دسته: سیاسی

  • از رویتان رد می‌شوم، دیه‌اش را می‌دهم!

    از رویتان رد می‌شوم، دیه‌اش را می‌دهم!

    به گزارش اقتصادران، بی توجهی به حقوق کارگران در ایران هر روز قله‌های تازه‌ای را در می‌نوردد. نگاه از بالا به پایین برخی مسئولان که با رأی و پول مردم به جایگاه‌های فعلی رسیده‌اند، موجب نفرت و نارضایتی در جامعه شده است. به ویژه در وضعیت کنونی که جنگ، کارگران بسیاری را بیکار کرده و روان جامعه بیش از گذشته نسبت به تضییع حقوق اولیه خود حساس است. در چنین شرایطی، یک حادثه عجیب در شهر زنجان اتفاق افتاده است.

    تجمع کارگران شهرداری زنجان قرار بود مثل ده‌ها تجمع صنفی دیگر، با چند ساعت اعتراض و چند وعده مدیریتی تمام شود. کارگران چند روز بود مقابل ساختمان شهرداری و شورای شهر جمع می‌شدند و نسبت به کاهش اضافه‌کاری، وضعیت حقوق و فاصله جدی میان پاداش مدیران و دریافتی کارگران اعتراض داشتند. اما ظهر یکی از همین روزها، ماجرا ناگهان از یک اعتراض کارگری به حادثه‌ای تبدیل شد که حالا در زنجان همه درباره‌اش حرف می‌زنند: عبور خودروی یک عضو شورای شهر از روی پای کارگر معترض.

    ماجرای اعتراض دردناک کارگران شهرداری زنجان چه بود؟

    جمع کارگران شهرداری زنجان قرار بود مثل ده‌ها تجمع صنفی دیگر، با چند ساعت اعتراض و چند وعده مدیریتی تمام شود. کارگران چند روز بود مقابل ساختمان شهرداری و شورای شهر جمع می‌شدند و نسبت به کاهش اضافه‌کاری، وضعیت حقوق و فاصله جدی میان پاداش مدیران و دریافتی کارگران اعتراض داشتند. اما ظهر یکی از همین روزها، ماجرا ناگهان از یک اعتراض کارگری به حادثه‌ای تبدیل شد که حالا در زنجان همه درباره‌اش حرف می‌زنند: عبور خودروی یک عضو شورای شهر از روی پای کارگر معترض.

    طبق روایت کارگران در گفت‌وگو با رویداد۲۴، ماجرا زمانی شروع شد که محمدکاظم مجتهدی، عضو شورای شهر زنجان، قصد خروج از پارکینگ شورا را داشت. تعدادی از کارگران اطراف خودرو جمع می‌شوند و از او می‌خواهند درباره وضعیتشان پاسخ بدهد. اعتراض اصلی آنها کاهش شدید اضافه‌کاری و اختلاف میان پاداش مدیران و کارگران بوده است. اصغر مجاری، دبیر اجرایی خانه کارگر استان زنجان، به رویداد۲۴ می‌گوید کارگران به عضو شورا گفته بودند: «شما با رأی ما عضو شورا شدید و باید حامی ما باشید.» اما به گفته او، مجتهدی که «دل پری داشته» در پاسخ گفته است: «اگر مسیر را باز نکنید از روی همه رد می‌شوم و دیه‌اش را از دولت می‌گیرم.

    مجاری می‌گوید بعد از این مشاجره، خودرو از روی پای یکی از کارگران رد شده و عضو شورا بدون توجه، مسیرش را ادامه داده است. او تأکید می‌کند که کارگر آسیب‌دیده تصمیم به شکایت گرفته و این اتفاق از نظر کارگران «قابل گذشت نیست». به گفته او، انتظار داشتند عضو شورا دست‌کم از کارگر دلجویی کند، اما چنین اتفاقی رخ نداده است.

    کارگر آسیب دیده: «ماشین تا نصف بدنم بالا آمد»

    روایت مهدی محمدیان، کارگر آسیب دیده، جزئیات بیشتری از آنچه رخ داده ارائه می‌دهد. او به رویداد۲۴ گفته: «ما جلوی ساختمان شورای شهر به خاطر اضافه‌کار و حقوق جمع شده بودیم. آقای مجتهدی از پارکینگ بیرون آمد. بچه‌ها رفتند سمت ماشین و گفتند چرا وضعیت این‌طور است. ایشان از ماشین پایین نیامد. من جلوی ماشین ایستاده بودم. ماشین را روشن کرد و بی‌توجه حرکت کرد. همان‌طور که حرکت کرد به من زد و باز هم ادامه داد. من زمین خوردم و تا نصف بدن ماشین روی من آمد.»

    محمدیان می‌گوید وقتی خودرو او را هل می‌داد، مجتهدی می‌گفت: «می‌زنم، خون‌بهایت را می‌دهم.» او می‌گوید عضو شورا حالا همه‌چیز را انکار می‌کند و مدعی است خودش زمین خورده است.

    در میان کارگران، خشم فقط مربوط به این حادثه نیست. بسیاری از آنها می‌گویند هفته‌هاست نسبت به وضعیت معیشتی معترض‌اند اما کسی حاضر نشده مستقیم با آنها گفت‌وگو کند. همایونی، یکی دیگر از کارگران حاضر در تجمع هم به رویداد۲۴ می‌گوید سه روز مقابل شهرداری تجمع کرده بودند. به گفته او، بودجه جاری شهرداری ۴۰ درصد و بودجه عمرانی ۶۰ درصد تعیین شده اما سهم حقوق کارگران متناسب با افزایش مصوب شورای عالی کار بالا نرفته است. او می‌گوید: «من ده سال ۱۲۰ ساعت اضافه‌کاری می‌گرفتم، الان شده ۴۰ ساعت. می‌گویند حقوق شما با ۱۲۰ ساعت از کارمندها بیشتر می‌شود.»

    او روایت می‌کند که در روز اول تجمع، شهردار تا ساعت‌ها حاضر نشده میان کارگران بیاید و روز دوم هم معاون شهردار از آنها خواسته به نمازخانه بروند تا «قانع شوند»، اما کارگران نپذیرفته‌اند و مقابل شورای شهر تجمع کرده‌اند. به گفته همایونی، زمانی که مجتهدی قصد خروج از شورا را داشته، در پاسخ به مطالبه کارگران گفته: «به من ربطی ندارد.» کارگران به او یادآوری کرده‌اند که نماینده مردم است، اما او گفته: «کار دارم، می‌روید کنار یا نه؟ با ماشین دولت می‌زنم، دیه هم می‌دهم.»

    همایونی معتقد است اگر انتخابات شورا نزدیک بود، چنین برخوردی رخ نمی‌داد. او می‌گوید: «انتخابات شورا که تمدید شده، این‌ها دیگر قلدر شده‌اند. وقتی انتخابات بود که این‌طور رفتار نمی‌کردند.» بعد هم با اشاره به روزهای جنگ می‌گوید: «آن زمان که جنگ بود ما شهر را جمع می‌کردیم، مسئولین کجا بودند؟ آواربرداری را کارگرها انجام می‌دادند.»

    عضو شورای شهر زنجان: الکی خودش را زمین زده بود

    در مقابل این روایت‌ها، حجت الاسلام محمدکاظم مجتهدی، عضو شورای شهر زنجان و نایب رئیس شورا روایت متفاوتی ارائه می‌دهد. او در گفت و گو با رویداد۲۴ می‌گوید هنگام خروج از پارکینگ شورا ریموت در را زدم  و حدود ۲۰ نفر از کارگران وارد محوطه شده بودند. من شیشه را پایین دادم و صحبت کردیم. گفتند چرا به مشکل ما رسیدگی نمی‌کنید؟ شهردار حقوق و اضافه کار ما را کم کرده و می‌گوید شورای شهر دستور داده است. گفتند شورای شهر می‌خواهد چه کار کند؟ من پیشنهاد کردم نامه‌ای بنویسند و نماینده‌ کارگران برای پیگیری به کمیسیون مربوطه در شورا رجوع کند. برخی از کارگران هم قانع شده بودند.»

    مجتهدی مدعی است هنگام خروج، حدود ۱۵ نفر جلوی ماشین شخصی او نشسته بودند و یکی از کارگران که «دیگران را تحریک می‌کرد» مقابل خودرو ایستاده و برف‌پاک‌کن ماشین را گرفته بود. او می‌گوید آرام حرکت می‌کرده و کارگر معترض هم همراه خودرو حرکت می‌کرده تا اینکه یکی از نگهبان‌ها او را کنار کشیده است. به گفته عضو شورا، فیلم‌ها نشان می‌دهد که کارگر «الکی خودش را زمین زده» و حتی آمبولانس نیز گفته اتفاق خاصی نیفتاده و همان زمان هم به بیمارستان منتقل نشده. بعد که به بیمارستان مراجعه کرده، حراست به من اطلاع داد که در بیمارستان هم گزارشی مبنی بر شکستگی ارائه نشده است.

    مجتهدی همچنین می‌گوید بعداً به کارگر آسیب‌دیده گفته: «تو هنرپیشه خوبی هستی و تو را به کارگردان‌ها معرفی می‌کنم.». این عضو شورای شهر می گوید به کارگر گفته چرا از قول من گفتی «میزنمت و دیه‌ات را از جیب دولت می‌دهم؟ مگر من اصلا با تو حرف زدم؟» او مدعی است که کارگر به او گفته این جمله را از زبان دیگران شنیده است.

    او در ادامه، ماجرا را به اختلافات سیاسی و مخالفان شورا نسبت می‌دهد و می‌گوید برخی افراد به دلیل مخالفت فکری با شورای شهر، در حال فضاسازی علیه او هستند و دبیر خانه کارگر یک از این افراد است.

    فارغ از روایت‌های متناقض، اصل حادثه حالا به موضوعی بحث‌برانگیز در زنجان تبدیل شده است؛ حادثه‌ای که در آن، اعتراض صنفی کارگران به وضعیت معیشتی، ناگهان به برخورد مستقیم میان یک مقام شهری و کارگری معترض رسید؛ برخوردی که حالا برای بسیاری، بیشتر از هر چیز نشانه فاصله‌ای است که میان مدیران شهری و بدنه کارگری شکل گرفته است.
  • چرا ترامپ دقیقه ۹۰ از حمله به ایران منصرف شد؟

    چرا ترامپ دقیقه ۹۰ از حمله به ایران منصرف شد؟

    به گزارش اقتصادران، المیادین به نقل از رسانه‌های اسرائیلی نوشت: دلیل اصلی که ترامپ حملات خود علیه ایران را به تعویق انداخت، هشدار وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) درباره تقویت و ارتقای چشمگیر پدافند هوایی ایران بوده است.

    بر اساس این گزارش، مقامات بلندپایه پنتاگون به ترامپ هشدار داده‌اند که ایران توانایی و قدرت خود را در شناسایی و رهگیری جنگنده‌ها به شدت بالا برده و شبکه‌های دفاع هوایی (پدافندی) خود را تقویت کرده است.

  • این شما و این خلیج فارسی که دیگر در آن نمی‌توان «دوستِ همه» بود!

    این شما و این خلیج فارسی که دیگر در آن نمی‌توان «دوستِ همه» بود!

    به گزارش اقتصادران، آلیسون ماینر، مقام پیشین شورای امنیت ملی آمریکا و مدیر پروژه «یکپارچگی خاورمیانه» در اندیشکده شورای آتلانتیک، در تحلیلی مفصل می‌نویسد جنگ اخیر ایران، آمریکا و اسرائیل، خلیج فارس را وارد مرحله‌ای کرده که پیامد‌های آن تنها به میدان جنگ محدود نخواهد ماند؛ بلکه می‌تواند ساختار امنیتی، اقتصادی و سیاسی کل منطقه را برای سال‌ها تغییر دهد.

    به نوشته او، تنها در ۴۸ ساعت نخست جنگ، ایران تقریباً همه کشور‌های عضو شورای همکاری خلیج فارس را هدف قرار داد؛ از امارات متحده عربی که صد‌ها موشک و پهپاد به سمت آن شلیک شد تا عربستان، عمان، قطر و دیگر کشور‌های منطقه. حملات ایران فقط متوجه پایگاه‌های نظامی آمریکا نبود، بلکه فرودگاه‌ها، هتل‌ها و زیرساخت‌های حیاتی نفت و گاز را نیز دربر گرفت.

    ماینر توضیح می‌دهد که اگرچه سامانه‌های پدافندی کشور‌های خلیج فارس موفق شدند بخش بزرگی از موشک‌های ایران را رهگیری کنند، اما پهپاد‌های ایرانی چالش بسیار دشوارتری بودند و توانستند خسارات و تلفات قابل‌توجهی ایجاد کنند؛ به‌ویژه در فرودگاه‌ها و مراکز توریستی مهم منطقه. او تأکید می‌کند این حملات، تصویر خلیج فارس به‌عنوان «مرکز امن تجارت و گردشگری» را به شدت تحت تأثیر قرار خواهد داد.

    در این میان، واکنش کشور‌های عربی خلیج فارس نیز قابل توجه بوده است. به نوشته ماینر، حتی با وجود اختلافات جدی میان ریاض و ابوظبی، کشور‌های شورای همکاری خلیج فارس در برابر حملات ایران نوعی همبستگی کم‌سابقه از خود نشان داده‌اند. عربستان و امارات آشکارا اعلام کرده‌اند که حملات ایران از «خط قرمز» عبور کرده و حق پاسخ را برای خود محفوظ می‌دانند.

    شوک بزرگ در امارات

    ماینر معتقد است مهم‌ترین بخش واکنش اولیه ایران، حملات گسترده به امارات بوده است. به نوشته او، امارات در ۲۴ ساعت نخست جنگ تقریباً به اندازه اسرائیل هدف موشک‌ها و پهپاد‌های ایرانی قرار گرفت؛ این در حالی بود که ابوظبی پیش‌تر وعده داده بود اجازه استفاده از حریم هوایی خود برای حمله به ایران را نخواهد داد.

    او یادآوری می‌کند که میان ایران و امارات طی سال‌های گذشته نوعی «توافق نانوشته» برای پرهیز از درگیری مستقیم وجود داشت؛ توافقی که بخشی از آن به منافع اقتصادی گسترده ایران در دبی بازمی‌گشت. اما اکنون تهران ظاهراً به این نتیجه رسیده که فشار بر دبی و زیرساخت‌های اقتصادی امارات، می‌تواند ابوظبی را به اعمال فشار بر واشنگتن برای توقف جنگ وادار کند.

    ماینر توضیح می‌دهد که اقتصاد امارات به‌شدت به تصویر «ثبات» وابسته است. بیش از سه‌چهارم تولید ناخالص داخلی این کشور از بخش‌های غیرنفتی تأمین می‌شود و همین بخش‌ها موتور اصلی رشد اقتصادی امارات هستند. اما همین نقطه قوت، حالا به یکی از آسیب‌پذیری‌های بزرگ این کشور تبدیل شده است؛ کشوری که تنها چند ده کیلومتر با ایران فاصله دارد.

    او یادآوری می‌کند که امارات پس از حملات سال ۲۰۱۹ به نفتکش‌ها و زیرساخت‌های منطقه، به این نتیجه رسید که مقابله مستقیم با ایران بسیار پرهزینه است و تضمین‌های امنیتی آمریکا کافی نیست. همین مسئله باعث شد ابوظبی سیاست کاهش تنش با ایران و حتی حوثی‌های یمن را در پیش بگیرد. اما حملات حوثی‌ها به امارات در سال ۲۰۲۲، که برخی اماراتی‌ها آن را «یازده سپتامبر امارات» می‌نامند، این تصور را متزلزل کرد. حالا حملات جدید ایران، به گفته ماینر، ده‌ها برابر گسترده‌تر و ویرانگرتر از آن حملات بوده و احتمالاً امارات را ناچار به بازنگری کامل در راهبرد امنیتی خود خواهد کرد.

    پایان سیاست «دوستِ همه»

    ماینر در بخش دیگری از مقاله به عمان می‌پردازد؛ کشوری که همواره تلاش کرده رابطه‌ای متوازن میان ایران و آمریکا حفظ کند و سیاست خارجی‌اش را با شعار «دوست همه، دشمن هیچ‌کس» تعریف کرده است.

    اما حمله ایران به عمان، به باور نویسنده، نشان داد حتی این سیاست بی‌طرفی نیز دیگر تضمین‌کننده امنیت نیست. ماینر می‌نویسد در جنگ فعلی، همه کشور‌های منطقه به‌نوعی مجبور شده‌اند میان طرف‌های درگیر موضع‌گیری کنند و دیگر امکان ایستادن در حاشیه بحران وجود ندارد.

    نقطه عطف در رابطه خلیج فارس و آمریکا

    یکی از مهم‌ترین بخش‌های تحلیل شورای آتلانتیک ، به رابطه کشور‌های عربی با آمریکا مربوط می‌شود. ماینر می‌نویسد کشور‌های خلیج فارس دهه‌ها تصور می‌کردند حضور پایگاه‌های نظامی آمریکا در خاکشان، به معنای تضمین امنیت آنها در برابر ایران است. اما طی سال‌های اخیر، با کاهش تدریجی حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه، این اطمینان به‌تدریج فرسوده شده است.

    به گفته او، واکنش محدود واشنگتن به حملات سال ۲۰۱۹ علیه عربستان و همچنین حمله اسرائیل به دوحه در سال ۲۰۲۵، این نگرانی را تشدید کرد که حتی حضور بزرگ‌ترین پایگاه آمریکایی منطقه در قطر هم لزوماً مانع حمله به این کشور‌ها نمی‌شود. اکنون، با حملات گسترده ایران به خلیج فارس، کشور‌های عربی بیش از هر زمان دیگری در حال بازنگری نسبت هزینه-فایده میزبانی پایگاه‌های آمریکا هستند.

    عربستان و رؤیای نظم جدید منطقه

    ماینر معتقد است در میان همه کشور‌های منطقه، عربستان شاید بیش از دیگران از تضعیف ایران سود ببرد. ریاض سال‌ها در پی تبدیل شدن به قدرت مسلط خاورمیانه بوده و ایران مهم‌ترین مانع این هدف محسوب می‌شده است. اکنون، جنگ اخیر و تضعیف شبکه نیرو‌های نیابتی ایران، فرصت کم‌سابقه‌ای در اختیار عربستان قرار داده است.

    او می‌نویسد ایران در روز‌های ابتدایی جنگ، در مقایسه با امارات، حملات بسیار محدودتری علیه عربستان انجام داد؛ احتمالاً به این دلیل که تهران تصور می‌کرد ریاض بیش از دیگر کشور‌های عربی آمادگی ورود مستقیم به جنگ را دارد. اما با گسترش حملات ایران به زیرساخت‌های انرژی منطقه، عربستان نیز به‌تدریج وارد مرحله جدیدی از بحران شده است.

    به باور ماینر، محمد بن سلمان اکنون در حال سنجیدن این مسئله است که چگونه می‌تواند از این جنگ برای تثبیت موقعیت عربستان به‌عنوان قدرت اول منطقه استفاده کند. با این حال، او هشدار می‌دهد که حتی اگر ایران ضعیف‌تر شود، یک ایران بی‌ثبات می‌تواند تهدیدی خطرناک‌تر برای کل منطقه باشد؛ به‌ویژه اگر گروه‌های متحد تهران در یمن و دیگر نقاط منطقه دوباره فعال شوند.

    ماینر در پایان نتیجه می‌گیرد که جنگ فعلی، صرفاً یک درگیری نظامی دیگر در خاورمیانه نیست؛ بلکه آغاز دوره‌ای تازه است که در آن، کشور‌های عربی خلیج فارس ناچار خواهند شد درباره امنیت، اقتصاد و حتی رابطه‌شان با آمریکا، تصمیم‌هایی بنیادین و سرنوشت‌ساز بگیرند.

  • احتمال جنگ بالا است

    احتمال جنگ بالا است

    به گزارش اقتصادران، سفر دونالد ترامپ به چین در شرایطی به پایان رسیده که با بازگشت رئیس جمهور آمریکا به واشنگتن، هیچ اخبار ویژه یا در خصوص گشایش‌های دیپلماتیک میان ایران و آمریکا نیز مخابره نشده است. پیش از ملاقات شی و ترامپ، برخی تحلیلگران مدعی بودند بخش مهمی از محور این ملاقات درباره ایران خواهد بود. اکنون در سایه گفته‌های ترامپ در خصوص رد پیشنهاد ایران و لزوم پاکسازی کامل در زمینه برنامه هسته‌ای ایران، برخی رسانه‌های آمریکایی مدعی شده‌اند با کمرنگ شدن بارقه‌های دیپلماتیک در مناقشات طرفین، احتمال وقوع درگیری نظامی جدید، افزایش یافته است.

