برچسب: فساد اقتصادی

  • اختلاس جدید از راه رسید! / اختلاس بزرگ در مجتمع بندری امام خمینی

    اختلاس جدید از راه رسید! / اختلاس بزرگ در مجتمع بندری امام خمینی

    به گزارش اقتصادران، مدیرکل بنادر و دریانوردی خوزستان گفت: اختلاس یکی از کارکنان امور مالی مجتمع بندری امام خمینی که به خارج از کشور گریخته است، کشف شد.

    او اظهار کرد: اوایل فروردین ماه امسال، واحد‌های ذی‌ربط اداره کل بنادر و دریانوردی استان خوزستان، متوجه سوءاستفاده یکی از کارکنان امور مالی مجتمع بندری امام خمینی (ره) مبنی بر برداشت مبالغی از حساب سازمانی شدند؛ بلافاصله با هماهنگی و اقدام به موقع مقام قضایی، تمامی اشخاص و افرادی که از طریق این فرد به حساب آن‌ها مبالغی واریز شده بود، مورد شناسایی قرار گرفته و حساب آن‌ها مسدود شد؛ مبالغ بازگردانده خواهد شد.

    مدیرکل بنادر و دریانوردی خوزستان گفت: در جریان این برداشت غیرقانونی که در ماه‌های پایانی سال گذشته انجام شده است، هماهنگی‌های لازم با دستگاه‌های نظارتی و امنیتی استان برای دستگیری و بازگرداندن فرد متخلف که به خارج از کشور گریخته است، همچنان ادامه دارد.

    مدیرکل بنادر و دریانوردی خوزستان اظهار کرد: تا احقاق تمامی حقوق بیت‌المال، پیگیری پرونده ادامه داشته و برخورد لازم با افراد خاطی احتمالی، در دستورکار قرار گرفته است.

  • ضربه تورم تولید به زنجیره اقتصاد ایران

    ضربه تورم تولید به زنجیره اقتصاد ایران

    به گزارش اقتصادران، دکتر علینقی مشایخی در دنیای اقتصاد نوشت:

    وقتی هزینه‌های دولت بیشتر از درآمدهای آن است، دولت عمده کسری بودجه خود را به طور مستقیم یا غیرمستقیم از بانک مرکزی تامین می‌کند. روش مستقیم، استقراض دولت از بانک مرکزی است. روش غیرمستقیم، فروش اوراق قرضه به بانک‌های تجاری یا اخذ وام از آنهاست. بانک‌های تجاری اوراق خریداری‌شده را به بانک مرکزی واگذار کرده و از بانک مرکزی وجه آن را دریافت می‌کنند یا به پشتوانه طلبشان از دولت از بانک مرکزی استقراض می‌کنند. نتیجه تامین مالی مستقیم و غیرمستقیم از بانک مرکزی افزایش پایه پولی و نقدینگی در کشور است. با افزایش نقدینگی، قیمت‌ها افزایش یافته و تورم ایجاد می‌شود. در نتیجه تورم هزینه‌های دولت افزایش می‌یابد و دولت با کسری بودجه بیشتری مواجه می‌شود. کسری بودجه جدید نیاز به تامین مالی بیشتر از نظام بانکی و بانک مرکزی را افزایش می‌دهد و دایره شوم با ادامه تولید تورم بسته می‌شود.

    کار کرده دایره شوم بالا و ادامه تورم چندین پیامد مخرب به شرح ذیل دارد:

    اول- دولت برای کنترل افزایش کسری بودجه در هر دور از دایره شوم بالا، حقوق کارکنان خود و کارگران را کمتر از تورم افزایش می‌دهد. در نتیجه قدرت خرید کارمندان دولت و کارگران با هر دور از دایره شوم بالا سالانه کاهش می‌یابد. کاهش قدرت خرید حقوق‌بگیران طی سه دهه گذشته به جایی رسیده است که یک معلم یا یک متخصص یا کارگر فنی با حقوق دریافتی خود نمی‌تواند در شهرهای بزرگ زندگی خود را تشکیل دهد و اداره کند. در نتیجه سختی معیشت، مهاجرت نیروهای متخصص و حتی کارگران فنی به خارج از کشور زیاد می‌شود و سرمایه‌های انسانی کشور تحلیل می‌رود و به تولید و رشد اقتصادی لطمه وارد می‌کند. همچنین کاهش قدرت خرید حقوق‌بگیران و ایجاد مشکلات معیشتی برای آنها بروز و شیوع فساد و رشوه را در سازمان‌های دولتی و حتی تولیدی افزایش می‌دهد.

    با افزایش فساد فضای کسب‌وکار تخریب می‌شود و بهره‌وری کاهش می‌یابد. به علاوه، از آنجا که صندوق‌های بازنشستگی توان پرداخت حقوق بازنشستگان را ندارند بار اصلی پرداخت حقوق بازنشستگان بر عهده دولت است. کسری بودجه و کمبود منابع مانع افزایش حقوق بازنشستگان متناسب با تورم می‌شود و زندگانی بازنشستگانی که متکی به حقوق بازنشستگی است سخت می‌شود و اعتراضات و شکایت‌هایشان بالا می‌گیرد، آنچنان‌که در سال‌های اخیر شاهد اعتراض روزافزون بازنشستگان بوده‌ایم.

    کاهش ارزش پول ملی سیاستگذاران ارزی را به سمت کنترل و سرکوب قیمت ارز در تعاملات رسمی هدایت می‌کند. از آنجا که دولت نمی‌تواند ارز مورد تقاضا در قیمت‌های رسمی را تامین کند وضعیت ارز چندنرخی و حداقل دونرخی به وجود می‌آید. یکی نرخ ارز رسمی دولتی و دیگری نرخ ارز در بازار آزاد است. وجود بازار چندنرخی ارز موجب بروز فشارهای سیاسی و اداری برای دریافت ارز با نرخ رسمی برای امور بازرگانی می‌شود. فشار‌های مزبور منشأ فسادهای ریز و کلان می‌شود که قصه چای دبش یک نمونه آن است.

    همچنین چنانچه دولت صادرکنندگان را مجبور کند ارز حاصل از صادرات را با نرخ رسمی به دولت واگذار کنند، این کار موجب سرکوب صادرات می‌شود چون قیمت تمام‌شده کالاهای تولید داخل با افزایش هزینه‌ها و با نرخ ارز رسمی بیشتر از آن است که بتواند در خارج از کشور به فروش برسد. عدم رشد صادرات از یک طرف درآمدهای ارزی کشور را کاهش می‌دهد که خود موجب افزایش بیشتر قیمت ارز آزاد می‌شود و از طرف دیگر بخشی از ظرفیت‌های صادراتی کشور را بلااستفاده می‌کند. علاوه بر این، سیاست‌های ارزی که قیمت ارز را سرکوب می‌کند، قیمت کالاهای وارداتی با ارز رسمی را پایین‌تر از قیمت کالاهای تولیدی در داخل قرار می‌دهد و موجب سرکوب بیشتر تولید داخل می‌شود.

    دو گروه از ادامه ارز چند‌نرخی بهره‌مند می‌شوند؛ یک گروه افرادی که با دریافت ارزهای دولتی کالای اساس و دارو وارد می‌کنند و گروه دیگر افرادی که در سیستم دولتی اختیار تخصیص ارز را دارند و با نوعی فساد، با تخصیص ارز به افراد گروه اول، در منافعی که حاصل می‌شود شریک می‌شوند. هر دو گروه مزبور از سیاست‌های چندنرخی ارز به طور مستقیم و غیر‌مستقیم حمایت می‌کنند.

    سوم- با استمرار تورم، بی‌ثباتی در قیمت‌ها و قیمت ارز و فضای نامناسب کسب‌وکار سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت برای ایجاد ظرفیت‌های تولیدی نامطمئن می‌شود. سرمایه‌گذاری بخش خصوصی کاهش پیدا می‌کند و خروج سرمایه از کشور افزایش پیدا می‌کند. کسری بودجه روز‌افزون نیز بودجه‌های عمرانی و سرمایه‌گذاری دولتی را کاهش می‌دهد. در نتیجه سرمایه‌گذاری کل در اقتصاد که شامل سرمایه‌گذاری خصوصی و دولتی است کاهش پیدا می‌کند، آنچنان‌که سرمایه‌گذاری در سال‌های اخیر کاهش پیدا کرده است. با کاهش سرمایه‌گذاری و خروج سرمایه از کشور موجودی سرمایه‌های کشور در بخش‌های زیربنایی مثل حمل‌ونقل و انرژی و تولیدی رشد نمی‌کند. وقتی موجودی سرمایه به عنوان یک عامل تولید افزایش پیدا نکند رشد اقتصادی مختل و متوقف می‌شود آن‌چنان‌که در دهه گذشته مختل و متوقف بود.

    چهارم- با استمرار تورم و کاهش قدرت خرید حقوق‌بگیران و عامه مردم و نیز کاهش سرمایه‌گذاری، تقاضای کل کاهش می‌یابد و رکود اقتصادی ایجاد می‌شود. کاهش تقاضا برای کالاهای مصرفی، حتی اقلام خوراکی مانند لبنیات، میوه، گوشت و حبوبات در سال‌های اخیر توسط بنگاه‌های بزرگ کشور به‌خوبی احساس شده است. کاهش تقاضا برای کالاها و خدمات مرتبط با سرمایه‌گذاری نیز توسط مشاوران و پیمانکاران و تولیدکنندگان کالاهای سرمایه‌ای در سال‌های اخیر به‌خوبی احساس شده است. رکود اقتصادی باعث ورشکستگی برخی بنگاه‌ها و خالی ماندن قسمتی از ظرفیت‌های تولیدی می‌شود. هر دو عامل خالی ماندن ظرفیت‌های تولیدی و ورشکستگی انگیزه‌های سرمایه‌گذاری را کاهش می‌دهد و بیکاری را افزایش می‌دهد یا حداقل اشتغال در فعالیت‌های تولیدی را کاهش می‌دهد.

    پنجم- وقتی تقاضای داخلی به علت کم شدن قدرت خرید کاهش می‌یابد و بخشی از ظرفیت‌های تولیدی بلااستفاده می‌ماند و از طرف دیگر ارزش پول ملی نیز به علت تورم کاهش می‌یابد قاعدتا باید امکان صادرات کالاهای تولید داخل افزایش یابد. ولی متاسفانه چند عامل مانع رشد صادرات می‌شوند. عامل اول قیمت‌گذاری ارز و اجبار صادرکنندگان برای واگذاری ارز حاصل از صادرات به بانک مرکزی با قیمت‌های رسمی است که کمتر از قیمت‌های بازار آزاد است. عامل دوم تحریم‌ها و روابط خارجی نامناسب برای روابط اقتصادی با کشورهای خارجی است که دسترسی بنگاه‌های داخلی را به بازارهای خارجی بسیار مشکل می‌کند. عامل سوم محدودیت‌های تعاملات بانک‌های داخلی با بانک‌های خارجی (محدودیت‌های FATF) است. هر سه عامل مزبور صادرات کشور را به بند می‌کشند و صادرات را در سطحی پایین‌تر از پتانسیل‌های صادراتی کشور نگه می‌دارند سرمایه‌گذاری را کاهش می‌دهند و به رشد اقتصادی لطمه وارد می‌کنند.

    وجود تحریم‌ها و عدم وجود ارتباط بین بانک‌های کشور با بانک‌های خارجی زمینه فعالیت‌هایی برای دور زدن تحریم‌ها و نقل‌وانتقال وجوه به خارج از کشور فراهم می‌آورد. دور زدن تحریم‌ها و نقل‌و‌انتقال پول به داخل و خارج از طرق غیربانکی واسطه‌هایی برای واردات و صادرات و انتقال پول وارد فعالیت می‌کند که بابت انجام وظیفه واسطه‌گری و پذیرش ریسک مربوطه منتفع می‌شوند. این واسطه‌ها اولا هزینه تعامل با خارج را افزایش می‌دهند. کالاها و خدمات وارداتی گران‌تر برای کشور تمام می‌شوند و هزینه کالاها و خدمات صادراتی افزایش پیدا می‌کند و صادرات مشکل‌تر می‌شود. از ادامه این شرایط مردم ضرر می‌بینند و واسطه‌های نقل‌و‌انتقال پول و فعالان در حوزه دور زدن تحریم‌ها سود می‌برند. افراد و گروه‌هایی که خارج و داخل سازمان‌های دولتی از این شرایط بهره‌مند می‌شوند به طور مستقیم و غیر‌مستقیم با تغییر سیاست‌ها برای یک‌نرخی شدن قیمت ارز مخالفت و کارشکنی می‌کنند.

