دسته: سیاسی

  • لبنان را تنها نمی‌گذاریم

    لبنان را تنها نمی‌گذاریم

    به گزارش اقتصادران، مسعود پزشکیان در حساب شخصی خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: تجاوز دوباره رژیم صهیونیستی به لبنان نقض آشکار توافق اولیه آتش‌بس است. این نشانه خطرناکی از فریب و عدم پایبندی به توافقات احتمالی است. تداوم این اقدامات، مذاکره را بی‌معنا خواهد کرد. دست‌های ما بر ماشه باقی است. ایران هرگز خواهران و برادران لبنانی را تنها نخواهد گذاشت.

  • برقراری جو شدید امنیتی در اسلام‌آباد پاکستان

    برقراری جو شدید امنیتی در اسلام‌آباد پاکستان

    به گزارش اقتصادران، مقامات در اسلام‌آباد، پایتخت پاکستان پیش از ورود هیئت‌های ایرانی و آمریکایی برای مذاکرات آتش‌بس در روزهای آتی، تمهیدات امنیتی را تشدید کرده‌اند.

    بر اساس اطلاعیه‌ای که توسط روزنامه وال استریت ژورنال مشاهده شده است، مدیر هتل سرنا در اسلام‌آباد از مهمانان فعلی خواسته است که تا ساعت ۵ بعد از ظهر روز چهارشنبه اتاق‌های خود را تخلیه کنند، زیرا دولت این هتل را تا عصر یک‌شنبه در اختیار گرفته است. انتظار می‌رود این هتل میزبان هیئت‌ها باشد اما انتظار نمی‌رود که محل برگزاری مذاکرات باشد.

    مقامات پاکستان همچنین روزهای پنجشنبه و جمعه را در پایتخت تعطیل اعلام کردند و ایست‌های بازرسی ارتش در خیابان‌های اطراف هتل و همچنین در نزدیکی مناطق دیپلماتیک و دفاتر دولتی که «منطقه قرمز» شهر را تشکیل می‌دهند، ایجاد شده است و برخی از نقاط ورودی با کانتینرهای حمل بار مسدود شده‌اند.

  • چرا حضور قالیباف در رأس تیم مذاکره مهم است؟

    چرا حضور قالیباف در رأس تیم مذاکره مهم است؟

    به گزارش اقتصادران، حمید ابوطالبی مشاور سیاسی دولت یازدهم و دوازدهم در تحلیلی بیان کرد: طرح این گزاره که محمدباقر قالیباف، ریاست تیم مذاکراتی ایران را در گفت‌و‌گو با معاون رییس جمهور آمریکا جی‌دی ونس بر عهده داشته باشد، فراتر از یک جابه‌جایی شخصی، دلالت بر تغییر در منطق، سطح، و کارکرد مذاکره دارد. این آرایش، اگر تحقق یابد، نشانه‌ی انتقال از «دیپلماسی کلاسیک» به «مذاکره در سطح قدرت-معنا» است؛ جایی که «سیاست، امنیت، هویت، و روایت»، هم‌زمان در میدان گفت‌و‌گو حضور دارند و صورت‌بندی تازه‌ای از کنش سیاسی را رقم می‌زنند که در آن، مرز میان ابزار و غایت، به‌گونه‌ای بازتعریف می‌شود.

    جابه‌جایی میدان: از وزارت خارجه به سطح حاکمیتی

    حضور قالیباف در رأس یک تیم مذاکره، به‌معنای انتقال مرکز ثقل از دستگاه دیپلماسی حرفه‌ای به سطحی بالاتر از ساختار بوروکراتیک است. در این سطح:

    و ملاحظات امنیتی، نهادی و حاکمیتی، بر ظرایف دیپلماتیک تقدم می‌یابند.

    این جابه‌جایی، در واقع بازتعریف «فاعل مذاکره» است: از دیپلمات به بازیگرِ حامل قدرت؛ بازیگری که نه صرفاً نماینده، بلکه تجلی اراده‌ی ساختار قدرت در سطحی کلان‌تر است. این امر، رویکردی مبنایی‌تر از انتخاب دبیر شورای عالی امنیت ملی به این سمت در گذشته می‌باشد.

