برچسب: فرشاد مومنی

  • هر صنعتگری که بخواهد شرافتمندانه تولید داشته باشد، ورشکسته می شود / بیش از ۲۴ میلیارد کیلو چیزهایی وارد می کنیم که در ایران قابل تولید هستند

    هر صنعتگری که بخواهد شرافتمندانه تولید داشته باشد، ورشکسته می شود / بیش از ۲۴ میلیارد کیلو چیزهایی وارد می کنیم که در ایران قابل تولید هستند

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی با بیان اینکه ما در ۵۰۰ سال گذشته، به طرز وحشتناکی با بحران یادگیری روبرو بوده ایم، به گونه ای که هر بار که خواستیم از نفوذ یک کشور در ایران کم کنیم، متوسل به کشورهایی شده ایم که با اینکه در بیرون راندن کشور متجاوز قبلی با ما همراهی کردند، ولی بساطی بر سر ما آوردند که به این جمع بندی رسیدیم که هزار رحمت به متجاوز قبلی، گفت: ما می خواستیم پرتغالی ها را از ایران بیرون کنیم، سراغ انگلیسی ها رفتیم و بعد ببینید که ماجراهای ما با انگلیسی ها به کجاها رسید! و این قضیه همین گونه ادامه دارد.

    این اقتصاددان تاکید کرد: ما تنها باید در عرصه بین المللی رویکردهای معطوف به تنش زایی را متوقف کنیم، نه اینکه نوکر این و آن شویم. در نوکری هم باید حواسمان جمع باشد که نوکر بودن بالذات نجس و ننگ آلود است. ما به این بلوغ هم بسیار نیاز داریم. نوکر بودن قبیح است و گزینه مقابل اینکه ما می خواهیم نوکر نباشیم، تنش زایی در مناسبات بین المللی نیست.

    دکتر فرشاد مومنی، استاد تمام اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، که در نشست «بررسی اقتصاد سیاسی ایران ۱۴۰۴» در «خانه اندیشمندان علوم انسانی» سخن می گفت، با بیان اینکه سرعت و شتاب غیرمتعارف تحولات در سطوح داخلی، منطقه ای و بین المللی و کثرت بحرانهایی که کشور با آنها روبرو است حکایت از این دارد که ما بسیار بیش از آنچه که تصور می شود، نیازمند یکپارچه سازی دانش های پراکنده و هویت جمعی بخشیدن به آنها و تبدیل کردن دانایی ها به مبنایی برای برانگیختن اراده ملی فراگیر برای برون رفت از این بحران ها هستیم، خاطرنشان کرد: وقتی درباره چشم انداز اقتصاد سیاسی ایران در یک دوره زمانی یک ساله یا حتی میان مدت و بلندمدت فکر می کنیم، از جنبه روش شناختی نیازمند سه بینش کلیدی، نگرش در سطح ملی، منطقه ای و بین المللی، برای دست یافتن به یک ادراک عالمانه در این زمینه هستیم.

    ضربه های بزرگ به ایران ریشه در غفلت از شناخت ملاحظه های بین المللی داشته

    وی توضیح داد: از جنبه ی داخلی ما به جای مشاهده روندهای همگرایی اعتلابخش در عرصه های مختلف حیات جمعی، بیشتر با روندهای واگرایی روبرو هستیم. در فرایند تصمیم گیری و تخصیص منابع هم معمولا ملاحظه های منطقه ای و جهانی به شکلی بیش از آنکه ضرورت فزاینده آن، با همه پیچیدگی ها و اهمیتش، درک شود، بیشتر شاهد نفی و انکار هستیم. همانطور که طی ۵۰۰ ساله گذشته، اغلب ضربه های بزرگ و مهلک وارد شده به ایران ریشه در غفلت از شناخت ملاحظه های بین المللی یا نداشتن درک درست از اقتضائات زمانه داشته است. در ماجرای جنگ چالدران نیز شاهد یک جلوه از این مساله بوده ایم.

    در ۵۰۰ سال گذشته، به طرز وحشتناکی با بحران یادگیری روبرو بوده ایم

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با یادآوری اینکه ما در ۵۰۰ سال گذشته، به طرز وحشتناکی با بحران یادگیری روبرو بوده ایم، به گونه ای که هر بار که خواستیم از نفوذ یک کشور در ایران کم کنیم، متوسل به کشورهایی شده ایم که با اینکه در بیرون راندن کشور متجاوز قبلی با ما همراهی کردند، ولی بساطی بر سر ما آوردند که به این جمع بندی رسیدیم که هزار رحمت به متجاوز قبلی، اضافه کرد: ما می خواستیم پرتغالی ها را از ایران بیرون کنیم، سراغ انگلیسی ها رفتیم و بعد ببینید که ماجراهای ما با انگلیسی ها به کجاها رسید! و این قضیه همین گونه ادامه دارد، مثلا بحبوحه جنگ جهانی دوم، رضاشاه تصمیم گرفت که پیوند راهبردی اش با انگلستان را قطع کند و به سمت آلمان برود اما آن ماجراها رقم خورد. این ماجرا تا امروز هم ادامه دارد و کسانی فکر می کنند که مثلا برای رهایی از شر امریکا باید مناسبات به غایت مخرب تر و مشکوک تر و فاجعه سازتر را با قدرتهای دیگر در دستور کار قرار دهند.

    در حیطه اقتصاد هم قادر نیستیم آنچه اطرافمان جریان دارد را دنبال کنیم

    مومنی با بیان اینکه آنچه که در اطراف ایران می گذرد، از ابعاد اهمیتی برخوردار است که اگر آنها را مورد توجه قرار ندهیم، مایه شگفتی است، گفت: با این حال، تمایل مشکوکی وجود دارد تا اساسا این بحث ها مسکوت گذاشته شوند و این موضوع تنها مربوط به حیطه مثلا نظامی گری نیست، ما در حیطه اقتصاد هم قادر نیستیم به نحو بایسته ای روندهایی که در اطرافمان جریان دارد را دنبال کنیم.

    احتمال جابه جایی های چندصدمیلیون نفری از جمعیت در اطراف ایران به دلیل سیاستهای ترکیه

    این اقتصاددان توضیح داد: به عنوان نمونه؛ اگر ما خود را نسبت به سیاستهایی که ترکیه در مورد آب دنبال می کند، به غفلت بزنیم برآوردهایی وجود دارد که اگر در هر سطحی آن سیاست ها جلو روند، که البته تاکنون هم تا حدود زیادی جلورفته، احتمال جابه جایی های چندصدمیلیون نفری از جمعیت در اطراف ایران و سطوحی از آن جابجایی ها در درون ایران اجتناب ناپذیر خواهد شد. کما اینکه ضریب اهمیت مجموعه جهتگیری هایی که در عربستان دنبال می شود، اگر بیش از ترکیه نباشد، کمتر از آن هم نیست. این مساله درباره آنچه که در پاکستان، افغانستان، عراق و دیگر همسایه های ایران در جریان است نیز بسیار اهمیت دارد.

    درباره آثارش توافقات عربستان وآمریکا بر عملکرد اقتصادی ایران، هیچ سخنی نمی شنویم

    مومنی به پرداخت رشوه های چند ۱۰ میلیارد دلاری از سوی اطرافیان ترامپ به او برای سفر به عربستان در دور قبلی ریاست جمهوری اش اشاره کرد که در نهایت منجر به امضای مجموعه قراردادهای چند میلیارد دلاری بین آمریکا و عربستان شد، اظهارداشت: تاکنون حتی در یک مقاله درباره بررسی نسبت آن قرارداد ۵۰۰ میلیارد دلاری با آینده اقتصاد ایران در دسترس نیست. در ایران همه تمرکزها نسبت به آن ۵۰۰ میلیارد دلار، روی قسمت توافقهای نظامی متمرکز شد، در حالی که آن چیزی کمتر از یک، سوم این رقم بود و درباره دو، سوم آن رقم که جنبه قراردادهای اقتصادی و اثارش روی عملکرد اقتصادی ایران داشت ما هیچ سخنی نمی شنویم. درحالی که در حد داده های بسیار محدودی که در سطح بین المللی انتشار پیدا کرده از آن رقم به تقریب ۳۵۰ میلیارد دلار، بخش اعظم توافقها ناظر بر کور کردن بسترهای کسب درآمد ارزی از طریق ظرفیت های اقتصادی ایران بوده است. اگر ما مثل کبک سر در برف کنیم، در واقع این ندیدن مثل خودزنی است.

    این استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی به اعلام آمادگی عربستان برای انعقاد ۶۰۰ میلیارد دلار قرارداد جدید با آمریکا در سفر ترامپ به این کشور اشاره کرد و افزود: تقریبا به فاصله کمتر از دو هفته بعد از اینکه عربستان این رقم مشخص را مطرح کرد، ترامپ به صراحت اظهار کرد که این بار اگر رقم قراردادهای فیمابین کمتر از هزار میلیارد دلار باشد، این تقاضا اصلا قابل بررسی نیست. بنابراین آنچه در سطح منطقه می گذرد، از جهات پرشماری روی همه شئون حیات جمعی ما تاثیر می گذارد و بنابراین نگاه کردن به ایران فقط به خودی خود و نادیده گرفتن جایگاه منطقه ای کشور، ما را بسیار از فهم درست واقعیت دور می کند. در نسبت بزرگی، نگاه به ایران در پهنه جهانی ضریب اهمیت چند ۱۰ برابر بیشتری دارد.

    منافع طرفین منازعه هژمونیک در ایران به شرطی تامین می شود که حکومت بدترین رابطه با مردم را داشته باشد

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ضمن تاکید بر اهمیت و ضرورت برخورداری از سطوح حداقلی از انسجام سیاستی و انسجام در رابطه بین مردم و حکومت و انسجام در درون ساختار قدرت، با بیان اینکه در تجربه تاریخی ۵۰۰ سال گذشته ایران در دوران منازعه های هژمونیک بین قدرتهای جهانی، ایران بزرگترین خسارتها را پرداخت کرده، توضیح داد: در همه تجربه های پیشین و همه تجربه های امروزی، طرفین منازعه هژمونیک در این منطقه منافعی دارند که در بالاترین سطح به شرطی تامین می شود که ایران بدترین شرایط الگوی رابطه بین مردم و حکومت را داشته باشد. نکته دیگر این است که طرفین منازعه هژمونیک همواره بر روی اینکه ایران آنچنان تحت فشار قرار گیرد که نتواند هیچ نوع اعمال اراده ای در برابر منافع طرفین آن منازعه داشته باشد، توافق دارند.

    مومنی با بیان اینکه جای تاسف دارد که ما تجربه های مربوط به این مساله در تاریخ کشورمان را که سرنوشتمان را تحت تاثیر قرار می دهد واکاوی نمی کنیم، به تقسیم شدن ایران به دو منطقه تحت نفوذ از سوی آمریکا و انگلستان با هدف شکست انقلابیون، در زمانی که انقلاب مشروطیت در ایران رخ داده بود اشاره کرد و ادامه داد: در هنگام ملی شدن نفت هم در کادر منازعه های هژمونیک ما با دو گروه منازعه روبرو بودیم، و ردگیری آنچه در این منازعه بر سر ایران آمد، عبرتهای بسیار بزرگی را پیش روی ما قرار می دهد. ما باید خوب بفهمیم که استراتژی مشترک آنها زمین گیرسازی ایران است. صمیمانه و خاضعانه توصیه می کنم کتاب «اختناق ایران» نوشته مورگان شوستر را بخوانید.

    در سراسر تفاهم نامه ایران و چین، برنامه چین برای استیلا به این منطقه قابل مشاهده است / راهبرد چین در تفاهم نامه زمین گیر کردن ایران با تثبیت خام فروشی است

    استاد گروه برنامه ریزی و توسعه اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی گفت: در همین حدی که اسناد پیمان بلند مدت بین ایران و چین انتشار یافت، وقتی به عنوان پژوهشگر علاقمند به توسعه و آینده ایران به آن قرارداد نگاه می کنم، در سراسر این تفاهم ها برنامه برای اینکه چگونه چین بتواند استیلای بیشتری در این منطقه داشته باشد، قابل مشاهده است، اما کوچکترین گامی در جهت ارتقا جایگاه ایران و ارتقای بنیه تولیدی اش مشاهده نمی شود. اصلا هیچ چیزی درباره این موضوع در آن قرارداد مشاهده نمی شود. آنها عموما در مسیر زمین گیر کردن ایران اقدام کرده اند و اسم این زمین گیرسازی از کانال اقتصادی، «ثبیت خام فروشی ایران» است. یعنی گویی ماموریت ما در قرن بیست و یکم هم از نظر آنها، هیچ فرقی با ماموریت ایران در قرن بیستم و به شکلهایی در قرن نوزدهم نباید داشته باشد.

    تن دردادن به نابرابریهای ناموجه، یکی از علل سقوط رژیم پهلوی بود

    این عضو هیات علمی دانشگاه به بخشهایی از کتاب «توماس پیکتی» با عنوان «سرمایه در قرن بیست و یکم» اشاره کرد که در آن با واکاوی از تجربه های جهان طی بالغ بر دو قرن گذشته عنوان می کند که نابرابری ریشه اصلی اسارت در چمبره فقر و عقب ماندگی و ریشه اصلی بروز جنگهای داخلی، منطقه ای و جهانی بوده است، اظهارداشت: متاسفانه حتی در سطح نهادهای اندیشه ای ایران هم ملاحظه می کنیم که چقدر بررسی مسئله نابرابری و عوامل نابرابرساز در ایران در حاشیه است. مثلا در واکاوی هایی که در تلاش برای ریشه یابی سقوط رژیم پهلوی صورت گرفته، هیچ عنصری به اندازه نابرابری های ناموجه ناشی از تن در دادن به مناسبات رانتی قدرت توضیح دهندگی ندارد. بسیار مایه شگفتی است که ما در مقام شعار خود را مفتخر می دانیم که در میان مسلمانان جزء گروهی هستیم که عدل را جزء اصول دین به حساب می آورند. اما مثلا نگاه کنید که چند درصد از بهایی که به زلف خانم ها داده شده به مسئله عدالت و بی عدالتی تعلق گرفته است. نظام تصمیم گیری های اساسی ایران در این زمینه هم به طرز وحشتناکی، سوراخ دعا را گم کرده و آنچه که در کادر منافع مافیاها و به ویژه مافیاهایی که بین منافع خودشان با منافع خارجی ها پیوند برقرار کردند، آنچنان به مساله اصلی ایران تبدیل شده که ما سوراخ دعا را گم کردیم.

    مهمترین ضربه ای که قرارداد ترکمنچای به ایران زد چه بود!؟

    مومنی با بیان اینکه نظام قاعده گذاری و پاداش دهی، مهلک ترین ضربه ها را به عامه مردم به ویژه فرودستان و در مرتبه بعد به تولیدکنندگان وارد می کند و امتیازهای غیرمتعارفی برای رانتخوارها و رباخوارها و دلالها می دهد، ضمن تشریح پژوهش احمد اشرف در کتاب موانع تاریخی رشد سرمایه داری ایران در دوره قاجار، خاطرنشان کرد: او توضیح می دهد که مهمترین امتیازی که روسها با تکیه بر قراردادهای ترکمنچای و گلستان از ایران گرفتند، این بود که اجازه وضع عوارض گمرکی بالای ۲ درصد به کالاهای ساخت روس در ایران داده نشود و حکمتش این بود که ریشه تولید ملی را در ایران بسوزانند و ایران در اسارت کالاهای روسی قرار داشته باشد. در چارچوب شرایط قرن نوزدهمی ایران و بر اساس اصل دول کامله الوداد، هر امتیازی که ما به روسها می دادیم بلافاصله خود به خود تبدیل می شد به حقی که انگلستان هم مطالبه کند.

    پدیده تاجرباشی های امروز را با مطالعه تاریخ آنها می توان شناخت

    این اقتصاددان با انتقاد از عدم انتشار جزئیات توافق بلندمدت میان بین ایران و روسیه، گفت: اگر پدیده تاجرباشی هایی که در قرن نوزدهم منافع خود را با منافع روسیه گره زده بودند را دنبال کنید، تاجر باشی های امروز را خیلی راحت تر می توانید شناسایی کنید.

    از کارکرد انداختن صنعت خودروسازی، پروژه ای برای عقیم سازی تولید

    وی از کارکرد انداختن صنعت خودروسازی در ایران را پروژه ای دانست که خارجی ها برای عقیم سازی تولید در ایران دنبال می کنند، و اضافه کرد: خود عزیزان می گویند به جای اینکه از که واحدهای بزرگ و قابلیت دار خودروسازی ایران، ماموریت های سطح توسعه خواسته شود، آنها تبدیل به حیات خلوت گروه های پرنفوذ رانتی شده اند که شیره جان این خودروسازها را می مکند و آنها به ده ها طریق بر سر اعتلای بنیه تولید خودروسازی در ایران مانع تراشی می کنند. این موضوع در مورد دیگر صنایع از جمله صنایع ساخت لوازم خانگی ایران هم وجود دارد. هر صنعتگری که شرافتمندانه و توسعه خواهانه اهتمام به ارتقای بنیه تولیدی داشته باشد رو به ورشکستگی و نابودی می رود و هر صنعتی که در آن بیشتر اهتمام به تظاهر به تولید و جا زدن مونتاژ کاری به جای تولید داشته باشند، اوضاع و احوال مالی بهتری دارد.

    ملی سازی بنگاه های مونتاژکار، اولین گام جنبش های اجتماعی توسعه خواه در قرن بیستم

    مومنی ضمن انتقاد نسبت به برخی ادعاها علیه صنعت خودروسازی ایران با هدف ترویج واردات خودروی خارجی به کشور در عین سکوت نسبت به رفع مشکلات واقعی صنعت در ایران، و همچنین اعتباری که دولت با وجود نداشتن ارز برای دارو و کالاهای اساسی به برای واردات خودرو اختصاص داده ، افزود: در کل قرن بیستم هر جنبش اجتماعی توسعه خواهی که اتفاق افتاده جزء اولین کارهایی که کردند، ملی سازی بنگاه های مونتاژکار بود، به این دلیل مونتاژکارها ادای تولید درمی آورند و به اسم تولید ایران را در زمینه وابستگی ذلت اور و دنباله روی از بیرونی ها تا ابد زمین گیر می کنند. روایت زنده یاد انور خامه ای در زمینه تحلیل اقتصادی عملکرد محمد مصدق و اوضاعی که پس از کودتا بر ایران رفت، را بخوانید. او می گوید چون مصدق فهمیده بود اگر بخواهد پروژه عقیم سازی ایران توسط قدرت های بزرگ را خنثی کند، باید رابطه ی مردم را با حکومت تلطیف کند و تمام انرژی اش را بر ارتقاء بنیه تولید ملی بگذارد. می گوید به محض اینکه کودتا شد، آنچنان موجی از واردات پدیدار شد که حتی دلالها و وارداتچی ها اگر سه روز از ترخیص کالاهای وارد شده شان از گمرک تعلل می کردند، دیگر آن واردات از صرفه می افتاد. حالا اگر ما اینها را نخوانیم و ندانیم، مشکل ماست و این توطئه استکبار جهانی نیست.

    سند لایحه بودجه ۱۴۰۴ را نگاه کنید، آه از نهادتان بلند می شود

    وی با بیان اینکه اگر شما سند لایحه بودجه ۱۴۰۴ را نگاه کنید آه از نهادتان بلند می شود، ادامه داد: مثلا مرکز تحقیقات اتاق بازرگانی ایران ضمن ارزیابی از این لایحه بودجه، اعلام کرد در سراسر این سند، حتی یک تمهید برای برطرف کردن یک مانع کوچک تولید مشاهده نمی شود اما به دهها مورد از تنگناها، فشارها و تضییقات جدید علیه تولید در این سند اشاره می کند که حتی دو خط پاسخ از سوی دولت محترم تا کنون درباره این گزارش انتقادی مشاهده نکردیم و مسکوت گذاشتن انتقادات کارشناسی و عالمالنه هم تبدیل به استراتژی شده است. علاوه بر مرکز تحقیقات اتاق بازرگانی، مرکز پژوهش های مجلس هم در گزارش هایی توضیح داد که این لایحه گرهی از تولیدکننده ها باز نکرده است اما تا دلتان بخواهد فشارهای جدید به تولیدکننده پیش بینی کرده است.

     اگر ساختار نهادی مان را به نفع تولید بازآرایی کنیم، ایران می تواند نجات پیدا کند

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ضمن تاکید بر اینکه اگر ما ساختار نهادی مان را به نفع تولید بازآرایی کنیم، ایران می تواند نجات پیدا کند، ابراز عقیده کرد: بزرگترین تهدید برای تولیدکننده ها القا وضعیت بی ثباتی و نا اطمینانی است و اراده مشکوکی در نظام تصمیم گیری های اساسی ایران وجود دارد که این تزلزل و بی ثباتی که ریشه تولید را در ایران می سوزاند را استمرار بخشد. یک نمونه آن، علاقه مشکوک و وحشتناکی است که به تضعیف ارزش پول ملی دارند که ساعتها می توان درباره پوچ بودن، نابرابرساز و فسادآور بودن و ربوی کردن این سیاست سخن گفت.

    در گروه های ذینفع داخلی بساطی برپا است تا از کاهش تنش جلوگیری کنند

    مومنی با بیان اینکه اکنون که چشم انداز تنش در مناسبات بین المللی کاهش پیدا کرده، در میان گروه های ذینفع داخلی بساطی برپا است که از این مساله جلوگیری کنند و اینها هیچ کدام تصادفی نیست، عنوان کرد: اینها مسائلی به معنای دقیق کلمه ملی است و فقط با یک اگاهی ملی و اراده ملی می توان با آنها مواجه شد. ما اکنون شرایطی را تجربه می کنیم که گزارش های رسمی حکومتی می گویند این سیاستها ناظر بر آزادسازی افراطی واردات، بی ثباتسازی اقتصاد کلان برای منصرف کردن مردم از تولید و رونق بخشی به منافع خارجی ها در ایران است.

    هیچ اولویتی حادتر از بازنگری بنیادی در زمینه سیاستهای معطوف به واردات کالاهای ساخته شده قابل تولید در کشور نیست

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با تاکید بر اینکه ما یگانه کشوری در دنیا هستیم که ۵۰ سال است تورم دو رقمی تجربه می کنیم و این مافیاهای رسانه ای، به نام علم اقتصاد چه دروغ هایی راه انداختند و به گونه ای تحلیل می کنن که گویی هر امری در این بساط و خفت استمرار پنجاه ساله تورم دور رقمی نقش دارد، به جز سقوط بنیه تولیدی، اظهارداشت: شاید برای کشور ما در شرایط کنونی، هیچ اولویتی حادتر از بازنگری بنیادی در زمینه سیاستهای معطوف به واردات کالاهای ساخته شده قابل تولید در کشور نباشد. ما حرف نشدنی ای نمی زنیم، نمی گوییم مثلا مقدرات کشور را چند ۱۰ سال معطل برق نیروگاه اتمی کنید و آن همه هزینه کنید و مثلا توانتان در عرضه ابتدایی ترین نیازهای تولیدکنندگان کشور به برق وامانده باشید.

    واردات کالاهای قابل تولید در کشور، منافع مافیاها و خارجیها را تامین می کند

    مومنی افزود: واردات کالاهای قابل تولید در کشور، منافع مافیاها و منافع خارجی ها را تامین، اما رابطه مردم و حکومت را به بدترین شکل خراب می کند. ما کشوری بودیم که زمانی که در این زمینه حواسمان جمع بود، در خطیرترین شرایط یعنی دوره جنگ، می توانستیم کشور را با واردات سالی سیزده تا چهارده میلیارد دلار آنقدر ابرومند اداره کنیم، اما اکنون با لحاظ کردن واردات کالاهای قاچاق، با واردات رقمی حدود سالانه ۹۰ میلیارد دلار این همه بحران را هم مشاهده می کنیم. استراتژی دولت دکتر مصدق که مانند یک میراث نظام تدبیر برای ما باقی مانده این بود که می گفت شعارهایتان را محدود کنید، و بعد برای آن بسیج حداکثری فراهم کنید. ما نمی گوییم حکومت گرامی یک شبه ایران را زیر و رو کند. می گوییم مگر امسال سال تولید نیست، پس باید واردات کالاهای قابل تولید در کشور مورد بازنگری جدی قرار گیرد و در این راستا باید گلوی نظام تامین مالی آن تاجرباشی ها، یعنی بانک های خصوصی که بیشترین اهتمام را به رواج سوداگری و ضدیت با تولید از خود نشان دادند را هم بگیرید.

    سهم صنایع پوشاک از اشتغال صنعتی تا پایان جنگ،بیش از ۳۰ درصد بود / اکنون با میدان دادن به قاچاقچیها و دلالها به زیر ۵ درصد افتاده

    این اقتصاددان ضمن تشریح پیامدهای منفی عملکرد بانکهای خصوصی بر رشد تولید در کشور به گواه گزارشهای رسمی، اظهارداشت: ما سال ۱۴۰۳، حدود ۲ میلیارد دلار ما فقط واردات رسمی منسوجات و پوشاک داشتیم، در حالی که در این زمینه ما قابلیت های تاریخی افتخارآمیز داشتیم اما اکنون که قربانی مطامع قاچاقچی ها و تاجرباشی ها شده است. و شرم بر آنها که به خاطر منافع پست، ذلت اور و وابسته کننده، منافع ایران را قربانی کردند. سهم صنایع نساجی و پوشاک تا پایان جنگ، از اشتغال صنعتی بیش از ۳۰ درصد بوده و اکنون با میدان دادن به قاچاقچیها و دلالها این سهم به زیر ۵ درصد افتاده است. مطالعه هایی وجود دارد که می گوید به ازای هر یک میلیارد دلار واردات منسوجات و پوشاک بیش از ۷۵ هزار فرصت شغلی در ایران نابود می شود.

    مومنی به مهاجرت گسترده جوانان و بحرانهای روحی آنها به دلیل اینکه احساس می کنند که نمی توانند اینجا یک زندگی شرافتمندانه با تکیه بر غیرت و توانمندی های علمی و تجربی شان داشته باشند اشاره کرد و تصریح کرد: گرفتاری بزرگ ایران، این است که بخش اعظم قاعده گذاریی ها، در کادر قاعده گذاری های یک دولت تسخیر شده به دست مافیاها قابل توضیح است. سیاست هایی را مشاهده می کنید که گویی حکومت گرامی خودش به دست خودش از خودش حاکمیت زدایی می کند!

    بیش از ۲۴ میلیارد کیلو چیزهایی وارد می کنیم که بخش اعظم آنها به سهولت در ایران قابل تولید است

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ضمن اشاره به گزارشهای وزارت کار درباره اینکه بیش از ۵۰ درصد شاغلان ایران در بخش غیر رسمی فعال هستند، یعنی حکومت با این بی ثبات و ناامن سازی ها، با این ترویج رباخواری، دلالی و سوداگری و آن ضربه های مهلک زدن به تولید کاری کرده که افراد ترجیح می دهند در بخش غیر رسمی فعال شوند، گفت: گزارش گمرک می گوید در دوازده ماهه سال ۱۴۰۲، اندازه واردات بیست قلم کالای اساسی از نظر وزنی ۲۴میلیون و ۶۰۰ هزار تن است. یعنی ما بیش از ۲۴ میلیارد کیلو چیزهایی وارد می کنیم که بخش اعظم آنها به سهولت در ایران قابل تولید است. ببینید چقدر مشکوک است که آنجا که می خواهند مثلا مطالبه های به حق مردم را تخطئه کنند، می گویند نمی فهمید شرایط جنگی است!؟ اما من می گویم شما متوجه نمی شوید که این میزان معطل واردات کردن مواد غذایی و کالای قابل تولید در کشور، امنیت ملی و امنیت غذایی کشور را چگونه تهدید می کند!؟ در دولت آقای روحانی و آقای خاتمی با تمهیداتی خیلی کوچک، این میزان را در یک دوره کوتاهی به کمتر از نصف این رقم توانستند برسانند، یعنی پتانسیلهای آن در ایران وجود دارد.

    اگر بهبود رابطه با آمریکا، معطوف به ترویج مصرف کالاهای آمریکایی شود، برای ما مثل سم مهلکی است

    مومنی تاکید کرد: اگر رابطه ما با آمریکا بهبود پیدا کند، اما این بهبود معطوف به ترویج مصرف کالاهای آمریکایی شود، این وضعیت مثل سم مهلکی است که از شرایط کنونی هم بیشتر می تواند به ایران ضربه بزند. ما به نظام تصمیم گیری نیاز داریم که درک کند که با تکیه بر ترویج مصرف گرایی مستقل از بنیه تولید ملی نه استقلال ایران حفظ می شود و نه تمامیت ارزی اش و کوچکترین قدمی هم نمی توان به سمت مناسبات عادلانه برداشت. ظرفیتهای انسانی و مادی مورد نیاز برای برون رفت از این شرایط وجود دارد و آثار و نتایجش هم می تواند به سرعت در زندگی و رفاه مردم منعکس شود.

    تنها باید در عرصه بین المللی رویکردهای معطوف به تنش زایی را متوقف کنیم، نه اینکه نوکر این و آن شویم

    وی گفت: ما تنها باید در عرصه بین المللی رویکردهای معطوف به تنش زایی را متوقف کنیم، نه اینکه نوکر این و آن شویم. در نوکری هم باید حواسمان جمع باشد که نوکر بودن بالذات نجس و ننگ آلود است. ما به این بلوغ هم بسیار نیاز داریم. نوکر بودن قبیح است و گزینه مقابل اینکه ما می خواهیم نوکر نباشیم، تنش زایی در مناسبات بین المللی نیستاز نظر رویارویی با نظام بین الملل در قرن بیستم، هیچ کس به گرد مائو نرسیده بود، اما چین وقتی فهمید از آن مسیر توسعه بیرون نمی آید، به محض اینکه دنگ شیائوپینگ بر سر کار آمد، در سخنرانی گفت چین نیاز به نیم قرن صلح با کل جهان دارد و در این نیم قرن حکومت چین و مردمش باید غفلتها، خطاها و عقب ماندگی هایشان را جبران کنند. تعبیر این بود که چینی ها دو قرن در خواب غفلت بوده اند باید جور غفلت نسل های پیشین را امروزی ها بکشند.

    هر کس انگیزه مشارکت فعال ایرانی ها در سرنوشتشان را دچار اختلال کند، خائن به منافع ملی است

    این استاد دانشگاه با بیان اینکه هر کس به هر دلیلی انگیزه مشارکت فعال و موثر ایرانی ها در سرنوشت اقتصادی و سیاسی شان را دچار اختلال کند، خائن به منافع ملی است، اظهارداشت: به جای اینکه افقهای سفله پروری و مفتخواری را بسط دهیم، باید باب مشارکت همراه با عزت نفس مردم را برای رقم زدن سرنوشت اعتلابخش خودشان باز کنیم. و شاقول اشتغال، است که میزان مشارکت مردم در سرنوشت خودشان در حیطه اقتصاد را نشان می دهد.

  • آقای رئیس جمهور! خدا رحم کرد که قول دادید شوک درمانی نمی کنید، اگر قول نداده بودید چه می کردید!؟ / از استثمار نیروی کار و جیب بری از آنها با سیاست تورم زا، لذت نبرید

    آقای رئیس جمهور! خدا رحم کرد که قول دادید شوک درمانی نمی کنید، اگر قول نداده بودید چه می کردید!؟ / از استثمار نیروی کار و جیب بری از آنها با سیاست تورم زا، لذت نبرید

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی، اقتصاددان، با تاکید بر اینکه با هر متری که تحولات بازار کار در ایران را ردگیری می کنیم، واقعا علائم نگران کننده است و حکایت از سلطه مناسبات به غایت استثماری و بهره کش و علیه مردم و به نفع صاحبان سرمایه های غیرمولد است، گفت: جز استثناهای کوچک، کل ساختار نهادی ما، متمایل به بهره کشی از نیروی کار و سرویس دهی به سرمای های غیرمولد است. اینها بیماریهایی است که نمی توان آنها را با بازی قیمت حل کرد.

    وی ضمن انتقاد نسبت به اظهارات اخیر رئیس جمهور درخصوص یارانه پنهانی که دولت به بخش انرژی می دهد، اظهارداشت: اکنون دیده اند که این ادعا بی آبرو شده و برای توجیه شوک درمانی می گویند حکومت در برابر یک تصمیم سخت قرار دارد. در ۳۵ سال گذشته، تصمیم سخت، دفاع شرافتمندانه از نیروی کار بوده، در غیر این صورت که شوک درمانی را شما در سال چند بار انجام می دهید! اگر آسان بود چه می کردید!؟ اکنون تصمیم سخت، پایبندی به شرافت انسانی و پرهیز از استثمار نیروی کار و آشفته کردن خانوارها و کشور است. نابخردی ها در سایستگذاری، آن گونه که هست، مقابل چشم سیاستگذار قرار داده نشده و همه ما در این زمینه مسئول هستیم که آنها را آگاه کنیم که درباره چه تصمیم می گیرند.

    دکتر فرشاد مومنی، استاد تمام دانشگاه علامه طباطبایی در نشست بررسی «پیچیدگی های سیاستگذاری دستمزد در ایران و نسبت آن با توسعه ملی» در موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه ما با تقدم رتبه ای مسائل سطح توسعه، نسبت به کلان و تقدم رتبه ای مسائل سطح کلان به خرد روبرو هستیم، خاطرنشان کرد: در سرزمین گرامی ما به اعتبار ویژگی های ساختاری و نهادی اش و به اعتبار اینکه اساس مناسبات پاداش دهی به گونه ای است که عده ای هر میزان ابهام و عدم شفافیت بیشتر باشد، نفع بیشتری می برند و مقامات گرامی ما را گیج می کنند، این موضوع، بخش اعظم گرفتاریهای ما را ایجاد کرده است.

    اگر توسعه می خواهید به کرامت انسانها، ساختار انگیزشی و حداقل نیازهای آنها اهمیت دهید

    وی با تاکید بر اینکه از آنجا که بخش بزرگی از تصمیم گیران ما از دانش تخصصی اقتصاد برخوردار نیستند، برای اینکه دچار این گیج شدگی ها نشوند، باید ابتدا به همه مسائل از سطح توسعه نگاه کنند، افزود: در نگاه سطح توسعه، وقتی بحث از دستمزد و منطق هایش مطرح می شود، گفته می شود در توسعه یک اصل موضوعه وجود دارد و بر اساس آن، انسان و انسانها هدف اصلی برنامه های توسعه و مهمترین ابزار تحقق اهداف توسعه هستند، بنابراین اگر توسعه می خواهید به کرامت انسانها و ساختار انگیزشی و حداقل نیازهای آنها اهمیت دهید، اگر این کار را نکردید، در بلندمدت همه ما باخته ایم. در نگاه سطح توسعه، انسانها شاقول هستند و در اجرای هر سیاستی باید دید آن موضوع چه بر سر اوضاع و احوال معیشت و سلامت و آموزش و عزت نفس انسانها می آورد و اگر آن سیاست، این موضوعات را خدشه دار می کند، نباید آن را اجرا کرد.

    این اقتصاددان ضمن انتقاد به اظهارات رئیس جمهور در خصوص ضرورت انجام برخی اصلاحات درباره قیمت حاملهای انرژی، ابراز عقیده کرد: اظهارات آقای پزشکیان بسیار سست و بی بنیاد بود، به این دلیل که این عزیزان را و لو اینکه بسیار هم حسن نیت داشته باشند، با متنوع و متفاوت حرف زدن، گیج می کنند. هر کدام از آن حرفها تابع فروض و شروطی است که این فروض و شروط را به ایشان نمی گویند و ایشان سوراخ دعا را گم کرده است. خداوند به ایشان توفیق داده در زمینه این نوع مسائل، در همین چند ماه گذشته بسیار توفیق و موفقیت داشته است! به همین دلیل صمیمانه و مشفقانه دائما به ایشان تذکر می دهم که گوش و وقتت را در اختیار هر کسی نگذار. در غیر این صورت همه ما ضرر می کنیم و از همه بیشتر، خود ایشان ضرر می کند.

    دستمزد، یکی از بزرگترین نیروهای برانگیزاننده نوآوریهای فناورانه است

    مومنی ضمن اشاره به بخشهایی از مقاله « ژوزف استیگلیتز» که در آن نسبت به این نگاه که انسان هم یکی از عوامل در میان مجموعه عوامل تولید و با آنها همگن است و می توان این عامل را هم جابجا کرد انتقاد شده، اظهارداشت: او تاکید دارد که شما در اینجا انسان را هم تراز با چوب و آهن در نظر می گیرید و به طعنه و استهزا، تفاوتهای انسان و چوب را برشمرده بود و طرز نگاه به مساله دستمزد را یکی از بزرگترین تجلی گاه های این تفاوتها عنوان کرده بود. در تحلیلهای سطح توسعه، گفته می شود دستمزد، یکی از بزرگترین نیروهای برانگیزاننده نوآوریهای فناورانه است.

    ستون فقرات استقلال، انسانهای تولیدکننده هستند و نباید به آنها جفا کرد

    این استاد دانشگاه با بیان اینکه یکی از مهمترین عوامل توضیح دهنده پیشگام شدن انگلستان در انقلاب صنعتی این بود که انگلستان بالاترین سطح دستمزدها را پرداخت می کرد، بنابراین در آنجا بالاترین سطح انگیزه برای نوآوریهای فناورانه پدیدار شد، گفت: حتی رابرت آلن در کتاب درخشان «معمای توسعه» می گوید به همان اندازه که دستمزد بالا، نیروی محرکه نوآوری فناورانه بوده، انرژی ارزان هم همین نقش را بازی می کرده است. حالا هدفگذاری های حکومت گرامی ما را نگاه کنید تا ببینید چه خبر است! از آن بالاتر و حیاتی تر، مطالعه های جدیدی است که در این زمینه وجود دارد. که در آن می گوید هیچ عنصری در میان سیاستهای دولت، برای رفع فقر و کاهش نابرابریهای ناموجه به اندازه کیفیت اشتغال و سطح دستمزد پرداختی، اثر تعیین کننده ندارد. ستون فقرات استقلال، انسانهای تولیدکننده هستند و بنابراین نباید به آنها جفا کرد.

    مومنی خاطرنشان کرد: «مایکل پورتر» می گوید در کشورهای در حال توسعه، می خواهند مزیت رقابتی را از طریق کاهش سهم نیروی کار جستجو کنند. در حالی که اگر این کار را کردید، آنچه که می فروشید ، محصولا صادراتی تان نیست، بلکه فقر فروشی است و به بهای فقیرکردن مردمتان، جنسی را صادر می کنید و به حکومتگرانمان می گوییم شما متوجه می شوید که چه رابطه ای میان فقر و کفر وجود دارد!؟ شما از یک سو نیروی کارتان را استثمار می کنید و از سوی دیگر مرتب بودجه نهادهای موعظه گر را بالا می برید، اما به جای اینکه موعظه ها موثر شود، نفرت از موعظه پدیدار می کند. ببینید نگاه از سطح توسعه چه دریافتهایی به ما می دهد!؟

    فکر آقای رئیس جمهور گرامی را با تفاوت قیمتها مشغول کرده اند

    وی با بیان اینکه فکر آقای رئیس جمهور گرامی را با تفاوت قیمتها مشغول کرده اند و به او نمی گویند که ماجرا بسیار فراتر از اینها است، او را گیج کرده و به سیاستگذاری اقتصادی نادرست انداخته اند، افزود: از دریچه تحلیلهای سطح توسعه، گفته می شود که حیاتی ترین کوشش معرفتی باید مصروف این شود که دورهای باطل اصلی بازتولیدکننده توسعه نیافتگی شناسایی شود. مطالعه های جدید مرتبا می گویند یکی از مهمترین دورهای باطل بازتولیدکننده توسعه نیافتگی در کشورهای در حال توسعه، سقوط نسبی دستمزدها چه در ارتباط با بهره وری نیروی کار و چه در ارتباط با دستمزدهای پرداختی در سایر کشورها است. هیچ عنصری از نظر انگیزشی، برای خروج سرمایه های انسانی از یک کشور، به اندازه پرداخت دستمزد ناچیز نقش آفرینی نمی کند. این دور باطل، انبوهی از به هم ریختگی ها را از جمله صرف نظر کردن مردم از علایق وطنی شان و خروج از کشور ایجاد می کند.

    مومنی ادامه داد: وقتی با دستمزد پایین و استثمار نیروی کار، آنها را فراری می دهید، بخش مهمی از اینها که فراری می شوند، باکیفیت نیروهای کشور بوده اند. بعد آنها را به آنجا فراری می دهید که در تبلیغات رسمی تان به آنها استکبار جهانی می گویید. باید این عزیزان را دعوت کرد که از هر کس که آنها را به اجرای سیاستهای عجیب و غریب ترغیب می کند، تبیینهای سطح توسعه بخواهند. یقین دارم اگر این گونه شود، امکان ندارد حکومتگران گرامی ما به شوک درمانی تن دهند. بسیار تلخ و دردناک است که بی سابقه ترین سطح فقر، فلاکت، وابستگی ذلت آور به دنیای خارج و نابرابریهای ناموجه و بی اعتمادی به حکومت در اثر شوک درمانی ایجاد می شود و بعد در سازه ذهنی بعض از حکومتگران، آنها که می گویند شوک درمانی انجام ندهید، تبدیل به عنصر نامطلوب می شوند. کاش می توانستیم به حکومتگران گرامی بفهمانیم که سیاست تورم زا، همه قراردادهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را متزلزل می کند.

    متاسفانه دولت با انحراف از نگاه سطح توسعه،تبدیل به کاسب بنگاه دار شده

    وی با بیان اینکه بستر تورمی فاجعه آمیزترین سرقتها را از شریف ترین آدمها در دستور کار قرار می دهد، افزود: چون از نگاه از سطح توسعه منحرف شده اند، تحت الشعاع این قرار گرفته اند که مرتب بگویند بنزین برای من فلان قدر تمام شده، چرا من با این قیمت بفروشم!؟ متاسفانه تبدیل به کاسب بنگاه دار شده اند. شما با همه حقوقی که مردم بر شما دارند و همه حقوقی که شما می توانید بر مردم داشته باشید، حاکم هستید، مساله را می خواهید چرتکه ای حل کنید!؟ نمی شود.

    خوگرفتن به شوک درمانی، بازار کار را دچار انبوه آشفتگی ها کرده

    مومنی ضمن اشاره به داده های سرشماری سال ۱۳۹۵ که به گفته او، «آه از نهاد بر می آورد»، گفت: این داده ها می گوید خوگرفتن حکومت به شوک درمانی، بازار کار ایران را دچار انبوه آشفتگی ها کرده است. اگر حکومت ما می توانست هزینه های شوک درمانی را از این زاویه ها متوجه شود، انشالله که به چنین چیزهایی تن نمی داد. این داده ها می گویند شغل ۷۰درصد جمعیت شاغل ایران با رشته تحصیلی شان تناسبی ندارد. در برخی از مشاغل، این عدم تناسب حتی از ۹۰ درصد هم عبور کرده است. یعنی ما یک عده ای از تحصیل کرده ها را به خارج از کشور فراری می دهیم و از آنها که مانده اند این گونه استفاده می کنیم! شما متوجه می شوید که هزینه این کارها برای امروز و فردای کشور چیست و چگونه تیشه به ریشه کشور زده می شود!؟ اینها از درون شوک درمانی بیرون می آید. این گزارش می گوید یکی از گران ترین زمینه های تربیت متخصص در ایران، متخصصان کشاورزی و صنعتی هستند، اما عدم تطابق زمینه تحصیلی با شغل در بخش کشاورزی، حدود ۸۶ درصد است! نسبت ها را ببینید!

    با پدیده حاد پرکاری جمعیت بالای ۶۵ سال روبرو هستیم

    آن کس که از سن کارش هم گذشته اگر بخواهد آبرومند زندگی کند باید بیشتر از جوانان کار کند

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه ما در بازار کار با پدیده حاد پرکاری جمعیت بالای ۶۵ سال روبرو هستیم به این معنا که آن کس که از سن کارش هم گذشته اگر بخواهد آبرومند زندگی کند باید بیشتر از جوانان کار کند، اظهارداشت: آیا مردم ایران این گونه عزت و کرامت پیدا می کنند!؟ همه اینها به این دلیل است که آلت دست منافع مافیاها می شوند و تصور می کنند که راه نجات ایران از مسیر شوک درمانی و استثمار نیروی کار عبور می کند.

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ضمن اشاره به ایرادات جدی که به گزارشهای رسمی از آمار اشتغال و بیکاری در کشور منتشر می شود و با کم برآوردیهایی همراه است، گفت: مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی عنوان کرد که بیشتر شاغلین فقیر هستند و کسی که شاغل است نمی تواند از عهده حداقل معیشتش برآید، اما ما در گزارشها از ثبت میزان اشتغال و بیکاری، کسی که دو ساعت قبل از گزارش گیری کار کرده بود را بیکار درنظر نمی گیریم! این قدر ابعاد مساله قابل اعتنا است. گزارشهای رسمی مرکز آمار می گوید تازه کمتر از یک چهارم آن جمعیتی که ما به آنها جمعیت شاغل می گوییم، شغل ۴۱ ساعت در هفته دارند، بقیه کمتر هستند.

    برای توجیه استثمار نیروی کار، فریبکاری هایی می کنند

    مومنی با بیان اینکه برای توجیه استثمار نیروی کار، فریبکاری هایی می کنند، گفت: یکی از این فریبکاری ها این است که اگر قیمت ارز جهش پیدا کرد، مارپیچ تورمی ایجاد نمی کند! اگر نرخ بهره، بیش از ۱۰ برابر نرخ بهره کشورهای همجوار باشد، مارپیچ تورمی ایجاد نمی کند اما اگر بخش بیشتری از قدرت از دست رفته نیروی کار را جبران کنید، خطر مارپیچ تورمی پیش می آید! از درون این ادعاها این بیرون می آید که سرمایه سالاری وحشی، رانتی و ربوی، در قاعده گذاری های اقتصادی این کشور، حرف اول را می زند. بعد ببینید چقدر غم انگیز است که عده ای با حسن نیت می گویند ما عدالت را دوست داریم!

    علائم تحولات در بازار کار ایران، نگران کننده است

    وی تاکید کرد: با هر متری که تحولات بازار کار در ایران را ردگیری می کنیم، واقعا علائم نگران کننده است و حکایت از سلطه مناسبات به غایت استثماری و بهره کش و علیه مردم و به نفع صاحبان سرمایه های غیرمولد است. جز استثناهای کوچک، کل ساختار نهادی ما، متمایل به بهره کشی از نیروی کار و سرویس دهی به سرمایه های غیرمولد است. اینها بیماریهایی است که نمی توان آنها را با بازی قیمت حل کرد.

    مومنی با بیان اینکه در اقتصاد سیاسی توسعه گفته می شود مساله ساختاری، راه حل ساختاری می خواهد، توضیح داد: وقتی شما با انبوهی از مساله های ساختاری روبرو هستید، چطور متوجه نمی شوید که بازی با قیمتهای کلیدی نمی تواند مساله را حل کند.

    با شکاف بهره وری و دستمزد روبرو هستیم

    هشدار نسبت به روند شدید نزولی سهم دستمزد و حقوق در ساختار هزینه های بنگاه های اقتصادی

    وی با بیان اینکه ما با شکاف بهره وری و دستمزد روبرو هستیم، به روند شدید نزولی مربوط به سهم دستمزد و حقوق در ساختار هزینه های بنگاه های اقتصادی اشاره کرد و گفت: روند تحولات ارزش دلاری دستمزدهای اسمی در ایران، به خوبی نشان می دهد که چه بر سر آینده کشور می آورند! از این زاویه، اصل ماجرای مناسبات استثماری را می توان بهتر درک کرد.

     از استثمار نیروی کار و جیب بری از آنها با سیاست تورم زا، لذت نبرید

    استاد گروه برنامه ریزی و توسعه اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی ادامه داد: در ایران، هر میزان عمق ساخت داخل بنگاه های تولیدی کاهش پیدا می کند، و به نام تولید فریبکارانه، خام فروشی و مونتاژکاریهای مشکوک جریان داشته باشد، سهم دستمزد به کل هزینه های بنگاه سقوط بیشتر نشان می دهد. یعنی در رانتی معدنی ها و مونتاژکارها مساله استثمار نیروی کار، ابعاد بسیار تکان دهنده ای دارد. اگر یک درس بزرگ بخواهیم به حکومتگران گرامی هدیه کنیم این است که مساله دستمزد را به عنوان شاقول استقلال ملی و شاقول عدالت اجتماعی و توسعه ببین و از استثمار نیروی کار و جیب بری از آنها از طریق سیاست تورم زا، لذت نبر.

    برای توجیه شوک درمانی می گویند حکومت در برابر یک تصمیم سخت قرار دارد! / در ۶۵ سال گذشته، تصمیم سخت، دفاع از نیروی کار بوده

    وی ضمن انتقاد از سخنان رئیس جمهور درخصوص حذف یارانه ها، با بیان اینکه خدا رحم کرد که قول دادید شوک درمانی نمی کنید، اگر قول نداده بودید چه می کردید!؟ یادآورشد: از سال ۱۳۶۹ تا کنون هر بار می خواهند شوک درمانی ایجاد کنند می گویند اکنون دیگر وقت جراحی است! بعد می خواهند ذهن سیاستگذار با حسن نیت اما فاقد صلاحیت تخصصی را توجیه کنند می گویند جراحی خون ریزی دارد! آیا اینکه آدمی که خودت با سیاستهای استثماری، کارد به استخوانش رساندید و به فلاکت انداختید، را تنبیه کنید، طبیعی است!؟ اسمش پیچ خطرناک و جراحی بزرگ است!؟ اکنون دیده اند که این ادعا بی آبرو شده و برای توجیه شوک درمانی می گویند حکومت در برابر یک تصمیم سخت قرار دارد. در ۳۵ سال گذشته، تصمیم سخت، دفاع شرافتمندانه از نیروی کار بوده، در غیر این صورت که شوک درمانی را شما در سال چند بار انجام می دهید! اگر آسان بود چه می کردید!؟ اکنون تصمیم سخت، پایبندی به شرافت انسانی و پرهیز از استثمار نیروی کار و آشفته کردن خانوارها و کشور است. نابخردی ها در سیاستگذاری، آن گونه که هست، مقابل چشم سیاستگذار قرار داده نشده و همه ما در این زمینه مسئول هستیم که آنها را آگاه کنیم که درباره چه تصمیم می گیرند.

    به خودتان بیایید و بازنگری کنید

    این اقتصاددان اظهارداشت: استقلال ملی، عدالت اجتماعی و عزت نفس مردم از طریق ساختار نهادی مشوق تولید فناورانه بیشتر می شود. وقتی گزارشهای تحریم کننده ها و خصوصا آمریکایی ها می گوید ما بررسی کردیم اگر می خواهیم کمر اینها را بشکنیم، باید سیاستهای آنها را به سمت اجرای سیاستهای تورم زا و اشتغال زدا ببریم. چگونه است که شما با استکبار جهانی این میزان هم راستا شده اید!؟ از این زاویه حداقل به خودتان بیایید و بازنگری کنید.

    در شرایط جنگی و در دوره مهندس موسوی، بیش از ۹۰ درصد شاغلان ایران اشتغال رسمی داشتند

    مومنی با یادآوری اینکه در شرایط جنگی و در دوره مهندس موسوی، بیش از ۹۰ درصد شاغلان ایران اشتغال رسمی داشتند، اظهارداشت: اشتغال یک متغیر سیستمی است و انسان هدف برنامه های توسعه است، بنابراین تصمیم گیری درباره دستمزد عادلانه، یکی از مهم ترین و خطیرترین تصمیمات است. درباره تصمیم گیری خطیر درخصوص دستمزد، جدی فکر کنید. با بساطی که با شوک درمانی ایجاد کردند، حتی بر اساس گزارشهای رسمی، سهم و وزن اشتغال غیررسمی از سهم و وزن اشغال رسمی بالاتر است. یعنی حتی این دستمزد استثماری که تصویب می کنید، ممکن است به بیش از ۵۰درصد شاغلان این کشور اصابت نکند و هیچ عنصری در تشویق به غیررسمی سازی بازار کار، به اندازه شوک درمانی نقش نداشته است.

  • رانت تورمی سیاست تورم زا ۳۶۰ برابر رانتی ارز ترجیحی است /  به اسم خصوصی سازی، دارایی های عمومی را اختصاصی می کنند / ایران در حال اسیر شدن در قعر خام فروشی است

    رانت تورمی سیاست تورم زا ۳۶۰ برابر رانتی ارز ترجیحی است /  به اسم خصوصی سازی، دارایی های عمومی را اختصاصی می کنند / ایران در حال اسیر شدن در قعر خام فروشی است

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی ، اقتصاددان با تاکید بر اینکه مشابه ماجراهایی که درباره ملی شدن نفت وجود دارد، درباره مشروطه و انقلاب اسلامی هم وجود دارد، گفت: اکنون طیفی از این دروغگوها، برای اینکه بغضشان را نسبت به مردم ایران در جریان انقلاب اسلامی خالی کنند، حتی از طیف مارکسیستها، بعضا حاضر می شوند محمدرضاشاه را تا حد یک قهرمان ضداستعماری بالاببرند تا اینگونه القا کنند که مردم ایران چه خطایی کرده اند، در حالی که هم درباره ملی شدن نفت و هم درباره مشروطیت و انقلاب اسلامی، شاهد دو فرایند متعارض هستیم که نیازمند اندیشه کردن بسیار جدی است و با زنده باد و مرده باد گرهی از ایران باز نمی شود. مساله فریب و دستکاری در شرایط عدم تقارن اطلاعات و نابرابریهای فزاینده در دانایی ها، در ماجرای فریبکاریهای کشورهای پیشگام برای جلوگیری از صنعتی شدن کشورهای درحال توسعه بوده و آنها قباحت تعرض به یک سرزمین و کشتار مردم بی دفاع را می پذیرفتند تا از درون آن، این وضعیت بیرون بیاید که بنیه تولید فناورانه در کشورهای عقب مانده نابود شود و آنها در درون الگوی سنتی – استعماری تقسیم کار بین المللی قرار گیرند.

    به طور روزمره در معرض آدرسهای عوضی و گیج کردن کارشناسان و تصمیم گیران هستیم

    دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی در نشست «ملی شدن نفت و بحرانهای کنونی» در «موسسه مطالعات دین و اقتصاد»، با تاکید بر ضرورت دقت و وسواس زیاد در مواجهه اندیشه ای با تاریخ کشورمان، تصریح کرد: به موازات پیچیده ترشدن امور و پیشرفتهای علمی و فنی به لحاظ تئوریک، ما با پدیده شدت گیری عدم تقارن اطلاعات روبرو می شویم. یکی از کارکردهای کلیدی هر نوآوری علمی-فنی این است که فاصله و شکاف اطلاعاتی میان دانایان و غیردانایان را افزایش می دهد و عدم تقارن اطلاعات بزرگترین نیروی محرکه فرصت طلبی است. بنابراین به این اعتبار که تحولات علمی-فنی که امروزه در حال رخداد است صدها هزار بار جدی تر و سرنوشت سازتر از ماجرای ملی شدن نفت است، امروز هم به طور روزمره در معرض دادن آدرسهای عوضی و گیج کردن کارشناسان و نظام تصمیم گیریهای اساسی کشور هستیم و باید آگاهی ها و سطح دانایی هایمان را بالا ببریم.

    حتی حاضر می شوند محمدرضاشاه را تا یک قهرمان ضداستعماری بالاببرند

    وی ضمن اشاره به بخشهایی از کتاب «آناتومی قدرت»، جان کنت گالبرایت، نویسنده آمریکایی مبنی بر اینکه اگر ما بتوانیم به ذهن مخاطبمان تسلط پیدا کنیم، آنها برای پیشبرد اهداف ما، حتی حاضر به فداکاری هم می شوند، افزود: مشابه ماجراهایی که درباره ملی شدن نفت وجود دارد، درباره مشروطه و انقلاب اسلامی هم وجود دارد. اکنون طیفی از این دروغگوها، برای اینکه بغضشان را نسبت به مردم ایران در جریان انقلاب اسلامی خالی کنند، حتی از طیف مارکسیستها، بعضا حاضر می شوند محمدرضاشاه را تا حد یک قهرمان ضداستعماری بالاببرند تا اینگونه القا کنند که مردم ایران چه خطایی کرده اند، در حالی که هم درباره ملی شدن نفت و هم درباره مشروطیت و انقلاب اسلامی، شاهد دو فرایند متعارض هستیم که نیازمند اندیشه کردن بسیار جدی است و با زنده باد و مرده باد گرهی از ایران باز نمی شود.

    فریب و دستکاری کشورهای پیشگام برای جلوگیری از صنعتی شدن کشورهای درحال توسعه

    این اقتصاددان با بیان اینکه هر سه این جنبشها در سالهای اولیه بعد از پیروزی با دستاوردهای بسیار خارق العاده و درخشان روبرو بودند و پرسش کلیدی این است که چرا این دستاوردها امکان تداوم و استمرار پیدا نکرد و اگر بخواهیم ایران نجات پیدا کند باید به این پرسش پاسخ دهیم، ادامه داد: مساله فریب و دستکاری در شرایط عدم تقارن اطلاعات و نابرابریهای فزاینده در دانایی ها، در ماجرای فریبکاریهای کشورهای پیشگام برای جلوگیری از صنعتی شدن کشورهای درحال توسعه بوده و آنها قباحت تعرض به یک سرزمین و کشتار مردم بی دفاع را می پذیرفتند تا از درون آن، این وضعیت بیرون بیاید که بنیه تولید فناورانه در کشورهای عقب مانده نابود شود و آنها در درون الگوی سنتی – استعماری تقسیم کار بین المللی قرار گیرند. یعنی صرفا جایگاهشان در تقسیم کار دنیا این شود که مواد خام و اولیه تولیدات کشورهای پیشرفته را تامین کنند و بعد هم با ضربه های مهلک وارد کردن به بنیه تولید آنها، این کشورها مصرف کننده صرف تولیدات کشورهای پیشرفته صنعتی شوند.

    مومنی ضمن اشاره به آرای فردریک لیست درخصوص تلاش انگلستان برای ممانعت از توسعه کشورهای توسعه نیافته و رقبای خود، اظهارداشت: اینها مسائلی است که ما باید بدانیم تا درک کنیم چرا باید مردم ایران در ساحت نظر، درباره اقدامات عالی آزادیخواهانه، عدالت خواهانه و توسعه خواهانه شان باید پشیمان شوند و احساس سرخوردگی و حقارت برای آنها پدید آید.

    با همه شکوائیه های پرشمار که به دولت پزشکیان دارم، ایشان را دلسوز می دانم

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد، با بیان اینکه باید به سهم خود کمک کنیم که افراد، چه در سطح حکومتگران و چه در سطح مردم، به تعبیر دکتر شریعتی «افراد بلندگوی بی جیره و مواجب استعمار نشوند»، گفت: شخصا با همه شکوائیه های پرشماری که از خطاهای غیرقابل توجیه رخ داده در دولت پزشکیان دارم، هنوز ایشان را فردی دلسوز، پاکدامن و پاکدست می دانم که سوراخ دعا را گم کرده است، به همین دلیل با نهایت مهر و شفقت و منحصرا با ابزار علم و داده هایی که دولت خود ایشان منتشر کرده با او صحبت می کنم. می فهمم که اصلا دور از ذهن نیست که آنها که منافعشان در این خطاها، مانند شوک درمانی و خصوصی سازیهای منحوس و آزادسازی واردات مشکوک است، صدها دروغ درباره افراد اهل نصیحت و شفقت هم بگویند و زمینه های گفت و گوهای سالم و اعتلابخش با ایشان و همکارانشان را ببیندند. اما این توطئه آنها است و ما باید درک کنیم و آلت دست نشویم.

    این استاد دانشگاه ادامه داد: اکنون کسانی که خدا می داند چه پشتیبانیهای مالی و تسهیلاتی می شوند، همان گونه که می خواهند از محمدرضا شاه قهرمان ضد استعماری بسازند، به همان شکل هم سعی دارند کودتای آمریکا و انگلیس را به شخص محمدرضا شاه نسبت دهند. آنقدر این دروغ را تکرار می کنند که حداقل این است که بسیاری را به تردید می اندازند. در این شرایط، ما باید از اندیشه توسعه مدد بگیریم. در اندیشه توسعه گفته می شود میان سطح آگاهی های هویت جمعی یافته و سطح تحریک پذیری جامعه، رابطه معکوس وجود دارد. هر میزان سطح آگاهی های جامعه بالا رود، سطح تحریک پذیریهای جامعه کاهش می یابد و به جای آن خرد و دانایی قرار می گیرد. بنابراین ما سود می بریم.

    هر کس از قطبی و انحصاری کردن تریبون ها دفاع کند، آلت دست خارجی ها است

    مومنی ضمن تاکید بر اینکه هر کس در درون حکومت هم از یک سویه نگری، قطبی و انحصاری کردن تریبون ها دفاع کند، آگاه یا ناآگاه آلت دست خارجی ها است، به حساسیتهای دکتر مصدق نسبت به اهداف آنها که به دنبال تنش میان مردم و حکومت و خارجی ها اشاره کرد و گفت: توده نفتی ها آنها بودند که از شرکت نفت ایران و انگلیس پول می گرفتند و با شعارهای افراطی چپ گرایانه می خواستند رابطه دولت مصدق و مردم را بد کنند و اعتماد متقابل را با تردید جایگزین کنند. حتی بسیاری از چهره های سرشناس سیاسی و زمان آگاه ما هم این بازی را خورده اند!

    ادعای انحلال مجلس توسط مصدق اساسا دروغ است / انحلالی انجام نشد

    استاد گروه برنامه ریزی و توسعه اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه عده ای می خواهد ژست ظاهرالصلاح بگیرند و می گویند بزرگترین اشتباه مصدق این بود که مجلس را منحل کرد در حالی که این دروغی است که از شدت تکرار همه آن را باور کرده اند، یادآورشد: مصدق هرگز مجلس را منحل نکرد، بلکه برای انحلال آن رفراندوم برگزار کرد و با وجود اینکه مردم به آن رای مثبت دادند، شاه با آن موافقت نکرد و بنابراین اساسا انحلالی هم اتفاق نیفتاد و آنچه که در تاریخ ایران به نام انحلال مجلس ثبت شده مربوط به آذر ماه ۱۳۳۲ و چهار ماه بعد از کودتا است که توسط دولت مصدق نبوده است. ده ها شاهد مثال دیگر هم در این زمینه وجود دارد، اما آنچنان دروغ تکرار می شود که به امر مسلم و بدیهی در ذهنها تبدیل می شود.

    وی تمام ادعاهای مبنی بر اینکه مصدق می خواست به حقوق بخش خصوصی تعرض کند و یا با ملی شدن نفت دنبال استراتژی خودکفایی بود را دروغ دانست و گفت: آنها که در قله تولید علمی و فنی هستند به مواد خام و اولیه برای ساخت کالاهایشان و به بازارهای تضمین شده برای فروش تولیداتشان نیاز دارند. کامل قابل درک است که آنها چرا این فریب کاری را می کنند، اما مایه شگفتی این است که ما چرا این بازی را می خوریم!؟ صمیمانه خواهش می کنم به عنوان یک تلاش فرهنگی به معنای دقیق کلمه ملی، کتاب فساد در نظام سرمایه سالار را با دقت بخوانید. در آنجا این کتاب با شواهد پرشمار نشان می دهد اینها در راستای اهداف خود حتی تئوری بازار را هم مستعمره و آلت دست خود کرده اند و این کارهایی که اینها می کنند و مثلا صندوق بین المللی پول، بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی به اشکال دیگری بر آن صحه می گذارند، حتی با مسلمات اقتصاد بازار هم مغایرت دارد. در تک تک این کارها، به میل و اشتهای بی انتها به بهره کشی و استثمار و انحصاری کردن منافع و عمومی کردن هزینه ها باور دارند. شواهدی در این زمینه ذکر می کند که حقیقتا ایران امروز بسیار نیاز دارد که درباره آنها تامل کند.

     اسم آنچه که برای به اسارت درآوردن ایران تدارک دیده اند برنامه تعدیل ساختاری است

    مومنی تاکید کرد: اسم آنچه که آنها برای به اسارت درآوردن ایران تدارک دیده اند برنامه تعدیل ساختاری است. ببینید آنها که انشالله فقط بلندگوهای بی جیره و مواجب خارجی ها بودند، از نقطه عطف پایان جنگ چقدر فشار گذاشتند که راه نجات ایران شوک درمانی و خصوصی سازی و آزادسازی واردات است و در این مسیر دروغی نبود که نبافند. آن دروغ ها تا همین امروز هم استمرار دارد. همین امروز هم که درباره علت وادرات کالاهای لوکس می پرسیم ادعا می کنند که این کار رقابت پذیری تولیدات داخلی را بالا می برد. هر کس الفبا را بداند، متوجه می شود که اگر بخواهید کالاهایتان را رقابت پذیر کنید، باید دانش علمی و مهارت فنی نیروی کار را بالا ببرید و برای ایجاد انگیزه سرمایه گذاری تولید، ثبات اقتصاد کلان ایجاد کنید و امنیت حقوق مالکیت فراهم کنید که ما با فرار سرمایه انسانی و مادی روبرو نباشیم.

    این اقتصاددان یادآورشد: در کتاب فساد در نظام سرمایه سالار، می گوید اینها اسم برنامه تعدیل ساختاری را برنامه ریاضت اقتصادی گذاشته اند! این برنامه برای اینکه سخت ترین محدودیتهای معیشتی علیه مردم به کار گرفته شود و زندگی آنها را دچار اختلال کند. به نام ریاضت اقتصادی دولت را موظف می کنند که از مسئولیتهایش در زمینه بهداشت و آموزش و مسکن که ستون فقرات جامعه، یعنی مردم را مورد اصابت قرار می دهد اما از سوی دیگر، در همین دوره ریاضت اقتصادی ما با آزادسازی وحشتناک واردات کالاهای لوکس و تجملی روبرو هستیم. چرا ما این را متوجه نمی شویم!؟

    رانت تورمی سیاست تورم زا ۳۶۰ برابر رانتی ارز ترجیحی است

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ضمن اشاره به ادعای سیاستگذاران مبنی بر حذف ارز ترجیحی با هدف کاش رانت، یادآورشد: رانت ناشی از تورم سیاست تورم زا که به دروغ با عنوان تک نرخی کردن ارز اجرا می شود، ۳۶۰ برابر رانتی است که در ارز ترجیحی وجود دارد. تفاوت در این است که آن رانت به خوراک و بقای مردم مربوط می شود را نمی توانند تحمل کنند بعد ببینید چه رانتهایی را تحمل می کنید! ببینید به اسم خصوصی سازی چه رانتهای هیولایی جنایتباری به چه کسانی داده شده است! آقای پزشکیان آن زمان از ما تقدیر می کرد اما اکنون گله می کند!

    مومنی گفت: سال ۷۴، وقتی فاجعه سازی سیاست شوک درمانی آشکار شد، یکی از کلیدی ترین مروجان سیاست برنامه تعدیل و شوک درمانی، سریع فرصت مطالعاتی برای آمریکا گرفت. بعد در نطق خداحافظی در سازمان برنامه گفته بود من نمی توانم در سوبسید آباد زندگی گنم! چند نفر از کارشناسان سازمان برنامه پیش من آمدند و مستنداتی آوردند که نشان می داد این فرد چند ماشین، چند خانه و زمین به قیمت سوبسیدی گرفته است! آنکه نمی تواند در سوبسید آباد زندگی کند و به آمریکا می رود ببینید آن زمان که مسئولیت کلیدی داشت چند بار به او خانه و زمین و ماشین سوبسیدی دادند و چون از سوبسید بدش می آید آنها را نگرفت! بی شرمی است که سوبسید را درباره بقای مردم روا نمی دارند اما سوبسیدهای چند میلیارد برابری آن را به افراد خاص به خوبی تحمل می کنند و برایش هورا هم می کشند و از آن دفاع هم می کنند!

     به اسم خصوصی سازی، دارایی های عمومی را اختصاصی می کنند / می خواهند تعرض به دارایی های عمومی را مباح کنند

    این اقتصاددان با بیان اینکه باید رمز گشایی کرد که آیا انتساب این همه اظهارات دروغ و مطالب بی پایه و سخیف و حمله های غیرعادی به ملی شدن نفت تصادفی است!؟ افزود: ماجرای حمله به ملی کردن ها شکل و شمایل امروزی اش این است که به اسم مطالبه خصوصی سازی، دارایی های عمومی را اختصاصی کنید! مساله خصوصی سازی منابع عمومی یکی از خوابهای آشفته و خطرناکی است که در برنامه هفتم کلید زده شده. به نام خصوصی سازی اختصاصی سازی می کنند. حاشیه رودخانه ها و کوه را هم تملک کرده اند! وقاحت و بی شرمی با این حد از عریانی روزمره در ایران جریان دارد. به نظر می رسد یکی از حکمتهای این حمله های مبتنی بر دروغ و فریب به ملی شدن نفت، بر سر این است که می خواهند تعرض به دارایی های عمومی را مباح کنند. به اسم خصوصی سازی، اینها تاکنون اصل ۴۴ قانون اساسی را از کارکرد انداخته اند و در برنامه هفتم علائم نگران کننده ای مشاهده می شود که می خواهند اصل ۴۵ قانون اساسی که به انفال مربوط می شود را هم از کار بیندازند.

    ایران در حال اسیر شدن در قعر خام فروشی است /  ۹۴ درصد صادرات ما را اقلام خام یا نزدیک به خام تشکیل می دهد

    مومنی با بیان اینکه حمله نظامی خارجی ها و کودتا و تحریم، از نظر کارکردی منحصرا اهداف یگانه ای دارند که در قلب آن، زمین گیر کردن تولید ملی در ایران است، ادامه داد: سقوطهای وحشتناک در رابطه مبادله نشان دهنده این است که ایران در حال اسیر شدن در قعر خام فروشی است. اکنون حدود ۹۴ درصد صادرات ما را اقلام خام یا نزدیک به خام تشکیل می دهند و هدف آزادسازی تجاری زمین گیر کردن ما در خام فروشی است. در دوره تحریم هم که تلاش می شد حلقه های محاصره بنیه تولیدی ایران را تنگ تر کنند ما هم از نظر سیاستهای پولی، مالی، تجاری و صنعتی داخلی پاس گل به آنها داده ایم. همه اینها نیازمند بازآرایی جدی است.

    انفال و بنیه تولید ملی حادترین عرصه های تهدید امنیت ملی است / صنایع به دلیل بی کفایتی در تامین زیرساختها ۴۰ روز تعطیل بوده اند

    مومنی تاکید کرد: عرصه انفال و بنیه تولید ملی اکنون حادترین عرصه های تهدید امنیت ملی ایران است و آنچه که در این میان بر سر تولید صنعتی می رود، بسیار فاجعه آمیز است. فقط در ۱۴۰۳، صنایع ما بیش از ۴۰ روز با صلاحدیدهای حکومتی که حکایت از بی کفایتی در تامین زیرساختها بوده، تعطیل کرده اند. چگونه است که به کسی که سرمایه گذاری تولیدی کرده، می گویید بنگاهش را تعطیل کند، اما به بانکها نمی گویید موتور نرخ بهره شان و مالیاتگیرها موتور مالیات ستانی را خاموش کنند. به نیروی کار درباره خاموش کردن مطالبه مزد و به سازمان تامین اجتماعی درباره خاموش کردن مطالبه حق بیمه حرفی نمی زنید!؟

    هشدار نسبت به اعمال مالیات علی الحساب نسبت به بنگاه های صنعتی

    این اقتصاددان خاطرنشان کرد: چند سال پیش بابی را برای پنهان کردن کسری بودجه واقعی شان باز کردند با عنوان دریافت مالیات علی الحساب، قبل از اینکه سال مالی تولیدکننده ها برسد. هشدار می دهم نامه هایی از سوی برخی واحدهای دولتی به برخی بنگاه های صنعتی ارسال و به آنها گفته شده که شما هم باید مالیات علی الحساب بپردازید. این چیزی فراتر از تعرض به حقوق مالکیت و زدن جیب فقرا از طریق سیاستهای تورم زا است. هم نشانه تلخی است و هم تبعات بسیار سنگینی را علیه منافع ملی و امنیت ملی به همراه خواهد داشت. این همه به آنها تعرض می کنید و برای آنها این گونه خط و نشان می کشید و یعنی آنها بخش دیگری از سرمایه درگردششان را به این عنوان بدهند و برای سرمایه در گردش خودشان از رباخوارها استمداد کنند! امیدوارم مسئولان گرامی قباحت و مشکوک بودن آن را متوجه شوند. هر ضربه ای که به توان تولید داخلی زده می شود به معنای بازکردن پای خارجی ها به اقتصاد ایران است.

  • درآمد سرانه ایرانیان در دهه ۱۳۹۰ حدود ۳۴ درصد سقوط کرد / بحران بانکی در حال خفه کردن گلوی اقتصاد ایران است / در شرایط خطیر و تاریخی نفس می کشیم

    درآمد سرانه ایرانیان در دهه ۱۳۹۰ حدود ۳۴ درصد سقوط کرد / بحران بانکی در حال خفه کردن گلوی اقتصاد ایران است / در شرایط خطیر و تاریخی نفس می کشیم

    به گزارش اقتصادران،دکتر فرشاد مومنی، با بیان اینکه اگر روندهای تورم زایی و اشتغال زدایی استمرار داشته باشد، سازمانهای بیمه ای و بازنشستگی بیش از قبل فروخواهند ریخت و اوضاع به گونه ای می شود که ماجرا فراتر از این می رود که تصور کنید دولت به کمک خواهد آمد، گفت: راه نجات این است که گستاخانه مساله را همان گونه که هست با افق دورمدت مورد توجه قرار دهیم. ابعاد صنعت زدایی در اقتصاد ایران بسیار وحشتناک شده، نیروی کار شاغل در بخش صنعت، مسافرکشی را به کارکردن در بخش صنعت ترجیح می دهد. اکنون این موضوع در گزارشهای رسمی هم منعکس شده است. صنعت است که تنها قابلیت رفع فقر و کاهش عقب ماندگی را دارد و سازمانهایی از قبیل بازنشستگی و تامین اجتماعی که بزرگترین آسیب بیننده ها از سیاستهای تورم زا و اشتغال زدا هستند ، باید نقش پیشگام را ایفا کنند.

    همه کم و بیش به این خو گرفته اند که وقتی صحبت از آینده می شود، قدر حال را بیشتر بدانند!

    دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی که در جمع «مدیران اقتصادی سازمان بازنشستگی» با عنوان «چشم انداز اقتصاد ۱۴۰۴، از نگاه سطح توسعه» سخن می گفت، با بیان اینکه متاسفانه اکنون مدتی است همه کم و بیش به این وضعیت خو گرفته اند که وقتی صحبت از آینده می شود، قدر حال را بیشتر بدانند و در رشته ما این اوضاع از بقیه بدتر است، خاطرنشان کرد: از جنبه هستی شناختی، تقدم با واحدهای سطح خرد است، اما اگر بخواهیم جنبه اجرایی و عملیاتی امور را در نظر بگیریم، در آنجا تقدم رتبه ای مطرح می شود و گفته می شود  تقدم رتبه ای مسائل سطح توسعه به کلان و تقدم رتبه ای مسائل سطح کلان به سطح خرد باید درنظر گرفته شود.

     امروز را به فردا رساندن تبدیل به هنر گردانندگان اقتصاد کلان شده

    وی ضمن اشاره به اهمیت نقش بستر کلان اقتصادی بر رفتار بازیگران خرد، با بیان اینکه اگر چشم اندازهای سطح توسعه را در مقابل خود نداشته باشیم، یک باره با فروافتادگی های بسایر سنگین وهزینه های غیرقابل برگشت در سطح نظام ملی روبرو خواهیم بود، ادامه داد: ماجرای گرفتاریهای ایران و این پس افتادگی ها و روندهای قهقرایی آن، به این دلیل است که در فرایندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع بیش از ربع قرن است که ملاحظه های سطح توسعه، به کلی کنار گذاشته شده و امروز را به فردا رساندن تبدیل به هنر گردانندگان اقتصاد کلان کشور شده و در غیاب ملاحظه های سطح توسعه، ما باتناقضهای بسیار شگفت انگیزی روبرو می شویم که شرح آن برای خود ماجرایی دارد.

    این اقتصاددان با بیان اینکه فلسفه وجودی دولت ثبات بخشی است اما در چارچوب این کوته نگری نظام وار و نهادمندی که نظام تصمیم گیریهای اقتصادی ایران به آن دچار شده، گویی دولتها در ایران فلسفه وجودی اش را در ثبات زدایی از اقتصاد کلان تعریف کرده اند و این یک نقض غرض بسیار وحشتناکی است، گفت: در چارچوب رویکرد کوته نگرانه، قباحت این رفتارها هم از میان رفته است. در این شرایط، حتی الفاظ هم کارکرد خود را از دست می دهند و بحرانی ترین عدم تعادلهایی که بقای جامعه را به خطر انداخته را با تعابیر چرتکه ای به ما گزارش می دهند. مثلا ما اکنون با بحران بسیار حاد و شکننده در زمینه انرژی روبرو هستیم که می تواند باقی نظام ملی را به چالش بکشد اما اسم آن را ناترازی می گذارند! یعنی مساله ای که آن را می توان در کادر چهار عمل اصلی درک کرد و مساله عمیق و چند بعدی بسیار پیچیده دیگر دیده نمی شود.

    وضعیت انرژی کشور چگونه به بحرانی بزرگ رسید!؟

    مومنی در توضیح بخشی از علل ایجاد این ناترازی، عنوان کرد: نزدیک به ۲۰ سال پیش، با عنوان اینکه مسائل حوزه نفت و انرژی مسائلی پیچیده است، با سازوکارهای که اگر در جای خود به دقت واکاوی شود، آسیبهایی که این کشور با آن روبرو است، آشکار می شود، گفتند چون اکثریت اعضا در دولت و مجلس غیرمتخصص هستند وزارت نفت ۱۴٫۵ درصد درآمد سالانه ارزی حاصل از صدور انرژی و فرآورده هایش را بگیرد و در ازای آن تضمین دهد ایران در هیچ زمینه ای با بحران روبرو نشود. یعنی ما با بحران سرمایه گذاری در مورد انرژی و بحران تامین نیازهای جامعه ای که دائما نیازهایش رو به افزایش است روبرو نباشیم و از نظر کیفیت هم رو به اعتلا بگذاریم. اینگونه با شفافیت زدایی از این مساله ای که تمام هست و نیست ما به آن وابسته است انجام شد. اکنون دو دهه از این ماجرا گذشته، آن ۱۴٫۵ درصدها تخصیص پیدا کرده و علاوه بر آن دستگاه مجری که آن تعهدات را داده بود، چند ۱۰ میلیارد دلار هم بدهی خارجی ایجاد کرده و سال گذشته هم مقام مسئول آن وزارتخانه مجری، از موضع سلب مسئولیت از خود هشدار داد که اگر تا چند سال آینده ۲۴۰ میلیارد دلار صرف سرمایه گذاری نشود، ایران برای گذران امور عادی خود باید نفت وارد کند. این پدیده با چنین طول و عرضی را ذیل مفهوم «ناترازی» به تفاوت میان دو رقم تنزل می دهند.

    دیگر نمی توانیم این مناسبات را ادامه دهیم

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با تاکید بر اینکه این وضعیت مساله بسیار بنیادی ساختاری و نهادی است و با «ناترازی» نامیدن آن و نادیده گرفتن آن مسائل بنیادی در راستای منافع پلید، ضدانسانی و ضدملی همه مان بازنده خواهیم بود، تصریح کرد: در چنین شرایطی گفته می شود راه نجات این است که به وجوه بنیادی مساله توجه کنید؛ چرا که در همه عرصه های فعالیت اقتصادی آن رویکرد چرتکه ای، کوته نگرانه و بی اعتنا به ملاحظه های میان مدت و بلندمدت به بن بست کامل رسیده است. این بیانیه یک حزب رادیکال نیست، بلکه مصرحات گزارشهایی است که رسما انتشار پیدا کرده که خوشبینانه ترین و محافظه کارانه ترین برآوردها را گزارش می کنند و از هر زاویه ای که به آن نگاه می کنید، این مصرحات می گوید در غیاب نگرش بنیادی و دورمدت ما دیگر نمی توانیم این مناسبات را ادامه دهیم.

     شروع روندهای جهش قیمت نفت از سال ۱۳۸۰ رخ داده

    مومنی یادآورشد: مطالعه های روندی نشان می دهد از نقطه عطف ۱۳۸۴ که با موج فزاینده جهش قیمت نفت روبرو بودیم، گزارشهای رسمی نشان می دهد شروع روندهای جهش قیمت نفت از سال ۱۳۸۰ رخ داده و در فاصله تا ۱۳۸۳، درآمدهای ارزی کشور از این ناحیه وقتی با مبنای اسناد بالادست، مانند برنامه های میان مدت، مورد ارزیابی قرار می گیرد، نشان می دهد در برنامه سوم، چشم اندازی از درآمدهای ارزی کشور از ۸۰ تا ۸۳ وجود داشته، اما آنچه که اتفاق افتاده همواره بین ۲ تا ۳ برابر پیش بینی هایی بوده که در سند میان مدت وجود داشته و از نظر رشد واردات هنوز رکورد سال ۱۳۸۳ در تاریخ اقتصادی ایران شکسته نشده است. از این زاویه، سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۱ که دوره ای است که با قله درآمدهای ارزی و بی سابقه ترین جهش های نفت و گاز در تاریخ اقتصادی مان روبرو بودیم، کسری بودجه خانوارهای ایرانی در دهه ۱۳۸۰، بالغ بر ۴٫۵ برابر شده است و همزمان با اینکه اوضاع و احوال خانوارهایمان این گونه بوده در این دهه خصوصا از ۱۳۸۴ به بعد ، ارزبری هر واحد تولید ناخالص داخلی مان تا سال ۹۱، بالغ بر ۵ برابر شده. یعنی مساله تولید در ایران، تا این درجه توخالی و متکی به واردات شده است.

    درآمد سرانه ایرانیان در دهه ۱۳۹۰ حدود ۳۴ درصد سقوط کرد

     استاد گروه برنامه ریزی و توسعه اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه این روند قهقرایی از دهه ۱۳۸۰ ابعاد جدیدی پیدا کرده و سقوطها در دهه ۱۳۹۰ اصلا برایتان قابل تصور نیست اما چون نظام تصمیم گیریهای اساسی خود را به این دلخوش کرده که از این ستون به آن ستون فرج است، اینها را نادیده می گیرد، اظهارداشت: درآمد سرانه ایرانیان در دهه ۱۳۹۰ حدود ۳۴ درصد سقوط نشان می دهد. طنزهای تلخی هم در این میانه وجود دارد که نشان می دهد این نظام رانتی کوته نگرانه، چگونه همه چیز را از معنا انداخته است، برای نمونه طرف با شعار اینکه من آمده ام پول نفت را بر سر سفره های مردم بیاورم روی کار آمده است، قیمت نان در فاصله ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۱ حدود ۳۲ برابر و شاخص فلاکت در این دوره ۲ برابر شده است.

    دهه ۱۳۹۰ رکوردهای جهش واردات در دوره احمدی نژاد شکسته شده

    مومنی با بیان اینکه در امتداد ماجرای توخالی شدن تولید، در دهه ۱۳۹۰ رکوردهای جهش واردات در دوره احمدی نژاد شکسته شده و با وجود آن کشور این گونه بحرانی است، تاکید کرد: اگر بخواهیم اصلاح کنیم باید دانست کجاها حواسمان جمع باشد و دقتهایمان را افزایش دهیم.

    سقوط شاخص رابطه مبادله اتفاق تکان دهنده دیگر در دهه ۱۳۹۰

    این اقتصاددان سقوط شاخص رابطه مبادله را اتفاق تکان دهنده دیگر در دهه ۱۳۹۰ عنوان کرد و افزود: سال ۱۳۶۷، در ۱۰ ساله اول بعد از پیروزی انقلاب بدترین سال بوده که عموم علت آن به شوکهای برون زا مربوط می شده، شاخص رابطه مبادله که توان رقابت و مقاومت اقتصاد ملی را نشان می دهد، سال ۱۳۸۹، شاخص رابطه مبادله ما در مقایسه با سال ۱۳۶۷ که بدترین سال بوده ۳۱ درصد سقوط کرده است. در پایان دهه ۱۳۹۰ شاخص رابطه مبادله نسبت به سال ۱۳۸۹، حدود ۳۴ رصد دیگر سقوط کرده اما حتی یک بار هم درباره اینکه این شاخص روند رو به وخامت وضعیت ما را نشان می دهد صحبتی نمی شود. عزیزان تصورشان این است که اگر ما سرمان را در برف فروکنیم، بحرانها حل می شوند. برای نمونه بحران حادی که در یک سیستم بانکی کاملا ناعادلانه و ضدتوسعه ای است، را «ناترازی بانکی» می نامند!

    بحران بانکی در حال خفه کردن گلوی اقتصاد ایران است

    مومنی با تاکید بر اینکه بحران بانکی در حال خفه کردن گلوی اقتصاد ایران است، به تشریح عملکرد منفی بانکهای خصوصی در این رابطه پرداخت و توضیح داد: اگر اسم این مناسبات را ناترازی بگذارید که واقعیت تغییر نمی کند، راه نجات این است که گستاخانه مساله را همان گونه که هست با افق دورمدت مورد توجه قرار دهیم. شاید بزرگترین نگرانی از نظر من این است که اگر ما اسناد برنامه های توسعه را برآیند بینش و نگرش گردانندگان کشور بدانیم، سند برنامه هفتم را می توانیم مانند یک آینه درنظر بگیریم که طرزنگاه و نظام ترجیحات و میزان تعهدات نظام برنامه ریزی کشور را توضیح می دهد. این سند اولین سند برنامه ای است که در آن، یک نظام پشتیبانی که با نگرش روندی به ما بگوید در یک دوره ۲۰، یا ۳۰ ساله گذشته ما چه روندهایی را طی کردیم و اگر این روندها استمرار پیدا کند، چه چشم اندازی در مقابل ما است.

    ساختار قدرت آمادگی روبرو شدن با واقعیت و فکر کردن درباره چشم اندازهای آینده را ندارد / این ریلهای اقتصادی به آخر خط خود رسیده

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه سند برنامه هفتم، اولین سندی است که در آن جدول منابع و مصارف ارزی و ریالی داده نمی شود، ادامه داد: وقتی دولت این جدول را نمی دهد و مجلس هم می پذیرد که این جدول وجود نداشته باشد، دلالتهایی دارد اما نشان می دهد این ساختار قدرت آمادگی روبرو شدن با واقعیت و فکر کردن درباره چشم اندازهای آینده و پذیرش تعهد درباره اینکه دارایی های بین نسلی کشور صرف چه اموری بشود و یا نشود و آمادگی هیچ نوع پاسخگویی درباره منطق تخصیص دارایی های بین نسلی را ندارد، اما این ریلهای اقتصادی به آخر خط خود رسیده است.

    قبل از اینکه روز واقعه فرابرسد این وضعیت را بفهمیم / ابعاد صنعت زدایی در اقتصاد ایران بسیار وحشتناک شده

    مومنی اضافه کرد: باید قبل از اینکه روز واقعه فرابرسد این وضعیت را بفهمیم و بزرگترین خاصیت مطالعه های آینده شناختی این است که امکان جلوگیری از آینده های محتمل الوقوع نامطلوب را قبل از مرگ سهراب فراهم می کند. ابعاد صنعت زدایی در اقتصاد ایران بسیار وحشتناک شده، نیروی کار شاغل در بخش صنعت، مسافرکشی را به کارکردن در بخش صنعت ترجیح می دهد. اکنون این موضوع در گزارشهای رسمی هم منعکس شده است. صنعت است که تنها قابلیت رفع فقر و کاهش عقب ماندگی را دارد و سازمانهایی از قبیل بازنشستگی و تامین اجتماعی که بزرگترین آسیب بیننده ها از سیاستهای تورم زا و اشتغال زدا هستند ، باید نقش پیشگام را ایفا کنند. چون هنوز علائمی که نشان دهد چرت دولت و مجلس در این زمینه پاره شده، در حد نصاب نیست اما سازمانهای بیمه و بازنشستگی این قابلیت را دارند که با حریتی قبل از فاجعه سازی این ریلی که اکنون اقتصاد ایران روی آن قرار گرفته، این بحران را شناسایی کنند.

    هشدار نسبت به وضعیت سازمانهای بیمه ای و بازنشستگی باتداوم روندهای تورم زایی و اشتغال زدایی

    استاد گروه برنامه ریزی و توسعه اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه اگر روندهای تورم زایی و اشتغال زدایی استمرار داشته باشد، سازمانهای بیمه ای و بازنشستگی بیش از قبل فروخواهند ریخت و اوضاع به گونه ای می شود که ماجرا فراتر از این می رود که تصور کنید دولت به کمک خواهد آمد، به گزارش مرکز پژوهشهای مجلس مبنی بر اینکه در فاصله ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۲ بر اساس داده های بودجه خانوار، توان مالی خانوارهای ایرانی برای اینکه از عهده هزینه های آموزشی فرزندانشان برآیند ۸۰ درصد کاهش پیدا کرده است، اشاره کرد و افزود: در این میان، به قیمتهای ثابت، توان دولت برای تامین مالی هزینه های مالی هر دانش آموز هم ۱۵ درصد سقوط کرده است. این نکته در کانال امور مربوط به سلامت مردم هم ردگیری شود، متوجه می شویم که اوضاع و احوال آموزش چقدر آباد است.

    مومنی با بیان اینکه تمام گزارشهای رسمی منتشر شده می گوید این مناسبات به انتهای بقای خود رسیده، یادآورشد: هوشمندی روشنفکران، دانشگاهیان و حکومت است که قبل از اینکه صدای انفجار شنیده شود، این وضعیت را پیش نگرانه ببینند، و افق گشایی هایی برای برون رفت از این شرایط ارائه دهند. ظرفیتهای انسانی و مادی موجود در سازمانهای بیمه ای و بازنشستگی اکنون این توان را به آنها می دهد که چنین مساله را با همه محدودیتهای موجود پیش ببرند.

    در شرایط خطیر و تاریخی نفس می کشیم

    این اقتصاددان اظهارداشت: توان دولت برای اینکه از عهده تعهدات خود در زمینه نظم، امنیت، آموزش ، تغذیه و سلامت و رفاه خانواده ها برآید به حدود نامتعارفی رسیده و داده ها نشان می دهد وقت چندانی نداریم. برآوردها نشان می دهد هنوز آن ظرفیتهای انسانی و مادی برای این تغییر ریل در ایران وجود دارد که ما رویمان را به هدف کنیم، اکنون ما پشت به هدف حرکت می کنیم، باید بدانیم که در چه شرایط خطیر و تاریخی نفس می کشیم. از جایی باید بسم الله را گفت و این تغییر ریل را کلید زد.

  •  مملکت را به شهر بی کلانتر تبدیل کرده اند / بزرگترین خائنان به کشور را قهرمان جا می زنند / مانند یک کاسبکار با افزایش قیمت ارز، دنبال پول درآوردن هستند

     مملکت را به شهر بی کلانتر تبدیل کرده اند / بزرگترین خائنان به کشور را قهرمان جا می زنند / مانند یک کاسبکار با افزایش قیمت ارز، دنبال پول درآوردن هستند

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی، اقتصاددان، با بیان اینکه اکنون روزمره در راستای منافع گروه های خاص، واقعیتها زیر و رو می شود و کسی که نیروی محرکه شوک درمانی پلید جدید در ۱۴۰۳ بوده، به عنوان قهرمان ضد رانت معرفی می شود، تاکید کرد: اینها ظلم به جامعه و ظلم به حقیقت است. آنها که تمامیت ارضی ایران را تهدید می کنند، از ضعفها و خطاهای حکومت گرامی استفاده می کنند تا در میهن دوستی و توسعه خواهی تزلزل ایجاد کنند. اگر حکومت هشیار نباشد و در زمین آنها بازی کند و توسعه خواه ها را تحت فشار بگذارد و برای لاشخورها، رباخوارها و مفت خوارها بسط ید ایجاد کند، همه مان زیان خواهیم دید.

    دکتر فرشاد مومنی، استاد تمام اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی در نشست بررسی «دستکاریهای مشکوک تاریخ و فرهنگ ایران زمین؛ نگاهی به فرایندهای قباحت زدایی از کودتاها و تحریف تاریخ ایران از سوم اسفند ۱۲۹۹ تا ملی شدن صنعت نفت» در موسسه مطالعات دین و اقتصاد سخن می گفت، تصریح کرد: دلیل اینکه در بحبوحه این همه گرفتاریهای بزرگ و کوچک، این میزان پرشمار به تاریخ مراجعه می کنیم این است که جهان با سرعت و شتاب غیرقابل باوری، رو به پیچیدگی و در هم تنیدگی فزاینده امور حرکت می کند، بنابراین شناخت عالمانه و زمان آگاهانه از اقتضائات حفظ استقلال و هویت ملی و حفظ امید برای ساختن کشورمان با وجود همه این نابسامانی ها و گرفتاریها و بحرانهایی که با آن روبرو هستیم، جزء واجب ترینها است.

    نظام تبلیغات رسمی ما تنها بلعیدن بودجه را بلد است

    وی با بیان اینکه گویی با کمال تاسف، نظام تبلیغات رسمی ما تنها بلعیدن بودجه را بلد است و از مسئولیتهای خطیری که در شرایط پیچیده کنونی با آن روبرو است، غفلتهای غیرعادی دارد، ادامه داد: متاسفانه کیفیت نهادهای نظارتی، از نهادهای اجرایی اگر بسیار کمتر نباشد، بیشتر نیست و این جای دریغ و تاسف دارد. در بحثهای مربوط به شکست خصوصی سازی در کشورهای در حال توسعه، یکی از حیاتی ترین مباحث این است که قبل از طراحی یک برنامه توانمندسازی حکومت، جابجایی مالکیتهای بین نسلی، خیانت ملی همراه با فساد و تشدید ناکارآمدی است، به این دلیل که مقام نظارت بسیار والاتر، پیچیده تر و دشوارتر از مقام اجرا است.

    «قدرت تشخیص» ، مساله ای راهبردی است

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با تاکید بر اینکه به تاریخ مراجعه می کنیم تا بتوانیم سرخطهای اصلی که امروز دچار اعواج و کج فهمی و گاه آلوده به فساد است را درست تشخیص دهیم، گفت: مساله «قدرت تشخیص» ، مساله ای بسیار راهبردی در عرصه تلاشهای کارشناسانه است. عموم فیلسوفان بزرگ علم، می گویند برای یک واقعیت خارجی، بیشمار نظریه وجود دارد که هر کدام از آنها، وجوهی از واقعیت را برجسته می کنند، بنابراین فهم اینکه از میان این نظریه ها، کدام نظریه تا ترکیب از نظریه ها کارآمد است، نیازمند قدرت تشخیص است. ما در کشوری زندگی می کنیم که کسانی با بلوا و بمباران تبلیغاتی، در ۱۳۶۸ گفتند راه نجات ایران، منحصرا از طریق خصوصی سازی، شوک درمانی و آزادسازی هموار می شود. اکنون آنها که این حرفها را می زدند در سال ۱۳۸۳ که استراتژی توسعه صنعتی نوشتند در آن، با اعداد و ارقام رسمی، نشان دادند که هم بهره وری سرمایه و هم بهره وری نیروی کار، در بنگاه های دولتی، از بنگاه های خصوصی ایران بیشتر است.

    بر اساس یک وهم سرنوشت کشور را اینگونه رقم زدند

    مومنی ادامه داد: بر اساس یک وهمِ انشالله فقط ایدئولوژی زده و نه پیوند خورده با منافع بیرونی ها، سرنوشت کشور را اینگونه رقم زدند. همانها که این سند را منتشر کردند، در دهمین سال خصوصی سازی، یعنی در ۱۳۷۷، در گزارشهایی که در سازمان برنامه منتشر کردند، عنوان کردند که این تجربه ۱۰ ساله نشان داد که بخش خصوصی ایران، از آمادگی کافی برای بر عهده گرفتن مسئولیت های جدی تولیدی برخوردار نیست. یعنی به همان اندازه که ما قبل از این کارها، نیازمند برنامه توانمندسازی دولت بودیم، نیازمند برنامه توانمندسازی بخش خصوصی هم بودیم، اما چون قرار بود که به نام بخش خصوصی، منابع بین نسلی را تاراج گونه میان افراد و گروه های خاصی توزیع کنند، به گونه ای جوسازی کردند که اگر کسی می گفت درباره آن کمی فکر کنید، انواع و اقسام اتهامات به او زده می شد!

    جابجایی مالکیت، چاره کار ایران نیست

    وی یادآورشد: در مهر ۱۳۷۷، سازمان برنامه در گزارشی، عنوان کرد تمام عواملی که باعث می شود بنگاه های دولتی ناکارآمد کار کنند، بنگاه های خصوصی را هم ناکارآمد می کند، بنابراین جابجایی مالکیت، چاره کار ایران نیست. ۲۵۰ میلیارد دلار دارایی های بین نسلی را به اسم خصوصی سازی به تاراج سپردند و هیچ کدام از اهداف خصوصی سازی هم محقق نشد اما آنها که از این مناسبات پلید فاسد رانتی منتفع می شوند، هنوز هم می گویند برای کسی که یک صنعت استراتژیک را از دست دولت خارج کرد، هورا بکشید! خدا می داند که کشور در سالهای آتی با چه خسارتهای بزرگی باید این اشتباهات را جبران کند.

    این اقتصاددان با بیان اینکه مشابه این شرایط ، درباره شوک درمانی هم مطرح است، توضیح داد: آنها گفتند ما شوک درمانی می کنیم ، چون جنگ تمام شده و جبران و بازسازی های خرابی های جنگ، نیاز به منابع مالی سنگین دارد. تصور این بود که با شوک درمانی ما با دولتی با مازاد بودجه روبرو خواهیم شد که می تواند با گشاده دستی، هر کاری خواست بکند. در همان هشت ساله اولی که این شوک درمانی اجرا شد، چقدر آنها دست به فریب و پنهان کاری زدند تا شکست این سیاست منحوس را پنهان کنند؛ برای نمونه در سال ۱۳۷۱ که با بحران مالی روبرو شدند، به جای اینکه شکست آن سیاست را بپذیرند، گفتند شرکتهای دولتی قانون خاص خود را دارند و از استقلال مالی برخوردارند، بنابراین باید تعریف کسری بودجه را تغییر دهیم! تعریف کسری بودجه را تغییر دادند و دیگر بدهی شرکتهای دولتی را جزء کسری مالی دولت محسوب نکردند، گفتند کسری بودجه فقط در کادر بودجه عمومی معنا دارد. حال ببینید گزارشهای رسمی می گوید با شوک درمانی در فاصله ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۵ بدهی دولت از ناحیه بودجه عمومی، در ۸ سال ۸ برابر شد و این بدهی از ناحیه بدهی های شرکتهای دولتی در همان ۸ سال، ۲۳ برابر شده است.

    برای انتصاب مدیر چند شرکت دولتی فقط چند صد رزومه از مجلس دادند! /استیضاح وزرا را ابزار باج گیری می کنند

     مومنی ضمن انتقاد از برخی برخوردهای سیاسی در انتصاب و یا برکناری مدیران شرکتهای دولتی، آن را بستر فسادهایی دانست که امروز ساختار قدرت با آن دست به گریبان است و گفت: وزیر مملکت علنا مصاحبه کرده و می گوید برای چند شرکت دولتی که مدیریتش زیرمجموعه من است، فقط چند صد رزومه از مجلس داده شده است! بعد هم اگر کوچکترین تعللی در این زمینه شود، خدا بداند که چه تزلزلی در ارکان نظام اجرایی کشور با بهانه جویی پدید می آورند و استیضاح وزرا را ابزار باج گیری می کنند. یعنی تمام فسادهایی که مشاهده می کنید و اینکه شرکتهای دولتی را حیاط خلوت کرده اند تا هر پولی که خواستند از آنجا با کنترل کمتر بردارند، هر آدمی که خواستند آنجا با زور استخدام کنند و این همه خیانتی که به مصالح ملی، در ادامه شوک درمانی صورت گرفت. در حالی که اگر شرایط به صورت نرمال باشد و به جای جوسازی و هتاکی، علم فصل الخطاب باشد، ما بسیار کم هزینه تر و پردستاوردتر می توانیم کشورمان را ادامه کنیم. می توانیم بارقه های امید را تقدیم مردم این جامعه کنیم که مظلومانه زیر بار این جهلها و فسادها دست و پا می زنند و با فلاکت دست و پنجه نرم می کنند.

    روزمره در راستای منافع گروه های خاص، واقعیتها تحریف می شود / کسی که نیروی محرکه شوک درمانی پلید در ۱۴۰۳ بود را قهرمان ضد رانت معرفی می کنند / بزرگترین جنایت سیاستهای تورم زا، این است که مناسبات را رانتی می کند

    به گفته مومنی؛ اکنون روزمره در راستای منافع گروه های خاص، واقعیتها زیر و رو می شود! کسی که نیروی محرکه شوک درمانی پلید جدید در ۱۴۰۳ بوده، به عنوان قهرمان ضد رانت معرفی می شود. اینها ظلم به جامعه و ظلم به حقیقت است. سال ۱۴۰۱، که دولت آقای رئیسی می خواست این خطای فاحش فسادزا را انجام دهد، دروغ پشت دروغ مطرح کردند، چرا که مقصود آنها رانت بود و مسائل دیگر تنها بهانه ای بودند. ابتدا گفتند ما می خواهیم شوک نرخ ارز ایجاد کنیم، چون نسبت به رانت بسیار حساسیم! من آن زمان به ذخیره دانایی علم اقتصاد استناد کردم و گفتم ۱۷۷۶ اسمیت گفت از سه کانال «مزد»، «سود» و «رانت» می توان درآمد تصور کرد؛ فرق سومی با مزد و سود در این است که مزد و سود عامل افزایش قیمتها هستند و رانت معلول آنها است. بزرگترین جنایت سیاستهای تورم زا، این است که مناسبات را رانتی می کند. در مناسبات رانتی، انگیزه های دانایی، کارایی و بهره وری سقوط و فساد، نابرابریهای ناموجه و وابستگی های ذلت آور به دنیای خارج افزایش می یابد و ما با امواج خروج سرمایه های مادی و انسانی هم از کشور روبرو هستیم.

     مملکت را به شهر بی کلانتر تبدیل کرده اند که هر کس هر کار بی ضابطه ای می خواهد بکند! / ادعای سرکوب بازار پول را مطرح می کنند، اما هیچگاه نمی گویند مزد سرکوب می شود

    مومنی ادامه داد: بدا به حال مدیریتی که این میزان همه چیز را رها کرده است! مملکت را به شهر بی کلانتر تبدیل کرده اند که هر کس هر کار بی ضابطه ای می خواهد بکند! ببینید، در کشورهایی که به آن کشورهای پیشرفته سرمایه داری می گویید یک فروشگاه وجود دارد که جرات کند و قیمت روی کالاهایش نزده باشد!؟ بعد اگر ما اینجا بگوییم باید مساله نظارت بر قیمتها و حساب و کتاب وجود داشته باشد، با تخصصی که در جعل مفاهیم پیدا کرده اند که حتی در آن صداقت و عدالت را رعایت نمی کنند، انواع برچسب ها را می زنند! اگر بگوییم با این نرخ بهره ای که در این اقتصاد تحمیل کرده اید، چه کسی می تواند به سمت سرمایه گذاری تولیدی برود، می گویند عده ای طرفدار سرکوب در بازار پولی هستند! اما وقتی با وجود الزام قانونی به نیروی کار، اضافه دستمزدی کمتر از تورم رسما اعلام شده می دهند، دیگر نمی گویند مزد سرکوب شد! به خوبی آن مناسبات رانتی، فاسد و ناعادلانه، حتی در به کارگیری عبارتها در امور یکسان هم موضوعیت پیدا می کند.

    گزارش مرکز آمار نشان داده بود که رشد قیمت کالاهایی که مشمول دریافت ارز ترجیحی هستند، بسیار کندتر از دیگر کالاها و خدمات است

    وی افزود: حکومتگران ما در بهترین حالت، فقط حسن نیت دارند و از صلاحیت تخصصی خبری نیست، بنابراین بسیار راحت تحت تاثیر جوسازی ها قرار می گیرند! یک باره گفتند ناراحتی ما این است که چرا کالاها این میزان گران به دست فقرا می رسد! لطف خدا بود که در همان ایام، مرکز آمار ایران درباره تحولات قیمتها گزارش فصلی منتشر کرد که در آن به صورت عریان، نشان داد اتفاقا در مورد آن کالاهایی که مشمول دریافت ارز ترجیحی هستند، رشد افزایش قیمتها، بسیار کندتر از دیگر کالاها و خدمات است. یعنی همه چیز بر اساس دروغ، جعل و فریب پیش می رود و این وضعیت روزمره اتفاق می افتد.

    قاطعانه این وضعیت با بیرون از کشور هم پیوندی دارد

    استاد گروه برنامه ریزی و توسعه اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی گفت: پرسش بنیادی برای جعل واقعیت و دروغ پردازی، این است که این شرایط منحصرا منشا داخلی دارد و یا پیوندی با منافع بیرونی هم پیدا می کند!؟ پاسخ من به این پرسش این است که قاطعانه این وضعیت با بیرون از کشور هم پیوندی دارد. باید هر سیاستی که اتخاذ می کنید، از دریچه اقتصاد سیاسی، نسبت آن را با منافع بیرونی ها هم ببینید! بعد درباره آن تصمیم بگیرید، خود این موضوع یک شاقول برای خدمتگزاری به مردم است. وقتی در دوره اوج درآمدهای نفتی ، در بعضی از سالها در دهه های ۱۳۸۰ و ۱۳۹۰، سالانه رقمی بین ۳۰ میلیارد دلار ما واردات کالاهای ساخته شده قابل تولید در کشور داشتیم، یعنی چه!؟ این که این گونه عریان، به منافع تولیدکنندگان داخلی پشت می کنیم و ایران را دو دستی تقدیم تولیدکننده های خارجی می کنیم، همه سهو است!؟

    لرد کرزن گفت یکی از مهره های شطرنجی که بازی سلطه بریتانیا بر دنیا، روی آن قرار دارد، ایران است

    مومنی ضمن اشاره به بخشهایی از کتاب «پرایز» دانیل یرگین که در آن نقل قولی از «لرد کرزن» که نایب السلطنه دولت بریتانیا در هندوستان بوده و بعدها وزیر امور خارجه انگلیس هم می شود و در آن ایام در سرنوشت ایران هم موثر بوده، آمده است، گفت: لرد کرزن می گوید «یکی از مهره های شطرنجی که بازی سلطه بریتانیا بر دنیا، روی آن قرار دارد، ایران است». ببینید ۱۹۰۶ انقلاب مشروطیت در ایران پیروز شد و ۱۹۰۷ روس و انگلیس ایران را به دو منطقه نفوذ تقسیم کردند. یعنی به این عریانی در سرنوشت ایران مداخله دارند. ببینید تمام آنچه که رضاشاه بعد از کودتا انجام داد، یک به یک، عملیاتی کردن قرارداد ۱۹۱۹ بوده است. یعنی سقوط حکومت قاجار و برآمدن پهلوی ها با مداخله خارجی ها بوده، خودشان او را آوردند، مسیری طی کردند تا او را شاه کردند و بعد هم که تاریخ مصرفش تمام شد، خود آنها او را از کشور بیرون بردند. اینها را که نمی شود منکر شد. تا این درجه با ما بازی می کنند.

    وقوع توطئه از ناحیه بیرونی ها که منافعی در داخل دارند، مسلم است

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد، تاکید کرد: اصل وقوع توطئه از ناحیه بیرونی ها که طمع و منافعی در داخل دارند، مسلم است، اما تا درباره اینها حرفی بزنیم، می گویند فلانی هم توطئه ای اندیش شد! در حالی که توطئه ای اندیشی، نه از بابت اینکه به واقعیت توطئه اذعان دارد محکوم است، بلکه توطئه ای اندیشی، از این باب محکوم است که ما را در برابر توطئه مصلوب الاختیار فرض می کند. اگر ما خرد داشته باشیم و به مردم و خصوصا متفکرانمان آزادی بدهیم که بتوانند آزادانه بیندیشند و حرف بزنند و با هم بحث کنند، می توانیم بر این توطئه ها غلبه پیدا کنیم. این مساله ای است که باید به آن توجه داشته باشیم.

    اگر بنیه تولیدی کشوری ضعیف باشد، در اسارت قدرتمندان قرار می گیرد

     وی ضمن انتقاد نسبت به برخی دیدگاه ها که عنوان می کنند در دوره جهانی شده، وابستگی ها یک سویه نیست و متقابل است، آن را جاهلانه ترین حرفی دانست که می توان نسبت به دنیای واقعی کنونی زد و با تاکید بر اینکه همه انواع نابرابریها در درون جوامع و بیرون آنها در حال گسترش است و با این شرایط عنصر سلطه موضوعیت بیشتری پیدا می کند، اظهارداشت: سال ۲۰۲۰، هاجون چانگ، کتابی با عنوان «Kicking Away the Ladder» (انداختن نردبان) نوشت و گفت اگر می خواهید عنصر گوهری فریبکاری قدرتهای صنعتی پیشرفته جهان را متوجه شوید، بر سیاست صنعتی متمرکز شوید؛ جایی که بنیه تولیدی کشورها را تحت تاثیر قرار می دهد. چون اگر کشوری، از نظر بنیه تولیدی ضعیف باشد، در اسارت قدرتمندان و تحت سلطه آنها قرار می گیرد.