    ششم- با استمرار تورم، سرمایه در گردش مورد نیاز واحدهای تولیدی برای تامین مواد اولیه و تولید و توزیع محصولات افزایش می‌یابد. تامین سرمایه در گردش برای ادامه فعالیت‌های تولیدی نیاز به تامین مالی دارد. در شرایط تورمی، معمولا بانک مرکزی برای کنترل رشد نقدینگی ظرفیت وام‌دهی بانک‌ها را محدود می‌کند د‌رحالی‌که بنگاه‌ها برای تامین سرمایه در گردش خود به وام‌های بانکی احتیاج دارند. محدودیت اعتبارات بانکی، بنگاه‌ها را تحت فشار بیشتر مالی قرار می‌دهد و منجر به کاهش تولید می‌شود. کمبود منابع مالی بنگاه‌ها نیز یکی از عوارض مخرب تورم است.

    هفتم- تغییرات ساختار سنی جمعیت کشور به مشکلات ناشی از تورم می‌افزاید. نسبت جوانان کشور به کل جمعیت رو به کاهش است. متولدان دهه‌های ۵۰ و ۶۰ که دوران رشد زیاد جمعیت بود به بازنشستگی می‌رسند. به خاطر ساختار سنی جمعیت و کاهش سرمایه‌گذاری تعداد شاغلان به کل جمعیت رو به کاهش است. دریافت صندوق‌های بازنشستگی از کسورات حقوق شاغلان و سود سرمایه‌گذاری‌های قبلی تامین می‌شود. پرداخت‌های صندوق‌ها به تعداد بازنشستگان و حقوق بازنشستگی آنها بستگی دارد. چند سالی است که صندوق‌ها دچار ناترازی شده‌اند و به علت کاهش نسبت تعداد شاغلان به بازنشستگان دریافتی آنها بابت حق بازنشستگی شاغلان کمتر از پرداخت‌های آنها به بازنشستگان است. متاسفانه صندوق‌ها سپرده‌های قبلی خود را زمانی که دریافت‌ها بیشتر از پرداخت‌ها بود به‌خوبی مدیریت و سرمایه‌گذاری نکرده‌اند که بازده سرمایه‌گذاری کفایت بخش زیادی از حقوق بازنشستگان را بدهد. کسری روزافزون صندوق‌های بازنشستگی از محل بودجه دولت باید تامین شود. افزایش تعداد بازنشستگان از یک طرف و انتظار بحق آنها برای افزایش حقوق بازنشستگی به خاطر تورم، بار روزافزونی را به بودجه دولت تحمیل می‌کند و کسری بودجه را افزایش می‌دهد و پیچیدگی مدیریت اقتصاد کشور را افزایش می‌دهد.

    هشتم- کسری بودجه و کمبود منابع دولت سبب می‌شود که دولت نتواند در ایجاد و توسعه زیرساخت‌ها و صنایع بزرگ سرمایه‌گذاری کند. سرمایه‌گذاری در ظرفیت‌های تولید و توزیع نفت، گاز و برق و صنایع بزرگ نظیر پتروشیمی‌ها و فولاد‌ی‌ها و مس عمدتا به عهده دولت یا سرمایه‌گذار خارجی یا اعتباردهندگان خارجی بوده است. همین‌طور سرمایه‌گذاری در توسعه و نگهداری راه‌ها، راه‌آهن، بنادر و فرودگاه‌ها و شبکه درمانی کشور عمدتا توسط دولت انجام می‌شده است. سرمایه‌گذاری لازم در نفت و گاز پتروشیمی از ۲۵۰میلیارد دلار برای نگه داشتن موقعیت فعلی تا ۶۰۰ میلیارد دلار برای کسب جایگاهی متناسب با دخایر کشور در چند سال آینده برآورد شده است.

    از یک طرف تحریم‌ها و روابط خارجی نامناسب اعتبارات و سرمایه‌گذاری خارجی در ظرفیت‌های تولیدی نفت و گاز و پتروشیمی و زیرساخت‌های مزبور را تقریبا به صفر رسانده است. از طرف دیگر کسری بودجه و کمبود منابع دولت نیز امکان سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها را بسیار محدود کرده است. بخش غیردولتی به دلایلی که در بالا ذکر آن رفت توان و انگیزه سرمایه‌گذاری در زیر‌ساخت‌ها را ندارد. در نتیجه سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها کمتر از استهلاک آنها شده است و خالص سرمایه‌گذاری منفی شده است. با ادامه شرایط از یک طرف و قیمت‌های پایین انرژی و رشد مصرف انرژی در بخش‌های خانگی و خدماتی از طرف دیگر، کشور با کمبود انرژی شامل گاز، برق، و فرآورده‌های نفتی مواجه شده یا می‌شود. برق صنایع تولیدی به طور برنامه‌ریزی‌شده یک یا دو روز در هفته در تابستان‌ها قطع می‌شود، در زمستان‌ها گاز صنایع انرژی‌بر مانند پتروشیمی‌ها و فولاد‌ی‌ها قطع می‌شود. شرایط مزبور که در سال‌های آینده می‌تواند بدتر شود موجب کاهش تولید و بهره‌وری در صنایع شده و انگیزه‌ها سرمایه‌گذاری را بیشتر کاهش دهد. ادامه کارکرد دایره شوم کسری بودجه و تحریم‌ها و عدم امکان جذب اعتبارات و سرمایه‌های خارجی زیرساخت‌های اقتصادی کشور را به وضع اسفناکی می‌رساند. با تضعیف زیرساخت‌ها و کاهش یا عدم افزایش سرمایه‌گذاری، امکان رشد اقتصادی و افزایش بهره‌وری وجود نخواهد داشت.

    نهم- دولت‌ها برای تقویت برخی فعالیت‌ها نظیر تولید مسکن (به‌خصوص برای اقشار کم‌درآمد) و کشاورزی یا تسهیل ازدواج جوانان در شرایطی که نرخ تورم بالاست به بانک‌ها تکلیف می‌کنند که وام بانکی با بهره پایین اعطا کند. اعتبارات تکلیفی از یک طرف موجب زیان بانک‌ها شده و ناترازی دارایی‌ها و بدهی‌های آنها را افزایش می‌دهد و از طرف دیگر از ظرفیت بانک‌ها برای تامین مالی واحدهای تولید می‌کاهد و فشار بر واحدهای تولیدی با محدودیت دسترسی به اعتبارات بانکی افزایش می‌دهد و به تولید و سرمایه‌گذاری آسیب بیشتری وارد می‌شود.

    دهم- یکی از نتایج تاسف‌بار کسری بودجه، تداوم تورم و کمبود منابع دولت شرایطی است که برای آموزش‌و‌پرورش کشور به وجود آمده است و آثار بلندمدت بسیار خسارت‌آمیزی دارد. با تورم قدرت خرید حقوق معلمان و دبیران آموزش‌و‌پرورش مانند سایر کارکنان دولت کاهش یافته است. حقوق معلمان کفاف زندگی معمولی آنها را نمی‌دهد. معلمان مجبورند برای تامین معیشت خود به کارهای دیگری علاوه بر معلمی، مانند مسافرکشی، بپردازند و این شرایط از تمرکز آنها بر آموزش و تربیت کیفی دانش‌آموزان می‌کاهد. چنین شرایط امکان جذب نیروهای کیفی را به عنوان نسل بعدی معلمان از آموزش‌وپرورش سلب می‌کند. به علاوه بنابر اظهارات معاون وزارت آموزش‌و‌پرورش ۹۷.۷درصد بودجه آموزش‌وپرورش هزینه‌های حقوق و دستمزد کارکنان است. سهم ناچیزی از بودجه برای تعمیر و نگهداری مدارس، تهیه تجهیزات کمک‌آموزشی نظیر کتابخانه، وسایل ورزشی و آزمایشگاهی و فعالیت‌های فوق‌برنامه دانش‌آموزان باقی می‌ماند. با وضع موجود در آموزش‌و‌پرورش کشور، کیفیت و تربیت نسل بعدی کشور نگران‌کننده است. نسلی تربیت می‌شود که از دانش و توان فکری و تحلیلی کمی برخوردار است و هویت و شخصیت محکمی ندارد و نخواهد توانست بار توسعه و پیشرفت کشور را به دوش بکشد. سهم ناچیز مدارس دولتی که حدود ۸۵درصد دبیرستان‌های کشور را تشکیل می‌دهند در قبولی کنکور برای ورود به دانشگاه‌های خوب کشور نشان از کیفیت پایین آموزش‌وپرورش در مدارس دولتی است. از آنجا که نتایج تاسف‌بار ضعف آموزش‌وپرورش در بلندمدت ظاهر می‌شود و جبران آن به‌آسانی میسر نیست، باید از هم‌اکنون با اولویت با استفاده از راه‌هایی که برای بهبود وضع بودجه در قسمت بعد پیشنهاد می‌شود به بهبود وضع آموزش‌و‌پرورش پرداخت.

    پیامدهای بالا و پیامدهای دیگری که می‌توان برشمرد، عواقب مخرب و دردناک دایره شوم کسری بودجه و تامین آن با اتکا به نظام بانکی از یک طرف و تحریم‌ها و محرومیت کشور از تعامل اقتصادی با خارج و استفاده از سرمایه و اعتبارات خارجی برای توسعه زیرساخت‌ها و ظرفیت‌های تولیدی از طرف دیگر است. برای رهایی از این شرایط و قطع کارکرد دایره شوم تولید تورم، حداقل اقدامات ذیل ضروری به نظر می‌رسد.

    جذب سرمایه خارجی به صورت سرمایه‌گذاری یا اعتباری ضرورت اول است. ابعاد سرمایه‌گذاری لازم بالاست. در بخش‌های نفت و گاز و پتروشیمی از ۲۵۰میلیارد دلار بر حفظ جایگاه فعلی تا ۶۰۰میلیارد دلار برای کسب جایگاهی متناسب با ذخایر کشور برآورد شده است. این حجم سرمایه‌گذاری از عهده اقتصاد ملی خارج است. عدم توجه به سرمایه‌گذاری لازم در صنایع نفت و گاز می‌تواند به‌زودی کشور را از یک صادرکننده نفت و گاز و فرآورده‌های مربوطه به یک واردکننده تبدیل کند. با توجه به سودآور بودن سرمایه‌گذاری در این بخش، جذب سرمایه و اعتبارات خارجی ممکن و ضروری است. برای تحقق ضرورت باید تحریم‌ها رفع شود و بازسازی روابط اقتصادی کشور با دنیا و منابع سرمایه انجام شود. البته سرمایه‌گذاری خارجی برای رفع عقب‌افتادگی سایر بخش‌های زیربنایی و تولیدی، جذب تکنولوژی و توسعه بازارهای صادراتی نیز ضروری است که آن هم با بازسازی روابط خارجی و رفع تحریم‌ها امکان‌پذیر می‌شود.

    از کار انداختن دایره شوم اتکای تامین کسری بودجه از نظام بانکی با فعال‌سازی سازوکارهای دیگر کسب‌و‌کار درآمد برای دولت ضرورت دوم است. اگرچه استقلال بانک مرکزی برای قطع اتکای مزبور مهم است، ولی تا وقتی سازوکارهای دیگری برای کاهش هزینه‌های دولت و افزایش درآمدها در جهت کاهش کسری بودجه تدارک دیده نشود، بانک مرکزی برای تامین حقوق کارکنان دولت و بازنشستگان و یارانه‌بگیران مستقیم و غیرمستقیم چاره‌ای جز تسلیم در مقابل فشارهای دولت مستاصل ندارد. اگر بانک مرکزی تسلیم نشود، نظام اداری و اجرایی کشور به هم می‌ریزد و عواقب سیاسی و اجتماعی غیرقابل‌کنترلی نتیجه می‌شود و لذا با تغییر رئیس بانک مرکزی بانک وادار به تسلیم می‌شود. پس باید سازوکارهای دیگری برای تامین کسری بودجه به‌تدریج ولی با سرعت فعال شود و کسری بودجه را کاهش دهد.

    اصلاح و بهبود نظام مالیاتی و افزایش درآمدهای مالیاتی یکی از سازوکارهاست که باید تقویت شود. تقویت این سازوکار در چند سال اخیر و به‌خصوص در دو سال اخیر مورد توجه و تاکید دولت قرار گرفته است. اگرچه بهبود نظام مالیاتی و شناسایی دریافت مالیات‌های قانونی از فعالان اقتصادی جهت‌گیری درستی است ولی تحقق کامل آن زمانگیر است. افزایش درآمدهای مالیاتی باید با بهبود نظام تشخیص و دریافت مالیات اتفاق بیفتد. تندروی در افزایش درآمدهای مالیاتی جلوتر از بهبود نظام تشخیص و دریافت می‌تواند باعث تشخیص‌های نادرست و فشارهای غیرموجه به فعالان اقتصادی در دوره رکود شود و فضای کسب‌وکار را ناامن کند و فعالیت‌های اقتصادی را کاهش دهد.

