دسته: سیاسی

  • پشت پرده یک انتصاب معنادار؛ چرا محمدباقر ذوالقدر جایگزین لاریجانی شد؟

    پشت پرده یک انتصاب معنادار؛ چرا محمدباقر ذوالقدر جایگزین لاریجانی شد؟

    به گزارش اقتصادران، ذوالقدر را می‌توان از معتقدان به مدیریت «جهادی-نظامی» در ساختار اداری کشور دانست.

    سابقه او در معاونت امنیتی وزارت کشور نشان می‌دهد نگاه او به مقوله امنیت، صرفاً سخت‌افزاری نیست، او به «مهندسی اجتماعی» برای پیشگیری از بحران‌های سیاسی اعتقاد دارد.

    پس از انتخابات سال ۱۳۸۴ و پیروزی احمدی‌نژاد، جمله‌ای گفت که تا حد زیادی ساختار فکری او را در مواجهه با مقولات سیاسی نشان می‌دهد: «نیرو‌های اصولگرا با یک طراحی پیچیده و چندلایه، توانستند در یک رقابت نابرابر، پیروزی را از آن خود کنند… این حضور هوشمندانه، پاسخی به نیاز نظام برای عبور از بن‌بست‌های اجرایی بود.»

    زمانی که در دولت نهم (۱۳۸۴ تا ۱۳۸۶) قائم‌مقام وزیر کشور و معاون امنیتی-انتظامی بود، طرح‌هایی را برای «منطقه‌ای کردن امنیت» و پیوند زدن امنیت مرز‌ها به معیشت مردم محلی ارائه داد.

    می‎گفت: «فتنه‌ها معمولاً با یک بهانه سیاسی، اجتماعی یا اقتصادی شروع می‌شوند… جریان فتنه تلاش می‌کند افکار عمومی را در یک جنگ شناختی با به‌کارگیری دروغ‌پردازی تحریک کند. باید این جریان را در منشأ شناخت و برای جلوگیری از تکرار آن تدبیر کرد.»

    در آن سال‌ها آنچه ذوالقدر را از دیگر نظامیان کشور متمایز می‌کرد تاکید او در سخنرانی‌های متعددش بر در هم تنیدگی اقتصاد و امنیت کشور بود.

    ذوالقدر می‌گفت: اگر چرخ اقتصاد در مناطق حساس نچرخد، آن منطقه به کانون بحران امنیتی تبدیل می‌شود. او این نگاه را در قالب «شورای توسعه غرب و شرق کشور» پیش می‌بُرد که هدفش کنترل امنیت از طریق مدیریت زیرساخت‌های اقتصادی آن مناطق بود.‌

    می‌گفت: «ما نمی‌توانیم در منطقه‌ای که فقر و بیکاری حاکم است، تنها با ابزار پلیسی امنیت برقرار کنیم. راهبرد ما در مناطق مرزی، تبدیل تهدید محرومیت به فرصت اشتغال است تا امنیت خودجوش و درونی شود»

    ذوالقدر سال ۱۴۰۰ جانشین محسن رضایی در دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام شد و برخلاف رضایی که هر ۴ یکبار نشان می‌داد هیچ علاقه‌ای به این شغل ندارد و مشتاقانه می‌خواهد آن را با ریاست جمهوری ایران تاخت بزند در آن نهاد نیز با تمرکز بر پیوست‌های امنیتی در برنامه‌های توسعه اقتصادی، نشان‌داد همچنان در پی تداوم همان تفکر است.

    نکته دیگری که درباره او باید گفت این است که در شمار سیاستمدارانی است که معتقد به تعمیق روابط با چین و روسیه برای مقابله با جبهه غرب هستند.

    در همایش تبیین سیاست‌های کلی نظام در اردیبهشت ۱۴۰۱گفت: «امروز شاهد جابجایی قدرت از غرب به شرق هستیم. ما نباید در پیوند با قدرت‌های نوظهور شرقی لکنت داشته باشیم. این همکاری‌ها نه تنها تحریم‌ها را بی‌اثر می‌کند، بلکه ایران را به حلقه وصل امنیت انرژی و ترانزیت در جهان جدید تبدیل خواهد کرد.»

    و زمانی که انتقادات از امضای سند ۲۵ ساله ایران و چین بالا گرفت به عنوان یکی از مدافعان سرسخت این توافقنامه گفت: «سند همکاری راهبردی با چین، یک نقشه راه برای خنثی‌سازی دائمی فشارهاست. کسانی که از وابستگی سخن می‌گویند، درک درستی از مفهوم مشارکت راهبردی ندارند. این سند، امنیت ملی ما را در برابر تکانه‌های بیرونی بیمه می‌کند.»

    ذوالقدر برخلاف لاریجانی که اهل مانور‌های دیپلماتیک و لابی‌های سیاسی منعطف بود، زبانی تندتر و رویکردی امنیتی‌تر خواهد داشت، اما آنچه تاکنون از او نقل کرده‌ام مربوط به دوران صلح بود. در زمان جنگ و در شرایطی که بیش از هرچیز سرعت و هماهنگی میان نیرو‌های میدانی اهمیت دارد باید دید این استراتژیست امنیتی چگونه ساختار‌های آسیب دیده امنیتی و نظامی کشور را بازسازی خواهد کرد.

  • پهلوی؛ شاهزاده بازنده!

    پهلوی؛ شاهزاده بازنده!

    به گزارش اقتصادران، رضا پهلوی، مردی است که از آمریکا و اسرائیل خواست به کشوری که آرزو داشت بر آن حکومت کند، حمله کنند و به تازگی در هذیانی متناقض عاجزانه خواستار توقف حمله به تاسیسات غیرنظامی شده است. نیویورکر یادداشتی به قلم آزاده معاونی نوشته که وضعیت امروز «شاهزاده» را تشریح می‌کند. او می گوید او پادشاهی است که فره ایزدی اش را با دعوت دشمن به ویرانی خاکش، از بین برد.

    متن زیر مشروح یادداشت نشریه نیویورکر است.

    سال‌ها، پهلوی خود را چهره‌ای وحدت‌بخش معرفی می‌کرد—در امتداد سنتی از پادشاهی ایرانی که همچون نیرویی انسجام‌بخش برای امپراتوری متکثر ایران عمل می‌کرد. استراتژیست‌های او، که عمدتاً از چهره‌های وابسته به رژیم پیشین بودند و نزدیک به سه دهه در کنارش حضور داشتند، معتقد بودند رویکردی فراگیر می‌تواند توانایی او برای رهبری را نشان دهد و حمایت‌هایی در آمریکا و اروپا جلب کند.

    تا همین اواخر، در سال ۲۰۲۲، او هنوز تلاش می‌کرد در فضای اغلب پرتنش سیاست اپوزیسیون ایرانی در خارج از کشور نقشی ایفا کند. در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی»، فعالان مختلف در واشنگتن برای نقش‌آفرینی رقابت می‌کردند. در فوریه ۲۰۲۳ ولیعهد سابق فروتنانه در کنار هفت نفر دیگر در دانشگاه جرج تاون نشست—در کنار دو بازیگر، یک فوتبالیست و یک فعال کرد.

    اما طیف‌های مختلف اپوزیسیون—از اقلیت‌های قومی تا چپ‌گرایان و تکنوکرات‌های تحصیل‌کرده—به‌نظر می‌رسید مصمم‌اند او را کنار بزنند، حتی اگر به قیمت باقی ماندن حکومت باشد. در این برهه، پهلوی با حلقه‌ای جوان‌تر از مشاوران احاطه شده بود. به گفته یک تحلیلگر ایرانی در واشنگتن: «می‌شود تصور کرد که مشاورانش به او گفته‌اند: تو پادشاهی؛ نمی‌توانی خودت را با کسانی احاطه کنی که جایگاهت را به رسمیت نمی‌شناسند.»

    مهر‌داد یوسفیانی، رئیس دفتر سابقش، می‌گوید: «وقتی من کنارش بودم، فلسفه‌اش این بود: فقط وحدت. حالا تصویرش شده: فقط من.»

    شاهزاده بازنده

    طی دو سال بعد، او روابطش با اسرائیل را عمیق‌تر کرد. در سال ۲۰۲۳ به اورشلیم رفت و با بنیامین نتانیاهو و همسرش دیدار کرد و از یادبود هولوکاست و دیوار ندبه بازدید کرد.

    این نزدیکی، در حالی که ممکن بود بخشی از حمایت داخلی را کاهش دهد، او را به کشوری نزدیک می‌کرد که مصمم به نابودی جمهوری اسلامی است و می‌تواند در میان سیاست‌گذاران آمریکایی نیز برایش نفوذ ایجاد کند.

    اما یک گزارش اطلاعاتی آمریکا، که پیش از جنگ به دونالد ترامپ ارائه شده بود، نتیجه گرفته بود که او شبکه‌ای کافی در داخل کشور ندارد. به گفته ولی نصر، «بین محبوبیت و داشتن سازمان واقعی تفاوت هست.» حتی در میان برخی مقامات آمریکایی، از او با عنوان «شاهزاده بازنده» یاد می‌شد.

    نیویورکر در این بخش از گزارش به پیشینه رضا پهلوی اشاره کرده است. این نشریه می‌گوید محمدرضا پهلوی و همسرش فرح پهلوی درباره تربیت فرزندشان اختلاف نظر داشتند. شاه می‌خواست او سخت‌گیرانه و در دل جامعه ایران پرورش یابد، اما مادرش ترجیح می‌داد در محیطی محافظت‌شده و با آموزگاران فرانسوی بزرگ شود.

    بنا بر خاطرات منتشرشده اسدالله علم، وزیر دربار شاه، رضا به‌شدت تحت تأثیر معلم فرانسوی‌اش، مادمازل ژوئل، قرار گرفته بود؛ زنی که ذهن او را پر از تاریخ فرانسه می‌کرد. علم با نارضایتی نقل می‌کند: «شنیدم پسر می‌خواست به شکار برود، اما آن زن فرانسوی گفت نه—کشتن حیوانات و پرندگان کار درستی نیست.» حتی تصمیم‌های به‌ظاهر کوچک—مثل این‌که شاهزاده نوجوان چگونه به مدرسه برود، خودش رانندگی کند یا با یک مرسدس ضدگلوله برده شود—برای شکل‌گیری شخصیت آینده او اهمیت داشت. شاه به درباری‌اش گفته بود: «بهتر است ریسک کند تا این‌که مثل احمدشاه قاجار، آخرین پادشاه دودمان قبلی، فردی ضعیف و بی‌عرضه بار بیاید.»

    رضا پهلوی ۱۸ ساله بود که انقلاب ۱۹۷۹ ایران سلطنت خانواده‌اش را سرنگون کرد. او در آن زمان در حال آموزش خلبانی در آمریکا بود. در تبعید، خانواده‌اش تلاش کردند تصویر او را به‌عنوان وارث سلطنت حفظ کنند، اما زندگی او در آمریکا مسیری عادی و دور از سیاست عملی داشت. حتی بعد‌ها اذعان کرد که هرگز بازگشت دائمی به ایران را در ذهن نداشته است. «بچه‌هایم اینجا هستند. دوستانم اینجا هستند. همه کسانی که می‌شناسم اینجا هستند. اگر برگردم، به چه چیزی برمی‌گردم؟»

    اوایل دهه هشتاد میلادی، زمانی که پهلوی در دهه بیست زندگی‌اش بود، اردشیر زاهدی، آخرین سفیر شاه در آمریکا، دیدار‌هایی میان او و مقام‌های آمریکایی ترتیب داد. یکی از بستگانش، تینو زاهدی، می‌گوید: «آمریکایی‌ها در آن زمان امید زیادی داشتند که بتوانند با رضا به نتیجه‌ای برسند، اما خیلی زود اعتمادشان را از دست دادند. باور نداشتند بتواند سلطنت کند.»

    در سال‌های بعد، گزارش‌هایی منتشر شد مبنی بر این‌که پهلوی برای اداره فعالیت‌های سیاسی محدودش از سازمان سیا و برخی حکومت‌های عربی کمک مالی دریافت کرده است (اتهامی که او همواره رد کرده است). اردشیر زاهدی در نهایت از او فاصله گرفت و بعد‌ها گفت پذیرفتن حمایت مالی خارجی و عملاً درخواست بمباران کشور خود، کاری «غیرایرانی» است.

    برای برخی، او بیشتر شبیه مردی معمولی از حومه آمریکا بود تا یک پادشاه بالقوه. مردی از حومه مریلند که به مرکز خرید می‌رفت و هر هفته در بثزدا پوکر بازی می‌کرد. به نظر می‌رسید با تبعید کنار آمده. یکی از آشنایان قدیمی‌اش می‌گوید: «آدم خوبی است، اما تنبل است—و خودش هم این را می‌داند.»

    پروژه بازگشت پهلوی؟

    نیویورکر به نقش رسانه‌هایی، چون منوتو و ایران اینترنشنال در بازنمایی مثبت از دوران پیش از انقلاب، و مطرح شدن رضا پهلوی اشاره کرده است.

    شبکه ایران اینترنشنال، با بودجه‌ای کلان و گرایش طرفدار پهلوی، در لندن راه‌اندازی شد و امروز تقریباً با نوعی ستایش، تمام فعالیت‌های او را پوشش می‌دهد. به گفته ولی نصر: «پول‌های بزرگی صرف شد تا از طریق این شبکه‌ها روی افکار عمومی ایران اثر بگذارند؛ و رضا پهلوی ذی‌نفع این روند بود. آنها نوعی نوستالژی جمعی ساختند و او را به‌عنوان کسی معرفی کردند که می‌تواند ایران را به آن دوران برگرداند.»

    حالا به زعم این رسانه جنگ، آزمون نهایی رضا پهلوی است. او این حملات را «مأموریت نجات بشردوستانه» خوانده، در حالی که بمباران‌ها شهر‌ها را ویران کرده و غیرنظامیان—از جمله کودکان یک مدرسه—را کشته است. پهلوی تا امروز هیچ واکنشی به این حوادث نشان نداده.

    رضا زیمت رئیس برنامه ایران در موسسه مطالعات امنیت ملی در تل آویو می‌گوید از نظر اسرائیل، مهم این است که ایران ضعیف باشد و اهمیتی ندارد که یک دولت ورشکسته باشد یا یک دولت از هم گسیخته.

    پادشاهی که کشورش را نابود کرد

    نیویورکر می‌گوید: شاید نیت رضا پهلوی مثبت به نظر برسد، اما بمباران شهر‌های ایران، تخریب کاخ‌ها و میراث فرهنگی، کمبود غذا و سوخت، آسمان‌های آلوده و پر از دود، کشته‌شدن کودکان مدرسه‌ای، و صدای مداوم پهپاد‌هایی که در ارتفاع پایین پرواز می‌کنند، همگی این خطر را دارند که تصویر او را از رهبر، به عامل ویرانی کشورش تبدیل کنند.

    در سنت کهن پادشاهی ایران، به خطر انداختن سرزمین موجب می‌شد پادشاه «فرّه ایزدی» خود را از دست بدهد. در طول دو هزار و پانصد سال تاریخ ایران، هیچ پادشاهی از قدرتی خارجی برای حمله به این سرزمین دعوت نکرده است؛ و در سنت دیرینه «اندرزنامه» —یا همان «آیین کشورداری برای شاهان» —نیز هرگز چنین استثنایی، حتی برای پایان دادن به استبداد داخلی، پذیرفته نشده است.

    این همان وضعیتی است که اکنون پهلوی با آن روبه‌روست—جایی که اعتبار و کاریزمای سلطنتی او بیش از هر زمان دیگری در معرض آزمون قرار گرفته است

  • وقت پس گرفتن جزایر ایرانی از امارات است

    وقت پس گرفتن جزایر ایرانی از امارات است

    به گزارش اقتصادران، منصور حقیقت پور نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی گفت: ما امروز در موقعیت برتری در خلیج‌فارس و غرب‌آسیا قرار داریم. این دوران، دوران شکوفایی ژئوپلیتیک ما در منطقه است. ما توانستیم در اینجا دشمن دیرینه خودمان را از اقداماتش مایوس کنیم و شاهد تعقیب آمریکا و ایادی‌اش از منطقه هستیم و خواهیم بود. امروز نمونه عقب نشینی آن‌ها، همان اقدامی است که آقای ترامپ انجام داد.

    این نماینده سابق مجلس سپس به موضوع تاریخی‌ اشاره کرد و افزود: در سال ۱۹۰۳ میلادی (سه سال پیش از امضای قانون اساسی مشروطه در ۱۹۰۶ میلادی) در دوره مظفرالدین شاه، بریتانیا سه جزیره ایرانی «آریایی» و «زرکوه» و «ارزنه» را اشغال کرد.

    او افزود: تقریباً ۱۲۳ سال قبل، بعد از تشکیل دولت امارات، بریتانیا این سه جزیره را در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد. امروز ما مدعی این جزایر ایرانی هستیم و باید آن‌ها را به خاک وطن برگردانیم. امروز زمان آن فرا رسیده که ما مدعی این جزایر شویم و آنها را به ایران برگردانیم.

