دسته: صنعت و معدن

  • کارفرمایان هوای کارگران خود را داشته باشند

    کارفرمایان هوای کارگران خود را داشته باشند

    به گزارش اقتصادران، اسعد صالحی، فعال کارگری با اشاره به شرایط جنگی حاضر گفت: بسیاری از کارفرمایان با توجه به وضعیت موجود برای حفظ جان کارگران خود کارگاه‌ها را تعطیل کرده اند لذا در چنین شرایطی همه باید پای کار باشند و با همدلی به یکدیگر کمک کنند. ما از کارفرمایان انتظار داریم در این وضعیت بغرنج هوای کارگران خود را داشته باشند.

    وی گفت: بسیاری از کارخانه‌ها و واحدهایی که مستقیما با نیاز مصرفی مردم در ارتباطند مثل کارخانه های موادغذایی و آشامیدنی‌ همچنان فعالند اما بیشتر واحدهای تولیدی تعطیل شده اند و همه‌ باید کمک کنیم تا همدلی به وجود آید و نگذاریم در این شرایط تعطیل شوند.

    صالحی تاکید کرد: کارگر و کارفرما و دولت همه باید در کنار هم قرار گیرند و جهادی کار کنند.اگر کارفرمایی اقدام به تعطیلی موقت کارگاه کرده باید حق و حقوق کارگران را بدهد و از ظرفیت های قانون برای حمایت از کارگر استفاده کند و به کارگران مرخصی طولانی مدت با حقوق بدهد.

    احمد میدری – وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی اخیرا در بازدید از شیفت سوم خط تولید یکی از کارخانجات دارویی کشور از نقش کارگران در تداوم تولید در کشور در شرایط جنگی تقدیر کرد و گفت: کارگران هیچ گاه و در هیچ زمانی سنگر تولید را رها نکردند.

    وی تلاش کارگران در عرصۀ تولید را نشانه‌ای از حمایت آنان از نیروهای مسلح کشور در این جنگ ظالمانه دانست و بر حمایت دولت از واحدهای تولیدی در شرایط جنگی تاکید کرد.

    به گفته وزیر کار دولت تمامی تدابیر لازم را برای تداوم تولید در کشور اتخاذ کرده و بدون شک ایران از این شرایط حساس با پیروزی و سربلندی عبور خواهد کرد.

    پروانه بختیاری – معاون روابط کار وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی اخیرا در بازدید از یک کارخانه آب معدنی،با قدردانی از تلاش‌های کارگران و مدیران این واحد تولیدی اظهار کرد: هیچ مشکلی در تولید مایحتاج اولیه هم‌وطنان وجود ندارد و روند تأمین و توزیع کالاهای اساسی به صورت منظم در حال انجام است.

    وی با اشاره به شرایط حساس کشور در پی تنش‌ها و درگیری‌های کنونی در کشور افزود: کارگران شریف کشور همانند دوران دفاع مقدس، امروز نیز با روحیه‌ای جهادی و مسئولانه در کنار مردم ایستاده‌اند و اجازه نخواهند داد خللی در تأمین نیازهای اساسی جامعه ایجاد شود.

  • تولید در دل جنگ!

    تولید در دل جنگ!

    به گزارش اقتصادران، جنگ به‌عنوان یک پدیده فراگیر و مخرب، تمامی ارکان یک کشور ازجمله ساختارهای اقتصادی و به‌ویژه واحدهای تولیدی را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. در شرایط جنگی، واحدهای تولیدی از یک‌سو با چالش‌های بی‌سابقه‌ای برای بقا مواجه می‌شوند و از سوی دیگر به دلیل نیاز مبرم کشور به تامین کالاهای اساسی، تجهیزات و ملزومات دفاعی، به سنگری حیاتی در پشت جبهه تبدیل می‌شوند. این گزارش به بررسی ابعاد مختلف حیات و فعالیت واحدهای تولیدی در چنین شرایط بحرانی می‌پردازد.

    جنگ ۱۲‌روزه اسرائیل علیه ایران در خرداد سال‌۱۴۰۴، اگرچه در بازه‌ای کوتاه رخ داد اما واحدهای تولیدی را با «شوک ناگهانی و چندبعدی» مواجه کرد. با این وجود اما واحدهای تولیدی و شهرک‌های صنعتی در این ۱۲‌روزه یک روز هم تعطیل نشدند و به کار خود ادامه دادند. براساس ارزیابی‌های صورت‌گرفته ۹نقطه از شهرک‌های صنعتی در ۶ استان کشور دچار آسیب و خسارت شد که این خسارت‌ها از ۴۰ تا ۱۰۰‌درصد بود که به سرعت زیرساخت شهرک‌های آسیب‌دیده از جمله آب، برق و گاز به سرعت تامین شد.

    چالش‌های اصلی پیش‌روی واحدهای تولیدی در زمان جنگ

    واحدهای تولیدی در زمان جنگ با طیف وسیعی از مشکلات دست‌وپنجه نرم می‌کنند که می‌توان آنها را در دسته‌های زیر طبقه‌بندی کرد:

    الف) چالش‌های تامین مواد اولیه و نهاده‌های تولید:

    –  اختلال در زنجیره تامین: جنگ معمولا مرزها را مسدود یا ناامن می‌کند و راه‌های مواصلاتی را هدف قرار می‌دهد. این امر واردات مواد اولیه، قطعات و ماشین‌آلات را با دشواری یا توقف مواجه می‌کند.

    – کمبود منابع داخلی: تمرکز منابع کشور بر نیازهای جنگی، تخصیص مواد اولیه مانند فولاد، مس، مواد پتروشیمیایی و حتی سوخت را برای تولیدکنندگان بخش غیرنظامی با مشکل روبه‌رو می‌کند.

    – افزایش قیمت‌ها: کمبود کالاها و افزایش هزینه‌های حمل و نقل و بیمه، منجر به افزایش شدید قیمت تمام‌شده مواد اولیه می‌شود.

    ب) چالش‌های نیروی انسانی:

    –  مسائل روانی و انگیزشی: زندگی در شرایط جنگی، با استرس، اضطراب و نگرانی دائمی برای کارکنان و خانواده‌هایشان همراه است که این امر به‌طور مستقیم بر بهره‌وری، تمرکز و انگیزه کاری تاثیر منفی می‌گذارد.

    ج) چالش‌های زیرساختی و فیزیکی:

    – خطر حملات مستقیم: واحدهای تولیدی که به‌ویژه با صنایع دفاعی، پالایشگاهی یا زیرساخت‌های حیاتی مرتبط هستند، به اهداف نظامی دشمن تبدیل شده و در معرض بمباران، موشک‌باران یا خرابکاری قرار دارند.

