دسته: سیاسی

  • رابطه ایران با کشورهای عربی در پساجنگ

    رابطه ایران با کشورهای عربی در پساجنگ

    به گزارش اقتصادران، بابک نگاهداری، رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس در یادداشتی نوشت:

    جنگ‌ها معمولاً شکاف‌ها را عمیق‌تر می‌کنند؛ اما گاهی درست در نقطه‌ای خلاف انتظار، پنجره‌ای برای بازآرایی روابط و شکل‌گیری همکاری‌های تازه می‌گشایند. خلیج فارس امروز در آستانه چنین لحظه‌ای است؛ زیرا یک واقعیت راهبردی بیش از گذشته برجسته شده است: *هیچ نظم پایدار منطقه‌ای بدون نقش‌آفرینی فعال ایران شکل نمی‌گیرد *و در مقابل، *هیچ‌یک از بازیگران خلیج فارس نیز قابل حذف نیستند.*

    از همین رو، فضای جدیدی از *واقع‌گرایی منطقه‌ای* در حال شکل‌گیری است. کشورهای اطراف بیش از گذشته دریافته‌اند که امنیت خلیج فارس یک موضوع جمعی است و استمرار الگوی «تهدیدانگاری متقابل» فقط یک بازی با حاصل‌جمع منفی می‌سازد. نقطه شروع، تبدیل این ادراک مشترک به سازوکارهای عمیق دیپلماتیک در دو سطح روابط دوجانبه و چندجانبه است. دیپلماسی دو‌لایه؛ یعنی پیگیری هم‌زمان توافقات دوجانبه با هر کشور عربی و یک مسیر جمعی و نهادی در تعامل با شورای همکاری خلیج فارس تا توافقات، ماندگار و قابل اتکا شوند.

    در حوزه امنیت، گام‌های عملی می‌تواند از اقدام‌های کم‌هزینه اما اثرگذار آغاز شود و به سمت راهکارهای ریشه‌ای و عمیق حرکت نماید. تجربه نشان داده اتکای یک‌جانبه به بیرون الزاماً امنیت نمی‌آورد؛ بنابراین حرکت به سمت تنوع‌بخشی به منابع تأمین امنیت و اتکا به *امنیت درون‌زای منطقه‌ای *و خروج کامل پایگاه‌های نظامی آمریکا از منطقه می‌تواند از چرخه ناامنی‌های تکرارشونده بکاهد و حتی آن‌ها را از میان ببرد.

    در کنار امنیت، اقتصاد موتور اصلی نزدیک‌سازی منافع است؛ اما این‌بار باید با یک الگوی روزآمد و عمل‌گرایانه‌ پیش رفت. معادله «امنیت در برابر اقتصاد» ناکارآمدی‌های خودش را نشان داده است. نیاز به نسخه جدیدی در منطقه احساس می‌شود. نسخه‌ای که از بن‌بست‌های گذشته عبور کند و با پروژه‌های مشخص و قابل سنجش که برای همگان منافع مشترک ایجاد نماید.

    اگر این مؤلفه‌ها درست کنار هم بنشینند، منطقه از رقابت‌های فرساینده به سمت *منطقه‌گرایی کارکردی *حرکت می‌کند؛ یعنی همکاری بر مبنای منافع واقعی و سازوکارهای اجرایی معتبر. شرط موفقیت، نهادینه‌سازی سازوکارهای رسمی و غیررسمی است. از تفاهم‌نامه‌های کلی عبور کنیم و به سمت *«بازی‌های با حاصل جمع مثبت»* حرکت کنیم.

    در نهایت، تکمیل این مسیر به یک فهم و اراده سیاسی نیاز دارد و آن حرکت به سمت نظم مشارکتی منطقه‌ای از طریق گفت‌وگوی مستقیم و منظم میان بازیگران کلیدی (به‌ویژه ایران، عربستان و ترکیه) برای مدیریت رقابت و جلوگیری از لغزش به سمت تخاصم و نیز مدیریت مسئولانه بحران‌ها در محیط پیرامونی خواهد بود.

    بنابراین، برخلاف بسیاری از تحلیل‌های رایج، دوره پس از جنگ می‌تواند فرصتی واقعی برای نزدیک‌تر شدن ایران و کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس باشد؛ فرصتی برای تبدیل واقع‌گرایی و ضرورت‌های مشترک به توافقات سیاسی، سازوکارهای امنیتی و پروژه‌های اقتصادی. اگر این فرصت به‌موقع به «قواعد بازی جدید» تبدیل شود، خلیج فارس می‌تواند وارد مرحله‌ای از نظم باثبات‌تر و هم‌افزاتر شود. در این میان باید بر دو موضوع مهم تاکید شود؛ نخست آنکه کشورهای منطقه به این نتیجه برسند که «امنیت منطقه تنها با تعامل کشورهای آن حاصل می‌شود» و اینکه «ایران می‌تواند قدرتی برای کمک به تامین امنیت منطقه بدون حضور کشورهای متخاصم خارجی باشد».

  • احتمال برکناری ترامپ بالا گرفت!

    احتمال برکناری ترامپ بالا گرفت!

    به گزارش اقتصادران، یک استراتژیست دموکرات به نام جیمز کارویل در مقاله‌ای در روزنامه انگلیسی «ایندیپندنت» پیش‌بینی کرده است که اگر دموکرات‌ها در انتخابات میان‌دوره‌ای، کنترل هر دو مجلس نمایندگان و سنا را به دست بگیرند، ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ ممکن است زودتر از موعد پایان یابد.

    کارویل معتقد است کنگره‌ای که در اختیار دموکرات‌ها باشد، تحقیقات گسترده‌ای علیه ترامپ و خانواده‌اش آغاز خواهد کرد و هشدار داده که ممکن است در ایران «جنایات جنگی» رخ داده باشد.‌ام وی‌ام مدیران

    او بر این باور است که فشار ناشی از این تحقیقات کنگره و همچنین پرونده‌های مدنی، در نهایت ترامپ را وادار خواهد کرد حدود یک سال دیگر از سمت خود استعفا دهد.

  • عوارض گیری از «تنگه هرمز» راحت است؟

    عوارض گیری از «تنگه هرمز» راحت است؟

    به گزارش اقتصادران، در بحبوحه درگیری‌های منطقه‌ای و ادامه جنگ میان ایران و ائتلاف آمریکا ـ اسرائیل، موضوع کنترل و مدیریت تنگه هرمز به یکی از کلیدی‌ترین مباحث ژئوپلیتیکی و اقتصادی جهان تبدیل شده است. این آبراه استراتژیک که حدود ۲۰ درصد از نفت و گاز جهان از آن عبور می‌کند، اکنون نه فقط محور تنش‌های نظامی، بلکه موضوع بحث‌های جدی درباره دریافت عوارض عبور از سوی ایران است، اقدامی که اگر به تصویب نهایی برسد، می‌تواند معادلات انرژی، تجارت جهانی و تعادل قوا در منطقه را به‌طور بنیادین تغییر دهد.

    ایده اصلی پشت طرح اخیر مجلس شورای اسلامی با عنوان موقت «قانون اقدام راهبردی صلح و توسعه درون‌زا و پایدار منطقه‌ای خلیج فارس»، بر این استوار است که ایران بتواند از عبور شناور‌های تجاری، به‌ویژه نفتکش‌ها و حامل‌های انرژی عوارض بگیرد و آن را به یک منبع درآمد ارزی جدید تبدیل کند. آنطور که گفته می‌شود در صورت اجرای کامل این طرح، امکان دارد درآمد ماهانه ایران از این محل به حدود ۶۰۰ میلیون دلار برسد، رقمی که با جمع محموله LNG می‌تواند حتی بالاتر رود.

    اما در عمل، تحلیل رسانه‌های بین‌المللی و کارشناسان اقتصادی نشان می‌دهد این میزان درآمد، هرچند قابل توجه است، اما برای جبران خسارات ناشی از جنگ، تحریم‌ها و بحران‌های اقتصادی کافی نیست. بررسی‌ها از وضعیت فعلی نشان می‌دهد که تاکنون تعرفه مشخصی تعیین نشده و حتی برخی گزارش‌ها درباره پرداخت‌های چند میلیونی دلار برای گذر امن از تنگه هنوز در فضای غیررسمی انجام می‌شود.