    حقیقت پور افزود: وطن‌پرستان، وطن‌دوستان، ایران‌دوستان و انقلاب‌دوستان امروز باید پای این ادعا بیایند. اسناد و مدارک هم باید توسط وزارت خارجه و سایر دوستان پیگیری شود. الان وقت بازگرداندن این سه جزیره است. من مدعی این هستم که مجلس، دولت، شورای عالی امنیت ملی و قوای مسلح ما باید تلاش کنند تا این سه پاره‌تن ما را که بریتانیا ظالمانه از ایران جدا کرده بود، مجدداً به ایران برگردانیم.

  • شروط ایران برای پایان جنگ

    شروط ایران برای پایان جنگ

    به گزارش اقتصادران، یک روزنامه آمریکایی به نقل از افراد آگاه گزارش داد که «غرامت بابت حملات به ایران، لغو همه تحریم‌ها و بسته شدن تمام پایگاه‌های نظامی ایالات متحده در خلیج فارس»، از جمله مواردی است که تهران به‌عنوان شروط پایان جنگی که آمریکا و اسرائیل بر آن تحمیل کرده‌اند، مطرح کرده است.

    وال استریت ژورنال مدعی شد: طبق این گزارش، افزون بر این‌ها، ایران خواستار تضمین‌هایی برای تکرار نشدن جنگ و همچنین توقف حملات اسرائیل به حزب‌الله لبنان است.

    خواسته‌های ایران همچنین شامل ترتیبات جدید در خلیج فارس است که جمهوری اسلامی ایران بتواند از کشتی‌هایی که از تنگه استراتژیک هرمز عبور می‌کنند، عوارض دریافت کند.

    طبق این گزارش، ایران در عین حال از مذاکره درباره محدودیت بر برنامه موشک‌های بالستیک خود خودداری می‌کند.

    مقام‌های ناشناس عرب و آمریکایی می‌گویند مواضع ایران، احتمال حصول توافق را حتی از قبل از جنگ هم دورتر کرده است.

    به گفته منابع مورد استناد روزنامه آمریکایی، پیام‌های رد و بدل شده بین ایران و آمریکا در روزهای گذشته از طریق میانجی‌هایی در خاورمیانه به صورت غیرمستقیم منتقل شده است.

    شبکه ۱۲ رژیم صهیونیستی هم دیشب گزارش داد که آمریکا یک طرح پانزده ماده‌ای برای پایان جنگ ارائه کرده که شامل پایان حمایت ایران از «گروه‌های نیابتی‌» در منطقه، محدودیت‌هایی بر برنامه موشک‌های بالستیک ایران و برچیدن برنامه هسته‌ای آن می‌شود.

    همزمان، روزنامه اسرائیلی جروزالم پست به نقل از منابعی گزارش داده که ایران در پیام‌های رد و بدل شده، به دو بار خیانت آمریکا در جریان مذاکرات هسته‌ای اشاره کرده است.

    طبق این گزارش، بدبینی ایران، یکی از دلایلی بوده که معاون ترامپ جی‌دی ونس وارد شده و واشنگتن سعی دارد به تهران اطمینان دهد که «این یک نیرنگ نیست، بلکه مذاکرات واقعی است».

  • نظام ایران تغییر کرد!!

    نظام ایران تغییر کرد!!

    به گزارش اقتصادران، ترامپ در آخرین صحبت‌هایش مدعی شد: ما واقعاً رژیم را تغییر داده‌ایم ؛ این یک رژیم‌چنج است زیرا رهبران کاملاً متفاوت از کسانی هستند که ما با آنها شروع کردیم.

    ما با افراد درستی صحبت می‌کنیم، و آن‌ها آنقدر شدید می‌خواهند معامله کنند که شما نمی‌توانید تصور کنید چقدر مشتاقند معامله‌ای انجام دهند.

  • جزایر ایرانی؛ قتلگاه سربازان آمریکایی

    جزایر ایرانی؛ قتلگاه سربازان آمریکایی

    به گزارش اقتصادران، «دیوید پاین» افسر پیشین ارتش آمریکا و کارشناس مسائل امنیت ملی در پیامی در صفحه خود در شبکه اجتماعی ایکس درباره چشمداشت «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا به جزایر ایران در حملات غیرقانونی آمریکا و رژیم صهیونیستی به حاکمیت ملی و تمامیت ارضی ایران نوشت: ظاهرا رئیس جمهور ترامپ برنامه دارد هزاران تفنگدار دریایی را برای تحت کنترل درآوردن  چندین جزیره ایرانی به کار بگیرد-طرحی که در نهایت اقدامی شکست‌خورده و بی‌ثمر برای تحت کنترل درآوردن دوباره خلیج فارس خواهد بود و احتمالا به هزاران تلفات نظامی آمریکا منجر می‌شود.