    اهداف استراتژیک انگلستان به محض اینکه بر هندوستان سیطره پیدا کرد…

    مومنی توضیح داد: هاجون چانگ می گوید به محض اینکه انگلستان بر هندوستان سیطره پیدا کرد، اولین کارش این بود که فعالیتهای تولیدی باارزش افزوده بالا و منجر به ساخت کالا در هندوستان را ممنوع کرد. به این عریانی! دومین کارش این بود که فعالیتهای صادراتی تولید محور و منجر به صدور کالاهای ساخته شده در مستعمرات را محدود کرد تا توان رقابت تولیدکنندگان کشور مستعمره با کشورهای استعمارگر به حداقل برسد. سومین اقدام این بود که در مستعمره ها، از طریق انواع مشوقهای مالی و سیاستی، تولید مواد خام را تشویق کردند تا شیرینی و امتیاز و سود بیشتر کالاهای ساخته شده را متوقف کنند.

    انگلستان با پرداختهای غیرعادی، تقاضای دوپینگی برای تریاک ایران ایجاد کرد / قحطی بزرگی که در شهرهای بزرگ ایران، تا چهار، پنجم کشور را نابود کرد، ریشه در این کار انگلستان داشت

    این اقتصاددان ضمن اشاره به بخشهایی از کتاب «تاریخ اقتصادی ایران»، نوشته چارلز عیسوی که تحولات اقتصادی ایران، از ۱۸۰۰ تا ۱۹۰۰ را مورد بررسی قرار داده است، گفت: او می گوید تا ۱۸۲۰ ایران حتی برای نیازهای درمانی اش، واردکننده تریاک بود و بعد انگلستان با پرداختهای غیرعادی، تقاضای دوپینگی برای تریاک ایران ایجاد کرد ، در نتیجه در ۱۸۵۰، یعنی ۳۰ سال بعد، ایران به یکی از بزرگترین صادرکنندگان تریاک تبدیل شد! و قحطی بزرگی که در شهرهای بزرگ ایران، تا چهار، پنجم کشور را نابود کرد، ریشه در این کار انگلستان داشت. چون با آن الگوی قیمت گذاری که انگلستان کرده بود، کشاورزان می دیدند که اگر به جای کاشت غلات و حبوبات ، تریاک بکارند، با زحمت کمتر و با زمین یکسان، عایدی شان یکسان خواهد شد. آن زمان ما حکومتی که این مناسبات را بفهمد نداشتیم و در نتیجه آن فاجعه بزرگ انسانی رقم خورد و پیامدهای دردناکی برای ایران و آینده آن داشت.

    مومنی با بیان اینکه چانگ می گوید از اوایل قرن نوزدهم تا اواسط قرن بیستم هم اعمال فشار و تحمیل خام فروش کردن کشورهای ضعیف تر، برای اینکه بازار مصرفشان به صورت تضمین شده در اختیار قدرتهای بزرگ قرار گیرد، بر کشورهای ضعیف تری که به صورت رسمی مستعمره نبودند هم تحمیل شد، ادامه داد: در نیمه دوم قرن بیستم هم آنها از طریق ممانعت از شکل گیری ITO و جایگزین کردن  GOT به جای آن، سپس از طریق برنامه تعدیل ساختاری، بر محور آزادسازی واردات، در سراسر کشورهای در حال توسعه تداوم پیدا کرد. این نکته عجیبی است و کاش گوش شنوایی در این حکومت گرامی وجود داشت.

    شاقول توسعه گرا بودن دولت، نحوه اهتمام به بنیه تولید فناورانه است / بی سابقه ترین فشارها بر معیشت مردم در سند بودجه پیش بینی شده

    وی با تاکید بر اینکه حتی کتابهای کلاسیک توسعه سیاسی می گویند شاقول توسعه گرا بودن یک دولت، نحوه اهتمام به بنیه تولید فناورانه است، تصریح کرد: از این دریچه به لایحه بودجه ۱۴۰۴ نگاه کنید! مرکز پژوهشهای مجلس می گوید مهمترین مشخصه این سند این است که هیچ اهتمامی برای برطرف کردن هیچ یک از مشکلات تولید صنعتی ندارد، اما از سوی دیگر ده ها تمهید علیه تولید صنعتی در این سند پیش بینی شده است. در حالی که ستون فقرات استقلال ملی و امنیت ملی، مردم هستند. بی سابقه ترین فشارها بر معیشت مردم در سند لایحه بودجه پیش بینی شده است. وقتی فریب می خورید، می توانید آلت دست شوید، این آلت دست شدن گاه این است که به غیرمولدهای داخلی و منافع آنها اولویت می دهید و گاه توجه ندارید که این تاجرباشی ها بر اساس هشدار اسمیت که به حکومتش می گفت از آنها که در تجارت خارجی هستند بر حذر باش، چگونه با بیگانگان منافع دارند. اکنون اگر ما حرف اسمیت را بزنیم، برچسب چپ گرایی را می زنند. این قدر همه چیز آشفته شده است!

    واردات افراطی طلا با منطق سوداگری انجام می شود / یک سوال جدی از رئیس جمهور

    مومنی اظهارداشت: آقای بحرینیان سندی برای من فرستادند که مجموعه اظهارات رئیس جمهور در زمانی است که نماینده مجلس بودند. آقای پزشکیان در ۳۱ خرداد ۱۳۹۷، در سخنرانی از موضع نایب رئیس اول مجلس، گفته این چه مناسباتی است که ایجاد کردیم که عده ای یک شبه ، با واردات خودرو و با سوداگری روی خرید هزاران سکه، می توانند میلیاردها تومان سود ببرند!؟ شرح طولانی داده که این دو کار جزء شرم آورترین کارها تلقی شده. جای این نیست که آقای رئیس جمهور از خود بپرسد چه بر سرش آمده که وقتی رئیس جمهور می شود، این دو کار، جزء اولین کارهایی است که می کند!؟ یعنی هم تسهیل کردن واردات خودرو و دامن زدن به آن و اینکه این گونه افراطی اقدام به واردات طلا شود. تنها با منطق سوداگری می توان آنها را درک کرد و هیچ ربطی به توسعه ملی ندارد. باید به آقای رئیس جمهور گفت آن نایب رئیسی که سال ۱۳۹۷ به خوبی مسائل را می فهمید، اکنون مجری سیاستهایی است که آن زمان در قباحتش سخن می گفت.

    آقای رئیس جمهور، شما که متخصص حیطه سلامت هستید، چگونه دربرابر روندهای وحشتناک افزایش قیمت دارو ساکتید!؟

    وی افزود: آقای رئیس جمهور، شما که متخصص حیطه سلامت هستید، چگونه دربرابر روندهای وحشتناک افزایش قیمت دارو ساکتید!؟ چگونه در برابر این پیش بینی مقامهای رسمی نظام سلامت که می گوید سال آینده حیاتی ترین تجهیزات پزشکی که جان انسانها به آن مرتبط است، با این تدابیر نابخردانه درخصوص نرخ ارز حداقل ۷ تا ۹ برابر افزایش قیمت دارند ساکتید و تن به اجرای چنین سیاستهایی می دهید!؟

    مافیای واردات خودرو، از تصادفات در ایران، در راستای منافع خود بلوا ساخت / ۸۵ درصد تصادفها، دقیقا در حیطه مسئولیت راهنمایی و رانندگی است

    این استاد اقتصاد دانشگاه ادامه داد: کارزاری با عنوان «نه به تصادفات» مدتی تشکیل شده که از وزیر بهداشت تا برجسته ترین متخصصان حیطه سلامت در آن حضور دارند، چقدر باید از این هشدارها داد که آنها که باید بفهمند، متوجه شوند. برجسته ترین کارشناسان سلامت کشور عضو این کارزار هستند و پژوهشی را با عنوان مهمترین علل تصادف در ایران از آغاز ۱۳۹۳ تا پایان ۱۴۰۲ منتشر کردند، در این ۱۰ ساله، مهمترین علل تصادف در ایران، سرعت غیرمجاز و عدم رعایت فاصله ایمنی با ضریب اهمیت ۳۰ درصد ، رانندگی خطرناک و سبقت غیرمجاز با ضریب اهمیت ۲۰درصد، خستگی و خواب آلودگی راننده با ضریب اهمیت ۱۵ درصد. یعنی ۶۵ درصد کل تصادفات ایران، تنها به شیوه رانندگی مربوط می شود. ۱۰ درصد وضعیت نامناسب جاده ها و ۱۰ درصد استفاده از تلفن همراه حین رانندگی و عدم توجه به علائم رانندگی مربوط می شود. ۸۵ درصد تصادفها، دقیقا در حیطه مسئولیت راهنمایی و رانندگی است اما مافیای واردات خودرو، از این کلمه حق که تصادف در ایران زیاد است، بلوایی ساختند و خدا می داند که چه پولهایی را میان چه کسانی توزیع کردند و مقامات مسئول پرشماری در حیطه مسئولیت خود، گفتند که اگر می خواهید تصادف در ایران کم شود، راه برای آزادشدن واردات خودور باز کنید! آیا اینها تصادفی است!؟ اینگونه قلب واقعیت می کنند. به جای اینکه در حیطه مسئولیت خود پاسخگو باشند، نسبت به تولید داخلی خودرو فحاشی می کنند.

    مومنی در عین حال گفت: من هم اذعان می کنم که تولید داخلی خودرو کیفیت قابل دفاعی ندارد اما باید بررسی کنیم که وقتی این صنعت، حیاط خلوت جناح های سیاسی، باندهای رانت خوار و رباخوار و سوداگر و سیاسی کار، می شود، برای کیفیت پیدا کردن صنعت خودرو، مانع تراشی می شود. بعد می گویند باید واردات انجام دهیم.

    مانند یک کاسبکار با افزایش قیمت ارز، دنبال پول درآوردن هستند

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ، با بیان اینکه اکنون به ارز از زاویه چرتکه ای نگاه می شود و مانند یک کاسبکار با افزایش قیمت آن، دنبال پول درآوردن هستند و به فساد، فلاکت و وابستگی ذلت آوری که به دنیای خارج ایجاد می کند توجهی ندارد، اظهارداشت: برای یک ساخت توسعه نیافته که در شرایط بحرانی به سر می برد، دستیابی به منابع ارزی، مهم ترین عنصری است که قدرت انعطاف به نظام مدیریتی کشور می دهد. شما این ابزار قدرت انعطاف را اینگونه نابود می کنید و در کنار آن تولید را هم ریشه کن می کنید و مردم را هم به فلاکت می اندازید و حکومت را هم به افلاس مالی دچار می کنید. این به منافع خارجی ها و منافع منحط دلالها، رباخوارها و سوداگرها ربط ندارد!؟

    راه نجات ایران از مساله آزادی می گذرد / از چه می ترسید که اجازه نمی دهید محیط دانشگاه آزاد باشد؟ / قباحت دارد که مجری رانت زاترین سیاستها را تبدیل به قهرمان ضدرانت می کنند!

    مومنی تاکید کرد: مساله فریب می گوید راه نجات ایران از مساله آزادی می گذرد. حکومت باید خود را متعهد کند که داده هایش را به موقع و باکیفیت ارائه دهد و برای گفت و گوهای آزاد، بیان اظهارات و دیدگاه های مردم و کارشناسان راه باز کند. از چه می ترسید که اجازه نمی دهید محیط دانشگاه آزاد باشد و گفت وگوهای کارشناسی اعتلابخش در آن جریان داشته باشد تا راه را بر این فریب ها ببندیم. قباحت دارد که حرفهایی زده می شود و مجری رانت زاترین سیاستها را در این کشور تبدیل به قهرمان ضدرانت می کنند! به شرافتمندترین آدمهای این کشور برچسبهای چپ گرایی و از این قبیل می زنند. آزادی اکسیر این سلطه مناسبات مشکوک و فریبکارانه است. البته که آزادی پس از بیان، از آزادی حین بیان مهم تر است. با این حال، تا همین جا که حکومت گرامی تحمل می کند ممنونیم، اما خدا می داند که مقدراتمان تحت تاثیر این مناسبات قرار گرفته است. وقتی که رانت با سرکوب گره بخورد و علم به حاشیه برود، همه مان لطمه می بینیم.

    این اقتصاددان گفت: اکنون آنها که تمامیت ارضی ایران را تهدید می کنند، از ضعفها و خطاهای حکومت گرامی استفاده می کنند تا در میهن دوستی و توسعه خواهی تزلزل ایجاد کنند. اگر حکومت هشیار نباشد و در زمین آنها بازی کند و توسعه خواه ها را تحت فشار بگذارد و برای لاشخورها، رباخوارها و مفت خوارها بسط ید ایجاد کند، همه مان زیان خواهیم دید.

    بگذارید مردم آزادانه درباره مسائلی که به آن مبتلا هستند حرف بزنند / بگذارید صدای مردم شنیده شود

    این استاد دانشگاه ادامه داد: هر میزان که سیستمها پیچیده تر می شوند، عدم تقارن اطلاعات افزایش پیدا می کند و راه بر فرصت طلبی ها و فریب کاریها برای در اختیارگرفتن منافع خاص بازتر می شود. در چنین شرایطی باید به دانایی و حریت پاداش دهید و نه اینکه آنها را تنبیه کنید. این گونه کشور نجات پیدا می کنید و آبروی خودتان هم محفوظ خواهد بود. از این طریق احساس تعلق به این جامعه را افزایش خواهید داد. بگذارید مردم آزادانه درباره مسائلی که به آن مبتلا هستند حرف بزنند. بگذارید صدای مردم شنیده شود. اینگونه نباشد که در راه تسهیل رفاه بسیار ثروتمندها، عزیزان در دوره رئیسی خرید و فروش جت شخصی را آزاد می کنند و بعد مقام مسئول گفته بود ما این کارها را برای رفاه مردم می کنیم! آقا جان! مردمی که بر طبق گزارشهای رسمی، ۶۰ درصدشان قادر نیستند به اندازه کافی کالری دریافت کنند، پراید هم نمی توانند بخرند، شما برایشان خرید و فروش جت آزاد می کنید!؟

     فریب و جعلیات مبنای توهم برای اداره اقتصاد ملی شده است

    مومنی تعلق ۷۴ درصد سپرده های سرمایه گذاری ها به یک درصد سپرده گذاران را وحشتناک ترین نابرابری ذلیل کننده ایران عنوان کرد و گفت: فریب و جعلیات مبنای توهم برای اداره اقتصاد ملی به کام مفت خوارها، سوداگران و واردات چی ها و به زیان عامه مردم، تولیدکننده ها و آینده کشور شده است.

    بزرگترین خائنان به کشور را قهرمان جا می زنند

    وی افزود: از کودتای ۲۸ مرداد و سوم اسفند قباحت زدایی می کنند و بزرگترین خائنان به کشور را قهرمان جا می زنند. این معنایش این است که هویت ملی و تمامیت ارضی ما در گرو این است که ما راه را بر مشارکت هر چه بیشتر مردم در سرنوشت سیاسی و اقتصادی شان باز کنیم. اگر غیر از این باشد، همه ما زیان خواهیم کرد.

  • عواقب استیضاح وزیر اقتصاد برای معیشت مردم / مومنی: همتی شرایطی که از دولت قبلی تحویل گرفت پر فاجعه، پر بحران و پر فساد بود

    عواقب استیضاح وزیر اقتصاد برای معیشت مردم / مومنی: همتی شرایطی که از دولت قبلی تحویل گرفت پر فاجعه، پر بحران و پر فساد بود

    به گزارش اقتصادران، گفت‌وگو با فرشاد مومنی به صورت متعارف ‌باید بر بلندای صفحه اقتصادی روزنامه بازتاب پیدا می‌کرد، اما رخدادهایی در ماجرای استیضاح ناصر همتی به وقوع پیوستند که ضرورت تحلیل‌هایی فراتر از اقتصاد صرف و ذیل موضوعات مرتبط با نظام حکمرانی را یادآور می‌شود. فرشاد مومنی، استاد دانشگاه علامه طباطبایی و رییس موسسه دین و اقتصاد در گفت‌وگو با «اعتماد» ضمن واکاوی محتوایی نشست استیضاح، دلایل آن و بازیگران اصلی آن، تلاش کرده دریچه‌ای به سمت تصمیمات عاقلانه‌تر و تدابیر مطلوب‌تر پیش پای دولت قرار دهد. او نظام تصمیم‌سازی‌های کشور طی ۳دهه اخیر را زمینه‌ساز «به فلاکت انداختن مردم»، «به بحران کشاندن بنگاه‌های تولیدی» و «به اسلاف مالی دچار کردن دولت» دانسته و خطاب به رییس‌جمهور و مردان کلیدی کابینه توصیه می‌کند که رویکردهای ضد توسعه و ضد عادلانه قبلی را کنار بگذارند. او همچنین می‌گوید: «در نیمه دوم دهه ۱۳۹۰ برای نخستین‌بار در تاریخ اقتصادی ۱۰۰ساله اخیر ایران، فاصله دوبرابر شدن اندازه جمعیت فقیر ایرانی به ۳سال کاهش پیدا کرده است.» گزاره‌ای که ضرورت انجام اصلاحات بنیادی را در نظام حکمرانی کشور یادآور می‌شود.

    نشست استیضاح همتی در روز یکشنبه به پایان رسید و مجلس رای مثبت به استیضاح داد. شرایط کشور را در کشاکش این استیضاح چطور ارزیابی می‌کنید؟

    واقع آن است که اوضاع و احوال ایران زمین از هیچ جنبه‌ای به سامان نیست و طبیعتا حادترین، فوری‌ترین و ملموس‌ترین جنبه‌ای که در این شرایط جلوه می‌کند، مسائل و مشکلات اقتصادی است. طی ۳دهه اخیر، سرآغاز فرآیند «به فلاکت انداختن مردم»، «به بحران کشاندن بنگاه‌های تولیدی» و «به اسلاف مالی دچار کردن دولت» ریشه در توهمی دارد که ۳۵سال است سایه گسترده خود را بر اقتصاد و جامعه ایرانی انداخته است. طی این مدت به صورت روزمره در عین حال که آن فشارها را به ۳گروه یاد شده (مردم، بنگاه‌های اقتصادی و دولت) وارد آورده، گروه‌های ذی‌نفع دیگری را از بطن این مناسبات پدیدار کرده است. این ذی‌نفعان امروز بخش قابل اعتنایی از قدرت و ثروت ایجاد شده بر اثر نابخردی‌های سیاستی و در راس آنها شوک درمانی را در اختیار گرفته‌اند. به‌رغم اینکه این‌گونه سیاست‌ها حتی یک‌بار در تجربه‌های مکرر ایران با موفقیت همراه نبوده است. با زور و فشار این ذی‌نفعان همچنان استمرار دارند.

    اما آقای پزشکیان قرار بود با این کلونی‌های قدرت و ثروت نامشروع مقابله کرده و زمینه‌های اصلاح امور را فراهم سازند. آیا در این مسیر قرار داریم؟

    وقتی که آقای دکتر پزشکیان انتخاب شدند هم خود ایشان و همراهانشان در مبارزات انتخاباتی و هم کارشناسان مستقل و بی‌طرف کشور دایما تذکر می‌دادند که اگر اقتصاد و جامعه ایرانی بخواهد نجات پیدا کند، این کار با تداوم ریل موجود سیاست‌های بحران‌ساز امکان‌پذیر نیست. اما متاسفانه آنچه در عمل مشاهده شد، این بود که پس از انتخابات رییس‌جمهور و کابینه ایشان به طرز شگفت‌آوری برخلاف آنچه وعده داده شده بود، روی ادامه همان ریل سیاستی قبلی پافشاری مشکوک و غیرمتعارفی شد، چون در این فاصله ۳۵ساله هم خانوارها، هم بنگاه‌های تولیدی و هم ساختار مالیه دولت دچار وضعیت شکننده‌ای شده‌اند، واکنش‌ها نسبت به آن سیاست‌های نابخردانه سریع‌تر از گذشته رخ می‌دهد.

    در نیمه دوم دهه ۱۳۹۰ برای نخستین‌بار در تاریخ اقتصادی ۱۰۰ساله اخیر ایران، فاصله دوبرابر شدن اندازه جمعیت فقیر ایرانی به ۳سال کاهش پیدا کرده است. این مساله به اندازه کافی گویای یک واقعیت تلخ است، اینکه نمایندگان مجلس حتی یک‌سال هم به تیم اقتصادی جدید مجال ندادند و در آستانه ۶ماهگی فعالیت‌های کابینه، یکی از موثرترین افراد در استمرار سیاست‌های نابخردانه و مخرب را عزل کردند، حکایت از یک مساله حیاتی دارد و آن اینکه اگر آن مساله حیاتی به درستی درک نشود، احتمال بهبود وضعیت در کشور هر روز کمتر و کمتر می‌شود.

    استیضاح وزیر اقتصاد دولت چهاردهم در این فاصله کوتاه از آغاز فعالیت‌های دولت چه معنا و مفهومی دارد؟ اگر قرار بود توصیه‌ای به آقای رییس‌جمهور داشته باشید، چه موضوعی را مطرح می‌کردید؟

    در اظهارات آقای رییس‌جمهور در پشتیبانی در اصرار برای بقای وزیر معزول، یک نکته بسیار راهبردی وجود داشت که خوب است هم خود ایشان درباره‌اش بیشتر تامل کنند و هم کسانی که دل در گروی سرنوشت و آینده مردم و کشورمان دارند، روی آن بیشتر تاکید کنند. به ویژه درباره الزامات اندیشه‌ای و عملی آن بیشتر سخن گفته شود تا سوءتفاهم‌ها و خطاها جای خود را به اصلاح ثمربخش و بنیادی در عرصه ریل‌گذاری اقتصاد ایران بدهد. به نظر من آن نکته باید در این کادر مورد توجه قرار گیرد که ‌آقای رییس‌جمهور مکرر گفتند و دیگران هم آن را به گونه‌های مختلف تکرار کردند که جابه‌جایی یک فرد به تنهایی چیزی را تغییر نمی‌دهد. این حرف، حرف متینی است، اما در ادامه باید گفت که برای اصلاح قطعا باید افرادی متناسب با رویه‌های اصلاحی جایگزین افراد متناسب با رویه‌های مخرب باشند. بنابراین توصیه اکید من به آقای رییس‌جمهور این است که ایشان را به پرهیز از واکنش‌های عصبی، ناسنجیده و انفعالی در برابر این تصمیم مجلس فرا می‌خوانم. همچنین به ایشان تاکید می‌کنم با همان آرامش و متانتی که قرآن و نهج‌البلاغه را قرائت می‌کردند به این نکته توجه داشته باشند که جابه‌جایی فرد به شرطی بی‌ثمر است که اصرار و پافشاری روی تداوم سیاستگذاری بر ریل‌های مخرب گذشته صورت گیرد. بنابراین اگر به شکل متناسب با تغییر این فرد، اصلاح ساختار نهادی ضد تولیدی و ضد عادلانه کنونی در دستور کار قرار نگیرد، همان نکته‌ای که آقای رییس‌جمهور گفتند صحت خود را به نمایش خواهد گذاشت. خاضعانه به ایشان توصیه می‌کنم این رای عدم اعتماد را، رای عدم اعتماد به یک فرد معین در نظر نگیرند، بلکه به اندیشه‌ها و سیاست‌های نادرست و فاجعه‌ساز تسری دهند.

    خروجی این رای عدم اعتماد برای دولت و نظام تصمیم‌سازی‌های کشور چه می‌تواند باشد؟

    درس بزرگی که باید امیدوار بود مشاوران و افراد نزدیک به رییس‌جمهور با دقت و با معیارهای کارشناسی بازنگری و مرور کنند، آن است که اصرار بر جایگزینی فردی با همان رویکردهای نادرست یک خطای راهبردی و دهن کجی به منافع ملی تلقی می‌شود. فکر می‌کنم بسیار خوب خواهد بود که اصلاح متناسب در حیطه‌های در اختیار رییس‌جمهور هم برای نشان دادن همدلی و توافقی که آقای رییس‌جمهور مطرح می‌کردند توسط خود ایشان در دستور کار قرار بگیرد. یعنی همه مسوولان اقتصادی که روی ریل شوک درمانی و بی‌ثبات‌سازی اقتصاد کلان و تعمیق وابستگی، فقر و نابرابری در اقتصاد ایران پافشاری داشتند آن مواردی که در اختیار رییس‌جمهور است با افرادی جابه‌جا شوند که با رویکرد توسعه‌گرا، ریل‌های مخرب و فاسد کنونی را تغییر دهند و راه را به سمت نجات اقتصاد ملی و بهبود آینده کشور باز کنند.

    برای ایجاد چنین اصلاحی که شما ابعاد و زوایای گوناگون آن را تشریح کردید، چه راهبردهایی باید در دستور کار قرار بگیرد؟

    برای اینکه چنین اتفاقی رخ دهد، باید به آقای رییس‌جمهوری گوشزد کنم که ایشان بارها در رقابت‌های انتخاباتی بر پایبندی روی برنامه تاکید داشتند. هم خود ایشان و هم مشاوران و همراهان و هم کارشناسان مستقل بارها توضیح داده‌اند، آنچه به عنوان سند برنامه هفتم تصویب شده، هیچ نسبتی با یک برنامه توسعه کارآمد همراه با تغییر ریل اداره کشور ندارد. به همین دلیل دایما گفته می‌شود، مبرم‌ترین وظیفه دولتی که تعهد برنامه‌ای دارد، آن است که خطاهای پرشمار و فاجعه‌ساز این سند و نواقص پرتعداد آن را اصلاح کند. بنابراین درس بزرگی که آقای رییس‌جمهور باید از این واکنش مجلس بگیرند، این است که هر چه سریع‌تر تیم شایسته‌ای را که از صلاحیت‌های کافی علمی و تجربی برخوردار باشند، به کار بگیرند . همچنین تقاضای بازنگری توسعه‌گرا نسبت به آن سند داشته باشند و برنامه باکیفیتی را تدارک دیده و کار را جلو ببرند.

    محتوای جلسه استیضاح از نظر شما واجد چه ویژگی‌هایی بود؟

    در جریان گفت‌وگوهایی که در جلسه استیضاح در گرفت، نکته‌های مهمی وجود دارد که باید سر فرصت به آنها رسیدگی شود. آقای وزیر معزول به درستی اشاره می‌کردند شرایطی که از دولت قبلی تحویل گرفته‌اند، پر فاجعه، پر بحران و پر فساد بوده است. این حرف متینی است. اما حرف بر سر این است که نحوه مواجهه آنها به خصوص وزیر معزول با بحران‌های پر شمار به ویژه شیوه تلاش برای جبران کسری مالی دولت، بزرگ‌ترین و فاجعه‌سازترین ریشه بحران‌های کنونی است و اصرارهای غلط ایشان بر شیوه شوک درمانی برای تامین کسری مالی دولت، نشان‌دهنده عمق ناکافی دانش ایشان از شرایط واقعا موجود اقتصاد ایران و عوامل اصلی بحران‌ساز برای آن بوده است. اگر کسی قرار است به جای ایشان و افراد دیگر در دولت فعلی بر سیاست‌های نابخردانه بحران‌ساز اصرار کنند، باید از آنها آزمونی گرفته و متونی مطالبه شود که در آنها درباره شیوه کارآمد مواجهه با این بحران‌ها به ویژه کسری مالی دولت حرف‌های روشنی داشته باشند. این مساله را باید دایما گوشزد کرد که سیاست‌های تورم‌زا، ضد توسعه‌ترین و ضد عادلانه‌ترین سیاست‌هایی است که می‌شود در تاریخ علم اقتصاد مشاهده کرد. جای دریغ و تاسف است که آقای رییس‌جمهور محترم که راجع به عدالت‌خواهی خودشان تاکید داشتند در دام این سیاست‌های نادرست و فاجعه‌ساز افتاده بودند. امیدوارم این تلنگر مجلس، این ظرفیت و فرصت را هم در سطح سران قوا و بالاتر و هم در ذهن آقای رییس‌جمهور محترم پدیدار کند که برای حل مساله، شیوه مواجهه‌ای که انتخاب می‌کنند، یک شیوه همراه با بلوغ و همراه دوراندیشی و ذکاوت و نه مبتنی بر احساسات باشد، بلکه مساله درست فهمیده شود. این رای اعتماد، رای عدم اعتماد به یک فرد مشخص نیست، بلکه به اندیشه‌ها و سیاست‌ها و ساختار نهادی ضد توسعه‌ای و ضد عادلانه موجود است. اگر آقای رییس‌جمهور این قاعده و درک درست را راهنمای عمل خود کنند، بدون تردید چشم‌اندازهای سال آینده می‌تواند بسیار امیدوار‌کننده باشد. نکته حیاتی‌تر این است که در مسیر این اصلاح حتما باید جهت‌گیری‌های نابخردانه و ضد توسعه‌ای مندرج در سند لایحه بودجه ۱۴۰۴ هم به صورت بنیادی اصلاح شود و تغییر یابد.‌

  • اسم فساد را «ناترازی» گذاشته اند! / بار ربا کمر این جامعه را خرد کرده است / غیرت ما راجع به فقر از بین رفته!

