برچسب: فساد اقتصادی

  • فساد؛ زخم پنهان اقتصاد ایران

    فساد؛ زخم پنهان اقتصاد ایران

    به گزارش اقتصادران، بر اساس تازه‌ترین گزارش سازمان شفافیت بین‌الملل، میانگین جهانی شاخص ادراک فساد در سال ۲۰۲۴ حدود ۴۳ تا ۴۴ باقی مانده، در حالی که ایران با امتیاز ۲۳ فاصله‌ای معنادار با این میانگین دارد. این شکاف صرفاً یک اختلاف آماری نیست؛ بلکه بازتابی از سطح ریسک نهادی در اقتصاد است.

    در فضای اقتصادی، فساد ادراک‌شده بالا، به‌معنای افزایش نااطمینانی، هزینه‌های مبادله، کاهش شفافیت در تخصیص منابع و تضعیف رقابت‌پذیری است. سرمایه‌گذار داخلی و خارجی در چنین شرایطی با ریسک پیش‌بینی‌ناپذیری مقررات، نفوذ روابط غیررسمی در تصمیم‌گیری‌ها و ضعف سازوکارهای نظارتی مواجه می‌شود.

    تجربه کشورهای با امتیازهای بالا نشان می‌دهد، شفافیت نهادی و پاسخ‌گویی اداری رابطه‌ای مستقیم با جذب سرمایه و پایداری رشد دارد. از این منظر، عدد ۲۳ تنها یک شاخص نیست؛ بلکه متغیری اثرگذار بر مسیر سرمایه‌گذاری، اشتغال و توان رشد بلندمدت اقتصاد به شمار می‌آید.

    اقتصادهای شفاف؛ استاندارد رشد

    در صدر شاخص ادراک فساد ۲۰۲۴، نام کشورهایی دیده می‌شود که سال‌هاست در جذب سرمایه، ثبات اقتصادی و کیفیت حکمرانی نیز پیشتازند. دانمارک با امتیاز ۹۰ در رتبه نخست ایستاده، فنلاند با ۸۸ در تعقیب آن است و سنگاپور با ۸۴ جایگاه سوم را در اختیار دارد. نیوزیلند با ۸۳ و مجموعه‌ای از اقتصادهای اروپای شمالی با امتیازهایی در بازه ۸۰ تا ۸۱، عملاً یک «باشگاه حکمرانی شفاف» تشکیل داده‌اند.

    میانگین این گروه بالای ۸۳ است؛ یعنی بیش از سه برابر امتیاز ایران در شاخص ۲۰۲۴. ویژگی مشترک این کشورها فقط عدد بالای CPI نیست؛ بلکه ساختارهای نهادی باثبات، استقلال قضایی، شفافیت مالی و پاسخ‌گویی اداری است. نتیجه چنین چارچوبی، کاهش هزینه مبادله، پیش‌بینی‌پذیری سیاست‌ها و اطمینان سرمایه‌گذار به اجرای قانون است.

    در این اقتصادها، قراردادها با حداقل ریسک نهادی اجرا می‌شود و تخصیص منابع کمتر تحت تأثیر روابط غیررسمی قرار می‌گیرد. همین پیوند میان شفافیت و اطمینان نهادی است که استاندارد رشد پایدار را شکل داده و فاصله آن‌ها را با اقتصادهای کم‌امتیاز عمیق‌تر کرده است.

    اقتصادهای گرفتار فساد ساختاری

    در انتهای جدول شاخص ادراک فساد ۲۰۲۴، کشورهایی قرار دارند که فساد در آن‌ها نه یک پدیده موردی، بلکه ساختاری و نهادینه‌شده تلقی می‌شود. سودان جنوبی با امتیاز ۸، سومالی با ۹ و ونزوئلا با ۱۰ در پایین‌ترین سطوح شاخص قرار دارند. سوریه با ۱۲، یمن و لیبی با ۱۳ و کره شمالی با ۱۵ نیز در همین طیف دیده می‌شوند؛ کشورهایی که ضعف حکمرانی، تمرکز قدرت، بی‌ثباتی سیاسی و محدودیت نظارت عمومی در آن‌ها به کاهش شدید شفافیت انجامیده است. در این اقتصادها، هزینه مبادله بالاست، امنیت حقوق مالکیت شکننده است و سرمایه‌گذاری بلندمدت با ریسک جدی مواجه می‌شود.

    در مقیاس منطقه‌ای نیز شکاف قابل توجهی مشاهده می‌شود. امارات با امتیاز ۶۸، قطر و عربستان با ۵۹ در سطحی بالاتر از میانگین جهانی قرار دارند. ارمنستان با ۴۷ و حتی ترکیه با ۳۴ فاصله محسوسی با ایران دارند. ایران با امتیاز ۲۳ در کنار روسیه و آذربایجان (۲۲)، پاکستان (۲۷) و عراق (۲۶) در نیمه پایین منطقه ایستاده است و تنها افغانستان با ۱۷ امتیازی پایین‌تر دارد. فاصله ۴۵ امتیازی ایران با امارات یا ۳۶ امتیازی با قطر، صرفاً اختلاف عددی نیست؛ بلکه بازتاب تفاوت در کیفیت محیط سرمایه‌گذاری و اعتماد اقتصادی در منطقه است.

    شفافیت؛ پیشران اعتماد اقتصادی

    نگاهی به امتیاز قدرت‌های بزرگ اقتصادی در شاخص ادراک فساد ۲۰۲۴ نشان می‌دهد شفافیت نهادی، جزء جدایی‌ناپذیر رشد پایدار است. آلمان و کانادا هر دو با امتیاز ۷۵، بریتانیا و ژاپن با ۷۱، ایالات متحده با ۶۵ و فرانسه با ۶۷ در نیمه بالای جدول قرار دارند. حتی اقتصادهای آسیایی مانند کره جنوبی با ۶۴ و سنگاپور با ۸۴ در زمره نظام‌های شفاف‌تر محسوب می‌شوند.

    این اعداد تنها رتبه‌بندی نیستند؛ بلکه شاخصی از کیفیت محیط کسب‌وکار، پیش‌بینی‌پذیری سیاست‌ها و امنیت سرمایه‌گذاری‌اند. در اقتصاد، سرمایه بیش از هر چیز به «اطمینان» واکنش نشان می‌دهد. زمانی که قواعد بازی روشن، نظام قضایی مستقل و سازوکارهای نظارتی مؤثر باشند، هزینه ریسک کاهش می‌یابد و منابع به سمت فعالیت‌های مولد هدایت می‌شوند. در مقابل، هر چه شاخص فساد پایین‌تر باشد، نااطمینانی بیشتر و نرخ تنزیل سرمایه‌گذاری بالاتر می‌رود. فاصله ایران با اقتصادهایی که در بازه ۶۵ تا ۸۴ امتیاز دارند، در عمل به معنای تفاوت در جذب سرمایه خارجی، هزینه تأمین مالی و سرعت رشد اقتصادی است. تجربه جهانی نشان می‌دهد شفافیت نه یک شعار اخلاقی، بلکه موتور اعتماد، رقابت‌پذیری و انباشت سرمایه در بلندمدت است.

  • لطمه آقازاده‌ها، خواهرزاده‌ها و برادرزاده‌ها به اقتصاد ایران!

    لطمه آقازاده‌ها، خواهرزاده‌ها و برادرزاده‌ها به اقتصاد ایران!

    به گزارش اقتصادران، فضل‌الله رنجبر درباره این‌که برخی معتقدند برای حل‌وفصل مشکلات کشور ابتدا باید اصلاحات سیاسی صورت گیرد تا به تبع آن اصلاحات اقتصادی انجام شود و این‌که اساساً چه رابطه‌ای میان اصلاحات سیاسی و اصلاحات اقتصادی وجود دارد و آیا می‌توان با این نظریه به مطالبات مردم پاسخ داد، گفت: معتقدم هم در حوزه سیاسی و هم در حوزه اقتصادی باید توجه ویژه‌ای وجود داشته باشد.

    سخنگوی کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی ادامه داد: نمونه اصلاحات سیاسی بررسی لایحه تجمعات و راهپیمایی‌ها است قانونی که با آن تشکیل تجمعات یا اجتماعات را رسمیت می‌دهیم که در حال تصویب آن هستیم و اقدامی بسیار مؤثر و گامی رو به جلو محسوب می‌شود. هرچند این اقدام با تأخیر انجام شده است، اما واقعیت امر این است که از این دست اصلاحات و اقدامات حتماً باید صورت گیرد.

    وی خاطرنشان کرد: همچنین باید پمپاژ اخبار مثبت در حوزه‌های سیاسی و اقتصادی داشته باشیم تا بتوانیم جو و فضای امیدبخشی را در جامعه مطرح و ایجاد کنیم تا ان‌شاءالله فضا به سمت حل مشکلات سوق داده شود.

    رنجبر با تاکید بر این‌که باید به مشارکت مردم به‌درستی بها داده و این مهم را به درستی تعریف کنیم، عنوان کرد: ما همچنان به نهادهای مدنی و اجتماعی نیازمندیم و لازم است آن‌ها را اصلاح کنیم؛ هرچه سریع‌تر قوانین مربوط به این نهادها ارائه دهیم و تعیین تکلیف کنیم، به آن‌ها بها بدهیم و برایشان وظایف مشخصی تعریف کنیم تا اقدامات مثبتی را در جامعه شاهد باشیم.

    وی یادآور شد: هرچقدر در اصلاح ساختار سیاسی، تقویت نهادهای مدنی و تشکیل اجتماعات قانونی و بها دادن به احزاب گام برداریم و حضور آن‌ها را پررنگ‌تر و فعال‌تر کنیم، قطعاً این اقدامات به حل مشکلات اقتصادی کمک خواهد کرد؛ چراکه این دو حوزه لازم و ملزوم یکدیگرند، بنابراین باید توجه ویژه‌ای به آن‌ها داشت و آن‌ها را قانونمند کرد و این اصلاحات را در دستور کار قرار داشته باشیم.

    این نماینده مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: آنچه در این مقطع حساس اهمیت بیشتری دارد که باید به آن توجه شود، این است که فشار اقتصادی بیشتر بر قشر محروم وارد می‌شود و مشکلات معیشتی و اقتصادی بیشتر اقشار ضعیف جامعه را درگیر می‌کند. از آن‌جا که واقعاً ما کشوری ثروتمند و غنی با ظرفیت‌های بزرگ اقتصادی هستیم، باید تلاش کنیم ابتدا از داشته‌های خود به‌خوبی استفاده کنیم.

    وی تاکید کرد: هرچند من معتقدم باید گام‌های اساسی در جهت برداشتن تحریم‌ها هم  برداشته شود. تحریم‌ها مهم هستند و بر وضعیت نامطلوب اقتصادی و تنگ‌تر شدن فضای اقتصادی کشور اثرگذارند. بنابراین در حوزه سیاست خارجی باید تلاش بیشتری صورت گیرد و از گفتمان‌های مختلف استفاده شود تا ایران‌هراسی‌ که دشمنان برای ما ایجاد کرده‌اند و این تبلیغات منفی گسترده‌ای که جبهه استکبار علیه ملت بزرگ ایران به وجود آورده است، کمرنگ شود.

    رنجبر با بیان اینکه خنثی‌سازی کامل این روند بسیار دشوار است، گفت: با این حال می‌توان آن را تضعیف کرد و به سمتی حرکت کرد که هم تعادل سیاسی ایجاد شود و هم بر فضای اقتصادی کشور اثرگذار باشد. دوباره تأکید می‌کنم، ضمن آن‌که باید گام‌های اساسی و مهمی در جهت رفع تحریم‌ها برداشته شود و این فضا تضعیف شود، باید از داشته‌های داخلی که بسیار قوی، محکم و ارزشمند هستند هم به‌درستی بهره‌برداری کنیم.

    سخنگوی کمیسیون اجتماعی با تاکید بر ضرورت مبارزه با رانت و فساد بیان کرد: هر چقدر با فساد اداری، رانت‌ها، فساد، ویژه‌خواری آقازاده‌ها، خواهرزاده‌ها، برادرزادها و گروه‌های کوچکی که واقعاً به فضای سیاسی، امنیتی و اقتصادی کشور لطمه زده‌اند، قاطعانه برخورد کنیم و از نیروهای پاکدست، امین، مردمی، کاربلد و متخصص، بدون نگاه‌های جناحی استفاده شود، وضعیت بهبود خواهد یافت.

    وی ادامه داد: ظرفیت‌های اقتصادی موجود در کشور، از جمله فروش نفت، این‌که میزان فروش نفت چقدر است، درآمد آن به کجا وارد می‌شود و در چه بخش‌هایی هزینه می‌شود باید به‌صورت شفاف و مشخص تبیین شود.

    رنجبر تاکید کرد: باید یک اتاق  شیشه‌ای درست کنیم و باید شفافیتی ایجاد کنیم تا ملت این اطلاعات را مشاهده کنند و فضای اقتصادی کشور برای مردم روشن باشد. این امر خود مصداق اصلاح ساختار سیاسی است. هرچه به سمت شفافیت حرکت کنیم و با صداقت بیشتری با مردم رفتار شود، هم اصلاح ساختار سیاسی محقق می‌شود و هم به بهبود وضعیت اقتصادی و استفاده بهتر از توانمندی‌ها کمک خواهد کرد. ملت و مملکت ما ضعیف نیستند. ایران کشوری بسیار ثروتمند و قدرتمند است؛ به شرط آن‌که در حوزه مدیریتی هم قوی عمل کنیم و رفتار قدرتمندانه‌ای داشته باشیم.

  • ماجرای تخلفات آقازاده‌های یک حجت الاسلام! / چگونه فرزندان یک مقام سابق در قوه قضاییه ۳۶ تا ۱۰۰ میلیون دلار ثروت به جیب زدند؟!

    ماجرای تخلفات آقازاده‌های یک حجت الاسلام! / چگونه فرزندان یک مقام سابق در قوه قضاییه ۳۶ تا ۱۰۰ میلیون دلار ثروت به جیب زدند؟!

    به گزارش اقتصادران، در روز‌های اخیر، خبری از سوی سخنگوی قوه قضاییه فضای خبری را تکان داد. علی قلهکی فعال رسانه‌ای نوشت: «طبق اظهارات سخنگوی قوه قضاییه، از فرزندان مصدق (آقازاده‌های معاون اول سابق قوه)، ۵ همت (۵ هزار میلیارد تومان) ثروت ضبط شده است.» این عدد یعنی با احتساب نوسانات قیمت دلار از زمان بازداشت آنها در شهریور ۱۴۰۲ تا امروز، این دو برادر ثروتی معادل ۳۶ تا ۱۰۰ میلیون دلار در اختیار داشته‌اند.

    آغاز ماجرا و شایعه‌ای که به وقوع پیوست

    همه چیز از اواخر شهریورماه ۱۴۰۲ شروع شد. آن روز‌ها زمزمه‌هایی در کانال‌های خبری و محافل رسانه‌ای پیچید که فرزندان یکی از مقامات ارشد دستگاه قضا بازداشت شده‌اند. در ابتدا هویت این مقام فاش نشد، اما نام حجت‌الاسلام محمد مصدق، معاون اول قوه قضاییه، بیش از هر کسی به صورت غیررسمی به گوش می‌رسید.

    در ۴ مهرماه ۱۴۰۲، سخنگوی وقت قوه قضاییه رسماً تأیید کرد که چنین پرونده‌ای وجود دارد و وعده داد که «دستگاه قضا با صلابت و بدون تبعیض در حال رسیدگی به آن است.» مدتی بعد، رئیس قوه قضاییه در سفر به کرمان، با صراحتی بی‌سابقه اعلام کرد که «دو فرزند معاون اول قوه قضاییه پس از وصول گزارش مستند، بازداشت شدند» و تأکید کرد که «نظام با هیچ فسادی، حتی در سطوح بالای مدیریتی، مماشات نمی‌کند.»

    استعفای پدر و شائبه اعمال نفوذ

    با پیشرفت پرونده و آغاز جلسات دادگاه در اسفند ۱۴۰۲، محمد مصدق که خود در مقام معاون اول قوه قرار داشت، برای جلوگیری از هرگونه «شائبه اعمال نفوذ» یا تأثیرگذاری در روند رسیدگی، از سمت خود استعفا داد. او در متن استعفای خود تأکید کرد که از ابتدای تشکیل پرونده، هیچ‌گونه تماسی با قضات دادسرا یا دادگاه نداشته است. رئیس قوه قضاییه نیز با پذیرش این استعفا، تأکید کرد که اگرچه حضور او تأثیری در روند پرونده ندارد، اما برای حفظ اعتماد عمومی با این درخواست موافقت می‌کند.

    شبکه فساد فرزندان مصدق چگونه کار می‌کرد؟

    بر اساس کیفرخواست صادره، فرزندان معاون اول سابق، شبکه‌ای را برای «اعمال نفوذ در پرونده‌های کلان اقتصادی» تشکیل داده بودند. آنها با سوءاستفاده از نام و جایگاه پدرشان، به طرفین پرونده‌های بزرگ وعده می‌دادند که می‌توانند رأی دادگاه را به صورت تضمینی به نفع آنها تغییر دهند.

    این مجموعه برای پنهان‌کاری، یک دفتر غیرقانونی دایر کرده و وجوه کلانی را به صورت ارز، سکه، خودرو‌های لوکس و ملک دریافت می‌کردند. برای پنهان کردن مسیر پول، مبالغ به حساب‌های افراد ثالث (پوششی) واریز می‌شد و سپس در پروژه‌های ساخت‌وساز یا خرید کالا‌های سرمایه‌ای به کار گرفته می‌شد.

    یک مورد از مهم‌ترین پرونده‌هایی که این شبکه در آنها دخالت داشت، پرونده گروه رستمی‌صفا، یکی از ابربدهکاران بانکی بود که این شبکه تنها در این فقره حدود ۲۰۰ میلیارد تومان مال نامشروع کسب کرده بود و مورد دیگر پرونده تخلیه ورزشگاه شهدای قیطریه که از دیگر موارد اعمال نفوذ این افراد بود.

    جزئیات احکام صادره برای فرزندان محمد مصدق کهنموئی؛ حبس‌های طولانی و مصادره‌های سنگین

    امیرحسین مصدق کهنمویی (متهم ردیف اول) به دلیل مشارکت در سوءاستفاده از روابط خصوصی، اعمال نفوذ برخلاف حق، پولشویی و حتی نگهداری و استعمال مواد مخدر، در مجموع به بیش از ۱۷ سال حبس محکوم شد. علاوه بر حبس، او به پرداخت جزای نقدی سنگین و مصادره اموال گسترده‌ای محکوم شد که لیست آنها شبیه به فهرست اموال یک کلکسیونر ثروتمند است.

    همچنین محمدصادق مصدق کهنمویی (متهم ردیف دوم) نیز به اتهام سوءاستفاده از روابط و چندین فقره پولشویی، به بیش از ۸ سال حبس، جزای نقدی و مصادره اموال محکوم شد.

    ضمناً سایر همدستان در این پرونده که در ابتدا ۲۸ متهم داشت، در نهایت ۲۳ نفر محکوم شدند. از جمله پویا قاضی‌زاده، قاضی معلق دادگستری، که به اتهام ارتشا به ۲ سال حبس، انفصال از خدمت و محرومیت از مشاغل دولتی محکوم شد.

