دسته: انرژی و پتروشیمی

  • جوکی به نام «انفجار چاه‌های نفت ایران»!!

    جوکی به نام «انفجار چاه‌های نفت ایران»!!

    به گزارش اقتصادران، محسن پاک‌نژاد، وزیر نفت، به اخباری که از سوی برخی رسانه‌های بیگانه و غربی درباره بروز مشکل برای چاه‌های نفت ایران منتشر شده است، واکنش نشان داد.

    پاک‌نژاد گفت: خیالات خامی در ذهن دشمن وجود دارد و در فضای رسانه‌ای که تحت کنترل خودشان است حرف‌هایی را مطرح می‌کنند. نمی‌دانم انفجار چاه‌های نفت یعنی چه؛ اهل فن به این حرف‌ها می‌خندند.

    وی ادامه داد: کدام انفجار چاه‌های نفت؟ در طول ۴۰ روز جنگ که خدا را شکر تولید ما کاهش نداشت و فرآیند صادرات ما نیز به صورت مطلوب و به نحو مناسبی در حال انجام بود.

    وزیر نفت افزود: طبیعتاً در طول روزهای بعد از محاصره با چالش‌هایی مواجه بودیم، تدابیری نیز اتخاذ شده و کماکان روند این تدابیر ادامه دارد.

  • رشد اقتصادی بدون نفت و پتروشیمی؟!

    رشد اقتصادی بدون نفت و پتروشیمی؟!

    به گزارش اقتصادران، اقتصاد کلان ایران با درآمدهای حاصل از صادرات نفت خام و در دهه‌های اخیر، با درآمدهای محصولات پتروشیمی گره خورده است. نتیجه این وضعیت، ساختاری رانتی و به شدت آسیب‌پذیر است که در مواجهه با تکانه‌های برون‌زا به سرعت دچار عدم تعادل‌های بنیادین می‌شود.

    این وابستگی ساختاری، که نمود بارز آن در رکود تورمی و سرکوب تولیدات صنعتی غیرنفتی در دوران وفور درآمدهای ارزی قابل مشاهده است، اکنون در وضعیت جدیدی قرار دارد که کاهش یا اختلال در صادرات این دو محور اصلی، نه تنها یک بحران تراز پرداخت‌ها، بلکه یک بحران تمام‌عیار در تأمین مالی دولت و ثبات اقتصاد کلان ایجاد می‌کند.

    اگر درآمد صادرات نفت و محصولات پتروشیمی قطع شود…

    در شرایطی که اقتصاد ایران با نرخ تورم مزمن و چسبنده در محدوده ۴۰ تا ۵۰ درصد، رشد نقدینگی سالانه فراتر از ۳۰ درصد و کسری بودجه ساختاری پنهان و آشکار که برآوردهای غیررسمی آن را در محدوده چند صد هزار میلیارد تومان (معادل درصدهای قابل توجهی از تولید ناخالص داخلی) تخمین می‌زنند، دست و پنجه نرم می‌کند، فقدان درآمدهای نفتی و پتروشیمی به معنای قطع شریان اصلی تزریق ارز و تأمین مالی غیرتورمی (یا کمتر تورمی) دولت است.

    در چنین مختصاتی، راه‌حل‌های کوتاه‌مدت، مسکن‌های پولی و سیاست‌های انبساطی نه تنها کارکردی نخواهند داشت، بلکه به دلیل قرار گرفتن اقتصاد در فاز رکود تورمی و پدیده سلطه مالی، هرگونه تلاش برای تحریک تقاضا از طریق انبساط پولی، مستقیماً به جهش نرخ ارز و ابرتورم منجر خواهد شد. بنابراین، ایجاد رشد اقتصادی در این بستر ملتهب، نیازمند اصلاحات اقتصادی، تغییر نقش دولت به یک دولت تنظیم‌گر و اتکا به موتورهای رشد درون‌زا و بهره‌وری‌محور است.

    مسئله کسری بودجه

    در ساختار مالیه عمومی ایران، درآمدهای نفتی همواره نقش پوشش‌دهنده ناکارآمدی‌های بوروکراتیک و هزینه‌های جاری متورم دولت را ایفا کرده‌اند. با فرض حذف این درآمدها، دولت با یک شکاف عظیم عملیاتی مواجه می‌شود که در کوتاه‌مدت ناچار است آن را از طریق استقراض مستقیم یا غیرمستقیم از بانک مرکزی (پولی کردن کسری بودجه)، انتشار اوراق بدهی، یا فروش دارایی‌های سرمایه‌ای جبران کند. استقراض از بانک مرکزی، که به معنای افزایش پایه پولی (در اقتصاد ایران با ضریب فزاینده‌ای در حدود ۷ تا ۸) است، مستقیماً به رشد نقدینگی مازاد بر رشد واقعی تولید منجر شده و موتور اصلی تورم فعلی است.

    از سوی دیگر، انتشار اوراق بدهی در شرایطی که نرخ تورم بسیار بالاتر از نرخ سود اسمی اوراق است، جذابیت چندانی برای خریداران حقیقی و حقوقی غیردولتی ندارد و در نهایت بار خرید این اوراق به ترازنامه بانک‌ها و سپس بانک مرکزی منتقل می‌شود که همان اثر پولی شدن را به دنبال دارد. علاوه بر این، در این حالت دولت برای تأمین مالی خود، منابع محدود اعتباری موجود در بازار را جذب کرده و بخش خصوصی واقعی را در تنگنای شدید اعتباری قرار می‌دهد. در نتیجه، سرمایه‌گذاری بخش خصوصی که موتور اصلی رشد اقتصادی در غیاب سرمایه‌گذاری دولتی است، به شدت کاهش می‌یابد.

    بنابراین، پیش‌نیاز هرگونه رشد اقتصادی در این شرایط، تثبیت اقتصاد کلان از طریق یک انضباط مالی جدی است. این انضباط لزوماً به معنای ریاضت نیست، سیاست‌گذار باید توجه داشته باشد که در شرایط رکودی، افزایش پایه‌های مالیاتی یا افزایش مالیات بر درآمد شرکت‌ها می‌تواند به تعمیق رکود بینجامد.

    اصلاح سیاست‌های ارزی و تجاری

    بخش مهم اصلاحات ساختاری که برای ایجاد رشد اقتصادی در صورت کاهش درآمدهای نفتی ضروری است، به سیاست‌های ارزی و تجاری بازمی‌گردد. نظام چندنرخی ارز در ایران، که با هدف ظاهری کنترل تورم کالاهای اساسی شکل گرفته است، در عمل به یکی از بزرگترین موانع رشد اقتصادی، عامل توزیع رانت، و سرکوب‌کننده صادرات غیرنفتی تبدیل شده است.

    وجود فاصله معنادار میان نرخ ارز ترجیحی (یا نرخ‌های دستوری سامانه‌های رسمی) و نرخ بازار آزاد، که گاه به بیش از ۳۰ تا ۴۰ درصد می‌رسد، از یک سو انگیزه صادرکنندگان واقعی (غیرپتروشیمی و غیرفولادی) را برای بازگرداندن ارز به چرخه رسمی اقتصاد به شدت کاهش می‌دهد و از سوی دیگر، تقاضای کاذبی برای واردات کالاهایی که مشمول ارز ارزان می‌شوند، ایجاد می‌کند. این پدیده باعث پدیده بیش‌اظهاری در واردات و کم‌اظهاری در صادرات می‌شود که نتیجه نهایی آن، خروج سرمایه از کشور و تضعیف بیشتر تراز پرداخت‌هاست.

    در شرایط پساجنگ، تنها راه تأمین ارز مورد نیاز برای واردات کالاهای واسطه‌ای و سرمایه‌ای که برای رشد تولید صنعتی ضروری هستند، توسعه صادرات غیرنفتی واقعی است. این امر محقق نخواهد شد مگر با یکسان‌سازی نرخ ارز و پذیرش مکانیزم بازار برای کشف قیمت واقعی آن. اگرچه یکسان‌سازی ارزی در کوتاه‌مدت می‌تواند شوک قیمتی محدودی ایجاد کند، اما در میان‌مدت با حذف رانت، تخصیص بهینه منابع را به همراه خواهد داشت و با واقعی شدن قیمت ارز، توان رقابتی صادرات غیرنفتی ایران در بازارهای منطقه‌ای به شدت افزایش می‌یابد.

    در واقع، نرخ ارز واقعی که با در نظر گرفتن تفاضل تورم داخلی و خارجی تعدیل شده باشد، باید به عنوان یک متغیر سیاستی کلیدی برای حمایت از تولید داخل در برابر واردات بی‌رویه و تشویق صادرات مورد استفاده قرار گیرد.

