دسته: سیاسی

  • پدربزرگ فیلترینگ ایران!!!

    پدربزرگ فیلترینگ ایران!!!

    به گزارش اقتصادران، رسول جلیلی، عضو شورای عالی فضای مجازی که در روزهای اخیر دوباره با اظهارنظر جدید خود مبنی بر این که اینستاگرام از اف ۳۵ خطرناک تر است در صدر اخبار و توجهات قرار گرفته است حالا یکبار دیگر نقشی نو در عرصه فیلترینگ و اینترنت انداخت.

    نام بر اساس شنیده ها رسول جلیلی  در کنار سه نفر دیگر به عنوان ۴ شاکلی اصلی برای جلوگیری از فعالیت ستادی که مصوبه اش قرار بود اینترنت را دوباره وصل کند ، دیده می شود. ساعاتی پیش دیوان عدالت اداری اعلام کرد که با شکایت وصول شده به این دیوان ستاد ساماندهی فضای مجازی که اخیرا توسط مسعود پزشکیان ایجاد شده و روز گذشته مصوبه ای برای برقراری دوباره اینترنت را داشت، غیرقانونی است و مصوبات نیز قابل اجرا نمی باشد.

    تصمیم رسول جلیلی برای شکایت از این ستاد البته نخستین باری نیست که نامش را در زمره مدافعان فیلترینگ قرار می دهد. رفتارها و دیدگاه های او به اندازه ای در این زمینه عیان و عریان بوده که مشخصا در فضای مجازی و رسانه ای از او به عنوان «پدر فیلترینگ» یاد می شد.

    رسول جلیلی بدون هیچ قرابت خانوادگی با سعید جلیلی هم نام خانوادگی یکسانی با او دارد هم آیینه تمام نمای سعید جلیلی در حوزه اینترنت است. حالا هم به عنوان پیاده نظام او در زمینه فضای مجازی سعی دارد تا محکم ترین سد را در مسیر رفع فیلترینگ بسازد.

    رسول جلیلی متولد سال ۱۳۴۴ در شهرستان اقلید استان فارس است. کارشناسی اش را در رشته مهندسی کامپیوتر از دانشگاه فردوسی مشهد و ارشد همین رشته را از دانشگاه صنعتی شریف گرفته است. مدرک دکترای علوم کامپیوتر با گرایش سیستم‌های توزیع‌ شده را البته خارج از کشور و از از دانشگاه سیدنی استرالیا دریافت کرد. بعد از اتمام دوره دکتری به عنوان عضو هیات علمی دانشکده مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف مشغول به کار شد

    در طی بیش از سه دهه فعالیت در حوزه کامپیوتر علاوه بر تدریس و هدایت پروژه‌های پژوهشی در حوزه‌های امنیت سایبری داده، سیستم‌های عامل امن و شبکه‌های کامپیوتری، مسوولیت‌های اجرایی متعددی را برعهده داشته است. پرخبرترین این مسئولیت ها یکی ریاست دانشگاه صنعتی شریف بود و دیگری عضویت در شورای عالی فضای مجازی.

    او  از پاییز ۱۴۰۰ تا آبان ۱۴۰۲ ریاست دانشگاه صنعتی شریف را برعهده داشت؛ دوره‌ای که با چالش‌های اجتماعی و دانشجویی شدیدی همراه بود. آبان سال ۱۴۰۲ رسانه ها نوشتند که «پیرو اتفاقات رخ داده در مراسم فارغ التحصیلی رییس پردیس بین‌المللی کیش دانشگاه شریف نیز استعفا کرد».

    در آن زمان نیز سخنگوی وزارت علوم درتوییتی اعلام کرده بود: وزیر علوم دستور پیگیری و بررسی و اعلام نتیجه ظرف ۴۸ ساعت را صادر کرده است. با متخلفین در هر سطحی برخورد قانونی و جدی انجام خواهد شد.دانشگاه صنعتی شریف نیز پس از آن در اطلاعیه‌ای اعلام کرد: «مراسم دانش‌آموختگی ۸۱ نفر از دانشجویان پردیس بین‌الملل دانشگاه صنعتی شریف در جزیره کیش، روز پنجشنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۲، برگزار شد. متأسفانه، در بخش پایانی مراسم، هنگام اهدای جوایز و گرفتن عکس دسته‌جمعی، مواردی از عدم رعایت شئونات و قوانین مشاهده شد که در شأن خانواده بزرگ دانشگاه صنعتی شریف نبود و منجر به امتناع رئیس و معاون آموزشی و تحصیلات تکمیلی دانشگاه از مشارکت در اهدای بخشی از جوایز و ترک سالن همایش از سوی رئیس دانشگاه شد.

     رسول جلیلی و شرکت امن افزار گستر شریف

    بنیانگذار مجموعه‌های فناوری است و یکی از بنیانگذاران شرکت‌های دانش‌بنیان در حوزه امنیت است. مدیر شرکت امن افزار گستر شریف که در حال حاضر عضو حقیقی شورای عالی فضای مجازی نیز به شمار می‌رود مدیریت مرکز امنیت شبکه دانشگاه صنعتی شریف، همکاری با مرکز صنایع نوین و توسعه فناوری SMS ایرانی، در کارنامه فعالیت‌های جلیلی به چشم می‌خورد. تاکنون بیشترین فعالیتش در بخش امنیت در فضای فناوری اطلاعات بوده است.

    او پیش از این گفته بود که «امنیت فتا (فضای تولید و تبادل اطلاعات) باید به نسبت خود فتا ارزیابی شود. اگر در کشوری به فتا و کاربری فناوری اطلاعات و ارتباطات بهای زیادی داده شده است یا می‌شود، بالطبع، زندگی روزانه مردم در گرو عملکرد صحیح و ایمن عناصر این فضا است و هرگونه اختلالی در این امر، باعث خسارت می‌شود. این خسارت قابل ارزیابی کمی است و بر این اساس، تخصیص اعتبار برای امنیت فتا یا بازخواست مسوولان این بخش، توجیه‌پذیر است.»

    دی ماه سال گذشته مناظره‌ای در تلویزیون میان سه نفر از فعالان و مدیران عرصه ارتباطات برگزار شد. رسول جلیلی و مهدی انجیدنی، مدیرعامل ویراستی و پیامرسان ‌ای‌گپ به عنوان موافقان حفظ فیلترینگ و حمید فتاحی معاون وزیر ارتباطات و رییس سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی به عنوان مخالف در گفت‌وگوی ویژه خبری حاضر شدند. بخشی از اظهارات جلیلی در این برنامه بازتاب زیادی داشت.

