دسته: صنعت و معدن

  • خانم وزیر! مافیای پیمانکاران شما را بر صندلی وزارت نشانده؟

    خانم وزیر! مافیای پیمانکاران شما را بر صندلی وزارت نشانده؟

    به گزارش اقتصادران، بار جنگ و بحران بر دوش کارگران به خصوص کارگران پیمانکاری و ارکان ثالث است؛ کارگران پیمانکاری نفت و گاز، پالایشگاه‌ها و پتروشیمی‌ها در نزدیک به چهل روز جنگ، زیر بمباران‌های سنگین دشمن، مردانه پای کار ایستادند و نگذاشتند چرخه صنعت و تولید کشور متوقف شود؛ اما سوال اینجاست که آیا از این نیروهای زحمتکش، آن‌چنان که باید، حمایت و قدردانی می‌شود؟ آیا مسئولان این از خودگذشتگی‌ها را می‌بینند؟

    «مازیار گیلانی نژاد» فعال کارگری در این رابطه می‌گوید: در بازدیدی که آقای پزشکیان رئیس جمهور در ۲۴ فروردین از وزارت راه داشتند خانم وزیر اعلام کرد که «یک خانم پیمانکار اعلام کرده است تمام ثروت من مال شما»؛ این گفتار با افتخار در شبکه‌های صداوسیما و در اخبار پخش شد.

    او افزود: چرا حرف‌های یک خانم پیمانکار که یکی از پیمانکاران و واسطه‌ها است، این‌چنین بزرگ‌نمایی می‌شود در حالی که در کارخانه‌های فولاد، پتروشیمی‌ها و جای جای ایران کارگران بسیاری جان خود را از دست دادند یا مجروح و بیکار شدند؟ چرا این فداکاری‌ها به رئیس جمهور گزارش نمی‌شود و در شبکه‌های مختلف بازتاب نمی‌یابد؟ آیا جای تعجب ندارد؟ با این اخبار، چه پیامی می‌خواهند به جامعه پیمانکاری بدهند؟ آیا می‌خواهند بگویند این پیمانکاران هستند که فداکاری می‌کنند و چرخ‌های کشور را می‌گردانند؟!

    گیلانی نژاد ادامه داد: در چند ماه گذشته، در یک تجمع ۵ هزار نفره‌ی کارگران ارکان ثالث در شرکت‌های نفت و گاز و همچنین در تجمعات هفتگی در سکوهای نفتی، کارگران علیه شرکت‌های پیمانکاری، این سرطان چنبره زده در استخدام کارگران، بسیار گفتند و ظلم‌ها و دزدی‌های پیمانکاران را برملا کردند اما سالهاست لایحه حذف شرکت‌های پیمانکاری در مجلس خاک می‌خورد و حتی حاضر نشده‌اند با نمایندگان کارگران نشست بگذارند و گفتگو کنند.

    این فعال کارگری با بیان اینکه «شرکت‌های پیمانکاری با دزدیدن دستمزدها و با رعایت نکردن قوانین کار و تامین اجتماعی همچنان مورد تنفر کارگران هستند» اضافه کرد: گزارش‌های بسیاری از سوی کارگران پروژه‌ای از ظلم این پیمانکاران بارها و بارها منتشر شده اما هیچ زمان گوش شنوایی نبوده است.

    گیلانی نژاد در پایان گفت: چرا وزیر راه از پیمانکاران تمجید می‌کند؟ نکند این مافیای پیمانکاران است که ایشان را بر صندلی وزارت نشانده است!

  • زنان، قربانیان بی صدای «تعدیل نیرو»

    زنان، قربانیان بی صدای «تعدیل نیرو»

    به گزارش اقتصادران، در حالی که سهم زنان از آموزش عالی در ایران و متناسب با آن سهم آنها در بازار کار به‌طور چشمگیری افزایش یافته، اما در بزنگاه ها و بحران های اقتصادی، زنان اولویت اول کارفرمایان برای تعدیل هستند. آنهم در شرایطی که بسیاری از زنان شاغل یا مستقل هستند و تأمین هزینه زندگی با خود آ«هاست یا سرپرست و کمک اقتصادی خانواده هستند.

    سمیه گلپور، فعال حوزه کارگری معتقد است؛ «بیمه بیکاری محدود، نبود نظام حمایت اجتماعی منسجم و نبود سیاست‌های فعال بازار کار، زنان نان‌آور را در معرض سقوط معیشتی قرار می‌دهد.»

    گفت‌وگو با سمیه گلپور، رئیس کانون انجمن‌های صنفی کارگران را بخوانید.

    ****

    *خانم گلپور! افزایش نرخ بیکاری زنان در بستر شوک‌های اخیر مثل اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ یا جنگ ۵۰ روزه چه معنایی دارد؟ آیا می‌توان گفت زنان به اولین قربانیان تعدیل در بحران‌های اقتصادی و اجتماعی تبدیل شده‌اند؟

    با وجود اینکه زنان ایران سهم بسیار بالایی در تحصیلات عالیه دارند و بخش بزرگی از نیروی متخصص، باسواد و توانمند کشور را تشکیل می‌دهند، اما در ساختار بازار کار و نظام شغلی با مجموعه‌ای از موانع ساختاری، تبعیض‌های پنهان و ضعف سیاست‌گذاری مواجه‌اند. ای به‌ویژه زنانی که نان‌آور یا سرپرست خانوار هستند.

    بله. در ادبیات جهانی بازار کار و داده‌های ایران، زنان به دلیل شرایط ساختاری به‌طور معمول اولین گروهی هستند که در شوک‌های اقتصادی تعدیل می‌شوند.

    زنان شاغل اسیر قراردادهای موقت، سفید امضا و بدون بیمه

    تمرکز اشتغال زنان در کسب‌وکارهای کوچک، آسیب‌پذیر و غیررسمی یکی از دلایل اصلی این وضعیت است. مشاغلی مثل خرده‌فروشی، خدمات، آموزش خصوصی و صنایع کوچک، اولین بخش‌هایی هستند که در رکود و شوک اقتصادی آسیب می‌بینند. از سوی دیگر، نوع قراردادها نیز بسیار تعیین‌کننده است؛ بیش از ۷۰ درصد زنان کارگر قراردادهای موقت، سفیدامضا، شفاهی یا بدون بیمه دارند، بنابراین اخراج آنان کم‌هزینه‌تر و ساده‌تر است.

    تصورات جنسیتی کارفرمایان نیز نقش مهمی دارد. کارفرما هنگام بحران معمولاً مردان را به‌عنوان «نان‌آور اصلی» حفظ می‌کند و زنان در اولویت دوم قرار می‌گیرند. پایین‌تر بودن دستمزد زنان نیز باعث می‌شود کارفرما سرمایه‌گذاری بلندمدت روی آنان را کم‌بازده تصور کند.

    همچنین تمرکز زنان در مشاغل قابل‌کاهش بسیار قابل توجه است. مشاغلی که در اولین موج بحران حذف می‌شوند، زنان در آن‌ها سهم بیشتری دارند؛ از جمله منشی‌گری، فروشندگی، بازاریابی، کارهای اداری کم‌مهارت و خدمات آموزشی خصوصی.

    *چه عوامل ساختاری باعث می‌شود زنان، بیش از مردان در معرض حذف از بازار کار قرار بگیرند؟ این مسئله چه پیامدهای اجتماعی در سطح خانواده دارد؟

    ضعف امنیت شغلی و نبود نظارت بازرسی کار بر قراردادها از مهم‌ترین عوامل ساختاری است. فقدان ضمانت اجرا در قراردادهای موقت، زنان را بسیار آسیب‌پذیر می‌کند. دسترسی محدود به تسهیلات مالی و اعتباری نیز نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. زنان کارگر و شاغلان خانگی اغلب ضامن ندارند، وثیقه ندارند و شبکه ارتباطی ندارند، در نتیجه امکان توسعه شغل ندارند.

    فشار نقش‌های همزمان خانوادگی–شغلی نیز باعث می‌شود کارفرمایان گاهی زنان را کمتر در دسترس تصور کنند. از سوی دیگر، سهم کم زنان از آموزش‌های مهارت‌افزایی نیز قابل توجه است؛ تنها حدود ۳۰ درصد شرکت‌کنندگان دوره‌های مهارت‌آموزی رسمی زنان هستند.

    پیامدهای اجتماعی حذف زنان از بازار کار

    نبود حمایت مؤثر از زنان سرپرست خانوار نیز وضعیت را تشدید می‌کند. بیمه بیکاری محدود، نبود نظام حمایت اجتماعی منسجم و نبود سیاست‌های فعال بازار کار، زنان نان‌آور را در معرض سقوط معیشتی قرار می‌دهد.

    پیامدهای اجتماعی حذف زنان از بازار کار بسیار گسترده است. افت شدید معیشت خانوار از اولین نتایج آن است؛ زن نان‌آور بیکار به معنای قرار گرفتن خانوار در معرض فقر چندبعدی است. افزایش استرس و فرسودگی روانی نیز به‌دنبال دارد و بیکاری مادر به سلامت روان خود و کودکان لطمه می‌زند.

    بازگشت ناخواسته به کار خانگی بدون درآمد، استقلال اقتصادی زنان را کاهش می‌دهد. همچنین کاهش کیفیت زندگی کودکان، شامل فقر آموزشی، تغذیه ناکافی و فشار روانی، از دیگر پیامدهاست. در نهایت، افزایش وابستگی اقتصادی و آسیب‌پذیری خانوادگی می‌تواند زمینه‌ساز خشونت اقتصادی شود.

    *در شرایطی که بسیاری از زنان شاغلِ تعدیل‌شده نه تنها نیروی کمکی نیستند بلکه بازوی اصلی درآمد خانوار محسوب می‌شوند، چه سیاست‌های حمایتی فوری و میان‌مدتی می‌تواند از سقوط معیشتی آن‌ها جلوگیری کند و بازگشت‌شان به بازار کار را تسهیل کند؟

    اقدامات فوری سه تا شش‌ماهه می‌تواند نقش مهمی در جلوگیری از فروپاشی معیشتی داشته باشد. بیمه بیکاری کوتاه‌مدت ویژه زنان سرپرست خانوار و شاغلان غیررسمی حتی در دوره‌های کوتاه می‌تواند از فروپاشی مالی خانوار جلوگیری کند. وام خرد حمایتی بدون ضامن با کارمزد کم برای خوداشتغالی و کسب‌وکارهای کوچک زنانه نیز ضروری است.

