتگی اندیشه ای در نظام تصمیم گیری و شدت گیری بحرانها روبرو هستیم / بی برنامگی، کشور را به دست و پا زدن در آزمون و خطاهای بی فرجام معتاد کرده

    به گزارش جماران، دکتر فرشاد مومنی، استاد دانشگاه علامه طباطبایی که در نشست «آب، آمایش سرزمین و توسعه پایدار» و به مناسبت رونمایی از ویژه نامه «آمایش سرزمین» فصلنامه «اقتصاد و جامعه»، در موسسه مطالعات دین و اقتصاد سخن می گفت، با تاکید بر اینکه اگر خرد و دانایی محور قرار گیرد و آلرژی نظام تصمیم گیری های اساسی کشور به فساد افزایش یابد، می توانیم اوضاع و احوال بهتری را تجربه کنیم، خاطرنشان کرد: ما با ترکیب خطرناکی از آشفتگی اندیشه ای در نظام تصمیم گیری های اساسی کشور و شدت گیری بحرانها و چالشهای خطیر در عرصه عمل در نظام حیات جمعی مان روبرو هستیم. بی برنامه بودن، کشور را به دست و پا زدن در آزمون و خطاهای بی فرجام و بی پایان معتاد کرده است و به گفته مهندس بحرینیان، در ایران فقر اندیشه ای باعث شده در اغلب امور مربوط به نظام تدبیر و تمشیت امور، عزیزان سرنا را از سر گشادش می زنند.

    راه نجات، از اندیشه توسعه آغاز می شود

    وی با بیان اینکه در نهایت اختصار می توانیم به عزیزان و مردم، عزیز مظلوم و بی پناه خود این نکته را تقدیم کنیم که راه نجات از اندیشه توسعه آغاز می شود، ادامه داد: باید یک پرسش فراگیر ملی را جدی بگیریم که چه باید کرد که در ساحت اندیشه و عمل، کوته نگری در نظام تصمیم گیری های کشور جای خود را به دورنگری اعتلابخش و توسعه خواه بدهد. باید تاکید کرد که در ساحت اندیشه، آنچه که حلقه وصل حرکت هر جامعه به سمت توسعه یا اضمحلال است، تلقی از تولید فناورانه به مثابه حیات جمعی است.

    پیوندی ارگانیک میان تمدن سازی با رشد صنایع و پیوندی میان این دو با کیفیت زندگی مردم

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با یادآوری اینکه مرور میراث اندیشه ای تاریخی نشان می دهد اگر در گذشته می توانستیم اوضاع را به سامان تر ببینیم، به دلیل سطوحی از اندیشه های سترگ پشتیبان بوده است، اظهارداشت: از این دریچه می توان درک ابن خلدون از «صنعت» به مثابه نظام حیات جمعی را در کتاب دو جلدی مقدمه اش رد گیری کرد که در آن پیوندی ارگانیک میان تمدن سازی با رشد صنایع و پیوندی میان این دو با کیفیت زندگی مردم قائل است. ابن خلدون در تحلیل ریشه اصلی گرفتاری اعراب و بناکردن جاهلیت از سوی آنها به جای تمدن، می گوید آنها چون بادیه نشین بودند و استقرار نداشتند، قادر به خلق صنایع نبودند و چون به تعبیر امروزی، تولیدشان فناورانه نشده بود، همه عرصه های حیات جمعی شان با بحران روبرو شد.

    با رویکردهای کوته نگرانه نمی توان صنعت بنا کرد

    مومنی با بیان اینکه اگر سیاستهای آموزشی، عمرانی، پولی، مالی و تجاری و نرخ ارز، بر مبنای ضربه زدن به تولید یا بی اعتنایی به آن باشد، به جای توسعه، رو به اضمحلال خواهید گذاشت، تاکید کرد: تصمیم گیری راجع به صنعت، تصمیم گیری دورمدت است؛ بنابراین با رویکردهای کوته نگرانه رانتی نمی توان آن را بنا کرد. شما می خواهید مشکلات کوته نگری رانتی را با تزریق ارز و ریال بپوشانید، در حالی که این شدنی نیست و فساد، نابرابری و ناهنجاری های بیشتر را به گرفتاری های موجود اضافه می کنید.

    ارتقای بنیه تولید، ستون فقرات تمدن سازی، اعتلای کشور و بهبود کیفیت زندگی مردم / راه ساکت کردن بازنشسته ها، سرکوب کردنشان نیست

    این اقتصاددان؛ ارتقای بنیه تولید را، ستون فقرات تمدن سازی، اعتلای کشور و بهبود کیفیت زندگی مردم، دانست و اظهارداشت: در گزارشهای روزمره ای که دستگاه های مختلف منتشر می کنند، این مساله روشن است. فیلمی از بازنشسته های کشور منتشر شده که فریاد و فغانشان درباره اینکه آنچه که به عنوان مستمری به آنها داده می شود به هیچ وجه قادر نیست یک زندگی شرافتمندانه را برای آنها تامین کند، بلند است. بازنشسته های ما که مخزن الاسرار دانایی ها و توانایی ها هستند، اینگونه رنجیده شده اند و متاسفانه بخش های کوته نگر سیستم هم با بی شرمی تصور می کنند که راه ساکت کردن آنها، سرکوب کردنشان است. در جامعه ای که از نظر هنجارها در حد زیادی توصیه به حفظ حریم بزرگترها شده، این عملکردها بسیار شرم آور است. باید چه کرد که اینها به خود آیند و بفهمند که چه ها می کنند!

    بخشهای قابل اعتنایی از نظام تصمیم گیری های اساسی کشور، برنامه پذیر نیست

    مومنی با تاکید بر ضرورت یادآوری مبانی که ریشه در تمدن کشورمان دارد و همچنین توضیح علل توسعه در کشورهایی که مسیر توسعه را به خوبی پیموده اند برای نظام تصمیم گیریهای کشور، ابراز عقیده کرد: رانت، ربا و فساد و این شیوه های غیرمولد که در مرکز اهتمام نظام تصمیم گیریهای اساسی کشور قرار گرفته اند، هیچ گاه به صورت انتزاعی حل و فصل نخواهند شد. با یک رویکرد سیستمی و مبتنی بر برنامه می توان توسعه را جلو برد. در هم تنیدگی هایی که ایجاد شده نشان می دهد هیچ عنصری از بحرانهای موجود در ایران، منتزع از سایر وجوه حیات جمعی نیست. بنابراین تنها می توان با برنامه این شرایط را رفع کرد. برنامه داشتن هم لوازمی می خواهد که با کمال تاسف بخش های قابل اعتنایی از نظام تصمیم گیری های اساسی کشور حاضر نیستند به لوازم برنامه تن در دهند.

    حذف داده های ضروری و دست بردن در آنها، خیانت به کشور است

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با تاکید بر اینکه شفافیت مهمترین لازمه برنامه داشتن است و ضمن بسترسازی برای مشارکت، عزم همگانی را برای مشارکت بر می انگیزد، تصریح کرد: با پاک کردن صورت مسائل و حذف داده های ضروری یا به تاخیر انداختن انتشار آنها یا خدای نکرده دست بردن در آنها، که به غیر از اینکه از نظر اخلاقی مذموم است، خیانت به منافع ملی هم هست، مشکلی از مشکلات کشور حل نمی شود. هر کس با هر توجیهی این کار را می کند، باید صمیمانه و خاضعانه او را نسبت به خیانتی که به کشور می کند، آگاه کنیم.

    در برنامه هفتم عزیزان به هیچ یک از لوازم دستیابی به برنامه با کیفیت تن در ندادند

    به گفته مومنی؛ مساله اساسی این است که در برنامه باید یک مطالعه روندی از اوضاع و احوال و شرایط اولیه کنونی کشور ارائه دهید. چقدر خجالت آور است که با اینکه در متون کلاسیک گفته می شود ایران جزء پیشگامان امر برنامه ریزی توسعه است، اما در عمل در برنامه هفتم شاهد بودیم عزیزان تقریبا به هیچ یک از لوازم دستیابی به برنامه با کیفیت تن در ندادند. متاسفانه به دلیل اینکه اکثریت نخبگان و دانایان کشور سرخورده شده اند و سخنی نمی گویند، عزیزان فکر می کنند پس چون کسی حرفی نمی زند، مشکلی نیست! اما برای یک کشور پیشگام در برنامه ریزی توسعه بسیار شرم آور است که مثلا در برنامه هفتم این مطالعه روندی و گزارش وضع موجود تهیه نشده است.

    در برنامه هفتم بی طور بی سابقه ای، منابع و مصارف ارزی کشور روشن نیست

    این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی، ادامه داد: اگر چنین گزارشی نباشد، به معنای این است که نمی دانید چه چیزی را می خواهید تغییر دهید. پس اگر حتی حسن نیت هم داشته باشید، وقتی صورت مساله برایتان آشکار نیست، سرتان را به در و دیوار می کوبید و منابعتان را تلف می کنید. فساد و نابرابری و وابستگی ذلت آور به دنیای خارج را هم افزایش می دهید و این آن چیزی است که اکنون در هر سطحی از مطالعات روندی به چشم می خورد. حواسمان باشد برای اولین بار در برنامه هفتم است که بی سابقه ترین خودداری ها از ارائه جداول ارزی درباره منابع و مصارف ارزی کشور اتفاق افتاده است.

    آمادگی برای گفت و گوی صادقانه با مردم درباره میزان منابع و مصارف ارزی کشور وجود ندارد

    به گفته مومنی؛ آمادگی وجود ندارد که صادقانه به مردم بگویند که پیش بینی می کنند در سالهای برنامه تا چه میزان ارز در اختیار دارند و می خواهند آنها را صرف چه اموری کنند. خدا می داند دلالت ها و پیامدهای این شیوه از مقاومت درباره لوازم برنامه، تا چه اندازه می تواند برای کشور فاجعه ساز باشد و چقدر مشروعیت سیستم را به چالش می کشد. اگر این مساله را نداشته باشید، آنچه آورده اید، برنامه نیست و اگر این جداول را جدی نگیرید، مساله پاسخگویی و مشارکت مردم بی معنا می شود و یک باره چشم باز می کنید و می بینید در ورطه بیشمار بحران فاجعه ساز اسیر شده ایم.

    به حکومتی که دچار آشفتگی فکری است کمک کنید بفهمد مهمترین مساله، مواجهه خردورزانه با نااطمینانی است

    این اقتصاددان خاطرنشان کرد: اگر توسعه مبتنی بر برنامه ریزی با کیفیت را مبنا قرار دهیم، در آنجا حیاتی ترین مساله ای که مطرح می شود این است که نقطه عزیمت کجاست. در اندیشه توسعه، گفته می شود به حکومتی که دچار آشفتگی فکری است کمک کنید که بفهمد مهمترین مساله، مواجهه خردورزانه با نااطمینانی ها است. تا زمانی که نااطمینانی به معنای ناامنی و پیش بینی ناپذیری امور وجود دارد سنگی روی سنگ بند نمی شود. بعد گفته می شود در کلی ترین حالت، نااطمینانی ها دو گونه هستند، با منشا طبیعت، با منشا تعاملات انسانی؛ و ما با تقدم حل و فصل نااطمینانی های با منشا طبیعت روبرو هستیم.

    در مناسبات پنهانکارانه، رانتی و مشارکت زدا، ترکیب فقرفروشی و محیط زیست فروشی به نام توسعه دنبال می شود

    وی با بیان اینکه اگر محیط زیست مقوم بقا نباشد، امکان ندارد تمدنی ساخته شود، توضیح داد: اینها جزء بدیهی ترین مسائل است و تکرار آن خجالت آور است. در طول تاریخ بشر، هر جا جمعیتی شکل گرفته و تمدنی ساخته شده، اوضاع به سامان محیط زیست اصلی ترین عامل آن بوده و در این میان هم عنصر آب نقش تعیین کننده داشته است. اینها که نیاز به کشف و شهود ندارد و اگر نظام تصمیم گیری ای به این مسائل بی توجه بماند، بسیار گرفتار خواهد شد. در ادبیات توسعه گفته می شود در چارچوب مناسبات پنهانکارانه، رانتی و مشارکت زدا به نام توسعه، آنچه که دنبال می شود ترکیب اضمحلال بخش فقر فروشی و محیط زیست فروشی است. معرفت های زیادی دراین عبارت گنجانده شده است.

    سرنوشت جامعه غافل از تولید فناورانه، استثمار نیروی کار و زایندگی فقر است / استثمار نیروی کار را به عنوان عنصر کسب مزیت تئوریزه و ترویج می کنند / مزیتی که میراثش برای مردممان گسترش و تعمیق فقر باشد را نمی خواهیم

    مومنی با بیان اینکه جامعه ای که رویش به تولید فناورانه نباشد، زایندگی فقر پیدا می کند و راه نجات برای اداره کشورش را استثمار نیروی کار قرار می دهد، اظهارداشت: مشخصه همه کالاهای صادراتی ایران، چه خام و چه شبه خام، سهم اندک نیروی کار در آن است. در حالی که عنصر گوهری در اکثریت قریب به اتفاق تجربه های موفق توسعه ، سهم دستمزد بالای پرداختی به نیروی کار بوده است؛ اما در این جا کسانی را داریم که استثمار نیروی کار را به عنوان عنصر کسب مزیت تئوریزه و ترویج می کنند. این مزیتی که میراثش برای مردممان گسترش و تعمیق فقر باشد را نمی خواهیم.

    هنوز فکر می کند از استثمار نیروی کار راه نجات برای کشور بیرون می آید / شاغلان قادر به تامین زندگی شرافتمندانه نیستند / به جای اینکه بر سر بازنشسته ها بزنید، منشا گرفتاری را پیدا کنید

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه دانش بشر آنچنان در این زمینه شواهد در اختیار دارد که حیرت انگیز است که این چه نظام تصمیم گیری است که در ربع اول قرن بیست و یکم و علی رغم این ذخیره دانایی، هنوز فکر می کند از استثمار نیروی کار راه نجات برای کشور بیرون می آید، خاطرنشان کرد: مرکز آمار در گزاشی، عنوان کرده است که 89 درصد فقرای ایران را شاغلین سابق و لاحق تشکیل می دهند. یعنی در غیاب تولید فناورانه این مشاغل قادر نیستند یک زندگی شرافتمندانه را تامین کنند. با تحت فشار قرار دادن مردم، آنها را وادار به عصیان می کنند. چرا برای شما آموزنده و عبرت آور نیست که یکی از اصلی ترین طیف های تجمع کننده اعتراضی در این کشور، بازنشسته ها هستند! در حالی که سن بازنشستگی سن این التهابتها و فشارهای روحی و جسمی نیست. به جای اینکه بر سر آنها بزنید، منشا گرفتاری را پیدا کنید و منشا آن این است که شما به تولید فناورانه پشت کرده اید و همه چیز در حال از بین رفتن است.

    بدتر از استثمار نیروی کار، «محیط زیست فروشی» است / عملکرد رانتی معدنی ها، آمیزه ای از فقرفروشی و محیط زیست فروشی است

    مومنی با بیان اینکه بدتر از استثمار نیروی کار، «محیط زیست فروشی» است ، ادامه داد: در مناسبات رانتی، اگر انتخاب نکنی، انتخاب بد خود را تحمیل می کند. اکنون در کشور ما، ارزآورترین رشته فعالیتهای خام فروشانه که ما روی آن صورتک تولید صنعتی زده ایم، آلوده ترین رشته فعالیتهای شناخته شده در دنیا هستند. بعد در رانتی معدنی هایی که صادر می کنند، چه فولاد و چه پتروشیمی ها و چه موارد دیگر، این دو مساله به طور کامل با یکدیگر پیوند خورده اند و تبدیل به آمیزه فقرفروشی و محیط زیست فروشی شده است. سهم حقوق و دستمزد در ساختار هزینه های رانتی معدنی ها، در میان رشته فعالیتهای صنعتی پایین ترین در ایران است. در تخریب محیط زیست و آب بری هم جزء بالاترین ها هستند. آیا نباید این مسائل برای مسئولان الهام بخش باشد!

    با دامن زدن به فعالیتهای رانتی معدنی، فروپاشی نسبی فعالیتهای صنعتی را پنهان کرده اند / سقوط 20درصدی سهم صنایع نساجی در اشتغال صنعتی در حدود 20 سال

    این استاد دانشگاه با بیان اینکه سال 1370 سهم رانتی معدنی ها از کل ارزش افزوده بخش صنعت در ایران، حدود 30 درصد بوده و از 1395 به بعد، این رقم از70 درصد عبور کرده است، گفت: با این رشد بادکنکی مخرب و فاجعه ساز رانتی معدنی ها که هزار گونه فساد و بیچارگی و نابرابریهای ناموجه به ایران تحمیل کرده است، فروپاشی نسبی بسیاری از رشته فعالیتهای صنعتی را پنهان کرده اند. سال ۱۳۷۰ سهم صنایع نساجی و پوشاک در اشتغال صنعتی و ارزش افزوده صنعتی و ارزآوری حدود ۲۵ درصد بوده است اما اکنون این سهم به زیر ۵ درصد سقوط کرده است این آمار برای کشوری که در نساجی و پوشاک سابقه داشته است بسیار شرم آور است

    فخر فروشی بانوان درباری انگلیس با پارچه های مخملی ایران در رمان شاه لیر شکسپیر

    مومنی با یادآوری اینکه در رمان شاه لیر، شکسپیر ضمن روایت گفتگوی خانم‌های درباری انگلیس بزرگترین مظهر فخرفروشی آنها به یکدیگر را استفاده از پارچه‌ های مخملی ساخت ایران توصیف کرده است، اظهارداشت: ببنید ما چه دستاوردهایی را به نابودی کشانده ایم! باد کردن رانتی معدنی‌ها چه تخریب خطرناک و فاجعه سازی است که شما با ادعای ارزآوری آن را ادامه می دهید! مرکز پژوهش‌ های مجلس نیز سال گذشته در گزارشی عنوان کرد که با مقیاس مقدار وزنی صادرات ارزآوری صدور محصولات نساجی و پوشاک نسبت به رانتی معدنی‌ها بین ۵ تا ۱۵ برابر است. واقعا ما چه می کنیم! این مسیر اضمحلال است و نه مسیر توسعه!؛ چرا که بر مبنای فساد، رانت، بی‌عدالتی و تعمیق وابستگی ذلت آور به دنیای خارج همراه با استثمار نیروی کار و تخریب محیط زیست بنا شده است. اینکه می گوییم نمی توانید برنامه آمایش و توسعه پایدار داشته باشید بدون اینکه برنامه اعتلابخش توسعه صنعتی داشته باشید به این معناست.

    انتقاد نسبت به بی اعتنایی مسئولان به هشدارها و دیدگاه های بدنه کارشناسی کشور

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با انتقاد نسبت به بی اعتنایی مسئولان به هشدارها و دیدگاه های بدنه کارشناسی کشور، عنوان کرد: به هر زبانی تلاش می کنیم هزینه فرصت این خطاهای  وحشتناک و نابخشودنی را آشکار کنیم تاکنون موفق نبوده ایم، هر چند که در سطوحی از بدنه اجرایی و کارشناسی کشور آگاهی ایجاد شده و این برای ما موفقیتی است اما متاسفانه زور رانت از زور دانایی بیشتر است و نتوانسته ایم در این زمینه برای ایجاد تغییر در تصمیمات کلان و حیاتی کشور موفق باشیم.

    هشدار گزارش ملی توسعه پایدار نسبت به روند نزولی بارش برف و باران / زنگ خطر سرنوشت مشابه ارومیه و زاینده رود برای کارون

    وی در ادامه به گزارش ملی توسعه پایدار ایران که تابستان ۱۴۰۱ منتشر شده اشاره کرد و افزود: در این گزارش که به مسئله تغییر اقلیم پرداخته اند، در تشریح وضعیت ایران عنوان شده که ما با دو اثر ویژه تغییر اقلیم در ایران روبرو هستیم؛ یکی مربوط به روند نزولی بارش برف به طور کلی و روند نزولی باران به طور خاص. آنها که با بحث پایداری دورنگر آشنایی دارند متوجه می شوند که مسئله بارش برف تا چه اندازه برای کشور راهبردی‌تر است. به ما هشدار داده‌اند که اگر این روند ادامه داشته باشد، دور نیست که کارون هم سرنوشت ارومیه و زاینده رود را پیدا کند.

    با فرارکردن از مطالعه روندی در سند برنامه، به کشور خیانت می کنند

    مومنی با تاکید بر اینکه آنها که از مطالعه روندی در سند برنامه فرار می کنند به کشور خیانت می کنند، ادامه داد: می خواهند دو روز، مدیریتِ به قول خودشان بی دردسر داشته باشند، اما مقامات کلیدی کشور را نسبت به حیاتی‌ترین روندهای نابود کننده کشور غیرحساس می کنند. هر کسی و با هر توجیهی چنین کاری می کند بداند که در حال خیانت به کشور است.

