رابطه ایران با کشورهای عربی در پساجنگ

اعراب

نوشته شده توسط

در

,

به گزارش اقتصادران، بابک نگاهداری، رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس در یادداشتی نوشت:

جنگ‌ها معمولاً شکاف‌ها را عمیق‌تر می‌کنند؛ اما گاهی درست در نقطه‌ای خلاف انتظار، پنجره‌ای برای بازآرایی روابط و شکل‌گیری همکاری‌های تازه می‌گشایند. خلیج فارس امروز در آستانه چنین لحظه‌ای است؛ زیرا یک واقعیت راهبردی بیش از گذشته برجسته شده است: *هیچ نظم پایدار منطقه‌ای بدون نقش‌آفرینی فعال ایران شکل نمی‌گیرد *و در مقابل، *هیچ‌یک از بازیگران خلیج فارس نیز قابل حذف نیستند.*

از همین رو، فضای جدیدی از *واقع‌گرایی منطقه‌ای* در حال شکل‌گیری است. کشورهای اطراف بیش از گذشته دریافته‌اند که امنیت خلیج فارس یک موضوع جمعی است و استمرار الگوی «تهدیدانگاری متقابل» فقط یک بازی با حاصل‌جمع منفی می‌سازد. نقطه شروع، تبدیل این ادراک مشترک به سازوکارهای عمیق دیپلماتیک در دو سطح روابط دوجانبه و چندجانبه است. دیپلماسی دو‌لایه؛ یعنی پیگیری هم‌زمان توافقات دوجانبه با هر کشور عربی و یک مسیر جمعی و نهادی در تعامل با شورای همکاری خلیج فارس تا توافقات، ماندگار و قابل اتکا شوند.

در حوزه امنیت، گام‌های عملی می‌تواند از اقدام‌های کم‌هزینه اما اثرگذار آغاز شود و به سمت راهکارهای ریشه‌ای و عمیق حرکت نماید. تجربه نشان داده اتکای یک‌جانبه به بیرون الزاماً امنیت نمی‌آورد؛ بنابراین حرکت به سمت تنوع‌بخشی به منابع تأمین امنیت و اتکا به *امنیت درون‌زای منطقه‌ای *و خروج کامل پایگاه‌های نظامی آمریکا از منطقه می‌تواند از چرخه ناامنی‌های تکرارشونده بکاهد و حتی آن‌ها را از میان ببرد.

در کنار امنیت، اقتصاد موتور اصلی نزدیک‌سازی منافع است؛ اما این‌بار باید با یک الگوی روزآمد و عمل‌گرایانه‌ پیش رفت. معادله «امنیت در برابر اقتصاد» ناکارآمدی‌های خودش را نشان داده است. نیاز به نسخه جدیدی در منطقه احساس می‌شود. نسخه‌ای که از بن‌بست‌های گذشته عبور کند و با پروژه‌های مشخص و قابل سنجش که برای همگان منافع مشترک ایجاد نماید.

اگر این مؤلفه‌ها درست کنار هم بنشینند، منطقه از رقابت‌های فرساینده به سمت *منطقه‌گرایی کارکردی *حرکت می‌کند؛ یعنی همکاری بر مبنای منافع واقعی و سازوکارهای اجرایی معتبر. شرط موفقیت، نهادینه‌سازی سازوکارهای رسمی و غیررسمی است. از تفاهم‌نامه‌های کلی عبور کنیم و به سمت *«بازی‌های با حاصل جمع مثبت»* حرکت کنیم.

در نهایت، تکمیل این مسیر به یک فهم و اراده سیاسی نیاز دارد و آن حرکت به سمت نظم مشارکتی منطقه‌ای از طریق گفت‌وگوی مستقیم و منظم میان بازیگران کلیدی (به‌ویژه ایران، عربستان و ترکیه) برای مدیریت رقابت و جلوگیری از لغزش به سمت تخاصم و نیز مدیریت مسئولانه بحران‌ها در محیط پیرامونی خواهد بود.

بنابراین، برخلاف بسیاری از تحلیل‌های رایج، دوره پس از جنگ می‌تواند فرصتی واقعی برای نزدیک‌تر شدن ایران و کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس باشد؛ فرصتی برای تبدیل واقع‌گرایی و ضرورت‌های مشترک به توافقات سیاسی، سازوکارهای امنیتی و پروژه‌های اقتصادی. اگر این فرصت به‌موقع به «قواعد بازی جدید» تبدیل شود، خلیج فارس می‌تواند وارد مرحله‌ای از نظم باثبات‌تر و هم‌افزاتر شود. در این میان باید بر دو موضوع مهم تاکید شود؛ نخست آنکه کشورهای منطقه به این نتیجه برسند که «امنیت منطقه تنها با تعامل کشورهای آن حاصل می‌شود» و اینکه «ایران می‌تواند قدرتی برای کمک به تامین امنیت منطقه بدون حضور کشورهای متخاصم خارجی باشد».

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *