برچسب: فساد اقتصادی

  • وزیر سابقی که پایش در یک پرونده فساد گیر است: رسانه فاسد خیلی خطرناک است خطرناک‌تر از قاضی فاسد / نماینده مجلس: فاطمی امین با دادن 75 شاسی‌بلند به نمایندگان مانع از استیضاح خود شد

    وزیر سابقی که پایش در یک پرونده فساد گیر است: رسانه فاسد خیلی خطرناک است خطرناک‌تر از قاضی فاسد / نماینده مجلس: فاطمی امین با دادن 75 شاسی‌بلند به نمایندگان مانع از استیضاح خود شد

    به گزارش اقتصادران، وزیر صمت دولت سیزدهم یعنی فاطمی‌امین که پایش در پرونده فساد چای دبش گیر است و به گفته سخنگوی دستگاه قضا با وثیقه آزاد است؛ همانی که ۲ استیضاح در کارنامه دارد و به برکت شاسی بلند‌ها توانست ۲ سال وزیر بماند، کتابی نوشته با عنوان «استیضاح تولید» و از فساد رسانه‌ها و سلبریتی‌های سیاسی گفته است!

    به گزارش رجانیوز، سیدرضا فاطمی‌امین در این کتاب نوشته: «فعالیت‌های سیاسی بیشتر در قالب شبکه‌ای از قدرت‌های کوچک و متوسط نمود پیدا می‌کند سلبریتی‌های سیاسی بیش از حد بروز یافته‌اند و رسانه‌ها در مجموع کارکرد خوبی ندارند. چنین فضائی بستر مناسبی برای شکل‌گیری فساد شده است.فضای سیاسی بیشتر تحت‌تأثیر حزب‌های تک‌نفره است که در تعامل با یکدیگر اتحاد‌های کوتاه‌مدتی بر سر یک منفعت مشترک ایجاد کرده و با شراکت‌های مقطعی، جریان‌سازی می‌کنند. هر کدام از حزبک‌ها قلمرو‌هایی برای خود می‌سازند و به دنبال گسترش آن هستند. به‌سرعت یکدیگر را پیدا می‌کنند، خیلی سریع به تفاهم و منافع مشترک می‌رسند و به طور غیرمتمرکز، شبکه‌ای از منافع نامشروع را شکل می‌دهند. این خرده‌پا‌ها برای کسب منافع اندک، خسارت‌های بزرگی به کشور می‌زنند؛ به‌خاطر یک دستمال قیصریه را آتش می‌زنند.»

    فاطمی امین از روزهای سختش در وزارت و حواشی استعفا گفته و درجایی هم نوشته: «رسانه فاسد خیلی خطرناک است خطرناک‌تر از قاضی فاسد؛ تقابل با رسانه‌های فاسد خیلی پرهزینه است؛ آنها باقدرت رسانه‌ای ویروس‌های ذهنی و هیجانی را منتشر کرده و توجه‌ها را مدیریت می‌کنند و در نهایت مخالفان خود را سرکوب می‌کنند.  رسانه‌های زرد و سیاه، جا را برای رسانه‌های حق‌گرا، مطالبه‌گر و سالم، تنگ می‌کنند؛ جای سازوکارهایی که خطاها و تخلفات رسانه‌ای را شفاف کنند، خالی است، خیلی خالی!»

    برای خواندن افاضات وزیر سابق می‌توانید به کتابی که نوشته مراجعه کنید، اما قبلش یادآوری کنیم که این یار دیرین رئیسی در دوران وزارت خود حواشی بسیاری داشت. اول بار به خاطر افزایش قیمت خودرو، طرح استیضاحش در مجلس مطرح شد و از مجلس اتفاقا همسو با دولت کارت زرد گرفت.

    علیرضابیگی، نماینده تبریز بعدتر افشا کرد که او با دادن ۷۰ تا ۷۵ شاسی‌بلند به برخی نمایندگان توانسته نظرشان را جلب کند و از آن استیضاح جان سالم به در برد.

    نام وزیر سابق، اما بیش از همه این‌ها با فساد چای دبش همراه شد. چنانچه در در شهریور ماه سال ۱۴۰۳ سخنگوی قوه قضائیه از احضار و اخذ دفاع از فاطمی امین و قائم مقام وقت او خبر داد. آنطور که جهانگیری، سخنگوی قوه قضاییه گفته او با وثیقه آزاد است.

    کتاب آقای فاطمی امین در مرداد ماه منتشر شده و حالا یک ماه بعد از آنکه سنگوی قوه قضاییه توضیحاتی درباره وضعیت او پرونده چای دبش داده، مورد توجه «کیهان» و «رجانیوز» قرار گرفته است! درباره این زمان‌بندی قطعا باید بیشتر فکر کرد.

  • دولت رئیسی رکورد فساد را شکست!

    دولت رئیسی رکورد فساد را شکست!

    به گزارش اقتصادران، پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۴۰۰ و در زمان ریاست آقای رئیسی بر قوه‌قضائیه به‌یک‌باره موج مبارزه با فساد آغاز شد. جالب اینکه این موج با عبور از قوانین عادی و دادگاه‌هایی که اغلب یک‌مرحله‌ای بود و صحرایی تلقی می‌شد، آغاز گردید؛ درحالی‌که رسیدگی و مبارزه با فساد قاطعیت این‌چنینی لازم ندارد سهل است که این نوع رفتارها نیز مقوم فساد است، و برعکس دقت و استمرار و عقلانیت است که مانع از فساد می‌شود.

    تجربه نشان داد که آن دادگاه‌ها از بنیان نادرست بود و اغلب احکامش نیز نقض شد؛ مگر آنان که اعدام شدند و امکان بازگرداندن حکم را نداشتند. ولی این اول کار بود. چون چنین القا شد که با آمدن دولت آقای رئیسی فساد از دولت برچیده می‌شود.

    غافل از اینکه از بدو حضور آن دولت، فساد در سطح وزیر آغاز شد و هنگامی که فقط سه سال از آن دولت گذشت؛ دو وزیرش زندانی شدند و دو رئیس نهاد مالی مهمش دچار اتهامات عدیده گردیدند و این رکوردی بود که بعد از فساد در دولت احمدی‌نژاد شکسته شد و هیچ‌گاه در دولت‌های پس از انقلاب شاهد چنین فسادهایی در سطح وزرا و با این سرعت و فاصله کوتاه نبودیم.

    مهمتر از اینها اینکه رکورد فساد هم در آن دولت شکسته شد. یک رقم آن ۳/۷ میلیارد دلار است که هنوز به این اتهام رسیدگی نشده است. مجازات وزیر کشاورزی آن دولت مربوط به فساد در پرونده دیگر است و هنوز نوبت رسیدگی به پرونده چای دبش نشده است.

    یک علت اصلی در فقدان نهادهای نظارتی مستقل است. علت دیگر جایگزینی رابطه به‌جای ضابطه است.  بدترین رتبه فساد اقتصادی در ایران مربوط به آغاز دور دوم احمدی‌نژاد است که ایران رتبه ۱۶۸ را در نداشتن فساد به خود اختصاص داده بود؛ یعنی فقط وضع فساد در تعداد کمی از کشورها از ایران پایین‌تر بوده است. تردید نداریم که این شاخص در دولت پزشکیان رو به بهبود خواهد رفت، ولی انتظار داریم که سرعت آن قابل توجه باشد.‌ چرا چنین انتظاری داریم؟ اول از همه، شفافیت بیشتر این دولت است. طرفداران آن بیش از همه خواهان شفافیت دولت هستند.

