برچسب: فرشاد مومنی

  • کار به جایی رسیده که می گویند با سیاست تورم‌زا به عدالت برسیم! / به نام عدالت چه اشتباهاتی با خودمان کرده‌ایم! / در اقتصاد گرفتار آدرس‌های غلط هستیم

    کار به جایی رسیده که می گویند با سیاست تورم‌زا به عدالت برسیم! / به نام عدالت چه اشتباهاتی با خودمان کرده‌ایم! / در اقتصاد گرفتار آدرس‌های غلط هستیم

    به گزارش اقتصادران، در نشست افتتاحیه اردوی «منهای عدالت» ویژه دانشجویان که به همت جامعه اسلامی دانشجویان در دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد، دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، با تاکید بر پیوند بنیادین عدالت اجتماعی و توسعه ملی، به بررسی ریشه‌ای مشکلات ساختاری اقتصاد ایران پرداخت. وی با اشاره به ضعف فاجعه‌آمیز خواندن قدرت تشخیص در سیاست‌گذاری‌ها، هشدار داد که برخورد تقلیل‌گرایانه با علم اقتصاد و اتکای صرف بر نظریه‌های کلاسیک بدون توجه به زمینه‌های اجتماعی، فرهنگی و نهادی، پیامدهایی فاجعه‌بار داشته و دارد.

    وی توسعه را امری مستحدثه و حیاتی دانست که در قلب آن، تولید فناورانه به‌مثابه یک نظام پیچیده اجتماعی قرار دارد و تنها در سایه امنیت، ثبات و همکاری جمعی ممکن است. مؤمنی ضمن نقد عملکرد دولت‌های پس از جنگ، خواستار بازاندیشی بنیادین در شیوه‌های سیاست‌گذاری اقتصادی و توجه به خرد جمعی و ظرفیت‌های بومی در مسیر توسعه عادلانه شد.

    دکتر فرشاد مؤمنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، در نشست افتتاحیه اردوی بینشی و هویتی  منهای عدالت   ویژه دانشجویان که از سوی جامعه اسلامی دانشجویان و در دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد، با تأکید بر اهمیت عدالت اجتماعی در پیوند با توسعه ملی، اظهار داشت: مسئله‌ای در قامت عدالت اجتماعی، به‌ویژه زمانی که قرار است نسبت آن با توسعه ملی مشخص شود، موضوعی است که بیشتر اقتضا می کند در کارگاه‌های آموزشی چندمرحله‌ای به آن پرداخته شود و حقیقتا باید هم از جنبه اعتقادی و هم از جنبه علمی، عمرمان را به این موضوع اختصاص دهیم.

    وی ضمن اشاره به صورت بندی شهید بهشتی درباره عدالت اجتماعی، به خاطرات خود از دانشگاه شهید بهشتی اشاره کرد و با بیان اینکه وقتی وارد محوطه این دانشگاه می شوم، احساس ورود به وطن می کنم، گفت: دلم می‌خواهد یادی کنم از شهید حسد اجاره‌دار که دوست بسیار عزیز و همکلاسی‌ام بودند. من شخصا بسیار به ایشان مدیونم و بزرگ‌ترین جنبه دینم این است که ایشان من را با شهید بهشتی آشنا کردند، که این آشنایی سرآغاز توفیق‌های بزرگی برایم شد.

    بزرگ‌ترین گرفتاری کشور ما، ضعف فاجعه‌آمیز در قدرت تشخیص است

    مومنی با بیان اینکه نقطه شروع بحث برای دانشجویانی که در ساحت علوم انسانی و اجتماعی تلاش می‌کنند، مسئله قدرت تشخیص است، افزود: آنچه که برای ما نجات‌دهنده است، قدرت تشخیص است؛ قدرتی فراتر از دانستن نظریه‌ها و تاریخ علوم انسانی و اجتماعی. امروز بزرگ‌ترین گرفتاری کشور ما، ضعف فاجعه‌آمیز در قدرت تشخیص است. در حالی که همین حالا، ظرفیت‌های انسانی و مادی ایران ایجاب می‌کند که اوضاع و احوال خیلی به‌سامان‌تری داشته باشیم. اگر از دل کوشش‌های اندیشه‌ای و نظری، قدرت تشخیص پدیدار نشود، آنچه می‌دانیم فقط  مجموعه‌ای از محفوظات است. حتی برجسته‌ترین فیلسوفان علم هم وقتی درباره اهمیت قدرت تشخیص صحبت می‌کنند، می‌گویند در هر یک از عرصه‌های تخصصی، ما با یک واقعیت مواجه‌ایم، اما در برابر آن واقعیت، بی‌شمار نظریه وجود دارد.

    علم اقتصاد، فقط همان چیزی نیست که در کتاب‌های درسی آموزش داده می‌شود

    مؤمنی افزود:  مواجهه با این نظریه‌ها، قدرت تشخیص می‌طلبد؛ تا بتوانیم از میان این همه کوشش نظری، مسائل اصلی را تشخیص دهیم. در اقتصاد توسعه، متفکر بزرگی چون «دنی رودریک» در  کتاب «یک علم اقتصاد، تجویزهای پرشمار» می گوید حتی در چارچوب یک علم، بی‌شمار نسخه و تجویز وجود دارد. این که کدام نسخه را انتخاب کنیم، وابسته به قدرت تشخیص است. بنابراین از جنبه معرفتی و روش‌شناختی، اگر می‌خواهید قدرت تشخیص پیدا کنید، باید به نصیحت بزرگ «جان نویل کینز» بازگردید؛ او پدر جان مینارد کینز است که خود مقام بسیار بلندی در علم اقتصاد دارد. او در ربع پایانی قرن نوزدهم، کتابی با عنوان دامنه و روش اقتصاد سیاسی نوشت. در آن کتاب، تصریح می‌کند که دلیل اصلی ناکامی جوامع در کاربست توصیه‌هایی به نام علم اقتصاد این است که گمان می‌کنند علم اقتصاد، فقط همان چیزی است که در کتاب‌های درسی آموزش داده می‌شود.

    مومنی در ادامه سخنان خود به تشریح دیدگاه جان نویل کینز درباره ماهیت علم اقتصاد پرداخت و گفت: جان نویل کینز توضیح می‌دهد که علم اقتصاد با نظریه اقتصادی فرق دارد. او معتقد است علم اقتصاد از سه رکن تشکیل شده، در حالی که آنچه در کتاب‌های درسی آموزش داده می‌شود، فقط یکی از این سه رکن را شامل می‌شود. تعبیر او این است که علم اقتصاد از سه جزء تشکیل شده؛ اول آنچه که در کلاس‌ها و کتاب‌های درسی آموزش داده می‌شود که بخش پازیتیو علم اقتصاد است؛ یعنی مجموعه‌ای از گزاره‌ها و مفاهیم که از نوع “آیدیال تایپ” هستند. این مفاهیم، لازمان و لامکان‌اند و نوعی نمونه‌ی خالص به شمار می‌روند. متأسفانه در فارسی، گاهی این مفهوم به اشتباه “ایده‌آل” ترجمه شده که ترجمه دقیقی نیست. مراد جان نویل کینز این است که این گزاره‌ها از ظرف زمان و مکان تهی شده‌اند.

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد در ادامه توضیح داد:  جزء نرماتیو و جزء آرت در علم اقتصاد وظیفه دارند نسبت آن گزاره‌های پازیتیو را با محیطی که قرار است این نظریه‌ها در آن به کار گرفته شوند، روشن کنند. آن‌ها باید این گزاره‌های کلی و انتزاعی را به‌گونه‌ای جرح و تعدیل کنند که متناسب با واقعیت‌های آن جامعه خاص باشند. بنابراین، اگر توصیه‌ای مطرح شود که متناسب با ویژگی‌های هنجاری یا مادی جامعه نباشد، نمی‌توان آن را علم نامید؛ بلکه این فقط یکی از اجزای علم است، نه تمام آن.

    برنامه تعدیل ساختاری هر جا اجرا شده جز فاجعه و شکست، هیچ دستاوردی نداشته‌اند / در ایران  به‌صورت روزمره بهای نادانی اجرای برنامه تعدیل ساختاری را پرداخت می‌کنیم

    این اقتصاددان با تأکید بر اهمیت توجه به ابعاد مختلف علم اقتصاد اظهار داشت: این موضوع فقط مختص یک جامعه خاص نیست؛ در همه‌جا، اگر از جزء نرماتیو و جزء آرت در علم اقتصاد غفلت شود، نتایج فاجعه‌باری به دنبال خواهد داشت. اگر نگاه کنیم به برنامه تعدیل ساختاری که از دهه ۱۹۸۰ تاکنون در نقاط مختلف جهان و در سطوح مختلف اجرا شده، می‌بینیم که این برنامه‌ها جز فاجعه و شکست، هیچ دستاوردی نداشته‌اند. دلیلش هم این است که این برنامه‌ها منحصرا بر جزء پازیتیو تکیه داشته‌اند. بزرگ‌ترین نقدی که در طول این چهل، پنجاه سال به این برنامه‌ها وارد شده، این است که گویی طراحان و مجریان آن فرض کرده‌اند که تمام بیماران دنیا – با همه ویژگی‌های فردی و بیماری‌های متفاوت‌شان – باید با یک نسخه واحد درمان شوند. این نقد فراگیرترین انتقادی است که نسبت به تعدیل ساختاری صورت گرفته، و ما در ایران نیز به‌صورت روزمره بهای این نادانی را پرداخت می‌کنیم.

    مومنی با اشاره به وضعیت ایران در دوره جنگ تحمیلی و پس از آن گفت: شکست سیاست‌گذاری اقتصادی در ایران در دوره جنگ، تنها به دلیل ندانستن یا علم ناقص نبود؛ ماجرا آن است که این نادانی با منافع ظالمانه‌ای پیوند خورده و این منافع، بانیان و پشتوانه‌هایی ثابت‌قدم، پرنفوذ و قدرتمند در ساختار قدرت ایران دارند. این مسئله خود ماجرای مفصل و دامنه‌داری دارد که در کتاب اقتصاد ایران در دوران تعدیل ساختاری تلاش کرده‌ام هم وجوه معرفتی و هم جنبه‌های اقتصاد سیاسیِ ضدعادلانه و ضدتوسعه‌ای این برنامه را توضیح دهم.

    مسئله توسعه، مسئله مرگ و زندگی، عزت و ذلت دنیوی است

    استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی ضمن تاکید بر اینکه باور دارم اگر بخواهیم نجات پیدا کنیم، باید تکلیف‌ خود را با توسعه، و به‌ویژه با توسعه عادلانه روشن کنیم، به اهمیت بنیادین مفهوم توسعه پرداخت و اظهار داشت: چند ماه پیش در نشستی در قم و در جمعی از محققین و مدرسین، بحثی بسیار کوتاه با عنوان «توسعه به مثابه یک مسئله مستحدثه» ارائه کردم و در آنجا توضیح دادم که توسعه پدیده‌ای جدید است. مسئله توسعه، مسئله مرگ و زندگی، عزت و ذلت دنیوی است. بنابراین، هرگونه برخورد سهل‌انگارانه با آن، هزینه‌های بسیار سنگینی را به ما تحمیل خواهد کرد. شرح و بسط این هزینه‌ها برای اینکه ما غیرتی آگاهانه پیدا کنیم نیز ضروری است.

    درباره درهم‌تنیدگی کامل توسعه و عدالت اجتماعی تقریبا اجماع نظری وجود دارد / هر کس درباره عدالت و توسعه آدرس ساده دهد، درک ناقصی از این حوزه دارد

    مومنی با بیان اینکه کوشش‌های نظری اولیه تصورشان این بود که مسیر توسعه با مسیر عدالت اجتماعی متفاوت و حتی متعارض است، ادامه داد: اما اگر نگاهی به تحولات اندیشه اقتصادی در یک دوره نزدیک به ۲۵۰ سال بیندازیم، می‌بینیم که امروز در زمینه درهم‌تنیدگی کامل توسعه و عدالت اجتماعی تقریبا اجماع نظری وجود دارد. با این حال، همان‌طور که از زبان جان نویل کینز هم نقل کردم، اگر بخواهیم این اتفاق‌نظر در حوزه عمل و نظر عینیت پیدا کند، باید زحمت زیادی بکشیم. باید پیچیدگی‌های فراوان را بفهمیم. اما متاسفانه بدفهمی‌ها و گره‌خوردن آن‌ها به منافع داخلی و خارجی ما را به بیچارگی کشانده است. هر کس درباره عدالت و توسعه به شما آدرس ساده، سرراست و دم‌دستی داد، یقین بدانید که درکش از این حوزه بسیار ناقص است. حتی این احتمال وجود دارد که چنین فردی – آگاهانه یا ناآگاهانه – به تعبیر مرحوم دکتر شریعتی، بلندگوی بی‌جیره و مواجب قدرت‌های داخلی و خارجی باشد. 

    در کشور ما با مفاهیم کلیدی و سرنوشت‌ساز برخوردی بسیار شنیع صورت می‌گیرد

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با اشاره به بُعد معرفتی و الهی مسئله خاطرنشان کرد: آنچه از فلسفه خلقت می‌فهمم این است که خداوند هر خیری را که می‌خواهد روزی بشر کند – چه در هویت‌های فردی و چه در ساحت جمعی – آن را با زحمت و سختی همراه کرده است. این امر حکمت‌های بزرگی دارد و از دریچه دستاوردهای انقلاب دانایی باید گفت متاسفانه در کشور ما با مفاهیم کلیدی و سرنوشت‌ساز برخوردی بسیار شنیع صورت می‌گیرد. 

    در حوزه توسعه و عدالت، با جهتگیریهای ضدتوسعه ای و ظالمانه ترین سیاستها روبرو هستیم

    وی در ادامه با انتقاد از تناقضات موجود در سیاست‌گذاری‌ها در کشور، به آسیب‌شناسی ریشه‌ای برخی از بحران‌ها پرداخت و گفت: هم در حوزه توسعه و هم در حوزه عدالت، ما در بالاترین سطح، با جهت‌گیری‌های ضد توسعه‌ای و ظالمانه‌ترین سیاست‌ها روبه‌رو هستیم، در حالی که این سیاست‌ها با بسته‌بندی‌هایی با عنوان توسعه و عدالت ارائه می‌شوند. ماجراهای متعددی در این زمینه وجود دارد و یکی از پرسش‌های بزرگ در تاریخ اندیشه بشری، پرسشی است که از نیمه دوم قرن بیستم به بعد مطرح شده: آیا کمبود اطلاعات منبع اصلی بحران‌ها و نااطمینانی است یا وفور اطلاعات؟

    در عصر انفجار اطلاعات، با نقص اطلاعات انسانی و توزیع نامتقارن آن مواجهیم

    مومنی در تشریح دو دیدگاه اصلی در این زمینه ابراز عقیده کرد: گروه اول که بر بحران‌زایی ناشی از کمبود اطلاعات، دستکاری و پنهان‌کاری تأکید دارند، اوج نمایش این دیدگاه را در رمان « ۱۹۸۴» نوشته «جورج اورول» می‌بینند. اما گروه دوم، که بحران‌زایی ناشی از انفجار اطلاعات و اطلاعات بیش از حد را پررنگ‌تر می‌دانند، این دیدگاه را در رمان «دنیای قشنگ نو»، اثر «آلدوس هاکسلی» جست‌وجو می‌کنند. امروز ما دقیقا در همین شرایط زندگی می‌کنیم؛ در عصری که به‌ظاهر عصر انفجار اطلاعات است، اما با نقص اطلاعات انسانی در هویت‌های فردی و جمعی و توزیع نامتقارن اطلاعات همراه است. این شرایط، امکان فریبکاری و ارائه آدرس‌های غلط را به‌شدت افزایش داده است. این مسائل هرکدام خود نیاز به بررسی تفصیلی در تاریخ اندیشه توسعه و عدالت اجتماعی دارند.

    در ماجرای توسعه، هر کشوری که به قله می‌رسد، اولین کاری که می‌کند این است که نردبانی را که با آن بالا رفته، با لگد می‌زند و کنار می‌اندازد

    این اقتصاددان در ادامه با اشاره به برخی از متفکران برجسته حوزه توسعه گفت: اگر کتاب‌های افرادی مانند تام هیوئیت، هاجون چانگ، داگلاس نورث، الینور استروم، الیور ویلیامسون و دیگران را مطالعه کرده باشید، با مفهومی مواجه می‌شوید که نخستین‌بار «فردریک لیست» مطرح کرد. او می‌گوید: در ماجرای توسعه، هر کشوری که به قله می‌رسد، اولین کاری که می‌کند این است که نردبانی را که با آن بالا رفته، با لگد می‌زند و کنار می‌اندازد؛ سپس به دیگر کشورهایی که می‌خواهند مسیر توسعه را طی کنند، آدرس‌های غلط می‌دهد. او می گوید انگلستان و متفکران آن، نمونه‌های برجسته‌ای از این رفتارند. اگر کتاب ارزشمند «عینیت در پژوهش‌های اجتماعی» از میردال را بخوانید، در آنجا به‌صورت مستند، مصادیق این فریبکاری‌ها به‌خوبی توضیح داده شده‌اند.

    مسئولان در حیطه اقتصاد، دنباله رو آدرسهای غلط هستند

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد گفت: اگر فرض کنیم همه حکومت‌گران کشور ما انسان‌هایی سالم و با حسن نیت‌اند باید گفت متأسفانه در حیطه اقتصاد دنبال‌رو آدرس‌های غلط‌اند.

    قدرت‌های بزرگ جهانی در حال ترویج آدرس‌های غلط بوده‌اند و حتی روی این مسأله سرمایه‌گذاری کرده‌اند

    در قلب توسعه، مسئله تولید فناورانه قرار دارد

    این استاد اقتصاد تاکید کرد: اگر بخواهیم در مسیر توسعه عادلانه حرکت کنیم، باید این نکته را درک کنیم که در قلب توسعه، مسئله تولید فناورانه قرار دارد. هاجون چانگ در همان کتاب می‌گوید: تولید فناورانه است که ساختار توزیع قدرت، ثروت، منزلت، اطلاعات و صدا را در جهان دگرگون کرده است. 

    تولید فناورانه یک پدیده جدید و بی‌سابقه است / تولید باید به‌ مثابه نظامی از حیات جمعی درک شود؛ نه صرفا یک فعالیت انتزاعی یا کارخانه‌ای زیر یک سوله در گوشه‌ای از شهر

    مومنی در ادامه به بخشهایی از کتاب «والت روستو» یکی از چهره‌های برجسته تاریخ اقتصادی با عنوان «تاریخ جهان: اشاره کرد که در آن آمده در یک بازه ۳۰ هزار ساله از تاریخ بشر ــ که تا ربع پایانی قرن هجدهم ادامه دارد ــ بنیه تولیدی بشر فقط سه برابر شده بود، اما از ربع پایانی قرن هجدهم تا ربع پایانی قرن بیستم، یعنی فقط در ۲۰۰ سال، این بنیه ۷۲۰ برابر شد! ، خاطرنشان کرد: وقتی می‌گوییم تولید فناورانه یک پدیده مستحدثه (جدید و بی‌سابقه) است، یعنی اینکه این نوع تولید باید به‌ مثابه نظامی از حیات جمعی درک شود؛ نه صرفاً یک فعالیت انتزاعی یا کارخانه‌ای زیر یک سوله در گوشه‌ای از شهر. این مسئله اجزای بسیار گسترده‌ای دارد اما اجمالا باید گفت تولید فناورانه نیازمند سطوحی از امنیت و ثبات است.

    وجهه همت دولتهای پس از جنگ ایجاد بی‌ثباتی و ناامنی اقتصادی از طریق شوک‌درمانی بوده / تولید فناورانه در غیاب یک دولت ثبات‌آفرین امکان‌پذیر نیست

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ضمن انتقاد از جهت‌گیری‌های دولت‌های پس از جنگ تحمیلی اظهار داشت: تولید فناورانه در غیاب یک دولت ثبات‌آفرین و امنیت‌بخش امکان‌پذیر نیست. حالا شما از این دریچه به دولت‌های بعد از جنگ نگاه کنید: وجهه همت آن‌ها ایجاد بی‌ثباتی و ناامنی اقتصادی از طریق شوک‌درمانی بوده است. ما قصد نداریم نیت‌خوانی کنیم یا نقش خداوند را بازی کنیم. حتی فرض می‌گیریم نیت همه آن‌ها خیر بوده، اما در طول تاریخ، از این نوع حماقت‌های خیرخواهانه کم نداشته‌ایم. ما نمی‌گوییم حماقت، بلکه می‌گوییم اشتباهات فاجعه‌بار، که نتیجه‌اش فلاکت مردم و قهقرای کشور شده. بنابراین اگر بخواهیم نجات پیدا کنیم، باید تولید فناورانه را به‌عنوان یک نظام پیچیده اجتماعی درست بشناسیم.

    توسعه فناورانه فقط در چارچوب یک بازی همکارانه ممکن است

    این استاد اقتصاد در ادامه به نظریه‌پردازی‌های مرتبط از جمله کتاب «استراتژی توسعه اقتصادی»، نوشته آلبرت هیرشمن اشاره کرد و گفت: در آنجا آمده که توسعه فناورانه فقط در چارچوب یک بازی همکارانه ممکن است. یعنی فقط آن جوامعی می‌توانند به توسعه پایدار برسند که تمرین‌های واقعی برای همکاری جمعی داشته باشند.

    توسعه غیرممکن است اگر بگوییم «دلا خو کن به تنهایی …»

    او با انتقاد به وضعیت ساختار اجتماعی و سیاسی موجود گفت: اگر شما ساختار اجتماعی‌ای داشته باشید که در آن، هر کسی به دیگری توصیه می‌کند که «دلا خو کن به تنهایی، که از تنها بلا خیزد»، یا ساختار سیاسی‌ای که اجتماع بیش از دو نفر را محل شبهه بداند و بخواهد با آن برخورد کند، دیگر نمی‌توان انتظار داشت بازی همکارانه شکل بگیرد. توسعه در چنین فضایی غیرممکن است. همین است که می‌گویم اگر درباره این مسائل خوب نیندیشیم و فریب آدرس‌های غلط را بخوریم، کلاه‌های گشادی سرمان خواهد رفت. تجربه نشان داده که بدون تمرین جدی برای همکاری، نهادسازی، و فهم عمیق تولید فناورانه، توسعه عادلانه امکان‌پذیر نخواهد بود.

    همکاری؛ نه رقابت، اساس توسعه در اندیشه آدام اسمیت

    مومنی یادآور شد:  اگر کتاب ثروت ملل آدام اسمیت را بخوانید، برخلاف تصور رایج، او از مفهوم معجزه رقابت حرف نزده بلکه از معجزه همکاری سخن گفته است. در این کتاب، اسمیت با مقایسه‌ دو کارخانه‌ی سنجاق‌سازی، یکی با کار فردی و دیگری با تقسیم کار عقلایی و همکاری سازمان‌یافته، نشان می‌دهد که تولید کارخانۀ دوم ۲۴۰ برابر بیشتر از اولی است. همین را اسمیت «معجزه همکاری» می‌نامد. اگر جامعه‌ای بخواهد توسعه‌خواه باشد و به تولید فناورانه برسد، باید همکاری را تشویق کند نه تهدید. این یک اصل فرهنگی و نهادی کلیدی است.

    آسیب‌شناسی فرهنگی: ضد هنجارها چگونه هنجار شده‌اند؟

    او با بیان اینکه اگر مناسباتی تعریف کرده باشید که شارلاتانیسم، دروغ‌گویی، و فرار از کار به عنوان زرنگی شناخته شود، امکان ندارد توسعه فناورانه یا توسعه‌ی عادلانه در آن اتفاق بیفتد، تاکید کرد: هر کس که می خواهد تولید فناورانه رشد داشته باشد، باید هزینه فرصت مفت خوارگی را بسیار بالا ببرد و برنامه پیش گیرنده از فساد مالی در دستور کار قرار داده باشد. اگر در تلویزیون اعلام شود کسی هزار میلیارد تومان اختلاس کرده و مردم به حال او احساس ترحم کنند و بگویند بیچاره چقدر بی دست و پا بوده، نشان‌دهنده‌ی این است که نظام پاداش‌دهی اجتماعی و اقتصادی دچار وارونگی ارزش‌ها شده است. در چنین سیستمی تولید فناورانه شکل نمی‌گیرد.

    نظریه ویلیامسون: چرا تولید فناورانه نیازمند حمایت نهادی است؟

    مومنی گفت:  ویلیامسون می‌گوید تولید فناورانه در آغاز کار نمی‌تواند با فعالیت‌های غیرمولد رقابت کند. پس اگر بخواهیم این نوع تولید شکل بگیرد، باید هزینه‌ی فرصت مفت‌خوارگی را بسیار بالا ببریم و یک برنامه‌ی ضد فساد مالی را به‌صورت جدی در دستور کار قرار دهیم.

    عدالت اجتماعی؛ از فلسفه تا سنجش‌پذیری

    این اقتصاددان در ادامه به بُعد عدالت اجتماعی پرداخت و گفت: در گذشته، تمرکز بحث‌های عدالت فقط روی ماهیت عدالت بود؛ اما در چارچوب اندیشه توسعه، گشایش مهمی رخ داده است: تمرکز بر کارکردهای عدالت و کارکردهای بی‌عدالتی. این مسیر، ما را به پاسخ‌های عملیاتی‌تر می‌رساند. چون در حوزه‌ عدالت هم مثل توسعه، آدرس‌های گمراه‌کننده زیاد است، در کتاب عدالت اجتماعی، آزادی و توسعه در ایران امروز یک فصل را به معرفی پنج متغیر کنترلی برای سنجش ادعاهای عدالت‌محور اختصاص داده‌ام.

    پیوندی عمیق بین عدالت اجتماعی و عدل اخلاقی وجود دارد

    استاد گروه برنامه ریزی و توسعه اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی ضمن اشاره به این پنج متغیر کنترلی کلیدی، تاکید کرد: این متغیرها کمک می‌کنند تا دیگر کسی نتواند جامعه را فریب دهد. پیوندی عمیق بین عدالت اجتماعی و عدل اخلاقی وجود دارد که مفهوم آن را وام‌دار شهید بهشتی هستم، چرا که ایشان عالی‌ترین صورت‌بندی را در فلسفه سیاسی درباره این موضوع ارائه کردند. تعبیر ایشان این است که عدل اخلاقی زیربنای همه انواع دیگر عدل است. این موضوعات شامل رابطه بین اخلاق و عدالت، بنیه تولید فناورانه و عدالت، و مشارکت و عدالت است که هر یک نیازمند شرح و بررسی مفصل است.

    کار به جایی رسیده که می گویند ما سیاست تورم‌زا را ایجاد می‌کنیم تا به عدالت برسیم! / در اندیشه اقتصادی، این یک تعبیر سخیف و بی‌مایه است / که به نام عدالت چه اشتباهاتی با خودمان کرده‌ایم

    او ضمن اشاره به تجربه کشور در چهارچوب برنامه تعدیل ساختاری طی ۳۵ سال گذشته، گفت: در این دوره، از نظر مشارکت اقتصادی مناسباتی ایجاد کردیم که تقریبا دو، سوم جمعیت در سنین فعالیت اقتصادی ایران هیچ نقشی در تولید ملی نداشته‌اند؛ این وضعیت نشان می‌دهد که به نام عدالت چه اشتباهاتی با خودمان کرده‌ایم. حتی کار به جایی رسیده که می گویند ما سیاست تورم‌زا را ایجاد می‌کنیم تا به عدالت برسیم! این یک تعبیر سخیف و بی‌مایه در اندیشه اقتصادی است، اما اینجا عزیزان مثل شیر، آن را به راحتی به زبان می آورند! اگر این را به حساب بیاوریم که کسانی با این سطح از دانش در جایگاه تعیین سرنوشت کشور هستند و اگر فساد و منافع شخصی هم در کار باشد، شرایط بسیار نگران‌کننده‌تر خواهد بود. 

    منافع فاسد و ضد توسعه‌ای در کشور بسیار پرقدرت‌تر از نادانی در این مسیر عمل می‌کنند / هر گونه تصور ساده‌انگارانه مانند ایجاد شوک‌های قیمتی برای اصلاح شرایط، نه تنها دور از خرد است بلکه به فساد و ظلم نزدیک است

    مومنی به اهمیت تولید فناورانه در توسعه اشاره کرد و گفت: تولید فناورانه را باید به مثابه یک نظام حیات جمعی دید و این موضوع درست مثل مسئله عدالت اجتماعی نیازمند متغیرهای کنترلی متعدد است. با تأسف باید بگویم که منافع فاسد و ضد توسعه‌ای در کشور بسیار پرقدرت‌تر از نادانی در این مسیر عمل می‌کنند. هر کسی به دنبال توسعه عادلانه باشد باید بداند که مناسبات غیرعلنی یک مسئله ساختاری است و مسئله ساختاری نیز راه حل ساختاری می‌طلبد. بنابراین، هر گونه تصور ساده‌انگارانه مانند ایجاد شوک‌های قیمتی برای اصلاح شرایط، نه تنها دور از خرد است بلکه به فساد و ظلم نیز نزدیک است.

    به گزارش جماران، این استاد تمام اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، به مطالعات انجام‌شده در یکی از موسسات زیرمجموعه سازمان ملل متحد که در سال ۱۹۹۹به صورت جهانی تعریف شده بود، اشاره کرد و گفت: آن‌ها پروژه‌ای در مقیاس جهانی تعریف کردند با عنوان « درس‌های توسعه در قرن بیستم و چشم‌انداز قرن بیست و یکم » که واقعا خیلی آموزنده است. می‌گوید تمام شکست‌هایی که در قرن بیستم در حوزه توسعه اتفاق افتاده، ریشه در رویکردهای غیرعادلانه داشته است. وقتی آن را می‌خوانید، ایمان‌تان بیشتر از علم‌تان افزایش پیدا می‌کند که  بابا عجب حساب و کتابی در کار است که می‌گوید برپایی آسمان‌ها و زمین به عدل است.

    عدالت، تکنولوژی و سیاست اقتصادی؛ سه‌ضلعی فراموش‌شده توسعه در ایران

    مومنی نکته کلیدی این پروژه را این دانست که تمام تجربه‌های شکست خورده توسعه، ریشه مشترک و اصلی‌شان عدم اعتنای بایسته به فهم عدالت اجتماعی است و ادامه داد: نکته دوم که خیلی به کمک ما می‌آید، این است که در قرن بیست و یکم دو عامل نقش ابر تعیین‌کننده در ناکامی یا کامیابی توسعه عادلانه دارند. این دو عامل تمام عوامل سنتی نابرابر ساز و ناعادلانه ساز را به حاشیه می‌برند. این دو متغیر یکی تکنولوژی و دیگری سیاست‌های اقتصادی است، بنابراین مسئولیت اقتصاددانان در قبال جامعه خیلی سنگین‌تر از گذشته است، چون نقش سیاست‌های اقتصادی به تعبیری «ابر تعیین‌کننده» است. تقریبا کل ماجرای این روندهای فاجعه‌آمیز و اسف‌باری که در اوضاع اقتصادی-اجتماعی ایران مشاهده می‌کنیم، ریشه اصلی‌اش تن دادن به سیاست‌های اقتصادی نادرست و غفلت از مسئله فناوری بوده است.

    هزینه غفلت از تولید فناورانه و وابستگی ذلت‌آور به قدرت‌های خارجی است

    وی ضمن اشاره به کتابهایی که درباره نقش ابر تعیین‌کننده فناوری نوشته شده است، درباره هزینه‌های ناشی از غفلت در حوزه تولید فناورانه هشدار داد و گفت: هزینه غفلت از تولید فناورانه و وابستگی ذلت‌آور به قدرت‌های خارجی است. این وابستگی ذلت‌آور به قدرت‌های خارجی بدون چون و چرا به وجود می‌آید. آدرس‌های غلطی درباره این موضوع که به ما داده می‌شود که از درون آن وابستگی‌های ذلت‌آور پدید می‌آید و این موضوع به وجود آمدن گروه‌های ذینفع داخلی را به دنبال دارد که در برابر هر اقدام اصلاحی مقاومت جدی می‌کنند.

    به گفته مومنی؛ اگر بخواهید یک آدرس تلگرافی از این وضعیت داشته باشید، کافی است به سایت بورس مراجعه کنید. هر بنگاه تولیدی در ایران که اهتمام بیشتری به غلبه بر وابستگی فناورانه دارد، وضعیت مالی‌اش فلاکت‌بار است، اما هر بنگاهی که ادا در می آورد و بیشتر به رانت متکی است و تولیدش ظاهرسازانه و مونتاژمحور است، وضعیت مالی به مراتب بهتری دارد. این نشان می‌دهد که نظام قاعده‌گذاری ما برای فهم اقتضائات توسعه عادلانه، کاملا پشت به هدف است. بدون تعارف ما پشت به هدفیم. ابتدا باید شرافت و حریت داشته باشیم که واقعیت را همان‌طور که هست ببینیم اما خودمان را اسیر آن ندانیم، بگوییم خداوند به ما امکاناتی داده و به اعتبار آن می‌توانیم بفهمیم کجا اشتباه کرده‌ایم و اصلاح کنیم. همچنین می‌توانیم سازوکارهای برون‌رفت از بحران را طراحی کنیم که همه اینها در تسخیر علم است.

    او به یکی از لوازم کلیدی تحقق عدالت اجتماعی اشاره کرد و گفت:  حکومت باید به این لوازم آگاه و متعهد باشد. یکی از این لوازم، توزیع عادلانه قدرت، ثروت، منزلت، اطلاعات و صداست که بین این پنج، تقدم با توزیع عادلانه قدرت است. طی سه دهه گذشته، رقت‌برانگیزترین شرایط اقتصادی و اجتماعی ایران مربوط به دوره‌هایی است که کسانی با زور و قدرت، کشور را به سمت حکومت یکدست بردند و حکومت یکدست ناعادلانه‌ترین الگوی توزیع قدرت است. اگر به سایت مرکز پژوهش‌ها مراجعه کنید، مشاهده خواهید کرد که در هر دوره‌ای که ایران تمایل به حکومت یکدست نشان داده، فاجعه‌آمیزترین وضعیت‌ها را از نظر گستره و عمق فساد مالی، سقوط کیفیت محیط زیست و تعمیق وابستگی ذلت‌آور به دنیای خارج برای خلق هر واحد ارزش افزوده تجربه کرده است.

  • حالا که در باتلاق شوک درمانی گیر کرده اند، می گویند هرکسی مرد است، بیاید ماجرای بحران برق را حل کند! /  با هر یک میلیارد دلار واردات، ۱۰۰ هزار شغل را نابود می‌کنید؛ این نفوذ نیست؟

    حالا که در باتلاق شوک درمانی گیر کرده اند، می گویند هرکسی مرد است، بیاید ماجرای بحران برق را حل کند! /  با هر یک میلیارد دلار واردات، ۱۰۰ هزار شغل را نابود می‌کنید؛ این نفوذ نیست؟

    به گزارش اقتصادران، در نشستی تخصصی  «بازار مسکن با تمرکز بر مسکن استیجاری»، دکتر فرشاد مومنی، اقتصاددان و استاد دانشگاه علامه طباطبایی، با ارائه تحلیلی ریشه‌ای از وضعیت کنونی بازار مسکن در ایران، به نقد جدی سیاست‌های اقتصادی چهار دهه اخیر در این حوزه پرداخت. مومنی در ابتدای سخنان خود بر شدت یافتن بی‌سابقه بحران مسکن و فقر مسکن در ایران تأکید کرد و گفت:  سیاست‌های اقتصادی چهار دهه اخیر مبتنی بر شوک‌درمانی، به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند آزادسازی قیمت‌ها و کوچک‌سازی دولت، نتایج معکوس داشته‌اند. این سیاست‌ها به جای بهبود، به تشدید نابرابری، فقر، و بی‌ثباتی اقتصادی منجر شده‌اند.

    وی ضمن  تمرکز بر وضعیت مسکن استیجاری، سیاست‌های اقتصادی نولیبرالی، از جمله آزادسازی قیمت‌ها، حذف نظارت دولت،  با بیان اینکه رویکردهای سوداگرانه در بازار زمین و مسکن، این حوزه را از یک نیاز اساسی انسانی به ابزاری برای انباشت ثروت تبدیل کرده است، هشدار داد: «در هیچ دوره‌ای در تاریخ معاصر ایران، فشار معیشتی برای داشتن سرپناه تا این حد گسترده و نگران‌کننده نبوده است.»

    این اقتصاددان همچنین خواستار بازنگری اساسی در جهت‌گیری‌های کلان سیاست‌گذاری مسکن شد و تاکید کرد که بدون درک اهمیت عدالت اجتماعی و مداخلات هدفمند دولت، نمی‌توان انتظار بهبود پایدار در وضعیت مسکن را داشت.

    متن کامل گزارش  از این سخنرانی را در ادامه می خوانید:

    حسن نیت کافی نیست؛ فقدان تخصص و برنامه‌ریزی، بلای جان اقتصاد و مسکن

    دکتر فرشاد مومنی، در نشست بررسی «مسائل بازار مسکن، با تمرکز بر مسکن استیجاری» در موسسه مطالعات دین و اقتصاد، با بیان اینکه اگر ما تصویر کلی از اوضاع و احوال اقتصادی – اجتماعی مان نداشته باشیم، مواجهه‌های انفعالی و جزئی نگر و موردی به هیچ وجه کارساز نیست، خاطرنشان کرد: در تجربه ۳۵ سال گذشته، گمان کرده‌ایم که از طریق اجازه عملکرد آزادانه دادن به نیروهای بازار، به صورت خود به خودی و بدون برنامه و تمهید سازمان و بستر نهادی مناسب، می‌توانیم مشکلاتمان را حل و فصل کنیم. از آنجا که بخش غالب تصمیم گیران کشور، به طور همزمان که فاقد صلاحیت های تخصصی هستند حسن نیت نسبتا خوبی دارند، تصور کردند اگر مسائل را می شود به این سادگی، حل و فصل کرد، چرا ما به آن سرعت و شتاب ندهیم، بنابراین سراغ رویکرد شوک درمانی رفتند.

    ۴ دهه زخم جنگ روی شهرها؛ نتیجه عجله بدون برنامه و شوک‌های بی‌ضابطه به نرخ ارز

    وی ضمن یادآوری اینکه در سالهای آغازین پس از جنگ می‌خواستند هرچه سریعتر خرابی‌های ناشی از جنگ را برطرف کنند و با تصور اینکه کل ماجرای بازسازی خسارت‌های جنگ فقط تابع درآمدهای ریالی دولت است، جهش بی سابقه ای در نرخ ارز ایجاد کردند تا بازسازیها تسریع شود اما هنوز بعد از نزدیک ۴ دهه، آثار زخم‌های دوره جنگ به وضوح در این شهرها قابل مشاهده است، افزود: اگر حسن نیت و عجله داشته باشید، اما خرد کارشناسی و یک برنامه اجرایی عملیاتی قابل اعتنا نداشته باشید، همه چیز به ضد خودش تبدیل می شود. متفکران بزرگ توسعه می گویند کل ماجرای توسعه این است که ما باید دو هم راستایی ایجاد کنیم، هم راستایی میان منافع شخصی و منافع جمعی و هم راستایی میان ملاحظه های کوتاه مدت و بلندمدت.

    ۴۰ سال شوک درمانی؛ وعده‌ها محقق نشد، کشور در ورشکستگی و بی‌اعتباری فرو رفت

    این اقتصاددان تاکید کرد:در دوره ۴۰ سالگی شوک درمانی، تمام پیشبینی های آنها که نسبت به شوک درمانی و عواقب آن هشدار می‌دادند به صورت کامل محقق شده، اما حتی یکی از آن هدف گذاری ها و نیت‌ها و سیاست‌های معطوف به آزادسازی و رهاسازی محقق نشده است. کاش هدف‌ها محقق نمی شد، بلکه ما با یک واگرایی های بسیار وحشتناک هم روبرو هستیم؛ همانطور که گزارشهای رسمی می گویند فقط در دوره ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۵ با اینکه بی سابقه ترین از نظر اندازه شوک ناگهانی به نرخ ارز اتفاق افتاده، نه تنها اوضاع و احوال مالی حکومت بهتر نشد بلکه به طرز فاجعه آمیزی به سمت ورشکستگی و بی اعتباری پرتاب شدند. فقط در آن دوره هشت ساله‌ اندازه بدهی های دولت از کانال بودجه عمومی در عرض هشت سال هشت برابر شد و اندازه بدهی های دولت از کانال شرکت های دولتی در عرض هشت سال ۲۳ برابر شد و این ماجرا با همان شیب به غایت واگرا در میان انتظارات و آنچه که عملا محقق شده همچنان استمرار دارد.

    وقتی شوک درمانی قدرت تشخیص مردم و حکومت را می‌گیرد،   اقتصاد توسط رباخواران و دلال‌ها تسخیر می شود

    مومنی با بیان اینکه گروه‌هایی که این شوک به آنها اصابت می‌کند، نسبتشان را با شرایط واقعا موجودشان و قدرت تشخیص جهتشان را از دست می دهند، گفت: چون قدرت تشخیص جهت را از دست می دهند، دست و پا می‌زنند، اما متوجه نمی شوند که هر چه که بیشتر دست و پا می‌زنند، مثل پیشروی در باتلاق بیشتر فرو می روند و بیشتر از آنجا که می خواستند بروند، دور می شوند. نکته سوم این است که کسی که در معرض شوک قرار می گیرد، دچار سرگردانی می شود و از این سرگردانی، فرصتی برای فرصت طلب ها پدیدار می شود که آنها را تحت کنترل و اراده خودشان قرار دهند. پدیده تسخیر شدگی ساختار قدرت به دست مافیاها، رباخوارها و دلال‌ها و وارداتچی‌ها در کل آنچه که پس از فروپاشی بلوک شرق و به ویژه اتحاد شوروی چه در روسیه و چه در سایر جاها اتفاق افتاد کاملا قابل مشاهده است.

    خسارت های   شوک درمانی به  روسیه ، بیش از دو برابر خسارت های جنگ جهانی دوم  بود

    مومنی به بخشهایی از کتاب «جهانی سازی و مسائل آن» نوشته ژوزف استیگلیتز اشاره کرد که در آن عنوان شده تجربه روسیه نشان می دهد خسارت هایی که به مردم و به بنیه تولیدی روسیه در اثر شوک درمانی وارد شد، بیش از دو برابر خسارت هایی بود که روسیه در دوره جنگ جهانی دوم متحمل شد، اظهارداشت: متاسفانه ما یک نظام آمار و اطلاعات با کیفیت که آثار این شوک ها را در همه عرصه های حیات جمعی‌مان منعکس کند نداریم، بنابراین سیاستگذار در برخورد ول انگارانه و مافیا پرور و پرفساد در عرصه سیاست گذاری اقتصادی خیلی بی پروا می شود.

    پس از جنگ مستاجران زیر ۱۰ درصد بودند، اما امروز نیمی از تهران مستاجرند

    وی با اشاره به اینکه در حالی که ما یکی از طولانی ترین جنگ های ایران در چند صد سال اخیر را تجربه می کردیم جمعیت کل خانوارهای شهری مستاجر، در بسیاری از سال‌ها زیر ۱۰ درصد بود، اما اکنون مثلا در تهران اندازه خانوارهای مستاجر از نیمی از کل جمعیت هم در حال پیشی گرفتن است، افزود: هر چقدر کارشناسان مظلوم ما در شروع برنامه منحوس تعدیل ساختاری هشدار می دادند، عزیزان با بی پرواری به آنها بی اعتنایی می‌کردند.

    نزدیک به یک چهارم کل جمعیت  حاشیه نشین شدند

    مومنی خطاها در عرصه سیاستگذاری اقتصادی را منحصر به مسائل اقتصادی ندانست و با بیان اینکه ۶۰ تا ۷۰ درصد و در بعضی از دهک‌های درآمدی تا ۸۰ درصد مزد و حقوق دریافتی افراد صرف اجاره خانه می شود در نتیجه آنها نمی توانند برای آموزش فرزندان و سلامت و بهداست و امور فرهنگی هزینه ای کنند، گفت: مسکن یکی از خصوصی ترین بخش های اقتصاد ایران است، اما وقتی آن را آلت دست عارضه های شوک درمانی می‌کنید، فقط یک عارضه اش این است که مردم را اینقدر به فقر و فلاکت انداختید اما آمارهای رسمی که خوشبینانه و محافظه کارترین آمارها هستند می گویند نزدیک به یک چهارم کل جمعیت  حاشیه نشین شدند. از جامعه شناسان کمک بگیرید تا بدانید پدیده حاشیه نشینی شهری چه ماجراهایی دارد! یکی از مقامات سازمان زندان‌ها می‌گفت ویژگی مشترک نزدیک به ۷۵ درصد زندانی های ما این است که حاشیه نشین هستند. آیا زمان آن نرسیده که عزیزان چرتشان پاره شود!؟

    با مشقات متعدد درخواست ۵ میلیارد دلار وام داید اما … / فقط اتلاف منابع ناشی از ساخت خانه های خالی  در سال ۱۳۹۳ معادل ۲۵۰ میلیارد دلار بوده است! 

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد به تلاشی که از دوره دولت روحانی برای دریافت وام ۵ میلیارد دلاری انجام می شود اشاره کرد و در عین حال یادآورشد: وزارت مسکن و شهرسازی در سال ۱۳۹۳ در گزارشی که منتشر کرد اعلام کرد که فقط اتلاف منابعی که در کشور از ناحیه ساختن خانه های خالی متوجه کشور شده، در آن سال معادل ۲۵۰ میلیارد دلار بوده است! شما با آن همه قیدها و شرطها، تلاش می کنید بتوانید ۵ میلیارد دلار وام بگیرید، اما یک باره با بی پروایی در اثر شوک درمانی ۲۵۰ میلیارد دلار از دارایی‌های بین نسلی این جامعه را پودر کردید و از بین بردید. اندازه این اتلاف منابع از ارزش دلاری کل بورس ایران در آن سال بیشتر بوده است! متوجه شوید دارید چه می‌کنید.

    دولت قربانی شوک ارزی خودساخته  است؛ اما می‌گوید نمی‌دانیم یقه چه کسی را بگیریم!؟ / بحران انرژی با ندانم‌کاری و شوک‌درمانی ایجاد شد و   واکنش‌ها به آن شرم‌آور است

    این اقتصاددان با بیان اینکه از ۱۳۶۸ تا امروز نزدیک ۵۰۰ میلیارد دلار ارز از کشور در بازار قاچاقچی ها ریخته شده اما اسم آن بازار را بازار آزاد ارز می نامند و یا شوک به نرخ ارز ایجاد می کنند و با آن همه مفسده و بیچارگی که برای مردم ایجاد می کند آن را اصلاح نرخ ارز می نامند و همه چیز مضحکه شده و الفاظ را هم از کارکرد و معنا انداخته اند، ادامه داد: خیلی تلخ و غم‌انگیز است که در حالی که جزء الفبای مدیریت اقتصادی این است که می گویند تورم ماهیتا و در ذات خود، یک امر سیاسی است و یعنی دست‌پخت نظام تصمیم گیری های اساسی کشور است، حالا که افتضاح شوک درمانی در دوره خودشان آشکار شده، به جای اینکه بگویند ما فهمیدیم که ماجرای جهش نرخ ارز چه غلطی بود، واکنششان این است که می گویند ما نمی دانیم برویم یقه چه کسی را بگیریم!؟ مگر در ربع اول قرن بیست و یکم، در امری که صددرصد تحت کنترل دولت رخ می دهد، دولت باید دنبال کسی بگردد تا یقه اش را بگیرد!؟ این آشفتگی و این اظهارات ناسنجیده ای که مطرح می‌کنند شرم آور است. شما با ندانم کاری هایتان و با شوک درمانی، بحران حاد عرضه حامل‌های انرژی ایجاد کردید، بعد در واکنش به این مسئله، حرفهایی می زنید که حتی شنیدنش شرم آور است.

    حالا که در باتلاق شوک درمانی گیر کرده اند، می گویند هرکسی مرد است، بیاید ماجرای بحران برق را حل کند!

    مومنی گفت: ببینید درباره نحوه مواجهه با این مساله چه رهنمودهایی می دهند! حالا که در باتلاق شوک درمانی گیر کرده اند، می گویند هرکسی مرد است، بیاید این ماجرای بحران برق را حل کند! بسیار تاسف بار است. دلسوزی و حسن نیت برای اداره کشور اصلا کافی نیست، شما باید بنیه فهم و یادگیری تان را بالا ببرید. شما که در اثر شوکی که  زمستان سال گذشته در دولت خودتان ایجاد کردید، اکنون به این روز افتادید و این گونه حرف می زنید، اکنون دوباره برای اینکه شوک قیمت حامل های انرژی نقشه می کشید!؟ ببینید! وقتی می گوییم شوک باعث می شود که جهت را از دست بدهید و متوجه نشوید چه بر زبان می آورید و پریشان عمل کنید، به این معنا است. یک دوست مشفق باید به آنها بگوید که این بلا را خودتان بر سر خودتان آوردید، کما اینکه پیشینیان شما هم همین بلا را خودشان به سر خودشان آوردند. سرنوشت محتوم کشور این نبود.

    تشدید تورم،   ویژگی مشترک تمام شوک هایی که به قیمت های کلیدی وارد شد

    سیاست تورم زا، نیروی محرکه گسترش و تعمیق فساد و وابستگی‌های ذلت آور به دنیای خارج و نابرابری‌های ناموجه 

    مومنی با تاکید بر اینکه سیاست تورم زا، نیروی محرکه گسترش و تعمیق فساد و وابستگی‌های ذلت آور به دنیای خارج و نابرابری‌های ناموجه می‌شود، تصریح کرد: یکی از نشانه‌های اینکه شوک درمانی شما را نابسامان کرده این است که فقط گزارش‌های رسمی می گوید در بعضی از دهه ها ما خروج سرمایه رسمی بیش از ۲۰۰ میلیارد دلاری داشتیم. بعد شما مرتب برای چند میلیارد دلار وام چه کارها که نمی کنید! شما که قادر نبودید از منابع تحت کنترلتان، خردورزانه استفاده کنید، آیا می توانید از وام ها شرافتمندانه و خردورزانه استفاده کنید!؟ هیچ‌کدام از اینها، مسئله اختصاصی ما نیست و همه در تسخیر علم قرار دارند. حدود ۴۰ سال پیش، خانم «سوزان جورج» که یکی از پهلوانان اقتصاد سیاسی توسعه است در کتاب «وام؛ دام توسعه نیافتگی» تاکید می کند که تا زمانی که بستر نهادی مشوق گسترش و تعمیق فساد است و سیاست‌های تورم زا وجهه همت قرار دارند، وام خارجی به نام کشور وارد می شود و به کام فاسدها از کشور خارج می شود و فقط آثار و تبعاتش تا مدت های طولانی گریبان کشور را خواهد گرفت.

     کمر رژیم قاجار را بدهی خارجی شکست

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ضمن یادآوری اینکه کمر رژیم قاجار را بدهی خارجی شکست، به تجربه ناتوانی سریلانکا در پرداخت بدهی اش به چین اشاره کرد و افزود: زلنسکی این گونه از مردم رای گرفت که گفت من اجازه نمی دهم کار اوکراین و روسیه به جنگ کشیده شود، اما آنها که یک باره از این آدم، قهرمان جنگ ضد روسی ساختند و گفتن برو جلو ما هوایت را داریم، اکنون می گویند تمام آنچه که آن زمان اسمش را «کمک» گذاشته بودیم، « وام » بود و بابت بازپرداختش ببینید چه چیزهایی را از اوکراین مطالبه می‌کنند!

    شرم آور است بگوییم اهتمام به عدالت داریم و وحشتناک‌ترین فشارها را به معیشت اجاره نشین‌ها  وارد کنیم / سال ۱۴۰۳، رکورد تاریخی واردات ایران را شکسته اند

    مومنی با بیان اینکه واقعا شرم آور است که بگوییم اهتمام به عدالت داریم و وحشتناک‌ترین فشارها را به معیشت اجاره نشین‌ها که بخش بزرگی از آنها از نظر مالی جزء گرفتارترین گروه‌های جمعیتی کشور هستند وارد کنیم، اظهارداشت: وقتی اساس را بر شوک درمانی، کارها دچار تناقض می شود، رفتارهای ما در زمینه سیاستهای تجاری، با تمرکز بر سیاستهای مربوط به تشویق واردات، این تناقض و از ریخت افتادگی و گسیختگی و گم کردن جهت ها را به شکل عریان نشان می دهد. از یک طرف تا مردم به وضعیت انتقاد می کنند می گویید ما در جنگ اقتصادی هستیم بعد در سال ۱۴۰۳، رکورد تاریخی واردات ایران را شکسته اند! مگر کسی که در شرایط جنگی است، در بودجه اش برای برای واردات کالاهای لوکس مثل خودرو و از این قبیل دلار می گذارد!؟ اینها مسائل پیچیده ای نیستند.

    کالاهای مصرفی وارد می‌کنند و آن را واسطه‌ای جا می‌زنند تا تولید وانمود شود

    این اقتصاددان ادامه داد: در سه دهه گذشته شیب های بزرگ و جهش‌های چشمگیر واردات در ایران دقیقا در دوره تحریم و شدت گیری این اتفاق افتاده است. بعد برای اینکه قباحت جهش های بزرگ در واردات کالاهای مصرفی را تلطیف کنند، تعریف بخشی از کالا وارداتی مصرفی را تغییر دادند و اسم آن را کالاهای واسطه‌ای گذاشتند تا مثلا مقام مافوقی که انشالله حسن نیت داره ولی متاسفانه صلاحیت تخصصی ندارد خوشحال شود که تولید را تشویق می‌کند!

     با هر یک میلیارد دلار واردات، ۱۰۰ هزار شغل را نابود می‌کنید؛ این نفوذ نیست؟ / تورم‌زایی و اشتغال‌زدایی، هدیه‌ای است که خودمان به تحریم‌کنندگان می‌دهیم!

    این استاد دانشگاه به بخشهایی از کتاب «هنر تحریمها» نوشته «ریچارد نفیو» اشاره کرد که در آن تشدید مصرف گرایی و حرکت به سمت سیاست های تورم زا و سیاست های اشتغال زدا را یکی از اهداف سیاست اعمال تحریمها عنوان کرده است و افزود: چرا ما را مرتب از پدیده نفوذ می ترسانید در حالی که مطالعه‌هایی وجود دارد که می گوید هر یک میلیارد دلار واردات کالاهای قابل تولید در کشور، بین ۲۵ تا ۱۰۰ هزار فرصت شغلی را در اقتصاد ایران از بین می‌برد. عزیزان در سطوح بالای تصمیم گیری هم دست به این نمی زنند که مهلت قانونی ممنوعیت واردات کالاهای قابل تولید در کشور تمام شده و رها کرده اند تا این واردات اتفاق بیفتد. این بی توجهی، باعث اشتغال زدایی، فقرزایی و تورم زایی است. از بالاترین سطوح کشور به شما هشدار دادند که این کار احمقانه است،  متوقفش کنید و سریع این قانون را تمدید کنید، اما انگار نه انگار! از آنجا که منافع مافیاها در آن جدی است، این کار انجام نمی شود.

    چرا  زمانی که ۶۰ درصد مردم توان تامین حداقل کالری را ندارند، جت شخصی آزاد می‌شود؟ / جهش واردات به نفع چه کسانی است؟

    استاد گروه برنامه ریزی و توسعه اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی جهش تمایل به واردات به موازات شدت گیری تحریم ها را یکی از پاردادوکسهای برنامه تعدیل ساختاری برشکرد و عنوان کرد: در دوره مرحوم رئیسی در بحبوحه اینکه بی سابقه ترین جهش در تاریخ پس از جنگ جهانی دوم در زمینه قیمت مواد غذایی کشور اتفاق افتاد، خرید و فروش جت شخصی را آزاد کردند! بعد گفتند که حکمتش این بوده که مردم از ترافیک مستاصل شدند و ما این کار را برای رضایت خاطر مردم کردیم! قرار است گرفتاری مردمی که مطابق گزارش‌های رسمی حدود ۶۰ درصدشان قادر به تامین حداقل کالری مورد نیازشان نیستند با خرید و فروش جت شخصی حل شود!؟ مردم!؟ این پارداوکسها را ببینید! مردم که با سقوط درآمد سرانه به فقر و افلاس و فلاکت افتادند و در نیمه دوم دهه ۱۳۹۰ برای اولین بار در ۷۰ ساله گذشته مدت زمان مورد نیاز برای اینکه اندازه جمعیت فقیر در ایران دو برابر شود، به کوتاه ترین زمانش رسیده و ظرف سه سال، اندازه جمعیت فقیر ایران دو برابر شده! شما با جهش واردات به چه کسانی سرویس می دهید!؟ ببینید چقدر فریب و دروغ در هر کدام اینها وجود دارد!؟

    با شوک درمانی چاقوی مافیاها را تیز می کنید و به جان مردم می اندازید

    این اقتصاددان ضمن انتقاد نسبت به عملکرد نهادهای نظارتی، گفت: چه اتفاقی دیگر باید در کشور بیفتد تا عزیزان متوجه شوند که راه رفتن روی ریل شوک درمانی راه چاره این جامعه نیست، شما باید ریل را تغییر دهید. باید بفهمید که در کادر شوک درمانی شما چاقوی مافیاها و رباخوارها و دلال ها و سوداگرها و وارداتچی ها را تیز می کنید و به جان مردم می اندازید. بنگاه های تولیدی را به افلاس و ورشکستگی و به تولید زیر ظرفیت انداختید، مردم را دچار فقر، افلاس و فلاکت کردید و آسیب بیننده اصلی هم خود دولت است.

    مومنی با بیان اینکه در گزارش اقتصادی سال ۱۳۷۳ گفته شد که در اثر شوک درمانی با هر یک واحد درآمدی که دولت کسب کرده، هزینه های مصرفی اش ۳٫۵ برابر شده و هزینه های سرمایه ای دولت هم بیش از این افزایش پیدا کرده است، خاطرنشان کرد: چند هفته پیش مرکز پژوهش های مجلس در گزارشی آورده که درصد خانوارهایی که قادر به تامین هزینه های آموزشی فرزندانشان نیستند به طرز وحشتناکی جهش پیدا کرده و همزمان اهتمام دولت به تخصیص منابع برای آموزش همگانی هم سقوط نشان می دهد. یعنی نه خانواده ها دیگر می توانند از آموزش بچه های معصوم و مظلوم این مملکت، برآیند و نه دولت می تواند آنها را پشتیبانی کند. آنچه که بسیار شرم آور است، این است که مرتبا به گزارش هایی استناد می کنند و می گویند از نظر اندازه اقتصاد ما رتبه ۲۰ هستیم! شما شرم نمی‌کنید که در حالی که اندازه اقتصادتان این است، میزان تعهد دولت به هزینه های آموزشی نسبت به تولید ناخالص ملی حدود نصف میانگین جهانی است!؟ داده های اهتمام حکومت به سلامت مردم از این هم شرم آور تر است. شما نمی خواهید به هوش بیایید!؟

    از این مسیر عامه مردم و تولید کننده ها تنبیه می شوند

    مومنی تاکید کرد: از این مسیر عامه مردم و تولید کننده ها تنبیه می شوند و هر روز فقر تغذیه‌ای شدت پیدا می کند. فقر سلامتی، فقر آموزشی، فقر مسکن و در کل فقر رفاهی برای اکثریت قاطع جمعیت رو به سقوط می گذارد و مافیاها هر روز چاق تر و چاق تر می شوند! روی این ریل نجاتی برای ایران قابل تصور نیست. شما باید شوک درمانی را متوقف کنید و تمام روندهای ضد کارایی و فسادزای دیگر ، مانند میدان دادن بی ضابطه به بانک‌های خصوصی، آزادسازی واردات افراطی و مشکوک و ده‌ها مورد دیگر را متوقف کنید. اگر بخواهیم نجات پیدا کنیم، باید رویمان را به مردم و تولید فناورانه کنیم.

    این اقتصاددان با یادآوری اینکه در کنار همه این تلخی ها و ناگواری ها و تاسف‌ها، مایه امید این است که همه این مسائل در تسخیر علم قرار دارند و ما می‌توانیم بفهمیم که چرا به این روز افتادیم و راه نجات از آنها چیست، گفت: این آزادسازی‌ها و خصوصی‌سازی‌های نابخردانه و این شوک درمانی‌های نابخردانه ما را دچار بحران کرده اند.

    بدون کنترل تقاضای سوداگرانه، بهبود در مسکن ملکی و اجاره‌ای محال است! / قانون مالیات بر خانه‌های خالی به طور شرم‌آوری اجرا نمی‌شود، چرا مسئولان مواخذه نمی‌شوند؟

    مومنی تاکید کرد: چه در ساحت مسکن ملکی و چه در ساحت مسکن اجاره‌ای، ایران روی بهبود به خود نخواهد دید؛ مگر اینکه تقاضاهای سوداگرانه مسکن کنترل شود. شما اگر ۱۰۰ تمهید بیندیشید و  به این موضوع کاری نداشته باشید، تمام آنها از کارکرد می‌افتد؛ نمونه اش مالیات بر خانه‌های خالی است که به شدت شرم‌آور است. شما زورتان به کارمندان و کارگران بیچاره اینگونه می رسد که صددرصد مالیات را از آنها می گیری و آن وقت بگویید عملکردتان در مورد مالیات بر خانه های خالی چه نسبتی با الزام قانونی داشته است!؟ رویتان می شود!؟ مگر این قانون نیست!؟ چطور می شود درباره زلف خانم ها به قانون استناد می‌کنید! این هم قانون است دیگر! چرا یک بار نمی شنویم آنها که این میزان در انجام وظیفه قانونی‌شون اهمال می کنند، مورد مواخذه قرار بگیرند!؟ برای اینکه همه اینها حساب و کتابهایی دارد. وقتی بخش قابل اعتنای ساختار قدرت، به تسخیر گروه‌های غیر مولد در می آید نظام ترجیحات تغییر می کند، می گویید می خواهید عدالت برقرار کنید اما نظام مالیات ستانی و نظام پولی ات واژگون است.

    غم انگیز است که  افزایش تعداد صاحب خانه هایمان هیچ نسبتی با تعداد خانه هایی که ساختیم ندارد

    این اقتصاددان به گزارش وزارت کار درباره اینکه ۵۰ درصد کل جمعیت ایران در تمام عمر حتی یک بار هم نمی توانند یک وام بانکی بگیرند، گفت: خیلی مردم مظلوم، نجیب و مستحکمی داریم که علیرغم همه این ناملایم ها، مدارا می‌کنند. خیلی غم انگیز است که ما در کشور این پارادوکس بزرگ را در مسکن داریم که مرتب خانه می‌سازیم اما افزایش تعداد صاحب خانه هایمان هیچ نسبتی با تعداد خانه هایی که ساختیم ندارد. مهر ۱۴۰۱، مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری در گزارشی اعلام کرد در یازده ساله ۱۳۵۸ تا ۱۳۹۵ حدود یازده میلیون خانه در ایران ساخته شده! یعنی سالی یک میلیون مسکن ساخته شده اما بحران مسکن حادتر شده اما فقط حدود ۲٫۵ میلیون نفر به تعداد مالکان و حدود ۳ میلیون و ۲۶۰ هزار نفر به تعداد مستاجران اضافه شده است. عزیزان باز عبرت نمی گیرند.

    بازی با قیمت‌ها برای کنترل تقاضا بی‌فایده است، تولیدکنندگان پراتلاف تشویق می‌شوند!

    مومنی با بیان اینکه روزانه بیش از ۱٫۳ میلیون بشکه معادل نفت خام، در فرایندهای تولید، انتقال و توزیع حاملهای انرژی تلف می شود و آنها می خواهند از طریق افزایش قیمت و تنبیه مصرف کنندگان که در این اتلاف عظیم هیچ نقشی ندارند، مشکل کمبودها را رفع کنند، ادامه داد: چند بار آزمون می کنید!؟ چند بار شکست بخورید می گویید دیگر بس است!؟ بازی با قیمت، ابزار کنترل تقاضا است شما در بخش عرضه حاملهای انرژی مشکل دارید. کارشناسان هم می گویند با این تنبیه مردم، نه تنها این مشکل حل نمی شود، بلکه تولیدکننده ناکارآمد و پراتلاف و اسراف ، از اینکه به او کاری نداری، تشویق می شود!

    با رها کردن سوداگران و شوک درمانی، مردم صد سال برای خانه‌دار شدن باید صبر کنند!

    وقتی می گوییم راه حل چیست!؟ می گویند باید شوک جدید وارد کنیم

    این اقتصاددان توضیح داد: داده های گزارشهای رسمی منتشر شده، بسیار تکان دهنده است و می گوید فقط در یک دوره زمانی کوتاه، در اثر همان رویکرد شوک درمانی و رها کردن مافیاها و سوداگرها و دلال‌ها و انتقال تمام فشارها به مردم، قیمت مسکن در تهران فقط از اسفند ۱۳۹۶ تا شهریور ۱۴۰۱ بیش از ۷۵۰ درصد رشد داشته است. یعنی با سیاست‌های تورم زا و با رها کردن سوداگرها مرتب امید مردم را اول به خانه‌دار شدن ناامید کردید، همانطور که گزارشهای رسمی می گوید در بعضی از دهکهای درآمدی، زمان مورد نیاز برای خانه دار شدن از صد سال عبور کرده است. ببینید اینها چقدر شرم آور  است! چرا قباحت این چیزها را متوجه نمی شوید!؟ با شوک درمانی و سیاست تورم زا، فشار بر معیشت، مسکن، آموزش و سلامت مردم را تنگ می‌کنید و مرتب مافیاها را چاق‌تر می‌کنید، بعدم وقتی می گوییم راه حل چیست!؟ می گویند باید شوک جدید وارد کنیم!

    مسئولان کشور قبل از مرگ سهراب متوجه شوند

    مومنی در پایان ابراز امیدواری کرد که مسئولان کشور قبل از مرگ سهراب متوجه شوند که در این مسیر برای ایران راه نجاتی قابل تصور نیست و مسیر سیاست‌های تورم زا و شوک درمانی فقط می‌تواند بر گستره و عمق فاجعه ها و وابستگی های ذلت آور شدت ببخشد.

  • «ناترازی»، اسم رمز پنهان‌کاری و فساد در سیاست انرژی و بانکی است / سیاست شوک‌درمانی کمر کشور را شکست

    «ناترازی»، اسم رمز پنهان‌کاری و فساد در سیاست انرژی و بانکی است / سیاست شوک‌درمانی کمر کشور را شکست

    به گزارش اقتصادران،دکتر فرشاد مومنی، اقتصاددان، در تبیین چشم‌انداز آینده اقتصاد ایران، ضمن تأکید بر لزوم بازاندیشی در مبانی فکری و دینی سیاست‌گذاری‌ها، به ریشه‌های بحران در حکمرانی اقتصادی و خطرات سیاست‌های شوک‌درمانی پرداخت و با هشدار درباره تبعات تداوم سیاست‌های رانتی و ضدتوسعه‌ای، از نهادینه شدن فساد در ساختار تصمیم‌گیری سخن گفت.

    فرشاد مومنی بخش مهمی از سخنان خود را به مسئله انرژی اختصاص داد و گفت در حالی که شرکت ملی نفت به‌طور رسمی ۱۴.۵ درصد از کل درآمدهای نفتی را به‌صورت مستقیم دریافت می‌کند، اما هیچ‌گونه پاسخ‌گویی ساختاریافته و منظمی در مورد نحوه هزینه‌کرد این سهم هنگفت وجود ندارد.

    این اقتصاددان با بیان اینکه در سایه شوک‌درمانی، سیاست واردات به ابزار اضمحلال بدل شده است، خاطرنشان کرد: فقط در دوره ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳، ما بی سابقه ترین و مشکوک ترین جهتگیریهای سیاستگذاری درباره واردات را شاهد هستیم. الگویی که در آن، مهلک ترین ضربه ها به رفاه مردم، بنیه تولید کشور و ظرفیتهای اشتغال زایی مولد کشور می خورد اما رونق بی سابقه ای برای مافیاها باز می کند. همه اینها می گویند آنچه که در سایه شوک درمانی کاشته اید، ما را به مسیر اضمحلال می برد. پیش بینی قدرت پیش گیری به ما می دهد و ما هنوز مجال داریم این ریل سیاستگذاری را تغییر دهیم، صمیمانه و خاضعانه به آنها که باید متوجه شوند و بشنوند می گویند اگر این خطاها استمرار داشته باشد، هم اصل بقای اکولوژیکی ایران بیش از گذشته تهدید می شود و هم اصل بقای جمعیت شناختی ما و هم تمامیت ارضی ما تهدید می شود. پیش بینی می کنیم تا قدرت پیشگیری به دست آوریم و انشالله قوه عاقله کشور ما این تذکرات مشفقانه را جدی بگیرد.

    متن کامل این گزارش در ادامه می آید:

    دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی که در همایش بررسی چشم انداز اقتصادی و سیاسی ایران در سال ۱۴۰۴ در سالن همایشهای بین المللی اتاق بازرگانی اصفهان سخن می گفت، با بیان اینکه شرایط کنونی ایران به گونه ای است که هم تعداد گرفتاری ها و مشکلات و بحرانها زیاد است و هم پیوندهای آنها دائما در حال افزایش است، اظهارداشت: طبیعتا در چنین شرایطی، هر میزان باب گفت وگو درباره منشاهای این گرفتاری ها و سازوکارهای برون رفت از آنها بیشتر می شود، امید اصلاح و بهبود افزایش می یابد. در مقام کوشش علمی در این مسیر، گفته می شود ما ابتدا به یک تصویر واقع بینانه نیاز داریم و پس از آن نیازمند تحلیلی واقع بینانه مبتنی بر یک نظم نظری هستیم که دقیقا به ما بگوید هر کدام از این گرفتاری ها، تابع چه متغیرهایی است و چه ارتباطی با متغیرهای دیگری ندارد. از درون این تحلیل است که، تجویزهای عالمانه و راهگشا استخراج می شود.

    خو گرفته ایم که با تکرار انبوه گرفتاری ها، به گونه ای ذکر مصیبت کنیم/ بدون تکیه بر علم، مسیر توسعه گم می‌شود

    وی افزود: ما در شرایط کنونی، با کمال تاسف به گونه ای خو گرفته ایم که با تکرار انبوه گرفتاری ها، به گونه ای ذکر مصیبت کنیم، در حالی که اگر به قاعده علم تن در داده شود و در فرایندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع، علم فصل الخطاب قرار داده شود، می توانیم بفهمیم که چرا به این روز افتاده ایم و هم می توانیم سازوکارهای برون رفت را پیدا کنیم. دراین مسیر، آنچه که حیاتی است، پیدا کردن مسیرهای درست است. متفکران بزرگ توسعه، می گویند نقطه عزیمت به بنیه اندیشه ورزی بر می گردد.

    رقابت ملت‌ها، رقابت اندیشه‌هاست؛ راه نجات از بازنگری در مبانی فکری می‌گذرد / اندیشه‌های ناکارآمد، قاعده‌گذار وضع موجودند

    این اقتصاددان با بیان اینکه رقابت میان کشورها و شرکتها، شکل تجسد یافته رقابت میان اندیشه ها است، ادامه داد: اندیشه توسعه به ما می گوید به جای اینکه مشکلات را تقصیر عوامل داخلی و خارجی بیندازید، از زاویه بنیه فکری آغاز کنید. در این زاویه، همان متفکران بزرگ، می گویند اگر بخواهید نجات پیدا کنید، ابتدا بنیانهای اندیشه ای شکل دهنده وضع موجود را شناسایی کنید و بررسی کنید که ما با چه مبانی فکری و چه تصوراتی چه قاعده گذاری هایی کرده ایم که برآیند آن وضع موجود شده. محور دوم، بنیانهای اندیشه ای شکل دهنده وضع مطلوب است. در این زمینه، برای ایران، شناسایی بنیان های اندیشه ای که به نام علم، سرنوشت ما را در اقتصاد، سیاست، فرهنگ و اجتماع همانقدر اهمیت دارد که بنیانهای اندیشه دینی مهم است.

    وقتی عقل منزوی می‌شود، دین و علم به انحطاط می‌روند / قرائت‌های متفاوت از دین، مسیرهای متضاد برای جامعه می‌سازند

    مومنی توضیح داد: اگر شما با طرز فهم امثال شهید بهشتی معرفت دینی کسب کنید، در یک مسیر قرار می گیرید و اگر در انتخاب الگوی اندیشه ای فهم دینی، به سمت رهبران طالبان، داعش و القاده بروید، طبیعتا کارنامه دیگری خواهید داشت. این یکی از شگفتی های جهان خلقت است که به تسخیر علم درآمده اما ما متاسفانه به اندازه اهمیتی که دارد به آن توجه نمی کنیم. سرنوشت علم و دین، به طرز حیرت انگیزی در تاریخ بشر یکسان بوده است. چه در ساحت علم، و چه در ساحت دین، هر گاه منزلت عقل تنزل پیدا کرده، ما به سمت انحطاط و سقوط حرکت کرده ایم وهر میزان در فهم علمی و دینی، عقل محور بوده، مسیر اعتلا طی شده است. اینها دستاوردهای بزرگ تاریخ بشر است و ما می توانیم از آنها استفاده کنیم.

    وقتی از اندیشه بهشتی فاصله گرفتیم، روند قهقرا آغاز شد / از شهید بهشتی تا امروز؛ تغییر بنیان‌های دینی و پیامدهایش در اداره کشور

    به گفته رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد؛ حدود ۱۰ سال پیش آیت الله محمد سروش محلاتی، که یکی از پژوهشگران بنام معرفت دینی است، در ریشه یابی اینکه از دریچه دین چگونه می توان توضیح داد که اوضاع و احوال ایران به این روز افتاده، کتابی منتشر کرد با عنوان «بازگشت از بهشتی، بازگشت به بهشتی» و در آنجا به جزئیات توضیح دادند که بنیانهای اندیشه دینی اداره کشور، وقتی از پایه های ایجاد شده توسط شهید بهشتی، به افراد دیگر که کم و بیش می شناسید واگذار شد، ما در تمام عرصه های حیات جمعی، روند افول، اضمحلال و قهقرا مشاهده کردیم. بنابراین دریچه ورود از دین هم همان اندازه می تواند برای ما راهگشایی داشته باشد که دریچه ورود از علم راهگشایی دارد.

    روندهایی که سرنوشت کنونی ما را رقم زدند، روندهایی نیست که بتوان به سادگی از آنها عبور کرد

    وی مشاهده روندها را مهم ترین ابزار مطالعه چشم انداز عنوان کرد و گفت: پرسش بزرگ این است که مهم ترین روندهایی که ما برای فهم چشم انداز نیازمند مطالعه آن هستیم، چیست!؟ پاسخ این است که برای یک کشور توسعه خواه، مهم ترین روندها، روندهای تحول کیفیت اشتغال، بنیه تولیدی، تجارت خارجی و سایر روندهای پولی و مالی است. وقتی از دریچه این روندها به واقعیتهای جامعه خود نگاه می کنیم، کاملا متوجه می شویم ما با یک سقوط بزرگ در بنیه یادگیری از تجربه ها روبرو هستیم. روندهایی که سرنوشت کنونی ما را رقم زدند، روندهایی نیست که بتوان به سادگی از آنها عبور کرد.

    نهادهای نظارتی چرا نمی‌بینند و چرا برانگیخته نمی‌شوند؟ / چرا درباره سقوط شاخص‌های کلیدی سکوت کرده‌اند؟

    مومنی تاکید کرد: پرسش بزرگ این است که چرا در این کشور که ده ها نهاد نظارتی کوچک و بزرگ وجود دارد، و اینها از منابع بین نسلی و مشاع و همگانی مردم تغذیه می کنند، چرا قادر نیستند این روندها را ببینند و در آنجاها که اینها دیده و مطرح می شوند، چرا برانگیزاننده نیست!؟ اینها مسائل بسیار حیاتی است که باید به آنها توجه کرد.

    علم به ما سه سلاح می‌دهد؛ پیشگیری، آمادگی و تاب‌آوری در برابر آینده

    به گفته این اقتصاددان؛ وجه امید بخش مساله این است که اگر از دریچه علم، به مساله نگاه کنید، گفته می شود مطالعه آینده شناختی برای شما سه قابلیت ایجاد می کند که هر کدام از آنها، یکی از ارکان تمدن سازی است. مطالعه آینده شناختی برای ما امکان پیشگیری از آینده های محتمل و نامطلوب را فراهم می کند. کارکرد دوم آینده شناسی این است که گاه آینده های محتمل آتی، نامطلوب هستند، اما برون زا هستند و ما امکان کنترل آنها را نداریم. در این صورت آینده نگری کمک می کند آمادگی هایی برای مواجهه خرد ورزانه با آنها ایجاد کنید. مانند اینکه اکنون سالها است که متخصصان برجسته زمین شناسی می گویند وقوع زلزله بسیار بزرگ در تهران، دیر و زود دارد، اما اتفاق می افتد. بنابراین ما می توانیم از اکنون تمهیداتی داشته باشیم تا اگر چنین آینده نامطلوبی پدیدار شد، هزینه ها را به حداقل برسانیم.

    وی امکان اعمال اراده برای مواجهه غیرتصادفی و ارادی با آینده را از دیگر کارکردهای آینده شناسی برشمرد و گفت: در این چارچوب ما می توانیم آینده مان را بسازیم. مسائل کنونی ایران، با مطالعه روندی، اگر با دقت، گستاخی و شجاعت صورت گیرد و مورد تحلیل واقع شوند، می توانیم با همین ذخیره دانایی موجود در کشور، مسیر را تغییر دهیم و رو به اصلاح و نجات برویم.

    سقوط فاجعه‌آمیز ایران در تجارت جهانی؛ زنگ خطر رابطه مبادله / سهم ایران از اقتصاد جهانی به طرز تکان‌دهنده‌ای کاهش یافته است

    مومنی ادامه داد: در تمام دنیا، گفته می شود شاخص «رابطه مبادله»، که نشان دهنده الگوی مشارکت یک کشور در اقتصاد جهانی است، توان رقابت و توان مقاومت اقتصاد ملی را نشان می دهد. از این دریچه، وقتی به صورت روندی به این شاخص نگاه می کنیم، بسیار تکان دهنده است. در ۱۰ ساله اول بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، سهم ایران از تولید و تجارت جهانی بیش از سهم جمعیتی اش بوده است. این سهم در طی ۳۵ ساله گذشته، به طرز فاجعه آمیزی سقوط کرده است. ما باید ریشه یابی کنیم که چرا این گونه شده است.

    از مشارکت تا محو شدن؛ روند نزولی جایگاه ایران در اقتصاد جهانی

    وی با یادآوری اینکه در ۱۰ ساله اول بعد از پیروزی انقلاب، به دلایل متغیرهای برون زا که تحت کنترل ما نبوده، سالهای ۶۵ تا ۶۷ بدترین سالهای عملکرد اقتصادی ایران بوده ، افزود: وقتی فکری برای این متغیرهای برون زا شد، یعنی جنگ و کاهش شدید قیمت نفت شد، یک باره متغیرهای کلان اقتصادی ما، در سالهای ۶۸ و ۶۹ تکان بزرگی نشان دادند. در ۳۵ سال گذشته، اندازه شاخص رابطه مبادله در سال ۱۳۸۹ یعنی حدود ۲۱ سال بعد از پایان جنگ، ۳۴ درصد نسبت به شاخص رابطه مبادله در ۱۳۶۷ که بدترین سال عملکرد دوره جنگ بوده، سقوط کرده است. این در حالی است که در این دوره، بزرگترین جهشها در درآمد نفتی را تجربه کردیم و هیچ منازعه تهدید کننده امنیت ملی با همسایگان هم نداشتیم. بی سابقه ترین جهش ها در تربیت نیروی انسانی ما اتفاق افتاده است. اما چون سیاست نابخردانه در اقتصاد در پیش گرفتیم، از نظر توان رقابت و توان مقاومت سقوط کردیم.

    رابطه مبادله، آینه توان رقابت ملی؛ تصویر امروز ایران نگران‌کننده است / سقوط ۳۰ درصدی رابطه مبادله

    این استاد گروه برنامه ریزی و توسعه اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی خاطرنشان کرد: همان شاخص رابطه مبادله ای که ما در سال ۱۳۸۹ داشتیم، در فاصله ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ دوباره ۳۰ درصد سقوط کرده است. هم اینها پیام دارد و به ما می گوید اگر شما سیاستهای نابخردانه اقتصادی در پیش بگیرید ، ولو اینکه جهش درآمد ارزی و جهش کیفیت سرمایه انسانی هم داشته باشید، سقوط می کنید. در سالهای ۴۰۱، ۴۰۲ و ۴۰۳ هم این روند نزولی رابطه مبادله، همچنان جریان دارد.

    وی گفت: این همه در این ایام، شعار توسعه و مقاومتی سر داده شد، چطور می شود نهادهای نظارتی ما درباره چنین سقوطی حتی حرفی هم نزدند. بنابراین اگر قرار باشد اوضاع کشور بهبود پیدا کند، این وجه امیدبخش وجود دارد که اینها در تسخیر علم قرار دارد. یعنی به جای اینکه در فرایندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع، زور رانت و قبیله گرایی جای خود را به زور بیشتر علم بدهد، به خوبی اینها قابل حل و فصل است.

    دریغ است ایران که ویران شود؛ سیاست شوک‌درمانی کمر کشور را شکست

    مومنی با بیان اینکه امروز روز فردوسی است، روزی که باید همه ما با اراده و غیرتی این شعار را تکرار کنیم که دریغ است ایران با این همه ذخایر انسانی و مادی با کیفیت، ویران شود، « دریغ است ایران که ویران شود، کنام پلگان و شیران شود»، گفت: هدیه من به تمام علاقه مندان تمامیت ارضی و توسعه ایران این است که از دریچه تحلیلهای سطح توسعه، گفته می شود برای توضیح روندهای رو به اضمحلال در یک کشور، هیچ پدیده ای به اندازه سیاست شوک درمانی، قدرت توضیح دهندگی ندارد. پدیده شوک درمانی که سیاست غالب در دوره بعد از جنگ بوده، کمر ایران را شکسته است.

    سیاست شوک‌درمانی، توان ایران را فرسوده و توسعه را منحرف کرد /شوک‌درمانی فقط اقتصاد را نابود نکرد، جامعه را هم حیران و آنومیک کرد / جامعه‌ای که مدام شوک می‌خورد، جهت خود را گم می‌کند / تکرار شوک‌ها، جامعه را به مرحله خودتخریبی می‌رساند

    مجلس و جامعه تخصصی را از نظارت بر انرژی کنار زدند، بحران نتیجه‌اش است / بحران برق و گاز، از دل پنهان‌کاری و سلب شفافیت زاده شد

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه بحران برق و گاز ریشه در این رفتارهای آنومیک دارد، گفت: ببینید که بعد از جنگ، در چه سالی، طی چه فرایندهای فریب کارانه و رانت محور، امکان نظارت مجلس و نظارت متخصصان جامعه مدنی، از آنچه که در بخش انرژی ایران می گذرد سلب شد. مسیر رانتی و پنهان کارانه با عنوان اینکه مسائل حیطه انرژی بسیار پیچیده است، بنابراین نمایندگان مجلس که اکثریت قابل اعتنای آنها، در این زمینه هیچ صلاحیتی ندارند، وقتشان گرفته می شود. تحت عنوان این تمهید، از مسائل مربوط به انرژی که حیاتی ترین مسائل یک جامعه توسعه خواه است، شفافیت زدایی شد. گفتند ما سالی ۱۴٫۵ درصد از عایدات ارزی را به شرکت نفت می دهیم و بعد آنها به ما تضمین می دهند که وقت مجلس و ملت را نمی گیرند و ما هم تعهد می دهیم که هیچ اختلالی در سرمایه گذاری های مورد نیاز و عرضه حاملهای انرژی اتفاق نیفتد و ما قادر باشیم به سرعت نیازهای رو به توسعه مان را هم به سهولت قائل باشیم. در دوره مرحوم رئیسی، وزیر وقت نفت گفت هشدار می دهم اگر ظرف ۸ ساله آینده ۲۴۰ میلیارد دلار در حیطه نفت و گاز سرمایه گذاری نشود، ما برای گذران امور داخلی خود در زمینه انرژی، نیازمند واردات خواهیم بود، صادراتمان هم منفی خواهد شد.

