دسته: انرژی و پتروشیمی

  • خطر بی‌آبی از بیخ گوش پایتخت گذشت؟

    خطر بی‌آبی از بیخ گوش پایتخت گذشت؟

    به گزارش اقتصادران، راما حبیبی- معاون حفاظت و بهره‌برداری شرکت آب منطقه‌ای تهران – با اشاره به وضعیت بارش‌ها و تداوم خشکسالی در استان تهران اظهار کرد: خشکسالی شدیدی را طی پنج سال گذشته پشت سر گذاشته‌ایم و در سال آبی جاری عملاً وارد ششمین سال خشکسالی شده‌ایم چراکه سال آبی از ابتدای مهرماه آغاز می‌شود و تا پایان شهریور سال بعد ادامه دارد.

    وی ادامه داد: در ابتدای سال آبی جاری میزان بارندگی‌ها چندان مطلوب نبود، اما از اسفندماه به بعد شاهد بارندگی‌های نسبتاً بهتری نسبت به سال گذشته بودیم البته هنوز تا شرایط مطلوب فاصله داریم. از ابتدای سال آبی تاکنون حدود ۱۶۶ میلی‌متر بارندگی ثبت شده، در حالی که میانگین نرمال بلندمدت حدود ۲۸۰ میلی‌متر است.

    میانگین بلندمدت ذخیره سدهای تهران حدود ۷۱۳ میلیون مترمکعب است و در حال حاضر تقریباً نصف این میانگین ذخیره داریم.

    معاون حفاظت و بهره‌برداری شرکت آب منطقه‌ای تهران با بیان اینکه زمان زیادی تا پایان فصل بارش باقی نمانده است، گفت: حداکثر حدود ۴۰ روز دیگر امکان بارش‌های نرمال وجود دارد و امیدواریم در این مدت میزان بارش‌ها به میانگین بلندمدت نزدیک‌تر شود تا بتوانیم سال آبی جاری را بدون دغدغه پشت سر بگذاریم.

    حبیبی درباره وضعیت سدهای استان تهران نیز توضیح داد: در سال گذشته، حجم زیادی از ذخایر سدها مصرف شد و در پایان سال آبی حجم آب باقی‌مانده در سدها بسیار ناچیز و در حد ذخیره استراتژیک بود. درواقع یکی از کم‌سابقه‌ترین رکوردهای کاهش ذخیره سدها را تجربه کردیم.

    وی افزود: امسال با بارندگی‌هایی که رخ داده، روند آبگیری سدها آغاز شده است البته هنوز نسبت به سال گذشته عقبیم، چراکه ذخایر سال گذشته در طول سال مصرف شده بود. در حال حاضر مجموع ذخیره سدهای پنج‌گانه استان تهران حدود ۳۵۳ میلیون مترمکعب است؛ در حالی که این رقم در مدت مشابه سال گذشته ۴۳۷ میلیون مترمکعب بوده است.

    بارندگی‌های اخیر به معنای پایان خشکسالی نیست

    معاون حفاظت و بهره‌برداری شرکت آب منطقه‌ای تهران ادامه داد: میانگین بلندمدت ذخیره سدهای تهران حدود ۷۱۳ میلیون مترمکعب است و در حال حاضر تقریباً نصف این میانگین ذخیره داریم و امیدواریم در زمان باقی‌مانده از فصل بارش بتوانیم میزان ذخیره سدها را به حد قابل قبول نزدیک کنیم.

    وی با تأکید بر اینکه بارندگی‌های اخیر به معنای پایان خشکسالی نیست، گفت: این شرایط به هیچ عنوان به این معنا نیست که از وضعیت خشکسالی خارج شده‌ایم بلکه همچنان فاصله زیادی با شرایط مطلوب داریم و لازم است شهروندان موضوع صرفه‌جویی و مدیریت مصرف آب را جدی بگیرند.

    حبیبی با اشاره به وضعیت سدهای تأمین‌کننده آب تهران اظهار کرد: سد طالقان بیشترین حجم ذخیره را در میان سدهای استان دارد و سد لار در حال حاضر کمترین حجم ذخیره را داراست. سال گذشته سال سختی بود و برای امسال طبق سنجش‌های انجام شده از ذخایر برفی و آورد رودخانه‌ها امیدواریم بتوانیم به حجم سال گذشته برسیم، با تمهیداتی که اندیشیده شده چه در سطح آب‌های زیرزمینی و تدابیری که در بالادست حوزه‌های  تأمین کننده آب سطحی اندیشیده شده، چه‌بسا از حجم سال گذشته مقداری فراتر برویم. همچنین مباحث مربوط به برخورد با بهره برداران غیر مجاز و هدایت ایمن آب به مخزن سد در دستور کار قرار است و سیاست‌گذاری و پیگیری‌های لازم در حال انجام است. تلاشمان این است که با استفاده از محل دو منبع آب سطحی و زیرزمینی از امسال نیز عبور کنیم.

    آخرین وضعیت انتقال آب از سد طالقان به تهران

    وی درباره پروژه‌های انتقال آب به استان تهران نیز گفت: یکی از پروژه‌های مهم، خط انتقال آب از سد طالقان است که با تلاش شبانه‌روزی همکاران و توسط شرکت آب نیرو اجرا و سال گذشته وارد مدار شد. این خط انتقال کمک قابل توجهی به تأمین آب تهران کرده و توانست حجم مناسبی از آب را وارد شبکه تأمین آب پایتخت کند.

    در حال حاضر حدود ۱۵ مترمکعب بر ثانیه از منابع آب زیرزمینی و حدود ۱۲.۲ تا ۱۲.۳ مترمکعب بر ثانیه از منابع آب سطحی برای تأمین آب مورد استفاده قرار می‌گیرد که این میزان بسته به شرایط در ماه‌های مختلف ممکن است تغییر کند.

    معاون حفاظت و بهره‌برداری شرکت آب منطقه‌ای تهران درباره وضعیت سد لار نیز توضیح داد: سد لار از زمان بهره‌برداری همواره با مشکل نشتی مواجه بوده و پروژه‌های مختلفی برای کنترل این نشتی اجرا شده، اما به نتیجه مطلوب نرسیده است. درنهایت تصمیم گرفته شد آب ناشی از نشتی سد به صورت مستقیم به سمت تأسیسات تصفیه خانه‌ها و شبکه آب شرب تهران منتقل شود.

    وی افزود: برای این منظور خط انتقالی به طول ۲۸ کیلومتر در حال اجراست که تاکنون حدود از ۵۳ درصد پیشرفت فیزیکی داشته است. در صورت تکمیل این پروژه پیش‌بینی می‌شود حدود ۱۶۰ میلیون مترمکعب آب از محل نشتی سد لار برای تأمین آب شرب تهران منتقل شود.

    حبیبی در ادامه درباره منابع تأمین آب تهران گفت: در حال حاضر حدود ۱۵ مترمکعب بر ثانیه از منابع آب زیرزمینی و حدود ۱۲.۲ تا ۱۲.۳ مترمکعب بر ثانیه از منابع آب سطحی برای تأمین آب مورد استفاده قرار می‌گیرد که این میزان بسته به شرایط در ماه‌های مختلف ممکن است تغییر کند.

    آخرین اقدامات مسدودسازی چاه‌های غیر مجاز

    وی همچنین به اقدامات انجام‌شده برای مقابله با برداشت‌های غیرمجاز آب اشاره کرد و گفت: سال گذشته در زمینه انسداد چاه‌های غیرمجاز رکورد قابل توجهی ثبت شد و حدود ۳۰۰۰ حلقه چاه غیرمجاز مسدود شد و امسال نیز همین میزان در دستور کار قرار دارد.

    معاون حفاظت و بهره‌برداری شرکت آب منطقه‌ای تهران افزود: علاوه بر چاه‌های غیرمجاز، با اضافه‌برداشت از چاه‌های مجاز نیز برخورد می‌شود. چراکه در برخی موارد بهره‌برداران بیش از میزان مجاز برداشت می‌کنند که با استفاده از ابزارهای کنترلی و نظارتی، برداشت‌ها در حد مجوز تعیین‌شده مدیریت می‌شود.

    وی درباره اقدامات مدیریت منابع آب زیرزمینی گفت: طرح احیا و تعادل‌بخشی آبخوان‌ها شامل پروژه‌هایی مانند انسداد چاه‌های غیرمجاز، مقابله با دستگاه‌های حفاری‌های غیرمجاز، کنترل اضافه‌برداشت، تغذیه مصنوعی آبخوان‌ها و ساماندهی بهره‌برداری از منابع آب زیرزمینی در حال اجراست.