    –  آسیب به زیرساخت‌های انرژی و ارتباطات: قطعی برق، کمبود سوخت، اختلال در شبکه اینترنت و خطوط ارتباطی می‌تواند فعالیت مستمر کارخانه‌ها را مختل یا غیرممکن کند.

    – تخریب تجهیزات و ماشین‌آلات: حتی اگر ساختمان کارخانه سالم بماند، امواج انفجار یا بی‌توجهی ناشی از شرایط اضطراری می‌تواند به تجهیزات دقیق و ماشین‌آلات آسیب جدی وارد کند.

    د) چالش‌های مالی و اقتصادی:

    – کاهش شدید نقدینگی: رکود اقتصادی ناشی از جنگ، کاهش فروش در بازارهای داخلی و خارجی و معوق شدن مطالبات از دولت یا مشتریان، بنگاه‌های تولیدی را با بحران شدید نقدینگی مواجه می‌کند.

    – تورم فزاینده و بی‌ثباتی ارزی: جنگ باعث جهش نرخ ارز و تورم لجام‌گسیخته می‌شود که پیش‌بینی هزینه‌ها و قیمت‌گذاری محصولات را برای تولیدکنندگان غیرممکن می‌کند.

    – محدودیت‌های بانکی و اعتباری: نظام بانکی کشور نیز تحت فشار جنگ، با کاهش منابع مواجه شده و اعطای تسهیلات جدید به تولید با سختگیری و بهره‌های بالا همراه می‌شود.

    الزامات و راهبردهای بقا و پایداری واحدهای تولیدی

    برای عبور از این چالش‌ها، واحدهای تولیدی و دولت باید راهبردهای مشخصی را دنبال کنند:

    الف) تغییر اولویت‌ها و انعطاف‌پذیری در تولید تغییر خط تولید:

    – تولید کالاهای اساسی و ضروری: با کاهش واردات، نیاز داخلی به کالاهای اساسی (غذا،دارو، پوشاک) افزایش می‌یابد. واحدهای تولیدی فعال در این بخش‌ها نقش حیاتی در حفظ آرامش اجتماعی و تامین معیشت مردم ایفا می‌کنند.

    ب) مدیریت بهینه منابع و مصارف:

    – مدیریت مصرف انرژی و آب: با توجه به اختلالات احتمالی، بهینه‌سازی مصرف و استفاده از ژنراتورهای جایگزین یا سیستم‌های ذخیره‌ساز انرژی حیاتی است.

    – مدیریت موجودی انبار: ایجاد انبارهای امن و پراکنده برای نگهداری مواد اولیه و قطعات یدکی راهبردی، جهت مقابله با قطع موقت زنجیره تامین ضروری است.

    ج) حفاظت فیزیکی و امنیت سایبری:

    – افزایش امنیت سایبری: در زمان جنگ، حملات سایبری به زیرساخت‌های صنعتی و تولیدی تشدید می‌شود. ارتقای سطح امنیت شبکه‌های داخلی و حفاظت از سیستم‌های کنترل صنعتی یک الزام حیاتی است.

    د) تامین مالی و مدیریت ریسک:

    – دسترسی به تسهیلات حمایتی دولت: دولت‌ها معمولا در شرایط جنگی، بسته‌های حمایتی ویژه‌ای برای صنایع راهبردی و کالاهای اساسی در نظر می‌گیرند. واحدهای تولیدی باید از این ظرفیت‌ها استفاده کنند.

    – بیمه کردن دارایی‌ها در برابر خطرات جنگی: استفاده از پوشش‌های بیمه‌ای خاص برای جبران خسارات ناشی از جنگ، هرچند پرهزینه باشد اما می‌تواند از ورشکستگی کامل واحد تولیدی جلوگیری کند.

    نقش و وظایف دولت در حمایت از تولید در شرایط جنگ

    دولت به عنوان مدیر کلان کشور وظایف سنگینی در قبال حفظ و پایداری چرخه تولید دارد:

    – تامین امنیت و حفاظت: ایجاد کمربند امنیتی و پدافندی برای مناطق صنعتی حیاتی.

    – تخصیص منابع: اولویت‌بندی در تخصیص ارز، سوخت، انرژی و مواد اولیه به خطوط تولید حیاتی و راهبردی.

    –  تنظیم گری هوشمند: کاهش بوروکراسی اداری، اعطای معافیت‌های مالیاتی برای واردات ماشین‌آلات و مواد اولیه و کنترل قیمت‌ها به گونه‌ای که تولیدکننده متضرر نشود.

    – حمایت اجتماعی از نیروی کار: ارائه کمک‌های معیشتی و روان‌شناختی به خانواده کارگران شاغل در واحدهای تولیدی برای حفظ انگیزه و تمرکز آنها.

    چه باید کرد؟

    واحدهای تولیدی در شرایط جنگ، قلب تپنده اقتصاد مقاومتی یک کشور به حساب می‌آیند. آنها نه‌تنها مسوولیت تامین نیازهای اساسی مردم را برعهده دارند بلکه با تغییر کاربری و انعطاف‌پذیری، بازوی قدرتمند پشتیبانی از جبهه‌های نبرد نیز هستند. بقای این واحدها در گرو مدیریت بحران هوشمندانه مدیران، حمایت همه‌جانبه دولت و ایثار و از خودگذشتگی نیروی کار ماهر است. تداوم چرخه تولید در جنگ، نشان‌دهنده تاب‌آوری و انسجام ملی بوده و نقشی تعیین‌کننده در پیروزی نهایی و بازسازی سریع کشور پس از جنگ ایفا می‌کند.

