دسته: انرژی و پتروشیمی

  • بازی مرغ در «تنگه هرمز»!!

    بازی مرغ در «تنگه هرمز»!!

    به گزارش اقتصادران، جمعه ۲۸‌فروردین‌ماه ساعت ۱۰صبح نفت برنت در عرض ۳۰دقیقه ۱۱درصد سقوط کرد. دلیلش یک‌اعلامیه کوتاه از تهران بود: تنگه‌هرمز برای همه کشتی‌های تجاری باز است. معامله‌گران در لندن، سنگاپور و نیویورک نفس راحتی کشیدند دکمه‌های خرید فشرده شدند و برای چندساعت به‌نظر رسید که بدترین بحران انرژی تاریخ مدرن دارد به‌پایان می‌رسد اما سه‌ساعت بعد همان تنگه دوباره بسته شد   و نفت از جایی که افتاده بود بالاتر رفت.

    این‌ یک‌روز نبود بلکه این‌تصویر فشرده‌ای از ۱۲روزی است که میان شکست مذاکرات اسلام‌آباد و امروز گذشت ۱۲روزی که در آن دیپلماسی، اقتصاد و بازی قدرت چنان درهم تنیده شدند که دیگر نمی‌توان گفت کدام‌یک ابزار دیگری است.

    ۲۳‌فروردین همان روزی که ونس چمدانش را بست و اسلام‌آباد را ترک کرد ترامپ محاصره دریایی بنادر ایران را اعلام کرد. این‌تصمیم که روی کاغذ یک‌اقدام نظامی-اقتصادی بود درعمل آخرین پل اعتماد میان دوطرف را خراب کرد. ایران که تا آن لحظه باوجود شکست مذاکرات  آتش‌بس را نگه داشته بود محاصره را نه یک‌فشار دیپلماتیک بلکه نقض صریح توافق تفسیر کرد. از آن لحظه به‌بعد هراقدام یک‌طرف پاسخ طرف دیگر را می‌طلبید و این‌زنجیره عمل-عکس‌العمل مذاکرات را عملا از صحنه خارج کرد.

    در فاصله این‌۱۲روز آمریکا ۲۳کشتی را متوقف کرد ایران دوکشتی خارجی را توقیف کرد، تنگه‌هرمز یک‌بار بازودوباره بسته شد، نفت از ۸۹دلار به‌۱۰۶دلار رسید و ترامپ ادعا کرد محاصره روزانه ۵۰۰‌میلیون دلار به‌اقتصاد ایران خسارت می‌زند. درهمین‌فاصله ‌میلیون‌هاخانواده در کشورهای خلیج فارس با کمبود مواد غذایی روبرو شدند صنایع انرژی‌بر اروپا از رکود فنی فاصله کمی داشتند و بانک مرکزی اروپا برنامه کاهش نرخ بهره‌اش را به‌تعویق انداخت.

    این وضعیت یک‌نام دارد در اقتصاد سیاسی: بازی مرغ. دوطرف به‌سمت هم می‌رانند و هر کدام منتظرند دیگری فرمان را بچرخاند. مشکل اینجاست که در این‌بازی نه آمریکا می‌تواند عقب بنشیند  چون محاصره را پیروزی تعریف کرده  و نه ایران  چون پذیرفتن شرایط زیر فشار را تسلیم می‌داند. و در فاصله این ‌دوناتوانی یک‌میلیارد بشکه نفت از بازار جهانی محو شده، بزرگ‌ترین شوک انرژی تاریخ مدرن رقم خورده و مردمی در دو سوی این‌بازی  نه در ایران، نه در آمریکا و نه در کشورهای خلیج فارس هیچ‌کدام در این‌تصمیم‌ها نقشی نداشتند اما همه هزینه‌اش را می‌پردازند. دیپلماسی گروگان اقتصاد شده و تا زمانی که این‌گروگان آزاد نشود هیچ میز مذاکره‌ای معنا ندارد.

    محاصره پس از مذاکره؛ منطق یا اشتباه؟

    در تاریخ دیپلماسی معمول‌ترین اقدام پس از شکست یک‌دور مذاکره اعلام دور بعدی است نه تشدید فشار نظامی اما ترامپ در فاصله کمتر از ۱۲ساعت پس‌از ترک ونس از اسلام‌آباد محاصره دریایی بنادر ایران را اعلام کرد. این‌تصمیم صرف‌نظر از ارزیابی درستی یا غلطی آن یک‌پیام روشن داشت: آمریکا معتقد است فشار اقتصادی بیشتر ایران را به‌میز مذاکره بازمی‌گرداند.

    منطق پشت این‌تصمیم از دیدگاه واشنگتن قابل فهم است. ترامپ و تیمش معتقدند ایران تنها زمانی امتیاز می‌دهد که هزینه مقاومت از هزینه توافق بیشتر شود. محاصره دریایی که ترامپ ادعا می‌کند روزانه ۵۰۰‌میلیون‌دلار به‌اقتصاد ایران خسارت می‌زند از این‌منظر نه یک‌اقدام جنگی بلکه یک‌ابزار چانه‌زنی است  فشاری که قرار است ایران را به‌پذیرش شرایط بهتر وادار کند اما این‌منطق یک‌نقطه کور بزرگ دارد و آن این‌است که محاصره دقیقا چیزی را از بین برد که مذاکرات به‌آن نیاز داشت: اعتماد حداقلی. ایران در پیشنهاد ۱۰‌بندی‌اش «تعهد بنیادین به‌عدم تجاوز» را به‌عنوان اولین خواسته گذاشته بود یعنی پیش از هر بحث اقتصادی یا هسته‌ای می‌خواست مطمئن شود که آمریکا دوباره بمب نمی‌اندازد. محاصره دریایی در دل آتش‌بس دقیقا خلاف این‌اطمینان بود. سخنگوی وزارت خارجه ایران محاصره را «نقض آتش‌بس، جنایت علیه بشریت و اقدام غیرقانونی» نامید  و این‌ادبیات نشان می‌داد که تهران دیگر محاصره را یک‌فشار دیپلماتیک نمی‌بیند بلکه آن را به‌عنوان اعلام جنگ اقتصادی تفسیر می‌کند.

    نتیجه این‌شد که ایران نه فقط از دور دوم مذاکرات امتناع کرد بلکه تنگه را دوباره بست و خودش هم کشتی توقیف کرد. آنچه قرار بود فشار برای توافق باشد به‌محرکی برای تشدید بحران تبدیل شد  و این گران‌ترین درس دیپلماسی اقتصادی این‌بحران است.

    توسکا، فرانچسکا، اپامینونداس؛ جنگ کشتی‌ها

    ۳۰‌فروردین نیروی دریایی آمریکا کشتی باری ایرانی توسکا را در خلیج عمان توقیف کرد. فردای آن روز سپاه پاسداران اعلام کرد دوکشتی خارجی  کشتی پاناما-پرچم MSC فرانچسکا و یونانی اپامینونداس  را در تنگه هرمز متوقف کرده است. برای اولین بار از آغاز بحران دوطرف مستقیما دارایی‌های یکدیگر را گروگان گرفته بودند و این‌«جنگ کشتی‌ها» در ظاهر یک‌رویارویی نظامی بود اما در باطن یک‌بازی اقتصادی-دیپلماتیک با قوانین روشن داشت.

    از منظر اقتصادی توقیف متقابل کشتی‌ها یک‌پیام چندلایه بود. ایران با توقیف MSC فرانچسکا  کشتی متعلق به ‌یک‌شرکت سوئیسی نشان داد که فشار را به‌شرکت‌های اروپایی هم منتقل می‌کند؛ پیامی مستقیم به‌اتحادیه اروپا که تاکنون در این‌بحران نقش کمرنگی داشته است. یونان به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین ناوگان‌های کشتیرانی جهان بلافاصله وارد صحنه شد و آتن رسما اعتراض کرد. این‌اتفاق نشان داد که جنگ کشتی‌ها می‌تواند بازیگران جدیدی را به‌صحنه بکشاند که تا آن لحظه تماشاچی بودند.

    برای صنعت کشتیرانی جهانی که پیش از این‌هم از بسته‌شدن هرمز آسیب دیده بود این‌رویارویی مستقیم یک‌سیگنال خطر بود. حق بیمه کشتی‌ها که پیش از جنگ کسری از درصد بود به‌ارقامی رسیده که عملا مسیر خلیج فارس را برای بسیاری از شرکت‌ها غیراقتصادی کرده است. شرکت‌های بزرگ کشتیرانی مسیرهای جایگزین دماغه امید نیک را فعال نگه داشتند که ۱۰تا۱۴روز به‌مسیر هر سفر اضافه می‌کند و هزینه حمل بار را چندبرابر بالا می‌برد. این‌هزینه مستقیما به‌قیمت کالاها در قفسه‌های فروشگاه‌ها در سه‌قاره منتقل می‌شود  و این‌بار را نه دولت‌ها بلکه مردم عادی حمل می‌کنند.

    نفت صد دلاری؛ بازنده واقعی کیست؟

    ۴ اردیبهشت نفت برنت از مرز ۱۰۶دلار گذشت. این‌عدد در نگاه اول یک‌شاخص مالی است اما وقتی آن را با ۸۰دلار پیش‌از جنگ مقایسه می‌کنیم تبدیل به‌یک‌داستان می‌شود داستان اینکه این‌ ۳۲درصد افزایش از جیب چه کسانی پرداخت شده و به‌جیب چه کسانی رفته است.

    بازنده اول و آشکار مصرف‌کنندگان عادی در سراسر جهان هستند. در آمریکا قیمت بنزین از اول مارس ۳۰درصد افزایش یافته و به‌ ۴دلار در گالن رسیده؛ رقمی که مستقیما روی هزینه حمل‌ونقل، قیمت مواد غذایی و فشار تورمی خانوارها اثر می‌گذارد. در اروپا بانک مرکزی پیش‌بینی تورم‌۲۰۲۶ را بالا برده و برنامه کاهش نرخ بهره‌اش را تعلیق کرده یعنی‌میلیون‌ها وام‌گیرنده اروپایی هزینه این‌جنگ را در قسط خانه‌شان می‌بینند.

    بازنده دوم کشورهای خلیج فارس هستند که این‌تناقض عجیب را تجربه می‌کنند: قیمت نفتشان بالا رفته اما نمی‌توانند صادر کنند. عربستان، امارات، کویت و عراق روزانه حدود ۶‌میلیون‌و۷۰۰هزاربشکه کمتر از ظرفیت تولید می‌کنند چون مسیر صادرات بسته است. این‌ثروت روی زمین مانده به‌ضرر اقتصادهای منطقه‌ای است که ۱۲۰‌میلیارددلار خسارت جنگ هنوز روی دوششان سنگینی می‌کند.

    برنده این‌بازی اما کجاست؟ روسیه که نفتش از مسیرهای دیگر صادر می‌شود هر دلار افزایش قیمت نفت را مستقیما به‌درآمد تبدیل می‌کند. شرکت‌های نفتی آمریکایی که در داخل تولید می‌کنند با قیمت بالا سود می‌برند و صندوق‌های سرمایه‌گذاری که در ابتدای بحران قراردادهای آتی نفت خریدند حالا ثروتمندتر شدند. جنگ برای مردم هزینه دارد اما برای برخی منافع یک‌فرصت است.

    روزی که نفت ۱۱درصد افتاد و دوباره برخاست

    روز ۲۸فروردین یک‌آزمایشگاه کوچک اما کامل از اقتصاد سیاسی بحران بود. صبح آن روز ایران اعلام کرد تنگه‌هرمز برای همه کشتی‌های تجاری باز بوده و افزود که این‌تصمیم تا ادامه آتش‌بس در لبنان پابرجاست. نفت ۱۱درصد سقوط کرد، بازارهای سهام سبز شدند و رسانه‌های جهانی از «شکست بحران» نوشتند اما تا پایان همان روز ترامپ اعلام کرد محاصره بنادر ایران ادامه دارد و ایران چندساعت بعد گفت تنگه دوباره بسته است.

    این رفت‌وبرگشت در یک‌روز چند واقعیت مهم را آشکار کرد: اول اینکه ایران نشان داد می‌تواند با یک‌اعلامیه قیمت نفت را ۱۱درصد پایین بیاورد  این‌یعنی کنترل تنگه هرمز برای تهران یک‌اهرم اقتصادی واقعی است و نه فقط یک‌موضع سیاسی. دوم اینکه آمریکا با ادامه محاصره حتی پس از اعلام بازگشایی توسط ایران نشان داد که هدفش فقط باز بودن تنگه نیست بلکه می‌خواهد شرایطی تحمیل کند که ایران کنترل دائمی‌اش بر این‌آبراه را از دست بدهد.

    سوم و مهم‌تر از همه این‌رویداد نشان داد که بازارهای جهانی چقدر شکننده و واکنش‌پذیر هستند. ۱۱درصد سقوط و بازگشت در یک‌روز نشانه‌ای است که هر سیگنال دیپلماتیک، هر بیانیه، هر توئیت و هر اعلامیه  بلافاصله به‌قیمت انرژی، هزینه تولید و قدرت خرید مردم در سراسر جهان ترجمه می‌شود. در این‌میان‌میلیون‌هانفر که نه در تنگه‌هرمز زندگی می‌کنند، نه در واشنگتن تصمیم می‌گیرند و نه در تهران برنامه‌ریزی می‌کنند هر روز با این‌نوسان‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

    ۲۸ام  فقط یک‌روز بود اما نشان داد که صلح در این‌بحران نه فقط یک‌پیروزی دیپلماتیک بلکه یک‌ضرورت اقتصادی فوری برای میلیاردهانفر است.

    «پیشنهاد متحد» ترامپ؛ سلاح دیپلماتیک یا دام؟

    ۲۱آوریل ترامپ آتش‌بس را تمدید کرد  اما نه بدون شرط. او گفت آتش‌بس ادامه دارد «تا زمانی که ایران یک‌پیشنهاد متحد ارائه دهد.» در نگاه اول این‌به‌نظر می‌رسد یک‌شرط منطقی است. آمریکا می‌خواهد یک‌طرف مذاکره منسجم داشته باشد اما درواقع این‌جمله کوتاه یکی از هوشمندانه‌ترین و درعین‌حال مخرب‌ترین  اقدامات دیپلماتیک این‌بحران بود.

    کلمه «متحد» در این‌جمله مستقیما به‌یک‌اطلاعات خاص اشاره داشت: گزارش‌هایی که می‌گفتند درون حاکمیت ایران بر سر مذاکرات اختلاف وجود دارد. ترامپ چندروز پیشتر گفته بود دولت ایران «به‌شدت شکاف‌دار» است. با گذاشتن شرط «پیشنهاد متحد» ترامپ عملا این‌شکاف را به‌یک‌اهرم فشار تبدیل کرد؛ فشاری که نه از خارج بلکه از درون ساختار تصمیم‌گیری ایران می‌آید.

    از منظر اقتصاد سیاسی این‌اقدام یک‌هزینه پنهان دارد. وقتی یک‌طرف مذاکره از «اختلاف درونی» طرف دیگر به‌عنوان اهرم استفاده می‌کند اعتماد لازم برای مذاکره سازنده را از بین می‌برد. هرمقامی در ایران که حاضر به‌انعطاف باشد درمعرض این‌اتهام قرار می‌گیرد که «نماینده جناح ضعیف» است  و این فضای سیاسی لازم برای امتیازدهی را می‌بندد. مشاور قالیباف صریحا گفت تمدید آتش‌بس «بهانه‌ای برای حمله غافلگیرانه» است؛  جمله‌ای که نشان می‌دهد تهران این‌شرط را نه یک‌دعوت به‌مذاکره بلکه یک‌تله می‌بیند.

    واقعیت این‌است که در پشت تمام این‌بازی‌های دیپلماتیک مردم عادی  هم در ایران هم در کشورهایی که به‌انرژی خلیج وابسته هستند  منتظرند تا بفهمند پیشنهاد بعدی چه خواهد بود و آیا اصلا دور دوم مذاکراتی وجود خواهد داشت.

    پاکستان در میانه آتش؛ میانجی یا گروگان؟

    در تمام این‌۱۲روز یک‌بازیگر بود که نه جنگید، نه تهدید کرد و نه محاصره اعلام کرد  اما بیشترین فشار را تحمل کرد. اسلام‌آباد به‌عنوان تنها میانجی قابل قبول برای هر دوطرف در موقعیتی بود که شکست مذاکرات را باید هضم کرده، محاصره آمریکایی را تحمل می‌کرد، بسته‌شدن مجدد تنگه را نظاره کرده و همزمان به‌هر دو طرف امید می‌داد که دور دوم ممکن است.

    هزینه این‌میانجی‌گری برای پاکستان واقعی است. اقتصاد پاکستان که پیش از این‌هم در وضعیت شکننده‌ای بود از چند جبهه تحت فشار است. بسته‌شدن تنگه‌هرمز هزینه واردات انرژی پاکستان را بالا برده بی‌ثباتی منطقه‌ای جریان سرمایه‌گذاری خارجی را متوقف کرده و تمرکز دستگاه دیپلماتیک کشور بر این‌بحران ظرفیت پاکستان برای مدیریت چالش‌های داخلی‌اش را کاهش داده اما پاکستان یک‌انتخاب دیگر ندارد. کشوری که مرز مشترک با ایران دارد به‌روابط عمیق با آمریکا وابسته است و در عین حال نمی‌تواند بی‌ثباتی در همسایه غربی‌اش را تحمل کرده باید این‌نقش را ایفا کند حتی اگر هزینه‌اش سنگین باشد. شهباز شریف پس از تمدید آتش‌بس توسط ترامپ نوشت «امیدوارم هر دو طرف آتش‌بس را رعایت کنند»  جمله‌ای که در سادگی‌اش تمام استیصال یک‌میانجی را نشان می‌دهد که می‌داند طرفین به‌توافق نزدیک نیستند اما نمی‌تواند میدان را خالی کند.

    پاکستان نه گروگان است نه قهرمان. یک‌کشور واقع‌بین است که در میانه یک‌بحران که انتخابش نبوده تنها کاری را می‌کند که می‌تواند: زنده‌نگه‌داشتن رشته دیپلماسی تا زمانی که دوطرف آماده باشند دوباره پشت میز بنشینند و این در میانه این‌همه آتش کم نیست.

    از اسلام‌آباد تا تهران؛ دور دوم کجا و کِی؟

    درحال‌حاضر وضعیت این‌است: آتش‌بس تمدید شده اما بدون ضرب‌الاجل مشخص محاصره دریایی ادامه دارد، تنگه هرمز بسته، ایران از دور دوم مذاکرات امتناع کرده و نفت از ۱۰۰دلار گذشته است. در این‌فضا سه‌سناریو پیش‌رو وجود دارد که هرکدام پیامدهای اقتصادی متفاوتی دارند.

    سناریو اول: دوردوم مذاکرات با چارچوب جدید.

    پاکستان همچنان در تلاش بوده و گزارش‌هایی حاکی از آن بوده که یک‌هیات نظامی پاکستانی برای انتقال پیام به‌تهران رفته است. اگر ایران و آمریکا بتوانند بر سر یک‌«توقف محاصره در ازای گشایش تنگه» توافق کنند(حتی به‌شکل غیررسمی) پنجره‌ای برای دور دوم باز می‌شود. این‌سناریو برای بازارها بهترین حالت است: نفت می‌تواند ۱۰تا۲۰دلار پایین بیاید و سرمایه‌گذاران می‌توانند با «مذاکرات در جریان» کنار بیایند.

    سناریو دوم: ادامه وضع موجود.

    هیچ دور جدیدی نیست اما جنگ هم از سر گرفته نمی‌شود. این‌حالت پرهزینه‌ترین سناریو برای اقتصاد جهانی است؛ نه ثبات برای برنامه‌ریزی و نه بحران برای واکنش قطعی. هر هفته که هرمز بسته بماند تخمین‌ها می‌گویند یک‌میلیارد بشکه دیگر به‌تلفات انباشته تولید نفت اضافه می‌شود.

    سناریو سوم فروپاشی آتش‌بس.

    اگر ایران به‌توقیف‌های آمریکایی پاسخ نظامی بدهد یا آمریکا به‌تاسیسات دیگری حمله کند بازگشت به‌جنگ تمام‌عیار گریزناپذیر خواهد بود. در این‌سناریو شاخص نااطمینانی که در مارس به‌۳۶۵ رسید به‌اعداد بی‌سابقه‌ای خواهد رفت که کارشناسان از پیش‌بینی آن امتناع می‌کنند.

    آنچه در هرسه ‌سناریو مشترک بوده این‌است که تصمیم نهایی نه در اسلام‌آباد و نه در واشنگتن بلکه در تهران گرفته می‌شود. در تهران مردمی که زیر فشار تحریم، جنگ و حالا محاصره له شدند منتظرند ببینند تصمیم‌گیران چه انتخابی می‌کنند؛ انتخابی که درهرصورت آنها نخستین کسانی هستند که هزینه‌اش را پرداخت می‌کنند.

  • سرنوشت نامعلوم بشکه‌های نفت

    سرنوشت نامعلوم بشکه‌های نفت

    به گزارش اقتصادران، جنگ طلبی و سیاست‌های امریکا و رژیم صهیونیستی نه تنها ایران بلکه بازار انرژی را در سراسر جهان با مخاطره مواجه کرده به نحوی که با اختلال در تردد نفتکش‌ها، نفت تا ۱۲۰ دلار در هر بشکه هم رسید و اکنون گسترش جنگ به تنگه هرمز شدیدترین چالش فیزیکی را در تاریخ صنعت نفت رقم زده و عرضه بیش از ۱۲ میلیون بشکه نفت را در روز متوقف کرده است.

    اوضاعی که طبق برآورد مدیر ارشد تحلیل بازار نفت در موسسه کپلر کاهش عرضه در مجموع به ۶۰۰ میلیون بشکه رسیده که معادل ۶ روز تقاضای جهانی است. او‌ معتقد است: از دست رفتن این حجم از عرضه فیزیکی می تواند بازار را به شدت مختل کند.

    این تحلیلگر داده‌های انرژی در موسسه بین‌المللی کپلر پیش‌بینی می‌کند که اگر کاهش عرضه نفت از خاورمیانه تا پایان ماه می به حدود یک میلیارد بشکه برسد؛ تحمل این شرایط برای بازار بسیار دشوار خواهد بود.

    در ادامه مشروح گفت‌وگوی با همایون فلکشاهی را می خوانید:

    محدویت تردد نفتکش‌ها

     ارزیابی شما از وضعیت تنگه هرمز و تردد نفتکش‌ها بعد از جنگ اخیر امریکا و رژیم صهیونیستی با ایران چیست؟

    در عمل تغییر زیادی رخ نداده است. اعلام ایران درباره بازگشایی کامل تنگه هرمز تاکنون به بهبود ملموسی در شرایط میدانی منجر نشده است. حتی اظهارات وزیر امور خارجه، آقای عراقچی، بعداً توسط برخی مقامات دیگر تا حدی نقض شد که خود نشان‌دهنده تداوم ابهام در این موضوع است.

    در حال حاضر کشتی‌ها همچنان مجبورند از کریدور تحت کنترل ایران در شمال جزیره لارک عبور کنند و این موضوع نیازمند اخذ مجوز از نیروهای سپاه است. این روند کند، محدودکننده و همراه با ریسک‌های بالای عملیاتی، حقوقی و اعتباری برای شرکت‌های کشتیرانی است.

    در روزهای اخیر تردد بسیار محدود بوده است. به‌طور متوسط تنها حدود ۳ کشتی در روز از خلیج فارس خارج شده‌اند، در حالی که قبل از درگیری‌ها این رقم برای نفتکش‌ها حدود ۲۰ تا ۲۵ فروند در روز بود. پیش از اعمال محاصره توسط آمریکا، صادرات نفت ایران به‌صورت عادی انجام می‌شد، اما پس از آن به‌شدت کاهش یافته و تاکنون هیچ نفتکشی نتوانسته از محدوده محاصره عبور کند. تنها بین ۱۶ تا ۱۸ آوریل چهار نفتکش حامل نفت امارات و عربستان موفق به خروج شدند، اما پس از تشدید تنش‌ها در ۱۸ آوریل و حمله به نفتکش Sanmar Herald، هیچ نفتکش نفت خامی عبور نکرده است.

