دسته: صنعت و معدن

  • سایه سنگین جنگ بر سر بنگاه‌های اقتصادی کوچک

    سایه سنگین جنگ بر سر بنگاه‌های اقتصادی کوچک

    به گزارش اقتصادران، پس از عبور از دوره‌ای پرتنش که با جنگ، شوک‌های اقتصادی و ناپایداری‌های پیاپی همراه بود، اکنون اقتصاد در مرحله‌ای قرار گرفته که بیش از هر زمان دیگری نیازمند ترمیم، بازسازی و سیاست‌گذاری دقیق است. در این میان، بنگاه‌های اقتصادی کوچک و متوسط که ستون فقرات اشتغال کشور به شمار می‌روند، در شرایطی شکننده و ناپایدار قرار دارند. اظهارات اخیر معاون اشتغال وزارت کار درباره «کمبود منابع» و در عین حال ارایه تسهیلات محدود برای این بنگاه‌ها، تصویری دوگانه از تلاش و ناتوانی سیاست‌گذار را به نمایش می‌گذارد؛ تلاشی برای جلوگیری از فروپاشی، اما با ابزارهایی که به‌نظر می‌رسد برای این سطح از بحران کافی نیست.

    بنگاه‌های کوچک؛ قربانیان خاموش بحران

    بنگاه‌های کوچک، به‌ویژه آنهایی که بین ۲ تا ۵۰ نفر نیروی کار دارند، به دلیل انعطاف‌پذیری بالا و سرمایه محدود، در شرایط عادی می‌توانند موتور محرک تولید و اشتغال باشند. اما در شرایط بحران، همین ویژگی‌ها به نقطه ضعف آنها تبدیل می‌شود. این بنگاه‌ها معمولاً ذخایر مالی قابل‌توجهی ندارند، دسترسی‌شان به منابع بانکی محدود است و در برابر شوک‌های بیرونی، تاب‌آوری کمتری از خود نشان می‌دهند. در دوران جنگ، بسیاری از این بنگاه‌ها با کاهش تقاضا، اختلال در زنجیره تأمین، افزایش هزینه‌های تولید و حتی تخریب فیزیکی مواجه شدند. اکنون در دوره پساجنگ، اگرچه شدت بحران کاهش یافته، اما پیامدهای آن همچنان پابرجاست؛ از بدهی‌های انباشته گرفته تا کاهش قدرت خرید مصرف‌کنندگان.

    تسهیلات دولتی؛ مُسکن یا درمان؟

    براساس اعلام معاون اشتغال وزارت کار، دولت برای بنگاه‌های کوچک تسهیلاتی در نظر گرفته که به ازای هر نیروی کار، معادل حداقل دستمزد برای دو ماه پرداخت می‌شود. این تسهیلات با نرخ سود ۹ درصد و دوره بازپرداخت شش‌ماهه ارایه می‌شود. اگرچه این اقدام در ظاهر حمایتی است، اما بسیاری از کارشناسان معتقدند که این میزان حمایت، در برابر عمق بحران، بسیار محدود است. فرزین کوشا، کارشناس اقتصاد در این باره به «تعادل» می‌گوید: وقتی یک بنگاه کوچک چندین ماه با کاهش یا توقف فعالیت مواجه بوده، پرداخت معادل دو ماه حداقل دستمزد، آن‌هم به‌صورت وام، نمی‌تواند نقش نجات‌بخش ایفا کند.

    این سیاست بیشتر شبیه به یک مُسکن موقت است تا یک درمان ساختاری. بنگاه‌ها نیاز به تنفس دارند، نه صرفاً تزریق نقدینگی کوتاه‌مدت. او با اشاره به وضعیت شکننده بنگاه‌های کوچک در دوره پساجنگ، تأکید می‌کند: ما با یک اقتصاد آسیب‌دیده مواجه هستیم که نیازمند سیاست‌های بازسازی است، نه صرفاً مدیریت بحران. بنگاه‌های کوچک در این میان، به دلیل نقش کلیدی در اشتغال، باید در اولویت سیاست‌گذاری قرار گیرند. این کارشناس اقتصاد ادامه می‌دهد: اولین اقدام دولت باید تعویق یا بخشودگی بدهی‌های بانکی و مالیاتی این بنگاه‌ها باشد. بسیاری از این واحدها در شرایطی قرار دارند که حتی پرداخت هزینه‌های جاری برایشان دشوار است، چه برسد به بازپرداخت وام. اگر دولت واقعاً قصد حمایت دارد، باید به‌جای ارایه وام جدید، فشارهای مالی موجود را کاهش دهد.

    کوشا همچنین به ضرورت اصلاح نظام تأمین مالی اشاره می‌کند و می‌افزاید: دسترسی به منابع مالی باید تسهیل شود، اما نه با نرخ‌های سود بالا. در شرایطی که تورم بالاست و بازار در رکود به‌سر می‌برد، نرخ سود ۱۸درصد عملاً به معنای افزایش بدهی بنگاه‌هاست. دولت می‌تواند با ایجاد صندوق‌های ضمانت یا ارایه یارانه سود، شرایط را برای دریافت تسهیلات واقعی‌تر فراهم کند.این کارشناس در ادامه به نقش تقاضا در احیای بنگاه‌ها اشاره کرده و می‌گوید: بدون تحریک تقاضا، هیچ بنگاهی نمی‌تواند به فعالیت پایدار بازگردد. سیاست‌های حمایتی باید به‌گونه‌ای طراحی شوند که قدرت خرید مردم افزایش یابد. این می‌تواند از طریق افزایش دستمزدها، ارایه کارت‌های اعتباری یا حتی خرید تضمینی محصولات داخلی انجام شود. فرزین کوشا در پایان تاکید می‌کند: اگر این بنگاه‌ها یکی پس از دیگری تعطیل شوند، بازسازی آنها در آینده بسیار پرهزینه‌تر خواهد بود. ما باید امروز سرمایه‌گذاری کنیم تا فردا هزینه‌های اجتماعی و اقتصادی کمتری بپردازیم.

    کارگران در حاشیه؛ اشتغال در وضعیت تعلیق

    در کنار چالش‌های بنگاه‌ها، وضعیت کارگران نیز به‌شدت نگران‌کننده است. بسیاری از کارگران شاغل در این واحدها، با قراردادهای موقت و بدون امنیت شغلی فعالیت می‌کنند. در دوران جنگ، تعدیل نیرو، کاهش ساعات کاری و حتی عدم پرداخت حقوق، به امری رایج تبدیل شد. علیرضا اشراق، فعال کارگری نیز با اشاره به وضعیت نگران کننده کارگران به «تعادل» می‌گوید: کارگران در بنگاه‌های کوچک، اولین قربانیان بحران هستند. وقتی درآمد بنگاه کاهش می‌یابد، اولین تصمیمی که گرفته می‌شود، کاهش هزینه نیروی کار است. این یعنی اخراج، تعویق حقوق یا کاهش مزایا. در دوره پساجنگ، انتظار می‌رفت که شرایط بهبود یابد، اما واقعیت این است که بسیاری از کارگران هنوز به شغل خود بازنگشته‌اند.
    برخی از بنگاه‌ها تعطیل شده‌اند و برخی دیگر با حداقل ظرفیت فعالیت می‌کنند. در چنین شرایطی، بیمه بیکاری می‌تواند نقش مهمی ایفا کند، اما همانطور که مسوولان گفته‌اند، منابع کافی برای پوشش همه وجود ندارد. او با انتقاد از ناکافی بودن حمایت‌ها می‌افزاید: بیمه بیکاری باید به عنوان یک حق درنظر گرفته شود، نه یک امتیاز محدود. کارگری که سال‌ها حق بیمه پرداخت کرده، نباید در زمان بیکاری با بروکراسی پیچیده و محدودیت منابع مواجه شود.

    آینده مبهم؛ ضرورت تصمیمات فوری

    این فعال کارگری تاکید می‌کند: با توجه به شرایط موجود، آینده بنگاه‌های کوچک و کارگران آنها در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. اگرچه اقدامات محدودی ازسوی دولت انجام شده، اما به‌نظر می‌رسد که این اقدامات برای عبور از بحران کافی نیست. اشراق خاطرنشان می‌کند: اقتصاد پساجنگ نیازمند یک برنامه جامع بازسازی است؛ برنامه‌ای که در آن، بنگاه‌های کوچک به عنوان محور اصلی اشتغال، در مرکز توجه قرار گیرند. این برنامه باید شامل حمایت‌های مالی واقعی، اصلاحات ساختاری، تقویت تقاضا و ایجاد شبکه‌های حمایتی برای کارگران باشد. در غیر این صورت، خطر تعطیلی گسترده بنگاه‌ها و افزایش بیکاری، می‌تواند به یک بحران اجتماعی تبدیل شود؛ بحرانی که تبعات آن، فراتر از اقتصاد، به حوزه‌های اجتماعی و حتی سیاسی نیز کشیده خواهد شد.

