دسته: سیاسی

  • دوباره جنگ آغاز شد؟!

    دوباره جنگ آغاز شد؟!

    به گزارش اقتصادران، روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد:

    بسم اللّه القاصم الجبارین، فَمَنِ اعْتَدَىٰ عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَىٰ عَلَیْکُمْ

    اواخر شب گذشته ارتش متجاوز آمریکا یک نفتکش ایرانی را در حوالی تنگه هرمز مورد اصابت پرتابه هوایی قرار داد که این نفتکش از محل موتورخانه دچار خسارت گردید.

    در پاسخ به این تجاوز و نقض مقررات تنگه هرمز شناور متعلق به دشمن آمریکایی ـ صهیونی به‌نام پانایا مورد هدف موشک‌های نیروی دریایی سپاه قرار گرفت.️

    دشمن آمریکایی در تجاوزی مجدد یک دکل مخابراتی سپاه در جنوب جزیره قشم را هدف پرتابه‌های هوایی خود قرار داد؛ در پاسخ به این تجاوز پایگاه هوایی و بالگردی آنان مستقر در یکی از کشورهای منطقه و همچنین مرکز ناوگان پنجم دریایی آمریکا مورد تهاجم موشکی و پهپادی نیروی هوافضای سپاه قرار گرفتند.️

    پیش از این اخطار داده بودیم که در صورت تجاوز پاسخ متفاوت و سنگین‌تر خواهد بود و همین‌طور اقدام کردیم، این پاسخ‌ها باید عبرت شده باشد.️

    تکرار می‌کنیم به‌هم زدن امنیت تنگه هرمز تاوان سختی برای ارتش متجاوز آمریکا خواهد داشت.

    و ماالنصر الّا من عند اللّه العزیز الحکیم

  • باخت بزرگ دبی / کاخ تجملات امارات متحده عربی فروریخت

    باخت بزرگ دبی / کاخ تجملات امارات متحده عربی فروریخت

    به گزارش اقتصادران، سال‌هاست که دبی تفرجگاهی پر زرق و برق در خلیج فارس برای ثروتمندانی بود که برای فرار از کسالت روزمره خود به استخرهای روی پشت‌بام، صبحانه‌های جذاب و طعم زندگی سطح بالا می‌رفتند. بنابراین، برای مکانی که شهرت خود را به عنوان ثروتمندتر و درخشان‌تر بودن از هر جای دیگر ساخته است، شاید هیچ شرمساری بزرگتر از متهم شدن به ارزان به نظر رسیدن نباشد.

    به گزارش ایسنا به نقل از دیلی‌میل، با این حال، این اتهام تلخی است که اکنون بر نمایشگاه بزرگ تجملات امارات متحده عربی پس از جنگ علیه ایران که به شهرت گردشگری آن لطمه زد، سایه افکنده است.

    این روزنامه با این مقدمه در گزارشی آورده است: «این روزها اما اماکن دیدنی محبوب، هتل‌ها و رستوران‌های دبی شاهد حجم عظیم بازدیدکنندگان بین‌المللی که زمانی مسیرهای شنی را به خیابان‌های سنگفرش شده با طلا تبدیل می‌کرد، نیستند.»

    پیش از اینکه فرود موشک‌ها و پهپادها در نتیجه حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، سواحل دبی، رستوران‌های لوکس و کلوپ‌های ساحلی پر زرق و برق آن، محل رفت و آمد روزانه ثروتمندان و افراد مشهور امارات بود. ورود به شیک‌ترین مکان‌های آن در به اصطلاح «ریویرا دبی» بدون رزرو از هفته‌ها – حتی ماه‌ها – قبل غیرممکن بود. اما امروز برخی از همان مکان‌ها، ورود رایگان، تخفیف‌های زیاد و میزهای رایگان ارائه می‌دهند.

    یکی از اینفلوئنسرهای دبی گفت: در منطقه جی-۱ لا مر، همه کلوپ‌ها و مکان‌های ساحلی پیشنهادات ویژه، ورود رایگان برای خانم‌ها و هزینه‌های ورودی کاملاً قابل استرداد برای آقایان دارند.

    او افزود: می‌توانید تقلای آن‌ها را کاملا احساس کنید، با شروع تابستان اوضاع بدتر هم خواهد شد. اینها مکان‌هایی هستند که زمانی حتی نمی‌توانستید وارد آن‌ها شوید.

    خبرنگار روزنامه که به رستوران گران قیمت و معروف در جی-۱ سر زده می‌گوید: فقط یک میز توسط یک مرد روس زبان و همراهش اشغال شده بود. تراس خلوت بود و چترهای آفتابی تزیین‌شده بدون مشتری در نسیم تکان می‌خوردند. هیچ شناگری در دریا نبود.

    در رستورانی دیگر به اسم «ملکه آفریقا»، به مشتریان در صورت قول خرید غذا و نوشیدنی، تخت‌های آفتابگیر رایگان در ساحل خصوصی ارائه می‌شود.

    یک زن جوان ایتالیایی با اشاره به جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران گفت: بمباران وحشتناک بود. می‌شد شب‌ها موشک‌هایی را که از دریا می‌آمدند، دید و صدای انفجارها را شنید.

    به گفته او، هیچ‌کس انتظار چنین چیزی را در دبی نداشت. همه آن را مانند اروپا می‌دانستند.

    این روزنامه خاطر نشان کرد: تصویر با دقت ساخته شده از دبی به عنوان سوئیس خاورمیانه، با حملات استراتژیک ایران در هم شکست. ده‌ها پهپاد و موشک ایرانی فرستاده شدند تا تعهدات امنیتی واشنگتن برای کشورهای خلیج فارس را نقش بر آب کنند. بحران در خلیج فارس همچنین به ارزشمندترین دارایی دبی، یعنی اعتماد به نفس آن آسیب رسانده است.

    تحلیلگران مالی آمریکایی مودیز (Moody’s) هشدار داده‌اند که میزان اشغال هتل‌ها در دبی می‌تواند تا ماه ژوئیه به پایین‌ترین حد خود، یعنی ۱۰ درصد برسد، در حالی که این رقم در ماه فوریه ۸۴.۷ درصد بود. نتیجه‌گیری صریح این موسسه این بود: «این نشان دهنده تعطیلی مؤثر بخش‌های بزرگی از بخش مهمانپذیری است.»

    برخی از بزرگترین نام‌ها در صنعت هتل‌های لوکس دبی، در بحبوحه کاهش رزروها، اتاق‌های خود را بسته‌اند یا بی‌سروصدا برای بازسازی تعطیل شده‌اند. این فهرست شامل برج العرب که به شکل بادبان است، هتل مشهور آرمانی دبی و هتل سنت رجیس در پالم می‌شود. در هتل مشهور آتلانتیس رویال در پالم جمیرا نیز فضای بازدید به طرز چشمگیری آرام است.

    بنابر گزارش روزنامه انگلیسی، ترافیک مسافران در دو فرودگاه دبی در سه ماهه اول سال ۲۰۲۶ در مقایسه با سال گذشته حداقل ۲.۵ میلیون نفر کاهش یافت. و ماه مارس شاهد کاهش ۶۶ درصدی بود.

    این رسانه همچنین با تاکید بر اینکه «تأثیر جنگ، ساکنان عادی را نیز تحت فشار قرار داده است» افزود: با بسته شدن تنگه هرمز، قیمت سوخت و مواد غذایی افزایش یافته است. و با توجه به اینکه هیچ پایان روشنی برای جنگ در چشم‌انداز نیست و در میان نشانه‌های نگران‌کننده‌ای مبنی بر اینکه به یک درگیری بلندمدت و «منجمد» تبدیل خواهد شد، مردم محتاط‌تر هستند.

    یک تاجر بریتانیایی که خواست نامش فاش شود به روزنامه گفت: «من ۱۰ سال است که در دبی هستم و اینجا را دوست دارم. همه ما امیدواریم که بعد از تابستان اوضاع به حالت عادی برگردد. در غیر این صورت، صادقانه بگویم، همه ما به دردسر افتاده‌ایم.»

  • دلارهای بلوکه‌شده ایران کجاست؟

    دلارهای بلوکه‌شده ایران کجاست؟

    به گزارش اقتصادران، بر اساس گزارش‌های منتشر شده از متن پیش‌نویس تفاهم‌نامه احتمالی ایران و آمریکا برای پایان جنگ، یکی از موارد مورد پذیرش دو طرف، آزادسازی تدریجی بخشی از امول بلوکه شده ایران در چارچوب تفاهم اولیه پایان جنگ است.

    در برخی گزارش‌ها رقم مورد توافقی که قرار است در صورت امضا تفاهم‌نامه در اختیار تهران قرار بگیرد، چیزی حدود ۱۲ میلیارد دلار خواهد بود که قرار است از کشورهای مختلفی که میزبان دارایی‌های مسدود شده ایرانی هستند تامین شوند.

    در بیش از یک دهه گذشته، تحریم‌های آمریکا علیه ایران تنها به محدود کردن صادرات نفت یا مبادلات بانکی محدود نبوده است. یکی از مهم‌ترین ابزارهای فشار واشنگتن، مسدود کردن دسترسی ایران به درآمدهای نفتی و دارایی‌های ارزی در بانک‌های خارجی بوده؛ دارایی‌هایی که بخش عمده آن از محل فروش نفت و فرآورده‌های نفتی به کشورهای آسیایی شکل گرفته است.

    بررسی گزارش‌های رسمی و منابع بین‌المللی نشان می‌دهد که طی سال‌های گذشته ده‌ها میلیارد دلار از منابع ارزی ایران در کشورهای مختلف با محدودیت دسترسی مواجه شده‌اند. با این حال، به دلیل تغییر مداوم وضعیت تحریم‌ها، انتقال برخی منابع و محرمانه بودن اطلاعات بانکی، ارائه رقم دقیق از کل دارایی‌های مسدودشده ایران امکان‌پذیر نیست.

    پرونده معروف کره جنوبی؛ ۶ میلیارد دلار نفتی

    مشهورترین پرونده مربوط به دارایی‌های ایران در سال‌های اخیر، منابع حاصل از فروش نفت به کره جنوبی است. این پول‌ها پس از بازگشت تحریم‌های آمریکا در سال ۲۰۱۸ در دو بانک کره‌ای، یعنی «ووری بانک» و «بانک صنعتی کره» مسدود شدند. رقم این دارایی‌ها در مقاطع مختلف بین ۶ تا ۷ میلیارد دلار اعلام شد.

    در سال ۲۰۲۳ و در چارچوب توافق تبادل زندانیان میان ایران و آمریکا، حدود ۶ میلیارد دلار از این منابع از کره جنوبی به حساب‌هایی در قطر منتقل شد.  به رغم اینکه دولت وقت چندین بار اعلام کرد که این دارایی‌ها کاملا آزاد شده‌است، اما تحت فشار آمریکا دسترسی ایران به این منابع همچنان با محدودیت‌های شدید همراه ماند و پس از تحولات منطقه‌ای بار دیگر عملاً امکان استفاده آزاد از آن فراهم نشد.

    مساله محدودیت دسترسی ایران به پول‌های بلوکه شده در قطر بارها در روابط دوجانبه دو طرف مطرح شده‌است.

    اسفند ۱۴۰۳ بیش از یک سال پس از انتقال دارایی‌های مسدود شده ایران از کره جنوبی به قطر، رهبر شهید انقلاب اسلامی در دیدار با تمیم بن حمد آل ثانی، امیر قطر اشاره کردند: «ما کشور قطر را یک کشور دوست و برادر میدانیم اگرچه همچنان مسائل مبهم و حل نشده‌ای همچون بازگرداندن مطالبات ایران که از کره جنوبی به قطر منتقل شد، باقی است و هم اینکه میدانیم مانع اصلی عملی شدن توافقی که در این زمینه انجام شده بود، آمریکا است.»

    ایشان خاطرنشان کردند: «ما اگر جای قطر بودیم، به فشارهای آمریکا اعتناء نمی‌کردیم و مطالبات طرف مقابل را بازمی‌گرداندیم و همچنان انتظار چنین اقدامی را از جانب قطر داریم.»

    به رغم تلاش‌های صورت گرفته در طول سال‌های گذشته همچنان این دارایی‌های ایران در قطر مسدود باقی مانده‌است.

    عراق؛ بزرگ‌ترین گره مالی تهران

    عراق طی سال‌های اخیر یکی از مهم‌ترین محل‌های انباشت مطالبات ایران بوده است. بخش عمده این مطالبات از محل صادرات گاز و برق ایران به عراق شکل گرفته است.

    هرچند ارقام اعلامی در دوره‌های مختلف متفاوت بوده، اما منابع رسمی ایرانی در سال‌های اخیر از چندین میلیارد دلار مطالبات انباشته ایران در بانک‌های عراقی خبر داده‌اند. مشکل اصلی این منابع، تحریم‌های بانکی آمریکا و محدودیت انتقال ارز به ایران بوده است. به همین دلیل بخشی از این پول‌ها صرف خرید کالاهای بشردوستانه یا تسویه حساب‌های محدود شده است و دسترسی کامل ایران به آنها وجود نداشته است.

    ایالات متحده آمریکا در چارچوب توافقنامه تشکیل دولت عراق پس از اشغال این کشور در سال ۲۰۰۳، کنترل کامل بر درآمدهای نفتی عراق دارد.  تمامی درآمدهای نفتی عراق به صورت مستقیم به فدرال رزرو نیویورک واریز می‌شوند و پس از تصویب دولت آمریکا به عراق منتقل می‌شوند.  واشنگتن از این ابزار فشار برای وادار کردن عراق به انسداد دسترسی بازرگانان و دولت ایران به دارایی‌های ارزی‌اش در بانک‌های عراقی استفاده می‌کند.

    ژاپن؛ دارایی‌هایی که کمتر درباره آنها صحبت می‌شود

    ژاپن نیز از جمله کشورهایی است که پس از تشدید تحریم‌های آمریکا بخشی از درآمدهای نفتی ایران در بانک‌های آن باقی ماند. اگرچه اطلاعات دقیقی درباره وضعیت کنونی این منابع منتشر نشده، اما در سال‌های گذشته مقامات ایرانی از وجود چند میلیارد دلار منابع محدودشده در نظام بانکی ژاپن خبر داده بودند.

    کارشناسان معتقدند بخش زیادی از این منابع در چارچوب معافیت‌های محدود یا سازوکارهای بشردوستانه مدیریت شده و اطلاعات دقیقی از وضعیت فعلی آنها در دسترس عموم قرار ندارد.

    به گفته مقام‌های رسمی تا به امروز دولت ژاپن از این دارایی‌ها برای برطرف کردن برخی نیازهای ایران از جمله پرداخت حق عضویت در سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی مساعدت کرده‌است، با این حال دسترسی آزاد ایران به دارایی‌هایش در این کشورها هنوز فراهم نشده‌است.

    اروپا و پرونده‌های حقوقی پیچیده

    بخشی از دارایی‌های ایران در اروپا نیز طی سال‌های گذشته درگیر پرونده‌های قضایی و تحریمی بوده است. از جمله می‌توان به اختلافات حقوقی پیرامون برخی اوراق بهادار و دارایی‌های مرتبط با بانک مرکزی ایران اشاره کرد که در کشورهای اروپایی موضوع دعاوی قضایی قرار گرفته‌اند.

    از جمله این دارائی‌ها می‌توان به ۱.۶ میلیارد دلار دارایی بلوکه شده ایران در لوگزامبورگ اشاره کرد که بر اساس دستور یک دادگاه در آمریکا به نفع خانواده‌های قربانیان عملیات تروریستی توقیف شده‌بود.  هر چند دادگاه‌های اروپایی رای به غیرقانونی بودن توقیف این اموال و تلاش برای ارسال آن به آمریکا داده‌اند، اما همچنان دسترسی به آن میسر نشده‌است.

    با این حال، بسیاری از این پرونده‌ها ماهیت متفاوتی با «پول‌های بلوکه‌شده نفتی» دارند و در دسته مطالبات حقوقی یا دارایی‌های مورد مناقشه قرار می‌گیرند؛ به همین دلیل اطلاعات عمومی درباره آنها محدود است.

    کشورهای دوست

    دارایی‌های نقدی ایران در برخی از کشورها، مانند هند و چین با امول مسدود شده در بسیاری از کشورهای دیگر متفاوت است. مقام‌های ایرانی در مورد ده‌ها میلیارد دلار دارایی ایران در چین، تاکید می‌کنند که نمی‌توان به شکل فنی از عبارت مسدود شده برای این دارایی‌ها استفاده کرد، چرا که امکان استفاده از این دارایی‌ها برای تامین نیازهای کشور وجود دارد.  در هند مشکلات دسترسی به دارایی‌هایی که حدود ۷ میلیارد در برخی رسانه‌ها برآورد شده‌است، مشکل‌تر است.  با این حال در طول سال‌های گذشته تلاش‌هایی برای استفاده از این دارایی‌ها در چارچوب نگهداری در قالب روپیه و خرید در داخل هند انجام شده‌است.

    با این حال حتی در چین و هند نیز دسترسی ایران به دارایی‌های خود با مشکلات متعددی مواجه است و نهادهایی که دسترسی ایران به این پول‌ها را تسهیل کنند با خطر تحریم‌ها از سوی آمریکا مواجه هستند.

    چرا این دارایی‌ها مسدود شدند؟

    دلیل اصلی مسدود شدن بخش بزرگی از منابع ایران، بازگشت تحریم‌های آمریکا پس از خروج واشنگتن از برجام در سال ۲۰۱۸ بود. در نتیجه بانک‌های خارجی برای جلوگیری از مواجهه با تحریم‌های ثانویه آمریکا، از انتقال یا آزادسازی منابع ایران خودداری کردند.  بخشی از انسدادها هم به دلیل توقیف اموال به دستور دادگاه‌هایی در آمریکا صورت گرفته‌است.

    این وضعیت باعث شد درآمدهای حاصل از صادرات نفت ایران در حساب‌هایی در کشورهای خریدار باقی بماند و تهران نتواند به‌صورت آزادانه به آنها دسترسی داشته باشد.

    چشم‌انداز آزادسازی دارایی‌ها

    در سال‌های اخیر، آزادسازی بخشی از منابع ایران همواره یکی از موضوعات مذاکرات غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن بوده است. با این حال، تجربه پرونده کره جنوبی و انتقال منابع به قطر نشان داد که حتی در صورت انتقال پول از یک کشور به کشور دیگر، لزوماً امکان دسترسی کامل ایران به آن فراهم نمی‌شود.

    آمریکا انسداد دارایی‌های ایران با فشار به کشورهای میزبان را یکی از روش‌های فشار موثر بر ایران تلقی می‌کند.  یکی از اهداف اعلام شده آمریکا در چارچوب سیاست فشار حداکثری، که در دوره نخست ریاست جمهوری دونالد ترامپ آغاز شد، رساندن صادرات نفت ایران به صفر بود.  هر چند آمریکا نهایتا در رسیدن به این هدف موفق نشد و ایران راه‌های متعددی برای فروش نفت و فرآورده‌های نفتی به رغم تحریم‌ها پیدا کرد، اما آمریکا در مرحله تکمیلی فشار خود تلاش کرد تا دریافت درآمدهای نفتی ایران را به صفر برساند.

    در نهایت، آنچه امروز درباره دارایی‌های مسدودشده ایران می‌توان با اطمینان گفت این است که بخش مهمی از آنها به درآمدهای نفتی در کشورهای آسیایی بازمی‌گردد؛ اما رقم دقیق، محل نگهداری کامل و وضعیت حقوقی همه این منابع به دلیل ساختار پیچیده تحریم‌ها، محرمانگی بانکی و تحولات سیاسی، همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. بسیاری از برآوردها از ده‌ها میلیارد دلار دارایی محدودشده سخن می‌گویند، اما هیچ فهرست رسمی و جامعی از تمامی این منابع در دسترس عموم نیست.

    در حالی که برآوردهای مختلف از میزان دارایی‌های مسدودشده یا محدودشده ایران در خارج از کشور متفاوت است، بسیاری از گزارش‌های بین‌المللی و اظهارات مقامات ایرانی در سال‌های اخیر رقمی بین ۲۰ تا ۴۰ میلیارد دلار را به‌عنوان محدوده تقریبی منابعی که دسترسی ایران به آنها با محدودیت مواجه است، مطرح کرده‌اند. در عین حال ارقامی در حدود ۱۰۰ میلیارد دلار هم در رسانه‌ها مطرح شده‌است.

    البته باید توجه داشت که همه این مبالغ لزوماً «بلوکه‌شده» به معنای حقوقی کلمه نیستند و بخشی از آنها در حساب‌های خاص نگهداری می‌شوند یا امکان استفاده محدود برای مصارف مشخص را دارند. از همین رو، هیچ رقم رسمی و قطعی درباره مجموع دارایی‌های غیرقابل دسترس ایران وجود ندارد.

    با این حال، حتی اگر تنها بخشی از این منابع آزاد شود، می‌تواند آثار قابل توجهی بر اقتصاد ایران بر جای بگذارد. نخستین اثر، تقویت ذخایر ارزی بانک مرکزی خواهد بود. افزایش منابع ارزی در اختیار دولت و بانک مرکزی، قدرت سیاست‌گذاری پولی را افزایش می‌دهد و می‌تواند به مدیریت بهتر بازار ارز و کاهش نوسانات نرخ دلار کمک کند.

    از سوی دیگر، دسترسی به این منابع می‌تواند بخشی از فشارهای مالی دولت را کاهش دهد. در سال‌های اخیر محدودیت درآمدهای نفتی و دشواری انتقال پول، یکی از چالش‌های اصلی بودجه کشور بوده است. ورود میلیاردها دلار منابع جدید، امکان تأمین مالی برخی پروژه‌های عمرانی، زیرساختی و حتی پرداخت بدهی‌های دولت را فراهم می‌کند.

    کارشناسان اقتصادی همچنین معتقدند آزادسازی این دارایی‌ها می‌تواند بر تجارت خارجی ایران نیز تأثیرگذار باشد. بخشی از این منابع می‌تواند برای واردات کالاهای اساسی، تجهیزات صنعتی، مواد اولیه تولید و فناوری‌های مورد نیاز صنایع کشور مورد استفاده قرار گیرد؛ موضوعی که در صورت مدیریت صحیح، به افزایش تولید و رشد اقتصادی کمک خواهد کرد.

    با این وجود، تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که آزادسازی منابع مالی به‌تنهایی تضمین‌کننده حل مشکلات اقتصادی نیست. بسیاری از اقتصاددانان تأکید می‌کنند که تأثیر واقعی این منابع به نحوه هزینه‌کرد آنها بستگی دارد. اگر این منابع صرف هزینه‌های جاری یا مصارف کوتاه‌مدت شود، اثر آن موقتی خواهد بود؛ اما در صورت هدایت به سمت سرمایه‌گذاری‌های مولد و توسعه زیرساخت‌ها، می‌تواند آثار پایدارتری بر اقتصاد کشور بر جای بگذارد.

    در مجموع، آزادسازی ده‌ها میلیارد دلار از دارایی‌های محدودشده ایران می‌تواند یکی از مهم‌ترین تحولات اقتصادی سال‌های اخیر باشد؛ تحولی که نه‌تنها بر بازار ارز و تجارت خارجی، بلکه بر توان دولت برای مدیریت اقتصاد و اجرای برنامه‌های توسعه‌ای نیز تأثیر مستقیم خواهد گذاشت. با این حال، تحقق چنین سناریویی همچنان به تحولات سیاسی، روند مذاکرات و آینده نظام تحریم‌های آمریکا علیه ایران گره خورده است.

  • ترامپ بدون توافق از ماجرای ایران کنار می‌کشد؟

    ترامپ بدون توافق از ماجرای ایران کنار می‌کشد؟

    به گزارش اقتصادران، اندیشکده آمریکایی کوئینسی که رسانه تحلیلی «ریسپانسیبل استیت کرفت» را منتشر می‌کند، یکی از مهم‌ترین مراکز فکری جریان ضدجنگ و منتقد مداخله‌گرایی نظامی آمریکا به شمار می‌رود. این اندیشکده که در سال‌های اخیر به یکی از صدا‌های اصلی منتقد سیاست‌های جنگ‌طلبانه واشنگتن تبدیل شده، معمولاً از کاهش حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه، دیپلماسی با ایران و مهار نفوذ لابی‌های جنگ‌طلب حمایت می‌کند.

    این رسانه در گزارشی به قلم بیلز مالی، خبرنگار حوزه سیاست خارجی و خاورمیانه، به یکی از مهم‌ترین شکاف‌های امروز واشنگتن پرداخته است: آیا دونالد ترامپ باید بدون رسیدن به یک توافق جامع، صرفاً جنگ با ایران را متوقف کند؟

    این گزارش توضیح می‌دهد که در هفته‌های اخیر نشانه‌هایی جدی از نزدیک شدن تهران و واشنگتن به توافقی برای رسمی‌کردن آتش‌بس شکننده ۷ آوریل دیده می‌شد، اما ناگهان آمریکا دور تازه‌ای از حملات به ایران را آغاز کرد و  کاخ سفید اعلام کرد هنوز تصمیم نهایی درباره توافق گرفته نشده است.

    به نوشته گزارش، این نخستین‌بار نیست که روند مذاکرات در آستانه توافق متوقف می‌شود. مذاکرات ژوئن سال گذشته و سپس گفت‌و‌گو‌های فوریه نیز زمانی شکست خورد که اسرائیل و آمریکا حملات جدیدی علیه ایران آغاز کردند؛ اقدامی که منتقدان آن را تلاشی برای تخریب روند دیپلماتیک دانستند.

    در ماه آوریل نیز تنها چند ساعت پس از پایان مذاکرات هیئت آمریکایی در اسلام‌آباد، ترامپ از آغاز «محاصره متقابل» در تنگه هرمز خبر داد. هفته گذشته هم درست زمانی که بار دیگر امید‌ها به راه‌حل دیپلماتیک افزایش یافته بود، جریان‌های حامی جنگ در رسانه‌ها و اندیشکده‌ها حملات تندی علیه مذاکرات آغاز کردند و ترامپ نیز دوباره حملات نظامی تازه‌ای را کلید زد.

    گزارش می‌گوید این چرخه تکراری—پیشرفت دیپلماسی، خشم جریان‌های جنگ‌طلب و سپس تشدید تنش—باعث شده بخشی از جریان ضدجنگ در آمریکا به این نتیجه برسند که شاید تلاش برای رسیدن به یک توافق جامع، عملاً اوضاع را بدتر می‌کند.

    به بیان دیگر، اگر هر نشانه‌ای از پیشرفت دیپلماتیک باعث «وحشت جنگ‌طلب‌ها» می‌شود و مخالفان مذاکره هیچ توافقی را کافی نمی‌دانند، شاید اصرار بر توافق بزرگ، همان اهرمی باشد که معماران جنگ می‌خواهند تا بحران را ادامه دهند.

    اندرو دی، سردبیر ارشد مجله محافظه‌کار «امریکن کانسروتیو»، در گفت‌و‌گو با ریسپانسیبل استیت کرفت می‌گوید: «من نمی‌خواهم ترامپ بگوید یا توافق یا بازگشت به جنگ. چون همین چارچوب‌بندی به نفع جنگ‌طلب‌های ضدایرانی تمام می‌شود.»

    او می‌گوید جریان‌های حامی اسرائیل و جنگ‌طلب‌های ضدایرانی هر زمان احساس می‌کنند مذاکرات پیشرفت کرده، «بشدت آشفته می‌شوند، فشار‌ها را بالا می‌برند و خواسته‌های غیرمنطقی مطرح می‌کنند.» به گفته او همین روند باعث شده آمریکا اخیراً شروطی سمی وارد مذاکرات کند.

    دی نتیجه می‌گیرد که ادامه این مسیر دیپلماتیک حتی ممکن است احتمال جنگ را بیشتر کند. به همین دلیل، او معتقد است آمریکا باید یا به یک توافق محدود بسنده کند یا اساساً بدون توافق جامع، جنگ را پایان دهد؛ توافقی محدود که فقط آتش‌بس را رسمی کند، تنگه هرمز را بازگشایی کند و بخشی از تحریم‌ها را کاهش دهد، بدون آنکه وارد پرونده‌های بزرگ‌تر مانند برنامه هسته‌ای یا گسترش «پیمان ابراهیم» شود.

    بن فریدمن، مدیر سیاست‌گذاری اندیشکده «اولویت های دفاع» نیز در همین راستا می‌گوید: «تلاش برای رسیدن به توافقی که شامل مسئله هسته‌ای هم بشود، بزرگ‌ترین مانع برای پایان دادن به جنگ است. شاید اصلاً هیچ توافقی لازم نباشد.».

    اما همه در واشنگتن چنین نظری ندارند.

    گزارش توضیح می‌دهد گروه دیگری معتقدند اکنون که هم ایران و هم آمریکا از نظر اقتصادی آسیب دیده‌اند و هر دو محدودیت‌های جنگ را درک کرده‌اند، شاید بهترین فرصت برای رسیدن به توافقی بزرگ و پایدار فراهم شده باشد.

    این گروه هشدار می‌دهند که پایان دادن موقت به جنگ بدون حل مسائل اصلی، فقط بحران را به آینده موکول می‌کند. آنها یادآوری می‌کنند که در دوران قبل و بعد از برجام، واشنگتن و تهران موفق شدند تنش‌ها را کاهش دهند بدون آنکه خصومت بنیادین میان دو کشور حل شود، اما اکنون آن دوره به پایان رسیده است.

    در همین رابطه، تریتا پارسی، معاون مؤسسه کوئینسی، می‌گوید یک «توافق کوچک» فقط مسائل اصلی را به تعویق می‌اندازد و نمی‌تواند جلوی دور تازه تشدید تنش را بگیرد.

    پارسی البته می‌پذیرد که هر تلاشی برای کاهش احتمال جنگ، با مخالفت شدید جریان‌های ضدایرانی در اطراف ترامپ و همچنین اسرائیل روبه‌رو خواهد شد، اما معتقد است اگر «یک توافق بزرگ و تاریخی» روی میز باشد، ترامپ ممکن است راحت‌تر حاضر شود در برابر این فشار‌ها بایستد؛ توافقی که با شخصیت ترامپ و علاقه او به «دستاورد‌های بزرگ تاریخی» همخوانی داشته باشد.

    گزارش سپس به موانع رسیدن به چنین توافقی می‌پردازد.

    از یک سو، اسرائیل می‌تواند نقش تخریب‌کننده مذاکرات را بازی کند و از سوی دیگر، اختلافات دو طرف بر سر برنامه هسته‌ای همچنان عمیق است.

    ولی نصر، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه جانز هاپکینز، می‌گوید توافق میان ایران و آمریکا «از نظر تئوریک کاملاً ممکن است»، اما ترامپ تاکنون نشانه‌ای واقعی از تمایل به معامله نشان نداده است.

    او می‌گوید: «از زمان آغاز جنگ، ترامپ همچنان اهداف حداکثری مطرح کرده، در حالی که حاضر نیست امتیاز جدی بدهد. او عملاً از ایران می‌خواهد در پرونده هسته‌ای تسلیم شود و طبیعی است که ایران چنین چیزی را نپذیرد.»

    گزارش همچنین تأکید می‌کند عملکرد ایران در جنگ—به‌ویژه توانایی تهران در بستن تنگه هرمز و وارد کردن شوک به اقتصاد جهانی—ممکن است باعث شده باشد ایران اکنون احساس کند در مذاکرات آینده دست بالاتری دارد و باید برای گرفتن امتیاز‌های بیشتر صبر کند.

    در کنار این مسئله، تجربه‌های تلخ ایران از ترامپ—از خروج یک‌جانبه آمریکا از برجام گرفته تا حملات غافلگیرکننده اخیر—باعث شده بی‌اعتمادی تهران به هرگونه توافق افزایش یابد. بن فریدمن در این باره می‌گوید: «مشکل اعتماد تقریباً به مانعی غیرقابل عبور تبدیل شده است.»

    سومانترا مایترا، مدیر پژوهش مؤسسه ایده های آمریکایی، نیز معتقد است مشکل فقط بی‌اعتمادی ایران نیست؛ بلکه آشفتگی در خود دولت آمریکاست.

    او می‌گوید:«هیچ انسجامی در تفکر دولت آمریکا وجود ندارد. اگر من ایرانی بودم و با دولت آمریکا مذاکره می‌کردم، واقعاً نمی‌فهمیدم آنها چه می‌خواهند یا اصلاً چقدر درباره پرونده هسته‌ای می‌دانند. برای ایران اعتماد به هر تضمین آمریکایی بسیار دشوار است.»

    در پایان، گزارش توضیح می‌دهد که شاید تنها راه رسیدن به توافق، آغاز روندی تدریجی برای بازسازی اعتماد باشد؛ اقداماتی مانند بازگشایی متقابل تنگه هرمز یا کاهش حضور نظامی آمریکا در منطقه.

    با این حال، نویسنده تأکید می‌کند رخداد‌های هفته‌های اخیر نشان داده حتی رسیدن به یک توافق محدود نیز کار آسانی نیست.

    اما تریتا پارسی همچنان خوش‌بین است. او می‌گوید: «وقتی دو کشوری که همین چند هفته پیش با هم جنگیده‌اند، درباره توافقی برای پایان جنگ و بازگشایی تنگه صحبت می‌کنند، یعنی حداقلی از اعتماد شکل گرفته است. همین اعتماد می‌تواند پایه چیزی بزرگ‌تر و پایدارتر باشد.»

    او در پایان نتیجه می‌گیرد: «ما همین حالا هم درباره توافقی صحبت می‌کنیم که در حداقل شکل خود، توافقی بزرگ محسوب می‌شود. فاصله میان این توافق و یک توافق بسیار مهم‌تر، آن‌قدر‌ها هم زیاد نیست.»

  • لبنان؛ نقطه جدایی ترامپ و نتانیاهو؟

    لبنان؛ نقطه جدایی ترامپ و نتانیاهو؟

    به گزارش اقتصادران، درحالی که دولت دونالد ترامپ در تلاش است تا پایان جنگ ایران را با یک توافق سیاسی رقم بزند، بنیامین نتانیاهو خود را در موقعیتی بسیار دشوار می‌بیند. او که برای حفظ قدرت سیاسی به حمایت واشنگتن وابسته است، در صورت دستیابی آمریکا و ایران به یک توافق نه‌تنها دستاوردی را به دست نیاورده است، بلکه احتمالا به یکی از قربانیان سیاسی این جنگ تبدیل شود.

    استراتژی تهدید، فشار و نمایش قدرت

    آرون دیوید میلر در نشریه فارن پالیسی نوشت: دونالد ترامپ سال‌هاست که سیاست خارجی خود را بر پایه تهدید، فشار و نمایش قدرت بنا کرده است. او هم در برابر رقبا و هم در برابر متحدان از زبان زور استفاده می‌کند و بارها نشان داده که حاضر است تا برای رسیدن به اهداف خود، روابط سنتی و ملاحظات دیپلماتیک را کنار بگذارد.

    البته این رویکرد در مواردی برای او نتیجه‌بخش بوده است؛ مثل اکتبر ۲۰۲۵ که با تهدید به قطع حمایت از بنیامین نتانیاهو، او را به پذیرش طرح ۲۰ ماده‌ای صلح غزه وادار کرد.

    ترامپ: نتانیاهو هر کاری را که من بخواهم انجام می‌دهد!

    دونالد ترامپ در هفته گذشته بار دیگر این روش را در قبال اسرائیل به کار گرفت و جمله‌ای بر زبان آورد که هیچ رئیس‌جمهور آمریکایی تاکنون به‌صورت علنی درباره یک نخست‌وزیر اسرائیلی، به‌زبان نیاورده بود. او گفت: نتانیاهو هر کاری را که من بخواهم در قبال ایران انجام می‌دهد.

    این اظهارنظر تنها صحنه‌ای از نمایش قدرت نبود؛ بلکه بازتاب واقعیتی است که امروز در روابط این دو متحد قدیمی شکل گرفته است.

    محبوبیت ترامپ در اسرائیل از نتانیاهو بیشتر است!

    نفوذ ترامپ بر نتانیاهو از آنجایی اهمیت دارد که نخست‌وزیر اسرائیل در آستانه انتخاباتی سرنوشت‌ساز قرار دارد و بیش از هر زمان دیگری به حمایت رئیس‌جمهور آمریکا وابسته است. در میان بخش قابل توجهی از جامعه اسرائیل، دونالد ترامپ محبوبیت بیشتری نسبت به نتانیاهو دارد و اگر این تصور ایجاد شود که رئیس‌جمهور آمریکا دیگر از او حمایت نمی‌کند، می‌تواند هزینه سیاسی سنگینی را برای او به همراه داشته باشد.

    نویسنده در ادامه برای توضیح این مسئله، به تجربه دهه ۱۹۹۰ اشاره می‌کند، زمانی که جورج بوش پدر با تعلیق تضمین‌های وام آمریکا به اسرائیل، اسحاق شامیر را تحت فشار قرار داد. آن تصمیم به تضعیف موقعیت سیاسی شامیر انجامید و در نهایت زمینه شکست او در انتخابات ۱۹۹۲ را فراهم کرد. اکنون نیز این احتمال وجود دارد که فاصله گرفتن ترامپ از نتانیاهو پیامدهای مشابهی را برای او بع‌همراه داشته باشد.

    در دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ، نتانیاهو موفق شد تا مجموعه‌ای از مهم‌ترین دستاوردهای سیاست خارجی خود را به نام روابط ویژه با واشنگتن ثبت کند. انتقال سفارت آمریکا به اورشلیم، به رسمیت شناخته شدن این شهر به عنوان پایتخت اسرائیل در سرزمین‌های اشغالی، حاکمیت اسرائیل بر بلندی‌های جولان و تداوم حمایت‌های گسترده نظامی آمریکا، همگی به تقویت این تصویر که نتانیاهو تنها سیاستمداری است که می‌تواند روابط استراتژیک اسرائیل و آمریکا را در بالاترین سطح حفظ کند، کمک کردند.

    جنگ‌های فرسایشی شرایط را تغییر داد

    اما شرایط امروز با آن دوران تفاوت زیادی دارد. جنگ‌های فرسایشی در غزه و لبنان و همچنین ناتوانی اسرائیل در از میان بردن کامل حماس، حزب‌الله و ایران، بخش مهمی از سرمایه سیاسی نتانیاهو را فرسوده کرده و به همین دلیل است که او اکنون بیش از هر زمانی به حضور و حمایت فعال ترامپ نیاز دارد.

    بازنده اصلی توافق با تهران کیست؟

    مهم‌ترین آزمون در روابط ترامپ و نتانیاهو، احتمالا در مرحله پایانی مذاکرات واشنگتن و تهران رقم خواهد خورد. به‌نظر می‌رسد که توافقی که دولت ترامپ در پی آن است، از دید نتانیاهو و حتی بسیاری از مخالفان داخلی او، یک توافق نامطلوب باشد.

    در صورت چنین توافقی، ایران همچنان در قدرت باقی می‌ماند و هیچ زمینه‌ای برای تغییری که اسرائیل می‌خواهد، ایجاد نخواهد شد.

    از سویی، تهران پس از تحمل حملات آمریکا، اعتماد بیشتری به توانایی خود برای مقاومت در برابر فشار نظامی پیدا خواهد کرد. مسئله تنگه هرمز هم که مهم‌ترین ابزار ایران برای ایجاد فشار است، همچنان باقی خواهد ماند.

    نکته بعدی این است که هیچ شواهد روشنی مبنی بر توانایی آمریکا برای ایجاد محدودیت‌های پایدار و مؤثر بر برنامه هسته‌ای ایران، وجود ندارد.

    پایان بندی جنگ به تصمیم ترامپ بستگی دارد؟

    مشکل اصلی نتانیاهو این است که اگرچه نقش او در شکل‌گیری جنگ و تصمیم به آغاز آن اهمیت داشته اشت، اما بعید است که بتواند در تعیین زمان و نحوه پایان آن نقش تعیین‌کننده‌ای را ایفا کند.

    نویسنده مدعی شد: بنابراین، اگر تفاهم‌نامه‌ای میان تهران و واشنگتن شکل بگیرد، آتش‌بس دائمی برقرار خواهد شد و مذاکرات برای حل سایر اختلافات آغاز می‌شود. در چنین فضایی، احتمال ازسرگیری حملات گسترده آمریکا و اسرائیل نیز کاهش خواهد یافت.

    امید اسرائیل به اشتباه محاسباتی تهران است

    با بازگشایی تنگه هرمز و کاهش تدریجی تنش‌ها، رقابت بر سر مقصر جلوه دادن طرف مقابل آغاز خواهد شد. به‌احتمال زیاد، ترامپ اجازه نمی‌دهد که نتانیاهو روند توافق را مختل کند. رئیس‌جمهور آمریکا برای محافظت از خود در برابر انتقادهای داخلی ممکن است حتی بخشی از مسئولیت وضعیت کنونی را متوجه اسرائیل کند؛ به‌ویژه در پرونده لبنان که بسیاری از ناظران معتقدند عملیات‌های اسرائیل از اهداف اولیه خود فراتر رفته است.

    ترامپ پیش‌تر نیز نشان داده که حاضر نیست تحت فشار نتانیاهو وارد درگیری‌های تازه شود. از این رو بعید به نظر می‌رسد که اجازه دهد تا اسرائیل با اقدامات نظامی جدید، آمریکا را به جنگی سوق دهد. در چنین شرایطی، تنها امید نتانیاهو این است که ایران با یک اشتباه محاسباتی، روند مذاکرات را از مسیر خارج کند.

    لبنان به میدان جدید اختلاف تبدیل می‌شود؟

    مسئله لبنان هم این پتانسیل را که به یکی از اصلی‌ترین نقاط ترامپ و نتانیاهو تبدیل شود را دارد. وضعیت به‌نحوی است که حزب‌الله لبنان نه‌تنها خلع سلاح نشده است، بلکه گروه با سرعتی بیش از انتظار اسرائیل در حال بازسازی توان خود است. دولت لبنان نیز اگرچه تمایل بیشتری برای همکاری با غرب و گفت‌وگو با اسرائیل نشان داده، اما هنوز توان یا اراده لازم برای خلع سلاح اجباری حزب‌الله را ندارد.

    در این میان، ادامه حضور نظامی اسرائیل در بخش‌هایی از جنوب لبنان و تداوم حملات هوایی، وضعیت دولت لبنان را پیچیده‌تر کرده است. آنچه این مسئله را مهم‌تر می‌کند، پیوند احتمالی آن با مذاکرات ایران و آمریکا است. نشانه‌های اولیه این موضوع نیز قابل مشاهده است؛ روز گذشته همزمان با توقف مذاکرات از سوی تهران، ترامپ شخصا با نتانیاهو تماس گرفت و از او خواست تا حملات اسرائیل در اطراف بیروت را متوقف کند.

    اگر توافق میان ایران و آمریکا به یک آتش‌بس واقعی در لبنان گره بخورد، ترامپ احتمالا بی هیچ تردیدی اسرائیل را برای توقف عملیات نظامی تحت فشار قرار می‌دهد. در این میان، نتانیاهو هم گزینه‌های محدودی را برای ابراز مخالفت خواهد داشت.

    آرزوی محال توسعه پیمان ابراهیم

    ترامپ اخیرا ادعا کرده که یک توافق احتمالی با ایران می‌تواند با گسترش پیمان ابراهیم و پیوستن کشورهای عربی خلیج فارس به روند عادی‌سازی روابط با اسرائیل، پیوند بخورد. با این حال، این ایده واقع‌بینانه نیست؛ چرا که کشورهای عربی منطقه، تمایلی به همراهی با رژیمی که همچنان درگیر سیاست‌های توسعه‌طلبانه در کرانه باختری است، ندارد. آن‌ها شاهد این هستند که اسرائیل اکنون بخشی از خاک لبنان را اشغال کرده و از احتمال آغاز عملیات نظامی جدید در غزه می‌گوید.

    بنابراین، به جز امارات متحده عربی که همچنان بر توسعه روابط خود با اسرائیل تأکید دارد، سایر کشورهای عربی، به‌ویژه عربستان سعودی، انگیزه چندانی برای نزدیکی علنی به دولت نتانیاهو ندارند.

    تلاش ترامپ برای حفظ تصویر معامله‌گری

    سیاست فشار و تهدید ترامپ تاکنون نتایجی متناقض به همراه داشته است. او نه‌تنها هنوز به یک توافق نهایی با ایران نرسیده است، بلکه مسئله برنامه هسته‌ای تهران هم هنوز روی میز است. همچنین بحران غزه همچنان حل نشده است و تنش‌ها در کرانه باختری نیز رو به افزایش است.

    با این حال، اگر توافقی با ایران حاصل شود، ترامپ برای حفظ آن احتمالا فشار بیشتری را بر اسرائیل وارد کند.

    در چنین وضعیتی، رئیس‌جمهور آمریکا بیش از هر چیز به حفظ تصویر خود به‌عنوان یک معامله‌گر موفق فکر می‌کند.

    در این وضعیت، اگر منتقدان او را به آغاز جنگ برعلیه ایران و عدم دستیابی به اهداف سیاسی متهم کنند، ترامپ تلاش می‌کند تا بخشی از مسئولیت این ناکامی را بر دوش افراد دیگری بیاندازد؛ افرادی که بنیامین نتانیاهو در صدر فهرست آن‌ها قرار دارد.

  • استعفای رییس‌جمهور؛ آرزوی تندروها!

    استعفای رییس‌جمهور؛ آرزوی تندروها!

    به گزارش اقتصادران، «استعفای رییس‌جمهور» عنوان پرونده‌ای است که بسیاری از تحلیلگران سیاسی معتقدند، دشمنان پس از ناامیدی از عملیات نظامی و فشار اقتصادی و… علیه ایران به آن روی آورده‌اند. شایعه‌ای که به سرعت طول و عرض رسانه‌های داخلی را درنوردید و در ویترین شبکه‌ای مانند فاکس‌نیوز و رسانه‌های اسراییلی نشست و ابعادی جهانی پیدا کرد. اما باید دید ریشه‌های انتشار یک چنین اخباری از کجا نشأت می‌گیرد و اهداف مطرح‌کنندگان آن چیست؟ اول خرداد بود که یک نماینده عضو جبهه پایداری با انتشار ویدیویی،بدون هیچ سند و مدرکی ادعا کرد که رییس‌جمهور روز ۲۹ فروردین ماه استعفا داده است!

    او در این مطالب توهین‌آمیز، ادعاهای دیگری را نیز مطرح کرده بود که حتی چهره‌های اصولگرایی چون عبدالله گنجی نیز به آن واکنش نشان داده و آن را سراسر دروغ ارزیابی کردند. یک هفته پس از طرح این ادعاها، موضوع استعفای رییس‌جمهور ناگهان سر از شبکه‌های فارسی‌زبان و پس از آن فاکس‌نیوز و رسانه‌های اسراییلی درآورد و آن را به عنوان دستاوردهای ترامپ فاکتور کردند! بلافاصله پس از این بازتاب‌ها بود که برخی تحلیلگران سیاسی در ایران همصدایی برخی افراد و گروه‌های سیاسی ایران با منافع اسراییلی‌ها و امریکایی‌ها را برجسته کرده و نسبت به تداوم آن تذکار دادند.

    اساسا مشخص نیست چرا این گروه‌های سیاسی داخلی به‌رغم تکذیبیه‌های مکرر مقامات دولتی از جمله رییس شورای اطلاع‌رسانی و سخنگوی دولت و… همچنان بر طبل استعفای رییس‌جمهور می‌کوبند؟ دیروز الیاس حضرتی، رییس شورای اطلاع‌رسانی دولت نسبت به این حاشیه‌سازی‌ها واکنش نشان داد و با انتشار توییتی نوشت: «رییس‌جمهور پزشکیان با تمام توان مشغول پیگیری امور کشور و خدمت به مردم است. برای چندمین بار در ماه‌های اخیر، برخی رسانه‌های خارجی و شبکه‌های همسو با آنها شایعه استعفای رییس‌جمهور را مطرح کرده‌اند؛ شایعه‌ای که هیچ نسبتی با واقعیت ندارد و پیش از این نیز بارها تکذیب شده است.»

    جدای از حضرتی، طباطبایی معاون ارتباطات دفتر رییس‌جمهور و سخنگوی دولت هم یک چنین اخباری را تکذیب کرده و اعلام کرد رییس‌جمهور به عهد خود با مردم پایبند است.

    تحلیلگران اما ریشه یک چنین شایعه‌سازی‌هایی را در داخل ارزیابی کرده و آن را نه یک کنش سیاسی عادی، بلکه بخشی از یک راهبرد سازمان‌یافته برای ضربه زدن به انسجام ملی در شرایط حساس فعلی ارزیابی می‌کنند. اسماعیل گرامی‌مقدم، هادی حق‌شناس، احمد ترک‌نژاد و منصور حقیقت‌پور ۴ تن از فعالان سیاسی اصلاح‌طلب و اصولگرا در گفت‌وگو با «اعتماد» این دست شایعه‌سازی‌ها را نه یک اتفاق تصادفی، بلکه بخشی از یک «عملیات روانی» هدفمند می‌دانند که با هدف ایجاد تزلزل در مدیریت ارشد کشور و تأثیرگذاری بر افکار عمومی داخلی و بین‌المللی طراحی و اجرا می‌شود. نکته عجیب ماجرا اما چرایی همصدا شدن برخی افراد و جریانات داخلی مخالف دولت با عملیات روانی دشمنان است!

    از حاشیه‌سازی برای رییس‌جمهور  تا هجمه به رهبری

    اسماعیل گرامی‌مقدم، قائم‌مقام حزب اعتماد ملی در گفت‌وگو با «اعتماد»  ضمن تقبیح شدید این رفتارها، آنها را «جریان‌سازی‌های عناصر خاص» خواند که با هدف تخریب دستاوردهای دولت در دوران پس از جنگ و ایجاد اختلال در معیشت مردم طراحی شده است.»

    گرامی‌مقدم با اشاره به شرایط حساس کشور پس از پایان موفقیت‌آمیز چالش‌های اخیر اظهار داشت: «پس از کسب دستاوردهای بسیار در دفاع از تمامیت ارضی و منافع ملی در یک جنگ ۴۰ روزه، دشمن به این نتیجه رسید که باید استراتژی خود را تغییر بدهد و اکنون با تمرکز بر عملیات روانی وارد میدان شده است. افزایش بودجه برخی رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور برای ضریب دادن به حاشیه‌سازی‌های داخلی، نشان‌دهنده ابعاد گسترده این پروژه است. از سوی دیگر، مذاکره‌کنندگان ایرانی نیز عملکرد مناسبی داشتند و کشور در حال حرکت به سمت یک تفاهم و کاهش تخاصم است.»

    این فعال سیاسی اصلاح‌طلب در ادامه می‌گوید: «با این حال، برخی جریانات تندرو تصور می‌کنند که پس از این موفقیت‌های دولت، ممکن است دیگر جایگاهی برای تداوم زیست سیاسی آنها وجود نداشته باشد. آنها نگرانند که اگر کشور به ثبات برسد، نفوذ و قدرت آنها در تصمیم‌گیری‌های کلان تضعیف شود؛ بنابراین دست به کار شده‌اند تا با ایجاد تنش، این فضا را به نفع خود تغییر بدهند.»

    او با انتقاد شدید از گسترش دایره حملات این جریان تصریح می‌کند: «تنها رییس‌جمهور مخاطب تندروی‌های این افراد نیست. طی روزهای اخیر شاهد بودیم که برخی از این افراد حتی پست‌هایی منتشر می‌کنند که راس هرم تصمیم‌ساز کشور را مخاطب قرار می‌دهد و پس از آن، برای سطوح پایین‌تر یعنی مقام دوم کشور نیز حاشیه‌سازی می‌کنند. صحبت‌های اخیر این نماینده عضو جبهه پایداری در مجلس درباره استعفای رییس‌جمهور، تنها نمونه‌ای از این اقدامات زنجیره‌ای است که با انزجار چهره‌های اصولگرا نیز مواجه شد. این جریانات به دنبال تضعیف رییس‌جمهور هستند و از این تضعیف، به دنبال منافع شخصی و گروهی جریان خود می‌گردند. آنها با علم به اینکه رییس‌جمهور در حال انجام اقدامات مثبتی هست، به دنبال ایجاد تفرقه در جامعه هستند.»

    گرامی‌مقدم با انتقاد از برخوردهای دوگانه در قبال جریانات سیاسی، به تفاوت رفتار با اصلاح‌طلبان و تندروها در ادوار مختلف پرداخت و اظهار داشت: «در گذشته و حتی پیش از شرایط بحرانی جنگ، اگر نقدی کوچک از سوی اصلاح‌طلبان مطرح می‌شد، منجر به تشکیل پرونده، زندان و انفرادی می‌شد. اما متأسفانه امروز این دسته از جریان‌ها به دلیل اینکه رسانه ملی هم در اختیار آنهاست، آزادانه تحلیل‌های غلط و تفرقه‌انگیز در صدا و سیما ارائه می‌دهند و ذهن مردم را مخدوش می‌کنند.»

    او می‌افزاید: «مماشات زیادی با این گروه‌ها شده و دستگاه‌های امنیتی و نظارتی باید هرچه زودتر تکلیف این دسته از جریاناتی که اساسا برای موقعیت جنگ و شرایط بحرانی کشور ارزشی قائل نیستند و مدام بر طبل تفرقه و برهم زدن هماهنگی بین نهادهای مختلف می‌کوبند را مشخص کنند. نمی‌شود کسی از تریبون‌های رسمی به وحدت و انسجام ملی حمله کند، خوراک برای رسانه‌های خارجی تهیه کند و در نهایت هیچ‌کس پاسخگوی این اقدامات نباشد.»

    گرامی‌مقدم در بخش دیگری از سخنان خود در پاسخ به پرسش «اعتماد» درخصوص راهکارهای پیش ‌روی دولت برای مقابله با این حاشیه‌سازی‌ها یادآور می‌شود: «آقای رییس‌جمهور و ارکان مختلف دولت باید مذاکرات را در راستای منافع ملی به سرانجام مناسب برسانند، اقتصاد کشور و معیشت مردم را بهبود ببخشند و به عهد خود با مردم وفا کنند. همه باید بدانند جایگاه و وزن رییس‌جمهور به عنوان شخصیت دوم کشور در هماهنگی با رهبری تعریف شده تا از حقوق ملت دفاع کند. پزشکیان هم باید مدام با قدرتی که قانون به او داده است، در راستای حل‌ و فصل تنش‌های بین‌المللی گام بردارد. اگر همین اقدامات رییس‌جمهور انجام شده و تفاهمی به نفع ملت ایران حاصل شود، این بزرگ‌ترین دستاورد رییس‌جمهور خواهد بود.»

    هادی حق‌شناس: پزشکیان با قدرت  در حال پیگیری امور کشور است

    هادی حق‌شناس هم از زاویه متفاوتی به این بحث ورود کرده و با تأکید بر تفاوت مشی و منش مسعود پزشکیان با الگوهای رایج قدرت‌ورزی در ایران می‌گوید آنچه از سوی برخی جریان‌ها به عنوان نشانه استعفا یا عقب‌نشینی تعبیر می‌شود، در واقع جلوه‌ای از صداقت، فروتنی سیاسی و واقع‌بینی رییس‌جمهور در اداره کشور است. به گفته او، پزشکیان در تمام ماه‌های گذشته، از جنگ و بحران تا سفرهای استانی و حضور در میان مردم، نشان داده که نه‌تنها قصد خالی کردن میدان را ندارد، بلکه با شیوه‌ای متفاوت از بسیاری از روسای جمهور پیشین، در حال پیگیری امور کشور است.»

    استاندار گیلان و تحلیلگر مسائل راهبردی در گفت‌وگو با «اعتماد» با اشاره به شیوه مدیریتی رییس‌جمهور می‌گوید: «رویه‌ای که آقای پزشکیان در دولت چهاردهم در پیش گرفته‌اند، به نظر من در کمتر دولتی مشابه داشته است. اصولا در ایران و حتی در بسیاری از کشورهای جهان سوم، معمولا افرادی که هر سمت و منصبی را قبول می‌کنند، نه‌تنها به دنبال حفظ و استفاده از همه اختیارات خود هستند، بلکه گاه تمایل به گسترش آن اختیارات هم دارند. اما رییس‌جمهور از این جنس خلق‌وخوها فاصله دارد. همین تفاوت است که باعث شده بعضی‌ها رفتار او را درست درک نکنند.»

    حق‌شناس با اشاره به نمونه‌هایی از رفتار رییس‌جمهور در عرصه اجرایی و سیاسی اظهار می‌دارد: «شما در همین فضای مذاکرات و تحولات ناشی از جنگ می‌بینید که وقتی آقای قالیباف برای مذاکره یا پیگیری موضوعی می‌روند، رییس‌جمهور تمام‌قد از ایشان حمایت می‌کند. یا آن جمله‌ای که رییس‌جمهور می‌گوید هرکس بهتر می‌تواند کار کند، این گوی و این میدان! این نوع صحبت‌ها به این معنی نیست که ایشان از اختیارات خود مطلع نیستند یا راه‌حل مشکلات را نمی‌دانند، بلکه از این واقعیت ناشی می‌شود که با توجه به محدودیت‌هایی که کشور با آن روبه‌رو هست، معتقد است اداره کشور نیازمند هم‌افزایی و استفاده از همه ظرفیت‌هاست.» او یادآور می‌شود: «به نظر می‌رسد از همین نوع رفتارهاست که برخی مخالفان سیاسی سوءبرداشت می‌کنند. البته نمی‌خواهم بگویم همه آنها لزوما سوءنیت دارند؛ اما وقتی این سوءبرداشت را در چارچوب جریانات سیاسی قرار می‌دهیم، طبیعی است که برخی بدشان نمی‌آید چنین القا کنند که رییس‌جمهور می‌خواهد استعفا بدهد، در حالی که واقعیت مطلب چیزی کاملا متفاوت است.»

    این تحلیلگر سیاسی با رد شایعات مربوط به کناره‌گیری رییس‌جمهور تصریح کرد: «واقع آن است که رییس‌جمهور در تمام طول جنگ اخیر و همچنین جنگ ۱۲ روزه و سایر حوادث، بیش از بسیاری از مدعیان در صحنه حضور داشته است. این حضور فقط در سطح جلسات رسمی و اداری نبوده، بلکه در میدان و در ارتباط مستقیم با مردم هم دیده شده است. در راهپیمایی ۲۲ بهمن، رییس‌جمهور به صورت عادی در میان مردم حضور یافت، با آنها سخن گفت و حرف‌های مردم را شنید. این در حالی است بسیاری از حاشیه‌سازانی که امروز درباره او اظهارنظر می‌کنند، حتی اکنون که آتش‌بس برقرار است، از حضور در میان مردم و مجامع عمومی خودداری می‌کنند. آقای پزشکیان حتی سفرهای استانی خود را هم تعطیل نکرده‌اند. این نکته بسیار مهمی است؛ زیرا نشان می‌دهد رییس‌جمهور نه تنها از مسوولیت خود عقب ننشسته، بلکه تلاش کرده در سخت‌ترین شرایط نیز ارتباط خود را با بدنه جامعه حفظ کند. مساله اصلی این است که روحیات، منش و مردمداری آقای پزشکیان در چارچوب ذهنی برخی از سیاسیون از مفهوم رییس‌جمهور نمی‌گنجد.»

    حق شناس ادامه می‌دهد: «همین گفتار و کردار بوده که اکثریت ایرانیان و حتی بسیاری از منتقدان و مخالفان را هم به سمت رییس‌جمهور جذب کرده است. این رفتار، سلوک و مردمداری، ویترین اصلی عملکرد دولت بوده و اتفاقا یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های اجتماعی دولت نیز از همین منش نشأت می‌گیرد. وقتی در شرایط حساس کنونی، بحث‌هایی مانند استعفای رییس‌جمهور مطرح می‌شود، نتیجه آن چیزی جز تشویش افکار عمومی، تضعیف همبستگی داخلی و ارسال پیام غلط به بیرون از کشور نیست. این دقیقا همان چیزی است که دشمنان ایران از آن استقبال می‌کنند.»

    احمد ترک‌نژاد: پزشکیان از آن  دست مدیرانی نیست که میدان را خالی کند

    احمد ترک‌نژاد، عضو شورای راهبردی دولت چهاردهم نیز معتقد است «چنین فضاسازی‌هایی را باید بخشی از یک عملیات روانی سازمان‌یافته تلقی کرد که هدف نهایی آن مخابره پیام ناپایداری و تزلزل در نظام مدیریت ارشد کشور به جامعه داخلی و همچنین جامعه بین‌المللی است.»

    ترک‌نژاد در گفت‌وگو با «اعتماد» با اشاره به ریشه‌های این جریان‌سازی‌های غلط، اظهار داشت: «این مدل کنشگری، دقیقا سبک عملیاتی رژیم اسراییل است. آنها می‌خواهند با ایجاد شکاف و القای حس عدم ثبات، به جامعه ما و جهانیان نشان بدهند که در مدیریت ارشد جمهوری اسلامی تزلزل وجود دارد. ریشه این مسائل ممکن است به عوامل اسراییل در داخل بازگردد که متاسفانه تعدادشان هم کم نیست. این افراد ممکن است چهره‌های موجهی داشته باشند و در ظاهر خود را دلسوز نشان بدهند، اما از نظر من، دانسته یا ندانسته در راستای اهداف دشمنان کشور عمل می‌کنند. اما پزشکیان از آن دست مدیرانی نیست که میدان را خالی کند؛ به‌ویژه در شرایط حساس فعلی که کشور در حال حرکت رو به جلو است.» این تحلیلگر سیاسی در پاسخ به این پرسش «اعتماد» که هدف اصلی این جریان‌سازی‌ها برای کشور چیست، تصریح کرد: «آقای رییس‌جمهور به درستی بر تمرکز دولت روی مسائل اقتصادی تأکید دارند. ما امروز در شرایط بسیار حساسی قرار داریم؛ در کشاکش مذاکرات بین‌المللی هستیم. جریانات پشت پرده دقیقا زمانی دست به این اقدامات می‌زنند که کشور در حال دستیابی به یک پیروزی نظامی و دیپلماتیک بزرگ قرار دارد. نخست، مساله مذاکرات و چالش‌های موجود در روابط با طرف‌های غربی، به‌ویژه ایالات متحده و دوم این جریان‌سازی‌ها نیز القای ناامیدی در دل مردم است.»

    ترک‌نژاد در بخش پایانی سخنان خود با تأکید بر اینکه این اقدامات از سوی برخی گروه‌های خاص داخلی هدایت می‌شود، گفت: «نباید فریب ظاهر آنها را خورد؛ خواه جریان پایداری باشد و خواه طیف‌های دیگر؛ این شیوه‌ها همگی یک هدف مشترک را دنبال می‌کنند که آن هم تضعیف جایگاه رییس‌جمهور و ایجاد آشوب در تصمیم‌گیری‌های کلان کشور است. نهادهای نظارتی باید با درک این واقعیت که دشمن به دنبال ورود از مسیرهای داخلی است، سد محکمی در برابر این گستاخی‌ها ایجاد کنند.»

    منصور حقیقت‌پور: شایعه استعفای  رییس‌جمهور «فتنه» و «خیانت» به نظام است

    منصور حقیقت‌پور، فعال سیاسی اصولگرا با اشاره به تکرار سناریوهای مکرر و شایعات بی‌اساس پیرامون استعفای رییس‌جمهور، این جریان‌سازی‌ها را در شرایط پیچیده و حساس کنونی، مصداق بارز «فتنه» و «خیانت» به امنیت ملی و نظام جمهوری اسلامی خواند. او با انتقاد شدید از برخی جریانات داخلی که به شکلی هدفمند یا ناآگاهانه بر طبل این حواشی می‌کوبند، خواستار توقف فوری این بازی‌های سیاسی و تمرکز همگانی بر محور وحدت ملی شد. حقیقت‌پور در گفت‌وگو با «اعتماد» با تأکید بر روند مستمر فعالیت‌های دولت چهاردهم اظهار داشت: «این موضوع، صرفا یک دعوای داخلی نیست؛ بلکه متأسفانه در رسانه‌های معاندی همچون فاکس‌نیوز بازتاب پیدا کرد. برخی سیاسیون داخلی که گویی منافع گروهی‌شان در تداوم این فضای غبارآلود است، همچنان بر آتش این شایعه می‌دمند و نمی‌خواهند باور کنند که مردم از این رفتارهای حاشیه‌ساز خسته‌اند.»

    این کارشناس مسائل سیاسی با تشریح تبعات امنیتی این گونه اقدامات تصریح کرد: «شرایط منطقه و فشارهای بین‌المللی ایجاب می‌کند که با یکپارچگی کامل، از دولت، مجلس و تمامی مقامات اجرایی کشور دفاع کنیم تا بتوانیم از این گردنه دشوار عبور کرده و سربلند بیرون بیاییم. دامن زدن به این شایعه‌سازی‌ها، نه‌تنها خدمت به کشور نیست، بلکه دقیقا در راستای تکمیل پازل دشمن است و می‌توان آن را فتنه و خیانت به نظام جمهوری اسلامی ایران تلقی کرد.» حقیقت‌پور با لحنی تند و صریح، کسانی را که با بی‌بصیرتی به این موج‌سازی‌ها دامن می‌زنند، مخاطب قرار داد و گفت: «دولت با صلابت اجرایی و دوندگی‌های مداوم خود و مردم با بصیرت ما، قطعا این آدم‌های نادان و کسانی که خواسته یا ناخواسته در زمین دشمن بازی می‌کنند را نادیده خواهند گرفت. جای تعجب است که عده‌ای چگونه به خود اجازه می‌دهند گوش شنوایی برای یاوه‌گویی‌های فردی مانند ترامپ و اسراییل داشته باشند؟»

    حقیقت‌پور در ادامه بر ضرورت اولویت‌بندی مسائل کشور تأکید کرد و افزود: «حتی اگر انتقادی به دولت داشته باشیم – که حق هر شهروند و جریان سیاسی است – الان زمان طرح آن به این شیوه مخرب نیست. الان زمان انتخاب کردن و جناح‌بازی‌های کاذب نیست؛ بلکه زمان حمایت حداکثری از کلیت دولت و نظام جمهوری اسلامی ایران برای عبور از توفان‌های پیش‌رو است.» این تحلیلگر سیاسی با اشاره به نقش حساس رسانه‌ها در مدیریت فضای روانی جامعه خاطرنشان کرد: «بهترین و انقلابی‌ترین کار این است که رسانه‌ها و فعالان سیاسی، به جای بازنشر یا تحلیل‌های سطحی درباره این اخبار بی‌اساس، تمام تمرکز خود را بر بیان دستاوردها، ترویج وحدت‌آفرینی و تقویت انسجام ملی بگذارند. دشمن از اختلاف ما تغذیه می‌کند. در شرایطی که کشور با چالش‌های گوناگون اقتصادی و اجتماعی روبه‌رو است، هرگونه تفرقه‌افکنی تنها به نفع بدخواهان نظام تمام خواهد شد.»

  • جنگ و منازعه بین ایران و آمریکا تا کی ادامه دارد؟

    جنگ و منازعه بین ایران و آمریکا تا کی ادامه دارد؟

    به گزارش اقتصادران، نزدیک به دو ماه از اعلام خبر توقف حملات اسرائیل و آمریکا علیه ایران در جنگ موسوم به «جنگ رمضان» سپری شده است اما هنوز خبری از توافق و یا حتی تفاهم‌نامه‌ای میان تهران و واشنگتن نیست. رحمان قهرمانپور، تحلیلگر روابط بین‌الملل، تاکید می‌کند: «سقف امتیازاتی که ایران می‌تواند ارائه دهد از حداقل امتیازات مورد نظر آمریکا کمتر است. مثلا در موضوع اورانیوم ۶۰ درصد – این میزان اورانیوم به نوعی به نماد برنامه هسته‌ای ایران تبدیل شده است – ایران معتقد است که اگر این میزان اورانیوم از کشور خارج شود – در صورت وقوع تنش و یا اتفاقی دیگر – نمی‌تواند برگی برای امتیازگیری داشته باشد اما امریکا مدعی است که برخورداری از اورانیوم ۶۰ درصدی می‌تواند مسیر ساخت سلاح هسته‌ای برای ایران را هموار کند.»

    قهرمانپور در رابطه با این موضوع که تنش‌های میان ایران و آمریکا چه زمانی خاتمه پیدا می‌کند نیز می‌گوید: «مشخص است که این بحران ادامه‌دار است و در افق کوتاه‌مدت یعنی برای یکی دو ماه آینده شاهد فروکش کردن آن نخواهیم بود.»

    او خاطرنشان می‌کند: «تا اواخر تابستان و سپتامبر امکان تداوم بحران وجود دارد. اما اینکه بحران به چه صورتی خاتمه پیدا کند هم به شرایط بستگی دارد. ممکن است که با توافق تمام شود و یا یک درگیری دیگر» متن این گفت‌وگو به این شرح است.

    ***

    جنگ و منازعه میان ایران و آمریکا نشان‌دهنده تغییر نظم بین‌المللی است / در این جنگ به وضوح شاهد آن بودیم که چین و روسیه تلاش کردند تا با کمک به ایران، آمریکا را تضعیف کنند

    *وضعیت فعلی که میان ایران و آمریکا وجود دارد به چه صورت است؟ ما در حالت جنگ قرار داریم یا آتش‌بس؟ تحرکات کشورهای منطقهای و فرا منطقه‌ای در جلوگیری از بروز تنشی جدید میان دو کشور را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    این جنگ، منازعه و بحران را در سطوح مختلف می‌توان تحلیل کرد. یعنی هم از منظر ارتباط ما با سیاست بین‌الملل و تحولاتی که در سیاست بین‌الملل رخ می‌دهد و هم از منظر توازن قوا در منطقه  و البته هم از منظر، روابط دوجانبه میان ایران و آمریکا. در سطح بین‌المللی این جنگ و منازعه نشان‌دهنده تغییر نظم بین‌المللی است که اصطلاحا آن را گذار از نظم بین‌المللی لیبرال به نظم مبتنی بر رقابت‌های قدرت‌های بزرگ اطلاق می‌کنیم.

    در این جنگ به وضوح شاهد آن بودیم که چین و روسیه تلاش کردند تا با کمک به ایران، آمریکا را تضعیف کنند؛ برداشت پکن و مسکو از جنگ اخیر این است که جنگ مذکور به ضرر واشنگتن و به نفع آنها پیش رفته است. بنابراین نتیجه این منازعه در آینده رقابت چین و آمریکا و تا حد کمتر روسیه، هم در سطح بین‌المللی و هم منطقه‌ای مهم و تاثیرگذار است.

    اسرائیل همواره خواهان حل‌وفصل برنامه هسته‌ای ایران از مسیر نظامی بود

    نکته بعدی قابل ذکر هم این است که مساله هسته‌ای ایران از بعد بین‌المللی به بعد منطقه‌ای حرکت کرد. پیش از این ما در برجام مساله هسته‌ای را به همراه اعضای گروه ۱+۵، یا قدرت‌های بزرگ یا ۵ عضو دائم سازمان ملل به اضافه آلمان حل کرده بودیم. این موضوع بدین معنا است که موضوع پرونده هسته‌ای ایران زمانی در سطح بین‌المللی و میان قدرت‌های بزرگ حل شده بود.

    اما حالا شاهد آن هستیم که موضوع هسته‌ای ایران از دستور کار گذشته خود خارج شده  و بعد منطقه‌ای پیدا کرده است؛ در شرایط فعلی نه فرمت گذشته ۱+۵ وجود دارد و نه چین و روسیه و اروپا در آن دخیل هستند. این موضوع بدین معنی است که مساله هسته‌ای ایران این بار نه از مسیر دیپلماتیک بلکه از مسیر نظامی در حال حل‌وفصل شدن است. کما اینکه دونالد ترامپ هم بارها مدعی شده است که ایران باید ۴۶۰ کیلوگرم اورانیوم غنی شده خود را خارج و یا نابود کند.

    خوب است بدانید که پیشتر ما بر سر موضوعات امنیتی، محور مقاومت و موضوعات منطقه‌ای با آمریکا در تنش و منازعه بودیم و پرونده هسته‌ای کشورمان جدای از این موضوعات روندی دیپلماتیک را طی می‌کرد اما الان شاهد هستیم که تمامی این موضوعات به صورت موضوعات منطقه‌ای درآمده‌اند. این همان روندی است که اسرائیل از مدت‌ها قبل به دنبال دستیابی به آن بود؛ یعنی نشان دهد موضوع هسته‌ای ایران در سطح بین‌المللی قابل حل نیست و باید به صورت منطقه‌ای آن را حل‌و‌فصل کرد.

    تنش‌های دوجانبه ایران و آمریکا تنها به دلیل رفتارهای شخصی ترامپ نیست

    در نهایت به نکته سوم و روابط میان ایران و آمریکا می‌رسیم که به باور بنده در سطح دوجانبه، منازعه و کشمکشی که از سال‌ها پیش میان دو کشور وجود داشت به دلایل مختلف وارد فاز نظامی شده است. مساله هم صرفا مربوط به رفتار شخصی ترامپ نیست؛ هر چند که شاید رویکرد ترامپ به موضوع ایران در این روند بی تاثیر نباشد. اما به هر ترتیب زمانی‌که به بوروکراسی حاکم بر آمریکا، تحلیل‌های سیا (CIA)، وزارت دفاع و دیگر دستگاه های تاثیرگذار و دخیل در کشمکش‌های میان تهران و واشنگتن نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که این دستگاه‌ها و اشخاص نسبت به گذشته موضع تندتری را در قبال ایران اتخاذ کرده‌اند و برای نخستین  بار در سند استراتژی دفاعی آمریکا به این موضوع اشاره شده است که در ایران امکان دستیابی به سلاح هسته‌ای وجود دارد.

    سقف امتیازاتی که ایران می‌تواند ارائه دهد از حداقل امتیازات موردنظر آمریکا کمتر است

    *آیا می توان امید داشت تفاهم‌نامه‌ای که مقامات ایران و آمریکا در رابطه با آن صحبت می‌کنند به حل‌وفصل تمامی مناقشات میان دو کشور منجر شود؟

    فکر نمی‌کنم. چند دلیل هم برای این موضوع وجود دارد. ابتدا اینکه سقف امتیازاتی که ایران می‌تواند ارائه دهد از حداقل امتیازات موردنظر آمریکا کمتر است. مثلا در موضوع اورانیوم ۶۰ درصد – این میزان اورانیوم به نوعی به نماد برنامه هسته‌ای ایران تبدیل شده است – جمهوری اسلامی ایران معتقد است که اگر این میزان اورانیوم از کشور خارج شود – در صورت وقوع تنش و یا اتفاقی دیگر – نمی‌تواند برگی برای امتیازگیری داشته باشد. این در حالی است که در سوی مقابل هم این باور وجود دارد که برخورداری از اورانیوم ۶۰ درصدی می‌تواند مسیر ساخت سلاح هسته‌ای را برای ایران هموار کند.

    یا در رابطه با برنامه موشکی ایران، جمهوری اسلامی آن را حق طبیعی خود در مقوله دفاع قلمداد می‌کند؛ این در حالی است که آمریکا و به ویژه اسرائیل به دنبال این هستند که از برد موشک‌های ایران کاسته شود. در رابطه با حمایت از محور مقاومت نیز این تنش و مناقشه به شکلی دیگر میان تهران و واشنگتن وجود دارد. بنابراین به نظر می‌رسد که این منازعات و این اختلافات بسیار ریشه‌دار هستند.

    اسرائیل به دنبال آن است که هیچ تفاهم و توافقی میان ایران و آمریکا شکل نگیرد

    از سوی دیگر عاملی نیز وجود دارد که باید به آن توجه داشت و آن هم این است که بازیگر مخربی به نام اسرائیل در مذاکرات ایران و آمریکا وجود دارد. یعنی هر زمان که ایران و آمریکا توانستند به توافقی مانند برجام دست پیدا کنند اسرائیل با تخریب توافق موردنظر اجازه نداده است که کار به صورت مستمر تداوم پیدا کند و یا همه تلاش خود را انجام داده است که توافقی شکل نگیرد.

    بنابراین یکی دیگر از دلایل تردید نسبت به انعقاد توافق جدید این است که متاسفانه اسرائیل خواهان آن است که توافقی میان تهران و واشنگتن شکل نگیرد؛ مقامات اسرائیلی بارها عنوان کرده‌اند که برنامه هسته‌ای ایران صرفا با جنگ و برخورد نظامی قابل حل‌وفصل شدن است و تمامی عزم خود را جزم کرده‌اند تا توافقی شکل نگیرد.

    با وجود روندهای دیپلماتیک موجود گزینه اقدام نظامی همچنان در دستورکار قرار دارد

    *از زمان مطرح شدن موضوع آتش‌بس بارها و بارها خبرهایی از ادامه حملات دو کشور و همچنین اظهارات مقامات ایران و آمریکا در مورد این‌که حاضر به امتیازدهی بیشتر به طرف مقابل نیستند منتشر شده است. با این تفاسیر و آنچه شما به آن اشاره کردید امکان دستیابی به توافق چندان محتمل نیست؟

    این جنگ نیز مانند جنگ خردادماه ۱۴۰۴ برنده و بازنده قطعی نداشت؛ لذا دو طرف بر این باورند که برای شکستن بن‌بست موجود می‌توانند به اقدام نظامی متوسل شوند و به صورت نظامی از خود دفاع کنند. جمهوری اسلامی ایران بیشتر به دنبال آن است که در صورت ناکامی اقدام نظامی مجدد آمریکا، امتیازات بیشتری را مطالبه کند و این یک پیروزی برای جمهوری اسلامی است. در آن‌سو آمریکا و ترامپ نیز معتقدند برای خروج از بن بستی که در آن گرفتار شده‌اند می‌توانند از طریق اقدام نظامی مجدد به اهدافشان دست پیدا کنند.

    لذا می‌خواهم بگویم با وجود روندهای دیپلماتیک موجود گزینه اقدام نظامی همچنان در دستورکار هر دو طرف قرار دارد و به همین دلیل همه با تردید و احتیاط به این مذاکرات نگاه می‌کنند چرا که هم ایران و هم اسرائیل و آمریکا همزمان با مذاکرات دیپلماتیک خود را برای دفاع و اقدام نظامی آماده می‌کنند.

    در افق کوتاه‌مدت یعنی برای یکی دو ماه آینده شاهد فروکش کردن این بحران نخواهیم بود

    *در نهایت فکر می‌کنید این شرایط به تفاهم منجر می‌شود یا جنگ در پیش است؟

    مشخص است که این بحران ادامه‌دار است و در افق کوتاه‌مدت یعنی برای یکی دو ماه آینده شاهد فروکش کردن این بحران نخواهیم بود. معتقدم تا اواخر تابستان و سپتامبر امکان تداوم بحران وجود دارد. اما اینکه بحران به چه صورتی خاتمه پیدا کند هم به شرایط بستگی دارد.

    ممکن است که با توافق تمام شود و یا یک درگیری دیگر؟ اگر بدون جنگ و با دیپلماسی باشد باید آن را یک دستاورد بزرگ دانست اما اگر دو طرف از مواضع خودشان کوتاه نیایند این احتمال وجود دارد که این بحران به واسطه یک درگیری نظامی دیگر پایان یابد که در این صورت تبعات آن برای روابط آتی ایران و آمریکا و موضوعات منطقه‌ای بسیار متفاوت خواهد بود. با این تفاسیر منطقه مستعد درگیری‌های نظامی بیشتر می‌شود و بحران برای مدت طولانی‌تری در منطقه پابرجا خواهد بود.

  • ترامپ در وضعیت «اردک لنگ»!!

    ترامپ در وضعیت «اردک لنگ»!!

    به گزارش اقتصادران، مرتضی مکی کارشناس مسائل بین‌المللی در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا، درباره ارزیابی‌اش از اخرین روند مذاکرات و اظهارات ضد و نقیض ترامپ در روزهای گذشته گفت: تناقض‌گویی و پارادوکسی که در مواضع مقامات آمریکایی نسبت به موضوع توافق با جمهوری اسلامی  وجود دارد در نتیجه سردرگمی و استیصالی است که ترامپ در آن گرفتار شده و به دنبال آن است که یک دستاورد در خصوص توافق با ایران ایجاد کرده و آن را به افکار عمومی داخل آمریکا بفروشد؛ اما راهی برای خروج از این بحران پیدا نمی‌کند. به همین دلیل تلاش می‌کند با تناقض گویی از یک سو جنگ روانی علیه ایران به راه بیندازد و از سوی دیگر مسئولیت هرگونه شکست و بن‌بست در مذاکرات را متوجه ایران کند تا اگر روند تحولات آن‌گونه که می‌خواهد پیش نرفت، دست به اقدامات دیگری بزند.

    ترامپ گزینه‌های زیادی پیش رو ندارد

    وی ادامه داد: واقعیت این است که ترامپ گزینه‌های زیادی پیش رو ندارد. وضعیت نه جنگ و نه صلح برای دولت آمریکا وضعیتی نیست که بتواند به مدیریت تنش و کاهش التهاب در بازار انرژی کمک کند. برعکس، این وضعیت برخلاف گذشته نه‌تنها هزینه‌ها را کاهش نمی‌دهد، بلکه هزینه‌های متعددی ایجاد می‌کند و در نتیجه التهاب در بازار انرژی همچنان قیمت نفت در سطح بالایی باقی مانده و وضعیت تنگه هرمز نیز شرایط آینده را بسیار غیرقابل پیش‌بینی و دشوار کرده است.

    این کارشناس مسائل بین‌المللی گفت: این وضعیت کشورها و مصرف‌کنندگان انرژی خلیج فارس را با چالش‌های جدی و بلاتکلیفی برای برنامه‌ریزی در ماه‌های آینده روبه‌رو می‌کند. با کاهش ذخایر استراتژیک انرژی، شرایط برای آنها پیچیده‌تر هم خواهد شد. همچنین جنگ مجدد با ایران هم برای آمریکایی‌ها دستاوردی به همراه نخواهد داشت. یک عملیات برق‌آسا نمی‌تواند آنها را به نتایج برق آسا برساند. آنها در جنگ‌های گذشته دوم و سوم هم این موضوع را آزموده‌اند. جنگ تحمیلی سوم چهل روز طول کشید و ایران با واکنش‌های غافلگیرکننده نشان داده است که تا چه اندازه می‌تواند هزینه‌های جنگ را برای کشورهای منطقه و حتی جهان افزایش دهد.

    تنها گزینه موجود، دیپلماسی و توافق است

    مکی تصریح کرد: تنها گزینه موجود، دیپلماسی و توافق است. با این حال، آمریکایی‌ها از یک سو خود را پایبند به گفت‌وگو و مذاکره نشان می‌دهند و از سوی دیگر شرط و شروطی مطرح می‌کنند که عملاً توافق‌های اولیه میان ایران و آمریکا را که با میانجیگری پاکستان و بعضا چین حاصل شده بود، زیر سؤال می‌برد. آنها به دنبال دستاوردسازی هستند و این مسیر هم کمکی به آنها نخواهد کرد.

    وی ادامه داد: ایران هم دیگر برای بار سوم در تله وعده‌های آمریکا گرفتار نخواهد شد. به همین دلیل موضوع هسته‌ای و مواد غنی‌سازی شده ایران در مراحل بعدی مذاکرات و زمانی مطرح خواهد شد که آمریکایی‌ها تعهد خود را نسبت به کاهش فشارها و پایان اقدامات خصمانه نشان دهند. ایران در آن صورت آمادگی گفت‌وگو درباره سایر موضوعات را هم خواهد داشت.

    این کارشناس مسائل بین‌المللی گفت: این موضوع چیزی نیست که ترامپ بتواند از طریق آن برای خود دستاوردسازی کند. اینکه ترامپ در یک روز درباره رفع محاصره سخن می‌گوید و همزمان نیز کشتی‌هایی را به منطقه اعزام می‌کند و ادعا می‌شود که به دنبال مین‌زدایی هستند و تهدید می‌کند که هرگونه اقدامی با واکنش شدید آمریکا مواجه خواهد شد، در نتیجه استیصال ترامپ از یک سو و ایجاد جنگ روانی علیه ایران از سوی دیگر است.

    مکی با تاکید بر اینکه تمامی این رفتارها ناشی از استیصال و همچنین جنگ روانی علیه ایران است، گفت: به نظر نمی‌رسد زمان برای آمریکایی ها برای ادامه چنین بازی‌هایی زیاد باشد. آنها بازی‌های جام جهانی فوتبال را پیش رو دارند و  شرایط سیاسی جمهوری‌خواهان و شخص ترامپ در داخل آمریکا هم چندان مناسب نیست. اگر روند به همین شکل ادامه پیدا کند، به احتمال زیاد آنها انتخابات میان دوره‌ای کنگره را به دموکرات‌ها واگذار خواهند کرد و در وضعیتی قرار می‌گیرند که حتی خود دموکرات‌ها از آن با عنوان «اردک لنگ» یاد می‌کنند؛ یعنی دو سال باقی مانده دولت ترامپ شبیه اردک لنگی می‌ماند و دولت توان تصمیم‌گیری و اداره مؤثر کشور را از دست می‌دهد.

    وی در بخش دیگری از صحبت‌هایش درباره اینکه در روزهای اخیر شاهد بودیم آمریکا برخی کشورهای منطقه، از جمله عمان، را هم به تحریم تهدید کرده است. همچنین گزارش‌هایی در برخی از رسانه‌ها مطرح شده است که در مقابل توافق، باید پیمان ابراهیم پذیرفته شود، گفت: ترامپ می‌خواهد اگر در خصوص مذاکره با ایران انعطافی از خود نشان می‌دهد برای آن مابه ازایی هم داشته باشد. اینکه موضوع پیمان ابراهیم هم  از همین زاویه قابل تحلیل است. همچنین با توجه به رویکردی که برخی کشورهای حوزه خلیج فارس در جریان تحولات اخیر جنگ چهل روزه و آتش‌بس روزهای گذشته داشته‌اند نشان می‌دهد که به این نتیجه رسیده‌اند که آمریکا لزوماً نمی‌تواند امنیت، ثبات و پایداری مورد نیاز آنها را تضمین کند.

    وی گفت: رویکرد کشورهایی مانند عمان یا قطر، چیزی نیست که برای آمریکایی‌ها خوشایند باشد. اینکه ایران و عمان تصمیم دارند تا  سازوکاری برای مدیریت تردد کشتی‌های تجاری و نفتی از تنگه هرمز تنظیم کنند چیزی نیست که آمریکایی‌ها در چارچوب اهداف خود در منطقه خلیج فارس مایل به پذیرش آن باشند. آنها در بلندمدت این روند را به زیان منافع خود ارزیابی می‌کنند. به همین دلیل نیز شاهد هستیم که نهادهای مرتبط با مدیریت آبراه تنگه هرمز را تحریم کرده و فشارهایی را هم به دولت عمان وارد کرده‌اند. این در حالی است که در چهارچوب حقوق بین الملل و حقوق دریاها جمهوری اسلامی ایران و عمان به عنوان دو کشور ساحلی تنگه هرمز، حق دارند سازوکارهایی را برای تسهیل رفت‌وآمد ایمن و بدون مخاطره کشتی‌ها از خلیج فارس به دریای عمان و اقیانوس هند تنظیم و اجرا کنند و این موضوع مغایرتی با موازین حقوقی بین‌المللی ندارد.

    مکی تصریح کرد: همچنین اینکه گفته می‌شود هیچ کشوری نباید از این مسیر عوارضی دریافت کند، لزوماً با واقعیت‌های موجود منطبق نیست. ایران هیچ گاه اعلام نکرده است که می‌خواهد عوارضی را دریافت کند، بلکه بحث بر سر دریافت هزینه در قبال خدماتی است که برای تأمین امنیت، هدایت و مدیریت تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز ارائه می‌شود. در حال حاضر هم سازوکارهای مربوط به نحوه ارائه خدمات و شیوه پرداخت هزینه‌ها در حال تنظیم و بررسی است.

    نظم منطقه‌ای خاورمیانه در حال بازتعریف و شکل‌گیری مجدد است

    وی ادامه داد: این تحولات در جهت مخالف نظمی قرار دارد که آمریکایی‌ها طی سال‌های گذشته در منطقه دنبال کرده‌اند. در عین حال، شرایط پس از حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی  به ایران با شرایط پیش از آن کاملاً متفاوت شده و نظم منطقه‌ای خاورمیانه در حال بازتعریف و شکل‌گیری مجدد است. به همین دلیل، اقدامات و مواضع ترامپ و جمهوری‌خواهان در کنگره و کاخ سفید را هم باید در چارچوب همین تحولات سیاسی، امنیتی و ژئوپلیتیکی منطقه تحلیل کرد.

    این تحلیل‌گر مسائل بین‌المللی با اشاره به نقش اسرائیل و لابی‌های وابسته در عدم به نتیجه رسیدن مذاکرات و احتمال جنگ مجدد گفت: متأسفانه در دو جنگ گذشته، رژیم صهیونیستی نشان داده است که تا چه اندازه در ساختار تصمیم‌گیری آمریکا نفوذ دارد و چگونه می‌تواند در شکل‌گیری سیاست‌هایی که آسیب‌های جدی برای جمهوری اسلامی ایران به همراه دارد، تأثیرگذار باشد.

    مکی گفت: در این دوره از مذاکرات میان ایران و آمریکا هم یکی از متغیرهایی که می‌تواند روند دستیابی به توافق را با مخاطره مواجه کند، سنگ‌اندازی‌ها و اقدامات رژیم صهیونیستی است. به همین دلیل لازم است این موضوع همواره مورد توجه قرار گیرد و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران هم آمادگی کامل خود را برای مقابله با هرگونه اقدام احتمالی علیه کشور حفظ کنند.

    وی ادامه داد: به هر حال، هرگونه مذاکره یا توافق میان ایران و آمریکا می‌تواند با منافع و اهداف رژیم صهیونیستی در تعارض قرار گیرد. البته نقش آفرینی صهیونیست‌ها هم با تغییر و تحولاتی مواجه شده است آنها دیگر مانند سابق نمی‌توانند آنچنان که در جنگ دوم وسوم تحمیلی ترامپ را ترغیب کردند که به جمهوری اسلامی ایران حمله کند این بار هم  بتوانند چنین اقدامی را داشته باشند. نفوذ و لابی صهیونیست‌ها تا حدود زیادی براثر تغییرات سیاسی، اقتصادی و امنیتی منطقه برهم ریخته است و آنها نتوانستند اهداف و برنامه‌هایی که پس از هفتم اکتبر داشتند را محقق کنند.

    این کارشناس مسائل بین‌المللی تاکید کرد: در واقع، آمریکا را در یک تله بزرگی انداختند که خروج از این تله برای آمریکا به یک بحران‌ امنیتی و سیاسی تبدیل شده است. به همین دلیل در داخل آمریکا هم حساسیت‌های قابل توجهی نسبت به میزان نفوذ و تأثیرگذاری اسرائیل بر فرآیند تصمیم‌سازی و سیاست‌گذاری در قبال توافق ایران شکل گرفته است.