دسته: صنعت و معدن

  • نقدینگی؛ غلظت خون در رگ‌های تولید!

    نقدینگی؛ غلظت خون در رگ‌های تولید!

    به گزارش اقتصادران، عبور حجم نقدینگی از ۲۵۸ میلیارد تومان در سال ۱۳۵۷ به ۱۳ هزار همت در کشور، بار دیگر این پرسش را در فضای سیاستگذاری اقتصادی پررنگ کرده که چرا با وجود چنین منابع عظیمی، بنگاه‌های تولیدی همچنان از کمبود سرمایه در گردش و دشواری تأمین مالی گلایه دارند؟ کارشناسان اقتصادی بر این باورند که مساله اصلی نه صرفا حجم نقدینگی، بلکه کیفیت و جهت‌گیری آن است. بر اساس این دیدگاه، نقدینگی در ذات خود باید نقش روان‌ساز اقتصاد را ایفا کند و به تسهیل مبادلات، سرمایه‌گذاری و تولید بینجامد و اگر این منابع به سمت فعالیت‌های غیرمولد، سوداگری یا بازارهای سفته‌بازانه هدایت شود، نه‌‌تنها کمکی به رشد اقتصادی نمی‌کند بلکه به عاملی بازدارنده تبدیل می‌شود. در چنین شرایطی، نقدینگی به جای آنکه خون تازه‌ای در رگ‌های تولید باشد، مانند غلظت خون عمل کرده و حرکت اقتصاد را کند ساخته است.

    چرا رشد ۴۰ درصدی نقدینگی قابل مهار نیست؟

    وحید شقاقی‌شهری، اقتصاددان با اشاره به افزایش حجم نقدینگی بر اساس گزارش بانک مرکزی به ۱۳ هزار و ۱۸۴ همت در آبان ماه ۱۴۰۴ و رشد ۴۰ درصدی آن نسبت به سال گذشته به «اعتماد» می‌گوید: سیاست‌های انقباضی بانک مرکزی بدون اصلاح ریشه‌های ساختاری اقتصاد ایران، نمی‌تواند مهار پایدار تورم و نقدینگی را تضمین کند. به اعتقاد وی، ناترازی‌های گسترده و سلطه مالی بر سیاست پولی، موتور اصلی پمپاژ نقدینگی در اقتصاد کشور است. شقاقی‌شهری در ارزیابی تازه‌ترین آمارهای پولی اظهار می‌کند: حجم نقدینگی در آبان ماه ۱۴۰۴ به ۱۳ هزار و ۱۸۴ همت رسیده است که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۴۰ درصد رشد کرده است. همچنین پایه پولی هزار و ۷۷۶ همت افزایش یافته که نشان‌دهنده رشد ۴۷ درصدی در مقایسه با آبان سال گذشته است که این ارقام به ‌وضوح نشان می‌دهد عملکرد سیاستگذار پولی از اهداف اعلامی فاصله گرفته است. به گفته شقاقی‌شهری، زمانی که رییس کل بانک مرکزی هدف رشد ۲۴ تا ۲۵ درصدی نقدینگی را اعلام می‌کرد، بسیاری از اقتصاددانان نسبت به پایداری آن تردید داشتند و کاهش مقطعی رشد نقدینگی به حوالی ۲۵ درصد، دستاوردی کوتاه‌مدت بود و از ابتدا نیز مشخص بود که بدون اصلاحات بنیادین ماندگار نخواهد بود. شقاقی‌شهری معتقد است بانک مرکزی در دوره گذشته سیاست‌های شدید انقباضی را در دستور کار قرار داد، اما به سراغ ریشه‌های شکل‌گیری نقدینگی نرفت. او برای توضیح این وضعیت از یک تشبیه استفاده می‌کند و می‌گوید: تصور کنید لوله‌ای پر از آب پرفشار وجود دارد و فردی در انتهای آن با دست جلوی خروج آب را گرفته است و تا زمانی که شیر اصلی بسته نشود، این فرد نمی‌تواند برای همیشه مانع خروج آب شود. به باور او، بانک مرکزی در سال‌های اخیر نقش همان فرد انتهای لوله را بازی می‌کند؛ با ابزارهای انقباضی تلاش می‌کند جلوی رشد نقدینگی را بگیرد، اما موتورهای تولید نقدینگی همچنان فعال است. در نتیجه، کنترل تورم و نقدینگی در بهترین حالت موقتی خواهد بود. او تأکید می‌کند: در کوتاه‌مدت می‌توان با سیاست‌های سختگیرانه پولی، بخشی از آثار تورمی را مهار کرد، اما در میان‌مدت و بلندمدت بدون اصلاح ساختاری، فشارها دوباره بازمی‌گردد.

    شقاقی‌شهری ریشه رشد فزاینده نقدینگی را در ناترازی‌های گسترده اقتصاد ایران می‌داند و می‌گوید: اقتصاد کشور با مجموعه‌ای از بحران‌ها و ناترازی‌ها روبه‌رو است؛ از ناترازی بانکی و بحران صندوق‌های بازنشستگی گرفته تا بحران آب، ناترازی انرژی و فرسودگی زیرساخت‌ها. او توضیح می‌دهد: این ناترازی‌ها فشار مستقیم بر بودجه دولت وارد می‌کند، دولت برای جلوگیری از تعمیق بحران‌ها و بروز نارضایتی اجتماعی ناچار است در این حوزه‌ها مداخله کند، در حالی که منابع کافی در اختیار ندارد و پیامد این وضعیت افزایش کسری بودجه است. به اعتقاد این اقتصاددان، کسری بودجه دولت به‌ طور مستقیم بر پایه پولی اثر می‌گذارد. زمانی که دولت با کمبود منابع مواجه می‌شود، فشار به بانک مرکزی برای تأمین مالی افزایش می‌یابد. رشد پایه پولی نیز از طریق ضریب فزاینده پولی، نقدینگی را با سرعت بیشتری افزایش می‌دهد. از این رو، رشد بالای نقدینگی در سال جاری نه یک اتفاق مقطعی، بلکه نتیجه یک زنجیره علت و معلولی ساختاری است. شقاقی‌شهری تأکید می‌کند: اقتصاد ایران با پدیده «سلطه مالی» مواجه است؛ به این معنا که بخش مالی و کسری بودجه دولت بر سیاست پولی غلبه دارد. او توضیح می‌دهد: در بسیاری از کشورها بانک‌های مرکزی می‌توانند با استقلال نسبی و با استفاده از ابزارهای پولی تورم را کنترل کنند، اما در ایران، ریشه اصلی تورم و رشد نقدینگی در ساختار بودجه و ناترازی‌های مالی نهفته است.

    به گفته او، تا زمانی که این سلطه مالی برطرف نشود و اصلاحات بودجه‌ای صورت نگیرد، سیاست پولی به‌تنهایی قادر به مهار تورم نخواهد بود. نقش تحریم‌ها و ضعف سرمایه‌گذاری این اقتصاددان همچنین به تأثیر تحریم‌ها و کاهش سرمایه‌گذاری اشاره می‌کند.

    او می‌گوید: محدودیت منابع ارزی ناشی از تحریم‌ها در کنار فضای اقتصادی دولتی و انحصاری، موجب شده بخش خصوصی انگیزه کافی برای سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها نداشته باشد. در نتیجه، دولت ناچار شده خود وارد حوزه‌هایی مانند توسعه انرژی، زیرساخت‌های آب و برق و سایر پروژه‌های عمرانی شود. این در حالی است که دولت با محدودیت شدید منابع مواجه است و ورود مستقیم آن به این حوزه‌ها، بار مالی بیشتری ایجاد می‌کند. این ‌بار مالی نهایتا به افزایش کسری بودجه و رشد پایه پولی منجر می‌شود. ضرورت تغییر ریل حکمرانی اقتصادی، شقاقی‌شهری راه‌حل را در تغییر ریل حکمرانی اقتصادی می‌داند؛ این در حالی است که با اقتصاد دولتی، رانتی و انحصاری نمی‌توان بحران‌های مزمن را حل کرد.

    به باور او، باید ساختار سیاستگذاری به‌ گونه‌ای اصلاح شود که بخش خصوصی انگیزه و امنیت لازم برای سرمایه‌گذاری در حوزه‌های زیربنایی را داشته باشد.

    او می‌گوید: در بسیاری از کشورها، بحران‌های آب، انرژی و زیرساخت با اتکا به ظرفیت بخش خصوصی و افزایش بهره‌وری مهار می‌شود. اگر ساختار اقتصادی به سمت رقابت‌پذیری، شفافیت و کاهش انحصار حرکت کند، فشار بر بودجه دولت کاهش می‌یابد و در نتیجه امکان کنترل پایدار نقدینگی فراهم می‌شود. شقاقی‌شهری تأکید می‌کند: مهار پایدار رشد نقدینگی تنها از مسیر اصلاحات ساختاری در حوزه حکمرانی اقتصادی امکان‌پذیر است و تا زمانی که ناترازی‌های کلان اقتصاد ایران برطرف نشود، کسری بودجه مهار نشود و زمینه حضور موثر بخش خصوصی فراهم نشود، رشد نقدینگی ادامه خواهد داشت. به اعتقاد او، سیاست‌های انقباضی پولی می‌تواند نقش مُسکن کوتاه‌مدت را ایفا کند، اما درمان قطعی در اصلاح ساختار مالی دولت، کاهش سلطه مالی بر سیاست پولی، رفع موانع سرمایه‌گذاری و بازنگری در الگوی حکمرانی اقتصادی نهفته است. شقاقی‌شهری هشدار می‌دهد: اگر این اصلاحات به تعویق بیفتد، چرخه افزایش پایه پولی و رشد نقدینگی تداوم خواهد یافت و کنترل تورم دشوارتر می‌شود و بستن «شیر اصلی» رشد نقدینگی، یعنی اصلاح ساختارهای معیوب اقتصادی، تنها راه بازگشت ثبات به اقتصاد ایران است.

    چرا پول به بنگاه‌ها نمی‌رسد؟

    مهدی فیضی، اقتصاددان و عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه فردوسی، با بیان اینکه مقایسه اسمی تغییر نقدینگی از ۲۵۸ میلیارد تومان در سال ۱۳۵۷ به ۱۳ هزار همت در سال جاری بدون در نظر گرفتن نرخ تورم می‌تواند گمراه‌کننده باشد. او در ادامه به «اعتماد» می‌گوید: وقتی این ارقام با نرخ‌های بالای تورم طی چهار دهه گذشته تعدیل می‌شود، تصویر متفاوتی شکل می‌گیرد، آنچه در نگاه اول جهشی عظیم به نظر می‌رسد، در واقع بخشی از اثر افزایش سطح عمومی قیمت‌هاست. فیضی توضیح می‌دهد: رشد نقدینگی اگر با میزان تورم مقایسه نشود، تحلیل دقیقی به دست نمی‌دهد و افزایش چند ده هزار برابری نقدینگی در طول بیش از چهار دهه، در اقتصادی که تورم‌های مزمن و بعضا بسیار بالا را تجربه کرده است، الزاما به معنای افزایش واقعی منابع در دسترس تولید نیست و در واقع بخش قابل‌توجهی از این رشد، انعکاس افزایش قیمت‌هاست نه افزایش قدرت تأمین مالی.

    او ادامه می‌دهد: از سوی دیگر، توزیع نقدینگی نیز یکسان و متوازن نیست و همه آحاد جامعه و همه بخش‌های اقتصادی به شکل مساوی از این منابع بهره‌مند نمی‌شوند. بنابراین ممکن است در سطح کلان با عدد بزرگی از نقدینگی روبه‌رو باشیم، اما در سطح بنگاه، کمبود سرمایه در گردش و دشواری تأمین مالی همچنان پابرجا باشد. به گفته فیضی، یکی از شاخص‌های مهم در ارزیابی توجیه‌پذیری طرح‌ها و پروژه‌های اقتصادی، نرخ بهره واقعی است؛ یعنی نرخی که پس از کسر تورم از بهره اسمی به دست می‌آید. او تأکید می‌کند: در شرایطی که تورم بالاست، بهره واقعی بسیاری از طرح‌ها بسیار پایین یا حتی منفی می‌شود. در چنین فضایی، سرمایه‌گذار با یک انتخاب روبه‌رو است؛ ورود به یک پروژه تولیدی با ریسک‌های متعدد و بازدهی نامطمئن، یا حرکت به سمت بازارهای غیرمولد مانند ارز، سکه و دارایی‌های سرمایه‌ای که دست‌کم ارزش پول را در برابر تورم حفظ می‌کنند. به اعتقاد او، طی سال‌های اخیر بهره واقعی در اقتصاد ایران منفی بوده و همین مساله جذابیت سرمایه‌گذاری مولد را کاهش داده است. فیضی هشدار می‌دهد: کاهش سرمایه‌گذاری تنها به معنای از دست رفتن فرصت‌های توسعه نیست، بلکه حتی توان حفظ سطح فعلی تولید را نیز تضعیف می‌کند. او به مفهوم استهلاک اشاره کرده و می‌گوید: ماشین‌آلات، تجهیزات و زیرساخت‌ها به مرور فرسوده می‌شوند و نیاز به سرمایه‌گذاری جایگزینی دارند و اگر این سرمایه‌گذاری انجام نشود، ظرفیت تولید به تدریج کاهش می‌یابد. به گفته او، در دهه ۱۳۹۰ میزان سرمایه‌گذاری در کشور به‌ طور محسوسی افت کرد و همین موضوع باعث شد هم بخش دولتی و هم بخش خصوصی در حفظ و نوسازی دارایی‌های خود با مشکل مواجه شوند. در نتیجه، اقتصاد نه‌‌تنها پیشرفت نکرد، بلکه در برخی حوزه‌ها عقبگرد نیز داشته است.

    او تأکید می‌کند: سرمایه‌گذاری تنها برای جلوگیری از عقب‌ماندگی نیست، بلکه موتور نوآوری و رشد بهره‌وری نیز محسوب می‌شود. وقتی منابع به سمت فعالیت‌های غیرمولد هدایت می‌شود، سرمایه‌گذاری در تحقیق، توسعه و فناوری نیز کاهش می‌یابد. این روند در بلندمدت به کاهش رقابت‌پذیری اقتصاد منجر می‌شود. فیضی نمونه‌هایی از این وضعیت را در بخش‌هایی مانند؛ صنعت برق و برخی صنایع زیرساختی مطرح می‌کند که کاهش سرمایه‌گذاری در آنها به افت ظرفیت و بروز ناترازی انجامیده است. به باور او، تداوم این روند می‌تواند به شکل تدریجی اما مستمر، توان تولیدی کشور را تحلیل ببرد. مساله اصلی نه صرفا حجم بالای نقدینگی، بلکه کیفیت تخصیص آن و شرایط کلان اقتصادی است و تا زمانی که تورم مهار نشود و بهره واقعی مثبت و باثبات شکل نگیرد، نقدینگی موجود به جای آنکه در خدمت تولید قرار بگیرد، به سمت فعالیت‌های غیرمولد حرکت می‌کند و بنگاه‌ها همچنان با کمبود منابع مواجه خواهند بود.

  • «سبد معیشت» تشریفاتی است / اگر مزد باید خیلی زیاد شود، چه کسی قرار است این مزد را پرداخت کند؟

    «سبد معیشت» تشریفاتی است / اگر مزد باید خیلی زیاد شود، چه کسی قرار است این مزد را پرداخت کند؟

    به گزارش اقتصادران، چهارشنبه ۲۹ بهمن ماه، آخرین جلسه‌ی پایان سالِ دبیران اجرایی شعب خانه کارگر، با حضور پروانه رضایی، معاون روابط کار وزیر کار، در اتحادیه امکان برگزار شد. در این جلسه دبیران اجرایی خانه کارگر به بیان مشکلات کارگران در رابطه با امنیت شغلی، حوادث کار بالا، مشکلات بسیار سامانه روابط کار، معیشت بحرانی کارگران و لزوم تعیین دستمزدی متناسب در جلسه شورایعالی کار پرداختند.

    پروانه رضایی، معاون روابط کار وزارت کار، در پاسخ به این اظهارات گفت: اعتبار نمایندگان کارگر و کارفرما باید در ذهن جامعه خود محفوظ باشند و این امر تنها از طریق شعار دادن محقق نمی‌شود؛ بلکه نیازمند عملکرد واقعی و صادقانه است.

    وی تاکید کرد: مسائل و مشکلات موجود نتیجه عملکرد طولانی‌مدت و نگاه‌های گذشته است و نمی‌توان یک‌شبه آن‌ها را حل کرد. همکاری و تلاش مشترک می‌تواند درصدی از مشکلات را رفع نماید، اما حل کامل مسائل اقتصادی کشور خارج از توان ماست.

    رضایی در رابطه با حقوق کارگران گفت: در شرایطی هستیم که نه افراد دلشان می‌خواهد به دنبال کار بروند و نه کارفرماها به دنبال استخدام نیروی کار هستند. ماده ۴۱ قانون کار، مبنای تعیین دستمزد بر اساس معیشت یک خانواده چهار نفره است؛ به این معنا که یک نفر کار کند و ۳ نفر دیگر را اداره کند، اما این اتفاق شدنی نیست. این قانون در حال حاضر یک قانون تشریفاتی است.

    معاون روابط کار وزارت کار گفت:در شرایطی که پول وارد تولید نشود و صنایع نوسازی نشده و بهره وری نیست، چگونه می‌توان گفت که مزد را خیلی باید زیاد کرد؟! اگر مزد باید خیلی زیاد شود، چه کسی قرار است این مزد را پرداخت کند؟ وقتی می‌گوییم کارفرما، فقط از کارفرماهای بزرگ صحبت نمی‌کنیم. ۵۰ تا ۶۰ درصد صنف هستند و آیا صنف می‌تواند حقوقی را که شما می‌گویید بدهد؟ اگر نتواند بدهد کارگر را تعدیل می‌کند.

    وی گفت: وزارت کار در شورای عالی کار، نقش کنترل‌کننده و ایجاد تعادل را دارد و تلاش می‌کند منافع هر دو طرف، یعنی کارگر و کارفرما، دیده شود. البته نماینده کارگر باید حرف کارگر را بزند و این حق شماست. اما ملاحظات ناگزیر است. کارفرماها در شورایعالی کار می‌گویند هر چه می‌گویید قبول داریم. چون آن‌ها می‌دانند افراد تمایلی به کار با حداقل حقوق ندارند. فردی که درس خوانده حاضر نمی‌شود با ۱۵ میلیون تومان کار کند. ما در شرایط سخت هستیم.

    رضایی در بخش دیگری از صحبتهایش گفت: تحقق کامل قانون بدون توجه به واقعیت‌ها امکان‌پذیر نیست. به طور مثال در شرایطی که بیش از ۹۹ درصد از کارگران قرارداد موقت هستند، چطور می‌توان امنیت شغلی ایجاد کرد؟ صرف شعار و صحبت‌های زیبا بدون امکان عملی کردن، مفید نخواهد بود. همه ما مسئولیت داریم تا با هم همکاری کنیم تا راهکاری برای این مسائل پیدا کنیم.

    وی گفت: باید اختلافات را کاهش دهیم، چرا که تفرقه و اختلاف، تمامی ظرفیت‌ها و توان ما را می‌گیرد. باید تأکید کنم که تغییر و بهبود تنها زمانی امکان‌پذیر است که تمامی طرف‌ها آن را بپذیرند و برای آن همکاری کنند.

    رضایی گفت: فرمایشات شما نیاز به برنامه‌ریزی دارد و جایی شما باید قبول کنید خیلی کارها را نمی‌توان انجام داد. در یک سال گذشته، بنده آگاهانه از صدور دستورالعمل‌های متعدد خودداری کرده‌ام. ترجیح دادم اقدامی نکنم که وضعیت را پیچیده‌تر کند. صدور دستورالعمل‌های متعدد، اگر منجر به بهبود شرایط نشود، صرفاً هزینه ایجاد می‌کند. تغییر واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که همگی آن را بپذیریم. نه ما قادر به معجزه هستیم و نه اساساً معجزه‌ای در این حوزه وجود دارد.

    وی گفت: اکنون اگر قرار است به موضوع مشاغل سخت و زیان‌آور ورود کنیم، ابتدا باید خود شما که در این جمع حضور دارید، بپذیرید که وضعیت فعلی این حوزه مطلوب نیست. شما تریبون‌های جامعه کارگری هستید و اگر تصمیم به اصلاح گرفته شود، لازم است ابتدا این واقعیت از سوی شما بیان شود.

    رضایی در خصوص تغییر قانون مشاغل سخت بیان کرد: باید توجه داشت که افزایش تعهدات بدون تأمین منابع پایدار، در نهایت منجر به محدودیت در ارائه خدمات خواهد شد. هرچه فشار بر  سازمان تامین اجتماعی بیشتر شود، در نهایت، امکان پاسخ‌گویی آن کاهش می‌یابد و این موضوع مستقیماً بر مستمری‌بگیران و بیمه‌شدگان تأثیر خواهد گذاشت. در این شرایط، سازمان توان حمایت از بازنشستگان را ندارد، چراکه منابع مالی در بخش‌هایی هزینه می‌شود که تعادل در آن‌ها از بین رفته است.

    وی گفت: بخش قابل‌توجهی از افرادی که از مزایای بازنشستگی پیش از موعد و مشاغل سخت و زیان‌آور استفاده کرده‌اند، در واقع واجد شرایط واقعی آن نبوده‌اند. برآوردها نشان می‌دهد حدود پنجاه تا شصت درصد از این افراد، صرفاً از مزایا استفاده کرده‌اند، بدون آنکه شغل آن‌ها واقعاً سخت و زیان‌آور باشد.  این وضعیت، چه ناشی از دلسوزی، چه روابط و چه عوامل دیگر، امروز به نقطه‌ای رسیده که ادامه آن ممکن است به بحران منجر شود. در چنین شرایطی، یا باید تصمیمی قاطع اتخاذ کنیم و مسیر را اصلاح نماییم، یا اجازه دهیم این روند نادرست ادامه پیدا کند که در نهایت، آسیب آن متوجه همه خواهد شد.

    وی گفت: رسالت قانون کار، بهینه‌سازی شرایط کار و رفع مخاطرات است، نه تثبیت وضعیت‌های زیان‌آور. کارفرما نباید به این نتیجه برسد که اعلام زیان‌آور بودن محیط کار، ساده‌ترین راه‌حل است. رسالت ما بهینه‌سازی است، چطور کارفرما جرات می‌کند بگوید کارگاه من سخت و زیان‌آور است. ما باید کارفرمایی را که اصول ایمنی را رعایت نمی‌کند، به‌درستی مورد پیگرد قرار دهیم، نه اینکه با سکوت یا تساهل، شرایط نادرست را عادی جلوه دهیم.

    معاون روابط کار وزیر کار در بخش دیگری از صحبتهایش در رابطه با سامانه جامع روابط کار گفت: با توجه به شرایط فعلی، به‌ویژه در حوزه سامانه‌ها، باید توجه داشته باشید که سامانه قدیمی به‌طور کامل حذف شده و سامانه جدید نیز در حال حاضر در مرحله توسعه و تکمیل قرار دارد. با وجود این شرایط، دستورالعمل‌هایی به ادارات ابلاغ شده است تا در مقطع فعلی، برخی امور به‌صورت فیزیکی انجام شود. در حال حاضر، ثبت دادخواست و ابلاغ‌ها از طریق سامانه جدید انجام می‌گیرد، زیرا در وضعیت موجود، امکان جایگزینی کامل وجود ندارد و سردرگمی بیشتر مردم، شرایط را نامناسب‌تر خواهد کرد.

    رضایی افزود: در این مقطع، تشکل‌های کارگری، به‌ویژه شما، لازم است با حضور فعال در ادارات کار، در جهت کمک به مردم اقدام کنید. هر یک از شما اگر بتوانید به سؤالات حتی ده نفر پاسخ دهید و از بروز تنش، درگیری و مشکلات احتمالی جلوگیری کنید، وظیفه‌ای اساسی انجام داده‌اید. این مهم، در حال حاضر، مأموریت اصلی شماست.

    وی بیان کرد: در حال حاضر، بخش قابل‌توجهی از آرای مراجع حل اختلاف مربوط به پرونده‌هایی است که اساساً به شرایط فعلی بنگاه‌ها ارتباطی ندارد. شرکت‌های بزرگ امروز در حال تسویه و اصلاح ساختار خود هستند. اگر تنها همین مسئله مرور زمان را سامان‌دهی کنیم، بخش عمده‌ای از فساد و مشکلات، از جمله سفارش‌ها و واسطه‌گری‌ها، کاهش خواهد یافت.

    رضایی تأکید کرد: حل موضوع مرور زمان، نیازمند همراهی و همکاری شماست. در هیچ‌یک از کشورهای دنیا چنین وضعیتی وجود ندارد. حتی کشورهای مسلمان منطقه، نهایتاً تا سه یا پنج سال امکان بازگشت به گذشته را در نظر می‌گیرند؛ برای مثال عراق و عربستان تا سه سال و ترکیه حداکثر تا پنج سال. ما نیز باید نظام خود را اصلاح کنیم.

    وی گفت: واقعیت این است که مجموعه وزارت کار و به‌ویژه معاونت روابط کار، از صبح تا شب درگیر رسیدگی به اختلافات است. با حجم سالانه چهارصد تا پانصد هزار شکایت، عملاً فرصتی برای سیاست‌گذاری مؤثر در حوزه اشتغال باقی نمی‌ماند.

    رضایی گفت: ما فضای ذهنی کارفرمایان را ناامن کرده و موجب هراس آنان از شوراها شده ایم. درحالی‌که چنین ترسی نباید وجود داشته باشد.

    وی گفت: عمیقاً معتقدم که ضعف نظارت یکی از مشکلات اصلی ماست. واحد روابط کار، به‌ویژه در حوزه نظارت، عملکرد مطلوبی نداشته است.

    رضایی تاکید کرد: باید بپذیریم که تغییر در کشور هزینه دارد و اگر قرار است اصلاحی صورت گیرد، همه ما باید در پرداخت این هزینه سهیم باشیم. در غیر این صورت، امکان پیشرفت وجود نخواهد داشت.

    معاون روابط کار وزارت کار در رابطه با امنیت شغلی کارگران گفت: در خصوص امنیت شغلی نیز باید واقع‌بین باشیم. امنیت شغلی صرفاً با مصوبه و دستور ایجاد نمی‌شود؛ بلکه «مهارت» عامل اصلی آن است. تشکل‌های کارگری و خانه کارگر باید آموزش مهارت را برای اعضا، خانواده‌ها و به‌ویژه جوانان در اولویت قرار دهند. آموزش مهارت به نوجوانانی که در کارگاه‌ها مشغول به کار هستند، اقدامی ضروری است. می‌توان با سازمان فنی‌وحرفه‌ای قرارداد بست و آموزش را در محل کار ارائه داد. هر مهارتی که به فرد آموزش داده شود، برای او امنیت شغلی ایجاد می‌کند.

    وی ادامه داد: هیچ‌کس- حتی معاون وزیر- امنیت شغلی مطلق ندارد؛ اما کسی که صاحب مهارت است، در هر نقطه‌ای می‌تواند شغل پیدا کند.

    رضایی گفت: متأسفانه بخش زیادی از انرژی تشکل‌ها صرف اختلافات داخلی، درگیری‌های صنفی و منازعات کانونی می‌شود. این تنش‌ها، چه میان تشکل‌های کارگری و چه میان کانون‌های کارفرمایی، زمان و توان کشور را هدر می‌دهد.

    وی تاکید کرد: بنده شخصاً حتی تصمیمات معمولی را نیز در شورای عالی کار مطرح می‌کنم، زیرا معتقدم همراهی و هم‌فکری با نمایندگان شما ضروری است. در صورت نیاز، می‌توان ساختارهای زیرمجموعه شورای عالی کار را نیز تقویت کرد.

    رضایی گفت: در شورای عالی کار تأکید کرده‌ام که وجود واسطه‌ها و دلالان در کنار تشکل‌های رسمی کارگری و کارفرمایی، امری نادرست است. تشکل‌های کارگری باید نقش اصلی خود را ایفا کنند. قانون کار تصریح کرده است که رسیدگی‌ها باید ساده، کم‌هزینه و سریع باشد؛ اما در عمل، کارگر و کارفرما هر دو با چندین وکیل وارد فرآیند می‌شوند و فضا به سمت معامله‌گری سوق پیدا می‌کند. در چنین شرایطی، وضعیت جامعه کارگری و کارفرمایی قابل پیش‌بینی است.

    وی ادامه داد: نمایندگان واقعی کارگران باید به‌گونه‌ای عمل کنند که واسطه‌ها و دلالان جرأت فعالیت در اطراف ادارات کار را نداشته باشند. این موضوع در شورای عالی کار مطرح شده و مقرر گردیده بررسی کارشناسی لازم درباره آن انجام شود.

    وی گفت: برای بنده قابل درک نیست که چرا در هیئت‌های تشخیص، با وجود حضور نماینده کارگر، این نقش به‌درستی ایفا نمی‌شود؛ به‌گونه‌ای که کارگر تصور می‌کند برای حضور در جلسه ناچار است با چند وکیل مراجعه کند. همچنین در هیئت‌های حل اختلاف، سه نماینده کارگر حضور دارند، اما چرا دفاع به‌نحوی صورت نمی‌گیرد که جامعه کارگری احساس کند نمایندگان واقعی آن‌ها در جلسه حضور دارند و اجازه بروز تخلف و بی‌عدالتی داده نمی‌شود؟

    وی گفت: وضعیت روابط کار باید تغییر کند. ممکن است تصمیماتی اتخاذ شود که هزینه داشته باشد و حتی احتمال کنار رفتن بنده پس از اجرای آن‌ها وجود داشته باشد، اما این مسئولیت را می‌پذیرم. ترجیح می‌دهم با افتخار هزینه تصمیم درست را بپردازم، تا اینکه از ترس تبعات، اقدامی نکنم. اگر روابط کار دچار تحول نشود، ادامه وضع موجود هیچ فایده‌ای نخواهد داشت.

    رضایی ادامه داد: به طور مثال، در موضوع تأیید صلاحیت پیمانکاران نیز، متأسفانه ساختارهایی شکل گرفته که عملاً به محلی برای ایجاد منافع برخی تبدیل شده‌اند، بدون آنکه تأثیر واقعی در کاهش حوادث ناشی از کار یا بهبود وضعیت کارگران داشته باشند. این روند، تنها یک مسیر جدید برای بروز فساد ایجاد کرده است. اصلاح این ساختارها با مقاومت‌هایی مواجه می‌شود، اما چاره‌ای جز بستن این گلوگاه‌ها وجود ندارد.

    وی گفت: یکی از پیشنهادهای بنده، تقویت نقش تشکل‌ها در حوزه آموزش و بازرسی کار است. چرا نباید اعضای تشکل‌ها آموزش ببینند و به‌عنوان بازوی نظارتی و حمایتی روابط کار عمل کنند؟ حضور آگاهانه و مسئولانه آن‌ها در محیط‌های کاری می‌تواند بسیاری از مشکلات را پیش از تبدیل شدن به بحران شناسایی و گزارش کند. این نقش، نیازمند واسطه‌گری و دلالی نیست، بلکه در چارچوب قانون کار و نظام سه‌جانبه‌گرایی قابل تحقق است.

  • صنعت مبل در لبه پرتگاه / زور مردم به خرید مبل نو نمی‌رسد

    صنعت مبل در لبه پرتگاه / زور مردم به خرید مبل نو نمی‌رسد

    به گزارش اقتصادران، وضعیت بازار مبلمان حاکی از افت ۵۰‌درصدی تقاضا، افزایش ۸۰‌درصدی قیمت مواداولیه و تعطیلی خاموش بسیاری از واحدهای تولیدی در آستانه سال جدید است. صنعت مبلمان ایران که روزگاری به‌واسطه هنر و ذوق صنعتگران خود در منطقه زبانزد بود، این روزها دوران سختی را پشت سر می‌گذارد. برخلاف روال سنتی که از نیمه پاییز رونق به بازار مبلمان بازمی‌گشت و تولیدکنندگان خود را برای فصل خرید شب عید آماده می‌کردند، اکنون بازار در رکودی غیرمعمول فرو رفته است. فعالان صنفی از کاهش حدود ۵۰‌درصدی تقاضا خبر می‌دهند. صنعت مبلمان ایران که ۱۰‌درصد از اشتغال صنعتی کشور را به خود اختصاص داده و گردش مالی سالانه آن بیش از ۱۰‌میلیارد دلار برآورد می‌شود، امروز در پیچ‌ تاریخی سختی قرار دارد. کارشناسان معتقدند که گذر از این بحران نیازمند تغییر رویکرد دولت از حمایت‌های سنتی و مقطعی به‌سمت یک «سیاست صنعتی هوشمند» است.

    وقتی مردم قدرت خرید ندارند

    این رکود ریشه در کاهش شدید قدرت خرید خانوار دارد. آمارها نشان می‌دهد سهم «لوازم مورد استفاده در خانه» از کل هزینه‌های خانوار شهری به کمتر از ۴‌درصد رسیده است. با تورم نقطه‌ای بالای ۴۰درصد حتی دهک‌های بالای درآمدی نیز خرید کالاهای بادوام را به تعویق انداخته و منابع خود را صرف تامین مسکن، خوراک و انرژی می‌کنند. در چنین شرایطی تعمیرات مبلمان قدیمی جایگزین خرید محصولات جدید شده و بسیاری از کارگاه‌ها برای بقا، به‌ناچار به‌سمت تقویت بخش تعمیرات حرکت کرده‌اند .

    تامین مواداولیه؛ از صف ارز تا دپوی انحصاری

    در پشت صحنه این رکود آشکار، تولیدکنندگان با انبوهی از مشکلات دست‌وپنجه نرم می‌کنند که مهم‌ترین آنها تامین مواداولیه است. اگرچه واردات مبلمان به کشور سال‌هاست ممنوع شده اما ۴۰‌درصد مواداولیه این صنعت از جمله چوب، ام‌دی‌اف باکیفیت، پارچه، چسب و یراق‌آلات، وابسته به واردات است. نوسانات ناگهانی نرخ ارز و تغییر مبنای محاسبه آن از تالار اول به تالار دوم، جهش ۸۰‌درصدی در قیمت مواداولیه را برای این صنعت رقم زده است.

    افزون‌بر این، فرآیند تخصیص ارز برای واردات این مواد بعضا بین ۸ تا ۱۰ماه به طول می‌انجامد و فشار مضاعفی را بر سرمایه در گردش تولیدکنندگان وارد می‌کند. در بازار مبلمان، حالتی از فروش مافیایی ام‌دی‌اف تولید داخل شکل گرفته که در آن قیمت‌ها به محض افزایش نرخ ارز چند برابر شده و پس از کاهش آن، هیچگاه سیر نزولی پیدا نکرده و کاهش نمی‌یابند. برخی تولیدکنندگان پارچه نیز به‌جای عرضه در بازار داخلی محصولات خود را صادر می‌کنند تا از درآمد دلاری بیشتری بهره‌مند شوند و همین امر کمبود و گرانی را در داخل تشدید کرده است .

    در دوسال اخیر معضل جدیدی به نام «ناترازی انرژی» به فهرست بلندبالای مشکلات صنعت اضافه شده است. قطعی‌های مکرر و بی‌برنامه برق و گاز در فصول مختلف، خسارات جبران‌ناپذیری به خطوط تولید وارد کرده است. تولیدکنندگان معتقدند دولت در شرایطی که کارگاه‌ها به‌دلیل قطعی انرژی قادر به تولید نیستند، باید در دریافت مالیات و حق بیمه کارگران همراهی کرده و تخفیف‌های لازم را اعمال کند اما تاکنون اقدام موثری در این زمینه صورت نگرفته است.

    خروج نیروی کار متخصص زنگ خطر برای آینده صنعت

    شاید عمیق‌ترین زخم صنعت مبلمان، نه در بازار بلکه در کارگاه‌ها و پشت خط تولید ایجاد شده است. افزایش هزینه‌های زندگی و پایین ماندن دستمزدها نسبت به تورم باعث شده نیروی کار متخصص و استادکاران ماهر که سال‌ها در این زمینه تجربه کسب کرده‌اند، اینک یا به اجبار از چرخه تولید خارج یا راهی کشورهای همسایه مانند ترکیه ‌شوند. به اعتقاد فعالان این حوزه، اگر یک استادکار حرفه‌ای در این صنعت کار خود را ترک کند، جایگزینی او ممکن است مدت‌ها طول بکشد.

    بازار‌های صادراتی از دست رفته

    در حالی که ایران به واسطه ممنوعیت واردات، بازار داخلی را در اختیار تولیدکنندگان خود قرار داده، اما در عرصه صادرات موفقیت چندانی کسب نکرده است. این در حالی است که پیش ‌از این، سالانه ۴۰۰‌میلیون دلار واردات مبلمان به کشور انجام می‌شد که اکنون به صفر رسیده اما صادرات تنها به ۱۰۰‌میلیون دلار محدود مانده است. رقبای سنتی مانند ترکیه و چین نه‌تنها بازارهای جهانی که سهم ایران از بازار ۵۰۰‌میلیون نفری همسایگان را نیز تصاحب کرده‌اند.

    افزایش قیمت تمام‌شده محصولات ایرانی به‌دلیل تورم داخلی و نوسانات ارزی، قدرت رقابت با کالای ترکی و چینی را از تولیدکنندگان داخلی گرفته است. پژوهشگران اقتصادی معتقدند برای بازگشت به بازارهای هدف، نیاز فوری به بازسازی اعتماد تجاری، استانداردسازی محصولات، تشکیل کنسرسیوم‌های صادراتی و نوآوری در طراحی احساس می‌شود.

    کلام آخر

    در نهایت آنچه بر صنعت مبلمان ایران می‌گذرد، فراتر از یک رکود ساده فصلی است. این صنعت با قدمت چند دهه‌ای و اشتغالزایی برای صدها‌هزار نفر، درگیر بحرانی چهاروجهی شامل کاهش شدید تقاضا، نابسامانی در تامین مواداولیه، آسیب‌پذیری از ناترازی انرژی و مهم‌تر از همه فرار سرمایه‌های انسانی متخصص است. خروج از این وضعیت نیازمند یک بسته نجات فوری شامل تخصیص ارز پایدار، جبران خسارت‌های ناشی از قطع انرژی و کنترل بازار مواداولیه است اما راهکار پایدار در بازتعریف نقش دولت از یک مداخله‌گر مقطعی به یک تسهیلگر هوشمند نهفته است؛ سیاستگذاری که با حمایت از نوسازی خطوط تولید، توسعه صادرات، پیوند با مراکز طراحی روز و سرمایه‌گذاری بر آموزش نیروی کار بتواند این صنعت ارزشمند را از ورطه نابودی نجات داده و آن را برای رقابت در بازارهای منطقه‌ای آماده کند.

  • دامداران به ناچار دام خود را می‌فروشند / سال آینده با افزایش شدید قیمت دام زنده و گوشت مواجه می‌شویم

    دامداران به ناچار دام خود را می‌فروشند / سال آینده با افزایش شدید قیمت دام زنده و گوشت مواجه می‌شویم

    به گزارش اقتصادران، بازار دام و گوشت قرمز در حالی به آستانه دوره‌های اوج مصرف مانند ماه رمضان و عید نوروز نزدیک می‌شود که متغیرهای اثرگذار بر این بازار از هزینه نهاده‌های دامی و سیاست‌های ارزی گرفته تا الگوی عرضه و تقاضا، دچار تغییر شده‌اند. برآیند این متغیرها نه‌تنها بر میزان تولید و عرضه اثر می‌گذارد، بلکه می‌تواند مسیر قیمت دام زنده و گوشت و وضعیت بازار را در ماه‌های پیش‌رو تعیین کند.

    بسیاری از دامداران کشور ناچار به فروش دام‌های خود شده‌اند / فروش دام شدت گرفت و قیمت‌ها نزولی شد

    در همین زمینه افشین صدر دادرس، مدیرعامل اتحادیه دام سبک، با اشاره به وضعیت فعلی بازار دام گفت: پس از آزادسازی ارز و عملی نشدن تعهدات دولت برای تأمین سرمایه در گردش، بسیاری از دامداران کشور ناچار به فروش دام‌های خود شده‌اند و همین موضوع باعث شده قیمت دام زنده روندی کاهشی پیدا کند.

    وی افزود: از زمان حذف ارز ترجیحی تا امروز، قیمت دام زنده به‌طور مستمر کاهش داشته و اگر نسبت منطقی میان قیمت دام و گوشت رعایت شود، قیمت گوشت نیز نباید افزایشی باشد و حتی باید کاهش پیدا کند.

    میانگین قیمت دام زنده در کشور حدود ۵۰۰ تا ۵۲۰ هزار تومان است / قیمت لاشه باید حدود یک تا یک میلیون و ۱۰۰ هزار تومان باشد / چرا گوشت در بازار با نرخ‌های بالاتری عرضه می‌شود؟

    صدردادرس با اشاره به قیمت‌های فعلی بیان کرد: میانگین قیمت دام زنده در کشور حدود ۵۰۰ تا ۵۲۰ هزار تومان است و بر این اساس قیمت لاشه باید حدود یک تا یک میلیون و ۱۰۰ هزار تومان باشد؛ اما اینکه چرا گوشت در بازار با نرخ‌های بالاتری عرضه می‌شود، موضوعی است که باید از فعالان بخش توزیع پرسیده شود.

    دامداران ناچار به عرضه دام هستند و امکان نگهداری طولانی‌مدت برای بسیاری از آنها وجود ندارد

    او ادامه داد: دامداران در شرایطی قرار گرفته‌اند که به دلیل افزایش هزینه‌ها و نبود حمایت مؤثر، ناچار به عرضه دام هستند و امکان نگهداری طولانی‌مدت برای بسیاری از آنها وجود ندارد.

    یک کامیون جو قبلا حدود ۲۰۰ میلیون تومان قیمت داشت اما اکنون همان محموله به حدود یک میلیارد تومان رسیده است / سازوکارهای طراحی‌شده دولت برای دامداران خرد و متوسط قابل استفاده نیست / حدود ۹۰ درصد تولیدکنندگان دام سبک کشور واحدهای خرد و متوسط هستند

    این فعال حوزه دام با اشاره به افزایش شدید هزینه نهاده‌های دامی گفت: پیش‌تر یک کامیون جو با وزن حدود ۲۵ تن حدود ۲۰۰ میلیون تومان قیمت داشت، اما اکنون همان محموله به حدود یک میلیارد تومان رسیده است. در چنین شرایطی قرار بود دولت سرمایه در گردش مورد نیاز تولیدکنندگان را تأمین کند، اما سازوکارهای طراحی‌شده برای دامداران خرد و متوسط قابل استفاده نیست.

    او تاکید کرد: حدود ۹۰ درصد تولیدکنندگان دام سبک کشور واحدهای خرد و متوسط هستند و به همین دلیل دسترسی به این حمایت‌ها برایشان دشوار است و در عمل نمی‌توانند از آن بهره ببرند.

    وقتی دامدار توان خرید نهاده را ندارد، تنها راهی که پیش روی او می‌ماند فروش دام است

    مدیرعامل اتحادیه دام سبک با اشاره به پیامدهای این وضعیت اظهار کرد: وقتی دامدار توان خرید نهاده را ندارد، تنها راهی که پیش روی او می‌ماند فروش دام است و همین موضوع عرضه دام به بازار و کشتار را افزایش داده است.

    محدودیت‌های واردات گوشت کاهش یافته / قراردادهایی برای تهاتر انرژی با گوشت منعقد شده است

    وی افزود: از سوی دیگر پس از آزادسازی ارز، محدودیت‌های واردات گوشت کاهش یافته و حتی قراردادهایی برای تهاتر انرژی با گوشت منعقد شده، اما در سمت تولید همچنان محدودیت‌های متعددی برقرار است.

    دامداران با محدودیت در خرید نهاده از سامانه بازارگاه، محدودیت مقداری و نوع نهاده و ممنوعیت صادرات دام روبه‌رو هستند / استمرار محدودیت‌ها در بخش تولید تعادل بازار را بر هم زده است

    صدر دادرس توضیح داد: دامداران همچنان با محدودیت در خرید نهاده از سامانه بازارگاه، محدودیت مقداری و نوع نهاده و همچنین ممنوعیت صادرات دام روبه‌رو هستند، در حالی که قیمت‌گذاری دستوری نیز به‌صورت غیررسمی ادامه دارد و در برخی موارد بازرسی‌ها برای دامداران مشکل ایجاد می‌کند.

    او تاکید کرد: وقتی ارز ترجیحی حذف شده و یارانه‌ای در کار نیست، بازار باید بر مبنای عرضه و تقاضا تنظیم شود، اما استمرار محدودیت‌ها در بخش تولید تعادل بازار را بر هم زده است.

     احتمال افت جمعیت دامی در سال آینده وجود دارد

    مدیرعامل اتحادیه دام سبک تشریح کرد: در شرایط فعلی انتظار می‌رود تا پایان سال روند کاهش قیمت دام زنده ادامه داشته باشد، اما با توجه به افزایش کشتار دام‌های مولد و کاهش توان نگهداری، احتمال افت جمعیت دامی در سال آینده وجود دارد.

    وی در پایان خاطرنشان کرد: اگر این روند ادامه پیدا کند، در سال ۱۴۰۵ با کاهش جمعیت دام و در نتیجه افزایش شدید قیمت دام زنده و گوشت مواجه می‌شویم.

  • زعفران ایرانی قربانی شرایط اقلیمی؟!

    زعفران ایرانی قربانی شرایط اقلیمی؟!

    به گزارش اقتصادران، تغییر اقلیم در سال‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین چالش‌های جهان تبدیل شده است. افزایش دمای هوا، جابه‌جایی الگوهای بارش و وقوع پدیده‌های حدی مانند خشکسالی‌های طولانی یا بارش‌های ناگهانی، منابع طبیعی و فعالیت‌های اقتصادی را تحت تأثیر قرار داده‌اند. بخش کشاورزی بیش از بسیاری از بخش‌ها از این تغییرات آسیب می‌بیند، زیرا به طور مستقیم به شرایط دما، بارندگی و کیفیت خاک وابسته است. کاهش یا تغییر زمان بارش می‌تواند چرخه رشد گیاهان را مختل کند و افزایش دما نیز بر میزان محصول و کیفیت آن اثر بگذارد. به همین دلیل، شناخت روندهای اقلیمی آینده برای برنامه‌ریزی در سطح ملی و استانی اهمیت زیادی دارد.

    در این میان، زعفران به عنوان یکی از محصولات راهبردی ایران جایگاه ویژه‌ای دارد. این گیاه که با نام علمی «کروکوس ساتیووس» شناخته می‌شود، علاوه بر کاربرد خوراکی، در صنایع دارویی و غذایی نیز استفاده می‌شود و سهم بزرگی از تولید جهانی آن در ایران انجام می‌گیرد. زعفران به خاک با زهکشی مناسب، اسیدیته متعادل و الگوی مشخصی از دما و بارش نیاز دارد. حتی نوسانات دمایی در دوره خواب پیاز یا زمان گل‌دهی می‌تواند تعداد گل‌ها را کاهش دهد. از سوی دیگر، به دلیل نیاز آبی نسبتاً کم، این محصول در مناطق خشک و نیمه‌خشک کشور به عنوان گزینه‌ای اقتصادی و سازگار با کم‌آبی مطرح بوده است. با این حال، تداوم گرمایش و تغییر بارش می‌تواند همین مزیت نسبی را نیز تهدید کند و ضرورت انجام مطالعات دقیق را دوچندان سازد.

    در این خصوص، ایمان سعیدی از گروه علوم و مهندسی محیط زیست دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست دانشگاه ملایر به همراه دو همکار دانشگاهی خود، پژوهشی را درباره مقایسه دو سناریوی متفاوت تغییر اقلیم و اثر آن بر کشت زعفران ایران انجام داده‌اند. آن‌ها در این مطالعه به بررسی تطبیقی دو مسیر متفاوت توسعه جهانی پرداختند؛ یکی مبتنی بر تداوم مصرف گسترده سوخت‌های فسیلی و دیگری بر پایه حرکت به سمت فناوری‌های پایدار. هدف اصلی این پژوهش، بررسی این موضوع بود که هر یک از این مسیرها چه تأثیری بر گستره زمین‌های مناسب برای کشت زعفران در کشور خواهند داشت.

    برای انجام این تحقیق، پژوهشگران از نرم‌افزار TerrSet و ابزار مدل‌ساز سازگاری تغییر اقلیم استفاده کردند. همچنین مدل‌های MAGICC۷ و SCENGEN برای شبیه‌سازی تغییرات دما و بارش تا سال ۲۱۰۰ به کار گرفته شد. داده‌های اقلیمی دوره ۱۹۸۱ تا ۲۰۱۰ به عنوان مبنای مقایسه در نظر گرفته شدند. در واقع، پژوهشگران ابتدا شرایط اقلیمی گذشته را بررسی و سپس بر اساس دو سناریوی متفاوت، تغییرات آینده را پیش‌بینی کردند. در سناریوی نخست که نشان‌دهنده ادامه مصرف بالای سوخت‌های فسیلی است، میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای بالا در نظر گرفته شد. در سناریوی دوم، فرض بر این بود که جهان به سمت سیاست‌های پایدارتر و کاهش انتشار حرکت می‌کند. سپس با ترکیب داده‌های دما و بارش، نقشه‌هایی از مناطق با توان بسیار زیاد تا فاقد توان برای کشت زعفران تهیه شد.

    نتایج نشان دادند در سناریوی مبتنی بر مصرف بالای سوخت‌های فسیلی، مساحت مناطق با «توان بسیار زیاد» برای کشت زعفران تا سال ۲۱۰۰ حدود ۸۵ درصد کاهش می‌یابد و سهم زمین‌های فاقد توان به بیش از ۸۰ درصد می‌رسد. این کاهش شدید به ویژه در مناطق شرقی کشور چشمگیر است. همچنین مساحت زمین‌های بسیار مستعد از بیش از ۶۶ هزار کیلومتر مربع به حدود ۱۰ هزار کیلومتر مربع کاهش پیدا می‌کند، در حالی که زمین‌های با توان بسیار کم افزایش قابل توجهی خواهند داشت.

    در مقابل، در سناریوی مبتنی بر توسعه پایدار، هرچند مناطق با توان بسیار زیاد باز هم کاهش می‌یابند، اما سهم زمین‌های فاقد توان به طور محسوسی کمتر می‌شود و بخشی از زمین‌ها در طبقات «توان کم» و «توان متوسط» باقی می‌مانند یا افزایش می‌یابند. این موضوع نشان می‌دهد که انتخاب مسیرهای پایدار می‌تواند از افت شدید ظرفیت تولید جلوگیری کند و حتی امکان بهره‌برداری از برخی مناطق جدید در غرب و شمال غرب کشور را فراهم سازد.

    بر اساس اطلاعات تکمیلی این پژوهش، در همه مناطق کشور روند افزایشی دما، به ویژه پس از سال ۲۰۷۰، مشاهده می‌شود. الگوهای بارشی نیز تغییر می‌کنند؛ در برخی مناطق کاهش بارش و در برخی دیگر جابه‌جایی فصلی بارش پیش‌بینی شده است.

    پژوهشگران تأکید کرده‌اند که هرچند مدل‌ها تصویری کلی از آینده ارائه می‌دهند، اما همچنان با عدم قطعیت همراه هستند. برای نمونه، امواج گرمایی کوتاه‌مدت یا یخبندان‌های دیررس که می‌توانند برای زعفران حیاتی باشند، ممکن است به طور کامل در این مدل‌ها منعکس نشوند. همچنین عواملی مانند دسترسی به آب زیرزمینی یا شرایط اقتصادی کشاورزان در این تحلیل به طور مستقیم لحاظ نشده است.

    با این حال، یافته‌های فوق که در فصلنامه «مهندسی اکوسیستم بیابان» وابسته به دانشگاه کاشان منعکس شده‌اند، اهمیت برنامه‌ریزی دقیق را برجسته می‌کنند. استفاده از سامانه‌های آبیاری هوشمند، تدوین سیاست‌های حمایتی و آموزش کشاورزان می‌تواند به کاهش آسیب‌ها کمک کند.

    این پژوهش نشان می‌دهد که مسیر توسعه و سیاست‌های کلان انرژی و محیط زیست، مستقیماً بر آینده یکی از مهم‌ترین محصولات صادراتی کشور اثرگذار است و تصمیم‌های امروز می‌تواند ظرفیت تولید دهه‌های آینده را تعیین کند.

  • تولید در تنگنای نرخ ارز

    تولید در تنگنای نرخ ارز

    به گزارش اقتصادران، یکسان‌سازی نرخ ارزبه‌عنوان یکی از مطالبات تولیدکنندگان طی چند سال گذشته، بالاخره از سوی دولت چهاردهم در حال اجرایی شدن است؛ اقدامی‌که در کوتاه‌مدت بهای گزافی برای دولت چه از بعد اقتصادی و چه اجتماعی به‌همراه داشت. این اقدام دولت، اینک ما را با این پرسش مواجه می‌کند که آثار مثبت آن بر تولید ملی در چه افق زمانی قابل‌مشاهده است؟ البته اثرات آن را می‌توان در قالب یک فرآیند کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت مورد بررسی قرار داد. هریک از این بازه‌ها ویژگی‌ها، مکانیسم‌های انتقال و پیامدهای خاص خود را بر بخش تولید دارند. درک این تفکیک زمانی برای سیاستگذاران و فعالان اقتصادی حیاتی است تا بتوانند با مدیریت انتظارات، بستر لازم برای تحقق آثار مثبت این سیاست را فراهم آورند.

    شوک اولیه و تعدیل‌های کوتاه‌مدت؛ بهای گذرای‌ گذار

    یکسان‌سازی نرخ ارز در کوتاه‌مدت که معمولا در بازه شش‌ماهه تا یک‌ساله پس از اجرای این سیاست را شامل می‌شود، اغلب با آثار انقباضی و تورمی همراه است که می‌تواند تولید را تحت‌فشار قرار دهد. این پدیده عمدتا ناشی از جهش سطح عمومی قیمت‌ها به‌دنبال حذف شکاف بین نرخ رسمی و غیررسمی ارز است. افزایش نرخ ارز رسمی به سطح نرخ تعادلی، هزینه واردات نهاده‌های تولید، ماشین‌آلات و مواد‌اولیه را به شدت افزایش می‌دهد. این افزایش هزینه، بنگاه‌های تولیدی را در کوتاه‌مدت که توانایی تعدیل سریع قیمت‌ها یا یافتن جایگزین‌های داخلی را ندارند، با مشکل نقدینگی و کاهش حاشیه سود مواجه کرده و در نتیجه ممکن است به کاهش تولید موقت منجر شود .

    علاوه‌بر این پیش‌بینی‌پذیر بودن اصلاحات نقش مهمی در این بازه ایفا می‌کند. اگر فعالان اقتصادی انتظار داشته باشند که نرخ یکسان‌سازی‌شده در آینده از نرخ موازی فعلی بالاتر باشد، بلافاصله پس از اعلام سیاست، سبد دارایی‌های خود را به‌سمت ارزهای خارجی تعدیل می‌کنند. این رفتار می‌تواند منجر به کاهش ذخایر ارزی بانک مرکزی و حتی تشدید فشار بر تولید در دوره انتقالی پیش از اجرای کامل سیاست شود. بنابراین در کوتاه‌مدت اثرات مثبت بر تولید عمدتا ماهیت «تعدیلی» داشته و اغلب ملموس نیستند بلکه اقتصاد در حال تحمل هزینه‌های لازم برای اصلاح یک ناترازی ساختاری است.

    در این رابطه احد خوشرو، فعال حوزه تولید در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» عنوان کرد: یکسان‌سازی نرخ ارز همواره یکی از مطالبات مشترک اتاق بازرگانی ایران و خانه صنعت، معدن و تجارت ایران به‌عنوان بخش‌خصوصی بوده است اما باید یادآور شد که این اقدام در بدترین زمان ممکن خود اجرایی شد چراکه این امر مهم نیاز به زیرساخت‌هایی دارد که از جمله می‌توان به ذخیره قابل‌توجه ارزی، روند کاهش تورم، نبود کسری در بودجه دولت و وجود یک فضای امنیتی و سیاسی اشاره کرد، این درحالی است که این اقدام بدون هیچ‌یک از این زیرساختارها اجرایی شد، ما نیز شاهد پیامدهای اقتصادی و اجتماعی آن در ماه‌های اخیر بودیم و شوکی که به مردم وارد کرد، بسیار بهای سنگینی به همراه داشت. البته باید به یاد داشته باشیم که همواره تغییر سیاست‌های ارزی در کشور همراه با شوک‌های بزرگ بوده که به‌نوبه خود پیامدهای منفی بسیاری برجای گذاشته است.

    شکوفایی میان‌مدت؛ بهره‌وری، شفافیت و تخصیص بهینه منابع

    خوشرو در ادامه با اشاره به اثرات میان‌مدت یکسان‌سازی نرخ ارز تصریح کرد: اثرات میان‌مدت یکسان‌سازی نرخ ارز بر صنعت زمانی خودش را نشان خواهد داد که تولید با مشکلات ساختاری همچون کمبود سرمایه در گردش، تورم فزاینده و کمبود مواد اولیه روبه‌رو نباشد؛ این در حالی است که تولید همواره گرفتار این مسائل ساختاری در یک اقتصاد بیمار است که با سیاست‌های غلط و غیرعلمی دولت‌ها نمی‌توان تنها با یک اقدام شرایط مثبتی را برای آن فراهم کرد.

    تثبیت بلندمدت و رشد پایدار؛ ثمره نهایی اصلاحات

    افق بلندمدت یعنی بازه زمانی پنج‌ساله و بیشتر، دوره بهره‌برداری کامل از مزایای ساختاری یکسان‌سازی نرخ ارز است. در این مرحله اثرات مثبت بر تولید عمدتا از کانال‌های بنیادین رشد اقتصادی مانند افزایش بهره‌وری کل عوامل، انباشت سرمایه فیزیکی و انسانی و ارتقای کیفیت نهادها نمایان می‌شود. حذف شکاف نرخ ارز، ضمن کاهش انگیزه‌های فعالیت‌های سوداگرانه و رانت‌جویانه، اقتصاد را به سمت مزیت‌های نسبی واقعی خود سوق می‌دهد. این امر تخصیص بهینه منابع را در پی داشته و بهره‌وری را در سطح بنگاه‌ها و کل اقتصاد افزایش می‌دهد. علاوه‌بر این در بلندمدت، یکسان‌سازی به اصلاح ساختار مالی دولت نیز کمک می‌کند. با حذف یارانه پنهان ارز ترجیحی و کاهش کسری بودجه‌های شبه‌مالی ناشی از آن، منابع پایدارتری برای سرمایه‌گذاری دولت در زیرساخت‌ها و خدمات عمومی فراهم می‌شود. این سرمایه‌گذاری‌ها خود زیربنای رشد تولید در بلندمدت هستند. به بیان دقیق‌تر هدف غایی یکسان‌سازی نرخ ارز نه صرفا تعدیل یک قیمت بلکه ایجاد چارچوبی باثبات، شفاف و کارآمد برای عملکرد کل نظام اقتصادی است تا در آن تولیدکنندگان بتوانند با اطمینان بیشتری به برنامه‌ریزی، سرمایه‌گذاری و خلق ارزش‌افزوده بپردازند. بدیهی است که دستیابی به چنین هدف والایی نیازمند گذر از فراز و نشیب‌های کوتاه‌مدت و صبوری برای به بار نشستن نتایج در میان‌مدت و بلندمدت است.

    در این رابطه خوشرو با اشاره به اثرات بلندمدت یکسان‌سازی نرخ ارز خاطرنشان کرد: بدون شک یکسان‌سازی نرخ ارز در بلندمدت همراه با اثرات مثبت بسیاری است البته باید این اثرات را در مقایسه با پیامدهای منفی که در کوتاه‌مدت به همراه داشت مقایسه کرد. با این وجود  بدون شک یکسان‌سازی نرخ ارز در بلندمدت با حذف رانت و فساد در اقتصاد کشور همراه خواهد بود و امکان سوءاستفاده از این امر دیگر وجود نخواهد داشت و این امر به نوبه خود می‌تواند منجربه کشف نیازهای واقعی ارزی کشور شود که براساس نیازهای واقع‌بینانه مطالبه می‌شود و نیاز به ارز کاذب و غیرواقعی از بین خواهد رفت. وی در ادامه یادآور شد: برای فعالان اقتصادی نیز امکان پیش‌بینی و برنامه‌ریزی منسجم میسر، ریسک تصمیم‌گیری‌ها کاهش خواهد یافت و صورت‌های مالی شفاف خواهد شد. از سوی دیگر صادرات نیز رونق بیشتری می‌یابد و در یک بازه بلندمدت امکان ارزآوری بیشتری از سوی بنگاه‌های اقتصادی برای کشور مهیا خواهد شد. هرچند مشاهده پیامدهای مثبت یکسان‌سازی نرخ ارز، بستگی به مهیا بودن همان زیرساخت‌هایی دارد که به آن اشاره شد. دولت باید بتواند تمام بایدهای ممکن را برای تولید فراهم کند که یکسان‌سازی نرخ ارز یکی از آنهاست.

  • وقتی کارگران معدن به جای حق و حقوق، احضاریه دادگاه گرفتند!!

    وقتی کارگران معدن به جای حق و حقوق، احضاریه دادگاه گرفتند!!

    به گزارش اقتصادران، داستان معادن کرمان، داستانِ همیشگی «سنگ و سینه» است؛ سنگ‌هایی که باید از دل تاریک زمین بیرون کشیده شوند و سینه‌هایی که زیر بار فشارِ استخراج و غبارِ زغال، به خس‌خس می‌افتند. اما این بار ماجرا فراتر از سختیِ کار در اعماق چند صد متری زمین است. کارگران معدن ذغال‌سنگ هشونی وقتی دست‌های سیاه و پینه‌بسته خود را برای دریافت معوقاتِ مهر و آبان دراز کردند، پاسخی که دریافت کردند نه حق و حقوق قانونی، که احضاریه دادگاه بود.

    ​در آذرماه امسال، وقتی کارد به استخوان رسید، کارگران معدن «هشونی» تجمع کردند. آن‌ها فقط مزد عرق ریختن‌شان را می‌خواستند، اما حالا با پرونده‌های قضایی و ادعای خسارت‌های میلیاردی روبرو شده‌اند. این گزارش، روایتِ بی‌پرده‌ی این کارگران از روزهای سردِ بی‌پولی و پاسخِ رسمی شرکت به این بحران است.

    روایت اول: بغض قانون کار

    ​یک منبع آگاه کارگری و از فعالان صنفی که از نزدیک در جریان جزئیات پرونده و اعتراضات اخیر بوده است، پرده از ماجرای عجیب «طلبکار شدنِ بدهکار» برمی‌دارد. او می‌گوید به جای اینکه کارفرما بابت تأخیر جریمه شود، کارگران را بدهکار کرده‌اند.

    ​او صحبت‌هایش را این‌طور شروع می‌کند: «ببینید برادر من، حقیقت ماجرا این است که اینجا همه‌چیز برعکس شده! طبق قانون کار، وقتی واحدی پرداخت حقوق را به تعویق می‌اندازد، این کارفرماست که باید جریمه شود و خسارت بدهد؛ اما اینجا یقه کارگر را گرفته‌اند.»

    ​این فعال کارگری در ادامه می‌گوید: «قصه از آنجایی شروع شد که حقوق برج هفت و هشت ما را ندادند. اواخر آبان بود که بچه‌ها دیدند دیگر کارد به استخوان رسیده. ما معمولاً اعتراضمان را از داخل خودِ معادن شروع می‌کنیم تا شاید شنیده شود، اما وقتی دیدیم مدیریت و حراست اصلاً جوابگو نیستند، بچه‌ها راه افتادند به سمت کرمان و ستاد مرکزی.»

    ​او می‌افزاید: «در این دورِ آخر، بچه‌ها که سه چهار روز رفتند جلوی مجموعه مدیریت شرکت، باز هم کسی جوابشان را نداد. باور می‌کنید مدیرعامل حتی حاضر نشد در جمع کارگری بیاید؟ بهانه آوردند که  گفته‌اند مدیرعامل نباید در جمع کارگران حضور پیدا کند! اعتراضات به پنجشنبه و جمعه کشید و قرار بود شنبه همه با زن و بچه راهی کرمان شوند که بالاخره از فرمانداری آمدند، قول پرداخت دادند و بچه‌ها هم به احترام قول مسئولین دیگر نرفتند.»

    ​این منبع آگاه با گلایه از شکایتِ شرکت ادامه می‌دهد: «اما بعدش چه شد؟ شرکت رفت شکایت کرد! گفتند به ما خسارت وارد شده؛ در صورتی که ما کارگرها باید مدعی خسارت می‌شدیم که چرا حقوقمان را دیر دادید. پرونده را بردند دادگاه و ۲۴ دی‌ماه ابلاغیه فرستادند. الان مدعی شده‌اند ۳۵ میلیارد تومان بابت هزینه تولید، پول برق و حتی سرویس ایاب و ذهاب خسارت دیده‌اند! کارشناس آورده‌اند و برای هر کدام از این ۵-۶ نفری که دادگاهی شده‌اند، فعلاً قاضی گفته فیش حقوقی بگذارید تا ببینیم چه می‌شود ولی ظاهراً می‌خواهند این ۳۵ میلیارد را از این ۵ نفر بگیرند.»

    ​او در ادامه می‌گوید: «درد ما این است که الان حتی نهادهای کارگری هم انگار طرف کارفرما هستند. کارفرما دارد به ناحق جلوی حق ما را می‌گیرد. وکیل به ما می‌گوید شرکت باید به شما خسارت بدهد، اما محیط را طوری کرده‌اند که تا حرف می‌زنی، پای احضار و بازداشت و شورای تأمین به میان می‌آید. نمی‌گذارند صدایمان به جایی برسد؛ اگر هم حرفی بزنیم، با اتهاماتی مثل «اغوا و تحریک و برهم زدن نظم عمومی» دادگاهی‌مان می‌کنند. پیامبر اسلام گفته تا عرق کارگر خشک نشده مزدش را بدهید، این‌ها بعد از دو سه ماه، آن هم با منت و اعتراض حقوق می‌دهند. »

    ​این فعال صنفی در پایان صحبت‌هایش تأکید می‌کند: «ما همیشه صبوری کردیم، ولی این‌ها راه نفس را بسته‌اند. اگر کسی دفاع کند، محکومش می‌کنند به اغتشاش و سلب آسایش. یک پاپوش‌هایی درست می‌کنند که دیگر کسی جرئت نکند حرف بزند. خودِ من چندین بار دادگاه رفتم؛ ما کارگرانی هستیم که توی این وضعیت گیر افتادیم. تازه ما که دولتی هستیم وضعیت‌مان این است، وای به حال کارگرهای معادن خصوصی. امروز ۲۵ بهمن است، ولی هنوز حقوق برج قبل را هم نداده‌اند…..»

    روایت دوم: تونل‌های تاریک و اتهام اغتشاش

    ​اعتراضات در معدن «هشونی» رنگ و بوی دیگری داشت. کارگرانی که دو ماه دست خالی به خانه رفته بودند، حالا با برچسب‌های امنیتی روبرو هستند.

    یکی از کارگران این معدن در روایتِ شرایطی که بر همکارانش گذشته، می‌گوید: «بچه‌ها فقط برای حقشان رفتند و پای حرفشان هم ایستاده‌اند. ماجرا ساده بود: دو ماه تمام حقوق همه عقب افتاد. هرچه صبر کردیم که جواب درستی بدهند، خبری نشد. کارگر مجبور شد صدایش را ببرد بالا. اما یک هفته بعد از اینکه اعتراض تمام شد و همه برگشتیم سر کار، دیدیم پای نهادهای دیگر وسط آمد و برای تعدادی از بچه‌ها احضاریه فرستادند. آن‌ها را ترساندند، برچسب «اغتشاش‌گر» زدند؛ آخه برادر من، کارگری که در این وضعیت اقتصادی دو ماه حقوق نگرفته و برای نانِ شبش معطل مانده، اغتشاش‌گر است؟ این‌ها فقط حق‌شان را می‌خواستند. »

    ​وی افزود: «حراست معدن می‌گوید شما شلوغ‌کاری کردید، ولی به خدا قسم این‌طور نبود. نه توهینی در کار بود و نه کسی جایی را خراب کرد. گفتیم مدیرعامل بیاید جواب بدهد، اما این آدم اصلاً نیامد؛ حتی وقتی از فرمانداری برای میانجی‌گری آمدند، باز هم مدیرعامل خودش را نشان نداد. الان وضعیت همکاران ما این‌طور است که تا حالا دو جلسه دادگاه رفته‌اند. قاضی گفته باید فیش حقوق بگذارید. هنوز حکمی ندادند و پرونده باز است، ولی شنیدیم که انگار می‌خواهند بچه‌ها را جریمه کنند.»

    ​این کارگر در ادامه گفت: «بچه‌های ما سال‌هاست در بدترین جای ممکن، صدها متر زیرِ زمین جان می‌کنند. اما می‌بینیم همه‌چیز دارد پایمال می‌شود. یک بحثی داشتیم سر «تفاوت دستمزد محصولات»؛ قرار بود مبلغی حدود ۸۰۰ هزار تومان را بابت ۱۰ ماه به کارگرها بدهند. بعداً فهمیدیم این پول هر سال به جای اینکه به کارگر برسد، به جیب مسئولان و مهندس‌ها می‌رود! وقتی بچه‌ها اعتراض کردند، خیلی راحت توی چشم کارگر نگاه کردند و گفتند «حق شما نیست».

    ​او در پایان خاطرنشان کرد: «حتی بین این بچه‌ها کسانی هستند که مدرک تحصیلی دارند، اما یک ریال بابت مدرک‌شان به آن‌ها نمی‌دهند، در حالی که تمام ارگان‌ها این حق را می‌دهند. الان هم که با شما حرف می‌زنم، باز حقوقمان عقب افتاده؛ حقوق دی را هنوز نگرفته‌ایم. کارگرها هر روز به این امید می‌روند داخل تونل که فرجی بشود، ولی می‌بینیم هرچه اعتراض می‌کنیم، به جای مزد، باید دنبال وثیقه دادگاه برای همکارانمان باشیم. این رسمش نیست.»

    روایت سوم: پاسخ رسمی شرکت

    در سوی دیگر ماجرا، مدیران شرکت دلایل خاص خود را دارند. آن‌ها معتقدند چرخه معیوبِ «تولید و فروش»، دست‌شان را بسته است و اقدامات کارگران باعث خسارت سنگین به بیت‌المال شده است. علی قاسمی، رئیس حراست شرکت زغالسنگ کرمان،  ضمن تشریح ساختار مالی این شرکت، جزئیات حوادث و اعتصابات دو ماه پیش در معدن هشونی و آخرین وضعیت پرونده قضایی کارگران معترض را تشریح کرد.

    قاسمی در ابتدای سخنان خود با اشاره به ماهیت حقوقی و مالی شرکت گفت: «شرکت زغالسنگ کرمان اگرچه یک شرکت دولتی محسوب می‌شود، اما هیچ‌گونه بودجه‌ای از دولت دریافت نمی‌کند. ما باید تمام هزینه‌ها، از جمله حقوق و دستمزد کارکنان را که ۷۵ درصد هزینه‌های ما را تشکیل می‌دهد، صرفاً از محل تولید و فروش زغال‌سنگ و وصول مطالبات از مشتریان عمده تأمین کنیم.»

    ​وی در ادامه افزود: «مشتریان عمده ما ذوب‌آهن اصفهان و «زرند ایرانیان» (کوره بلند زرند) هستند. بنابراین تاریخ پرداخت حقوق پرسنل ما کاملاً وابسته به میزان تولید و تبدیل آن به پول نقد است. هرگونه اخلالی در روند تولید یا دریافت مطالبات، مستقیماً باعث اخلال در پرداخت حقوق می‌شود.»

    ​روال معمول تأخیر در پرداخت‌ها

    رئیس حراست شرکت زغالسنگ کرمان در خصوص تأخیرهای معمول در پرداخت حقوق توضیح داد: «به طور سنتی و از سال‌های قبل، همواره یک ماه تأخیر در پرداخت حقوق در شرکت وجود داشته است؛ به این معنی که حقوق مهرماه در پایان آبان یا اوایل آذر پرداخت می‌شود. در دو سه سال گذشته نیز معمولاً ۵ تا ۶ روز تلورانس (نوسان) در پرداخت‌ها وجود داشته که امری تقریباً مرسوم است و بسته به وصول مطالبات از ذوب‌آهن، این تأخیر گاهی بین ۴ تا ۱۰ روز متغیر بوده است.»

    ​ماجرای اعتصاب آذرماه و وعده مدیرعامل

    قاسمی با اشاره به تفاوت شرایط در آذرماه امسال تصریح کرد: «در سیزدهم آذرماه، مدیرعامل شرکت در گروه‌های شورای کارگری اعلام کرد که حقوق‌ها نهایتاً تا پانزدهم آذر پرداخت خواهد شد. این اطلاع‌رسانی از سوی معاونت بهره‌برداری، حراست و مدیرعامل انجام شد. با این حال، با فراخوانی که صادر شد، تعدادی از پرسنل معدن هشونی از روز شنبه ۱۵ آذرماه دست به اعتصاب زدند.»

    ​وی افزود: «روز چهاردهم آذرماه با نمایندگان کارگران صحبت شد و تأکید کردیم که حقوق تا فردا ظهر واریز می‌شود و تعطیلی معادن تنها باعث افت تولید و مشکل در پرداخت حقوق ماه آینده خواهد شد، اما متأسفانه تمکینی صورت نگرفت.»

    قاسمی در خصوص دامنه این اعتراضات گفت: «شرکت دارای ۱۲ معدن است که از این تعداد، تنها کارگران معدن هشونی در این تجمع حضور داشتند. معدن هشونی ۳۶۴ نفر پرسنل دارد که از این تعداد، به طور متوسط ۸۰ نفر (بین ۵۰ تا ۱۳۰ نفر متغیر) در تجمعات شرکت کردند.»

    ​وی با تشریح اقدامات معترضان بیان داشت: «تجمع‌کنندگان از روز ۱۵ تا ۱۹ آذرماه (چهارشنبه) هر روز صبح با مراجعه به ستاد مرکزی شرکت در کرمان، اقدام به قفل و زنجیر کردن مبادی ورودی و خروجی کردند. آن‌ها کارمندان ستاد را که عموماً خانم بودند، از دفاترشان بیرون کرده و در هوای سرد در حیاط نگه داشتند و اجازه خروج یا کار به آن‌ها ندادند.»

    ​وی ادامه داد: «اقدام دیگر معترضان مسدود کردن مسیر کندرو جاده تهران و ورودی‌های اصلی شهر در روز یکشنبه ۱۶ آذر بود. این در حالی بود که طبق وعده داده شده، حقوق‌ها در همان روز یکشنبه ۱۶ آذر واریز شد و عملاً بهانه‌ای برای ادامه تجمع وجود نداشت، اما اعتراضات تا روز پنج‌شنبه ۲۰ آذر ادامه یافت.»

    ​رئیس حراست شرکت زغالسنگ کرمان افزود: «در روز پنج‌شنبه ۲۰ آذر، معترضان ورودی معدن هشونی را با ماشین مسدود کردند و حتی به کارگران پیمانکاری که ارتباطی با این موضوع نداشتند نیز اجازه تردد و کار ندادند.»

    ​خسارت مالی و ورود شورای تأمین

    قاسمی با اشاره به خسارات وارده گفت: «این توقف تولید که حدود یک هفته به طول انجامید، خسارتی بین ۳۰ تا ۳۵ میلیارد تومان به شرکت وارد کرد که با توجه به دولتی بودن شرکت، مصداق خسارت به بیت‌المال است.»

    ​وی افزود: «با توجه به اقدامات صورت گرفته و پرداخت حقوق، شورای تأمین استان تشکیل جلسه داد و از آنجا که توجیهی برای ادامه تعطیلی وجود نداشت، درخواست اقدام قانونی صادر شد. در هیچ جای دنیا تعطیلی خط تولید و مسدود کردن راه‌ها پذیرفته نیست.»

    ​وضعیت قضایی و تکذیب اخراج کارگران

    علی قاسمی در پاسخ به سوالی مبنی بر اخراج کارگران پس از اعتصابات تأکید کرد: «هیچ کارگری اخراج یا تعدیل نشده و جلوی کار کسی گرفته نشده است. تنها برای ۵ نفر از لیدرهای اصلی که در محدوده معدن هشونی و شهرستان کوهبنان فعال بودند، به دلیل اخلال در نظم و تولید و خسارت به شرکت، اقدام قضایی صورت گرفته و پرونده تشکیل شده است.»

    ​وی در پایان خاطرنشان کرد: «این افراد تفهیم اتهام شده‌اند و روند دادرسی در دستگاه قضایی در حال انجام است، اما سایر کارگران از روز شنبه ۲۲ آذرماه به سر کار بازگشته و تولید در معدن برقرار شده است.»

  • شوک به بازار زعفران؛ کاهش ۱۰۰ درصدی صادرات نسبت به سال گذشته

    شوک به بازار زعفران؛ کاهش ۱۰۰ درصدی صادرات نسبت به سال گذشته

    به گزارش اقتصادران، نایب رئیس شورای ملی زعفران گفت: میزان صادرات زعفران کشور در آبان ماه سال جاری نسبت به مدت مشابه سال قبل حدود ۵۰ درصد و در آذر ماه نسبت به مدت مشابه ۹ ماهه سال گذشته ۱۰۰ درصد کاهش داشته است.

    غلامرضا میری در خصوص صادارت زعفران تا پایان آذرماه سال جاری، اظهار کرد: از ابتدای سال جاری تا پایان مهرماه صادرات زعفران از کشور حدود ۷۰ درصد رشد داشته است.

    وی افزود: این درحالی است که میزان صادرات زعفران در آبان ماه و آذر ماه سال جاری کاهشی بوده و رشد صادارت چندان بالا نبود است. میزان رشد صادارت از ابتدای سال تا پایان آذرماه امسال به ۱۵ درصد رسیده است.

    میری در خصوص دلایل کاهش صادرات زعفران طی آبان ماه و آذرماه سال جاری نسبت به مدت مشابه سال گذشته ادامه داد: تا قبل از برداشت محصول در سال جاری یعنی در پایان مهرماه زعفران کیلویی از ۶۳ میلیون تومان تا حداکثر ۸۷ میلیون تومان در بازار فروخته می‌شد، اما در آبان ماه امسال ناگهان قیمت زعفران ۱۰۰ درصد افزایش پیدا کرد و شوک ناگهانی به بازار و خریدارن خارجی وارد شد. بنابراین خرید کمی با توجه به افزایش قیمت کاهش یافت. از طرفی میزان تولید زعفران نیز طی سال جاری کاهش یافته است.