دسته: اخبار

  • باخت بزرگ دبی / کاخ تجملات امارات متحده عربی فروریخت

    باخت بزرگ دبی / کاخ تجملات امارات متحده عربی فروریخت

    به گزارش اقتصادران، سال‌هاست که دبی تفرجگاهی پر زرق و برق در خلیج فارس برای ثروتمندانی بود که برای فرار از کسالت روزمره خود به استخرهای روی پشت‌بام، صبحانه‌های جذاب و طعم زندگی سطح بالا می‌رفتند. بنابراین، برای مکانی که شهرت خود را به عنوان ثروتمندتر و درخشان‌تر بودن از هر جای دیگر ساخته است، شاید هیچ شرمساری بزرگتر از متهم شدن به ارزان به نظر رسیدن نباشد.

    به گزارش ایسنا به نقل از دیلی‌میل، با این حال، این اتهام تلخی است که اکنون بر نمایشگاه بزرگ تجملات امارات متحده عربی پس از جنگ علیه ایران که به شهرت گردشگری آن لطمه زد، سایه افکنده است.

    این روزنامه با این مقدمه در گزارشی آورده است: «این روزها اما اماکن دیدنی محبوب، هتل‌ها و رستوران‌های دبی شاهد حجم عظیم بازدیدکنندگان بین‌المللی که زمانی مسیرهای شنی را به خیابان‌های سنگفرش شده با طلا تبدیل می‌کرد، نیستند.»

    پیش از اینکه فرود موشک‌ها و پهپادها در نتیجه حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، سواحل دبی، رستوران‌های لوکس و کلوپ‌های ساحلی پر زرق و برق آن، محل رفت و آمد روزانه ثروتمندان و افراد مشهور امارات بود. ورود به شیک‌ترین مکان‌های آن در به اصطلاح «ریویرا دبی» بدون رزرو از هفته‌ها – حتی ماه‌ها – قبل غیرممکن بود. اما امروز برخی از همان مکان‌ها، ورود رایگان، تخفیف‌های زیاد و میزهای رایگان ارائه می‌دهند.

    یکی از اینفلوئنسرهای دبی گفت: در منطقه جی-۱ لا مر، همه کلوپ‌ها و مکان‌های ساحلی پیشنهادات ویژه، ورود رایگان برای خانم‌ها و هزینه‌های ورودی کاملاً قابل استرداد برای آقایان دارند.

    او افزود: می‌توانید تقلای آن‌ها را کاملا احساس کنید، با شروع تابستان اوضاع بدتر هم خواهد شد. اینها مکان‌هایی هستند که زمانی حتی نمی‌توانستید وارد آن‌ها شوید.

    خبرنگار روزنامه که به رستوران گران قیمت و معروف در جی-۱ سر زده می‌گوید: فقط یک میز توسط یک مرد روس زبان و همراهش اشغال شده بود. تراس خلوت بود و چترهای آفتابی تزیین‌شده بدون مشتری در نسیم تکان می‌خوردند. هیچ شناگری در دریا نبود.

    در رستورانی دیگر به اسم «ملکه آفریقا»، به مشتریان در صورت قول خرید غذا و نوشیدنی، تخت‌های آفتابگیر رایگان در ساحل خصوصی ارائه می‌شود.

    یک زن جوان ایتالیایی با اشاره به جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران گفت: بمباران وحشتناک بود. می‌شد شب‌ها موشک‌هایی را که از دریا می‌آمدند، دید و صدای انفجارها را شنید.

    به گفته او، هیچ‌کس انتظار چنین چیزی را در دبی نداشت. همه آن را مانند اروپا می‌دانستند.

    این روزنامه خاطر نشان کرد: تصویر با دقت ساخته شده از دبی به عنوان سوئیس خاورمیانه، با حملات استراتژیک ایران در هم شکست. ده‌ها پهپاد و موشک ایرانی فرستاده شدند تا تعهدات امنیتی واشنگتن برای کشورهای خلیج فارس را نقش بر آب کنند. بحران در خلیج فارس همچنین به ارزشمندترین دارایی دبی، یعنی اعتماد به نفس آن آسیب رسانده است.

    تحلیلگران مالی آمریکایی مودیز (Moody’s) هشدار داده‌اند که میزان اشغال هتل‌ها در دبی می‌تواند تا ماه ژوئیه به پایین‌ترین حد خود، یعنی ۱۰ درصد برسد، در حالی که این رقم در ماه فوریه ۸۴.۷ درصد بود. نتیجه‌گیری صریح این موسسه این بود: «این نشان دهنده تعطیلی مؤثر بخش‌های بزرگی از بخش مهمانپذیری است.»

    برخی از بزرگترین نام‌ها در صنعت هتل‌های لوکس دبی، در بحبوحه کاهش رزروها، اتاق‌های خود را بسته‌اند یا بی‌سروصدا برای بازسازی تعطیل شده‌اند. این فهرست شامل برج العرب که به شکل بادبان است، هتل مشهور آرمانی دبی و هتل سنت رجیس در پالم می‌شود. در هتل مشهور آتلانتیس رویال در پالم جمیرا نیز فضای بازدید به طرز چشمگیری آرام است.

    بنابر گزارش روزنامه انگلیسی، ترافیک مسافران در دو فرودگاه دبی در سه ماهه اول سال ۲۰۲۶ در مقایسه با سال گذشته حداقل ۲.۵ میلیون نفر کاهش یافت. و ماه مارس شاهد کاهش ۶۶ درصدی بود.

    این رسانه همچنین با تاکید بر اینکه «تأثیر جنگ، ساکنان عادی را نیز تحت فشار قرار داده است» افزود: با بسته شدن تنگه هرمز، قیمت سوخت و مواد غذایی افزایش یافته است. و با توجه به اینکه هیچ پایان روشنی برای جنگ در چشم‌انداز نیست و در میان نشانه‌های نگران‌کننده‌ای مبنی بر اینکه به یک درگیری بلندمدت و «منجمد» تبدیل خواهد شد، مردم محتاط‌تر هستند.

    یک تاجر بریتانیایی که خواست نامش فاش شود به روزنامه گفت: «من ۱۰ سال است که در دبی هستم و اینجا را دوست دارم. همه ما امیدواریم که بعد از تابستان اوضاع به حالت عادی برگردد. در غیر این صورت، صادقانه بگویم، همه ما به دردسر افتاده‌ایم.»

  • بازیگر اصلی میدان ارز

    بازیگر اصلی میدان ارز

    به گزارش اقتصادران، در حالی که بازار ارز در هفته‌های اخیر ثبات شکننده‌ای را تجربه کرده، گمانه‌زنی‌ها درباره نقش سیاست‌گذار در تعیین مسیر قیمت دلار افزایش یافته است. یک کارشناس اقتصادی معتقد است برخلاف تصور رایج، این بازار نیست که نرخ ارز را تعیین می‌کند، بلکه بانک مرکزی بازیگر اصلی این میدان است.

    آلبرت بغزیان با اشاره به عوامل موثر بر بازار ارز اظهار داشت: نرخ ارز در اختیار بانک مرکزی است، نه بازار. در واقع بازار ارز تابع میزان عرضه‌ای است که بانک مرکزی انجام می‌دهد. پیش از این، بخشی از این سازوکار از طریق شبکه‌هایی در امارات فعال بود که اکنون متوقف شده و احتمالاً این روند در مناطقی مانند هرات و سلیمانیه در حال جایگزینی است. بنابراین، این بانک مرکزی است که نقش تعیین‌کننده در تغییر نرخ ارز دارد.

    او ادامه داد: در دوره‌هایی که دولت با کسری بودجه مواجه بوده، همزمان شاهد افزایش نرخ ارز نیز بوده‌ایم و این شائبه مطرح شده که دولت برای تأمین مالی، اقدام به افزایش نرخ ارز می‌کند.

    کسری بودجه و فشار بازسازی؛ محرک‌های پنهان رشد ارز

    این کارشناس بازار ارز با اشاره به اینکه در حال حاضر هنوز وارد دوره پسا‌جنگ نشده‌ایم، گفت: هزینه‌های بازسازی و جبران خسارات، اگر با آزادسازی منابع ارزی همراه نشود، می‌تواند دولت را به سمت چاپ پول یا افزایش نرخ ارز سوق دهد.

    وی افزود: ثبات نسبی که اکنون مشاهده می‌شود، پیش از این نیز وجود داشت؛ به‌طوری‌که تا چند هفته قبل نرخ ارز در محدوده ۵۵ تا ۵۶ هزار تومان قرار داشت. اما با برقراری اینترنت بین‌الملل و مشخص شدن شرایط واردات، نرخ ارز در بازار آزاد افزایش پیدا کرد.

    بغزیان با اشاره به شرایط افزایشی شدن قیمت دلار بیان کرد: اعدادی مانند ۱۷۰ هزار تومان برای نرخ دلار نیز در شرایطی مطرح است که افزایش نرخ طلا همزمان با آن رخ داده و به نوعی مورد پذیرش بانک مرکزی قرار گرفته است. اگر اینترنت به شرایط عادی بازگردد و کسب‌وکار‌ها ارتباطات خود را از سر بگیرند و همچنین واردات از مبادی جایگزین امارات انجام شود، تقاضا برای ارز افزایش خواهد یافت. در چنین شرایطی، با وجود محدودیت منابع ارزی، نرخ ارز مستعد افزایش خواهد بود.

    ارز همچنان ظرفیت رشد دارد

    این تحلیلگر اقتصادی خاطرنشان کرد: در حال حاضر تنها بازار‌هایی که از این روند عقب مانده‌اند، ارز و طلا هستند. بازار سرمایه با توجه به حمایت‌های انجام‌شده و حذف شرکت‌های زیان‌ده، روندی سبز را تجربه می‌کند و عملاً جایگزین جدی دیگری برای جذب نقدینگی وجود ندارد. بازار مسکن نیز افزایش قیمتی ناگهانی را تجربه کرده و خودرو نیز شرایط مشابهی دارد.

    وی ادامه داد: این مجموعه عوامل نشان می‌دهد که نرخ ارز همچنان ظرفیت افزایش دارد. از سوی دیگر، با توجه به اینکه واردات در شرایط فعلی سودآورتر شده، انتظار می‌رود نرخ ارز به سمت تعدیل افزایشی حرکت کند.

    بغزیان تصریح کرد: اکنون نمی‌توان عدد مشخصی را به عنوان پیش‌بینی قیمت دلار گفت، اما در حال حاضر برخی کالا‌ها بر اساس نرخی قیمت‌گذاری می‌شوند که واردکننده‌ها با آن خرید انجام می‌دهند؛ این نرخ در برخی موارد معادل دلار بالای ۲۵۰ هزار تومان برآورد می‌شود.

    این کارشناس اقتصادی در پایان خاطرنشان کرد: در بازار مسکن نیز متوسط قیمت‌ها پیش از این در محدوده ۱۶۰۰ تا ۱۷۰۰ دلار به ازای هر متر مربع بود، اما طبق اعلام بانک مرکزی، اکنون قیمت‌ها بین ۸۰ تا ۱۰۰ درصد افزایش یافته و این موضوع نیز نشان‌دهنده آن است که نرخ ارز همچنان مستعد رشد است.

  • دلارهای بلوکه‌شده ایران کجاست؟

    دلارهای بلوکه‌شده ایران کجاست؟

    به گزارش اقتصادران، بر اساس گزارش‌های منتشر شده از متن پیش‌نویس تفاهم‌نامه احتمالی ایران و آمریکا برای پایان جنگ، یکی از موارد مورد پذیرش دو طرف، آزادسازی تدریجی بخشی از امول بلوکه شده ایران در چارچوب تفاهم اولیه پایان جنگ است.

    در برخی گزارش‌ها رقم مورد توافقی که قرار است در صورت امضا تفاهم‌نامه در اختیار تهران قرار بگیرد، چیزی حدود ۱۲ میلیارد دلار خواهد بود که قرار است از کشورهای مختلفی که میزبان دارایی‌های مسدود شده ایرانی هستند تامین شوند.

    در بیش از یک دهه گذشته، تحریم‌های آمریکا علیه ایران تنها به محدود کردن صادرات نفت یا مبادلات بانکی محدود نبوده است. یکی از مهم‌ترین ابزارهای فشار واشنگتن، مسدود کردن دسترسی ایران به درآمدهای نفتی و دارایی‌های ارزی در بانک‌های خارجی بوده؛ دارایی‌هایی که بخش عمده آن از محل فروش نفت و فرآورده‌های نفتی به کشورهای آسیایی شکل گرفته است.

    بررسی گزارش‌های رسمی و منابع بین‌المللی نشان می‌دهد که طی سال‌های گذشته ده‌ها میلیارد دلار از منابع ارزی ایران در کشورهای مختلف با محدودیت دسترسی مواجه شده‌اند. با این حال، به دلیل تغییر مداوم وضعیت تحریم‌ها، انتقال برخی منابع و محرمانه بودن اطلاعات بانکی، ارائه رقم دقیق از کل دارایی‌های مسدودشده ایران امکان‌پذیر نیست.

    پرونده معروف کره جنوبی؛ ۶ میلیارد دلار نفتی

    مشهورترین پرونده مربوط به دارایی‌های ایران در سال‌های اخیر، منابع حاصل از فروش نفت به کره جنوبی است. این پول‌ها پس از بازگشت تحریم‌های آمریکا در سال ۲۰۱۸ در دو بانک کره‌ای، یعنی «ووری بانک» و «بانک صنعتی کره» مسدود شدند. رقم این دارایی‌ها در مقاطع مختلف بین ۶ تا ۷ میلیارد دلار اعلام شد.

    در سال ۲۰۲۳ و در چارچوب توافق تبادل زندانیان میان ایران و آمریکا، حدود ۶ میلیارد دلار از این منابع از کره جنوبی به حساب‌هایی در قطر منتقل شد.  به رغم اینکه دولت وقت چندین بار اعلام کرد که این دارایی‌ها کاملا آزاد شده‌است، اما تحت فشار آمریکا دسترسی ایران به این منابع همچنان با محدودیت‌های شدید همراه ماند و پس از تحولات منطقه‌ای بار دیگر عملاً امکان استفاده آزاد از آن فراهم نشد.

    مساله محدودیت دسترسی ایران به پول‌های بلوکه شده در قطر بارها در روابط دوجانبه دو طرف مطرح شده‌است.

    اسفند ۱۴۰۳ بیش از یک سال پس از انتقال دارایی‌های مسدود شده ایران از کره جنوبی به قطر، رهبر شهید انقلاب اسلامی در دیدار با تمیم بن حمد آل ثانی، امیر قطر اشاره کردند: «ما کشور قطر را یک کشور دوست و برادر میدانیم اگرچه همچنان مسائل مبهم و حل نشده‌ای همچون بازگرداندن مطالبات ایران که از کره جنوبی به قطر منتقل شد، باقی است و هم اینکه میدانیم مانع اصلی عملی شدن توافقی که در این زمینه انجام شده بود، آمریکا است.»

    ایشان خاطرنشان کردند: «ما اگر جای قطر بودیم، به فشارهای آمریکا اعتناء نمی‌کردیم و مطالبات طرف مقابل را بازمی‌گرداندیم و همچنان انتظار چنین اقدامی را از جانب قطر داریم.»

    به رغم تلاش‌های صورت گرفته در طول سال‌های گذشته همچنان این دارایی‌های ایران در قطر مسدود باقی مانده‌است.

    عراق؛ بزرگ‌ترین گره مالی تهران

    عراق طی سال‌های اخیر یکی از مهم‌ترین محل‌های انباشت مطالبات ایران بوده است. بخش عمده این مطالبات از محل صادرات گاز و برق ایران به عراق شکل گرفته است.

    هرچند ارقام اعلامی در دوره‌های مختلف متفاوت بوده، اما منابع رسمی ایرانی در سال‌های اخیر از چندین میلیارد دلار مطالبات انباشته ایران در بانک‌های عراقی خبر داده‌اند. مشکل اصلی این منابع، تحریم‌های بانکی آمریکا و محدودیت انتقال ارز به ایران بوده است. به همین دلیل بخشی از این پول‌ها صرف خرید کالاهای بشردوستانه یا تسویه حساب‌های محدود شده است و دسترسی کامل ایران به آنها وجود نداشته است.

    ایالات متحده آمریکا در چارچوب توافقنامه تشکیل دولت عراق پس از اشغال این کشور در سال ۲۰۰۳، کنترل کامل بر درآمدهای نفتی عراق دارد.  تمامی درآمدهای نفتی عراق به صورت مستقیم به فدرال رزرو نیویورک واریز می‌شوند و پس از تصویب دولت آمریکا به عراق منتقل می‌شوند.  واشنگتن از این ابزار فشار برای وادار کردن عراق به انسداد دسترسی بازرگانان و دولت ایران به دارایی‌های ارزی‌اش در بانک‌های عراقی استفاده می‌کند.

    ژاپن؛ دارایی‌هایی که کمتر درباره آنها صحبت می‌شود

    ژاپن نیز از جمله کشورهایی است که پس از تشدید تحریم‌های آمریکا بخشی از درآمدهای نفتی ایران در بانک‌های آن باقی ماند. اگرچه اطلاعات دقیقی درباره وضعیت کنونی این منابع منتشر نشده، اما در سال‌های گذشته مقامات ایرانی از وجود چند میلیارد دلار منابع محدودشده در نظام بانکی ژاپن خبر داده بودند.

    کارشناسان معتقدند بخش زیادی از این منابع در چارچوب معافیت‌های محدود یا سازوکارهای بشردوستانه مدیریت شده و اطلاعات دقیقی از وضعیت فعلی آنها در دسترس عموم قرار ندارد.

    به گفته مقام‌های رسمی تا به امروز دولت ژاپن از این دارایی‌ها برای برطرف کردن برخی نیازهای ایران از جمله پرداخت حق عضویت در سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی مساعدت کرده‌است، با این حال دسترسی آزاد ایران به دارایی‌هایش در این کشورها هنوز فراهم نشده‌است.

    اروپا و پرونده‌های حقوقی پیچیده

    بخشی از دارایی‌های ایران در اروپا نیز طی سال‌های گذشته درگیر پرونده‌های قضایی و تحریمی بوده است. از جمله می‌توان به اختلافات حقوقی پیرامون برخی اوراق بهادار و دارایی‌های مرتبط با بانک مرکزی ایران اشاره کرد که در کشورهای اروپایی موضوع دعاوی قضایی قرار گرفته‌اند.

    از جمله این دارائی‌ها می‌توان به ۱.۶ میلیارد دلار دارایی بلوکه شده ایران در لوگزامبورگ اشاره کرد که بر اساس دستور یک دادگاه در آمریکا به نفع خانواده‌های قربانیان عملیات تروریستی توقیف شده‌بود.  هر چند دادگاه‌های اروپایی رای به غیرقانونی بودن توقیف این اموال و تلاش برای ارسال آن به آمریکا داده‌اند، اما همچنان دسترسی به آن میسر نشده‌است.

    با این حال، بسیاری از این پرونده‌ها ماهیت متفاوتی با «پول‌های بلوکه‌شده نفتی» دارند و در دسته مطالبات حقوقی یا دارایی‌های مورد مناقشه قرار می‌گیرند؛ به همین دلیل اطلاعات عمومی درباره آنها محدود است.

    کشورهای دوست

    دارایی‌های نقدی ایران در برخی از کشورها، مانند هند و چین با امول مسدود شده در بسیاری از کشورهای دیگر متفاوت است. مقام‌های ایرانی در مورد ده‌ها میلیارد دلار دارایی ایران در چین، تاکید می‌کنند که نمی‌توان به شکل فنی از عبارت مسدود شده برای این دارایی‌ها استفاده کرد، چرا که امکان استفاده از این دارایی‌ها برای تامین نیازهای کشور وجود دارد.  در هند مشکلات دسترسی به دارایی‌هایی که حدود ۷ میلیارد در برخی رسانه‌ها برآورد شده‌است، مشکل‌تر است.  با این حال در طول سال‌های گذشته تلاش‌هایی برای استفاده از این دارایی‌ها در چارچوب نگهداری در قالب روپیه و خرید در داخل هند انجام شده‌است.

    با این حال حتی در چین و هند نیز دسترسی ایران به دارایی‌های خود با مشکلات متعددی مواجه است و نهادهایی که دسترسی ایران به این پول‌ها را تسهیل کنند با خطر تحریم‌ها از سوی آمریکا مواجه هستند.

    چرا این دارایی‌ها مسدود شدند؟

    دلیل اصلی مسدود شدن بخش بزرگی از منابع ایران، بازگشت تحریم‌های آمریکا پس از خروج واشنگتن از برجام در سال ۲۰۱۸ بود. در نتیجه بانک‌های خارجی برای جلوگیری از مواجهه با تحریم‌های ثانویه آمریکا، از انتقال یا آزادسازی منابع ایران خودداری کردند.  بخشی از انسدادها هم به دلیل توقیف اموال به دستور دادگاه‌هایی در آمریکا صورت گرفته‌است.

    این وضعیت باعث شد درآمدهای حاصل از صادرات نفت ایران در حساب‌هایی در کشورهای خریدار باقی بماند و تهران نتواند به‌صورت آزادانه به آنها دسترسی داشته باشد.

    چشم‌انداز آزادسازی دارایی‌ها

    در سال‌های اخیر، آزادسازی بخشی از منابع ایران همواره یکی از موضوعات مذاکرات غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن بوده است. با این حال، تجربه پرونده کره جنوبی و انتقال منابع به قطر نشان داد که حتی در صورت انتقال پول از یک کشور به کشور دیگر، لزوماً امکان دسترسی کامل ایران به آن فراهم نمی‌شود.

    آمریکا انسداد دارایی‌های ایران با فشار به کشورهای میزبان را یکی از روش‌های فشار موثر بر ایران تلقی می‌کند.  یکی از اهداف اعلام شده آمریکا در چارچوب سیاست فشار حداکثری، که در دوره نخست ریاست جمهوری دونالد ترامپ آغاز شد، رساندن صادرات نفت ایران به صفر بود.  هر چند آمریکا نهایتا در رسیدن به این هدف موفق نشد و ایران راه‌های متعددی برای فروش نفت و فرآورده‌های نفتی به رغم تحریم‌ها پیدا کرد، اما آمریکا در مرحله تکمیلی فشار خود تلاش کرد تا دریافت درآمدهای نفتی ایران را به صفر برساند.

    در نهایت، آنچه امروز درباره دارایی‌های مسدودشده ایران می‌توان با اطمینان گفت این است که بخش مهمی از آنها به درآمدهای نفتی در کشورهای آسیایی بازمی‌گردد؛ اما رقم دقیق، محل نگهداری کامل و وضعیت حقوقی همه این منابع به دلیل ساختار پیچیده تحریم‌ها، محرمانگی بانکی و تحولات سیاسی، همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. بسیاری از برآوردها از ده‌ها میلیارد دلار دارایی محدودشده سخن می‌گویند، اما هیچ فهرست رسمی و جامعی از تمامی این منابع در دسترس عموم نیست.

    در حالی که برآوردهای مختلف از میزان دارایی‌های مسدودشده یا محدودشده ایران در خارج از کشور متفاوت است، بسیاری از گزارش‌های بین‌المللی و اظهارات مقامات ایرانی در سال‌های اخیر رقمی بین ۲۰ تا ۴۰ میلیارد دلار را به‌عنوان محدوده تقریبی منابعی که دسترسی ایران به آنها با محدودیت مواجه است، مطرح کرده‌اند. در عین حال ارقامی در حدود ۱۰۰ میلیارد دلار هم در رسانه‌ها مطرح شده‌است.

    البته باید توجه داشت که همه این مبالغ لزوماً «بلوکه‌شده» به معنای حقوقی کلمه نیستند و بخشی از آنها در حساب‌های خاص نگهداری می‌شوند یا امکان استفاده محدود برای مصارف مشخص را دارند. از همین رو، هیچ رقم رسمی و قطعی درباره مجموع دارایی‌های غیرقابل دسترس ایران وجود ندارد.

    با این حال، حتی اگر تنها بخشی از این منابع آزاد شود، می‌تواند آثار قابل توجهی بر اقتصاد ایران بر جای بگذارد. نخستین اثر، تقویت ذخایر ارزی بانک مرکزی خواهد بود. افزایش منابع ارزی در اختیار دولت و بانک مرکزی، قدرت سیاست‌گذاری پولی را افزایش می‌دهد و می‌تواند به مدیریت بهتر بازار ارز و کاهش نوسانات نرخ دلار کمک کند.

    از سوی دیگر، دسترسی به این منابع می‌تواند بخشی از فشارهای مالی دولت را کاهش دهد. در سال‌های اخیر محدودیت درآمدهای نفتی و دشواری انتقال پول، یکی از چالش‌های اصلی بودجه کشور بوده است. ورود میلیاردها دلار منابع جدید، امکان تأمین مالی برخی پروژه‌های عمرانی، زیرساختی و حتی پرداخت بدهی‌های دولت را فراهم می‌کند.

    کارشناسان اقتصادی همچنین معتقدند آزادسازی این دارایی‌ها می‌تواند بر تجارت خارجی ایران نیز تأثیرگذار باشد. بخشی از این منابع می‌تواند برای واردات کالاهای اساسی، تجهیزات صنعتی، مواد اولیه تولید و فناوری‌های مورد نیاز صنایع کشور مورد استفاده قرار گیرد؛ موضوعی که در صورت مدیریت صحیح، به افزایش تولید و رشد اقتصادی کمک خواهد کرد.

    با این وجود، تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که آزادسازی منابع مالی به‌تنهایی تضمین‌کننده حل مشکلات اقتصادی نیست. بسیاری از اقتصاددانان تأکید می‌کنند که تأثیر واقعی این منابع به نحوه هزینه‌کرد آنها بستگی دارد. اگر این منابع صرف هزینه‌های جاری یا مصارف کوتاه‌مدت شود، اثر آن موقتی خواهد بود؛ اما در صورت هدایت به سمت سرمایه‌گذاری‌های مولد و توسعه زیرساخت‌ها، می‌تواند آثار پایدارتری بر اقتصاد کشور بر جای بگذارد.

    در مجموع، آزادسازی ده‌ها میلیارد دلار از دارایی‌های محدودشده ایران می‌تواند یکی از مهم‌ترین تحولات اقتصادی سال‌های اخیر باشد؛ تحولی که نه‌تنها بر بازار ارز و تجارت خارجی، بلکه بر توان دولت برای مدیریت اقتصاد و اجرای برنامه‌های توسعه‌ای نیز تأثیر مستقیم خواهد گذاشت. با این حال، تحقق چنین سناریویی همچنان به تحولات سیاسی، روند مذاکرات و آینده نظام تحریم‌های آمریکا علیه ایران گره خورده است.

  • نفت استپ کرد!

    نفت استپ کرد!

    به گزارش اقتصادران، بازار جهانی نفت تحت تأثیر تحولات ژئوپلیتیکی خاورمیانه قرار گرفته است. اختلال در جریان انرژی از منطقه، قیمت‌ها را به بالاترین سطوح ماه‌های اخیر رسانده و هر خبر تازه از مذاکرات ایران و آمریکا می‌تواند مسیر بازار را به‌طور محسوسی تغییر دهد. اکنون معامله‌گران در حال ارزیابی این پرسش هستند که آیا تنش‌ها به سمت کاهش حرکت خواهند کرد یا ریسک‌های موجود همچنان از قیمت نفت حمایت می‌کنند.

    به گزارش رویترز، قیمت نفت در روز سه‌شنبه پس از جهش شدید جلسه پیشین، تحت تأثیر احتیاط بازار نسبت به پیشرفت مذاکرات صلح میان آمریکا و ایران کاهش یافت.

    دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، روز دوشنبه اعلام کرد که مذاکرات با ایران همچنان ادامه دارد، در حالی که پیش‌تر خبرگزاری تسنیم گزارش داده بود تهران مذاکرات غیرمستقیم با واشنگتن را متوقف کرده است.

    قراردادهای آتی نفت برنت با کاهش ۵۳ سنتی معادل ۰٫۵۶ درصد به ۹۴ دلار و ۴۵ سنت در هر بشکه رسید و نفت خام آمریکا (WTI) با افت ۵۶ سنتی یا ۰٫۶۱ درصد به ۹۱ دلار و ۶۰ سنت در هر بشکه معامله شد.

    Capture

    تمرکز بازار بر مذاکرات و تهدیدهای ایران

    تیم واتِرر، تحلیلگر ارشد بازار در KCM Trade، گفت: «بازار در حال حاضر بر این تمرکز دارد که آیا در مذاکرات آمریکا و ایران پیشرفت یا پسرفت مشخصی رخ داده است، لحن و محتوای اظهارات دو طرف (به‌ویژه تهدیدهای ایران درباره تنگه هرمز) و حرکت واقعی تانکرهای نفتی از طریق این گذرگاه چگونه است.»

    وی افزود: «وضعیت مذاکرات در هر لحظه تعیین‌کننده خواهد بود که آیا حق بیمه ریسک کنونی در قیمت نفت باقی می‌ماند یا شروع به کاهش می‌کند.»

    کاهش تنش‌ها در خاورمیانه و اثر بر بازار نفت

    لبنان روز دوشنبه از برقراری آتش‌بس جزئی میان حزب‌الله و اسرائیل خبر داد؛ اقدامی که می‌تواند به کاهش محدود تنش‌ها در درگیری‌ای منجر شود که تاکنون جنگ گسترده‌تر با ایران را شعله‌ور کرده است.

    ایران از آغاز جنگ عملاً تمام حمل‌ونقل غیرایرانی در خلیج فارس را متوقف کرده است؛ اقدامی که حدود یک‌پنجم جریان جهانی نفت و گاز طبیعی مایع را مسدود کرده و قیمت‌ها را بیش از ۵۰ درصد افزایش داده است.

    افزایش صادرات نفت آمریکا و کاهش ذخایر

    بر اساس برآورد ردیابی کشتی‌ها، صادرات نفت آمریکا در ماه مه به رکورد روزانه ۵٫۶ میلیون بشکه رسید، زیرا بحران خاورمیانه موجب افزایش تقاضای پالایشگاه‌های آسیایی و اروپایی برای نفت آمریکا شد.

    یک نظرسنجی اولیه رویترز نشان می‌دهد که ذخایر نفت خام آمریکا در هفته منتهی به ۲۹ مه حدود ۳٫۶ میلیون بشکه کاهش یافته و ذخایر گازوئیل و بنزین نیز به احتمال زیاد افت داشته‌اند.

    مدیران حمل‌ونقل دریایی که روز دوشنبه در آتن گرد هم آمدند، تأکید کردند هر توافق صلح میان آمریکا و ایران باید قواعد واضحی ارائه کند تا کشتی‌ها بتوانند به فعالیت عادی خود از طریق تنگه هرمز بازگردند.

  • ترامپ بدون توافق از ماجرای ایران کنار می‌کشد؟

    ترامپ بدون توافق از ماجرای ایران کنار می‌کشد؟

    به گزارش اقتصادران، اندیشکده آمریکایی کوئینسی که رسانه تحلیلی «ریسپانسیبل استیت کرفت» را منتشر می‌کند، یکی از مهم‌ترین مراکز فکری جریان ضدجنگ و منتقد مداخله‌گرایی نظامی آمریکا به شمار می‌رود. این اندیشکده که در سال‌های اخیر به یکی از صدا‌های اصلی منتقد سیاست‌های جنگ‌طلبانه واشنگتن تبدیل شده، معمولاً از کاهش حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه، دیپلماسی با ایران و مهار نفوذ لابی‌های جنگ‌طلب حمایت می‌کند.

    این رسانه در گزارشی به قلم بیلز مالی، خبرنگار حوزه سیاست خارجی و خاورمیانه، به یکی از مهم‌ترین شکاف‌های امروز واشنگتن پرداخته است: آیا دونالد ترامپ باید بدون رسیدن به یک توافق جامع، صرفاً جنگ با ایران را متوقف کند؟

    این گزارش توضیح می‌دهد که در هفته‌های اخیر نشانه‌هایی جدی از نزدیک شدن تهران و واشنگتن به توافقی برای رسمی‌کردن آتش‌بس شکننده ۷ آوریل دیده می‌شد، اما ناگهان آمریکا دور تازه‌ای از حملات به ایران را آغاز کرد و  کاخ سفید اعلام کرد هنوز تصمیم نهایی درباره توافق گرفته نشده است.

    به نوشته گزارش، این نخستین‌بار نیست که روند مذاکرات در آستانه توافق متوقف می‌شود. مذاکرات ژوئن سال گذشته و سپس گفت‌و‌گو‌های فوریه نیز زمانی شکست خورد که اسرائیل و آمریکا حملات جدیدی علیه ایران آغاز کردند؛ اقدامی که منتقدان آن را تلاشی برای تخریب روند دیپلماتیک دانستند.

    در ماه آوریل نیز تنها چند ساعت پس از پایان مذاکرات هیئت آمریکایی در اسلام‌آباد، ترامپ از آغاز «محاصره متقابل» در تنگه هرمز خبر داد. هفته گذشته هم درست زمانی که بار دیگر امید‌ها به راه‌حل دیپلماتیک افزایش یافته بود، جریان‌های حامی جنگ در رسانه‌ها و اندیشکده‌ها حملات تندی علیه مذاکرات آغاز کردند و ترامپ نیز دوباره حملات نظامی تازه‌ای را کلید زد.

    گزارش می‌گوید این چرخه تکراری—پیشرفت دیپلماسی، خشم جریان‌های جنگ‌طلب و سپس تشدید تنش—باعث شده بخشی از جریان ضدجنگ در آمریکا به این نتیجه برسند که شاید تلاش برای رسیدن به یک توافق جامع، عملاً اوضاع را بدتر می‌کند.

    به بیان دیگر، اگر هر نشانه‌ای از پیشرفت دیپلماتیک باعث «وحشت جنگ‌طلب‌ها» می‌شود و مخالفان مذاکره هیچ توافقی را کافی نمی‌دانند، شاید اصرار بر توافق بزرگ، همان اهرمی باشد که معماران جنگ می‌خواهند تا بحران را ادامه دهند.

    اندرو دی، سردبیر ارشد مجله محافظه‌کار «امریکن کانسروتیو»، در گفت‌و‌گو با ریسپانسیبل استیت کرفت می‌گوید: «من نمی‌خواهم ترامپ بگوید یا توافق یا بازگشت به جنگ. چون همین چارچوب‌بندی به نفع جنگ‌طلب‌های ضدایرانی تمام می‌شود.»

    او می‌گوید جریان‌های حامی اسرائیل و جنگ‌طلب‌های ضدایرانی هر زمان احساس می‌کنند مذاکرات پیشرفت کرده، «بشدت آشفته می‌شوند، فشار‌ها را بالا می‌برند و خواسته‌های غیرمنطقی مطرح می‌کنند.» به گفته او همین روند باعث شده آمریکا اخیراً شروطی سمی وارد مذاکرات کند.

    دی نتیجه می‌گیرد که ادامه این مسیر دیپلماتیک حتی ممکن است احتمال جنگ را بیشتر کند. به همین دلیل، او معتقد است آمریکا باید یا به یک توافق محدود بسنده کند یا اساساً بدون توافق جامع، جنگ را پایان دهد؛ توافقی محدود که فقط آتش‌بس را رسمی کند، تنگه هرمز را بازگشایی کند و بخشی از تحریم‌ها را کاهش دهد، بدون آنکه وارد پرونده‌های بزرگ‌تر مانند برنامه هسته‌ای یا گسترش «پیمان ابراهیم» شود.

    بن فریدمن، مدیر سیاست‌گذاری اندیشکده «اولویت های دفاع» نیز در همین راستا می‌گوید: «تلاش برای رسیدن به توافقی که شامل مسئله هسته‌ای هم بشود، بزرگ‌ترین مانع برای پایان دادن به جنگ است. شاید اصلاً هیچ توافقی لازم نباشد.».

    اما همه در واشنگتن چنین نظری ندارند.

    گزارش توضیح می‌دهد گروه دیگری معتقدند اکنون که هم ایران و هم آمریکا از نظر اقتصادی آسیب دیده‌اند و هر دو محدودیت‌های جنگ را درک کرده‌اند، شاید بهترین فرصت برای رسیدن به توافقی بزرگ و پایدار فراهم شده باشد.

    این گروه هشدار می‌دهند که پایان دادن موقت به جنگ بدون حل مسائل اصلی، فقط بحران را به آینده موکول می‌کند. آنها یادآوری می‌کنند که در دوران قبل و بعد از برجام، واشنگتن و تهران موفق شدند تنش‌ها را کاهش دهند بدون آنکه خصومت بنیادین میان دو کشور حل شود، اما اکنون آن دوره به پایان رسیده است.

    در همین رابطه، تریتا پارسی، معاون مؤسسه کوئینسی، می‌گوید یک «توافق کوچک» فقط مسائل اصلی را به تعویق می‌اندازد و نمی‌تواند جلوی دور تازه تشدید تنش را بگیرد.

    پارسی البته می‌پذیرد که هر تلاشی برای کاهش احتمال جنگ، با مخالفت شدید جریان‌های ضدایرانی در اطراف ترامپ و همچنین اسرائیل روبه‌رو خواهد شد، اما معتقد است اگر «یک توافق بزرگ و تاریخی» روی میز باشد، ترامپ ممکن است راحت‌تر حاضر شود در برابر این فشار‌ها بایستد؛ توافقی که با شخصیت ترامپ و علاقه او به «دستاورد‌های بزرگ تاریخی» همخوانی داشته باشد.

    گزارش سپس به موانع رسیدن به چنین توافقی می‌پردازد.

    از یک سو، اسرائیل می‌تواند نقش تخریب‌کننده مذاکرات را بازی کند و از سوی دیگر، اختلافات دو طرف بر سر برنامه هسته‌ای همچنان عمیق است.

    ولی نصر، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه جانز هاپکینز، می‌گوید توافق میان ایران و آمریکا «از نظر تئوریک کاملاً ممکن است»، اما ترامپ تاکنون نشانه‌ای واقعی از تمایل به معامله نشان نداده است.

    او می‌گوید: «از زمان آغاز جنگ، ترامپ همچنان اهداف حداکثری مطرح کرده، در حالی که حاضر نیست امتیاز جدی بدهد. او عملاً از ایران می‌خواهد در پرونده هسته‌ای تسلیم شود و طبیعی است که ایران چنین چیزی را نپذیرد.»

    گزارش همچنین تأکید می‌کند عملکرد ایران در جنگ—به‌ویژه توانایی تهران در بستن تنگه هرمز و وارد کردن شوک به اقتصاد جهانی—ممکن است باعث شده باشد ایران اکنون احساس کند در مذاکرات آینده دست بالاتری دارد و باید برای گرفتن امتیاز‌های بیشتر صبر کند.

    در کنار این مسئله، تجربه‌های تلخ ایران از ترامپ—از خروج یک‌جانبه آمریکا از برجام گرفته تا حملات غافلگیرکننده اخیر—باعث شده بی‌اعتمادی تهران به هرگونه توافق افزایش یابد. بن فریدمن در این باره می‌گوید: «مشکل اعتماد تقریباً به مانعی غیرقابل عبور تبدیل شده است.»

    سومانترا مایترا، مدیر پژوهش مؤسسه ایده های آمریکایی، نیز معتقد است مشکل فقط بی‌اعتمادی ایران نیست؛ بلکه آشفتگی در خود دولت آمریکاست.

    او می‌گوید:«هیچ انسجامی در تفکر دولت آمریکا وجود ندارد. اگر من ایرانی بودم و با دولت آمریکا مذاکره می‌کردم، واقعاً نمی‌فهمیدم آنها چه می‌خواهند یا اصلاً چقدر درباره پرونده هسته‌ای می‌دانند. برای ایران اعتماد به هر تضمین آمریکایی بسیار دشوار است.»

    در پایان، گزارش توضیح می‌دهد که شاید تنها راه رسیدن به توافق، آغاز روندی تدریجی برای بازسازی اعتماد باشد؛ اقداماتی مانند بازگشایی متقابل تنگه هرمز یا کاهش حضور نظامی آمریکا در منطقه.

    با این حال، نویسنده تأکید می‌کند رخداد‌های هفته‌های اخیر نشان داده حتی رسیدن به یک توافق محدود نیز کار آسانی نیست.

    اما تریتا پارسی همچنان خوش‌بین است. او می‌گوید: «وقتی دو کشوری که همین چند هفته پیش با هم جنگیده‌اند، درباره توافقی برای پایان جنگ و بازگشایی تنگه صحبت می‌کنند، یعنی حداقلی از اعتماد شکل گرفته است. همین اعتماد می‌تواند پایه چیزی بزرگ‌تر و پایدارتر باشد.»

    او در پایان نتیجه می‌گیرد: «ما همین حالا هم درباره توافقی صحبت می‌کنیم که در حداقل شکل خود، توافقی بزرگ محسوب می‌شود. فاصله میان این توافق و یک توافق بسیار مهم‌تر، آن‌قدر‌ها هم زیاد نیست.»

  • بازار سخت‌افزار از کمبود به «ناموجودی واقعی» رسید

    بازار سخت‌افزار از کمبود به «ناموجودی واقعی» رسید

    به گزارش اقتصادران، در پی تشدید محدودیت‌های واردات سخت‌افزار و افزایش نااطمینانی در زنجیره تأمین، بازار الکترونیک ایران با موجی از افزایش قیمت، کاهش دسترسی و پدیده‌ای که فعالان از آن با عنوان «ناموجودی واقعی» یاد می‌کنند، مواجه شده است؛ وضعیتی که در آن نه تنها قیمت‌ها جهش یافته، بلکه بخشی از کالاها عملاً از چرخه عرضه خارج شده‌اند و مسیر جایگزینی نیز برای تأمین آن‌ها وجود ندارد.

    بازاری در وضعیت «ناموجودی واقعی»

    فعالان بازار سخت‌افزار معتقدند آنچه امروز در بازار رخ می‌دهد صرفاً کمبود مقطعی کالا نیست، بلکه شکل‌گیری نوعی «ناموجودی واقعی» است؛ به این معنا که بسیاری از کالاها یا دیگر وارد نمی‌شوند، یا به دلیل شرایط نامطمئن بازار و انتظارات تورمی، عرضه آن‌ها به‌صورت محدود و زمان‌بندی‌شده انجام می‌شود.

    در این وضعیت، بازار از حالت تعادل میان عرضه و تقاضا خارج شده و به ساختاری واکنشی تبدیل شده است؛ ساختاری که در آن تصمیم فروشندگان و واردکنندگان بیش از تقاضای واقعی مصرف‌کننده بر دسترسی کالا اثر می‌گذارد. به گفته فعالان صنفی، در برخی موارد حتی کالاهایی که تقاضای مشخص دارند، صرفاً به دلیل نبود افق روشن واردات، جایگزین مشخصی در بازار پیدا نمی‌کنند.

    موبایل؛ از کالای عمومی تا انتخاب طبقاتی

    بازار موبایل یکی از شفاف‌ترین نمودهای این تغییر ساختاری است. گوشی‌های ساده و دکمه‌ای که در گذشته با کمترین قیمت خریداری می‌شدند حالا با بازه قیمتی حدود ۲ تا ۱۰ میلیون تومان در دسترسند و امروز به حاشیه بازار رانده شده و عملاً تنها به‌عنوان ابزارهای حداقلی تماس و پیامک مورد استفاده قرار می‌گیرند.

    در مقابل، گوشی‌های هوشمند اقتصادی اکنون از حدود ۲۰ میلیون تومان آغاز می‌شوند و میان‌رده‌های قابل استفاده برای بخش بزرگی از کاربران در محدوده ۴۰ تا ۵۰ میلیون تومان قرار دارند. برندهایی مانند سامسونگ، شیائومی و آنر بخش اصلی این بازار را در اختیار دارند، اما افزایش هزینه واردات، نوسانات ارزی و محدودیت عرضه باعث شده فاصله قیمتی میان نسل‌های مختلف گوشی‌ها به‌طور محسوسی افزایش یابد. تا آنجا که گوشی ‌های ایفون از مدل ۱۶ به بعد و بارنج قیمتی ۲۸۰ میلیون به بالا در بازار موجودند.

    در نتیجه، انتخاب موبایل بیش از آنکه انتخاب میان برند و مشخصات فنی باشد، به انتخاب میان سطح‌های مختلف توان اقتصادی تبدیل شده است.

    سخت‌افزار و قطعات؛ تغییر ماهیت کالا از مصرفی به سرمایه‌ای

    در بازار تجهیزات ذخیره‌سازی، هاردهای اکسترنال در بازه حدود ۱۵ تا ۲۶ میلیون تومان و فلش‌ها در بازه ۲ تا ۱۵ میلیون تومان قیمت‌گذاری می‌شوند؛ موضوعی که نشان می‌دهد کالاهای جانبی ساده نیز از سطح مصرف عمومی فاصله گرفته‌اند.

    در بازار لپ‌تاپ، دستگاه‌های ساده دانشجویی حدود ۵۰ تا ۶۰ میلیون تومان قیمت دارند، اما با افزایش سطح کاربری، قیمت‌ها به‌سرعت از ۱۰۰ میلیون تومان عبور می‌کنند. برخی فروشندگان نیز اشاره می‌کنند مدل‌هایی که سال گذشته با حدود ۳۰ میلیون تومان عرضه می‌شدند، امروز تا حدود ۱۵۰ میلیون تومان قیمت‌گذاری شده‌اند. آنطور که فعالان بازار می‌گویند مدل های سرفیس نیز در بازار به شدت کمیاب شدند.

    در بخش قطعات، به‌ویژه کارت‌های گرافیک، قیمت‌ها از حدود ۴۰ میلیون تومان آغاز شده و در مدل‌های حرفه‌ای تا ۲۵۰ میلیون تومان نیز می‌رسد؛ روندی که این بازار را از یک بازار مصرفی به بازاری نزدیک به دارایی‌های سرمایه‌ای تبدیل کرده است.

    جدول مقایسه‌ای وضعیت بازار سخت‌افزار (برآورد قیمت‌ها)

     

    گروه کالایی بازه قیمتی فعلی (تومان) وضعیت بازار نکته تحلیلی
    گوشی ساده (دکمه‌ای) ۲ تا ۱۰ میلیون محدود / حاشیه‌ای کارکرد محدود به تماس و پیامک
    گوشی میان‌رده ۲۰ تا ۵۰ میلیون اصلی‌ترین تقاضا فاصله زیاد با توان خرید عمومی
    هارد اکسترنال ۱۵ تا ۲۶ میلیون کم‌یاب / گران خروج از کالای جانبی ساده
    فلش مموری ۲ تا ۱۵ میلیون نوسانی افزایش شدید نسبت به کارکرد
    لپ‌تاپ ساده ۵۰ تا ۶۰ میلیون در دسترس محدود مناسب کارهای پایه
    لپ‌تاپ میان‌رده/حرفه‌ای ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیون محدود جهش شدید قیمت مدل‌های قدیمی
    کارت گرافیک ۴۰ تا ۲۵۰ میلیون بسیار محدود تبدیل به کالای سرمایه‌ای
    هدفون بلوتوثی ۷ تا ۱۰۰ میلیون محدود فاصله شدید برند و کیفیت
    پاوربانک حدود ۶ میلیون قابل دسترس محدود افزایش قیمت تدریجی
    کیبورد و موس ۱۰ میلیون به بالا گران‌شده عمومی حذف از کالای ارزان
    کیس + مانیتور معمولی ۸۰ تا ۱۰۰ میلیون محدود ورود به سطح سرمایه‌ای
    سیستم گیمینگ کامل چند صد میلیون تا چند میلیارد بسیار لوکس شکاف شدید طبقاتی تکنولوژی

     

     

    لوازم جانبی و سیستم‌های خانگی؛ سرایت گرانی به جزئیات

    افزایش قیمت تنها محدود به کالاهای اصلی نیست. هدفون‌های بلوتوثی و اسپیکرهای کوچک خانگی در بازه ۷ تا ۱۵ میلیون تومان برای مدل‌های معمولی و تا حدود ۱۰۰ میلیون تومان برای نمونه‌های حرفه‌ای عرضه می‌شوند. پاوربانک‌ها حدود ۶ میلیون تومان قیمت دارند و کیبورد و موس نیز از حدود ۱۰ میلیون تومان به بالا در بازار موجود است.

    در بخش سیستم‌های خانگی، یک کیس و مانیتور معمولی حدود ۸۰ تا ۱۰۰ میلیون تومان هزینه دارد. در مقابل، سیستم‌های گیمینگ حرفه‌ای در برخی موارد تا چند میلیارد تومان نیز قیمت‌گذاری شده‌اند؛ شکافی که نشان‌دهنده دوگانگی عمیق در ساختار مصرف سخت‌افزار است.

    سهم درآمد و مقایسه جهانی؛ فاصله معنادار با استاندارد دسترسی

    بر اساس گزارش «Alliance for Affordable Internet» (وابسته به وب‌فاندیشن)، در سطح جهانی هزینه یک گوشی هوشمند در کشورهای کم‌درآمد می‌تواند بیش از ۵۰ تا ۷۰ درصد درآمد ماهانه یک فرد را تشکیل دهد، در حالی که در کشورهای با درآمد بالاتر این سهم معمولاً به کمتر از ۵ تا ۱۰ درصد می‌رسد.

    در گزارش‌های بین‌المللی همچنین اشاره شده است که در بسیاری از اقتصادهای توسعه‌یافته، افزایش قیمت تجهیزات الکترونیکی طی سال‌های اخیر عمدتاً در محدوده تک‌رقمی تا حدود ۱۰ الی ۲۰ درصد سالانه بوده است، تحت تأثیر مدیریت زنجیره تأمین و تعدیل تدریجی بازار.

    در مقابل، در بازار ایران، به گفته فعالان صنفی، افزایش قیمت در برخی گروه‌های کالایی مانند لپ‌تاپ، کارت گرافیک و تجهیزات ذخیره‌سازی در بازه‌های زمانی کوتاه، چندین برابر شده و در مواردی به جهش‌های چندصد درصدی رسیده است.

    با توجه به سطح درآمدی، هزینه یک گوشی میان‌رده یا لپ‌تاپ ساده در ایران برای بخش قابل توجهی از جامعه، سهمی بسیار بالاتر از میانگین جهانی از درآمد ماهانه را به خود اختصاص می‌دهد و عملاً از یک «کالای مصرفی» به یک «تصمیم مالی سنگین» تبدیل شده است.

    بازاری دیگر در وضعیت تعلیق ساختار و واردات و ناموجودی کالاها

    برآیند گفته‌های فعالان بازار نشان می‌دهد بحران فعلی سخت‌افزار صرفاً به افزایش قیمت محدود نیست، بلکه حاصل هم‌زمانی چند عامل ساختاری است: «محدودیت واردات، نبود مسیر جایگزین پایدار، کاهش شفافیت عرضه، و انتظارات تورمی در سطح بازار.»

    در چنین شرایطی، بازار از منطق عرضه و تقاضای پایدار فاصله گرفته و به ساختاری در وضعیت تعلیق تبدیل شده است؛ ساختاری که در آن کالاهای دیجیتال از سبد مصرف روزمره فاصله گرفته و به اقلامی تبدیل شده‌اند که دسترسی به آن‌ها نیازمند برنامه‌ریزی مالی جدی و در بسیاری موارد، صرف‌نظر از سایر نیازهای ضروری است.

  • گرانی کتاب، «مطالعه» را از زندگی ایرانی‌ها حذف کرد

    گرانی کتاب، «مطالعه» را از زندگی ایرانی‌ها حذف کرد

    به گزارش اقتصادران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تلاش کرده است با برگزاری نمایشگاه تخصصی کتاب کودک و نوجوان، بخشی از فشار اقتصادی ناشران و خانواده‌ها را کاهش دهد.

    نمایشگاهی که به گفته برگزارکنندگان، علاوه بر حمایت از ناشران، تلاشی برای بازگرداندن کودکان به فضاهای فرهنگی و جمعی پس از ماه‌ها دوری از محیط‌های آموزشی و اجتماعی است.

    مجتبی دانشور، مدیر نظارت، چاپ و توزیع کتاب کودک و نوجوان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، در گفت‌وگو با ایلنا با اشاره به برگزاری این نمایشگاه گفت: «هر سال در اردیبهشت‌ماه درگیر نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران بودیم که در دوران کرونا به صورت مجازی برگزار شد و امسال هم به دلیل شرایط خاص و محدودیت‌ها، بخشی از فعالیت‌ها تحت تاثیر قرار گرفت. با این حال تصمیم گرفتیم نمایشگاه تخصصی کودک و نوجوان را از ۳۰ اردیبهشت تا ۱۲ خردادماه در کانون پرورش فکری برگزار کنیم.»

    به گفته او، ۵۲ ناشر کودک و نوجوان در این رویداد حضور دارند و تلاش شده ناشران شاخص حوزه کودک در آن شرکت کنند. دانشور توضیح داد: در کشور حدود ۳۰۰ ناشر کودک ثبت شده‌اند و در نمایشگاه کتاب تهران نیز حدود ۱۵۰ ناشر حضور داشتند، اما به دلیل محدودیت فضا و همزمانی برخی برنامه‌ها امکان حضور همه ناشران وجود نداشت.

    او هدف اصلی نمایشگاه را حمایت از ناشران و کاهش فشار اقتصادی بر صنعت نشر عنوان کرد و افزود: بسیاری از کسب‌وکارهای فرهنگی در ماه‌های اخیر آسیب دیده‌اند. در چرخه معمول فروش کتاب، بازگشت سرمایه چند ماه طول می‌کشد اما در نمایشگاه‌ها ناشر می‌تواند بدون واسطه کتاب را مستقیم به مخاطب عرضه کند و درآمد فروش سریع‌تر به دست او برسد.

    دانشور همچنین به نقش فرهنگی این نمایشگاه اشاره کرد و گفت: از اسفندماه سال گذشته تا مدت‌ها بسیاری از بچه‌ها کمتر در مدرسه و جمع‌های همسالان حضور داشتند. به همین دلیل تلاش کردیم فضایی فرهنگی و اجتماعی برای کودکان ایجاد کنیم؛ مشابه تجربه جشنواره اسباب‌بازی که پس از فروکش کردن کرونا برگزار شد.

    اما مهم‌ترین چالش این روزهای بازار کتاب، افزایش قیمت‌هاست. مدیر نظارت، چاپ و توزیع کتاب کودک و نوجوان کانون گفت: از شهریورماه سال گذشته قیمت کاغذ و مواد اولیه چاپ افزایش شدیدی داشته و همین موضوع قیمت کتاب را بالا برده است. اگرچه هنوز آمار رسمی منتشر نشده، اما برآورد ناشران نشان می‌دهد قیمت کتاب در شش ماه اخیر بین ۷۰ تا ۹۰ درصد افزایش یافته و در برخی موارد تقریبا دو برابر شده است.

    به گفته او، طبیعی است که در چنین شرایطی کتاب و محصولات فرهنگی در نخستین ردیف حذف از سبد خانوار قرار بگیرند: خانواده‌ها وقتی با افزایش هزینه‌های زندگی روبه‌رو می‌شوند، ابتدا هزینه‌های فرهنگی را کاهش می‌دهند و این موضوع مستقیما بر آینده فرهنگی جامعه تاثیر می‌گذارد.

    دانشور تاکید کرد: کانون پرورش فکری تلاش کرده بخشی از این فشار را از طریق توسعه کتابخانه‌ها و برنامه‌های فرهنگی جبران کند. یکی از وظایف کانون این است که دسترسی ارزان‌تر کودکان به کتاب را فراهم کند. کتابخانه‌های کانون و عضویت کودکان در این مراکز می‌تواند بخشی از این کمبود را جبران کند.

    در عین حال، آمارهای حوزه نشر کودک همچنان نگران‌کننده است. به گفته دانشور، سال گذشته حدود ۳۰ میلیون نسخه کتاب کودک و نوجوان در کشور منتشر شده که به معنای انتشار تنها حدود ۱.۵ جلد کتاب به ازای هر کودک ایرانی در طول یک سال است؛ آماری که به گفته کارشناسان فاصله زیادی با استانداردهای جهانی دارد.

    بررسی آمارهای بین‌المللی نشان می‌دهد بازار کتاب کودک در بسیاری از کشورهای جهان یکی از مهم‌ترین بخش‌های صنعت نشر محسوب می‌شود. در بریتانیا سالانه بیش از ۶۳ میلیون نسخه کتاب کودک فروخته می‌شود و کتاب کودک حدود یک‌سوم کل بازار نشر این کشور را تشکیل می‌دهد. همچنین هر سال حدود ۱۰ هزار عنوان جدید کتاب کودک در بریتانیا منتشر می‌شود.

    مطالعات «نشنال لیتراسی تراست» در بریتانیا نشان می‌دهد بیش از ۸۶ درصد کودکان و نوجوانان این کشور حداقل یک کتاب شخصی در خانه دارند و برخی دانش‌آموزان بریتانیایی در طول سال بیش از ۲۰ کتاب مطالعه می‌کنند.

    در کشورهای شمال اروپا نیز وضعیت مطالعه بسیار بالاتر از میانگین جهانی است و بیش از ۷۰ درصد مردم در کشورهایی مانند نروژ، سوئیس و دانمارک سالانه دست‌کم یک کتاب می‌خوانند.

    در آمریکا نیز کتاب کودک یکی از سودآورترین بخش‌های صنعت نشر به شمار می‌رود و ارزش بازار جهانی کتاب کودک در سال‌های اخیر به حدود ۱۲ میلیارد دلار رسیده است. بسیاری از مدارس و کتابخانه‌های عمومی در آمریکا و اروپا برنامه‌های مستمر کتابخوانی برای کودکان دارند و دولت‌ها سرمایه‌گذاری گسترده‌ای روی ترویج مطالعه انجام می‌دهند.

    کارشناسان حوزه کودک معتقدند تفاوت اصلی ایران با کشورهای موفق در حوزه کتاب کودک، تنها در تعداد کتاب‌ها نیست؛ بلکه در میزان سرمایه‌گذاری روی کتابخانه‌های عمومی، دسترسی ارزان کودکان به کتاب، برنامه‌های ترویج مطالعه در مدارس و حمایت پایدار از ناشران کودک است.

    دانشور نیز با تاکید بر همین موضوع می‌گوید: وضعیت کتاب کودک نسبت به برخی حوزه‌های دیگر نشر بهتر شده و خانواده‌ها امروز بیشتر به کودک اهمیت می‌دهند، اما همچنان سرانه مطالعه کودک پایین است و این حوزه نیازمند حمایت جدی دولت و سرمایه‌گذاری بیشتر است؛ چرا که کتاب کودک مستقیما با خلاقیت، آموزش و آینده نسل جدید ارتباط دارد.

  • شوک اقتصادی به ۸۷ میلیون ایرانی / رقم کالابرگ بدون تغییر می‌ماند

    شوک اقتصادی به ۸۷ میلیون ایرانی / رقم کالابرگ بدون تغییر می‌ماند

    به گزارش اقتصادران، سخنان اخیر سخنگوی دولت مبنی بر اینکه افزایش مبلغ کالابرگ فعلا مقدور نیست، این سئوال مهم را در افکار عمومی ایجاد می‌کند که آیا عدم افزایش رقم کالابرگ، قانونی و منطبق با وعده‌های رسمی اعلامی است یا خیر؟

    پیش از این یعقوب اندایش معاون امور اقتصادی و رفاهی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیز اعلام کرده بود کل بودجه مصوب در قانون بودجه برای کالابرگ حدود ۹۹۶ همت است و با توجه به این‌که در حال حاضر ۸۷ میلیون ایرانی کالا برگ می‌گیرند که اگر بخواهیم ماهانه به طور مرتب یک میلیون تومان بدهیم، از کل اعتبار مصوب هم بالاتر می‌شود و ۴۸ همت کسری خواهیم داشت.

    قانون چه می‌گوید؟

    در ماده سه فصل یک  آیین‌نامه تضمین امنیت غذایی و حمایت معیشتی خانوارها صراحتا تامید شده است: افزایش هزینه ناشی از تغییر قیمت اقلام سبد کالای موضوع این آئین نامه به صورت فصلی ارزیابی و از محل منابع موجود در حساب پشتیبان از طریق افزایش اعتبار کالابرگ جبران خواهد شد.

    طبق ماده ۳ آیین‌نامه تضمین امنیت غذایی و بهبود معیشت مردم مصوب ۱۴۰۴/۱۰/۱۰ هیات وزیران، هرگونه تغییر در مبلغ کالابرگ نیازمند تصویب در کارگروه ماده ۱۳ طرح بهبود معیشت است.

    بر اساس این آیین‌نامه افزایش هزینه ناشی از تغییر قیمت اقلام سبد کالاهای موضوع این آیین‌نامه به صورت فصلی ارزیابی و از محل منابع موجود در حساب پشتیبان از طریق افزایش اعتبار کالابرگ جبران خواهد شد؛ بنابراین اگر قیمت‌های اقلام کالابرگ در این دوره افزایش پیدا کند، دولت خود را موظف می‌داند میزان اعتبار کالابرگ در دوره بعد را افزایش دهد.

    احمد میدری نیز پیش از این اعلام کرد: درخواست افزایش مبلغ کالابرگ به کمیته ماده ۱۳ طرح بهبود معیشت داده شده است و به علت کمبودهایی که وجود دارد در حال بررسی است.

    وعده رسمی مقامات چه بود؟

    مسعود پزشکیان ششم بهمن ماه سال گذشته اعلام کرد: در کنار محاسبه نرخ تورم، باید افزایش قدرت خرید مردم و میزان بهره‌مندی آنان از کالابرگ نیز به‌صورت دقیق محاسبه و اعلام شود.

    طرح بزرگ اقتصادی دولت به معنای حذف یارانه نیست، بلکه انتقال یارانه از ابتدای زنجیره به انتهای آن، ایجاد عدالت و حذف رانت، فساد و تبعیض است تا منابع به‌صورت عادلانه در اختیار همه مردم قرار گیرد.

    پورمحمدی، رییس سازمان برنامه و بودجه نیز پیش از این در نیمه دی‌ماه سال گذشته تاکید کرد: اعتبار کالابرگ هر سه ماه یک‌بار متناسب با تورم تغییر می‌کند.

    احمد میدری ، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیز اواخر بهمن‌ماه وعده داد: طبق دستور رئیس‌جمهوری در صورت افزایش تورم، مبلغ کالابرگ الکترونیکی هم افزایش خواهد یافت.

    طرح جدید دولت چیست؟

    احمد میدری اعلام کرده است: آنچه که در این ماه اجرایی خواهد شد این است که تولیدکنندگان برای درصدی از کالا برگ، به مردم تخفیف بدهند. در صنعت لبنیات با توجه به مذاکراتی که انجام شده، برخی از شرکت‌ها که اسامی شان را خودشان اعلام می‌کنند، روی کالابرگ ۱۰ درصد تخفیف می‌دهند. با توافقی که انجام دادیم درصدی از آن را برای شرکت‌هایی که تخفیف می‌دهند تعیین خواهیم کرد. درباره روغن هم برخی از شرکت‌ها اعلام کرده‌اند که سه درصد تخفیف خواهند داد، با این حال این موضوع هنوز نهایی نیست و ما درخواست تخفیف بیشتری داریم. ۱۰ درصد را با صنعت لبنیات و با برخی از شرکت‌ها نهایی کردیم که اطلاع رسانی خواهد شد.

    صحبت از ارائه‌ی تخفیف ۱۰ درصدی بر لبنیات در حالی مطرح می‌شود که از دی ماه تا کنون قیمت لبنیات افزایشی قابل توجه را تجربه کرده است . به طور مثال در آذرماه قیمت یک لیتر ۶۵ هزار تومان بود اما در حال حاضر به ۹۸ هزار تومان رسیده است.

    قیمت یک کیلوگرم ماست پاستوریزه ۹۱ هزار تومان بود که در حال حاضر به حدود دویست هزار تومان رسیده و در قیمت‌های اعلامی جدید نیز قیمت یک دبه دو کیلویی ماست حدود ۲۲۸ هزار و ۷۰۰ تومان تعیین شد.  قیمت خامه دویست گرمی ۶۵ هزار تومان بود که در حال حاضر به بیش از ۱۰۴ هزار تومان رسیده است. بهای پنیر پاستوریزه نیم کیلویی هم ۱۱۵ هزار تومان بود . در قیمت‌های جدید اعلامی بهای پنیر یو اف ۴۰۰ گرمی ۲۰۳ هزار تومان اعلام شده است. قیمت صد کره پاستوریزه حیوانی نیز هفتاد هزار تومان بود که به صد هزار تومان رسیده است.

    به این ترتیب ماست در همین دوره زمانی نزدیک به ۱۱۹ درصد، پنیر ۷۶ درصد، خامه ۶۰ درصد و شیر ۵۰ ردصد افزایش قیمت داشته است. میزان افزایش قیمت کره نیز ۴۲ درصد بود.

    میدری در حالی از تخفیف ۳ درصدی روی قیمت روغن نباتی خبر داده است که بهای روغن ۹۰۰ گرمی در آذرماه سال گذشته  ۹۳ هزار و پانصد تومان بود و در حال حاضر بهای روغن ۸۱۰ گرمی به ۳۳۱ هزار تومان رسیده است. میزان افزایش قیمت روغن مایع بیش از ۲۶۰ درصد بوده است و طبیعی است تخفیف سه درصدی عاملی برای حفظ قدرت خرید نخواهد بود.

    میدری درباره افزایش اعتبار کالابرگ در خردادماه نیز گفت: پیشنهادی از طرف ما و دستگاه‌های مختلف به سازمان برنامه رفته و با توجه به محدودیت بودجه در حال بررسی است، اما درباره خرداد ماه هنوز تصمیم نهایی گرفته نشده است.