    او افزود: اما این فقط یک شکست نظامی مانند نبرد گالیپولی نخواهد بود. این طرح احتمالا به غرق شدن چندین ناو آمریکا، از جمله یواس‌اس تریپولی در اعماق خلیج فارس بر اثر صدها و شاهد هزاران موشک ضدکشتی ایران، از جمله موشک‌های فراصوت خواهد شد. اگر این طور شود، این تحقیرآمیزترین شکست نیروی دریایی آمریکا از زمان (حمله غافلگیرانه ژاپن) به بندر پرل هاربر خواهد بود.

    پاین همچنین درباره استعفای یک مقام دولت ترامپ در خلال جنگ با ایران گفت: تصمیم «جو کنت» قهرمان جنگ و سیاستمدار محافظه‌کار حامی «اول آمریکا» برای استعفا از سمت خود به عنوان مدیر مرکز مبارزه با تروریسم احتمالا پاسخی به تصمیم ترامپ برای پیشبرد این حملات آبی-خاکی بوده است.

    تهدیدهای ترامپ درباره اقدام علیه خط ساحلی و جزایر ایران، از جمله جزیره نفت‌خیز خارگ در میانه جنگ تحمیلی آمریکایی-صهیونیستی علیه حاکمیت ملی و تمامیت ارضی ایران مطرح شده است.

    ارتش آمریکا طی روزهای گذشته حملاتی را علیه جزیره خارگ انجام داد که «سید عباس عراقچی» وزیر امور خارجه ایران آن را یک «اشتباه بزرگ» خوانده و گفت: حمله به خارگ یک اشتباه بود و اشغال خارگ یک اشتباه بزرگتر خواهد بود. همان طور که قبلا گفته‌ایم، ما ورود نیروهای زمینی آمریکا به خاک خود را پیش‌بینی می‌کنیم، زیرا می‌دانیم چگونه با آن‌ها مقابله کنیم.

    در پی تنش‌آفرینی ترامپ، دریادار پاسدار «علیرضا تنگسیری» فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خطاب به آمریکایی‌ها نوشت: «ایران را یک‌بار با تنگه هرمز آزمودید؛ اگر کنترل هوشمند تنگه شاخص جدیدی از قیمت نفت برایتان ترسیم کرد، حمله به خارگ معادله سهمگین و جدیدتر دیگری از نرخ توزیع انرژی را در جهان برایتان خواهد ساخت.»

    ایران پس از حملات آمریکایی-صهیونیستی اعلام کرده است تردد تمامی کشتی‌های مرتبط با آمریکا و رژیم صهیونیستی از این آبراه ممنوع است و تردد تمامی آبراه‌ها از این تنگه باید با اطلاع و هماهنگی ایران انجام شود.

    ایران که در عملیات وعده صادق ۴ با هدف قرار دادن نقاطی در سراسر اراضی اشغالی و پایگاه‌ها و منافع آمریکا در منطقه خسارت قابل توجهی به تجهیزات و نظامیان دشمنان وارد کرده، اعلام کرده است عملیات دفاعی کشور تا تنبیه متجاوزان و ایحاد بازدارندگی در قبال حملات آتی پس از جنگ ادامه خواهد داشت.

    زمان آغاز حملات مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران ۱۳ سرباز آمریکایی کشته شده‌اند و ده‌ها تن از آن‌ها مجروح شده‌اند.

    نظرسنجی‌ها نشان داده که این جنگ با کمترین حمایت مردمی از هر جنگ دیگر آمریکا در دهه‌های اخیر آغاز شده است.

  • رئیس جمهور شهادت وزیر اطلاعات را تایید کرد

    رئیس جمهور شهادت وزیر اطلاعات را تایید کرد

    به گزارش اقتصادران، مسعود پزشکیان، رئیس جمهور، در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس به شکل ضمنی شهادت وزیر اطلاعات را تایید نموده و  نوشت:

    ترور ناجوانمردانه همکاران عزیزم اسماعیل خطیب، علی لاریجانی و عزیز نصیرزاده در کنار بعضی از اعضای خانواده و تیم همراهشان داغدارمان کرد.

    شهادت دو عضو کابینه و دبیر شعام و سرداران نظامی و بسیجی را به مردم بزرگ ایران تسلیت می‌گویم. مطئنم راهشان محکم تر از قبل ادامه خواهد داشت.

    رئیس‌جمهور شهادت وزیر اطلاعات را تسلیت گفت

  • خزانه اسرائیل خالی شد!

    خزانه اسرائیل خالی شد!

    به گزارش اقتصادران، در شرایطی که از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ (۱۰ اسفند ۱۴۰۴) جنگ تمام‌عیار اسرائیل و آمریکا علیه ایران آغاز شده، تازه‌ترین تحلیل‌ها از بودجه و گزارش‌های بانک مرکزی اسرائیل نشان می‌دهد اقتصاد این رژیم که پس از طوفان‌الاقصی در سال ۲۰۲۳ وارد گرداب مخارج نظامی شده بود، اکنون پس از دو سال نبرد بی‌امان در جبهه‌های مختلف، نفس‌های آخر خود را می‌کشد.این گزارش با استناد به جدیدترین آمارهای رسمی و بین‌المللی، تصویری از فشار مالی بر خزانۀ رژیم صهیونیستی ترسیم می‌کند.

    بلعیده شدن بودجه توسط غول نظامی و هزینه‌های سنگین عملیات جنگنده‌ها

    برجسته‌ترین نشانه این بحران، جهش بی‌سابقۀ بودجه امنیتی در دوران جنگ با ایران است. بر اساس آمارهای به‌دست‌آمده، بودجۀ وزارت جنگ اسرائیل که در سال ۲۰۲۳ معادل ۶۰ میلیارد شکل بود، در لایحۀ بودجۀ ۲۰۲۶ به ۱۳۰ میلیارد شکل (حدود ۳۶ میلیارد دلار) افزایش یافته است .در تازه‌ترین اقدام، شامگاه ۱۴ مارس، دولت اسرائیل ۲.۶ میلیارد شکل دیگر (۸۲۵ میلیون دلار) برای “خرید فوری تجهیزات امنیتی” به بودجه نظامی افزود. رسانه‌های اسرائیلی این تصمیم را ناشی از “کمبود حاد مهمات و موشک‌های رهگیر” در نبرد با ایران اعلام کردند . به گزارش کانال ۱۲ اسرائیل، هزینۀ جنگ جاری با ایران برای اسرائیل تاکنون به ۲۲ میلیارد شکل (۷ میلیارد دلار) رسیده که شامل ۱۲ میلیارد شکل هزینه مهمات و ۵ میلیارد شکل هزینه عملیاتی جنگنده‌هاست .منابع اقتصادی بین‌المللی همچنین گزارش داده‌اند که هزینۀ رهگیری یک موشک‌باران ایران می‌تواند به ۲۸۰ میلیون دلار برسد که خود عامل مهمی در تحلیل سریع منابع مالی و دفاعی اسرائیل است .

    کاهش رشد و تورم فزاینده در سایۀ جنگ با ایران

    وزارت دارایی اسرائیل اواخر شب سه‌شنبه اعلام کرد پیش‌بینی رشد اقتصادی خود برای سال ۲۰۲۶ را به دلیل عملیات‌های جاری علیه ایران از ۵.۲ درصد به ۴.۷ درصد کاهش داده است. این وزارتخانه تأکید کرد این تجدید نظر منعکس‌کننده اختلال در فعالیت‌های تجاری ناشی از فراخوانی گستردۀ نیروهای ذخیره و تعطیلی موقت بخش‌هایی از اقتصاد است .همزمان، وزارت دارایی اسرائیل در نامه‌ای به فرماندهی جبهۀ داخلی نسبت به هزینۀ هنگفت جنگ با ایران هشدار داد. بر اساس این نامه، جنگ جاری با توجه به محدودیت‌های فعلی بر فعالیت‌های اقتصادی، هفته‌ای ۹.۴ میلیارد شکل (حدود ۳ میلیارد دلار) برای اسرائیل هزینه دارد .این در حالی است که دولت نتانیاهو مجبور شده است سقف کسری بودجه را برای سال ۲۰۲۶ از ۳.۹ درصد به ۵.۱ درصد تولید ناخالص داخلی افزایش دهد و ۳۲ میلیارد شکل (۱۰.۳ میلیارد دلار) هزینۀ دفاعی اضافی تصویب کند .منابع بین‌المللی نیز از تخصیص بستۀ مالی اولیۀ ۱۳ میلیارد دلاری تل‌آویو برای تامین مالی رویارویی مستقیم با ایران خبر داده‌اند که شامل هزینه‌های پر کردن انبارهای مهمات و حقوق سربازان ذخیره می‌شود .

    اسرائیل به استقبال ریاضت می‌رود

    دولت نتانیاهو در اقدامی بی‌سابقه برای مهار این طوفان مالی، دست به دامن ریاضت اقتصادی شده است. بر اساس مصوبۀ جدید، همۀ وزارتخانه‌ها ملزم به کاهش ۳ درصدی بودجه خود شدند تا بخشی از هزینۀ سرسام‌آور جنگ تأمین شود . این تصمیم همزمان با تصویب کاهش‌های شدید و جامع در بودجۀ وزارتخانه‌های غیرنظامی به ارزش ۳۲۰ میلیون دلار اتخاذ شد که بخش‌های حیاتی مانند آموزش (۶۱ میلیون دلار)، بهداشت (۴۴ میلیون دلار) و رفاه اجتماعی را تحت تأثیر قرار داده است .کارشناسان اقتصادی نسبت به این سیاست‌ها هشدار می‌دهند و تأکید می‌کنند که کاهش بودجۀ خدمات عمومی به نفع دفاع، به فشارهای اجتماعی و کاهش نرخ‌های رشد اقتصادی منجر خواهد شد. انتظار می‌رود رشد اقتصادی برای سال ۲۰۲۶ در صورت ادامه عملیات نظامی برای بیش از شش هفتۀ دیگر، به سطوحی بین ۲ تا ۲.۵ درصد کاهش یابد .

    چشم‌انداز تاریک اقتصادی در سایۀ تداوم جنگ

    نگاهی به آمارهای رسمی نشان می‌دهد کسری بودجه دوازده ماهۀ منتهی به پایان فوریه ۲۰۲۶ به ۱۰۱ میلیارد شکل (۴.۷ درصد تولید ناخالص داخلی) رسیده بود ، اما این آمار هنوز هزینه‌های جنگ با ایران را که از آخرین روز فوریه آغاز شد، منعکس نمی‌کند.

    پیش‌بینی می‌شود با احتساب هزینه‌های جنگ و کاهش فعالیت اقتصادی، کسری بودجه در گزارش بعدی وزارت دارایی به شدت افزایش یابد .بدهی عمومی اسرائیل نیز از پایان سال ۲۰۲۳ تاکنون بیش از ۱۲ درصد تولید ناخالص داخلی جهش داشته و ارزش کل این بدهی حدود ۱۰۰ میلیارد دلار برآورد می‌شود که فشارهای بلندمدتی را بر نسل‌های آینده و کل اقتصاد وارد می‌کند . کمک‌های آمریکا نقشی محوری در تداوم عملیات نظامی ایفا می‌کند، به‌گونه‌ای که به گفتۀ ناظران، در صورت قطع حمایت‌های مالی واشنگتن، تل‌آویو نمی‌تواند جنگ را بیش از حدود شش هفته ادامه دهد .تحلیل مؤسسات بین‌المللی مانند اس‌اندپی گلوبال نیز حاکی از آن است که تشدید تنش‌های ژئوپلیتیکی، خطر اختلال در بازارهای انرژی و زنجیرۀ تأمین را به همراه داشته و نفت خام برنت به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه صعود کرده است . مؤسسۀ چتم‌هاوس نیز هشدار داد هرگونه اختلال در تنگۀ هرمز که حدود یک‌چهارم نفت دریابرد جهان از آن عبور می‌کند، پیامدهای فوری برای بازارهای انرژی جهانی دارد .

    بنابرلین اقتصاد اسرائیل در شرایطی که با محدودیت توانایی آمریکا برای کمک مالی جدید به دلیل درگیری مستقیمش با ایران مواجه است، وارد حساسترین مقطع تاریخ خود شده و چالش‌های ناشی از این جنگ فرسایشی، آیندۀ اقتصادی این رژیم را در هاله‌ای از ابهام فرو برده است .