دسته: سیاسی

  • ترامپ هنوز هیچی نشده دبه کرد؟!

    ترامپ هنوز هیچی نشده دبه کرد؟!

    به گزارش اقتصادران، دونالد ترامپی که در روز‌های آغازین جنگ رمضان، خواستار تسلیم بی‌قید و شرط ایران شده بود، اکنون پس از اعلام آتش‌بس در پستی نوشته که «ایالات متحده از نزدیک با ایران همکاری خواهد کرد، که ما تشخیص داده‌ایم که از یک تغییر رژیم بسیار سازنده را پشت سر گذاشته است!»

    این رئیس‌جمهور در حالی برای چندمین بار ادعای تغییر رژیم در ایران را مطرح کرده که در تمام این مدت جمهوری اسلامی ایران قدرتمند به حیات خود ادامه داده و کارشناسان به قدرت این نظام در مقابله با آمریکا و اسرائیل اذعان کرده‌اند.

    ترامپ در ادامه افزوده که «هیچ غنی‌سازی اورانیومی انجام نخواهد شد و ایالات متحده در همکاری با ایران، تمام “غبار” هسته‌ای (بمب‌افکن‌های بی‑۲) را که در اعماق زمین دفن شده، حفاری و خارج خواهد کرد.» این ادعا در شرایطی مطرح می‌شود که ایران به طور مکرر بر حفظ حقوق هسته‌ای مردم کشورش به‌ویژه حق غنی‌سازی تاکید کرده است.

    این رئیس‌جمهور تصریح کرده که مواد هسته‌ای مدفون شده از گذشته تا کنون، «تحت نظارت بسیار دقیق ماهواره‌ای (نیروی فضایی!) بوده است» و همه چیز دست نخورده باقی مانده است.

    ترامپ همچنین بر تمایل واشنگتن برای گفت‌و‌گو با ایران بر سر «کاهش تعرفه‌ها و تحریم‌ها» تاکید کرده و مدعی شده که «بسیاری از ۱۵ بند (طرح آمریکا) از قبل مورد توافق قرار گرفته‌اند.» این در حالی است که طبق اعلام مسئولان ایرانی، بسیاری از مفاد طرح ۱۵ بندی آمریکا، غیرواقع‌بینانه بوده و ایران در مقابل طرح ۱۰ بندی خود را ارائه کرده است تا به عنوان چارچوب مذاکرات مدنظر قرار بگیرد.

    ایران و آمریکا بامداد چهارشنبه پس از حدود ۴۰ روز درگیری، از توافق بر سر آتش‌بسی دو هفته‌ای خبر دادند. طبق گزارش‌های منتشرشده، این دو کشور در روز جمعه در اسلام آباد، مذاکراتی را در زمینه پایان دادن دائمی جنگ برگزار خواهند کرد.

  • آتش‌بس نقض شد!! / حمله خونبار رژیم صهیونیستی به لبنان

    آتش‌بس نقض شد!! / حمله خونبار رژیم صهیونیستی به لبنان

    به گزارش اقتصادران، ارتش اشغالگر رژیم صهیونیستی امروز چهارشنبه از حملات هوایی گسترده به مناطقی در لبنان خبر داد.

    بر اساس گزارش‌های منتشر شده، در پی حمله هوایی رژیم صهیونیستی به شهر حاریص در جنوب لبنان، این منطقه هدف بمباران قرار گرفت.

    منابع خبری لبنان امروز از حملات هوایی گسترده رژیم صهیونیستی به شرق و جنوب لبنان هم خبر دادند.

    بر اساس این گزارش، موجی از حملات گسترده هوایی مناطق مختلف از جمله بیروت، ضاحیه جنوبی بیروت، بقاع و هرمل را دربر گرفته است. گزارش‌ها حاکی است که این حملات ویرانی‌های گسترده‌ای در شهر «صیدا» در جنوب لبنان برجای گذاشته است.

    ارتش رژیم صهیونیستی اعلام کرد که در شدیدترین حمله خود از زمان آغاز عملیات، بیش از ۱۰۰ هدف را طی ۱۰ دقیقه مورد حمله قرار داده است.

    رژیم صهیونیستی در جدیدترین جنایت خود همزمان با برگزاری مراسم تشییع شهدای لبنانی آرامگاه شمسطار را بمباران کرد که به شهادت جمع زیادی از شهروندان لبنانی منجر شده است

    همچنین گزارش شده که مناطق اطراف شهرک‌های کیفون و شویفات نیز هدف حملات هوایی قرار گرفته‌اند.

  • فرصت‌های زیادی در حال ظهور است

    فرصت‌های زیادی در حال ظهور است

    به گزارش اقتصادران، احمد زیدآبادی در کانال تلگرامی خود نوشت:  چهل شبانه‌روز مثل پرنده‌ای که گلویش را بریده باشند، بال بال زدم! چنین درد و رنجی را فقط بعد از شکستن اعتصاب غذایم در سلول انفرادی در سال ۸۸ تجربه کرده بودم.

    کشور ما اسیر جنگی شده بود که عاقبتش قابل پیش‌بینی نبود.  در ده روز نخست از شدت بی‌تابی و اندوه و ناراحتی عملاً زمین‌گیر شده بودم. تمام‌وقت در رختخواب به سر می‌بردم و خود را به خواب می‌زدم تا از فکر کردن خلاصی یابم.

    ورد زبانم فقط این بود: “رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَیْنَا إِصْرًا کَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَهَ لَنَا بِه” (پروردگارا! از آن بارهای گرانی که بر دوش پیشینیان ما گذاشتی بر دوش ما مگذار! پروردگارا! باری که تاب تحمل آن را نداریم بر ما تحمیل مکن‌!)

    به نظرم می‌آمد فقط افراد اندکی عمق فاجعه را در می‌یابند و مابقی درک روشنی از ماجرا ندارند. هر موشکی که خاک ایران را زخمی می‌کرد و به سرمایه‌ای آسیب می‌زد، انگار خاری در قلبم فرو می‌رفت.

    در مسیر جنگل هیرکانی به سمت جلگهٔ بسطام، گویی شیخ بوالحسن خرقانی وقتی آن همه مرا محزون و ماتم‌زده دید، نشانه‌های امید را به یادم آورد!

    باری، به یاد سخنی از زنده‌یاد استاد باستانی پاریزی افتادم که می‌گفت کار این مُلک گاه به مویی می‌کشد، اما آن مو پاره نمی‌شود و خداوند را هزاران بار شکر که دیشب همین شد و من اکنون احساس زندگی می‌کنم.

    ما هر نوع قضاوت منفی که نسبت به کارگزاران نظامی و سیاسی جمهوری اسلامی داشته باشیم و هر ناملایمتی که از برخی آنان کشیده باشیم کتمان نمی‌توان کرد که در این جنگ طاقت‌فرسا، بی‌باک و نترس و کارآمد ظاهر شدند و به رغم بارش بی‌امان موشک و بمب بر سر کشور و سایهٔ تهدید دائمی ترور بر سرشان، خود را نباختند و در کنار وارد کردن ضربات متقابل به نیروهای متجاوز، عموم مایحتاج مردم از جمله بنزین فراوان و ارزان را تأمین کردند به طوری که مردم شهرهای دور از موشک‌باران اصلاً جنگ را حس نکردند!

    از این مهمتر، مقهور خشم و فشار پاره‌ای هواداران هیجان‌زده و تندخوی حکومت نشدند و راه پایان این جنگ هولناک را از راه دیپلماسی نبستند و در نهایت این شر را از سر کشور کم کردند.

    بدون تردید این یک پیروزی سیاسی درخشان برای ایران است که نه فقط در تاریخ به ثبت می‌رسد بلکهٔ چشم‌اندازی از امید و اعتماد به نفس برای روزهای آیندهٔ ما می‌گشاید.

    کشور صدمات و خسارات انبوهی دیده و جراحات بسیاری برداشته است، اما این همه در سایهٔ احساس پیروزی، قابل جبران است چنانچه سررشتهٔ درایت و تدبیر گم نشود. ما ایرانی‌ها امروزمان چون دیروزمان نیست. همه چیز به دلیل این جنگ و نتیجهٔ آن، تغییر کرده است.

    فقط در یک کلام بگویم که فرصت‌های زیادی در حال ظهور است. راه اصلاح امور کشور گشوده می‌شود و شیوهٔ براندازی به محاق می‌رود. منطقه نیز آرایش و ثبات عادلانه‌تری به خود می‌گیرد. در این باره سخن چندان زیاد است که اندازه ندارد.

  • خرج ۳۰‌ میلیارد دلاری جنگ روی دست آمریکایی‌ها

    خرج ۳۰‌ میلیارد دلاری جنگ روی دست آمریکایی‌ها

    به گزارش اقتصادران، ایلین مک‌کاسکر، پژوهشگر ارشد در موسسه «امریکن اینترپرایز» و مقام سابق بودجه پنتاگون، برآورد می‌کند که هزینه این عملیات طی پنج هفته از زمان دستور ترامپ برای حمله در اواخر فوریه، بین ۲۲.۳ تا ۳۱‌میلیارد دلار بوده است. محاسبات او شامل هزینه استقرار تجهیزات اضافی آمریکا در خاورمیانه از اواخر دسامبر نیز می‌شود، اما ارزیابی کامل خسارات جنگی را شامل نمی‌شود؛ ارزیابی‌ای که احتمالا تا پایان درگیری‌ها مشخص نخواهد شد.

    45

    آمریکایی‌ها چقدر هزینه داده‌اند؟

    به گزارش دنیای اقتصاد، به گفته کارشناسان دفاعی، تلفات انسانی و تجهیزاتی آمریکا در مقایسه با جنگ‌هایی که طرفین در آنها قدرتی نزدیک دارند، نسبتا کم بوده است؛ اما نابودی سامانه‌های راداری گران‌قیمت آمریکا توسط ایران، واشنگتن را در صورت بروز درگیری‌های آینده در مناطق دیگر مانند چین آسیب‌پذیرتر کرده است. از ۲۸ فوریه تاکنون، ۱۳ آمریکایی در حملات به پایگاه‌های آمریکا کشته شده‌اند و بیش از ۳۰۰ سرباز آمریکایی نیز زخمی شده‌اند.

    این ارقام شامل ۲.۱ تا ۳.۶‌میلیارد دلار خسارت جنگی و جایگزینی تجهیزات است. رقم بالاتر شامل هزینه تعمیر ناو هواپیمابر «یواس‌اس جرالد آر. فورد» که پس از آتش‌سوزی در بخش رختشویی برای تعمیر خارج شد و تعمیر سامانه هشدار زودهنگام موشک‌های بالستیک در قطر است که توسط پهپاد آسیب دیده بود.

    مک‌کاسکر گفت: «تجهیزات آسیب‌دیده گاهی ظرف چند روز قابل تعمیرند، اما برخی سامانه‌های نابودشده سال‌ها طول می‌کشد تا به‌صورت کامل جایگزین شوند.» او افزود که این جنگ احتمالا گلوگاه‌های موجود در تامین مواد و قطعات حیاتی مورد نیاز برای تعمیر و نگهداری را تشدید خواهد کرد.

    به نظر می‌رسد ایران تمرکز خود را بر هدف قرار دادن سامانه‌های راداری و ارتباطی در پایگاه‌های آمریکا در خاورمیانه گذاشته است، همچنین هواپیماهای سوخت‌رسانی که به جنگنده‌های آمریکایی امکان انجام حملات دوربرد را می‌دهند.

    افزایش فهرست تجهیزات پیشرفته و کمیاب آسیب‌دیده باعث نگرانی تحلیلگران و مقامات سابق درباره کش‌آمدن بیش از حد توان آمریکا و استفاده از منابعی شده که شاید بهتر بود در جای دیگری به کار گرفته شوند. پنتاگون در حال درخواست ۲۰۰‌میلیارد دلار بودجه اضافی از کنگره برای پوشش هزینه‌های عملیات در ایران است.

    آسیب‌های ناشی از نابودی تجهیزات

    مارک کانسیان، مشاور ارشد دفاعی در مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی، تخمین می‌زند این عملیات روزانه حدود نیم‌میلیارد دلار برای آمریکا هزینه دارد. این مرکز برآورد کرده که آمریکا تنها در شش روز نخست جنگ دست‌کم ۱.۴‌میلیارد دلار خسارت جنگی و آسیب به زیرساخت‌ها متحمل شده است. پس از آن، تعداد پرتاب‌های موشکی ایران کاهش یافت. این برآوردها بسته به روش محاسبه متفاوت هستند.

    کانسیان گفت: «جزئیات بسیار محدود است و بسته به اینکه چه تجهیزاتی در تاسیسات هدف قرار گرفته وجود داشته، هزینه‌ها می‌تواند بسیار بیشتر باشد.» او افزود که جایگزینی هواپیمای هشدار زودهنگام و کنترل هوایی بوئینگ E-۳ سنتری — که در حمله‌ای در نزدیکی ریاض به‌شدت آسیب دید — احتمالا بیش از ۷۰۰‌میلیون دلار هزینه خواهد داشت. یک مقام دفاعی آمریکا به دلایل امنیت عملیاتی از اظهارنظر درباره ارزیابی خسارات خودداری کرد.

    تحلیلگران می‌گویند علاوه بر E-۳، دو سامانه راداری در اردن و قطر از مهم‌ترین دارایی‌های آسیب‌دیده هستند. یکی از آنها رادار AN/TPY-۲ است که نقش حیاتی در سامانه دفاع موشکی «تاد» دارد و گزارش شده در پایگاهی در اردن نابود شده است. رادار مشابهی در عربستان نیز هدف قرار گرفته، اما میزان خسارت آن مشخص نیست.

    هزینه جایگزینی هر رادار AN/TPY-۲ حدود ۴۸۵‌میلیون دلار برآورد می‌شود و تولید هر واحد آن توسط شرکت «ریتیون» نزدیک به ۳سال زمان می‌برد. با توجه به نبود ذخیره اضافی، جایگزینی آنها نیازمند جابه‌جایی منابع نظامی از مناطق دیگر است.

    تام کاراکو گفت: «این یک رادار بسیار کمیاب و پیشرفته است.» او افزود این سامانه‌ها برای مقابله با موشک‌های بالستیک ایران و نیز دفاع کلی آمریکا در جهان حیاتی هستند. او گفت: «نمی‌توان یک رادار معمولی را جایگزین AN/TPY-۲ کرد.»

    یک مقام ارشد سابق نظامی آمریکا گفت بخش زیادی از خسارات واردشده «خودتحمیلی» بوده و ناشی از استفاده نادرست از منابع است: «یا به‌درستی از خود دفاع نکردیم یا در استفاده از سامانه‌ها اشتباه کردیم.» به گفته کلی گریه‌کو، ایران در هدف قرار دادن اهداف ثابت مانند هواپیماهای پارک‌شده و ساختمان‌های پایگاه‌های آمریکا موفق بوده است: «هدف قرار دادن اهداف بزرگ و ثابت بسیار آسان‌تر است.»

    حملات به زیرساخت‌های راداری آمریکا شناسایی و رهگیری سریع موشک‌های ورودی را دشوارتر کرده است. سم لیر گفت: «این یکی از ابزارهای شما برای واکنش موثر به حملات موشکی را از بین می‌برد.» این موضوع محاسبه دقیق تعداد، ترکیب و اهداف حملات موشکی و پهپادی ایران را دشوارتر کرده است. با این حال، او گفت میزان خسارات در حد انتظار بوده و «با توجه به توان موشکی و پهپادی ایران، این سطح خسارت نسبتا پایین است و می‌توانست بدتر باشد.»

    گزارش شده ایران بیش از ۱۲ پهپاد MQ-۹ ریپر را سرنگون کرده است، اما مهم‌ترین موفقیت هوایی آن سرنگونی یک جنگنده F-۱۵E بوده است. آمریکا ادعا کرد دو خدمه این جنگنده توسط نیروهای آمریکا نجات داده شدند، اما در جریان عملیات، یک هواپیمای A-۱۰ نیز هدف قرار گرفت و سقوط کرد. همچنین گزارش شده دو هواپیمای ترابری C-۱۳۰ توسط خود نیروهای آمریکایی روی زمین نابود شدند. ایران نیز مدعی سرنگونی چند بالگرد و هواپیمای دیگر شده است.

    مساله چین

    کانسیان گفت در مقایسه با جنگ‌های اخیر آمریکا، این میزان خسارت نسبتا زیاد است، اما در مقیاس کلی جنگ‌ها «نسبتاکم» محسوب می‌شود. در جنگ خلیج فارس ۱۹۹۱، طی پنج هفته ۱۴ هواپیمای آمریکایی نابود شد. در اوایل جنگ با ایران نیز سه جنگنده F-۱۵E در حادثه «آتش خودی» ساقط شدند و یک هواپیمای سوخت‌رسان KC-۱۳۵ نیز از بین رفت. هزینه هر F-۱۵E حدود ۱۰۰‌میلیون دلار و KC-۱۳۵ حدود ۱۶۰‌میلیون دلار است.

    هزینه نگهداری و تعمیر کشتی‌ها و هواپیماها نیز با طولانی شدن جنگ افزایش می‌یابد. اما بیشترین نگرانی تحلیلگران این است که آمریکا در حال از دست دادن تجهیزات و مصرف ذخایر تسلیحاتی‌ای است که برای مقابله با چین نیاز دارد.

    فابیان هوفمن گفت: «رادار تاد و هواپیمای E-۳ قطعا در جنگ با چین بسیار مفید بودند.» گزارش شده آمریکا در حال انتقال بخشی از سامانه‌های دفاع موشکی خود از کره‌جنوبی به خاورمیانه است. کاراکو هشدار داد که ادامه این روند ممکن است چین را به اقدام نظامی علیه تایوان ترغیب کند: «ما نمی‌توانیم به این شکل به مصرف این منابع ادامه دهیم.»

  • بازتاب گسترده آتش‌بس در رسانه‌های جهان

    بازتاب گسترده آتش‌بس در رسانه‌های جهان

    به گزارش اقتصادران، با وجود هشدار‌های مکرر و خط و نشان‌های ترامپ تا ساعات پایانی شب گذشته، همچنان که انتظار می‌رفت، طرف آمریکا همچون دفعات قبل و ضرب الاجل‌های پیشین از موضع خود عقب نشینی کرد. با تلاش‌های پاکستان برای میانجیگری نهایت آتش‌بس دو هفته‌ای برقرار شد و این موضوع بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های جهان داشت. موجی از روایت‌های متناقض، تحلیل‌های جهت‌دار و اعتراف‌های کم‌سابقه در رسانه‌های بین‌المللی مشاهده می‌شود؛ از توصیف این توافق به‌عنوان «عقب‌نشینی واشنگتن» گرفته تا هشدار درباره پیامد‌های راهبردی آن برای اسرائیل و متحدان آمریکا در منطقه. همزمان، نقش میانجی‌گرانه بازیگرانی مانند پاکستان نیز در شکل‌گیری این توافق مورد توجه قرار گرفته است.

    آتش‌بس چگونه شکل گرفت؟

    این آتش‌بس پس از چهل روز درگیری مستقیم و غیرمستقیم، با فشار هم‌زمان هزینه‌های میدانی و نگرانی از گسترش جنگ به کل منطقه شکل گرفت. آنچه از شواهد برمی‌آید، این است که ایران بر حفظ توان بازدارندگی خود و تداوم دسترسی به اهرم‌های منطقه‌ای از جمله تنگه هرمز تأکید داشته، در حالی که واشنگتن به‌دنبال توقف فوری درگیری و جلوگیری از تشدید بحران انرژی و امنیت دریایی بوده است.

    در این میان، نمی‌توان نقش پاکستان به‌عنوان یک واسطه ارتباطی مهم میان تهران و واشنگتن را نادیده گرفت؛ کشوری که با حفظ روابط کاری با هر دو طرف، مسیر انتقال پیام‌ها و کاهش تنش را هموار کرد.

    روایت رسانه‌های آمریکایی؛ از توافق ضروری تا عقب‌نشینی تاکتیکی

    در فضای رسانه‌ای آمریکا، شکاف تحلیلی قابل توجهی دیده می‌شود. وال‌استریت ژورنال با تیتر معنادار خود، تصمیم دونالد ترامپ برای عقب‌نشینی از تهدید «نابودی کامل ایران» را برجسته کرده و آن را نشانه‌ای از تغییر محاسبات کاخ سفید دانسته است.

    وال استریت ژورنال

    در مقابل، نیویورک تایمز و واشنگتن پست بیشتر بر ابعاد پرهزینه جنگ و اجتناب‌ناپذیر بودن توقف آن تمرکز کرده‌اند. نیویورک تایمز نوشت: «ادامه این درگیری می‌توانست آمریکا را وارد یک جنگ فرسایشی دیگر در خاورمیانه کند.»

    نیویورک تایمز

    واشنگتن‌پس نیز تاکید کرد: «آتش‌بس تلاشی برای مهار بحرانی است که به‌سرعت در حال گسترش بود.»

    واشنگتن پست

    شبکه سی‌ان‌ان نیز با نگاهی تحلیلی، این توافق را «تلاش برای مهار بحران پیش از خروج از کنترل» توصیف کرده، است.

    فاکس نیوز، اما با رویکردی انتقادی، آن را عقب‌نشینی در برابر ایران و نادیده گرفتن منافع متحدان منطقه‌ای دانسته است.

    فاکس نیوز

    رسانه‌های اروپایی؛ تأکید بر خطر گسترش جنگ

    در اروپا، روایت‌ها بیشتر حول محور جلوگیری از یک بحران بزرگ‌تر شکل گرفته است. بی‌بی‌سی نوشته که «آتش‌بس شکننده است، اما از گسترش درگیری به یک جنگ منطقه‌ای جلوگیری می‌کند.»

    یورونیوز نیز نوشت: «این توافق بیش از آنکه صلح باشد، یک توقف موقت در مسیر تشدید تنش‌هاست.»

    رویترز هم نوشت: «آتش‌بس دو هفته‌ای برنامه‌ریزی‌شده ممکن است نخستین تلاش واقعی برای کاهش تنش‌ها باشد.»

    رویترز

    گاردین نیز این توافق را نتیجه «واقع‌گرایی اجباری» دو طرف دانسته و نوشته که «هیچ‌یک از طرفین به پیروزی قاطع نرسیدند، اما هزینه ادامه جنگ بسیار سنگین‌تر بود.»

    در همین حال، لموند فرانسه با نگاهی ژئوپلیتیک نوشت: «این تحول می‌تواند نشانه‌ای از تغییر تدریجی توازن قوا به نفع ایران در منطقه باشد.»

    رسانه‌های منطقه‌ای و اسرائیلی؛ اعتراف‌های کم‌سابقه

    بخش مهمی از واکنش‌ها از رسانه‌های اسرائیلی و منطقه‌ای آمده؛ جایی که لحن گزارش‌ها به‌مراتب صریح‌تر است.

    روزنامه معارینو صراحتاً نوشته که جنگ ۴۱ روزه «به نفع ایران تمام شد» و از آن به‌عنوان شکستی برای اسرائیل و آمریکا یاد کرده است.

    هاآرتص نیز با استناد به منابع خود گزارش داده که تل‌آویو با وجود پذیرش آتش‌بس، نسبت به هرگونه توافق گسترده‌تر میان تهران و واشنگتن نگران است.

    در همین راستا، جورزالم پست بر پیامد‌های امنیتی این توافق برای اسرائیل تمرکز کرده و نسبت به تقویت محور مقاومت هشدار داده است.

    در میان اظهارنظر‌های سیاسی و نظامی، سخنان گابی اشکنازی بیش از همه جلب توجه کرده است. او تصریح کرده که ایران «آخرین گلوله را شلیک کرد» و با حفظ توان آتشباری، عملاً دست برتر را در پایان جنگ داشته است.

    این ارزیابی با روایت برخی رسانه‌های اسرائیلی هم‌خوانی دارد که از «تسلیم استراتژیک» آمریکا و اسرائیل سخن گفته‌اند.

    در سطح منطقه‌ای، الجزیره و العالم بر ایستادگی تهران و حفظ توان نظامی آن تأکید دارند. الجزیره نوشت: «ایران با حفظ توان نظامی خود وارد آتش‌بس شد و این موضوع جایگاه آن را در معادلات منطقه‌ای تقویت می‌کند.»

    العالم نیز تأکید کرد: «ایستادگی ایران در طول جنگ، عامل اصلی تغییر موازنه در پایان درگیری بود.»

    آتش‌بس یا تغییر موازنه؟

    آنچه از مجموع این روایت‌ها برمی‌آید، این است که آتش‌بس بیش از آنکه یک پایان قطعی باشد، نقطه آغاز مرحله‌ای جدید از رقابت میان ایران و آمریکا است.

    در حالی‌که رسانه‌های غربی تلاش می‌کنند این توافق را یک ضرورت تاکتیکی برای مهار بحران معرفی کنند، بخش قابل توجهی از تحلیل‌ها – به‌ویژه در رسانه‌های منطقه‌ای و اسرائیلی – از تغییر موازنه به نفع ایران سخن می‌گویند.

    با این حال، یک نکته در میان همه این روایت‌ها مشترک است: هیچ‌یک از طرف‌ها این جنگ را بی‌هزینه ترک نکرده‌اند، و آینده این آتش‌بس همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

  • شکاف در آتش‌بس؛ تکلیف تنگه هرمز، اورانیوم‌ و حزب‌الله چه می‌شود؟

    شکاف در آتش‌بس؛ تکلیف تنگه هرمز، اورانیوم‌ و حزب‌الله چه می‌شود؟

    به گزارش اقتصادران، با اعلام آتش‌بس دو هفته‌ای از سوی دونالد ترامپ، نگاه‌ها به جزئیات توافقی معطوف شده که هنوز روی کاغذ است؛ توافقی که به گفته واشنگتن بر پایه طرح ۱۰ بندی ایران پیش می‌رود، اما همزمان با روایت‌های متناقض از «پیروزی»، هنوز پرسش‌هایی جدی درباره سرنوشت برنامه هسته‌ای ایران، ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی شده، رفع تحریم‌ها و حزب الله لبنان همچنان پابرجاست.

    پس از هفته‌ها تهدید به حمله گسترده، ترامپ در پیامی اعلام کرد که با آتش‌بس دو هفته‌ای و توقف عملیات نظامی علیه ایران موافقت کرده است. او در توضیح این تصمیم نوشت که «پیرو رایزنی‌ها با شهرباز شریف، نخست وزیر پاکستان و ژنرال عاصم منیر و بنا به درخواست آنها برای توقف عملیات ویرانگری که قرار بود علیه ایران انجام شود، و مشروط به بازگشایی کامل، فوری و امن تنگه هرمز، با تعلیق حملات به مدت دو هفته موافقت می‌کنم.»

    او این آتش‌بس را «دوجانبه» خواند و مدعی شد که ایالات متحده به تمامی اهداف نظامی خود دست یافته و حتی از آن فراتر رفته است. ترامپ همچنین تأکید کرد که یک پیشنهاد ۱۰ ماده‌ای از سوی ایران دریافت شده که «مبنایی عملی و مناسب برای پیشبرد مذاکرات» است و مدعی شد تقریباً بر سر تمامی اختلافات گذشته توافق حاصل شده و این دو هفته، فرصتی برای نهایی‌سازی توافق خواهد بود.

