دسته: سیاسی

  • تا زمانی که تنگه هرمز بسته است، جنگ تمام نمی‌شود!

    تا زمانی که تنگه هرمز بسته است، جنگ تمام نمی‌شود!

    به گزارش اقتصادران، محدودیت‌ها در تنگه هرمز، قیمت نفت را به شکلی قابل توجه افزایش داده است. این در حالیست که در ده روز ابتدای حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا تلاش کرد تا با مصاحبه‌هایی، وضعیت بازار نفت را کنترل کند. اما در نهایت او در این امر شکست خورد و حالا افزایش قیمت نفت و بنزین در جهان، به پای رئیس جمهور آمریکا به عنوان آغازکننده جنگ با ایران گذاشته می‌شود.

     با کوروش احمد کارشناس بین‌الملل درمورد بحران تنگه هرمز و عدم حمایت اروپا از تصمیمات ترامپ برای بازگشایی تنگه هرمز به گفتگو نشسته‌ایم.

    این دیپلمات پیشین تاکید دارد؛ «اگر مشکل تنگه هرمز نبود، ممکن بود ترامپ تا پیش از این جنگ با ایران را متوقف می‌کرد.» او می گوید؛ « مشخص است که ترامپ مایل به پایان جنگ است، اما اسرائیل مایل به پایان جنگ نیست ومی‌خواهد اهداف خاصی را که دارد، دنبال کند. بنابراین تنگه هرمز به مرکز ثقل جنگ تبدیل شده است و اگر این مساله حل شود ترامپ ممکن است جنگ را متوقف کند.»

    مشروح گفتگو با کوروش احمدی، دیپلمات پیشین را بخوانید؛

    ******

    *آقای احمدی! ترامپ مدام از اروپا‌یی‌ها می‌خواهد تا برای باز کردن تنگه هرمز به آمریکا کمک کند. در چنین شرایطی احتمال اینکه اروپایی‌ها به آمریکا کمک کنند چقدر است؟

    تاکنون یک تعداد از کشورهای اروپایی اظهار کرده اند که نظر مثبتی برای همراهی با آمریکا جهت تامین امنیت تنگه هرمز ندارند و بعضا حتی مانند آلمان به صراحت مخالفت کرده‌اند. کشورهای دیگری نیز برخوردی منفی داشته اند، ولی در را کاملا نبسته‌اند و بعضی نیز مانند ژاپن گفته اند که در حال بررسی‌ موضوع هستند.

    یک تعداد از کشورها هم تاکنون سکوت کرده اند. در مجموع برخورد بسیاری از کشورها تا امروز برای همکاری با آمریکا در تنگه هرمز منفی بوده است. به نظر می‌رسد که ژاپن و کره جنوبی در را برای مشارکت باز گذاشته اند. از سوی دیگر وزیرخارجه آمریکا گفته است که در حال تکمیل یک لیست از کشورهایی است که آماده‌اند تا به این ائتلاف بپیوندند و گفته‌اند تا اواسط یا اواخر این هفته لیست را اعلام می‌کنند.

    برخی کشورهای اروپا به شروع جنگ علیه ایران معترض هستند زیرا…

    مساله این است که کشورهایی با نظر منفی به ویژه در اروپا به شکلی به نحوه شروع جنگ بدون مشورت با متحدان غربی معترض هستند. یعنی حرف آنها این است که نمی‌شود آمریکا جنگی را شروع کند و در میانه آن وقتی به مشکل بربخورد و بعد از ما بخواهد تا به کمکش برویم. کشورهای اروپایی مثل انگلیسی و فرانسه از ابتدا روشن کرده بودند که با اقدامات تهاجمی آمریکا و اسرائیل همکاری نخواهند کرد.

    بعدها با توجه به ادعاهایی که در مورد پرتاب موشک به قبرس و ترکیه و حملات ایران به کشورهای عربی مطرح شد و با توجه به پیمان‌های دفاعی که لندن و پاریس با کشورهای عربی دارند، اعلام شد که در اقدامات تدافعی و دفاعی به قصد دفاع در مقابل حملات ایران به آن کشورها مشارکت می کنند و ناوها و کشتی‌هایی را به منطقه فرستادند و تحرکات و سفرها و صحبت‌هایی در این مورد داشتند. اما در مورد تنگه هرمز مساله به لحاظ اجرایی و عملیاتی هم اقدام نظامی دشواری خواهد بود. چون اقداماتی که ایران در تنگه هرمز انجام می‌دهد اقدامات نظامی نامتقارن است. یعنی به این شکل نیست که نیروی دریایی کلاسیک ایران با نیروهای دریایی کشورهای دیگر درگیری داشته باشند. بلکه به شکل نامتقارن و پرتاب پهپادهای کوچک و موشک‌های کوتاه‌برد به سمت کشتی‌هایی که قصد عبور دارند رخ می‌دهد. بنابراین عملیات نظامی مشخص نیست که به چه شکلی رخ دهد.

    نوعی جنگ متقارن در تنگه هرمز در جریان است

    *بستن تنگه هرمز به‌عنوان اهرمی مهم در دست ایران در جنگ با آمریکا و اسرائیل استفاده شده است. آیا ایران می‌تواند در میان‌مدت هم اثرگذاری داشته باشد؟

    همانطور که گفتم نوعی جنگ نامتقارن در جریان است. نیروی دریایی آمریکا در فاصله دوری از تنگه هرمز قرار دارد و حملاتی که علیه نیروی دریایی ایران انجام دادند، از راه دور و با پرتاب موشک بوده است. این دو نیروی دریایی نزدیک هم و رو در روی هم نیستند و شاهد یک جنگ کلاسیک دریایی نیستیم. آمریکا با پرتاب موشک از راه دور مواضع دریایی ایران را هدف قرار می دهد و ایران هم با پهپادها و ریز پرنده‌ها و موشک‌های کوتاه‌برد علیه مواضع آمریکا و کشتی‌هایی که بدون اجازه ایران قصد عبور از تنگه را دارند، اقدام می کند. این وضعیتی کاملا جدید است و مشخص نیست که آمریکایی‌ها یا احیانا متحدانش به چه شکلی می‌خواهند جلوی حملات پهپادها و موشک‌های کوتاه‌برد را بگیرند.

    پیاده کردن نیرو در جزایر ایران خط قرمز ترامپ است

    احتمالا تنها راهی که دارند این است که مثلا در سواحل ایران نیرو پیاده کنند یا در سواحل ایران اقدامات خاصی انجام دهند که پایگاه‌های کوچک و متعدد پرتاب پهپاد یا پرتاب موشک را که در طول ساحل ایران پراکنده و استتار شده اند، متوقف کنند. پیدا کردن این پایگاه‌ها کار آسانی نیست و ممکن است مستلزم پیاده کردن نیرو باشد که آن نیز هم خط قرمز ترامپ بوده و هم در داخل آمریکا مخالفت جدی در برابر آن وجود دارد. لذا هم خود امریکا بسیار اکراه دارد تا نیرو پیاده کند و احتمالا کشورهای دیگر هم مایل نباشند چنین چیزی رخ دهد.

    *با توجه به همه آنچه به آن اشاره کردید، وضعیت فعلی در تنگه هرمز تا چه زمانی می‌تواند ادامه داشته باشد؟

    نمی‌شود تاریخ و زمان مشخصی را برای این عملیاتی که در جریان است؛ مطرح کرد. مساله این است که ایران شرایطی دارد و در قالب این شرایط اعلام کرده حاضر به آتش‌بس خواهد بود. مواضع رسمی ایران مواردی چون تضمین به عدم تکرار تجاوز، پرداخت غرامت و شناسایی حقوق هسته ای ایران، لغو تحریم ها و … اعلام شده است. طرف مقابل هیچ نشانه‌ای از پذیرش چنین شرایطی از خود نشان نداده است و به این ترتیب ممکن است جنگ همچنان برای مدتی ادامه پیدا کند.

    با ادامه کنترل ایران بر تنگه هرمز، ترامپ نمی تواند اعلام پیروزی کند

    اگر مشکل تنگه هرمز نبود، ممکن بود ترامپ تا پیش از این جنگ با ایران را متوقف می‌کرد. یعنی امکان داشت اعلام کند به اهدافش رسیده، ایران را تضعیف کرده و جنگ را پایان دهد. اما با ادامه کنترل ایران بر تنگه هرمز هیچ جور برای ترامپ جای مانور باقی نمانده تا اعلام کند که پیروز شده یا به هدفش رسیده است. وضعیتی که در تنگه هرمز پیش آمده یا باید با توافق حل شود و طرفین امتیازاتی به هم بدهند تا ایران کنترل تردد را بردارد یا اینکه فعلا جنگ ادامه یابد. و این خواست ناتانیاهو است و چنین موضوعی متاسفانه برای نتانیاهو بهترین موقعیت را رقم زده است.

    مشخص است که ترامپ مایل به پایان جنگ است، اما اسرائیل مایل به پایان جنگ نیست ومی‌خواهد اهداف خاصی را که دارد، دنبال کند. بنابراین تنگه هرمز به مرکز ثقل جنگ تبدیل شده است و اگر این مساله حل شود ترامپ ممکن است جنگ را متوقف کند.

    تا زمانی که مشکل تنگه هرمز وجود دارد، جنگ تمام نمی شود

    *یعنی احتمال توقف جنگ با رسیدن به یک نتیجه با ترامپ؟ 

    تا زمانی که مشکل تنگه هرمز وجود دارد جنگ بعید است تمام شود. باید دو سه روز آینده را هم صبر کنیم تا ببینیم ائتلافی که ترامپ می‌خواهد درست کند چه شکلی خواهد داشت و آمریکا به چه شکل می‌خواهد دست به اقدام و عملیات بزند. در چند روز آینده می‌توان تصویر دقیق‌تری راجع به اینکه آینده به چه شکلی رقم خواهد خورد.

  • ارتش ایران، ناو آبراهام لینکلن را فراری داد!

    ارتش ایران، ناو آبراهام لینکلن را فراری داد!

    به گزارش اقتصادران، ارتش جمهوری اسلامی ایران روز چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ در اطلاعیه شماره ۳۲ خودبیان کرد: نیروی دریایی ارتش در پاسخ به حملات آمریکا، همزمان با برگزاری آیین وداع با ۸۴ شهید والامقام ناوشکن دنا و گرامیداشت یاد ۲۰ شهید جاویدالاثر این ناوشکن، با اجرای عملیات موشکی و شلیک موشک‌های قدرتمند ساحل به دریا، ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن را از منطقه دور کرد.

  • دکترین هسته‌ای ایران تغییر می‌کند؟

    دکترین هسته‌ای ایران تغییر می‌کند؟

    به گزارش اقتصادران، وزیر امور خارجه در پاسخ مجری به این سوال که آیا فتوای رهبر قبلی ایران درباره سلاح هسته‌ای با رهبری جدید هم همچنان پابرجاست؟ بیان کرد: «دکترین هسته ایران همواره یک دکترین صلح آمیز بوده و ما همیشه تلاش کردیم همچنان هم تلاش می‌کنیم که از خود برای بهره‌مندی از انرژی صلح آمیز هسته‌ای استفاده کنیم.فتوا به شخص صادر کننده آن بستگی دارد؛ من هنوز در موقعیتی نیستم که درباره دیدگاه فقهی یا سیاسی رهبر جدید در این موضوع قضاوت کنم.برداشت من این است که این دیدگاه تفاوت زیادی با سیاست‌های قبلی ما نخواهد داشت؛ اما باید منتظر بمانیم تا نظر ایشان به صورت مشخص اعلام شود»

  • پهلوی به دنبال ماهیگیری از آب گل آلود چهارشنبه سوری!

    پهلوی به دنبال ماهیگیری از آب گل آلود چهارشنبه سوری!

    به گزارش اقتصادران، به شکل هولناکی همه چیز دارد شبیه شانزدهم و هفدهم دی ماه پیش می‌رود؛ در آن چند روز منتهی به ۱۸ و ۱۹ دی ماه که تقریبا مطمئن بودیم از فراخوان پهلوی برای حضور در خیابان‌ها استقبال چندانی نخواهد شد؛ انتظار می رفت چند تجمع کوچک و پراکنده در گوشه و کنار کشور شکل بگیرد و نهایتا کار با بازداشت تجمع‌کنندگان، نتیجه‌ای ناامید کننده و تکراری برای اپوزیسیون خارج از کشورِ جمهوری اسلامی تمام می شد و از بیستم دی ماه خانواده‌ها باید پیگیر آزادی فرزندانشان از بازداشتگاه می‌شدند.

    در آن مقطع به نظر می‌رسید نهادهای امنیتی هم تحلیل مشابهی داشته باشند، یکی دوساعت پس از فراخوان حتی اینترنت بین‌المللی هم هنوز متصل بود. اما وسعت تجمع‌ها در سراسر کشور از پیش‌بینی‌ها فراتر بود به طوری که ظرف چند ساعت نه تنها دکمه اینترنت را از بیخ زدند بلکه تلفن‌ها را هم از پریز کشیدند. نخستین ویدئو‌های منتشر شده در اینستاگرام نشان می‌داد تا چه اندازه تحلیل‌ها و پیش بینی‌های نخستین بیراه بوده است.

    در تمام روز‌های پس از ۱۸ و ۱۹ دی ماه و زمانی‌که هنوز اینترنت بین المللی قطع بود و اخبار هولناک آن دو شب سیاه به طور قطره چکانی به جامعه می‌رسید، همچنان این سوال وجود داشت که چگونه آنچه در زیر پوست جامعه می‌گذشت توانست نه تنها من به عنوان یک روزنامه نگار، که حتی نهاد‌های امنیتی کشور را غافلگیر کند؟

    حالا در میانه جنگی تمام عیار، که تا این لحظه چشم‌انداز روشنی هم برای پایانش وجود ندارد و در آستانه عید نوروز و چهارشنبه سوری مجددا دو فراخوان از سوی پهلوی، که حالا یکه‌تاز گروه‌های اپوزیسیون جمهوری اسلامی در خارج از مرز‌هاست، صادر شده؛ یکی خطاب به آنچه او «گاردجاویدان» نامیده و دیگری فراخوانی عمومی برای نکوداشت آیین چهارشنبه سوری!

    اگر تجربه ۱۸ و ۱۹ دی ماه وجود نداشت، می‌شد به سادگی از کنار این دو فراخوان عبور کرد و مطمئن بود که ماجرا چنان‌که رضا پهلوی انتظار دارد، پیش نخواهد رفت، اما حالا همه چیز تغییر کرده است.

    آنچه این فراخوان را حائز اهمیت می‌کند، پشتیبانی دشمن خارجی و منجلابی است که امروز رئیس جمهور آمریکا در آن گرفتار شده. ترامپ قول یک جنگ سریع و پایان تمیز را داده بود، اما هرچه بیشتر گذشته، بیشتر مشخص شده که «ارتش بزرگ و قوی جهان» در تغییر معادلات میدانی ناموفق و ناکارآمد است و برنامه‌ای هم برای خروج از این وضعیت ندارد. رئیس جمهور آمریکا به وضوح حمله به ایران را مقدمه ای برای تغییر نظام می دانست. او در جریان اعتراضات دی ماه به معترضان قول کمک داده بود و حملات اخیر خود را با وعده رهایی از نظام همراه کرده بود. حالا با گذشت بیش از دو هفته از شروع جنگ، نه تنها خبری از تحقق این وعده نیست بلکه بازارهای انرژی هر روز با آژیر هشدار کرکره‌هایشان را بالا می‌دهند.

    فراخوان بی موقع رضا پهلوی در این میان یک شائبه را تقویت می کند؛ اینکه آمریکا به رهبری اپوزیسیون جمهوری اسلامی در خارج از کشور و حامیان او در اسرائیل فشار آورده‌ که اگر مدعی ایجاد تغییراتی در کف خیابان هستند، حالا وقت عمل است و جنگ نمی تواند بیش از این ادامه داشته باشد.

    اما خیابان امروز با خیابان دی ماه متفاوت است.

    در شب‌های پیش رو برخلاف ۱۸ و ۱۹ دی هواداران جمهوری اسلامی در لبیک به فراخوانی که با پیش بینی چنین روزی از ساعات نخست جنگ صادر شده، به همراه خانواده‌های خود در خیابان‌ها حضور دارند. آنچه از سوی پهلوی، گارد جاویان خوانده شده، نه گروهی از معترضان بی‌سلاح و ناراضی، بلکه یک هسته عملیاتی احتمالا مسلح است. آنچه از این مواجهه بیرون می‌آید، یک حمام خون است.

    حالا در میانه جنگ، چنانکه مجددا فراخوان پهلوی با استقبال حامیانش مواجه شود، چه کسی پاسخگوی خون‌های ریخته شده خواهد بود؟ نظامی‌هایی که تهدید کرده‌اند که از آنچه در دی ماه گذشت، شدیدتر عمل خواهند کرد یا اپوزیسیونی که همچنان برای فراگیری انقلابش خون‌های بیشتری طلب می‌کند؟ ورای تمام این دسته‌بندی‌ها و دو قطبی‌ها، خوب است از خود سوال کنیم روان و وجدان ایرانی تاب دیدن کیسه‌های سیاه حاوی جنازه‌های جوانان و نوجوانان بیشتری را دارد؟

  • جنگ پیچیده‌تر خواهد شد

    جنگ پیچیده‌تر خواهد شد

    به گزارش اقتصادران، کیومرث یزدان‌پناه،‌ استاد ژئوپلیتیک و عضو هیات علمی دانشگاه تهران،‌ در خصوص شرایط فعلی آمریکا در جنگی که علیه مردم ایران شروع کرده است و عدم همراهی متحدین سنتی ایالات متحده یعنی اروپایی‌ها در این اقدام نظامی،‌ گفت: آمریکا در این مرحله تصور نمی‌کرد جنگ با ایران دارای این شرایط  پیچیده باشد و دچار یک خطای محاسباتی و استراتژیکی شد. این شرایط سران این کشور به ویژه ترامپ را دچار سردرگمی کرده است. آن‌ها در دوراهی قرار گرفتند که یا جنگ را در همین وضعیت خاتمه دهند یا تحت تاثیر لابی صهیونیستی این جنگ را تا هدف مدنظر خود ادامه دهند. این موضوع آمریکا را به شدت تحت تاثیر قرار داده و هزینه‌های جنگ را بالا برده است.

    وی ادامه داد: از همه مهم‌تر سماجت و سرسختی است که ایران از خود نشان داده است که باعث عصبانیت بیشتر رییس‌جمهور آمریکا و تصمیم‌گیران کاخ سفید شده است. یکی از مسائلی که پیش آمده است، موضوع محدودیت‌های حال حاضر در تنگه هرمز است که از زمان شروع جنگ تحت تسلط استراتژیک ایران قرار گرفته است. این امر باعث شده است که ارسال انرژی و محموله های بزرگ به سراسر نقاط جهان با محدودیت‌های جدی رو به رو شود. آمریکا نیز همین مسئله را دستاویزی قرار داده است که اروپا و شرق آسیا را متقاعد کند تا ایران را از تنگه هرمز عقب برانند و علیه ایران با آمریکا همراه شوند.

    غربی‌ها نمی‌خواهند بدون قید و شرط با آمریکا همراه شوند

    این تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل با اشاره به تجربیات تلخ متحدین سابق آمریکا در جنگ‌های گذشته تصریح کرد: کشور‌های دیگر که تجربه ناکامی در همراهی با آمریکا داشتند مانند کشورهای حاضر در ائتلاف آمریکایی در جنگ دوم و سوم خلیج فارس، فهمیدیند که نباید بدون قید و شرط وارد اتئلاف با آمریکا شوند چون چیزی گیر‌ آن‌ها نخواهد آمد و عواقب و هزینه‌های دشواری برای آن‌ها خواهد داشت. بنابراین تا امروز این کار را انجام ندادند و به این راحتی هم میسر نیست مگر اینکه آستانه تحمل کشور‌های بزرگ مصرف‌کننده غربی تمام شود و آن‌ها بخواهند تسلیم خواست آمریکا برای مشارکت در جنگ علیه ایران شوند.

    ایران توان نظامی خود را از دست نداده است

    پزدان‌پناه با تاکید بر قدرت مانور ایران در گستره پهنای جغرافیایی که در دسترس دارد، عنوان کرد: آمریکایی‌ها قربانی اطلاعات غلط دولت اسرائیل شدند. آن‌ها تصور می‌کردند ایران ده روز توان مقاومت دارد و بعد از آن ممکن است دچار فروپاشی شود و ذخایر استراتژیک نظامی از جمله موشک‌های خود را از دست دهد اما اکنون هفته سوم جنگ هم در حال پایان است و ایران همچنان از توانمندی‌های خود به اشکال متخلف برای هدف قرار دادن بانک اهداف مورد نظر خودش در کل منطقه از جمله در سرزمین‌های اشغالی استفاده می‌کند. این مسئله هم شرایط را برای آمریکا ویژه‌تر می‌کند. با تمام این تحلیل‌ها باید این نکته را پذیرفت که آمریکا چه خواسته و یا چه نخواسته جنگ را به شکل غیرمنطقی علیه ایران آغاز کرد و بالاترین مقام سیاسی و مذهبی ایران را مورد هدف قرار داده است که با این کار خودش را گرفتار یک دام کرد.

    این جنگ پیچیده‌تر خواهد شد

    وی  افزود: همین دام باعث می‌شود که آمریکا هزینه‌های جنگ را بپذیرد. همین دام ممکن است باعث شود که آمریکا جغرافیای جنگ که به نفع ایران تمام شده است را تغییر دهد. به نظر همین مسئله باعث می‌شود این جنگ خیلی پیچیده‌تر شود و برخلاف تصوراتی که فکر می‌کنند شاید این جنگ در کوتاه‌مدت تمام می‌شود، این جنگ طولانی‌تر شود.

    جنگ با ایران دام پیچیده‌ای برای ترامپ شد

    این استاد دانشگاه در رابطه با دلایل احتمال طولانی شدن جنگ اظهار کرد: بعد از گذشت ۱۸ روز از جنگ، بانک اهداف نظامی آمریکا و اسرائیل در ایران تغییر کرده است و از بانک اهداف صرفا نظامی به سمت اهداف استراتژیک صنعتی و حیاطی ایران در حال سوق پیدا کردن است. هدف قرار دادن نیروگاه‌های برق، پست های برق، پست های ارتباطی، شبکه های ارتباطی و صنایع استراتژیکی مثل آب شیرین کن، نشان می‌دهند که جنگ در حال ورود به فاز بعدی خود است و همین مسئله ابعاد و پیامدهای این جنگ را بسیار نگران کننده می‌کند. شاید همین مسئله باعث شود که ترامپ این نکته را درک کند که این جنگ او را در یک دام پیچیده‌ای قرار داده است و بر ادامه این جنگ پافشاری کند و هزینه آن را بپذیرد تا به یک هدف مشخص برسد.

    شرایط در روزه‌های آتی‌ پیچیده‌تر خواهد بود

    این کارشناس سیاست خارجی درباره اهداف مشخص ترامپ از این جنگ گفت: ممکن است این اهداف وادار کردن ایران به پذیرش گفت‌وگوها با شرایط خودش باشد که البته به صورت مطلق گذشته نخواهد بود یا اینکه استمرار جنگ برای زمین زدن ایران را دنبال کند. پیشتر هم گفتم که ترامپ ریسک جنگ با ایران را پذیرفته است و ما در حال آماده شدن  برای یک جنگ بسیار وسیع و پیچیده هستیم. مطمئنا وضعیتی که الان وجود دارد شرایط را برای روزهای آتی بدتر خواهد کرد.

    کشورهای منطقه هیچ نقشی در توقف یا ادامه جنگ ندارند

    یزدان‌پناه در خصوص نقش کشورهای منطقه در این جنگ توضیح داد: کشورهای منطقه هیچ نقشی در توقف یا ادامه جنگ ندارند. بعد از جنگ ۶ روزه اعراب و اسرائیل بعد از ۱۹۶۷ این کشورها خودشان را زیر چتر امنیتی آمریکا بردند و از طرفی دیگر غلبه محیطی حوزه شمالی غرب آسیا بر حوزه جنوبی غرب آسیا به آن‌ها این اجازه را نمی‌دهد که مستقل عمل کنند. اگر قرار بود در این زمینه تدبیری بیندیشند دو ائتلاف دارند که یکی از آن‌ها شورای همکاری خلیج فارس است که یک بازوی نظامی به نام سپر جزیره دارد و دیگری اتحادیه عرب است که تا الان می‌توانستند چند جلسه برگزار کنند و تدبیری بیندیشند. به نظر من آن‌ها نه در ادامه این جنگ و نه در توقف جنگ هیچ نقشی ندارند چون کشورهای عرب منطقه از نظر امنیتی مستقل نیستند. تبعیت آن‌ها از یک حوزه امنیتی فراتر منطقه‌ای به نام آمریکا آن‌ها را کاملا منفعل و خلع سلاح می‌کند.

    آمریکا به خواست کشورهای عربی منطقه بی توجه است

    وی اضافه کرد: فرض کنید که شش کشور عرب منطقه به علاوه عراق که اصلا با آن‌ها همسو نیست تصمیم بگیرند که با سران آمریکا و شخص ترامپ صحبت کنند، اسرائیل که محلی از اعراب ندارد اما صحبت آن‌ها با آمریکا هر صحبتی که باشد چه تشدید درگیری از سوی آمریکا در حمله به ایران باشد، چه تشویق آمریکا برای خاتمه دادن به جنگ باشد، در هر دو صورت آمریکا ترتیب اثری نخواهد داد. مسلم است که آمریکا خودش به تنهایی تصمیم می‌گیرد که این جنگ را در چه ابعادی ادامه دهد یا به چه شکلی خاتمه بدهد.

    این تحلیل‌گر روابط بین‌الملل با بیان اینکه هر لحظه ممکن است تصمیمی جدید برای این جنگ گرفته شود و کشورهای منطقه کوچکترین سهمی در این تصمیم ندارند، گفت: به نظر من اصلا نباید در این موضوع جستجو کرد که آیا کشورهای عربی می‌توانند به تشدید یا کاهش تنش کمک کنند یا خیر. آن‌ها اراده‌ای از خودشان ندارند. این جنگ متفاوت‌ترین جنگ نسبت به جنگ‌های مشابه حداقل در سه دهه اخیر است حتی از نظر پیچیدگی‌های جنگی از جنگ سوم خلیج فارس در سال ۲۰۰۳ نیز پیچیده‌تر است و مخاطرات جدی خود را دارد‌.

    در این مقطع نوع تصمیم‌گیری‌ها می‌تواند بسیار تعیین کننده باشد

    وی خاطرنشان کرد:  باید متوجه باشیم که دشمن بنیان‌های هویتی و جغرافیایی ایران را هدف قرار دادند و به نظر من باید نسبت با این موضوع خیلی هوشیار بود. باید نسبت به آینده این جنگ و عواقب آن آگاه باشیم، ما در شرایطی هستیم که نوع تصمیم‌گیری برای ادامه وضع موجود می‌تواند در سرنوشت آینده کشور بسیار تاثیرگذار باشد. ماشین جنگی کشور برای بقا، حیات و استمرار نیاز به ثبات و عقبه قوی اقتصادی دارد. ما باید این مسائل را در نظر داشته باشیم و بدانیم در چه شرایطی قرار داریم. امیدوارم خدایی ناکرده این جنگ باعث آسیب های جدی به بنیان های هویتی و جغرافیایی ای ایران در آینده نشود. در این مقطع نوع تصمیم‌گیری ها و موضع‌گیری های ما می‌تواند بسیار حساس و تعیین کننده باشد.

  • جنگی با پایان مبهم!

    جنگی با پایان مبهم!

    به گزارش اقتصادران، کاخ سفید بار دیگر سیگنالی مبهم درباره زمان پایان جنگ با ایران ارسال کرد. دونالد ترامپ در نشست خبری شب گذشته در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه «آیا می‌توانیم این هفته این جنگ را تمام کنیم؟» پاسخ داد: «بله، حتماً. فکر نکنم، اما به زودی تمام می‌شود. طول نخواهد کشید؛ و وقتی تمام شود، جهان بسیار امن‌تری خواهیم داشت. به زودی تمام خواهد شد.» پاسخی که هم وعده داده و هم تردید در خود دارد، درست مشابه تمام پیام‌هایی که در هفته‌های گذشته از واشنگتن منتشر شده است.

    در حالی که رئیس‌جمهور آمریکا از «پایان نزدیک جنگ» سخن می‌گوید، رسانه‌ها تصویری کاملاً متضاد از آینده جنگ دارند. میدل ایست‌آی اخیراً فاش کرد که دولت آمریکا پیش از آغاز جنگ از طریق کانال‌های رسمی به ترکیه اعلام کرده بود که «جنگ علیه ایران تنها چهار روز طول خواهد کشید». این ادعا حالا، در حالی که درگیری‌ها به پایان هفته سوم نزدیک می‌شود، نه‌تنها محقق نشده بلکه با واقعیت درگیری‌ها نیز تفاوتی فاحش دارد.

    هم‌زمان، گزارش جامع شبکه ان‌بی‌سی نیوز از عدم تمایل کاخ سفید به پایان جنگ پرده برداشته است. این رسانه به نقل از شش منبع آگاه نوشته است: «دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، به طور منظم گزینه‌هایی برای پایان دادن به جنگ با ایران دریافت می‌کند، اما تاکنون هیچ‌یک از آنها را نپذیرفته است.»

    منابع یادشده تأکید کرده‌اند با ادامه تسلط ایران بر تنگه هرمز و گسترش درگیری در خاورمیانه، جدول زمانی پایان جنگ در هاله‌ای از ابهام مانده است. یکی از آنها گفته است: «جدول زمانی پایان جنگ می‌تواند هر روز تغییر کند.»

    به گفته ان‌بی‌سی، طرح‌های خروج از جنگ بخشی از برنامه روزانه کاخ سفید هستند، اما کنار آنها، گزینه‌های تشدید تنش نیز روزانه بر روی میز ترامپ قرار می‌گیرند. هیچ‌یک از این طرح‌ها هنوز به نتیجه نرسیده و همین، تصویری از سردرگمی دولت در مواجهه با بحران را نشان می‌دهد.

    با افزایش فشار قیمت نفت و نگرانی متحدان واشنگتن، بحث درباره راهبرد‌های خروج از جنگ به موضوعی حیاتی تبدیل شده است. در این میان، منابع اسرائیلی هم درباره زمان پایان جنگ گمانه‌های را مطرح کرده‌اند. شبکه ۱۲ به نقل از یک منبع ارشد رژیم صهیونیستی مدعی شده است: «جنگ علیه ایران طولانی‌تر از برنامه‌ریزی خواهد بود و ممکن است دست‌کم یک ماه دیگر ادامه یابد.»

    این منبع تأکید کرده که برآورد‌های اولیه درباره سرعت عملیات نظامی غیرواقعی بوده و ورود نیرو‌های جدید به منطقه می‌تواند مدت درگیری را افزایش دهد.

    شاید پیش از پرسش درباره زمان پایان جنگ باید به این سوال جواب داد که آیا اهداف این جنگ به شکلی طراحی شده که با فشار هوایی و موشکی بتوان آن را به پایان رساند یا اینکه ورود نیروی زمینی اجتناب‌ناپذیر خواهد بود؟

    در همین زمینه، محمود شوری، معاون موسسه مطالعات ایران و اوراسیا، به فرارو از احتمال فرسایشی شدن جنگ در صورت ورود نیرو‌های زمینی آمریکا سخن گفته است. او تصریح می‌کند: «تا زمانی که جنگ هوایی است و حملات نیز هوایی، موشکی و پهپادی است، فرسایشی شدن چنین جنگی دور از ذهن است. فرسایشی شدن به معنای ادامه جنگ بیش از چند ماه است؛ بنابراین تا این لحظه که در آستانه یک ماهه شدن جنگ قرار داریم، جنگ با همین روند می‌تواند ادامه پیدا کند و عنوان فرسایشی نیز به آن تعلق نگیرد.»

    شوری تأکید کرده است: «اگر جنگ به سمت درگیری زمینی سوق پیدا کند، حتماً جنگ فرسایشی خواهد بود، اما برآورد من این نیست که روند این جنگ به سمت فرسایشی خواهد رفت.»

    در حالی که کاخ سفید ترجیح به عدم ورود نیروی زمینی به میدان نبرد دارد، نشانه‌های سیاسی از واشنگتن تا تل‌آویو حاکی از تداوم بی‌تصمیمی و نبود راه خروج روشن است و این امر شاید سناریو ورود نیروی زمینی را تقویت کند. هر روز طرحی تازه در کاخ سفید بررسی می‌شود، هر روز پیش‌بینی جدیدی برای پایان اعلام می‌گردد، و هر روز همان جمله تکراری ترامپ بازتاب می‌یابد: «به زودی تمام خواهد شد.»

    با این حال، «به زودی» در میدان جنگ معنای ثابتی ندارد. هر موشک جدید، هر حمله محدود و هر واکنش متقابل می‌تواند خطوط زمانی را تغییر دهد. بااینحال نکته مشترک در میان همه تحلیل‌ها این است که اگر جنگ از آسمان به زمین برسد، پایانش دیگر «به زودی» نخواهد بود.

  • رضا پهلوی به دنبال راه انداختن حمام خون در «چهارشنبه سوری»!!

    رضا پهلوی به دنبال راه انداختن حمام خون در «چهارشنبه سوری»!!

    به گزارش اقتصادران، اولین نطق ترامپ بعد از حمله به ایران یک افشاگری ناخواسته _شایدم خواسته_ بود. ترامپ در اولین سخنرانی خود در پی حمله به بیت رهبری اعلام کرد پروژه‌ای که آغاز کرده با نابودی زیرساخت‌های هسته‌ای و موشکی خاتمه پیدا نمی‌کند. او به تمامی نیروهای مسلح شهری از پلیس و نیروی انتظامی و سپاه هشدار داد که یا تسلیم شوند یا کشته! سپس دست به یک اسپویل غیرمنتظره زد و خطاب به مردم ایران گفت در خانه‌هایشان بمانند چون خیابان امن نیست! «بمب‌ها همه‌جا فرود خواهند آمد.» و بلافاصله افزود: «وقتی کار ما تمام شد، دولت خود را در دست بگیرید.» از اواسط هفته نخست حمله، طراحی عملیاتی این نطق هم رونمایی شد؛ حمله به کلانتری‌ها. اما فراخوان شب گذشته رضا پهلوی یک پرده دیگر از این طراحی را آشکار کرده است.

    آیا خیابان با مختصات جدیدی که این روزها پیدا کرده قرار است به یک جبهه جدید تبدیل شود؟

    چرا «خیابان» مهم است؟

    محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، هفته گذشته یک توییت معنادار منتشر کرد. او گفت: «ملت عزیز ایران که جانم هزاران بار فدای شما! حضور شما در خیابان‌ها دشمن را گیج و عصبانی کرده است. این سرباز کوچکتان سه درخواست از شما دارد: خیابان، خیابان، خیابان. فرزندان شما در نیرو‌های مسلح جان خود را برای دفاع از ایران در دست گرفته‌اند، پشت آنها را با حفظ خیابان محکم کنید.»

    این توییت که در فضای سیاسی و امنیتی کشور بازخورد گسترده‌ای داشت، از دو منظر قابل تأمل بود؛ نخست، تأکید بر «خیابان» به مثابه میدان مقاومت ملی و دوم، بازتعریف رابطه مردم و حاکمیت در وضعیت جنگی. جنبه تبلیغاتی «خیابان گردی» حامیان نظام ظاهرا کارساز هم بوده؛ ترامپ در واکنش به حضور مردم در خیابان ها گفته این تصاویر «ساخته هوش مصنوعی» است. او گفته «آنها در ویدیویی حدود ۲۵۰ هزار نفر را در یک میدان نشان دادند که چقدر آیت‌الله خامنه‌ای را دوست دارند. اما آن کاملاً ساخته هوش مصنوعی بود.» اما این حضور در خیابان‌ها دلیل دیگری داشته؛ حاکمیت به دنبال حفظ خیابان از شورشی است که ترامپ وعده‌اش را داده است.

    چرا رضا پهلوی در این زمان عجیب فراخوان داد؟

    در فاز عملیاتی این وعده، اپوزیسیون برون‌مرزی، به طور خاص تیم پهلوی و شبکه‌های رسانه‌ای وابسته به آن، روز گذشته در یک اضطرار زمانی قابل تامل دست به فراخوان داده‌اند. دست‌پاچگی این گروه در فرخوان و کشاندن مردم به خیابان به نفع خود این گمانه را در ذهن ایجاد می‌کند که احتمالا دونالد ترامپ که تصور نمی‌کرد جنگ طولانی شده و کار به وضعیت فعلی برسد.

    شواهد نشان می دهد ترامپ تحت فشار‌ افکار عمومی داخلی آمریکا، افزایش جهانی قیمت حامل های انرژی، همچنین با توجه به وعده‌های انتخاباتی خود مبنی بر عدم ورود به یک جنگ فرسایشی در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، به اسرائیل و تیم پهلوی مهلت مشخصی داده تا روند فروپاشی در ایران را تسریع کنند. از همین‌رو، هم عملیات رسانه‌ای و هم تحریک‌های میدانی در هفته‌های اخیر شدت یافته است. حمله به ایست‌های بازرسی و حملات گسترده به کلانتری‌‌ها را تنها در این چارچوب می‌توان تحلیل کرد.

