برچسب: فرشاد مومنی

  • بازی با نرخ ارز، بازی خطرناکی است / با بستن راه بر اشتغال زنان ریشه خانواده را می سوزانند / تورم شیره جان فقرا را می کشد

    بازی با نرخ ارز، بازی خطرناکی است / با بستن راه بر اشتغال زنان ریشه خانواده را می سوزانند / تورم شیره جان فقرا را می کشد

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی، اقتصادددان، با بیان اینکه از سال ۱۳۸۴ تا امروز، هر کس گفته که می خواهد عدالت اجرا کند، آن را از طریق سیاستهای تورم زا دنبال کرده است، تاکید کرد: از نظر اندیشه ای، کمتر چیزی را به این درجه پوچ و توهمی و پرت و پلا می توان یافت. اقتصاد سیاسی تورم می گوید تورم ظالمانه ترین مالیاتی است که بشر ابداع کرده که شیره جان فقرا را بکشد و به اغنیا تقدیم کند. نابرابرسازترین و ضدتوسعه ای ترین و غیرعادلانه ترین سیاست، سیاست تورم زا است اما در کشور ما افرادی پیدا می شوند که می گویند می خواهیم از طریق سیاست تورم زا به عدالت برسیم!

    باید فهممان را ارتقا دهیم تا بتوانیم نجات پیدا کنیم / دچار ضعف اندیشه ای هستیم

    دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی در اتاق فکر سازمان برنامه استان هرمزگان، با بیان اینکه رقابت بین کشورها و شرکتها شکل تجسد یافته رقابت بین اندیشه ها است و وضع کنونی ما محصول ضعف اندیشه ای مان است، خطاب به اعضای اتاق فکر این استان، تصریح کرد: از این دریچه، می توان رقابت بین منطقه ها را هم اضافه کرد. اگر می خواهید استان تان جایگاه بهتری داشته باشد، باید اندیشه هایتان را تقویت کنید، راه نجات از آنجا درمی آید. در کتاب «اصول فلسفه و روش رئالیسم» زنده یاد علامه طباطبایی با حاشیه نویسیهای مرحوم آقای مطهری را ببینید، که عنوان می کند بشر اگر بخواهد به شایستگی خداگونگی دست یابد، باید بفهمد که هر امری در این دنیا یک سلسله مقدمات ادراکی دارد و ما ابتدا باید فهممان را ارتقا دهیم تا بتوانیم نجات پیدا بکنیم.

    باید با موازین توسعه فکر کنیم

    وی با بیان اینکه در یک ساخت توسعه نیافته، شیوه اصولی فکر کردن این است که با موازین توسعه فکر کنیم، توضیح داد: از آنجا که ما فهم روشمند و هویت جمعی یافته از توسعه نداریم، در اسارت آزمون و خطاها و فسادها و ناکارآمدیها گرفتار شدیم. هر جامعه ای که از وضع موجود خود راضی نیست و تصور می کند در چنبره ای از انبوه دورهای باطل به اسارت گرفته شده، باید اندیشه ورزی اش را بر توسعه بگذارد و مسائل سطح توسعه ، به مسائل کلان و مسائل کلان به مسائل سطح خرد، تقدم رتبه ای دارند.

    یکی از بزرگترین گرفتاریهای نظام اداره کشور تلاش برای رسیدگی مورد به مورد به مسائل است / نظام تصمیم گیریهای اساسی کشور به نرخ ارز، نگاه چرتکه ای دارد

    مومنی گفت: یکی از بزرگترین گرفتاریهای نظام اداره کشور ما این است که می خواهد مسائل را مورد به مورد رسیدگی کند و در تمام این کوششها هم شکست خورده ایم. یکی از بارزترین و غم انگیزترین آنها، مساله تصمیم گیری درباره نرخ ارز است. در ادبیات توسعه گفته می شود مساله ارز و نرخ آن، از دریچه سطح توسعه با نگاه های خرد و کلان زمین تا آسمان فرق می کند، اما در نگاه توسعه ای باید مساله ارز را به صورت میان رشته ای و در کادر تغییر اعتلابخش دیده شود. اکنون نظام تصمیم گیریهای اساسی کشور به ارز، نگاه چرتکه ای دارد. در این نگاه، ارز فرصتی است که می توان آن را گران تر فروخت و پول بیشتری به دست آورد، در نگاه کلان، گفته می شود حواست باشد در جامعه ای که دولت در آن بزرگترین مصرف کننده و سرمایه گذار است، اگر از درون آن تورم ایجاد کنید، خودت بزرگترین زیان بیننده خواهی شد.

    بازی با نرخ ارز، بازی ای خطرناک است

    این اقتصاددان به گزارش اقتصادی سازمان برنامه در سال ۱۳۷۳ اشاره کرد که در آن آمده بعد از ۵ سال بازی با نرخ ارز، به ازای هر یک واحد اضافه درآمد از ناحیه گرانتر فروختن ارز، هزینه های مصرفی دولت ۳٫۵ برابر بیشتر شده است، گفت: در تحلیل سطح توسعه متغیر ارز و نرخ ارز، جزء قیمتهای کلیدی هستند که تغییرات آن هم کل قسمت عرضه اقتصاد و هم کل قسمت تقاضای اقتصاد را تحت تاثیر قرار می دهد. بازی با نرخ ارز، بازی ای خطرناک است. متاسفانه ما ساختار قدرتی داریم که به این سیاست معتاد و دچار دورهای باطل چند لایه شده که از درون آن، کار امروز را به فردا می رساند اما مافیاها و غیرمولدها را روزمره چاق تر می کند، مردم را به فلاکت و افلاس می اندازد، بنگاه های تولیدی را به ورشکستگی می کشاند، آنها که ورشکسته نشدند هم دو، سوم ظرفیت تولیدیشان بلااستفاده می ماند و بازنده اصلی هم نهاد دولت است.

     چگونه انگلستان برای حداکثر کردن منافعش ایران را صادرکننده تریاک کرد؟

    مومنی با تاکید بر ضرورت مطالعه تاریخ و توجه به درسهای آن در قاعده گذاری ها، به بخشی از کتاب چارلز عیسوی اشاره کرد که در آن آمده ایران سال ۱۸۲۰ حتی برای مصرف داروی خود هم واردکننده تریاک بوده اما انگلستان به این نتیجه می رسد که برای حداکثر کردن منافعش ایران صادرکننده تریاک شود،  گفت: انگلستان آگاهانه پرداختهای غیرعادی برای تریاک تولیدشده در ایران انجام داد. در نتیجه کشاورزهای ایرانی با ملاک قیمت به این جمعبندی می رسند که اگر مقدار معینی از زمین را به جای اینکه زیرکشت حبوبات و غلات ببرند، زیر کشت تریاک ببرند، درآمدشان ۳ برابر خواهد شد. در فاصله ۱۸۲۰ تا ۱۸۵۰ ایران یکی از صادرکنندگان عمده تریاک در دنیا می شود، اما به بهای اینکه بخش اعظم زمینهای زیرکشتش را دیگر غلات و حبوبات نمی کاشته است در نتیجه قحطی بزرگ ربع پایانی قرن نوزدهم اتفاق می افتد و در بسیاری از شهرهای بزرگ ایران چهار پنجم جمعیت بر اثر فحطی و اپیدمی از بین رفتند.

    اگر نگاه به قیمت برای کسب سود بیشتر سایر ملاحظه های راهبردی را نادیده بگیرد، فاجعه ایجاد می کند

    این استاد دانشگاه ضمن تاکید بر اینکه اگر نگاه به قیمت برای کسب سود بیشتر سایر ملاحظه های راهبردی را نادیده بگیرد، فاجعه ایجاد می کند، اضافه کرد: اکنون آنچه که در کادر کشت تریاک بر سر ایران آمد، با ۱۰ برابر شدیدتر بر اثر نگاه درآمدی به ارز انجام می شود. در حالی که از این مسیر راه نجاتی برای ایران قابل تصور نیست.

    کشوری که در اسارت دام ارزش افزوده بی کیفیت بیفتد، کمرش خواهد شکست

    مومنی ادامه داد: فرانسوا پرو می گوید اگر کشوری در اسارت دام ارزش افزوده بی کیفیت بیفتد، کمر آن خواهد شکست. در این صورت از تولید کشاورزی و صنعتی غفلت می شود و سراغ ساختمان سازی می روید و یک باره چشم باز می کنید و یک باره می بینید در قعر وابستگی های ذلت آور و نابرابریهای شکنندگی آور به اسارت در آمده اید. همانطور که در ایران، وزارت مسکن در گزارشی، اعلام کرد در ۱۳۶۸ تا ۱۳۹۲ میزان ساختماهای بلااستفاده و خالی که در ایران تولید شده، معادل ارزش دلاری اش، ۲۵۰ میلیارد دلار بوده است. در کشوری که این خرابکاریها و شوک درمانی ها با این توجیه صورت می گیرد که ما ارز و ریال نداریم، فقط از کانال میدان دادن به تب سوداگری در ساخت ساختمانهای بلااستفاده در فاصله زمانی ۲۵ ساله، ۲۵۰ میلیارد دلار دارایی های بین نسلی را از بین برده ایم. در عین حال، حادترین بحرانمان هم بحران مسکن است.

    این اقتصاددان با بیان اینکه برای نجات، باید از سطح توسعه به مسائلمان نگاه کنیم، تصریح کرد: از سال ۱۳۸۴ تا امروز، هر کس گفته که می خواهد عدالت اجرا کند، آن را از طریق سیاستهای تورم زا دنبال کرده است. از نظر اندیشه ای، کمتر چیزی را به این درجه پوچ و توهمی و پرت و پلا می توان یافت. اقتصاد سیاسی تورم می گوید تورم ظالمانه ترین مالیاتی است که بشر ابداع کرده که شیره جان فقرا را بکشد و به اغنیا تقدیم کند. نابرابرسازترین و ضدتوسعه ای ترین و غیرعادلانه ترین سیاست، سیاست تورم زا است اما در کشور ما افرادی پیدا می شوند که می گویند می خواهیم از طریق سیاست تورم زا به عدالت برسیم.

    عالی ترین کارها را در غیاب نگرش سطح توسعه، به ضد خود تبدیل می کنیم

    وی با بیان اینکه عدالت، توسعه، آزادی و مردم سالاری و دیگر مفاهیم کلیدی در کشور ما نیاز به ژرف کاوی دارند، اظهارداشت: اشتغال یک متغیر سیستمی است اما وقتی ما اسم مفهوم «آنتروپرونر» را کارآفرین می گذاریم، گویا مسئولیت خلق شغل با استانداردهای سطح توسعه بر عهده فرد است و این گونه کمک می کنیم به اینکه دولت درباره مسئولیتهای سیستمی خود در خلق فرصتهای شغلی، غفلتهای فاحش داشته باشد. ما چون اصل ماجرا را گم کرده ایم، سراغ بزک کردن و ظاهرسازی می رویم! ما عالی ترین کارها را در غیاب نگرش سطح توسعه، به ضد خود تبدیل می کنیم.

     تصور می کنند با بستن راه بر اشتغال زنان می توانند حریم خانواده را محفوظ بدارند

     رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد افزود: عزیزان تصور می کنند با بستن راه بر اشتغال زنان می توانند حریم خانواده را محفوظ بدارند. در حالی که از ۱۳۷۳ تا امروز ، تمام مطالعات درباره بودجه خانوار در ایران می گوید درآمد زنان مکمل درآمد مردان در خانواده است. یعنی اگر زن درآمد کسب نکند، خانواده متزلزل می شود. بعد عزیزان این کج بینی را عملیاتی می کنند و بعد راه حلی که انتخاب کرده اند این است که داده های مربوط به طلاق را طبقه بندی کرده اند تا نکند ببینیم چه آشی پخته ایم و روحیه مان خراب نشود! باید با آنها که به اسم ارزشها می گویند زنان نباید وارد بازارکار شوند صحبت کنیم و بگوییم شما ریشه خانواده را می سوزانید!

    این اقتصاددان به سرمایه گذاری که در زمینه آموزش عالی زنان ایرانی شده و در عین حال سهم یک سومی آنها در میانگین جهانی اشاره کرد و با تاکید بر اینکه باید بر مفاهیم تامل زیادی داشته باشیم، خاطرنشان کرد: اگر از دریچه های درستی مسائلمان را ببینیم، اصلا حق ما نیست که این میزان بحرانهای حاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را داشته باشیم.

    زیربنای تعالی اخلاق، سطوحی از امنیت اقتصادی است و نه وعظ و خطابه

    مومنی با اشاره به اهمیت توجه به پایه نظری از مسائل، با بیان اینکه در غیاب فهم نظری از مسائل دچار آشوب و هرج و مرج فکری می شویم و نمی توانیم رابطه مسائل را با هم درک کنیم و گاه رابطه ها را به اندازه ای کج می بینیم که مایه شگفتی است، گفت: در نظام بودجه ریزی ما تصور می کنند اخلاق تابع وعظ و خطابه است. در اینکه وعظ و خطابه یکی از لوازم رشد اخلاقی است اما اساس و زیربنای تعالی اخلاقی، نیل به سطوحی از امنیت اقتصادی است.

    این اقتصاددان گفت: از درون فرهنگ و مناسبات رانتی، این شرایط بیرون می آید که هر چه که برای کشور خیر دور مدت دارد، لجن مال و تخطئه شود. اکنون کاری کرده اند که اگر بگویید پایه نظری کارهایی که با نرخ ارز می کنید را برای ما توضیح دهید، می گویند اینها دستی در اجرا ندارند و حرفهای ذهنی می زنند. یک بار فردی این حرف را به من زد و من به او گفتم وقتی شما تیله بازی می کردید، من در نخست وزیری بود. بله، وقتی هیچ مبنای نظری وجود نداشته باشد، هر کس هرچه خواست می گوید!

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد در ادامه ضمن اشاره به مسائل منطقه ای در استان هرمزگان، به چالشهایی که صنایع رانتی – معدنی ایجاد می کند اشاره کرد و یادآورشد: صنایع رانتی معدنی قابلیت بسیار بالایی در تخریب محیط زیست، تخریب منابع آب شیرین کشور و قابلیت بسیار اندکی برای خلق فرصتهای شغلی باکیفیت دارند. اینها محصول این است که شما در تصمیم گیریهای ملی که مقدم بر تصمیم گیریهای منطقه ای است، مشارکت بایسته ندارید.

    نظام قاعده گذاری ما قادر به قاعده گذاری با کیفیت نیست / باید خواسته های مناطق، در تصمیم گیریهای ملی لحاظ شود

    مومنی با بیان این اعتقاد که باید به مسائل ملی از چند دریچه نگاه کرد از جمله اینکه ما نظام قاعده گذاری داریم که قادر به قاعده گذاری با کیفیت نیست و سیاستهایش به جای اینکه اعتلابخش باشد، بحران زا است، گفت: باید خواسته های مناطق، در تصمیم گیریهای ملی لحاظ شود و بزرگترین بلاتکلیفی در سطح مناطق ایران این است که خودشان نمی دانند چه می خواهند و خواسته ها و مطلوباتشان چیست. این خواسته ها باید روشمند، اندیشیده و محاسبه شده باشد و نباید به شکل بیان آرزوها و آمال باشد.

    وی ضمن تاکید بر ضرورت روشن شدن تکالیف مناطق در سه حیطه «تشخص منطقه ای»، «ادغام ملی » و «چشم انداز بین المللی»، اظهارداشت: باید به قاعده میراثهای تاریخی، واقعیتهای موجود و درکی که از چشم اندازهای آینده دارید، می خواهید استانتان به چه عنوانی متشخص باشد. تکیه گاه اصلی اش چیست و می خواهد به چه چیزی اشتهار داشته باشد. تشخص منطقه ای از درون نگرش سطح توسعه ای و با رویکرد بین رشته ای و در افق دور مدت معنا پیدا می کند. کار می برد و باید واقعا برای آن زحمت کشیده شود. بعد از تشخص منطقه ای، شما باید تکلیفتان را با «ادغام ملی» مشخص کنید. باید بگویید داد و ستدتان با نظام ملی می خواهد بر چه مبانی استوار باشد. شما باید خو۸۸دتان با تکیه بر ویژگیهای منطقه تان و اقتضائات آن و ضرورت توجه به الگوی مطلوب تقسیم کار با نظام ملی در تصمیم گیریها مشارکت کنید. وقتی شما مشارکت نمی کنید دیگران تصمیم گیری می کنند.

    باید مهمترین دورهای باطل توسعه نیافتگی در استانها را شناسایی کرد

    ومنی به نقش و اهمیت استانهای مرزی و کلان شهرها برای برعهده گیری مسئولیتهای حکومت مرکزی در تعامل با دنیای خارج در قرن بیست و یکم اشاره کرد و گفت: در ادبیات توسعه گفته می شود حیاتی ترین ماموریت اندیشه ورزان استانها، این است که مهمترین دورهای باطل توسعه نیافتگی در استان را شناسایی کنند. من تاکنون هیچ مطالعه ای را در این زمینه ندیده ام. بعد از آن، باید تمرکز بر شناخت نااطمینانی ها و نحوه نقش آفرینی آنها بر سرنوشت توسعه باشد. وقتی نااطمینانی ها از حدودی فراتر می رود، انسان قادر به تصمیم گیری و انتخاب نیست، بنابراین منفعل و تسلیم آنچه مقدر می شود، خواهد شد. این نااطمینانی ها می توانند با منشا طبیعی و یا انسانی باشند.ر

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ضمن تاکید بر اینکه حلقه وصل تمام دورهای باطل بازتولیدکننده توسعه نیافتگی، در ضعف بنیه تولیدی و بهره وری اندک متجلی می شود، گفت: با درنظر گرفتن این موضوع، باید با نگاهی بین رشته ای، این دو را زیر ذره بین قرار داد و تکلیف را با مفهوم، پایه نظری و شاخصهای اندازه گیری روشن کرد و از درون آن یک برنامه اعتلابخش برای برون رفت از شرایط توسعه نیافتگی فراهم کرد.

  • به تضعیف ارزش پول ملی، اصلاح نرخ ارز می گویند! / برخی قصد غربت می کنند و دروغ می گویند! / خدا به مردم رحم کند!

    به تضعیف ارزش پول ملی، اصلاح نرخ ارز می گویند! / برخی قصد غربت می کنند و دروغ می گویند! / خدا به مردم رحم کند!

    به گزارش اقتصادران، در آخرین نشست از سلسله نشستهای بررسی «فروپاشی رژیم پهلوی » دکتر فرشاد مومنی، اقتصاددان، ضمن بررسی دیدگاه هایی که برخی از پژوهشگران با سه رویکرد «سلطنت طلبانه»، «مارکسیستی» و «بازارگرایانه» نسبت به انقلاب اسلامی ارائه داده اند، یادآورشد: باید حواسمان باشد که همان طور که اکنون هر انسان منصفی از ما انتظار دارد درباره دوره پهلوی یا قاجار انصاف را رعایت کنیم و نقاط قوت آنها را بگوییم، همه باید این انصاف را درباره جمهوری اسلامی هم مطالبه کنند. این طور نباشد که ما به گونه ای حرف برنیم که گویی در جمهوری اسلامی فقط و فقط کارهای منفی شده است. اگر ما بخواهیم نجات پیدا کنیم باید نقاط قوت و ضعف را عالمانه و منصفانه بررسی کنیم.

    وی طرح ژنریک دارویی را که بعد از پیروزی انقلاب در دستور کار دولت قرار گرفت را یکی از تصمیمات مهم دولت وقت عنوان کرد و با اشاره به دستاوردهای آن، گفت: به محض اینکه در ایران بعد از جنگ، برنامه تعدیل ساختاری در دستور کار قرار گرفت، در زمینه دارو یکی از اولین طرحهایی که زیر سوال برده شد، طرح ژنریک دارویی بود.

    این استاد دانشگاه به تشریح آرای استیگلیتز در نقد اندیشه بازار پرداخت و یادآورشد: هر جا که به ساحت مفت خوارگی، رباخواری و دلالی جسارت می شود، اسم آن را سرکوب می گذارند. مثلا اگر دولت کمی اهتمام داشته باشد که قیمت بعضی از کالاها و خدمات تغییر نکند می گویند دست از سرکوب قیمت بردار، اما اگر این سرکوب درباره مزد نیروی کار اتفاق بیفتد، آنها هرگز از این لفظ استفاده نمی کنند. در حالی که تمام قیمت ها در کشورهای صنعتی با صلاحدیدهای سیاسی و به صورت تنظیم گرانه موضوعیت پیدا می کنند و بازار رقابت کامل در طول تاریخ بشر فقط در کتابهای درسی بوده است.

    متهم کردن و پرونده سازی، گرهی از توسعه نیافتگی ایران باز نمی کند

    دکتر فرشاد مومنی، در چهارمین نشست از سلسله نشستهای فروپاشی رژیم پهلوی و وقوع انقلاب اسلامی در موسسه «مطالعات دین و اقتصاد» و با عنوان «گونه شناسی ارزیابی ها از دوران پس از فروپاشی رژیم پهلوی» سخن می گفت، با بیان اینکه مسائل اندیشه ای، نیازمند برخورد اندیشه ای است و تخطئه کردن و برچسب زدن و متهم کردن و پرونده سازی، گرهی از توسعه نیافتگی ایران باز نمی کند، اظهارداشت: ما به شدت به گفت وگوهای با ضابطه و مبتنی بر روش علمی نیاز داریم.

    برخوردهای تعصب آلود کمر ایران را شکسته است / باید خود را از این چنبره رها کنیم

    وی با بیان اینکه همه یا هیچ دیدن و برخوردهای مطلق انگارانه و تعصب آلود و متکی به منافع نامشروع و ضدتوسعه ای، کمر ایران را شکسته است و ما باید خود را از این چنبره رها کنیم، تاکید کرد : اکنون هم اگر بخواهیم نقدی از دوره پهلوی کنیم، آماج حمله هایی قرار می گیریم که در این زمینه ها، جمهوری اسلامی از بعضی از زوایا، بدتر کرده است. پاسخ ما این است که ما اکنون درباره عبرت آموزی از دوره پهلوی صحبت می کنیم، اینها اصلا با هم منافاتی ندارد و اگر بنا به ارزیابی عملکرد دوران جمهوری اسلامی باشد، عالمی که از شرافت حرفه ای و حریت اخلاقی برخوردار است، موظف است نقایص و کاستی های جمهوری اسلامی را هم شرافتمندانه بیان کند، اما در عین حال، باید حواسمان باشد که همان طور که اکنون هر انسان منصفی از ما انتظار دارد درباره دوره پهلوی یا قاجار انصاف را رعایت کنیم و نقاط قوت آنها را بگوییم، همه باید این انصاف را درباره جمهوری اسلامی هم مطالبه کنند. این طور نباشد که ما به گونه ای حرف برنیم که گویی در جمهوری اسلامی فقط و فقط کارهای منفی شده است. اگر ما بخواهیم نجات پیدا کنیم باید نقاط قوت و ضعف را عالمانه و منصفانه بررسی کنیم.

    در تداوم و استمراربخشی، به دستاوردها ناتوان بودیم

    مومنی یادآور شد: مردم ایران تنها نمونه ثبت شده در قرن بیستم هستند که در طی یک قرن، سه جنبش اجتماعی فراگیر، با عنوان انقلاب مشروطیت، انقلاب اسلامی و ملی شدن نفت را برای برون رفت از دورهای باطل توسعه نیافتگی شکل دادند و هر سه دستاوردهای مقطعی خارق العاده داشتند، اما تداوم پیدا نکردند. باید بر این نکته تمرکز کنیم که چرا این ناکامی ها رخ داده است. هر سه مقطع، دستاوردهای شگرف و خارق العاده ای رخ داده اما ما در تداوم و استمراربخشی، ناتوان بودیم. باید کمک کنیم قفلهای معرفتی که مانع آن است را برطرف کنیم و بعد سراغ موانع سیاسی، اجتماعی و بین المللی آن برویم.

    وابستگی غیرمتعارف و مونتاژکاری افراطی در دوره پهلوی

    وی به بخشهایی از کتاب «سیر اندیشه اقتصادی در ایران عصر پهلوی»، نوشته محمدرضا نفیسی اشاره کرد که در آن نشان داده شده ظرفیت فکری اهل علم در صورت بندی مسائل اقتصادی دوره پهلوی، به دلیل نقصهای بنیادی روش شناختی برای اعتلابخشی یه اقتصاد ایران کافی نبوده است، به تشریح دیدگاه های «جهانگیر آموزگار» درخصوص دیدگاه های فکری اداره اقتصاد ایران در دوره قبل و بعد از انقلاب پرداخت و گفت: در قله رونق صنعتی پهلوی، توان تولید صنعتی ایران، این بود که از کانال کل درآمدهای صادراتی صنعتی ایران، حداکثر می توانسته مواد اولیه مورد نیاز سه روز تولید صنعتی ایران را تامین کند که نشان دهنده وابستگی غیرمتعارف و مونتاژکاری افراطی است که بخش اعظم ارزش افزوده ایجاد شده در فعالیتهای صنعتی را به دلیل خصلت مونتاژکارانه و وابسته اش، به خارج از کشور بر می گردانده است.

    در ۱۰ سال اول انقلاب اندازه زیرساختهای فیزیکی توسعه روستایی ۱۱٫۵ برابر شد

    این اقتصاددان ضمن انتقاد از دیدگاه هایی که متعصبانه درباره میراث دوره پهلوی قضاوت می کنند، به کتاب ناصرپاکدامن، استاد دانشگاه تهران، درخصوص ابعاد بزرگ مرگ و میر در ایران در طول جنگ جهانی دوم اشاره کرد و با بیان اینکه این میراث دوره پهلوی بود، ادامه داد: برای اولین بار در تاریخ ایران است که با اینکه یکی از طولانی ترین جنگها رخ داده، حتی یک مورد ثبت شده ناشی از قحطی و اپیدمی در طول جنگ هشت ساله وجود ندارد. نمی توانیم این افتخار بزرگ را نادیده بگیریم که در ۱۰ ساله اول بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، با وجود همه محدودیتها، اندازه زیرساختهای فیزیکی توسعه روستایی نسبت به آنچه که از رژیم پهلوی تحویل گرفته شده، ۱۱٫۵ برابر شده است. این نشان می دهد که جهت گیریهای بعد از پیروزی انقلاب به طور کامل معطوف به عدالت اجتماعی بوده ست و تمام متفکران توسعه می گویند برای حمله موثر و اعتلابخش به فقر باید نقطه عزیمت را مناطق روستایی قرار داد. این افتخار بزرگی برای ما است و اگر بخواهیم به این فهرست ادامه دهیم ، باید دهها مورد دیگر را هم اضافه کنیم.

    اندیشه استوار توسعه گرا و اراده ای صادق برای تحقق وعده ها میان رهبران انقلاب وجود داشت

    مومنی خاطرنشان کرد: در اثر تصمیم شورای انقلاب، که یکی از افتخار آمیزترین تصمیمات است، نقش آفرینی رانت نفتی در اقتصاد ایران، در ۱۰ ساله اول پس از انقلاب، به کمتر از یک سوم این سهم در دوره قبل از آن رسید. اینها نشان می دهد که یک اندیشه استوار توسعه گرا و یک اراده صادقانه برای تحقق وعده ها در میان رهبران انقلاب اسلامی وجود داشته است و اگر کسی بخواهد به ایران و آینده آن خدمت کند، باید بر این تمرکز کند که چرا آن تداوم پیدا نکرد.

    ایجاد محدودیهای فکری برای اندیشه ورزان مارکسیست یکی از بزرگترین خطاهای حکومت ایران در دوره جمهوری اسلامی بود

    این استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه مارکسیستهای ایرانی خارج از کشور، تقریبا در تراز سلطنت طلبان تلاش فکری در زمینه ارزیابی کارشناسی درباره دوره بعد از انقلاب داشتند، کار مشترک «فرهاد نعمانی» و «سهراب بهداد» را از جمله پژوهشهای قابل توجه این متفکران اقتصادشناس مارکسیست ایرانی عنوان کرد و گفت: معتقدم ایجاد محدودیهای فکری برای اندیشه ورزان مارکسیست یکی از بزرگترین خطاهای حکومت ایران در دوره جمهوری اسلامی بود. یکی از عمیق ترین و مهلکترین ضربه هایی که ما از این ناحیه خوردیم این است که مارکسیستها همواره بر حسب علائق ایدئولوژیکشان عمیق ترین و عالمانه ترین نقدها را به نظام سرمایه داری وارد کردند. حکومت ایران، به واسطه آن جلوگیری در فهمش از پویایی های سرمایه داری و اقتضائات مواجهه خردورزانه با آن پس افتاده، منفعلانه و بانقصهای بزرگ عمل کرده و به طور مشخص از کانال اجرای توصیه های صندوق بین المللی پول و بانک جهانی عملا خدمتگزار آنها شده است در حالی که اگر اجازه می دادند مارکسیتها، آزادانه آرای علمی شان را در حیطه اقتصاد مطرح و منتشر کنند، جامعه و حکومت بسیار سود می برد.

    برخورد با مارکسیستها با مشی رهبران انقلابمان هم مغایرت تامه دارد / به نام اسلام، به اندیشه های منحطی اتکا کردیم

    مومنی با تاکید بر اینکه برخورد با مارکسیستها با مشی رهبران انقلابمان هم مغایرت تامه دارد، به اظهارات مطهری درباره اینکه حتی در دانشکده الهیات هم برای معرفی اندیشه مارکسیستی باید عالمترین باورمندان به مارکسیسم بیایند، ادامه داد: سیره علمای ما این بود و داغ و درفش و خمیرکردن کتاب در رویه اسلامی نبود. مطهری نشان می دهد که دورانهای افول اندیشه اسلامی، دقیقا دوران هایی بوده که شبه خوارج که با آزادی اندیشه برخوردهای فیزیکی و قهرآمیز به نام اسلام حکومت می کردند. اندیشه هایی مانند طالبان و داعش به اسم اسلام، حیثیت اسلام را مخدوش می کنند. بسیار متاسفم که ما اندیشه های رهبرانی در تراز مطهری را کنار گذاشتیم و به اندیشه های منحطی به نام اسلام اتکا کردیم و باب اندیشه ورزی آزادانه را بر روی اهل خرد و دانایی بسته ایم. قطعا زیان بیننده اصلی این خطای راهبردی حکومت ایران و نظام اندیشه ورزی ایران بوده است.

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه نباید فراموش کرد که نگاه افراطی ایدئولوژی زده در کارهای «فرهاد نعمانی» وجود دارد و بدیهی ترین و قابل دفاع ترین کارهایی که در ۱۰ ساله اول بعد از انقلاب شده را به دلیل اینکه با ایدئولوژی آنها ناسازگار بوده، ندیده اند، تصریح کرد: از درون ایئوئولوژی آنها بر نمی آمده که رهبران انقلاب، ملاطفت آمیزترین و همدلانه ترین رویکردها را به طبقه کارگر صنعتی ایران داشته باشند، در حالی که اولین تصمیم شورای انقلاب، بعد از پیروزی انقلاب این بوده که حداقل دستمزد را تا سه برابر افزایش داده است. این موضوع با تحلیلهای ارتودکسی مارکسیستی آنها با همه احترام و ارزشی که برای مقام علمی و تلاشی که برای روشن کردن بخشهایی از واقعیت علمکرد اقتصادی ایران داشتند نادیده گرفته شده است.

    طرح ژنریک دارویی یکی از پرافتخارترین کارها در ۱۰ سال اول پس از انقلاب

    مومنی، طرح ژنریک دارویی را یکی از پرافتخارترین کارهایی که در ۱۰ سال اول پس از انقلاب شده، عنوان کرد که کانون اصلی تمرکزش قطع ید از کمپانی های فراملیتی دارویی بود و افزود: متاسفانه در تجربه سیاستگذاری صنعتی در ایران، نه تنها قدر آن اقدام خارق العاده بعد از پیروزی انقلاب دانسته نشد، بلکه تا توانستند لگد زدند و اکنون هم تا می توانند مانع تراشی می کنند که این طرح به معنای دقیق کلمه، ملی، توسعه گرا و معطوف به عدالت اجتماعی شکست بخورد. طرح ژنریک دارویی و قطع ید از فراملیتی های داروساز بسیار حیاتی و نشان دهنده این بود که متخصصان حیطه سیاستگذاری پزشکی طرفدار انقلاب اسلامی چقدر زمان آگاه بودند. با وجود اینکه هشت سال از ۱۰ سال اول انقلاب را در اقتصاد جنگی سپری کردیم، قیمت اسمی دارو به قاعده جاری، با لحاظ کردن سهم تورم در آن، در سال ۱۳۶۸ از قیمت اسمی دارو در ۱۳۵۶ هنوز ارزان تر بود. طرح ژنریک چنین معجزه ای را رقم زد.

    هنوز هم استانداردهای کنترل کیفیت بخش دارویی ایران قابل اعتنا است

    وی به کیفیت داروهایی که در آن دوره در ایران ساخته می شد اشاره کرد و با بیان اینکه در کل سالهای جنگ تمام تستهایی که توسط سازمان بهداشت جهانی انجام می شده کیفیت مورد تائید را نشان داده و ما چند جایزه بین المللی دراین باره داشته ایم، توضیح داد: افت کیفیتی که گاه اکنون در داروها با آن مواجه می شویم، به دو شوک برون زا و درون زا برمی گردد. در شوک برون زا، به واسطه تحریم ما برای دسترسی به مواد اولیه باکیفیت به مشکل برخورد کردیم و شوک درون زای فاجعه آمیز بعدی مربوط به شوک نرخ ارز است. شوک نرخ ارز، به واسطه اینکه قیمت تمام شده داروها را به طرز غیرمتعارفی افزایش داده است، تولیدکننده های دارو به واسطه درگیر بودن با آمیزه ای از محدودیتهای ناشی از تحریم و محدودیتهای ناشی از ناتوانی در تامین سرمایه در گردش مورد نیازشان به واسطه جهشهای فاجعه آمیز نرخ ارز، به سمت مواد اولیه کم کیفیت رفته اند. اما من تا آنجا که می دانم، هنوز هم استانداردهای کنترل کیفیت در بخش دارویی ایران قابل اعتنا است.

    این استاد دانشگاه اضافه کرد: در دوره تعدیل ساختاری که شوک درمانی سکه رایج سیاستگذاری در ایران شده، سهم آن بخشی از جمعیت، که فقط از ناحیه هزینه های کمرشکن درمان به زیر خط فقر افتادند نسبت به دوره جنگ بین سه تا هفت برابر افزایش پیدا کرد. خیلی جالب است، به محض اینکه در ایران بعد از جنگ، برنامه تعدیل ساختاری در دستور کار قرار گرفت، در زمینه دارو یکی از اولین طرحهایی که زیر سوال برده شد، طرح ژنریک دارویی بود. علی بهشتی دهکردی که در دوره جنگ، مدیر بهداشت و درمان سازمان برنامه بود، واقعا متفکری منصف و کارشناسی زبده بود. او هیچ نوع پیش داوری هم درباره طرح ژنریک نداشت اما وقتی مافیاهای متصل به فراملیتی ها شروع کردند که زیر آب طرح ژنریک را بزنند، او دستور داد که در حیطه مدیریت بهداشت و درمان سازمان برنامه، مطالعه ای درباره نیک و بد این طرح شود. یکی از یافته های این مطالعه نشان داده بود که اگر این طرح انجام نمی شد، برای پاسخگویی به نیازهای دارویی کشور در سال ۱۳۶۸ باید حداقل سالانه ۱۳ تا ۱۴ میلیارد دلار برای واردات دارو کنار می گذاشتیم. در حالی که در کل سالهای بعد از پیروزی انقلاب تا پایان جنگ، کل هزینه ارزی بخش سلامت ایران، هرگز بالاتر از ۵۰۰ میلیون دلار نشده بود. یعنی به جز آن آثار رفاهی، این صرفه جویی ارزی نیز وجود داشت. متاسفم که آنچنان ناتوانی وجود دارد که از نقاط قوت خودشان هم نمی توانند دفاع کنند؛ چرا که در سایه برنامه منحوس تعدیل ساختاری، خود تیشه به ریشه این نقاط افتخارآمیزش می زند.

    مومنی، پژوهش های «جهانگیر آموزگار» و «محمدرضا سوداگر» که از دو زاویه سلطنت طلبی و مارکسیستی به جمع آوری داده ها و برخی تحلیهایی پرداخته اند را خارق العاده دانست اما در عین حال آنها را در اسارت علائق ایدوئولوژی زده شان توصیف کرد و ادامه داد: گروه سوم از کسانی که در این زمینه کار کرده اند، «بازار باورها» هستند که شمار آنها از دو گروه اولی، زیاد تر است. دوره هنرنمایی ها و نقش آفرینی آنها در مدیریت اقتصادی کشور به دوره پس از جنگ بر می گردد. کتاب «جهانی سازی و مسائل آن» یکی از باکیفیت ترین و عمیق ترین و بااستنادترین دستاوردهای اندیشه ای ژوزف استیگلیتز است که کارنامه اعمال سیاستهای تعدیل ساختاری را در کشورهای درحال توسعه به نمایش می گذارد.

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد اظهارداشت: در این کتاب می گوید درباره آموزه بازارگرایی واقعیتی وجود دارد و این آموزه بر فروضی از بیخ و بن غیرواقعی بنا شده است. استیگلیتز می گوید بنابراین برای متقاعدکردن روشنفکران و رهبران کشورهای در حال توسعه برای استفاده از این آموزه در اداره اقتصادشان که منافع قدرتهای بزرگ را تامین کنند، ناگزیر هستند به شیوه های مختلف دستکاری ذهن مخاطبان دانشگاهی و رهبران و سیاستگذاران در کشورهای در حال توسعه و صنعتی روی آورند. ایشان حدود ۱۰ گونه از دستکاری ذهن توسط بازارگراها را در این کتاب معرفی کرده که همه آنها قابل توجه است. چرا که همه آنها برای به اسارت دراوردن اقتصاد ایران، همزمان مورد استفاده قرار می گیرد.

    به تضعیف ارزش پول ملی، اصلاح نرخ ارز می گویند!

    وی به ایده فردریک لیست اشاره کرد که در آن می گوید اقتصاددانان بازارگرا وقتی به آن قله پیشرفت صنعتی رسیدند، آن نردبان حمایت گرایی را که از آن بالا آمدند را با لگد کناری پرت کردند و شروع به انتقاد از آن کردند و خاطرنشان کرد: استیگلیتز می گوید آنها به جز وارونه کردن حقیقت، به دروغ گویی های آشکار هم متوسل می شوند. آنها الفاظ آبرومند را مصادره می کنند. برای نمونه در گنجیه دانش اقتصاد ، تضعیف ارزش پول ملی، جزء پرمفسده ترین و فاجعه سازترین ابزارهایی است که در تاریخ بشر شناخته شده است اما بازارگراها در ایران اسم آن را اصلاح نرخ ارز گذاشته اند. استیگلیز در این کتاب، می گوید آنها هیچ لفظی را به اندازه آزادی مصادره نکردند و به استعمار نکشیدند.

    هر جا به مفت خوارگی، رباخواری و دلالی جسارت می شود، اسمش را سرکوب می گذارند

    مومنی ادامه داد: هر جا که به ساحت مفت خوارگی، رباخواری و دلالی جسارت می شود، اسم آن را سرکوب می گذارند. مثلا اگر دولت کمی اهتمام داشته باشد که قیمت بعضی از کالاها و خدمات تغییر نکند می گویند دست از سرکوب قیمت بردار، اما اگر این سرکوب درباره مزد نیروی کار اتفاق بیفتد، آنها هرگز از این لفظ استفاده نمی کنند. می گویند قیمت گذاری دستوری را متوقف کنید، اما آنجا که رانتهای بزرگ و ضدتوسعه ای با عنوان آزادسازی تجاری و یا خصوصی سازی انجام می شود، مگر غیردستوری انجام می شود اما یک بار نمی بینم که عزیزان به این دستور اعتراضی داشته باشند اما اگر بگوییم از کانال قیمت گذاری دلخواه مبنی بر قانون جنگل، دولت اندکی جلوی زیاده خواهی های مفت خوارها را بگیرد، عزیزان می گویند تا کی باید در این اقتصاد قیمتهای دستور عمل کند!؟

    تمام قیمتها در کشورهای صنعتی با صلاحدیدهای سیاسی و به صورت تنظیم گرانه موضوعیت پیدا می کند / بازار رقابت کامل در طول تاریخ بشر فقط در کتابهای درسی بوده است

    این استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی به اندیشه میردال اشاره کرد که در تاکید می کند تمام قیمتها در کشورهای صنعتی با صلاحدیدهای سیاسی و به صورت تنظیم گرانه موضوعیت پیدا می کند، اما شدت اعمال تنطیم گری در قیمت کالاها با یکدیگر متفاوت است، یعنی آنجا که اجازه عملکرد به نیروهای بازار داده می شود، همه تحت کنترل تنظیم گرانه دولت قرار دارد، گفت: سرکوب قیمت زمانی موضوعیت پیدا می کند که شما یک بازار رقابت کامل داشته باشید، تمام متفکران علم اقتصاد می گویند بازار رقابت کامل در طول تاریخ بشر فقط یک جا رخ داده و آن هم در کتابهای درسی بوده است. ما هرگز در طول تاریخ بشر، چیزی به اسم بازار رقابت کامل تجربه نکردیم. بسیار جالب است که در جامعه ای که نهادهای پشتیبان بازار به طرز فاجعه آمیزی ضعیف است، می گویند اگر جلوی زیاده خواهی ها را بگیرید، اسمش مواجهه دستوری با قیمتها می شود.

    بدنه کارشناسی در دیوان سالاری اداری به طرز وحشتناکی تضعیف شده

    مومنی در عین حال افزود: انکار نمی کنم که به دلیل ویژگیهای خاص اقتصاد سیاسی ایران، بدنه کارشناسی در دیوان سالاری اداری ایران به طرز وحشتناکی تضعیف شده اما ماجرا به دستوری بودن یا دستوری نبودن برنمی گردد، قاعده گذاری های بی کیفیت، چه در مجلس و چه در دولت، می تواند اختلالهای بزرگ ایجاد کند اما ما باید به همان اعتراض کنیم و نه اینکه در چارچوب ایدئولوژی بازار و بر اساس یک سلسله اوهام الفاظی را به تعبیر استیگلیتز مصادره کنیم. استیگلیتز می گوید آنها به جز مصادره الفاظ، تبحر فوق العاده ای در خلط مفاهیم دارند و خیلی از موارد خود را به فراموشی می زنند و با بی توجهی از مسائلی عبور می کنند. علاوه بر اینها اراده سازمان یافته ای برای رواج کلیشه های نادرست دارند.

    به اسم بازارگرایی انبوهی از آدرسهای عوضی داده می شود / یک بار نمی بینید که نقش میان تهی شدن، افول و سقوط تولید ملی در تورم فعلی ایران برجسته شود

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان بر اینکه استیگلیتز می گوید در ربع قرن گذشته هر جا که در چارچوب بنیادگرایی بازار، حرف از آزادی مطرح می شود، منظورشان آزادگذاشتن گرگها است و حکومتگران و مردم باید نسبت به این مساله هشیار باشند، خاطرنشان کرد: مهم ترین عامل اینکه ایران پنجاه سال است که در مهار تورم دو رقمی ناتوان است، این است که به اسم بازارگرایی انبوهی از آدرسهای عوضی داده می شود. در تبیین هایی که به اسم بازارگرایی در ایران می شود، یک بار نمی بینید که نقش میان تهی شدن، افول و سقوط تولید ملی در تورم فعلی ایران برجسته شود. آدرسهای غلط می دهند و در مقام تبرئه نقش رباخوارها و بانکهای خصوصی و سوداگرها و دلالها، بخش اعظم ماجرای تورم در ایران را به کسری مالی دولت نسبت می دهند.

    اولین علت تورم در ایران شوک درمانی است

    مومنی به پژوهش دکتر عباس شاکری، استاد اقتصاد دانشگاه، اشاره کرد که تاکید می کند رتبه نخست در توضیح تورم در ایران به نقش آفرینی شوک درمانی و رتبه دوم به طرز عمل بانکهای خصوصی و رتبه سوم به کسری مالی دولت و شیوه تامین بر می گردد، و اظهارداشت: به اسم بازارگرایی در ایران، دو عامل اولی را عزیزان به کلی حذف کرده اند. خیلی سخت است که در این شرایط بگوییم این فقط نادانی تئوریک است و به منافع برنمی گردد.

    تمسک به بازارگرایی در یک اقتصاد عقب مانده از نوآوریهای فناورانه، منجر به زمین گیر شدن و حرکت به سمت وابستگی به قدرتهای بزرگ خواهد شد

    استاد گروه برنامه ریزی و توسعه اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی، ادامه داد: از زمان فردریک لیست، گفته شده که تمسک به بازارگرایی در یک اقتصادی که از جریان نوآوریهای فناورانه دنیا عقب مانده است، منجر به زمین گیر شدن این اقتصاد و حرکت به سمت وابستگی به قدرتهای بزرگ خواهد شد. اگر حکومت گرامی می خواهد عبرتی بگیرد به آخرین گزارشهایی که بانک جهانی منتشر کرده مراجعه کند تا ببیند که با وجود شرایط جنگی، سهم ایران در تولید جهانی از سهم جمعیتی اش بیشتر بود اکنون سهم تولیدش به حدود یک، پنجم سهم جمعیتی اش رسیده است. یعنی چنین زمین گیری و بدبختی بزرگی در اثر تن در دادن به این آموزه منحط و فاجعه ساز گریبان ایران را گرفته است. وجه دیگر این زمین گیری که ما را به اسارت خود درآورده این است که داده های آماری بانک جهانی می گوید حدود ۸۵ درصد از کل صادرات ایران همچنان صادرات مواد خام و اولیه است. این بازارگرایی مبتذل ما را اسیر کرده و به دوران پیشاقاجار پرتاب می کند. می گوید این در حالی است که میانگین جهانی این نسبت در دنیا حدود ۲۹ درصد است.

    مومنی اضافه کرد: بانک جهانی می گوید میانگین سهم صادرات کالاهای ساخته شده در دنیا حدود ۷۱ درصد است، در حالی که این نسبت برای ایران، به حدود ۱۵ درصد رسیده است. ما در اثر این بازارگرایی مبتذل دچار انحطاط شدیم.

    اگر برای تولیدکننده ها صدای هم تراز تجارت ایجاد نکنید نمی توانید توسعه ایجاد کنید

    وی با تاکید بر ضرورت توجه به نقش تعیین کننده توزیع عادلانه قدرت و ثروت در بهبود عملکرد اقتصادی، گفت: تاریخ اقتصادی ایران نشان می دهد در هر سطحی که ما به سمت توازن بخشی میان نیروهای اجتماعی و رابطه آنها با حکومت حرکت کردیم، دستاوردهای قابل اعتنا ایجاد شده است. در کشوری که سهم تعداد کارگاه های قسمت بازرگانی و تجارت در شکلهای مختلف بیش از ۵ برابر تولیدکننده ها است، اگر به اندازه تجار و واسطه ها و واردکننده ها برای تولیدکننده ها صدای هم تراز ایجاد نکنید نمی توانید توسعه ایجاد کنید.

    مومنی، ایجاد این صدای هم تراز برای تولیدکننده ها را در دوره مهندس موسوی و وزارت دکتر حسن عابدی جعفری اقدامی بی نظیر عنوان کرد و گفت: در این دوره، آقای دکتر جعفری برای اولین بار در تاریخ اقتصادی ایران، یک معاونت پشتیبانی از تولید در وزارت بازرگانی ایجاد کردند و گفتند که بازرگانی ما باید در خدمت تولید باشد. کار بزرگ دیگر ایشان این بود که صنوف تولیدی را از صنوف توزیعی تفکیک کردند و جایگاهی هم تراز برای آنها در نظر گرفتند. اگر این کار نشده بود، امکان نداشت که ما بتوانیم بحرانهای سال ۶۵ به بعد را آن گونه افتخارآمیز پشت سر بگذاریم. داده های سالنامه آماری اتاق بازرگانی نشان می دهد تعداد اعضای تاجر اتاق ایران نسبت به اعضای صنعتگرش ۲٫۷ برابر است و این نسبت در اتاق تهران ۴٫۶ برابر است.

    هر میزان توزیع قدرت قطبی تر شده، فاجعه ها گریبان ایران را گرفته

    وی با بیان اینکه هر میزان توزیع قدرت قطبی تر شده، فاجعه ها گریبان ایران را گرفته و در میان ان فاجعه ها، گسترش و تعمیق فساد و انحطاط در کیفیت محیط زیست ایران، به صورت عریان تر متجلی شده است، اظهارداشت: کتاب «روایت یک فروپاشی» که به همت دکتر رئیس جعفری تالیف و تدوین شده، با استناد به داده های تاریخ شفاهی هاروارد، در بررسی چرایی سقوط رژیم پهلوی منحصر به فرد و فوق العاده است. بررسی دلایل مشترک آرا و نظرات آنها که تحصیلات اقتصادی و همزمان مسئولیت کلیدی در رژیم پهلوی داشتند انحطاط و سقوط در رژیم پهلوی را در قالب این موارد نشان می دهد؛ تن در ندادن ساختار قدرت به برنامه، استبداد رای و تضعیف قانون اساسی و ذایل کردن رویه های دیوان سالارانه باکیفیت و میان تهی کردن نظام دیوان سالاری، تن در ندادن ساختار قدرت به انضباط مالی که مهم ترین نیروی محرکه فساد بوده است، انتقادناپذیری افراطی و بی توجهی به نظرات کارشناسی در کل ساختار قدرت، اهتمام به کارهای نمایشی، ظاهرسازانه و پرهزینه و دورشدن از اصلاحات بنیادی نهادی، اتخاذ سیاستهای فسادزا و ذایل کننده اعتماد و سرمایه اجتماعی.

    در ساختار قدرت ایران، برخی قصد غربت می کنند و دروغ می گویند!

    به گفته مومنی؛ در ساختار قدرت ایران، برخی قصد غربت می کنند و دروغ می گویند! شاید یکی از بزرگترین دستاوردهای تاریخ سیاسی ایران، تابلوی دروغ ممنوعی بود که در انتخابات سال ۸۸ مطرح شد. کاش عزیزان آن را آویزه گوش کنند. کاش مجلس ما قانونی می گذراند که اگر مقام مسئولی دروغ گفت چه تنبیه هایی متوجه او شود.

    به طور افراطی به دیدگاه های کارشناسی بی توجهی می کنند / خدا رحم کند، سیاستهای نابخردانه ارزی دولت چه برسر مردم و تولید خواهد آورد!

    وی با بیان اینکه عزیزان به طور افراطی به دیدگاه های کارشناسی بی توجهی می کنند، اضافه کرد: درباره این سیاستهای نابخردانه ارزی که دولت محترم درپیش گرفته و خدا رحم کند که سال ۱۴۰۴ چه بر سر مردم و تولیدکننده ها خواهد آورد، گفتم که شما این سیاست را اجرا کنید، اما برای آن مقاماتی که این سیاست را توجیه و اجرا می کنند، تنبیهی در نظر بگیرید. وقتی افتضاح ها و فاجعه آفرینی های این سیاستها روشن می شود، عزیزان مردم را تنبیه می کنند. اگر به آن کسانی که با جهل و نادانی و فساد و تسخیرشدگی برای این سیاستهای منحط بستر سازی می کنند، جایزه ندهند ، کاری هم به آنها ندارند! اگر خدای ناکرده مجلس هم بر این سیاستهای غلط شوک درمانی صحه بگذارد، امیدواریم دستگاه های نظارتی ما و خصوصا قوه قضائیه این بار دیگر آن اشتباه فاجعه آمیز ۱۴۰۱ را مرتکب نشوند.