    ۱۰ شرط تهران؛ از رفع تحریم تا خروج نیرو‌ها

    در مرکز این تحولات، طرح ۱۰ بندی ایران قرار دارد؛ طرحی که به‌عنوان چارچوب پایان جنگ مطرح شده و شامل مجموعه‌ای از مطالبات حداکثری است. بر اساس این طرح، آمریکا باید به‌طور اصولی عدم تجاوز به ایران را تضمین کند و در عین حال، کنترل ایران بر تنگه هرمز استمرار یابد. در کنار آن، پذیرش غنی‌سازی هسته‌ای ایران، رفع کامل تحریم‌های اولیه و ثانویه و پایان دادن به تمامی قطعنامه‌های شورای امنیت و شورای حکام نیز از جمله شروط کلیدی مطرح شده‌اند.

    این طرح همچنین بر پرداخت خسارت به ایران، خروج نیرو‌های رزمی آمریکا از منطقه و توقف جنگ در تمامی جبهه‌ها از جمله حزب الله لبنان تأکید دارد؛ مجموعه‌ای از خواسته‌ها که در صورت تحقق، معادلات امنیتی منطقه را به‌طور اساسی تغییر خواهد داد. با اینحال قرار است درباره جزئیات طرح ۱۰ بندی تهران در خلال مذاکرات که از روز جمعه آغاز خواهد شد، تعیین تکلیف شود.

    شکاف اول؛ «توقف جنگ در همه جبهه‌ها» یا به استثنای لبنان؟

    نخستین نشانه‌های اختلاف بلافاصله پس از اعلام آتش‌بس نمایان شد. بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل در بیانیه‌ای اعلام کرد که این آتش‌بس شامل لبنان نمی‌شود و عملیات علیه حزب‌الله ادامه خواهد داشت.

    این موضع، عملاً یکی از بند‌های کلیدی طرح ایران یعنی توقف جنگ در همه جبهه‌ها را زیر سؤال می‌برد و نشان می‌دهد که حتی در صورت توافق تهران و واشنگتن، ممکن است اجماع بر سر پایان جنگ در همه جبهه‌ها وجود نداشته باشد.

    شکاف دوم؛ حق ادامه غنی‌سازی یا خروج اورانیوم ۶۰ درصد از خاک ایران؟

    در حوزه هسته‌ای نیز اختلاف‌ها پابرجاست. اگرچه در طرح ایران بر پذیرش غنی‌سازی تأکید شده، ترامپ بلافاصله پس از اعلام آتش‌بس گفت که موضوع ذخایر اورانیوم ایران «کاملاً مورد توجه قرار خواهد گرفت» و بدون آن، اساساً توافقی در کار نخواهد بود.

    او در گفت‌وگویی این آتش‌بس را «یک پیروزی کامل و تمام‌عیار» توصیف کرد؛ اظهاراتی که نشان می‌دهد واشنگتن تلاش دارد توافق را در چارچوب مهار برنامه هسته‌ای ایران ادامه دهد. این درحالیست که دولت ترامپ بار‌ها بر لزوم خروج اورانیوم غنی شده از خاک ایران تاکید کرده و این اواخر حتی بحث ربودن آن در جریان عملیات نیرو‌های دلتا مطرح بوده است.

    تنگه هرمز از کنترل تا درآمدزایی

    در حالی که ایران متعهد شده بازگشایی امن و فوری تنگه هرمز را ممکن کند، بحث دریافت عوارض از کشتی‌های عبوری برای جبران خسارت جنگ نیز مطرح شده است.

    یک مقام منطقه‌ای به آسوشیتدپرس گفته ایران و عمان ممکن است اجازه دریافت هزینه از عبور کشتی‌ها را داشته باشند. این موضوع با اظهارات ترامپ نیز همخوانی دارد؛ او از «خلق پول‌های کلان» و امکان آغاز بازسازی نقاط خسارت دیده در ایران سخن گفته و حتی از چشم‌انداز «عصر طلایی خاورمیانه» حرف زده است.

    به این ترتیب، یکی از مهم‌ترین اهرم‌های ژئوپلتیک ایران، در حال تبدیل شدن به ابزار اقتصادی در مذاکرات است و به نظر می‌رسد دست کم در این هفته ایران بتواند عوارض مورد نظر خود را از کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز دریافت کند.

    روایت‌های متضاد؛ از «پیروزی کامل» تا «تسلیم»

    طبیعتاً در دو جبهه تاکید‌ها بر نشان دادن پیروزی‌ها از خلال شروط آتش بس موقتی است که در صورت نتیجه بخش بودن مذاکرات طی این دو هفته دستاوردی مهم تلقی می‌شود. با اینحال وضعیت در اسرائیل متفاوت است. همزمان که ترامپ از یک دستاورد بزرگ سخن می‌گوید، برخی رسانه‌های اسرائیلی روایت متفاوتی ارائه داده‌اند. کانال ۱۴ اسرائیل این توافق را «دیوانگی» توصیف کرده و آن را نوعی تسلیم دانسته که در قالب پیروزی عرضه می‌شود.

    آتش‌بس دو هفته‌ای بیش از آنکه پایان جنگ باشد، آغاز یک چانه‌زنی پیچیده است که باید درباره جزئیات طرح ۱۰ بندی ایران به‌عنوان چارچوب مطرح شده، بحث‌ها و گفت‌و‌گو‌های زیادی صورت بگیرد.

    تهران بر تحقق کامل مطالبات خود تأکید دارد، واشنگتن روایت «پیروزی» را پیش می‌برد و متحدان منطقه‌ای مانند اسرائیل نیز برخی از این شروط را اساساً نمی‌پذیرند. به همین دلیل، سرنوشت این آتش‌بس نه در اعلام آن، بلکه در سرنوشت همین جزئیات رقم خواهد خورد.

  • یک گزارش هولناک از پشت پرده حمله به ایران

    یک گزارش هولناک از پشت پرده حمله به ایران

    به گزارش اقتصادران، نیویورک تایمز گزارشی طولانی به قلم جاناتان سوان و مگی هبرمن، دو خبرنگار تخصصی کاخ سفید این رسانه درباره چگونگی ورود آمریکا به جنگ با ایران منتشر کرده است. این روایت از چگونگی کشاندن آمریکا به جنگ، برگرفته از گزارش‌هایی است که است که این دو خبرنگار برای کتابی در دست انتشار با عنوان «تغییر رژیم: درون ریاست‌جمهوری امپریالیستی دونالد ترامپ» جمع آوری کرده‌اند. این روایت چگونگی مباحثات درون دولت، غرایز رئیس‌جمهور، شکاف‌های حلقه نزدیک او و شیوه اداره کاخ سفید را آشکار می‌کند. نیویورک تایمز مدعی است که این گزارش بر پایه مصاحبه‌های گسترده‌ای است که به شرط ناشناس ماندن انجام شده‌اند.

    جلسه حیاتی روز ۱۱ فوریه در کاخ سفید

    گزارش با ورود خودروی شاسی‌بلند سیاه‌رنگ حامل نخست‌وزیر بنیامین نتانیاهو اندکی پیش از ساعت ۱۱ صبح روز ۱۱ فوریه به کاخ سفید آغاز می‌شود. رهبر اسرائیل که ماه‌ها برای جلب موافقت ایالات متحده برای یک حمله گسترده به ایران تلاش کرده بود، با حداقل تشریفات و دور از دید خبرنگاران به داخل هدایت شد و برای یکی از حساس‌ترین لحظات در کارنامه طولانی خود آماده بود.

    مقام‌های آمریکایی و اسرائیلی ابتدا در اتاق کابینه، در مجاورت دفتر بیضی شکل، گرد هم آمدند. سپس آقای نتانیاهو برای رویداد اصلی به طبقه پایین رفت: ارائه‌ای بسیار محرمانه درباره ایران برای رئیس‌جمهور ترامپ و تیمش در اتاق وضعیت کاخ سفید؛ مکانی که به‌ندرت برای دیدار حضوری با رهبران خارجی استفاده می‌شود.

    آقای ترامپ نشست، اما نه در جایگاه معمول خود در رأس میز کنفرانس چوبی اتاق، بلکه در یک سمت و رو‌به‌روی نمایشگر‌های بزرگ نصب‌شده روی دیوار. نتانیاهو در سوی دیگر، درست روبه‌روی رئیس‌جمهور نشست.

    روی صفحه پشت سر نخست‌وزیر، دیوید بارنئا، رئیس موساد، سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل، به همراه مقام‌های نظامی اسرائیلی دیده می‌شدند.

    نیویورک تایمز میگوید این چیدمان، تصویری از یک رهبر در زمان جنگ است که با تیم خود احاطه شده! کنایه‌ای به رهبری جنگ توسط نتانیاهو!

    سایر حاضران در این جلسه شامل سوزی وایلس، رئیس دفتر کاخ سفید، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه که هم‌زمان نقش مشاور امنیت ملی را نیز داشته، پیت هگست، وزیر دفاع، و ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش، جان رتکلیف، رئیس سیا، جرد کوشنر، داماد رئیس‌جمهور، و استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ که با ایرانی‌ها مذاکره می‌کرد.

    این نشست عمداً کوچک نگه داشته شده بود تا از درز اطلاعات جلوگیری شود. سایر وزرای ارشد کابینه از برگزاری آن بی‌خبر بودند. معاون رئیس‌جمهور نیز غایب بود. جی‌دی ونس در آذربایجان بود و جلسه آن‌قدر ناگهانی برنامه‌ریزی شده بود که نتوانست به‌موقع بازگردد.

