به گزارش اقتصادران، نزدیک به دو ماه از اعلام خبر توقف حملات اسرائیل و آمریکا علیه ایران در جنگ موسوم به «جنگ رمضان» سپری شده است اما هنوز خبری از توافق و یا حتی تفاهمنامهای میان تهران و واشنگتن نیست. رحمان قهرمانپور، تحلیلگر روابط بینالملل، تاکید میکند: «سقف امتیازاتی که ایران میتواند ارائه دهد از حداقل امتیازات مورد نظر آمریکا کمتر است. مثلا در موضوع اورانیوم ۶۰ درصد – این میزان اورانیوم به نوعی به نماد برنامه هستهای ایران تبدیل شده است – ایران معتقد است که اگر این میزان اورانیوم از کشور خارج شود – در صورت وقوع تنش و یا اتفاقی دیگر – نمیتواند برگی برای امتیازگیری داشته باشد اما امریکا مدعی است که برخورداری از اورانیوم ۶۰ درصدی میتواند مسیر ساخت سلاح هستهای برای ایران را هموار کند.»
قهرمانپور در رابطه با این موضوع که تنشهای میان ایران و آمریکا چه زمانی خاتمه پیدا میکند نیز میگوید: «مشخص است که این بحران ادامهدار است و در افق کوتاهمدت یعنی برای یکی دو ماه آینده شاهد فروکش کردن آن نخواهیم بود.»
او خاطرنشان میکند: «تا اواخر تابستان و سپتامبر امکان تداوم بحران وجود دارد. اما اینکه بحران به چه صورتی خاتمه پیدا کند هم به شرایط بستگی دارد. ممکن است که با توافق تمام شود و یا یک درگیری دیگر» متن این گفتوگو به این شرح است.
***
جنگ و منازعه میان ایران و آمریکا نشاندهنده تغییر نظم بینالمللی است / در این جنگ به وضوح شاهد آن بودیم که چین و روسیه تلاش کردند تا با کمک به ایران، آمریکا را تضعیف کنند
*وضعیت فعلی که میان ایران و آمریکا وجود دارد به چه صورت است؟ ما در حالت جنگ قرار داریم یا آتشبس؟ تحرکات کشورهای منطقهای و فرا منطقهای در جلوگیری از بروز تنشی جدید میان دو کشور را چگونه ارزیابی میکنید؟
این جنگ، منازعه و بحران را در سطوح مختلف میتوان تحلیل کرد. یعنی هم از منظر ارتباط ما با سیاست بینالملل و تحولاتی که در سیاست بینالملل رخ میدهد و هم از منظر توازن قوا در منطقه و البته هم از منظر، روابط دوجانبه میان ایران و آمریکا. در سطح بینالمللی این جنگ و منازعه نشاندهنده تغییر نظم بینالمللی است که اصطلاحا آن را گذار از نظم بینالمللی لیبرال به نظم مبتنی بر رقابتهای قدرتهای بزرگ اطلاق میکنیم.
در این جنگ به وضوح شاهد آن بودیم که چین و روسیه تلاش کردند تا با کمک به ایران، آمریکا را تضعیف کنند؛ برداشت پکن و مسکو از جنگ اخیر این است که جنگ مذکور به ضرر واشنگتن و به نفع آنها پیش رفته است. بنابراین نتیجه این منازعه در آینده رقابت چین و آمریکا و تا حد کمتر روسیه، هم در سطح بینالمللی و هم منطقهای مهم و تاثیرگذار است.
اسرائیل همواره خواهان حلوفصل برنامه هستهای ایران از مسیر نظامی بود
نکته بعدی قابل ذکر هم این است که مساله هستهای ایران از بعد بینالمللی به بعد منطقهای حرکت کرد. پیش از این ما در برجام مساله هستهای را به همراه اعضای گروه ۱+۵، یا قدرتهای بزرگ یا ۵ عضو دائم سازمان ملل به اضافه آلمان حل کرده بودیم. این موضوع بدین معنا است که موضوع پرونده هستهای ایران زمانی در سطح بینالمللی و میان قدرتهای بزرگ حل شده بود.
