دسته: خودرو

  • کار قطعه‌سازانِ خودرو به «آجیل‌ فروشی» رسید!

    کار قطعه‌سازانِ خودرو به «آجیل‌ فروشی» رسید!

    به گزارش اقتصادران، روز گذشته رئیس اتحادیه خشکبار با انتقاد از ورود فعالان غیرمرتبط به این بازار اعلام کرد که برخی قطعه‌سازان خودرو با هدف تأمین ارز، وارد حوزه صادرات خشکبار شده‌اند؛ به‌طوری‌که این افراد آجیل را در داخل کشور با قیمت‌های بالاتر از بازار داخلی خریداری کرده و سپس همان کالا را با قیمت پایین‌تر از بازارهای خارجی در خارج از کشور عرضه کرده‌اند.

    به گفته بابایی، این افراد با به‌کارگیری دلالان، اقدام به جمع‌آوری آجیل از سطح بازار کرده و همین موضوع موجب برهم خوردن نظم بازار، ایجاد کمبود مصنوعی و افزایش قیمت برای مصرف‌کننده داخلی شده است. این اتفاق اگرچه در نگاه نخست عجیب و غیرمنتظره به نظر می‌رسد، اما عبدالله بابایی، کارشناس صنعت خودرو به این نکته اشاره می‌کند که این موضوع پدیده تازه‌ای نیست.

    اقدام قانونی، ‌اما مخرب

    هرچند با انتشار این خبر بسیاری به آن ایراد گرفتند، اما نکته اینجاست که این اقدام به لحاظ قانونی منعی نداشته است، اما مشکل دقیقا از همین جا آغاز می‌شود. قانون، به‌جای آنکه مسیر تأمین ارز مورد نیاز تولید را شفاف، مستقیم و قابل پیش‌بینی طراحی کند، عملا یک میان‌بر پرریسک و مخرب ایجاد کرده است؛ مسیری که سا‌ل‌ها صادرکنندگان خواستار اصلاح آن هستند که به آنها اجازه داده شود با ارز صادراتی هرچه خواستند وارد کنند، تا به این مشکل بازگشت ارز حاصل از صادرات برطرف شود.

    این سیاست اگرچه در ظاهر با منع قانونی مواجه نیست و حتی می‌تواند مشوق صادرات تلقی شود، اما در عمل پیامدهایی جز انحراف منابع، برهم خوردن تعادل بازارها و تشدید فعالیت‌های غیرمولد به همراه نداشته است.

    ارز حاصل از صادرات روشی مطمئن برای تامین ارز

    به گفته بابایی، باید به این نکته اشاره کرد که به طور کلی، واردکنندگان قطعات در حوزه‌های مختلف با معضل جدی تامین منابع ارزی مواجه هستند. این مکانیزم صادراتی به آن‌ها کمک می‌کند تا منابع ارزی مورد نیاز خود را از طریق صادرات اقلام دیگر تامین کنند. در واقع، برخی از این فعالان به سراغ حوزه‌هایی نظیر فولاد یا مس می‌روند و برخی دیگر نیز به هر حوزه‌ای که بتوانند مشتری صادرکننده آن را بیابند، مراجعه می‌کنند. هدف از این اقدام، تامین ارز مورد نیاز از این کانال و حل مشکل نقدینگی ارزی است.

    بابایی در پاسخ به این پرسش که آیا تأمین ارز اصولا بر عهده بانک مرکزی نیست و چرا واردکنندگان با وجود این موضوع ترجیح می‌دهند مسیر پیچیده و پرهزینه تأمین ارز از محل صادرات را انتخاب کنند، توضیح می‌دهد: ارز حاصل از صادرات، مسیری است که وقتی واردکننده قطعات شخصا پیگیر آن باشد، فرآیند تسهیل‌گری برای او بسیار راحت‌تر از انتظار برای تامین منابع از «تالار ارز» خواهد بود. ما در تالارها عمدتا با مشکل کمبود عرضه مواجه هستیم یا اساسا ارز مورد نیاز به دست واردکننده نمی‌رسد. لذا با اتکا به این روش، ضریب اطمینان آن‌ها افزایش می‌یابد؛ چرا که از این طریق هم صادرات انجام شده و هم مشکل واردات به صورت همزمان مرتفع می‌شود.

    بابایی در خصوص اینکه آیا این یک روش جدید برای تامین ارز محسوب می‌شود یا پیش از این نیز سابقه استفاده از این روش وجود داشته است، می‌گوید: هر زمان که بحث تخصیص و تامین منابع ارزی از سوی بانک مرکزی با اختلال یا مشکل مواجه می‌شود، واردکنندگان به دنبال یافتن راه‌های جایگزین برای حل معضل خود می‌روند. واقعیت این است که فعالان اقتصادی نمی‌توانند در صف‌های طولانی تخصیص ارز منتظر بمانند؛ زیرا عدم تخصیص به موقع، منجر به بروز بحران در خطوط تولید، توقف فرآیند تولید و در نهایت ناتوانی در ایفای تعهدات در موعد مقرر می‌شود. بنابراین، برخی از فعالان که از توانایی لازم برخوردارند، به صورت داوطلبانه پیگیر این موضوع می‌شوند تا مشکل خود را با سهولت بیشتری حل کنند.

    نکته‌ای که در این میان مطرح می‌شود این است که آیا تمام قطعه‌سازان، اعم از کوچک و بزرگ، امکان استفاده از این روش را دارند؛ بابایی در این خصوص می‌گوید: این امکان برای هر شخصی که قابلیت مدیریت حوزه‌های صادراتی را داشته باشد فراهم است تا منابع ارزی خود را از حاصل صادرات هر نوع اقلامی تأمین کند. البته با توجه به اینکه این امر تخصص اصلی قطعه‌سازان محسوب نمی‌شود، آن‌ها معمولا با شرکت‌های صادراتی همگام شده یا از توان فنی آن‌ها کمک می‌گیرند. بعید است که خود قطعه‌سازان به طور مستقیم وارد این عرصه شوند، بلکه سعی می‌کنند از ارز حاصل از محصولات صادرکنندگانی که در این زمینه متخصص هستند، برای رفع نیاز خود استفاده کنند. در واقع، این یک راهکار برای رفع مشکل است که در آن، ارز یک صادرکننده به جای ورود به تالار، مستقیما برای تامین نیاز قطعه‌ساز تخصیص می‌یابد.

    بابایی همچنین در پاسخ به این پرسش که از نظر هزینه‌ای، آیا استفاده از ارز صادراتی برای قطعه‌ساز ارزان‌تر از ارز تالار تمام می‌شود، توضیح داد: به نظر می‌رسد قیمت این ارز بر اساس نرخ روز و به صورت توافقی تعیین می‌شود. بعید است که این روش ارزان‌تر تمام شود و حتی ممکن است در مواردی هزینه‌های بیشتری را نیز به قطعه‌ساز تحمیل کند. با این حال، به دلیل ضرورت استمرار تولید، فعالان این حوزه ترجیح می‌دهند، برای جلوگیری از توقف چرخ تولید، از این مسیر جایگزین استفاده کنند.

    تامین ارز از طریق صادرات به بدهی خودروسازان ارتباطی ندارد

    بابایی در پاسخ به این پرسش که آیا مشکلات مربوط به تاخیر در پرداخت بدهی‌های خودروسازان به قطعه‌سازان نیز به این فرآیند ارزی ارتباط دارد، می‌گوید: بحث بدهی خودروسازان فرآیند متفاوتی دارد. شرایط قراردادهای فیمابین خودروساز و قطعه‌ساز کاملا مشخص است و معمولا پرداخت‌ها در بازه‌های زمانی ۶۰ تا ۱۲۰ روزه انجام می‌شود. هرچند تامین ارز از طریق صادرات می‌تواند به قطعه‌ساز کمک کند تا بخشی از مشکلات مالی خود را مدیریت کند، اما این دو موضوع پیوند مستقیمی با یکدیگر ندارند و در حقیقت ارتباط مستقیمی میان بدهی خودروساز و این مکانیزم ارزی وجود ندارد.