    فهرست اموالی که به بیت‌المال بازگشت

    آنچه اظهارات سخنگوی قوه قضاییه درباره ثروت ۵ همتی را تایید می‌کند، لیست بلندبالای اموال مصادره شده است. بر اساس گزارش‌های رسمی، اموال ضبط شده از این شبکه شامل خودرو‌های لوکس از جمله یک دستگاه بنز B۲۰۰، چهار دستگاه مازراتی، یک دستگاه پورشه ماکان، خودرو‌های ولوو و پژو ۲۰۷، املاک و زمین شامل چندین قطعه زمین در ورامین و پلور، و چندین پلاک ثبتی در مناطق گران‌قیمت، مسکوکات و طلا شامل ۱۰۰ سکه تمام بهار آزادی و ۵۰۰ گرم طلا، وجوه نقد و ارز از جمله مبالغ هنگفتی شامل ۳۴۰ میلیارد ریال وجوه نقد، ۷۰ هزار دلار، ۳۵۰۰ یورو و مبالغ کلان دیگری به ارز‌های مختلف بوده است.

    پیامد‌های پرونده جنجالی مقام ارشد قوه قضاییه

    بررسی‌ها نشان می‌دهد که این دو برادر حتی شرکت‌های کاغذی مانند «بازرگانی صنعتی کیمیا اکسیر ملل» را نیز به ثبت رسانده بودند که هیچ فعالیت واقعی یا وب‌سایتی نداشتند و صرفاً پوششی برای فعالیت‌های آنها بودند.

  • وقتی اسم افشای فساد صاحبان قدرت و وابستگانشان می‌شود «تسویه حساب‌ سیاسی»!

    وقتی اسم افشای فساد صاحبان قدرت و وابستگانشان می‌شود «تسویه حساب‌ سیاسی»!

    به گزارش اقتصادران، سخنگوی قوه قضائیه اخیراً اعلام کرده است که شبنم نعمت‌زاده، دختر وزیر سابق صنعت، معدن و تجارت در دولت یازدهم، پس از اعطای مرخصی از زندان بازنگشته و غیبت کرده است؛ به همین دلیل وثیقه او که ملکی در تهران به ارزش حدود ۹۰ میلیارد تومان است، در مرحله ضبط و اجرای عملیات قانونی قرار دارد.

    وی به اتهام مشارکت در اخلال در نظام اقتصادی از طریق فروش محصولات دارویی، به ۲۰ سال حبس، ۷۴ ضربه شلاق در انظار عمومی، محرومیت دائم از خدمات دولتی و پرداخت بیش از یک هزار میلیارد ریال به‌صورت تضامنی به همراه محکوم‌علیه دیگر، احمدرضا لشکری‌پور، محکوم شده است.

    انتشار این خبر و موارد مشابه که هر از چند گاهی در رسانه‌ها مطرح می‌شود، این پرسش را به ذهن متبادر می‌کند که مقامات و فرزندان آن‌ها تا چه اندازه از امکانات و فرصت‌ها برخوردارند که حداقل دارایی یکی از آن‌ها ملکی به ارزش ۹۰ میلیارد تومان است؛ آن هم در شرایطی که بخش بزرگی از جامعه امروز ایران برای تأمین حداقل‌های معیشتی و حتی بقا تلاش می‌کنند. این وضعیت به روشنی بیانگر عمق شکاف طبقاتی در بطن جامعه است. در همین رابطه، با رئیس انجمن آسیب‌های اجتماعی ایران به گفت‌وگو پرداخته‌ایم.

    «کوروش محمدی» رئیس انجمن آسیب‌های اجتماعی ایران در خصوص تعمیق شکاف طبقاتی در جامعه ایران گفت: موضوع مورد بحث مربوط به شکاف طبقاتی در جامعه امروز است که به نوعی، بحث عدالت اجتماعی را مطرح می‌کند. فاصله طبقاتی ملموس نشان می‌دهد که ما در جامعه ایران نتوانسته‌ایم عدالت اجتماعی را پیاده کنیم. به همین دلیل امروز شاهد شکل‌گیری بسیاری از تبعات‌ عدم برقراری عدالت اجتماعی هستیم، از جمله رانت، فقر، حاشیه نشینی، بیکاری، تبعیض و ایجاد شکاف طبقاتی بین لایه‌های مختلف جامعه که متاسفانه قابل لمس است.

    رشد فاصله طبقاتی در ساختاری که مدعی عدالت است

    وی افزود: لازم است فاصله طبقاتی را در جامعه ایرانی، با نگاهی نو و متفاوت بازتعریف کنیم؛ زیرا برخلاف جوامع دیگر فواصل طبقاتی در جامعه ایران در ساختاری مدعی عدالت رشد کرده و به رغم این راهبرد، بخشی از جامعه به‌طور مداوم در حال استفاده از فرصت‌ها و تجربه شرایط رفاهی و معیشتی بالا هستند و بخشی دیگر به همان سرعتی که بخش اول در حال رشد است، سقوط و افت را تجربه می‌کند و این فاصله روز به روز بیشتر و دایره شمول آن گسترده‌تر می‌شود.

    کوروش محمدی در ادامه خاطرنشان کرد: بنابراین، اقشار متوسط و متوسط رو به پایین جامعه هر سال با جابجایی‌هایی که در توانایی و کارآمدی‌شان رخ می‌دهد، دچار افت طبقاتی شده است. به همین دلیل است که هرچندسال شاهد شکل گیری طبقات جدید اجتماعی در کشور هستیم. بی‌تردید بایستی علت‌های این موضوع را در کنار عدالت اجتماعی و بی‌برنامه‌گی برای توسعه عدالت اجتماعی بررسی کنیم، دراین باره می‌توان دلایل مختلفی را برشمرد.

    تسهیل بهره‌مندی افراد صاحب قدرت از منابع و حقوق جامعه

    وی در ادامه گفت: از جمله اینکه با گذشت حدود پنج دهه از انقلاب اسلامی و تحولات ژرف ناشی از آن در ساختارها و کارکردهای نهادهای اجتماعی و سیاسی همچنان فاقد برنامه‌ریزی نهادی در حوزه‌های اجتماعی و سازماندهی نظام‌های پاسخگو در مواجهه با مطالبات جامعه و برقراری عدالت اجتماعی هستیم و این نقیصه بزرگ به تضعیف نهاد قانون و متعاقب آن شکل‌گیری فرصت‌های رانت و تبعیض در توزیع فرصت‌ها و تسهیل بهره مندی بخش کوچکی از افراد صاحب قدرت از منابع و حقوق جامعه شده است. با این حال، چه این افراد مسئول باشند و چه در رده‌های میانی قدرت، عدم حاکمیت مطلق قانون به آن‌ها فرصت‌های ویژه‌ای برای سوءاستفاده از منابع و حقوق جامعه اعطا می‌کند.

    به گفته وی، ذکر این نکته مهم است که اگر قانون حاکمیت مطلق بر تمام امور جامعه بدون استثناء نداشته باشد و بر اساس مصالح فردی و سلیقه‌ای اجرا شود، بی‌قانونی فرصت رشد می یابد و طبیعی است که از دل بی‌قانونی، بی‌نظمی، ناهنجاری‌ها و فساد رشد کند. نتیجه فرایند معیوب هدر رفت بخش زیادی از سرمایه‌های جامعه به دست افرادی خواهد بود که به پشتوانه قدرتی که در یک نظام اجتماعی معیوب، بدون مطالبه و غیرپاسخگو کسب کرده‌اند به راحتی از دایره قانون عبور و به فرصت‌های آنچنانی دست می‌یابند.

    این جامعه‌شناس با بیان اینکه با این اوصاف انتظار می‌رود فاصله طبقاتی جامعه، روز به روز بیشتر شود، گفت: محصول شاخص چنین جامعه‌ای تبعیض و رانت است که بعضا در مورد وابستگان مدیران و صاحبان قدرت در جامعه خودمان شاهد برخورداری آنان از رانت‌ و القاء تبعیض در بین آحاد ملت هستیم.

    صاحبان قدرت در نهایت بی‌شرمی سعی در کوچک جلوه دادن مفسده‌های‌ وابستگانشان دارند

    در عین حال جای بسی تاسف است کسانی که با سوءاستفاده از قدرت و ثروت اعطایی همین جامعه وقتی با فاش شدن فساد وابستگانشان و برخورد سیستم قضایی با آن مواجه می‌شوند در نهایت بی‌شرمی سعی در کوچک جلوه دادن مفسده‌های‌شان دارند و تلاش می‌کنند آن را به تسویه حساب‌های سیاسی ربط دهند و به باور من همین مدل دفاعیات هم در نوع خود جنایتی بس بزرگ در حق مردم ایران است و این امر یکی از نشانه‌های شاخص رانت مبتنی بر قدرت اکتسابی است.

    رئیس انجمن آسیب‌های اجتماعی اظهار کرد: برای رفع این رویکرد فساد برانگیز باید بصورت ریشه‌ای با مساله روبرو شد صرف تبیین حماسی و احساسی مسایل جامعه و اتخاذ رویکرد شعاری با مساله نه تنها مشکل را حل نمی‌کند که زمینه رشد آن را نیز تسهیل می‌کند، اینکه بخشی از آحاد جامعه بر اساس دین، انسانیت و اصول اخلاقی خود، با وجود چنین فرایند معیوبی صیانت از حقوق جامعه را پیشه می‌کنند، قطعا ریشه در ارزش‌های تربیتی و خانوادگی آنان دارد، بسیار قابل تحسین است چون سیستم هیچ مانعی برای گرایش به فساد آنان ایجاد نکرده است. اما این به هیچ عنوان نافی ضعف سیستم، عدم پاسخگویی، اقدامات فراقانونی و وجود رانت و بی‌عدالتی در سیستم جاری نیست.

    وی یادآور شد: در حوزه اجرا و حاکمیت قانون، ما با مشکلات جدی روبرو هستیم. شاهد هستیم که برخی از صاحبان قدرت و ثروت فراتر از قانون اظهار نظر، اعمال فشار و تصمیم‌گیری می‌کنند یا به همان واسطه، فرصت‌ها و مجوزهایی فراتر از روند قانون دریافت می‌کنند و عدالت را پای منافع خود ذبح می‌کنند. در واقع پشتوانه این افراد ثروت، رانت و قدرتی بدون پاسخ گویی است که جامعه به آن‌ها داده است.

    جلوی بی‌قانونی و فرار از قانون اقشار خاص باید گرفته شود

    به گفته محمدی، مادامی که صاحبان قدرت در مقابل ملت و مطالبات جامعه پاسخگو نباشند، رانت و فساد به امری طبیعی و یک حق مسلم برای صاحبان ثروت و قدرت تبدیل می‌شود و نه تنها بی‌عدالتی کاهش نمی‌یابد، بلکه توسعه هم پیدا می‌کند. یکی از تبعات این وضعیت بی‌اعتمادی عمومی است؛ به این معنا که شهروندان نسبت به خود و همچنین نسبت به حاکمیت بی‌اعتماد می‌شوند. این وضعیت می‌تواند به شکل‌گیری آنومی اجتماعی و جایگزینی رویکرد فردیت به جای خیر جمعی منجر شود.

    این مدرس دانشگاه در ادامه تصریح کرد: اگر این روند ادامه یابد و درمانی برای آن وجود نداشته باشد، مشارکت و انسجام اجتماعی به شدت کاهش خواهد یافت و این امر به کاهش سرمایه اجتماعی منجر می‌شود که برای هر جامعه‌ای حیاتی است و طبعا چنین جامعه‌ای به سمت فروپاشی پیش می‌رود به همین دلیل امروز به شدت نیاز داریم که جلوی بی‌قانونی و فرار از قانون اقشار خاص گرفته شود. باید قانون را حاکم مطلق امور و نهاد قدرت را پاسخگو کنیم.

    وی در پاسخ به این سوال که طبق گفته شما نیازمند یک نظام مطالبه‌گر در کف جامعه و یک نظام پاسخگو در بخش حاکمیت هستیم. اما یک مشکل خطرناک، بی‌تفاوتی در اکثریت مردم است، این بی‌تفاوتی از کجا نشات می‌گیرد؟ گفت: بی‌تفاوتی شدید در جامعه می‌تواند ناشی از کاهش سرمایه اجتماعی باشد. وقتی سرمایه اجتماعی افت کند، مشارکت و انگیزه افراد برای حضور فعال در جامعه کاهش می‌یابد و این موضوع به شدت آسیب‌زا خواهد بود. بنابراین، لازم است که برای ترمیم این سرمایه اجتماعی و احیای اعتماد عمومی تلاش کنیم.

    حس تعلق اجتماعی شهروندان در معرض آسیب قرار دارد

    به گفته محمدی، یکی از مسائلی که در جامعه مطرح است و در معرض آسیب قرار دارد، حس تعلق اجتماعی شهروندان است. وقتی افراد دچار بی‌اعتمادی عمومی می‌شوند و انگیزه مشارکت خود را در جامعه از دست می‌دهند، به نوعی دچار بی‌تعلقی نسبت به آن جامعه می‌شوند. این بی‌تعلقی به این معناست که افراد جامعه را از خود نمی‌دانند و خود را متعلق به آن نمی‌دانند. به همین دلیل ممکن است این افراد به اماکن عمومی، آثار باستانی و حتی وسایل حمل‌ونقل عمومی آسیب برسانند. این نشان‌دهنده بی‌تعلقی است. همچنین باید توجه داشت که نسل‌های اخیر، نتوانسته‌اند هویت خود را در بستر ارزش‌های جامعه پیدا کنند.

    رئیس انجمن آسیب‌های اجتماعی گفت: امروز، ارزش‌های جامعه‌ای دینی و مسلمان که همبستگی ایرانیان از ویژگی‌های بارز آن بوده، در حال کمرنگ شدن است. جوانان امروز تحت تأثیر تکنولوژی، ماهواره، اینترنت و ناهنجاری‌های ناشی از آن قرار دارند و این مسائل تأثیر عمیقی بر هویت و تعلق اجتماعی آن‌ها گذاشته است. کاهش فعالیت و عملکرد نهادهای اجتماعی در جامعه ما باعث شده است که جوانان و نوجوانان به نوعی با جامعه‌پذیری ناقص به جامعه تحمیل شوند. نهاد خانواده تضعیف شده، نهاد آموزش و پرورش ناکارآمد است و نهاد رسانه نیز نتوانسته ارتباط مؤثری با نسل‌های نوجوان برقرار کند.

    وی در ادامه تاکید کرد: این وضعیت باعث شده که این افراد از هویت ارزشی خود که به زنجیره ارزش‌های جامع مربوط می‌شود، فاصله بگیرند. ارزش‌هایی که یک انسان در طول زندگی‌اش، به ویژه در دوران بلوغ یا قبل از آن کسب می‌کند، به شدت تحت تأثیر رفتارها، تعاملات و اعتبار اجتماعی اوست. این ارزش‌ها شامل احترام، عشق، احساس امنیت اجتماعی و حس تعلق به جامعه می‌شوند. اگر سردرگمی در نقش‌پذیری افراد اتفاق بیفتد، نمی‌توان از آن‌ها انتظار داشت که به جامعه تعلق خاطر داشته باشند. به همین دلیل، وقتی نسخه‌ای برای نوجوانان تدوین می‌شود، اگر مبتنی بر نیازهای واقعی آن‌ها نباشد، نتیجه‌ای مثبت نخواهد داشت.

    برنامه‌ای برای پرورش و رشد صحیح نوجوانان وجود ندارد

    این جامعه‌شناس با اشاره به اینکه احساس تعلق به جامعه برای نوجوانان وقتی به وجود می‌آید که آن‌ها در فرآیند تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی‌های اجتماعی احساس نقش و سهم داشته باشند، گفت: اما در حال حاضر، بسیاری از تصمیمات بر اساس سلیقه‌های فردی و بدون توجه به نیازهای واقعی نوجوانان اتخاذ می‌شود. این در حالی است که نوجوانان نیازهایی دارند که باید دیده و پاسخ داده شود. در غیاب این توجه، رسانه‌های خارجی و به‌ویژه برنامه‌های ماهواره‌ای و شبکه‌های اجتماعی مجازی، تأثیرات زیادی بر هویت‌یابی و تعلق‌پذیری نوجوانان می‌گذارند. مدیریت هویت‌یابی و تعلق‌پذیری نوجوانان امروز تحت تاثیر نهادهای اجتماعی داخل کشور نیست و برنامه‌ای برای پروش و رشد صحیح آن‌ها وجود ندارد. این ناکارآمدی در حوزه اجتماعی، مشکلات جدی را به همراه دارد و نیاز به تحول اساسی و ساختاری دارد.

    وی افزود: مسئولیت اجتماعی که جزو شاخص‌های جامعه است، امروز به شعار و ریا تبدیل شده است. این مسائل ممکن است به‌ عدم ارتباط مؤثر میان نهادهای اجتماعی و نیازهای واقعی جامعه برگردد و به فقدان حس اعتماد و مشارکت عمومی منجر شود. نگاه‌های سطحی به مسائل و ارزش‌های اجتماعی، به بسیاری از فعالیت‌ها و شعارها جنبه نمایشی می‌دهد. بخش عمده‌ای از مسئولیت اجتماعی در دستان افرادی قرار دارد که در قالب فعالیت‌های هیجانی خیریه، به نوعی خود را به جامعه به عنوان افراد دارای اعتبار تحمیل می‌کنند. در حالی که مسئولیت اجتماعی باید یک اعتبار وسیع و با ابعاد گسترده داشته باشد که تمام جنبه‌های زندگی ما را در بر بگیرد.

    این جامعه‌شناس با تاکید بر اینکه اگر فردی متعهد به مسئولیت اجتماعی عمل کند، باید نسبت به وظایف کاری‌اش در هر دو بخش خصوصی و دولتی مسئولیت‌پذیر باشد، گفت: این شامل ارائه خدمات با کیفیت، تعهد به محیط زیست، کاهش آلودگی هوا و صیانت از منابع عمومی و مشارکت فعال در خیر جمعی می‌شود. این مسائل نشان‌دهنده این است که ما به شدت با مشکل تعریف و تقویت حس تعلق‌پذیری در نوجوانان خود مواجه هستیم. ایجاد یک قاعده مشخص برای تعلق‌پذیری می‌تواند به نوجوانان کمک کند تا بهتر در جامعه ایفای نقش کنند و احساس مسئولیت بیشتری نسبت به آن داشته باشند.

    عدم وجود حس تعلق در جامعه می‌تواند منجر به بی‌تفاوتی شود

    به گفته وی، عدم وجود حس تعلق در جامعه می‌تواند منجر به بی‌تفاوتی شود. وقتی افراد نسبت به محیط و جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند، احساس تعلق نداشته باشند، طبیعی است که میزان پذیرش و مشارکت آن‌ها کاهش یابد. بی‌تفاوتی به تدریج به عنوان یک واکنش منفی در برابر مشکلات اجتماعی و فرهنگی رشد می‌کند. این پدیده معمولاً نتیجه فقدان ارتباطات مؤثر و عدم توجه به نیازها و خواسته‌های واقعی افراد است.

    محمدی در پایان گفت: رابطه معکوس میان حس تعلق و بی‌تفاوتی به این معنی است که هرچه احساس تعلق به جامعه کاهش یابد، بی‌تفاوتی و عدم مشارکت در امور اجتماعی بیشتر می‌شود. بنابراین، برای کاهش بی‌تفاوتی و افزایش مشارکت اجتماعی، لازم است حس تعلق به جامعه تقویت شود و افراد احساس کنند که در فرآیندهای اجتماعی و تصمیم‌گیری‌ها نقش دارند.

  • مردم با اظهارات پشت تریبونی به رفاه نمی رسند / همه چیز به حال خود رها شده است / برخی مسئولان در یک لیگ و وادی دیگر زندگی می کنند!

    مردم با اظهارات پشت تریبونی به رفاه نمی رسند / همه چیز به حال خود رها شده است / برخی مسئولان در یک لیگ و وادی دیگر زندگی می کنند!

    به گزارش اقتصادران، تلنبار شدن برخی مشکلات بر دوش دولت چهاردهم باعث شده رئیس جمهور مدام به مشکلات موجود اشاره و بگوید نمی توان همه مسائل را یکجا حل و فصل کرد. پزشکیان در جریان سخنان خود به مناسبت روز دانشجو در جمع دانشجویان ضمن اشاره به مشکلاتی از جمله کم آبی، آلودگی هوا و ناترازی های انرژی گفت:« صریح و شفاف اعلام می‌کنم هر کس هر مشکلی را بتواند حل کند، دولت با اون قرارداد می‌بندد تا بتواند مشکلات را حل کند.»

     این سخنان پزشکیان در شرایطی مطرح شد که یکی از دانشجویان ضمن اعتراض به رئیس جمهور گفت باید پیش از ریاست جمهوری به این مشکلات فکر می کردید. افزون بر این ها یکی از موضوعاتی که باعث افزایش انتقادات به دولت چهاردهم شده مسئله بودجه کشور و تورم است. در گفتگو با مصطفی هاشمی طبا، سیاستمدار اصلاح طلب و عضو حزب کارگزاران سازندگی که پیشینه نامزدی انتخابات ریاست جمهوری را نیز دارد به بررسی این موضوع پرداخته ایم:

    مردم با اظهارات پشت تریبونی به رفاه نمی رسند

    مصطفی هاشمی طبا گفت: «در شرایطی که درگیر مشکلات سیاست خارجی و تحریم هستیم، باید سیاست‌های داخل کشور را نیز متناسب با این وضعیت تنظیم کنیم. متاسفانه شرایط در دولت های مختلف به این شکل بوده که فقط گفته شده تحریم هیچ تاثیری ندارد و ما باید عادی زندگی کنیم گویی هیچ اتفاقی رخ نداده. این چه جور تصمیم گیری است؟ اصلا چنین روشی سراسر غلط است. همچنین این روش که بخواهیم مدام در تریبون ها اعلام کنیم که بله ما تحریم شده ایم و شرایط اسفبار است اما مردم حق دارند در رفاه زندگی کنند هم دستاورد خاصی محسوب نمی شود و به رفاه رسیدن مردم با این نوع اظهارات پشت تریبونی محقق نمی شود. متاسفانه ما به جای عمل کردن به آن چه باید انجام شود، صرفا منابع مملکت را خرج کرده ایم.»

    وی افزود: «اشکال حکمرانی ما این است که در تلاش است ثابت کند از کنار سیاست خارجی، اتفاقی داخل کشور رخ نمی دهد. در حالی که اگر قرار است سیاست خارجی ما موفق نباشد، حداقل در داخل کشور باید به مردم بگوییم سیاست خارجی در وضعیت داخل کشور اثر می گذارد و کمربندها را باید محکم‌تر ببندیم. اقتصاد کشور نیز باید به شکل انقباضی تنظیم شود و افرادی که در بانک‌های خصوصی و نهادهای مختلف مشغول رانت و رفاه در جهت منافع شخصی خود هستند باید بساط خود را جمع کنند. اما این اتفاق رخ نمی دهد. گویی همه چیز به حال خود رها شده و فقط به مردم می گوییم صبر کنید اوضاع بهتر می شود. اما روز به روز بدتر شده است.»

    باید هر چه سریعتر سیاست‌های انقباضی در کشور اجرایی شود

    این سیاستمدار اصلاح‌طلب در ادامه گفت: «باید به این درک برسیم که یک توازن بین سیاست خارجی و سیاست‌های داخلی کشور، برقرار شود. در شرایطی که حتی مشخص نیست پول نفت قرار است چگونه به کشور وارد شود یا چه میزان از پول نفت را دریافت می کنیم، یا درآمد حاصل از صادرات پتروشیمی، فولاد و … کجا می رود و البته روابط بانکی ما کاملا قطع شده است، هرگز مشکلات داخلی با این سهل‌انگاری ها حل نمی شود. داخل کشور، درگیر اسراف هستیم. این اسراف در مصرف آب بی رویه در کشاورزی، در واردات بنزین، در قاچاق سوخت و در بسیاری از موارد دیده می شود. اگر آقای پزشکیان واقعا می خواهد کاری انجام دهد، در درجه اول باید به حقیقت توجه کند. آقای پزشکیان باید حقایق حوزه سیاست خارجی را به مردم بگوید. حقیقت این است که نه آقای پزشکیان و نه هیچ کسی دیگر اگر جای ایشان بود نمی توانست تقاضای مردم را برآورده کند. اصلا نمی شود سنگ یک تُنی را با یک دست بلند کرد.»

    وی افزود: «ما چاره ای نداریم به جز این که در همه امور صرفه جویی را یاد گرفته و اجرایی کنیم. همچنین باید از رانت خواری و فساد جلوگیری شود. به همین دلیل است که می گویم باید سیاست های داخلی را متناسب با تهدیدهای خارجی ترسیم کرد. شرایط این روزها شرایط خوبی نیست. رئیس جمهور و سایر روسای قوا در کشور باید فکری به حال وضعیت موجود داشته باشند. برخی مسئولان در یک لیگ و وادی دیگر زندگی می کنند. آن ها تصور می کنند می‌توان همه چیز را با شعار حل کرد. بله مشکلات قابل حل است به شرطی که سیاست های انقباضی را کلید بزنیم. سیاست انقباضی یعنی به جای این که صدا و سیما این همه کانال های بی‌فایده داشته باشد که مورد اقبال مردم هم نیست، بودجه کمتری بگیرد و روی چند کانال مفید متمرکز شود. شهرداری ها هم همینطور هستند. بسیاری از سازمان ها و نهادها هم باید این کار را انجام دهند. در غیر این صورت و با این بودجه انبساطی و پر از افراط و ریخت و پاش که دولت به مجلس می دهد و مجلس هم بر آن می افزاید، مشکلات کشور حل نمی شود.»

  • ایران همیشه بهترین فرصت‌هایش را به دلیل آدرس‌های غلط از دست می‌دهد / همان عواملی که کشور را به بحران رسانده‌اند، هنوز راه‌حل جا زده می‌شوند

    ایران همیشه بهترین فرصت‌هایش را به دلیل آدرس‌های غلط از دست می‌دهد / همان عواملی که کشور را به بحران رسانده‌اند، هنوز راه‌حل جا زده می‌شوند

    به گزارش اقتصادران، فرشاد مومنی ضمن انتقاد از اجرای سیاست‌های شوک‌محور با بیان اینکه در روایت فعلی تمام ماجرا این است که یک شوک دیگر به قیمت بنزین وارد کنیم، آن هم در شرایطی که مناسباتی که ایران را به این وضع فاجعه‌آمیز رسانده‌اند، به‌عنوان راه‌حل جا زده می‌شوند، گفت:  اکنون نظریه‌های عدالت در ادبیات توسعه می‌گویند اصلا امکان ندارد که  به سمت عادلانه کردن مناسبات مربوط به توسعه قدرت بروی بدون اینکه اعتنای بایسته به توزیع عادلانه ثروت و منزلت و اطلاعات و صدا نداشته باشی. بخش بزرگی از بلاهایی که سر مردم ایران می‌آید به‌خاطر این است که صدای‌شان اصلا شنیده نمی‌شود. در حالی که شاهد فقرِ واقعا نابودکننده بخش بزرگی از جمعیت هستیم،  اصلا صدایی در این زمینه نمی‌شنوید. خیلی بخواهند کولاک کنند، از سر ترحم صدقه می‌گویند دو تا کوپن دیگر به آنها بدهیم. یعنی در حالی که مثلا موتور پمپاژ فقر سه‌شیفته کار می‌کند، می‌گویند به‌صورت انفعالی یک بخش کوچکی از آن جیب‌بُری که از فقرا می‌شود را مثلا به‌صورت غیرمستقیم جبران کنیم.

    دکتر فرشاد مومنی، استاد تمام اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی در مراسم رونمایی از کتاب «روایت همایون کاتوزیان از مساله توسعه در ایران» در موسسه مطالعات دین و اقتصاد، با بیان اینکه بسیار متاسفم از بابت تضیقاتی که صرفا به‌خاطر اندیشه‌ورزی بر دکتر محسن رنانی عزیز تحمیل می‌شود، اظهارداشت: ما یک گرفتاری خیلی بزرگ داریم که اندازه فسفری که برای فهم اوضاع و احوال‌مان و چگونگی برون‌رفت از بحران‌هایش مورد نیاز است و ما می‌سوزانیم، بسیار کمتر از حد نصاب است. بنابراین هر کس که در این مسیر گام برمی‌دارد، به نظر من شایسته تقدیر و سپاس فراوان است، ولو اینکه ما بخش‌های بزرگی از دیدگاه‌هایش را هم مثلا حاوی نکات و نقدهایی بدانیم.

    وی خاطرنشان کرد: خاطرم هست تازه رفته بودم اقتصاد علامه؛ یک ناشری برای من یک کتاب فرستاد و گفت ارزیابی کن. عنوان کتاب بود اقتصاد ایران در دوران جمهوری اسلامی. نویسنده کتاب جهانگیر آموزگار بود. جهانگیر آموزگار در این کتاب یک ادعای خیلی بزرگ داشت. آن ادعا این بود که نحوه اداره اقتصاد ایران در دوره پهلوی هیچ مشکلی نداشت و واجد همه ظرفیت‌ها و جهت‌گیری‌های مورد نیاز برای توسعه بود. ادعایش این بود که تمام دستاوردهای توسعه اقتصادی را رویکرد سرکوب سیاسی رژیم پهلوی بر باد داده و می‌گفت اگر مجالی بود و محمدرضا شاه و رژیمش این اشکال را برطرف می‌کردند، ایران می‌توانست به توسعه دست پیدا کند. در قسمت دوم بحثش، ایشان ادعا کرده بود که در ده‌ساله اول بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، در مجموع کارنامه اداره اقتصاد ایران بسیار آبرومند بوده است. می‌گوید اما این آبرومند بودن هیچ ربطی به خود اینها ندارد؛ این برمی‌گردد به آن میراث‌های خارق‌العاده سرمایه‌ای که دولت پهلوی بر جا گذاشته بود. و قسمت سوم کتابش هم تقریبا یک‌سری هتاکی‌های خیلی غیرقابل باور می‌کند به مدیریت اقتصادی کشور در دوره پس از جنگ با این مضمون که می‌گوید شما در دوره اول حداقل یک استقلال رأی از خودتان نشان دادید، اما در دوره پس از جنگ دقیقاً همه آن کارهایی را کردید که از محمدرضا شاه ایراد می‌گرفتید.

    این اقتصاددان با بیان اینکه شدت تعصب‌آلود بودن این کتاب به اندازه‌ای بود که حتی مثلا مستندات برنامه‌های پنجم و ششمی که در دوره خود پهلوی در سازمان برنامه تهیه شده بود را هم قبول نداشت، ادامه داد: آن زمان برای آن ناشر نوشتم که به قدری ما در دانستن درباره اقتصاد ایران فقیریم که موکدا توصیه می‌کنم این کتاب حتماً منتشر شود. منتها دو تا پیشنهاد دادم: پیشنهادم این بود که مثلا در شأن یک انسان دانشگاهی نیست که از عبارت‌های خیلی رکیک و نامناسب برای نشان دادن عصبانیتش استفاده کند؛ پیشنهاد کرده بودم آنها را حذف کنید. و آنجاهایی هم که ادعاهای خیلی غیرمتعارف می‌کند که حتی با مستندات پشتیبان برنامه‌های چهارم، پنجم، ششم خود دوره پهلوی مغایرت دارد، پیشنهاد کردم اینها را در پاورقی بیاورید و مثلا دعوت کنید به اینکه کمی آزاداندیشانه و واقع‌گرایانه مسائل‌مان را ببینیم. در یک چنین بستر به‌غایت فقیری، یک کسی در استاندارد آقای دکتر کاتوزیان ظاهر شده است. در این کتاب و مجموعه آثارش ایشان هیچ ادعایی درباره توسعه ندارد؛ فقط تلاش کرده که آن چیزهایی را که به نظرش خیلی حیاتی است و آن منطق‌های رفتاری بسیار تکرار‌شده را در معرض دید و قضاوت ایرانی‌ها قرار بدهد. در این زمینه به نظر من کار او بسیار درخشان و خدماتش کم‌نظیر است.

    مومنی اضافه کرد: هر وقت کاتوزیان سخن از اقتصاد گفته، سخنانی گفته که با ضابطه است. برای اینکه کاتوزیان قبل از اینکه یک اقتصاددان یا یک مورخ باشد، یک فیلسوف علم اقتصاد است. و ایشان همان اوایل دهه ۱۹۸۰ یک کتابی نوشته تحت عنوان Ideology and Method in Economics که حدود شش–هفت سال پشت سر هم جزء ده کتاب پرفروش دنیا در زمینه روش‌شناسی علم اقتصاد بوده. یعنی یک آدمی است که یک ترازهایی برای خودش دارد چه در ساحت علم اقتصاد. و وقتی بحث‌هایش را در تاریخ و ادبیات و واکاوی تاریخ سیاسی و اینها می‌بینید، انصاف می‌دهید که در تمام آن زمینه‌ها هم نهایت کوشش را می‌کند که یک روایت صادقانه ارائه دهد. آن روایت صادقانه می‌تواند مورد نقد ما هم قرار بگیرد؛ هیچ مانعی ندارد.

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه از نظر من بزرگ‌ترین خدمت کاتوزیان این است که امروز به ما کمک می‌کند که روایت‌های جعلی را از روایت‌های حقیقی درباره اقتصاد ایران و اقتصاد سیاسی ایران تشخیص دهیم، عنوان کرد: این یک ماجرایی دارد که باید در جای خودش و با همه اهمیتی که دارد ذکر شود. ایشان چون متکی به نظریه‌های توسعه نیست، ایده‌های خام مطرح می‌کند. ایده‌های خامی که اتفاقاً خیلی محکم می‌تواند از نظریه‌های پیشرو توسعه مورد پشتیبانی قرار بگیرد، و ما هم این کار را می‌کنیم و تلاش می‌کنیم نواقصش را برطرف کنیم. چون اگر تصورمان این باشد که از صفر تا صد هر چیز در یک پوشش فکری باید پخته شده باشد و آماده تحویل ما شود، این دریافت دقیق و درستی نیست. و ایشان در حدی که توانسته است ایده‌ها و افق‌هایی را جلوی چشم ما بیاورد، جزو کم‌نظیرهاست و جزو تاثیرگذارترین‌ها هم هست. در تمام این دوران که او تاثیرگذاری‌هایش را داشته، نقدهای خیلی رادیکالی هم به او شده، آقای کاتوزیان به آنها پاسخ داده است. ما می‌توانیم پاسخ‌ها را بپذیریم یا نپذیریم، ولی این اصلاً از اهمیت و منزلت مرام علمی این آدم و خدمات بی‌بدیلش کم نمی‌کند.

    مومنی تسلط کاتوزیان به تاریخ و فلسفه علم و روش‌شناسی علم اقتصاد را یکی از ویژگی‌های منحصر به‌فرد او در دوره بعد از پیروزی انقلاب اسلامی دانست و گفت: شما این ایده شبه‌مدرنیسم او را می‌توانید با ایده‌های بزرگانی مثل ژان‌باتایا تکمیل کنید و ایده‌های خیلی درخشان و خارق‌العاده‌ای را فرا روی جامعه اندیشه‌ورز و توسعه‌خواه ایران قرار دهید. از این زاویه می‌تواند تلاش‌های دکتر رنانی و همکاران‌شان را مورد نقدهای جدی قرار دهد، چون آمده‌اند مثلا روایت توسعه را به کسانی نسبت داده‌اند که اغلب‌شان اصلا چنین ادعایی ندارند و اصلا صلاحیت تخصصی هم در زمینه توسعه ندارند. ولی از باب اینکه در واقع فرصتی فراهم کرده‌اند که ببینیم مثلاً متفکران و اندیشه‌ورزان و دلسوزان این کشور سقف دانایی‌های‌شان در آن حیطه‌هایی که می‌خواهد منشأ تحول‌های بزرگ شود چیست، قویا بر این باورم که کاتوزیان در کتاب اقتصاد سیاسی ایران بسیار شرافتمندانه و با حریت، با مرزبندی کامل نسبت به جمهوری اسلامی، اما دیدگاه‌های گزاف سلطنت‌طلب‌ها را به شکلی بسیار عالمانه و از بعضی جهات بسیار هم کوبنده مورد نقد قرار داده است.

    وی با بیان اینکه از آنجا که ایران در حیطه اندیشه‌ای در غیاب فلسفه علم دائماً حالت الاکلنگی دارد، با یک چیز کوچکی سردش می‌شود و با یک چیز کوچکی گرمش می‌شود، اینکه متفکری پیدا شده که با مبنا حرف می‌زند، فرصت استثنایی خارق‌العاده‌ای است، عنوان کرد: همه آنهایی که تلاش کردند چنین کتابی منتشر شود، بابی برای گفتگو و رشد فراهم کرده‌اند؛ فوق‌العاده هم ارزشمند است. و اگر مجالی کمی بیشتر بود، شاید حدود سی‌وهفت ـ سی‌وهشت تا پیشنهاد برای تکمیل این کار تقدیم دوستان می‌کردم.

    مومنی یادآورشد: نگاه آقای کاتوزیان در سراسر آن مرور تاریخی‌اش ذیل مفهوم شبه‌مدرنیست این است که ایران همیشه بهترین فرصت‌های تاریخی‌اش را از طریق در اسارت آدرس‌های عوضی افتادن از دست می‌دهد. این حدیث روزمره امروز ما هم هست؛ که مثلاً شما یک مافیای رسانه‌ای می‌بینید که به‌خاطر توزیع به‌غایت نابرابر اطلاعات و صدا، چیزهای بسیار کم‌اهمیت را در راستای یک منافع غیردرست یا ضدتوسعه‌ای خیلی بزرگ می‌کند و حیاتی‌ترین مسائل مبتلابه جامعه ایران را کاملاً به حاشیه می‌برد. یکی از بزرگ‌ترین خدمت‌های کاتوزیان در این کتاب این است که باب تامل و مواجهه انتقادی با روایت‌های رسمی را به شکلی بسیار عالمانه و هوشمندانه باز کرده است.

    این اقتصاددان تاکید کرد: در صفحه ۳۱۲ به بعد کتاب اقتصاد سیاسی ایران، می‌گوید اگر توسعه عبارت شد از رشد آنی و فزاینده در استفاده از وسایل نقلیه، وسایل خانگی، تعطیلات خارج از کشور، تفریحات عرضه‌شده در قمارخانه‌ها، خانه‌های کاخ‌مانند و اینها که متعلق به یک اقلیت ممتاز هستند؛ و همراه با آن شاهد هزینه‌های سرسام‌آور نظامی و برباد دادن سرمایه‌های کشور در تاجگذاری دیرهنگام، یعنی بیست‌وهفت سال پس از رسیدن طرف به سلطنت، به‌علاوه یک جشنی مضحک و بین‌المللی به بهانه موهوم ۲۵۰۰ سال پادشاهی که در آن علاوه بر اتلاف پول‌های فراوان، زندگی روزمره مردم محلی هم به‌کلی مختل می‌شد، همراه با تفنن‌های سالانه فرح در شیراز به نام جشن هنر و موسیقی جدید غربی در بازار قدیمی شیراز و توسل به حربه تهدید برای وادار کردن صاحبان مغازه‌ها برای اینکه مغازه‌های‌شان را در آن ایام باز بگذارند و از این قبیل، می‌گوید این اسمش توسعه است؟ نه، این اسمش «سرمایه‌داری» است! یعنی از نظر من شاه‌بیت کمک معرفتی او به ایرانیان این است که ارجاع می‌دهد به مشاهده واقعیت برفراز باورهای ایدئولوژی‌زده‌ای که اسمش را گذاشته‌اند باور نظری. یک خدمت بی‌بدیل است که آقای کاتوزیان کرده و چون فیلسوف علم هم هست، می‌فهمد چه می‌گوید. انصافاً راهنمایی‌هایش در این زمینه خارق‌العاده است.

    وی با بیان اینکه راه اعتلای ایران تخطئه کاتوزیان نیست؛ این است که ما راهش را ادامه بدهیم، گفت: اکنون نظریه‌های عدالت در ادبیات توسعه می‌گویند اصلاً امکان ندارد که  به سمت عادلانه کردن مناسبات مربوط به توسعه قدرت بروی بدون اینکه اعتنای بایسته به توزیع عادلانه ثروت و منزلت و اطلاعات و صدا نداشته باشی. بخش بزرگی از بلاهایی که سر مردم ایران می‌آید به‌خاطر این است که صدای‌شان اصلا شنیده نمی‌شود. اگر مجال بود گزارش‌هایی را که خودم از داده‌های رسمی دارم و راجع به وضعیت فقرِ واقعاً نابودکننده بخش بزرگی از جمعیت حکایت می‌کند، ارائه می‌کردم؛ اصلا شما صدایی در این زمینه نمی‌شنوید. خیلی بخواهند کولاک کنند، از سر ترحم صدقه می‌گویند دو تا کوپن دیگر به آنها بدهیم. یعنی در حالی که مثلا موتور پمپاژ فقر سه‌شیفته کار می‌کند، می‌گویند به‌صورت انفعالی یک بخش کوچکی از آن جیب‌بُری که از فقرا می‌شود را مثلا به‌صورت غیرمستقیم جبران کنیم.

    مومنی افزود: عین همین مسئله درباره ابعاد به‌غایت نگران‌کننده عمقیابی فساد در مناسبات اقتصادی ـ اجتماعی ایران وجود دارد. وقتی روایت‌های رسمی را برای اداره اقتصاد که نگاه می‌کنید، همگی روی این ستون استوارند که به این فساد کاری نداشته باشیم، برویم ببینیم برای این کارهایی که می‌خواهیم انجام بدهیم و پول کم داریم، چه از این طریق و چه از آن طریق و چه از هر طریق دیگری برویم یک مقدار پول جمع کنیم! به این توجه نمی‌کنند که تا وقتی فساد باشد، تمام اینها از کارکرد می‌افتد. عین همین در مورد وابستگی‌های ذلت‌آور به دنیای خارج و این رونق غیرمتعارفی که برای واردات کالاهای مصرفی و به‌ویژه کالاهای قابل تولید در داخل کشور به نفع مافیاها جریان دارد وجود دارد. از این زاویه نگاه کنید: مثلا در دوره پس از پذیرش آتش‌بس، علی‌رغم اینکه حکومتگران گرامی این‌همه گفتند که چقدر قدرشناس این مردم‌اند، از فردای صبح پذیرش قطعنامه، فشارهای معیشتی و فشارهای تشدیدکننده بیکاری در حق مردم ایران ابعاد بی‌سابقه‌ای پیدا کرده است.

    وی در پایان گفت: در روایت فعلی، تمام ماجرا این است که یک شوک دیگر به قیمت بنزین وارد کنیم، به یک شکل دیگر به قیمت ارز وارد کنیم، یک آزادسازی واردات دیگر انجام دهیم تا گره‌های کشور باز شود! یعنی مناسباتی که در آن عوامل رساندن ایران به این وضع فاجعه‌آمیز، به‌عنوان راه‌حل جا زده می‌شود.

  • ایران تبدیل به بهشت پولشویی می شود؟ / سفره مردم در برابر قاچاقچیان ارز، قربانی شد

    ایران تبدیل به بهشت پولشویی می شود؟ / سفره مردم در برابر قاچاقچیان ارز، قربانی شد

    به گزارش اقتصادران، مصوبه جنجالی واردات بدون منشأ ارز، اگرچه قرار بود ریشه رانت چند هزار میلیاردی ارز ترجیحی را بخشکاند، اما اکنون به بمب ساعتی تورم معیشتی تبدیل شده است به طوری که با اجبار واردکننده به استفاده از نرخ‌های سرسام‌آور بازار آزاد برای تأمین کالاهایی چون برنج، روغن و گوشت، هزینه حذف رانت مستقیماً روی دوش دهک‌های کم‌درآمد افتاده و انتظار یک جهش قیمتی بی‌سابقه در اقلام حیاتی، سفره مردم را کوچک‌تر از همیشه خواهد کرد.

    در حالی که دولت مدعی حذف رانت اختلاف نرخ ارز است، این احتمال وجود دارد که عبارت «بدون منشأ ارز» در این مصوبه، عملاً راه را برای واردات با ارزهای قاچاق و درآمدهای نامشروع باز می کند و این سیاست نه تنها بهای تمام‌شده کالا را نجومی می‌کند، بلکه ایران را تبدیل به بهشت پولشویی از طریق واردات کالاهای اساسی خواهد کرد.

    داده‌های رسمی مرکز آمار، نشان می‌دهد که مصوبه اخیر هیئت وزیران مبنی بر آزادسازی واردات کالا‌های اساسی از استان‌های مرزی بدون اعلام منشأ ارز، زمینه افزایش قابل‌توجه قیمت اقلام حیاتی خانوار را فراهم کرده است. همچنین مصوبه شماره ۱۴۵۴۲۲ مورخ ۱ آذر ۱۴۰۴ هیئت وزیران گویای این است که واردات برنج خارجی، روغن نباتی، گوشت قرمز، جو، ذرت، کنجاله و حبوبات بدون تعیین منشأ ارز مجاز اعلام شده است.

    دولت به جای کنترل بازار، دور زدن آن را تأیید کرد

    گرچه مصوبه واردات بدون منشأ ارز، یک راهکار برای حذف یارانه پنهان ارز و جمع کردن رانت مستقیم ناشی از آن است؛ اما بهای این حذف را مصرف‌کننده نهایی از طریق افزایش شدید قیمت‌ها پرداخت می‌کند؛ در عین حال، به دلیل عدم شفافیت در منشأ ارز، نگرانی‌ها در مورد جایگزینی آن رانت با فساد‌های ارزی غیرشفاف و پولشویی افزایش می دهد .

    مصوبه استفاده از ارز آزاد عملاً به واردکنندگان اجازه می‌دهد ارز مورد نیاز خود را از بازار آزاد که نرخ بسیار بالاتری نسبت به نرخ‌های رسمی (یا ارز ۲۸۵۰۰ تومانی) دارد تهیه کنند و با توجه به بالاتر بودن نرخ ارز آزاد، هزینه تمام‌شده واردات برای اقلام حیاتی مانند برنج، روغن، گوشت، مرغ و حبوبات به شدت افزایش یافته و این افزایش هزینه مستقیماً به قیمت نهایی کالا در بازار داخلی منتقل می‌شود.

    دولت، رانت را گرفت و تورم معیشتی را به مردم هدیه داد!

    آنچه باعث نگرانی شده است این است که این مصوبه، با دور زدن مسیر‌های رسمی تأمین ارز و استفاده از نرخ آزاد، بهای تأمین کالا را بر دوش مصرف‌کننده نهایی می اندازد و موجب تورم معیشتی شدید، کاهش رفاه اجتماعی و افزایش نارضایتی عمومی خواهد شد .

    البته وقتی منشأ ارز واردکننده برای دولت شفاف و مشخص نیست، عملاً راه برای استفاده از ارز‌های با منشأ نامشخص باز می‌شود که این نوع واردات را معمولا «تأمین کالا با  ارز قاچاق» یا «پول‌های غیرشفاف» می نامند که بستر مناسبی برای پولشویی و یا درآمد‌های نامشروع ارزی است بنابراین در این حالت، رانت از تفاوت نرخ ارز به رانت استفاده از ارز غیرقانونی و فرار از نظارت تبدیل می‌شود.

    گذشته از آن ، تا زمانی که دولت به طور کامل ارز ترجیحی را برای تمام کالا‌های اساسی حذف نکرده و برخی اقلام همچنان با نرخ‌های دولتی تأمین می‌شوند، حضور همزمان کالا‌های با ارز آزاد و کالا‌های با ارز یارانه‌ای، فضای بازار را پیچیده و امکان تفکیک و نظارت را مبهم می‌کند که خود منشأ جدیدی برای فساد و سوء استفاده است.

    مصوبه جدید آغازگر رانت‌های استانی و فسادهای مرزی؟

    به نظر می رسد دولت تصمیم گرفته است بار سنگین واردات و نظارت بر ارز را از دوش خود بردارد و آن را به مرزها منتقل کند همچنین واگذاری مسئولیت واردات با ارز آزاد به استانداران استان‌های مرزی بسپارد که اگرچه ظاهراً برای تسهیل فرآیندهاست، اما عملاً به کاهش نظارت مرکزی و تولد رانت‌های منطقه‌ای جدید منجر خواهد شد . بنابراین در فرآیندی که منشأ ارز مبهم است و نظارت از پایتخت دور می‌شود، احتمال سوءاستفاده‌ها و فسادهای مدیریت شده در سطح محلی به شدت افزایش یافته و امنیت غذایی به یک بازی پیچیده مدیریتی تبدیل خواهد شد.