اما حالا شاهد آن هستیم که موضوع هستهای ایران از دستور کار گذشته خود خارج شده و بعد منطقهای پیدا کرده است؛ در شرایط فعلی نه فرمت گذشته ۱+۵ وجود دارد و نه چین و روسیه و اروپا در آن دخیل هستند. این موضوع بدین معنی است که مساله هستهای ایران این بار نه از مسیر دیپلماتیک بلکه از مسیر نظامی در حال حلوفصل شدن است. کما اینکه دونالد ترامپ هم بارها مدعی شده است که ایران باید ۴۶۰ کیلوگرم اورانیوم غنی شده خود را خارج و یا نابود کند.
خوب است بدانید که پیشتر ما بر سر موضوعات امنیتی، محور مقاومت و موضوعات منطقهای با آمریکا در تنش و منازعه بودیم و پرونده هستهای کشورمان جدای از این موضوعات روندی دیپلماتیک را طی میکرد اما الان شاهد هستیم که تمامی این موضوعات به صورت موضوعات منطقهای درآمدهاند. این همان روندی است که اسرائیل از مدتها قبل به دنبال دستیابی به آن بود؛ یعنی نشان دهد موضوع هستهای ایران در سطح بینالمللی قابل حل نیست و باید به صورت منطقهای آن را حلوفصل کرد.
تنشهای دوجانبه ایران و آمریکا تنها به دلیل رفتارهای شخصی ترامپ نیست
در نهایت به نکته سوم و روابط میان ایران و آمریکا میرسیم که به باور بنده در سطح دوجانبه، منازعه و کشمکشی که از سالها پیش میان دو کشور وجود داشت به دلایل مختلف وارد فاز نظامی شده است. مساله هم صرفا مربوط به رفتار شخصی ترامپ نیست؛ هر چند که شاید رویکرد ترامپ به موضوع ایران در این روند بی تاثیر نباشد. اما به هر ترتیب زمانیکه به بوروکراسی حاکم بر آمریکا، تحلیلهای سیا (CIA)، وزارت دفاع و دیگر دستگاه های تاثیرگذار و دخیل در کشمکشهای میان تهران و واشنگتن نگاه میکنیم، میبینیم که این دستگاهها و اشخاص نسبت به گذشته موضع تندتری را در قبال ایران اتخاذ کردهاند و برای نخستین بار در سند استراتژی دفاعی آمریکا به این موضوع اشاره شده است که در ایران امکان دستیابی به سلاح هستهای وجود دارد.
سقف امتیازاتی که ایران میتواند ارائه دهد از حداقل امتیازات موردنظر آمریکا کمتر است
*آیا می توان امید داشت تفاهمنامهای که مقامات ایران و آمریکا در رابطه با آن صحبت میکنند به حلوفصل تمامی مناقشات میان دو کشور منجر شود؟
فکر نمیکنم. چند دلیل هم برای این موضوع وجود دارد. ابتدا اینکه سقف امتیازاتی که ایران میتواند ارائه دهد از حداقل امتیازات موردنظر آمریکا کمتر است. مثلا در موضوع اورانیوم ۶۰ درصد – این میزان اورانیوم به نوعی به نماد برنامه هستهای ایران تبدیل شده است – جمهوری اسلامی ایران معتقد است که اگر این میزان اورانیوم از کشور خارج شود – در صورت وقوع تنش و یا اتفاقی دیگر – نمیتواند برگی برای امتیازگیری داشته باشد. این در حالی است که در سوی مقابل هم این باور وجود دارد که برخورداری از اورانیوم ۶۰ درصدی میتواند مسیر ساخت سلاح هستهای را برای ایران هموار کند.
یا در رابطه با برنامه موشکی ایران، جمهوری اسلامی آن را حق طبیعی خود در مقوله دفاع قلمداد میکند؛ این در حالی است که آمریکا و به ویژه اسرائیل به دنبال این هستند که از برد موشکهای ایران کاسته شود. در رابطه با حمایت از محور مقاومت نیز این تنش و مناقشه به شکلی دیگر میان تهران و واشنگتن وجود دارد. بنابراین به نظر میرسد که این منازعات و این اختلافات بسیار ریشهدار هستند.
اسرائیل به دنبال آن است که هیچ تفاهم و توافقی میان ایران و آمریکا شکل نگیرد
از سوی دیگر عاملی نیز وجود دارد که باید به آن توجه داشت و آن هم این است که بازیگر مخربی به نام اسرائیل در مذاکرات ایران و آمریکا وجود دارد. یعنی هر زمان که ایران و آمریکا توانستند به توافقی مانند برجام دست پیدا کنند اسرائیل با تخریب توافق موردنظر اجازه نداده است که کار به صورت مستمر تداوم پیدا کند و یا همه تلاش خود را انجام داده است که توافقی شکل نگیرد.
بنابراین یکی دیگر از دلایل تردید نسبت به انعقاد توافق جدید این است که متاسفانه اسرائیل خواهان آن است که توافقی میان تهران و واشنگتن شکل نگیرد؛ مقامات اسرائیلی بارها عنوان کردهاند که برنامه هستهای ایران صرفا با جنگ و برخورد نظامی قابل حلوفصل شدن است و تمامی عزم خود را جزم کردهاند تا توافقی شکل نگیرد.
با وجود روندهای دیپلماتیک موجود گزینه اقدام نظامی همچنان در دستورکار قرار دارد
*از زمان مطرح شدن موضوع آتشبس بارها و بارها خبرهایی از ادامه حملات دو کشور و همچنین اظهارات مقامات ایران و آمریکا در مورد اینکه حاضر به امتیازدهی بیشتر به طرف مقابل نیستند منتشر شده است. با این تفاسیر و آنچه شما به آن اشاره کردید امکان دستیابی به توافق چندان محتمل نیست؟
این جنگ نیز مانند جنگ خردادماه ۱۴۰۴ برنده و بازنده قطعی نداشت؛ لذا دو طرف بر این باورند که برای شکستن بنبست موجود میتوانند به اقدام نظامی متوسل شوند و به صورت نظامی از خود دفاع کنند. جمهوری اسلامی ایران بیشتر به دنبال آن است که در صورت ناکامی اقدام نظامی مجدد آمریکا، امتیازات بیشتری را مطالبه کند و این یک پیروزی برای جمهوری اسلامی است. در آنسو آمریکا و ترامپ نیز معتقدند برای خروج از بن بستی که در آن گرفتار شدهاند میتوانند از طریق اقدام نظامی مجدد به اهدافشان دست پیدا کنند.
لذا میخواهم بگویم با وجود روندهای دیپلماتیک موجود گزینه اقدام نظامی همچنان در دستورکار هر دو طرف قرار دارد و به همین دلیل همه با تردید و احتیاط به این مذاکرات نگاه میکنند چرا که هم ایران و هم اسرائیل و آمریکا همزمان با مذاکرات دیپلماتیک خود را برای دفاع و اقدام نظامی آماده میکنند.
در افق کوتاهمدت یعنی برای یکی دو ماه آینده شاهد فروکش کردن این بحران نخواهیم بود
*در نهایت فکر میکنید این شرایط به تفاهم منجر میشود یا جنگ در پیش است؟
مشخص است که این بحران ادامهدار است و در افق کوتاهمدت یعنی برای یکی دو ماه آینده شاهد فروکش کردن این بحران نخواهیم بود. معتقدم تا اواخر تابستان و سپتامبر امکان تداوم بحران وجود دارد. اما اینکه بحران به چه صورتی خاتمه پیدا کند هم به شرایط بستگی دارد.
ممکن است که با توافق تمام شود و یا یک درگیری دیگر؟ اگر بدون جنگ و با دیپلماسی باشد باید آن را یک دستاورد بزرگ دانست اما اگر دو طرف از مواضع خودشان کوتاه نیایند این احتمال وجود دارد که این بحران به واسطه یک درگیری نظامی دیگر پایان یابد که در این صورت تبعات آن برای روابط آتی ایران و آمریکا و موضوعات منطقهای بسیار متفاوت خواهد بود. با این تفاسیر منطقه مستعد درگیریهای نظامی بیشتر میشود و بحران برای مدت طولانیتری در منطقه پابرجا خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید