تولید در دل جنگ!

تولید صنعت

به گزارش اقتصادران، جنگ به‌عنوان یک پدیده فراگیر و مخرب، تمامی ارکان یک کشور ازجمله ساختارهای اقتصادی و به‌ویژه واحدهای تولیدی را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. در شرایط جنگی، واحدهای تولیدی از یک‌سو با چالش‌های بی‌سابقه‌ای برای بقا مواجه می‌شوند و از سوی دیگر به دلیل نیاز مبرم کشور به تامین کالاهای اساسی، تجهیزات و ملزومات دفاعی، به سنگری حیاتی در پشت جبهه تبدیل می‌شوند. این گزارش به بررسی ابعاد مختلف حیات و فعالیت واحدهای تولیدی در چنین شرایط بحرانی می‌پردازد.

جنگ ۱۲‌روزه اسرائیل علیه ایران در خرداد سال‌۱۴۰۴، اگرچه در بازه‌ای کوتاه رخ داد اما واحدهای تولیدی را با «شوک ناگهانی و چندبعدی» مواجه کرد. با این وجود اما واحدهای تولیدی و شهرک‌های صنعتی در این ۱۲‌روزه یک روز هم تعطیل نشدند و به کار خود ادامه دادند. براساس ارزیابی‌های صورت‌گرفته ۹نقطه از شهرک‌های صنعتی در ۶ استان کشور دچار آسیب و خسارت شد که این خسارت‌ها از ۴۰ تا ۱۰۰‌درصد بود که به سرعت زیرساخت شهرک‌های آسیب‌دیده از جمله آب، برق و گاز به سرعت تامین شد.

چالش‌های اصلی پیش‌روی واحدهای تولیدی در زمان جنگ

واحدهای تولیدی در زمان جنگ با طیف وسیعی از مشکلات دست‌وپنجه نرم می‌کنند که می‌توان آنها را در دسته‌های زیر طبقه‌بندی کرد:

الف) چالش‌های تامین مواد اولیه و نهاده‌های تولید:

–  اختلال در زنجیره تامین: جنگ معمولا مرزها را مسدود یا ناامن می‌کند و راه‌های مواصلاتی را هدف قرار می‌دهد. این امر واردات مواد اولیه، قطعات و ماشین‌آلات را با دشواری یا توقف مواجه می‌کند.

– کمبود منابع داخلی: تمرکز منابع کشور بر نیازهای جنگی، تخصیص مواد اولیه مانند فولاد، مس، مواد پتروشیمیایی و حتی سوخت را برای تولیدکنندگان بخش غیرنظامی با مشکل روبه‌رو می‌کند.

– افزایش قیمت‌ها: کمبود کالاها و افزایش هزینه‌های حمل و نقل و بیمه، منجر به افزایش شدید قیمت تمام‌شده مواد اولیه می‌شود.

ب) چالش‌های نیروی انسانی:

–  مسائل روانی و انگیزشی: زندگی در شرایط جنگی، با استرس، اضطراب و نگرانی دائمی برای کارکنان و خانواده‌هایشان همراه است که این امر به‌طور مستقیم بر بهره‌وری، تمرکز و انگیزه کاری تاثیر منفی می‌گذارد.

ج) چالش‌های زیرساختی و فیزیکی:

– خطر حملات مستقیم: واحدهای تولیدی که به‌ویژه با صنایع دفاعی، پالایشگاهی یا زیرساخت‌های حیاتی مرتبط هستند، به اهداف نظامی دشمن تبدیل شده و در معرض بمباران، موشک‌باران یا خرابکاری قرار دارند.

–  آسیب به زیرساخت‌های انرژی و ارتباطات: قطعی برق، کمبود سوخت، اختلال در شبکه اینترنت و خطوط ارتباطی می‌تواند فعالیت مستمر کارخانه‌ها را مختل یا غیرممکن کند.

