دسته: سیاسی

  • با اعصاب مردم وَر نروید!!

    با اعصاب مردم وَر نروید!!

    به گزارش اقتصادران، اگر از بگومگو‌های داخلی ـ که متاسفانه گاه جناح‌ها را از مصالح ملّی غافل می‌کند ـ بگذریم، حال مردم ما در عین بار کمرشکن تورّم و گرانی، حال پایمردی و فهم آینده‌نگری برای خطّه‌ی مردخیز و زَرریز ایران است؛ اگر برخی ادّعا‌ها و سر و صدا‌های تفرقه‌آمیز، ولو به نام «پایداری» مجال دهد!

    روزنامه اطلاعات نوشت: در این میان نهایت کوته‌نظری و فرصت‌طلبی است، اگر برخی خودآگاه یا ناخودآگاه در این مقطعِ وحدت و انسجامِ قابل قبول و حداکثری مردم، به دنبال دوختن کلاهی از این نمد باشند؛ فرقی نمی‌کند که خودروساز باشد یا بانک‌دار؛ ارزاق‌فروش باشد یا تعمیرکار؛ مجلسی باشد یا محفلی؛ در یک کلام، اقتصادی باشد یا سیاسی.

    یادمان نرود، در روز‌های پیش از جنگ، چه دوازده روزه چه بعد از آن، سرگرمی و بعضاً غوغاآفرینیِ هرروزه‌ی برخی در مناصب مختلف، عمدتاً تقنینی، چه بار غفلتی را نسبت به وقوع حوادث آینده بر کشور و مردم تحمیل کرد؛ که بازگفتن آنها، هم عبور از خطوط قرمز دوران جنگ است؛ هم شماتتی که دیگر دورانش گذشته است؛ اما آینده را چه کنیم؟

    آیا این مردم را برای آینده‌ی ثبات بعد از جنگ هم نیاز داریم؟ جوابش از آفتاب روشن‌تر است؛ پس:

    ـ رسانه‌ی رسمی و عمومی، پایش را کمتر بر عصب‌های جهنده‌ی مردم بگذارد و از مجریان ملیح و نمکین بخواهد که آحاد مردم را در این انسجام و هم‌دلی، یکسان احترام کنند.

    ـ دولتمردان، به جای طفره‌رفتن از پاسخگویی در برابر اقداماتی که مردم دلیلش و منبعش را نمی‌شناسند، جرأت‌ورزی و مسئولیّت‌پذیری را بیش از پیش به خرج دهند.

    ـ تریبون‌داران، مردمان را در روز همان‌گونه ببینند که در شب!

    با وحدت و هم‌دلی و مهربانی پیروزیم و هیچ دخلی و شباهتی به دوران جنگ جهانی اول و دوم نداریم.

  • ۵ پیش‌بینی برای رویارویی ایران و آمریکا

    ۵ پیش‌بینی برای رویارویی ایران و آمریکا

    به گزارش اقتصادران، در حالی که تحرکات دیپلماتیک میان تهران، واشنگتن و بازیگران منطقه‌ای وارد مرحله‌ای حساس شده، نشریه آمریکایی «نیوزویک» با بررسی آخرین تحولات سیاسی و امنیتی، پنج سناریوی احتمالی برای آینده رویارویی ایران و آمریکا را ترسیم کرده؛ سناریوهایی که از بازگشت به جنگ مستقیم تا تداوم یک آتش‌بس شکننده و فرسایشی را شامل می‌شود.

    نیوزویک مدعی شد: در روزهای اخیر، همزمان با افزایش رایزنی‌های منطقه‌ای، وزیر کشور پاکستان برای دومین بار در کمتر از یک هفته راهی تهران شد؛ سفری که بسیاری از تحلیلگران آن را بخشی از تلاش‌های پشت‌پرده برای کاهش تنش میان ایران و آمریکا ارزیابی می‌کنند. در سوی دیگر، مجلس سنای آمریکا نیز در اقدامی کم‌سابقه با ۵۰ رأی موافق، اختیارات نظامی دونالد ترامپ علیه ایران را محدود کرد؛ هرچند پیش‌بینی می‌شود رئیس‌جمهور آمریکا این مصوبه را وتو کند.

    همزمان تماس‌های مداوم تلفنی میان ترامپ و بنیامین نتانیاهو ادامه دارد و گمانه‌زنی‌هایی نیز درباره احتمال سفر سید عباس عراقچی به نیویورک برای شرکت در نشست شورای امنیت سازمان ملل به ریاست چین مطرح شده است؛ مجموعه تحولاتی که نشان می‌دهد پرونده ایران بار دیگر به یکی از اصلی‌ترین محورهای سیاست خارجی قدرت‌های جهانی تبدیل شده است.

    در چنین فضایی، نیوزویک پنج سناریوی احتمالی را برای آینده تنش میان تهران و واشنگتن مطرح کرده است.

    نخستین و یکی از محتمل‌ترین سناریوها، بازگشت آمریکا به حملات نظامی محدود با هدف وادار کردن ایران به بازگشت به میز مذاکره «با شروطی بهتر» عنوان شده است؛ سناریویی که می‌تواند به افزایش تنش‌های منطقه‌ای و ورود دوباره خاورمیانه به چرخه درگیری‌های مستقیم منجر شود.

    سناریوی دوم که این نشریه آن را «پایدارترین» گزینه توصیف می‌کند، توافق سیاسی پیش از آغاز یک جنگ گسترده است؛ به این معنا که ایران و آمریکا، پیش از عبور از نقطه بی‌بازگشت، به یک چارچوب توافقی برای مهار بحران دست پیدا کنند.

    در مقابل، نیوزویک «واقع‌بینانه‌ترین سناریوی منفی» را تبدیل شدن شرایط کنونی به یک جنگ فرسایشی مزمن می‌داند؛ وضعیتی که در آن نه جنگی تمام‌عیار رخ می‌دهد و نه صلحی پایدار شکل می‌گیرد و منطقه برای مدت طولانی در وضعیت بی‌ثباتی باقی می‌ماند.

    چهارمین سناریو، ورود علنی کشورهای حوزه خلیج فارس به جنگ احتمالی است؛ رخدادی که می‌تواند معادلات امنیتی منطقه را به شکل کامل تغییر دهد و دامنه درگیری را به سطحی بسیار گسترده‌تر بکشاند.

    اما به باور نیوزویک، محتمل‌ترین گزینه، تداوم یک «آتش‌بس ظاهری و صوری» است؛ وضعیتی که در آن اگرچه جنگ رسمی و گسترده‌ای آغاز نمی‌شود، اما تحریم‌ها، محاصره دریایی، تنش در تنگه هرمز، حملات سایبری و عملیات پهپادی همچنان ادامه پیدا می‌کند.

    بر اساس این تحلیل، منطقه ممکن است وارد دوره‌ای شود که در آن تقابل ایران و آمریکا نه در قالب جنگ کلاسیک، بلکه در شکل یک رویارویی دائمی، چندلایه و کنترل‌شده ادامه یابد؛ وضعیتی که می‌تواند اقتصاد انرژی، امنیت خلیج فارس و آینده مذاکرات هسته‌ای را تحت تاثیر مستقیم قرار دهد.

  • سرنوشت تنش بین ایران و آمریکا؛ چه شد، چه خواهد شد؟

    سرنوشت تنش بین ایران و آمریکا؛ چه شد، چه خواهد شد؟

    به گزارش اقتصادران، پس از بیش از یک ماه آتش‌بس شکننده میان ایران، آمریکا و اسرائیل، تحولات هفته گذشته نشان می‌دهد بحران وارد حساس‌ترین مرحله خود شده است؛ مرحله‌ای که در آن هم‌زمان نشانه‌های دیپلماسی فشرده، آماده‌باش نظامی، تحرکات منطقه‌ای و تهدید بازگشت جنگ دیده می‌شود.

     رفت‌وآمدهای مکرر مقام‌های پاکستانی به تهران، ورود چین به پرونده تنگه هرمز، حملات پهپادی به زیرساخت‌های امارات و هشدارهای پی‌درپی دونالد ترامپ، همگی نشان می‌دهد خاورمیانه اکنون در آستانه تصمیمی قرار گرفته که می‌تواند یا به توافقی موقت ختم شود یا منطقه را دوباره وارد جنگی گسترده کند.

    تایم‌لاین تحولات یک هفته گذشته چه شد؟

    چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵؛ سفر ترامپ به چین و ورود پکن به بحران ایران

    یکی از مهم‌ترین رخدادهای هفته، سفر دونالد ترامپ به پکن و دیدار مستقیم او با شی جین‌پینگ بود؛ سفری که بخش مهمی از آن به جنگ ایران، بحران تنگه هرمز و امنیت انرژی جهان اختصاص داشت. واشنگتن تلاش کرد چین را برای اعمال فشار بیشتر بر تهران جهت بازگشایی کامل تنگه هرمز و کاهش تنش‌ها متقاعد کند. در پایان این سفر، دو طرف بدون دستیابی به توافق عملی، تنها بر ضرورت باز ماندن مسیر انرژی و جلوگیری از اختلال در عبور نفتکش‌ها تأکید کردند. رویترز گزارش داد ترامپ امیدوار بود چین به دلیل وابستگی شدید به نفت خلیج فارس، نقش فعال‌تری در مهار بحران ایفا کند، اما پکن از ورود مستقیم به فشار علیه تهران خودداری کرد.

    شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵؛ نگرانی بازارها پس از شکست نسبی مذاکرات پکن

    پس از پایان سفر ترامپ به چین، رسانه‌های اقتصادی جهان گزارش دادند که عدم دستیابی به پیشرفت واقعی درباره تنگه هرمز باعث افزایش نگرانی در بازار انرژی شده است. قیمت نفت دوباره جهش کرد و تحلیلگران هشدار دادند اگر مسیر صادرات انرژی خلیج فارس به‌طور کامل باز نشود، اقتصاد جهانی وارد شوک جدیدی خواهد شد.

    شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵؛ نخستین سفر وزیر کشور پاکستان به تهران

    در ادامه فعال شدن میانجی‌گری منطقه‌ای، محسن نقوی وزیر کشور پاکستان وارد تهران شد. منابع منطقه‌ای گزارش دادند اسلام‌آباد اکنون به یکی از مهم‌ترین کانال‌های ارتباطی غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن تبدیل شده و تلاش می‌کند مانع بازگشت درگیری شود. این سفر در شرایطی انجام شد که آمریکا و اسرائیل همچنان بخشی از نیروهای خود را در وضعیت آماده‌باش نگه داشته بودند.

    یکشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵؛ انتقال پیشنهاد اصلاح‌شده ایران و افزایش تحرکات نظامی

    رویترز گزارش داد پاکستان نسخه اصلاح‌شده پیشنهاد ایران را به آمریکا منتقل کرده است. اندکی بعد رسانه‌های غربی به نقل از مقامات آمریکایی این پیشنهاد اصلاح شده را «ناکافی» خواندند. هم‌زمان رسانه‌های منطقه‌ای از استقرار هزاران نیروی پاکستانی، اسکادران جنگنده و سامانه‌های دفاعی در عربستان سعودی خبر دادند. هرچند اسلام‌آباد این اقدام را بخشی از همکاری دفاعی معمول با ریاض توصیف کرد، اما بسیاری از تحلیلگران آن را نشانه نگرانی کشورهای عربی از احتمال فروپاشی آتش‌بس و بازگشت جنگ دانستند.

    یکشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵؛ حمله پهپادی به نزدیکی نیروگاه هسته‌ای براکه امارات

    در یکی از خطرناک‌ترین رخدادهای هفته، حمله پهپادی به محوطه بیرونی نیروگاه هسته‌ای براکه در امارات باعث آتش‌سوزی در یک ژنراتور برق شد. مقام‌های اماراتی اعلام کردند سامانه‌های ایمنی هسته‌ای آسیب ندیده و نشتی رادیواکتیو رخ نداده است، اما آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نسبت به خطر هدف قرار گرفتن تأسیسات هسته‌ای در جریان جنگ هشدار داد. برخی رسانه‌های غربی و عربی گزارش دادند پهپادها احتمالاً از خاک عراق و توسط گروه‌های نزدیک به ایران شلیک شده‌اند. اندکی بعد نیز عربستان از مواجهه با چند پهپاد خبر داد. این حمله باعث شد نگرانی‌ها درباره گسترش جنگ به کل زیرساخت‌های انرژی خلیج فارس به‌شدت افزایش یابد.

    یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵؛ انتقال پیشنهاد اصلاح‌شده ایران و افزایش تحرکات نظامی

    رویترز گزارش داد پاکستان نسخه اصلاح‌شده پیشنهاد ایران را به آمریکا منتقل کرده است. هم‌زمان رسانه‌های منطقه‌ای از استقرار هزاران نیروی پاکستانی، اسکادران جنگنده و سامانه‌های دفاعی در عربستان سعودی خبر دادند. هرچند اسلام‌آباد این اقدام را بخشی از همکاری دفاعی معمول با ریاض توصیف کرد، اما بسیاری از تحلیلگران آن را نشانه نگرانی کشورهای عربی از احتمال فروپاشی آتش‌بس و بازگشت جنگ دانستند.

    دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵؛ ترامپ از تعلیق حمله علیه ایران خبر داد

    دونالد ترامپ اعلام کرد حمله‌ای که قرار بود روز سه‌شنبه علیه ایران انجام شود، به درخواست رهبران عربستان، قطر و امارات متوقف شده است. او گفت رهبران عربی معتقدند هنوز امکان دستیابی به توافق وجود دارد و از آمریکا خواسته‌اند زمان بیشتری به دیپلماسی داده شود. ترامپ هم‌زمان هشدار داد اگر مذاکرات شکست بخورد، آمریکا آماده «حمله گسترده» خواهد بود.

    سه‌شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵؛ ضرب‌الاجل تازه ترامپ

    تنها یک روز پس از اعلام تعویق حمله، ترامپ لحن شدیدتری اتخاذ کرد و گفت ایران «دو یا سه روز» فرصت دارد تا به توافق نزدیک شود. رسانه‌های اسرائیلی و آمریکایی گزارش دادند که تل‌آویو همچنان احتمال ازسرگیری عملیات نظامی را بالا می‌داند و نیروهای آمریکایی در منطقه نیز در آماده‌باش کامل باقی مانده‌اند.

    چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵؛ دومین سفر وزیر کشور پاکستان و آخرین تلاش دیپلماتیک

    امروز چهارشنبه، محسن نقوی برای دومین بار طی کمتر از یک هفته وارد تهران شد؛ سفری که بسیاری از رسانه‌ها آن را آخرین تلاش فشرده برای جلوگیری از شکست مذاکرات توصیف کرده‌اند. این سفر در شرایطی انجام می‌شود که هم آمریکا و هم اسرائیل تأکید کرده‌اند گزینه نظامی همچنان روی میز است، اما کشورهای عربی و پاکستان تلاش می‌کنند پنجره دیپلماسی را باز نگه دارند.

    سناریوهای محتمل آینده مذاکرات چه خواهد شد؟

    سناریوی اول؛ توافق موقت و تمدید آتش‌بس

    بسیاری از تحلیلگران رویترز، الجزیره و شورای روابط خارجی آمریکا معتقدند محتمل‌ترین مسیر، دستیابی به توافقی محدود و موقت است. در این سناریو، ایران برخی محدودیت‌های موقتی درباره فعالیت‌های هسته‌ای و دریایی را می‌پذیرد و در مقابل بخشی از فشارهای اقتصادی و محدودیت‌های نفتی کاهش پیدا می‌کند. هدف اصلی چنین توافقی، جلوگیری از بازگشت فوری جنگ و خرید زمان برای مذاکرات گسترده‌تر خواهد بود.

    سناریوی دوم؛ آتش‌بس شکننده بدون توافق نهایی

    برخی تحلیلگران آمریکایی و اسرائیلی معتقدند منطقه وارد مرحله «نه جنگ، نه صلح» شده است؛ وضعیتی که در آن مذاکرات ادامه پیدا می‌کند اما توافق نهایی حاصل نمی‌شود. در این شرایط، آمریکا فشار تحریمی و نظامی را حفظ می‌کند و ایران نیز اهرم‌های منطقه‌ای و کنترل محدود بر تنگه هرمز را کنار نمی‌گذارد. نتیجه چنین وضعیتی، ادامه بحران در سطحی کنترل‌شده اما ناپایدار خواهد بود.

    سناریوی سوم؛ شکست مذاکرات و بازگشت جنگ

    پس از هشدارهای اخیر ترامپ، این سناریو دوباره جدی شده است. رسانه‌های آمریکایی گزارش داده‌اند که پنتاگون همچنان گزینه حمله مجدد را فعال نگه داشته و اسرائیل نیز خود را برای بازگشت درگیری آماده می‌کند. حمله پهپادی به نیروگاه براکه و افزایش تحرکات نظامی در خلیج فارس نیز نشان می‌دهد منطقه همچنان در وضعیت انفجاری قرار دارد و هر حادثه‌ای می‌تواند آتش جنگ را دوباره شعله‌ور کند.

  • ترامپ قصد حمله مجدد به ایران را نداشت!

    ترامپ قصد حمله مجدد به ایران را نداشت!

    به گزارش اقتصادران، وبگاه خبری-تحلیلی «آکسیوس» شامگاه سه‌شنبه ادعای «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا درباره داشتن برنامه‌ای برای حمله مجدد به جمهوری اسلامی ایران را رد کرد.