    بررسی شرایط واحدهای تولیدی در شرایط جنگ به وضوح این واقعیت را آشکار می‌کند این بخش، نه فقط یک فعال اقتصادی بلکه یک کنشگر راهبردی و حیاتی در معادلات امنیتی و پایداری ملی است. تجربیات تاریخی و تحلیل سناریوهایی نظیر جنگ ۱۲‌روزه نشان می‌دهد که اولین و سنگین‌ترین تبعات جنگ، پیش از آنکه در میدان نبرد نمایان شود، در زنجیره تامین، نرخ ارز و دسترسی به مواد اولیه خود را نشان می‌دهد. قطع راه‌های مواصلاتی دریایی و هوایی، جهش قیمت نهاده‌های تولید و بی‌ثباتی اقتصادی، واحدهای تولیدی را در معرض «شوک‌های هم‌افزا» قرار می‌دهد که می‌تواند در کوتاه‌مدت منجر به توقف خطوط تولید، کاهش شدید نقدینگی و در بلندمدت، تعطیلی کامل کارخانه‌ها و بیکاری انبوه نیروی کار شود. بنابراین تاب‌آوری اقتصاد ملی در برابر جنگ، مستقیما به میزان آمادگی و انعطاف‌پذیری واحدهای تولیدی گره خورده است. این واحدها در شرایط بحران، از یک‌سو با چالش‌های متعددی مانند کمبود نیروی کار ماهر به دلیل فراخوانی‌ها، تخریب زیرساخت‌های فیزیکی و انرژی و مشکلات روانی کارکنان مواجهند و از سوی دیگر به سنگری برای تامین کالاهای اساسی مردم و تجهیزات مورد نیاز جبهه تبدیل می‌شوند. در واقع تداوم چرخه تولید در دوران جنگ، نمادی از استمرار حیات ملی و عاملی تعیین‌کننده در روحیه مقاومت جمعی و انسجام اجتماعی است.

    در یک کلام، اگر جنگ آزمونی برای سنجش استحکام ساخت درونی یک کشور است، واحدهای تولیدی به مثابه ستون‌های این بنا عمل می‌کنند. فروپاشی این ستون‌ها حتی در صورت پیروزی در میدان نبرد، کشوری ویران و وابسته به جا می‌گذارد، در حالی که پایداری و پویایی آنها، تضمین‌کننده عبور موفق از بحران و زمینه‌ساز بازسازی سریع و قدرتمندانه در دوران پساجنگ خواهد بود. بنابراین سرمایه‌گذاری برای حفظ و تقویت تولید در شرایط جنگ، سرمایه‌گذاری برای بقای ملی است.

     

  • تکلیف نامعلوم دستمزد ۱۴۰۵ کارگران

    تکلیف نامعلوم دستمزد ۱۴۰۵ کارگران

    به گزارش اقتصادران، محمدرضا تاجیک، عضو شورای عالی کار درباره جلسات این شورا گفت: با توجه به شرایط موجود این هفته شورای عالی کار برگزار نمی‌شود.

    وی افزود: اما برای هفته‌های آتی برگزاری جلسات کمیته مزد برای تعیین عدد سبد معیشت و شورای عالی کار برای چانه‌زنی دستمزد ۱۴۰۵ کارگران در دستور کار است.

    این نماینده جامعه کارگری در شورای عالی کار با تأکید بر پیگیری سبد معیشتی، اظهار کرد: هنوز عدد نهایی مورد توافق همه اعضا نبوده و نیاز به کار کارشناسی بیشتر برای جمع‌بندی دارد تا در ادامه با این شاخص، شورای عالی کار برای تعیین حداقل مزد وارد مذاکره و چانه‌زنی شود.

  • شب عید و جیب خالی کارگران

    شب عید و جیب خالی کارگران

    به گزارش اقتصادران، کارگران بخش خصوصی، از عدم پرداخت حقوق بهمن به دلیل تعطیلی بانک‌ها و ادعای کارفرما مبنی بر  باز نبودن سیستم پرداخت، انتقاد کردند.

    یکی از کارگران یکی از برندهای فروش لوازم خانگی گفت: ما حقوق هر ماه را دهم ماه بعد می‌گیریم؛ اما حقوق بهمن خود را هنوز نگرفته‌ایم؛ کارفرما مدعی‌ست به دلیل تعطیلی و یا کندی سیستم بانکی، نمی‌تواند لیست حقوق را رد کند؛ در نتیجه حقوق ما پرداخت نشده است.

    این کارگران می‌گویند: ما تمام ماه بهمن را تا پاسی از شب بدون تعطیلی و آف کار کردیم؛ کارفرما به این بهانه که شب عید نزدیک است و مشتری زیاد است، ما را مجبور کرد تمام روزهای هفته را بدون تعطیلی سر کار حاضر شویم؛ ما هفت روز هفته کار کردیم اما حقوق نگرفته‌ایم.

    یکی از کارگران فروش لوازم برقی گفت: ما پورسانتی حقوق می‌گیریم؛ فروش بهمن ما خوب بود و پورسانت ما زیاد می‌شود اما هنوز پرداخت نشده. نگرانیم که چه زمانی قرار است حقوق و پورسانت ما پرداخت شود؛ ما یکسال کار کردیم و امیدمان به شب عید بود اما حالا…..

  • بیانیه فعالان صنعت غذا برای تامین کامل نیاز مردم

    بیانیه فعالان صنعت غذا برای تامین کامل نیاز مردم

    به گزارش اقتصادران، کمیسیون صنایع غذایی اتاق بازرگانی ، صنایع ، معادن و کشاورزی ایران و کانون انجمن های صنایع غذایی ایران در بیانیه‌ مشترکی بر تأمین پایدار، مستمر و کافی مایحتاج غذایی مردم در شرایط خاص کنونی کشور، به‌عنوان یکی از اولویت‌های اصلی فعالان صنعت غذا تاکید کردند.
    در این بیانیه با اشاره به فرا رسیدن ماه مبارک رمضان و شرایط ویژه حاکم بر کشور، تأکید شده است که واحدهای تولیدی و توزیعی صنایع غذایی، علی‌رغم محدودیت‌ها و چالش‌های موجود، با بهره‌گیری از تمامی ظرفیت‌های فنی، انسانی و لجستیکی خود، در راستای پیشگیری از هرگونه اختلال در زنجیره تأمین کالاهای اساسی آماده هرگونه همکاری هستند.
    فعالان صنعت غذا با درک مسئولیت‌های اجتماعی و حرفه‌ای خود، استمرار تولید، حفظ ثبات بازار و تضمین دسترسی مناسب و به‌موقع آحاد جامعه به اقلام غذایی را در اولویت قرار داده و آمادگی کامل خود را برای همکاری مؤثر با تمامی استان‌ها و شهرهای کشور به‌منظور تأمین نیازهای غذایی مردم شریف ایران اعلام می‌دارند.
  • له شدن کارگران زیر چرخ‌دنده‌های تبعیض

    له شدن کارگران زیر چرخ‌دنده‌های تبعیض

    به گزارش اقتصادران، داستان مزد و معیشت کارگران در ایران، تراژدی غم‌انگیزی است که دیگر نمی‌توان آن را تنها در چارچوب چانه زنی با «کارفرما» خلاصه کرد. امروز کارگران در مسیر پر سنگلاخ مطالبه‌گری، با سدی سهمگین‌تر به نام «دولت» مواجه‌اند؛ نه به عنوان یک داور بی‌طرف، بلکه به مثابه ساختاری که خود بزرگترین مانع بر سر راه عدالت است. دولت‌ها همواره از جعبه‌ابزار خود، حربه‌های متنوعی را بیرون می‌کشند تا صدای این طبقه را در نطفه خفه کنند.

    این سناریوی تکراری با «کارشکنی اداری» آغاز می‌شود؛ فرآیندی فرسایشی که هدفش ناامید کردن کارگر در همان گام‌های نخستین تشکل یابی است. اما اگر اراده‌ی جمعی بر این مانع فائق آید، نوبت به استراتژی دوم می‌رسد: «انحلال یا استحاله تشکل‌ها».  یا مانع شکل‌گیری تشکل‌های مستقل می‌شوند و یا نهادهای رسمی کارگری را چنان از درون تهی و ضعیف می‌کنند که عملاً بازوی اجرایی و قدرت چانه‌زنی خود را از دست می‌دهند و به شیرهایی بی‌یال و دم و اشکم بدل می‌شوند.

    و اما آخرین پرده‌ی این نمایش زمانی اجرا می‌شود که کارگران از سدهای بروکراتیک عبور می‌کنند. اینجاست که «جنگ روانی» آغاز می‌شود؛ بازی با روح و روان انسان‌هایی که سال‌هاست چشم‌انتظار عدالت‌اند. وعده‌های رنگارنگ، قول‌های بی‌عمل و امیدهای واهی، تنها ابزاری برای خریدن زمان و فرسوده کردن مطالبه‌گران است.

    این ماجرا، حکایت  کارگران شرکتی، پیمانکاری و ارکان ثالث در نفت، گاز و سایر حوزه‌های حیاتی کشور است. کسانی که چرخ‌های صنعت را می‌گردانند اما خود زیر چرخ‌دنده‌های تبعیض له می‌شوند. سال‌هاست که فریاد «تبدیل وضعیت» سر می‌دهند و در پاسخ، نه تنها به حق خود نرسیده‌اند، بلکه هر بار با اشکال جدیدی از ممانعت روبرو شده‌اند.

    تلخ‌تر آنکه این مطالبات صنفی، تنها در فصول انتخابات خریدار دارد. سیاسیون برای رسیدن به کرسی‌های قدرت، از شانه‌های خسته کارگران نردبان می‌سازند و پس از صعود، نردبان را واژگون می‌کنند و وعده‌ها به فراموشی سپرده می‌شود. در همین راستا و برای واکاوی این چرخه معیوب، پای صحبت‌های مهران ربانی، فعال کارگری نشستیم تا او از تجربه تلخِ «بازیچه شدن» توسط سیاستمداران و فرجامِ وعده‌های بی‌پایان بگوید.

    هفت سال در تعقیبِ سراب؛ واکاوی یک پرونده قطور

    مهران ربانی، فعال کارگری ارکان ثالث نفت و گاز کشور، در گفت‌وگویی تفصیلی به تشریح روند هفت‌ساله مطالبه‌گری‌ها، بدعهدی‌های مکرر مسئولان و پیامدهای روانی و اجتماعی ناشی از این وضعیت پرداخت.

    این فعال کارگری در تشریح پیشینه مطالبات کارگران اظهار داشت: «ما روند مطالبه‌گری خود را تقریباً از هفت سال پیش آغاز کردیم. در آن زمان که مصادف با دولت دوازدهم و مجلس دهم بود، ریاست کمیسیون اجتماعی بر عهده دکتر خدادادی قرار داشت که ایشان بعدها رد صلاحیت شدند. وی در آن مقطع صراحتاً به ما اعلام کرد که طرحی تحت عنوان «عقد قرارداد مستقیم با نیروهای خدماتی و دستگاه‌های اجرایی» در کمیسیون مربوطه به تصویب رسیده است.»

    ربانی افزود: «خدادادی وعده داده بود که این طرح قرار است در صحن علنی مجلس نهایی شود تا مشابه رویه دولت‌های نهم و دهم، قراردادهای مستقیم با کارگران منعقد گردد. در آن دوران، روی این موضوع مانور تبلیغاتی گسترده‌ای صورت گرفت و به بحث «تبدیل وضعیت» بال و پر بسیار داده شد؛ اما زمان تحقق این وعده‌ها دقیقاً با ایام انتخابات مجلس در اسفندماه سال ۱۳۹۸ مصادف گردید.»

    وی با اشاره به بهره‌برداری از انگیزه کارگران در ایام انتخابات تصریح کرد: «با مطرح شدن این وعده‌ها، همکاران ما با این انگیزه که از نمایندگان حامی طرح حمایت کنند تا روند تصویب در مجلس بعدی نهایی شود، مشارکت فعالی در انتخابات داشتند. اما بلافاصله پس از پایان رقابت‌های انتخاباتی و با گذشت تنها یک ماه، شیوع ویروس کرونا آغاز شد. متأسفانه پس از اتمام فرآیند انتخابات، مسئولان تمامی وعده‌های خود را به فراموشی سپردند و این پرونده بار دیگر مسکوت ماند.»

    قمارِ صنفی روی میزِ ۱۴۰۰؛ کارگران در دوراهی سیاست و معیشت

    این فعال کارگری در ادامه به انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۴۰۰ و وعده‌های رئیس‌جمهور فقید، ابراهیم رئیسی اشاره کرد و گفت: «در جریان رقابت‌های انتخاباتی، ایشان با حضور در رسانه ملی صراحتاً اعلام کردند که وجود نیروهای متعدد شرکتی و قراردادی توجیه‌پذیر نیست. ایشان با شعار لزوم اصلاح «نظام ناعادلانه پرداخت» وعده دادند که بساط شرکت‌های پیمانکاری را جمع خواهند کرد.»

    ربانی تصریح کرد: «کارگران ما بر مبنای همین شعارها، در شهر آبادان برای ایشان ستاد انتخاباتی برپا کردند. با وجود اینکه کارگران منطقه ما پیش‌ازاین با مواضع کلی سیاسی ایشان هم‌سو نبودند، اما همکاران ما تصمیم گرفتند به دلیل هم‌سویی وعده‌های انتخاباتی با منافع صنفی و مطالبه تبدیل وضعیت، تغییر موضع داده و از ایشان حمایت کنند.»

