دسته: خودرو

  • مدیران‌خودرو؛ پیشتاز در گرانی، عاجز در خدمات!

    مدیران‌خودرو؛ پیشتاز در گرانی، عاجز در خدمات!

    به گزارش اقتصادران، در حالی که شرکت مدیران‌خودرو با یک شبیخون قیمتی، نرخ محصولات خود را شبانه تا ۱۰۰ درصد افزایش داده است اما سازمان حمایت از حقوق مصرف‌کنندگان با صدور بیانیه‌ای فوری، این اقدام را فاقد وجاهت قانونی اعلام کرد اما سوال اینجاست که چگونه یک مونتاژکار بخش خصوصی، پیش از تایید نهادهای نظارتی، به خود اجازه می‌دهد بازار را به آشوب بکشد؟

    موتور گران‌فروشی مدیران‌خودرو در حالی با سرعتی باورنکردنی می‌تازد که نمایندگی‌های این شرکت حتی از عرضه روغن‌موتور استاندارد به مشتریان عاجز هستند. گزارش‌های مردمی حاکی از آن است که این شرکت با خروج از دسترس طبقه متوسط و تبدیل شدن به جولانگاه سرمایه‌گذاران رانتی، عملاً به پیش‌قراول تورم در بازار خودرو تبدیل شده است.

    در حالی که بازار خودروی ایران در رکودی سنگین به سر می‌برد، شرکت مدیران خودرو در اقدامی بی‌سابقه و شبانه، با انتشار لیست جدید قیمتی، شوکی ویرانگر به متقاضیان خودروهای چینی وارد کرد.چری ۳۰ هزار دلاری را با اسم «اکستریم» ۹ میلیارد فاکتور کردند/ خودروسازی که روغن‌موتور ندارد اما اشتهای میلیاردی دارد!

    ارقام منتشر شده نشان می دهد نه قیمت نهایی، بلکه تنها میزان افزایش قیمت‌ها نسبت به قبل است؛ مبالغی که به تنهایی بین ۲.۷ تا ۴.۱ میلیارد تومان به قیمت‌های قبلی افزوده شده‌اند ؛ البته این سونامی قیمتی در حالی رخ می‌دهد که خریداران محصولات این شرکت حتی برای تامین ساده‌ترین نیازهای مصرفی مانند روغن موتور در نمایندگی‌ها با بن‌بست مواجه‌اند، اما گویا موتور گران‌فروشی این خودروساز با روغنی مخصوص و پرسرعت کار می‌کند!

    شبی که میلیاردها تومان ارزان شدیم!

    نگاهی به نمودار نشان می‌دهد که مدیران خودرو برای محصولاتی همچون اکستریم VX تنها در یک مرحله، ۴.۱ میلیارد تومان به قیمت قبلی اضافه کرده است درحالی که  با همین مبلغ افزایش قیمت در بازارهای جهانی و حتی کشورهای همسایه می‌توان لوکس‌ترین خودروهای برندهایی چون بنز، بی‌ام‌و یا تویوتا را خریداری کرد. بنابراین این افزایش ۸۵ تا ۱۰۰ درصدی، عملاً بازار خودروهای چینی را از دسترس طبقه متوسط خارج و به قلمرویی برای جولان سرمایه‌گذاران رانتی تبدیل کرده است.چری ۳۰ هزار دلاری را با اسم «اکستریم» ۹ میلیارد فاکتور کردند/ خودروسازی که روغن‌موتور ندارد اما اشتهای میلیاردی دارد!

    گرانی پیشتاز، خدمات در کما!

    اما پارادوکس ماجرا اینجاست که شرکتی که در افزایش قیمت، پیش‌قراول و مدعی تکنولوژی روز است اما در تامین پیش‌پاافتاده‌ترین اقلام مصرفی عاجز مانده است. مخاطبان تابناک اعلام کرده اند که بسیاری از نمایندگی‌های این شرکت حتی از عرضه روغن موتور استاندارد برای سرویس دوره‌ای خودروها خودداری می‌کنند و حالا سوال این است که چطور می‌توان پذیرفت خودرویی که قیمت آن شبانه چند میلیارد تومان گران می‌شود، در سیستم خدمات پس از فروش خود هنوز درگیرِ ابتدایی‌ترین قطعات و اقلام مصرفی باشد؟

    قیمت در چین؛ واقعیت در ایران!

    محصولات برند «اکستریم» یا «فونیکس» که در واقع همان چری (Chery) و اکسید (Exeed) چین هستند، در بازار مبدأ قیمتی به مراتب پایین‌تر دارند برای مثال، خودرویی که در چین با قیمت حدود ۲۰ تا ۳۰ هزار دلار یا معادل ۱.۲ تا ۱.۸ میلیارد تومان فروخته می‌شود، در ایران با تغییر نام و برندسازی‌های پرزرق و برق، به قیمت‌هایی بالای ۷ تا ۹ میلیارد تومان قیمت گذاری می شود.

    جالب اینکه بسیاری از این مدل‌ها با تغییرات جزئی مخصوص بازار ایران تولید می‌شوند تا مقایسه قیمتی آن‌ها با مدل‌های اصلی در چین دشوارتر شود؛ اما حقیقت پشت پرده، سودی است که از جیب مصرف‌کننده ایرانی به حساب‌های این خودروساز سرازیر می‌شود.

    وقتی قانون سکوت می‌کند!

    این افزایش قیمت میلیاردی و شبانه این پرسش را در ذهن افکار عمومی ایجاد کرده است که نهادهای نظارتی کجای این معادله ایستاده‌اند؟ چطور یک مونتاژکار بخش خصوصی اجازه می‌یابد بدون هیچ تغییر کیفی یا تحول در بازار جهانی، قیمت محصولات خود را دو برابر کند؟

    البته امروز سازمان حمایت اعلام کرد قیمتهای اعلامی شرکت مدیران خودرو فاقد وجاهت قانونی است و طبق دستورالعمل ۱۴۰۴/۶/۱۱ شورای رقابت و اصلاحات بعدی، عرضه کنندگان خودرو موظف هستند مدارک خود را جهت تعدیلات قیمت به سازمان حمایت ارائه و پس از تایید تکمیل مدارک توسط سازمان، محاسبات در مهلت مقرر مشخص شده خواهد شد.

  • خودروسازان در آستانه ورشکستگی؟!

    خودروسازان در آستانه ورشکستگی؟!

    به گزارش اقتصادران، بازار خودرو در شرایطی مبهم و پرابهام قرار گرفته که چشم‌انداز آن بیش از هر زمان دیگری به تحولات سیاسی و اقتصادی گره خورده است. در چنین فضایی، تحلیلگران از سناریو‌های متفاوتی سخن می‌گویند که هرکدام می‌تواند مسیر قیمت‌ها را به‌طور چشمگیری تغییر دهد.

    امیرحسن کاکایی، کارشناس بازار خودرو،  با اشاره به پیش‌بینی‌ناپذیر بودن بازار خودرو اظهار داشت: مهم‌ترین پرسش اکنون این است که آیا جنگ پایان یافته یا خیر. از آنجا که پاسخ به این پرسش مشخص نیست، هنوز نمی‌توان پیش‌بینی دقیقی از روند قیمت‌ها در بازار خودرو ارائه داد.

    وی افزود: چند سؤال دیگر نیز مطرح است؛ نخست اینکه جنگ چه زمانی تمام می‌شود و دوم اینکه چگونه به پایان می‌رسد. اگر اتمام جنگ مانند بهمن‌ماه سال گذشته باشد، گویی جنگی رخ نداده، اما تحریم‌ها به قوت خود باقی بماند، یک سناریو شکل می‌گیرد. در مقابل، اگر جنگ به‌گونه‌ای پایان یابد که یکباره با آمریکا به صلح کامل برسیم، پول‌های بلوکه‌شده آزاد شود و سرمایه‌گذاری خارجی انجام گیرد، در این صورت با سناریوی دیگری مواجه خواهیم بود. بنابراین، با سناریو‌های چندوجهی میان بقا، جهش بزرگ و سقوط روبه‌رو هستیم.

    بازار خودرو در ابهام جنگ و صلح

    این کارشناس بازار خودرو در بخش دیگری از سخنان خود به عوامل داخلی مؤثر بر بازار خودرو اشاره کرد و گفت: حتی در زمان‌هایی که روابط بین‌المللی خوبی داشتیم، سیاست‌های بانک مرکزی بر بازار تأثیرگذار بوده است. در این شرایط، تورم یک پدیده پولی است که مسئول اصلی آن بانک مرکزی است.

    او ادامه داد: من اعتقاد دارم اگر بانک مرکزی محکم پای برخی قواعد بانکداری بایستد، تورم نخواهیم داشت. تورم خروجی سیاست‌های بانک مرکزی است. اینکه بانک مرکزی تابع برخی عوامل سیاسی بیرونی است، بحثی جداگانه است. بنابراین، به‌جز عوامل سیاست خارجی، باید تأثیرات بانک مرکزی را نیز بر قیمت خودرو لحاظ کنیم.

    نقش تعیین‌کننده بانک مرکزی در تورم خودرو

    کاکایی با طرح دو سناریو درباره قیمت خودرو افزود: در سناریوی فعلی که ادامه وضعیت «نه جنگ و نه صلح» است، قیمت‌ها ثبات فعلی را حفظ خواهند کرد و هرگونه افزایش یا کاهش، موقتی و تابع شرایط هیجانی خواهد بود.

    وی با تأکید بر اینکه در مجموع قیمت خودرو روندی صعودی خواهد داشت، بیان کرد: مجموعه رفتار سیاست‌گذاران کشور، به‌ویژه بانک مرکزی، تورم‌زا است. در برخی مقاطع هیجانی، قیمت‌ها بیش از حد افزایش می‌یابد، اما این هیجان طی چند روز با کاهش قیمت تعدیل می‌شود؛ با این حال، در مجموع روند کلی افزایشی است.

    این تحلیلگر بازار خودرو در ادامه و با طرح این سناریو که اگر جنگ ناگهانی درگیرد، گفت: در این شرایط قیمت خودرو جهشی افزایش خواهد یافت.

    سه سناریوی متفاوت برای آینده قیمت‌ها

    کاکایی خاطرنشان کرد: ادامه وضعیت موجود از نظر اقتصادی بسیار خطرناک است، چراکه بلاتکلیفی بزرگی بر سیاست‌های اقتصادی کشور حاکم است و این وضعیت می‌تواند در بازه زمانی مرداد و شهریور به توقف صنعت خودروسازی منجر شود. این روند در صورت تداوم وضعیت «نه جنگ، نه صلح» و ادامه سیاست‌های فعلی بانک مرکزی رخ خواهد داد.

    این کارشناس بازار خودرو با طرح این سناریو که اگر به شرایط سیاست بین‌المللی بهمن‌ماه بازگردیم، تأکید کرد: در چنین شرایطی نیز قیمت‌ها افزایش خواهد یافت. البته باید توجه داشت برخی خودرو‌ها مانند لکسوس ۱۱۰ میلیاردی یا بنز ۱۰۰ میلیاردی به‌صورت هیجانی افزایش قیمت داشته‌اند و ممکن است مجدداً کاهش یابند. اما خودروی ۲۰۷ دو میلیارد تومانی دیگر کاهش قیمت را تجربه نخواهد کرد. امکان کاهش قیمت خودرو‌های اقتصادی وجود ندارد، چراکه تورم همچنان افزایشی خواهد بود.

    او با بیان اینکه در صورت بازگشت به شرایط بهمن‌ماه سال گذشته، کشور در رکود عمیق قرار خواهد گرفت، اظهار کرد: تا اینجا درباره قیمت‌ها صحبت کردیم، اما باید توجه داشت که تورم و رکود به‌صورت همزمان رخ خواهند داد و رکود حتی شدیدتر خواهد بود چراکه قیمت خودرو‌های اقتصادی به‌شدت افزایش یافته و توان خرید کاهش پیدا کرده است. از سوی دیگر، افرادی که قصد سرمایه‌گذاری دارند، اکنون بازار‌های بهتری مانند بورس را پیش‌رو دارند، چراکه این بازار‌ها به دلیل تعطیلی‌های اخیر دچار عقب‌ماندگی شده‌اند و احتمال جبران آن وجود دارد.

    خطر رکود و توقف تولید در صنعت خودرو

    وی خاطرنشان کرد: البته در این شرایط بخشی از حباب قیمت خودرو تخلیه خواهد شد، اما این حباب‌ها چندان بزرگ نیستند. با این حال، تردیدی وجود ندارد که رکود و کمبود تولید خودرو در صورت بازگشت به وضعیت بهمن‌ماه رخ خواهد داد.

    کاکایی با طرح سناریوی دیگر، یعنی صلح در شرایط بسیار مطلوب، تأکید کرد: برخی مقامات این روز‌ها شرایطی را متصور هستند که بتوان از تنگه هرمز سالانه ۲۵ میلیارد تومان درآمد کسب کرد یا نفت روی آب‌مانده کشور به فروش برسد و درآمد قابل توجهی حاصل شود. همچنین برخی از امکان دریافت ۳۰۰ میلیارد دلار غرامت از آمریکا سخن می‌گویند. اینها اظهاراتی است که از سوی مقامات سیاسی مطرح می‌شود.

    وی افزود: در چنین شرایطی، قیمت همه کالا‌ها از جمله خودرو با کاهش شدید مواجه خواهد شد، اما حتی در این وضعیت نیز قیمت‌ها پایین‌تر از نرخ کارخانه نخواهد آمد، چراکه این قیمت‌ها تابع هزینه تولید هستند. در چنین شرایطی، موجی از ورشکستگی در میان تولیدکنندگان شکل می‌گیرد؛ قیمت‌ها کاهش می‌یابد، اما کالا‌های داخلی روی دست تولیدکننده باقی می‌ماند و بیکاری گسترده‌ای ایجاد می‌شود. در نتیجه، اقتصاد کشور دچار بیماری هلندی خواهد شد.

    این تحلیلگر بازار خودرو درباره مفهوم بیماری هلندی توضیح داد: این بیماری زمانی بروز می‌کند که به دلیلی خارج از ساختار اقتصاد، ارزش پول ملی به‌طور ناگهانی تقویت شود، در حالی که هزینه تولید کاهش نیافته است. در این وضعیت، تولیدکنندگان داخلی در رقابت با کالا‌های وارداتی شکست می‌خورند. هرچند بخشی از هیجانات فعلی بازار نیز بر اساس چنین تصوری شکل گرفته است و برخی گمان می‌کنند قیمت‌ها به‌طور ناگهانی نصف خواهد شد، در حالی که چنین اتفاقی غیرممکن است.

    وی ادامه داد: در صورت بروز موج ورشکستگی، اقتصاد دچار بحران گسترده‌ای خواهد شد که کل کشور را در بر می‌گیرد.

    کاکایی در پایان خاطرنشان کرد: مردم باید بدانند حتی اگر توافق با آمریکا بسیار مطلوب باشد، اقتصاد با یک تنش بزرگ مواجه خواهد شد. در این شرایط، تا زمانی که انبار‌های تولیدات داخلی تخلیه نشود، وضعیت دشواری بر اقتصاد کشور حاکم خواهد بود.

  • قیمت خودرو؛ ریزش در اخبار، جهش در بازار!

    قیمت خودرو؛ ریزش در اخبار، جهش در بازار!

    به گزارش اقتصادران، اگرچه در هفته‌های اخیر از کاهش قیمت برخی خودروها و آرام‌تر شدن فضای بازار سخن گفته می‌شود، اما شواهد میدانی نشان می‌دهد این افت‌ها هنوز فاصله زیادی با جبران جهش‌های سنگین ماه‌های گذشته دارد. کارشناسان معتقدند رکود معاملات، افت قدرت خرید و فضای انتظاری ناشی از تحولات سیاسی، بازار را در وضعیت تعلیق قرار داده است؛ وضعیتی که در آن نه تقاضای موثری برای رشد معاملات وجود دارد و نه زمینه‌ای برای کاهش پایدار قیمت‌ها. از سوی دیگر، ضعف رقابت و نبود اصلاحات ساختاری در صنعت خودرو و محدودیت در واردات باعث شده بازار بیش از گذشته به متغیرهای کلان اقتصادی و نوسانات تورمی وابسته شود؛ موضوعی که چشم‌انداز ارزانی واقعی خودرو را همچنان دور از دسترس نشان می‌دهد.

    ریزش روی کاغذ

    به گزارش «تعادل»، سال‌هاست بازار خودرو به یکی از مهم‌ترین شاخص‌های سنجش وضعیت اقتصادی کشور تبدیل شده است. در روزهای اخیر نیز اخبار متعددی درباره کاهش قیمت‌ها، عقب‌نشینی بازار و احتمال تداوم ثبات نسبی منتشر شده است؛ اخباری که در نگاه نخست می‌تواند نشانه‌ای از آرام‌تر شدن فضای معاملاتی تلقی شود.

    با این حال بررسی روند قیمت‌ها در ماه‌های گذشته نشان می‌دهد که افت‌های اخیر هنوز فاصله قابل توجهی با جبران افزایش‌های سنگین پیشین دارد. بسیاری از خودروهایی که طی مدت کوتاهی رشدهای چندصد میلیون یا حتی میلیاردی را تجربه کرده‌اند، اکنون تنها بخشی محدود از آن افزایش قیمت را پس داده‌اند. به همین دلیل، کاهش‌های فعلی هنوز نتوانسته قدرت خرید از دست رفته مصرف‌کنندگان را احیا کند یا خودرو را به کالایی در دسترس‌تر برای خانوارها تبدیل سازد.

    کارشناسان معتقدند بازار خودرو در شرایطی میان رکود و انتظار قرار گرفته است. از یک سو افت قدرت خرید و کاهش حجم معاملات، ظرفیت رشد سریع قیمت‌ها را محدود کرده و از سوی دیگر، تداوم تورم، نوسانات ارزی و ابهامات اقتصادی مانع از شکل‌گیری کاهش‌های پایدار و عمیق شده است. در چنین فضایی، بسیاری از فعالان بازار آینده قیمت‌ها را بیش از هر چیز به تحولات اقتصاد کلان و متغیرهای سیاسی و بین‌المللی گره می‌زنند.

    در این میان، نگاه سرمایه‌ای به خودرو همچنان یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های بازار ایران است. شرایط تورمی سال‌های اخیر باعث شده خودرو برای بخشی از جامعه صرفا یک کالای مصرفی نباشد و به ابزاری برای حفظ ارزش دارایی تبدیل شود؛ موضوعی که بر رفتار خریداران و فروشندگان اثر قابل توجهی گذاشته است.

    در مجموع، به نظر می‌رسد آینده بازار خودرو بیش از آنکه به نوسانات مقطعی قیمت وابسته باشد، به روند متغیرهای بنیادین اقتصاد از جمله نرخ تورم، ثبات ارزی، سیاست‌های وارداتی و میزان رقابت در صنعت خودرو بستگی دارد. از همین رو، بسیاری از کارشناسان معتقدند کاهش پایدار قیمت‌ها بدون اصلاحات ساختاری در اقتصاد و صنعت خودرو دشوار خواهد بود و نوسانات کوتاه‌مدت به تنهایی نمی‌تواند مسیر بازار را تغییر دهد.

    اصلاح بازار با تغییر فرمول قیمت‌گذاری  محقق نمی‌شود

    در کنار متغیرهای کلان اقتصادی، بخشی از چالش‌های بازار خودرو به ساختار مدیریتی و سیاستگذاری این صنعت بازمی‌گردد. بسیاری از کارشناسان معتقدند صنعت خودرو طی سال‌های گذشته در وضعیتی متناقض قرار گرفته است؛ از یک سو قیمت‌گذاری، شیوه فروش و حتی تغییرات مدیریتی تحت تاثیر تصمیمات دولتی قرار دارد و از سوی دیگر، خودروسازان از محدودیت‌های ناشی از این مداخلات انتقاد کرده و خواستار آزادسازی بیشتر هستند. سعید مدنی، کارشناس صنعت خودرو معتقد است ریشه بخش مهمی از مشکلات فعلی را باید در همین الگوی حکمرانی جست‌وجو کرد. به گفته او، دولت در سال‌های گذشته در تعیین قیمت، نحوه فروش و انتصاب مدیران نقش مستقیم داشته، اما در مقابل مسوولیت نتایج این تصمیمات را کمتر پذیرفته است.

    براساس اظهارات او به ایسنا، شورای رقابت نیز ادعا می‌کند فضا رقابتی است، در حالی که قیمت را تعیین می‌کند. سرمایه‌گذاری خارجی نیز در چنین شرایطی معنا ندارد. سرمایه‌گذار خارجی نمی‌آید در چنین فضایی که رقابت اقتصادی نتیجه ندارد، سرمایه‌گذاری کند و نهایتا کار به آنجا رسیده که تعدادی قطعه از چین وارد و مونتاژ می‌کنند و می‌گویند خودروسازی را وارد کرده‌اند. در حالی که نه برنامه ساخت داخل دارند و نه قیمت‌گذاری درست است.

    از نگاه مدنی، نبود فضای رقابتی واقعی موجب شده نه سرمایه‌گذاری خارجی شکل بگیرد و نه برنامه‌های توسعه‌ای از جمله داخلی‌سازی قطعات و ارتقای فناوری به شکل پایدار دنبال شود. به اعتقاد این کارشناس، آزادسازی قیمت‌ها در شرایطی می‌تواند به افزایش تولید و حذف تقاضای سفته‌بازانه منجر شود که همزمان بستر رقابت واقعی نیز فراهم باشد. در غیر این صورت، آزادسازی در بازاری که همچنان با محدودیت‌های رقابتی مواجه است، لزوما به بهبود وضعیت مصرف‌کننده منجر نخواهد شد. از همین رو، بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که اصلاح بازار خودرو تنها با تغییر فرمول قیمت‌گذاری محقق نمی‌شود و نیازمند بازنگری در ساختار مدیریت، سیاست‌های صنعتی و نحوه تنظیم‌گری این بازار است.

    کاهش معاملات، نه کاهش قیمت‌ها

    در همین راستا، بررسی وضعیت کنونی بازار خودرو نشان می‌دهد، افت محدود قیمت‌ها بیش از آنکه ناشی از تغییرات بنیادین در ساختار اقتصادی باشد، تحت تاثیر کاهش تقاضا و فضای انتظاری حاکم بر بازار شکل گرفته است. فعالان بازار معتقدند در ماه‌های اخیر دو عامل اصلی، یعنی انتشار اخبار مربوط به تحولات سیاسی و مذاکرات خارجی از یک سو و افت محسوس قدرت خرید مصرف‌کنندگان از سوی دیگر، بیشترین تاثیر را بر روند معاملات داشته‌اند.

    مسیح فرزانه، کارشناس صنعت خودرو معتقد است نتیجه همزمان این دو متغیر در کاهش حجم معاملات، افزایش تعداد فروشندگان نسبت به خریداران و تعدیل محدود قیمت‌ها قابل مشاهده است. به گفته او، هرچند اخبار سیاسی در کوتاه‌مدت می‌تواند بر انتظارات بازار اثرگذار باشد، اما ساختار قیمتی خودرو در نهایت تابع متغیرهای اقتصادی نظیر تورم، نرخ ارز و وضعیت درآمدی خانوارهاست. این کارشناس تاکید می‌کند که بازار خودرو در سال‌های اخیر بارها به اخبار مشابه واکنش نشان داده و به همین دلیل شدت اثرگذاری این سیگنال‌ها نسبت به گذشته کاهش یافته است. از نگاه او، تا زمانی که تغییر محسوسی در سیاست‌های کلان اقتصادی رخ ندهد، بازارهای سرمایه‌ای از جمله خودرو در بلندمدت همچنان از روندهای تورمی تاثیر خواهند پذیرفت.

    فرزانه همچنین درباره راه‌اندازی سامانه‌های جدید نظارتی در حوزه فروش خودرو معتقد است که هرچند شفافیت و نظارت از الزامات تنظیم بازار محسوب می‌شود، اما تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که ایجاد سامانه‌ها و سازوکارهای کنترلی به تنهایی قادر به حل مشکلات ساختاری بازار خودرو نیست. به باور او، کاهش پایدار التهاب در این بازار بیش از هر چیز به اصلاح سیاست‌های اقتصادی، افزایش رقابت و ایجاد ثبات در متغیرهای کلان وابسته است.

  • بازار خودرو قفل شد؛ نه کسی می‌خرد، نه می‌فروشد!

    بازار خودرو قفل شد؛ نه کسی می‌خرد، نه می‌فروشد!

    به گزارش اقتصادران، سال‌ها است که آشفتگی در بازار خودروی ایران به ابزاری برای محک زدن کارآمدی سیاست‌های اقتصادی دولت‌ها تبدیل شده است. در روز‌های گذشته، ویترین رسانه‌های رسمی و نزدیک به سیاست‌گذاران اقتصادی پر شده است از اخبار ناظر بر «عقب‌نشینی قیمت‌ها»، «ریزش سنگین در بازار خودرو» و «ثبات و آرامش پیش‌رو».

    با این حال، یک گشت‌وگذار ساده در بازار یا نگاهی به آمار‌های واقعی نشان می‌دهد که این ریزش‌های ادعایی، چیزی جز یک آرامش صوری و در بهترین حالت، یک تکان کوچک پاندولی پس از طوفان‌های سهمگین قیمتی نیست. واقعیت این است که در ساختار فعلی اقتصاد سیاسی ایران، خودرو از یک کالای مصرفی با دوام به لنگرگاهی برای حفظ ارزش پول تبدیل شده و تا زمانی که ریشه‌های اصلی تورم، انحصار و نااطمینانی‌های ساختاری حل نشود، هرگونه ادعای ارزان‌سازی، با واقعیت اقتصادی فرسنگ‌ها فاصله دارد.

    جهش‌های میلیاردی و ریزش‌های قطره‌چکانی

    برای درک بهتر آنچه امروز در بازار خودرو می‌گذرد، نیازی به فرمول‌های پیچیده اقتصاد کلان نیست؛ کافی است نگاهی به روند حرکت قیمت‌ها در ماه‌های گذشته بیندازیم. گزارش‌های میدانی و آمار‌های رسمی حکایت از آن دارند که در یک بازه زمانی کوتاه، خودرو‌هایی که تا چندی پیش در کانال یک میلیارد و اندی تومان معامله می‌شدند، با جهش‌های پی‌درپی و بی‌سابقه به عدد‌های عجیبی مثل سه میلیارد تومانی و بالاتر رسیدند.

    در چنین شرایطی، وقتی سخن از کاهش یا تداوم عقب‌نشینی قیمت‌ها به میان می‌آید، باید پرسید مبنای این کاهش چیست؟ واقعیت تلخ این است که وقتی قیمت یک خودرو با آسانسور تورم و انتظارات تورمی، دو میلیارد تومان رشد می‌کند، سقوط قطره‌چکانی و ۵۰ میلیون تومانی آن با پله، هیچ گرهی از کار مصرف‌کننده واقعی باز نخواهد کرد. این کاهش‌های موقتی که رسانه‌های دولتی از آن به عنوان دستاورد یاد می‌کنند، برای طبقه متوسط و حقوق‌بگیر جامعه که قدرت خریدشان به طور کامل فرسوده شده، فاقد هرگونه فایده و اثر ملموس است. خودرویی که از دسترس خارج شده، با یک تخفیف ناچیز چند درصدی دوباره به سبد خرید مردم بازنمی‌گردد.

    بازار معلق میان جهش و ریزش؛ سایه سنگین سیاست خارجی و ژئوپلیتیک

    تحلیل‌گران بازار معتقدند که وضعیت فعلی بازار خودرو، وضعیتی «معلق» است. بازار نه توان صعود بیشتر در کوتاه‌مدت را دارد (به دلیل قفل شدن کامل قدرت خرید جامعه و رکود سنگین) و نه تمایلی به ریزش واقعی نشان می‌دهد (به دلیل بالا بودن بهای تمام‌شده تولید و انتظارات تورمی).

    بسیاری از کارشناسان تاکید می‌کنند که آینده بازارها، به ویژه بازار‌های سرمایه‌ای نظیر خودرو، به شدت به متغیر‌های کلان و فرامرزی وابسته است. ناظران اقتصادی آشکارا می‌گویند که سرنوشت میان‌مدت قیمت‌ها به نتایج تنش‌های منطقه‌ای و تحولات دیپلماتیک گره خورده است. از سوی دیگر، مسائل ترانزیتی و لجستیکی زنجیره تامین نیز تحت تاثیر همین نوسانات قرار دارد؛ به طوری که حتی برای تامین قطعات ساده خودرو، کارخانه‌ها و واردکنندگان ناچارند به دلیل محدودیت‌های بین‌المللی، مداوم مسیر‌های جایگزین را (نظیر تغییر مسیر از بنادر سنتی به مقاصد جدید) جست‌و‌جو کنند که این خود هزینه تمام‌شده تولید را به شدت افزایش می‌دهد. در چنین فضایی، چطور می‌توان انتظار یک ریزش واقعی و پایدار را داشت؟

    خودرو جای زمین و طلا را می‌گیرد

    رکود تورمی حاکم بر بازار خودرو، پدیده‌های عجیبی را خلق کرده که پیش از این کمتر در اقتصاد ایران سابقه داشته است. در هفته‌های اخیر، فضای مجازی و پلتفرم‌های خرید و فروش خودرو شاهد آگهی‌های غریبی بوده‌اند؛ از معاوضه خودرو با سیم‌کارت‌های رند چند میلیاردی گرفته تا تهاتر ماشین با گوسفند و ملک‌های روستایی.

    این اتفاقات عجیب، اگرچه در نگاه اول ممکن است به عنوان حواشی بازار تلقی شوند، اما از نظر علم اقتصاد، زنگ خطری جدی و نشانه‌ای از فروپاشی کارکرد‌های سنتی بازار است. وقتی پول ملی کارکرد خود را به عنوان واسطه مطمئن داد و ستد در بازار‌های بزرگ از دست می‌دهد، اقتصاد به سمت رفتار‌های پا‌پایا و شبه‌تهاتری حرکت می‌کند. خودرو در ایران امروز، عملاً کارکردی شبیه به طلا و دلار پیدا کرده است. این نگاه سرمایه‌ای، تقاضای مصرفی را به طور کامل به حاشیه رانده و بازار را به تسخیر نوسان‌گیرانی درآورده است که حاضرند هر کالای باارزشی را با خودرو معاوضه کنند تا از موج بعدی تورم عقب نمانند.

    طنز تلخ قیمت‌های جهانی و داخلی

    یکی از شکاف‌های ساختاری که رسانه‌ها و منتقدان انحصار همواره بر آن دست می‌گذارند، فاصله نجومی ارزش ذاتی خودرو‌ها با قیمت بازار آنها در ایران است. نگاهی به آمار‌های صادراتی یا ارزیابی‌های بین‌المللی نشان می‌دهد که خودرویی مانند پژو ۲۰۷ در بازار‌های منطقه‌ای و با مکانیزم‌های رقابتی، ارزش دلاری بسیار پایینی (در حدود شش هزار دلار) دارد. اما همین خودرو در بازار انحصاری و بسته ایران، با قیمت‌هایی معامله می‌شود که با نرخ‌های ارز آزاد، چندین برابر ارزش واقعی آن است.

    در سطوح بالاتر بازار نیز وضعیت به همین منوال است؛ خودرو‌های لوکس و پرچم‌داری که در دنیا نماد تکنولوژی روز هستند، در بازار ایران به دلیل ممنوعیت‌ها، تعرفه‌های سنگین و نبود رقابت، به قیمت‌های سرسام‌آور و باورنکردنی (مانند لکسوس‌های ۱۱۰ میلیاردی) می‌رسند. این فاصله طبقاتی و ساختاری در بازار خودرو، نتیجه مستقیم سیاست قرنطینه کردن بازار به بهانه حمایت از تولید داخلی است؛ حمایتی که خروجی آن نه‌تنها ارتقای کیفیت نبوده، بلکه تحمیل خودرو‌های از رده خارج با قیمت‌های جهانی به مصرف‌کننده ایرانی بوده است.

    راه فراری برای مهار قیمت‌ها نیست؛ ضرورت جراحی در سیاست‌های کلان

    بسیاری از کارشناسان با بررسی دقیق روند‌های مالی و صنعتی کشور به این نتیجه رسیده‌اند که با سیگنال‌های موقت و گفتاردرمانی، راه فراری برای مهار واقعی قیمت‌ها وجود ندارد. سیاست‌گذار در سال‌های گذشته راه‌حل‌های متعددی را آزمایش کرده است؛ از سامانه یکپارچه فروش و قرعه‌کشی‌های بخت‌آزمایی گرفته تا بورس کالا و ادعا‌های مکرر درباره آزادسازی واردات خودرو‌های کارکرده. اما چرا هیچ‌کدام از این نسخه‌ها شفا‌بخش نبود؟

    پاسخ روشن است؛ بازار خودرو تافته‌ای جدا‌بافته از کل اقتصاد ایران نیست. تا زمانی که نرخ رشد نقدینگی بالا است، ناترازی شدید ارزی وجود دارد و تورم ساختاری بالای ۴۰ درصد بر کشور سایه افکنده، نقدینگی سرگردان به هر روزنه‌ای هجوم می‌برد تا ارزش خود را حفظ کند. خودرو به دلیل نقدشوندگی بالا، یکی از جذاب‌ترین مقاصد برای این پول‌های داغ است. بنابراین، فریز کردن موقت قیمت‌ها یا ایجاد بوروکراسی‌های پیچیده عرضه، تنها مثل فنری عمل می‌کند که انرژی تورمی را در خود فشرده می‌سازد و در نخستین تکان ارزی، با شدتی بیشتر رها می‌شود.

    خریداران چه کنند؟ چند روز دست نگه دارید یا وارد بازار شوید؟

    در میان این هیاهوی رسانه‌ای و تضاد میان اخبار «ریزش» و واقعیت «گرانی»، مصرف‌کننده واقعی در بلاتکلیفی محض به سر می‌برد. از یک سو، برخی سیگنال‌های کوتاه‌مدت رسانه‌ای به خریداران توصیه می‌کنند که «چند روزی دست نگه دارید، خودرو در حال ارزان شدن است»؛ از سوی دیگر، تجربه زیسته مردم در دهه‌های اخیر دلالت بر این دارد که در اقتصاد تورمی ایران، فردا همیشه گران‌تر از امروز است.

    واقعیت این است که برای متقاضیان مصرفی (کسانی که واقعاً برای نیاز شخصی به خودرو احتیاج دارند)، انتظار برای ریزش‌های معجزه‌آسا چندان منطقی به نظر نمی‌رسد؛ چرا که حتی در صورت کاهش قیمت، این نوسانات در سطوح بالایی که پیش از این فتح شده رخ می‌دهد (همان معادله نابرابر کم شدن ۵۰ میلیون از جهش دو میلیارد تومانی). اما برای کسانی که به قصد سرمایه‌گذاری وارد این بازار می‌شوند، شرایط رکودی فعلی و ریسک‌های سیاسی بالا، نشان‌دهنده یک فضای غبارآلود است که هرگونه رفتار هیجانی در آن می‌تواند منجر به زیان‌های کوتاه‌مدت شود.

    پرونده بازار خودرو در بهار ۱۴۰۵ نشان می‌دهد که اصلاحات ساختاری در این حوزه، نیازمند تغییر پارادایم اقتصادی است. شکستن انحصار دو خودروساز بزرگ، تسهیل واقعی و بدون مانع واردات خودرو (نو و کارکرده) برای ایجاد رقابت، و مهم‌تر از همه، ثبات‌بخشی به متغیر‌های کلان اقتصادی نظیر نرخ ارز و تورم، تنها راه‌های نجات این بازار بیمار هستند. تا زمانی که این جراحی‌های سخت صورت نگیرد، اخبار ریزش قیمت‌ها تنها حکم مسکن‌های کم‌اثری را دارند که عمرشان با اولین نوسان سیاسی یا ارزی به پایان می‌رسد و مردم همچنان ناچارند برای خرید خودرو‌های معمولی، هزینه‌هایی در سطح خودرو‌های روز دنیا پرداخت کنند.

  • گوسفند؛ شاخص جدید برای قیمت خودرو!!

    گوسفند؛ شاخص جدید برای قیمت خودرو!!

    به  گزارش اقتصادران، بازار خودرو ایران حالا وارد فاز عجیب و جدیدی شده است.

    اگر سری به فضای مجازی بزنید با تبلیغات مختلف معاوضه سیم کارت و یا حتی گوسفند با خودرو مواجه می‌شوید.

    به عنوان مثال فردی یک سیم کارت ۹۱۲ کد یک را با خودرویی تا ۱.۵ میلیارد تومان برای معاوضه آگهی کرده است.

    از طرفی معاوضه گوسفند با خودرو هم به شدت مشاهده می‌شود و به عنوان نمونه فردی ۱۰ تا ۱۵ گوسفند را برای معاوضه با خودرو گذاشته است.

    آنطور که به نظر می‌رسد حالا با افزایش قیمت‌ها شاهد مبادله‌های کالا با کالا به خصوص در زمینه خودرو هستیم.

  • بازار خودرو در کشاکش «انتظار» و «واقعیت»

    بازار خودرو در کشاکش «انتظار» و «واقعیت»

    به گزارش اقتصادران، بازار خودرو ایران در هفته نخست خرداد ماه ۱۴۰۵ همچنان در وضعیتی قرار دارد که از یک سو سیاست‌گذاران بر افزایش عرضه و کنترل قیمت‌ها تأکید می‌کنند و از سوی دیگر، بازار آزاد هنوز با نوسان و انتظارات تورمی دست‌وپنجه نرم می‌کند. طی هفته‌های اخیر رشد قیمت برخی خودروهای داخلی و مونتاژی بار دیگر توجه فعالان اقتصادی و خریداران را به خود جلب کرده و پرسش اصلی همچنان پابرجاست: آیا افزایش عرضه می‌تواند بازار را به تعادل برساند؟

    مهر نوشت: محمدصادق مفتح، قائم‌مقام وزیر صمت، درباره وضعیت بازار خودرو به خبرنگار مهر اعلام کرده است: «طبیعتاً هر زمان عرضه به میزان کافی انجام شود، بازار نیز به‌صورت خودکار به تعادل خواهد رسید و مشکلات موجود برطرف می‌شود.» این نگاه در واقع بر پایه یکی از اصول کلاسیک اقتصاد یعنی ایجاد توازن میان عرضه و تقاضا استوار است؛ با این حال تجربه سال‌های اخیر نشان داده که بازار خودرو ایران تنها تابع میزان تولید نیست و متغیرهایی مانند نرخ ارز، انتظارات تورمی، سیاست‌های وارداتی و حتی فضای روانی بازار نیز نقش مهمی ایفا می‌کنند.

    بررسی تحولات هفته‌های اخیر نشان می‌دهد وزارت صمت تمرکز ویژه‌ای بر افزایش تیراژ تولید و استمرار واردات خودرو گذاشته است. مسئولان این وزارتخانه تأکید دارند که روند واردات خودروهای خارجی به صورت مستمر ادامه خواهد یافت و عرضه پایدار می‌تواند بخشی از التهاب بازار را کاهش دهد.

    همزمان وزیر صنعت، معدن و تجارت نیز طی روزهای اخیر اعلام کرده که بخشی از آشفتگی‌های بازار ناشی از فعالیت واسطه‌ها و شکل‌گیری قیمت‌های غیرواقعی بوده استبخشی از آشفتگی‌های بازار ناشی از فعالیت واسطه‌ها و شکل‌گیری قیمت‌های غیرواقعی بوده است. به گفته او، برخی معاملات صرفاً به شکل اعلام قیمت انجام شده و معامله واقعی پشت آن وجود نداشته؛ مسئله‌ای که به افزایش انتظارات تورمی و التهاب بازار کمک کرده است.

    در کنار این موضوع، نگرانی‌هایی درباره کمبود مواد اولیه مورد نیاز صنعت خودرو، به‌ویژه ورق فولادی، مطرح شده بود؛ اما وزارت صمت این موضوع را رد کرده و تأکید دارد مشکلی در تأمین مواد اولیه خودروسازان وجود ندارد. همچنین از خودروسازان خواسته شده از افزایش‌های ناگهانی و غیرمنطقی قیمت‌ها خودداری کنند.

    آینده مبهم بازار خودرو

    با این حال، واقعیت میدانی بازار تصویر متفاوتی ارائه می‌دهد. در بازار آزاد، قیمت بسیاری از محصولات داخلی و مونتاژی نوسان‌های قابل توجهی را تجربه کرده است؛ به عنوان نمونه در بازار آزاد، چند خودروی پرتقاضا همچنان با نوسان قیمت معامله می‌شوند. پژو ۲۰۷ دنده‌ای TU۵P حدود ۲ میلیارد تومان قیمت‌گذاری شده و نسخه پانوراما اتوماتیک آن به محدوده ۲.۸ میلیارد تومان رسیده است.

    دنا پلاس اتوماتیک آپشنال نیز در کانال حدود ۲.۷ تا ۲.۸ میلیارد تومان قرار دارد، در حالی که تارا اتوماتیک V۴ در بازار آزاد تا حدود ۲.۸ میلیارد تومان معامله می‌شود. همچنین تارا دنده‌ای در محدوده ۲.۱ میلیارد تومان و برخی نسخه‌های شاهین نیز در کانال بیش از ۲ میلیارد تومان خریدوفروش می‌شوند. بررسی این ارقام نشان می‌دهد فاصله میان نرخ کارخانه و قیمت بازار آزاد همچنان قابل توجه است و همین اختلاف، یکی از عوامل ادامه حضور واسطه‌ها و فعالیت‌های سوداگرانه در بازار خودرو به شمار می‌رود.

    معامله‌گران معتقدند بخش مهمی از تحرکات فعلی نه به دلیل کمبود واقعی خودرو بلکه به دلیل ابهام نسبت به سیاست‌های آتی بازار رخ می‌دهد. خریداران نیز در شرایطی قرار گرفته‌اند که بخشی از آنان برای جلوگیری از افزایش احتمالی قیمت‌ها به خرید زودهنگام فکر می‌کنند و بخشی دیگر در انتظار کاهش قیمت ناشی از افزایش عرضه باقی مانده‌اند.

    کارشناسان اقتصادی معتقدند اگرچه افزایش تولید و واردات می‌تواند در کوتاه‌مدت فشار تقاضا را کاهش دهد، اما دستیابی به ثبات پایدار نیازمند مجموعه‌ای از اقدامات همزمان است؛ از جمله کاهش فاصله قیمت کارخانه و بازار، شفافیت بیشتر در سازوکار عرضه، کنترل فعالیت‌های سوداگرانه و ایجاد ثبات در متغیرهای کلان اقتصادی.

    در شرایط فعلی به نظر می‌رسد بازار خودرو ایران در نقطه‌ای میان «انتظار» و «واقعیت» قرار گرفته است؛ انتظاری که از سوی سیاست‌گذاران با وعده افزایش عرضه شکل گرفته و واقعیتی که همچنان از تداوم نوسان قیمت‌ها خبر می‌دهد. اکنون باید دید در هفته‌های آینده، افزایش تولید و واردات تا چه اندازه می‌تواند وعده تعادل بازار را به واقعیت تبدیل کند.

  • شرط ۳۰۰ هزار دلاری واردات خودرو؛ قمار دو سر باخت برای ایرانیان مقیم خارج!

    شرط ۳۰۰ هزار دلاری واردات خودرو؛ قمار دو سر باخت برای ایرانیان مقیم خارج!

    به گزارش اقتصادران، شرط ۳۰۰ هزار دلاری برای واردات یک دستگاه خودرو، نه یک مشوق، بلکه فرشی قرمز به سمت بن‌بست است. دولت در حالی انتظار جذب سرمایه‌های خرد را دارد که با نرخ ارز فعلی، این مبلغ هنگفت هیچ تناسب منطقی با امتیاز اعطایی ندارد؛ به‌ویژه زمانی که بدانیم این خودروها با برچسب «گذر موقت» و محدودیت‌های شدید تردد وارد می‌شوند.

    سیاست واردات خودرو توسط ایرانیان مقیم خارج از کشور با شرط سرمایه‌گذاری ۳۰۰ هزار دلاری، هرچند در ظاهر یک مشوق اقتصادی برای جذب ارز به نظر می‌رسد، اما درعمل نه شدنی است و نه صرفه اقتصادی برای مشتریان دارد.

    یکی از عجیب‌ترین بخش‌های این مصوبه، افزایش تعرفه واردات خودروهای برقی و هیبریدی به ۱۰۰ درصد است  در حالی که تمام دنیا با ابزارهای تشویقی و تعرفه صفر، به سمت خودروهای پاک حرکت می‌کنند و از آنجایی که کشور با بحران آلودگی هوا و ناترازی بنزین روبروست، وضع تعرفه ۱۰۰ درصدی برای این خودروها نه تنها تنبیه سرمایه‌گذارانی است که قصد واردات تکنولوژی نوین را دارند بلکه دولت بین شعارهای محیط‌زیستی و درآمدهای گمرکی نشان داد تا دومی را انتخاب کرده است.

    ازسویی دیگر، شرط ۳۰۰ هزار دلار سرمایه‌گذاری که با نرخ ارز فعلی، مبلغی بسیار هنگفت برای کسب امتیاز واردات «یک دستگاه خودرو» است و اصلا تناسب منطقی ندارد ؛ چراکه اگر هدف جذب سرمایه خرد ایرانیان خارج از کشور است، این عدد بسیار بالاست و تنها قشر بسیار محدودی را شامل می‌شود ضمن اینکه برای یک سرمایه‌گذار، معطل نگه داشتن۳۰۰ هزار دلار سرمایه در ایران صرفاً برای واردات یک خودرو که با بروکراسی شدید و تعرفه‌های سنگین هم روبروست، جذابیت اقتصادی بالایی ندارد.

    البته تغییر ناگهانی تعرفه‌ها مانند خودروهای برقی درست یک هفته پیش از تمدید طرح، عدم ثبات قوانین را نشان می دهد و اینکه سرمایه‌گذاری که بر اساس تعرفه‌های قبلی برنامه‌ریزی کرده، ناگهان با دو برابر شدن هزینه‌ها مواجه می‌شود. این رفتار اقتصادی، امنیت روانی سرمایه‌گذار را از بین می‌برد و پیام «غیرقابل پیش‌بینی بودن بازار » را به خارج از مرزها می رساند.

    همچنین اکثر فعالان اقتصادی بارها از «کندی» و «اختلالات سامانه‌ای» گلایه دارند و این سوال پیش می آید که چرا وقتی زیرساخت‌های فنی در سامانه جامع تجارت و گمرک فراهم نیست، مهلت طرح تمدید می‌شود؟ به نظرمی رسد که  تمدید زمان بدون اصلاح فرآیندها، تنها به انباشت درخواست‌ها و نارضایتی بیشتر منجر می‌شود و این مساله ناهماهنگی بین وزارت صمت، بانک مرکزی و گمرک را نشان می دهد.

    نکته مهم دیگر اینکه این خودروها به صورت «گذر موقت» وارد می‌شوند و اگر قرار باشد فرد ۳۰۰ هزار دلار سرمایه‌گذاری کند و باز هم خودروی او «گذر موقت» باشد و محدودیت تردد و زمان‌بندی خروج داشته باشد، دور از انتظار است که چنین سرمایه‌گذاری انجام دهد.

    البته دولت مشخص نکرده است که این ۳۰۰ هزار دلارها قرار است در کدام بخش تولیدی یا زیرساختی سرمایه‌گذاری شود. اگر این مبالغ صرفاً در حساب‌های بانکی رسوب کند یا در بخش‌های غیرمولد برود، نه‌تنها کمکی به رشد اقتصادی نمی‌کند، بلکه می‌تواند باعث تورم در بازارهای موازی مانند بازار مسکن خواهد شد.

  • پشت پرده گرانی خودرو؛ کسری فولاد، دلالان یا واردات؟

    پشت پرده گرانی خودرو؛ کسری فولاد، دلالان یا واردات؟

    به گزارش اقتصادران، در این ماه‌های پرتنش «اثر آسیب به واحدهای فولادی در شکل‌گیری رشد فزاینده قیمت خودرو چقدر بود؟»  «سهم انتظارات تورمی در رشد قیمت‌ها تا چه اندازه پررنگ بود؟» «چه میزان از افزایش قیمت خودرو منشأ  تورم عمومی دارد؟» «میزان اثرگذاری بازار ناآرام ارز چند درصد؟»  «چقدر از رشد فزاینده قیمت خودرو ناشی از سوار شدن دلالان روی موج جنگ است؟» «نقش سیاستگذار در دستکاری یا عدم دستکاری بازار چقدر می‌تواند باشد؟» و…  اینها بخشی از پرسش‌هایی است که ذهن را در پس رشد فزاینده قیمت خودرو درگیر می‌کند. برخی کارشناسان اقتصادی بر این باورند که آنچه شرایط کنونی را رقم زده بیش از همه انتظارات تورمی است که دلالان بازار روی موج آن سوار شدند و قیمت‌های فضایی در بازار شکل دادند. در این فضا شایعه‌هایی همچون «خداحافظی با واردات خودروی نو»، «عدم تعیین تکلیف واردات خودروهای کارکرده»، «کسری انبوه ورق‌های فولادی»، «افت تولید خودرو» و… مانور روی قیمت‌های نجومی را سهل‌تر کرد. به عبارتی تمام خبرهای سمی همزمان منتشر و دیرهنگام تکذیب شدند. در این بین خبر درخواست شفاهی تولیدکنندگان برای رشد قیمت خودروهای تحویلی هم اثری که لازم بود را در بازار گذاشت. همان‌گونه که تعلل در اجرای برخی سیاست‌ها همچون ممنوعیت صادرات محصولات فولادی اثر مورد نظر را نداشت.   این نکات هیچ کدام اثر تورم عمومی اقتصاد، رشد فزاینده نرخ ارز و عدم تناسب عرضه و تقاضا را در بازار خودرو نقض نمی‌کند. آسیب‌های وارده به واحدهای فولادی و کسری قریب‌الوقوع  تولید  را  هم تقلیل  نمی‌دهد.

    ۲۰ درصد ارزش خودرو از مواد فولادی 

    طبق اظهارات کارشناسان صنعتی، صنعت خودرو بزرگ‌ترین مصرف‌کننده ورق‌های فولادی خاص موجود در کشور است. از سویی حدود ۶۵-۵۵ درصد وزن هر خودرو از فولاد ساخته می‌شود.   بنابراین با توقف تولید ورق‌های گرم و سرد خودرویی فولاد مبارکه که طبق گزارش بورس کالا در سال ۱۴۰۴ ،۱۰۰ درصد نیاز خودروسازان را در ورق گرم و ۹۹٫۷۶ درصد نیاز را در ورق سرد تامین می‌کرد، مختل شده. کارشناسان پیش بینی می‌کنند، در کوتاه‌مدت موجودی انبارها بخشی از نیاز را جبران می‌کند. اما با اتمام ذخایر، بهره‌گیری از خطوط زیرمجموعه (ورق خودرو چهارمحال) اجتناب ناپذیر است.

    طبق گزارش بورس کالا در معاملات سال گذشته، ورق گالوانیزه خودرویی از طریق فولاد خودرو چهارمحال تامین می‌شد. باتوجه به شرایط کنونی کارشناسان اقتصادی به سیاستگذار توصیه می‌کنند در این مرحله، از سوءاستفاده قیمتی بازار خودرو جلوگیری کرده و اقدامات تنظیمی فوری را در دستور کار قرار بدهند. محاسبات کارشناسی نشان می‌دهد ۲۰-  ۱۵ درصد ارزش خودرو ناشی از مواد فولادی  است.

    اثر تخریب واحدهای فولادی 

    هفتم فروردین ماه امسال بود که ابتدا خبر حمله به فولاد مبارکه و سپس خبر حمله به فولاد خوزستان منتشر شد. اخباری که بازار را در شوک فرو برد. اما این شوک زمانی تشدید شد که دوباره فولاد مبارکه مورد حمله قرار گرفت. یازدهم فروردین حمله شدیدتری متوجه فولاد مبارکه شد. ۱۲ فروردین طبق اطلاعیه روابط عمومی فولاد مبارکه، آخرین حملات منجر به تخریب اساسی واحدهای مرتبط با فرآیند تولید شده است. در حمله اول نیز بخشی از زیرساخت‌های انرژی ازجمله نیروگاه سیکل ترکیبی ۹۱۴ مگاواتی و نیروگاه قدیم ۲۵۰ مگاواتی این مجتمع و بخشی از نواحی تولیدی به صورت جدی خسارت دیدند. پیش‌تر در هشتم فروردین روابط عمومی فولاد خوزستان اعلام کرده بود که «کارخانجات احیا ۲، مگامدول زمزم۳ و فولادسازی دچار اصابت شده که در پی آن خطوط تولید شرکت متوقف شده  است.»

    ۱۶ اردیبهشت اکبر رنجبرزاده، عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس میزان خسارت واحدهای فولادی را ۸ میلیارد دلار برآورد می‌کند و می‌گوید: بازسازی صنعت فولاد حداقل ۳ سال زمان می‌برد. در سوی دیگر داده‌های پژوهشی در اتاق بازرگانی تهران درباره «آثار تخریب واحدهای فولادی» نشان می‌د‌اد، ظرفیت آسیب دیده یا مختل شده دو مجموعه فولاد مبارکه و فولاد اصفهان در حملات اخیر به حدود ۱۰ میلیون تن در سال می‌رسد. رقمی که معادل حدود  ۲۵  تا ۳۰ درصد ظرفیت تولید فولاد ایران است. اتاق بازرگانی تهران پیش‌بینی می‌کند، کاهش تولید فولاد در این واحدها می‌تواند به بروز کمبود در بازار و افزایش فشار بر صنایع وابسته بینجامد. برای دریافتن سرریز این آسیب به بخش خودرو می‌توان نگاهی به داده‌های انجمن جهانی فولاد انداخت که نشان می‌دهد، صنعت خودرو پس از بخش «ساختمان و  زیرساخت»  و «تجهیزات مکانیکی» سومین مصرف‌کننده نهایی واحدهای فولادی است. رقم این سهم ۱۲ درصد گزارش شده. کاهش تولید در صنعت فولاد، از طریق افزایش قیمت نهاده‌های پایه در بازار داخلی، به رشد هزینه‌های تولید در صنایع پایین دست منجر می‌شود. در امتداد این رویداد افزایش قیمت کالاهای نهایی و تشدید فشارهای تورمی در اقتصاد داخلی رقم می‌خورد. در چنین شرایطی، بخش‌هایی نظیر ساختمان، خودروسازی و صنایع تولیدی بیشترین اثرپذیری را  از افزایش قیمت فولاد تجربه می‌کنند و این امر می‌تواند به کاهش قدرت خرید خانوارها و تشدید نارضایتی‌های اقتصادی منجر شود. اگرچه افزایش قیمت کالاهای نهایی از جمله خودرو در پس آسیب‌های موجود غیرقابل انکار است، اما تشدید نااطمینانی در بازار، رفتارهای احتکاری در زنجیره تامین و کاهش نقدینگی بنگاه‌های تولیدی از نگاه پژوهشگران اتاق تهران در شکل‌گیری وضعیت کنونی نقش  دارد.

    نگاهی به برخی تصمیمات سیاستگذاری

    از نگاه برخی تحلیلگران یکی از دلایل شکل‌گیری شرایط کنونی، سیاست‌هایی است که با تاخیر صورت گرفته و اجرایی شده است. سازمان توسعه تجارت ایران در ۷ اردیبهشت ماه موضوع ممنوعیت ۶۶ قلم محصول فولادی را به گمرکات کشور ابلاغ می‌کند. مصوبه‌ای که معاونت امور معادن و صنایع معدنی وزارت صمت به استناد بند ١۵ مصوبه ٢١ فروردین ١۴٠۵ شورای عالی امنیت ملی در ۲۹ فروردین ماه صادر کرده بود. مصوبه‌ای که زمان اجرای آن تا ۹ خرداد سال جاری است.مصوبه‌ای که سرعت تصویب و اجرای آن می‌توانست به کاهش التهاب در بازار بینجامد. همان مقطعی که خبر خداحافظی با واردات خودرو گسترش یافت. خبری که حتی موقتی توانست در رشد نامتعارف قیمت خودرو در بازار دست دوم اثر کند. یکی از دلایل این اثرگذاری هم تعلل در تکذیب خبر ممنوعیت واردات خودرو بود.  در نیمه اردیبهشت ماه عزت‌الله زارعی، سخنگوی وزارت صنعت، معدن و تجارت (صمت) در یک برنامه تلویزیونی اعلام می‌کند: اخباری که در رابطه با واردات خودرو و ممنوعیت آن در سال جدید مطرح شده، دقیق نیست و موضوع واردات خودرو در سال ۱۴۰۵ در دستور کار دولت است.

    همان زمان زارعی گزارش می‌دهد، در فروردین ماه، نزدیک به ۴۸۰۰ دستگاه خودرو وارد و ترخیص شده و تقریبا ۵۰ هزار دستگاه در مراحل حمل قرار گرفتند. البته در سال گذشته، حدود ۲۲۰ هزار دستگاه ثبت سفارش شد ولی همه آنها موفق به گرفتن سهمیه ارزی یا تامین ارز نشده‌اند. او از واردات خودروهای دست دوم در سال جاری هم صحبت می‌کند و می‌گوید: سال گذشته حدود هزار دستگاه ثبت سفارش شد، اما به دلیل قیمت‌هایی که خودروهای دست دوم در بازار دارند، واردکنندگان انگیزه‌ای برای وارد کردن این خودروها ندارند.  تقریبا در همین مقطع که ممنوعیت واردات رد شد، موضوع کسری ورق‌های خودرو نیز تکذیب شد. به عبارتی تمام اخباری که بازار را مسموم کرده بود، تکذیب شدند، اما دیرهنگام.  نیمه اردیبهشت سخنگوی وزارت صمت اعلام می‌کند، در هفته اول اردیبهشت ۱۶۰ هزار تن ورق فولادی عرضه شد که حدود ۷۰ هزار تن از آن خریداری شده و مابقی در عرضه‌های بعدی انجام خواهد شد. بنابراین در حوزه عرضه ورق، مشکلی وجود ندارد.

    آسیب صنعت فولاد و پرواز قیمت خودرو

    وحید شقاقی‌شهری، اقتصاددان در گفت‌وگو با «اعتماد» به تحلیل آثار آسیب صنعت فولاد بر خودروسازی و بازار آن پرداخته  است.

    اثر آسیب به فولاد باعث رشد قیمت در بازار خودرو شد یا  شوک حاصل از تخریب صنایع ؟

    اثر واقعی «آسیب به فولاد» روی قیمت خودرو در بازار معمولا در کوتاه‌مدت سهم کوچک‌تری از جهش قیمت دارد، چون حتی اگر تولید یا لجستیک فولاد مختل شود، تبدیل شدن آن به «کمبود ورق خودرویی» و سپس «افت تیراژ خروجی خودرو» زمان می‌خواهد و چند هفته تا چند ماه تاخیر در آمار تولید و تحویل دیده می‌شود. علاوه بر این سهم ورق در بهای تمام ‌شده هر خودرو آنقدر نیست که به‌ تنهایی جهش‌های سریع و چندباره‌ قیمت بازار را در چند روز توضیح بدهد؛ مگر اینکه شواهد روشن از توقف خطوط یا جهش واقعی و پایدار قیمت ورق در معاملات صنعتی وجود داشته باشد. آنچه معمولا در همان روزها و هفته‌های اول قیمت بازار خودرو را جهشی کرد، «انتظارات تورمی و نااطمینانی» است که با رفتارهای سفته‌بازانه و واسطه‌گری تشدید می‌شود. مردم و فروشنده‌ها آینده بدبینانه (احتمال رشد ارز، کاهش عرضه، افزایش قیمت کارخانه) را پیش‌خور می‌کنند، عرضه دست‌دوم و حتی صفر تحویلی را نگه می‌دارند و بازار کم‌عمق می‌شود؛ در بازار کم‌عمق، قیمت با چند معامله محدود و حتی با آگهی‌گذاری جهت‌دار بالا می‌رود. بنابراین افزایش سریع و تند هفته‌های اخیر از نظر اقتصادی احتمالا وزن اصلی با کانال انتظارات و دلالی و اخلال خودخواسته در صنعت خودروسازی کشور قابل تحلیل است و اثر واقعی فولاد بیشتر زمانی پررنگ می‌شود که در ماه‌های بعد افت محسوس تولید و تحویل خودرو یا شواهد قطعی کمبود  ورق خودرویی دیده شود.

    لذا صنعت انحصاری خودرو در کنار محدودیت و اخلال در نظام واردات موجب شده با کمترین تکانه‌ای در ارز یا مواد اولیه، فرصت برای جهش‌های قیمتی صادر شود و اخلال در بازار رخ بدهد. متاسفانه بیماری صنعت خودروسازی کشور دهه‌هاست که موجبات نگرانی در جامعه را در پی داشته و در نظام انحصاری و مدیریت شبه‌دولتی چنین صحنه‌های تراژیک همواره برقرار است که با بهانه‌ای دست به اصلاحات قیمتی جهت سرپوش گذاشتن به ضعف مدیریت و بهره‌وری  و  پوشش هزینه‌های  اضافی گذاشته  شود.

    قطعا انتظارات تورمی روی قیمت خودرو اثر داشته؛ اما این اثر چقدر است؟

    از نظر اقتصاد کلان و «اقتصاد انتظارات» خبر آسیب یا اختلال در واحدهای بزرگ فولادی (مثل مبارکه) می‌تواند فورا روی قیمت بازار خودرو اثر بگذارد، حتی اگر هنوز هیچ کمبود فیزیکی رخ نداده باشد. دلیلش این است که خودرو در ایران تا حدی کارکرد دارایی پیدا کرده و قیمت بازار آن به جای اینکه فقط تابع هزینه امروز باشد، به ‌شدت به «قیمت مورد انتظار آینده» واکنش نشان می‌دهد. فعالان بازار احتمال افزایش نرخ ارز، افزایش هزینه تولید، کاهش عرضه در ماه‌های بعد و حتی اصلاح قیمت کارخانه را بالا می‌برند؛ پس فروشنده‌ها قیمت پیشنهادی را بالا می‌گذارند و خریداران هم برای جلو افتادن از گرانی آینده تقاضا را جلو می‌کشند. این مکانیسم می‌تواند در چند روز جهش ایجاد کند، بدون اینکه هنوز زنجیره تولید خودرو واقعا با کمبود ورق مواجه شده باشد. اثر واقعی «کسری ورق» زمانی غالب می‌شود که اختلال فولاد به کمبود ورق‌های مشخص خودرویی تبدیل شود و این کمبود در عمل تیراژ تولید یا سرعت تحویل خودروساز را پایین بیاورد؛ این مسیر معمولا با وقفه زمانی رخ می‌دهد، چون خودروسازان موجودی در جریان تولید، قراردادهای تامین و انبار دارند و توقف خط به‌ خاطر ورق معمولا فوری و سراسری نیست. بنابراین در جهش‌های کوتاه‌مدت آنچه بیشتر حاکم است، «بهانه‌پذیری قیمت» و انتقال ریسک به قیمت از کانال انتظارات است؛ اما اگر تا چند ماه بعد افت معنادار تولید و تحویل یا شواهد مستند از کمبود ورق خودرویی ظاهر شود، آن وقت می‌توان گفت علاوه بر انتظارات، یک عامل واقعی عرضه هم وارد شده و افزایش قیمت از حالت صرفا روانی خارج  شده  است.

    به عبارت دیگر اگر کمبود واقعی ورق یا افت تیراژ واقعا رخ بدهد، انتظار می‌رود اثر بنیادین آن با تاخیر در هفته‌ها و ماه‌های بعد در تولید و تحویل‌ها دیده شود و آن زمان می‌تواند موج دوم افزایش یا تثبیت قیمت‌های بالاتر را رقم بزند؛ اما اینکه افزایش باید فقط در آینده رخ بدهد الزاما درست نیست، چون بازار ممکن است امروز قیمت را بر اساس کمبود «محتمل فردا» تنظیم کند اگر کمبود هنوز رخ  نداده  باشد.

    اثر دستکاری قیمت از سوی دلالان در شرایط کنونی چقدر است؟ 

    در افق کوتاه‌مدت فعلی (روزها تا چند هفته پس از شوک خبری)، از نگاه اقتصادی معمولا وزن اثر «رفتارهای بازار و واسطه‌گری و انتظارات» بیشتر از اثر واقعی آسیب به فولاد است. علت این است که بازار خودرو در ایران به‌ دلیل شکاف قیمت کارخانه- بازار، ضعف نظام رقابتی و محدودیت در واردات، کم‌عمق بودن معاملات و نقش شبه‌دارایی خودرو، به خبر و نااطمینانی بسیار حساس است. دلالان هم در چنین بستری با نگه داشتن عرضه، برجسته‌ کردن قیمت‌های مرجع در آگهی‌ها و معامله‌گری کوتاه‌مدت می‌توانند نوسان و جهش را تشدید کنند. این رفتارها «علت ریشه‌ای» شوک نیستند، اما ضریب‌دهنده‌اند، یعنی همان خبر اختلال صنعتی و سیاسی را سریع‌تر و بزرگ‌تر به قیمت تبدیل می‌کنند،  بدون اینکه  هنوز  تغییری متناسب در مقدار عرضه واقعی خودرو  رخ  داده باشد.

    اثر واقعی آسیب به واحدهای فولادی زمانی پررنگ و قابل انتساب می‌شود که به‌طور قابل مشاهده به زنجیره تولید خودرو سرایت کند. افزایش واقعی و پایدار قیمت ورق‌های خودرویی در معاملات، دشواری تامین برای خودروساز و در نهایت کاهش تیراژ یا افزایش تاخیر تحویل. این مسیر معمولا با وقفه زمانی رخ می‌دهد و اگر در داده‌های چند هفته تا چند ماه آینده افت تولید و تحویل یا گزارش‌های معتبر از کمبود ورق دیده شود، آن وقت می‌توان گفت علاوه بر موج انتظارات و سفته‌بازی، یک شوک عرضه واقعی هم وارد شده است. پس در «اکنون»، محتمل‌تر است که سهم بزرگ‌تر با کانال دلالی و انتظارات باشد؛ اما قضاوت قطعی نیازمند رصد همزمان تیراژ تولید، قیمت ورق خودرویی و وضعیت تحویل‌هاست.

    قیمت خودروهای دست دوم نیز در بازار عمدتا به دلیل همان دستکاری رشد کرده است؟ 

    رشد سریع قیمت دست‌دوم عمدتا نتیجه ترکیب چند سازوکار اقتصادی است و صرفا به «بازی دلالان» تقلیل نمی‌یابد، هر چند واسطه‌گری می‌تواند آن را تشدید کند. وقتی بازار صفر به ‌علت نااطمینانی، محدودیت عرضه و تحویل یا جهش قیمت‌ها دچار اختلال می‌شود، تقاضا به سمت دست ‌دوم به عنوان کالای جانشین منتقل می‌شود (اثر جانشینی) و همزمان مالکان برای حفظ ارزش دارایی یا انتظار قیمت‌های بالاتر عرضه را عقب می‌اندازند (کاهش عرضه موثر). در بازاری کم‌عمق و پرابهام همین عدم توازن تقاضا و عرضه کافی است تا قیمت‌ها تند بالا برود؛ دلالان با قیمت‌سازی در آگهی‌ها، نگهداری خودرو و معاملات زنجیره‌ای می‌توانند دامنه نوسان را بزرگ‌تر کنند، اما ریشه «طبیعی بودن» یا نبودن رشد به این برمی‌گردد که آیا متغیرهای بنیادین مثل نرخ  ارز، هزینه جایگزینی (قیمت صفر) و ریسک دسترسی به خودرو تغییر کرده‌اند یا نه. اگر اینها جهشی شده باشند،  بخشی از افزایش دست ‌دوم اقتصادی قابل انتظار است، ولی اگر افزایش خیلی فراتر از این عوامل باشد،  سهم رفتارهای سفته‌بازانه و  واسطه‌گری پررنگ‌تر  می‌شود.