دسته: سیاسی

  • قالیباف و عراقچی وارد قطر شدند

    قالیباف و عراقچی وارد قطر شدند

    به گزارش اقتصادران، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، و سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران برای دیدار با نخست وزیر قطر و گفت‌وگو در مورد امکان دستیابی به توافق بین ایران و آمریکا وارد دوحه شدند.

    پیش از این عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی ایران،  به دوحه سفر کرده بود. هیأت قطری نیز هفته گذشته درباره میانجی‌گری مذاکرات ایران و آمریکا به ایران سفر کرده بودند.

    گفتنی است این سفر پیرامون بررسی آزادسازی اموال بلوکه شده و در راستای کمیسیون اقتصادی مذاکرات بوده.

    جزئیات بیش‌تر این سفر را در ادامه پوشش خواهیم داد.

  • «قالیباف» رئیس مجلس باقی ماند

    «قالیباف» رئیس مجلس باقی ماند

    به گزارش اقتصادران، با رأی نمایندگان مجلس برای سومین سال محمدباقر قالیباف رئیس دوازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی شد.

    انتخابات سومین اجلاسیه هیات رئیسه دوازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی صبح امروز و به صورت حضوری برگزار شد.

  • باجیگری ترامپ از کشورهای عربی برای توافق با ایران!

    باجیگری ترامپ از کشورهای عربی برای توافق با ایران!

    به گزارش اقتصادران، آکسیوس نوشت: در جریان یک تماس تلفنی کنفرانسی در روز شنبه، ترامپ به رهبران کشورهای عرب و مسلمان گفت که اگر توافقی برای پایان دادن به جنگ ایران حاصل شود، از آنها می‌خواهد کشورهایشان به پیمان‌های ابراهیم بپیوندند و با اسرائیل قراردادهای صلح امضا کنند.رهبران، به‌ویژه آنهایی که روابط دیپلماتیک رسمی با اسرائیل ندارند، مانند عربستان سعودی، قطر و پاکستان، از درخواست ترامپ شگفت‌زده شدند. یکی از مقامات آمریکایی گفت: «سکوت در خط حاکم شد و ترامپ شوخی کرد و پرسید آیا هنوز آنجا هستند.»

    1081804 754
  • ادعای عجیب یک نماینده؛ رهبر راضی به آتش‌بس نبود!

    ادعای عجیب یک نماینده؛ رهبر راضی به آتش‌بس نبود!

    به گزارش اقتصادران، سخنان اخیر کامران غضنفری، نماینده تهران در مجلس، درباره پزشکیان با واکنش‌ها و نقدهای بسیاری همراه شده است. او به تازگی  خطاب به رئیس جمهور گفته است: «چرا بدون اجازه رهبری، آتش‌بس را پذیرفتید؟ اینکه رهبری در پیام‌های خود اشاره‌ای به آتش‌بس نمی‌کند، یعنی آن را قبول ندارد. همان‌طور که در جنگ ۱۲ روزه بدون اجازه رهبری آتش‌بس را پذیرفتید و اسرائیل را از نابودی نجات دادید. این بار هم با پذیرش آتش‌بس آمریکا و اسرائیل را از زیر ضربات خردکننده موشک‌ها و پهپادهای ما نجات دادید.»

    در همین رابطه روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود آورده است: همین چند سال قبل بود که بحث‌های بیهوده درباره رقابت میان میدان و دیپلماسی فضای سیاسی کشورمان را پر کرده بود مثل بحث بیهوده‌ای که در سال‌های اول بعد از پیروزی انقلاب اسلامی درباره اینکه تعهد مهم‌تر است یا تخصص جریان داشت.

    جالب است که جامعه ما با بلوغ سیاسی بالائی که پیدا کرده از این قبیل بحث‌های وقت‌گیر، بی‌فایده و مزاحم عبور کرده و به این نتیجه دقیق و منطقی رسیده که به هر یک از مقولات مطرح به میزان واقعی خود آن‌ها بها بدهد و میان آن‌ها تضاد و منافاتی نبیند.

    این را هم باید یادآور شویم که متأسفانه برای رسیدن به این نقطه ارزشمند و منطقی و معقول، بهای زیادی که بخشی از آن به جان‌های عزیز و بخش دیگر به آبروی عزیزان مربوط می‌شد پرداختیم. شهید مظلوم آیت‌الله بهشتی می‌فرمود «بهشت را به بها بدهند نه به بهانه» و حالا ما این را هم باید اضافه کنیم که حتی درک و فهم درست از زندگی همین دنیا را هم به بها بدهند نه به بهانه.

    اینکه گفته‌اند «جنگ شر مطلق است» درست است ولی این شر وقتی اتفاق می‌افتد، گاهی خیرهائی هم به همراه دارد. جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی بر ایران این خیر را با خود داشت که اضلاع مثلث «میدان، مردم و دیپلماسی» با هم متحد شدند و با هم‌افزائی معجزه‌آسای خود توانستند ایران را به نقطه درخشانی از موفقیت در برابر مدعیان بزرگ‌ترین قدرت‌های نظامی منطقه و جهان بودن برسانند.

    اسرائیل سال‌ها بود که خود را صاحب ارتشی شکست‌ناپذیر و افسانه‌ای معرفی می‌کرد و آمریکا نیز عملاً صاحب بزرگ‌ترین ارتش جهان با امکانات، تجهیزات و پول فراوان است. وقتی دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو در خرداد ۱۴۰۴ تصمیم گرفتند به ایران حمله کنند و اسرائیل ترور فرماندهان نظامی و دانشمندان ایرانی را باضافه حمله به مراکز نظامی برعهده بگیرد و آمریکا هم با جنگنده‌های پیشرفته‌اش تأسیسات هسته‌ای ایران را بمباران کند، فکر می‌کردند حداکثر ظرف ۲ روز کار ایران تمام است و عناصر چرخ پنجمشان هم خیابان‌های شهرهای مهم ایران را تسخیر می‌کنند و نظام جمهوری اسلامی به پایان خط می‌رسد.

    وقتی آن اتفاق نیفتاد، در دی‌ماه با تخریب‌های وسیع مساجد، بانک‌ها، مراکز بسیج و نظامی و انتظامی و کشتارهای هدفمند توسط مهره‌های داخلی خود درصدد براندازی برآمدند و آن را مقدمه‌ای برای تهاجم مشترک ارتش‌های تروریستی خود بطور گسترده به زیرساخت‌ها، مراکز نظامی و انتظامی و بسیج، کشتار رهبران، فرماندهان و حتی دانش‌آموزان روی آوردند و ۴۰ شبانه‌روز به این جنایت وحشیانه ادامه دادند.

    آن‌ها این‌بار آمادگی بیشتری برای تسخیر خیابان‌ها از طریق وارد کردن مهره‌هایشان از مرزها همزمان با تهاجم نظامی داشتند و براندازی سه روزه نظام جمهوری اسلامی را حتمی و قطعی می‌دانستند. درست است که قدرت‌نمائی نیروهای مسلح ایران نقش مهمی در نقش بر آب کردن نقشه شوم آمریکا و اسرائیل در این جنگ داشت ولی نمی‌توان تأثیر بسیار مهم حضور مردم در صحنه را که در قالب تجمعات شبانه، تظاهرات ضدآمریکائی و ضداسرائیلی، تشییع پیکرهای شهدا و ثبت‌نام در پویش «جان‌فدا» در خنثی کردن توطئه مشترک آمریکا و اسرائیل را نادیده گرفت کمااینکه تلاش دیپلماتیک در قالب مذاکرات در دوران آتش‌بس هم نقش بزرگی در موفقیت ایران ایفا کرده است.

    آنچه در شرایط حساس کنونی بسیار مهم است حفاظت از این انسجام و جلوگیری از توطئه‌هائی است که برای خنثی کردن این دستاورد بزرگ در جریان است. این روزها افرادی با ماسک‌های فریبنده نمایندگی مردم مطالبی را به رئیس‌جمهور و اعضای هیئت دیپلماسی ایران نسبت می‌دهند که علاوه بر دروغ بودن کاملاً پیداست که دست‌پخت اسرائیلی ها برای ضربه زدن به انسجام ملی ما و شکستن اضلاع مثلث مبارک «میدان، مردم و دیپلماسی» است.

    اکنون ایران در لحظات حساس و سرنوشت‌ساز بهره‌برداری از قدرت هماهنگی اضلاع این مثلث قرار دارد و اسرائیل از همین هماهنگی می‌ترسد. تردید نباید کرد که این افراد چه آگاهانه و چه ناآگاهانه در حال اجرای مأموریتی هستند که اسرائیل با هدف شکستن دو ضلع مردمی و دیپلماسی این مثلث مبارک به آن‌ها داده است. مردم با آگاهی خود و مسئولین با صلابت و اراده در برابر این توطئه بایستند و با این ایلی‌کوهن‌های داخلی برخورد قاطعانه کنند تا راه برای رسیدن به پیروزی نهائی بر دشمن هموار شود.

    عبدالله گنجی هم در واکنش به اظهارات این نماینده مجلس در یادداشتی با عنوان «غضنفرهای بی‌پروا» در روزنامه جوان نوشت: ویدئویی از جناب غضنفری، نماینده محترم مجلس شورای اسلامی را برایم فرستادند، چند بار گوش کردم آنقدر آن را مشمئزکننده، بی‌منطق، توهین‌آمیز، تهمت‌آلود و ناآشنا با ساختار جمهوری اسلامی یافتم که ابتدا احساس کردم بر اساس هوش مصنوعی است، اما وقتی که از صحت آن یقین حاصل کردم به این نتیجه رسیدم که قبل از آنکه آن را از دریچه سیاست بفهمیم باید درک روانشناسانه از محتوا داشته باشیم.

    نگارنده به پزشکیان رأی نداده‌ام، اما مطمئن هستم مهم‌ترین رسالت امام خمینی در تشکیل نظام اسلامی وارد کردن اخلاق در سیاست بود. از رهبر شهید آموختیم که «در حق دشمنان‌تان هم انصاف را رعایت کنید»، از شهید عارف، دکتر چمران آموختیم که «کسی که انصاف ندارد شرف ندارد» و از امام به عنوان مرجع تقلیدمان شنیدیم که «حرف‌های‌تان را جزو اعمال‌تان حساب کنید».

    بر همین اساس در مناظره‌ای که با جناب زیدآبادی در آبان ۱۴۰۱ در فضای زن، زندگی، آزادی در دانشگاه شریف داشتم، ایشان گفتند حرف مثل باد است و بنده پاسخ دادم خیر، حرف در نگاه امام جزو اعمال محسوب می‌شود. البته در این وجیزه، جناب غضنفری بهانه و نقطه عزیمت است.

    باید برای این روند در کشور فکر اساسی کرد و قبل از ورود به محتوای بحث ایشان، از همه نیروهای مؤمن به انقلاب اسلامی ملتمسانه می‌خواهم وارد گود شوید و این شیوه و بساطی را که باعث پراکندگی مردم از اطراف نیروهای انقلاب و نهایتاً نظام اسلامی می‌شود، جمع کنید.

    چرا از روندهای گذشته درس نمی‌گیریم و هرکس را که تندتر، گنده‌تر و بی‌تقواتر باشد در صدر می‌نشانیم و چرا این روند اقلیت‌ساز را انقلابی‌گری می‌نامیم؟ به میدان بیایید و هزینه دهید و از مارپیچ سکوت عبور نمایید. سخنان غضنفری قبل از اینکه اتهام به پزشکیان باشد توهین به رهبری است، در عین حال می‌دانم ایشان حاضر است برای رهبری سر بدهد، به همین دلیل رویکرد روانشناسانه به مطلب را مهم‌تر از رویکرد سیاسی می‌دانم.

    آقای غضنفری در جایی می‌گوید: «جناب پزشکان چرا بدون اجازه رهبری آتش‌بس را پذیرفتید.» متأسفانه عده‌ای هم از این سخنان خوش‌شان می‌آید و برای گوینده این سخنان انگیزه مضاعف ایجاد می‌کنند. برای نمونه اینجا سؤال این است که پزشکیان طبق قانون اساسی در خصوص آتش‌بس چه کاره است؟

    مگر طبق اصل۱۱۰ قانون اساسی «جنگ و صلح و بسیج نیروها» با رهبری نیست؟ پزشکیان شخصاً آتش‌بس را پذیرفته است یا مصوبه شورای عالی امنیت ملی بوده است؟ اگر مصوبه شورا بوده است بدون تأیید رهبری قابلیت اجرا پیدا کرده است و بقیه اعضا خصوصاً اعضای حقیقی که منتسب به دولت نیستند، در این موضوع سکوت کردند؟

    و سؤال سوم اینکه فرمانده قرارگاه خاتم‌الانبیا یا فرمانده سپاه، فرمانده کل قوا را کنار گذاشتند و دستورات پزشکیان را اجرا می‌کنند؟ یا مثلاً از استعفای پزشکیان ترسیدند و رهبری را در حاشیه گذاشتند و با پزشکان علیه او شده‌اند؟ آیا فرماندهان سپاه چنین سیره‌ای داشته و دارند؟ در جای دیگری گفته‌اند: «چرا جلوی دستور حمله به اسرائیل را گرفتید؟»

    با چه مکانیزمی جلوی آن را گرفته‌اند؟ پزشکیان فرمانده کل قواست یا نیروهای مسلح فرمانده بالاسر خود را گم کردند؟ نمی‌دانم شاید به آقای غضنفری مشاوره دادند که اتهامات را در قالب سؤال طرح کن تا راه فرار حقوقی داشته باشی، لذا به روش سؤالی ده‌ها اتهام را مطرح می‌کند. در جایی گفته‌اند «برخلاف ادعای شما اکثریت مردم با مذاکره با شیطان مخالفند»، آیا مذاکره بدون اجازه رهبری انجام می‌شود؟ اصلاً چنین امکانی در ایران وجود دارد و اکنون قالیباف خودسرانه وارد این گود شده است؟

    از قضا آنچه آقای غضنفری و دوستان هم‌جناح خود و همچنین جریان اصلاحات باید پاسخگو باشند، اینکه دو جریان سیاسی کشور نتوانستند پس از چرخش چندباره در قدرت مشکلات را حل کنند؛ لذا مردم به سمت مذاکره گرایش یافتند؛ همان مردمی که مثلاً ۶۰ درصد موافق مذاکره‌اند، در عین حال ۷۵ درصد خواهان حفظ دستاوردهای هسته‌ای و ۸۰ درصد خواهان حفظ صنعت موشکی هستند و تشخیص می‌دهند که مذاکره به معنای تسلیم نیست، اما مشمئزکننده‌ترین بخش سخن ایشان آنجاست که خطاب به پزشکیان می‌گوید شما گفته‌اید «ما اهل جنگیم و قایم نمی‌شویم» و از این عبارت نتیجه گرفته است که شما به رهبری تکه انداخته‌ای و «قصدتان تحریک رهبری است که بیرون بیاید و ترور شود!»

    ببینید چطور بین یک جمله پزشکیان با رهبری ارتباط بی‌ربطی برقرار می‌کند و چطور رهبری را تحقیر می‌کند که با یک جمله پزشکیان تحریک می‌شود و تن به ترور می‌دهد! لذا ببینید که چقدر بحث بی‌منطق و بی‌ربط است.

    واقعاً اگر مصونیت مندرج در قانون اساسی جمهوری اسلامی برای نماینده مردم چنین حرف زدن است، این مدل، مدل دینی نیست. در مدل دینی نقد در قالب امر به معروف و نهی از منکر می‌آید و ابتدا به خود فرد گفته می‌شود. اگر فرد شأن حکومتی داشت و بر راه غلط خود اصرار کرد، سپس آن را به رسانه می‌کشانند.

    جناب غضنفری نمونه‌ای در این زمینه است و سابقه دارد که به جای نقد عملکرد، بارها به شخصیت افراد پرداخته است. نظیر جاسوسی، بهایی، ساواکی، یهودی… اینها نقد نیست، که نابودکننده تقوای فردی است و روح و روان جامعه را می‌ساید و تولید تنفر می‌کند و متأسفانه عمده ما با نقد بیگانه‌ایم و با برچسب آشنا و متأسفانه در این زمینه بعضاً صدای کف و سوت هم تهییج‌مان می‌کند.

    قبلاً چنین فرهنگ و چنین آسیبی نداشتیم که اگر فردی از جایگاه حقوقی‌اش نامه‌ای به رهبر معظم انقلاب نوشت و مطالبی را در حوزه کاری خودش یادآور شد یا نظری خواست، او را متهم به خیانت و توطئه و همسویی با دشمن و نفوذ بکنیم، به طور مثال وقتی آقای محسن رضایی در پایان جنگ نامه نوشت که ادامه جنگ مستلزم این امکانات است، کسی او را خائن ندانست. کسی او را اهل اینکه از جنگ ترسیده است، ندانست.

    آن موقع چنین فرهنگی نداشتیم. متأسفانه اگر کسی در حوزه کاری خودش نظر کارشناسی بدهد، او را متهم به خیانت و توطئه می‌کنیم. بنابراین باید به خدا پناه برد. پذیرفته نیست، اگر یک مسئولی به رهبری نامه‌ای بنویسد یا نظرات کارشناسی بنویسد، یا راه‌حل بخواهد یا موضوعی را یادآور شود، ما او را خائن بدانیم.

    البته بعد از اینکه رهبری تدبیر خود را در آن موضوع ارائه کردند، اگر رئیس‌جمهوری همچنان بر مسیر خود اصرار دارد، طبیعی است که آن موقع ملت جلوی او خواهند ایستاد. همان‌گونه که جلوی بنی‌صدر ایستادند. اما آنجایی که دستوری از رهبری می‌آید و رئیس‌جمهور تمکین می‌کند و خودش را تابع می‌داند و این را رسماً اعلام می‌کند، ما نباید به صورت مشکوک با مسئله برخورد بکنیم. آقای پزشکیان را صاحب خصلت ایستادن مقابل رهبری نمی‌دانم.

    شاید در عرصه مدیریت کشور رئیس‌جمهور اشکالاتی داشته باشد – که حتماً دارد-، اما او «من» ندارد، نفاق ندارد و شأنی برای خود قائل نیست. امثال غضنفری ظاهراً باید رئیس‌جمهورشان حسن روحانی باشد تا از سر تا پای نظام را به سخره بگیرد و متلک بیندازد. شاید آن روز قدر امثال پزشکیان و ایضاً شهید رئیسی دانسته شود.

  • سکوت مشکوک اسرائیل درباره مذاکرات ایران و آمریکا

    سکوت مشکوک اسرائیل درباره مذاکرات ایران و آمریکا

    به گزارش اقتصادران، اسرائیل در قبال توافق احتمالی میان ایالات متحده و ایران سکوتی کم‌سابقه اختیار کرده؛ سکوتی که به گفته تحلیلگران، نه از رضایت بلکه از نگرانی عمیق نسبت به نتایج مذاکرات ناشی می‌شود. مقام‌ها و کارشناسان اسرائیلی معتقدند توافقی که دونالد ترامپ در حال پیگیری آن است، ممکن است فاصله زیادی با اهداف اولیه اسرائیل در جنگ با ایران داشته باشد؛ اهدافی که شامل نابودی برنامه هسته‌ای ایران، مهار توان موشکی تهران و محدود کردن نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی بود.

    نیویورک تایمز ادعا کرد که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، شامگاه یکشنبه در نخستین واکنش رسمی خود به توافق در حال شکل‌گیری، اعلام کرد که او و ترامپ همچنان در موضع جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای همسو هستند. این اظهارات بیش از ۱۸ ساعت پس از آن بیان شد که ترامپ شامگاه شنبه در واشنگتن برای نخستین بار از دستیابی قریب‌الوقوع به یک توافق خبر داده بود.

    همزمان، یک مقام ارشد آمریکایی روز یکشنبه مدعی شد واشنگتن و تهران بر سر یک توافق اولیه به تفاهم رسیده‌اند؛ توافقی که بر اساس آن تنگه هرمز به طور کامل بازگشایی می‌شود و ایران ذخایر اورانیوم غنی‌شده خود را از بین می‌برد. با این حال، این مقام تأکید کرد هنوز هیچ توافق نهایی امضا نشده و اجرای آن منوط به تأیید ترامپ و رهبر ایران است.

    به گفته این مقام آمریکایی، بسیاری از مهم‌ترین اختلافات میان دو کشور، از جمله آینده برنامه هسته‌ای ایران، به مذاکرات بعدی موکول شده است؛ موضوعی که در اسرائیل نگرانی‌های گسترده‌ای ایجاد کرده است.

    بر اساس این گزارش، کارشناسان اسرائیلی معتقدند سکوت طولانی نتانیاهو در ساعات ابتدایی پس از اعلام خبر توافق، نشانه‌ای از تردید و اضطراب در داخل حاکمیت اسرائیل بوده است. به گفته آنان، تل‌آویو نگران است که توافق نهایی نه تنها برنامه هسته‌ای ایران را متوقف نکند، بلکه محدودیت جدی‌ای نیز بر برنامه موشک‌های بالستیک تهران اعمال نکند.

    مایکل هرتزوگ، سفیر پیشین اسرائیل در واشنگتن که اکنون عضو مؤسسه سیاست خاور نزدیک واشنگتن است، در این‌باره گفت: «شما اشتیاق زیادی برای این توافق در محافل دولتی اسرائیل نمی‌شنوید.»

    او تأکید کرد که اگرچه عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل که از اواخر فوریه آغاز شد، توان نظامی ایران را به‌طور قابل توجهی تضعیف کرده، اما برداشت عمومی در اسرائیل این است که چارچوب فعلی توافق، «ترجمه ناکافی از دستاوردهای آمریکا و اسرائیل در جنگ» محسوب می‌شود.

    هرتزوگ افزود این وضعیت نگرانی‌هایی را درباره «شکاف میان همکاری نظامی بی‌سابقه و نتیجه دیپلماتیک» به وجود آورده است.

    نیویورک تایمز در ادامه گزارش خود نوشته است: نتانیاهو در آغاز جنگ اعلام کرده بود هدف اسرائیل «از بین بردن تهدیدهای وجودی» علیه این کشور است؛ اهدافی که به گفته او شامل نابودی تهدید هسته‌ای ایران، از کار انداختن برنامه موشک‌های بالستیک جمهوری اسلامی و حتی تغییر رژیم در ایران می‌شد.

    اسرائیل همچنین خواستار پایان حمایت تهران از گروه‌های نیابتی ضداسرائیلی در منطقه، از جمله حزب‌الله لبنان و حماس در غزه، شده بود.

    اما گزارش‌های اولیه از توافق در حال شکل‌گیری نشان می‌دهد تمرکز اصلی ترامپ بر اولویت‌های دیگری قرار گرفته است. رئیس‌جمهور آمریکا در پیامی در شبکه‌های اجتماعی اعلام کرد واشنگتن در آستانه توافقی اولیه با تهران برای پایان دادن به جنگ و بازگشایی تنگه هرمز قرار دارد؛ آبراهی حیاتی برای انتقال نفت و گاز جهان.

    آصف اوریون، سرتیپ بازنشسته اسرائیلی و استراتژیست دفاعی، با اشاره به تصمیم آمریکا و ایران برای موکول کردن مسئله هسته‌ای به مذاکرات آینده، هشدار داد: «تمایل به بحث درباره مسئله هسته‌ای به این معنا نیست که طرفین در نهایت به یک راه‌حل مورد توافق یا مطلوب دست پیدا خواهند کرد.»

    او افزود: «واضح است که ایالات متحده نمی‌خواهد تنش‌ها را تشدید کند.» به گفته اوریون، این رویکرد باعث کاهش اهرم فشار بر ایران خواهد شد و «این برای آنچه در پیش است، نویدبخش نیست.»

    زمانی که اسرائیل نخستین‌بار در ژوئن ۲۰۲۵ وارد جنگ مستقیم با ایران شد، نتانیاهو برنامه موشک‌های بالستیک جمهوری اسلامی را تهدیدی تقریباً هم‌سطح با برنامه هسته‌ای ایران توصیف کرده بود. او پس از ۱۲ روز جنگ ادعا کرد صنعت موشکی ایران «نابود شده است».

    با این حال، زمانی که دور جدید عملیات نظامی در اواخر فوریه آغاز شد، مقام‌های اسرائیلی از سرعت بازسازی توان موشکی ایران غافلگیر شدند.

    اوریون در این‌باره گفت: «آن‌ها سریع‌تر از آنچه پیش‌بینی می‌کردیم، به حالت عادی بازگشتند.»

    طبق این گزارش، به گفته کارشناسان، در پیشنهاد فعلی هیچ اشاره‌ای به محدودیت تولید موشک‌های بالستیک ایران نشده است؛ مسئله‌ای که برای اسرائیل اهمیت راهبردی دارد.

    تحلیلگران اسرائیلی همچنین تأکید می‌کنند بازگشایی تنگه هرمز هرگز هدف اصلی اسرائیل در جنگ نبوده و بیشتر ابزاری بوده که ایران از آن برای اعمال فشار استفاده کرده است. در عین حال، برخلاف خواسته برخی محافل اسرائیلی، ایالات متحده اکنون به‌جای تلاش برای سرنگونی حکومت ایران، در حال مذاکره مستقیم با تهران است؛ مذاکراتی که اسرائیل در آن حضور ندارد.

    نتانیاهو در بیانیه یکشنبه خود همچنین گفت ترامپ بار دیگر «حق اسرائیل برای دفاع از خود در برابر تهدیدها در هر جبهه‌ای» را تأیید کرده است؛ از جمله در لبنان، جایی که نیروهای اسرائیلی همچنان در وضعیت تنش با حزب‌الله قرار دارند.

    با این حال، اسرائیل از زمان آتش‌بس آوریل در لبنان، تحت فشار واشنگتن با محدودیت‌هایی در عملیات علیه حزب‌الله مواجه شده است. اکنون بیشتر تحرکات نظامی اسرائیل به نوار مرزی جنوب لبنان محدود شده؛ منطقه‌ای که نیروهای اسرائیلی در آن در برابر حملات پهپادی حزب‌الله آسیب‌پذیر توصیف می‌شوند.

    هرتزوگ هشدار داد یکی از نگرانی‌های اصلی اسرائیل این است که توافق احتمالی با ایران «دست ایران را در حمایت از نیروهای نیابتی‌اش نمی‌بندد، بلکه دست اسرائیل را در مبارزه با این نیروهای نیابتی می‌بندد.»

    با این حال، برخی مقام‌ها در اسرائیل هنوز معتقدند ابهام موجود در متن توافق می‌تواند فرصتی برای تأثیرگذاری بر روند نهایی مذاکرات فراهم کند. به باور تحلیلگران، نتانیاهو تلاش خواهد کرد در دوره مذاکرات نهایی بر جزئیات توافق اثر بگذارد؛ هرچند میزان نفوذ او ممکن است محدود باشد، به‌ویژه آنکه ترامپ پیش‌تر به‌صورت علنی گفته بود نتانیاهو «هر کاری را که من بخواهم انجام خواهد داد.»

  • اگر خبری باشد، فقط خبر خوب است!

    اگر خبری باشد، فقط خبر خوب است!

    به گزارش اقتصادران، «دونالد ترامپ» رئیس دولت آمریکا در گفت‌و‌گو با خبرنگار شبکه ABC درباره توافق احتمالی مدعی شد که هنوز نمی‌تواند جزئیاتی را مطرح کند.

    رئیس دولت آمریکا: نمی‌توانم درباره این توافق صحبت کنم. این موضوع کاملاً به من بستگی دارد. اگر خبری منتشر شود، فقط خبر خوب خواهد بود؛ من توافق‌های بد امضا نمی‌کنم.

  • روایت دردناک از پیدا شدن پیکر نوه و دختر رهبر انقلاب

    روایت دردناک از پیدا شدن پیکر نوه و دختر رهبر انقلاب

    به گزارش اقتصادران، جلال ملکی درباره اولین ساعات حضور تیم‌های امدادی در بیت رهبری پس حمله رژیم صهیونیستی و آمریکا گفت: روز حمله دشمن حوالی ساعت ۲۰ :۹ صبح ما در محل کارمان حضور داشتیم که یکدفعه صدای انفجار شدیدی را  شنیدیم. از خبرهایی که در روزهای قبل رصد می‌کردیم، آمادگی شروع جنگ را داشتیم، اما این اتفاق به یکباره افتاد.

    سخنگوی سازمان آتش‌نشانی تهران ادامه داد: دفتر محل کار ما در غرب تهران قرار دارد، هنگامی که این اتفاق رخ داد، فضایی را که مشاهده کردیم به این صورت بود که از مرکز شهر دودی که بیشتر شبیه خاک بود به چشم می‌آمد، دودی که سیاه نبود، بیشتر گرد و خاک  مشاهده می‌شد که حکایت از این داشت که خانه‌ها و ساختمان‌ها تخریب شده‌اند.

    وی ادامه داد: ستاد فرماندهی به ما اعلام کرد «میدان حر» حوالی «پردیس حکومتی» مورد آسیب قرار گرفته است. در این زمان من همچنان باور نداشتم که جنگ شروع شده است. بگذارید حقیقت را بگویم به شخصه تصورم این بود، این جنگ نیست؛ با این که حجم تخریب ساختمان‌ها زیاد بود می‌گفتم حالا شاید یک اشتباهی صورت گرفته یا گاز ساختمانی ترکیده است.

    ملکی افزود: به محل حادثه رسیدیم، که متاسفانه همیشه یکسری موانع هم وجود دارد، راه‌ها را می‌بندند و حتی اجازه ورود نیروهای امدادی را به محل نمی‌دهند که معتقدم حتما این موضوعات باید دیگر یک جایی حل شود و موانع برطرف شود. دوستان همگی من را می‌شناختند، سلام و علیک هم می‌کردند اما اجازه ورود نمی‌دادند؛ در صورتی که ثانیه‌ها در این مواقع تعیین‌کننده است. در نتیجه به هر شکلی بود وارد محل حادثه شدیم. البته ما وارد محوطه بیت شدیم، نه ساختمانی که خود حضرت آقا آنجا حضور داشتند. همه جا تخریب شده بود. آتش در اطراف بود. برخی بناها نصفه و نیمه سالم مانده بودند. از ضلع روبه‌رو هم دوستان دیگرمان نفوذ کرده بودند و شروع به خاموش کردن آتش کردیم و در این میان هم پیکرهایی را پیدا و خارج کردیم.

    وی ادامه داد: تقریبا طی ۲ الی ۳ ساعت از ضلع شرقی که وارد شده بودیم، به ضلع جنوبی رسیدیم. هرجا که آتشی بود، خاموش می‌کردیم، اگر فردی نیاز به امداد داشت، انجام می‌دادیم. خودمان هم نمی‌دانستیم به ۱۰ قدمی بیت از پشت دیواری رسیدیم چرا‌که  راه ورود از جای دیگری بود. ما آنجا دری را مشاهده کردیم که فقط نیروهای خودی و امنیتی وارد می‌شدند، پرسیدیم آنجا کجاست؟ دوستان من را شناختند اما گفتند نمی‌توانید وارد شوید، فرمانده عملیات در کنار من حضور داشت گفت که ما باید بدانیم داخل چه خبر است؟ موتورخانه بیت هم آتش گرفته بود، فرمانده عملیات به من گفت که جلال من به داخل می‌روم، تو هم به آتش‌سوزی موتورخانه رسیدگی کن.

    سخنگوی سازمان سازمان آتش‌نشانی ادامه داد: به آتش‌سوزی موتورخانه رسیدگی کردیم، بالای سر موتورخانه یک کتابخانه بزرگ بود، ما برای ورود به این کتابخانه نردبان گذاشتیم وارد شدیم؛ آتش آنجا که کتاب‌های ایرانی و خارجی بسیاری داشت را هم گرفته بود. با همکاران شروع به خاموش کردن آتش کردیم. چندین بار در حین انجام عملیات می‌گفتند که محل را تخلیه کنیم، احتمال حضور جنگنده وجود دارد، اما هنوز هم خیلی باور نداشتیم جنگ رخ داده است، به خارج از محوطه می‌رفتیم اما خبری نمی‌شد و دوباره باز می‌گشتیم که همین امر در کارمان تاخیر می‌انداخت. دفعه بعدی که گفتند جنگنده درحال آمدن است گفتیم خبری نیست و کار خودمان را می‌کنیم؛ درحال خاموش کردن آتش کتابخانه بودیم که ناگهان صدای جنگنده را برای اولین بار شنیدیم.

    وی یادآور شد: در  جنگ ۱۲ روزه جنگنده‌ها نبودند و اغلب موشک زده می‌شد، اما در این جنگ برای اولین بار صدای جنگنده را شنیدیم و آنقدر نزدیک بود که فکر می‌کردیم خودی است،  اما پدافند شروع به کار کرد. اینجا بود که به بقیه دوستانم گفتم باید از محیط خارج شویم و با آن تجهیزات و لباس‌های سنگین آتش نشانی باید از بیت و آن خیابان خارج می‌شدیم. همچنان که ما می‌دویدیم صدای پدافند و جنگنده‌ها هم بیشتر می‌شد. خدا شاهد است احساس می‌کردم جنگنده از کنار چشمم رد می‌شد آنقدر صدا نزدیک بود. به ما گفتند روی زمین بخوابید. آنجا یه جوی آب بود در آن جوی دراز کشیدم و چند ثانیه بعد صدای انفجار شدیدی شنیدم و سرم را که بلند کردم دیدم از همان مسیری که ما آمدیم، دود بلند می‌شد. واقعاً از روی سر ما موج انفجار و تکه‌های چوب و شیشه عبور می‌کرد. بعد از اینکه فضا کمی آرام شد، بلند شدیم، کمی فاصله گرفتیم و مجدداً برگشتیم.

    ملکی گفت: بعداً فهمیدیم از همان جایی که اجازه ورود به ما داده نشد و فقط فرمانده ما حضور پیدا کردند، پیکر مطهر حضرت آقا پیدا شدند. حضرت آقا همان روز اول در ساعات اول پیدا شدند.

    وی بیان کرد: نیمه‌های شب بود که فرمانده عملیات  و مدیرعامل با من تماس گرفت،  و گفت که جلال گفته‌اند یک گروه نجات خوب به محل بیت بیاید و من  تو را معرفی کرده‌ام. حالا در این میان از اولین ساعات حمله تا فردای آن روز، بیت ۳ الی ۴ بار مورد اصابت قرار گرفته بود، بنابراین می‌دانستیم در شرایطی باید برویم که هر لحظه ممکن است دوباره انفجار صورت گیرد و رفتیم. من گفتم با حداقل نیرو برویم که با یکی از بچه‌ها رفتیم، البته خود مدیرعامل هم در محل بود. من با یکی از بچه‌ها به اتاق خوابی که حداقل در ۵ الی ۶ متری کنار منزل بود، رفتیم. می‌گفتند خود آقا را در محل دفتر کارشان پیدا کردند؛ یعنی اصلا اینکه می‌گویند تونل و این چیزها بوده است، اصلا چنین چیزی نبود.

    سخنگوی سازمان آتش‌نشانی ادامه داد: در اتاق بغلی دفتر کار آقا که منزل دخترشان بود یک اتاق خواب کوچک بود که تخریب شده بود و به زیر زمین رفته بود و اتاق روی هوا مانده بود فقط به خاطر این‌که به دیوار اتاق‌های بغلی چسبیده بود. به من گفتند که خودشان تا صبح گشته‌اند چیزی پیدا نکرده‌اند، گفتم دلیل دارد چراکه هم این افراد تخصص جست‌وجو ندارند هم اینکه آنجا امنیتی وجود نداشت چراکه دیوارها تا کف زمین ۳ متر ارتفاع دارد و روی هوا مانده بود و اگر دوباره بمبی انداخته شود همه چیز تخریب و همه کسانی که اینجا هستند مدفون خواهند شد ما با علم به این قضیه پایین رفتیم.

    وی ادامه داد: به من گفتند نوه آقا با مادرش اینجا هستند. من پیش خودم فکر می‌کردم دنبال یک انسان ۲۰ یا ۳۰ ساله با توجه به سن خود آقا باید بگردم. درحال جستجو بودیم شاید یک الی ۲ ساعت بعد یک دفعه یک دست کوچک دیدم که از زیر خاک بیرون آمده بود.  تا این را دیدم به آن آقایی که بالای سرم بود گفتم من اینجا یک بچه کوچک یک یا ۲ ساله می‌بینم، مگر نوه آقا بزرگ نیست؟ گفت خیر، نوه آقا ۱۴ ماهه است. نوه آقا را از زیر آوار بیرون آوردیم، بدن سالم بود اما مقداری سرش آسیب دیده بود. حتی یادم هست که وقتی پیکر این بچه پیدا شد،  هم خوشحال بودیم و هم ناراحت، کسی که بالای سر ما بود داد زد پیدا شد، گفتم آقا داد نزن این ساختمان ایمن نیست، فقط یک پتو به من بده. پتو را که به من رساند، بچه را داخل پتو گذاشتم که شاید کلا ۴۰ سانت می‌شد. پیکر دخترشان هم که آسیب شدید دیده بود پیدا شد، پیکرها را تحویل دادیم و خارج شدیم.

    ملکی ادامه داد: در مدت فعالیت کاری‌ام در حوادث بسیاری شرکت کرده‌ام، در  بیش از ۳۵۰۰ حادثه کوچک و بزرگ حضور مستقیم داشتیم. دیگر دیدن جنازه سوخته و تکه تکه شده و یا زیر آوار مانده، یا حتی جنازه‌ای که ماه‌ها از مرگش گذشته و بو گرفته ما را اذیت نمی‌کند، عادت کرده‌ایم. اما وقتی این بچه را دیدم خدا شاهد است گریه کردم، زیرا وقتی یک بچه کوچک در حادثه از دست می‌رود، بی‌تقصیرترین فرد است. یک نفر که هنگام رانندگی  تصادف  و فوت می‌کند، همه می‌گویند خودش هم باید مراقبت می‌کرد و آهسته‌تر رانندگی می‌کرد، اما بچه‌ای که در صندلی عقب ماشین نشسته است چه گناهی کرده؟ از دست دادن جان یک بچه بسیار دردناک است.

    وی گفت: ما بچه‌هایی را در این جنگ دیدیم که به شهادت رسیدند که به سن کوله‌پشتی هم نرسیده بودند که به مدرسه بروند، یعنی کودکان چندماهه را از زیر آور جنگ بیرون کشیدیم. کوچک‌ترین شهید تهران یک بچه سه‌ماه بود که به همراه پدر و مادرش شهید شده بود. در حال جستجو بودیم که دیدیم زیر پتو یک بچه ۳ ماهه است که پهلوی این بچه ترکش خورده بود.

    سخنگوی سازمان آتش نشانی ادامه داد:  ۴۰ روز این جنگ ادامه پیدا کرد. بچه‌های ما در این ۴۰ شب شاید ۱۰ شب یک بار تنها برای چند ساعت به خانه رفتند. روزهای سختی را پشت سر گذاشتیم. سال گذشته، سال سختی بود. آغازش با اتفافات بندرعباس بود که من ۵  روز آنجا بودم. وقتی برگشتیم چند روز بعد جنگ ۱۲ روزه آغاز شد. بعد آتش‌سوزی جنگل الیت و کاله آمل رخ داد. اتفاقات تلخ دی‌ماه را داشتیم که بسیار به ما آسیب زد و بسیاری از تجهیزات ما از بین رفت و بعد هم جنگ رمضان را شاهد بودیم. جنگی که  ۴۰ شبانه‌روز ادامه داشت، همه پای کار بودند. مردم دست‌به‌دست هم دادند. شخصاً به عنوان یک شهروند و امدادگر، قدردان و دست بوس مردم با معرفت هستم. هرچقدر دشمنان گفتند به خیابان‌ها بیایید، نیامدند.  از مسئولان می‌خواهم جبران محبت‌های این مردم را کنند، مردمی که در دنیا بی‌نظیر هستند. مردمی که شرایط جنگ و سختی را تحمل می‌کنند و به خاطر حضورشان  در خیابان‌ها، در میدان‌ها و با حمایت از آب، خاک و وطن، تجربه‌‌های تلخ  را به  شیرینی تبدیل کنیم، این تلاش‌ها باید پاداش و جبران مناسبی داشته باشد.

  • از «زمزمه‌های توافق» تا «دبه آمریکا»؛ چه خواهد شد؟

    از «زمزمه‌های توافق» تا «دبه آمریکا»؛ چه خواهد شد؟

    به گزارش اقتصادران، فضای سیاسی و رسانه‌ای ایران طی ساعات گذشته مملو از خبرها، گمانه‌زنی‌ها و روایت‌های ضدونقیض درباره توافق احتمالی میان تهران و واشنگتن شده، یک نکته بیش از همه جلب توجه می‌کند؛ اینکه حتی پیش از اعلام رسمی هرگونه تفاهم، جنگ روایت‌ها درباره «مفاد توافق» آغاز شده است. از توییت معنادار حسام‌الدین آشنا درباره «فتحی دیگر در مسیر بیت‌المقدس» تا واکنش اصولگرایان و هشدار رسانه‌های نزدیک به سپاه درباره «دبه‌کردن آمریکا»، همه نشان می‌دهد که ماجرا دیگر صرفاً یک مذاکره دیپلماتیک نیست؛ بلکه نبردی سیاسی بر سر تفسیر توافقی است که هنوز نهایی نشده است.

    ادعای واشنگتن، تکذیب تهران

    ماجرا از ادعای ترامپ درباره نزدیکی توافق و گزارش رسانه‌های آمریکایی از جمله نیویورک‌تایمز و اکسیوس درباره جزئیات تفاهم احتمالی شروع شد؛ تفاهمی که گفته می‌شود در قالب یک یادداشت ۶۰ روزه، شامل کاهش تنش در تنگه هرمز، تسهیل فروش نفت ایران و ادامه مذاکرات هسته‌ای خواهد بود. اکسیوس حتی مدعی شد ایران تعهدات شفاهی درباره توقف غنی‌سازی و کنار گذاشتن ذخایر اورانیوم با غنای بالا داده است. اما خیلی زود، تهران تلاش کرد روایت آمریکایی‌ها را اصلاح کند.

    خبرگزاری فارس، با اشاره به گزارش نیویورک‌تایمز نوشت ادعای مستثنی‌شدن اسرائیل از تعهدات توافق «فاقد وجاهت» است و طبق متن مورد توافق، آمریکا و متحدانش متعهد می‌شوند به ایران و نیرو‌های هم‌پیمانش حمله نکنند. این رسانه همچنین تأکید کرد آمریکا دوباره بر سر آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده ایران «دبه» کرده و می‌خواهد این منابع را نسیه و موکول به آینده کند؛ موضوعی که به گفته فارس، یکی از خطوط قرمز جمهوری اسلامی در مذاکرات است.

    در واقع، آنچه اکنون بیش از هر چیز مانع نهایی‌شدن توافق به نظر می‌رسد، نه اصل تفاهم بلکه بی‌اعتمادی عمیق دو طرف نسبت به اجرای تعهدات است. خبرگزاری تسنیم نیز به نقل از منابع مطلع تأکید کرده اختلاف بر سر «یکی دو بند» همچنان ادامه دارد و مانع‌تراشی آمریکا اجازه نهایی‌شدن توافق را نداده است. همزمان یک منبع ارشد ایرانی به رویترز گفته تهران اساساً با انتقال ذخایر اورانیوم غنی‌شده به خارج از کشور موافقت نکرده و موضوع هسته‌ای هنوز بخشی از تفاهم فعلی نیست.

    این تناقض‌ها نشان می‌دهد توافق احتمالی، اگر هم شکل بگیرد، بیش از آنکه یک «توافق جامع» باشد، نوعی آتش‌بس سیاسی و امنیتی موقت است؛ توافقی برای جلوگیری از ورود منطقه به جنگی فراگیر. به همین دلیل هم نقش کشور‌های منطقه، به‌ویژه پاکستان و قطر، در میانجی‌گری برجسته شده است. فداحسین مالکی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، صراحتاً گفته کشور‌های منطقه نگران تبعات جنگ هستند و تلاش می‌کنند بحران از خاورمیانه دور شود.

    خرمشهرِ امروز؛ تنگه هرمز

    اما در داخل ایران، شکاف بر سر تنگه هرمز و نحوه مواجهه با آمریکا کاملاً آشکار است. از یک سو، مسعود پزشکیان در پیام خود به مناسبت سوم خرداد، «خرمشهر امروز» را خلیج فارس و تنگه هرمز توصیف می‌کند و همزمان بر هماهنگی همه تصمیمات با شورای عالی امنیت ملی و رهبری تأکید دارد؛ پیامی که بیشتر از هر چیز تلاش برای مدیریت اختلافات داخلی و حفظ انسجام سیاسی را نشان می‌دهد. از سوی دیگر، چهره‌هایی، چون حسین شریعتمداری و برخی نمایندگان مجلس آشکارا هشدار می‌دهند که نباید مدیریت تنگه هرمز به وضعیت پیش از جنگ بازگردد.

    کیهان در یادداشت امروز خود با لحنی تند از برخی دیپلمات‌ها گلایه کرده و نوشته انگار قرار است پس از پایان بحران، قوانین حاکم بر تنگه به شرایط سابق برگردد. همزمان علی خزایی، نماینده مجلس، حتی پا را فراتر گذاشته و گفته هیچ کشتی متعلق به آمریکا و اسرائیل حق عبور از تنگه هرمز را ندارد و همه کشتی‌ها باید از ایران مجوز بگیرند. این مواضع نشان می‌دهد بخشی از جریان تندرو در ایران، کنترل تنگه هرمز را نه صرفاً یک ابزار فشار موقت، بلکه دستاوردی راهبردی می‌داند که نباید در هیچ توافقی واگذار شود.

    مین‌های بی‌اعتمادی زیر پای توافق احتمالی

    در طرف مقابل نیز اوضاع چندان متفاوت نیست. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، تأکید کرده تنگه هرمز یک آبراه بین‌المللی است و ایران مالک آن نیست. در اسرائیل هم نگرانی‌ها از توافق احتمالی بالا گرفته و برخی مقام‌های این رژیم هشدار داده‌اند که توافق جدید ممکن است به تهران اجازه دهد از تنگه هرمز به‌عنوان اهرم دائمی فشار استفاده کند.

    همین وضعیت باعث شده توافق احتمالی، حتی پیش از امضا، مخالفان جدی در هر دو سوی ماجرا داشته باشد؛ مخالفانی که هرکدام معتقدند طرف مقابل امتیاز بیشتری گرفته است. سیاوش اردلان، خبرنگار بی‌بی‌سی، در توصیف این وضعیت نوشته امروز روز فروریختن «کاخ آرزو‌های حامیان ادامه جنگ» است؛ چون در آمریکا خواهند پرسید چرا اجازه فروش نفت به ایران داده می‌شود و در ایران خواهند گفت چرا تنگه هرمز باز می‌شود.

    شاید همین جمله، بهترین توصیف وضعیت فعلی باشد؛ توافقی که هنوز نهایی نشده، اما همزمان هم جنگ‌طلبان آمریکایی را نگران کرده و هم تندرو‌های داخلی را. با این حال، واقعیت آن است که مسیر رسیدن به توافق نهایی همچنان طولانی و پرابهام است. نه پرونده هسته‌ای حل شده، نه سرنوشت تحریم‌ها روشن است و نه حتی درباره نحوه مدیریت تنگه هرمز اجماع وجود دارد. اما آنچه اکنون بیش از هر زمان دیگری دیده می‌شود، غلبه «ضرورت جلوگیری از جنگ» بر فضای تصمیم‌گیری تهران، واشینگتن و حتی کشور‌های منطقه است؛ ضرورتی که شاید دو طرف را ناچار کند، ولو موقت، روی مین‌های بی‌اعتمادی قدم بگذارند.