    دوم، نظارت مدنی با فراغت بال بیشتری انجام خواهد شد. برخلاف گذشته، دولت مانع آنان نیست و با استفاده از حربه شکایت آنان را در فشار قرار نخواهد داد. سوم، پذیرش اجرای سیاست‌های علمی و قاعده‌مند در این دولت است.

    چهارم اینکه آقای رئیس‌جمهور با کسی پیمان اتحاد دائمی نبسته است که بخواهد منافع مردم را قربانی فساد نزدیکان و وزرای خود کند. آقای پزشکیان ملتزم و معتقد به آموزه‌های امام علی(ع) در نهج‌البلاغه است. اطمینان داریم که هر فسادی رخ دهد، هیچ‌کس در دولت در صدد توجیه آن برنخواهد آمد. هیچ‌کس از دستگاه قضایی نخواهد خواست که اجرای قانون را متوقف کند یا دادگاه محرمانه شود تا آبروی فلانی و بهمانی نرود.
  • چرا بساط فساد اقتصادی در ایران جمع نمی شود؟

    چرا بساط فساد اقتصادی در ایران جمع نمی شود؟

    به گزاش اقتصادران، فساد یکی از چند موضوعی است که بسیاری آن را از عوامل اصلی مشکلات و معضلات کشور می‌دانند. از این ‌رو یکی از موضوعاتی که به‌ویژه در ایام انتخابات بسیار مورد توجه افکار عمومی قرار می‌گیرد، مقوله فساد است. به همین دلیل می‌توان افراد را با یک خبر قابل باور درباره فساد آنها، از صدر به ذیل جدول کشاند یا با استناد به ساده‌زیستی و مردمی بودن و تلاش آنها برای مبارزه با فساد، پاک‌دستی آنها را به اثبات رساند و از ذیل جدول به صدر آورد.

    اما چرا با وجود اینکه اتفاق نظر نسبی درخصوص اینکه فساد یکی از معضلات اصلی کشور است، وجود دارد و تلاش زیادی نیز برای مبارزه و مقابله با آن انجام می‌شود، این موضوع از خود سرسختی نشان می‌دهد و سال‌های طولانی است همچنان روی میز مانده و حتی وقتی کسانی سر کار می‌آیند که خود را ضد فساد نامیده و اولویت اصلی‌شان را مبارزه با فساد عنوان می‌کنند، ای‌بسا در زمان تصدی آنها مصادیقی از شدید‌تر شدن فساد هم به گوش می‌رسد؟

    به نظر می‌رسد یکی از دلایل مهم این موضوع عدم درک صحیحِ دینامیک موضوع فساد به‌ویژه توسط سیاستمدارانی است که بسیار در این زمینه سخن می‌گویند و مشخصه و شعار خود را مبارزه با فساد عنوان می‌کنند. غالب آنها با خود فساد که معلولی بیش نیست مواجهه کرده و تلاش می‌کنند با آن به مقابله و به‌اصطلاح به مبارزه بپردازند؛ غافل از آنکه ریشه‌های بروز فساد پیچیده‌تر و سرسخت‌تر از آن است که بتوان از طریق مبارزه مستقیم با آن به کنترل و رفع آن مبادرت کرد.

    فساد امری نیست که بتوان آن را به‌طور کلی از عرصه زندگی اجتماعی حذف کرد، اما فساد را در حدود متعارفش می‌توان با استفاده از انواع روش‌های مدیریت ریسک و در نهایت برخوردهای قضایی به حدود قابل تحمل کاهش داد؛ ولی اگر فساد از ابعاد متعارف خود خارج شود با چنین روش‌هایی قابل کنترل نخواهد بود. فساد زمانی از حدود متعارف خارج می‌شود که توزیع رانت، بخش بزرگی از اقتصاد را دربرگیرد یا اینکه توسعه و پیشرفت دغدغه اصلی دست‌اندرکاران امر نباشد. به نظر می‌رسد خروج فساد از حدود متعارف خود در ایران از یکسو ناشی از تمرکز خارج از حد متعارف ثروت و اختیارات در نهاد دولت و از سوی دیگر تسلط راهبرد «توزیع رانت» به جای راهبرد  «تولید ثروت» در اداره جامعه و در نتیجه، در حاشیه قرار گرفتن توسعه است.

    در اقتصادی که سالانه ده‌ها میلیارد دلار رانت نفتی در قالب ارز ترجیحی، انرژی ارزان، مخارج دولت و… به آن تزریق می‌شود، صدها هزار میلیارد تومان پول چاپ‌ شده و از طریق بدهی دولت و بانک‌ها به بانک مرکزی در اقتصاد به چرخش درمی‌آید، میلیاردها مترمکعب فراتر از آستانه قابل قبول از ذخایر آبی کشور مصرف می‌شود، دستگاه‌های دولتی به بهانه هدایت، نظارت، توسعه‌گرایی و نظایر آن برای خود رانت خلق کرده و آن را توزیع می‌کنند و…، معلوم است که فساد سرسخت و فراگیر می‌شود.

    اما اگر راهبرد «توزیع رانت» جای خود را به راهبرد «تولید ثروت» بدهد و در نتیجه آن توسعه در صدر اولویت‌ها قرار گیرد، داستان به کلی تغییر می‌کند و اقتصاد مسیر متفاوتی را طی خواهد کرد. در چنین شرایطی از حجم مبادله رانت در اقتصاد به‌شدت کاسته می‌شود و در نتیجه، بخش بزرگی از فساد موضوعیت خود را از دست می‌دهد و به‌تدریج به حاشیه می‌رود و قابل کنترل خواهد شد. از سوی دیگر، کارگزاران نهاد دولت نیز خواسته یا ناخواسته به‌طور عمده با معیارهای کارآمدی ارزیابی خواهند شد نه چیز دیگر و این خود بخش مهمی از فساد را کنار می‌زند؛ چون کارآمدی یعنی حداکثر تحقق اهداف توسعه‌ای با حداقل هزینه.

    بنابراین مساله فساد به جهت عملی و نه نظری، ربط چندانی به پاکدستی دست‌اندرکاران امور ندارد و مواجهه با آن نیازمند فهم چرایی خروج فساد از حد متعارف است. باید فساد را از متن به حاشیه برد تا بتوان با آن برخورد کرد. برای به حاشیه بردن فساد باید عوامل زمینه‌ساز آن را شناخت و از بین برد. مبارزه مستقیم با فساد وقتی فساد در متن است نه حاشیه، نه‌تنها به نتیجه‌ای نمی‌رسد، بلکه ممکن است وضعیت فساد را بدتر هم کند.

  • راهکار عجیب یک روزنامه برای جلوگیری از فساد مسئولان / حقوق مدیران کم است بیشترش کنید تا دچار فساد نشوند!

    راهکار عجیب یک روزنامه برای جلوگیری از فساد مسئولان / حقوق مدیران کم است بیشترش کنید تا دچار فساد نشوند!

    به گزارش اقتصادران، درباره اتفاقی که منجر به استعفای عشقی شد، نکته ای وجود دارد که کمتر به آن توجه شده است. واقعیت امر آن است که از چند سال قبل پیرو قضیه حقوق‌های نجومی، سقف حقوق برای کلیه دستگاه‌های دولتی و حتی شبه‌دولتی تعیین شد و این امر موجب شد تا در طول زمان حقوق کارکنان که با قانون کار افزایش می‌یافت به حقوق مدیران خیلی نزدیک و گاه یکی شود.