    یک سازوکار مهم دیگر کاهش تدریجی سوبسید پرداختی به انرژی در کشور است. در حال حاضر برآورد می‌شود معادل ۲.۱میلیون بشکه نفت خام انرژی در روز به صورت‌های مختلف در کشور مصرف می‌شود. منشأ این انرژی نفت خام و گاز است که مجانی به شبکه‌های پالایش و توزیع تزریق می‌شود. بهای دریافتی بابت انرژی از مصرف‌کنندگان نهایی هزینه‌های پالایش، تبدیل و توزیع را هم پوشش نمی‌دهد و برای بخشی از آن هزینه‌ها نیز دولت باید سوبسید پرداخت کند. از طرف دیگر چون قیمت انرژی برای مصرف‌کننده نسبت به کشورهای منطقه بسیار پایین است (مثلا در سال ۲۰۲۲ قیمت بنزین در عربستان ۶برابر، در امارات ۲۷برابر و در ترکیه ۴۰برابر ایران بود) و در نتیجه پایین بودن قیمت نسبی انرژی در ایران، مصرف انرژی در کشور به ازای هر واحد تولید بر اساس دلار با قدرت خرید معادل ۳.۵برابر ترکیه است. با ادامه تورم و کاهش قیمت واقعی انرژی با ریال ثابت (برای یک سال پایه) مصرف سرانه انرژی روزافزون بوده و سوبسید پرداختی برای انرژی نیز افزایش می‌یابد. برآورد می‌شود که در سال ۲۰۲۲ حدود ۱۶۰میلیارد دلار سوبسید انرژی پرداخت شده است.

    از آنجا که سوبسید مزبور تقریبا به همه به طور یکنواخت پرداخت می‌شود گروه‌های درآمدی بالاتر که انرژی بیشتری مصرف می‌کنند سوبسید بیشتری دریافت می‌کنند. یکی از سازوکارهایی که باید برای کاهش کسری بودجه فعال شود کاهش سوبسید پرداختی به انرژی مصرفی است. باید به‌تدریج ولی با سرعت از ۱۶۰میلیارد دلار پرداختی به عنوان سوبسید کاست و با استفاده از آن کسری بودجه را کاهش داد. باید قیمت انرژی برای گروه‌های پردرآمد را در مرحله اول به‌سرعت افزایش داد و سپس به‌تدریج سوبسید پرداختی انرژی مصرفی برای سایر گروه‌ها را نیز کاهش داد و برنامه‌ها و مشوق‌های کاهش مصرف انرژی را فعال کرد و تهیه و تامین وسایل و روش‌های صرفه‌جویی در انرژی را حمایت و تشویق کرد. از آنجا که تعدیل و اصلاح قیمت‌های انرژی و کاهش سوبسید پرداختی به انرژی از کسری بودجه می‌کاهد و مانع از افزایش نقدینگی به خاطر کسری بودجه می‌شود، تورم نیز کنترل می‌شود. کشورهای زیادی هستند که در آنها قیمت انرژی بیشتر از ده برابر قیمت انرژی در ایران است و تورم بسیار پایینی دارند.

    از منابع حاصل از کاهش سوبسید انرژی می‌توان سبد حمایتی گروه‌های کم‌درآمد را تقویت کرد و آموزش‌وپرورش را برای فرزندان آنها بهبود بخشید تا سرمایه انسانی گروه‌های کم‌درآمد به نحوی افزایش یابد تا در آینده منجر به کسب درآمد بیشتر برای آن گروه‌ها بشود.

    با کاهش سوبسید انرژی و اصلاح قیمت نهاده انرژی و نزدیک شدن آن به کشورهای منطقه، از مصرف انرژی کاسته می‌شود، بهره‌وری استفاده از انرژی افزایش می‌یابد، قاچاق انرژی از کشور کمتر می‌شود، امکان صادرات بیشتر نفت و گاز فراهم می‌شود، درآمدهای ارزی کشور افزایش می‌یابد، و توان دولت برای سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها، بهبود وضع آموزش‌و‌پروش، و حمایت هدفمند از گروه‌های کم‌درآمد افزایش می‌یابد.

    بالاخره سازوکار دیگری که باید فعال شود کاهش سوبسید پرداختی به کالاهای عمومی به صورت نقدی یا تخصیص ارز ترجیحی است. در عوض باید پرداخت سوبسید هدفمند به گروه‌های کم‌درآمد برای تامین نیازهای اساسی آنها افزایش یابد. سوبسیدهای هدفمند می‌تواند به طور نقدی یا از طریق کالابرگ به آنها پرداخت شود. همچنین به طور غیرمستقیم و از طریق بیمه‌ها آنها را در تامین هزینه‌های درمان و دارو کمک کرد. خوشبختانه دولت اقدامات خوبی در این زمینه شروع کرده است. هدفمند شدن سوبسید پرداختی موجب می‌شود کل سوبسید پرداختی کاهش پیدا کند و بخش قابل‌توجهی از هزینه‌های دولت کم شده و کسری بودجه را کاهش دهد.

    بدیهی است که از راه‌حل‌های بالا با توجه به پتانسیل منابعی که تامین می‌کنند، بهبود روابط با دنیا، رفع تحریم‌ها و جذب سرمایه و اعتبار خارجی اهمیت اول را دارد. دومین راه‌حل از نظر اهمیت کاهش سوبسید پرداختی به انرژی و مصرف آن برای تقویت کیفیت دستگاه اجرایی و سرمایه‌گذاری در زیر‌ساخت‌ها و آموزش‌وپرورش است. بالاخره بهبود نظام مالیاتی و افزایش درآمدهای مالیاتی از اولویت بعدی برخوردار است. البته پیاده‌سازی و عملیاتی کردن تمام اقدامات پیشنهادی مستلزم برنامه‌ریزی و طراحی اجرایی از نظر روش‌ها، دستورالعمل‌ها، سیستم‌های اطلاعاتی و سازمان و نیروی انسانی کیفی اجرایی است که باید در ساختار دولت مهیا شود. مهیا کردن شرایط مزبور در دولت نیز با بهبود نظام سیاسی برای جذب و انتخاب نیروهای کیفی بااستعداد و تحصیل‌کرده و خبره در سازمان دولت میسر است.

     

  • مردم را از حضور در اقتصاد فراری دادیم / بروکراسی پیچیده و فساد نمی گذارد مردم کسب و کار راه بیاندازند

    مردم را از حضور در اقتصاد فراری دادیم / بروکراسی پیچیده و فساد نمی گذارد مردم کسب و کار راه بیاندازند

    به گزارش اقتصادران، وحید شقاقی شهری کارشناس اقتصادی در خصوص الزامات تحقق شعار جهش تولید با مشارکت مردم گفت: برای هفتمین یا هشتمین بار در طول 10 سال اخیر است که مقام معظم رهبری بحث تولید را به اشکال مختلف در شعار سال مطرح کردند. امسال نیز بحث مشارکت مردم را در کنار تولید قرار دادند.

    وی افزود: این مسئله نشان می‌دهد که مرکز ثقل نگاه رهبری برای آنکه اقتصاد بتواند حرکت کند و مشکلات مرتفع شود، بحث تولید است. در حقیقت تا زمانی که بخش واقعی اقتصاد ایران کار نکند، مسئله تورم برطرف نخواهد شد. در واقع گسست بخش پولی از بخش واقعی اقتصاد یکی از دلایل تورم است. ضمن اینکه بخشی از کسری‌های تجاری ناشی از عدم وجود تولید با کیفیت و صادرات محور است. همچنین صادرات غیرنفتی ما از واردات بیشتر می‌شود در نتیجه به بازار ارز فشار وارد می‌شود و در نهایت شاهد تورم هستیم.

    شقاقی اظهار کرد: به جز تورم در سایر مشکلات اقتصاد ایران مانند موضوع اشتغال که نگاه می‌کنیم نیز شاهد هستیم که بخش واقعی اقتصاد به درستی کار نمی‌کند. باید اصلاحاتی انجام شود که بخش واقعی اقتصاد بتواند کار کند.

    فضای نامطلوب کسب و کار و اقتصاد غیر رقابتی؛ دو مانع اساسی تحقق شعار جهش تولید با مشارکت مردم

    با توجه به بررسی‌هایی که انجام داده‌ایم به دو عامل رسیدیم که این دو سبب شده‌اند تا بخش واقعی اقتصاد ایران به درستی کار نکند. یک مورد فضای نامناسب کسب و کار در ایران است. مورد دیگر عدم وجود فضای رقابتی در اقتصاد ایران است.

    با بروکراسی پیچیده و فساد مردم را از مشارکت فراری می‌دهیم

    مقام معظم رهبری در دیدار خود طی سال 1402 به محیط نامطلوب کسب و کار اشاره کردند. این محیط به مردم اجازه نمی‌دهد تا در اقتصاد حضور داشته باشند. آنقدر بروکراسی‌های پیچیده، موانع متعدد و حتی فساد وجود دارد که اجازه نمی‌دهد مردم کسب و کاری راه‌اندازی کنند. در حقیقت خودمان مردم را از حضور در اقتصاد فراری می‌دهیم که نوعی خود تحریمی است.

    باید این محیط اصلاح شود. امروزه در کشورهای حوزه خلیج فارس شاهد یک فضای کسب و کار بسیار سهل و آسان هستیم. امروز یک ایرانی می‌تواند در یک نصفه روز کلیه مجوزهای شروع یک کسب و کار را دریافت کند. اما در کشور خودمان موانع بسیاری ایجاد کردیم. بخشی از این مشکلات مربوط به ذی‌نفعانی است که در هر مرحله وجود دارند. غلبه بر این افراد نیازمند عزم دولت است.

    براساس شاخص‌های بین‌المللی و اتاق بازرگانی خودمان، دولت باید به صورت منظم فضای کسب و کار را رصد کند. براین اساس کاملا می‌توان روند بهبود فضای کسب و کار را رصد کرد و باید این اتفاق رخ دهد تا زمانی که مشارکت مردم در تولید تحقق پیدا کند.

    شبه‌دولتی‌ها فضای مشارکت مردم را بسته‌اند

    وی در خصوص مسئله دومی که سبب شده است امکان مشارکت مردم اقتصاد وجود نداشته باشد، گفت: امروزه شاهد هستیم که 60 درصد اقتصاد ایران در اختیار خصولتی‌ها و انحصارها است. مقام معظرم رهبری در سال گذشته و در جریان بازدید از یک نمایشگاه تذکر دادند که ستاد اجرایی فرمان حضرت امام که انجام پروژه‌های را برعهده گرفته است نیز شامل بخش خصوصی نمی‌شود.

    سیاست‌های اصل 44 قانون اساسی که حدود 16 تا 17 سال پیش ابلاغ شد، یکی از بهترین قوانین برای توسعه بخش خصوصی و تعاونی بود. پس از این سال‌ها اما شاهد هستیم که این انحراف اساسی در اجرای این سیاست‌ها رخ داده است. بخش عمده‌ای از مواردی که خصوصی‌سازی در مورد آنها صورت گرفت تبدیل به شبه‌دولتی شدند.

    به این معنا که همچنان مدیریت آنها در اختیار دولت است. مصداق این موضوع را در فولاد، مس، بانک، خودروسازی و موارد متعدد دیگری مشاهده می‌کنیم. در اقتصادی که 60 تا 70 درصد آن در اختیار انحصارها است مردم و بخش خصوصی فرصتی برای حضور پیدا نمی‌کنند. ما کسب و کارهای خرد و متوسط را خفه می‌کنیم. شبه‌دولتی‌ها به قدری فضا را بسته‌اند که امکان مشارکت سلب شده است.

    تحقق شعار سال وابسته به عزم دولت است

    بنابراین مهم‌ترین عوامل تحقق شعار جهش تولید با مشارکت مردم، اصلاح محیط نامطلوب کسب و کار و اصلاح فضای غیررقابتی است که در حضور گسترده شبه‌دولتی‌ها و انحصارها به وجود آمده است. بنابراین دولت اگر می‌خواهد این فضا را تغییر دهد، باید روند بهبود فضای کسب و کار را به طور مستمر پیگیری کند. خود دولت نیز باید با اراده خود مقاومت دستگاه‌هایی که همکاری نمی‌کنند را بشکند.

    مورد دیگر نیز این است که دولت باید پروژه رقابت پذیر شدن اقتصاد ایران را آغاز کند. در دو بند سیاست‌های اقتصاد مقاومتی نیز به این موضوع اشاره شده است. در سایر سیاست‌های کلی نیز موضوع رقابت‌پذیری تعریف شده است. ساماندهی و حذف انحصارها و شبه‌دولتی‌ها نیز باید در دستور کار قرار بگیرد. البته که این کار سخت است چرا که بخش بزرگی از اقتصاد در اختیار آنها قرار دارد.

    تا زمانی که این اصلاحات انجام نشود، راه برای حضور مردم در بخش واقعی اقتصاد و مشارکت در آن بسته است. این گونه نیست که مردم نخواهند این کار را انجام دهند. ما خودمان مسیر بخش واقعی اقتصاد را بسته‌ایم و از سوی دیگر مسیر سوداگری را بازگذاشته‌ایم. انجام این اصلاحات بسیار مهم است که دولت باید آنها را به انجام برساند و مشارکت مردم را جلب کند.

