دسته: سیاسی

  • سنگین‌ترین حمله هوایی تاریخ خاورمیانه به خارک؛ مهربانی به سبک «ترامپ»!

    سنگین‌ترین حمله هوایی تاریخ خاورمیانه به خارک؛ مهربانی به سبک «ترامپ»!

    به گزارش اقتصادران، دیشب ایالات متحده آمریکا در عملیاتی که دونالد ترامپ آن را «یکی از سنگین‌ترین حملات هوایی تاریخ خاورمیانه» نامید، به جزیره خارگ حمله کرد. خارگ علاوه بر اینکه میزبان میدان نفتی ابوذر، بزرگترین مجموعه دریایی تولید نفت ایران، ترمینال صادرات ۹۰ درصد از نفت تولیدی ایران هم هست. با این حال حمله ایالات متحده به این زیرساخت‌ها خیلی موثر نبوده و آن طور که گزارش شده آسیبی در این بخش مشاهده نشده است.

    حمله به خارگ در شرایطی صورت گرفته که ترامپ به دلیل بسته ماندن تنگه هرمز از سوی ایران زیر فشار قرار گرفته است. بسته شدن تنگه هرمز موجب افزایش چشمگیر نرخ نفت در بازارهای جهانی شده و تاکنون تدابیری مانند آزاد کردن ذخایر استراتژیک کشورها هم نتوانسته به طور ملموس جلوی این افزایش قیمت را بگیرد. پیش از حمله ایالات متحده و اسراییل به ایران، قیمت نفت برنت هر بشکه کمتر از ۷۰ دلار بود و اکنون نرخ آن، با وجود بمباران خارگ بیش از ۱۰۳ دلار است و کاهش چندانی دیده نشد.

    با وجود هدفگذاری ترامپ برای حمله به خارگ، قیمت نفت در بازار جهانی کاهش چندانی نداشت. در روز جاری قیمت هر بشکه نفت خام دریای برنت در حالی بیش از ۱۰۳ دلار بود که این نرخ تنها اندکی، ۰.۱ درصد نسبت به روز گذشته کاهش داشته است. گفته می‌شود در داخل و خارج ایالات متحده، موضوع قیمت نفت یکی از عوامل اصلی فشار به ترامپ برای خاتمه جنگ با ایران است.پیش بینی می شود با بازگشایی بازارهای جهانی همچنان بهای نفت روند افزایشی خود را تجربه کند.

    خبرها نشان می‌دهند حتی پیش از اقدام به حمله به ایران هم بخشی از فرماندهان ارتش آمریکا امکان بستن تنگه هرمز و تاثیرات آن بر اقتصاد جهان را عنوان کرده بودند اما ترامپ تصور می‌کرد چنین چیزی رخ نمی‌دهد. در داخل آمریکا دو حزب اصلی خود را آماده انتخابات میان دوره می‌کنند و افزایش قیمت بنزین در داخل آمریکا به موضوع نگران کننده برای نیروهای دست راستی و هم حزبی‌های جمهوری‌خواه ترامپ تبدیل شده است.

    در سطح جهانی نیز افزایش قیمت گاز فشاری دو چندان بر اروپایی‌ها وارد کرده است. به علاوه اقدام ترامپ برای لغو موردی تحریم نفت روسیه برای جلوگیری از افزایش بیشتر قیمت نفت، اعتراض اروپایی‌ها را به دنبال داشت. به نحوی که فردریش مرتس، صدر اعظم آلمان به طور مستقیم به این مساله اشاره کرد و از تصمیم ترامپ گلایه کرد. اروپا از یک طرف بیشترین فشار اقتصادی ناشی از بسته شدن تنگه هرمز را بر دوش دارد و از سوی دیگر با اقدامات ترامپ برای کنترل نسبی بازارها، به دلیل امتیازاتی که به پوتین داده می‌شود، رنجیده می‌شود.

    ترس از گرانی، مانع ترامپ است

    ترامپ در بخشی دیگر از پیام خود در مورد حمله به خارگ که در شبکه اجتماعی تروث منتشر کرد، تاکید کرد که به زیرساخت‌های نفتی ایران حمله نکرده و آن را به «مهربانی»‌ خویش ربط داد. در گزارش‌های رسمی و داخلی نیز بر سالم ماندن همه زیرساخت‌های نفتی اشاره شده است.

    به نظر می‌رسد مانع اصلی حمله به زیرساخت‌های انرژی خارگ، اقتصادی است. چنانچه زیرساخت‌های نفتی خارگ آسیب جدی ببیند در حدود یک تا دو میلیون بشکه نفت از صادرات جهانی کاسته خواهد شد. پس از آن نیروهای مسلح ایران هم دست به اقداماتی تلافی جویانه خواهند زد و به پالایشگاه‌ها و دیگر تاسیسات نفتی کشورهای منطقه حمله خواهند کرد که این باز هم از میزان ظرفیت صادرات خواهد کاست.

    دومینوی بمباران صنایع نفت و گاز در خلیج فارس می‌تواند قیمت‌های جهانی انرژی را برای مدت طولانی افزایش دهد چرا که حتی اگر تنگه هرمز هم باز شود، برای بازگشت صادرات به وضع پیش از جنگ باید دوباره سرمایه گذاری‌های کلانی صورت بگیرد و سال‌ها زمان برای توسعه میادین گذاشته شود. پس بیش از مهربانی ترامپ که مورد تردید قرار دارد، عامل اقتصادی مهم‌ترین مانع بلندپروازی‌های مخرب ترامپ و دیگر ساکنان کاخ سفید شد.

  • جنگ با ایران جیب مردم آمریکا را خالی کرد!

    جنگ با ایران جیب مردم آمریکا را خالی کرد!

    به گزارش اقتصادران، شبکه خبری سی‌ان‌ان در یک گزارش تحلیلی اذعان کرد که تجاوز (رژیم‌های تروریستی) آمریکا و اسرائیل به خاک ایران هزینه‌های زندگی برای آمریکایی‌ها را به‌شدت افزایش خواهد داد.

    در ادامه این گزارش آمده است: جنگ با ایران اگرچه پیچیدگی‌های زیادی دارد، اما دلیل اهمیت این درگیری در منطقه خاورمیانه برای شهروندان آمریکایی و وضعیت مالی آن‌ها در سه واقعیت ساده و اقتصادی خلاصه می‌شود؛ اولاً، قیمت نفت تا زمان بازگشایی تنگه هرمز بالا باقی خواهد ماند. ثانیاً، هرچه این جنگ طولانی‌تر شود هزینه‌های زندگی برای مردم آمریکا بیشتر خواهد شد و ثالثاً، درگیری طولانی‌مدت در خاورمیانه یک تهدید جدی برای رشد اقتصاد آمریکا و بازار کار این کشور محسوب می‌شود.

    در زمان حاضر، تنها دغدغه اصلی بازار نفت، بازگشایی تنگه هرمز است و سایر تحلیل‌ها و نگرانیها در برابر این موضوع حاشیه‌اند، شواهد بازار این ادعا را تأیید می‌کند چرا که روز پنجشنبه، تنها یک روز پس از آنکه ۳۲ کشور جهان اعلام کردند در اقدامی بی‌سابقه ۴۰۰ میلیون بشکه نفت به بازار تزریق خواهند کرد، قیمت نفت باز هم از مرز ۱۰۰ دلار عبور کرد.

    این در حالی است که قیمت‌ها تا پیش از آن و پس از اظهارات دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، مبنی بر پایان سریع جنگ، زیر این سطح باقی مانده بود اما اکنون آن پیش‌بینی خوش‌بینانه رنگ باخته است.

    کنترل تنگه هرمز در دست ایران

    ایران همچنان کنترل تنگه هرمز را در اختیار دارد؛ آبراه باریکی که ۲۰ درصد از نفت جهان از آن عبور می‌کند. رهبر جدید ایران روز پنجشنبه در اولین پیام عمومی خود اعلام کرد که تنگه هرمز به‌عنوان ابزاری برای فشار بسته خواهد ماند.

    کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا نیز گفته است که نیروی دریایی این کشور هفته‌ها طول می‌کشد تا بتواند عملیات اسکورت نفت‌کش‌ها را از این تنگه آغاز کند. در شرایطی که نفت‌کش‌های بین‌المللی در خلیج فارس گرفتار شده‌اند، ایران با چنین محدودیتی روبه‌رو نیست و از آغاز درگیری، جریان صادرات نفت خود را حفظ کرده است،

    این بدان معناست که ایران می‌تواند بدون قربانی کردن درآمد نفتی خود، این وضعیت را تحمل کند، در حالی که دشمنان خارجی با اختلال اقتصادی گسترده دست‌وپنج نرم می‌کنند.

    همایون فلکشاهی، تحلیلگر ارشد مسائل انرژی در شرکت «کپلر» معتقد است حتی اگر جنگ امروز پایان یابد، بازگشایی کامل تنگه هرمز و عملیاتی شدن آن بین ۱ تا ۳ ماه زمان خواهد برد. تجمع صدها کشتی که منتظر عبور ایمن از این تنگه و همچنین تعمیر تأسیسات آسیب‌دیده هستند، افزایش تولید و ازسرگیری جریان نفت توسط تولیدکنندگان بزرگ را بسیار زمان‌بر خواهد کرد.

    واقعیت اقتصادی ماجرا ساده است؛ هرچه این وضعیت طولانی‌تر شود، قیمت‌ها بالاتر می‌روند. جی هتفیلد، مدیرعامل و بنیانگذار شرکت «اینفراستراکچر کپیتال ادوایزرز» پیش‌بینی کرده است که اگر تنگه هرمز باز نشود، قیمت نفت ممکن است تا ۱۵۰ دلار در هر بشکه افزایش یابد. با بالا رفتن قیمت نفت، قیمت بنزین در آمریکا به‌سمت ۴ دلار در هر گالن حرکت می‌کند؛ هزینه‌ای که مستقیماً هنگام سوخت‌گیری خودرو از جیب مردم این کشور پرداخت می‌شود.

    قیمت گازوئیل در آمریکا

    قیمت گازوئیل نیز در آمریکا به‌سمت ۵ دلار در هر گالن می‌رود و شرکت‌های حمل‌ونقل که کالاهای خریداری‌شده توسط مردم را جابه‌جا می‌کنند، شروع به اعمال هزینه‌های اضافی سوخت خواهند کرد.

    برخی شرکت‌ها مانند «فدکس» این کار را آغاز کرده‌اند. احتمالاً شرکت‌های آمریکایی حاضر نیستند این هزینه‌ها را از سود خود بپردازند؛ آن‌ها قبلاً نیز تحت‌تأثیر تعرفه‌های گمرکی ترامپ قرار داشته‌اند و تمایل چندانی به کاهش بیشتر سود خود ندارند.

    بانک جی‌پی مورگان تخمین زده است که به همین دلیل، امسال مصرف‌کنندگان ۸۰ درصد از هزینه‌های تعرفه‌ها را متحمل خواهند شد، ابتدا قیمت کالاهای فاسدشدنی مانند لبنیات، میوه، سبزیجات و ماهی افزایش می‌یابد و در مرحله بعد، نرخ بلیت هواپیما بالا می‌رود، اما در نهایت، اگر قیمت سوخت بالا باقی بماند، هزینه بسیاری از کالاهایی که با کامیون، هواپیما یا کشتی حمل می‌شوند، افزایش خواهد یافت.

    نگرانی‌های اقتصادی در آمریکا کاملاً واقعی است. اقتصاد این کشور اگرچه در زمان حاضر سالم به‌نظر می‌رسد، اما متزلزل است؛ از ماه مه سال گذشته تاکنون، این اقتصاد ۱۹ هزار شغل را از دست داده است. شوک‌های بزرگ قیمت نفت همواره منجر به کاهش تولید اقتصادی شده‌اند، نمونه‌های آن بحران نفتی سال ۱۹۷۳، شوک نفتی جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۰ و بحران مالی جهانی در سال ۲۰۰۸ هستند.

    یک شوک قیمتی طولانی‌مدت می‌تواند کسب‌وکارها در آمریکا را به تعدیل نیرو ترغیب کند، بازار را دچار سقوط کند و هزینه‌کرد مصرف‌کنندگان را کاهش دهد، این در حالی است که مصرف‌کنندگان آمریکایی موتور محرک دوسوم تولید ناخالص داخلی این کشور محسوب می‌شوند.

  • سناریوی نخ نمای اشغال جزایر تنگه هرمز توسط تفنگداران آمریکایی!

    سناریوی نخ نمای اشغال جزایر تنگه هرمز توسط تفنگداران آمریکایی!

    به گزارش اقتصادران، مالکوم نانس، چهره اطلاعاتی سابق و عضو سابق ارشد در نیروی دریایی آمریکا در مطلبی با عنوان «سناریوی اشغال جزایر تنگه هرمز توسط تفنگداران آمریکایی» نوشت:

    سوال: تفنگداران دریایی برای تنگه هرمز؟ اکنون ترامپ خواهان اعزام تنها ۲۵۰۰ تفنگدار دریایی است، احتمالاً برای تصرف جزایر واقع در تنگه هرمز. سریع‌ترین زمان ممکن برای رسیدن آن‌ها دو هفته است.

    مشکل اساسی: فرماندهان نیروی خاورمیانه این سناریو را ۴۰ سال پیش شبیه‌سازی کردند و تخمین زدند که به ۶۰۰۰ تفنگدار دریایی به همراه تمامی تجهیزات نیاز است که در چندین جزیره پراکنده شوند.

    طرح اولیه: برنامه این بود که ابتدا جزایر لارک، هرمز و هنگام (که به شکل کوسه است) / هنگام تصرف شوند تا بندرعباس به محاصره درآید. سپس با شکستن محاصره در تنگه هرمز، گروه‌های کوچک پیاده‌سازی شده برای یورش به تنب بزرگ و کوچک، ابوموسی، سیری و سپس کیش اقدام کنند. اما این عملیات دارای امضای شناسایی عظیم و قابل کشفی خواهد بود.

