برچسب: فساد اقتصادی

  • وزیرانی که بزرگترین خیانتها را به کشور کردند، طلبکار هم هستند! / از1350 تا کنون، هرگز نهاد حکومت به این اندازه در فلاکت و فساد مالی گرفتار نشده بود

    وزیرانی که بزرگترین خیانتها را به کشور کردند، طلبکار هم هستند! / از1350 تا کنون، هرگز نهاد حکومت به این اندازه در فلاکت و فساد مالی گرفتار نشده بود

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی با تاکید بر اینکه دولت جدید باید برنامه داشته باشد، گفت: در وزارت نفت گفته بودند 14.5درصد از ارز را به ما بدهید ما این تضمین‌ها را به شما می‌دهیم. یکی از تضمین‌هایشان این بود که ما با هیچ ناترازی در این حیطه روبرو نشویم، اما اکنون کل آن منابع ارزی را هزینه کرده‌اند و تا ۵ یا ۶ سال دیگر یک عرصه هم نیست که در حیطه نفت و گاز و انرژی کشور تراز باقیمانده باشد! با این حال هیچکس نمی‌پرسد چه کسانی بودند که این تعهد را داده بودند و این وضعیت فعلی ما چیست!؟ علاوه بر آن عزیزان غیر از منابعی که صرف کرده‌اند بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار هم بدهی درست کرده‌اند و همین وزیری که اکنون روی کار است سال گذشته به جای اینکه پاسخگو باشد، طلبکار بود و گفت اگر در چند سال آینده ۲۴۰ میلیارد دلار دیگر به ما ندهید، با فلان بحران‌ها روبرو خواهیم بود.

    در هر زمینه‌ای که بی‌برنامه حرکت کرده‌ایم کشور با فاجعه روبرو شده / دولت جدید برنامه داشته باشد

    دکتر فرشاد مومنی، رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد که در نشست بررسی «بحران ناترازی انرژی و دولت چهاردهم» در این موسسه سخن می‌گفت با بیان اینکه در امتداد سلسله بحث‌های معطوف اهمیت داشتن برنامه در دولت جدید و برجسته کردن مهم‌ترین و حادترین مسائلی که باید به نحوه بایسته به آن پرداخته شود، به بایسته‌های مواجهه با مسائل حیطه نفت و انرژی می‌پردازیم، خاطرنشان کرد: بنای ما بر این است که اگر آسیب شناسی می‌کنیم، آسیب‌شناسی‌ها در خدمت ارائه راه حل عملی به دولت جدید باشد. مهم‌ترین مسئله‌ای که در همه بحث‌ها، کارشناسان ارجمند کشورمان بدون استثنا بر آن تاکید می‌کنند، این است که در هر زمینه‌ای که بی‌برنامه حرکت کرده‌ایم، کشور با فاجعه روبرو شده و هزینه‌ها و خسارت‌های غیر قابل جبرانی را دریافت کرده است.

    وی ادامه داد: این رفتار اکنون تبدیل به روالی شده که تا صحبتی مطرح می‌شود، برای فرار از مسئولیت می‌گویند باید آن را به نظر کارشناسی ارجاع دهیم. گویی مسئله یگانه و واحدی با عنوان نظر کارشناسی وجود دارد و ما آدرس آن کارشناس را می‌دانیم و از آن نظر می‌گیریم! در حالی که آنها که الفبای علم، روش شناسی و فلسفه آن را می‌دانند، می‌فهمند در حالی که ما در همه عرصه‌ها با یک واقعیت روبرو هستیم، برای تبیین، پیش بینی و تجویز، با بی‌شمار توصیه مواجهیم. در اینجا آنچه که مسئله حیاتی است قدرت تشخیص از میان بی‌شمار رویکرد و راه حل پیشنهادی، اصل ماجراست. آنها که در این مملکت بزرگترین خیانت‌ها را با شوک درمانی به راه انداخته‌اند هم آن را با عنوان نظر کارشناسی دنبال کرده‌اند.

    آقای پزشکیان پیش از انتخاب وزرا، میان منتخبان و کارشناسان برگزار کند

    این اقتصاددان با یادآوری اینکه شوک درمانی هم به نام نظر کارشناسی حتی حامیان بین‌المللی هم داشت و صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی هم آن را به عنوان نظر کارشناسی قالب می‌کردند، افزود: مقامات وقت هم که این فاجعه‌ها را ساختند و به نظرات مشفقانه اهل تشخیص توجه نکردند و با آن خیانت‌هایی که با منافع بین‌المللی هم پیوند داشت، همدل شدند و هنوز هم همدلند، توجیهشان این بود که دنیا این ایده را مطرح می‌کند. این هم یکی از واقعیت‌های تلخی است که ما در کشورمان با آن مواجه هستیم . باید در نظر داشت این قدرت تشخیص، نیازمند یادگیری کار جمعی است. آقای مهندس بحرینیان، دوست عزیزم، راه حل بسیار شرافتمندانه و راهگشا به رئیس جمهور دادند. نمی‌دانم آنها که آقای رئیس جمهور را گیج می‌کنند و برایش اولویت تراشی‌های پرحاشیه و بی ثمر ایجاد می کنند، مجالی می‌دهند کارشناسان اطراف ایشان دقتشان را بالا ببرند و به ایشان متذکر شوند که مگر مثلا ما در مسائل حکمرانی و صنعت و انرژی چند بحرینیان و حسن تاش در کشورداریم که دیدگاه‌های آنها را با طیب خاطر نادیده بگیرند. آقای بحرینیان تاکید کردند هر کسی را که شما برای مسئولیتی پسندیدید، او را در یک جلسه‌ای، چه خصوصی و عمومی، با اهل تشخیص در آن حیطه روبرو کنید. اجازه دهید وزیر مورد پسند شده در آزمونی قرار گیرد تا عیارش را با چشم خود ببینید.

    رئیس جمهور از رنجش دلالها و رانتجوها نگران نشود

    مومنی با بیان اینکه مدیرانی در این کشور داشته‌ایم که می‌گفتند ما حاضریم به خاطر خدا حتی جهنم هم برویم و خدا را هم خرج حماقت‌هایشان می‌کنند، بر ضرورت وجود قدرت تشخیص تاکید کرد و گفت: به نام کارشناسی، باب‌های گسترده‌ای برای فرصت طلبی و فساد آفرینی وجود دارد، از جمله آنها که به نام کارشناسی توصیه شوک درمانی کردند و کشور را دچار انسانی اجتماعی و محیط زیستی کردند. در هر حیطه تخصصی تعداد اهل تشخیص زیاد نیست. پیشنهاد آقای بحرینیان در این زمینه بسیار راهگشاست شما جلسات خصوصی برگزار کنید که آبروی افراد هم نرود، اما می‌دانید این مسئله برای وزارتخانه‌های مهم به طور ویژه اهمیت دارد. کشور از این جهت نفع می‌برد، ولو اینکه مفت‌خوارها، دلال‌ها و رانتجوها زیان کنند. آقای رئیس جمهور باید قادر باشد به شجاعت از رنجش آنها نگران نشود، در این صورت کشور نجات پیدا می‌کند.

    خوگرفتگی مشکوک و فاجعه ساز به خام فروشی رانت محور علاج شود

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با تاکید بر اینکه مدت‌ها است که عصر خام فروشی سپری شده و این خوگرفتگی مشکوک و فاجعه ساز به خام فروشی رانت محور باید علاج شود و علاج آن در مرتبه نخست این است که نفتی بودن نظام ملی را به طور عمیق درک کنند، توضیح داد: در دوره‌هایی فرصت طلبانی، روسای جمهور غیرمتخصص را سر کار می‌گذاشتند و می گفتند مثلا ما رکورد مصدق را ‌شکستیم و و یا نفت را به معنای دقیق کلمه ملی کردیم! همه آن مسیر تاراجی و رانتی بود، اما باز با بی‌حیایی ژست هم گرفتند و با تبلیغ به آن کارهایشان افتخار هم می‌کردند.

    ادعایی که درباره اقتصاد بدون نفت مطرح می شود، غیرواقعی است

    وی با یادآوری اینکه طیفی از برجسته‌ترین اقتصاددان‌های دنیا سال ۲۰۰۷ کتاب بسیار فوق العاده‌ای تالیف کردند که دانشگاه کلمبیا هم آن را چاپ کرده است ضمن تاکید بر ضرورت ترجمه آن کتاب، اظهار داشت: در آن کتاب می‌گوید ماجرای وابستگی اقتصاد به خام فروشی رانتی، مسئله صرفا مکانیکی و درآمدی نیست. برای کشوری که نزدیک به ۱۵ میلیون تحصیل کرده دانشگاهی دارد بسیار قباحت دارد که فردی در آن بگوید به این دلیل که قادر نیستیم نفت بفروشیم، اقتصاد را بدون نفت کردم! حرف‌ها بسیار شرم آور و فرصت طلبانه است! رقت انگیزتر این است که مقامات کلیدی کشور تصور می‌کنند این برایشان دستاورد است و آن را تکرار هم می‌کنند! یکی از درخشان‌ترین بحث‌ها در این کتاب مقاله‌ای از خانم «تریکال» است که می‌گوید خام فروشی رانت محور یک صورت حساب ۱۲ مولفه‌ای ضد توسعه برای کشور صادر کرده است و این گونه نیست که مسئله با فوت کردن حل شود و بگوییم رکورد دکتر مصدق را در اقتصاد بدون نفت شکستیم!

    همه چیز را به مضحکه می‌گیرند تا مطامع فریبکارانه و رانتی را جلو ببرند / گرفتاری در هیولای نفت، چگونه اسارتی همه جانبه و عمیق ایجاد می کند!؟

    مومنی با بیان این اعتقاد که همه چیز را به مضحکه می‌گیرند تا مطامع فریبکارانه و رانتی را جلو ببرند، اضافه کرد: وقتی گرفتار نفت می‌شویم، اسیر رشد اندک و نوسانی و اسیر فسادهای بالاتر از میانگین جهانی هستیم. مسئله دیگر این است که به جای عدالت و توسعه اجتماعی و بسط تولید محور رفاه، در اسارت رویکردهای صدقه‌ای رانتی به رفاه قرار می‌گیریم. علاوه بر این همواره در معرض اسارت به دست خودکامگان هستیم. تک تک این موارد دریایی از مسائل را در خود دارد که با تمام سلول‌های شکل دهنده این هویت یعنی ایرانِ عزیز گره خورده است و حل آن، خرد، دانایی و برنامه می‌خواهد. در این مقاله می‌گوید وقتی گرفتار نفت هستی، در اسارت سلطه فرهنگ رانت جویی، نقض‌های پرشمار و فزاینده حقوق انسان‌ها قرار داری و قادر نیستی اقتصادت را متنوع و پیچیده کنی و با سطوح بالا و رقت برانگیز فقر، نابرابری و بیکاری روبرو هستیم. علاوه بر آن با یک نظام تدبیر و تمشیت امور به غایت بی‌کفایت و ضعیف روبرویی و قادر نیستی قوانین و مقررات با کیفیت وضع کنی و دائما به محیط زیستت ضربه‌های مهلک وارد می‌کنی. در معرض تهدید نزاع‌های در درون، میان حکومت با مردم، مردم با حکومت و مردم با مردم و نزاع با بیرون هستی. تمام این‌ها حساب و کتاب دارد.

    این استاد دانشگاه علامه طباطبایی یادآورشد: مسئله بسیار حیاتی تر این است که می‌گوید در این نظام حیات جمعی، ناخودآگاه در اسارت نوسان‌های شدید قیمت نفت قرار داریم. بیان روزآمد آن، این است که هر کس که خام فروشی نفتی دارد در اسارت اعتیاد به شوکهای برون زا قرار دارد و بی ثباتی قیمت آن دو برابر کل کالاهای دیگری است که در دنیا تجارت می شود. در چارچوب این وضعیت، جلوه های ایرانی فاجعه سازی هم وجود دارد که کمر ایران را شکسته است.

    راه نجات کشور بازگذاشتن دست مسئولان و مجریان نیست / حیات بخش ترین قید این است که مسئولان متکی به برنامه باشند

    مومنی با بیان اینکه اگر بخواهیم به صورت ایجابی به آقای رئیس جمهور و حکومتگران گرامی توصیه ای کنیم، باید گفت، دو سازه ذهنی خطرناک وجود دارد که در فکر مقامات گرامی ما سیطره دارد، در تشریح ویژگی اولین سازه ذهنی، خاطرنشان کرد: فکر می کنند راه نجات این است که باید دست مسئولان و مجریان باز باشد. در پنجاه سال گذشته، بیش از 50درصد جوایز نوبل به نهادگراها تعلق گرفته، نهاد یعنی قید، و می گوید اگر دست مسئولانت را باز بگذاری، فساد و ناکارآمدی و پلیدی از نظر نابرابری و سقوط کیفیت زندگی اتفاق می افتد. این سازه ذهنی باید اصلاح شود. بحث بر سر این است که قیدهای احمقانه را از سر راه آنها بردارید و حیاتی ترین و حیات بخش ترین، قید این است که آنها متکی به برنامه باشند.

    پرفسادترین کارها را برای حکومتگر آموزش ندیده، آرایش می دهند / گفتند مسائل نفت پیچیده است، سالانه بدون نقد عملکردشان 14.5درصد بودجه را به آنها بدهیم!

    به گفته این استاد دانشگاه؛ بی برنامه حرکت کردن برای کشور فاجعه ایجاد می‌کند. متاسفانه در ایران آنچنان حرفه‌ای شده‌اند که پرفسادترین کارها را به نحوی آرایش می‌دهند که حکومتگر آموزش ندیده مسحور می‌شود، مثلا گفته‌اند مسائل حیطه نفت بسیار پیچیده و تخصصی است. در حالی که همه جای دنیا می‌گویند وقتی با چنین شرایطی مواجه هستی، شفافش کن تا راه را برای نظارت‌های تخصصی مدنی فعال شود و از حداکثر ذخیره دانایی در این امر پیچیده استفاده شود، اما راه حل رانتی که عزیزان در دوره بعد از جنگ انتخاب کردند این بود که گفتند سالانه 14.5 درصد از عایدات ارزی را مستقیم به وزارت نفت بدهیم تا آنها در مجلس و دانشگاه‌ها به نقد کشیده نشوند چون مساله پیچیده است! ضمن اینکه بماند که سازوکار انتخاب افراد روی این حیطه پیچیده چگونه است!

    وزیرانی که بزرگترین خیانتها را به کشور کردند، طلبکار هم هستند!

    مومنی ادامه داد: طولانی ترین وزارت نفت مربوط به وزارت کسی است که تا آن زمان که روی آن صندلی نشست نه یک روز در آن حیطه درس خوانده بود و نه کار کرده بود. شما که متوجه می‌شوید در مناسبات رانتی قادر نیستید افراد شایسته را انتخاب کنید، از یک طرف می‌گویید پیچیده است و از طرف دیگر بی‌صلاحیت ترین افراد را در آنجا می‌گمارید!؟ که بزرگترین خیانت‌ها را هم به کشور بکنند و طلبکار هم باشند! اکنون از ما طلبکار هم هستند! طلبکاری می‌کنند چون در دوره‌های قبل و بعد از آنها، افرادی آمده‌اند و خرابکاری‌هایی کرده‌اند. در نهایت طرف می‌گوید دیدید من آن کارها را نکرده بودم!؟ بله، ما اینگونه در یک دور باطل اسیر شده‌ایم.

    وزارت نفت، با صرف 14.5درصد بودجه و بدهی 100میلیاردی، تعهداتش را اجرا نکرده است / 240میلیارد دلار هم درخواست کرده اند

    این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی ، تصریح کرد: ماجرا این است که آنها گفته بودند 14.5درصد از ارز را به ما بدهید ما این تضمین‌ها را به شما می‌دهیم. یکی از تضمین‌هایشان این بود که ما با هیچ ناترازی در این حیطه روبرو نشویم، اما اکنون کل آن منابع ارزی را هزینه کرده‌اند و تا ۵ یا ۶ سال دیگر یک عرصه هم نیست که در حیطه نفت و گاز و انرژی کشور تراز باقیمانده باشد، اما چون هیچ سر و صاحبی در کار نیست، هیچکس نمی‌پرسد چه کسانی بودند که این تعهد را داده بودند و این وضعیت فعلی ما چیست!؟ گل بود به سبزه هم آراسته شده! عزیزان غیر از آن منابعی که صرف کرده‌اند بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار هم بدهی درست کرده‌اند! علاوه بر آن، همین وزیری که اکنون روی کار است سال گذشته به جای اینکه پاسخگو باشد، طلبکار بود و گفت اگر در چند سال آینده ۲۴۰ میلیارد دلار دیگر به ما ندهید، با فلان بحران‌ها روبرو خواهیم بود.

    هیچکس نمی‌گوید این هزینه‌ها را چه کرده‌اید!؟

    مومنی ادامه داد: از نظر نهادهای نظارتی هم خداوند توفیق داده با اینکه در همه عرصه‌ها رکوردهای جهانی را جابجا کرده‌ایم اما یک نهاد نظارتی نداریم که از این مسائل حساب‌کشی کند که چگونه ۱۴.۵ درصد بودجه را صرف کرده‌اید، ۱۰۰ میلیارد دلار هم وام گرفته‌اید و بعد می‌گویید با بحران سرمایه‌گذاری روبرو هستیم!؟ هیچکس نمی‌گوید این هزینه‌ها را چه کرده‌اید و هیچ کسی هم نمی‌پرسد چه برنامه‌ای برای ۲۴۰ میلیارد دلار دیگر دارید. بعد می گویند استراتژی را هم همینها به عنوان بخش اجرایی بدهند!

    درخواست برای بازگذاشتن دست وزرا، اسم رمز خیانت است / همه باید به برنامه مقید باشند / فشار به دولت برای گماشتن افراد به پستها، عین فساد است

    این اقتصاددان تاکید کرد: این هدیه‌ای به مسعود پزشکیان است هر کس گفت دستش را باز بگزار، این اسم رمز خیانت به کشور است. همه باید به برنامه مقید باشند، اینکه مثلا اگر خدایی نکرده در مجلس بگویند فلانی را سر کار بگذار و تو نگذاری بخواهند برایت مزاحمت ایجاد کنند، عین فساد است آن را باید متوقف کرد، نه اینکه تحت این عنوان، از برنامه و شفاف سازی داده‌ها و سیاستگذاری‌ها و استراتژی‌ها طفره روید! گاهی خجالت می‌کشم که این‌ها را به زبان جاری می‌کنم؛ چرا که این‌ها جز الفباها است، اما آنچنان نادیده گرفته می‌شود که مدام ناچاریم این‌ها را تکرار کنیم.

    «نفرین منابع» چگونه رخ می دهد؟ / 250میلیارد دلار در یک دوره 30ساله در بخش ساختمان بلااستفاده شد

    مومنی تاکید کرد: سازه ذهنی خطرناک بعدی، این است که وزیری روی کار بیاید که وجوه نرم‌افزاری را نادیده بگیرد و به جای اینکه تحلیل ارائه کند بگوید به من ارز و ریال بده تا کارت را راه بیندازم این هم اسم رمز خیانت است. از ۱۳۷۱ تا ۱۳۹۱ بالغ بر ۲۵۰ میلیارد دلار سرمایه‌های بین نسلی کشور در بخش ساختمان و مسکن پودر شده و بلااستفاده است. خیلی جالب است که مسکن خصوصی ترین و به اصطلاح بازاری‌ترین بخش این اقتصاد است. آنها که دوباره دلشان تنگ شده و حرف‌هایی با عنوان تک نرخی کردن بازار ارز مطرح می‌کنند، بدانند که عبرت این مسائل وجود دارد و کشور همچنان فاجعه جهل، فساد و ندانم کاری و پنهان کاری ها را پرداخت می‌کند. چند بار باید چوب بخوریم تا بفهمیم!؟ اگر خرد و برنامه نداشته باشید اگر تریلی، تریلی اسکناس و دلار هم زیر پایتان خالی کنند، وبالت می‌شود. در ساحت علم، آن را با عنوان «نفرین منابع» صورت‌بندی نظری کرده‌اند، یعنی اگر درک و برنامه نداشته باشید، ارز و ریال زیادی، شما را نفرین زده می‌کند. به عبارتی «بیماری هلندی» است، یعنی سیستماتیک بیمار، ناتوان و عاجز می‌شوید.

    هیچ مساله ای، فوری تر از طراحی برنامه پیش گیرنده از فساد نیست

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ادامه داد: در ۵۰ ساله گذشته در هر دوره‌ای که وفور درآمد نفتی داریم وقتی در توجیه صد جور فاجعه‌ای که کشور با آن روبرو می‌شود، می گوییم چرا این طور شد، مگر شما نمی گفتید، اگر ارز زیاد شود همه چیز حل می شود!؟ می گویند هر چه فریاد دارید بر سر نفت بکشید، وقتی قیمت نفت پایین می آید، می پرسیم حالا چرا تکان نمی خوری، می گوید اکنون که پول نداریم، چه کنیم!؟ در حالی که در اندیشه توسعه گفته می شود کمبود منابع برای یک انسان خردورز، تنها یکی از دهها مانع است که با سرپنجه تدبیر، خرد و دانایی حل می شود. مگر همه جای دنیا، درآمدهای نفتی داشتند که توانستند این جهشها را پیدا کنند!؟ بنابراین وقتی به صورت نظام وار مناسباتت، فسادزا و فسادپرور شده، هر میزان هم ارز و ریال داشته باشید، به نام چیزهایی و به کام فاسدها تخصیص می یابد.  اینها را آقای پزشکیان و همکارانش باید متوجه شوند که هیچ مساله ای، فوری تر از طراحی برنامه پیش گیرنده از فساد نیست. اگر شرافتمندانه قول دادید که به مشارکت مردم اهمیت می دهید، راه جلب مشارکت عالمانه مردم این است که فرایندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع دولت شفاف شود تا امکان نظارتهای تخصصی مدنی فراهم گردد.