  • درخواست رسیدگی به پرونده صدیقی در دادگاه ویژه روحانیت

    درخواست رسیدگی به پرونده صدیقی در دادگاه ویژه روحانیت

    به گزارش اقتصادران، سیدمحمود علیزاده‌طباطبایی، عضو شورای مرکزی و معاون حقوقی دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ایران در یادداشتی در روزنامه سازندگی نوشت:

    در سال‌های اخیر در کشور ما مبارزه با فساد، شعاری سیاسی شده است و نظارتی بر کسب درآمدها وجود ندارد. این نبود نظارت ناشی از دو ریشه عمیق است؛ نخست شعاری بودن موضوع مبارزه با فساد و نبود اراده جدی و اجرایی برای برچیده شدن این بساط و دوم عدم باور به قانون.

    جای تاسف بسیار است که باید تاکید و تصریح کنیم که برخی از علما به قانون، باوری ندارند. اگرچه در قانون اساسی نیز بعضاً موازین شرعی مطرح شده است اما برخی از علما تاکید دارند که تنها باید شرع را رعایت کنند و برای قانون مبنای شرعی قائل نیستند و تنها مبنای رفتارهایشان، موضوعات شرعی است. آنچه در روزهای اخیر درباره حجت‌الاسلام کاظم صدیقی درخصوص مدرسه علمیه امام خمینی در منطقه ازگل مطرح و عنوان شده، باغی به مساحت ۴ هزار و ۲۰۰ متر به شرکتی واگذار شده که مالکان این شرکت ایشان و فرزندشان هستند،کم‌وبیش با این دو موضوع قابل ارزیابی است و البته باید تاکید کرد که برخی از آقایان مواردی از این دست را در کارنامه خود دارند.

    بین شرع و قانون ما تضاد گسترده‌ای وجود دارد. قانون چیزی است که مراجع قانونی مثل مجلس یا حتی مراجع غیرقانونی همانند شوراهای عالی و برخی نهادهای دیگر وضع می‌کنند که در این نهادها قانون، انشا و تصویب می‌شود. اما شرع، استنباط از مبانی فقهی توسط آقایان است در نتیجه آن چیزی که آقایان مبنای فکری برای آن قائل نیستند- اگرچه به تصویب مجلس رسیده باشد- مورد قبول و توجه و رعایت آنها نیست.

    البته لازم به ذکر است که ما علمایی همچون حضرت امام(ره) داشتیم که قانون را مبنای نظم اجتماعی می‌دانستند و تاکید می‌کردند که رعایت قانون، واجب شرعی است.

    نقل شده و در سوابق آمده است که در زمان حضور حضرت امام در فرانسه،گوسفندی کشته شده بود و وقتی امام(ره) فهمیدند که این گوسفند خلاف موازین قانونی فرانسه کشته شده است از استفاده از گوشت گوسفند امتناع کردند اما متاسفانه اغلب علمای فعلی که مشغول کار هستند برای قانون مبنای شرعی قائل نیستند بنابراین عدم رعایت قانون برای آنها قبحی ندارد.

    فضای مجازی این روزها بعضاً دست روی این پرونده‌ها می‌گذارد تا این مسائل را روشن و افشا ‌کند. موضوع ۴ هزار هکتار و ملک مطرح شده در پرونده آقای صدیقی از این دست موارد است که البته رقم کوچکی است. متاسفانه اراده جدی برای مبارزه با فساد وجود ندارد و درحالی که بیش از ۲۰ سال است که رهبر انقلاب مبارزه با فساد را مطرح کرده‌اند اما نه ‌تنها از حجم و میزان فساد کم نشده که روند رو به تصاعدی نیز داشته است. به‌رغم افشای این پرونده‌ها در فضای مجازی اما می‌بینیم که با گذشت مدت‌زمان کمی،این پرونده‌ها بسته می‌شود یا حداقل افکار عمومی از اساس در جریان اینکه چه رسیدگی به موضوع شد و رسیدگی‌ها چه نتیجه‌ای داشت، نمی‌شوند و تنها اصل موارد و ابهامات فراوان در اذهان عمومی باقی می‌ماند.

    مورد و رفتار و عملکرد آقای صدیقی در ماجرای ملک حوزه علمیه براساس آنچه تا امروز در رسانه‌ها منتشر شده، خلاف قانون بوده است. اینکه ملکی موقوفه را از وقف بیرون بیاورند و به نام شرکت خانوادگی زده شود، خلاف روش قانون است. این اقدام حتی بحث جعل ساده نیست که ادعا شده که تنها یک امضا جعل شده و شخص ایشان در جریان نبوده است. تصور می‌کنم اگر قرار باشد این مساله به صورت جدی رسیدگی شود، موضوع این پرونده کلاهبرداری و بردن مال غیر است آن هم با اقدامی متقلبانه؛ تشکیل شرکت و مجموعه اقداماتی که در راستای جابه‌جایی مال وقف بوده است. رسیدگی این پرونده در صلاحیت دادگاه ویژه روحانیت است و انتظار داریم، دادستانی ویژه دادگاه روحانیت وارد شود و به موضوع رسیدگی کنند. عدم رسیدگی به این مساله عواقب اجتماعی سنگینی دارد و هیچ اشکالی ندارد که بعد از بررسی واقعی بگویند، جرمی واقع نشده است اما اینکه افکار عمومی را منتظر بگذارند و از کنار هر کدام از این پرونده‌ها با استدلال و توجیه تخریب علما و خبرسازی دروغ بگذرند، درست نیست.

  • واکنش عباس عبدی به نامه امام جمعه تهران در مورد ادعای زمین‌خواری‌اش!

    واکنش عباس عبدی به نامه امام جمعه تهران در مورد ادعای زمین‌خواری‌اش!

    به گزارش اقتصادران، عباس عبدی در شبکه اجتماعی ایکس در واکنش به نامه صدیقی به قوه قضائیه درمورد ادعای زمین‌خواری‌اش نوشت: چای دبش ضربه نهایی به شعار‌های مبارزه با فساد بود و این به نماز جمعه.

    عبدی در ادامه نوشت: چای دبش ضربه نهایی به شعار‌های مبارزه با فساد بود و این به نماز جمعه. تمامی گفتار‌ها و کردار‌های ‎کاظم صدیقی، در ذیل اسناد اخیر، معنای حقیقی خود را نشان داده است. مواضع مشابه از سوی افراد مشابه نیز کمابیش همین معنا را دارند.

  • از فساد 80 میلیون دلاری واردات لاستیک چه خبر؟! / چرا مجوز انحصاری واردات لاستیک به شرکتی داده شد که تخصصش خشکبار بود؟

    از فساد 80 میلیون دلاری واردات لاستیک چه خبر؟! / چرا مجوز انحصاری واردات لاستیک به شرکتی داده شد که تخصصش خشکبار بود؟

    به گزارش اقتصادران، اواخر دی‌ماه امسال روزنامه اعتماد، از فساد ۲۲ میلیون دلاری قرارداد واردات لاستیک که در سال ۱۳۹۸ رخ داده، پرده برداشت. بر اساس این قراداد، «علیرضا پیمان‌پاک»، مدیرعامل وقت شرکت مدیریت زنجیره تامین رضوی ۸۰ میلیون دلار ارز دولتی را در اختیار «محمد ذوالفقاری»، مدیرعامل شرکت توسعه تجارت دلفین قرار می‌دهد تا ۲۰۰ هزار حلقه لاستیک وارد کشور کند، اما سرنوشت ۲۲ میلیون دلار آن هنوز مشخص نشده است.

    اگرچه گزارش روزنامه اعتماد، میزان عدم ایفای تعهدات ذوالفقاری را ۲۲ میلیون دلار اعلام کرده، اما احسان تحیری، مدیرعامل «شرکت تضامنی تحیری و شرکا»  از رقم حدود ۳۰ میلیون دلار پرده برداشته است. آقای تحیری  بر چند ابهام دیگر این پرونده هم دست گذاشته است. بر اساس گفته‌های تحیری، پس از گذشت ۴ سال هنوز حتی میزان دقیق دیون آستان رضوی در این پرونده روشن نیست؛ و اینکه محمد ذوالفقاری، متهم ۸ هزار میلیارد تومانی خالی‌فروشی ارز در سامانه نیماست که پیمان پاک بدون اعتبارسنجی، قرارداد واردات لاستیک را با او که هیچ تخصص و سابقه‌ای در حوزه واردات لاستیک نداشته منعقد کرده است.

    ابهام دیگر، فقدان تضمین‌های لازم برای قرارداد است. به گفته آقای تحیری، ضمانت این قرارداد تنها یک برگه چک بدون پشتوانه است؛ بدون هیچگونه تضمین ملکی و یا ضمانت‌نامه بانکی. به نوشته روزنامه اعتماد، این چک هم بدون رعایت الزامات حقوقی، توسط خود مجری قرارداد برای تضمین خودش صادر شده و فردی به نام آرمان علمایی، یکی از متهمان پرونده فساد ۱۴ هزار میلیارد تومانی بانک سرمایه، چک ذوالفقاری را به عنوان ضامن پشت‌نویسی و امضاء کرده است.

    پس از عدم ایفای تعهدات ذوالفقاری در این قرارداد و بدهی ۳۰ میلیون دلاری او، هیچ نام و نشانی از آرمان علمایی به عنوان ضامن قرارداد مطرح نشده بود و اخیرا پس از گذشت ۴ سال و بالا گرفتن مجدد ماجرای لاستیک آستان قدس، نام او بر سر زبان‌ها افتاد.

    جالب اینجاست که علیرضا پیمان‌پاک که اکنون قائم‌مقام وزارت جهاد کشاورزی است در ابتدا طی یک مصاحبه، هرگونه ارتباط آرمان علمایی را با قرارداد واردات لاستیک انکار کرد، اما پس از انتشار متن قرارداد مذکور افشا شد که نام آرمان علمایی با کد ملی او به عنوان ضامن قرارداد ذکر شده، و اینکه در سال ۱۴۰۰، وقتی علیرضا پیمان‌پاک ریاست سازمان توسعه تجارت را بر عهده گرفته، علمایی را به عنوان رئیس مرکز تجاری ایرانیان ارمنستان منصوب کرده است.

    مطرح شدن نام صرافی ارزایران به عنوان ضامن قرارداد لاستیک، نقطه مبهم دیگر این پرونده است.  احسان تحیری مدیرعامل صرافی ارزایران این موضوع را صراحتا تکذیب می‌کند و می‌گوید که روحش از این قرارداد بی‌خبر بوده؛ او مدعی است که شرکت زنجیره تأمین رضوی برای جبران نقص‌های قرارداد و نبود تضامین لازم، چک صرافی ارزایران را که مربوط به موضوع دیگری (آزادسازی یوان) بوده، به جای چک تضمین جا زده و با وجود اینکه هیچگونه پاراف و یا امضایی از ارزایران در قرارداد نیست، این صرافی را ضامن قراداد معرفی کرده است.

    تحیری معتقد است که قرارداد واردات لاستیک و بعد‌ها قرارداد بزرگ فروش بنزین، اساساً به ذوالفقاری سپرده شده تا او بدهی‌های خود را به صراف‌ها و تولیدکنندگان سامانه نیما پرداخت کند؛ او ادعا دارد که نه تنها ضامن این قرارداد نیست بلکه ۲ میلیون دلار هم از شرکت مدیریت زنجیره رضوی طلبکار است و اسناد و مستنداتی را ارائه کرده که نشان‌دهنده بدهی شرکت مدیریت زنجیره تامین رضوی به صرافی ارزایران است.

    گزارش زیر، بخش‌های مهم صحبت‌های تحیری درباره پرونده فساد واردات لاستیک است؛ :

    پرونده قرارداد واردات لاستیک از کجا شروع شد؟

    علیرضا پیمان‌پاک ۸۰ میلیون دلار ارز د‌ولتی (۴۲۰۰ تومانی) را در قراردادی بی‌پشتوانه در اختیار محمد ذوالفقاری قرار داده که اصلا تخصص و اهلیتی در زمینه واردات لاستیک نداشته است؛ آن هم با یک برگه چک که نه در زمان قرارداد موجود بوده و نه ضمانت اجرا داشته است. چطور در شرایطی که کشور با بحران ارزی مواجه بوده، با این بی‌مبالاتی، ارز دولتی را هدر داده و اکنون چند سال است که ۳۰ میلیون دلار از تعهدات این قرارداد روی زمین مانده است؟

    هیچ ملاحظه‌ای برای تنظیم درست و اصولی قرارداد صورت نگرفته است. قراردادی که باید قسمت اعظم آن در فضای بین‌الملل انجام می‌شده و مبلغ آن یعنی ۸۰ میلیون دلار ایجاب می‌کرده که از حداقل استاندارد‌های قراردادنویسی برخوردار باشد، با اشکالات حقوقی جدی تنظیم شده است.