    پرداخت وام به بنگاه‌ها با نرخ سود ۹ درصد

    ازسوی دیگر معاون اشتغال وزیر کار گفت: برای بنگاه‌هایی با ۲ تا ۵۰ نفر نیروی کار که بیمه پرداخت کرده‌اند، تسهیلاتی درنظر گرفته شده است که به ازای هر نفر، مبلغی معادل حداقل دستمزد (حدود ۲۲ میلیون تومان) برای دو ماه پرداخت می‌شود، با دوره بازپرداخت شش‌ماهه و نرخ سود ۹درصد (سالانه ۱۸درصد). مالک حسینی افزود: یکی از مظلوم‌ترین اقشار، مدیران دولتی هستند که تمایل دارند کاری انجام دهند اما خب ما با مشکلات عدیده‌ای مواجه هستیم. همان‌گونه که شما در بخش تولید آسیب دیده‌اید و سختی کشیده‌اید، ما نیز از سال گذشته، اگر بخواهیم مقایسه کنیم، با محدودیت‌ها و چالش‌هایی مواجه بوده‌ایم. ابتدای سال گذشته با یک جنگ مواجه شدیم، مقداری تلاش کردیم شرایط را ترمیم کنیم، اما مجدداً مسائلی پیش آمد. در دی‌ماه حوادث تلخی را تجربه کردیم که امیدواریم هرگز تکرار نشود و پس از فاصله‌ای کوتاه، دوباره جنگ را تجربه کردیم.

    او ادامه داد: شاید در تاریخ ایران کمتر دوره‌ای را بتوان یافت که این حجم از حوادث فشرده در آن رخ داده باشد. به همین میزان، هر حادثه‌ای که رخ می‌دهد، ما تلاش می‌کنیم از منابع عمومی محدود موجود استفاده کنیم. مدیریت یک کارگاه به‌تنهایی کار سختی است، چه برسد به مدیریت چندین میلیون نیروی کار که بر دوش ما است و هرگونه تعدیل آنها، زندگی بسیاری را تحت تأثیر قرار می‌دهد. ما روزهای بسیار سختی را در کنار شما سپری می‌کنیم. معاون اشتغال وزیر کار افزود: یکی از نکات مثبت این است که از مجموع ۴۱ همتی که تسهیلات سال گذشته پرداخت شد، حدود ۲۳ همت آن به کسب‌وکارهای زنان اختصاص یافت. البته چند واقعیت را باید بپذیریم. هر جنگی تبعات خاص خود را دارد ازجمله کوچک شدن اقتصاد و افزایش نااطمینانی‌ها، به‌ویژه زمانی که طرف مقابل قابل پیش‌بینی نباشد. شرایط کنونی نیز چنین است.

    محدودیت منابع عامل بازدارنده

    مالک حسینی تاکید کرد: در حال حاضر، شرایط بسیار دشوار است و دولت نیز با محدودیت منابع مواجه است؛ همان‌طور که پیش از جنگ نیز با این محدودیت‌ها روبه‌رو بود. اینها واقعیت‌هایی است که باید پذیرفته شود. در عین حال، باید تأکید کنم که مردم در هر شرایطی همراه هستند و این موضوع بسیار ارزشمند است. او گفت: در این فاصله، باید از سیاست‌های فعال استفاده کنیم؛ به این معنا که از بنگاه‌های آسیب‌دیده حمایت شود، ازجمله از طریق یارانه دستمزد و بیمه، تا بتوانند نیروی کار خود را حفظ کنند. برای مثال، برای بنگاه‌هایی با ۲ تا ۵۰ نفر نیروی کار که بیمه پرداخت کرده‌اند، تسهیلاتی درنظر گرفته شده است که به ازای هر نفر، مبلغی معادل حداقل دستمزد (حدود ۲۲ میلیون تومان) برای دو ماه پرداخت می‌شود، با دوره بازپرداخت شش‌ماهه و نرخ سود ۹درصد (سالانه ۱۸درصد) .

    حسینی خاطرنشان کرد: این برنامه برای حدود ۱.۸ میلیون نفر طراحی شده است. این افراد عمدتاً کسانی هستند که به دلیل مشکلاتی مانند تأمین مواد اولیه یا اختلال در چرخه تولید، دچار آسیب شده‌اند. ثبت‌نام از طریق سامانه وزارت اقتصاد انجام می‌شود و تلاش شده فرآیند بررسی و پرداخت با سرعت انجام گیرد. معاون اشتغال وزیر کار گفت: تا الان حدود ۱۴۷هزار نفر بیمه بیکاری ثبت نام کردندو ممکن است این عدد بیشتر شود. اما اگر بتوانیم مواد اولیه را به موقع وارد کنیم در دو زنجیره فولاد و پتروشیمی شروع خوبی می‌شود. بنابراین متغیرها بسیار است.

  • صنعت هتل‌داری و گردشگری در آستانه فروپاشی

    صنعت هتل‌داری و گردشگری در آستانه فروپاشی

    به گزارش اقتصادران، دنیای اقتصاد نوشت: اولین جنگی که بشر آن را مکتوب کرده، در تکه‌های یک سنگ یادبود تاریخی به نام کرکس‌ها نقش بسته است. داستان این اثر به حدود ۴۵۰۰سال قبل برمی‌گردد که این نبرد، در جنوب بین النهرین که امروزه از عراق است، روی‌داده است. به مرور و با وسیع‌تر شدن جوامع و عواملی همچون قدرت‌طلبی، سودجویی، زیاده‌خواهی یا دلایل عادلانه و یا غیرعادلانه، جنگ‌های بیشتری اتفاق افتاده است.

    نخستین و مهم‌ترین تاثیر جنگ بر جامعه، بُعد اقتصادی آن است، به تعبیری، جنگ نه تنها به مصرف شتابان ثروت‌ها، بلکه به جابه‌جایی آن هم منجر می‌شود؛ به تعبیر دیگر، جنگ برخی ساختار‌های اقتصادی و سرمایه‌گذاری را تغییر می‌دهد و زمینه رشد بعضی از صنایع یا برخی شکل‌های تولید را فراهم می‌کند یا به انحطاط و مرگ برخی دیگر از صنایع منجر می‌شود. بروز جنگ‌ها به تحول در توزیع درآمدها، سرمایه‌ها، وضع بودجه و هزینه‌های عمومی منجر می‌شود.

    از دیگر تبعات جنگ می‌توان به تغییرات روان تنی و تروما‌های افراد و اختلال در بنیان خانواده‌ها و حتی تغییر ساختار جمعیتی، اشاره کرد. طبق اعلام استانداری تهران در فروردین ۱۴۰۵، حدود ۱۵میلیون نفر در تهران زندگی می‌کنند که این تعداد ۲۰درصد جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند. در این آمار، روزانه ۲میلیون جمعیت به‌صورت شناور در استان تهران تردد دارند، همچنین ۲ تا ۳میلیون مهاجر و اتباع خارجی نیز در استان تهران زندگی می‌کنند که مجموع تردد روزانه در تهران، حدود ۱۸میلیون نفر تخمین زده شده است.

    با توجه به شروع جنگ از اوایل اسفندماه ۱۴۰۴ در ایران و با تراکم بسیار در شهر تهران، پیش‌بینی می‌شود صد‌ها هزار نفر در ایران به‌طور ناخواسته بیکار شده باشند و بر اساس جمعیت تهران که ۲۰درصد جمعیت ایران است، به نظر می‌رسد بیکاری در تهران سنگین‌تر باشد. در این میان، صنایع مختلف درگیر تبعات جنگ، تعدیل نیرو و حتی تعطیلی بنگاه‌ها و کارگاه‌های اقتصادی شده‌اند. همچنین اخراج کارگران از صنایع و کسب‌وکار‌های آسیب‌دیده از جنگ به‌ویژه در حوزه تولیدی و خدماتی، به از دست دادن شغل و افزایش بیکاری منجر شده و طبق بررسی‌های به‌عمل‌آمده، نرخ فقر در ایران، طی جنگ اخیر تشدید شده باشد.

    از جمله صنایعی که در تهران از جنگ ۱۲روزه تاکنون دچار انحطاط شده و رسما در مرحله فروپاشی بوده، صنعت هتل‌داری و گردشگری است. به‌دلیل اینکه نوع مهمان استان تهران غالبا تجاری است و نه توریستی و آسیب به زیرساخت‌های اقتصادی، تعطیلی صنایع و خطوط پروازی به تهران و بالعکس، قطعی سراسری اینترنت و به‌دلیل نبود حمایت‌های دولتی از این صنعت، شاهد فروپاشی این حوزه اقتصادی در استان تهران هستیم و پیش‌بینی می‌شود در حدود ۸هزار نیروی هتل‌داری در استان تهران بیکار شده باشند.

    با توجه به موانع و تنگنا‌های موجود در صنعت هتل‌داری که در پایتخت با شدت بیشتری نمود دارد، لازم است حمایت‌های قانونی و دولتی در این زمینه صورت پذیرد. از جمله موانع، می‌توان به قطعی سراسری اینترنت وعدم دسترسی مشتریان داخلی و خارجی به سایت‌های هتل و رزرواسیون، نوسانات ارزی، دسترسی محدود به منابع مالی و پیچیدگی روند اخذ تسهیلات از بانک‌ها، نبود حمایت‌های کافی از سوی دولت، مانند ارائه تسهیلات مالی، کاهش یا حتی حذف مالیات در دوران جنگ و پساجنگ و حمایت‌های بیمه‌ای، پیچیدگی قوانین و مقررات موجود در کشور، آسیب‌دیدگی و کمبود زیرساخت‌های حمل‌ونقل و در نهایت نبود نیروی انسانی متخصص و آموزش‌دیده در حوزه هتل‌داری، اشاره کرد.

    در حال حاضر که هم در دوره جنگ و هم در دوره پساجنگ قرار داریم، انتظار می‌رود راهکار‌های حمایتی مناسب و درخور هتل‌داری ایران و به‌خصوص پایتخت، صورت پذیرد و بودجه‌ای مشخص برای بهسازی و بازسازی پس از جنگ و تبلیغات مناسب در حوزه معرفی هتل‌های تهران در نظر گرفته شود. اهرم‌های تشویقی همچون حذف هرگونه مالیات تا پایان سال جاری، بخشودگی جرایم بیمه‌ای و مالیاتی، تنفس حداقل ۶ماهه در پرداخت حق بیمه کارکنان هتل‌ها با امکان پرداخت طولانی‌مدت و بدون جریمه حق بیمه، استمهال تعرفه حامل‌های انرژی با مدت حداقل ۶ماه، اختصاص تسهیلات مالی مدت‌دار با نرخ پایین، حمایت وزارت کار از نیرو‌های متقاضی شغل در صنعت هتل‌داری، تخصیص بودجه آموزشی به صنف هتل‌داری و پرداخت بخشی از حقوق نیروی کار هتل‌داری توسط دولت، می‌تواند سونامی بیکاری در صنعت هتل‌داری پایتخت را مهار کند و بهبود بخشد.

  • بزنگاه «تعدیل نیرو» / صنایع تا کی تاب می‌آورند؟

    بزنگاه «تعدیل نیرو» / صنایع تا کی تاب می‌آورند؟

    به گزارش اقتصادران، در شرایطی که اقتصاد در معرض شوک‌های بیرونی شدید نظیر جنگ قرار می‌گیرد، بنگاه‌های تولیدی به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین ارکان پایداری اقتصادی، بیش از سایر بخش‌ها در معرض آسیب هستند.

    اختلال در زنجیره‌های تامین، تخریب زیرساخت‌های فیزیکی، محدودیت‌های مالی و کاهش تقاضای موثر، مجموعه‌ای از فشارهای همزمان را بر واحدهای تولیدی تحمیل می‌کند که در نهایت به کاهش ظرفیت تولید و تضعیف توان رقابتی آنها می‌انجامد. در چنین بستری تصمیم‌گیری برای مدیران بنگاه‌ها از یک انتخاب صرفا اقتصادی فراتر رفته و به یک چالش چندبعدی با پیامدهای اجتماعی، انسانی و حتی امنیتی تبدیل می‌شود.

    یکی از مهم‌ترین نمودهای این وضعیت، مساله تعدیل نیروی انسانی است؛ تصمیمی که اگرچه در کوتاه‌مدت می‌تواند به کاهش هزینه‌های جاری بنگاه کمک کند اما در بلندمدت منجر به از دست رفتن سرمایه انسانی، تضعیف مهارت‌های سازمانی و کاهش ظرفیت بازگشت به تولید در دوران پسابحران خواهد شد. از این منظر نیروی کار نه‌تنها یک عامل هزینه بلکه یک دارایی راهبردی تلقی می‌شود که حفظ آن می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در احیای اقتصادی ایفا کند. این در حالی است که فشارهای مالی ناشی از کاهش درآمد و افزایش هزینه‌ها، بسیاری از بنگاه‌ها را به سمت تصمیم‌های فوری و بعضا پرهزینه در آینده سوق داده است.

    شدت گوناگون آسیب به بخش‌های مختلف صنعتی

    از سوی دیگر شدت و گستره آسیب‌ها در بخش‌های مختلف صنعتی یکسان نبوده است. صنایعی که به‌طور مستقیم در معرض تخریب قرار گرفته‌اند، نظیر واحدهای بزرگ فولادی و پتروشیمی، با توقف کامل یا طولانی‌مدت تولید مواجه شده‌اند در حالی که صنایع پایین‌دستی، هرچند از آسیب مستقیم مصون مانده‌اند اما به‌واسطه وابستگی به زنجیره تامین و بازار، با اختلالات جدی در تامین مواد اولیه، فروش محصولات و حفظ نیروی انسانی روبه‌رو شده‌اند. این پیوستگی ساختاری نشان می‌دهد که بحران در یک بخش، به‌سرعت به سایر بخش‌ها سرایت کرده و کل اکوسیستم تولید را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد.در این میان نقش سیاستگذار و نهادهای حمایتی بیش از پیش اهمیت می‌یابد. تجربه‌های بین‌المللی نشان می‌دهد که در شرایط جنگی دولت‌ها با به‌کارگیری ابزارهایی نظیر حمایت‌های مالی هدفمند، تعویق تعهدات مالیاتی، ارائه تسهیلات ارزان‌قیمت و اجرای سیاست‌های فعال بازار کار تلاش می‌کنند تا از فروپاشی بنگاه‌ها و افزایش بیکاری جلوگیری کنند. همچنین نهادهای واسط مانند اتاق‌های بازرگانی می‌توانند با تسهیل ارتباط میان بخش خصوصی و دولت، انتقال تجربیات و ایجاد شبکه‌های حمایتی، نقش مکملی در افزایش تاب‌آوری اقتصادی ایفا کنند.

    پرسش کلیدی در رابطه با تاب‌آوری بنگاه‌ها

    آنچه در چنین شرایطی به‌عنوان یک پرسش کلیدی مطرح می‌شود، میزان تاب‌آوری بنگاه‌ها و قابلیت بازسازی آنها در دوران پساجنگ است. پاسخ به این پرسش نه‌تنها به منابع مالی و فیزیکی بلکه به کیفیت سیاستگذاری، انسجام نهادی و نحوه مواجهه با سرمایه انسانی وابسته است. بررسی تطبیقی تجربه کشورهایی که شرایط مشابهی را پشت سر گذاشته‌اند، می‌تواند چارچوبی راهگشا برای اتخاذ تصمیم‌های هوشمندانه فراهم آورد؛ تصمیم‌هایی که میان بقا در کوتاه‌مدت و پایداری در بلندمدت تعادل برقرار کنند.

    فعالان اقتصادی و کارشناسان معتقدند که تعدیل نیروی انسانی باید آخرین گزینه یک بنگاه باشد چراکه دولت و خود اتاق‌های بازرگانی ظرفیت‌هایی دارند که می‌توانند در نقش حمایت‌کننده ظاهر شوند و امکان عبور از شرایط جنگی فعلی را برای آنها فراهم کنند. داود رنگی، نایب‌رییس کمیسیون واردات اتاق ایران در گفت‌وگو با ایسنا، بر حوزه قوانین و مقررات و ضرورت تسهیل آنها در شرایط فعلی تاکید کرد و گفت که در حال حاضر اگر بخش قوانین و مقررات و سامانه‌ها اصلاح شود بخشی از مشکلات بخش خصوصی و تجارت حل و‌فصل می‌شود. معضل اصلی چارچوب‌های قدیمی ذهنی است که بر دولت حاکم است، اینکه به‌عنوان مثال سامانه‌های متعدد و ناکارا بخشی از کار تجار و بخش خصوصی را سخت کرده و این مساله می‌تواند توسط دولت اصلاح شود. سامانه‌های ناکارا و قوانین متناقض مانع فعالیت است و اخیرا هم نبود اینترنت به یک مشکل بزرگ برای بازرگانان تبدیل شده است. این موارد باعث شده که بخش بزرگی از ظرفیت بخش خصوصی و بنگاه‌ها قفل شود. طبیعتا باید دسترسی بازرگانان به اینترنت فراهم و تسهیل شود.

    عقب انداختن سررسیدهای وام‌ها و تسهیلات

    علی تقوی‌فر، دیگر فعال اقتصادی و عضو اتاق بازرگانی تهران نیز بر این باور است که در دسترس‌ترین اقداماتی که دولت می‌تواند برای بنگاه‌ها انجام دهد عقب انداختن سررسیدهای وام‌ها و تسهیلات است.به اعتقاد او برای تاب‌آوری باید تسهیلات بانکی برای بنگاه‌ها فراهم کنند تا سرمایه در گردش خود را داشته باشند و سررسیدهای وام‌ها را عقب بیندازند و همچنین مالیات‌ها را تعدیل کنند. اینها کارهایی است که دولت در کوتاه‌مدت می‌تواند انجام دهد.تقوی‌فر در گفت‌و‌گو با ایسنا تصریح کرد که  بخشی از این واحدها برای بازسازی زمان بر است اما برخی هم در زمان کوتاهی می‌توانند راه‌اندازی شوند و این‌گونه نیست که یک یا دو سال زمان ببرد. بخشی از اینها در کوتاه مدت امکان راه‌اندازی دارند و اتاق هم برای راه‌اندازی‌شان تمهیداتی را اندیشیده است. به هر حال هزینه جنگ بالاست و دولت هم با محدودیت‌‌هایی مواجه است ولی بخش خصوصی وارد میدان شده و اقداماتی را انجام داده است.

    آخرین بیانیه اتاق ایران

    جدا از این مباحث اما خود پارلمان بخش خصوصی به تازگی بیانیه‌ای را خطاب به صاحبان بنگاه‌ها منتشر و از آنها دعوت کرده تا از سرمایه‌های انسانی‌شان در شرایط فعلی صیانت کنند. در بیانیه آنها آمده است: «بهره‌مندی از پشتیبانی و همراهی دولت در شرایط جنگی و حمایت از تداوم فعالیت بنگاه‌های اقتصادی در قالب انواع مختلف مشوق‌ها و مساعدت‌های قانونی و مقرراتی، از جمله این حقوق است. در سوی دیگر نیز همدلی با شهروندان و به‌ویژه جامعه کارگری که ستون اقتصاد کشور هستند و جلوگیری از تشدید مصائب وارد آمده بر آنان، از تکالیف ماست. خودداری از تعدیل نیروی انسانی در بنگاه‌های اقتصادی مسوولیتی فراتر از حکمرانی شرکتی بلکه برآمده از مسوولیت‌پذیری و ایران‌دوستی و از جمله مهم‌ترین اقدامات در مسیر گذر از این مقطع حساس تاریخی به‌شمار می‌آید.»

    از این منظر به نظر می‌رسد که حفظ نیروهای انسانی به غیر از جنبه‌های اقتصادی نیاز به احیا و زنده نگه داشتن وجه مسوولیت اجتماعی شرکت‌ها دارد تا اقتصاد کشور بتواند به سلامت از این گذرگاه عبور کند.

  • بحران تراشه، گرانی گوشی

    بحران تراشه، گرانی گوشی

    به گزارش اقتصادران، داده‌های جدید بازار نشان می‌دهد که قیمت گوشی‌های هوشمند در سراسر جهان با افزایش چشمگیری مواجه شده و برند‌های چینی در صدر این جهش قیمتی قرار دارند.

    آمار‌ها نشان می‌دهد شیائومی بیشترین رشد قیمت را در بین برند‌های مطرح تجربه کرده است.

    این شرکت که به رویه رقابتی و تولید محصولات با «قیمت ارزان و امکانات بالا» شهرت داشت در فروردین ماه ۱۴۰۵ رسماً اعلام کرد که به دلیل افزایش سرسام‌آور قیمت حافظه مجبور به افزایش قیمت برخی مدل‌های خود از ۲۲ فروردین شده است.

    بر اساس گزارش‌های موسسه بین‌المللی داده (IDC) میانگین قیمت فروش جهانی گوشی هوشمند در سال ۲۰۲۶ با رشد ۱۴ درصدی نسبت به سال قبل به رکورد ۵۲۳ دلار رسیده است.

    این افزایش قیمت عمدتاً ناشی از کمبود و گرانی شدید تراشه‌های حافظه است که از نیمه دوم سال ۲۰۲۵ آغاز شده و در ماه‌های اخیر تشدید شده است.

    سامسونگ نیز از این قاعده مستثنی نبوده و سری جدید پرچمدار خود «گلکسی اس ۲۶» را با میانگین قیمتی حدود ۱۰ درصد گران‌تر از نسل قبل روانه بازار کرده است.

  • غول‌های صنعتی غمگین! / کار با بوی باروت و ترس بیکاری در قلعه حسن خان

    غول‌های صنعتی غمگین! / کار با بوی باروت و ترس بیکاری در قلعه حسن خان

    به گزارش اقتصادران، سکوت وهم‌انگیز چرخ‌دنده‌ها در پس‌لرزه‌های یک آتش‌بس متزلزل؛ روایتی از شهرک‌های صنعتی زاگرس و اسماعیل‌آباد،  روایت دلخراشِ روزهای آواربرداری است.

    در حاشیه‌های کارگری‌نشین تهران، آواری که بر سر طبقه کارگر فرو ریخته، تنها از جنس خشت و آهن نیست، بلکه از جنس نان، امنیت شغلی و آینده است. اکنون که در دوران یک آتش‌بس متزلزل به سر می‌بریم و هر لحظه زمزمه‌های شوم آغاز دوباره‌ی درگیری‌ها در گوش شهر می‌پیچد، زخم‌های عمیق اقتصاد بیش از پیش سر باز کرده‌اند. با حملات امپریالیسم آمریکا و بازوی منطقه‌ای آن اسرائیل، به زیرساخت‌های کلان اقتصادی کشور از جمله صنایع پتروشیمی، فولاد و کارخانه‌های مادر، دومینوی تعطیلی و رکود به راه افتاده است.

    در این میان، صنایع کوچک و متوسط که حیاتشان به شریان‌های صنایع مادر و خودروسازی‌ها گره خورده است، نخستین قربانیان این توقف تولید هستند. وقتی مواد اولیه نرسد و غول‌های صنعتی متوقف شوند، کارگاه‌های قطعه‌سازی نیز یکی پس از دیگری کرکره‌ها را پایین می‌کشند.

    برای لمس عمق این بحران و روایت آنچه در کف میدان می‌گذرد، راهی منطقه قلعه حسن‌خان یا همان شهرک قدس شدیم؛ منطقه‌ای با بافت عمیقاً کارگری و میزبان دو شهرک صنعتی مهم که نبض قطعه‌سازی و تولیدات متنوعی از مواد پلاستیکی گرفته تا محصولات آرایشی و لوله‌های فلزی را در خود جای داده است.

    زاگرس؛ شهرکی که دیگر بوی کار و زندگی نمی‌دهد

    شهرک صنعتی زاگرس، به دلیل مجاورت تنگاتنگ با بافت شهری قلعه حسن‌خان، شکلی ارگانیک و در هم‌تنیده با زندگی روزمره مردم دارد. اینجا مرز میان خانه و کارخانه باریک است؛ آن‌قدر باریک که درست در میانه شهرک صنعتی، یک هنرستان پسرانه قرار گرفته و رفت‌وآمد خانواده‌ها در لابه‌لای سوله‌های صنعتی جریان دارد.

    با ورود به زاگرس، انتظار داشتیم با همهمه‌ی دستگاه‌ها، بوی روغن صنعتی و هیاهوی تعویض شیفت کارگران روبرو شویم اما آنچه تجربه کردیم، سیلی سنگینِ یک سکوت مرگبار بود. فضا به شدت وهم‌انگیز و خلوت بود. گویی روح زندگی از این سوله‌ها پر کشیده است. در ابتدا گمان کردیم کارگران در دل کارگاه‌ها مشغول به کارند، اما جستجوی بیشتر، پرده از حقیقتی تلخ برداشت. ردپای ویرانی‌های جنگ در شهرک به چشم می‌خورد.

    به گفته‌ی منابع محلی، چند کارخانه در همین محدوده، هدف حملات جنگنده‌های آمریکایی و اسرائیلی قرار گرفته بودند. یکی از آن‌ها، کارخانه مجهز تولید لوله‌های فلزی بود؛ صنعتی که نیازمند تکنولوژی پیشرفته است و بار تامین نیازهای بسیاری از کارگاه‌های دیگر شهرک و مناطق اطراف را به دوش می‌کشید. اکنون از آن خط تولید پیشرفته، چیزی جز تلی از خاکستر و آهن‌پاره باقی نمانده است.

    اسماعیل‌آباد و روایت احمد؛ مسافرکشی در خیابان‌های ناامیدی

    مسیر را به سمت شهرک صنعتی اسماعیل‌آباد در همان قلعه حسن‌خان کج کردیم. اینجا نیز اتمسفر تفاوت چندانی با زاگرس نداشت، همان سکوت، همان کرکره‌های پایین کشیده و همان سایه سنگین رکود. در پرسه‌زنی در میان سوله‌های خاموش، با «احمد» روبرو شدیم؛ کارگری که تا همین چند وقت پیش، در یکی از کارخانه‌های بزرگ قطعه‌سازی مشغول به کار بود و حالا به لشکر بیکاران پیوسته است.

    احمد با چهره‌ای تکیده، درباره روزهای تلخ تعدیل می‌گوید: «کارخانه ما در واقع شامل دو شرکت می‌شد و روی هم ۴۰۰ کارگر داشتیم اما چون تولید ایران‌خودرو و سایپا خوابیده و قطعه‌ای نمی‌خواهند، کارخانه ما هم توقف تولید زد. از آن ۴۰۰ کارگر، به ۳۸۵ نفر گفتند بروید خانه‌هایتان تا هر وقت شرایط عادی شد خبرتان کنیم. فقط ۱۵ نفر را نگه داشتند، آن هم صرفاً برای تعمیر و نگهداری دستگاه‌ها. در این مدت نه خبری از رد شدن بیمه است و نه از یک ریال حقوق.»

    وقتی از احمد درباره بیمه بیکاری می‌پرسیم، پوزخند تلخی می‌زند: «بعضی از بچه‌ها رفتند دنبال بیمه بیکاری اما من نرفتم. مبلغش آن‌قدر پایین است که حتی کرایه خانه‌ام را هم کفاف نمی‌دهد. دربه‌در دنبال کار گشتم، هیچ جا کارگر نمی‌خواست. الان مجبورم شبانه‌روز با ماشینم در اسنپ کار کنم. با این حال، باز هم چرخ زندگی‌ام نمی‌چرخد، اما چاره‌ای ندارم؛ باید شکم بچه‌هایم را سیر کنم.»

    احمد از یک‌جانبه بودن تصمیم کارفرماها گله‌مند است: «اواسط جنگ بود که کارفرما آمد و خیلی راحت گفت تا تولید به حالت عادی برنگردد، همکاری بی‌همکاری. بدون هیچ حمایتی، بدون ذره‌ای مسئولیت‌پذیری ما را به امان خدا رها کردند!»

    «ایران قطعه» و موج اخراج؛ استیصال کارگران باسابقه

    دوباره به سمت زاگرس بازگشتیم تا وضعیت کارخانه‌های بزرگ‌تر را بررسی کنیم. نام شرکت «ایران قطعه» که تولیدکننده قطعات صندلی برای خودروسازان است، زیاد به گوش می‌رسید. این کارخانه که پیش‌تر بین ۲۵۰ تا ۳۰۰ نیروی کار داشت، اکنون در حال اجرای پروژه سنگین تعدیل نیروست؛ به طوری که در مدت اخیر حدود ۶۰ نفر از کارگران خود را تعدیل کرده و قصد دارد مجموع تعداد نیروها را به مرز ۹۰ نفر برساند. نکته دردناک اینجاست که مدیریت علاوه بر حذف امنیت شغلی، مزایای رفاهی گذشته همچون وعده‌های صبحانه، ناهار، شام و حتی سرویس حمل‌ونقل را هم به‌طور کامل حذف کرده است.

    دور اول اخراج‌ها یقه بازنشستگانی را گرفت که همچنان کار می‌کردند، اما در دورهای جدید که همین روزهای گذشته رقم خورد، تیغ تعدیل به گردن کارگران باسابقه نیز رسید. «منوچهر»، یکی از همین اخراجی‌های تازه‌نفس است. او که ۶ سال از عمرش را پای دستگاه‌های این کارخانه گذاشته، با صدایی لرزان می‌گوید: «هفته گذشته خیلی‌ها را بیرون کردند. من با ۶ سال سابقه یک‌دفعه بیکار شدم. حیران مانده‌ام چه کنم. هر در بسته‌ای را می‌زنم، کار نیست. نمی‌دانم چطور باید توی چشم‌ زن و بچه‌ام نگاه کنم.»

    به گفته منوچهر، بسیاری از اقوام و دوستانش در این شهرک‌ها به همین سرنوشت دچار شده‌اند: «آن‌هایی که ماشین دارند، مثل احمد رفته‌اند اسنپ. اما مایی که ماشین نداریم چه کنیم؟ پروسه بیمه بیکاری هم که هفت‌خوان رستم است و در نهایت پولی به دستت می‌دهد که فقط هزینه زنده ماندن است نه زندگی کردن.»

    طاهره و هراس پنهان در خط تولید

    فضای قلعه حسن‌خان با ترکیبی از بوی باروتِ  روزهای گذشته و ترسِ بیکاریِ آینده، سنگین شده است. در این میان، حتی آن‌هایی که هنوز کار می‌کنند نیز حال و روز خوشی ندارند. «طاهره»، یکی از کارگران زنی است که در یکی از کارگاه‌های قطعه‌سازی همچنان مشغول کار است.

    او از شرایط استثمار  پس از آغاز بحران پرده برمی‌دارد: «گذشت آن روزهایی که مزایایی مثل پول ناهار و اضافه‌کار داشتیم. الان همه‌چیز قطع شده. جرات هم نداریم حرف بزنیم یا به شرایط اعتراض کنیم، چون شمشیر اخراج همیشه بالای سرمان است.»

    طاهره از ترفندهای جدید کارفرماها برای فرار از پرداخت حقوق کامل می‌گوید: «روزهای اول جنگ که کارخانه تعطیل شد، حقوق دادند. اما حالا می‌گویند آن مرخصی‌های اجباری که به خواست کارفرما بود، از مرخصی‌های استحقاقی‌مان  کسر می‌شود! حتی بین‌التعطیلی‌ها را بدون رضایت ما به حساب مرخصی‌ می‌گذارند. تازه در کارخانه‌های اطراف، کارفرماها سیستم جدیدی پیاده کرده‌اند؛ به کارگر می‌گویند فقط هفته‌ای دو تا سه روز بیاید تا حقوق کمتری بدهند. عملاً کارگر را در حالت استندبای نگه داشته‌اند.»

    سخن آخر؛ تاوان بحران بر دوش طبقه کارگر

    گشت‌وگذار ما در میان سوله‌های ساکت زاگرس و اسماعیل‌آباد، پرده از یک حقیقت عریان برمی‌دارد: در این ساختار اقتصادی، بحران‌ها همواره روی شانه‌های طبقه‌ای آوار می‌شود که کمترین سهم را از روزهای رونق برده است. وقتی چرخ‌دنده‌ها می‌چرخیدند و سودهای کلان به جیب صاحبان سرمایه سرازیر می‌شد، سهم امثال «احمد»، «منوچهر» و «طاهره» تنها دستمزدهایی بود که به‌ زحمت برای بقا کفاف می‌داد اما امروز که ترکش‌های جنگ و رکود، تولید را متوقف کرده، اولین چیزی که قربانی می‌شود، معیشت کارگران است.

    در روزهای جنگ، دولت و دستگاه‌های تبلیغاتی مدام از شعارهایی چون «وحدت ملی»، «اقتصاد مقاومتی» و «سربازان جبهه تولید» می‌گفتند تا کارگران را برای چرخاندنِ چرخ‌های لرزان اقتصاد در میدان نگه دارند؛ کارگران هم در میدان ایستادند و پشت تولید را خالی نکردند؛  اما حالا در دوران پس از جنگ، بار اصلی بحران بر دوش طبقه‌ی کارگر افتاده است؛ کارگران اخراجی  بدون حمایت و به امان خدا راها شده‌اند.

    انفعالِ عمدی وزارت کار در برابر اخراج‌های دسته‌جمعی، کسر مرخصی‌های اجباری و قراردادهای یک‌طرفه، نشان می‌دهد که این نهاد چندان برای صیانت از حقوق نیروی کار طراحی نشده، بلکه عملکردش هموار کردن مسیر برای کارفرمایانی است که می‌خواهند ضررهای ناشی از بحران و جنگ را مستقیماً از سفره‌ی کارگران جبران کنند.

    سکوت امروز در شهرک‌های صنعتی زاگرس و اسماعیل‌آباد، تنها صدای خرابیِ چند دستگاه یا توقف موقتِ خط تولید نیست؛ این صدا، آهنگ تلخ یک تضاد طبقاتی است؛  صدایی که می‌گوید در منطقِ حاکم بر این کارخانه‌ها، «وحدت» یعنی کارگر در سود شریک نباشد اما در خسارت و آوارِ جنگ، در صف اول بایستد. اینجا سودها همواره خصوصی  است، اما هزینه‌ی بحران‌ها،  تنها از جیب کسانی پرداخت می‌شود که چیزی جز نیروی کارشان برای فروش ندارند.

  • سوختن ۴ میلیون فرصت شغلی در آتش جنگ

    سوختن ۴ میلیون فرصت شغلی در آتش جنگ

    به گزارش اقتصادران، روزنامه اطلاعات نوشت:

    اخبار تعدیل نیروی انسانی از بنگاه‌های بزرگ و کوچک تولیدی و خدماتی آن قدر رواج یافته که نگرانی شدیدی در جامعه ایجاد کرده است. فعالیت بسیاری از صنایع مهم کشور به دلیل آسیب‌های دریافتی از بمباران دشمن تقریباً متوقف شده و قطع ارتباط واحدهای پایین‌دستی با هسته‌های تأمین و پشتیبانی چرخه تولید کالا و خدمات را لنگان کرده است.

    یک برآورد غیررسمی که پریروز در فضای مجازی منتشر شده بود، نشان می‌دهد طی یک ماه سپری شده از سال ۱۴۰۵ نه تنها هیچ فرصت جدید شغلی ایجاد نشده، بلکه به دلیل مشکلات ناشی از جنگ اخیر و قطع شبکه اینترنت برای فعالان اقتصادی، حداقل ۴ میلیون فرصت شغلی از بین‌رفته یا در بنگاه‌های تولیدی و خدماتی مشمول تعدیل نیروی انسانی شده است.

    با ادامه این روند، بحران بیکاری و تورم سرسام آور ناشی از آن، نظام اقتصادی کشور را با یک چالش بسیار بزرگ روبرو خواهد کرد که برون رفت از آن به مراتب سخت‌تر از تصمیم‌گیری در مورد آینده جنگ فعلی است.

    از سوی دیگر برآوردهای رسمی نشان می‌دهد طی حملات وحشیانه دشمن به شهرهای مختلف بالغ بر ۲۷۰ میلیارد دلار به زیرساخت‌های اقتصادی، واحدهای صنعتی و مناطق مسکونی کشور آسیب وارد شده که جبران این ضایعات برای اقتصاد فاقد بستر سرمایه‌گذاری ایران، بیش‌از یک دهه زمان نیاز دارد.

    این درحالی است که فضای کسب و کار ایران پیش از جنگ اخیر با کمبود شدید سرمایه روبرو بود و منابع اصلی تأمین‌کننده مالی (اعم از سیستم بانکی و بازار سرمایه) هم به انتهای توان پشتیبانی خود رسیده بودند.

    بنابر این دل‌بستن به بنیه تحلیل رفته مالی در این دو منبع، برای بازسازی مناطق آسیب دیده و حمایت از بنگاه‌های در حال تعدیل کاملا بیهوده است.

    برخی مقامات دولتی در بیانات خود از ضرورت سرمایه‌گذاری بخش خصوصی برای بازسازی ویرانه‌های جنگ و کمک به اقتصاد آسیب دیده سخن می‌گویند، غافل از اینکه بخش خصوصی کشور اگر توان مالی مناسبی داشت، نیازمند سیستم بانکی و بازار سرمایه نبود.

    به نظر می‌رسد، مسئولان کشور در مذاکرات صلح همانگونه که به درستی روی موضوعاتی نظیر حفظ تمامیت ارضی، افزایش قدرت دفاعی، توسعه دانش هسته‌ای و دفاع از ارزش‌های ملی تعصب دارند، باید روی موضوع بقای اقتصاد ایران در دوران پساجنگ هم حساس باشند.

    اقتدار حکمرانی ایران در منطقه اگرچه با دفاع جانانه از کیان کشور و استفاده مطلوب از فرصت حاکمیت تنگه هرمز به نمایش گذاشته شد، ولی سربلندی آینده ایران منوط به داشتن اقتصادی پویاست.

    فضای کسب و کاری که با بحران تعدیل نیروی انسانی روبرو شده، قادر به ایفای نقش مؤثر در این الگوی سربلندی نیست و باید درمان فوری مشکلات آن در رأس تصمیم‌گیری‌های راهبردی کشور قرار گیرد.

    در این میان حمایت همه جانبه مالی، بیمه‌ای، مالیاتی و گمرکی از بنگاه‌های بحران زده بخش خصوصی یک وظیفه محرز برای دولت است و اکتفا به آنچه تاکنون برای کمک به اقتصاد آسیب دیده از جنگ تصویب‌شده، هرگز لطمات واحدهای مبتلا به تعدیل نیروی انسانی را جبران نمی‌کند.

  • جنگ، خانوارهای کارگری را فلج کرد / کارگران دو ماه است که از جیب می‌خورند

    جنگ، خانوارهای کارگری را فلج کرد / کارگران دو ماه است که از جیب می‌خورند

    به گزارش اقتصادران، جنگ زندگی حدود یک‌میلیون‌و ۲۰۰ هزار خانوار کارگری را فلج کرده است؛ یک‌میلیون‌و ۲۰۰ هزار کارگر ساختمان که برخلاف بقیه کارگران مقرری بیمه بیکاری ندارند. آتش جنگ و اکنون بلاتکلیفی آتش‌بس، ساخت‌وساز را متوقف کرده‌ و کارگران را به خانه‌هایشان فرستاده است. بر‌اساس اعلام کانون انجمن‌های صنفی کارگران ساختمانی، نزدیک به ۹۰ درصد از این کارگران، مستأجر هستند و به دلیل نداشتن حقوق و مزایای ثابت ماهانه امکان ثبت‌نام و دریافت مسکن دولتی را نداشته‌اند.

    به گزارش شرق، همین نبود حقوق ثابت ماهانه سبب شده است ‌دریافت وام بانکی برای کارگران ساختمانی سخت‌تر از سایر اقشار مردم باشد؛ آن‌هم در حالی که گرانی در کشور بیداد می‌کند و تورم نقطه به نقطه مواد غذایی در اسفند گذشته سه‌رقمی شده است و حالا بیراه نیست اگر گفته شود ‌جنگ، زندگی ضعیف‌ترین قشر کارگر ایرانی، یعنی کارگران ساختمانی را زمین‌گیر و فلج کرده است.

    جنگ، کارگران را به خانه برگرداند

    نزدیک به دو ماه است که از جیب می‌خورند و مشخص نیست این وضعیت تا کجا ادامه داشته باشد. بعضی‌هایشان می‌گویند ‌سر پرداخت اجاره و تخلیه ملک زیر فشار صاحبخانه‌ها هستند و بعضی می‌گویند که کارگران ساختمانی آن‌قدر تهیدست هستند که امکان خرید خودرو و مسافرکشی را هم ندارند. در حال حاضر قیمت ارزان‌ترین مدل‌های خودرو در بازار ایران به حدود یک میلیارد تومان رسیده ‌که این رقم معادل بیشتر از پنج سال کل درآمد کارگران ایرانی است. کارگران ساختمانی می‌گویند‌ کارفرمای ثابت ندارند و به همین دلیل نمی‌توانند مقرری بیمه بیکاری بگیرند و حالا به گفته آنها، جنگ کارگران ساختمانی را «له» کرده است. بر‌اساس اعلام کانون انجمن‌های صنفی کارگران ساختمانی، نزدیک به ۹۰ درصد از این کارگران، مستأجر هستند و به دلیل نداشتن حقوق و مزایای ثابت ماهانه، امکان ثبت‌نام و دریافت مسکن دولتی را نداشته‌اند. در‌واقع آنها مسکن‌سازان بی‌مسکن هستند.

    بازار ساخت‌وساز مدت‌های مدید است ‌در ایران زمین‌گیر شده است. مطابق گزارش وزارت راه و شهرسازی، بازار ایران سالانه به حدود یک میلیون واحد مسکونی جدید نیاز دارد، اما ساخت‌وساز مسکن در تمام این سال‌ها حدود یک‌سوم این نیاز بوده است. ایران یکی از ۱۰ کشور جهان با بیشترین نرخ تورم است و تورم سنگین مدام باعث سقوط قدرت خرید مردم شده است؛ تا آنجا که بر‌اساس گزارش کمیسیون عمران مجلس، سهم مسکن در سبد هزینه خانوار ایرانی گاهی به ۶۰ تا ۷۰ درصد می‌رسد و قدرت پس‌انداز و خرید مسکن را از بسیاری از ایرانیان سلب کرده است. صرف‌نظر از شمار روزافزون مستأجران، گزارش دیگری از وزارت راه و شهرسازی حاکی از آن است که حدود یک‌سوم مردم کشور بدمسکن و ساکن حاشیه شهرها و بافت ناکارآمد هستند. فقر گسترده مسکن حالا نه‌تنها دامن کارگران ساختمانی را گرفته‌، بلکه رکود تورمی بازار ملک سبب خروج سرمایه از این بازار و کاهش قابل ملاحظه ساخت‌وساز شده است.

    اکبر شوکت، رئیس انجمن صنفی کارگران ساختمانی، می‌گوید: در سال‌های ۱۳۹۱ تا ۱۴۰۱ سالانه حدود ۱۱۰ میلیون مترمربع واحد مسکونی در کشور ساخته شده است، اما سال گذشته تنها ۶۵ میلیون مترمربع مسکن در کشور ساخته شد که در‌واقع میزان ساخت‌وساز در کشور به حدود نصف رسیده است. خشایار باقرپور، مدیرعامل اتحادیه تعاونی‌های عمرانی تهران نیز پیش از این به «شرق» گفته بود که نااطمینانی در فضای اقتصادی کشور و رکود سنگین سبب شده ‌شمار درخور توجهی از سازندگان مسکن، سرمایه خود را به امارات، عمان و ترکیه منتقل کرده و از ادامه ساخت‌وساز در ایران صرف‌نظر کنند.

    ‌جنگ هزینه ساخت‌وساز را بالا برد

    حالا جنگ اوضاع ساخت‌وساز را وخیم‌تر کرده است. در حملات هوایی، دو فولادساز بزرگ کشور، یعنی فولاد مبارکه اصفهان و فولاد خوزستان، خساراتی دیدند و خط تولید خود را تعطیل کردند. این دو کارخانه نزدیک به یک‌سوم فولاد خام کشور را تأمین می‌کردند. همچنین بخشی از ظرفیت تولید پتروشیمی کشور خسارت دید که این خسارات بازار مصالح ساختمانی را تحت تأثیر قرار داده است.

    خسارات جنگ همچنین به معادن سیمان رسید؛ هرچند این خسارت در حدی نبود که قیمت سیمان را تغییر چندانی دهد، اما خسارات جنگ بهای سازه‌های فلزی ساختمان را به‌شدت تحت تأثیر قرار داده است. ایرج رهبر، عضو هیئت‌مدیره انجمن انبوه‌سازان استان تهران، به «شرق» می‌گوید: ‌‌جنگ نه‌تنها ساخت‌وساز را تعطیل کرده، بلکه بهای تمام‌شده مسکن را به‌طور درخور توجهی بالا برده است.

    به گفته رهبر، بهای لوله پروفیل که تا قبل از جنگ کیلویی ۷۰ تا ۷۵ هزار تومان بود، هم‌اکنون به ۱۴۰ هزار تا ۱۵۰ هزار تومان رسیده است و قیمت میلگرد که تا قبل از جنگ کیلویی ۵۶ هزار تومان بود، به ۷۶ هزار تومان رسیده است.

    سازندگان مسکن می‌گویند ‌افزایش قیمت مصالح ساختمانی‌ سبب شده که بهای ساخت‌وساز حدود ۵۵ درصد بیشتر شود.

    ابتدای سال گذشته، تحت‌ تأثیر تغییر سطح قیمت نهاده‌های تولید مسکن و نرخ‌های ۱۴۰۴ عوارض صدور جواز ساخت توسط شهرداری، هزینه ساخت یک مترمربع واحد مسکونی در پایتخت به سطح ۲۹‌میلیون‌و صد هزار تومان رسید که ۴۰ درصد نسبت به سال ۱۴۰۳ افزایش یافته بود. در حال حاضر متوسط هزینه ساخت در تهران با ۵۵ درصد افزایش نسبت به سال گذشته، به مترمربعی ۴۵ میلیون تومان رسیده است. سازندگان انتظار دارند ‌با افزایش چشمگیر هزینه ساخت‌وساز، صنعت ساختمان گرفتار رکود سنگین‌تری شود و تداوم جنگ می‌تواند باعث خروج درخور توجه سرمایه از این بخش و بیکاری گسترده‌تر کارگران  ساختمانی شود.

    اکبر شوکت، رئیس انجمن صنفی کارگران ساختمانی، می‌گوید: ساخت‌وساز در حال حاضر تنها به ۲۰ درصد سال گذشته رسیده و این میزان تقریبا به معنای توقف ساخت‌وساز مسکن است.

    او تأکید می‌کند که با این میزان اندک ساخت‌وساز و تقاضا برای مصالح ساختمانی، بهای نهاده‌های ساختمانی رشد شایان توجهی داشته است و اگر آتش‌بس دائمی شود و ساخت‌وساز به روال عادی برگردد، مشخص نیست‌ قیمت‌ها به کجا می‌رسد.

    این وضعیت، معیشت کارگران ساختمانی را به‌شدت بغرنج کرده است. بر‌اساس گزارش انجمن صنفی کارگران ساختمانی، حدود یک‌میلیون‌و ۲۰۰ هزار کارگر ساختمانی در ایران فعال هستند که از این تعداد، تنها نیمی از آنها از بیمه بازنشستگی برخوردار‌ند و نیمی دیگر بیش از پنج سال است ‌در صف انتظار برخورداری از بیمه هستند و هنوز نتوانسته‌اند بیمه شوند.

    این مسئله سبب شده‌ بسیاری از کارگران ساختمانی حتی در دوران سالمندی مجبور به کار باشند. این در حالی است که آمار وزارت کار حاکی از آن است که شمار آسیب‌های شغلی به کارگران ساختمانی در ایران بیش از سایر کارگران است و بسیاری از این کارگران زودتر از موعد بازنشستگی با آسیب‌های شغلی ازکارافتاده و زمین‌گیر می‌شوند و ‌هیچ‌گونه حمایت  مالی‌ای ‌ندارند.

    در این میان، جنگی ویرانگر بر کشور سایه انداخته ‌و زندگی حدود یک‌میلیون‌و ۲۰۰ هزار کارگر ساختمانی را به بن‌بست معیشتی رسانده است؛ کارگرانی که از کمترین حمایت‌های دولتی و حتی صنفی برخوردار نیستند و روزگار را به سختی و تهیدستی می‌گذرانند و البته به دلیل نداشتن کارفرمای ثابت، هیچ‌کدام از کارگران ساختمانی نمی‌توانند درخواست برخورداری از بیمه بیکاری داشته باشند.

    ایرج رهبر، عضو هیئت‌مدیره انجمن انبوه‌سازان استان تهران، می‌گوید که آتش‌بس موقت هنوز آن‌قدر اطمینان ایجاد نکرده است که پروژه‌های ساخت‌وساز نیمه‌کاره‌ دوباره فعال شوند.

    او توضیح می‌دهد:‌ بخش خصوصی در حال رایزنی با دولت است که بازسازی ساختمان‌های ویران از جنگ را بر عهده بگیرد، اما مسئله اینجاست که دولت گرفتار‌ کسری درخور توجه بودجه است و مشخص نیست چگونه می‌خواهد بودجه لازم برای بازسازی ساختمان‌های ویران را تأمین کند.

    گزارش بنیاد مسکن و شهرداری تهران حاکی از آن است که تاکنون حدود ۱۱۰ هزار ساختمان تجاری، اداری و مسکونی در جنگ آسیب دیده‌اند که البته میزان آسیب به این ساختمان‌ها در درجات مختلف است.

  • از آوار جنگ تا بازسازی صنعت

    از آوار جنگ تا بازسازی صنعت

    به گزارش اقتصادران، در حالی که صنعت پتروشیمی به دلیل حملات اخیر با کاهش ظرفیت تولید روبه‌رواست، فعالان اقتصادی از فرصت تاریخی برای بازسازی و توسعه سخن می‌گویند؛ فرصتی که با رفع موانع داخلی، کنار رفتن تحریم‌ها و هم‌افزایی بخش خصوصی می‌تواند مسیر ورود برای خلق منابع جدید ارزی و سرمایه‌گذاری‌ ۴۰۰ میلیارد دلاری مورد نیاز را هموار کرده و اقتصاد ایران را از رکود و تورم چندساله به سمت رشد پایدار سوق دهد. برخی اعضای فدراسیون صادرات انرژی و صنایع وابسته ایران هم با اشاره به بحران در زنجیره لاستیک و تایر، کاهش مصرف داخلی محصولات پلیمری و افت خوراک واحدهای تولیدی هشدار می‌دهند که تداوم کاهش ظرفیت می‌تواند به بیکاری گسترده منجر شود. از این رو، خواستار بازگشت سریع صنایع مادر به مدار تولید و حرکت به سمت تولید محصولات با ارزش افزوده بالا شده تا اقتصاد صنعتی کشور از خام‌فروشی فاصله گرفته و مسیر توسعه پایدار را بازیابد.

    خلق منابع جدید ارزی با رفع موانع صادرات 

    به گزارش «تعادل»، رییس فدراسیون صادرات انرژی و صنایع وابسته ایران در یک نشست تخصصی در محل اتاق بازرگانی با اشاره به سهم بالای درآمدهای نفتی در اقتصاد کشور اظهار کرد: بزرگ‌ترین بخش درآمد ارزی ما پتروشیمی‌ها هستند که نمایندگان این بخش در جلسات دایما تاکید می‌کنند اگر موانع برداشته شود می‌توانند ظرفیت ۱۲، ۱۳ و حتی ۱۴ میلیارد دلاری ایجاد کنند. در حوزه تجهیزات صنعت نفت نیز حدود ۴ تا ۵ میلیارد دلار ظرفیت صادراتی وجود دارد. سندیکای صنعت برق، بخش‌های مهندسی ساخت، پیمانکاری و خدمات فنی – مهندسی هم چنین ظرفیتی دارند.  حمیدرضا صالحی گفت: در بخش پتروشیمی، با وجود اینکه یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان هستیم، اما درآمد ارزی نسبت به توناژ صادرات مناسب نیست؛ میانگین ۴۰۰ دلار برای هر تن واقعا در شأن کشور نیست. این موضوع در فدراسیون می‌تواند تبدیل به راهکار شود تا خدمات فنی – مهندسی، صادرات تجهیزات صنعت نفت، تجهیزات برق، خدمات حوزه ساختمان و احداث، همگی افزایش پیدا کنند. رییس فدراسیون انرژی افزود: اگر تحریم‌ها برطرف و گشایشی در این زمینه ایجاد شود، می‌توانیم منابع بزرگ‌تری از بازارهای جهانی جذب کنیم. این موضوع می‌تواند بخشی از تورمی را که در ۷ تا ۸ سال گذشته به کشور تحمیل شده، خنثی کند.  صالحی تاکید کرد: اما فاز دوم این است که در داخل نیز باید حرکت‌هایی انجام دهیم تا تنه درخت بنگاه‌های اقتصادی سیراب شود و جوانه‌های جدید بزند. باید موانعی که امروز اجازه رشد نمی‌دهد، برداشته شود. امیدواریم کشور از اقتصاد دستوری خارج شود.