    این فعال حوزه نفت و گاز با ابراز گلایه از عملکرد دولت سیزدهم بیان داشت: «رئیس‌جمهور وقت راهی پاستور شدند، اما در طول سه سال دوره ریاست‌جمهوری ایشان، علی‌رغم تمامی پیگیری‌ها، نه‌تنها گرهی از مشکلات ما گشوده نشد، بلکه معاون ایشان، آقای میثم لطیفی (رئیس وقت سازمان اداری و استخدامی کشور)، رویکردی کاملاً متضاد پیش گرفت و با تمام قوا در برابر این طرح ایستادگی کرد. مواضع ایشان ۱۸۰ درجه با وعده‌های انتخاباتی رئیس‌جمهور مغایرت داشت. ما در اعتراض به این تناقض آشکار، بارها مقابل نهاد ریاست‌جمهوری تجمع کرده و شعار «لطیفی استعفا» سر دادیم.»

    دایره‌های تکرار

    مهران ربانی در ادامه به تکرار این سناریو در ادوار بعدی انتخابات اشاره کرد و افزود: «پس از آن، نوبت به انتخابات مجلس دوازدهم رسید. در آن دوره نیز آقای ولی اسماعیلی، رئیس وقت کمیسیون اجتماعی، مجدداً بحث تصویب طرح را مطرح کرده و وعده قطعی شدن آن را دادند. بار دیگر کارگران در انتخابات شرکت کردند، اما باز هم هیچ نتیجه ملموسی حاصل نشد. این چرخه معیوب در انتخابات ریاست‌جمهوری اخیر و با روی کار آمدن دکتر پزشکیان نیز تکرار شد؛ ایشان هم تأکید کردند که وضعیت موجود بی‌عدالتی است، اما تا به امروز هیچ اقدام عملی صورت نگرفته است.»

    ربانی در ادامه اظهار کرد: «گویا در آستانه هر انتخاباتی، مسئولان به یاد می‌آورند که برای جلب سرمایه اجتماعی و هدایت آرای کارگران به سمت صندوق‌ها، باید به وعده‌های فریبنده متوسل شوند؛ اما فردای انتخابات، گویی فراموش می‌کنند که در قبال مردم مسئولیت دارند. در چنین شرایطی، دروغ‌گویی به یک اصل تبدیل شده و استفاده از هر ابزار و فریبی برای رسیدن به هدف، توجیه می‌گردد.»

    این فعال کارگری در تشریح شرایط موجود گفت: «مسئولان به‌طور مداوم وعده می‌دهند که هفته آینده یا ماه آینده کار نهایی خواهد شد. این وعده‌ها یک خوش‌بینی کاذب ایجاد می‌کند، اما باعدم تحقق آن‌ها، افراد دچار فرسایش روحی و روانی می‌شوند. من به‌عنوان یک فعال صنفی، در این هفت سال به حدی متحمل فشارهای عصبی شده‌ام که موهایم در این راه سفید شده. ما شش تجمع اعتراضی بزرگ با جمعیتی بالغ بر هزار نفر مقابل مجلس، شورای نگهبان و نهاد ریاست‌جمهوری برگزار کردیم و تنها خواسته‌مان این بود که آقایان به وعده‌های خود عمل کنند اما به جایی نرسیدیم.»

     یادآوریِ کارگران فقط در بزنگاه‌های خطر! 

    ربانی با اشاره به اظهارات اخیر رئیس مجلس بیان داشت: «اخیراً و دقیقاً هم‌زمان با تشدید تهدیدات خارجی، آقای قالیباف مجدداً اظهاراتی را مطرح کرده و تنور این مباحث را داغ کردند. این رفتار بی‌شباهت به دوران جنگ ۱۲ روزه نیست که در آستانه بحران، شعارهای حمایتی سر داده می‌شد. به اعتقاد من، آقایان هر زمان که احساس خطر می‌کنند، قصد دارند با این قبیل سخنان، سرمایه اجتماعی را به‌صورت مقطعی با خود همراه سازند؛ اما به محض اینکه از بحران عبور می‌کنند، همه‌چیز را فراموش می‌کنند. »

    وی افزود: «در حال حاضر، اگر پای صحبت کارگران بنشینید، می بینید که جامعه آگاه شده و دیگر فریب نمی‌خورد. مردم از درک و شعور بالایی برخوردارند و نمی‌توان هر سال آن‌ها را با وعده‌های تکراری و بی‌اساس به بازی گرفت.»

    این فعال کارگری با اشاره به بی‌عدالتی‌های موجود در فرآیند جذب نیرو اظهار داشت: «گویی این مسئولان اساساً دغدغه استفاده از افراد متخصص و تحصیل‌کرده را ندارند. همکاران ما شاهدند که فردی با تنها دو سال سابقه کار و بدون برخورداری از مدرک تحصیلی مرتبط، صرفاً به واسطه روابط یا استفاده از سهمیه‌های خاص، به استخدام رسمی درمی‌آید؛ اما نیرویی مانند من، با مدرک دکترا و ۱۳ سال سابقه کار تخصصی، همچنان در قالب نیروی پیمانکاری باقی مانده است. این رویه نشان می‌دهد که نیت واقعی آن‌ها، توسعه کشور و بهره‌گیری از تخصص‌ها نیست.»

     وقتی اعتماد به خاکستر بدل می‌شود

    مهران ربانی در پایان این گفت‌وگو و در پاسخ به این پرسش که آیا هنوز امیدی به تحقق این وعده‌ها وجود دارد، تصریح کرد: «اگر همچنان به این وعده‌ها دل‌خوش باشیم، نشان‌دهنده ساده‌لوحی ماست؛ چراکه انسان عاقل از یک سوراخ دو بار گزیده نمی‌شود، درحالی‌که ما هفت سال است که به‌طور مستمر در حال گزیده شدن هستیم. واقعیت تلخ این است که عملکرد آقایان در این هفت سال به گونه‌ای بوده که دیگر هیچ امیدی به این روش‌ها باقی نمانده است.»

    وی در خاتمه تأکید کرد: «جمعیت نیروهای شرکتی در کشور حدود ۷۰۰ هزار نفر است که با احتساب خانواده‌هایشان، جامعه‌ای بالغ بر دو میلیون نفر را تشکیل می‌دهند. مسئولان با وعده های توخالی باعث شده‌اند که دو میلیون نفر از این روند منزجر شوند و احساس کنند که مورد سوءاستفاده قرار گرفته‌اند. این رفتار نه‌تنها هوشمندی نیست، بلکه نوعی «خودزنی» از سوی حاکمیت است که به ریزش شدید سرمایه اجتماعی منجر شده است. ساختار فعلی به شکلی چیده شده که اراده‌ای برای حذف دلالان و واسطه‌ها در آن دیده نمی‌شود و به همین دلیل، دیگر برای همکاران ما جای  اعتمادی باقی نمانده است.»

  • پنجه نرخ گاز بر گلوی بازار فولاد!

    پنجه نرخ گاز بر گلوی بازار فولاد!

    به گزارش اقتصادران، بازار فولاد ایران در حالی به‌روزهای پایانی سال‌۱۴۰۴ نزدیک می‌شود که نشانه‌های رکود، احتیاط و انتظار بیش از هر زمان دیگری بر رفتار تولیدکنندگان و خریداران سایه افکنده است. صنعتی که یکی از مهم‌ ترین پیشران‌های صادرات غیرنفتی و موتور تامین ارز کشور محسوب می‌‌شود اکنون در تقاطع فشارهای متعددی قرار گرفته است. افزایش کم‌سابقه هزینه‌های انرژی، افت تقاضای داخلی و تشدید نااطمینانی‌های سیاسی از جمله مهم‌ترین این‌موانع بوده اما جهش ۶۶‌درصدی نرخ گاز صنایع فولادی در پایان بهمن‌ماه عملا معادلات اقتصادی این‌صنعت را دگرگون و مزیت تاریخی تولید فولاد در ایران یعنی دسترسی به‌انرژی ارزان را با چالشی جدی روبه‌رو کرده است.

    در شرایطی که بازار داخلی به‌طور سنتی در ایام ماه‌رمضان و تعطیلات نوروز با کاهش معاملات مواجه می‌شود خریداران بزرگ ترجیح دادند تصمیم‌های خرید خود را به‌تعویق بیندازند و فعالان زنجیره فولاد نیز به‌جای توسعه معاملات بر مدیریت نقدینگی و کنترل ریسک تمرکز کردند. نتیجه این‌وضعیت بازاری است که نه نشانه‌ای از رونق دارد و نه ظرفیت افزایش قیمت برای جبران رشد هزینه‌های تولید! اکنون اما پرسش اصلی این‌است که آیا صنعت فولاد می‌تواند از فشار همزمان هزینه، سیاست و کاهش تقاضا عبور کند یا سال۱۴۰۵ برای بخشی از تولیدکنندگان با بحران نقدینگی و کاهش ظرفیت تولید آغاز خواهد شد.

    انتظار و رکود

    بازار فولاد  تخت ایران در روزهای پایانی سال‌۱۴۰۴ در حالت انتظار قرار دارد. برخلاف ماه‌های ابتدایی زمستان که نوسان نرخ ارز در تالار دوم تعیین‌کننده اصلی قیمت‌ها بود اکنون معادلات پیچیده‌تری بر این‌بازار حاکم شده است. بازار داخلی ایران در شرایط کنونی بیش از آنکه متاثر از تحولات بین‌المللی باشد اسیر عوامل درونی و سیاسی است.

    در زنجیره تامین با اینکه هزینه تمام‌شده شمش افزایش یافته اما مهم‌ترین خبر برای تولیدکنندگان جهش ۶۶‌درصدی نرخ گاز صنایع فولادی در پایان بهمن‌ماه است. این‌افزایش که هزینه تولید را به‌بالاترین سطح در دو دهه اخیر رسانده حاشیه سود فولادسازان را به‌شدت تحت فشار قرار داده و مهم‌ترین مزیت رقابتی ایران یعنی انرژی ارزان را به‌چالش کشیده است. در شرایطی که قیمت‌های فروش به‌دلیل رکود توان افزایش ندارد این‌جهش هزینه‌ای می‌تواند برخی تولیدکنندگان را با زیان عملیاتی مواجه کند. فعالان این‌بخش که به‌طور سنتی در ماه پایانی سال خریدهای خود را کاهش می‌دهند امسال با احتیاط بیشتری عمل می‌کنند.

    آنچه بر تمامی محاسبات فنی و اقتصادی سایه افکنده اما فضای پرتنش سیاسی و امنیتی است. تهدیدات نظامی و تشدید تحریم‌ها از سوی آمریکا همراه با تنش‌های منطقه‌ای با اسرائیل فضایی از عدم قطعیت عمیق ایجاد کرده است. این‌جو روانی هرگونه برنامه‌ریزی میان‌مدت را غیرممکن کرده و فعالان اقتصادی را به‌محافظه‌کاری شدید واداشته است.

    به‌نظر می‌رسد اما بازار فولاد تخت ایران حداقل تا پایان سال جاری در همین وضعیت رکودی باقی بماند. ماه رمضان و تعطیلات نوروز نیز مزیدبرعلت شده و عملا تا اواسط فروردین‌۱۴۰۵ نباید انتظار تحرک قابل‌توجهی داشت. مهم‌ترین متغیرهای تعیین‌کننده عبارتند از نتیجه تنش‌های سیاسی و احتمال گشایش یا تشدید تحریم‌ها، نحوه اجرای الحاقیه جدید بورس و تاثیر آن بر قیمت‌های پایه و مهم‌تر از همه میزان موفقیت تولیدکنندگان در جبران افزایش هزینه‌های ناشی از جهش قیمت گاز. حالا گفته می‌شود اگر تقاضا در بهار سال آینده احیا نشود بسیاری از تولیدکنندگان ورق با چالش جدی تامین نقدینگی مواجه خواهند شد.

    جهش نرخ گاز، سود فولاد را می‌بلعد

    برخی فعالان معدنی اما افزایش ۶۶‌درصدی نرخ گاز برای صنایع فولادی را ضربه‌ای مستقیم به‌تولید و مزیت رقابتی این‌صنعت می‌دانند. درواقع گاز طبیعی ستون اصلی احیا مستقیم (DRI) و عامل کاهش بهای تمام‌شده آهن اسفنجی است و افزایش ناگهانی نرخ آن می‌تواند تا ۳۰‌درصد قیمت تمام‌شده محصول را بالا ببرد. پیامد این‌تصمیم شامل فشار بر فولادسازان، کاهش سود، افت صادرات و تعمیق رکود داخلی خواهد بود. حذف مزیت انرژی سرمایه‌گذاری‌های‌میلیارد‌دلاری را غیرقابل توجیه می‌کند.

    مساله این‌است که این‌تصمیم  نه یک‌اقدام صرفا اقتصادی بلکه ضربه‌ای مستقیم به‌ستون‌فقرات تولید کشور است. صنعت فولاد ایران بر پایه مزیت نسبی گاز طبیعی شکل گرفته و توسعه یافته و تضعیف این‌مزیت تبعات گسترده‌ای برای کل اقتصاد به‌همراه خواهد داشت.