    مثلا در قسمت تضامین قرارداد هیچ اشاره‌ای به مشخصات چک‌ها نشده، چه در مورد چک ارزایران، و چه در مورد چکی که قرار بوده ذوالفقاری صادر کند و آرمان علمایی پشت آن را امضا نماید. همین نکته اثبات می‌کند که در زمان انعقاد قرارداد، طرفین هیچگونه چکی در اختیار نداشتند که به مشخصات دقیق آن اشاره کنند بلکه فقط به کلیت چک اشاره شده. شماره چک، شماره حساب، بانک عامل و … اصلا قید نشده است، و نحوه انشای قرارداد هم همین را نشان می‌دهد.

    نکته دیگر اینکه باید از شرکت مدیریت زنجیره تأمین رضوی سوال کرد که چطور شرکت توسعه تجارت دلفین و آقای محمد ذوالفقاری که در زمینه خشکبار فعال بوده، اهلیت و صلاحیت واردات لاستیک را بدست می‌آورد، آن هم در شرایطی که ۱۵۰ شرکت تخصصی واردکننده لاستیک وجود داشته است؟

    چرا ضمانت این قرارداد ۸۰ میلیون دلاری تنها یک برگ چک است؟ آن هم چکی که صادرکننده آن، شخص مجری قرارداد یعنی محمد ذوالفقاری و شرکت توسعه تجارت دلفین است؟ چرا میزان ضمانت به میزان کف مبلغ قرارداد است و نه بیشتر؟ آیا نباید حداقل تضمین ملکی یا ضمانت‌نامه بانکی از مجری قرارداد اخذ می‌شد؟

    با توجه به جایگاهی که آقای پیمان‌پاک در این دولت به دست آورده، شائبه بروز بحران‌های جدی‌تر ارزی متصور است. با توجه به اینکه فقط در یک فقره از قرارداد‌هایی که ایشان در شرکت زنجیره تأمین رضوی منعقد کرده، ۳۰ میلیون دلار بدهی ایجاد شده، چطور صلاحیت آقای پیمان‌پاک برای مسند قائم‌مقام وزارت جهاد کشاورزی تایید می‌شود که تنظیم بازار و مدیریت حجم بالایی از جابجایی و تخصیص ارز از مقتضیات آن است؟

    شرکت ارزایران هرگز ضامن قرارداد واردات لاستیک نبوده و هیچوقت آن را امضا نکرده‌ایم و اصلا حتی از فرایند انعقاد این قرارداد هم اطلاع نداشته‌ایم؛ در واقع این قراداد هیچگونه ضامنی نداشته.

    در این ماجرا به حدی عجله شده که فقط شماره ثبت شرکت درست است و نام شرکت به‌اشتباه، شرکت تضامنی ارزایران نوشته شده در حالی که اصلاً چنین شرکتی وجود خارجی ندارد. نام شرکتی که مدیریت آن بر عهده بنده است، شرکت تضامنی تحیری و شرکاء است و ارزایران علامت تجاری مجموعه ماست که شماره ثبت دیگری دارد.

    پای شرکت «تضامنی تحیری و شرکا» چگونه به این پرونده باز شد؟

    ما زمانی از وجود قرارداد مطلع شدیم که آقای ذوالفقاری در سال ۹۸ برای آزادسازی ۱۸۰ میلیون یوان «کونلون بانک چین» به مجموعه ما مراجعه کرد و گفت که قراردادی را با شرکت مدیریت زنجیره تأمین رضوی منعقد کرده و برای آزادسازی ارز به کمک مجموعه ما نیاز دارد.

    آزادسازی یعنی در شرایط تحریمی کشور، ارز غیرقابل مبادله و نامرغوب را به ارز قابل مبادله و مرغوب تبدیل کنیم که در این موضوع خاص، یوان کونلون بانک چین به درهم امارات تبدیل شد. به این صورت که ذوالفقاری در مقابل واریز وجه به حساب صرافی، از ما درخواست کرد تا یک فقره چک تضمین بابت آزاد کردن این وجه به او بدهیم و ما هم یک چک به مبلغ ۳۴۰ میلیارد تومان معادل ارزش روز ۱۸۰ میلیون یوان کونلون بانک چین با درج علت صدور آن در متن و پشت چک در وجه شرکت زنجیره تأمین رضوی صادر کردیم.

    البته به دلیل اینکه امکان آزادسازی ارز به این میزان وجود نداشت، ۸۰ میلیون یوان را عودت دادیم و ۱۰۰ میلیون یوان دیگر را آزاد کردیم؛ اما بعد‌ها فهمیدیم که اصلا نیت آن‌ها از گرفتن چک، آزادسازی یوان نبوده است؛ آن‌ها چک را از ما گرفتند تا روزی بتوانند بابت ضمانت قرارداد لاستیک، آن را خرج کنند.

    در این قرارداد ۸۷۵ میلیون یوان بابت واردات لاستیک آزاد شده که از این مقدار، صرافی ارزایران فقط ۱۰۰ میلیون یوان را آزاد کرده و حدود ۸۰ درصد ارز واردات لاستیک را شرکت تضامنی کثیری و آقای سلام صالحی آزاد کرده‌اند که اصلا در این قرارداد محلی از اعراب نداشته‌اند؛ بخش عمده ارز واردات لاستیک حدود ۵۴۰ میلیون یوان به حساب این دو صرافی واریز شده، اما اصلا از آن‌ها بازخواست نشده و فقط صرافی ارزایران را درگیر کرده‌اند؛ ضمن اینکه از آنجا که ارزایران اولین آزادسازی ارز را انجام داده، قطعا آن مقدار لاستیک که ارز آن از طریق ما آزاد شده وارد کشور شده، اما از عملکرد و نتیجه کار صرافی کثیری و صالحی که بعد از ما اقدام به آزادسازی ارز کرده‌اند هیچ رد و نشانی نیست و هیچ‌کس هم سراغ آنها نمی‌رود.

    اساساً عملیات آزادسازی ارز توسط کثیری و صالحی با ادعایی که ارزایران را ضامن قرارداد معرفی می‌کند، سازگار نیست؛ در واقع با فرض اینکه ارزایران ضامن قرارداد بوده باشد، نباید یوان به حساب کثیری واریز می‌شد، اما حالا که واریز شده چرا آن را از ارزایران مطالبه می‌کنند؟

    ما اصلا طرف حساب زنجیره تامین رضوی نبوده‌ایم و فقط برای آزادسازی یوان از طریق آقای ذوالفقاری به این قرارداد وصل شده‌ایم. اینکه هیچگونه نامه‌نگاری بین ارزایران و شرکت مدیریت زنجیره تامین رضوی برای معرفی و یا اعلام شماره حساب ارزی اتفاق نیفتاده، بهترین دلیل این مدعاست چرا که ذوالفقاری تأمین‌کننده وجه ریالی قرارداد بوده و شرکت زنجیره تامین رضوی و صرافی ارزایران هرگونه دستور پرداختی را طبق خواسته او صادر کرده‌اند.

    نامه آقای پوربالاسی مدیر حقوقی وقت شرکت زنجیره تأمین نیز موید همین موضوع است که طی آن اقرار کرده که ذوالفقاری در فاصله ۲۵ تیر ۹۸ تا ۱۳مرداد ۹۸ به شرکت زنجیره تامین رضوی رجوع کرده و اظهار داشته که برای اجرای کار، شرکت زنجیره تأمین رضوی باید به شعبه اکباتان بانک صادرات دستور پرداخت وجوهی را به حساب صرافی تحیری و صرافی کثیری و صرافی صالحی صادر کند و بر همین اساس نیز شرکت تأمین رضوی مبادرت به صدور نامه و دستور پرداخت خطاب به بانک صا‌درات کرده است؛ از آنجا که ذوالفقاری وجه ریالی معادل ارز ۴۲۰۰ تومانی را به حساب زنجیره تامین رضوی واریز کرده، در واقع صاحب پول محسوب می‌شده و شرکت زنجیره تامین رضوی طبق ماده ۶ بند ۶ قرارداد ملزم بوده طبق درخواست ذوالفقاری انتقال وجه را انجام دهد. همین موضوع در مورد انتقال وجه از سوی شرکت ارزایران نیز صادق است.

    در واقع اگر شرکت زنجیره رضوی صاحب وجه بود و ما هم طرف دیگر این قرارداد بودیم، آقای پیمان‌پاک و مجموعه تحت امرشان موظف بودند با ما به صورت مستقیم مکاتبه کنند و از ما شماره حساب ارزی بگیرند و یا در مورد نوع انتقال وجوه، تعیین تکلیف کنند، اما چون تأمین ریال این قرارداد را مجری قرارداد انجام داده، نهایتا او باید دستور پرداخت را به ما و شرکت زنجیره تامین رضوی می‌داده است؛ در مورد سایر صرافی‌ها هم همین روند حاکم بوده است.

    اما آقای پیمان‌پاک تصمیم داشته این موضوع را هم مخفی نگه دارد و به همین دلیل در موارد زیادی بعد از اینکه به خواسته ذوالفقاری، وجوه به حساب‌های مختلف واریز شده، شرکت مدیریت زنجیره رضوی نامه زده و درخواست واریز وجه را داده و جالب اینکه در تمام موارد این نامه‌نگاری‌ها با اختلاف زمانی حدود یک‌ماهه پس از دستور ذوالفقاری و بعد از انتقال کامل وجوه بوده است؛ مثلا در مورد صرافی کثیری، روز اول مرداد بنا به دستور ذوالفقاری پول به حساب کثیری واریز شده، اما زنجیره تامین رضوی در تاریخ ۱۳ مرداد به بانک مزبور نامه زده که پول را به صرافی کثیری واریز کنید! در مورد ارزایران نیز ذوالفقاری دستور واریز وجه را ۱۹ تیر صادر کرده، اما زنجیره تامین رضوی ۹ مرداد نامه‌ای را صادر کرده که وجوه به حساب ارزایران واریز شود.

    آقای پیمان‌پاک مدعی است که انتقال وجوهات از سوی ارزایران بدون هماهنگی با شرکت زنجیره تامین رضوی انجام شده و به همین دلیل در مصادره چک ارزایران محق است، اما این اقدام بعد از نامه‌های ذوالفقاری به انجام رسیده و قطعا اقدامی برای ایجاد انحراف در پرونده بوده است.

    چکی که در ماده ۸ قرارداد به آن اشاره شده با مبلغ ۳۷۸ میلیارد تومان به هیچ‌عنوان وجود خارجی و سندیت ندارد. این چک اگر جایی ثبت شده شرکت مدیریت زنجیره تأمین رضوی از آن رونمایی کند. در رکن ضمانتی هر قراردادی، شماره چک و شماره حساب و حتی بانک عامل به طور معمول باید در متن قرارداد ثبت شود، اما در این مورد هیچکدام ثبت نشده و این نشان می‌دهد که آن‌ها در زمان انعقاد قرارداد هیچ چکی در دست نداشتند.

    جزئیات جدید از فساد ۸٠ میلیون دلاری واردات لاستیک | به شرکتی واردات لاستیک سپرده شده که سابقه‌اش در حوزه خشکبار بوده است!

    متن قرارداد شرکت توسعه تجارت دلفین و شرکت تامین رضوی

    آرمان علمایی؛ حلقه مفقوده پرونده فساد واردات لاستیک

    من هنوز نمی‌دانم پیمان‌پاک چرا باید ارتباط آرمان علمایی را با این قرارداد انکار کند! آقای آرمان علمایی حلقه مفقوده این پرونده است که نام او در قرارداد به صراحت ذکر شده و او به عنوان ضامن، چک صادر شده توسط طرف دوم یعنی ذوالفقاری را امضاء کرده است؛ حالا اینکه آقای آرمان علمایی آیا اعتبارسنجی شده و آیا اهلیت لازم برای تضمین این قرارداد را داشته یا نه، بنده در جایگاهی نیستم که راجع به این موضوع اظهارنظر کنم. ولی اسم و شماره ملی علمایی به صورت شفاف در مادة ۸ تضمین قرارداد ذکر شده.

    جالب اینجاست که در مورد چک آرمان علمایی که ضمانت قرارداد است هیچ اقدامی انجام نشده و تاکنون هیچ قراری برای توقیف اموال و بهره‌برداری از آن صادر نشده است؛ در واقع از چک علمایی به شکل ویژه‌ای حفاظت شده بود و تا دو سه ماه پیش هم نامی از او به میان نیامد بود.

    اساسا این قراردادی است که اصلاً روح ما هم از آن خبر نداشته است و از این رو، حتی یک پاراف هم از سمت مجموعه ما در این قرارداد مشاهده نمی‌شود. متاسفانه برخی اشخاص در این قرارداد که سر تا پای آن ایراد حقوقی دارد، برای اینکه خود را تطهیر کنند و فرار رو به جلو انجام دهند، با فرافکنی، اقدام به قربانی کردن عده دیگری کرده‌اند و برخی افراد پشت این ماجرا پنهان شده‌اند و نامی از آن‌ها در میان نیست.

    بار‌ها با مستندات متقن اعلام شده که هیچگاه شرکت تضامنی تحیری چکی آن هم به مبلغ کل قرارداد واردات لاستیک بابت ضمانت قرارداد صادر نکرده است. این موضوع با انجام محاسبات مالی و با تسعیر نرخ ارز در زمان صدور قرارداد به سادگی اثبات می‌شود که مبلغ چک صادره توسط ارزایران هیچگاه به میزان نرخ و قیمت کل قرارداد واردات لاستیک نبوده و دقیقاً به میزان مبلغ آزادسازی ارز بوده است. این چک ۳۴۰ میلیارد تومانی صرافی ارزایران دقیقا معادل ۱۸۰ میلیون یوانی بود که باید آزاد می‌شد. حتی می‌توان برای اثبات این مو‌ضوع گزارش هیئت کارشناسان دادگستری را نیز منتشر کنید.

    جزئیات جدید از فساد ۸٠ میلیون دلاری واردات لاستیک | به شرکتی واردات لاستیک سپرده شده که سابقه‌اش در حوزه خشکبار بوده است!

    جزئیات جدید از فساد ۸٠ میلیون دلاری واردات لاستیک | چگونه مجوز انحصاری واردات لاستیک به شرکتی داده شد که تخصصش خشکبار بود؟

    جزئیات جدید از فساد ۸٠ میلیون دلاری واردات لاستیک | چگونه مجوز انحصاری واردات لاستیک به شرکتی داده شد که تخصصش خشکبار بود؟

    گزارش هیئت کارشناسان دادگستری که می‌گوید ارتباط قرارداد واردات لاستیک بین شرکت تامین رضوی و شرکت تجارت دلفین با شرکت صرافی ارز ایران تحیری محرز نشد

    آقای پیمان‌پاک پس از اینکه قراداد بدون ضامن شده و چک آرمان علمایی فاقد ضمانت اجرا بوده، لاجرم تلاش داشته چک ارزایران در موضوع آزادسازی یوان را به جای چک ضمانت قرارداد جا بزند؛ به همین دلیل متاسفانه شرکت زنجیره تامین رضوی علیرغم انجام تعهد از سوی ما (آزادسازی ارز)، از استرداد چک امتناع و حتی نسبت به برگشت زدن چک اقدام کرد که این امر خود مصداق خیانت در امانت است و حتی آن شرکت پا را از این هم فراتر گذاشته و اقدام به درخواست صدور اجراییه برای این چک به دادگاه کرد، ولی از آنجا که در متن چک نیز صدور آن را بابت ضمانت حسن انجام کار نوشته بودیم، دادگاه از ایشان مستند استحقاق خود در وصول آن را مطالبه کرد و، چون شرکت زنجیره تأمین رضوی هیچ گاه مستنداتی نداشته که ارائه کند، به همین دلیل درخواست صدور اجراییه آن شرکت از سوی دادگاه رد و پرونده مختومه شد. همین موضوع یکی از دلایل عدم بدهی ما به شرکت زنجیره تامین رضوی بابت قرارداد لاستیک و یا حتی موضوع آزادسازی یوان است.

    بدهکار نیستیم، طلبکار هم هستیم

    علاوه بر اینکه ارزایران بدهکار نیست و علاوه بر اینکه ضامن نیست، بلکه ۲ میلیون دلار هم طلبکار است که ما تاکنون در مورد آن خویشتنداری کرده بودیم.

    جزئیات جدید از فساد ۸٠ میلیون دلاری واردات لاستیک | چگونه مجوز انحصاری واردات لاستیک به شرکتی داده شد که تخصصش خشکبار بود؟

    ما سه سند داریم که مطالبات ما از شرکت زنجیره تأمین رضوی و آقای ذوالفقاری را اثبات می‌کند؛ این موضوع برمی‌گردد به زمانی که آقای ذوالفقاری در زندان بود و آقای پیمان‌پاک مدیرعامل وقت شرکت زنجیره تامین رضوی از مجموعه ما درخو‌است کرد تا با توجه به عدم ایفای تعهدات ذوالفقاری، صرافی ارزایران مطالبات فروشنده چینی لاستیک را پرداخت کند؛ بدین ترتیب آقای پیمان‌پاک در دو نامه مجزا با سربرگ شرکت زنجیره تامین رضوی یکبار تقاضای یک و نیم میلیون یورو معادل ۷۰ میلیارد تومان و در نامه دوم تقاضای ۵۰۰ هزار دلار از صرافی ارزایران را می‌کند و در ازای آن متعهد می‌شود که اگر ذوالفقاری به تعهداتش عمل نکرد، این مبلغ را از ۳۲۰ میلیارد تومان سپرده ریالی ذوالفقاری نزد شرکت زنجیره تامین رضوی به صرافی ارزایران پرداخت کند؛ اما شرکت زنجیره رضوی هنوز این رقم را به ما پرداخت نکرده است و ما از آن شرکت طلبکاریم.

    البته این مسئله تنها یک طرف ماجرا است و در سمت دیگر ماجرا، حسابرسی‌هایی بود که با “محمد ذوالفقاری” در پرونده پخش و پالایش داشتیم و در سرفصل‌های مختلفی از او طلبکار بودیم به گونه‌ای که در حسابرسی سه نفره ۳.۵ میلیون دلار و در حسابرسی پنج نفره ۴.۵ میلیون دلار از محمد ذوالفقاری و مجموعه‌های متبوع او طلبکار شدیم، در نهایت ما به استناد نظریه کارشناسی سه نفره و پنج نفره و عدم تمکین بازپرس پرونده به ارجاع پرونده به هیات کارشناسی هفت نفره، ۴.۵ میلیون دلار از مجموعه “محمد ذوالفقاری” طلبکار شدیم، یعنی با احتساب آن ۲ میلیون دلاری که بر اساس نامه پیمان‌پاک پرداخت کردیم، جمعا ۶.۵ میلیون دلار مطالبه داریم؛ به همین دلیل ذ‌والفقاری برای تسویه حساب با بنده، استفاده از منافع چک شرکت زنجیره تامین رضوی که در قبال وجوهات ریالی‌اش به او سپرده شده بود را به مجموعه ارزایران واگذار کرد، که این سند هم موجود است و قابل انتشار!

    جزئیات جدید از فساد ۸٠ میلیون دلاری واردات لاستیک | چگونه مجوز انحصاری واردات لاستیک به شرکتی داده شد که تخصصش خشکبار بود؟

    اگر بنده فرضا ضامن قرارداد لاستیک بوده باشم، یا اگر به شرکت زنجیره رضوی بدهکار باشم، چرا چک آستان قدس نزد بنده است؟ آیا همین نشان‌دهنده این نیست که جمیع اظهارات پیمان‌پاک فرافکنی و کذب است.

    بنابراین، اولا به استناد دو نامه شرکت تأمین زنجیره رضوی، و دوما مستند به قرار‌های کارشناسی صورت گرفته و طلبکاری ما از ذوالفقاری، و سوما به استناد چک زنجیره که منافع آن به ارزایران واگذار شده، این سه سند کنار یکدیگر کفایت موضوع از جهت تثبیت مطالبات ما از مجموع زنجیره تامین رضوی را می‌کند.

    تا کنون در مورد این مطالبه سکوت کرده بودیم اما پس از اظهارنظر‌ها و فرافکنی‌های اخیر آقای پیمان‌پاک، نسبت به برگشت زدن چک زنجیره تامین رضوی اقدام کردیم. اما به نظر شما آیا اصلا می‌شود از طریق قوه قضاییه از کسانی که خودشان را پشت حضرت رضا علیه‌السلام مخفی کرده‌اند پولی دریافت کرد!

    دو پرونده بی‌ربط به هم

    به نظر من محمد ذوالفقاری از همان سال ۹۸ هم درگیر بدهکاری حاصل از خالی‌فروشی سامانه نیما بوده و قرارداد لاستیک و بعد‌ها قرارداد فروش بنزین از سوی شرکت پخش و پالایش با هدف کمک به او برای پر کردن بدهکاری‌های نیمایی او منعقد شد. این مسئله در مورد پرونده پخش و پالایش و کسری ۲۲۰ میلیون دلاری آن که کاملا محرز است و همه، خصوصاً ضابط پرونده یعنی حوزه انرژی وزارت اطلاعات می‌دانند که پول‌ها کجاست. اما به نظر من اگر رد نقل و انتقالات وجوه را پیگیری کنند، مشخص می‌شود که ذوالفقاری احتمالا حتی ارز پرونده آستان را هم بابت موضوع خالی‌فروشی مصرف کرده است؛ یعنی همان موقع هم درگیر موضوع خالی‌فروشی بوده و پول‌ها را به آنجا انتقال می‌داده تا بدهی‌اش به سامانه نیما را جبران کند. به عبارت دیگر، محمد ذوالفقاری کلا دو منبع مالی برای جبران خالی‌فروشی نیما داشته است: یکی قرارداد واردات لاستیک و دوم قرارداد فروش بنزین!

    دلیل و گواه صادق بر این مدعا، نامه بازپرس اسبق است که در جلد ۹ پرونده مندرج شده. آقای «تبار»، بازپرس وقت این پرونده در تاریخ ۲۵/۶/۱۳۹۹ طی نامه‌ای به وزارت اطلاعات، از ضابط پرونده خواسته است که با توجه به آنکه محمد ذوالفقاری در حال تسویه تعهدات و بدهی‌های خود به مالباختگان سامانه نیما می‌باشد و از ابتدای خرداد تاکنون (یعنی طی ۴ ماه) ۴۵۰ میلیون درهم از بدهی‌های خود در سامانه نیما را پرداخت کرده است، لذا با نامبرده نهایت همکاری را بفرمایید؛ اما کسی نپرسیده که این تسویه حساب از کدام محل انجام شده و منبع تأمین این ۴۵۰ میلیون درهم کجا بوده است؟ بله! دقیقا از محل فروش بنزین! بازه زمانی ۴ ماهه مذکور در نامه، یعنی از زمان انعقاد قرارداد پخش و پالایش در خرداد ۹۹؛ این مسئله اظهر من الشمس است و کشف آن برای قوه قضاییه و بازپرس پرونده با ردگیری پول‌ها بسیار آسان است؛ البته اگر اراده کشف حقیقت و احقاق حق وجود داشته باشد!

    ذوالفقاری با تفهیم اتهام دیگری در بازداشت بوده و اخیرا هم آزاد شده است.

    شایعه وثیقه ۲۵۰۰ میلیارد تومانی برای پرونده لاستیک هم من هم کذب محض است. برخلاف ادعا‌های مدیران فعلی و سابق شرکت زنجیره تامین رضوی، برای هیچ‌کسی در خصوص پرونده واردات لاستیک قرار بازداشت و یا قرار شناسایی و توقیف اموال صادر نشده است. قوه قضائیه در این پرونده حتی به یک مورد از ادعا‌های واهی شرکت زنجیره تامین رضوی ترتیب اثر نداده و حتی یک قرار قضایی روی پرونده لاستیک صادر نکرده است.

    پس از ارجاع این پرونده به هیات کارشناسی سه نفره در مورد روابط فی‌مابین ما و محمد ذوالفقاری و همچنین روابط فی مابین ما و مجموعه تامین زنجیره رضوی، مجموعه ارزایران برائت خود را هم به صورت شکلی و هم به صورت ماهوی گرفته است؛ از این جهت که به صورت ماهوی ما اصلا ضامن قرارداد نبودیم و در نظریه تکمیلی هیات کارشناسی سه نفره هم به صراحت به آن اشاره شد و به صورت شکلی هم بر اساس آنچه که تعهد مجموعه ارزایران بود، تعهدات‌مان را به صورت کامل به انجام رساندیم و آزادسازی ارز نامرغوب “کونلون بانک چین” را بر اساس درخواست ذوالفقاری، مجری قرارداد انجام دادیم و به حساب معرفی شده از سمت ایشان واریز کردیم.

    این قرار وثیقه ۲۵۰۰ میلیارد تومانی هم که عنوان شده مربوط به پرونده “محمد ذوالفقاری” با شرکت پخش و پالایش است که این موضوع هم سناریویی مشابه همین شرکت زنجیره تامین رضوی دارد که در جای خودش رسیدگی شد و در هیات کارشناسی سه نفره و پنج نفره نه تنها ما بدهکار نشدیم بلکه بستانکاری ما به ارزش ۴.۵ میلیون دلار از “محمد ذوالفقاری” و مجموعه‌های متبوعشان محقق شد.

    در واقع علیرضا پیمان‌پاک یک موضوع غیرمرتبط را به این مجموعه وصل کرده است. واقعا جای تعجب دارد که ایشان به‌عنوان یک مقام دولتی تا این حد اظهارات کذب منتشر می‌کند. بنده به دلیل نشر اکاذیب و افترا از آقای پیمان‌پاک شکایت کرده‌ام و اکنون نیز برای تنویر افکار عمومی خواهان انتشار تمام اسناد توسط ایشان و شرکت مدیریت زنجیره تامین رضوی هستیم.

    این موضوع را به کرات از قوه قضائیه پیگیری کردیم و بار‌ها اقدام کردیم، اما متاسفانه با دو پرونده مواجهیم که هر دو سناریو مشترک دارند و هر دو سیاسی شده و رسیدگی به آن‌ها متوقف شده است. در هر دو مورد، متولیان مربوطه بدون اعتبارسنجی، صلاحیت محمد ذوالفقاری را تایید کرده‌اند و پس از عدم ایفای تعهدات ذوالفقاری، برای مخفی نگه‌داشتن خطای خود، انگشت اتهام را به سمت افراد دیگری از جمله بنده گرفته‌اند و در هر دو پرونده افرادی که هر دو قرارداد را منعقد کرده‌اند در همان منصب و یا جایگاه‌های بالاتری حضور دارند و با ابزار‌های فشار مانع از پیشبرد صحیح پرونده‌ها می‌شوند.

    در پرونده واردات لاستیک به دلیل سوءاستفاده از نام امام رضا علیه‌السلام پرونده را سیاسی کرده و بنده را در فشار گذاشته‌اند که بدهی ذوالفقاری را پرداخت کنم و متاسفانه همان فردی که حلقه اول زنجیره تامین رضوی بود، اکنون در بدنه دولت حضور دارد و همچنان در این پرونده بازی‌گردانی می‌کند.

    در پرونده پخش و پالایش هم اگرچه در زمان انعقاد این قرارداد بدهی ۸ هزار میلیارد تومانی ذوالفقاری به تولیدکنندگان و صراف‌های مال باخته سامانه نیما محرز شده بود، اما صلاحیت ذوالفقاری توسط مجموعه نظارتی مرتبط در وزارت نفت تایید شد. همانطور که قبلا هم گفتم، هدف از این قراداد کمک به ذوالفقاری برای پرداخت بدهی سامانه نیما بود؛ خب ماحصل این اعتماد هم عدم بازگشت منابع حاصل از فروش بنزین صادراتی شد، چراکه در هر یک از دو قرارداد شرکت پخش و پالایش فراورده‌های نفتی با ذوالفقاری بیش از ۱۱ میلیون بشکه بنزین به ارزش بیش از ۵۰۰ میلیون دلار به او واگذار شد که در نهایت ۲۲۰ میلیون دلار آن هرگز به شرکت پخش و پالایش برنگشت.

    در این پرونده بخشی از دیون صراف‌های مال باخته در سامانه نیما از محل فروش مقداری از محموله‌های بنزین توسط ما پرداخت شد و اتفاقا این پرونده هم در هیات کارشناسی ۳ نفره و ۵ نفره رسیدگی و طی ۲۲ مورد استعلام از مراجع ذیصلاح از جمله بانک مرکزی این موضوع بررسی و عدم بدهی اینجانب اثبات شد، اما از تمکین به آن طفره رفته‌اند، چراکه آن مجموعه که متولی پاسخگویی در مورد تایید صلاحیت صادرکنندگان حوزه انرژی است در همان بدنه و در ارکان بالاتر مشغول فعالیت هستند و تلاششان ریل‌گذاری جدید در جهت جرم‌انگاری و متهم‌تراشی و بدهکار نشان دادن مجموعه بنده بابت دیون آقای ذوالفقاری به شرکت پخش و پالایش بوده است؛ همین موضوع باعث توقف فعالیت اقتصادی و تحمیل هزینه‌های گزاف به ما شده است.

    ما به‌عنوان فعال اقتصادی محل رجوعی جز قانون نداریم و از قوه قضاییه می‌خواهیم اگر به معنای واقعی به دنبال مبارزه با فساد است، به این پرونده عادلانه ورود نماید و با خاطیان برخورد کند؛ این پرونده که حالا ۴ سال از آن گذشته تنها با درایت مسئولان قوه قضائیه به سرانجام درست خود می‌رسد.

  • با متورم کردن رگ گردن مشکلات اقتصادی مردم حل نمی شود!

    با متورم کردن رگ گردن مشکلات اقتصادی مردم حل نمی شود!

    به گزارش اقتصادران، در حالی که برخی تصور می‌کردند با تشکیل مجلسی یکدست از اصولگرایان و همچنین روی کار آمدن دولت همسو، عمده مشکلات اقتصادی کشور و معیشتی مردم حل خواهد شد، حالا در روز‌های پایان کاری مجلس یازدهم و اواسط دوران دولت سیزدهم دریافتند که ریشه مشکلات اقتصادی مملکت خیلی جدی‌تر از این شعار‌های حزبی و جناحی است.

    در همین رابطه، معین‌الدین سعیدی، نماینده چابهار در مجلس گفت: گاهی فکر می‌کنیم با متورم کردن رگ گردن و شعار دادن علیه ایجاد ارتباط با کشور‌های مختلف، می‌توانیم مشکل را حل کنیم. باید دانست که شاید با این رویه بشود مشکل خودمان را حل کرد، اما قطعاً با این دست فرمان مشکل مردم مرتفع نخواهد شد.

    برای کاسبان تحریم، منافع مردم اهمیتی ندارد

    وی افزود: متاسفانه کاسبان تحریم در کشور، فوق‌العاده فعال هستند. برای این گروه، منافع ملت اهمیتی ندارد. از طرفی، در کشور ما کسی نیست که بخواهد ایران واداده غرب باشد، چون جمهوری اسلامی مواضع مستقل خودش را دارد، اما در کنار این استقلال مواضع، وظیفه مدیران اجرایی کشور این است که تدبیر لازم برای حل مشکلات مردم را داشته باشند.

    عضو کمیسیون کشاورزی مجلس تصریح کرد: اکنون بحث فقط بحث تحریم‌ها نیست. ساده‌انگارانه است که همه مشکلات اقتصادی کشور و مردم را گردن تحریم‌ها بیندازیم، هرچند قبول داریم بخشی از این چالش‌ها به خاطر تحریم‌ها است. بخش عمده مشکلات اقتصادی کشور که مستقیماً بر معیشت و سفره مردم تاثیر منفی گذاشته است، به سوءمدیریت‌ها و رویه‌های نادرست سالیان سال برمی‌گردد.

    مردم انتظار داشتند ریشه‌های فساد بزرگ دبش دیده شود

    سعیدی اظهار داشت: چندی پیش، یک فساد بزرگ تحت عنوان چای دبش اتفاق افتاد. هرچند قوه قضاییه به موضوع ورود خوبی پیدا کرد، اما مردم انتظار داشتند ریشه‌های این اتفاق بزرگ و نامبارک دیده شود. واقعاً چرا باید چنین بستری برای یک شرکت ایجاد شود که این حجم بزرگ فساد و حیف و میل را رقم و هزینه روی دست کشور بگذارد؟ متاسفانه رانت‌های موجود، فی‌النفسه فسادزاست و کاستی‌ها در زمینه نظارت و اجرا، مسیر وقوع چنین فساد‌هایی را هموار کرده است.

    وی یادآور شد: برخی می‌پرسند چرا هرچند وقت یک‌بار از یک فساد بزرگ اقتصادی در کشور رونمایی می‌شود و اساساً چرا این‌دست اتفاقات، ریشه‌اش خشک نمی‌شود؟ برای مقابله با این پدیده‌ها، باید تمرکز جدی و به مراتب بیشتری روی بحث‌های نظارت و اجرا داشته باشیم. شاید در بخش قانون‌گذاری هم، خلاء‌هایی باشد، اما بخش اصلی، به نبود نظارت دائمی و به موقع و ضعف در اجرای قانون و مدیریت برمی‌گردد.

    نماینده چابهار در پایان خاطرنشان کرد: برخی رویه‌های نادرست اقتصادی به قدری زیاد تکرار شده است که انجام چندباره آن، عادی تلقی می‌شود. به نظر می‌رسد رویه‌های نادرست و حتی فسادزا، ریشه در تعارض منافع، سوءمدیریت‌ها و… دارد و اساساً چالش‌هایی که در حوزه اقتصاد کشور می‌بینیم، تک‌عاملی نیستند، اما موضوع اصلی این است که اگر نظارت دقیق و قاطع باشد و مدیران کاربلد و پاک‌دست همه امور را در دست داشته باشند، شک نکنید دیگر شاهد این حجم از فساد و در دست‌انداز افتادن اقتصاد کشور نخواهیم بود.

  • پشت پرده فساد ۱۱۰۰ میلیارد تومانی وزیر پیشین کشاورزی چیست؟ / وزیر دستور فروش کالاهایی را داد که اصلاً خریداری و وارد کشور نشده‌ بود

    پشت پرده فساد ۱۱۰۰ میلیارد تومانی وزیر پیشین کشاورزی چیست؟ / وزیر دستور فروش کالاهایی را داد که اصلاً خریداری و وارد کشور نشده‌ بود

    به گزارش اقتصادران، نقش ساداتی‌نژاد، وزیر سابق جهاد کشاورزی دولت ابراهیم رئیسی، در پرونده فساد نهاده‌های دامی مبهم بود اما اکنون اسنادی به دست رویداد۲۴ رسیده که نشان می‌دهند او به همراه چندین مقام دیگر وزارت جهاد کشاورزی مرتکب فسادی به مبلغ هزار و ۱۷۱ میلیارد تومانی شده‌اند. این افراد در پرونده فساد نهاده‌های دامی به چندین عنوان متهم شده‌اند: از جمله اخلال در نظام پولی یا ارزی کشور از طریق قاچاق عمده ارز؛ ضرب سکه قلب یا جعل اسکناس؛ وارد کردن یا توزیع عمده آن‌ها اعم از داخلی و خارجی؛ و معاونت در اخلال در نظام تولیدی و توزیعی نهاده‌‌ای دامی کشور از طرق مختلف.

    به گزارش اقتصادران، آذرماه امسال پرده از فساد ۳.۴ میلیارد دلاری یک شرکت چای برداشته شد؛ یکی از بزرگترین فساد‌های اقتصادی در چهار دهه اخیر. در جریان پرونده فساد چای دبش، نام وزیر برکنار‌شده جهاد کشاورزی دولت ابراهیم رئیسی هم مطرح شد. دی‌ماه رئیس دستگاه قضا اعلام کرد «برای وزیر پیشین کشاورزی و سایر افراد دخیل د‌ر پرونده، کیفرخواست صادر شد و تاکنون هشت جلسه دادگاه برگزار شده و قاضی پرونده به زودی انشاء رای را آغاز خواهد کرد». منابع غیررسمی اعلام کردند دلیل عزل ساداتی‌نژاد از وزارتخانه کشاورزی پرونده چای دبش بوده، اما شواهد نشان می‌دهد این تنها پرونده فساد وزیر سابق کشاورزی دولت ابراهیم رئیسی نبوده و پرونده نهاده‌های دامی، قبل از پرونده چای دبش در مراجع قضایی در دست بررسی بوده است.

    در پرونده فساد نهاده‌های دامی به جز ساداتی‌نژاد، نام‌های آشنایی، چون محسن کاظمینی سردار سپاه و قائم‌مقام سابق وزیر جهاد کشاورزی در قرارگاه امنیت غذایی، حسین دماوندی‌‌نژاد، معاون ساداتی‌نژاد در امور تولیدات دامی، و اسماعیل قادری‌فر مدیرعامل سابق سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران هم دیده می‌شود. همه این افراد بعد از برکناری ساداتی‌نژاد به طور ناگهان از سمت خود عزل شده‌اند.

    تاریخ تنظیم دادنامه این پرونده در شعبه یک دادگاه انقلاب اسلامی شهر تهران ویژه رسیدگی به جرایم اقتصادی مربوط به دی‌ماه ۱۴۰۲ و بعد از افشای فساد چای دبش است، اما ظاهراً پرونده بیش از یک سال پیش در تیر ماه ۱۴۰۱ تشکیل شده است. دی‌ماه ۱۴۰۲ همان تاریخی است که محسنی اژه‌ای، رئیس دستگاه قضا از صدور کیفرخواست برای ساداتی‌نژاد خبر داده بود.

    فساد نهاده‌های دامی چگونه اتفاق افتاده است؟

    به گزارش اقتصادران،سیدجواد ساداتی‌نژاد وزیر سابق جهاد کشاروزی در پرونده فساد نهاده‌‌های دامی به این موارد متهم شده است: ۱) اخلال در نظام پولی یا ارزی کشور از طریق قاچاق عمده ارز یا ضرب سکه قلب یا جعل اسکناس یا وارد کردن یا توزیع نمودن عمده آن‌ها اعم از داخلی و خارجی، ۲) معاونت در اخلال نظام اقتصادی، نظام تولیدی و توزیعی نهاده‌های دامی کشور به طور عمده و کلان از طریق استفاده از داده‌های رایانه‌ای مجعول در سامانه بازارگاه، صدور تصدیق‌نامه خلاف واقع و جعل کوتاژ‌های غیرواقعی به تعداد ۵۴ فقره و ۳) رانت ویژه وزارت جهاد کشاورزی به شرکت آریو تجارت سهیل.

    اول‌بار سازمان بازرسی کل کشور به این پرونده ورود کرده است. بر اساس گزارش این سازمان، اتهام اولیه این بوده که سازمان تعاون روستایی با وجود آنکه خودش قادر به واردات کالا بوده، طق قراردادی با یک شرکت خصوصی به نام «آریو تجارت سهیل» مجوز واردات ۱۸ میلیون و ۳۰۰ هزار تن کالای اساسی کشاورزی از جمله نهاده‌های دامی را به این شرکت خاص داده شده است. آنطور که گزارش‌های سازمان بازرسی کل کشور اعلام کرده‌اند شرکت آریو تجارت سهیل که در سال ۱۳۹۸ توسط وحید احمدی و پگاه ولی‌الهی از اشخاص ثالث خریداری شده بود و هیچگونه سابقه‌ای در واردات نهاده‌های دامی نداشته است.

    شرکت آریو تجارت سهیل برای واردات، ۴۲۴ میلیارد تومان پول دریافت کرده، اما تنها موفق به واردات ۲۴ هزار تن یعنی تقریبا ۵ درصد تعهدات خود می‌شود و در ازای این کسری، ۴۹ درصد سهام شرکت را به دولت واگذار می‌کند. گفته شده این شرکت  قادر به پرداخت هزینه ثبت سفارش واردات نهاده‌های دامی موضوع تفاهم‌نامه نبوده و این هزینه‌ها به مبلغ بیش از ۲۴ میلیارد تومان از منابع سازمان مرکزی تعاونی روستایی پرداخت شده است. اما ماجرا به همین‌جا ختم نمی‌شود.

    به گزارش اقتصادران، در مرحله بعد در اردیبهشت ماه ۱۴۰۱ وزارت جهاد کشاورزی با اینکه از عدم وجود نهاده‌های دامی در گمرکات و بنادر کشور اطلاع داشته، اقدام به «عرضه و فروش بیش از ۵۱۱ هزار تن نهاده‌های دامی از طریق ثبت سفارش و بارگذاری کوتاژ‌های جعلی و عرضه آن در سامانه رسمی بازارگاه» کرده است و از این طریق هزار و ۱۷۱ میلیارد تومان پول از مردم گرفته است. در واقع بدون اینکه کالایی وجود داشته باشد؛ مقادیر بسیار زیادی نهاده دامی از طریق سامانه بازارگاه با نرخ ارز ترجیحی (۴۲۰۰ تومان) به خریداران فروخته شده و خریداران به تصور آنکه این عرضه به عنوان آخرین عرضه از طریق ارز ترجیحی است و مورد تأیید و تضمین دولت است، با فوریت مبالغ آن را تأمین و به حساب شرکت آریو تجارت سهیل پرداخت کرده‌اند.

    وقتی مشخص می‌شود این مقدار نهاده وارد کشور نشده، سازمان تعاون روستایی به سازمان بازرسی کل کشور می‌گوید که تمام وجوه پرداختی مردم از حساب شرکت برگشت خورده، اما سازمان بازرسی در گزارش خود می‌گوید این ادعا هم دروغ بوده و هیچ مبلغی به مردم داده نشده و تنها این مبالغ از حساب شرکت خارج و به حساب‌های دیگر همین شرکت منتقل شده.

    در بخشی از گزارش سازمان بازرسی آمده است که ساداتی‌نژاد شخصاً در نامه‌ای خیلی محرمانه، وحید احمدی (همسر پگاه ولی‌اللهی، مدیرعامل شرکت آریو تجارت سهیل) را برای دریافت ارز ترجیحی به رئیس بانک مرکزی معرفی کرده است.

    به گزارش اقتصادران، ساداتی‌نژاد ظاهراً در دادگاه از خودش بابت رانتی که به این شرکت داده دفاع کرده و گفته درست است که شرکت آریو تجارت سهیل در زمینه تامین نهاده‌های دامی، سابقه‌ای ندارد، اما مدیران و سهامداران این شرکت در واقع از طریق شرکتی به نام «سام اینترنشنال»، ثبت‌شده در مجارستان، چندین نوبت با شرکت پشتیبانی امور دام قرارداد امضا کرده‌اند.

    در گزارش سازمان بازرسی گفته شده که شرکت سام اینترنشنال به فردی به نام شایان ولی‌اللهی تعلق دارد و او برادر پگاه ولی‌اللهی مدیرعامل آریو تجارت سهیل و همسر احمدی وحیدی است. وکیل یکی از متهمان پرونده اما گفته مدیرعامل شرکت سام اینترنشنال شایان امراللهی است و هیچ رابطه سببی یا نسبی با مدیرعامل شرکت آریو تجارت سهیل نداشته که این ادعا با گزارش‌های سازمان بازرسی کل کشور مغایرت دارد.

    به هر حال، خود سام‌ اینترنشنال سابقه عدم انجام تعهدات دارد. این شرکت در فروردین ۱۳۹۹ چند قرارداد با شرکت «پشتیبانی امور دام» برای واردات ذرت دامی، جوی دامی، کنجاله سویا و گوشت با نرخ ارز ترجیحی ۴۲۰۰ تومانی و فروش آن به شرکت پشتیبانی امضا کرده و در نهایت هم به هیچ‌یک از تعهدات خود عمل نکرده و هیچ محموله‌ای از جانب آن وارد کشور و تحویل پشتیبانی امور دام نشده است.

    ساداتی‌نژاد در دی ماه ۱۴۰۱ که برای توضیح به بازپرسی رفته، گفته شرکت آریو تجارت سهیل را نمی‌شناخته و با وحید احمدی از طریق علی اصولی رئیس شرکت نفت خزر که «یکی از دوستان و همشهریان» ساداتی‌نژاد بوده آشنا شده است. اما گزارش سازمان بازرسی از شخص دیگری نام می‌برد: محسن کاظمینی.

    بر اساس ارزیابی‌های سازمان بازرسی کل کشور، سازمان تعاون روستایی هیچ اعتبارسنجی فنی و اقتصادی برای شرکت آریو تجارت سهیل انجام نداده و «صرفاً به دلیل معرفی قائم‌مقام وزارت‌خانه» یعنی محسن کاظمینی، اقدام به انعقاد چنین قرارداد سنگینی کرده‌اند. طبق گزارش سازمان بازرسی کشور، این شرکت اساساً «فاقد ساختار، تشکیلات، توانمندی خاص، صلاحیت و اهلیت لازم برای واردات کالا‌های اساسی با آن حجم بوده».

    محسن کاظمینی، سرتیپ بازنشسته سپاه است، که از سال ۱۴۰۰ تا سال ۱۴۰۲ به‌عنوان قائم‌مقام وزیر جهاد کشاورزی در قرارگاه امنیت غذایی فعالیت می‌کرد. او پیش از آن در فاصله سال‌های ۹۷ تا ۱۴۰۰ معاون اجرایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام بود.

    به گزارش اقتصادران، در گزارش بازرس قضایی سازمان بازرسی کل کشور به وجود ارتباط اولیه وحید احمدی با کاظمینی اشاره شده است: براین اساس، احمدی از طریق کاظمینی و سپس آشنایی با ساداتی‌نژاد به قادرفر مدیرعامل سازمان تعاون روستایی وصل شده و از این طریق برادر خود، عادل احمدی را به عنوان نیروی قراردادی وارد سازمان تعاون روستایی کرده است.

    گزارش معاونت اطلاعات و امنیت اقتصادی وزارت اطلاعات نشان می‌دهد از ابتدای اردیبهشت ماه ۱۴۰۱ شرکت آریو تجارت سهیل به عنوان مباشر سازمان تعاون روستایی با حمایت‌های سؤال‌برانگیز کاظمینی و عسگرزاده و اصرار آن‌ها بر ناتوانی دو شرکت بازرگانی دولتی و شرکت پشتیبانی امور دام، رسما وارد حوزه واردات کالا‌های اساسی شده است.

    بر اساس گزارش این معاونت، وحید و عادل احمدی -همسر و برادر همسر پگاه ولی‌اللهی مدیرعامل شرکت آریو تجارت سهیل- از اواخر سال ۱۴۰۰ به مدت چندین ماه به عنوان مشاوران کاظمینی و تیمسار عسگرزاده (معاونت بازرگانی وزارت جهاد) به وزارت جهاد کشاورزی تردد داشته و در مقطعی نیز مدیریت سامانه بازارگاه وزارت جهاد کشاورزی به آن‌ها واگذار شده بود.

    در میان پرونده‌های قضایی تهران، که گروه هکری «عدالت علی» مدعی دسترسی به آن‌ها شده، پرونده‌ای وجود دارد که برای رسیدگی به اتهام‌های محسن کاظمینی، علی اصولی، حسین دماوندی‌نژاد، هومان لیاقتی، وحید احمدی، عباس عسگرزاده، کمال ربانی‌زاده و اسماعیل قادری‌فر در کنار چند تن از مسئولان شرکت آریو تجارت سهیل در تاریخ ۲۰ فروردین ماه ۱۴۰۲ در شعبه ۱۲ بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ۳۲ (جرایم اقتصادی) تهران باز شده. وضعیت این پرونده، «محرمانه» عنوان شده است.

    به گزارش اقتصادران،اتهام‌های ذکر شده برای متهمان شامل این موارد هستند: ۱) تبانی در معاملات دولتی و تصرف غیرقانونی در وجوه دولتی، ۲) جعل رایانه‌ای کوتاژ‌های وارداتی در سامانه بازارگاه، مشارکت در اخلال کلان در نظام اقتصادی کشور از طریق اخلال در امر توزیع کالا‌های اساسی و نهاده‌های دامی و اخلال در نظام تولیدی کشور به صورت شبکه‌ای و سازمان‌یافته، ۳) پذیرش نفوذ دیگران در تصمیمات اداری، ۴) تبانی در معاملات یا مناقصه‌ها و مزایده‌های دولتی، ۵) اعمال نفوذ با سوءاستفاده از روابط خصوصی، ۶) ستفاده از داده‌های رایانه‌ای مجعول مربوط به کوتاژها، ۷) کلاهبرداری، ۸) ارتشاء عمده در امر تولید و ۹) اخلال در نظام تولیدی کشور با سوءاستفاده از مقام و موقعیت اداری.

    کاسبان تحریم چگونه از نعمت تحریم بهره‌مند شدند؟

    به گزارش اقتصادران، جالب اینجاست که در همه مراحل این فساد، مفسدان از بهانه‌ تحریم استفاده کرده‌اند. سازمان تعاون روستایی که آن قراداد ترکمانچای را با شرکت آریو تجارت سهیل امضا کرده در توضیح دلایل عقد قرارداد در صورت جلسه هیات مدیره خود به «شرایط تحریمی و به ویژه شرایط جنگ اوکراین که باعث افزایش ناگهانی قیمت‌های جهانی کالا‌های اساسی شده» استناد کرده و به این نتیجه رسیده که در وضع موجود باید با شرکتی قرارداد ببندد که «قابلیت ثبت سفارش بالای یک میلیون تن واردات کالای اساسی» را داشته باشد.

    در فرآیند بارگذاری کوتاژ‌های غیرواقعی در سامانه بازارگاه هم باز همین بهانه کارساز شده است. به گزارش رویداد۲۴ در این فرآیند با وجود اینکه ورود نهاده‌های دامی مرتبط با شرکت آریو تجارت سهیل در گمرکات کشور ثبت نشده بود، ساداتی‌نژاد به عنوان وزیر وقت جهاد کشاورزی و اسماعیل قادری‌فر به عنوان رئیس سازمان مرکزی تعاونی روستایی کشور، با اعلام اینکه «این نهاده‌ها از کشور فروشنده خریداری و در کشتی‌ها در حال حمل به گمرکات کشور مقصد می‌باشند و به زودی به گمرکات کشور وارد و کوتاژ ورود کالا صادر خواهد شد»، به کارشناسان دستور داده‌اند که کوتاژ‌های غیرواقعی را در سامانه بازارگاه بارگذاری کنند.

    در بخشی از گزارش فراجا به توضیحات کمال ربانی‌زاده رییس قرارگاه رصد خانه کشاورزی وزارت جهاد درباره نحوه ثبت کوتاژ‌های جعلی اشاره شده است. ربانی‌زاده می‌گوید بعد امتناع کارشناس از ثبت کوتاژ جعلی، ساداتی‌نژاد می‌گوید «کشور روی آتش قرار گرفته، نهاد‌های امنیتی هشدار داده‌اند که مرغدار‌ها می‌ریزند توی خیابان، دامدار‌ها شیر دام‌هایشان را می‌ریزند کف خیابان و وزارت باید جلوی این اغتشاشات احتمالی را بگیرد» و با این عبارات کارشناس را مجبور به ثبت کوتاژ جعلی کرده است.