    بحران انرژی از فریبکاری‌های رانتی تا سکوت ۳۰ ساله

    مومنی یادآورشد: مسئول صندوق توسعه ملی در گزارشی گفت وزارت نفت آن ۱۴٫۵ درصد سالانه را هم گرفته اند و حدود ۱۰۰ میلیارد دلار هم از صندوق توسعه توسط دولت وام گرفته اند و حالا هم می گویند ۸ ساله، ما به ۲۴۰ میلیارد دلار نیاز داریم. همه این ملاحظاتی که پشت این قضیه وجود دارد که ما با این همه منابع ارزی چه کردیم که این میزان به سرمایه گذاری نیاز داریم و امور روزمره مان را هم نمی توانیم بگذرانیم، تماما مسکوت است و اسم کل این ماجرای پیچیده پرفساد و پرعبرت را ناترازی گذاشته اند. ناترازی یعنی این که ما با دو رقم سروکار داریم، اصلا با جزئیات سروکار نداشته باش و متوجه نشده چرا به این روز افتادی! به صراحت می گویم هیچ عنصری در این زمینه به اندازه عنصر شوک درمانی به عنوان سیاست مسلط در بیش از ۳۰ سال گذشته، قدرت توضیح دهندگی ندارد.

    « ناترازی»، اسم رمز پنهان‌کاری و فساد در سیاست انرژی و بانکی است

    وی با انتقاد از به کارگیری مفهوم ناترازی درباره نظام بانکی نیز گفت: مگر می خواهیم کشور را چرتکه ای اداره کنیم که اسم مسائل چندبعدی، پیچیده و سرنوشت ساز را ناترازی می گذاریم و همه هم و غممان این می شود که این عدد را چگونه به آن عدد برسانیم بدون اینکه بفهمیم چرا به این روز افتاده ایم! اگر علم و خرد ودانایی مبنای قاعده گذاری و اداره کشور باشد، به خوبی می توانیم بفهمیم از کجا خورده ایم که این همه بحرانهای متعدد داریم.

    این اقتصاددان افزود: در ماجرای بحران انرژی می بینم وقتی شما رانتی ترین قسمت کسب درآمد حکومت را تحت عناوینی ظاهر فریب به محاق پنهان کاری می برید، هم مشروعیت سوز می شود، هم ساقط کننده بنیه تولیدی کشور شده و هم امنیت ملی ما را تهدید می کند. ما باید به مسیر شفافیت، خرد و دانایی برگردیم.

     قدرت خلق نقدینگی بانکهای خصوصی بیش از ۶ برابر بانک مرکزی است / ماجرای گزارش تامل برانگیز کمیسیون اقتصادی مجلس درباره بانکهای خصوصی چه بود؟

    مومنی با اشاره به گزارش کمیسیون اقتصادی مجلس در اردیبهشت ۱۴۰۰ مبنی بر اینکه در ذیل دکترین شوک درمانی، ما با پدیده خصوصی سازی بانکی را هم تجربه کردیم و از ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۹ یعنی در دوره ۲۰ ساله ای که همه گرفتاریهای ساختاری، ریشه دار و نهادی در ایران وجود داشته اما سروکله بانک خصوصی در ایران پیدا شده، اندازه رشد تولید در اقتصاد ایران ۳۶ درصد اندازه رشد نقدینگی ۱۰ هزار و ۲۵۰ درصد بوده است، گفت: ساعتها می توان صحبت کرد که کشوری که چنین وضعیتی دارد، در معرض چه ذلتهایی قرار می گیرد. اما مساله فقط این یکی نیست. آنها که برای پنهان کردن یک چیزهایی به ناترازی علاقه دارند، این مساله را هم ببینند. آنچه که اتفاق افتاده شکافی است میان بنیه تولید کشور و قدرت خلق تقاضا از هیچ توسط بانکهای خصوصی. در این گزارش می گوید قدرت خلق نقدینگی بانکهای خصوصی بیش از ۶ برابر بانک مرکزی است. اما فرق این تقاضا با آنچه که بانک مرکزی انجام می دهد این است که بانک مرکزی تحت قیدهایی است اما بانکهای خصوصی قادر به خلق پول از هیچ هستند. از زمانی که بانکهای خصوصی در ایران فعال شدند، ما با بی سابقه ترین جهشهای در نرخ ارز و نرخ طلا و قیمت مسکن و اجاره مسکن و قیمت همه آنچه که کیفیت رفاه و معیشت ایرانی ها را تحت تاثیر قرار می دهد، روبرو بوده ایم.

    از روزی که فهمیدید بانکهای خصوصی این همه فاجعه ایجادکردند، چه فرقی در رفتارتان ایجاد شد؟ 

    وی به گزارشی از مرکز پژوهشهای مجلس اشاره کرد که عنوان می کند در سال ۱۴۰۲ در بعضی از ماه ها، رفتارهای ناهنجار فقط یک بانک خصوصی، ۵۲ درصد از رشد پایه پولی سهم دارد و از طریق آن رشد بدون تناسب با بنیه تولیدی، تورم ۸۵ میلیون ایرانی را تنبیه می کند. اینها بازی اقتصادی در ایران را از یک بازی معطوف به تولید به بازی مربوط به سوداگری بی رحمانه در عرصه حیاتی ترین نیازهای مردم و اقتصاد ملی متحول کرده اند. این گزارش یک حزب رادیکال خارج از کشور نیست و گزارش کمیسیون اقتصادی مجلس است. اما پرسش این است که از آن روزی که شما فهمیدید این خطای سیاستی، یعنی میدان دادن به بانکهای خصوصی، این همه فاجعه برای کشور ایجاد شده، نسبت به زمانی که این را نمی دانستید چه فرقی در رفتارهایتان ایجاد شد؟ شوک درمانی، بنیه یادگیری نظام تصمیم گیریهای اساسی ایران را نابود کرده است. اگر ما این بیماری را به رسمیت بشناسیم به جای به کارگیری سیاستهای مخرب، برای آن چاره می کنیم.

    مومنی با یادآوری اینکه به دو رئیس جمهور گفته ایم شاخه اقتصادی فرهنگستان علوم اعلام آمادگی می کند به صورت مجانی، سیاستهای کلیدی اقتصادی شما را قبل از اینکه عملیاتی شود، ارزیابی علمی کند و نهاد علم در کشور ما این میزان مظلوم و بی پناه است ، گفت: در ظاهر آقای رئیسی و پزشکیان به شدت از ما تشکر و استقبال کردند و گفتند ما صددرصد با آن موافقیم وتشکر هم می کنیم، اما بعد آن کار دیگر را انجام دادند.

    عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی تاکید کرد: علائم و نشانه های نگران کننده ای داریم که اینها در حال عبور از مرحله رفتارهای آنومیک و حرکت به سمت رفتارهای خودتخریبی هستند. به صورت اشاره می گویم در حالی که از نظر اقتصاد سیاسی بین المللی، ما در حال تجربه پیچیده ترین شرایط هستیم، ببینید ما گرفتار چه شرایطی شده ایم!؟ آیا این عادی است که در کشور ما نگاه کردن به مسائل اقتصاد ایران بدون توجه به منطقه و مقیاس جهانی چه فاجعه هایی ایجاد کرده است!؟

    در دور اول ریاست جمهوری، تمرکز اصلی توافقات ترامپ و عربستان، عقیم سازی تمام پتانسیلهای کسب درآمد ارزی در اقتصاد ایران بود

    مومنی به رشوه میلیاردها دلاری عربستان به ترامپ در دور قبلی ریاست جمهوری وی برای اینکه اولین سفر خارجی اش به عربستان باشد اشاره کرد و با بیان اینکه ترامپ قرارداد ۵۰۰ میلیارد دلاری با عربستان امضا کرد اما در ایران به ۳۶۰ میلیارد دلاری که ابعاد غیرنظامی داشت و ضریب اهمیتش برای امنیت اقتصادی و سیاسی ایران به مراتب بیشتر بود پرداخته نشد، افزود: تمرکز اصلی این قراردادها، عقیم سازی تمام پتانسیلهای کسب درآمد ارزی در اقتصاد ایران بوده است. اما ما یک مقاله در این زمینه نداریم، به این دلیل که در آنومی ناشی از شوک درمانی، ما حیران هستیم. ذهنمان متوجه مسائلی که بقای ما را تهدید می کند نیست و قادر به تشخیص اولویتها چه در مناسبات داخلی و چه در مناسبات بین المللی مان نیستیم.

    این اقتصاددان ادامه داد: در دور دوم حضور ترامپ، ولیعهد عربستان بعد از فرایندی گفت ما برای اینکه در این دوره هم اولین سفر خارجی ترامپ به منطقه باشد، آمادگی امضای ۶۰۰ میلیارد دلار قرارداد جدید داریم. به فاصله دو هفته ترامپ بین صحبتهایش گفت پیشنهاد قرارداد زیر هزارمیلیارد دلار برای ما جذابیتی ندارد. اما ابعاد اهمیت این قراردادهایی که متوجه ایران هم هستند بررسی نمی شود.

    استقرار آب برترین و آلوده کننده ترین رشته فعالیتهای صنعتی در کم آب ترین و خشک ترین مناطق ایران تصادفی نیست

    مومنی، استقرار آب برترین و آلوده کننده ترین رشته فعالیتهای صنعتی در کم آب ترین و خشک ترین مناطق ایران را تصادفی ندانست و گفت: باید پرسید ما با خودمان چه می کنیم!؟ آنقدر مسائل تکان دهنده در این زمینه وجود دارد که حیرت می کنیم که اولویت را به کدام بدهیم، به این دلیل که ما دچار شوک، آنومی و خودتخریبی شده ایم. ما باید اینها را بفهمیم، جدی بگیریم و مسیر را از ادا درآوردن و شعارهای توخالی دادن و تلاش بی برنامه برای اداره کشور، تغییر دهیم.

    این اقتصاددان تاکید کرد: روزنامه های مورخ یازده فروردین ۱۳۹۶، از قول وزیر وقت صنعت، معدن و تجارت نوشتند ما در زنجیره تولید فولاد در کشور ۱۱۰ میلیون تن مجوز راکد و ۶۵ میلیون تن مجوز با سرنوشت نامعلوم داریم. فهمتان را از آنومی متنوع کنید. با وجود این تمام مسئولان نظام، با یک برادر سرمایه گذار پشت در معاون معدنی من نشسته اند تا باز هم مجوزهای جدید بگیرد. آیا یکی نباید بپرسد این چه کشت زاری است که این میزان مسابقه در آن وجود دارد!؟ چگونه است که این مسابقه که از آن فقر، فلاکت، اضمحلال و تهدید اصل بقا بیرون می آید، همچنان استمرار پیدا می کند!؟

    قواعد حکمرانی بی‌اثر شده‌اند، مگر در خدمت مافیا

    به گفته مومنی؛ از دریچه اقتصاد سیاسی، با شوک آغاز کردیم، دچار آنومی شدیم و اکنون وارد مرحله خودتخریبی شده ایم. یکی از نشانه های خودتخریبی، حاکمیت زدایی از حکومت به دست حکومت است. عزیزان با همه ملاحظه ها در حسن نیت، به طرز غیرمتعارفی، از بازارهای پول، کالا، سرمایه، کار و ارز در ایران به دست خود، از خودشان حاکمیت زدایی می کنند. به دست خودشان کاری می کنند که قاعده گذاری هایی که می کنند، هیچ ترتیب اثر عملی نداشته باشد، مگر اینکه در خدمت مافیاها باشد.

    وی افزود: گزارشهای رسمی می گوید ۵۸ درصد بازار کار ایران، بازار غیررسمی است. بازاری که در آن قاعده گذاریهای حکومت، هیچ تاثیر و نفوذی ندارد. در این سرزمین گرامی، گزارشهای رسمی، همیشه بنا به تعریف، محافظه کارانه ترین و خوشبینانه ترین برآوردها را ارائه می دهد.  مطالعه های معتبر داخلی و بین المللی برآورد تا ۸۵ درصد هم دارند. یعنی حاکمیت زدایی از حکومت به دست خودش! بعد عزیزان می گویند برویم پروژه نفوذ را پیگیری کنیم! می گویم شما با این شیرین کاریهایی که بلدی، اصلا به نفوذ نیازی ندارید.

    به سمت پدیده درونی شدن وابستگی در حال حرکت هستیم

    مومنی با بیان اینکه ما به سمت پدیده درونی شدن وابستگی در حال حرکت هستیم، ضمن تاکید بر ضرورت توجه به مسائل ایران در پیوند با اقتصاد سیاسی و اقتصاد سیاسی بین المللی، اظهارداشت: در حیطه اقتصاد در زمینه های کلیدی، تصمیم گیریهایی که اتخاذ می شود، ریشه تولید فناورانه و اشتغال فناورانه در ایران را می سوزاند و ایران را تبدیل به جولانگاه مافیای واردات کرده است. روندهای مشکوک وابستگی ذلت آور ایران به واردات، نتیجه قهری ضربه های مهلکی است که به بنیه تولی فناورانه به طور روزمره وارد می شود. در حالی که مطالعه های ما نشان می دهد برای نجات ایران، هیچ عنصری به اندازه عادلانه کردن توزیع قدرت و بازکردن راه برای مشارکت موثر مردم در سرنوشت سیاسی و اقتصادی شان وجود ندارد.

    یکدست شدن حکومت؛ نابرابرسازی ناموجه توزیع قدرت و بستن باب ورود شایستگان غیرخودی

    وی ضمن انتقاد از ایجاد مفهومی با عنوان «یکدست شدن حکومت» در ایران، آن را به معنای نابرابرسازی ناموجه توزیع قدرت و بستن باب ورود شایستگان غیرخودی دانست و گفت: در هر دوره ای که ما در دو دهه گذشته بیشتر به سمت این مناسبات حرکت کردیم، مستند به گزارشهای رسمی، بی سابقه ترین سقوط در بنیه تولید ملی و شاخص رابطه مبادله و گسترده ترین و عمیق ترین فسادهای ملی و بی سابقه ترین نابرابریهای ناموجه و مهلک ترین ضربه ها به کیفیت محیط زیست ایران در این دو دوره اتفاق افتاده است.

    راه نجات ایران، از ارتقای بنیه تولید فناورانه و افزایش ظرفیت اشتغال مولد می گذرد

    مومنی ادامه داد: متداول ترین ابزار برای سنجش اقتصاد ایران، سند لایحه بودجه دولت است. راه نجات ایران، از ارتقای بنیه تولید فناورانه و افزایش ظرفیت اشتغال مولد می گذرد. در سند لایحه بودجه ۱۴۰۴، بر اساس گزارشهای رسمی پرشمار، به صراحت هیچ تمهیدی برای برطرف کردن هیچ یک از موانع موجود بر سر راه تولیدکنندگان مشاهده نمی شود، اما چندین خطای سیاستگذاری فاحش که ضربه های مهلک به توان تولیدی کشور می زند، دراین سند پیش بینی شده است.

     در سایه شوک‌درمانی، سیاست واردات به ابزار اضمحلال بدل شده است /  اگر نشنویم، هم بقاء سرزمینی تهدید می‌شود، هم جمعیتی

    وی یادآورشد: فقط در دوره ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳، ما بی سابقه ترین و مشکوک ترین جهتگیریهای سیاستگذاری درباره واردات را شاهد هستیم. الگویی که در آن، مهلک ترین ضربه ها به رفاه مردم، بنیه تولید کشور و ظرفیتهای اشتغال زایی مولد کشور می خورد اما رونق بی سابقه ای برای مافیاها باز می کند. همه اینها می گویند آنچه که در سایه شوک درمانی کاشته اید، ما را به مسیر اضمحلال می برد. پیش بینی قدرت پیشگیری به ما می دهد و ما هنوز مجال داریم این ریل سیاستگذاری را تغییر دهیم، صمیمانه و خاضعانه به آنها که باید متوجه شوند و بشنوند می گویند اگر این خطاها استمرار داشته باشد، هم اصل بقای اکولوژیکی ایران بیش از گذشته تهدید می شود و هم اصل بقای جمعیت شناختی ما و هم تمامیت ارضی ما تهدید می شود. پیش بینی می کنیم تا قدرت پیشگیری به دست آوریم و انشالله قوه عاقله کشور ما این تذکرات مشفقانه را جدی بگیرد.

  • با این همه خطای سیاست‌گذاری، چه نیازی به جریان نفوذ هست؟! / ما گرفتار شوک، دچار آنومی و در آستانه خودتخریبی جمعی قرار گرفته‌ایم

    با این همه خطای سیاست‌گذاری، چه نیازی به جریان نفوذ هست؟! / ما گرفتار شوک، دچار آنومی و در آستانه خودتخریبی جمعی قرار گرفته‌ایم

    به گزارش اقتصادران، فرشاد مؤمنی، ظهر امروز پنجشنبه ۲۵ اردیبهشت در همایش بررسی چشم‌انداز اقتصادی و سیاسی ایران که در اتاق بازرگانی اصفهان برگزار شد، اظهار کرد: واقعیت این است که شرایط کنونی، با انبوهی از چالش‌ها و مشکلات درهم‌تنیده روبه‌رو است. بحران‌ها و چالش‌هایی که نه‌تنها پرشمارند، بلکه پیوندها و هم‌افزایی میان آن‌ها نیز روزبه‌روز پیچیده‌تر می‌شود. در چنین وضعیتی، هرچه گفت‌وگو و واکاوی درباره خاستگاه این گرفتاری‌ها و سازوکارهای تولید انباشت‌شده‌ی بحران‌ها افزایش یابد، امید به اصلاح و بهبود نیز بیشتر خواهد شد.

    عادت کرده‌ایم که با تکرار مصائب، تنها به ذکر مصیبت بسنده کنیم

    وی افزود: در مسیر شناخت علمی این مسائل، نخستین گام دستیابی به تصویری واقع‌گرایانه از وضعیت است؛ تصویری که بتواند با پرهیز از اغراق و انکار، چشم‌انداز روشنی از موقعیت کنونی ترسیم کند. پس از آن، نیازمند تحلیلی مبتنی‌بر یک چارچوب نظری منسجم هستیم که بتواند به‌دقت نشان دهد هر یک از این مسائل، زاده‌ کدام متغیرهاست، با کدام عوامل پیوند دارد و از کدام بی‌ارتباط است. تنها از دل چنین تحلیلی می‌توان تجویزهای عالمانه و مؤثر برای اصلاح امور ارائه کرد، اما دریغ که در شرایط امروز، به نوعی عادت کرده‌ایم که با تکرار مصائب، تنها به ذکر مصیبت بسنده کنیم. حال آنکه اگر تن به قاعده‌ علم بسپاریم و آن را در فرایند تصمیم‌سازی و تخصیص منابع وارد کنیم، نه‌تنها می‌توانیم علل این وضعیت را درک کنیم، بلکه راه برون‌رفت از آن را نیز خواهیم یافت. در این مسیر، آنچه حیاتی و تعیین‌کننده است، یافتن مسیرهای درست و سازنده است.

    این استاد اقتصاد بیان کرد: اندیشمندان برجسته‌ توسعه، همواره تأکید کرده‌اند که نقطه‌ عزیمت، به بنیان اندیشه‌ورزی بازمی‌گردد. یکی از بزرگ‌ترین متفکران این حوزه، سخنی نغز دارد: «رقابت میان کشورها و بنگاه‌ها، در حقیقت صورت‌بندی عینی رقابت میان اندیشه‌هاست.» به تعبیر دیگر، اگر خواستیم بدانیم چرا اوضاع به گونه‌ای خاص درآمده یا چرا در مسیری خاص پیش نمی‌رود، باید از زاویه‌ میزان و کیفیت اندیشه‌ای که در آن جامعه پرورده یا سوزانده شده است، به مسئله بنگریم. این خود، درسی سترگ است؛ به‌جای آن‌که همواره در پی یافتن مقصر و افکندن تقصیر بر دوش دیگری، چه خارجی و چه داخلی باشیم، نخست باید از درِ اندیشه وارد شویم؛ از همان جایی که سرچشمه‌ توان یا ناتوانی ملت‌هاست.

     «زور علم» به‌جای «زور رانت» و «قبیله‌گرایی»

    مومنی با بیان اینکه روند نزولی «رابطه‌ مبادله» همچنان ادامه دارد و این استمرار، خود نشانه‌ای روشن از بی‌سامانی ساختاری در اقتصاد کشور است، ادامه داد: حقیقت آن است که اگر اندکی نظم، تدبیر و حساب‌وکتاب در کار بود، اگر تصمیم‌گیری‌ها از شالوده‌ای خردمندانه و علمی برخوردار بود، چگونه ممکن بود در تمام این سال‌ها که شعاع‌های مقاومتی و توسعه‌ای تعریف و اعلام می‌شدند، چنین سقوطی رخ دهد و نهادهای نظارتی حتی اشاره‌ای جدی به آن نکنند؟ پس باید پرسید: اگر واقعاً قرار است بهبود و اصلاحی در وضعیت کشور پدید آید، امیدبخش‌ترین وجه ماجرا آن است که این مسائل، در تسخیر علم و در قاب دانش قابل تحلیل و حل‌وفصل‌اند؛ یعنی اگر در فرآیندهای تصمیم‌گیری و تخصیص منابع، جای «زور رانت» و «قبیله‌گرایی» را «زور علم» بگیرد، آنگاه بسیاری از این مسائل قابل حل خواهند بود.

    وی گفت: امروز، روز بزرگداشت فردوسی است؛ روزی که باید با اراده و غیرتی راسخ، پیام آن حکیم سترگ را در جان بنشانیم: «دریغ است ایران که ویران شود». آیا سزاوار است کشوری با این همه منابع انسانی و مادی، در چنین وضعیتی قرار گیرد؟

    این عضوت هیئت علمی دانشگاه علامه طباطیایی افزود: از منظر تحلیلی، در حوزه‌ مطالعات توسعه گفته می‌شود که برای تبیین روندهای زوال در یک کشور، هیچ پدیده‌ای به اندازه‌ «سیاست شوک‌درمانی» قدرت تبیین ندارد. به نظر من این سیاست که پس از پایان جنگ، به‌عنوان راهبرد غالب اقتصادی برگزیده شد، کمر اقتصاد را شکست. تمرکز من در این‌جا بر جنبه‌ اقتصادیِ موضوع است تا نشان دهم که این زوال چگونه رقم خورد، اما باید اذعان کرد که از منظر سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نیز اوضاع، اگر بدتر از اقتصاد نباشد، بهتر هم نیست؛ چراکه این حوزه‌ها از یکدیگر تفکیک‌پذیر نیستند. در ادبیات نظری توسعه گفته می‌شود که جامعه‌ای که به‌طور پیوسته در معرض شوک قرار می‌گیرد، دچار سرگشتگی، تحیّر، بلاتکلیفی و گم‌گشتگی جهت می‌شود. چنین جامعه‌ای، بنا به تعریف، دچار «آنومی» یا بی‌هنجاری می‌گردد و مرحله‌ بعد از آنومی، «خودتخریبی» است.

    رئیس مؤسسه دین و اقتصاد بیان کرد: غم‌انگیز است که در شرایط سرمایه‌گذاری، اما هم‌زمان با قطع برق، مهلک‌ترین ضربات را بر پیکر تولید وارد شود. به‌صورت تلگرافی اشاره می‌کنم که پس از جنگ، در مقطعی خاص، در فرایندهایی فریبکارانه و رانت‌محور، امکان نظارت مجلس و جامعه‌ی مدنی بر فرایندهای مربوط به انرژی از میان رفت. همه‌چیز مستند است؛ فقط کافی است نگاه کنید که چگونه مسیری رانتی و پنهان‌کارانه، تحت لوای «پیچیدگی مسائل حوزه‌ انرژی»، اتخاذ شد. گفتند که این مسائل آن‌چنان پیچیده‌اند که نمایندگان مجلس که بسیاری از ایشان در این زمینه تخصصی ندارند نباید وقت‌شان صرف چنین موضوعاتی شود. به همین دلیل، با توجیهاتی ظاهراً فنی، شفافیت از حوزه‌ انرژی زدوده شد. مقرر شد که سالانه ۱۴/۵ درصد از عایدات ارزی به شرکت نفت اختصاص یابد، با این تعهد که زمان مجلس تلف نشود و در عوض، هیچ اخلالی در سرمایه‌گذاری‌های لازم و تأمین انرژی رخ ندهد، اما چه رخ داد؟ در ۱۴۰۱، وزیر وقت نفت، هشدار داد که اگر ظرف هشت سال آینده ۲۴۰ میلیارد دلار در حوزه‌ نفت و گاز سرمایه‌گذاری نشود، کشور حتی برای تأمین نیازهای داخلی خود، نیازمند واردات خواهد شد؛ و صادرات انرژی نیز عملاً منتفی خواهد شد. در ادامه، مسئول صندوق توسعه‌ ملی نیز اعلام کرد که نه‌تنها آن ۱۴/۵ درصد سالانه پرداخت شده، بلکه دولت حتی حدود یک میلیارد دلار هم از صندوق، وام دریافت کرده است. حالا همان دولت از ما می‌خواهد که ۲۴۰ میلیارد دلار دیگر در طول هشت سال آینده تأمین کنیم.

    وی افزود: پرسش‌های متعددی قابل طرح است، با این همه منابع ارزی چه کرده‌ایم؟ چگونه است که امروز حتی از پس نیازهای جاری نیز برنمی‌آییم؟ این‌همه نیاز سرمایه‌گذاری از کجا آمده است؟ چرا هیچ گزارشی، هیچ بررسی مستقلی، به‌طور رسمی درباره‌ آنچه رخ داده ارائه نمی‌شود؟ ناترازی یعنی چه؟ ناترازی یعنی آنکه شما با دو عدد کلان سروکار داشته باشید، اما نسبت به جزئیات آن بی‌خبر بمانید. یعنی نفهمید که چگونه به این وضعیت گرفتار آمده‌ایم. یعنی کور باشیم نسبت به مسیرهای پر از فساد و ناکارآمدی که ما را به این نقطه رسانده‌اند و این، همان زنجیره‌ زوال است که باید آن را با نگاهی علمی، دقیق، شجاعانه و شفاف تحلیل و درمان کرد.

    «شوک‌درمانی» عامل تحولات ویرانگر توسعه‌زدایی در ایران

    مؤمنی اضافه کرد: هیچ مفهومی به اندازه‌ «شوک‌درمانی» به‌عنوان سیاست غالب طی سه‌ونیم دهه‌ گذشته، توان توضیح تحولات ویرانگر توسعه‌زدایی در ایران را ندارد. همان‌گونه که اصطلاح «ناترازی بانکی» نیز در خود، نوعی ساده‌سازی عوام‌فریبانه از بحران‌های عمیق ساختاری را نهفته دارد. آیا می‌توان مسائل چندبُعدی، پیچیده و سرنوشت‌ساز کشور را با چرتکه‌اندازی و تقلیل آن‌ها به «ناترازی» توضیح داد؟ به‌راستی آیا ما به جایی رسیده‌ایم که تمام مسئله این باشد که «چگونه این عدد را به آن عدد برسانیم» بی‌آنکه دریابیم چرا و چگونه کار به اینجا کشیده است؟

    وی افزود: گر واقعاً قرار باشد مبنای تصمیم‌گیری‌ها «خرد»، «دانایی» و «علم» باشد، به‌راحتی می‌توان دریافت که منشاء این همه بحران چیست و آن‌گاه همین «فهم»، خود منشأ امید خواهد بود. در همین ماجرای به‌اصطلاح «ناترازی» روشن می‌شود که وقتی رانتی‌ترین بخش‌های درآمدی، تحت عناوینی فریبنده و با توجیهاتی مبهم، از مسیر شفافیت و نظارت بیرون رانده می‌شوند، کشوری که از قاعده به حاشیه کشیده می‌شود، دیگر نه‌تنها توان تولیدش آسیب می‌بیند، بلکه بعضا ساختارهایش هم تضعیف می‌شود. تنها راه نجات، بازگشت به مسیر شفافیت، خرد و دانایی است. اگر این مسیر انتخاب شود، هم علتِ وضع موجود قابل فهم خواهد شد، و هم راه‌حل‌های برون‌رفت، قابل طراحی. برای نمونه، در اردیبهشت ۱۴۰۰، کمیسیون اقتصادی مجلس گزارشی منتشر کرد که در آن آمده بود کشور وارد تجربه‌ «خصوصی‌سازی بانکی» شده است. بر پایه این گزارش، از ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۹؛ یعنی در دوره‌ای که ریشه‌های گرفتاری‌های ساختاری و نهادی در اقتصاد ایران پاگرفته بود، ناگهان پدیده بانک خصوصی سر برآورد. در این بازه‌ ۲۰ ساله، در حالی که تولید ناخالص داخلی تنها ۳۶ درصد رشد کرده، حجم نقدینگی رشد حیرت‌آوری داشته است.

    ظهور بانک‌های خصوصی و افت زندگی ایرانیان

    این اقتصاددان اظهار کرد: این ارقام نه‌تنها گویای یک «ناترازی» عددی، بلکه نشانگر شکافی ژرف میان «بنیه‌ تولید ملی» و «قدرت خلق تقاضا از هیچ» توسط بانک‌های خصوصی است. مطابق گزارش رسمی مجلس، قدرت خلق نقدینگی توسط بانک‌های خصوصی، بیش از شش برابر بانک مرکزی بوده است. تفاوت میان این دو، اما در یک نکته‌ کلیدی نهفته است؛ بانک مرکزی، ولو با همه‌ ایراداتش، زیر قیود و نظارت‌هایی قرار دارد، اما بانک‌های خصوصی، فارغ از این محدودیت‌ها، به خلق پول دست می‌زنند. شرح و جزئیات این روند، به وضوح نشان می‌دهد که چگونه، از لحظه‌ای که بانک‌های خصوصی در ایران فعال شدند، ما با بی‌سابقه‌ترین جهش‌ها در نرخ ارز، طلا، اجاره و قیمت‌های معیشتی روبه‌رو شدیم؛ و کیفیت زندگی ایرانیان به شدت افت کرد.

    بانک‌های خصوصی و «سوداگری خشن در عرصه‌ نیازهای اساسی مردم»

    مؤمنی ادامه داد: من در گفت‌وگویی در سال گذشته، به گزارشی از مرکز پژوهش‌های مجلس استناد کردم که به‌صراحت می‌گوید در برخی ماه‌های ۱۴۰۲، تنها یک بانک خصوصی، عامل ۵۲ درصد از رشد پایه پولی کشور بوده است! رشد پایه پولی که بدون پشتوانه‌ تولید و به اتکای مناسبات رانتی اتفاق می‌افتد، طبیعتاً تورمی بی‌امان را به کل جامعه تحمیل می‌کند؛ تورمی که اثراتش، بی‌رحمانه، گریبانگیر ۸۵ میلیون ایرانی می‌شود. واقعیت آن است که بانک‌های خصوصی، بازی اقتصاد را از یک «بازی معطوف به تولید» به یک «سوداگری خشن در عرصه‌ نیازهای اساسی مردم» تبدیل کرده‌اند. این دیگر صرفاً یک تحلیل رادیکال نیست؛ این گزاره‌ها برگرفته از گزارش رسمی کمیسیون اقتصادی مجلس است. حال پرسش اصلی این است، از زمانی که این خطای سیاستی عظیم یعنی میدان دادن به بانک‌های خصوصی، شناسایی و برملا شد، چه تغییری در رفتار تصمیم‌گیران حاصل شد؟ هیچ.

    وی افزود: شوک‌درمانی، بنیه‌ یادگیری در نظام تصمیم‌گیری‌های اساسی را نابود کرده است. ما اگر به بیماری اذعان کنیم، راه درمان نیز یافت خواهد شد،  اما تا زمانی که به جای پذیرش واقعیت، هر روز با عنوانی جدید یک‌بار تغییر نرخ ارز، یک‌بار سکه، یک‌بار بنزین، یک‌بار گاز کشور را در حالت مداوم بحران نگه می‌داریم، راهی به‌سوی توسعه گشوده نخواهد شد.

    نهاد علم، مظلوم و بی‌پناه مانده است

    استاد دانشگاه علامه طباطبایی اظهار کرد: در این سال‌ها، هرگاه رئیس‌جمهوری بر سر کار آمده، ما در «شاخه اقتصاد فرهنگستان علوم» با احترام به او اعلام کرده‌ایم که آمادگی داریم، بدون هیچ هزینه‌ای و صرفاً به انگیزه‌ی ملی، سیاست‌های کلیدی اقتصادی دولت را پیش از اجرا ارزیابی علمی کنیم. نهاد علم، این‌گونه مظلوم و بی‌پناه مانده است که حتی این اعلام آمادگی نیز، در بهترین حالت، با استقبال لفظی روبه‌رو شده و در عمل، برخی «آن کار دیگر» کرده‌اند. ساختار سیاسی امروز ما، به‌گونه‌ای تنظیم شده که دیگر حتی توان تشخیص عوامل تهدیدکننده را نیز از کف داده است. باید هشدار دهد که معیارهای صوری و غیرشفاف برای انتخاب یا حذف افراد، جامعه را به ورطه‌ای کشانده که در آن، نه تنها منافع مردم، بلکه آینده ایران را نیز به مخاطره می‌اندازد.

    مؤمنی اضافه کرد: گزارشی که تاکنون از انتشار آن خودداری کرده‌ام، «روندهای مشکوک در اداره اقتصاد ایران» است؛ گزارشی مستند به داده‌ها و منابع رسمی کشور. در آنجا، به‌صراحت آورده‌ام که اگر حتی برخی مسئولان ذره‌ای دغدغه مردم، تمامیت ارضی یا آینده ایران را نداشته باشد، اما صرفاً دغدغه بقا و استمرار قدرت خویش را داشته باشد، باید به برخی اقدامات دست بزنند و از برخی امور پرهیز کنند، اما آنچه در عمل رخ داده، دقیقاً وارونه این مسیر بوده و اینجاست که نام روندهای مشکوک توجیه‌پذیر می‌شود. من از دریچه این نگاه آسیب‌شناسانه و با تکیه بر مفاهیم اقتصاد سیاسی توسعه، می‌توانم تنها در یک جلسه فشرده و یک‌ونیم ساعته، به‌وضوح نشان دهم که کشوری با رشد تولید ۳۶ درصدی در طول ۲۰ سال، اما با رشد ۱۰۲۵۰ درصدی در نقدینگی و خلق تقاضا، در معرض چه سطحی از مشکل و بحران قرار گرفته است و البته موضوع فقط به این مثال خلاصه نمی‌شود؛ در تمامی عرصه‌های حیاتی، می‌توان نشانه‌های رفتارهای آنومیک را یافت. فراتر از آن، اکنون نشانه‌های ورود به مرحله‌ای خطرناک‌تر از آنومی؛ یعنی خودتخریبی، به چشم می‌خورد.

    وی گفت: امروز، ما در حالی پیچیده‌ترین وضعیت اقتصاد سیاسی بین‌الملل را تجربه می‌کنیم که درک و تحلیل ساختاری و راهبردی از آن، می‌تواند تضمین‌کننده بقای کشور باشد، اما ذهن برخی سیاست‌گذاران ما گرفتار روزمرگی و برخی مسائل حاشیه‌ای‌ است.

    این اقتصاددان ادامه داد: در دور پیشین انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا، حکومت عربستان سعودی با درک هوشمندانه از موقعیت ژئوپلیتیک منطقه، در واکنش به رقابت هژمونیک آمریکا و چین، کوشید امنیت بقای خود را تثبیت کند. آنان با پرداخت رشوه، ترتیب دادند که نخستین سفر خارجی رئیس‌جمهور جدید آمریکا، به عربستان باشد. سپس در همان سفر، قراردادهایی به ارزش ۵۰۰ میلیارد دلار منعقد که بنابر افشاهای رسمی، بالغ بر ۱۴۵۰ میلیارد دلار از آن صرف امور نظامی شد.

    اکثر تحلیل‌گران ایرانی، صرفاً بر بخش نظامی این قرارداد متمرکز شدند، اما از منظر اقتصاد سیاسی توسعه، اهمیت آن ۳۵۰ یا ۳۶۰ میلیارد دلاری که در سایر زمینه‌ها هزینه شد، به مراتب برای امنیت اقتصادی و آینده ایران سرنوشت‌سازتر بود. چرا؟ زیرا آن بخش دقیقاً بر عقیم‌سازی ظرفیت‌های ارزی اقتصاد ایران متمرکز شده بود. با این‌حال، به دلیل شوک‌درمانی و وضعیت آنومیک حاکم، توجه افکار عمومی و نهاد تصمیم‌گیری کشور، از اولویت‌های حیاتی به انحرافات سطحی و فرعی سوق داده شده است؛ چنان‌که به جای تمرکز بر تهدیدهای واقعی، ذهنشان مشغول مسائل حاشیه‌ای می‌شود. در همین حال، شاهد بودیم که با انتخاب دوباره ترامپ، ولیعهد عربستان به‌سرعت وارد عمل شد و در فرایندی که شرح آن مجال دیگری می‌طلبد، اعلام آمادگی برای انعقاد قراردادهای جدیدی تا سقف ۶۰۰ میلیارد دلار کرد. تنها دو هفته بعد، ترامپ در میان کلمات آشفته‌اش، صریحاً گفت: «پیشنهاد قرارداد زیر هزار میلیارد دلار برای ما جذابیتی ندارد.» اکنون باید از خود بپرسیم: آیا این مناسبات بی‌ارتباط با سرنوشت اقتصادی ماست؟ قطعاً نه.

    مؤمنی اضافه کرد: باید بپذیریم که خرد و دانایی، چیزی فراتر از حسن نیت است. آنچه امروز نیاز داریم، اتکای کامل به خرد جمعی و تخصصی است و این تنها راه بازگشت به مسیر توسعه و بقاء است. بیایید به‌جای تداوم شوک‌درمانی‌های بی‌فرجام، لحظه‌ای درنگ کنیم؛ آیا تصادفی‌ست که در همه حوزه‌ها با بحران مواجه‌ایم؟ یا اینکه بنیان برخی سیاست‌گذاری ما، چنان تهی از تحلیل علمی و تجربه‌گرایانه شده که دیگر حتی توان پیش‌بینی تبعات اقدامات خود را نیز از دست داده‌ایم؟ بازگشت به دانایی، به شفافیت، به مشورت‌پذیری و به مشارکت نخبگان، نه صرفاً یک انتخاب، بلکه یگانه مسیر نجات است.

    وی افزود: در ساختار برخی مناسبات رانتی حاکم بر اقتصاد ایران، یکی از نمودهای بارز انحراف، استقرار آلوده‌ترین و آسیب‌زاترین فعالیت‌های صنعتی در خشک‌ترین و کم‌آب‌ترین مناطق کشور است؛ آن‌چنان که اگر مجال سخن گسترده‌تر بود، می‌توانستم نمونه‌هایی برشمارم که شنیدن آن‌ها به‌راستی هوش از سر می‌برد. این حجم از مصادیق تکان‌دهنده، آن‌چنان فراوان است که انتخاب اولویت‌ها برای طرح، خود به مسئله‌ای دشوار بدل شده، چرا چنین است؟ زیرا ما گرفتار شوک، دچار آنومی و در مرحله‌ای خطرناک‌تر، در آستانه خودتخریبی جمعی قرار گرفته‌ایم و تنها در صورتی می‌توانیم از این وضعیت رهایی یابیم که این روندها را به‌درستی بشناسیم، آن‌ها را جدی بگیریم و مسیر سیاست‌گذاری را از رفتارهای نمایشی، شعارهای توخالی و بی‌برنامه‌گی‌های پرهزینه، به تدبیر و آگاهی راهبردی تغییر دهیم.

    در همین راستا روزنامه‌های مورخ یازدهم بهمن‌ ۱۳۹۶، به‌نقل از وزیر وقت صنعت، معدن و تجارت، نوشتند: «در زنجیره تولید فولاد کشور، ۱۱۰ میلیون تن مجوز راکد و ۶۵ میلیون تن مجوز با سرنوشت نامعلوم صادر شده است.» این ارقام، نه از سوی منتقدان بیرونی، بلکه از سوی خود وزیر مسئول اعلام شده‌اند، اما عمق فاجعه در ادامه سخنان اوست که می‌گوید: «با وجود این حجم از مجوزهای راکد و بلاتکلیف، تمام مسئولان نظام با یک سرمایه‌گذار خاص همراه شده‌اند و پشت درِ دفتر معاون معدنی من صف کشیده‌اند تا باز هم مجوزهای جدید دریافت کنند.» آیا نباید پرسید که این چه کشتزاری‌ است که چنین مسابقه‌ای در آن شکل گرفته است؟ مسابقه‌ای که نه برای آبادانی، بلکه برای غارت منابع، گسترش نابرابری و تهدید بنیان‌های بقاء در ایران برگزار می‌شود؟ اگر این وضعیت را به‌درستی فهم کنیم، درمی‌یابیم که برخی ساختارها از مرحله «شوک» گذشته، وارد «آنومی» شده و اکنون نشانه‌هایی از ورود به «خودتخریبی» را نشان می‌دهد. در وابقع براساس برخی تصمیمات، عملاً نفوذ و اقتدار قاعده‌گذاری را از خود سلب کرده و آن را به سود مافیاها واگذار می‌کنیم. به‌عنوان مثال، در بازار کار ایران، گزارش‌های رسمی اعلام می‌کنند که حدود ۵۸ درصد این بازار، غیررسمی است؛ یعنی بیش از نیمی از بازار، خارج از شمول مقررات قانونی عمل می‌کند. این در حالی‌ است که بررسی‌های مستقل و پژوهش‌های داخلی و بین‌المللی، رقم واقعی را تا ۸۵ درصد نیز برآورد کرده‌اند. این یعنی نهاد دولت، اقتدار خود را در مهم‌ترین بازارهای اقتصاد کشور از دست داده است.

    راه نجات ایران، عادلانه کردن توزیع قدرت و گشودن مسیر مشارکت مؤثر مردم است

    رئیس مؤسسه دین و لقتصاد بیان کرد: در چنین شرایطی، هرگاه انتقادی مطرح می‌شود، برخی از مقامات سخن از «پروژه نفوذ» به میان می‌آورند. حال آن‌که باید پرسید با این همه خطای سیاست‌گذاری، آیا اصلاً نیازی به نفوذ خارجی باقی می‌ماند؟ عملکرد فعلی و برخی تصمیم‌گیری، به‌تنهایی برای بر باد دادن ظرفیت‌های ملی کفایت می‌کند. واقعیت این است که ما در حال حرکت به‌سوی پدیده‌ای هستیم که در ادبیات توسعه به آن «درونی‌سازی وابستگی» می‌گویند. هم‌اکنون در حوزه‌های کلیدی اقتصاد، تصمیماتی اتخاذ می‌شود که ریشه تولید فناورانه، اشتغال مولد و استقلال اقتصادی را می‌سوزاند و عرصه را برای مافیای واردات گسترده‌تر می‌سازد. از همین زاویه، به‌روشنی می‌توان دریافت که فهم وضعیت ایران، صرفاً از منظر اقتصادی ممکن نیست؛ بلکه باید آن را در بستر اقتصاد سیاسی و تحولات ژئوپلیتیک بین‌المللی تحلیل کرد و بر پایه یافته‌های ما، تنها راه نجات ایران، عادلانه کردن توزیع قدرت و گشودن مسیر مشارکت مؤثر مردم در سرنوشت سیاسی و اقتصادی‌شان است. در دو دهه اخیر، مفهومی به نام «یک‌دست‌سازی حکومت» در ایران مطرح شد که به‌معنای نابرابر ساختن توزیع قدرت، بستن راه ورود شایستگان غیرخودی و محدود کردن دامنه رقابت در عرصه حکمرانی است. بررسی‌های نشان می‌دهد که در دوره‌هایی که این یک‌دست‌سازی شدت یافته، چند اتفاق بی‌سابقه نیز رخ داده است.

    مؤمنی تأکید کرد: متداول‌ترین ابزار برای تحلیل چشم‌انداز اقتصادی کشور، نه قانون بودجه، بلکه لایحه بودجه است. چراکه این سند، پیش‌نویس نیت‌نامه‌ حکمرانی اقتصادی است و از منظر اقتصاد سیاسی، افق‌های تصمیم‌گیری را آشکار می‌سازد. بررسی اجمالی لایحه بودجه ۱۴۰۴، براساس گزارش‌های رسمی مرکز پژوهش‌های مجلس و اتاق بازرگانی ایران، نشان می‌دهد که در این سند، هیچ تمهیدی برای رفع موانع تولید وجود ندارد و در مقابل، خطاهای سیاست‌گذاری متعددی پیش‌بینی شده است که به تولید ملی ضربه می‌زند و مافیای واردات را منتفع می‌کند. تحلیل‌هایی که من برای دوره ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ انجام داده‌ام، گواه آن است که در این بازه، جهت‌گیری‌های سیاست‌گذاری در عرصه تجارت خارجی، نه‌تنها رفاه مردم را کاهش داده، بلکه تولید و اشتغال مولد را تضعیف و فرصت‌های اقتصادی را به کام گروه‌های ذی‌نفوذ کرده است. همه این شواهد و هشدارها در نهایت یک پیام روشن دارد که اگر مسیر سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری‌های مسئولان تغییر نکند، اصل بقای اکولوژیک، جمعیت‌شناختی و تمامیت سرزمینی ایران در معرض تهدید جدی قرار خواهد گرفت. ما باید از پیش‌بینی‌ها، قدرت پیشگیری بسازیم. و امیدوار باشیم که مسئولان ما، این تذکرات مشفقانه را جدی بگیرند.

  • عدالت با تورم!؟ این فقط به نفع مافیاهاست! / به اسم اینکه می‌خواهیم با قاچاق مبارزه کنیم شوک قیمتی وارد می‌کنند! / به نام عدالت اجتماعی حرفهایی شرم آور می زنند

    عدالت با تورم!؟ این فقط به نفع مافیاهاست! / به اسم اینکه می‌خواهیم با قاچاق مبارزه کنیم شوک قیمتی وارد می‌کنند! / به نام عدالت اجتماعی حرفهایی شرم آور می زنند

    به گزارش اقتصادران، در بستر پرچالش توسعه‌ در ایران، پرسش‌های بنیادینی پیرامون رابطه قدرت، عدالت، نابرابری و مردم‌سالاری مطرح می‌شود؛ پرسش‌هایی که پاسخ به آن‌ها مستلزم تحلیل ساختارهای نهادی، سیاست‌های اقتصادی و نقش طبقات ذی‌نفوذ است. دکتر فرشاد مومنی، اقتصاددان و استاد دانشگاه علامه طباطبایی، با رویکردی انتقادی و علمی، یکی از صریح‌ترین و پرنفوذترین صداهایی است که نسبت به پیامدهای نظم رانتی و الگوهای اقتصادی تقلیدی هشدار می‌دهد. او در نشست رونمایی از کتاب «نابرابری و دموکراسی»، ضمن بازاندیشی در باب بنیان‌های توسعه‌نیافتگی و گسترش فقر ساختاری، فرسایش دموکراسی و سلطه مافیای اقتصادی و رسانه‌ای در ایران را مورد توجه قرار داد.

    آنچه در ادامه می‌خوانید، گزارشی از محورهای کلیدی این سخنرانی است:

    دکتر فرشاد مومنی، استاد تمام دانشگاه علامه طباطبایی که در نشست «تکیه بر طبقات اجتماعی یا نخبگان اقتصادی، دشواری های گذار به نظم دموکراتیک در ساختار نهادی کژکارکرد و نابرابرساز» که به بهانه رونمایی از کتاب «نابرابری و دموکراسی» با ترجمه دکتر «فاطمه قابل رحمت»، در موسسه مطالعات دین و اقتصاد سخن می گفت، با بیان اینکه مهم ترین مشخصه مناسبات رانتی در سیاست و اقتصاد این است که بقا و تداومش در یک بستر غیر شفاف امکان پذیر است، اظهارداشت: عنصر بعدی در چارچوب مناسبات رانتی مشارکت زدایی است، در مناسبات رانتی، اصل بر خلاقیت، تولید و بهره مندی به قاعده نیست و الگوی مسلط حذف و ستیز است.

    قبل از آنکه مصرف کننده فراورده‌های مادی کشورهای پیشرفته صنعتی باشیم، مصرف کننده فراورده‌های فکری آنها هستیم

    وی با بیان اینکه ما به عنوان یک کشور توسعه نیافته، قبل از آنکه مصرف کننده فراورده‌های مادی و کالایی کشورهای پیشرفته صنعتی باشیم، مصرف کننده فراورده‌های فکری آنها هستیم، به اهمیت نقش ترجمه اشاره کرد و ادامه داد: وقتی رانت جویان داخلی با قدرت‌های بزرگ بین المللی با هم اشتراک منافع پیدا می‌کنند، در داخل برای تحکیم مناسبات رانتی دائما واقعیت‌ها دستکاری و آدرس‌های غلط داده می‌شود.

    کشورهای توسعه یافته آگاهانه به کشورهای در حال توسعه آدرس‌های عوضی می‌دهند /عدالت در حاشیه، منافع مافیا در صدر: روایت یک فاجعه خاموش

    این استاد دانشگاه به آرای مکتب تاریخی آلمان اشاره کرد که در آن تاکید می شود کشورهای توسعه یافته آگاهانه به کشورهای در حال توسعه آدرس‌های عوضی می‌دهند و برای اینکه آنها این مسیر توسعه را نپیمایند، آنها را گیج می‌کنند، با انتقاد نسبت به اینکه کیفیت دانشگاه ها در ایران بر اساس میزان تقلیدشان از کشورهای پیشرفته صنعتی سنجیده می شود، گفت: ما بسیار نیاز داریم که مباحث بنیادی را جدی بگیریم و در میان مباحث بنیادی و سرنوشت ساز برای توسعه در ایران مسئله نابرابری و بی‌عدالتی و مسئله تن در ندادن ساختار قدرت به ایفای نقش موثر از سوی جامعه، مسئله بسیار ریشه‌دار و تاریخی است. اگر شاقول توسعه در ایران جدی بود، ما بر اساس آن شاقول می‌توانستیم بسنجیم که آن مباحث بنیادی اندیشه‌ای مورد نیاز کشورمان چیست و آنچه که جریان دارد چیست. همه ما کم و بیش با لفظ مافیای رسانه‌ای آشنا هستیم و می‌دانیم بزرگ‌ترین قدرت تبحر این مافیاها این است که مسائل حیاتی کشور را به حاشیه می‌رانند و مسائل اصلی مافیاها را بر صدر می‌نشانند.

    سقوط آزاد استقلال اقتصادی در کمتر از ۲۰ سال

    به گفته مومنی؛ کشوری که در سال ۱۳۸۳ و در کادر سند چشم انداز ۲۰ ساله و برنامه چهارمش، وقتی می‌خواسته رشد ۸ درصدی محقق کند، برآورد سازمان برنامه‌ریزی کشور این بوده که ما با سالی ۱۶٫۵ میلیارد دلار تخصیص ارز می‌توانیم رشد ۸ درصدی محقق کنیم، اکنون بر اساس بعضی از گزارش‌ها آن اتکا به خارج برای تحقق رشد ۸ درصدی از سالی ۱۶٫۵ درصد بر اساس بعضی از برآوردها، به سالی ۲۰۰ میلیارد دلار هم رسیده، آن هم در یک دوره کمتر از دو دهه! و این میزان عمق در وابستگی ذلت آور به دنیای خارج، و اینکه تا امروز در بسیاری از سال‌ها سالانه بیش از ۷۰ میلیارد دلار واردات داشتیم، رشد منفی شدید هم داشتیم، اصلا کسی را برنمی انگیزد.

    حکومت، جامعه علمی و نظام روشنفکری که هوشمند نباشد، بازی می‌خورد / با ژست روشنفکری می‌گویند هر کس راجع به وابستگی حساسیت ایجاد کند، دایی جان ناپلئونی، دچار توهم توطئه شده است

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با انتقاد نسبت به اینکه این مسائل با این شدت اهمیت برای نظام ملی، رسانه‌هایی که تحت نظر این منافع مافیاها هستند را برنمی انگیزاند، و از این جهت آن حکومت، جامعه علمی و نظام روشنفکری که هوشمند نباشد، بازی می‌خورد، اضافه کرد: نباید اینها را دست کم گرفت. اسنادی چند سال پیش منتشر شد که یکی از بنگاه های رانتی – معدنی به ۲۰۰ رسانه پول پرداخت می کرد. اکنون جنگ روانی علیه هر کسی راه انداخته اند که بگوید مسئله حیاتی ما مسئله وابستگی است. چون وابستگی مثل توسعه و استقلال، مفهومی پویاست و در طول زمان عنصر وابستگی هر چقدر که به زمان حال نزدیکتر می شویم هم به غایت پیچیده تر و هم به غایت نامرئی تر می شود و به خاطر دشواری‌های فهم و مشاهده آن کانون‌های اصلی وابستگی، با ژست روشنفکری می‌گویند هر کس راجع به وابستگی حساسیت ایجاد کند، دایی جان ناپلئونی، دچار توهم توطئه شده است. در حالی که متفکران بزرگ توسعه، تاکید کرده اند که اگر کسی واقعیتی به نام توطئه را نادیده بگیرد، متوهم است و توطئه یک واقعیت قطعی است.

    برگزاری انتخابات، تنها مولفه یک نظم دموکراتیک نیست

    مومنی به نمونه هایی از توطئه هایی که در طول تاریخ علیه ایران اجرا شده اشاره کرد و افزود: این تصادفی نیست که مثلاً متفکرهای بزرگ و جریان ساز در تاریخ اندیشه بشری می گویند بر روی کارکردهای انتظاری مفاهیم کلیدی تمرکز کنید؛ در اکثر کشورهای در حال توسعه تا بحث از دموکراسی مطرح می شود، می گویند ما اول دموکرات عالمیم و سالی چند تا انتخابات برگزار می‌کنیم! در حالی که متفکرهای بزرگ می گویند برگزاری انتخابات صرف نظر از اینکه آن انتخابات چگونه برگزار می شود، فقط یکی از آن مولفه هاست که ما را به این سمت هدایت می کند که یک نظمی را دموکرات بدانیم یا خیر و باید ۱۰تا کارکرد دیگر هم وجود داشته باشد، از جمله اینکه در دموکراسی حیاتی‌ترین متغیر کنترلی، این است که به نام دموکراسی آیا باب مشارکت مردم به صورت فعال در فرایندهای تصمیم‌گیری و تخصیص منابع باز می شود یا خیر!و ما می‌بینیم گزارش‌های رسمی، مثلا در سرشماری ها می گویند از دوره‌ای که اجرای برنامه تعدیل ساختاری در ایران آغاز شده تا امروز همواره نزدیک به دو، سوم جمعیت در سنین فعالیت ایران هیچ نقشی در تولید ملی ندارند.

    شوک به قیمتها، تعرض گستاخانه و وقیح به حقوق مالکیت فرودستان / عدالت با تورم!؟ این فقط به نفع مافیاهاست!

    این اقتصاددان با بیان اینکه یک حکومت مردم سالار ظرفیت هوسرانی حکومت به ویژه در کادر سیاست هایی که به حقوق مالکیت فقیران تعرض می کند را به حداقل می رساند، خاطرنشان کرد: شما روزی ۱۰ بار ما را از شوک درمانی با شوک به نرخ ارز و انرژی و بهره می‌ترسانید. تمام اینها تعرض گستاخانه و وقیح به حقوق مالکیت فرودستان است، به این دلیل که تورم زا هستند و تورم برای فرودستان نقش یک جیب بر را بازی و قدرت خرید فقرا را از جیبشان سرقت می کند. چقدر تلخ و گزنده و دردآور است که مثلا یک رئیس جمهوری، که ما به حسن نیت و دلسوزی هم می شناسیمش، بگوید من سیاست تورم زا ایجاد می‌کنم، چون می‌خواهم عدالت برقرار کنم! با اینکه اینها بسیار اهانت آمیز است، اما عزیزان مثل شیر، آن را به زبان جاری می کنند! به این دلیل که منافع مافیایی قدرت، جریان‌سازی فکری دارد و سازمان یافته است. آنها به خوبی ازمنافعشان هم آگاهند و برای تحقق منافعشان هم پول خرج می کنند.

