دسته: انرژی و پتروشیمی

  • سلام ِ نفت ۱۱۰ دلاری به بازارهای جهانی انرژی!

    سلام ِ نفت ۱۱۰ دلاری به بازارهای جهانی انرژی!

    به گزارش اقتصادران، قیمت نفت در معاملات روز سه‌شنبه بازار جهانی، با محدود ماندن ترانزیت انرژی از تنگه هرمز، نزدیک به ۲ درصد افزایش یافت و به افزایش‌های معاملات روز قبل افزود.

    قیمت نفت برنت برای تحویل در ماه ژوئن، پس از افزایش ۲.۸ درصدی در معاملات روز قبل و رسیدن به بالاترین سطح خود از هفتم آوریل، در معاملات روز جاری ۲ دلار و ۳۲ سنت معادل ۲.۱ درصد افزایش یافت و به ۱۱۰ دلار و ۵۵ سنت در هر بشکه رسید. این شاخص برای هفتمین روز متوالی افزایش یافته است.

    قیمت نفت وست تگزاس اینترمدیت (WTI) آمریکا برای تحویل در ماه ژوئن، پس از افزایش ۲.۱ درصدی در معاملات روز قبل، با یک دلار و ۸۰ سنت معادل ۱.۹ درصد افزایش، به ۹۸ دلار و ۱۷ سنت در هر بشکه رسید.

    تحلیلگران انتظار دارند قیمت‌های فعلی نفت به یک هنجار جدید تبدیل شود، و سوورو سارکار، رئیس تیم بخش انرژی بانک دی‌بی‌اس، قیمت نفت را بین ۱۰۰ تا ۱۲۵ دلار در هر بشکه می‌بیند.

  • نفت در چاه جنگ خاورمیانه

    نفت در چاه جنگ خاورمیانه

    به گزارش اقتصادران، مطابق آخرین گزارش آژانس بین‌المللی انرژی، انتظار می‌رود تقاضای جهانی نفت امسال روزانه حدود ۸۰ هزار بشکه کاهش یابد؛ موضوعی که ناشی از تاثیرات جنگ ایران بر چشم‌انداز جهانی است. این رقم نسبت به گزارش ماه گذشته ۷۳۰ هزار بشکه در روز کمتر است و کاهش پیش‌بینی‌شده ۱.۵ میلیون بشکه در روز در سه‌ماهه دوم سال ۲۰۲۶، شدیدترین افت از زمان همه‌گیری کووید-۱۹ خواهد بود.

    در ابتدا، بیشترین کاهش مصرف در خاورمیانه و منطقه آسیا-اقیانوسیه رخ داده و به طور عمده مربوط به نفتا، گاز مایع  و سوخت جت بوده است. با این حال، با ادامه کمبود عرضه و افزایش قیمت‌ها، این کاهش تقاضا به سایر مناطق نیز سرایت خواهد کرد.

    کاهش شدید ۱۰.۱ میلیون بشکه‌ای عرضه جهانی نفت

    عرضه جهانی نفت در ماه مارس با کاهش شدید ۱۰.۱ میلیون بشکه در روز به ۹۷ میلیون بشکه رسید. این کاهش به دلیل حملات مداوم به زیرساخت‌های انرژی در خاورمیانه و محدودیت‌های ادامه‌دار در عبور نفتکش‌ها از تنگه هرمز رخ داده و بزرگ‌ترین اختلال تاریخ محسوب می‌شود.

    تولید کشورهای اوپک‌پلاس ۹.۴ میلیون بشکه در روز کاهش یافته و به ۴۲.۴ میلیون بشکه رسیده است. در همین حال، عرضه کشورهای غیرعضو نیز با کاهش ۷۷۰ هزار بشکه در روز به ۵۴.۷ میلیون بشکه رسید. کاهش تولید قطر عامل اصلی این افت بوده، هرچند افزایش تولید در برزیل و ایالات متحده تا حدی آن را جبران کرده است.

    پالایشگاه‌های خاورمیانه و برخی پالایشگاه‌های آسیایی که با محدودیت خوراک مواجه‌اند، ظرفیت تولید خود را حدود ۶ میلیون بشکه در روز کاهش داده‌اند

    عملیات پالایش نفت خام در جهان همچنان تحت فشار کمبود خوراک و آسیب به زیرساخت‌ها قرار دارد که باعث تشدید فشار بر بازار فرآورده‌های نفتی شده است. در ماه آوریل، پالایشگاه‌های خاورمیانه و برخی پالایشگاه‌های آسیایی که با محدودیت خوراک مواجه‌اند، ظرفیت تولید خود را حدود ۶ میلیون بشکه در روز کاهش داده و به ۷۷.۲ میلیون بشکه رسانده‌اند.

    پیش‌بینی می‌شود میانگین فرآوری جهانی نفت در سال ۲۰۲۶ حدود یک میلیون بشکه در روز کاهش یافته و به ۸۲.۹ میلیون بشکه برسد. در همین حال، حاشیه سود پالایشگاهی به‌طور موقت افزایش یافته و قیمت فرآورده‌های میان‌تقطیر به رکوردهای تاریخی رسیده است.

    به دلیل محدودیت صادرات، ذخایر شناور نفت در خاورمیانه ۱۰۰ میلیون بشکه افزایش یافت / چین ۴۰ میلیون بشکه نفت خام به ذخایر خود اضافه کرد

    ذخایر جهانی نفت در ماه مارس ۸۵ میلیون بشکه کاهش یافت. بیشترین کاهش مربوط به مناطق خارج از خلیج فارس بوده که ۲۰۵ میلیون بشکه کاهش (معادل ۶.۶ میلیون بشکه در روز) را تجربه کرده‌اند. دلیل آن اختلال در جریان نفت از طریق تنگه هرمز بوده است. در مقابل، به دلیل محدودیت صادرات، ذخایر شناور نفت در خاورمیانه ۱۰۰ میلیون بشکه افزایش یافت و ذخایر زمینی نیز ۲۰ میلیون بشکه رشد داشت. چین نیز ۴۰ میلیون بشکه نفت خام به ذخایر خود اضافه کرده است.

    بیشترین رشد ماهانه تاریخ قیمت نفت ثبت شد

    قیمت نفت در ماه مارس بیشترین رشد ماهانه تاریخ خود را ثبت کرد که ناشی از شدیدترین شوک عرضه در تاریخ بود. قیمت‌های نقدی نفت خام و اختلاف قیمت‌ها به‌شدت افزایش یافت، زیرا پالایشگاه‌ها به‌دنبال جایگزینی محموله‌های از دست‌رفته خاورمیانه بودند.

    قیمت نفت فیزیکی به حدود ۱۵۰ دلار در هر بشکه رسید که بسیار بالاتر از قیمت‌های بازار آتی است

    اعلام آتش‌بس دو هفته‌ای در خاورمیانه تا حدی به بازارهای جهانی نفت آرامش داد، اما هنوز مشخص نیست که این آتش‌بس به صلح پایدار منجر شود یا نه. قیمت نفت فیزیکی به حدود ۱۵۰ دلار در هر بشکه رسید که بسیار بالاتر از قیمت‌های بازار آتی است. همچنین قیمت فرآورده‌ها، به‌ویژه سوخت‌های میان‌تقطیر در سنگاپور، به بیش از ۲۹۰ دلار در هر بشکه رسید که رکوردی تاریخی است.

    صادرات از تنگه هرمز به حدود ۳.۸ میلیون بشکه در روز کاهش یافت، در حالی که پیش از بحران بیش از ۲۰ میلیون بشکه در روز بود / مسیرهای جایگزین مانند غرب عربستان، فجیره امارات و خط لوله عراق-ترکیه افزایش صادرات را به ۷.۲ میلیون بشکه رسانده‌اند، اما همچنان بیش از ۱۳ میلیون بشکه در روز کاهش صادرات وجود دارد

    ازسرگیری جریان نفت از طریق تنگه هرمز مهم‌ترین عامل در کاهش فشار بر بازار انرژی و اقتصاد جهانی محسوب می‌شود. در همین حال، محاصره دریایی ایالات متحده علیه کشتی‌های مرتبط با ایران، وضعیت را پیچیده‌تر کرده است. در اوایل آوریل، صادرات از این تنگه به حدود ۳.۸ میلیون بشکه در روز کاهش یافت، در حالی که پیش از بحران بیش از ۲۰ میلیون بشکه در روز بود. مسیرهای جایگزین مانند غرب عربستان، فجیره امارات و خط لوله عراق-ترکیه افزایش صادرات را به ۷.۲ میلیون بشکه رسانده‌اند، اما همچنان بیش از ۱۳ میلیون بشکه در روز کاهش صادرات وجود دارد.

    در ماه مارس ذخایر جهانی ۸۵ میلیون بشکه کاهش یافت / تقاضای جهانی نفت در مارس ۸۰۰ هزار بشکه در روز و در آوریل ۲.۳ میلیون بشکه در روز کاهش یافت

    برای جبران کمبود عرضه، کشورها و پالایشگاه‌ها از ذخایر نفتی استفاده کرده‌اند. با این حال، در ماه مارس ذخایر جهانی ۸۵ میلیون بشکه کاهش یافت. بیشترین افت مربوط به نفت در حال حمل بود، زیرا صادرات از خلیج فارس به طور تقریبی متوقف شده بود. ذخایر نفت در کشورهای آسیایی واردکننده نیز ۳۱ میلیون بشکه کاهش یافت.

    پیش‌بینی می‌شود در سال ۲۰۲۶ تقاضای نفت به‌طور متوسط ۸۰ هزار بشکه در روز کاهش یابد

    در مواردی که ذخایر پاسخگو نبوده، تقاضا کاهش یافته است. صنایع پتروشیمی در آسیا تولید خود را کاهش داده‌اند، مصرف LPG در بخش خانگی و تجاری افت کرده و لغو پروازها در خاورمیانه، آسیا و اروپا باعث کاهش شدید مصرف سوخت جت شده است. بسیاری از کشورها سیاست‌هایی برای کاهش مصرف اجرا کرده‌اند یا تلاش کرده‌اند از مصرف‌کنندگان در برابر افزایش قیمت‌ها حمایت کنند. در مجموع، تقاضای جهانی نفت در مارس ۸۰۰ هزار بشکه در روز و در آوریل ۲.۳ میلیون بشکه در روز کاهش یافته است. پیش‌بینی می‌شود در سال ۲۰۲۶ تقاضای نفت به‌طور متوسط ۸۰ هزار بشکه در روز کاهش یابد، در حالی که در گزارش ماه گذشته رشد ۷۳۰ هزار بشکه‌ای پیش‌بینی شده بود.

    چشم‌انداز دستیابی به توافقی پایدار همچنان نامشخص است. در این گزارش، سناریویی ارائه شده که بر اساس آن صادرات نفت و گاز از خاورمیانه تا اواسط سال تا حدی از سر گرفته می‌شود، اما به سطح قبل از بحران بازنمی‌گردد. با این حال، این سناریو ممکن است خوش‌بینانه باشد. سناریوی دیگری نیز مطرح شده که در آن، درگیری‌ها ادامه یافته و خطرات برای تولید و تجارت انرژی بالا باقی می‌ماند. در چنین شرایطی، بازارهای انرژی و اقتصاد جهانی باید خود را برای اختلالات جدی در ماه‌های آینده آماده کنند.

  • قاچاق سوخت با ایران چک!

    قاچاق سوخت با ایران چک!

    به گزارش اقتصادران، در هفته های اخیر معامله دلار با چک پول های درشت به یکی از حواشی بازار پولی کشور تبدیل شده است به طوری که افراد با پرداخت ایران‌چک‌های ۵۰۰ هزار و یک میلیون تومانی می توانستند دلاری که در بازار آزاد حدود ۱۵۵ هزار تومان معامله می شود را ارزان تر و حتی با قیمت هایی چون ۱۲۰ هزار تومان تهیه کنند.

    معامله گران در بازار ارز می گویند که ایران‌چک‌های جمع‌آوری‌شده از این مسیر، از کشور خارج می‌شود یعنی عده ای با جمع‌آوری ریال از بازار و تسویه برخی معاملات در مناطق مرزی با پول ملی، تلاش می‌کنند از ورود ارز واقعی به بازار جلوگیری کنند.

    برخی فعالان اقتصادی نیز می گویند که انگیزه اصلی استفاده کنندگان از ایران چک ها، برای انجام قاچاق کالاست و با این روش می توان انواع کالاها اعم از کالاهای مصرفی و حتی طلا را به داخل کشور قاچاق کرد.

    پیگیری خبرنگار ایرنا از شبکه بانکی نشان می دهد که در هفته های اخیر و پس از شدت گرفتن خرید و فروش ایران چک های ۵۰۰ هزار تومانی و یک میلیون تومانی در بازار ارز، بانک مرکزی به موضوع ورود کرده است تا جلوی هم سوءاستفاده از پول ملی را بگیرد و هم به تخلفات احتمالی شعب در عرضه این اسکناس ها به افرادی که قصد قاچاق و سوداگری را دارند، رسیدگی کند.

    رصد بازار ارز در تهران نیز گویای آن است که با ورود نهاد ناظر به بازار پولی، اکنون دیگر خرید و فروش ارز با این روش به حداقل ممکن رسیده است و به همین دلیل فعالان بازار ارز دیگر با این شیوه معامله نمی کنند.

    آلبرت بغزیان، استاد دانشگاه تهران و کارشناس اقتصادی، در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی ایرنا درباره اینکه معاملات ارزی با ایران چک های درشت چه پیامدهایی برای اقتصاد ایران دارد، اظهار داشت: چاپ اسکناس‌هایی با مبالغ بالا در ابتدا برای تناسب با تورم و کاهش حجم اسکناس‌های خرد انجام شد. اما در عمل، این اسکناس‌ها باعث شدند جابه‌جایی مبالغ بالا راحت‌تر و غیرقابل‌ردیابی شود. همین موضوع، راه را برای معاملات غیرقانونی باز کرده است.

    وی افزود: با افزایش تورم و رشد قیمت‌ها، نیاز به اسکناس‌هایی با ارزش بالا طبیعی بود؛ اما در هر کشور، اسکناس بزرگ قدرت خرید مناسبی دارد و معمولاً در معاملات رسمی استفاده می‌شود.

    این کارشناس اقتصادی ادامه داد: در ایران، چاپ اسکناس یک‌میلیونی به‌ظاهر تصمیمی فنی بود اما عرضه آن در هفته های پایانی سال گذشته که به دلیل مدیریت نیاز به نقدینگی بازار صورت گرفت، در عمل موجب شد عده‌ای از آن برای معاملات خارج از نظارت بانکی استفاده کنند که باید گفت نقل‌وانتقال پول نقد در این حج به معنی آغاز دوره‌ای تازه برای اقتصاد زیرزمینی است.

    بغزیان با ذکر مثال‌هایی درباره مقایسه واحدهای پولی گفت: در آمریکا، بزرگ‌ترین اسکناس ۱۰۰ دلاری است؛ وقتی دلار مثلاً ۱۵۰ هزار تومان باشد، ارزش آن حدود ۱۵ میلیون تومان می‌شود. در ایران هم زمانی بزرگ‌ترین اسکناس ۲۰۰ هزار تومان بود، اما امروز یک میلیون تومان؛ یعنی تقریباً معادل ۱۵ ورق اسکناس قدیمی. این کار به دلیل رشد قیمت‌ها انجام شد تا تناسب ایجاد شود.

    وی ادامه داد: در بسیاری از کشورها هم بزرگ‌ترین اسکناس قدرت خرید بالایی دارد؛ مثل اسکناس ۵۰۰ یورویی را می توان که با حجم تهیه کرد. اما مسئله اینجاست که ارقام درشت اسکناس عملاً جابه‌جایی حجم پول را آسان‌تر می‌کند و همین موضوع می‌تواند زمینه سوءاستفاده را فراهم کند.

    بغزیان خاطرنشان کرد: وقتی بدون ورود مشخص در چرخه گردش مالی و کارت‌به‌کارت شدن، افراد با اسکناس درشت مبادله می‌کنند، مسیر برای انجام برخی فعالیت‌های غیرقانونی – از جمله پولشویی و کارهایی که نباید کشف شوند – هموار می‌شود.

    جنگ، محدودیت بانکی و سودجویان فعال

    بغزیان با اشاره به شرایط خاص کشور و با تاکید بر اینکه مدیریت اقتصاد در وضعیت جنگی نیازمند برنامه ریزی منسجم است، گفت: در چنین وضعیتی، حواله‌های دلار و نقل‌وانتقال‌های بانکی سخت‌تر انجام می‌شود. سودجویان هم برای مبادلات سریع و بدون رد مالی، سراغ اسکناس‌های درشت می‌روند؛ بخصوص در حوزه قاچاق سوخت که اختلاف قیمت داخل و خارج کشور، انگیزه زیادی برای انجام آن ایجاد کرده است.

    به گفته این کارشناس، ارزش مبادلات قاچاق با چند برگ اسکناس یک‌میلیونی قابل انجام است، بدون اینکه اثری از آن در سیستم مالی کشور ثبت شود. او تأکید کرد: در ماه‌های اخیر، وضعیت قاچاق سوخت به‌ویژه در مناطق مرزی، نگران‌کننده‌تر شده و اسکناس‌های درشت در این میان ابزار اصلی انتقال پول هستند.

    بغزیان در بخش دیگری از گفت‌وگو با اشاره به اقدامات دولت برای کنترل بازار سوخت افزود: کارت سوخت با هدف جلوگیری از سوءاستفاده طراحی شد، اما عملاً به دلیل وجود کارت‌های آزاد در جایگاه‌ها و نبود نظارت کافی، عملکرد آن کاهش یافته است. در چنین محیطی، اسکناس‌های درشت کار قاچاقچیان را ساده‌تر می‌کند.

    وی تاکید کرد: هرچه معاملات نقدی بیشتر شود، امکان رصد پایه‌های پولی و مالی کمتر می‌شود و ریسک پول‌شویی بالا می‌رود.

    تصفیه با ریال؛ ساده اما پرخطر

    بغزیان خاطر نشان کرد: معاملات نقدی با اسکناس نیازی به ثبت ندارند. این باعث می‌شود کسانی که می‌خواهند فعالیت قاچاق یا انتقال پول‌های غیرقانونی انجام دهند، به سمت اسکناس درشت بروند که اسکناس یک‌میلیونی این روند را تسهیل می‌کند.

    این کارشناس اقتصادی با یادآوری معایب توسعه با ریال برای اقتصاد ایران اظهار داشت: تصفیه با ریال نیازی به ثبت در سیستم های بانکی ندارد؛ ممکن است کسانی مثل اتباع خارجی بخواهند دلار وارد کشور کنند و چون کارت بانکی داخل ایران را ندارند، مجبور به استفاده از اسکناس هستند.

    وی خاطرنشان کرد: باید در نهایت گفت که ویژگی تسویه با ریال ناشناس ماندن است و بهترین روش برای قاچاق کالاست.

  • ایران تا کی «محاصره نفتی» را تاب می‌آورد؟

    ایران تا کی «محاصره نفتی» را تاب می‌آورد؟

    به گزارش اقتصادران، روزنامه همشهری نوشت: در تحلیل «محاصره نفتی»، یک دوگانه غلط مدام تکرار می‌شود: یا گفته می‌شود اگر تولید نفت ایران متوقف شود، بخش قابل‌توجهی از نفت برای همیشه در زمین حبس می‌شود و عملا از دست می‌رود؛ یا در طرف مقابل ادعا می‌شود هیچ اتفاق خاصی نمی‌افتد و هر زمان اراده کنیم، تولید ظرف مدت کوتاهی به سطح قبلی برمی‌گردد. هردو نگاه، فاصله قابل‌توجهی با واقعیت دارند.

    اگر از داده‌های واقعی شروع کنیم، ایران روزانه حدود ۳ تا ۳.۵میلیون بشکه نفت تولید می‌کند؛ برآورد‌های سال۲۰۲۶ هم این عدد را حدود ۳.۲ تا ۳.۶میلیون بشکه در روز نشان می‌دهند. از این مقدار، حدود ۱.۸ تا ۲میلیون بشکه در داخل کشور مصرف می‌شود و حدود ۱ تا ۱.۵میلیون بشکه صادر می‌شود؛ یعنی حدود ۵۵ تا ۶۰درصد تولید نفت ایران در داخل استفاده می‌شود. همین موضوع خیلی مهم است، چون یعنی حتی در شرایط سخت هم همه تولید کشور متوقف نمی‌شود و بخش بزرگی از آن داخل کشور مصرف می‌شود.

    نکته‌ای که معمولا کمتر به آن توجه می‌شود این است که مخازن نفتی ایران بیشتر از جنس مخازن کربناته و شکاف‌دار هستند و خیلی از آنها سال‌هاست در حال تولیدند. میدان‌هایی مثل اهواز، مارون، گچساران و آغاجاری دهه‌هاست فعالند. این مخازن به‌طور طبیعی هر سال حدود ۴ تا ۱۲درصد افت تولید دارند. همچنین برای اینکه فشار داخل مخزن حفظ شود، نیاز به تزریق گاز دارند و در مجموع ضریب برداشت نفت از این مخازن معمولا حدود ۲۰ تا ۲۵درصد است؛ یعنی این مخازن حساس هستند، اما کاملا قابل مدیریت هستند و سال‌ها با همین شرایط اداره شده‌اند.

    اگر توقف تولید را در زمان‌های مختلف نگاه کنیم، نتیجه خیلی روشن‌تر می‌شود. اگر توقف کوتاه باشد، مثلا چند هفته تا حدود ۱ یا ۲ماه، معمولا مشکل جدی ایجاد نمی‌شود و حتی در بعضی موارد، فشار داخل مخزن بهتر هم می‌شود و شرایط تولید در برگشت کمی آسان‌تر خواهد بود.

    اگر این توقف به حدود ۲ تا ۶‌ماه برسد، ممکن است بعضی چاه‌ها با مشکلاتی مثل افزایش آب همراه شوند یا رسوباتی مثل آسفالتین و پارافین شکل بگیرد، اما این مشکلات معمولا قابل حل هستند و با عملیات فنی دوباره برطرف می‌شوند. در این مرحله هنوز چیزی از بین نمی‌رود، فقط تولید کمی سخت‌تر و پرهزینه‌تر می‌شود.

    اگر توقف طولانی‌تر شود، مثلا بین ۶ تا ۱۲ماه، شرایط جدی‌تر می‌شود. در این حالت ممکن است بخشی از نفت در داخل سنگ‌ها گیر بیفتد، فشار بعضی لایه‌ها پایین بیاید و برخی چاه‌ها نیاز به تعمیر اساسی پیدا کنند. با این حال حتی در این شرایط هم نمی‌توان گفت بخش بزرگی از نفت کشور برای همیشه از بین می‌رود. در واقع بخش زیادی از تولید قابل بازگشت است، فقط به زمان و عملیات فنی نیاز دارد.

    از نظر کلی، اینطور نیست که یا هیچ اتفاقی نیفتد یا فاجعه رخ دهد. واقعیت بین این‌دو قرار دارد؛ یعنی با توقف تولید، مدیریت سخت‌تر می‌شود، اما همچنان قابل کنترل است و ابزار‌های فنی برای برگشت وجود دارد.

    از نظر زمانی هم تجربه‌ها نشان می‌دهد که ایران می‌تواند حدود ۲‌ماه بدون صادرات نفت را مدیریت کند، اما اگر این وضعیت طولانی‌تر شود، نیاز به تنظیم تولید خواهد بود. در عین حال، بخش زیادی از تولید نفت معمولا در چندماه اول بعد از رفع محدودیت‌ها برمی‌گردد و بازگشت کامل، مخصوصا در میدان‌های قدیمی، ممکن است چندماه تا حدود یک سال زمان ببرد.

    از نظر اقتصادی، اگر صادرات یک تا ۱.۵میلیون بشکه در روز متوقف شود و قیمت نفت حدود ۷۰ دلار باشد، روزانه حدود ۷۰ تا ۱۰۵میلیون دلار درآمد از دست می‌رود، یعنی در یک‌ماه حدود ۲ تا ۳ میلیارد دلار و در یک سال حدود ۲۵ تا ۳۵میلیارد دلار. اگر هزینه‌های فنی مثل تعمیر چاه‌ها، اسیدکاری یا بازسازی تأسیسات هم اضافه شود، چند میلیارد دلار دیگر هم به این عدد اضافه می‌شود.

    اما یک نکته مهم این است که نباید همه تحلیل فقط روی صادرات دریایی متمرکز شود، حتی در شرایط محدودیت دریایی، ایران فقط وابسته به یک مسیر نیست. بخشی از انتقال انرژی از مسیر‌های زمینی و ریلی هم امکان‌پذیر است. برای مثال، در سال‌های اخیر انتقال سوخت از طریق راه‌آهن خواف-هرات به افغانستان انجام شده و نشان داده که زیرساخت ریلی ایران می‌تواند در مقیاس محدود برای جابه‌جایی فرآورده‌های نفتی استفاده شود. همچنین در بعضی دوره‌ها صادرات محدود فرآورده به پاکستان از مسیر زمینی و ترکیبی انجام شده است. در داخل کشور هم جابه‌جایی سوخت بین پالایشگاه‌ها و مناطق مصرف، با ترکیب حمل ریلی و جاده‌ای انجام می‌شود. این مسیر‌ها جایگزین کامل صادرات نفت از دریا نیستند، اما کمک می‌کنند که جریان انرژی کشور کاملا متوقف نشود و انعطاف‌پذیری حفظ شود.

    از نظر مدیریتی هم یک نکته مهم وجود دارد: لازم نیست همه میدان‌ها یکسان رفتار کنند. می‌توان برخی میدان‌های حساس‌تر مثل اهواز، مارون، گچساران و آغاجاری را در مدار نگه داشت، چون برای حفظ فشار به تولید پیوسته نیاز دارند. در مقابل، بعضی میدان‌ها که شرایط پایدارتری دارند، می‌توانند برای مدت کوتاه‌تری متوقف شوند تا فشار داخل مخزن آنها بهتر تنظیم شود. این یعنی به‌جای تصمیم‌های صفر و یکی، می‌شود با برنامه‌ریزی دقیق‌تر عمل کرد.

    در ایران هم برخی مخازن نفتی در شرایط خاص می‌توانند از «توقف کوتاه‌مدت تولید» (shut-in) به‌صورت محدود سود ببرند، اما این موضوع کاملا وابسته به نوع میدان است. برای مثال در مخازن بزرگ کربناته و شکاف‌دار جنوب غرب ایران مثل اهواز با ظرفیت تولید حدود یک‌میلیون بشکه در روز در دوره‌های اوج، مارون با حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار بشکه در روز، گچساران با حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰هزار بشکه در روز و آغاجاری با حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰هزار بشکه در روز، به‌دلیل افت فشار تدریجی و وابستگی به تزریق گاز (در برخی برآورد‌ها مجموع تزریق گاز به مخازن نفتی ایران در حدود ۴ تا ۵میلیارد فوت مکعب در روز بوده)، توقف کوتاه‌مدت چند هفته‌ای تا حدود ۱ تا ۲‌ماه می‌تواند در برخی نواحی باعث بازتوزیع فشار و بهبود موقت شرایط تولید شود و در بعضی چاه‌ها حتی به کاهش آب تولیدی (water cut) و افزایش راندمان اولیه بعد از بازگشت کمک کند، به‌ویژه در بخش‌هایی از اهواز و مارون که دچار water coning هستند؛ اما همین مخازن اگر وارد توقف‌های طولانی‌تر حدود ۶‌ماه یا بیشتر شوند، به‌دلیل رسوب آسفالتین، افت تراوایی اطراف چاه و گیر افتادن بخشی از نفت در ساختار سنگ، بخشی از مزیت خود را از دست می‌دهند و نیاز به عملیات تعمیر و تزریق مجدد پیدا می‌کنند.

    در نهایت، اگر بخواهیم واقع‌بینانه نگاه کنیم، توقف کوتاه‌مدت تولید قابل مدیریت است، توقف چندماهه نیاز به رسیدگی فنی دارد و توقف طولانی‌تر هم با وجود هزینه، همچنان قابل بازگشت است. مهم این است که این موضوع نه یک بحران غیرقابل کنترل است و نه یک مسئله ساده؛ بلکه یک مسئله فنی و مدیریتی است که ابزار‌های مشخصی برای مدیریت آن وجود دارد.

    برآیند این موضوع این است که حتی در سناریو‌های سخت هم، با مدیریت درست، امکان کنترل وضعیت و برگشت تولید وجود دارد و شرایط به سمت بی‌ثباتی غیرقابل جبران نمی‌رود.

  • چند روز تا انفجار نفتی یا تداوم صادرات؟

    چند روز تا انفجار نفتی یا تداوم صادرات؟

    به گزارش اقتصادران، در میانه آتش‌بسی شکننده پس از جنگ۴۰ روزه، دونالد ترامپ مدعی است که ایران فقط سه روز تا انفجار زیرساخت‌های نفتی‌اش فرصت ندارد. ادعای او با واکنش و پاسخ‌های قاطعی همراه شده است. ضمن اینکه گزارش‌های مبتنی بر پایش‌های ماهواره‌ای و رصد تردد نفتکش‌ها نشان می‌دهد زیرساخت ذخیره‌سازی و صادرات نفت ایران نه‌تنها از کار نیفتاده، بلکه همچنان در حال فعالیت است. از جزیره خارگ به‌عنوان هاب اصلی صادرات نفت، خبر بارگیری چند میلیون بشکه‌ای در روز‌های اخیر منتشر شده و حضور نفتکش‌ها در این منطقه، نشانه‌ای از تداوم جریان صادرات حتی در شرایط فشار نظامی و امنیتی تلقی می‌شود. این داده‌ها، ولو با محدودیت‌هایی در اندازه‌گیری کامل ظرفیت مخازن، با ادعای «چند روز تا انفجار» همخوانی ندارد.

    در داخل ایران، واکنش‌ها به این ادعا صرفاً در سطح تکذیب فنی باقی نمانده و به سرعت رنگ و بوی سیاسی و امنیتی گرفته است. یک عضو کمیسیون انرژی مجلس با تاکید بر اینکه «چرخه نفت ایران از تاب‌آوری کافی در برابر تهدیدات رئیس‌جمهور آمریکا برخوردار است» گفته که «در اوج محاصره دریایی، نه‌تنها صادرات نفت متوقف نشد، بلکه افزایش نیز یافت». به گفته او «ایالات متحده همواره با رویکرد‌های مبتنی بر فشار و تهدید راهبرد خود را پیش برده است، اما در این مسیر تاکنون به نتیجه مطلوبی دست نیافته است.»

    خبرگزاری تسنیم نیز در واکنش به ادعای ترامپ نوشته «براساس آخرین داده‌ها و تصاویر ماهواره‌ای از مخازن ایرانی، تاکنون به طور میانگین حدود نیمی از ظرفیت این مخازن تکمیل شده است. البته این آمار فقط مربوط به مخازنی است که سقف شناور دارد. مخازن دیگری که سقف ثابت دارند قابل اندازه گیری نیستند و در داده‌های ماهواره‌ای ثبت نمی‌شوند. علاوه بر این ایران دارای یکی از بزرگترین ناوگان نفتکش در دنیا است و تعداد دقیق این نفتکش‌ها به دلیل تحریم‌های غیرقانونی آمریکا مشخص نیست.»

    بنا بر این گزارش «طبق تصاویر ماهواره‌ای در حال حاضر حدود ۱۷ نفتکش در نزدیکی جزیره خارگ قرار دارند و براساس برآورد‌ها صرفا همین ۱۷ نفتکش ظرفیتی بین ۵ تا ۸ میلیون بشکه ظرفیت ذخیره سازی دارند. همچنین بسیاری از نفتکش‌های سایه با تغییر پرچم با ایران همکاری می‌کنند که از همین جهت برآورد دقیقی از میزان نفتکش‌های که با ایران همکاری می‌کنند چندان مشخص نیست.»

    از سوی دیگر، سقاب اصفهانی معاون رئیس جمهور با ادبیاتی تندتر، تهدید به پاسخ متقابل در صورت آسیب به زیرساخت‌های نفتی را مطرح کرده و گفته که در مقابل یک چاه نفت، چهار چاه نفت را می‌زنیم؛ موضعی که بیش از آنکه اقتصادی باشد، در چارچوب بازدارندگی قابل فهم است.

    آنچه این تقابل روایی را مهم‌تر می‌کند، جایگاه نفت در معادله جنگ و آتش‌بس است. در طول این ۴۰ روز، انرژی نه‌تنها یک هدف بالقوه نظامی، بلکه یک اهرم فشار اقتصادی و روانی بوده است. اکنون نیز در دوره آتش‌بس، هر دو طرف تلاش می‌کنند با دستکاری ادراکات درباره توان و ظرفیت طرف مقابل، موقعیت خود را در هر مذاکره احتمالی آینده تقویت کنند. در این چارچوب، ادعای ترامپ را می‌توان بخشی از استراتژی فشار دانست؛ استراتژی‌ای که الزاماً به داده‌های دقیق متکی نیست، بلکه بر اثرگذاری سیاسی و رسانه‌ای حساب می‌کند.

    در مقابل، روایت ایران بر تداوم صادرات حتی در سایه تحریم و درگیری استوار است؛ روایتی که می‌خواهد نشان دهد شبکه فروش و لجستیک نفت کشور، با تکیه بر مسیر‌های غیررسمی و ناوگان متنوع، همچنان فعال است. این وضعیت ثابت می‌کند که ابزار فشار واشنگتن به آن شدتی که ادعا می‌شود کارآمد نبوده است.

    آنچه در ظاهر به‌عنوان یک اختلاف بر سر چند عدد و تصویر ماهواره‌ای مطرح می‌شود، در واقع بخشی از یک نبرد پیچیده‌تر بر سر «ادراک» است. ادعای سه‌روزه دونالد ترامپ، بیش از آنکه گزارشی فنی از وضعیت زیرساخت‌های نفتی ایران باشد، تلاشی برای القای شکنندگی و فوریت در طرف مقابل است؛ پیامی که همزمان مخاطب داخلی آمریکا، بازار جهانی انرژی و میز احتمالی مذاکره را هدف گرفته است. در مقابل، پاسخ ایران نیز صرفاً یک تکذیب ساده نیست، بلکه بازنمایی یک «تاب‌آوری ساختاری» است؛ تأکیدی بر اینکه حتی در شرایط فشار حداکثری و درگیری نظامی، جریان صادرات و ذخیره‌سازی نفت متوقف نشده و شبکه‌های جایگزین همچنان کار می‌کنند.

    در این میان، واقعیت احتمالاً در فاصله‌ای میان این دو روایت قرار دارد: نه زیرساخت‌ها در آستانه فروپاشی فوری‌اند و نه آسیب‌ناپذیر. اما اهمیت ماجرا در این است که در دوره آتش‌بس، «تصویر از توان» گاهی مهم‌تر از خود توان می‌شود. هر دو طرف می‌کوشند با بزرگ‌نمایی یا کوچک‌نمایی ظرفیت‌ها، دست بالاتر را در معادلات پساجنگ به دست آورند. به همین دلیل، نفت دیگر فقط یک منبع درآمد یا هدف نظامی نیست؛ به یک ابزار چانه‌زنی و جنگ روانی تبدیل شده است.

  • سود عجیب و غریب غول‌های نفتی از جنگ خاورمیانه

    سود عجیب و غریب غول‌های نفتی از جنگ خاورمیانه

    به گزارش اقتصادران، سازمان بین‌المللی غیردولتی مستقر در اسپانیا موسوم به آکسفام اینترمون اعلام کرد ۶ شرکت بزرگ نفتی جهان، شرکت‌های شورون، شل، بی‌پی، کونوکوفیلیپس، اکسون‌موبیل و توتال‌انرجیز، در سال جاری میلادی، در شرایطی که افزایش قیمت انرژی به‌دلیل بحران در خاورمیانه تشدید شده است، حدود سه هزار دلار (۲۵۶۲ یورو) در هر ثانیه سود کسب خواهند کرد.

    بر اساس این مطالعه، این شرکت‌ها در مجموع به سودی معادل ۹۴ میلیارد دلار (حدود ۸۰ میلیارد یورو) خواهند رسید؛ رقمی که نسبت به سال ۲۰۲۵ افزایشی معادل ۳۷ میلیون دلار در روز را نشان می‌دهد.

    پژوهش آکسفام اینترمون همچنین نشان می‌دهد تعداد افرادی که از افزایش سرمایه‌گذاری دولت‌ها در انرژی‌های تجدیدپذیر حمایت می‌کنند، سه برابر کسانی است که از افزایش استخراج سوخت‌های فسیلی پشتیبانی می‌کردند. همچنین، ۶۸ درصد از پاسخ‌دهندگان با وضع مالیات بر سود شرکت‌های نفتی برای تامین منابع مالی گذار سبز موافق هستند.

    این سازمان غیردولتی اعلام کرد: افزایش چشمگیر سود شرکت‌های فعال در حوزه سوخت‌های فسیلی با فقر انرژی‌ که به‌دلیل بی‌ثباتی ژئوپلیتیکی، پیامدهای تشدید خشونت در خاورمیانه و رشد شدید ثروت ابرثروتمندان، دامنگیر شمار فزاینده‌ای از خانواده‌های سراسر جهان شده است، در تضاد کامل قرار دارد.

    این نهاد زیرمجموعه کنفدراسیون بین‌المللی سازمان‌های مردم‌نهاد آکسفام اینترمون همچنین هشدار داد که بخش بزرگی از سود حاصل از سوخت‌های فسیلی «به جیب» یک درصد پردرآمدترین افراد جهان می‌رود؛ آنها در حالی از این سودها بهره‌مند می‌شوند که با انباشت ثروت و نفوذ سیاسی، وابستگی جهانی به سوخت‌های فسیلی را بازتولید می‌کنند.

    به گفته این سازمان، شرکت‌های نفتی به نیازهای افرادی که تحت تاثیر بحران اقلیمی قرار گرفته‌اند بی‌توجه مانده و به تشدید نابرابری دامن می‌زنند. برای نمونه، «اکسون‌موبیل» به تازگی اعلام کرده است که یک‌سوم از سرمایه‌گذاری خود در پروژه‌های انرژی کم‌کربن را کاهش می‌دهد و شرکت «توتال‌انرژی» نیز از تعهد به برنامه‌ای برای گذار به انتشار خالص صفر امتناع کرده است.

    ماریانا پائولی مسئول سیاست‌های اقلیمی آکسفام اینترمون تاکید کرد: گذار عادلانه از سوخت‌های فسیلی باید حامی مردم کشورهای فقیر باشد؛ کشورهایی که بیشترین ضربه را از فجایع اقلیمی می‌بینند، در حالی که دولت‌هایشان ناچارند پول بیشتری برای پرداخت بدهی صرف کنند تا برای آموزش، سلامت یا تطبیق با تغییرات اقلیمی.

    وی افزود: دریافت مالیات از آلاینده‌ترین و ثروتمندترین بازیگرانی که هیچ برنامه‌ای برای سرمایه‌گذاری در آینده‌ای پاک ندارند، برای یک گذار عادلانه ضروری است.

    این سازمان همچنین از دولت‌ها خواست که منابع مالی عمومی برای اقدامات اقلیمی را افزایش و عدالت را در مرکز گذار انرژی قرار دهند و برنامه‌ای عملیاتی بر پایه ملاحظات برابری‌محور تدوین کنند.

  • سال سخت نفت! / جنگ خاورمیانه؛ بزرگ‌ترین اختلال در بازار انرژی جهان

    سال سخت نفت! / جنگ خاورمیانه؛ بزرگ‌ترین اختلال در بازار انرژی جهان

    به گزارش اقتصادران، درحالی که جهان هنوز زیر سایه جنگ گسترده امریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران با تبعات ژئوپلیتیک و اختلال‌های انرژی دست‌وپنجه نرم می‌کند، یکی از بزرگ‌ترین موسسات پایش انرژی جهان چشم‌اندازی نگران‌کننده برای آینده تقاضای نفت ترسیم کرده است. کاهش ۷۰۰ هزار بشکه‌ای برآورد مصرف جهانی در سال ۲۰۲۶، صرفاً یک عدد تازه در گزارش‌های تحلیلی نیست؛ بلکه نشانه‌ای است از ورود بازار نفت به دوره‌ای جدید، دوره‌ای که در آن ریسک‌های سیاسی، تحولات فناوری، تغییر الگوی مصرف و رفتار دولت‌ها بیش از گذشته بر سرنوشت انرژی تأثیر می‌گذارند.

    این کاهش در پیش‌بینی، اختلاف کوچکی نیست. پیش از آغاز جنگ، تحلیلگران انتظار رشد روزانه یک‌میلیون‌وصد هزار بشکه‌ای تقاضا را داشتند، اما اکنون رقم تازه تنها  ‌۴۰۰ هزار بشکه در روز‌ است؛ یعنی تقریباً یک‌سوم آنچه بازار انتظار داشت. چنین بازنگری تندی، معمولاً فقط زمانی رخ می‌دهد که ساختار عرضه و تقاضا تحت فشار شوکی بزرگ قرار گرفته باشد. جنگ اخیر و سلسله پیامدهای آن، دقیقاً همان شوک است. اگرچه طی چند سال گذشته بارها گفته شده که بازار نفت نسبت به اخبار سیاسی حساس است، اما جنگ اخیر ساختار این حساسیت را تغییر داده است. حالا دیگر مساله فقط افزایش ریسک ژئوپلیتیک یا بالا رفتن حق بیمه حمل‌ونقل نیست؛ بلکه بحران در «ضربان اصلی جریان انرژی جهان» است: تنگه هرمز.اختلال تردد از این آبراه، که شریان حیاتی ۳۰ درصد تجارت نفت جهان است، به معنای آن است که عرضه در کوتاه‌مدت ناپایدار شده و بسیاری از پالایشگاه‌ها با محدودیت‌ یا تأخیر در دریافت خوراک روبه‌رو هستند. مهم‌ترین نکته گزارش جدید آن است که «۱۷۸ پالایشگاه» – نزدیک به «۴۰درصد از کل ظرفیت پالایشی جهان»- تحت‌تأثیر این محدودیت قرار گرفته‌اند. چنین رقمی نشان می‌دهد که مشکل مقطعی یا محدود نیست؛ بلکه یک اختلال ساختاری در زنجیره جهانی پالایش به وجود آمده است.

    وقتی خوراک پالایشگاه‌ها با مشکل مواجه شود، گردش تولید فرآورده‌ها مختل می‌شود، برنامه‌ریزی انبارها به‌هم می‌ریزد و تجارت سوخت‌های کلیدی مثل گازوییل و سوخت جت دچار بی‌نظمی می‌شود. این همان اتفاقی است که اکنون افتاده: افزایش شدید قیمت این محصولات، درحالی که قیمت فیزیکی نفت خام برنت به واسطه آزادسازی ذخایر راهبردی توسط ژاپن، کره‌جنوبی و چند کشور دیگر کمی مهار شده است.

    این آزادسازی ذخیره استراتژیک، اگرچه موقتاً التهاب را کاهش می‌دهد، اما از یک حقیقت مهم پرده برمی‌دارد بازار به مرحله‌ای رسیده که کشورهای مصرف‌کننده مجبورند سپر نهایی خود را وارد میدان کنند. پیش‌بینی S&P Global تنها بر افت تقاضای جهانی متمرکز نیست؛ بلکه به‌صورت منطقه‌ای نیز نشان می‌دهد که کدام مناطق ضربه سنگین‌تری می‌خورند. خاورمیانه و آسیا، یعنی دو منطقه‌ای که موتور اصلی رشد مصرف طی دو دهه اخیر بوده‌اند، در سه‌ماهه دوم سال جاری بیشترین کاهش تقاضا را تجربه خواهند کرد.

    این تغییرات تنها محدود به فصل جاری نیست. وقتی یک اقتصاد وارد مسیر کاهش مصرف می‌شود، بازگشت آن به روند قبلی معمولاً زمان‌بر است. از همین رو، کاهش برآورد سال ۲۰۲۶، نشان‌دهنده تأثیر ماندگار جنگ بر پویایی بازار جهانی است. برای درک معنای واقعی کاهش ۷۰۰ هزار بشکه‌ای پیش‌بینی مصرف، باید به دو نکته توجه کرد:

    تقاضای نفت برخلاف قیمت، کم‌نوسان است. صنایع، حمل‌ونقل، و مصرف‌کنندگان نمی‌توانند یک‌شبه رفتارشان را تغییر دهند. به همین دلیل، هرگاه نهادی مانند S&P عدد تقاضا را دستخوش تغییر سنگین می‌کند، یعنی ساختار بازار به‌شدت تحت فشار است.

    جنگ تنها عامل نیست، تسریع روندهای قبلی است

    پیش از جنگ نیز نشانه‌هایی از کند شدن رشد مصرف وجود داشت:

    افزایش خودروهای برقی، رشد انرژی‌های تجدیدپذیر، فشار دولت‌ها برای کاهش آلایندگی و بهبود بهره‌وری سوخت.

    اما جنگ، این روند کند را شتاب داد. وقتی نااطمینانی بر بازار سایه بیندازد، صنایع بزرگ به جای توسعه مصرف، به سمت کاهش ریسک حرکت می‌کنند. جنگ مسیر کاهش رشد تقاضا را کوتاه کرد و آن را جلو انداخت. یکی از مهم‌ترین بخش‌های گزارش، اشاره به اقدام چند کشور آسیایی برای آزادسازی ذخایر راهبردی نفت است؛ اقدامی که معمولاً فقط در شرایط اضطراری انجام می‌شود.