    اسم فساد را «ناترازی» گذاشته اند! / بار ربا کمر این جامعه را خرد کرده است / غیرت ما راجع به فقر از بین رفته!

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی با بیان اینکه هیچ کدام از لوازم تک نرخی کردن ارز، اکنون در اختیار ایران نیست ، گفت: گزارشهای رسمی می گویند سال ۸۹، تعداد فقرای این کشور حدود ۱۰ میلیون نفر و ۱۳۹۵ از ۱۳ میلیون نفر بالاتر رفته و سال ۱۴۰۰ به رقمی بالغ بر ۲۵ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر رسیده است و گزارشهای هنوز انتشار نیافته به لحاظ تحلیلی و برآوردی می گویند ما نزدیک به این می شویم که ۳۰ میلیون نفر از جمعیت زیر خط فقر قرار گیرند. ببینید چقدر شرم آور است! وقتی شما نام مسائل چند وجهی و بحران ساز و مشکوک و فاسد را «ناترازی» می گذارید و باب بحث عمیق عالمانه برای فهم ریشه های گرفتاری را می بندید، آثارش برای مردم با فقرزایی ظاهر می شود.

    مومنی با بیان اینکه ماجرای ناترازی انرژی از نیمه اول دهه ۱۳۸۰ آغاز شد، گفت: در نیمه اول دهه ۱۳۸۰، یعنی در هنگامه اوج گیری قیمت نفت، رندانی پیدا شدند و گفتند مسائل مربوط به انرژی و به ویژه بازار جهانی نفت و گاز، مسائلی بسیار پیچیده است. با عنوان اینکه پیچیده است، رسیدگی آن از سوی مجلس را رندانه حذف کردند؛ این گونه که گفتند این موضوعات وقت گیر و تخصصی است و یک باره بپذیرید که از کل عایدات ارزی حاصل از این صادرات خام فروشانه، ۱۴٫۵ درصد را به شرکت ملی نفت بدهیم. در یک دوره بالغ بر ربع قرن، آن ۱۴٫۵ درصدهای دلاری، پرداخته شده چند ۱۰ میلیارد دلار هم عزیزان در حیطه نفت و گاز و بقیه حاملها، بدهی ارزی ایجاد کردند و وزیر نفت دولت مرحوم رئیسی مصاحبه کرد و گفت ما از نظر بحران سرمایه گذاری برای استمرار همین خام فروشی به آستانه وضعیت هشدار رسیده ایم و اگر طی ۸ ساله منتهی به اولین دهه ۱۴۰۰، بالغ بر ۲۴۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری صورت نگیرد، ایران حتی برای نیازهای جاری انرژی خود، نیازمند واردات خواهد شد! فسادها را زیر عنوان «ناترازی» می پوشانند.

     متن گزارش این نشست بدین شرح است:

    دکتر فرشاد مومنی، استاد تمام اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، در نشست «دلالت های تخصیصی – نهادی جزئیات قسمت دوم لایحه بودجه ۱۴۰۴» در موسسه مطالعات دین و اقتصاد، تصریح کرد: پس از انتظار نسبتا طولانی که قسمت دوم لایحه بودجه ۱۴۰۴ در اختیار قرار گرفته است، می توانیم دقیق تر درباره چشم انداز اقتصاد ایران در ۱۴۰۴ صحبت کنیم. یکی از مهم ترین عناوینی که برای سند بودجه درنظر گرفته می شود، این است که این سند، سند پیش بینی است. در اقتصادی که در آن، از همه نظر مداخله های دولت در اقتصاد دست بالا را دارد، این سند و ویژگی های آن، تصویر روشنی را به عنوان آینه در برابر ما قرار می دهد.

    در سند بودجه ۱۴۰۴، با انبوهی از عدم شفافیت ها روبرو هستیم

    این اقتصاددان ادامه داد: طنز تلخی است که مقامات کلیدی کشور از این دانشگاه به آن دانشگاه و از این فرهنگستان به آن فرهنگستان می روند و در جلساتی شرکت می کنند و می گویند از اهل دانایی استمداد می کنیم، اما ابتدایی ترین داده ها را برای اینکه اهل دانایی بتوانند مشارکت موثر و اعتلابخشی در سرنوشت کشور داشته باشند، از آنها دریغ می کنند. از جنبه دینی، این طنز بسیار تلخ تر می شود، وقتی اطلاعات را غیرشفاف ، دستکاری شده و غیرگویا منتشر می کنید، به این معنا است که کل ظرفیت دانایی نظام ملی را از کارکرد می اندازید، به این دلیل که مطالعه و توصیه کارشناسی، از درون روبرو شدن شفاف و گستاخانه با واقعیت امکان پذیر می شود. اما شما خلاف آن عمل می کنید، بنابراین حتی اظهارتمایل صوری خودتان را هم به چالش می کشید.

    الزامات قانونی برای تحقق اهدافی که در اسناد بالادست آمده وجود ندارد

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه همه مشکلات بودجه نویسی در کشور بر سرجای خود است و این سند همچنان بر اساس الزامهای قانونی، سند بودجه ۱۴۰۴، سندی غیربرنامه ای است، اظهارداشت: تعریف کلاسیک بودجه مدرن این است که این سند، برشی یک ساله از یک برنامه میان مدت است. نه در اظهارات مقامات رسمی و نه در گزارشهایی که منتشر کردند، چیزی درخصوص الزامات قانونی برای تحقق اهدافی که در اسناد بالادست آمده، مشاهده نمی کنید. برای نمونه، ادایی توخالی، در نزدیک به چهار برنامه است که همواره تکرار می شود و همواره هم منابع ارزی و ریالی که نظام ملی در کادر بودجه مجوز هزینه کردش را به حکومتگران گرامی می دهد، بسیار فراتر از چیزی است که در اسنادبالادست درنظر گرفته شده و مثلا قرار است رشد ۸ درصد سالانه محقق کند ، اما صرف نظر از کیفیت رشد در شرایط کنونی و ویژگی خاص اقتصاد سیاسی و اقتصاد سیاسی بین المللی ایران، که خود ماجراهایی دارد، حتی از نظر عدد و رقم صوری هم خوش بینانه ترین برآوردها از رشد انتظاری، بسیار بسیار کمتر از الزام قانونی است.

     به جای نوشتن برنامه باکیفیت ادای برنامه ریزی درمی آوردند / برای نجات از این شرایط، هیچ چیز به اندازه برنامه باکیفیت راهگشایی ندارد

    به گفته مومنی ؛ وقتی عزیزان به جای نوشتن برنامه باکیفیت ادای برنامه ریزی درمی آوردند، خودشان در عمل بزرگترین بی اعتنایی کننده به آن برنامه هم هستند و شگفت از آن دستگاه های نظارتی که به این مناسبات تلخ نظاره می کنند و حتی یک آخ هم نمی گویند. در این آشفته بازار بی برنامه گی، طنز تلخ تر و فاجعه سازتر و نگران کننده تر این است که به هزار و یک دلیل، اصحاب خرد و دانایی، ناصحانه به حکومت گرامی گفته اند که در شرایطی که شما بی شمار بحران اقتصادی و بی شمارتر بحرانهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی دارید، و میان این بحرانها ، تعامل و درهم تنیدگی تمام عیار وجود دارد، برای نجات و برون رفت از این شرایط، هیچ چیز به اندازه یک برنامه باکیفیت راهگشایی ندارد. بنابراین فرار از مواجهه مبتنی بر برنامه در سند لایحه بودجه و بسنده کردن به چند عدد و رقم و اسم آن را ایجاد شفافیت و یا برنامه ای عمل کردن، گذاشتن، چیزی بیشتر از یک خودفریبی فرصت سوز و فاجعه ساز نیست.

    این شرایط، یکی از شرایط شگفت انگیز تاریخ اقتصادی ایران خواهد بود

    وی ابراز عقیده کرد: وقتی که شما ارزیابی ها از سند قانون برنامه هفتم را حتی در کادر دستگاه های رسمی، مشاهده می کنید، اذعان می کنند که این سند یکی از بی کیفیت ترین و شاید بی کیفیت ترین سند در تاریخ برنامه ریزی ایران است. چقدر کارشناسان دولت فعلی را نصیحت کردند که این سند را اصلاح کنید، کوچکترین اهتمامی به اصلاح سند بالادست بودجه، یعنی قانون برنامه هفتم، صورت نگرفته است و من نمی دانم اینها را باید حمل بر چه کرد! هیچ راه نجاتی برای ایران، به جز تکیه بر یک برنامه باکیفیت میان مدت وجود ندارد و حکومت گرامی، چه در قالب دولت و مجلس و چه در قالب سایر نهادهای نظارتی، کوچکترین اهتمامی در این زمینه از خود نشان نمی دهند و گویی از این مناسبات آرامش می گیرند و یا نفع می برند. این شرایط، یکی از شرایط شگفت انگیز در تاریخ اقتصادی ایران خواهد بود که ثبت می شود.

    استاد گروه برنامه ریزی و توسعه اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی، افزود: اکنون روشن نیست بابت این همه منابع ارزی و ریالی که صرف می شود کشور چه به دست می آورد!؟ آنها که مسئولیت به عهده گرفتند باید پاسخگوی چه کارنامه ای باشند!؟ هیچ چیزی وجود ندارد و آن اهدافی هم که با همه بی کیفیتی وجود دارد، اگر محقق نشود، گزافه گویان رانت جو، هیچ مواخذه ای نخواهند شد؛ یعنی ساختار انگیزشی هم این گونه نیست که به آنها انگیزه ای دهد که تعهد خود را بالا ببرند.

    ماجرای ناترازی انرژی از نیمه اول دهه ۱۳۸۰ آغاز شد / پیوندهای مشکوک به نفع بیگانگان در این مناسبات بی شمار است

    وی تاکید کرد: نظام تصمیم گیری و تبلیغات رسمی کشوری که با این همه بحرانهای چند لایه و چند وجهی روبرو است، اسم این شکافهای بحرانی و این عدم تعادلهای ساختاری و نهادی را « ناترازی» گذاشته است! گویا با چرتکه می توان آن را شناخت و با رویکرد چرتکه ای هم می توان آن را حل و فصل کرد. برای اینکه ببینید این وضعیت چگونه به چارچوبهای مشکوک و روندهایی که منافع بیرونی ها در آن کاملا روشن است اما هیچ نسبتی با منافع ملی ندارد، به آنچه که نام آن را ناترازی انرژی گذاشته اند نگاه کنید! این مساله در اساس در نیمه اول دهه ۱۳۸۰ از کانال پشت کردن به شفافیت درباره مسائل حیطه نفت و گاز و انرژی در کشور آغاز شد. هزاران درس در اینها وجود دارد که اگر نظام ملی پویا و بالنده ای داشتیم، از این درسها عبرت می گرفتند خطا و فسادهای زیاد شد و پیوندهای مشکوک به نفع بیگانگان در این مناسبات بی شمار است. اما اگر همه آنها را هم حمل بر صحت کنیم، حداقل می توانیم یاد بگیریم و بگوییم اینها ناترازی نیست که بتوان با چهار عمل اصلی آنها را شناخت و مسائل ریشه دار بسیار عمیق در درون آن وجود دارد.

    تعهد دادند به این روز نیافتیم، اما …

    به گفته مومنی؛ در نیمه اول دهه ۱۳۸۰، یعنی در هنگامه اوج گیری قیمت نفت، رندانی پیدا شدند و گفتند مسائل مربوط به انرژی و به ویژه بازار جهانی نفت و گاز، مسائلی بسیار پیچیده است. با عنوان اینکه پیچیده است، رسیدگی آن از سوی مجلس را رندانه حذف کردند؛ این گونه که گفتند این موضوعات وقت گیر و تخصصی است و یک باره بپذیرید که از کل عایدات ارزی حاصل از این صادرات خام فروشانه، ۱۴٫۵ درصد را به شرکت ملی نفت بدهیم و آنها در ازای آن تعهد دهند که ما هیچ مشکل سرمایه گذاری روبرو نشویم و هیچ مشکلی هم در هیچ یک از عرصه های حاملهای انرژی نداشته باشیم و همه نیازهای نظام ملی هم در عرصه های تولید و مصرف تامین شود. اکنون بحث بر سر این است که در یک دوره بالغ بر ربع قرن، آن ۱۴٫۵ درصدهای دلاری، پرداخته شده چند ۱۰ میلیارد دلار هم عزیزان در حیطه نفت و گاز و بقیه حاملها، بدهی ارزی ایجاد کردند و وزیر نفت دولت مرحوم رئیسی مصاحبه کرد و گفت ما از نظر بحران سرمایه گذاری برای استمرار همین خام فروشی به آستانه وضعیت هشدار رسیده ایم و اگر طی ۸ ساله منتهی به اولین دهه ۱۴۰۰، بالغ بر ۲۴۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری صورت نگیرد، ایران حتی برای نیازهای جاری انرژی خود، نیازمند واردات خواهد شد! حرکت رو به جلو پیش کش! این که از این محل بخواهد کسب درآمد ارزی کند به کنار! ماجرا از اینجا شروع شده!

    فسادهایی که زیر عنوان «ناترازی»، پوشانده می شوند! / تعطیلی مدارس، عریان ترین شیوه نابودسازی آینده به دست خود است

    این اقتصاددان ادامه داد: عزیزان آن ۱۴٫۵ درصدها را گرفتند، چند ۱۰ میلیارد دلار هم بدهی خارجی ایجاد کردند و یک خلاء ۲۴۰ میلیارد دلاری هم بنا به تصریح خودشان در حیطه سرمایه گذاری نفت و گاز وجود دارد، بعد اسم آن را می گذارند ناترازی! ببینید پشت سر این چه پخت و پزها و فسادهایی وجود دارد! هیچ کس مطالبه پاسخگویی نمی کند که آنها که تعهد دادند، به ما بگویند چه شده که به این روز افتاده ایم!؟ ذیل عنوان مشکوک «ناترازی» تمام این مباحث حذف و از گردونه یادگیری نظام ملی، فهم و درک پیچیدگی های مساله خارج شده است. ببینید چقدر به فساد، منافع خارجی ها و زمین گیر کردن این اقتصاد و جامعه مربوط است! هزاران میلیارد دلار سرمایه گذاری صنعتی در این کشور شده و این تعداد تعطیل می شود! تمام اینها بازتاب این فساد، ناکارآمدی و بی اهلیتی و ناشایستگی است! مدارس را تعطیل می کنید، این عریان ترین و قبیح ترین شیوه نابودسازی آینده به دست خود است. ذیل عنوان ناترازی، کشور چه هزینه هایی می پردازد!

    وقتی تولید را لطمه می زنید، یعنی اتکا دست نشانده محور به خارجی ها زیاد می شود

    مومنی با انتقاد از دستوراتی که به تولیدکننده ها درخصوص تعطیلی واحدها می دهند و تعهدی درباره برق و گاز تولیدکننده ها داده نمی شود، تاکید کرد: همه اینها یعنی ضربه های مهلک به بنیه تولیدی کشور و از دریچه اقتصاد سیاسی، وقتی تولید را لطمه می زنید، یعنی اتکا دست نشانده محور به خارجی ها زیاد می شود. وقتی تولید را خفه کردید، ارز مورد نیاز برای وارداتتان را از کجا می خواهید بیاورید!؟ تاریخ اقتصادی ۲۵۰ ساله اخیر ایران را بخوانید تا ببینید این نابخردی های مشکوک و معطوف به زیان نظام ملی و تهدید امنیت ملی و هم زدن حلیم منافع خارجی ها در ایران، به چه بهایی تمام شده! حکومتهای قبلی، وقتی با بحران کمبود منابع ارزی روبرو بودند، تمام نوامیش کشور را در اختیار خارجی ها قرار می دادند، عزیزان مثل اینکه ننگ کاپیتولاسیون را یادشان رفته! و ننگهای بسیار بزرگتری؛ مانند اینکه ما در تاریخمان، سالهایی را داشته ایم که بزرگترین ناموس یک اقتصاد ملی، یعنی امتیاز انحصاری نشر اسکناس را به خارجی ها واگذار کرده اند! یعنی این گونه رواج ناموس فروشی انجام شده است.

    مفهوم «ناترازی سیستم بانکی» فاجعه بارتر از «ناترازی انرژی»

    این اقتصاددان مفهوم «ناترازی سیستم بانکی» را فاجعه بارتر از «ناترازی انرژی» عنوان کرد و افزود: تحت این عنوان، پرسشی از مقام پولی کشور درباره سکوتش نسبت به زیرپاگذاشتن قوانین موضوعه بانکهای خصوصی، توسط این بانکها، صورت نمی گیرد. بسیار متاسفم که احساس غیرت ملی، به صورتی شبیه همین مفهوم سازی «ناترازی»، در یک اموری کانالیزه شده تا در امور دیگر، کلا مسائلمان را به فراموشی بسپاریم.

    منحط ترین و عقب افتاده ترین نظام تنظیم گری دربازار پول، متعلق به ایران است / بار ربا کمر این جامعه را خرد کرده است

    مومنی با بیان اینکه مجمع جهانی اقتصاد در چند سال گذشته، در چارچوب گزارشهای سالانه رقابت پذیری چندین بار اعلام کرده که منحط ترین و عقب افتاده ترین نظام تنظیم گری دربازار پول متعلق به ایران است و ایران از نظر تنظیم گری پولی، رتبه آخر را دارد، گفت: در واقع کل سیستم پولی ما به تسخیر رباخوارها درآمده و نظام قاعده گذاری ما قادر نیست قاعده گذاری هایی داشته باشد که بتواند آنها را اعمال کند. بار ربا کمر این جامعه و مردم و تولیدکننده ها را خرد کرده است! این ننگ را ما به کجا ببریم که در گزارشهای رسمی در داخل و بین المللی، می گویند طی ربع قرن گذشته، بهای تمام شده پول برای تولیدکنندگان ایران، همواره بین ۵ تا ۱۰ برابر میانگین جهانی بوده است. سلطه ای که ربا در این اقتصاد دارد، در مقایسه با آنجایی که ادعا و شعار فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّه را نمی دهند به چنین وضعیتهایی رسیده است.

    تحت عنوان «ناترازی بانکی»، بی مسئولیتی ها، بی قانونی ها مزدور و عجیر رباخوارها شدن ها را پنهان می کنند

    وی اضافه کرد: تحت عنوان «ناترازی بانکی» ، تمام بی مسئولیتی ها، بی قانونی ها مزدور و عجیررباخوارها شدن ها را پنهان می کنند و شگفت این که دستگاه های رسمی تبلیغاتی کشور هم همین ها را تکرار می کنند! نهادهای نظارتی، یک آخ نمی گویند که این مفهوم از کجا جعل شدن که ما تمام بحرانهایمان را در آن پنهان می کنیم.

    بانکهای خصوصی درباره منابع صرف شده برای خودیها، دروغ می گویند

    این استاد اقتصاد گفت: اکنون گزارشهای رسمی که از سوی مرکز پژوهشهای مجلس منتشر شده تا گزارشگرهای مستقل، نشان می دهد که تمام بانکهای خصوصی، در گزارشی که به بانک مرکزی می دهند درباره اینکه چه میزان از منابعشان را صرف زیرمجموعه خودشان کرده اند، به صورت عریان دروغ می گویند، آن هم دروغ هایی گاه با مقیاسی تا ۳۰۰ هزار میلیارد تومان تفاوت! بعد بانک مرکزی هم با علم به اینکه این دروغ است، کوچکترین اهتمامی برای واقعی سازی آن نمی کنند. یک بخش از ماجرای شوک درمانی، شیوه های ضدتوسعه ای و ضدعادلانه دولت برای تامین کسری مالی اش است. وجهه اصلی ماجرا این است که فسادها و زیانهایی که این بانکهای خصوصی به صورت انباشته دارند را از این طریق برایشان حل و فصل می کنند. این نشانه تسخیرشدگی چند لایه بسیار فاجعه ساز است که با عبارت «ناترازی» همه این مناسبات را تبدیل به یک مناسبات چرتکه ای می کنند و می گویند فلان عدد با فلان عدد همخوانی ندارد و به حکمت این شکافها نمی پردازند.

    تمرکز افراطی روی صنایع بالادست پتروشیمی، از همه نظر مشکوک است

    مومنی با بیان اینکه درباره ناترازی انرژی، بیش از ۱۰ سال پیش، مرکز پژوهشهای مجلس، در گزارشی، عنوان کرد تمرکز افراطی روی صنایع بالادست پتروشیمی، از همه نظر مشکوک است، توضیح داد: در گزارش ۱۳۹۲ مرکز پژوهش ها می گوید ما در شگفتیم که این کشور، نزدیک به دو، سوم جمعیت در سنین فعالیتش هیچ نقشی در تولید ندارند و جوانان عزیزش که به قیمت هزینه هایی که از محل دارایی های بین نسلی می شود تربیت می شود و چون شغل پیدا نمی کنند با سرخوردگی کشور را ترک می کنند، در صنایع بالادستی پتروشیمی، به ازای هر ۹۴۰ هزار دلار سرمایه گذاری، یک شغل ایجاد می شود. در همین پتروشیمی ، اگر به جای بالادست بر پایین دست آن سرمایه گذاری کنید، خلق ارزش افزوده بین ۳ تا ۵ برابر می شود و این درحالی است که در پایین دست پتروشیمی، به ازای هر ۲۱ هزار دلار، می توان یک شغل ایجاد کرد! ببینید در جعل مفاهیم چقدر حساب و کتاب وجود دارد! این فقط ناترازی نیست!

    برای تامین هزینه های سلامت، اوراق ربوی منتشر می کنند بعد منابع ارزی صرف واردات خودروهای لوکس می شود / میانگین استفاده از ظرفیت تولید در صنایع لوازم خانگی، ۱۷ درصد است

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه بخش اعظم آنچه در این مملکت به صورت تورم، خانمان براندازی می کند ، ریشه در طرز عمل بانکهای خصوصی دارد، خاطرنشان کرد: برای تامین هزینه های سلامت، اوراق ربوی منتشر می کنند بعد منابع ارزی، صرف واردات خودروهای لوکس می شود. یکی از پژوهشگران گزارشهای رسمی وزارت صمت را در اختیار من گذاشت که نشان می دهد میانگین استفاده از ظرفیت تولید در صنایع لوازم خانگی، حدود ۱۷ درصد است! یعنی میلیاردها دلار زیرساخت فراهم کردید، ماشین آلات آوردید، ظرفیت تولید ایجاد کردید و از آن ۱۷ درصد استفاده می کنید و بعد یکی از مقامات گرامی وزارت صمت می گوید ما باید راه را برای واردات لوازم خانگی از خارج باز کنیم. تمام اینها سوق دادن این کشور به ذلت و دست نشانده خارجی ها کردن حکومتش است. این میزان ارز را از کجا می خواهید بیاورید!؟ به ازای آن چه چیزی می خواهید بدهید!؟

    در آستانه ۳۰ میلیونی شدن جمعیت فقیر قرار گرفته ایم / غیرت ما راجع به فقر از بین رفته!

    مومنی ضمن اشاره به احادیثی که میان فقر و کفر رابطه درنظر می گیرند، گفت: گزارشهای رسمی می گویند سال ۸۹، تعداد فقرای این کشور حدود ۱۰ میلیون نفر و ۱۳۹۵ از ۱۳ میلیون نفر بالاتر رفته و سال ۱۴۰۰ به رقمی بالغ بر ۲۵ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر رسیده است و گزارشهای هنوز انتشار نیافته به لحاظ تحلیلی و برآوردی می گویند ما نزدیک به این می شویم که ۳۰ میلیون نفر از جمعیت زیر خط فقر قرار گیرند. ببینید چقدر شرم آور است! وقتی شما نام مسائل چند وجهی و بحران ساز و مشکوک و فاسد را «ناترازی» می گذارید و باب بحث عمیق عالمانه برای فهم ریشه های گرفتاری را می بندید، آثارش برای مردم با فقرزایی ظاهر می شود. غیرت ما راجع به فقر از بین رفته و سیاستهای فقرزا را نمی بینیم. گویی به طور کلی، یک نگرش راهبردی دورمدت از کل فرایندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع ما رخت بر بسته است.

    هیچ کدام از لوازم تک نرخی کردن ارز، اکنون در اختیار ایران نیست

    این اقتصاددان گفت: شگفت آور است که فردی مانند رئیس جمهور ما، قبل از اینکه روی کار بیاید، فریاد می زد که در شرایطی که این میزان نیازهای اساسی ما معطل است، چرا برای واردات خودرو راه باز می کنید ، اما وقتی خودش روی کار آمد، جزء اولین کارهایی که در دستورکار قرار داد این بود که چه کار کنیم که واردات خودرو تسهیل شود! رئیس بانک مرکزی مصاحبه می کند که چرا می گویید بازار آزاد ارز، این بازار آزاد نیست و تامین مالی قاچاقچی ها را به عهده دارد اما باز مجوزهای گوناگون برای تزریق ارز به این بازار می گیرد تا قیمت ارز در آن بازار را کنترل کند! شما که خودتان به دست خودتان این بازی شوم و مجعول و مشکوک را با عنوان اینکه می خواهیم ارز را تک نرخی کنیم راه انداختید! شما متوجه نمی شوید که تک نرخی کردن ارز چه لوازمی دارد و هیچ کدام از آن لوازم اکنون در اختیار این کشور نیست!؟ وقتی به موضوع موهومی تکیه می کنید و باب را برای جهش نرخ ارز فراهم می کنید تزریق های وحشتناک ارزی می کنید که مثلا ۲درصد نرخ ارز کمتر شود! بعد اسم آن را مدیریت گذاشته اند!