– تخریب تجهیزات و ماشین‌آلات: حتی اگر ساختمان کارخانه سالم بماند، امواج انفجار یا بی‌توجهی ناشی از شرایط اضطراری می‌تواند به تجهیزات دقیق و ماشین‌آلات آسیب جدی وارد کند.

د) چالش‌های مالی و اقتصادی:

– کاهش شدید نقدینگی: رکود اقتصادی ناشی از جنگ، کاهش فروش در بازارهای داخلی و خارجی و معوق شدن مطالبات از دولت یا مشتریان، بنگاه‌های تولیدی را با بحران شدید نقدینگی مواجه می‌کند.

– تورم فزاینده و بی‌ثباتی ارزی: جنگ باعث جهش نرخ ارز و تورم لجام‌گسیخته می‌شود که پیش‌بینی هزینه‌ها و قیمت‌گذاری محصولات را برای تولیدکنندگان غیرممکن می‌کند.

– محدودیت‌های بانکی و اعتباری: نظام بانکی کشور نیز تحت فشار جنگ، با کاهش منابع مواجه شده و اعطای تسهیلات جدید به تولید با سختگیری و بهره‌های بالا همراه می‌شود.

الزامات و راهبردهای بقا و پایداری واحدهای تولیدی

برای عبور از این چالش‌ها، واحدهای تولیدی و دولت باید راهبردهای مشخصی را دنبال کنند:

الف) تغییر اولویت‌ها و انعطاف‌پذیری در تولید تغییر خط تولید:

– تولید کالاهای اساسی و ضروری: با کاهش واردات، نیاز داخلی به کالاهای اساسی (غذا،دارو، پوشاک) افزایش می‌یابد. واحدهای تولیدی فعال در این بخش‌ها نقش حیاتی در حفظ آرامش اجتماعی و تامین معیشت مردم ایفا می‌کنند.

ب) مدیریت بهینه منابع و مصارف:

– مدیریت مصرف انرژی و آب: با توجه به اختلالات احتمالی، بهینه‌سازی مصرف و استفاده از ژنراتورهای جایگزین یا سیستم‌های ذخیره‌ساز انرژی حیاتی است.

– مدیریت موجودی انبار: ایجاد انبارهای امن و پراکنده برای نگهداری مواد اولیه و قطعات یدکی راهبردی، جهت مقابله با قطع موقت زنجیره تامین ضروری است.

ج) حفاظت فیزیکی و امنیت سایبری:

– افزایش امنیت سایبری: در زمان جنگ، حملات سایبری به زیرساخت‌های صنعتی و تولیدی تشدید می‌شود. ارتقای سطح امنیت شبکه‌های داخلی و حفاظت از سیستم‌های کنترل صنعتی یک الزام حیاتی است.

د) تامین مالی و مدیریت ریسک:

– دسترسی به تسهیلات حمایتی دولت: دولت‌ها معمولا در شرایط جنگی، بسته‌های حمایتی ویژه‌ای برای صنایع راهبردی و کالاهای اساسی در نظر می‌گیرند. واحدهای تولیدی باید از این ظرفیت‌ها استفاده کنند.

– بیمه کردن دارایی‌ها در برابر خطرات جنگی: استفاده از پوشش‌های بیمه‌ای خاص برای جبران خسارات ناشی از جنگ، هرچند پرهزینه باشد اما می‌تواند از ورشکستگی کامل واحد تولیدی جلوگیری کند.

نقش و وظایف دولت در حمایت از تولید در شرایط جنگ

دولت به عنوان مدیر کلان کشور وظایف سنگینی در قبال حفظ و پایداری چرخه تولید دارد:

– تامین امنیت و حفاظت: ایجاد کمربند امنیتی و پدافندی برای مناطق صنعتی حیاتی.

– تخصیص منابع: اولویت‌بندی در تخصیص ارز، سوخت، انرژی و مواد اولیه به خطوط تولید حیاتی و راهبردی.

–  تنظیم گری هوشمند: کاهش بوروکراسی اداری، اعطای معافیت‌های مالیاتی برای واردات ماشین‌آلات و مواد اولیه و کنترل قیمت‌ها به گونه‌ای که تولیدکننده متضرر نشود.

– حمایت اجتماعی از نیروی کار: ارائه کمک‌های معیشتی و روان‌شناختی به خانواده کارگران شاغل در واحدهای تولیدی برای حفظ انگیزه و تمرکز آنها.

چه باید کرد؟

واحدهای تولیدی در شرایط جنگ، قلب تپنده اقتصاد مقاومتی یک کشور به حساب می‌آیند. آنها نه‌تنها مسوولیت تامین نیازهای اساسی مردم را برعهده دارند بلکه با تغییر کاربری و انعطاف‌پذیری، بازوی قدرتمند پشتیبانی از جبهه‌های نبرد نیز هستند. بقای این واحدها در گرو مدیریت بحران هوشمندانه مدیران، حمایت همه‌جانبه دولت و ایثار و از خودگذشتگی نیروی کار ماهر است. تداوم چرخه تولید در جنگ، نشان‌دهنده تاب‌آوری و انسجام ملی بوده و نقشی تعیین‌کننده در پیروزی نهایی و بازسازی سریع کشور پس از جنگ ایفا می‌کند.

بررسی شرایط واحدهای تولیدی در شرایط جنگ به وضوح این واقعیت را آشکار می‌کند این بخش، نه فقط یک فعال اقتصادی بلکه یک کنشگر راهبردی و حیاتی در معادلات امنیتی و پایداری ملی است. تجربیات تاریخی و تحلیل سناریوهایی نظیر جنگ ۱۲‌روزه نشان می‌دهد که اولین و سنگین‌ترین تبعات جنگ، پیش از آنکه در میدان نبرد نمایان شود، در زنجیره تامین، نرخ ارز و دسترسی به مواد اولیه خود را نشان می‌دهد. قطع راه‌های مواصلاتی دریایی و هوایی، جهش قیمت نهاده‌های تولید و بی‌ثباتی اقتصادی، واحدهای تولیدی را در معرض «شوک‌های هم‌افزا» قرار می‌دهد که می‌تواند در کوتاه‌مدت منجر به توقف خطوط تولید، کاهش شدید نقدینگی و در بلندمدت، تعطیلی کامل کارخانه‌ها و بیکاری انبوه نیروی کار شود. بنابراین تاب‌آوری اقتصاد ملی در برابر جنگ، مستقیما به میزان آمادگی و انعطاف‌پذیری واحدهای تولیدی گره خورده است. این واحدها در شرایط بحران، از یک‌سو با چالش‌های متعددی مانند کمبود نیروی کار ماهر به دلیل فراخوانی‌ها، تخریب زیرساخت‌های فیزیکی و انرژی و مشکلات روانی کارکنان مواجهند و از سوی دیگر به سنگری برای تامین کالاهای اساسی مردم و تجهیزات مورد نیاز جبهه تبدیل می‌شوند. در واقع تداوم چرخه تولید در دوران جنگ، نمادی از استمرار حیات ملی و عاملی تعیین‌کننده در روحیه مقاومت جمعی و انسجام اجتماعی است.

در یک کلام، اگر جنگ آزمونی برای سنجش استحکام ساخت درونی یک کشور است، واحدهای تولیدی به مثابه ستون‌های این بنا عمل می‌کنند. فروپاشی این ستون‌ها حتی در صورت پیروزی در میدان نبرد، کشوری ویران و وابسته به جا می‌گذارد، در حالی که پایداری و پویایی آنها، تضمین‌کننده عبور موفق از بحران و زمینه‌ساز بازسازی سریع و قدرتمندانه در دوران پساجنگ خواهد بود. بنابراین سرمایه‌گذاری برای حفظ و تقویت تولید در شرایط جنگ، سرمایه‌گذاری برای بقای ملی است.

 

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *