دسته: انرژی و پتروشیمی

  • فاجعه نفتی در راه است؟

    فاجعه نفتی در راه است؟

    به گزارش اقتصادران، بر اساس داده‌های تحلیلی کپلر، تنش‌های اخیر در خاورمیانه بازار جهانی انرژی را با بحرانی بی‌سابقه روبرو کرده است.

    پیش‌بینی می‌شود تا پایان آوریل ۲۰۲۶، مجموع اخلال در عرضه نفت به رقم تکان‌دهنده ۵۷۰ میلیون بشکه برسد.

    نمودار نشان می‌دهد که عراق و عربستان سعودی بیشترین سهم را در این کاهش تولید اجباری دارند، در حالی که کویت، امارات و قطر نیز در رتبه‌های بعدی آسیب‌دیدگان هستند.

    این روند صعودی تند، نشان‌دهنده فلج شدن صادرات منطقه و تهدیدی جدی برای امنیت انرژی جهان است که می‌تواند قیمت‌های جهانی را به سطوحی پیش‌بینی‌ناپذیر سوق دهد.

  • خانه‌های پوشالی نفت!

    خانه‌های پوشالی نفت!

    به گزارش اقتصادران، محمدباقر قالیباف رئیس مجلس در ادامهٔ توییت‌های خود که با هدف هشدار به فعالان بازار‌های مالی برای پرهیز از تحت تاثیر قرار گرفتن توسط کاغذبازی‌های دولتمردان آمریکا نوشته شده‌اند در شبکهٔ ایکس نوشت که هم قیمت نفت دیجیتال (کاغذی) بر اساس جو بازار تعیین می‌شود و هم اوراق قرضه، و هر دوی آنها خانه‌های پوشالی هستند که نمی‌توان به آنها اعتماد کرد؛ معیار اصلی، قیمت نفت فیزیکی یعنی همان قیمتی است که نفت واقعا خرید و فروش می‌شود و بر اساس معاملات واقعی بازار تعیین می‌شود. با این تفاوت که در مورد نفت حداقل شاخصی با عنوان قیمت نفت فیزیکی وجود دارد که میزان دستکاری‌شدن قیمت نفت دیجیتال را مشخص کند، اما در مورد اوراق قرضه چنین نیست و همه چیز فقط بر خانه‌ای پوشالی بنا شده است.

    در پایان رئیس مجلس شاخصی که در حساب‌های کاربری معامله‌گران با عنوان دستور شاخص قیمت نفت فیزیکی شناخته می‌شود را به آنها یادآور شد.

  • بازارهای جهانی نفت، گوش به فرمان هرمز!

    بازارهای جهانی نفت، گوش به فرمان هرمز!

    به گزارش اقتصادران، در روزهای اخیر، بازار جهانی نفت تحت‌تاثیر مستقیم تحولات سریع و متغیر پیرامون تنگه هرمز نوسانات شدیدی را تجربه کرد. آغاز محاصره دریایی آمریکا علیه ایران، سیگنال‌های متناقض درباره احتمال مذاکرات، گزارش عبور برخی نفتکش‌ها و در نهایت اعلام بازگشایی مسیر دریایی، هر کدام موجی تازه در قیمت‌ها ایجاد کردند. این مجموعه رویدادها نشان داد که بازار نفت بیش از هر زمان دیگری به اخبار ژئوپلیتیکی تنگه هرمز حساس شده و هر تغییر کوچک در وضعیت عبور و مرور کشتی‌ها می‌تواند روند قیمت‌ها را به‌طور چشمگیر دگرگون کند.

    دوشنبه ۲۴ فروردین؛ جهش قیمت نفت در پی آغاز محاصره دریایی

    در ابتدای روز نفت وست تگزاس اینترمدیت با رشد ۸.۵۸ درصدی به ۱۰۴.۸۶ دلار در هر بشکه رسید و نفت برنت نیز با افزایش ۷.۳۲ درصدی در سطح ۱۰۲.۱۷ دلار معامله شد. افزایش قیمت نفت در پی تهدید به محاصره دریایی ایران صورت گرفت که طبق اعلام سنتکام از ساعت ۱۷:۳۰ به وقت تهران شروع شد.

    دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، با انتشار پستی در شبکه تروث سوشال اعلام کرد که روند مسدودسازی هر کشتی‌ای که قصد ورود یا خروج از تنگه هرمز را داشته باشد آغاز خواهد شد. پس از آن دو نفتکش با پرچک پاکستان در نردیکی جزیره ایران تغییر مسیر داردند و عبور خود از تنگه هرمز را لغو کردند.

    موضوع محاصره دریایی ایران توسط آمریکا و اقدامات ایران در راستای کاهش عبور و مرور در تنگه هرمز منجر به افزایش ریسک عرضه نفت در جهان و افزایش قیمت شد.

    سه‌شنبه ۲۵ فروردین؛ افت قیمت‌ها در سایه سیگنال‌های احتمالی مذاکره

    قیمت نفت خام برنت با افت ۱.۴۳ درصدی به ۹۷.۹۴ دلار در هر بشکه رسید و نفت خام وست تگزاس اینترمدیت نیز با کاهش ۲.۳۰ درصدی در سطح ۹۶.۸۰ دلار معامله شد.

    به نظر می‌رسد یکی از دلایل این امر می‌تواند اظهارات دونالد ترامپ مبنی بر تماس مذاکره‌کنندگان ایرانی و تمایل آنها برای دستیابی به توافق باشد.

    با وجود افت قیمت‌های آتی در بازارهای جهانی، قیمت شاخص Dated Brent یکی از مهم‌ترین معیارهای قیمت‌گذاری نفت خام در معاملات فیزیکینفت، در معاملات روز دوشنبه با افزایش همراه شد. قیمت لحظه‌ای نفت برنت برای تحویل فوری امروز از بشکه ۱۳۲ دلار فراتر رفت. اهمیت این شاخص از آن جهت است که برخلاف معاملات آتی که منعکس‌کننده انتظارات بازار هستند، این شاخص نشان‌دهنده قیمت واقعی و لحظه‌ای بشکه‌های قابل تحویل فوری است. بنابراین دقیق‌ترین تصویر از وضعیت واقعی عرضه و تقاضا در بازار فیزیکی نفت را ارائه می‌دهد.

    چهارشنبه ۲۶ فروردین؛ اخبار عبور یک نفتکش چینی، فشار کاهشی بر قیمت‌ها

    قیمت نفت برنت به ۹۵.۰۴ دلار رسید و قیمت نفت وست تگزاس اینترمیدیت نیز با ماهش ۰.۴۱ درصدی با قیمت ۹۰.۹۱ دلار در هر بشکه معامله شد.

    سنتکام در گزارشی از ۲۴ ساعت اولیه پس از شروع محاصره بنادر ایران اعلام کرد که هیچ کشتی از بنادر ایران عبور نکرده و شش کشتی به طور داوطلبانه بازگشته‌‎اند.

    با این حال داده‌های کشتیرانی LSEG نشان داد که یک نفتکش متعلق به چین و تحت تحریم آمریکا، روز سه‌شنبه به ‌رغم محاصره دریایی از تنگه هرمز عبور کرده است. در بیانیه سنتکام نیز آمده است که کشتی‌هایی که مبدا ایران دارند شامل محدودیت می‌شوند و این کشتی با مبدا شارجه و مقصد چین ثبت شده است.

    همین موضوع در کنار اظهارنظرهای مقامات آمریکا مبنی بر احتمال از سر گیری مذاکرات منجر به کاهش قیمت نفت شد.

    پنج‌شنبه ۲۷ فروردین؛ نخستین عبور رسمی یک نفتکش پس از محاصره

    در این روز، نفت برنت نیز با رشد ۰.۱۹ درصدی با قیمت ۹۵.۱۱ دلار و نفت خام وست تگزاس اینترمیدیت با افزایش ۰.۵۸ درصدی با قیمت ۹۱.۸۲ دلار معامله شد.

    بر اساس داده‌های سامانه ردیابی دریایی Marine Traffic، اولین نفتکش با پرچم مالت موفق شد پس از محاصره دریایی آمریکا علیه ایران، از تنگه هرمز عبور کند. عبور این نفتکش سیگنالی به بازار نفت فرستاد که در شرایط محدودیت دریایی نیز همچنان امکان عبور و مرور وجود دارد.

    نکته مهم دیگر در این روز، بارگیری نخستین محموله نفت کوره عراق در بندر بانیاس بود. این موضوع نشان داد که در مقیاس محدود، در کنار مسیرهای جایگزین عربستان، عراق نیز در تلاش است که بدون تنگه هرمز به تجارت خود ادامه دهد. با این که مقیاس مسیر عربستان، عراق، امارات و… به اندازه حجم تجارت از طریق تنگه هرمز نمی‌رسد، اما همین سیگنال‌های کوچک نیز از ریسک موجود در بازار نفت می‌کاهد و  مسیرهای جایگزین را به بازار نشان می‌دهد.

    از سوی دیگر وال استریت ژورنال گزارش داد که بیش از ۲۰ کشتی تجاری در ۲۴ ساعت گذشته از تنگه هرمز عبور کرده‌اند و اجازه عبور به آنها داده شده است.

    جمعه ۲۸ فروردین؛ فروش ذخایر شناور ایران، فشار نزولی بر بازار

    قیمت نفت برنت با ۱.۳۲ درصد کاهش، روی رقم ۹۸.۰۸ دلار قرار دارد. قیمت نفت وست‌تگزاس اینترمدیت نیز با ۱.۴۸ درصد افت، به ۹۳.۲۹ دلار رسیده است.

    آن چه در این روز اهمیت فراوان داشت و فشار نزولی بر بازار نفت وارد کرد، مساله فروش نفت پس از محاصره دریایی بود.

    بر اساس گزارش موسسه ریاب کشتی‌ها تانکرترکرز، از زمان آغاز محاصره دریایی آمریکا، تاکنون حدود ۹ میلیون بشکه نفت خام از محل ذخایر شناور ایران در خلیج عمان به بازار عرضه شده است.

    همچنین گزارش‌هایی از تداوم بارگیری نفت در پایانه نفتی خارک عنوان شد که همگی موارد بیان‌شده منجر به کاهش نگرانی از اختلال بیشتر در عرضه نفت پس از محاصره دریایی آمریکا شد و همین موضوع منجر به کاهش اندک قیمت نفت شد.

    شنبه ۲۹ فروردین؛ سقوط شدید قیمت‌ها پس از اعلام بازگشایی تنگه هرمز

    قیمت نفت وست‌تگزاس اینترمدیت با ریزش ۱۰.۲۵ درصدی به ۸۳.۸۵ دلار در هر بشکه رسید و نفت برنت با کاهش ۹.۰۷ درصدی با قیمت ۹۰.۳۸ دلار معامله شد.

    عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، روز گذشته با انتشار پستی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که در راستای آتش‌بس در لبنان، بازگشایی کامل تنگه هرمز برای همه کشتی‌های تجاری برای مدت باقی‌مانده از دوره آتش‌بس اعلام شده است. کشتی‌ها از طریق مسیر از پیش تعیین‌شده که توسط سازمان بنادر و دریانوردی ایران هماهنگ و اعلام شده است، از تنگه هرمز عبور خواهند کرد.

    ترامپ نیز با انتشار پستی در شبکه اجتماعی تروث سوشال عنوان کرد که ایران اعلام کرده که تنگه کاملاً باز شده و عبور و مرور به‌طور کامل از آن امکان‌پذیر است. او در ادامه نوشت که تنگه هرمز کاملاً باز است، اما محاصره در رابطه با ایران فقط تا زمانی که معاملات ما با آنها ۱۰۰٪ کامل شود، پابرجا خواهد ماند.

    در ادامه تاثیر اظهارات مقامات بر بازار نفت، خبر عبور برخی از نفتکش‌ها به‌رغم محاصره دریایی نیز منجر به کاهش قیمت نفت شد. بلومبرگ گزارش داد یک نفتکش با پرچم پاکستان به نام شالامار، اولین نفتکش حامل نفت خام بود که از زمان آغاز محاصره تنگه هرمز توسط آمریکا در روز دوشنبه، از خلیج فارس خارج شد.

    همچنین شرکت رهگیری نفتکش تنکرترکرز اعلام کرد ابرنفتکش ایرانی «دورنا» که آخرین بار تنها چند ساعت قبل از اعمال محاصره در ایران مشاهده شده بود، حالا در سامانه ردیابی در سواحل جنوبی هند ظاهر شده و قرار است حدود دو میلیون بشکه نفت خام را به یک پالایشگاه آنجا تحویل دهد.

    در مجموع، قیمت نفت در این هفته تحت تاثیر مستقیم تحولات ژئوپلیتیکی پیرامون تنگه هرمز قرار گرفت. آغاز محاصره دریایی آمریکا موجب جهش شدید قیمت‌ها شد اما با مرور زمان، انتشار گزارش‌هایی از عبور نفتکش‌ها، عرضه از ذخایر شناور ایران، تداوم بارگیری در خارک و در نهایت اعلام بازگشایی تنگه، شدت ریسک عرضه کاهش یافت. این روند باعث شد قیمت‌ها از اوج روز دوشنبه به‌تدریج وارد فاز نزولی شده و در روز شنبه با سقوط قابل توجه مواجه شوند.

  • توقف صادرات محصولات پتروشیمی ایران، تا اطلاع ثانوی!

    توقف صادرات محصولات پتروشیمی ایران، تا اطلاع ثانوی!

    به گزارش اقتصادران، صادرات تمام محصولات پتروشیمی ایران تا اطلاع ثانوی ممنوع و متوقف شد که هدف از این تصمیم، تامین نیاز داخلی اعلام شده است.

    در متن نامه مربوطه آمده است: همان‌گونه که مستحضرید نظر به اینکه در شرایط فعلی و آسیب‌های ناشی از جنگ و حملات دشمن آمریکایی-صهیونی علیه کشور، حمایت از صنایع و مصرف‌کنندگان داخلی، اهمیت و حساسیت بسیار زیادی دارد، بر اساس مصوبه اخیر شرایط اضطراری شعام، با وجود افزایش قابل توجه قیمت‌های جهانی تا کنون، قیمت‌های فروش داخلی فرآورده‌های نفتی، پالایشی و پتروشیمی معادل قیمت‌های بین‌المللی قبل از تاریخ ۱۴۰۴/۱۲/۰۹ تثبیت شده است.صادرات تمام محصولات پتروشیمی ایران متوقف شد

  • ترس بازارهای جهانی از هرمز و باب‌المندب!

    ترس بازارهای جهانی از هرمز و باب‌المندب!

    به گزارش اقتصادران، در ماه‌های اخیر همزمان با افزایش تنش‌ها و نوسانات امنیتی در تنگه هرمز، توجه تحلیلگران اقتصادی و بازارهای جهانی به یک گلوگاه دریایی دیگر نیز به‌طور قابل ‌توجهی افزایش یافته است. بدین‌ ترتیب، باب‌المندب به یکی از کلیدواژه‌های جست‌وجوی اتاق‌های جنگ و تالارهای بورس تبدیل شده است. در واقع اقتصاد جهانی اکنون در وضعیتی قرار گرفته که دیگر نمی‌توان ریسک ژئوپلیتیک را به یک نقطه محدود کرد، بلکه شبکه‌ای از گلوگاه‌های دریایی، از هرمز تا سوئز و باب‌المندب، به ‌صورت همزمان در حال شکل‌دهی به قیمت انرژی، هزینه تجارت و انتظارات تورمی هستند. در این میان، باب‌المندب از یک گذرگاه منطقه‌ای به یک متغیر کلیدی در معادلات اقتصاد کلان جهانی تبدیل شده است. دلیل این تغییر توجه، علاوه بر موقعیت جغرافیایی آن، همپوشانی آن با مسیرهای انرژی و تجارت جهانی است. به‌ویژه مسیرهایی که از اقیانوس هند به دریای سرخ و سپس از کانال سوئز به اروپا ختم می‌شوند.

    تغییر در نقشه ریسک جهانی

    در گذشته بازار انرژی و حمل‌ونقل جهانی عمدتا بر ریسک‌های احتمالی در تنگه هرمز تمرکز داشت. اما تلاطم‌های اخیر در این منطقه باعث شده شرکت‌های کشتیرانی، بیمه‌گران و دولت‌ها به‌طور همزمان به باب‌المندب نیز به عنوان «نقطه دوم شکنندگی زنجیره انرژی» نگاه کنند.

    این همزمانی اهمیت اقتصادی دارد. اگر هر یک از این دو گلوگاه دچار اختلال جدی و پایدار شود، ظرفیت جایگزینی مسیرها کاهش می‌یابد و شوک قیمتی شدیدتر خواهد شد. اگر هر دو همزمان تحت فشار قرار گیرند، عملا بخش مهمی از تجارت انرژی جهان وارد وضعیت «مسیرهای طولانی و پرهزینه جایگزین» می‌شود.

    از دزدی دریایی تا بحران‌های ژئوپلیتیک

    باب‌المندب در دو دهه گذشته چندین بار در معرض تنش قرار گرفته است. در دهه ۲۰۰۰ میلادی، افزایش دزدی دریایی در سواحل سومالی باعث شد هزینه بیمه حمل‌ونقل دریایی به ‌شدت افزایش یابد و شرکت‌ها مسیرهای خود را تغییر دهند. در دهه ۲۰۱۰ و پس از تشدید جنگ یمن، این تنگه به یک نقطه حساس نظامی تبدیل شد که ریسک عبور کشتی‌ها را افزایش داد.