    در کنار بحث درآمد، اما باید هزینه‌های واقعی اداره و کنترل این مسیر را در نظر گرفت. افزایش شدید هزینه بیمه کشتی‌ها، توقف هزاران کشتی در بنادر و اختلال در زنجیره‌های تامین جهانی باعث شده شرکت‌های کشتیرانی با احتیاط بسیار عمل کنند. به‌گونه‌ای که بیمه عبور از هرمز که قبلاً کمتر از ۱ درصد ارزش کشتی بود، اکنون به ۷ تا ۹ درصد ارزش یک سفر رسیده است و این عاملی است که عملاً هزینه‌کردن عوارض را برای بسیاری از شرکت‌ها بی‌معنی می‌کند.

    در واقع، حتی از منظر تحلیل اقتصادی ایران‌محور نیز این اقدام بیش از اینکه فقط منبع درآمد پایداری تلقی شود، به ابزاری برای بازچینی مناسبات تجاری و سیاسی با همسایگان و قدرت‌های بزرگ می‌ماند که در بلندمدت ممکن است اثرات محدود یا نامشخص‌تر از آنچه تبلیغ می‌شود داشته باشد.

    ابزار فشار یا بازتعریف اقتدار؟

    در لایه سیاسی، ایران نه‌فقط به دنبال درآمد از تجارت عبوری نیست، بلکه این ایده را به عنوان ابزاری برای بازتعریف نقش خود در معادلات منطقه‌ای به کار می‌برد. برخی رسانه‌های بین‌المللی از این رویکرد به‌عنوان تحول در راهبرد ژئوپلیتیک تهران یاد می‌کنند. به‌عنوان مثال، خبرگزاری AP گزارش داده است که ایران تلاش دارد با تبدیل شدن به دروازه‌بان تنگه هرمز، نقش جدیدی در مدیریت انرژی جهانی ایفا کند که فراتر از موضوع پول بستن به کشتی‌ها باشد.

    همزمان، بعضی خبرگزاری‌ها گزارش داده‌اند که ایران می‌خواهد به برخی کشور‌ها «عبور امن» بدهد و سایر کشور‌ها را بر اساس تمایلات سیاسی و اقتصادی طبقه‌بندی کند، رویکردی که به گفته تحلیلگران باعث افزایش نفوذ ایران در مناسبات کلان جهانی می‌شود.

    رسانه‌های معتبر جهانی به‌تفصیل این موضوع را تحلیل کرده‌اند. در همین راستا بلومبرگ، گزارش داده است که ایران حتی به ارائه پیشنهاد به شرکت‌های نفتی برای عبور همراه با اسکورت نیرو‌های دریایی ایران در ازای هزینه کرده است و این شیوه را نوعی «عبور امن با هزینه» توصیف می‌کند.

    گاردین با اشاره به اینکه پس از تعطیلی نسبی تنگه، چند نفتکش فرانسوی، ژاپنی و عمانی توانسته‌اند عبور کنند، این وضعیت را نشان‌دهنده فشار بین‌المللی بر ایران برای آزادسازی مسیر، یا دستیابی به مصالحه سیاسی دانسته است.

    گروه هفت و اتحادیه اروپا نیز به‌روشنی اعلام کرده‌اند که آزادی و امنیت عبور در تنگه هرمز باید حفظ شود، حتی در صورت اعمال عوارض از سوی ایران.

    این واکنش‌ها نشان می‌دهد که به‌رغم تلاش تهران برای مدیریت تنگه، فشار سیاسی جهانی بر حفظ «حق عبور رایگان» استوار است و این موضوع احتمال هرگونه درآمد پایدار یا رسمی از عوارض را محدود می‌کند.

    حقوق بین‌الملل؛ مخالفت‌ها و چالش‌های قانونی

    از منظر حقوق بین‌الملل، وضعیت تنگه هرمز نسبت به سایر تنگه‌های استراتژیک خاص است. بر اساس کنوانسیون حقوق دریا‌ها (UNCLOS)، که با وجود اینکه ایران و آمریکا آن را به‌طور رسمی تصویب نکرده‌اند، اما اصول عرفی آن برای عبور از تنگه‌های بین‌المللی پذیرفته شده است، کشتی‌ها حق «عبور بی‌ضرر» دارند و نمی‌توان بدون دلیل موجه برای خدمات خاصی، عوارض عبور وضع کرد.

    کارشناسان حقوق بین‌الملل بر این باورند که اقدام ایران در وضع عوارض یا کنترل تبعیض‌آمیز کشتی‌ها ممکن است با اصول حقوق دریایی بین‌المللی در تعارض باشد، مخصوصاً اگر این عوارض به‌صورت تبعیض‌آمیز یا سیاسی اعمال شود.

    سازمان بین‌المللی دریانوردی (IMO) نیز در بیانیه‌ای رسمی اعلام کرده هرگونه حمله یا مانع‌آفرینی در مسیر عبور کشتی‌های غیرنظامی غیرقابل توجیه بوده و «هیچ اقدام خصمانه علیه ناوگان تجاری» قابل قبول نیست.

    به این ترتیب، در حالی که ایران می‌تواند ضمن «خدمات ناوبری» یا مدیریت محیط‌زیستی درخواست هزینه کند، محدودیت‌های حقوقی جدی بر اعمال عوارض تنگه وجود دارد که می‌تواند مسیر این طرح را در مجال حقوقی بین‌المللی پیچیده کند.

    واقعیت، امکان و آینده اخذ عوارض در تنگه هرمز

    درآمد حاصل از عوارضی که از کشتی‌ها در تنگه هرمز گرفته بشود، در بهترین حالت ممکن است ماهانه حدود چند صد میلیون دلار باشد. مبلغی که قطعا برای جبران خسارات جنگ، تحریم‌ها یا کاهش درآمد‌های نفتی ناکافی است لذا می‌توان گفت که این طرح جدید بیش از آنکه یک ابزار درآمدی باشد یک ابزار سیاسی است.

    در واقع ایران تلاش دارد که تنگه هرمز را به ابزار نفوذ منطقه‌ای و جهانی تبدیل کند، اما فشار بین‌المللی برای حفظ آزادی عبور و تهدید به پیامد‌های سیاسی و اقتصادی، این تلاش‌ها را با چالش روبه‌رو خواهند کرد.

    براساس عرف دریایی و کنوانسیون‌های بین‌المللی، تنگه‌های مهم جهان باید عبور بدون مانع داشته باشند؛ وضع عوارض غیرمنطقی یا تبعیض‌آمیز حتی اگر در شرایط امنیتی خاصی مجاز انگاشته شود، می‌تواند با قواعد حقوق بین‌الملل در تعارض باشد.

  • خانه آخر این جنگ حمله اتمی است؟

    خانه آخر این جنگ حمله اتمی است؟

    به گزارش اقتصادران، نبرد میان ایران و ایالات متحده به چهلمین روز خود نزدیک می‌شود؛ بازه‌ای سرنوشت‌ساز که در آن، آرایش نظامی طرفین از فاز ابتدایی خارج شده و وارد مرحله فرسایشی شده است. اگرچه آمریکایی‌ها در انهدام برخی اهداف نظامی و زیرساخت‌های صنعتی به موفقیت‌هایی دست یافته‌اند، اما ایران نیز با حملات موشکی دقیق، بخشی از منافع کلیدی آمریکا در منطقه را از بین برده است. در کنار این تقابل، سرنگونی پهپاد‌های گران‌قیمت و جنگنده‌های آمریکایی، هزینه‌های نبرد را برای واشنگتن دوچندان کرده است.

    با گذشت دقیقا ۳۶ روز از آغاز درگیری‌های مستقیم، اکنون ابهام درباره زمان پایان جنگ به اوج خود رسیده است. در حالی که مقامات آمریکایی از احتمال آغاز نبرد زمینی سخن می‌گویند، تهران نشان داده که از انتقال میدان جنگ به روی زمین، بیش از نبرد‌های هوایی استقبال می‌کند؛ چرا که شکست احتمالی آمریکا در زمین، نه تنها ورق را به نفع ایران برمی‌گرداند، بلکه می‌تواند نقطه پایانی بر حضور نظامی ایالات متحده در این نبرد باشد.

    اکنون هر دو طرف در برابر یک انتخاب بزرگ قرار گرفته‌اند: عبور از مرز‌های فعلی و تشدید بی‌سابقه جنگ، یا پذیرش واقعیت‌های میدانی و حرکت به سمت پایان درگیری.

    جنگ در نقطه تعادل

    علیرضا مجیدی، تحلیلگر مسائل خاورمیانه، معتقد است که جنگ به یک نقطه «تعادل نسبی» رسیده و حالا زمان انتخاب بین تشدید تنش یا میز مذاکره فرا رسیده است. او در گفت‌و‌گو با رویداد۲۴ می‌گوید: «جنگ بعد از ۵ هفته به یک نقطه تعادل رسیده است. این تقابل را می‌توان به یک مثلث تشبیه کرد که سه ضلع دارد. آمریکا در این جنگ سه نوع هدف را دنبال می‌کند: اول، اهداف عملیاتی (مباحث نظامی مانند ترور سران و حمله به زیرساخت‌ها)؛ دوم، اهداف تاکتیکی (مواردی که آمریکا در افق ۵ ساله نمی‌تواند در آنها تغییر بنیادین ایجاد کند، مانند توانمندی هسته‌ای و موشکی) و سوم، اهداف راهبردی که منظور از آن از بین بردن کامل خطر نظامی ایران است.»

    او ادامه می‌دهد: «ایده‌آل آنها این بود که جمهوری اسلامی برچیده شود یا دست‌کم ایران تن به تغییرات استراتژیک اجباری بدهد. آنها در این ۵ هفته اهداف عملیاتی را تا حدی محقق کردند، اما در دستیابی به اهداف راهبردی و تاکتیکی ناکام ماندند. از لحاظ هسته‌ای و موشکی، تداوم جنگ دستاوردی برای آمریکا نداشته است؛ البته اگر حملات عملیاتی را ادامه دهند، سرریز آن به اهداف تاکتیکی می‌رسد. برای مثال، تخریب زیرساخت‌های صنعتی اگر از سطح مشخصی فراتر رود، به تضعیف ساختاری ایران در ۵ سال پیش رو منجر خواهد شد.»

    ریسک‌های تداوم جنگ برای واشنگتن

    مجیدی ضلع دوم این مثلث را ریسک‌های تداوم جنگ برای آمریکا می‌داند و به سه نکته کلیدی اشاره می‌کند: «اول اینکه توان آفندی ایران بر توان پدافندی آنها برتری یافته و مشخص نیست پدافندشان تا چه زمان پاسخگو باشد. دومین عامل، امنیت تنگه هرمز و بازار انرژی است؛ هرچقدر جنگ طولانی‌تر شود، تأثیرات مخرب اقتصادی آن عمیق‌تر می‌شود. مسئله سوم نیز وضعیت کشور‌های عربی است که اکنون با بحران فرار سرمایه‌های خارجی مواجه‌اند.»

    این تحلیلگر معتقد است که فرار دائمی سرمایه از کشور‌های عربی، انگیزه پایان جنگ را در طرف مقابل ایجاد خواهد کرد: «هرچقدر این عملیات جدی‌تر شود، احتمال اینکه فرار سرمایه از سرزمین‌های عربی ماندگار شود، بیشتر می‌شود. این اتفاق ضربه‌ای مهلک به اقتصاد این کشور‌ها و البته منافع شخصی ترامپ خواهد بود.»

    ضلع سوم؛ چالش‌های ایران و سناریوی زمین سوخته

    مجیدی درباره ریسک‌های طرف ایرانی نیز می‌گوید: «ضلع سوم قضیه، پرریسک بودن تداوم جنگ برای ماست. ما نمی‌دانیم قدرت آفندی‌مان تا چه زمانی تداوم می‌یابد. مسئله دوم، سرمایه اجتماعی است که تاکنون سوخت اصلی موتور نظامی ایران بوده، اما حفظ آن در درازمدت با ابهام مواجه است. سومین عامل این است که آیا تداوم حملات آمریکا، ما را به نقطه‌ای می‌رساند که سناریوی «زمین سوخته» مطرح شود؟ یعنی اگر دشمن ببیند حریف ایران نمی‌شود، ممکن است به دنبال تبدیل کشور به یک سرزمین سوخته باشد. در این شرایط، یک تصمیم پرریسک این است که منتظر تضعیف طرف مقابل بمانیم و حالت کم‌ریسک این است که با ابتکاراتی به دنبال پایان جنگ باشیم.»

    ریسک عملیات زمینی

    وی با اشاره به گزینه‌های روی میز آمریکا برای عملیات زمینی می‌گوید: «مسیر‌های مختلفی وجود دارد؛ از بحث جزایر نزدیک به تنگه هرمز تا تحریک اقلیم کردستان. اما اصل قضیه این است که طرفین دچار فرسایش شده‌اند. آمریکا یا باید به سمت تضعیف بیشتر برود یا پایان جنگ. احتمالاً آنها مسیر تشدید را انتخاب کنند که مهم‌ترین گزینه آن، عملیات زمینی است؛ اما این کار فوق‌العاده پرریسک است؛ هم از نظر نتیجه‌بخشی و هم از نظر تلفات انسانی.»

    او می‌افزاید: «اگر آنها بخواهند مثلاً در نطنز عملیات زمینی انجام دهند تا اورانیوم‌ها را استخراج کنند، با ریسک بزرگی مواجه‌اند. در بحث جزایر هم حتی اگر موفق شوند، مشخص نیست منجر به بازگشایی تنگه هرمز شود یا خیر. فارغ از تلفات، بعید است ایران چنین معامله‌ای را بپذیرد. ما هم در این نقطه با یک دوراهی مواجهیم: اقدام پرریسک متقابل یا حصول توافق به هر قیمت.»

    مجیدی معتقد است رفتار دشمن پس از شکست احتمالی در نبرد زمینی تعیین‌کننده است. او می‌گوید: «ما در مقابل هرگونه عملیات زمینی، در چهار محور پاسخ محکمی خواهیم داد که آسیب جدی به آمریکا می‌زند. اما باید سنجید که اگر آنها شکست بخورند، چه واکنش جنون‌آمیزی نشان خواهند داد.»

    بمب اتم؛ ابزار تهدید یا شلیک؟

    این تحلیلگر در پایان به سناریوی هسته‌ای اشاره کرده و می‌گوید: «بمب اتم، خانه آخر آمریکاست. اما استفاده از آن هزینه‌های بین‌المللی و داخلی وحشتناکی دارد. اگر عملیات زمینی شکست بخورد و تلفات آمریکا سه‌رقمی شود (در حالی که آمار رسمی فعلی ۱۳ کشته و بیش از ۴۰۰ مجروح است)، بحران به اوج می‌رسد. شکست زمینی آمریکا جهان را تکان خواهد داد. در آن صورت، اگر آمریکا به سمت گزینه اتمی برود، ایران هم رسماً اعلام ساخت بمب خواهد کرد و هشدار می‌دهد که پاسخ اتمی در راه است. آمریکا باید بداند بمب اتم ابزار تهدید است، نه شلیک. شما تنها زمانی می‌توانید شلیک کنید که مطمئن باشید اتفاق ژاپن تکرار می‌شود و طرف مقابل توان پاسخ ندارد؛ در غیر این صورت، شلیک اتمی تنها به اتمی شدن قطعی ایران و ویرانی دوجانبه منجر خواهد شد.»

  • سقوط جنگنده، خلبان گمشده!

    سقوط جنگنده، خلبان گمشده!

