دسته: صنعت و معدن

  • کشاورزان قربانی چوب مسئولان لای چرخ واردکنندگان کود!

    کشاورزان قربانی چوب مسئولان لای چرخ واردکنندگان کود!

    به گزارش اقتصادران، سید مهدی حسین‌یزدی، رئیس انجمن واردکنندگان سم و کود ایران در گفت‌و‌گو با ایلنا با اشاره به کمبود کود در فصل زراعت و آسیب آن به بخش کشاورزی کشور، گفت: نخست آنکه در داخل کشور به دلیل توقف واردات کود با کمبود و گرانی کود روبروییم.

    دلایل گرانی کود در کشور

    رئیس انجمن واردکنندگان سم و کود ایران در مورد دلایل افزایش قیمت کود، گفت: کود و به ویژه کود اوره در تمام دنیا به خاطر آسیب به برخی از پتروشیمی‌ها در جنگ و بسته شدن تنگه هرمز گران شد.

    حسین‌یزدی ادامه داد: اما یکی از عواملی که بر گرانی کود در داخل دامن زد و هنوز هم این تاثیر ادامه دارد، افزایش هزینه واردات کود به دلیل جنگ، کمبود آن در جهان و دشواری تامین آن از چین و هند، عدم تخصیص ارز و ثبت سفارش است.

    وی افزود: از طرفی، قیمت دلار و یورو ظرف یک سال اخیر دو و نیم برابر شده و همین عامل گرانی ۲۰۰ درصدی قیمت کود در کشور است.

    چوب لای چرخ واردکنندگان کود نگذارند

    رئیس انجمن واردکنندگان سم و کود ایران گفت: اگر با تدبیری که تشکل‌های مرتبط با کود انجام می‌دادند، واردات کود صورت می‌گرفت و چوب لای چرخ این قضیه نمی‌گذاشتند، این مساله حاد نمی‌شد. به همین دلیل کمبود کود در حال حاضر مشکلی شده که گریبان کشاورزان را گرفته است.

    حسین‌یزدی تاکید کرد: در معاونت زراعت وزارت جهاد کشاورزی، کسی که مسئول این کار بود در چند ماه اخیر ایراد‌هایی می‌گرفتند که موجب شد واردات بسیاری از کود‌ها متوقف شود و به همین دلیل بسیاری از انوع کود‌ها وارد کشور نشد که البته این شخص نه معاون زراعت وزیر، بلکه کسی است که مسئول این کار را بر عهده دارد.

    اعلام آمادگی واردکنندگان برای تامین کود مورد نیاز کشاورزان

    رئیس انجمن واردکنندگان سم و کود ایران با اعلام آمادگی برای واردات کود توسط واردکنندگان بخش خصوصی، گفت: اگر در همین لحظه، واردات کود را آزاد کنند ما می‌توانیم از کشور‌های شمالی کود مورد نیاز کشاورزان کشور را تامین کنیم و بلدیم که به‌راحتی تحریم‌ها را دور بزنیم.

    حسین‌یزدی افزود: هرچند اعلام شده که واردات کود آزاد شده؛ اما هنوز ابلاغ و اجرایی نشده است. برای تامین نیاز کشور به کود، می‌بایست سهمیه‌بندی و سقف واردات و موانعی که شرکت خدمات حمایتی کشاورزی سال‌هاست برای واردات اعمال کرده را بردارند تا بخش خصوصی که هم بلد است، هم سرمایه دارد و هم تحریم‌ها را دور می‌زند بتواند کود‌های کشاورزی را وارد و تامین کند.

    توقف واردات کود در ۳ ماه اخیر

    رئیس انجمن واردکنندگان سم و کود ایران با اشاره به توقف واردات کود در ۳ ماه اخیر و بلاتکلیفی در تامین کود مورد نیاز کشاورزان در فصل زراعت، گفت: طی ۳ ماه اخیر، واردکنندگان نتوانسته‌اند همان کود‌هایی که قبلا خریداری کرده بودند را وارد کشور کنند. از طرفی، ثبت سفارش جدید نیز انجام نمی‌شود، زیرا اگر ثبت سفارش انجام شود واردات آن آغاز خواهد شد.

    حسین یزدی افزود: در حال حاضر وزیر جهاد کشاورزی ادعا می‌کند که با تدابیر این وزارتخانه، ۸۰ تا ۸۵ درصد قوت مردم تامین است؛ اما باید در نظر داشت که سم و کود و بذر، سهمی ۵۰ تا ۶۰ درصدی در تامین قوت مردم ایفا می‌کند و اگر تلاش‌های تامین‌کنندگان سم و کود و بذر نبود، این هدف محقق نمی‌شد.

  • غبار جنگ بر ویترین‌های پاساژ علاءالدین / خرید موبایل نو به خاطره‌ها پیوست!

    غبار جنگ بر ویترین‌های پاساژ علاءالدین / خرید موبایل نو به خاطره‌ها پیوست!

    به گزارش اقتصادران، بازار موبایل ایران دیگر شباهتی به یک مرکز داد و ستد کالای دیجیتال ندارد؛ بیشتر شبیه به تالار شیشه‌ای بورس در روز‌های قرمزپوش است که هر لحظه، عددی درشت‌تر بر پیشانی ویترین‌هایش نقش می‌بندد. در بهار ۱۴۰۵، در حالی که ریال تحت فشار شدیدترین تورم تاریخ معاصر و تبعات نظامی درگیری‌های منطقه‌ای، بخش عمده‌ای از ارزش خود را از دست داده، بازار موبایل به خط مقدم لمس فقر تبدیل شده است. اگر روزگاری خرید یک گوشی هوشمند، جزیی از مخارج عادی سبد خانوار بود، امروز این کالا به یک سرمایه‌گذاری سنگین تبدیل شده که عبور از ویترین فروشگاه‌های آن، لرزه بر اندام حقوق‌بگیران می‌اندازد.

    میان‌رده‌هایی که «لوکس» شدند؛ وداع با مفهوم گوشی ارزان

    دیگر چیزی به نام «گوشی اقتصادی» در بازار ایران وجود خارجی ندارد. آنچه در بازار‌های جهانی به عنوان میان‌رده برای استفاده‌های روزمره شناخته می‌شود، در بازار تهران با قیمت‌هایی عرضه می‌شود که تا همین دو سال پیش متعلق به آخرین مدل‌های پرچمدار بود. امروز یک کارمند با حداقل حقوق ۲۱ میلیون تومانی برای خرید یک گوشی میان‌رده که تنها کارراه‌انداز محسوب می‌شود، باید ۵ ماه تمام از خورد و خوراک و اجاره‌خانه بگذرد تا بتواند هزینه خرید آن را تامین کند.

    این یعنی سقوط استاندارد‌های زندگی؛ جایی که ابزار اولیه زیست دیجیتال، به کالایی دست‌نیافتنی برای طبقه کارگر و کارمند تبدیل شده است. بازار در قبضه قیمت‌هایی است که با هیچ منطق اقتصادی سازگار نیست، جز منطق ارز جنگی و تورم انتظاری.

    بازار موبایل تهران گران‌تر از آمازون!

    نگاهی به قیمت‌ها نشان می‌دهد که مصرف‌کننده ایرانی، تاوان سنگینی برای انزوای اقتصادی و نوسانات ارزی می‌پردازد. گوشی سامسونگ A۵۶ (مدل ۲۰۲۵) با حافظه ۲۵۶ گیگابایت، این روز‌ها در بازار تهران ۹۲ میلیون تومان قیمت‌گذاری می‌شود و نسخه ۱۲ گیگابایت رم آن، مرز ۱۰۰ میلیون تومان را درنوردیده و به ۱۰۵ میلیون تومان رسیده است.

    نکته تلخ اینجاست که اگر این قیمت را با نرخ مرکز مبادله (۱۴۵ هزار تومان) یا نرخ آزاد (حدود ۱۸۷ هزار تومان) بسنجیم، متوجه یک فاجعه آماری می‌شویم و آن این است که قیمت این گوشی در سایت آمازون حدود ۴۵۰ دلار است. قیمت ریالی آن در ایران (با رم ۸) معادل ۶۳۴ دلار (با نرخ مبادله) یا ۴۹۲ دلار (با نرخ آزاد) تمام می‌شود.

    این یعنی موبایل در ایران، حتی با احتساب دلار آزاد، گران‌تر از بازار‌های جهانی به دست مصرف‌کننده می‌رسد. این اختلاف قیمت فاحش، تنها ناشی از قیمت جهانی نیست، بلکه معلول هزینه‌های پنهان دور زدن تحریم‌ها، اختلال در زنجیره تامین و سودجویی‌هایی است که در فضای غبارآلود فعلی، نظارتی بر آنها وجود ندارد.

    سایه سنگین جنگ بر ویترین‌های پاساژ علاءالدین

    اقتصاد ایران در بهار ۱۴۰۵، بیش از هر زمان دیگری تحت تاثیر تنش‌های نظامی و درگیری‌های دو ماه گذشته قرار گرفته است. جنگ نه‌تنها روان جامعه را فرسوده، بلکه گلوگاه‌های تجاری کشور را نیز فشرده‌تر کرده است. قطع پرواز‌های بین‌المللی و محدودیت در مسیر‌های ترانزیتی، مسیر ورود گوشی به ایران را باریک‌تر از همیشه کرده و هزینه‌های حمل و نقل زمینی را به شکل سرسام‌آوری بالا برده است.

    فعالان بازار می‌گویند که موجودی انبار‌ها به دلیل این بن‌بست‌های لجستیکی کاهش یافته و همین «کمیابی تصنعی» در کنار جهش نرخ ارز، بهانه‌ای شده است تا قیمت‌ها روزانه و حتی ساعتی تغییر کنند. در چنین شرایطی، گوشی‌های میان‌رده‌ای نظیر A۳۶ سامسونگ به ۷۶ میلیون تومان رسیده‌اند؛ گوشی‌هایی که در آمازون بین ۳۰۰ تا ۳۹۹ دلار قیمت دارند، اما در ایران بیش از ۵۰۰ دلار (با نرخ مبادله) قیمت می‌خورند.

    از آیفون‌های نیم‌میلیاردی تا گوشی‌های نایاب قدیمی

    در رده گوشی‌های لوکس، ارقام به مرز‌های سوررئال رسیده‌اند. آیفون‌های استاندارد با حافظه ۲۵۶ گیگابایت که هنوز فعال نشده‌اند به قیمت نجومی ۳۵۰ میلیون تومان معامله می‌شوند. اگر به سراغ مدل‌های پرو با حافظه ۵۱۲ گیگابایت برویم، قیمت‌ها به ۵۴۰ میلیون تومان می‌رسد.

    این در حالی است که قیمت جهانی این گوشی حدود ۱۴۰۰ دلار است، اما در ایران با نرخ مرکز مبادله، معادل ۳۷۲۴ دلار قیمت‌گذاری می‌شود! به این مبالغ، باید هزینه‌های ثبت و رجیستری را هم اضافه کرد که خود داستانی جداگانه دارد و هزینه‌ای بین ۲۵ تا ۵۰ میلیون تومان را بر خریدار تحمیل می‌کند.

    در پایین‌ترین رده‌های بازار نیز وضعیت بهتر نیست. گوشی‌های سری M سامسونگ که زمانی گزینه‌هایی در دسترس بودند، اکنون نایاب شده‌اند. مدل M۱۲ که متعلق به سال ۲۰۲۱ است و عملاً یک گوشی قدیمی محسوب می‌شود، در صورت یافت شدن، ۱۸ میلیون تومان قیمت دارد. این یعنی ارزان‌ترین گزینه موجود در بازار، تقریباً معادل یک ماه حقوق کامل یک کارگر است.

    اینترنت زخمی و رکود بازار؛ سخت‌افزار بی‌معنا شد

    اما بحران بازار موبایل تنها به قیمت ختم نمی‌شود. سیاست‌های محدودکننده در حوزه زیرساخت دیجیتال، میل به خرید را در میان مصرف‌کننده کشته است. وقتی اینترنت با قطعی‌های ۶۷ روزه و خاموشی طولانی‌مدت روبروست و بازار سیاه VPN‌ها هزینه‌ای مضاعف بر دوش کاربران می‌گذارد، خرید یک گوشی هوشمند ۱۰۰ میلیون تومانی که قرار است با سرعت دیال‌آپ به شبکه متصل شود، از منظر اقتصادی فاقد توجیه است.

    موج بیکاری در کسب‌وکار‌های آنلاین و استارتاپ‌ها، که معلول همین قطعی‌های مداوم و ناامنی اقتصادی است، بخش بزرگی از متقاضیان بالقوه بازار موبایل را حذف کرده است. کسی که امنیت شغلی‌اش به دلیل فیلترینگ و جنگ و دیگر معضلات موجود به خطر افتاده، آخرین اولویتش به‌روزرسانی گوشی موبایل است.

    بحران جهانی حافظه و پیش‌بینی‌های نگران‌کننده

    علاوه بر عوامل داخلی، متغیر‌های جهانی نیز علیه جیب ایرانی‌ها هم‌پیمان شده‌اند. افزایش قیمت حافظه‌ها به دلیل تمرکز تراشه‌سازان بر صنعت هوش مصنوعی، قیمت جهانی قطعات را ۱۵ تا ۳۰ درصد افزایش داده است. «لو ویبینگ»، رئیس شیائومی، هشدار داده است که در سال ۲۰۲۶ (۱۴۰۵)، قیمت گوشی‌های هوشمند به دلیل افزایش هزینه تراشه‌ها، جهشی قابل توجه خواهد داشت.

    این هشدار برای بازار ایران، بوی بحرانی عمیق‌تر را می‌دهد. بازاری که هم‌اکنون نیز با نرخ دلاریِ بسیار بالاتر از نرم جهانی اداره می‌شود، چگونه قرار است شوک‌های جدید قیمتی در سال جاری را تحمل کند؟

    لندتک‌ها؛ مسکنی برای دردی مزمن

    در این میان، تنها راه باقی‌مانده برای خرید موبایل، پناه بردن به شرکت‌های «لندتک» و وام‌های خرید کالاست. قسطی‌فروشی که زمانی مختص خودرو و مسکن بود، حالا به گوشی‌های موبایل رسیده است. اما با نرخ بهره‌های پنهان و تورم بالای ۵۰ درصد، این وام‌ها نیز تنها بدهکاری طبقه متوسط را به تعویق می‌اندازند و در درازمدت، قدرت خرید آنها را بیش از پیش تحلیل می‌برند.

    خلاصه اینکه بازار موبایل ایران، آینه تمام‌نمای اقتصادی است که تحت فشار تحریم، جنگ، تورم و سوءمدیریت زیرساختی، در حال کوچک شدن است. وقتی گوشی موبایل از یک ابزار ارتباطی به یک کالای لوکس و سرمایه‌ای تبدیل می‌شود، یعنی شکاف طبقاتی به لایه‌های عمیق‌تری از زندگی روزمره نفوذ کرده است. بدون ثبات در سیاست خارجی، رفع ناترازی‌های بانکی و پایان دادن به محدودیت‌های اینترنتی، ویترین‌های پاساژ‌های موبایل تنها به موزه‌هایی تبدیل خواهند شد که مردم از پشت شیشه‌های آن، به رویا‌های دست‌نیافتنی خود خیره می‌شوند.

  • سال سخت معدنکاران

    سال سخت معدنکاران

    به گزارش اقتصادران، سالی که گذشت برای بخش معدن و صنایع معدنی سالی بسیار دشوار و پرچالش بود؛ سالی که در آن اغلب فعالان این‌حوزه نه به‌توسعه بلکه صرفا به‌بقا می‌اندیشیدند. درحالی‌که معدنکاران پیش از هر چیز یک‌تولیدکننده محسوب می‌شوند و  مهم‌‌ترین دغدغه‌ آنها باید فروش محصول و بازگشت سرمایه برای ادامه فعالیت باشد اما با هزینه‌های سرسام‌آور تجهیز، استخراج و نگهداری، نرخ بالای انرژی  و درکل سیاست‌های تحریمی دست به‌گریبان بودند اما بخش معدن و صنایع معدنی ایران در سال جاری نیز با مجموعه‌ای از چالش‌های همزمان شامل کمبود مواد ناری، افزایش شدید هزینه‌های انرژی، محدودیت‌های تامین سوخت و برق و‌… مواجه شده؛ شرایطی که به‌گفته فعالان این‌حوزه تداوم تولید را با تهدید جدی روبه‌رو کرده و کل زنجیره تامین صنایع کشور را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد.

    سال۱۴۰۴ مجموعه‌ای از محدودیت‌های متعدد به‌‌صورت همزمان بر بخش معدن وارد شد که محیط کسب‌‌و‌کار معدنی را به‌‌شدت تحت‌تاثیر قرار داد.

    یکی از موضوعاتی که بخش معدن از همان ابتدای سال با آن مواجه شد قطعی برق بود که  از هفته دوم تعطیلات نوروز آغاز شد.

    در ادامه وقتی این‌عرصه با مشکلات ناترازی انرژی و عوارض صادراتی دست‌به‌گریبان بود به‌ناگهان وارد جنگ۱۲روزه شد.

    در این‌مدت معدن چهره‌ای متفاوت از تاب‌‌آوری را به‌نمایش گذاشت و نشان داد که همسو درکنار دولت ایستاده و بیش از همیشه به‌فکر توسعه اقتصادی است اما درحالی‌که بخش معدن انتظار داشت پس از حمله اسرائیل‌ دولت صدای آنها را بشوند و در جهت حل مشکلات گام بردارد کاملا ناباورانه خود را درمیان مشکلاتی متعدد از جمله ماشین‌آلات فرسوده، افزایش هزینه حمل‌‌ونقل، محدودیت صادراتی، چالش انرژی و افزایش حقوق دولتی و‌… تنها دید؛ موضوعی که هزینه تولید و تجارت معدنی را به‌شدت افزایش  داد اما در آخر سال جنگ۴۰روزه و حمله آمریکا و اسرائیل دوباره ضربه‌ای بر پیکر زخمی بخش معدن وارد کرد که با حمله به‌کارخانه‌های فولادی و سیمان خود را نشان داد‌. در مجموع این‌عوامل سبب شد سال۱۴۰۴ برای بخش معدن و صنایع معدنی بیشتر از همه سال مدیریت محدودیت‌ها باشد تا سال توسعه! این‌درحالی است که معدن و صنایع معدنی می‌تواند به‌عنوان یک‌بخش اقتصادی مستقل فعالیت کند و در جهت رونق ارزآوری و اشتغال گام بردارد.

    زنجیره تولید تحت فشار

    در این‌خصوص حسن حسین‌قلی، رییس اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان سرب و روی ایران به‌جهان‌صنعت گفت: شرایط امسال بسیار بحرانی است؛ وضعیتی که در آن نه‌تنها تامین مواد اولیه با اختلال مواجه شده بلکه هزینه‌های تولید نیز به‌طور بی‌سابقه‌ای افزایش یافته است. یکی از مهم‌ترین مشکلات کمبود مواد ناریه مورد‌نیاز برای استخراج است. متاسفانه سهمیه‌های تخصیصی پاسخگوی نیاز معادن نیست و در مواردی تنها بخشی از درخواست‌ها تامین می‌شود آن‌هم طوری‌که عملا استفاده از مواد ناریه را غیرممکن می‌کند.

    رییس اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان سرب و روی ایران به‌ چالش تامین سوخت به‌‌ویژه گازوییل به‌عنوان مانعی جدی اشاره کرد و اظهار داشت: کاهش سهمیه‌ها و نوسانات سیاستی در توزیع سوخت برنامه‌ریزی تولید را مختل کرده و هزینه‌های عملیاتی را افزایش داده است.

    ازسوی‌دیگر افزایش تعرفه‌های برق که تا بیش‌از ۵۰‌درصد رشد داشته فشار مضاعفی بر واحدهای معدنی و صنایع وابسته وارد کرده اما محدودیت‌های تامین برق در برخی مناطق به‌توقف یا کاهش ظرفیت تولید انجامیده است. حسین‌قلی گفت: افزایش قیمت گاز به‌یکی دیگر از چالش‌های اساسی تبدیل شده است. فعالان این‌حوزه معتقدند قیمت گاز تحویلی به‌صنایع در برخی موارد حتی از نرخ‌های جهانی فراتر رفته و به‌ دو‌برابر رسیده است. این‌موضوع به‌ویژه در صنایع پایین‌دستی مانند تولید فلزات موجب کاهش توجیه اقتصادی فعالیت‌ها شده است.

    او با اشاره به‌مشکلات دیگر اظهار داشت: همزمان افزایش هزینه مواد اولیه، رشد نرخ ارز و الزامات سخت‌گیرانه مانند تعهدات ارزی و افزایش عوارض صادراتی فضای فعالیت را بیش از پیش محدود کرده است.

    به‌عنوان نمونه عوارض سرب طی ماه‌های اخیر از نیم‌درصد به‌۱۵‌درصد افزایش یافته که فشار قابل‌توجهی بر صادرکنندگان وارد می‌کند.

    رییس اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان سرب و روی ایران ادامه داد: در بخش تجهیزات نیز محدودیت‌های وارداتی و افزایش قیمت ماشین‌آلات امکان نوسازی ناوگان معدنی را دشوار کرده است. این ‌درحالی است که جایگزینی روش‌های سنتی به‌دلیل نبود مواد ناری، کارایی و بهره‌وری را به‌شدت کاهش می‌دهد.

    ناترازی انرژی

    متاسفانه محدودیت گاز و برق باعث  ازدست‌رفتن ۱۰‌میلیون‌تن ظرفیت تولید به‌صورت سالانه شده است. این ‌درحالی است که  اگر درتمام ماه‌های سال بدون محدودیت فعالیت صورت می‌گرفت ظرفیت تولید بیش از ۴۰میلیون‌تن در دسترس بود! در سال۱۴۰۴ ضعف انرژی و تعطیلی‌های پی‌درپی هزینه‌های ثابتی را به‌صنایع تحمیل کرد و رقابت‌پذیری را به‌شدت کاهش داد. زیان‌هایی که شامل هزینه‌های مالی، کاهش تولید و فشار نیروی انسانی بود که در مجموع حدود ۱۰۰‌‌‌دلار به‌ازای هرتن تولید بر فولادسازان تحمیل کرد.

    در سال۱۴۰۴ صنعت فولاد تنها سه‌ماه توانست به‌طور کامل فعالیت کند و در‌ ماه دیگر سال با چالش‌هایی همچون کمبود گاز و برق دست‌به‌گریبان بود. درحالی‌که ظرفیت تولید فولاد به‌ ۳۰‌میلیون‌تن رسید اما ظرفیت اسمی تولید بیش از ۵۰‌میلیون‌تن در سال برآورد ‌شده است. براساس این‌مهم متوجه می‌شویم که تنها از بخشی از ظرفیت واقعی استفاده  شده که عامل عمده آن بحران انرژی بوده است؛ مساله‌ای که باعث شد فولاد ایران در شرایط بسیار دشواری قرار بگیرد. این ‌درحالی است که صنعت فولاد حجم گسترده‌ای از اشتغال کشور را به‌خود اختصاص داده و حدود ۲۰درصد از درآمد ارزی کشور را در اختیار دارد.

    سال گذشته با افزایش قیمت بی‌‌سابقه برق و درپی آن کاهش تولید شاهد کاهش درآمد شرکت‌های فولادی و حاشیه سود آنها شدیم. متاسفانه براساس آمارها حاشیه سود برخی فولادی‌های بزرگ  نزدیک‌به‌صفر رسید. از آنجایی که موضوع برق از چندین سال قبل آغاز شده براساس آمارها در چهارسال گذشته صنعت فولاد کشور بیش از ۱۴‌میلیارد‌دلار زیان مستقیم دیده اما پیامد بحران انرژی نه‌‌تنها در کاهش تولید داخلی بلکه در تضعیف جایگاه رقابت‌‌پذیری کشور در بازارهای جهانی نیز مشهود است. تاجایی‌که پیش‌بینی می‌شود جایگاه‌دهم ایران در تولید جهانی فولاد با خطر مواجه خواهد شد و رقابت‌پذیری ایران به‌شدت کاهشی می‌شود.

    این درشرایطی است که صنایع فولاد کشور تنها ۵‌درصد برق کشور را مصرف می‌کنند که از این‌میزان ۴‌درصد آن را نیز خود تولید کرده و تنها یک‌درصد کسری با برنامه‌ریزی قبلی مدیریت می‌شود.

    بنابراین صنعت فولاد درحالی  به‌بزرگ ‌ترین قربانی محدودیت انرژی در کشور تبدیل شده که سهم مصرف برق فولادی‌ها حدود ۸‌درصد از کل مصرف برق و سهم مصرف گاز این‌صنایع نیز حدود  ۱۰‌درصد از کل مصرف گاز بوده اما گفته می‌شود که اگر این‌بحران مدیریت نشود می‌تواند پیامدهای طولانی‌مدت و خطرناکی بر تولید و صادرات کشور داشته باشد.

    به‌این ترتیب کارشناسان هشدار می‌دهند که تداوم این‌وضعیت نه‌تنها تولید در بخش معدن را کاهش می‌دهد بلکه با توجه به‌نقش کلیدی این‌بخش در تامین مواد اولیه صنایع می‌تواند به‌رکود زنجیره‌ای در سایر بخش‌های اقتصادی منجر شود. در چنین شرایطی فعالان این‌حوزه خواستار بازنگری فوری در سیاست‌های حمایتی، تسهیل واردات اقلام ضروری و ایجاد ثبات در تامین انرژی و مواد اولیه هستند؛ اقداماتی که به‌باور آنها برای حفظ پایداری تولید در بخش معدن و صنایع معدنی حیاتی است.

  • قراردادهای سوخته / وقتی جنگ بهانه‌ای برای تعدیل نیرو می‌شود

    قراردادهای سوخته / وقتی جنگ بهانه‌ای برای تعدیل نیرو می‌شود

    به گزارش اقتصادران، در میانه‌ جنگ و بمب و موشک، نخستین چیزی که از خط تولید حذف می‌شود «اطمینان» است. کارگرانی که تا دیروز با ریتم منظم دستگاه‌ها زندگی می‌کردند، حالا با ریتم نامنظم اخبار بیدار می‌شوند؛ خبرهایی که هر کدام می‌تواند به معنای توقف شیفت بعدی باشد.

    جنگ فقط زیرساخت‌ها را هدف نمی‌گیرد، بلکه قراردادهای کاری را هم معلق می‌کند و دستمزدها را به تعویق می‌اندازد. کارخانه‌ها با کمبود مواد اولیه و اختلال در حمل‌ونقل روبه‌رو می‌شوند و کارگران با پرسشی ساده اما سنگین، نگران هستند که آیا فردا کاری هست یا نه؟

    در این میان، بیکاری دیگر یک عدد در گزارش‌های اقتصادی نیست؛ به صف‌های طولانی مقابل کارگاه‌های نیمه‌تعطیل و تماس‌های بی‌پاسخ کارفرمایان تبدیل شده است. بسیاری از واحدهای تولیدی برای بقا، شیفت‌ها را کاهش داده یا نیروها را به مرخصی اجباری فرستاده‌اند. کارگران روزمزد بیش از همه آسیب می‌بینند؛ آن‌ها که پشتوانه بیمه‌ای یا پس‌انداز قابل توجهی ندارند و هر توقف کوتاه، معیشت‌شان را دچار بحران می‌کند.

    بازار کار در شرایط جنگی به سرعت تغییر شکل می‌دهد. برخی مشاغل ناگهان پرتقاضا و برخی دیگر تقریباً حذف می شوند. این جابه‌جایی شتاب‌زده، مهارت‌های قدیمی را بی‌کاربرد و آموزش‌های تازه را ضروری می‌کند، اما فرصت و منابع برای بازآموزی محدود است. نتیجه، شکافی است میان نیازهای جدید اقتصاد و توانایی‌های نیروی کار؛ شکافی که هزینه‌اش را خانواده‌های کارگری با کاهش درآمد و نااطمینانی روزمره می‌پردازند.

    صدای کارگران بیکار شده از عواقب جنگ

    یک کارگر ۴۲ ساله به ایلنا گفت: سه ماهه بیکارم. صاحب‌کارم می‌گوید بودجه‌‌ای ندارد و برای بیمه  هم می گویند چون حادثه در اثر جنگ بوده باید بررسی کنند. بیمه بیکاری برای خرج و مخارج زندگی این روزهای‌مان کافی نیست.

    یک کارگر خیاطی هم در ادامه گفت: با آغاز جنگ و قطعی اینترنت سفارشات تولیدی‌مان بسیار کاهش یافته و تقریبا باید گفت بیکار شده‌ایم.

    یک نیروی بسته‌بندی مواد شوینده  نیز گفت: وقتی کارخانه تعطیل شد، گفتند اگر اوضاع بهتر شود  دوباره می توانیم به کارمان بازگردیم. حالا دو ماهی می شود که هر روز می‌روم  جلوی درب کارخانه و از نگهبان جویا می شوم که هر بار با تکان دادن سر  و ابراز تاسف جواب منفی می شنوم و با نگرانی به خانه برمی گردم.

    یک کارگر قدیمی کارگاه آهنگری، ۵۶ ساله‌ هم گفت: سی سال در حرفه‌‌ام مشغول یه کار بودم. جنگ که شروع شد، ابتدا اعلام کردند موقتا بیکار می شوید ولی بعد متوجه شدیم که صاحب‌کارمان مهاجرت کرده و کارگاه خالی شده است. برای گرفتن بیمه بیکاری هم کسی به ما جواب درستی نمی دهد.

    یک کارگر جوشکار ۳۵ ساله هم در ادامه افزود:  وقتی کارگاه را بمباران کردند خوشبختانه من و کارگرهای دیگر آنجا نبودیم اما بعد از این حادثه کارمان را از دست دادیم. یک ماه تمام منتظر بازگشت به کار ماندیم اما خبری نشد.

    یک راننده تاکسی ۵۰ ساله گفت: بیمه طلایی دارم اما در شرایط جنگ بابت دریافت هزینه دارو و درمان تکمیلی، دست خالی برگشتم. به من گفتند که آخرین واریزی تامین اجتماعی، شهریور سال گذشته بوده؛ فعلا پیگیر پول بیمه نباشیم.

    تاخیر در ابلاغیه دستمزد و نگرانی کارگران در سایه جنگ

    علی اصلانی رئیس کانون شورای اسلامی کار استان البرز در گفت‌وگو با ایلنا در ارتباط با تعیین دستمزد کارگری، ضمن قدردانی از عملکرد وزیر کار و‌ نمایندگان کارگری و‌‌ کارفرما در شورای عالی، اظهار کرد: با توجه به تورم سال جدید به نسبت سال‌های گذشته، افزایش دستمزد خوب بود اما ابلاغ بخشنامه با توجه به شرایط جنگ با تاخیر صورت گرفت که منجربه نگرانی جامعه کارگری شد.

    وی ادامه داد: با وجود این تاخیر، بسیاری از کارفرمایان با توجه به تعیین نرخ دستمزد، حتی پیش از ابلاغ بخشنامه نسبت به اجرای آن اقدام کردند اما برخی از کارفرمایان نیز با وجود ابهامات بخشنامه، دستمزد امسال را پرداخت نکرده بودند.

    اصلانی با اشاره به اختلاف پرداخت حق مسکن از طرف کارفرماها، گفت: در مورد افزایش حق مسکن از ۹۰۰ هزار به ۳میلیون تومان، در حال حاضر از هیات دولت این جوابیه نیامده است لذا از وزیر کار و‌ رئیس جمهور انتظار می‌رود که این مورد نیز در هیات دولت مصوب و ابلاغ شود.

    ابهام در بخشنامه، ابهام در حمایت؛ وقتی جنگ بهانه‌ای برای تعدیل می‌شود

    این فعال حوزه کارگری ضمن محکوم کردن جنگی که به کشور تحمیل شد در ارتباط با بند ۸ بخشنامه با موضوع کارخانه‌های آسیب‌دیده از حملات دشمن، تصریح کرد: این ابهام دیگری از بخشنامه بود که منجر به مشکلات پرداخت دستمزد سال جاری شد چرا که در اختیار مسئولان استانی قرار گرفت تا نمایندگان کارگری و کارفرمایی خود به توافق برسند اما متاسفانه اجرای این بند نیز با ابهاماتی همراه شد.

    وی با اشاره به پیشنهادات ارائه شده از طرف کانون شورای اسلامی کار در راستای رفع ابهام این بند، اظهار کرد: واحدهای تولیدی که مستقیم مورد هدف دشمن قرار گرفتند تکلیف روشنی دارند و در زمانی که فعالیتی ندارد، قاعدتا دولت باید کمک و حمایت کند ولی گنجاندن این بند در بخشنامه باعث می‌شود برخی از کارفرمانماها از این فرصت سوء استفاده کرده و بواسطه منافع خود، کارگران را به اجبار تعدیل نیرو کنند.

    وی ابراز امیدواری کرد که وزارت کار با سیاست و تدابیر خود، آمار دقیق واحدهای آسیب دیده به درستی مشخص شود و مورد حمایت قرار بگیرد.

    افزایش بیمه بیکاری؛ زنگ خطری برای دولت و تامین اجتماعی

    اصلانی به ایلنا گفت: از وزارت کار و سازمان تامین اجتماعی در این موقعیت حساس انتظار است با تنظیم تفاهم‌نامه‌ای جهت بازرسی از کارگاه‌ها منعقد کنند.

    این فعال کارگری تاکید کرد که بسیاری از کارگران در شرایط سخت جنگ، ایستادند و کار کردند و کارفرماهای بسیاری با وجود اینکه امکان تعدیل نیرو داشتند از اخراج کارگران خودداری کردند؛ مقاومت کردند و با مواد اولیه که دارند تا کنون چرخه تولید را متوقف نکردند.

    رئیس کانون شورای اسلامی کار البرز با تاسف بسیار اعلام کرد: متاسفانه برخی از کارفرماها در این موقعیت بحرانی که آسیب جدی هم ندیده بودند با توجه به بخشنامه‌های مصوب شده برای گرفتن تسهیلات جنگی و‌ پرداخت نکردن دستمزد، کارگران خود را تعدیل کرده و به بیمه بیکاری واگذار کردند.

    صندوق بیمه بیکاری نیازمند بازنگری و حمایت فوری دولت

    اصلانی به مشکلات افزایش درخواست بیمه بیکاری پرداخت و اذعان داشت: ثبت بیش از حد معمول درخواست بیمه بیکاری، نگران کننده است و لازم است دولت در این شرایط بحرانی به سازمان تامین اجتماعی کمک کند.

    این فعال حوزه کارگری در ادامه گفت‌و‌گو با ایلنا، ضمن تاکید بر اینکه به سازمان تامین اجتماعی انتقاداتی هم وارد است، یادآور شد: صندوق بیمه بیکاری که از حدود سال ۱۳۵۴ ایجاد شد، موظف بود ماهانه ۳درصد از حقوق کارگران و ۳درصد از حمایت دولت برخوردار شود که مجموع این ۶درصد در صندوق بیمه بیکاری ذخیره شود؛ اما متاسفانه این پول ذخیره شده در ردیف خود هزینه نشد و امروز که کارگران کشور به این ذخیره پولی نیازمند هستند، سازمان تامین اجتماعی برای پرداخت بیمه بیماری با کمبود روبرو شده است لذا امید می‌رود دولت با حمایت خود این مشکلات را برطرف کند تا مجدد جامعه کارگری به خط تولید برگردد.

    تورم و گرانی؛ چالش بر سر سفره‌های کارگران

    اصلانی اظهار کرد: دولت در شرایط جنگ‌ نسبت به تولید مواد اصلی مورد نیاز مردم و کالاهای اساسی همت مضاعف نشان داد و کمبود مواد غذایی نداشتیم اما تورم افسار گسیخته شده و گرانی به شدت بالا رفت.

    وی افزود: در سبد معیشتی کارگران که هیچگاه کالای لوکس وجود نداشت که نگران آن باشیم اما برای حداقل معیشت روزانه هم با گرانی دو تا سه برابری برخی اقلام مواد غذایی مثل مرغ، تخم‌مرغ، روغن و … روبرو بودیم لذا همین چند قلم کالا مشکلات بسیاری برای سفره‌های جامعه کارگری ایجاد می‌کند.

    اصلانی به شرایط معیشتی کارگرانی اشاره کرد که در چنین تورم اقتصادی بدون امنیت شغلی، بیکار شده ‌اند، گفت: کارگران مشکلات بسیاری دارند. هنوز بیمه بیکاری دریافت نکرده‌اند اما اقساط بانکی دارند که باید پرداخت کنند،  کرایه منزل دارند که عقب مانده است، فرزند محصل دارند و این شرایط را در این چند ماه به سختی پشت سر گذاشته‌اند.

    گرانی درمان و کارگران بیمار و بدون حمایت

    رئیس کانون شورای اسلامی کار البرز به گرانی دارو اشاره کرد و با انتقاد گفت: جامعه کارگری گلایه بسیاری از وزارت بهداشت و درمان دارد چراکه با افزایش قیمت دارو و درمان روبرو شده‌ایم که دلیل قابل قبولی ندارد.

    اصلانی به ایلنا گفت: بسیاری از کارگران که بیمار هستند، پولی برای درمان ندارند و به دلیل گرانی دارو از ادامه روند درمان منصرف می‌شوند و این عاقبت خوبی برای کشور ندارد.

    تامین مواد اولیه؛ چالش اصلی تولید در بحران جنگ

    وی در ادامه این گفت‌وگو با تاکید بر اینکه مشکلات جامعه کارگری بسیار زیاد است، اضافه کرد: تهیه مواد اولیه فولاد و پتروشیمی بسیار سخت شده و کارخانه‌هایی که از بورس مواد اولیه تهیه می‌کردند به واسطه تعطیلی اخیر بورس با توقف تولید دارند و مجبور شدند کارگران خود را تعدیل کنند.

    اصلانی یادآور شد: شرایط جنگ، تحریم و فشاری که به کشور تحمیل شده وجود دارد. با وجود گلایه و مشکلات و انتظاراتی که داریم باید در کنار هم و همدل باشیم تا از این بحران و شرایط سخت به سلامت گذر کنیم.

  • حذف پیمانکاران، پایان رنج کارگران؟

    حذف پیمانکاران، پایان رنج کارگران؟

    به گزارش اقتصادران، سه روز پیش رییس‌جمهور دستور «جمع شدن شرکت‌های پیمانکاری» را صادر کرد؛ خبری که سال‌هاست جامعه کارگری منتظر شنیدن آن بود. از دهه هفتاد در جریان تصویب قانونی در حوزه امور اداری و استخدامی، تشکیل شرکت‌های پیمانکاری کلید خورد.

    این قانون از همان آغاز مورد نقد گروهی از فعالان کارگری بود؛ نقدی که بعدها به دلیل، « انحراف شرکت‌های پیمانکاری تأمین نیروی انسانی از مسیر و هدف اولیه قانونگذار» و همزمان «تشدید آثار منفی قانون» گسترش یافت و کل جامعه کارگری را درگیر کرد. برهمین اساس نیز در مقطعی مجلس تصمیم گرفت، مصوبه‌ای را تصویب کند که براساس آن دستور توقف فعالیت شرکت‌های پیمانکاری صادر شود. اما این مصوبه قانونی جدید در شورای نگهبان رد شد. در مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز این مصوبه مسکوت ماند. اما اعتراضات جامعه کارگری به دلیل ضعف‌های شدید این قانون ادامه یافت تا اینکه مقرر شد، موضوع حذف شرکت‌های پیمانکاری در جرگه سیاست‌های دولت قرار گیرد. چندی پیش رییس‌جمهور به جامعه کارگری قول داده بود که دستور حذف شرکت‌های پیمانکاری را صادر خواهد کرد.  عصر روز جمعه یازدهم اردیبهشت مسعود پزشکیان در توییتی نوشت: «در نوجوانی کارگری کرده‌ام، نان پر برکت این شغل شریف را خورده‌ام و به آن افتخار می‌کنم. می‌دانم کارگر بودن یعنی نجابت، صبوری، عزتمند، ایستادگی در برابر دشواری‌ها و ساختن آینده‌ای بهتر برای آنهایی که دوستشان داریم. آنطور که وعده داده ‌بودم دستور جمع‌کردن شرکت‌های پیمانکاری را صادر کردم.»

    «اعتماد» در گفت‌وگویی با حمید حاج‌اسماعیلی کارشناس بازار کار به تحلیل «جمع کردن شرکت‌های پیمانکاری» پرداخته است. حاج‌اسماعیلی به تاریخچه تشکیل شرکت‌های پیمانکاری بر مبنای قانون خدمات مدیریت کشوری اشاره می‌کند و می‌گوید: در اواخر دهه ۷۰، یکی از مصوبات قانون مدیریت کشوری تشکیل شرکت‌های پیمانکاری بود. براساس قانون مجلس، دولت اجازه داشت برخی  خدماتش از جمله حمل و نقل را به بخش خصوصی واگذار کند. اما این قانون از همان آغاز یک ایراد اساسی داشت و آن اجحاف در حق کارگرانی بود که از طریق شرکت‌های پیمانکاری جذب نیروی انسانی در سیستم دولتی و غیردولتی فعالیت می‌کردند. به عنوان نمونه اگر کارگران شرکتی افراد باتجربه و حرفه‌ای هم بودند، مجبور می‌شدند با حداقل حقوق قانون کار فعالیت کنند. در حالی که کارگران ساده‌ای که مستقیم از طریق دولت به خدمت گرفته می‌شدند از حقوق و مزایای واقعی – حقوق و مزایای مناسب- همچون سایر گروه‌ها بهره‌مند می‌شدند.

    این اولین ایرادی بود که این قانون از همان ابتدا داشت.  ایراد دیگر این قانون از نگاه حاج ‌اسماعیلی این بود که شرکت‌های پیمانکاری تمام حقوقی که بابت خدمات نیروی کارشان می‌گرفتند، به کارگران نمی‌دادند. بلکه بخشی از این حقوق را در قالب سود خود حفظ می‌کردند. برهمین اساس می‌بینیم بیشتر شرکت‌های پیمانکاری از طریق رانت، ارتباط خاص و ارتباط با دستگاه‌های واسطه‌ای شکل می‌گرفتند.  طبق اظهارات این کارشناس بازار کار، در کنار این ایرادات، قانون‌منحرف شد. یعنی شرکت‌های پیمانکاری گذشته از اینکه خدمات خاص مثل حمل و نقل ، نظافت و تامین غذا به بخش‌های دولتی و غیر دولتی می‌دادند در حوزه بهداشت و درمان نیز خدمت می‌فروختند. این موضوع به تدریج هم به سیستم درمانی آسیب زد و هم به سیستم تامین اجتماعی.

     در سال‌های اخیر اکثر نقدها به این دو موضوع بود یعنی انحراف قانون و عدم تخصیص حقوق مناسب به کارگران شرکتی. این اعتراضات منجر شد که ابتدا مجلس و سپس دولت مستقیم به این موضوع ورود کند. حاج‌اسماعیلی به «اعتماد» می‌گوید: سیاست حذف شرکت‌های پیمانکاری از سوی دولت اقدام بسیار با ارزشی است که به اهتمام رییس‌جمهور انجام شد. او می‌افزاید: پس از حذف شرکت‌های پیمانکاری باید موضوع اجرا و نظارت خوب قدم به قدم انجام شود.  او در واکنش به اینکه «حذف این شرکت‌ها می‌تواند منجر به حذف کارگران شوند و ماجرای تعدیل کارگران را افزایش دهد.» می‌گوید: این کارگران همگی در قالب قراردادهای شرکتی با بخش‌های دولتی و خصولتی کار می‌کنند. در نتیجه فقط لازم است، شکل قراردادهای آنها تغییر کند. یعنی لازم نیست دوباره شایستگی و صلاحیت این افراد مورد بازنگری قرار گیرد و دوباره گزینش شوند. چون در گام نخست که وارد سیستم شدند این گزینش انجام شده است.

    حاج اسماعیلی تاکید می‌کند: برای اجرای درست قانون پس از حذف شرکت‌های پیمانکاری باید یک کمیته فنی تشکیل شود با آیین‌نامه‌ای دقیق تا بتواند چالش‌های احتمالی را برطرف کند.  او در پاسخ به  این پرسش که «تغییر اصلاح قراردادهای موجود منجر به بزرگ شدن دولت نمی‌شود؟»، می‌گوید: در شرایط کنونی، شرایط جنگی، بهترین سیاست اصلاح قراردادهای کنونی کارگران شرکتی است تا آسیبی به نیروی انسانی نخورد. هیچ مجموعه‌ای اجازه ندارد نیروی کارش را تعدیل کند. حاج اسماعیلی در ادامه می‌گوید: در آینده باید قانون به صورت کامل اصلاح شود. چون پس از جنگ توسعه بخش خصوصی و کوچک‌تر شدن دولت باید دوباره در دستور کار قرار گیرد. ما امروز با یک اقتصاد دولتی فربه رو به رو هستیم. الان ۸۰ درصد اقتصاد در دست دولت است. بخش خصوصی واقعی و تعاونی نیز در اقتصاد کنونی جایگاهی ندارند. باید این موضوع یک‌بار برای همیشه اصلاح شود.

    اما اکنون در شرایط جنگی نباید تغییرات گسترده انجام داد تا آسیبی به نیروی کار نخورد. او می‌افزاید: البته فراموش نکنیم در شرایط بحرانی کنونی دولت با زیر مجموعه‌های در اختیارش توانست به درستی کشور را مدیریت کند و در میانه جنگ حتی در تامین مواد ضروری مردم دچار چالش نشدند. اما مساله اینکه پیش‌بینی می‌شود با پایان جنگ دولت به تنظیمات کارخانه‌ای برگردد و مدیریت خوب کنونی مختل شود. با همه این تفاسیر باید گفت ما نیازمند اصلاحات پایه‌ای در همه امور اداری و استخدامی در دولت و بخش‌های خصوصی و تعاونی هستیم. یعنی اصلاح در قانون کار تا بتوان به چالش‌های کارگران پایان داد.