    تغییر سطح گفت‌و‌گو: از توافق فنی به بازتعریف نظم

    انتخاب ونس به‌عنوان طرف مذاکره، حامل یک پیام روشن است: گفت‌و‌گو دیگر صرفاً بر سر یک «پرونده» نیست، بلکه صورت‌بندی جامع بر سر «تصویر نظم» است. ونس نماینده‌ی جریانی در آمریکاست که به بازاندیشی در نظم لیبرال گرایش دارد؛ و قالیباف نماینده‌ی جریان قدرت داخلی در سطح نظامی، امنیتی، سیاسی، و روایتی است. بنابراین:

    گفت‌و‌گو از سطح تکنیکی به سطح پارادایمی ارتقا می‌یابد.

    و موضوع مذاکره، نه فقط «حل اختلاف»، بلکه «تعریف نسبت دو نظم» از یکسو و توازن میان قدرت منطقه‌ای و قدرت جهانی از سوی دیگر می‌شود.

    این یک گام مبنایی بزرگ در شکل‌گیری امنیت منطقه در راستای امنیت جهانی است؛ گامی که مستلزم عبور از قالب‌های کلاسیک دیپلماسی و ورود به سطحی از گفت‌وگوست که در آن، معنا و قدرت به‌صورت هم‌زمان صورت‌بندی می‌شوند. آنچه که ساختار رسمی دیپلماتیک کشور، حداقل در وضعیت فعلی نه قادر به انجام آن است و نه حتی قابل پذیرش در کشور. این تحول در اینجا به‌عنوان یک ضرورت راهبردی خود را نشان می‌دهد.

    هم‌سطح‌سازی سیاسی به‌جای تقارن نهادی

    کشف شد! درمان ریزش مو با همکاری آلمانی‌ها

    در عرف دیپلماتیک، تقارن در سطح نهاد‌ها اصل است؛ اما در اینجا، تقارن از نوع دیگری شکل می‌گیرد:

    نه وزیر با وزیر، بلکه «کنشگر سیاسی با کنشگر سیاسی».

    نه نماینده‌ی دستگاه، بلکه «حامل یک پروژه‌ی سیاسی».

    این تغییر، مذاکره را به عرصه‌ی «مدیریت روایت» نیز تبدیل می‌کند؛ جایی که هر طرف، هم‌زمان با طرف مقابل، با افکار عمومی مردم خود در ساختار سیاسی نیز سخن می‌گوید و از خلال این گفت‌و‌گو، در پی تثبیت جایگاه مذاکرات و نتایج حاصله در معادلات داخلی و خارجی است. در این راستا، حتی بازگشت دوباره به جنگ و درگیری، منطق روایتی خود را در تفسیر نماینده قدرتِ ویژه بازتعریف خواهد کرد؛ نه ضعف و ناتوانی دیپلماسی فاقد اختیار دولت.

    پیام به داخل: تلاش برای یکپارچگی فاعل حاکمیتی

    چنین آرایشی در سطح داخلی، واجد یک کارکرد مهم دیگر نیز هست:

    کاهش شکاف میان میدان‌های مختلف قدرت (دیپلماسی، امنیت، سیاست، روایت).

    و تبدیل مذاکره به پروژه‌ای با پشتوانه‌ی اجماع نسبی.

    در این چارچوب، مذاکره نه مأموریت یک دولت، بلکه کنش یک «کل حاکمیتی» تلقی می‌شود؛ کنشی که می‌کوشد از پراکندگی اراده جلوگیری کرده و آن را در قالب یک اراده‌ی متمرکز و هدفمند بازتعریف کند.

    فرصت‌ها: ارتقای وزن و صراحت مذاکره

    این سطح از مذاکره، در صورت مدیریت صحیح، می‌تواند:

    وزن سیاسی گفت‌و‌گو را افزایش دهد.

    و امکان طرح صریح‌تر مسائل جامع و بنیادین را فراهم آورد.

    در این حالت، مذاکره از «چانه‌زنی تدریجی» به «تصمیم‌سازی راهبردی» نزدیک می‌شود؛ و از این رو، جریان‌سازی‌های مخالفِ تفاهم در داخل را قدرت‌مندانه به حاشیه می‌راند. این اصلی‌ترین نیاز جامعه ما و یک تحول اساسی است؛ چراکه در آن تا کنون مقامات عالی‌رتبه نقش علنی و ظاهری در سیاست‌ورزی جهانی نداشته‌اند و اکنون می‌توانند به‌صورت مستقیم در شکل‌دهی به معادلات بین‌المللی ایفای نقش کنند.

    ریسک‌ها: تصلب، هزینه‌ی شکست و ادراک امنیتی

    در عین حال، این آرایش با مخاطراتی نیز همراه است:

    کاهش انعطاف‌پذیری تاکتیکی، به‌دلیل غلبه‌ی منطق سیاسی بر دیپلماتیک.

    افزایش هزینه‌ی شکست، به‌سبب درگیرشدن مستقیم چهره‌های سطح بالا.

    تقویت ادراک «امنیتی شدن مذاکره».

    این ریسک‌ها، اگر مهار نشوند، می‌توانند کارآمدی گفت‌و‌گو را کاهش دهند؛ لذا ضرورت دارد تیم مذاکراتی از پتانسیل بالای تئوریک، دیپلماتیک، و سیاسی برخوردار باشد تا این خطرات را کاهش دهد و میان سطوح مختلف تصمیم‌سازی، هماهنگی مؤثر برقرار کند.

    حفظ توازن میان صلابت قدرت و قابلیت گفت‌و‌گو (میدان – دیپلماسی)

    اگر این توازن برقرار بماند، معنای حاصل از آن گرویدن به رویکرد «مذاکره قدرت‌محور»، آن گونه که پیش از این گفتم، می‌باشد؛ مذاکره‌ای که می‌تواند به سطحی بالاتر از توافق‌های مقطعی ارتقا یابد و به‌عنوان ابزاری برای بازتعریف جایگاه ایران در نظم منطقه‌ای و جهانی عمل کند.

    اما اگر این توازن از دست برود، نتیجه یا تصلب و بن‌بست خواهد بود، یا فرسایش و بی‌اثری، و بازگشت دوباره به جنگ و درگیری؛ لذا انتخاب تیم مذاکراتی تحت مدیریت وی شاید مهم‌ترین گام در تکمیل پیروزی ملت ایران باشد؛ آنچه که نباید اجازه داد دستخوش تمایلات سیاسی داخلی و یا جناح‌های قدرت شود. زیرا این صورت‌بندی، نشان می‌دهد که مسئله صرفاً «چه کسی مذاکره می‌کند» نیست؛ بلکه «مذاکره در چه سطحی از هستی سیاسی تعریف می‌شود» می‌باشد، و این همان نقطه‌ای است که سرنوشت گفت‌و‌گو را از پیش تعیین می‌کند.

  • سفارت اسپانیا در تهران باز می‌شود

    سفارت اسپانیا در تهران باز می‌شود

    به گزارشر، اسپانیا ضمن محکوم کردن حملات اسرائیل به لبنان اعلام نمود: سفارت خود را در تهران بازگشایی می‌کند.

    به گزارش رویترز، خوزه مانوئل آلبارس، وزیر امور خارجه اسپانیا، روز پنجشنبه اسرائیل را به نقض قوانین بین‌المللی و آتش‌بس دو هفته‌ای تازه منعقد شده در خاورمیانه با انجام حملات هوایی به لبنان متهم کرد.

    اسپانیا به یکی از منتقدان سرسخت حمله نظامی آمریکا و اسرائیل در ایران و لبنان در میان کشورهای غربی تبدیل شده است و حریم هوایی خود را به روی هر هواپیمایی که در درگیری شرکت داشته باشد، بسته است. مادرید این حملات را بی‌ملاحظه و غیرقانونی خوانده است

    آلبارس به قانونگذاران مجلس عوام گفت: «دیروز دیدیم که چگونه اسرائیل، با نقض آتش‌بس و نقض قوانین بین‌المللی، صدها بمب بر لبنان ریخت.»

    همچنین وزیر خارجه اسپانیا تاکید کرد کشورش سفارت خود در تهران را به امید دستیابی به صلح در منطقه بازگشایی خواهد کرد. آلبارس به خبرنگاران گفت: «من به سفیرمان در تهران دستور داده‌ام که برگردد، دوباره سمت خود را به دست بگیرد و سفارت ما را بازگشایی کند و ما نیز از هر طریق ممکن، از جمله از خود پایتخت ایران، به این تلاش برای صلح بپیوندیم.»