    به گزارش اقتصادران، ماجرای سقوط هواپیمای اف۳۵ امریکایی در ایران و تلاش ایران از یک طرف و اسراییل و امریکا از سوی دیگر، برای خروج خلبانان این جنگنده‌ها از ایران که از صبح دیروز جمعه، رسانه‌ای شد، بازخوردهای رسانه‌ای وسیعی در سطح بین‌الملل پیدا کرد و ده‌ها میلیون مخاطب ابعاد گوناگون آن را دنبال کردند. اساسا یکی از دستاوردهای مهم ایران در جنگ تحمیلی اخیر، ضرباتی بود که پدافند ایران به هواپیماها، پهپادها و جنگنده‌های امریکایی وارد کرد. تا قبل از ۱۵فروردین‌ماه بر اساس اعلام برخی منابع بیش از ۲۵جنگنده و هواپیمای امریکایی (به جز پهپادها و سایر پرتابه‌های جنگی) از سوی پدافند ایران هدف قرار گرفتند.

    اوج این دستاوردها، آسیب‌هایی بود که ایران بر افسانه جنگنده‌های اف۳۵امریکایی وارد ساخت و به همه جهان نشان داد که اف ۳۵ غیر قابل دستیابی نیست. در واقع ایران با تکیه بر توان پدافندی و راداری داخلی خود توانست، پیچیده‌ترین و غیر قابل دستیابی‌ترین جنگنده‌ها را هدف قرار دهد. در کنار این ضربات، ساقط کردن دو هواپیمای آواکس امریکایی،  بازخوردهای قابل توجهی در فضای بین‌المللی پیدا کرد به گونه‌ای که برخی تحلیلگران آن را به معنای بازیابی توان پدافند هوایی ایران در برابر متجاوزان اسراییل و امریکایی قلمداد کردند.  اما حول و حوش ۸و۱۱ دقیقه صبح دیروز بود که سخنگوی قرارگاه مرکزی حضرت خاتم‌الانبیا (ص) خبری عجیب را رسانه‌ای کرده و اعلام کرد: « دومین جنگنده فوق پیشرفته نسل پنجم اف۳۵ امریکا در آسمان مرکزی ایران، توسط سامانه نوین پدافند هوایی هوا‌فضای سپاه از اسکادران LAKEN-HEATH مورد اصابت قرار گرفت و سقوط کرد. »

    در ساعات ابتدایی تحلیل‌ها حاکی از آن بود که «به دلیل انفجار شدید جنگنده فوق به هنگام اصابت و سقوط، احتمال اینکه خلبان خارج شده باشد کم است.» بلافاصله اخبار تکمیلی نشان داد، خلبان یا خلبانان این جنگنده پس از هدف قرار گرفتن هواپیمایشان، از روی صندلی ایجکت کرده و در داخل خاک ایران فرود آمده‌اند! فکت‌هایی که باعث تقویت این فرضیه می‌شد مرتبط با سالم ماندن صندلی هواپیمای یاد شده بود که احتمال خروج خلبان در گستره سرزمینی ایران را تقویت می‌کرد. با افزایش این گمانه‌زنی‌ها، تلاش دو‌طرف برای آگاهی از سرنوشت خلبان یا خلبانان احتمالی جنگنده ابعاد تازه‌ای پیدا کرد. ظاهرا خلبانان جنگنده پس از اصابت پدافند ایران ایجکت کرده و هواپیما را ترک کرده بودند. منابع میدانی به تسنیم گفتند پس از سقوط جنگنده، امریکایی‌ها که نگران جان خلبان خود بودند، بلافاصله وارد عمل شدند. ارتش امریکا با اعزام چندین فروند هلیکوپتر «بلک‌هاوک» و یک هواپیمای ترابری «هرکولس C-130» عملیات گسترده‌ای را برای پیدا کردن و خارج کردن خلبان از مرزهای ایران آغاز کرد.

    دقایق حساس یافتن خلبانان

    ساعت ۱۵ و ۱۱دقیقه کلش ریپورت، رسانه ترک نوشت: «گزارش شده است که هواپیمای‌C- ‌۱۳۰هرکولس امریکا بسیار پایین بر فراز ایران پرواز می‌کند و فِلِیر پرتاب می‌کند. احتمال زیادی وجود دارد که نیرو‌های امریکایی در حال جست‌وجوی خلبانان جنگنده ساقط شده باشند.» از این ساعت یک جنگ و گریز مستمر میان  نیروهای ایرانی و امریکایی برای یافتن خلبانان جنگنده اف۳۵ آغاز شد. ۱۵ و ۳۵ ماجرا ابعاد تازه‌ای پیدا کرد و رسانه‌ها از گشت‌زنی دو بالگرد برای یافتن خلبان اف‌۳۵ ساقط شده امریکایی در استان‌های غربی و جنوبی کشورمان پرده‌برداری کردند. منابع خبری گفتند که امریکایی‌ها برای رهاسازی خلبان جنگنده ساقط شده خود، از ساعاتی پیش چند هلی کوپتر بلک هاوک و همچنین یک هرکولس ۱۳۰ اعزام کردند؛ عملیات آنان بی‌نتیجه مانده و یکی از هلیکوپترها نیز نزدیک مرز مورد حمله پدافند قرار گرفته و از صحنه عملیات گریخته است. با توجه به حیثیتی بودن این ماجرا برای امریکا، سایر هواگردهای آنان تلاش کردند که ماموریت را تکمیل کنند با این حال شلیک پدافند در برخی نقاط به آنها و تلاش آنها برای فرار از اصابت پدافند از طریق پرتاب فلر نیز مشخص است.

    در ادامه نیز برخی منابع آگاه پیش‌بینی جالبی را مطرح کردند. این منابع معتقدند با توجه به لطمه شدید حیثیتی که اسارت خلبانان برای امریکا به همراه دارد، واشنگتن ممکن است دست به یک عملیات روانی بزند. بر این اساس این احتمال مطرح شد که امریکایی‌ها برای پوشاندن این رسوایی بزرگ، فرد دیگری را به عنوان «خلبانی که به سلامت نجات یافته» به دنیا معرفی کنند تا اصل ماجرا و اسارت خلبان واقعی را در برابر افکار عمومی جهان پنهان کنند. نیروهای ایرانی اما اجازه یک چنین نمایشی را از نیروهای امریکایی سلب کردند.

    رسانه‌های بین‌المللی چه گفتند؟

    از میان رسانه‌های غربی، اکسیوس نزدیک به اسراییل نخستین رسانه‌ای بود که به صورت جامع به پرونده سقوط خلبانان اف ۳۵ورود کرد و در گزارشی سرنوشت خلبان این جنگنده فوق پیشرفته‌ امریکایی را پس از اقدام به پرش از هواپیما در پی بروز سانحه مبهم روایت کرده است.وب‌سایت «آکسیوس» ضمن تایید هدف قرار گرفته شدن و سرنگونی جنگنده پنهان‌کار امریکا با پدافند ایران اعلام کرد که عملیات جست‌وجو و نجات دو خلبان‌ در حال انجام است. اخبار دیگری نیز وجود داشت که نشان می‌داد عشایر و نیروهای محلی ایرانی هم به‌صورت سازمان‌یافته و مسلحانه در حال پایش منطقه هستند.

    در همین خصوص شبکه استانی کهگیلویه‌وبویراحمد از جایزه ویژه برای زنده‌گیری خلبان امریکایی خبر داد. به گزارش فارس، شبکه استانی کهگیلویه‌وبویراحمد به زبان محلی مردم منطقه اعلام کرد: « هرکس خلبان امریکایی را زنده بگیرد پاداش ارزشمندی دریافت خواهد کرد.» در اطلاعیه‌ای که این شبکه منتشر کرده، آمده: « بینندگان عزیر توجه بفرمایید؛ اهالی استان کهگیلویه و بویر احمد، مردم عزیز و غیرتمند، اگر خلبان یا خلبانان دشمن را زنده دستگیر و تحویل نیروهای انتظامی و نظامی دهید، مژده و پاداشی ارزشمند دریافت می‌کنید.» تسنیم گزارش کرد مردم استان کهگیلویه و بویراحمد به ویژه عشایر و روستاییان برای نبرد با نظامیان احتمالی امریکایی در مناطق مختلف استان حضور یافته‌اند. در پی بروز احتمالات از عملیات نظامیان امریکایی برای نجات خلبان جنگنده ساقط شده در آسمان ایران، عشایر، روستاییان و اقشار مختلف این استان با سلاح‌های شخصی به تفحص و گشت‌زنی در سطح کوه‌ها و دشت‌های استان اقدام کرده‌اند تا در صورت لزوم و مواجهه با دشمن به نبرد با آنان بپردازند.

    دقایقی پس از این عملیات سریع و پنهانی برخی منابع غیر رسمی اعلام کردند با هوشیاری نیروهای مسلح ایران عملیات دشمن ناکام ماند و خلبان امریکایی به دست نیروهای ایرانی اسیر شده است. تسنیم به نقل از خبرنگار خود در کهگیلویه و بویراحمد گزارش داد: «بر اساس برخی اطلاعات، پس از انهدام جنگنده فوق پیشرفته امریکایی توسط سپاه پاسداران که صبح امروز صورت گرفت، خلبان این جنگنده ایجکت کرده و در داخل کشور فرود آمده است. همچنین وی می‌گوید: شنیده‌ها حاکیست که امریکایی‌ها با احتمال زنده بودن خلبان خود، در تلاش بودند تا وی را از مرز ایران خارج کنند اما برخی منابع می‌گویند که احتمالا این خلبان به دست نیروهای ایرانی اسیر شده است. » باید دید سکانس پایانی این ماراتن جذاب برای یافتن خلبان یا خلبانان امریکایی به کجا ختم می‌شود. آیا به زودی شاهد انتشار اخبار این دستگیری در رسانه‌های داخلی خواهیم بود یا سرنوشت دیگری در انتظار آنان خواهد بود.

  • عبور رایگان از تنگه هرمز، برای همیشه تمام شد

    عبور رایگان از تنگه هرمز، برای همیشه تمام شد

    به گزارش اقتصادران، در میانه جنگ و تحولات منطقه، مجلس شورای اسلامی به‌دنبال فعال‌سازی ابزارهای جدیدی در حوزه امنیت و اقتصاد دریایی است. یکی از مهم‌ترین این اقدامات، طرح دریافت عوارض از کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز است؛ مسیری استراتژیک که سال‌هاست امنیت آن با هزینه ایران تأمین می‌شود، اما حالا بحث دریافت هزینه از کاربران آن به‌طور جدی روی میز قرار گرفته است. محمدرضا محسنی‌ثانی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس،  جزئیات این طرح و ابعاد سیاسی و منطقه‌ای آن را تشریح کرده است.

    محمدرضا محسنی‌ثانی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، با اشاره به طرح‌های در دست بررسی در مجلس اظهار کرد: طرح‌های مختلفی از سوی نمایندگان در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس تدوین شده که اکثر آن‌ها موضوعات مرتبط با شرایط روز کشور، تحولات منطقه و مسائل ناشی از جنگ و اتفاقات اخیر را دربر می‌گیرد.

    تنگه هرمز به دلیل اهمیت ژئوپلیتیک آن و اهمیتی که همیشه برای مبادلات تجاری بین‌المللی و تردد کشورها داشته، همواره مورد توجه قدرت‌های دریایی منطقه‌ای و جهانی بوده است. به همین دلیل قدرت‌های جهانی همیشه تلاش داشته‌اند تا از طریق ایجاد پایگاه نظامی در این تنگه یا حواشی آن موقعیت خود در خلیج‌فارس را تحکیم کنند.

    عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس خبر داد: یکی از محورهای مهم این طرح‌ها، موضوع تنگه هرمز و دریافت عوارض از کشتی‌های عبوری است؛ موضوعی که می‌بایست پیش از این در قالب یک چارچوب قانونی مشخص اجرا می‌شد، اما به دلایلی عملیاتی نشده و اکنون به‌طور جدی در دستور کار قرار گرفته است.

    محسنی ثانی افزود: در کنار این موضوع، مباحث دیگری نیز از جمله تجدیدنظر در برخی تعهدات بین‌المللی، استفاده قانونی از ظرفیت‌های انرژی اتمی متناسب با نیازهای کشور و بازنگری در رویکردهای منطقه‌ای در دستور کار کمیسیون امنیت ملی و برخی دیگر از کمیسیون‌های مجلس قرار دارد.

    چرا دریافت عوارض از تنگه هرمز؟

    وی درباره علت دریافت عوارض از تنگه هرمز گفت: با توجه به اینکه بخش عمده‌ای از تنگه هرمز و سواحل طولانی پیرامون آن تحت مسئولیت ایران است، تأمین امنیت این آبراه بر عهده کشور ما قرار دارد و بی‌تردید ایجاد و حفظ این امنیت هزینه‌بر است. تاکنون ایران برای تأمین امنیت همه کشتی‌ها هزینه را پرداخت می‌کرد، اما امروز به این نتیجه رسیده‌ایم که هر کشتی برای عبور از این مسیر باید عوارض خود را پرداخت کند.

    این عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در پاسخ به این پرسش که آیا همه کشورها باید برای حق عبور و مرور عوارض پرداخت کنند، گفت: از آنجا که تاکنون قانون جامع و مشخصی برای نحوه مدیریت، نظارت و ارائه خدمات در تنگه هرمز تصویب نشده است، هنوز به‌طور دقیق روشن نیست که کدام کشورها مشمول پرداخت این عوارض خواهند بود اما کشورهای متخاصم باید هزینه بیشتری پرداخت کنند.

    جزئیات طرح: از عوارض تا محیط زیست و راهنمایی دریایی

    محسنی‌ثانی در تشریح جزئیات این طرح گفت: در بخش نخست طرح پیش‌بینی شده است که ایران و کشور همسایه عمان برای حفظ ایمنی تردد، عوارضی از کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز دریافت کنند. بخش دوم این طرح به موضوع آلودگی محیط زیست اختصاص دارد، چرا که عبور گسترده کشتی‌ها می‌تواند به محیط زیست دریایی آسیب وارد کند.

    به گفته این نماینده مجلس، بخش سوم طرح مربوط به خدمات راهنمایی دریایی است؛ به این معنا که کشتی‌ها برای عبور ایمن از این مسیر از خدمات راهنمایی استفاده می‌کنند و در قبال آن هزینه‌ای پرداخت خواهند کرد. این سه موضوع در بسیاری از تنگه‌ها و کانال‌های بین‌المللی جهان امری متداول است.

    تأثیر بر روابط منطقه‌ای و تنش‌ها

    وی درخصوص تأثیر این اقدام بر تشدید اختلافات با کشورهای منطقه گفت: کشورهای منطقه تاکنون واکنش‌های مخرب خود را در راستای اهداف رژیم صهیونیستی و آمریکا نشان داده‌اند و در ابعاد مختلف با آن‌ها همکاری کرده‌اند. در عمل نیز برخی از این کشورها تمام ظرفیت‌ها، امکانات و حتی خاک خود را در اختیار آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار داده‌اند.

    محسنی‌ثانی افزود: اکنون در اوج این تنش‌ها قرار داریم و رزمندگان ما با قدرت، اقتدار و توانمندی بالا به‌خوبی از تنگه هرمز حفاظت و حراست کرده و مدیریت آن را بر عهده دارند. بنابراین اینکه تصور شود با انجام چنین اقدامی تنش‌ها یا جنگ تشدید می‌شود، چندان معنایی ندارد؛ چرا که در حال حاضر نیز دشمنان از تمام ظرفیت‌های خود استفاده می‌کنند و ما نیز متناسب با اقدامات آن‌ها تدابیر و اقدامات لازم را انجام می‌دهیم.

    آینده طرح در صورت آتش‌بس یا مذاکرات

    این عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس درباره سرنوشت طرح اخذ عوارض از کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز پس از آتش‌بس یا در صورت مذاکرات گفت: فعلا قصد مذاکره با رژیم اسرائیل یا هر کشور دیگری که بخواهد سناریوهای گذشته را تکرار کند، نداریم.