    بدیهی است که پیش شرط اصلاح سیاست‌های ارزی و تجاری، تنش زدایی و بهبود روابط سیاسی ایران با کشورهای دیگر به ویژه کشورهای منطقه است. دولت مستقر در سال‌های پس از جنگ، باید از تمرکز صرف بر فروش نفت به سمت ایجاد پیمان‌های تجاری دوجانبه و چندجانبه با کشورهای همسایه، اتصال به زنجیره‌های ارزش منطقه‌ای و توسعه اقتصاد ترانزیت تغییر مسیر دهد. موقعیت جغرافیایی ایران پتانسیلی است که در صورت توسعه زیرساخت‌های ریلی با مشارکت سرمایه‌های خارجی غیرغربی (مانند چین، پاکستان و هند) و حتی سرمایه‌های خرد داخلی، می‌تواند درآمدهای ارزی پایداری ایجاد کند که وابستگی اقتصاد به شوک‌های قیمتی کالاهای پایه را به حداقل برساند.

    اصلاح یارانه‌های پنهان

    محور بعدی و شاید پیچیده‌ترین بخش از استراتژی رشد در مختصات پساجنگ، اصلاحات در بخش انرژی و یارانه‌های پنهان است. اقتصاد ایران با یکی از بالاترین شاخص‌های شدت انرژی در جهان روبروست. برآوردهای آژانس بین‌المللی انرژی و نهادهای داخلی نشان می‌دهد که حجم یارانه‌های پنهان انرژی (تفاوت قیمت فروش داخلی حامل‌های انرژی با قیمت‌های فوب خلیج فارس یا هزینه‌های فرصت صادراتی) سالانه به ده‌ها میلیارد دلار می‌رسد. این یارانه عظیم، نه تنها منجر به مصرف بی‌رویه، قاچاق گسترده سوخت به کشورهای همسایه و آلودگی شدید محیط زیست شده است، بلکه صنایع کشور را به جای حرکت به سمت ارتقای فناوری و بهره‌وری، به شدت انرژی‌بر و متکی به رانت سوخت ارزان بار آورده است. در سناریویی که درآمدهای نفتی کاهش یابد، دولت دیگر توان تحمل این بار مالی پنهان را ندارد. عدم نفع ناشی از مصرف داخلی حامل‌های انرژی که می‌توانست صادر شود یا در صنایع با ارزش افزوده بالا مورد استفاده قرار گیرد، یکی از موانع اصلی رشد است. با این حال، آزادسازی قیمت انرژی در شرایطی که تورم کالاها سه رقمی شده است و قدرت خرید خانوارها به شدت آسیب دیده، از نظر سیاسی بسیار پرمخاطره است و نیازمند یک طراحی نهادی دقیق است.

    بر سر راهکارها میان کارشناسان اختلاف نظرهای بی شماری وجود دارد اما همگان بر لزوم اصلاحات اتفاق نظر دارند. نکته‌ای که می‌توان اینجا بر آن تأکید کرد این است که منابع حاصل از واقعی‌سازی قیمت‌ها برای دولت، به هیچ وجه نباید صرف هزینه‌های جاری شود، بلکه باید در صندوق توسعه‌ ملی تجمیع شود و مستقیماً به سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های انرژی‌های تجدیدپذیر، توسعه ناوگان حمل و نقل عمومی و بازسازی زیرساخت‌های آسیب دیده در جنگ تخصیص یابد. این چرخش سیاستی، اقتصاد ایران را در بلندمدت از یک اقتصاد متکی به استخراج و فروش منابع فیزیکی، به یک اقتصاد مبتنی بر کارایی و تخصیص بهینه منابع تبدیل خواهد کرد.

    اصلاح نظام بانکی

    در کنار این اصلاحات کلان اقتصاد، توجه به نقش نظام بانکی در تامین مالی رشد اقتصادی غیرتورمی حیاتی است. شبکه بانکی ایران در حال حاضر با معضلات ساختاری عمیقی از جمله انجماد دارایی‌ها، تسهیلات غیرجاری بالا، بنگاه‌داری بانک‌ها و ناترازی‌های شدید در ترازنامه مواجه است. بانک‌هایی که خود دچار ناترازی هستند، برای بقا مجبور به خلق پول درون‌زا و استقراض مستمر از بانک مرکزی با نرخ‌های جریمه بالا می‌باشند که این امر به رشد پایه پولی می‌انجامد. در غیاب درآمدهای نفتی، دولت تمایل بیشتری به استفاده از منابع بانکی برای تامین مالی پروژه‌های خود یا پوشش زیان شرکت‌های دولتی پیدا می‌کند که این امر ناترازی بانک‌ها را تشدید می‌کند.

    برای ایجاد بستری که در آن رشد اقتصادی تسهیل شود، بانک مرکزی باید با استقلال کامل، فرآیند گزینش بانک‌های ناسالم را آغاز کند. بانک‌هایی که ناترازی ساختاری غیرقابل جبران دارند باید منحل یا ادغام شوند و بانک‌های قابل احیا باید ملزم به افزایش سرمایه نقد و خروج از بنگاه‌داری و فروش دارایی‌های سمی خود گردند.

    با پاکسازی ترازنامه بانک‌ها، قدرت تسهیلات‌دهی آن‌ها افزایش یافته و منابع اعتباری به جای اینکه صرف تجدید ساختار وام‌های معوق یا سفته‌بازی توسط شرکت‌های زیرمجموعه بانک‌ها شود، به عنوان سرمایه در گردش در اختیار واحدهای تولیدی بخش خصوصی واقعی قرار می‌گیرد.

    همچنین، شیفت از سیستم تامین مالی بانک‌پایه به سمت بازار سرمایه برای تامین مالی بلندمدت پروژه‌های زیرساختی و توسعه‌ای، یکی دیگر از الزامات رشد است. بازار سرمایه ایران باید با توسعه ابزارهای مالی نوین، تعمیق بازار بدهی شرکتی، راه‌اندازی آژانس‌های رتبه‌بندی اعتباری و تسهیل ورود شرکت‌های نوپا (استارتاپ‌ها و شرکت‌های مبتنی بر فناوری)، به پلتفرم اصلی تامین مالی برای رشد اقتصادی تبدیل شود. در اقتصاد بدون نفت، نوآوری و سرمایه انسانی جایگزین چاه‌های نفت می‌شوند. اقتصاد دیجیتال، خدمات مبتنی بر فناوری اطلاعات، هوش مصنوعی، و صنایع خلاق، از آنجا که وابستگی اندکی به واردات نهاده‌های سرمایه‌ای و ارزبری پایینی دارند، می‌توانند به عنوان موتورهای جدید رشد با ارزش افزوده بسیار بالا عمل کنند، البته به شرط بازگشت دسترسی به شبکه اینترنت جهانی.

    گذار از اقتصاد سیاسی توزیع رانت

    ایجاد رشد اقتصادی در این شرایط، نیازمند بهبود بنیادین محیط کسب‌وکار است؛ جایی که مقررات‌زدایی، تضمین حقوق مالکیت، شفافیت قضایی، و پیش‌بینی‌پذیری سیاست‌های دولت، ریسک سرمایه‌گذاری را برای کارآفرینان داخلی و معدود سرمایه‌گذاران خارجی کاهش دهد. در نهایت، اقتصاد ایران در سال‌های پس از جنگ، چاره‌ای جز گذار دردناک اما گریزناپذیر از اقتصاد سیاسی توزیع رانت به اقتصاد سیاسی خلق ثروت ندارد. این گذار مستلزم آن است که دولت از تصدی‌گری و مداخله در قیمت‌گذاری خرد دست بردارد، فضای رقابتی را تضمین کند، انحصارات شبه‌دولتی (خصولتی) را در هم بشکند و تمام تمرکز خود را بر تولید کالاهای عمومی شامل امنیت، بهداشت، آموزش و ثبات اقتصاد کلان معطوف سازد. تنها در چنین پارادایمی است که علی‌رغم تورم بالا و کسری بودجه فعلی، ظرفیت‌های نهفته نیروی کار تحصیل‌کرده، موقعیت جغرافیایی و بازار بزرگ داخلی ایران در بلند مدت می‌تواند به صورت هم‌افزا عمل کرده و نرخ‌های رشد اقتصادی پایدار و اشتغال‌زایی را رقم بزند که تاب‌آوری ملی را در برابر هرگونه تکانه خارجی تضمین نماید.

  • پشت پرده یک ادعا: درآمدزایی نفتی ایران از جنگ؟!

    پشت پرده یک ادعا: درآمدزایی نفتی ایران از جنگ؟!

    به گزارش اقتصادران، این روز‌ها در شرایطی که راهبرد رسانه‌ای دشمن بر القای «شکست اقتصادی» ایران متمرکز شده است، بررسی تحولات پس از جنگ و همچنین اذعان تحلیلگران و رسانه‌های غربی نشان می‌دهد با وجود تحمیل خسارت‌های قابل‌توجه، اکنون مسیر‌های درآمدی تازه‌ای پیش روی ایران گشوده شده‌است.

    روزنامه همشهری نوشت: با نگاهی به آنچه پس از ۹ اسفندماه ۱۴۰۴ در سطح منطقه و نظام بین‌الملل به‌وقوع پیوست، آنچه جلب توجه می‌کند، ایجاد مسیر‌های تازه‌ای برای درآمدزایی و جبران خسارت‌های جنگ است که رسانه‌ها و تحلیلگران بین‌المللی در ماه‌های اخیر بار‌ها به آنها اشاره و حتی برخی کارشناسان نیز تأکید کرده‌اند در جنگ اخیر چیزی درحدود ۲۰میلیارد دلار «درآمد اضافی» فقط در بخش فروش نفت نصیب ایران شده‌است.

    دریافت عوارض تردد در تنگه‌هرمز

    توماس فریدمن، نویسنده آمریکایی: وقتی تهران اعلام می‌کند تردد در هرمز منوط به پذیرش استاندارد‌های جدید است، در واقع به واشنگتن و بروکسل می‌گوید دوران «کدخدایی بر دریاها» به پایان رسیده. آنها حق وتوی اقتصادی جهان را از خیابان وال‌استریت به سواحل صخره‌ای خلیج‌فارس منتقل کرده‌اند.

    فرید زکریا، تحلیلگر ارشد آمریکایی و مجری سی. ان. ان: تنگه‌هرمز کاملا بسته نیست؛ به‌روی نفت ایران باز است. نتیجه نهایی جنگ تا اینجا این بوده که ایران اکنون از فروش روزانه نفت خود، حدود ۲ برابر بیشتر از دوران پیش از جنگ درآمد کسب می‌کند.

    نشریه آمریکایی فارن افرز: درآمد ۸۰ میلیارد دلاری جمهوری‌اسلامی ایران از تنگه هرمز، بهایی است که غرب باید بپردازد.

    مؤسسه مالی «لویدز» لندن: ایران یک کریدور کشتیرانی امن بالفعل از طریق آب‌های سرزمینی خود در تنگه هرمز ایجاد کرده و در ازای بازرسی، به کشتی‌های تأییدشده اجازه عبور می‌دهد و حداقل در یک مورد، گزارش شده یک کشتی برای عبور از تنگه هرمز مبلغ ۲ میلیون دلار به ایران عوارض پرداخت کرده‌است.

    فایننشال تایمز: دولت ایران به ازای هر بشکه نفتی که از تنگه هرمز عبور می‌کند، یک دلار عوارض دریافت خواهد کرد و این هزینه باید به‌صورت بیت‌کوین پرداخت شود.

    افزایش قیمت نفت

    محسن زنگنه، عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس: بودجه ۱۴۰۵ را با نفت بشکه‌ای ۵۴ دلار بسته بودیم، اما اکنون بیش از ۹۰ دلار از هر بشکه درآمد داریم.

    یک منبع آگاه در وزارت نفت (گفت‌و‌گو با رسانه‌ها در ۱۰ اردیبهشت ماه): باوجود شرایط جنگی، نه‌تنها درآمد نفتی کشور بیشتر شده، بلکه نفت کشور با ۲ برابر قیمت به فروش می‌رسد.

    نشریه اقتصادی اکونومیست: ایران اکنون تقریبا ۲ برابر درآمد روزانه خود از فروش نفت، نسبت به قبل از آغاز جنگ ازسوی آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه، درآمد کسب می‌کند.

    نشریه اقتصادی بلومبرگ (۱۴ فروردین‌ماه ۱۴۰۵): نفت ایران برای نخستین‌بار ازماه می‌۲۰۲۲ با قیمتی بالاتر از نفت برنت، معیار جهانی، معامله می‌شود؛ اتفاقی که نشان‌دهنده یـک تغـیـیر راهبردی عمیق در بازار نفت است.

    رشد صادرات نفتی

    شبکه آمریکایی سی. ان. ان: فروش نفت ایران از حدود یک‌میلیون بشکه پیش از جنگ به ۱.۷میلیون بشکه در روز افزایش یافته و قیمت هر بشکه نیز به بیش از ۱۰۰دلار رسیده‌است.

    مؤسسه تحقیقاتی کپلر (اسفندماه ۱۴۰۴): صادرات نفت ایران به بالاترین سطح چند سال اخیر رسیده و هفته گذشته به حدود ۳.۸میلیون بشکه در روز افزایش یافت که تقریباً سه‌برابر سطح اخیر است.

    مؤسسه جی. پی‌مورگان (۱۰ فروردین‌ماه ۱۴۰۵): با وجود جنگ و تحریم‌ها، ایران درآمد نفتی خود را حدود دوبرابر کرده و حدود ۲.۴ تا ۲.۸میلیون بشکه در روز با قیمت‌های بسیار بالاتر صادر می‌کند.

    وزارت نفت و گاز هند (۱۵ فروردین ۱۴۰۵): پالایشگاه‌های هندی نیاز‌های نفت خام خود را از ایران تامین کرده‌اند و برخلاف شایعه‌های منتشرشده، هیچ مانع پرداختی برای واردات نفت خام ایران وجود ندارد.

    دورزدن و رفع تحریم‌ها

    روزنامه آمریکایی وال‌استریت ژورنال: نفت ایران به چین، بزرگ‌ترین مشتری تهران، ارسال می‌شود و در عوض، شرکت‌های چینی تحت حمایت دولت، زیرساخت‌ها را در ایران می‌سازند.

    الجزیره: چین به شهروندان و شرکت‌های خود دستور داده از تحریم‌های ایالات متحده علیه ۵ پالایشگاه چینی که متهم به جابه‌جایی نفت ایران هستند، پیروی نکنند و برای نخستین‌بار قانونی را برای مقابله با اقدامات تنبیهی «فراسرزمینی» به‌کار گرفته است.

    رسانه صهیونیستی وای‌نت: ۴ بندر ایرانی دریای خزر به‌صورت شبانه‌روزی برای دریافت گندم و ذرت تحریم‌ها را دور می‌زنند.

    روزنامه آمریکایی نیویورک‌تایمز: خزر اکنون به مسیری برای دورزدن تحریم‌ها و فراتر از دسترس ایالات متحده تبدیل شده‌است.

    افزایش قدرت چانه‌زنی اقتصادی ایران

    رسانه انگلیسی گاردین: موقعیت ایران در برخی ابعاد، ازجمله اقتصادی تقویت شده و در مقابل، دولت دونالد ترامپ با چالش‌های فزاینده برای ادامه جنگ مواجه است.

    روزنامه آمریکایی نیویورک‌تایمز: ایران از اهرم تنگه هرمز برای اعمال فشار از طریق افزایش قیمت انرژی در سطح جهان استفاده می‌کند و این وضعیت، یک رویارویی اراده‌هاست.

    شبکه آمریکایی سی. ان. ان: نخستین پیامد مستقیم جنگ علیه ایران برای اقتصاد داخلی آمریکا، افزایش بی‌سابقه قیمت بنزین بوده که مستقیماً مالیات‌دهندگان این کشور را تحت فشار قرار داده است.

    نشریه آمریکایی فارن‌افرز: سلاح جدید ایران، مبتنی بر «مسدودسازی فیزیکی حمل‌ونقل» است. ایران ثابت کرد حتی اگر تمام دنیا نفت تولید کنند، او می‌تواند با بستن گلوگاه هرمز، مانع از رسیدن ۲۰درصد نفت و گاز جهان به بازار شود. این تغییر از «اهرم اقتصادی» به «سد فیزیکی»، سلاح جدید و ماندگار تهران است.

    نشریه اقتصادی بلومبرگ: کنترل تنگه هرمز می‌تواند اهرم فشار عظیمی در اختیار ایران قرار داده و دریانوردی ذیل نیروی دریایی آمریکا را تغییر دهد.

    تضعیف پترودلار

    مؤسسه تحقیقاتی دویچه بانک: میراث بلندمدت جنگ علیه ایران برای دلار می‌تواند روشی باشد که اصول رژیم پترودلار را به بوته آزمایش می‌گذارد. اگر ضعف‌ها بیشتر آشکار شوند، می‌تواند اثرات منفی قابل‌توجهی بر استفاده از دلار در تجارت و پس‌انداز جهانی و نقش دلار به‌عنوان ارز ذخیره جهانی داشته باشد.

    اندیشکده اینترنشنال افرز فروم: روند تغییر فزاینده به سمت معاملات ایران با یوان چین به جای دلار آمریکا درحال شکل‌گیری است. با این اقدام، اساس هژمونی مالی آمریکا، یعنی سیستم پترودلار، مورد حمله قرار گرفته است.

    وبگاه تخصصی مدرن دیپلماسی: جنگ در ایران، پترودلار را در معرض آزمایش قرار داده، چراکه یوان چین در حال قدرت گرفتن است. ارزیابی‌های بین‌المللی نشان داده درگیری‌های جاری ممکن است باعث کاهش برتری پترودلار و در عین حال آغاز سیستم پترویوان شود.

    نشریه اقتصادی بلومبرگ: جنگ علیه ایران سبب افزایش شدید پرداخت‌های نفتی به یوان شده و منجر به این شده که پترویوان به‌عنوان جایگزینی برای پترودلار دوباره رواج پیدا کند.

    بازگشت مشتریان قدیمی نفت ایران

    خبرگزاری رویترز: داده‌های ردیابی کشتی‌ها نشان می‌دهد هند پس از ۷سال، نخستین محموله نفت ایران را دریافت و پول آن را به یوان تسویه کرده‌است.

    خبرگزاری اقتصادی بلومبرگ: ارزش هر بشکه محموله‌های نفت ایران برای هند حدود ۱۰۰دلار برآورد شده که باز هم رقمی بالاست.

    شبکه آمریکایی سی. ان. بی. سی: هند پس از ۷ سال وقفه، خرید نفت و گاز از تهران را آغاز کرده است؛ اقدامی که تلاش دهلی‌نو برای ایجاد توازن مجدد در روابط با تهران را برجسته می‌کند.

  • مهره طلایی هرمز در شطرنج بازار گاز

    مهره طلایی هرمز در شطرنج بازار گاز

    به گزارش اقتصادران، رضا نوشادی در ارزیابی جنگ رمضان و آنچه در حوزه تجارت و کریدورهای گازی جهان اتفاق افتاد، اظهار داشت: ابتدا اینکه قطر سالانه ۷۵ میلیون تن تولید ال ان جی داشته که اکنون با انسداد تنگه هرمز به صفر رسیده است، از جمله تولیدکنندگان ال ان جی کشورهای امریکا، استرالیا، قطر و چند کشور آفریقایی هستند که حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد ال ان جی دنیا توسط قطر تامین می شود.

    وی توضیح داد: چندین مجتمع تولید ال ان جی در ماجرای جنگ اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایران در قطر مورد تهاجم قرار گرفته که در این خصوص سه برآورد وجود دارد؛ برآورد خوشبینانه اینکه ۱۵ تا ۲۰ درصد تجهیزات آسیب دیده، واقع بینانه ۳۰ تا ۴۰ درصد و در پیش بینی بدبینانه تا ۷۰ درصد برآورد خسارت شده است. هر کدام از این اعداد را حتی با فرض بازگشایی تنگه هرمز ملاک قرار دهیم بخشی از ال ان جی از این مسیر تردد نخواهد کرد یعنی یک سوم این ال ان جی به مقصد اروپا و دو سوم نیز به کره، ژاپن ‌ چین می‌رفت، بنابراین این کشورها برای تامین انرژی با مشکل مواجه می شوند.

    مدیر عامل پیشین شرکت مهندسی و توسعه گاز ایران ادامه داد: با توجه به خلایی هم که در حوزه گازوییل اتفاق می‌افتد اگرچه قیمت دو برابری را نسبت به گاز دارد اما واقعیت اینکه حوزه سوخت مایع نیز با فشار و مشکل جدی مواجه می‌شود.

    وی با پیش بینی اینکه بصورت معمول افزایش قیمت را در حوزه گاز خواهیم داشت، بیان کرد: با اتفاقی که در تنگه هرمز رخ داده قطعا واکنش گاز نسبت به نفت عمیق‌تر بوده و با وجود همه اقداماتی که امریکا به لحاظ ورود در بازار معاملات و اقدامات خبری از جمله اجازه تردد چند کشتی که ترامپ این را بعنوان دستاورد اعلام می کند تا روی قیمت نفت تاثیر بگذارد؛ اما قیمت روند رو به رشد خود را طی می کند.

    نوشادی در ادامه به وضعیت تامین گاز اروپا پرداخت و گفت: در ماجرای سال ۲۰۲۲ و انفجار خط لوله نورد استریم یک و دو؛  در سال ۲۰۲۵ قرارداد انتقال گاز روسیه به اروپا از مسیر اوکراین به اتمام رسید و کشورهایی که در اروپا از گاز روسیه تغذیه می‌کردند، اعلام کردند که تا سال ۲۰۲۷ به قراردادهای خود خاتمه می دهند و اکنون به نظر می رسد اتحادیه اروپا ظرفیتی برای جایگزینی انرژی های دیگر نیز ندارد و این بحران برای اروپا آزاردهنده است.

    وی افزود: بر اساس گزارش بلومبرگ قبض انرژی ۱۰۰۰ میلیارد دلاری  در سال ۲۰۲۲ روی دست اروپا مانده و اگر انسداد تنگه هرمز هم ادامه داشته باشد ضربه و هزینه‌های انرژی در اروپا کماکان تداوم خواهد داشت.

    این تحلیلگر ارشد حوزه انرژی با اشاره به تشدید تنش گازی در اروپا تصریح کرد: چالش اروپا از ۲۰۲۲ بدتر خواهد بود، از این جهت که اروپا در سال ۲۰۲۲ گزینه تامین گاز از قطر را داشت که اکنون ندارد و هم اینکه تا حدی صرفه جویی کردند که ابتدای شروع روی re-engeeniring و اصول مهندسی مجدد کار کردند اما هرچه جلوتر می‌رود درصدهای بهینه‌سازی عددهای کمتری را به خود اختصاص می‌دهد و از این جهت مشکلات بیشتری نسبت به سال ۲۰۲۲ خواهند داشت، البته ممکن است اتفاقی که در مورد تحریم نفت روسیه رخ داد در مورد گاز روسیه نیز حادث شود یعنی به کشورهای اروپایی این اجازه داده شود که از روسیه گاز تامین کنند و این مهمترین اتفاقی است که قابل پیش بینی است.

    وی تاکید کرد: حتی اگر از موضوعات فوق الذکر نیز صرفنظر کنیم به هرحال ترامپ و اسراییل تا مدتی می توانند قیمت ها در بازار انرژی را با خبرسازی ها پایین نگه دارند؛ روزی که نفت و گازی برای عرضه وجود نداشته باشد چاره‌ای جز این ندارند که تسلیم واقعیت بازار شوند.

    نوشادی یادآور شد: در هر حال تاکنون گاز هم نسبت به نفت واکنش شدیدتری داشته و هم اینکه پیش بینی می شود واکنش قیمتی بالاتری را تجربه کند.

    وی در ادامه درباره احتمال تغیبر در کریدورهای گازی منطقه در پساجنگ رمضان گفت: ایران از دیرباز و نزدیک ۴ دهه مسئله تنگه هرمز را مطرح می کرد. بر این اساس عربستان و امارات خطوط لوله ای را برای روز مبادا احداث کردند و بخشی از تولیدات صادراتی خود را با دور زدن تنگه هرمز از این خطوط ارسال می کردند.

    این کارشناس ارشد حوزه انرژی خاطرنشان کرد: ایران بالاخره کارت طلایی تنگه هرمز را استفاده کرد اما با وجودی که ایران هیچگاه این اهرم مهم را بکار نگرفته بود؛ عربستان و امارات تمهیداتی اندیشیده بودند و امروز در دنیای جدید و با اتفاقاتی که رخ داده حتما به صورت جدی گزینه های موازی با تنگه هرمز را در دستور کار قرار داده و بدنبال کریدورهای خواهند رفت اما واقع امر اینکه توافقات سیاسی، مراحل مهندسی و اجرای این پروژه ها سال ها زمان می برد کما اینکه برای احداث خط لوله غرب به شرق عریستان شاید دو دهه زمان صرف شد.

    وی گفت: اکنون از کارت تنگه هرمز استفاده شده و اسلحه کشیده شده بنابراین منطقا کشورها دنبال کریدورهای جدید نفت و گاز خواهند رفت، اگرچه اجرای این کریدورها هزینه داشته و انتقال نفت و گاز از آنها گرانتر باشد اما قطعا شاهد معماری و اقدامات اولیه در این حوزه خواهیم بود.

  • آشوب در بازار جهانی نفت

    آشوب در بازار جهانی نفت

    به گزارش اقتصادران، یک درگیری‌ دیگر، بار دیگر بازار نفت را تکان داد. پنجشنبه شب درگیری میان ایران و آمریکا در آب‌های خلیج فارس، برای چندمین بار در هفته‌های اخیر بازار جهانی نفت را به لرزه درآورد و موج تازه‌ای از جهش قیمت‌ها را رقم زد؛ رخدادی که نه فقط تجارت انرژی بلکه زنجیره تامین جهانی، حمل‌ونقل دریایی و چشم‌انداز رشد اقتصاد جهان را در معرض بحرانی کم‌سابقه قرار داد.

    هرچند هنوز تکلیف مذاکرات صلح میان ایران و آمریکا نامشخص ولی آتش‌بس حاکم است با این تفاوت که آمریکا آن را هرچند وقت یکبار نقض می‌کند. مثل حملات پنجشنبه شد. حملات متقابل در شرق تنگه هرمز و جنوب چابهار آن هم در شرایطی که مسیر عبور حدود ۲۰‌درصد نفت جهان همچنان با اختلال روبه‌رو است، بار دیگر نشان داد بازار نفت اکنون بیش از آنکه بر پایه عرضه و تقاضای متعارف حرکت کند، اسیر ریسک ژئوپلیتیک و نااطمینانی امنیتی شده است.  افزایش دوباره قیمت نفت برنت و WTI پس از این درگیری‌ها، در کنار سرگردانی هزاران کشتی در خلیج فارس و سقوط تولید اوپک به پایین‌ترین سطح در ۳۶‌سال گذشته، هشداری جدی درباره ورود اقتصاد جهانی به مرحله‌ای از تورم انرژی، کمبود سوخت و آشفتگی تجاری است که می‌تواند رکود تازه‌ای را به اقتصادهای بزرگ تحمیل کند.

    خلیج فارس در محاصره بحران

    بازار جهانی انرژی اکنون در وضعیتی قرار گرفته که بسیاری از تحلیلگران آن را بزرگ‌ترین اختلال عرضه نفت در تاریخ معاصر توصیف می‌کنند در حالی که تنش‌های نظامی میان ایران و آمریکا در منطقه ادامه دارد، سازمان جهانی دریانوردی اعلام کرده حدود ۱۵۰۰کشتی و نزدیک به ۲۰‌هزار خدمه دریایی از زمان بسته شدن مستمر تنگه هرمز در خلیج‌فارس گرفتار شده‌اند. این آمار تنها یک عدد خشک تجاری نیست بلکه نشانه‌ای از قفل شدن یکی از حیاتی‌ترین شریان‌های اقتصاد جهان است.

    تنگه هرمز مسیر انتقال بخش بزرگی از نفت خام، میعانات گازی و فرآورده‌های انرژی جهان به‌شمار می‌رود و اختلال در آن عملا به معنای افزایش هزینه حمل‌ونقل، رشد نرخ بیمه نفتکش‌ها و تاخیر در تامین انرژی برای پالایشگاه‌های آسیا، اروپا و حتی آمریکاست. حمل‌ونقل دریایی بیش از ۸۰‌درصد کالاهای مصرفی جهان را جابه‌جا می‌کند و هرگونه وقفه طولانی در این مسیر می‌تواند زنجیره تامین جهانی را دچار بحران کند.

    در چنین فضایی حملات شب گذشته میان نیروهای ایران و آمریکا بار دیگر این نگرانی را تشدید کرد که بحران از سطح یک تنش منطقه‌ای فراتر رفته و به تهدیدی ساختاری برای تجارت جهانی تبدیل شود. واکنش فوری بازار نفت نیز همین نگرانی را بازتاب داد. قیمت نفت برنت پس از افت شدید روزهای قبل دوباره صعود کرد و از مرز ۱۰۱‌دلار عبور کرد. نفت WTI نیز به محدوده ۹۵‌دلار بازگشت.

    این نوسانات شدید قیمتی نشان می‌دهد معامله‌گران دیگر صرفا به اخبار سیاسی واکنش نشان نمی‌دهند بلکه نسبت به واقعیات فیزیکی بازار نفت دچار نگرانی عمیق شده‌اند. واندانا‌هاری، تحلیلگر بازار نفت معتقد است بازار در آستانه «فروپاشی کامل» قرار گرفته و فرآیند کشف قیمت دیگر بر پایه ارزیابی منطقی از عرضه و تقاضا انجام نمی‌شود. به بیان دیگر، نفت اکنون بیش از هر زمان دیگری به کالایی امنیتی تبدیل شده است.

    سقوط تولید اوپک و گودال یک‌میلیارد بشکه‌ای

    همزمان با تشدید بحران در خلیج فارس، آمارهای تولید اوپک نیز تصویری نگران‌کننده از وضعیت عرضه جهانی ارائه می‌دهد. نظرسنجی بلومبرگ نشان می‌دهد تولید نفت خام اوپک در آوریل به پایین‌ترین سطح خود در ۳۶‌سال گذشته رسیده است. تولید این سازمان با کاهش ۴۲۰‌هزار بشکه‌ای به حدود ۵۵/۲۰میلیون بشکه در روز سقوط کرده؛ سطحی که از سال‌۱۹۹۰ تاکنون سابقه نداشته است.

    بخش بزرگی از این افت ناشی از اختلال در صادرات نفت کشورهای خلیج فارس و تعطیلی بخشی از ظرفیت تولید در منطقه است. کویت بیشترین آسیب را دیده و تولیدش به کمتر از یک‌سوم سطح پیش از جنگ رسیده است. صادرات این کشور نیز تقریبا متوقف شده و به تنها ۲۲‌هزار بشکه در روز سقوط کرده است.

    آنچه اما بیش از اعداد تولید بازارها را نگران کرده، هشدار مدیران غول‌های نفتی جهان درباره شکاف عظیم عرضه است. وائل ساوان، مدیرعامل شل اعلام کرده بازار نفت اکنون با کمبودی نزدیک به یک‌میلیارد بشکه روبه‌رو است؛ کمبودی که هر روز عمیق‌تر می‌شود. او تاکید کرده بخشی از این نفت به دلیل بسته شدن مسیرهای صادراتی عملا قفل شده و بخش دیگر نیز اصلا تولید نمی‌شود.

    این اظهارات زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم مصرف روزانه نفت جهان حدود ۱۰۰‌میلیون بشکه است. به عبارت دیگر، بازار جهانی با شکافی روبه‌رو شده که جبران آن حتی در صورت توقف فوری جنگ نیز ماه‌ها زمان خواهد برد. جفری میلر، مدیرعامل‌ هالیبرتون نیز هشدار داده بازیابی تولید از دست رفته نه سریع خواهد بود و نه ساده.

    همین نگرانی‌ها باعث شده بسیاری از شرکت‌های نفتی و پالایشگاهی جهان به برداشت گسترده از ذخایر استراتژیک روی بیاورند. ذخایر نفت خام آمریکا نیز طی هفته‌های اخیر روند نزولی داشته و اداره اطلاعات انرژی آمریکا اعلام کرده ذخایر نفت و سوخت این کشور همچنان در حال کاهش است.

    در این میان بحران فقط به بازار نفت خام محدود نمانده است. قیمت سوخت جت، دیزل و بنزین در بسیاری از کشورها روندی صعودی گرفته و شرکت‌های هواپیمایی به‌دلیل افزایش هزینه سوخت ناچار به کاهش برخی پروازها شده‌اند. مدیرعامل شل اعلام کرده تاکنون حدود ۵‌درصد از مصرف سوخت جت کاهش یافته اما این افت هنوز نتوانسته فشار ناشی از کمبود عرضه را جبران کند.

    اقتصاد جهانی در آستانه موج جدید تورم

    تشدید بحران نفتی اکنون به مهم‌ترین تهدید برای اقتصاد جهانی تبدیل شده است. اقتصادهایی که هنوز به‌طور کامل از تبعات تورم سال‌های اخیر و شوک‌های زنجیره تامین پس از کرونا خارج نشده‌اند، حالا با خطر افزایش دوباره هزینه انرژی مواجه شده‌اند.

    افزایش قیمت نفت معمولا با فاصله زمانی کوتاهی به رشد قیمت کالاها و خدمات منجر می‌شود. بالا رفتن هزینه حمل‌ونقل، افزایش قیمت مواد اولیه و رشد هزینه تولید می‌تواند موج تازه‌ای از تورم را در سراسر جهان ایجاد کند. تفاوت بحران کنونی با شوک‌های قبلی اما در این است که این بار بازار نه با یک کاهش موقتی عرضه بلکه با اختلالی عمیق در زیرساخت لجستیک انرژی روبه‌رو شده است.

    مدیران شرکت‌های بزرگ نفتی نیز هشدار داده‌اند حتی اگر توافق سیاسی میان ایران و آمریکا حاصل شود، بازگشت بازار به شرایط عادی بسیار زمان‌بر خواهد بود. مایک ویرث، مدیرعامل شورون گفته احتمالا ماه‌ها طول می‌کشد تا صادرات نفت از طریق تنگه هرمز به وضعیت طبیعی بازگردد. دارن وودز، مدیرعامل اکسون‌موبیل نیز تاکید کرده پس از بازگشایی تنگه هرمز حداقل دو ماه زمان لازم است تا جریان نفت به شرایط عادی برسد.

    اندرو اوبراین، مدیر مالی کونوکوفیلیپس هشدار داده تاثیر واقعی کمبود عرضه هنوز به‌طور کامل نمایان نشده است زیرا نفتکش‌هایی که پیش از آغاز جنگ از خلیج فارس خارج شده بودند، تازه در هفته‌های اخیر به مقصد رسیده‌اند. اکنون که آن محموله‌ها تخلیه شده‌اند، بازار به تدریج با واقعیت کاهش شدید عرضه روبه‌رو خواهد شد. او حتی احتمال داده برخی کشورهای وابسته به واردات نفت و سوخت در تابستان امسال با کمبودهای بحرانی مواجه شوند. همزمان بحران در اوپک نیز ابعاد تازه‌ای پیدا کرده است. خروج امارات متحده عربی از این سازمان آن‌هم در میانه بحران فعلی، نشانه‌ای از افزایش شکاف‌های درونی میان تولیدکنندگان بزرگ نفتی است. هرچند برخی اعضای اوپک‌پلاس اعلام کرده‌اند تولید اسمی خود را در ماه ژوئن افزایش خواهند داد اما بسیاری از تحلیلگران معتقدند این افزایش بیشتر جنبه روانی دارد و در عمل توان جبران کمبود فعلی را ندارد. بازار نفت اکنون میان دو سناریو گرفتار شده است؛ از یک سو احتمال توافق سیاسی و کاهش تنش وجود دارد و از سوی دیگر هرگونه درگیری تازه می‌تواند شوک قیمتی جدیدی ایجاد کند. همین وضعیت باعث شده معامله‌گران و سرمایه‌گذاران تقریبا هر روز تحت‌تاثیر تیترهای سیاسی تصمیم‌گیری کنند. پریانکا ساچدوا، تحلیلگر بازار می‌گوید: بازار نفت بیش از دو ماه است که «میان دیپلماسی و اختلال» سرگردان مانده است.

    تحلیلگران می‌گویند: حتی اگر جنگ متوقف شود، اثرات آن بر بازار انرژی و اقتصاد جهانی به این زودی پایان نخواهد یافت. جهان اکنون با بحرانی روبه‌رو است که تنها یک تنش نظامی ساده نیست بلکه نشانه‌ای از شکنندگی نظم انرژی جهانی و وابستگی عمیق اقتصاد دنیا به امنیت خلیج فارس است. در چنین شرایطی هر گلوله‌ای که در آب‌های این منطقه شلیک می‌شود، می‌تواند نه فقط قیمت نفت بلکه سرنوشت رشد اقتصادی جهان را تغییر دهد.

  • دکل داریم، پول نداریم!

    دکل داریم، پول نداریم!

    به گزارش اقتصادران، در حالی که غول‌های خدمات حفاری جهان از افت درآمد، تعلیق پروژه‌ها و رکود کم‌سابقه در خاورمیانه خبر می‌دهند، صنعت حفاری ایران برخلاف روند منطقه همچنان با تمام ظرفیت در حال فعالیت است.با این حال فعال بودن دکل‌ها به معنای نبود بحران نیست. شرکت‌های حفاری می‌گویند هیچ دکل بیکاری در کشور وجود ندارد ولی مطالبات انباشته از شرکت ملی نفت، افزایش شدید هزینه‌های ارزی و کمبود منابع مالی، آینده توسعه میادین نفتی را در معرض تهدید قرار داده است.

    بازار خدمات حفاری نفت و گاز در خاورمیانه این روزها شرایط متفاوتی را تجربه می‌کند. همزمان با تشدید تنش‌های ژئوپلیتیک، اختلال در صادرات انرژی و افزایش هزینه‌های عملیاتی، بسیاری از پروژه‌های اکتشاف و توسعه در کشورهای منطقه وارد فاز رکود شده‌اند. گزارش‌های منتشر شده از سوی شرکت‌های بزرگ خدمات نفتی جهان نشان می‌دهد که فعالیت‌های حفاری در بخش‌هایی از خاورمیانه به شکل محسوسی کاهش یافته و درآمد شرکت‌های بزرگ بین‌المللی افت کرده است.

    طبق گزارش رویترز، شرکت اس‌ال‌بی در سه‌ماهه نخست سال جاری با کاهش ۱۰‌درصدی درآمد خود در منطقه خاورمیانه و آسیا مواجه شده و درآمد این شرکت به ۶۹/۲‌میلیارد‌دلار رسیده است. بیکر هیوز نیز افتی ۱۹‌درصدی را ثبت کرده و درآمدش به ۱۵/۱‌میلیارد‌دلار کاهش یافته است. ‌هالیبرتون هم از افت ۷/۱۲‌درصدی درآمد فعالیت‌های خود در خاورمیانه خبر داده؛ افتی که عمد‌تا ناشی از کاهش پروژه‌ها در عربستان و قطر عنوان شده است.

    رکودزنی حفاری به شیوه ایران

    فعالان صنعت حفاری می‌گویند: مجموعه‌ای از عوامل شامل اختلال در صادرات گاز قطر، محدودیت تولید نفت در عراق، نااطمینانی امنیتی در پروژه‌های فراساحلی و همچنین رشد هزینه‌های ‌تامین تجهیزات و خدمات باعث شده شرکت‌های بین‌المللی نسبت به آینده بازار خدمات حفاری در منطقه محتاط‌تر شوند.با این حال ایران تصویری متفاوت از بازار حفاری منطقه ارائه می‌دهد. هدایتالله خادمی، رییس هیات‌مدیره انجمن شرکت‌های حفاری و خدمات فنی نفت و گاز می‌گوید: تمام دکل‌های حفاری فعال کشور مشغول کار هستند و برخلاف برخی کشورهای منطقه، پروژه‌های حفاری در ایران متوقف نشده است.

    به گفته او، در حال حاضر حدود ۱۱۳ دکل خشکی و ۱۸ دکل دریایی در کشور فعال هستند و هیچ‌کدام بیکار نیستند. این در حالی است که در برخی کشورهای منطقه بخشی از ناوگان حفاری به دلیل کاهش پروژه‌ها و محدودیت سرمایه‌گذاری از مدار فعالیت خارج شده است.

    خادمی معتقد است حتی اگر شرایط سیاسی و اقتصادی کشور به گونه‌ای پیش برود که تولید نفت کاهش پیدا کند، باز هم باید از فرصت موجود برای حفاری‌های جدید و افزایش ظرفیت تولید استفاده شود. او ‌تاکید می‌کند که تجربه سال‌های پایانی جنگ تحمیلی نشان داد ایران توان بازگشت سریع به بازار نفت را دارد و اگر از هم‌اکنون برای افزایش ظرفیت تولید برنامه‌ریزی نکند، در آینده سهم بیشتری از بازار جهانی را از دست خواهد داد.

    به گفته او، کشورهای منطقه نیز دقیقا با همین نگاه در حال برنامه‌ریزی هستند. اشاره خادمی به سیاست‌های امارات متحده عربی است که طی سال‌های اخیر‌ میلیاردها دلار صرف افزایش ظرفیت تولید نفت خود کرده و حتی حاضر شده برای دستیابی به اهداف تولیدی‌اش وارد چالش با سیاست‌های اوپک شود.

    دکل هست، نقدینگی نیست

    با وجود این، فعال بودن دکل‌ها تنها بخشی از واقعیت صنعت حفاری ایران است. شرکت‌های حفاری در شرایطی پروژه‌های خود را ادامه می‌دهند که با فشار سنگین مالی مواجهند. افزایش نرخ ارز، رشد هزینه مواد مصرفی، دشواری ‌تامین تجهیزات و ‌تاخیر طولانی در پرداخت مطالبات، وضعیت نقدینگی این شرکت‌ها را شکننده کرده است.

    رییس انجمن شرکت‌های حفاری می‌گوید: برخی پیمانکاران به دلیل عدم پرداخت مطالباتشان از سوی شرکت‌های دولتی، با بحران ‌تامین نقدینگی روبه‌رو شده‌اند. به گفته او، شرکت ملی نفت ایران در برخی موارد بیش از دو سال است که بدهی خود به پیمانکاران حفاری را تسویه نکرده است.این ‌تاخیر در شرایطی رخ می‌دهد که بخش قابل توجهی از هزینه‌های شرکت‌های حفاری ارزی است. بسیاری از مواد شیمیایی، قطعات، تجهیزات و خدمات تخصصی مورد استفاده در عملیات حفاری وابسته به نرخ ارز هستند و جهش‌های قیمتی، هزینه تمام‌شده پروژه‌ها را به شدت افزایش داده است.

    خادمی می‌گوید: انجمن حفاری قصد دارد طی نامه‌ای رسمی به وزیر نفت خواستار بازنگری در قراردادهای حفاری شود. به گفته او، یا باید نرخ قراردادها اصلاح شود یا ‌تامین مواد مصرفی مستقیما بر عهده کارفرما قرار گیرد چراکه ادامه وضعیت فعلی می‌تواند شرکت‌های حفاری را با بحران جدی مواجه کند.

    فشار مالی بر صنعت حفاری در حالی افزایش یافته که ایران برای حفظ تولید نفت خود به سرمایه‌گذاری گسترده نیاز دارد. بسیاری از میادین بزرگ نفتی کشور وارد نیمه دوم عمر خود شده‌اند و برای جلوگیری از افت تولید، نیازمند اجرای پروژه‌های نگه‌داشت و افزایش ضریب بازیافت هستند.

    میادین پیر و بحران سرمایه‌گذاری

    سیدمهدی حسینی، کارشناس ارشد حوزه انرژی معتقد است: مشکل اصلی صنعت نفت ایران در حال حاضر نه کمبود دکل حفاری و نه ضعف نیروی انسانی بلکه بحران سرمایه‌گذاری و محدودیت منابع مالی است.

    او می‌گوید: کارکنان صنعت نفت طی ماه‌های اخیر توانسته‌اند تولید و توزیع انرژی را حتی در شرایط پرتنش منطقه حفظ کنند و از بروز اختلال گسترده جلوگیری شود اما ادامه این وضعیت بدون ‌تامین منابع مالی امکان‌پذیر نیست.

    حسینی ‌تاکید می‌کند که میادین بزرگی همچون اهواز، آغاجاری، گچساران و بی‌بی‌حکیمه سال‌هاست وارد مرحله افت طبیعی تولید شده‌اند. این میادین برای حفظ سطح تولید نیازمند سرمایه‌گذاری سنگین، فناوری‌های نوین و اجرای پروژه‌های ازدیاد برداشت هستند؛ پروژه‌هایی که بدون دسترسی به منابع مالی و فناوری پیشرفته عملا امکان اجرا ندارند.

    او می‌گوید: بخشی از دانش فنی و توان اجرایی در داخل کشور وجود دارد اما برخی فناوری‌های کلیدی همچنان وابسته به خارج است و تحریم‌ها امکان ‌تامین تجهیزات و فناوری را دشوار کرده‌اند.

    به اعتقاد این کارشناس انرژی، اکنون حتی در میادین معمولی نیز مساله اصلی فنی نیست بلکه کمبود سرمایه و دشواری ‌تامین مالی روند توسعه را کند کرده است.

    حسینی همچنین به فشار مضاعفی اشاره می‌کند که محدودیت صادرات نفت بر صنعت بالادستی وارد کرده است. به گفته او، وقتی صادرات نفت کاهش پیدا می‌کند و بازگشت منابع ارزی با مشکل مواجه می‌شود، طبیعی است که توان سرمایه‌گذاری در توسعه میادین جدید و نگه‌داشت میادین قدیمی نیز کاهش یابد.

    این در حالی است که صنعت نفت همچنان ستون اصلی اقتصاد ایران محسوب می‌شود و بخش عمده درآمد ارزی کشور به آن وابسته است اما همانطورکه حسینی ‌تاکید می‌کند، صنعتی که قرار است موتور محرک اقتصاد باشد، خود نیز برای بقا و توسعه نیازمند سرمایه و منابع مالی است.

    در چنین شرایطی تداوم ‌تاخیر در پرداخت مطالبات پیمانکاران می‌تواند به تدریج زنجیره ‌تامین صنعت حفاری را دچار اختلال کند. بسیاری از شرکت‌های خدمات حفاری طی سال‌های اخیر تلاش کرده‌اند با خرید تجهیزات جدید و توسعه ناوگان خود، ظرفیت عملیاتی‌شان را افزایش دهند. به گفته خادمی، تنها طی یک‌ونیم سال گذشته پنج دستگاه دکل جدید خریداری شده است.

    اما ادامه روند توسعه، بدون دسترسی به منابع مالی پایدار ممکن نیست. فعالان صنعت حفاری هشدار می‌دهند اگر بحران نقدینگی تشدید شود، شرکت‌ها ناچار خواهند شد بخشی از پروژه‌های توسعه‌ای خود را متوقف کنند؛ اتفاقی که در بلندمدت می‌تواند ظرفیت تولید نفت کشور را تحت‌‌تاثیر قرار دهد.

  • آغاز بازسازی پالایشگاه‌های آسیب‌دیده در دل جنگ

    آغاز بازسازی پالایشگاه‌های آسیب‌دیده در دل جنگ

    به گزارش اقتصادران، سعید توکلی با اشاره به پایداری شبکه گاز پس از جنگ تحمیلی سوم گفت: متأسفانه در جریان این جنگ بخشی از تأسیسات صنعت نفت آسیب دیدند که با مدیریت یکپارچه در تمام ارکان وزارت نفت تا این لحظه هیچ‌گونه محدودیتی برای مصرف‌کنندگان اعمال نشده است.

    وی با اشاره به آسیب‌دیدگی پالایشگاه‌های گازی در پارس جنوبی اظهار کرد: در طول جنگ تحمیلی سوم، چهار پالایشگاه گازی در منطقه پارس جنوبی هدف اصابت قرار گرفتند، اما با توانمندی همکاران در بخش‌های بهره‌برداری و فنی، شبکه گاز از پایداری خارج نشد.

    مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران افزود: براساس تصمیم مدیریتی و با درایت وزیر نفت بازسازی دو پالایشگاه به‌صورت کامل به «شرکت ملی گاز» محول شده است که با برنامه‌ریزی دقیق، کار بازسازی آغاز شده تا این پالایشگاه‌های گازی در زمان مقرر عملیاتی شود.

    توکلی درباره وضعیت ذخیره‌سازی سوخت گفت: هم‌اکنون تمام نیروگاه‌های کشور با حداکثر ظرفیت از گاز طبیعی استفاده می‌کنند و راهبرد شرکت ملی گاز ایران در فصل تابستان این است که با آرایش شبکه، مصرف سوخت مایع نیروگاه‌ها را به حداقل برساند تا مخازن سوخت مایع به‌عنوان «ذخیره» برای زمستان که اهمیت ویژه‌ای دارد، در ظرفیت کامل باشند.

    مأموریت شرکت‌های کارور در کاهش مصرف گاز

    وی با اشاره به مأموریت شرکت‌های «کارور» بیان کرد: موضوع «اپراتورهای انرژی» یک استاندارد بین‌المللی است که بزرگ‌ترین شرکت‌های انرژی دنیا از آن بهره می‌برند و مأموریت اصلی آنها ورود به بخش‌های «غیرمولد» یا حوزه‌هایی است که ظرفیت بالای صرفه‌جویی دارند.

    مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران گفت: بیشتر این شرکت‌ها دانش‌بنیان هستند که با انجام پروژه‌های «مستقل کوچک»، تغییرات بزرگی همچون صرفه‌جویی در بخشی از گاز را ایجاد می‌کنند. برای مثال در نانوایی‌های صنعتی با اصلاحات فنی توانسته‌اند نزدیک به ۷۰ درصد از هدررفت و افزایش مصرف جلوگیری کنند و در صنایع پخت آجر، مصرف ۳۰۰ مترمکعب گاز به ازای هر تن تولید را با روش‌های نوین به ۲۷ مترمکعب کاهش داده‌اند.

    توکلی گروه‌های هدف در این طرح را حتی بخش‌های پرمصرف خانگی دانست و تصریح کرد: شرکت‌های طرف قرارداد در قالب الزام‌های مقررات ملی ساختمان، موضوعاتی مانند پنجره‌های دوجداره، اصلاح سیستم‌های گرمایشی و جایگزینی موتورخانه‌های قدیمی با سیستم‌های راندمان بالا را دنبال می‌کنند و در این زمینه حتی با ورود برخی شرکت‌ها در حوزه‌های فرهنگی و هوشمندسازی مدیریت مصرف از مبدأ انجام می‌شود.

    نقش بخش خصوصی در کاهش شکاف ناترازی انرژی کشور

    وی با اشاره به اینکه طی چند سال گذشته با ناترازی انرژی روبه‌رو بودیم، تصریح کرد: به همین دلیل «مدیریت مصرف» از سوی بخش خصوصی و کارورها، راحت‌ترین و ارزان‌ترین راه برای جبران این ناترازی است.

    معاون وزیر نفت در امور گاز با اشاره به جهش تعداد قراردادها با شرکت‌های بهینه‌ساز از بهمن پارسال تاکنون، این روند صعودی را نتیجه عزم و اراده جدی در دولت، وزارت نفت و مجلس شورای اسلامی برشمرد و افزود: در شرکت ملی گاز ایران با برگزاری جلسه‌های ارزیابی هفتگی، فرآیندهایی که پیش از این یک سال طول می‌کشید، اکنون به قرارداد تبدیل شده است.

    توکلی از تمام شرکت‌های فعال که در زمینه کاهش مصرف طرحی دارند، دعوت کرد برای همکاری وارد میدان شوند و به آنها اطمینان داد که شرکت ملی گاز ایران از آنها حمایت کامل می‌کند.

    جهش ۲۱۰ درصدی حضور دانش‌بنیان‌ها در بازار بهینه‌سازی گاز

    وی در خصوص جهش تعداد شرکت‌های «کارور» در بازار بهینه‌سازی ادامه داد: از بهمن پارسال، تنها ۲۲ شرکت فعال در این حوزه وجود داشت که با پیگیری‌های شبانه‌روزی و تسهیل فرآیندها، اکنون (اردیبهشت ۱۴۰۵) آمار  به ۶۷ شرکت رسیده‌ است که رشد بیش از ۲۱۰ درصدی در تعداد شرکت‌های فعال را نشان می‌دهد.

    به گفته مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران، این شرکت‌ها در تمام زنجیره تأمین انرژی، به‌ویژه در بخش‌های پرمصرف فعال شده‌اند و هدف نهایی شرکت ملی گاز ایران این است که با این مدل از مدیریت مصرف، احتمال قطع گاز در زمستان را به حداقل برساند.

    توکلی در تشریح دستاوردهای اقتصادی این طرح برای کشور اظهار کرد: نتیجه این اقدام، تبدیل «گاز خام‌سوز» به «ارزش افزوده» است، چراکه هر مترمکعب گازی که از سوی این شرکت‌ها صرفه‌جویی شود، به صنایع مولد و ارزآور اختصاص می‌یابد که در واقع  یک بازی برد – برد مشترک برای شرکت ملی گاز ایران، بخش خصوصی، صنعت و محیط زیست است.

    مدل جذاب درآمدزایی بخش خصوصی در پروژه‌های بهینه‌سازی گاز

    وی در خصوص انگیزه مالی و مدل درآمدزایی بخش خصوصی در این پروژه‌ها توضیح داد: در این زمینه اعداد بسیار جذاب هستند، به‌طوری‌ که هر مترمکعب گاز صرفه‌جویی‌شده در قالب «گواهی صرفه‌جویی» به شرکت‌ها تعلق می‌گیرد که در بورس انرژی قابل فروش است. هم‌اکنون ارزش هر مترمکعب آن حدود ۲۰ هزار تومان برآورد می‌شود که درآمدزایی فوق‌العاده‌ای برای شرکت‌های دانش‌بنیان به‌شمار می‌آید.

    مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران افزود: اکنون به‌طور تقریبی تمام استان‌های کشور – به‌ جز سه یا چهار استان که در مرحله عقد قرارداد هستند- در این طرح فعال شده‌اند و شرکت ملی گاز ایران محدودیتی برای جذب شرکت‌های جدید در این حوزه ندارد.

    توکلی با دعوت از نخبگان و صاحبان ایده برای مشارکت در این طرح ملی تأکید کرد: از هر فرد یا شرکتی که طرحی برای کاهش مصرف دارد دعوت می‌شود به بخش «شرکت‌های کارور» در سایت شرکت ملی گاز ایران مراجعه کند. فرآیندها به‌طور کامل شفاف و هدف ما هدایت گاز از «خام‌سوزی» به سمت «ارزش افزوده» و چرخاندن چرخ صنعت کشور است.

  • خاموشی‌های خانگی در راه هستند؟

    خاموشی‌های خانگی در راه هستند؟

    به گزارش اقتصادران، محمد طلا مظلومی، نماینده مردم بهبهان در مجلس شورای اسلامی، گفت: هفته گذشته، کمیسیون انرژی در راستای بررسی همین موضوع، جلسه‌ای با وزیر نیرو برگزار کرد که طی آن حوادث اخیر کشور مورد ارزیابی، تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در این نشست، بر استفاده حداکثری از ظرفیت‌های موجود توسط توانیر و وزارت نیرو تأکید شد تا این وزارتخانه بتواند در راستای تأمین برق مورد نیاز مشترکین خانگی، بخش تجاری و همچنین صنایع و کارگاه‌های تولیدی، برنامه‌ریزی و اقدامات لازم را انجام دهد.

    عزم وزارت نیرو مدیریت شرایط و تامین نیازهای حوزه انرژی است

    وی در ادامه اظهار کرد: وزیر نیرو ضمن اشاره به خسارات وارده به زیرساخت‌های انرژی، به برخی اقدامات انجام‌شده نیز پرداخت و گزارشی در خصوص بهره‌گیری از ظرفیت نیروگاه‌های خورشیدی و میزان بازگشت آن‌ها به مدار ارائه کرد. همچنین علاوه بر پرداختن به وضعیت نیروگاه‌هایی که دچار آسیب شده‌اند، توضیحاتی درباره اقدامات جبرانی و تلاش‌های صورت‌گرفته ارائه شد که نشان‌دهنده عزم و تلاش این وزارتخانه برای مدیریت شرایط و تأمین نیازهای مختلف در حوزه انرژی است.

    وزارت نیرو تمهیدات لازم را برای مدیریت ناترازی برق در نظر گرفته است

    این عضو کمیسیون انرژی مجلس با تاکید بر اینکه وزارت نیرو تمهیدات لازم را برای مدیریت ناترازی برق در فصل گرما پیش‌بینی کرده است، تصریح کرد: بر اساس گزارش ارائه شده، تمام تلاش وزارت نیرو و توانیر این است که در فصل گرما ناترازی انرژی مدیریت شود. تامین برق خانگی به ویژه در مناطق گرمسیری و حوزه تجاری و صنعتی در دستورکار قرار دارد. بخشی از بنگاه‌ها و شرکت‌های اقتصادی می‌توانند نسبت به تامین برق خود اقدام کنند.

    برای مدیریت ناترازی‌ها نیازمند مشارکت عمومی هستیم

    نماینده مردم بهبهان در مجلس گفت: از طرف دیگر وزیر نیرو بر اهمیت صرفه‌جویی و مدیریت مصرف تأکید داشتند و خواستار همکاری مردم در این زمینه شد. در کنار تأمین نیازهای ضروری و الزامی مردم، جلوگیری از اسراف و مصرف بی‌رویه از اهمیت بالایی برخوردار است و تحقق این امر نیازمند مشارکت عمومی است. همراهی مردم در سایر عرصه‌ها، از جمله حضور در صحنه‌های مختلف و همکاری با مسئولان، کاملا مشهود است.

    مظلومی گفت: همان طور که در ایام جنگ مردم خیابان‌ها را خالی نکردند، انتظار می‌رود مردم در صرفه جویی انرژی نیز مشارکت داشته باشند. ان‌شاءالله با همکاری مردم در فصل تابستان مشکلی در تامین برق کشور نخواهیم داشت.

    میزان خسارت به زیرساخت‌های انرژی به طور دقیق مشخص نیست

    وی گفت: میزان خسارت‌ها متفاوت است و نیاز به بررسی دقیق دارد. هنوز برآورد نهایی از میزان خسارت مشخص نشده است، ارائه آمار دقیق مستلزم زمان بیشتری است.

    کاهش خاموشی‌ها وابسته به میزان همکاری مردم است

    عضو کمیسیون انرژی مجلس بیان کرد: کاهش خاموشی‌ها در بخش خانگی به میزان قابل توجهی به همکاری مردم در صرفه‌جویی بستگی دارد. بر این اساس، حتی اقدامات ساده‌ای مانند خاموش کردن یک لامپ اضافی می‌تواند در کاهش فشار بر شبکه برق و به حداقل رساندن خاموشی‌ها مؤثر باشد.