    حکومت گرامی باید از توهم فاجعه ساز حل کردن همه چیز با دستکاری قیمت بیرون بیاید

    وی خاطرنشان کرد: در دوره بعد از جنگ، اعتیاد به شوکهای برون زا، به خاطر خام فروش و نفتی بودن، به شوکهای فاجعه آمیزتر درون زا از طریق دستکاری دائمی قیمتهای کلیدی آراسته شد. ما در این زمینه کار کردیم و بااطمینان می گویم و جزئیاتش را هم داریم که اگر ما با 14 صورت حساب فاجعه ساز روبرو بودیم، شوکهای قیمتی برای ما 140 فاجعه رقم زده است. این مساله بسیار حیاتی است که حکومت گرامی باید از توهم فاجعه ساز حل کردن همه چیز با دستکاری قیمت بیرون بیاید. 100 بار تجربه کردید و هر 100 بار شکست خوردید و هر بار علاوه بر شکست گسترده و عمیق فاجعه ها، فسادها و نابرابریها و وابستگیهای ذلت آور به دنیای خارج بیشتر شده، کافی نیست!؟ جامعه شناسان به کمک بیایند و بگویند چرا از دریچه اندیشه توسعه، تا این اندازه حساسیت به شوک درمانی وجود دارد. من که خودم حساس بودم که به طور عمومی اعلام نکنم به چه کسی رای می دهم، چه شد که به آقای پزشکیان رای دادم؟ زمانی بود که ایشان شرافتنش را گرو گذاشت و گفت من در دوره ریاست جمهوری ام، به شوک درمانی متوسل نخواهم شد، انشاالله که توفیق باشد و ما شاهد باشیم که ایشان با صوق وعده از چنین کاری اجتناب می کند.

    مومنی با بیان اینکه در بیانیه ای که دادیم، تاکیدکردیم که شوک درمانی نکردن برای برون رفت از این بحرانها لازم است اما به هیچ وجه کافی نیست و ما شروط کفایت را هم تشریح کردیم، گفت: به کمک روانشناسان اجتماعی و جامعه شناسان احتیاج داریم تا حکومت را مانند پیکره ای ببینند و نشان دهند که اعتیاد به شوک درمانی، چگونه آنها را دچار تحیر، از دست دادن جهت، بلااراده گی و تسلیم روزمرگی و سرکردانی و درماندگی و دست و پازدنهای بی حاصل، همراه با از دست دادن جهت می کند.

    شوک درمانی، پیکره توانمندی مالی دولت را فروریخته است / از1350 تا کنون، هرگز نهاد حکومت به این اندازه در فلاکت و فساد مالی گرفتار نشده بود

    وی ضمن تاکید بر اینکه شوک درمانی، ضدعادلانه ترین سیاستی است که در طول تاریخ بشر اختراع شده، افزود: شوک درمانی، پیکره توانمندی مالی دولت را فروریخته است. از1350 تا کنون، هرگز نهاد حکومت به این اندازه در فلاکت و فساد مالی گرفتار نشده بود. طنز تلخش این است که افراد چاپلوس، مشکوک و بله قربان گو، می گفتند شوک درمانی راه بی دردسر، و زودبازده پردرآمدکردن دولت است و اکنون ببینید کشور را به چه ورطه ای از سقوط انداخته اند. در مناسبات رانتی، الفاظ را هم میان تهی می کنند. آنها نوامیس و زمینه های قدرت حکومت را با عنوان مولدسازی به تارج می گذارند. آیا وقت آن نرسیده است که متوقف شوید و ببینید که بر سر خودتان و مردم وآینده کشور چه می آورید!؟ بزرگترین فاجعه سازی شوک درمانی این است که در فرایند خودتخریب گری سیستمی و میان تهی سازی سیستمی، قصد قربتی می کنند و تمام فشارها و لطمه ها را به بخشهای مولد اقتصاد تحمیل می کنند و از دلالان و فاسدها برمی دارند.

    81درصد خسارتهای قطع برق به صنایع بزرگ و کشاورزی تحمیل شده

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد تاکید کرد: گزارشهای رسمی می گوید فقط در سال 1402، 81درصد خسارتها و فشارهای ناشی از قطع برق به صنایع بزرگ، شهرکهای صنعتی و مشترکین بخش کشاروزی تحمیل شده است. بعد تعجب می کنند که چرا قیمت ارز در ایران این میزان ناپایدار است. وقتی به طور سیستمی این ضربه های مهلک را به بخش تولیدی می زنید معلوم است که باید واردات را محور اصلی کارتان قرار دهید و مردم را اسیر فقر، فلاکت و نابرابریهای کشنده کنید.

    حتی در کسب محبوبیت هم کوته نگرند

    مومنی یادآور شد: در حالی که افشارگری کردیم که صدور مجوزهای مشکوک برای احداث واحدهای تولیدی جدید، تنها چارچوب رانتی دارد و دهانهایی را به طمع رانت ارز، ریال، آب، برق، گاز و زمین باز می کند، باز همچنان بی رویه مجوزهای جدید می دهید. 81درصد بار فشارهای قطعی را بر دوش آنها انداختید و به خاطر فشارهای بیشماری که به تولیدکننده ها می آورید، روزمره انبوهی از اینها دچارورشکستگی می شوند یا زیرظرفیت، تولید می کنند. افراد جدیدی را وارد می کنید که رانتها را هم می گیرند و غیبشان می زند! از این زاویه بسیار شگفت انگیزاست. مهندس بحرینیان می گفت این مجوزهای بی ضابطه ای که می دهند، هدفشان خرید محبوبیت است. باید گفت حتی در کسب محبوبیت هم کوته نگرند. وقتی مجوز می دهید و نمی توانید برقش را تامین کنید، این محبوبیت پایدار نیست. خداوند هم می گوید از مفت خوارگی و بهره مندی فاقد صلاحیت بپرهیزید چرا که عوارض ربا را در آن می بینید و نارضایتی هم ایجاد می کند.

    نسبت مسئولیت پذیری حکومت ایران در امور حاکمیتی در حال رسیدن به دوران پیشاقاجار است

    وی با بیان اینکه در همیشه تاریخ،  همواره بالاترین سهم پرداخت مالیات به حکومت هم در دست تولیدکننده ها بوده است، اضافه کرد: شما با این کار، خودتان را هم به فقر و فلاکت می اندازید. نسبت مسئولیت پذیری حکومت ایران در امور حاکمیتی مانند امنیت، نظم، اموزش، سلامت و تغذیه و رفاه شهروندان در حال رسیدن به دوران پیشاقاجار است. قباحت آن هم ریخته. وزیران و مدیرانی داریم که به صنعتگران نامه می نویسند که برق و گاز را در تابستان و زمستان نمی دهند. در اقتصاد سیاسی، گفته می شود تعهد حکومت به امور حاکمیتی، ماننند چسبی می ماند که پیوند میان مرکز و سراسر سرزمین را تضمین می کند. گویی خودمان با دست خودمان کشور را به سمت تجزیه شدن پرتاب کنیم! آنها که از این مناسبات نفع می برند، می گویند سراغ فلانی ها نرو، همه اش برایت حرفهای تلخ می زنند، بیا ما برایت حرفهای شیرین می زنیم! باید گفت وقت آن نرسیده که یک گزارش بدهید تا روشن شود 30 سال این گونه کشور به کجا رسیده است!؟ باید تا ابد این چیزها را نفهمیم!؟

    اگر تغییر ریل اتفاق نیفتد، روند وحشتناک سقوط را پیش روی خودمان خواهیم داشت / جمعیت رانندگان اسنپ و تپسی، 1.5 برابر جمعیت شاغل در بخش صنعت

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه حکومت ابتدا از تعهداتش در قانون اساسی راجع به آموزش و سلامت طفره رفت، امروز می گوید برق را هم بر عهده نمی گیرم، خاطرنشان کرد: امروز از شهرکهای صنعتی شروع کردید و فردا به دیگران می گویید! بنابراین اگر آن تغییر ریل در شیوه اداره کشور اتفاق نیفتد، روند وحشتناک شکنندگی، قهقرا و سقوط را پیش روی خودمان خواهیم داشت و خدا می داند در این میانه چه انبوهی از گرفتاری های کوچک و بزرگ دیکر هم برای ما ایجاد می شود. جمعیت رانندگان اسنپ و تپ سی در ایران، نزدیک به 1.5 برابر جمعیت شاغل در بخش صنعت کشور شده است، این همه نهاد نظارتی داریم، شما چه چیزی را نظارت می کنید!؟ فقط زلف خانمها نظارت کردنی است! مقدرات کشور نظارت کردنی نیست که این گونه به سمت قهقرا می رویم!؟ از دورترین مناطق ایران به تهران می آیند و با مشقات زیاد و شب در ماشین خوابیدن با ماشین مستهلک شده، کار می کنند. تولید صنعتی در کشور را نابود کردید و مشاغل این چنینی را رایج می کنید. متوجه نمی شوید این مجوزها یعنی بازشدن دهانهای جدید برای تقاضای بنزین و گازوئیل. مرتب خلق تقاضا می کنید و بعد در شگفت هم هستید که چرا به این وضعیت دچار شدید!

    چه کسی گفته که باید چوب بی کفایتی و فسادها را بر سر مردم بزنید!؟ / چرا گفتید قیمت فروش برق در مقایسه با تولید به صرفه نیست؟

    مومنی با بیان اینکه از بی توجهی به تولید به وضعیتی رسیده ایم که ماشین آلات مستهلک شده، برق بیشتر مصرف می کنند و بازدهی کمتر دارد، با انتقاد از برخی اظهارات مبنی بر اینکه میزان هزینه کرد برای تولید برق از فروش آن به مردم بیشتر است، گفت: چه کسی گفته که باید چوب بی کفایتی ها و فسادها را بر سر مردم بزنید!؟ وقتی گزارش ترازنامه انرژی کشور می گوید روزانه نزدیک به 1.5میلیون بشکه معادل نفت خام فقط در فرایندهای تولید،انتقال و توزیع حاملهای انرژی تلف می شود. چرا مردم باید چوب تولید کننده انحصاری فاقد کیفیت برق را با افزایش قیمتها بخورند. واقعی سازی قیمت این است که باید راندمانت را که کمتر از نصف میانگین جهانی است را بالا ببرید. آن اتلافها را برطرف کنید. چه کسی گفته که فقط یک راه وجود دارد و آن تنبیه مردم از طریق افزایش قیمت ها است. چند بار باید در کشور آزمایش شود تا بفهمیم این غلط است!؟ آن آقا که گفت من می خواهم فقط اظهارات کارشناسی مبنای تصمیم گیری باشد، پس چرا گفت قیمت برق برای ما این میزان درمی آید و به مصرف کننده این میزان می دهیم. یک تحقیق ما از 1374 تا امروز در دانشگاه های کشور نداریم که بگوید کشش قیمتی حاملهای انرژی در ایران بالا است.

    کشور در چارچوب این مناسبات آینده ندارد

    این اقتصاددان گفت: صمیمانه به ایشان عرض می کنم آنها که از این حرفهای شسته و رفته ی خود راحت ساز، می زنند، می خواهند مناسبات در همین وضعیت خودش باقی بماند. به صراحت عرض می کنم کشور در چارچوب این مناسبات آینده ندارد. تحقیقی که آقای مهندس بحرینیان انجام داده نشان می دهد فقط در 1402، همان دستگاهی که می گوید ارز و ریال بده من ناترازی دارم، 972 هزار اشتراک جدید ایجاد کرده است. همه این چوبها را می خوریم چون ما آدمهای باکیفیت را بر سر مسئولیتهای کلیدی نمی گذاریم. نقدهای مشفقانه کارشناسی را غر زدن می نامند و چاپلوسی و وزوزکردن رانتی و فاسد را توجه به موازین می نامند. مملکت ما این گونه اداره می شود.

    مومنی تاکید کرد: برای این عزیزان شوک درمانی توصیه مطلوب کارشناسی است. همین اکنون، حدود 85میلیون تن ظرفیت نصب شده در پتروشیمی داریم، در برنامه هفتم می خواهند آن را به 133 برسانند. در حالی که اکنون برای همین تعداد حدود 14میلیون تن کسری وجود دارد! اما با حرفهای دهان پر کن که می دانند برای فرد تصمیم گیر فاقد صلاحیت کافی جذاب است، می گویند در دوره تو می خواهد این اتفاق بیفتد که ما مثلا روزی 7میلیون تن نفت خام تولید کنیم! اینها همه در تسخیر علم قرار دارد، چند بار فریب می خورید!؟

    به گفته این استاد اقتصاد؛ 22 نهاد نظارتی بر بودجه داریم، اما در سالهای اجرای برنامه تعدیل ساختاری، به طور متوسط سالانه بیش از 2هزار تخلف قانونی فقط از کانال بودجه دارند. یک نهاد نظارتی با کیفیت داشته باشیم کافی است. بعد این بی آبرویی در ترور اسماعیل هنیه و فخری زاده پیش می آید. سیستم امنیتی را هم به گونه ای کرده اند که گویا به کارشناسان دلسوز باید بیشتر حساس باشید تا جاسوسان متملق و چاپلوس که آرایش های متناسب با خواست شما هم در ظاهرشان ایجاد می کنند.

    یک هشدار جدی…

    مومنی گفت: در دوره حسن روحانی هم این ایده را به عنوان هشدار مطرح کردم و گفتم با این سوء تدبیرهایی که در نظام اداره عمومی کشور مشاهده می شود که بر محور رانت، ربا و فساد و علیه کارایی و دانایی و بهره‌وری و تولید آرایش پیدا کرده ، به سمت گذار خطرناک از دولت خام فروش به دولت آینده فروش در حال حرکت هستیم. دیگر رانت نفتی تکافوی کشور را نمی کند و از طریق بدهکار کردن کشور پیش می رویم. در دوره رئیسی یکی از کثیف ترین دروغ هایی که  مقامات کشور می گفتند این بود که ما دیگر در بانک مرکز ی دست اندازی نمی کنیم، من نشان دادم که چقدر دروغ کثیفی است که غیرمستقیم از بانکها وام می گیرند و دستشان را برای اضافه برداشت باز می گذارند. در انتها همه چیز همان ناگزیری چاپ پول پرقدرت می شود. البته در دوره روحانی نیز این دروغ گفته می شود و خیلی جالب است که این نهادهای نظارتی یک بار نیامدند و بگویند این چه حرفی  است که می زنید!

    آینده فروشی از طریق بدهکارسازی نسلهای بعدی هم به ته خط خود می رسد

    اندازه بازپرداخت بدهی های سررسیدشده هیولایی شده که کشور را به سمت فاجعه های بزرگ می برد

    هشدر نسبت به گذار از دولت خام فروش آینده سوز به دولت به غایت شکننده

    وی توضیح داد: آنها با خلق بدهی، جبران کسریهای مالی خود را می کنند، خام فروشی دیگر کار آنها را راه نمی اندازد. این ماجرا یعنی آینده فروشی از طریق بدهکار سازی نسلهای بعدی هم دارد به ته خط خود می رسد، اگر نهاد نظارتی با کیفیتی وجوددارد گزارش شرافتمندانه راجع به روند اندازه بازپرداخت بدهی های سررسید شده دولت از ناحیه انتشار اوراق بدهد. خود این هم تبدیل به هیولایی شده که کشور را به سمت فاجعه های بزرگ پیش می برد. اکنون ما در حال گذار خطرناک تر از دولت خام فروش آینده سوز به دولت به غایت شکننده هستیم. دولت شکننده فحش نیست اصطلاحی تئوریک است برای دولتی که کل عائله خود را نمی تواند خوب اداره کند، چه رسد به اینکه خدمات حمایت و عدالتش را به کل شهروندان عرضه کند. خطاب ما به کل حکومت و به ویژه دولت جدید است. پافشاری روی اداره کشور بر مبنای ریل قبلی، جز انحصار و فاجعه، دستاوردی نخواهد داشت. تغییر ریلی که می خواهد اتفاق بیفتد باید با تغییر بینش و نگرش و با برخورداری از یک برنامه با کیفیت توسعه باشد.

  • زالوی ارز ترجیحی خون اقتصاد ایران را می بلعد / با حذف ارز ترجیحی مردم تنبیه می‌شوند؟

    زالوی ارز ترجیحی خون اقتصاد ایران را می بلعد / با حذف ارز ترجیحی مردم تنبیه می‌شوند؟

    به گزارش اقتصادران، ولی‌الله سیف درباره سیاست‌های اقتصادی دولت چهاردهم و ضرورت‌ تغییر در سیاست‌های بانک مرکزی و همچنین زمزمه‌هایی از احتمال اجرای یکسان سازی نرخ ارز و حذف تمام نرخ‌های ترجیحی در این دولت اظهار داشت: در ابتدا باید گفت اینکه در تیم اقتصادی دولت انسجام و هماهنگی کامل وجود داشته باشد و یک نفر به عنوان هماهنگ کننده قبول مسئولیت کند بسیار مناسب و مفید خواهد بود. البته تعبیر فرماندهی را برای آن نمی پسندم چون هریک از دستگاه ها به تنهایی در مقابل قانون مسئولند و باید پاسخگو باشند. در عین حال بانک مرکزی دستگاهی مستقل از دولت است که وظایف و اختیاراتش به موجب قانون مشخص شده است. اهداف بانک مرکزی عموما اهدافی بلندمدت هستند که نباید و نمی تواند تحت الشعاع اهداف کوتاه مدت دولت ها قرار گیرد. به عنوان مثال مسئولیت‌ کنترل نقدینگی و تورم یک هدف بلند مدت را به صورت پایدار و مستمر دنبال می کند.

    وی تاکید کرد: اینکه رئیس کل بانک مرکزی به عنوان یکی از اعضای دولت دیده می‌شود و هر زمان بحث معرفی کابینه جدید است، رئیس کل بانک مرکزی هم مشمول تغییر شود به هیچ وجه منطقی نیست. بر همین اساس هم هست که به موجب قانون دوره مسئولیت رئیس کل بانک مرکزی پنج سال تعیین شده است. این در حالی است که دولت ها دوره های چهار ساله دارند. یعنی اگر کسی به عنوان رئیس کل انتخاب شده و قبل از پایان دورهِ مسئولیتش، دولت عوض می‌شود الزامی و یا ضرورتی در تغییر رئیس کل بانک مرکزی وجود ندارد. بر همین اساس حضور رئیس کل بانک مرکزی در جلسات دولت الزامی نیست و شاید حتی مضر هم باشد. از آنجا که سیاست های پولی و ارزیِ بلند مدت بانک مرکزی نباید تحت تأثیر نیازهای کوتاه مدت و روزمره دولت ها تغییر کند، حضور رئیس کل در جلسات دولت باعث می‌شود از این بابت بانک مرکزی برای تأمین برخی نیازهای جاری دولت تحت فشار قرار گیرد. ادامه این وضعیت باعث می شود به تدریج استقلال بانک مرکزی مخدوش ‌شود.

    امکان یکسان سازی نرخ ارز با شوک درمانی میسر نیست

    رییس کل اسبق بانک مرکزی درباره سیاست تک نرخی شدن ارز در دولت چهاردهم و حذف ارزهای ترجیحی گفت: اصولا یکی از سیاست‌هایی که همواره مد نظر بانک مرکزی بوده این است که به تدریج به سمت یکسان سازی نرخ ارز حرکت کند. آنچه مسلم است با توجه به شرایط عمومی موجود در کشور، امکان یکسان سازی نرخ ارز به صورت دفعتا واحده و با شوک درمانی میسر نیست. اجرای سیاست یکسان سازی نرخ ارز اقدامی تدریجی است و به مرور در طول یک دوره معین می تواند اجرایی شود. در این روش تأمین ارز مورد نیاز برای ورود گروه های کالایی مختلف بر حسب اولویت به تدریج به بازار محول می شود و همزمان تخصیص ارز ترجیحی برای آن‌ها متوقف می شود. بر این اساس دولت این فرصت را پیدا می کند که از محل منابع حاصل از فروش ارز با نرخ بازار، سیاست های جبرانی مناسبی برای حمایت از دهک های پایین اتخاذ و به مورد اجرا بگذارد. ادامه این روش تا آخرین مرحله، یعنی توقف کامل تخصیص ارز به نرخ ترجیحی و هدایت تقاضای ارز برای واردات کلیه کالاها و خدمات به بازار، کشور را در شرایطی قرار می دهد که بساط نرخ های ترجیحی و دستوریِ ارز که دارای توالی فاسد بسیار و رانت خواری در اقتصاد بوده کلا برچیده شود.

    سیف ادامه داد: باید توجه داشته باشیم که عموما دو گروه از عوامل بر روی نرخ ارز اثرگذار است، گروه اول عوامل بنیادی اقتصادی و گروه دیگر عوامل غیر اقتصادی و انتظاراتی هستند. وظیفه بانک مرکزی صرفا کنترل و خنثی سازی عوامل اثرگذار غیر اقتصادی و نوساناتی است که تحت تأثیر شرایط سیاسی و انتظاراتی به وجود می‌آیند.

    وی افزود: اما در رابطه با عوامل بنیادی اقتصادی که نرخ واقعی ارز متاثر از آنها شکل می‌گیرد، بانک مرکزی نمی‌تواند و اساسا نباید اقداماتی انجام دهد که منجر به افزایش شکاف بین قیمت بازار و قیمت واقعی ارز شود. برای مثال وقتی در اقتصاد با تورم 40 درصدی مواجه هستیم اگر اصرار بر جلوگیری از افزایش نرخ ارز باشد و منابع ارزی هم این امکان را به بانک مرکزی بدهد ممکن است برای کوتاه مدت نتیجه مورد نظر حاصل شود اما باید بپذیریم این اصرار، دارای آثار منفی جدی روی متغیرهای اقتصادی از قبیل تولید ملی، اشتغال، کاهش صادرات، افزایش واردات و بسیاری مشکلات دیگر بوده و به هیچ وجه در بلندمدت هم نمی‌تواند ادامه پیدا کند. این تجربه در گذشته چندین بار تکرار شده و همواره شاهد این بودیم که در مقاطعی منابع ارزی بانک مرکزی اجازه این کار را می‌داد که قیمت‌ها سرکوب شود اما به محض اینکه در منابع، محدودیتی ایجاد می‌شد، شاهد جهش نرخ ارز بودیم که اقتصاد را با یک نوسان شدید روبه رو می‌کرد.

    چگونگی پیدایش 4200 تومانی

    رییس کل اسبق بانک مرکزی با اشاره به روند تصمیم گیری درباره تولد ارز 4200 تومانی در دولت دوازدهم اظهار داشت: در دوره‌ای که مسئولیت بانک مرکزی را بر عهده داشتم در تیرماه سال 96 گزارشی در کمیسیون اقتصادی دولت مطرح کردم مبنی بر اینکه روند به گونه‌ای است که باید اجازه بدهیم نرخ ارز تحت تاثیر متغیرهای اقتصادی افزایش پیدا کند و نباید با اصرار بر جلوگیری از تأثیر واقعیت‌های اقتصاد بر نرخ ارز باعث تشدید عدم تعادل ها در اقتصاد شویم. در آن جلسه توضیح داده شد که محدودیت منابع ارزی به ما اجازه نمی‌دهد که نرخ ارز را بانک مرکزی تعیین کند. بلکه نرخ واقعی ارز در هر اقتصادی تابع عملکرد کلان اقتصاد و واقعیت‌های آن اقتصاد در مقایسه با سایر اقتصادها خواهد بود.

    سیف ادامه داد: بانک مرکزی ممکن است با استفاده از منابع ارزی (اگر منابع ارزی بانک مرکزی کافی باشد ) نرخ را در بازار تثبیت کند اما مسلما ادامه این روش باعث بزرگتر شدن تدریجی شکاف بین نرخ واقعی و نرخ اسمی بازار خواهد شد و توالی فاسد بسیاری را به همراه دارد. البته به این نکته هم اشاره شد که منابع ارزی در شرایط فعلی به نحوی است که قطعا امکان ادامه شرایط فعلی وجود ندارد و عنقریب با شوک ارزی مواجه خواهیم شد. متأسفانه توضیحات مبسوط بانک مرکزی در آن جلسه مسموع واقع نشد و با این بیانِ ناقص و نادرست که نرخ ارز به منزله ناموس اقتصاد کشور است و به هیچ وجه نباید اجازه بدهیم افزایش پیدا کند با پیشنهاد بانک مرکزی مخالفت شد.

    رییس کل اسبق بانک مرکزی افزود: متأسفانه در اغلب موارد به غلط تصور می‌شود با سرکوب نرخ ارز و جلوگیری از افزایش آن در بازار می توان پول ملی را تقویت کرد در صورتیکه قدرت پول ملی هر کشوری به عواملی از قبیل تولید ملی، حجم صادرات و تراز تجاری آن کشور بستگی دارد و به صورت مصنوعی با عرضه ارز در بازار نمی توان قیمت واقعی ارز را تعیین کرد.

    وی گفت: در این گزارش بر اساس اطلاعات و تحلیل ارائه شده، تنش ارزی در پایان سال 96 پیش بینی شده بود. رئیس جمهور از شنیدن گزارش برآشفت و دستور داد آقای جهانگیری به عنوان معاون اول جلساتی بگذارند و با همکاری همه دستگاه ها از بروز این تنش جلوگیری کنند، اما در نهایت پیش‌بینی بانک مرکزی اتفاق اقتاد. بعد از شروع نوسانات در اواخر سال 96 بنا بر بحث‌ها و مذاکرات در جلساتی به ریاست معاون اول نهایتا همان مدل پیشنهادی بانک مرکزی مورد پذیرش جمعی قرار گرفت و قرار شد در حضور رئیس جمهور مطرح و با جلب موافقت ایشان به اجرا درآید. محور اصلی طرح پیشنهادی این بود که قیمت بازار را بپذیریم و تلاش کنیم آن را به سمت نرخ واقعی ارز هدایت کنیم. عموما بهترین وضعیت بازار ارز که می‌تواند از ثبات برخوردار باشد زمانی است که نرخ اسمی در بازار منطبق بر نرخ واقعی ارز باشد.

    سیف تاکید کرد: در ادامه بعد از توافق جمعی برای جلب موافقت رئیس جمهور و نهایی کردن تصمیم جلسه‌ای با حضور تیم اقتصادی و برخی از کارشناسان به ریاست رئیس جمهور تشکیل شد. این جلسه که قرار بود همه حضار در حضور رئیس جمهور از طرح پیشنهادی بانک مرکزی حمایت کنند و تصمیم اجرایی کردن رژیم ارزی شناور مدیریت شده نهایی شود مجددا با مخالفت رئیس جمهور مواجه شد و بعد از بحث‌های فراوان، اصرار بانک مرکزی و یکی دو نفر از حضار به جایی نرسید و نهایتا نرخ 4200 تومان به عنوان مصوبه جلسه عنوان شد. از بنده خواستند در مورد این تصمیم و مبنای نرخ ارز 4200 تومانی مصاحبه و مراتب را اعلام کنم. توضیح دادم این تصمیم همان طور که اعلام کردم مورد تأیید بانک مرکزی نیست و نمی توانم در باره تصمیمی که قبول ندارم مصاحبه‌ای داشته باشم که البته متعاقبا با دستور رییس جمهور، آقای جهانگیری تصمیم مبنی بر سیاست ارز ترجیحی 4200 تومانی را اعلام کرد.

    راهکارهای اصلاح نرخ ارز

    رییس کل اسبق بانک مرکزی با بیان اینکه در حال حاضر به غیر از ارز ترجیحی، چندین نرخ دیگر هم ایجاد شده اظهار داشت: البته امکان اصلاح این وضعیت با روش‌های مناسب و قابل اجرا وجود دارد و از نظر مبانی اقتصادی هم مشکلی نیست. تنها نکته، انتخاب بهترین روش در شرایط موجود است که کمترین هزینه را ایجاد کند و بتواند در یک دوره زمانی قابل قبول به نتیجه برسد.

    وی ادامه داد: یک راه این است که اصلاح نرخ به صورت ناگهانی و با شوک همراه باشد و به یکباره اعلام شود که نرخ واحد ارز همین نرخ موجود در بازار است و بعد از آن بانک مرکزی سعی کند آن را در دامنه نرخ وافعی کنترل کند. این اقدام در زمان شروع به یکباره تکانه بزرگی را در اقتصاد ایجاد می‌کند و فشارهای زیادی را به مردم به ویژه دهک‌های کم درآمد جامعه تحمیل می کند.

    وی افزود:‌ برای پرهیز از تبعات ناگوار چنین تصمیمی راه دوم، روش حذف تدریجی است و باید به طور شفاف و بدون هیچ ابهامی با اطلاع رسانی مناسب به مرحله اجرا درآید. البته موضوع مهم نحوه اجرای سیاست و روش اعمال تدریجی آن است. در طول دوره اجرا باید به دقت برنامه اصلی مورد مراقبت و پایش باشد. تجربه نشان داده است که معمولا در حین اجرا تصمیماتی گرفته می‌شود که مسیر اجرا را تغییر می‌دهد و در نهایت شاهد انحراف از هدف می‌شویم.

    سیف درباره تجربه حذف یکباره ارز ترجیحی 4200 تومانی در دولت سیزدهم و ایجاد تورم‌های بالا در اقلام و کالاهای اساسی مردم تاکید کرد: اینکه می‌گوییم حذفِ شوک‌آور ارز ترجیحی به طور وحشتناک اقتصاد کشور را تحت تاثیر قرار می‌دهد و ممکن است که توان تحمل آن در جامعه وجود نداشته باشد، به همین دلیل است و معتقدم روش شوک درمانی به هیچ وجه مناسب شرایط ما نیست. بنابراین باید از روش تدریجی استفاده کنیم. یکی از روش‌های حذف تدریجی این است که یکسان سازی نرخ ارز را از حذف پایین‌ترین نرخ ارز در اقتصاد آغاز کنیم و کالاهایی که مشمول این نرخ ارز می‌شدند را تحت ارز ترجیحی با قیمت بالاتر قرار دهیم.

    وی گفت: در اجرای چنین سیاست‌هایی به منظور حمایت از دهک‌های پایین جامعه دولت باید به فکر اعمال همزمان سیاست‌های جبرانی هم باشد. باید بررسی شود این اقدامات چه تاثیری روی کدام یک از گروه‌های کالایی خواهد داشت و مصرف کنندگان این گروه کالایی چه قشری هستند و براساس این اطلاعات و داده‌ها به صورت جبرانی مابه تفاوتی که حاصل می‌شود به این گروه‌ها تخصیص داده شود و از این طریق می‌توان بخشی از فشارهای افزایش قیمت را بر خانوار جبران کرد. هدف این است که در دوره انجام این اصلاحات فشارهای معیشتی به گروه‌های کم درآمد حتی الامکان خنثی شود.

    با حذف ارز ترجیحی مردم تنبیه می‌شوند

    رییس کل اسبق بانک مرکزی اظهار داشت: هدف اصلی از سیاست جبرانی ترمیم قدرت خرید دهک‌های پایین درآمدی است موضوع مهم در این رابطه شناسایی دقیق خانوار های مشمول است که به دلیل ضعف های اطلاعاتی از پیچیدگی های زیادی برخوردار است. اگر یارانه‌های مربوط به سیاست جبرانی با دقت تخصیص داده شود مشکلی ایجاد نخواهد شد و فشارهای وارده بر اقشار مذکور از این طریق می تواند خنثی شود. در غیر این صورت ممکن است انجام اصلاحات منجر به نارضایتی و فشارهای اجتماعی شود و در نتیجه دولت ناگزیر انجام اصلاحات را متوقف کند.

    سیف درباره اظهارات برخی از کارشناسان اقتصادی مبنی بر اینکه دولت‌ها چرا برای مبارزه با رانت ارز ترجیحی، با مفسدان این جریان برخورد نمی‌کنند و با حذف ارز ترجیحی تمام مردم تنبیه می‌شوند، گفت: در این نکته مهم تردیدی نداشته باشیم که اصولا یکی از مهمترین عوامل رانت جویی و فساد، وجود نرخ‌های ترجیحی و دستوری در اقتصاد است. این واقعیت قابل انکار نیست، نمونه بارز آن همین پرونده فساد مربوط به چای دبش است. قوی‌ترین سیستم‌های نظارتی و پلیسی در دنیا هم نمی‌تواند به صورت کامل جلوی رانت و فساد های مربوط به نرخ های ترجیحی و قیمت های دستوری را بگیرد. اگر نرخ ارز واقعی و همان نرخ بازار باشد انگیزه سوء استفاده از آن بسیار ضعیف می‌شود اما وقتی نرخ ارز ترجیحی است، طبیعتا انگیزه فساد افزایش پیدا می کند.

  • این مرغ‌ها روی آتش دلار ارزان کباب شده‌اند!

    این مرغ‌ها روی آتش دلار ارزان کباب شده‌اند!

    به گزارش اقتصادران، خبر کوتاهی هست که هرازگاهی ستون‌پرکن صفحه‌های روزنامه‌ها می‌شود: «صادرات مرغ آزاد شد». آدم‌های زیادی نیستند که به این خبر توجه کنند. انگار برای چند صادرکننده مرغ نوشته شده و مربوط به وزارتخانه‌ای است -وزارت جهاد کشاورزی- که به ظاهر با روستاییان ساده سروکار دارد.

    حالا یکی از معاونان سابق وزارت کشاورزی در دولت سیزدهم با تحلیل رفتار دو سه ماه اخیر این وزارتخانه، نتیجه می‌گیرد که «دارند ارز کشور را به آتش می‌کشند» و از احتمال وجود فساد سيستماتيک در رفتارهای اخیر وزارت جهاد می‌دهد و خواستار ورود نماینده مدعی‌العموم به مساله است.

    زیگزاگ ارزی

    محسن شیرواند، معاون بازرگانی سابق وزیر کشاورزی در دولت سیزدهم می‌گوید: «دو مساله کلی داریم؛ یکی تغییر ارز گروه‌های کالایی است. مثلا کالایی ارز ترجیحی دریافت می‌کرده است و ناگهان ارز آن نیمایی می‌شود. ما در انتهای سال گذشته یک بی‌نظمی آشکار در مورد این گروه اول داشتیم.»

    او توضیح می‌دهد: «برای نمونه، ارز حبوبات در انتهای سال که منتهی به ماه رمضان است ناگهان از ترجیحی به نیمایی انتقال پیدا می‌کند و یک شوک قیمتی بد به بازار وارد می‌شود اما مجددا آن را به ترجیحی بازمی‌گردانند. اما قیمت در بازار چسبندگی دارد و دیگر پایین نمی‌آید.»

    شیراوند ادامه می‌دهد: «این مدل رفتارها در بازار است که سوال برانگیز است. مثلا تاکنون درباره برنج ۳ بار این اتفاق افتاده است. ارز آن ترجیحی شده بعد نیمایی شده و ۳ بار این مساله تکرار شده است. این کار تولیدکننده، بازرگان و کل بازار را سردرگم می‌کند و در نهایت خودش را در قیمت تمام‌شده برای مصرف‌کننده به وضوح نشان می‌دهد.»

    ارز ارزان در جیب‌های…؟

    معاون سابق وزیر بازرگانی اضافه می‌کند: «نکته دوم بحث خود ارز ترجیحی است. ما قانونی داریم به این صورت: خدمات و کالاهایی که با ارز ترجیحی تولید می‌شوند به دلیل یارانه مستقیم ارزی که دریافت می‌کنند، صادرات آن‌ها ممنوع است.»

    او تشریح می‌کند: «اما شما چک کنید؛ صادرات روغن خوراکی را آزاد کردند و مجدد ممنوع کردند. مرغ همچنان صادرات آزاد دارد. تخم‌مرغ یکی دیگر از کالاها است که صادرات آن آزاد است‌ و جدیداً هم قند حاصل از شکر سفید بود که آزاد و ممنوع شد.»

    او تاکید می‌کند: «اولا فارغ از اینکه مرجع و منشا این رفتار کجاست، خلاف قانون است. چون شما عملا در حال صادرات ارز کشور هستید که می‌گویید در مضیقه است. شما ارز این کالاها را آزاد کن و مابه‌التفاوت آن را به من مصرف‌کننده بده. اما با این رویه دو بار از جیب کشور ارز خارج می‌کنید.»

    او توضیح می‌دهد: «یک بار ارز دولتی را برای مواد اولیه و واردات آن استفاده کرده‌اید. بعد دوباره صادر می‌کنید که ارز صادراتی آن با تعلل و مشکل بازمی‌گردد و اصلا بعضی از کالاهای کشاورزی از رفع تعهد ارزی معاف هستند.»

    ارز را به آتش می‌کشند

    او ادامه می‌دهد: «پس برای رفع نیاز داخل باید ۱۰۰ الی ۱۱۰  میلیون جوجه بریزید. اما وقتی چند دوره ۱۵۰ میلیون جوجه‌ریزی می‌کنید و دائما خبری هم می‌کنید شک‌برانگیز است.»

    شیراوند می‌گوید: «این جوجه هوا که نمی‌خورد، ذرت و کنجاله سویا و این محصولاتی خوراک او است که با سختی و با ارز دولتی وارد می‌شود. چرا بیش از نیاز تولید يارانه‌ای انجام می‌دهید که همان را هم بخواهید با قیمت يارانه‌ای صادر کنید.»

    او در پاسخ به این‌که آیا این موارد نتیجه می‌دهد که ذینفع مشخصی وجود دارد پاسخ می‌دهد: «یک بار اشتباه را می‌گوییم غفلت است اما استمرار آن که با یک دو دو تا چارتای مالی اصلا جور در نمی‌آید به نظر می‌رسد دارای این کار برنامه و ذینفعانی دارد.»

    او تاکید می‌کند: «اکنون جا دارد مدعی‌العموم ورود پیدا کند و بپرسد حیف و میل منابع ارزی سودش به چه کسی می‌رسد؟»

    او درباره تصمیم‌گیر اصلی تغییر ارزی گروه کالایی توضیح می‌دهد:« وزارت جهاد مرجع اصلی است. آقای منظور نامه می‌زند در واقع پیشنهاد می‌دهد ولی تعیین‌کننده وزارت جهاد است. تنظیم بازار برنج که با سازمان برنامه نیست. در نتیجه بدون تامین تصمیم وزارت جهاد این کار شدنی نیست.»

    او درباره معاونت مربوطه می‌گوید: «معاونت بازرگانی و یا معاونت تولیدی یا امور دام نظر فنی می‌دهند اما تصمیم‌گیری و پذیرفتن پیشنهادات برعهده وزیر است.»

    شیراوند تاکید: «ببینید این اعوجاج‌ها نشان می‌دهد که در این دو ماه ارز کشور را دارند به آتش می‌کشند. عمده این‌ها مربوط به همین مدت اخیر دو یا سه ماه است. افزایش تولید مرغ مربوط به دوره آخر یعنی ۳ ماه گذشته است. می‌توانید گزارش دوره‌های مختلف آن را بخوانید. به‌هم‌ریختگی وحشتناکی است که احساس آرامش را از بازار می‌گیرد.»

  • ارز تک نرخی، از رویا تا واقعیت!

    ارز تک نرخی، از رویا تا واقعیت!

    به گزارش اقتصادران، قاسم رضائیان نوشت:

    یکی از موضوعات مهمی که در دولت جدید باید به آن پرداخته شود، لزوم توجه به زیرساخت‌های اقتصادی و اهمیت دادن به اصلاحاتی است که برای سال‌های طولانی بحث درباره آنها مطرح بوده و البته هیچ‌گاه اجرایی نشده‌اند. انتخابات دوره چهاردهم ریاست‌جمهوری بار دیگر نشان داد، هر زمان و هر کجا که لازم است، مردم در کنار هم نقشی ماندگار ایفا می‌کنند؛ اما این حضور و مشارکت مردم در حمایت و پشتیبانی از نظام مسوولیت همه کارگزاران ازجمله منتخب مردم در جایگاه ريیس‌جمهور را سنگین‌تر می‌کند.

    ريیس‌جمهور منتخب در راستای پاسخ به اعتماد، امیدهایی که به وجود آمد، انتظارات، توقعات و نیازهایی که احساس می‌شود مسوولیت سنگینی دارد و پاسخ به آنها را باید در اولویت برنامه‌های خود قرار دهد. در این مسیر فعالان بخش خصوصی هم با وجود محدودیت‌های ناشی از تحریم و تنگناهای متعدد، همواره در کنار دولت‌ها و مردم ایستاده، فشارها را تحمل کرده و اجازه ندادند اقتصاد کشور از مسیر خارج شود و امروز از ريیس‌جمهور منتخب انتظار دارند بیش و پیش در راستای ایجاد شفافیت اقتصادی، اصلاح نظام بروکراسی اداری، تک‌نرخی شدن ارز، تسهیل شرایط برگشت ارز، فراهم کردن زیرساخت‌های توسعه در زمینه‌های اقتصادی و صنعتی، تلاش کند.  فراموش نکنیم که در حال حاضر چند نرخی بودن ارز و سیاست‌های برگشت ارز چالش‌های جدی را برای تجارت ایران به وجود آورده و متاسفانه این مسائل آسیب‌های جدی به تجارت انواع محصولات کشاورزی وارد کرده است. با تک‌نرخی شدن ارز نه تنها وضعیت تجارت کشور بهبود پیدا می‌کند، شاهد از بین رفتن یکی از مسیرهای مهم فساد در کشور خواهیم بود. توجه به معضل جدی سرمایه در گردش و اعتبارات پولی واحدهای تولیدی، خواسته دیگر فعالان اقتصادی از دولت چهاردهم است؛ متاسفانه بخش قابل‌توجهی از واحدهای تولیدی و کارخانجات با مشکلات جدی نقدینگی، نوسازی و بازسازی ماشین‌آلات و تجهیزات تولید روبه‌رو هستند.

  • 7درصد جمعیت کشور با گرسنگی روبرو هستند / اقتصاد غارتیِ فامیلیِ شکل گرفته، به سادگی‌ها قابل جراحی نیست!

    7درصد جمعیت کشور با گرسنگی روبرو هستند / اقتصاد غارتیِ فامیلیِ شکل گرفته، به سادگی‌ها قابل جراحی نیست!

    به گزارش اقتصادران، دکتر حسین راغفر با بیان اینکه گفت: آقای پزشکیان بارها تاکید کردند که ما متعهد می‌شویم که مردم شب با گرسنگی نخوابند. بر اساس آمارهای رسمی کشور، محاسباتی انجام دادیم که نشان می‌دهد حدود ۶ تا ۷ درصد جمعیت کشور ما با گرسنگی روبرو هستند و کل مخارجشان نمی‌تواند هزینه غذای آنها را تامین کند؛ ضمن اینکه خانواده‌ها مخارج دیگری به جز غذا هم دارند. ۷ درصد جمعیت ۹۰ میلیونی رقم بسیار قابل توجهی است! اگر آقای پزشکیان بتواند این وعده را ظرف ۴ سال آینده محقق کند این دستاورد بزرگیست.

    وی نابرابری را مساله کانونی اقتصاد ایران و جهان عنوان کرد و ادامه داد: ما امروزه به وضوح شاهد نارضایتی در جامعه خود هستیم و علت اساسی تصمیم جمعیت بزرگی که در انتخابات شرکت نکردند، این است که سیاست‌های اساسی کشور به طور نظام مند، بخش‌هایی از جامعه ما را از دسترسی به فرصت‌ها و منابع ملی، حذف کرده است. بنابراین بسیار طبیعی است که این شرایط نارضایتی ایجاد کند و احساس کنند اساسا تعلق خاطری به این کشور ندارند و اعتراضشان را به این شکل بسیار مدنی بروز دادند.

    این اقتصاددان با یادآوری اینکه البته با کمال تاسف این مسئله تنها مربوط به ما نیست و سیاست‌های تعدیل ساختاری و بعدها نئولیبرالیسمی که از ۱۹۸۰ تا ۲۰۲۰ شکل گرفته منشا بسیاری از نارضایتی‌ها در کشورهای بزرگ صنعتی جهان است، اظهارداشت: امروز بخشی از اعتراضاتی که در آمریکا با عنوان مخالفت با جنایت‌های اسرائیل صورت می‌گیرد، اعتراضی است به ۴۰ سال استثمار مستمر نسل جوان در آمریکا که توسط نظام اقتصادی آمریکا انجام شده و بخش‌های قابل توجهی از مردم را در بر گرفته و آنها از امید به آینده و محصول اجتماعی عملا حذف شده‌اند.

    نابرابری تنها در دسترسی به فرصتها و منابع نیست، بلکه شاهد نابرابری در توزیع امید هستیم / نابرابری، ثبات سیاسی را تهدید می کند

    راغفر اضافه کرد: این نابرابری‌ها فقط در دسترسی به فرصت‌ها و منابع نیست بلکه شاهد نابرابری در توزیع امید هستیم. جوانان ما امید نسبت به آینده را از دست داده‌اند و فکر می‌کنند هیچ مرجع و ملجائی اصلا به فکر آنها نیست. این موضوع، مهم‌ترین مسئله کانونی امروز جامعه ما است که اگر به آن توجه نشود قطعا وضعیت به مراتب بدتر خواهد شد. مسئله نابرابری از محوری‌ترین پدیده‌هایی است که به شدت ثبات سیاسی را تهدید می‌کند. متاسفانه ما هیچ نشانه‌ای را هم از سوی حاکمیت برای رفع این نابرابری‌ها نمی‌بینیم.

    امیدوارم روزنه‌ای ولو اندک برای ایجاد گفت و گو در جامعه باز شود

    وی گشایش ایجاد شده در انتخابات را پاسخی به مطالبات سال‌های گذشته مردم و خصوصا جوانان دانست و ابراز عقیده کرد: این گشایش به هیچ وجه کافی نیست. امیدوارم روزنه‌ای و لو اندک باز شود تا بتوانیم در جامعه گفتگو کنیم. البته متاسفانه به دلایل مختلف نشانه‌های آن کافی نیست. آنچه که امروزه کور سویی از امید ایجاد کرده، این است که پزشکیان برای کاهش نابرابری‌ها بر سه محور تعهد کرده و ما به دنبال تحقق تعهدات ایشان خواهیم بود.

    7درصد جمعیت کشور با گرسنگی روبرو هستند / بعد از جنگ، گویی قانون اساسی را در جوی آب انداختند و کاملا نادیده گرفته شد / پزشکیان وعده ریشه کنی گرسنگی را محقق کند

    راغفر ادامه داد: ریشه‌کنی گرسنگی اولین محور است. ایشان بارها تاکید کردند که ما متعهد می‌شویم که مردم شب با گرسنگی نخوابند. بر اساس آمارهای رسمی کشور، محاسباتی انجام دادیم که نشان می‌دهد حدود ۶ تا ۷ درصد جمعیت کشور ما با گرسنگی روبرو هستند و کل مخارجشان نمی‌تواند هزینه غذای آنها را تامین کند؛ ضمن اینکه خانواده‌ها مخارج دیگری به جز غذا هم دارند. ۷ درصد جمعیت ۹۰ میلیونی رقم بسیار قابل توجهی است! اگر آقای پزشکیان بتواند این وعده را ظرف ۴ سال آینده محقق کند این دستاورد بزرگیست. ایشان دو تعهد دیگر با عنوان آموزش رایگان همگانی و رفع نابرابری را داده‌اند که هر سه این‌ها جزء تعهدات قانون اساسی است. قانون اساسی که بعد از جنگ، آن را در جوی آب انداختند و کاملا نادیده گرفته شد و حاکمان هرگونه که خواستند آن را اجرا کردند.

    رژه اشرافیت و نابرابری موجود در شهرها، ناهنجاری ها را تشدید می کند / رشد جرایم، محصول تعطیل کردن قانون اساسی در کشور است

    این عضو هیات علمی دانشگاه با یادآوری اینکه آموزش همگانی اجباری در کشورهای صنعتی به این معناست که کودکی که در ساعت تحصیل در خیابان باشد پلیس خانواده او را برای اینکه او در کلاس درس نیست بازخواست می‌کند، خاطرنشان کرد: ببینید ما از کجا به کجا رسیدیم که این بچه‌ها سر چهاراه ها، خیابان‌ها و در زباله‌ها می‌گردند! پزشکیان به دسترسی آموزش همگانی و رایگان تعهد کرده است. ما بیش از 35 سال است که اخطار می‌کنیم اگر این سیاست‌های فعلی ادامه پیدا کند، ما با اشکال مختلف ناهنجاری‌ها روبرو خواهیم بود. این ناهنجاری‌ها ناشی از عدم پایبندی حاکمیت به تعهداتش در قانون اساسی است. آنها که مرتکب ناهنجاری‌ها می‌شوند، اغلب درس نخوانده‌اند و هیچ امیدی به آینده‌شان ندارند. بنابراین با این رژه اشرافیت و نابرابری که در شهرها وجود دارد، ناگزیر می‌شوند برای رسیدن به آنچه که خانواده‌های بهره‌مند دارند، وارد این گونه عرصه‌ها شوند. رشد جرم و جرایم محصول طبیعی تعطیل کردن قانون اساسی در کشور است.

    ضرورت بازگشت به تعهدات قانون اساسی

    این اقتصاددان با بیان اینکه بازگشت به قانون اساسی یکی از اساسی‌ترین تعهداتی است که هیچ رئیس جمهوری بعد از جنگ آن را مطرح نکرد، گفت: همه ما می‌دانیم که در طول جنگ علی رغم همه محدودیت‌ها، آموزش و پرورش و آموزش عالی رایگان بود. اگر کسی تصادف می‌کرد عمل جراحی انجام می‌داد و با امضا از بیمارستان بیرون می‌آمد، نه اینکه مانند امروز گروگان می‌گیرند تا به او خدمات دهند و این تعهد سومی است که آقای پزشکیان داشتند تا خدمات سلامت به نیازمندان به صورت رایگان ارائه دهند. اگر آقای پزشکیان بتواند همین سه مولفه را محقق کند، زمینه ساز بهبود حجاب در جامعه و نارضایتی‌ها خواهد شد. حجاب بهانه‌ای برای اعتراض به سیاست‌های تبعیض آمیزی که در ۳۵ سال گذشته اعمال شده؛ و همه این‌ها محصول سیاست‌های اقتصادی سه دهه گذشته است. به اسم اینکه رونق اقتصادی ایجاد می‌کنند تا به دنبال آن عدالت اجتماعی ایجاد شود، این سیاستها را اجرا کردند، اما هیچ کدام از این وعده‌ها نه در ایران، بلکه در هیچ کجای دنیا محقق نشده است و امروز ما در غرب و آمریکا شاهد نارضایتی‌ها هستیم که نتیجه آن نابرابری‌های فاحش است.

    اقتصاد غارتیِ فامیلیِ شکل گرفته، به سادگی‌ها قابل جراحی نیست / حاکمان برای رفع موانع توسعه، عزم سیاسی داشته باشند

    راغفر اصلاح نظام مالیاتی را یکی از محوری‌ترین موضوعاتی دانست که باید مورد توجه دولت جدید قرار بگیرد و ادامه داد: برندگان این اقتصاد در ۳۵ سال گذشته باید مالیات بیشتری بدهند؛ شاهد هستیم فردی با یک کتانی و شلوار خاکی در سالهای اول پس از پیروزی انقلاب بوده و امروز ژنرالی است که بخش قابل توجهی از اقتصاد کشور در اختیارش است. نه تنها خودش، بلکه اقوام و نزدیکانش منفع شده اند و این اقتصاد غارتیِ فامیلیِ قوم و خویشی که شکل گرفته به سادگی‌ها قابل جراحی نیست. می‌گویند برای توسعه چند رمز وجود دارد؛ اصلی‌ترین آنها عزم سیاسی است، حاکمان باید برای رفع موانع توسعه عزم سیاسی داشته باشند. اما متاسفانه امروز چنین عزمی را نمی‌بینیم.

    درخواست معجزه نداریم، اما گام‌های کوچکی برداشته شود

    این استاد دانشگاه الزهرا(س) با بیان اینکه رمز دوم توسعه که یکی از گرفتاری‌های تاریخی ایران بوده، حاکمیت قانون و یکسان بودن همه در برابر آن است، ابراز عقیده کرد: سومین رمز توسعه، حقوق مالکیت است. حقوق مالکیت باید محترم شمرده شود تا افراد، خلاقیت و نوآوری داشته باشند و بتوانند حقوق حاصل از آن را به خود اختصاص دهند. اینکه در کشور تولید صورت نمی‌گیرد به دلیل حاکمیت یک اقتصاد غارتیِ چپاولیِ مبتنی بر فروش منابع ملی است، منابعی که متعلق به همه و نسل‌های آینده است؛ اما چون بازدهی وسیع و فوری دارد تغییر این اقتصاد کار بسیار دشوار و سختی است که قطعا از عهده ایشان بر نمی‌آید. ما از او درخواست معجزه نداریم، اما گام‌های کوچکی که برداشته شود می‌تواند به تدریج به نوعی چانه زنی میان مدافعین مردم و مدافعین غارت اقتصاد کشور منجر شود و به تدریج فشار از پایین مسئولین کشور را وادار به تغییر از بالا کند.

    باید سازوکارهای تعدیل مستمر نابرابری ها اجرای شوند

    وی مسئله تعدیل مستمر نابرابری‌ها در دسترسی به قدرت ثروت و منزلت اجتماعی را رمز دیگر توسعه برشمرد و با بیان اینکه این‌ها کانون‌های اصلی عدالت اجتماعی هستند، اضافه کرد: باید برای این‌ها سازوکارهایی تعریف شود. سازوکارهای آنها کاملا شناخته شده است و مالیات یکی از آنهاست. آنها که ثروت‌های بالا دارند باید نرخ مالیات بالاتری بپردازند. این رویکرد یکی از مسائل بسیار جدی در اقتصادهای صنعتی دنیا در دوران بحران‌های عظیم و جنگ‌های جهانی بوده است. از ۱۹۱۴ تا ۱۹۸۰ در بعضی دوره‌ها در کشورهای صنعتی، آمریکا، بریتانیا، آلمان، فرانسه و سوئد، نرخ مالیات بر ثروت و درآمدِ یک درصد صاحبان ثروت، ۹۰ درصد بوده است، که به آن «مالیات مصادره‌ای» می‌گویند. یک درصد دارایی‌هایشان را می‌گرفتند تا از آن بحران را تامین کنند، اما در کشور ما امسال مالیاتی که اضافه کردند از جیب مردم عادی کسر می شود و به همین دلیل آثار تورمی آن بسیار کمرشکن و به ضرر تولید کشور است.

    راغفر با تاکید بر اینکه مالیاتی که بر ثروت، دارایی و درآمدهای بالا و ارث وضع می‌شود می‌تواند بخش قابل توجهی از مشکلات را رفع کند، گفت: در دوره ای، یکی از نمایندگان مجلس گفته بود می‌خواستیم برای کسانی که بیش از دو خانه دارند، مالیات وضع کنیم یکی از نمایندگان اعتراض کرد و می‌گفت نه این طرح را متوقف کنید، چون من چهار خانه دارم! این نهاد قانون گذاری است که قرار است اصلاحاتی کند و نابرابری در جامعه را تقلیل دهد!

    مسئولین مراقب مشروعیت نظام سیاسی باشند / عدم مشارکت نوعی اعتراض و از جنس خشونت است / رای دهندگان بعد از رای، بر عملکرد رئیس جمهور نظارت و مداخله داشته باشند

    این اقتصاددان؛ انتخابات ریاست جمهوری 1403 را حساس‌ترین انتخابات ۴۵ سال گذشته دانست و ابراز عقیده کرد: میزان کم مشارکت در انتخابات، باید برای مسئولین کشور هشداری باشد که مراقب مشروعیت نظام سیاسی باشند. در حالی که شاهد این حجم از هجوم خارجی و رسانه‌های غربی برای رشد خشونت در جامعه هستیم، عدم مشارکت هم نوعی اعتراض و از جنس خشونت است. در واقع از جنس مدنی خشونت است، اگر به آن توجه نکنیم می‌تواند شکل‌های بسیار جدی‌تری بگیرد که قطعا وارد اشکالی خواهد شد که به فروپاشی  منجر می‌شود. از همه کسانی که نسبت به مسائل و آینده ایران احساس نگرانی دارند، تقاضایم این نیست که فقط رای دهند، بلکه این است که بعد از رای دادن بر عملکرد رئیس جمهور کشور نظارت و مداخله داشته باشند. وقتی ما آنها را رها می‌کنیم چیزی می‌شود که امروز با آن مواجه هستیم. نارضایتی‌های گسترده پدید می‌آورد. ایران ظرفیت‌های بسیار بزرگی در حوزه اقتصاد دارد و ما می‌توانیم آنها را فعال کنیم و کشور را از بحران کنونی خارج کنیم. شرط اصلی آن رموزی است که برای توسعه برشمردم. همه باید در این مسئله فعال باشیم و مطالبات را از دولت مطالبه کنیم.

  • منافع اقلیت مفت‌خوار و زورگو این است که فریبکار باشد! / مملکت را از نظر مالی دچار افلاس و ورشکستگی کرده‌اند

    منافع اقلیت مفت‌خوار و زورگو این است که فریبکار باشد! / مملکت را از نظر مالی دچار افلاس و ورشکستگی کرده‌اند

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی با بیان اینکه اگر حکومتی تن به سازماندهی و تحزب مردمش ندهد در اسارت مافیاها و گروه‌ها و باندها قرار خواهد گرفت، تاکید کرد: اگر دستگاه‌های مسئولی را در ایران دیدید که رسالت خود را نابود کردن احزاب و سازمان‌های سیاسی تعریف کنند و آن را موفقیت بدانند، صمیمانه و خاضعانه از دریچه اندیشه توسعه باید به آنها گفت شما قرار بود مراقب نفوذ بیگانگان باشید، این اندیشه نشان می‌دهد شما تحت سلطه و نفوذ امثال چینی‌ها، روس‌ها و انگلیسی‌ها قرار گرفته‌اید. در دوره قاجار همواره می‌شنیدیم که شعار محوری انگلیسی‌ها، تفرقه بینداز و حکومت کن بود. قرار آنها این بود ایرانی‌ها کار جمعی کردن، یاد نگیرند و قدرت کار جمعی نداشته باشند تا همیشه سلطه پذیر باقی بمانند.

    دکتر فرشاد مومنی، اقتصاددان و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی که در نشستی با عنوان “شهید بهشتی و اقتضائات زمانه” که به مناسبت چهل و سومین سالگرد شهادت آیت الله بهشتی در موسسه “مطالعات دین و اقتصاد” سخن می‌گفت، خاطرنشان کرد: یکی از مشخصه‌های بزرگ انسان‌های خداگونه و کسانی که به مقام خلیفه اللهی نائل شدند این است که غیاب آنها بسیار بیشتر از حضورشان حس می‌شود؛ چرا که تا زمانی که انسان از نعمتی برخوردار است و آن را ابدی می‌پندارد حضورش حس نمی شود. کارهایی هم که چنین انسانهایی انجام می‌دهند چندان درک نمی‌شود به این دلیل که این انسان‌ها معمولا کارها را بی‌توقع در سکوت و بی‌مزد و منت انجام می‌دهند، اما به محض اینکه آنها نیستند خلاء وجودی‌شان از تمام زوایا با تمام وجود احساس می‌شود.

    پرکاری و خستگی ناپذیری ویژگی انسانهای خداگونه است

    وی پرکاری و خستگی ناپذیری را یکی دیگر از خصوصیات انسان‌های خداگونه عنوان کرد و ادامه داد: وقتی به کارنامه شهید بهشتی چه در ساحت عمل و چه در ساحت نظر نگاه می‌کنید، با تمام وجود از اینکه چطور یک انسان با همه محدودیت‌هایش می‌توانسته تا این میزان اندیشه و عمل خلق کند شگفت زده می‌شوید.

    اتاق کار شهید بهشتی، نمایی از زندگی یک عالم پرکار و منظم

    این استاد دانشگاه ادامه داد: خاطرم هست وقتی این افتخار نصیبم شد که برای انتشار کتاب “بانکداری، ربا و مسائل مالی اسلام” با خانواده گرامی شهید بهشتی همراهی کنم، فرزند برومند ایشان من را به اتاق بزرگی بردند که نزدیک سه متر ارتفاع داشت. سرتاسر آن با قفسه‌های فلزی طبقه‌بندی شده بود و فیش‌های تحقیقاتی شهید بهشتی را در آنجا نگهداری می‌کردند. حقیقتا نظمی که در آن اتاق وجود داشت یک طرف و عظمت فایل‌های موضوعی و اینکه همه آنها پر از فیش‌های تحقیقاتی بود مرا منقلب کرد. شهید بهشتی همه آن فایل‌ها را با دست خود نوشته بود!

    بهشتی در هر سخنرانی، حاصل یک پژوهش را ارائه می کرد

    مومنی یادآور شد: شهید بهشتی چند هفته پس از پیروزی انقلاب وقتی در کتابخانه‌اش حاضر شده بود، با حسرتی، به پسرش گفته بود من تا قبل از پیروزی انقلاب به ندرت سخنرانی کردم تا سخنرانی کرده باشم، و در هر سخنرانی حاصل یک پژوهش علمی خود را عرضه کردم. این سیره عملی برای روحانیان و دانشگاهیان بسیار اعتلابخش است.

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد، ضمن بیان خاطرات خود از سال‌های حضور در کنار شهید بهشتی گفت: با نظر لطف ایشان بعد از تشکیل حزب جمهوری اسلامی، مسئولیت واحد دانش آموزی را بر عهده داشتم. در آن ایام دائما دچار بحران کمبود وقت می‌شدم، یک بار از خودم پرسیدم که چگونه آقای شهید بهشتی علی رغم مسئولیت دبیر کلی حزب و مسئولیت‌های بزرگ دیگر به همه کارهایشان می‌رسند، اما من در این رابطه ناتوانم! فقط تعداد جلسات موظفی که ایشان باید در طول هفته در آن شرکت می‌کردند را دیدم، تا جایی که من اطلاع دارم ایشان باید در هفته حدود ۴۰ ساعت در جلسات موظف شرکت می کردند!

    نظم استثنایی، راز برکتی در وقت در زندگی شهید بهشتی

    مومنی ادامه داد: وقتی این مسئله را با دوستان عزیزم خصوصا سه یار بسیار عزیزم که هر سه در ماجرای هفتم تیر شهید شدند، یعنی شهید حسن اجاره‌دار، جواد مالکی و علی اصغر آقا زمانی به عنوان شگفتی مطرح کردم به اتفاق آرا جمع‌بندی ما این بود که این ناشی از نظم استثنایی و منحصر به فرد ایشان است که خداوند تا این درجه در اوقاتش برکت قرار می‌دهد.

    بهشتی ۱۸ تا ۲۰ ساعت در روز کار با کیفیت، همراه با نظم و دانایی می‌کرد

    مومنی گفت: شاهد بودم افرادی با التماس وارد حزب می‌شدند و می‌گفتند کار اضطراری با ایشان دارند، شهید علی درخشان که از دوستان عزیز ما و یار کم نظیر شهید بهشتی که بسیار مهربان بود جدول اوقات برنامه‌های شهید بهشتی را مقابل آنها می‌گذاشت و نشان می داد وقت شهید بهشتی کاملا پر است اما با اصرار آنها از کمترین فرصتی برای انجام این ملاقات استفاده می‌شد و ایشان کوچک‌ترین وقت استراحتی نداشت. شهید بهشتی نزدیک ۱۸ تا ۲۰ ساعت در روز کار با کیفیت همراه با نظم و دانایی می‌کرد.

    چه باید کرد تا چنین انسان‌هایی بیشتر تکرار شوند؟

    وی خاطرنشان کرد: وقتی به این فکر می‌کنم که چه باید کرد تا چنین انسان‌هایی بیشتر تکرار شوند به این نتیجه می رسم که باید بنیان‌های اندیشه‌ای و اسلوب روش شناختی ایشان را به خوبی بشناسیم و بشناسانیم و در این راستا، عمیقا نیازمندیم با منش و روش زیست فردی و جمعی ایشان هم آشنا شویم. حقیقتا جای دریغ و تاسف بزرگی است که در این بیش از ۴۰ سال که از شهادت ایشان می‌گذرد، دقیقا در این زمینه‌ها با کمترین آثار روبرو هستیم.

    همه تجربه های موفق توسعه، راه را برای بهره‌مندی بدون صلاحیت و تلاش بسته‌اند

    به گفته این اقتصاددان؛ حل کردن این پارادوکس بزرگ که چگونه بر روی اصول ثابت استخراج شده از دین پافشاری کنیم و همزمان اقتضائات زمانه را هم رعایت کرده باشیم خدمت بزرگی به ایران معاصر است. چنین پرسشی، عینا در اندیشه توسعه هم موضوعیت دارد. بدون استثنا همه تجربه‌های موفق توسعه از یک سلسله اصول ثابت پیروی کرده‌اند، مثلا همه آنها راه را برای بهره‌مندی بدون صلاحیت و تلاش بسته‌اند.

    ملی کردن بانکهای خصوصی گام اول تجربه های موفق توسعه در قرن بیستم

    وی یادآور شد: در تمام تجربه‌های موفق توسعه در قرن بیستم، گام نخست حرکت ملی کردن و یا متوقف کردن بانک‌های خصوصی است. به اندازه‌ای تامل و دقت درباره آن وجود دارد که می‌توان چند جلسه درباره آن صحبت کرد. حتی در دوره شیلی پسا آلنده که ترکیب منحوس دیکتاتوری نظامی کودتاگر و بازارگرایی افراطی به نمایش گذاشته شده بود، وقتی رژیم پینوشه دید حتی برای کنترل مردم رعب ناشی از نظامی‌گری و زور سرنیزه کار را راه نمی‌اندازد، گام نخست برای برون رفت از بحران را ملی کردن بانک‌های خصوصی دانستند.

    بانکهای خصوصی در ایران سلطه غیرمتعارفی پیدا کرده‌اند

    مومنی تاکید کرد: حتی در انگلستان و فرانسه بلافاصله پس از جنگ جهانی دوم که بازسازی و توسعه در دستور کار قرار گرفت، اولین اقدام، ملی کردن بانک‌های خصوصی بوده است. با مرور فجایعی که بانکداری خصوصی در ایران از نقطه عطف ۱۳۸۰ تا به امروز پدیدار کرده، روشن است که برای نجات ایران هم یکی از اجتناب ناپذیرترین گام‌های ضروری این مسئله است که دلیل سلطه غیرمتعارفی که بانک‌های خصوصی در ایران پیدا کرده‌اند، شاید بسیاری با من هم نظر باشند، اما به دلیل برخی ملاحظات آن را به زبان جاری نمی‌کنند. با این حال آنچه که راه نجات کشور است و مردم را از این فقر و فلاکت و کشور را از این پس افتادگی و انحطاط نجات می‌دهد، از این مسیر می گذرد و ما چاره‌ای جز این نداریم که آن را بیان کنیم و هزینه‌هایش را هم بپردازیم. برخی از آن طفره می‌روند اما گریزی از آن نداریم.

    فاجعه ای که بعد از ایجاد بانکهای خصوصی در ایران رقم خورد…

    این اقتصاددان با بیان اینکه این مسئله به معنای نادیده گرفتن همه بحران‌ها، کاستی‌ها و نارسایی‌های اقتصاد توسعه نیافته رانتی نیست، یادآورشد: در نامه‌ای که کمیسیون اقتصادی مجلس نوشته بود آورده بود از ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۹ و در مقطعی که پای بانک‌های خصوصی در ایران باز شده در یک دوره ۲۰ ساله رشد تولید ۳۶ درصد و رشد نقدینگی ۱۰۲۵۰ درصد بوده است! جا دارد ساعت‌ها راجع به این مسئله صحبت کنیم که همین ۳۶ درصد هم تا چه میزان نادقیق است؛ چرا که خام فروشی نفت، تولید معیشتی و ضد توسعه‌ای در محاسبات آنها با عنوان «تولید» حساب شده و نام مونتاژکاری که تنها با اهرم دلارهای نفتی می‌تواند بقا داشته باشد، تولید صنعتی گذاشته شده است.

    مملکت را از نظر مالی دچار افلاس و ورشکستگی کرده‌اند

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد گفت: تنها به روند تحولات بدهی‌های دولت در این مدت نگاه کنید تا ببینید چرا دولت به این روز افتاده که دائما مجبور است از تعهدات حاکمیتی خود در زمینه آموزش، سلامت، بهداشت، تغذیه، مسکن مردم و زیرساخت‌های عمرانی و فیزیکی و هر آنچه که به زندگی با عزت و قابل قبول متصل و در حیطه مسئولیت‌های دولت است طفره می رود. نسبت هزینه‌های حاکمیتی دولت به تولید ناخالص داخلی فقیرترین کشورهای دنیا که درآمد سرانه‌شان بین ۲ تا ۵ هزار دلار است، به طور متوسط ۲۷ درصد است. این رقم در ایران حدود ۱۰ سال است که به حدود ۱۰ درصد فروافتاده، ببینید چه به روز دولت آورده‌اند و در چه ابعادی نهاد حکومت را از نظر مالی دچار افلاس و ورشکستگی کرده‌اند!

    مسئولیت پذیری حکومت در ایران، یک سوم فقیرترین کشورها است

    مومنی تاکید کرد: وقتی حرف‌های غیرمتعارفی که راجع به کارنامه سه سال اخیر زده می‌شود را با محک واقعیت ها می‌سنجیم، می‌بینیم از این ناحیه که حیاتی‌ترین شاخص برای سنجش عملکرد واقعی یک دولت است در لایحه بودجه ۱۴۰۳ این نسبت به زیر ۱۰ درصد فرو افتاده است. میزان مسئولیت پذیری حکومت در زمینه وظایف حاکمیتیش تقریبا به یک سوم میانگین فقیرترین و پس افتاده‌ترین کشورها رسیده است. از این دریچه می‌توانیم حرف‌های پوچ و توخالی که راجع به نرخ رشد اقتصادی اعلام می‌شود را بسنجیم. رشدی که از طریق سرمایه‌گذاری خالص منفی حاصل شده باشد، مشخص است جز به کار ژست گرفتن و تبلیغ کردن به هیچ کار دیگری نمی‌آید به همین دلیل هم است که به هیچ وجه مورد اعتنای کسی قرار نمی‌گیرد.

    در طول 20 سال، رشد عرضه 36 درصد، رشد تقاضا 10250 درصد بوده/ پر کردن این شکاف وحشتناک، به بهای وابستگی های ذلت آور به دنیای خارج

    این اقتصاددان توضیح داد: قسمت عرضه کل اقتصاد، با همه ملاحظات، در ۲۰ سال ۳۶ درصد رشد کرده. قسمت تقاضای اقتصاد در همان ۲۰ سال، ۱۰۲۵۰ درصد رشد داشته است ببینید برای پر کردن این شکاف وحشتناک چقدر باید به سمت وابستگی‌های ذلت آور به دنیای خارج برویم، چه تحمیل‌هایی را متحمل شویم و دم برنیاوریم! اگر انشاالله شرایط کشور مساعد و بابی باز شود که گزارش‌های شفافی تهیه شود فقط درباره اینکه نفتمان را چگونه به چینی‌ها فروختیم و پول آن را به چه میزان و به چه صورت و در کادر چه قیدهایی پس گرفتیم، دور از ذهن نیست که ننگ های دیگر به ننگ خام فروشی اضافه شود.

    روشن شدن ارتباط بانکهای خصوصی با کانالهای قدرت و ثروت، زوایای شگفت انگیزی از اقتصاد سیاسی ایران را برملا می کند

    وی در عین حال گفت: در مقام دفاع از حریم بخش خصوصی شرافتمند و مولد، باید گفت اطلاق لفظ بانک خصوصی به بانک‌هایی که در ایران با قاعده بانکداری خصوصی مجوز فعالیت پیدا کرده‌اند هم یک ظلم بزرگ و آشکاری است. اگر بابی باز شود که روشن گردد که چه کسانی پشت سر این بانک‌ها هستند و به چه کانال‌های قدرت و ثروتی متصلند زوایای شگفت انگیزی از اقتصاد سیاسی ایران برملا می‌شود. همانطور که اگر تجربه خصوصی‌سازی در ایران را از این زاویه مورد واکاوی قرار دهید، به همین نتیجه می رسید. هر چند که گویی فقط از ایده خصوصی‌سازی تنها برای بی آبرو کردن و لجن مالی بخش خصوصی مولد استفاده شده در حالی که بهره‌مندان اصلی آن، هیچ نسبت قابل ذکری نه با بخش خصوصی دارند، نه با فعالیت‌های مولد.

    ردگیری اندیشه توسعه در آثار شهید بهشتی حیاتی است

     رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ردگیری اندیشه توسعه در آثار شهید بهشتی را یکی از اقدامات بسیار حیاتی عنوان کرد و اظهار داشت: شهید بهشتی از جهت اسلوب روش شناختی، منطق فطرت را برگزید. ایشان حتی شناخت از دیدگاه فطرت را بررسی کردند که بسیار خارق‌العاده است. اجمالا منطق فطرت به معنای توجه به گونه خاصی از خلقت و آفرینش است که بر اساس مصرحات قرآنی به طور خدادادی و ذاتی و تغییرناپذیر است و کل ماجرای زندگی این است که هر کس چقدر توفیق دارد که از آن قوه‌ای که در چهارچوب منطق فطرت در خلقت انسان به کار گرفته، فعلیت بسازد.

    مومنی بیان اینکه از دیدگاه شهید بهشتی اگر بخواهد توسعه‌ای اتفاق بیفتد این امور پنجگانه فطری باید در مرکز توجه قرار گیرد؛ تربیت مبتنی بر آزادی، توجه به عقل و عقلانیت به مثابه ابزار فعلیت یافتن استعدادهای فطری، ترکیب خردمندانه عقل و دل در انسان شناسی اسلامی، به رسمیت شناختن اینکه هر انسان نماد ظرفیت‌هایی برای تحول پذیری و شدن‌های مستمر است، و همچنین ترکیب خردمندانه خودسازی و محیط سازی به عنوان یک ستون بسیار محوری در منطقه فطرت

    مهمترین معنای زندگی این است که مناسبات عادلانه برپا کنیم / ریشه انحطاط و بی عزتی جوامع اسلامی این است که آنها عاملان حق و عدل نیستند

    وی با بیان اینکه در اسلوب روش شناختی شهید بهشتی قرآن محوری نیز دیده می‌شود، تکلیف قرآنی ساختن یک جامعه نمونه اسلامی برای مسلمانان را از دیگر محورها عنوان کرد و گفت: از دیدگاه قرآن، قیامت باید به مثابه تجلیگاه عمل انسان‌ها دیده شود. از نظر ایشان، مهمترین معنای زندگی این است که مناسبات عادلانه برپا کنیم و فلسفه اعتقاد به امام زمان(عج) هم عدالت محوری انسان مسلمان است. از همه تکانده دهنده‌تر اینکه ریشه اصلی انحطاط و نداشتن عزت در میان مسلمانان و جوامع اسلامی این است که آنها عاملان حق و عدل نیستند که به این روز افتاده‌اند.

    جایگاه فهم عالمانه اقتضائات زمان در مسیر مبارزه با جمود و تحجر

     مومنی با بیان اینکه یکی از وجوه عظمت اندیشه‌ای شهید بهشتی این است که می‌توانستند اقتضائات زمانه را خوب بفهمند، ادامه داد شهید بهشتی در مسیر مبارزه با جمود و تحجر برای فهم عالمانه اقتضائات زمان جایگاه استثنایی و منحصر به فرد تعریف کرده بود.

    توسعه با اندیشه جامد محقق نمی شود / در معرض سوء استفاده از نقص اطلاعات و توزیع نامتقارن آن در کشور هستیم / فریب و دادن آدرس‌های غلط، لازمه بقای مناسبات رانتی است

    وی با بیان اینکه «داگلاس نورث» در کتاب «فهم فرایند تحول اقتصادی توسعه» توسعه خواهی را به مثابه مطالبه تغییر اعتلابخش می‌داند که با اندیشه «متصلب» و «جامد»، شدنی نیست، اظهار داشت: شهید بهشتی، وقوف روش شناختی به مسئله نقص اطلاعات انسان‌ها داشت و اکنون در دستگاه نظریه نهادگرایی در این زمینه مفصل بحث می‌شود که می‌گویند، نقص اطلاعات انسان‌ها به توزیع نامتقارن همان اطلاعات ناقص گره می‌خورد که بشر را در قالب‌های فردی و اجتماعی‌اش در برابر فرصت طلبی‌ها و فریبکاری‌ها آسیب‌پذیر می‌کند. هر کس مثل ما، در یک مناسبات رانتی زندگی کرده باشد با اندکی دقت، با تمام وجودش حس می‌کند که چقدر در معرض سوء استفاده از نقص اطلاعات و توزیع نامتقارن آن در کشور هستیم، چرا که لازمه بقاء مناسبات رانتی گیج کردن ذینفعان و فریب دادن آنها و دادن آدرس‌های غلط به آنها است.

    اظهارات برخی کاندیداها در مناظرات، در کادر الگوی فرافکنانه بازارگرایی مبتذل بود

    مومنی ادامه داد: در همین مناظره‌های انتخاباتی ریاست جمهوری آنچه که برخی به زبان آوردند به خوبی نشان می‌داد اگر حمل بر صحت کنیم و این فرض را جدی بگیریم که هیچ کدام از آنها به کانون‌های توزیع رانتی عایدات وصل نیستند، همان حرف‌هایی که درباره برخی تحلیل‌ها مثلا ریشه تورم می‌زدند، تماما در کادر الگوی فرافکنانه بازارگرایی مبتذل در ایران بود. اگر به هر کدام از توصیه‌هایی که مطرح می‌کردند عمل شود، یعنی باید فاتحه جامعه حتی با تورم یک رقمی در ایران را خواند!

    سمبه رانت جویان و شوک درمانگرها در ایران قدرتمند است / در مناظرات به مبتذل‌ترین شیوه‌ها وعده‌های مصرفی داده می‌شد

    این اقتصاددان با بیان اینکه از اینجا متوجه شدم که چقدر سمبه رانت جویان و شوک درمانگرها در ایران قدرتمند است، تاکید کرد: پیش از این هشدار داده بودیم که باید باب دادن وعده‌های مالایطاق، فرصت طلبانه و تحریک کننده مصرف و انگیزه‌های مصرفی به جای انگیزه‌های خلاقیت و تولید را ببندید. اما به مبتذل‌ترین شیوه‌ها وعده‌های مصرفی داده می‌شد و خدا می‌داند اگر درصدی از آنها می‌خواست عملی شود چه فاجعه‌هایی را باید تصور کرد چون از کانال‌های سالم که نمی‌شود کار غلط انجام داد و برای تامین منابع آن باید سراغ شیوه‌هایی بروند که جز فاجعه برای کشور نساخته است.

    این عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، گفت: نفس اینکه هنوز از این حرف‌ها می‌زنند نشان دهنده ده‌ها مسئله است که باید آنها را با گفت وگوهای ملی تحلیل کرد و اگر نهادهایی مانند مراکز پژوهشی شورای نگهبان یا مجلس این کار را نکردند، نیازمندیم که رسانه‌ها این کار را بکنند و انشاالله که داغ و درفش نمایش داده از سوی این و آن نیز متوقف شود تا مقداری یادگیری های ما هویت جمعی پیدا کند و بدانیم این سازه‌های ذهنی که مستلزم تخریب‌های گسترده‌تر در نظم اجتماعی و اقتصادی است، چه بر سر ما آورده است و گویی هیچ چیز دیگر به ذهن آنها نمی‌رسد.

    تصویر وضعیت تولید فناورانه در کشور، قلب هر انسان توسعه خواهی را می‌فشارد

    وی با بیان اینکه از همه تکان دهنده‌تر این است که حتی در یک مورد یکی از آنها اشاره‌ای به وضعیت فاجعه آمیز تولید فناورانه در ایران نکرد، ادامه داد: تصویری که از وضعیت تولید فناورانه در کشور وجود دارد قلب هر انسان توسعه خواهی را می‌فشارد و نشان می‌دهد پشت کردن به خلاقیت و تولید، عدالت و آزادی چگونه ما را از حق طلبی و عدالت خواهی دور و به تعبیر شهید بهشتی ما را دچار بی‌عزتی کرده است. شهید بهشتی در کتاب حق و باطل از دیدگاه قرآن که جزء افتخارآمیزترین دستاوردهای معرفتی تمدن اسلامی در قرن بیستم است تاکید دارد بنا به مصرحات قرآن، وقتی اسلام دین جهانی معرفی می‌شود، دلالت‌های معرفتی روش شناختی و اجرایی و عملی آن چیست! هوش از سر انسان می‌برد!

    در مناسبات رانتی، منافع اقلیت مفت‌خوار و زورگو این است که فریبکار باشد

    به گفته مومنی؛ در مناسبات رانتی، منافع اقلیت مفت‌خوار و زورگو این است که فریبکار باشد و اکنون آنها با به کارگیری برخی رسانه‌ها، فریبکاری را به شکل مدرن انجام می‌دهند. وی افزود: شاهد بودیم که وقتی فساد یکی از رانتی معدنی‌ها عریان شد، یکی از ستون‌های آن فساد، تزریق پول به رسانه‌های خاص بود؛ اما چون حواس ما پرت است راجع به این مسائل حیاتی که نیازمند ژرفکاوی است، اساسا حرفی نمی‌شنویم! حتی در تلویزیون، گاه مشاهده می‌شود ظاهرا برنامه‌ای اجرا می‌کند اما پشت سر آن یک تامین کننده مالی وجود دارد که با کمال تاسف عموما به واردات وصل و مشوق مصرف است و نه به مشوق تولید و خلاقیت! اگر ساختار قدرت از جمله شورای نگهبان و دیگر نهادهای نظارتی، اهل یادگیری باشند یکی از عالی‌ترین یادگیری‌ها، از دریچه رمزگشایی از مضمون ضد توسعه‌ای اکثر وعده‌هایی بود که کاندیداها می‌دادند، در این چارچوب نمی توان راهی به حق و عدل متصور بود.

    سهم جمعیتی ایران از کل جمعیت دنیا تقریبا یک درصد / سهم ایران از کل صادرات جهان صرف نظر از کیفیت آن در ۲۰۲۲ رقم 0.23

    این استاد دانشگاه اضافه کرد: اگر فکر می‌کنید که بدون تغییر ریل بنیادی از شوک درمانی و رانت محوری به سمت خلاقیت و تولید، راهی برای نجات ایران قابل تصور است باید بدانید که محال است. با جابجایی افراد ممکن است مقداری در سطوح خسارت‌هایی که به کشور وارد می‌شود تغییر ایجاد شود، اما بیشتر از آن امکان ندارد و باید ساختار قدرت ایران هرچه زودتر بفهمد که وقتی از حق و عدل دور شدیم، دچار چه عدم تناسب‌های ذلت آور و تحمیل کننده وابستگی ذلت آور به دنیای خارج شده‌ایم؛ مثلا در حالی که سهم جمعیتی ایران از کل جمعیت دنیا تقریبا یک درصد است، اما چقدر تلخ است که سهم ایران از کل صادرات جهان صرف نظر از کیفیت آن در ۲۰۲۲ رقم 0.23 درصد، یعنی یک پنجم رقم یک درصد، بوده است.

    سهم ایران از نظر انتشار سالانه دی اکسید کربن دو برابر سهم جمعیتی‌اش است/ از نظر آسیب پذیری در برابر بحران تغییر اقلیم، رتبه ۷ دنیا را داریم

    مومنی با یادآوری اینکه سهم ایران از نظر انتشار سالانه دی اکسید کربن دو برابر سهم جمعیتی‌اش است، گفت: ایران از نظر آسیب پذیری در برابر بحران تغییر اقلیم رتبه ۷ دنیا را دارد.

    اراده مشکوکی با تمام توان تلاش می‌کنند کرکره عقل را پایین بکشد / حاکم کردن جهل و تعصب‌های کور، باب توسعه در ایران را مسدود می‌کند

    این عضو هیات علمی دانشگاه اضافه کرد: شاهد نشانه‌های بسیار نگران کننده‌ای، به ویژه در رسانه‌های فراگیر هستیم که نشان می دهد اراده‌ای مشکوک تلاش می کند اندیشه‌های عالمان بزرگ دینی که ویژگی مشترک همه شان عقل گرایی و عقل محوری بوده است، کنار گذاشته شود و معرفی اسلام به عهده افرادی سپرده می‌شود که نمی‌خواهم اسم صنف آنها را بگویم تا سوء تفاهم نشود، چرا که در آن صنف هم مانند همه اصناف دیگر افراد شایسته‌ای حضور دارد. نمی‌خواهم بگویم همه مداحان فلان گونه هستند، اما گویی با تمام توان تلاش می‌کنند کرکره عقل را پایین بکشد. این اقدام به تعبیر شهید بهشتی خلاف فطرت و فلسفه خلقت انسان است. حاکم کردن جمود و جهل و تعصب‌های کور، باب توسعه در ایران را مسدود می‌کند. این مسئله یکی از زمینه‌های بسیار جالب است.

    این اقتصاددان به کتاب منتشر شده با عنوان «اسلام و اقتضائات زمانه از دیدگاه شهید بهشتی» نوشته «صدیقه قاسمی» اشاره کرد و گفت: جمع میان اصول ثابت اسلام و رعایت اقتضائات زمان، منحصرا از طریق عقل محوری، عدل محوری و آزادی محوری امکان‌پذیر است.

    تلاشها برای کاهش منزلت عقل در ایران، ضد دینی و ضد ملی است

    وی با بیان اینکه در عصر شتاب تاریخ، در دنیایی زندگی می‌کنیم که در هر یک ثانیه، بیش از یک اختراع ثبت می‌شود، اضافه کرد: هر کس با هر انگیزه‌ای تلاش می‌کند منزلت عقل را در ایران کاهش دهد به همان اندازه که ضد دینی عمل می‌کند، ضد ملی هم عمل می‌کند و ما را دچار گرفتاری‌های بسیار بزرگ در اداره جامعه مان و گرفتاری‌های بسیار بزرگتر در حفظ تمامیت ارضی کشورمان می‌کند. اگر از سر جهل، کوته نگری و یا شوخی است، با بد جایی شوخی می‌کنند.

    تغییر ریل باید اتفاق بیفتد / چه کسانی را برای عرضه دین خدا جلو می فرستید!؟

    این استاد دانشگاه گفت: تغییر ریل باید اتفاق بیفتد، یعنی همانطور که در اقتصاد می‌گوییم باید هزینه – فرصت مفت خوارگی را بالا ببرید و مانع فساد شوید و به صورت نظام وار نهادمند و برنامه‌ای به خلاقیت و تولید پاداش دهید و نه به خلاف آن، در ساحت رسانه‌ای نیز باید تغییر ریل اتفاق بیفتد. چقدر کفران نعمت است که ذخایر اندیشه‌ای برای معرفی اسلام مانند بهشتی، مطهری، صدرها، طالقانی و باهنرها را کنار بگذارید و بعد چه کسانی را برای عرضه دین خدا جلو بفرستید! این بدترین مصداق کفران نعمت و بد دفاع کردن از دین است. چه چیزهایی را به دین نسبت می‌دهند با این ظلمی که به دین خدا ائمه و پیامبر ما می‌کنند خدا می‌داند عاقبت خودشان چه خواهد شد!

    اهمیت جایگاه تحزب و سازمان یابی در اندیشه شهید بهشتی / حکومتی که تن به تحزب ندهد در اسارت مافیاها و باندها قرار می گیرد

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد به پیوستگی وضعیت اقتصاد و سیاست در یک جامعه اشاره کرد و یادآور شد: شهید بهشتی اقتضائات قدرت در دوران مدرن را هم به طرز بی‌نظیری درک می‌کردند. به همین دلیل هم در اندیشه ایشان جایگاهی برای سازمان یابی و تحزب در نظر گرفته شده است، در حالی که نمی‌توان در تاریخ اسلام یک اسلام شناس پیدا کرد که تا این اندازه بر تحزب و سازماندهی مسلمانان تاکید داشته باشد. در عصر مدرن، قدرت اقناعی اگر بخواهد هویت جمعی پیدا کند باید از درون سازمان‌ها عبور کند و اگر حکومتی تن به سازماندهی و تحزب مردمش ندهد در اسارت مافیاها و گروه‌ها و باندها قرار خواهد گرفت. اگر دستگاه‌های مسئولی را در ایران دیدید که رسالت خود را نابود کردن احزاب و سازمان‌های سیاسی تعریف کنند و آن را موفقیت بدانند، صمیمانه و خاضعانه از دریچه اندیشه توسعه باید به آنها گفت شما قرار بود مراقب نفوذ بیگانگان باشید، این اندیشه نشان می‌دهد شما تحت سلطه و نفوذ امثال چینی‌ها، روس‌ها و انگلیسی‌ها قرار گرفته‌اید. در دوره قاجار همواره می‌شنیدیم که شعار محوری انگلیسی‌ها، تفرقه بینداز و حکومت کن بود. قرار آنها این بود ایرانی‌ها کار جمعی کردن، یاد نگیرند و قدرت کار جمعی نداشته باشند تا همیشه سلطه پذیر باقی بمانند.

    حکمرانی باندی خوب، عین توهم است

     مومنی ضمن تشریح تاکیدات شهید بهشتی نسبت به ضرورت سازماندهی مردم و تن دادن حکومت به حکمرانی حزب محور و تاثیر آن بر بهره‌مندی از شفافیت و برنامه داشتن و مسئولیت پذیری سیستمی، گفت: گزینه رقیب آن این است که کشور را به باندها و مافیاها بسپارید و شهید بهشتی می‌گوید حواستان باشد که ما حکمرانی باندی محفلی خوب نداریم. حکمرانی باندی خوب عین توهم است.

    چرا دست خدا با جماعت است؟

    وی با بیان اینکه استیکلیتز در سال ۱۹۹۹ مطالبی را گفته که شهید بهشتی سال‌ها پیش بر اساس موازین قرآنی و حکمت‌های دینی بیان کرده است، گفت: شهید بهشتی ‌صورت بندی مدرن اینکه چرا گفته می‌شود دست خدا با جماعت است را تشریح می‌کند و می‌گوید تنها تجربه‌های تاریخی ایران در قرن بیستم را بخوانید و ببینید از ناحیه ضعف در سازماندهی مسلمانان ما چقدر ضربه خورده‌ایم! ایشان بیش از ۳۰ بار در یک کتاب این مسئله را گوشزد می‌کند افتخارآمیز است که در چنین نظام اندیشه‌ای که امثال شهید بهشتی در آن هستند قرار بگیریم.

    مومنی ضمن تشریح فلسفه تحزب و سازمان یابی در اندیشه اسلامی، اضافه کرد: سازمان یابی و تحزب، نیروی محرکه رشد اخلاق کار دسته جمعی و رشد استعدادها و شناخت و تربیت کادرهای مورد نیاز جامعه است. ببینید چقدر افراد تربیت نشده و بی‌کیفیت به جای کادرهای شناخته شده حزبی در این کشور مسئولیت قبول کردند و ما تا چه میزان از این بابت ضربه خوردیم! ایشان می‌گوید از درون تحزب و سازماندهی، امکان پذیری تهیه برنامه، قبول مسئولیت و اجرای آن بیرون می‌آید.

    این اقتصاددان اظهار داشت: شهید بهشتی به حکومتگران پس از انقلاب می‌گوید اگر برای جامعه‌تان فایده داشته باشید، باقی می‌مانید. این در عین حال که نوید می دهد، هشدار بزرگ نیز هست. چقدر باید خجالت بکشیم که ما در چه زمینه‌هایی رتبه بالا داریم و در چه زمینه‌هایی رتبه پایین! این مایه شرم و خجالت است. ما باید با تغییر ریل به صورت نظام وار بازگردیم و خودمان را مجهز به اسلوب اندیشه ورزی شهید بهشتی و ذخیره دانایی به کار گرفته شده از اندیشه های ایشان، برای عرضه یک درک روزآمد و مقتضی زمان و راهگشا برای اداره جامعه، کنیم.

     مومنی در پایان گفت: مجموعه آثاری که از شهید بهشتی باقی مانده، حکم ذخیره دانایی کم نظیر و منحصر به فرد را دارد. ما از طریق عمق بخشی به دانایی‌های خود از این دریچه به خوبی می‌توانیم بفهمیم که چرا اکنون کارمان تا این اندازه زار شده و در عین حال سازوکارهای برون رفت از این وضعیت را به خوبی شناسایی کنیم و توفیق بهره‌مندتری بیشتر را مدد کنیم.

  • به نام تولید صنعتی ما را مستعمره برخی کشورهای خاص کرده‌اند!

    به نام تولید صنعتی ما را مستعمره برخی کشورهای خاص کرده‌اند!

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی با بیان اینکه متاسفانه به طرز غیرمتعارفی میان تهی و توخالی شده‌ایم، گفت: امروز بیش از هر زمان دیگری در دوره بعد از انقلاب به معنای دقیق کلمه به حکومت توسعه‌گرا نیاز داریم که این سطح از بلوغ در سطح اندیشه و پایبندی عملی به آن را نشان داده باشد که ترکیب خردمندانه عدالت و آزادی نجات دهنده است. با بگیر و ببند و تشویق به مهاجرت نخبگان و ربوی کردن وارد کننده ها، ایران نمی‌تواند نجات پیدا کند و همه در این رابطه سهیمیم.

    بی توجهی به مسائل بنیادی، عامل تقلاهای مستهلک کننده و بی دستاورد

    دکتر فرشاد مومنی، استاد تمام اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی که در نشست «توسعه؛ از دستکاری به دسترسی جمعیت ها»، در موسسه مطالعات دین و اقتصاد سخن می‌گفت، با تاکید بر اینکه توجه به مسائل بنیادی به معنای نادیده گرفتن شرایط خطیر کنونی نیست و بلکه محصول یک بلوغ است، اظهار داشت: اگر به مسائل بنیادی توجه نکنید، تلاش های سازنده و اعتلابخش می‌تواند جای خود را به تقلاهای مستهلک کننده و بی دستاورد بدهد و این شاید بزرگترین پیام این جلسه به نظام تصمیم گیری های اساسی کشور است.

    توسعه عادلانه و فراگیر راه نجات ایران

    وی افزود: اینکه با توجیه «شرایط خطیر کنونی»، کوته نگری و اکنون زدگی را به عمیق‌تر فکرکردن، آینده نگری و هم راستا کردن تلاش های کنونی برای اهداف آتی ترجیح دهیم، مسیری است که نمی‌تواند ماجرای توسعه را در ایران جلو ببرد. راه نجات ایران از مسیر توسعه عادلانه و فراگیر و به رسمیت شناختن همه عناصر و اجزای نظام ملی می‌گذرد. تک تک اجزای جمعیتی، محیطی، قومیتی و عقیدتی در ایران هم صاحب حق هستند و هم برای اینکه توسعه اتفاق بیفتد به مشارکت آنها نیاز داریم.

    در دوره خاتمی، هسته سخت قدرت سطوحی از تکثر را پذیرفت

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد یادآور شد: در دوره ریاست جمهوری سید محمد خاتمی هسته سخت قدرت سطوحی از تکثر را پذیرفت و نتیجه عملی آن پذیرش، این بود که در بسیاری از مولفه های کلیدی توسعه توانستیم کارنامه ای آبرومند ارائه کنیم. این تجربه نشان می‌دهد اگر سمت و سوی خودتان را اصلاح کنید و رو به هدف قرار بگیرید، بلافاصله آثار عملی آن در کوتاه مدت هم ظاهر می‌شود، اما چون درباره این موارد بحث و گفت وگوی بایسته صورت نمی‌گیرد و مسئله «توسعه»، دغدغه مناسبات رانتی نیست و مسئله «بزن و ببر»، «حذف کن و بیشتر برخوردار شو»، دغدغه کلیدی مناسبات رانتی است، مباحث توسعه به حاشیه رفته و گاه تصور می‌کنند که دامن زدن به مباحث بنیادی به معنای نادیده گرفتن واقعیت های موجود است، در حالی که اصلا اینگونه نیست.

    مومنی با بیان اینکه دسترسی برابر برای تحقق عدالت و توسعه عادلانه لازم است، اما کافی نیست، خاطرنشان کرد: حکومتی که صادقانه و عالمانه می‌خواهد توسعه‌خواه باشد باید برای گروه های به حاشیه رانده شده برنامه ارتقاء توانمندی هم داشته باشد.

    وجود فساد در ایران به هیچ وجه مختص یک جناح نیست / درخشان ترین کارنامه ها در کاهش فساد در دوره های مصدق و مهندس موسوی رقم خورد

    وی با بیان اینکه متاسفانه در ایام انتخابات بسیاری دوست دارند ماجرا صفر در برابر ۱۰۰ دیده شود و بگویند ما نماد توسعه خواهی و پاکدامنی مطلق هستیم و رقیبمان نماد ضد توسعه خواهی و فساد گسترده و فراگیر است، گفت: وجود فساد در ایران به هیچ وجه مختص یک جناح نیست، می‌توان با جزئیات و مستندات درباره آن بحث کرد. نوسانات فساد در دوره های تغییر سمت و سوی قوه مجریه یا مجلس، نوساناتی معنی‌دار نیست. آنجا که فساد به طرز چشمگیر کاهش پیدا کرده به نوآوری های نهادی کاهنده هزینه مبادله برمی‌گردد که در این باره درخشان‌ترین کارنامه ها را در تاریخ اقتصادی معاصر ایران دوره زنده یاد دکتر مصدق و دوره مهندس موسوی داشته است.

    این اقتصاددان ادامه داد: در این دو دوره نوآوری های نهادی کاهنده هزینه مبادله رخ داده و شاهد کاهش چشمگیر فساد بودیم. در غیر این صورت ماجرا اینگونه نیست. دلایل متعددی برای آن وجود دارد که یکی از آن دلایل بسیار کلیدی این است که هر گاه هسته سخت قدرت، وقتی با زور مشارکت و مطالبه مردم، اندکی عقب نشینی کرده بخش هایی از این ساختار متصلب قدرت، به واسطه اینکه درک غیرعادی از منافع شخصی و باندی شان دارند، فکر می‌کنند گروه برنده در انتخابات تافته‌ای جدا بافته از نظام جمهوری اسلامی است. آنها به خاطر موقعیتی که دارند، موفقیت دولتی که با انتخابات نسبتا منصفانه‌تر برنده می‌شود را شکست جناح خود تلقی می‌کنند و به این دلیل با شروع به کارشکنی، تلاش می‌کنند گروه پیروز کارنامه آبرومند نداشته باشد!

    در تاریخ، آنها که رگ گردنشان بیش از حد برجسته می شود، متصلان به خارج بوده اند / آنها از فقدان آگاهی های اصولی و توسعه سوء استفاده می کنند

    مومنی توضیح داد: چه در دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی و چه در دوره آقای روحانی با اینکه جزء پیگیرترین منتقدان سیاست های غلط اقتصادی آنها بودم، اما در عین حال به طیف مقابل دائم گوشزد می‌کردم حواستان باشد که اکنون کارنامه فلان دولت رقم نمی‌خورد، بلکه کارنامه نظام جمهوری اسلامی رقم می‌خورد. از این زاویه یقین دارم بخشی از آنها که اینگونه کارشکنی می‌کنند پیوندهایی با خارج از ایران هم دارند. همیشه ی تاریخ ایران آنها که رگ گردنشان بیش از حد برجسته می‌شود بعدها مشخص می‌شود که به خارجی ها وصلند! آنها اصل ایران را و اصل بقا و بالندگی ایران را نمی‌خواهند؛ بنابراین از فقدان آگاهی های اصولی و سطح توسعه که هویت جمعی یافته باشد حداکثر سوء استفاده را می‌کنند و ژست افراد تندرو را می‌گیرند.

    مصدق می گفت هر که به جای تفاهم، ستیز را ترویج می‌کند، وصل به خارجی ها است / این فرمول همچنان هم در ایران کار می‌کند

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد، ابراز عقیده کرد: زنده یاد مصدق به اطرافیان خود گفته بود ما که نظام اطلاعاتی و امنیتی پیشرفته نداریم، وقتی در نظام های اطلاعاتی و امنیتی بسیار پیشرفته هم نفوذهایی صورت می‌گیرد، نفوذ کردن در سیستم های اطلاعاتی و امنیتی ما هزار پله ساده‌تر از نفوذ در سیستم های اطلاعاتی آمریکا و روسیه است. دکتر مصدق گفته بود آنچه که شاقول است و باید حواسمان باشد این است که هر کس که حرف های بیش از حد رادیکال می‌زد و به جای تعاون، همکاری و تفاهم، ستیز و سازش ناپذیری را ترویج می‌کند، بدانیم وصل به خارجی ها است. این حاصل نزدیک ۷۰ سال تجربه سیاسی مصدق بود. او حدود ۵۰ سال تجربه اجرایی داشته و سال ها در کشورهای ممتاز اروپایی زندگی کرده بود. این فرمول همچنان هم در ایران کار می‌کند.

    مبنای قضاوت تندروها به جای علم و انصاف، ترویج ستیزه جویی است / تندروها در یک ساختار رانتیِ غیرشفاف، حکومت را فریب می دهند

    مومنی با بیان اینکه تندروها به جای اینکه خرد، علم و انصاف مبنای قضاوتشان باشد، ستیزه جویی را ترویج می‌کنند، اظهار داشت: تندروها در یک ساختار رانتیِ غیرشفاف، پاکدامن‌ترین و توسعه خواه‌ترین افراد را  متهم می‌کنند، حکومت را فریب می‌دهند و حکومتگر بی‌کیفیت سفله گزیده شده هم بسیار مستعد این فریب است. می‌گویند هرکس شما را نقد کرد دشمن است! در حالی که شهید بهشتی تاکید داشت آزادی انتقاد از رهبران حکومت، جزء دُگم هایی از حکومت است که اصلا حکم ثانویه برنمی‌دارد، یعنی نمی‌توان گفت چون شرایط تحریم است نقد نکنید. اتفاقا اگر در شرایط تحریم نقد نکنیم، ممکن است خود حکومت پاس گل به تحریم کنندگان بدهد.

    با طرح تعدیل ساختاری، به استکبار پاس گل داده ایم/ نمی‌توان گفت چون تحریم هستیم، منتقدان دهانشان را ببندند

    به گفته این عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی؛ کارنامه عملکرد جمهوری اسلامی از ۱۳۸۵ تاکنون نشان می‌دهد آنها با اجرای سیاست تعدیل ساختاری، اصلا نیاز به مداخله استکبار جهانی نداشته‌اند. تمام پاس گل ها را خودشان دادند. اینها پیچیدگی هایی دارد شهید بهشتی که می‌گوید آزادی انتقاد از رهبران حکومت و عدالت خواهی «دُگمِ لایتجزی» است و متغیر کنترلی است که می‌توان با آن ادعای اسلامی بودن حکومت را سنجید. اینها تعطیل بردار نیستند که بگوییم چون استکبار جهانی توطئه می‌کند، منتقدان دهانشان را ببندند! شهید بهشتی می‌گوید اگر دهان منتقدان را ببندید خودتان بیچاره خواهید شد.

    نفوذی ها از فرط چاپلوسی، از حکومتگر بی کیفیت و تربیت نشده، ابزار اعمال سلطه می سازند

    مومنی تاکید کرد: با این شیوه آلت دست نفوذی هایی می‌شوید که ژستشان این است که از فرط تملق و چاپلوسی از حکومتگرِ فاقد کیفیت و تربیت نشده، ابزار اعمال سلطه خارجی ها می‌سازند. اینها پیچیدگی هایی است که ما باید بعد از این همه تجربه درک کنیم و نسبت به آنها هوشیار باشیم. همه نگاه های توسعه‌ای و اسلامی می‌گویند زنده باد منتقدِ منصفِ! منتقدِ منصف، افشاگری و روکم کنی نمی‌کند، بلکه با آشکار کردن کانون های آسیب پذیری، نقد اعتلابخش می‌کند و بعد کمک می‌کند که آسیب ها برطرف شود. از این دریچه، این آزادی، پیوند تمام عیار میان آزادی و عدالت را رقم می‌زند.

    باید کارنامه آنها که به نام اسلام داغ و درفش می‌کنند را هم دید

    وی گفت: باید کارنامه آنها که به نام اسلام، داغ و درفش را فصل الخطاب می‌کنند، هم دید. متفکران بزرگ توسعه معتقدند آنها که آزادیهای دیگران را سلب می‌کنند را برچسب ضد آزادی نزنید! آنها آزادی را برای خود خیلی دوست دارند. بحث «فراگیری در برابر دسترسی محدود» هم همین است، آنها هم خیلی آزادی را دوست دارند اما می خواهند آزادی تنها در انحصار خودشان باشد.

    آزادی در شرایط نابرابری قدرت و ثروت، به انحصار و استبداد می‌انجامد

    این اقتصاددان با تاکید بر اینکه نباید آزادی را هم مطلق کرد و آزادی در شرایط نابرابری قدرت، ثروت و منزلت، قطعا به انحصار، استبداد و فاجعه می‌انجامد، گفت: باید در آزادی، رقابت عادلانه باشد. رقابت عادلانه اعتلابخش است. یکی از جفاهای بزرگی که بازارگرایی مبتذل در ایران انجام داده، این است که ‌می گوید من شوک درمانی می‌کنم و مناسبات را رانتی می‌کنم و بعد دم از آزادی می‌زنم! این یک فریب و نادانی بزرگ و نیروی محرکه فساد، سوء عملکرد و وابستگی ذلت آور به دنیای خارج است. از همین دریچه، بازی هایی که با مفهوم انحصار صورت می‌گیرد نیز این گونه است.

    در جریان انتخابات، هسته سخت قدرت، مراقب هم پیمانان خود و آنها که داغ و درفش دارند، باشد

    مومنی در عین حال یادآورشد: آنجا که انحصار، نیروی محرکه مقیاس می‌شود تمدن ساز است، اما آنجا که انحصارگر به جای اینکه از طریق نوآوری فناورانه، بنیه تولید خود را بالا ببرد، از طریق محدودسازی دسترسی ها و با کاهش سطح تولید و اخراج بخشی از نیروی کار، بخواهد منافع خود را حداکثر کند مخرب است. این ها حساب کتاب های روشنی دارد و اکنون اگر هسته سخت قدرت می‌خواهد ایران نجات پیدا کند، یکی از مسائل کلیدی‌اش این است که باید مراقب همپیمانان خود و آنها که داغ و درفش در اختیار دارند باشد. برای آنها تخریب دولت منتخب جایزه به همراه نداشته باشد بلکه تنبیه داشته باشد چرا که او هم برای جمهوری اسلامی کار می‌کند.

    روشنگری منتقدان را نمی‌شنوند / حکومت باید از این نابالغی بیرون بیاید

    این استاد دانشگاه با طرح این پرسش ها که چگونه است که نمی‌فهمد اگر باب گفتگوی انتقادی و آزادی دسترسی و صدا داشتن بی‌صداها بسته شود آنجا تنها صدای چاپلوسان به گوش حکومتگران می‌رسد!؟ تصریح کرد: روشنگری منتقدان را نمی‌شنوند حکومت باید از این نابالغی بیرون بیاید و بداند که خیرخواه واقعی اش منتقدین هستند و نه چاپلوسان. اگر هزار بار دیگر هم این مسئله را تکرار کنیم، باز هم کم است!

    مخدوش کردن آزادی های مشروع، خلاف فلسفه خلقت خداوند است

    به گزارش جماران، وی با بیان این توضیح که توسعه عادلانه با این فرض به عنوان راه نجات ایران دانسته می‌شود که در درون عدالت، آزادی هم وجود دارد، اضافه کرد: از جنبه دینی، با کیفیت‌ترین بحث های نظری درباره طرز نگاه اسلام را شهید بهشتی ارائه دادند. می‌گویند اگر آزادی های مشروع را تحت هر توجیهی مخدوش کنید، خلاف فلسفه خلقتی که خداوند قرار داده و مشی پیامبر(ص) و علی بن ابیطالب(ع) رفتار کرده‌اید. این گونه است که آزادی به عدالت پیوند می‌خورد؛ چرا که از طریق این ترکیب خردمندانه است که رقابت عادلانه موضوعیت پیدا می‌کند.

    برخی با حذف با کیفیت‌ترین اساتید، احساس عبادت می کنند! / می گویند «بچه معتقد» بیاوریم! / اگر می‌توانید «بچه معتقد با کیفیت» تربیت کنید

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد خاطرنشان کرد: متاسفانه برخی در دانشگاه ها احساس عبادت می‌کنند که زیر پای با کیفیت‌ترین اساتید را خالی و آنها را حذف می‌کنند و می‌گویند «بچه معتقد» بیاوریم. شما اگر می‌توانید «بچه معتقد با کیفیت» تربیت کنید که در یک رقابت شرافتمندانه، با آنها که خودی نمی‌دانیدشان با شایستگی روی کار بیاید. در غیر این صورت، این بچه‌، با رانت و حرام روی کار آمده است. حرام یعنی خوردن حق دیگران. شهید بهشتی می‌گوید وقتی چنین خرابخواری هایی رایج شد تمام آثار سوء مناسبات ربوی که خداوند آن را در قرآن گفته در حوزه سیاست و اجتماع هم موضوعیت پیدا می‌کنند. حرام خواری از طریق گماشتن غیرشایستگان عینیت می‌یابد و به تعبیر شهید بهشتی درست مانند جنگ با خدا است که آن را «نظریه تعمیم یافته ربا» نام نهاده ام.

    این مسئله باید اصلاح شود نه اینکه منتقدین را ساکت کنید

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه شهید بهشتی می‌گوید در بازار سیاست و اجتماع نیز درست مانند بازار اقتصاد، ربا وجود دارد، توضیح داد: به تناسب در آستانه انتخابات بودن، باید گفت آنجا که می‌دانی از تو شایسته‌تر وجود دارد، می‌گویی چون به من تکلیف شده پذیرفتم، تو اشتباه کردی پذیرفتی. تن به ظلم دادی و نقض غرض کردی و به تعبیر آقای بهشتی اعلام جنگ با خدا کردی. وقتی از دریچه اسلوب روش شناختی آقای بهشتی، مسائل توسعه را زیر ذره بین می‌گذارید، ایمان می‌آورید که آنچه عقل حکم می‌کند شرع هم به آن حکم می‌کند و آنچه که حکم شرع است حکم عقل هم هست. اینکه می‌بینی به نام دین، رباخواری غیرعادی شکل می‌گیرد و هیچ حساسیتی هم راجع به آن وجود ندارد اگر حمل بر صحت کنیم به این معناست که درک مسلط از دین با درک امثال بهشتی، مطهری و صدرها فاصله نجومی پیدا کرده است این مسئله باید اصلاح شود نه اینکه منتقدین را ساکت کنید.

    نظم اسلامی ،نظم ضابطه محور است و نه رابطه محور و قائم به شخص!

    مومنی ادامه داد: به واسطه این برداشت های غلط از دین، شاهد برداشت های غلطی هستیم که استبداد را به جای دین توجیه می‌کند. آقای بهشتی می‌فرمایند ولایت فقیه، یعنی ولایت خرد جمعی نه اعمال سلیقه فرد. کتاب «بازگشت از بهشتی، بازگشت به بهشتی» نوشته آیت الله محمد سروش محلاتی را بخوانید! هوش از سر انسان می‌برد! می‌گوید اگر کسی در حکومت باشد و به نام اعمال ولایت حکومتی، علم، عقل و عدل را زیر پا بگذارد، دیگر ولایتی ندارد. ولایت باید جمعی باشد و نه در نظم قائم به شخص! آقای بهشتی می‌گوید در اسلام، حتی پیروان اسلام را مانند پیروان ادیان دیگر به نام پیامبرشان نمی‌شناسند. حساسیت های اسلام را در نظم قائم به شخص از این دریچه ببینید! اینگونه معجزه اسلام را درک خواهید کرد. از عمر نظریه «توسعه به مثابه نظم اجتماعی غیر قائم به شخص» هنوز ۲۰ سال نمی‌گذرد، اما آن زمان شهید بهشتی از دریچه وحی این مسئله را مطرح کردند که نظم اسلامی ،نظم ضابطه محور است و نه رابطه محور و قائم به شخص! این مانند معجزه می‌ماند.

    رویارویی بین رویکرد اسلام تحکمی با اسلام عقل و علم محور تا امروز در جریان است

    به گفته این عضو هیات علمی دانشگاه؛ رسانه های رسمی ما، یادآوری اندیشه های بهشتی، مطهری و صدرها را نزدیک به صفر رسانده و اندیشه کسانی را ترویج می‌کنند که از درون آن چنین دیدگاه هایی بیرون می‌آیند که مردم مطلقا صاحب حق نیستند و هر کسی مانند ما حرف نزد مشمول حکم تکفیر، تفسیق، تحریم و مانند آن می‌شود. آقای بهشتی می‌گوید این گونه برداشت ها ضد اسلامی هستند. رویارویی بین اسلام تحکمی، تحمیلی و سرکوبگر با اسلامِ عقل محور، علم محور و مشارکت محور از زمان علی بن ابیطالب(ع) تا امروز در جریان بوده است.

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه تعبیر قرآن این است که اگر مناسبات مبتنی بر علم، عقل، وحی، عدالت و آزادی نباشد بقای «حرث و نسل» تهدید می‌شود، گفت: گزارش مرکز پژوهش های مجلس درباره برنامه هفتم که به بررسی وضعیت محیط زیست پرداخته را ببینید! در این گزارش آمده در هر دوره‌ای که ساختار ایران به سمت یک دست شدن رفته و از فراگیری فاصله پیدا کرده، وحشتناک‌ترین سقوط ها در کیفیت محیط زیست پدیدار شده و زمانی که عدالت به کنار گذاشته شود، حرث و نسل نابود می‌شوند. محیط زیستی که آقای خاتمی به دولت احمدی‌نژاد تحویل داد، از نظر رتبه در دنیا ۵۳ بود سال ۱۳۹۱ که سال پایانی دولت احمدی‌نژاد بود این رتبه به ۱۱۴ رسید و ۶۱ پله سقوط کرد!

    مقایسه رتبه محیط زیست در دولت خاتمی و دولتهای بعدی

    مومنی با بیان اینکه اگر رای مردم را نادیده بگیرید، «حرث و نسل» نابود می‌شوند، گفت: سال ۱۳۹۹ رتبه ایران از نظر کیفیت محیط زیست در دولت روحانی به ۶۷ رسیده بود و نسبت به دولت احمدی‌نژاد وضعیت بهتری داشت، اما سال ۱۴۰۱ و یک سال و نیم بعد از این دولت جدید، رتبه ایران ۱۳۳ شده است و مجددا شاهد سقوط در کیفیت محیط زیست هستیم! مانند این مسئله در رابطه با شاخص های کنترل فساد هم وجود دارد. چقدر برای ما که مدعی پیروی از دین خاتم هستیم، چنین مسائلی شرم آور است؛ اما به دلیل چنین جهل ها و کوته نگری هایی خطاهایی از نظر آرایش قوای سیاسی و اجتماعی می‌کنیم و از درون آن این بی‌آبرویی های وحشتناک بیرون می‌آید.

    این استاد اقتصاد دانشگاه با تاکید بر اینکه عدالت و آزادی، بقاء، بالندگی و عزت ما را تضمین می‌کند، تصریح کرد: شهید بهشتی می‌گوید هر وقت دیدید عزت ندارید، بدانید ریشه آن در این است که شما دنباله رو حق و عدل نیستید. اینکه شایسته ها را حذف می‌کنید و با شوک درمانی مناسبات ربوی را بازتولید می‌کنید ظلم است، اینکه این همه برای تربیت دانایان هزینه می‌کنید و آنها را به حاشیه می‌رانید ظلم است. شهید بهشتی می‌گوید این ظلم ها شما را از عزت در بین مردم خودتان و مردم دنیا می‌اندازد.

    در ایران به ازای هر یک واحد تولیدی، ۶ واحد توزیعی وجود دارد!

    مومنی اظهارداشت: همه می‌گویند که به طور نسبی در دوره پهلوی، کارنامه «علی نقی عالیخانی» جز خوب ها است. وجه قالب دوره عالیخانی هم رشد دو رقمی که محصول افزایش مقدار فروش نفت خام است، بوده و رانت محوری هنوز هم حرف اول را می‌زده اما عالیخانی کارهای بسیار خوب رو به توسعه را بنیان گذاشته است که یکی از مواردی که بسیار قابل اعتنا است این است که او اتاق صنایع و معادن را از اتاق بازرگانی جدا کرد تا صدای تولید کننده ها در ایران به اندازه صدای توزیع کننده ها شنیده شود. در ایران به ازای هر یک واحد صنفی تولیدی ۶ واحد صنفی توزیع وجود دارد وقتی آنها یکپارچه شوند همیشه احتمال اینکه نمایندگان توزیع کننده ها انتخاب شوند بسیار بیشتر می‌شود. عالیخانی اجازه داد صدای تولید کننده ها شنیده شود و آنها هم سهمی از منبع رانت پیدا کردند و بسیاری از صنایع ساخت ماشین آلات در ایران در دوره عالیخانی رقم خورده است. صنایعی که بنیه تولیدی ایجاد می‌کنند.

    شاهکار جداسازی اصناف تولیدی و توزیعی در دوره مهندس موسوی چگونه رقم خورد؟

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه عین این قضیه در دوره مهندس موسوی و زنده یاد محمد مصدق هم اتفاق افتاده است، خاطرنشان کرد: یکی از شاهکارهای بزرگ آقای دکتر حسن عابدی جعفری که در دوره مهندس موسوی وزیر بازرگانی بودند، این بود که ایشان اصناف توزیعی را از اصناف تولیدی جدا کرد. اکنون می‌توان فهمید که چرا با وجود اینکه دوره حسن عابدی جعفری پرافتخارترین دوره بازرگانی در ایران بوده است، تنها دوره‌ای است که در تاریخ اقتصادی ایران، وزارت بازرگانی، معاونت «پشتیبانی از تولید» ایجاد کرده است. یعنی گفته است وظیفه ما سرویس دهی به وارد کننده ها نیست و اگر سراغ واردات برویم بر اساس مصالح تولیدی مان است. حسن عابدی جعفری، صنوف تولیدی و توزیعی را جدا کرد و با اینکه دائما علم و شایستگی او از پایان دوره مهندس موسوی افزایش پیدا کرده اما دیگر هرگز ردی از او در ساختار قدرت در ایران نمی‌بینیم؛ چرا که دوره تعدیل ساختاری و شوک درمانی بود و تولید در آن محلی از اعراب نداشت! همانطور که در بازار سیاست هم مردم چندان محلی از اعراب ندارند و این همان توازن دوگانه است. یعنی وقتی حال اقتصاد بد است، حال سیاست هم بد است و نمی‌توان سیاست را متصلب کرد و انتظار داشت اقتصاد نفس بکشد.

    وی به تشریح دیدگاه های نظری در خصوص علل رشد چین علی رغم ساختار متصلب سیاسی‌اش پرداخت و یادآور شد: ساختار قدرت چین از نظر توزیع و تفویض اختیار به مناطق، جزء مثال های اعلای مرکز زدایی در دنیا به حساب می‌آید.

    در دهه اول پس از انقلاب فساد کم و کارآمدی زیاد بود / جهش های بزرگ به سمت توسعه رقم خورد

    مومنی گفت: یکی از عواملی که توضیح می‌دهد چرا در دوره مهندس موسوی تا این اندازه، فساد کم و کارآمدی زیاد بوده و چرا ما تا این میزان جهش های بزرگ به سمت توسعه را علی رغم همه فشارها رقم زدیم، ترکیب خردمندانه عدالت و آزادی و وقوف روش شناختی به این ماجرا است. هر چند که تا من این را می‌گویم عده‌ای در خارج از کشور می‌گویند یاد دهه طلایی افتاده است! باید به آنها گفت شما نام این دهه را طلایی گذاشتید که بخش بزرگی از حرف هایتان بی‌ضابطه است. من بیش از صد بار گفتم، مگر می‌شود در دوره‌ای که جنگ تحمیلی اداره می‌شود هزار گونه ماجراهای بحرانی وجود دارد، فراگیرترین فتنه تروریسم شهری را مجاهدین خلق در دوره مهندس موسوی عملیاتی کردند، را طلایی نامید!؟ آن دوره که ترور و جنگ تحمیلی بوده طلایی است!؟

    برای دوره مهندس موسوی، تعبیر دهه طلایی به کار نمی‌برم، اما آبرومندتر از 10سال قبل و بعدش بود

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه بحث بر سر این است که کارنامه آبرومندتر است و اگر ما هم نقاط قوت و هم نقاط ضعف آن دوره را زیر ذره بین بگذاریم رشد می‌کنیم، عنوان کرد: اگر بگوییم «مرده باد»، یا «زنده باد»، در همین بی‌خبری و بی‌خردی باقی خواهیم ماند. من هرگز برای آن دوره تعبیر دهه طلایی را به کار نمی‌برم، اما با عدد و رقم می‌گویم آن دهه حتی صرف نظر از فتنه تروریسم مجاهدین خلق و جنگ تحمیلی صدام حسین و تحریم آمریکایی ها کارنامه‌اش بسیار آبرومندتر از دوره ۱۰ ساله قبل از آن در زمان پهلوی و بسیار آبرومندتر از دوره ۱۰ ساله بعدیش در دوره پس از جنگ است. قاطعانه می‌گویم و آمادگی دارم با هر فرد صاحب صلاحیتی هم در این زمینه با تکیه بر مستندات گفت وگوی کارشناسی داشته باشم، اما من گفت وگوی «زنده باد، مرده باد» با کسی نمی‌کنم.

    نسبت تعداد تاجران و صنعتگران بسیار وحشتناک است

    در ادامه مومنی با یادآوری اینکه در داده های سالنامه آماری اتاق بازرگانی ایران در سال ۱۳۹۶ آمده که تعداد اعضای تاجر اتاق ایران نسبت به تعداد اعضای صنعتگرش ۲.۷ برابر است و این نسبت در تعداد اعضای تاجر اتاق تهران نسبت به تعداد اعضای صنعتگر ۴.۶ برابر بوده، خاطرنشان کرد: موازنه قوا میان تاجران و صنعتگران به این اندازه وحشتناک باشد و بسیار وحشتناک‌تر این است که وقتی نسبت صنوف تولیدی را با تعداد صنوف توزیعی می‌سنجیم نشان می‌دهد این ساختار نهادی دلالی رباخوری و واسطه‌گری را بیشتر از صنعت فناورانه، استقلال آفرین و عدالت آفرین ترجیح می‌دهند. این گونه نمی‌توانید جلو بروید!

    اگر در کار دولت بعد کارشکنی کنید، ایران نجات پیدا نخواهد کرد

    وی تاکید کرد: اگر رئیس جمهوری دیگری انتخاب شد و شما مانند دولت خاتمی با کارشکنی، فضا را ناامن کنید و هر ۹ روز یک بحران برایش بسازید، امنیت به اندازه‌ای احساس نخواهد شد که انگیزه های سرمایه‌گذاری را تشویق کند و ایران نجات پیدا نخواهد کرد.

    پیشنهادهای مشخص برای وفای به عهد کاندیدای منتخب/ عدالت و سلامت دولت با نحوه مواجهه با بخشهای مولد کشور سنجیده می شود

    این اقتصاددان با بیان اینکه اکنون در اتاق بازرگانی بیش از ۷۰ درصد منابع اتاق توسط صنعتگران تامین می‌شود اما سهمشان در آراء اندک است، گفت: مشابه این در نظام مالیات ستانی نیز وجود دارد، بیشترین فشار، فشارها به تولید کننده ها است، اما بیشتر رواداری مالیاتی به ثروت هایی است که عموما از کانال غیرمولد انباشته شده است. اینها در درون خود پیشنهادهای مشخصی دارد تا هر کس که انتخاب شد اگر بخواهد شرافتمندانه وفای به عهد کند و برای نجات ایران اقدام کند به آنها توجه کند. شاقول از دیدگاه تمام متفکرین توسعه این است که فرد و دولت منتخب او و مجلس اگر ادعای شرافت عدالت و سلامت دارند، با بخش های مولد چه می‌کنند کلید بحث اینجاست.

    خالص وزنی تراز تجاری کشاورزی ایران به طرز وحشتناکی رو به افزایش است

    مومنی فراخوان برای استفاده از همه ظرفیت های دانایی کشور را برای ارائه بهترین راه حل ها به جای ظاهرسازی های نمایشی و تو خالی ضروری دانست و ادامه داد: چون نگذاشتید کشاورزی ایران هم صنعتی و فناورانه شود در عین اینکه وحشتناک‌ترین اتلاف منابع انسانی و مادی داریم بیشترین تلفات محصول که با این مشقت تولید می‌شود هم داریم. اگر وزارت کشاورزی می‌خواهد شرافتمندانه در مسیر توسعه ایران خدمت کند تراز تجاری ایران از نظر خالص ارزش دلاری تجارت خارجی و هم از نظر خالص وزنی تجارت خارجی را منتشر کند تا با زاویه دیگری از تهدید شدن «حرث و نسل» آگاه شوید. در طی سال های سه گانه اخیر خالص وزنی تراز تجاری کشاورزی ایران وحشتناک رو به افزایش می‌گذارد. نزدیک به انتخابات نمی‌خواهم رقم آن را بگویم اما فقط می‌گویم این رقم وحشتناک است.

    در سیاستگذاری صنعتی مان، اقدامات قبیحی به نفع چینی ها و به ضرر استقلال ایران رقم می‌خورد

    این اقتصاددان تاکید کرد: شاقول های زیادی وجود دارد، مثلا داده های رسمی مرکز آمار می‌گوید در حالی که در ۱۵ سال گذشته افراطی ترین رویه های خصوصی‌سازی را داشته‌ایم، خالص فرصت های شغلی ایجاد شده در بخش صنعت بسیار نزدیک به صفر بوده است. شاقول بعدی سهم مونتاژکاریست، فریب و ظاهرسازی که به نام تولید صنعتی ما را مستعمره برخی کشورهای خاص کرده‌اند و از همه فاجعه آمیزتر و غیرقابل توجیه‌ترش، کارهای قبیحی است که در سیاست گذاری صنعتی مان به شکل مشکوکی به نفع چینی ها و به ضرر استقلال ایران و توسعه ملی اش رقم می‌خورد. برای اینکه ببینید بر سر تولید صنعتی ایران بر اثر شوک درمانی و آزادسازی و خصوصی‌سازی چه آمده است، معتبرترین شاخص، شاخص رابطه مبادله است که به طور همزمان هم توان مقاومت صنعت ملی و هم توان رقابتش را در دنیا نشان می‌دهد.

    شاخص رابطه مبادله سال ۱۳۸۹ بالغ بر ۳۰ درصد از شاخص رابطه مبادله سال ۶۷ کمتر است! / به طرز غیرمتعارفی میان تهی و توخالی شده‌ایم / امروز بیش از هر زمان دیگری به حکومت توسعه‌گرا نیاز داریم

    مومنی توضیح داد: در بین ۱۰ ساله اول بعد از انقلاب، به دلایل و علل پرشمار، سال ۱۳۶۷ از بدترین سال ها بوده است؛ چرا که بی‌سابقه‌ترین شوک های برون زا به اقتصاد ایران وارد شده بود. شاخص رابطه مبادله در سال ۱۳۸۹ بالغ بر ۳۰ درصد از شاخص رابطه مبادله در سال ۶۷ کمتر است، در حالی که بیش از ۱۵۰۰ میلیارد دلار در این فاصله به این اقتصاد تزریق شده بود و البته با محاسبات دیگری این رقم به حدود ۴۰۰۰ میلیارد دلار می‌رسد. در فاصله ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۹ دوباره همان رابطه مبادله، ۳۴ واحد دیگر هم سقوط کرد. این وضعیت نشان می‌دهد ما به طرز غیرمتعارفی میان تهی و توخالی شده‌ایم. ما امروز بیش از هر زمان دیگری در دوره بعد از انقلاب به معنای دقیق کلمه به حکومت توسعه‌گرا نیاز داریم که این سطح از بلوغ در سطح اندیشه و پایبندی عملی به آن را نشان داده باشد که ترکیب خردمندانه عدالت و آزادی نجات دهنده است. با بگیر و ببند و بزن و بکش و تشویق به مهاجرت نخبگان و ربوی کردن وارد کننده ها و رباخوارها ایران نمی‌تواند نجات پیدا کند. باید آن را بفهمیم و همه در این رابطه سهیمیم.

  • نامزدهای انتخابات برای فساد اقتصادی چه خواهند کرد؟

    نامزدهای انتخابات برای فساد اقتصادی چه خواهند کرد؟

    به گزارش اقتصادران، یکی از موضوعاتی که ضروری است کاندیدا‌های ریاست جمهوری درخصوص آن شفاف حرف بزنند، مساله فساد است. درخصوص فساد پرواضح است که صرف برخورد با فساد رخ‌داده اقدام کافی نیست، بلکه اصل اول در مبارزه با فساد، از بین بردن زمینه‌ها، گلوگاه‌ها و منشا‌های فساد در کشور است.