     

  • بحران ارزی و صف طولانی واردکنندگان خودرو / ماجرای نامه اعتراضی واردکنندگان به رئیس جهمور چه بود؟

    بحران ارزی و صف طولانی واردکنندگان خودرو / ماجرای نامه اعتراضی واردکنندگان به رئیس جهمور چه بود؟

    به گزارش اقتصادران، در شرایطی که بازار خودرو با کمبود عرضه، افزایش قیمت و بی‌ثباتی تعرفه‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کند، نامه اعتراضی واردکنندگان و همزمانی آن با بحران تخصیص ارز، تصویری از شکاف جدی میان سیاستگذاری دولت و نیازهای واقعی بازار را نشان می‌دهد. انجمن واردکنندگان خودرو ایران در نامه‌ای رسمی به معاون رییس‌جمهور، مصوبه اخیر هیات وزیران درباره واردات خودرو توسط ایرانیان خارج از کشور را نقد کرد و هشدار داد این تصمیم فاقد مبانی کارشناسی است، پیام افزایش شدید تعرفه‌ها در سال ۱۴۰۵ را به بازار مخابره می‌کند و بی‌توجهی به خودروهای برقی و کم‌مصرف را نشان می‌دهد. واردکنندگان معتقدند بدون ثبات تعرفه و حمایت از خودروهای برقی و کم‌مصرف، نه تنظیم بازار محقق می‌شود و نه اهداف توسعه پایدار. در همین حال، معاون صنایع ماشین‌آلات و تجهیزات وزارت صمت هم در اظهاراتی اعلام کرده که با وجود تصویب آیین‌نامه اجرایی واردات خودرو و ثبت بیش از ۱۰۰ هزار سفارش، تاکنون منابع ارزی پیش‌بینی‌شده در قانون بودجه ۱۴۰۴ از سوی بانک مرکزی تخصیص نیافته ؛ موضوعی که به گفته او موجب کندی واردات و بی‌تعادلی در بازار خودرو شده است.

    واردات خودرو در وضعیت تعلیق و ابهام 

    با وجود گذشت ده ماه از سال، واردات خودرو همچنان در وضعیت تعلیق و ابهام قرار دارد؛ وضعیتی که نه ناشی از نبود قانون یا آیین‌نامه اجرایی، بلکه نتیجه فاصله جدی میان تصمیم‌گیری‌های کلان و اراده عملی دستگاه‌های اجرایی است. قانون بودجه سال ۱۴۰۴ به‌صراحت اختصاص دو میلیارد دلار ارز برای واردات خودرو را تعیین کرده و آیین‌نامه اجرایی آن نیز پس از اصلاحات حقوقی و تایید مجلس تصویب شده است. بر اساس این قانون، منابع ارزی باید به‌صورت فصلی در اختیار واردکنندگان قرار گیرد تا بازار تنظیم شود و رقابت و تنوع خودروها شکل گیرد.

    با این حال، واقعیت بازار نشان می‌دهد که واردات عملا متوقف مانده است. به‌رغم ثبت بیش از صد هزار سفارش و آماده بودن زیرساخت‌های سامانه‌ای، بانک مرکزی تاکنون ارز موردنیاز را تخصیص نداده و این موضوع مسیر قانونی واردات را به وضعیتی بلاتکلیف تبدیل کرده است. وزارت صمت نقش خود را تدوین آیین‌نامه و پیگیری تخصیص ارز معرفی می‌کند، در حالی که بانک مرکزی با تاکید بر محدودیت منابع ارزی، اولویت‌بندی دیگری را در نظر دارد. نتیجه این اختلاف، توقف کامل فرآیند واردات و ایجاد فاصله‌ای آشکار میان قانون، وعده و اجراست.

    ابهامات تعرفه‌ای، محدودیت منابع، چالش‌های نظارتی و تغییر مداوم دلایل تاخیر، نشان می‌دهد واردات خودرو بیش از آنکه ابزار واقعی تنظیم بازار باشد، به ابزاری نمایشی در سیاستگذاری بدل شده است. در همین شرایط، وزارت صمت فروش خودروهای وارداتی را ادامه می‌دهد، در حالی که ارز لازم برای واردات آنها هنوز تامین نشده است؛ رویکردی که پیام متناقضی به بازار ارسال کرده و بی‌اعتمادی و نوسان قیمت‌ها را تشدید کرده است.

    پیامد این وضعیت روشن است، افزایش بی‌اعتمادی مصرف‌کنندگان، فشار قیمتی و ناکامی در تحقق هدف کاهش انحصار و ایجاد رقابت. واردات خودرو که قرار بود تعادل نسبی به بازار بیاورد، اکنون به چالشی جدی در سیاستگذاری بدل شده است؛ چالشی که ریشه آن در نبود هماهنگی نهادی و فقدان اراده اجرایی است. تجربه کنونی نشان می‌دهد که هر قانون و آیین‌نامه بدون تخصیص منابع و پیگیری عملی، تنها متنی روی کاغذ باقی خواهد ماند. برای رهایی بازار خودرو از سردرگمی، تصمیمات قاطع و هماهنگی میان نهادها ضروری است.

    در همین حال، هادی سلیمانی ملکان، رییس هیات‌مدیره انجمن واردکنندگان خودرو ایران، در نامه‌ای اعتراضی خطاب به معاون رییس‌جمهور، با اشاره به مصوبه اخیر هیات وزیران درباره تعرفه واردات خودرو توسط ایرانیان خارج از کشور گفت: این تصمیم نه‌تنها به تنظیم بازار خودرو کمکی نمی‌کند، بلکه پیام افزایش شدید تعرفه‌ها در سال آینده را به بازار مخابره کرده و بی‌توجهی به خودروهای کم‌مصرف و برقی را آشکار می‌سازد.

    او تاکید کرد: تعرفه واردات خودرو باید دارای ثبات رویه، روند کاهشی تدریجی و منطبق با قوانین بالادستی باشد و در عین حال از تولید داخلی حمایت کند. سلیمانی افزود: در سیاستگذاری تعرفه‌ای، اعطای تعرفه ترجیحی به خودروهای برقی، هیبرید و کم‌مصرف ضروری است و این رویکرد باید با مقررات صادرات و واردات کشور همخوانی داشته باشد.

    به گفته وی، طی ۱۰ ماه گذشته بازار خودرو با ابهام جدی در تعیین نرخ تعرفه مواجه بوده و تعیین تعرفه واردات خودرو به مدت هفت ماه به تعویق افتاده است. او مصوبه اخیر دولت را فاقد ارکان اساسی یک سیاست تنظیم‌گر و کارشناسی‌شده دانست. در همین زمینه، کوروش مرشد سلوک، عضو هیات‌مدیره انجمن واردکنندگان خودرو نیز در گفت‌وگو با ایسنا از حجم بالای مداخله دولت در فرآیند واردات انتقاد کرد و گفت: «از همان مرحله‌ای که واردکننده قصد واردات دارد، دولت تعیین می‌کند چه خودرویی وارد شود، با چه مشخصاتی، تا چه قیمتی، با چه تعرفه‌ای و حتی با چه نوع ارزی. پرسش جدی این است که خودروهای وارداتی توسط اشخاص خارج از کشور چگونه قرار است گارانتی شوند، قطعاتشان تامین شود و خدمات پس از فروش داشته باشند؟» او این چالش را در خصوص خودروهای وارداتی مربوط به افراد دارای اقامت خارج از کشور به‌مراتب جدی‌تر دانست.

    بحران ارزی و صف طولانی واردکنندگان

    همزمان با اعتراض انجمن واردکنندگان، سید حامد عاملی، معاون صنایع ماشین‌آلات و تجهیزات وزارت صمت، از وجود ۱۰۰ هزار ثبت سفارش خودرو در انتظار تخصیص ارز توسط بانک مرکزی خبر داد. او گفت: منابع ارزی از بودجه ۱۴۰۴ برای واردات خودرو اختصاص نیافته و به ‌رغم تصویب تخصیص ۲ میلیارد دلار ارز در قانون بودجه، بانک مرکزی هنوز این منابع را در اختیار واردکنندگان قرار نداده است.

    وی با اشاره به نقش وزارت صمت گفت: وظیفه اصلی این وزارتخانه تنظیم آیین‌نامه برای ایجاد رقابت و تنوع در واردات خودرو و همچنین هماهنگی زیرساخت‌ها و سامانه‌ها بود. با این حال، عنصر اصلی واردات خودرو در کشور تامین منابع ارزی مطابق مصوبه مجلس است.

    عاملی افزود: ثبت سفارش‌ها انجام شده و موضوع تخصیص ارز برای واردات به بانک مرکزی اعلام شده است، اما با وجود پیگیری‌های مداوم تاکنون موفق نشده‌ایم منابع پیش‌بینی‌شده در قانون بودجه ۱۴۰۴ را در اختیار واردکنندگان خودرو قرار دهیم. معاون صنایع ماشین‌آلات و تجهیزات وزارت صمت تاکید کرد: منابع ارزی در اختیار واردکنندگان قرار نگرفته و آنان نتوانسته‌اند اقدام عملی انجام دهند. وی همچنین بیان کرد: از ابتدای امسال تاکنون حدود ۳۷ هزار و ۹۰۰ دستگاه خودرو وارد کشور شده که این واردات از محل ارز سال گذشته یا ارز با منشا خارجی صورت گرفته است. وی تاکید کرد: وزارت صمت تنها مسوول تدوین آیین‌نامه و پیگیری زیرساخت‌هاست و تخصیص ارز در اختیار بانک مرکزی قرار دارد. عاملی ادامه داد: دغدغه وزارت صمت در حوزه واردات خودرو، تنظیم بازار و ایجاد رقابت بر اساس اجرای قانون بودجه است تا مشکلات واردکنندگان برطرف شود. این وزارتخانه مسوول تخصیص ارز نیست و تنها پیگیر تامین منابع ارزی است. وی با اشاره به محدودیت‌های ارزی بانک مرکزی گفت: تاکنون ۱۰۰ هزار ثبت سفارش خودرو در انتظار تخصیص ارز قرار دارد، در حالی که مطابق قانون و با وجود گذشت سه فصل از اجرای بودجه، ارز مربوطه هنوز توسط بانک مرکزی تخصیص نیافته است. عاملی در پایان عنوان کرد: وزارت صمت آمادگی کامل دارد تا موضوع تامین منابع مالی دولت که در بند «ر» تبصره ۱ بر مبنای میزان ارز تعیین شده، عملیاتی شود. جلسات متعددی با بانک مرکزی برگزار شده و امیدواریم این بانک همراهی و هماهنگی لازم را داشته باشد تا ارز ۲ میلیارد دلاری پیش‌بینی‌شده در قانون بودجه سال ۱۴۰۴ اختصاص یابد و به تنظیم‌گری و تعادل‌بخشی در بازار خودرو منجر شود.

  • ماجرای انفجار پیجرها در خودروهای مونتاژی ایران تکرار می‌شود؟

    ماجرای انفجار پیجرها در خودروهای مونتاژی ایران تکرار می‌شود؟

    به گزارش اقتصادران، عضو هیات علمی دانشگاه علوم و صنعت گفت: وابستگی فنی و ساختاری خودروهای مونتاژی می‌تواند منجر به بروز خطراتی امنیتی شود.

    امیرحسن کاکایی با اشاره به تهدیدات امنیتی خودروهای مونتاژی، تأکید کرد که وابستگی فنی و ساختاری این خودروها امکان کنترل از راه دور را فراهم می‌کند و در صورت بی‌توجهی، کشور با مخاطرات جدی مشابه ماجرای پیجرها ممکن است مواجه شود.آبان ماه امسال بود که ارتش اسرائیل استفاده از خودروها و تلفن‌های وارداتی از یک کشور را به دلیل نگرانی‌های امنیتی متوقف کرده بود.

    عضو هیات علمی دانشکده خودرو دانشگاه علم و صنعت با تأکید بر حساسیت شرایط کشور گفت: در کشوری که با تهدیدها و دشمنی‌های متعدد روبه‌روست، ضروری است نظارت دقیق و همه‌جانبه‌ای بر فرآیند تولید، تأمین قطعات و اجزای فنی خودروها اعمال شود تا از بروز خطرات احتمالی جلوگیری شود.

    وی در ادامه وضعیت مونتاژکاری خودروها را نامطلوب عنوان کرد و افزود: این به معنای تعطیلی مونتاژکاری نیست، بلکه لازم است تولید داخل عمق بیشتری پیدا کند و سیاست‌گذاری‌ها به سمت توسعه فناوری و افزایش توانمندی‌ها حرکت کند.

  • پشت پرده ثبت‌نام‌های میلیونی برای خودرو / مدنی: زنجیره‌ تولید خودرو دیگر توان تحمل شوک‌های مداوم را ندارد

    پشت پرده ثبت‌نام‌های میلیونی برای خودرو / مدنی: زنجیره‌ تولید خودرو دیگر توان تحمل شوک‌های مداوم را ندارد

    به گزارش اقتصادران، در حالی که تصمیم‌گیران، افزایش قیمت را راهی اجتناب‌ناپذیر برای تداوم تولید معرفی می‌کنند، تجربه بازار و رفتار متقاضیان نشان می‌دهد شکاف عمیق میان قیمت مصوب و نرخ بازار آزاد، خودرو را از یک کالای مصرفی به ابزاری برای حفظ ارزش پول و نوعی بخت‌آزمایی اقتصادی تبدیل کرده است؛ وضعیتی که نه به تعادل بازار منجر شده و نه به بهبود کیفیت محصولات.

    سعید مدنی، مدیرعامل اسبق سایپا، در گفت‌وگو با «دنیای‌خودرو» با تاکید بر این‌که «بحران صنعت خودرو صرفا معلول نوسانات ارزی نیست»، گفت: «ریشه مشکلات را باید در سیاست‌گزاری‌های کوتاه‌مدت، قیمت‌گذاری دستوری و فقدان یک مدل اقتصادی پایدار جست‌وجو کرد.»

    وی با اشاره به ثبت‌نام‌های گسترده اخیر تصریح کرد: «این حضور میلیونی بیش از آن‌که بیانگر تقاضای واقعی باشد، نتیجه وجود رانت قیمتی و تبدیل خودرو به کالایی سرمایه‌ای است و هشدار می‌دهد ادامه این مسیر، اعتماد عمومی را به‌شدت تضعیف خواهد کرد.»

    مدنی همچنین با انتقاد از سرکوب قیمت‌ها، عنوان کرد: «این سیاست اگرچه در ظاهر با هدف حمایت از مصرف‌کننده دنبال می‌شود، اما در عمل فشار را به زنجیره تامین و قطعه‌سازان منتقل کرده، کیفیت محصولات را فرسایش داده و هزینه‌های اجتماعی سنگینی به جامعه تحمیل کرده است، افزایش قیمت بدون اصلاح ساختار هزینه و نظام حکمرانی صنعت، صرفا بدهی‌های گذشته را جبران می‌کند و بحران را به آینده موکول می‌سازد؛ بحرانی که در صورت تداوم، از یک مساله اقتصادی به چالشی اجتماعی تبدیل خواهد شد.»