    باتوجه به‌جایگاه ایران در میان ۱۰تولیدکننده بزرگ فولاد جهان باید بدانیم که بخش مهمی از این‌موفقیت مرهون بهره‌گیری از روش احیای مستقیم (DRI) و دسترسی به‌انرژی رقابتی بوده است. اکنون این‌پرسش جدی مطرح است که با چه منطقی مزیت اصلی این‌صنعت با افزایش ناگهانی ۶۶‌درصدی نرخ گاز تضعیف می‌شود. در فرایند احیا مستقیم گاز طبیعی ماده اولیه تولید آهن اسفنجی است. سهم انرژی در بهای تمام‌شده آهن اسفنجی قابل‌توجه است و افزایش اخیر نرخ گاز می‌تواند تا حدود ۳۰‌درصد قیمت تمام‌شده این‌محصول را افزایش دهد اما پیامدهای مستقیم این‌تصمیم شامل افزایش قیمت داخلی آهن اسفنجی، فشار مضاعف بر واحدهای فولادسازی، کاهش حاشیه سود تولیدکنندگان و افزایش ریسک تعطیلی واحدهای کوچک و متوسط خواهد بود.

    با افزایش قیمت DRI هزینه تولید شمش فولادی نیز افزایش می‌یابد و این ‌درحالی است که بازار داخلی در سال جاری با رکود مواجه بوده و قیمت جهانی فولاد نیز تحت فشار رقابت شدید کشورهایی همچون چین و روسیه قرار دارد. درچنین‌شرایطی تولیدکننده ایرانی نه امکان تحمیل افزایش قیمت به‌بازار را دارد و نه توان تحمل کاهش شدید سود را. درنتیجه افت صادرات ازدست‌رفتن بازارهای منطقه‌ای، کاهش ارزآوری و افزایش فشار مالی بر شرکت‌ها از پیامدهای محتمل این‌سیاست خواهد بود.

    درعمل تولیدکننده با افزایش ناگهانی هزینه انرژی، محدودیت‌های گاز در زمستان، قطعی برق در تابستان، رکود بازار داخلی و فشارهای مالیاتی و هزینه‌های مالی مواجه است. معاون بهره‌برداری فولادمبارکه هشدار داد که تبعات این‌تصمیم فراتر از صنعت فولاد خواهد بود و کل اقتصاد را تحت تاثیر قرار می‌دهد. افزایش قیمت تمام‌شده مسکن و پروژه‌های عمرانی، رشد هزینه در صنایع پایین‌دستی، کاهش اشتغال در زنجیره فولاد، افت سرمایه‌گذاری جدید و حرکت سرمایه به‌سمت فعالیت‌های غیرمولد ازجمله پیامدهای قابل پیش‌بینی این‌سیاست است.

    فراموش نکنیم که اگر مزیت انرژی ایران در صنعت فولاد حذف شود تولید به‌روش احیای مستقیم دیگر توجیه اقتصادی نخواهد داشت و سرمایه‌گذاری‌های چندده‌میلیارد‌دلاری انجام‌شده در این‌زنجیره درمعرض کاهش بازدهی قرار می‌گیرد. حمایت از تولید در گرو ثبات سیاستگذاری و حفظ مزیت‌های رقابتی است. درغیراین‌صورت نتیجه‌ای جز کاهش تولید، افت صادرات و تعمیق رکود حاصل نخواهد شد.

  • بازار لوازم خانگی در قُرق «ته‌لنجی» و «کولبری»

    بازار لوازم خانگی در قُرق «ته‌لنجی» و «کولبری»

    به گزارش اقتصادران، در آستانه شب عید، در حالی که تولیدکنندگان داخلی زیر بار سنگین سامانه‌های نظارتی و فیلترهای متعدد دولتی نفس‌شان به شماره افتاده، معابر شهری به تسخیر برندهای بزرگ خارجی درآمده که روزگاری نمایندگی رسمی داشتند و امروز از مسیر «ته‌لنجی» و «کولبری» با تعرفه‌ای ناچیز وارد می‌شوند.

    هرچند با مشاهده تبلیغات گسترده در بزرگراه‌های پایتخت، این تصور در افکار عمومی شکل می‌گیرد که قفل واردات لوازم خانگی شکسته شده و این اقلام پس از ۸ سال انتظار، سرانجام از فهرست کالاهای ممنوعه خارج شده‌اند، اما پیگیری‌ها حاکی از آن است که واردات به‌معنای واقعی آزاد نشده و صرفا مسیری جدید برای توزیع رانت و سوء‌استفاده از مجوزهایی به وجود آمده است که برای مرزنشین‌ها صادر شده است.

    براساس پیگیری‌ها از دو مرکز بزرگ عرضه این لوازم خانگی، این نکته نمایان می‌شود که در حال حاضر، تنها دو برند خارجی سامسونگ و بوش به صورت نقد و اقساط در این مراکز عرضه می‌شود. دو برندی که سال‌های گذشته در کنار برند ال‌جی، بخش بزرگی از بازار لوازم خانگی کشور را در اختیار داشتند، اما این روزها در کنار تبلیغات گسترده خبری از این برند نیست.

    با تماسی به مراکز عرضه این لوازم خانگی مشخص می‌شود که هنوز زمان ورود LG به بازار مشخص نیست و تنها دو برند سامسونگ و بوش در این مراکز عرضه می‌شوند و با توجه به محدویت عرضه، متقاضیان باید قبل از مراجعه از موجودی مطلع شوند.

    اما این دو برند، با وجود تداوم ممنوعیت چه‌طور سر از تبلیغات بازاری که در رکود و رخوت روزگار می‌گذرانند، در آورده‌اند؟

    گسترش واردات به بهانه‌ یک قانون

    احسان فدایی، کارشناس حوزه لوازم خانگی، در این خصوص گفت: مصوبات جدید زیرنظر فعالیت تعاونی‌های مرزنشین صورت گرفته و قانونی است که پس از جنگ ۱۲ روزه و به منظور تسهیل واردات از مسیر کوله‌بری و ته‌لنجی مصوب شد.

    حسین شهرستانی، نایب‌رئیس دوم اتحادیه لوازم خانگی نیز در این راستا  ضمن تصریح بر این نکته که لوازم خانگی از مسیر قانون مربوط به مرزنشین‌ها انجام می‌شود، افزود: این قانون، شامل مرزنشین‌ها و تعاونی‌ها می‌شود و معمولا زمانی که روزنه‌های برای واردات باز می‌شود، به تدریج تبصره‌های قانونی برای آن ایجاد شده و تعداد آن افزایش می‌یابد و راه‌های فرار برای واردات نیز ایجاد می‌شود.