    این عضو حقیقی شورای عالی فضای مجازی گفت: « همه مباحث اقتصادی، فرهنگی و آموزشی اگر تحت حکمرانی قانونمند نباشند و محافظت نشوند مردم ضرر می‌کنند. به عبارتی موضوع اصلی نفع مردم است. ما تجربیات چندگانه‌ای با سکوهایی که حکمرانی‌شان دست دشمن بوده، داشته‌ایم. یک مورد هم پیجرهایی بود که در لبنان آن اتفاق عجیب ‌و غریب را شکل داد؛ یا سال ۹۸ یک فرمان، یک اپلیکیشن را از روی گوشی میلیون‌ها ایرانی حذف کرد و این اتفاق دست هیچ کس نبود. اینها نشان می‌دهند تصمیم را ما نمی‌گیریم؛ صاحب سکو و حکمران فضای مجازی می‌گیرد»

    داستان اف ۳۵ و فیلترینگ و عقب نشینی جلیلی

    دو هفته پیش از این جلیلی در خلال یک مصاحبه تصویری گفته بود: «اینستاگرام از اف-۳۵ خطرناک‌تر است.» کمتر از دو روز بعد اما حجم واکنش‌ها به اظهاراتش باعث شد تا بازنشر وسیع این جمله را ناشی از «تقطیع سخنانش» بخواند و حتی اندکی نیز از شدت و حدت تاکید بر لزوم بسته ماندن اینترنت تاکید کند.

    یکی از اصلی‌ترین واکنش‌ها از جانب حسام‌الدین آشنا بود، مشاور حسن روحانی در دوران ریاست‌جمهوری که با انتقاد از اظهارات جلیلی تاکید کرد : « اگر واقعا این سکوها مثل اف-۳۵ هستند، چرا صدها مقام دولتی، وزرا، نمایندگان مجلس و حتی نهاد رهبری در آنها حساب کاربری دارند و فعالانه از آنها استفاده می‌کنند؟ چرا پیج اینستاگرام وزارت خارجه ایران فعال است؟ چرا بسیاری از خبرگزاری‌های رسمی در تلگرام کانال دارند؟ مگر با دشمنی که موشک اژدری شلیک می‌کند، همکاری رسانه‌ای می‌کنیم؟ این تناقض‌ها نشان می‌دهد که تشبیه سکوها به سلاح نظامی، یک اغراق سیاسی است، نه یک تحلیل عینی. هدف از این اغراق، مشروع‌ سازی فیلترینگ گسترده و قطع اینترنت به اسم «دفاع ملی» است. اما تجربه سه سال اخیر نشان داده که فیلترینگ نه امنیت آورده، نه اقتصاد را نجات داده، نه اعتماد مردم را جلب کرده است».

    مهمتر از صحبت های آشنا اما کمپینی بود که در خبرگزاری فارس به راه افتاد.کمپینی با محتوای «درخواست از دکتر رسول جلیلی برای استعفا از شورای عالی فضای مجازی» انتشار این کمپین به خودی خود حائزاهمیت بود اما وقتی بیش از پیش مهم می‌شود که ببینیم حتی در خبرگزاری فارس و از جانب مخاطبان این خبرگزاری اظهارات جلیلی خلاف منافع عمومی تعبیر و درخواست استعفای وی مطرح می‌شود.

    این درخواست در خبرگزاری فارس بیست و هشتم اردیبهشت و با امضای «جمعی از ملت آگاه ایران»  با تاکید اولیه بر اینکه « ادعای رضایت عمومی از فیلترینگ، با واقعیت تلخ نارضایتی گسترده از محدودیت‌های اینترنتی در تضاد است.فیلترینگ نه تنها راه‌حلی برای مشکلات نیست، بلکه با دور زدن آسان توسط ابزارهای فنی، دسترسی را نابرابر و ناامن می‌سازد»، نوشت:درخواست امضاکنندگان این نامه و کمپین استعفای رسول جلیلی از شورای عالی فضای مجازی است و از قوه قضاییه خواسته می شود که «تمامی مدارک و مستندات مربوط به حضور در هیات‌مدیره شرکت «امن‌افزار گستر شریف» و ارتباط آن با منافع شخصی یا خانوادگی، در کنار وظایف ایشان در شورای عالی فضای مجازی، مورد رسیدگی دقیق قرار گیرد»

    بعد از انتشار این واکنش‌ها اما رسول جلیلی در مطلبی که در شبکه ویراستی منتشر کرده از مواضع قبلی خود نوعی عقب‌نشینی را نشان داده و نوشته است: «عده‌ای از مخاطبین تقطیع شده‌ عرایضم در برنامه ۱۰۰ دقیقه‌ای شیوه مورخ … را دیده‌اند و احتمالا «ویراست» هفت روز پیش بنده را نخوانده‌اند. خلاصه‌اش این است که: ۱- دسترسی به اینترنت برای رفع نیازهای آحاد جامعه، با احراز هویت و قبول مسوولیت، بایستی فراهم گردد و قطعی فعلی بایستی در اسرع وقت مرتفع گردد. ۲- آویزان بودن برخی کسب و کارهای خُرد به سکوهای دشمن به نفع هیچ‌کس نیست. بایستی مقررات، مشوق‌ها، جبران خسارت و امکاناتی برای انتقال آنها به دیگر سکوها فراهم شود. رفع حکمرانی دشمن بر فضای مجازی ما نباید با بستن اینترنت بین‌الملل عجین باشد.»

    شورای عالی فضای مجازی و آغاز ایدئولوژی سازی فیلترینگ

    رسول جلیلی از سال ۱۳۹۰ یعنی از بدو تاسیس شورای عالی فضای مجازی به عنوان عضو حقیقی این نهاد عالی سیاستگذاری منصوب شد و این عضویت در دوره‌های بعدی نیز تمدید گردید. او به عنوان یکی از چهره‌های شاخص در شورای عالی فضای مجازی، نمادی از تداوم نگاه‌های «بسته» به حکمرانی سایبری در ایران است. حضور او در این شورا صرفاً محدود به یک کرسی تصمیم‌گیر نیست، بلکه حاصل شبکه‌ای از ارتباطات استراتژیک، باورهای ایدئولوژیک و تسلط بر ساختارهای امنیتی-فنی است که در کنار هم، مانعی نفوذناپذیر در برابر هرگونه تغییر در سیاست‌های محدودکننده اینترنت ایجاد کرده‌اند. تحلیل عملکرد او نشان می‌دهد که چگونه ساختار شورای عالی فضای مجازی، نه به عنوان بستری برای توسعه تکنولوژی، بلکه به عنوان «سدی» در برابر باز شدن فضای مجازی عمل کرده است.

    اصلی‌ترین ابزار جلیلی برای تداوم فیلترینگ، استفاده از مفهوم «امنیت ملی» به عنوان یک چتر حمایتی است. در ادبیات او و هم‌فکرانش، فضای مجازی به جای یک فرصت اقتصادی یا اجتماعی، به عنوان یک میدان نبرد بی‌وقفه نگریسته می‌شود. با اتکا به عضویت در شورای عالی فضای مجازی، او توانسته است سیاست‌های «فیلترینگ هوشمند» یا در واقع محدودسازیِ سیستماتیک را با برچسب‌های حفاظتی و صیانتی تطهیر کند. او با بهره‌گیری از تریبون‌های این شورا، به جای همراهی با مطالبات جامعه برای دسترسی آزاد، بر «استقلال سایبری» پافشاری کرده و هرگونه تلاش برای تسهیل دسترسی را به مثابه «نفوذ دشمن» یا «تضعیف امنیت» تعبیر کرده است.

    ساختار شورای عالی فضای مجازی، که ترکیبی از قوای سه‌گانه و نهادهای نظامی و امنیتی است، به جلیلی این اجازه را می‌دهد که تصمیماتِ سخت‌گیرانه خود را از قالب‌های قانونی عبور دهد. او در این ساختار، میانِ بخش‌های مختلف حاکمیتی پل می‌زند و با استفاده از وزن سیاسی خود، به اجماع‌سازی علیه پلتفرم‌های خارجی می‌پردازد. در واقع، شورای عالی فضای مجازی برای افرادی با دیدگاه جلیلی، به جای آنکه مرکزی برای ترسیم نقشه راهِ گذار به اقتصاد دیجیتال باشد، به اتاق فرمانِ محدودیت تبدیل شده است. ارتباطات نزدیک او با نهادهای تصمیم‌گیر، مانع از آن می‌شود که فشار افکار عمومی یا اعتراضات جامعه مدنی به این سد نفوذ کند؛ چرا که جلیلی و جریان متبوعش، منشأ مشروعیت خود را نه در رضایت کاربران، بلکه در سلسله‌مراتب حکمرانیِ بالادستی می‌بینند.

    علاوه بر این، اتکای او به ساختارهای بومی‌سازیِ اجباری، یکی دیگر از بازوهای قدرت اوست. او با اصرار بر مدل‌های داخلیِ شکست‌خورده یا فاقد محبوبیت، عملاً راه را بر هرگونه توافق یا عقب‌نشینی از فیلترینگ بسته است. از منظر جلیلی، فیلترینگ نه یک تصمیم موقت، بلکه یک «ضرورتِ ساختاری» است که باید تداوم یابد تا مدلِ حکمرانی مطلوبش تثبیت شود.

    تداوم شیوع فیلترینگ، نتیجه مستقیمِ جایگاهِ قدرتمندِ اشخاصی مانند رسول جلیلی در شورای عالی فضای مجازی است که با استفاده از «رانتِ تصمیم‌گیری»، توانسته‌اند مطالبه‌گریِ عمومی و پیگیری های دولت بر اساس این مطالبات عمومی را خنثی کنند. تا زمانی که این شورا به عنوان سنگری برای حراست از دیدگاه‌های بسته و امنیتی‌سازیِ تکنولوژی عمل کند، مکانیسم‌های بازدارنده در برابر فیلترینگ کارکرد خود را از دست خواهند داد. قدرت جلیلی در این است که توانسته است یک «گفتمان محدودیت‌ساز» را به یک «سیاستِ حاکمیتی» تبدیل کند که عبور از آن، به معنایِ رویارویی با تمامِ ارکانِ تصمیم‌ساز کشور است.

    چرا باید جلیلی را پدربزرگ فیلترینگ بدانیم نه پدر آن

    با توجه به نقش کلیدی رسول جلیلی در شورای عالی فضای مجازی و تأثیر عمیق او بر سیاست‌های محدودکننده اینترنت در ایران، عنوان «پدر فیلترینگ» دیگر نمی‌تواند به طور کامل گستره نفوذ او را منعکس کند. او نه تنها بانی بسیاری از تصمیمات فیلترینگ در دوران خود بوده، بلکه با اتکا به دیدگاه‌های ایدئولوژیک و اتصالات عمیق در ساختارهای قدرت، توانسته است بستری دائمی و مقاوم برای تداوم و تشدید این محدودیت‌ها ایجاد کند.حالا در یک قدم فراتر او نامش در میان ۴ شاکی از تصمیم دولت پزشکیان برای بازگرداندن اینترنت عادی برای مردم عادی است

    حالا دیگر رسول جلیلی صرفاً یک تصمیم‌گیرنده لحظه‌ای نیست؛ او معمار یک اکوسیستم فیلترینگ است که با  بهره‌گیری از ساختار پیچیده شورای عالی فضای مجازی و توسل به بوروکراسی که میتوان با شکایت به دیوان عالی ستاد دولت را درگیر دست انداز کند، میخواهد گفتمان محدودیت‌سازی را از یک پدیده گذرا به یک اصل نهادینه‌شده در حکمرانی اینترنت ایران تبدیل کرده است.

    این رویکرد ریشه‌دار و پایدار، که حتی پس از خروج احتمالی او از مناصب فعلی نیز می‌تواند اثرات خود را حفظ کند، جلیلی را به جای «پدر»، به «پدربزرگ فیلترینگ» ایران ارتقا می‌دهد؛ کسی که نه تنها آغازگر بوده، بلکه فرزندان فکری این سیاست‌ها را نیز برای آینده تربیت کرده و مسیر سنگ اندازی در مسیر دولت را فتح الباب کرده است.

  • چین؛ منتفع بزرگ جنگ علیه ایران

    چین؛ منتفع بزرگ جنگ علیه ایران

    به گزارش اقتصادران، در حالی که زمزمه‌های یک توافق اولیه بین ایران و آمریکا به‌گوش می‌رسد، شاید جنگ آمریکا و اسرائیل برعلیه ایران توازن قدرت در خاورمیانه را دگرگون کرده باشد، اما به‌نظر می‌رسد که هیچ‌یک از طرفین نتوانسته اراده خود را بر دیگری تحمیل کند. در این میان، خاورمیانه وارد دوره‌ای از تعادل شکننده شده است.

    خبری از راه‌حل واقعی نیست؟

    خلید جابر در نشنال اینترست نوشت: جنگ آمریکا و اسرائیل برعلیه ایران، برای هیچ‌یک از بازیگران درگیر به یک راه‌حل راهبردی منتهی نشده است. در حالی که در هفته‌های اخیر دو طرف میان تشدید تنش و مهار بحران در رفت‌وآمد بودند، اروپا و چین تمرکز خود را بر پیامد‌های اقتصادی جنگ گذاشتند و به‌جای تلاش برای تغییر مسیر جنگ، بر مدیریت آسیب‌پذیری‌های خود تمرکز کردند.

    درحقیقت، این جنگ باعث بازتوزیع سود و زیان در نظم جهانی شده است؛ نظمی که هر روز بیشتر به‌سوی چندپارگی پیش می‌رود.

    میلیون‌ها نفر به زیر خط فقر سقوط کردند

    برنامه توسعه سازمان ملل در آوریل ۲۰۲۶ برآورد کرده که احتمالا بیش از ۳۰ میلیون نفر در ۱۶۲ کشور منطقه، در نتیجه این جنگ به زیر خط فقر رانده شوند. این موضوع نشان می‌دهد که دامنه خسارت‌ها بسیار فراتر از هر منفعی است که بازیگران درگیر بتوانند از این بحران به دست آورد.

    جنگ بسیار پرهزینه بود

    راهبرد اصلی آمریکا، جلوگیری از کشیده‌شدن بحران به یک جنگ گسترده‌تر بود؛ چرا که هر جنگی که می‌توانست ثبات نظم جهانی و بازار‌های انرژی را بیش از کنون تهدید کند.

    پس از حمله اولیه آمریکا در ۲۸ فوریه، واشنگتن تلاش کرد تا بدون آنکه وارد جنگی فرسایشی و بی‌پایان شود، هم تنش با تهران را کنترل کند و هم موازنه منطقه را حفظ نماید. این درحالی است که همین اهداف محدود هم هزینه سنگینی داشتند.

    برآورد می‌شود که آمریکا اگر تنها در ۱۰۰ ساعت نخست عملیات علیه ایران، ۳.۷ میلیارد دلار هزینه کرده باشد؛ یعنی روزانه در حدود ۸۹۱ میلیون دلار.

    یک مقام ارشد پنتاگون در اواخر آوریل گفت که هزینه جنگ در دو ماه نخست به ۲۵ میلیارد دلار رسیده، هرچند برآورد‌های مستقل رقم واقعی را نزدیک به ۵۰ میلیارد دلار می‌دانند.

    این فقط هزینه‌ای است که دولت آمریکا متحمل شده است؛ افزایش قیمت سوخت و کالا‌ها نیز میلیارد‌ها دلار هزینه اضافی بر مصرف‌کنندگان تحمیل کرده است.

    توان واشنگتن برای حل تعارضات بین‌المللی پایان یافته

    جنگ برای آمریکا دستاورد‌های بسیار محدودی داشته است. واشنگتن ادعا می‌کند که توان نظامی ایران تضعیف شده و آمریکا توانسته تا با ایجاد ثبات نسبی در معادلات منطقه، حضور دریایی آمریکا در تنگه هرمز و دریای سرخ را تقویت کند.

    اما ناکامی واشنگتن در دستیابی به یک پیروزی قاطع نشان داد که توان این کشور برای تحمیل یک راه‌حل راهبردی جامع مانند دهه‌های گذشته، رو به افول است. آمریکا دیگر نه قدرت بازطراحی خاورمیانه از بالا را دارد، نه اراده سیاسی لازم آن را. حال این کشور مجبور است تا همزمان چند بحران پیچیده و موازی را مدیریت کند.

    اسرائیل؛ تلاش برای تضعیف نفوذ ایران

    اسرائیل پس از وقایع هفتم اکتبر، رویکردی تهاجمی برای دفاع از امنیت خود در پیش گرفت؛ رویکردی که بر بازآرایی خاورمیانه و تضعیف ایران از طریق ضربه‌زدن به شبکه نفوذ منطقه‌ای تهران استوار بود.

    این سیاست شامل جنگ‌هایی جداگانه علیه نیرو‌های همسو با ایران در لبنان، یمن، عراق و سوریه بود. هدف، فقط تضعیف ایران نبود، بلکه نابودی شبکه نیابتی آن و کاهش شدید توان عملیاتی در خارج از مرز‌های ایران محسوب می‌شد. واردکردن ضربات نظامی به حزب‌الله و ترور رهبر ارشد آن، از جمله این اقدامات بود.

    اما هیچ‌یک از این موفقیت‌های ظاهری، به یک راه‌حل نهایی منجر نشدند و ساختار تهدید منطقه‌ای هرچند محدودتر و کم‌انعطاف‌تر، همچنان پابرجاست.

    از سوی دیگر، اسرائیل نیروی زمینی لازم برای واردکردن شکست قطعی به ایران را ندارد و چشم‌انداز هر جنگی میان ایران و این رژیم برای اسرائیل، جنگی طولانی‌مدت و بی‌پایان است.

    نویسنده مدعی شد: تجربه دوران پس از توافق اسلو به اسرائیل نشان داد که حتی برتری تاکتیکی هم لزوما به ثبات راهبردی منجر نمی‌شود.

    ایران؛ تاکید بر حفظ انسجام داخلی

    نویسنده در ادامه مدعی شد: در این میان، ایران راهبرد بقا در شرایط فشار را دنبال کرد. تهران به‌جای تلاش برای پیروزی متعارف بر آمریکا، بر حفظ انسجام داخلی و نگه‌داشتن ساختار نفوذ منطقه‌ای خود تمرکز کرد.

    این کشور توانست فشار‌های نظامی، اقتصادی و سیاسی را تا حد زیادی تحمل کند و هم‌زمان از مذاکره و تشدید کنترل‌شده تنش استفاده نماید.

    اروپا به حاشیه رانده شد

    اروپا در این جنگ به بازیگری تبدیل شد که از نظر اقتصادی مهم، اما از نظر راهبردی، بازیگری حاشیه‌ای بود.

    وابستگی اروپا به انرژی خاورمیانه و مسیر‌های دریایی منطقه، به مشارکت مؤثر نظامی یا سیاسی تبدیل نشد. کشور‌های اروپایی سال‌هاست که این حوزه را به آمریکا واگذار کرده‌اند و اکنون نیز آمادگی جایگزینی واشنگتن را ندارند.

    از آغاز جنگ، بروکسل به دلیل محدودیت‌های ساختاری خود، مسیر دیپلماسی محتاطانه را انتخاب کرد؛ حتی در شرایطی که هزینه‌های اقتصادی جنگ از طریق افزایش قیمت انرژی به زندگی روزمره مردم اروپا سرایت می‌کرد.

    چنین تناقضی، یعنی وابستگی شدید به ثبات منطقه در کنار ناتوانی در اثرگذاری بر آن، ویژگی اصلی نقش اروپا در این جنگ بود.

    همزمان، آشفتگی مالی جهانی نیز تشدید شد؛ بازار‌های سهام سقوط کردند و نرخ سود اوراق قرضه دولتی بالا رفت و دولت‌های اروپایی مجبور شدند تا پیامد‌های اقتصادی جنگی را مدیریت کنند که خارج از مرزهایشان آغاز شده بود.

    چین؛ منتفع بزرگ غفلت غرب

    شاید چین بزرگترین منتفع این جنگ باشد. درواقع، هرچند پکن نیز از اختلال در تنگه هرمز آسیب اقتصادی دید، اما این بحران به آزمونی برای اقتصاد چین تبدیل شد؛ آزمونی که درنهایت پکن با موفقیت از آن عبور کرد.

    چین به دلیل داشتن ذخایر راهبردی نفت، تنوع تأمین‌کنندگان انرژی و رشد ظرفیت انرژی‌های تجدیدپذیر، نسبت به بسیاری از کشور‌های آسیایی آمادگی بیشتری برای مقابله با شوک‌های نفتی دارد.

    این کشور مدت‌هاست که خود را بازیگری اقتصادی معرفی می‌کند که می‌تواند با همه طرف‌ها تعامل کند، بدون آنکه هزینه مستقیم نظامی و سیاسی جنگ را بپردازد.

    در سطحی گسترده‌تر، چین از منحرف‌شدن تمرکز غرب نیز سود برده است. جنگ ایران حجم عظیمی از مهمات آمریکا را مصرف کرده است. برای واشنگتن، جایگزینی این مهمات در کوتاه‌مدت بسیار دشوار خواهد بود. این مسئله دست چین را در منطقه هند‌اقیانوس آرام بازتر می‌کند.

    در نتیجه، این جنگ روند انتقال مرکز ثقل قدرت جهانی به شرق را تقویت کرده است؛ حتی در شرایطی که نظم بین‌المللی هنوز به‌طور ناقص پابرجاست.

    جنگ هیچ برنده‌ای ندارد

    نویسنده در پایان نوشت: ازنظر من، این جنگ هیچ برنده صد درصدی ندارد، چرا که هیچ بازیگری توان تحمیل کامل اراده خود بر دیگران را ندارد و هیچ‌کس هم نمی‌تواند بدون از دست‌دادن وجهه سیاسی خود، از چرخه درگیری خارج شود.

    در این درگیری، آمریکا بحران را تاحدودی مدیریت کرد، اما نتوانست آن را حل کند.

    از سویی، اسرائیل هم پیشرفت‌هایی را به دست آورد، اما موقعیت راهبردی کنونی آن تفاوت چندانی با قبل ندارد.

    ایران مقاومت کرد، اما محتمل برخی آسیب‌های نظامی و اقتصادی شد.

    اروپا تلاش کرد تا بیرون از بحران بماند، اما باز هم از تبعات جنگ آسیب دید. چین هم از انحراف تمرکز غرب سود برد، هرچند خودش نیز با خسارت‌های اقتصادی روبه‌رو شد.

    پایان عصر پیروزی کامل و آغاز عصر تعادل شکننده

    بنابراین، آنچه از دل این جنگ بیرون آمد نه یک نظم جهانی جدید، بلکه فرسودگی نظم قدیمی است؛ نظمی که تنها به‌دلیل ناتوانی مشترک بازیگران در تحمل هزینه فروپاشی آن همچنان پابرجاست.

    جنگ ایران، بازتوزیع خسارت‌ها در نظامی بین‌المللی است که هر روز پیچیده‌تر می‌شود؛ یعنی پایان عصر پیروزی کامل و آغاز عصر تعادل شکننده.

    حال پرسش اصلی دیگر این نیست که هر طرف تا چه اندازه می‌تواند برتری راهبردی کسب کند، بلکه این است که هر بازیگر توان تحمل چه میزان از درد اقتصادی را دارا است.

  • تندروها علیه توافق!

    تندروها علیه توافق!

    به گزارش اقتصادران، در شرایطی که اخبار و گمانه‌زنی‌ها درباره نزدیک شدن تهران و واشنگتن به نوعی توافق موقت یا آتش‌بس پایدارتر افزایش یافته، بخشی از جریان‌های تندرو داخلی بیش از هر زمان دیگری علیه دولت پزشکیان موضع گرفته‌اند. حملات اخیر تنها محدود به نقد مذاکرات یا بی‌اعتمادی به آمریکا نیست؛ بلکه برخی چهره‌های نزدیک به جبهه پایداری، عملاً دولت را به «عدول از خطوط رهبری» و حتی «جلوگیری از پاسخ نظامی» متهم می‌کنند.

    در تازه‌ترین نمونه، کامران غضنفری، نماینده مجلس و چهره نزدیک به جبهه پایداری، طی پیامی جنجالی ادعا کرد که «پزشکیان بدون اجازه رهبر انقلاب آتش‌بس را پذیرفته» و حتی «در جنگ ۱۲ روزه، بدون اذن رهبری، آتش‌بس اجرا شده است.» او همچنین مدعی شد که «رهبری به نیروهای مسلح دستور حمله به رژیم صهیونیستی را داده و با مخالفت پزشکیان، نیروهای مسلح پاسخ ندادند.»

    این اظهارات با واکنش تند بخش مهمی از اصولگرایان مواجه شد. عبدالله گنجی، روزنامه‌نگار اصولگرا، در واکنشی کم‌سابقه نوشت: «مشمئزکننده‌ترین بخش سخن ایشان آنجاست که خطاب به پزشکیان می‌گوید شما گفته‌اید “ما اهل جنگیم و قایم نمی‌شویم” و از این عبارت نتیجه گرفته که شما به رهبری تکه انداخته‌اید و قصدتان تحریک رهبری است که بیرون بیاید و ترور شود!»

    در چنین فضایی، عباس سلیمی‌نمین، کارشناس سیاسی اصولگرا و رئیس دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران، ضمن انتقاد شدید از این نوع موضع‌گیری‌ها، آنها را نشانه فقدان بلوغ لازم برای حکمرانی دانست.

    برخی از ابتدا نباید وارد قدرت می‌شدند

    سلیمی‌نمین در ارزیابی اظهارات کامران غضنفری گفت این‌گونه موضع‌گیری‌ها نه‌تنها نشان‌دهنده برجستگی سیاسی نیست، بلکه حکایت از فقدان پختگی لازم برای حضور در جایگاه‌های حکمرانی دارد.

    او گفت: «فردی که برخی مسائل خلاف واقع را باور می‌کند و بر اساس همان اطلاعات نادرست به قضاوت و موضع‌گیری می‌پردازد، از ویژگی‌های ضروری برای ایفای نقش در عرصه حکمرانی برخوردار نیست و اساساً نباید در چنین جایگاهی قرار گیرد.»

    «پزشکیان نمی‌تواند فرمان نظامی رهبری را متوقف کند»

    سلیمی‌نمین بخشی از اظهارات غضنفری را ناشی از ناآگاهی نسبت به ساختار سیاسی جمهوری اسلامی دانست و گفت: «حوزه نیروهای مسلح و حوزه قوه مجریه دو عرصه کاملاً مستقل از یکدیگر هستند و رئیس‌جمهور اساساً امکان جلوگیری از اجرای دستورات فرماندهی کل قوا را ندارد.»

    سلیمی‌نمین در ادامه اظهار کرد که برخی اظهارات مطرح‌شده از سوی کامران غضنفری و افرادی از این دست، مبتنی بر اطلاعات نادرست بوده و همین مسئله موجب نگرانی است. ادعای او در مورد اینکه دولت مانع اجرای فرمان رهبری در حوزه نیروهای مسلح شده، ناشی از عدم شناخت ساختار سیاسی جمهوری اسلامی است و نباید چنین افرادی در مناسب مهم سیاسی قرار بگیرند.

    او تأکید کرد: «در طول عمر جمهوری اسلامی، حتی رؤسای‌جمهور بانفوذ نیز هرگز در چنین موقعیتی قرار نگرفته‌اند و امکان دخالت در این حوزه را نداشته‌اند.»

    او معتقد است که مطرح شدن چنین ادعاهایی نشان‌دهنده ضعف در شناخت ساختار سیاسی کشور است. وقتی فردی در جایگاه نمایندگی مجلس قرار دارد، باید نسبت به بیان مطالب دقت بیشتری داشته باشد، زیرا هر سخن او از تریبون رسمی می‌تواند بر افکار عمومی تأثیر بگذارد و هزینه‌هایی را به کشور تحمیل کند.

    تندروها و «حکمرانی بر اساس تجربه شخصی»

    سلیمی‌نمین در ادامه، نقد مهم‌تری را متوجه جریان‌های تندرو کرد و گفت بخشی از آنها تصور می‌کنند تجربه شخصی و برداشت فردی‌شان برای تصمیم‌گیری درباره مسائل کلان کشور کافی است.

    او توضیح داد: «ممکن است فردی بر اساس تجربه‌های شخصی خود به این نتیجه رسیده باشد که نمی‌توان به آمریکا اعتماد کرد، اما تبدیل کردن این برداشت شخصی به مبنای تصمیم‌گیری‌های کلان و سیاست‌گذاری عمومی، نیازمند بررسی‌های دقیق‌تر و اتکا به مجموعه‌ای از اطلاعات و تحلیل‌های کارشناسی است. امثال تندروها تجربه و درک شخصی خود را می‌خواهند حکم کنند که این موضوع نادرست است.»

    این تحلیلگر اصولگرا با اشاره به تجربه تاریخی ایران در مواجهه با آمریکا گفت: «ممکن است فردی با مطالعه تاریخ به این نتیجه رسیده باشد که آمریکا قابل اعتماد نیست؛ موضوعی که حتی ارتباطی به انقلاب اسلامی هم ندارد. پیش از انقلاب نیز افرادی مانند مصدق، پس از تجربه تعامل با آمریکا، به این جمع‌بندی رسیده بودند.»

    سلیمی نمین معتقد است حرف‌های دروغی به غضنفری منتقل شده و او هم بر اساس حرف های خلاف واقع، اتخاذ موضع کرده. « این که چنین فردی صندلی مجلس را در اختیار داشته باشد، فاجعه است.»

    اما او تأکید کرد که در حکمرانی نمی‌توان صرفاً بر اساس تجربه شخصی تصمیم گرفت و باید «معدل فهم جامعه» را در نظر گرفت.

    «بلوغ سیاسی نسل جدید را نباید نادیده گرفت»

    سلیمی‌نمین در بخش دیگری از سخنانش به تغییرات اجتماعی و سیاسی نسل‌های جدید اشاره کرد و گفت حاکمیت نباید بلوغ سیاسی نسل جدید را نادیده بگیرد.

    او با اشاره به تحولات پس از سال ۱۴۰۱ گفت: «جامعه همواره در حال تغییر است و نسل‌های جدید وارد عرصه می‌شوند. باید به آنها توجه داشت. هنگامی که فرصت مذاکره فراهم می‌شود و این روند در معرض دید افکار عمومی قرار می‌گیرد، زمینه رشد شناختی برای آنان نیز فراهم می‌شود.»

    «سیاسیون جمهوری اسلامی از بلوغ سیاسی برخی از نسل زدی‌ها نباید غافل شوند.»

    به گفته او، همین روند باعث شده که امروز بسیاری از مردم و حتی ملت‌های دیگر، درباره رفتار آمریکا به مواضع جمهوری اسلامی نزدیک‌تر شوند.

    سلیمی‌نمین معتقد است: «امروز بسیاری می‌دانند که زیاده‌خواهی ایالات متحده مانع توافق و صلح است.»

  • انفجار در بندرعباس / آتش‌بس نقض شد؟

    انفجار در بندرعباس / آتش‌بس نقض شد؟

    به گزارش اقتصادران، حوالی ساعت ۱:۳۰ بامداد و همزمان با فعال‌شدن پدافند هوایی بندرعباس، صدای چند انفجار از شرق این شهر شنیده شد؛ اتفاقی که ساعاتی بعد واکنش‌های مختلف همراه شد.

    خبرگزاری رویترز به نقل از یک مقام آمریکایی مدعی شد ارتش ایالات متحده حملات هوایی جدیدی را علیه یک سایت نظامی ایران انجام داده و چند پهپاد ایرانی را سرنگون کرده است. در مقابل، منابع ایرانی از متوقف‌شدن چند شناور و یک نفتکش آمریکایی در تنگه هرمز خبر می‌دهند.

    تلویزیون ایران به نقل از یک مقام نظامی اعلام کرد چهار فروند کشتی بدون هماهنگی با نیروهای امنیتی قصد عبور از تنگه هرمز و ورود به خلیج فارس را داشتند که پس از بی‌توجهی به هشدارها، با شلیک اخطار نیروی دریایی ایران مجبور به توقف و بازگشت شدند.

    پیگیری‌ها از منابع نظامی نیز حاکی است این شناورها پس از اقدام نیروی دریایی ایران مسیر خود را تغییر داده و منطقه را ترک کرده‌اند. همچنین یک منبع آگاه نظامی گفته است یک نفتکش آمریکایی نیز با خاموش‌کردن سیستم راداری خود قصد عبور از تنگه هرمز را داشت که با واکنش نیروی دریایی سپاه و شلیک اخطار متوقف شد.

    در سوی مقابل، رسانه‌های آمریکایی روایت دیگری از این اتفاقات ارائه می‌کنند. باراک راوید، خبرنگار اکسیوس، در شبکه اجتماعی ایکس مدعی شد ایران چهار پهپاد یک‌طرفه را به سمت یک ناو نیروی دریایی آمریکا شلیک کرده اما تمامی آنها رهگیری و منهدم شده‌اند. او همچنین مدعی شد آمریکا در پاسخ، یک  پهپاد ایرانی را هدف قرار داده است.

    رویترز نیز به نقل از یک مقام آمریکایی گزارش داد ارتش ایالات متحده دور تازه‌ای از حملات هوایی را علیه یک سایت نظامی ایران انجام داده است. این مقام ادعا کرد پهپادهای ایرانی تهدیدی برای نیروهای آمریکایی و کشتیرانی تجاری بوده‌اند و به همین دلیل سرنگون شده‌اند.

    شبکه سی‌بی‌اس نیوز هم به نقل از یک مقام آمریکایی گزارش داد نیروهای آمریکایی یک ایستگاه کنترل زمینی در بندرعباس را که به ادعای واشنگتن در آستانه پرتاب پهپاد پنجم بوده، هدف قرار داده‌اند. مقام آمریکایی تأکید کرده که این اقدامات «دفاعی» بوده و با هدف حفظ آتش‌بس انجام شده است.

    منابع نظامی ایرانی نیز  اعلام کردند  صداهای شنیده‌شده در بندرعباس ناشی از شلیک ارتش آمریکا به مناطقی در اطراف این شهر بوده و خسارت جانی یا مالی در پی نداشته است.

    تنش‌های تازه در خلیج فارس در حالی رخ می‌دهد که آمریکا طی روزهای اخیر چندین بار از انجام حملات دفاعی علیه اهدافی در جنوب ایران خبر داده و تهران نیز این اقدامات را نقض آشکار آتش‌بس توصیف کرده است.

  • مذاکره کنید تا رهبر جدیدمان هم ترور شود!

    مذاکره کنید تا رهبر جدیدمان هم ترور شود!

    به گزارش اقتصادران، امیرحسین ثابتی، نماینده مجلس، در اجتماع مردم با انتقاد از پزشکیان که گفته “اگر مذاکره نکنیم چه کنیم؟” گفت: مگر دفعات قبل وسط میز مذاکره جنگ نشد؟ پس بازهم دوست دارید مذاکره کنید تا جنگ شود و رهبر جدیدمان هم ترور شود؟

    وی گفت: اگر امروز اکثر ملت ایران با مذاکره با امریکا مخالفند علتش این است که عقل دارند و از تاریخ عبرت گرفته‌اند که از این مسیر تکراری اتفاقی به نفع ایران در نمی‌آید و راه اداره کشور نیز مبارزه با فساد و ریخت و پاش‌هاست نه رها کردن ۱۹۹ کشور دیگر و دخیل بستن به امریکا.

    ثابتی ادامه داد: نباید به مردم آدرس غلط داد که جنگ عامل اصلی تورم شده در حالیکه به جای مذاکره با امریکا باید اشتباهات غلط منجر به تورم را تکرار نکرد.

    نماینده مجلس گفت: ادامه تجمعات مردم در خیابان‌ها و مطالبه از مسئولان برای حفظ خطوط قرمز رهبر انقلاب قطعا اثرگذار است و در تصمیمات مسئولان نیز موثر واقع می‌شود لذا همه باید مطالبه‌گر باشیم و این روزها نیز که صحن علنی مجلس تعطیل است، ما نمایندگان با حضور در میادین و خیابان‌ها مطالات مردم و خطوط قرمز رهبرانقلاب را بیان می‌کنیم تا کسی نتواند به راحتی کار دیگری انجام دهد.

  • پشت پرده سفر قالیباف، عراقچی و همتی به قطر

    پشت پرده سفر قالیباف، عراقچی و همتی به قطر

    به گزارش اقتصادران، ساعت شنی مذاکرات ایران و امریکا آرام‌آرام به وقت ترک تخاصم و تفاهم نزدیک می‌شود. این روزها حتی افرادی که معمولا با رویکرد بدبینانه موضوعات و مسائل را تحلیل می‌کنند، نسبت به دستیابی دوطرف به یک نقطه مشترک برای ترک تخاصم در مرحله اول و سپس تفاهمی در سایر موضوعات امیدوارانه صحبت می‌کنند، اما همان‌طور که اسماعیل بقایی، سخنگوی تیم مذاکره‌کننده ایرانی می‌گوید تا زمانی که همه معادلات برای ترک تخاصم و تفاهم احتمالی حل نشود، نمی‌توان نسبت به دورنمای مذاکرات با خوش‌بینی صحبت کرد.

    دیروز اما خبر سفر مقامات ایرانی به قطر بازخوردهای بسیاری پیدا کرد. مذاکره‌کنندگان ایرانی از ابتدا اعلام کرده بودند تا زمانی که اموال بلوکه شده ایران آزاد نشود، تفاهمی برای هیچ چیز در کار نخواهد بود. رویترز دیروز خبر داد که عراقچی و قالیباف راهی قطر شده‌اند تا تکلیف اموال بلوکه شده ایران مشخص شود.

    پیش از این خبر، برخی رسانه‌ها گزارش‌هایی از حضور عبدالناصر همتی نیز در قطر منتشر کرده بودند. مثلثی که قرار است یکی از مهم‌ترین مطالبات ایران برای تداوم گفت‌وگوها را محقق کند. روایت‌ها حاکی از آن است که امریکا از قطر خواسته که ۱۲ میلیارد دلار اموال بلوکه شده ایران را پرداخت کند! در نقطه مقابل اما انتشار اخبار آشفته ازسوی رییس‌جمهور امریکا ادامه دارد.

    اخبار ضد و نقیضی که ترامپ از طریق آنها یکی به نعل می‌زند و یکی به میخ. یک بار پیامی در شبکه اجتماعی خود منتشر می‌کند که مذاکرات به خوبی پیش می‌رود و در پیامی دیگر اعلام می‌کند که حاضر نیست به ایران پول نقد بدهد! ایسنا اما اعلام می‌کند که مذاکرات هیات ایرانی به ریاست قالیباف با مقامات قطر عمدتا بر موضوع تنگه هرمز و اورانیوم غنی‌شده با غنای بالای ایران متمرکز خواهد بود. براساس گزارش منابع آگاه ایرانی حضور همتی در قطر برای حل مشکل منابع بلوکه شده ایران و حضور قالیباف و عراقچی برای حل معادلات باقی مانده در مذاکرات و بر سر موضوعاتی چون غنی‌سازی و آیند و روند کشتی‌ها در تنگه هرمز است.

    یک مقام آگاه ضمن تایید انجام این سفر به ایسنا می‌گوید: پیش‌بینی می‌شود در این سفر یکی از مباحث مطرح، موضوع مذاکرات ایران و امریکا و تلاش‌های صورت گرفته از‌سوی قطر برای کمک به خاتمه جنگ در منطقه باشد. خبر مهم دیروز را رویترز منتشر می‌کند. دو مقام اسراییلی به رویترز گفتند: «نتانیاهو به نزدیکان خود می‌گوید که هیچ تاثیری بر تصمیمات ترامپ ندارد.»

    و ترامپ، بی‌بی را در مسائل مرتبط با مذاکرات با ایران کنار گذاشته است. خبر مهم دیگر را واشنگتن پست به نقل از یک دیپلمات امریکایی منتشر کرده و ادعا می‌کند؛  «آخرین پیشنهاد در انتظار تایید ایران است. براساس این پیشنهاد، ایران بلافاصله تنگه هرمز را بازگشایی کرده و ظرف ۳۰ روز وضعیت تردد را به شرایط قبل از جنگ بازمی‌گرداند. ایران، امریکا و متحدان نیز فورا عملیات نظامی را در همه جبهه‌ها ازجمله لبنان متوقف می‌کنند. این پیشنهاد شامل تایید مجدد تعهد ایران به عدم تولید سلاح هسته‌ای و توافق برای حذف ذخایر مواد غنی‌شده است. در کشاکش این اخبار متفاوت و در برخی موارد متضاد مقامات ایرانی اعلام می‌کنند به هیچ‌وجه از اصول و بنیان‌های اعلام شده در مذاکرات کوتاه نخواهند آمد. باید دید سکانس نهایی مذاکرات سرانجام چه نتیجه‌ای در بر خواهد داشت؟ آیا نهایتا دوطرف می‌توانند به یک درک مشترک برسند یا همچنان تعارضات اجازه تفاهم را نمی‌دهد؟

  • ماجرای انفجارهای دیشب در بندرعباس چه بود؟!

    ماجرای انفجارهای دیشب در بندرعباس چه بود؟!

    به گزارش اقتصادران، فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) اعلام کرد نیروهای این کشور شامگاه دوشنبه در عملیاتی که آن را «دفاع از خود» توصیف کرد، اهدافی را در جنوب ایران مورد حمله قرار داده‌اند. سخنگوی سنتکام مدعی شد این حملات در واکنش به تهدیدات نیروهای ایرانی علیه نظامیان آمریکایی انجام شده و مواضع موشکی و شناورهایی را هدف قرار داده که قصد مین‌گذاری در منطقه را داشته‌اند.

    یک مقام آمریکایی نیز در گفت‌وگو با الجزیره ادعا کرد ایران طی ۲۴ ساعت گذشته چند بار تلاش کرده نیروهای آمریکایی را هدف قرار دهد، اما این حملات خسارت یا تلفاتی برای آمریکا در پی نداشته است.

