دسته: صنعت و معدن

  • «تولید»؛ نخستین قربانی جنگ، آخرین سنگر اقتصاد

    «تولید»؛ نخستین قربانی جنگ، آخرین سنگر اقتصاد

    به گزارش اقتصادران، جنگ فقط مرزها را جابه‌جا نمی‌کند پیش از آنکه نقشه‌های جغرافیا تغییر کنند، نقشه بازار کار دگرگون می‌شود. نخستین جایی که صدای جنگ شنیده می‌شود کارخانه‌ها، کارگاه‌ها و بازارهای کار هستند جایی که قراردادهای کاری معلق می‌شوند، سرمایه‌گذاری‌ها به تعویق می‌افتند و آینده شغلی میلیون‌ها نفر در‌ هاله‌ای از نااطمینانی فرو می‌رود. در اقتصادهای درگیر تنش و جنگ، بازار کار اغلب به نخستین قربانی و در عین حال آخرین سنگر تاب‌آوری اقتصادی تبدیل می‌شود.

    در چنین شرایطی نااطمینانی اقتصادی به سرعت در رفتار کارفرمایان و کارگران منعکس می‌شود. بنگاه‌ها برای کاهش ریسک استخدام‌های جدید را متوقف می‌کنند، پروژه‌های توسعه‌ای را کنار می‌گذارند و در بسیاری از موارد به تعدیل نیرو یا کاهش ساعات کار روی می‌آورند. از سوی دیگر نیروی کار با آینده‌ای نامطمئن روبه‌رو می‌شود جایی که امنیت شغلی کاهش می‌یابد و بسیاری از افراد ناچار می‌شوند میان ماندن در مشاغل کم‌درآمد یا مهاجرت برای یافتن فرصت‌های بهتر یکی را انتخاب کنند. همین روند به تدریج به کوچ سرمایه انسانی و خروج مهارت‌ها از اقتصاد منجر می‌شود؛ پدیده‌ای که آثار آن می‌تواند سال‌ها بر ظرفیت تولید و رشد اقتصادی کشور سایه بیندازد.

    از سوی دیگر جنگ ساختار مشاغل را نیز تغییر می‌دهد. در بسیاری از موارد اقتصاد به سمت فعالیت‌های کوتاه‌مدت و اضطراری حرکت می‌کند و بخش‌هایی از تولید و خدمات که به ثبات و سرمایه‌گذاری بلندمدت وابسته‌اند، کوچک‌تر می‌شوند. همزمان افزایش هزینه‌های تولید، اختلال در زنجیره‌های تامین و فشار تورمی قدرت خرید دستمزدها را کاهش می‌دهد و شکاف میان درآمد و هزینه خانوارها را عمیق‌تر می‌کند. در چنین فضایی بازار کار نه‌تنها با بحران اشتغال بلکه با بحران کیفیت اشتغال نیز روبه‌رو می‌شود؛ به این معنا که حتی شاغلان نیز با کاهش واقعی درآمد و امنیت اقتصادی مواجهند.

    با این حال تجربه بسیاری از اقتصادهای درگیر بحران نشان می‌دهد که بازار کار با وجود تمام فشارها، یکی از مهم‌ترین عرصه‌های تاب‌آوری اقتصادی نیز محسوب می‌شود. توانایی کارگران، کارآفرینان و بنگاه‌ها در تطبیق با شرایط جدید، تغییر مهارت‌ها و یافتن مسیرهای تازه برای ادامه فعالیت اقتصادی می‌تواند تا حدی از شدت ضربه‌های جنگ بکاهد. از همین رو، بررسی اقتصاد نیروی کار در شرایط جنگی تنها روایت یک بحران نیست بلکه روایت تلاش اقتصادی یک جامعه برای بقا و سازگاری در یکی از دشوارترین دوره‌های تاریخی خود است.

    اشتغال در گرداب نااطمینانی

    نخستین ضربه جنگ به اقتصاد، اغلب در بازار کار دیده می‌شود جایی که نااطمینانی اقتصادی به سرعت به تصمیمات استخدامی بنگاه‌ها منتقل می‌شود. در شرایطی که آینده تولید، تجارت و حتی ثبات سیاسی نامشخص است، کارفرمایان به طور طبیعی تمایل دارند ریسک‌های خود را کاهش دهند. نتیجه چنین رفتاری توقف استخدام‌های جدید، تعلیق پروژه‌های توسعه‌ای و در بسیاری موارد کاهش نیروی انسانی است. اقتصاددانان بازار کار معتقدند در شرایط جنگی بنگاه‌ها وارد فاز «انتظار و احتیاط» می‌شوند.

    سرمایه‌گذاری در توسعه خطوط تولید یا جذب نیروی جدید جای خود را به مدیریت هزینه‌ها و حفظ نقدینگی می‌دهد. همین موضوع باعث می‌شود بازار کار با کاهش فرصت‌های شغلی تازه مواجه شود و نرخ بیکاری به‌ویژه در میان جوانان و فارغ‌التحصیلان دانشگاهی افزایش یابد. از سوی دیگر نااطمینانی تنها به کارفرمایان محدود نمی‌شود کارگران نیز با نوعی تعلیق روانی در بازار کار روبه‌رو می‌شوند. در چنین فضایی امنیت شغلی کاهش می‌یابد و بسیاری از کارکنان ترجیح می‌دهند حتی با دستمزد کمتر، شغل فعلی خود را حفظ کنند. این پدیده به کاهش تحرک در بازار کار و کاهش بهره‌وری اقتصادی منجر می‌شود زیرا نیروی انسانی کمتر تمایل دارد برای یافتن فرصت‌های بهتر جابه‌جا شود. همزمان برخی صنایع بیش از دیگران تحت‌تاثیر نااطمینانی قرار می‌گیرند.

    بخش‌هایی مانند گردشگری، حمل‌ونقل بین‌المللی، سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی و صنایع وابسته به تجارت خارجی، در شرایط جنگی با افت شدید فعالیت مواجه می‌شوند. در مقابل برخی فعالیت‌ها مانند صنایع دفاعی یا تولید کالاهای اساسی ممکن است افزایش تقاضا را تجربه کنند. در مجموع جنگ بازار کار را وارد مرحله‌ای از بی‌ثباتی می‌کند که در آن نه‌تنها سطح اشتغال بلکه کیفیت آن نیز تحت‌تاثیر قرار می‌گیرد. قراردادهای موقت افزایش می‌یابد، ساعات کاری کاهش پیدا می‌کند و بخش بزرگی از نیروی کار در وضعیت شغلی شکننده قرار می‌گیرد. این روند نشان می‌دهد که در اقتصادهای درگیر بحران، بازار کار بیش از هر بخش دیگری به شاخصی از سطح نااطمینانی اقتصادی تبدیل می‌شود.

    کوچ خاموش نیروی انسانی

    یکی از پدیده‌های کمتر دیده‌شده اما بسیار اثرگذار در اقتصادهای جنگ‌زده، مهاجرت تدریجی نیروی انسانی است؛ پدیده‌ای که بسیاری از اقتصاددانان از آن با عنوان «فرار مهارت‌ها» یاد می‌کنند. در شرایطی که چشم‌انداز اقتصادی مبهم است و امنیت شغلی کاهش یافته، بخشی از نیروی کار به ویژه نیروهای متخصص به دنبال فرصت‌های پایدارتر در خارج از کشور می‌گردند. این روند معمولا با سرعتی آرام اما تاثیری عمیق رخ می‌دهد. پزشکان، مهندسان، متخصصان فناوری و کارآفرینان از جمله گروه‌هایی هستند که بیش از دیگران در معرض مهاجرت قرار دارند.

    دلیل این امر روشن است؛ این گروه‌ها مهارت‌هایی دارند که در بازارهای جهانی تقاضای بالایی دارد و در شرایط نااطمینانی داخلی، امکان یافتن فرصت‌های بهتر برای آنها بیشتر است. پیامد اقتصادی این مهاجرت‌ها بسیار گسترده است. خروج سرمایه انسانی به معنای از دست رفتن بخشی از ظرفیت تولید و نوآوری اقتصاد است. بسیاری از کشورهایی که تجربه جنگ یا بحران‌های شدید سیاسی را پشت سر گذاشته‌اند، سال‌ها با پیامدهای کمبود نیروی متخصص مواجه بوده‌اند. در چنین شرایطی حتی اگر اقتصاد در سال‌های بعد به ثبات برسد، بازسازی ظرفیت‌های انسانی به زمان طولانی نیاز دارد. از سوی دیگر مهاجرت نیروی کار تنها به متخصصان محدود نمی‌شود.

    در بسیاری از موارد کارگران ماهر در صنایع مختلف نیز به دلیل کاهش فرصت‌های شغلی یا افت دستمزدها به مهاجرت روی می‌آورند. این روند می‌تواند برخی بخش‌های تولیدی را با کمبود نیروی کار مواجه کند و هزینه‌های تولید را افزایش دهد. با این حال مهاجرت نیروی کار تنها یک پدیده اقتصادی نیست بلکه پیامدهای اجتماعی و جمعیتی نیز به همراه دارد. کاهش جمعیت فعال، تغییر ساختار سنی نیروی کار و کاهش نرخ مشارکت اقتصادی از جمله اثراتی است که در بلندمدت بر اقتصاد تاثیر می‌گذارد. به همین دلیل بسیاری از اقتصاددانان معتقدند حفظ سرمایه انسانی در دوران بحران یکی از مهم‌ترین چالش‌های سیاستگذاران اقتصادی محسوب می‌شود.

    اقتصاد جنگ و تغییر مشاغل

    جنگ نه‌تنها سطح فعالیت اقتصادی را تغییر می‌دهد بلکه ساختار مشاغل را نیز دگرگون می‌کند. در بسیاری از موارد اقتصاد از فعالیت‌های بلندمدت و سرمایه‌بر به سمت مشاغل کوتاه‌مدت و کم‌ریسک حرکت می‌کند. این تغییر ساختاری باعث می‌شود برخی بخش‌ها کوچک‌تر شوند و برخی دیگر اهمیت بیشتری پیدا کنند. برای مثال، صنایع وابسته به تجارت بین‌المللی، گردشگری یا سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی معمولا در شرایط جنگی با کاهش فعالیت مواجه می‌شوند. در مقابل تولید کالاهای اساسی، خدمات توزیع و برخی صنایع داخلی که به تامین نیازهای فوری جامعه مرتبط هستند، رشد نسبی را تجربه می‌کنند.

    این تغییرات باعث جابه‌جایی نیروی کار میان بخش‌های مختلف اقتصادی می‌شود. کارگرانی که پیش از این در صنایع وابسته به تجارت خارجی یا خدمات فعالیت می‌کردند، ممکن است به‌سمت مشاغل ساده‌تر یا موقت حرکت کنند. درنتیجه ساختار بازار کار از نظر مهارت و بهره‌وری دچار تغییر می‌شود. از سوی دیگر اقتصاد جنگی اغلب به افزایش فعالیت‌های غیررسمی منجر می‌شود. بسیاری از افراد برای جبران کاهش درآمد یا از دست دادن شغل، به فعالیت‌های غیررسمی روی می‌آورند؛ فعالیت‌هایی که ممکن است امنیت شغلی و حمایت‌های قانونی کمتری داشته باشند.

    افزایش این نوع اشتغال می‌تواند کیفیت بازار کار را کاهش دهد. در مجموع، جنگ موجب نوعی بازآرایی در ساختار مشاغل می‌شود؛ بازآرایی‌ای که اگرچه در کوتاه‌مدت به سازگاری اقتصاد کمک می‌کند اما در بلندمدت می‌تواند بر بهره‌وری و رشد اقتصادی اثر منفی بگذارد. به همین دلیل مدیریت این تغییرات یکی از مهم‌ترین چالش‌های سیاستگذاری در اقتصادهای درگیر بحران محسوب می‌شود.

    دستمزدها در برابر تورم جنگی

    یکی از ملموس‌ترین پیامدهای جنگ برای نیروی کار، کاهش قدرت خرید دستمزدهاست. افزایش هزینه‌های تولید، اختلال در زنجیره‌های تامین و رشد هزینه‌های واردات، اغلب به موجی از تورم منجر می‌شود که فشار آن مستقیما بر خانوارها وارد می‌شود. در چنین شرایطی حتی اگر دستمزدهای اسمی افزایش یابد، رشد قیمت کالاها و خدمات می‌تواند قدرت خرید واقعی کارگران را کاهش دهد.

    به عبارت دیگر بسیاری از شاغلان ممکن است درآمد بیشتری دریافت کنند اما توانایی خرید آنها در مقایسه با گذشته کمتر شود. این پدیده به ویژه در اقتصادهایی که وابستگی بالایی به واردات دارند شدیدتر است. افزایش قیمت ارز و محدودیت‌های تجاری می‌تواند هزینه کالاهای اساسی را بالا ببرد و سهم بیشتری از درآمد خانوارها را به خود اختصاص دهد. در نتیجه فشار اقتصادی بر طبقات متوسط و کم‌درآمد افزایش می‌یابد.

    از سوی دیگر بنگاه‌ها نیز در چنین شرایطی با محدودیت‌هایی برای افزایش دستمزد مواجه هستند. کاهش فروش، افزایش هزینه‌های تولید و نااطمینانی اقتصادی باعث می‌شود بسیاری از کارفرمایان توان افزایش قابل‌توجه حقوق کارکنان را نداشته باشند. همین موضوع شکاف میان درآمد و هزینه خانوارها را عمیق‌تر می‌کند. تورم جنگی می‌تواند به کاهش رفاه اجتماعی و افزایش نابرابری اقتصادی منجر شود. کارگران و حقوق‌بگیران که درآمد ثابتی دارند، بیش از دیگران تحت فشار قرار می‌گیرند در حالی که برخی گروه‌ها ممکن است از افزایش قیمت‌ها سود ببرند. به همین دلیل مدیریت اثرات تورمی جنگ بر دستمزدها یکی از مهم‌ترین چالش‌های سیاستگذاران اقتصادی به شمار می‌رود.

  • سبد معیشت ۴۰ میلیونی کجا و حقوق ۲۰ میلیونی کارگران کجا؟!

    سبد معیشت ۴۰ میلیونی کجا و حقوق ۲۰ میلیونی کارگران کجا؟!

    به گزارش اقتصادران، جلسه شورای عالی کار که قرار بود در هفته گذشته برگزار شود، به دلیل شرایط جنگی و ملاحظات امنیتی تشکیل نشد. با این حال برخی مقامات کارگری به دلیل شرایط جنگی حاضر و اتمام فرصت موجود از برگزاری جلسه اضطراری شورای عالی کار و احتمال تصویب دستمزد ۱۴۰۵ در یک جلسه اضطراری خبر داده‌اند.