    شکاف عمیق تعرفه‌ای و نقد ساختار واردات

    فدایی در ادامه با اشاره به افزایش اختیارات تعاونی‌های مرزنشین به این نکته اشاره کرد که این تعاونی‌ها که سال‌های متمادی با محدودیت‌های مشخص برای ایجاد اشتغال رسمی اجازه واردات داشتند، اما در حال حاضر با هماهنگی ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز و نهاد ریاست جمهوری، با افزایش میزان واردات مواجه شده‌اند.

    وی افزود: ایراد بزرگ اینجاست که در صورت فعالیت رسمی شرکت‌ها، تعرفه واردات ۵۰ درصد است، اما اکنون اجازه ورود کالا با تعرفه ۵ درصدی داده شده که این خود یک اختلاف بزرگ و رانت ایجاد می‌کند.

    شهرستانی نیز در این خصوص تاکید کرد: بیش از ۸ سال که منتقدان ممنوعیت واردات، خواستار برداشتن این ممنوعیت هستند و عدم فعالیت شرکت‌های معتبر خارجی فاقد توجیه است.

    وی گفت: ما تاکید می‌کنیم که ممنوعیت را بردارید تا هر برند یک دفتر نمایندگی رسمی داشته باشد، تا اصالت کالا تایید شده و حقوق و عوارض قانونی پرداخت شود. اما متاسفانه با این پیشنهاد مخالفت می‌شود و اکنون کالا در قالب کوله‌بری و ته‌لنجی وارد می‌شود؛ آن هم در زمانی که بازار در رکود کامل قرار دارد.

    نابرابری نظارتی؛ فشار بر تولید و رهایی واردات

    به گفته نایب‌رئیس دوم اتحادیه لوازم خانگی، سیاست‌گذار صدها فیلتر از جمله سامانه جامع انبارها، سامانه جامع تجارت و سامانه مودیان را برای تولیدکننده گذاشته است، اما بر کالاهایی که اکنون وارد می‌شود نظارتی بر گارانتی «خدمات پس از فروش» وجود ندارد.

    شهرستانی افزود: برند برای تولیدکننده مثل فرزند اوست، اما در حال حاضر شاهد آن هستیم که سیاست‌گذار تمام فشار را بر تولیدکننده گذاشته و واردات را رها کرده است. در شرایط کنونی نه تولیدکننده و نه واردکننده، هیچ‌کدام افق دیدی برای برنامه‌ریزی ندارند.

    وی درباره موضوع شناسه‌دار بودن لوازم خانگی وارداتی گفت: این اقلام شناسه‌ می‌گیرند، اما مانند کالای تولیدی، کد رهگیری و گارانتی آن‌ها قابل پیگیری نیست.

    شهرستانی در خصوص اینکه آیا این فرایند را می‌توان قاچاق نامید یا نه، گفت: اگرچه این کالاها از گمرک رسمی به صورت تجاری وارد نشده‌اند، اما چون دولت بر آن‌ها نظارت دارد، قاچاق نیست اما نوعی سوءاستفاده از قانون و تبصره‌هاست که روز به روز گسترده‌تر می‌شود.

    وضعیت برندهای خارجی در فروشگاه‌های بزرگ

    فدایی نیز در این خصوص به این نکته اشاره کرد که امروز کالاها توسط هر فردی وارد می‌شود و اصالت آن‌ها قابل تایید نیست. به عنوان مثال، برند سامسونگ از مجراهای متعددی وارد می‌شود و شرکت سام‌سرویس بخشی از خدمات را بر عهده گرفته است. اما بخش دیگری از کالاها که نمایندگی رسمی آن‌ها را تایید نمی‌کند، محل ایجاد مشکل خواهد بود.

    فدایی افزود: تا این لحظه مشاهده شده که یکی از مراکز بزرک عرضه لوازم خانگی، محصولات سامسونگ و بوش را عرضه می‌کند و یک مرکز دیگر نیز عرضه محصولات بوش را با گارانتی رسمی اعلام کرده اما هنوز مشخص نیست که کدام شرکت خدمات این برند را به عهده گرفته است.

    این کارشناس لوازم خانگی در خصوص برند ال‌جی توضیح داد: محصولات این برند هنوز وارد فروشگا‌‌های بزرگ عرضه لوازم خانگی نشده‌اند، چرا که شرکت گلدیران که پیش از ممنوعیت واردات، عرضه خدمات پس از فروش این برند را انجام می‌داد، به دنبال یک پرونده اقتصادی بزرگ محکوم شده و ساختار آن دچار مشکل شده است.

    فدایی افزود: به همین دلیل نام این در پشت محصولات جدید ال‌جی دیده نمی‌شود، این امر موجب شده براساس آخرین اعلام این شرکت همچنان عرضه این برند مشخص نباشد.

    نقد عملکرد صداوسیما و بحران معیشتی

    نایب‌رئیس دوم اتحادیه با انتقاد از عملکرد فروشگاه‌های بزرگ و صداوسیما به این نکته اشاره کرد که صداوسیما صرفا به دنبال درآمد از تبلیغات این فروشگاه‌هاست.

    شهرستانی در ادامه افزود: اگر قرار باشد واردات فراگیر شود، وضعیت تولیدکنندگان که برای بخش بزرگی از فروش خود روی این فروشگاه‌ها حساب کرده بودند، بسیار نگران‌کننده خواهد بود. نایب‌رئیس دوم اتحادیه در این خصوص افزود: شرکت‌های مذکور از امتیازی که به مرزنشینان داده شده سوءاستفاده می‌کنند و واردات باید به صورت هوشمند و قانونی باشد تا مصرف‌کننده حق انتخاب داشته باشد، نه اینکه تمام فشار بر روی تولیدکننده و بازار باقی بماند.

    فدایی هم با اشاره به وضعیت معیشتی مردم گفت: قیمت‌ها به قدری بالاست که لوازم خانگی دیگر اولویت خرید مردم نیست. محصولاتی مانند یخچال ساید‌بای‌ساید که ابتدای سال ۸۰ میلیون تومان بود، اکنون به بالای ۱۴۰ تا ۲۰۰ میلیون تومان رسیده است. لوازم خانگی پس از جنگ، از یک نیاز ضروری به یک کالای لاکچری تبدیل شده است که صرفا بر کیفیت زندگی تاثیر می‌گذارد.

    فدایی همچنین تاکید کرد: فعالیت تعاونی‌های مرزنشین ساختار سازمان‌یافته‌ای ندارد که یک شرکت معتبر مسئولیت آن را بپذیرد. این وضعیت در واقع نوعی قاچاق سازمان‌یافته است که به اسم کولبری و به کام قاچاق سازمان‌یافته در کشور تمام می‌شود.