    در چنین وضعیتی دیگر مدیر شدن مزیتی جز اعتبار اجتماعی ندارد؛ ولی همه پیامدهای منفی مثل پاسخ‌گویی در برابر مافوق، احتمال پرونده‌سازی قضایی و دشنام شنیدن در فضای رسانه‌های مجازی را به دنبال دارد.

    حال چه کسی حاضر می‌شود به مسوولیت برسد؟ یا کسانی که واقعا شوق خدمت داشته باشند، یا کسانی که شهوت مسوول شدن و مشهور شدن داشته باشند یا افراد غافلی که از تبعات مسوول شدن بی خبر باشند یا افراد ناصالحی که دنبال سوءاستفاده از موقعیت و مقام هستند.

    در کنار این امر، باید به جایگاه نهادهای تنظیم‌گر توجه کرد. در صنعت مالی که گردش مالی آن بسیار بالاست و حقوق مدیران معمولا بالاتر از ۷۰میلیون تومان است که سقف حقوق مدیران دولتی است، پذیرش مسوولیت به معنای متضرر شدن مالی است؛ زیرا هزینه‌فرصت افراد بالاست. ضمنا نهادهای تصمیم‌گیر برای جلوگیری از تعارض منافع، مدیران را از داشتن کسب‌وکار و انجام معامله یا دادن مشاوره منع می‌کنند. در نتیجه نهادی چون شورای عالی بورس برای جبران این زیان‌های حاصله و فرصت‌های سود ازدست‌رفته، تدابیر جبرانی چون وام‌های کم‌بهره و بلندمدت تعریف کرده است. این وام‌های کم‌بهره و بلندمدت با عرف رایج در جامعه ما که وام‌های قرض‌الحسنه معمولا حدود ۵۰میلیون و قانونا تا سقف ۲۰۰میلیون تومان است در تضاد قرار گرفته است و به تبع آن جنجال و فشار افکار عمومی بر گیرندگان وام ایجاد کرده است.

    در چنین وضعیتی چه باید کرد؟ اگر بخواهیم این امتیازات ویژه را به کلی قطع کنیم و مدیران اقتصادی برجسته را به حقوق ۷۰میلیون تومان محدود کنیم، به تدریج نهاد حاکمیت از مدیران خوب خالی می‌شود؛ کمااینکه تا حدود زیادی هم شده است و افراد کارآمد حاضر نمی‌شوند از بخش خصوصی به دولتی منتقل شوند و زیربار مسوولیت بروند. تنها کسانی حاضر به قبول مسوولیت می‌شوند که به شکل غیرمتعارفی فداکار باشند یا خیلی فاسد باشند که به دنبال سوءاستفاده از مقام باشند یا شهرت‌جو باشند یا کسانی که در چنان سطوح پایینی قرار داشته باشند که یافتن شغل ۷۰میلیون تومانی برایشان یک موهبت محسوب شود.

    اگر فشارهای اجتماعی موجب شود تا فشار رسمی برای بازپس دادن وام ایجاد شود آیا این منحصر به مدیران ارشد سازمان بورس می‌شود یا شامل همه کارکنان خواهد شد؟ به تجربه دیده‌ایم که نهادهای رسمی جرات نمی‌کنند همه کارکنان را به برگرداندن وام ملزم کنند؛ اما می‌توانند روی چند نفر اصلی چنان فشاری ایجاد کنند که آنها به بازگرداندن وام مجبور شوند. این وضعیت در حقیقت اجحافی مضاعف است. اگر حقوق و مزایای کارمندان مساوی یا بیشتر از مدیران باشد، هیچ نظام اداری سرپا نمی‌ماند و نمی‌تواند به شکل کارآمد فعالیت کند. متاسفانه دیرزمانی است که این بی‌قاعدگی در نظام اداری کشور ما حاکم شده است.

    نکته دیگری که در میان اعتراضات نسبت به این موضوع  مطرح شده، این است که چرا حقوق مدیران ارشد سازمان بورس در زمانی که عملکرد بورس بسیار ضعیف بوده است به شکل تمام و کمال پرداخت می‌شود. از یک جهت این پرسش و نقد درستی است و می‌توان آن را به کل نهادهای تنظیم‌گر اشاعه داد. آیا نباید حقوق و مزایا رابطه‌ای با عملکرد نهادهای تحت نظارت داشته باشد؟ پاسخ به این پرسش هم مثبت است و هم منفی!

    مثبت است از این جهت که باید حقوق و مزایا تابعی از کیفیت عملکرد باشد و اگر عملکرد یک نهاد نظارتی مثبت نباشد، نباید حقوق و مزایای مدیران و کارکنان مثل وقتی باشد که عملکرد مثبت است. پاسخ منفی است؛ زیرا گاه عملکرد منفی تابعی از امور بیرونی است. وقتی شوک‌های سیاسی به دلایلی خارج از اختیار مسوولان سازمان بورس فراگیر می‌شود و بر عملکرد سازمان بورس تاثیر می‌گذارد، نمی‌توان افت عملکرد را به پای مدیران نوشت و بخواهیم که آنها تنبیه شوند. گاه هنر مدیران در شرایط نامطلوب، جلوگیری از افت بیشتر شاخص‌هاست و افت یک یا چند شاخص دلیل بر ناکارآمدی یک مدیر یا گروه مدیران نمی‌شود.

    مخلص کلام اینکه اگر می‌خواهیم از شر وام‌هایی از این دست خلاص شویم، باید سقف حقوق را برای برخی مشاغل و مدیریت‌ها اصلاح کرد تا نیازی به دورزدن سقف حقوق ایجاد نشود. سقف حقوق‌ها باید با شرایط صنعت سازگار باشد. همچنین لازم است بخشی از حقوق و مزایا تابعی از ارزیابی موفقیت یا عدم موفقیت مدیران باشد. در نتیجه لازم است شورای عالی بورس در پایان هر سال یک ارزیابی از عملکرد مدیران داشته باشد و متناسب با آن ارزیابی، مزایا را افزایش یا کاهش دهد. تنها در چنین وضعیتی است که معضل‌هایی از این دست دیگر پیش نخواهد آمد.

  • هم وام نجومي، هم پررويي نجومي! / عشقي: این وام قانونی و لازم بوده است!

    هم وام نجومي، هم پررويي نجومي! / عشقي: این وام قانونی و لازم بوده است!

    به گزارش اقتصادران، نخستين چالش وزير جديد اقتصاد از انتشار نامه‌اي شروع شده كه حاكي از رانت وام‌هاي نجومي اختصاص يافته به اعضاي هيات‌مديره سازمان بورس است. طبق اين نامه كه توسط سازمان بازرسي منتشر شده، اعضاي هيات‌مديره سازمان بورس 10.5 ميليارد تومان وام كم‌بهره گرفته‌اند.

    در اين نامه ذكر شده است كه اين وام با سود چهار درصدي و بازپرداخت 10 ساله به اعضاي هيات‌مديره سازمان بورس و اوراق بهادار از محل منابع داخلي اين سازمان پرداخت مي‌شود.

    تصوير اين نامه كه از سازمان بازرسي به وزير اقتصاد ارسال شده است، نشان مي‌دهد كه بيشترين مبلغ اين وام به مجيد عشقي پرداخت شده كه 2.7 ميليارد تومان بوده است. همچنين عليرضا ناصرپور 1.9 ميليارد تومان، رضا عيوضلو 1.9 ميليارد تومان، مهرداد مسعودي فر 1.9 ميليارد تومان و حسن فرج‌زاده‌دهكردي نيز 1.9 ميليارد دريافت كرده‌اند.