    چرا با وجود افزایش مستمر قیمت خودرو، بهبود محسوسی در کیفیت محصولات و رضایت مصرف‌کنندگان مشاهده نمی‌شود؟ مساله کمبود منابع است یا نحوه تخصیص آن؟

    افزایش قیمت خودرو، زمانی می‌تواند به بهبود کیفیت منجر شود که در یک چارچوب شفاف و قابل پیش‌بینی اقتصادی اتفاق بیفتد؛ در حالی که در شرایط فعلی، افزایش قیمت بیشتر نقش یک ابزار جبرانی را ایفا می‌کند تا یک اهرم توسعه‌ای. بخش عمده منابع حاصل از افزایش قیمت‌ها صرف پوشش زیان‌های انباشته، تسویه بدهی‌های گذشته و کاهش فشارهای فوری مالی می‌شود و عملا سهمی برای سرمایه‌گذاری بلندمدت در ارتقای کیفیت باقی نمی‌گذارد.

    از سوی دیگر، ساختار تصمیم‌گیری در صنعت خودرو به‌گونه‌ای است که کیفیت همواره در انتهای زنجیره اولویت‌ها قرار می‌گیرد. وقتی تولیدکننده با عدم قطعیت در قیمت‌گذاری، سیاست‌های متغیر و فشارهای بیرونی مواجه است، تمرکز اصلی بر حفظ تیراژ و ادامه تولید معطوف می‌شود، نه بهبود محصول. در چنین فضایی، افزایش قیمت الزاما به افزایش کیفیت منجر نمی‌شود، زیرا پیوند منطقی میان قیمت، هزینه و کیفیت از اساس مخدوش است. نبود رقابت موثر نیز این چرخه را تشدید کرده است.

    در بازاری که مصرف‌کننده حق انتخاب واقعی ندارد و عرضه محدود است، انگیزه‌ای جدی برای پاسخگویی به مطالبات کیفی شکل نمی‌گیرد. بنابراین مساله، نه صرفا کمبود منابع، بلکه نحوه تخصیص، ساختار تصمیم‌گیری و فقدان مکانیسم پاسخگویی است که مانع بهبود کیفیت شده است.

    ادامه سیاست قیمت‌گذاری دستوری چه تبعاتی برای زنجیره تامین، به‌ویژه قطعه‌سازان دارد و آیا می‌تواند تولید را در میان‌مدت با اختلال جدی مواجه کند؟

    قیمت‌گذاری دستوری، عملا فشار را از سطح خودروساز به زنجیره تامین منتقل می‌کند؛ زنجیره‌ای که توان تحمل شوک‌های مداوم را ندارد. قطعه‌سازان در سال‌های اخیر با افزایش شدید هزینه مواد اولیه، انرژی، دستمزد و تامین مالی مواجه بوده‌اند، اما قیمت فروش آن‌ها متناسب با این افزایش‌ها اصلاح نشده است.

    نتیجه این عدم توازن، کاهش نقدینگی و انباشت مطالبات معوق است. در چنین شرایطی، قطعه‌ساز ناچار می‌شود میان بقا و کیفیت یکی را انتخاب کند. این انتخاب، در بسیاری موارد به کاهش سرمایه‌گذاری، افت کیفیت یا حتی خروج تدریجی از چرخه تولید منجر می‌شود.

    تداوم این روند، نه‌تنها تیراژ تولید خودرو را تهدید می‌کند، بلکه وابستگی به واردات قطعات را نیز افزایش می‌دهد؛ موضوعی که خود صنعت را در برابر نوسانات ارزی آسیب‌پذیرتر می‌کند. در میان‌مدت، این سیاست می‌تواند به یک بحران ساختاری منجر شود؛ بحرانی که در آن حتی با افزایش قیمت نهایی خودرو نیز امکان احیای زنجیره تامین به‌سادگی وجود نخواهد داشت، زیرا ظرفیت تولید داخلی تحلیل رفته است.

    دولت‌ها معمولا نگران پیامدهای اجتماعی افزایش قیمت خودرو هستند؛ اما آیا سرکوب قیمت‌ها در نهایت هزینه اجتماعی و اقتصادی سنگین‌تری به جامعه تحمیل نمی‌کند؟

    سرکوب قیمت در ظاهر اقدامی حمایتی به نظر می‌رسد، اما در عمل پیامدهای اجتماعی عمیق‌تری به همراه دارد. زمانی که قیمت به‌صورت دستوری پایین نگه داشته می‌شود، فاصله میان قیمت رسمی و بازار آزاد شکل می‌گیرد و این فاصله، به‌سرعت به رانت تبدیل می‌شود. نتیجه آن، شکل‌گیری صف‌های طولانی، ثبت‌نام‌های میلیونی و توزیع غیرعادلانه کالاست.

    این وضعیت، احساس بی‌عدالتی را در جامعه تقویت می‌کند. مصرف‌کننده‌ای که واقعا به خودرو نیاز دارد، خود را در رقابت با متقاضیانی می‌بیند که صرفا به‌دنبال بهره‌برداری از اختلاف قیمت هستند.

    به‌تدریج، اعتماد عمومی به سازوکارهای توزیع و سیاست‌گزاری از بین می‌رود و این بی‌اعتمادی، هزینه‌ای به‌مراتب سنگین‌تر از تبعات مقطعی افزایش قیمت به جامعه تحمیل می‌کند. در واقع، سرکوب قیمت به‌جای کاهش نارضایتی، آن را به شکل پنهان و مزمن بازتولید می‌کند؛ نارضایتی‌ای که در قالب بی‌اعتمادی، بدبینی و رفتارهای فرصت‌طلبانه در بازار بروز می‌یابد.

    در صورت تداوم شرایط فعلی، صنعت خودرو زودتر با بحران تولید مواجه می‌شود یا بحران اعتماد مصرف‌کننده؟ و کدام‌یک قابلیت بازسازی سریع‌تری دارد؟

    نشانه‌ها حاکی از آن است که بحران اعتماد، زودتر و عمیق‌تر از بحران تولید خود را نشان می‌دهد. تولید، حتی در شرایط دشوار، می‌تواند با تصمیمات مقطعی، تزریق منابع یا افزایش قیمت به‌طور موقت ادامه یابد، اما اعتماد مصرف‌کننده فرآیندی زمان‌بر و شکننده است. وقتی اعتماد از بین برود، رفتار بازار به‌صورت بنیادی تغییر می‌کند.

    بی‌اعتمادی باعث می‌شود خودرو از کالای مصرفی به ابزار سرمایه‌ای یا حتی نماد نارضایتی اجتماعی تبدیل شود. در چنین شرایطی، حتی افزایش عرضه یا بهبود نسبی کیفیت نیز نمی‌تواند رابطه میان صنعت خودرو و جامعه را ترمیم کند.

    بازسازی اعتماد نیازمند شفافیت، ثبات در سیاست‌گزاری، حذف رانت و بازگرداندن منطق اقتصادی به بازار است. اگر این اصلاحات صورت نگیرد، بحران اعتماد به‌تدریج به بحران تولید نیز سرایت می‌کند و صنعت خودرو با چالشی عمیق‌تر و پیچیده‌تر مواجه خواهد شد؛ چالشی که حل آن، بسیار پرهزینه‌تر از اصلاحات امروز خواهد بود.