    محسنی‌ثانی با تأکید بر ضرورت بازنگری در سیاست‌های منطقه‌ای افزود: طبیعتاً بسیاری از مسائل باید مورد تجدیدنظر جدی قرار گیرد. ان‌شاءالله با پیروزی قاطعی که در این جنگ به دست خواهد آمد، لازم است در مسائل منطقه‌ای، سیاست خارجی، مسائل امنیتی و حتی در نگاه ما به همسایگان و کشورهای منطقه بازنگری جدی صورت گیرد و دکترین جدیدی در منطقه دنبال شود.

  • چرا افکار عمومی جهان طرف ایران است؟

    چرا افکار عمومی جهان طرف ایران است؟

    به گزارش اقتصادران، گزارش‌رسانه‌های معتبر جهان و نیز نتایج نظرسنجی‌هایی که بعضا منتشر می‌شوند نشان می‌دهد طرف ایرانی جنگ به طور فزاینده‌ای در حال کسب محبوبیت در میان افکار عمومی جهان است و این موضوع در کنار تهدیدات اقتصادی که این جنگ بر وضعیت جهان تحمیل کرده از مهمترین دلایلی است که رهبران اروپایی را وا داشته علیرغم فشار‌های بسیار و نیز سابقه تاریخی اتحاد با آمریکا به رئیس جمهور ایالات متحده برای همراهی با وی در جنگ با ایران نه بگویند!

    نشریه لوموند در شماره ۳ مارس ۲۰۲۶ خود در اینباره نوشته است: «طبقه متوسط اروپا که هنوز از ترکش‌های اقتصادی جنگ اوکراین رها نشده، اکنون با شوک قیمت انرژی ناشی از ناامنی در خلیج‌فارس روبروست. برای آنها، حمایت از ایران به معنای “نه” گفتن به یک ماجراجویی نظامی جدید است که سفره آنها را هدف گرفته است.»

    بنیاد کارنگی نیز در گزارش اخیر خود به تاریخ ۱۲ مارس ۲۰۲۶ به پدیده «احساس وجود استاندارد‌های دوگانه» اشاره می‌کند که باعث جلب حمایت برای ایران شده است.

    این بنیاد در گزارش خود آورده: «بسیاری در افکار عمومی اروپا معتقدند که برخورد غرب با بحران ایران در مقایسه با جنگ اوکراین، متناقض است. این ادراک باعث شده تا شعار «دفاع از حاکمیت ملی» که پیش‌تر برای اوکراین استفاده می‌شد، اکنون توسط معترضان اروپایی در حمایت از حق دفاع ایران سر داده شود.»

    این موضوع از دید گزارش نویس گاردین هم دور نمانده و در اینباره نوشته است: «در شبکه‌های اجتماعی اروپا، مقایسه‌های بی‌پایانی میان واکنش غرب به تهاجم روسیه به اوکراین و حملات پیش‌دستانه اسرائیل به ایران صورت می‌گیرد. بسیاری از معترضان در لندن و برلین در تجمعات خود از این می‌گویند که چرا “حاکمیت ملی” فقط برای چشم‌آبی‌های شرق اروپا محترم است؟»

    گزارش نویس گاردین این نبرد را «جنگ نسلِ بیبی‌بومرها» (Boomer War) نامیده است. بر اساس این گزارش، حمایت از این جنگ تنها در میان افراد بالای ۶۰ سال در آمریکا دیده می‌شود. به نوشته گاردین نسل‌های جوان‌تر (زد و هزاره) در اروپا و آمریکا، این درگیری را تکرار اشتباهات فاجعه‌بار عراق و افغانستان می‌بینند و از پذیرش هزینه‌های انسانی و اقتصادی آن سر باز می‌زنند.

    به نظر می‌رسد تحولات اخیر و تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران یک شکاف عمیق میان تصمیمات سیاسی دولت‌ها و گرایش‌های مردمی را به دنبال داشته است و در حالی که این تجاوز نظامی با هدف تغییر معادلات قدرت انجام شد، واکنش‌های جهانی مسیری متفاوت را طی کرد.

    حتی بسیاری از نهاد‌های بین‌المللی و رسانه‌ها، مشروعیت حقوقی شروع این جنگ را نیز از مدت‌ها پیش زیر سوال برده‌اند.

    اندیشکده چتم هاوس و بیانیه‌های فدراسیون بین‌المللی حقوق بشر (FIDH) تأکید کرده‌اند که حمله فوریه ۲۰۲۶ (اسفندماه ۱۴۰۴) بدون مجوز شورای امنیت و بدون وجود تهدید آنیِ اثبات‌شده صورت گرفته است.

    نهاد‌های فوق تاکید می‌کنند تجاوز نظامی باعث شده تا ایران در جایگاه «قربانی تجاوز نظامی» قرار بگیرد و موجی از حمایت‌های ضدجنگ را به‌ویژه در کشور‌های اروپایی نظیر اسپانیا (با مخالفت ۷۶ درصدی طبق نظرسنجی CIS) ایجاد کند.

    این موضوع در افکار عمومی جهان عرب با حساسیت‌های بیشتری دنبال می‌شود و علیرغم آنکه در این جنگ پرتابه‌های ایرانی زندگی و اقتصادی اعراب حاشیه خلیج فارس را مختل کرده سویه کلی افکار عمومی در این بخش از جهان به شدت به سود حمایت از ایران گزارش می‌شود.

    الجزیره در اینباره نوشته است: تصاویر بمباران تهران توسط جنگنده‌های آمریکایی و اسرائیلی، خاطره تلخ حمله به عراق (۲۰۰۳) را برای اعراب زنده کرده و این باعث شده که حتی در کشور‌هایی که هدف موشک‌های ایران قرار گرفته‌اند، بخشی از مردم حمله غرب را «تجاوز استعماری» بدانند و به صورت غریزی با طرفی که مقابل غرب ایستاده (ایران) همذات‌پنداری کنند.

    طبق نظرسنجی بزرگ شاخص افکار عربی ۲۰۲۵/۲۰۲۶ (که روی ۴۰ هزار نفر در ۱۵ کشور عربی انجام شد)، ۸۹ درصد اعراب، اسرائیل را بزرگترین تهدید برای ثبات منطقه می‌دانند. در مقابل، تنها حدود ۹ درصد (عمدتاً در کشور‌های حاشیه خلیج‌فارس) ایران را تهدید اصلی قلمداد می‌کنند.

    از دیدگاه بسیاری از شهروندان عرب، جنگ فعلی نه یک درگیری میان ایران و اعراب، بلکه نبرد ایران با «پروژه توسعه‌طلبی اسرائیل» است.

    رسانه‌هایی مانند میدل ایست آی نیز گزارش داده‌اند که در شبکه‌های اجتماعی عربی، حملات ایران به اهدافی در کشور‌های عربی اغلب به عنوان «پاسخ به همکاری پنهانی این دولت‌ها با اسرائیل» بازنمایی می‌شود.

    بخشی از افکار عمومی عرب معتقد است که دولت‌هایشان با در اختیار گذاشتن حریم هوایی به آمریکا، به آرمان‌های منطقه خیانت کرده‌اند؛ لذا حملات ایران را نه علیه مردم، بلکه علیه «پایگاه‌های خائن» تفسیر می‌کنند.

    علیرغم اینکه اردن در مسیر پرتابه‌ها قرار داشته، نظرسنجی‌های محلی نشان می‌دهد که مردم (به‌ویژه فلسطینی‌تبار‌ها در اردن) موضع ایران را تحسین می‌کنند. در تونس، ایران به عنوان نماد «حاکمیت ملی» در برابر غرب دیده می‌شود.

    به این ترتیب در جهان عربِ سال ۲۰۲۶، ایران موفق شده است خود را به عنوان تنها کنشگر فعال در برابر تجاوزات مکرر اسرائیل معرفی کند. این اعتبارِ نظامی باعث شده تا افکار عمومی عربی، هزینه‌های جانی و مالی حملات ایران به خاک خود را به عنوان “هزینه جانبیِ یک نبرد بزرگتر” نادیده بگیرد یا توجیه کند.

    روزنامه القدس العربی (چاپ لندن) دراینباره نوشته است: «زمانی که آسمان‌های عربی سکوت اختیار کرده‌اند، تنها موشک‌های تهران است که به دیوارِ نفوذناپذیریِ اسرائیل ترک می‌اندازد. برای توده‌های عرب، این نه یک تهاجم به حاکمیت ملی، بلکه گشودن جبهه‌ای است که دولت‌های منطقه از باز کردن آن هراس داشتند.»

    موضوع حمایت افکار عمومی جهان عرب از ایران باعث نگرانی رسانه سعودی العربیه شده تاجایی که تحلیلگر ارشد این رسانه نوشته است: «نگرانی فزاینده‌ای وجود دارد که احساساتِ “عوام‌گرایانه و هیجانی” در برخی پایتخت‌های عربی، جایگزین عقلانیت سیاسی شده است. همدردی با ایران در این کشورها، ناشی از عدم درکِ تهدیداتِ امنیتیِ مستقیمِ ناشی از تنش‌های تهران است.»

    تحلیلگر ارشد شبکه المیادین هم نوشته: «باید میان “خشم از اصابت موشک” و “تحسینِ قدرت بازدارنده” تفاوت قائل شد. خیابان‌های عربی امروز با دیدنِ شکسته شدنِ هیمنه ارتش اسرائیل توسط ایران، نوعی رضایت استراتژیک را تجربه می‌کنند که بر دردِ ناشی از درگیری‌هایِ حاشیه‌ای غلبه کرده است.»

    در مورد هند موضوع حتی جالب‌تر است، گزارش‌های روزنامه هندو و وایر در مارس ۲۰۲۶ نشان می‌دهند که افکار عمومی و حتی بخشی از بدنه دیپلماتیک هند، با وجود نزدیکی دولت مودی به اسرائیل، نگران از دست رفتن «شریک استراتژیک قدیمی» خود یعنی ایران هستند. به نوشته این رسانه‌ها دلایل این حمایت در هند عبارتند از: اختلال در تنگه هرمز و افزایش قیمت سوخت، فشار اقتصادی شدیدی به طبقه متوسط هند وارد کرده است.

    ضمن اینکه حضور نزدیک به ۱۰ میلیون تبعه هندی در منطقه خلیج‌فارس، حساسیت افکار عمومی هند را نسبت به هرگونه اقدام تهاجمی علیه ایران که امنیت آنها را به خطر بیندازد، دوچندان کرده است.

    در مجموع به نظر می‌رسد ایران توانسته است بحرانِ بی‌عملیِ دولت‌های عربی را به یک فرصتِ قهرمان‌سازی برای خود تبدیل کند؛ و چنانکه مشاهده کردیم مردم عرب در شرایطی که اسرائیل را در حال پیشروی می‌بینند، از هر دستی که به سمت این رژیم شلیک کند، ولو به قیمتِ ناامنیِ مقطعیِ خودشان، حمایت می‌کنند.

  • سه پیش بینی برای آینده جنگ

    سه پیش بینی برای آینده جنگ

    به گزارش اقتصادران، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، دوشنبه با انتشار پیامی در شبکه‌های اجتماعی، لحن تهدیدآمیز خود علیه تهران را به مرز هشدار نهایی رساند. او ضمن اشاره به «پیشرفت‌های بزرگ» در مذاکرات، تأکید کرد که اگر تنگه هرمز فوراً بازگشایی نشود، حملات گسترده‌ای به زیرساخت‌های حیاتی ایران انجام خواهد داد. ترامپ در این پیام نوشت: «اگر به هر دلیلی توافقی به زودی حاصل نشود، که احتمالاً خواهد شد و اگر تنگه هرمز فوراً «باز» نشود، ما به اقدامات دوست‌داشتنی خود در ایران با منفجر کردن تمام نیروگاه‌ها، چاه‌های نفت و جزیره خارک و محو کامل آنها پایان خواهیم داد… و شاید تمام کارخانه‌های آب‌شیرین‌کن آن! که تا الان عمداً دست‌نخورده باقی گذاشته‌ایم.»

    این اولتیماتوم در شرایطی صادر می‌شود که تنش‌های منطقه‌ای به اوج خود رسیده و قیمت نفت خام برنت از ۱۱۶ دلار در هر بشکه عبور کرده است. بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران، که حدود یک‌پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کند، مستقیماً اقتصاد جهانی و رأی‌دهندگان آمریکایی را تحت تأثیر قرار داده است. ترامپ در پیام خود، جزیره خارک را به عنوان یکی از اهداف اصلی حملات آینده معرفی کرده است. این جزیره که مهمترین پایانه صادرات نفتی ایران محسوب می‌شود، حدود ۹۰ درصد صادرات نفت خام ایران از آن عبور می‌کند.

    نکته قابل توجه در این پیام، اشاره به «کارخانه‌های آب‌شیرین‌کن» به عنوان اهداف بالقوه است. این زیرساخت‌ها که بخش مهمی از آب شرب شهرهای جنوبی و مرکزی ایران را تأمین می‌کنند، تاکنون در حملات قبلی دست‌نخورده باقی مانده بودند. تهدید به هدف قرار دادن آنها، نشان‌دهنده عبور از خط قرمزهای پیشین و تشدید جنگ به سمت زیرساخت‌های حیاتی غیرنظامی است.

    اگرچه ترامپ از «پیشرفت‌های بزرگ» در مذاکرات سخن گفته، اما تهران همچنان هرگونه مذاکره مستقیم را تکذیب کرده است. مقامات ایران پیشتر تأکید کرده‌اند که بستن تنگه هرمز پاسخی به تهدیدات نظامی و فشار اقتصادی است و تا زمانی که حملات متوقف نشود و تحریم‌ها لغو نگردد، این وضعیت ادامه خواهد یافت. در مقابل، افزایش محسوس نیروهای آمریکایی در منطقه و اولتیماتوم آتشین ترامپ، نشان از عزم واشنگتن برای پایان دادن به این وضعیت با هر وسیله‌ای دارد.

    به نظر می‌رسد کاخ سفید به این نتیجه رسیده که فشار اقتصادی ناشی از بسته بودن تنگه هرمز، بیش از آنکه ایران را به عقب‌نشینی وادارد، رأی‌دهندگان آمریکایی را تحت تأثیر قرار داده و محبوبیت ترامپ را کاهش داده است.

    ناو فورد رفت، سناریوی زمینی ماند/ معمای ۵۰ هزار سرباز در کشوری به وسعت یک‌سوم آمریکا

    تحرکات نظامی آمریکا در خاورمیانه در هفته‌های اخیر وارد فاز جدیدی شده است. استقرار صدها کماندوی نیروهای ویژه در کنار هزاران تفنگدار دریایی، شمار نیروهای آمریکایی در منطقه را به بیش از ۵۰ هزار نفر رسانده؛ رقمی که ۱۰ هزار نفر بیشتر از سطح معمول است. اما آنچه این تحرک را از یک مانور معمولی متمایز می‌کند، نبودِ مأموریت مشخص برای این نیروها و هم‌زمانی آن با پایان مهلت دونالد ترامپ به تهران است.

    به گزارش نیویورک تایمز و به نقل از دو منبع آگاه، اگرچه هنوز وظایف مشخصی به این نیروهای ویژه محول نشده، اما سناریوهای اصلی که برای آنها تعریف شده، سه محور کلیدی را شامل می‌شود. الف – دفاع یا گشایش اجباری تنگه هرمز؛ ب – مشارکت در عملیات تصرف جزیره استراتژیک خارک و ج – جستجوی ذخایر اورانیوم با غنای بالا در سایت هسته‌ای اصفهان.

    هفته گذشته، پنتاگون دستور استقرار حدود ۲ هزار سرباز از لشکر ۸۲ هوابرد را صادر کرد. این نیروها در مکانی مخفی در نزدیکی مرز ایران مستقر شده‌اند و آماده‌اند تا در عملیات مشترک با تفنگداران دریایی در خارک یا سایر اهداف زمینی مشارکت کنند. این حجم از نیرو، نشانه‌ی آماده‌سازی برای «اشغال محدود» یعنی تصرف نقاط استراتژیک حیاتی بدون درگیری گسترده در عمق خاک ایران تعبیر می‌شود.