  • غارت سفره مردم به بهانه صادرات سیب زمینی!

    غارت سفره مردم به بهانه صادرات سیب زمینی!

    به گزارش اقتصادران دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه، در سومین نشست از جلسات به مناسبت فروپاشی حکومت پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، ضمن تاکید بر ضرورت اندیشه ورزی نسبت به مشکلات و چالشهای تاریخی که ایران با آن مواجه است، خواستار شکل گیری گفت و گویی ملی پیرامون جزئیات دوره های مختلفی که ایران به لحاظ سیاسی و اقتصادی پشت سر گذاشته شد و گفت: اکنون شرایطی را تجربه می کنیم که حتی در درون ساختار قدرت هم نارضایتی بسیار شدید وجود دارد، اما مهم این است که ما قادر باشیم کانونهای اصلی مشکلمان را شناسایی کنیم.

    این اقتصاددان «تغییر مالکیت بر اساس قانون» در انقلاب اسلامی را تفاوتی بزرگی با دیگر تحولات در ایران عنوان کرد که بر این اساس انقلاب اسلامی را تبدیل به نقطه عطفی کرد و یادآورشد: انقلاب اسلامی، تنها انقلابی در قرن بیستم است که توانسته ظرف کمتر از یک سال بعد از پیروزی، قانون اساسی جدید ارائه کند و نظم مطلوب خود را به آرای عمومی هم بگذارد. کمتر از یک سال بعد از پیروزی انقلاب، زیر نظر زنده یاد یدالله سحابی که معاون نخست وزیر در طرح های انقلاب بودند و با محوریت استاد فقید، آقای عالی نسب، سندی با عنوان برنامه توسعه و تکامل نظام جمهوری اسلامی منتشر شده است. به عنوان یک کارشناس کوچک در زمینه مطالعات توسعه و برنامه ریزی در ایران، به شما می گویم این سند، مشارکت جویانه ترین و باکیفیت ترین سند توسعه ای در تاریخ برنامه ریزی ایران است.

    مومنی با بیان اینکه سال پنجم بعد از پیروزی انقلاب، کار تحقیقی را منتشر کردیم که در آن نشان داده بودیم که در پنج ساله اول انقلاب، بیش از هفت کوشش برای فروپاشاندن انقلاب اسلامی به صورت شوک برون زا ظاهر شده و شما اینجا عظمت مردمی بودن این انقلاب را می بینید، و افزود:  اگر آن انرژی مردمی آزاد شده نبود، هر یک از آن تهدیدات بیرونی ، توانسته بود یک انقلاب آزادی بخش را سرکوب کند اما ترکیب همه آنها علیه انقلاب اسلامی در پنج ساله اولش به کار گرفته شد و نتوانست ما را زمین بزند.

    این استاد دانشگاه ضمن تاکید بر اینکه با وجود همه شوکها و تهدیدات، کارنامه ۱۰ سال اول انقلاب در مقایسه با بعد و قبل از آن درخشان و افتخارآمیز است، توجه به موزاینی که با آن کشور اداره می شده است را ضروری برشمرد و گفت: باید پرسید ما از چه چیزهایی عدول کردیم که به این روز افتادیم. ما به عدالت پشت کردیم و سازوکار آن هم، برنامه تعدیل ساختاری بود. باید ببینیم آن اندیشه هایی که انقلاب اسلامی را با آن عزت و آبرو و آن پشتوانه مردمی همراه کرده بود، با چه تغییرات و تجدیدنظرهایی روبرو شد که ما را به این روز انداخته است

    مومنی با تاکید بر اینکه در ۱۰ ساله اول بعد از پیروزی انقلاب، ما بالاترین سطح مشارکت فعال و موثر مردم در سرنوشت سیاسی و اقتصادی شان را داشتیم، گفت: این مشارکت بعد از جنگ سقوط کرده است و سرشماری های بعد از جنگ نشان می دهد دو، سوم جمعیت در سنین فعالیت، هیچ نقشی در تولید ملی ندارند و اوضاع از نظر مشارکت سیاسی هم از آن بدتر است. مجلسی شکل دادید که پشتوانه مردمی اش به پایین ترین سطح رسیده و همه اینها بازتاب عدول از اندیشه شهید بهشتی و آرمانهای اصیل انقلاب اسلامی است که آمیزه ای از درک روزآمد از توسعه و درک مقتضی زمان از دین است.

    وی با اشاره به ضرورت توجه به اندیشه ورزی در کشور، اظهارداشت: این چه بساطی است که به نام دین مداحی گری رواج می دهید و در آن هم بیش از اینکه اندیشه و خرد نیروی محرکه ترویج اعتقادات باشد، به حداقل رساندن اتکا به خرد و به حداکثر رساندن اتکا به احساسات نقش ایفا می کند. همه اینها حساب و کتاب دارد و اگر قرار باشد این گونه پیش رویم امکان ندارد بتوانیم گرفتاریهایمان را برطرف کنیم.

    ****

    متن این نشست بدین شرح است:

     دکتر فرشاد مومنی، استاد گروه برنامه ریزی و توسعه اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی که در سومین نشست از سلسله جلسات به مناسبت «فروپاشی حکومت پهلوی و انقلاب اسلامی ۱۳۵۷» با عنوان «تجزیه و تحلیل برنامه های سیاسی انقلابیون از پیش از انقلاب اسلامی تا ابتدای انقلاب اسلامی» سخن می گفت، با بیان اینکه از دیدگاه اندیشه توسعه گفته می شود هر نظم مدعی اعتلابخشی، باید در دو حیطه «شناخت عمیق بنیانهای اندیشه ای وضع موجود» و «شناخت عمیق بنیانهای اندیشه ای شکل دهنده وضع مطلوب» تعیین تکلیف کند، تصریح کرد: این پرسش مطرح است که آیا انقلابیون در این دو حیطه اندیشه های مشخصی داشته اند یا خیر! متاسفانه، به ویژه در حیطه اندیشه ورزی هم بسیاری اوقات، احساس را غالب می کنیم.

    اگر عصبانیتمان از فساد و ناکارآمدیها به کانال خرد و اندیشه ورزی نیفتد، همه مان ضرر خواهیم کرد

    وی ادامه داد: مردم ما به حق از این همه فساد، ناکارآمدی، نابرابریهای ناموجه و بحرانهای بزرگ و کوچک، عصبانی هستند. اما اگر این عصبانیت به کانال خرد و اندیشه ورزی نیفتد، همه مان ضرر خواهیم کرد. بنابراین باید درباره لوازم آن هم بسیار گفت وگو کنیم. با پیچیدگی هایی که جامعه ای مانند ایران در شرایط کنونی دارد، هر نوع داوری یگانه درباره یک دوره ۴۵ ساله، از اعتبار علمی ساقط است. بدون تردید، هر کس که حداقلی از آشنایی با الفبا داشته باشد و از حداقلی از انصاف برخوردار باشد، می فهمد که خیلی چیزها پس از جنگ، نسبت به دوره جنگ تغییر کرد. درک می کند که حتی در دوره پس از جنگ، میان جهت گیریهایی که در دوره هاشمی رفسنجانی وجود داشت و دوره خاتمی، تفاوتهای بزرگ وجود دارد. همانطور که میان دوره احمدی نژاد و روحانی هم تفاوتهای بزرگ وجود داشت.

    این اقتصاددان با تاکید بر ضرورت توجه به جزئیات و پرهیز از کلیات، گفت: همه شواهد حکایت از این دارد که آنها که رهبری فکری جامعه را در مبارزه آزادی بخش برعهده داشتند، هم تحلیل روشنی از بنیانهای اندیشه ای شکل دهنده به وضع موجود در سالهای پایانی حکومت پهلوی برخوردار بودند و برایشان هم خطور کلی بنیانهای اندیشه ای شکل دهنده وضع مطلوب روشن بود.

    حتی در درون ساختار قدرت هم نارضایتی بسیار شدید وجود دارد، اما…

    مومنی با بیان این عقیده که ما اکنون شرایطی را تجربه می کنیم که حتی در درون ساختار قدرت هم نارضایتی بسیار شدید وجود دارد، اما مهم این است که ما قادر باشیم کانونهای اصلی مشکلمان را شناسایی کنیم، ادامه داد: اوضاع و احوال اندیشه ای رهبران انقلاب در سالهای اوج گیری مبارزه و استقرار جمهوری اسلامی، در استاندارد یک کشور قابل قبول و بسیار امیدبخش است. وقتی انقلاب پیروز شد، مجموعه ای از جهت گیریها را مشاهده می کنیم که همه حکایت از این دارد که سطح قابل قبولی از اندیشه توسعه و آگاهی از آن بینشی از اسلام که با اقتضائات زمانه سازگاری دارد و آگاهی بسیار عمیق از ریشه های اصلی تداوم توسعه نیافتگی در ایران وجود داشته است. 

    شورای انقلاب با اتکا به مردم، میزان وابستگی به رانت نفتی را به شدت کاهش داد

    این استاد دانشگاه علامه طباطبایی به بخشهایی از کتاب «کارنامه دولت جنگ» اشاره کرد که در آن آورده است یکی از اولین تصمیماتی که شورای انقلاب گرفت این بود که میزان اتکا به رانت نفتی را به طرز چشمگیری کاهش داد، خاطرنشان کرد: یعنی تصویب کردند به جای حدود ۴ میلیون بشکه نفت صادراتی روزانه، ۸۰۰ هزار بشکه صادر شود. این تصمیمی است که کمتر حکومتی در شرایط عادی جرات می کند آن را اجرا کند. تنها حکومتهایی که پشتوانه بسیار بزرگ مردمی و اعتقادی دارند می توانند آن کار را کنند.

    رضاشاه ۴۰درصد اراضی ثبت شده کشور را به نام خود زده بود

    مومنی، «تغییر مالکیت بر اساس قانون» در انقلاب اسلامی را تفاوتی بزرگی با دیگر تحولات در ایران عنوان کرد که بر این اساس انقلاب اسلامی را تبدیل به نقطه عطفی کرد و یادآورشد: در کتاب «گذشته چراغ راه آینده است» بی شمار شواهد می بینیم درباره اینکه رضاشاه با چه سازوکارهایی جابجایی مالکیت انجام داده و عمدتا همه چیز را به نام خود درآورده است. وقتی رضا شاه را از کشور بیرون می بردند، یک فرد به تنهایی ۴۰ درصد از اراضی ثبت شده کشور را به نامش داشته است. ارزش دارایی های ارزی رسما به نام رضا شاه در بانکهای خارجی، معادل بیش از ۷ سال بودجه ارزی کشور بوده است. یکی از ریشه های اصلی کینه محمدرضا شاه نسبت به زنده یاد دکتر محمد مصدق، این بود که بعد از خروج رضاشاه، وقتی درباره انتقال اموال رضاشاه به فرزندان او اقدام کرد، مصدق در مجلس، با مخالفت، فرمولی ارائه کرد که تمام طرفداران دربار و سلطنت ناچار به سکوت شده اند.

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد، با بیان اینکه انقلابیون و در قله آنها، آیت الله دکتر شهید بهشتی هم نقدهای بسیار عمیق درباره ریشه های گرفتاری ایران در دورهای باطل توسعه نیافتگی داشتند و هم برنامه ای برای برون رفت از آن داشتند، گفت: انقلاب اسلامی، تنها انقلابی در قرن بیستم است که توانسته ظرف کمتر از یک سال بعد از پیروزی، قانون اساسی جدید ارائه کند و نظم مطلوب خود را به آرای عمومی هم بگذارد. اکنون می توانیم بعد از گذشت این سالها، در نقد آن قانون حرفهای شندیدنی بزنیم ، اما آن مباحث ، اینکه آنها می دانستند چه می خواستند و چه نمی خواستند را تغییر نمی دهد.

    سند توسعه و تکامل جمهوری اسلامی، مشارکت جویانه ترین و باکیفیت ترین سند توسعه ای تاریخ ایران بود

    مومنی اضافه کرد: کمتر از یک سال بعد از پیروزی انقلاب، زیر نظر زنده یاد یدالله سحابی که معاون نخست وزیر در طرح های انقلاب بودند و با محوریت استاد فقید، آقای عالی نسب، سندی با عنوان برنامه توسعه و تکامل نظام جمهوری اسلامی منتشر شده است. به عنوان یک کارشناس کوچک در زمینه مطالعات توسعه و برنامه ریزی در ایران، به شما می گویم این سند، مشارکت جویانه ترین و باکیفیت ترین سند توسعه ای در تاریخ برنامه ریزی ایران است. در ضمیمه آن سند، می توانید فرایندهای چند باره فراخوان و مشارکت طلبی را ببینید و فهرست اسامی افرادی که نقش موثر در تنظیم آن سند داشتند را ببینید. آن ذخیره دانایی، در تاریخ برنامه ریزی ایران کم نظیر است.

    به پرهیز از تعصب، عصبانیت و پایبندی عمیق به علم و اخلاق نیاز داریم

    وی با تاکید بر اینکه ما در زمینه اندیشه ورزی، به پرهیز از تعصب، عصبانیت و پایبندی عمیق به علم و اخلاق نیاز داریم، ادامه داد: سال پنجم بعد از پیروزی انقلاب، کار تحقیقی را منتشر کردیم که در آن نشان داده بودیم که در پنج ساله اول انقلاب، بیش از هفت کوشش برای فروپاشاندن انقلاب اسلامی به صورت شوک برون زا ظاهر شده و شما اینجا عظمت مردمی بودن این انقلاب را می بینید. همانطور که خانم «تدا اسکاچ پل» می گوید از نظر پایگاه مردمی، نظیری برای انقلاب اسلامی در میان کل انقلابها در قرن بیستم وجود ندارد. اگر آن انرژی مردمی آزاد شده نبود، هر یک از آن تهدیدات بیرونی ، توانسته بود یک انقلاب آزادی بخش را سرکوب کند اما ترکیب همه آنها علیه انقلاب اسلامی در پنج ساله اولش به کار گرفته شد و نتوانست ما را زمین بزند. البته معنای آن این نیست که ضربه های سنگین به ما وارد نکرد.

    این استاد دانشگاه علامه طباطبایی ضمن انتقاد از برخی برخوردهایی که با لطف الله میثمی شده است، او را یکی از بزرگترین ذخایر انسانی و انقلابی موجود در ایران دانست و ادامه داد: گروه هدف مبارزه های چریکی شهری، حدود ۲۰ تا ۳۰ نفر می شود، اما تعداد ترور تیمهای ترور مجاهدین خلق در آن زمان از ۱۰ هزار نفر گذشت و ترور نیروهای باکیفیت در کادر اداره کشور را در دستور کار قرار دادند.

    کارنامه ۱۰ سال اول انقلاب در مقایسه با بعد و قبل از آن درخشان و افتخارآمیز است

    مومنی با بیان اینکه با وجود همه شوکها و تهدیدات، کارنامه ۱۰ سال اول انقلاب در مقایسه با بعد و قبل از آن درخشان و افتخارآمیز است، توجه به موزاینی که با آن کشور اداره می شده است را ضروری برشمرد و گفت: نکته دیگر این است که ما از چه چیزهایی عدول کردیم که به این روز افتادیم. ما به عدالت پشت کردیم و سازوکار آن هم، برنامه تعدیل ساختاری بود. گرچه تعدیل ساختاری، ادعای بازارگرایی می کرد اما به هیچ کدام از موازین بازارگرایی هم پایبند نبود.

    امنیت مالکیت در ایران یکی از بدترین تجربه هایش را در تاریخ ۵۰ ساله اخیر تجربه می کند

    استاد گروه برنامه ریزی و توسعه اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی، با انتقاد نسبت به عملکرد بازارگراها که بعضا پیوندهای رانتی دارند، نسبت به سکوت و بی اعتنایی به عدم شفافیت و نابرابری و شرایطی که در ایران با عنوان اجرای ایده بازارگرایی به وجود آمده است که در آن تنها منافع مافیاها تامین می شود، تصریح کرد: برای بازارگرای صادق و عالم، مساله حقوق مالکیت امری ناموسی است و با اینکه امنیت مالکیت در ایران یکی از بدترین تجربه هایش را در تاریخ ۵۰ ساله اخیر تجربه می کند اما ما ندیدیم یک مقاله به اسم بازارگرایی منتشر شود و اعتراض کند که در اثر شوک درمانی مساله امنیت حقوق مالکیت تا این میزان متزلزل شده است.

    وی با بیان اینکه سال ۶۵ به بعد که همزمان رژیم صدام جنگ شهرها را شروع کرد و انهدام زیرساختهای تولیدی کشور را هم محور قرار داد و ما با سقوط قیمت نفت هم روبرو بودیم، آقای مهندس موسوی ساعت ۵ صبح به سر کار می آمدند و ۲ بعد از نیمه شب هم به منزلشان می رفتند، اظهارداشت: نیمی از منشی های ایشان هنوز در قید حیات هستند و با گریه برای من تعریف می کردند که مهندس موسوی به آن منشی ها قسم می داده که اگر موشکی را به جایی زدند، ملاحظه حال ایشان را نکنند و سریع او را صدا بزنند و چون اگر من پای کار باشم، مدیرانم پاسخگو می شوند و اینجا مساله جان مردم است و ما نباید کوچکترین مسامحه ای انجام دهیم. گریه می کردند و این مسائل را تعریف می کردند و من شاهدم آنچنان فشارهای عصبی بر این مرد زیاد شده بود که انگشتان دستش ورم کرده بودند و تا نمی شدند و استخوانهای هر دو زانویش هم چنان فشاری را احساس می کرد که تا نمی شد. یعنی با همان حسی که سرباز خط مقدم جبهه از مملکتش دفاع می کرد، این آدم و دوستان و همکارانش هم این گونه از جان مایه می گذاشتند که ما می توانستیم به آن شکل آبرومندانه کار را جلو ببریم.

    غم انگیز است که یک مدیر کلیدی اقتصادی کشور، بگوید تورم به من ربط ندارد

    مومنی افزود: اکنون با تعبیری مانند حس ملی و سرمایه اجتماعی، این بحث مطرح می شود که این جامعه، در اثر رواج شوک درمانی و بازارگرایی مبتدل، گویی در همه عرصه های حیات جمعی اش، میان تهی شده است و غم انگیز این است که صدبار هم که فاجعه های شوک درمانی آشکار می شود، عزیزان نمی خواهند پیام را بگیرند یا نمی توانند. غم انگیز است که یک مدیر کلیدی اقتصادی کشور، بگوید تورم به من ربط ندارد اما وقتی موضوع آزادسازی واردات خودروی لوکس می شود، از رقبای خود سبقت می گیرد که بگوید من بیشتر در این زمینه نقش آفرینی کردم. یعنی ما این قدر معیارها را از دست داده ایم!

    بازارگرایی مبتذل نظم اجتماعی ما را میان تهی کرده

    این اقتصاددان با تاکید بر اینکه بازارگرایی مبتذل که مبتنی بر خصوصی سازی فاسد، آزادسازی فاسد و شوک درمانی فسادزا است، نظم اجتماعی ما را میان تهی کرده، گفت: ببینید عزیزان چقدر از نظر کیفیت پشتیبانی کارشناسی و بنیه یادگیری از تجربیات سقوط کرده اند که از یک سو با عنوان صادرات سیب زمینی، غارت سفره فقرا اتفاق می افتد و چون جهش نرخ ارز داشتیم، به قیمت به غارت بردن سفره های مردم، جیبهای کوچکی، هیولایی تر بزرگ می شوند و این قدر این کار جنون آمیز انجام می شود که به فاصله کوتاهی، همان ها که آن میزان جنون آمیز و مشکوک، اسم رهاسازی را صادرات گذاشته بودند، اکنون به واردات افتاده اند. اینکه شما متوجه نشوید که این کار چقدر قبیح است که کشوری که چندین برابر نیاز مصرفی اش قابلیت تولید سیب زمینی دارد، به خاطر بحران سازی های ناشی از شوک درمانی، در شرایط بسیار شکننده ای که کشور از نظر امنیت ملی دارد، مهمترین ذخایر استراتژیک ارزی تان را باید صرف واردات سیب زمینی کنید که همزمان هم کمر تولیدکننده هایتان را شکستید و هم دولت را دچار اضطرار کردید و هم زمینه های شغلی را از شاغلان بخش کشاورزی و صنایع مربوطه دریغ کردید. صد نمونه دیگر هم می توان این گونه ذکر کرد.

    با شوک ارزی اخیر، شوک تقاضایی ۸۰۰ هزار میلیارد تومانی به سرمایه در گردش برای تولیدکننده ها اضافه تر شده است

    مومنی افزود: مطالعه ای که انجام شده، نشان می دهد در همین شوک ارزی که از حدود کمتر از ۶۰ هزارتومان دلار را به بالای ۸۰ هزارتومان رساندند، شوک تقاضای ۸۰۰ هزار میلیارد تومانی برای سرمایه در گردش برای تولیدکننده ها اضافه تر شده است. یعنی اینها با این کار، بی سابقه ترین رونق ها را برای رباخوارها ایجاد کردند. مگر می شود شما شعار عدالت دهید و بعد مردم را دچار فقر و عسرت و بیکاری کنید و سفره های رباخوارها را چاق تر کنید!؟

    با عنوان خصوصی سازی دارایی های بین نسلی کشور را به تاراج گذاشتند / چرا هیات وزیران باید مصوبه فروش دارایی های سازمانهای بیمه ای را اجرا کند؟

    این استاد دانشگاه علامه طباطبایی با تاکید بر اینکه با عنوان خصوصی سازی دارایی های بین نسلی کشور را به تاراج گذاشتند و به هیچ کدام از اهدافشان هم نرسیدند، اظهارداشت: چرا هیات وزیران آقای پزشکیان باید یک مصوبه بگذارد و ببینید این مصوبه چقدر تهی از اندیشه، تهی از آرمان و تهی از سازمان مناسب برای اعتلابخشی به ایران است که با دست پاچگی می گویند سازمانهای بیمه ای کشور، هر چه سریعتر دارایی های سرمایه ای خود را بفروشند. بدون اینکه هیچ کدام از تمهیداتی که حداقل فقط جلوگیرنده فساد باشد درنظر گرفته شده باشد و البته اینکه چه نسبتی با عدالت و توسعه برقرار می کند، پیش کش!

    به یک بازاندیشی نظام وار در زمینه توسعه فراگیر نیاز داریم /پس رفت بزرگی در زمینه فهم توسعه در حال رخ دادن است

    به گفته مومنی؛ تمام جهتگیریهای سیاستی اقتصادی و اجتماعی در ربع قرن گذشته، نشان می دهد پس رفت بزرگی در فهم اقتضائات اندیشه ای توسعه، در فرایندهای قانون گذاری، تصمیم گیری و تخصیص منابع در حال رخ دادن است و ما به یک بازاندیشی نظام وار در زمینه توسعه فراگیر نیاز داریم. توسعه ای که در قلب آن عدالت اجتماعی قرار دارد. باید نسبت به پیوند میان توسعه عادلانه با خواسته های انقلابیون ۱۳۵۷ بازنگری کنیم.

    توزیع عادلانه قدرت در ایران بر توزیع عادلانه ثروت اولویت دارد

    این استاد دانشگاه معتقد است: تصور اینکه حکومتی بتواند بهبود عملکرد اقتصادی داشته باشد اما به ساختار سیاسی با توزیع ناعادلانه دست نزند، وهم بی پایه است. امکان ندارد. ما با تقدم امر سیاسی روبرو هستیم و توزیع عادلانه قدرت در ایران بر توزیع عادلانه ثروت اولویت دارد. در ۱۰ سال گذشته، کلیدی ترین داده هایی که سالها نظام آمار و اطلاعات کشور انتشار عمومی می داد را حذف کرده اند؛ اینها نشانه است. اینکه می بینید اسم سندی را برنامه هفتم می گذارند و اولین بار در تاریخ ایران است که در آن سند جدول منابع و مصارف ارزی اصلا وجود ندارد. یعنی من نمی خواهم توضیح دهم که چه میزان ارز را می خواهم صرف چه مسائلی کنم. شما این گونه می خواهید توسعه پیدا کنید!؟

    تولید فناورانه با زورگویی ، تهدید و ارعاب امکان پذیر نیست / حکومتی که عدالت، استقلال و آزادی می خواهد باید از مسیر تولید فناورانه حرکت کند / در۲۵ سال گذشته، عموما در ربع پایانی فاسدترین کشورهای دنیا قرار داشتیم

    مومنی با بیان اینکه تولید فناورانه با زورگویی ، تهدید و ارعاب امکان پذیر نیست و حکومتی که عدالت، استقلال و آزادی می خواهد باید از مسیر تولید فناورانه حرکت کند، پرسید: چرا ما اکنون این میزان وحشتناک به سمت عمق بخشی و تنوع بخشی به خام فروشی می رویم و تولید فناورانه در ایران، یکی از بدترین شرایط تاریخی خود را می گذراند!؟ اندیشه نوین توسعه باید در فهم قاعده گذاران کشور تجلی پیدا کند اما ما متاسفانه ردی از آن نمی بینیم. چقدر شرم آور است برای ما که داعیه دینی داریم که در اثر این شوک درمانی ها، در ربع قرن گذشته، عموما در ربع پایانی فاسدترین کشورهای دنیا قرار داشتیم.

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ، یادآورشد: در ۱۰ ساله اول بعد از پیروزی انقلاب، ما بالاترین سطح مشارکت فعال و موثر مردم در سرنوشت سیاسی و اقتصادی شان را داشتیم. این مشارکت بعد از جنگ سقوط کرده است و سرشماری های بعد از جنگ نشان می دهد دو، سوم جمعیت در سنین فعالیت، هیچ نقشی در تولید ملی ندارند و اوضاع از نظر مشارکت سیاسی هم از آن بدتر است. مجلسی شکل دادید که پشتوانه مردمی اش به پایین ترین سطح رسیده و همه اینها بازتاب عدول از اندیشه شهید بهشتی و آرمانهای اصیل انقلاب اسلامی است که آمیزه ای از درک روزآمد از توسعه و درک مقتضی زمان از دین است. این چه بساطی است که به نام دین مداحی گری رواج می دهید و در آن هم بیش از اینکه اندیشه و خرد نیروی محرکه ترویج اعتقادات باشد، به حداقل رساندن اتکا به خرد و به حداکثر رساندن اتکا به احساسات نقش ایفا می کند. همه اینها حساب و کتاب دارد و اگر قرار باشد این گونه پیش رویم امکان ندارد بتوانیم گرفتاریهایمان را برطرف کنیم.

    به اسلامی برگردیم که می گوید هرچه عقل آن را حکم می کند، شرع هم بر آن حکم می کند

    مومنی با بیان اینکه مهمترین فلسفه وجودی دولت این است که ثبات اقتصاد کلان برقرار کند، اما شوک درمانی دشمن ثبات است و ریشه انگیزشهای تولیدی را می سوزاند ، گفت: چون شما به رباخواری، سوداگری و واردات پاداش می دهید، قادر نیستید که برای نیروی انسانی با کیفیتی که تربیت کردید، شغل ایجاد کنید و آنها را با سرخوردگی از کشور فراری می دهید. به اسلامی برگردیم که می گوید هرچه عقل آن را حکم می کند، شرع هم بر آن حکم می کند. نه آن که می خواهد احساسات را بر عقل غلبه دهد. بی نظیرترین آثار در این زمینه متعلق به شهید بهشتی و بعد شهید مطهری و در میان اسلام شناسان معاصر آقای جوادی آملی است.

  • اظهارات دو، سه هفته اخیر وزیر اقتصاد و رئیس بانک مرکزی، بسیار شرم آور است!

    اظهارات دو، سه هفته اخیر وزیر اقتصاد و رئیس بانک مرکزی، بسیار شرم آور است!

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی، اقتصاددان و رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد، با بیان اینکه «جان فوران» می گوید وقتی کل سخنان و مکتوبات امام خمینی (ره) را بررسی می کنید، کل اعتراضاتی که ایشان به رژیم پهلوی داشته را ذیل ۹ عنوان می توان بررسی کرد، گفت: عنوان ها نشان می دهد ما به جدی گرفتن تاریخ و شناختن قفلهای تاریخی بسیار نیاز داریم. سرکوب مطبوعات و احزاب سیاسی، فساد، تقلب در انتخابات، نقض قانون اساسی، از بین بردن استقلال دانشگاه ها، تضعیف عقاید اسلامی، کاپیتولاسیون، فروش نفت به اسرائیل و گسترش دولت، این ۹ بند است. به یقین تغییرات و تفاوتهای فاحشی میان ایران دهه ۱۳۵۰ با امروز وجود دارد، اما ببینید چند تا از این عنوانها برای شما معنی دار جلوه می کند و این نشان می دهد اگر به تاریخ اعتنای بایسته ای نداشته باشیم و در فرایندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع، خود را از این گونه دانایی ها محروم کنیم، همه زیان خواهند دید. وقتی هم این زیان فراگیر و همگانی اتفاق می افتد، تعبیر قرآن این است که بپرهیزید از فتنه هایی که در آن فقط آنها که ظلم کردند، عوارض ماجرا منحصرا به آنها اصابت نمی کند و سرنوشت جمعی فراگیر در اینجا نقش آفرینی می کند.

    به دلیل غفلت از تاریخ و معرفت تاریخی بهای سنگینی می پردازیم

    دکتر فرشاد مومنی، استاد دانشگاه علامه طباطبایی که در دومین نشست از سلسله جلساتی که به مناسبت ایام سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در موسسه مطالعات دین و اقتصاد برگزار می شود؛ با عنوان «علیه فراموشی؛ درسهایی از تاریخ شفاهی ایران در هاروارد» سخن می گفت، با اشاره به تعبیری از «سیسرون» که می گوید تاریخ آموزگار بسیار ارجمندی است، اما آموزش بینندگان بسیار کم توجهی دارد، اظهارداشت: با وجود همه تفاوتهای بنیادی که در تجربه تاریخی ایران مشاهده می کنید، اگر نظام تصمیم گیریهای ایران در دوره ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۷، که روی آن کار کرده ام، در متنزل ترین سطح می توانست آگاهی های خود را درباره تجربه های تاریخ اقتصادی ایران بالا ببرد، می توانست بیش از ۷۰ درصد خطاهای سیاستی در ایران رخ ندهد. ما بهایی به این سنگینی در باب غفلت از تاریخ و معرفت تاریخی می پردازیم.

    وی با بیان اینکه بی حکمت نیست که در هم تنیدگی تمام عیار میان تاریخ، جامعه شناسی، اقتصاد و علوم سیاسی وجود دارد و اگر خود را از این گنجینه محروم کنیم، بسیاری از مسائل را از دست خواهیم داد، یادآورشد: ما در سرزمینی زندگی می کنیم که نظام تصمیم گیریهای اساسی اش، حتی قادر نیست برای ۱۴۰۴، از تجربه های ۱۴۰۱ هم استفاده کند. وقتی سند لایحه بودجه ۱۴۰۴ را که نگاه می کنید، از دریچه آن عناصری که فاجعه های انسانی و اجتماعی سال ۱۴۰۱ را رقم زد، گویا زخمهای آن حادثه خوب شده و عزیزان دوباره تصمیم گرفته اند یک بار دیگر آن را آزمون کنند.

    ۸۵ درصد خطاهای سیاستی که در نخستین شوک نفتی رخ داده، باز هم تکرار شده

    این اقتصاددان به مقایسه ای که از دوره نخستین شوک نقتی در سال ۵۲ و ۵۶ با دوره ۸۴ تا ۹۰ که دومین شوک بسیار بزرگ نفتی بوده، انجام داده، اشاره کرد و ادامه داد: تقریبا ۸۵ درصد خطاهای سیاستی که در نخستین شوک نفتی اتفاق افتاده، عینا در آخرین تجربه شوک نفتی هم در دوره ۸۴ تا ۹۰ تکرار شده و این بسیار حیرت انگیز و تکان دهنده است و به ما می گوید ما چقدر نیاز داریم که درباره معرفت تاریخی، جدی تر و کوشاتر باشیم.

    شوک به اقتصاد و جامعه ایران بین سقوط صفویه تا آمدن قاجارها، بیش از ۳ برابر شوک ناشی از حمله مغول به ایران بوده

    مومنی با بیان اینکه ما در اسارت مناسبات رانتی قرار داریم و در این چارچوب، مهم ترین عنصر تضمین کننده بقای آن، عدم شفافیت، پنهان کاری و دستکاری واقعیتها است و مراجعه به تاریخ از این زاویه هم به ما کمک می کند، تجربه های آزمون شده در تاریخ ایران را پرتعداد عنوان کرد و گفت: یکی از یافته های کار مطالعاتی، که با موضوع تاریخ اقتصادی ایران در فاصله ۸۰ ساله دوران سقوط صفویه و برآمدن قاجاریه، انجام شد و من در آن مشارکت داشتم، این بود که شوکهای وحشتناکی که به اقتصاد و جامعه ایران وارد شده، بیش از ۳ برابر شوک ناشی از حمله مغول به ایران بوده، اما تعداد کتاب یا مقاله هایی که در باره این دوره در دسترس ما است، بسیار ناچیز است و حکایت از این دارد که تقاضای بایسته ای در ساخت اداره کشور و نظام آموزش و پژوهش ما وجود ندارد که چنین گنجینه هایی همچنان بکر باقی مانده است.

     درکِ به شدت پهلوی زده ای از دوره قاجار داریم

    این استاد دانشگاه حساس شدن نسبت به مساله دستکاری واقعیتها و دشواری های غیرمتعارف فهم عالمانه از اقتصاد در ایران را یکی دیگر از نکاتی برشمرد که در آن پژوهش با آن مواجهه شده و اظهارداشت: از آنجا که اساس ماجرای تداوم مناسبات رانتی، به فریب، پنهان کاری، دستکاری واقعیت و دادن آدرسهای غلط بر می گردد، ما در آن مطالعه، به این نتیجه رسیدیم که نسل من و پس از من، از دوره قاجار، به شدت درک پهلوی زده ای است. مانند همه دوران تاریخی دیگر در ایران که قدرت مستقر به جای اینکه تلاش کند از آنها درس بگیرد، بخش بزرگی از مشروعیت خود را از طریق تخریب و تخطئه قدرت قبلی می بیند، این مساله باعث شده تصویری به غایت مخدوش از قاجاریه در اختیار ما قرار گیرد.

    ماجرای کتاب ۲۰ جلدی جنگهای ایران و روسیه که به طور مشکوکی گم شد!

    مومنی با بیان اینکه ما چند دوره مستقیما حتی با روسیه، درگیری نظامی داشتیم، اما با این حال، چیزی از مکتوبات روسی که به کار فهم واقعیتهای ما بیاید، چندان در دسترس ما قرار ندارد، یادآورشد: باستانی پاریزی می گوید حسن تقی زاده، به شکل استثنایی، توانست یک دوره بیست جلدی کتاب درباره جنگهای ایران و روس، به زبان روسی خریداری کند و به ایران بیاورد، اما می گوید به طرز بسیار مشکوک و غیرمتعارفی، این ۲۰ جلد کتاب گم شد! ما در این زمینه بسیار ماجراها داریم. حتی بعد از انقلاب بلشویکی که آنها این میزان به نوشتن تاریخ ایران اهتمام داشتند، آثاری از نویسندگان آکادمی علوم شوروی که به فارسی ترجمه شد، عمدتا آثار مربوط به پیشاتاریخ و دورانهای میانه بوده و اصلا اهتمام متناسبی برای دوران معاصر، چه از طریق حزب توده و چه هم پیمانان آن، مشاهده نمی کنیم.

    اراده سازمان یافته ای برای مخدوش کردن تجربه جنبشهای اجتماعی بزرگ ایران وجود دارد / بسیاری از انتسابها به آخوند خراسانی درباره انقلاب مشروطه، از بیخ و بن دروغ است

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه «اکبر ثبوت» در کتاب خود درخصوص شرح آرای آخوند خراسانی می گوید هم از ناحیه روسها و هم انگلیسی ها، اراده سازمان یافته ای برای مخدوش کردن تجربه های درخشان جنبشهای اجتماعی بزرگ در ایران وجود دارد، افزود: ما شواهدی از موضوع دستکاری هایی از واقعیت که می خواهد ایرانیان را از نظر اندیشه ای، بلاتکلیف نگه دارد، درباره مشروطه و هم جنبش ملی شدن نفت و انقلاب اسلامی داریم. آقای ثبوت، نشان می دهد بسیاری از چیزهایی که با عنوان واکنش آخوند خراسانی به تجربه انقلاب مشروطیت مطرح شده، از بیخ و بن دروغ است. تکنولوژی آنها در این دروغ پردازی این بوده که از شدت تکرار، آن را به یک باور تبدیل می کنند.

    شدت بی اعتنایی ایرانی ها به آزموده هایشان حیرت انگیز است

    وی با بیان اینکه شدت بی اعتنایی ایرانی ها به آزموده هایشان حیرت انگیز است، به بخشهایی از کتاب «مقاومت شکننده»، نوشته «جان فوران» که در آن اشاره شده ۴۰۰ سال است که ایرانی ها بر سر نبود وضع موجود تفاهم دارند اما فکری برای جایگزین آن نمی کنند و این یادگیری جمعی در ایران بسیار ضعیف است، گفت: چون ماجرای نرخ ارز اخیرا در ایران بسیار سرو صدا برپا کرده، دیدم چقدر اهتمامهای سازمان یافته برای مخدوش کردن کارنامه درخشان و بی نظیر مدیریت ارزی کشور در دوران جنگ وجود دارد. شیوه هایی به کار می برند و مثلا یک بار یک موج راه انداختند با این مضمون که رکورد دار فاصله میان نرخ ارز رسمی با نرخ بازار سیاه، دوران مهندس موسوی است. من آن زمان توضیح دادم که این یک مقایسه غیرکارشناسی و فریب کارانه است که می خواهد توجیه کننده جهت گیریهای فاجعه ساز مشوق تضعیف ارزش پول ملی باشد. به این دلیل که در دوره مهندس موسوی، نحوه مدیریت بازار ارز، زمین تا آسمان نسبت به دوره بعد از جنگ متفاوت شده است.

    دولت زمان جنگ اعتنایی به اینکه در بازار سیاه ارز چه می گذرد، نداشت

    این اقتصاددان توضیح داد: در کل دوره جنگ، دولت، معیشت مردم و نیازهای تولیدکنندگان به ارز را به صورت کاملا پیش بینی پذیر و حمایت شده مدیریت می کرد و بنابراین اصلا اعتنا و اهتمامی به اینکه در بازار سیاه ارز چه می گذرد، نداشت. در حالی که در دوره بعد از جنگ، کل مقدرات مردم و تولیدکننده ها را به قاچاقچی ها و مقدراتی که آنها در بازار سیاه ارز تعریف می کنند وصل کرده اند. اکنون می گویند ما خودمان در سازمان برنامه بودیم و درباره اینکه نیازهای معیشتی مصرف کننده و و خانواده ها و تولیدکننده ها را چند نرخی کنیم هم اهتمامهایی داشتیم. با این ادعا چگونه می توان برخورد کرد!؟ اینکه در دوره آقای مهندس موسوی ، رویکردی فراجناحی به دیدگاه های کارشناسی وجود داشته و اجازه حضور دیدگاه های متفاوت داده می شده، واقعیتی است. بنابراین وقتی این گروه ادعا می کنند ما آن زمان هم در مدیریت اقتصادی کشور و سازمان برنامه و بانک مرکزی بودیم و این گونه فکر می کردیم، نمی توانم بگویم این دروغ است، واقعا آنها وجود داشتند و این گونه هم فکر می کردند، اما وقتی آنها به شکل مشکوکی از این استفاده می کنند برای اینکه بگویند در دوره آقای موسوی آن دقت وجود نداشته، باید پرسید اینها حلیم چه کسی را هم می زنند و از طریق مخدوش کردن آن تجربه، می خواهند چه چیزی حاصل کنند!؟

    دولت زمان جنگ اجازه نمی داد معیشت مردم و سرنوشت تولیدکننده ها، دچار بی ثباتی و ناامنی شود

    مومنی تاکید کرد: به آنها می گویم شما حضور داشتید، اما آیا در فرایندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع، محلی از اعراب داشتید یا خیر!؟ همه می دانند درباره مسائل نرخ ارز، در دوره جنگ آقای مهندس موسوی، حرف آخر را به آقای عالی نسب سپرده بودند و ایشان مطلقا این گونه فکر نمی کردند و تا آنجا که در توانشان بود، اجازه نمی دادند معیشت مردم و سرنوشت تولیدکننده ها، دچار بی ثباتی و ناامنی شود و آنچه که امروز شاهد آن هستیم که در آن مافیاها رشد می کنند و مردم به طرز فاجعه آمیزی در فقر غوطه می خورند و تولیدکننده ها هم برای بقا ترجیح می دهند مونتاژکاری کنند رخ نمی داد. در دوره جنگ، حتی یک سند درباره اینکه دولت کوچکترین اهتمامی برای تزریق یک دلار، در بازار سیاه، برای کاهش نرخ ارز وجود ندارد. علاوه بر آن، در دوره جنگ، درست مانند بودجه ریالی، بودجه ارزی هم به تصویب قانون گذار می رسید.

    این استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، اضافه کرد: در دوره پس از ۱۳۶۵ که ایران با اولین شوک معکوس نفتی روبرو شد، ما به صورت اجتناب ناپذیر، با تغییراتی در سیاست ارزی هم روبرو بودیم، اما هیچ کدام از آن تغییرات آن دو اهتمام ویژه را تحت تاثیر قرار نمی داد و اهتمام و اراده جدی به معیشت مردم و وضعیت تولیدکنندگان، حتی در سالهای بعد از ۱۳۶۵ هم به قوت خود باقی بود. اگر واقعا حکومت آن زمان هم مانند بعد از جنگ ولنگار شده بود و میدان ارز را عرصه تاخت و تاز قاچاقچیها و مافیاها قرار داده بود، پس خاطره جمعی مثبت ایرانی ها از آن دوره، چگونه پدیدار شده و چرا اکنون دقیقا ضد آن خاطره وجود دارد.

    طنز کیومرث صابری برای ایجاد قطعه ۵۹۸ در بهشت زهرا برای دلالان ارزی

    مومنی یادآورشد: هم سن و سالان من می دانند، بعد از اینکه قطعنامه پذیرفته شد و نرخ ارز در بازار سیاه، شروع به کاهش گذاشت، دستمایه جوکهای عجیب و غریبی درباره سرنوشت دلالان و قاچاقچی های ارز شده بود. زنده یاد کیومرث صابری در روزنامه اطلاعات ستونی با عنوان «دو کلمه حرف حساب» داشت که وقتی چند مورد سکته در میان دلالهای ارز اتفاق افتاد، به طعنه و طنز نوشت که پیشنهاد می کنم قطعه ای در بهشت زهرا با عنوان قطعه ۵۹۸ ایجاد کنیم. یعنی مردم به عنوان جوک، با فراز و فرودهای نرخ ارز در بازار سیاه برخورد می کردند و برای آنها اصلا نرخ ارز در بازاری که اکنون از «سیاه» به «آزاد» مزین شده، اهمیتی نداشت.

    ارکان زندگی مردم و تولیدکننده ها می لرزد وقتی که کوچکترین نوسانی در نرخ ارز در بازار سیاه اتفاق می افتد

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد افزود: ببینید چگونه تمام ارکان زندگی مردم و تولیدکننده ها می لرزد وقتی که کوچکترین نوسانی در نرخ ارز در بازار سیاه اتفاق می افتد؛ به این دلیل که اکنون کل مقدرات و سرنوشت مردم به آن گره خورده و اگر نیم نگاه حمایت ناقص ناپایدار هم با عنوان «ارز ترجیحی» برای کالاهای اساسی وجود دارد، مقامات مسئول اقتصادی، اکنون با بی پروایی و صراحت، می گویند هدف ما این است که این ارز را از بین ببریم و فقط یک ارز آن هم ارز بازار سیاه داشته باشیم. گویی اگر قاچاقچی ها، که بزرگترین تعزیه گردان این بازار به اصطلاح آزاد هستند، مقدرات سرنوشت مردم را در دست داشته باشند، منافع افرادی بهتر تضمین می شود و چقدر جای دریغ و تاسف است که مقامات رسمی اقتصادی هم از همین ایدئولوژی تبعیت می کنند و تن در دادن به منافع قاچاقچی ها را جزء افتخاراتشان می دانند.

     اظهارات دو، سه هفته اخیر وزیر اقتصاد و رئیس بانک مرکزی، بسیار شرم آور است

    مومنی با بسیار شرم آور خواندن اظهارات دو سه هفته اخیر وزیر اقتصاد و رئیس بانک مرکزی، ، گفت: استدلالهایشان را ببینید! می گوید ما الزام قانونی گذاشتیم ، برای اینکه صادرکنندگان غیرنفتی ارز حاصل از صادراتشان را برگردانند، اما چون زورمان به آنها نمی رسد، مردم را تنبیه می کنیم! یعنی ارز ترجیحی را حذف می کنیم و می گوییم مقدراتتان با مطامع قاچاقچی ها تنظیم شود. استدلال دومی که وزیر اقتصاد مطرح کرده این است که می گوید ما پدیده ای به نام قدرت قیمت گذاری دلخواه داریم. بازیگران انحصارگر و شبه انحصارگر مافیایی، هر کاری دلشان بخواهد با قیمتها می کنند، چون زور ما به آنها نمی رسد، مردم را تنبیه می کنیم! استدلالها اکنون به این سطح نزول پیدا کرده است.

    هیچ اقدام اصلاحی، به اندازه کنترل بانکهای خصوصی ایران را از این بلایایی که به آن گرفتار شده، نجات نمی دهد

    این اقتصاددان با بیان اینکه هیچ اقدام اصلاحی، به اندازه کنترل و متوقف کردن بانکهای خصوصی ایران را از این بلایایی که به آن گرفتار شده ، نمی تواند بهتر نجات دهد، اضافه کرد: صورتجلسات شورای اقتصاد و شورای پول و اعتبار در دوره قبل از انقلاب را بررسی کنید، در آن دوره که اوضاع متفاوت بوده و به قول آنها چپ ها و کمونیستها حاکم نبوده اند، رئیس بانک مرکزی می گوید من با دادن امتیاز به بانک های خصوصی مخالفم به این دلیل که بانک مرکزی قادر به نظارت موثر بر طرز عمل آنها نیست. به این دلیل که آنها به مافیاهای دیگر وصل هستند و زور یک کارشناس بانک به آنها نمی رسد.

    مومنی یادآورشد: گزارشهای سالانه مجمع جهانی اقتصاد با عنوان «رقابت پذیری جهانی» نشان می دهد در ۱۰ ساله گذشته، بیش از یک، سوم سالها، از نظر حاکم کردن قانون جنگل و به صفر رساندن اقدامات تنظیم گری در بازار پول، ایران رتبه یک جهان را دارد. یعنی ایران بی تعهدترین حکومت به ترک تازیهای الیگارشی های مالی است. این الیگارش ها در چند دهه ای که سروکله شان در اقتصاد ایران پیدا شده، چه بر سر بازار مسکن، بازار زمین و خودرو و ارز و سکه آورده اند!؟ انحصارهای مالی را پدیدار کرده اید و کاری به این الیگارشها ندارید. آنها به هر چه بخواهند حمله می کنند و به بهای مفلوک و مفلس کردن مردم، سودهای آنچنانی می برند.

    در حالی که کل رشد تولید در کشورمان در ۲۰ ساله، ۳۶ درصد بوده، رشد نقدینگی ۱۰ هزار و ۲۵۰ درصد بوده

    وی به گزارش کمیسیون اقتصادی مجلس در اردیبهشت ۱۴۰۰ اشاره کرد که در آن آمده در دو دهه اول پس از ظهور بانکهای خصوصی در اقتصاد ایران، در حالی که کل رشد تولید در کشورمان در این ۲۰ ساله، ۳۶ درصد بوده، رشد نقدینگی ۱۰ هزار و ۲۵۰ درصد بوده است، و افزود: ببینید چه مناسباتی وجود دارد!؟ به آنها که این مناسبات را به ایران تحمیل کردند و خود را زیر پرچم بازارگرایی مخفی کرده اند، می گویم شما آبروی بازارگرایی را هم بردید و این بازارگرایی مبتذل است که ربطی به علم اقتصاد و نظریه معتبر بازار ندارد، بلکه پوششی برای پیگیری مطامع مافیاها است.

     ابعاد خلاف قانون عمل کردن بانکهای خصوصی حدی نمی شناسد / بانکهای خصوصی، چهار، پنجم کل اعتبارات خود را به زیرمجموعه شان داده اند

    مومنی با بیان اینکه برخی بررسی هایی که آقای مهندس بحرینیان انجام داده است نشان می دهد گویی مقام پولی به تسخیر این مافیاها در آمده و مصوبات پرشمار گذرانده اند که بانکهای خصوصی اجازه داشته باشند فراتر از بانکهای تجاری دیگر و دولتی ها، از مردم بهره بگیرند، افزود: ابعاد خلاف قانون عمل کردن بانکهای خصوصی حدی نمی شناسد. در آبان ۱۴۰۳، مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی اعلام کرد آنها همه قانونهای معطوف به بانکداری خصوصی را زیرپا گذاشتند. از جمله اینکه بین دو، سوم تا چهار، پنجم کل اعتبارات خود را به زیرمجموعه شان داده اند. این گزارش می گوید از نظر گستره و عمق فساد ببینید چه خبر است!؟ مواردی داریم که فردی وام گرفته و به او مهلت ۶۰۰ ماهه داده شده است!؟ در کل تاریخ بانکداری دنیا، چند وام با مهلت ۶۰۰ ماهه داده شده است!؟ همین وامهای با این مهلت هم با نرخ بهره صفر بوده است! می گوید با وجود این، بخش اعظم وامهایی که این گونه داده شده، برنگشته است!

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد گفت: حال ببینید اگر یک چک یک میلیون تومانی یک کارمند برگردد، چه تنبیه هایی برای او درنظر می گیرند!؟ اصلا امکانش بقای او را به خطر می اندازند! این قدر باید این مناسبات ضعیف کش و مافیاپرور باشد!؟

    مومنی به خاطرات محمد یگانه اشاره کرد که در آن آمده که حتی یک بانک خصوصی که پشت آن فسادهای سیاسی و مالی نباشد، در ایران شکل نگرفته است، ضمن شرح عملکرد منفی هژبر یزدانی در این رابطه، تصریح کرد: دکتر حسین بشیریه، می گوید یکی از کانونهای اصلی فروپاشی، در کل تجربه های فروپاشی رژیمهای سیاسی در قرن بیستم، این است که مقامات پولی و مالی شان به تسخیر مافیاها در می آیند. سخت گیریهای غیرعادی نسبت به ضعیف ترین آدمها می کنند و ولنگاریهای غیرعادی تر درباره این الیگارشهای پولی و مالی دارند.

    پندگیری از تجربه های تاریخی فروپاشی رژیم پهلوی، نجات دهنده است

    استاد گروه برنامه ریزی و توسعه اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی با تاکید بر اینکه پندگیری از تجربه های تاریخی، خصوصا درباره فروپاشی رژیم پهلوی، واقعا نجات دهنده است، ادامه داد: مجید تهرانیان، در مقاله ای شش بحران را ذکر می کند که گریبان رژیم پهلوی را گرفته بود؛ بحران هویت، بحران مشروعیت ، بحران نفوذ، بحران مشارکت، بحران یکپارچگی و بحران توزیع. اگر یک رژیمی، در یک ساخت توسعه نیافته رانتی، آگاهانه از مردمش در رقم زدن به سرنوشت سیاسی و اقتصادی شان مشارکت زدایی کند، گور خود را می کند. آنچنان مسائل شگفت انگیز در این زمینه وجود دارد، که قابل تصور نیست.

    هدیه ای که می توان به عنوان یک درس به حکومت گرامی داد… / ۵۰درصد جمعیت ایران، یک بار هم موفق نمی شوند از بانک وام بگیرند

    مومنی خاطرنشان کرد: هدیه ای که می توان به عنوان یک درس به حکومت گرامی داد، این است که گزارشی بگیرید که چرا در دوران تعدیل ساختاری، نزدیک به دو، سوم از کل جمعیت در سنین فعالیت ایران، هیچ نقشی در تولید ملی ندارند. وقتی مقدرات کشور را در اختیار مافیاها و الیگارشهای پولی و مالی قرار می دهید، روشن است که دیگر راه نفسی برای مردم باقی نمی ماند. این گونه می شود که بانک مرکزی و وزارت کار گزارشی منتشر می کنند و می گویند ۵۰درصد جمعیت ایران، در کل دوره زندگی شان، در شرایط کنونی، یک بار هم موفق نمی شوند از بانک وام بگیرند ، اما حدود ۹۰ درصد کل سپرده ها، متعلق به ۶درصد از سپرده گذاران است. بعد این گونه می شود که یک عضو محترم شورای فقهی بورس اعلام کرده که ۸۵درصد قراردادهای بانکی، مخدوش و دستکاری شده است. برای یک جامعه ای که می خواهد روی پای خود بایستد، اولویت مواجهه با این وضعیت، در مقایسه با اولویتهای دیگری که حکومت گرامی برای خود تعریف می کند، کجا سنجیده شده است!؟ چگونه می شود توضیحی برای عملکرد عزیزانی که این میزان سهل انگاریها را درباره مافیاها روا می دارند پیدا کنیم!؟

    وی با بیان اینکه  آبراهامیان در کتاب خود می گوید، در فاصله ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۵، میزان مرگ و میر کودکان، افزایش چشم گیری داشت، ایران از نظر خدمات بیمارستانی و نسبت تختهای بیمارستانی به جمعیت، پایین ترین میزان را در خاورمیانه داشت! یعنی خود خاورمیانه که همیشه جزء پس افتاده ترین جوامع دنیا بوده است، با این حال ایران در انتهای جدول کیفیت خدمات سلامت در دسترس مردم قرار داشته است، اظهارداشت: اکنون بررسی کنید که اوضاع مردم در زمینه آموزش و سلامت چه وضعیتی دارد. سهم پرداخت از جیب برای سلامت را با استانداردهای دنیا مقایسه کنید. خاضعانه از همه اطرافیان آقای رئیس جمهور و همه نهادهای نظارتی تقاضا می کنم که این مصاحبه های اخیری که از یکی از اساتید به نام امور دارویی کشور منتشر شده را بخوانند. در ۱۹ دیماه، رئیس فدراسیون اقتصاد سلامت که از اساتید ممتاز دانشگاه علوم پزشکی تهران هم هستند فرمودند این چه مناسباتی است که قیمت یک داروی تزریقی را که اگر در داخل ساخته شود و قیمت تمام شده آن برای تولیدکننده ها ۱۹هزار و ۵۰۰ تومان است، عامدانه اجازه نمی دهند از ۴ هزار و ۵۰۰ تومان افزایش یابد، بنابراین تولیدکننده ها از تولید آن منصرف می شوند و در نتیجه آن دارو را از هند که جزء کم کیفیتها هم محسوب می شود به قیمت ۲۹۰ هزار تومان به مردم بی پناه و مظلوم می فروشند. این چه مناسباتی است که منافع واردکننده ها را به تولیدکننده ها و مردم اولویت می دهید!؟ بعد هم می گویند ما اجازه افزایش قیمت به کسی نمی دهیم!

    ۹ عنوان اعتراض امام خمینی(ره) به رژیم پهلوی از زبان «جان فوران»

    این استاد اقتصاد به بخشهایی از کتاب «جان فوران» اشاره کرد و افزود: وقتی کل سخنان و مکتوبات امام خمینی (ره) را بررسی می کنید، کل اعتراضاتی که ایشان به رژیم پهلوی داشته را ذیل ۹ عنوان می توان بررسی کرد؛ عنوان ها نشان می دهد ما به جدی گرفتن تاریخ و شناختن قفلهای تاریخی بسیار نیاز داریم. سرکوب مطبوعات و احزاب سیاسی، فساد، تقلب در انتخابات، نقض قانون اساسی، از بین بردن استقلال دانشگاه ها، تضعیف عقاید اسلامی، کاپیتولاسیون، فروش نفت به اسرائیل و گسترش دولت، این ۹ بند است. به یقین تغییرات و تفاوتهای فاحشی میان ایران دهه ۱۳۵۰ با امروز وجود دارد، اما ببینید چند تا از این عنوانها برای شما معنی دار جلوه می کند و این نشان می دهد اگر به تاریخ اعتنای بایسته ای نداشته باشیم و در فرایندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع، خود را از این گونه دانایی ها محروم کنیم، همه زیان خواهند دید. وقتی هم این زیان فراگیر و همگانی اتفاق می افتد، تعبیر قرآن این است که بپرهیزید از فتنه هایی که در آن فقط آنها که ظلم کردند، عوارض ماجرا منحصرا به آنها اصابت نمی کند و سرنوشت جمعی فراگیر در اینجا نقش آفرینی می کند.

    از مسائلی که نشانه هایی از قفل شدگی به تاریخ دارد، به سادگی عبور نکنید

    مومنی گفت: صمیمانه به نظام تصمیم گیریهای اساسی کشور توصیه می کنم از مسائلی که نشانه هایی از قفل شدگی به تاریخ دارد، به سادگی عبور نکنند. آن بی اعتنایی ها به فقر و فساد گسترده و نابرابریهای فزاینده، سیستم را از حرکت می اندازد، و ما را دچار تصلبهای خطرناک می کند. اندازه دلاری تولید ناخالص داخلی ایران در سالهای ۱۳۸۴ و ۱۳۹۳ و ۱۴۰۲ بررسی کنید! اندازه اقتصاد ایران در کل این سه نقطه عطف تاریخی، بر حدود ۴۰۰ میلیارد دلار قفل شده است. در حالی که ما در سالهای ۸۴ به بعد نفت را در بعضی از سالها تا بشکه ای ۱۴۰ دلار هم فروخته ایم، چطور می شود آن شرایط با شرایط تحریمی شدید در سال ۱۴۰۲، بر اقتصاد ملی یک اثر مشابه با سال ۱۳۹۳ که به سمت برجام حرکت کردیم بگذارد؟ ببینید جامعه به دلیل این از کارافتادگی ها، دچار پیچیدگی می شود. ما باید به دانایی های تاریخی و آینده شناختی اهتمام کنیم.

  • تولید صنعتی در ایران، یکی از غم انگیزترین ایام تاریخی خود را سپری می کند / دستکاری قیمتهای کلیدی، آب به آسیاب مافیاها ریختن است

    تولید صنعتی در ایران، یکی از غم انگیزترین ایام تاریخی خود را سپری می کند / دستکاری قیمتهای کلیدی، آب به آسیاب مافیاها ریختن است

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی، اقتصاددان با تاکید بر اینکه از دولت و مجلس تقاضا می کنم به طور جدی نسبت به جهت گیریهایی که در لایحه بودجه ۱۴۰۴ آمده، واکنشهای عالمانه و سازمان یافته داشته باشند، گفت: مرکز پژوهشهای مجلس در ارزیابی لایحه بودجه ۱۴۰۴ می گوید با اینکه تولید صنعتی در ایران، یکی از غم انگیزترین ایام تاریخی خود را سپری می کند، حتی یک اهتمام کوچک برای برطرف کردن یک مانع جزئی موجود بر سر راه تولید در این سند دیده نشده، اما از سوی دیگر، مشکلات و دست اندازهای جدید پیش بینی شده است.

    دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، در نشست «چالشهای کسب و کار در سال ۱۴۰۴» که از سوی صندوق توسعه ملی برگزار شده بود، با بیان اینکه در اقتصاد سیاسی گفته می شود پیش بینی، امکان پیش گیری از آینده های محتمل، اما نامطلوب را فراهم می کند، همان طور که امکان ایجاد آمادگی های لازم برای حداقل سازی هزینه ها و خسارتهای آنچه که در کنترل ما قرار نمی گیرد را سبب می شود، خاطرنشان کرد: پیش بینی های عالمانه، امکان مواجهه غیرتصادفی و اعمال اراده برای ساختن آینده مطلوب را فراهم می کند. انصاف این است که در شرایط کنونی ایران، ما بیش از هر دوره دیگری، به هماهنگی های سازمان یافته و گفت وگوهای اعتلابخش نیاز داریم.

    وی اضافه کرد: ما از دریچه اقتصاد سیاسی توسعه، دچار پدیده ای شده ایم که در لطیف ترین تعبیر می توان آن را «دام سکون» و «دام از کارکرد افتادگی سیستمی» دانست. راه نجات ما این است که ریلهایی که ما را به اینجا آورده است را تغییر دهیم. بازکردن این مساله که تداوم روندهای گذشته برای ما راهگشا نخواهد بود، از دریچه فضای کسب و کار و ارتقای انگیزه های دانایی، خلاقیت و سرمایه گذاری تولیدی ، شاید یکی از حیاتی ترین و مفیدترین کارهایی باشد که می توان انجام داد.

    به بازنگریهای بنیادی، بسیار نیاز داریم

    این استاد دانشگاه با بیان اینکه برای درک از کارافتادگی سنسورهای سیستم باید به سه تجربه ربع قرن اخیر ایران توجه کرد، توضیح داد: اندازه اقتصاد ایران، در نقاط عطف ۱۳۸۴، ۱۳۹۳ و ۱۴۰۲ تقریبا بلاتغییر باقی مانده است. ببینید این مساله تا چه اندازه می تواند برای ما پیام داشته باشد، یعنی اگر نفت به حدود ۱۴۰ دلار در هر بشکه هم برسد باز کار ما راه نمی افتد به سمت برجام حرکت می کنیم هم کارمان راه نمی افتد و اینکه موضع گیری های حاد و مشکوک علیه برجام هم موفق می شود، هیچ کدامشان تاثیری در عملکرد اقتصادی ما ندارد و معنای آن، این است که ما به بازنگریهای بنیادی، بسیار نیاز داریم که از جنبه اندیشه ای در کادر تحلیلهای سطح توسعه موضوعیت پیدا می کند.

    وجه غالب کوششهایی که برای حداکثرسازی نفع شخصی می شود، با منافع ملی هم راستایی ندارد

    مومنی افزود: در چارچوب تحلیلهای سطح توسعه، می گویند معنای اینکه شما به این روز افتادید، این است که وجه غالب کوششهایی که برای حداکثرسازی نفع شخصی می شود، با منافع ملی هم راستایی ندارد و وجه غالب تمهیدات و اقداماتی که ساختار قدرت برای سامان دهی اوضاع انجام می دهد با مصالح دورمدت کشور همراستایی ندارد و باید به آن بازنگری بنیادی از این دریچه نگریسته شود.

    اگر پشت به هدف باشیم، عضو FATA هم شویم،آبی برایمان گرم نمی شود

    این استاد اقتصاد با تاکید بر اینکه اگر ما پشت به هدف باشیم ، عضو FATA هم باشیم، آبی برای ما گرم نمی شود، یادآورشد: بعدا ببینید زبان چه کسانی دراز می شود که ما عضو FATF هم شدیم و نتیجه ای حاصل نشد. باید حواسمان را بسیار جمع کنیم؛ چون با کمال تاسف می دیدم عده ای با عنوان نگرانی نسبت به ارزشها با FATF مخالفت می کنند. من گفتم یکی از مهمترین تعالیم دین به ما، این است که از مواضع تهمت احتراز کنید. وقتی مجموعه ای ایجاد شده که می گوید من مانع قاچاق اسلحه، قاچاق مواد مخدر و تامین مالی تروریسم می شوم و کشوری با هر توجیه مشکوکی در برابر آن می ایستد، به معنای آن است که کل مردم ایران را در معرض این اتهامها قرار داده است. بنابراین، باید این همراستایی ها، آسیب شناسی جدی شود و تعارض میان این هم راستایی ها، زمانی بیشتر می شود که به فعالیتهای مشکوک و فاسد و شبه مافیایی، پاداش بیشتر داده می شود و فشارهای بیشتر بر خلاقیت، تولید و ارتقای بنیه فناورانه کشور اعمال می شود.

    وی یکی از آدرسهای کمک کننده را تمرکز بر مساله فضای کسب و کار عنوان کرد و گفت: آنها که فضای کسب و کار را با دستکاری قیمتهای کلیدی به آشوب می کشند و بی ثبات می کنند، باید متوجه باشند که تا زمانی که دولتی بخواهد از این شیوه کسب درآمد کند، آب به آسیاب مافیاها می ریزد و سرمایه های انسانی با کیفیت در کشور را دچار سرخوردگی می کند. اگر بخواهیم به زبان عدد و رقم در این زمینه صحبت کنیم، مطالعه های بسیار با کیفیت، که در آن ۱۰۰ هزار شرکت در ۱۳۹ کشور در حال توسعه در یک دوره ۱۰ ساله بررسی شده و نتیجه این بود که هیچ عنصری به اندازه سیاستهای تورم زا، علیه تولید و خلاقیت و نوآوری عمل نمی کند. هر یک درصد افزایش در تورم، موجب می شود بنگاه های موجود، به اندازه ۴٫۳ درصد کمتر از گذشته در فعالیتهای نوآورانه شرکت کنند.

    مومنی با تاکید بر اینکه سیاستهای تورم زا، ظالمانه است و مفت خوارها را چاق تر و زحمت کشان را تنبیه می کند، ادامه داد: طنز تلخی است که در سه دهه گذشته، سیاستهای تورم زا با عنوان عدالت دوستی در دستور کار قرارگرفته و تلخ تر این است که گزارشهای سالانه بانک مرکزی، می گوید در تجربه شوک درمانی، به ازای هر یک درصد افزایش نرخ ارز، حدود ۰٫۲۴ درصد کاهش انگیزه سرمایه گذاری داریم. وقتی کل سرمایه گذاریهایی که صورت می گیرد، حتی امکان جبران استهلاکها را ندارد حکومت باید متوجه شود که این شیوه کسب درآمد با حال و آینده ما چه می کند. حکومت بهتر است به جای بی ثبات سازی فضای اقتصاد کلان، بستر ثبات و امن ایجاد و فعالتیهای خلاقانه و مولد را تشویق کند و مالیاتش را بگیرد. این گونه کشور می تواند نجات پیدا کند.

    مراقبت از فضای کسب و کار، مراقبت از فضای ملی در برابر مافیاها و قدرتهای خارجی است

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ضمن تاکید بر اینکه مراقبت از فضای کسب و کار، مراقبت از فضای ملی در برابر مافیاها و قدرتهای خارجی است، اظهارداشت: در این زمینه، تا آنجا که امکان داشته باشد، باید از جو زدگی و مدگرایی پرهیز کنیم و از دریچه فضای کسب و کار این موارد را مورد توجه قرار دهیم.

    مومنی با یادآوری اینکه گزارشهای رسمی می گوید در دهه ۱۳۹۰، اندازه رشد شرکتهای دانش بنیان معادل ۱۲ هزار و ۷۰۰ درصد بوده اما همزمان در این دهه، تولید سرانه کشور ۳۴ درصد سقوط کرده است، گفت: با ادا درآوردن و ظاهر سازی و تبلیغات بی محتوا و دروغ، کار ما جلو نمی رود. درخصوص آنچه که درباره هوش مصنوعی هم می گویند باید توجه داشت که هوش مصنوعی، خود به اندازه یک شهر برق نیاز دارد. بنابراین درباره فضای کسب و کار هم باید توجه داشته باشیم که مراقب باشیم در دامی نیفتیم که با عنوان دانش بنیانی در آن افتادیم.

    این اقتصاددان به گزارش بانک جهانی که با بررسی ۳۰ هزار بنگاه تولیدی در سراسر دنیا انجام شده اشاره کرد و افزود: در این گزارش آمده که ۸۲ درصد بنگاه ها، نااطمینانی نسبت به سیاستهای بی ثبات و بی کیفیت دولتها است. ۷۹ درصد شرکتها گفته اند بعد از نااطمینانی نسبت به سیاستهای دولت، سیاستهای بی ثبات ساز اقتصاد کلان مهم ترین تهدید علیه فضای کسب و کار و فعالیتهای شرافتمندانه و اعتلابخش است. ۷۵ درصد شرکتها نظام مالیات ستانی بی منطق و ضعیف کش را که به منافع مافیاها تعرض نمی کند اما ضریب موفقیتش نسبت به مزد و حقوق بگیران و شرکتهای تولیدی صددرصد است را مساله دیگر می دانند. مساله بعدی در این پیمایش، مساله فساد است. می گویند ما فضای کسب و کار را تسهیل کردیم و تسهیلشان این است که اگر کسی خواست فضای کسب و کار راه بیندازد، دیگر به گواهی عدم سوء پیشینه احتیاجی ندارد! یعنی مردم را در برابر آنها پناه می گذارند اما در مقابل آن با فساد کاری ندارند.

    مطالبه جدی برنامه پیش گیرنده از فساد جزء بدیهی ترین ضرورتها است

     مومنی ضمن تاکید بر اینکه با سهل انگاریهایی که در مواجهه مبتنی بر برنامه های پیش گیرنده از فساد وجود دارد ، بی سابقه ترین و خشن ترین شیوه های تعرض به امنیت حقوق صاحبان کسب و کار رقم می خورد، تصریح کرد: مطالبه جدی یک برنامه پیش گیرنده از فساد جزء بدیهی ترین ضرورتها است تا ما بتوانیم از این اوضاع و احوال پرمشقت عبور کنیم. هزینه آن بسیار سنگین است. هم جنبه انسانی دارد و هم جنبه امنیت ملی.

    تولید صنعتی در ایران، یکی از غم انگیزترین ایام تاریخی خود را سپری می کند

    این استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، گفت: از دولت و مجلس تقاضا می کنم به طور جدی نسبت به جهت گیریهایی که در لایحه بودجه ۱۴۰۴ آمده، واکنشهای عالمانه و سازمان یافته داشته باشند. مرکز پژوهشهای مجلس در ارزیابی این لایحه دو عبارت بسیار تکان دهنده به کار برده است. می گوید با اینکه تولید صنعتی در ایران، یکی از غم انگیزترین ایام تاریخی خود را سپری می کند، حتی یک اهتمام کوچک برای برطرف کردن یک مانع جزئی موجود بر سر راه تولید در این سند دیده نشده، اما از سوی دیگر، مشکلات و دست اندازهای جدید پیش بینی شده است.

     با لایحه بودجه ۱۴۰۴ بخش خصوصی مولد را از میدان به در کرده اند

    مومنی با تاکید بر اینکه ضریب اهمیت بحران دسترسی به نقدینگی لازم برای تامین سرمایه در گردش بنگاه های تولیدی، به تنهایی نزدیک به ۷۰ درصد است اما در سند لایحه بودجه، رشد پیش بینی شده برای واگذاری دارایی های مالی نسبت به سال قبل ۳۳۳ درصد در نظرگرفته شده است، گفت: با لایحه بودجه ۱۴۰۴ بخش خصوصی مولد را از میدان به در کرده اند و فرصتهای تامین مالی را برای بنگاه های تولیدی دشوارتر و دشوارتر می شود. درباره سیاستهای مالیات ستانی نیز، تتمه حمایتهای جزئی موجود از فعالیتهای تولیدی را لغو کرده اند که جزئیات آن حیرت آور است. در این شرایط که دسترسی به تامین مالی بسیار دشوار است، با تاخیر در پرداخت یک قسط از این بنگاه ها، آنها با تنبیه هایی مواجه می شوند، اما مرکز پژوهشهای مجلس، در گزارشی آورده که تنها سهم یک بانک از رشد پایه پولی به دلیل خلافکاری ها و فسادهایش در سال ۱۴۰۲، بالغ بر ۵۷ درصد بوده، اما هیچ کسی با آن کاری ندارد.

     این اقتصاددان به گزارش آبان ۱۴۰۳ مرکز پژوهشهای مجلس اشاره کرد که در آن آمده که مقام پولی، نه تنها کاری به بانکهای بسیار پرفساد و بسیار تعرض کننده به ثبات اقتصاد کلان از طریق دامن زدن به فعالیتهای سوداگرانه ندارد، بلکه داده های نظارتی که درباره آنها منتشر می کند، داده هایی به غایت دست کاری شده ای است، اضافه کرد: این داده ها، می گوید آنها به صورت خلاف قانون ، به زیرمجموعه خود وام می دهند و حتی مدت بازپرداخت یکی از وامها، ۶۰۰ ماه و نرخ سود آن صفر در نظر گرفته شده است! تازه گزارشهای رسمی، خوشبینانه ترین و محافظه کار ترین برآوردها را درباره واقعیتها منعکس می کنند.

    مومنی ضمن تاکید بر ضرورت توجه به ظرفیتهای دانایی و کارشناسی کشور، گفت: به نمایندگی از آنها که می خواهند شرافتمندانه کسب و کار خلاق و مولد داشته باشند، صمیمانه خواهش می کنم درباره ترفندهای نگران کننده ای که علیه معیشت مردم ، مصالح تولیدکننده ها و ثبات و اطمینان در فضای کسب و کار در سند لایحه بودجه پیش بینی شده، واکنشهای کارشناسانه مساعد نشان دهید. همه کمک کنیم که بگوییم وقتی وجهه همت اصلی سیاستهای اقتصادی، افزایش تورم و گسترش بیکاری باشد، پاس گل دادن به دشمنان امنیت ملی و مافیاها و همچنین تنبیه عامه مردم و فداکردن آینده کشور است.

  • نظام اداره کشور از کارکرد افتاده / دیگر با رفوکاری و ظاهر سازی، نمی شود کارها را جلو برد!

    نظام اداره کشور از کارکرد افتاده / دیگر با رفوکاری و ظاهر سازی، نمی شود کارها را جلو برد!

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی، اقتصاددان، ضمن تاکید بر اینکه با عددهای توخالی و فریب کاری تلاش می کنیم از واقعیت فرار کنیم، در حالی که جامعه ای که گستاخی روبرو شدن صادقانه و شجاعانه با واقعیت را نداشته باشد، امکان ندارد بتواند اوضاع و احوال خود را به سامان کند، گفت: در اقتصاد سیاسی گفته می شود حکومت باید اول این را متوجه شود که در شرایطی که بحرانها در هر یک از عرصه های زیرسیستمهای نظام اجتماعی پرشمار و فرارشته ای و چند بعدی و در هم تنیده هستند، راه نجات تنها از مسیر یک برنامه با کیفیت عبور می کند.

    سنسورهای نظام تدبیر امور در ایران، از کار افتاده

    دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی که در «همایش ملی حکمرانی توسعه» با عنوان «اقتصاد سیاسی بحران در نظام تدبیر» و در «خانه مدیران سازمان مدیریت صنعتی» سخن می گفت، با بیان اینکه ما وارد ورطه ای شده ایم که هزینه های هر لحظه غفلت از شناخت عالمانه و سازماندهی عالمانه امور و جلب مشارکت همگان برای سرنوشت سازی در کشور، به شدت در حال افزایش است، خاطرنشان کرد: سنسورهای نظام تدبیر امور در ایران، از کار افتاده اند و دچار نوعی از کارکرد افتادگی سیستمی شده است. در این شرایط بسیار اهمیت دارد که همه مسائلمان را به معنای دقیق کلمه، فراجناحی و فراشخصی و ملی ببینیم.

    وی ضمن یادآوری اینکه در تدبیر و تمشیت امور به صورت فرمانی و از بالا و بدون جلب مشارکت و به رسمیت شناختنها، هیچ پیشرفتی وجود نخواهد داشت، بر ضرورت تحلیل مسائل از دریچه اقتصاد سیاسی تاکید کرد و گفت: در اقتصاد سیاسی گفته می شود ما با تقدم امر سیاسی روبرو هستیم، یعنی اینکه بتوانید بدون دست زدن به ساختار معیوب سیاسی که مشارکت زدا و رانتی است، ایجاد بهبود عملکرد اقتصادی، امکان ندارد.

    در دو تجربه حکومت یک دست، بی سابقه ترین تجربه های فساد و ناکارآمدی را داشته ایم

    استاد دانشگاه علامه طباطبایی ادامه داد: فقط در ربع قرن گذشته، ما دو تجربه با عنوان حکومت یک دست داشته ایم. حکومت یک دست، یعنی حکومتی با ناعادلانه ترین الگوی توزیع قدرت. از جنبه عملکرد اقتصادی ، ما در این دوره، یافته هایی را مشاهده می کنیم که به محض اینکه حکومت به سمت یک دست شدن رفته، ما بی سابقه ترین تجربه های فساد و ناکارآمدی و حتی بی سابقه ترین سقوط ها در کیفیت محیط زیست را به صورت گسترده تر و تعمیق یافته تر، تجربه کردیم. یعنی وقتی توزیع قدرت در ساختار قدرت بی ضابطه و ناهنجار می شود، حرث و نسل به نابودی تهدید می شود. بنابراین رویکرد اقتصاد سیاسی می تواند از این مسیر برای ما عبرت آموز باشد.

    با عددهای توخالی و فریب کاری تلاش می کنیم از واقعیت فرار کنیم

    به گفته رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد؛ با عددهای توخالی و فریب کاری تلاش می کنیم از واقعیت فرار کنیم، در حالی که جامعه ای که گستاخی روبرو شدن صادقانه و شجاعانه با واقعیت را نداشته باشد، امکان ندارد بتواند اوضاع و احوال خود را به سامان کند.

    نظام اداره کشور از کارکرد افتاده و به مرحله خود تخریبی رسیده است / ماجرا باید جدی گرفته شود و با رفوکاری و جابجا کردن افراد مشکلش حل نمی شود

    مومنی ادامه داد: از دیدگاه رویکرد اقتصاد سیاسی که غایت را نگاه می کند، غایت توسعه دو کارکرد راهبردی است؛ «رفع فقر» و «به حداقل رساندن فاصله از پیشگام ها». از این زاویه ، گزارشهای رسمی به شفافیت به ما می گوید نظام اداره کشور از کارکرد افتاده و به مرحله خود تخریبی رسیده است. بنابراین باید ماجرا جدی گرفته شود و با رفوکاری و جابجا کردن افراد مشکل حل نمی شود.

    هنوز نتوانسته ایم به تولید سرانه ناخالص سال ۱۳۵۶ خودمان برسیم

    وی توضیح داد: برای نمونه، گفته می شود یکی از موفقترین تجربه های توسعه در نیم قرن گذشته، چین بوده است، این کشور در چهل ساله ۱۹۸۰ تا ۲۰۱۹، قادر به رفع فقر از ۷۳۰ میلیون نفر شده است. سه، چهارم از کل آمارهای جهانی درباره کاهش فقر، منحصرا به کارنامه چین مربوط می شود. این کشور در فاصله ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۷، اندازه تولید ناخالص داخلی اش را ۶ برابر کرده است. وقتی با داده های ایران، مقایسه می کنیم می بینیم در دورانی که بی سابقه ترین سطوح درآمدهای ارزی را داشتیم، اندازه جمعیت فقیرمان از حدود ۱۰ میلیون نفر در ۱۳۸۹ به حدود ۲۵ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر در سال ۱۴۰۰ رسیده است و گواهی های رسمی می گوید گزارش ۱۴۰۰ بسیار آبرومندانه تر از سالهای بعدی آن است. ما با این استاندارد، به قیمتهای ثابت هنوز نتوانسته ایم به تولید سرانه ناخالص سال ۱۳۵۶ خودمان برسیم. چند برابر کردنش پیش کش!

    سیستم به سمت خود تخریبی حرکت می کند

    مومنی گفت: وقتی با این دو شاقول نگاه می کنیم، یقین می کنیم که اوضاع خوب نیست. و خوب نبودن اوضاع، با بیشمار گواه های دیگر هم مشاهده می شود. سیستم به سمت خود تخریبی و خود اضمحلالی حرکت می کند. هم سیستم از کارکرد افتاده و هم سنسورها کار نمی کند و علامت نمی دهد. به همین دلیل است که در حالی که کشور در حال فروپاشی است، عده ای از فرط خوشی و احساس موفقیت نمی دانند چه کنند! بعد به ما انتقاد می کنند که شما چرا این موفقیتها را احساس نمی کنید!؟

     اگر این روند استمرار پیدا کند، اوضاع ما بسیار نگران کننده می شود

    استاد گروه برنامه ریزی و توسعه اقتصادی یادآورشد: یکی از گرفتاریهای این سیستم این است که به طرز افراطی، مدگرایانه و منتزع از واقعیتهایش حرف می زند و عمل می کند. در دهه ۱۳۹۰، تعداد شرکتهای دانش بنیان در ایران، رشدی بالغ بر ۱۲ هزار و ۷۰۰ درصد را تجربه کرده است. بعد در همان دوره، ما با بی سابقه ترین روندهای سقوط بهره وری کل عوامل تولید و رابطه مبادله که ناظر بر توان رقابت و مقاومت اقتصاد ملی است روبرو بوده ایم. در کنار آن فقرهای بی سابقه را هم تجربه کردیم به طوری که برای اولین بار در تاریخ اقتصادی ۷۰ ساله گذشته ایران، اندازه جمعیت فقیرمان در عرض سه سال دو برابر شده است و از این نظر رکوردی جهانی هم محسوب می شود. اینها به ما می گوید اگر بخواهد این روند استمرار پیدا کند، اوضاع ما بسیار نگران کننده تر از آن چیزی که به تصورتان می آید می شود.

    اندازه مداخله های دولت در اقتصاد نسبت به شرایط جنگی در برخی سالها، تا دو برابر افزایش پیدا کرده

    مومنی با بیان اینکه باید راجع به این ارقام به طور جدی و عمیق فکر کرد، اظهارداشت: در حالی که طی بالغ بر سه دهه گذشته، ما افراطی ترین ابزارها را برای کاهش مداخله دولت در اقتصاد را به کار گرفته ایم، اندازه مداخله های دولت در اقتصاد ایران نسبت به شرایط جنگی در برخی سالها، تا دو برابر افزایش پیدا کرده است. بسیار جالب است که در این سرزمین گرامی اسم آن دولتی که آن گونه جنگ را با کاهش اندازه مداخله دولت در اقتصاد به طور آبرومند اداره کرد با حکمتهای رانتی چپ گرا و سوسیالیستی شده اما آن دولتهایی که این اندازه را تقریبا دو برابر کردند را نئولیبرال می گویند. ببینید چقدر آن آدرسهایی که به ما داده می شود، ماجرا دارد!؟

    وی اضافه کرد: در نظریه های بسیار ممتاز توسعه، گفته می شود قله شکنندگی یک سیستم زمانی ظاهر می شود که در بهترین حالت، سیستم فقط بتواند عائله حکومت را تحت حمایت قرار دهد. حالا اینکه آنها که عائله حکومت محسوب می شود اوضاع و احوالشان چگونه است یک بحث است اما اگر با مسامحه، هر کاری که می کنند را حمایت درنظر بگیریم، داده های رسمی می گوید حدود ۸۷ درصد کل منابعی که با عنوان سیاستهای حمایتی و محرومیت زدایی تخصیص پیدا می کند، منحصرا به عائله حکومت تعلق می گیرد.

    مومنی با بیان اینکه مساله تعهدات و مسئولیت پذیری حکومت در امور حاکمیتی برای کشوری که ۱۵ استان مرزی دارد، یک شاقول است که نشان می دهد این چسب برای این کشور چگونه کار می کند، گفت: در ربع قرن گذشته، این چسب در ایران، که شاخص تعهدپذیری در امور حاکمیتی، از جمله آموزش، مسکن، بهداشت و سلامت، تغذیه و امور زیرساختی است، بین یک، دوم تا یک، سوم تعهدپذیری حکومت در این زمینه ها با سقوط روبرو بوده است.

    اقتدار سیستم برای اعمال سیاست در بازارهای پول، سرمایه، ارز و کالا و کار به پایین درجات تاریخی خود رسیده

    این اقتصاددان افزود: شواهد بسیار تکان دهنده ای وجود دارد که نشان می دهد میزان اقتدار سیستم برای اعمال سیاست در بازارهای پول، سرمایه، ارز و کالا و کار به پایین درجات تاریخی خود رسیده است. شرح جزئیات آن، چیزهایی را بر ملا می کند که آن ماجرای خود تخریبی را به خوبی نشان می دهد. استمرار این روند ، آدرس بسیار نامناسبی دارد. با رفوکاری و ظاهر سازی ، دیگر نمی شود کارها را جلو برد و با هر یک لحظه تاخیر در این زمینه، هزینه های بسیار گزافی را خواهیم پرداخت.

    راه نجات تنها از مسیر یک برنامه با کیفیت عبور می کند

    مومنی با بیان اینکه در اقتصاد سیاسی گفته می شود حکومت باید اول این را متوجه شود که در شرایطی که بحرانها در هر یک از عرصه های زیرسیستمهای نظام اجتماعی پرشمار و فرارشته ای و چند بعدی و در هم تنیده هستند، راه نجات تنها از مسیر یک برنامه با کیفیت عبور می کند، خاطرنشان کرد: در این شرایط، به دلایل خاص اقتصاد سیاسی، ما با یک ساختار قدرتی روبرو هستیم که به طرزی بی سابقه برنامه گریز شده و به هیچ وجه به برنامه تن نمی دهد. ممکن است بگویند ما برنامه مکتوب داریم و حساب و کتابهایش روشن است ، اما از دریچه اقتصاد سیاسی، تجربه برنامه ششم و هفتم بعد از انقلاب را زیر ذره بین بگذارید تا بدانید سیستم چقدر به ادادرآوردن و ظاهرسازی و کارهای نمایشی. سازمان برنامه در گزارش سند برنامه ششم، آورد که ما در یک دوره پنج ساله، ما ۱۹۴ هدف کلی و ۵۶۶ استراتژی را می خواهیم دنبال کنیم! یعنی به هر کدام از این مفاهیم نگاه کنید! این ابعاد ترجیح نمایش و ادا است. از دریچه اقتصاد سیاسی، در هر دو برنامه و البته در برنامه هفتم به طرزی فاجعه بارتر، سیستم تمایلی نشان نداده که یک گزارش روندی به ما بدهد.

    راه حل مشکلاتمان با موازین علمی دست یافتنی است

    این استاد اقتصاد دانشگاه با انتقاد از شیوه تدوین و نگارش برنامه هفتم آن را غیرشفاف و غیرپاسخگو نسبت به هزینه کردها توصیف کرد و گفت: آنچه که آدم را آتش می زند این است که همه اینها در تسخیر علم است. یعنی ما هم با موازین علمی می توانیم بفهمیم که چرا ما به این روز افتاده ایم و هم با آن موازین می توان به وضوح سازوکارهای برون رفتش را هم مشخص کرد. اما ماجرا این است که زور رانت در کانونهای اصلی تصمیم گیری به طرزی باورنکردنی از زور علم بیشتر است. اینجا آن منفذی است که نیروهای اجتماعی توسعه خواه می توانند ایفای نقش کنند.

    روندهای انحطاط زا باید متوقف شوند

    این استاد دانشگاه با بیان اینکه در هر برنامه باکیفیت باید سه گروه تصمیم به صورت مشخص تعیین تکلیف شده باشد؛ روندهایی که باید متوقف شوند، روندهایی که باید ایجاد و روندهایی که باید استمرار یابند، افزود: فرض همه برنامه های سیاست اجتماعی و اقتصادی این است که تمام روندهای انحطاط زا دست نخورده باقی بمانند. این گونه نمی شود. روندهای انحطاط زا باید متوقف شوند. طراحی یک برنامه باکیفیت هم به قاعده ذخیره دانایی و تجارب موجود در کشور هم امکان پذیر  است.

    مومنی به رسمیت شناختن مردم را مساله حیاتی دیگر برشمرد ادامه داد: مشارکت مردم در سرنوشتشان باطل السحر و مهمترین ابزار کاهش هزینه های هماهنگی است، در شرایطی که ایران سرزمین انبوه هماهنگی است و در اسناد پشتیبانمان یک برگ سند نداریم که بگوید این چوب لای چرخ هم گذاشتن ها در درون ساختار قدرت، چه ابعادی از هزینه ها به کشورمان تبدیل می کند؛ هزینه هماهنگی، هزینه مبادله، توان رقابت، توان مقاومت، ارتقای کیفیت سیاست گذاری ها. اینها همه جزء کارکردهای به رسمیت شناختن حقوق مردم برای رقم زدن سرنوشت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی شان است.

    یک توصیه به حکومتگران در آغاز روی کار آمدن ترامپ

    این اقتصاددان با تاکید بر ضرورت توجه به اهدافی که تحریم کنندگان برای اجرای سیاستهای تورم زا و اشتغال زدا در ایران دنبال می کنند، گفت: با توجه به روی کار آمدن ترامپ، بار دیگر به حکومتگران گرامی توصیه می کنم کتاب «هنر تحریم ها » را بخوانند. در این کتاب، ریچارد نفیو، که او را از معماران تحریمها می دانند، عنوان می کند ما هیچ ابزاری برای فروپاشاندن ایران از درون و بدون نیاز به اینکه هیچ رقمی خرج کنیم، موثر تر از سیاستهای تورم زا و اشتغال زدا نتوانستیم پیدا کنیم. در آنجا توضیح می دهد که با چه سازوکارهایی حکومت ایران را تحت عنوان دورزدن تحریمها، در این کانال می اندازیم. به شیوه لقمان حکیم، حداقل طراحی هایی آنهایی که بهشان دشمن بیرونی می گویید، جدی بگیرید. اگر می بینید آنها می خواهد از این کانال به شما ضربه بزنند، به آن تن ندهید، نه اینکه پاس گل به آنها بدهید. جالب است عزیزان پاس گل می دهند و بعد دنبال پدیده نفوذ می گردند.

  • تا زمانی که بانکهای خصوصی وجود دارند ایران به خود، روی خوش نخواهد دید!

    تا زمانی که بانکهای خصوصی وجود دارند ایران به خود، روی خوش نخواهد دید!

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی، اقتصاددان، با بیان اینکه آخرین انتخابهایی که به نام استراتژی توسعه صنعتی در ایران صورت گرفته، به غایت شرم آور و به غایت عقب افتاده است، تاکید کرد:  وقتی پشت به تولید می کنیم، می بینیم چگونه در اسارت این همه تعارض و تناقض و اتلاف منابع انسانی و مادی و از بین بردن زمان و از دست دادن آن روبرو می شویم. هر کدام از این دریچه ها، نیازمند برگزاری کارگاه های آموزشی است که برای ما روشن کند که چرا در اسارت تزاحم ها، گرفتاریها، تناقضها و موازی کاریهای پرخسارت هستیم و چرا شرایط را به گونه ای رقم زده ایم که با کیفیت ترین انسانهای کشور را سرخورده می کنیم و آنها را یا در داخل منزوی و افسرده می کنیم و یا دودستی تقدیم قدرتهای بزرگ دنیا می کنیم. تمام اینها ریشه در این دارد که ما به تولید فناورانه و اقتضائات آن تن در نداده ایم.

    دکتر فرشاد مومنی، استاد دانشگاه علامه طباطبایی، که در نشست فرهنگستان علوم با موضوع «بحران در تدوین استراتژی توسعه صنعتی» سخن می گفت، با بیان اینکه شاخه اقتصاد فرهنگستان علوم، اهتمام ویژه خود را بر این مساله قرار داده که تا سر حد ممکن به نظام تصمیم گیریهای اساسی کشور کمک کند به قاعده علم و خرد جمعی، هم قادر باشند با مسائلشان روبرو شوند و هم بتوانند آنها را درست درک کنند و به فکر مواجهه اصولی برای حل و فصل آنها هم برآیند، تصریح کرد: مساله قدرت تشخیص در میان انبوهی از داده های سرگیجه آور برای نظام تصمیم گیریهای اساسی ما، مساله ای حیاتی و سرنوشت ساز محسوب می شود. یک وجه این قدرت تشخیص به نقص اطلاعات و وجه دیگر آن به نقایص جدی ساختار قدرت در ایران بر می گردد که در آن اهلیت حرفه ای و تخصیصی نقشی در گزینش افراد ندارد و آنچه که به عنوان سیاستگذاری اتخاذ می شود هم از نظر علمی مبنای چندانی ندارد.

    وی افزود: حسب منافع مشخص، چه از نظر اقتصاد سیاسی داخلی و چه اقتصاد سیاسی بین المللی، در نظام تصمیم گیریهای اساسی کشور، آدرسهای غلط و اغواگری که منافع گروه های پرنفوذ داخلی و خارجی را نسبت به منافع ملی اولویت می دهد، بیشتر مورد توجه قرار می گیرد. به این دلیل که ما با توزیع نابرابر صدا در عرصه های ملی و بین المللی روبرو هستیم و در چارچوب مناسبات رانتی، صدای توسعه خواهان به طور طبیعی تحت الشعاع صدای بلندتر مافیاها است.

    انبوهی از دورهای باطل بازتولیدکننده توسعه نیافتگی در کشور فعال هستند

    این اقتصاددان تاکید کرد: وقتی از دریچه اندیشه توسعه، به مسائل کشور نگاه می کنیم، در آنجا گفته می شود انبوهی از دورهای باطل بازتولید کننده توسعه نیافتگی در کشور ما فعال هستند و مناقشه های نظری پرشماری در این باره وجود دارد که کانون اصلی دورهای باطل کجا است؟ ما باید آن را در ساحت سیاست، اقتصاد، فرهنگ و اجتماع و روابط بین الملل دنبال کنیم که آیا راهی برای تشخیص مسیر اصلی وجود دارد!؟ در پاسخ به این پرسش که البته واکاوی هر کدام از آن جنبه ها، خود از اهمیت خارق العاده ای برخوردار است، اما متفکران توسعه، برای راهگشایی های ثمربخش، بر روی این مساله تمرکز و تاکید داشتند که حلقه وصل همه دورهای باطل بازتولیدکننده توسعه نیافتگی، در دو جا منعکس می شود و اگر نظامهای تصمیم گیری اساسی، بتوانند خود را به گونه ای از نظر اندیشه ای، سازمانی و اراده مجهز کنند که روی این دو کانون مجهز شوند، می توانند به طور همزمان، همه دورهای باطل توسعه نیافتگی را تحت کنترل درآورند و متوقف کنند.

    مومنی، «ضعف بنیه تولیدی» و «بهره وری اندک» را این دو کانون عنوان کرد و توضیح داد: این دو کانون، مستقیم ترین آدرسهایی است که در چارچوب اندیشه توسعه به رهبران کشورهای در حال توسعه تقدیم شده است. اما این مساله واجد ظرافتها و نکته های پرشماری است که باید درباره هر کدام از آنها، به اندازه اهمیتی که دارند تمرکز داشته باشیم؛ برای نمونه در این چارچوب، گفته می شود وقتی ما از ضعف بنیه تولید فناورانه صحبت می کنیم، باید به هوش باشیم که در اینجا تولید فناورانه، نه به مثابه یک فعالیت در یک گوشه شهر و زیر یک سوله است، بلکه به مثابه یک نظام حیات جمعی باید مورد توجه قرار گیرد. در این رابطه، گفته می شود یک نظام تصمیم گیری هوشمند، باید آگاه باشد که تصمیم گیری درباره تولید، یک تصمیم گیری بلندمدت است، بنابراین به تصمیم های بلندمدت هم نیاز دارد، از جمله سطوحی از تضمین درباره امنیت حقوق مالکیت، سطوحی از تضمین برای بالا بودن هزینه – فرصت مفت خوارگی، سطوحی از تضمین درباره ثبات اقتصاد کلان، سطوحی از تضمین برای مواجهه برنامه محور و پیشگیرنده با فساد مالی و وجود یک نظام حمایتهای توسعه گرا از تولید فناورانه باید وجود داشته باشد.

    مساله تولید فناورانه، به معنای دقیق کلمه مساله ای سیاسی است

    استاد گروه برنامه ریزی و توسعه اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه مساله تولید فناورانه، به معنای دقیق کلمه مساله ای سیاسی است و اگر یک ساختار سیاسی باشعور، باشرف و دانا وجود نداشته باشد، امکان ندارد که بتوان تولید فناورانه را ارتقا داد، اضافه کرد: به همین قیاس، گفته می شود تولید فناورانه به همان اندازه که سیاسی است، اجتماعی هم هست. به این دلیل که اساس تولید فناورانه بر معجزه تقسیم کار عقلایی و ظرفیتهای سازمانی و دانش ضمنی و قابلیتهای همکاری استوار است. اول بار، این آلبرت هیرشمن بود که در سالهای میانی دهه 1950 این مساله را مطرح کرد که توسعه، باید به مثابه یک بازی همکارانه مورد توجه قرار گیرد و اگر جامعه ای تمرین کافی در زمینه همکاری نداشته باشد و در این زمینه، قابلیتهای کافی بسیج نکرده باشد، نمی تواند موفق شود.

    ماجرای فریب کاری انگلستان در مقابل رقبای جدید برای توسعه

    مومنی وجوه فرهنگی و بین المللی و اندیشه ای تولید را نیز مورد توجه قرار داد و گفت: این مساله به قابلیتهای اندیشه ای سطح بالا نیازمند است؛ به این دلیل که در سالهای میانی قرن نوزدهم، وقتی یکی از بنیان گذاران مکتب تاریخی آلمان، یعنی «فردریک لیست» خواست حکومتگران وقت آلمان را هشیار کند، در برابر آدرسهای غلطی که آن زمان انگلستان و بعد از او، امروز آمریکا و دیگران می دهند از لفظ Kicking away the ladder  ، یعنی ماجرای مواجهه فریب کارانه با دیگران، برای پرتاب کردن آن نردبانی که باعث جهش انگلستان شد و مانع تراشی برای اینکه رقبای جدید پدیدار شوند، برخوردار است. بنابراین سطوح بالایی از دانایی نیازمند است تا بتوانیم درست را از نادرست تشخیص دهیم و این همان چیزی است که با عنوان «خرد جمعی» یا «خرد مشارکتی» مورد توجه قرار گرفته است.

    صنعت کارخانه ای اعتلابخش است

    مومنی با بیان اینکه متون درخشان توسعه می گویند مهم ترین خصلت صنعت، خصلت پیوند ساز بودن آن است و از دریچه خلاقیت و تولید است که به صورت توسعه گرا، همه اجزای نظام حیات جمعی با یکدیگر پیوند برقرار می کنند، گفت: در آثار داگلاس نورث، در صورت بندی نظری پدیده توسعه نیافتگی، از مفهوم رشد گسسته استفاده می کند و بعد توضیح می دهد که تنها این صنعت کارخانه است که امکان دارد که رشد پیوسته را جایگزین رشد گسسته کند. رشد گسسته، رشدی اندک و نوسانی است که در آن، دائما به بن بست بر می خوریم و دائما باید از نقطه صفر شروع کرد. در حالی که وقتی گفته می شود صنعت کارخانه ای اعتلابخش است، به دلیل آن پیوندهایی است که امکان پیوستگی، تداوم و اعتلا را فراهم می کند.

    وی به مرور مفهومِ گذار از رشد گسسته به رشد پیوسته در ادبیات توسعه، از جمله در کتاب «راه باریک آزادی» نوشته «عجم اوغلو و رابینسون» اشاره کرد و ادامه داد: در آنجا از دریچه اقتصاد سیاسی، درباره اینکه چرا کشورهای در حال توسعه نمی توانند به رشد پیوسته نائل شوند، گفته می شود دلیل این مساله این است که در غیاب صنعت کارخانه ای و تولید فناورانه، برای حکومتگران، هزینه فرصت سرکوب اندک است و بنابراین با هر نوع مطالبه یا اعتراضی در جامعه، آنها ترجیح می دهند سرکوب را با اولویت در دستور کار قرار دهند. از ناحیه مردم هم در چارچوب شرایطی که مناسبات رانتی و پشت به تولید باشد، برای مردم هم هزینه ی فرصت انقلاب اندک می شود. یعنی حکومت با کوچکترین نارضایتی از مردم به سمت سرکوب گری می رود و مردم هم با کمترین نارضایتی از حکومت به سمت واژگون کردن نظمهای سیاسی موجود حرکت می کنند. تا زمانی که این بی ثباتی و ناامنی و ناآرامی وجود دارد، سنگی روی سنگ بنا نمی شود و توسعه ای هم اتفاق نمی افتد و به این ترتیب ما با پدیده تزلزلهای سیستمی روبرو هستیم. چون مناسبات رانتی و پشت به تولید، مناسباتی است که به صورت نظام وار، بحرانهای مشروعیت، عدالت و رفاه بازتولید می شود.

    به گفته این اقتصاددان؛ حتی متفکران بزر گی مانند رونالد اینگلهارت، وقتی از اخلاق و اولویت آن سخن می گویند، تاکید می کنند که در کل تاریخ بشر، متعالی ترین جلوه های اخلاقی، در هنگامه ای رخ می دهد که سطوحی از امنیت اقتصادی وجود داشته باشد، یعنی جامعه در شرایطی قرار داشته باشد که بتواند فراتر از نیازهایش تولید کند.

    بحران مشروعیت و فروپاشی گریبان حکومتها را می گیرد اگر …

    مومنی ضمن تاکید بر اینکه تولید فناورانه حلقه وصل همه ابزارهایی است که برون رفت از دورهای باطل توسعه نیافتگی را امکان پذیر می کند، ادامه داد: حکومتی که نداند یکی از مهم ترین قابلیتهای تولید فناورانه، قدرت بی نظیر و بی سابقه آن در خلق نیازهای مصرفی جدید است، دچار بحرانهای متعددی خواهد شد و اگر امکان مواجهه با آن نیازها به گونه ای باشد که نشود آنها را پاسخ بگوید، بحران مشروعیت و فروپاشی گریبان حکومتها را می گیرد. بنابراین مساله صنعت کارخانه ای، از این دریچه مساله مرگ و زندگی و از دریچه رونالد اینگلهارت ، مساله اخلاق در برابر بی اخلاقی است.