    وقتی درباره سیاست تورم زا واکنش نشان می دهیم، می گویند چرا عصبانی شدید!؟

    مومنی با یادآوری اینکه هر موج تورمی، بزهکاری، سرقت، جرم و جنایت و طلاق را افزایش می دهد، گفت: وقتی درباره سیاست تورم زا واکنش نشان می دهیم، می گویند چرا عصبانی شدید!؟ چگونه عصبانی نشوم وقتی می بینم مردم مظلوم و بی دفاع ما در هر موج تورمی باید شاهد تن فروشی بچه هایشان، طلاق باشند و مرگ عزیزانشان را به دلیل عدم دسترسی به امکانات درمان ببینند! هفته پیش از قول یک مقام رسمی کلیدی کشور دیدیم که سهم پرداخت از جیب برای نظام سلامت، که استاندارد جهانی آن ۵ درصد است، به ۷۰ درصد رسیده است! در حالی که در سه برنامه متوالی، هدف گذاری شده بود که این سهم به ۳۰ درصد برسد! بعد در این شرایط مژده می دهند که سال آینده دارو و تجهیزات پزشکی، چگونه افزایش قیمت خواهد داشت. من اینها را مقابل چشمم می بینم و شاهد هستم با این بساط، چه بر سر ایران می آید!

    حدود ۱۳ بانک عمدتا خصوصی، زیان انباشته نزدیک به ۶۰۰ هزار میلیارد تومانی گزارش کرده اند

    به گفته این استاد گروه برنامه ریزی و توسعه اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی؛ در رسانه های رسمی، عنوان شد که با همین داده های دستکاری شده بانکهای خصوصی، حدود ۱۳ بانک عمدتا خصوصی، زیان انباشته نزدیک به ۶۰۰ هزار میلیارد تومانی گزارش کرده اند! آیا جهش نرخ ارز به فاصله کوتاهی بعد از انتشار این گزارش، واقعا تصادفی است!؟

    مومنی ضمن اشاره به فخرفروشی زنان درباری انگلستان نسبت به استفاده از پارچه ایرانی برای لباسهایشان در کتاب شاه لیر «شکسپیر»، افزود: کشوری که چنین پیشینه و صلاحیتی داشته، بساط نیاز به پوشاکش را از کانال سهل انگاری و بی اعتنایی به قاچاق حل و فصل می کنید!؟ ما محاسبه کردیم که با آن ماشین آلات و ظرفیتهای تولیدی و مهارتی که در صنعت پوشاک و نساجی ایران وجود دارد، هر یک میلیارد دلار واردات پوشاک قاچاق، حدود ۷۵ هزار فرصت شغلی در ایران را نابود می کند. اگر مسائل را با همان پیچیدگی هایی که دارند مورد توجه قرار دهید ، افراد از اینکه مناسباتی که این گونه فقر و ذلت و وابستگی را تحمیل می کند را در لفافه مفهومی با عنوان «ناترازی» پنهان کنند.

    حساسیت زدایی مشکوکی از مسائل حیاتی کشور پدیدار شده / انگار نه انگار چنین اعداد و ارقامی منتشر شده!

    وی با اشاره به بخشهایی از سند لایحه بودجه ۱۴۰۴، ادامه داد: برای اینکه آنها این شیوه بودجه ریزی را اجرا کنند، اهدافی را محقق کرده بودند، اما هیچ کدام از این اهداف هم محقق نشده است. مساله دیگر این است که وقتی شما به اعداد و ارقام بودجه نگاه می کنید، می بینید که تمام آنها دیگر معنای خود را از دست داده اند. اگر قرار بود این ارقام معنی دار باشند، به ازای هر کدام از آنها، ما باید اعلام وضعیت فوق العاده می کردیم، اما چون معنی دار نیست، هیچ اتفاقی نمی افتد! حساسیت زدایی مشکوکی از مسائل حیاتی کشور پدیدار شده و انگار نه انگار چنین اعداد و ارقامی منتشر شده! نه کسی توضیحی می خواهد و نه کسی توضیحی می دهد! نه کسی دلالتها و پیامدهای آن را مورد توجه قرار می دهد! رشد مصارف عمومی در ۱۴۰۴، بالغ بر ۹۳ درصد است! اگر حساب و کتابی در کار بود و فقرا و محرومان و کارمندان و کارگران در نظام تصمیم گیری، صدا و جایگاهی داشتند، می توانستند بپرسند که وقتی شما به واسطه این سیاستهای تورم زا، درباره هزینه های خودتان رشد ۹۳ درصدی را به رسمیت شناختید، چرا وقتی به حقوق و دستمزد ما می رسد، این میزان اهل صرفه جویی می شوید!؟ برای این رشد ۹۳ درصدی در رشد تورم نقشی قائل نمی شوید!؟ عدالتی که عزیزان باور دارند این است!؟

    ربا، زودتر از مردم و تولیدکننده ها، گریبان دولت را می فشرد / رشد ۲۵۳ درصدی دارایی های تملک مالی، یعنی سیستم در حال خفه شدن زیر بار ربا است

    مومنی یادآورشد: در سند بودجه، رشد دارایی های تملک مالی، نسبت به ۱۴۰۳ به ۲۵۳ درصد رسیده است! یعنی ربا، زودتر از مردم و تولیدکننده ها، گریبان دولت را می فشرد. چون بار اصلی ماجرا این است که اصل و فرع آن اوراق و بدهی هایی که قبلا منتشر کردید را در زمان خود تسویه می کنید. آن زمان که آنها سراغ مالی سازی بدهی های دولت آمدند و به جای اینکه مسائل را ساختاری حل کنند، از طریق انتشار اوراق بحران را به تعویق انداختند، چقدر کارشناسان مظلوم هشدار می دادند. رشد ۲۵۳ درصدی، یعنی سیستم در حال خفه شدن زیر بار ربا است. اکنون گزارش مرکز پژوهشهای مجلس نشان می دهد بار ربا و بازپرداخت اصل این اوراق و بدهی ها، تقریبا به وزن بار مالی پرداخت حقوق و دستمزد به کارکنان دولت و بار مالی ناشی از پرداخت به بازنشسته ها شانه می زند.

    این اقتصاددان تاکید کرد: اکنون هم اشتباهاتشان را تصحیح نمی کنند و مناسبات ربوی را متوقف نمی کنند، بلکه می گویند باید گستره و عمق خام فروشی و شدت شوک درمانی را افزایش دهیم، این قعر نابودی است. نباید سازمان برنامه ما گزارشی منتشر کند و بگوید اگر این روند استمرار پیدا کند، چه چشم اندازی مقابل روی خودمان خواهیم داشت!؟

    رشد مالیات ستانی را نزدیک به ۳ برابر تورم رسما اعلام شده است / سهم مالیات بر عایدی های بدون زحمت، نزدیک به صفر

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه لایحه بودجه به مسائل اصلی و همان الزامات برنامه بی کیفیت میان مدت هفتم کمترین اهتمام را دارد و ابعاد عدم شفافیت نشان می دهد آنها گویی نمی خواهند با واقعیت روبرو شوند، گفت: حتی یک تمهید برای برطرف کردن یکی از موانع تولید در این سند برنامه یک ساله را نیاورده اند اما رشد مالیات ستانی را نزدیک به ۳ برابر تورمی که ادعا می کنید رسانده اید! در ازای آن، در همه این سالها ، سهم مالیات بر عایدی های بدون زحمت، نزدیک به صفر است. چرا درباره مالیات بر ثروت چنین اهتمامی مشاهده نمی شود!؟ همه اینها دلالتهای اقتصاد سیاسی دارد. تا زمانی که اساس اداره کشور را بر شوک درمانی گذاشته اید، تنها از طریق ضعیف کشی می توانید ارتزاق کنید.

    بانکهای ورشکسته به شکل صوری، در حسابهایشان سود شناسایی می کنند

    این استاد دانشگاه ضمن انتقاد از مداخله ها در عزل و نصب در مناطق و همچنین برخی صنایع و شرکتهای بزرگ، افزود: ما به یک بازارایی سیستمی ساختار نهادی نیاز داریم و هر لحظه غفلت از آن، هزینه ها را برای اصلاح بالاتر می برد. نظام پاداش دهی معیوب و کژکارکرد که تا کنون ده ها گزارش منتشر شده که بانکهای ورشکسته به شکل صوری، در حسابهایشان سود شناسایی می کنند و بابت زیانهایی که آفریده اند، پاداش های بزرگ هم دریافت می کنند. این مساله در زیان ده ترین شرکتهای دولتی هم وجود دارد.

    در تمام آزمونهای کیفی آموزشهای پایه، روندی رو به سقوط و اضمحلال را مشاهده می کنیم

    مومنی اوضاع و احوالی که در مدارس مشاهده می شود را یکی از تجلی گاه این سیاستها دانست و توضیح داد: ما در تمام آزمونهای کیفی آموزشهای پایه، روندی رو به سقوط و اضمحلال را مشاهده می کنیم. نمی خواهید به هوش بیایید!؟ حکومتی که با شوک درمانی خانوارهایش را فقیر می کند از نقطه عطف ۱۳۹۷ که شوکهای ارزی پیاپی تجربه کردیم تا ۱۴۰۲، توانایی خانواده ها، برای اینکه قادر باشند مخارج تحصیل فرزندانشان را فراهم کنند، ۸۰ درصد سقوط کرده است. اگر نهادهای نظارتی با کیفیت و مسئولیت شناس داشتیم، هر کدام از اینها باید مورد بررسی قرار می گرفتند. اینکه ترک تحصیل و عدم ثبت نام کودکان لازم التعلیم به روندهای نگران کننده می رسد، بازتاب این است که شما خانواده ها را با شوک درمانی فقیر کردید. آنها دیگر قادر نیستند هزینه های تحصیل فرزندانشان را بپردازند. در حالی که خانوارها توانشان سقوط کرده، دولت هم از مسئولیتهای مصرح خود در قانون اساسی در زمینه آموزشهای پایه، طفره می رود.

    وی گفت: مرکز پژوهشهای مجلس می گوید از ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۲، هزینه سرانه دولت برای هر دانش آموز حدود ۱۵ درصد کاهش پیدا کرده است. فقط خدا می داند که ما با آینده این سرزمین چه می کنیم! این گزارش می گوید در همین فاصله نرخ فقر از ۲۴٫۵ درصد به ۳۰ درصد افزایش پیدا کرده است. در اقتصاد سیاسی توسعه، گفته می شود سند بودجه، سندی است که در آن به وضوح طرز نگاه حکومت به حقوق ملت را می توان مشاهده کرد. این شوک درمانی از همه بیشتر حکومت را دچار افلاس مالی می کند و در نظریه های پیشروی توسعه، گفته می شود آن حضیض شکنندگی یک حکومت، وقتی فرا می رسد که در بهترین حالت فقط می تواند عائله خود را تحت حمایت و پوشش قرار دهد، اکنون ۵ سال است که گزارشهای مرکز پژوهشهای محلس نشان می دهد از کل بودجه حمایتی حکومت، بیش از چهار، پنجم نصیب عائله خودش می شود، یعنی دسترسی ۹۰ درصد جمعیت به این حمایتها در حال رسیدن به صفر است. از سوی دیگر زندگی کارمندان و بازنشسته ها را هم ببینید!

    این مناسبات قابل تداوم نیست

    این اقتصاددان با بیان این اعتقاد که این قهقرا در حکومتی که به تولید فناورانه پشت کند، ادامه خواهد داشت، گفت: چقدر خوب است که نهادهای نظارتی ما از این آیینه برای آسیب شناسی استفاده کنند. دولتی که فلسفه وجودی اش، برقراری ثبات و امنیت است با شوک درمانی، تمام اهتمامش را برای سوزاندن ریشه های ثبات و امنیت به کار می گیرد. این مناسبات قابل تداوم نیست و ما به یک بازآرایی سیستمی بر محور تولید فناورانه و توسعه عادلانه نیاز داریم. امید تمام این آسیب شناسی ها این است که آنها که باید ببینند و بشنوند این کارها را قبل از مرگ سهراب بکنند.

  • کل نظامهای بیمه ای و حمایتی، در حال فروریختگی و ازکارکرد افتادگی هستند / مصرف برنج، نسبت به سالهای جنگ، سقوط بسیار وحشتناکی دارد / کارد دارد به استخوان اکثریت قاطع جامعه می رسد

    کل نظامهای بیمه ای و حمایتی، در حال فروریختگی و ازکارکرد افتادگی هستند / مصرف برنج، نسبت به سالهای جنگ، سقوط بسیار وحشتناکی دارد / کارد دارد به استخوان اکثریت قاطع جامعه می رسد

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، در نشست «شوک درمانی، سیاستهای تورم زا و چالشهای پایداری اقتصادی – اجتماعی و محیط زیستی کشور» در موسسه مطالعات دین و اقتصاد، با تاکید بر اینکه یکی از دشواریهای بسیار بزرگ نظام تصمیم گیری و تخصیص منابع در سرزمین گرامی ما، بحران بسیار شدیدی است که در زمینه یادگیری در نظام تصمیم گیریهای اساسی اقتصادی وجود دارد، تصریح کرد: در این بحران یادگیری، مساله این است که تکرار تجربه های بارها شکست خورده، این گمان را پدید می آورد که گویی نظام تصمیم گیری اساسی کشور، نه چندان استدلال به کارش می آید و برای آنها مطالبه مبنا کردن به لحاظ تئوریک قیدی ایجاد نمی کند و گویی حتی تجربه های عملی هم خواه در دیگر نقاط دنیا و خواه در همین سرزمین گرامی، بازدارنده عزیزان در اتخاذ سیاستهای نادرست و اصرار بر آنها نیست.

    باید بر آثار اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی سیاستهای تورم زا و مبتنی بر شوکهای قیمتی تمرکز کنیم

    وی افزود: در نگاه اول، از جنبه شخصی، پدیده بسیار شگفت انگیزی است که چگونه می شود که سیاستی که بارها تجربه شده و همواره هم شکست خورده، اما باز هم برای اجرای آن اصرارهای غیرمتعارف مشاهده می شود. در چنین شرایطی، اگر بخواهیم کمک کنیم نظام تصمیم گیریهای اساسی کشور به سطحی از آگاهی و هوشیاری دست یابد، توجه به این مساله، می تواند روزنه ای برای کمک ایجاد کند. باید بر آثار اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی سیاستهای تورم زا و مبتنی بر شوکهای قیمتی تمرکز کنیم.

    با اجرای لایحه بودجه، قیمت تجهیزات پزشکی، سال آینده ۹ برابر می شود

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با اشاره به داده هایی که در هفته های اخیر، توسط مسئولان رسمی کشور انتشار پیدا کرده است، توضیح داد: برای نمونه، در یکی ، دو هفته اخیر، مسئولان پرشماری در حیطه سلامت کشور این بحث را مطرح کرده اند که اگر سیاستهای مندرج در لایحه بودجه کشور در زمینه تغییرات چند لایه افزایشی در نرخ ارز اعمال شود برآورد شده به طور متوسط، قیمت تجهیزات پزشکی، به طور متوسط در سال آینده نسبت به سال جاری، ۹ برابر خواهد شد. معنا و دلالتهای این موضوع، ناظر بر این است که اگر آنچه که در لایحه بودجه ۱۴۰۴ درنظر گرفته شده، عملیاتی شود ، «اِستِنت گذاری قلب» (فنر زدن قلب)، که امسال با یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان در دسترس بیماران قلبی قرار می گیرد، سال آینده به رقمی بالغ بر ۱۶ میلیون و ۴۸۸ هزارتومان ارتقا پیدا خواهد کرد. قیمت پروتز زانو، از ۱۷ میلیون تومان کنونی، به رقمی بالغ بر ۱۵۵ میلیون تومان افزایش پیدا خواهد کرد.

    میزان پرداخت از جیب، برای بیماران به حدود ۷۰ درصد رسیده

    مومنی افزود: عمل آب مروارید از حدود ۷۰۰ هزارتومان در سال جاری به حدود ۶ میلیون و ۴۰۰ هزارتومان در سال آینده افزایش یابد. قیمت سمعک از حدود ۲٫۵ میلیون تومان در سال جاری به رقمی حدود ۲۲ میلیون و ۹۰۰ هزارتومان افزایش خواهد یافت. اینها مواردی است که بیشتر مبتلابه عموم مردم و به ویژه گروه های کم درآمد جامعه است و پرسش اینجا است که آیا این مسائل، حسی در تدوین کنندگان این نوع سیاستها ایجاد می کند، یا خیر!؟ یک دستگاه رسمی گزارش کرده که میزان پرداخت از جیب، برای بیماران از کل هزینه های درمان، به حدود ۷۰ درصد رسیده است. هنوز این لایحه اجرا نشده، ما در بعضی از شهرها در چنین وضعیتی قرار داریم و معنای این ۷۰ درصد این گونه درک می شود که استاندارد بین المللی این نسبت ۵ درصد است. یعنی از کل هزینه های سلامت، حداکثر باید ۵درصدش به عهده مردم باشد.

    گویی کل نظامهای بیمه ای و حمایتی، در حال فروریختگی و ازکارکرد افتادگی هستند

    وی با یادآوری اینکه در برنامه های چهارم، پنجم و ششم هدفگذاری شده بود که سهم پرداخت از جیب از حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد موجود، این نسبت به حدود ۳۰ درصد برسد و هر سه برنامه در این زمینه شکست خوردند و رقم واقعا موجود هم در بعضی از شهرها از ۷۰ درصد عبور کرده، گفت: گویی کل نظامهای بیمه ای و حمایتی کشور، در حال فروریختگی و ازکارکرد افتادگی هستند. شبیه این مساله، در حیطه های دیگر هم قابل ردگیری است.

    مومنی با بیان اینکه برای درک مطابق با واقع از شاخصهای قیمتی، از نظر قیمتی گفته می شود جهش قیمت مواد غذایی در سال ۱۴۰۱ و به دنبال سیاست مشکوک حذف ارز ترجیحی، به قله تاریخی خود در ۷۰ سال اخیر رسید، به جزئیات یک گزارش کارشناسی اشاره کرد و اظهارداشت: در این گزارش، در کنار ردگیری محرومیت غذایی مردم، علاوه بر استناد به شاخصهای قیمتی، به تحولات مقداری مصرف سرانه مردم هم اشاره ای شده و حسن بزرگ آن این است که نشان می دهد روند پیش روی در باتلاق و تحمیل محرومیتهای به طرز غیرعادی شدید، هر میزان که به سالهای اخیر نزدیک می شویم، شدت و سرعتش در حال افزایش است.

    مصرف سرانه برنج، در مقایسه با سالهای جنگ، سقوط بسیار وحشتناکی دارد / در یک دوره ۱۰ ساله، مصرف سرانه برنج ۵۷ کیلو، گوشت ۲۹ کیلو و ماهی ۱۸ کیلوکاهش یافته است

    وی توضیح داد: در دوره ۲۱ ساله ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۰ ، که اقتصاد ایران، در آن قله درآمدهای ارزی حاصل از خام فروشی در تاریخ خود را تجربه کرده، یعنی کشور با محدودیت ارزی روبرو نبوده و محدودیت خرد اداره کشور بهتر به چشم می آمده، برای نمونه، بر اساس داده های مرکز آمار و وزارت جهاد کشاورزی، مصرف سرانه برنج، در مقایسه با سالهای جنگ، سقوط بسیار وحشتناکی دارد. در این دوره ۲۱ ساله، مصرف سرانه خانوارهای ایرانی، از ۱۸۰ کیلوگرم در سال در آغاز دوره، به ۸۵ کیلوگرم در پایان دوره رسیده است. به سمت مسیرهای بسیار خطرناک می‌رویم. برای اینکه شیب حرکت را بهتر درک کنیم، بررسی این اطلاعات در دوره ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ مورد توجه قرار گیرد، نشان می دهد این مصرف از ۱۴۲ کیلو به ۸۵ کیلو سقوط کرده است. شبیه این مساله، درباره گوشت گاو و گوساله و گوسفند هم وجود دارد که در دوره ۲۱ ساله ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۰ از ۶۷ کیلو به ۱۸ کیلو سقوط کرده، در حالی که این نسبت در دهه ۱۳۹۰ نشان می دهد سرانه مصرف از سال ۱۳۹۰ که ۴۷ کیلو بوده تا ۱۴۰۰ به ۱۸ کیلو رسیده است.

    مومنی ادامه داد: این ارقام درباره مصرف گوشت ماهی هم روند بسیار نگران کننده ای را نشان می دهد. سرانه مصرف گوشت ماهی از ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۰، از ۲۰ کیلو به ۲ کیلو رسیده است. اما وقتی این رقم را ۱۰ ساله درنظر می گیریم، نشان می دهد که از ۱۵ کیلوگرم به ۲ کیلوگرم رسیده. یعنی شدت سقوط را بسیار بهتر نشان می دهد و این وضعیت درباره میوه و سبزیجات، حبوبات، لبنیات و انواع روغن هم به طرز فاجعه آمیزی قابل ردگیری است.

    آموزش، سلامت و تغذیه، روند انحطاط شدید و نگران کننده ای را به نمایش می گذارند

     این مسیر دارد کارد را به استخوان اکثریت قاطع جمعیت می رساند

    وی به گزارشها درباره امید به مسکن دار شدن خانوارها اشاره کرد و با بیان اینکه برآوردهای رسمی برای دهکهای کم درآمدترین تا زمانهایی میان ۱۹۰ تا ۲۲۵ سال هم محاسبه و منتشر شده، خاطرنشان کرد: با مشاهده این تجربه ها، می توان به روشنی نشان داد این مسیر دارد کارد را به استخوان اکثریت قاطع جمعیت می رساند.

    سیاستهای فقرزا، ارکان قدرت و امنیت ملی را به مخاطره می اندازد​

    مومنی با یادآوری اینکه سال ۱۳۸۹، در آستانه شوک فراگیر به قیمت حاملهای انرژی، کل جمعیت فقیر کشور حدود ۱۰ میلیون نفر بوده و این رقم سال ۱۴۰۰ از ۲ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر عبور کرده و داده ها حکایت از این دارد که این رقم در سالهای پس از ۱۴۰۰ و به ویژه ۱۴۰۱ که با جهش قیمت موارد غذایی روبرو بوده ایم، ابعاد بسیار فاجعه آمیزتر و نگران کننده تری پدید آورده است، ادامه داد: نباید به سیاستهای فقرزا، با احساس ترحم و رویکرد صدقه ای نگاه کرد، بلکه این سیاستها ارکان قدرت ملی و در نتیجه امنیت ملی را به مخاطره می اندازد. کتاب «فقر احمق می کند» که به هر دو نویسنده هایش جایزه نوبل تعلق گرفت را بخوانید. یکی از بزرگترین یافته های جامعه علمی در قرن بیست و یکم، و ظهور انقلاب دانایی این است که نشان داده با افزایش جمعیت فقیر، زیان ایجاد شده برای جامعه، به طرز غیرقابل مقایسه ای بیشتر از زیانی است که افراد و خانواده های فقیر متحمل می شوند.

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد به بخشهایی از کتاب «مرگهای از سرناامیدی و آینده سرمایه داری» اشاره کرد که نشان می دهد در آمریکا از دوره ای که با وجود روند صعودی بهره وری کل عوامل تولید، سهم نیروی کار از کل ارزش افزوده ایجاد شده، روند نزولی پیدا کرده، سه گروه مرگ در اثر افراط در مصرف «مواد مخدر»، «نوشابه های الکلی » و «خودکشی» افزایش پیدا کرده، و با بیان اینکه جامعه ای که به پرداخت حقوق نیروی کار خود متناسب با ارتقای بهره وری توجه نمی کند، در معرض چنین آسیبهایی است، گفت: این سه مرگ، از عمده آسیبهایی است که در کتاب مورد اشاره قرار گرفته، اما وقتی به دیگر آسیبها هم توجه می کنیم، روشن می شود که فاجعه آمیزبودنش اصلا از این سه نوع مرگ، کمتر نیست. برای نمونه، آمارهای دقیق ارائه شده، نشان می دهد به موازات روند فقیرسازی گروه های جمعیتی، شاهد افزایش چشمگیر تولد نوزادان خارج از روابط رسمی ازدواج هستیم و آنها حتی نشان دادند تمایل به امور فرهنگی و حتی مراجعه به مسجد و کلیسا هم به طرز شگفت انگیزی رو به نقصان می گذارد.

    فقر اثرات چشمگیری بر توان ذهنی و سرعت انتقال و بهره هوشی می گذارد

    مومنی تاکید کرد: فقر اثرات چشمگیری بر توان ذهنی افراد و سرعت انتقال و بهره هوشی آنها می گذارد. آن جامعه ای که نسبت به سیاستهای فقرزا و نابرابرساز، غیرحساس شده از این زاویه هم تیشه به ریشه خود می زند و زیان اجتماعی سیاستهای فقرزا، چند ۱۰ برابر فشاری است که به مجموع خانوارهای فقیر وارد می شود.

    تصور می کنند با افزایش بودجه نهادهای موعظه گر، وضعیت فرهنگی بهبود می یابد

    مومنی گفت: تصور عزیزان این است که اگر ما بودجه مثلا صداوسیما یا موسسه های پشتیبان موعظه گری را افزایش دهیم، وضعیت فرهنگی بهبود پیدا می کند. این فهم، با فهم عالمانه متفکر بزرگی در استاندارد نویسندگان کتاب «مرگهای از سرِ ناامیدی و آینده سرمایه داری» متفاوت می شود.

    اعتراف بانک جهانی به پرفاجعه بودن فشارها برای کوچک سازی دولت

    این اقتصاددان به اهمیت و نقش حیاتی و سرنوشت ساز وضعیت اجتماعی در هر جامعه ای و هزینه های اجتماعی حکومت که برای آموزش، سلامت و تغذیه و مسکن مردم تدارک می شود اشاره کرد و با بیان اینکه اگر چسب اجتماعی متزلزل شود، انواع دیگر سرمایه هم از کارکرد می افتند، افزود: حتی بانک جهانی هم فهمید، اما متاسفانه هنوز نشانه هایی از این فهم در فرایندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع ما مشاهده نمی شود. سال ۱۹۹۷، نقطه عطفی در تاریخ بانک جهانی محسوب می شود. در این سال گزارش توسعه جهانی، با عنوان نقش دولت در جهان متحول انتشار پیدا کرد. بعد از اینکه بانک جهانی، بالغ بر ۵۰ سال فشارهای سنگینی روی کشورهای در حال توسعه می آورد که مداخله دولت در اقتصاد را کاهش دهند، در این گزارش برای نخستین بار به انتقاد از خود آغاز کرده و می گوید اصرار و پافشاری ما بر کوچک سازی دولت، کار بسیار پرفاجعه و خسارت باری بوده و ما اکنون می فهمیم که اندازه دخالت دولت، تابع کیفیت مداخله های دولت است.

    سیاستهای مخرب و فقرزا، ذخیره دانایی کشور را مورد هدف قرار داده

    وی با یادآوری اینکه گفته می شود قرن بیست و یکم قرن اهمیت تصاعدی وجه اجتماعی در حیات انسانها است و گفته می شود اگر دانایی بزرگترین نیروی محرکه خلق ارزش باشد، سیاستهای مخرب و فقرزا، ذخیره دانایی کشور را مورد هدف قرار داده است، تصریح کرد: چسب تعهدات اجتماعی حکومتها، در بالاترین سطح، کیفیت و آثار خود را در مناطق مرزی نشان می دهد. اگر حکومتی از این مسائل کم بگذارد، به این معنا است که به دست خود بذرهای تجزیه ملی را می کارد. این مساله برای ما، مساله ای امنیت ملی هم تلقی می شود و باید متناسب با اهمیت آن، با این مساله برخورد شود.

    کمبود خرد و قوه عاقله در جهت گیریهای سیاستی، کمر ایران را شکسته

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد افزود: در اثر سیاستهای شوک درمانی، شاهد روندی هستیم که از جنبه درآمدی، سرعت گیری روند فقر و افلاس خانوارها و سقوط بنیه تولید ملی و کاهش رفاه و توان رقابت و مقاومت اقتصاد ملی را به وضوح نشان می دهد. برای نمونه، از آغاز دهه ۱۳۸۰ تا پایان این دهه، درآمدهای ارزی کشور، همواره بین ۲ تا ۳ برابر رقم پیش بینی شده در اسناد بالادست بوده است. به این معنا که قله تاریخی قیمت نفت و درآمدهای ارزی حاصل از خام فروشی به دهه ۱۳۸۰ برمی گردد. بنابراین در اینجا هم مشکل ما کمبود منابع نبوده بلکه کمبود خرد و قوه عاقله در جهت گیریهای سیاستی، بر محور توهم اینکه ما می توانیم با شوک درمانی اوضاع و احوال بهتری را شاهد باشیم بوده است. این کمر ایران را شکسته است.

    بی سابقه ترین روند تحمیل وابستگی های ذلت آور به دنیای خارج در دوره احمدی نژاد رخ داد

    مومنی با بیان اینکه سیاستهای تورم زا، اول نابرابرساز هستند و پس از آن فقرگستری می کنند و آمیزه فقر گسترده و نابرابری فزاینده به طرز حیرت انگیزی، با سقوط کیفیت محیط زیست و سقوط توان رقابت و توان مقاومت اقتصاد ملی و جهش وابستگی های ذلت آور به دنیای خارج همسویی دارد، به تشریح عدم تحقق شعارهای احمدی نژاد در خصوص عدالت گستری و آوردن نفت بر سر سفره مردم پرداخت و توضیح داد: در دوره احمدی نژاد که می خواست مثلا به مستضعفان یاری برساند، در شرایطی که سیاستهای مخرب معطوف به تورم زایی و شوک درمانی بیداد می کرده، فقط قیمت نان در هشت ساله مسئولیت ایشان، ۳۲ برابر شده است! یا در کنار وعده هایی که در داخل می داد، ضدیت با نظام سلطه جهانی را مطرح می کرد، گزارش مهر ۱۳۹۲ مرکز پژوهشهای مجلس، نشان می دهد در ۸ ساله مسئولیت ایشان، ارزبری هر واحد تولیدناخالص داخلی در ایران، ۵ برابر شده است. این بی سابقه ترین روند تحمیل وابستگی های ذلت آور به دنیای خارج در یک دوره ۸ ساله در تاریخ معاصر ایران است و همه از نبود فهم عالمانه از آثار و عواقب اقتصادی، اجتماعی  امنیت ملی و محیط زیستی کشور بیرون می آید. در دوره احمدی نژاد، دو رکورد دیگر هم ثبت شده است؛ سریع ترین سقوط به سمت فاسدترین کشورهای دنیا و سریع ترین سقوط به سمت بی کیفیت ترین کشورها از نظر محیط زیست را هم تجربه کرده ایم.

    وی با بیان اینکه گزارش ۳ ماه پیش مرکز پژوهشهای مجلس درباره وضعیت محیط زیست و رتبه ایران، نشان می دهد هر بار که سیاستهای تورم زا و به ویژه شوک درمانی در دستور کار قرار گرفته، با سرعت و شتاب غیرقابل باوری، رتبه ایران از نظر پاکدامنی اقتصادی و کیفیت محیط زیست هم سقوط کرده است، ادامه داد: عین این مساله، در دوره مسئولیت آقای حسن روحانی هم مشاهده می شود. به واسطه اینکه در دوره ایشان، اصرار غیرمتعارف به شوک درمانی وجه اصلی ماجرا را با خود همراه داشته، روندهای انحطاط با ابعاد بی سابقه و سرعت و شیب بی سابقه هم رخ داده است. در دوره حسن روحانی، طنز تلخی وجود دارد که نشان می دهد نظام تصمیم گیری و تخصیص منابع ایران، حتی از تجربه های دوره خود نیز نمی تواند یاد بگیرد. این بسیار تکان دهنده است. در حالی که ما از نظر ژست و ادعاها، ادعاهای غیرمتعارفی در دوره ایشان می شنیدیم و بعضی از چاپلوسان و مداحان ایشان، با یک دستکاری حسابدارانه در چند عدد و رقم، ایشان را با دکتر محمد مصدق مقایسه می کردند، اما وقتی که اکنون با اتکا به داده های رسمی، تحولات آن دوره را زیر ذره بین می گذاریم، متوجه می شویم که شوک درمانی چه بلایی بر سر ایران آورده و چقدر شکنندگی ها و آسیب پذیریهای ما را به طرز وحشتناکی افزایش داده است.

    در دوره روحانی، رکورد واردات در مقایسه با دوره احمدی نژاد شکسته شد

    به گفته استاد گروه برنامه ریزی و توسعه اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی؛ در دوره آقای روحانی، رکورد واردات کشور در مقایسه با دوره احمدی نژاد شکسته شده و تنها کسی که توانسته از نظر افراط در واردات، احمدی نژاد را روسفید کند، آقای حسن روحانی، دولت و همکارانش بوده است. اما آن طنز تلخ که مساله را دردناک تر می کند، این است که یکی از مشوقهای این نوع سیاستها که یک مقام کلیدی هم در دوره ایشان داشت، در دوره دوم، دیگر با ایشان همراه نبود. بعد آقای روحانی، به عنوان واکنش نسبت به استعفای آن فرد، به حالت استهزاء آمیز، گفت کسانی به ما می گفتند اگر قیمت دلار را افزایش دهید، ایران گلستان می شود. ما قیمت ارز را فراتر از آنچه که آنها می گفتند ایران را گلستان می کند هم افزایش دادیم، اما هیچ ردی از بهبود وضعیت مشاهده نشد. اما همین فرد که نسبت به آن مقام مسئول دولت قبلی اش ، این گونه استهزاآمیز صحبت می کند، در نیمه دوم دهه ۱۳۹۰ که دیگر آن فرد وجود نداشته، از نظر افراط در شوک نرخ ارز، رکورد تمام دولتهای قبل خود را شکانده و بنابراین فاجعه آمیزترین کارنامه ها را از نظر اقتصادی و اجتماعی به نام خود رقم زده است.

    رئیسی و پزشکیان کاری کردند که اکنون روحانی می تواند به خود ببالد! / بی سابقه ترین سقوط در بنیه تولیدی، در دوره احمدی نژاد و روحانی رقم خورد

    مومنی معتقد است: صرف نظر از اینکه آقای رئیسی و پزشکیان کاری کردند که اکنون آقای روحانی می تواند به خود ببالد، اما از نظر کارنامه عملی، در دوره آقای روحانی، تقریبا درآمد سرانه ایرانیان، حدود ۳۰ درصد سقوط کرده است! یعنی اندازه واردات ما از دوره احمدی نژاد هم جلوتر رفته، اما درآمد سرانه کشور ۳۰ درصد در دوره مسئولیت آقای روحانی سقوط کرده است. اما مساله تکان دهنده تر، این است که در نیمه دوم دهه ۱۳۹۰ که با پرتعدادترین شوک ها به قیمت ارز و حاملهای انرژی روبرو بودیم، برای اولین بار در تاریخ اقتصادی ۱۰۰ سال گذشته، دوره زمانی ۲ برابر شدن جمعیت فقیر کشور، به ۳ سال سقوط کرده و برای اولین بار در عرض ۳ سال اندازه جمعیت فقیر ایران، دو برابر شده است. تکان دهنده تر اینکه، در حالی که شاخص رابطه مبادله که توان رقابت و مقاومت اقتصادهای ملی سنجیده می شود در فاصله ۱۳۶۷ تا ۱۳۸۹، بالغ بر ۳۴ درصد سقوط کرده و تا پایان دهه ۱۳۹۰، دوباره این شاخص سقوط ۳۱ درصدی بر فراز پایه قبلی تجربه کرده است. یعنی بی سابقه ترین سقوط در بنیه تولیدی کشور، در دوره احمدی نژاد و حسن روحانی رقم خورده است. متاسفانه گرچه آقای رئیسی از نظر فقرزایی سیاستهای شوک درمانی و افراط در واردات به این دو نفر نرسیده، اما همان روند را با شیب کمتر، استمرار بخشیده است.

    می توانیم روند انحطاط و شکنندگی بی سابقه را در همه عرصه های حیات جمعی مشاهده کنیم / شرم می کنند درباره برنامه چشم انداز ۱۴۰۴ حرفی بزنند

    این اقتصاددان با بیان اینکه وقتی از دریچه قوه عاقله به مساله نگاه می کنیم، می توانیم روند انحطاط و شکنندگی بی سابقه را در همه عرصه های حیات جمعی مشاهده کنیم، ادامه داد: برای نمونه، مقیاسهای گوناگونی درباره سنجش کیفیت برنامه ریزی میان مدت داریم، اما یکی از آنها، درصد تحقق اهداف است که نشان دهنده قابلیت قوه عاقله کشور است، نمی خواهم افق دورمدت تر را درنظر بگیرم و بگویم ابتدا قرار بود سال ۱۴۰۰ افق برنامه چشم انداز ما باشد و بعدا تبدیل به سال ۱۴۰۴ شد و عملکردها نسبت به هدفگذاری به گونه ای بود که تقریبا هیچ مقام مسئولی در این زمینه حرف نمی زند. البته از یک نظر جای شکر دارد که قباحت بعضی از چیزها را در بعضی از زمینه ها متوجه شده اند و همین که درباره اش حرف نمی زنند و شرم می کنند، نکته مثبتی است؛ اما مرکز پژوهشهای مجلس گزارشی منتشر کرده که می گوید بر اساس بعضی از استانداردها، میزان تحقق اهداف برنامه ششم، ۹ درصد بوده و به پایین ترین سطح تاریخی تجربه شده خود در تاریخ برنامه ریزی ایران سقوط کرده، در عین حال غم انگیز است که منابع تخصیص یافته ریالی و ارزی، فراتر از آنچه بوده که در سند پیش بینی شده است.

    مومنی نحوه روبرو شدن دولت مرحوم رئیسی با برنامه ششم را در سطحی از کمدی – تراژدی عنوان کرد و اظهارداشت: از یک سو ایشان و کارگزاران و طرفدارانشان با رکیک ترین الفاظ درباره آن حرف و شعار مطرح می کردند اما برای اولین بار در عمل، در تاریخ برنامه ریزی ایران، در دولت رئیسی یک برنامه ای که دوره پنج ساله اش تمام شده بود، سه سال دیگر هم تمدید شد! روشن نیست که اگر واقعا این برنامه واجد آن اوصاف منفی بود که شما در تبلیغاتتان به آن اشاره می کردید، چرا در تمدید آن رکورد زدید!؟

    بی کیفیت ترین سندی که به نام برنامه در ایران منتشر شده، قانون برنامه هفتم است

    این اقتصاددان ضمن تاکید بر اینکه با هر معیاری که در نظر بگیرید، فاجعه آمیزترین و بی کیفیت ترین سندی که به نام قانون برنامه در ایران منتشر شده، قانون برنامه هفتم است، گفت: در این سند، برای اولین بار در تاریخ برنامه ریزی ایران، مشاهده می کنیم که جدول منابع ارزی و ریالی وجود ندارد. دلالتهای این مساله بسیار تکان دهنده تر است و از همه مهتر اینکه دولت در این زمینه استنکاف کرده و مجلس هم آن را پذیرفته است و این نشانه بسیار بدتری است. گویی در زمینه انحطاط و شکنندگی و تشدید آنها توافقهایی در یک سطوحی وجود دارد.

    درباره تولید فناورانه وحشتناک ترین سهل انگاری ها و قاعده گذاریهای مشکوک و خطرناک دربرنامه هفتم وجود دارد

    به گفته مومنی؛ درباره تولید فناورانه وحشتناک ترین سهل انگاری ها و قاعده گذاریهای مشکوک و خطرناک دربرنامه هفتم وجود دارد و بی کیفیت ترین سند حمایت اجتماعی را در این برنامه شاهد هستیم، از نظر کیفیت برنامه ریزی درخصوص محیط زیست هم ماجرا در این برنامه بسیار رقت برانگیز است. از جمله مرکز پژوهشهای مجلس عنوان کرد که در حالی که ایران یکی از پرمخاطره ترین دورانهای خود را از نظر محیط زیست تجربه می کند، این برنامه فاقد سرفصل مجزایی پیرامون محیط زیست است. گرچه ذیل عناوینی مانند اصلاح ساختار بودجه و امنیت غذایی و نظام مدیریت یک پارچه منابع آب، به صورت مستقیم و غیرمستقیم، اشاراتی به وضعیت محیط زیست شده، اما در همان اشاره ها، نوعی عقب گرد نسبت به برنامه های توسعه قبلی مان مشاهده می کنیم و در زمینه هایی که توجه هم صورت گرفته، شاهد فقدان ضمانت اجرایی هستیم.

    رئیس جمهور از فرهنگستان علوم خواست مردم را برای پذیرش راه حلهایی که نمی خواهند، قانع کنیم!

    استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی به نشستهایی که موسسه مطالعات دین و اقتصاد درخصوص ضرورت اصلاح برنامه هفتم و چگونگی آن در ۱۰ جلسه پی در پی برگزار کرده بود اشاره کرد و ادامه داد: تناقضاتی هم در رفتارهای دولت مشاهده می شود، از یک سو از این دانشگاه به آن دانشگاه و از این فرهنگستان به آن فرهنگستان می روند، و استمداد می کنند که برای ما راه حل بدهید، اما آنها هم که راه حل می دهند با بی اعتنایی مطلق رئیس جمهور و همکارانشان روبرو هستند. این مساله ای شگفت است که امیدواریم درباره آن تاملی صورت گیرد. آنچه که مساله را نگران کننده می کند این است که ایشان در جلسه ای که در فرهنگستان علوم آمده بودند استمداد می کنند، اما استمدادشان این است که ما خودمان مسائل کشور را می دانیم و راه حل های آن را هم می دانیم، اما این راه حلها، چون مورد پذیرش مردم نیست، شما کمک کنید که مورد پذیرش مردم شود. آقا جان! شما مگر از مردم رای نگرفتید که خواسته های آنها را اجرا کنید، اگر چیزهایی به اسم راه حل در اختیار شما قرار دادند که مانند دولتهای قبل، وعده های شیرین می دهند و کارنامه های تلخ از خودشان به جای می گذارند و مردم به قاعده آن تجربه های زیسته، واکنش منفی به آن دارند، شرط خرد و دانایی این است که شما از آن جزم اندیشی و دگم های فاسد دست بردارید.

    یکی از راه حلهای رئیس جمهور، شوک نرخ ارز و شوک قیمت بنزین بود

    وی توضیح داد: برای نمونه، یکی از راه حلهای ایشان شوک نرخ ارز و شوک قیمت بنزین بوده است. چند بار دیگر باید این فاجعه ها تکرار شود تا چرت آقای رئیس جمهور هم پاره و سطحی از توان یادگیری هم در دولت پدیدار شود.

    آمادگی برای مناظره با سران قوا درخصوص رد سیاست شوک درمانی

    مومنی با بیان اینکه متقاضی هیچ پست کلیدی در کشور نبوده و نیستم و نخواهم بود و اظهاراتم حمل بر مواجهه سیاست زده با دولت نمی شود، گفت: ما پنج بار از آقای پزشکیان خواستیم که هر کسی در دولتش می تواند از مفید بودن شوک درمانی و غیرفاجعه آمیزبودنش دفاع کند، ما در حضور ایشان و سران قوا مناظره خواهیم کرد. چون ایشان عنوان کرده اند که هر پخت و پزی که شده، علاوه بر رئیس قوه مجریه، دیگر روسای قوا هم در آن نقش داشته اند. بنابراین مخاطب این حرف، هر سه این روسای قوا است. بنابراین هر کدام از این مقامات کشور می توانند از این سیاست منحط دفاع کارشناسی کنند، در جلسه ای که با مناسبات عادلانه مدیریت و به صورت مستقیم برای مردم پخش شود، آنها از این استدلالهای خود دفاع کنند و ما هم فقط تناقضهای گفتاری آنها را در زمانهای مختلف مطرح می کنیم.

    وی یادآورشد: بسیار جالب است که رئیس بانک مرکزی در همایشی که بانک مرکزی برگزار کرده، گفته که بزرگترین رکن آنچه که به آن بازار آزاد ارز می گویند، قاچاقچیان هستند. ما می گوییم در تئوری ای به ما نشان دهند که چگونه چاق کردن قاچاقچی ها می تواند رفع فقر و عقب ماندگی کند! با توجه به اینکه سالهای برنامه ششم، سالهایی است که با وجود قیدهای قانونی برنامه میان مدت، پرتعدادترین شوکها به نرخ ارز وارد شده، کیفیت محیط زیست ایران از رتبه ۵۳ در دنیا، در آغاز برنامه ششم به رتبه ۱۳۳ در پایان این برنامه رسیده است و این یعنی ۸۰ رتبه سقوط در عرض پنج سال. شبیه این سقوط در گستره و عمق فساد مالی، گستره و عمق نابرابریهای ناموجه و افزایش وابستگی های ذلت آور به دنیای خارج هم مشاهده می شود.

    شوک درمانی، تمامیت ارضی ایران را تهدید می کند

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان این پرسش که در ایران اگر چه اتفاقی بیفتد عزیزان دست از این سیاست مخرب، فاجعه ساز و شکست خورده دست بر می دارند، به وعده هایی که ترامپ درخصوص تشدید فشارهای اجتماعی و سیاسی علیه ایران مطرح می کند اشاره کرد و ابراز عقیده کرد: تناقضهایی در سیاست شوک درمانی وجود دارد و به جز آن آثار اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی، مستقیما می تواند مشروعیت را به چالش بکشد و تمامیت ارضی ایران را تهدید کند.

    چرا ترامپ با وجود فشار حداکثری، برای دسترسی ایران به منابع ارزی را گشایش ایجاد کرد!؟

    مومنی اضافه کرد: از برآمدن ترامپ در ۱۳۹۷ که تحریمها شدت پیدا کرده، ما شاهد هستیم در دوره ۹۷ تا ۹۹، ترامپ سیاست فشار حداکثری را همراه با آن شیوه ای از فشار دنبال می کرد که دسترسی ما به منابع ارزی را کاهش دهد، از نقطه عطف ۱۳۹۹ تا امروز، ما شاهد استمرار آن تحریمها همراه با گشایش منابع هستیم. یعنی به آنها اجازه داده شده که دسترسی بیشتری به ارز پیدا کنند، اما بحث بر سر این است که به غیر از آثار فاجعه بار و چند بعدی تحریم بر تمام ظرفیتهای انسانی و مادی ایران، از نظر منابع و مصارف ارزی، حداقل خسارت تحریمها بر ایران این بوده که ۳۰ درصد بر هزینه مبادله ما با دنیای خارج افزوده است و خود یک شوک بزرگ مخرب است و با نابخردیهایی که در مواجهه با این مساله شده، که آدم را به شک می اندازد که بعضی در نظام تصمیم گیری و اجرایی کشور به خوبی به تحریم کنندگان پاس گل می دهند.

    اصل، صلاحیتها و توانمندیهای داخلی است

    وی با بیان اینکه نمی توانم باور کنم که یک نفر به اقتضائات و مصالح تمامیت ارضی ایران عالم باشد و با برجام مخالف باشد، تصریح کرد: اصل صلاحیتها و توانمندیهای داخلی است و این ما هستیم که تحت شرایطی می توانیم تحریمها را به فرصت تبدیل کنیم و باز هم این ما هستیم که می توانیم آثار تخریبی تحریمها را چند برابر کنیم. اینکه ما صلاحیتها و مسئولیتهای خود را نادیده بگیریم و همه چیز را تباع تحریم بدانیم به همان اندازه بی اعتبار است که افراطی های مشکوکی معتقدند تحریم هیچ تاثیری ندارد.

    مومنی اظهارداشت: در دوره ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۳ که دوره استمرار تحریمها همراه با گشایش منابع بوده، ما به سه پارادوکس مهم روبرو هستیم که تا زمانی که دولت و مجلس و رئیس محترم قوه قضائیه پاسخ درخوری به این پارادوکسها نداشته باشند، ایران روند استمرار انحطاط را تداوم خواهد بخشید، ولو اینکه عزیزان حسن نیت هم داشته باشند. پارداوکس اول این است که در دوره ای که ورودی ارز ایران به طرز چشمگیری افزایش یافته، همزمان شاهد جهشهای چشمگیر در نرخ ارز هم بودیم. هر میزان عرضه ارز در این بازار بیشتر شده، نرخ آن هم بالاتر رفته است. پارادوکس دوم این است که در این دوره، به موازات اینکه ورودی ارز افزایش پیدا کرده، قیمت ارز هم بالاتر رفته اما همزمان واردات هم افزایش پیدا کرده. این خلاف قاعده بسیار قابل اعتنا است که فقط در مناسبات مافیایی و شبه مافیایی قابل درک است. لیست واردات ایران، بسیار تکان دهنده است.

    این اقتصاددان خاطرنشان کرد: بر اساسا آمار گمرک، کل واردات ایران در سال ۱۳۹۹، بالغ بر ۳۸ میلیارد دلار بوده است، در حال که نرخ ارز افزایش پیدا کرده، اندازه واردات در سال ۱۴۰۲، به ۶۶ میلیارد دلار رسیده است! اینها باید قابل اعتنا باشد و کاش آن طور که فقط حرفش توسط رئیس جمهور محترم زده می شود علم و نظر کارشناسی مبنا بود.

    مومنی با بیان اینکه این سیاست منافع مافیاهای داخلی و بین المللی را تامین می کند و کوچکترین نفعی برای کشور ندارد، گفت: پارادوکس سوم این است که در شرایطی که ورودی ارز بیشتر شده و واردات هم جهش پیدا کرده، نرخ فقر بیشتر شده و جامعه همچنان با سرعت به سمت فقیرتر شدن حرکت کرده و نکته تکان دهنده دیگر این است که اندازه جمعیت غیرفقیر نزدیک به خط فقر هم جهش معنی دار پیدا کرده است. این فلاکت زایی این سیاست را به وضوح نشان می دهد. این مناسبات برندگانی دارد. یعنی عایدات ریالی اقلام وارداتی مصرفی ای، بسیار بیشتر از عایدات ریالی جهشهای نرخ ارز است. در اینجا به خوبی می توان بهره بری مافیای واردات از این مناسبات را دید و از مافیای واردات مهمتر، تامین کنندگان مالی این اقلام وارداتی هستند.

    اقلامی که قابل تولید در داخل هستند را از لیست واردات حذف کنید / پشتیبانان مالی این مناسبات، بانکهای خصوصی هستند

    این استاد اقتصاد دانشگاه تاکید کرد: باید لیست اقلام وارداتی را در مقابل خود بگذارید، و همه آن اقلامی که قابل تولید در داخل هستند را حذف کنید. شما ریشه تولید و اشتغال با کیفیت را در این کشور سوزاندید. مساله دیگر، پشتیبانان مالی این مناسبات که بانکهای خصوصی هستند، است. تا زمانی که اجازه می دهید بانکهای خصوصی، این همه بی قانونی و فاجعه آفرینی در این اقتصاد داشته باشند، این کشور بتواند کمر راست کند. هیچ تعارفی هم ندارد. عزیزان می گویند ما در شرایط جنگی اقتصادی هستیم و از سال آینده که سیاستهای ترامپ آغاز می شود، این جنگ حادتر هم می شود اما ولنگاری در تخصیص منابع  ارزی در این شرایط به گونه ای است که اگر کشوری در شرایط عادی هم این گونه منابع ارزی اش را حتی در شرایط عادی به خطر بیندازد، باید او را جزء نابخردان به حساب آورد.

    کاریکاتوری توزیع کوپن را با شرایط دوره جنگ شبیه سازی می کنند / با اطمینان می گویم که هرگز چنین کارکردی را نخواهد داشت

    مومنی با یادآوری اینکه ریچارد نفیو در کتاب «هنر تحریمها» می گوید ما برای اینکه کمر تحریم شده ها را بشکنیم، راهی باز می کنیم که به هیچ وجه کالاهای لوکس شامل تحریمها نشود، گفت: شوک نرخ ارز را ایجاد می کنند و بعد می گویند برای فروکش کردن این تلاطم، از ذخایر ارزی مان به آن بازار منحوس قاچاقچی های نرخ ارز تزریق کنیم. یعنی خودمان را از همان منابع ارزی محدود هم محروم کنیم. بعد ژست می گیرند و می گویند با مقداری از این ارز هم کالای مصرفی وارد و یا از تولید داخل استفاده کنیم و آن را هم میان فقرا توزیع کنیم. بعد چون اسم آن را شیوه توزیع کوپنی گذاشته اند، شبیه سازی کاریکاتوری یا بدتر از آن را با شرایط دوره جنگ می کنند. یعنی فکر می کنند که این شیوه، همان کارکردهای دوران جنگ را هم خواهد داشت. اکنون من با اطمینان می گویم که هرگز چنین کارکردی را نخواهد داشت. در دوره جنگ، کل ساختار نهادی بر محور پشتیبانی از تولید داخلی و پشتیبانی از فرودستان سامان پیدا کرده بود شما نمی توانید از آن سیستم چند لایه چند صدعاملی، تنها یک بخش را به صورت کاریکاتوری گزینش کنید و ادای آن را در بیاورید و بعد انتظار داشته باشید که آن کارکردها ظاهر شود.

    منابع ارزی کشور را تبدیل به طلا و توزیع می کنند 

    وی گفت: برای اینکه قباحت این مساله را کاهش دهند، از یک سو منابع ارزی کشور را تبدیل به طلا می کنند و از سوی دیگر، با توزیع دلار در آن بازاری که ماهیت قاچاقچی محوری اش عریان شده، به عنوان اینکه ما طلا توزیع می کنیم، کار خود را توجیه می کنند. شما که بالاخره ارز مملکت را هدر می دهید! این سیاستها کجا هماهنگ می شوند!؟ آقای رئیس جمهور گفته اند که این سیاستها در جلسه سران سه قوه هماهنگ می شود. با نهایت احترامی که برای آنها و تیم های پشتیبانی شان قائل هستیم، اما ویژگی مشترک هر سه آنها این است که هیچ صلاحیتی در حیطه اقتصاد ندارند. مسائل را پشت پرده ای جلو می برند، چه اشکالی دارد که هر سیاستی را می خواهند اجرا کنند اعلام عمومی کنند تا ارزیابی ها از این سیاستها را در اختیار نهادهای تعیین شده بدهند. اکنون همچنان سیاستها به صورت غیرکارشناسی پخت و پز می شود و ناگهانی هم ابلاغ می شود. اینجا مساله با الیگارشیهای مالی پیوند می خورد.

    باب تقاضاهای سوداگرانه در خودرو، مسکن، طلا و دلار بسته شود / بیش از سه، چهارم خریداران، شخصیتهای حقیقی و حقوقی مشخصی هستند که سوداگرند

    این اقتصاددان تاکید کرد: تا زمانی که باب تقاضاهای سوداگرانه در خودرو، مسکن، طلا و دلار را نبندید، در واقع آلت دست مافیاها هستید و هیچ خیری از این مسیر به کشور نخواهد رسید. به جای فرافکنی ، سازوکارهای فصل الخطاب بودن علم به جای منافع مافیاها را در فرایندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع طراحی کنید. تازمانی که باب انگیزه های سوداگرانه بسته نشده، عرضه بیشتر مسکن، سکه، ارز و خودرو به معنای چاق تر کردن مافیاها است. بیش از سه، چهارم آنها که هر کدام از اینها عرضه می شود، می خرند، شخصیتهای حقیقی و حقوقی مشخصی هستند که برای تامین نیازشان این کار را نمی کنند و انگیزه های سوداگرانه دارند. این سیاست مخرب باید چند سال دیگر ادامه یابد تا شما متوجه آن شوید. بابهای سوداگری را ببیندید.