    نكته مهم آنكه اين مصوبه در روز‌هاي آخر دولت سيزدهم برخلاف دستور موكد جانشين رييس‌جمهور فقيد و رييس‌جمهور منتخب انجام شده است و اجراي آن موجب آسيب به سهامداران و بازار سرمايه خواهد شد.

    البته مجيد عشقي، رييس سازمان بورس كه هنوز هم در پست خودش مانده در گفت‌وگويي طولاني با شبكه خبر ادعا كرده كه «وام به اعضاي هيات‌مديره بورس براساس مصوبه شوراي عالي انجام شده و پرداخت اين وام قانوني و لازم بوده است».

    آقاي عشقي كه مديريت وي در سازمان بورس هم با انتقادهاي بسياري در دو سال گذشته مواجه بوده، افشاي اين نامه و پرداخت اين وام‌هاي نجومي به اعضاي هيات‌مديره سازمان بورس را «دروغ بزرگ» خوانده و مدعي شده كه «شوراي عالي بورس براساس ماده ۴ قانون اوراق بهادار مسووليت تعيين حقوق و دستمزد مزاياي هيات‌مديره سازمان بورس را برعهده دارد، اين مبالغ هم براساس مصوبه شورا پرداخت شده و پرداخت چنين مبالغي در تمامي نهادهاي پولي و مالي متناظر يك روال كاملا عادي است و حتي گاه در برخي نهادها مبالغ پرداختي بيشتر از اين ارقام است. ما هم تمام مدارك و مستندات را براي بررسي به دستگاه‌هاي نظارتي ارايه كرده‌ايم تا مشخص شود هيچ گونه ابهامي در پرداخت اين وام‌ها وجود نداشته است.»

    اما اظهارات رييس سازمان بورس نه فقط منتقدان را قانع نكرده، بلكه انتقادهاي بيشتري را برانگيخته است.

    وزير اقتصاد: اجازه ويژه‌خواري به كسي نمي‌دهيم

    عبدالناصر همتي، وزير اقتصاد در واكنش به اين خبر با تاييد اين نامه در توييتي نوشت: «پس از نامه سازمان بازرسي در مورد وام قرض‌الحسنه دريافتي توسط رييس و اعضاي هيات‌مديره سازمان بورس، موضوع را جهت بررسي سريع كارشناسي و اعلام نظر به مركز بازرسي وزارتخانه ارجاع داده‌ام. ‌در دولت چهاردهم براي حذف رانت‌ها آمده‌ايم و اجازه ويژه‌‌خواري به هيچ‌كس نخواهيم داد.»

    هر چند مشخص نيست كه آيا اتفاق تازه‌اي در اين رابطه افتاده يا اينكه ساز و كار مشخصي براي جلوگيري از اين «ويژه‌خواري» وجود دارد و بايد منتظر اخبار تازه‌اي در اين باره بود.

    هم وام نجومي، هم پررويي نجومي

    محمد مهاجري، فعال سياسي اصولگرا هم در واكنش به سخنان رييس‌ سازمان بورس مبني بر لازم بودن پرداخت وام‌هاي سنگين به مديران اين سازمان نوشت: «هم وام نجومي، هم پررويي نجومي؛ فساد چه مي‌كنه با دولت‌سيزدهم!» اين فعال سياسي در پاسخ به اظهارات مجيد عشقي، رييس سازمان بورس در كانال تلگرامي خود نوشت: «آقاي عشقي رييس سازمان بورس در واكنش به نامه سازمان بازرسي كل كشور كه وام ۱۰ميليارد توماني وي و اعضاي هيات‌مديره بورس را افشا كرد با پررويي تمام، آن را قانوني مي‌داند و مبلغ مذكور را به دليل محدوديت‌هايي! كه برايش ايجاد شده حق خود مي‌داند.»اين فعال اصولگرا در ادامه مجيد عشقي را از «نالايق‌ترين» روساي بورس ايران خوانده و گفته كه «عجيب كه حالا مزد بي‌لياقتي خود را در قالب وام‌ نجومي دريافت كرده»!

    سوءاستفاده از خلأ دولت

    اما هادي محمدپور، عضو جديد شوراي عالي بورس در پاسخ به اين ادعاهاي رييس سازمان بورس عنوان كرده كه «اخذ اين وام از سوي رييس سازمان بورس دولت سيزدهم در شرايطي كه دولت به پايان رسيده و در دوره جابه‌جايي دولت‌ها قرار دارند و ناظران جديد بورس در شوراي عالي حضور پيدا نكرده‌اند، بدسليقگي است.

    از اين خلأ و فاصله دو دولت استفاده شده است و در اين شرايط رييس سازمان بورس و اعضاي هيات‌مديره حتي اگر اين وام قانوني بوده نبايد از آن استفاده مي‌كردند.» او اضافه كرده: «موضوع ديگر اين است كه وام‌هاي تبصره ۱۸ و وام‌هاي اشتغالزايي مشمول سود ۴ درصدي مي‌شوند و وام اشتغالزايي هم به افرادي كه سابقه بيمه داشتند، پرداخت نمي‌شود و اگر رييس سازمان بورس و اعضاي هيات‌مديره سابقه بيمه داشتند و حقوق‌بگير دولت بوده‌اند، اين وام با سود ۴ درصد ديگر شامل وام اشتغالزايي نيست و قطعا تخلف است مگر اينكه اين وام را براي موردي اشتغالزايي دريافت كرده باشند.»

  • چنبره دولتی‌ها و متهمان اقتصادی بر پول‌های بی زبان کارگران در شستا!

    چنبره دولتی‌ها و متهمان اقتصادی بر پول‌های بی زبان کارگران در شستا!

    به گزارش اقتصادران، سازمان تامین اجتماعی یکی از اصلی‌ترین صندوق‌های بیمه‌ای محسوب می‌شود که وظیفه دارد از دارایی‌های بیمه‌شدگان پاسداری و در ادامه به‌دنبال راهکارهایی باشد تا این اندوخته کارگران را افزایش دهد. به همین منظور در سال 65 شستا (شرکت سرمایه‌گذاری تامین اجتماعی) را تاسیس کرد. شستا با اندوخته‌ای بالغ بر 2 میلیارد تومن شروع به فعالیت کرد و به‌سرعت ثروتمند شد ولی رفته رفته به‌دلیل جذابیت این اندوخته برای دولتی‌ها از وظیفه اصلی خودت فاصله گرفت. در واقع با تابلوی حفاظت و افزایش سرمایه کارگران و کارفرماها به بنگاهی برای دولت تبدیل شده است. بوی خوش پول‌های کارگران که دهه‌ها اندک اندک جمع‌آوری کردند تا نسل‌های آینده هم از آن بهره‌مند شوند دولتی‌ها و متهمان اقتصادی را گرد سازمان جمع‌ کرد و اکنون زیر امضای عوامل دولتی قرار دارد. آنها نه‌تنها تامین اجتماعی را مال خود کردند بلکه شرکت‌‌های بیشمار شستا را به آرامشگاه تبدیل کرده‌اند. به‌این صورت که مدیران دولت‌های قبل با مسوولیت‌های جدید در هیات‌مدیره‌های شرکت‌های شستا اوقات خود را صرف می‌کنند.

    بخشی از فسادهای رسانه‌ای شده

    حضور متهمان اقتصادی در شرکت‌های شستا

    یکی از چالش‌های اصلی این مجموعه که از هلدینگ‌های متفاوت و شرکت‌های بیشماری تشکیل شده است به ضعف دستگاه‌های نظارتی باز می‌گردد. باتوجه به وضعیت باید بگوییم که حراست و بازرسی داخلی و بیرونی بسیار کم‌رنگ است و همین موضوع باعث شده تا شستا نه‌تنها به حیاط دولت بلکه به حیاط خلوت متهمان اقتصادی تبدیل شود. «مهدی طغیانی»، سخنگوی کمیسیون اقتصادی در صحن مجلس گفت: «هیچ کارنامه عملکردی برای مدیران عامل و مدیران میانی شرکت‌ها در شستا وجود ندارد و به‌همین علت برخی متهمان تخلفات شرکت‌های زیر مجموعه آزادانه در پست مدیریتی فعالیت اقتصادی انجام می‌دهند. با وجود دستگاه‌های نظارتی متعدد نتیجه مطلوب درباره سلامت کار شرکت‌های زیر مجموعه شستا حصول نشده است و باید به سمت شفاف شدن شرکت‌ها و هلدینگ‌های شستا حرکت کنیم.»

    شستا زیر نظر چه ارگانی است؟

    در این قسمت به فرایند تغییر شکل داده مدیریتی در راس شستا خواهیم پرداخت. باتوجه به قانون، مدیر عامل شستا باید از سوی مدیر عامل سازمان تامین اجتماعی انتخاب شود و مستقیم به او پاسخگو باشد در سال‌های اخیر و به‌خصوص بعد از روی کار آمدن دولت نهم وضعیت رفته رفته تغییر کرد به‌نوعی که اکنون مدیرعامل شستا را دولتی‌ها و دست‌های پشت‌پرده انتخاب می‌کنند هرچند پست مدیرعاملی سازمان هم به‌نوعی دولتی محسوب می‌شود.

    این نشان می‌دهد که مدیران عامل شستا مستقیم با دولت ارتباط می‌گیرند و کار می‌کنند بنابراین باید یک بار برای همیشه این موضوع تعیین تکلیف شود که مدیر عامل شستا قرار است زیر نظر پاستور فعالیت کند یا مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی؟

    دولتی؛ اما با تابلو خصوصی

    در گزارش‌های منتشر شده همواره می‌خوانیم که مسوولان شرکت‌های شستا به‌عنوان توجیه به اعضای تیم اجرای هیات تحقیق و تفحص مجلس می‌گویند که «ما بخش خصوصی هستیم»! چالش اصلی اینجاست که باتوجه به شرایط سال‌های اخیر و ردپای پول‌های شستا در حوزه‌های مختلف و البته بدهی‌هایی که دولت‌ها به سازمان دارند دیگر نمی‌توانیم آنها را خصوصی و یا حتی خصولتی توصیف کنیم ولی حتی در دستگاه قضایی نیز این شرکت‌ها را به‌عنوان خصوصی می‌شناسند. این ادعا در حالی است که شرکت‌های زیر مجموعه شستا همچون «شرکت کشتیرانی» و «رایتل» و «نفت پاسارگاد» و …. از بیخ و بن با سرمایه عموم مردم ایجاد شدند و در اصل نطفه آنها دولتی است و از طرفی به صورت انحصاری نیز فعالیت می‌کنند بنابراین نمی‌توانند ادعا کنند که بخش خصوصی هستند و مشمول نظارت قوه‌قضاییه به‌عنوان شرکت‌های دولتی قرار نمی‌گیرند.

    تحقیق و تفحص بی سرانجام

    وضعیت کنونی اقتصادی تامین اجتماعی که شستا را به‌عنوان بازوی اقتصادی خود دارد باعث شد تا مجلس شورا در اوایل سال جالی دستور به تحققیق و تفحص از شستا در بین سال‌های 92 تا 99 را بدهد ولی باتوجه به وسعت موضوع شاید این گزارش هم شامل مرور زمان شود.

    «علیرضا حیدری»، کارشناس رفاه و تامین اجتماعی، ضمن بیان اینکه «به نظر می‌رسد این تخلفات سال‌های طولانی در شستا ادامه‌دار بوده است» می‌گوید: «قبل از این، برای ده ساله قبل از سال ۹۰، از کل سازمان و شستا یک گزارش تحقیق و تفحص تهیه شد؛ آن گزارش به صحن مجلس وقت رفت، کامنت امنیتی روی آن گذاشتند و اصلاً منتشر نشد یعنی خلاف آیین‌نامه داخلی که گزارش باید قرائت و منتشر می‌شد، آن را بلوکه کردند. در آن گزارش، بنده یکی از افرادی بودم که در تهیه آن دست داشتم. تهیه آن گزارش یکسال و نیم به طول انجامید اما نتایجِ آن هیچ زمان بیرون نیامد. وقتی یک اتفاق نادرستی در شستا افتاده که قبل از آن و قبل‌تر از آن هم به همین شیوه یا شیوه‌های مشابه سابقه داشته، بدون تردید نشان‌دهنده یک اشکال یا باگِ سیستمی‌ست. راه‌های نفوذ یا فرار باید بسته شود؛ اینکه مدیران هرکاری را بتوانند انجام دهند، درست نیست. اگر راه‌های نفوذ بسته نشود، هیچ کاری انجام نشده؛ ضمن اینکه باید بپذیریم بسیاری از تخلفات شرکت‌ها در گزارش تحقیق و تفحص نمی‌آید و مخفی می‌ماند.»

  • افشای برگ جدیدی از فساد چاي دبش / فروش ۲ هزار ميليارد ارز در دوبي/ پاي يك شركت هواپيمايي در ميان است

    افشای برگ جدیدی از فساد چاي دبش / فروش ۲ هزار ميليارد ارز در دوبي/ پاي يك شركت هواپيمايي در ميان است

    به گزارش اقتصادران، فرشته فریادرس نوشت:

    پس لرزه‌هاي فساد دبش همچنان ادامه دارد. پس از گذشت چند ماه از رونمايي اين فساد بزرگ، برگ جديدي از اين پرونده رو شده است. متهم پرونده چاي دبش در زمان حضور رييس عدليه در حين بازرسي، از واريز ۲ هزار ميليارد تومان از يك صرافي در دوبي به حساب ريالي در تهران مدعي شد يك شركت هواپيمايي به آنها قرض داده است. اين درحالي است كه به گفته بازپرس پرونده، يك شركت هواپيمايي كه نامي از او برده نشده، از گروه شركت‌هاي دبش ۱۰۰ ميليارد تومان چاي براي كترينگش خريده است. در كنار اين خريد، ٢ هزار ميليارد تومان هم از يك صرافي در دوبي ارز خريده و صرافي دوبي به او شماره حساب ريالي در تهران داده و گفته پول را به اين حساب در تهران بزنيد. اما ماجرا فقط به همين جا ختم نمي‌شود، در فقره ديگري، مديران شركت دبش مهرهايي را به يك واحد اداري در شهرري منتقل و در دفتر را قفل كردند. بازپرس پرونده اختلاس چاي دبش در اين باره اظهار كرده: مديران دبش مسووليت بعضي از اين مهر‌ها را نپذيرفته‌اند، اما همه مهر‌ها در يك كارتن در واحدي اداري در شهرري پيدا شدند.

    مروري بر پرونده چاي دبش

    بر اساس اعلام رسمي سازمان بازرسي كل كشور؛ «در موضوع واردات چاي، كل ارز دريافتي يك شركت خاص از سال ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۱ (در قالب واردات چاي و ماشين آلات) معادل ۳ ميليارد و ۳۷۰ ميليون دلار بوده كه از اين مبلغ، حدود يك ميليارد و ۴۷۲ ميليون دلار از ارز نيمايي تامين شده براي ماشين آلات و مابقي آن براي واردات چاي بود. همچنين در سال ۱۴۰۱ نيز كل ارز تامين شده براي واردات چاي حدود يك ميليارد و ۳۹۶ ميليون دلار بود كه از اين ميزان يك ميليارد و ۱۰۱ ميليون دلار به اين گروه اختصاص پيدا كرده بود. سازمان بازررسي تاكيد داشته است: گروه تجاري مذكور، براي يك ميليارد و ۴۰۰ ميليون دلار از ارز‌هاي دريافتي خود، رفع تعهد نداشته است.»

    خداييان رييس سازمان بازرسي هم در همان بازه زماني درباره بخش واردات ماشين‌آلات مربوطه به اين گروه تجاري گفته بود: « علاوه بر ارز‌هاي تامين شده جهت واردات چاي، بالغ بر يك ميليارد و ۴۷۲ ميليون دلار در طول سال‌هاي ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۱ جهت واردات ماشين‌آلات مربوطه به اين گروه تجاري تخصيص داده شده كه به سرجمع تعهدات اين شركت اضافه مي‌شود و با اتمام مهلت قانوني، به ميزان تعهدات رفع نشده منقضي شده اضافه خواهد شد.» يكي ديگر از بسترهاي سوءاستفاده چاي دبش اين بود كه چاي سنواتي كه سال‌ها قبل خريداري، مانده و فاسد شده بود را به منظور پرورش گياهان به اصفهان منتقل كرد و بين گلخانه‌ها توزيع كرد، اما اين چاي در آنجا اثر معكوس گذاشت و براي گياهان هم استفاده نكردند. مديران گروه چاي دبش، چاي فاسد شده وارداتي را كه مصرف حيواني هم نداشت به دوبي منتقل كرد؛ رنگ و اسانس زد و به عنوان چاي خارجي وارد كشور كرد!

    جزييات جديد: انتقال مهرها به شهرري

    حال اما برگ جديدي از اين فساد رو شده است. حجت‌الاسلام والمسلمين غلامحسين محسني‌اژه‌اي در ادامه سركشي‌ها و بازديدهاي ميداني و آسيب‌شناسانه و مساله‌محورخود از مراجع و مراكز قضايي، حدود ۴ ساعت از مجتمع قضايي تخصصي ويژه رسيدگي به جرايم اقتصادي تهران بازديد كرد و از نزديك در جريان كم‌وكيف رسيدگي به پرونده‌ها در اين واحد قضايي قرار گرفت. در زمان حضور رييس عدليه در اين شعبه، بخشي از پرونده چاي دبش با حضور متهم پرونده در حال بررسي و بازپرسي بود. در جريان حضور قاضي‌القضات در اين شعبه، اسناد بازرگاني و گمركي مكشوفه در بازرسي از دفتر شركت دبش شاملِ پرينت رنگي جهت ساخت اسناد جعلي، مُهرهاي خارجي، مُهرهاي شركت‌هاي ذينفعِ واحدِ دبش و غيره، به رويت رييس قوه قضاييه رسيد. در ادامه، قاضي‌القضات سوالاتي تخصصي و مرتبط با موضوع پرونده چاي دبش را از متهم پرونده پرسيد؛ سوالاتي در باب علل نگهداري و اختفاي مُهر‌هاي شركت‌هاي خارجي در ساختماني چهارطبقه و علل واريز ريال به حساب اين متهم و ادعاي دريافت ارز از ناحيه واريزكنندگان در ازاي ريال‌هاي واريزي.

    فروش ۲ هزار ميليارد ارز در دوبي/ پاي يك شركت هواپيمايي در ميان است

    بازپرس پرونده چاي دبش در گزارش خود درباره اين پرونده به اژه‌اي رييس قوه قضاييه گفت: يك شركت هواپيمايي از گروه شركت‌هاي دبش ۱۰۰ ميليارد تومان چاي براي كترينگش خريده است. در كنار اين خريد، ٢ هزار ميليارد تومان هم از يك صرافي در دوبي ارز خريده و صرافي دبي به او شماره حساب ريالي در تهران داده و گفته پول را به اين حساب در تهران بزنيد. رييس قوه قضاييه: پس به شما قرض نداده‌اند، از شما ارز خريده‌اند. نكته قابل تأمل آنكه، متهم در ابتدا مدعي بود كه در ازاي دريافت ريال، ارزي به فردي نداده است و ريال‌هاي پرداختي به او صرفاً قرض بوده است و از يك نقطه در خارج از كشور به او پرداخت شده است؛ در اينجا، قاضي‌القضات خطاب به اين متهم گفت كه چطور ممكن است اين مقدار ريال در آن نقطه خارج از كشور وجود داشته باشد كه به شما پرداخت شود؟ متهم در پاسخ، حرف پيشين خود را پس گرفت و اذعان كرد كه ريال‌ها را در داخل كشور دريافت كرده است! در ادامه، بازپرس پرونده به تشريح فرآيند انتقال ريال به حساب متهم از برخي صرافي‌ها در همان نقطه خارج از كشور پرداخت؛ صرافي‌هايي كه وفق مندرجات پرونده، وقتي به فردي ارز مي‌دادند، ارزگيرنده را براي پرداخت مابه‌ازاي ريالي، به متهم پرونده ارجاع مي‌دادند. همچنين بازپرس پرونده از شناسايي و احضار دست‌اندركاران بالغ بر ۱۰۵ شركت واريزكننده ريال به حساب متهم چاي دبش خبر داد كه آنها صراحتاً اعلام داشته‌اند بخشي از ريال پرداختي، بابتِ دريافت ارز بوده است.

    توقيف ۱۰۰۰ كانتينر متعلق به چاي دبش

    تيرماه سال جاري نيز، مديرعامل سازمان اموال تمليكي به وضعيت پرونده چاي دبش اشاره كرده و گفته بود: ميزان زيادي از اين محموله در منطقه ويژه پيام و هزار كانتينر در بندر شهيد رجايي بوده كه در اختيار سازمان قرار گرفته كه شامل چاي و ماشين‌آلات صنعتي است. براساس توضيحاتي كه او ارايه كرده، كليه اموال متعلق به اين شركت به عنوان متروكه در اختيار اين سازمان قرار گرفته كه كمتر از ۱۰ درصد در حال انهدام و مابقي در دست فروش است با تاكيد بازپرس، سخت‌ترين آزمون‌هاي استاندارد در خصوص اين محموله انجام شد و با مجوزهاي سازمان ملي استاندارد و غذا و دارو صادر كردند كه در سه استان البرز، تهران خوزستان به مزايده رفت.آنچه درباره اين پرونده فساد مشخص است تاكنون عددي به بزرگي ۳ ميليارد و ۳۷۰ ميليون دلار زير عنوان «فساد اقتصادي» در ايران سابقه نداشته است. آنگونه كه اطلاعات به دست آمده نشان مي‌دهد، ابعاد اين پرونده پيچيدگي‌هاي زيادي دارد و آنچه هم‌اكنون توسط تيم بازرسي افشا شده، در آينده با ورود نهادهاي امنيتي مبارزه با فساد بيشتر ديده خواهد شد.

  • تلاش رانتخواران و كاسبان تحريم، برای کشاندن دولت پزشکیان به جنگ؟!

    تلاش رانتخواران و كاسبان تحريم، برای کشاندن دولت پزشکیان به جنگ؟!

    به گزارش اقتصادران، برخي واژه‌ها تنها در ادبيات سياسي ايران سابقه دارند؛ كاسبان تحريم، كاسبان تنش و كاسبان فيلترينگ از جمله اين واژه‌ها هستند كه طي سال‌هاي اخير ردپاي آنها در ادبيات سياسي كشورمان هويدا شده است. از نظر معناشناسي، افراد و جرياناتي در اين كشور حضور دارند كه از تحريم، تنش، جنگ و فيلترينگ سودهاي كلاني كسب كرده و با اين سودها براي خود دامنه نفوذ ايجاد مي‌كنند. كارتل‌هايي كه با تكيه بر سودهاي كلان كسب شده، نفوذ فراوان، رسانه‌هاي بي‌شمار و ارتباطات عميق با كانون‌هاي قدرت، سودهاي مكسوبه خود را تداوم مي‌بخشند.

    اما اين كانون‌هاي رانت و فساد در زمان حضور دولت‌ها و ساختارهايي كه به حاكميت قانون اعتقاد داشته و به دنبال اصلاح كژكاركردي‌ها هستند، قلمروي خود را از دست داده و به حاشيه رانده مي‌شوند. ريشه دشمني اين طيف‌ها با دولت‌هاي قانون‌مدار و اصلاحگر از همين نقطه آغاز مي‌شود. عيسي كلانتري به خطر اين كانون‌هاي تنش و تحريم اشاره كرده و موفقيت دولت را در گروي برچيده شدن فعاليت‌هاي آنان مي‌داند. او معتقد است ظرفيت‌هاي امنيتي و راهبردي كشور بايد صرف مقابله با دشمنان قسم خورده بیروني و دنباله‌هاي داخلي آنها باشد و نبايد وقت و انرژي اين نيروها صرف موضوعات كم‌اهميت‌تر مانند پوشش مردم و… شود.

    كلانتري همچنين به ضرورت تشكيل كابينه‌اي جوان و كارآمد تاكيد كرده و معتقد است ميانگين سني كابينه نبايد بالاتر از 55 سال باشد. او در عين حال معتقد است از نيروهاي باتجربه مي‌توان در پست‌هايي چون استانداري‌ها بهره برد. هر اندازه كه حضور وزراي جوان و پويا مي‌توان منشأ تحول در ساختارهاي اجرايي باشد، به كارگيري نيروهاي با تجربه و امتحان پس داده در استانداري‌ها به رشد و توسعه استان‌ها مدد مي‌رساند.

    ‌كشور در يكي از پيچ‌هاي مهم تاريخي خود قرار گرفته است. در عين حال دلسوزان انقلاب و ايران هم نگراني‌هايي از افزايش تنش‌ها دارند. شما فضاي سياسي و امنيتي كشور را چطور مي‌بينيد؟

    ‌زماني كه كشور با چالشي مواجه مي‌شود اين عقلاي قوم و سياستمداران هستند كه بايد تصميمات عاقلانه‌اي مبتني بر اسناد بالادستي و راهبردهاي كلان اتخاذ كنند. در شرايط بحراني نظاميان تنها بايد دستورات سياستمداران را اجرايي كنند؛ خوشبختانه كشور به يك بلوغ سياسي نزديك شده وتصميمات مبتني بر منافع ملي و مصالح كلان و نه هيجانات آني اتخاذ مي‌شوند. البته نبايد فراموش كرد كه ايران با بحران بيگانه نيست، اما در طول تاريخ همواره از بحران‌ها سربلند بيرون آمده. در عين حال نبايد بحران‌آفريني كرد. متاسفانه برخي رويكردهاي راديكاليستي در ايران همواره بحران‌آفرين بوده است. طي سال‌هاي 84 تا 92 همين رويكردهاي راديكاليستي و پوپوليستي بحران‌هاي بسياري را براي ايران ايجاد كردند. تحريم‌هاي اقتصادي دامنه‌دار محصول اين تندروي‌هاي غيرضروري بوده است. امروز كه پزشكيان تازه سر كار آمده بايد مراقب باشيم كه زمينه حل بحران‌ها فراهم شود نه اينكه بحران‌هاي تازه‌اي ايجاد شود.

    ‌ترور اسماعيل هنيه درست در نخستين روز فعاليت‌ مسعود پزشكيان چه معنا و مفهومي دارد؟

    ‌به نظرم اين ترور نگراني صهيونيست‌ها از گفتماني است كه در آن تنش زدايي، تعامل، توسعه و گفت‌وگو با جهان به عنوان اولويت مطرح شده است. ايران بايد همه منافذ احتمالي نفوذ دشمنان را مسدود کند. متاسفانه در برخي زمينه‌ها، ظرفيت‌هاي كشور معطوف مسائل كم‌اهميت‌تر داخلي مي‌شوند و دولت‌ها از مسائل كلان امنيتي و راهبردي غفلت مي‌ورزند. در حوزه مسائل داخلي مانند بحث‌هاي اجتماعي و پوشش و… مردم ايران هوشيار هستند و خودشان مطابق شرع و عرف اجازه نمي‌دهند ناهنجاري‌هاي فراگير در كشور ايجاد شود. فكر و ذكر مسوول امنيتي و انتظامي كشور بايد معطوف تحركات دشمنان بيروني و عاملان نفوذي آنها باشد. مردم ايران با هوشندي، مصالح خود و كشور را به خوبي تشخيص مي‌دهند. نبايد ظرفيت‌هاي كشور معطوف برخورد با فلان استاد دانشگاه يا فلان روزنامه‌نگار و فلان منتقد و… باشد. دشمن از نقاطي كه شايد تصور هم نشود، تلاش براي نفوذ را در دستور كار قرار مي‌دهد. در همه جهان، نيروهاي امنيتي از دايره باهوش‌ترين و متخصص‌ترين نيروها انتخاب مي‌شوند. بهترين خروجي‌هاي دانشگاهي ايران بايد در حوزه‌هاي كلان امنيتي و راهبردي به كار گرفته شوند. نبايد روند گزينش‌ها به گونه‌اي باشد كه امور سطحي، جايگزين شايسته‌سالاري و مسائل تخصصي باشد. بسياري از نيروهاي متخصص ايران در حال مهاجرتند، اما بايد زمينه‌هاي حضور آنها در كشور و به كارگيري درست آنها فراهم شود.

    ‌سال‌هاست كه دلسوزان كشور نسبت به قرابت ديدگاه‌ها و مواضع برخي افراد و گروه‌هاي راديكال با دشمنان كشور هشدار مي‌دهند. اين قرابت به خصوص در حوزه مسائلي چون برجام، مذاكرات، توسعه و… نمايان است. شما درباره اين موضوع چگونه مي‌انديشيد؟

    ‌اين قرابت را نمي‌توان انكار كرد. وقتي جرياني در كشور وجود دارد كه ايران را به سمت تحريم، فقر، عدم توسعه يافتگي سوق مي‌دهد، بايد نسبت به اين نوع تحركات حساس بود. ممكن است در ظاهر خاستگاه‌هاي متفاوتي وجود داشته باشد اما بررسي‌هاي دقيق‌تر مشخص مي‌كند ظاهرا اهداف مشتركي ميان راديكال‌هاي ايراني و دشمنان وجود دارد. مسوولي كه در ايران تصميمي اتخاذ مي‌كند كه در اثر آن، ظرفيت‌هاي آب زيرزميني كشور از بين مي‌رود در واقع به دشمنان كشور كمك مي‌كند. سياست‌هاي گسترش تحريم، سياست‌هاي گسترش فقر، افزايش آسيب‌هاي اجتماعي و… همگي در راستاي منويات دشمنان و بر خلاف منافع ملي ايران است. اين موضوعات بايد بررسي شود و با دقت درباره آن تصميم‌گيري شود. برخي دانسته يا نادانسته در زمين دشمنان بازي مي‌كنند.

    ‌برخي معتقدند ترور اسماعيل هنيه براي فشار بيشتر به دولت مسعود پزشكيان است. در واقع اسراييل نگران است كه دولت اصلاح‌طلب بتواند از همه ظرفيت‌هاي داخلي و بيروني براي حل مشكلات و پايان دادن به تحريم‌ها و توسعه روابط با كشورهاي جهان استفاده كند. واقعا اين‌طور است؟

    ‌ديگر دسته‌بندي اصلاح‌طلب – اصولگرا براي مردم تمام شده است. دسته‌بندي واقعي، دوستداران مردم و دشمنان مردم است. به‌طور كلي دشمنان مايل نيستند در داخل كشور رضايت مردم جلب شود. شكل‌گيري رضايت عمومي به انسجام اجتماعي مي‌انجامد و باعث افزايش قدرت ايران مي‌شود. دشمنان به دنبال ايجاد فاصله ميان مردم و مسوولان هستند. ناراحتي از اصلاح‌طلبان به دليل تلاشي است كه اين طيف سياسي براي كاستن از فاصله‌ها ايجاد مي‌كنند.

    ‌فكر مي‌كنيد، دولت مسعود پزشكيان بتواند اين شکاف‌ها و فاصله‌ها را كاهش بدهد؟

    ‌35سال است پزشكيان را مي‌شناسم. اوتظاهر نمي‌كند و پوپوليست نيست؛ ذات پزشكيان هميني است كه مردم مي‌بينند. روز و روزگاري كه پزشكيان جراحي قلب را با حقوق 200هزار توماني انجام مي‌داد، برخي پزشكان قلب براي هر عمل 200ميليون دستمزد مي‌گرفتند. او ايده‌ها و اعتقاداتي دارد و در هر پست و سمتي كه باشد مبتني بر اين ايده‌ها و تعهدات كار مي‌كند. مردم ايران هم نشان داده‌اند، همواره نسبت به صداقت و پاكدستي واكنش مثبت نشان مي‌دهند. اگر ويژگي‌هاي پزشكيان را يك طرف قرار بدهيم و خصايص مردم ايران را در سوي ديگر، متوجه مي‌شويم كه دورنماي روشني پيش روي كشور خواهد بود. البته همه اركان كشور و حاكميت بايد براي حل اين چالش‌ها گام بردارند.

    ‌مهم‌ترين چالش‌هاي كشور از نظر شما كدام موارد هستند؟

    ‌بزرگ‌ترين چالش كشور مسائل اكولوژيكي و آب است.اگر حاكميت بخواهد ساير مسائل مانند مشكلات اقتصادي و… قابل حل است. اما معضل آب، غير قابل بازگشت است. ما با مشكل آب طوري برخورد مي‌كنيم كه چند سال آينده ديگر بايد منتظر برهوت در كشور باشيم. در كنار اين چالش، مشكلات رفاهي، تورم، كاهش قدرت خريد مردم، آسيب‌هاي اجتماعي، مشكل سوءتغذيه نسل‌هاي جوان، ناترازي‌هاي انرژي، بودجه‌اي و…. از ديگر مشكلاتي است كه بايد حل و فصل شوند. درآمد سرانه ايرانيان به نسبت سال‌هاي ابتدايي انقلاب بسيار پايين‌تر است. با اين شرايط مردم فقيرتر شده، كيك اقتصادي ما كوچك‌تر شده و شاخص‌هاي اقتصادي نزول كرده‌تر مي‌شوند. اما در كنار معضل آب اگر قرار باشد يك خطر جدي و ويرانگر را براي ايران امروز و فردا نام ببرم، به خطر راديكاليسم اشاره مي‌كنم. تندروي در ايران بسياري از منافع مردم را بر باد مي‌دهد.

    ‌راديكاليسم و تندروي چه خطراتي براي كشور ايجاد مي‌كند؟

    ‌ببينيد، دشمنان در سال 59 يك جنگ 8ساله را به ايران تحميل كردند كه پيامدهاي آن با گذشت 4دهه هنوز وجود دارد. درست است عده‌اي در جبهه‌ها جنگ مي‌كنند اما اثرات جنگ‌ها تا نسل‌ها همه ايرانيان را درگير مي‌كند. خوشبختانه امروز عقلايي در كشورمان حضور دارند كه نسبت به خطر جنگ و تجاوز براي تمدن و هويت ايراني آگاهند. اما كاسبان جنگ و تحريم و محدودسازي با استفاده از ابزار تندروي به دنبال دريچه‌اي براي تحقق منويات خود هستند.

    ‌طي روزهاي آينده قرار است كابينه چهاردهم رسما معرفي شود. كابينه بايد از چه ويژگي‌هايي برخوردار باشد تا هم فضا براي تندروها مسدود شود و هم چالش‌ها حل و فصل شوند؟

    ‌فكر مي‌كنم اولا متوسط سني كابينه نبايد بالاي 55سال باشد. پزشكيان بايد از آوردن بازنشسته‌ها در جمع وزرا پرهيز كند. كشور به اندازه كافي جوان باهوش، مدير و كارآمد دارد و نبايد به پيرمردها متوسل شد. البته اين نيروهاي با تجربه مي‌توانند در حوزه مشاوره فعاليت كنند اما متوسط سني كابينه و وزرا بايد جوانان زير 55سال باشند.در عين حال، بر خلاف وزرا، معتقدم استانداران بايد افراد با تجربه و توانمند باشند. تاثيرات استاندار به نظر من از نظر اجرايي و مديريتي مهم‌تر از وزراست و ضرورت دارد افراد امتحان پس داده در استانداري‌ها فعاليت كنند. در واقع دولت بايد هارموني لازم در كابينه و استانداري‌ها را ايجاد كند. وزراي جوان و استانداران با تجربه مي‌توانند تركيب خوبي باشند. ايران به اندازه‌اي نيروي توانمند و كارآمد دارد كه با تكيه آنها بتوان چرخ‌هاي توسعه را به حركت در آورد. وضعيت با سال‌هاي ابتداي انقلاب كه كشور ظرفيت مديريتي محدودي داشت، تفاوت دارد، طي 45 سال گذشته، الي ماشاءالله نيروي جوان و متخصص و كارآمد تربيت شده است.

    ‌شما در صحبت‌هاي‌تان به كاسبان تحريم و جنگ اشاره كرديد. درباره خطر اين طيف‌ها توضيح مي‌دهيد؟

    ‌با آمدن پزشكيان، سفره برخي افراد و جريانات فاسد، رانت‌خوار و ويژه‌خوار كه از تحريم و فيلترينگ و تنش، سودهاي كلاني كسب مي‌كردند، برچيده خواهد شد. اين افراد ظرفيت‌هاي ارتباطي و رسانه‌اي فراواني دارند. آنها وقتي متوجه شوند كه ديگر از رانت و ارز ارزان و سودهاي كلان خبري نخواهد بود، تلاش مي‌كنند هم براي دولت حاشيه ايجاد كنند و هم كشور را به سمت تنش و خداي ناكرده جنگ سوق بدهند. همه بايد مراقب اين كانون‌هاي فساد و رانت باشند تا كشور را به سمت تنش و گرفتاري و تحريم سوق ندهند.