    مهم‌ترین پرسش در خصوص این مصوبه این است که چرا دولت به‌جای تقویت مسیرهای رسمی تأمین ارز، واردکنندگان را عملاً به دور زدن بانک مرکزی و استفاده از نرخ‌های پرریسک و بالای بازار آزاد تشویق می‌کند؟ بنابراین این سیاست نه تنها اقدامی برای ساماندهی بازار نیست بلکه تلاشی برای رسمیت بخشیدن به نرخ غیرقانونی بازار آزاد می‌دانند که علاوه بر افزایش افسارگسیخته قیمت‌ها، سیگنالی افزایشی به بازار ارز داخلی و بین‌المللی ارسال می‌کند که در این میان، سهم اقلام حیاتی مانند روغن و برنج از نرخ رسمی ارز، به صفر رسیده است.

    خنجر ارزی بر پشت طبقه ضعیف / سفره مردم در برابر قاچاقچیان ارز، قربانی شد

  • حدود ۴۰ درصد از جمعیت کشور دچار فقر مطلق شده‌اند / ایران به سمت «سائوپائولوئیزه شدن» می‌رود

    حدود ۴۰ درصد از جمعیت کشور دچار فقر مطلق شده‌اند / ایران به سمت «سائوپائولوئیزه شدن» می‌رود

    به گزارش اقتصادران، انحلال بانک آینده همزمان شد با برآوردهای مربوط با نرخ فقر. بانک جهانی هم در گزارش اخیر خود ضمن تایید برخی آمارهای محافظه کارانه، نرخ فقر در ایران را حدود ۳۶ درصد برآورد کرد و هشدار داد با ادامه وضعیت فعلی در سال آینده، جمعیت فقرا به حدود ۴۰ درصد از کل جمعیت ایران خواهد رسید.

    این همزمانی البته اتفاقی نیست. در یک نظام اقتصادی هر فعل و انفعالی بر دیگر بخش‌ها و لایه‌ها تاثیر خواهد داشت. وقتی در اقتصاد هزار هزار میلیارد تومان از سوی یک بانک بدهی و زیان انباشته به بار می‌آید، اثرات آن بیش از هر جایی بر معیشت عمومی نمایان می‌شود. این موضوعی تازه نیست و از گذشته هم گفته می‌شود تا کوخ‌هایی ساخته نشوند، کاخی به وجود نمی‌آید.

    حسین راغفر، کارشناس اقتصادی،  گفت: میان گسترش فقر و فساد بزرگ بانک آینده ارتباط مستقیم وجود دارد. مساله اصلی امروز کشور ما فساد است که محصول آن تبعیض، نابرابری و فقر گسترده است. از یک طرف فقر رشد می‌کند و از سوی دیگر یک طبقه کوچک اما بسیار ثروتمند شکل گرفته که در داخل سیستم هم نفوذ دارند و سیاستگذاری را به نفع خودشان منحرف می‌کنند.

    او در مورد نرخ فقر گفت: محاسباتی که دوستان داشته‌اند، نشان می‌دهد حدود ۴۰ درصد از جمعیت کشور دچار فقر مطلق شده‌اند. در عین حال هفت میلیون نفر از مردم هم اگر تمام درآمدشان را صرف تهیه غذا بکنند باز هم به کالری کافی دست پیدا نمی‌کنند که به اصطلاح آنها را باید زیر خط گرسنگی حساب کرد. این هفت میلیون نفر دچار سو تغذیه و گرسنگی هستند.

    تبعیض و نابرابری در تخصیص منابع و فرصتها

    راغفر در پاسخ به اینکه کدام عوامل به افزایش فقر در ابعاد فعلی انجامیده گفت: این موضوع با نظام تخصیص منابع و فرصتها در کشور رابطه تنگاتنگ دارد. در واقع همین نظام تخصیص فرصت است که این شکل از فقر را رقم زده است.فقر محصول تبعیض و نابرابری است و ما امروز در کشور مشاهده می‌کنیم به طور تبعیض‌آمیز تقسیم می‌شود و هر کس به ساختار قدرت نزدیک‌تر است توانسته منابع یا فرصتهای بزرگتری را از آن خود کند.

    از نظر این استاد دانشگاه الیگارشهای حاکم بر کشور را همین افراد بهره‌مند از فرصتهای بزرگ تشکیل داده‌اند.

    او افزود: در کشور منابع طوری تخصیص می‌یابند که جمعیت بزرگی به زیر خط فقر رفته‌اند اما به جای حمایت از این افراد، مبالغ بزرگی در همین ماههای اخیر به بورس تزریق شده است. هرگاه به دولت می‌گوییم باید از جمعیت گرسنگان کشور یا تولید حمایت کند، می‌گوید از کجا بیاورم اما برای رونق بورس این سوال مطرح نمی‌شود.

    راغفر با انتقاد از دولت چهاردهم گفت: در همین سال گذشته دولت محترم دست به واردات خودرو زد و هر چه فریاد کشیدیم منابع محدود کشور نباید صرف واردات خودرو شود، گوش به حرفمان ندادند. در این یک سال ۳.۵ میلیارد دلار برای خودرو و ۴ میلیارد دلار برای واردات قطعات خودرو صرف کردند. این در حالی است که برای واردات دارو و دیگر کالاهای اساسی اکنون ارز کافی وجود ندارد.

    عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا تصریح کرد: در این مدت معادل ۸ میلیارد دلار طلا وارد کشور شده که بخش قابل توجه آن را آب کرده و در قالب سکه و با نرخ دلار ۱۲۰ هزار تومانی در بازار عرضه کردند. زمانی نرخ دلار برای طلای وارداتی را معادل ۱۲۰ هزار تومان تعیین کردند که نرخ دلار ۶۰ یا ۷۰ هزار تومان بود. در اقتصاد امروز کشور ما چون مردم در اولویت نیستند و منافع یک اقلیت سوپر سرمایه‌دار در اولویت است، چنین سیاستهایی اجرا می‌شوند. در اقتصاد امروز کشور چون بر مردم و جامعه استیلا یافته، اقداماتی می‌کنند که فقط یک اقلیت ناچیز از آن برخوردار می‌شوند و میلیون‌ها نفر را گرسنه می‌کند.

    دولت اهتمامی برای کنترل تورم ندارد

    این استاد دانشگاه با یادآوری اینکه برخی اتفاقات در کشور موجب به وجود آمدن مساله گرسنگی شده، افزود: در دهه ۲۰ شمسی هم به دلیل اشغال، در ایران گرسنگی به وجود آمد اما در آن زمان مساله ناشی از اقدامات هدفمند انگلیسی‌ها بود امروز اما گرسنگی موجود، به دلیل بلاهت و طمعکاری همراه با خیانت، به وجود آمده است.

    راغفر با بیان اینکه عملکرد دولت چهاردهم قابل دفاع نبوده است، تصریح کرد: البته اختیار امور هم در دست دولت نیست. یعنی حتی تغییر قیمتها هم از دست دولت خارج شده و دولت هم اهتمام خاصی جهت کنترل تورم ندارد. این تصور که مردم تا ابد منتظر می‌نشینند و صرفا به تماشای گرسنه‌تر شدن خودشان بنشینند، تصوری پوچ و خام است. من فکر می‌کنم ادامه این وضعیت از نظر امنیتی و اجتماعی هم به ایران صدمه خواهد زد چرا که در نهایت واکنشهای شدید اجتماعی بروز خواهد کرد.

    توسعه نیافتیم و به برزیل دهه ۸۰ شباهت پیدا کردیم

    از سالهای ابتدایی دهه ۹۰ راغفر هشدار می‌داد که ایران به سمت «سائوپائولوئیزه شدن» می‌رود. به این معنا که سرمایه‌داران بزرگ به ثروتهای افسانه‌ای خواهند رسید اما اکثریت جامعه در تامین حداقل‌های زندگی هر دم ناتوان‌تر خواهند شد و فاصله طبقاتی به بیشترین حد خود خواهد رسید.

    راغفر با اشاره به آن گفته‌ها توضیح داد: آن مسیر همچنان ادامه دارد و متاسفانه من فکر می‌کنم در آینده شرایط از این نیز بدتر شود. چنانکه شکاف طبقاتی امروز نسبت به ابتدای دهه ۹۰ به مراتب افزایش یافته است. ما امروز به جای یک کشور توسعه یافته، به برزیل دهه ۸۰ و ۹۰ میلادی شباهت داریم. از یک طرف چند صد هزار نفر در کشور ما کارتن خواب هستند و به اعتیاد سنگین دچار شدند و نه تنها شغل و خانواده‌ای ندارند که امکان مهارت آموزی را از دست داده‌اند و از سوی دیگر یک اقلیت ناچیز زندگی شاهانه‌ای برای خود رقم زدند که پیش از این سابقه نداشته است.

    عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا ادامه داد: اکنون یک شبکه بزرگ فساد سازمان یافته در کشور دست به غارت منابع می‌زنند مانند ماجرای بانک آینده و هم اکنون می‌دانیم که بانکهای خصوصی دیگری هم در مسیر تبدیل شدن به بانکهای آینده دیگری هستند. این شبکه در نظام تصمیم‌گیری‌های کلان و اساسی ما نفوذ حداکثری دارند و تصمیماتی را اخذ می‌کنند که به سود خودشان باشد.

    وی افزود: گرسنگان تنها قربانیان این افراد نیستند بلکه طبقه کارگر و متوسط هم در این سالها به دلیل تصمیم‌گیری‌های کلان دچار مشکلات بسیار شده‌اند. مزدبگیران در سراسر کشور دچار مشکلات زیادی شده‌اند و در مقایسه با گذشته به مراتب قدرت خرید کمتری دارند. ما حتی نسل‌های آینده را هم با اقدامات امروز و دیروز خود دچار مشکل کرده‌ایم. بنابراین قربانیان این اقلیت برخوردار را اکثریت جامعه ایران تشکیل می‌دهند.