    یارانه دستمزد برای حفظ اشتغال زنان

    ممنوعیت تعدیل بدون گزارش‌دهی به بازرسی کار و ارائه گزارش تفکیک‌شده تعدیل‌ها می‌تواند تبعیض جنسیتی را شناسایی و مهار کند. یارانه دستمزد برای حفظ اشتغال زنان نیز ابزاری مؤثر در کشورهای مختلف بوده است. همچنین معافیت بیمه‌ای موقت برای کارفرمایانی که نیروی کار زن را حفظ می‌کنند، می‌تواند انگیزه اقتصادی ایجاد کند.

    در سطح میان‌مدت، توسعه آموزش مهارت‌های دیجیتال، فنی و کارآفرینی برای زنان اهمیت زیادی دارد، زیرا مهارت‌محوری مهم‌ترین ابزار کاهش تبعیض در بازار کار است. ایجاد مراکز کارآفرینی زنان در شهرستان‌ها برای آموزش، بازاریابی، فروش آنلاین و پیوند با بازار نیز ضروری است.

    اصلاح قانون کار برای امن‌سازی قراردادهای زنان

    اصلاح قانون کار برای امن‌سازی قراردادهای زنان باید در دستور کار قرار گیرد؛ از جمله ثبت اجباری قرارداد، ممنوعیت قرارداد سفیدامضا و پیگیری حقوقی اخراج غیرقانونی. سازمان‌دهی مشاغل خانگی با بیمه و حمایت نیز اهمیت دارد و این مشاغل باید از حالت پراکنده به خوشه‌های اقتصادی تبدیل شوند.

    گسترش بیمه اجتماعی فراگیر برای مشاغل خرد و غیررسمی، به‌ویژه برای زنان کارگاه‌های کوچک و دستفروشان، از دیگر اقدامات ضروری است.

    در عین حال، باید به یک واقعیت مهم نیز توجه کرد؛ سطح علمی بالای زنان ایران با شکاف بزرگی در شایسته‌سالاری همراه است. بیش از نیمی از دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها زن‌اند، اما سهم زنان در رشته‌های تخصصی و مدیریت بسیار پایین است.

    غلبه روابط بر ضوابط در مسیر ارتقای شغلی، شبکه‌های غیررسمی، روابط شخصی و پیوندهای خویشاوندی باعث ایجاد سقف شیشه‌ای چندلایه می‌شود. تصورات سنتی درباره نقش زن در سازمان و این تصور که زنان ممکن است کمتر در دسترس باشند، مانع ارتقای آنان می‌شود.

    عدم بهره‌مندی برابر از فرصت‌ها نیز وجود دارد؛ زنان کمتر به دوره‌های مدیریتی، مأموریت‌های تخصصی یا پروژه‌های بزرگ فرستاده می‌شوند. نبود قوانین نظارتی و داده‌های جنسیتی نیز باعث می‌شود بدون داده و نظارت، هیچ تبعیضی دیده نشود و هیچ اصلاحی شکل نگیرد.

    در کنار این موارد، نقش بی‌بدیل مشاغل خانگی و کارگاه‌های کوچک خانوادگی نیز باید دیده شود. این مشاغل اشتغال‌زا، کم‌هزینه، قابل انجام در منزل، مناسب زنان دارای مسئولیت خانوادگی، منبع درآمد پایدار برای زنان سرپرست خانوار و دارای امکان رشد به کسب‌وکار متوسط هستند.

    با این حال، این مشاغل به دلایل مختلف نادیده گرفته می‌شوند. آمارناپذیری یکی از مهم‌ترین دلایل است؛ بسیاری از این مشاغل بیمه، مجوز یا ثبت رسمی ندارند، بنابراین در آمار اشتغال دیده نمی‌شوند و در سیاست‌گذاری نیز به حساب نمی‌آیند. عدم دسترسی به سرمایه و تسهیلات نیز باعث می‌شود این مشاغل کوچک بمانند و در برابر بحران‌ها مقاوم نباشند.

    نبود آموزش‌های بازاریابی و فروش دیجیتال نیز موجب می‌شود این مشاغل بازار مناسبی نداشته باشند و در نتیجه پایدار نشوند. همچنین بی‌اعتقادی برخی نهادها به اهمیت اقتصادی مشاغل خانگی در حالی وجود دارد که در برخی کشورها ۵ تا ۲۰ درصد تولید ناخالص داخلی از همین مشاغل تأمین می‌شود.

    در مجموع، زنان ایران تحصیل‌کرده، توانمند و فعال هستند اما به دلیل ساختارهای نابرابر و ضعف شایسته‌سالاری، فرصت‌های شغلی و مدیریتی کمتری دارند. شوک‌های اقتصادی زنان را به اولین قربانی تعدیل تبدیل می‌کند. زنان نان‌آور خانوار به شدت در معرض سقوط معیشتی قرار دارند و مشاغل خانگی و کارگاه‌های خانوادگی که ستون اشتغال زنان هستند، در آمار و سیاست‌گذاری نامرئی مانده‌اند. اصلاح این وضعیت نیازمند ترکیبی از سیاست‌های فوری حمایتی و سیاست‌های بلندمدت ساختاری است.

  • سوءاستفاده کارفرمایان از شرایط جنگی علیه کارگران!

    سوءاستفاده کارفرمایان از شرایط جنگی علیه کارگران!

    به گزارش اقتصادران، چرخ‌های سنگین تولید و اقتصاد، همواره بر شانه‌های خسته اما ستبر کارگرانی می‌چرخد که حتی در تاریک‌ترین بزنگاه‌های تاریخی، دست از تلاش برنداشته‌اند. دستمزد سال ۱۴۰۵ در بیست و چهارمین روز از اسفندماه ۱۴۰۴ با هزاران کش‌وقوس تعیین شد اما اکنون که در واپسین روزهای فروردین‌ماه ۱۴۰۵ نفس می‌کشیم هنوز سایه سنگین بلاتکلیفی بر سر جامعه کارگری سنگینی می‌کند و خبری از ابلاغ رسمی بخشنامه مزدی نیست. این تعلل و سکوت غیرموجه از سوی متولیان امر، عملاً حیاط خلوتی امن برای سوءاستفاده کارفرمایان سودجو فراهم آورده است.

    ما اکنون در دوران آتش‌بس و گذار از روزهای سخت جنگ به سر می‌بریم؛ روزهایی که به چشم خود دیدیم کارگران چگونه در میانه بحران‌ها آسیب دیدند اما جانانه و با ازخودگذشتگی پای خطوط تولید ایستادند تا شریان حیات اقتصادی کشور قطع نشود اما امروز، پاداش آن مقاومت و ایستادگی، چیزی جز تهدید به اخراج، سایه شوم بیکاری گسترده و استثمار پنهان نیست.

    در سایه‌ عدم ابلاغ بخشنامه مزد ۱۴۰۵، در بسیاری از واحدهای صنعتی و تجاری شاهد رویه‌ای تلخ و غیرقانونی هستیم؛ کارفرمایان با سوءاستفاده از این خلأ و فقدان، قراردادهای سال جاری را با مصوبه مزدی سال گذشته منعقد می‌کنند. دردناک‌تر آنکه بسیاری از کارفرمایانی که واحدهای تولیدی و تجاری آن‌ها کوچک‌ترین آسیبی در شرایط جنگی ندیده است، با پنهان شدن پشت بهانه «شرایط جنگی و بحران»، دست به تعدیل نیرو، قطع حق و حقوق قانونی کارگران، عدم پرداخت حق بیمه و حذف اضافه‌کاری‌ها زده‌اند.

    در این میان، کارگرانی که شلاق بیکاری گسترده را بر پیکر جامعه احساس می‌کنند، از ترس اخراج و پیوستن به خیل عظیم بیکاران، چاره‌ای جز سکوت و تن دادن به شرایط ناعادلانه نمی‌بینند. حال پرسش اساسی این است: در این آشفته‌بازارِ بی‌قانونی، کارگران بی‌پناه چه پناهگاهی دارند و برای مقابله با این اجحاف آشکار، چه گام‌هایی باید برداشت؟

    برای بررسی دقیق‌تر این وضعیت و یافتن پاسخی برای سرگردانی کارگران، با فتح‌الله بیات، رئیس اتحادیه کارگران قراردادی و پیمانی و دبیر اجرایی خانه کارگر شرق تهران، گفت‌وگو کردیم.

    قراردادهای جدید باید با مزد سال جدید منطبق شوند

    فتح‌الله بیات در تشریح وضعیت کنونی قراردادهای کار و بلاتکلیفی ناشی از عدم ابلاغ رسمی بخشنامه مزد سال ۱۴۰۵، به ایلنا گفت: با پایان یافتن مدت قراردادهای کار، طبیعی است که قراردادهای قبلی نیز خاتمه پیدا می‌کنند و هر قرارداد جدیدی که در سال جدید منعقد می‌شود، باید با بخشنامه مزدی جدید و شرایط تازه منطبق باشد. بنابراین قراردادهایی که از ابتدای فروردین‌ماه بسته می‌شوند، در اصل باید بر مبنای مزد سال ۱۴۰۵ تنظیم شوند، هرچند تا این لحظه بخشنامه رسمی دستمزد هنوز ابلاغ نشده است.

    به گفته او، با وجود عدم ابلاغ رسمی، کلیات مصوبه مزدی و ارقام مربوط به آن در دسترس عموم قرار دارد: «هرچند بخشنامه هنوز به‌صورت رسمی صادر نشده، اما مزد مصوب، درصد افزایش‌ها، وضعیت سایر سطوح مزدی، مزایا و حق مسکن در عمل مشخص شده و اطلاعات آن نیز منتشر شده است.»

    بیات درباره تکلیف پرداخت‌ها در این دوره گذار توضیح داد: اگر بخواهیم کاملاً مقرراتی و بر مبنای تشریفات قانونی عمل کنیم، تا پیش از صدور بخشنامه می‌توان پرداخت‌ها را مطابق روال گذشته انجام داد؛ اما هر میزان طلب و مطالبه‌ای که بر اساس بخشنامه جدید ایجاد می‌شود، باید در ماه‌های بعد به کارگر پرداخت شود.

    مابه‌التفاوت باید تسویه شود

    بیات با تأکید بر موقتی بودن پرداخت‌ها بر مبنای نرخ سال گذشته گفت: اگر دستمزد کارگر در این فاصله بر اساس مزد سال گذشته پرداخت شود، به محض ابلاغ بخشنامه جدید، کارفرما موظف است مابه‌التفاوت آن را بپردازد. نمی‌توان چنین استدلال کرد که چون بخشنامه هنوز ابلاغ نشده، کارگر باید مطابق مزد سال گذشته حقوق دریافت کند و حقی هم نسبت به افزایش‌های جدید نداشته باشد.

    او این رویه را مسبوق به سابقه دانست و افزود: حتی درباره بازنشستگان نیز بارها شاهد بوده‌ایم که بخشنامه‌های مزدی با تأخیر ابلاغ شده اما پرداخت‌ها موقتاً بر مبنای سال گذشته انجام و مابه‌التفاوت‌ها در ماه‌های بعدی به حساب آنان منظور شده است.

    خودداری از پرداخت مابه‌التفاوت، تخلف قانونی است

    رئیس اتحادیه کارگران قراردادی و پیمانی با صراحت هشدار داد: اگر کارفرمایی بخواهد کمتر از میزان تعیین‌شده در بخشنامه مزد سال جدید پرداخت کند و پس از ابلاغ نیز از پرداخت مابه‌التفاوت خودداری ورزد، مرتکب تخلف قانونی شده است و کارگر می‌تواند طرح شکایت کند.

    او ادامه داد: کارفرما ممکن است تا پیش از ابلاغ رسمی بخشنامه، قرارداد یا پرداخت را بر اساس مزد سال قبل انجام دهد اما این وضعیت صرفاً موقتی است و به محض ابلاغ رسمی، همه‌چیز باید بر اساس ضوابط سال جدید تنظیم و مابه‌التفاوت گذشته نیز تسویه شود؛ در غیر این صورت، تخلف محرز است.

    تأخیر در ابلاغ بخشنامه، کوتاهی وزارت کار است

    بیات در ادامه با اشاره به ریشه اصلی این بلاتکلیفی گفت: اگر بخشنامه به‌موقع ابلاغ نشود و مزد کارگران در حالت بلاتکلیف باقی بماند، این وضعیت خلاف قانون است؛ زیرا مصوبه شورای عالی کار به تصویب رسیده و در اینجا دیگر کوتاهی متوجه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و دولت است.

    او افزود: در چنین وضعیتی، نه کارگر مقصر است و نه کارفرما؛ چراکه وقتی وزارت کار در ابلاغ بخشنامه تعلل می‌کند، کارفرما ناگزیر می‌شود پرداخت‌ها را بر اساس مزد سال قبل انجام دهد و کارگر نیز در این میان طلبکار باقی می‌ماند.

    بیات همچنین تأکید کرد: امضای قرارداد از سوی کارگر در این دوره، به هیچ‌وجه به معنای اسقاط حقوق قانونی او نسبت به افزایش مزد سال جدید نیست و کارگر باید منتظر ابلاغ بخشنامه بماند تا مابه‌التفاوت مربوطه از سوی کارفرما پرداخت شود.

    قراردادهای کوتاه‌مدت نیز باید اصلاح شوند

    بیات درباره قراردادهای کوتاه‌مدت نیز توضیح داد: هر قراردادی که در سال جدید منعقد می‌شود، اعم از یک‌ماهه، سه‌ماهه یا شش‌ماهه، باید مطابق با مزد سال جدید تنظیم شود و اگر به دلیل‌ عدم ابلاغ بخشنامه، قرارداد کارگر بر مبنای مزد سال گذشته بسته شده باشد، باید پس از ابلاغ مصوبه، اصلاح شده و با شرایط مزدی جدید منطبق شود.

    او تصریح کرد: اینکه گفته شود چون بخشنامه ابلاغ نشده همه‌چیز بلاتکلیف است، توجیه درستی نیست؛ حقوق می‌تواند پرداخت شود اما مابه‌التفاوت باید در ماه‌های بعدی تسویه شود.

    گلایه از وزارت کار بابت سهل‌انگاری در ابلاغ مصوبه

    دبیر اجرایی خانه کارگر شرق تهران، در بخش دیگری از این گفت‌وگو، با انتقاد از عملکرد وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی گفت: گلایه جدی ما این است که چرا مزدی که در اواخر سال گذشته با توافق هر سه ضلع شرکای اجتماعی – نمایندگان کارگران، کارفرمایان و دولت-  به تصویب رسیده، هنوز به مرحله ابلاغ نرسیده است.

    او افزود: در شرایطی که مردم با تورم سنگین، گرانی‌های سرسام‌آور و دشواری‌های اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، این تعلل عملاً فشار مضاعفی بر نیروی کار وارد می‌کند. وزارت کار در این زمینه دچار سهل‌انگاری شده؛  لازم بود هرچه سریع‌تر بخشنامه مزد سال جدید را ابلاغ می‌کرد تا هم کارفرما و هم کارگر هنگام انعقاد قرارداد، تکلیف خود را بدانند و مطالبات معوق به ماه‌های بعد کشیده نشود.

    بیات با این حال تأکید کرد: حتی اگر بخشنامه با تأخیر ابلاغ شود، نمی‌توان کار را متوقف و فعالیت واحدهای تولیدی و خدماتی را تعطیل کرد. کار باید ادامه یابد اما این به معنای از بین رفتن حقوق کارگر نیست؛ مطالبات او باقی می‌ماند و باید تسویه شود.

    سوءاستفاده برخی کارفرمایان از شرایط موجود

    رئیس اتحادیه کارگران قراردادی و پیمانی، به نکته مهم‌تری پرداخت و گفت: در این مدت شاهد بوده‌ایم که برخی کارفرمایان از شرایط موجود سوءاستفاده کرده‌اند؛ در برخی واحدها حق بیمه کارگران به‌درستی رد نمی‌شود، در برخی دیگر اضافه‌کاری‌ها لحاظ نمی‌شود و در مواردی نیز کارگران با بهانه‌های مختلف از مزایای قانونی خود محروم شده‌اند.

    بیات افزود: همچنین در برخی کارگاه‌ها، کارگران را به سمت بیمه بیکاری سوق می‌دهند، در حالی که چنین اقداماتی لزوماً مبتنی بر واقعیت‌های موجود در همه کارگاه‌ها و بنگاه‌ها نیست.

    همه واحدها آسیب ندیده‌اند؛ سوءاستفاده نباید عادی شود

    بیات در توضیح بیشتر این موضوع خاطرنشان کرد: درست است که کشور شرایط جنگی را تجربه کرده و این وضعیت بر بخش‌هایی از اقتصاد اثر گذاشته، اما آیا تمام واحدهایی که امروز مدعی بحران و خسارت هستند واقعاً آسیب دیده‌اند؟ پاسخ قطعاً منفی است. کارگاه‌های آسیب‌دیده مشخص‌اند، واحدهای تخریب‌شده مشخص‌اند و وزارت کار نیز آمار دقیق این واحدها و شمار کارگران بیکارشده را در اختیار دارد. بنابراین هیچ توجیهی وجود ندارد که کارفرمایانی که کوچک‌ترین آسیبی ندیده‌اند، از این فضا بهره‌برداری کنند و فشار بیشتری بر کارگران وارد آورند یا دست به بهره‌کشی مضاعف بزنند و حقوق قانونی آنان را تضعیف کنند.

    لزوم ورود جدی‌تر بازرسان و هیأت‌های حل اختلاف

    دبیر اجرایی خانه کارگر شرق تهران در پایان تأکید کرد: در چنین شرایطی، بازرسان وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، باید با جدیت بیشتری عمل کنند و اجازه ندهند کارفرمایانی که آسیبی ندیده‌اند، به بهانه شرایط بحرانی کشور از انجام تکالیف قانونی خود شانه خالی کنند. همچنین ادارات کار و هیأت‌های تشخیص و حل اختلاف نیز بایستی در مواجهه با این‌گونه موارد، با حساسیت و قاطعیت بیشتری وارد عمل شوند و نگذارند در اوج مشکلات اقتصادی و تورم سرسام‌آور، حقوق و دستمزد و سایر مطالبات قانونی کارگران بیش از این تضییع شود.

  • زخم کاری جنگ بر تن صنعت

    زخم کاری جنگ بر تن صنعت

    به گزارش اقتصادران، در حالی که هنوز گرد جنگ از آسمان اقتصاد ایران فرو ننشسته، اتاق بازرگانی تهران از بحرانی سخن می‌گوید که نه در میدان نبرد، بلکه در کارخانه‌ها، انبارها و دفاتر کسب‌وکار جریان دارد؛ بحرانی که اگر برای آن نسخه‌ای واحد نوشته نشود، زنجیره تولید کشور را دچار اختلالی عمیق‌تر از خسارات فیزیکی خواهد کرد. نشانه‌های «پساجنگ اقتصادی» که حالا در صورت خسته بنگاه‌ها پیداست؛ جایی که اتاق تهران هشدار می‌دهد خسارات ۴۰۰ واحد صنعتی، بسیار فراتر از توان بسته‌های حمایتی دولت است و بدون بازنگری فوری در سیاست‌گذاری، خطر توقف زنجیره تولید جدی‌تر از آن چیزی است که آمارها نشان می‌دهند.

    ضرورت بازنگری در نظام حکمرانی اقتصادی

    در سی‌وهشتمین جلسه هیات نمایندگان اتاق بازرگانی تهران، اعضای  هیات نمایندگان اتاق بازرگانی تهران با هشدار نسبت به پیامدهای اقتصادی جنگ اخیر، بر لزوم بازنگری فوری در نظام حکمرانی اقتصادی و اتخاذ راهکارهای هماهنگ برای بازسازی واحدهای تولیدی تأکید کردند. ارزیابی‌ها نشان می‌دهد حدود ۴۰۰ واحد صنعتی آسیب دیده و بودجه در نظر گرفته‌شده دولت تنها بخشی از خسارات را پوشش می‌دهد. اعضای اتاق تهران خواستار همکاری نزدیک‌تر دولت و بخش خصوصی، بهره‌گیری از ظرفیت نهادهای نوآور، و پرهیز از تصمیم‌گیری‌های هیجانی در حوزه‌های حساس همچون تنگه هرمز شدند تا از تبدیل بحران جنگ به رکود اقتصادی جلوگیری شود.

    محمود نجفی‌عرب، در سی‌و هشتمین جلسه هیات نمایندگان اتاق تهران ضمن قدردانی از مسوولان و مردم که طی جنگ ۴۰ روزه برای حفظ کیان کشور تلاش کردند، از ضرورت توجه جدی متولیان حوزه اقتصاد به وضعیت صنایع بالادست از جمله فولاد و پتروشیمی که مواد اولیه مورد نیاز صنایع پایین‌دست را تامین‌ می‌کردند، سخن گفت. بر اساس اعلام اتاق تهران، او در ادامه بر لزوم اتخاذ تدابیری برای تداوم پایداری تامین اقلام اساسی تاکید کرد و گفت که کشور پتانسیل لازم را برای حفظ این پایداری داراست و تحقق این امر مستلزم افزایش همکاری و هماهنگی تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان و فعالان اقتصادی است.

    رییس اتاق بازرگانی تهران، سپس با بیان اینکه اتاق تهران نیز در جهت حل و فصل مسائل فضای کسب‌وکار و حمایت از صاحبان بنگاه‌های اقتصادی اقداماتی را به انجام رسانده است، در ادامه گفت: برای تنظیم اسناد سیاستی و ارایه آن به دولت، افزایش مشارکت انجمن‌ها و تشکل‌های اقتصادی نیز ضروری است. در واقع لازم است با مشارکت یکدیگر، مسائل و گلوگاه‌ها را احصا کرده و با انعکاس آن به مراکز تصمیم‌سازی عوارض جانبی حوادث پیش‌آمده را به حداقل برسانیم.

    رییس اتاق تهران، در بخش دیگری از سخنانش، آسیب‌های وارده به واحدهای تولیدی و سایر کسب‌وکارها را مورد اشاره قرار داد و گفت که ارزیابی‌های اولیه نشان می‌دهد که حدود ۴۰۰ واحد در جنگ اخیر دچار خسارت شده‌اند. در این میان دولت نیز ۸۰ همت برای جبران خسارت‌ها در نظر گرفته است که شامل همه بخش‌ها شده و آسیب‌های بخش صنعت را به‌طور کامل پوشش نمی‌دهد. بنابراین ضرورت دارد که در این زمینه چاره‌اندیشی صورت گیرد.

    رییس اتاق تهران توجه به مسائل پساجنگ را الزامی دانست و گفت: فعالان اقتصادی در سال گذشته با مشکلات گوناگونی روبرو بوده‌اند که مصائب جنگ ۱۲ روزه، چالش‌های ارزی و موضوعات مرتبط با بیمه و مالیات از جمله آنهاست. اکنون که کشور در شرایط بحرانی قرار دارد، بررسی بایدها و نبایدهای پساجنگ در بخش‌های سیاست‌گذاری، اقتصاد، فرهنگ و… ضروری است.

    نجفی عرب با بیان اینکه رسیدگی به مسائل پساجنگ و جلوگیری از بروز بحران‌های اقتصادی آن مساله‌ای جدی است، خاطرنشان کرد: در شرایط کنونی باید مشکلات به‌صورت روزمره حل و فصل شوند و در این مسیر، مشارکت تمامی بخش‌ها حائز اهمیت است. لازم است مسائلی که بنگاه‌های اقتصادی درگیر آن هستند به سرعت شناسایی شده و برای رفع آنها از طریق تعامل با بخش دولتی اقدام شود. بازنگری در نظام حکمرانی اقتصادی با هدف توسعه صادرات و بازسازی کسب‌وکارهای آسیب‌دیده از جنگ اخیر الزامی است.

    از آسیب ۴۰ درصدی به تهران تا تنگه هرمز

    در ادامه این جلسه، سایر اعضای هیات نمایندگان نیز به طرح دیدگاه‌ها و نظرات خود پرداختند؛ از جمله عباس آرگون، عضو هیات رییسه اتاق تهران با اشاره به اینکه ۴۰ درصد از آسیب‌ها در تهران به وقوع پیوسته است، به ضرورت برقراری توازن در اختصاص تسهیلات و حمایت‌ها اشاره کرد. مهراد عباد، عضو هیات‌نمایندگان اتاق تهران نیز با اشاره به اینکه آسیب‌های واردات به کسب‌وکارها، تنها منحصر به آسیب‌های فیزیکی نیست، گفت که بسیاری از بنگاه‌های اقتصادی از جمله شرکت‌های خدماتی و بازرگانی از منظر کاهش نیروی انسانی و کاهش فروش نیز دچار خسارت شده‌اند و نیازمند حمایت هستند .

    عباد همچنین پیشنهاد کرد که برای رسیدگی تخصصی به مشکلات صنایع آسیب‌دیده در جنگ اخیر، همکاری‌هایی با تشکل‌های مرتبط صورت پذیرد و از کمک آنها استفاده شود. امین مقدم دیگر عضو هیات‌نمایندگان اتاق تهران نیز با اشاره به آنچه کاهش شدید فروش در حوزه نساجی و پوشاک می‌خواند، از ضرورت توجه به این نوع کسب‌وکارها و آسیب‌هایی از این دست شد.

    حمیدرضا صالحی، دیگر عضو هیات نمایندگان اتاق تهران با اشاره به ظرفیت معاونت علمی ریاست‌جمهوری و صندوق نوآوری و شکوفایی توضیح داد: حمایت از بنگاه‌های اقتصادی و کسب‌وکارهای دانش‌بنیان‌ خسارت دیده در جنگ تحمیلی امریکا و اسراییل با ایران، از طریق تعامل با صندوق نوآوری و شکوفایی و ظرفیت‌های این نهادها نیز میسر خواهد بود. او گفت: می‌توانیم از ظرفیت این سازمان‌ها نیز در رفع چالش‌های این کسب‌وکارها استفاده کنیم.

    حسن فروزان‌فرد، رییس کمیسیون حکمرانی سازمانی اتاق تهران هم به ضرورت پرهیز از تصمیم‌گیری‌های هیجانی و توجه به فرصت‌ها به ویژه در مورد تنگه هرمز اشاره کرد و افزود: متاسفانه برخی افراد در مورد درآمد حاصل از عوارض تنگه هرمز، هیجانی می‌اندیشند و عمل می‌کنند. در صورتی که این حوزه می‌تواند فرصت‌هایی را برای همکاری‌های بین‌المللی فراهم کند. او تاکید کرد که به‌جای شتاب‌زدگی و برخورد هیجانی، بهره‌گیری از فرصت‌های توسعه به‌خصوص برای فعالان اقتصادی اهمیت دارد.

    علی تقوی‌فر، یکی دیگر از اعضای هیات‌نمایندگان اتاق تهران گفت: برای بهبود شرایط و توسعه اقتصادی بیش از منابع مالی به منابع فکری و مدیریتی نیاز است‌. همچنین، دستیابی به اطلاعات و آمار دقیق میزان خسارات کسب‌وکارها در جنگ رمضان لازمه تصمیم‌گیری صحیح در این زمینه است. علی نقیب، ‌پیشنهاد استفاده از ظرفیت خالی سایر شرکت‌ها و هم‌افزایی فعالان بخش‌خصوصی با یکدیگر را مطرح کرد. این عضو هیات‌نمایندگان اتاق تهران گفت: حفظ همبستگی بنگاه‌های اقتصادی در بحران‌ها، علاوه‌بر تقویت روحیه همدلی منجر به ایجاد همکاری‌های جدید می‌شود. پیشنهادم این است که کسب‌وکارهای آسیب‌دیده در جنگ برای تداوم فعالیت خود تعاملاتشان با دیگر کسب‌وکارها را افزایش داده و از ظرفیت خالی آنها استفاده کنند. او همچنین توصیه کرد که برای بازسازی شرکت‌های آسیب‌‌دیده در اتفاقات اخیر، از ظرفیت صندوق ذخیره ارزی نیز استفاده شود. در ادامه نشست، اعضای کمیسیون صنعت اتاق ایران با اشاره به ایستادگی واحدهای تولیدی در شرایط دشوار کنونی، حفظ پایداری تولید را مستلزم تسریع در تأمین مواد اولیه، صدور مجوز واردات مواد اولیه به خصوص در حوزه پتروشیمی به واحدهای تولیدی و بازرگانی معتبر، کنار گذاشته شدن بوروکراسی‌های معمول و تامین سرمایه در گردش تولیدکنندگان دانستند و خواستار شدند تسهیلات علاوه بر بنگاه‌هایی که مستقیما تحت تاثیر تخریب ناشی از حملات قرار گرفته‌اند، به همه بنگاه‌های تعلق بگیرد؛ چراکه همه بنگاه‌های اقتصادی تحت تاثیر شرایط جنگی بوده‌اند.

    تأکید بر دو اصل حفظ اشتغال و رشد اقتصادی، آزادسازی واردات مواد اولیه و ماشین‌آلات آزاد، حذف برخی موانع و عوارض ناشی از برخی بخشنامه‌ها و دستورالعمل‌های نامتناسب با شرایط جنگی، از دیگر محورهای مورد اشاره از سوی فعالان اقتصادی در این نشست بود.

    پیمان یزدان‌بخش، دبیر کمیته خودرو و قطعات کمیسیون صنعت اتاق ایران نیز با اشاره به آسیب دیدن صنعت خودرو در پی حملات دشمن به صنایع فولاد و پتروشیمی، گفت: صنایع بزرگ‌تر به دنبال واردات فولاد هستند و مذاکراتی هم برای واردات انجام شده است.

    او با تأکید بر اینکه باید واردات بدون منشأ ارز را در دستور کار قرار دهیم، افزود: نظام توزیع نیز دوباره به سمت سهمیه‌بندی حرکت کند و عرضه در بورس باید مدیریت‌شده ادامه پیدا کند.

    این فعال صنعتی ادامه داد: عرضه‌کنندگانی که ارزهای صادراتی خوبی در اختیار دارند، باید مواد اولیه مورد نیاز را وارد کنند. نکته مهم آن است که فقط مواد مورد نیاز واقعی وارد شود، نه اقلامی که در داخل تولید می‌کنیم یا کالاهای نهایی.

    اولویت‌بندی تأمین مواد اولیه

    هم‌راستا با این نشست؛ اعضای کمیسیون صنعت اتاق ایران هم بر لزوم تسریع در تأمین مواد اولیه، تسهیل واردات به‌ویژه در حوزه پتروشیمی، حذف بروکراسی‌های اداری و تأمین سرمایه در گردش تولیدکنندگان تأکید کردند. آنها خواستار ارایه تسهیلات به همه بنگاه‌های اقتصادی، نه فقط آنهایی که مستقیما تحت تأثیر حملات قرار گرفته‌اند، شدند، زیرا معتقدند شرایط جنگی بر همه بنگاه‌ها اثرگذار بوده است. محورهای دیگر مورد اشاره شامل حفظ اشتغال و رشد اقتصادی، آزادسازی واردات مواد اولیه و ماشین‌آلات، حذف موانع ناشی از بخشنامه‌ها و دستورالعمل‌های نامتناسب با شرایط جنگی بود. پیمان یزدان‌بخش دبیر کمیته خودرو و قطعات کمیسیون صنعت اتاق ایران با اشاره به آسیب صنعت خودرو از حملات به صنایع فولاد و پتروشیمی، بر لزوم واردات بدون منشأ ارز، بازگشت نظام توزیع به سمت سهمیه‌بندی و مدیریت عرضه در بورس تأکید کرد. او همچنین پیشنهاد داد عرضه‌کنندگانی که ارز صادراتی دارند، مواد اولیه مورد نیاز را وارد کنند، اما فقط مواد ضروری و نه اقلامی که مشابه آنها در داخل تولید می‌شود.

    محمد ایرانی رییس اتاق قم با بیان اینکه همچنان در شرایط جنگ تحمیلی هستیم، بر اثرات روانی بلندمدت این وضعیت و لزوم نگاه بلندمدت برای شناسایی و رفع مشکلات تأکید کرد. وی همچنین خواستار یکپارچه‌سازی آمار صنایع در سراسر کشور برای شناسایی دقیق نیازها و ارایه راهکارهای متناسب با شرایط هر بخش شد، زیرا تجویز یک راهکار واحد برای جبران خسارت‌ها در همه حوزه‌ها موثر نیست. فرشچیان رییس کمیسیون واردات اتاق ایران هم بر ضرورت هماهنگی کامل دولت و بخش خصوصی برای شناسایی مشکلات و برنامه‌ریزی مشترک تأکید کرد.

    ابوالفضل روغنی دبیرکل اتاق ایران در جمع‌بندی نشست، بر پیگیری مطالبات واحدهای صنعتی با رویکرد کارشناسی و آمادگی برای دوران پس از جنگ تأکید کرد. وی از اولویت‌بندی تأمین مواد اولیه با همکاری دولت و بخش خصوصی خبر داد و گفت دولت از پیشنهادهای بخش خصوصی استقبال می‌کند. او همچنین بر نقش اتاق ایران به عنوان مشاور سه قوه با اطلاعات کامل از حوزه‌های اقتصادی و پیگیری جدی همکاری با دولت در این شرایط ویژه تأکید کرد.آریا حقیقی، رییس کمیسیون صنعت اتاق ایران هم در اظهاراتی، آنچه اهمیت دارد را شناسایی دقیق داشته‌ها و قسمت‌های آسیب‌دیده، پیش از هرگونه تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی عنوان کرد و افزود: باید به کمک هم در کوتاه‌ترین زمان ممکن روند تولید را به دوران پیش از جنگ برگردانیم و از هرگونه اقدام غیرمنسجم به ویژه در این روزها پرهیز نماییم.

  • دود نابودی پتروشیمی‌ها در چشم صنعت غذا!

    دود نابودی پتروشیمی‌ها در چشم صنعت غذا!

    به گزارش اقتصادران، در شرایطی که اقتصاد ایران هنوز درگیر پیامدهای تنش‌های نظامی اخیر و یک آتش‌بس ناپایدار است، زنجیره‌های تأمین در برخی صنایع کلیدی با اختلالاتی روبه‌رو شده‌اند؛ اختلالاتی که در صورت تداوم، می‌توانند مستقیماً بر زندگی روزمره مردم اثر بگذارند. در این میان، صنعت غذا به‌عنوان یکی از حیاتی‌ترین بخش‌های اقتصادی، بیش از دیگر حوزه‌ها در معرض آسیب‌های ناشی از نوسانات تأمین مواد اولیه قرار دارد؛ به‌ویژه آنکه بخشی از این زنجیره به صنایع بالادستی همچون پتروشیمی وابسته است.

    در چنین فضایی، پرسش اصلی این است که آیا این اختلالات می‌تواند به کمبود یا افزایش قیمت در بازار مواد غذایی منجر شود، یا با مدیریت منابع داخلی و استفاده از مسیرهای جایگزین، می‌توان از عبور کم‌هزینه‌تر از این دوره اطمینان حاصل کرد؟

    در گفت‌وگو با رشید عزیزپور، رئیس کمیسیون صنایع غذایی اتاق ایران، به بررسی ابعاد این چالش‌ها، میزان آسیب‌پذیری زنجیره تأمین، و چشم‌انداز پیش‌روی صنعت غذا در ماه‌های آینده پرداخته شده است.

    عزیزپور، در ابتدای این گفتگو در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه «در جریان جنگ اخیر، با توجه به آسیب دیدن صنعت پتروشیمی، چه اختلالاتی در زنجیره تأمین مواد اولیه صنعت بسته‌بندی ایجاد شده و کدام بخش‌ها بیشترین آسیب را دیده‌اند؟»، تصریح کرد: یکی از موادی که مورد نیاز در بعضی از صنایع و به طور خاص در صنایع غذایی است، همین موادی است که مربوط به حوزه بسته‌بندی است و در آن از محصولات صنعت پتروشیمی استفاده می‌شود.

    او افزود: این موادی که برای بسته‌بندی صنایع غذایی مورد نیاز است، به گونه‌ای است که می‌توان گفت کل نیاز داخل از محل تولید داخل مرتفع می‌شد. برای تأمین مواد غذایی کشور، یک سری مواد اولیه مورد نیاز است که یک قسمت از این مواد اولیه مربوط به خود محصول است که بخشی از آن داخلی و بخشی دیگر وارداتی است. قسمت دیگری از مواد مورد نیاز، مربوط به بسته‌بندی محصولی است که در حال تولید می‌باشد یا آن محصول غذایی که تولید می‌شود.

    رییس کمیسیون صنایع غذایی اتاق ایران تأکید کرد: ما در تامین مواد اولیه بسته‌بندی صنایع غذایی، می‌توان گفت که کاملاً خودکفا بوده‌ایم و همه آن را از نیاز داخلی تأمین می‌کردیم. با این شرایط و اتفاقاتی که رخ داده است و آسیب‌هایی که به بعضی از واحدهای پتروشیمی در واقع در این شرایط اخیر وارد شد، یک تأثیری قاعدتاً بر این روند تأمین مواد از محل تأمین داخل به وجود می‌آید.

    اختلال در تأمین «پت» و «مواد سلفونی» برخی صنایع را تحت تأثیر قرار داد

    او افزود: این موضوع حتماً تأثیرگذار است و ما هم مکاتبه و هم پیگیری کرده‌ایم تا دستگاه‌های اجرایی متولی و وزارتخانه‌ها، اولویتی را که برای صنایع غذایی به دلیل اثر مستقیم آن بر سفره مردم وجود دارد، در دستور کار قرار دهند. بسیاری از کشورهای دیگر دنیا مواد اولیه مورد نیاز خود را از طریق واردات تأمین می‌کنند، اما تولید ما کاملاً خودکفا و داخلی بوده است. اگر موضوعی وجود داشته باشد یا گاهاً کمبودی مشاهده شود، می‌توانیم بخشی از آن را از طریق تولید داخل و بخشی دیگر را از طریق واردات تأمین کنیم تا این شرایط سپری شود و در صورت بروز آسیب، آن آسیب‌ها مرتفع شده و روال به گذشته بازگردد تا دوباره تمام نیازها را به صورت داخلی تأمین کنیم.

    رئیس کمیسیون صنایع غذایی اتاق ایران در رابطه با کمبود مواد سلفونی گفت: در بخش‌های مختلف مرتبط با زنجیره صنایع پتروشیمی، بسته به نیاز هر یک از صنایع، اتفاقات رخ داده بر تأمین مواد مورد نیاز آن‌ها تأثیر گذاشته است. این تأثیرات در مواردی مربوط به «پت»، در جایی مواد سلفونی و در بخش‌های دیگر مربوط به سایر مواد مرتبط است. بخشی از این نیاز از طریق تأمین داخلی، چه از موجودی‌های قبلی و چه از تولیدات فعلی، در حال پوشش است.

    برای تامین نیاز داخل کشور صادرات محصولات پتروشیمی متوقف شد

    او تصریح کرد: پیشنهادات ما برای تأمین بخشی از نیازها از طریق واردات در صورت وجود کمبود، ارائه شده و در حال نهایی شدن است. یک اتفاق مثبت دیگر توقف صادرات محصولات پتروشیمی بود تا بتوانیم نیاز داخل را تأمین کنیم. به نظر می‌رسد با توقف صادرات محصولات پتروشیمی بتوانیم نیاز داخل را از محل تولیدات داخلی مرتفع کنیم، اما اگر درصد محدودی از نیازها از داخل تأمین نشود، امکان تأمین آن از طریق واردات وجود دارد.

    رئیس کمیسیون صنایع غذایی اتاق ایران، در پاسخ به پرسشی درباره محدودیت‌های لجستیکی و هزینه‌های تمام شده تولید گفت: بخشی از مواد اولیه ما از طریق اراضی کشاورزی داخل کشور تأمین می‌شود. قسمت قابل توجهی از نیاز صنایع غذایی برای فرآوری و تبدیل، از محصولات کشاورزی داخلی تأمین می‌گردد. به دلیل شرایط آبی مناسب در بهار امسال، پیش‌بینی می‌شود شرایط کشت داخلی نسبت به سال‌های گذشته و به‌ویژه سال قبل بهتر باشد.

    واردات ما صرفاً به بنادر جنوبی محدود نمی‌شود

    او درباره بخش وارداتی مواد اولیه گفت: بخشی از این واردات از طریق مرزهای شمالی و کشورهای حوزه سی‌آی‌اس و روسیه انجام می‌شد و بخشی نیز از جنوب کشور صورت می‌گرفت. واردات از مسیرهای شمالی کماکان ادامه دارد و در جنوب نیز با وجود مباحثی تحت عنوان انحصار دریایی، کشتی‌هایی داشتیم که عبور کرده و وارد کشور شده‌اند. در حال حاضر نیاز داخلی از محل برنامه‌ریزی‌های قبلی تأمین می‌شود و هرچند اتفاقات آینده قابل پیش‌بینی نیست، اما واردات ما صرفاً به بنادر جنوبی محدود نمی‌شود و از طریق بنادر شمالی و حتی مسیرهای زمینی مانند ترکیه نیز انجام شده است.

    عزیزپور درباره چشم‌انداز ماه‌های آتی صنعت غذا گفت: بر اساس داده‌ها و اطلاعات موجود، حداقل تا چند ماه آینده مشکلی در حوزه مواد اولیه نخواهیم داشت، مشروط بر اینکه هماهنگی و همراهی فعلی میان بخش خصوصی و دستگاه‌های اجرایی ادامه یابد. اگر تصمیم‌گیران دولتی پیشنهادات بخش خصوصی را در خصوص حوزه‌های پتروشیمی، فولاد و مواد غذایی در تصمیمات خود لحاظ و اجرایی کنند، تا چند ماه آینده مشکلی نخواهیم داشت. رخدادهای بلندمدت باید در زمان خود بررسی شوند، اما در حال حاضر برای ماه‌های آینده در تأمین مواد اولیه کشاورزی و بسته‌بندی مشکلی پیش‌بینی نمی‌شود. مدیریت این شرایط ممکن است مستلزم حذف بخشی از صادرات یا شیفت کردن مسیرهای وارداتی از بنادر جنوبی به شمالی و یافتن راهکارهای جایگزین برای بنادر جنوبی باشد. با توجه به موجودی‌های فعلی و شرایط داخلی صنعت، تا چند ماه آینده مشکلی برای سفره مردم وجود نخواهد داشت.

    افزایش قابل توجه حقوق و دستمزد نیروی انسانی لاجرم بر قیمت تمام شده محصولات لحاظ خواهد شد

    عزیزپور در خصوص تأثیر محدودیت‌ها بر قیمت تمام شده و ضمن تایید تغییرات لحظه‌ای قیمت‌ها گفت: امکان دارد بر اساس شرایط، تغییرات قیمت به صورت لحظه‌ای اتفاق بیفتد. تمام تلاش تولیدکنندگان بر این است که مشکلی برای سفره مردم ایجاد نشود، همان‌طور که در دوران جنگ نیز شرکت‌های صنعت غذا در سه شیفت فعالیت می‌کردند تا خللی در تأمین نیاز مردم ایجاد نشود و همین‌طور هم بود. باید بپذیریم که قیمت تمام شده متأثر از شرایط، هم در حوزه مواد اولیه و هم در سایر هزینه‌ها مانند نیروی انسانی، متفاوت خواهد بود. در سال جدید شاهد افزایش قابل توجه حقوق و دستمزد نیروی انسانی بودیم که این اتفاقات لاجرم بر قیمت تمام شده محصولات لحاظ خواهد شد. پیش از سال نیز تغییرات نرخ ارز و حذف ارز ترجیحی را داشتیم که هرچند باید زودتر انجام می‌شد، اما اقدام درستی بود که در سال گذشته اجرایی شد. افزایش قیمت‌ها در برخی حوزه‌ها اجتناب‌ناپذیر است و تأثیر آن به گونه‌ای نیست که بتوان از آن چشم‌پوشی کرد. دولت نیز راهکارهایی مانند پرداخت بن‌های کالابرگ به جامعه را از سال گذشته آغاز کرده تا بتواند این افزایش هزینه‌ها را به نوعی جبران کند.

  • حمل‌ونقل زیر ضرب جنگ / بحران در بازار لوازم یدکی خودروهای سنگین

    حمل‌ونقل زیر ضرب جنگ / بحران در بازار لوازم یدکی خودروهای سنگین

    به گزارش اقتصادران، در حالی که طی ماه‌های اخیر نگرانی‌هایی درباره تامین قطعات و پایداری زنجیره حمل‌ونقل کشور مطرح شده است، فعالان این حوزه از تداوم ظرفیت تامین و امکان مدیریت شرایط سخن می‌گویند. حمل‌ونقل نقشی تعیین‌کننده در حفظ جریان سوخت، کالاهای اساسی و مواد اولیه صنایع دارد و هرگونه اختلال در آن می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای به همراه داشته باشد. در همین راستا یکی از فعالان به بررسی آخرین وضعیت موجودی قطعات، چالش‌های بازار، شرایط باربری و مسیر پیش‌روی صنعت حمل‌ونقل می‌پردازد.

    حمل‌ونقل پاشنه آشیل اقتصاد کشور است / کشور تا ۹ ماه و در بهترین حالت تا یک سال توانایی تامین لوازم یدکی بخش حمل‌و‌نقل را دارد / در دوره جنگ حمل‌ونقل جایگاه خط را مقدم داشت

    محمد رحیمی، عضو کمیسیون آموزش اتحادیه تولیدکنندگان و فروشندگان قطعات یدکی خودرو و ماشین‌آلات تهران و فعال حوزه حمل‌و‌نقل و کامیون‌های باری، گفت: حمل‌ونقل، چه در شرایط جنگی و چه در شرایط عادی، پاشنه آشیل اقتصاد کشور است. در دوره جنگ حمل‌ونقل جایگاه خط مقدم داشت و در سطح توزیع افرادی حضور داشتند که نگذاشتند کارخانه‌ها در سخت‌ترین شرایط خاموش شوند یا روند تولید، فروش و توزیع متوقف شود.

    او ادامه داد: اکنون با توجه به موجودی انبارها، تولیدات گذشته و کالاهای موجود در گمرک پیش‌بینی می‌شود که کشور بتواند ۶ تا ۹ ماه و در بهترین حالت تا یک سال نیازهای لوازم یدکی بخش حمل‌ونقل را تامین کند. البته احتمال کمبود در برخی کالاهای خاص وجود دارد، اما در نگاه کلی برای حدود ۹ ماه کمبود جدی دیده نمی‌شود. این برآورد وابسته به عادی ماندن شرایط کشور است.

    در صورت تقویت سایر کارخانه‌های فولاد امکان تامین نیاز کشور وجود دارد / با ثبات فضای سیاسی و برداشته شدن فشارهای روانی، حوزه‌های ورق گرم، ورق‌های سایزهای مختلف و چدن به آرامش می‌رسند

    رحیمی تشریح کرد: با وجود آسیب‌دیدن برخی کارخانه‌های بزرگ فولاد، تعداد زیادی کارخانه دیگر فعال هستند و اگر این واحدها تقویت شوند، امکان تامین نیاز کشور وجود دارد. اکنون در حوزه ورق گرم، ورق‌های سایزهای مختلف و چدن افزایش قیمت محسوس دیده می‌شود. انتظار می‌رود با ثبات فضای سیاسی و برداشته شدن فشارهای روانی ناشی از جنگ، این التهاب کاهش یابد و بازار فولاد و به دنبال آن بازار لوازم یدکی خودروهای سنگین به ثبات قیمتی برسند.

    او افزود: پارسال نیز عملاً شرایط نزدیک به جنگ حاکم بود؛ از جمله جنگ ۱۲روزه، حادثه بندر شهید رجایی و سایر رویدادهای مشابه. با وجود شرایط سخت، فعالان حمل‌ونقل تلاش کردند اوضاع را کنترل کنند. امسال علاوه بر مشکلات قبلی، چک‌های برگشتی نیز به یکی از مشکلات مهم تبدیل شده است. برخی شرکت‌های بزرگ نتوانستند تعهدات خود را اجرا کنند و این موضوع باعث شده بخش قابل‌توجهی از فعالان اقتصادی به درآمد مورد انتظار نرسند.

    بازار لوازم یدکی خودروهای سنگین با سه چالش چک‌های برگشتی، تغییرات قیمتی و احتمال ناتوانی برخی کارخانه‌های بزرگ‌مقیاس در تامین قطعات روبه‌روست / با حمایت و مدیریت دولت پیش‌بینی می‌شود که شرایط سال جاری حتی بهتر از سال گذشته شود

    رحیمی تصریح کرد: در حال حاضر بازار با سه چالش اصلی افزایش چک‌های برگشتی، تغییرات قیمتی و احتمال ناتوانی برخی کارخانه‌های بزرگ‌مقیاس در تامین قطعات روبه‌روست. با وجود این مشکلات، کارخانه‌های کوچک و بخش توزیع همچنان فعال هستند. این مجموعه‌ها خصوصی‌ هستند و نسبت به تعهدات خود توجه دارند.

    این فعال حوزه حمل‌ونقل عنوان کرد: با این حال برخی کارخانه‌ها و کسب‌وکارها مجبور به تعدیل نیرو شده‌اند. با وجود شرایط موجود، امید می‌رود که در سال جاری وضعیت کسب‌وکار در حوزه حمل‌ونقل بهتر شود؛ به شرطی که دولت بتواند مواد اولیه را تامین و ترخیص کالاهای گمرکی را تسهیل کند. در این صورت بازار به آرامش و رونق نسبی می‌رسد.

    او ادامه داد: به هرحال با توجه به آسیب‌های پیش‌آمده، حوزه حمل و نقل و بحث تولید لوازم یدکی نیازمند بازسازی هستند. با حمایت و مدیریت دولت در راستای الزام شرکت‌های بزرگ‌مقیاس نسبت به تولید مضاعف و تسهیل ترخیص کالاهای گمرکی پیش‌بینی می‌شود که شرایط سال جاری حتی بهتر از سال گذشته شود.

    در بخش باربری و توزیع مشکل جدی وجود ندارد / تنها چالش اصلی مربوط به باربری‌های اینترنتی است که با بهتر شدن دسترسی اینترنت، این بخش نیز به وضعیت عادی برمی‌گردد

    رحیمی اظهار کرد: در مقطعی کامیون‌ها امکان تردد نداشتند و باراندازها نیز مسئولیت بار را نمی‌پذیرفتند، چون احتمال بروز حادثه و آسیب‌های مالی بالا بود. اکنون در بخش توزیع مشکل جدی وجود ندارد. تنها چالش اصلی مربوط به باربری‌های اینترنتی است که به دلیل محدودیت زیرساخت اینترنت دچار اختلال شده بودند. با بهتر شدن دسترسی اینترنت، این بخش نیز به وضعیت عادی برمی‌گردد.

    بخش‌های مختلف باربری فعال هستند و تلاش می‌کنند هیچ کمبودی در تامین سوخت، کالاهای اساسی و اقلام ضروری ایجاد نشود

    او در پایان گفت: شاید قیمت جابجایی کالاها با نوسان روبرو باشد، اما سه بخش باربری یعنی اتوبوس‌های ترمینال‌ها، باربری سنتی و باربری اینترنتی همچنان فعال‌ هستند و تلاش می‌شود هیچ کمبودی در سوخت، کالاهای اساسی و اقلام ضروری ایجاد نشود.

  • حاتم‌بخشی‌ دولت از جیب کارگران برای کارفرمایان!

    حاتم‌بخشی‌ دولت از جیب کارگران برای کارفرمایان!

    به گزارش اقتصادران، اخیراً ستاد تسهیل و رفع موانع تولید کشور مصوبه‌ای تأمل‌برانگیز صادر کرده است که پیامدهای آن می‌تواند سازمان تأمین اجتماعی را در لبه پرتگاه بحرانی عمیق قرار دهد. بر اساس بندهای ۲ و ۳ این مصوبه، وزارتخانه‌های امور اقتصادی و دارایی (سازمان امور مالیاتی کشور) و تعاون، کار و رفاه اجتماعی (سازمان تأمین اجتماعی) مکلف شده‌اند تا در صورت درخواست واحدهای تولیدی و خدماتی متأثر از شرایط موسوم به «جنگ رمضان»، نسبت به تعلیق و توقف کلیه اقدامات حقوقی، قضایی، ثبتی، اجرایی و محدودکننده اقدام کنند و از پیگیری پرونده‌های در جریانِ رسیدگیِ این واحدها در محاکم و شعب قضایی تا پایان فروردین‌ماه سال ۱۴۰۵ اکیداً خودداری نمایند.

    در ادامه، بندهای ۳ و ۵ این مصوبه با ارجاع به قسمت اخیر ماده ۳۶ قانون تأمین اجتماعی، این سازمان را موظف ساخته است تا پوشش بیمه‌ای کارگران واحدهای یادشده را که مشمول بیمه اجباری هستند اما کارفرمایانشان به دلیل شرایط فعلی توان پرداخت حق بیمه را ندارند تا پایان خردادماه سال ۱۴۰۵ تمدید کند. در این رویکرد دستوری، تأکید شده است که ارائه خدمات توسط سازمان تأمین اجتماعی به این کارگران در فهرست بیمه واحد تولیدی، به هیچ عنوان نباید متوقف گردد و می‌بایست به‌صورت مستمر ادامه یابد؛ درحالی‌که کارفرمایان صرفاً متعهد به پرداخت حق بیمه پس از انقضای این مهلت و پس از یک تنفس سه ماهه شده‌اند.

    مصوبه ستاد تسهیل؛ شانه خالی کردن دولت و انتقال بحران به اندوخته کارگران

    پرسش بنیادینی که در اینجا مطرح می‌شود، این است: تاوان این حاتم‌بخشی‌های دولتی را چه کسی باید بپردازد؟ سازمان تأمین اجتماعی، برخلاف نهادهای متکی به بودجه نفت، سازمانی است که شریان حیات و اکثریت قریب به اتفاق بودجه آن مستقیماً از همین حق‌بیمه‌ها تغذیه می‌شود. این سازمان هم‌اکنون نیز زیر کوهی از مطالبات انباشته و تاریخی از دولت کمر خم کرده است.

    در چنین شرایط شکننده‌ای، صدور چنین مصوباتی تنها به‌منزله شانه خالی کردن دولت از زیر بار مسئولیت‌های قانونی خود و انتقال بار بحران به دوش سازمانی است که در تأمین هزینه‌های جاری و پرداخت مستمری بازنشستگان با چالش‌های جدی روبه‌روست. این مصوبه نه‌تنها گرهی از کار تولید نمی‌گشاید، بلکه با تضعیف و تخلیه منابع تأمین اجتماعی، شرایط معیشتی و درمانی کارگران و بازنشستگان را روزبه‌روز وخیم‌تر خواهد کرد. مدیریت شرایط بحرانی وظیفه ذاتی دولت است، نه اینکه با دست‌اندازی به اندوخته‌های بین‌النسلی کارگران، صورت‌مسئله پاک شود.

    دولت حق‌بیمه را بپردازد و بعداً اقساطی از کارفرما پس بگیرد

    برای درک بهتر تبعات این مصوبه و بررسی راهکارهای اصولی جهت برون‌رفت از این شرایط، پای صحبت‌های اکبر شوکت، فعال کارگری، عضو سابق کارگری هیئت امنای سازمان تأمین اجتماعی و دبیر اجرایی خانه کارگر استان قم نشستیم.

    اکبر شوکت با انتقاد از رویه پیش‌گرفته شده در این مصوبه، شرایط فعلی را نیازمند مداخله و حمایت مستقیم دولت دانست و تأکید کرد: «این یک امر مسلم و واضح است که در شرایط بحرانی و جنگی، دولت باید به کمک بیاید، نه اینکه بار را بر دوش سازمان تأمین اجتماعی بیندازد. سازمان تأمین اجتماعی هم‌اکنون در نقطه بحرانی قرار دارد و اگر طلب ماهیانه خود را از دولت دریافت نکند، حتی توان پرداخت حقوق بازنشستگان در پایان ماه را نیز نخواهد داشت.»

    وی در ادامه با اشاره به تعهدات سنگین این سازمان افزود: «اگر سازمان نتواند مطالبات ماهیانه و سالیانه خود را از دولت وصول کند، پرداخت حقوق پنج میلیون بازنشسته و خانواری که سر ماه از سازمان تأمین اجتماعی مستمری دریافت می‌کنند، با مشکل مواجه خواهد شد. علاوه بر این، چهل و پنج میلیون نفر در سطح کشور از خدمات درمانی این سازمان استفاده می‌کنند که تداوم این خدمات نیازمند منابع مالی پایدار است.»

    دبیر اجرایی خانه کارگر قم با ابراز تعجب از رویکرد ستاد تسهیل و رفع موانع تولید، خاطرنشان کرد: «آیا تدوین‌کنندگان این مصوبه نمی‌بینند که سازمان تأمین اجتماعی با مشکلات عدیده مالی دست‌وپنجه نرم می‌کند و در تأمین هزینه‌های جاری خود ناتوان است؟ با کدام منطق و عقل سلیمی از سازمانی که اندوخته‌ای ندارد، انتظار می‌رود که از جیب خود هزینه کند و در آینده حق بیمه را به‌صورت اقساطی از کارفرما دریافت نماید؟»

    شوکت با اشاره به وعده‌های حمایتی دولت، پیشنهاد جایگزین و عملی خود را این‌گونه مطرح کرد: «زمانی که سخنگوی دولت اعلام می‌کند قصد دارند به ازای هر کارگر مبلغ پانزده تا بیست میلیون تومان به بنگاه‌های تولیدی کمک کنند، بهترین روش این است که دولت مصوب کند این مبلغ بابت سه ماه حق بیمه کارگران این کارخانجات، مستقیماً به سازمان تأمین اجتماعی پرداخت شود؛ نه اینکه این مبالغ در اختیار کارفرمایی قرار گیرد که خود در شرایط فعلی سردرگم است.  در حال حاضر، حداقل حق بیمه‌ای که کارفرما باید ماهیانه برای هر کارگر پرداخت کند، حدود شش میلیون تومان است که برای سه ماه، رقمی نزدیک به بیست میلیون تومان می‌شود. دولت می‌تواند به ازای هر کارگر، این بیست میلیون تومان را بابت سه ماه حق بیمه به سازمان تأمین اجتماعی پرداخت کند.»

    وی افزود: «با این اقدام، هم کارفرما به مدت سه ماه خیالش از بابت پرداخت حق بیمه آسوده می‌شود و هم دولت می‌تواند پس از عبور از شرایط بحرانی و بازگشت ثبات به کشور، این مبلغ را در قالب اقساط دوازده‌ماهه یا به‌صورت وام قرض‌الحسنه از کارفرمایان بازپس گیرد.»

    این عضو سابق هیئت امنای سازمان تأمین اجتماعی با تأکید بر وابستگی منابع سازمان به حق بیمه‌ها تصریح کرد: «این موضوع اظهر من الشمس است که سازمان تأمین اجتماعی بدهی‌های کلانی دارد. حدود هشتاد درصد از درآمدهای سازمان از محل حق بیمه‌هایی تأمین می‌شود که کارفرمایان پرداخت می‌کنند و مابقی آن مطالباتی است که سازمان از دولت دارد. اگر دولت همین مطالبات ماهیانه را پرداخت نکند و هم‌زمان بخش عمده‌ای از درآمدهای بیمه‌ای نیز متوقف شود، سازمان در امور جاری و پرداخت حقوق‌ها زمین‌گیر خواهد شد. اینکه از سازمان تأمین اجتماعی بخواهیم به مدت سه ماه حق بیمه خود را دریافت نکند اما به‌اجبار سر ماه حقوق پرداخت کند، امری کاملاً نشدنی و غیرممکن است.»

    شوکت در پایان با ذکر یک تمثیل، غیرعملی بودن این مصوبه را چنین توصیف کرد: «این مصوبه ستاد تسهیل و یا حتی اگر مجلس و مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز چنین چیزی را تصویب کنند مثل این می‌ماند که بخواهید از کف دستی که مو ندارد، مو بکنید. وقتی منابعی وجود ندارد، هزار بار هم که مصوب کنند، راه به جایی نخواهد برد. کسانی که این مقررات را تصویب می‌کنند، باید با حساب و کتاب آشنا باشند و تراز مالی سازمان تأمین اجتماعی را در نظر بگیرند. در شرایط بحرانی، این وظیفه ذاتی دولت است که به یاری مردم و بنگاه‌های تولیدی بشتابد. لذا در مقطع کنونی، بزرگترین کمک به کارفرما و سازمان تأمین اجتماعی این است که دولت حق بیمه کارفرمایان را رأساً به این سازمان پرداخت نماید.»

  • کارگران، سپر بلای کارفرمایان مقابل بحران!

    کارگران، سپر بلای کارفرمایان مقابل بحران!

    به گزارش اقتصادران، در روزهایی که اقتصاد ایران زیر فشار هم‌زمان جنگ، نااطمینانی، اختلال در زنجیره تأمین، تورم مزمن و کاهش قدرت خرید خانوارها قرار گرفته، بازار کار به نخستین میدان بروز بحران تبدیل شده است؛ میدانی که در آن، کارگران بیش از هر گروه دیگری در معرض پیامدهای مستقیم شوک‌های اقتصادی قرار دارند. در چنین شرایطی، تعدیل نیرو، تعلیق قراردادها، کاهش شیفت‌های کاری و ارجاع کارگران به بیمه بیکاری، به روندی نگران‌کننده تبدیل شده است؛ روندی که اگر مهار نشود، نه‌تنها معیشت میلیون‌ها خانوار را تهدید می‌کند، بلکه می‌تواند بنیان تاب‌آوری اقتصاد کشور را در میانه بحران و حتی در دوران بازسازی پس از جنگ تضعیف کند.

    هشدارهای اخیر حبیب صادق‌زاده تبریزی، نائب‌رئیس کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار آذربایجان شرقی، درباره موج اخراج کارگران و لزوم حمایت هدفمند از بنگاه‌ها برای حفظ اشتغال، بار دیگر یک واقعیت مهم را برجسته کرده است. در شرایط بحران، نیروی کار نباید نخستین قربانی سیاست‌های بقا باشد، بلکه باید در مرکز راهبردهای حفظ تولید قرار گیرد.

    این گزاره، صرفاً یک مطالبه صنفی نیست؛ بلکه یک ضرورت اقتصادی، اجتماعی و حتی امنیتی است. زیرا در هر جنگ یا بحران ملی، آنچه یک کشور را سرپا نگه می‌دارد، فقط ذخایر ارزی، زیرساخت‌ها یا سیاست‌های مالی نیست، بلکه نیروی انسانی آموزش‌دیده، وفادار و توانمند است که موتور تولید، خدمات، حمل‌ونقل، توزیع، بازسازی و بازگشت به ثبات را روشن نگه می‌دارد.

    نیروی کاری که امروز حفظ می‌شود، فردا می‌تواند چرخ تولید، بازسازی زیرساخت، بازگشت صادرات و احیای تقاضا را به حرکت درآورد

    صدرا حسینی، کارشناس اقتصادی و تحلیگر بازار کسب و کار در این باره می‌گوید: در نگاه سطحی، کارگر صرفاً بخشی از هزینه تولید است؛ نیرویی که در ترازنامه بنگاه در قالب دستمزد تعریف می‌شود. اما در اقتصاد بحران‌زده، این نگاه کوتاه‌مدت می‌تواند خسارت‌بارترین خطای سیاستی باشد. نیروی کار، در واقع سرمایه‌ای زنده و انباشته از تجربه، مهارت، نظم، حافظه تولید و پیوند اجتماعی است.

    او می‌افزاید: در شرایط جنگی، مهم‌ترین دارایی کشورها فقط پول یا تجهیزات نیست، بلکه توان حفظ سرمایه انسانی است. کارگر ماهر، بخشی از ظرفیت ملی است. اگر این ظرفیت از بین برود، حتی با تزریق پول هم بازسازی سریع ممکن نیست.

    این کارشناس اقتصادی توضیح می‌دهد: در بحران، حفظ اشتغال نوعی سرمایه‌گذاری دفاعی برای آینده است. چون نیروی کاری که امروز حفظ می‌شود، فردا می‌تواند چرخ تولید، بازسازی زیرساخت، بازگشت صادرات و احیای تقاضا را به حرکت درآورد.

    حسینی ادامه می‌دهد: این مساله در کشوری مانند ایران، که بخش بزرگی از اشتغال در صنایع کوچک، متوسط، خدمات، ساختمان، حمل‌ونقل و تولیدات وابسته به زنجیره داخلی متمرکز است، اهمیت دوچندان دارد. اخراج یک کارگر، صرفاً حذف یک شغل نیست؛ بلکه به معنای تضعیف یک حلقه از زنجیره اقتصاد خانوار، بازار مصرف و ظرفیت اجتماعی کشور است.

    در اقتصاد بحران‌زده، اخراج نیروی کار فقط یک تصمیم درون‌بنگاهی نیست. این تصمیم، یک اثر دومینویی در کل اقتصاد ایجاد می‌کند

    او تاکید می‌کند: در شرایط جنگی، فشار بر بنگاه‌ها به‌شدت افزایش می‌یابد. اختلال در واردات مواد اولیه، افزایش هزینه انرژی، دشواری نقل‌وانتقال مالی، افت تقاضا، کاهش صادرات، نوسانات نرخ ارز و نااطمینانی عمومی، همگی تولید را با مشکل روبه‌رو می‌کنند.

    صدرا حسینی می‌گوید: در چنین فضایی، بسیاری از کارفرمایان برای کاهش هزینه‌ها به سمت تعدیل نیرو می‌روند. این تصمیم، در کوتاه‌مدت شاید از منظر حسابداری قابل توجیه به نظر برسد، اما در سطح کلان، می‌تواند به یک بحران فراگیر تبدیل شود.

    این تحلیلگر بازار کسب و کار خاطر نشان می‌کند: مشکل اینجاست که در اقتصاد بحران‌زده، اخراج نیروی کار فقط یک تصمیم درون‌بنگاهی نیست. این تصمیم، یک اثر دومینویی در کل اقتصاد ایجاد می‌کند. وقتی کارگر بیکار می‌شود، مصرف خانوار کاهش می‌یابد، بازار کوچک‌تر می‌شود، تقاضا افت می‌کند و بنگاه‌های بیشتری دچار مشکل می‌شوند.

    او اضافه می‌کند: به‌ویژه در اقتصاد ایران که سهم مصرف خانوار در گردش بازار بالاست، کاهش درآمد طبقه کارگر به معنای تعمیق رکود است. این یعنی اخراج امروز، بحران فرداست. این چرخه معیوب، به‌ویژه در شهرهای صنعتی و مناطق کارگری، می‌تواند به افت شدید فعالیت اقتصادی محلی، افزایش فقر، بدهی خانوار، مهاجرت، آسیب‌های اجتماعی و فرسایش سرمایه اجتماعی منجر شود.

    وقتی کارگر اخراج می‌شود، فقط حقوق ماهانه‌اش قطع نمی‌شود؛ امنیت روانی، برنامه زندگی، امکان پرداخت اجاره، هزینه درمان، تحصیل فرزندان و حتی عزت نفس او آسیب می‌بیند

    یکی از نکات کلیدی دیگر این است که بیمه بیکاری، هرچند یک ابزار حمایتی ضروری است، اما نمی‌تواند جایگزین سیاست حفظ اشتغال شود. آن هم در شرایطی که بسیاری از صندوق‌های بیمه‌ای توان پرداخت بیمه بیکاری را به دلیل کمبود اعتبارات ندارند و برای تامین هزینه‌های جاری خود از جمله پرداخت حقوق بازنشستگان نیز با مشکل مواجه‌اند.

    صدرا حسینی با تاکید بر این مطلب می‌گوید: وقتی کارگر اخراج می‌شود، فقط حقوق ماهانه‌اش قطع نمی‌شود؛ امنیت روانی، برنامه زندگی، امکان پرداخت اجاره، هزینه درمان، تحصیل فرزندان و حتی عزت نفس او آسیب می‌بیند. بیمه بیکاری، اگر هم به‌موقع پرداخت شود، فقط بخشی از این آسیب را جبران می‌کند.

    او ادامه می‌دهد: کارگری که چند ماه از محیط کار دور بماند، مهارتش فرسوده می‌شود، ارتباطش با بازار کار ضعیف می‌شود و احتمال بازگشتش پایین می‌آید. در نتیجه، هزینه بحران از کارگاه به خانواده و سپس به جامعه منتقل می‌شود.

    در بحران، منابع عمومی باید برای حفظ تولید و معیشت مردم هزینه شود

    این کارشناس اقتصادی در مورد راهکارهایی که دولت می‌تواند مانع از موج بیکاری در این شرایط شود، می‌افزاید: واقعیت این است که در شرایط جنگی، نمی‌توان از بنگاه‌ها انتظار داشت بدون حمایت، همه فشارها را تحمل کنند. بسیاری از واحدهای تولیدی واقعاً با بحران نقدینگی، کاهش فروش و اختلال در تأمین روبه‌رو هستند. اما نکته مهم، نحوه حمایت از آنهاست.

    او خاطر نشان می‌کند: دولت باید به‌سرعت بسته‌های حمایتی ضدبحران برای بنگاه‌ها طراحی کند، اما این حمایت نباید بدون شرط باشد. هر بنگاهی که از منابع عمومی استفاده می‌کند، باید متعهد به حفظ سطح اشتغال، جلوگیری از اخراج و شفاف‌سازی عملکرد شود.

    حسینی تاکید می‌کند: حمایت بدون شرط، فقط زیان بنگاه را اجتماعی می‌کند، اما منافعش خصوصی می‌ماند. در حالی که در بحران، منابع عمومی باید برای حفظ تولید و معیشت مردم هزینه شود. تجربه جهانی نیز نشان می‌دهد که حمایت از اشتغال موجود، کم‌هزینه‌تر و مؤثرتر از مقابله با بیکاری گسترده پس از وقوع بحران است.

    کشوری که در بحران، نیروی کار خود را حفظ کرده باشد، در دوران بازسازی چند برابر سریع‌تر به تعادل برمی‌گردد

    این تحلیلگر بازار کسب و کار اضافه می‌کند: نقش نیروی کار فقط به حفظ وضعیت موجود در دوران بحران محدود نمی‌شود. در دوران پساجنگ، کارگران مهم‌ترین موتور بازسازی کشور هستند. از بازسازی کارخانه‌ها، جاده‌ها، شبکه‌های حمل‌ونقل و تأسیسات گرفته تا احیای خدمات، بازار و تولید، همه‌چیز به نیروی انسانی ماهر وابسته است.

    او می‌افزاید: کشوری که در بحران، نیروی کار خود را حفظ کرده باشد، در دوران بازسازی چند برابر سریع‌تر به تعادل برمی‌گردد. اما اگر در بحران، موج بیکاری، مهاجرت نیروی متخصص و فروپاشی مهارت رخ دهد، بازسازی بسیار پرهزینه‌تر خواهد شد. کارگران فقط بازوهای تولید نیستند؛ آنها حافظان حافظه صنعتی کشورند. اگر این حافظه از بین برود، احیای اقتصاد بسیار کند خواهد شد.