برچسب: گرانی

  • سبد معیشت ۷۰ میلیونی کجا و حقوق ۱۹ میلیونی کجا؟!

    سبد معیشت ۷۰ میلیونی کجا و حقوق ۱۹ میلیونی کجا؟!

    به گزارش اقتصادران، در ادامه تصمیم دولت برای حذف ارز ترجیحی کالاهای اساسی و اعطای کالابرگ ۷ دلاری به مردم نرخ مایحتاج سبد معیشت به طرز غیرمنتظره‌ای افزایش پیدا کرد. طبق برآوردهای غیر رسمی قیمت سبد معیشت یک خانوار ۳ نفره با توجه به نرخ جدید کالاهای اساسی نزدیک به ۷۰ میلیون تومان شده است. به جرات می‌توان گفت که تامین این مبلغ در حال حاضر برای حداقل ۹۰ درصد جامعه ایران غیرممکن به نظر می‌رسد.

    در واقع سبد معیشتی که مبلغ آن کمتر از ۷۰ میلیون تومان می‌شود خالی از اقلام پروتئنی خواهد بود. این رقم در حالی از سوی برخی فعالان حوزه کارگری برآورد شده است که سبد معیشت در ماه گذشته و قبل از حذف ارز ترجیحی طبق اعلام‌های رسمی ۳۲ میلیون تومان اعلام شده بود که حتی تامین این مبلغ هم برای بسیاری از مردم امکان پذیر نبود.

    از سوی دیگر وزیر کار در روزهای گذشته از افزایش ۴۵ درصدی پایه حقوق وزارت کار که برای کارگران در نظر گرفته می‌شود خبر داد. یعنی حقوق ۱۳ میلیون و ۹۰۰ هزار تومانی آنها مبلغی نزدیک به ۱۹ میلیون تومان می‌شود که باز هم با مبلغ تعیین شده برای سبد معیشت فاصله بسیاری دارد.

    جلسات شورای عالی کار باز هم به تعویق افتاد

    از سوی دیگر شواهد حاکی از آن است که فرمول موکول کردن تعیین دستمزد در شورای عالی کار به روزهای آخر سال و تصمیم گیری یک جانبه دولت در این باره در دستور کار قرار گرفته است. قرار بود این جلسه روز ۲۲ دی ماه برگزار شود اما به دوشنبه هفته آینده موکول شده و آنچه که از شواهد بر می‌آید در بر همان پاشنه سال‌های قبل می‌چرخد و این وسط نمایندگان کارگری در نهایت دست خالی از شورای عالی کار بیرون خواهند آمد.

    واقعیت بازار با وعده‌ها تفاوت چشمگیری دارد

    علی اشراق، فعال کارگری، در این باره  می‌گوید: متاسفانه واقعیت بازار با آنچه که مسئولان وعده داده‌اند بسیار متفاوت است. افزایش قیمت مایحتاج سبد معیشت برخلاف ادعای دولت که مبلغ ۵۰۰ هزار تومان را مد نظر دارد، خیلی بیشتر است و به این ترتیب بسیاری از خانوارها برای تهیه سبد معیشت خود با مشکل مواجه می‌شوند.

    با تورم کنونی جامعه، بسیاری از افراد حتی نمی‌توانند یک سوم از ۲۲۰۰ کالری مورد نیاز خود را نیز به صورت روزانه دریافت کنند

    او می‌افزاید: به این ترتیب با تورم کنونی جامعه، بسیاری از افراد حتی نمی‌توانند یک سوم از ۲۲۰۰ کالری مورد نیاز خود را نیز به صورت روزانه دریافت کنند.

    وقتی قرار است آزادسازی نرخ مایحتاج روزانه مردم در دستور کار قرار بگیرد باید افزایش حقوق اقشار مختلف از جمله کارگران نیز بر همین اساس افزایش پیدا کند

    این فعال کارگری اظهار می‌دارد: وقتی قرار است آزادسازی نرخ مایحتاج روزانه مردم در دستور کار قرار بگیرد باید افزایش حقوق اقشار مختلف از جمله کارگران که بیش از ۶۵ درصد جامعه را تشکیل می‌دهند نیز بر همین اساس افزایش پیدا کند.

    علی اشراق در ادامه می‌گوید: در شرایط کنونی حتی وزارت جهاد کشاورزی نیز برای مدیریت قیمت‌ها پس از حذف ارز ترجیحی برنامه‌ای ارائه نداده است. حتی گزینه‌هایی مانند واردات دام و گوشت از خارج نیز از سوی این وزارتخانه مطرح نشده کاری که از طریق آن می‌تواند نرخ‌های گوشت قرمز و گوشت سفید را در بازار بشکند.

    او می‌افزاید: ما امروز در شرایطی هستیم که مردم پایه حقوق کارگری‌شان کمتر از ۱۰۰ دلار است، اما باید هزینه‌ای برابر با مردم حاشیه خلیج فارس که پایه حقوق کارگری بالای ۱۰۰۰ دلار دارند، بابت تامین پروتئین مصرفی خود بپردازند.

    تورم بسیاری از اقلام خوراکی که در سبد معیشت افراد قرار می‌گیرد افزایشی بین ۱۰۰ تا ۳۰۰ درصد داشته است

    این فعال کارگری در پایان تاکید می‌کند: تورم بسیاری از اقلام خوراکی که در سبد معیشت افراد قرار می‌گیرد افزایشی بین ۱۰۰ تا ۳۰۰ درصد داشته است با کالابرگ یک میلیون تومانی و حقوقی که توانایی پوشش حداقل هزینه‌های زندگی افراد را هم ندارد نمی‌توان انتظار داشت که افراد بیشتری زیر خط فقر مطلق سقوط نکنند. به خصوص جمعیت کارگری کشور که اکثریت قریب به اتفاق جامعه را تشکیل می‌دهند.

  • فریاد فرودستان از گرسنگی به آسمان رسیده و فریادرسی نیست / خرمی: نتیجه‌ی آنهمه ادعا برای شنیدن صدای مردم، اضافه شدن ۵۰۰ هزار تومان به کالابرگ است؟

    فریاد فرودستان از گرسنگی به آسمان رسیده و فریادرسی نیست / خرمی: نتیجه‌ی آنهمه ادعا برای شنیدن صدای مردم، اضافه شدن ۵۰۰ هزار تومان به کالابرگ است؟

    به گزارش اقتصادران، دولت ادعا کرد مردم نگران نباشند ما کالابرگ می‌دهیم و گرانی‌ها با این کالابرگی که به مردم می‌دهیم جبران می‌شود. اما کالابرگی که دولت از آن سخن می‌گوید، فقط یک میلیون تومان اعتبار دارد و در قیاس با تورم سنگین بازارها، آورده چندانی ندارد: برای دهک‌های فرودست فقط ۵۰۰ هزار تومان عایدی دارد و برای دهک‌های بالاتر چیزی حدود ۶۵۰ هزار تومان در هر ماه!

    افراد متعلق به سه دهک فرودست قبلاً ۵۰۰ هزار تومان کالابرگ می‌گرفتند و سهم دهک‌های بالاتر ۳۵۰ هزار تومان بود. حالا چطور قرار است حمایتِ نهایتاً ۵۰۰ هزار تومانی دولت، همه گرانی‌های ناشی از آزادسازی کامل قیمت ارز و تورمی را که مهار آن ظاهراً از دست دولت خارج شده، جبران کند؟!

    مشاهدات میدانی نشان می‌دهد در ده روز یا دو هفته اخیر، گرانی چند ده درصدی تقریباً به همه کالاها و اقلام اساسی زندگی سرایت کرده است؛ برای نمونه گوشت قرمز را در نظر می‌گیریم؛ دو هفته پیش از این، یک کیلو گوشت قرمز در قصابی‌های سطح شهر کرمانشاه حدود ۹۰۰ هزار تومان قیمت داشت اما بیست و سوم دی‌ماه، این قیمت به حدود یک میلیون و ۴۰۰ هزار تومان رسیده است.

    در تهران در روزهای ابتدای دی، قیمت گوشت قرمز در سطح شهر بین یک میلیون و ۵۰ تا یک میلیون و ۱۰۰ هزار تومان بود اما ۲۳ دی، گوشت در تهران با حداقل ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان افزایش نرخ به فروش می‌رسد؛ یک قصابی در مرکز تهران، قیمت هر کیلو گوشت چرخکرده را یک میلیون و ۹۰۰ هزار تومان اعلام می‌کند.

    در همین بازه زمانیِ دو هفته‌ای، سایر کالاهای مصرفی سبد خانوار نیز ۳۰.۴۰ یا حتی ۵۰ درصد گرانی را تجربه کرده‌اند. نتایج جست‌وجوهای میدانی نشان می‌دهد اقلامی مانند دستمال کاغذی، شوینده‌ها و لبنیات نیز در بازار گران شده‌اند؛ قیمت روغن خوراکی نیز که به ادعای وزیر کشاورزی قرار بود نهایتاً دو برابر شود، به سه برابر قبل رسیده و البته این کالای اساسی هنوز در بسیاری از فروشگاه‌های سطح شهر یافت نمی‌شود.

    برآیند این داده‌های واقعی – تماماً واقعی- نشان می‌دهد که تورمی که بر سبد مصرفی خانواده‌های ایرانی در اثر سیاست‌های اقتصادی اخیر دولت تحمیل شده، چند ده میلیون تومان است؛ و اعجاب‌انگیز این است که رئیس جمهور در گفتگو با مردم حدود دو هفته بعد از آغاز اعتراضات، با یقین و قاطعیت می‌گوید «ما به دقت محاسبه کردیم، حذف ارز ترجیحی ۵۰۰ هزار تومان افزایش هزینه برای مردم به دنبال می‌آورد که این مبلغ را هم در قالب کالابرگ به مردم داده‌ایم…».

    ۲۱ دی، مسعود پزشکیان در گفتگویی تلویزیونی با مردم، در دفاع از افزایش ۵۰۰ هزار تومانی کالابرگ گفت: «بر اساس محاسبات صورت گرفته از سوی بانک مرکزی، سازمان برنامه و بودجه و دیگر سازمانها و گروههای اقتصادی میزان افزایش احتمال قیمت‌ها در ارتباط با کالاهای هدف حدود ۵۰۰ هزار تومان است. برای اینکه فرد بتواند مقدار مورد نیاز را بخرد، ۵۰۰ هزار تومان باید اضافه داشته باشد. پولی که ما از ارز ترجیحی تخصیص دادیم یک میلیون تومان است اما یکسری کالاهای دیگر ممکن است در این بسته یارانه‌ای نباشند و از تالار اول به تالار دوم بروند و ممکن است آن‌ها افزایش پیدا کنند».

    رئیس جمهور توضیح نمی‌دهد چطور اینهمه کارشناس، تورم انتظاری حذف ارز ترجیحی را فقط ۵۰۰ هزار تومان تخمین زده‌اند وقتی فقط گرانی گوشت قرمز به تنهایی بیشتر از ۵۰۰ هزار تومان است؟! چطور این کارشناسان خود را به خواب زده‌اند و سرایت تورم نجومی به همه حوزه‌ها و تقریباً تمام کالاها را پیش‌بینی نکرده‌اند؟!

    پزشکیان با رانتی نامیدن ارز دولتی، بر این مسئله پافشاری دارد که برداشتن یارانه واردات، باعث کاهش فشار معیشتی بر فرودستان می‌شود! او در بخشی دیگر از صحبت‌هایش ادعا می‌کند «در روند گذشته و تا مقطعی که پرداخت ارز به شیوه رانتی ادامه داشت، دهک‌های یک، دو، سه، چهار و پنج که دهک‌های پایین جامعه محسوب می‌شوند. خیلی وقت‌ها از ارزهایی که تخصیص داده می‌شد، بهره‌مند نمی‌شدند و از طرف دیگر روزبه‌روز هم بار زندگی بر دوش آن‌ها سنگین‌تر و سنگین‌تر می‌شد. ما مصمم هستیم به هیچ وجه نگذاریم مردم از بُعد معیشت در مشکل و تنگنا باشند و تا جایی که از دست ما برمی‌آید با تمام وجود در تلاشیم که نگرانی‌های آن‌ها را رفع کنیم».

    اما آنچه ما در کف بازار و در سطح خیابان‌های شهر می‌بینیم، گرانی سنگین همه اقلام اساسی زندگی و وضعیت بغرنج معیشت همان گروه‌هایی‌ست که رئیس جمهور ادعا می‌کند همه تلاش دولت آن است که در مشکل و تنگنا نباشند.

    «با ۵۰۰ هزار تومان کالابرگ اضافی، چطور مشکلات معیشتی مردم برطرف می‌شود» علیرضا خرمی فعال کارگری با طرح این پرسش ادامه می‌دهد: قرار بود صدای مردم و اعتراضات آن‌ها را بشنوند، آیا نتیجه‌ی آنهمه ادعا برای شنیدن صدای مردم همین ۵۰۰ هزار تومان اضافه است که به حساب مردم ریختند؟ هر کار خواستند صورت دادند و مهار تورم را رها کردند، حالا چطور از این ۵۰۰ هزار تومان که فعلاً با آن می‌شود فقط ۳۰۰ گرم گوشت خرید، دفاع می‌کنند؟!

    خرمی اضافه می‌کند: دولت قیمت‌ها را آزاد کرده و همه اجناس دلاری به زعم دولت به «قیمت جهانی» به مردم عرضه می‌شود؛ یعنی گوشت و مرغ و برنج و مایحتاج ساده زندگی که تا چند وقت پیش از تمام کشورهای منطقه ارزان‌تر بود، الان گران‌تر از بسیاری از کشورهای دنیا به مردمی فروخته می‌شود که ۸۰ درصدشان زیر خط فقر درآمد دارند و با حقوق یک روزشان، یک کیلو گوشت نمی‌توانند بخرند!

    این فعال کارگری خطاب به تصمیم‌سازان و رئیس جمهور ادامه می‌دهد: می‌خواهید «صدای مردم» را بشنوید؟ وقتش رسیده که حقوق کارگران و کارمندان را حداقل با کشورهای همسایه همتراز کنید تا نیروی کار بتواند نیازهای اولیه زندگی را تامین کند و مجبور به مهاجرت از این مرز و بوم و نوکری برای سرمایه‌داران کشورهای بیگانه نشود. آقای رئیس جمهور صدای مردم اینها است، کمی بشنوید!

    رئیس جمهور و دولت باید به «مردم» همان مردمی که مدعی شنیدن صدایشان هستند، پاسخ بدهند که ۵۰۰ هزار تومان کالابرگ اضافه، از کدام محاسبات کارشناسانه بیرون آمده، و چطور قرار است تنگناهای معیشتی را برطرف کند. باید پاسخ بدهند فقط دو هفته بعد از آزادسازی و دقیقاً وقتی که «مردم» به شرایط اقتصادی در کف خیابان اعتراض داشتند، چرا سبد مصرفی خانوار برای یک زندگی بسیار ساده، چند ده میلیون گران‌تر شد، چرا کار تامین معاش فرودستان آن‌چنان بیخ پیدا کرده که فریادها از گرسنگی به آسمان رسیده و فریادرسی نیست؟!

    گزارش: نسرین هزاره مقدم

  • تورم مهمان ثابت سفره‌های مردم شد / شیوع قسطی فروشی از گوشت قرمز به مرغ و حبوبات!

    تورم مهمان ثابت سفره‌های مردم شد / شیوع قسطی فروشی از گوشت قرمز به مرغ و حبوبات!

    به گزارش اقتصادران، تورم امروز به یکی از شناخته شده‌ترین فاکتور‌های اقتصادی برای سنجش کیفیت زندگی ایرانیان تبدیل است؛ مسئله‌ای که روزگاری در اخبار و آمار می‌شنیدند، اما امروز به حدی از صمیمیت با عموم مردم رسیده که جایی برای خود کنار سفره‌ها گشوده است. در همان روزگار قدیم آش و آبگوشت غذا‌های ساده‌ای به حساب می‌آمدند که سر سفره‌های ایرانیان بودند اما همین غذا‌ها امروز به نمادی برای بررسی میزان تورم بدل شده است.

    بر اساس رصد بازار در اواخر آذر ماه سال گذشته (۱۴۰۳) قیمت هر کیلوگرم گوشت ران گوساله در محدوده ۳۰۰ الی ۴۰۰ هزار تومان در حال نوسان بود، در حالی که هم اکنون قیمت آن در محدوده ۷۰۰ هزار تومان به ازای هر کیلوگرم قرار گرفته است. هر چند که استفاده از گوشت گوساله در آبگوشت مرسوم نیست، اما با توجه به قیمت بالای ۱ میلیون تومانی گوشت گوسفند، به نظر بهره بردن از آن منطقی به نظر می‌رسد. اما باید توجه داشت که در واقع گوشت قرمز گوساله هرچند که نسبت به گوشت گوسفندی ارزان‌تر است اما خود در تورمی نزدیک به ۷۵ درصد بسر می‌برد.

    تورم که روزگاری فقط عددی در گزارش‌های اقتصادی بود، امروز به مهمان ثابت سفره‌های مردم تبدیل شده است، تا جایی که غذای سنتی و ساده‌ای مثل آبگوشت برای یک خانواده سه‌نفره می‌تواند هزینه‌ای نزدیک به یک میلیون تومان داشته باشد و آش هم دیگر آن غذای «همیشه ارزان» سابق نیست.

    دیگر نیاز یک آبگوشت، نخود است که قیمت آن از محدوده کیلویی ۹۰ هزار تومان انتهای پاییز سال گذشته با افزایش بیش از ۶۶ درصدی به محدوده ۱۵۰ هزار تومان رسیده است. لوبیا سفید دیگر نیاز آبگوشت، نیز قیمتش در پایان آذرماه سال جاری از ۱۰۰ هزار تومان در زمان مشابه سال گذشته به ۲۵۰ هزار تومان در سال جاری رسیده است تا افزایشی ۱۵۰ درصدی را به نمایش بگذارد.

    قیمت روز گوجه فرنگی و سیب زمینی نیز در پایان پاییز ۱۴۰۴ به طور متوسط به ترتیب در محدوده ۳۰ و ۴۰ هزار تومان رسیده است تا نسبت به رنج قیمتی ۱۷ هزار تومانی در سال گذشته دو برابر شود. قیمت لوبیا چیتی که برای پخت آش استفاده می‌شود نیز از ۱۵۰ هزار تومان به بیش از ۳۳۰ هزار تومان رسیده است. با این اوصاف یک وعده آبگوشت برای یک خانواده سه نفره به راحتی می‌تواند به ۱ میلیون تومان برسد و احتمالا این خانواده برای دو وعده آبگوشت در هفته با حقوق ۲۰ میلیون تومانی باید به خرید قسطی مایحتاج متوسل شوند، اما آش همچنان غذای ارزان‌تری است.

    بر اساس آمار‌های رسمی منتشر شده، نرخ تورم خوراکی‌ها در پایان پاییز ۱۴۰۴ حاکی از تورم ۷۲.۳ درصدی در این بخش است در حالی که تورم کلی در محدوده ۵۲.۶ درصد اعلام شده است. این در حالی است که در مدت مشابه سال گذشته نرخ تورم خوراکی‌ها در محدوده ۲۶ درصد بود و تقریبا تورم کمتری نسبت به نیمی از فاکتور‌های اقتصادی داشت و ۷ درصد کمتر از میزان شاخص کل تورم در آن دوره بوده است.

    معنای سبقت تورم در بخش خوراکی چیست؟

    عقب ماندن سایر بخش‌های اقتصادی در تورم از خوراکی‌ها به این معناست که افزایش قیمت‌ها و کاهش قدرت خرید موجب محدود شدن بخش زیادی از تقاضا در بازار به تامین ملزومات مانند خوراکی‌ها شده است. در واقع تورم در تمام بخش‌ها همچنان با قدرت حضور دارد، اما کاهش قدرت خرید عمومی در سایه تورم موجب رکود تورمی در بخش‌هایی مانند پوشاک شده است که امکان زندگی با سطح کمتری از دسترسی به آن نیز وجود دارد.

    به زبان ساده‌تر هم‌اکنون تقاضا بیشتر در بخش‌هایی مانند خوراکی وجود دارد و بدیهی است که تورم در این بخش‌ها نیز با توجه به وجود امکان برای رشد بیشتر خودنمایی می‌کند؛ اما نقطه تاریک این اتفاق به حاشیه رانده شدن امنیت غذایی جامعه در دهک‌های میانی و شیوع فقر غذایی و گرسنگی در دهک‌های پایین درآمدی است؛ به طوری که در صورت ادامه همین رویه تورمی به زودی شاهد شیوع قسطی فروشی از گوشت قرمز به مرغ و حبوبات خواهیم بود.

    یارانه، کالابرگ و افزایش حقوق؛ راه چاره چیست؟

    افزایش تورم و گره خوردن آن با نیاز‌های روزانه خانوار‌های ایرانی قطعا مسئله‌ای چند وجهی و امنیتی – اقتصادی است و قطعا چاره جویی برای آن نیز از اهمیتی مضاعف برخوردار است. دولت نیز در همین راستا حداقل در اظهارات مسئولان، تمرکز خود را بر سه راه حل توزیع کالا برگ و یارانه، افزایش معافیت‌های مالیاتی و همچنین افزایش حقوق قرار داده است، اما در عمل شاهد آن هستیم که دولت با حذف نرخ ارز ترجیحی از اقلامی مانند برنج و افزایش چند باره قیمت محصولات لبنی و عدم نظارت کافی بر تامین نهاده‌های دامی، عملا خود به عاملی برای دمیده شدن در تنور تورم بخش خوراکی‌ها شده است.

  • مردم در مقابل واردکنندگان کالا بی‌دفاع هستند / بازار به حال خود رها شده است / بازنشستگان و کارگران توان تحمل این هزینه‌ها را ندارند

    مردم در مقابل واردکنندگان کالا بی‌دفاع هستند / بازار به حال خود رها شده است / بازنشستگان و کارگران توان تحمل این هزینه‌ها را ندارند

    به گزارش اقتصادران، انتقاد کارشناسان اقتصادی و فعالان کارگری به  حذف ارز ترجیحی و پرداخت کالابرگ یک میلیون تومانی ادامه دارد. بسیاری این میزان کالابرگ پرداختی را باتوجه به افزایش قیمت‌ها ناکافی ارزیابی می‌کنند و فعالان کارگری باتوجه به شکاف قابل ملاحظه مزد و سبد حداقل معیشت، این سیاست‌ها را بی‌فایده و نمایشی تلقی کرده‌اند.

    مازیار گیلانی نژاد (فعال کارگری) در اظهارنظری با اشاره به پرداخت کالابرگ الکترونیکی یک میلیونی پس از حذف ارز ترجیحی و شوک به قیمت ارز، بیان کرد: پرسش فعالان کارگری از دولت این است که چرا در این وضعیت بحرانی بحث کالابرگ یک میلیون تومانی مطرح شده است؟ چرا این اتفاق دوماه زودتر نیفتاد؟ سوال ما این است که آیا در مدیریت اقتصادی کشور دست‌هایی در کار نیست که به بحران‌های فعلی دامن بزنند؟ آنچه ما تصور می‌کنیم این است که طرح کالابرگ اعلام شده، مرهمی بر زخم مردم پس از سیاست ارزی  دولت نخواهد بود.

    وی افزود: هیچ کارشناس معتبر اقتصادی در هیچ جای دنیا این ایده را توصیه نمی‌کند که دقیقاً در شرایط ملتهب اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، طرح اقتصادی تعدیلی اجرا شود. طرح اخیر به التهابات فعلی دامن زده و نارضایتی را افزون‌تر کرده است. دقیقاً در زمانی که دولت مدعی بود که ما به وحدت ملی و وفاق نیاز داریم، خود سیاست‌های اقتصادی دولت ضد همین وفاق و وحدت عمل کرد.

    او ادامه داد: بسیاری از این اقلام مصرفی مردم از نظر مواد اولیه به ارز وابسته هستند. مواد اولیه برخی مصالح ساختمانی تا مواد اولیه بسیاری از پوشاک، در خارج ایران تولید می‌شوند که باید با ارز ۱۳۰ تا ۱۵۰ هزار تومانی وارد کشور شوند و قیمت آن‌ها به زودی جهش دوبرابری خواهد داشت. در این شرایط خانوار کارگری در خرید البسه مختلف حتی در سطح جوراب هم مشکل خواهد داشت.

    گیلانی‌نژاد اضافه کرد: آنچه محرز است، این نکته است که دولت از وظایف اجتماعی خود فرار می‌کند. دولت چهاردهم موظف به اجرای وظایف اجتماعی خود حسب قانون اساسی است و رئیس جمهور نیز سوگند یاد کرده که این قانون اساسی را اجرا کند و پاسدار آن باشد. دولت بسیاری از این حوزه‌ها را به حال خود رها کرده است. اکنون شرایط به نحوی است که مردم در مقابل واردکنندگان کالا بی‌دفاع هستند و بازار نیز به حال خود رها شده است. بسیاری از نهادهای مثلاً حامی مردم  مانند شورای رقابت و سازمان حمایت از مصرف‌کنندگان با سیاست‌های جدید ارزی و تک نرخی‌سازی دیگر فاقد کارکرد شده‌اند و نهادهایی اضافی محسوب می‌شوند.

    این فعال کارگری تصریح کرد: پرسش ما این است که چرا دولت قانون اساسی را در تصمیمات خود کنار گذاشته است. یا این قانون اساسی تنظیم کننده روابط بین ملت و دولت است و یا اینکه نه، فاقد کارکرد است؟ اگر رئیس جمهور و هیات دولت به این نتیجه رسیده‌اند که این قانون اساسی را نمی‌خواهند و یا از نظر آن‌ها قابل اجرا نیست، موظف هستند که با استفاده از ظرفیت خود این قانون اساسی، همه‌پرسی برای قانون اساسی جدیدی ارائه دهند که با برنامه‌ها و مشی آن‌ها بخواند. در غیر این صورت باید اعتراف کرد که این دولت بسیاری از الزامات این سند اساسی را از جمله در حوزه درمان، معیشت، تشکل‌یابی، مسکن و بخش‌های دیگر نقض کرده است.

    وی تاکید کرد: آیا سران دولت اصل ۳ قانون اساسی و ۱۶ بند آن را که درباره وظایف اقتصادی دولت نسبت به معیشت مردم است، دیده‌اند؟ آیا اصل بیست و نهم قانون اساسی و وظایف دولت نسبت به درمان و تامین اجتماعی را مشاهده کرده‌اند؟ آیا می‌دانند که در اصل ۳۰ قانون اساسی آموزش رایگان، اصل ۲۸ درباره ضرورت کمک به اشتغال و اصل ۳۱ قانون اساسی درباره ضرورت فراهم آوردن مسکن ارزان، صحبت شده و باید این الزامات اجرا شود؟ آیا می‌دانند که در اصول ۴۳ و ۴۴ قانون اساسی بر دو بخش دولتی و تعاونی  تاکید شده و اسناد بالادستی به‌جای توسعه فروشگاه‌های خصوصی، بر ضرورت رساندن ارزان کالاها به مردم از طریق شبکه تعاونی و از تولید به مصرف تاکید دارد و این دولت باید آن را اجرا کند؟

    گیلانی‌نژاد خاطرنشان کرد: محال است یک خانوار کارگری سه نفره ب اوجود این سه میلیون تومان کالابرگ و مزد کارگری بتواند حداقل‌های مورد نیاز زندگی را تامین کند. تنها خرید دو کیلو گوشت در ماه، کل مبلغ این سه میلیون تومان را  تمام می‌کند. این به آن معناست که هر نفر می‌تواند با این یارانه در هفته کمتر از ۱۵۰ گرم (به اندازه یک وعده) گوشت مصرف کند! همچنین یک خانوار کارگری سه نفره با این میزان یارانه نهایتاً می‌تواند دو عدد مرغ بزرگ خریداری کند که این نیز بسیار ناچیز است. در این صورت چیزی برای خرید لبنیات و سبزیجات نمی‌ماند.

    او در ادامه اظهار کرد: البته هنوز بسیاری از هزینه‌هایی که روی تولیدکنندگان مواد غذایی اثر می‌گذارد، در بازار نمایان نشده است. کشاورزی که قرار است سم و کود وارداتی تهیه کند، دامدار و طیورداری که خوراک وارداتی دام تهیه می‌کند و تولیدکننده روغنی که مواد اولیه را با ارز گران ۱۵۰ هزار تومانی می‌خرد، هزینه‌های خود را ناچار به مصرف‌کننده منتقل خواهد کرد و اثر آتی این تصمیمات ارزی دوباره بیشتر حس خواهد شد. علاوه بر این باوجود خارج شدن بسیاری از اقلام دارویی از لیست بیمه‌ای سازمان تامین اجتماعی و ضعف بیمه‌های تکمیلی در انجام تعهدات، بسیاری از داروها و آزمایشات نیز با دلار ۱۵۰ هزار تومانی محاسبه خواهند شد. بازنشستگان و کارگران ما توان تحمل این هزینه‌ها را ندارند. در حوزه پوشاک نیز وضع همین است؛ مثلاً کارگر زن ما از ماه آینده باید حقوق یک‌ماه خود را بابت خرید یک‌دست مانتو بدهند! این وضع درباره شوینده‌ها نیز وجود دارد.

    این فعال کارگری تصریح کرد: دولت در ظاهر چهار میلیون تومان به یک خانوار چهار نفره یارانه داده اما در واقع هزینه‌های آن‌ها را چهل میلیون تومان افزایش داده است. دولت آثار این اقدام را نادیده گرفته و تنها می‌گوید که ارز ندارد. اگر ارز ندارند، پس دستگاه‌های نظارتی دولت در ارتباط با شرکت‌های بزرگ صادراتی چه می‌کنند؟ وزیر اقتصاد اعلام کرده که اگر مجموعه‌ای ارز خود را به داخل کشور نیاورده به من معرفی کنید. اما نمی‌گوید که این وظیفه خود اوست که نظارت کاملی بر این مجموعه‌ها داشته و از آن‌ها خبر داشته باشد. بانک مرکزی زیر نظر وزیر اقتصاد است و این نهاد باید به وزیر اقتصاد گزارش دهد؛ در نتیجه مابقی ادعاها نمایشی است!

    وی با انتقاد از سیاست‌های مالیاتی دولت تاکید کرد: در تمام دنیا دولت با درآمد مالیاتی ارتزاق می‌کند. اما دولت چهاردهم بودجه خود را روی گرانی کالاها بسته است. بسیاری از کسانی که ارز از کشور خارج کردند، هرگز مالیات ندادند و بار مالیات‌ها روی دوش حقوق‌بگیران افتاده است. این میزان از رهایی اقتصادی حتی در آرژانتین که رئیس جمهور راست افراطی آن (خاویر میلی) همه تعدیل‌های اقتصادی را از طریق فشار به مردم پیش برده است، دیده نمی‌شود. با اقدامات این دولت، امروز بازار آزاد در ایران وجود ندارد بلکه به بازار رها و به عبارتی به آشفته بازار رسیدیم.

    گیلانی نژاد افزود: تمام این اقدامات در حالی صورت گرفته که کارگران و بازنشستگان برخلاف اصل ۲۶ قانون اساسی فاقد سازمان‌ها و نهادهای مستقل کارگری و قدرتمند است. در واقع  این طبقه بی‌صدا، تریبون و ابزار فشاری هم برای دفاع از خود نیز ندارد. این مردم کجا سخن خود را مطرح کنند درحالی که دولت وفق اصل ۲۷ قانون اساسی، هیچ اقدامی را برای صیانت از تجمعات مردمی صورت نداده است. حتی هیچ مناظره‌ای برای روشن شدن صحت یا خطای سیاست‌های اقتصادی دولت برگزار نمی‌شود.

    او در پایان خاطرنشان کرد: این پرسش برای ما پابرجاست که رئیس جمهور و دولتی که مدعی بود رویکرد عدالت اجتماعی دارد و در حوزه بهداشت و آموزش و بسیاری از حوزه‌ها گرایشی به بازار آزاد ندارد، چرا در حوزه وزارت اقتصاد و سازمان برنامه و بودجه، از اقتصاددانانی چون حسین راغفر و فرشاد مومنی و محمد ستاری‌فر استفاده نکرده و تندروترین اقتصاددانان حامی بنیادگرایی بازار را در وزارت اقتصاد و وزارت صمت و سایر نهادهای مشابه خود بکار گرفته است؟ اگر جامعه امروز ملتهب است، علت این است که رفتارهای دولت جامعه را در یک کوچه بن بست گیر انداخته است. مسئولان فراموش نکنند که انسان موثری مانند آیت الله بهشتی در ابتدای انقلاب تاکید کرد که ما هرگز کاری نمی‌کنیم که مردم به‌دلیل وضعیت اقتصادی معترض شوند و اگر معترض شدند، اعتراض حق آنان است!

  • عادی‌سازی گرانی با کالابرگ یک میلیون تومانی!

    عادی‌سازی گرانی با کالابرگ یک میلیون تومانی!

    به گزارش اقتصادران، عمر هفت ساله ارز ترجیحی که با دولت دوازدهم آغاز شد، در دولت مسعود پزشکیان به پایان رسید؛ جراحی اقتصادی که برای دهک‌های پایین درآمدی بسیار دردناک بود. دولت در لایحه بودجه ۱۴۰۵ تصمیم گرفت منابع حاصل از حذف ارز ترجیحی را به حمایت‌های معیشتی کالابرگ و نقدی به خانوار‌ها تبدیل کند. براساس آخرین گزارش‌ها اکنون اعتبار چهار ماهه شامل ۴ میلیون تومان برای هر نفر به حساب ۸۰ میلیون ایرانی واریز شده است.

    این ادعا یکشنبه شب از سوی مسعود پزشکیان در گفتگوی تلویزیونی با مردم مطرح شد که قرار است کالابرگ یک میلیون تومانی اثرات حذف ارز ترجیحی را جبران کند. رئیس جمهور تصریح کرد که «بر اساس محاسبات صورت گرفته از سوی بانک مرکزی، سازمان برنامه و بودجه و دیگر سازمان‌ها و گروه‌های اقتصادی میزان افزایش احتمالی قیمت‌ها در ارتباط با کالا‌های هدف حدود ۵۰۰ هزار تومان ارزیابی شده است.» به گفته او این استدلال مطرح شده که «برای اینکه فرد بتواند مقدار مورد نیاز را بخرد، ۵۰۰ هزار تومان باید اضافه داشته باشد.»

    بر همین اساس تیم دولت تصمیم گرفت این رقم را به صورت تخصیص کالابرگ در اختیار مردم قرار دهد. او ادامه داد: «پولی که ما از ارز ترجیحی تخصیص دادیم یک میلیون تومان است، اما یکسری کالا‌های دیگر ممکن است در این بسته یارانه‌ای نباشند و از تالار اول به تالار دوم بروند و ممکن است آنها افزایش پیدا کنند.»

    با این حال تحلیل‌ها نشان می‌دهد که آنچه دولت به عنوان سیاستی برای جبران کاستی‌های معیشتی خانوار‌های ایرانی در نظر گرفته، طبق تجربه‌های پیشین مسکنی موقتی است که ماه به ماه با کاهش ارزش پول ملی و تورم بی‌اثرتر می‌شود. کارشناسان معتقدند حذف ارز ترجیحی و افزایش یارانه در ابتدا دهک‌های پایین را منتفع می‌کند، اما استمرار تورم به‌تدریج این اثر را از بین برده و قدرت خرید خانوار‌ها را در بلندمدت کاهش می‌دهد.

    یارانه‌ها تورم آتی و طبقه متوسط را در نظر نمی‌گیرد

    دولت تخمین زده که ۵۰۰ هزار تومان رقم افزایش قیمت کالا‌های اساسی است و این رقم مبنای تعیین کالابرگ یک میلیون تومانی برای هر نفر ایرانی شده است. این درحالیست که در این روش قیمت‌های فعلی مبنای مقایسه قرار گرفته است. با این حال دولت نیز به خوبی می‌داند که این رقم تازه آغاز موج گرانی است. چنانکه تخصیص یارانه ۴۵ هزار تومانی در دولت محمود احمدی‌نژاد چند سال بعد به حدی بی‌ارزش شده بود که بسیاری حتی آن را برداشت نمی‌کردند.

    ضمناً دولت سقف درآمدی برای افراد مرفه و در نتیجه حذف یارانه دهک‌های درآمدی هشتم تا دهم را رقم ۴۸ میلیون تومان در نظر گرفته است. با این حال این مرز به گفته کارشناسان نه مرز جداساز طبقه مرفه جامعه، بلکه در واقع خط فقر است. چنانکه به گفته حمید حاج اسماعیلی، کارشناس بازار کار «ارزیابی بر اساس شرایط تورمی که در کشور وجود دارد این است که خط فقر بر اساس شرایطی که در کشور وجود دارد، بیش از ۵۵ میلیون تومان است.» به این ترتیب دولت عملاً بخشی از طبقه متوسط را از حمایت‌های معیشتی حذف کرده است.

    افزایش قیمت‌ها دومینویی است

    آنچه مبنای تخصیص یارانه حمایتی به مردم شده، افزایش قیمت کالا‌های اساسی است، این درحالیست که در دولت سیزدهم نیز که تورم خوراکی‌ها پیشتاز شده بود، دیگر بازار‌ها نیز از این افزایش قیمت کالا‌های اساسی متاثر شده و کم کم شاهد اثر دومینویی تورم خواهیم بود که انواع کالا‌ها و خدمات را متاثر خواهد کرد.

    همین امر تاثیر خود را بر قیمت لبنیات و تخم مرغ گذاشته است. چنانکه عضو هیات مدیره انجمن لبنیات ایران عنوان کرد که «با افزایش ۳۵ درصدی قیمت شیر به عنوان ماده اولیه، قیمت سایر محصولات لبنی نیز رشدی ۳۰ تا ۳۵ درصدی در یک هفته گذشته داشته‌اند.» ضمناً پرویز فروغی، دبیر کانون سراسری مرغ گوشتی، نیز با اشاره به حذف ناگهانی ارز ترجیحی و افزایش شدید هزینه‌های تولید هشدار داد «قیمت مرغ ممکن است به ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار تومان برسد و بازار در آستانه بحران قرار گیرد.»

    این اثر مستقیم تورمی از سوی دولت اگرچه قابل پیش بینی است، اما آیا دولت اثر غیر مستقیم گرانی تخم مرغ، گوشت و لبنیات بر دیگر کالا‌ها و خدمات را نظر گرفته است؟

    به گفته کارشناسان تورم نه فقط در اثر افزایش مستقیم قیمت‌ها بلکه با اثرات غیرمستقیم و زنجیره‌ای تورمی تشدید می‌شود، بنابراین این یارانه هرگز نمی‌تواند اختلاف قیمت در بازار مسکن، پوشاک، خدمات، هزینه‌های حمل و نقل و … را برای مردم جبران کند.

    اینطور نیست که کالابرگ تورم‌زا نباشد

    اگرچه برخی معتقدند که پرداخت کالابرگ به مردم تورم‌زا نیست، حال آنکه یارانه نقدی به علت افزایش نقدینگی تورم‌زا است، اما برخی کارشناسان معتقدند که دولت به هر حال برای یک کالا چه به فروشنده پول بدهد چه به مردم یک اثر را در اقتصاد خواهد داشت. این درحالیست که تخصیص ارز ترجیحی حکم تسهیل و کاهش هزینه‌های تولید را برای تولیدکننده دارد؛ بنابراین در غیاب مدیریت قیمت ارز، کنترل تورم، نبود انضباط مالی دولت، مشکلات ناشی از تحریم‌ها هرگونه پرداخت نقدی یا کالایی در نهایت منجر به رشد قیمت‌ها خواهد بود.

    مشکل عادی‌سازی گرانی است

    واقعیت این است که مردم عادت دارند؛ هر بار که قرار است موجی از گرانی و تورم در راه باشد، دولت و رسانه‌ها می‌کوشند با روش‌هایی همچون پرداخت یارانه شوک روانی ناشی از گرانی جامعه را کنترل کنند. با این حال گویی دولت خودش هم پذیرفته که قادر به کنترل تورم نیست و صرفاً به دنبال تزریق آرامشی کوتاه مدت به مردم است.

  • آقای معاون اول! در ذهن‌تان نرخ دلار باید به کجا می‌رسید که دیگر تعجب نکنید که کسی بگوید آخ؟

    آقای معاون اول! در ذهن‌تان نرخ دلار باید به کجا می‌رسید که دیگر تعجب نکنید که کسی بگوید آخ؟

    به گزارش اقتصادران، روزنامه هم میهن در یادداشتی نوشت؛

    معاون اول رئیس‌جمهور، محمدرضا عارف در جلسه ستاد تنظیم بازار گفته: «واقعیت این است انسان تعجب می‌کند چگونه یک جوان ایرانی و با شناختی که از ملت و تمدن ایران داریم می‌تواند اینگونه در دام دشمن بیفتد. برخی از جوانان احساسی عمل می‌کنند و برخی نیز برنامه‌ریزی‌شده است.»

    واقع امر در قبال چنین صحبت‌هایی یا باید فقط تأسف خورد یا به همان تعجبی که جناب معاون اول دچار آن شده است، ادامه داد و در ضمن پرسید آقای عارف آخرین باری که شما و دولتمردان تعجب کردید، کی بود و کجا بود؟

    چه باید رخ می‌داد که دیگر از غلبه احساسات و هیجانات بر جوانان تعجب نکنید؟ روی چه حدی از نجابت مردم حساب کرده بودید؟ در ذهن‌تان نرخ دلار باید به کجا می‌رسید که دیگر تعجب نکنید که کسی بگوید آخ؟

    آخر در ذهن شما که فردی دانشگاهی هستید و به اندازه عمرتان معاون اول و وزیر و رئیس و وکیل بوده‌اید، چه می‌گذشت و می‌گذرد؟ کم جامعه‌شناسان و روان‌شناسان اجتماعی و سیاست‌خوانده‌ها گفتند و هشدار دادند که آخر و عاقبت این وضعیت لجام‌گسیخته اقتصادی و اجتماعی، شورش و اعتراض است؟ نمی‌دانستید که اگر مردمی از اصلاح قانونی و مسالمت‌آمیز روندها نومید شوند، دیر یا زود دست به اعتراض می‌زنند؟ در ذهن‌تان مردم مشتی مردگان مشنگ فرض می‌شدند که هر چه بر آنها فشار وارد شود، واکنشی نشان نخواهند داد؟ در بودجه‌ای که برای سال آینده بستید، کدام فشار را از دوش مردم برداشتید و نوید چه تحولی را دادید که کمی دل این مردم نجیب ایران را به دست آورید؟

    آقای عارف، تجاهل‌العارف می‌کنید یا به‌راستی متعجبید؟ دولتی که شما نفر دوم آن تشریف دارید، یک سال و نیم است از برآورده کردن یک قول ساده رفع فیلترینگ وامانده است. مگر از همین مردم ۱۶ میلیون رای نگرفتید که به این وعده‌ها وفا کنید؟ وزیر امور خارجه دولت شما در اصفهان به تحریم‌ها می‌گوید «برکت» و ندیدم تعجب کنید و تذکر دهید که آقای برادر وظیفه شما رفع تحریم‌ها بود نه سفرهای استانی؟

    شاید بگویید چرا ساده‌اندیشی می‌کنی و دست عوامل خارجی را در این تحولات نمی‌بینی. والله قسم که با این وضع اینترنت که نمی‌شود خبری از این دنیا گرفت، نمی‌دانم نحوه نقش‌آفرینی این نیروها را اما انکار نمی‌کنم و به قول شما اعتماد می‌کنم. با این همه می‌پرسم واقعاً از دشمن چه انتظاری دارید؟ توقع دوستی دارید یا دشمنی؟ بر کسی پوشیده است دشمنی اسرائیل با جمهوری اسلامی؟ گمان‌تان این بود که بعد از جنگ دوازده روزه می‌نشینند و ما را با مشکلات‌مان تنها می‌گذارند؟ بینی و بین‌الله در این شش ماه با آن همبستگی مدنی میان ایرانیان چه کردید؟

    کدام خواسته مردمان را اجابت کردید؟ جز این است که روزبه‌روز همراه با مردم به تماشای صعود نرخ ارز و طلا و کوچک شدن سفره خلق نشستید و دریغ از یک اقدام مؤثر؟ باز گفته‌اید که حرف معترضان را می‌شنویم. از سال ۹۶ تا الان فرصت نداشتید برای فراهم کردن بسترهای مناسب برای اعتراض قانونی؟ همان رایی که مردم به پزشکیان دادند، فرصتی نبود برای ترمیم شکاف دولت و ملت؟ خُب، از اینها غفلت می‌کنید و بعد می‌گویید من متعجبم. باور بفرمایید این وضعیت هیچ تعجبی ندارد. تمامی آن را بسیاری از عالمان بارها هشدار داده بودند و همین الان هم می‌شود بر اساس نظر آنها برای آینده متصور بود که راه چیست و چاه چیست اما چه باید گفت که سیاستمداران ما به جای تأمل، مشورت، تفکر و مهمتر از همه تدبیر، یا سخنرانی می‌کنند یا بیشتر به کارآگاهی می‌مانند که سر جنازه حاضر می‌شود و تعجب می‌کند.

     

  • شوک حذف ارز ترجیحی به معیشت مردم / دل‌انگیزان: هیچ کجای دنیا سبد مصرفی خانوار با کمتر از ۲۰۰ دلار بسته نمی‌شود

    شوک حذف ارز ترجیحی به معیشت مردم / دل‌انگیزان: هیچ کجای دنیا سبد مصرفی خانوار با کمتر از ۲۰۰ دلار بسته نمی‌شود

    به گزارش اقتصادران، قیمت کالا‌های اساسی اعم از روغن، گوشت قرمز و مرغ، تخم مرغ، لبنیات و… پس از حذف ارز ترجیحی یک‌شبه چند برابر شد، در حالی که سخنگوی دولت اعلام کرده بود که قیمت‌ها کمتر از ۳۰ درصد و به تدریج افزایش خواهد یافت.

    خطای محاسباتی دولت باعث شده خانوار‌ها در تامین هزینه‌های اولیه زندگی خود با مشکل رو‌به‌رو شوند و برای به اصطلاح “درآوردن نان شب خود” دائما در تلاش باشند، اما بازهم از پس هزینه‌های زندگی خود برنیایند.

    برآورد اشتباه دولت در مسئله حذف ارز ترجیحی

    سهراب دل‌انگیزان، اقتصاددان و عضو هیات علمی دانشگاه رازی کرمانشاه در مورد افزایش قیمت کالا‌های اساسی پس از حذف ارز ترجیحی، گفت: ما پیش از حذف ارز ترجیحی به دولت تذکر داده بودیم که برآورد کارشناسی او از قیمت و حساسیت قیمتی کالا‌های سبد مصرفی خانوار به‌ویژه کالا‌های حمایتی سبد مصرفی، برآورد صحیحی نیست و اگر حذف ارز ترجیحی و افزایش قیمت کالا‌ها اتفاق بیفتد، کالا‌های اساسی افزایش قیمت شدید و بیش از برآورد دولت را خواهند داشت.

    ناکامی دولت در حمایت از همه دهک‌ها

    این اقتصاددان با اشاره به تبعات حذف ارز ترجیحی در سطح بازار، گفت: قیمت کالا‌های اساسی بیش از آنچه دولت برآورده کرده و گفته بود، واکنش نشان داده است و این موضوع قابل کتمان نیست.

    دل‌انگیزان افزود: همچنین، دولت نتوانسته به طور هم‌زمان از همه دهک‌ها حمایت کالایی کرده و سریعا کالابرگ را به همه دهک‌ها اختصاص دهد.

    مردم برای تامین هزینه‌های اولیه زندگی با مشکل مواجه‌اند

    به گفته عضو هیات علمی دانشگاه رازی کرمانشاه، این دو موضوع باعث شده که میزان توانمندی بسیاری از خانواده‌ها برای تامین هزینه‌های اولیه زندگی با مشکل جدی مواجه شود.

    دل‌انگیزان افزود: این موضوع از قبل قابل پیش‌بینی بود و از دولت انتظار نمی‌رفت که این کار را در شرایط کنونی انجام دهد، زیرا شرایط، شرایط مناسبی نبود.

    شوک تورمی پس از حذف ارز ترجیحی

    این اقتصاددان با بیان اینکه افزایش قیمت کالا‌های سبد خانوار یعنی یک بخش از فشار تورمی در جامعه، گفت: افزایش قیمت کالا‌ها شوک تورمی در جامعه ایجاد کرده است.

    دل‌انگیزان تاکید کرد: هرچند ما نمی‌توانیم میزان افزایش تورم را به طور دقیق محاسبه کنیم، اما اگر به طور مثال قیمت یک شانه تخم مرغ را قبل و بعد از حذف ارز ترجیحی در نظر بگیرید، می‌بینید که یک شانه تخم مرغ که قبل از حذف ارز ترجیحی ۲۳۰ هزار تومان بود پس از حذف ارز ترجیحی با افزایش صددرصدی به ۴۸۰ هزار تومان رسیده است.

    ایران به سمت فقیر شدن می‌رود

    این اقتصاددان با اشاره به دهک‌بندی‌های نادرست خانوار‌ها ازسوی دولت، گفت: دهک دهم که عنوان می‌شود دهک ثروتمند این کشور است، ۹ میلیون نفر را شامل می‌شود، در حالی که نمی‌توانیم بگوییم که ۹ میلیون نفرِ این دهک، درآمد بالایی دارند یا وضعیت مالی خوبی دارند. دهک نهم نیز همین وضعیت را دارد.

    دل‌انگیزان افزود: دولت با افزایش چند برابری قیمت‌ها، ۳ دهک هشتم، نهم و دهم را وارد طبقات فقیر می‌کند. در عین حال، بقیه دهک‌ها نیز به دلیل تاخیر و کم بودن یارانه و کالابرگ آنها، فقیرتر می‌شود، زیرا مقدار افزایش قیمت کالا‌ها بیشتر از یارانه‌ای است که به آنها ارائه می‌شود.

    قیمت کالا‌ها در ایران بالاتر از قیمت‌های جهانی

    عضو هیات علمی دانشگاه رازی کرمانشاه با مقایسه سبد مصرفی خانوار ایرانی با سایر کشورها، گفت: وضعیت سبد مصرفی خانوار به گونه‌ای است که به طور متوسط، با کمتر از ۲۰۰ دلار بسته می‌شود که در هیچ جای دنیا چنین چیزی نیست.

    دل‌انگیزان افزود: حداقل حقوق قانونی در کشور ما زیر ۱۰۰ دلار است، در حالی که قیمت کالا‌ها و خدمات مصرفی در داخل کشور از قیمت کالا‌ها و خدمات مصرفی در جهان کمتر نیست و برابری می‌کند. به طور مثال، قیمت حبوبات، غلات و گوشت برابر با قیمت‌های جهانی و حتی قیمت مرغ بالاتر از قیمت جهانی است.

    حقوق ۱۹ میلیون خانوار کفاف سبد کالا‌های اساسی را نمی‌دهد

    این اقتصاددان با اشاره به پایین بودن دستمزد‌ها در ایران نسبت به سایر کشورها، گفت: دستمزد‌ها در کشور به شدت پایین است.

    دل‌انگیزان خاطرنشان کرد: ما ۱۶ میلیون خانوار داریم که حقوق آنها توسط دولت یا سیستم کارگری تامین می‌شود. علاوه بر آن، ۲.۵ میلیون کارگر ساختمانی داریم؛ بنابراین درآمد ۱۹ میلیون خانوار، درآمد‌های پایینی است که باید سبد خانوار ۲۰۰ دلاری را تامین کنند، در حالی که قادر به این کار نیستند.

  • صبر مردم اندازه‌ای دارد! / سلطانی: ۹۵ درصد مردم در تنگنای اقتصادی‎‌اند

    صبر مردم اندازه‌ای دارد! / سلطانی: ۹۵ درصد مردم در تنگنای اقتصادی‎‌اند

    به گزارش اقتصادران، موج افزایش قیمت دلار و ارز و طلا و سکه در حالی در ماه‌های اخیر ادامه داشت که این افزایش قیمت در روز‌های اخیر به حد انفجار رسیده و صدای اعتراض کسب‌وکار‌ها را بلند کرده است.

    در چنین شرایطی، افزایش قیمت دلار و ارز و سکه و طلا بیش از آنکه یک پدیده صرفاً اقتصادی باشد، بازتابی از نااطمینانی عمومی نسبت به آینده اقتصادی کشور است، زیرا در شرایطی که قیمت دلار به مرز ۱۵۰ هزار تومان و قیمت سکه به مرز ۱۶۰ میلیون تومان رسیده، به مرور بازار‌ها را دستخوش تغییر قیمتی کرده و به عبارت بهتر، بازار را قفل کرده است.

    کارشناسان معتقدند مجموعه‌ای از سیاست‌های ارزی ناکارآمد دولت، پیام‌های منفی، کسری بودجه مزمن و مداخله محدود بازارساز، شرایطی را ایجاد کرده که رشد نرخ ارز برای بازار قابل پیش‌بینی شده است.

    سایه نااطمینانی و ناامنی بر اقتصاد کشور

    در همین زمینه، احساس سلطانی، اقتصاددان در مورد تاثیر نوسانات قیمت ارز، طلا و سکه در ماه‌های اخیر بر کسب‌وکار‌ها و معیشت مردم به اقتصاد ۲۴ گفت: مهم‌ترین تاثیر نوسانات عجیب قیمت‌ها در بازار‌های مالی در ماه‌های اخیر، ایجاد فضای نااطمینانی و ناامنی در کشور است.

    به گفته وی، این فضای نااطمینانی و ناامنی موجب شده که کسب‌وکار‌ها دچار رکورد و قفل شوند.

    بلاتکلیفی فروشندگان برای خرید و فروش کالا

    این اقتصاددان در مورد تبعات چنین شرایطی، گفت: در چنین شرایطی، فروشندگان کالای خود را نمی‌فروشند، چون نمی‌دانند که فردا با چه قیمتی باید کالای فروخته‌شده را جایگزین کنند.

    سلطانی، دومین تبعات این شرایط را کاهش قدرت خرید مردم دانست و گفت: مصرف‌کننده قدرت خرید خود را از دست داده است؛ بنابراین از یک طرف، فروشنده عمده‌فروش و تولیدکنندگان بلاتکلیف هستند و نمی‌دانند که کالای خود را بفروشند یا نه و از طرف دیگر، خریدار توان خرید کالا‌ها را ندارد.

    موجی از گرانی را در بازار شاهدیم

    این اقتصاددان با اشاره به موج گرانی‌های اخیر گفت: گرانی امسال بی‌سابقه است. موجی از گرانی را در طول چند ماهه اخیر شاهد هستیم، قیمت ارز تقریباً دو و نیم برابر شده و ارز ترجیحی از بسیاری از کالا‌ها حذف شده است.

    سلطانی افزود: شوک‌های مختلفی به اقتصاد و بازار وارد شده و همه چیز به رکود کشیده شده است. این افزایش قیمت‌ها منحصر به کالای خارجی نیست، بلکه قیمت کالا‌های تولید داخل نیز افزایش زیادی داشته است.

    این اقتصاددان با بیان اینکه بازار، دچار هرج و مرج شده و قیمت‌های دلبخواهی را تجربه می‎کند، گفت: افزایش حقوق کارکنان در چنین شرایط تورمی، ۲۰ درصد است که این به معنای نابودی قدرت خرید آنهاست. از طرفی هم ما با این کار در شرایط تحریم و جنگ اقتصادی، رکود سنگینی را به کسب‌وکار‌ها تحمیل می‌کنیم.

    به گفته سلطانی، ما باید در چنین شرایطی، اقتصاد داخلی را بهتر بچرخانیم؛ اما دقیقا برعکس این، عمل می‌کنیم. با ادامه این روند، تولید ناخالص داخلی امسال حداقل ۵ درصد کاهش خواهد یافت. این به معنای خودزنی ماست.

    ۹۵ درصد مردم در تنگنای اقتصادی‎‌اند

    این اقتصاددان با بیان اینکه تنها ۵ درصد مردم از چنین شرایطی سود می‌برند، گفت: ۹۵ درصد مردم در تنگنای اقتصادی‌اند و هر روز فقیرتر می‌شوند. به طور مثال، چیزی حدود ۷ میلیارد دلار واردات خودرو و قطعات خودرو از چین داریم. واردکنندگان خودرو و قطعات آن که با ارز ۵۰ تا ۶۰ هزار تومانی ثبت سفارش کرده و در طول ماه‌ها آن را وارد کرده‌اند، حالا با جهش قیمت ارز به یکباره، سود‌های کلانی نصیب آنها می‌شود؛ بنابراین در چنین شرایطی، تنها اقلیتی خاص سود خواهند کرد و مردم، زیان.

    سلطانی افزود: وقتی هزینه تولیدکنندگان یا واردکنندگان برای تولید یا واردات کالا افزایش می‌یابد، آنها برای اینکه ضرر نکنند و هزینه سر بار را جبران کنند، قیمت کالای خود را گران می‌کنند یا از کیفیت آن می‌زنند؛ بنابراین ضرر اصلی متوجه مصرف‌کننده و مردم است.

    صبر مردم آستانه‌ای دارد

    این اقتصاددان با بیان اینکه صبر مردم اندازه‌ای دارد، گفت: راننده و مکانیک و صاحب کسب‌وکار با گرانی‌ها، قیمت کالا و خدمت خود را گران می‌کند، در این میان، حقوق‌بگیران هستند که هر روز فقیرتر می‌شوند.

    به گفته سلطانی، تحریم برای همان اقلیت نعمت است و دود آن به چشم مردم می‌رود.

    وی افزود: دولت قصد مدیریت این نوسانات را ندارد وگرنه می‌توانست با سیاست‌گذاری درست، آن را مدیریت کند. در سال‌های اخیر، تعداد ماشین‌ها و ساختمان‌های لاکچری و آدم‌هایی که به پول‌های کلان رسیده‌اند، چند برابر شده است. این افراد همان گروهی‌اند که از تحریم سود می‌برند و گرنه مردم عادی که هر روز وضعیت به مراتب بدتری دارند.