    دکتر احسان موحدیان، مدرس دانشگاه علامه و تحلیلگر مسائل بین‌الملل به تحلیل شرایط موجود پرداخته است:

    ترامپ به دنبال احیای امپراتوری‌های کلاسیک قرن نوزدهمی است

    احسان موحدیان گفت: «یک نکته مهم در تحلیل مناسبات ایران و آمریکا این است که برای تحلیل دقیق به هیچ وجه نباید در دام اخبار و اطلاعاتی بیفتیم، که به شکل روزمره در رسانه‌ها منتشر می‌شوند. حقیقت این است که الگوی نظمی که بعد از جنگ جهانی دوم در کشور تشکیل شد، از دید دونالد ترامپ دیگر کار نمی‌کند یا به عبارتی دقیق‌تر، رئیس جمهور ایالات متحده اصلا این الگو را قبول ندارد. بعد از جنگ جهانی دوم یک «نظم لیبرال» در جهان شکل گرفته بود. در این نظم اینگونه تعریف شده بود که آمریکا برای ایجاد نظم و امنیت و ثبات در جهان، از برخی سازمان‌های نظامی و امنیتی و سیاسی در جهان حمایت می‌کرد. ناتو، سازمان ملل، صندوق بین المللی پول و امثالهم قرار بود در جهان، نظم و امنیت و ثبات ایجاد کنند و هر کشوری که با این نظم درگیر بود، زمین زده می‌شد. اما ترامپ اصلا زیر بار چنین نظمی نمی‌رود. او اصلا نظم جهان را قبول ندارد.»

    وی افزود: «طرز فکر ترامپ این است که در نظم ایجاد شده، چین به لحاظ اقتصاد و فناوری پیشرفت کرده است و در نتیجه باید نظم لیبرال کنار زده شده و به سمت الگوی جدیدی حرکت شود. درواقع به جای این که تجارت آزاد و اتحاد حمایت شود، باید کشورهایی که نفت، مواد معدنی و امثالهم دارند، تحت سلطه قرار گیرند تا آمریکا از چین جلو زده شود و تولید داخلی ایالات متحده افزایش پیدا کند. این طرز فکر، همان طرز تفکر قرن نوزدهم است. یعنی سرزمین‌هایی که منابع با ارزش دارند تحت سلطه قرار گیرند و گلوگاه‌های مهم ژئوپلیتیک و اقتصادی، به شکل مستقیم تحت کنترل قرار گیرد. بنابراین آمریکا عملا در تلاش است که تعدادی مستعمره داشته باشد. درواقع بخشی از علت رفتارهایی که با کوبا، ونزوئلا و ایران انجام داده و مایل است انجام دهد، دقیقا در همین راستاست. بنابراین اکنون بحث این است که آمریکا می‌خواهد حاکمیت بر قدرت جهانی را تحت کنترل بگیرد. این سبک مثل سبک امپراتوری‌های کلاسیک و قرن نوزدهمی است. ترامپ به دنبال منفعت گرایی و سلطه نظامی و اقتصادی است.»

    احتمال وقوع جنگ طی روزهای آینده بسیار بالاست

    این استاد دانشگاه در خصوص احتمال حمله آمریکا به ایران گفت: «تمامی شواهد نشان می‌دهد آمریکا به دنبال حمله به ایران است. چرا که ترامپ می‌خواهد منابع ایران را تصرف کند و مقابله ایران با سلطه جویی آمریکا نیز متوقف شود. به اعتقاد من با این وضعیت، احتمال وقوع جنگ طی روزهای آتی بسیار بالا است و حتی اگر جنگی در هفته آینده رخ ندهد به این معنا نیست که خطری وجود ندارد. درواقع احتمال وقوع جنگ فعلا کاملا وجود دارد چرا که آمریکایی‌ها خود را پیروز می‌دانند و ذهنیتشان این است که باید بر ایران مسلط شوند. با چنین ذهنیت سلطه گرانه‌ای هم اصلا نمی‌شود مذاکره کرد. صحبت‌های ترامپ درباره انرژی هسته‌ای ایران نیز از دید من چیزی به جز بهانه جویی نیست. ترامپ نمی‌تواند رک اذعان کند در ذهن وی، سلطه‌گری مطلق حاکم است، بنابراین مسئله هسته‌ای ایران را بهانه می‌کند. ایران رسما بارها اعلام کرده به دنبال سلاح هسته‌ای نیست. طبیعیست که ایران زیر بار ایده‌های سلطه گرانه آمریکا نمی‌رود و در بحث تنگه هرمز هم تمایلی ندارد که اختیار چنین منطقه مهم و حساسی به دست آمریکا بیفتد.»

    وی با اشاره به ملاقات شی و ترامپ و تاثیر این ملاقات بر وضعیت ایران و آمریکا گفت: «چین هیچ علاقه‌ای ندارد ایران را تحت فشار بگذارد و در نتیجه استراتژی فشار حداکثری آمریکا را به چالش می‌کشد. حرف‌های اخیر ترامپ را نباید احمقانه تفسیر کنیم یا تصور کنیم اطلاعات کافی ندارد. ترامپ می‌خواهد قلمرو خود را گسترش دهد و منابع را مستقیما تحت کنترل بگیرد و متحدان خود را تبدیل به نوکرانی مطیع کند. آمریکا به دنبال توسعه دارایی‌های خود است و بنابراین، اشغال ایران یا کنترل منابع ایران یا سر کار آوردن افرادی که تابع نظم جدید مدنظر ترامپ هستند، جزو دستور کار راهبردی آمریکا است. ما باید فهم دقیقی از این موضوع داشته باشیم تا به درستی نیز با آن مواجه شویم. با توجه به این که ایده ترامپ تسلط بر ایران و تبدیل آن به یک کشور مطیع است، مذاکره با دولت ترامپ تقریبا غیرممکن به نظر می‌رسد و اصولا هیچ راهی به غیر از مقاومت در برابر سلطه‌گری و منفعت گرایی آمریکا وجود ندارد.»

    مذاکره با ترامپ به هیچ نتیجه‌ای نمی‌رسد

    این تحلیلگر ارشد حوزه سیاست خارجی در خصوص انعطاف طرفین در مذاکرات پیشین گفت: «ایران به اندازه کافی دربرابر خواسته‌های آمریکا انعطاف به خرج داده است. در مذاکرات عمان و اسلام آباد، ایران بسیار منعطف و اهل مذاکره و سازش ظاهر شده است. اما رفتارهای آمریکا نشان داد که درکی از این موضوع ندارد. چارچوب فکری مقامات آمریکایی این است که نظمی جدید و به نفع خود ترسیم کنند و طبیعیست که زیر بار مذاکره استاندارد با ایران نمی‌روند. زمانی که ما موفق شدیم با اوباما به توافق برسیم، علتی مشخص داشت، آن هم چارچوب فکری اوباما بود. اوباما در محور چارچوب نظم لیبرال فکر می‌کرد. درواقع او می‌خواست توافقی کند که نه تنها ماهیت حاکمیت ایران را به رسمیت بشناسد، بلکه، در اوج خصومت نیز به شکلی رفتار کرد که مسیر دیپلماسی با ایران را به شکل کامل مسدود نکرده باشد. اما ترامپ اصولا چنین چیزی را نمی‌پذیرد و در نتیجه توافق با چنین شخصی اصلا امکان‌پذیر نیست. ترامپ نه تنها استقلال حاکمیت ایران را نمی‌پذیرد، بلکه ترجیح می‌دهد کشورمان تسلیم، تجزیه یا تحت قیمومیت اقتصادی آمریکا باشد. با چنین شخصی و با چنین طرز فکری نمی‌شود مذاکره کرد. به اعتقاد من آمریکا در این مسیر به هیچ نتیجه‌ای نمی‌رسد. مواضع چین نیز در برابر آمریکا بسیار سنگین شده و مسیری که ترامپ در پیش گرفته نتیجه‌ای به جز سقوط این کشور رقم نمی‌زند. با این وجود ما باید مقاومت کنیم و هزینه‌های سنگین نیز در این مسیر اجتناب ناپذیر خواهد بود.»

  • سرنوشت اورانیوم‌ غنی‌شده ایران چه می‌شود؟

    سرنوشت اورانیوم‌ غنی‌شده ایران چه می‌شود؟

    به گزارش اقتصادران، در حالی که برخی خبر‌ها حالی از این است که واشنگتن و تهران بر سر سرنوشت ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران به نوعی «توافق برای عدم گفت‌و‌گو» رسیده‌اند، ادعا‌های متناقضی از احتمال حملات مجدد به تأسیسات هسته‌ای ایران مطرح شده است. این در حالیست که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان این موضوع را «پیچیده و به بن‌بست رسیده» خوانده که تصمیم گرفته شده آن را به مراحل بعدی مذاکرات موکول کنند.

    روز گذشته، وال استریت ژورنال در گزارشی نوشت که ایران و آمریکا حداقل در یک نقطه اشتراک نظر دارند و آن اینکه فعلاً درباره سرنوشت ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران گفت‌و‌گو نکنند. وزیر امور خارجه کشورمان نیز روز جمعه در مصاحبه‌ای از نقش حیاتی ولادیمیر پوتین در موضوع اورانیوم‌ها پرده برداشت و اعلام کرد: «موضوع اورانیوم غنی‌شده برای ما بسیار پیچیده است و به بن بست رسیده برای همین تصمیم گرفتیم آن را به زمان دیگری موکول کنیم و در مراحل بعدی مذاکرات به آن بپردازیم. فعلا این موضوع اصلا موضوع گفت‌و‌گو نیست احتمالا در مذاکرات آینده به آن بپردازیم و مشاوره‌های بیشتری از روسیه می‌گیریم تا ببینیم پیشنهادات روسیه می‌تواند به ما کمک کند یا خیر.».

    اما اظهارات ضدونقیض دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، ابهامات را دوچندان کرده است. ترامپ روز جمعه در هواپیمای ایرفورس وان درحالیکه پکن را به مقصد واشنگتن ترک می‌کرد، ادعا کرد که ایران ابتدا قول تحویل مواد شکافت‌پذیر به واشنگتن را داده، اما سپس از این کار سرباز زده است. ادعایی که بلافاصله از سوی تهران رد شد. ترامپ در عین حال مدعی شد که ایران به تنهایی توانایی جابه‌جایی فیزیکی این مواد را ندارد، بنابراین این موضوع فعلاً از دستور کار خارج شده است.

    ترامپ در مصاحبه‌ای دیگر با فاکس نیوز، رویکردی متفاوت اتخاذ کرد و گفت: «دستیابی به اورانیوم غنی‌شده ایران بیشتر برای روابط عمومی است تا چیز دیگر.» او افزود: «اگر آن را به دست بیاورم، احساس بهتری دارم، اما کار دیگری که می‌توانیم انجام دهیم این است که دوباره آن را بمباران کنیم.»

    این در حالی است که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، اصرار دارد که جنگ «تمام نشده»، زیرا مواد هسته‌ای حساس «باید از ایران خارج شوند». اما موضوع زمانی پیچیده‌تر شد که نیویورک تایمز روز گذشته گزارشی جنجالی و مهم از احتمال حمله قریب‌الوقوع آمریکا، شامل ورود نیروی زمینی برای به دست آوردن اورانیوم‌ها، خبر داد.

    اورانیوم غنی شده ایران کجاست؟

    ترامپ در اظهاراتی ادعا کرده که پس از عملیات موسوم به «چکش نیمه‌شب» به تأسیسات هسته‌ای ایران طی جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل، اورانیوم غنی‌شده باقیمانده «زیر آوار دفن شده است» و «اصلاً کسی نمی‌داند می‌شود به آن دست پیدا کرد یا نه.» هر بار نیز رئیس جمهور آمریکا از لفظ «گرد و غبار» برای اورانیوم غنی شده ایران استفاده می‌کرد که در امتداد ادعای مدفون شدن این مواد در زیر زمین بود.

    با این حال، او مدعی نظارت دقیق بر محل نگهداری این مواد شده و گفته است: «نیروی فضایی ما که من آن را پایه‌گذاری کردم، ۹ دوربین مشرف به مکانی که اورانیوم‌های غنی‌شده ایران نگهداری می‌شود، دارد.»

    ترامپ همچنین هشدار داده که «اگر ایران تلاش کند به اورانیوم‌های مدفون‌شده در سایت‌های بمباران‌شده دسترسی پیدا کند، آمریکا آماده است تا «با چند بمب به آن ضربه بزند.»

    با وجود اخباری مبنی بر توافق ضمنی بر سر «بحث نکردن» درباره اورانیوم‌های غنی‌شده، تناقض‌گویی‌های مقامات آمریکایی از یک سو و اصرار ایران بر پیچیدگی موضوع از سوی دیگر، سرنوشت اورانیوم‌ها را در هاله‌ای از ابهام قرار داده است. در حالی که ترامپ از «بمباران دوباره» و نتانیاهو از «خروج مواد از ایران» سخن می‌گویند، تهران همچنان منتظر مشاوره روسیه و تصمیم‌گیری در مراحل بعدی است. محل دقیق این اورانیوم‌ها نیز خود به معمایی دیگر تبدیل شده؛ معمایی که به گفته ترامپ، «زیر آوار» یا در «چشمانداز ۹ دوربین» نیروی فضایی آمریکا قرار دارد.

  • «جنگ» نزدیک است؟

    «جنگ» نزدیک است؟

    به گزرش اقتصادران، دونالد ترامپ بعد از بازگشت از سفر پرحاشیه پکن، دوباره لحن جنگی خود علیه ایران را تشدید کرده است؛ سفری که بسیاری تصور می‌کردند نقطه تعیین‌کننده‌ای در تصمیم نهایی واشنگتن درباره ادامه درگیری با تهران باشد. حالا همزمان با انتشار گزارش‌هایی از آماده شدن طرح‌های جدید نظامی در پنتاگون و هشدار رسانه‌های اسرائیلی درباره «نزدیک بودن ازسرگیری جنگ»، فضای سیاسی و رسانه‌ای جهان دوباره پر شده از این پرسش که آیا آمریکا به سمت حمله دوباره به ایران حرکت می‌کند یا همه این تهدید‌ها بخشی از بازی فشار برای گرفتن امتیاز در مذاکرات است؟

    سفر دونالد ترامپ به چین، فقط یک سفر دیپلماتیک معمولی نبود. از روز‌ها قبل، رسانه‌های آمریکایی و اسرائیلی از این سفر به عنوان «لحظه تصمیم» یاد می‌کردند؛ سفری که قرار بود تکلیف آینده تنش میان ایران و آمریکا را روشن کند.

    ترامپ هم پیش‌تر گفته بود تصمیم مهم درباره ایران را بعد از بازگشت از پکن خواهد گرفت. به همین دلیل، همزمان با پایان سفر او به چین، دوباره موجی از تحلیل‌ها درباره احتمال آغاز دور تازه‌ای از حملات نظامی علیه ایران شکل گرفت.

    فضا وقتی جدی‌تر شد که خود ترامپ در اظهاراتی کم‌سابقه گفت: «ما در ایران تقریباً کار را تمام کرده‌ایم. حدود ۷۵ درصد کار انجام شده، اما هنوز همه چیز تمام نشده است. برمی‌گردیم و آن را تکمیل می‌کنیم.»

    او حتی از احتمال «عملیات پاکسازی» هم حرف زد و گفت اساساً با آتش‌بس اخیر موافق نبوده و این توقف جنگ بیشتر «به درخواست کشور‌های دیگر» انجام شده است.

    همین جملات کافی بود تا رسانه‌های آمریکایی و اسرائیلی بار دیگر از «نزدیک بودن جنگ» بنویسند.

    سفر ترامپ به چین فقط درباره روابط اقتصادی واشنگتن و پکن نبود. بخش مهمی از رایزنی‌ها به بحران خاورمیانه، تنگه هرمز و احتمال گسترش جنگ مربوط می‌شد.

    چین در ماه‌های اخیر تلاش کرده نقش میانجی فعال‌تری در بحران ایران ایفا کند؛ هم به دلیل وابستگی شدید به نفت خلیج فارس و هم نگرانی از انفجار قیمت انرژی در صورت بسته شدن تنگه هرمز.

    به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران تصور می‌کردند ترامپ پس از مذاکره با شی جین‌پینگ یا به سمت کاهش تنش حرکت کند یا تصمیم نهایی برای اقدام نظامی را بگیرد.

    نیویورک‌تایمز در گزارشی نوشت ترامپ بعد از بازگشت از پکن با مجموعه‌ای از گزینه‌های نظامی روی میز روبه‌رو شده است؛ از حملات هوایی سنگین‌تر گرفته تا عملیات ویژه برای دسترسی به ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران و حتی تصرف جزیره خارک.

    این روزنامه آمریکایی تأکید کرده که مشاوران ترامپ و مقام‌های پنتاگون، سناریو‌های جدید را آماده کرده‌اند تا اگر مذاکرات شکست خورد، واشنگتن بتواند خیلی سریع وارد فاز نظامی شود.

    اما نکته مهم‌تر در گزارش نیویورک‌تایمز، اعتراف مقام‌های نظامی آمریکاست؛ مقام‌هایی که به صورت محرمانه گفته‌اند رسیدن به «پیروزی قاطع» علیه ایران بسیار دشوارتر از چیزی است که در فضای سیاسی آمریکا تبلیغ می‌شود.

    سناریوی جنگ کوتاه؛ رویایی که واقعی نیست

    بخش مهمی از تحلیل رسانه‌های غربی این روز‌ها بر یک محور مشترک متمرکز است؛ اینکه جنگ احتمالی جدید با ایران، برخلاف تصور اولیه، نه کوتاه خواهد بود و نه کم‌هزینه.

    روزنامه واشنگتن‌پست نوشته کاخ سفید هنوز نتوانسته به جمع‌بندی مشخصی درباره «روز بعد از حمله» برسد. این روزنامه تأکید کرده مقام‌های آمریکایی نگرانند که هرگونه حمله جدید، به واکنش‌های گسترده منطقه‌ای و درگیری فرسایشی منجر شود.

    شبکه ان‌بی‌سی نیز گزارش داده ترامپ فقط در صورتی به سمت حمله گسترده می‌رود که مطمئن باشد می‌تواند «ضربه‌ای سریع و تعیین‌کننده» وارد کند؛ چیزی که حتی مشاوران نظامی او هم تضمینی برای آن نداده‌اند.

    رویترز هم در تحلیلی نوشته ترامپ حالا در وضعیتی قرار گرفته که میان دو تصویر متناقض گرفتار شده است؛ از یک سو می‌خواهد خود را رئیس‌جمهوری مقتدر نشان دهد که ایران را وادار به عقب‌نشینی کرده و از سوی دیگر نمی‌خواهد وارد جنگی شود که ممکن است به باتلاقی جدید برای آمریکا تبدیل شود.

    رویترز تأکید می‌کند برخلاف تصور اولیه در واشنگتن، ایران بعد از حملات قبلی دچار فروپاشی نظامی نشده و بخشی از توان موشکی و دفاعی خود را بازسازی کرده است.

    رسانه‌های اسرائیلی: ازسرگیری جنگ نزدیک است

    در میان همه رسانه‌ها، شاید فضای رسانه‌ای اسرائیل از همه ملتهب‌تر باشد. کانال ۱۲ اسرائیل گزارش داده انتظار می‌رود ترامپ طی ۲۴ ساعت آینده جلسه‌ای ویژه با تیم امنیتی و مشاوران نزدیک خود برگزار کند تا درباره ایران تصمیم نهایی گرفته شود.

    برنامه «اولپن شیشی» این شبکه به نقل از یک مقام ارشد اسرائیلی اعلام کرده: «ازسرگیری درگیری نزدیک است.»

    این مقام گفته اسرائیل خود را برای «چند روز تا چند هفته جنگ» آماده می‌کند و در تل‌آویو این تصور شکل گرفته که مذاکرات عملاً به بن‌بست رسیده است.

    روزنامه جروزالم‌پست هم نوشته ارتش اسرائیل در هفته‌های اخیر سناریو‌های حمله مشترک با آمریکا را بار دیگر بازبینی کرده و آماده ورود به مرحله جدید تنش است.

    هاآرتص، اما نگاه محتاطانه‌تری دارد. این روزنامه اسرائیلی نوشته حتی در داخل نهاد‌های امنیتی اسرائیل هم اجماع کاملی درباره حمله دوباره وجود ندارد، چون بخشی از فرماندهان نظامی معتقدند جنگ جدید ممکن است به درگیری منطقه‌ای گسترده و غیرقابل کنترل تبدیل شود.

    در داخل ایران هم بوی بازگشت درگیری به مشام می‌رسد

    همزمان با افزایش تهدید‌ها در واشنگتن و تل‌آویو، در داخل ایران هم برخی مواضع سیاسی و امنیتی این تصور را تقویت کرده که تهران احتمال بازگشت درگیری را جدی گرفته است.

    حسین شریعتمداری، مدیرمسئول کیهان، در یادداشت اخیر خود صریحاً نوشت که «جنگ نمی‌تواند بدون انتقام پایان یابد». او تأکید کرد که «به هلاکت رساندن ترامپ، نتانیاهو، معاونان و دستیاران آنها و نیز خلبانان شرکت‌کننده در حملات» باید در دستور کار انتقام باشد.

    شریعتمداری در بخشی از یادداشتش نوشته: «مذاکره با آمریکا و رایزنی‌های دیپلماتیک اگرچه بخشی از سازوکار نظام است، اما جنگ نباید و نمی‌تواند بدون انتقام سخت از قاتلان امام شهیدمان به نقطه پایان برسد.»

    این ادبیات تند در شرایطی مطرح می‌شود که بخشی از رسانه‌های خارجی هم از احتمال شکست کامل مذاکرات و بازگشت سریع تنش نظامی حرف می‌زنند.

    همزمان، برخی چهره‌های نزدیک به جریان‌های سیاسی و امنیتی نیز پیام‌هایی منتشر کرده‌اند که نشانه آماده‌باش تلقی شده است. مهدی محمدی، مشاور محمدباقر قالیباف، در یک استوری اینستاگرامی نوشت: «ای لشکر صاحب زمان آماده باش، آماده باش.»

    در سطح رسمی‌تر هم مقام‌های دولتی از پایان کامل وضعیت جنگی صحبت نمی‌کنند. سخنگوی وزارت کشور گفته: «با وجود توقف جنگ، همچنان شرایط ناپایدار است و طبیعتاً کشور در وضعیت جنگی قرار دارد.»

    او همچنین تأکید کرده «آمادگی نیرو‌های مسلح بیش از ابتدای جنگ است» و از فعال شدن مرز‌های جایگزین در شمال، غرب و شرق کشور خبر داده است.

    در حوزه دیپلماسی نیز نشانه‌ای از کاهش اختلافات دیده نمی‌شود. عباس عراقچی، وزیر خارجه، در واکنش به ادعای ترامپ درباره «تعلیق ۲۰ ساله غنی‌سازی» اعلام کرده که اساساً مذاکره درباره غنی‌سازی فعلاً به بن‌بست رسیده و در دستور کار نیست.

    این مسئله اهمیت زیادی دارد، چون غنی‌سازی همچنان اصلی‌ترین گره اختلاف میان تهران و واشنگتن محسوب می‌شود؛ گرهی که بسیاری از تحلیلگران معتقدند اگر باز نشود، احتمال بازگشت دوباره بحران نظامی افزایش پیدا خواهد کرد.

    جزیره خارک و تنگه هرمز؛ چرا این دو نقطه مهم شده‌اند؟

    در گزارش‌های رسانه‌های آمریکایی، نام خارک و تنگه هرمز بیش از هر زمان دیگری دیده می‌شود.

    نیویورک‌تایمز نوشته یکی از سناریو‌های مطرح در پنتاگون، تصرف یا از کار انداختن جزیره خارک است؛ جزیره‌ای که قلب صادرات نفت ایران محسوب می‌شود.

    همزمان، بحث تنگه هرمز هم به گره اصلی بحران تبدیل شده است. آمریکا و متحدانش نگرانند که ادامه تنش، عبور نفتکش‌ها را مختل کند و بازار جهانی انرژی را وارد شوک تازه‌ای کند.

    بلومبرگ در تحلیلی نوشته بازار‌های جهانی فعلاً با «اضطراب پنهان» تحولات ایران را دنبال می‌کنند؛ چون هرگونه درگیری جدید می‌تواند قیمت نفت را به سرعت جهش دهد و اقتصاد جهانی را دوباره دچار بحران کند.

    فایننشال‌تایمز هم گزارش داده کشور‌های عربی خلیج فارس به شدت نگران گسترش جنگ هستند و در پشت پرده تلاش می‌کنند واشنگتن را از ورود به درگیری گسترده منصرف کنند.

    ترامپ و تناقض بزرگ؛ رئیس‌جمهوری ضد جنگ یا آغازگر جنگ جدید؟

    یکی از محور‌های مهم تحلیل رسانه‌های آمریکایی، تناقض آشکار در مواضع ترامپ است. ترامپ سال‌ها با شعار پایان دادن به «جنگ‌های بی‌پایان آمریکا» رأی جمع کرد. او بار‌ها دولت‌های قبلی آمریکا را به خاطر جنگ عراق و افغانستان مورد حمله قرار داده بود. حالا، اما بسیاری از رسانه‌های آمریکایی می‌گویند ترامپ خود در آستانه ورود به بحرانی قرار گرفته که می‌تواند بزرگ‌ترین جنگ دوره ریاست‌جمهوری‌اش باشد.

    لس‌آنجلس تایمز نوشته ترامپ امروز دقیقاً در نقطه‌ای ایستاده که همیشه علیه آن شعار می‌داد؛ یعنی ورود به یک جنگ پرهزینه در خاورمیانه بدون تصویر روشن از پایان آن.

    شبکه سی‌ان‌ان هم در تحلیلی گفته کاخ سفید هنوز نمی‌داند اگر حمله جدید آغاز شود، چگونه می‌تواند مانع گسترش جنگ به کل منطقه شود.

    آیا حمله واقعاً نزدیک است؟

    با وجود همه تهدیدها، هنوز هیچ نشانه قطعی از تصمیم نهایی آمریکا دیده نمی‌شود. حتی در گزارش‌های نیویورک‌تایمز و واشنگتن‌پست هم تأکید شده که ترامپ هنوز تصمیم قطعی نگرفته است.

    بخشی از تحلیلگران معتقدند همه این تهدید‌ها بیش از هر چیز برای افزایش فشار روانی و سیاسی بر تهران طراحی شده تا ایران در مذاکرات امتیاز بیشتری بدهد.

    اما در مقابل، گروهی دیگر می‌گویند حجم آماده‌سازی‌های رسانه‌ای، امنیتی و نظامی از مرحله «جنگ روانی» عبور کرده و واشنگتن واقعاً خود را برای سناریوی حمله دوباره آماده می‌کند.

    واقعیت این است که آتش‌بس فعلی بیش از آنکه شبیه پایان بحران باشد، به یک توقف موقت شباهت دارد؛ توقفی که هر لحظه ممکن است فرو بریزد.

    همین حالا هم فضای رسانه‌ای جهان دوباره پر شده از واژه‌هایی مثل «حمله قریب‌الوقوع»، «تصمیم نهایی ترامپ» و «آماده‌باش اسرائیل». شاید هنوز هیچ‌کس نداند ترامپ در نهایت چه تصمیمی می‌گیرد، اما یک چیز روشن است؛ خاورمیانه دوباره روی لبه تیغ ایستاده است.

  • آمریکا مجدد به ایران حمله می‌کند؟

    آمریکا مجدد به ایران حمله می‌کند؟

    به گزارش اقتصادران، دو مقام خاورمیانه‌ای ادعا کردند که آمریکا و اسرائیل در حال آماده‌سازی گسترده برای احتمال ازسرگیری حملات علیه ایران هستند؛ آماده‌سازی‌ای که بزرگ‌ترین سطح از زمان آتش‌بس محسوب می‌شود؛ این حمله ممکن است از هفته آینده آغاز شود.

    مقام‌های نظامی آمریکا به‌طور غیررسمی می‌گویند پیروزی در حملات جدید بسیار دشوار است، زیرا ایران بخش زیادی از توان موشکی و زیرزمینی خود را بازیابی کرده است.

  • نامه مهم پزشکیان به پاپ لئون چهاردهم

    نامه مهم پزشکیان به پاپ لئون چهاردهم

    به گزارش اقتصادران، مسعود پزشکیان، رئیس جمهور، در نامه‌ای خطاب به پاپ لئو چهاردهم، رهبر کاتولیک‌های جهان، نوشت:

    «بسم الله الرحمن الرحیم

    فَأَمَّا عَادٌ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَقَالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّهً أَوَلَمْ یَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِی خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّهً وَکَانُوا بِآیَاتِنَا یَجْحَدُونَ.