  • اختلاف قیمت کارخانه و بازار؛ استخوانی در گلوی صنعت خودرو / دلالان روز به روز پولدارتر می‌شوند

    اختلاف قیمت کارخانه و بازار؛ استخوانی در گلوی صنعت خودرو / دلالان روز به روز پولدارتر می‌شوند

    به گزارش اقتصادران، شورای رقابت از سال۱۳۸۸ و در دوران نفوذ پوپولیسم در اقتصاد کشور برای نظارت بر قیمت‌ها و تنظیم بازار کار خود را آغاز کرد. از آن‌زمان قیمت‌گذاری دستوری به پاشنه آشیل صنایع تبدیل و برای عده‌ای سودجو منبع درآمدزایی شد. مرکز ملی رقابت براساس موضوع ماده۵۳ برای اصلاح برخی مواد از قانون برنامه چهارم توسعه کشور و اجرای سیاست‌های کلی اصل۴۴ قانون اساسی تشکیل شده است.  هدف از راه‌اندازی این نهاد آسان‌کردن فعالیت بخش خصوصی در حوزه اقتصادی و کم‌کردن ریسک‌های این بخش بود تا انحصار بازارهای رقابتی کم شده و به‌تدریج ازبین‌برود اما با گذشت زمان نتایج عملکرد این شورا در اقتصاد کشور کاملا برعکس بود.

    شکاف قیمتی خودرو؛ استخوان گلوی تولید

    یکی‌از بازارهایی که طی این‌سال‌ها سود کلانی را برای دلالان به‌ارمغان آورده بازار خودرو است. اختلاف قیمت کارخانه‌ای با بازار آزاد به‌همان‌اندازه که استخوان گلوی تولید شده جیب دلالان را پرپول کرده است. درست است که چندی‌پیش شورای رقابت از موضوع قیمت‌گذاری خودرو کنار گذاشته شد اما قیمت‌گذاری دستوری و دخالت مستقیم در قیمت خودرو همچنان پابرجاست و اقتصاد دستوری مانند سابق به نفع دلالان ادامه دارد.

    تلاش دلالان برای خرید حواله خودرو

    نگاهی بر آگهی‌های مندرج روی سایت‌ها و حتی تراکت‌های فرش‌شده روی خیابان‌ها و زیر پل‌های شهر نشان می‌دهد که همچنان اختلاف قیمت کارخانه‌ای خودرو با بازار برای دلالان سودآور است و تنها کام آنها را شیرین می‌کند و نه خودروساز.

    بازار خودرو تحت سیطره دلالان

    امیرحسن کاکایی، کارشناس بازار خودرو در این‌رابطه می‌گوید: «‌ اختلاف قیمت کارخانه‌‌ای خودرو با بازار آزاد همچنان به سود دلالان است و هیچ کمکی به متقاضی واقعی نمی‌کند. بدون شک مصرف‌کننده واقعی از خرید عقب می‌ماند و سوداگران بازار را تحت کنترل در می‌آورند.» به گفته وی، قیمت‌گذاری دستوری هیچ دستاوری جز انحراف بازار از روند طبیعی و رشد قارچ‌گونه دلالی ندارد و علاوه‌براین منجر به سرکوب تولید هم می‌شود.

    خودروسازان نقشی در لاتاری خودرو ندارند

    عامل رواج دلالی در بازار خودروسازان نیستند

    در یازدهمین‌مرحله فروش محصولات ایران خودرو متقاضیان عادی، مشمولان طرح حمایت از خانواده و جوانی جمعیت و متقاضیان طرح جایگزینی خودروهای فرسوده نیز امکان ثبت درخواست خرید خواهند داشت درحالی‌که عده‌ای با نقد خودروساز عنوان می‌کنند شکاف قیمتی برخی محصولات حدود ۷۰۰میلیون‌تومان است محصولات در سامانه یکپارچه و طبق قیمت مصوب عرضه می‌شود که همگی مورد تایید نهادهای تصمیم‌گیر و تنظیم‌گر است. محمد قلی یوسفی، استاد اقتصاد دانشگاه‌علامه‌طباطبایی در این‌رابطه می‌گوید« طرح پیش‌فروش به‌نام لاتاری خودرو شناخته می‌شود اما باید دید که خودروساز چرا باید متهم جریان باشد. این طرح تحت نظارت وزارت خانه انجام می‌شود و خودروسازان ملزم به ارائه خودرو با قیمت تعیین‌شده ازسوی همین‌وزارت خانه است.

    ازسوی دیگر افراد به‌عنوان خریدار به سامانه وارد می‌شوند و خودروساز نقشی در تعیین خریداران ندارد.»  وی ادامه می‌دهد: «قیمت‌گذاری دستوری در هرصنعتی پیامد منفی دارد حال اینکه در بازار خودرو به قدری سودجویی بالاست که دلالی به یک‌شغل ثابت تبدیل شده و عده‌ای آن را به کسب‌وکار دائمی خود تبدیل کردند. درحالی‌که تولیدکننده روزانه با چالش‌های جهش نرخ ارز، قوانین خلق‌الساعه، بحران تامین مالی، مشکلات تامین مواد اولیه، تحریم و… دست‌وپنجه نرم می‌کنند دلالان با انتشار یک آگهی بر بستر پلتفرم‌ها و یا پخش تراکت‌های تبلیغاتی سودی بین ۲۰۰تا۷۰۰‌میلیون به‌جیب می‌زنند.» به گفته این استاد اقتصاد کشورمان «درحالی‌که یک‌کارگر در واحدهای تولیدی نهایتا سالی ۲۵۰میلیون‌تومان به‌عنوان دستمزد دریافت می‌کند یک‌دلال می‌تواند با خرید یک‌حواله بیش‌از ۲۰۰میلیون‌تومان در روز صاحب درآمد باشد. اقتصاد دستوری بزرگ‌ترین ضربه به پیکر تولید است.» گفتنی است که ارائه خودرو به قیمت دستوری و اختلاف فاحش میان قیمت کارخانه با بازار شکافی که عملا بازار را به‌نفع واسطه‌ها و به زیان مصرف‌کننده واقعی شکل می‌دهد درحالی‌که هدف رسمی قیمت دستوری تسهیل دسترسی مصرف‌کنندگان به خودرو با قیمت مصوب و مناسب عنوان می‌شود.

  • قیمت خودرو تا کجا می‌تواند به ساز دلار برقصد؟

    قیمت خودرو تا کجا می‌تواند به ساز دلار برقصد؟

    به گزارش اقتصادران، حسین فرهیدزاده، رئیس سازمان حمایت مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان درباره افزایش قیمت خودرو در بازار آزاد گفت: قیمت خودرو در بازار آزاد -که تبدیل به کالای سرمایه‌ای شده- متأثر از عواملی همچون نرخ ارز، افزایش می‌یابد اما راهکار این است که با تولید بیشتر و واردات، می‌توان این افزایش قیمت را جبران کرد. این موضوع یک نقطه بهینه دارد که با تلاش و همکاری امکان‌پذیر است.

    وی در گفت‌وگو با مهر درباره درخواست خودروسازان برای افزایش قیمت کارخانه‌ای خودرو افزود: طبق مقررات و دستورالعمل شورای رقابت، محدودیتی برای دفعات درخواست افزایش قیمت وجود ندارد، اما بررسی افزایش قیمت‌ها طبق تورم تولیدکننده انجام می‌شود.

    معاون وزیر صمت ادامه داد: اگر تورم تولیدکننده از حد مشخصی بالاتر نرفته باشد، خودروساز امکان افزایش قیمت محصولات را ندارد که تمام این مسائل هم طبق دستورالعمل شورای رقابت است.

    فرهیدزاده تصریح کرد: امسال، ایران خودرو دو بار افزایش قیمت داشته و این بر اساس فرمول تورم تولیدکننده و استعلام از بانک مرکزی انجام شده است؛ سازمان حمایت همواره درخواست شرکت‌ها را بررسی می‌کند.

     

  • بلاتکلیفی قطعه‌سازان بین تالار اول و دوم ارز! / کریمخان: صنعت‌خودرو این روزها حال خوبی ندارد

    بلاتکلیفی قطعه‌سازان بین تالار اول و دوم ارز! / کریمخان: صنعت‌خودرو این روزها حال خوبی ندارد

    به گزارش اقتصادران، درحالی ‌که خطوط تولید قطعه‌سازی با حداقل توان فعال‌ هستند، بحران تامین ارز و مواداولیه صنعت را در تنگنای جدی قرار داده است.

    بلاتکلیفی تخصیص‌ها، جهش قیمت‌ها، توقف عرضه مواداولیه و الزام به خرید نقدی، توان مالی تولیدکنندگان را تضعیف کرده است. هم‌زمانی فشار تقاضای پایان سال و رکوردطلبی خودروسازان، بحران نقدینگی را تشدید کرده و مالیات سنگین بر سودِ تورمی، نفس بسیاری از واحدهای تولیدی را بریده است.

    خطوط تولید با حداقل توان فعال هستند

    بابک کریمخان، نایب‌رئیس اول هیات‌رئیسه انجمن تخصصی صنایع همگن نیرومحرکه و قطعه‌سازان خودرو کشور درباره وضعیت قطعه‌سازان گفت: «شرایط قطعه‌سازی مطلوب نیست و همان مشکلاتی که در خودروسازان دولتی شکل گرفته، فشار سنگینی را بر این صنعت وارد کرده است. با وجود وعده‌هایی که برای رفع بخشی از این چالش‌ها مطرح شد، تاکنون اقدام موثری انجام نشده و همین موضوع موجب شده قطعه‌سازان نیز وارد مرحله‌ای بحرانی شوند.»

    رئیس کمیته تخصصی بازار یدک و قاچاق انجمن صنایع همگن قطعه‌سازان کشور با اشاره به وضعیت بازار افترمارکت افزود: «در این حوزه چند چالش جدی وجود دارد که مهم‌ترین آن مشکلات ارزی و عدم تخصیص ارز است. بسیاری از قطعه‌سازان نتوانسته‌اند مواداولیه مورد نیاز خود را تامین کنند و همین موضوع باعث شده خطوط تولید با راندمان بسیار پایین فعالیت کنند.»

    این مقام صنفی ادامه داد: «از سوی دیگر، وقتی اولویت تخصیص ارز به خودروسازان داده می‌شود، بازار افترمارکت در عمل از سبد ارزی قطعه‌سازان خارج می‌شود و در نتیجه حجم قطعاتی که به بازار تزریق می‌شود، به‌شدت کاهش می‌یابد. تغییر نرخ ارز و انتقال آن به تالار دوم نیز موجب شده حتی در صورت تخصیص، قیمت تمام‌شده قطعات افزایش یابد. علاوه‌بر این، مشکلات نقدینگی همچنان پاشنه‌آشیل صنعت‌خودرو باقی مانده است.»

    تخصیص ارزی که همچنان قفل مانده است

    رئیس انجمن تخصصی صنایع‌همگن نیرومحرکه و قطعه‌سازان خودرو استان کرمانشاه درپاسخ به پرسشی درباره انتقال ارز قطعه‌سازان از تالار اول به تالار دوم تصریح کرد: «بسیاری از واحدها همچنان بین تالار اول و دوم در بلاتکلیفی قرار دارند و فرآیند تخصیص‌ها هنوز باز نشده است. این وضعیت موجب شده در عمل هیچ تخصیصی انجام نشود و شرایط کاملا نامشخص باقی بماند.»

    کریمخان اضافه کرد: «از تالار دوم نیز تاکنون ارزی دریافت نکرده‌ایم. آن‌چه از دیگر فعالان این حوزه شنیده‌ام، این است که صرفا اعلام شده برای تالار دوم اقدام کنند، اما تا امروز هیچ واحدی ارزی دریافت نکرده و ما همچنان در بلاتکلیفی مطلق به‌سر می‌بریم.»

    این مقام صنفی در تایید مشکل طولانی‌مدت تخصیص ارز اظهار داشت: «اکنون وارد نهمین ماه مشکلات ثبت سفارش و تامین ارز شده‌ایم. حتی، تخصیص‌های مربوط به‌ماه‌های ۱۱ و ۱۲ سال گذشته هنوز گشایش نشده و درعمل وارد ماه دهم انتظار شده‌ایم. این درحالی است که باید پرسید چگونه ممکن است واحد تولیدی ۱۰ ماه منتظر تخصیص بماند؟ چنین وضعیتی صنعت را به‌شدت دچار مشکل کرده و شرایط قطعه‌سازان را بحرانی‌تر ساخته است.»

    وی با اشاره به تبعات این شرایط افزود: «صنعت‌خودرو این روزها حال خوبی ندارد و ریشه بسیاری از مشکلات بازار لوازم‌یدکی نیز به‌همین چالش‌های قطعه‌سازان بازمی‌گردد. اکنون در وضعیتی قرار گرفته‌ایم که تقریبا همه به‌شدت به‌دنبال تامین قطعه هستند. ما هم قراردادهای مستقیم با خودروسازان و شرکت‌های زیرمجموعه آن‌ها مانند سایپا یدک داریم و هم باید نیاز بازار افترمارکت را پاسخ بدهیم. فشار تقاضا به‌قدری بالا رفته که حتی پاسخ‌گویی به‌تماس‌ها دشوار شده است.»

    این قطعه‌ساز ادامه داد: «درحالی که تقاضا بسیار بالاست، ما در تامین مواداولیه و تخصیص ارز با مشکلات جدی مواجهیم و باید تولید محدود خود را بین چند بخش مختلف به‌صورت مدیریت‌شده توزیع کنیم تا هیچ‌یک دچار بحران نشود. این وضعیت هم برای ما که امکان افزایش تولید نداریم دشوار است و هم برای مصرف‌کنندگان که با وجود نیاز، قادر به دریافت قطعه مورد نظر خود نیستند.»

    سه‌ماهه بازار مواداولیه قابل پیش‌بینی نیست

    نایب‌رئیس اول هیات‌رئیسه انجمن تخصصی صنایع همگن نیرومحرکه و قطعه‌سازان خودرو کشور درباره تاثیر افزایش نرخ ارز و مواداولیه نیز به «دنیای خودرو» گفت: «بخشی از مواداولیه، به‌ویژه مواد پلیمری، افزایش قیمت قابل توجهی داشته و این موضوع تقریبا به صورت روزانه تکرار می‌شود.»

    کریمخان اضافه کرد: «درحال حاضر در بخش مواداولیه حتی با پدیده عدم عرضه مواجهیم؛ برای مثال در برخی مقاطع، ورق، فولاد یا آلومینیوم عملا عرضه نمی‌شود تا قیمت‌ها دوباره تعیین و افزایش داده شود. از طرفی، روند تامین کاملا افزایشی است و خرید اعتباری تقریبا غیرممکن شده است. این شرایط همه ابعاد تامین و تدارک تولیدکنندگان را با چالش جدی روبه‌رو کرده است؛ مواداولیه گران شده و امکان خرید اعتباری بلندمدت از بین رفته است؛ به‌طوری که بیشتر خریدها فقط به‌صورت نقدی انجام می‌شود و این امر فشار سنگینی بر واحدهای تولیدی وارد می‌کند.»

    وی ادامه داد: «درچنین شرایطی حتی از بستن قراردادهای بلندمدت پرهیز می‌کنیم؛ زیرا ممکن است شرکت‌ها سفارش‌های سنگین ثبت کنند، اما ما نتوانیم آن‌ها را در یک یا دو ماه آینده تامین کنیم. درواقع شرایط به شکلی است که پیش‌بینی وضعیت مواداولیه در سه ماه آینده نیز ممکن نیست و همین موضوع، ریسک قراردادهای بلندمدت را بالا برده است.»

    این مقام صنفی در پاسخ به پرسشی درباره توان قطعه‌سازان برای تطبیق با شرایط اقتصادی فعلی تصریح کرد: «دست‌اندازهای مداوم در مسیر تولید، توان قطعه‌سازان را به‌شدت تضعیف کرده است؛ قدرت مالی کاهش یافته و امکان برنامه‌ریزی تقریبا از بین رفته است.»

    وی افزود: «از سوی دیگر، با جهش‌های شدید قیمتی، گاهی شرایط به‌گونه‌ای است که حتی اگر قطعه‌سازان هیچ تولیدی نداشته باشند و فقط مواداولیه را نگه دارند و بفروشند، سود بیشتری نسبت به فروش قطعه تولیدشده به‌دست می‌آورند؛ زیرا می‌دانیم ممکن است دو ماه بعد قیمت مواداولیه بسیار بالاتر برود؛ بالاتر از زمانی که قطعه تولید و تحویل می‌شود و همین موضوع خرید مجدد مواداولیه را ناممکن می‌کند. چنین فضایی در شرایط تورمی و تغییرات روزانه قیمت‌ها، عملا فرآیند تولید را بسیار دشوار و در برخی مقاطع تقریبا غیرممکن کرده است.»

    توقف خطوط تولید به‌دلیل کمبود مواداولیه

    کریمخان با اشاره به دشواری‌های مالی پیش ‌روی فعالان صنعت قطعه اظهار داشت: «این صنعت عملا با ریسک دائمی فعالیت می‌کند. فروش قطعه نقدی نیست؛ چه در بازار افترمارکت و چه در سایر بخش‌ها، دوره‌های تسویه معمولا دو تا چهار ماهه است و برخی سازندگان حتی با دوره‌های طولانی‌تر هم مواجه‌ هستند. در مقابل تامین مواداولیه باید به‌صورت روزانه و کاملا نقدی انجام شود؛ درحالی که پول فروش با تاخیر زیاد به دست تولیدکننده می‌رسد. این ناهماهنگی میان تامین نقدی و فروش بلندمدت، نظم اقتصادی تولید را به‌طور کامل بر هم زده و فشار سنگینی بر قطعه‌سازان تحمیل کرده است.»

    این مقام صنفی اضافه کرد: «در شرایط فعلی با احتیاط زیادی سفارش می‌گیریم؛ زیرا هر سفارش به‌معنای تعهد قطعی برای تحویل است. ممکن است سفارشی که هنگام ثبت کاملا سودآور به‌نظر می‌رسد، در زمان تحویل به سفارشی تبدیل شود که نه تنها سودی ندارد، بلکه کل سودآوری مجموعه را هم تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. این وضعیت یکی از پیامدهای مستقیم تورم و بی‌ثباتی اقتصادی است و فرآیند کار را به‌شدت دشوار کرده است.»

    وی درپاسخ به پرسشی درباره ظرفیت خطوط تولید تاکید کرد: «در برخی مقاطع، یکی دو خط تولید ما به دلیل عدم تامین مواداولیه متوقف شده است. این توقف‌ها هم‌اکنون نیز بر برخی از قطعات تاثیر گذاشته و همچنان ادامه دارد. با وجود آن‌که تعداد سفارش‌ها بسیار زیاد است، اما در بخش تامین و تدارک با مشکلات جدی مواجه هستیم و همین موضوع موجب کاهش ظرفیت عملی تولید شده است.»

    بازارِ داغِ خرید؛ تولیدکننده زیر بار تقاضا

    نایب‌رئیس اول هیات‌رئیسه انجمن تخصصی صنایع‌همگن نیرومحرکه و قطعه‌سازان خودرو کشور درباره وضعیت قطعه‌سازان در ماه‌های پایانی سال نیز با تاکید بر تداوم این شرایط گفت: «در پایان سال، معمولا خودروسازان برای ثبت رکورد و افزایش تیراژ تولید فشار می‌آورند و از سوی دیگر، بازار برای تبدیل نقدینگی به‌کالا بیشترین میزان خرید را انجام می‌دهد. این هم‌زمانی باعث می‌شود در ماه‌های پایانی سال فشار بسیار سنگینی بر قطعه‌سازان وارد شود.»

    وی اضافه کرد: «درچنین فشاری، تمام نقدینگی، ظرفیت، انرژی و توان باید صرف پاسخ‌گویی به‌سفارش‌ها و اجرای تعهدات شود و همین موضوع ما را ضعیف می‌کند. چون بازگشت نقدینگی بلندمدت است، معمولا در پایان سال وارد بحران می‌شویم. همواره نگرانیم که تعهدات مالی به پرسنل، هزینه‌های جاری و به‌ویژه بدهی‌های دولتی چگونه تامین خواهد شد.»

    کریمخان همچنین درباره افزایش فشار مالیات به قطعه‌سازان بیان داشت: «مالیات به‌معنای واقعی کمرشکن شده است. درشرایطی که تورم ۴۰ درصدی وجود دارد، گرفتن مالیات بر تورم از تولیدکننده اساسا منطقی نیست. تولیدکننده‌ای که حتی نتوانسته به‌میزان سال گذشته فروش داشته باشد، مجبور است به‌دلیل افزایش قیمت کالاها، سودی اسمی در دفاتر ثبت کند؛ سودی که در واقعیت وجود ندارد؛ زیرا حداقل ۲۰ تا ۲۵ درصد از آن را تورم بلعیده است.»

    وی اضافه کرد: «بنابراین درحالی که عملا سود واقعی وجود ندارد، مجبوریم مالیات بر سود پرداخت کنیم. تولیدکننده در جریان فعالیت روزمره حتی این سود را احساس نمی‌کند، زیرا افزایش مداوم هزینه‌ها ــ به‌ویژه مواداولیه ــ تمام آن را می‌بلعد. به‌همین دلیل پرداخت مالیات سنگین بر سودی که در واقعیت و در اثر تورم عملا از بین رفته، فشار بسیار زیادی ایجاد کرده و نقدینگی لازم برای پوشش بار مالی در این حد و اندازه‌ به‌هیچ‌عنوان وجود ندارد.»

  • متولیان صنعت خودرو دست از دخالت‌های مخرب بردارند / تنها گروهی که از ساختار حکمرانی خودرو در ایران رضایت دارند، دلال‌ها هستند!

    متولیان صنعت خودرو دست از دخالت‌های مخرب بردارند / تنها گروهی که از ساختار حکمرانی خودرو در ایران رضایت دارند، دلال‌ها هستند!

    به گزارش اقتصادران، بازار خودرو در کشور طی دهه‌های گذشته همواره یکی از چالش‌برانگیزترین بخش‌های اقتصاد بوده است؛ بازاری که در آن اهداف متعددی مانند حمایت از مصرف‌کننده، کنترل قیمت، ارتقای کیفیت و حفظ تولید داخلی به‌طور هم‌زمان دنبال شده، اما برآیند این سیاست‌ها کمتر به نتیجه‌ای پایدار منجر شده است. استمرار شکاف میان قیمت کارخانه و بازار، شکل‌گیری صف‌های خرید، نارضایتی عمومی و تداوم زیان در زنجیره تولید، همگی نشانه‌هایی از وجود اختلال در سازوکار تصمیم‌گیری این صنعت هستند.

    در چنین شرایطی، برخی کارشناسان معتقدند مساله اصلی نه در عملکرد یک بخش خاص، بلکه در «اقتصاد سیاسی خودرو» و نحوه مداخله سیاست‌گزار در این بازار ریشه دارد؛ مداخلاتی که به گفته آن‌ها، به جای تنظیم بازار، به تقویت رفتارهای غیرمولد انجامیده است. برای بررسی این عوامل با «اسماعیل شجاعی»، کارشناس صنعت خودرو به گفت و گو پرداختیم؛

    قیمت گذاری دستوری به یکی از چالش‌های اصلی صنایع خودروسازی تبدیل شده است، به نظر شما این شیوه قیمت گذاری طی سال‌های گذشته تاثیری در بازار داشته است؟

    ببینید، اگر به سیاست‌گزاری خودرو در سه تا چهار دهه اخیر نگاه کنیم، یک شعار ثابت را می‌بینیم؛ این‌که «ما می‌خواهیم از مصرف‌کننده حمایت کنیم». این شعار در قالب نگرانی از قیمت، کیفیت و جلوگیری از اجحاف به خریدار مطرح شده، اما نتیجه عملی آن دقیقا خلاف این ادعا بوده است. در واقع ساختار حکمرانی خودرو در ایران به‌گونه‌ای شکل گرفته که هم تولیدکننده ناراضی است و هم مصرف‌کننده. تنها گروهی که از این وضعیت رضایت دارند، دلال‌ها هستند. این وضعیت عجیب است؛ در هیچ نظام اقتصادی نمی‌شود هم تولیدکننده زیان بدهد و هم مصرف‌کننده ناراضی باشد، اما بازار همچنان فعال بماند. این یعنی یک جای کار به‌طور جدی ایراد دارد و آن ایراد، به باور من، در «اقتصاد سیاسی خودرو» و تسخیر آن توسط منافع واسطه‌گری نهفته است.

    به گفته فعالان صنعت خودرو قیمت‌گذاری دستوری فقط زیان ایجاد می‌کند، در این شرایط چرا این شیوه قیمت گذاری به نفع مشتریان نیست؟

    چون قیمت‌گذاری دستوری، بدون در نظر گرفتن هزینه‌های واقعی تولید اعمال شده است. وقتی قیمت نهاده‌ها افزایش پیدا می‌کند، وقتی نرخ ارز بالا می‌رود، وقتی برق و گاز صنایع قطع می‌شود، طبیعی است که هزینه تولید بالا برود. اما سیاست‌گزار اصرار دارد که قیمت کارخانه ثابت بماند. نتیجه چیست؟ زیان انباشته برای خودروساز و فاصله قیمتی بزرگ با بازار، در چنین شرایطی، مصرف‌کننده هم منتفع نمی‌شود. چون یا باید ماه‌ها در صف سامانه‌های فروش بماند یا خودرو را با قیمت بازار آزاد تهیه کند. این یعنی پرداخت هزینه دلالی از جیب مردم، بنابراین ادعای حمایت از مصرف‌کننده، در عمل اجرا نمی شود.

    به سامانه یکپارچه فروش اشاره کردید، این سامانه چه نقشی در وضعیت فعلی داشته است؟

    به نظر من، یکی از بزرگ‌ترین آسیب‌ها به صنعت خودرو و حتی به مصرف‌کننده، حاکم کردن همین سامانه‌های فروش بوده است. این سامانه‌ها مردم را مجبور کردند وارد صف‌های طولانی نوبت‌دهی شوند، بدون آن‌که تضمینی برای تحویل به‌موقع یا قیمت واقعی وجود داشته باشد. در واقع، این سیستم بیشترین زیان را به مصرف‌کننده تحمیل کرد، چون بازار آزاد را تقویت و فاصله قیمتی را عمیق‌تر کرد. در چنین فضایی، احتمالا دلال‌ها می‌دانند چه زمانی وارد بازار شوند و چگونه سود ببرند.

    خودروسازان معتقد هستند که طرح‌های فروش فقط به آن‌ها چالش وارد می‌کند، نظر شما در این خصوص چیست؟

    مساله این‌جاست که اگر دولت یا قانون‌گذار می‌خواهند از طرح‌های اجتماعی مثل جوانی جمعیت حمایت کنند، باید منابع آن را از بودجه‌های عمومی تامین کنند، نه از جیب بنگاه تولیدی مانند خودروساز، ده‌ها ردیف بودجه فرهنگی وجود دارد که بهتر است برای این موضوع از همان بودجه‌ها استفاده شود. اگر واقعا دغدغه جمعیت وجود دارد، چرا آن منابع به این موضوع اختصاص داده نمی‌شود؟ تحمیل این هزینه‌ها به خودروساز، معنی افزایش زیان و تضعیف بیشتر تولید را دارد.

    در حال حاضر صنعت خودرو در شرایط خصوصی سازی قرار دارد، واگذاری خودروسازان از دولتی به بخش خصوصی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    مشکل این است که خصوصی‌سازی واقعی انجام نشده است، از یک طرف می‌گویند واگذاری انجام شده، از طرف دیگر همان بنگاه خصوصی‌شده تحت فشار شدید قیمت‌گذاری، تحمیل هزینه و مداخلات مختلف قرار می‌گیرد. نتیجه این می‌شود که بخش خصوصی از تصمیم خود پشیمان می‌شود. وقتی قیمت را ثابت نگه می‌دارید، هزینه‌ها را بالا می‌برید و اجازه تصمیم‌گیری مستقل نمی‌دهید، طبیعی است که بخش خصوصی یا کنار می‌کشد یا به مونتاژکاری کوچک تبدیل می‌شود. این دقیقا خلاف هدف توسعه صنعتی است.

    شما ریشه ناتوانی ایران در تبدیل شدن به یک خودروساز واقعی را چه می‌دانید؟

    مهم‌ترین عامل، آشفتگی در نظام حکمرانی بوده است. ما اجازه ندادیم بخش خصوصی کار خودش را انجام دهد. سیاست‌ها دائما تغییر کرده‌اند و هیچ افق پایداری برای سرمایه‌گذاری وجود نداشته است. از یک طرف شعار رقابت می‌دهیم، از طرف دیگر شرایط واردات را تسهیل نکرده و تعدد واحدهای خودروسازی دنبال می‌شود. از یک طرف به خصوصی‌سازی اشاره می‌کنیم، از طرف دیگر قیمت‌گذاری را محدود می‌کنیم. این تناقض‌ها صنعت را فرسوده کرده است. ما از یک طرف استاندارد یورو ۵ را به خودروساز تحمیل می‌کنیم، اما از طرف دیگر بنزین یورو ۴ هم به‌درستی تامین نمی‌کنیم. بعد هم با تبلیغات منفی می‌گوییم خودروسازی عامل آلودگی است. بله، کیفیت خودروها پایین است و خدمات پس از فروش مشکلاتی دارد، اما آیا سایر اجزای این زنجیره هماهنگ هستند؟ نظام مالی پشتیبان کجاست؟ تامین نقدینگی کجاست؟ این تناقض‌ها نشان‌دهنده یک نگاه خصمانه به تولید است.

    برخی معتقدند آزادسازی قیمت‌ها به ضرر مصرف‌کننده است، نظر شما در این مورد چیست؟

    این نگاه کاملا اشتباه است؛ اگر قیمت‌ها آزاد شود و هم‌زمان اجازه واردات ۱۰ تا ۱۵ درصدی داده شود، بازار به‌طور طبیعی رقابتی می‌شود. در این شرایط، مصرف‌کننده هر زمان بخواهد می‌تواند خودرو بخرد و از تولیدکننده مطالبه کیفیت کند. رقابت واقعی یعنی انتخاب. نه صف، نه قرعه‌کشی، نه رانت. این تنها راهی است که هم تولیدکننده را وادار به ارتقای کیفیت می‌کند و هم مصرف‌کننده را از بلاتکلیفی نجات می‌دهد.

    به عنوان پرسش پایانی، راه‌حل شما برای خروج صنعت خودرو از این وضعیت چیست؟

    به نظر من، اولین و مهم‌ترین اقدام این است که متولیان صنعت خودرو دست از مداخله‌های مخرب بردارند. اگر واقعا نگران مصرف‌کننده هستیم، باید بازار را رقابتی کنیم، نه این‌که قیمت را سرکوب کنیم. آزادسازی قیمت همراه با واردات مدیریت‌شده، خصوصی‌سازی واقعی، حذف تحمیل‌های غیرتولیدی و ایجاد نظام مالی پشتیبان، می‌تواند صنعت خودرو را از این بن‌بست خارج کند. در غیر این صورت، هدف نانوشته سیاست‌ها چیزی جز تعطیلی خودروسازی و تبدیل کشور به واردکننده صرف نخواهد بود.