    چرا این کار را در سال ۱۹۸۸ انجام ندادیم، وقتی ایران سعی داشت با مین کشتی‌های ما را غرق کند؟

    به این دلیل ساده که این به معنای حمله آمریکا به ایران خواهد بود. صدها هزار نیروی سپاه پاسداران و بسیجی از کوهستان‌های مشرف بر این جزایر به سمت آن‌ها شلیک کرده و حملات انتحاری ترتیب می‌دادند.

    مشکل تدارکات: مسیر تدارکاتی باید از پایگاه‌های امارات و قطر تأمین می‌شد که خود هدف حملات بعدی قرار خواهند گرفت. ممکن است این کشورها با انجام این کار موافقت نکنند. در این صورت، زنجیره تأمین باید از مسیر تنگه هرمز که منطقه‌ای به شدت مورد مناقشه است عبور کند! این دیوانگی محض است.

    چالش‌های تاکتیکی: یگان اعزامی تفنگداران باید شناورهای تهاجمی، خودروهای زرهی و هاورکرافت‌های خود را از شرق شبه‌جزیره موسندام، در دید مستقیم کوهستان‌های ایران و زیر آتش پهپادهای شاهد، زیردریایی‌های بدون سرنشین، قایق‌های انتحاری بدون سرنشین و مین‌های کشف‌نشده در تنگه هرمز، به آب بیندازند. ما به اندازه کافی زره‌پوش آبی-خاکی، شناورهای فرود یا هاورکرافت برای آوردن نیروی کافی به ساحل نداریم و آن نیروها شبانه‌روز زیر آتش توپخانه و پهپادهای انتحاری خواهند بود.

    راه‌حل‌های پیشنهادی: اگر پنتاگون لطف کند و پایگاه دریایی پیشرفته (ESB) را از ایتالیا به اقیانوس هند بیاورد، حداقل نیروهای ویژه یک سکوی امن خواهند داشت… اما تاکنون حرکتی در این زمینه صورت نگرفته است. (توضیح: Expeditionary Sea Base (ESB) که به فارسی “سکوی دریایی اعزامی” یا “پایگاه دریایی پیشرفته” ترجمه میشود، یک کلاس از کشتی‌های نیروی دریایی ایالات متحده است که به عنوان یک پایگاه شناور و متحرک در دریا عمل می‌کند . ایده اصلی پشت این کشتی‌ها این است که نیروهای نظامی بتوانند بدون نیاز به پایگاه‌های خشکی در کشورهای دیگر، عملیات خود را از دل دریا انجام دهند.)

    سناریوی احمقانه: این را هم اضافه کنید به پیشنهاد احمقانه پرتاب چتربازان لشکر ۸۲ به داخل جزایر. اگر سپاه پاسداران بخواهد، این می‌تواند به نسخه آمریکایی نبرد هوستومل (فرودگاه آنتونوف در اوکراین) تبدیل شود.

    نتیجه‌گیری: تمام این مفاهیم یک ایده احمقانه است که به نظر می‌رسد یک پاک‌سازی عجولانه برای جبران کمبود برنامه‌ریزی قبلی باشد. چون این برنامه‌ها باید ماه‌ها پیش آماده می‌شد!

  • ناگفته‌هایی از جلسه مجلس خبرگان برای انتخاب رهبر

    ناگفته‌هایی از جلسه مجلس خبرگان برای انتخاب رهبر

    به گزارش اقتصادران، انتخاب جانشین آیت‌الله خامنه‌ای، مهم‌ترین خبر سیاسی ایران در این هفته بود. در جلسۀ مجلس خبرگان برای تعیین رهبر جدید، دوسوم نمایندگان حضور داشتند. یعنی از ۸۸ عضو مجلس خبرگان، دست کم حدود ۶۰ نفر در جلسه حاضر بودند و از این تعداد، حداقل دوسوم اعضا نیز به رهبریِ جدید رای دادند.

    متن زیر گفت‌وگویی است با عبدالجواد ابراهیمی‌فر، یکی از اعضای مجلس خبرگان، دربارۀ جلسۀ اخیر این مجلس برای تعیین رهبر جدید که در ادامه آن را می خوانید؛

    *جناب ابراهیمی‌فر، شما در اجلاس اخیر مجلس خبرگان برای تعیین جانشین آیت‌الله خامنه‌ای حضور داشتید؟

    بله، حضور داشتم.

    *تعداد دقیق نمایندگان حاضر در جلسۀ مجلس خبرگان چند نفر بود؟

    دوسوم لازم برای تشکیل مجلس خبرگان، در جلسه حضور داشتند. دوسوم آراء هم دوسوم حاضرین در جلسه بوده. ولی من دقیق نشمردم که چند نفر در جلسۀ خبرگان حضور داشتند.

    *این جلسه هم مثل جلسۀ انتخاب رهبر در سال ۱۳۶۸، توأم با بحث و بررسی مفصل بود؟

    بله، این‌جا بحث و بررسی مفصل شد. کارهای کارشناسی انجام شد. حتی راجع به اعلمیت جناب آقای حاج آقا مجتبی خامنه‌ای، عزیزانی بحث را به عهده گرفتند و کارهای علمی و عالمانه انجام دادند و علمیت ایشان تایید شد. تمام شرایط در کمیسیون‌های خاص و نشست‌های خصوصی بررسی شد. یعنی راجع به این موضوعات در مجمع عمومی بحث نشد ولی در نشست‌های خصوصی بحث شد و شبهه برای همۀ اعضا کاملا برطرف شد.

    *مجمع عمومی در یک روز برگزار شد یا دو روز؟

    یک روز.

    *در مجمع عمومی، کسانی که مخالف انتخاب ایشان بودند، توانستند اظهار نظر کنند؟

    بله، مخالفین و موافقین اظهار نظر کردند.

    *استدلال اصلی مخالفین چه بود؟

    این‌ها مسائلی است که مربوط به درون این جلسه است. خروجی این جلسه، بعد از جرح و تعدیل‌ها، همین شد که از طریق رسانه‌ها اعلام شد. اینکه مخالفین چه گفتند و موافقین چه گفتند، بحث‌های درونی است و مربوط به خود خبرگان می‌شود. من مایل نیستم در این منازعه‌ای که به صلاح جامعه و به صلاح خبرگان نیست، شرکت کنم.

    *ولی اعضای مجلس خبرگان نمایندگان مردم‌اند. آیا نباید دربارۀ جلسۀ خودشان ولو مختصرا به مردم توضیح دهند؟

    بله، ما نمایندۀ مردم هستیم. من هم برای مردم در مسجد توضیح داده‌ام. همین دو شب قبل در مسجد توضیحاتی به مردم دادم.

    *ممنون می‌شوم اگر چکیدۀ توضحیاتتان در مسجد را برای مخاطبان ما هم بفرمایید.

    در مسجد گفتم که خبرگان نمایندگان مردم‌اند، باید امانت را رعایت کنند و به مردم خیانت نکنند، کارشناسی بکنند، کارشناسی هم کردند و به این نتیجه رسیدند که جناب آقای حاج آقا مجتبی، معدلشان نسبت به دیگرانی که مطرح بودند، بالاتر بود. افراد دیگری هم که در این عرصه مطرح بودند واقعا شایستگی‌های خوبی داشتند ولی وقتی معدل‌گیری شد، معدل ایشان بالاتر شد. ایشان بعضی جنبه‌هایی داشتند که واقعا نمرۀ بالاتری می‌گرفتند. آن جنبه‌ها را ما لحاظ کردیم در آن جلسه، و نتیجه و خروجی‌اش این شد که بحمدالله الان مردم هم کاملا ذائقۀ شیرینی دارند نسبت به این انتخابی که صورت گرفته.

    *کسان دیگری که مطرح بودند، چند نفر بودند؟

    آنچه در مجمع عمومی اتفاق افتاد، بعد از بحث و بررسی و جرح و تعدیلِ گزینه‌های فراوان بود که به این نتیجه رسیدیم و رای قاطع به جناب آقای حاج آقا مجتبی خامنه‌ای تعلق گرفت. در مجمع عمومی فقط بحث رای‌گیری مطرح شد. زیر بمباران، ما نمی‌توانستیم بحث کنیم، گزینه‌ها را بیاوریم، جرح و تعدیل بکنیم. قبل از اینکه این مجمع عمومی تشکیل بشود، در جلسات خصوصی جرح و تعدیل صورت گرفت. گزینه‌های مختلفی بررسی شد و به این نتیجه رسیدیم و رای قاطع تعلق گرفت به جناب اقا مجتبی خامنه‌ای.

    *یعنی در مجمع عمومی فقط رای‌گیری شد و کسی نیامد بگوید آقای «الف» یا «ب» هم گزینۀ خوبی است برای رهبری نظام؟

    چرا، آمدند گفتند، گزینه‌ها را هم مطرح کردند، نظر موافق و مخالف داده شد، اما به اندازه‌ای که هر کسی زیر بمباران می‌توانست اتمام حجت بکند. جای بررسی نبود. بررسی‌ها را، چنانکه گفتم، قبل از این اجلاس عمومی انجام داده بودیم.

    *به غیر از آقای مجتبی خامنه‌ای، چه کسانی به عنوان گزینۀ رهبری نظام مطرح بودند؟

    تمام مجتهدینی که در حوزۀ علمیۀ قم به منصب فقاهت و اجتهاد رسیده‌اند، در مظان بودند. همین جور دسته‌دسته، ما این‌ها را کنار گذاشتیم؛ به دلیل اینکه واجد همۀ شرایط نبودند، تا رسیدیم به این گزینه. در این‌جا بحث رای‌گیری ریاست جمهوری که نیست. این‌ها باید بررسی شوند و یکی یکی کنار گذاشته شوند، تا برسیم به گزینۀ مطلوب. چند نفر از این افراد به عنوان گزینۀ مطلوب مطرح شدند، معدل آقا مجتبی خامنه‌ای از آن‌ها بالاتر بود. آن‌ها هم آدم‌های شایسته‌ای بودند.

    *قبلا گفته می‌شد که آقای میرباقری و آقای اعرافی هم گزینه‌های مطلوب‌اند.

    بله، این‌ها بودند. این‌ها همه بررسی شد. هم در زمینۀ آقای اعرافی بحث شد، هم در زمینۀ آقای میرباقری، هم در زمینۀ آقای {صادق} لاریجانی. دیگرانی هم مطرح بودند و درباره‌شان بحث شد، منتها عرض کردم: معدل آقای حاج آقا مجتبی خامنه‌ای بالاتر بود.

    *اجلاس خبرگان، یعنی همان مجمع عمومی، چند ساعت طول کشید؟ مثلا یک صبح تا عصر بود؟

    این جواب فایده‌ای به حال کسی ندارد و دردی را از جامعۀ ما دوا نمی‌کند. من بگویم یک دقیقه بود، می‌گویید آقا چطور یک دقیقه؟! بگویم صبح تا عصری بود، می‌گویند آخر زیر بمباران چطور جلسه‌تان این قدر طولانی شد؟ این جواب فایده‌ای ندارد؛ ببخشید!

  • نتانیاهو کجاست؟!!

    نتانیاهو کجاست؟!!

    به گزارش اقتصادران، پست مهم جورج گالوی درباره گمانه‌زنی‌ها درباره مرگ یا مجروحیت شدید نتانیاهو؛ نتانیاهو کجاست؟ بن گویر کجاست؟ چرا به جای ویدیوی واقعی از هوش مصنوعی استفاده کردند؟

  • حذف ویتکاف و کوشنر از اظهارنظر درباره ایران؟!

    حذف ویتکاف و کوشنر از اظهارنظر درباره ایران؟!

    به گزارش اقتصادران، محمد مرندی، تحلیل‌گر سیاسی نوشت: اظهارات ترامپ در مورد دست داشتن ویتکوف و کوشنر در جعل تهدید‌ها از طرف ایران علیه ایالات متحده – که به نظر می‌رسد با هدف مقصر جلوه دادن آنها در شکست اقداماتش صورت گرفته است – نشان می‌دهد که گذشته از شکست نظامی، این تجاوز همچنین منجر به حذف آنها از برخی مسائل مربوط به ایران شده است.

  • یک جنگ و ۲۰ بازیگر!!! / جنگ جهانی سوم در راه است؟

    یک جنگ و ۲۰ بازیگر!!! / جنگ جهانی سوم در راه است؟

    به گزارش اقتصادران، همزمان با ورود نبرد میان ایران و ائتلاف آمریکا-اسرائیل به دوازدهمین روز خود، ادبیات رسانه‌های بین‌المللی تغییرکرده و از یک «تنش منطقه‌ای» به سمت واژگان «جنگ جهانی» می‌رود! گزارش‌های میدانی و تحلیل‌های استراتژیک در واشنگتن و لندن نشان می‌دهند که نفت دیگر تنها یک کالا نیست، بلکه به اهرم اصلی در این قمار بزرگ تبدیل شده است. در بسیاری از تحلیل‌های منتشر شده در رسانه‌های غربی، بازار انرژی اکنون به عنوان مهم‌ترین متغیر تعیین‌کننده در سرنوشت این جنگ توصیف می‌شود؛ متغیری که می‌تواند هم شدت درگیری را افزایش دهد و هم طرف‌ها را به سمت مهار بحران سوق دهد.

    فراتر از مرزها؛ جنگی با ۲۰ بازیگر

    آکسیوس در گزارشی تکان‌دهنده فاش کرده است که این نبرد برخلاف ظاهر آن، محدود به جغرافیای ایران و اسرائیل نیست. طبق داده‌های این رسانه، در حال حاضر حداقل ۲۰ کشور به طور مستقیم یا غیرمستقیم درگیر این جنگ هستند. آکسیوس می‌نویسد: «این لزوماً جنگ جهانی سوم به معنای سنتی آن نیست، اما نزدیک‌ترین پدیده‌ای است که در دهه‌های اخیر به آن رسیده‌ایم.» بر اساس این گزارش، در حالی که برخی کشور‌های عربی حاشیه خلیج فارس نظیر بحرین، قطر و امارات به دلیل میزبانی از پایگاه‌های آمریکایی هدف حملات متقابل قرار گرفته‌اند، کشور‌هایی مانند اردن و ترکیه نیز در لایه‌های پدافندی و رهگیری موشک‌ها درگیر این معرکه شده‌اند. آکسیوس تأکید می‌کند که یک «درگیری پنهان» میان قدرت‌های بزرگ در جریان است که هر لحظه ممکن است از فاز نیابتی به مواجهه مستقیم تغییر کند.

    به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران غربی این بحران را نه صرفاً یک جنگ منطقه‌ای، بلکه نمونه‌ای از «درگیری چندلایه» می‌دانند که در آن بازیگران مختلف، از قدرت‌های بزرگ تا دولت‌های منطقه‌ای، هر کدام بخشی از معادله امنیتی را شکل می‌دهند.

    هراس واشنگتن از شوک نفتی

    خبرگزاری آناتولی در گزارشی به نقل از سه منبع آگاه مدعی شد که دولت ترامپ از اسرائیل خواسته است تا از حمله به تاسیسات نفتی ایران خودداری کند. این رسانه فاش کرد که واشنگتن نگران است آسیب به زیرساخت‌های انرژی نه تنها باعث افزایش سرسام‌آور قیمت بنزین در داخل آمریکا شود، بلکه امکان همکاری‌های نفتی مدنظر ترامپ با ایران پس از جنگ را از بین ببرد.

    همزمان، الجزیره با بررسی وضعیت تنگه هرمز گزارش داد که ایران با به‌کارگیری قایق‌های تندرو برای مین‌گذاری که طبق گزارش سنتکام ۱۶ فروند از آنها منهدم شده‌اند، عملاً ۲۰ درصد نفت جهان را در بن‌بست قرار داده است. الجزیره می‌نویسد که انسداد این گلوگاه باعث شده تا قیمت نفت به مرز ۱۲۰ دلار نزدیک شود، وضعیتی که صندوق بین‌المللی پول (IMF) آن را عامل کاهش ۰.۲ درصدی تولید ناخالص جهان به ازای هر ۱۰ درصد افزایش قیمت می‌داند.

    چنین سطحی از قیمت نفت معمولاً تنها در شرایط بحران‌های بزرگ ژئوپلیتیک مشاهده می‌شود و ادامه آن می‌تواند فشار اقتصادی قابل توجهی بر اقتصاد‌های واردکننده انرژی وارد کند.

    نفت؛ اهرمی که می‌تواند مسیر جنگ را تغییر دهد

    برخی تحلیلگران معتقدند آنچه می‌تواند مسیر این درگیری را تعیین کند نه صرفاً موازنه نظامی، بلکه بازار انرژی است. تجربه بحران‌های دهه ۱۹۷۰ نشان داده که جهش قیمت نفت می‌تواند دولت‌ها را وادار کند تا برای جلوگیری از رکود جهانی به سمت مهار تنش حرکت کنند. در شرایط فعلی نیز اگر قیمت نفت برای مدت طولانی در محدوده سه‌رقمی باقی بماند، فشار اقتصادی بر دولت‌های غربی و اقتصاد‌های وابسته به انرژی خاورمیانه ممکن است به عاملی تعیین‌کننده در تصمیم‌گیری‌های سیاسی تبدیل شود. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند «بازار نفت» اکنون به اندازه میدان جنگ در تعیین سرنوشت این بحران نقش دارد.

    سایه رکود تورمی بر سر اقتصاد جهانی

    بلومبرگ در تحلیل اقتصادی خود هشدار داده است که اگر این وضعیت فراتر از یک ماه ادامه یابد، جهان با یک «بحران استقراض و تورم» مشابه دهه ۱۹۷۰ رو‌به‌رو خواهد شد. بلومبرگ می‌نویسد که کشور‌های شرق آسیا نظیر ژاپن و کره جنوبی که به شدت به نفت خلیج فارس وابسته‌اند، در صدر فهرست آسیب‌دیدگان قرار دارند. در همین راستا، روزنامه گاردین در گزارشی به قلم تحلیلگران اقتصادی خود، وضعیت فعلی را «لحظه رکود تورمی» نامیده است. گاردین معتقد است که با رسیدن قیمت نفت به ۱۰۰ دلار و بالاتر، بانک‌های مرکزی جهان در یک بن‌بست قرار گرفته‌اند؛ آنها نه می‌توانند برای مهار تورم نرخ بهره را بالا ببرند (چون باعث رکود می‌شود) و نه می‌توانند برای حمایت از رشد اقتصادی نقدینگی تزریق کنند.

    این وضعیت همان سناریویی است که اقتصاددانان از آن با عنوان «دام رکود تورمی» یاد می‌کنند؛ وضعیتی که همزمان با افزایش قیمت‌ها، رشد اقتصادی نیز کاهش می‌یابد و ابزار‌های سیاست‌گذاری کارایی خود را از دست می‌دهند.

    اقتصاد؛ عامل پنهان مهار جنگ

    در کنار محاسبات نظامی، برخی تحلیلگران معتقدند فشار اقتصادی می‌تواند به یکی از مهم‌ترین عوامل مهارکننده جنگ تبدیل شود. تجربه بحران‌های ژئوپلیتیک پیشین نشان داده که جهش قیمت انرژی و نگرانی از رکود جهانی معمولاً دولت‌ها را به سمت کنترل تنش سوق می‌دهد. از همین رو، در حالی که میدان‌های نبرد همچنان فعال‌اند، بسیاری از نگاه‌ها در پایتخت‌های جهان به بازار نفت و واکنش اقتصاد‌های بزرگ دوخته شده است؛ جایی که ممکن است معادلات سیاسی جنگ نیز دستخوش تغییر شود.

    نبرد در دالان‌های تاریک

    در نهایت، گزارش‌های اندیشکده رند و سی‌اف‌آر نشان می‌دهند که برخلاف نبرد‌های کلاسیک، بخش بزرگی از تخریب‌ها در حوزه غیرنظامی و زیرساختی در جریان است. به گزارش ISW (موسسه مطالعه جنگ)، حملات ائتلاف در روز‌های اخیر به شدت بر روی «زیرساخت‌های مخابراتی و سانسور اینترنت» در ایران متمرکز شده تا ارتباطات فرماندهی را مختل کند. این در حالی است که رسانه‌های خارجی نظیر رویترز با انتشار تصاویری از صف‌های طولانی بنزین در کشور‌های مختلف منطقه، تأکید می‌کنند که «بیزنسِ بحران» در حال بلعیدن ثبات جهانی است. جهان امروز به روایت این رسانه‌ها، در انتظار یک جرقه است تا از این «نزدیک‌ترین حالت به جنگ جهانی»، به یک انفجار غیرقابل مهار تغییر وضعیت دهد.

    در چنین شرایطی، بسیاری از ناظران معتقدند که سرنوشت این بحران بیش از هر زمان دیگری به تصمیم‌های سیاسی در پشت در‌های بسته وابسته است؛ تصمیم‌هایی که می‌توانند مسیر جنگ را به سمت مهار یا گسترش سوق دهند.

  • احتمالا تا قبل از عید جنگ تمام می شود!

    احتمالا تا قبل از عید جنگ تمام می شود!

    به گزارش اقتصادران، سردار سید رحیم‌صفوی، دستیار نظامی فرماندهی کل قوا گفت: پیش‌بینی می‌کند جنگ تا قبل از عید تمام شود هر چند برای جنگ طولانی مدت آماده‌ایم.

    وی در عین حال تصریح کرد: شروع و پایان جنگ با سیاست‌مداران است اما هر چه تلفات جانی دشمن بیشتر باشد احتمال شکست آنها بیشتر است.

    رحیم صفوی گفت: به جز ایران، چین و روسیه برندگان جنگ خواهند بود. هر چند شرکت‌های نفتی و کارخانه های اسلحه سازی هم برندۀ جنگ هستند.

    فرمانده اسبق سپاه پاسداران گفت: جنگ را رهبران سیاسی شروع و تمام می‌کنند و باید ارادۀ خود را تحمیل کنیم.

    وی تصریح کرد: به عنوان یک مدرس جغرافیای سیاسی معتقدم بعد از این جنگ شاید تا ۵۰ سال دیگر نتوانند جنگ دیگری به ما تحمیل کنند چون ما از قدرت منطقه‌ای به جهانی تبدیل خواهیم شد.

    سردار رحیم صفوی در بیان این که ماهواره‌ها از آسمان ما را رصد می‌کنند و احتمال نفوذ از طریق شبکه‌های مخابراتی را جدی دانست قابل توجه بود و به عنوان مثال گفت یکی از فرماندهان شهید موبایل خود را در خانه گذاشته و برای خرید نان خارج شده شده بود و خانه او را هدف گرفتند و همسر او به شهادت رسید.

    فرمانده اسبق سپاه گفت: آمریکا را می‌توان به فیل تشبیه کرد در حالی که فیل‌بان، اسراییل است.

    رحیم صفوی ترامپ و نتانیاهو را در شر مطلق بودن شبیه هم دانست اما گفت: آمریکا ایران را نمی‌شناسد و ترامپ، با اصول نظامی آشنا نیست در حالی که اسراییل ایران را می‌شناسد و نتانیاهو سال ۱۹۷۳ ستوان بوده است.

    مهم ترین بخش از سخنان سردار رحیم صفوی را می‌توان این جمله دانست که شروع و پایان جنگ با سیاست‌مداران است و شورای عالی امنیت ملی تعیین کننده خواهد بود؛ سخنی که می‌توان این گونه تفسیر کرد: نیروهای نظامی تابع و هماهنگ هستند.