    آکسیوس به نقل از مقام‌های آمریکایی مطلع نوشت: «ترامپ قبل از اعلام توقف حملات، در واقع تصمیمی برای حمله به ایران نگرفته بود. در حالی که او ادعا می‌کرد یک ساعت تا صدور دستور فاصله داشته است».

    این منابع که نامشان فاش نشد، به این وبگاه گفتند که ساعاتی پیش، ترامپ جلسه‌ای با تیم ارشد امنیت ملی خود درمورد ایران تشکیل داد که شامل توضیحاتی درمورد گزینه‌های نظامی احتمالی بود.

    آکسیوس به نقل از یک مقام آمریکایی نزدیک به ترامپ افزود که چندین نفر از تندرو‌های دولت واشنگتن که از روز دوشنبه با او صحبت کرده‌اند، این برداشت را داشته‌اند که «او می‌خواهد با اجبار آنها را به سمت مذاکرات سوق دهد».

    طبق این گزارش، بسیاری دیگر از مقامات آمریکایی از بیانیه ترامپ در روز دوشنبه شگفت‌زده شده و اذعان کردند که درمورد مسیری که ترامپ در پیش گرفته، گیج شده‌اند. برخی فکر می‌کنند اگر هیچ پیشرفت دیپلماتیکی حاصل نشود، او ممکن است دوباره درمورد اقدام نظامی تردید کند.

  • احمدی‌نژاد قرار بود رهبر شود!!!

    احمدی‌نژاد قرار بود رهبر شود!!!

    به گزارش اقتصادران، سکوت سنگین، طولانی و تا حدودی مرموز محمود احمدی‌نژاد در دوران پرالتهاب جنگ و تحولات نظامی اخیر، سرانجام با افشاگری تکان‌دهنده روزنامه «نیویورک‌تایمز» رمزگشایی شد. گزارشی که این روزنامه به نقل از مقامات آگاه آمریکایی منتشر کرد، تکه‌ای کلیدی از یک پازل بزرگ اطلاعاتی را برملا ساخت: «عملیات خشم حماسی»؛ طرحی محرمانه و ناکام از سوی اتاق‌های فکر واشنگتن و تل‌آویو که هدف اولیه آن، نه فقط کوبیدن زیرساخت‌ها، بلکه مهندسی ساختار سیاسی ایران پساجنگ با محوریت روی کار آوردن دوباره رئیس دولت‌های نهم و دهم بود.

    این خبر برای ناظران سیاسی یک شوک تمام‌عیار بود. مردی که روزگاری با ادبیات تند و نامتعارف خود، روابط خارجی ایران را به لبه پرتگاه برد و تندترین مواضع را علیه تل‌آویو اتخاذ کرد، بر اساس این اسناد، به عنوان مهره اصلی یک طرح تحمیلی برای آینده سیاسی کشور در نظر گرفته شده بود. این تناقض آشکار، بار دیگر نشان داد که در شطرنج سیاست بین‌الملل، خطوط قرمز چقدر سیال و منافع قدرت‌های خارجی چقدر ابزارگرایانه و بدون اصالت هستند.

    از شایعه ترور تا ماجرای «طرح فرار»

    در همان روز‌های نخست آغاز درگیری‌ها، یک انفجار مهیب در حوالی میدان ۷۲ نارمک (محل سکونت احمدی‌نژاد) موجی از اخبار ضد و نقیض را در فضای رسانه‌ای داخل کشور کلید زد. در آن مقطع، بخش عمده‌ای از رسانه‌ها گرفتار حدس و گمان بودند؛ عده‌ای از ترور بیولوژیک سخن می‌گفتند و برخی دیگر از هدف قرار گرفتن او توسط پهپادها. در این میان، موضع‌گیری چهره‌های نزدیکی مثل عباس امیری‌فر (مشاور سابق او) که در گفت‌و‌گو با رسانه‌ها صرفاً از «آسیب جزئی پا، موج‌گرفتگی احمدی‌نژاد و انتقال او به مکانی امن در شمال کشور برای رعایت پروتکل‌های امنیتی» سخن گفت، آدرس کوتاهی از یک رویداد بزرگتر بود.

    حالا با انتشار اسناد نیویورک‌تایمز، ابعاد هولناک آن روز روشن شده است. هدف حملات موشکی و پهپادی اسرائیل به هیچ وجه حذف فیزیکی احمدی‌نژاد نبود؛ بلکه هدف، نابودی دقیق کانکس‌ها، پست‌های مراقبتی و حلقه‌های حفاظتی پیرامون وی بود. برنامه‌ریزان غربی با این فرض اطلاعاتی که احمدی‌نژاد در سال‌های اخیر تحت حصر یا محدودیت شدید اقامتی و حرکتی قرار داشته، درصدد بودند با از بین بردن این ساختار مراقبتی، او را به تعبیر خود «آزاد» کنند. سناریوی آنها این بود که در صورت بروز خلاء قدرت ناشی از حملات سنگین اولیه، احمدی‌نژاد به عنوان یک چهره پوپولیست با پایگاه رای سنتی، موج‌سواری کرده و فرمان هدایت یک دوره انتقالی را به دست بگیرد.

    اما این محاسبات فانتزی و هالیوودی در همان گام اول به صخره سخت واقعیت برخورد کرد. محاسبات فنی مهاجمان پایگاه نارمک درست از آب درنیامد؛ موج شدید انفجار و ترکش‌های برخورد، به خود احمدی‌نژاد اصابت کرد و او را مجروح ساخت. این تجربه نزدیک به مرگ، چنان شوک روانی و امنیتی جدی به او وارد کرد که او را از هرگونه بازی در این سناریو سرخورده کرد. رئیس‌جمهور اسبق به جای ایفای نقش در این ویترین تحمیلی، سکوت پیشه کرد، از انظار پنهان شد و کل این راهبرد اطلاعاتی بیگانه را در نطفه خفه کرد.

    چرا احمدی‌نژاد؟

    با خواندن این گزارش عجیب و شوکه کننده نیویورک تایمز این سوال به ذهن می‌رسد که چرا غرب و اسرائیل به سراغ چهره‌ای رفتند که سابقه مواضع تند رادیکال داشته است؟ پاسخ را باید در سه لایه تحلیل کرد. نخست، انزوا و پتانسیل انتقام‌جویی. طراحان خارجی تصور می‌کردند شکاف عمیق، حذفی و آشتی‌ناپذیر محمود احمدی‌نژاد با هسته سخت قدرت در یک دهه گذشته (به‌ویژه پس از رد صلاحیت‌های پی‌درپی او در انتخابات)، او را به نقطه‌ای رسانده که حاضر است برای بازگشت به اریکه قدرت، با هر تغییر ساختاری همراه شود.

    دوم، برند پوپولیستی و توده‌گرایی احمدی‌نژاد. از نظر غرب، جریان‌های مدرن و اصلاح‌طلب گزینه‌های مناسبی برای پروژه‌های ناگهانی و برخاسته از دل جنگ نیستند؛ زیرا آنها به فرآیند‌های دموکراتیک، جامعه مدنی و صندوق رای اصالت می‌دهند. در مقابل، یک چهره پوپولیست با شعار‌های معیشتی چتر جذابی برای مدیریت توده‌ها در دوران آشوب محسوب می‌شد.

    سوم، مواضع غیرقابل‌پیش‌بینی. احمدی‌نژاد همواره به عنوان یک کاراکتر غیرقابل‌پیش‌بینی در سیاست ایران شناخته شده است. این خصلت، او را در دید تئوریسین‌های تغییر رژیم، به مهره‌ای منعطف تبدیل می‌کرد که می‌توانست امکان چرخش‌های ناگهانی تئوریک – از شعار نابودی اسرائیل تا پذیرش نظم جدید – را داشته باشد.

    درس‌های تاریخی برای جریان‌های داخلی

    رویداد نارمک و افشاگری نیویورک‌تایمز، یک درس بزرگ و گزنده تاریخی برای تمامی جریانات سیاسی درون کشور است. محمود احمدی‌نژاد که در اواسط دهه ۸۰ با به حاشیه راندن نیرو‌های اصیل، عقلانی، فن‌سالار و مصلح کشور، بسترساز انزوای بین‌المللی ایران و صدور تندترین قطعنامه‌های شورای امنیت شد، در نهایت خود به واسطه همان ساختارزدایی و رفتار‌های رادیکال، مورد طمع و سوءاستفاده ابزاری بیگانگان قرار گرفت.

    این حادثه به وضوح نشان داد که تندروی، پوپولیسم و تضعیف نهاد‌های قانونی و مدنی، در بلندمدت چگونه امنیت ملی را آسیب‌پذیر کرده و کشور را به بستری برای پیاده‌سازی سناریو‌های شوم خارجی تبدیل می‌کند. راهبرد عقلانی جامعه ایران، نه تکیه بر منجی‌های پوشالی برآمده از دل موشک‌باران‌های خارجی، بلکه بازگشت به عقلانیت سیاسی، تقویت جامعه مدنی و صندوق‌های رای واقعی است. حالا باید منتظر ماند و دید خود احمدی‌نژاد چه زمانی شجاعت باز کردن قفل سکوت خود درباره این ماجرا را به دست خواهد آورد.

  • عبور خودروی عضو شورای شهر از روی پای یک کارگر به جای بوسیدن پینه دست‌هایش!!!

    عبور خودروی عضو شورای شهر از روی پای یک کارگر به جای بوسیدن پینه دست‌هایش!!!

    به گزارش اقتصادران، علی اصغر نجاری، دبیر اجرایی خانه کارگر استان زنجان، درباره تجمع کارگران شهرداری و حواشی آن گفت: در روزهای اخیر، مطالبات کارگران شهرداری شنیده نشد و آنها برای پیگیری بازگشت اضافه‌کاری‌هایشان، تجمعی مسالمت‌آمیز برگزار کردند. هنگام خروج یکی از اعضای شورای شهر به نام آقای مجتهدی، یکی از کارگران تلاش کرد با او صحبت کند و پاسخ بگیرد، اما راننده خودروی ایشان، بدون توجه به حضور کارگران، از روی پای آن کارگر رد شد.

    وی با اشاره به عواقب این حادثه افزود: پای این کارگر به شدت آسیب دیده، اما خوشبختانه استخوان کف پا نشکسته است. در صحبتی که با این کارگر داشتیم، ابتدا تصمیم به شکایت گرفته بود، اما بعد از گفتگو به این نتیجه رسید که اگر نماینده شورای شهر عذرخواهی نکند، شکایت کند.

    نجاری در پایان خاطرنشان کرد: ما همیشه شنیده بودیم که پیامبر اسلام بر دستان کارگر بوسه زده است، اما امروز شرایط به نحوی تغییر کرده که لاستیک خودروی عضو شورای شهر، بر پای کارگر بوسه می‌زند و آن را زخمی می‌کند. نمی‌توان از این اقدام گذشت؛ به همین دلیل، علاوه بر لزوم رسیدگی به مطالبات همه کارگران شهرداری زنجان، ما عذرخواهی آن عضو شورا از این کارگر را ضروری می‌دانیم.

  • چرا بانک مرکزی ١۵ میلیون دلار تتر به بابک زنجانی پس داد؟!

    چرا بانک مرکزی ١۵ میلیون دلار تتر به بابک زنجانی پس داد؟!

    به گزارش اقتصادران، حسینعلی حاجی‌دلیگانی، نایب رییس کمیسیون اصل نود مجلس در گفت‌وگو با ایلنا، درباره اقدام بانک مرکزی به بازگرداندن ١۵ میلیون دلار تتر به «بابک زنجانی» در ایام جنگ رمضان در حالی که همچنان ابهامات پرونده بدهی ٢ میلیارد یورویی وی رفع نشده و پس از پایان مهلت اعلام شده برای تسویه بدهی، قوه قضاییه و وزارت نفت و بانک مرکزی وضعیت تسویه یا عدم تسویه زنجانی را اعلام نکردند، تاکید کرد: طبیعتاً بانک مرکزی باید پاسخ شفاف و روشنی به افکار عمومی و ملت ایران بدهد که چرا ١۵ میلیون دلار تتر را به زنجانی پس داده است و علت این میزان ناهماهنگی ها چیست؟ یا اینکه نیت دیگری در کار بوده و باید این موضوع به صراحت و شفاف مشخص و اعلام شود.

    وی ادامه داد: در خصوص مطالبات فروش نفت که یکی از روش‌‌های فروش نفت از طریق تراستی‌ها بوده کمیسیونی متشکل از مجموعه‌ای از مقامات و مسئولان تشکیل شد که موضوع تراستی‌ها را مورد بررسی قرار دهند که یکی از اعضای این کمیسیون هم قوه قضاییه است. اعضای این کمیسیون مکلف هستند موضوع تراستی‌ها را همچنان دنبال کنند و بیت‌المال را به کشور را بازگردانند.

    نایب رییس کمیسیون اصل نود مجلس با بیان اینکه مجلس موضوع تراستی‌‌ها را رها نخواهد کرد، گفت: هر فردی که پول نفت را به بازنگردانده است باید پول نفت را پس دهد و دستگاه ها و نهاد هم نباید در این باره صورت جزیره ای تصمیم گرفته شود و باید با همکاری یکدیگر حقوق ملت ایران را به کشور برگردانند.

    حاجی دلیگانی تاکید کرد: از قوه قضاییه و دادستان کل کشور انتظار داریم که در جهت حقوق عامه مردم این مباحث را دنبال کنند و البته نشان دادند آنجایی که اراده کردند عملکرد بسیار خوبی داشتند و توانستند موضوعات را به نتیجه برسانند و در این مورد هم باید همت به خرج دهند تا حقوق ملت را استیفا کنند البته موضوع زنجانی هم خارج از این موضوع گفته شده نیست در همان کمیسیون مباحث فروش نفت و انتقال منابع حاصل از آن باید پیگیری شود.

    وی با اشاره به توطئه تراستی‌های متخلف برای اختلال در نظم اقتصادی کشور اظهار داشت: قطعا عملکرد تراستی‌ها ناموفق و به ضرر کشور بوده و همین تراستی‌ها زمینه سازی کردند برای ایجاد نارضایتی ها بین مردم اما از این پس وزارت نفت با گشایش ‌هایی که در همین ایام جنگ صورت گرفت می

    تواند بدون تراستی‌ها نفت را به فروش برساند و چین هم در این زمینه اعلام آمادگی کرده است .

    حاجی دلیگانی همچنین با اشاره به نظارت مجلس به بازار و کنترل قیمت‌ها اظهار داشت: هر چند مجلس بعد از جنگ در محل خود شروع به کار نکرده اما تمام نمایندگان مشغول به کار هستند و به طور قطع اگر جلسات علنی مجلس فعال شود، در نظارت موثر بر بازار و بر دولت و ارکان حکومت و نظام اسلامی اثرگذار است و البته نمایندگان مجلس هم طی نامه‌ای بر اساس تبصره یک ماده یک قانون آیین نامه‌ای که هیات رییسه مکلف کرده در شرایط خاص جلسات مجلس در مکان دیگر تشکیل شود، این تقاضا را به طور رسمی اعلام کرده‌اند.

    وی ادامه داد: بخشی از نظارت‌ها توسط کمسیون‌ها در حال انجام است و اتفاقا ارتباطات کمیسیون‌های تخصصی با دولت بیشتر شده است اما می‌دانیم که اثرگذاری تشکیل و حضور رسمی مجلس متفاوت از این اقدامات در بحث نظارت است .

    نایب رییس کمیسیون اصل نود مجلس تاکید کرد: منقدم ٧٠ تا ٨٠ درصد از افزایش قیمت‌ها در بازار طبیعی نیست و ارتباطی به جنگ رمضان ندارد بلکه توسط یک جریان و کلکسیونی از افرادی که اهل سوﯨ استفاده هستند و در دسته تروریست‌های اقتصادی قرار دارد، هدایت می‌شود و این جریان دنبال منافع شخصی خود است و به نوعی با جریانی که جنگ تحمیلی علیه کشورمان را به راه انداختند و با آمریکا و اسراییل ارتباط مستقیم دارند.

    حاجی دلیگانی افزود: در راستای محاصره اقتصادی که دشمن بعد از جنگ ۴٠ روزه آغاز کرده، این جریان هدایت شده راه افتاده و این گروه پازل دشمن را با احکتارهای عمده و اخلال در توزیع کالا و افزایش قیمت‌ها تکمیل می‌کنند و هدف‌شان هم خسته کردن مردم ایران است.

  • امارات برای عربستان و قطر قاطی کرد!

    امارات برای عربستان و قطر قاطی کرد!

    به گزارش اقتصادران، انور قرقاش، مشاور رئیس امارات متحده عربی و دیپلمات ارشد پیشین این کشور، در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:

    مخلوط شدن نقش‌ها در بحبوحه این حمله به ایران، گیج‌کننده و مایه شگفتی است و دامن‌گیر کشورهای پیرامون خلیج [فارس] نیز شده است؛ تا جایی که جایگاه قربانی با میانجی عوض شده و برعکس! دوست و متحد [ما] نیز به جای آنکه بازو و پشتیبانمان باشد، ردای میانجی‌گری به تن کرده است.

    در این حساس‌ترین و خطرناک‌ترین برهه از تاریخ معاصر خلیج [فارس] و در میان این وضعیت، موضعِ خاکستری و وسط‌بازی، به مراتب خطرناک‌تر از بی‌موضعی است.

    توئیت انور قرقاش