دسته: اخبار

  • نگرانی و خستگی؛ میراث یک‌سال تنش برای مردم

    نگرانی و خستگی؛ میراث یک‌سال تنش برای مردم

    به گزارش اقتصادران، بدون شک مرور وقایع یک سال اخیر تصویری از جامعه‌ای خسته و فرسوده پیش‌روی ما قرار می‌دهد. عبور از دوجنگ اعتراضات تلخ دی‌ماه۱۴۰۴ بحران انرژی، قطعی‌های گسترده اینترنت و گرانی افسارگسیخته توان بسیاری از شهروندان را تحلیل برده است. هر یک از این بحران‌ها به‌تنهایی می‌توانست فشار سنگینی بر جامعه وارد کند اما مردم ایران در فاصله‌ای کوتاه ناچار به‌تحمل همه آنها شده‌اند. کارشناسان هشدار می‌دهند که تداوم چنین فشارهایی می‌تواند پیامدهای اجتماعی گسترده‌ای به‌همراه داشته باشد؛ از افزایش تنش‌ها و نزاع‌های روزمره گرفته تا گسترش آسیب‌های اجتماعی، فروپاشی روابط خانوادگی و کاهش تاب‌آوری روانی. این روزها حال جامعه چندان مساعد نیست گویی بر رشته‌ای نازک از صبر و تحمل ایستاده؛ رشته‌ای که هر روز زیر بار بحران‌های پی‌درپی نازک‌تر می‌شود. کافی است نگاهی به‌چهره‌های خسته مردم در خیابان‌ها بیندازیم تا نشانه‌های ناامیدی، نگرانی و فرسودگی را ببینیم؛ مردمی که سزاوار آرامش و ثبات هستند اما همچنان با موجی از دشواری‌ها و نااطمینانی‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

    میراث یک‌سال تنش

    آمارهای رسمی از نزاع و درگیری در کشور تصویری نگران‌کننده از افزایش خشم مهارنشده و کاهش آستانه تحمل در جامعه ارائه می‌دهد. سرعت تبدیل‌شدن تنش‌های کلامی به‌درگیری‌های فیزیکی و انتشار مداوم تصاویر نزاع‌های خیابانی نشان می‌دهد که جامعه ایران بیش از گذشته با مساله پرخاشگری و ناتوانی در مدیریت خشم مواجه است؛ وضعیتی که گاهی ساده‌ترین اختلافات را به‌درگیری، ضرب‌وجرح و حتی حوادث جبران‌ناپذیر تبدیل می‌کند.

    براساس آمار سازمان پزشکی قانونی طی دوسال گذشته ۵۹۹‌هزارو۳۲۱‌نفر به‌دلیل نزاع به‌مراکز پزشکی قانونی مراجعه کردند که از این تعداد ۲۰۰هزارو۷۷۵‌نفر زن و ۳۹۸‌هزارو۵۴۶‌نفر مرد بودند. تنها در شش‌ماهه نخست سال۱۴۰۳ ۳۲۳‌هزارو۴۳۲نفر به‌دلیل نزاع به‌پزشکی قانونی مراجعه کردند که ۱۱۰‌هزارو۳۵۹‌نفر از آنان زن و ۲۱۳‌هزارو۷۳‌نفر مرد بودند. این رقم در نیمه‌نخست سال گذشته نیز ۳۰۹‌هزارو۸۱۱‌نفر اعلام شده بود اما نشانه‌های کاهش تاب‌آوری اجتماعی تنها در آمار نزاع‌ها خلاصه نمی‌شود. روند روبه‌رشد آسیب‌های اجتماعی ازجمله طلاق، اعتیاد و برخی از جرایم نیز از فشارهای انباشته‌شده بر جامعه حکایت دارد. برخی از کارشناسان افزایش تنش‌های خانوادگی و رشد طلاق را در چارچوب فشارهای اجتماعی و اقتصادی بررسی می‌کنند؛ براساس آمار رسمی سازمان ثبت‌احوال در نیمه نخست سال۱۴۰۴ بیش از ۲۲۸‌هزار ازدواج و نزدیک به‌۹۰‌هزار طلاق در کشور به‌ثبت رسیده است. در برخی استان‌ها از جمله تهران، البرز و مازندران نسبت طلاق به‌ازدواج به‌سطحی رسیده که تقریبا به‌ازای هر دو ازدواج یک طلاق ثبت می‌شود. کارشناسان عوامل متعددی ازجمله مشکلات اقتصادی، بیکاری، تغییرات فرهنگی و اجتماعی و افزایش تنش‌های خانوادگی را در این روند موثر می‌دانند. همزمان کاهش حدود ۴۶درصدی آمار ازدواج در فاصله سال‌های۱۳۸۹تا۱۴۰۲ نیز بر نگرانی‌ها درباره وضعیت نهاد خانواده افزوده است.

    فرسودگی جمعی ایرانیان

    مصطفی آب‌روشن، جامعه‌شناس با بیان اینکه جامعه ایران به‌دلایل مختلف دچار فرسودگی جمعی شده به‌«جهان‌صنعت» گفت: شواهد تجربی و تحلیل‌های جامعه‌شناختی نشان می‌دهد جامعه ایران با فرسودگی جمعی روبه‌رو است. این وضعیت نتیجه انباشت مطالبات پاسخ‌داده ‌نشده و مواجهه مستمر با نااطمینانی‌های ساختاری است که ذخایر انرژی روانی و سرمایه اجتماعی را به‌شدت کاهش داده است. وقتی پیوندهای اجتماعی تحت فشار ساختارهای ناکارآمد قرار می‌گیرند نوعی «بی‌حسی عاطفی» و استیصال مزمن در لایه‌های مختلف جامعه نهادینه می‌شود. درواقع فرسودگی جمعی فراتر از خستگی فردی است و به‌وضعیتی اشاره دارد که در آن «امید به‌بهبود» از سپهر عمومی رخت بربسته و توان کنشگری جامعه برای حل مسائل کاهش یافته است. این وضعیت با فرسایش سرمایه اجتماعی و بدبینی نسبت‌به ‌آینده گره خورده است. جامعه‌ای که در وضعیت جنگ و فرسودگی است نه‌تنها توانایی بازسازی خود را از دست می‌دهد بلکه دربرابر شوک‌های بیرونی نیز بیش‌ازپیش آسیب‌پذیر شده و به‌نوعی واکنش‌های انفعالی و بقامحور روی می‌آورد که درنهایت پویایی اجتماعی را تضعیف می‌کند. وی افزود: نشانه‌های فرسودگی اجتماعی در زندگی روزمره به‌صورت کاهش چشمگیر شکیبایی در تعاملات اجتماعی، افزایش رفتارهای تکانشی و بی‌اعتمادی به‌کنش‌های جمعی بروز می‌کند. مردم در این شرایط دچار نوعی «آنومی» یا هنجارگریزی شده و پیوندهای همبستگی تضعیف می‌شود. ناتوانی در برنامه‌ریزی بلندمدت و تمرکز بر بقای روزمره از دیگر نشانه‌های بارز است که در آن مراقبت از خود بر هرگونه مسوولیت‌پذیری اجتماعی اولویت می‌یابد. مشاهده می‌کنیم که حساسیت‌های اخلاقی نسبت‌به ‌رنج دیگران کاهش یافته و نوعی بی‌تفاوتیِ دفاعی شکل گرفته تا فرد بتواند از بارِ روانیِ فشارهای محیطی بکاهد. این‌وضعیت منجربه شکل‌گیری فضایی می‌شود که در آن گفتگو جای خود را به‌تقابل می‌دهد و تعاملات روزمره به‌جای آنکه منبع انرژی باشد به‌منبع تولید تنش و اضطراب تبدیل شده است. شهروندان در این وضعیت به‌طور مداوم درحال محافظت از مرزهای روانی و مادی خود هستند.

    فرسایش تاب‌آوری

    این‌جامعه‌شناس توضیح داد که مفهوم تاب‌آوری اجتماعی در ایران دچار فرسایش جدی شده است. تاب‌آوری به‌معنای توانایی یک سیستم برای جذب شوک و بازگشت به‌وضعیت کارکردی مطلوب است نه صرفا تحمل رنج تا سرحد فروپاشی. ایران امروز به‌دلیل فقدان منابع حیاتی مانند امید به‌آینده، عدالت توزیعی، شکست دیپلماسی و اعتماد نهادی درحال ازدست‌دادن این ظرفیت است. وقتی جامعه‌ای به‌طور مداوم در معرض بی‌ثباتی‌های اقتصادی و سیاسی قرار می‌گیرد «ظرفیت‌های ذخیره» برای مقابله با شوک‌های جدید تخلیه می‌شود. درواقع تاب‌آوری به‌«تحمل انفعالی» تقلیل یافته که در آن جامعه نه به‌دلیل قدرت درونی بلکه به‌دلیل نبود امکان تغییر به‌شرایط تحمیلی تن می‌دهد. این وضعیت بسیار خطرناک است زیرا با رسیدن فشارها به‌نقطه شکست جامعه دیگر انرژی لازم برای ترمیم خود را ندارد و احتمال بروز واکنش‌های غیرقابل پیش‌بینی یا گسست‌های عمیق اجتماعی افزایش چشمگیری می‌یابد.

    جنگ، اعتراضات، بحران انرژی و فشارهای اقتصادی با ایجاد «ترومای جمعی» مستمر ساختار روان‌شناختی و پیوندهای اجتماعی را به‌شدت متزلزل می‌کنند. این عوامل فرد را در وضعیت دفاعی «جنگ یا گریز» دائمی قرار می‌دهند؛ وضعیتی که در آن بخش‌های عالی‌تر مغز که مسوول همدلی و تفکر انتقادی هستند کارکرد خود را به‌نفع غریزه‌ی بقا از دست می‌دهند. اثر این رویدادها بر روان جمعی، شیوع اضطراب فراگیر، احساس بی‌عدالتی و ناامنی وجودی است.

    اعصاب خسته مردم

    آب‌روشن می‌گوید: نزاع‌های خیابانی را باید به‌مثابه «خروج خشم ساختاری» تفسیر کرد. فشارهای اقتصادی با تشدید نابرابری و احساس بی‌عدالتی شکاف‌های طبقاتی را به‌میدان‌های درگیری عینی تبدیل می‌کنند. وقتی مجاری بیان قانونی اعتراض مسدود باشد خشم متراکم به‌صورت انفجارهای آنی در عرصه عمومی تخلیه می‌شود. درواقع این نزاع‌ها بازتابی از «ناامیدی عمیق» نسبت‌به ‌آینده‌ای بهتر است. فرد تحت فشار دیگر به‌فکر عواقب رفتار خود نیست زیرا احساس می‌کند چیزی برای ازدست‌دادن ندارد. بنابراین نزاع‌های خیابانی صرفا یک‌معضل اخلاقی یا رفتاری نیستند بلکه نشانه‌ای از بحران در «قرارداد اجتماعی» هستند. این رفتارها فریاد خاموش طبقاتی است که احساس می‌کنند از سازوکارهای عادی زندگی محروم شدند و خشونت به‌تنها زبان گویا برای بیان این محرومیت و استیصال تبدیل شده است.

    نابودی پناهگاه امن

    این جامعه‌شناس در پاسخ به‌سوالی مبنی بر اینکه آیا افزایش طلاق را می‌توان در چارچوب فرسودگی اجتماعی تحلیل کرد، گفت: طلاق و تنش‌های خانوادگی در بستر فرسودگی اجتماعی کاملا قابل تحلیل است. خانواده که باید به‌مثابه پناهگاه امن برای بازسازی منابع روانی باشد در شرایط فرسودگی جمعی خود تحت فشار بی‌امان محیط بیرونی قرار می‌گیرد. وقتی فرد در جامعه با ناامنی، تورم و ناکامیِ مداوم روبه‌رو بوده این خشم و استیصال را با خود به‌خانه می‌برد. درواقع بسیاری از تنش‌های خانوادگی، انعکاس بیرونی بر روابط درونی است. منابع روانی زوجین برای حل مسائل خانواده بسیار محدود شده و به‌دلیل خستگی مزمن روحی، توانایی همدلی و تاب‌آوری دربرابر چالش‌های طبیعی زندگی مشترک از بین می‌رود. در چنین شرایطی خانواده‌ها توان حمایتگری خود را از دست داده و کوچک‌ترین مسائل به‌بحران‌های لاینحل تبدیل می‌شوند؛ امری که منجربه‌ افزایش گسست‌های خانوادگی به‌عنوان تلاشی برای پایان‌دادن به‌وضعیت فشار دائمی می‌شود.

    به‌دنبال بقای لحظه‌ای

    آب‌روشن با ارزیابی وضعیت فعلی جامعه کشور اضافه کرد: اگر بخواهم وضعیت امروز جامعه ایران را در یک جمله توصیف کنم باید بگویم جامعه‌ای درحال گذار فرسایشی که در آن نیروهای حیاتی و پتانسیل‌های تغییر در چنبره‌ بحران‌های متراکم و ناکارآمدی ساختاری به‌جای معطوف‌شدن به‌ساختن آینده صرف بقای لحظه‌ای و تقلا برای حفظ وضعیت موجود شده است. این توصیف بازتاب‌دهنده وضعیتی است که در آن انرژی جمعی به‌جای هم‌افزایی برای پیشرفت در فرآیندهای اصطکاکی و تنش‌های روزمره به‌هدر می‌رود. دراین‌شرایط جامعه همچون موتوری است که با فشار بیش‌ازحد دچار استهلاک پیش‌رس شده و با اینکه همچنان درحال حرکت است اما صدای خردشدن قطعات درونی آن یعنی اعتماد، همبستگی و امید به‌وضوح شنیده می‌شود.

    روزگار بی‌قراری

    آنچه این روزها بر سر جامعه ایران آوار شده تنها یک بحران یا یک حادثه نیست بلکه انباشت سال‌ها فشار اقتصادی، نااطمینانی، تنش‌های اجتماعی و رخدادهای تلخی است که بسیاری از آنها همچنان بی‌پاسخ ماندند. درچنین‌شرایطی کوچک‌ترین اتفاق روزمره می‌تواند به‌جرقه‌ای برای بروز خشم، ناامیدی یا فرسودگی تبدیل شود. گرانی، نگرانی از آینده، خاطره تلخ دی‌ماه۱۴۰۴، جنگ و مشکلاتی که هر روز در زندگی مردم تکرار می‌شوند آرام‌آرام از توان روانی جامعه کاستند. پیامدهای این زنجیره بحرانی دیریازود خود را کیفیت زندگی شهروندان نشان خواهد داد. چه مسوولان بخواهند یا نخواهند این مساله بروز خواهد یافت یا به‌قولی دیر و زود دارد اما سوخت‌و‌سوز ندارد.

  • بمب «تورم» در آستانه انفجار!

    بمب «تورم» در آستانه انفجار!

    به گزارش اقتصادران، جدیدترین گزارش بانک مرکزی نشان می‌دهد که نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه مناطق شهری «کالاها» در اردیبهشت امسال به بیش از ۱۱۳‌درصد رسیده است.

    مرکز آمار معمولا در روزهای نخست هر ماه آمار تورم را منتشر می‌کرد اما اکنون و با گذشت ۱۲روز از خردادماه هنوز گزارشی از این شاخص کلیدی اقتصاد کلان روی وبسایت این نهاد قرار نگرفته است. اما بانک مرکزی که دیگر متولی انتشار این آمار است این‌بار زودتر از مرکز آمار دست به کار شده و از تصویر جدید تورم در اردیبهشت۱۴۰۵ رونمایی کرده است.

    براساس این گزارش تازه، تورم ماهانه، نقطه‌به‌نقطه و سالانه مناطق شهری نسبت به فروردین‌ماه افزایش یافته که نشان‌دهنده شتاب‌گرفتن افزایش قیمت‌هاست. به عبارت دیگر نه‌تنها قیمت‌ها در اردیبهشت ماه نسبت به فروردین بالاتر رفته بلکه این مسیر صعودی با سرعتی بیشتر طی شده است. بررسی‌های جزئی‌تر نشان می‌دهد که از بین گروه‌های اصلی، بالاترین تورم ماهانه مربوط به گروه «بهداشت و درمان» و بعد «اثاث، لوازم و خدمات مورد استفاده در خانه» بوده است. در مقابل، گروه «تحصیل» شاهد تورم کمتری نسبت به سایر گروه‌ها بوده است. لازم به ذکر بوده که کل گزارش بانک مرکزی معطوف به تغییر قیمت‌ها در مناطق شهری و نه کل کشور است.

    نخستین ماه کامل پس از آتش‌بس

    طبق اعلام بانک مرکزی، تورم ماهانه از ۷‌درصد از فروردین به ۵/‏‏۸درصد در اردیبهشت‌ماه افزایش یافته است. این رقم نشان می‌دهد که خانوارها برای خرید یک سبد مشخص و یکسان از کالا و خدمات در دومین ماه سال، ۵/۸‌درصد بیشتر از ماه نخست سال هزینه کرده‌اند. این نرخ، بالاترین سطح تورم ماهانه از خرداد۱۴۰۱ به بعد است. در آن سال به دلیل اجرای طرح حذف ارز ترجیحی، شوک قیمتی گسترده‌ای به بازار کالا اصابت کرد و نرخ‌های تورمی در آن برهه زمانی شاهد جهش‌های قابل‌توجه بودند که به سرعت تخلیه شدند.

    اکنون اما سه‌ماه از اجرای تعدیل نرخ ارز ترجیحی دولت می‌گذرد. طرحی که در آن نرخ ارز ۲۸‌هزار و ۵۰۰تومانی با نرخ‌های بالای ۱۱۰‌هزار تومان جایگزین شد. در زمان اجرای این تصمیم(بهمن۱۴۰۴) تورم ماهانه به ۴/۸‌درصد رسید اما در اسفندماه تا ۳‌درصد کاهش یافت. با این وجود دوباره و با وجود گذشت حدود سه‌ماه از اجرای طرح، نرخ تورم ماهانه روند صعودی به خود گرفته؛ رخدادی که نشان‌ می‌دهد عامل اصلی تورم کنونی، عاملی ساختاری است.

    تورم نقطه‌به‌نقطه نیز که نشانگر تغییر قیمت سبد مصرف در هر ماه نسبت به ماه مشابه در سال قبل است، از ۶۷‌درصد در ابتدای سال به ۲/‏‏۷۷‌درصد در اردیبهشت‌ماه جهش کرده است. چنین نرخی از فروردین۱۴۰۱ تاکنون بی‌سابقه بوده است. باید توجه داشت که این رکورد در حالی به ثبت رسیده که بانک مرکزی آمار قبل از سال۱۴۰۱ را به سال پایه۱۴۰۰ منتشر نکرده و امکان مقایسه طولانی‌تر این نرخ ممکن نبوده است. در نهایت نرخ تورم سالانه نیز از ۶/‏‏۵۰‌درصد به ۹/‏‏۵۳‌درصد رسیده است.

    «کالا» و «خدمات» چقدر گران شدند؟

    ارقامی که تاکنون به آنها اشاره شد، نمایانگری از سطح افزایش قیمت در کل سبد مصرف بودند. طبق تقسیم‌بندی بانک مرکزی سبد مصرف خانوار از دو گروه تشکیل شده است؛ «کالاها» و «خدمات». هریک از این دو گروه وزن مشخصی در سبد مصرف دارند که روی تغییر قیمت آن لحاظ شده و نرخ تورم نهایی را شکل می‌دهد. از این رو اگر در یک ماه تورم کالاها بالاتر باشد اما تورم خدمات در سطح پایین‌تری قرار داشته باشد، تورم کل سبد تعدیل می‌شود. از این رو بانک مرکزی تورم «کالاها» و «خدمات» را به تفکیک نیز اعلام می‌کند.

    بررسی‌ها نشان می‌دهد که تورم گروه «کالا» در اردیبهشت به ۱۰‌درصد در تواتر ماهانه و به ۸/‏‏۱۱۳‌درصد در تواتر نقطه‌به‌نقطه رسیده است. این در حالی است که تورم ماهانه خدمات ۶‌درصد و تورم نقطه‌به‌نقطه این گروه ۵/‏‏۴۲‌درصد برآورد شده است. این ارقام حامل دو پیام هستند؛ نخستین پیام، نشان دادن ماهیت تورم اردیبهشت‌ماه است؛ تورمی که بیشتر معطوف به کالاهای فیزیکی بوده و می‌تواند الگوی مصرف مردم را تغییر دهد. دومین پیام، تغییر کانال تورمی گروه «خدمات» است. با اینکه نرخ این گروه نسبت به کالاها پایین‌تر بوده اما باید توجه داشت که همین نرخ ۴۲درصدی، تنها یک ماه قبل ۳۹‌درصد و دوماه قبل ۳۷‌درصد بوده است. این مساله نشان می‌دهد که خدمات اگر چه آرام اما به‌طور پیوسته شاهد افزایش قیمت است؛ پدیده‌ای که در صورت تداوم می‌تواند الگوی مصرف خانوار را کاملا تغییر دهد.

    تورم ماهانه بهداشت و درمان بالاتر از سایر گروه‌ها ایستاد

    بررسی جزئیات بیشتر از گزارش تورم بانک مرکزی حکایت از آن دارد که از بین ۱۲گروه اصلی، بالاترین تورم ماهانه ۱/‏‏۲۳‌درصد بوده که به گروه «بهداشت و درمان» تعلق دارد. این عدد نشان می‌دهد که خانوارها در اردیبهشت برای دریافت خدمات درمانی یکسان یا خرید اقلام بهداشتی و درمانی مشخص ۲۳‌درصد بیشتر از فروردین‌ماه هزینه می‌کنند. برای فهم این رقم می‌توان به یک مثال ساده‌شده توجه کرد: اگر در ابتدای سال۱۴۰۵ یک دارو را ۱۰۰‌هزار تومان خریداری می‌کردید، در انتهای اردیبهشت ماه به طور میانگین باید ۱۲۰‌هزار تومان برای همان دارو بپردازید.

    تورم ماهانه گروه بهداشت و درمان در اردیبهشت امسال، تقریبا معادل با تورم سالانه در نیمه دوم سال۹۷ است. به عبارت دیگر، فشار قیمتی‌ای که یک گروه در عرض یک ماه تجربه کرده تقریبا برابر با فشار قیمتی‌ای است که در سال۹۷، در طول ۱۲ ماه به کل سبد خانوار وارد می‌شد؛ پدیده‌ای که شدت گرفتن التهابات تورمی در ایران را بیش از پیش نمایان می‌کند.

    تورم ماهانه سایر گروه‌های اصلی به کجا رسید؟

    پس از گروه بهداشت و درمان، دومین گروه تورمی در اردیبهشت‌ماه «اثاث، لوازم و خدمات مورد نیاز زندگی» بوده که تورم ماهانه ۳/‏‏۲۰‌درصدی را به ثبت رسانده است. پس از آن گروه حمل‌ونقل با ۱۹‌درصد و پوشاک و کفش با ۴/‏‏۱۳‌درصد قرار گرفته است. تورم ماهانه خوراکی‌ها نیز ۲/‏‏۷‌درصد ثبت شده که می‌تواند متاثر از سیاست‌های کنترل قیمت در شرایط خاص کشور باشد..

    پیام تورمی اردیبهشت ۱۴۰۵ چیست؟

    آنچه مبرهن است، افزایش قابل‌توجه قیمت‌ها به ویژه در گروه کالاهای غیرخوراکی است. نکته مهم دیگر، کوتاه‌شدن فاصله بین تورم‌های ماهانه بالاست. تورم سالانه‌ای که در این ماه به ثبت رسیده، تقریبا هم‌رده با تورم سالانه‌ای است که در مرداد۱۴۰۲ به ثبت رسیده بود.اما در آن برهه زمانی، تورم ماهانه و نقطه‌به‌نقطه در سطح پایین‌تری قرار داشت که نشانگر افزایش تدریجی و آهسته‌تر تورم کل بود. در مقابل، تورم سالانه‌ای که اکنون شاهد آن هستیم ناشی از چند جهش مداوم و با فاصله کم در تورم ماهانه است که کانال‌های تورمی اقتصاد ایران را بالا برده و احتمال رسیدن به ارقام بالاتر را افزایش داده است. اما چرا تورم به اینجا رسیده است؟

    آنچه می‌تواند پاسخی شفاف به این سوال بدهد، رشد نقدینگی و پایه پولی است؛ دو متغیر پولی اصلی که بانک مرکزی آمار مربوط به آن را از آذر ماه سال گذشته تاکنون به‌روز نکرده و قدرت تحلیل و پاسخ به چرایی بروز وقایع را از پژوهشگران سلب کرده است. دو متغیری که انتظار می‌‌رود با توجه به کسری بودجه دولت و اضافه‌شدن هزینه‌های جنگ تحمیلی، افزایش قابل‌توجهی را در ماه‌های گذشته ثبت کرده باشند که در صورت صحت آن می‌تواند یکی از عوامل اصلی تورم فعلی و محرکی برای تورم‌ ماه‌های آینده باشد.

  • استعفای رییس‌جمهور؛ آرزوی تندروها!

    استعفای رییس‌جمهور؛ آرزوی تندروها!

    به گزارش اقتصادران، «استعفای رییس‌جمهور» عنوان پرونده‌ای است که بسیاری از تحلیلگران سیاسی معتقدند، دشمنان پس از ناامیدی از عملیات نظامی و فشار اقتصادی و… علیه ایران به آن روی آورده‌اند. شایعه‌ای که به سرعت طول و عرض رسانه‌های داخلی را درنوردید و در ویترین شبکه‌ای مانند فاکس‌نیوز و رسانه‌های اسراییلی نشست و ابعادی جهانی پیدا کرد. اما باید دید ریشه‌های انتشار یک چنین اخباری از کجا نشأت می‌گیرد و اهداف مطرح‌کنندگان آن چیست؟ اول خرداد بود که یک نماینده عضو جبهه پایداری با انتشار ویدیویی،بدون هیچ سند و مدرکی ادعا کرد که رییس‌جمهور روز ۲۹ فروردین ماه استعفا داده است!

    او در این مطالب توهین‌آمیز، ادعاهای دیگری را نیز مطرح کرده بود که حتی چهره‌های اصولگرایی چون عبدالله گنجی نیز به آن واکنش نشان داده و آن را سراسر دروغ ارزیابی کردند. یک هفته پس از طرح این ادعاها، موضوع استعفای رییس‌جمهور ناگهان سر از شبکه‌های فارسی‌زبان و پس از آن فاکس‌نیوز و رسانه‌های اسراییلی درآورد و آن را به عنوان دستاوردهای ترامپ فاکتور کردند! بلافاصله پس از این بازتاب‌ها بود که برخی تحلیلگران سیاسی در ایران همصدایی برخی افراد و گروه‌های سیاسی ایران با منافع اسراییلی‌ها و امریکایی‌ها را برجسته کرده و نسبت به تداوم آن تذکار دادند.

    اساسا مشخص نیست چرا این گروه‌های سیاسی داخلی به‌رغم تکذیبیه‌های مکرر مقامات دولتی از جمله رییس شورای اطلاع‌رسانی و سخنگوی دولت و… همچنان بر طبل استعفای رییس‌جمهور می‌کوبند؟ دیروز الیاس حضرتی، رییس شورای اطلاع‌رسانی دولت نسبت به این حاشیه‌سازی‌ها واکنش نشان داد و با انتشار توییتی نوشت: «رییس‌جمهور پزشکیان با تمام توان مشغول پیگیری امور کشور و خدمت به مردم است. برای چندمین بار در ماه‌های اخیر، برخی رسانه‌های خارجی و شبکه‌های همسو با آنها شایعه استعفای رییس‌جمهور را مطرح کرده‌اند؛ شایعه‌ای که هیچ نسبتی با واقعیت ندارد و پیش از این نیز بارها تکذیب شده است.»

    جدای از حضرتی، طباطبایی معاون ارتباطات دفتر رییس‌جمهور و سخنگوی دولت هم یک چنین اخباری را تکذیب کرده و اعلام کرد رییس‌جمهور به عهد خود با مردم پایبند است.

    تحلیلگران اما ریشه یک چنین شایعه‌سازی‌هایی را در داخل ارزیابی کرده و آن را نه یک کنش سیاسی عادی، بلکه بخشی از یک راهبرد سازمان‌یافته برای ضربه زدن به انسجام ملی در شرایط حساس فعلی ارزیابی می‌کنند. اسماعیل گرامی‌مقدم، هادی حق‌شناس، احمد ترک‌نژاد و منصور حقیقت‌پور ۴ تن از فعالان سیاسی اصلاح‌طلب و اصولگرا در گفت‌وگو با «اعتماد» این دست شایعه‌سازی‌ها را نه یک اتفاق تصادفی، بلکه بخشی از یک «عملیات روانی» هدفمند می‌دانند که با هدف ایجاد تزلزل در مدیریت ارشد کشور و تأثیرگذاری بر افکار عمومی داخلی و بین‌المللی طراحی و اجرا می‌شود. نکته عجیب ماجرا اما چرایی همصدا شدن برخی افراد و جریانات داخلی مخالف دولت با عملیات روانی دشمنان است!

    از حاشیه‌سازی برای رییس‌جمهور  تا هجمه به رهبری

    اسماعیل گرامی‌مقدم، قائم‌مقام حزب اعتماد ملی در گفت‌وگو با «اعتماد»  ضمن تقبیح شدید این رفتارها، آنها را «جریان‌سازی‌های عناصر خاص» خواند که با هدف تخریب دستاوردهای دولت در دوران پس از جنگ و ایجاد اختلال در معیشت مردم طراحی شده است.»

    گرامی‌مقدم با اشاره به شرایط حساس کشور پس از پایان موفقیت‌آمیز چالش‌های اخیر اظهار داشت: «پس از کسب دستاوردهای بسیار در دفاع از تمامیت ارضی و منافع ملی در یک جنگ ۴۰ روزه، دشمن به این نتیجه رسید که باید استراتژی خود را تغییر بدهد و اکنون با تمرکز بر عملیات روانی وارد میدان شده است. افزایش بودجه برخی رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور برای ضریب دادن به حاشیه‌سازی‌های داخلی، نشان‌دهنده ابعاد گسترده این پروژه است. از سوی دیگر، مذاکره‌کنندگان ایرانی نیز عملکرد مناسبی داشتند و کشور در حال حرکت به سمت یک تفاهم و کاهش تخاصم است.»

    این فعال سیاسی اصلاح‌طلب در ادامه می‌گوید: «با این حال، برخی جریانات تندرو تصور می‌کنند که پس از این موفقیت‌های دولت، ممکن است دیگر جایگاهی برای تداوم زیست سیاسی آنها وجود نداشته باشد. آنها نگرانند که اگر کشور به ثبات برسد، نفوذ و قدرت آنها در تصمیم‌گیری‌های کلان تضعیف شود؛ بنابراین دست به کار شده‌اند تا با ایجاد تنش، این فضا را به نفع خود تغییر بدهند.»

    او با انتقاد شدید از گسترش دایره حملات این جریان تصریح می‌کند: «تنها رییس‌جمهور مخاطب تندروی‌های این افراد نیست. طی روزهای اخیر شاهد بودیم که برخی از این افراد حتی پست‌هایی منتشر می‌کنند که راس هرم تصمیم‌ساز کشور را مخاطب قرار می‌دهد و پس از آن، برای سطوح پایین‌تر یعنی مقام دوم کشور نیز حاشیه‌سازی می‌کنند. صحبت‌های اخیر این نماینده عضو جبهه پایداری در مجلس درباره استعفای رییس‌جمهور، تنها نمونه‌ای از این اقدامات زنجیره‌ای است که با انزجار چهره‌های اصولگرا نیز مواجه شد. این جریانات به دنبال تضعیف رییس‌جمهور هستند و از این تضعیف، به دنبال منافع شخصی و گروهی جریان خود می‌گردند. آنها با علم به اینکه رییس‌جمهور در حال انجام اقدامات مثبتی هست، به دنبال ایجاد تفرقه در جامعه هستند.»

    گرامی‌مقدم با انتقاد از برخوردهای دوگانه در قبال جریانات سیاسی، به تفاوت رفتار با اصلاح‌طلبان و تندروها در ادوار مختلف پرداخت و اظهار داشت: «در گذشته و حتی پیش از شرایط بحرانی جنگ، اگر نقدی کوچک از سوی اصلاح‌طلبان مطرح می‌شد، منجر به تشکیل پرونده، زندان و انفرادی می‌شد. اما متأسفانه امروز این دسته از جریان‌ها به دلیل اینکه رسانه ملی هم در اختیار آنهاست، آزادانه تحلیل‌های غلط و تفرقه‌انگیز در صدا و سیما ارائه می‌دهند و ذهن مردم را مخدوش می‌کنند.»

    او می‌افزاید: «مماشات زیادی با این گروه‌ها شده و دستگاه‌های امنیتی و نظارتی باید هرچه زودتر تکلیف این دسته از جریاناتی که اساسا برای موقعیت جنگ و شرایط بحرانی کشور ارزشی قائل نیستند و مدام بر طبل تفرقه و برهم زدن هماهنگی بین نهادهای مختلف می‌کوبند را مشخص کنند. نمی‌شود کسی از تریبون‌های رسمی به وحدت و انسجام ملی حمله کند، خوراک برای رسانه‌های خارجی تهیه کند و در نهایت هیچ‌کس پاسخگوی این اقدامات نباشد.»

    گرامی‌مقدم در بخش دیگری از سخنان خود در پاسخ به پرسش «اعتماد» درخصوص راهکارهای پیش ‌روی دولت برای مقابله با این حاشیه‌سازی‌ها یادآور می‌شود: «آقای رییس‌جمهور و ارکان مختلف دولت باید مذاکرات را در راستای منافع ملی به سرانجام مناسب برسانند، اقتصاد کشور و معیشت مردم را بهبود ببخشند و به عهد خود با مردم وفا کنند. همه باید بدانند جایگاه و وزن رییس‌جمهور به عنوان شخصیت دوم کشور در هماهنگی با رهبری تعریف شده تا از حقوق ملت دفاع کند. پزشکیان هم باید مدام با قدرتی که قانون به او داده است، در راستای حل‌ و فصل تنش‌های بین‌المللی گام بردارد. اگر همین اقدامات رییس‌جمهور انجام شده و تفاهمی به نفع ملت ایران حاصل شود، این بزرگ‌ترین دستاورد رییس‌جمهور خواهد بود.»

    هادی حق‌شناس: پزشکیان با قدرت  در حال پیگیری امور کشور است

    هادی حق‌شناس هم از زاویه متفاوتی به این بحث ورود کرده و با تأکید بر تفاوت مشی و منش مسعود پزشکیان با الگوهای رایج قدرت‌ورزی در ایران می‌گوید آنچه از سوی برخی جریان‌ها به عنوان نشانه استعفا یا عقب‌نشینی تعبیر می‌شود، در واقع جلوه‌ای از صداقت، فروتنی سیاسی و واقع‌بینی رییس‌جمهور در اداره کشور است. به گفته او، پزشکیان در تمام ماه‌های گذشته، از جنگ و بحران تا سفرهای استانی و حضور در میان مردم، نشان داده که نه‌تنها قصد خالی کردن میدان را ندارد، بلکه با شیوه‌ای متفاوت از بسیاری از روسای جمهور پیشین، در حال پیگیری امور کشور است.»

    استاندار گیلان و تحلیلگر مسائل راهبردی در گفت‌وگو با «اعتماد» با اشاره به شیوه مدیریتی رییس‌جمهور می‌گوید: «رویه‌ای که آقای پزشکیان در دولت چهاردهم در پیش گرفته‌اند، به نظر من در کمتر دولتی مشابه داشته است. اصولا در ایران و حتی در بسیاری از کشورهای جهان سوم، معمولا افرادی که هر سمت و منصبی را قبول می‌کنند، نه‌تنها به دنبال حفظ و استفاده از همه اختیارات خود هستند، بلکه گاه تمایل به گسترش آن اختیارات هم دارند. اما رییس‌جمهور از این جنس خلق‌وخوها فاصله دارد. همین تفاوت است که باعث شده بعضی‌ها رفتار او را درست درک نکنند.»

    حق‌شناس با اشاره به نمونه‌هایی از رفتار رییس‌جمهور در عرصه اجرایی و سیاسی اظهار می‌دارد: «شما در همین فضای مذاکرات و تحولات ناشی از جنگ می‌بینید که وقتی آقای قالیباف برای مذاکره یا پیگیری موضوعی می‌روند، رییس‌جمهور تمام‌قد از ایشان حمایت می‌کند. یا آن جمله‌ای که رییس‌جمهور می‌گوید هرکس بهتر می‌تواند کار کند، این گوی و این میدان! این نوع صحبت‌ها به این معنی نیست که ایشان از اختیارات خود مطلع نیستند یا راه‌حل مشکلات را نمی‌دانند، بلکه از این واقعیت ناشی می‌شود که با توجه به محدودیت‌هایی که کشور با آن روبه‌رو هست، معتقد است اداره کشور نیازمند هم‌افزایی و استفاده از همه ظرفیت‌هاست.» او یادآور می‌شود: «به نظر می‌رسد از همین نوع رفتارهاست که برخی مخالفان سیاسی سوءبرداشت می‌کنند. البته نمی‌خواهم بگویم همه آنها لزوما سوءنیت دارند؛ اما وقتی این سوءبرداشت را در چارچوب جریانات سیاسی قرار می‌دهیم، طبیعی است که برخی بدشان نمی‌آید چنین القا کنند که رییس‌جمهور می‌خواهد استعفا بدهد، در حالی که واقعیت مطلب چیزی کاملا متفاوت است.»

    این تحلیلگر سیاسی با رد شایعات مربوط به کناره‌گیری رییس‌جمهور تصریح کرد: «واقع آن است که رییس‌جمهور در تمام طول جنگ اخیر و همچنین جنگ ۱۲ روزه و سایر حوادث، بیش از بسیاری از مدعیان در صحنه حضور داشته است. این حضور فقط در سطح جلسات رسمی و اداری نبوده، بلکه در میدان و در ارتباط مستقیم با مردم هم دیده شده است. در راهپیمایی ۲۲ بهمن، رییس‌جمهور به صورت عادی در میان مردم حضور یافت، با آنها سخن گفت و حرف‌های مردم را شنید. این در حالی است بسیاری از حاشیه‌سازانی که امروز درباره او اظهارنظر می‌کنند، حتی اکنون که آتش‌بس برقرار است، از حضور در میان مردم و مجامع عمومی خودداری می‌کنند. آقای پزشکیان حتی سفرهای استانی خود را هم تعطیل نکرده‌اند. این نکته بسیار مهمی است؛ زیرا نشان می‌دهد رییس‌جمهور نه تنها از مسوولیت خود عقب ننشسته، بلکه تلاش کرده در سخت‌ترین شرایط نیز ارتباط خود را با بدنه جامعه حفظ کند. مساله اصلی این است که روحیات، منش و مردمداری آقای پزشکیان در چارچوب ذهنی برخی از سیاسیون از مفهوم رییس‌جمهور نمی‌گنجد.»

    حق شناس ادامه می‌دهد: «همین گفتار و کردار بوده که اکثریت ایرانیان و حتی بسیاری از منتقدان و مخالفان را هم به سمت رییس‌جمهور جذب کرده است. این رفتار، سلوک و مردمداری، ویترین اصلی عملکرد دولت بوده و اتفاقا یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های اجتماعی دولت نیز از همین منش نشأت می‌گیرد. وقتی در شرایط حساس کنونی، بحث‌هایی مانند استعفای رییس‌جمهور مطرح می‌شود، نتیجه آن چیزی جز تشویش افکار عمومی، تضعیف همبستگی داخلی و ارسال پیام غلط به بیرون از کشور نیست. این دقیقا همان چیزی است که دشمنان ایران از آن استقبال می‌کنند.»

    احمد ترک‌نژاد: پزشکیان از آن  دست مدیرانی نیست که میدان را خالی کند

    احمد ترک‌نژاد، عضو شورای راهبردی دولت چهاردهم نیز معتقد است «چنین فضاسازی‌هایی را باید بخشی از یک عملیات روانی سازمان‌یافته تلقی کرد که هدف نهایی آن مخابره پیام ناپایداری و تزلزل در نظام مدیریت ارشد کشور به جامعه داخلی و همچنین جامعه بین‌المللی است.»

    ترک‌نژاد در گفت‌وگو با «اعتماد» با اشاره به ریشه‌های این جریان‌سازی‌های غلط، اظهار داشت: «این مدل کنشگری، دقیقا سبک عملیاتی رژیم اسراییل است. آنها می‌خواهند با ایجاد شکاف و القای حس عدم ثبات، به جامعه ما و جهانیان نشان بدهند که در مدیریت ارشد جمهوری اسلامی تزلزل وجود دارد. ریشه این مسائل ممکن است به عوامل اسراییل در داخل بازگردد که متاسفانه تعدادشان هم کم نیست. این افراد ممکن است چهره‌های موجهی داشته باشند و در ظاهر خود را دلسوز نشان بدهند، اما از نظر من، دانسته یا ندانسته در راستای اهداف دشمنان کشور عمل می‌کنند. اما پزشکیان از آن دست مدیرانی نیست که میدان را خالی کند؛ به‌ویژه در شرایط حساس فعلی که کشور در حال حرکت رو به جلو است.» این تحلیلگر سیاسی در پاسخ به این پرسش «اعتماد» که هدف اصلی این جریان‌سازی‌ها برای کشور چیست، تصریح کرد: «آقای رییس‌جمهور به درستی بر تمرکز دولت روی مسائل اقتصادی تأکید دارند. ما امروز در شرایط بسیار حساسی قرار داریم؛ در کشاکش مذاکرات بین‌المللی هستیم. جریانات پشت پرده دقیقا زمانی دست به این اقدامات می‌زنند که کشور در حال دستیابی به یک پیروزی نظامی و دیپلماتیک بزرگ قرار دارد. نخست، مساله مذاکرات و چالش‌های موجود در روابط با طرف‌های غربی، به‌ویژه ایالات متحده و دوم این جریان‌سازی‌ها نیز القای ناامیدی در دل مردم است.»

    ترک‌نژاد در بخش پایانی سخنان خود با تأکید بر اینکه این اقدامات از سوی برخی گروه‌های خاص داخلی هدایت می‌شود، گفت: «نباید فریب ظاهر آنها را خورد؛ خواه جریان پایداری باشد و خواه طیف‌های دیگر؛ این شیوه‌ها همگی یک هدف مشترک را دنبال می‌کنند که آن هم تضعیف جایگاه رییس‌جمهور و ایجاد آشوب در تصمیم‌گیری‌های کلان کشور است. نهادهای نظارتی باید با درک این واقعیت که دشمن به دنبال ورود از مسیرهای داخلی است، سد محکمی در برابر این گستاخی‌ها ایجاد کنند.»

    منصور حقیقت‌پور: شایعه استعفای  رییس‌جمهور «فتنه» و «خیانت» به نظام است

    منصور حقیقت‌پور، فعال سیاسی اصولگرا با اشاره به تکرار سناریوهای مکرر و شایعات بی‌اساس پیرامون استعفای رییس‌جمهور، این جریان‌سازی‌ها را در شرایط پیچیده و حساس کنونی، مصداق بارز «فتنه» و «خیانت» به امنیت ملی و نظام جمهوری اسلامی خواند. او با انتقاد شدید از برخی جریانات داخلی که به شکلی هدفمند یا ناآگاهانه بر طبل این حواشی می‌کوبند، خواستار توقف فوری این بازی‌های سیاسی و تمرکز همگانی بر محور وحدت ملی شد. حقیقت‌پور در گفت‌وگو با «اعتماد» با تأکید بر روند مستمر فعالیت‌های دولت چهاردهم اظهار داشت: «این موضوع، صرفا یک دعوای داخلی نیست؛ بلکه متأسفانه در رسانه‌های معاندی همچون فاکس‌نیوز بازتاب پیدا کرد. برخی سیاسیون داخلی که گویی منافع گروهی‌شان در تداوم این فضای غبارآلود است، همچنان بر آتش این شایعه می‌دمند و نمی‌خواهند باور کنند که مردم از این رفتارهای حاشیه‌ساز خسته‌اند.»

    این کارشناس مسائل سیاسی با تشریح تبعات امنیتی این گونه اقدامات تصریح کرد: «شرایط منطقه و فشارهای بین‌المللی ایجاب می‌کند که با یکپارچگی کامل، از دولت، مجلس و تمامی مقامات اجرایی کشور دفاع کنیم تا بتوانیم از این گردنه دشوار عبور کرده و سربلند بیرون بیاییم. دامن زدن به این شایعه‌سازی‌ها، نه‌تنها خدمت به کشور نیست، بلکه دقیقا در راستای تکمیل پازل دشمن است و می‌توان آن را فتنه و خیانت به نظام جمهوری اسلامی ایران تلقی کرد.» حقیقت‌پور با لحنی تند و صریح، کسانی را که با بی‌بصیرتی به این موج‌سازی‌ها دامن می‌زنند، مخاطب قرار داد و گفت: «دولت با صلابت اجرایی و دوندگی‌های مداوم خود و مردم با بصیرت ما، قطعا این آدم‌های نادان و کسانی که خواسته یا ناخواسته در زمین دشمن بازی می‌کنند را نادیده خواهند گرفت. جای تعجب است که عده‌ای چگونه به خود اجازه می‌دهند گوش شنوایی برای یاوه‌گویی‌های فردی مانند ترامپ و اسراییل داشته باشند؟»

    حقیقت‌پور در ادامه بر ضرورت اولویت‌بندی مسائل کشور تأکید کرد و افزود: «حتی اگر انتقادی به دولت داشته باشیم – که حق هر شهروند و جریان سیاسی است – الان زمان طرح آن به این شیوه مخرب نیست. الان زمان انتخاب کردن و جناح‌بازی‌های کاذب نیست؛ بلکه زمان حمایت حداکثری از کلیت دولت و نظام جمهوری اسلامی ایران برای عبور از توفان‌های پیش‌رو است.» این تحلیلگر سیاسی با اشاره به نقش حساس رسانه‌ها در مدیریت فضای روانی جامعه خاطرنشان کرد: «بهترین و انقلابی‌ترین کار این است که رسانه‌ها و فعالان سیاسی، به جای بازنشر یا تحلیل‌های سطحی درباره این اخبار بی‌اساس، تمام تمرکز خود را بر بیان دستاوردها، ترویج وحدت‌آفرینی و تقویت انسجام ملی بگذارند. دشمن از اختلاف ما تغذیه می‌کند. در شرایطی که کشور با چالش‌های گوناگون اقتصادی و اجتماعی روبه‌رو است، هرگونه تفرقه‌افکنی تنها به نفع بدخواهان نظام تمام خواهد شد.»

  • بازار طلا منتظر یک اشاره از سیاست!

    بازار طلا منتظر یک اشاره از سیاست!

    به گزارش اقتصادران، بازار طلا و سکه در روز دوشنبه ۱۱ خردادماه ۱۴۰۵ تحت تأثیر فضای سیاسی و ابهام در نتایج مذاکرات و افزایش تنش‌ها به ویژه در بنادر جنوبی کشور و تنگه هرمز، افزایشی شد.

    در این میان، تردید معامله‌گران نسبت به دستیابی به توافق، مانع از شکل‌گیری یک روند نزولی قوی‌تر شد؛ وگرنه اگر خبر توافق نزدیک‌تر بود، کاهش قیمت فلز زرد بیشتر می‌بود.

    ترکیب ابهام سیاسی، انتظارات تورمی و مداخلات بازارساز باعث شده است بازار فلز زرد در وضعیت تعلیق قرار بگیرند؛ وضعیتی که در آن نه نشانه‌ای از آغاز یک موج صعودی قدرتمند دیده می‌شود و نه نشانه‌ای از ریزش معنادار قیمت‌ها.

    ریزش قیمت اونس جهانی طلا پس از بازگشایی

    اونس جهانی طلا در روز دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۵ و هم‌زمان با بازگشایی بازار‌های مالی در جهان شاهد ریزش قیمت بود.

    قیمت طلا روز دوشنبه با کاهش ۷۴ دلاری نسبت به روز یکشنبه، ۴,۴۶۵ (چهار هزار و چهارصد و شصت و پنج) دلار نرخ‌گذاری شد.

    افزایش چند میلیونی قیمت انواع سکه در بازار

    قیمت انواع قطعات سکه در روز دوشنبه افزایشی شد.

    قیمت سکه امامی در روز دوشنبه با افزایش ۵ میلیونی در رقم ۱۸۵ میلیون تومان معامله شد.

    قیمت سکه بهار آزادی نیز با افزایش ۶ میلیونی به رقم ۱۸۲ میلیون تومان رسید.

    نیم سکه هم ۲ میلیون تومان گران شد و به رقم ۹۴ میلیون تومان رسید.

    ربع سکه نیز با افزایش یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومانی در رقم ۵۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان معامله شد.

    سکه گرمی نیز یک میلیون تومان افزایش قیمت داشت و در رقم ۲۸ میلیون تومان به فروش رسید.

    قیمت سکه دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۵

    نوع سکه قیمت (تومان)
    سکه امامی ۱۸۵.۰۰۰.۰۰۰
    سکه بهار آزادی ۱۸۲.۰۰۰.۰۰۰
    نیم سکه ۹۴.۰۰۰.۰۰۰
    ربع سکه ۵۳.۵۰۰.۰۰۰
    سکه گرمی ۲۸.۰۰۰.۰۰۰

    قیمت طلا چند شد؟

    هر گرم طلای ۱۸ عیار در روز دوشنبه ۱۱ خردادماه ۱۴۰۵ به رقم ۱۸ میلیون و ۳۱۵ هزار تومان معامله شد.

    هر مثقال طلا نیز به رقم ۷۹ میلیون و ۳۴۰ هزار تومان رسید.

    پیش‌بینی قیمت طلا در روز سه‌شنبه

    قیمت طلا و سکه این روز‌ها در ارتباط مستقیم با قیمت دلار است. دلار نیز در ساعات اخیر به دلیل افزایش تنش‌ها در تنگه هرمز در روز دوشنبه به نظر افزایشی می‌رسد.

    هرچند در روز یکشنبه شاهد سیگنال مثبت اخبار سیاسی بودیم و قیمت طلا و سکه کاهشی شد، اما تا زمانی که نتیجه مذاکرات به‌طور رسمی مشخص نشود و تنش‌ها بیشتر شود، فضای احتیاط همچنان بر معاملات حاکم است.

    به نظر می‌رسد با توجه به اخبار اخیر در حوزه سیاسی، بازار طلا و ارز در بازه محدود و نوسانی حرکت کند و این نوسان، به سمت افزایش قیمت باشد تا کاهش!

    در چنین فضایی، بازار در وضعیت تعلیق قرار گرفته و هر خبر سیاسی می‌تواند به‌سرعت جهت قیمت‌ها را تغییر دهد؛ موضوعی که ریسک تصمیم‌گیری را برای معامله‌گران به شکل محسوسی افزایش داده است.

  • مدیران‌خودرو؛ پیشتاز در گرانی، عاجز در خدمات!

    مدیران‌خودرو؛ پیشتاز در گرانی، عاجز در خدمات!

    به گزارش اقتصادران، در حالی که شرکت مدیران‌خودرو با یک شبیخون قیمتی، نرخ محصولات خود را شبانه تا ۱۰۰ درصد افزایش داده است اما سازمان حمایت از حقوق مصرف‌کنندگان با صدور بیانیه‌ای فوری، این اقدام را فاقد وجاهت قانونی اعلام کرد اما سوال اینجاست که چگونه یک مونتاژکار بخش خصوصی، پیش از تایید نهادهای نظارتی، به خود اجازه می‌دهد بازار را به آشوب بکشد؟

    موتور گران‌فروشی مدیران‌خودرو در حالی با سرعتی باورنکردنی می‌تازد که نمایندگی‌های این شرکت حتی از عرضه روغن‌موتور استاندارد به مشتریان عاجز هستند. گزارش‌های مردمی حاکی از آن است که این شرکت با خروج از دسترس طبقه متوسط و تبدیل شدن به جولانگاه سرمایه‌گذاران رانتی، عملاً به پیش‌قراول تورم در بازار خودرو تبدیل شده است.

    در حالی که بازار خودروی ایران در رکودی سنگین به سر می‌برد، شرکت مدیران خودرو در اقدامی بی‌سابقه و شبانه، با انتشار لیست جدید قیمتی، شوکی ویرانگر به متقاضیان خودروهای چینی وارد کرد.چری ۳۰ هزار دلاری را با اسم «اکستریم» ۹ میلیارد فاکتور کردند/ خودروسازی که روغن‌موتور ندارد اما اشتهای میلیاردی دارد!

    ارقام منتشر شده نشان می دهد نه قیمت نهایی، بلکه تنها میزان افزایش قیمت‌ها نسبت به قبل است؛ مبالغی که به تنهایی بین ۲.۷ تا ۴.۱ میلیارد تومان به قیمت‌های قبلی افزوده شده‌اند ؛ البته این سونامی قیمتی در حالی رخ می‌دهد که خریداران محصولات این شرکت حتی برای تامین ساده‌ترین نیازهای مصرفی مانند روغن موتور در نمایندگی‌ها با بن‌بست مواجه‌اند، اما گویا موتور گران‌فروشی این خودروساز با روغنی مخصوص و پرسرعت کار می‌کند!

    شبی که میلیاردها تومان ارزان شدیم!

    نگاهی به نمودار نشان می‌دهد که مدیران خودرو برای محصولاتی همچون اکستریم VX تنها در یک مرحله، ۴.۱ میلیارد تومان به قیمت قبلی اضافه کرده است درحالی که  با همین مبلغ افزایش قیمت در بازارهای جهانی و حتی کشورهای همسایه می‌توان لوکس‌ترین خودروهای برندهایی چون بنز، بی‌ام‌و یا تویوتا را خریداری کرد. بنابراین این افزایش ۸۵ تا ۱۰۰ درصدی، عملاً بازار خودروهای چینی را از دسترس طبقه متوسط خارج و به قلمرویی برای جولان سرمایه‌گذاران رانتی تبدیل کرده است.چری ۳۰ هزار دلاری را با اسم «اکستریم» ۹ میلیارد فاکتور کردند/ خودروسازی که روغن‌موتور ندارد اما اشتهای میلیاردی دارد!

    گرانی پیشتاز، خدمات در کما!

    اما پارادوکس ماجرا اینجاست که شرکتی که در افزایش قیمت، پیش‌قراول و مدعی تکنولوژی روز است اما در تامین پیش‌پاافتاده‌ترین اقلام مصرفی عاجز مانده است. مخاطبان تابناک اعلام کرده اند که بسیاری از نمایندگی‌های این شرکت حتی از عرضه روغن موتور استاندارد برای سرویس دوره‌ای خودروها خودداری می‌کنند و حالا سوال این است که چطور می‌توان پذیرفت خودرویی که قیمت آن شبانه چند میلیارد تومان گران می‌شود، در سیستم خدمات پس از فروش خود هنوز درگیرِ ابتدایی‌ترین قطعات و اقلام مصرفی باشد؟

    قیمت در چین؛ واقعیت در ایران!

    محصولات برند «اکستریم» یا «فونیکس» که در واقع همان چری (Chery) و اکسید (Exeed) چین هستند، در بازار مبدأ قیمتی به مراتب پایین‌تر دارند برای مثال، خودرویی که در چین با قیمت حدود ۲۰ تا ۳۰ هزار دلار یا معادل ۱.۲ تا ۱.۸ میلیارد تومان فروخته می‌شود، در ایران با تغییر نام و برندسازی‌های پرزرق و برق، به قیمت‌هایی بالای ۷ تا ۹ میلیارد تومان قیمت گذاری می شود.

    جالب اینکه بسیاری از این مدل‌ها با تغییرات جزئی مخصوص بازار ایران تولید می‌شوند تا مقایسه قیمتی آن‌ها با مدل‌های اصلی در چین دشوارتر شود؛ اما حقیقت پشت پرده، سودی است که از جیب مصرف‌کننده ایرانی به حساب‌های این خودروساز سرازیر می‌شود.

    وقتی قانون سکوت می‌کند!

    این افزایش قیمت میلیاردی و شبانه این پرسش را در ذهن افکار عمومی ایجاد کرده است که نهادهای نظارتی کجای این معادله ایستاده‌اند؟ چطور یک مونتاژکار بخش خصوصی اجازه می‌یابد بدون هیچ تغییر کیفی یا تحول در بازار جهانی، قیمت محصولات خود را دو برابر کند؟

    البته امروز سازمان حمایت اعلام کرد قیمتهای اعلامی شرکت مدیران خودرو فاقد وجاهت قانونی است و طبق دستورالعمل ۱۴۰۴/۶/۱۱ شورای رقابت و اصلاحات بعدی، عرضه کنندگان خودرو موظف هستند مدارک خود را جهت تعدیلات قیمت به سازمان حمایت ارائه و پس از تایید تکمیل مدارک توسط سازمان، محاسبات در مهلت مقرر مشخص شده خواهد شد.

  • اتفاق عجیب در بازار لوازم خانگی؛ معاوضه کولر و فرش با خودرو!!

    اتفاق عجیب در بازار لوازم خانگی؛ معاوضه کولر و فرش با خودرو!!

    به گزارش اقتصادران، وضعیت قیمت‌ها در بازار خودرو و لوازم خانگی به شکلی شده که شاهد ایجاد یک فضای معامله جدید هستیم.

    افزایش قیمت‌ها در بازار لوازم خانگی باعث شده که حالا شاهد مبادله این موارد با خودرو باشیم.

    به عنوان مثال در یک آگهی کولر گازی و فرش برای معاوضه با خودرو قرار داده شده است.

    2319572 582

    در حال حاضر کف قیمت کولر گازی از حدود ۶۰ الی ۱۰۰ میلیون تومان شروع می‌شود.

    به نظر می‌رسد که حالا یک شیوه جدید مبادله لوازم خانگی با خودرو نیز در بازار راه افتاده است.

  • جنگ و منازعه بین ایران و آمریکا تا کی ادامه دارد؟

    جنگ و منازعه بین ایران و آمریکا تا کی ادامه دارد؟

    به گزارش اقتصادران، نزدیک به دو ماه از اعلام خبر توقف حملات اسرائیل و آمریکا علیه ایران در جنگ موسوم به «جنگ رمضان» سپری شده است اما هنوز خبری از توافق و یا حتی تفاهم‌نامه‌ای میان تهران و واشنگتن نیست. رحمان قهرمانپور، تحلیلگر روابط بین‌الملل، تاکید می‌کند: «سقف امتیازاتی که ایران می‌تواند ارائه دهد از حداقل امتیازات مورد نظر آمریکا کمتر است. مثلا در موضوع اورانیوم ۶۰ درصد – این میزان اورانیوم به نوعی به نماد برنامه هسته‌ای ایران تبدیل شده است – ایران معتقد است که اگر این میزان اورانیوم از کشور خارج شود – در صورت وقوع تنش و یا اتفاقی دیگر – نمی‌تواند برگی برای امتیازگیری داشته باشد اما امریکا مدعی است که برخورداری از اورانیوم ۶۰ درصدی می‌تواند مسیر ساخت سلاح هسته‌ای برای ایران را هموار کند.»

    قهرمانپور در رابطه با این موضوع که تنش‌های میان ایران و آمریکا چه زمانی خاتمه پیدا می‌کند نیز می‌گوید: «مشخص است که این بحران ادامه‌دار است و در افق کوتاه‌مدت یعنی برای یکی دو ماه آینده شاهد فروکش کردن آن نخواهیم بود.»

    او خاطرنشان می‌کند: «تا اواخر تابستان و سپتامبر امکان تداوم بحران وجود دارد. اما اینکه بحران به چه صورتی خاتمه پیدا کند هم به شرایط بستگی دارد. ممکن است که با توافق تمام شود و یا یک درگیری دیگر» متن این گفت‌وگو به این شرح است.

    ***

    جنگ و منازعه میان ایران و آمریکا نشان‌دهنده تغییر نظم بین‌المللی است / در این جنگ به وضوح شاهد آن بودیم که چین و روسیه تلاش کردند تا با کمک به ایران، آمریکا را تضعیف کنند

    *وضعیت فعلی که میان ایران و آمریکا وجود دارد به چه صورت است؟ ما در حالت جنگ قرار داریم یا آتش‌بس؟ تحرکات کشورهای منطقهای و فرا منطقه‌ای در جلوگیری از بروز تنشی جدید میان دو کشور را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    این جنگ، منازعه و بحران را در سطوح مختلف می‌توان تحلیل کرد. یعنی هم از منظر ارتباط ما با سیاست بین‌الملل و تحولاتی که در سیاست بین‌الملل رخ می‌دهد و هم از منظر توازن قوا در منطقه  و البته هم از منظر، روابط دوجانبه میان ایران و آمریکا. در سطح بین‌المللی این جنگ و منازعه نشان‌دهنده تغییر نظم بین‌المللی است که اصطلاحا آن را گذار از نظم بین‌المللی لیبرال به نظم مبتنی بر رقابت‌های قدرت‌های بزرگ اطلاق می‌کنیم.

    در این جنگ به وضوح شاهد آن بودیم که چین و روسیه تلاش کردند تا با کمک به ایران، آمریکا را تضعیف کنند؛ برداشت پکن و مسکو از جنگ اخیر این است که جنگ مذکور به ضرر واشنگتن و به نفع آنها پیش رفته است. بنابراین نتیجه این منازعه در آینده رقابت چین و آمریکا و تا حد کمتر روسیه، هم در سطح بین‌المللی و هم منطقه‌ای مهم و تاثیرگذار است.

    اسرائیل همواره خواهان حل‌وفصل برنامه هسته‌ای ایران از مسیر نظامی بود

    نکته بعدی قابل ذکر هم این است که مساله هسته‌ای ایران از بعد بین‌المللی به بعد منطقه‌ای حرکت کرد. پیش از این ما در برجام مساله هسته‌ای را به همراه اعضای گروه ۱+۵، یا قدرت‌های بزرگ یا ۵ عضو دائم سازمان ملل به اضافه آلمان حل کرده بودیم. این موضوع بدین معنا است که موضوع پرونده هسته‌ای ایران زمانی در سطح بین‌المللی و میان قدرت‌های بزرگ حل شده بود.

    اما حالا شاهد آن هستیم که موضوع هسته‌ای ایران از دستور کار گذشته خود خارج شده  و بعد منطقه‌ای پیدا کرده است؛ در شرایط فعلی نه فرمت گذشته ۱+۵ وجود دارد و نه چین و روسیه و اروپا در آن دخیل هستند. این موضوع بدین معنی است که مساله هسته‌ای ایران این بار نه از مسیر دیپلماتیک بلکه از مسیر نظامی در حال حل‌وفصل شدن است. کما اینکه دونالد ترامپ هم بارها مدعی شده است که ایران باید ۴۶۰ کیلوگرم اورانیوم غنی شده خود را خارج و یا نابود کند.

    خوب است بدانید که پیشتر ما بر سر موضوعات امنیتی، محور مقاومت و موضوعات منطقه‌ای با آمریکا در تنش و منازعه بودیم و پرونده هسته‌ای کشورمان جدای از این موضوعات روندی دیپلماتیک را طی می‌کرد اما الان شاهد هستیم که تمامی این موضوعات به صورت موضوعات منطقه‌ای درآمده‌اند. این همان روندی است که اسرائیل از مدت‌ها قبل به دنبال دستیابی به آن بود؛ یعنی نشان دهد موضوع هسته‌ای ایران در سطح بین‌المللی قابل حل نیست و باید به صورت منطقه‌ای آن را حل‌و‌فصل کرد.

    تنش‌های دوجانبه ایران و آمریکا تنها به دلیل رفتارهای شخصی ترامپ نیست

    در نهایت به نکته سوم و روابط میان ایران و آمریکا می‌رسیم که به باور بنده در سطح دوجانبه، منازعه و کشمکشی که از سال‌ها پیش میان دو کشور وجود داشت به دلایل مختلف وارد فاز نظامی شده است. مساله هم صرفا مربوط به رفتار شخصی ترامپ نیست؛ هر چند که شاید رویکرد ترامپ به موضوع ایران در این روند بی تاثیر نباشد. اما به هر ترتیب زمانی‌که به بوروکراسی حاکم بر آمریکا، تحلیل‌های سیا (CIA)، وزارت دفاع و دیگر دستگاه های تاثیرگذار و دخیل در کشمکش‌های میان تهران و واشنگتن نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که این دستگاه‌ها و اشخاص نسبت به گذشته موضع تندتری را در قبال ایران اتخاذ کرده‌اند و برای نخستین  بار در سند استراتژی دفاعی آمریکا به این موضوع اشاره شده است که در ایران امکان دستیابی به سلاح هسته‌ای وجود دارد.

    سقف امتیازاتی که ایران می‌تواند ارائه دهد از حداقل امتیازات موردنظر آمریکا کمتر است

    *آیا می توان امید داشت تفاهم‌نامه‌ای که مقامات ایران و آمریکا در رابطه با آن صحبت می‌کنند به حل‌وفصل تمامی مناقشات میان دو کشور منجر شود؟

    فکر نمی‌کنم. چند دلیل هم برای این موضوع وجود دارد. ابتدا اینکه سقف امتیازاتی که ایران می‌تواند ارائه دهد از حداقل امتیازات موردنظر آمریکا کمتر است. مثلا در موضوع اورانیوم ۶۰ درصد – این میزان اورانیوم به نوعی به نماد برنامه هسته‌ای ایران تبدیل شده است – جمهوری اسلامی ایران معتقد است که اگر این میزان اورانیوم از کشور خارج شود – در صورت وقوع تنش و یا اتفاقی دیگر – نمی‌تواند برگی برای امتیازگیری داشته باشد. این در حالی است که در سوی مقابل هم این باور وجود دارد که برخورداری از اورانیوم ۶۰ درصدی می‌تواند مسیر ساخت سلاح هسته‌ای را برای ایران هموار کند.

    یا در رابطه با برنامه موشکی ایران، جمهوری اسلامی آن را حق طبیعی خود در مقوله دفاع قلمداد می‌کند؛ این در حالی است که آمریکا و به ویژه اسرائیل به دنبال این هستند که از برد موشک‌های ایران کاسته شود. در رابطه با حمایت از محور مقاومت نیز این تنش و مناقشه به شکلی دیگر میان تهران و واشنگتن وجود دارد. بنابراین به نظر می‌رسد که این منازعات و این اختلافات بسیار ریشه‌دار هستند.

    اسرائیل به دنبال آن است که هیچ تفاهم و توافقی میان ایران و آمریکا شکل نگیرد

    از سوی دیگر عاملی نیز وجود دارد که باید به آن توجه داشت و آن هم این است که بازیگر مخربی به نام اسرائیل در مذاکرات ایران و آمریکا وجود دارد. یعنی هر زمان که ایران و آمریکا توانستند به توافقی مانند برجام دست پیدا کنند اسرائیل با تخریب توافق موردنظر اجازه نداده است که کار به صورت مستمر تداوم پیدا کند و یا همه تلاش خود را انجام داده است که توافقی شکل نگیرد.

    بنابراین یکی دیگر از دلایل تردید نسبت به انعقاد توافق جدید این است که متاسفانه اسرائیل خواهان آن است که توافقی میان تهران و واشنگتن شکل نگیرد؛ مقامات اسرائیلی بارها عنوان کرده‌اند که برنامه هسته‌ای ایران صرفا با جنگ و برخورد نظامی قابل حل‌وفصل شدن است و تمامی عزم خود را جزم کرده‌اند تا توافقی شکل نگیرد.

    با وجود روندهای دیپلماتیک موجود گزینه اقدام نظامی همچنان در دستورکار قرار دارد

    *از زمان مطرح شدن موضوع آتش‌بس بارها و بارها خبرهایی از ادامه حملات دو کشور و همچنین اظهارات مقامات ایران و آمریکا در مورد این‌که حاضر به امتیازدهی بیشتر به طرف مقابل نیستند منتشر شده است. با این تفاسیر و آنچه شما به آن اشاره کردید امکان دستیابی به توافق چندان محتمل نیست؟

    این جنگ نیز مانند جنگ خردادماه ۱۴۰۴ برنده و بازنده قطعی نداشت؛ لذا دو طرف بر این باورند که برای شکستن بن‌بست موجود می‌توانند به اقدام نظامی متوسل شوند و به صورت نظامی از خود دفاع کنند. جمهوری اسلامی ایران بیشتر به دنبال آن است که در صورت ناکامی اقدام نظامی مجدد آمریکا، امتیازات بیشتری را مطالبه کند و این یک پیروزی برای جمهوری اسلامی است. در آن‌سو آمریکا و ترامپ نیز معتقدند برای خروج از بن بستی که در آن گرفتار شده‌اند می‌توانند از طریق اقدام نظامی مجدد به اهدافشان دست پیدا کنند.

    لذا می‌خواهم بگویم با وجود روندهای دیپلماتیک موجود گزینه اقدام نظامی همچنان در دستورکار هر دو طرف قرار دارد و به همین دلیل همه با تردید و احتیاط به این مذاکرات نگاه می‌کنند چرا که هم ایران و هم اسرائیل و آمریکا همزمان با مذاکرات دیپلماتیک خود را برای دفاع و اقدام نظامی آماده می‌کنند.

    در افق کوتاه‌مدت یعنی برای یکی دو ماه آینده شاهد فروکش کردن این بحران نخواهیم بود

    *در نهایت فکر می‌کنید این شرایط به تفاهم منجر می‌شود یا جنگ در پیش است؟

    مشخص است که این بحران ادامه‌دار است و در افق کوتاه‌مدت یعنی برای یکی دو ماه آینده شاهد فروکش کردن این بحران نخواهیم بود. معتقدم تا اواخر تابستان و سپتامبر امکان تداوم بحران وجود دارد. اما اینکه بحران به چه صورتی خاتمه پیدا کند هم به شرایط بستگی دارد.

    ممکن است که با توافق تمام شود و یا یک درگیری دیگر؟ اگر بدون جنگ و با دیپلماسی باشد باید آن را یک دستاورد بزرگ دانست اما اگر دو طرف از مواضع خودشان کوتاه نیایند این احتمال وجود دارد که این بحران به واسطه یک درگیری نظامی دیگر پایان یابد که در این صورت تبعات آن برای روابط آتی ایران و آمریکا و موضوعات منطقه‌ای بسیار متفاوت خواهد بود. با این تفاسیر منطقه مستعد درگیری‌های نظامی بیشتر می‌شود و بحران برای مدت طولانی‌تری در منطقه پابرجا خواهد بود.

  • بلایی که جنگ بر سر بازار مسکن آورد

    بلایی که جنگ بر سر بازار مسکن آورد

    به گزارش اقتصادران، رسول قربان‌نژاد اظهار کرد: بخش عمده تغییراتی که امروز در بازار مسکن مشاهده می‌شود، نتیجه انباشت کمبود عرضه در سال‌های گذشته است. این کاهش عرضه نیز تحت تأثیر عواملی همچون افزایش عدم قطعیت‌های اقتصادی، رشد ریسک‌های سرمایه‌گذاری و کاهش انگیزه فعالان اقتصادی برای ورود به حوزه ساخت‌وساز شکل گرفته است.

    به گفته وی، بررسی روند بازار طی دو سال گذشته نشان می‌دهد که جهش‌های ارزی یکی از عوامل اثرگذار بر کاهش عرضه مسکن بوده‌اند. افزایش نرخ ارز، هزینه‌های ساخت را به شدت افزایش داد و در نهایت بازار را وارد یکی از عمیق‌ترین دوره‌های رکود تورمی خود کرد.

    قربان‌نژاد با تأکید بر اینکه خروج از رکود تورمی مسکن در کوتاه‌مدت براحتی امکان‌پذیر نیست، گفت: سرمایه‌گذار زمانی وارد بازار می‌شود که بتواند آینده آن را پیش‌بینی کند. بازار مسکن باید از ثبات نسبی برخوردار باشد و فعالان اقتصادی چشم‌اندازی روشن از آینده داشته باشند. به همین دلیل حل مشکلات این بخش بدون ایجاد ثبات در متغیرهای کلان اقتصادی به آسانی امکان‌پذیر نخواهد بود.

    وی کنترل نقدینگی، کاهش نوسانات ارزی و ایجاد ثبات اقتصادی را از مهم‌ترین پیش‌نیازهای رونق ساخت‌وساز دانست و افزود: با وجود رشد قابل توجه نرخ ارز، بازار مسکن هنوز به همان نسبت افزایش قیمت را تجربه نکرده است. دلیل این موضوع به کاهش حجم معاملات و تخلیه نشدن کامل ریسک‌های بازار بازمی‌گردد.

    قربان‌نژاد با اشاره به آمارهای صدور پروانه ساختمانی گفت: آمارها به‌وضوح نشان می‌دهد که میزان ساخت‌وساز در سال‌های اخیر کمتر شده است. بسیاری از سرمایه‌گذاران نیز به دلیل افزایش ابهام در هزینه‌های ساخت، قیمت مصالح، شرایط فروش و آینده بازار، از حوزه مسکن خارج شده‌اند.

    وی افزود: اگرچه بخشی از این مشکلات ریشه در شرایط کلان اقتصادی دارد، اما نهادهای اجرایی و مدیریت شهری می‌توانند نقش مؤثرتری در تسهیل فعالیت سازندگان ایفا کنند.

    وی درباره نقش دولت در رفع موانع موجود گفت: آنچه بازار امروز به آن نیاز دارد، مداخله مستقیم دولت نیست، بلکه تسهیل‌گری است. دولت و نهادهای عمومی باید زمینه فعالیت بخش خصوصی را فراهم کنند، نه اینکه جایگزین آن شوند.

    قربان نژاد یکی از مهم‌ترین موانع افزایش عرضه را فرآیند پیچیده و زمان‌بر صدور مجوزهای ساختمانی عنوان کرد و گفت: در بسیاری از کشورهای منطقه، صدور پروانه ساخت ظرف چند ساعت تا حداکثر یک ماه انجام می‌شود؛ اما در ایران این فرآیند در موارد متعدد بیش از یک سال زمان می‌برد. طبیعی است که چنین شرایطی هزینه سرمایه‌گذاری را افزایش داده و انگیزه سازندگان را کاهش می‌دهد.

    وی با انتقاد از عملکرد جزیره‌ای دستگاه‌های مختلف در فرآیند صدور مجوزها اظهار کرد: در بسیاری از کشورهای منطقه، بسترهای قانونی و اداری پیش از ورود سرمایه‌گذار فراهم شده است. اما در ایران همچنان سرمایه‌گذار با انبوهی از مقررات موازی و فرآیندهای پیچیده اداری روبه‌رو است.

    به گفته وی، مقررات‌زدایی، حذف گلوگاه‌های غیرضروری، یکپارچه‌سازی فرآیندهای اداری و اجرای واقعی دولت الکترونیک می‌تواند بدون تحمیل هزینه‌های سنگین، عرضه مسکن را افزایش دهد.

    قربان‌نژاد در بخش دیگری از این گفت‌وگو به چشم‌انداز بازار مسکن اشاره کرد و گفت: نمی‌توان تأثیر شرایط جدید کشور بر بازار ساختمان را نادیده گرفت. آسیب دیدن بخشی از صنایع فولادی و زنجیره تأمین مصالح ساختمانی می‌تواند هزینه‌های ساخت را تا حدودی افزایش دهد و بازار را با نوسانات تازه‌ای مواجه کند.

    وی افزود: از سوی دیگر، کشور به تدریج وارد شرایطی می‌شود که می‌توان آن را اقتصاد پساجنگ نامید. در چنین فضایی معمولاً بخشی از سرمایه‌ها برای حفظ ارزش دارایی خود به سمت بازارهای امن حرکت می‌کنند و مسکن همواره یکی از مهم‌ترین مقاصد این نقدینگی بوده است.

    این کارشناس حوزه مسکن هشدار داد: در شرایطی که بازار با کمبود عرضه مواجه است، ورود سرمایه‌های جدید می‌تواند فشار مضاعفی بر قیمت‌ها وارد کند. بنابراین اگر سیاست‌گذاران به دنبال کنترل تورم مسکن هستند، باید بیش از هر زمان دیگری بر تسهیل شرایط ساخت‌وساز، کاهش موانع تولید و سیاست افزایش عرضه تمرکز کنند.

    وی در پایان تأکید کرد: ادامه روند فعلی می‌تواند شکاف میان قیمت مسکن و درآمد خانوارها را عمیق‌تر کند. در چنین شرایطی تقاضای مصرفی به تدریج از بازار حذف خواهد شد و مسکن بیش از گذشته از دسترس بخش بزرگی از جامعه خارج می‌شود؛ موضوعی که می‌تواند پیامدهای اقتصادی به همراه داشته باشد.