    حبیبی همچنین به نصب کنتورهای هوشمند اشاره کرد و گفت: نصب کنتورهای هوشمند به‌ویژه برروی چاه‌های کشاورزی از ابزارهای مهم مدیریت منابع آب زیرزمینی است که در سالی که گذشت حدود ۵۵۰ کنتور هوشمند نصب شده و در سال جاری نیز برنامه داریم حداقل همین تعداد کنتور دیگر نصب شود. البته اگر اعتباراتی هم در اختیار ما قرار گیرد، طبیعتا از این تعداد گفته شده، تعداد کنتور های هوشمند افزایش می یابد.

    وی با اشاره به الگوی مصرف آب در استان تهران تصریح کرد: در استان تهران حدود ۴۸ درصد کل منابع آب در بخش کشاورزی، حدود ۴۲ تا ۴۳ درصد در بخش شرب و مابقی در بخش صنعت، خدمات و فضای سبز مصرف می‌شود. اما در سطح کشور نیز حدود ۹۰ تا ۹۱ درصد آب در بخش کشاورزی مصرف  می‌شود.

    معاون حفاظت و بهره‌برداری شرکت آب منطقه‌ای تهران تأکید کرد: توسعه روش‌های نوین آبیاری و بهینه‌سازی مصرف آب در بخش کشاورزی نقش مهمی در حفاظت از منابع آبی دارد و در این زمینه همکاری‌هایی با بخش کشاورزی در حال انجام است.

    وی در پایان از شهروندان خواست با ادامه صرفه‌جویی و مصرف بهینه آب، به مدیریت منابع آبی استان کمک کنند و گفت: همکاران ما در مجموعه آب منطقه‌ای به صورت شبانه‌روزی تلاش می‌کنند تا تأمین پایدار آب برای شهروندان فراهم شود.

  • فاجعه بنزینی در آمریکا

    فاجعه بنزینی در آمریکا

    به گزارش اقتصادران، براساس گزارش سی‌ان‌ان،‌ یکی از خبرنگاران این شبکه با اشاره به رشد اخیر قیمت سوخت در آمریکا اظهار کرد: «خدای من، چه فاجعه‌ای!» طبق آخرین داده‌ها، میانگین قیمت بنزین در سطح ایالات متحده به ۴.۴۸ دلار در هر گالن رسیده است.

    در این میان، کالیفرنیا بیشترین افزایش قیمت را تجربه کرده و با نرخ ۶.۱۳ دلار در هر گالن رکورددار گرانی سوخت در کشور محسوب می‌شود.

    برخی رسانه‌های آمریکایی این شرایط را نتیجه تشدید تنش‌ها در خاورمیانه می‌دانند که به نوسان و افزایش قیمت سوخت در بازارهای داخلی آمریکا منجر شده است.

  • نبض نفت امارات قطع شد!

    نبض نفت امارات قطع شد!

    به گزارش اقتصادران، با توجه به تصاویر جدید ماهواره ای به نظر می‌رسد صادرات نفت از فجیره پس از اصابت پرتابه های ناشناس تحت تأثیر قرار گرفته است.

    در حال حاضر تنها ۲ نفتکش در نزدیکی بندر فجیره حضور دارند و فقط یک کشتی VLCC در محل پهلوگیری از ترمینال بندر دیده می‌شود.

     

    وضعیت بحرانی بندر فجیره امارات بعد از حمله هوایی / شاهرگ امارات قطع شد!

    پیش بینی می شود، با این وضعیت ماه آینده صادرات نفت خام امارات مجددا کاهش پیدا کند.

    این در حالی است که تولید نفت خام این کشور در ماه مارس هم نسبت به ماه قبل بیش از ۴۵ درصد کاهش یافته بود.

    وضعیت بحرانی بندر فجیره امارات بعد از حمله هوایی / شاهرگ امارات قطع شد!

     

  • نفت در اسارت «پروژه آزادی»!

    نفت در اسارت «پروژه آزادی»!

    به گزارش اقتصادران، قیمت جهانی نفت پس از تبادل آتش شدید در خلیج فارس و حملاتی علیه اهدافی در امارات متحده عربی که منشا آن هنوز مشخص نیست، جهش قابل توجهی را تجربه کرد. این تحولات، که همزمان با افزایش تهدیدها علیه تنگه استراتژیک هرمز رخ داده، نگرانی‌ها درباره اختلال در عرضه انرژی و گسترش دامنه جنگ را تشدید کرده است.

    شوک قیمتی در بازار نفت

    بازار انرژی به سرعت نسبت به بی‌ثباتی در تنگه هرمز واکنش نشان دادند. بهای نفت برنت بیش از پنج درصد افزایش یافت و به نزدیکی ۱۱۴ دلار در هر بشکه رسید. همزمان، نفت خام وست تگزاس اینترمدیت (WTI) نیز تا حدود ۱۰۵ دلار در هر بشکه صعود کرد.

    با این حال، در لحظه تنظیم این گزارش، قیمت‌ها در بازار انرژی اندکی تعدیل شده است اما همچنان در سطوح بالا قرار دارد. به این ترتیب، قیمت نفت برنت ۱٫۰۸ درصد اصلاح کرده و به ۱۱۳٫۲۲ دلار در هر بشکه رسیده است. قیمت نفت خام وست تگزاس اینترمدیت (WTI) نیز با افت ۱٫۹۵ درصدی به محدود ۱۰۴٫۳۵ دلار در هر بشکه رسیده است.

    قیمت نفت موربان ابوظبی افزایشی است و با رشد ۳٫۴۱ درصدی، در سطح ۱۰۷٫۳۰ دلار در هر بشکه ایستاده است. قیمت نفت عمان نیز با افزایش ۴٫۷۴ درصدی به سطح ۱۰۶٫۹۰ دلار در هر بشکه رسیده است. قیمت نفت اوپک نیز صعودی است و با رشد ۶٫۵۱ درصدی، سطح ۱۲۱٫۱۱ دلار را لمس کرده است.

    قیمت نفت ایران نیز همچنان افزایشی است. نفت سبک ایران در بازه ۱۰۸٫۹۹ دلار تا ۱۱۰٫۸۹ دلار قیمت خورده و قیمت نفت سنگین ایران نیز در بازه ۱۰۶٫۸۴ تا ۱۰۸٫۷۴ دلار در هر بشکه متغیر است.

    آتش‌بس شکننده در آستانه فروپاشی

    به نظر می‌رسد آتش‌بس چهار هفته‌ای میان ایالات متحده و ایران، پس از درگیری‌های روز دوشنبه در خلیج فارس، به مرحله‌ای بحرانی رسیده است. فرماندهی مرکزی ایالات متحده (CENTCOM)، اعلام کرده است، نیروهای آمریکایی با مجموعه‌ای از پهپادها، موشک‌ها و قایق‌های کوچک ایرانی مقابله کرده و همزمان عبور دو کشتی با پرچم ایالات متحده را تسهیل کرده‌اند.

    در همین حال، دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا از طریق شبکه Truth Social ادعا کرد که ایالات متحده در جریان این رویارویی «هفت قایق کوچک» را منهدم کرده است. ادعایی که تایید نشده است.

    تشدید تنش‌ها پس از اعلام طرح موسوم به «پروژه آزادی» از سوی ترامپ رخ داد؛ طرحی که ادعا کرد هدف آن هدایت کشتی‌های بی‌طرف، به خارج از آبراهه تنگه هرمز است. خبرگزاری فارس روز گذشته خبر داد که ایران به سمت کشتی‌های نیروی دریایی ایالات متحده شلیک کرده است. خبرگزاری تسنیم نیز گزارش داد که ایران برای تنظیم ترافیک دریایی، «منطقه کنترل» در تنگه هرمز را بازتعریف کرده است.

    گسترش درگیری به امارات

    دامنه درگیری‌ها فراتر از محور ایالات متحده، رژیم صهیونیستی و ایران گسترش یافت؛ جایی که امارات متحده عربی حمله پهپادی ایران را عامل آتش‌سوزی گسترده در منطقه صنعتی نفتی فجیره معرفی کرد. وزارت دفاع امارات اعلام کرد از چهار موشک کروز ورودی، سه موشک رهگیری شده است. با این حال، این حملات سه نفر را راهی بیمارستان کرد و موجب شد امارات برای نخستین‌بار از زمان آغاز آتش‌بس ۸ آوریل، هشدارهای موشکی را برای ساکنان صادر کند. در واکنش، نفتالی بنت حملات به امارات را «اعلام تجدید جنگ ایران علیه متحدان ایالات متحده و اسرائیل» توصیف کرد. ایران هنوز انجام این حملات را تایید نکرده است.

    چشم‌انداز مبهم جنگ و دیپلماسی

    با وجود افزایش تنش‌ها در منظقه هرمز از سوی آمریکا، ترامپ از مذاکرات جاری با ایران سخن گفت و مدعی شد این گفت‌وگوها «می‌تواند به چیزی بسیار مثبت منجر شود»، هرچند مانند اظهارات پیشین وی، جزئیات یا زمان‌بندی مشخصی ارائه نشده است. در مقابل، ایران تأکید کرده است تنها در صورتی تنگه هرمز را بازگشایی خواهد کرد که ایالات متحده محاصره دریایی بنادر ایران را لغو کن و شروط ایران را بپذیرد.

  • ماجرای درگیری دیروز در «تنگه هرمز» چه بود؟!

    ماجرای درگیری دیروز در «تنگه هرمز» چه بود؟!

    به گزارش اقتصادران، تحولات اخیر پیرامون طرح «پروژه آزادی» از سوی دونالد ترامپ و پشتیبانی فرماندهی مرکزی ایالات متحده، در کنار واکنش تند تهران و تحولات بعدی آن، نشانه‌ای روشن از ورود بحران به مرحله‌ای حساس و بالقوه خطرناک است. تنگه هرمز به‌عنوان یکی از حیاتی‌ترین شریان‌های انرژی جهان، همواره مستعد تنش بوده، اما هم‌زمانی نمایش قدرت نظامی آمریکا با هشدارهای صریح ایران، سطحی جدید از تقابل را رقم زده است.

    به گزارش شرق، تأکید واشنگتن بر «هدایت» کشتی‌ها، ذیل پروژه آزادی ادعاییِ ترامپ، هرچند در ظاهر با هدف کاهش تنش مطرح می‌شود، در عمل می‌تواند به‌عنوان نوعی حضور نظامی فعال تلقی شده و حساسیت‌های امنیتی ایران را تشدید کند. در مقابل، موضع قاطع ایران مبنی بر لزوم هماهنگی همه ترددها با نیروهای مسلح، نشان‌دهنده عزم این کشور برای اعمال کنترل کامل بر این گذرگاه راهبردی است.

    گزارش‌ها درباره درگیری مستقیم با یک ناوچه آمریکایی صرف‌نظر از میزان دقت آن، خطر لغزش به سوی برخورد نظامی ناخواسته را برجسته می‌کند. در چنین شرایطی، حتی یک خطای محاسباتی می‌تواند زنجیره‌ای از واکنش‌ها را به دنبال داشته باشد که پیامدهای آن به فراتر از منطقه خواهد رفت.

    دیروز در تنگه هرمز چه گذشت؟

    به دنبال اعلام ترامپ و سنتکام برای اجرای پروژه آزادی در تنگه هرمز در گزارش‌های منتشرشده از تحولات دیروز، مجموعه‌ای از ادعاها، روایت‌های متضاد و بیانیه‌های نظامی از سوی طرف‌های مختلف درباره وضعیت امنیتی این آبراه راهبردی مطرح شده است. بر اساس اعلام سنتکام و گزارش خبرگزاری‌ها، در نخستین مرحله از عملیات موسوم به «پروژه آزادی» دو کشتی تجاری با پرچم آمریکا از تنگه هرمز عبور کرده‌اند. این اقدام از سوی واشنگتن به‌عنوان نشانه آغاز اجرای عملی طرح جدید امنیت دریایی معرفی شده است.

    در مقابل، برخی داده‌های ناوبری و گزارش‌های رسانه‌ای از جمله الجزیره و منابع ردیابی کشتی‌ها، از عبور یک کشتی حامل گاز مایع ایران با نام «زاویا» خبر داده‌اند که توانسته از محدوده تحت کنترل یا محاصره ادعایی نیروهای آمریکایی عبور کند. این گزارش‌ها همچنین اشاره می‌کنند که کشتی مذکور پیش‌تر در عسلویه بارگیری شده و سپس در نزدیکی سواحل عمان مشاهده شده است.

    در همین حال، برخی منابع منطقه‌ای از جمله وزارت خارجه امارات ادعا کرده‌اند که یک نفتکش وابسته به شرکت ادنوک در مسیر عبور از تنگه، هدف حمله پهپادی قرار گرفته است. این ادعا در کنار گزارش‌های پراکنده درباره تنش‌های دریایی، بر فضای پرتنش منطقه افزوده است. از سوی دیگر، روابط عمومی ارتش جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده که نیروی دریایی ارتش با اقدام سریع، مانع از ورود ناوشکن‌های آمریکایی به محدوده تنگه هرمز شده است.

    همچنین برخی منابع محلی در جنوب ایران گزارش داده‌اند که یک ناوچه آمریکایی در نزدیکی جاسک هدف دو موشک قرار گرفته و مجبور به عقب‌نشینی شده است. این روایت‌ها تأکید دارند که این اقدامات در چارچوب هشدارهای قبلی ایران درباره لزوم اخذ مجوز برای تردد در تنگه هرمز انجام شده است.

    در مقابل، سنتکام و برخی مقامات آمریکایی واردشدن هرگونه آسیب به شناورهای خود را تکذیب کرده‌اند. یک مقام ارشد آمریکایی نیز اعلام کرده که هیچ کشتی‌ای از نیروی دریایی ایالات متحده مورد اصابت قرار نگرفته است. با این حال، برخی رسانه‌ها با تحلیل این تکذیبیه‌ها، آن را مبهم توصیف کرده و معتقدند این ادبیات لزوما به معنای‌عدم وقوع درگیری نیست.

    در همین راستا، یک خبرنگار اسرائیلی نیز با اشاره به تناقض در بیانیه‌های آمریکایی، نسبت به احتمال استفاده از ادبیات مبهم برای جلوگیری از تشدید واکنش‌ها هشدار داده است. در داخل ایران نیز یک منبع نظامی تأکید کرده که نیروهای مسلح کشور برای همه سناریوها آمادگی کامل دارند و اجازه عبور بدون مجوز از تنگه هرمز را نخواهند داد. این منبع همچنین به شلیک‌های هشدارآمیز به برخی شناورها اشاره کرده و مدعی شده که سناریوهای عملیاتی دیگری نیز در صورت نیاز در نظر گرفته شده است.

    در سطح بین‌المللی، سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا نیز از ایجاد یک منطقه امنیتی تقویت‌شده توسط آمریکا در تنگه هرمز خبر داده است. این نهاد هشدار داده که تردد در این منطقه به دلیل احتمال وجود مین‌های دریایی و تهدیدات احتمالی، بسیار پرخطر است و کشتی‌ها باید از مسیرهای جایگزین یا هماهنگی‌های امنیتی استفاده کنند.

    مجموعه این گزارش‌ها نشان می‌دهد که تنگه هرمز وارد مرحله‌ای از تنش شدید، روایت‌های متضاد و افزایش حضور نظامی شده است؛ وضعیتی که هم‌زمان نگرانی‌های جدی درباره امنیت کشتیرانی و احتمال گسترش درگیری را افزایش داده است.

    حرف و حدیث درباره پروژه ادعایی ترامپ

    «پروژه آزادی» که بامداد دوشنبه از سوی دونالد ترامپ اعلام شده و از طرف فرماندهی مرکزی ایالات متحده مورد حمایت قرار گرفته، طرحی است که با هدف مدیریت عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز در شرایط افزایش تنش‌های منطقه‌ای معرفی شده است. بر اساس روایت رسمی، این طرح با عنوان مأموریتی «بشردوستانه» برای تضمین عبور امن کشتی‌های تجاری و کاهش خطرات احتمالی در یکی از حساس‌ترین آبراه‌های جهان آغاز شده است.

    ترامپ در توضیح این طرح اعلام کرده برخی کشورها که در درگیری‌های خاورمیانه نقشی ندارند، از آمریکا درخواست کمک کرده‌اند تا کشتی‌هایشان بتوانند از تنگه هرمز عبور کنند. او این کشورها را «تماشاچیان بی‌طرف» توصیف کرده و گفته هدف پروژه آزادی، فراهم‌کردن شرایطی برای تداوم تجارت جهانی و کاهش خطرات برای دریانوردی است. به گفته او، این عملیات از روز دوشنبه آغاز شده و در چارچوب آن، همکاری میان نهادهای نظامی و دیپلماتیک آمریکا برای مدیریت وضعیت در حال انجام است.

    طبق بیانیه سنتکام، این مأموریت شامل استفاده از ظرفیت گسترده نظامی از جمله ناوشکن‌های مجهز، بیش از ۱۰۰ هواگرد، سامانه‌های بدون سرنشین و حدود ۱۵ هزار نیروی نظامی است. همچنین اعلام شده که هدف اصلی، کمک به عبور ایمن کشتی‌ها و مقابله با تهدیدات احتمالی در دریا و سواحل است. در کنار این اقدامات، سازوکاری با عنوان «ساختار آزادی دریایی» برای هماهنگی اطلاعاتی و امنیتی میان کشورهای همکار ایجاد شده است.

    با این حال، گزارش‌های رسانه‌ای از جمله سی‌ان‌ان نشان می‌دهد که این طرح در ظاهر بر «هدایت» کشتی‌ها تمرکز دارد و نه اسکورت مستقیم نظامی، اما در عمل می‌تواند به افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه و تغییر موازنه قدرت در تنگه هرمز منجر شود. تحلیلگران معتقدند چنین حضوری، حتی بدون اسکورت رسمی، نوعی بازدارندگی ایجاد می‌کند و پیام امنیتی جدیدی به شرکت‌های کشتیرانی می‌دهد.

    در گزارش‌های دیگر از جمله اکسیوس، آمده است که ترامپ از وضعیت «نه جنگ، نه توافق» با ایران ناراضی بوده و به دنبال خروج از این بن‌بست است. برخی پیشنهادها حتی شامل بازگشایی تنگه با استفاده از زور بوده، اما در نسخه اولیه، رویکردی محتاطانه‌تر اتخاذ شده است. در این نسخه، کشتی‌های آمریکایی در حالت آماده‌باش در نزدیکی مسیرهای عبور قرار می‌گیرند و در صورت بروز تهدید، امکان مداخله دارند، بدون آنکه اسکورت کامل نظامی انجام شود. در سطح تحلیل‌های امنیتی، برخی منابع این طرح را مقدمه‌ای بالقوه برای رویارویی گسترده‌تر میان ایران و آمریکا توصیف کرده‌اند.

    در مقابل، مقامات آمریکایی تأکید دارند که هدف فعلی جلوگیری از تشدید بحران و ایجاد مسیر امن برای تجارت است، هرچند هم‌زمان گزینه‌های نظامی نیز روی میز باقی مانده است.

    در واکنش به این تحولات، مقامات ایرانی هشدار داده‌اند که هرگونه مداخله در ترتیبات امنیتی تنگه هرمز می‌تواند نقض توافق‌های موجود تلقی شود. در همین حال، روند مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و آمریکا نیز همچنان ادامه دارد و برخی میانجی‌ها در تلاش‌اند تا مسیر دیپلماتیک را باز نگه دارند، هرچند اختلافات اساسی همچنان پابرجاست.

    از سوی دیگر، کارشناسان نظامی هشدار داده‌اند که تجربه‌های گذشته نشان می‌دهد حتی عملیات‌های اسکورت نیز در این منطقه با خطرات جدی مواجه بوده‌اند و شرایط کنونی به دلیل پیشرفت توان نظامی بازیگران منطقه، پیچیده‌تر شده است. برخی تحلیلگران نیز تأکید دارند که تنگه هرمز برای ایران یک اهرم راهبردی مهم است و هرگونه تلاش برای تغییر وضعیت آن بدون هماهنگی، می‌تواند به افزایش تنش منجر شود.

    در حوزه کشتیرانی نیز تردید جدی وجود دارد. برخی ناخدایان و فعالان دریایی اعلام کرده‌اند که به دلیل ناامنی، احتمال عبور ایمن از تنگه کاهش یافته و شرکت‌های بیمه نیز ممکن است از پوشش این مسیر خودداری کنند.

    هم‌زمان گزارش‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد پروژه آزادی در عمل بیشتر یک سازوکار هماهنگی برای مدیریت مسیرهای امن است تا یک عملیات اسکورت کامل نظامی. در مجموع، «پروژه آزادی» در حالی معرفی شده که میان دو هدف متضاد قرار دارد؛ از یک سو تلاش برای کاهش ریسک و حفظ جریان تجارت جهانی و از سوی دیگر افزایش حضور نظامی و احتمال تشدید تنش. همین دوگانگی باعث شده تحلیلگران آن را نه یک راه‌حل نهایی، بلکه مرحله‌ای حساس در یک بحران پیچیده و در حال تحول ارزیابی کنند.

    واکنش تهران

    در واکنش به طرح «پروژه آزادی» مطرح‌شده از سوی دونالد ترامپ، مقامات نظامی و دیپلماتیک ایران موضعی صریح، هشدارآمیز و هماهنگ اتخاذ کرده و بر حق حاکمیتی کشور بر تنگه هرمز تأکید کرده‌اند. قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا به فرماندهی علی عبدالهی اعلام کرد که امنیت تنگه هرمز به‌طور کامل در اختیار نیروهای مسلح ایران است و هرگونه تردد ایمن کشتی‌ها باید با هماهنگی این نیروها انجام شود.

    در این بیانیه هشدار داده شد که هر نیروی نظامی بیگانه، به‌ویژه ارتش آمریکا، در صورت ورود به این منطقه با پاسخ نظامی مواجه خواهد شد. همچنین تأکید شد که ایران توانایی پاسخ «سخت و پشیمان‌کننده» به هرگونه تهدید را دارد و از کشتی‌های تجاری و نفتکش‌ها خواسته شد بدون هماهنگی وارد این آبراه نشوند.

    در ادامه، اسماعیل بقایی در نشست خبری روز دوشنبه، ضمن تأیید موضع قرارگاه خاتم‌الانبیا، اعلام کرد که نهادهای مسئول در ایران برای پاسخ به هر اقدام «غیرقانونی» آمادگی کامل دارند.

    او ادعاهای آمریکا درباره اهداف بشردوستانه این طرح را رد کرد و گفت که چنین روایت‌هایی از سوی جامعه جهانی پذیرفته نمی‌شود. به گفته او، سیاست‌های آمریکا نه‌تنها به حل بحران کمکی نکرده، بلکه موجب تشدید تنش‌ها در منطقه شده است.

    بقایی همچنین تأکید کرد که ایران خود را «پاسدار و نگهبان تنگه هرمز» می‌داند و امنیت این آبراه راهبردی را بخشی از مسئولیت حاکمیتی خود تعریف کرده است. او مدعی شد ناامنی‌های اخیر نتیجه اقدامات نظامی آمریکا و متحدانش بوده و پیش از این، تنگه هرمز مسیر امنی برای تجارت جهانی بوده است.

    در بخش دیگری از این موضع‌گیری، او به مذاکرات ایران و عمان اشاره کرد و گفت دو کشور به‌عنوان همسایگان تنگه هرمز، در حال تدوین سازوکارهایی برای تضمین عبور ایمن کشتی‌ها هستند. این گفت‌وگوها شامل بررسی ابعاد حقوقی و اجرائی مدیریت تردد دریایی است و احتمال ادامه آن در روزهای آینده وجود دارد. سخنگوی وزارت خارجه همچنین کشورهای اروپایی را به پرهیز از تشدید بحران فراخواند و تأکید کرد که بهترین کمک آن‌ها، جلوگیری از اقدامات یک‌جانبه آمریکاست.

    او افزود ایران براساس حقوق بین‌الملل و قوانین داخلی خود، حق دارد در شرایط تهدید یا تجاوز، اقدامات لازم برای دفاع از امنیت ملی را اتخاذ کند. در جمع‌بندی، مواضع رسمی ایران نشان می‌دهد تهران ضمن رد رویکرد آمریکا، بر مدیریت مستقل تنگه هرمز تأکید دارد و هم‌زمان تلاش می‌کند مسیرهای حقوقی و دیپلماتیک را برای تنظیم سازوکارهای عبور و مرور دریایی حفظ کند.

    صادق ملکی: پروژه آزادی ترامپ یک حرکت تاکتیکی برای تغییر نگاه جهانی است

    با توجه به آنچه گفته شد، صادق ملکی به بررسی ابعاد تنش‌های اخیر در تنگه هرمز و چشم‌انداز تقابل میان تهران و واشینگتن می‌پردازد و در ابتدای این گپ‌وگفت با تأکید بر ماهیت سیال بحران‌ها و جنگ‌ها، باور دارد که «یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های مدیریت سیاسی کارآمد، توانایی «نقد به‌موقع دستاوردها» است».

    دیپلمات اسبق کشورمان یادآوری می‌کند: «در بسیاری از مقاطع تاریخی، ایران فرصت‌هایی را که می‌توانست به تثبیت دستاوردها یا کاهش هزینه‌ها منجر شود، از دست داده است».

    او با لحنی انتقادی می‌افزاید: «ما در موارد متعددی نشان داده‌ایم که در ازدست‌دادن فرصت‌ها تبحر داریم؛ در حالی که هنر سیاست، تبدیل موقعیت‌های پرهزینه به دستاوردهای قابل تثبیت است».

    مفسر حوزه سیاست خارجی با اشاره به شرایط اخیر، معتقد است: «ایران در مقطعی در موقعیت «مظلومیت» در افکار عمومی جهانی قرار داشت؛ به‌گونه‌ای که حتی برخی متحدان غربی آمریکا نیز همراهی کامل با واشینگتن نشان نمی‌دادند».

    اما به گفته او، تحولات بعدی و اعلام طرح «پروژه آزادی» از سوی دونالد ترامپ، معادله را تغییر داده است. ملکی، این اقدام را یک «حرکت تاکتیکی» توصیف می‌کند که با هدف ایجاد تصویر بشردوستانه و تغییر ادراک بین‌المللی صورت گرفته است.

    این تحلیلگر حوزه بین‌الملل در ادامه به گزارش‌هایی درباره واکنش نظامی ایران و حمله موشکی به ناوچه آمریکایی اشاره می‌کند و هشدار می‌دهد که «چنین اقداماتی، صرف‌نظر از ابعاد واقعی آن، می‌تواند بهانه‌ای برای حمله ایالات متحده و پایان آتش‌بس باشد و از همه مهم‌تر بازسازی اجماع علیه ایران را فراهم کند».

    از نگاه این دیپلمات اسبق ایرانی، «این همان «تله‌ای» است که باید با هوشیاری از آن پرهیز می‌شد».

    او تأکید می‌کند: «مدیریت بحران، جایگزین تشدید آن است و هرگونه افزایش تنش می‌تواند مسیر تحولات را به سمت درگیری گسترده‌تر سوق دهد».

    تحلیلگر روابط بین‌الملل ضمن اشاره به توان نظامی و شرایط منطقه‌ای، تصریح می‌کند: «در صورت گسترش درگیری، هزینه‌ها برای ایران می‌تواند بسیار سنگین‌تر از گذشته باشد».

    او البته اذعان دارد که «این جنگ، در صورت وقوع، ویژگی‌های متفاوتی نسبت به جنگ‌های پیشین خواهد داشت»، اما در عین حال تأکید می‌کند که «ماهیت جنگ همواره تلخ است» و پیامدهای آن می‌تواند سال‌ها بر وضعیت داخلی کشور سایه بیندازد.

    ملکی در بخش دیگری از این گفت‌وگو، به نقش «خویشتن‌داری» طرفین اشاره می‌کند و می‌گوید: «مسیر آینده بحران، بیش از هر چیز به اراده تهران و واشینگتن برای کنترل یا تشدید تنش بستگی دارد».

    او یادآور می‌شود که «ایران پیشنهادهایی برای مدیریت وضعیت ارائه کرده است، ازجمله بازگشایی هم‌زمان تنگه هرمز و پایان محاصره دریایی»، اما به اعتقاد این مفسر حوزه سیاست خارجی، «اگر اقدامات مذکور به‌صورت یک‌جانبه و بدون در نظر گرفتن منافع متقابل اجرا شود، نمی‌تواند برای ایران قابل قبول باشد».

    وی در ادامه بر اهمیت دیپلماسی تأکید کرده و به تعبیر او هنوز «پنجره‌های مذاکره» بسته نشده است. بااین‌حال، ملکی اعتقاد دارد که «مذاکره، صرفا نشستن پشت میز نیست، بلکه فرایندی مبتنی بر «دادوستد» و تأمین منافع متقابل است».

    این دیپلمات تأکید می‌کند: «توافق زمانی معنا دارد که هر دو طرف براساس ظرفیت‌ها و توانمندی‌های خود، به یک نتیجه قابل قبول برسند». این تحلیلگر همچنین به تحولات اخیر در سطح تصمیم‌گیری ایران اشاره کرده و آن را «نقطه عطفی مهم» می‌داند.

    به گفته او، ورود مستقیم ساختار حاکمیتی به روند مذاکره، تحولی قابل توجه در مقایسه با دهه‌های گذشته بوده و نشان‌دهنده درک اهمیت شرایط کنونی است. او اعتراضات داخلی به این روند را نیز طبیعی ارزیابی می‌کند و معتقد است این مخالفت‌ها تأثیر تعیین‌کننده‌ای بر مسیر کلان تصمیم‌گیری ندارند.

    ملکی در ادامه با اشاره به رویکرد آمریکا، هشدار می‌دهد: «اگر واشینگتن جنگ را به‌عنوان یک فرصت تلقی کند، احتمال دستیابی به توافق کاهش می‌یابد». او در عین حال تأکید می‌کند که تجربه نشان داده مردم ایران در برابر فشار خارجی، با وجود اختلافات داخلی، انسجام خود را حفظ می‌کنند.

    در بخش دیگری از این گفت‌وگو، ملکی بر ضرورت ورود بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای برای مهار بحران تأکید می‌کند و می‌گوید: «کشورهایی از جنوب آسیا تا شرق آسیا و حتی قدرت‌های بزرگ، می‌توانند نقش مهمی در کاهش تنش ایفا کنند».

    این دیپلمات پیشین متذکر می‌شود: «گسترش درگیری در این منطقه، تنها محدود به ایران و آمریکا نخواهد ماند، بلکه پیامدهای آن کل نظام بین‌الملل را تحت تأثیر قرار خواهد داد».

    تحلیلگر حوزه سیاست خارجی جمع‌بندی می‌کند که «با توجه به حساسیت ژئوپلیتیکی منطقه، همه طرف‌ها باید به سمت کاهش تنش و دستیابی به صلح حرکت کنند؛ چراکه ادامه مسیر فعلی می‌تواند هزینه‌هایی به‌مراتب سنگین‌تر از دستاوردهای احتمالی به همراه داشته باشد».

    علی بیگدلی: بسته‌ماندن تنگه هرمز می‌تواند منطقه را به سمت یک رویارویی گسترده سوق دهد

    علی بیگدلی هم به‌عنوان دیگر کارشناس، ضمن اشاره به اخبار منتشرشده درباره حمله موشکی به یک ناو آمریکایی، تأکید می‌کند که این موضوع از سوی سنتکام تکذیب شده و به نظر می‌رسد اگر اقدامی هم صورت گرفته باشد، در حد هشدار یا تیراندازی اخطاری بوده است.

    این مدرس دانشگاه با لحنی محتاطانه می‌گوید: «امیدواریم این تحولات به جنگ منتهی نشود؛ چراکه چنین روندی می‌تواند مقدمه یک درگیری گسترده‌تر باشد».

    وی با اشاره به اقدام دونالد ترامپ در اعلام «پروژه آزادی»، این حرکت را نشانه‌ای از یک رویکرد نظامی بالقوه می‌داند.

    به اعتقاد این تحلیلگر، ورود آمریکا به موضوع «آزادسازی» تنگه هرمز، عملا به معنای حضور فعال‌تر نظامی در منطقه است و این مسئله می‌تواند زمینه‌ساز ورود بازیگران دیگر، ازجمله اسرائیل، به بحران شود.

    او هشدار می‌دهد که در چنین شرایطی، خطر گسترش دامنه درگیری افزایش می‌یابد. کارشناس ارشد روابط بین‌الملل، تنگه هرمز را به‌عنوان یک «اهرم فشار» مهم برای ایران توصیف می‌کند و می‌گوید: «کنترل مقطعی این تنگه، نوعی گروگان ژئوپلیتیکی در برابر فشارهای آمریکا ایجاد کرده است».

    بااین‌حال، او تأکید می‌کند: «استفاده از این ابزار باید هوشمندانه و در چارچوب دیپلماسی باشد، نه به‌گونه‌ای که بهانه‌ای برای اقدام نظامی گسترده‌تر فراهم کند».

    بیگدلی با اشاره به شرایط داخلی ایران تصریح می‌کند: «جامعه جهانی ظرفیت تحمل یک جنگ جدید را ندارد و به همین دلیل، باید از هرگونه تشدید تنش پرهیز شود». در نتیجه، این استاد دانشگاه پیشنهاد می‌دهد که «راهکار منطقی، ورود جدی به مسیر دیپلماسی است؛ به‌ویژه از طریق طرح‌هایی مانند بازگشایی تنگه هرمز در ازای رفع محدودیت‌های دریایی و تحریم‌ها».

    هرچند به گفته او، «این پیشنهادها تاکنون به نتیجه مشخصی نرسیده است». وی همچنین به بین‌المللی‌شدن تدریجی بحران اشاره می‌کند و هشدار می‌دهد: «همراهی برخی کشورهای اروپایی با طرح‌هایی مانند مین‌روبی و حمایت از آمریکا، نشان‌دهنده آن است که مسئله از سطح منطقه‌ای فراتر رفته و به یک موضوع جهانی تبدیل شده است».

    به باور او، «این روند می‌تواند موقعیت ایران را پیچیده‌تر کند».

    بیگدلی در ادامه به این نکته نیز می‌پردازد که «اگرچه برخی معتقدند ایران «کارت تنگه هرمز» را به‌موقع استفاده نکرده، اما این ابزار همچنان قابلیت اثرگذاری دارد. او توضیح می‌دهد: «این اهرم هنوز از بین نرفته، اما باید در مذاکرات به‌درستی از آن استفاده شود».

    به اذعان بیگدلی، «مشکل اصلی این است که ایران در بسیاری از مواقع نتوانسته از ابزارهای قدرت خود برای کسب امتیاز در مذاکرات بهره‌برداری مؤثر کند».

    او همچنین به محدودیت‌های حقوقی اشاره می‌کند و یادآور می‌شود: «براساس حقوق بین‌الملل، تنگه‌های بین‌المللی نمی‌توانند برای مدت طولانی تحت کنترل انحصاری یک کشور قرار گیرند. بنابراین، استفاده از این اهرم باید موقتی و در جهت دستیابی به توافق باشد، نه یک راهبرد بلندمدت».

    در بخش دیگری از این گفت‌وگو، بیگدلی به انگیزه‌های داخلی ترامپ اشاره کرده و می‌گوید فشارهای سیاسی در داخل آمریکا، ازجمله از سوی کنگره و افکار عمومی، او را وادار کرده تا به دنبال یک «دستاورد» باشد. به تعبیر این تحلیلگر، «آزادسازی تنگه هرمز» می‌تواند برای ترامپ چنین کارکردی داشته باشد و به همین دلیل، این طرح با جدیت دنبال می‌شود. در ادامه، بیگدلی درباره آینده ترتیبات امنیتی در تنگه هرمز ابراز تردید می‌کند و می‌گوید «هنوز برای قضاوت قطعی زود است».

    او با اشاره به تناقض در اخبار منتشرشده، تأکید می‌کند که «تحولات در حال شکل‌گیری است و باید منتظر روشن‌ترشدن ابعاد آن بود».

    بااین‌حال، وی بار دیگر بر اهمیت حفظ مسیر دیپلماسی تأکید کرده و هشدار می‌دهد: «بسته‌شدن این مسیر می‌تواند منطقه را به سمت یک رویارویی پرهزینه و گسترده سوق دهد».

  • تابستان نزدیک و بحران برق نزدیک‌تر!

    تابستان نزدیک و بحران برق نزدیک‌تر!

    به گزارش اقتصادران، ناترازی برق در ایران دیگر یک «پدیده فصلی» نیست بلکه به یک بحران ساختاری تبدیل شده که در تابستان ۱۴۰۵ (۲۰۲۶) خود را شدیدتر از قبل نشان می‌دهد. اگر در سال‌های گذشته خاموشی‌ها بیشتر به چند هفته اوج گرما محدود بود، حالا نشانه‌ها حاکی از آن است که شکاف میان تولید و مصرف برق، عمیق‌تر و پایدارتر شده و حتی از زمستان تا تابستان امتداد یافته است.

    براساس برآوردهای مختلف میزان ناترازی برق در سال جاری بین حدود ۲۰ تا ۳۰‌هزار مگاوات در اوج مصرف تخمین زده می‌شود؛ عددی که در برخی سناریوها حتی به نزدیکی ۳۰‌هزار مگاوات هم می‌رسد . این در حالی است که مصرف پیک کشور می‌تواند به حدود ۹۰‌هزار مگاوات برسد اما ظرفیت عملی تولید(نه اسمی) فاصله قابل‌توجهی با آن دارد. حتی گزارش‌های جدیدتر نشان می‌دهند که در برخی برآوردها کسری بیش از ۱۴‌هزار مگاوات نسبت به اهداف برنامه‌ریزی‌شده هم ثبت شده است. این اختلاف‌ها نشان می‌دهد که مشکل فقط کمبود تولید نیست بلکه به «شکست در تحقق برنامه‌ها» نیز مربوط است.

    اما آیا وضعیت نسبت به سال‌های قبل بدتر شده؟ پاسخ کوتاه این است که بله و در چند بُعد مهم. تقاضا با سرعتی بالاتر از رشد تولید افزایش یافته است. رشد مصرف سالانه حدود ۵‌درصد گزارش شده در حالی که رشد واقعی تولید کمتر از آن است. علاوه بر این مصرف برق در ایران به شکل غیرعادی بالاست به‌طوری که گفته شده مصرف سرانه حتی چند برابر اروپاست.

    همچنین کیفیت عرضه کاهش یافته است. شبکه برق با فرسودگی مواجه است و حدود ۱۳‌درصد برق در مسیر انتقال و توزیع هدر می‌رود. این یعنی حتی همان برق تولیدی هم کامل به مصرف‌کننده نمی‌رسد.

    از طرفی محدودیت‌های سوختی به بحران دامن زده است. نیروگاه‌های ایران به‌شدت به گاز وابسته‌اند و کاهش فشار گاز -حتی در برخی دوره‌های تابستان- باعث افت تولید می‌شود . این مساله باعث شده بحران برق دیگر صرفا تابستانی نباشد.

    نکته مهم دیگر این است که ترکیب تولید برق شکننده است. بیش از ۹۵‌درصد برق کشور توسط نیروگاه‌های حرارتی تامین می‌شود و سهم واقعی برقابی به دلیل خشکسالی کاهش یافته است. این وابستگی، انعطاف سیستم را کم کرده است.

    در چنین شرایطی این سوال جدی مطرح می‌شود: آیا کاری می‌توان کرد یا مسیر فعلی اجتناب‌ناپذیر است؟ واقعیت این است که راه‌حل وجود دارد اما کوتاه‌مدت نیست. افزایش ظرفیت نیروگاهی(مثلا هدف‌گذاری ۱۲‌هزار مگاواتی برای سال جاری) می‌تواند بخشی از شکاف را کاهش دهد اما به‌تنهایی کافی نیست. توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر -به‌ویژه خورشیدی- در حال انجام است و ‌هزاران مگاوات برنامه‌ریزی شده اما هنوز سهم آن نسبت به کل مصرف پایین است.

    در کنار تولید، مدیریت مصرف اهمیت حیاتی دارد. تجربه نشان داده بدون اصلاح الگوی مصرف -به‌خصوص در بخش خانگی و کولرها- هیچ میزان افزایش تولید پاسخگو نخواهد بود. از طرف دیگر بهبود بهره‌وری شبکه، کاهش تلفات و اصلاح قیمت‌گذاری انرژی (که در حال حاضر انگیزه صرفه‌جویی را کاهش می‌دهد) از اقدامات کلیدی محسوب می‌شوند.

    در نهایت می‌توان گفت که ناترازی برق در تابستان امسال نه یک بحران مقطعی بلکه نتیجه سال‌ها عدم سرمایه‌گذاری، سیاستگذاری ناهماهنگ و رشد بی‌رویه مصرف است. حتی اگر در کوتاه‌مدت با مدیریت مصرف یا افزایش موقت تولید از اوج بحران عبور شود، بدون اصلاحات ساختاری، این شکاف در سال‌های آینده دوباره -و احتمالا شدیدتر- بازخواهد گشت.

    افزایش تولید هم جوابگوی جبران ناترازی نیست

    در همین خصوص ابراهیم خوشگفتار، رییس سابق سندیکا تولید‌کننده برق به «جهان‌صنعت» گفت: برق با توجه به نیاز شبکه مطالعات سال‌های قبل به نیاز بیش از ۸۰‌هزار مگاوات باید برسد. این نیاز قابل تامین نیست و در صورت وضعیت عادی در کشور ما با کسری برق نزدیک به ۲۰‌هزار مگاوات روبه‌رو باشیم. بعضی کارخانجات پر مصرف برق از مدار تولید خارج هستند و برخی مراکزی که برق خود تامین داشتند تولید برق آنها دچار مشکل شده بنابراین کسری در جای و نیاز در جای دیگر به وجود آمده و از سوی دیگر بارندگی در بهار خوب بوده و توان تولید نیروگاه‌های برقابی ان‌شاءالله از سال قبل بهتر باشد. وزارت نیرو تلاش بسیار کرده و نیروگاه‌های خورشیدی از ۱۰۰۰ مگاوات به نزدیک به ۵۰۰۰ مگاوات رسیده و این مهم میتواند در ساعات پیک تابستان ( ۹ تا ۴ بعد از ظهر) کمک بسیار کند . در بخش حرارتی نیز اقدامات خوبی شده است. نیروگاه نکا در زمان بسیار کمی ساخته شده. رکورد زدند. با این وجود مشکل تامین برق پابرجاست و همه امیدواریم که خاموشی کمتری نسبت به سال گذشته داشته باشیم.

    وی با بیان اینکه با توجه به خروج بعضی کارخانجات و همه تلاش برای راه‌اندازی آنها نمی‌توان کسری را اعلام کرد، تاکید کرد: من امیدوارم وزارت نیرو نسبت به هوشمند‌سازی مصرف و خروجش از خرید و فروش برق را تسریع کند و برق کالایی شود که براساس تورم و نیاز قیمت‌گذاری شود مانند اکثر کشورهای دنیا متاسفانه در کشور با کمبود برق صنعت و اشتغال را تعطیل می‌کنیم ولی در مورد کنترل مصرف خانگی اقدام اساسی صورت نمی‌گیرد. مهم‌ترین اقدام این است که تکلیف برق را مشخص کنند. خدمت مجانی است یا کالایی است که توسط بخش‌خصوصی تولید می‌شود و مصرف‌کننده براساس نیاز هزینه آن را پرداخت می‌کند. با توجه به سیاست‌های دولت و نرخ برق دستوری و سرمایه‌گذاری در حوزه برق به صرفه‌نیست و سال‌هاست کسی در این حوزه سرمایه‌گذاری نکرده و نمی‌کند. همچنین خوشگفتار در پایان افزود که ما باید در برق به مدلی که تجربه شده عمل کنیم وگرنه هر چه تولید شود کم است و برق تامین نمی‌شود.

  • طرح «صدور آنی» کارت سوخت آغاز شد

    طرح «صدور آنی» کارت سوخت آغاز شد

    به گزارش اقتصادران، عباس باصفا با اشاره به روند اجرای طرح صدور آنی کارت هوشمند سوخت بیان کرد: این طرح در بهمن ۱۴۰۴ با هدف کاهش زمان صدور کارت و ارائه خدمت سریع‌تر به هموطنان رونمایی شد، به‌گونه‌ای که امکان صدور کارت سوخت در مدت حداکثر ۲۴ ساعت برای متقاضیان فراهم می‌شود.

    وی با بیان اینکه اجرای این طرح ابتدا به‌صورت آزمایشی در تهران آغاز شد، افزود: پس از حدود دو ماه، برنامه‌ریزی برای توسعه آن در سراسر کشور انجام و مقرر شد تا فروردین ۱۴۰۵، همه نواحی شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی ایران به دستگاه‌های صدور آنی کارت سوخت مجهز شوند، اما به‌دلیل آغاز جنگ تحمیلی فرآیند تولید، نصب و راه اندازی دستگاه‌ها با تأخیر روبه‌رو شد.

    مدیر سامانه هوشمند سوخت ادامه داد: پیش از آغاز جنگ، موفق شدیم ۵۶ دستگاه صدور آنی کارت هوشمند سوخت را در ۳۷ منطقه شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی ایران در سراسر کشور تجهیز کنیم.

    توقف تولید کارت در دوره جنگ

    باصفا با اشاره به شرایط ایجادشده در دوره جنگ تحمیلی اخیر تصریح کرد: با آغاز جنگ در نهم اسفند پارسال، شرکت تولیدکننده کارت، همچنین شرکت طرف قرارداد برای تأمین تجهیزات به‌دلیل شرایط جنگی فعالیت خود را متوقف کردند.

    وی با یادآوری اینکه در جنگ ۱۲ روزه شاهد توقف تولید حدود دو ماهه کارت هوشمند سوخت در کشور بودیم، افزود: در آن زمان ظرفیت تولید روزانه ۱۵ هزار کارت بود و به‌دلیل برخی محدودیت‌ها، امکان افزایش سریع این ظرفیت وجود نداشت، اما پس از جنگ و عادی شدن شرایط با تمرکز بر پروژه‌های صدور آنی و مهندسی معکوس توانستیم ظرفیت تولید کارت هوشمند سوخت را از ۱۵ هزار کارت در روز به ۵۰ هزار کارت افزایش دهیم.

    مدیر سامانه هوشمند سوخت ادامه داد: از آغاز جنگ تحمیلی سوم در اسفند ۱۴۰۴ با وجود اینکه شرکت تولیدکننده کارت، فرآیند تولید را به‌طور کامل متوقف کرده بود، همکاران ستاد، واحد‌های فنی و مناطق سی‌وهفت‌گانه توانستند روزانه ۴ هزار کارت هوشمند سوخت با دستگاه‌های صدور آنی تولید کنند و یک‌روزه به متقاضیان تحویل دهند تا روند خدمت‌رسانی به مردم حتی در آن شرایط سخت و دشوار نیز متوقف نشود.

    باصفا با اعلام اینکه طی ایام جنگ تحمیلی اخیر، ۱۵۰ هزار درخواست برای صدور آنی کارت هوشمند سوخت ثبت شد که از این تعداد ۱۲۵ هزار نفر با مراجعه به نواحی شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی ایران در سراسر کشور توانستند کارت خود را دریافت کنند، افزود: دیگر متقاضیان تاکنون برای دریافت کارت مراجعه نکرده‌اند.

    وی با تأکید بر اینکه تعداد کارت‌های صادرشده در ایام جنگ با تلاش شبانه‌روزی همکاران ستاد و نواحی شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی ایران، در شرایطی که بسیاری از فعالیت‌ها در کشور به‌دلیل جنگ با محدودیت مواجه بود تولید و تحویل شد، تصریح کرد: هم اکنون هیچ کارتی در صف تولید باقی نمانده و همه کارت‌های معوق، تولید و به پست تحویل داده شده‌اند. پیش‌بینی می‌شود ظرف چند روز آینده این کارت‌ها به دست متقاضیان برسد.

    ۳ روش برای دریافت کارت سوخت

    مدیر سامانه هوشمند سوخت شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی ایران در ادامه درباره روش‌های ثبت درخواست کارت هوشمند سوخت گفت: سه مسیر اصلی برای درخواست کارت وجود دارد؛ نخست مراجعه به دفاتر پلیس +۱۰ است که در این روش به‌دلیل طی شدن فرآیند‌های اداری و ارسال اطلاعات به شرکت تولیدکننده، زمان تحویل کارت حدود ۴۵ روز است.

    باصفا ادامه داد: روش دوم؛ ثبت درخواست از طریق سامانه اینترنتی سامانه هوشمند سوخت (FCS) است که بر این اساس متقاضی می‌تواند دریافت کارت از طریق پست یا تحویل حضوری را انتخاب کند. اگر گزینه ارسال پستی انتخاب شود، مدارک باید جمع‌آوری و برای شرکت تولیدکننده ارسال شود و به همین دلیل فرآیند صدور و تحویل کارت حدود ۷ تا ۱۰ روز زمان می‌برد.

    وی گفت: روش سوم همان طرح صدور آنی (یک‌روزه) است که در آن متقاضی هنگام ثبت در سامانه fcs.niopdc.ir درخواست گزینه تحویل حضوری را انتخاب می‌کند و ۲۴ ساعت پس از ثبت درخواست می‌تواند با مراجعه به ناحیه مشخص‌شده کارت خود را دریافت کند.

    ثبت روزانه ۲۰ هزار درخواست کارت

    مدیر سامانه هوشمند سوخت شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی ایران با بیان اینکه روزانه حدود ۲۰ هزار درخواست کارت هوشمند سوخت در کشور ثبت می‌شود، افزود: از این تعداد حدود ۴ هزار درخواست مربوط به صدور آنی، درخواست مربوط به ثبت در سامانه و دریافت از طریق پست و ۷ هزار مورد از طریق دفاتر پلیس +۱۰ است.

    باصفا تأکید کرد: گاهی برخی شهروندان تصور می‌کنند همه کارت‌ها باید ظرف یک روز صادر شود، در حالی که فقط در روش صدور آنی کارت هوشمند با تحویل حضوری چنین امکانی وجود دارد و سایر روش‌ها مانند ثبت درخواست از طریق دفاتر پلیس + ۱۰، ۴۵ روز و از طریق سامانه fcs.niopdc.ir و دریافت پستی ۱۰ روزه است.

    لزوم مراجعه به‌موقع برای تحویل کارت

    وی با اشاره به برخی ازدحام‌ها در نواحی توزیع کارت گفت: علت این ازدحام‌ها اغلب مراجعه نکردن متقاضیان در زمان تعیین‌شده است.

    مدیر سامانه هوشمند سوخت شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی ایران افزود: زمانی که این افراد پس از چند روز یا چند هفته مراجعه می‌کنند، حجم مراجعان ناگهان افزایش می‌یابد و همین موضوع سبب ایجاد صف و ازدحام در برخی نواحی می‌شود.

    باصفا با تأکید بر اینکه برنامه تجهیز ۲۴۰ ناحیه در سراسر کشور به این دستگاه‌ها در ماه آینده در دستور کار قرار دارد، یادآور شد: همزمان مذاکراتی نیز با شرکت پست انجام شده تا در آینده امکان تحویل کارت‌های صادرشده در قالب این طرح از طریق پست هم فراهم شود.

    به گفته وی، بیشترین درخواست‌های صدور آنی کارت سوخت مربوط به استان‌های تهران، البرز و خوزستان بوده است.

  • انسداد «باب‌المندب»؛ «سلاح روز قیامت» یمنی‌ها

    انسداد «باب‌المندب»؛ «سلاح روز قیامت» یمنی‌ها

    به گزارش اقتصادران، در میانه یک آتش‌بس شکننده که بیشتر به سکوت پیش از طوفان شباهت دارد، مسدود شدن هرمز از سوی ایران و محاصره متقابل بنادر ایران توسط نیروی دریایی آمریکا، بازار جهانی انرژی را به لبه پرتگاه کشانده است. در این میان، زمزمه‌های جدی برای گشودن جبهه دوم در دریای سرخ، نه یک مانور تبلیغاتی، که به عنوان یک استراتژی عملیاتی برای شکستن محاصره مطرح شده است.

    پیشنهاد بستن باب‌المندب، پاسخی مستقیم به تاکتیک خفگی اقتصادی است که واشنگتن علیه تهران به کار گرفته است. حسین شریعتمداری، چهره نزدیک به حاکمیت در یادداشتی صریح در روزنامه تحت مدیریتش یعنی کیهان، این اقدام را نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت دانسته و می‌نویسد: «محاصره دریایی ایران از سوی آمریکا، نقض صریح آتش‌بس ادعایی است؛ بنابراین بستن باب‌المندب به روی کشتی‌های آمریکایی و کشور‌های همپیمان با آمریکا… حق مسلم و عکس‌العمل قانونی و پذیرفته شده جبهه مقاومت است. کدام توجیه قابل قبولی می‌تواند مانع بهره‌گیری ما از اهرم قدرتمند و اشک‌آور باب‌المندب باشد؟!»

    این منطق که بر پایه «توازن وحشت» بنا شده، می‌گوید اگر ایران از حق تجارت دریایی محروم شود، امنیت انتقال انرژی برای متحدان آمریکا نیز نباید تضمین شده باشد. بروجردی، نایب‌رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس نیز با تایید این نگاه، بر آمادگی نیرو‌های همسو در یمن تاکید کرده و اهمیت این تنگه را «کمتر از تنگه هرمز» نمی‌داند.

    واکنش بازار جهانی؛ شوک نفت ۱۲۶ دلاری و کابوس رکود

    اثرات این تنش همین حالا هم در بازار‌های جهانی نمایان شده است. قیمت نفت برنت در روز‌های اخیر به ۱۲۶ دلار در هر بشکه رسیده که بالاترین میزان از زمان آغاز درگیری‌ها در فوریه ۲۰۲۶ است. روزنامه گاردین در گزارشی به نقل از تحلیلگران اقتصادی هشدار می‌دهد که تداوم این وضعیت می‌تواند جهان را به کام یک رکود عمیق فرو ببرد.

    وارن پترسون، مدیر استراتژی کالا در بانک ING، در مصاحبه با گاردین می‌گوید: «شکست مذاکرات میان ایران و آمریکا و گزارش‌هایی مبنی بر رد پیشنهاد ایران برای بازگشایی مشروط تنگه هرمز توسط ترامپ، بازار را نسبت به هرگونه ازسرگیری سریع جریان نفت ناامید کرده است.»

    همچنین پل کروگمن، اقتصاددان برنده نوبل، در یادداشتی هشدار داده است که «اگر تنگه هرمز و متعاقب آن باب‌المندب برای سه ماه بسته بمانند، وقوع یک رکود کامل جهانی بیش از هر زمان دیگری محتمل است.» این در حالی است که سید حمید حسینی، فعال صنعت نفت در داخل کشور، پا را فراتر گذاشته و معتقد است در صورت تحقق سناریوی انسداد باب‌المندب، قیمت نفت به راحتی از مرز ۱۵۰ دلار عبور خواهد کرد.

    باب‌المندب؛ «سلاح روز قیامت» یمنی‌ها

    برخلاف تنگه هرمز که بستن آن نیازمند استقرار سنگین نیروی دریایی است، باب‌المندب به دلیل عرض بسیار کم و اشراف انصارالله یمن بر سواحل آن، پتانسیل بالایی برای ناامن‌سازی دارد. رسانه‌های خارجی این تهدید را بسیار جدی ارزیابی می‌کنند. نیرو‌های مسلح یمن تهدید کرده‌اند که اگر آمریکا و اسرائیل از دریای سرخ برای حمله به ایران استفاده کنند، این آبراه راهبردی را به طور کامل مسدود خواهند کرد. انصارالله اکنون قدرت نظامی لازم برای کنترل عملیاتی بر باب‌المندب را داراست.

    برای درک بهتر از اهمیت این تنگه کافی است توجه داشته باشیم که براساس آمار اداره داده‌های انرژی آمریکا که در روزنامه بیزنیس انسایدر منتشر شده، روزانه ۳.۸ میلیون بشکه نفت خام و فرآورده‌های نفتی از طریق تنگه باب المندب به اروپا، آسیا و ایالات متحده آمریکا صادر می‌شود و این تنگه حدود ۶.۱ درصد از تجارت نفت جهان را در اختیار دارد و سالانه ۲۱ هزار کشتی از آن عبور می‌کنند.

    کارشناسان حمل و نقل دریایی می‌گویند که ما بین ۹۶ تا ۹۸ درصد حجم تجارت جهانی که کانال سوئز می‌گذرد، از تنگه باب المندب می‌آید یا به این تنگه می‌رود. این بدان معناست که ۹۸ درصد کشتی‌هایی که از کانال سوئز می‌گذرند، مقصد یا مبدأ آنها تنگه باب المندب است.

    لازم به ذکر است که اسرائیل برای مقابله با این تهدید، به دنبال اتحاد امنیتی با مناطق تجزیه‌طلب نظیر سومالی‌لند است تا بتواند از بنادر آنجا برای دور زدن تهدیدات یمنی استفاده کند. کانال‌های ۱۲ و ۱۴ اسرائیل نیز با رصد تحولات داخلی ایران، مدعی شده‌اند که تهران هنوز از «سلاح روز قیامت» خود یعنی باب‌المندب استفاده نکرده و حضور فعال آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای در صحنه تصمیم‌گیری‌های کلان را نشانه‌ای از آمادگی برای یک تقابل سخت می‌دانند.

    عملیاتی بودن انسداد؛ پهپاد‌ها در برابر ناوگان‌ها

    سوال اصلی این است که آیا بستن باب‌المندب واقعاً عملیاتی است؟ گزارش‌های نورفولک (مرکز فرماندهی دریایی ناتو) نشان می‌دهد که برای فلج کردن تجارت در این منطقه، نیازی به غرق کردن تمام کشتی‌ها نیست.

    امیلی هلند، مدیر برنامه اوراسیا در موسسه تحقیقات سیاست خارجی، در گفت‌و‌گو با مجله تایم توضیح می‌دهد که «تاکتیک یمنی‌ها بر اساس ارسال سیگنال‌های بازار است. آنها نیازی ندارند به هر کشتی شلیک کنند؛ همین که ثابت کنند توانایی هدف قرار دادن هر شناوری را دارند، باعث می‌شود شرکت‌های کشتیرانی از عبور منصرف شوند و نرخ بیمه به قدری بالا برود که مسیر دور زدن آفریقا (دماغه امید نیک) توجیه بیشتری پیدا کند.»

    در حال حاضر، ترافیک دریایی در دریای سرخ ۶۰ درصد نسبت به سال ۲۰۲۳ کاهش یافته است و هرگونه تشدید تنش می‌تواند این رقم را به نزدیکی صفر برساند.

    از محاصره دریایی تا «جنگ دزدان دریایی»

    تحولات اخیر باعث شده است که ادبیات دیپلماتیک جای خود را به کلمات تندی بدهد. دونالد ترامپ در اظهارنظری جنجالی صراحتاً اعلام کرد که نیروی دریایی آمریکا اکنون مانند «دزدان دریایی» عمل می‌کند تا محموله‌های نفتی ایران را توقیف و مصادره کند.

    ترامپ خطاب به مدیران نفتی گفته است: «این محاصره از بمباران موثرتر است. آنها (ایرانی‌ها) در حال خفه شدن هستند.»

    در مقابل، ایران نیز با تاکید بر کنترل خود بر تنگه هرمز، اعلام کرده است که حتی پس از پایان درگیری‌ها، ترتیبات امنیتی این آبراه باید کاملاً تغییر کند. ایران اکنون در حال وضع «عوارض عبور» از تنگه هرمز برای کشتی‌های کشور‌های غیردوست است؛ اقدامی که پیش از این سابقه نداشته است. مجلس شورای اسلامی نیز درصدد تدوین قوانین تازه برای اداره تنگه هرمز در دوره پساجنگ است.

    عبور از خط قرمز انرژی

    در این شرایط، بسته شدن باب‌المندب دیگر یک فرضیه دور از ذهن نیست. اگر آتش‌بس فعلی به یک قرارداد پایدار برای لغو محاصره دریایی ایران منجر نشود، تهران و متحدان منطقه‌ای‌اش نشان داده‌اند که ابزار‌های لازم برای فلج کردن شریان‌های اقتصادی غرب را در اختیار دارند.

    انسداد همزمان هرمز و باب‌المندب، به معنای حذف حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد از ترانزیت نفت و گاز جهان است. این نه تنها یک فاجعه اقتصادی برای اروپا و آسیا، بلکه یک خودکشی جمعی برای امنیت بین‌الملل خواهد بود. در این شطرنج خونین، باب‌المندب مهره‌ای است که اگر حرکت کند، کیش و مات بزرگی در انتظار اقتصاد جهانی خواهد بود. حالا باید دید آیا دیپلماسی در دقیقه نود می‌تواند مانع از کشیده شدن ماشه در «دروازه اشک» شود یا خیر.