پهلوی به دنبال ماهیگیری از آب گل آلود چهارشنبه سوری!

نوشته شده توسط

در

,

به گزارش اقتصادران، به شکل هولناکی همه چیز دارد شبیه شانزدهم و هفدهم دی ماه پیش می‌رود؛ در آن چند روز منتهی به ۱۸ و ۱۹ دی ماه که تقریبا مطمئن بودیم از فراخوان پهلوی برای حضور در خیابان‌ها استقبال چندانی نخواهد شد؛ انتظار می رفت چند تجمع کوچک و پراکنده در گوشه و کنار کشور شکل بگیرد و نهایتا کار با بازداشت تجمع‌کنندگان، نتیجه‌ای ناامید کننده و تکراری برای اپوزیسیون خارج از کشورِ جمهوری اسلامی تمام می شد و از بیستم دی ماه خانواده‌ها باید پیگیر آزادی فرزندانشان از بازداشتگاه می‌شدند.

در آن مقطع به نظر می‌رسید نهادهای امنیتی هم تحلیل مشابهی داشته باشند، یکی دوساعت پس از فراخوان حتی اینترنت بین‌المللی هم هنوز متصل بود. اما وسعت تجمع‌ها در سراسر کشور از پیش‌بینی‌ها فراتر بود به طوری که ظرف چند ساعت نه تنها دکمه اینترنت را از بیخ زدند بلکه تلفن‌ها را هم از پریز کشیدند. نخستین ویدئو‌های منتشر شده در اینستاگرام نشان می‌داد تا چه اندازه تحلیل‌ها و پیش بینی‌های نخستین بیراه بوده است.

در تمام روز‌های پس از ۱۸ و ۱۹ دی ماه و زمانی‌که هنوز اینترنت بین المللی قطع بود و اخبار هولناک آن دو شب سیاه به طور قطره چکانی به جامعه می‌رسید، همچنان این سوال وجود داشت که چگونه آنچه در زیر پوست جامعه می‌گذشت توانست نه تنها من به عنوان یک روزنامه نگار، که حتی نهاد‌های امنیتی کشور را غافلگیر کند؟

حالا در میانه جنگی تمام عیار، که تا این لحظه چشم‌انداز روشنی هم برای پایانش وجود ندارد و در آستانه عید نوروز و چهارشنبه سوری مجددا دو فراخوان از سوی پهلوی، که حالا یکه‌تاز گروه‌های اپوزیسیون جمهوری اسلامی در خارج از مرز‌هاست، صادر شده؛ یکی خطاب به آنچه او «گاردجاویدان» نامیده و دیگری فراخوانی عمومی برای نکوداشت آیین چهارشنبه سوری!

اگر تجربه ۱۸ و ۱۹ دی ماه وجود نداشت، می‌شد به سادگی از کنار این دو فراخوان عبور کرد و مطمئن بود که ماجرا چنان‌که رضا پهلوی انتظار دارد، پیش نخواهد رفت، اما حالا همه چیز تغییر کرده است.

آنچه این فراخوان را حائز اهمیت می‌کند، پشتیبانی دشمن خارجی و منجلابی است که امروز رئیس جمهور آمریکا در آن گرفتار شده. ترامپ قول یک جنگ سریع و پایان تمیز را داده بود، اما هرچه بیشتر گذشته، بیشتر مشخص شده که «ارتش بزرگ و قوی جهان» در تغییر معادلات میدانی ناموفق و ناکارآمد است و برنامه‌ای هم برای خروج از این وضعیت ندارد. رئیس جمهور آمریکا به وضوح حمله به ایران را مقدمه ای برای تغییر نظام می دانست. او در جریان اعتراضات دی ماه به معترضان قول کمک داده بود و حملات اخیر خود را با وعده رهایی از نظام همراه کرده بود. حالا با گذشت بیش از دو هفته از شروع جنگ، نه تنها خبری از تحقق این وعده نیست بلکه بازارهای انرژی هر روز با آژیر هشدار کرکره‌هایشان را بالا می‌دهند.

فراخوان بی موقع رضا پهلوی در این میان یک شائبه را تقویت می کند؛ اینکه آمریکا به رهبری اپوزیسیون جمهوری اسلامی در خارج از کشور و حامیان او در اسرائیل فشار آورده‌ که اگر مدعی ایجاد تغییراتی در کف خیابان هستند، حالا وقت عمل است و جنگ نمی تواند بیش از این ادامه داشته باشد.

اما خیابان امروز با خیابان دی ماه متفاوت است.

در شب‌های پیش رو برخلاف ۱۸ و ۱۹ دی هواداران جمهوری اسلامی در لبیک به فراخوانی که با پیش بینی چنین روزی از ساعات نخست جنگ صادر شده، به همراه خانواده‌های خود در خیابان‌ها حضور دارند. آنچه از سوی پهلوی، گارد جاویان خوانده شده، نه گروهی از معترضان بی‌سلاح و ناراضی، بلکه یک هسته عملیاتی احتمالا مسلح است. آنچه از این مواجهه بیرون می‌آید، یک حمام خون است.

حالا در میانه جنگ، چنانکه مجددا فراخوان پهلوی با استقبال حامیانش مواجه شود، چه کسی پاسخگوی خون‌های ریخته شده خواهد بود؟ نظامی‌هایی که تهدید کرده‌اند که از آنچه در دی ماه گذشت، شدیدتر عمل خواهند کرد یا اپوزیسیونی که همچنان برای فراگیری انقلابش خون‌های بیشتری طلب می‌کند؟ ورای تمام این دسته‌بندی‌ها و دو قطبی‌ها، خوب است از خود سوال کنیم روان و وجدان ایرانی تاب دیدن کیسه‌های سیاه حاوی جنازه‌های جوانان و نوجوانان بیشتری را دارد؟

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *