به گزارش اقتصادران، درحالی که جهان هنوز زیر سایه جنگ گسترده امریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران با تبعات ژئوپلیتیک و اختلالهای انرژی دستوپنجه نرم میکند، یکی از بزرگترین موسسات پایش انرژی جهان چشماندازی نگرانکننده برای آینده تقاضای نفت ترسیم کرده است. کاهش ۷۰۰ هزار بشکهای برآورد مصرف جهانی در سال ۲۰۲۶، صرفاً یک عدد تازه در گزارشهای تحلیلی نیست؛ بلکه نشانهای است از ورود بازار نفت به دورهای جدید، دورهای که در آن ریسکهای سیاسی، تحولات فناوری، تغییر الگوی مصرف و رفتار دولتها بیش از گذشته بر سرنوشت انرژی تأثیر میگذارند.
این آزادسازی ذخیره استراتژیک، اگرچه موقتاً التهاب را کاهش میدهد، اما از یک حقیقت مهم پرده برمیدارد بازار به مرحلهای رسیده که کشورهای مصرفکننده مجبورند سپر نهایی خود را وارد میدان کنند. پیشبینی S&P Global تنها بر افت تقاضای جهانی متمرکز نیست؛ بلکه بهصورت منطقهای نیز نشان میدهد که کدام مناطق ضربه سنگینتری میخورند. خاورمیانه و آسیا، یعنی دو منطقهای که موتور اصلی رشد مصرف طی دو دهه اخیر بودهاند، در سهماهه دوم سال جاری بیشترین کاهش تقاضا را تجربه خواهند کرد.
این تغییرات تنها محدود به فصل جاری نیست. وقتی یک اقتصاد وارد مسیر کاهش مصرف میشود، بازگشت آن به روند قبلی معمولاً زمانبر است. از همین رو، کاهش برآورد سال ۲۰۲۶، نشاندهنده تأثیر ماندگار جنگ بر پویایی بازار جهانی است. برای درک معنای واقعی کاهش ۷۰۰ هزار بشکهای پیشبینی مصرف، باید به دو نکته توجه کرد:
تقاضای نفت برخلاف قیمت، کمنوسان است. صنایع، حملونقل، و مصرفکنندگان نمیتوانند یکشبه رفتارشان را تغییر دهند. به همین دلیل، هرگاه نهادی مانند S&P عدد تقاضا را دستخوش تغییر سنگین میکند، یعنی ساختار بازار بهشدت تحت فشار است.
جنگ تنها عامل نیست، تسریع روندهای قبلی است
پیش از جنگ نیز نشانههایی از کند شدن رشد مصرف وجود داشت:
افزایش خودروهای برقی، رشد انرژیهای تجدیدپذیر، فشار دولتها برای کاهش آلایندگی و بهبود بهرهوری سوخت.
اما جنگ، این روند کند را شتاب داد. وقتی نااطمینانی بر بازار سایه بیندازد، صنایع بزرگ به جای توسعه مصرف، به سمت کاهش ریسک حرکت میکنند. جنگ مسیر کاهش رشد تقاضا را کوتاه کرد و آن را جلو انداخت. یکی از مهمترین بخشهای گزارش، اشاره به اقدام چند کشور آسیایی برای آزادسازی ذخایر راهبردی نفت است؛ اقدامی که معمولاً فقط در شرایط اضطراری انجام میشود.
این سیاست دو پیام مهم دارد:
زیرا کشورها وقتی از ذخایر استراتژیک برداشت میکنند که واقعاً به سوخت نیاز دارند، نه وقتی که صرفاً قیمت بالا رفته است.
آزادسازی ذخیره بهمعنای کاهش سپر امنیت انرژی کشورهاست. پس اگر جنگ یا اختلال هرمز ادامه پیدا کند، فشار دوباره به بازار برخواهد گشت.
در واقع، استفاده از ذخایر مانند مصرف آب یک سد حیاتی در دوران خشکسالی است: برای امروز مفید است، اما اگر بارندگی در پیش نباشد، بحران بزرگتری در انتظار خواهد بود.
اختلال در تنگه هرمز تنها مربوط به نفتخام نیست؛ پالایشگاهها نیز اکنون در مرکز بحران قرار گرفتهاند.
در بازارهای انرژی، همیشه نخستین نشانههای بحران، در فرآوردههای میانتقطیر مشاهده میشود؛ درست همانجایی که امروز اتفاق افتاده است.
چشمانداز ۲۰۲۶ / سالی که تقاضا تغییر فاز میدهد؟
پرسش اصلی این است:
کاهش تقاضا در ۲۰۲۶ یک پدیده موقتی است یا آغازی برای نقطه عطف جدید در بازار نفت؟
سناریو اول: بهبود سریع پس از حل بحران
اگر تنشها کاهش یابد و تنگه هرمز به حالت عادی بازگردد، احتمالاً بخشی از افت مصرف جبران میشود و بازار به رشد ملایم برمیگردد.
کاهش ۷۰۰ هزار بشکهای پیشبینی مصرف نفت در ۲۰۲۶، فراتر از یک رقم است؛ نشانهای از ورود بازار به مرحلهای است که در آن هر رخداد ژئوپلیتیک، میتواند مسیر مصرف، تولید و قیمتها را تغییر دهد.
نفت همچنان انرژی شماره یک جهان است، اما دیگر آن اطمینان قدیمی را ندارد؛ بازار بهشدت نوسانیتر، شکنندهتر و پیچیدهتر شده است.
و تقاضا بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر سیاست، جنگ و اختلالهای حملونقل قرار دارد.
سال ۲۰۲۶ شاید سال کممصرفتری برای نفت باشد، اما مهمتر از آن این است که احتمالاً «سال تغییر است»؛ تغییری که شاید یکی از مهمترین نقاط عطف انرژی در دهه اخیر باشد.

دیدگاهتان را بنویسید