    چرا فراخوان پهلوی، آماده‌باشی برای یک حمام خون است؟

    تحلیل‌های امنیتی نشان می‌دهد در شرایطی که اقتدار حکومت در سطح میدان چنان قوی است، چنین اقدامات شتاب‌زده‌ای نه‌تنها ثمره سیاسی ندارد، بلکه می‌تواند باعث وقوع فاجعه‌ای انسانی شود.

    حملات اسرائیل و آمریکا که در با ادعای مضحک «حمایت از مردم ایران» کلید خورد و ادامه دارد، عملاً به هدفی کاملاً متضاد منتهی شده است. قرار بود این حملات، مراکز نظامی و لجستیکی جمهوری اسلامی را هدف قرار دهند، اما گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد علاوه بر فاجعه مدرسه دخترانه میناب، چندین منطقه مسکونی، ایست‌های بازرسی که محل توقف تعداد بیشماری خودروست و مسیر‌های تردد شهری مورد حمله قرار گرفته‌اند. تعداد زیاد کشته و زخمی‌های غیرنظامی نتیجه مستقیم این عملیات نظامی با شعار «کمک در راه است»، بوده است.

    با این حال، در فضای رسانه‌های خارجی و فارسی‌زبان خارج از کشور، روایت اصلی همچنان همان است: ضرورت حمایت از مردم! کدام مردم، اما معلوم نیست، ترامپ در یکی از تازه‌ترین اظهارنظر‌های خود مردم حاضر در میادین شهرها را تصاویر ساخته هوش مصنوعی خوانده و در جای دیگری گفته مردم ایران «ژن خوبی ندارند».! او در یکی از پست‌هایش در شبکه اجتماعی تروث «مردم» را تهدید به نابودی کرده است.

    تناقض روایت حمایت ترامپ از مردم ایران، با واقعیت موجود در خیابان‌ها، آنجا هویدا شده که جان همین مردم – زن و مرد، کودک و سالمند – در اثر حملات «حامیان» خارجی از بین رفته است.

    در این سناریو، رضا پهلوی قرار است نقش منجی را برای مردم بازی کند. او در فراخوان دوپهلوی خود از برگزاری آیین چهارشنبه سوری حرف زده و گفته «رژیم ضد ایرانی جمهوری اسلامی می کوشد مانع برگزاری این آیین ملی و باستانی شود». او در فراخوانی مجزا به «گارد پادشاهی» گفته هسته‌های عملیاتیشان را فعال کنند و در نهایت از اسرائیل و آمریکا درخواست یک پشتیبانی عملیاتی کرده است. رضا پهلوی به وضوح از ترامپ و نتانیاهو خواسته «تحولات این روز را با دقت زیرنظر بگیرند و اجازه ندهند جمهوری اسلامی در این آیین با مردم شجاع ایران با خشونت برخورد کند».

    همزمان، سردار رادان رئیس پلیس کشور نیز با لحنی حاکی از نگرانی نسبت به امنیت داخلی، در پیامی رسمی خواستار «حضور مردم در میدان» برای حمایت از نیرو‌های انتظامی و حفظ آرامش شده است.  سخنگوی سپاه پاسداران هم در اطلاعیه ای گفته «این چهارشنبه از پایگاه های آمریکا گرفته تا سرزمین های اشغالی و نماد های ضد انقلاب در داخل کشور در آتش خواهند سوخت.». او گفته این هفته چهارشنبه سوزی خواهیم داشت.

    اطلاعیه‌های مقامات امنیتی در کنار قطع اینترنت بین المللی خطوط سفید از روز گذشته، یادآور روزهای منتهی به ۱۸ و ۱۹ دی ماه است. با این تفاوت که اینبار از آسمان موشک میبارد و حامیان نظام در پاسخ به درخواست مقامات، خیابان‌ها را رها نکرده‌اند. این  تحرک مردمی – در صورتی که نظم و سازوکار حفظ امنیت در آن تضمین نشود – می‌تواند به درگیری مستقیم بدل شده، به‌ویژه با احتمال نفوذ هسته‌های عملیاتی موساد یا گروه‌های وابسته به محور خارجی در میان جمعیت.

    حمام خون دیگری در راه است؟

    در چنین شرایطی که میدان و خیابان عملاً در انحصار حکومت است؛ از نظر ساختاری، هر تجمع یا حرکت عمومی بدون مجوز حکومتی، به سرعت از سوی دستگاه‌های امنیتی مهار می‌شود. بنابراین، فراخوان‌های ناگهانی اپوزیسیون برای حضور مردمی، بیش از آنکه نتیجه تصمیم‌گیری راهبردی باشد، بازتابی از بی‌برنامگی است. از نگاه برخی کارشناسان، اپوزیسیون خارج از کشور از ظرفیت واقعی اجتماعی در ایران بی‌خبر است و تصور می‌کند با صدور چند پیام و شعار می‌تواند مردم را در خیابان‌ها هم‌سو با خود قرار دهد.

    در سوی دیگر این معادله، مردم نیز در دوراهی تصمیم و اضطراب قرار گرفته‌اند. از یک سو تهدیدات خارجی و اخبار حملات نظامی احساس ناامنی را افزایش داده، از سوی دیگر، فراخوان‌های پی‌درپی از دو سوی حاکمیت و اپوزیسیون ذهن عمومی را سردرگم کرده است. نگرانی جدی در این اوضاع بحرانی آن است که فراخوان‌های متضاد بیش از هر چیز سرمایه اجتماعی را فرسوده کرذه و ایران را به یک جامعه شکست خورده تبدیل کند؛ جامعه ای که در آن امکان همزیستی میان گروه ها، نیروها و افراد مختلف از میان برود. این فقط جامعه‌ای منبعث از یک دولت شکست ضعیف نیست بلکه جامعه ایست که در آن افراد به یکدیگر نه به مثابه رقیب، اپوزیسیون یا مخالف، بلکه به عنوان دشمن وجودی نگاه کنند.

    پیچیدگی وضعیت وقتی عیان‌تر می‌شود که حواسمان باشد مقامات آمریکایی و اسرائیل بار‌ها دربار ضرورت تغییر رژیم در ایران سخن گفته‌اند. از اقدامات آنها نیز این طور به نظر می‌رسد که نیروی فشار خارجی اکنون به‌دنبال آن است که فضای داخلی ایران از حالت کنترل‌شده به وضعیت بی‌ثبات و چندقطبی تبدیل شود تا زمینه برای مداخله نرم یا حتی سخت فراهم شود. چنین سناریویی همزمان با فراخوان اپوزیسیون، زمینه‌ساز شکل‌گیری «حمام خون» در خیابان‌هاست؛ وضعیتی که همه طرف‌ها متضرر خواهند شد و تنها بهره‌بردار آن، طرف خارجی خواهد بود.

    خیابان برای مردم امن است؟

    در بعد راهبردی، ایران در موقعیتی قرار گرفته که باید میان نمایش قدرت و حفظ امنیت عمومی توازن برقرار کند. حضور مردمی در خیابان می‌تواند حامل پیام همبستگی ملی و اراده دفاعی باشد، اما در صورتی که مدیریت شده و از خطوط امنیتی عبور نکند. در صورت حضور هسته‌های موساد در برخی مناطق مرزی یا شهری چنانچه در اتفاقات دی ماه وارد عمل شده بودند، تجمعات گسترده بهترین پوشش برای اقدامات تروریستی خواهند بود. از این منظر، فراخوان‌های احساسی، حتی اگر از نیت خیر یا انگیزه وطن‌دوستانه صادر شوند، در سطح عملیاتی ممکن است نتایج فاجعه‌بار به بار آورند.

    در مقایسه با اپوزیسیون، حاکمیت دست‌کم از درآمد اطلاعاتی بالاتری برخوردار است. دستگاه امنیتی ایران، با همه محدودیت‌هایش، بخش مهمی از میدان را تحت کنترل دارد و توان رصد تحرکات مشکوک یا برنامه‌ریزی‌شده را دارد. اما آنچه چالش اصلی این روزهاست، فضای افکار عمومی است، جایی که هر خبر، هر فراخوان و هر تصویر از خیابان می‌تواند اثر انفجاری داشته باشد. در این فضا، مدیریت روایت به اندازه مدیریت میدان اهمیت پیدا می‌کند.

    از دیدگاه امنیت ملی، هر دو سوی این ماجرا – فراخوان‌های حاکمیتی و اپوزیسیونی – اگر بدون هماهنگی عمل کنند، در نهایت امنیت مردم را تهدید خواهند کرد. حملات خارجی نیز معادله را پیچیده‌تر کرده‌اند؛ آنچه در روزها و هفته‌های آینده اهمیت دارد، نه قدرت نظامی صرف بلکه توان تصمیم‌گیری در لحظات بحرانی است؛ لحظاتی که تفاوت میان «حضور ملی» و «فاجعه انسانی» تنها چند ساعت خواهد بود.

    در چنین وضعیتی، راهبرد ملی باید بر پایه حفظ کنترل اجتماعی و تفکیک اصیل میان مقاومت مردمی و تحریکات سیاسی استوار باشد. خیابان می‌تواند محل همبستگی باشد، اما نه میدان درگیری؛ همان‌گونه که امنیت می‌تواند از دل حضور آگاهانه مردم زاده شود، نه از ازدحامی که هر لحظه احتمال انفجار دارد. اشتباه راهبردی هر جریان در تشخیص این مرز، ممکن است به بهای سنگین انسانی و ملی تمام شود.

    به نظر می‌رسد مهم‌ترین پیام این روز‌ها برای هر دو سوی میدان – چه صاحبان قدرت و چه مخالفان آن – بازگشت به عقلانیت در تصمیم‌های میدانی است. در شرایطی که دشمن بیرونی از هر حرکت کوچک برای تشدید بحران بهره می‌برد، تنها راه حفظ جان مردم، کاهش هیجان و بازسازی اعتماد میان حکومت و جامعه است. آینده امنیت ملی ایران بیش از هر چیز، در گرو همین اعتماد آسیب‌دیده‌ای است که اکنون میان خیابان و نظام تصمیم‌گیری قرار گرفته است.

  • ترامپ در باتلاق جنگ با ایران / سرنوشت این جنگ به کجا ختم می شود؟

    ترامپ در باتلاق جنگ با ایران / سرنوشت این جنگ به کجا ختم می شود؟

    به گزاش اقتصادران، علی واعظ، کارشناس مسائل بین‌الملل، در گفت‌وگو با برنامه «گفت‌وگوی استراتژیک» اکوایران، اظهار کرد: اظهارات آقایان کوشنر و ویتکاف پس از شکست مذاکرات و آغاز جنگ، چند نکته را آشکار می‌کند. نخست آنکه رویکرد دولت آمریکا در قبال این بحران نه چندان جدی بوده و نه بر پایه کار کارشناسی دقیق شکل گرفته است. حتی در بسیاری از مذاکرات، آقای ویتکاف بدون همراهی یک تیم کارشناسی حاضر می‌شد.

    وی بیان کرد: به نظر من، حتی خود آقای . او بر اساس ارزیابی‌هایی که از آقای نتانیاهو شنیده بود، گمان می‌کرد با حذف کادر رهبری سیاسی و نظامی در ایران، فرآیند تصمیم‌گیری در کشور فلج شده و ایران به‌سرعت تسلیم خواهد شد. اما با نادرست از آب درآمدن این محاسبات، همچنان تصور می‌کردند به دلیل برتری نظامی آمریکا می‌توانند در کوتاه‌مدت توان مقابله‌به‌مثل ایران را از بین ببرند. به‌گونه‌ای که ایران نتواند به کشورهای حاشیه خلیج فارس حمله کند یا از ابزار فشار مانند تنگه هرمز استفاده کند. این برآورد نیز در عمل اشتباه از کار درآمده و اکنون آقای ترامپ با یک چالش بزرگ روبه‌رو است.

    واعظ اشاره کرد: آمریکا ممکن است برای پیشبرد اهداف خود از نیروهای ویژه نظامی در عملیات‌های محدود زمینی استفاده کند. با این حال، بعید می‌دانم آقای ترامپ به دنبال یک آتش‌بس مکتوب و رسمی باشد. او احتمالاً تصور می‌کند می‌تواند مشابه آنچه «جنگ ۱۲روزه» می‌نامد، خود زمان آتش‌بس را تعیین کند؛ بدون آنکه مذاکراتی جدی برای رسیدن به توافق انجام شده باشد.

    وی در نهایت گفت: به باور من تنها در صورتی می‌توان دوباره به دیپلماسی اندیشید که یک «معامله بزرگ» شکل بگیرد؛ معامله‌ای که بتواند آغاز متفاوتی در روابط رقم بزند.