    سرگردانی روزانه ۱۶ میلیون بشکه نفت/ نفتکش‌ها از تنگه هرمز خداحافظی می‌کنند؟

    نمودار(۱) تعداد نفتکش‌هایی که از تنگه هرمز عبور کرده‌اند

    این شرایط چه تأثیری بر بازار جهانی نفت داشته است؟

    محدودیت‌های عملیاتی در تنگه هرمز یکی از شدیدترین اختلال‌های فیزیکی تاریخ بازار نفت را رقم زده است. در واقع با یک شوک بزرگ عرضه مواجه هستیم که همزمان باعث گسست در ساختار قیمت‌گذاری جهانی نیز شده است.

    پیش از درگیری‌ها، صادرات نفت و میعانات از خلیج فارس حدود ۱۶ میلیون بشکه در روز بود. اما پس از تشدید تنش‌ها، عبور نفت از تنگه تقریباً متوقف شده است. در عمل، تنها حدود ۳۰۰ هزار بشکه در روز نفت غیرایرانی توانسته از تنگه عبور کند که نشان‌دهنده شدت اختلال است.

    اعراب بدنبال مسیرهای جایگزین

    بخشی از این کاهش از طریق مسیرهای جایگزین جبران شده است. عربستان صادرات خود از بندر ینبع در دریای سرخ را افزایش داده و امارات نیز صادرات از فجیره را بالا برده است. در مجموع، این مسیرهای جایگزین حدود ۳.۲ میلیون بشکه در روز از سوی عربستان و ۰.۶ میلیون بشکه در روز از سوی امارات به عرضه اضافه کرده‌اند اما این میزان همچنان فاصله زیادی با جبران کامل کاهش صادرات از مسیر هرمز دارد.

    آینده بشکه‌های نفت چه می‌شود؟

    در کنار این موارد، بسته شدن عملی این گلوگاه باعث شده بیش از ۱۲ میلیون بشکه در روز از عرضه نفت متوقف شود و همین موضوع قیمت برنت را در ماه مارس به حدود ۱۲۰ دلار رسانده است. برآورد ما این است که مجموع کاهش عرضه به حدود ۶۰۰ میلیون بشکه رسیده که معادل حدود ۶ روز تقاضای جهانی است.

    از سوی دیگر، تقاضا نیز کاهش یافته، به‌ویژه در میان پالایشگاه‌های آسیایی که وابستگی بالایی به نفت خلیج فارس دارند. یکی از ویژگی‌های مهم این بحران، فاصله قابل‌توجه بین بازار کاغذی و بازار فیزیکی است؛ به‌طوری که در حالی که برنت حدود ۱۲۰ دلار بود، قیمت نفت تحویلی در شرق آسیا به ۱۶۰ تا ۱۷۰ دلار رسید.

    پس از اعلام آتش‌بس، قیمت‌ها تا حدی کاهش یافته‌اند، زیرا بازار امیدوار است توافقی بین آمریکا و ایران حاصل شود. اما اگر تنگه به‌زودی بازگشایی نشود، احتمال افزایش مجدد قیمت‌ها بسیار بالا خواهد بود.

    در صورت تداوم این وضعیت، فکر می کنید که بازار نفت چقدر تاب‌آوری داشته باشد؟

    از دست رفتن این حجم از عرضه فیزیکی فشار بسیار زیادی به بازار وارد می‌کند. با توجه به اینکه کاهش تجمعی عرضه به حدود ۶۰۰ میلیون بشکه رسیده، ادامه این وضعیت می‌تواند تعادل بازار را به‌شدت مختل کند.

    بی‌ثباتی در کریدورها

    در صورت تداوم محدودیت در تنگه هرمز، هزینه‌های حمل‌ونقل، بیمه و برنامه‌ریزی پالایشگاه‌ها با بی‌ثباتی بیشتری مواجه خواهد شد. این تأثیر به‌صورت یکسان توزیع نشده است؛ کشورهای آسیایی به‌ویژه جنوب شرق آسیا و هند به دلیل وابستگی بالا و ذخایر کمتر، آسیب‌پذیرتر هستند، در حالی که چین، ژاپن و کره جنوبی تا حدی وضعیت بهتری دارند.

    آغاز آزادسازی یک میلیارد بشکه از ذخایر

    در مجموع، ابزارهای محدودی برای مقابله با این شرایط وجود دارد. برخی کشورها اقداماتی برای کاهش مصرف یا حمایت از مصرف‌کنندگان انجام داده‌اند. آژانس بین‌المللی انرژی نیز آزادسازی ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر راهبردی را آغاز کرده و ممکن است این رقم افزایش یابد.

    با این حال، اگر کاهش عرضه از خاورمیانه تا پایان ماه می به حدود ۱ میلیارد بشکه برسد، تحمل این شرایط برای بازار بسیار دشوار خواهد بود.

    نفتکش‌ها از تنگه هرمز خداحافظی می‌کنند؟

    با این شرایط وضعیت تردد نفتکش‌ها و صادرات نفت ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    تردد نفتکش‌ها همچنان بسیار محدود است. تعداد کشتی‌ها از حدود ۲۰ تا ۲۵ نفتکش در روز قبل از بحران، به حدود ۱ تا ۲ نفتکش در روز کاهش یافته است. اخیراً عبور نفتکش‌های حامل نفت امارات کمی افزایش یافته، اما در مجموع سطح تردد همچنان بسیار پایین است.

    صادرات نفت ایران پیش از محاصره آمریکا در سطح نسبتاً بالایی قرار داشت، اما پس از آن به‌شدت کاهش یافته است. ایران از زمان آغاز محاصره سه نفتکش VLCC را بارگیری کرده و دو نفتکش دیگر نیز در مسیر جزیره خارگ هستند، اما تاکنون نفتکش حامل نفت ایران موفق به عبور از محدوده محاصره نشده است.

    احتمال کاهش تولید اجباری نفت ایران

    محاصره دریایی چه تأثیری بر صادرات نفت ایران دارد؟

    ایران در ماه مارس حدود ۱.۸۵ میلیون بشکه در روز نفت صادر می‌کرد که عمدتاً از جزیره خارگ انجام می‌شد. به نظر می‌رسد محاصره آمریکا تا حد زیادی در جلوگیری از رسیدن نفت ایران به بازارهای آسیایی مؤثر بوده است.

    در صورت ادامه این وضعیت، شرکت ملی نفت ایران ناچار خواهد شد تولید را کاهش دهد، زیرا در غیر این صورت ظرفیت ذخیره‌سازی به‌سرعت پر می‌شود. برآورد ما این است که حدود ۴۰ میلیون بشکه ظرفیت ذخیره‌سازی خالی، عمدتاً در خارگ و عسلویه، وجود دارد.

    در نتیجه، این محاصره احتمالاً به کاهش تولید منجر خواهد شد، مشابه آنچه در دوره تحریم‌های ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۵ و پس از خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸ مشاهده شد.

    سرگردانی روزانه ۱۶ میلیون بشکه نفت/ نفتکش‌ها از تنگه هرمز خداحافظی می‌کنند؟

    نمودار(۲) بارگیری نفت‌خام و میعانات گازی ایران از طریق بنادر مختلف به هزار بشکه در روز

    احتمال افزایش معاملات نفتی با یوان

    نظرتان را درباره استفاده از پترویوان به جای پترودلار بفرمایید.

    افزایش استفاده از یوآن در تجارت نفت نشان‌دهنده تلاش برخی کشورها برای کاهش وابستگی به دلار آمریکا است، به‌ویژه در معاملاتی که با کشورهای تحت تحریم یا دارای حساسیت سیاسی انجام می‌شود.

    با این حال، یوآن هنوز جایگزین کاملی برای دلار نیست. این ارز از نظر نقدشوندگی، قابلیت تبدیل، عمق بازارهای مالی و پذیرش جهانی با دلار فاصله دارد.

    بنابراین، اگرچه استفاده از یوآن در معاملات دوجانبه و منطقه‌ای احتمالاً افزایش خواهد یافت، اما دلار همچنان در آینده ارز غالب در بازار جهانی نفت باقی خواهد ماند.

  • بحران آب تهران رفع شد؟

    بحران آب تهران رفع شد؟

    به گزارش اقتصادران، شهری که سال‌هاست با بحران آب دست‌وپنجه نرم می‌کند، حالا در آستانه ورود به فصلی قرار دارد که می‌تواند این بحران را به نقطه‌ای حساس‌تر برساند. با وجود بارندگی‌هایی که نسبت به سال گذشته اندکی بهبود یافته، کارشناسان هشدار می‌دهند که این افزایش نه‌تنها کافی نبوده، بلکه نتوانسته کمبودهای انباشته‌شده را جبران کند. در همین حال، پیش‌بینی‌ها از تابستانی گرم‌تر از حد معمول خبر می‌دهند؛ ترکیبی که می‌تواند فشار مضاعفی بر منابع آبی پایتخت وارد کند.

    احد وظیفه، رییس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی، با اشاره به وضعیت فعلی بارندگی‌ها تأکید می‌کند که اگرچه شرایط نسبت به سال گذشته کمی بهتر شده، اما این بهبود نسبی نباید باعث خوش‌بینی کاذب شود. او می‌گوید: کم‌آبی تهران همچنان پابرجاست، اگرچه وضعیت بارش‌ها نسبت به سال گذشته اندکی بهبود یافته و فرصت‌هایی برای بارندگی نیز وجود داشته است. این اظهارنظر به‌خوبی نشان می‌دهد که بحران آب در تهران یک مساله کوتاه‌مدت نیست، بلکه نتیجه سال‌ها کم‌بارشی و مدیریت پرچالش منابع آبی است. حتی بارش‌های اخیر نیز نتوانسته‌اند این شکاف را پر کنند.

    سایه سنگین کم‌بارشی سال گذشته

    یکی از نکات مهمی که وظیفه به آن اشاره می‌کند، تأثیر ماندگار کم‌بارشی سال‌های گذشته است. به گفته او، اثرهای کم‌بارشی سال گذشته همچنان بر وضعیت منابع آبی امسال سایه انداخته و اینگونه نیست که افزایش نسبی بارش‌ها بتواند به‌طور کامل پیامدهای کمبودهای گذشته را جبران کند. در واقع، آنچه امروز با آن مواجهیم، تنها کمبود آب در یک سال نیست؛ بلکه انباشتی از کسری‌های پی‌درپی است که به‌مرور زمان منابع آبی را تحلیل برده است. این روند به‌ویژه در منابع زیرزمینی نگران‌کننده‌تر است.

    بحران خاموش در زیر زمین

    منابع آب زیرزمینی، که در بسیاری از مواقع نقش ناجی را ایفا می‌کنند، اکنون خود به یکی از نقاط بحران تبدیل شده‌اند. وظیفه در این باره توضیح می‌دهد: در سال‌هایی که بارش مناسب باشد، برداشت از منابع زیرزمینی کاهش پیدا می‌کند، اما در دوره‌های کم‌بارشی، وابستگی به این منابع افزایش می‌یابد. او ادامه می‌دهد که این برداشت‌ها، چه در سال‌های پربارش و چه در سال‌های خشک، به‌طور مداوم ادامه دارد و همین مساله باعث شده است که سطح آب‌های زیرزمینی نسبت به گذشته افت بیشتری را تجربه کند. این روند، زنگ خطری جدی برای آینده تأمین آب در تهران محسوب می‌شود.

    بهبود نسبی، اما ناکافی در منابع سطحی

    در مقابل، وضعیت منابع آب سطحی تا حدودی بهتر شده است. با این حال، این بهبود نیز کافی نیست. وظیفه تأکید می‌کند: وضعیت منابع آب سطحی نسبت به سال گذشته اندکی بهتر شده است، اما این بهبود به‌هیچ‌وجه به معنای خروج از شرایط کم‌آبی نیست. طبق گفته او، میزان بارندگی در تهران همچنان بین ۳۰ تا ۴۰ درصد کمتر از شرایط نرمال است؛ عددی که نشان می‌دهد فاصله زیادی تا رسیدن به وضعیت پایدار وجود دارد.

    فرصت اندک برای جبران

    با نزدیک شدن به پایان سال آبی، امیدها برای جبران این کمبودها کمرنگ‌تر شده است. وظیفه در این باره می‌گوید: با توجه به زمان باقی‌مانده تا پایان سال آبی، به نظر می‌رسد جبران این کمبودها تقریباً غیرممکن باشد. این جمله، شاید مهم‌ترین هشدار برای مدیران و شهروندان باشد؛ اینکه باید خود را برای ادامه شرایط کم‌آبی آماده کنند، نه اینکه منتظر معجزه‌ای از آسمان باشند. اما در کنار بحران آب، مساله افزایش دما نیز به نگرانی‌ها دامن زده است. پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد که تابستان پیش‌رو گرم‌تر از حد معمول خواهد بود. وظیفه توضیح می‌دهد: انتظار می‌رود از خردادماه به بعد، دمای هوا در بسیاری از مناطق کشور بین نیم تا دو درجه و در برخی نقاط به‌ویژه در فلات مرکزی تا حدود سه درجه بالاتر از نرمال قرار گیرد. اما این پایان ماجرا نیست. او هشدار می‌دهد که در برخی هفته‌های تابستان، موج‌های گرمایی می‌توانند دما را حتی تا ۵ یا ۶ درجه بالاتر از حد معمول افزایش دهند: در برخی هفته‌ها دمای هوا در چندین استان، به‌ویژه در مناطق مرکزی، تا ۵ یا ۶ درجه بیش از حد معمول افزایش پیدا می‌کند. چنین شرایطی می‌تواند مصرف آب را به‌شدت افزایش داده و فشار مضاعفی بر منابع محدود وارد کند.

    بارندگی‌های پراکنده؛ امیدی محدود

    در کوتاه‌مدت، هنوز فرصت‌هایی برای بارش وجود دارد. به گفته وظیفه، طی حدود یک تا یک‌ونیم ماه آینده همچنان انتظار وقوع بارندگی وجود دارد و تا پایان اردیبهشت یا نیمه نخست خرداد، بارش‌ها در چارچوب الگوی معمول ادامه خواهد داشت. با این حال، او تأکید می‌کند که این‌بارش‌ها به‌طور طبیعی کمتر از ماه‌های پربارش سال هستند و نمی‌توانند کمبودهای موجود را جبران کنند.

    نابرابری بارشی در کشور

    یکی از نکات قابل توجه در گزارش، تفاوت وضعیت بارندگی در مناطق مختلف کشور است. در حالی که تهران و برخی استان‌های مرکزی با کمبود بارش مواجه‌اند، مناطق دیگری شرایط بسیار بهتری دارند. وظیفه در این باره می‌گوید: در بسیاری از استان‌ها میزان بارش‌ها قابل مقایسه با سال گذشته نیست و در برخی مناطق حتی تا دو برابر یا بیشتر افزایش یافته است. این عدم توازن، مدیریت منابع آب را پیچیده‌تر کرده و نشان می‌دهد که بحران آب در ایران، یک بحران منطقه‌ای با ابعاد متفاوت است.  وظیفه در بخش دیگری از صحبت‌های خود، به یکی از شایعات رایج نیز پاسخ می‌دهد؛ تأثیر رادارهای نظامی بر بارش. او با قاطعیت می‌گوید: این موضوع پایه علمی ندارد. رادارها اساساً ابزار سنجش و پایش هستند و توانایی ایجاد یا تغییر سامانه‌های جوی را ندارند. این توضیح، تلاشی است برای مقابله با باورهای نادرستی که گاهی توجه را از مسائل واقعی منحرف  می‌کنند.

    چشم‌اندازی نگران‌کننده

    مجموعه عواملی مانند کاهش مستمر بارندگی، افت محسوس سطح منابع آب زیرزمینی، افزایش تدریجی دما و الگوی مصرف ناپایدار، چشم‌اندازی نگران‌کننده از آینده نزدیک تهران ترسیم می‌کند؛ چشم‌اندازی که دیگر نمی‌توان آن را صرفاً یک نوسان مقطعی یا بحران گذرا دانست. واقعیت این است که تهران در حال ورود به مرحله‌ای از تنش آبی است که ویژگی اصلی آن، «تجمع بحران‌ها»ست؛ به این معنا که چندین عامل منفی به‌طور همزمان عمل می‌کنند و اثر یکدیگر را تشدید می‌کنند. در چنین شرایطی، کاهش بارش تنها بخشی از ماجراست. مساله اصلی، ناتوانی سیستم مدیریت منابع آب در جبران کسری‌های انباشته‌شده در سال‌های گذشته است.

    افت منابع زیرزمینی که زمانی به عنوان ذخیره استراتژیک در دوره‌های خشکسالی تلقی می‌شد، اکنون خود به یک بحران مستقل تبدیل شده است. برداشت بی‌رویه و عدم فرصت کافی برای تغذیه مجدد این منابع، باعث شده که حتی در صورت بازگشت نسبی بارش‌ها، بازسازی این ذخایر به سال‌ها زمان نیاز داشته باشد. از سوی دیگر، افزایش دما به‌ویژه در قالب موج‌های گرمایی نقش تعیین‌کننده‌ای در تشدید بحران ایفا می‌کند. دمای بالاتر نه‌تنها مصرف آب را در بخش‌های خانگی، کشاورزی و صنعتی افزایش می‌دهد، بلکه تبخیر منابع سطحی را نیز تشدید کرده و عملاً بخشی از آب موجود را از دسترس خارج می‌کند. این چرخه معیوب، فشار مضاعفی بر شبکه تأمین آب وارد می‌کند و احتمال بروز محدودیت‌های جدی را افزایش می‌دهد. در این میان، الگوی مصرف نیز یکی از حلقه‌های کلیدی این بحران است.

    تهران به عنوان یک کلان‌شهر پرجمعیت، با سطح مصرفی مواجه است که در بسیاری از موارد با استانداردهای پایدار فاصله دارد. ادامه این روند، حتی در شرایط نرمال بارشی نیز می‌تواند چالش‌زا باشد، چه برسد به وضعیتی که منابع در پایین‌ترین سطح خود قرار دارند. آنچه از این تصویر کلی برمی‌آید، ضرورت یک تغییر پارادایم در مدیریت آب است؛ تغییری که از رویکردهای کوتاه‌مدت و واکنشی عبور کرده و به سمت برنامه‌ریزی راهبردی، یکپارچه و مبتنی بر واقعیت‌های اقلیمی حرکت کند. اقداماتی مانند اصلاح زیرساخت‌های فرسوده، کاهش هدررفت در شبکه توزیع، بازچرخانی آب، و فرهنگ‌سازی گسترده برای مدیریت مصرف، دیگر انتخاب نیستند، بلکه الزام هستند. در نهایت، تهران در آستانه تابستانی قرار دارد که می‌تواند به عنوان یک آزمون جدی برای سنجش میزان آمادگی و تاب‌آوری این شهر در برابر بحران‌های اقلیمی عمل کند. نتیجه این آزمون، نه در آینده دور، بلکه در تصمیم‌ها و سیاست‌گذاری‌هایی رقم خواهد خورد که امروز اتخاذ می‌شوند؛ تصمیم‌هایی که می‌توانند مسیر حرکت از بحران به مدیریت پایدار را هموار یا برعکس، آن را پیچیده‌تر کنند.

  • توقف صادرات مواد پتروشیمی و پلیمری، تا اطلاع ثانوی!

    توقف صادرات مواد پتروشیمی و پلیمری، تا اطلاع ثانوی!

    به گزارش اقتصادران، باستناد بند ۱۵ الحاقیه شماره سه بسته مقاوم‌سازی اقتصاد ملی و دفاع غیر نظامی در شرایط اضطراری در تاریخ ۲۱ فروردین ۱۴۰۵به پیوست تصویر نامه شماره ۷۵۱۵۲۵۷ در ۳۰ فروردین ۱۴۰۵ معاونت صنایع عمومی وزارت متبوع در خصوص اعلام فهرست اقلام مشمول ممنوعیت صادراتی صنایع شیمیایی و پلیمری و اقلام استثنا از ممنوعیت صادراتی فصول ۱ تا ۲۴ کتاب مقررات صادرات و واردات (تصویر پیوست) ارسال و به شرح ذیل به آگاهی می رساند:

    – صادرات کلیه کد تعرفه‌های محصولات پتروشیمی مندرج در فهرست پیوست نامه شماره ۵۴۵۴۱/۱۰۸-۱ صپ در تاریخ ۶ آبان ۱۴۰۴ شرکت ملی صنایع پتروشیمی تا اطلاع ثانوی ممنوع است. ضمنا لازم به ذکر است کالاهای احتمالی دارای مازاد و شرکت‌های مجاز به صادرات با تایید شرکت ملی صنایع پتروشیمی و این دفتر به گمرک ایراناعلام خواهد شد.

    – صادرات کلیه کد تعرفه‌های محصولات پتروشیمی تولیدی صنایع پایین‌دستی مندرج در فهرست پیوستنامه شماره ۶۸۰۹۴۷۴ در ۲۵ آذر ۱۴۰۴ دفتر صنایع شیمیایی و پلیمری وزارت متبوع تا اطلاع ثانوی ممنوعاست. ضمنا لازم به ذکر است کالاهای احتمالی دارای مازاد و شرکت‌های مجاز به صادرات با تایید دفتر صنایعشیمیایی و پلیمری وزارت متبوع و این دفتر به گمرک ایران اعلام خواهد شد.

    – صادرات کد تعرفه‌های مندرج در ذیل جز ۳ بند الف نامه مذکور(شامل ۱۰ کد تعرفه) مربوط به اسید سولفونیک(LABSA) کامپاند پلی اتیلن ، کامپاند پلی پروپیلن، کامپاند پلی وینیل کلراید و پریفرم تا اطلاع ثانوی ممنوع است.

    – اقلام مندرج در بند ۲ نامه مذکور نیز مشمول ممنوعیت صادراتی موضوع نامه شماره ۷۳۶۵۵۹۱ در تاریخ ۱۳ اسفند۱۴۰۴ این دفتر (ممنوعیت صادراتی فصول ۱ تا ۲۴) نمی‌شوند.

  • بازار نفت در برزخ جنگ و آتش‌بس

    بازار نفت در برزخ جنگ و آتش‌بس

    به گزارش اقتصادران، بازار‌های جهانی به خبر تمدید آتش‌بس میان تهران و واشنگتن واکنشی نشان دادند که بیش از آنکه نشانه آرامش باشد، بازتابی از تردید عمیق سرمایه‌گذاران است. قیمت نفت اندکی کاهش یافت، اما نه آن‌قدر که بتوان از پایان ریسک ژئوپلیتیک در خاورمیانه صحبت کرد. در واقع بازار‌ها فعلاً در وضعیتی ایستاده‌اند که نه جرأت خوش‌بینی دارند و نه توان ادامه ترس شدید.

    نفت عقب نشست، اما نه از روی اطمینان

    در نخستین واکنش‌ها به اعلام تمدید آتش‌بس از سوی ترامپ قیمت نفت با کاهش خفیف مواجه شد. این افت محدود در ظاهر می‌تواند نشانه کاهش نگرانی‌ها باشد، اما رفتار معامله‌گران چیز دیگری می‌گوید: بازار هنوز مطمئن نیست که این آرامش دوام خواهد داشت.

    در واقع اگرچه «سناریوی جنگ فوری» فعلاً از جدول خارج شده، اما جای آن را «ابهام درباره فردا» گرفته است؛ ابهامی که اجازه ریزش جدی قیمت‌ها را هم نمی‌دهد.

    چرا بازار محتاط است؟

    آنچه باعث شده واکنش بازار‌ها محتاطانه بماند، اما ماهیت آن است. تمدید آ‌تش‌بس بدون یک چارچوب سیاسی روشن یا طی شدن مسیر مشخص مذاکراتی، قطعا اثر یک توافق پایدار را ندارد و مثل یک توقف موقت در میانه بحران بر بازار تاثیر می‌گذارد.

    از همین رو معامله‌گران انرژی، این وضعیت را به‌عنوان پایان ریسک، بلکه صرفاً به‌عنوان «تغییر فاز موقت تنش» تفسیر می‌کنند و در نتیجه شاهد کاهش محدود قیمت‌ها و نه سقوط آن هستیم.

    بازار در وضعیت انتظار؛ نه خرید جدی، نه فروش سنگین

    رفتار بازیگران بازار نفت در ساعات گذشته نشان می‌دهد فضای غالب، احتیاط است. سرمایه‌گذاران بزرگ ترجیح داده‌اند موقعیت‌های خود را سبک کنند و از تصمیم‌های سنگین دور بمانند. این یعنی بازار نه وارد فاز خوش‌بینی شده و نه هنوز به سناریوی تنش مجدد وزن کامل داده است.

    در چنین شرایطی، معاملات کوتاه‌مدت جای استراتژی‌های بلندمدت را گرفته و حجم احتیاط در بازار به‌وضوح افزایش یافته است.

    چرا بازار هنوز به آرامش اعتماد ندارد؟

    سه عامل اصلی همچنان سایه خود را بر بازار انرژی حفظ کرده‌اند. نخست، ابهام در آینده سیاسی بحران است؛ هیچ نشانه روشنی از آغاز یک روند جدی مذاکراتی دیده نمی‌شود. دوم، سابقه ناپایدار تنش‌ها در منطقه که باعث شده هر آتش‌بسی در ذهن بازار «موقت» تلقی شود؛ و سوم، نقش حساس خاورمیانه در تأمین انرژی جهان که باعث می‌شود حتی احتمال کوچک درگیری هم قیمت نفت را در وضعیت هشدار نگه دارد.

    آرامش شکننده در بازار بی‌قرار

    در مجموع، واکنش بازار نفت به تمدید آتش‌بس را نمی‌توان یک تغییر جهت دانست. آنچه رخ داده، صرفاً یک توقف در مسیر پرتنش ماه‌های اخیر است. بازار‌ها فعلاً بین دو ترس معلق‌اند: ترس از بازگشت درگیری و ترس از تصمیم‌های غیرقابل پیش‌بینی سیاسی.

    تا زمانی که تصویر روشن‌تری از آینده مذاکرات یا وضعیت میدانی ارائه نشود، نفت و سایر بازار‌های مالی احتمالاً در همین محدوده پرنوسان و محتاط باقی خواهند ماند؛ جایی میان امید به آرامش و انتظار برای بحران بعدی.

  • جنگ و بحران آب

    جنگ و بحران آب

    به گزارش اقتصادران، رضا حاجی کریم،درباره برخی اظهارات مبنی بر انهدام مرکز بارورسازی ابر و‌ تغییر آب و هوا در امارات توسط ایران و تاثیر آن بر بارش های اخیر گفت: این اظهارات جنبه علمی ندارد و غیرکارشناسانه است.

    وی توضیح داد: اولا ایران مرکز بارورسازی ابرهای کشور امارات را به نیت بارورسازی ابرها مورد حمله قرار نداده است هر آنچه در جنگ اخیر مورد هدف نظامی ایران قرار گرفته در راستای بازدارندگی متقابل و علیه مراکزی بوده که به ایران حمله شده است.

    تاثیر بارورسازی ابر بر کشورهای همسایه اثبات شده؛ نیست 

    رییس هیات مدیره فدراسیون صنعت آب افزود: تاکنون فلسفه بارورسازی ابرها در هیچ جای دنیا نه برای بارش و یا قطع بارش همسایگان به مرحله عملیاتی نرسیده است هر آنچه هم بوده در حد مطالعات، پایلوت و سوژه های مطالعاتی دانشگاهی بوده است.

    شکسته شدن رکورد بارش؛ از غرب تا جنوب 

    وی تاکید کرد: موضوع دیگر اینکه در کشور پهناوری مانند ایران با وسعت ۱.۷ میلیون کیلومتر مربع که امسال شاهد هستیم از غرب کشور در کردستان رکورد بارش چند سال و حتی چند دهه گذشته شکسته شد تا در بسیاری از حوضه های کم بارش مانند هرمزگان که شاهد فزونی بسیار زیاد بارش هستیم؛ کدام مرکز بارورسازی امارات می تواند چنین اثر گسترده ای داشته باشد؟

    حاجی کریم گفت: این هیجانات زودگذر توییت زدن در مورد برخی مسائل اینچنینی هم خسارت به منافع ملی بوده و هم باور عمومی را به چالش می کشد.

    بارورسازی انرژی زیادی نیاز دارد

    وی خاطرنشان کرد: انرژی مورد نیاز برای جابجایی ابرها نه در کشور پهناوری مانند ایران بلکه در یک حوزه محدود جغرافیایی به قدری زیاد است که هیچ مرکز بارورسازی ابری در امارات و یا هر نقطه از جهان نمی تواند این کار را انجام دهد.

    این کارشناس حوزه آب در ادامه بیان داشت: انرژی مورد نیاز جابجایی ابرها و فراهم‌سازی شرایط بارش از جمله وجود ابر، بارور شدن ابر و فراهم شدن فضا در تراز جوی هیچگاه ارتباطی به هیچ سامانه راداری نیز آن‌ هم در کشوری به بزرگی ایران ندارد.

    بحران آب حل نشده است 

    وی در ارزیابی بارش های سال جاری نیز اظهار داشت: با یک سال بارندگی نمی توان شاهد هیچ تغییر ماهوی در نظام بارش باشیم در بررسی منحنی بارش ها متوجه می شویم در سال ۹۸ هم بارش خوبی داشتیم، طبق رصد منحنی بارش در بسیاری حوضه ها به بارندگی نرمال می رسیم، در برخی حوضه ها مثل تهران، مرکزی و قم بسیار پایین تر از نرمال هستیم و در برخی حوضه ها هم از محدوده نرمال عبور کردیم اما به این معنا نیست که مشکل آب حل شده است.

    مشکل آب ایران به مصرف مربوط است 

    حاجی کریم متذکر شد: مسئله آب کشور در سمت بارش نیست موضوع بر سر مصرف است ما باید مسئله مصرف را حل کنیم تا از بحران آب خارج شویم.

    هیجان زده نشویم؛ لزوم صرفه جویی به پایان نرسیده است 

    وی گفت: هرچند در سال آبی ۱۴۰۵-۱۴۰۴ تاکنون شاهد بارش خوبی بوده‌ایم اما در ۳ تا ۴ سال گذشته که سال‌های بسیار خشکی داشتیم تعدی زیادی به آب های سطحی و بخصوص زیرزمینی کرده‌ایم بنابراین بارندگی امسال نباید ما را هیجان زده کند که تصور کنیم دوره صرفه جویی به پایان رسیده است.

    یک قطره آب را هم پاس بداریم

    رییس هیات مدیره فدراسیون صنعت آب تاکید کرد: ما در کشوری زندگی می کنیم که تحت هر شرایطی باید یک قطره آب را نیز پاس بداریم.

  • عقب‌گرد محتاطانه قیمت نفت / جنگ خاورمیانه؛ بزرگترین اختلال در تاریخ بازارهای جهانی انرژی

    عقب‌گرد محتاطانه قیمت نفت / جنگ خاورمیانه؛ بزرگترین اختلال در تاریخ بازارهای جهانی انرژی

    به گزارش اقتصادران، قیمت نفت که در آستانه پایان آتش‌بس دوهفته‌ای میان ایران و آمریکا، بار دیگر از ۱۰۰ دلار گذشته بود، با اعلام آتش‌بس یک‌طرفه از سوی دونالد ترامپ اندکی عقب نشست. به این ترتیب، قیمت نفت WTI در لحظه تنظیم این گزارش زیر ۹۰ دلار قرار گرفته و به ۸۹.۵۵ دلار در هر بشکه رسیده است. قیمت نفت برنت نیز که بالای ۱۰۰ دلار نوسان داشت، اکنون ۹۸.۵۷ دلار است. با این حال، برنت در لحظه تنظیم این گزارش نوسانات کوچک افزایشی را تجربه می‌کند.

    قیمت نفت موربان ابوظبی نیز اکنون با ۳.۴۹ درصد رشد، ۹۶.۲۹ دلار است. قیمت نفت عمان هم ۴.۴۷ درصد بالا رفته و به ۹۷.۸۵ دلار در هر بشکه رسیده است. قیمت نفت اوپک اما کاهش یافته و با افت ۴.۹۵ درصدی روی رقم ۹۹.۶۰ دلار قرار دارد.

    قیمت نفت ایران نیز افزایشی است. نفت سبک ایران در بازه قیمتی ۹۲ تا ۹۴ دلار نوسان می‌کند و نفت سنگین ایران نیز در بازه ۹۰ تا ۹۲ دلار قیمت خورده است.

    گفتنی است ایران آنش‌بس تمدید شده از سوی آمریکا را یک‌طرفه دانسته و اعلام کرده است که لزوما به آن پایبند نخواهد بود. همین موضع در کنار سکوت مقامات ایران درباره تمدید آتش‌بس، فشار را بر سر بازار انرژی نگاه داشته و از کاهش بیشتر قیمت‌ها جلوگیری کرده است.

    خروج ۵۰۰ میلیون بشکه نفت از بازار جهانی انرژی

    ادامه جنگ در خاورمیانه، به‌ویژه درگیر شدن مسیرهای حیاتی صادرات انرژی، ضربه‌ای سنگین به عرضه جهانی نفت وارد کرده است. برآوردها نشان می‌دهد از زمان آغاز درگیری‌ها تاکنون، حدود ۵۰۰ میلیون بشکه نفت از بازار جهانی خارج شده که با قیمت‌های فعلی، ارزشی نزدیک به ۵۰ میلیارد دلار دارد. این اختلال، نه‌تنها موجودی‌های جهانی نفت را به‌سرعت کاهش داده، بلکه چشم‌انداز بازگشت بازار به تعادل را نیز به‌شدت تیره کرده است.

    بر اساس داده‌های تحلیلی، از آغاز جنگ تاکنون حدود ۵۰۰ میلیون بشکه نفت از عرضه جهانی حذف شده است؛ رقمی که با متوسط قیمت ۱۰۰ دلار برای هر بشکه، معادل ۵۰ میلیارد دلار درآمد از دست‌رفته برای تولیدکنندگان محسوب می‌شود. این حجم از کاهش عرضه، تقریباً برابر با مصرف یک‌ماهه نفت در ایالات متحده یا بیش از یک ماه تقاضای کل اروپا برآورد می‌شود. عامل اصلی این افت، محدودیت شدید تردد نفتکش‌ها از تنگه هرمز است؛ مسیری که پیش از جنگ روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از آن عبور می‌کرد.

    افت تولید خاورمیانه و نقش عربستان

    داده‌های شرکت تحلیلی کپلر نشان می‌دهد که ۶ هفته پس از آغاز جنگ، کاهش تجمعی عرضه نفت خام و میعانات گازی خاورمیانه تا ۱۰ آوریل به ۴۳۰ میلیون بشکه رسیده بود و این رقم در پایان هفته هفتم به ۵۰۰ میلیون بشکه افزایش یافت. به گفته یوهانس راوبال، تحلیلگر ارشد نفت خام کپلر، تولید نفت خاورمیانه در ماه مارس نسبت به فوریه به‌طور متوسط روزانه ۹ میلیون بشکه کاهش یافته که بخش قابل‌توجهی از آن به عربستان سعودی مربوط می‌شود. وی در گفت‌وگو با رویترز تأکید کرده است که این کاهش معادل از دست رفتن حدود ۵۰ میلیارد دلار درآمد نفتی از زمان شروع جنگ است.

    شتاب کاهش ذخایر و هشدار درباره تعادل بازار

    همزمان با افت عرضه، موجودی‌های جهانی نفت نیز با سرعتی بی‌سابقه در حال کاهش است. کپلر اعلام کرده است که تا اواسط آوریل، ذخایر نفت خام خشکی حدود ۴۱ میلیون بشکه کاهش یافته که معادل افت روزانه ۲.۷ میلیون بشکه است. تحلیلگران این شرکت هشدار داده‌اند که تداوم محدودیت‌ها در جریان نفت از تنگه هرمز، فشار بیشتری بر ذخایر وارد خواهد کرد و تعادل فیزیکی بازار را بیش از پیش تضعیف می‌کند.

    بزرگترین اختلال تاریخ از نگاه آژانس بین‌المللی انرژی

    آژانس بین‌المللی انرژی در گزارش ماهانه خود اعلام کرده است که عرضه جهانی نفت در ماه مارس با کاهش ۱۰.۱ میلیون بشکه در روز به ۹۷ میلیون بشکه رسید؛ رقمی که از آن به‌عنوان بزرگ‌ترین اختلال عرضه در تاریخ یاد شده است. این نهاد برآورد کرده که ذخایر مشاهده‌شده جهانی نفت در ماه مارس ۸۵ میلیون بشکه کاهش یافته و ذخایر خارج از خاورمیانه نیز به دلیل انسداد تنگه هرمز، ۲۰۵ میلیون بشکه افت کرده است. آژانس تأکید کرده که بازگشایی پایدار تنگه هرمز، مهم‌ترین متغیر برای کاهش فشار بر قیمت انرژی و اقتصاد جهانی است.

    بهبودی طولانی؛ ماه‌ها و سال‌ها انتظار

    چند روز پس از انتشار گزارش آژانس بین‌المللی انرژی، تنگه هرمز تنها برای چند ساعت به‌طور محدود باز شد، اما با تشدید دوباره تنش‌ها، این گلوگاه حیاتی مجدداً بسته شد. تعداد اندک نفتکش‌هایی که موفق به عبور شدند، تأثیر معناداری بر تعادل بازار نداشت و تا ۲۱ آوریل، هرمز عملاً بسته باقی ماند.

    تحلیلگران هشدار می‌دهند حتی در صورت بازگشایی کامل، امن و بی‌قید و شرط تنگه هرمز، بازگشت عرضه جهانی نفت به سطح پیش از جنگ ماه‌ها و در برخی موارد سال‌ها زمان خواهد برد. شرکت مشاوره انرژی وود مکنزی اعلام کرده است که حدود ۱۱ میلیون بشکه در روز از تولید بالادستی متوقف‌شده در خاورمیانه تنها با عادی شدن کامل لجستیک صادرات قابل بازیابی است. به گفته فریزر مک‌کی، رئیس تحلیل بالادستی این شرکت، کشورهایی مانند عراق برای رسیدن به سطح تولید پیشین خود به ۶ تا ۹ ماه زمان نیاز دارند.

    در بخش گاز طبیعی مایع نیز شرایط پیچیده‌تر است. قطر اعلام کرده خسارت حملات موشکی به مجتمع راس لفان، بزرگ‌ترین تأسیسات تولید LNG جهان، سالانه حدود ۲۰ میلیارد دلار از درآمد این کشور را کاهش می‌دهد و تعمیرات آن تا پنج سال طول خواهد کشید.

    هشدار درباره قیمت‌های بسیار بالاتر انرژی

    فاتح بیرول، مدیر اجرایی آژانس بین‌المللی انرژی، گفته است که تولیدکنندگان خاورمیانه ممکن است تا دو سال زمان نیاز داشته باشند تا تولید نفت و گاز خود را به سطح پیش از جنگ بازگردانند. او با اشاره به توقف کامل ارسال نفت و گاز به آسیا در ماه مارس هشدار داده است که اگر تنگه هرمز بازگشایی نشود، جهان باید خود را برای قیمت‌های بسیار بالاتر انرژی آماده کند.

  • فرار غول‌های نفتی غربی از ترس ایران!

    فرار غول‌های نفتی غربی از ترس ایران!

    به گزارش اقتصادران، وال‌استریت‌ژورنال نوشت: شرکت‌های اکسون‌موبیل، شورون و دیگر غول‌های انرژی فعال در منطقه خاورمیانه درحال شتاب بخشیدن به جست‌وجوهای خود برای یافتن میادین جدید نفت و گاز هستند؛ مناطقی که فرسنگ‌ها از خطرات با ایران فاصله داشته باشد.

    تسنیم نوشت: «اکسون» به‌تازگی طرحی را برای سرمایه‌گذاری ۲۴ میلیارد دلاری در میادین نفتی آب‌های عمیق نیجریه ارائه کرده و «شورون» نیز حضور خود را در ونزوئلا گسترش داده است.

    بریتیش‌پترولیوم هم سهام بلوک‌های نفتی در سواحل نامیبیا را خریداری کرده و شرکت فرانسوی «توتال‌انرژی» نیز قرارداد اکتشافی با ترکیه امضا کرده است.

    شرکت‌های بزرگ نفتی غربی به‌دلیل تشدید تنش‌ها با ایران و تهدیدات علیه زیرساخت‌های انرژی در منطقه، دارایی‌ها و سرمایه‌گذاری‌های خود را از خلیج فارس به نقاط دورتر منتقل می‌کنند.

    بر اساس این گزارش، ایران در جریان درگیری‌های اخیر با آمریکا و رژیم اشغالگر، تمرکز خود را بر تأسیسات نفتی و سرمایه‌گذاری‌های غربی در منطقه معطوف کرده است.

    این حملات شرکت‌های غربی را با ضررهای مالی سنگین و اختلال در زنجیرهٔ تأمین مواجه ساخته است.