    این سیاست دو پیام مهم دارد:

    زیرا کشورها وقتی از ذخایر استراتژیک برداشت می‌کنند که واقعاً به سوخت نیاز دارند، نه وقتی که صرفاً قیمت بالا رفته است.

    آزادسازی ذخیره به‌معنای کاهش سپر امنیت انرژی کشورهاست. پس اگر جنگ یا اختلال هرمز ادامه پیدا کند، فشار دوباره به بازار برخواهد گشت.

    در واقع، استفاده از ذخایر مانند مصرف آب یک سد حیاتی در دوران خشکسالی است: برای امروز مفید است، اما اگر بارندگی در پیش نباشد، بحران بزرگ‌تری در انتظار خواهد بود.

    اختلال در تنگه هرمز تنها مربوط به نفت‌خام نیست؛ پالایشگاه‌ها نیز اکنون در مرکز بحران قرار گرفته‌اند.

    در بازارهای انرژی، همیشه نخستین نشانه‌های بحران، در فرآورده‌های میان‌تقطیر مشاهده می‌شود؛ درست همان‌جایی که امروز اتفاق افتاده است.

    چشم‌انداز ۲۰۲۶ / سالی که تقاضا تغییر فاز می‌دهد؟

    پرسش اصلی این است:

    کاهش تقاضا در ۲۰۲۶ یک پدیده موقتی است یا آغازی برای نقطه عطف جدید در بازار نفت؟

    سه سناریو پیش‌ِ رو قرار دارد:

    سناریو اول: بهبود سریع پس از حل بحران

    اگر تنش‌ها کاهش یابد و تنگه هرمز به حالت عادی بازگردد، احتمالاً بخشی از افت مصرف جبران می‌شود و بازار به رشد ملایم برمی‌گردد.

    کاهش ۷۰۰ هزار بشکه‌ای پیش‌بینی مصرف نفت در ۲۰۲۶، فراتر از یک رقم است؛ نشانه‌ای از ورود بازار به مرحله‌ای است که در آن هر رخداد ژئوپلیتیک، می‌تواند مسیر مصرف، تولید و قیمت‌ها را تغییر دهد.

    نفت همچنان انرژی شماره یک جهان است، اما دیگر آن اطمینان قدیمی را ندارد؛ بازار به‌شدت نوسانی‌تر، شکننده‌تر و پیچیده‌تر شده است.

    و تقاضا بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر سیاست، جنگ و اختلال‌های حمل‌ونقل قرار دارد.

    سال ۲۰۲۶ شاید سال کم‌مصرف‌تری برای نفت باشد، اما مهم‌تر از آن این است که احتمالاً «سال تغییر است»؛ تغییری که شاید یکی از مهم‌ترین نقاط عطف انرژی در دهه اخیر باشد.

     

  • گرمای زودرس در راه ایران؟

    گرمای زودرس در راه ایران؟

    به گزارش اقتصادران، احد وظیفه درباره وضعیت دمای کشور طی فروردین‌ماه گفت: با توجه به ورود سامانه‌های بارشی مختلف به‌ کشور، خوشبختانه دما طی نیمه دوم اسفند سال گذشته و فروردین امسال در حد نرمال و کمتر از نرمال ثبت شد بنابراین به‌طور نسبی با هوای خنک‌تری مواجه بودیم.

    وی افزود: طی هفته جاری و  هفته آینده هم شرایط دمایی مطلوب است ولی به‌تدریج از نیمه اردیبهشت ماه به بعد، با گرمایش نسبی هوا مواجهیم و در ادامه انتظار می‌رود فصل تابستان قدری زودتر از معمول یعنی خردادماه فرا برسد و تابستانی گرم‌تر از معمول را تجربه کنیم. در این شرایط برخی هفته‌ها با امواج گرمایی بسیار شدید به‌خصوص در فلات مرکزی ایران مثل استان‌های اصفهان، تهران، قم و یزد همراه خواهد شد.

    رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی در ادامه گفت: دمای کشور طی تابستان ۱.۵ تا ۲ درجه بالاتر از میانگین بلندمدت پیش‌بینی می‌شود البته در اوج تابستان، امواج گرمایی توسعه پیدا می‌کنند و گاهی به ۵ یا ۶ درجه گرم‌تر از نرمال می‌رسد.

    وی درباره بارش‌ تابستانه اظهار کرد: این بارش معمولاً از نیمه دوم تیرماه شروع می‌شود و طی مرداد به اوج خود می‌رسد و تا اوایل شهریور در جنوب شرق کشور مثل شرق هرمزگان، جنوب شرق کرمان و نیمه جنوبی سیستان و بلوچستان ادامه دارد.

    وظیفه افزود: چون امسال انتظار حاکمیت «ال‌نینو» یا فاز گرم را داریم، در چنین شرایطی معمولاً انتقال رطوبت به شبه قاره هند ضعیف می‌شود، در نتیجه مونسون ضعیف‌تر عمل می‌کند بنابراین انتقال رطوبت به جنوب شرق ایران ضعیف‌تر از معمول و بارندگی‌ها کمتر از میانگین بلندمدت خواهد بود، به‌طوری که تابستان خشک‌تری را برای شرق هرمزگان و سیستان انتظار می‌رود و هوا به‌طور نسبی گرم‌تر از معمول خواهد شد.

    بارندگی نرمال کشور طی فروردین‌ماه

    رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی با اشاره به وضعیت بارندگی طی فروردین‌ماه اظهار کرد: بارش کشور طی فروردین ماه تقریبا در شرایط نرمال بود اما در برخی استان‌ها حدود ۵۰ درصد از میزان متوسط یا میانگین بلندمدت سال‌های گذشته بیشتر بود، به‌خصوص در جنوب غرب و غرب کشورمان مثل استان‌های چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد، لرستان، خوزستان، ایلام، کرمانشاه، بخش‌های غربی کردستان و آذربایجان‌ غربی و آذربایجان شرقی. وضعیت بارش در شرق کشور نیز خوب بوده است.

    وظیفه در پایان گفت: بارندگی در برخی استان‌ها طی فروردین ماه کمتر از نرمال و در استان‌هایی مانند تهران، مرکزی،‌قزوین و سمنان به‌شدت پایین بود. به عنوان میانگین بارندگی تهران ۳۵ درصد کمتر از میانگین بلندمدت ثبت شد. با توجه به اینکه استان‌هایی مانند تهران ششمین سال کم‌بارشی را پشت سر می‌گذارند، اثرات خشکسالی در این مناطق مخرب‌تر می‌شود و کم‌آبی محسوس‌تر است.