    شمشیر دولبه یک سیاست

    از نگاه برخی تحلیلگران حذف شرکت‌های پیمانکاری در شرایط کنونی می‌تواند به عنوان یک شمشیر دولبه کار کند. یعنی هم می‌تواند شرایط را برای نیروهای کار شرکتی بهبود ببخشید و هم می‌تواند شرایط را برای آنها بدتر کند. سیاستی که می‌تواند اگر بدون برنامه‌ریزی دقیق و آیین‌نامه اجرایی مشخص اجرا شود، به تهدید امنیت شغلی کارگران منجر شود. این تصمیم می‌تواند به جای حل مشکلات کارگران، بر مشکلات آنان بیفزاید و حتی بحران‌های جدیدی نیز ایجاد کند.

  • خداحافظی مردم با گوشی نو!

    خداحافظی مردم با گوشی نو!

    به گزارش اقتصادران، در تازه‌ترین گزارش منتشرشده از سوی مرکز آمار ایران، نرخ تورم ماهانه در فروردین‌ماه به ۵ درصد رسیده است؛ رقمی که نشان‌دهنده تداوم فشارهای تورمی در ابتدای سال ۱۴۰۵ است. در این میان، بررسی جزئیات سبد شاخص قیمت مصرف‌کننده (CPI) حاکی از آن است که گروه «ارتباطات» با ثبت تورم ماهانه ۸.۸ درصدی، یکی از بالاترین نرخ‌های افزایش قیمت را در میان گروه‌های کالایی و خدماتی به خود اختصاص داده است؛ موضوعی که توجه کارشناسان را به تحولات بازار تجهیزات ارتباطی، به‌ویژه تلفن همراه، جلب کرده است.

    تورم ۸.۸ درصدی ارتباطات؛ رد پای گرانی بی‌سابقه گوشی در بازار

    تسنیم نوشت: بر اساس ساختار شاخص قیمت مصرف‌کننده، گوشی تلفن همراه در زیرگروه «تجهیزات ارتباطی» (کد ۰۸.۱.۲) طبقه‌بندی می‌شود و از خدماتی نظیر اینترنت، مکالمه و پیامک که در زیرگروه‌های دیگری قرار دارند، تفکیک شده است. این تفکیک از آن جهت اهمیت دارد که تغییرات قیمتی در بازار گوشی تلفن همراه می‌تواند به‌صورت مستقیم در شاخص این زیرگروه اثرگذار باشد و رشد قابل توجه تورم در بخش ارتباطات در فروردین ماه را توضیح دهد.

    بررسی‌های میدانی و داده‌های بازار جمع اوری شده در یک گزارش تحقیق بازار نشان می‌دهد که در بازه زمانی اسفند ۱۴۰۴ تا پایان فروردین ۱۴۰۵، قیمت انواع گوشی تلفن همراه با جهش محسوسی مواجه شده است. در این میان، گوشی‌های پایین‌رده یک برند مطرح خارجی  تا حدود ۳۲ درصد افزایش قیمت متوسط را تجربه کرده‌اند؛ رقمی بی‌سابقه که نشان‌دهنده شوک شدید قیمتی در این بخش است. همچنین در همین بازه، گوشی‌های میان‌رده همان برند حدود ۲۵ درصد افزایش قیمت داشته‌اند. در سایر برندهای وارداتی نیز روند مشابهی مشاهده می‌شود؛ به‌طوری که گوشی‌های پایین‌رده چینی به صورت میانگین حدود ۲۲ درصد و میان‌رده‌های همان برند چینی  تا ۲۵ درصد افزایش قیمت متوسط  را ثبت کرده‌اند.

    این تحولات قیمتی را می‌توان یکی از عوامل اصلی رشد تورم در گروه ارتباطات دانست. با این حال، نکته قابل توجه آن است که اثر این افزایش قیمت‌ها بر نرخ تورم کل، به‌مراتب محدودتر از آن چیزی است که در نگاه اول به نظر می‌رسد. بر اساس آخرین ساختار منتشرشده از سوی مرکز آمار ایران با سال پایه ۱۴۰۰، وزن گروه ارتباطات در سبد هزینه خانوار تنها حدود ۲.۴۱ درصد است. این در حالی است که گروه‌هایی نظیر مسکن با سهمی بیش از ۳۰ درصد و خوراکی‌ها با حدود ۲۸ درصد، نقش به‌مراتب پررنگ‌تری در تعیین تورم کل ایفا می‌کنند.

    به بیان دیگر، حتی اگر قیمت گوشی تلفن همراه به‌طور قابل توجهی افزایش یابد، به دلیل وزن پایین این گروه در سبد مصرفی خانوار، تأثیر آن بر شاخص کل تورم محدود خواهد بود. افزون بر این، باید توجه داشت که همین سهم ۲.۴ درصدی نیز شامل کل خدمات و کالاهای ارتباطی است؛ از جمله اینترنت، مکالمه و پیامک. بنابراین سهم «خود گوشی تلفن همراه» در این میان، تنها بخشی از این عدد و در واقع کسری از ۲.۴ درصد است.

    این واقعیت آماری سبب شده است که علی‌رغم جهش‌های شدید قیمتی در بازار موبایل، اثر آن در شاخص کل تورم چندان محسوس نباشد. به‌ویژه آنکه در سال ۱۴۰۴ نیز با وجود ثبت نرخ تورم کل در سطوح بالای ۴۰ درصد، گروه ارتباطات همچنان یکی از کم‌وزن‌ترین و کم‌اثرترین اجزای سبد تورمی باقی مانده است.

    موبایل، پیشران قیمت دهی به بازارها با نقش محدود در سبد محاسبه تورم 

    با این حال، تحلیلگران اقتصادی بر این باورند که نقش بازار تلفن همراه صرفاً به اثر مستقیم آن بر شاخص تورم محدود نمی‌شود. این کالا به‌عنوان یکی از اقلام پیشران در بازار، می‌تواند نقش مهمی در شکل‌دهی به انتظارات تورمی و جهت‌دهی به سایر بازارها ایفا کند. به‌عبارت دیگر، جهش قیمت در بازار موبایل می‌تواند به‌عنوان یک سیگنال روانی، بر رفتار مصرف‌کنندگان و حتی سایر فعالان اقتصادی تأثیرگذار باشد.

    یکی از دلایل اصلی این ویژگی، ماهیت وارداتی تلفن همراه است. این کالا به‌طور مستقیم از نوسانات نرخ ارز در بازار آزاد تأثیر می‌پذیرد و به همین دلیل، تغییرات قیمتی آن معمولاً با سرعت بیشتری نسبت به بسیاری از کالاهای دیگر بروز پیدا می‌کند. در شرایطی که بازار ارز با نوسان مواجه است، بازار موبایل نیز به‌سرعت واکنش نشان داده و این واکنش می‌تواند به سایر بخش‌ها نیز سرایت کند.

    گرانی موبایل و معمای تورم؛ چرا اثر آن محدود می‌ماند؟

    در مجموع، اگرچه افزایش قیمت تلفن همراه نقش مستقیمی در رشد قابل توجه تورم گروه ارتباطات داشته است، اما به دلیل وزن پایین این گروه در سبد شاخص قیمت مصرف‌کننده، اثر آن بر تورم کل محدود باقی مانده است. با این حال، از منظر تحلیل‌های کلان اقتصادی، نمی‌توان از نقش این بازار در شکل‌دهی به انتظارات و سیگنال‌دهی به سایر بازارها چشم‌پوشی کرد؛ موضوعی که اهمیت رصد دقیق تحولات آن را دوچندان می‌کند.

  • صنعت هوانوردی ایران زیر آوار جنگ

    صنعت هوانوردی ایران زیر آوار جنگ

    به گزارش اقتصادران، صنعت هوانوردی ایران بار دیگر در بزنگاهی حساس قرار گرفته است؛ نقطه‌ای که در آن، آسیب‌های ناشی از درگیری‌های اخیر با ابهام‌های سیاسی و اقتصادی گره خورده و آینده این صنعت را در هاله‌ای از ابهام فرو برده است. بر اساس گزارش‌ها، در جریان «جنگ تحمیلی سوم»، حدود ۲۰ فروند هواپیما و بخشی از زیرساخت‌های کلیدی فرودگاهی و ناوبری آسیب دیده‌اند. با این حال، نبود اطلاعات دقیق و محدودیت‌های امنیتی باعث شده تصویر روشنی از میزان واقعی خسارات و مسیر جبران آنها در دسترس نباشد.

    آنچه امروز بیش از هر چیز ذهن فعالان این صنعت را درگیر کرده، نه فقط ابعاد خسارت، بلکه چگونگی بازسازی و احیای این بخش حیاتی از اقتصاد کشور است؛ مسیری که به گفته کارشناسان، بیش از آنکه فنی باشد، به تصمیمات کلان سیاسی و دیپلماتیک وابسته است.در شرایطی که هنوز فضای کشور به‌طور کامل از وضعیت جنگی فاصله نگرفته، انتشار اطلاعات دقیق درباره خسارات با محدودیت‌هایی جدی مواجه است. همین مساله باعث شده ارزیابی‌های موجود بیشتر بر پایه شنیده‌ها و برآوردهای اولیه باشد تا داده‌های قطعی.

    محمود مهران‌پور، کارشناس صنعت هوانوردی، در این باره می‌گوید: برای ارزیابی نهایی میزان خسارات وارد شده و تأثیر آن بر بازار این صنعت در آینده، نیازمند اطلاعات دقیق هستیم که تاکنون این اطلاعات نهایی و تکمیل نشده است.

    او با اشاره به گزارش‌های غیررسمی افزود: هنوز تعداد هواپیماهای آسیب‌دیده به‌طور دقیق مشخص نیست، اما بر اساس شنیده‌ها دو هواپیمای ماهان در فرودگاه مشهد، تعدادی هواپیما در فرودگاه مهرآباد و همچنین تعدادی از هواپیماهای شرکت هواپیمایی کارون به‌طور کامل از بین رفته‌اند. با این حال این اطلاعات قطعی نیست.

    این ابهام صرفاً به ناوگان هوایی محدود نمی‌شود. مهران‌پور تأکید می‌کند: خسارت‌ها تنها محدود به هواپیماها نبوده و زیرساخت‌های حیاتی این صنعت نیز آسیب دیده‌اند.  در جریان این جنگ تنها هواپیماها آسیب ندیده‌اند، بلکه فرودگاه‌ها و رادارها نیز دچار خسارت شده‌اند.

    صنعت هوایی قربانی اولویت‌بندی‌های اقتصادی

    در هر بحران ملی، منابع محدود باید میان نیازهای مختلف تقسیم شود؛ و تجربه نشان داده که در چنین شرایطی، صنعت هوانوردی معمولاً در اولویت‌های پایین‌تر قرار می‌گیرد.

    کارشناس صنعت هوانوردی در این خصوص تصریح می‌کند: جبران خسارات به وضعیت کلی کشور بستگی دارد. اگر در شرایط نه جنگ و نه صلح قرار داشته باشیم، صنعت هوایی در اولویت نخست کشور قرار نخواهد گرفت، زیرا اولویت‌های اصلی شامل برق، گاز و واحدهای تولیدی خواهد بود.»

    او با یادآوری تجربه‌های گذشته هشدار می‌دهد: پس از جنگ ۱۲ روزه نیز تسهیلات مالی قابل توجهی برای این صنعت صورت نگرفت و در نتیجه وضعیت صنعت هوایی مطلوب نبود. اگر امروز نیز شرایط مشابهی تکرار شود، اولویت کشور به سمت معیشت مردم، دارو و نیازهای اساسی خواهد رفت.

    این واقعیت نشان می‌دهد که حتی در صورت پایان درگیری‌ها، مسیر بازسازی صنعت هوانوردی لزوماً سریع و هموار نخواهد بود.

    گره خوردن جبران خسارت به سیاست خارجی

    یکی از مهم‌ترین ابعاد این بحران، وابستگی مستقیم آن به تحولات سیاسی و به‌ویژه روابط بین‌المللی ایران است. برخلاف بسیاری از صنایع دیگر، هوانوردی به‌شدت به واردات تجهیزات، فناوری و ناوگان وابسته است؛ موضوعی که آن را در برابر تحریم‌ها آسیب‌پذیر می‌کند.

    مهران‌پور در این زمینه می‌گوید: ممکن است در توافقی که میان دو کشور در حال بررسی است، مشابه تجربه برجام، موضوع واردات هواپیما نیز لحاظ شود. در توافق برجام یک بند مشخص به رفع تحریم‌های هوایی اختصاص داشت.

    کارشناس صنعت هوانوردی ادامه می‌دهد: اگر چنین توافقی دوباره شکل بگیرد، قطعاً یکی از محورهای آن صنعت هوانوردی خواهد بود که می‌تواند منجر به تسهیل واردات هواپیما و ایجاد گشایش‌های مثبت در این حوزه شود. به بیان دیگر، آینده ناوگان هوایی ایران نه فقط در کارگاه‌های تعمیراتی، بلکه در میزهای مذاکره سیاسی تعیین خواهد شد.

    صنعت هوانوردی؛ ستون پنهان اقتصاد جهانی

    برای درک اهمیت این صنعت، کافی است نگاهی به جایگاه آن در اقتصاد جهانی بیندازیم. صنعت هوانوردی دیگر صرفاً یک بخش حمل‌ونقلی نیست؛ بلکه یکی از موتورهای محرک اقتصاد جهانی به شمار می‌رود. بر اساس آمارها، این صنعت در سال ۲۰۲۵ درآمدی بیش از ۹۷۹ میلیارد دلار داشته و در آستانه عبور از مرز یک تریلیون دلار قرار گرفته است. سود خالص حدود ۳۶ میلیارد دلار و حاشیه سود ۳.۷ درصدی نشان می‌دهد که با وجود هزینه‌های سنگین، این صنعت همچنان سودآور است.از سوی دیگر، هوانوردی در سال ۲۰۲۳ حدود ۳.۹ درصد از تولید ناخالص جهانی را به خود اختصاص داده و ارزشی بالغ بر ۴.۱ تریلیون دلار ایجاد کرده است. همچنین این صنعت از ۸۶.۵ میلیون شغل در سراسر جهان پشتیبانی می‌کند.این اعداد تنها آمار نیستند؛ بلکه نشان‌دهنده شبکه‌ای پیچیده از ارتباطات اقتصادی هستند که از گردشگری و تجارت گرفته تا زنجیره تأمین جهانی را در بر می‌گیرند.

    چشم‌انداز آینده؛ رشد جهانی تردید داخلی

    برآوردهای بلندمدت نشان می‌دهد که تا سال ۲۰۴۳، ارزش افزوده صنعت هوانوردی به ۸.۵ تریلیون دلار خواهد رسید و تعداد مشاغل مرتبط با آن به ۱۳۵ میلیون نفر افزایش خواهد یافت. این روند نشان‌دهنده رشد پایدار و اهمیت فزاینده این صنعت در دهه‌های آینده است. اما پرسش کلیدی اینجاست: آیا ایران می‌تواند سهمی متناسب از این رشد داشته باشد؟در شرایط فعلی، پاسخ به این پرسش بیش از هر چیز به دو عامل بستگی دارد: ثبات سیاسی و کاهش تنش‌های بین‌المللی و سرمایه‌گذاری هدفمند در بازسازی و نوسازی ناوگان و زیرساخت‌ها. بدون تحقق این دو شرط، خطر عقب‌ماندن ایران از رقابت منطقه‌ای و جهانی جدی خواهد بود.

      پیامدهای بی‌توجهی به بازسازی

    نادیده گرفتن اهمیت بازسازی صنعت هوانوردی می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای داشته باشد. این پیامدها فقط به کاهش تعداد پروازها یا فرسودگی ناوگان محدود نمی‌شود، بلکه می‌تواند کل اقتصاد کشور را تحت تأثیر قرار دهد.

    از جمله این پیامدها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: کاهش توان رقابت در تجارت بین‌المللی، افت صنعت گردشگری، افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل، کاهش جذابیت ایران برای سرمایه‌گذاری خارجی و تضعیف نقش کشور در ترانزیت هوایی منطقه. در واقع، صنعت هوانوردی یک حلقه کلیدی در زنجیره اقتصاد مدرن است و اختلال در آن، اثرات دومینویی در سایر بخش‌ها ایجاد می‌کند.

    فرصت‌های نهفته در دل بحران

    با وجود تمام چالش‌ها، برخی کارشناسان معتقدند که این بحران می‌تواند به فرصتی برای بازنگری و اصلاح ساختارهای صنعت هوانوردی تبدیل شود.

    در صورت بهبود شرایط سیاسی، امکان: نوسازی ناوگان با هواپیماهای مدرن، توسعه فرودگاه‌ها، جذب سرمایه‌گذاری خارجی، افزایش پروازهای بین‌المللی و تبدیل ایران به هاب ترانزیتی منطقه فراهم خواهد شد.این سناریو البته خوش‌بینانه است، اما غیرممکن نیست به‌ویژه اگر تصمیم‌گیری‌ها با نگاه راهبردی و بلندمدت انجام شود.

    آینده‌ای معلق میان سیاست و اقتصاد

    صنعت هوانوردی ایران امروز در نقطه‌ای ایستاده که مسیر آینده آن هنوز مشخص نیست. از یک‌سو، خسارات ناشی از جنگ و فرسودگی زیرساخت‌ها، و از سوی دیگر، وابستگی شدید به تحولات سیاسی، این صنعت را در وضعیتی شکننده قرار داده است.

    آنچه مسلم است، این است که بازسازی این صنعت صرفاً یک پروژه فنی نیست؛ بلکه یک تصمیم راهبردی در سطح ملی است. تصمیمی که می‌تواند جایگاه ایران را در اقتصاد منطقه‌ای و جهانی تعیین کند. در نهایت، همانطور که مهران‌پور تأکید می‌کند: باید دید شرایط توافق‌ها به چه سمتی حرکت می‌کند. و شاید بتوان افزود: آینده آسمان ایران، بیش از آنکه به باند فرودگاه‌ها وابسته باشد، به مسیر تصمیمات کلان گره خورده است.

     

  • بنگاه‌های کوچک؛ ضربه‌های بزرگ

    بنگاه‌های کوچک؛ ضربه‌های بزرگ

    به گزارش اقتصادران، پس از عبور از دوره‌ای پرتنش که با جنگ، شوک‌های اقتصادی و ناپایداری‌های پیاپی همراه بود، اکنون اقتصاد در مرحله‌ای قرار گرفته که بیش از هر زمان دیگری نیازمند ترمیم، بازسازی و سیاست‌گذاری دقیق است. در این میان، بنگاه‌های اقتصادی کوچک و متوسط که ستون فقرات اشتغال کشور به شمار می‌روند، در شرایطی شکننده و ناپایدار قرار دارند. اظهارات اخیر معاون اشتغال وزارت کار درباره «کمبود منابع» و در عین حال ارائه تسهیلات محدود برای این بنگاه‌ها، تصویری دوگانه از تلاش و ناتوانی سیاست‌گذار را به نمایش می‌گذارد؛ تلاشی برای رفع مشکلات این بنگاه‌ها، اما با ابزارهایی که به‌نظر می‌رسد برای این سطح از بحران کافی نیست.

    بنگاه‌های کوچک؛ قربانیان خاموش بحران

    بنگاه‌های کوچک، به‌ویژه آن‌هایی که بین ۲ تا ۵۰ نفر نیروی کار دارند، به دلیل انعطاف‌پذیری بالا و سرمایه محدود، در شرایط عادی می‌توانند موتور محرک تولید و اشتغال باشند. اما در شرایط بحران، همین ویژگی‌ها به نقطه ضعف آن‌ها تبدیل می‌شود. این بنگاه‌ها معمولاً ذخایر مالی قابل‌توجهی ندارند، دسترسی‌شان به منابع بانکی محدود است و در برابر شوک‌های بیرونی، تاب‌آوری کمتری از خود نشان می‌دهند.

    در دوران جنگ، بسیاری از این بنگاه‌ها با کاهش تقاضا، اختلال در زنجیره تأمین، افزایش هزینه‌های تولید و حتی تخریب فیزیکی مواجه شدند. اکنون در دوره پساجنگ، اگرچه شدت بحران کاهش یافته، اما پیامدهای آن همچنان پابرجاست؛ از بدهی‌های انباشته گرفته تا کاهش قدرت خرید مصرف‌کنندگان.

    وقتی یک بنگاه کوچک چندین ماه با کاهش یا توقف فعالیت مواجه بوده، پرداخت معادل دو ماه حداقل دستمزد، آن هم به‌صورت وام، نمی‌تواند نقش نجات‌بخش ایفا کند / بنگاه‌ها نیاز به تنفس دارند، نه صرفاً تزریق نقدینگی کوتاه‌مدت

    بر اساس اعلام معاون اشتغال وزارت کار، دولت برای بنگاه‌های کوچک تسهیلاتی در نظر گرفته که به ازای هر نیروی کار، معادل حداقل دستمزد برای دو ماه پرداخت می‌شود. این تسهیلات با نرخ سود ۹ درصد و دوره بازپرداخت شش‌ماهه ارائه می‌شود. اگرچه این اقدام در ظاهر حمایتی است، اما بسیاری از کارشناسان معتقدند که این میزان حمایت، در برابر عمق بحران، بسیار محدود است.

    فرزین کوشا، کارشناس اقتصاد در این باره  می‌گوید: وقتی یک بنگاه کوچک چندین ماه با کاهش یا توقف فعالیت مواجه بوده، پرداخت معادل دو ماه حداقل دستمزد، آن هم به‌صورت وام، نمی‌تواند نقش نجات‌بخش ایفا کند. این سیاست بیشتر شبیه به یک مُسکن موقت است تا یک درمان ساختاری. بنگاه‌ها نیاز به تنفس دارند، نه صرفاً تزریق نقدینگی کوتاه‌مدت.

    اولین اقدام دولت باید تعویق یا بخشودگی بدهی‌های بانکی و مالیاتی این بنگاه‌ها باشد / اگر دولت واقعاً قصد حمایت دارد، باید به‌جای ارائه وام جدید، فشارهای مالی موجود را کاهش دهد

    او با اشاره به وضعیت شکننده بنگاه‌های کوچک در دوره پساجنگ، تأکید می‌کند: ما با یک اقتصاد آسیب‌دیده مواجه هستیم که نیازمند سیاست‌های بازسازی است، نه صرفاً مدیریت بحران. بنگاه‌های کوچک در این میان، به دلیل نقش کلیدی در اشتغال، باید در اولویت سیاست‌گذاری قرار گیرند.

    این کارشناس اقتصاد ادامه می‌دهد: اولین اقدام دولت باید تعویق یا بخشودگی بدهی‌های بانکی و مالیاتی این بنگاه‌ها باشد. بسیاری از این واحدها در شرایطی قرار دارند که حتی پرداخت هزینه‌های جاری برایشان دشوار است، چه برسد به بازپرداخت وام. اگر دولت واقعاً قصد حمایت دارد، باید به‌جای ارائه وام جدید، فشارهای مالی موجود را کاهش دهد.

    دسترسی به منابع مالی باید تسهیل شود / دولت می‌تواند با ایجاد صندوق‌های ضمانت یا ارائه یارانه سود، شرایط را برای دریافت تسهیلات واقعی‌تر فراهم کند

    کوشا همچنین به ضرورت اصلاح نظام تأمین مالی اشاره می‌کند و می‌افزاید: دسترسی به منابع مالی باید تسهیل شود، اما نه با نرخ‌های سود بالا. در شرایطی که تورم بالاست و بازار در رکود به‌سر می‌برد، نرخ سود ۱۸ درصد عملاً به معنای افزایش بدهی بنگاه‌هاست. دولت می‌تواند با ایجاد صندوق‌های ضمانت یا ارائه یارانه سود، شرایط را برای دریافت تسهیلات واقعی‌تر فراهم کند.

    اگر این بنگاه‌ها یکی پس از دیگری تعطیل شوند، بازسازی آن‌ها در آینده بسیار پرهزینه‌تر خواهد بود

    این کارشناس در ادامه به نقش تقاضا در احیای بنگاه‌ها اشاره کرده و می‌گوید: بدون تحریک تقاضا، هیچ بنگاهی نمی‌تواند به فعالیت پایدار بازگردد. سیاست‌های حمایتی باید به‌گونه‌ای طراحی شوند که قدرت خرید مردم افزایش یابد. این می‌تواند از طریق افزایش دستمزدها، ارائه کارت‌های اعتباری یا حتی خرید تضمینی محصولات داخلی انجام شود.

    فرزین کوشا در پایان تاکید می‌کند: اگر این بنگاه‌ها یکی پس از دیگری تعطیل شوند، بازسازی آن‌ها در آینده بسیار پرهزینه‌تر خواهد بود. ما باید امروز سرمایه‌گذاری کنیم تا فردا هزینه‌های اجتماعی و اقتصادی کمتری بپردازیم.

    بیمه بیکاری باید به‌عنوان یک حق در نظر گرفته شود، نه یک امتیاز محدود

    در کنار چالش‌های بنگاه‌ها، وضعیت کارگران نیز به‌شدت نگران‌کننده است. بسیاری از کارگران شاغل در این واحدها، با قراردادهای موقت و بدون امنیت شغلی فعالیت می‌کنند. در دوران جنگ، تعدیل نیرو، کاهش ساعات کاری و حتی عدم پرداخت حقوق، به امری رایج تبدیل شد.

    علیرضا اشراق، فعال کارگری نیز با اشاره به وضعیت نگران کننده کارگران می‌گوید: کارگران در بنگاه‌های کوچک، اولین قربانیان بحران هستند. وقتی درآمد بنگاه کاهش می‌یابد، اولین تصمیمی که گرفته می‌شود، کاهش هزینه نیروی کار است. این یعنی اخراج، تعویق حقوق یا کاهش مزایا.

    او می‌افزاید: در دوره پساجنگ، انتظار می‌رفت که شرایط بهبود یابد، اما واقعیت این است که بسیاری از کارگران هنوز به شغل خود بازنگشته‌اند. برخی از بنگاه‌ها تعطیل شده‌اند و برخی دیگر با حداقل ظرفیت فعالیت می‌کنند. در چنین شرایطی، بیمه بیکاری می‌تواند نقش مهمی ایفا کند، اما همان‌طور که مسئولان گفته‌اند، منابع کافی برای پوشش همه وجود ندارد.

    این فعال کارگری با انتقاد از ناکافی بودن حمایت‌ها اظهار می‌دارد: بیمه بیکاری باید به‌عنوان یک حق در نظر گرفته شود، نه یک امتیاز محدود. کارگری که سال‌ها حق بیمه پرداخت کرده، نباید در زمان بیکاری با بروکراسی پیچیده و محدودیت منابع مواجه شود.

    اقتصاد پساجنگ نیازمند یک برنامه جامع بازسازی است / بنگاه‌های کوچک به‌عنوان محور اصلی اشتغال باید در این برنامه مرکز توجه قرار گیرند

    این فعال کارگری تاکید می‌کند: با توجه به شرایط موجود، آینده بنگاه‌های کوچک و کارگران آن‌ها در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. اگرچه اقدامات محدودی از سوی دولت انجام شده، اما به‌نظر می‌رسد که این اقدامات برای عبور از بحران کافی نیست.

    اشراق خاطرنشان می‌کند: اقتصاد پساجنگ نیازمند یک برنامه جامع بازسازی است؛ برنامه‌ای که در آن، بنگاه‌های کوچک به‌عنوان محور اصلی اشتغال، در مرکز توجه قرار گیرند. این برنامه باید شامل حمایت‌های مالی واقعی، اصلاحات ساختاری، تقویت تقاضا و ایجاد شبکه‌های حمایتی برای کارگران باشد. در غیر این صورت، خطر تعطیلی گسترده بنگاه‌ها و افزایش بیکاری، می‌تواند به یک بحران اجتماعی تبدیل شود؛ بحرانی که تبعات آن، فراتر از اقتصاد، به حوزه‌های اجتماعی و حتی سیاسی نیز کشیده خواهد شد.