    با در نظر گرفتن شرایط کنونی و در صورت ادامه جنگ و نگرانی در مورد وضعیت کارگران و بنگاه‌ها به‌نظر می‌رسد که تعیین دستمزد سال آینده باید با همراهی همه شرکای اجتماعی و در سایه حمایت دولت به گونه‌ای باشد که ضمن حمایت و حفظ اشتغال بنگاه‌ها، معیشت و قدرت خرید کارگران در شرایط بحرانی اخیر به‌عنوان یک مولفه اساسی در تولید و پایداری بنگاه‌ها مورد توجه قرار گیرد؛ اما رقم دستمزد کارگران چگونه باید تعیین شود؟

    هزینه سبد معیشت بالای ۴۰ میلیون تومان است

    در همین زمینه، حسن صادقی، رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری در مورد تعیین رقم دستمزد کارگران برای سال ۱۴۰۵ گفت: بحث حقوق و مولفه‌هایی که منتج به تعیین دستمزد کارگران می‌شود، از قبل چیده شده و برنامه‌ها پیش رفته است.

    وی با بیان اینکه هزینه سبد معیشت کارگران تقریبا بالای ۴۰ میلیون تومان استخراج شده است، افزود: کمیته دستمزد روی سبد معیشت کار کرده و آن را بالای ۴۰ میلیون تومان برآورد کرده است.

    حقوق ۲۰ میلیونی نیز کفاف زندگی کارگران را نمی‌دهد

    رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری با بیان اینکه سناریو‌های تعیین دستمزد کارگران که از قبل روی آن کار کرده بودند روی میز است، گفت: دولت و کارفرمایان به این نتیجه رسیده‌اند که سرعت تورم بسیار بیشتر از آن است که پیش‌بینی می‌شده و امسال باید نزدیک به عدد واقعی را برای حداقل دستمزد کارگران ببینند، زیرا خود آنها اذعان دارند که اگر افزایش حقوق صددرصد نیز باشد، بازهم پاسخگوی تورم نیست.

    صادقی با اشاره به عدم تمایل کارگران برای فعالیت در کارگاه‌ها و کارخانه‌ها به دلیل حقوق پایین، گفت: کارفرما خود معترف است که حقوق بیش از ۲۰ میلیون تومان به کارگر پیشنهاد می‌کند؛ ولی کارگر با این حقوق حاضر به کار نیست. اعتراف کارفرمایان به این موضوع مبین این است که یک هم‌افزایی فکری در حوزه تکان دادن دستمزد‌ها در سطح قابل قبولی وجود دارد و می‌توانیم انتظار داشته باشیم که حقوق کارگران بیش از ۶۰ درصد افزایش یابد.

    افزایش ۴۰ درصدی حقوق جوابگوی هزینه زندگی کارگران نیست

    رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری در مورد جزئیات افزایش حقوق کارگران، گفت: اگر رقم دستمزد کارگران صددرصد هم افزایش یابد، به رقم ۲۰ میلیون و ۶۶۰ هزار تومان می‌رسد و درمجموع با سایر مولفه‌های حقوق، ۲۴ میلیون تومان خواهد شد. یک کارگر با حقوق ۲۴ میلیونی نیز نمی‌تواند هزینه‌های زندگی خود را تامین کند.

    صادقی ادامه داد: در چنین شرایطی، وقتی واقعیات را کنار هم می‌گذاریم هزینه‌های زندگی با افزایش ۳۰ تا ۴۰ درصدی حقوق، پوشش داده نمی‌شود.

    کارگر باید حداقل ۲۰ میلیون تومان بگیرد تا فقط زنده بماند، زندگی کردن پیشکش!

    رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری گفت: با توجه به اینکه سبد معیشت بیش از ۴۰ میلیون تومان برآورد شده، یک کارگر حداقل باید ۲۰ میلیون تومان بگیرد تا فقط زنده بماند، زندگی کردن پیشکش!

    صادقی با بیان اینکه باید حقوق کارگران را به میزانی تعیین کنند که مشوقی برای آنها باشد، گفت: در حال حاضر میزان درآمد نیروی کار در حوزه خدمات و پلتفرم‌های آنلاین و پیک موتوری بیش از بخش صنعت است؛ بنابراین کمتر کارگری جذب حوزه صنعت می‌شود و به همین دلیل ما در حوزه صنعت با کمبود منابع انسانی مواجهیم و سال آینده این موضوع، خود را بیشتر نشان می‌دهد.

    وی خاطرنشان کرد: به همین دلیل، شورای عالی کار باید انگیزه حضور کارگر در واحد‌های تولیدی و صنعتی و کارگاه‌های کوچک را با مزد واقعی یا نزدیک به مزد واقعی مد نظر قرار دهند تا اشتیاق او برای کار در واحد‌های تولیدی، صنعتی و کارگاه‌های کوچک به وجود بیاید.

  • صنعت فولاد در شرایط جنگی تا کجا دوام می آورد؟

    صنعت فولاد در شرایط جنگی تا کجا دوام می آورد؟

    به گزارش اقتصادران، همزمان با تشدید تنش‌های نظامی بسیاری از صنایع بزرگ با شرایطی متفاوت و پیچیده مواجه شده‌اند. صنعت فولاد نیز از این وضعیت مستثنی نیست.با آغاز هرگونه درگیری نظامی، یکی از نخستین پرسش‌ها درباره وضعیت صنایع پایه و راهبردی اقتصاد مطرح می‌شود. صنعت فولاد به عنوان یکی از مهم‌ترین صنایع مادر، نقشی کلیدی در تامین نیازهای صنعتی، زیرساختی و حتی دفاعی کشور دارد. بسیاری از تحلیلگران اقتصادی معتقدند؛ در شرایط جنگی، اهمیت فولاد نه تنها کاهش پیدا نمی‌کند بلکه در برخی موارد افزایش نیز پیدا می‌کند.

    محمدامین لنگری، اقتصاددان، در ارزیابی وضعیت صنعت فولاد در شرایط جنگی به« اعتماد» توضیح می‌دهد: ادامه فعالیت کارخانه‌های فولادی و حفظ سطح تولید در چنین شرایطی اهمیت بسیار بالایی دارد و حتی می‌تواند به عنوان یکی از ارکان پایداری اقتصادی کشور در نظر گرفته شود.

    لنگری تاکید می‌کند: در شرایط جنگی، تولیدکنندگان فولاد نقش مهمی در حفظ ثبات اقتصادی کشور ایفاء می‌کنند. حفظ تولید در چنین شرایطی تنها یک فعالیت اقتصادی نیست، بلکه نوعی مسوولیت ملی برای تولیدکنندگان محسوب می‌شود.

    او ادامه می‌دهد: فولاد یکی از مواد اولیه اساسی در بسیاری از صنایع است و در هر شرایطی، چه در زمان صلح و چه در زمان جنگ، تقاضا برای آن وجود دارد. به همین دلیل اگر کارخانه‌های فولادی بتوانند تولید خود را حفظ کنند یا حتی آن را افزایش دهند، این اقدام نقش مهمی در تامین نیازهای کشور ایفا می‌کند.

    این اقتصاددان درباره تاثیر جنگ بر هزینه‌های تولید فولاد توضیح می‌دهد: بخش مهمی از نهاده‌های این صنعت در داخل کشور تامین می‌شود.مهم‌ترین هزینه‌های تولید فولاد مربوط به انرژی و مواد معدنی است و ایران از نظر منابع معدنی مورد نیاز صنعت فولاد ظرفیت بالایی دارد و بسیاری از مواد اولیه در داخل کشور تامین می‌شود. از سوی دیگر، اگر تامین انرژی با اختلال جدی مواجه نشود، هزینه‌های تولید نیز تغییرات شدیدی پیدا نمی‌کند.

    به گفته لنگری، به همین دلیل جنگ لزوما به معنای افزایش شدید هزینه‌های تولید در صنعت فولاد نیست.

    لنگری معتقد است؛ مهم‌ترین متغیری که در شرایط جنگی بر صنعت فولاد تاثیر می‌گذارد، سمت تقاضا است، که جنگ می‌تواند همزمان دو روند متفاوت در بازار فولاد ایجاد کند.از یک سو ممکن است برخی صنایع مصرف‌کننده فولاد مانند؛ خودرو یا ساختمان با کاهش فعالیت مواجه شوند و همین موضوع باعث کاهش تقاضا برای فولاد شود.اما از سوی دیگر، افزایش فعالیت صنایع دفاعی و نظامی می‌تواند تقاضای قابل توجهی برای فولاد ایجاد کند و تولید بسیاری از تجهیزات دفاعی و نظامی به فولاد وابسته است و در شرایط جنگی معمولاً این بخش‌ها با افزایش تقاضا مواجه می‌شوند.

    این اقتصاددان در ادامه به تجربه جنگ‌های بزرگ در جهان اشاره می‌کند و می‌گوید: بررسی تاریخی نشان می‌دهد که صنعت فولاد در بسیاری از کشورها در زمان جنگ دچار رکود نمی‌شود و حتی در برخی موارد جنگ باعث رونق این صنعت می‌شود؛ زیرا تولید تجهیزات سنگین نظامی، ماشین‌آلات و زیرساخت‌های دفاعی وابستگی زیادی به فولاد دارد.

    لنگری تاکید می‌کند: فولاد یکی از اساسی‌ترین مواد اولیه اقتصاد صنعتی است و در هر شرایطی تقاضا برای آن وجود دارد، به همین دلیل صنعت فولاد معمولاً حتی در شرایط بحرانی نیز جایگاه خود را حفظ می‌کند. او معتقد است؛ تداوم فعالیت کارخانه‌های فولادی در شرایط جنگی نشان می‌دهد که این صنعت از ظرفیت بالایی برای تاب‌آوری برخوردار است و می‌تواند نقش مهمی در پایداری اقتصادی کشور ایفا کند.

    تولید فولاد ادامه دارد  اما زیر فشار رکود و نااطمینانی

    جهاندار شکری، کارشناس حوزه فولاد، بر این باور است جنگی که به شکل ناخواسته و بدون برنامه‌ریزی بر کشور تحمیل می‌شود، فعالیت واحدهای فولادی را با چالش‌های جدی روبرو می‌کند؛ چالش‌هایی که هم در بخش تولید و هم در بخش بازار و مالی خود را نشان می‌دهد.  شکری در ادامه به« اعتماد» توضیح می‌دهد: حمله‌ای که به کشور صورت می‌گیرد، شرایطی ناگهانی و پیش‌بینی‌نشده ایجاد می‌کند و به همین دلیل بسیاری از واحدهای تولیدی، به‌ویژه در صنایع سنگین مانند؛ فولاد، با مشکلات عملیاتی روبرو می‌شوند. در صنعت فولاد بسیاری از فرآیندها نیازمند برنامه‌ریزی دقیق و بلندمدت هستند و توقف یا تغییر ناگهانی در این فرآیندها می‌تواند خسارت‌های فنی و اقتصادی به همراه داشته باشد.

    به گفته او، برخی واحدهای فولادی مانند؛ کوره‌های بلند یا خطوط اصلی تولید به گونه‌ای طراحی شده‌اند که خاموش کردن آنها به سرعت امکان‌پذیر نیست و گاهی چند روز یا حتی چند هفته زمان نیاز دارد. به همین دلیل بسیاری از کارخانه‌ها حتی در شرایط بحرانی نیز ناچار هستند فعالیت خود را ادامه دهند، زیرا توقف ناگهانی می‌تواند آسیب‌های جدی به تجهیزات وارد کند.

    او تاکید می‌کند: در حال حاضر بسیاری از کارخانه‌ها در وضعیت اضطراری قرار دارند و با احتیاط بسیار بالا به فعالیت ادامه می‌دهند. این کارشناس حوزه فولاد معتقد است؛ مشکل اصلی صنعت فولاد در شرایط جنگی الزاما توقف تولید نیست، بلکه رکودی است که در بازار ایجاد می‌شود. در شرایط جنگی بخش زیادی از تقاضای مصرفی در بازار کاهش پیدا می‌کند و بسیاری از پروژه‌های عمرانی و صنعتی نیز متوقف یا کند می‌شوند. او توضیح می‌دهد: در چنین شرایطی عملا مصرف فولاد در بخش‌های غیرنظامی کاهش پیدا می‌کند و بازار با نوعی رکود مواجه می‌شود. در حالی که در برخی بخش‌ها مانند؛ صنایع نظامی مصرف فولاد ممکن است افزایش یابد، اما این افزایش نمی‌تواند کاهش تقاضا در سایر بخش‌های اقتصاد را جبران کند.

    شکری می‌گوید: در حال حاضر بسیاری از کارخانه‌ها مواد اولیه کافی در اختیار دارند و از نظر تولید با کمبود جدی مواجه نیستند، اما مشکل اصلی این است که مشتریان کمتری برای خرید محصول وجود دارد که رکود بازار باعث می‌شود کارخانه‌ها با احتیاط بیشتری تولید کنند. به گفته جهاندار شکری، یکی از مهم‌ترین مشکلاتی که در شرایط جنگی برای واحدهای صنعتی ایجاد می‌شود، فشارهای مالی است. بسیاری از شرکت‌ها اقساط بانکی، چک‌های سررسید شده و تعهدات مالی مختلف دارند و در شرایط رکود بازار پرداخت این تعهدات برای آنها دشوار می‌شود.

    او می‌گوید: تولیدکنندگان انتظار دارند دولت در چنین شرایطی حمایت‌هایی از صنایع انجام دهد و یکی از مهم‌ترین اقداماتی که می‌تواند به ادامه فعالیت واحدهای تولیدی کمک کند، ایجاد تنفس مالی برای شرکت‌ها است.

    شکری تاکید می‌کند: بانک‌ها می‌توانند با تعویق اقساط یا ارایه مهلت چند ماهه به تولیدکنندگان کمک کنند تا فشار مالی کمتری بر آنها وارد شود.

    او معتقد است؛ سازمان امور مالیاتی نیز باید در این شرایط فشار کمتری بر واحدهای صنعتی وارد کند و زمان پرداخت مالیات را به تعویق بیندازد.

    این کارشناس حوزه فولاد همچنین به فشار هزینه‌های انرژی اشاره کرده و می‌گوید: در شرایطی که بازار با رکود مواجه است، پرداخت هزینه‌های سنگین برق، گاز و مالیات برای بسیاری از واحدهای صنعتی دشوار می‌شود و اگر دولت بتواند در این حوزه‌ها انعطاف بیشتری نشان دهد، واحدهای تولیدی قادر خواهند بود فعالیت خود را ادامه دهند و حداقل نیروی انسانی خود را حفظ کنند.

    او تاکید می‌کند: مهم‌ترین هدف در شرایط فعلی باید حفظ اشتغال و جلوگیری از تعطیلی کارخانه‌ها باشد، زیرا اگر واحدهای صنعتی تعطیل شوند، بازگرداندن آنها به چرخه تولید کار آسانی نخواهد بود.

    شکری درباره وضعیت فعلی کارخانه‌ها توضیح می‌دهد: بسیاری از واحدهای صنعتی همچنان فعال هستند، اما فعالیت آنها با احتیاط و ریسک بالا انجام می‌شود و برخی کارخانه‌ها در مناطق مرزی یا مناطق در معرض تهدید بیشتر قرار دارند و همین موضوع شرایط فعالیت آنها را دشوارتر می‌کند.

    او به عنوان نمونه به وضعیت استان کرمانشاه اشاره می‌کند و می‌گوید: این منطقه به دلیل نزدیکی به مرزها با شرایط خاص‌تری مواجه است. با این حال بسیاری از واحدهای صنعتی تلاش می‌کنند فعالیت خود را ادامه دهند و اجازه ندهند چرخ تولید متوقف شود. به گفته او، تولیدکنندگان تا جایی که امکان داشته باشد کار را ادامه می‌دهند و امیدوار هستند شرایط کشور به سرعت به سمت آرامش حرکت کند.

    این کارشناس حوزه فولاد معتقد است؛ جنگ اخیر از نظر شدت و دامنه درگیری نسبت به برخی درگیری‌های گذشته شرایط متفاوتی دارد. شدت حملات و سطح درگیری نظامی در این دوره بیشتر است و همین موضوع فضای اقتصادی و بازار را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

    او ادامه می‌دهد: در گذشته فشارهای مالی و اداری کمتر بود، اما در شرایط فعلی بسیاری از تعهدات مالی و اداری در زمان کوتاهی سررسید می‌شوند و این موضوع فشار مضاعفی بر واحدهای تولیدی وارد می‌کند.

    شکری در پایان تاکید می‌کند: در شرایط فعلی حمایت دولت از صنایع به ویژه صنایع بزرگ مانند؛ فولاد اهمیت بسیار زیادی دارد و اگر دولت بتواند در حوزه‌هایی مانند؛ مالیات، اقساط بانکی و هزینه‌های انرژی تسهیلاتی برای تولیدکنندگان در نظر بگیرد، بسیاری از کارخانه‌ها قادر خواهند بود از این دوره دشوار عبور کنند.هدف اصلی در شرایط جنگی باید حفظ ظرفیت تولید و جلوگیری از تعطیلی کارخانه‌ها باشد. زیرا ادامه فعالیت واحدهای صنعتی نه تنها به حفظ اشتغال کمک می‌کند بلکه نقش مهمی در حفظ ثبات اقتصادی کشور نیز دارد.

    او در نهایت ابراز امیدواری می‌کند: با بازگشت آرامش به کشور، بازار فولاد نیز به تدریج از رکود خارجو شرایط برای فعالیت عادی واحدهای تولیدی فراهم شود.

  • «آلومینیوم» زیر ضرب جنگ

    «آلومینیوم» زیر ضرب جنگ

    به گزارش اقتصادران، قیمت آلومینیوم در بازارهای جهانی با عبور از ۳,۴۹۹ دلار به ازای هر تن به بالاترین سطح در نزدیک به چهار سال گذشته رسید. این رشد به دنبال تشدید درگیری‌ها در خاورمیانه و ایجاد اختلال در عرضه از منطقه خلیج فارس رخ داد. هفته گذشته نیز قیمت آلومینیوم نزدیک به ۱۰ درصد افزایش یافته بود.

    خلیج فارس که حدود ۹ درصد از عرضه جهانی آلومینیوم را تأمین می‌کند، با اختلالات ناشی از جنگ و توقف فعالیت دست‌کم دو کارخانه بزرگ در قطر و بحرین، روند عرضه را محدود کرده است. این شرایط خریداران در آمریکا را مجبور کرده است به دنبال محموله‌های جایگزین از آسیا باشند.

    همزمان، قیمت نفت خام حدود ۲۰ درصد جهش کرد و نگرانی‌ها از تأثیر طولانی‌مدت جنگ بر اقتصاد جهانی را تشدید کرد. بازارهای مالی نیز تحت تأثیر کاهش ریسک‌پذیری سرمایه‌گذاران با افت مواجه شدند.

    کارشناسان معتقدند، ادامه این درگیری‌ها می‌تواند عرضه آلومینیوم و سایر فلزات صنعتی را بیش از پیش تحت فشار قرار دهد. «گائو یین» تحلیلگر شرکت Shuohe Asset Management گفت: «در کوتاه‌مدت بسیاری از فعالان بازار آلومینیوم می‌خرند و دیگر فلزات صنعتی را می‌فروشند.»

    از منظر تحولات میدانی، ایران حملاتی به کشورهای همسایه انجام داد و اسرائیل نیز به انبارهای سوخت در تهران حمله کرده و شبکه برق ایران را تهدید کرد. رئیس‌جمهور سابق آمریکا، دونالد ترامپ، در شبکه‌های اجتماعی اعلام کرد که حملات ادامه خواهد یافت تا ایران «تسلیم یا فروپاشد».

    در بازارهای آسیایی، قیمت آلومینیوم با ۰.۷٪ رشد به ۳,۴۶۷ دلار به ازای هر تن رسید. در مقابل، مس با ۱.۸٪ کاهش به ۱۲,۶۳۷ دلار و نیکل با ۳.۱٪ افت به ۱۶,۹۲۰ دلار رسید.

  • جنگ و حقوق کارگران / تکلیف دستمزد ۱۴۰۵ چه می شود؟

    جنگ و حقوق کارگران / تکلیف دستمزد ۱۴۰۵ چه می شود؟

    به گزارش اقتصادران، جلسات حقوق و دستمزد هرساله محل اختلاف کارگران و کارفرمایان و حتی دولت بوده است. امسال با آغاز و ادامه جنگ، احتمال برگزار نشدن جلسات وجود دارد. تا پیش از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، سه جلسه میان نمایندگان کارگران و کارفرمایان برگزار شده بود، اما نتیجه مشخصی اعلام نشد و همه منتظر دولت برای تشکیل جلسه‌ بودند. کارگران با توجه به بحران تورم، انتظار رشد صد درصدی حقوق را دارند، اما کارفرمایان کماکان بر طبل قدیمی تورم و دستمزد می‌کوبند و احتمالاً پس از جنگ نیز تعدیل نیرو شدت بیشتری خواهد گرفت.

    در مقابل کارگران نیز با توجه به شرایط جنگی و نگرانی از بابت تعدیل نیرو، خواستار افزایش حقوق جدی‌تری نسبت به سال گذشته هستند. یکی از چالش‌های اصلی در جلسات اخیر، تأثیر حذف ارز ترجیحی بر هزینه زندگی خانوار‌های کارگری است. فعالان کارگری تأکید دارند که هرگونه افزایش حداقلی حقوق بدون در نظر گرفتن تورم انتظاری سال آینده، تنها یک «تسکین موقت» خواهد بود. آنها خواستار اجرای دقیق ماده ۴۱ قانون کار هستند که بر تعیین مزد بر اساس نرخ تورم و هزینه‌های زندگی تأکید دارد.

    در مقابل، نمایندگان کارفرمایی با اشاره به ناترازی‌های انرژی و هزینه‌های تحمیلی بر تولید، بر لزوم حمایت دولت از بنگاه‌های اقتصادی تأکید کرده و پیشنهاد‌هایی همچون گسترش کالابرگ و بن‌های غیرنقدی را برای جبران خلاء معیشتی مطرح کرده‌اند.

    در سوی دیگر میدان، وضعیت حقوق کارمندان دولت در لایحه بودجه ۱۴۰۵ تا حد زیادی شفاف شده است. طبق مصوبات کمیسیون تلفیق، افزایش حقوق کارکنان دولت برای سال آینده به صورت پلکانی و در بازه‌ای بین ۲۱ تا ۴۳ درصد تعیین شده است. بر این اساس، هیچ کارمندی کمتر از ۲۱ درصد افزایش حقوق نخواهد داشت. این مدل پلکانی با هدف حمایت بیشتر از طبقات پایین‌تر مزدی طراحی شده است، هرچند که مجلس همچنان بر اصلاح معافیت‌های مالیاتی برای بهبود خروجی نهایی فیش‌های حقوقی پافشاری می‌کند.

    در حالی که نمایندگان کارگران بر «مزد واقعی» و فراتر از آمار‌های رسمی تورم تأکید دارند، بدنه دولت و وزارت اقتصاد بر حفظ ثبات اقتصادی و جلوگیری از شوک‌های هزینه‌ای به تولید متمرکز هستند. پیش‌بینی می‌شود در روز‌های آتی، با نهایی شدن عدد سبد معیشت، چانه‌زنی‌ها بر سر رقم قطعی افزایش دستمزد کارگران (که معمولاً فراتر از درصد افزایش حقوق کارمندان است) به اوج خود برسد. جامعه کارگری امیدوار است که خروجی این نشست‌ها، برخلاف سال‌های گذشته، بتواند بخشی از عقب‌ماندگی قدرت خرید آنها را جبران کند. تمامی این تصمیمات و نظرات با وجود جنگ، می‌تواند تحت تاثیر قرار بگیرد.

    محسن باقری نماینده کارگران در شورای عالی کار: جلسه دستمزد کارگران به دلیل جنگ به تعویق افتاد

    محسن باقری، نماینده کارگران در شورای عالی کار درباره آخرین وضعیت برگزاری جلسه شورای عالی کار می گوید بعد از جنگ جلسه ای برگزار نشده و منتظر کمیته مزد هستند. او در این‌باره به رویداد۲۴ می‌گوید: «در جلسات قبلی که پیش از جنگ برگزار شد، درباره کلیات حقوق و دستمزد بحث شده بود. در جلسات قبلی، آمار کارگاه‌ها، ابعاد خانواده کارگران و گزارش‌های اقتصادی از طرف وزارت صمت و اقتصاد بررسی شد.»

    او تاکید کرده در این مدت جلسه‌ای نداشتیم، اما احتمالاً جلسه‌ای برای تعیین هزینه‌های روزمره کارگران خواهیم داشت. پس از آن جلسه شورای عالی کار را برای تعیین دستمزد برگزار می کنیم. در حال حاضر منتظر دعوت نامه برای حضور در جلسه دستمزد هستیم. فعلا که یک هفته تعطیلی داشتیم و از امروز باید منتظر جلسه کمیته مزد باشیم.»

    هیچ رقمی برای دستمزد تعیین نشده / وزارت کار مقاومتی در برابر پیشنهادها ندارد

    باقری معتقد است که هیچ رقمی برای حقوق مطرح نشده و چند جلسه دیگر برای تعیین رقم نهایی باقی مانده است. او می‌گوید: «هیچ درصد و رقم مشخصی در جلسات مطرح نشده است. اختلافات زیادی هم بین کارگر و کارفرما وجود ندارد. باید ببینیم در جلسه کمیته مزد چه می‌شود. هرچند من روند مثبتی را در جلسات کمیته مزد و شورای عالی کار پیش‌بینی می‌کنم.»

    باقری ابراز امیدواری کرده که در هفته پیش رو با پیروزی ایران در جنگ به استقبال جلسات شورای عالی کار برویم. «با توجه به تغییر قیمت نفت، امیدواریم هرچه زودتر در فضای صلح و آرامش قرار بگیریم.»

    نماینده کارگران در شورای عالی کار، می گوید وزارت کار در دوره جدید رویکرد تعاملی نسبت به کارگران دارد. او می‌گوید: «وزارت کار در دوره جدید سعی می‌کند نقش تنظیم‌گری خود را حفظ کند. تا این لحظه مقاومتی از سمت وزارت کار دیده نشده است. فضا مثبت است، اما باید بر اساس توان اقتصادی یک تصمیم بگیریم.»

    حسن صادقی رئیس اتحادیه پیشکسوتان کارگری: افزایش صد درصدی حقوق آسیبی به کارفرمایان نمی زند

    حسن صادقی، رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری، هم در گفت‌وگو با رویداد۲۴ دستمزد در سال آینده را پیش بینی کرده است. او گفته:«اجماع برای اتخاذ تصمیم نسبی درباره حقوق و دستمزد سال آینده وجود دارد. آنچه که مسلم است این است که فاکتور تورم واقعی در این تصمیم دیده نشده است.»

    او پیش بینی کرده که قطعاً رشد دستمزد از سال گذشته بیشتر و بهتر خواهد بود. قیمت کالا‌های اساسی مانند قیمت برنج و حبوبات و روغن و گوشت و تخم مرغ و پیاز و سیب زمینی قیمت‌ها ترمز بریده‌اند. کارفرما‌ها این موضوع را به صورت محسوس درک کرده‌اند.

    او افزود: «دولت هم از یک طرف این واقعیت را باور دارد که با توجه به تشدید تورم در اثر جنگ و کمبود‌ها، دستمزد نیازمند یک جراحی بهتر از سال گذشته است. این مسأله در گفت و گوها به صورت پراکنده شنیده می‌شود.»

    با این حال صادقی مدعی است که با افزایش صددرصدی حقوق‌ها نیز اتفاق خاصی برای کارگران نخواهد افتاد. او می‌گوید: «اگر حقوق‌ها صددرصد هم افزایش یابد، مثلاً ۱۰ میلیون به ۲۰ میلیون برسد، اتفاق خاصی نخواهد افتاد. کارفرما‌ها همین امسال هم نزدیک به ۲۰ میلیون تومان جمع پرداختی‌شان بوده است. این ارقام توسط کافرما‌ها به صورت عرفی پذیرفته شده است. بعد از عید هم دیگر این کارگر است که نرخ دستمزد را تعیین می‌کند. باید یک تصمیمی اتخاذ شود که کارگران انگیزه لازم را برای حضور در محیط کار را داشته باشد؛ لذا پیش‌بینی من این است که در سال آینده، تصمیمی منطقی‌تر، علمی‌تر، نزدیک‌تر به واقعیت اتخاذ شود.»

  • کارگاه خاموش، زندگی در تنگنا!

    کارگاه خاموش، زندگی در تنگنا!

    به گزارش اقتصادران، بحران‌های اقتصادی، حوادث طبیعی، جنگ، تحریم‌ها یا حتی رکودهای مقطعی در تولید، همواره از عواملی بوده‌اند که می‌توانند چرخه فعالیت بسیاری از بنگاه‌های اقتصادی را مختل کنند. در چنین شرایطی نخستین پیامد قابل مشاهده، کاهش یا توقف تولید و در نهایت تعطیلی موقت یا دایمی کارگاه‌هاست؛ اتفاقی که بیش از همه بر زندگی کارگران تأثیر می‌گذارد. کارگران به عنوان یکی از آسیب‌پذیرترین گروه‌های بازار کار، معمولاً بیشترین فشار را در زمان بروز بحران‌ها تحمل می‌کنند؛ زیرا بخش قابل توجهی از آنها از پس‌انداز یا منابع درآمدی جایگزین برخوردار نیستند و حتی یک وقفه کوتاه در پرداخت دستمزد می‌تواند تعادل اقتصادی خانواده‌هایشان را برهم بزند. تعطیلی کارگاه‌ها در شرایط بحران، تنها یک مساله اقتصادی برای بنگاه‌ها نیست بلکه یک چالش اجتماعی گسترده نیز محسوب می‌شود.

    وقتی فعالیت یک کارگاه متوقف می‌شود، پرسش‌های متعددی برای کارگران شکل می‌گیرد: آیا قرارداد کار همچنان اعتبار دارد؟ آیا کارفرما موظف به پرداخت دستمزد در دوره تعطیلی است؟ اگر تعطیلی ناشی از بحران‌های خارج از اراده کارفرما باشد، چه نهادی مسوول تأمین معیشت کارگران خواهد بود؟ و مهم‌تر از همه اینکه چه تضمینی وجود دارد که کارگران پس از پایان بحران دوباره به شغل خود بازگردند؟ در بسیاری از موارد، تفاوت میان «تعطیلی ناشی از قوه قهریه» و «تعطیلی به تصمیم کارفرما» نقش تعیین‌کننده‌ای در پاسخ به این پرسش‌ها دارد. قانون کار تلاش کرده است با پیش‌بینی سازوکارهایی مانند تعلیق قرارداد کار، بازگشت به کار پس از بازسازی کارگاه و استفاده از بیمه بیکاری، تا حدی از امنیت شغلی و معیشتی کارگران در چنین شرایطی محافظت کند. با این حال تجربه‌های گذشته نشان داده است که فاصله‌ای میان آنچه در قوانین پیش‌بینی شده و آنچه در عمل رخ می‌دهد وجود دارد؛ فاصله‌ای که در دوره‌های بحران بیشتر خود را نشان می‌دهد.

    از سوی دیگر ساختار بازار کار نیز این مساله را پیچیده‌تر کرده است. در سال‌های اخیر سهم قراردادهای موقت، پیمانکاری و کوتاه‌مدت در بسیاری از بخش‌های اقتصادی افزایش یافته است. همین موضوع باعث شده بخش بزرگی از کارگران در موقعیت‌های شغلی ناپایدار قرار بگیرند و در زمان تعطیلی کارگاه‌ها بیش از گذشته در معرض خطر بیکاری یا قطع درآمد قرار داشته باشند. در چنین شرایطی حتی اگر قانون از کارگران حمایت کند، اجرای آن بدون نظارت و سازوکارهای حمایتی موثر ممکن است با چالش‌های جدی روبرو شود.

    تعطیلی کارگاه‌ها تنها به معنای توقف فعالیت یک واحد تولیدی نیست

    از منظر اقتصادی نیز تعطیلی کارگاه‌ها تنها به معنای توقف فعالیت یک واحد تولیدی نیست، بلکه پیامدهای گسترده‌تری برای جامعه به همراه دارد. کاهش درآمد کارگران می‌تواند به کاهش قدرت خرید خانوارها، افت تقاضا در بازار و در نهایت تشدید رکود اقتصادی منجر شود. به همین دلیل بسیاری از اقتصاددانان معتقدند حمایت از معیشت کارگران در زمان بحران نه تنها یک ضرورت اجتماعی بلکه یکی از پیش‌شرط‌های حفظ ثبات اقتصادی در جامعه است. در چنین شرایطی بررسی وضعیت حقوقی قراردادهای کار و مسوولیت کارفرمایان و دولت در قبال کارگران اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. اینکه قانون کار در مورد تعطیلی کارگاه‌ها چه می‌گوید، در چه شرایطی قرارداد کار به حالت تعلیق درمی‌آید، چه زمانی کارفرما همچنان موظف به پرداخت دستمزد است و نقش دولت در حمایت از کارگران بیکار شده چیست، از جمله موضوعاتی است که می‌تواند تصویر روشن‌تری از وضعیت کارگران در زمان بحران ارایه دهد.

    بر اساس قوانین کار، وضعیت قرارداد کار در زمان وقوع بحران به ماهیت تعطیلی کارگاه بستگی دارد. اگر تعطیلی کارگاه ناشی از «قوه قهریه» باشد، مانند زلزله، سیل یا جنگ، شرایط متفاوتی نسبت به زمانی دارد که کارفرما به دلایل مدیریتی یا اقتصادی تصمیم به تعطیلی کارگاه بگیرد. مطابق ماده ۱۵ قانون کار، اگر به دلیل حوادث غیرقابل پیش‌بینی یا قوه قهریه انجام تعهدات کارگر و کارفرما به‌طور موقت غیرممکن شود، قرارداد کار به حالت تعلیق درمی‌آید. در چنین وضعیتی، رابطه کاری به‌طور کامل قطع نمی‌شود بلکه تا زمان رفع بحران متوقف می‌ماند. از سوی دیگر ماده ۳۰ قانون کار تأکید می‌کند که اگر کارگاه پس از وقوع چنین حوادثی دوباره فعالیت خود را از سر بگیرد، کارفرما موظف است کارگران بیکار شده را دوباره به کار بگمارد. در این میان، دولت نیز مکلف است از طریق سازوکارهایی مانند بیمه بیکاری، معاش کارگران بیکار شده را تأمین کند. اما نکته مهم این است که این مقررات تنها در صورتی اجرا می‌شود که تعطیلی کارگاه واقعاً ناشی از قوه قهریه یا دستور رسمی دولت باشد. اگر کارفرما بدون چنین شرایطی و به تصمیم خود کارگاه را تعطیل کند، مسوولیت پرداخت حقوق کارگران همچنان بر عهده او باقی می‌ماند.

    وقتی کارفرما کارگاه را تعطیل می‌کند

    یکی از موضوعات چالش‌برانگیز در روابط کار این است که گاهی کارفرمایان در شرایط بحران اقتصادی برای کاهش هزینه‌ها تصمیم می‌گیرند فعالیت کارگاه را موقتاً متوقف کنند. در چنین شرایطی برخی کارفرمایان تصور می‌کنند که با تعطیلی کارگاه می‌توانند از پرداخت دستمزد کارگران نیز صرف‌نظر کنند. اما کارشناسان حقوق کار می‌گویند قانون در این زمینه صراحت دارد. اگر تعطیلی کارگاه ناشی از تصمیم کارفرما باشد و ارتباط مستقیمی با قوه قهریه یا دستور دولت نداشته باشد، کارفرما همچنان موظف به پرداخت حقوق کارگران در دوره تعطیلی است.محسن انوشه، حقوقدان و کارشناس حقوق کار در این باره به«تعادل» می‌گوید: قانون کار به روشنی میان تعطیلی ناشی از حوادث غیرقابل پیش‌بینی و تعطیلی ناشی از تصمیم کارفرما تفاوت قائل شده است. اگر کارفرما به هر دلیل اقتصادی یا مدیریتی تصمیم بگیرد فعالیت کارگاه را متوقف کند، نمی‌تواند از زیر بار پرداخت دستمزد کارگران شانه خالی کند. زیرا قرارداد کار همچنان معتبر است. او می‌افزاید: تنها مرجع تشخیص قوه قهریه نیز وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی است و کارفرما نمی‌تواند به‌طور یک‌جانبه ادعا کند که تعطیلی کارگاه ناشی از شرایط اضطراری بوده است. این حقوقدان تاکید می‌کند: در عمل بسیاری از اختلافات میان کارگر و کارفرما به هیات‌های تشخیص و حل اختلاف وزارت کار کشیده می‌شود. اما رسیدگی به این پرونده‌ها گاهی زمان‌بر است و همین مساله باعث می‌شود کارگران در دوره بحران با مشکلات معیشتی جدی مواجه شوند.

    بحران اقتصادی و سفره کارگران

    بیمه بیکاری؛ سپری که همیشه کارآمد نیست

    یکی از ابزارهای حمایتی پیش‌بینی شده در قانون برای حمایت از کارگران در زمان تعطیلی کارگاه‌ها، بیمه بیکاری است. بر اساس قوانین موجود، کارگرانی که بدون اراده خود بیکار می‌شوند می‌توانند از این حمایت استفاده کنند. با این حال بسیاری از فعالان کارگری معتقدند که در عمل همه کارگران به این حمایت دسترسی ندارند. برخی از کارگران قراردادهای کوتاه‌مدت دارند و برخی دیگر نیز به دلایل مختلف تحت پوشش کامل بیمه قرار نگرفته‌اند.فرید اسدی، فعال کارگری نیز در این باره می‌گوید: در بسیاری از کارگاه‌ها کارگران با قراردادهای موقت یا سفیدامضا کار می‌کنند. در چنین شرایطی وقتی کارگاه تعطیل می‌شود، این کارگران عملاً پشتوانه‌ای ندارند و دسترسی به بیمه بیکاری هم برایشان دشوار می‌شود.او می‌افزاید: در شرایط بحران، بیشترین فشار بر همین گروه از کارگران وارد می‌شود؛ کسانی که نه امنیت شغلی دارند و نه حمایت کافی از سوی نظام تأمین اجتماعی.این فعال کارگری تاکید می‌کند: تجربه‌های گذشته نشان داده که در دوره‌های بحران اقتصادی یا تعطیلی‌های گسترده، بسیاری از کارگران ماه‌ها بدون درآمد باقی می‌مانند و فرآیند دریافت بیمه بیکاری نیز گاه با تأخیرهای طولانی همراه است.

    شکاف میان قانون و واقعیت

    ضرورت اصلاح سازوکارهای حمایتی

    او می‌افزاید: برای کاهش آسیب‌های ناشی از تعطیلی کارگاه‌ها، باید سازوکارهای حمایتی موثرتری ایجاد شود. تقویت بیمه بیکاری، نظارت جدی‌تر بر قراردادهای کار و افزایش شفافیت در روابط کار از جمله اقداماتی است که می‌تواند امنیت شغلی کارگران را افزایش دهد. این فعال کارگری می‌گوید: اگر حمایت‌های اجتماعی در زمان بحران تقویت نشود، آسیب‌های اقتصادی آن تنها به کارگران محدود نمی‌شود بلکه می‌تواند کل اقتصاد را تحت تأثیر قرار دهد. کاهش قدرت خرید کارگران در نهایت به کاهش تقاضا در بازار و رکود بیشتر اقتصاد منجر می‌شود. او تأکید می‌کند: در شرایط بحران باید سازوکارهای فوری برای حمایت از کارگران ایجاد شود تا آنها مجبور نباشند برای تأمین حداقل‌های زندگی با مشکلات جدی مواجه شوند.

  • واحدهای تولیدی سه شیفته شدند

    واحدهای تولیدی سه شیفته شدند

    به گزارش اقتصادران، سید محمد اتابک وزیر صنعت، معدن و تجارت در تشریح آخرین وضعیت خدمت رسانی توسط وزارت صمت در شرایط جنگی گفت: واحدهای تولیدی در شرایط فعلی به صورت سه شیفته مشغول به کار هستند و با دستور رئیس جمهوری در رابطه با دریافت مالیات و بیمه تامین اجتماعی از صنایع، حمایت‌های لازم از سوی دولت در نظر گرفته می‌شود.

    وی افزود: باید مراعات و همراهی لازم در رابطه با زمان اخد مالیات‌ها و موارد مربوط به بیمه برای صنایع صورت بگیرد و در این رابطه تاکیدات لازم صورت گرفته که مراقبت های مربوط به تولید و چرخ تولید صورت گیرد.

    اتابک در حاشیه بازدید از چند کارخانه صنعتی تولید مواد غذایی تاکید کرد: تلاش خواهیم کرد که چالش‌های مربوط به تولید در این ایام با سرعت بیشتری رفع شود. عمده مسائل به موضوع سرمایه در گردش صنایع باز می‌گردد که رئیس جمهوری نیز در رابطه با مصوبه مورخ ۱۷ دی ماه (بسته حمایتی ۷۰۰ همتی) به بانک مرکزی و وزارت اقتصاد تاکید دوباره داشتند، چراکه کارخانجات کشور به سرمایه در گردش نیاز دارند.

  • شوک جنگ به صادرات فولاد / لواف: هیچ سناریویی مشخص نیست!

    شوک جنگ به صادرات فولاد / لواف: هیچ سناریویی مشخص نیست!

    به گزارش اقتصادران، با آغاز حملات مشترک آمریکا و اسراییل به ایران، بازارهای جهانی از جمله بازار کامودیتی‌ها با واکنش همراه شد. در این بین بخش معدن و‌ صنایع معدنی ایران نیز از ظرفیت بالایی برخوردار است و می‌تواند در این حوزه با تغییراتی همراه شود. هدف‌گذاری تولید ۵۵ میلیون تن فولاد یکی از دلایلی بود که توانست ایران را در جمع ۱۰ تولیدکنندهٔ اول جهان قرار دهد.

    حال هر تغییری در بازار سنگ آهن و‌ فولاد می‌تواند این بخش در کشور را هم از نظر تولید و هم صادرات با تغییراتی همراه کند. علی لواف کارشناس آهن و فولاد اظهار کرد: باتوجه به شرایط پیش آمده، بازارها غیرقابل پیش‌بینی هستند. ما می‌دانیم در جنگ چه اتفاقی رخ می‌دهد. هیچ سناریویی مشخص نیست که کارخانه‌ها با شرایط فعلی فعالیت را ادامه می‌دهند یا در شرایط نه صلح نه جنگ قرار خواهیم گرفت.

    وی ادامه داد: با آسیب وارده به زیرساخت‌ها، اگر به نقطهٔ آرامش برسیم در حوزه فولاد با نیاز زیادی مواجه می‌شویم.

    لواف با اشاره به روزهای اخیر بیان کرد: در چند روز اخیر سرعت تولید کم شده و این موضوع به بازار شوک وارد می‌کند. وی همچنین در بحث صادرات نیز اظهار کرد: ممکن است ارتباط ما با کشورهای منطقه دچار تغییراتی شود که صادرات را تحت تأثیر قرار داده و در ادامه با مازاد در بازار داخل مواجه شویم؛ همچنین باید به این نکته توجه داشت که قرار گیری در شرایط نه جنگ نه صلح منجر به افزایش قیمت ارز و در ادامه افزایش تمایل به صادرات در حلقه‌هایی همچون سنگ آهن و کنسانتره خواهد شد.

    این کارشناس سنگ آهن و فولاد همچنین بیان کرد: قیمت سنگ آهن در بازارهای جهانی تأثیر زیادی از شرایط فعلی نخواهد داشت و همبستگی‌ای با قیمت نفت ندارد.