دسته: سیاسی

  • دبی؛ شهر جهانی یا پادگان؟!

    دبی؛ شهر جهانی یا پادگان؟!

    به گزارش اقتصادران، دهه‌ها تصور می‌شد امارات متحده عربی، و به طور ویژه دبی، بهشت سرمایه‌گذاران و جزیره ثبات برای ایرانیان است، اما اکنون و در بحبوحه جنگ شاهد گزارش‌های بسیاری از ابطال ناگهانی ویزا‌های اقامت، تعلیق فعالیت مدارس ایرانی و سرگردانی هزاران نفر در فرودگاه‌ها هستیم که حکایت از تغییری بنیادین در دکترین سیاسی ابوظبی دارد. امارات روند ابطال اقامت شهروندان ایرانی ساکن این کشور را آغاز کرده و به آنها مهلت ۳۰ روزه برای خروج داده است.  این رویکرد جدید امارات، اما حتما ابعاد حقوقی، انسانی و اقتصادی گسترده‌ای دارد و به اعتبار جهانی این کشور نیز آسیب جبران ناپذیری خواهد زد.

    از ابطال ویزا در فرودگاه تا تعطیلی مدارس؛ ماجرا چیست؟

    گزارش‌های میدانی و پیام‌های دریافتی از شهروندان ایرانی مقیم امارات نشان‌دهنده موجی از لغو اقامت‌های بدون پیش‌آگاهی است. یکی از بازرگانان ساکن دبی به رسانه‌ها اعلام کرده است که پس از یک سفر کوتاه دو روزه، در هنگام بازگشت در فرودگاه متوجه ابطال ناگهانی ویزا، قرارداد اجاره خانه و حتی گواهینامه رانندگی خود شده است؛ آن هم بدون هیچ‌گونه تخلف قانونی یا ابلاغیه رسمی. این وضعیت منحصر به یک فرد نیست؛ اطلاعات رسیده نشان می‌دهد بسیاری از ایرانیانی که در خارج از خاک امارات حضور داشتند، در زمان بازگشت با پیام ابطال اقامت مواجه شده و در فرودگاه‌های واسط سرگردان شده‌اند.

    علاوه بر اقامت‌های کاری و تجاری، حوزه آموزش نیز از این تلاطمات سیاسی در امان نمانده است. بنا بر اعلام رسمی مقامات آموزشی، مجوز فعالیت پنج مجتمع آموزشی بزرگ ایرانی در امارات به دستور دولت این کشور تعلیق شده است. این اقدام عملاً سرنوشت تحصیلی بیش از ۲۵۰۰ دانش‌آموز ایرانی را در هاله‌ای از ابهام فرو برده و خانواده‌ها را با بحران خروج اجباری یا جستجوی گزینه‌های گران‌قیمت بین‌المللی مواجه کرده است. همچنین گزارش‌هایی از تخلیه اجباری واحد‌های مسکونی سازمانی مرتبط با کادر درمان و بیمارستان‌های ایرانی در دبی منتشر شده که نشان می‌دهد دایره این محدودیت‌ها، حتی شامل بخش‌های خدماتی و بشردوستانه نیز شده است.

    این تحولات همزمان با تشدید تنش‌های منطقه‌ای و گزارش‌هایی مبنی بر آمادگی امارات برای پیوستن به ائتلاف‌های نظامی علیه ایران در تنگه هرمز صورت می‌گیرد. به نظر می‌رسد ابوظبی با عبور از رویکرد «تنش‌زدایی اقتصادی»، وارد فاز جدیدی از تقابل شده که مستقیماً معیشت و حقوق مدنی جامعه ایرانی مقیم را هدف قرار داده است.

    رویکرد تازه امارات و زندگی‌هایی که در یک شب فرو پاشید

    برای هزاران ایرانی که امارات را نه فقط به عنوان مقصد سفر، بلکه به عنوان «وطن دوم» برگزیده بودند، ابطال ویزا صرفاً یک مشکل اداری نیست؛ بلکه به معنای فروپاشی کامل ساختار زندگی است. ایرانیان مقیم که بخش مهمی از طبقه متوسط و مرفه دبی را تشکیل می‌دهند، با سرمایه‌گذاری در بخش مسکن و ثبت شرکت‌های تجاری، ریشه‌های اقتصادی عمیقی در این خاک دوانده بودند. ابطال ناگهانی اقامت به معنای از دست رفتن دسترسی به حساب‌های بانکی، ناتوانی در مدیریت دارایی‌ها و در نهایت مصادره غیررسمی اموال به دلیل عدم حضور فیزیکی در کشور است.