    وی با اشاره به مشکلات مربوط به جنگ و آسیب‌دیدن برخی زیرساخت‌های پتروشیمی گفت: در اتاق بازرگانی آمارهایی وجود دارد که نشان می‌دهد چه اتفاقاتی افتاده و امروز باید چه‌کار کنیم تا جبران شود. در حوزه فولاد نیز بخش خصوصی اعتقاد دارد که نباید بازرگانی در اختیار تولیدکننده باشد؛ اجازه دهید خودِ بازرگانان این کار را انجام دهند و موانع برای تجارت بدون انتقال ارز برداشته شود.  صالحی ادامه داد: شرکت‌هایی که سال‌ها درآمد داشتند و امتیازات اولیه دریافت کردند، امروز باید کمک کنند. شرکت‌های تولیدی، مجموعه‌های وابسته به سازمان تامین اجتماعی و همه مدیران و صاحبان صنایع باید در این مسیر همراه باشند.  او تصریح کرد: ظرفیت‌هایی که در فدراسیون و میان اعضای ما وجود دارد، می‌تواند بخشی از آسیب‌های زیرساختی را جبران کند و فرصت‌هایی را که بخش خصوصی در خارج از ایران می‌شناسد، برای افزایش درآمد و سرمایه‌گذاری فعال کند. ما امروز در زمینه نفت و گاز حدود ۴۰۰ میلیارد دلار نیاز سرمایه‌گذاری داریم و اگر این مسیر درست طی شود، می‌تواند آینده کشور را روشن‌تر کند.

    صالحی در پایان اظهاراتش بر ضرورت حمایت از صنایع تاکید کرد و گفت: «برنامه‌ریزی‌های جامعی در زمینه‌های تامین ارز، بهبود حمل‌ونقل و حمایت از صنایعی چون فولاد و پتروشیمی در دست اقدام است تا شرایط تولیدکنندگان تسهیل شود.» وی در نهایت، لزوم هم‌افزایی میان فعالان اقتصادی را مورد تاکید قرار داد و ابراز امیدواری کرد که با استفاده از ظرفیت‌های موجود و همکاری بخش خصوصی بتوان بر چالش‌های کنونی فائق آمد و آینده‌ای روشن‌تر برای اقتصاد کشور رقم زد.

    آسیب جنگ به صنعت پتروشیمی

    در ادامه ابن نشست، مجتبی خسروتاج، عضو هیات مدیره انجمن صنفی کارفرمایی صنایع پتروشیمی با اشاره به وضعیت صادرات و تولید این بخش گفت: سال گذشته برنامه‌ریزی شد حدود ۵ میلیارد دلار صادرات داشتیم و در همین حال میزان فروش در بازار داخلی به دلیل تجاوز رژیم صهیونی و امریکا به خاک کشورمان بخشی از صادرات و فروش داخلی تحت تاثیر قرار گرفت.

    او درباره اتفاقات اخیر در صنعت پتروشیمی اظهار کرد: در جریان اتفاقی که در چند هفته گذشته در مجموعه پتروشیمی رخ داد، عمدتا واحدهای تولیدکننده یوتیلیتی خلیج فارس مورد حمله قرار گرفتند. بنابراین اکنون موضوعاتی مانند بخش‌های یوتیلیتی، بخار، اکسیژن و برخی تعمیرات مطرح است. پیش‌بینی می‌کنیم تا حدود دو ماه آینده مجموعه پتروشیمی با حدود ۶۰ تا ۶۵ درصد ظرفیت دوباره به تولید بازگردد.  خسروتاج در ادامه بر نقش تشکل‌های صنعتی در بازسازی سریع‌تر تاکید کرد و گفت: اگر بخواهیم تا پایان سال آینده به ارقام مورد نظر برسیم، لازم است تشکل‌های فعال در این حوزه همان‌گونه که مردم در حمایت از جبهه‌ها پشتیبانی می‌کنند وارد میدان شوند. تشکل‌های تولیدی و تعمیراتی می‌توانند سریع‌تر در فرآیند بازسازی وارد شوند.  او افزود: واحدهای یوتیلیتی بخش عمده‌ای از زیرساخت‌ها را تشکیل می‌دهند و سازندگان آنها نیز عمدتا از میان همین تشکل‌هایی هستند که امروز در خدمتشان هستیم. اگر آمادگی و سرعت عمل با کیفیت مناسب وجود داشته باشد، می‌تواند برای بازگشت واحدهای تولیدی بسیار امیدبخش و موثر باشد.

    وحید کیانی، عضو هیات‌مدیره فدراسیون صادرات انرژی و صنایع وابسته ایران هم در ادامه این نشست با اشاره به ضرورت مردمی‌سازی کل صنعت گفت: آسیب روانی و اقتصادی حاصل از جنگ اخیر بر بدنه صنعت کشور روشن است، اما این شرایط در عین حال فرصتی ایجاد کرده تا همگان دست به دست هم دهند و مسیر حل مسائل اساسی به ویژه در زنجیره صنعت را هموار سازند.

    این فعال صنعتی گفت: جنگ اخیر، زنجیره صنعت لاستیک و تایر را با چالش جدی مواجه کرده است؛ از این رو، در چند جلسه اخیر میان فعالان این حوزه توافق شد که واردکنندگان بتوانند محصولات پتروشیمی را عرضه کنند، زیرا هم‌اکنون با توجه به فصل گرما و افزایش مصرف محصولات پتروشیمی، نیاز به ورود جدی واردکنندگان کاملا احساس می‌شود. او افزود: طبق اعلام اخیر، امکان واردات با استفاده از ارز حاصل از صادرات بدون انتقال ارز فراهم شده و بورس کالا نیز موظف شده شرایط عرضه را برای تولیدکنندگان و واردکنندگان تسهیل کند. شرکت تجارت صنعت خلیج فارس نیز ماموریت یافته تا با تخصص خود در این حوزه، زمینه مردمی‌سازی و مشارکت تشکل‌ها را فراهم کند. کیانی گفت: متاسفانه تاکنون ظرفیت‌های مردمی و تشکل‌های صنعتی نادیده گرفته شده است، در حالی که همین تشکل‌ها می‌توانند بار بزرگی از مشکلات را از دوش دولت بردارند. بر اساس آخرین آمار شرکت ملی پتروشیمی در بهمن در سال ۹۰، ۹۱ قیمت هر تن محصول پتروشیمی ۸۰۰ دلار بود، اما در بهمن ماه سال ۱۴۰۴ حدود ۴۲۵ دلار بوده که اکنون با افزایش روبه‌رو شده است. او افزود: چنانچه سیاست صادرات مواد خام ادامه می‌یافت، بسیاری از اهداف محقق نمی‌شد، زیرا بخش عمده صادرات پتروشیمی کشور در حوزه LPG و متانول، اوره و… بوده است. حال باید ریل توسعه را به سمت تولید محصولات با خدمات فنی و مهندسی با ارزش افزوده بالا بازگرداند.

    این عضو فدراسیون صادرات انرژی و صنایع وابسته در ادامه گفت: اگر روابط بین‌المللی کشور سامان یابد، صنعت نفت جهان تحت تاثیر قرار می‌گیرد، زیرا ایران می‌تواند با هزینه کمتر، خدمات باکیفیت‌تری ارایه دهد. بنابراین منطقی نیست تصور شود که تولید محصولات پتروشیمی با ارزش افزوده در داخل وجود ندارد. در گذشته حدود ۶۰ درصد محصولات پلیمری در داخل کشور مصرف می‌شد، اما اکنون این رقم به کمتر از ۵۰ درصد رسیده؛ چرا که تولید این محصول به تناسب مصرف جهانی نبود و بیشتر از ظرفیت بود. لذا باید با مدیریت دقیق، این روند را اصلاح کرد. او افزود: در شرایط فعلی وجنگی که صنعت کشور با مشکلات متعدد مواجه شده، لازم است فضایی آرام و با ثبات روانی برای فعالان صنعتی ایجاد شود. دوم اینکه صنایع مادر باید در کوتاه‌ترین زمان دوباره وارد مدار تولید شوند، زیرا طبق محاسبات، به ازای هر یک تن تولید محصول پتروشیمی، ۵ فرصت شغلی مستقیم یا غیرمستقیم ایجاد می‌شود. این درحالی است که کاهش ۳۵ درصدی ظرفیت تولید می‌تواند به بیکاری گسترده در زنجیره صنایع منجر شود. همچین بنابر اظهارات کیانی، بخشی از خوراک واحدهای تولیدی نیز به‌دلیل آسیب در پارس جنوبی و افت تولید پالایشگاه‌ها با مشکل روبه‌رو شده است. از این رو ضروری است بحث پدافند غیرعامل در حوزه انرژی جدی گرفته شود و تمرکز بیشتری بر استفاده از انرژی خورشیدی و تجدیدپذیر در صنایع صورت گیرد.

    این فعال اقتصادی افزود: اگر برنامه‌ریزی دقیق و جدی در این بخش انجام گیرد، فدراسیون‌های تخصصی می‌توانند صادرات محصولات با حداکثر ارزش افزوده را دنبال کنند تا دیگر نیاز به صادرات مواد خام پتروشیمی یا فولاد برای تامین ارز نباشد. به این‌ترتیب صنعتگر ایرانی قادر خواهد بود با استفاده از ارز خود، توسعه زنجیره‌های صنعتی را به صورت پایدار پیش ببرد. او در پایان گفت: نباید فراموش کرد که آسیب به واحدهای صنعتی، اثر مستقیم بر صنایع وابسته همچون خودرو و لوازم خانگی خواهد داشت و لازم است این موضوع در تصمیمات کلان اقتصادی کشور مدنظر قرار گیرد.