    این گلوگاه‌ها را می‌توان در مواردی همچون ۱- در هم آمیختگی سیستم رفاهی کشور با سیستم ارزی و بانکی (تخصیص ارز دولتی برای واردات کالا‌های اساسی)، ۲- وجود موقعیت‌های تعارض منافع، درب‌های گردان یا چرخان، ۳- عدم توسعه دولت الکترونیک و وجود ابزار امضا‌های طلایی در دست مدیران دولتی، ۴- تحریم‌ها، ۵- فرآیند غیرشفاف هزینه‌های انتخاباتی و فعالیت‌های حزبی درکشور و ۶- حمایت ناچیز از گزارشگران فساد، خلاصه کرد. به نظر می‌رسد یکی از خطا‌های برخی از کاندیدا‌های ریاست جمهوری، تاکید بیش از حد بر ایجاد سامانه‌هاست.
     به عبارتی، برخی از کاندیدا‌ها به جای تاکید به از بین بردن گلوگاه‌های فساد، معتقدند فساد در برخی حوزه‌ها با ایجاد سامانه حل خواهد شد. این درحالی است که برای مثال درحالی فروش نان در کشور دو سالی است سامانه‌ای شده، اما افراد برای سود بیشتر، نان را به قیمتی نسبتا بالاتر از قیمت مصوب دولتی می‌فروشند.

     برداشت جلیلی از شکل‌گیری فساد

    ۱- مافیای سیاسی نیز بخشی از زمینه مافیای اقتصادی را ایجاد می‌کند. یکی از راه‌های خشک کردن فساد، جلوگیری از شکل‌گیری فساد در همین روز‌های انتخاباتی است. (۲۶/۳/۱۴۰۰)
    ۲- ریش و قیچی منابع شرکت‌های دولتی دست خودشان است! قانون می‌گوید درآمد‌های اضافی را باید سرمایه‌گذاری کنید، برخی از این شرکت‌ها آن را به‌عنوان پاداش تقسیم می‌کنند! اینکه گفته شود در این شرکت‌ها فساد رخ نداده یا ضرردهی نبوده، کافی نیست. (نشست بررسی بودجه شرکت‌های دولتی؛ بهمن ۹۹)
    ۳- منافع عده‌ای اقتضا می‌کند که کشور پیشرفت نکند تا آنها پیشرفت کنند؛ فساد و اختلاس و… یعنی همین.

    درکنار این قضیه، اگر با این افراد تعارف بشود هم فساد است. اگر کسی در بانک مرکزی که وظیفه‌اش اعمال نظارت بر بانک‌هاست در ذهنش این باشد که خودش چندوقت دیگر می‌خواهد به یکی از بانک‌ها برود و مسئولیت بگیرد، ممکن است سازوکار‌ها و سیاست‌های درست را اعمال نکند. (۱۵/۳/۱۴۰۰)

    ۴- مدیران عامل برخی بانک‌ها، اول در بانک مرکزی سمت گرفتند و بعد دوباره به بانک‌ها بازگشتند؛ این «درب‌های گردان» در نظام بانکی فسادزاست. (۱۳/۳/۱۴۰۰)

    ۶- بخشی از علل عدم تصمیم‌گیری درست درخصوص فعال شدن بنادر کشور، تعارض منافع برخی ذی‌نفعان است که امیدواریم با اراده مسئولان دولت جدید این تعارضات رفع شود. (۱۰/۳/۱۴۰۳) تعارض منافع میان برنامه‌ها و افراد، غلبه کار نمایشی بر کار واقعی، عدم پیگیری مستمر فرامین اجرایی و مشکلات ساختار اداری کشور مانع از اجرای درست برنامه‌ها خواهد بود. سوءمدیریت و تعارض منافع ازجمله عوامل مشکلات اقتصادی است، گفت: «البته کرونا و تحریم‌ها در سال‌های اخیر بر مشکلات اقتصادی کشور افزوده است.» (۱۰/۳/۱۴۰۳)

    ۷- همه دستگاه‌ها و مسئولان کشور در زمینه مبارزه با فساد وظیفه دارند، اگر دولت سازوکار‌های مقابله با فساد را فعال کند، دیگر کار به قوه قضائیه نمی‌رسد. عمده دارایی‌ها و امکانات کشور نظیر بودجه، اختیار صدور مجوز‌ها و… در اختیار دولت است. اگر قرار است رئیس‌جمهور در عرصه‌های مختلف، ماشین کشور را به سمت اهدافش راه بیندازد، نمی‌تواند بگوید سنگ‌های بزرگ فساد در وسط جاده به من ربطی ندارد. (۳/۳/۱۴۰۳)

    به‌طور خلاصه مرور برخی اظهارات جلیلی درخصوص فساد نشان می‌دهد وی روی چند کلیدواژه تاکید ویژه‌ای دارد. ۱- ورود پول‌های کثیف به انتخابات منجر به شکل‌گیری مافیای اقتصادی می‌شود، ۲- «درب‌های گردان» یا چرخان یکی از زمینه‌های فساد است، ۳- برخورد به موقع و قاطع با فساد، ۴- تغییر فرهنگ سیاسی کشور و ضرورت تبدیل فساد به ضدارزش، ۵- اختیارات ویژه دولت و امضا‌های طلایی، بودجه‌های چشمگیر در دست دولت بدون‌شفافیت و پاسخگویی منجر به فساد می‌شود (عمده دارایی‌های کشور نظیر بودجه، اختیار صدور مجوز‌ها و… در اختیار دولت است) و ۶- تعارض منافع به هر شکلی باشد فسازاست.

    گرچه برداشت وی از دلایل و زمینه‌ها و گلوگاه‌های فساد نسبت به دیگر کاندیدا‌های ریاست‌جمهوری جامع‌تر است، بااین‌حال، اما ضروری است جلیلی دیدگاه خود را درخصوص تحریم‌ها که منجر به ۱- تغییر سیستم مالی ایران از بانک به سیستم صرافی و تراسی شده (از بین رفتن پرداخت رسمی در تجارت خارجی) و ۲- درهم‌آمیختگی نظام رفاهی و ارزی (تخصیص ارز دولتی به واردات کالا‌های اساسی) شده، توضیح چندانی ارائه نداده یا این موضوع در صحبت‌های ایشان کمتر پرداخته شده است.

     دیدگاه قالیباف درخصوص فساد

    ۱- قانون مترقی حمایت از گزارشگران فساد با ابلاغ رئیس‌جمهور اجرایی شده است. ‌رشوه، تقلب علمی، اختلاس و سایر مصادیق فساد مالی مشمول این قانون خواهند شد. افشاگری مستند از این پس راهکاری عملیاتی برای مقابله واقعی با فساد و مردمی‌کردن این فرآیند خواهد بود نه یک تاکتیک برای تخریب سیاسی. موضوع مبارزه با فساد و شفافیت برای دولت‌ها مهم بوده، اما بسیاری از دولت‌ها به اهداف خود نرسیده‌اند، این در حالی است که در روح و ذات انقلاب که برخاسته از مکتب قرآن و اهل بیت (ع) است بحث شفاف‌سازی و مبارزه با فساد امری حیاتی و وظیفه شرعی، دنیوی و اخروی است (۲ /۱۱/ ۱۴۰۲).

    ۲- وقتی مبارزه با فساد رخ می‌دهد که دیوان‌سالاری و تعارض منافع نباشد و در این صورت همه چیز شفاف می‌شود؛ لذا بزرگ‌ترین فساد در کشور ناکارآمدی است و دیوان سالاری و فساد و ضعف در اقتصاد در اینجا رخ می‌دهد. ما در مجلس یازدهم این موضوع و سوت‌زنی را تبدیل به قانون کردیم که ابلاغ شد. مردم در هر کجا می‌توانند گزارش‌های متقن خود را ارائه کنند که قانون امنیت و اطلاعات آنها را حفظ می‌کند و قانون از آنها پشتیبانی می‌کند و بابت آنها هم پاداش داده می‌شود. این قانون برای اجرا ابلاغ شد و حتما عزم جدی برای اجرا داریم، البته هوشمندسازی مهم‌ترین بخشی است که از دیوان‌سالاری ناکارآمد جلوگیری می‌کند (۲۰/۹/۱۴۰۲).

    ۳- تعارض منافع که در سطوح و لایه‌های مختلف وجود دارد مانع اصلی حل مشکلات بورس است و باید حل شود (۲۸/۹/۹۹).

    ۴- طرح حمایت مالی از افشاگران فساد یکی از گام‌های تحول در قوانین اقتصادی کشور بود که در مجلس کلیات آن به تصویب رسید. برای مردمی‌سازی مبارزه با فساد، قانون حمایت از افشاگران فساد پیش‌بینی شده و با نهایی شدن طرح شفافیت قوای سه‌گانه در مجمع تشخیص، بخش دیگر قانون‌گذاری برای مبارزه ساختاری با فساد تکمیل می‌شود (۲۱/۱۲/۱۴۰۱). تنها راه مبارزه موثر با فساد، ساختارسازی مناسب است.

    ۵- حمایت قانونی از افشاگران واقعی فساد در جوامع پیشرفته همواره از موثرترین راه‌های کشف فساد بوده است.

    مجلس شورای اسلامی و قوه محترم قضائیه می‌توانند با تصویب و اجرای قانون حمایت از افشاگران فساد از طریق مردمی‌سازی مبارزه با فساد، برای مفسدان ناامنی بازدارنده ایجاد کنند (۸/۹/۱۴۰۰).

    ۶- راه صحیح مبارزه با فساد، ورود تخصصی و قانونی به نقاط آسیب‌پذیر است. شرکت‌های خصولتی مثل فولاد مبارکه سال‌ها حیاط خلوت بوده‌اند و حالا باید شفاف شوند. البته مجلس لیستی از این تفحص علنی نکرده و با اعلام مصادیق قبل از رسیدگی قضایی مخالف است. برخورد سیاسی، مبارزه با فساد را به حاشیه می‌برد (۲/۶/۱۴۰۱).

    به‌طور خلاصه مرور برخی از اظهارات محمدباقر قالیباف در‌خصوص فساد نشان می‌دهد دیدگاه‌های وی یک سری اشتراک با سعید جلیلی دارد. این موارد شامل ۱- دیوان‌سالاری و تعارض منافع از گلوگاه‌های فساد است، ۲- هوشمندسازی و شفاف‌سازی منجر به کاهش فساد می‌شود. همچنین قالیباف معتقد است ۳- حمایت قانونی از افشاگران واقعی فساد را عامل کاهش فساد می‌دارند، ۴- نباید شرکت‌های خصولتی و عمومی به حیاط خلوت عده‌ای تبدیل شود.

    همچون سعید جلیلی، قالیباف نیز کمتر از زاویه تحریم‌ها (از بین رفتن پرداخت رسمی در تجارت خارجی و تغییر ماهیت سیستم مالی ایران از بانک به سیستم صرافی و تراسی) به موضوع فساد پرداخته است. البته وی در‌خصوص سیستم رفاهی فعلی که با سیستم ارزی ادغام شده (تخصیص ارز دولتی به واردات کالا‌های اساسی)، معتقد است این اقدام منجر به فساد و رانت می‌شود.

     

     برداشت زاکانی از دلایل فساد

    ۱- سر‌فصل دوم فساد ناظر به سیستم معیوبی است که از دل آن آسیب بیرون می‌زد و یکی از کار‌هایی که در شهرداری تهران در این راستا انجام شد این است که نظارت فنی شهرداری سیستمی شد (۶ /۳/ ۱۴۰۲).

    ۲- دو دشمن اصلی اقتصاد کشورمان، فساد اقتصادی و دیوان‌سالاری است که باید از طریق توسعه دولت الکترونیک و شفافیت برطرف شود. من با مفاسد اقتصادی مبارزه کرده و مقابل فساد‌های معاون رئیس‌جمهور، وزرای اطلاعات و نفت، برادر رئیس‌جمهور، دادستان تهران، رئیس دانشگاه تهران، مدیران قضایی درباره قرارداد کرسنت فرزند رئیس مجمع تشخیص مصلحت و دیگران ایستادم و برخورد کردم. نمی‌توان با این صحبت‌ها ما را از میدان به در کرد. مبارزه با فساد اقتصادی، دیوان‌سالاری و همچنین رشد اقتصادی و توزیع مناسب ثروت را دنبال می‌کنم (۱۳/۳/۱۴۰۰).

    ۳- دو‌قطبی انتخابات امروز، میز قدرت‌پرستی در برابر حضور جهادی در میدان خدمت‌رسانی و مبارزه بی‌امان با فقر و فساد و تبعیض است (۱۳/۳/۱۴۰۰).

    ۴- شهرداری تهران مبارزه با فساد گردن‌کلفت‌ها را از پالادیوم تا خلازیر آغاز کرده و از منافع مردم کوتاه نخواهد آمد (۱۳/۳/۱۴۰۱).

    ۵- اصلاح کشور درسایه مواجهه درست با تعارض منافع و شفافیت است که نتیجه‌ای جز کارآمدی ندارد (۱۶/۱۱/۹۹).

    ۶- از دهه ۸۰ کار مبارزه با تنه‌های قوی فساد را شروع کردم. یک روزی وزیر اطلاعات آقای خاتمی به من گفت کسی که علیه فساد او پرونده تشکیل داده‌ای و پیگیری می‌کنی، هم‌جناح شماست، گفتم فساد جناحی نیست و در مبارزه با فساد با کسی تعارف نداریم. بعضا دیده می‌شود کسانی هستند که در مختصات خودشان قانون را رعایت نمی‌کنند. فساد نه اصولگرا می‌شناسد و نه اصلاح‌طلب. معتقدم برای برخورد با فساد باید از قوی‌ترین افراد که دارای حمایت ویژه هستند، شروع کرد. مبارزه با فساد در ابعاد اقتصادی با قوی‌ترین شاخه‌های فساد مهم‌ترین کاری بود که انجام دادم. حتی در جریان انقلاب کسانی را داشتیم که انقلابی‌نما بودند و من اتفاقا مبارزه با فساد را از همان‌ها شروع کردم (۲۳/۳/۱۴۰۳).

    درمجموع مرور برخی از اظهارات زاکانی درخصوص دلایل و زمینه‌های فساد نشان می‌دهد وی معتقد است ۱- سیستمی شدن نظارت فنی می‌تواند منجر به کاهش فساد شود، ۲- دو دشمن اصلی اقتصاد کشورمان، فساد اقتصادی و دیوان‌سالاری است که باید از طریق توسعه دولت الکترونیک و شفافیت برطرف شود. این برداشت زاکانی گرچه به‌لحاظ علمی و منطقی، مورد تاکید پژوهشگران بوده، اما کارنامه زاکانی در شهرداری تهران در خصوص توسعه دولت الکترونیک و شفافیت در برخی زمینه‌ها همچون صدور پروانه‌های ساختمانی چنگی به دل نمی‌زند.
    این موضوع یکی از موارد اصلی وقوع فساد در شهرداری‌های کشور و تهران بوده و همچنین با امضا‌های طلایی مدیران و کارمندان شهرداری‌ها، به دلیل طولانی شدن فرآیند دریافت مجوز و ساخت و ساز و غیراقتصادی شدن پروژه‌های ساخت مسکن، منجر به کاهش تمایل مردم به ساخت و ساز نیز شده است. ۳- زاکانی معتقد است تعارض منافع از دلایل و گلوگاه‌های فساد است. این مورد کاملا نکته دقیق و مورد تاکید پژوهشگران اقتصادی است. ۴- زاکانی در موضوع مبارزه با فساد بیش از حد بر فرد (شخص خودش) تاکید داشته درحالی که مبارزه با فساد نه از طریق فرد، بلکه باید از طریق طراحی سازوکار‌های مناسب، از میان برداشتن گلوگاه‌ها و زمینه‌های رانت و فساد و از بین بردن موقعیت‌های تعارض منافع صورت بگیرد. ۵- زاکانی همچون برخی از کاندیدا‌های دیگر به سهم بالای تحریم‌ها در شکل‌گیری و ایجاد فساد اشاره نمی‌کند.

     زمینه‌های فساد از دیدگاه پور‌محمدی

    ۱- تخلف در دستگاه‌های اداری و اجرایی موجب ایجاد فساد و به ضرر فعالان بخش‌های مختلف است و تمامی دستگاه‌های همه بخش‌های اقتصادی باید با انجام وظایف خودشان جلوی ورود فساد را به درون دستگاه‌ها بگیرند (۱۶/۲/۹۱).

    ۲- درباره تاثیر تحریم‌ها در بروز مفاسد اقتصادی معتقدم تحریم در مراودات جهانی اثر دارد، چراکه تحریم در زمینه صادرات و واردات کالا‌های بزرگ از خارج است، تحریم زیرساخت‌ها و مناسبات اقتصادی، سرمایه‌گذاری و روابط بازرگانی را به مخاطره انداخته که مشکلات اساسی برای اقتصاد ایجاد کرده است، اما مفاسد اقتصادی بیشتر زمینه داخلی دارد، مثلا موضوعاتی مانند گران‌فروشی و رشوه (۱۶/۲/۹۱).

    ۳- مدیریت صحیح باید همراه با رعایت قانون باشد؛ گاهی اوقات گفته می‌شود که پولی از راه غیر‌قانونی به جیب ما نمی‌رود ولی باید گفت اینکه پول‌های سوء‌استفاده در جیب آدم نرود، نشان‌دهنده درستی کار نیست. مدیریت‌هایی که موجب شکل‌گیری فساد می‌شوند باید اصلاح شوند (۱۶/۲/۹۱).

    ۴- دستگاه و قانون در مبارزه با فساد زیاد است. در واقع ما به یک تدبیر اجرایی و به دنبال آن به عزم جدی در اجرا نیازمند هستیم. ما باید تدبیر جامعی داشته باشیم که می‌توان گفت اشکال در این دو بخش است. ما در مبارزه با فساد نه دستگاه کم داریم و نه قانون. امیدواریم سال دیگر یا چند ماه دیگر که در مقابل شما نشستم پاسخ مناسبی برای شما در این راستا داشته باشم تا دیگر شاهد فساد‌های کلان نباشیم. در سیستم اداری هیچ راهی جز دولت الکترونیک برای مبارزه با فساد خرد وجود ندارد و دنیا این تجربه را انجام داده است.

    مرور دیدگاه‌های پورمحمدی نیز نشان می‌دهد وی گرچه به خوبی به موضوع توسعه دولت الکترونیک در کنترل فساد اشاره می‌کند، اما معتقد است تحریم‌ها نقشی در فساد نداشته و فساد زمینه‌های داخلی دارد. موقعیت‌های تعارض منافع، تحریم‌ها، درهم‌آمیختگی سیستم رفاهی با سیستم ارزی و بانکی و… موضوعاتی است که در اظهارات پورمحمدی دیده نمی‌شود.

     

     نظر پزشکیان درخصوص فساد

    جزئیات فساد چای دبش را من خبر ندارم، اما این روند اختلاس‌ها و ویژه‌خواری‌هایی که اتفاق می‌افتد یک علت اصلی دارد؛ آن زمان که نایب‌رئیس مجلس بودم، در جریان ماجرای بانک‌ها که پول‌های مردم را یک عده بردند و خوردند و مردم گرفتار بودند و به خیابان‌ها می‌آمدند یک عده از آنهایی که به خیابان‌ها آمده بودند را می‌گرفتند و می‌گفتند شما امنیت را برهم زدید. در جلسات مفاسد اقتصادی به خاطر جایگاهی که داشتم بار‌ها و بار‌ها بحث که می‌شد می‌گفتیم سیستم داده‌ها را درست کنیم، یا یک زبانی FATF داخلی را راه بیندازیم. در FATF داخلی یا در این چهارچوب داده‌ها لازم نیست من را تعقیب کنند یا به نماینده بگویند دنبال فساد بگردید (۲۷/۹/۱۴۰۲).

    ۲- الان مساله فساد تبدیل به بمبی شده که جریان‌های سیاسی هر کدام آن را از سنگر خود به سنگر دیگری پرتاب می‌کند و این آخرش یک جایی منفجر می‌شود و همه را با هم آسیب می‌زند. این موضوع بسیار پیچیده است؛ حقوقدانان ما، جامعه‌شناسان ما، اقتصاددانان ما، دانش‌آموختگان مدیریت ما و حتی روانشناسان ما باید روی آن کار کنند و به نتیجه برسیم (۲۵/۷/۹۵).

    مرور دیدگاه‌های مسعود پزشکیان نیز نشان می‌دهد وی به جز موضوع FATF به سایر زمینه‌ها و گلوگاه‌های شکل‌گیری فساد همچون موقعیت‌های تعارض منافع، تحریم‌ها، درهم‌آمیختگی سیستم رفاهی با سیستم ارزی و بانکی و… اشاره‌ای نداشته است.

     

     دیدگاه قاضی‌زاده درمورد فساد

    ۱- هرچه تحت‌عنوان نظارت ما در صف ایجاد کنیم، تعارض صورت می‌گیرد و اینجا فساد می‌شود. دیوانسالاری باعث یک فساد بی‌انت‌ها می‌شود، جای آی دزد! آی دزد! باید مسیر را کوتاه کنیم.

    ۲- درباره جرات در تصمیم‌گیری و ورود به فساد نیز دولت‌ها باید خودشان را از زبان منتقدان خودشان محک بزنند، البته باید یک شفافیت در فضای سیاسی کشور به‌وجود بیاید. یک عده گزارشگر فساد می‌شوند، یک عده هم افشاگر می‌شوند. ما از سوت‌زنی درباره فساد از سوی رسانه‌ها استقبال می‌کنیم.

    ۳-، چون نظام شفافیت وجود ندارد، بسیاری از امور پنهان است، عده‌ای گزارشگران فساد هستند و عده‌ای هم افشاگر، در افشاگری هم فساد رخ می‌دهد و عده‌ای پروژه‌بگیر شده‌اند. (۲۲ خرداد ۱۴۰۳)