    با این حال، کارشناسان نظامی هشدار می‌دهند که ۵۰ هزار نیرو برای هرگونه عملیات زمینی در مقیاس بزرگ، تعداد بسیار ناچیزی است. برای مقایسه، اسرائیل در جنگ غزه بیش از ۳۰۰ هزار سرباز به کار گرفت و حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ با ۲۵۰ هزار سرباز آغاز شد. ایران اما با وسعتی معادل یک‌سوم خاک آمریکا، جمعیتی ۹۳ میلیون نفری، زرادخانه‌ای پیچیده و شبکه دفاعی گسترده، معادله‌ای کاملاً متفاوت از عراق یا غزه است.

    یک نکته قابل تأمل در این آرایش نظامی، خروج ناو هواپیمابر «جرالد آر. فورد» از منطقه است. این ناو که ۴۵۰۰ سرباز را حمل می‌کرد، ۲۳ مارس منطقه را به مقصد کرت ترک کرد و جمعه به کرواسی رسید. فقدان این ناو، پوشش هوایی فوری نیروهای مستقر را کاهش می‌دهد و هرگونه عملیات زمینی محدود را با ریسک بالاتری روبه‌رو می‌کند.

    برآوردهای نیویورک تایمز نشان می‌دهد که جدول زمانی اولیه واشنگتن برای پایان سریع جنگ (۴ تا ۶ هفته) به کلی از بین رفته است. اکنون ارزیابی واقع‌بینانه از سوی منابع نظامی حاکی از آن است که این درگیری حداقل شش ماه دیگر ادامه خواهد یافت. دو سناریو برای این بازه زمانی پیش بینی می شود:

    الف – خروج زودهنگام در صورت موفقیت؛ اگر عملیات محدود در باز کردن تنگه هرمز یا کنترل خارک موفق باشد، جنگ می تواند طی چهار ماه پایان یابد.

    ب – باتلاق فرسایشی؛ اگر عملیات به جنگ فرسایشی زمینی یا مقاومت پایدار ایران تبدیل شود، احتمالاً به شش تا هفت ماه کشیده خواهد شد و این درگیری را به باتلاقی تبدیل می‌کند که یادآور تجربه‌های تلخ پیشین آمریکا در ویتنام، عراق و افغانستان است.

    اسلام‌آباد در میانه میدان/ ابتکاری مشکوک با حضور عربستان و ترکیه برای خروج از باتلاق

    به گزارش سی‌ان‌ان، با وجود خسارات سنگین دو طرف در ماه گذشته، هیچ نشانه‌ای از نزدیک شدن به پایان جنگ دیده نمی‌شود. آنچه اکنون چشم‌انداز جنگ را تعیین می‌کند، «تعادل شکننده» ای میان فشارهای اقتصادی و سیاسی برای پایان دادن به درگیری و موانع استراتژیکی است که تهدید به طولانی‌تر شدن آن می‌کنند.

    از یک سو، ایران با بستن تنگه هرمز، بحران اقتصادی جهانی را تشدید کرده و مستقیماً بر قیمت نفت و تجارت دریایی تأثیر گذاشته است. این اقدام که یادآور تاکتیک «درد اقتصادی» خود ترامپ است، معادله را برای کاخ سفید دشوار کرده است: موقعیت نظامی آمریکا در برابر هزینه‌های اقتصادی سنگینی که رأی‌دهندگان آمریکایی از آن متأثر می‌شوند. برای ترامپ، تداوم این وضعیت مستقیماً با شعار «اول آمریکا» در تضاد است. محبوبیت وی رو به کاهش است، قیمت سهام سقوط کرده و رأی‌دهندگانش از هزینه‌های بالای زندگی در رنج هستند.

    معادله جنگ با گشایش جبهه‌های جدید پیچیده‌تر هم شده است. شنبه گذشته، حوثی‌های یمن با حمایت ایران، حمله موشکی به اسرائیل انجام دادند و عملاً یک «جبهه غربی» جدید گشودند که تردد دریایی به سمت کانال سوئز را تهدید می‌کند. در مقابل، کشتی جنگی یواس‌اس تریپولی به منطقه رسیده و واحدهای بیشتری از تفنگداران دریایی و هزاران سرباز از لشکر ۸۲ هوابرد در حال استقرار هستند.

    هم‌زمان، تحلیلگران از احتمال عملیات علیه جزیره خارک یا تأسیسات هسته‌ای اصفهان سخن می‌گویند. اما هرگونه حمله زمینی، چنانکه سی‌ان‌ان هشدار داده، می‌تواند با خسارات سنگین و حتی بحث‌های داغ داخلی میان قانونگذاران طرفدار ترامپ همراه شود.

    در این شرایط دشوار، جدی‌ترین ابتکار دیپلماتیک تا امروز در اسلام‌آباد شکل گرفته است. پاکستان با میزبانی از مذاکراتی با حضور عربستان سعودی، ترکیه و مصر، تلاش دارد نقش میانجی را ایفا کند. با این حال، شانس موفقیت این ابتکار «مشکوک» ارزیابی می‌شود، چرا که تناقض آشکاری میان ادعای ترامپ مبنی بر «سازنده بودن تماس‌ها و موافقت ایران با بیشتر ۱۵ خواسته آمریکا» و انکار تهران درباره هرگونه مذاکره مستقیم، وجود دارد.

    اسرائیل نیز به عنوان متحد اصلی آمریکا، با وجود تمایل به عقب‌نشینی از موضع ترامپ در صورت آتش‌بس، به نظر می‌رسد تداوم مذاکرات طولانی‌مدت را پذیرفته است.

    سی‌ان‌ان با اشاره به اینکه «تاریخ می‌آموزد بیشتر جنگ‌های مدرن با نتایجی آشفته‌تر از آنچه رهبران انتظار دارند پایان می‌یابند»، سه سناریو برای آینده جنگ ترسیم کرده است:

    الف – سناریوی خوش‌بینانه (دو ماه دیگر): در صورت موفقیت میانجیگری پاکستان در آشتی دادن خواسته‌های متضاد، جنگ می‌تواند ظرف دو ماه آینده پایان یابد.

    ب – سناریوی میانه (چهار ماه دیگر): در صورت تداوم تشدید محدود کنونی بدون ورود نیروی زمینی، جنگ چهار ماه دیگر ادامه خواهد یافت.

    ج – سناریوی بدبینانه (شش ماه یا بیشتر): در صورت ورود کامل نیروهای زمینی آمریکا، با توجه به وخامت بحران اقتصادی جهانی، جنگ می‌تواند تا شش ماه یا بیشتر کشیده شود و به باتلاق فرسایشی تبدیل گردد.

    دریچه جدید پنتاگون به ایران

    در حالی که تاکنون تمرکز تحلیل‌های نظامی بر جزیره خارک، تنگه هرمز و تأسیسات هسته‌ای اصفهان متمرکز بود، گزارش‌های جدید از بررسی گزینه‌ای متفاوت توسط پنتاگون حکایت دارند: فرود نظامی در خلیج چابهار، در دریای عمان و نزدیکی مرز پاکستان.

    به نقل از دیمیتری لاسکاریس، روزنامه‌نگار و وکیل کانادایی مستقر در ایران، یک منبع سابق اطلاعاتی ارتش آمریکا فاش کرده که پنتاگون در حال ارزیابی گزینه چابهار به عنوان جایگزینی کم‌هزینه‌تر و کم‌خطرتر نسبت به عملیات مستقیم در خلیج فارس است. منطقه‌ای که به دلیل حضور نظامی سنگین ایران و آمادگی دفاعی بالا، گزینه‌ای پرهزینه محسوب می‌شود.

    این گزینه بدون چالش نیست. در کنارک، واقع در همین استان، واحد نیروهای ویژه تیپ سوم نیروی دریایی ایران مستقر است. هرگونه اقدام نظامی با مقاومت مستقیم و آماده‌ای روبه‌رو خواهد شد.