    اما قوم عاد در زمین به ناحق تکبر و سرکشی کردند و گفتند: از ما نیرومندتر کیست؟ آیا ندیدند که خدایی که آنها را آفرید، بسیار از آنان تواناتر است؟ و آنها پیوسته آیات ما را انکار می‌کردند».

    قرآن کریم، سوره فصلت، آیه ۱۵

    «سرآغاز تکبر، دوری جستن انسان از خداوند و روی گرداندن دل او از آفریدگار است. زیرا سرآغاز گناه، تکبر است و هر که به آن چنگ زند، زشتی‌ها بریزاند. از این رو، خداوند بلا‌های ناگوار بر او فرستاد و او را یکسره نابود ساخت. خداوند تخت‌های فرمانروایان متکبر را سرنگون ساخت و فروتنان را به جایشان نشانید».

    انجیل مقدس، یوشع بن سیراخ ۱۰: ۱۲-۱۳

    عالی‌جناب پاپ لئون چهاردهم

    رهبر محترم کاتولیک‌های جهان

    سلام‌های گرم و صمیمانه‌ام را به جناب عالی ابراز می‌دارم و از مواضع اخلاقی، منطقی و منصفانه شما در خصوص حمله مورخ ۹ اسفندماه ۱۴۰۴ دولت ایالات متحده آمریکا که برای بار دوم و در میانه مذاکرات میان این کشور و جمهوری اسلامی ایران، به بهانه‌های واهی و در تعارض آشکار با حقوق بین‌الملل و با همراهی رژیم اسرائیل انجام گرفت، سپاسگزاری می‌نمایم.

    در نتیجه تجاوز غیرقانونی آمریکا و رژیم اسرائیل، حضرت آیت‌الله العظمی امام سیدعلی خامنه‌ای رهبر عالی‌قدر جهان تشیع به همراه تعداد قابل توجهی از مقامات عالی‌رتبه سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی ایران ترور شده و شهید شدند و همچنین ۳۴۶۸ تن از شهروندان ایرانی از جمله کودکان بی‌گناه مدرسه شجره طیبه در شهر میناب به شهادت رسیدند و خسارت‌های گسترده‌ای به زیرساخت‌های ما از جمله: مدارس، دانشگاه‌ها، میراث فرهنگی و ابنیه تاریخی، مراکز آموزشی، اماکن مذهبی اعم از مساجد و کنسیه‌ها، مراکز درمانی، مراکز ورزشی، بیمارستان‌ها، پل‌ها، جاده‌ها، خطوط راه‌آهن، نیروگاه‌ها، پالایشگاه‌ها و پتروشیمی‌ها، وارد شد که مصادیق بارز جنایت جنگی هستند.

    رئیس‌جمهور آمریکا در اظهاراتی خطرناک و بی‌شرمانه گفته بود «قصد دارد تمدن تاریخی ایران را نابود و به عصر حجر برگرداند». این سخنان همانگونه که حضرتعالی اشاره نموده‌اید، ناشی از توهم قدرت مطلق و مبتنی بر غرور، زورگوئی، زیاده‌خواهی و تلاش برای حل و فصل مناقشات از طریق خشونت افسارگسیخته است که وجدان انسانی، قادر به درک و تحمل آن نیست.

    رویکرد مخرب ایالات متحده آمریکا و رژیم اسرائیل و حملات نامشروع آنها صرفا علیه ایران نیست، بلکه علیه حاکمیت قانون در عرصه جهانی، حقوق بین‌الملل، ارزش‌های انسانی و آموزه‌های ادیان الهی می‌باشد و بدیهی است هزینه‌های این رویکرد خطرناک برای کل جامعه بین‌الملل است.

    عالی جناب.

    ملت ایران اعم از مسلمانان، مسیحیان، یهودیان و زرتشتیان قرن‌هاست در سرزمین باستانی خود در کنار همدیگر با صلح و آرامش زیسته و با همسایگان خود از جمله در حاشیه جنوبی خلیج فارس بر اساس پیوند‌های تاریخی، فرهنگی و دینی، همزیستی مسالمت آمیز و مدارا داشته است. لیکن حضور پایگاه‌های نظامی آمریکا در قلمرو کشور‌های حوزه خلیج فارس که متأسفانه در جنگ اخیر برای تجاوز و حمله علیه جمهوری اسلامی ایران به کار گرفته شد؛ باعث شد که نیرو‌های مسلح کشورم در چارچوب دفاع مشروع و مقابله با تجاوز، اهداف و منافع متجاوزین را در قلمرو این کشور‌ها مورد هدف قرار دهند. این در حالی است که به گواهی تاریخ ما هیچ وقت تهدید و دست‌اندازی نسبت به حاکمیت و قلمرو سرزمینی همسایگان خود نداشته و همچنان خواهان بهترین روابط با همه همسایگان خود و زندگی در صلح و آرامش و رفاه در منطقه هستیم.»

    در ادامه این پیام آمده است: «شرایط جاری در تنگه هرمز نیز ناشی از حملات غیرقانونی متجاوزین و استفاده آنها از سرزمین و حریم هوایی کشور‌های ساحلی خلیج فارس برای انجام حملات علیه ایران و اعمال محاصره دریایی علیه ایران از سوی آمریکا می‌باشد. بدیهی است پس از رفع وضعیت ناامنی جاری، شرایط تردد در تنگه هرمز به حالت عادی بازخواهد گشت و ایران در راستای تقویت ترتیبات امن برای عبور و مرور از این آبراه استراتژیک، سازوکار‌های نظارتی و کنترلی مؤثر و حرفه‌ای در چارچوب حقوق بین‌الملل را اعمال خواهد کرد.

    جمهوری اسلامی ایران همواره ثابت کرده است که پایبند به دیپلماسی و راه‌کار‌های مسالمت آمیز برای حل‌وفصل مسایل از جمله با دولت آمریکا می‌باشد و برای این منظور علی‌رغم خیانت‌های مکرر آن دولت به میز مذاکره و دیپلماسی، از میانجی‌گری پاکستان استقبال کرده و صادقانه و حرفه‌ای وارد مذاکرات اسلام‌آباد شده است. ایستادگی ایران در برابر مطالبات غیرقانونی دولت آمریکا به منزله ایستادگی و دفاع از حقوق بین‌الملل و ارزش‌های والای انسانی است؛ لذا از جامعه بین‌المللی انتظار می‌رود با اتخاذ رویکردی واقع‌بینانه و منصفانه، با مطالبات غیرقانونی و سیاست‌های ماجراجویانه و خطرناک آمریکا مقابله نماید.

    مایلم، بار دیگر مراتب قدردانی دولت و ملت ایران از رویکرد جنابعالی مبتنی بر «صلح عادلانه» را، ابراز و تأکید نمایم که جمهوری اسلامی ایران ضمن حفظ حق دفاع مشروع از خود، بر تعهد صادقانه خود برای گفت‌و‌گو و حل مشکلات از طریق مسالمت‌آمیز و منطبق با قانون و اخلاق پایبند خواهد بود.

    مسعود پزشکیان / رئیس جمهوری اسلامی ایران