    در تابستانها بارشهای سیلابی در مناطق جنوبی کشور شدت پیدا خواهد کرد

    این استاد دانشگاه علامه طباطبایی اضافه کرد: در گزارش ملی توسعه پایدار ایران آمده است که در تابستانها بارشهای سیلابی در مناطق جنوبی کشور شدت پیدا خواهد کرد. با اینکه ایران جزء اولین تمدن‌ های دنیا است که به فناوری سدسازی دست پیدا کرده، اما بلوغ فکری که داشتند باعث شده پیشینیان ما اهتمام اصلی شان را روی تقویت سفره‌ های زیرزمینی آب بگذارند. گزارش‌ های رسمی این یافته را امروز اینگونه بیان می کنند که ما سرزمینی هستیم که یک، سوم میانگین جهانی بارش داریم اما اندازه تبخیر، سه برابر میانگین جهانی است. با این حال سدسازی‌ های معقول را تحت‌الشعاع سدسازی های رانتی و فاسد و قراردادهای رانتی کرده اند.

    با انفجار قرارداد‌های سدسازی‌ مشکوک و نابودکننده در کشور مواجه هستیم / طی 5 سال، 2برابر کل سدهای ساخته شده در عرض 50سال قرارداد بستیم!

    وی با یادآوری اینکه به اذعان کارشناسان اگر ضایعات محصولات کشاورزی را کاهش دهیم، ۱۰ برابر پروژه‌ های مشکوک، رانتی و فاسد انتقال بین حوزه ای آب می توانیم ثمر و پایداری داشته باشیم و اکوسیستممان را سالم نگه داریم، گفت: در عین اینکه این هشدارها داده می شود ما با انفجار قرارداد‌های سدسازی‌ های مشکوک و نابود کننده در کشور مواجه هستیم. در ۵ سال اول بعد از جنگ، به اندازه حدود 2 برابر کل سدهایی که در ۵۰ سال قبل از آن ساخته شده بود قرارداد جدید سدسازی امضا کردیم! ببینید چقدر غیرعادی است! بعد هم تا حرف عالمانه کارشناسی زده می شود می گویند او منتقد است و منتقد هم اپوزیسیون است!

    طرفداران و خیرخواهان واقعی شما منتقدینتان هستند و نه چاپلوسان و فریبکاران / اینکه از نقد آشفته می شوید، یک سقوط اخلاقی است

    این اقتصاددان با بیان اینکه کتاب «اعتراض، خروج و وفاداری» که ۴۰ سال قبل نوشته شده آورده است که به حکومتگران آموزش دهید که طرفداران و خیرخواهان واقعی شما منتقدینتان هستند و نه چاپلوسان و فریبکاران، تصریح کرد: اینکه از نقد آشفته می شوید، غیر از اینکه مشکوک فاسد و ضد توسعه ارزیابی می شود، یک سقوط اخلاقی هم هست. مظلوم تر از منتقدین ایران به ندرت در دیگر مناطق دنیا پیدا می شود. مجانی به صورت شبانه روزی عمرشان را می گذارند تا ذخیره آگاهی را ارتقا دهند و بعد آن را دو دستی به حکومت تقدیم می کنند. بعد رسانه‌ هایی که خدا می داند چگونه با سفله گزینی رشد کرده‌اند و مافیای رسانه ای را شکل داده اند، تا حرفی زده می شود که به منافع رانتی و فاسد اصابت دارد، شروع لجن پراکنی و برچسب زنی و اپوزیسیون پنداری منتقد می کنند. این چه شعوری است که نسبتی با دین، علم و تجربه تاریخی کشورمان ندارد.

    هشدار نسبت به شدت اتلاف منابع و بحران سازیهای سیستمی با انتقال بین حوزه ای آب

    به گفته مومنی؛ اتلاف منابع و بحران سازی‌ های سیستمی که به واسطه انتقال بین حوزه ای آب صورت می گیرد، بسیار روشن و هشدار دهنده است و این مناسبات آنچنان عریان هستند که نمی توان گفت کسانی آن را نمی فهمند!

    صرف میلیاردها دلار در چارچوب مناسبات رانتی، فاسد و مشکوک انتقال آب / هشدار جنگ بر سر منابع آب شیرین در قرن بیست و یکم را جدی بگیرید

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه در تمام دنیا بیش از ۷۰ درصد واحدهای فولاد و پتروشیمی در کنار دریاها ساخته شده‌اند، افزود: در چارچوب مناسبات رانتی، فاسد، مشکوک و جاهلانه این واحدها را به خشک ترین مناطق ایران برده‌اند و بعد می گویند میلیاردها دلار هزینه کنیم که آب به آنها برسانیم! آن هم چه آبی، آب شیرین! ببینید در این مملکت چه خبر است! اینها با امنیت ملی پیوند می خورد. سال ۱۹۹۰ اندیشکده «کلاب رم»، در گزارشی هشدار داد که سه، چهارم جنگ‌ هایی که در قرن بیست و یکم، چه به صورت داخلی و چه خارجی رخ خواهد داد، بر سر منابع آب شیرین است. آیا کسی در کشور ما نباید این هشدار را جدی بگیرد؟!

    فاسدها و چاپلوس‌ها خیرخواه شما نیستند، آنها را از اطراف خودتان دور کنید

    این عضو هیات علمی دانشگاه با بیان اینکه کارشناسان محیط زیست صد جور هشدار داده اند که تخریب محیط زیست، ضد امنیت ملی، سلامت مردم و ضد توسعه پایدار کشور است، اما برای آنها پرونده سازی می کنند، اضافه کرد: در اثر تصور نادرست فکر می کنند منتقدان خیرخواه نیستند و نمی فهمند! در حالی که باید بدانید فاسدها و چاپلوس‌ها خیرخواه نیستند، اگر می خواهید کشور نجات پیدا کند، آنها را از اطراف خودتان دور کنید.

    آمار تکان دهنده از زلزله ها در کرمان و اصفهان / حکایت تلخ بازتولید سیستماتیک ناپایداری و نااطمینانی در کشور

    مومنی با بیان اینکه با شدت گرفتن بحران آب، گسل‌ های غیرعادی پیدا می شود که این گسل‌ها ضمن افزایش آسیب پذیری ما را در برابر تکانه‌ های زلزله ای، ده ‌ها مفسده دیگر برای ما پدیدار می کند، اظهار داشت: به همین دلیل در اندیشه توسعه، نااطمینانی‌های با منشا طبیعت، اولویت داده می شود. مرکز لرزه نگاری کشور در گزارشی عنوان کرده که سال ۱۴۰۰، حدود 8 هزار و 630 لرزه در کشور تجربه کردیم. در کرمان ۱۶۷ لرزه با شدت بالای ۴ ریشتر و در اصفهان حداقل ماهی یک مورد لرزش بالای ۵ ریشتر رخ داده است. اینها ناپایداری و نااطمینانی را به شکل سیستمی خود بازتولید می کنند. بنابراین اینگونه نیست که بشود همچنان با ول انگاری این مسیر را ادامه داد.

    نرخ فرونشست زمین در ایران بیش از ۵ برابر میانگین جهانی / بیابان هر سال یک میلیون هکتار پیش روی می کند

    این اقتصاددان یادآورشد: تیر ماه سال گذشته، یکی از مسئولان سازمان منابع طبیعی کشور در گزارشی گفت سالانه یک میلیون هکتار بیابان به سرزمین ما اضافه می شود و نرخ فرونشست زمین در ایران بیش از ۵ برابر میانگین جهانی شده است.

    جلوه‌ های نابرابری‌ های وحشتناک منطقه ای در کشور ما بسیار خطرناک است

    مومنی با بیان این انتقاد که در چنین شرایطی برخی اسم سندی را برنامه توسعه می گذارند، اما به هیچ یک از این موارد اعتنا نمی کنند و اهتمام شدیدتر به تمام زمینه‌ هایی دارند که بحران آب و فرونشست را شدت می بخشد، گفت: شما با این روش در ایران ناپایداری را سیستمی می کنید. در مقام ادعا مگر نمی گوییم علوی هستیم و مگر علی بن ابیطالب به عدل شناخته نمی شود، اما جلوه‌ های نابرابری‌ های  وحشتناک منطقه ای در کشور ما بسیار خطرناک است و در شرایطی که ما کشوری هستیم که ۱۶ استان مرزی داریم این عملکرد می تواند برای ما بحران امنیت ملی ایجاد کند. با هفت کشور مرز خشکی و با ۶ کشور مرز آبی داریم از کل ۳۱ استان ایران ۱۶ استان مرزی است. در این شرایط در اثر غفلت از تولید محوری، ناپایداری‌ها، فقرگستری‌ها و وابستگی‌ های  ذلت آور را افزایش دادن ببینید چه بر سر کشور می آورد!

    کوله بری و ته لنجی، را راه نجات برای حفظ جمعیت مرزنشین انتخاب می کنند!

    وی افزود: بعضی از راه حل‌ هایی که اهتمام می کنند، بسیار شرم آور است. حتی عزیزان به تسهیل کوله‌بری و ته لنجی روی می آورند. خدا شاهد است در ربع اول قرن بیست و یکم بسیار شرم آور است! آن هم برای کشوری که تا این اندازه ظرفیت‌ های عظیم مادی و انسانی دارد. ما کشوری هستیم که از نظر دسترسی به منابع طبیعی و ذخایر زیرزمینی سهم مان 7 برابر سهممان از جمعیت دنیا است! بسیار شرم آور است که ته لنجی و کوله بری تسهیل کنیم. انواع و اقسام مشوق‌ های  رانتی را در دستور کار قرار دهیم و سوداگری را در مرزها ایجاد کنیم. به جای اینکه با تولید در چهارچوب یک استراتژی توسعه صنعتی و بر اساس تشخص مناطق مرزی، سیاستی پیش ببرند که مایه مباهات و افتخار باشد، سوداگری را به عنوان راه نجات برای حفظ جمعیت مرز نشین انتخاب می کنند! روشن است که از این طریق چه میزان فساد ناکارآمدی و عقب ماندگی و قاچاق بیرون می آید. چقدر شرم آور است که مناسباتی ایجاد کنید که اگر فرد به سمت قاچاق نرود، اموراتش نگذرد. وقتی هم که بحث قاچاق می شود آن را تبدیل به بهانه ای برای وارد کردن شوک به قیمت‌ های  کلیدی می کنند!

    دستمزدها و هزینه تخریب محیط زیست را در قیمت تمام شده محصولات رانتی معدنی وارد کنید

    این استاد دانشگاه تاکید کرد: کارشناسان کشور  بارها گفته اند اگر شما شرافتمندانه معتقدید چون یک سری از اجناس ما ارزان است، این نیروی محرکه قاچاق می شود، پس شرافت و شعور به خرج دهید دستمزد را بالا ببرید و هزینه‌ های تخریب محیط زیست را هم در قیمت تمام شده این اقلام رانتی معدنی وارد کنید. ببینیم آیا دیگر کسی انگیزه قاچاق اینها را می کند! در اینجا هم سرنا را از دهان گشادش می زنید! ‌می گویید دارو و بنزین در ایران چون ارزان است قاچاق می شود! دستمزد را بالا ببرید، هزینه‌ های تخریب محیط زیست را هم در قیمت تمام شده‌اش وارد کنید، چرا زورتان را به مظلوم‌ترین و باشرف‌ترین انسان‌ها یعنی نیروی کار مولد اعمال می کنید؟ بعد هم به گونه ای  حرف می زنند که گویا چار ه ای جز این همه ظلم، استثمار و تخریب محیط زیست وجود ندارد!

    میانگین کشوری تراکم جمعیت در هر کیلومتر مربع کشور ۴۶ نفر، در تهران ۸۹۰ نفر

    وی تاکید کرد: گزارش توزیع جغرافیایی استقرار جمعیت و فعالیت نشان می دهد در حالی که میانگین کشوری تراکم جمعیت هر کیلومتر مربع ۴۶ نفر است، در تهران ۸۹۰ نفر است. ابعاد این ناهنجاری و از ریخت افتادگی را ببینید! ۱۹ درصد کارگاه‌ های صنعتی در تهران مستقر است، در حالی که مجموعه ۸ استان کشور یک درصد است. ببینید چه خبر است! گویی این سیستم می خواهد از طریق رانت، فساد و مفتخوارگی برای خود مزیت تعریف کند. ۵۵ درصد سپرده‌ های بانکی و ۵۸ درصد تسهیلات در تهران است، اما ۱۴ استان کشور هر یک تنها یک درصد سهم دارند. آن هم در کشوری که اوضاعش در استان‌ های مرزی روشن است.

    به گفته مومنی؛  وقتی می خواهند راه حل پیدا کنند، سراغ تشویق کوله بری، تهنجی و دلالی و سوداگری می روند. یا ‌هر کس می خواهد برخورداریهای بیشتری از رانت پیدا کند، چند شهرستان را دور هم جمع کند و یک استان جدید بزند! بینید ما را در چه ورطه ای انداخته اند. اگر واقعا مسئله پایداری محیط زیست و توسعه پایدار بر محور تولید فناورانه در دستور کار قرار گیرد، بسیاری از فریب‌ هایی که اکنون برای استمرار مناسبات رانتی بیداد می کند، برملا می شود.

    مناسبات رانتی حتی در حال از بین بردن هویت ملی ما است!

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با یادآوری اینکه به طور متوسط بخش کشاورزی در دنیا بین ۷۰ تا ۹۰ درصد آب‌ های  شیرین را مصرف می کند، اظهار داشت: برآوردهای رسمی منتشر شده می گوید این سهم در ایران از میانگین جهانی هم کمتر است؛ اما چون ما بخش کشاورزی سازمان نیافته داریم که صدایی در مراکز تولید رانت و تصمیم گیری ندارد، مافیاها می‌گویند هرچه فریاد دارید در ماجرای بحران آب بر سر بخش کشاورزی بزنید! بعد آمارهای مجعول و دروغ راجع به اینکه بخش کشاورزی تا چه میزان آب مصرف می کند را مبنایی برای تبرئه کردن مافیای سدسازی و مافیایی‌ هایی که رانتی معدنی‌ها را در خشک‌ترین مناطق کشورمان پخش کرده‌اند، قرار می دهیم! چه مسابقه ای  وجود دارد! هفته گذشته چند کارشناس محیط زیست هشدار دادند که این مناسبات رانتی حتی در حال از بین بردن هویت ملی ما نیز است! خطراتی که راجع به نابود شدن تخت جمشید و بی ستون منتشر شده را ببینید! نیروی محرکه تمام آنها بسط مناسب رانتی و مستقر کردن صنایع رانتی معدنی در کم آب‌ترین استان‌ های  کشور است.

    این اقتصاددان با تاکید بر اینکه در اقتصاد سیاسی توسعه گفته می شود، عامل اصلی آلودگی هوا هم مانند هر نارسایی دیگر بی برنامه بودن کشور است، توضیح داد: با این بی‌برنامگی بزکی با عنوان سند قانون برنامه درست کرده‌اند که تقریبا هیچ کدام از ابتدایی‌ترین مشخصه‌ های  یک سند برنامه در این پیدا نمی شود. شما کل سیستم تبلیغاتی‌تان را بر گفتن اول تا آخر دولت قبلی بنا کرده اید و بعد سه سال پشت سر هم برنامه همان دولت قبل را تمدید کردید! اصلا قباحت چنین چیزی برایشان آشکار نیست! الان هم برنامه تهیه کرده‌اند که مطالعه روندی و گزارش وضع موجود ندارد! جداول تخصیص منابع ارزی به رشته فعالیت‌ها و اولویت‌ها هم ندارد! این‌ها علائم بسیار بدی است و نمی خواهم تصریح کنم که این‌ها نشانه چه چیز هایی است.

    مومنی معتقد است: ساختار قدرتی که با این شیوه برنامه‌ریزی می کند، می خواهد بگوید من به اینکه ملزم شوم منابع ارزی‌ام را در مسیر توسعه ملی هزینه کنم، تن نمی دهم. شما هر اسمی که می خواهید برای آن پیدا کنید. ما فاجعه سازی‌ های بسیار در این زمینه داریم.

    با روندهای ضدتوسعه ای و رانتی و ربایی نمی شود کشور را اداره کرد

    این اقتصاددان با بیان اینکه مرکز تحقیقات راه مسکن و شهرسازی در گزارشی توضیح داده که در ۴۰ سال اخیر، ۳۰ درصد کل زلزله‌ های ویرانگر دنیا در ایران اتفاق افتاده‌، ادامه داد: ببینید چگونه در ایران با این ندانم کاری‌ها ارکان بقا می لرزد! پیوند حیاتی میان فقر و بحران محیط زیست ادبیات بسیار وسیعی در دنیا دارد که به آن «آلودگی فقر» می گویند که بسیار خطرناک‌تر از همه انواع آلودگی‌ها است. ببینید اوضاع و احوال فقر در ایران به چه ورطه‌ هایی رسیده است و همه این‌ها نشان می دهد ما نمی توانیم انتظار داشته باشیم با تداوم این روندها که پشت به توسعه و رو به رانت و ربا دارد بشود، کشور را اداره کرد.

    وی خطاب به نهادهای نظارتی سطح بالای کشور گفت: ما از ۱۳۸۸ تا امروز دائما گفتیم برنامه تعدیل ساختاری و محور قرار دادن شوک درمانی که نیروی محرکه بسط ناامنی و بی ثباتی است و در آن خصوصی‌سازی اسم رمز غارت دارایی‌ های بین نسلی کشور می شود و آزادسازی اسم رمز تسلیم ایران به قدرت‌ های بزرگ از طریق صدور فرصت‌ های شغلی کشور به بیرون می‌شود و ایران را مصرف کننده مفلوک می کند و با کیفیت‌ترین انسان‌ های کشورمان ناچارند با سرخوردگی ایران را ترک کنند، کشور را به ورطه اضمحلال برده اس. اکنون بر این نکته تاکید می کنم که ما با خطر بسیار بزرگ روبرو هستیم که پخت و پزی در گذشته برای آن شده است و میخ‌ های تابوتش را نیز در برنامه هفتم تدارک دیده‌اند.

    رقابت مخربی تحت عنوان دولتی سازی اراضی عمومی آغاز شده است

    مومنی توضیح داد: تمام آنچه که به عنوان تعهد حکومت در اصول ۴۳ و ۴۴ قانون اساسی تصریح شده بود از طریق برنامه تعدیل ساختاری و با شعار تضعیف ارزش پول ملی و آزادسازی و خصوصی‌سازی به تاراج داده شد، چون دارایی‌ های  قابل فروش از دارایی‌ های بین نسلی مصرح در اصل ۴۴ در حال پایان یافتن است. عزیزان تحت تاثیر اراده‌ های مشکوکی قرار گرفته‌اند که از طریق منتفی کردن اصل ۴۵ قانون اساسی، تعرض به اموال و دارایی‌ های عمومی متعلق به مردم و در اختیار حکومت را در دستور کار قرار دهند. در منتهای شفقت و خضوع هشدار می دهم و می گویم اگر این مسیر عملیاتی تر از آنچه که تاکنون شده شود، دیگر چیزی با عنوان محیط زیست با کیفیت در ایران باقی نخواهد ماند و ما با فاجعه‌ های  بزرگ و بی‌سابقه‌ترین تهدید های امنیت ملی هم روبرو خواهیم شد.

    اراده های مشکوکی، در پی تبدیل اراضی عمومی و دولتی برای زمین خواری هستند

    مومنی توضیح داد: اصل ۴۵ قانون اساسی، انفال به مثابه اموال عمومی ذکر شده که سهم آن در اراضی ۸۳ درصد از کل اراضی کشور است. اکنون با سیاست تبدیل اراضی عمومی به اراضی دولتی خطر زمین خواری و زمین فروشی و تعرض به منافع و دارایی‌ های بین نسلی که مشاعا متعلق به همه نسل‌ های  گذشته، حال و آینده ایران است، تشدید شده است. این مسئله از نظر حقوقی جزئیات زیادی دارد. اکنون در میان دستگاه‌ های دولتی خصوصا وزارت نیرو، راه و مسکن رقابت مخربی تحت عنوان دولتی سازی اراضی عمومی آغاز شده است.

    به گفته مومنی؛ به محض اینکه دولتی سازی اتفاق افتاد، آن زمان پرچم مولدسازی به اهتزاز در می آید. زمانی که ما هشدار می دادیم ماجرای مولدسازی فقط به آن رسوایی‌ های، تلخ و فاجعه‌ساز که در آن مدارس ساخته شده توسط خیرین مدرسه ساز را به اسم مولدسازی می فروشید تمام نمی شود و هر اندازه جلوتر رود می تواند ماجراهای بسیار نگران کننده‌تری را برای ما پدید آورد، به این دلایل است. این هشدار را نهادهای نظارتی فرادست به عنوان یک اتمام حجت شرعی تلقی کنند.

    وی اضافه کرد: نمی شود که حکومت اصل ۴۳ قانون اساسی ۴۴ و ۴۵ و اصول قبل و بعد آنها را نادیده بگیرد، و بعد در مواردی خاص شعار قانون گرایی بدهد! وقتی شما حریم قانون اساسی را این گونه نگه می دارید چگونه می خواهید مردم باور کنند شما صادقانه به قوانین خاصی استناد می کنید! ماجرا شرح و بسط زیادی دارد.

  • عبرت آموزی از «تسخيرشدگی دولت»!

    عبرت آموزی از «تسخيرشدگی دولت»!

    به گزارش اقتصادران، فرشاد مومني، اقتصاددان به نقل از كتاب «تسخير دولت» نوشته: «الگزاندر هرتل فرناندز» و ترجمه «فاطمه قابل رحمت» اظهار كرد: «وقتي تسخير دولت اتفاق مي‌افتد مشخصه كليدي جهت‌گيري‌‌هاي سياست‌گذاري و قاعده‌گذاري‌‌ها اين است كه به شرايط واقعا موجود جامعه و نيازهاي واقعا موجود آن كمترين اعتنا مي‌شود. هدف اين است كه دلال‌‌ها، رباخورها، مافياها و وارداتچي‌‌ها، چاق‌‌تر و چاق‌تر شوند.»

    استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي گفت: «عزيزان با شعار اينكه نان را سر سفره مردم بياورند، روي كار آمدند و در همان ۸ سال، به صورت نمادين قيمت نان ۳۲برابر شد! احمدي‌نژاد گفت مي‌خواهم فقط عدالت برقرار كنم همان دولت در گزارشي اعلام كرد در ماه‌هاي پاياني مسووليتش شاخص فلاكت در ايران دو برابر ماه‌هاي اولي شد كه او مسووليت بر‌عهده گرفته بود. بايد از آنهايي كه گزافه‌گويي مي‌كنند و با شعارهاي توخالي و پوچ، ايران را در معرض هزينه‌هاي غيرعادي قرار مي‌دهند و رفتارهاي مشكوك دارند و فشارهاي تحريمي را كاغذ پاره مي‌نامند و بلايايش را جامعه به صورت بين‌نسلي متحمل مي‌شوند، از دريچه مفهوم تسخيرشدگي دولت نگاه كرد و بايد عبرت‌آموز باشد.»

    دكتر فرشاد مومني، استاد اقتصاد دانشگاه و رييس موسسه مطالعات دين و اقتصاد كه در نشست بررسي كتاب «تسخير دولت» نوشته: «الگزاندر هرتل فرناندز» و ترجمه «فاطمه قابل رحمت» سخن مي‌گفت، تاكيد كرد: در كتاب «تسخير دولت» آمده كه ساز و كارهايي پديدار شده كه در آن، به شيوه‌هاي نامريي و غيرمستقيم در عرصه سياست‌گذاري حيات جمعي، «پول» نقش تعيين‌كننده پيدا مي‌كند و اين مساله منشا آسيب‌‌هاي بسيار بزرگ و ناپايداري‌‌هاي وسيع شده است، يعني كساني كه در جايگاه امناي مردم نشسته‌اند، پول مي‌گيرند ناموس‌فروشي و عقيده‌فروشي مي‌كنند و عليه منافع عامه مردم كمك مي‌كنند تا قاعده‌هاي سرمايه‌سالارانه و ضدمردمي به تصويب برسد.

  • آقای رئیسی! چه تحویل گرفتید، چه دادید!؟ / عجزی که در کنترل نرخ ارز ابراز می کنند، قباحت دارد / 89 درصد فقرا از شاغلین هستند

    آقای رئیسی! چه تحویل گرفتید، چه دادید!؟ / عجزی که در کنترل نرخ ارز ابراز می کنند، قباحت دارد / 89 درصد فقرا از شاغلین هستند

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی ضمن هشدار نسبت به وضعیت صندوقهای بازنشستگی کشور با بیان اینکه اگر شیوه های فعلی اصلاح نشوند، چالش های بزرگتری در راهند، گفت: در نظام تصمیم گیری ما افرادی هستند که شخصا آدم های محترمی هستند اما صلاحیت تخصصی در زمینه اقتصاد توسعه ندارندآنها با مافیای رسانه ای شان از ضعف اندیشه ای افراد کارشناس استفاده می کنند و می گویند ما را با کشورهای صنعتی مقایسه می کنند و می گویند آنها هم اصلاحات پارامتریک و افزایش سن بازنشستگی هم دارند. ولی نمی گویند نرخ مشارکت نیروی کار در آن کشورها بین 70 تا 80 درصد است

    شیوه ها اصلاح نشوند، چالش های بزرگتری در راهند

     دکتر فرشاد مومنی – استاد تمام اقتصاد دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه – با تاکید بر اینکه اگر قرار باشد در نحوه مواجهه نظام تصمیم گیری با مساله صندوق ها بازنگری بنیادی نشود و با همین شیوه های موجود وضعیت پیش رود، از این ناحیه نظام ملی در معرض چالش ها و تهدیدهای خیلی جدی قرار خواهد گرفت.، خاطرنشان کرد: در این شرایط، چالش هایی که بسیار فراتر از آنچه که اکنون تصور می شود، پدیدار می شود.

    او افزود: شاید یکی از منصفانه ترین و در عین حال بی طرفانه ترین مواجهه در چارچوب قرائت رسمی از بحران صندوق های بازنشستگی، گزارشی است که چند روز پیش در کادر بررسی بخش دوم لایحه بودجه سال 1403 توسط مرکز پژوهش های مجلس مطرح شد که نشان می دهد دغدغه محوری، وجه مالی مساله است. من اسم این رویکرد را نگرش چرتکه ای به مسائل اداره کشور گذاشته ام..

    بودجه حاکی از ورشکستگی تمام عیار همه صندوقها به جز تامین اجتماعی / 453همت بار مالی ورشکستگی صندوقها بر دوش بودجه 1403 / روند نمایانگر غرق شدن در باتلاق است

    مومنی گفت: خلاصه این نگرش این است که می گویند به هر دلیلی با چشم انداز مالی بحرانی دچار شده اند و در این چارچوب بر اساس لایحه بودجه سال 1403 به جز تامین اجتماعی همه صندوق ها دچار ورشکستگی تقریبا تمام عیار شده اند و این ورشکستگی بار مالی اش بر اساس لایحه بودجه 1403 چیزی بالغ بر 453 هزار میلیارد تومان از منابع دولت را به خود اختصاص می دهد. می گویند این روند نمایانگر غرق شدن در باتلاق است. این رویکرد درستی نیست که بدون اینکه مساله به صورت اصولی مورد فهم و حل و فصل قرار گیرد، مرتب سهم پوشش منابع مورد نیاز برای حل ورشکستگی صندوق ها از کل بودجه دولت افزایش یابد.

    رقم هیولایی بودجه دولت برای پوشش ورشکستگی صندوق ها / اصلاحات پارامتریک، بیان محترمانه عهدشکتی دولت 

    او افزود: گفته می شود در سال 1396 کل منابعی که برای پوشش این ورشکستی صرف شده 11 درصد بودجه عمومی کشور بوده است و الان به 16 درصد رسیده است و این رقم یک رقم هیولایی است و بعد گفته می شود که هیچ چاره ای هم برای آن ندارند و به سمت یک راهکار کوته نگرانه دیگر می روند که نامش  را اصلاحات پارامتریک گذاشته اند که در واقع بیان محترمانه نقض عهد حکومت نسبت به تعهداتش در مورد بازنشسته هاست. دولت طی سال ها سهم خود از حقوق حقوق بگیران را گرفته و حالا به دلیل بی کفایتی و فساد و ندانم کاری با بحران روبرو شده اند و در برابر گرفتاری بازنشسته ها نسبت به تورم و مشکلات اقتصادی فقط ابراز همدردی می کنند و می گویند تعهدی ندارند. از دل این سخنان استنتاج رها سازی مستمری بگیران می شود. این که اینها را به امان خدا رها کنند.

    مومنی در ادامه گفت: بحث ما این است که می گوییم این طرز نگاه ادامه آن نگاه منحط تعدیل ساختاری است که کل سیستم را دچار بحران کرده است. این نگاه در نظام تدبیر ملی ما طی بالغ بر سه دهه گذشته همواره آزموده شده و همواره هم شکست خورده ولی چون عزیزان مایل یا قادر نیستند که سطح بحث را بالاتر ببرند و کانون اصلی ماجرا را شناسایی کنند، مساله را ریشه یابی نمی کنند.

    رئیس جمهور گزارش دهد کارنامه اش چیست! / چه تحویل گرفتید، چه دادید!؟

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با انتقاد از سخنان اخیر رییس جمهور گفت: در شبکه های مجازی نطق قدیمی آقای رییس جمهور فعلی را می بینیم که می خواهد به دولت قبلی طعنه بزند و خطاب به دولت قبل می گوید «شما کاری کردید که قیمت دلار به 5 هزار رسیده است» ولی الان وقتی قیمت دلار را می بیند، چه حالی می شود؟ گزارش بدهد که چه تحویل گرفته، چه وعده داده و کارنامه اش چیست؟

    روش های فعلی برای حل بحران راهگشا نیست

    این استاد دانشگاه گفت: اهل خرد و دانایی، به ویژه کارشناسان شرافتمند علوم انسانی و اجتماعی باید به نظام تصمیم گیری های اساسی کشور بگویند که در برابر مسائلی مانند بحران صندوق های بازنشستگی آن نگاه که این بحران را ایجاد کرده، راهگشای حل مشکل نیست و باید بنیادی تر به مساله نگاه کنند. فردریک لیست ، اقتصاد دان آلمانی قرن هجدهم، در کتاب «نظام ملی اقتصاد سیاسی» این بحث را مطرح کرد که بازی با قیمت یا نظریه قیمت محوری اداره کشور یک نظام اندیشه ای است که به تولید، کمتر از مصرف اهمیت می دهد و به چشم انداز بلند مدت نظام های ملی بی اعتناست و مساله اساسی اش هم این است که می خواهد مساله اقتصادی را مستقل از عناصر شکل دهنده به نظام حیات جمعی بررسی کند.

    او ادامه داد: «فردریک لیست» می گوید این دیدگاه منحط است و در 1840 به رهبران وقت آلمان می گوید اگر شما تولید را کنار بگذارید و اولویت را به تحریک مصرف بدهید و ابزار یگانه سیاستی تان هم بازی با قیمت باشد، بدون تردید دست نشانده قدرت هایی می شوید که از سطح بالایی از بنیه تولیدی برخوردار هستند.

    رویکرد قیمت محور، تولید را متزلزل می کند

    مومنی گفت: اندیشمندان توسعه می گویند رویکرد قیمت محور، تولید را متزلزل می کند و در مقابل برای یک حکومت توسعه گرا تولید باید در کادر نظام حیات جمعی دیده شود برای چنین حاکمیتی امنیت حقوق مالکیت و ثبات اقتصاد کلان و کیفیت نظام پاداش دهی در جهت فعالیت مولد است نه مفتخوارگی و فساد. در غیر این صورت، این طور نمی شود که قباحت فسادهای بزرگ را از بین ببرید و طوری شود که اگر در تبلیغات رسمی بگویند دزدی گرفته اند که 100 میلیارد تومان دزدی کرده، مخاطبان احساس ترحم می کنند و بگویند بدبخت !می توانست خیلی بیشتر دزدی کند، اما به 100 میلیارد قانع بوده است!

    اگر غفلت کنید وابستگی ذلت آور به قدرت های بزرگ پیدا می کنید

    رییس موسسه مطالعات دین و اقتصاد در ادامه افزود: ماجرا این است که هر چقدر که از نخستین موج انقلاب صنعتی تا به امروز می آییم، قابلیت خلق کالای تولید فناورانه، به طرز اعجاب آوری افزایش می یابد و در گامهای نخستین از دوره ربع پایانی قرن 18 به این سو تغییرات به صورت درصدی بود، بعد این تغییرات درصدی درشت تر شد و نام آن را تصاعد عددی گذاشتند و اکنون گفته می شود که قابلیت خلق کالای تولید فناورانه، خصلت نمایی پیدا کرده است. به طور خلاصه مسیری که طی شده، از تولید کارگاهی به تولید انبوه و سپس تولید ناب، قابلیت های غیرقابل تصوری را پدید آورده است، چون این طور است نظم تولید محور دائما خلق تقاضاهای جدید می کند و اگر غفلت کنید وابستگی ذلت آور به قدرت های بزرگ پیدا می کنید.

    او در ادامه گفت: فکر می کردند می توانند جلوی ویدیو و ماهواره را بگیرند اما الان اگر نتوانند گوشی تلفن همراه برای شهروندان یا لپ تاپ برای دانشجویان فراهم کنند، مشروعیت خود را از بیخ و بن از دست داده اند و آنها که فکر می کنند از طریق خام فروشی نمی توان کشور را اداره کرد، بدانند که از 200 سال پیش تاکنون دیگر نمی شود.

    تولید فناورانه ارتقا نیابد در کشور بی ثباتی بازتولید می شود

    مومنی افزود: مهمترین مساله کلیدی تولید فناورانه این است که نابرابری ها را هم افزایش می دهد و برای این افزایش نابرابری ها اگر مواجهه خردورزانه ای مبتنی بر ارتقای بنیه تولیدی تدارک دیده نشود، هم درون کشور دائما بی ثباتی و بی مشروعیتی و هرج و مرج را بازتولید می کند و هم در ارتباط با قدرتهای دیگر بحران امنیت ملی پدیدار می کند. در کتاب «اقتصاد ایران در دوران تعدیل ساختاری» تاکید کرده ام که نظریه اداره اقتصاد ملی بر محور بازی با قیمت، بنا به مسائل خاص اقتصاد سیاسی بین المللی و در چارچوب بحران بدهی ها به عنوان زورگویی و باج خواهی به کشورهای در حال توسعه تحمیل شد. از جنبه اندیشه ای این برنامه به اعتبار اینکه روی رویکرد قیمت محور استوار بوده طبیعتا نگرشش فرد محور و تحلیل هایش منحصرا در سطح خرد است.

    مومنی در ادامه سخنان خود گفت: بر اساس نگرش سطح خرد نگاه به تولید و مصرف به صورت کاملا انتزاعی و مجزا از نظام حیات جمعی و مجزا از ملاحظات اقتصادی بین المللی و بی اعتنا به تاریخ و فلسفه وجودی به نهادهای پشتیبانی کننده مثل تامین اجتماعی و صندوق های بازنشستگی نگاه می کند. در چارچوب این نگاه کل ماجرا این است که شکافی بین منابع و مصارف وجود دارد و برای حل آن راه حل های مجزا از سایر مشکلات راهی پیدا کرد در حالی که بحران های ایجاد شده در واقع معلول است و ریشه در  بحران های زاییده برنامه تعدیل ساختاری دارد.

    مشکلات صندوقهای بازنشستگی را دهه هفتاد پیش بینی کردیم / هشدار داده بودیم

    این استاد دانشگاه گفت: موسسه مطالعات دین و اقتصاد در دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی و در مقطع مجلس ششم، نتایج مطالعه ای که انجام داده بود را به دولت و مجلس، تقدیم کرد. آن زمان نیمه دوم دهه هفتاد بود و در آن گزارش تاکید کردیم که که این بساطی که پس از جنگ به نام برنامه تعدیل ساختاری ایجاد شده کمر نظام ملی را خواهد شکست و یک روز چشم باز می کنید و می بینید که با بی شمار بحران روبرو هستید و یکی از بحران ها مشکلات صندوق های بازنشستگی بود که اشاره کرده بودیم.

    او با بیان این که «وقتی به نظام تامین اجتماعی چرتکه ای نگاه می کنید و می گویید پول نداریم پس تعهدات را رها کنیم بدیهی ترین دستاوردهای تمدن بشری را منکر می شوید» افزود: حقوقی که جامعه جهانی و منشور حقوق بشر با آن همه مرارت هایی که جامعه بشری متحمل شد و آن همه تجربه هایی که به دست آورد و به نیروی کار تعلق گرفته را یکی یکی از بین می برید.

    با عنوان «اصلاحات پارامتریک» از جیب حقوق بگیران سرقت می کنند / نمی شود از کل دینانت، تنها به زلف و ریش و آستین کار داشته باشیم / وقتی که قباحت ها ریخته می شود، همه باهم می ریزند

    مومنی با هشدار نسبت به پدیده حاکمیت زدایی از حکومت به دست حاکمان، گفت: این برآیند آن بلایی است که تعدیل ساختاری بر نظام تدبیر ملی آورد، از دریچه این موضوع شما ببینید که گزارش های رسمی که بنا به تعریف، محافظه کارانه ترین و خوشبینانه ترین برآوردها را می دهد می گوید 58 درصد نیروی کار شاغل در بخش صنعت ایران را غیر رسمی ها تشکیل می دهند. با عنوان اصلاحات پارامتریک از جیب حقوق بگیران سرقت و جیب بری  می کنند در حالی که طبق قرارداد هر ماه از حقوق  او سهم بیمه برداشت می کنند. در حالی که طبق آموزه های دینی مومن باید به عهد خود وفادار باشد. نمی شود از کل ماجرای دینانت به زلف و ریش و آستین کار داشته باشیم و به تعهدات مصرح خودمان که مکتوب و قانونی هم هست پشت پا بزنیم این قابل قبول نیست. وقتی که قباحت ها ریخته می شود همه باهم می ریزند.

    او افزود: وقتی در گزارش های رسمی می گویند، 58 درصد نیروی بازار کار در بخش غیر رسمی است یعنی هر قاعده ای بگذارید دو سوم نیروی کار را شامل نمی شود و اگر غیرت و شرافتی مبنا شود معلوم می شود که داده های مطالعاتی مستقلی وجود دارد که برآوردهایشان از اندازه واقعی بخش غیررسمی از 80 درصد هم بالاتر است، ببینید چه خبر است!

     تا آنجا که زورشان برسد از تعهداتی که به سازمان بین المللی کار داده اند، طفره می روند

    مومنی خاطرنشان کرد: دو سال پیش مرکز پژوهش های مجلس گزارشی منتشر کرد و در آن نوشته بود که با پدیده بی سابقه جدیدی روبرو هستیم و آن هم غیر رسمی سازی نیروی کار به دست حکومت در شرکت های دولتی است. یعنی اگر روزی بازیگران و شاغل های بخش غیر رسمی در کارگاه های چند نفره غیررسمی استخدام می شدند، الان در شرکت های غول پیکر دولتی و شبه دولتی هم این کار را می کنند و تا آنجا که زورشان برسد از تعهداتی که ایران در چارچوب سازمان بین المللی کار پذیرفته و در قانون کار کشور نسبت به کارگرانن داده، طفره می روند. عین این مساله در بازار پول و سرمایه و نرخ ارز و بازار کالا هم هست.

    بیش از 400 میلیارد دلار از منابع بین نسلی کشور را صرف این بازی زشت کرده اند / عجزی که در کنترل نرخ ارز ابراز می کنند، قباحت دارد

    او با بیان این که «برای یک حکومت چقدر قباحت دارد این عجزی که ابراز می کنند و می گویند دلمان نمی خواهد نرخ ارز بالا برود ولی بالا می رود، گفت: بر اساس گزارش بانک مرکزی در سی و چند سال اخیر بیش از 400 میلیارد دلار از منابع بین نسلی کشور را صرف این بازی زشت کرده اند و تبلیغ هم می کند که از افزایش قیمت ارز ناراحت هستند.

    شرم نمی کنند و راحت می گویند که از افزایش نرخ ارز سود نمی بریم و نقشی در آن نداریم!

    مومنی در ادامه گفت: مسئولان شرم نمی کنند و راحت می گویند که از افزایش نرخ ارز سود نمی بریم و نقشی در آن هم نداریم. چطور می شود؟ آیا تصادفی است که هر گاه کف گیر خزانه به ته دیگر می خورد دستی از غیب می آید و نرخ ارز را بالا می برد! این چه حرف هایی است که می گویند.

    او افزود: از این دریچه باید گفت که بحران صندوق ها و بحران نظام تامین اجتماعی ایران مانند اکثریت قریب به اتفاق بحران های موجود ریشه در برنامه تعدیل ساختاری به واسطه محور بودن شوک درمانی دارد. در مورد قیمت های کلیدی ما شاهد این هستیم که کانون اصلی خلق ارزش به جای اینکه به دنبال تولید فناورانه باشد و به جای این که با ایجاد یک نظام انگیزشی، دانایی و کارایی و بهره وری را بالا ببرد، انگیزه های خلافش را بالا برده است.

    گویی قرار است به پیشاتاریخ برگردیم! / وزیر مسئول تولید، می گوید آنقدر واردات کرده ایم که گلوگاه های گمرکی بند آمده!

    او گفت: ما می گوییم شما با شوک درمانی به غیرمولدها پاداش می دهید و مولدها را با انواع فشارها روبرو می کنید. واقعا اگر این را بفهمند دیگر بعضی مقامات گرامی کشورمان به قباحت برخی حرف هایی که می زنند، پی خواهند برد. وزیری که مسئول امور تولید فناورانه کشور است با افتخار می گوید آنقدر خودرو وارد کرده ایم که گلوگاه های گمرکی بند آمده است! و به این جمله افتخار هم می کند! یا احساس شرم ندارند وقتی که رسما به کارخانه ها اعلام می کنند که خودشان به فکر تامین برق و گاز مصرفی شان باشند احتمالا در آینده جاده سازی و پیاده روسازی را هم به عهده کارخانجات خواهند گذاشت! گویی قرار است به پیشاتاریخ برگردیم! به رسانه هایی که نظرات واقعی کارشناسان را منتشر می کنند پیام می دهند و تهدید می کنند که باید مطالب بی کیفیت شان را منتشر کنند!

    وزیر اقتصاد و صمت را به مناظره دعوت می کنم 

    این استاد دانشگاه افزود: اگر اراده ای برای فهم واقعیت ها وجود دارد من وزیر گرامی صنعت و معدن و تجارت را به مناظره دعوت می کنم تا کمک کنم که کانون های اصلی گرفتاری روشن شود. اگر او متولی امر تولید صنعتی است می توانیم راجع به وضعیت نظام مالیات ستانی مناظره کنیم تا معلوم شود بخش اعظم تولید کننده های ما با این نظام مالیات ستانی انگیزه سرمایه گذاری بیشتر پیدا می کنند یا نه! حاضرم درباره نحوه تخصیص وام بانکی و یا هزینه دلارهای نفتی صحبت کنم. چه وزیر اقتصاد و چه وزیر صمت اگر فکر می کنند کارشان درست است آنها را دعوت به مناظره می کنم که معلوم شود آیا راهی جز تولید فناورانه برای کشور سراغ دارند، اگر راهی نیست که نیست چرا دلال پروری و رباخوار پروری و واردات چی پروری می شود.

    به سوی روند قهقرایی به سمت فقر دائما رو به افزایش و عقب ماندگی دائما رو به افزایش حرکت می کنیم

    او تاکید کرد: بیش از 5 سال است که می گوییم که گزارش های رسمی که منتشر شده حکایت از این دارد که به سوی یک روند قهقرایی به سمت فقر دائما رو به افزایش و عقب ماندگی دائما رو به افزایش حرکت می کنیم. شاخص های بهره وری کل عوامل تولید و روند ها و شاخص پیچیدگی اقتصادی و رابطه مبادله، از ناتوانی فزاینده سیستمی برای مواجهه خردورزانه و موثر با مساله فقر حکایت می کند.

    89 فقرا از شاغلین سابق و امروز هستند / ماجرای تحمیل ایمان با زور را کنار بگذارید

    مومنی گفت: مرکز آمار گزارشی منتشر کرده و می گوید از کل جمعیت فقیر ایران 89 درصد شان شاغلین سابق و لاحق هستند، این عدد تکان دهنده است! یعنی بیکار نیستند ولی شغل هایی دارند که از نظر بازدهی درآمدی، قادر به تکافوی حداقل نیازهای اساسی شان نیست. اگر شما از کلام پیامبر می فهمید که فقر از هر دری که وارد می شود ایمان از آن در خارج می شود، ماجرای تحمیل ایمان با زور را کنار بگذارید و ریشه های اصلی مساله را بفهمید!

    مرتبا آدرس های غلط به نظام تصمیم گیری می دهند

    این استاد دانشگاه ادامه داد: اگر توسعه می خواهید جامعه ای که 89 درصد فقرای سابق و لاحقش را شاغل ها تشکیل دهند تا زمانی که در مساله تولید بازنگری نشود نمی تواند مساله فقر را حل و فصل کند.  آنهایی که از این مناسبات نفع می برند با تکیه بر مافیای رسانه ای که از منافع آنها تغذیه و از آنها پشتیبانی می کنند مرتبا آدرس های غلط به نظام تصمیم گیری می دهند و می گویند هر کاری برای رفع بحران ناترازی صندوق ها می توانید انجام دهید ولی به ساختار کنونی دلال پرور و رباخوار پرور کار نداشته باشید و تولید را هم از گردونه حساسیت هایت حذف کنید!

    قدرت تولید سرانه ما فاصله وحشتناکی با کشورهایی که ما را با آنها مقایسه می کنید دارد

    مومنی به بحران های صندوق بازنشستگی اشاره کرد و گفت: در بحران صندوق ها عوامل اصلی مثل نقش بی بدیل سقوط بنیه تولیدی کشور در شکل گیری بحران صندوق ها و یا نقش بی همتای شوک درمانی در آشوبناک ساختن و رباخوار پرور کردن نظم اقتصادی کشور و فسادزا و نابرابر کردن آن را نادیده می گیرند و بعد آدرس های غلط می دهند و می گویند که مساله با اصلاحات پارامتریک درست خواهد شد و تجربه کشورهای پیشرفته را به رخ ما می کشند! اگر شرافت کارشناسی مبنای گفتگو باشد حتما می دانید که قدرت تولید سرانه ما  چه فاصله وحشتناکی با آن کشورهایی دارد که ما را با آنها مقایسه می کنید. ماجرا این است که ارزشی نمی توانید خلق کنید که بعدا سهمی عادلانه تقسیم کنید.

    مقایسه های اشتباه و تجویز اصلاحات پارامتریک / 70درصد زنان دانش آموخته دانشگاهی بیکار هستند

    او گفت: در نظام تصمیم گیری ما افرادی هستند که شخصا آدم های محترمی هستند اما صلاحیت تخصصی در زمینه اقتصاد توسعه ندارند. آنها با مافیای رسانه ای شان از ضعف اندیشه ای افراد کارشناس استفاده می کنند و می گویند ما را با کشورهای صنعتی مقایسه می کنند و می گویند آنها هم اصلاحات پارامتریک و افزایش سن بازنشستگی هم دارند. ولی نمی گویند نرخ مشارکت نیروی کار در آن کشورها بین 70 تا 80 درصد است. آقایان در چارچوب برنامه تعدیل ساختاری، نظم اقتصادی را درست کرده اند که دو، سوم نیروی کار غیر رسمی است و نرخ مشارکت در ایران بین 38 تا 44 درصد است. مرکز آمار هفته قبل گزارشی داد و می گوید چیزی حدود 70 درصد زنان دانش آموخته دانشگاهی ایران بیکار هستند! این را هم در مقایسه باید گفت.

    مومنی با انتقاد از آمارهای رسمی بیکاری گفت: آمار داده اند و می گویند نرخ بیکاری در این کشور هفت درصد است در حالی که دکتر طایی محاسباتی انجام داده و نشان داده است که این نرخ در ایران 8.5 درصد است. ضمن این که دو، سوم جمعیت در حال فعالیت نقشی در تولید ندارند و گزارش خودشان هم می گوید کارخانه های ما با 41 درصد ظرفیت کار می کنند و دو سوم ظرفیت تولیدشان بلا استفاده است. بعد همان میزان اندک تولیدی که می کنند طبق گزارش ها در انبارها مانده و فروش نرفته است. چون اکثریت جمعیت فقیر شده اند.

    راه حل ها مبتنی بر استثمار نیروی کار است

    او ادامه داد: گزارش های رسمی می گوید حدود 30 درصد جمعیت ما به کلی زیر خط فقر است و 40 درصد هم در آستانه فرو افتادن به خط فقر است پس ما اینجا با بحران تقاضای موثر هم روبرو هستیم، چرا ؟ چون راه حل ها مبتنی بر استثمار نیروی کار است. پیشنهاد می دهم وزیر محترم شرافتمندانه مطالعه هایی که در وزارت کار راجع به معادل دلاری قدرت خرید حداقل دستمزد انجام شده است را منتشر کند تا ببینید چقدر ماجرا شرم آور است و با نیروی کار چطور رفتار می شود.

    این استاد دانشگاه با انتقاد از تورم زا دانستن افزایش دستمزد توسط برخی، گفت: بلوا راه می اندازند که افزایش نرخ بهره وام بانکی که سهمش در قیمت تمام شده محصولات برای برخی کارخانه های کلیدی ما حدود 30 درصد است در تورم تاثیر ندارد، اما افزایش دستمزد نیروی کار تورم ایجاد می کند! مدیران با شرفی از بنگاه های صنعتی با من تماس گرفته اند و می گویند از کارگران خجالت می کشیم چون اگر دستمزد آنها را زیاد کنیم ما را با ده ها مانع قانونی و رسمی روبرو می کنند!

    آمارهایی ارائه می دهند که برای فهم واقعیت، خاصیت ندارند 

    این اقتصاددادن اضافه کرد: چند ماه پیش مرکز پژوهش های مجلس گزارشی منتشر کرده که در آن می گوید نرخ بیکاری که در اعلام می شود برای فهم واقعیت هیچ خاصیتی ندارد چرا که در آن 11 ایراد ساختاری وجود دارد و بخش های بزرگی از واقعیت بیکاری در ایران را نمی تواند نشان دهد اما به این گزارش توجهی نمی شود فقط این طور لذت می برند که بگویند ما نرخ بیکاری را هفت درصد کرده ایم! این شرم آور است و هیچ نسبتی با واقعیت ندارد.

    برخورد دوگانه با سازمان های بین المللی

    این شیوه اداره امور در اقتصاد ایران شده است که وقتی سازمان های بین المللی گستره و عمق فساد را در کشور برملا می کنند. می گویند اینها بوق های استکباری هستند. اما سازمان بین المللی کار خود گزارش منتشر کرده و می گوید بر حسب سطوح مختلف توسعه ما باید 11 شیوه متفاوت برای اندازه گیری بیکاری داشته باشیم یکی از آن شیوه ها این است که با اقتضائات عصر دانایی مطابق باشد.  اگر در طول یک هفته قبل منتهی آمارگیری مثلا یک ساعت یا دو ساعت کار کرده باشد ما آن را شاغل محسوب می کنیم. حال آن عزیزان که تا دیروز سازمان بین المللی را بوق استکبار می خواندند این را مبنای سنجش نرخ بیکاری در ایران قرار داده اند، در حالی که سازمان بین المللی منظورش کار در عصر دانایی و تولید ناب است و به ما ربطی ندارد که هنوز از تولید کارگاهی هم عبور نکرده ایم و 90 درصد نیروی کار شاغل مان در بنگاه های 10 نفره و کمتر کار می کنند. این طور آمار دادن ها برای ادا در آوردن خوب است ولی انسان با شرف مسئول وقتی می بیند که فقر و فلاکت در این مملکت این قدر کرامت انسان ها را مخدوش می کند چطور تن می دهد به این اداها؟

    تفاوت اجرای سیاست اصلاح قیمت به سبک ایرانی با دیگر کشورها

    او افزود: مثلا بیمه های ما را مقایسه می کنند، اما به تفاوت پوشش و خدمات بیمه ما  و آنها کار ندارند. درست مثل شوک درمانی که در همان نظریه قیمت می گوید برای یک اصلاح تعادل بخش، 100 کار باید انجام شود و اقدام آخر بازی با قیمت است. اما در چارچوب شوک درمانی به سبک بازارگراهای ایرانی آن 99 کار حذف شده و حرف آخر را اول می زنند و کل ماجرا را به بازی با قیمت منحصر و صورت مساله را پاک می کنند.

    این استاد دانشگاه اضافه کرد: در مورد افزایش سن بازنشستگی به شکل درست گفته می شود 47 تمهید نهادی را باید انجام دهید تا نوبت به تغییر سن بازنشستگی به عنوان اصلاح پارامتریک برسد. اما در ایران همه آنها حذف می شود چون آنها به حقوق انسانی و شرافت و کرامت انسان ها و توسعه اهمیت می دهند و این جا چنین چیزی نیست.از این زاویه وقتی نگاه می کنید می بینید در گزارش ها یک تیتر خیلی بی روح می گذارند که  “سهم سرمایه گذاری ها صندوق ها در پوشش هزینه هایشان ناچیز است” اما لازم آن را به اصطلاح به فارسی دوبله کنند تا  آن مقام با شرف بفهمد که اینها بازدهی مناسب برای سرمایه ندارند چون صندلی های مدیریتی در هیات مدیره های این شرکت ها به افرادی داده شده که کمتر صاحب صلاحیت تخصصی هستند وقتی مغز یک دستگاه از کار می افتد آن دستگاه بازدهی نمی تواند داشته باشد.

    یک روز می گویند شرکت داری را جمع کنید، فردا شرکت ها را به صندوق ها می دهند! / پشت پرده تعویض مکرر روسای سازمان های تامین اجتماعی در دولتها احمدی نژاد و روحانی و دولت اول رییسی

    رییس موسسه مطالعات دین و اقتصاد گفت: همان طور که با شوک درمانی رانت های مفت خوارگی برای یک گروه اندک فراهم می کنید، بابت پرداخت سهم دولت به این صندوق ها شرکت ها را هم به این صندوق ها می دهید. این کار این سر تا پا تناقض است. یک روز می گویند شرکت داری را جمع کنید، بعد شرکت ها را به جاهایی می دهند که صلاحیتی در اداره آن شرکت ها ندارند و صندلی های مدیریتی رانتی برای برخی فراهم می کنند. به همین دلیل در دوره احمدی نژاد و روحانی و دولت اول رییسی می بینیم که بارها روسای سازمان های تامین اجتماعی تغویض شدند. معلوم است که ماجرای توزیع این پست ها چه وضعیتی پیدا می کند. همین است که ناکارآمدی و فساد ایجاد می کند.

    مومنی تاکید کرد: باید مراقب باشیم که در نتیجه تمام آن بحران هایی که در چارچوب کاهش نسبت پشتیبانی و تحولات جمعیتی و عدم واکنش مناسب به آنها، وضعیت نامناسب سرمایه گذاری ها و به ویژه تحمیل قوانین و مقررات به غایت بی کیفیت و فسادزا که این صندوق ها را احاطه کرده ،صندوق ها به این روز افتاده اند. اینها معلول مناسبات رانتی است که از دل شوک درمانی و آزادسازی ها و خصوصی سازی های نسنجیده و فسادزای بحران آفرین پدید آمده است.

    تورم و بیکاری، دو تیغه قیچی که صندوق ها را نابود می کنند 

    او افزود: شوک درمانی دو فشار کمرشکن به صندوق ها وارد می کند، و  منشاء تورم و بیکاری می شود. این دو مثل دو تیغه قیچی، بنیان این صندوق ها را نابود می کنند. اما به جای مقابله با این دو تیغه قیچی فشار می گذارید که دستمزد پرداختی به بازنشسته ها کمتر شود! این مسیری است که ما را به جایی نمی رساند. نظام تصمیم گیری های اساسی ما باید هر چه زودتر متوجه این قضیه شود تا زودتر جلوی گسترش و تعمیق خسارت ها گرفته شود و در این صورت می توان امیدوار بود که در دولت و مجلس کارشناسان میهن دوست و با شرافت و پاکدامن با کمک رسانه ها کانون اصلی گرفتاری مان در زمینه صندوق ها شناسایی و حل شود. والا راه حل هایی که در چارچوب اصلاحات پارامتریک و اصلاح سن بازنشستگی مطرح می شود حکم پیشروی در باتلاق را دارد.

  • اين چه رونقي است كه شاخص فلاكت ركورد 10 ساله را شكسته است؟

    اين چه رونقي است كه شاخص فلاكت ركورد 10 ساله را شكسته است؟

    به گزارش اقتصادران، فرشاد مومني اقتصاددان و عضو هيات علمي دانشگاه علامه، روز گذشته در نشست فرهنگستان علوم اظهار داشت: در سال 1401 سازمان بهره‌وري آسيايي در گزارشي از كارنامه 50 ساله عملكرد اقتصادي كشورهاي آسيايي نشان داده كه در ميانه سال‌هاي 1349 تا 1398 خورشيدي توليد ناخالص داخلي سرانه در كره جنوبي 15.6 برابر و در مالزي 3 برابر شده با اين حال اين رقم براي ايران با وجود نقش خام‌فروشي ايران 1.6 برابر بوده است.

    وقتي اين تنزل قدرت اقتصاد ملي در برابر رقباي بيروني به توليد بي‌كيفيت گره مي‌خورد كشور را دچار انحطاط مي‌كند و كاهش توان رقابت و مقاومت اقتصاد ملي را نشان مي‌دهد. در نهايت، كشور را در مواجهه با فقر در سطح عامه مردم ناتوان‌تر مي‌كند.

    تخصيص ارز و اعتبارات شفاف نيست

    مومني در ادامه به موضوع عدم شفافيت در تخصيص ارز پرداخت و در اين باره گفت: مهم‌ترين كانون خلق بحران در ايران امروز اين اهتمام مشكوكي است كه در زمينه نحوه تخصيص ارز اتفاق افتاده و مهم‌ترين رانت‌ها را در كشور به وجود آورده است.

    بدترين برخوردها را در سطوح حداقلي شفافيت در تخصيص دلارهاي نفتي داشته‌ايم و نظام ملي با اين امر دچار بحران مشروعيت‌سوزي به دست خود؛ وقتي برجام تصويب و ورود دلار به كشور تقويت شد، انتشار داده‌هاي مربوط به نحوه تخصيص دلارها متوقف شد در آن زمان من گفتم كه اين امر تنها به فساد دامن مي‌زند. وي تصريح كرد: مبناي تخصيص 2000 دلار به ازاي هر كارت ملي چيست؟ آيا نهادهاي نظارتي مي‌دانند چند ميليارد دلار با اين سياست دود شد؟

    همچنين در آستانه تعطيلات سال جديد ناگهان ميزان ارز تخصيصي به مسافران دو برابر مي‌شود، در شرايطي كه كشور تا اين اندازه بحران حاد دارد، اينها از كجا در مي‌آيد؟ بسياري فنر نرخ ارز را ريشه بسياري از مشكلات مي‌دانند در حالي كه در 30 سال گذشته بارها گفته شده اين فنر اراده مشكوكي براي دادن مجوز به ايجاد شركت‌هاي جديد است و اين شركت‌ها دهان‌هاي باز و بزرگي براي بلع ارز كشور هستند؛ مجوزهايي كه به نام خودروسازي، لوازم خانگي‌سازي، موتورسيكت‌سازي و… داده مي‌شود و جالب آنكه همزمان با ارايه مجوز، واردات اين اقلام هم در حال افزايش است.

    آمارهاي ساختگي مشروعيت‌سوز است

    مومني در ادامه به ارايه آمارهاي ساختگي ايراد وارد دانست و گفت: سخنگوي دولت گفته در سه سال گذشته از دولت كنوني رشد اقتصادي باكيفيت در كشور رقم خورده است اگر اين حرف‌ها با هدف تقويت روحيه مردم گفته مي‌شود كه نه تنها روحيه‌ساز نيست كه مشروعيت‌سوز است و با تكذيب و انكار مشكلات، مشكلي حل نمي‌شود؛ اگر رشد بي‌كيفيت مبناي توسعه اقتصادي در دولت كنوني قرار گرفته كه دولت پيشين بيش از دولت كنوني اين مدل رشد را رقم زد اما همان‌گونه كه رشد بي‌كيفيت در دولت پيشين موثر نبود در دولت كنوني هم همين پيامد را دارد. وي افزود: نصف سرمايه‌گذاري سال 90 هم اكنون در ايران انجام نمي‌شود، چرا بايد با اين رويه كشور را در مسيرهاي غيرمتعارف قرار دهيم.

    همچنين گزارش‌هايي در مورد كاهش اشتغال به زير 10 درصد گفته شده است، در حالي كه اين آمار از نرخ طبيعي بيكاري در كشورهاي صنعتي هم بهتر است. در همين راستا گفته مي‌شود وارد دوره رونق شده‌ايم، اين چه رونقي است كه شاخص فلاكت ركورد 10 ساله را شكسته است. اين اقتصاددان در ادامه اظهار كرد: موجودي انبارهاي توليدي از سال 1400 تا 1402 به‌طور مرتب در حال افزايش است، در حالي كه گزارش‌هاي رسمي حاكي از آن است كه از حدود 39.5 درصد ظرفيت توليد استفاده مي‌شود و دوسوم آن بلااستفاده مانده است و همين توليد اندك هم مشتري ندارد.

    اين نشان مي‌دهد اشتغال موجود هم بي‌كيفيت است و تقاضايي براي آن وجود ندارد. از يك طرف شاهد افزايش 13.1 درصدي موجودي انبار نسبت به هزينه توليد ناخالص ملي هستيم و از سوي ديگر حدود 24.8 درصد كاهش در نسبت تشكيل سرمايه به هزينه توليد داخلي داريم، پس وقتي با نوسان نرخ ارز درآمد توليد مي‌شود انگيزه توليدكننده لطمه جدي مي‌بينيد؛ اين مسائل در تسخير علم قرار دارد. با علم هم مي‌توانيم بفهميم چرا به اين روز افتاديم و هم مي‌توانيم بفهميم چطور راه نجات را پيدا كنيم؟ مومني ادامه داد: بالاترين سطح همبستگي همواره ميان تحولات نرخ ارز و نرخ تورم بوده است، اين را رها كرده‌اند و دايم در مورد رشد نقدينگي حرف مي‌زنند و آماري ارايه مي‌دهند كه اعتبار علمي ندارد. در همايشي كه وزارت اقتصاد در اسفند گذشته برگزار کرد همين گونه داده را اعلام كرد.

    وي خاطرنشان كرد: از 1397 تا 1402 با يك تفاوت بنيادي در نرخ‌هاي تورم نسبت به دوره‌هاي قبل روبرو هستيم و هم از نظر طول دوره و هم از نظر ميزان ماندگاري تورم شرايط خاصي را تجربه مي‌كنيم، در اين شرايط بايد ارايه اعداد غيررسمي تريبوني توسط مقامات متوقف شد مقامات براي مسووليت‌گريزي از اين اعداد عجيب سخن مي‌گويند و تصريح مي‌كنند كه اگر ما نبوديم رقم‌ها بدتر مي‌شد.

    وي همچنين گفت: در سال گذشته مركز پژوهش‌هاي مجلس در گزارشي اعلام كرد كه نرخ بيكاري اعلام‌شده 11 ايراد كارشناسي دارد كه آن را بي‌اعتبار كرده است. در شهريور سال گذشته نيز مركز پژوهش‌هاي مجلس در گزارشي اعلام كرد كه در رشد بدهي دولت در سال 1401 نسبت به سال 1400، 30 درصد و رشد بدهي شركت‌هاي دولتي 90 درصد اضافه شده است؛ چطور مي‌شود كه اين گزارش‌هاي رسمي را هم نمي‌خوانيد و با حرف‌هاي نامعتبر تنها مشروعيت‌سوزي حاصل مي‌كنيد؟