  • ترامپ باز هم برای ایران شاخ و شانه کشید!

    ترامپ باز هم برای ایران شاخ و شانه کشید!

    به گزارش اقتصادران، دونالد ترامپ دقایقی پیش در پیامی که در شبکه اجتماعی تروث سوشال منتشر کرد، نوشت: تا زمانی‌که توافق واقعی به طور کامل اجرا شود، تمام کشتی‌ها، هواگردها و پرسنل نظامی آمریکا، همراه با مهمات، تسلیحات و هر چیز دیگری که برای اجرای مرگبار و نابودی کامل دشمنی که پیش‌تر به طرز قابل ملاحظه‌ای تضعیف شده، مناسب و ضروری باشد، در داخل و اطراف ایران در جای خود باقی خواهند ماند.

    ترامپ در ادامه پیام خود نوشت: اگر توافق با ایران اجرا نشود و اگر به هر دلیلی چنین نشود که بسیار بعید است، آنگاه تیراندازی آغاز می‌شود، بزرگ‌تر، بهتر و قدرتمندتر از هر آنچه تا به حال کسی دیده است.

    مدتها پیش توافق حاصل شد و برخلاف همه شعارهای دروغین خلاف آن‌ها، نه سلاح‌ هسته‌ای خواهند داشت و تنگه هرمز باز و امن خواهد بود. هر کسی خلاف این حرف بزند دروغگو است.

    در حال حاضر ارتش ما هم در حال آماده‌سازی است، هم استراحت می‌کند، اما حقیقت این است که منتظر فتح نظامی بعدی است. آمریکا دوباره قدرتمند شده است.

    7

  • هیئت ایرانی امشب برای مذاکره به پاکستان می‌روند

    هیئت ایرانی امشب برای مذاکره به پاکستان می‌روند

    به گزارش اقتصادران، سفیر ایران در پاکستان امروز پنجشنبه اعلام کرد که هیئت ایرانی امشب برای مذاکرات بر اساس ۱۰ بند پیشنهادی ایران وارد اسلام‌آباد می‌شود.

    «رضا امیری مقدم» سفیر ایران در پاکستان در پیامی در شبکه مجازی ایکس نوشت: با وجود تردید افکار عمومی ایران به دلیل نقض مکرر آتش‌بس توسط رژیم اسرائیل برای خرابکاری در ابتکار دیپلماتیک، که به دعوت نخست وزیر محترم شهباز شریف برگزار شده بود، هیئت ایرانی امشب برای مذاکرات جدی بر اساس ۱۰ بند پیشنهادی ایران وارد اسلام‌آباد می‌شود.

    شایان ذکر است، «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا بامداد چهارشنبه ۱۹ فروردین در حالی که فقط دو ساعت تا پایان ضرب‌الاجل خودخوانده‌اش باقی مانده بود و از سویی با موضع محکم ایران برای پاسخ به هرگونه حمله به زیرساخت‌ها و شکست‌های هفته جاری نیروهای نظامی‌اش در جنوب اصفهان مواجه بود، با انتشار بیانیه‌ای در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» از پذیرش آتش‌بس دو هفته‌ای با ایران خبر داد.

    وی نوشت: پیرو رایزنی‌های انجام‌شده با شهباز شریف، نخست‌وزیر، و ژنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، و بنا به درخواست ایشان مبنی بر توقف عملیاتی که قرار بود امشب علیه ایران انجام شود، و مشروط به موافقت جمهوری اسلامی ایران با «بازگشایی کامل، فوری و امن» تنگه هرمز، با تعلیق بمباران و حمله به ایران به مدت دو هفته موافقت می‌کنم و این یک آتش‌بس دوجانبه خواهد بود.

    او همچنین در بخشی از پیام خود با تایید پیشنهاد ۱۰ ماده‌ای که از سوی ایران دریافت کرده‌ است، گفت: بر این باوریم که این طرح، مبنایی عملی و مناسب برای پیشبرد مذاکرات است.

    ترامپ در بخش دیگری از پیام خود گفت که تقریباً بر سر تمامی موارد اختلاف‌برانگیز گذشته میان ایالات متحده و ایران توافق حاصل شده است، اما این فرصت دو هفته‌ای امکان نهایی‌سازی و اجرای کامل این توافق‌نامه را فراهم خواهد کرد.

    شورای عالی امنیت ملی کشورمان روز چهارشنبه در بیانیه‌ای اعلام کرد که دشمن در جنگ ناجوانمردانه، غیرقانونی و جنایتکارانه خود علیه ملت ایران دچار شکستی غیرقابل انکار شده و آمریکای جنایتکار مجبور به پذیرش طرح ۱۰ ماده‌ای ایران شد که به شرح زیر است.

    آمریکا به طور اصولی متعهد به؛
    ۱- عدم تجاوز
    ۲- استمرار کنترل ایران بر تنگه هرمز
    ۳- پذیرش غنی سازی
    ۴- رفع همه تحریم های اولیه
    ۵- رفع همه تحریم های ثانویه
    ۶- خاتمه تمامی قطعنامه های شورای امنیت
    ۷- خاتمه تمامی قطعنامه های شورای حکام
    ۸- پرداخت خسارت ایران
    ۹- خروج نیروهای رزمی آمریکا از منطقه
    ۱۰- توقف جنگ در همه جبهه ها از جمله علیه مقاومت اسلامی قهرمان لبنان.

    20

  • من چه فرزند رئیس‌جمهوری هستم که از توافق آتش‌بس باخبر نبودم؟!

    من چه فرزند رئیس‌جمهوری هستم که از توافق آتش‌بس باخبر نبودم؟!

    به گزارش اقتصادران، یوسف پزشکیان در کانال شخصی خود نوشت:

    سه شنبه ۱۸ فروردین روز سی‌ونهم جنگ

    سلام دوستان

    صبح جلسه‌ای بودم که تعدادی از اعضای کابینه هم بودند. هیچ‌کدام خبر نداشتیم که آیا مذاکره‌ای در جریان است یا نه. بعضی از اعضای حاضر در جلسه نگران بودند. نگران اتفاقی که ممکن است صبح فردا رخ دهد. می‌گفتند رئیس‌جمهور باید با مردم حرف بزند. همین امشب حرف بزند. فردا دیر است … کسی به زبان نمی‌آورد ولی حدس می‌زنم نگران این بودند که آمریکا به سراغ بمب هسته‌ای برود …

    قرار دیگری داشتم زودتر جلسه را ترک کردم. محل قرار را اشتباهی رفتم. همین باعث تاخیر شد. به دوستمان هم که رفته بود تماس گرفتم تا برگردد …

    دوستان معاونت اطلاع‌رسانی متنی را آماده کرده بودند که در صورت تایید از طرف رئیس‌جمهور منتشر شود. نکاتی به ذهنم می‌رسید که خوب است در متن باشد کاغذی برداشتم و نکاتم را نوشتم. می‌خواستم بدون دیدن متن حاضر نکاتم را بنویسم که ذهنم کانالیزه نشود.

    مخاطب همه مردم ایران باشد، به خانواده‌های شهدا تسلیت بگوید، از نیرو‌های مسلح قدردانی شود، از مردم پای کار ایران که در تمام روز‌های جنگ در خیابان بودند تقدیر شود، از همه کسانی که به هر نحوی به مردم خدمت کردند تشکر شود، به وحدت تاکید شود، …

    همینطور یک صفحه‌ای برای خودم نوشتم. اما یادداشت‌هایم پیش خودم ماند و درباره متن هم صحبتی با دوستان نکردم. همان متن را برای تایید ارسال کردند. تا این لحظه که دارم یادداشت را می‌نویسم، هنوز متنی منتشر نشده.

    روسای جمهور ویژگی‌های شخصیتی متفاوتی دارند. به ندرت ممکن است رئیس‌جمهوری پیدا شود که صفر تا صد متون را خودش بنویسد. اغلب هرچه که برایشان تهیه کنند، بدون تغییر می‌خوانند یا اجازه انتشار می‌دهند.

    دکتر پزشکیان اغلب متن‌ها را تغییر می‌دهند. مخصوصا متن‌های سخنرانی را. برای سخنرانی‌های مهم گاهی نصف روز وقت می‌گذارند و روی متن کار می‌کنند. مرامش این است که چیزی را که از عقل و دلش بیرون نمی‌آید بر زبانش جاری نکند. به خاطر همین صحبت‌هایش امضا دارد.

    من معمولا خیلی راحت با نگاه کردن به متن تشخیص می‌دهم که این متن دکتر پزشکیان است یا نه! لزوم و اهمیت حضور افراد آشنا با روحیات رئیس‌جمهور‌ها در کنارشان از دور فهمیده نمی‌شود. اما در صورتی که سوء استفاده از موقعیت نکنند، تسهیل‌گری‌شان می‌تواند مفید باشد.

    ساعتی با برادرم مهدی بودیم و حرف زدیم. درباره اهمیت خانواده گفتیم و اینکه آدم‌هایی که همه چیزشان را از دست می‌دهند، اما خانواده‌شان کنارشان است، محکم‌تر و مقاوم‌ترند و بیشتر می‌توانند مشکلات را تحمل کنند. در میان حرف‌هایم با مهدی نبود، اما در ذهنم بود که آنهایی که همه‌چیز دارند ولی در خانواده مشکل دارند خیلی زود فرو می‌ریزند و شکست می‌خورند.

    بعد از ساعت ۱۲ شب وارد ۱۹ فروردین و روز چهلم جنگ شدیم. نای نوشتن نداشتم. ذهنم جمع نمی‌شد. حواسم جای دیگری بود. شروع کردم به چک کردن پیام‌های شبکه‌های اجتماعی. دیدم یک هموطن خارج‌نشینِ سلطنت‌طلب که تازه آشنا شده بودیم پیام داده که «اگر برق رفت و دیگه نشد حرف بزنیم و … حلال کنین و …». فکرم رفت به بمب هسته‌ای. گفتم لابد فکر کرده صبح بمب می‌اندازن و ما همه می‌میریم …

    نوشتم: هرچی خدا بخواد همون میشه

    ما از خدا راضی هستیم. از همه چیز‌هایی که به ما داده. کاش خدا هم از ما راضی باشه

    پیغام داد که «دو هفته آتش بس شده» و بیانیه کاخ سفید را برای من فرستاد … همانکه من هم استوری کردم … و چند دقیقه بعد دوستان بیانیه شعام را برایم فرستادند …

    با خودم فکر می‌کردم من چه فرزند رئیس‌جمهوری هستم که یک سلطنت‌طلب خارج نشین زودتر از من از آتش‌بس باخبر شده است …

    می‌دانم که روز‌های سخت‌تری پیش رو خواهیم داشت و باید برای این سختی‌ها آماده باشیم. می‌دانم که نباید خسته شویم، اما انسان است دیگر، ممکن است خسته شود. اگر هم خسته شدیم باید هر کدام به شیوه‌ی خاص خودمان نفسی تازه کنیم و دوباره به میدان برگردیم.

    إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَهُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّهِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ

    فصلت ۳۰

  • نقره داغ اروپایی‌ها توسط ایران

    نقره داغ اروپایی‌ها توسط ایران

    به گزارش اقتصادران، از لندن تا رم، نشانه‌های بحران سوخت هواپیما به‌وضوح دیده می‌شود؛ وضعیتی که نشان می‌دهد شوک انرژی، زنجیره حمل‌ونقل هوایی اروپا را وارد مرحله‌ای تازه از فشار و بی‌ثباتی کرده است.

    جیره‌بندی سوخت در فرودگاه‌های ایتالیا و هشدار شرکت‌های هواپیمایی انگلیس درباره کاهش ذخایر سوخت، زنگ خطر تازه‌ای برای صنعت هوانوردی اروپا به صدا درآورده است؛ به طوری که منابع خبری از هشدار خطوط هوایی انگلیس درباره کمبود سوخت، جیره‌بندی سوخت هواپیما در چند فرودگاه ایتالیا و نیز لغو بخشی از پرواز‌های رایان‌ایر به‌دلیل محدودیت سوخت خبر داده‌اند .