    این استاد اقتصاد به دیدگاه های «پیتر دراکر»، در کتاب «جامعه پساسرمایه داری» درباره اینکه پیش بینی های مارکس با آن همه عظمت اندیشه ای، محقق نشد به این دلیل که او قادر نشد انقلاب بهره وری را درک کند، اشاره کرد و گفت: اساس تولید فناورانه بر انقلاب بهره وری است و این انقلاب، بازی اقتصادی را از بازی با جمع صفر، به یک بازی برد – برد تبدیل می کند. این گونه می شود که رشد گسسته، به یک رشد پیوسته تبدیل می شود. در چارچوب تولید فناورانه، هم نیروی کار امکان دستیابی به مزدهای بالاتر و رفاه بیشتر را پیدا می کند و هم کارفرما سودهای بیشتر می برد و هم دولت می تواند درآمدهای سالم رو به افزایش داشته باشد و دیگر نیازی به چنگ انداخت به صورت دیگران ندارد. دراکر در عین حال تاکید می کند در چارچوب تولید فناورانه، حیاتی ترین عنصر این است که هم حکومت و هم جامعه باید تن به این بدهند که اقتدارهای مبتنی بر پول و زور باید جای خود را به اقتدارهای مبتنی بر خرد و دانایی بدهند.

    شاهد انبوهی از بحرانها و ناتوانی آشکار در حل و فصل آنها هستیم

     این عضو وابسته فرهنگستان علوم، با بیان این اعتقاد که در ایران ، انبوهی از بحرانها و ناتوانی آشکار در حل و فصل آنها و همچنین انبوهی از وارونگی ها و واژگونگی ها در جهت گیریهای اصلی کشورمان مشاهده می شود، اظهارداشت: وقتی پشت به تولید می کنیم، می بینیم چگونه در اسارت این همه تعارض و تناقض و اتلاف منابع انسانی و مادی و از بین بردن زمان و از دست دادن آن روبرو می شویم. هر کدام از این دریچه ها، نیازمند برگزاری کارگاه های آموزشی است که برای ما روشن کند که چرا در اسارت تزاحم ها، گرفتاریها، تناقضها و موازی کاریهای پرخسارت هستیم و چرا شرایط را به گونه ای رقم زده ایم که با کیفیت ترین انسانهای کشور را سرخورده می کنیم و آنها را یا در داخل منزوی و افسرده می کنیم و یا دودستی تقدیم قدرتهای بزرگ دنیا می کنیم. تمام اینها ریشه در این دارد که ما به تولید فناورانه و اقتضائات آن تن در نداده ایم.

    مومنی با تاکید بر اینکه حیاتی ترین مساله ای که برای حل و فصل این شرایط وجود دارد این است که برای برون رفت از این وضعیت، نیازمند استراتژی برای توسعه صنعتی هستیم، خاطرنشان کرد: برای اینکه این استراتژی، راهگشایی داشته باشد، شرایط و لوازمی وجود دارد که چون بهایی به آن شرایط و لوازم داده نمی شود، در اسارت بلاتکلیفی، بلااندیشگی و ترجیح کارهای ظاهرسازانه و نمایشی به جای کارهای اصولی اعتلابخش هستیم. در قلب مساله صنعتی شدن، مساله استقلال ملی و رفاه ملی وجود دارد. تجربه بشری، می گوید هیچ عنصری به اندازه صنعت کارخانه ای، قابلیت همزمان از بین بردن فقر و کاهش عقب ماندگی ندارد. بنابراین وقتی از تولیدفناورانه غفلت می کنیم، به طور همزمان، هم فقر فزاینده بازتولید می شود و هم عقب ماندگی.

    این استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی گفت: در مسیری که رفته ایم، به تولید پشت کرده ایم، ببینید زمانی ما حریف چه کشورهایی بودیم و امروز ببینید چه کسانی برای ما اصطلاحا شاخ و شانه می کشند! کلید اصلی ماجرا، غفلت از بنیه تولید فناورانه و تن در دادن به سیاستهای ظاهرسازانه و فریبکارانه رانت محور است و ما باید برای این گرفتاری چاره ای پیدا کنیم و همه مان کمک کنیم این همه آدرسهای غلط و مشکوکی که متاسفانه مورد توجه نظام تصمیم گیریهای اساسی کشور هم قرار می گیرد، جای خود را به آن مساله اصلی بدهد.

    باید قادر باشیم انتخابهای خردورزانه انجام دهیم

    به گفته مومنی؛ در قلب تعیین استراتژی، مساله انتخابهای هوشمندانه قرار دارد. ما باید قادر باشیم انتخابهای خردورزانه انجام دهیم. یکی از آفتهای بزرگ مناسبات رانتی، همه چیز خواهی های توخالی است. داعیه همه چیز خواهی مطرح می شود، اما آنچه که عملا نصیب حکومت می شود، هیچ چیز است. ما در قلمرو علم اقتصاد می گوییم اقتصاد علم انتخاب است و این انتخاب در سطح خرد و کلان و توسعه، معانی و مصداقهای خاص خود را دارد. در چارچوب پارادایم نیوتنی و نظریه های مزیت مطلق و نسبی، ما به تن در دادن به انتخابهای طبیعی و مکانیکی فراخوانده می شویم. انتخابهایی که انسان و اراده اش، در آن جایگاه بایسته ندارد. در حالی که در چارچوب پارادایم کوانتومی، گفته می شود ما باید به انسانیت انسان و مهم ترین تجلی گاه آن، یعنی قدرت انتخابگری، توجه ویژه ای داشته باشیم.

     انتخابهای ما، قفل شدگی به تاریخ پدیدار می کند / انتخابهایمان برای استراتژی توسعه صنعتی شرم آور و عقب افتاده است

     وی با بیان اینکه اهمیت انتخابهای درست، برای صنعتی شدن، از طریق برجسته کردن مفهوم وابستگی به مسیر صورت بندی نظری شده و بحث بر سر این است که انتخابهای ما، قفل شدگی به تاریخ پدیدار می کند، توضیح داد: آخرین انتخابهایی که به نام استراتژی توسعه صنعتی در ایران صورت گرفته، به غایت شرم آور و به غایت عقب افتاده است. چون در عرصه علم و فناوری، ما در اعلی درجه با وابستگی به مسیر روبرو هستیم، انتخابهای درست بسیار تعیین کننده می شود و این انتخابها، در کل عرصه های حیات جمعی موضوعیت دارد.

    توصیه مهمی که قبل از شوک ارزی به دولت رئیسی داده شد

    مومنی یادآورشد: وقتی سال 1401، دولت می خواست شوک ارزی ایجاد کند، از جمله آنها را به دو کار بزرگی که متفکران معاصر اقتصاد توسعه مطرح کرده اند، ارجاع دادم. «فرانسوا بورگینیون»، اقتصادشناس مطرح فرانسوی، در اثر ممتاز خود که به سفارش بانک جهانی و در آستانه پایان هزاره قبلی صورت داد، آورده که وقتی حکومتهای جهان سومی، دچار بحران کسری مالی می شوند، اولین چیزهایی که برای فرار از مسئولیتهای حاکمیتی شان مورد توجه قرار می دهند، این است که به نیازهای اساسی مردم بی اعتنایی می کنند. فشارهای سنگین به هزینه های مربوط به آموزش، سلامت و بهداشت، مسکن و تغذیه مردم می آورند و آنها را عاصی می کنند. او محاسبه کرده و دیده در کشورهای آمریکای لاتین در ربع پایانی قرن بیستم، همان حکومتی که به اسم کسری بودجه، حیاتی ترین نیازهای مردمش را تامین نمی کند و کارد را به استخوان آنها می رساند، وقتی با اعتراض مردم مواجه می شود، با گشاده دستی، هزینه های سرکوب را تامین می کند. محاسبه های بورگینیون می گوید در آمریکای لاتین و در ربع پایانی قرن بیستم، به طور متوسط، سالانه بالغ بر 7درصد تولید ناخالص داخلی، صرف سرکوب مردم شده، در حالی که اگر بخشی از آن را صرف اموری که حق مردم هم بوده می کرد، اصلا نیازی به چنین سرکوبی پدیدار نمی شد.

     سالانه 6درصد تولید ناخالص داخلی در آفریقا، صرف سرکوب مردم شده

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد به مطالعه مشترکی که «ژوزف استیگلیتز» و «شاهد یوسف» به سفارش بانک جهانی در همان دوره، این مطالعه را در آفریقا انجام داده اند اشاره کرد و گفت: آنها مشاهده کردند با همین بی صلاحیتی و ناتوانی در انجام انتخابهای درست، تا سالانه حدود 6درصد تولید ناخالص داخلی در آفریقا، صرف سرکوب مردم شده است!

    مومنی تاکید کرد: چقدر خوب بود می توانستیم با حکومت گرامی خودمان صحبت کنیم و بگوییم حتی اگر اصالت تکیه بر واردات و پشت کردن به تولید ملی درست باشد، کجا بررسی کردید که واردات خودروهای شخصی لوکس به واردات حمل و نقل عمومی اولویت دارد. آنها که همه شان دم از عدالت می زنند را به وجدانشان ارجاع می دهم که با همان شاقول عدالت به ما بگویند کدامشان اولویت دارد. این انتخابهای استراتژیک، به صورت روزمره وجود دارد. حرفهای وزیر اقتصاد در توجیه شوک جدید ارزی، شرم آور است. ایشان می گوید چون ما نمی توانیم جلوی قاچاق را بگیریم، پس 85 میلیون ایرانی را از طریق افزایش نرخ ارز تنبیه می کنیم! می گوید چون ما قادر نیستیم قانون ملزم کننده برگرداندن ارزهای صادراتی را اجرا کنیم، چوبش را به 85 میلیون ایرانی می زنیم! واقعا شرم آور است که چقدر انحطاط در بینش و ناتوانی در انتخابهای درست صورت گرفته است.

    استاد گروه برنامه ریزی و توسعه اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی اضافه کرد: بارها صادقانه گفته ام به ما بگویید مشکلاتان چیست!؟ اگر واقعا مشکل شما کسری مالی است، چرا می خواهید از طریق شوک درمانی و توسعه واردات این مساله را حل کنید!؟ آیا درک اینکه شوک درمانی این دو را بحرانی تر می کند، خیلی سخت است!؟ من می گویم شما به جای این کار، رویه های مشروعیت ساز را در دستور کار قرار دهید. رویتان را به تولید فناورانه کنید تا نیروی کار باکیفیتتان چشم انداز دستیابی به شغلهای شرافتمندانه و مولد داشته باشد. تا حالا که ما این همه منابع صرف کردیم و اینها را تربیت کردیم، آنها به آینده امیدوار شوند. از نظر من از دست ندادن امکانات انسانی و مادی موجود، برای ایران، بسیار حیاتی تر از این است که به سمت و سوهای عجیب و غریب برویم!

    شیوه جذب سرمایه خارجی شرم آور و خجالت آور است

    مومنی به گزارش مرکز پژوهشهای مجلس اشاره کرد که در آن آمده در یک دوره زمانی خاص، فقط یک بانک خصوصی فاسد و خطاکار و خلاف قانون کار، 57درصد از پایه پولی افزایش یافته را ایجاد کرده است، اشاره کرد و گفت: چقدر ما به شما می گوییم که تا زمانی که بانکهای خصوصی وجود دارند و شما قادر به اعمال قانون درباره آنها نیستند، ایران به خود، روی خوش نخواهد دید. اینها انتخابهای استراتژیک است. در این چارچوب، وقتی آنها قدرت انتخاب عالمانه و قابل دفاع ندارند، واقعا کارهایی می کنند که اصلا قابل تصور نیست. شیوه جذب سرمایه خارجی در این مناسبات را ببینید! اینها شرم آور و خجالت آور است.

    این اقتصاددان با تاکید بر اینکه ما باید قدرت انتخاب گری عالمانه خود را افزایش دهیم، افزود: همه می دانند که در چارچوب منازعه هژمونیک میان آمریکا و چین، آمریکایی ها به شدت به سمت حمایت گری حرکت کردند. اما این حمایت گری صنعتی را در لفافه های دیگر می پیچانند. سندی که آمریکایی ها بعد از روی کار آمدن بایدن با عنوان کنترل تورم منتشر کردند، نشان می دهد آنها با این عنوان، پرداختهای چند صد میلیارد دلاری برای تشویق رشته فعالیتهای صنعتی خاص انجام می دهند. با توجه به اینکه آن حمایت گرایی، به همان اندازه که چینی ها را تحت فشار قرار می داد، اروپای غربی را در فشار می گذاشت، رهبران کشورهای اروپای غربی، واکنشهای با عصبانیت و پرخاشگری نشان دادند، بعد «فیلیپ آگی یون» که یکی از برجسته ترین استراتژیست های توسعه صنعتی در اروپای غربی است، مقاله ای نوشت و در آنجا به رهبران اروپا گفت به جای این کارها، سند سیاست صنعتی منتشر کنید، راه مقابله با آمریکا فحاشی نیست و مفصل درباره ضوابط پیشنهادی خودش مطالبی را مطرح کرد.

    در همه زمینه ها، به کارهای نمایشی بیشتر از کارهای عالمانه بها می دهند

    مومنی با بیان اینکه اکنون گرفتاری بزرگ ما این است که در همه زمینه ها، به کارهای نمایشی و ظاهر سازانه، بیشتر از کارهای عالمانه بها داده می شود، به ماده یک قانون تشکیل وزارت صنایع و معادن که تدوین استراتژی توسعه صنعتی را به مثابه مهم ترین ماموریت آن وزارت خانه درنظر گرفته اشاره کرد و اظهارداشت: این مصوبه نشانه سه خطای راهبردی است که تا زمانی که این سه خطای راهبردی باقی است، ایران از چنبره فقر، فلاکت و وابستگی ذلت آور و عقب ماندگی فزاینده نمی تواند خارج شود. این واگذاری این گونه مسئولیت، منعکس کننده درک بخشی – دستگاهی از صنعت کارخانه ای است، در حالی که درک اصولی، درک از صنعت کارخانه ای به مثابه نظام حیات جمعی است. علاوه بر آن، شما یک امر راهبردی ملی را به یک دستگاه مجری واگذار کردید و خطای راهبردی سوم این است که این دستگاه مجری، چون قابلیتهای بایسته را در درون مجموعه خود ندارد، یک امر حاکمیتی سرنوشت ساز را برون سپاری می کند و نمی خواهم جسارت کنم و بگویم به چه کسانی برون سپاری می کنند؛ چرا که وقتی مناسبات غیرشفاف، غیررقابتی و رانت محور باشد، این برون سپاری ها هم جهت های خاصی پیدا می کند که برای عده ای نان درست می شود اما برای کشور، آبی ندارد.

    مفهوم استراتژی را به سخره گرفتیم

    این اقتصاددان ادامه داد: با کارهایی از 1379 تا کنون صورت گرفته، در عمل مفهوم استراتژی را به سخره گرفتیم. در عرض 11 سال، چهار سند استراتژی توسعه صنعتی در ایران منتشر شده است. ببینید چه وضعیت مضحکی پدیدار شده!؟ حتی یک دولت در آغاز روی کار آمدنش یک سند استراتژی توسعه صنعتی نوشته و وقتی کار را تحویل می داده، سند دیگری نوشته! در چهار برنامه پنج ساله پیاپی، همواره یک حکم تکراری به چشم می خورد و آن اینکه وزارت صمت باید برای ما سند توسعه صنعتی بنویسد!

    دولت خام فروش به دولت متوهم، کوته نگر و گریزان از برنامه های باکیفیت تبدیل می شود

    مومنی با بیان اینکه باید گرفتاری های اندیشه ای را حل و فصل و به صنعت به مثابه نظام حیات جمعی نگاه کنیم، گفت: باید به یقین برسیم که خام فروشی به هر شکلی، ایران را همچنان اسیر، وابسته و مفلوک و عقب مانده نگه خواهد داشت. جامعه خام فروش از دستاوردهای تقسیم کار عقلایی و همکاریهای اعتلابخش محروم خواهد شد. جامعه خام فروش خود را از پیوندهای پیشین و پسین اعتلابخش و ظرفیتهای دانش ضمنی و سازمانی محروم می کند. دولت خام فروش به یک دولت متوهم، کوته نگر و گریزان از برنامه های باکیفیت تبدیل می شود.

    وی ضمن تاکید بر اینکه ما به گفت وگوهای ملی در این زمینه نیاز داریم، آنچه که با عنوان صادرات غیرنفتی گفته می شود از جمله صادرات سنگ آهن را خام فروشی عنوان کرد و اظهارداشت: ما به شدت نیازمندیم که متفکران و اندیشه ورزان بزرگ توسعه خواه کشورمان، بر خصلت تمدن ساز و اعتلابخش صرفه مقیاس، کارهای جدی تری کنند. برای حکومتگران گرامی ما باید روشن شود که پشت کردن به صرفه مقیاس چه هزینه هایی برای کشور دارد. صرفه مقیاس کیفیت محصولات را بالا، قیمتها را کاهش و در کنار آن منابع را برای سرمایه گذاری های اعتلابخش در تحقیق و توسعه فراهم و قدرت انعطاف نظام ملی را برای رویارویی با شوکهای غیرمترقه برون زا افزایش می دهد.

    هفت عرصه بحرانی پیش روی تنظیم سند استراتژی توسعه صنعتی

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد بازنگری بنیادی درباره بحرانهای ناشی از «توهم مونتاژکاری به مثابه تولید صنعتی کارخانه ای» مفهوم «وابستگی فناورانه» را ضروری برشمرد و افزود: به قاعده آنچه در سه دهه گذشته مشاهده شده، می توانیم بگوییم هفت عرصه بحرانی وجود دارد که تا زمانی که برای آن تدبیری نیندیشیم، امکان اینکه بتوانیم سند راهگشای استراتژی توسعه صنعتی داشته باشیم، فراهم نخواهد شد.

    مومنی «بحران تک ساحت نگری و هم راستا نساختن همه عرصه های نظام حیات جمعی با سند توسعه صنعتی»، «بحران اکنون زدگی و بی اعتنایی به تجربه های تاریخی و الزامات آینده»، «بحران اراده» «بحران مشارکت»، «بی اعتنایی به هزینه فرصت اندک مفت خوارگی و مساله فساد دائما رو به افزایش»، «بحران تسخیرشدگی که منافع عامه مردم و تولیدکننده گان را تح الشعاع دلالها و ربارخوارها و واردات چی ها قرار داده» و «بحران هماهنگی و هماهنگی در عرصه نظر و عمل» را از جمله این بحران ها برشمرد و گفت: امیدوارم حیاتی بودن مساله و اقتضائات آن درک شود تا بتوانیم نجات پیدا کنیم. تا زمانی که ساختار نهادی ما، پشت به تولید و رو به مفت خوارگی باشد، سرمایه گذارهای ما هم بیشتر در خدمت ضدتوسعه قرار می گیرند.

    این اقتصاددان در پایان افزود: از نظام تصمیم گیری اساسی کشور می خواهم ماجرای خروج سرمایه گذار عربستانی از بازار ایران را زیر ذره بین قرار دهد. آن قدر نشانه های رانت، فساد و بی اعتنایی به اعتلای توسعه صنعتی در این تجربه وجود دارد که تمام آن هم مستند است. این را عنوان یک گواه درباره اینکه تا زمانی که پشت به تولید باشیم، امکان بهره مندی کارآمد از ظرفیتهای سرمایه خارجی هم برای ما میسر نخواهد بود در نظر بگیرید. این یک اصل موضوعه در دانش توسعه است که گفته می شود تنها کشورهایی می توانند از سرمایه خارجی در راستای منافع ملی شان بهره ببرند که در ابتدا صلاحیت و شایستگی شان را در استفاده کارآمد از ظرفیتهای سرمایه انسانی و مادی داخلی نشان داده باشند. امیدواریم به اقتضائات این مسائل توجه بیشتری شود. اگر این توجه ها صورت گیرد، هنوز راه نجات برای ایران وجود خواهد داشت.

  • از خلاف ها و دروغ های بانکهای خصوصی چشم پوشی می کنند! / دستهای مشکوکی، ریشه تولید ایرانی خودرو را می سوزاند تا چینی ها همه کاره باشند!

    از خلاف ها و دروغ های بانکهای خصوصی چشم پوشی می کنند! / دستهای مشکوکی، ریشه تولید ایرانی خودرو را می سوزاند تا چینی ها همه کاره باشند!

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی، اقتصاددان، با بیان اینکه گزارشهای رسمی می گویند از اسفند 1396 تا مرداد 1403، قیمت مسکن رشد هزار و 731 درصدی داشته است، افزود: ابعاد سوداگری و تنبیه فقرا و متوسطان این است اما راه حلی که عزیزان انتخاب کرده اند این است که ارائه آمار تحولات قیمت مسکن را از مرداد ماه متوقف کردند. صمیمانه و خاضعانه از سران قوا و رئیس جمهور محترم می خواهم قبل از اینکه این موضوع به یک فاجعه اقتصادی – اجتماعی تبدیل شود، مساله را در کانون اصلی خود در دستور کار قرار دهند و حل و فصل کنند.

     دکتر فرشاد مومنی، رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد و استاد دانشگاه علامه طباطبایی که در نشست موسسه مطالعات دین و اقتصاد با موضوع «فقر مسکن و اقتصاد سیاسی به حاشیه راندن آن» سخن می گفت، ضمن تسلیت به مناسبت درگذشت دکتر رضا رئیس طوسی، اظهارداشت: همه کسانی که در جریان مبارزات ضد استبدادی و ضداستعماری در ایران نیمه دوم قرن بیستم قرار دارند، از جایگاه رفیع دکتر رئیس طوسی در جریان مبارزه های اندیشه ای و سازمان یافته علیه دست نشاندگی رژیم حاکم و استبدادی که همراه با استعمار به ایران تحمیل می شد قرار دارند. حلقه وصل ما استاد فقید، مرحوم میرمصطفی عالی نسبت بود. ایشان جزء برترین و با کیفیت ترین و پرتالیفات ترین متفکران اقتصاد سیاسی دوران بعد از انقلاب هستند و استاد عالی نسب دائما از ایشان به عنوان یکی از خواص شاگردانشان در دوره بعد از انقلاب یاد می کردند و مربتا مراتب زهد ، افتادگی و فداکاری های کم نظیر این استاد عظیم الشان را یادآور بودند.

    وی با بیان اینکه دکتر رئیس طوسی با مشاهده فریب کاریهایی که از سوی فقره رجوی، کتابی با عنوان «روند جدایی» منتشر کرد و در جایگاه بنیان گذار تشکیلات مجاهدین خلق در خارج از کشور، مسیر طی شده را تا جایی که بی صداقتی ها و فرصت طلبی های رجوی باعث شد او از این سازمان فاصله بگیرد را توضیح داد و افزود: ایشان در کسوت استادی دانشگاه تهران، با همه مرارتهایی که به ناحق درباره ایشان روا داشته شد، نه متانتشان را از دست دادند و نه خلق و خوی معلمی شان را ترک کردند و نه کوچکترین زبانی به شکوه باز کردند. هر بار که توفیق دیدار ایشان برای من فراهم می شد، به معنای دقیق کلمه، جلوه های یک مجاهد فی سبیل الله را با همه ایثارگریها، خود نادیده گرفتن ها و فداکاریها و در خدمت جامعه بودند را از ایشان می دیدم. وای به حال آنها که با جهل یا مطامع پست، بر سر راه خدمات ارجمند و اعتلابخش ایشان مانع تراشی می کردند.

    توسعه برای جوامع توسعه نیافته یا در حال توسعه، الزام و اجبار است

    در ادامه، این اقتصاددان با اشاره به آرای «داگلاس نورث» مبنی بر اینکه توسعه برای جوامع توسعه نیافته یا در حال توسعه، یک الزام و اجبار است و هر جامعه ای که به اقتضائات برون رفت از دورهای باطل توسعه نیافتگی تن در ندهد، روی آرامش، عزت، رفاه و استقلال را نخواهد دید، گفت: او استدلال می کند که توسعه به مثابه یک رشته علمی، روی دو قابلیت کلیدی تمرکز دارد؛ قابلیت رفع فقر و دیگر قابلیت جبران عقب ماندگی ها. «قابلیت رفع فقر»، موازنه قدرت و ثروت را در درون مرزهای ملی تضمین می کند و «قابلیت جبران عقب ماندگی» هم موازنه قدرت – ثروت را در بیرون از مرزهای ملی و در کادر مواجهه اعتلابخش و همراه با عزت و استقلال با رقبای بیرونی و سپس بر این مساله تکید می گذارد که ترکیب این دو، هزینه فرصت خشونت ورزی، سرکوبگری و ناامنی را به اندازه ای بالا می برد که دستاوردهای توسعه را برگشت ناپذیر کنند.

    هزینه فرصت سهل انگاری، غفلت یا اشتباه در زمینه رعایت اقتضائات توسعه برای کشور بسیار بالا است

    مومنی با بیان اینکه جامعه اندیشه ورز ایران دائما باید به خود متذکر باشد و به دیگران و به ویژه حکومت گرامی را یادآوری کند که هزینه فرصت سهل انگاری، غفلت یا اشتباه در زمینه رعایت اقتضائات توسعه برای کشور بسیار بالا است، به آرای «فرانسوا پرو»، اقتصادشناس بزرگ فرانسوی اشاره کرد و یادآورشد: یکی از برجسته ترین شاگردان او، استاد فقید، منوچهر زندیه است و بخش بزرگی از آرایی که از ایشان به یادگار مانده، به گونه ای تقریر آثار فرانسوا پرو است. او بر این مساله تاکید می گذارد که وقتی ما می گوییم با تقدم رتبه ای مسائل سطح توسعه، نسبت به مسائل کلان و خرد صحبت می کنیم، در واقع بر این مساله تمرکز داریم که مهم ترین مشخصه های تحلیل های خرد و کلان این است که آنها تحلیل های مبتنی بر تشابه، ذره ای بودن بازیگران، همگن پنداری محصولات و از این قبیل هستند در حالی که در تحلیلهای سطح توسعه، بر ترکیب خردمندانه تفاوت ها و تشابه ها در زمینه فعالیت اقتصادی تمرکز دارند.

     سرمایه گذاری در ساختمان باید از حد و حدودی برخوردار باشد

    مومنی افزود: پرو می گوید ضریب فزاینده سرمایه گذاری در ساختمان، در اکثریت قریب به اتفاق کشورهای درحال توسعه بسیار بالا و با میانگین جهانی 7 است، در حالی که ضریب فزاینده سرمایه گذاری، به ویژه در بخش کشاورزی در این کشورها با میانگین جهانی 1.5 و بسیار اندک است. سرمایه گذاری در ساختمان باید از حد و حدودی برخوردار باشد و نباید از سرمایه گذاری در تولید فناورانه، چه در صنعت و چه در کشاورزی سبقت بگیرد، در غیر این صورت آن کشور، در حالی که رشد اقتصادی بسیار بالا را هم تجربه می کند، دچار بحرانها و ناپایداری ها و تزلزلهای بسیار عظیم شود.

    فراتر رفتن از حدود سرمایه گذاری در ساختمان، اقتصاد توسعه نیافته را با انبوهی از بحرانها روبرو خواهد شد

    این استاد دانشگاه علامه طباطبایی، به دهه های 1340 و 1350 در اقتصاد ایران اشاره کرد و با تاکید بر اینکه نگاه از این زاویه، کارنامه اقتصادی ایران را در آن دو دهه به طور کلی تغییر می دهد، اظهارداشت: اگر سرمایه گذاری در ساختمان، از حدودی فراتر رود، اقتصاد توسعه نیافته با انبوهی از ناموزونی ها و از ریخت افتادگی ها و بحرانها روبرو خواهد شد. از دیدگاه تحلیلهای سطح توسعه، افزایش غیرعادی سرمایه گذاری در ساختمان، به اعتبار محدودیت منابع در اقتصادهای در حال توسعه، به معنای کاهش معنی دار بنیه تولیدی جامعه خواهد بود و هنگامی که با کاهش تولید مایحتاج زندگی عامه مردم همراه شود، نیروی محرکه فقر، ناپایداری و تورمهای بالا و نابسامانی های پس از آن خواهد بود.

    عواقب بحران ساز علائم قیمتی در یک ساخت توسعه نیافته ی فاقد نهادهای پشتیبان بازار 

    مومنی ضمن اشاره به بخشهایی از کتاب «تاریخ اقتصادی ایران»، نوشته «چارلز عیسوی» که در آن  پیامدهای توجه صرف به علائم قیمتی برای جهت دهی به توسعه مورد توجه قرار گرفته است، خاطرنشان کرد: در کتاب درخشان و ممتاز «ریچارد بندیکت»، تصریح شده که محال است ایران توسعه یابد، چرا که سوداگری در ساخت و ساز و زمین، به ویژه در مناطق شهری، به همراه رونق غیرمعارف رباخواری، برای فعالان اقتصادی، یک چشم انداز درآمدهای به غایت بالا، کم ریسک و تضمین شده وجود دارد.

    اگر بخش ساختمان موضوع سوداگری قرار گیرد، می تواند کشور را با فاجعه های بسیار بزرگ روبرو کند / با یک سهل انگاری غیرعادی روبرو هستیم / نسبت بالای شاغلان بخش ساختمان به شاغلان صنعت در ایران حیرت انگیز است

    وی با بیان اینکه اگر بخش ساختمان موضوع سوداگری قرار گیرد، می تواند کشور را با فاجعه های بسیار بزرگ روبرو کند، عملکرد چین در این زمینه را بسیار درخشان عنوان کرد و افزود: مهندس بحرینیان در پژوهشی، با شاخص نسبت شاغلان بخش ساختمان با شاغلان بخش ساخت صنعتی، به این نتیجه رسیده که این نسبت در چین، 21.5 درصد، در آلمان33 درصد، کره جنوبی و روسیه 47 درصد و در میان آنها ایران حدود 78.5 درصد است و نشان می دهد ما با یک سهل انگاری غیرعادی روبرو هستیم و گویی ماجرای مدیریت اقتصادی ایران، در غیاب توجه بایسته به ملاحظات سطح توسعه در این زمینه گرفتار شده و ما از غفلتهای بسیار بزرگی رنج می بریم که بخش مهمی از بحرانهای موجود کشورمان را در زمینه فقر، نابرابریهای ناموجه و گسترش و تعمیق عقب ماندگی های فناورانه را می توان از این زاویه توضیح داد.

    این اقتصاددان گفت: بررسی نرخ تشکیل سرمایه در ایران، در ساختمان و سرمایه تولیدی به جز دو، سه دوره استثنایی، که قله های عملکرد اقتصادی در ایران هم در آن دوره ها رقم خورد، نشان می دهد همواره میزان تشکیل سرمایه در بخش ساختمان در ایران، از تشکیل سرمایه در تولید صنعتی بالاتر بوده است.

    بازار برای توسعه خدمتگزاری ارجمند و اربابی فاجعه ساز است

    مومنی با بیان اینکه متفکران بزرگ می گویند که بازار برای توسعه خدمتگزاری ارجمند و اربابی فاجعه ساز است و آنها در واقع حق مطلب را گفته اند، تصریح کرد: بازارگرای مبتذل، چه در ایران و چه در دیگر نقاط جهان، برخورد فرصت طلبانه و لجن مال کننده اعتبار اندیشه بازارگرایی را دنبال کردند. «گای استندینگ»، در کتاب «فساد در نظام سرمایه سالار» توضیح داده که این شیوه بازارگرایی مبتذل، فقط از نام بازار سوء استفاده می کند و فقط منافع مافیاها را در مقیاس جهانی تامین می کند.

    با خلاف کاری ها و دروغ گویی های وحشتناک بانکهای خصوصی با چشم پوشی برخورد می کنند /نهاد نظارتی هم نقش میت را بازی می کند!

    استاد گروه برنامه ریزی و توسعه اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی، به آرای اسمیت مبنی بر اینکه یک اقتصاد بازاری موفق، نیازمند ارزشهای متنوعی مانند اعتماد متقابل و اطمینان است و تا زمانی که در یک کشور معین، افراد نسبت به بانک این باور را دارند که هر زمان که اراده کنند، بانک می تواند .وجه اوراق التزام مالی آنها را پرداخت کند، عملا این اوراق نقش پول، طلا و نقره را بر عهده خواهند داشت، گفت: اکنون کسانی هستند که در مسیر سرویس دهی به مافیاهای رباخوار در ایران، به خلاف کاری های بزرگ و دروغ گویی های وحشتناک بانکهای خصوصی با چشم پوشی برخورد می کنند. من این را یک ظلم بزرگ و یک تهدید برای امنیت ملی مان می دانم. مرکز پژوهشهای مجلس گزارشی منتشر کرده که نشان می دهد بانکهای خصوصی ، نزدیک به سه، چهارم کل وامهایشان را به اشخاص حقیقی و حقوقی مرتبط با همان بانک می دهند و در کنار انواع خلاف کاری های دیگر ضدقانونی، نهاد تنظیم گر در ایران، گویی نقش میت را بازی می کند و بود و نبودش فرقی نمی کند. انشالله فقط سهل انگاری باشد و مسائلی فراتر از آن نباشد. باید به آنها هشدار داد که شما با اعتماد عمومی و امنیت عمومی شوخی می کنید و این شوخی بسیار خطرناک و فاجعه سازی است.

    مومنی با اشاره به دیالوگ مشهور «اسکار لانگه» و «فون هایک» درباره سست بنیاد بودن مطالب هایک درخصوص توانمندی های بازار و ناتوانی های برنامه ریزی، خاطرنشان کرد: عنصر گوهری در بازارگرایی مبتذل در ایران، رواج پنج توهم است که هر کدام از آنها، به گونه ای برای کشورمان بحران سازی می کند ، مردم، تولیدکننده ها و مالیه حکومت را به افلاس و فلاکت تهدید می کند و الیگارشها و رباخوارها و دلالها و مافیاها را تقویت می کند. مثلا یکی از شیوه هایی که این بازارگرایی مبتذل در ایران دنبال می کند، این است که در حیطه های به غایت مستعد مناسبات رانتی، منحصرا روی عرضه محوری بی قید و شرط و نادیده گرفتن فساد و نابرابری و نیاز به شفافیت و مشارکت، تمرکز می کند. یکی از مهم ترین شیوه های سلطه مافیاها و استمرار مناسبات رانتی – سوداگرانه  و استمرار مناسبات بی ثبات ساز و غیرپاسخگو این است که در حالی که تولیدکنندگان صنعتی در ایران، بر اساس گزارشهای رسمی، نزدیک به دو، سوم ظرفیتهای نصب شده شان بلااستفاده است، تحت عناوین مجعول، مانند بسط رقابت به صورت افراطی و رانتی در آن زمینه ها، مرتب مجوزهای احداث واحدهای تولیدی جدید می دهند. به اسم مجوز دهی، ایران را همچنان مونتاژکار، وابسته و غیرتووسعه یافته در صنعت نگه می دارند.

    این استاد اقتصاد افزود: این مساله در خودروسازی هم وجود دارد. به اینجا که رسیدند، عرضه محوری را بر محور واردت توجیه می کنند. یک باره مافیاها و دلالهای واردات چی، نوحه سرایی می کنند که چون خودروی داخلی ما بنزین زیاد مصرف می کند، به محیط زیست لطمه وارد می کند و تحت این عنوان، می گویند باید به سراغ واردات برویم و اصلا کاری به کار نقایص نظام خودروسازی مان نداشته باشیم! دستهای مشکوکی، ریشه تولید ایرانی خودرو را می سوزاند تا چینی ها را در این زمینه، همه کاره کند.  

    در دوره هایی که بیشترین واردات را داشتیم، بیشترین پس افتادگی را در بینه تولید خودرو تجربه کردیم

    مومنی ادامه داد: با ابتذال سازی مفهوم بازارگرایی، مثلا می گویند اگر مجوز واردات 200 هزار خودرو را بدهید، باعث می شود بازار خودرو در ایران، رقابتی شود و انگیزه ارتقای کیفیت فناوری هم پدید آید. در حالی که ما از حدود سال 1301 تا امروز، دائم خودرو وارد می کنیم و در دوره هایی که بیشترین واردات را داشتیم، بیشترین پس افتادگی را در بینه تولید خودرو تجربه کردیم. در شرایط حاد و خطیری که اکنون اقتصاد سیاسی ایران با آن مواجه است، به اسم کنترل تورم، در بازاری که بالغ بر 30 میلیون خودروی سواری در آن وجود دارد، می گویند این 200 هزار خودروی وارداتی ما، باعث تعدیل قیمت خواهد شد. اینکه این قیمت برای چه کسانی تعدیل می شود و چه بهایی خواهد داشت که ما ذخایر استراتژیک ارزی مان را صرف امور مصرفی می کنیم، مساله مهمی است. واقعا شگفت زده می شویم که چه کسانی اجازه می دهند چنین اتفاقاتی بیفتد و روشن نیست که چقدر از سر جهل این کار را می کنند و چقدر ماجرا ابعاد دیگری دارد. امیدواریم آنها که به سرنوشت کشور و تمامیت ارضی اش علاقمند هستند، به این مسائل توجه کنند.

    استاد گروه برنامه ریزی و توسعه اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه به نام مفهوم مجعولی به نام بازار آزاد ارز، در 35 سال گذشته به نام کنترل نرخ ارز، 450 میلیارد دلار دارایی های بین نسلی کشور را از مسیر در خدمت توسعه قرار گرفتن منحرف کردند، اظهارداشت: رئیس وقت بانک مرکزی، یکبار به صراحت گفت آنچه که ما به آن بازار ارز می گوییم در خدمت تامین نیازهای ارزی قاچاقچیان و سوداگران قرار دارد. ما در این مملکت زندگی می کنیم. همانکه این حرف را زده، همچنان جهت گیری سیاستی کلیدی اش تزریق بیشتر در آن بازار است و ماجرا آفرینی آن را هم به گردن استکبار جهانی می اندازند.

    مومنی با تاکید بر اینکه بالدوین در کتاب خود درباره ایران، هشدار می دهد در جامعه ای که ساخت متصلب تولیدی دارد در شرایط بحرانی دسترسی به منابع ارزی، مهم ترین تکیه گاه نظام اداره کشور برای مواجهه با بحرانها است، یادآورشد: ما منابعمان را به تعبیر آن آقایی که رئیس بانک مرکزی بود، تقدیم قاچاقچی ها می کنیم و آن قوت قدرت انعطاف حکومت را برای مواجهه به موقع با شوکهای داخلی و بیرونی به حداقل می رسانیم و اسم آن را بازارگرایی گذاشته اند. شبیه این کار درباره سکه طلا هم صورت می گیرد.

    بازار مسکن در ایران، یکی از پر بحران ترین و سوداگرزده ترین بازارها در این اقتصاد است / هیچ تلاشی برای اینکه مسکن و زمین را از گردونه سوداگری نجات دهند صورت نمی گیرد / دائما بر طبل افزایش عرضه مسکن کوبیده می شود

    به گفته این اقتصاددان؛ قله ابتذال در این شیوه بازارگرایی، به بخش مسکن مربوط می شود. اکنون همه شواهد حکایت از این دارد که بازار مسکن در ایران، یکی از پر بحران ترین و سوداگرزده ترین بازارها در این اقتصاد است و تنبیه های سختی را به قیمت فلاکتهای غیرقابل باور به جامعه تحمیل می کند تا سوداگران زمین و مستغلات را چاق تر و چاق تر کند. در این شرایط شاهدیم که با یک اراده مشکوکی، هیچ تلاشی برای اینکه مسکن و زمین را از گردونه سوداگری نجات دهند صورت نمی گیرد و دائما بر طبل افزایش عرضه مسکن کوبیده می شود. نمی خواهم بگویم از نظر اقتصاد سیاسی، فقط سوداگران از این طبل نفع می برند، اگر بخواهیم صادقانه و منصفانه قضاوت کنیم، طیف ذی نفعان این مساله از درون وزارت مسکن تا جاهای دیگری هم هستند، اما همه آنها به گونه ای رفتار می کنند که گویی به تسخیر منافع سوداگران درآمده اند و گویی از این تسخیرشدگی رضایت هم دارند.

    سیاست ساخت سالی یک میلیون مسکن را تجربه کرده ایم، گرهی را از اقتصاد ما باز نمی کند / بخش اعظم مسکن هایی که ساخته می شود، به خدمت مطامع سوداگران در می آید

    مومنی به شعار ساخت یک میلیون مسکن در سال در دولت رئیسی اشاره کرد و با یادآوری اینکه در 11 ساله 1385 تا 1395، حدود 11 میلیون خانه در ایران ساخته شده است، تاکید کرد: اگر قرار بود سالی یک میلیون مسکن در ایران گرهی را باز کند، ما که این سیاست را تجربه کردیم. در گزارش مرکز پژوهش ها آمده است از اسفند 1396 تا اسفند 1400 در حالی که در  11 ساله قبلی، 11 میلیون مسکن هم ساخته شده، میانگین قیمت مسکن در تهران، رشد بیش از 600 درصدی را تجربه کرده است. یعنی بخش اعظم این مسکن هایی که ساخته می شود، به خدمت مطامع سوداگران در می آید و ابزار شلاق زدن بر تن رنجور فقرا و متوسطهای ایران می شود. این مساله بسیار عجیبی است. این گزارش می گوید در حالی که در 11 سال، 11 میلیون عرضه مسکن داشتیم، در حالی که میانگین جهانی سهم مسکن در سبد هزینه خانوارها حدود 25درصد است، در تهران، به حدود 50 درصد رسیده و اکنون گزارشهای جدید می گوید این رقم به حدود 60 درصد رسیده است. کل نظام حیات جمعی ما را به اسم بازارگرایی، مورد حمله قرار دادند.

    وی افزود: در گزارش مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری، آمده که پس از جنگ، به واسطه اینکه میدان را در بخش مسکن برای تاخت و تاز سوداگران رها کردیم، نتیجه این شده که در حالی که سهم مستاجران و خانوارهای ساکن در خانه های استیجاری، تا سالهای پایانی جنگ، حدود 10 تا 12 درصد بوده، این سهم از 1395 از 35 درصد عبور کرده است و در فاصله 1395 تا کنون نیز به مراتب به این نسبت اضافه شده است. بنابراین در مسیر توجیه منافع سوداگران در بازارهای سودازده مسکن در ایران، متاسفانه، علائمی مشاهده می شود که نظام آمار و اطلاعات کشور را هم به گونه ای تعریف کردند که همان ترغیب به عرضه مسکن را به جای کوتاه کردن دست سوداگران در پی داشته باشد. مثلا در گزارش مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری در دوره آقای رئیسی، آمده که در همه جای دنیا یک شاخص مهم سیاست گذاری مسکن، تراکم است که نسبت خانوارها به واحدهای مسکونی را می سنجد، اگر این شاخص بزرگ تر از یک باشد، معنایش این است که تعداد مسکن موجود، کمتر از تعداد خانوارها است. آنها فقط خانه های دارای سکنه را جزء خانه حساب می آورند و این باعث می شود نیازها را فراتر از آنچه که واقعیت دارد نشان داده شود. علاوه بر آن، آمارهای رسمی مشخص کننده تعداد مسکنهای خالی را به صورت دقیق و قابل استناد هم منتشر نمی کنند. ببینید چقدر طنزهای تلخ به تبع این مساله پدیدار می شود!؟

    250 میلیارد دلار، ارزش خانه های خالی است

    مومنی به گزارش وزارت مسکن در سال 1393 اشاره کرد که در آن آمده است در دوره بعد از جنگ، ارزش خانه ها و ساختمانهای خالی ما به قیمت آن روز معادل 250 میلیارد دلار است و افزود: در زمان انتشار این گزارش، ارزش کل بازار بورس ایران، کمتر از 250 میلیارد دلار بود!

    در یک دوره 6 ساله تعداد خانوارهای مستاجر درگیر فقر در کشور، 48 درصد رشد کرده

    وی با بیان اینکه وزارت کار، اوایل دی ماه 1403 وزارت کار، گزارش بسیار شرافتمندانه ای را درباره فقر مسکن در کشور منتشر کرده است، گفت: در این گزارش، آمده که در حد فاصل 1395 تا 1401، تعداد خانوارهای مستاجر درگیر فقر در کشور، 48 درصد رشد کرده است. در سال 1401، بیش از یک میلیون خانواده مستاجر درگیر فقر در مناطق شهری بودند که درآمدی کمتر از خط فقر داشتند. یعنی هزینه های کمرشکن اجاره، آنها را به زیر خط فقر انداخته است. می گوید با توجه به اینکه تنها 8 درصد از خانوارهای مستاجر درگیر فقر در روستاها سکونت دارند، فقر مستاجران را بیشتر می توان پدیده ای شهری دانست. آمارهای برش استانی، واقعا تکان دهنده است. می گوید در استانهای البرز و قم، صد درصد مستاجرین، به دلیل درآمد نامکفی دچار فقر هستند. آمارها بسیار تکان دهنده و قابل اعتنا هستند و نکته کلیدی آن، این است که می گوید تمهیداتی اندیشیده شده، اما هیچ کدام حل کننده بحران نبوده و دائما بحران در حال حاد شدن است.

    مسکن مهر، فاجعه سازیهای اجتماعی و اقتصادی برای کشور رقم زد

    مومنی با اشاره به طرح مسکن مهر به عنوان یکی از این تمهیدات، تصریح کرد: این همه هزینه برای مسکن مهر شد، اما فاجعه سازی های اقتصادی و اجتماعی برای کشور رقم زد و بخش اعظم این تمهید هم به جای فقرا، در خدمت مطامع سرمایه سالارانه قرار گرفت. اصل نیت خوب بود، آنها می خواستند سهم زمین را در قیمت مسکن کاهش دهند، اما همان دولتی که این کار را کرده بود، همزمان با این طرح، جهش بی سابقه در قیمت حاملهای انرژی ایجاد کرد، در نتیجه فقرا دیده بودند اگر بخواهند از چند 10 کیلومتری بیرون شهرها به محل کارشان برسند، هزینه هایش از اینکه در تهران یا شهرهای بزرگ اجاره بپردازند، بیشتر می شود. بی برنامگی و غیرعادی بودن این طرح ها را می توان از چند جنبه توضیح داد.

    حاشیه نشینان شهری، در آستانه رکورد 25 میلیون نفری قرار گرفته اند

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد پدیده حاشیه نشینی شهری را مساله بسیار کلیدی دیگر برشمرد و گفت: داده های رسمی وزارت مسکن می گوید حاشیه نشینان شهری، در آستانه رسیدن به رکورد 25 میلیون نفری قرار گرفته اند. ببینید در این جامعه با حدود 85 میلیون نفر 25 میلیون نفر حاشیه نشین باشند، چه معنایی می دهد. فقط در یک نمونه، رئیس سازمان زندانها گفته است 75 درصد زندانیان ایران، حاشیه نشین شهرها بوده اند. ماچه بساطی با این شیوه اداره کشور برای خودمان فراهم می کنیم!

    افزایش نرخ ارز، به بهانه اینکه نمی توانند مانع قیمت گذاری سوداگران ارزی شوند، آتش کشیدن قیصریه به خاطر یک دستمال است

    وی ضمن تاکید بر اینکه بازارگرایی مبتذل، به شکل مشکوکی، ریشه های تولید را در داخل می خشکاند و راه را برای مافیای واردات باز می کند و دهها زمینه فساد دیگر هم دارد، با بیان اینکه ما به یک بازنگری بنیادی در شیوه اداره اقتصاد ملی نیاز داریم، ادامه داد: یکی از مقامات اقتصادی کشور، که متاسفانه روزمره شیرین کاری هایش گریبان این اقتصاد را گرفته، در کمیسیون اقتصادی مجلس توجیه کرده که چرا باید نرخ ارز را بالا ببریم!؟ سه استدلال کرده و محتوای حرفش این است که چون سوداگران قادر به قیمت گذاری دلخواه هستند و ما نمی توانیم مانع آنها شویم، پس با افزایش نرخ ارز، بار هزینه هایش را به کل جمعیت ایران تحمیل کنیم. می گوید ما دلار با 40 هزار تومان می دهیم اما خیلی از کالاها با نرخ دلار 70 تا 80 تومان عرضه می شود. اینکه شما ضعیف هستید، باید 85 میلیون نفر را تنبیه کنید!؟ این مصداق آتش کشیدن قیصریه به خاطر یک دستمال نیست!؟ استدلال دوم او این است که ما زورمان به صادرکنندگان عمدتا رانتی – معدنی نمی رسد، علی رغم الزام قانونی ارز صادراتیشان را بر نمی گردانند، پس ما در نرخ ارز جهش ایجاد کنیم تا عزیزان انگیزه پیدا کنند و ارز حاصل از صادرات را برگردانند! ببینید چه مناسباتی است!؟ از این تکان دهنده تر این است که می گوید در اقتصادی که تورمهای بسیار بالا دارد، ما باید نرخ ارز را هم دنباله رو آن کنیم. یعنی اصل بر آن فاجعه سازی های کمرشکن تورم است و ما چون توان کنترل آن را نداریم، پس 85 میلیون جمعیت را تنبیه می کنیم! اینها تکان دهنده است و بخش اعظم آن به مساله فساد و تسخیرشدگی بر می گردد.

    این اقتصاددان با بیان اینکه گزارشهای رسمی می گویند از اسفند 1396 تا مرداد 1403، قیمت مسکن رشد هزار و 731 درصدی داشته است، افزود: ابعاد سوداگری و تنبیه فقرا و متوسطان این است اما راه حلی که عزیزان انتخاب کرده اند این است که ارائه آمار تحولات قیمت مسکن را از مرداد ماه متوقف کردند. صمیمانه و خاضعانه از سران قوا و رئیس جمهور محترم می خواهم قبل از اینکه این موضوع به یک فاجعه اقتصادی – اجتماعی تبدیل شود، مساله را در کانون اصلی خود در دستور کار قرار دهند و حل و فصل کنند.

    چالش اصلی بازار مسکن، تبدیل شدن زمین و مسکن به ابزار اصلی سوداگری است / فقر مسکن در حال تبدیل شدن به یک تهدید امنیت ملی است

    مومنی در پایان گفت: چالش اصلی بازار مسکن، در ایران، تبدیل شدن زمین و مسکن به ابزار اصلی سوداگری است. تا زمانی که کنترل انگیزه های سوداگری در بازار اتفاق نیفتد، این بازار روی آرامش نخواهد دید و مردم هم نمی توانند زندگی با کیفیتی را انتظار داشته باشند. نکته دوم این است که تاکنون بحث ما این بود که انتخاب عرضه مسکن بیشتر، بدون مهار انگیزه های سوداگرانه، اتلافهای سنگین منابع انسانی و مادی را به همراه دارد. اکنون این گزارش وزارت کار می گوید فقر مسکن در حال تبدیل شدن به یک تهدید امنیت ملی می شود. بنابراین باید از این زاویه هم مساله را مورد بازنگری بنیادی قرار دهیم. از آنجا که بخش بزرگی از ذی نفعان در عرصه قاعده گذاری در وزارت مسکن هستند، بدون یک اراده سطح بالا برای اصلاح بنیادی مسائل بخش مسکن، شرایط کنونی در صورتی که استمرار پیدا کند، مرتبا فقر و نابرابری را افزایش می دهد و برای حکومت مشروعیت سوزی می کند. امیدوارم عزیزان این هدایا را جدی بگیرند.