    ۵۲درصد رشد پایه پولی به خاطر فساد یک بانک خصوصی است، اما آب از آب تکان نمی خورد! / بزرگترین شاغول مردم سالاری، عدالت محوری آن است

    مومنی با بیان اینکه فقرا از چنین امکاناتی بهره مند نیستند و به همین خاطر بار مسئولیت دانایان و اهل علم در دفاع از حقوق عمومی در کشورهای در حال توسعه و کشورهای توسعه نیافته رانتی بسیار سنگینرتر است، بی طرفی حکومت نسبت به کلیه شهروندان و کلیه مناطق را دیگر متغیر سنجش دموکراسی برشمرد و تاکید کرد: بزرگترین شاغول مردم سالاری، عدالت محوری آن است. باید صدای اکثریت فاقد قدرت، ثروت، منزلت و صدا و اطلاعات به رسمیت شناخته شود. اگر حکومتی مردم سالار باشد، باید غیرتمندانه در برابر فساد مرزبندی داشته باشد، نه سیاست های فسادزا اتخاذ کند و نه نسبت به فاسدان، نرم و لطیف برخورد کند. به دو تار موی خانمها، آنقدر غیرت می‌ورزید، اما مرکز پژوهش های مجلس گزارش می کند که فقط خلاف قانون های یک بانک خصوصی در یک دوره زمانی، در رشد پایه پولی ۵۲ درصد سهم دارد! اما باز آب از آب تکان نمی خورد!

    برای توجیه شوک به قیمت بنزین، انواع دروغ ها را پخش می کنند

    نجابت مردم، مجوز شوک‌درمانی جدید نیست / زخم‌های شوک ارزی هنوز باز است…

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با یادآوری اینکه دقت و حساسیتی که ابتدای انقلاب در گزینش معلمان به کار گرفته می شد اکنون در مورد انتخاب وزرا به کار گرفته نمی شود، ادامه داد: در تمام دنیا گفته می شود کارگران تولید صنعتی، شرافتمندترین انسان های روی زمین هستند. شما کارگرها را به اعتراض وادار کردید! چرا از این نشانه ها به هوش نمی آیید!؟ این وضعیت پیوندی با منافع خارجی ها دارد. مردم نجیبند و تا آنجا که در توانشان باشد فشارها را تحمل می‌کنند، اما اگر کسی الفبای عدالت را بفهمد، می داند که وقتی طبق گزارش‌های رسمی، برجسته ترین گروه پرکار این جامعه گروه سنی بالای ۶۵ سال است، چقدر شرم آور است.

    مافیای رسانه ای تعیین می کند که مساله اصلی کشور چیست

    به گفته مومنی؛ تعجب آور است که نظام تصمیم‌گیری‌های ما تا این میزان تحت تاثیر مافیای رسانه‌ای است. آنها هستند که تعیین می کنند مساله اصلی کشور چیست و اکنون هم بر قیمت بنزین متمرکز شده اند، چون اینها منافع مافیاها را تامین می کند، ولو اینکه لطمه‌های شدید به زندگی فرودستان وارد آورد. آنها که کار جدی درباره مفهوم مردم سالاری کردند می گویند حواستان باشد که پایداری دموکراسی به عدالت اجتماعی وابسته است، نه به بنیادگرایی بازار. بین عدالت اجتماعی و مردم سالاری در هم تنیدگی و هم راستایی تمام عیار وجود دارد. یک نظام مردم سالار به خواسته‌ها و مطالبات و نیازهای اکثریت جمعیت باید توجه بایسته کند و ما اکنون در کادر شوک درمانی منافع اکثریت جمعیت را قربانی یک مشت مثلا تاجرباشی و رانت خوار و رباخوار و قاچاقچی کردیم.

    ابزار مقابله با قاچاق این نیست که ۸۵ میلیون نفر را تنبیه کنید! / به اسم اینکه می‌خواهیم با قاچاق مبارزه کنیم شوک قیمتی وارد می‌کنند!

    استاد گروه برنامه ریزی و توسعه اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی اضافه کرد: هر وقت می خواهند شوک درمانی کنند، هیچ بهانه دیگری که پیدا نمی‌کنند، می‌گویند قاچاق زیاد است! ابزار مقابله با قاچاق این نیست که ۸۵ میلیون نفر را تنبیه کنید! ببینید چرا تمام گزارش‌های رسمی می گویند بیش از ۹۰ درصد قاچاق از مبادی رسمی صورت می‌پذیرد!؟ با کانون اصلی مشکل برخورد کنید. به اسم اینکه ما می‌خواهیم با قاچاق مبارزه کنیم شوک قیمتی وارد می‌کنند!

    می گویید چون اجناس ارزان است، قاچاق می شوند، سهم دستمزد را زیاد کنید تا کالاها گران تر شوند

    وی ادامه داد: شما می گویید که مثلا قاچاق صورت می گیرد، چون اجناس قاچاق در ایران ارزانتر است، تمام مطالعه ها می گوید وحشتناک‌ترین استثمارها در ایران در حق نیروی کار صورت می‌پذیرد. خب در آن اقلامی که قاچاق می شود سهم حقوق و دستمزد را در ساختار هزینه بنگاه هایش سه برابر کنید. چطور اکنون می گویید خط فقر رسما اعلام شده نزدیک به ۲ برابر حداقل دستمزد است. چطور این برایتان شرم آور نیست!؟ اگر قیمت پایین محصولات رانتی – معدنی و نفتی و گازی نیروی محرکه قاچاق است، اگر واقعا صادق هستید، قیمت مزد را بالاتر ببر تا آن کالا از آن طریق گران‌تر شود و انگیزه قاچاق هم از بین برود و نیروی کار هم مرفه تر شود. چرا فقط بلدید شوک قیمتی وارد کنید که مافیاها را چاق‌تر کنید و آنها را بیشتر به جان مردم بیندازید!؟

    به نام عدالت اجتماعی حرفهایی شرم آور می زنند که با بدیهیات اولیه عقلی مغایرت دارد

    مومنی با تاکید بر ضرورت عمیق تر به مفاهیم کلیدی، اظهارداشت: به نام عدالت اجتماعی حرفهایی می زنند که شرم آور است و با بدیهیات اولیه عقلی مغایرت دارد. می گویند سیاست اشتغال زدا و سیاست تورم زا را به نیت عدالت اجتماعی به کار می بریم. بسیار شرم آور و غم انگیز است. چقدر ما باید حواسمان پرت شده باشد که این آدرس‌های عوضی در کشورمان خریدار داشته باشد.

    وقتی به مردم سالاری پشت می کنید، کشور به سمت پس افتادگی و اضمحلال پرتاب می شود

     ادعای رسیدن به مردم سالاری با اجازه عملکرد آزاد به نیروهای بازار، دروغ پرتکرار بزرگ است

    مومنی ادعای رسیدن به مردم سالاری از مسیر اجازه عملکرد آزاد به نیروهای بازار را دروغ پرتکرار بزرگ برشمرد و یادآورشد: حتی در کشورهای پیشرفته صنعتی غربی هم می گویند حواستان باشد بازار، سازوکار توانگرسالاری است، نه سازوکار مردم سالاری. بازار شما را به خودخواهی ترغیب می کند و نه به روحیه جمعی مورد نیاز برای ماندگاری دموکراسی. این تعبیر یکی از برجسته‌ترین پیامبران بازارگرایی در قرن بیستم، یعنی پل ساموئلسون است و می گوید این خیلی دروغه بزرگی است که شما بگویید ما به خاطر مردم سالاری، سراغ کالایی سازی همه چیز و بازاری سازی همه چیز می رویم. می گوید در مناسبات بازاری حق با آرای دلاری تعیین می‌شود و انسان به ماهو انسان، در چارچوب مناسبات بازاری صاحب حق شمرده نمی شود.

    علت فساد را مداخله دولت می نامند و همه را فریب می‌دهند

    این اقتصاددان با اشاره به بخشهایی از کتاب اقتصاد سیاه در ایران، نوشته دکتر علی عرب مازار یزدی، که در آن آمده حتی در کشورهای پیشرفته صنعتی هم به موازات کاهش مداخله دولت و اجازه عملکرد آزادانه ی بیشتر دادن به نیروهای بازار ،بر گستره و عمق فساد افزوده می شود، توضیح داد: ایشان  در آن کتاب نشان دادند که به ویژه در ایران بعد از پایان جنگ که در کادر برنامه تعدیل ساختاری ما سراغ آزادسازی واردات و خصوصی‌سازی و شوک درمانی رفتیم، بی‌سابقه‌ترین جهش‌ها در گستره و عمق فساد رخ داده. ایشان تمام منطق ها را در آن کتاب با جزئیات توضیح دادند. اما به محض اینکه گفته می شود فساد در کشور ما زیاد است، مافیای رسانه‌ای و آلت دست‌هایشان، حتی در رسانه‌های فراگیرتر و همگانی می گویند علت این فساد به خاطر مداخله دولت است. همه را فریب می‌دهند.

    فقر و نابرابری، دوقلوی منحطی است که کیفیت دموکراسی را ساقط می‌کند

    به گفته این استاد اقتصاد؛ فقر و نابرابری، دوقلوی منحطی است که کیفیت دموکراسی را ساقط می‌کند و حکومت را به تسخیر مفت خوارها و رانت‌خوارها و رباخوارها در می آورد و به موازات اینکه ساخت سیاسی را دچار بحران می کند، با فرسایش اعتماد اجتماعی هم همراه است و ثبات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را به هم می زند. سلامت جسمی و روانی اکثریت جامعه را از بین می‌برد و تهدید می کند و اختلال‌ها و ناهنجاری‌های اجتماعی را هم فرسایش می دهد. از همه مهمتر اینکه همانقدر که زندگی را به کام فقرا و فرودستان تلخ می کند، زندگی را برای ثروتمندان هم ناامن می کند. یعنی در مناسباتی که فقر و نابرابری از حدودی بیشتر می شود، هیچکس احساس آرامش و امنیت نخواهد داشت.

    فرودستان ترحم و صدقه نمی‌خواهند

    مومنی گفت: امیدوارم که به اندازه اهمیتی که این کتاب دارد، برانگیزاننده گفتگوهای هرچه عمیق‌تر درباره طول و عرض این مسئله و نحوه نقش آفرینی اش در توسعه باشد و موضوع گفت وگوهای جدی کارشناسی قرار گیرد و راهی هم به گوش‌های مقامات گرامی کشورمان باز کند. کاش حداقل به اندازه اینکه به خواسته‌های مافیاها این اندازه اعتنا و اهتمام وجود دارد، به منافع فرودستان هم توجه شود. فرودستان ترحم و صدقه نمی‌خواهند. آنها می‌گویند برای مشارکت فعال و شرافتمندانه سیاسی و اقتصادی راه باز کنید، تا ما کار شرافتمندانه کنیم تا خودمان از عهده زندگی مان برآییم. اما شما از یک سو شوک درمانی می‌کنید و پدر مردم را در می آورید بعد یک باره احساساتی می شویی و مثلا دو تا کوپن هم بین آنها توزیع می کنید. این چاره کار نیست. چاره کار این است که به قول حافظ مصلحت آن است که عزیزان کار بد مطلقا نکنند.

    مهم ترین منشا قطعی های برق، شوک درمانی است

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد در پایان با ابراز تاسف نسبت به اینکه اکنون بیشترین تعرض‌ها به حقوق تولیدکنندگان شرافتمند و عامه مردم می شود، گفت:مهم ترین منشا قطعی های برق، شوک درمانی است. شوک درمانی ما را با بحران سرمایه گذاری در زمان مناسب روبرو کرد و اکنون اینها، همان چیزی که باعث بیچارگی ما شده را می خواهند مجددا تکرار کنند. این قطعی برق که ریشه در شوک درمانی و بی‌مبالاتی‌ها و بی‌کفایتی‌های سیاستی دارد، به وحشتناک‌ترین شکل ظلم های بزرگ به تهی دستان و تولیدکنندگان کشور  تحمیل می‌کند.

  • جای تاسف است که مقامات کلیدی کشور به سیاست‌های تورم زا و اشتغال زدا می‌بالند و افتخار می‌کنند!

    جای تاسف است که مقامات کلیدی کشور به سیاست‌های تورم زا و اشتغال زدا می‌بالند و افتخار می‌کنند!

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی، استاد گروه برنامه ریزی و توسعه اقتصادی با بیان اینکه بزرگ‌ترین خدمتی که جامعه اندیشه‌ورز ایران می‌تواند داشته باشد، این است که به ساختار قدرت، هزینه فرصت غفلت از تولید را گوشزد کند، گفت: جامعه‌ای که پشت به تولید می‌کند، قطعا یک جامعه تحت سلطه و دست آموز و وابسته به بیگانگان خواهد بود، ولو اینکه شعارهای رادیکال بدهد یا ادعاهای رادیکال داشته باشد.

    دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی که در مراسم روز جهانی کارگر که از سوی باشگاه اندیشه و گروه جامعه شناسی صلح انجمن جامعه شناسی صلح برگزار شده بود، با بیان اینکه امروز به شدت نیاز به گفت وگوهای اعتلابخش برای کنار زدن توهمات و آدرس‌های غلط و تمرکز بر مسائل حیاتی و اساسی جامعه‌مان داریم، خاطرنشان کرد: در ربع اول قرن بیست و یکم، درخشان‌ترین گزارشی که درباره صلح و نقطه مقابل آن یعنی خشونت و جنگ انتشار پیدا کرد، گزارش توسعه جهانی سال ۲۰۱۱ است. عصاره همه بحث هایی که درباره عناصر و عوامل برانگیزاننده خشونت و تحریک مردم به زیر پا گذاشتن صلح، چه در درون جوامع و چه در بین جوامع، مطرح است از دیدگاه این گزارش نابرابری های ناموجه، در درون کشور و در بین کشورها است.

     فساد ناشی از ساختار نهادی، بسیار مهم‌تر از فساد افراد و شرکت‌هاست

    وی افزود: در این گزارش توضیح داده می شود که موتور اصلی بازتولیدکننده این نابرابری‌های ناموجه، فساد است و یافته بسیار کلیدی این مطالعه این است که می گوید فساد ناشی از ساختار نهادی، بسیار مهم‌تر از فساد افراد و شرکت‌هاست. در کادر مناسبات رانتی و ضد توسعه‌ای در مورد فساد، ذهن‌ها بیشتر به فاسدان معطوف می شود. اما درباره مناسبات بسترساز فساد و بازتولید کننده و تحریک کننده آن کمتر سخنی به میان می آید.

    سلطه فساد در بالاترین سطح، از کانال بازاری کردن همه چیز اتفاق می‌افتد

    این اقتصاددان ضمن اشاره به بخشهایی از کتاب «فساد در نظام سرمایه سالار»، نوشته گای استندینگ، که جزء برجسته ترین کارشناسان سازمان بین‌المللی کار است و در زمینه مسائل مربوط به اقتصاد سیاسی اشتغال و بیکاری از برجسته‌ترین چهره‌های دنیاست، ادامه داد: درخشان‌ترین نکته‌ای که در این کتاب طرح می شود، این است که در سراسر جهان، در دنیای امروز، سلطه فساد در بالاترین سطح، از کانال بازاری کردن همه چیز اتفاق می‌افتد و این بازاری کردن به اعتبار آنکه حق را به انسان متعلق نمی‌داند، بلکه حق را به دلار و صاحبان دلار نسبت می دهد و منطقش این است که هرکس آنقدر حق دارد که دلار در اختیار دارد، آثاری ایجاد می کند.

    اگر ساختار نهادی مشوق تولید نیست، مشوق فساد و ظلم است

    مومنی با بیان اینکه خانم سوزان رُز اَکِرمَن، در کتاب ممتازش با عنوان «فساد و دولت» یکی از عالی‌ترین و عمیق‌ترین تعریف‌ها از فساد را ارائه کرده، توضیح داد: از دیدگاه اقتصاد سیاسی توسعه نمی شود فساد را مستقیما مورد مطالعه قرار داد؛ چرا که فساد یک فعل پنهانکارانه است. بنابراین گفته می شود شیوه عالمانه شناخت فساد از کانال نشانه‌ها انجام می شود. او می‌گوید از جنبه اقتصادی فساد بزرگ‌ترین نشانه ناتوانی ساختار نهادی در ایجاد انگیزش‌های تولیدی است؛ یعنی جامعه‌ای که نظام قاعده گذاری و توزیع منافعش، پاداش‌های بیشتری به غیرمولدها می دهد. که البته این لفظ غیر مولدها، تعبیر بسیار محترمانه‌ای برای طیف متنوعی از کسانی است که به شیوه های غیر شرافتمندانه یا حداقل غیرعادلانه در چارچوب یک بازی با جمع صفر به حقوق دیگران چنگ می‌اندازند تا بر منابع خودشان بیفزایند.بنابراین اگر می‌خواهید ببینید ریشه‌های اصلی فساد کجاست باید به ساختار نهادی نگاه کنید. اگر ساختار نهادی مشوق تولید نبود یعنی مشوق فساد و مشوق نابرابری‌های ناموجه و مشوق همه گونه ظلم قابل تصور است.

     فساد بزرگ‌ترین نشانه بحران مشارکت مردم در سرنوشت سیاسی و اقتصادی است

    به گفته این اقتصاددان؛ این دریچه نشانه شناختی برای آشنایی با فساد دریچه بسیار خارق العاده است و طبیعتا به خاطر ذات فساد که ماهیت میان رشته‌ای دارد، ما باید نگاه میان رشته‌ای داشته باشیم تا عمق آن را بهتر بشناسیم. متفکران بزرگ علوم سیاسی می گویند فساد بزرگ‌ترین نشانه بحران مشارکت مردم در سرنوشت سیاسی و اقتصادی است. درباره مشارکت سیاسی مردم در سرنوشت شان مناقشه‌هایی وجود دارد، اما برآورد مشارکت اقتصادی بسیار شفاف تر است و داده‌های آن هم کمتر مبتنی بر گمانه زنی و بیشتر مبتنی بر سرشماری است.

    مومنی یادآورشد: برای اینکه ابعاد بحران مشارکت در ایران را به خوبی درک کنیم، کافی است به داده‌های آخرین سرشماری نگاه کنیم؛ جایی که تصریح می کند که از کل جمعیت در سنین فعالیت ایران نزدیک به دو، سوم آنها هیچ نقشی در تولید ملی ندارد، حالا ببینید اگر اراده‌ای برای شناخت کانون‌های اصلی گرفتاری‌هامان پدیدار شود و انشالله هویت جمعی هم پیدا کند، هر کدام از اینها چقدر جای گفت وگوهای عمیق و واکاوی های جدی دارد.

    هیچ چیز به اندازه نابرابری‌های ناموجه، نشانه مناسبی برای شناخت فساد نیست / این ساختار نهادی پشت به تولید و رو به تشویق رباخواران، رانتخواران، دلال‌ها و وارداتچی‌ها است

    حرکت به سمت توزیع عادلانه قدرت راه نجات امروز ماست

    مومنی با بیان اینکه حرکت به سمت توزیع عادلانه قدرت راه نجات امروز ماست، گفت: اگر حکومتگران گرامی این مساله را به موقع متوجه شوند این اصلاح می‌تواند با کمترین آسیب از نظر انسانی و از نظر موازین صلح صورت گیرد.

    مهم‌ترین دستاورد توزیع عادلانه قدرت این است که مولدها بر صدر می‌نشینند

    استاد گروه برنامه ریزی و توسعه اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی توضیح داد: شاید مهم‌ترین دستاورد توزیع عادلانه قدرت این است که مولدها بر صدر می‌نشینند. جامعه‌ای که پشت به تولید کرده باشد، کارگران از منزلت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بایسته برخوردار نمی‌شوند. برای اینکه چنین چیزی اتفاق بیفتد به گمان من شاید از جنبه اندیشه‌ای، بزرگ‌ترین خدمتی که جامعه اندیشه‌ورز ایران می‌تواند داشته باشد، این است که به ساختار قدرت، هزینه فرصت غفلت از تولید را گوشزد کند. جامعه‌ای که پشت به تولید می‌کند، قطعا یک جامعه تحت سلطه و دست آموز و وابسته به بیگانگان خواهد بود، ولو اینکه شعارهای رادیکال بدهد یا ادعاهای رادیکال داشته باشد.

    مومنی با بیان اینکه نابرابری‌های ناموجه ناشی از پشت کردن به تولید، شکنندگی آورترین گونه های شناخته شده نابرابری‌های ناموجه هستند، به دو گزارش مرکز پژوهش های مجلس در دو ساله اخیر درباره وضعیت فساد و وضعیت محیط زیست در ایران اشاره کرد و اظهارداشت: در ربع قرن گذشته، در هر دوره ای که توزیع قدرت در ایران نابرابرتر شده، شدت انحطاط در کیفیت محیط زیست و تخریب‌های وحشتناک و تا مرز غیرقابل بازگشت بودن در این زمینه در ایران اتفاق افتاده و بالاترین سطوح تجربه هم دقیقا در دوران‌هایی است که به اصطلاح ایده حکومت یکدست و یکدست‌سازی حکومت در دستور کار بود. اینها بخشی از واقعیت‌های محرز شده‌ای است که در گزارش‌های رسمی انتشار پیدا کرده و این بیانیه یک حزب رادیکال نیست.

    حکومتی که از نظر مالی دستخوش بهره کشی شده باشد، قادر به انجام وظایف حاکمیتی اش نیست

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد خاطرنشان کرد: پیچیدگی شگفت این اقتصاد سیاسی این است که وقتی پشت به تولید می کند به یک ساختار نهادی استثماری و بهره‌کش تبدیل می شود. گروه‌های هدف این اقتصاد برای بهره‌کشی، خانوارها، بنگاه های تولیدی و دولت است. در ذیل مفهوم دولت تسخیر شده، می توان توضیح داد که به نام حکومت و به نام بخشی از حکومتگران، یا به تعبیر «داگلاس نورث»، «جان والیس» و «باری وینگست»، فرادستان، پدیده هایی را مشاهده می‌کنیم که نیاز به توجه زیادی دارد. در اثر این مناسبات بهره کش، نهاد حکومت دائما رو به افلاس و ورشکستگی می‌گذارد و شدت بهره‌کشی مالی از نهاد حکومت در شرایط کنونی ایران و به گواه مشاهده‌های رسمی پرشمار، از شدت بهره‌کشی از بنگاه های تولیدی و خانوارها شدیدتر است. طنز تلخ روزگار ما این است و حکومتی که از نظر مالی دستخوش بهره کشی شده باشد، قادر به انجام وظایف حاکمیتی اش نیست.

    شاخص‌های موجود در ایران درباره انجام وظایف حاکمیتی، از بسیاری جهات شرم آور است

    مومنی با یادآوری اینکه شاخص‌های موجود در ایران از نظر نظم، امنیت، آموزش، سلامت، تغذیه و رفاه از بسیاری جهات شرم آور و به طرزی هولناک مواجه با یک روند قهقرایی است، بازتاب این مناسبات است، گفت: ساختار قدرتی که به تسخیر گروه‌های غیر مولد درآمده، بالاترین سطوح بهره کشی را از مالیه حکومت می کند. گزارش‌های رسمی وجود دارد که به نام کاهش نرخ ارز، در بالغ بر ربع قرن گذشته، حدود ۴۵۰ میلیارد دلار از دارایی های بین نسلی ایرانیان که از کانال خام فروشی و صادرات ناشی از آن حاصل شده، به جایی تزریق شده که رئیس بانک مرکزی می گوید اسم آن بازار قاچاقچیان ارز است، چرا اسمش را بازار آزاد ارز می‌گذارید!؟ اما مقام رسمی پولی نمی گوید آنکه بالاترین نقش را در تزریق به این بازار دارد، کیست! به اسمش اعتراض می کنند، اما به اینکه آن مناسباتی که تحت عنوان نرخ ارز را کاهش دادن یا تثبیت کردن، دارایی‌های بین نسلی را از مسیر توسعه منحرف می کند و در اختیار دشمنان ملت قرار می دهد و ظرفیت‌های توسعه‌ای این کشور را تخلیه می کند، اشاره ای ندارند.

    برای کنترل نرخ ارز،در ۳۰ سال، ۴۵۰ میلیارد دلاربه بازار قاچاق تزریق شده

    حساسیتشان به فقر از گونه ترحمی است

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه این ساختار قدرت، این آزمون منحط و پرفساد فاجعه‌ساز را بیش از صد بار انجام داده در هر صد بار هم شکست خورده اما از بنیه یادگیری از این تجربه خبری نیست و این نشانه بزرگی از تسخیر شدگی است، تصریح کرد: طبیعتا این مناسبات به‌غایت نابرابرساز و فقرساز است و به قاعده مناسبات رانتی، وقتی می‌خواهند درباره فقر حساسیت نشان دهند، حساسیت هایشان از گونه ترحمی است؛ در حالی که اگر کسی الفبای توسعه را بداند، متوجه می شود که مهم‌ترین استدلالی عموم متفکران بزرگ توسعه در توجیه ضرورت برخورد فعال و قاطع با فقر که مطرح می‌کنند، این است که هزینه ها و خسارت های اجتماعی فقر به مراتب بیشتر و ماندگارتر و بحران‌سازتر از وجه فردی آن است. ببینید چقدر تلخ است که بخش اعظم حق بین نسلی جمعیت را در مثلاً بازار قاچاقچی ها کانالیزه کنید و بعد برای حیات نباتی بخش دائما رو به افزایش جمعیت، با یک رویکرد ترحمی با آنها برخورد کنید!؟

    جای تاسف است که مقامات کلیدی کشور گاه به سیاست‌های تورم زا و اشتغال زدا می‌بالند و افتخار می‌کنند!

    وی ذره بین گذاشتن اقتصاد سیاسی سیاست های اشتغال زدا و تورم زا را راه برون رفت از این مناسباتی که فقر، فلاکت، نابرابری و فساد را باز تولید می کند عنوان کرد و گفت: از دریچه دانش توسعه، خط قرمز اصلی باید سیاست های تورم زا و اشتغال زدا باشد، اما جای تاسف است اکنون ما مناسباتی را شاهد هستیم که مقامات کلیدی کشور گاه به سیاست‌های تورم زا و اشتغال زدا می‌بالند و افتخار می‌کنند! وقتی هم که نتایجش ظاهر می شود می گویند ما چقدر ناراحتیم از این فقر و فساد و نابرابری و بیکاری که پدیدار شده!

    مومنی ادامه داد: در مقام کمک به این نظام تصمیم‌گیری می گویم اگر به هر دلیل تمایل ندارید به توصیه‌های کارشناس‌های مستقل توجه کنید، حداقل شیوه لقمان حکیم را به کار بگیرید. گزارش‌های کانون های فکری آمریکایی را که توصیه کارشناسی می‌کنند که از طریق تحریم کمر جامعه ایران شکسته شود را مطالعه کنید. بعضی از آنها در مرکز پژوهش های مجلس چاپ هم شده مانند کتاب هنر تحریم‌ها که می گوید برای اینکه کمر ایرانیان را بشکنیم و درد ناشی از تحریم را تا عمیق‌ترین لایه‌های جامعه گسترش دهیم، باید سه تا کار کنیم؛ اول اینکه راه واردات برای تخصیص منابع ارزی به اموری غیر از امور ایجاد کننده ظرفیت های تولیدی در کشور را باز کنیم. دوم اینکه ظرفیت های اندیشه ای اداره اقتصاد ملی به سمت اینکه راه نجات را در سیاست‌های تورم‌زا و اشتغال‌زدا جستجو کنند را کانالیزه کنیم.

    شوک درمانی با ما چه می کند!؟

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد به بخشی از گزارش مرکز پژوهشهای مجلس اشاره کرد که در آن آمده در دو دهه گذشته تعداد مشاغل از نظر تنوع در ایران به طور معنی‌داری رو به کاهش دارد و میزان دستمزد هم رو به کاهش است و پوشش بیمه‌ای جمعیت مورد نیاز به بیمه هم روند قابل اعتنایی را از نظر انحطاط نشان می دهد و افزود: این گزارش تصریح می‌کند که در دوران‌هایی که شوک درمانی که مظهر منحط‌ترین و پرفسادترین و ضد بشری ترین سیاست‌های تورم زا و اشتغال زا است، اجرا شده، هم اندازه نابرابری در ایران به بالاترین سطوح تجربه شده جهش پیدا کرده و هم گستره و عمق فقر در ایران رو به افزایش گذاشته. بنابراین یک پیشنهاد خیلی روشن در این زمینه این است که حکومت گرامی متوجه شود که ماجرای شوک درمانی، چاق کردن بهره‌کش‌ها و به فلاکت انداختن مالیه حکومت، وضعیت بنگاه‌های تولیدی و وضعیت رفاه خانوارهاست و این حیطه ها از هیچ عاملی به اندازه عامل شوک درمانی آسیب نمی‌بینند.

    این استاد اقتصاد با تاکید بر اینکه این مسائل در عین حال که تلخ هستند، وجه امیدبخشش این است که در تسخیر علم قرار دارند، اضافه کرد: اگر ما به مسلمات اولیه عقلی و بدیهیات قطعی علمی تمکین کنیم، ظرفیت‌های انسانی و مادی موجود در ایران برای برون رفت از این شرایط مهیا است.