    در همین راستا، شبکه فاکس‌نیوز به نقل از یک مقام ارشد آمریکایی گزارش داد که ارتش آمریکا یک سامانه پدافندی در بندرعباس را پس از هدف قرار گرفتن جنگنده‌های آمریکایی، بمباران کرده است. سی‌ان‌ان نیز به نقل از مقامات آمریکایی مدعی شد این حملات ماهیتی «دفاعی و محدود» داشته و بخشی از یک عملیات گسترده نظامی نبوده است.

    در مقابل، رسانه‌های ایرانی روایت دیگری از تحولات ارائه کردند. خبرگزاری فارس به نقل از تلویزیون ایران گزارش داد جنگنده‌های «آمریکایی ـ صهیونیستی» بامداد دوشنبه قایق‌های ایرانی را در جنوب جزیره لارک هدف قرار داده‌اند. بر اساس این گزارش، دست‌کم ۴ نفر در این حمله به شهادت رسیده‌اند و احتمال افزایش شمار قربانیان وجود دارد.

    جزیره لارک به دلیل موقعیت راهبردی خود در قلب تنگه هرمز، از نقاط حساس دریایی ایران محسوب می‌شود و در مسیر اصلی عبور کشتی‌ها قرار دارد.

    با وجود این تنش‌ها، مارکو روبیو وزیر خارجه آمریکا مدعی شد حملات اخیر تأثیری بر مذاکرات با ایران نخواهد داشت. او با تأکید بر اینکه «تنگه‌ها باید باز بمانند»، گفت واشنگتن همچنان امیدوار است طی روزهای آینده به توافق با تهران دست پیدا کند.

    روبیو همچنین اعلام کرد مذاکرات درباره متن نهایی توافق ادامه دارد و هنوز اختلافاتی بر سر برخی بندها و ادبیات سند اولیه وجود دارد.

    هم‌زمان شامگاه دوشنبه گزارش‌هایی از شنیده شدن چند انفجار در بندرعباس، سیریک و جاسک منتشر شد. در حالی که برخی رسانه‌ها این انفجارها را به تحولات نظامی اخیر مرتبط دانستند، تلویزیون ایران اعلام کرد وضعیت در بندرعباس آرام و عادی است.

    خبرگزاری ایرنا نیز به نقل از سپاه امام سجاد(ع) در هرمزگان گزارش داد که طی روزهای اخیر عملیات خنثی‌سازی و انهدام مهمات عمل‌نکرده در اطراف بندرعباس در حال انجام بوده و احتمالاً صدای انفجارها ناشی از همین عملیات بوده است.

    از سوی دیگر، خبرگزاری فارس پیش‌تر از سرنگونی یک پهپاد ناشناس در منطقه خلیج فارس توسط سامانه جدید پدافند هوایی ایران خبر داده بود؛ پهپادی که هویت آن تاکنون اعلام نشده است.

    این تحولات در شرایطی رخ می‌دهد که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، اخیراً مدعی شده بود بخش عمده مفاد توافق با ایران نهایی شده و جزئیات آن به‌زودی منتشر خواهد شد.

  • رویترز جلوتر از مقامات و رسانه‌های ایرانی!

    رویترز جلوتر از مقامات و رسانه‌های ایرانی!

    به گزارش اقتصادران، در سایه سکوت عجیب مقامات ایرانی، رویترز اولین رسانه ای بود که خبر سفر دوشنبه قالیباف و عراقچی به قطر را منتشر کرد.

    رویترز این خبر را به صورت اختصاصی، به نقل از منابع آگاه و با فاصله چند ساعت و زودتر از رسانه ها و مقامات ایران، منتشر و در اختیار عموم قرارداد.

    بعد از گذشت چند ساعت از انتشار خبر رویترز از ورود هیات ایرانی (قالیباف و عراقچی) به دوحه قطر، سازمان های مسوول در ایران خبر ناقص و واکنشی از این سفر منتشر کردند. بدون کمترین توجه به اینکه چنین خبری باید زودتر از اینها منتشر می شد.

    رسانه های ایران هم مجبور شدند خبر سفر مقامات کشورشان به کشور همسایه را به نقل از یک خبرگزاری اروپایی منتشر کنند. جالب نیست؟

    سوال اینجاست رویترز چگونه توانست زودتر از مقامات و رسانه های ایران، سفر ۲ مقام ارشد ایرانی به قطر را منتشر کند؟

    آیا مگر غیر از این است که انتظار می رود خبرهای ایران را رسانه های ایرانی و مقامات ایران زودتر از دیگران منتشر کنند؟

    این در حالی است که سفری در سطح قالیباف و عراقچی به یک کشور منطقه، قطعا نمی توانست محرمانه باشد و خبر آن دیر یا زود منتشر می شد.

    آیا بهتر نبود مقامات ایرانی، خود خبر را زودتر منتشر می کردند تا خبرهای داخل ایران، به دست سازمان های داخلی منتشر شود؟

    چرا مقامات ایرانی قبل از سفر، هنگام سفر و زمان رسیدن به قطر، خبر سفر خود را منتشر نکردند و اجازه دادند رسانه خارج از ایران، این خبر مهم را زودتر از همه آنها منتشر کند.

    آیا اگر رویترز منتشر نمی کرد مقامات ایرانی نمی خواستند چنین خبر مهمی را منتشر کنند؟

    اینکه هیچ رسانه ایرانی نتوانست زودتر و به عنوان اولین رسانه، خبر را کسب و منتشر کند نشانه ای از ضعف  رسانه های ایرانی است؟ آیا این ضعف، نگران کننده نیست؟

    کار به جایی رسیده است که بسیاری از خبرهای داخلی ایران از جمله مذاکرات را باید از رسانه های خارجی دنبال کرد.

    این حادثه همچنین دوباره نگاه ها را به سمت خبر و جایگاه خبر در رسانه هم جلب کرد. این ماجرا نشان داد خبر همچنان به عنوان خون رسانه، نقش محوری را در یک رسانه به ویژه خبرگزاری بازی می کند. این برخلاف تحلیل ها و نگاه هایی است که می گویند عصر خبر و خبررسانی گذشته و تمرکز بر تحلیل است.

    علاوه بر این، قدرت نمایی رویترز بود. اینکه یک خبرگزاری اروپایی بتواند با استفاده از منابع آگاه یک خبر مهم خاورمیانه را منتشر کند نشانه از توانمندی های آن است. در حالی که هیچ رسانه ای در ایران و قطر نتوانست قبل از انتشار خبر رسمی، این خبر را کسب و منتشر کنند.

    این وضعیت هم در گذشته بارها تکرار شده است. قبل از این هم مذاکرات محرمانه مقامات امنیتی ایران و عربستان سعودی در عراق را برای اولین بار، در خبر اختصاصی، روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال منتشر کرد.

    همچنین یک هشدار به رسانه ها و مقامات ایرانی است. ادامه چنین وضعیتی، هم به اعتبار آنها آسیب می زند هم بار دیگر نگاه ها را برای کسب اطلاع، به سمت رسانه های خارجی متوجه می کند.