    بسیاری از این افراد صاحبان کسب‌وکار‌هایی هستند که ده‌ها کارمند (از ملیت‌های مختلف) را تحت پوشش داشتند. با لغو ویزای کارفرما، این بنگاه‌های اقتصادی به سمت تعطیلی سوق داده شده و زنجیره‌ای از بیکاری و خسارت مالی را ایجاد می‌کنند. بدتر از آن، وضعیت خانواده‌هایی است که فرزندانشان در میانه سال تحصیلی با تعطیلی مدارس مواجه شده‌اند؛ کودکانی که قربانی تصمیمات سیاسی شده و امنیت روانی آنها در کشوری که ادعای «تولرانس و همزیستی» دارد، به شدت آسیب دیده است.

    در سطح حقوقی، این اقدام امارات نوعی «مجازات جمعی» بر اساس ملیت تلقی می‌شود. شهروندی که سال‌ها مالیات و هزینه‌های گزاف اقامت را پرداخت کرده، اکنون خود را در برابر سیستمی می‌بیند که هیچ حق اعتراضی برای او قائل نیست. لغو گواهینامه و قرارداد‌های ملکی به صورت خودکار، نشان از یک هماهنگی سیستمی برای «پاکسازی نرم» ایرانیان دارد که می‌تواند به یک فاجعه انسانی برای کسانی منجر شود که تمام دارایی زندگی خود را به امید ثبات دبی، از ایران خارج کرده بودند.

    ضربه‌ای که امارات خواهد خورد؟

    شاید مقامات ابوظبی در نگاه اول تصور کنند که با جایگزینی سرمایه‌گذاران هندی، چینی یا غربی می‌توانند خلأ ایرانیان را پر کنند، اما واقعیت اقتصادی دبی بر پایه‌ای سست‌تر از بنر‌ها و برج‌هایش بنا شده است: «اعتماد». دبی طی نیم قرن اخیر خود را به عنوان یک پناهگاه امن معرفی کرده است؛ جایی که سرمایه نباید بوی سیاست بدهد. لغو جمعی ویزای ایرانیان، این پیام مخابره را به کل جهان مخابره می‌کند که در امارات، امنیت حقوقی و مالکیت، تابعی از نوسانات سیاسی است.

    سرمایه ایرانی طی دهه‌ها یکی از موتور‌های اصلی رشد بخش املاک و مستغلات در دبی بوده است. خروج اجباری یا فرار پیش‌دستانه سرمایه‌های ایرانی، نه تنها باعث رکود در این بازار می‌شود، بلکه طبق گزارش‌های بین‌المللی مانند رویترز، باعث شده حتی ثروتمندان آسیایی و اروپایی نیز در حال بازنگری در انتقال دارایی‌های خود به دبی باشند. وقتی یک ملیت به راحتی و به صورت فله‌ای از حقوق شهروندی و اقامتی محروم می‌شود، هیچ تضمینی وجود ندارد که فردا این قرعه به نام ملیت دیگری نیفتد.

    تجربه تاریخی نشان داده است که چنین رفتار‌هایی هزینه‌های پنهان و بلندمدتی دارد. کویت پس از جنگ ۱۹۹۱ با اخراج فلسطینی‌ها، با یک خلاء بزرگ در سیستم بوروکراتیک و فنی خود مواجه شد که سال‌ها طول کشید تا جبران شود. امارات نیز با اخراج متخصصان، پزشکان و بازرگانان ایرانی که با فرهنگ و جغرافیای این منطقه عجین شده‌اند، بخشی از «سرمایه انسانی» کیفی خود را از دست می‌دهد. دبی با این سیاست، در واقع در حال تخریب برند جهانی خود به عنوان یک «بندر آزاد و بی‌طرف» است. اگر ریسک سرمایه‌گذاری در دبی با ریسک‌های سیاسی گره بخورد، سرمایه‌های کلان به سرعت به سمت جایگزین‌هایی مانند سنگاپور یا دوحه کوچ خواهند کرد و دبی تنها به برجی خالی از اطمینان بدل خواهد شد.

    امارات متحده عربی در آستانه یک چرخش تاریخی است. تبدیل شدن از یک شریک تجاری خاکستری به یک طرف جنگ شفاف، هزینه‌ای دارد که لزوماً با درآمد‌های نفتی یا گردشگری جبران نمی‌شود. لغو ویزای ایرانیان شاید در کوتاه‌مدت یک ابزار فشار سیاسی به نظر برسد، اما در میان‌مدت، تیشه به ریشه مدلی از توسعه می‌زند که شعارش «جهان در یک شهر» بود. وقتی ملیت، معیار حق ماندن باشد، دبی دیگر یک شهر جهانی نیست؛ بلکه پادگانی است که تنها به خودی‌ها اجازه ورود می‌دهد.

  • توهمات سریالی ترامپ؛ تصرف جزیره خارک «خیلی راحت» است!

    توهمات سریالی ترامپ؛ تصرف جزیره خارک «خیلی راحت» است!

    به گزارش اقتصادران، روزنامه انگلیسی فایننشال تایمز به نقل از دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، نوشت: «گزینه مورد علاقه من تصرف نفت ایران است.»

     الجزیره مدعی شد: رئیس جمهور آمریکا ادامه داد: «شاید جزیره خارک را تصرف کنیم، شاید هم نه و این یعنی باید مدتی آنجا بمانیم.»

    او درباره رهبر انقلاب اسلامی افزود: «ما اصلاً چیزی در مورد او نشنیده‌ایم.»

    او با بیان اینکه معتقد نیست ایرانی‌ها هیچ دفاعی داشته باشند، مدعی شد که ایالات متحده می‌تواند جزیره خارک را «خیلی راحت» تصرف کند.

    در عین حال، وی با بیان اینکه مذاکرات از طریق فرستادگان پاکستانی به خوبی پیش می‌رود، افزود که می‌توان خیلی سریع به توافق رسید.

    او همچنین مدعی شد که ایالات متحده ۱۳۰۰۰ هدف را در ایران بمباران کرده است و تقریباً ۳۰۰۰ هدف باقی مانده است.

  • به مهمانی ۴۷ سال پیش ما خوش آمدید!

    به مهمانی ۴۷ سال پیش ما خوش آمدید!

    به گزارش اقتصادران، رئیس مجلس در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: به مهمانی‌ای خوش آمدید که ما ۴۷ سال پیش آغاز کردیم؛ هیچ پادشاهی وجود ندارد. این مردم ایران هستند، و ما این پیام را تأیید می‌کنیم.

    Capture 111

  • سود جنگ خاورمیانه در جیب پوتین!

    سود جنگ خاورمیانه در جیب پوتین!

    به گزارش اقتصادران، روسیه از جنگ در خاورمیانه سودی غیرمنتظره به دست آورده است. درآمدهای نفتی کرملین در این ماه به بالاترین سطح در چهار سال گذشته رسیده، زیرا قیمت نفت در پی جنگ ایران و بسته شدن عملی تنگه هرمز به ۱۰۰ دلار در هر بشکه افزایش یافته است.

    بلومبرگ به نقل از منابع آگاه گزارش می‌دهد که مسکو انتظار دارد درآمدهای اضافی قابل‌توجهی از جهش قیمت نفت به دست آورد؛ به‌طوری که مقامات احتمالاً پیش‌بینی‌های اقتصادی روسیه را کاهش نخواهند داد، کاهش‌های برنامه‌ریزی‌شده بودجه را به تعویق خواهند انداخت و حتی هزینه‌های نظامی در جنگ اوکراین را افزایش خواهند داد.

    یک ماه پیش، روسیه در حال بررسی کاهش سطح قیمتی نفت بود که بالاتر از آن درآمدها به صندوق ثروت ملی منتقل می‌شود، زیرا درآمدهای نفت و گاز در پی افزایش تخفیف‌ها و خروج خریداران اصلی مانند هند از بازار نقدی کاهش یافته بود.

    اما جنگ خاورمیانه و شدیدترین اختلال در تاریخ بازار جهانی نفت، قیمت‌ها را به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه رساند و آمریکا را وادار کرد به خریداران برای خرید نفت روسیه عملاً چراغ سبز بدهد.

  • تشکر رضا پهلوی از ترامپ برای کشتار مردم ایران؛ خداوند به آمریکا برکت بدهد!!!

    تشکر رضا پهلوی از ترامپ برای کشتار مردم ایران؛ خداوند به آمریکا برکت بدهد!!!

    به گزارش اقتصادران، رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران در سخنرانی خود در کنفرانس «اقدام سیاسی محافظه‌کاران [آمریکا]» (سی‌پک) دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا را تحسین کرد و از مردم این کشور به‌خاطر کمک به ایجاد جهانی امن‌تر قدردانی کرد. او گفت چه کسی تصورش را می‌کرد که «ایران از شعار«مرگ بر آمریکا» به شعار «خدا آمریکا را برکت دهد» برسد؟.

    در بخش دیگری از این سخنرانی می‌گوید ایرانی را تصور کنید که مهندس و متخصص صادر میکند نه بمب گذار انتحاری.

    پهلوی خطاب به جمعیتی از محافظه‌کاران آمریکا در شهر گراپ‌واین در ایالت تگزاس گفت: «مردم ایران بهای غیرقابل تصوری را برای آزاد شدن پرداخته‌اند؛» آزادی در ایران «در دسترس» و «ایران آزاد یک خیال نیست. ایران آزاد: همین حالا در دسترس است، اما همان‌طور که همه می‌دانیم، آزادی هرگز رایگان به دست نمی‌آید.»

    او از ایالات متحده خواست تا در عملیات نظامی علیه تهران «راه خود را ادامه دهد».

    سخنرانی اخیر رضا پهلوی در کنفرانس CPAC نه‌تنها از منظر سیاسی، بلکه از حیث گفتمانی و اخلاقی نیز پرسش‌های جدی برمی‌انگیزد. او در حالی در جمع محافظه‌کاران آمریکایی و در ستایش دونالد ترامپ سخن گفت که هم‌زمان، جنگ و تبعات انسانی آن برای مردم داخل ایران به یک واقعیت تلخ تبدیل شده است. بررسی دقیق جملات او نشان می‌دهد که این سخنرانی فراتر از یک موضع‌گیری سیاسی، حامل نوعی نگاه حذفی، وابسته و بی‌اعتنا به هزینه‌های انسانی است.

    «ایرانی خوب» از نگاه پهلوی: حذف، تحقیر و مرزبندی خطرناک

    یکی از مهم‌ترین لایه‌های پنهان در این سخنرانی، نوع مواجهه غیرمستقیم با ایرانیان خارج از کشور و البته تقسیم بندی آن ها است؛یا با ما هستید و با تایید سلطنت و خانواده پهلوی می‌توانید با عنوان «مبارز آزادی» زندگی کنید یا در غیر این صورت صادراتی‌های جمهوری اسلامی شامل «بمب گذار انتحاری» تلقی می‌شوید.

    این نگاه، به‌طور ضمنی طیف وسیعی از ایرانیان مهاجر را نادیده می‌گیرد؛ کسانی که ممکن است منتقد جمهوری اسلامی باشند، اما در عین حال، نه سلطنت‌طلب‌اند و نه قائل به وابستگی سیاسی به قدرت‌های خارجی. در این چارچوب، هر صدای مستقلی عملاً بی‌اعتبار می‌شود. نتیجه چنین رویکردی، شکل‌گیری یک گفتمان انحصارطلب است که مشروعیت سیاسی را نه از تنوع دیدگاه‌ها، بلکه از هم‌سویی کامل با یک جریان خاص استخراج می‌کند.

    این همان نقطه‌ای است که نقد جدی وارد می‌شود: آیا اپوزیسیونی که مدعی دموکراسی است، می‌تواند از ابتدا با حذف و برچسب‌زنی آغاز کند؟ اگر «ایران آزاد» قرار است بر پایه چنین نگاهی ساخته شود، تفاوت آن با محورهای مورد نقد جدی مردم در شرایط فعلی دقیقاً در کجاست؟

    «ایرانِ بمب‌گذار» و بازتولید کلیشه‌ای خطرناک

    جمله «ایرانی را تصور کنید که مهندس صادر می‌کند نه بمب‌گذار انتحاری» شاید در نگاه اول یک استعاره به نظر برسد، اما در سطحی عمیق‌تر، بازتولید یک کلیشه خطرناک است. این نوع بیان، ناخواسته یا عامدانه، همان تصویری را تقویت می‌کند که سال‌ها در رسانه‌های غربی علیه مردم ایران ساخته شده: پیوند زدن هویت ایرانی با خشونت و افراط‌گرایی. حتی توجیه این که او تنها می خواسته عوامل جمهوری اسلامی را عاملان این رفتارها بداند نیز قابل قبول نیست چرا که در عرصه بین المللی و در نگاه جامعه جهانی تفکیک این موضوعات از هم چندان مرسوم نیست.

    این در حالی است که بخش بزرگی از جامعه ایرانی، چه در داخل و چه در خارج، دقیقاً در حال تلاش برای فاصله گرفتن از چنین تصویرسازی‌هایی است. وقتی یک چهره سیاسی مدعی نمایندگی مردم ایران، خود چنین ادبیاتی را به کار می‌برد، عملاً در حال مشروعیت‌بخشی به همان نگاه تحقیرآمیز است.

    نکته مهم‌تر این است که این جمله، به‌جای نقد یک ساختار سیاسی، کل یک ملت را در معرض قضاوت قرار می‌دهد. این دقیقاً همان چیزی است که یک گفتمان مسئول باید از آن پرهیز کند. نقد حکومت یک چیز است، اما بازنمایی مردم به‌عنوان بخشی از یک کلیشه امنیتی، چیزی کاملاً متفاوت و به‌شدت مسئله‌دار است.

    دعوت به ادامه جنگ و بی‌اعتنایی به واقعیت خونین میدان

    شاید جنجالی‌ترین بخش این سخنرانی، درخواست صریح برای ادامه عملیات نظامی علیه تهران باشد. این موضع در شرایطی مطرح می‌شود که حتی گزارش‌های رسانه‌های غربی و نهاد‌های بین‌المللی که نه از جمهوری اسلامی دل خوشی دارند نه جمهوری اسلامی در ادوار و رخدادهای قبل حسن نیت ان ها را قبول داشته است، نیز به تلفات غیرنظامیان و آسیب‌های گسترده انسانی اشاره کرده‌اند.

    در چنین بستری، حمایت از تداوم حملات نظامی، بیش از آنکه یک موضع سیاسی باشد، به یک انتخاب اخلاقی تبدیل می‌شود—انتخابی که مستقیماً با جان انسان‌ها گره خورده است. پرسش اساسی اینجاست: آیا می‌توان از «آزادی» سخن گفت، اما هم‌زمان از ابزار‌هایی حمایت کرد که به‌طور مستقیم زندگی غیرنظامیان را تهدید می‌کند؟

    تناقض در اینجا به‌شدت برجسته است. از یک سو، سخن از «بهای آزادی» به میان می‌آید، و از سوی دیگر، این بها قرار است توسط مردمی پرداخت شود که نه در تصمیم‌گیری‌ها نقشی دارند و نه امکان انتخاب دارند. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که مفهوم آزادی از یک آرمان انسانی، به یک پروژه پرهزینه و تحمیلی تبدیل می‌شود.

    ستایش در میانه بحران؛ وابستگی یا استراتژی؟

    تحسین صریح دونالد ترامپ و قدردانی از آمریکا در میانه یک درگیری نظامی، یکی دیگر از نقاط قابل تأمل این سخنرانی است. در شرایطی که بسیاری از مردم ایران، سیاست‌های خارجی آمریکا را—فارغ از نگاهشان به جمهوری اسلامی—در شکل‌گیری بحران‌ها بی‌تأثیر نمی‌دانند، چنین موضعی می‌تواند به‌عنوان نشانه‌ای از وابستگی یا دست‌کم هم‌راستایی کامل تلقی شود.

    این مسئله، به‌ویژه در میان ایرانیان خارج از کشور که حساسیت بالایی نسبت به استقلال سیاسی دارند، واکنش‌برانگیز است. آیا یک جریان سیاسی که به دنبال جلب اعتماد عمومی است، می‌تواند تا این حد آشکارا به یک قدرت خارجی ابراز ارادت کند، آن هم در زمانی که همان قدرت درگیر یک رویارویی نظامی با کشور مبدا است؟ این نوع موضع‌گیری، نه‌تنها مشروعیت گفتمان را زیر سؤال می‌برد، بلکه این تصور را تقویت می‌کند که آینده مورد نظر، بیش از آنکه بر پایه اراده مردم شکل بگیرد، وابسته به حمایت‌های بیرونی است.

    «بهای آزادی» را چه کسی باید بپردازد؟

    پهلوی در بخشی از سخنان خود تأکید می‌کند که «آزادی هرگز رایگان به دست نمی‌آید». این جمله، در سطح نظری، گزاره‌ای پذیرفتنی است. اما مسئله اینجاست که در عمل، این «بها» قرار است توسط چه کسانی پرداخت شود؟

    در شرایطی که گوینده این سخنان در خارج از کشور و در فضایی امن حضور دارد، و هم‌زمان از ادامه عملیات نظامی حمایت می‌کند، این پرسش به‌طور جدی مطرح می‌شود که آیا هزینه این آزادی، بر دوش دیگران گذاشته نمی‌شود؟ آیا این همان شکلی از سیاست‌ورزی نیست که در آن، تصمیم‌گیری در یک جغرافیا و پرداخت هزینه در جغرافیایی دیگر صورت می‌گیرد؟

    این شکاف میان «تصمیم» و «هزینه»، یکی از مهم‌ترین نقاط ضعف گفتمان مطرح‌شده است. آزادی، اگر قرار است معنا داشته باشد، نمی‌تواند بر پایه تحمیل رنج به دیگران تعریف شود—به‌ویژه زمانی که آن دیگران، هیچ نقشی در انتخاب مسیر ندارند.

    سخنرانی اخیر رضا پهلوی را می‌توان نمونه‌ای از یک گفتمان پرتناقض دانست؛ گفتمانی که از یک سو مدعی آزادی و دموکراسی است، اما از سوی دیگر، با حذف، برچسب‌زنی، وابستگی و بی‌اعتنایی به هزینه‌های انسانی همراه می‌شود.

    در این چارچوب، نه‌تنها تصویر ارائه‌شده از «ایران آینده» مبهم است، بلکه شیوه رسیدن به آن نیز با پرسش‌های جدی اخلاقی و سیاسی مواجه است. اگر قرار باشد آزادی از مسیر جنگ، تحقیر هویت ملی و اتکا به قدرت‌های خارجی به دست آید، باید پرسید که این آزادی، دقیقاً چه تفاوتی با وضعیت موجود خواهد داشت؟

    این پرسشی است که نه‌تنها منتقدان، بلکه حتی حامیان این گفتمان نیز دیر یا زود ناچار به مواجهه با آن خواهند شد.

  • تخمین کشته‌های اسرائیلی با هوش مصنوعی!

    تخمین کشته‌های اسرائیلی با هوش مصنوعی!

    به گزارش اقتصادران، محسن زنگنه در توئیتی آمار تقریبی کشته شده های اسرائیل را اعلام کرد.

    وی گفت: از هوش مصنوعی سوال کردم به ازای هر ۱۰۰۰ نفر مجروح در جنگ‌های امروز، چند نفر کشته داریم؟ جواب داد؛ ۲۵۰ تا ۳۲۰ کشته.

    وزارت بهداشت اسراییل، مجروحین را تا کنون ۵۷۷۲ نفر اعلام کرده، بنابراین تعداد کشته‌های واقعی اسرائیلی باید حدود ۱۴۴۳ تا ۱۷۴۷ نفر باشد.

  • کوسه‌های خلیج‌فارس، منتظر سربازان آمریکایی!!

    کوسه‌های خلیج‌فارس، منتظر سربازان آمریکایی!!

    به گزارش اقتصادران، ابراهیم ذوالفقاری امروز یکشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۵ اعلام کرد: در مقابل تهدیدهای اخیر ترامپ، مبنی بر عملیات زمینی، یا اشغال هر نقطه‌ای از سرزمین‌های ایران، که البته آرزویی بیش نیست، اعلام می‌داریم رزمندگان اسلام، مدت‌هاست، در انتظار چنین اقداماتی به سر می‌برند تا ثابت نمایند که تجاوز و اشغال، نتیجه‌ای جز اسارت تحقیرآمیز و قطعه‌قطعه‌شدن و مفقودشدنِ متجاوزان را در بر نخواهد داشت و فرماندهان و سربازان آمریکایی، خوراک خوبی برای کوسه‌های خلیج‌فارس خواهند شد.

    سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا گفت: ترامپ به هیچ عنوان قابل اعتماد نیست چرا که زمانی از مذاکره دم می‌زند، و ساعاتی پس از آن، تصمیم به اداره جنگ می‌گیرد.

  • هواپیمای آواکس آمریکایی، پَر!!!

    هواپیمای آواکس آمریکایی، پَر!!!

    به گزارش اقتصادران، روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد:

    در پاسخ به اقدامات خصمانه ارتش تروریستی آمریکا و به دنبال انهدام هواپیماهای سوخت رسان در پایگاه الخرج در اقدام عملیاتی مشترک موشکی و پهپادی نیروی هوافضای سپاه به فضل الهی حداقل یک فروند هواپیمای E-۳ معروف به آواکس با قابلیت شناسایی و فرماندهی و کنترل هواپیما هواپایه در پایگاه الخرج عربستان به صورت صد درصد منهدم و به سایر پرندگان همجوار نیز آسیب جدی وارد گردیده است.

    وما النصر الا من عندالله العزیز الحکیم