    اظهاراتی که آقای نتانیاهو در طول یک ساعت بعدی ارائه داد، نقشی کلیدی در قرار دادن ایالات متحده و اسرائیل در مسیر یک درگیری مسلحانه بزرگ در یکی از بی‌ثبات‌ترین مناطق جهان داشت. این ارائه به مجموعه‌ای از بحث‌ها در کاخ سفید طی روز‌ها و هفته‌های بعد منجر شد—جزئیاتی که پیش‌تر گزارش نشده بودند—و در آنها ترامپ پیش از صدور مجوز برای پیوستن به حمله علیه ایران، گزینه‌ها و ریسک‌ها را سنجید.

    این گزارش نشان می‌دهد که دیدگاه تندروانه ترامپ تا چه اندازه با دیدگاه نتانیاهو همسو بوده است—بیش از آنچه حتی برخی مشاوران کلیدی رئیس‌جمهور تصور می‌کردند. نزدیکی این دو، که در هر دو دولت ترامپ ادامه داشته، همواره موضوع انتقاد و تردید در میان جناح‌های مختلف سیاسی آمریکا بوده است؛ و نشان می‌دهد که در نهایت، حتی اعضای محتاط‌تر کابینه جنگ ترامپ، در برابر غرایز رئیس‌جمهور عقب‌نشینی کردند، و مقهور اعتماد به نفس بالای او به اینکه جنگ سریع و قاطع خواهد بود، شدند. جالب اینجاست که نیویورک تایمز گفته همه اعضای کابینه به جز ونس، در نهایت طرح حمله را قبول کرده‌اند، اما معاون رئیس جمهور بیش از همه مخالف جنگ تمام‌عیار بوده است.

    چگونه رضا پهلوی زمینه حمله به ایران را فراهم کرد؟

    در اتاق وضعیت در ۱۱ فوریه، نتانیاهو به‌شدت تلاش کرد تا ترامپ را متقاعد کند و مدعی شد که ایران آماده تغییر رژیم است و یک عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل می‌تواند به پایان جمهوری اسلامی منجر شود.

    در بخشی از این جلسه، اسرائیلی‌ها ویدیوی کوتاهی برای ترامپ پخش کردند که شامل مجموعه‌ای از رهبران بالقوه جدید بود که می‌توانستند در صورت سقوط حکومت جایگزین شوند. در میان آنها، رضا پهلوی، فرزند تبعیدی آخرین شاه ایران، دیده می‌شد.

    نتانیاهو و تیمش شرایطی را ترسیم کردند که به‌گفته آنها نشان‌دهنده پیروزی تقریباً قطعی بود: برنامه موشک‌های بالستیک ایران می‌تواند در عرض چند هفته نابود شود. حکومت آن‌قدر تضعیف خواهد شد که نتواند تنگه هرمز را ببندد و احتمال حمله ایران به منافع آمریکا در کشور‌های همسایه حداقلی خواهد بود.

    وعده موساد به ترامپ: با کمک‌های اسرائیل به معترضان، اعتراضات خیابانی در ایران آغاز می‌شود

    نیویورک تایمز نوشته اسرائیلی‌ها به ترامپ گفته‌اند که اطلاعات موساد نشان می‌داد که اعتراضات خیابانی در ایران با کمک موساد به شورشیان، از سر گرفته خواهد شد و یک کارزار بمباران شدید می‌تواند شرایط را برای سرنگونی حکومت فراهم کند.

    اسرائیلی‌ها همچنین احتمال ورود نیرو‌های کرد ایرانی از عراق برای باز کردن یک جبهه زمینی در شمال‌غرب کشور را مطرح کردند.

    نتانیاهو ارائه خود را با لحنی مطمئن بیان کرد و به نظر می‌رسید سخنانش برای مهم‌ترین فرد حاضر در اتاق—رئیس‌جمهور آمریکا—قانع‌کننده باشد.

    ترامپ به نخست‌وزیر گفت: «به نظر من خوب می‌آید.»

    برای نتانیاهو، این جمله نشانه‌ای از چراغ سبز احتمالی برای یک عملیات مشترک بود.

    تنها نتانیاهو نبود که از این نشست با این برداشت خارج شد که آقای ترامپ تقریباً تصمیم خود را گرفته است. مشاوران رئیس‌جمهور نیز می‌دیدند که او به‌شدت تحت تأثیر وعده‌هایی قرار گرفته که دستگاه‌های نظامی و اطلاعاتی اسرائیل ارائه می‌دادند؛ همان‌گونه که پیش‌تر نیز در گفت‌و‌گو‌های میان این دو پیش از جنگ ۱۲روزه با ایران در ماه ژوئن چنین شده بود.

    در همان دیدار ۱۱ فوریه در کاخ سفید، آقای نتانیاهو تلاش کرده بود توجه حاضران در اتاق کابینه را به تهدیدی که از سوی رهبر ایران، آیت‌الله علی خامنه‌ای، مطرح می‌شود، جلب کند.

    وقتی دیگران در اتاق درباره ریسک‌های احتمالی عملیات از نخست‌وزیر پرسیدند، او این خطرات را پذیرفت، اما یک نکته اصلی را مطرح کرد: از نظر او، خطر اقدام نکردن بیشتر از خطر اقدام کردن است. او استدلال کرد که هزینه اقدام تنها در صورت تأخیر بیشتر خواهد شد، چرا که ایران زمان بیشتری برای تسریع تولید موشک‌های خود و ایجاد سپر حفاظتی برای برنامه هسته‌ای‌اش به دست می‌آورد.

    همه حاضران در اتاق می‌دانستند که ایران توانایی دارد ذخایر موشکی و پهپادی خود را با هزینه‌ای بسیار کمتر و با سرعتی بسیار بیشتر از آنچه ایالات متحده می‌تواند سامانه‌های رهگیر گران‌قیمت تولید و تأمین کند، افزایش دهد.

    ارائه‌های آقای نتانیاهو—و واکنش مثبت آقای ترامپ به آنها—وظیفه‌ای فوری برای جامعه اطلاعاتی آمریکا ایجاد کرد. در طول شب، تحلیلگران مشغول ارزیابی امکان‌پذیری آنچه تیم اسرائیلی به رئیس‌جمهور گفته بود شدند.

    واکنش نهاد‌های اطلاعاتی امریکا به طرح تغییر رژیم در ایران: «مضحک»

    نتایج تحلیل اطلاعاتی آمریکا روز بعد، ۱۲ فوریه، در جلسه‌ای دیگر در اتاق وضعیت—این‌بار فقط برای مقام‌های آمریکایی—ارائه شد. پیش از ورود ترامپ، دو مقام ارشد اطلاعاتی اعضای حلقه نزدیک او را توجیه کردند.

    این مقام‌ها تخصص عمیقی در توانایی‌های نظامی آمریکا داشتند و نظام ایران و بازیگران آن را به‌خوبی می‌شناختند. آنها ارائه نتانیاهو را به چهار بخش تقسیم کردند: اول، حذف رهبری. دوم، تضعیف توان ایران برای اعمال قدرت و تهدید همسایگان. سوم، یک قیام مردمی در داخل ایران؛ و چهارم، تغییر رژیم با روی کار آمدن یک رهبر سکولار.

    مقام‌های آمریکایی ارزیابی کردند که دو هدف اول با توان اطلاعاتی و نظامی آمریکا قابل دستیابی است. اما بخش سوم و چهارم طرح نتانیاهو—از جمله احتمال حمله زمینی نیرو‌های کرد—از واقعیت فاصله دارد.

    وقتی آقای ترامپ به جلسه پیوست، جان رتکلیف او را در جریان این ارزیابی قرار داد. رئیس سیا برای توصیف سناریو‌های تغییر رژیم نخست‌وزیر اسرائیل از یک کلمه استفاده کرد: «مضحک».

    در این لحظه، آقای روبیو وارد بحث شد و گفت: «به بیان دیگر، مزخرف است.»

    رتکلیف افزود که با توجه به غیرقابل‌پیش‌بینی بودن هر درگیری، تغییر رژیم ممکن است رخ دهد، اما نباید به‌عنوان هدفی قابل دستیابی در نظر گرفته شود.

    چند نفر دیگر نیز وارد بحث شدند، از جمله آقای ونس که تازه از آذربایجان بازگشته بود و نسبت به احتمال تغییر رژیم ابراز تردید جدی کرد.

    رئیس‌جمهور سپس رو به ژنرال کین کرد و گفت: «ژنرال، نظر شما چیست؟»

    ژنرال کین پاسخ داد: «آقا، این در تجربه من رویه معمول اسرائیلی‌هاست. آنها بیش‌ازحد بزرگ‌نمایی می‌کنند و طرح‌هایشان همیشه به‌خوبی کارشده نیست. آنها می‌دانند به ما نیاز دارند، و به همین دلیل به‌شدت در حال متقاعد کردن ما هستند.»

    ترامپ: تغییر رژیم مشکل خودشان است!

    ترامپ به‌سرعت این ارزیابی را سنجید. او گفت تغییر رژیم «مشکل آنها» خواهد بود. مشخص نبود منظورش اسرائیلی‌هاست یا مردم ایران. اما نکته اصلی این بود که تصمیم او برای ورود به جنگ علیه ایران به تحقق بخش‌های سوم و چهارم طرح نتانیاهو وابسته نخواهد بود.

    ترامپ همچنان به تحقق بخش‌های اول و دوم علاقه‌مند بود: حذف رهبر ایران و مقامات ارشد و از بین بردن توان نظامی کشور.

    ژنرال کین وفادار سیاسی نبود و نگرانی‌های جدی درباره جنگ با ایران داشت، اما در بیان دیدگاه‌هایش بسیار محتاط بود.

    در روز‌های بعد، او ارزیابی نگران‌کننده‌ای ارائه داد: یک کارزار بزرگ علیه ایران به‌شدت ذخایر تسلیحاتی آمریکا، به‌ویژه موشک‌های رهگیر، را کاهش خواهد داد—ذخایری که پیش‌تر نیز به‌دلیل حمایت از اوکراین و اسرائیل تحت فشار قرار گرفته بودند. او مسیر روشنی برای جایگزینی سریع این ذخایر نمی‌دید.

    خیال خام ترامپ درباره تنگه هرمز؛ ایران قبل از بستن تنگه تسلیم می‌شود!

    رئیس‌جمهور به نظر می‌رسید تصور می‌کند این جنگ بسیار سریع خواهد بود—برداشتی که با واکنش نه‌چندان شدید به بمباران تأسیسات هسته‌ای ایران توسط آمریکا در ماه ژوئن تقویت شده بود.

    نقش ژنرال کین در دوره منتهی به جنگ، نمونه‌ای کلاسیک از تنش میان مشاوره نظامی و تصمیم‌گیری ریاست‌جمهوری را نشان می‌داد. او آن‌قدر بر خودداری از اتخاذ موضع پافشاری می‌کرد—و مدام تکرار می‌کرد که وظیفه‌اش این نیست که به رئیس‌جمهور بگوید چه کاری انجام دهد، بلکه باید گزینه‌ها را همراه با ریسک‌های بالقوه و پیامد‌های درجه دوم و سوم ارائه کند—که برای برخی از حاضران چنین به نظر می‌رسید که او هم‌زمان از همه طرف‌های یک موضوع دفاع می‌کند.

    او مرتب می‌پرسید: «بعدش چه می‌شود؟».

    اما آقای ترامپ اغلب به نظر می‌رسید فقط آنچه را می‌خواهد بشنود، می‌شنود.

    ژنرال کین تقریباً از هر نظر با رئیس پیشین این سمت، ژنرال مارک اِی. میلی، متفاوت بود؛ کسی که در دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ به‌شدت با او بحث می‌کرد و نقش خود را در جلوگیری از اقدامات خطرناک یا بی‌پروای رئیس‌جمهور می‌دید.

    یکی از افرادی که با تعاملات آنها آشنا بود، اشاره کرد که آقای ترامپ عادت داشت توصیه‌های تاکتیکی ژنرال کین را با مشاوره راهبردی اشتباه بگیرد. در عمل، این به آن معنا بود که ژنرال ممکن بود در یک جمله درباره دشواری‌های یک بخش از عملیات هشدار دهد، و در جمله بعدی اشاره کند که ایالات متحده عملاً ذخیره‌ای نامحدود از بمب‌های هدایت‌شونده ارزان‌قیمت دارد و می‌تواند پس از دستیابی به برتری هوایی، برای هفته‌ها ایران را هدف قرار دهد.

    از نظر رئیس ستاد، اینها مشاهداتی جداگانه بودند. اما آقای ترامپ به نظر می‌رسید تصور می‌کند مورد دوم، مورد اول را خنثی می‌کند.

    در هیچ‌یک از مراحل این مباحثات، رئیس ستاد مستقیماً به رئیس‌جمهور نگفت که جنگ با ایران ایده‌ای بسیار بد است—هرچند برخی از همکاران ژنرال کین معتقد بودند که دقیقاً همین نظر را دارد.

    ترامپِ جنگ‌طلب / چرا ترامپ این قدر با ایران دشمن است؟

    در میان تمام چالش‌های سیاست خارجی که آقای ترامپ در طول دو دوره ریاست‌جمهوری خود با آنها مواجه شده بود، ایران جایگاهی متفاوت داشت. او ایران را دشمنی منحصر‌به‌فرد و بسیار خطرناک می‌دانست و حاضر بود برای محدود کردن توانایی این حکومت در جنگ‌افروزی یا دستیابی به سلاح هسته‌ای، ریسک‌های بزرگی را بپذیرد.

    علاوه بر این، پیشنهاد‌های آقای نتانیاهو با تمایل آقای ترامپ برای برچیدن حکومت دینی ایران هم‌راستا بود.

    اکنون، او می‌توانست نخستین رئیس‌جمهور از زمان روی کار آمدن رهبری روحانیون در ۴۷ سال پیش باشد که تغییر رژیم در ایران را محقق می‌کند.

    عاملی دیگر که معمولاً به‌صراحت بیان نمی‌شد، اما همواره در پس‌زمینه حضور داشت، این بود که ایران متهم شده بود در تلافی ترور ژانویه ۲۰۲۰ ژنرال قاسم سلیمانی، برای ترور آقای ترامپ برنامه‌ریزی کرده است.

    با بازگشت به قدرت برای دوره دوم، اعتماد آقای ترامپ به توانایی‌های نظامی آمریکا حتی بیشتر شده بود. او به‌ویژه تحت تأثیر عملیات کماندویی چشمگیر برای دستگیری نیکولاس مادورو، رهبر ونزوئلا، از محل اقامتش در ۳ ژانویه قرار گرفته بود. در این عملیات هیچ آمریکایی کشته نشد و این موضوع برای رئیس‌جمهور نشانه‌ای دیگر از توانایی بی‌رقیب نیرو‌های آمریکا بود.

    نظر کابینه ترامپ درباره جنگ با ایران چه بود؟

    در داخل کابینه، آقای هگست بزرگ‌ترین حامی یک کارزار نظامی علیه ایران بود.

    آقای روبیو به همکارانش گفته بود که موضعی بسیار دوگانه‌تر دارد. او معتقد نبود ایرانی‌ها با یک توافق مذاکره‌ای موافقت کنند، اما ترجیحش ادامه سیاست فشار حداکثری بود تا آغاز یک جنگ تمام‌عیار. با این حال، او تلاش نکرد ترامپ را از این عملیات منصرف کند و پس از آغاز جنگ، با قاطعیت از موضع دولت دفاع کرد.

    خانم وایلس نگرانی‌هایی درباره پیامد‌های یک درگیری جدید در خارج از کشور داشت، اما معمولاً در جلسات بزرگ در موضوعات نظامی به‌طور جدی ورود نمی‌کرد؛ بلکه مشاوران را تشویق می‌کرد دیدگاه‌ها و نگرانی‌های خود را با رئیس‌جمهور مطرح کنند. او در بسیاری از مسائل دیگر نفوذ داشت، اما در اتاقی که ترامپ و ژنرال‌ها حضور داشتند، عقب می‌نشست. افراد نزدیک به او می‌گفتند که او این را وظیفه خود نمی‌دانست که نگرانی‌هایش را درباره تصمیمی نظامی در حضور دیگران با رئیس‌جمهور مطرح کند. همچنین باور داشت که تخصص افرادی مانند ژنرال کین، رتکلیف و روبیو برای رئیس‌جمهور اهمیت بیشتری دارد.

    با این حال، خانم وایلس به همکارانش گفته بود که نگران کشیده شدن ایالات متحده به یک جنگ دیگر در خاورمیانه است. حمله به ایران می‌توانست باعث افزایش شدید قیمت بنزین در ماه‌های منتهی به انتخابات میان‌دوره‌ای شود—انتخاباتی که می‌توانست تعیین کند دو سال پایانی دوره دوم ترامپ، دوره‌ای از موفقیت خواهد بود یا با احضاریه‌های دموکرات‌های مجلس نمایندگان همراه خواهد شد. اما در نهایت، او نیز از عملیات حمایت کرد.

    ونسِ بدبین

    هیچ‌کس در حلقه نزدیک ترامپ بیش از معاون رئیس‌جمهور درباره احتمال جنگ با ایران نگران نبود یا بیشتر برای جلوگیری از آن تلاش نکرد.

    جی دی ونس کارنامه سیاسی خود را بر مخالفت با همین نوع ماجراجویی‌های نظامی بنا کرده بود. او جنگ با ایران را «انحراف عظیم منابع» و «بسیار پرهزینه» توصیف کرده بود.

    پیشنهاد یک حمله کوتاه و مختصر به جای یک جنگ تمام عیار | ونس نگران چه بود؟

    با این حال، او در همه موارد مخالف جنگ نبود. در ماه ژانویه، زمانی که ترامپ به‌طور علنی به ایران هشدار داد کشتن معترضان را متوقف کند و وعده داد کمک در راه است، ونس در خفا رئیس‌جمهور را تشویق کرد که خط قرمز خود را اجرا کند. اما آنچه او پیشنهاد می‌داد، حمله‌ای محدود و تنبیهی بود—مشابه حمله موشکی ترامپ به سوریه در سال ۲۰۱۷.

    او معتقد بود جنگی با هدف تغییر رژیم در ایران فاجعه‌بار خواهد بود. ترجیح او این بود که هیچ حمله‌ای صورت نگیرد. اما با توجه به احتمال مداخله ترامپ، تلاش کرد او را به سمت اقدام محدودتر هدایت کند. بعدتر، زمانی که به نظر می‌رسید رئیس‌جمهور بر یک کارزار گسترده مصمم شده، استدلال کرد که باید با نیرویی قاطع انجام شود تا اهداف سریع‌تر محقق شوند.

    در حضور همکارانش، ونس به ترامپ هشدار داد که جنگ با ایران می‌تواند به هرج‌ومرج منطقه‌ای و تلفات گسترده منجر شود. همچنین ممکن است ائتلاف سیاسی ترامپ را از هم بپاشد و از سوی بسیاری از رأی‌دهندگانی که به وعده «عدم جنگ جدید» رأی داده بودند، به‌عنوان خیانت تلقی شود.

    او نگرانی‌های دیگری نیز مطرح کرد. به‌عنوان معاون رئیس‌جمهور، از گستردگی مشکل کمبود مهمات آمریکا آگاه بود. جنگ با کشوری که اراده بالایی برای بقا دارد، می‌تواند آمریکا را برای سال‌ها در موقعیت ضعیف‌تری برای درگیری‌های دیگر قرار دهد.

    او همچنین گفت هیچ میزان از تحلیل نظامی نمی‌تواند به‌طور دقیق پیش‌بینی کند که ایران در شرایط تهدید بقای حکومت چه واکنشی نشان خواهد داد. جنگ می‌تواند به‌راحتی به مسیر‌های غیرقابل‌پیش‌بینی کشیده شود. علاوه بر این، او معتقد بود احتمال ایجاد یک ایران باثبات پس از جنگ بسیار کم است.

    فراتر از همه اینها، شاید بزرگ‌ترین ریسک این بود که ایران در تنگه هرمز برتری دارد. اگر این آبراه باریک که حجم عظیمی از نفت و گاز از آن عبور می‌کند بسته شود، پیامد‌های داخلی شدیدی برای آمریکا خواهد داشت، از جمله افزایش قیمت بنزین.

    مکالمه عجیب تاکر کارلسون و ترامپ

    تاکر کارلسون، مفسر رسانه‌ای که به یکی از منتقدان برجسته مداخله تبدیل شده بود، طی سال گذشته چندین بار به دفتر بیضی رفت تا به ترامپ هشدار دهد که جنگ با ایران ریاست‌جمهوری او را نابود خواهد کرد.

    چند هفته پیش از آغاز جنگ، ترامپ در تماس تلفنی تلاش کرد او را آرام کند: «می‌دانم نگرانش هستی، اما همه‌چیز درست می‌شود.»

    کارلسون پرسید از کجا می‌دانی؟

    ترامپ پاسخ داد: «چون همیشه همین‌طور است.»

    ماجرای یک جلسه در بیت رهبری

    در روز‌های پایانی فوریه، آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها درباره اطلاعات جدیدی بحث کردند که می‌توانست جدول زمانی آنها را به‌طور قابل‌توجهی تسریع کند. قرار بود رهبر ایران در فضایی باز و در روز روشن با دیگر مقامات ارشد دیدار کند—فرصتی کوتاه برای حمله‌ای هوایی به قلب رهبری ایران.

    ترامپ یک فرصت دیگر به ایران داد تا به توافقی برسد که مسیر دستیابی به سلاح هسته‌ای را مسدود کند. این دیپلماسی همچنین به آمریکا زمان بیشتری داد تا تجهیزات نظامی را به خاورمیانه منتقل کند.

    چندین مشاور گفتند رئیس‌جمهور عملاً هفته‌ها پیش تصمیم خود را گرفته بود، اما هنوز زمان دقیق آن را تعیین نکرده بود. اکنون نتانیاهو او را به اقدام سریع‌تر ترغیب می‌کرد.

    در همان هفته، کوشنر و ویتکاف از ژنو تماس گرفتند. آنها طی سه دور مذاکره در عمان و سوئیس، آمادگی ایران برای توافق را سنجیده بودند.

    در مقطعی، آنها به ایران پیشنهاد دادند که برای کل عمر برنامه هسته‌ای‌اش سوخت رایگان دریافت کند—آزمایشی برای اینکه مشخص شود اصرار تهران بر غنی‌سازی واقعاً برای انرژی صلح‌آمیز است یا حفظ توان ساخت بمب.

    ایران این پیشنهاد را رد کرد و آن را توهین به شأن خود دانست.

    کوشنر و ویتکاف به ترامپ گفتند که احتمالاً می‌توان به توافقی رسید، اما ماه‌ها زمان خواهد برد. کوشنر گفت اگر رئیس‌جمهور می‌خواهد بداند آیا آنها می‌توانند مشکل را حل کنند، باید بداند رسیدن به این هدف بسیار دشوار است، چون ایرانی‌ها در حال وقت‌کشی هستند.

    «فکر می‌کنم باید انجامش دهیم»

    پنج‌شنبه ۲۶ فوریه، حدود ساعت ۵ عصر، جلسه نهایی در اتاق وضعیت آغاز شد. تا این زمان، مواضع همه مشخص بود.

    ترامپ در جایگاه معمول خود در رأس میز نشست. به سمت راست او معاون رئیس‌جمهور، سپس وایلس، رتکلیف، مشاور حقوقی کاخ سفید دیوید وارینگتون و مدیر ارتباطات استیون چونگ نشسته بودند. در سمت مقابل، کارولین لیویت، ژنرال کین، هگست و روبیو قرار داشتند.

    گروه برنامه‌ریزی جنگ آن‌قدر محدود بود که حتی برخی مقامات کلیدی نیز در آن حضور نداشتند.

    ترامپ جلسه را با این سؤال آغاز کرد: «خب، چه داریم؟»

    هگست و کین روند حملات را توضیح دادند. سپس ترامپ خواست نظر همه را بشنود.

    ونس گفت: «می‌دانی فکر می‌کنم این ایده بدی است، اما اگر می‌خواهی انجامش بدهی، حمایتت می‌کنم.»

    وایلس گفت اگر احساس می‌کند برای امنیت ملی لازم است، باید اقدام کند.

    رتکلیف نظر مشخصی نداد، اما به اطلاعات جدید اشاره کرد. او گفت اگر منظور از تغییر رژیم صرفاً حذف رهبر باشد، احتمالاً امکان‌پذیر است.

    وقتی نوبت به آقای وارینگتون، مشاور حقوقی کاخ سفید رسید، او گفت که این گزینه از نظر حقوقی قابل قبول است، با توجه به نحوه‌ای که طرح توسط مقامات آمریکایی تدوین شده و به رئیس‌جمهور ارائه شده است. او نظر شخصی خود را بیان نکرد، اما زمانی که رئیس‌جمهور از او خواست نظرش را بگوید، اظهار کرد که به‌عنوان یک کهنه‌سرباز تفنگداران دریایی، یکی از نیرو‌های نظامی آمریکایی را می‌شناخته که سال‌ها پیش توسط ایران کشته شده بود. این موضوع برای او همچنان کاملاً شخصی و عمیق باقی مانده است. او به رئیس‌جمهور گفت که اگر اسرائیل قصد دارد در هر صورت پیش برود، ایالات متحده نیز باید همین کار را انجام دهد

    چونگ پیامد‌های احتمالی در حوزه افکار عمومی و رسانه را تشریح کرد: آقای ترامپ با شعار مخالفت با جنگ‌های بیشتر به قدرت رسیده بود. مردم به درگیری در خارج از کشور رأی نداده بودند. این برنامه‌ها همچنین با تمام آنچه دولت پس از بمباران تأسیسات ایران در ماه ژوئن گفته بود، در تضاد بود. آنها چگونه می‌خواستند هشت ماه تأکید بر «نابودی کامل» تأسیسات هسته‌ای ایران را توجیه کنند؟ آقای چونگ نه پاسخ مثبت داد و نه منفی، اما گفت هر تصمیمی که رئیس‌جمهور بگیرد، تصمیم درستی خواهد بود.

    لیویت به رئیس‌جمهور گفت که این تصمیم متعلق به اوست و تیم رسانه‌ای تا حد امکان آن را مدیریت خواهد کرد.

    هگست موضعی محدود اتخاذ کرد: دیر یا زود باید با ایرانی‌ها برخورد شود، پس بهتر است همین حالا انجام شود. او ارزیابی‌های فنی ارائه داد و گفت می‌توانند این کارزار را در مدت زمانی مشخص و با سطح معینی از نیرو‌ها اجرا کنند.

    ژنرال کین با نگاهی محتاطانه، ریسک‌ها و تأثیر این عملیات بر کاهش ذخایر مهمات را توضیح داد. او هیچ نظر مشخصی ارائه نکرد؛ موضع او این بود که اگر رئیس‌جمهور دستور بدهد، ارتش آن را اجرا خواهد کرد. هر دو مقام ارشد نظامی رئیس‌جمهور نیز نحوه پیشبرد این کارزار و توانایی ایالات متحده برای تضعیف ظرفیت‌های نظامی ایران را تشریح کردند.

    وقتی نوبت به روبیو رسید، با شفافیت بیشتری صحبت کرد و به رئیس‌جمهور گفت: اگر هدف ما تغییر رژیم یا ایجاد قیام باشد، نباید این کار را انجام دهیم. اما اگر هدف نابودی برنامه موشکی ایران باشد، این هدفی است که می‌توان به آن دست یافت.

    در نهایت تصمیم به غریزه رئیس‌جمهور واگذار شد

    آنها دیده بودند که او تصمیم‌های جسورانه می‌گیرد، ریسک‌های غیرقابل تصور را می‌پذیرد و به‌نوعی موفق بیرون می‌آید. هیچ‌کس در این لحظه مانع او نشد.

    ترامپ گفت: «فکر می‌کنم باید انجامش دهیم.»

    او تأکید کرد که باید مانع دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای شد و توان موشکی آن محدود شود.

    ژنرال کین گفت هنوز زمان دارد و می‌تواند تا فردا تصمیم بگیرد.

    اما روز بعد، در هواپیمای ایر فورس وان، تنها ۲۲ دقیقه پیش از ضرب‌الاجل، ترامپ دستور داد:

    «عملیات خشم حماسی تأیید شد. لغو وجود ندارد. موفق باشید.»

  • راه دشوار و پرپیچ‌وخم پس از جنگ

    راه دشوار و پرپیچ‌وخم پس از جنگ

    به گزارش اقتصادران، کامبیز نوروزی در شرق نوشت: ۱- الان که در حال نوشتن این سطور هستم، سه‌شنبه است و مانند دیگران نمی‌دانم در بامداد چهارشنبه، آمریکا به تهدیدش برای حمله به نیروگاه‌های کشور و افزودن به موارد نقض حقوق بشردوستانه عمل کرده است یا نه. اما تا همین‌جا آمریکا-اسرائیل در این جنگ چیزی از حقوق بین‌الملل باقی نگذاشته و در سکوت سیاه جهان مدعی تمدن، از هیچ جنایت جنگی علیه ایران و ملت ایران چشم‌پوشی نکرده‌اند.

    آغاز حمله به ایران مصداق بارز و آشکار تجاوز و نقض کامل منشور ملل متحد بود. این تجاوز نه مستند به تصمیم شورای امنیت سازمان ملل بود، نه می‌تواند دفاع مشروع باشد، چون ایران هیچ حمله‌ای به آمریکا نکرده بود و نه می‌تواند مصداق حمله پیش‌دستانه باشد، زیرا ایران هیچ‌گونه اقدامی نکرده بود که نشانه‌ای قطعی برای محتمل‌الوقوع بودن حمله ایران باشد.

    حمله به مدرسه میناب که جان ۱۶۸ کودک بی‌گناه را گرفت، حمله به صنایع غیرنظامی مانند فولاد مبارکه، فولاد خوزستان، منطقه پارس جنوبی و پتروشیمی‌های عسلویه، پالایشگاه تبریز، پتروشیمی شیراز، دانشگاه علم و صنعت، دانشگاه صنعتی شریف، مناطق متعدد در اصفهان، چند بیمارستان، میراث فرهنگی مانند کاخ گلستان و عالی‌قاپو، انستیتو پاستور، داروسازی توفیق‌دارو، صداوسیما و… بخشی از فهرست مکان‌های غیرنظامی است که مورد حملات هوایی آمریکا و رژیم اسرائیل قرار گرفته‌اند.

    علاوه بر اینها، تعداد پرشماری ساختمان‌های مسکونی نیز یا به‌طور مستقیم هدف قرار گرفته‌اند یا به دلیل نزدیکی و هم‌جواری با هدف‌های اصلی ویران شده‌اند. گفته شده است تعداد واحدهای مسکونی که بر اثر بمباران کاملا یا تقریبا ویران شده‌اند بیش از صد هزار واحد است.

    هنوز آمار دقیق غیرنظامیانی که بر اثر این حملات جنایت‌بار جان خود را از دست داده یا مجروح شده‌اند، مشخص نیست، ولی گفته می‌شود هزاران نفر قربانی این جنگ تجاوزکارانه شده‌اند. این جنگ را آمریکا و رژیم اسرائیل آغاز کرده‌اند و آن‌ها هستند که ادامه می‌دهند.

    ۲. از نظر حقوقی، خواسته‌های آمریکا از ایران هیچ مبنایی ندارد. فشار آمریکا برای تحویل ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده غیرحقوقی است. دولت‌ها نمی‌توانند به‌طور مستقل در چنین اموری در مسائل دولت‌های دیگر مداخله کنند. بستن تنگه هرمز نیز مطابق کنوانسیون حقوق دریاها، مصوب ۱۹۸۲ و قواعد حقوق بین‌الملل دریاها از حقوق ایران است.

    آمریکا و هیچ دولت دیگری نمی‌تواند برای بازکردن تنگه هرمز متوسل به زور شود و به این بهانه جنگ‌افروزی کند. جنگ آمریکا-اسرائیل علیه ایران و ملت ایران، از هر جهت نامشروع و نقض گسترده و آشکار حقوق بشردوستانه است.

    ۳. اما جهان با حقوق بین‌الملل اداره نمی‌شود. اگر حقوق معیار و ملاکی دارد که با آن‌ها حق و تکلیف اشخاص تعریف و تضمین می‌شود، در روابط بین‌الملل جهان قدرت ملاک و معیاری نمی‌شناسد جز زور. در یک نگاه حقوقی محض، همان‌طور که در حقوق ملی همه اشخاص برابرند، در حقوق بین‌الملل نیز همه دولت‌ها برابرند و باید در برابر قوانین و قواعد سر تسلیم فرود بیاورند، در غیر این صورت با تنبیه و کیفر روبه‌رو خواهند شد.

    اما واقعیت روابط بین‌الملل چیز دیگری است. دولت‌ها در عمل برای منافع خود هر کاری بخواهند با دولت‌های ضعیف‌تر از خود انجام می‌دهند. اگر منافع ایجاب کند، هیچ ابایی از نقض انواع معاهدات، قواعد، معیارها و تعهدات بین‌المللی ندارند.

    ۴. در چنین جهانی برای گریز از توسعه‌طلبی‌های قدرت‌های بزرگ، سایر دولت‌ها باید هم قدرت داشته باشند تا نشان دهند لقمه ساده‌ای نیستند و هم فن و هنر مهار قدرت را به‌خوبی بدانند و عمل کنند تا فکر جنگ را از سر دولت جنگ‌طلب بیرون کنند.

    قدرت مقوله‌ای است که در داخل کشور شکل گرفته و در تعیین موقعیت بین‌المللی کشور مؤثر است. توانایی مهار قدرت در روابط دولت با دولت‌های دیگر و به‌طور کلی روابط بین‌الملل کار می‌کند. اینها دو مقوله وابسته‌اند که بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند. خطای بزرگی است اگر مفهوم قدرت فقط در توانایی نظامی خلاصه شود.

    علاوه بر قدرت نظامی، قدرت برآیند توانایی اقتصادی، همبستگی اجتماعی، پیوند دولت و ملت، فرهنگ و هنر پویا و مولد است که توان تولید و تثبیت هویت مشترک ملی بین تمام گروه‌های اجتماعی را داشته باشد؛ وجود نظم پایدار قانونی، کارآمدی نظام حکمرانی، مشارکت عمومی در قالب نهادهای مدنی و احزاب و سازمان‌های سیاسی در اداره کشور در چارچوب روابط دموکراتیک و بالاخره وجود رسانه‌های حرفه‌ای مستقل و آزاد است که در داخل مرجعیت داشته و در خارج نیز مؤثر باشند.

    اما توان مهار قدرت مقوله‌ای است که بر بستر دیپلماسی و چگونگی برقراری ارتباط با دولت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی معنا می‌یابد. روابط بین‌الملل جهان بسیار پیچیده است که در آن عرف‌ها و رویه‌های نوشته و نانوشته فراوان شکل گرفته است. زبان و رفتار در روابط بین‌الملل جهانی آن‌قدر منحصربه‌فرد است که هر کس قادر به فهم و رعایت آن نیست و علاوه بر دانش، نیازمند تجربه‌های بسیار زیاد است.

    اگر کسی یک نماینده خوب در مجلس است، دلیل نمی‌شود یک سفیر خوب هم بشود. در روابط بین‌الملل باید با زبانی سخن گفت که عرف بین‌الملل آن را درک کند، بپذیرد و مهم بشمارد. وقتی زبان و رفتار در عرف روابط بین‌الملل متعارف باشد، می‌توان ارتباط بهتر و حامیان بیشتری در جهان پیدا کرد.

    می‌توان با دولت‌هایی که شاید مقاصد شومی علیه شما دارند، راحت‌تر و بهتر حرف زد و گره از مشکلات گشود. نیازی نیست از آرمان‌ها و هنجارهایی که دنبال می‌کنید عدول کنید؛ کافی است آن‌ها را در قالب‌های زبانی و رفتاری متعارف بین‌المللی عرضه کنید. در این صورت احتمال اینکه بقیه دولت‌ها هم جانب شما را بگیرند بیشتر می‌شود.

    ۵. جنگی که علیه ما افروخته‌اند بالاخره تمام خواهد شد. مقاومت جانانه و دلیرانه‌ای که ایران با وجود همه کمبودها نشان داده، دشمن را کلافه و مستأصل و جهان را متعجب کرده است. ما، ایران ما، باید از این جنگ سربلند بیرون بیاید. ایران باید پس از جنگ نیز بتواند آثار خرابی‌های متعدد جنگ تجاوزکارانه را به‌سرعت جبران کند.

    اگر قرار بر طی‌کردن این مسیر سخت و پرپیچ‌وخم است، حکمرانی ایران با ملاک‌هایی که در بالا گفته شد باید هم قدرت داشته باشد و هم توان مهار قدرت. رعایت دقیق و درست قانون اساسی مقدمه واجب برای چنین مسیری است.