    در سال‌های اخیر نیز با گسترش درگیری‌های منطقه‌ای و حملات پراکنده به کشتی‌های تجاری، این مسیر بار دیگر وارد کانون توجه بازارهای جهانی شده است. نتیجه این روند، تبدیل تدریجی باب‌المندب از یک مسیر «اقتصادی صرف» به یک «متغیر ژئواقتصادی» است.

    افزایش هزینه‌ها و شوک قیمتی در زنجیره تجارت

    در کوتاه‌مدت، مهم‌ترین اثر هرگونه ناامنی یا انسداد در باب‌المندب، افزایش هزینه حمل‌ونقل دریایی است. کشتی‌ها ناچار می‌شوند مسیر طولانی‌تری از طریق جنوب آفریقا طی کنند که این امر به‌طور مستقیم هزینه سوخت، زمان حمل و نیاز به ناوگان بیشتر را افزایش می‌دهد.

    این افزایش هزینه به سرعت در سه بازار منعکس می‌شود. نخست، بازار انرژی که با افزایش حق بیمه و ریسک عبور، شاهد رشد قیمت نفت و فرآورده‌هاست. دوم، بازار کالاهای کانتینری که با افزایش نرخ حمل، فشار تورمی را به کالاهای مصرفی منتقل می‌کند. سوم، بازار بیمه دریایی که به عنوان اولین واکنش‌دهنده به ریسک ژئوپلیتیک، نرخ‌ها را به ‌صورت جهشی افزایش می‌دهد. در این مرحله، برندگان کوتاه‌مدت شامل شرکت‌های بیمه با پوشش محدود و برخی شرکت‌های حمل‌ونقل دارای مسیرهای جایگزین هستند، در حالی که بازندگان اصلی واردکنندگان انرژی، تولیدکنندگان صنعتی و مصرف‌کنندگان نهایی در اروپا و آسیا خواهند بود.

    اثر دومینویی هرمز-باب‌المندب بر بازار انرژی

    یکی از نکات کلیدی در تحلیل اقتصادی این وضعیت، اثر ترکیبی هرمز و باب‌المندب است. در صورتی که بازار انرژی همزمان تحت تاثیر ریسک در هر دو مسیر قرار گیرد، شوک قیمتی علاوه بر کاهش در سمت عرضه، از طریق «انتظارات کمبود آینده» نیز تشدید می‌شود. این وضعیت باعث می‌شود قیمت نفت حتی پیش از وقوع اختلال واقعی افزایش یابد. در اقتصاد کلان، این پدیده به معنای انتقال فشار تورمی به سطح جهانی است. کشورهایی که وابستگی بالایی به واردات انرژی دارند، مانند بسیاری از اقتصادهای اروپایی و آسیای شرقی، بیشترین آسیب را متحمل می‌شوند. در مقابل، صادرکنندگان انرژی در کوتاه‌مدت از افزایش قیمت سود می‌برند، اما این سود با افزایش بی‌ثباتی و احتمال مداخله‌های سیاسی و نظامی همراه است که ریسک بلندمدت را بالا می‌برد.

    احتمال بازآرایی مسیرهای تجارت جهانی

    در میان‌مدت، اقتصاد جهانی به ‌دنبال تطبیق با این ریسک‌ها حرکت می‌کند. شرکت‌های کشتیرانی شروع به تنوع‌بخشی به مسیرها می‌کنند و برخی مسیرهای جایگزین مانند عبور از آفریقای جنوبی یا استفاده از مسیرهای زمینی اوراسیا اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند.

    در این مرحله کشورهایی که در مسیرهای جایگزین قرار دارند، از مزیت نسبی جدیدی برخوردار می‌شوند. برای مثال برخی بنادر در شرق آفریقا یا مسیرهای شمالی می‌توانند از افزایش ترافیک تجاری سود ببرند.

    در مقابل کشورهایی که به‌ شدت وابسته به مسیر سوئز و باب‌المندب هستند با کاهش جذابیت لجستیکی مواجه می‌شوند. این تغییر در بلندمدت به جابه‌جایی سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های بندری و لجستیکی منجر می‌شود.

    برندگان و بازندگان ژئواقتصادی

    در تحلیل اقتصادی این وضعیت می‌توان بازیگران را به چند گروه تقسیم کرد؛ برندگان کوتاه‌مدت شامل شرکت‌های بیمه با پرتفوی ریسک‌پذیر، برخی شرکت‌های حمل‌ونقل با ناوگان انعطاف‌پذیر و صادرکنندگان انرژی در مناطق غیرمسیر بحران است. بازندگان کوتاه‌مدت شامل واردکنندگان انرژی در اروپا و آسیا، صنایع وابسته به زنجیره تامین سریع (خودروسازی، الکترونیک) و مصرف‌کنندگان نهایی به دلیل تورم وارداتی خواهد شد.  در فهرست برندگان میان‌مدت، کشورها و بنادری که در مسیرهای جایگزین قرار دارند، شرکت‌هایی که زنجیره تامین چند مسیره ایجاد می‌کنند و تولیدکنندگان داخلی در اقتصادهای واردات‌محور (به دلیل افزایش هزینه واردات) به چشم می‌خورد.  بازندگان میان‌مدت و بلندمدت عبارتند از: اقتصادهای بسیار وابسته به تجارت آزاد دریایی، شرکت‌هایی که مدل «موجودی صفر» دارند و همچنین اقتصاد جهانی از منظر رشد بالقوه بلندمدت.

    پایان کارایی مطلق جهانی‌سازی؟

    در افق بلندمدت مهم‌ترین پیامد این تحولات، بازنگری در مفهوم جهانی‌سازی است. جهانی‌سازی کلاسیک بر پایه فرض «آزاد بودن و ارزان بودن حمل‌ونقل دریایی» شکل گرفته است. اما اگر گلوگاه‌هایی مانند هرمز و باب‌المندب به‌طور مکرر در معرض ریسک قرار گیرند، شرکت‌ها و دولت‌ها به سمت مدل جدیدی حرکت خواهند کرد که جهانی‌سازی مقاوم، اما پرهزینه‌تر نام دارد. این تغییر به معنای افزایش تولید منطقه‌ای، بازگشت بخشی از صنایع به داخل کشورها و کاهش وابستگی به مسیرهای طولانی دریایی است. نتیجه نهایی، کاهش کارایی اقتصادی جهانی در برابر افزایش امنیت عرضه خواهد بود.

    اقتصاد جهانی در عصر گلوگاه‌ها

    ترکیب تلاطم در تنگه هرمز و افزایش حساسیت نسبت به باب‌المندب نشان می‌دهد که اقتصاد جهانی وارد مرحله‌ای شده است که در آن «گلوگاه‌های جغرافیایی» دوباره به متغیرهای تعیین‌کننده اقتصاد کلان تبدیل شده‌اند.

    در کوتاه‌مدت، افزایش هزینه‌ها و تورم، در میان‌مدت بازآرایی مسیرهای تجارت و در بلندمدت تغییر الگوی جهانی‌سازی، سه سطح اصلی اثرگذاری این وضعیت هستند. در این میان، بازیگران اقتصادی، با یک شبکه به‌هم‌پیوسته از ریسک‌ها مواجهند که مدیریت آن نیازمند بازتعریف سیاست‌های تجاری، انرژی و سرمایه‌گذاری در سطح جهانی است.

  • پارادوکس بارش؛ آمارها حقیقت را می‌گویند یا منابع آبی؟

    پارادوکس بارش؛ آمارها حقیقت را می‌گویند یا منابع آبی؟

    به گزارش اقتصادران، کاهش قابل‌توجه بارش در حوضه آبریز دریاچه نمک، که تهران، البرز، مرکزی، قزوین و سمنان را در بر می‌گیرد، امروز به یکی از روشن‌ترین نشانه‌های تغییر الگوی بارندگی در فلات مرکزی ایران تبدیل شده است. هرچند آمار‌های رسمی نشان می‌دهد میزان بارش کشور کمی بیشتر از میانگین بلندمدت بوده، اما واقعیت میدانی چیز دیگری است: باران‌ها فقط در بعضی مناطق باریده و بخش‌های مرکزی کشور با کمبود جدی مواجه شده‌اند.

    در میان این استان‌ها، تهران چهره نگران‌کننده‌تری دارد. بارش پایتخت نسبت به میانگین بلندمدت ۳۵ درصد کاهش یافته؛ کاهشی که تنها معنی خشکی هوا را نمی‌دهد. این افت، مستقیماً به کم شدن آب سدها، کاهش روان‌آب‌ها و فشار سنگین‌تر بر منابع زیرزمینی منجر می‌شود. به زبان ساده، باران کمتر یعنی ورودی آب به پایتخت میلیون‌نفری کمتر و فاصله تهران با تنش آبی نزدیک‌تر.

    میانگین ملیِ فریبنده؛ وقتی اعداد واقعیت را پنهان می‌کنند

    در نگاه اول، افزایش اندک بارش‌های کشور نسبت به سال‌های قبل ممکن است نویدبخش به نظر برسد؛ اما وقتی به نقشه بارش نگاه می‌کنیم، تصویر کاملاً تغییر می‌کند. بیشتر این افزایش در غرب و جنوب غربی رخ داده و بخش مرکزی کشور، به‌ویژه حوضه دریاچه نمک، همچنان خشک مانده است. این همان «پارادوکس بارش» است: آمار‌های ملی بالا می‌رود، اما منابع آبی استان‌های مرکزی رو به کاهش است.

    در تهران که میانگین بارش سالانه حدود ۲۸۰ میلی‌متر است، کاهش ۳۵ درصدی یعنی از دست رفتن تقریباً ۱۰۰ میلی‌متر بارندگی. این حجم در مقیاس آبی، برابر با صد‌ها میلیون مترمکعب آب است؛ رقمی که می‌تواند معادل بخشی از ذخیره سالانه سد‌های اصلی تهران باشد.

    باران زیاد؟ بله. مفید؟ نه چندان

    هرچند بارش‌های امسال نسبت به سال گذشته حدود ۱۰ درصد بهتر بوده، اما این «بهبود» واقعاً کمکی به منابع آب نکرده است. دلیل روشن است: بارش‌ها پراکنده، کوتاه‌مدت و کم‌جان بوده‌اند. چنین بارانی بیشتر در خاک گم می‌شود، یا قبل از رسیدن به سد‌ها تبخیر می‌شود. نتیجه اینکه ورودی سد‌ها تقریباً تغییری نکرده و اثر واقعی بارندگی در سفره‌های آب دیده نمی‌شود.

    سد‌های پایتخت در وضعیت شکننده

    سد‌های کرج، لتیان، لار، طالقان و ماملو که ستون فقرات تأمین آب تهران هستند، اکنون در وضعیتی قرار دارند که کارشناسان آن را «شکننده» توصیف می‌کنند. در سال‌های نرمال، بارش‌های زمستانی و ذوب برف‌های البرز بخش بزرگی از حجم این سد‌ها را پر می‌کرد. اما کاهش ذخیره برف و بارش‌های ضعیف زمستانی باعث شده احتمال کم شدن آورد سد‌ها به شکل محسوسی بالا برود.

    تحلیل‌ها نشان می‌دهد هر ۱۰ درصد کاهش بارش زمستانی در ارتفاعات می‌تواند ۱۵ درصد از روان‌آب ورودی به سد‌های تهران کم کند. حالا با افت ۳۵ درصدی بارش‌ها، تابستان پیش‌رو به‌طور طبیعی با نگرانی بیشتری همراه است.

    زیرزمین هم تاب نمی‌آورد؛ فشار مضاعف بر سفره‌های آب

    وقتی سد‌ها کم‌آب می‌شوند، نیاز‌ها به سمت چاه‌ها و منابع زیرزمینی می‌رود. تهران، اما سال‌هاست بیش از توان سفره‌هایش برداشت می‌کند. دشت‌هایی مانند ورامین، شهریار و پاکدشت نمونه‌های روشن این فشار هستند. طی دو دهه گذشته، سطح آب زیرزمینی در بخش‌هایی از استان ۲۰ تا ۳۰ متر پایین رفته؛ افتی که نه‌تنها سفره‌ها را فرسوده کرده، بلکه خطر فرونشست زمین را نیز افزایش داده است.

    تابستانی که نگران‌کننده به نظر می‌رسد

    بر اساس سناریو‌های موجود، اگر روند فعلی ادامه پیدا کند و بارش مؤثری در ماه‌های باقی‌مانده رخ ندهد، تابستان پیش‌رو می‌تواند یکی از دوره‌های پرتنش آبی در تهران باشد. در چنین شرایطی مدیریت مصرف، کاهش هدررفت شبکه و محدودیت در استفاده‌های غیرضروری از جمله راهکار‌های فوری و اجتناب‌ناپذیر هستند.

    حوضه‌ای که به مرز اقلیمی رسیده

    حوضه دریاچه نمک اکنون یکی از حساس‌ترین مناطق کشور در برابر تغییرات اقلیمی است. افزایش دما، تبخیر بالا و بارش‌های نامنظم چرخه طبیعی آب را در این پهنه مختل کرده است. این اختلال فقط به کمبود آب محدود نیست؛ گردوغبار، فرونشست و آسیب‌های زیست‌محیطی همگی چهره دیگر همین بحران هستند.

    یک عدد ساده، یک هشدار بزرگ

    کاهش ۳۵ درصدی بارندگی تهران فقط یک عدد در گزارش‌های هواشناسی نیست. این رقم نشانه تغییری عمیق در تراز آبی پایتخت است؛ تغییری که سرنوشت بیش از ۲۰ میلیون نفر در تهران و استان‌های اطراف را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

  • دستپخت یک دیوانه برای بازارهای جهانی!

    دستپخت یک دیوانه برای بازارهای جهانی!

    به گزارش اقتصادران، قیمت نفت روز دوشنبه به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه جهش کرد، پس از آنکه ترامپ اعلام کرد نیروی دریایی آمریکا تنگه هرمز را محاصره کرده و «هر کشتی در آب‌های بین‌المللی که به ایران عوارض پرداخت کرده باشد را توقیف خواهد کرد.» ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال گفت: «به ایران اجازه داده نخواهد شد از این اقدام غیرقانونی اخاذی سود ببرد.»

    فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام)، که مسئول عملیات نظامی در خاورمیانه است، در بیانیه‌ای اعلام کرد که محاصره فقط بر کشتی‌های ورودی و خروجی از بنادر ایران تأثیر خواهد گذاشت؛ اقدامی که ظاهراً عقب‌نشینی از تهدید ترامپ برای مسدود کردن کامل تنگه محسوب می‌شود.

    تریتا پارسی، یکی از بنیانگذاران مؤسسه کوئینسی در آمریکا، گفت محاصره آمریکا می‌تواند تأثیری آبشاری بر اقتصاد جهانی بگذارد. پارسی به الجزیره گفت: «هر چیزی که در حال حاضر نفت بیشتری را از بازار خارج کند، قیمت‌ها را افزایش می‌دهد که به نوبه خود قیمت بنزین را بیشتر بالا می‌برد.»

    پارسی افزود اگر محاصره باعث تلافی‌جویی حوثی‌های همسو با ایران در یمن شود، قیمت نفت می‌تواند به بالای ۱۵۰ دلار در هر بشکه برسد؛ حوثی‌ها می‌توانند باب‌المندب، تنگه‌ای که دریای سرخ را به خلیج عدن و اقیانوس هند متصل می‌کند، را مسدود کنند. این تنگه یک مسیر صادراتی جایگزین برای نفت و گاز کشور‌های حاشیه خلیج فارس است.

    محاصره‌ای که هدف آن محروم کردن ایران از درآمد‌های نفتی باشد، نشان‌دهنده تغییر ناگهانی سیاست واشنگتن خواهد بود. دولت ترامپ ماه گذشته اعلام کرده بود که برخی تحریم‌های صادرات نفت ایران را به عنوان راهی برای کمک به کاهش بحران جهانی انرژی معاف می‌کند.

    ایران از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه (۹ اسفند)، عملاً تنگه را بسته است و تنها به تعداد کمی از کشتی‌ها پس از بررسی و مجوز اجازه عبور می‌دهد. به گفته شرکت اطلاعات دریایی Windward، تا روز شنبه حدود ۳،۲۰۰ فروند کشتی در غرب تنگه به دلیل این محاصره سرگردان مانده بودند.

    اناس الحاجی، اقتصاددان سابق ارشد در شرکت مدیریت سرمایه انرژی NGP، گفت احتمالاً کشتی‌های غیرایرانی با وجود اطمینان‌بخشی نظامیان آمریکایی مبنی بر عدم ایجاد مانع، به دلیل افزایش حق بیمه، همچنان از تنگه دوری خواهند کرد. الحاجی افزود کشتی‌ها ممکن است از تلافی‌جویی ایران نیز بترسند. الحاجی به الجزیره گفت: «بنابراین، محاصره ترامپ از بنادر ایران، در عمل یک محاصره واقعی از تنگه هرمز است.»

    به گفته تحلیلگران، افزایش قیمت نفت و گاز همچنین باعث افزایش هزینه مواد شیمیایی، کود‌ها و مواد اولیه مورد استفاده در ساخت پلاستیک خواهد شد.

    کامرون جانسون، شریک ارشد در شرکت مشاوره زنجیره تامین Tidalwave Solutions مستقر در شانگهای، گفت انتظار دارد اگر ترامپ تهدید خود به محاصره را عملی کند، قیمت بسیاری از مواد خام ظرف چند هفته افزایش یابد. جانسون به الجزیره گفت: «نقطه مبهم واقعاً بازه زمانی این موضوع است. اگر این یک تاکتیک مذاکراتی باشد، به یاد داشته باشید که هنوز هشت یا نه روز از آتش‌بس باقی مانده است؛ پس ممکن است اهمیت چندانی نداشته باشد. اما اگر این وضعیت تا پایان ماه و هفته اول ماه مه ادامه یابد، شاهد جهش قیمت مواد خام در سراسر جهان خواهید بود.»

    دبورا المز، رئیس سیاست تجاری در بنیاد هینریش در سنگاپور، گفت وضعیت زنجیره‌های تامین جهانی در صورت محاصره می‌تواند «بسیار بدتر» شود. المز به الجزیره گفت: «برخی از مشکلات آشکار هستند، اما بسیاری از آنها آشکار نیستند. به عنوان مثال، پارچه‌ها گران‌تر خواهند شد. بسته‌بندی در حال حاضر برای شرکت‌ها یک چالش است. بسیاری از شرکت‌ها نمی‌توانند بسته‌های تاول‌دار برای قرص‌ها یا درب برای کالا‌های مصرفی تهیه کنند. با اختلال در کود و کمبود عرضه، می‌توانیم شاهد عواقب آن برای تولید مواد غذایی در اواخر امسال و سال آینده باشیم.»

    چاد نورویل، رئیس وب‌سایت خبری صنعت نفت و گاز Rigzone، گفت تهدید ترامپ ضربه دیگری به اعتماد نسبت به بازگشت وضعیت تنگه به حالت عادی است. او گفت همین تهدید به تنهایی احتمالاً حق بیمه شرکت‌های کشتیرانی و لجستیک را افزایش داده و حجم تجارت عبوری از تنگه را در هر روز کاهش می‌دهد.

    نورویل به الجزیره گفت: «اختلال در کشتیرانی و افزایش ریسک در منطقه به دلیل درگیری از قبل به خوبی تثبیت شده بود. این تهدید آن مبنا را ایجاد نمی‌کند، بلکه آن را با تقویت عدم اطمینان در مورد یکی از بحرانی‌ترین نقاط تنگ جهان، تشدید می‌کند.»

    بر اساس این گزارش؛ در حال حاضر به دنبال تشدید محدودیت‌ها بر تنگه هرمز (گلوگاهی که حدود ۲۰ درصد از نفت جهان از آن عبور می‌کند)، قیمت نفت خام فیزیکی با پریمیوم قابل‌توجهی نسبت به معاملات آتی دادوستد می‌شود و برخی انواع آن هم‌اکنون به رکورد حدود ۱۵۰ دلار برای هر بشکه رسیده‌اند. به بیان دیگر، نفتی که باید همین امروز یا این هفته تحویل داده شود (نفت فیزیکی)، خیلی گران‌تر از قیمتی معامله می‌شود که برای تحویل در آینده (معاملات آتی) در بازار‌ها ثبت شده است. قیمت‌هایی که پیش بینی می‌شود با توجه به تهدید جدید ترامپ در مسیر صعودی باشد و جهان را وارد یک رکود بزرگ اقتصادی در سال جاری کند که در نهایت برای خروج از این وضعیت رکودی، هزینه بسیاری بر کشور‌ها تحمیل خواهد کرد.

  • خشکسالی ۲۵ ساله ایران، زیر سر رادارهای آمریکایی بود؟!

    خشکسالی ۲۵ ساله ایران، زیر سر رادارهای آمریکایی بود؟!

    به گزارش اقتصادران، این ادعا این روزها زیاد دست به دست می شود: «رادارهایی را که ایران در منطقه نابود کرده است ، تنها رادارهای نظامی موشکی و ضدهوایی نبودند بلکه ، برخی از آنها رادارهای موسوم به هواشناسی برای دور کردن ابرهای بارانی در منطقه جغرافیایی ایران بودند».
    ایران رادارهای نظامی رادارهای آمریکایی را در “کشورهای جنوبی خلیج فارس” در دفاع ایرانیان در برابر تجاوز اسفند ۱۴۰۴-فروردین ۱۴۰۵ در حمله به تأسیسات راداری در بحرین، قطر و سایر کشورهای خلیج فارس  تخریب کرد.  اهداف “رادارهای موشکی و ضدهوایی نظامی”شامل رادار هشدار اولیه “AR-۳۲۷”و  رادار دفاع موشکی بالستیک “AN/FPS-۱۳۲”. بوده‌اند.

    مهدی زارع، استاد دانشگاه در این‌باره می‌گوید: در بحرین رادار هشدار اولیه سه بعدی برد بلند “AR-۳۲۷” در سایت جبل الدخان توسط یک حمله پهپادی مورد اصابت قرار گرفت و منهدم شد. در قطر رادار هشدار اولیه AN/FPS-۱۳۲ Block ۵ که توسط ایالات متحده اداره می‌شد و جزء مهمی از شبکه دفاع موشکی بالستیک است، مورد اصابت قرار گرفت.  این حمله خسارات قابل توجهی به بار آورده است، و یک تحلیل آن را “ضربه‌ای از نظر راهبردی معنادار” علیه یک سامانه ۱.۱ میلیارد دلاری نامیده است. ضمنا ایران دارایی‌های نیروی دریایی ایالات متحده در کویت، پایگاه هوایی العدید در قطر و سایت‌های مختلف در اسرائیل را هدف قرار داد. همه اهداف شناسایی شده، زیرساخت‌های راهبردی نظامی یا انرژی بودند.  گفته ادعایی در مورد هدف این رادارها (“دفع ابرهای باران‌زا”) در هیچ یک از منابع و گزارش های علمی یافت نمی‌شود.
    او ادامه می‌دهد: از سوی دیگر «دشمن آمریکایی-صهیونیستی» بعدازظهر سه‌شنبه، ۳۱ مارس ۲۰۲۶، «تأسیسات رادار هواشناسی در استان بوشهر» را هدف قرار داد. این حمله «خسارات گسترده‌ای به تأسیسات رادار و ساختمان اداری آنها وارد کرده و آنها را کاملاً غیرقابل استفاده کرده است». هدف اعلام شده، تخریب «زیرساخت‌های خدماتی، فنی و علمی ایران» بوده است.

    برنامه یوتا چیست؟

    به گفته زارع در اواخر مارس ۲۰۲۶ در پایان تعطیلات نوروزی – فروردین ۱۴۰۵،  همزمان با بارش باران‌های شدید و نامتعارف در ایران، یک نظریه توطئه در رسانه‌های اجتماعی ادعا می‌کرد که تخریب اخیر رادارهای ایالات متحده در منطقه، ابرها را “آزاد” کرده و باعث بارش شدید باران شده است. این نظریه که به عنوان “سرقت ابر” شناخته می‌شود، بیش از پانزده سال است که در ایران ترویج می‌شود که کشورهای دیگر را – گاه به همسایگان نسبت داده می‌شود – به خاطر خشکسالی ایران سرزنش می‌کند و مشخصا دلیل خشکسالی و کم آبی را نه  سوء مدیریت آب داخلی بله مداخله خارجی معرفی می‌کند.

    این استاد دانشگاه با بیان اینکه ایران البته  هدف عملیات “دفع” باران از سوی دیگران نبوده ، ولی به طور فعال  خود در تلاش برای مقابله با خشکسالی بوده است، ادامه می‌دهد: عملیات بارورسازی ابرها را برای مقابله با خشکسالی شدید شامل پاشیدن ذرات یودور نقره به ابرها از طریق هواپیما برای ایجاد باران در بعضی نقاط ایران به کار گرفته شده ولی سایر کشورهای منطقه که بسیار در معرض خشکسالی هستند از جمله  امارات متحده عربی نیز از همین روش استفاده می‌کنند.

    او می‌گوید: در مورد بارورسازی ابرها  اجرای برنامه‌های طولانی مدت در ایالات متحده  – مانند برنامه یوتا- با افزایش ۳ تا ۱۳ درصدی در انباشت برف زمستانی ناشی از بارورسازی همراه بوده است.  در چین، یک مطالعه افزایش میانگین بارندگی حدود ۴.۸۴ درصدی را از رویدادهای بارورسازی عملیاتی گزارش شده است.

    این استاد پژوهشکده بین‌المللی زلزله‌شناسی ادامه می‌دهد: یک طرح مهندسی زمین فرضی وجود دارد تا ذرات را به استراتوسفر تزریق ‌کنند تا نور خورشید را منعکس کرده و سیاره  خنک شو و بدین ترتیب راهی برای مساله گرم شدن زمین و اثر گلخانه ای یافته شود. . تحقیقات منتشر شده در (۲۰۲۵) نشان می‌دهد که اگرچه  این طرف که در دانشگاه ام آی تی آمریکا در مورد آن پژوهش شده  به طور کلی فراوانی خشکسالی جهانی را می تواند کاهش دهد، اما می‌تواند بارندگی را  نیز در برخی مناطق نیز کاهش دهد که چه بسا در  این مناطق به طور بالقوه باعث تشدید خشکسالی نیز بشود! البته این پژوهش همچنان جنبه آزمایشگاهی و اولیه دارد و هنوز عملیاتی نیز نشده است.

    بارورسازی با یخ خشک

    برخی برنامه‌ها، به ویژه در اتحاد جماهیر شوروی و بخش‌هایی از کانادا، با کاشت طوفان‌ها برای تولید تگرگ‌های کوچک به جای تگرگ‌های بزرگ و مخرب، آسیب محصولات کشاورزی ناشی از تگرگ را کاهش می‌دهند.

    زارع با این توضیح ادامه می‌دهد: در آمریکا برای فرودگاه‌های مناطق سردسیر، مانند دنور و سالت لیک سیتی، از بارورسازی با یخ خشک برای از بین بردن مه فوق سرد و بهبود دید هواپیماها استفاده می‌کنند. پروژه طوفان‌خیزی دولت ایالات متحده (۱۹۶۲-۱۹۸۳) نیز با هدف تضعیف طوفان‌ها با بارورسازی آنها انجام شد. نتایج بی‌ اثر بودن یا بسیار کم اثر بودن این برنامه را نشان داد و پروژه متوقف شد.

    این استاد دانشگاه تاکید می‌کند: دستکاری موفقیت‌آمیز  اقلیم، هرچند جزئی و محلی با اثربخشی بارورسازی ابرها برای افزایش باران و برف البته با درصد موفقیت پایین رخ داده است ولی ایجاد خشکسالی‌های گسترده یا کنترل دقیق و بر اساس تقاضا بر سیستم‌های اصلی اقلیمی در حال حاضر از نظر علمی امکان‌پذیر نیست.

    او با بیان اینکه افزایش باران و برف – بارورسازی ابرها – به طور متوسط ۳ تا ۱۵ درصد بارندگی را افزایش داده است و در بیشترین موارد موفقیت ها در حد ۵ تا ۷ درصد گزارش شده‌اند، می‌گوید:  ایجاد خشکسالی عمدی با تزریق آئروسل استراتوسفری (SAI)  برای کاهش بالقوه بارندگی و توسعه خشکسالی در برخی مناطق  فعلا نظری  و “روی کاغذ” است و عملیاتی نیست. برای ایجاد خشکسالی‌های بزرگ، هیچ فناوری برای ایجاد عمدی یا اثر قابل توجه بر یک رویداد اقلیمی در مقیاس بزرگ مانند خشکسالی وجود ندارد. باید یادآور شد که سامانه های اقلیمی  بسیار پیچیده تر از سطح مداخله های  فعلی انسان هستند.