  • آقای رئیس جمهور وعده هایش را فراموش کرده؟! / یک نماینده گفت ۸۰ درصد شرکت‌هایی که ارزشان را برنمی‌گردانند حاکمیتی و دولتی هستند

    آقای رئیس جمهور وعده هایش را فراموش کرده؟! / یک نماینده گفت ۸۰ درصد شرکت‌هایی که ارزشان را برنمی‌گردانند حاکمیتی و دولتی هستند

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی، اقتصاددان، با یادآوری اینکه در نظریه های جدید توسعه یک هشدار بسیار بزرگی می دهند که این هشدار امروز بیش از هر زمان دیگری متوجه نظام تصمیم‌گیری‌های اساسی ایران است، گفت: هشدار بزرگ این است که پدیده وابستگی از دریچه اقتصاد سیاسی، مناسباتی را باز تولید می کند که در چارچوب این مناسبات، یک گروه اقلیتی در داخل کشورهای توسعه نیافته منافعشان با منافع خارجی‌ها گره می خورد و به این ترتیب ما با پدیده‌ای به نام درونی شدن وابستگی روبرو می شویم. درونی شدن وابستگی بزرگترین تهدید امروز ایران است. ریشه اصلی این تهدید، آلوده کردن اقتصاد سیاسی ایران به پدیده منحوس شوک درمانی است.

    هیچ رابطه جبری و ضروری بین تجارت و توسعه وجود ندارد

    دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، در نشست بررسی «سیاست خارجی در دوره تحریم: تقویت یا تضعیف اقتصاد ملی!؟» و در موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه هیچ رابطه جبری و ضروری بین تجارت و توسعه وجود ندارد و اینکه تجارت خارجی نیروی محرکه توسعه شود و یا کارکرد ضد توسعه ای داشته باشد، به میزان صلاحیت و بنیه اندیشه‌ای و سطح توسعه خواهی نظام تصمیم‌گیری‌های اساسی بستگی دارد، تصریح کرد: اگر ما نظام سیاسی داشته باشیم که در آن گزینش های قاعده گذاران مبتنی بر ترجیح کوتوله‌ها و بی‌کیفیت‌ها باشد از درون این، قاعده گذاری های بی کیفیت یا کم کیفیت یا مشکوک در بیرون می آید. بنابراین به وضوح می‌بینید که چگونه در همه عرصه‌های حیات جمعی ما با تقدم امر سیاسی روبرو هستیم.

    اگر به اسم یکدست کردن حکومت، توزیع قدرت ناعادلانه شود همه ضرر خواهیم کرد

    وی ضمن تاکید بر اینکه اگر ساخت سیاسی، شایستگی‌ها را افزایش دهد، بهره مندی همه عرصه‌های حیات جمعی افزایش پیدا می کند، اما اگر ناشایستگی ها اولویت پیدا کند و به اسم یکدست کردن حکومت، توزیع قدرت ناعادلانه شود همه ضرر خواهیم کرد، ادامه داد: در یک ساخت توسعه نیافته اگر قرار بر این باشد که بخواهیم مسیر نجات و اعتلا را طی کنیم، باید به همه چیز از دریچه توسعه نگاه کنیم. وقتی از دریچه توسعه نگاه ‌کنیم، هشدارهای متفکران بزرگ توسعه، این است که می گوید اصلاح اقتصادی و بهبود کیفیت زندگی و رفاه مردم بدون اینکه ابتدا یک برنامه عادلانه سازی توزیع قدرت داشته باشیم محال است.

    مهم‌ترین مشخصه مناسبات استبدادی تضعیف بنیه تولید ملی است

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه در کل قرن بیستم، عموم آزادی‌خواهان و استقلال‌طلبان و توسعه خواهان می‌گفتند که مبارزه با استبداد از مبارزه با استعمار جدایی ناپذیر است؛ چرا که مهم‌ترین مشخصه مناسبات استبدادی تضعیف بنیه تولید ملی است و در این صورت اقتصاد و جامعه به صورت نظام وار به سمت دریوزگی خارجیان و مصرف کالاهای خارجی کشانده می‌شوند، گفت: این عبارت تاریخ ساز ژان بودریار را دست کم نگیرید که می گوید بزرگترین عامل بقای توسعه نیافتگی در کشورهای عقب‌مانده این است که آنها با دستاوردهای مدرنیته از کانال مصرف آشنا می شوند، نه از کانال تولید.

     در دوران مدرن هیچ عنصری در شکل گیری قدرت ملی همتراز بنیه تولید صنعتی نیست

    مومنی با تاکید بر اینکه در دوران مدرن هیچ عنصری در شکل گیری قدرت ملی همتراز بنیه تولید صنعتی نیست، اظهارداشت: چون هیچ عنصری به این اندازه اهمیت ندارد، قدرت های استعمارگر از ربع پایانی قرن هجدهم تا امروز، در هیچ حیطه‌ای مداخله‌های نابرابرساز را به اندازه حیطه سیاست صنعتی اعمال نکردند. در حالی نظریه های بازاری تجارت بین‌الملل، جهان را جهانی تصویر می‌کنند که «در آن آزاری نباشد، کسی را با کسی کاری نباشد» و اجازه عملکرد آزادانه دادن به نیروهای بازار را نیروی محرکه امکان‌پذیری مصرف بیشتر و از طریق آن رفاه بیشتر قلمداد می‌کنند. اما متفکران بزرگ توسعه، می گویند دنیای وابستگی متقابل فقط به شرطی شکل می‌گیرد که قدرت و بنیه تولیدی کشورها، همتراز باشد. اگر نابرابری در قدرت و بنیه تولیدی وجود داشته باشد دنیای ما دنیای وابستگی متقابل نمی‌شود دنیای وابستگی های یک سویه ای می شود که یک طرفش سلطه‌گر و طرف دیگرش تحت سلطه می شود.

    درونی شدن وابستگی بزرگترین تهدید امروز ایران است / آلوده کردن اقتصاد سیاسی به شوک درمانی، ریشه اصلی این تهدید

    این استاد گروه برنامه ریزی و مطالعات توسعه اقتصادی  با بیان اینکه الگوی تحمیل تقسیم کار بین‌المللی بر محور الگوی سنتی – استعماری این است که ریشه‌های تولید داخلی سوزانده شود و کشورهای در حال توسعه وارد کننده کالاهای ساخته شده و صادر کننده مواد خام شوند، اظهارداشت: از آنجا که تولید به کل نظام حیات جمعی مربوط می شود، اینها از این زاویه کل نظام حیات جمعی‌شان تحت سلطه قرار می گیرد. در نظریه های جدید توسعه یک هشدار بسیار بزرگی می دهند که این هشدار امروز بیش از هر زمان دیگری متوجه نظام تصمیم‌گیری‌های اساسی ایران است. این هشدار بزرگ این است که پدیده وابستگی از دریچه اقتصاد سیاسی، مناسباتی را باز تولید می کند که در چارچوب این مناسبات، یک گروه اقلیتی در داخل کشورهای توسعه نیافته منافعشان با منافع خارجی‌ها گره می خورد و به این ترتیب ما با پدیده‌ای به نام درونی شدن وابستگی روبرو می شویم. درونی شدن وابستگی بزرگترین تهدید امروز ایران است. ریشه اصلی این تهدید، آلوده کردن اقتصاد سیاسی ایران به پدیده منحوس شوک درمانی است.

    باید حساسیتتان به شوک درمانی بسیار فراتر از جنبه اقتصادی باشد

    مومنی توضیح داد: در اقتصاد سیاسی توسعه گفته می شود که شما باید حساسیتتان به شوک درمانی بسیار فراتر از جنبه اقتصادی باشد. مسئله اصلی و مهم‌تر این است که می گویند از دریچه اندیشه توسعه، شوک ،نیروی محرکه از دست دادن جهت‌ها و آشوبناک کردن مناسبات و روابط میان مردم و حکومت و تن در دادن به چیزهایی است که در شرایط عادی خلاف عقلی مسلم تلقی می شود.

    در ۲۵ سال گذشته، با نشانه‌های بی‌شماری از آشفتگی در نظام قاعده گذاری روبرو هستیم که در آن منافع خارجی‌ها تامین می شود

    به گفته این اقتصاددان؛ در ۲۵ سال گذشته، به تدریج و به صورت فزاینده ما با نشانه‌های بی‌شماری از آشفتگی در نظام قاعده گذاری‌های اساسی کشور روبرو هستیم که در آن منافع خارجی‌ها تامین می شود. منافع رانت‌خوارها، رباخوارها و دلال‌ها و تاجرباشی های وارداتچی هم تامین می شود، اما منافع ملی قربانی می شود. مردم به فقر، فلاکت و افلاس می‌افتند. بنگاه های تولیدی‌مان یا دچار ورشکستگی می شوند یا به مجبور به تولید زیرظرفیت هستند و مردممان هم فقر و فلاکت را به جای رفاه، پیش روی خودشان می‌بینند. از این زاویه برجسته کردن مسئله واردات و ترتیبات نهادی، پشتیبانی کننده واردات مشکوک و ضد توسعه ‌ای، یکی از حیاتی‌ترین مسائل امروز ما است.

    مسئله خطرناک، حرکت مشکوک و فزاینده به سمت درونی سازی وابستگی های ذلت آور به دنیای خارج است

    مومنی ادامه داد: به واسطه شدت نگرانی از قاعده گذاری های مشکوک و نابخردانه در سیاست تجاری ایران، باید آشفتگی در نظام قاعده گذاری هایمان را که منبعث از آلودگی و اعتیاد به شوک درمانی است، را بررسی کنیم. مسئله خطرناک، حرکت مشکوک و فزاینده اقتصاد سیاسی ایران به سمت درونی سازی وابستگی های ذلت آور به دنیای خارج است.

    تنها در سایه تولید فناورانه، ثبات، امنیت و اعتلا امکان‌پذیر می شود

    وی با تاکید بر اینکه شاقول اصلی برای قضاوت، بنیه تولیدی است، به تشریح آموزه های مکتب تاریخی آلمان در این رابطه پرداخت و با بیان اینکه اکنون در ایران، بلندگوهای مروج آزادسازی تجاری کاملا شناخته شده هستند و اگر جدی تر مساله را دنبال کنید، می توانید به خوبی پیوند آنها با منافع بیرونی را مشاهده کنید، افزود: اکنون مخاطب اصلی من در این زمینه سران قوا و به ویژه آقای رئیس جمهور است که من دلم می خواهد در حسن نیت آنها، هیچ تردیدی نداشته باشم اما می‌شود با تصمیمات غیر کارشناسی و نابخردانه و مشکوک، علی رغم حسن نیت، زمینه ساز خسارت‌های بزرگ به نظام ملی هم شد. چرا می گویند تولید فناورانه شاقول هر نوع قضاوت درباره نظام‌های تصمیم‌گیری است!؟ به این دلیل که تنها در سایه تولید فناورانه است که ثبات، امنیت و اعتلا امکان‌پذیر می شود.

    ریشه تمایل به سرکوب در ساخت سیاسی و تمایل به انقلاب در ساخت اجتماعی در کجاست؟

    مومنی به بخشهایی از کتاب «نهادها، تغییرات نهادی و عملکرد اقتصادی» نوشته داگلاس نورث اشاره کرد که در آن آمده فقط با تولید فناورانه است که می‌توان رشد گسسته را به رشد پیوسته و اعتلابخش تبدیل کرد، توضیح داد: منظور داگلاس نورس از رشد گسسته مناسباتی است که در آن به واسطه غفلت از بنیه تولید فناورانه، مردم با کوچک‌ترین نارضایتی از حکومت به فکر سرنگون کردن حکومت می‌افتند و تمایل به انقلاب سکه رایج می شود و حکومت هم به جای تعامل اعتلابخش و مشارکت‌جویانه با مردم در هر نوع سوءتفاهمی که با ملت پیدا می‌کند، تمایل اصلی اش سرکوب است. او می گوید تمایل به سرکوب در ساخت سیاسی و تمایل به انقلاب در ساخت اجتماعی کانون اصلی ناپایدارسازی ذاتی سیستم‌های اقتصادی اجتماعی است و به این ترتیب این کشورها هرگز روی امنیت، آرامش و رفاه و اعتلا را به صورت دراز مدت تجربه نخواهند کرد. ببینید «تولید» چه عظمتی دارد!

    در ساختار نهادی که پشت به تولید می کند، خرد و دانایی جای خود را به تعصب و جمود می دهد

    مومنی یادآورشد: اعلام خطر دوم داگلاس نورس این است که در آن ساختار نهادی که پشت به تولید می کند، چه در باورهای دینی چه در باورهای علمی، خرد و دانایی جای خود را به تعصب و جمود می دهد. سومین نکته ای که مطرح می‌کند این است که در شرایطی که شما پشت به تولید می‌کنید قاعده مسلط این می شود که مردم به جای اینکه مشارکت مولد در رقم زدن سرنوشت سیاسی و اقتصادی شان داشته باشند به صورت سفله پرورانه و ترحمی از طریق توزیع صدقات باید امورات خود را بگذرانند. این سه عنصر، دستاورد مطالعه ۱۰ هزار سال تاریخ مکتوب بشری توسط داگلاس نورس است.

     آنچه که حکومتگران ما امروز باید خوب متوجه شوند…

    وی با تاکید بر اینکه آنچه که حکومتگران ما امروز باید خوب متوجه شوند این است که با تولید معیشتی نمی‌شود به مصرف های مدرن پاسخ داد، گفت: مصرف های مدرن دائما رو به تنوع بیشتر و قیمت بیشتر دارند و شما نمی‌توانید با مونتاژکاری و خام فروشی از عهده اینها برآیید و چون برنمی آیید، آن نیاز منتفی نمی شود و شما به سمت دست نشاندگی برای قدرت های بزرگ حرکت می‌کنید؛ چرا که خام فروشی یک جنبه از آن مسئله حیاتی وابستگی های نظام وار و ذلیلانه به دنیای خارج است.

    با صدور افراطی مجوز برای واحدهای تولیدی، ریشه تولید ملی را در ایران می سوزانند

    این اقتصاددان با بیان اینکه برای درونی کردن وابستگی، تولید را که باید مایه توسعه، عزت نفس و رفاه و عدالت در کشور باشد، به محمل توزیع رانت کرده اند، توضیح داد: با صدور افراطی مجوز برای واحدهای تولیدی، ریشه تولید ملی را در ایران می سوزانند. وقتی به صورت افراطی مجوز به واحدهای تولیدی داده می شود، آن هم در شرایطی که ایران صنعت صنعت ساز ندارد و ما قادر به تولید ماشین آلات نیستیم، مجوز برای واحدهای تولیدی به صورت بی‌منطق، یعنی تحریک انگیزه‌های رانت‌جویانه برای کسب ارز. کاش مناسباتی پدیدار می شد که در نظام تصمیم گیری های اساسی ایران، خرد و دانایی و علم فصل الخطاب می شد و من به آنها می‌گفتم کتاب «صنعت و امپراتوری» اریک هابزبام را بخوانید که می گوید اگر می‌بینید انگلستان عظمت پیدا کرد به خاطر این بود که اولین کشوری بود که قابلیت تولید ماشین‌های تراش را پیدا کرد و از طریق آن توانست ماشین‌آلات تولید نساجی را صنعتی کند و تبدیل به قدرت شماره یک جهان شد. همان انگلستان برای اینکه اجازه اینکه چنین قابلیتی در کشورهای دیگر ایجاد نشود از همه تمهیدات ظالمانه، تجاوزکارانه و فریبکارانه بهره‌ برد که جنگ تریاک یک نمونه از آن است.

    شعار آزادسازی واردات به نفع قدرت های بزرگ امروز دنیا است

    این اقتصاددان به بخشهایی از کتاب «تاریخ اقتصادی ایران» نوشته چارلز عیسوی مبنی بر اینکه چگونه انگلستان ایران را به سمت کاشت و صادرات تریاک در سال ۱۸۵۰ برد اشاره کرد و گفت: از نظر من شعار آزادسازی واردات که بعضی از بلندگوهای مشکوک در ایران مطرح می کنند، ادامه همان جنگ تریاک انگلیسی ها و به نفع قدرت های بزرگ امروز دنیا مثل آمریکا، چین، اروپا و روسیه و بقیه شرق آسیایی‌ها است. در این زمینه تردید ندارم.

    مومنی صدور مجوز تولیدی بی ضابطه را عامل تشدید عطش و تقاضا برای ارز و تشدید مناسبات رانتی و فساد زا و نیروی محرکه افزایش تقاضا برای ارز و بی‌ثبات شدن اقتصاد کلان ایران از طریق تنزل ارزش پول ملی و افزایش های پی در پی نرخ ارز عنوان کرد و گفت: در یک ساخت توسعه نیافته رانتی خام فروش، منابع ارزی را می دهید و ماشین آلات تولیدی می‌گیرید، بعد با این مجوزهای مشکوک و رانتی باعث می شوید هیچ بنگاه تولیدی در ایران قادر نباشد از حداکثر ظرفیت های تولیدی اش استفاده کند. به خاطر انواع نابخردی‌های مشکوک و پرفسادی که در عرصه سیاست‌های تجاری و ترتیبات نهادی اقتصادی ما وجود دارد، به طور متوسط نزدیک به دو سوم ظرفیت های تولید صنعتی ایران بلا استفاده است.

    در صنایع خانگی ظرفیت تولیدی بلااستفاده سال ۱۴۰۲، حدود ۸۳ درصد است

    وی خاطرنشان کرد: به طرز بسیار مشکوکی قاعده گذاری می شود. بر اساس اطلاعات سایت وزارت صنعت، معدن و تجارت، در رشته صنایع خانگی ظرفیت بلا استفاده ایران در سال ۱۴۰۲، بالغ بر ۸۳ درصد گزارش شده است. یعنی تا این میزان در این حوزه بی ضابطه مجوز صادر کرده اند. مثلا سایت وزارت صمت می گوید فقط تا پایان سال ۱۴۰۲ بالغ بر۱۶۶۳ پروانه بهره برداری در صنعت لوازم خانگی صادر شده است. یعنی این همه زیرساخت ایجاد می‌کنیم، ماشین آلات هم وارد می‌کنیم بعد خودمان اینها را از کارکرد می اندازیم! این نشانه عریان درونی شدن وابستگی است. یعنی ما نمی‌توانیم بگوییم این دیگر توطئه خارجی هاست. این ریشه در جهل و فساد در نظام قاعده گذاری ما دارد. این جهل و فساد می تواند با حسن نیت هم همراه باشد، اما حسن نیت مبرا کننده خسارت های فاجعه ساز و بزرگ برای کشور در این زمینه نیست.

    وقتی گشایش ارزی پیش می آید، سیل واردات کالاهای لوکس و تجملی جهش پیدا می کند / تنش زدایی، ۳۰ درصد مصارف ارزی کشور را کاهش می دهد

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه در هر دوره‌ای که به هر دلیلی، مقداری گشایش ارزی در ایران پیش می آید، یک باره سیل واردات کالاهای لوکس و تجملی جهش پیدا می کند، گفت: در حالی که یک حکومت خردورز منزلت ارز را متوجه می شود و تخصیص هر یک دلار ارز را تابع سیستم های چند لایه کارشناسی می کند، اما اینجا با گشاده دستی وحشتناک این منابع به سمت واردات، آن هم واردات کالاهای لوکس و و تجملی می رود. وقتی برجام نهایی شد، یک باره کسایی پیدا شدند و گفتند تنش زدایی در مناسبات بین المللی هیچ نقشی در اقتصاد ملی ندارد، از نظر من این ادعا همانند ادعای آنها که می‌گفتند تنش زایی که منجر به تحریم می شود هیچ اثری بر اقتصاد ملی ندارد، مشکوک است و دو روی یک سکه هستند. البته می توان روی جهل و نادانی هم حساب کرد. برجام و تنش زدایی فقط یک هزینه مبادله سنگین را از روی دوش اقتصاد ایران برمی‌دارد که معادل ۳۰ درصد مصارف ارزی کشور است.

    تنش زدایی به معنای بهبود خود به خودی مساله نیست / باید برنامه و استراتژی داشته باشید / ۳ میلیون نفری که در ایران بعد از برجام مورد توجه قرار گرفتند چه کسانی هستند!؟

    وی یادآورشد: تنش زدایی یقینا به نفع اقتصاد ایران است، اما مسئله اساسی این است که تنش زدایی فقط کشور را از یک بار ظالمانه خلاص می‌کند و به معنای بهبود خود به خودی مساله نیست. شما باید برنامه و استراتژی داشته باشید. اما بعد از برجام نسبت به این مسئله غفلت شد. بیرونی ها ولی این غفلت را نداشتند. شما را به مطالعه یک تحلیل راهبردی که به محض اینکه توافق برجام امضا شد روی سایت رویترز قرار گرفت دعوت می‌کنم. این گزارش که یکی از اتاق فکرهای آمریکایی ارائه کرد، این بود که اوباما گفته این توافق مبتنی بر اعتماد متقابل نیست، توافق مبتنی بر راستی آزماییست. گفته بود دلالت این حرف رئیس جمهور آمریکا این است که پس هنوز وقت اینکه ما با ایرانی‌ها رابطه تولیدی تعریف کنیم نرسیده و اگر ما هیچ کاری نکنیم اصل توافق به یک مضحکه تبدیل می شود، چاره این است که روی یک طبقه اجتماعی۳ میلیون نفری در ایران ابر ثروتمند تکیه کنید که اشتهای بی پایان برای مصرف های لوکس و نداشتن قیدی به نام قیمت برای خرید کالاهای لوکس دارند. برای اینکه این تغییر جلوی چشم همگان بیاید شما سیل واردات کالاهای لوکس را روانه ایران کنید و نیازهای مصرفی این طبقه اجتماعی را محور استراتژی خود قرار دهید. شما ببینید که در آن ایام در بعضی از فروشگاه ها در بعضی از مناطق تهران چه کالاهایی با چه قیمت های وارد شد.

    آزادسازی واردات مضمون کاملا استعماری دارد

    مومنی با بیان اینکه آزادسازی واردات کاملا مضمون استعماری دارد و در ایران کاتولیک تر از خود سلطه گرها هستند و به جای آزادسازی سراغ رهاسازی می روند و این رهاسازی واقعا نابود کننده کشور شده، ادامه داد: هر وقت که مقدار گشایش ارزی پدیدار می شود، تمام تعهداتی که به سرمایه‌گذاران تولیدی داده شده را فراموش می‌کنند و سیل واردات کالاهای قابل تولید در ایران که برای آن انبوهی از سرمایه‌گذاری‌های ارزی و ریالی شده ایجاد می شود. این درونی شدن وابستگی به هرز کردن اعتماد تولیدکنندگان و به فلاکت انداختن مردم ایران منجر می شود.

    وی با بیان اینکه آن وزیر صنعتی که به جای اینکه برنامه ارتقا تولید صنعتی ارائه کند تمام هم و غمش این است که دنبال واردات خودروهای لوکس خارجی برود باید ضمانتگر کیفیت باشد، خاطرنشان کرد: در دهه ۱۳۴۰ در همین تهران وقتی می‌خواستند بگویند یک کالایی خیلی بنجل است، می گفتند ژاپنی است. برای هیچ کشوری، کیفیت تولید یک شبه ایجاد نمی شود. حکومت باید تدبیر داشته باشد و فاسد نباشد تا یک برنامه اعتلای بنیه تولید طراحی کند. در دهه ۱۳۵۰ به اصطلاح ضرب المثل‌های عامیانه تهران، وقتی که می‌خواستن بگن یه کالایی بنجل است می‌گفتن کره‌ای است. یعنی کیفیت برای محصولات ژاپن و کره هم یک شبه ایجاد نشده. در دهه ۱۳۷۰ در تهران وقتی می خواستند بگویند کالایی خیلی بنجل است یا می‌گفتند چینی است یا هندی. منطق اینها در تمام کتاب های راهبردی مربوط به سیاست صنعتی نوشته شده است.

    شرم آور است که در گشایش های وارداتی از هم سبقت می گیرید

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ادامه داد: حکومت گرامی، سران سه قوه، آقای رئیس جمهور و وزیر صمت باید به ما بگویند اگر احیانا با مذاکراتی که انجام می شود بخشی از درآمدهای ارزی ایران افزایش پیدا کرد دوباره می خواهند برنامه ترویج کالاهای لوکس و تجملی را در دستور کار قرار دهند!؟ صرف نظر از اینکه این ادعاها درباره سرازیر شدن سرمایه گذاری خارجی در ایران تا چه میزان حقیقت است، اما باید پرسید آیا شما مفهوم نفرین منابع و بیماری هلندی را متوجه می شوید!؟ شرم آور است که در اعلام زودتر ترویج واردات و گشایش های وارداتی از هم سبقت می گیرید. نشان می دهد که انگار هیچ بویی از توسعه در آن کانون هایی که باید بزرگترین نیروی محرکه توسعه باشند وجود ندارد.

    ساختار نهادی ما به صورت نظام وار علیه تولید و به نفع سوداگری سامان پیدا کرده / با این سیاست ها به جای عدالت فلاکت می‌نشانید

    این اقتصاددان با بیان اینکه ساختار نهادی ما به صورت نظام وار علیه تولید و به نفع سوداگری سامان پیدا کرده، به عدم بازدهی سرمایه گذاری در تولید در کشور اشاره کرد و گفت: واردات افراطی کالاهای لوکس و تجملی نیروی محرکه تشدید تورم و بی ثبات شدن اقتصاد کلان می شود و واردات کالاهای قابل تولید در کشور نیروی محرکه تشدید بیکاری است. یعنی با این سیاست ها به جای عدالت فلاکت می‌نشانید و به جای استقلال، وابستگی ذلت آور را به ایران تحمیل می کنید و اینها هیچ کدام تصادفی نیست.

    آیا آقای رئیس جمهور فراموش کرده که در دوران کاندیداتوری چه وعده هایی داد!؟

    وی به گزارش پایش امنیت سرمایه گذاری که سالانه توسط مرکز پژوهش های مجلس منتشر می شود اشاره کرد و با بیان اینکه در تمام این گزارش‌ها به صراحت گفته شده یکی از مهم‌ترین عوامل این وضعیت تولید این است که مسئولان ما وعده‌هایی می دهند که یا به آنها عمل نمی‌کنند یا به خلافش عمل می‌کنند، اظهارداشت: آیا آقای رئیس جمهور فراموش کرده که در دوران کاندیداتوری چه وعده هایی داد!؟ به ما گفته بودید بیاید به من رای بدید تا من از طریق شوک درمانی، فلاکت و افلاس را در شما بیشتر کنم و فقر و نابرابری و فساد را افزایش دهم!؟ شما می خواهید از طریق تحمیل تورم و بیکاری عدالت را در ایران برقرار کنید!؟ امیدوارم این عزیزان، اینها را مثل یک هدیه تلقی کنند.

     چاره بی کیفیتی خودروهای داخلی، سوزاندن ریشه تولید و دادن سهام آنها مانند گوشت قربانی نیست

    این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه چاره بی کیفیتی خودروهای داخلی، سوزاندن ریشه تولید و دادن سهام آنها مانند گوشت قربانی به دست دیگرانی که بخش قابل اعتنایی از آنها اصلا نه صلاحیت و نه اهلیت قانونی وحرفه ای دارند نیست، خاطرنشان کرد: راه نجات این است که یک برنامه ارتقاء بنیه تولید خودروسازی در ایران ارائه دهید. ببینید که در لایحه بودجه ۱۴۰۴ اصلا چه خبر است. بعد در ۲۱ فروردین ۱۴۰۴، رسانه ها به نقل از یکی از سران قوا نوشتند که با افتخار اعلام کرد این من بودم که در جلسه سران قوا بحثی را مطرح کردم که بر اساس آن، مجددا دولت ارز واردات خودرو را به سه میلیارد دلار افزایش دهد! بسیار تلخ و غم انگیز است که به ترویج واردات کالاهای لوکس و تجملی افتخار می‌کنید و از هم سبقت می گیرید. علم و اهلیت در فرایندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع ما هیچ جایگاهی ندارد.

    یک نماینده گفت ۸۰ درصد شرکت‌هایی که ارزشان را برنمی‌گردانند حاکمیتی و دولتی هستند

    این استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه حکومت پنج عرصه حیاتی کشور از خود حاکمیت زدایی می کند، تصریح کرد: نزدیک دو، سوم شاغلان ایران در بخش غیر رسمی هستند. در بازار پول هم به ازای هر یک واحد خلق نقدینگی توسط مقام پولی شش برابر بیشتر بانک های خصوصی خلق پول می‌کنند و خلق پول از هیچ علیه فقرا و تولیدکنندگان و به نفع مافیاهای واردات و دلالی و سوداگری است. در بازار کالا و ارز هم این حاکمیت زدایی وجود دارد. در اسفند ۱۴۰۳ یعنی شرایطی که کشور با بحران حاد جهش نرخ ارز روبرو بود، مقامات دولتی می‌گفتن یکی از ریشه های این مسئله این است که صادر کننده ها ارزشان را به کشور برنمی گردانند، بعدا یک نایب رئیس کمیسیون تلفیق مجلس مصاحبه کرد و گفت ۸۰ درصد شرکت‌هایی که ارزشان را برنمی‌گردانند شرکت‌های مربوط به حکومت، چه حاکمیتی ها و چه دولتی ها هستند!

     دوباره همان حرفای پوچ شکست خورده را درباره شوک به قیمت انرژی تکرار می‌کنند

    مومنی ادامه داد: اکنون دوباره زمزمه می کنند که می خواهیم یک موج جدید شوک قیمت حامل های انرژی ایجاد کنیم، باز دوباره همان حرفای پوچ و لاطائلی که بارها گفته شده و شکست هم خورده را تکرار می‌کنند و برای ما زمینه سازی می کنند. بحران در عرضه برق برای تولید کننده ها یکی از نشانه های اعلای حاکمیت زدایی از حکومت به دست خودش است. می گویید امسال سال سرمایه گذاری برای تولید است بعد به تولید کننده ها می گویید اگر کارخانه راه انداختید، برقش را من به عهده نمی گیرم! گزارش رسمی منتشر شده میگه سال ۱۴۰۳ در شهرک صنعتی طوس مشهد ۴۴ روز کاری تعطیل شده فقط با منشا قطع برق داشتیم. اما در این ۴۴ روز کنتور دریافت اصل و فرع وام بانک ها متوقف نمی شود. سازمان مالیاتی و بقیه هم همینطور. لطمه شدید به تولیدکنندگان زدن یعنی بذر وابستگی های ذلت آور جدید به خارج کاشتن و اینها واقعا یک مورد و دو مورد و ۱۰ مورد و صد مورد نیست.

    برای بهره بانکی تولید کنندگانی که تولیدشان در اثر قطع برق متوقف شده چاره‌ای بیندیشید

    این اقتصاددان گفت: برای بهره بانکی تولید کنندگانی که تولیدشان در اثر قطع برق متوقف شده چاره‌ای بیندیشید. این نظام تصمیم‌گیری که در این درجه و ابعاد دچار کج کارکردی شده نمی‌تواند مشوق سرمایه‌گذاری تولیدی شود و با تشویق واردات بزرگترین خیانتی که به کشور صورت می گیرد تشویق واردات کالاهای ساخته شده قابل تولید در کشور است. با تشویق این واردات چشم انداز اشتغال را برای دانش آموختگان و جوانان بی پناه و بیگناه این مملکت دچار آشفتگی و سرخوردگی می‌کنید. به محض اینکه ترامپ برای واردات خودروهای کره‌ای تعرفه ها را افزایش داد دولت کره جنوبی یک بسته حمایتی اضطراری ۲ میلیارد دلاری برای خودروسازان داخلی اش ارائه کرد. آنها سبقت می‌گیرن به اینکه چگونه تولیدکنندگانشان را وقتی تحت فشار قرار می‌گیرند حمایت کنند، اینجا عزیزان سبقت می‌گیرند در افتخار ورزیدن به اینکه چه کسی زودتر توانسته قفل واردات کالاهای لوکس و تجملی را باز کند.

  • برخی می گویند چون حواس مردم به مذاکرات پرت است، با شوک قیمتی دوباره یک زخم جدید به این جامعه بزنیم!؟

    برخی می گویند چون حواس مردم به مذاکرات پرت است، با شوک قیمتی دوباره یک زخم جدید به این جامعه بزنیم!؟

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی، اقتصاددان با تاکید بر اینکه هیچ کشوری نمی تواند جذب سرمایه خارجی با کیفیت داشته باشد، مگر اینکه ابتدا صلاحیت خودش در استفاده از سرمایه های انسانی و مادی داخلی اش را نشان داده باشد، خاطرنشان کرد:در طول ۲۵۰ سال گذشته مهلک ترین ضربه ها از خارج به ایران، در زمانهایی وارد شده که قدرتهای بزرگ در شرایط منازعه هژمونیک بودند. این هم یک عبرت و هشدار بزرگ به حکومت گرامی است. در دوران منازعه هژمونیک، بدون استثنا، طرفین دعوا، بر روی اینکه ایران باید نقش نعش را بازی کند به خاطر موقعیت خاص استراتژیک و ژئواستراتژیکش، توافق داشتند. بنابراین اگر کسانی فکر می کنند که ما مثلا زیر عَلَم یکی برویم تا از تهاجم دیگری مصون باشیم، این یک توهم است.

    وی ضمن یادآوری اینکه در ساحت تمدن اسلامی به شکلی عالی، زنده یاد علامه طباطبایی در کتاب شریف «اصول فلسفه و روش رئالیسم» درباره این مساله که ما با تقدم امر ادراکی روبررو هستیم مباحث بسیار خارق العاده ای مطرح کردند و آقای مطهری هم بسیار عالی، آن را شرح کردند، ادامه داد: در دانش توسعه، گفته می شود برای باز کردن هر گرهی، باید دو گروه دانایی فراهم شود، گروه اول از داناییها عبارتند از شناخت بنیانهای اندیشه ای شکل دهنده وضع موجود و گام بعد شناخت بنیانهای اندیشه ای شکل دهنده وضع مطلوب است.

    این اقتصاددان با تاکید بر اینکه با اطمینان می توان گفت که ذخیره ی دانایی موجود ایران، چه از نظر گستره و چه از نظر عمق، هنوز فراتر از حد پیچیدگی های جامعه مان است، گفت: با این حال، آنچه که نگران کننده است، این است که ما به آنچه که به علائم انگیزه کش که از سر و روی این جامعه می بارند، تن در بدهیم. علاوه بر آن اگر ساختار قدرت گرامی به بدیهیات اولیه عقلی تن در دهد، بخش بزرگی از گرفتاری های ما اصلا ایجاد نمی شود. در بحث از سرمایه گذاری هم مهم ترین بدیهی عقلی اولیه، ثبات و امنیت است. اگر ما بتوانیم حکومت گرامی را متقاعد کنیم که از بی ثبات سازی فضای کلان اقتصاد و ناامن سازی حقوق مالکیت دست بردارد، انباشت موضوعیت پیدا می کند، اما گرفتاری ما اکنون این است که چون در ایران زور رانت و فساد از زور علم و دانایی بیشتر است، و آز آنجا که ویژگی مشترک بخش بزرگی از ساختار قدرت در ایران این است که حسن نیت دارد، اما اهلیت اندیشه ای و تخصصی و تجربی ندارد، تحت تاثیر منافع رانت جویان راه نجات ایران را در شوک درمانی می بینند.

    مومنی ضمن یادآوری اینکه در تاریخ اندیشه ی اقتصادی، برای مداخله های دولت یک شرط بنیادی گذاشته شده و گفته می شود مداخله هایی مجاز است که منحصرا به ثبات بخشی اقتصاد کلان کمک کند، اظهارداشت: اگر جامعه علمی ما روی این بدیهیات اولیه عقلی تمرکز کند و از این زاویه با حکومت گرامی صحبت کند، بسیار دستاورد خواهد داشت. ببینید ما چقدر گرفتاری داریم که ۳۵ سال است که عزیزان فکر می کنند با شوک درمانی، گرهی از این اقتصاد باز می شود. طنز تلخ این است که این کارها را زیر لوای بازارگرایی انجام می دهند.

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه شوک در میان متفکران بزرگ توسعه مذموم است؛ چرا که هر شوکی که وارد می شود آنچه که به آن شوک اصابت کرده جهت را از دست می دهد و دچار عارضه خود تخریبی و عارضه آشفتگی و آنومی می شود، گفت: یعنی در اینجا مسئله شوک ، دیگر فقط مسئله اقتصاددان ها و عالمان علوم سیاسی نیست، بلکه جامعه شناس ها روانشناسان اجتماعی و متفکران روابط بین الملل همه باید به کمک بیایند تا حکومت گرامی متوجه شود که سوراخ دعا را گم کرده و پشت به هدف ایستاده است و کسی که پشت به هدف حرکت کند، هر چه سریع تر هم برود، در واقع از هدف دورتر می شود.

     اگر می خواهید بحران سرمایه گذاری حل شود، نباید به نام دولت، سیاستهای شوک درمانی را در دستور کار قرار دهید

    مومنی اضافه کرد: اگر می خواهید بحران سرمایه گذاری حل شود، دیگر نباید به نام دولت، سیاستهای شوک درمانی را در دستور کار قرار دهید. حکومت گرامی در این زمینه با بحران یادگیری روبه رو است؛ یعنی فهم نظری و فهم تاریخی همه پیشکش! حکومت گرامی از تجربه های عملی خودش هم قادر نیست درس بگیرد. از یک سو می گویند دنبال سرمایه گذاری هستیم، از سوی دیگر هم زمزمه راه انداخته اند که گویی شوک به نرخ ارز کافی نبوده، حالا می خواهند شوک به قیمت بنزین و بقیه حامل های انرژی را هم در دستور کار قرار بدهند. در حالی که اگر شما فضای کلان را بی سواد کردید، محال است بتوانید بر بحران سرمایه گذاری غلبه کنید و مشکل تولید را حل کنید.

    تولید یعنی نظام حیات جمعی

    این اقتصاددان با بیان اینکه تولید یعنی نظام حیات جمعی و وقتی که با بی ثبات سازی پشت به تولید می کنید، یعنی کل حیات جمعی را آشفته می کنید و در این مناسبات آشفته، آنها که از آب گل آلود ماهی می گیرند، مولدها نیستند و در درجه اول مافیای واردات است، اظهارداشت: ببینید چقدر طنز تلخی می شود که در مقام شعار، ژست بگیرید و حرفهای رادیکال ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی بزنید، بعد خودت با بی ثبات سازی اقتصاد کلان، ریشه تولید را در این کشور بسوزانید و ما را به اسارت اراده خارجی ها درآورید و تمام ظرفیت های شغلی کشورمان را تقدیم آنها کنید.  این همه منابع انسانی و مادی بین نسلی کشور صرف تربیت کارشناس می شود اما چون مشاغلی که حق اینها است را به خارجی ها تقدیم می کنید، با بلاهت و نادانی آنها را سرخورده می کنید یا در داخل با افسردگی و عوارض آن درگیر می شوند یا اینکه آنها را دو دستی تقدیم همانهایی می کنید که در تبلیغات رسمی به آنها استکبار جهان می گویید.

     ساختار تصمیم گیری دراثر شوکهای پی درپی بیرونی وداخلی تشخیص جهت را از دست داده

    مومنی با بیان اینکه ساختار تصمیم گیری در اثر شوکهای پی در پی بیرونی و داخلی جهت را از دست داده و گیچ شده است، اضافه کرد: ما اکنون گرفتار یک مافیای جریان ساز در ساحت اندیشه هستیم که نظام تصمیم گیری های اساسی ما را گیج کرده و آنها را از کانال خو گرفتگی به شوک درمانی به تصمیم گیری ها و تخصیص منابع خود تخریب کننده وادار کرده است.

    شکاف وحشتناک میان رشد تولید و رشد نقدینگی به دلیل عملکرد مخرب بانکهای خصوصی

    همچنین این اقتصاددان به گزارشی که کمیسیون اقتصادی مجلس در اردیبهشت ۱۴۰۰ به مناسبت بیست سال فعالیت بانک های خصوصی در ایران منتشر کرد اشاره کرد که در آن عنوان شده از نقطه عطف سال ۱۳۸۰ که بانک های خصوصی سر وکله شان در ایران پیدا شده تا پایان ۱۳۹۹، یعنی در یک دوره ۲۰ ساله، رشد تولید ۳۶ درصد بوده رشد نقدینگی در همین دوره ۱۰ هزار و ۲۵۰ درصد بوده است. ببینید چه شکافی است!

    به عنوان خصوصی سازی، اختصاصی سازی دارایی های بین نسلی را همراه با فسادهای گسترده در این جامعه پدیدار کردید

    مومنی ادامه داد: شما با مناسباتی دارید حرکت می کنید که یک وجهش شوک درمانی است و وجه دیگرش این است که به عنوان خصوصی سازی، اختصاصی سازی دارایی های بین نسلی را همراه با فسادهای گسترده در این جامعه پدیدار کردید. بخش دیگرش این ست که به اسم آزادسازی تجاری، آزادسازی واردات را در دستور کار قرار دادید و هر کدام از اینها واقعا دریایی از شگفتی دارد. در جامعه ای که شکاف بین عرضه کل و تقاضای کلش این گونه به طرز وحشتناک در حال بالا رفتن است، علی رغم آن ژست ضدسلطه ای، در واقع مطالبه سلطه خارجی ها را می کنید! نزدیک به سه، چهارم تا چهار، پنجم این نقدینگی سپرده های سرمایه گذاری و یک درصد سپرده گذاران، مالک ۷۴درصد سپرده ها هستند! ببینید برای یک جامعه ای که ژست عدالت می گیرد، چقدر شرم اور که در توزیع امکانات از دریچه ساختار نقدینگی اش، بساطی از نابرابری پدیدار می کند که هزاران رحمت به آنها که اسمشان سرمایه داری است.

    وی با بیان اینکه بخش اعظم این نقدینگی ارز طلب است و مطالبه وابستگی به دنیای خارج می کند و آنها که مایل به خرید محصولات ایرانی هستند قادر به خریدش نیستند و آنها که قادر به خرید محصولات ایرانی هستند مایل نیستند و کالاهای خارجی می خواهند، تصریح کرد: تمام متفکران بزرگ توسعه می گویند در شرایط نابرابری های شدید، کارکرد سیستم قیمت ها دچار اختلال می شود و شما به جای بازارهای رقابتی اعتلابخش با بازارهای فاجعه ساز روبرو می شوید که در آنجا قیمت برخی از کالاها اگر شوکهای قیمتی چند ۱۰ برابری هم پیدا کند باز متقاضی دارد. برای بسیار دارایان عمدتا غیرمولد، مصرف کالاهای خارجی ارزش فی نفسه دارد، یعنی آنجا دیگر قیمت مطرح نیست و نفس مصرف خارجی برای اینها تشخص ایجاد می کند.

    تا زمانی که بانک های خصوصی متوقف نشوند محال است اقتصاد ایران روی خوش ببیند

    مومنی با تاکید بر اینکه تا زمانی که بانک های خصوصی در ایران متوقف نشوند یا تحت کنترل درنیایند، محال است اقتصاد ایران روی خوش ببیند و تولید ریشه دار و انگیزه های سرمایه گذاری تولیدی ایجاد شود، گفت: استاد ارجمند آقای دکتر عباس شاکری، می گوید از وقتی بانکهای خصوصی در ایران ایجاد شدند، مسئله فقط جهش قدر مطلق تقاضای کل نیست، آنها کیفیت نقدینگی را هم به ابتذال و انحطاط کشاندند. یعنی نقدینگی نه تنها تمایل به سمت گیری به سمت تولید ندارد، بلکه تا می تواند، از طریق رونق بخشی به واردات در این کشور علیه تولید نقش ایفا می کند.

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با یادآوری اینکه تقریبا اندکی کمتر از دو سوم ظرفیت های تولیدی تولیدکنندگان ایران بلااستفاده است، خاطرنشان کرد: مد شده که می گویند استکبار جهانی در مشکلات نقش دارد، در حالی که شما با این گم کردن راه از طریق اعتیاد به شوک درمانی، اصلا راضی به زحمت خارجی ها نیستید، شما خودتان شیرین کاری هایی می کنید که اصلا نوبت به دیگری نمی دهید. نزدیک دو، سوم ظرفیت های تولیدی در ایران بلااستفاده است.

    برای اولین بار در تاریخ کشور، حجم نقدینگی بیش از صدبرابر شده

    مومنی با بیان اینکه تولیدکننده های ایران از ۴۰ درصد ظرفیتشان استفاده می کنند با این وجود، بحران کلیدی آنها، بحران جهشهای فزاینده در موجودی انبار شدیم که به این معنا است که آنها که مایل هستند این محصولات را مصرف کنند، قادر نیستند آنها را تهیه کنند به این دلیل که مناسبات شوک درمانی و رانت محوری فسادزا و نابرابری گستر است، اظهارداشت: از سال ۸۰ تا سال ۹۹ و در این ۲۰ ساله، برای اولین بار در تاریخ اقتصادی کشور، حجم نقدینگی بیش از صدبرابر شده. شما این مناسبات را تشویق می کنید. اینها که چنین هیولاهایی شده اند، روشن است که می توانند آدم استخدام کنند و آدرسهای غلط بدهند و با رایج کردن دورغ، همه را دچار تحیر و گیجی کنند.

    با خارج کردن نیروهای سالم، عملا میدان را برای ترک تازی مافیاها بازتر می کنند

    این اقتصاددان اضافه کرد: برخی با ژست افسردگی گرفتن و مایوس شدن، مثلا از خود رفع مسئولیت می کنند، در حالی که باید به آنها گفت عزیزم! به جای این اداها، حق جامعه بر داناییان این است که کانونهای اصلی مشکل را شناسایی کنند و برای برون رفت، راه نشان دهند، در غیر این صورت که به اسم افسرده شدن، عزیزان ژست رادیکال می گیرند و می گویند هیچ فایده ای ندارد. در حالی که با خارج کردن نیروهای سالم، عملا میدان را برای ترک تازی مافیاها بازتر می کنند. از این نظر، همه ما به امر به معروف و نهی از منکر و توصیه متقابل به حق و صبر نیاز داریم.

    نفس اینکه ما با یک کشورهایی رابطه برقرار کنیم، گره گشا نیست

    مومنی ادامه داد: اکنون به کرات این ایده مطرح می شود که نفس اینکه ما با یک کشورهایی رابطه برقرار کنیم، گره گشاست! گویا این بحران یادگیری گریبان همه مان را گرفته است! ما از شدت هم پیوندی با آنها ۴۵ سال پیش حالمان به هم خورد، یادتان رفته!؟ کار جان فوران و مارک گازیورفسکی را نگاه کنید. گازیوروفسکی پدیده دست نشاندگی حکومت پهلوی به آمریکایی ها را صورت بندی مفهومی و نظری کرد و برای آن شاخص ارائه کرد. او گفت ریشه انقلاب اسلامی این بود که شدت دست نشاندگی از حدود قابل هضم این جامعه عبور کرده بود. معنای آن این است که نه نوکر کسی باشید و نه دنبال تنش زایی در مناسبات بین المللی بروید، بلکه باید درک عالمانه ای از منافع ملی پیدا کرد و به لوازمش هم تن در داد.

     ابتدا باید صلاحیت های خود را در استفاده کارآمد از سرمایه های داخلی نشان دهیم

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با تاکید بر اینکه در طول تاریخ بشر هیچ جامعه ای نتوانسته تجربه موفقیت آمیز استفاده از سرمایه خارجی داشته باشه مگر اینکه ابتدا صلاحیت های خودش را در استفاده کارآمد و خردوزانه از سرمایه های انسانی و مادی داخلی نشان داده باشد، خاطرنشان کرد: اگر این گونه نباید، روشن است که از سرمایه خارجی همان گونه استفاده می شود که در دوره قاجاریه و پهلوی شد و ایران را در آن نابسامانی و تزلزل و بی ثباتی سیستم به گروگان گرفت. من تجربه جذب سرمایه خارجی در ایران را از دوره ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۶ انتخاب کردم، دوره ای که حکومت ایران در قله تاریخی درامدهای ارزی کشور تا آن زمان قرار داشت است. آنها آنقدر ارز در اختیار داشتند که می توانستند با یک قدرت چانه زنی سطح بالا با طرفهای خارجی مذاکره کنند و تن تحمیل های آنها ندهند. نکته دوم این است که آنها در عین اینکه که در بالاترین سطح از نظر دسترسی به درآمد ارزی روبرو بودند، در قله هم پیوندی با آمریکا هم بودند و پیوندهای استراتژیک بین ایران و آمریکا، فراتر از اسرائیل بود.

    به دروغ می گویند شاه قهرمان ضد استعماری بود و آمریکا کنارش زد

    وی ادامه داد: اکنون به گونه ای جلوه می دهند که محمد رضا شاه قهرمان ضد استعماری بود که آمریکایی ها کنارش زدند، در حالی که وقتی کشتار را شروع کرد، کارتر به ایران آمد و از ایران به عنوان جزیره امن این منطقه اعلام پشتیبانی کرد. ببینید ما چقدر در اسارت تاریخ سازی های جعلی و اندیشه سازی های جعلی معطوف به منافع بیرونی و معطوف به ضدتوسعه در ایران هستیم و این هم حیطه بسیار خطیری برای دانایان و مسئولیت بسیار بزرگی است که ما به سهولت به این جریان سازی های عجیب و غریب تن در ندهیم.

    مومنی ضمن تشریح ترکیب ۹۷۲ شرکتی که در آن دوره در ایران به ثبت رسیده اند، گفت: از این ۹۷۲ شرکت، ۳۷۱ شرکت رشته فعالیتش مربوط به دلالی و بیمه، ۲۵۱ شرکت در زمینه بازرگانی، رستوران و هتلداری فعال بوده و ۲۰۶ شرکت هم در زمینه فعالیت های ساختمانی فعال بوده اند. پیام روشن این ترکیب این است که هیچ کشوری نمی تواند جذب سرمایه خارجی با کیفیت داشته باشد، مگر اینکه ابتدا صلاحیت خودش در استفاده از سرمایه های انسانی و مادی داخلی اش را نشان داده باشد. سرمایه گذار خارجی که عقب افتادگی ذهنی ندارد، وقتی می فهمد بازدهی اصلی در این سرزمین در حیطه تولید نیست و برای تولید انواع و اقسام گرفتاری ها، محدودیت ها و بحران ها وجود دارد، معلوم است که او هم در حیطه هایی سرمایه گذاری می کند که بازدهی بیشتر، ریسک کمتر و زحمت ناچیز داشته باشد.

    سرمایه خارجی نه شر بالذات دارد و نه خیر بالذات

    این اقتصاددان تاکید کرد: سرمایه خارجی به شرطی می تواند به اهنگ توسعه ایران کمک کند که ما تمرین کافی کرده باشیم که از سرمایه های انسانی و مادی خود خردورزانه استفاده کنیم، آنقدر باید زورمان زیاد شده باشد که بتوانیم او که انگیزه ای به توسعه ندارد و فقط نفع شخصی می خواهد را با منافع خودمان هم راستا کنیم. این مختص ایران نیست و اگر ترتیبات نهادی ما ضد تولید فناورانه باشد، نمی توانیم جذب سرمایه خارجی موفقیت امیز داشته باشیم فرصت طلب ترین فرصت طلب های خارجی اینجا می آیند و ۱۰ گونه گرفتاری دیگر به گرفتاری های قبلی اضافه می کنند. سرمایه خارجی نه شر بالذات دارد و نه خیر بالذات. این تابع صلاحیت ها و قابلیت های ما است که بتوانیم از آنها که مانند ابزار هستند درست استفاده کنیم. برای به خدمت گرفتن این ابزار صلاحیت هایی باید وجود داشته باشد. اما با این دیوان سالاری فاسد به غایت کم کیفیت و نظام تصمیم گیری های اساسی مشوق رانت، ربا و دلالی و واردات و منکوب کننده تولید، نمی توانید فناوری جذب کنید.

    اگر کسانی فکر می کنند باید زیر عَلَم یکی برویم تا از تهاجم دیگری مصون باشیم، این یک توهم است

    مومنی با تاکید بر ضرورت توجه به تجربه کشورهایی مانند چین، کره جنوبی، تایوان و سنگاپور، و با بیان اینکه اینها با فوت کردن و اینکه ما افتخار می دهیم شما را راه می دهیم حل نمی شود. خیلی باید پیچیدگیهای زمانه تان را درک کنید، افزود: در طول ۲۵۰ سال گذشته مهلک ترین ضربه ها از خارج به ایران، در زمانهایی وارد شده که قدرتهای بزرگ در شرایط منازعه هژمونیک بودند. این هم یک عبرت و هشدار بزرگ به حکومت گرامی است. در دوران منازعه هژمونیک، بدون استثنا، طرفین دعوا، بر روی اینکه ایران باید نقش نعش را بازی کند به خاطر موقعیت خاص استراتژیک و ژئواستراتژیکش، توافق داشتند. بنابراین اگر کسانی فکر می کنند که ما مثلا زیر عَلَم یکی برویم تا از تهاجم دیگری مصون باشیم، این یک توهم است.

    قدرتها با یکدیگر نمی جنگند بلکه با هم مچ می اندازند

    این اقتصاددان با بیان اینکه این قدرتها با یکدیگر نمی جنگند بلکه با هم مچ می اندازند، عنوان کرد: اینکه هندوانه زیر بغل کسانی می گذارند برای این است که اگر در این مچ اندازی، نیاز به قربانی شد، سر او را ببرند. از این زاویه تجربه انقلاب مشروطیت و کتاب اختناق ایران مرگان شوستر و تجربه ملی شدن نفت و برآمدن و بیرون رفتن رضاشاه را بخوانید. تمام آنها عبرت های پرشمار برای اهل خرد و دانایی دارد. در این چارچوب، دو نفر مفهوم سازی کردند که جامعه ایران حق آنها را به درستی نشناخته است؛ سید حسن مدرس و محمد مصدق. آنها کسانی بودند که فهمیدند اگر ایران بخواهد نجات پیدا کنه، فقط از جنبه سیاسی بر محور تلطیف روابط مردم با حکومتش امکان پذیر است و از جنبه اقتصادی هم طراحی یک برنامه ارتقاء بنیه تولید فناوره ضروری است.

    اینها چه کسانی هستند که می گویند چون جامعه حواسش پرت مذاکرات است، با شوک قیمتی دوباره یک زخم جدید به این جامعه بزنیم!؟

    وی با بیان اینکه ما روزمره آدرسهای غلط و پوست خربزه دریافت می کنیم، البته وقتی آنها می توانند مثلا پوست خربزه زیر پای کسی در اندازه پوتین بیندازند که گرفتار باتلاق اوکراین شود، معلوم است که یک باره چیزهایی را هم بر سر زبان برخی حکومتگران ما می اندازند که استشمام می شود آدرس به نفع خارجی ها می دهند، ابراز عقیده کرد: عده ای، همین امروز که بدن مردم ایران هنوز از زخم شوک درمانی ۱۴۰۱ و ۱۴۰۳  التیام پیدا نکرده، راه افتاده اند و می گویند حالا که بحث از مذاکره شده، بهترین وقت است که در این شلوغی، شوک قیمتی جدیدی وارد کنیم! می گویم این نداها از حلقوم خائنان به منافع ملی ایران بیرون می آید. کیست که الفبای مذاکره رو بداند و نفهمد در شرایط مذاکره آن کشوری می تواند با عزت و قدرت چانه زنی و مذاکره کند که دل مردمش با او باشد. اینها چه کسانی هستند که می گویند چون جامعه حواسش پرت مذاکرات است، بیاییم دوباره یک زخم جدید به این جامعه بزنیم!؟ می خواهند از طریق تشدید بحران در رابطه بین مردم و حکومت در واقع ما را در ورطه های خیلی خطرناک بیندازند.

    هیچ حکومت باتدبیری در هنگامه مذاکره با حریف قدرتمند، چنگ به سر و صورت مردم خودش نمی اندازد

    مومنی تاکید کرد: هیچ حکومت باتدبیری در هنگامه مذاکره با حریف قدرتمند، چنگ به سر و صورت مردم خودش نمی اندازد. این کار قدرت چانه زنی اش را نابود می کند و نشانه های بسیار خطرناکی است که با پیوند شوم و منحوسی که بین گروه های غیرمولد در ایران با منافع خارجی ها وجود دارد، هر روز برای ما جریان سازی و ایده های مشکوک بحران آفرین عرضه می کنند.