    اروپا با کمبود سوخت هواپیما روبه‌رو شد

    رسانه‌ها اعلام کرده‌اند که در انگلیس خطوط هوایی نسبت به پایان ذخایر شش‌هفته‌ای سوخت هشدار داده‌اند و شماری از پرواز‌ها لغو شده است. همچنین در ایتالیا نیز شرکت Air BP Italia با صدور اطلاعیه هوانوردی، سوخت‌رسانی در چند فرودگاه مهم را تا ۹ آوریل ۲۰۲۶ جیره‌بندی کرده و اولویت را به پرواز‌های پزشکی، دولتی و مسیر‌های بلندمدت داده است و در نتیجه، پرواز‌های کوتاه‌برد و تجاری عمومی با خطر تأخیر، کاهش برنامه یا حتی لغو روبه‌رو شده‌اند.

     همزمان نیز خبرگزاری تاس از تصمیم رایان‌ایر برای لغو ۱۰ درصد از پروازهایش به‌دلیل کمبود سوخت خبر داده است که این تحولات در بستر جنگ ایران و پیامد‌های آن برای بازار جهانی انرژی رخ داده است.

    البته گزارش‌های منتشرشده در روز‌های اخیر نشان می‌دهد که حملات آمریکا و اسرائیل به زیرساخت‌های انرژی ایران و تشدید تنش در خلیج فارس، قیمت نفت و گاز را به‌طور محسوس افزایش داده است. 

    از گرانی سوخت تا لغو پروازها …

    ایران به‌دلیل موقعیت ژئوپلیتیک و تسلط بر یکی از مهم‌ترین شاهراه‌های انرژی جهان یا تنگه هرمز، می‌تواند بر جریان نفت و گاز جهانی اثر مستقیم بگذارد؛ چراکه حدود یک‌پنجم نفت و LNG جهان از این مسیر عبور می‌کند به همین جهت هرگونه ناامنی یا اختلال در این آبراه، به‌سرعت به بازار سوخت جت، حمل‌ونقل هوایی، بیمه دریایی و هزینه‌های لجستیک سرایت می‌کند و نتیجه همان چیزی است که امروز در اروپا دیده می‌شود که چیزی نیست جز کمبود، جیره‌بندی، افزایش هزینه و کاهش پرواز.

    از سوی دیگر، حمله به تأسیسات انرژی ایران و پاسخ متقابل تهران، فضای ریسک را برای شرکت‌های حمل‌ونقل و بیمه‌گران به‌شدت بالا برده است که در چنین شرایطی، خطوط هوایی و شرکت‌های سوخت‌رسانی ناچار می‌شوند ذخایر احتیاطی بیشتری نگه دارند و مسیر‌های پروازی را تغییر دهند و یا بخشی از برنامه عملیاتی خود را کاهش دهند که این رفتار احتیاطی، به تشدید کمبود سوخت و بالا رفتن قیمت‌ها دامن می‌زند.

     جنگی که فقط در خاورمیانه نماند

    پیامد‌های این بحران فقط محدود به هوانوردی نیست بلکه افزایش قیمت انرژی، هزینه حمل کالا را نیز بالا برده و تورم را در اروپا تشدید کرده و قدرت خرید خانوار‌ها را کاهش می‌دهد به همین جهت دولت‌ها ناچارند به سمت سیاست‌های کنترلی بروند.

     گزارش‌های خبری از آلمان، فرانسه و دیگر کشور‌های اروپایی نیز نشان می‌دهد که دولت‌ها برای مهار اثرات جنگ ایران، از کنترل قیمت سوخت تا کاهش مالیات و مدیریت تقاضا را در دستور کار قرار داده است و این یعنی جنگ در خاورمیانه، مستقیماً در سبد مصرفی و هزینه سفر مردم اروپا اثر گذاشته است.

    به گزارش تابناک، کمبود سوخت هواپیما در انگلیس و جیره‌بندی سوخت در ایتالیا، فقط نشانه های محلی نیست؛ بلکه بازتاب یک بحران ژئو‌اکونومیک گسترده‌است که ریشه آن در جنگ علیه ایران و بی‌ثباتی بازار انرژی قرار دارد؛ بنابراین هرچه تنش در منطقه ادامه پیدا کند، احتمال اختلال بیشتر در سوخت‌رسانی، افزایش بهای بلیت، لغو پرواز‌ها و فشار بر اقتصاد اروپا نیز بیشتر خواهد شد و حالا جنگی که در خاورمیانه آغاز شده، موتور هوانوردی اروپا را هم دچار بحران های جدی کرده است.