دسته: اقتصاد کلان

  • اتفاق عجیب در فروشگاه‌های زنجیره‌ای؛ پنهان کردن نایلون‌ خرید از مشتریان!

    اتفاق عجیب در فروشگاه‌های زنجیره‌ای؛ پنهان کردن نایلون‌ خرید از مشتریان!

    به گزارش اقتصادران، فروشگاه‌های زنجیره‌ای و سایر فروشنده‌ها تمایل کمتری به تحویل نایلون و پلاستیک خرید به مشتری دارند و وقتی درباره این اتفاق از آنها سوال می‌کنیم، افزایش قیمت پلاستیک را مطرح می‌کنند. درست یا غلط بخشی از این اتفاق به وقایع جنگ اخیر ارتباط داده می‌شود. آسیب به صنایع پتروشیمی در کوتاه‌مدت منجر به گرانی ظروف پلاستیکی، بطری‌ها و نایلون‌ها می‌شود و اتفاقات ناخوشایندی که برای صنایع فولاد کشور رخ داده، در قیمت مسکن، خودرو، لوازم خانگی و کالاهای دیگری خودنمایی خواهد کرد. بعد از خواندن این گزارش شاید متوجه شوید که چرا صندوقدار‌ان برخی از فروشگاه‌های زنجیره‌ای برخلاف گذشته نایلون‌های خرید را از مشتریان مخفی می‌کنند.

    صنعت پتروشیمی تامین‌کننده اصلی خوراک بخش عمده‌ای از زنجیره تولید است. هر اخلالی در این بخش در قدم اول هزینه‌های بسته‌بندی را بالا می‌برد. گرانی ظروف پلاستیکی، بطری‌ها مثل بطری آب، نایلون‌ها و سلفون‌ها به شکل مستقیم قیمت تمام‌شده محصولات غذایی و آشامیدنی را در قفسه فروشگاه‌ها بالا می‌برد. در این حالت تولیدکننده مواد غذایی نیز معمولا بار مالی ناشی از گرانی ملزومات بسته‌بندی را به مصرف‌کننده نهایی منتقل می‌کند.

    از یک طرف دیگر بخش مهمی از حوزه کشاورزی به خروجی پتروشیمی‌ها در تولید کودهای شیمیایی وابسته است. کم شدن تولید کود به معنای افت بازدهی مزرعه‌ها و افزایش هزینه‌های کشت است. روندی که در نهایت نتیجه‌ای جز افزایش قیمت میوه، سبزیجات و کالاهای مهم دیگری مثل گندم و برنج نخواهد داشت.

    صنایع نساجی و شوینده‌ها نیز تحت‌تاثیر قرار می‌‌گیرند. تامین مواد اولیه تولید صابون، شامپو و انواع پودرهای لباسشویی به محصولات پتروشیمی گره خورده است. تولید الیاف مصنوعی مانند پلی‌استر و اکریلیک که برای تولید پوشاک، فرش ماشینی و موکت اهمیت دارند، با افت عرضه روبرو می‌شود و بازار این کالاها را با کمبود و رشد قیمت روبه‌رو می‌کند. قطعات پلاستیکی به کار رفته در خودرو مثل سپر و داشبورد و لوازم خانگی نیز از همین الگو پیروی می‌کنند.

    آسیب به زنجیره تولید فولاد قبل از هر اتفاقی در بازار مسکن اثر می‌گذارد. چون باعث رشد ناگهانی قیمت میلگرد، تیرآهن، لوله‌های تاسیساتی و مقاطع فلزی می‌شود و همه این حرف‌ها به معنی بالارفتن هزینه ساخت‌وساز است. این رشد هزینه شاید در نگاه اول فقط برای واحد‌های نوساز اهمیت داشته باشد اما با یک وقفه کوتاه در خانه‌های از پیش‌ساخته شده و حتی بازار اجاره‌بها خودنمایی می‌کند.

    خطوط تولید خودروسازان و کارخانه‌های لوازم خانگی در بخش صنعت قربانی‌های بعدی کمبود ورق‌های فولادی به حساب می‌آیند. احتمالا در جریان هستید که موقع تولید بدنه و شاسی خودرو، فولاد سهم مهمی دارد. پس هر نوسانی در عرضه فولاد به شکل مستقیم به افزایش قیمت‌ خودرو در کارخانه و به تبع آن افزایش قیمت‌ها در بازار آزاد خودرو منجر می‌شود. وضعیت در بازار لوازم خانگی مثل یخچال، ماشین لباسشویی و کولر آبی نیز مشابه است. کالاهایی که تولیدشان در گرو ورق‌های فولادی است و با کوچکترین اختلالی در تامین مواد اولیه برچسب‌های قیمتی جدیدی را تجربه می‌کنند.

    حتی صنایع غذایی نیز از پس‌لرزه‌های این وقایع در امان نیستند. تولید قوطی‌های کنسرو، از تن ماهی گرفته تا رب گوجه‌فرنگی متکی به ورق‌های تولید شده در مجتمع‌های فولادی است. بنابراین محدودیت در تامین این ورق‌ها هزینه تمام‌شده کنسروها را هدف قرار می‌دهد.

  • اقتصاد ایران در محاصره جنگ و رکود / قطعی اینترنت قوز بالا قوز برای مردم

    اقتصاد ایران در محاصره جنگ و رکود / قطعی اینترنت قوز بالا قوز برای مردم

    به گزارش اقتصادران، افزایش بی‌وقفه قیمت خوراکی‌ها در شرایطی که فشار‌های اقتصادی از چند جبهه بر معیشت خانوار‌ها سنگینی می‌کند، به یکی از ملموس‌ترین جلوه‌های مشکلات حاضر تبدیل شده است؛ مشکلاتی که دیگر نمی‌توان آن را منکر شد یا صرفاً با آمار و گزارش توصیف کرد. آب رفتن روز به روز سفره‎های مردم و تغییر الگوی مصرف به واسطه گرانی‌ها واقعیتی است که دیگر قابل لاپوشانی نیست. به قول سخنگوی دولت «با پنهان کردن مشکلات به راهکار نمی‌رسیم، راهی جز پذیرش وجود ندارد و باید واقعیت را بپذیریم».

    واقعیت در بازار کالا‌ها اساسی

    در همین چند تقریبا دو ماه گذشته یعنی از زمان آغاز جنگ تاکنون بار‌ها و بار‌ها از مسئولان شنیده‌ایم که مشکلی از بابت تامین کالا‌های اساسی نیست و تمام کالا‌ها به وفور در بازار موجود است؛ گزاره‌ای درست که تنها نیمی از حقیقت است. نیم دیگر حقیقت که گویی مسئولان محترم تمایل به دیدن و بیان آن ندارند این است که پولی در جیب مردم نیست تا این کالا‌های به وفور موجود را تهیه کنند.

    بازار کالا‌های اساسی در هفته‌های اخیر، عملاً به صحنه‌ای از افزایش‌های پیاپی قیمت تبدیل شده است؛ روندی که نه‌تنها متوقف نشده، بلکه نشانه‌ای از کنترل مؤثر نیز در آن دیده نمی‌شود.

    افزایش ۳۱ درصدی قیمت ماکارونی، به‌عنوان یکی از اقلام پایه در سبد مصرفی خانوار، نمونه‌ای روشن از این وضعیت است؛ کالایی که در سال‌های اخیر به دلیل افت قدرت خرید، جایگزین بسیاری از غذا‌های دیگر شده بود، حالا خود به کالایی نسبتاً گران تبدیل شده است.

    در بازار روغن نیز وضعیت تفاوت چندانی ندارد. قیمت یک بطری ۸۱۰ گرمی روغن آفتابگردان به حدود ۲۸۱ هزار تومان رسیده و انواع دیگر روغن نیز در همین محدوده قیمتی یا بالاتر عرضه می‌شوند. هرچند که دبیر انجمن روغن نباتی اخیر این افزایش قیمت را تکذیب کرده است.
    این ارقام برای بسیاری از خانوارها، به‌ویژه دهک‌های پایین، به معنای حذف تدریجی بسیاری از اقلام از سبد غذایی است.

    در همین حال، قیمت مرغ به‌عنوان مهم‌ترین منبع پروتئین مصرفی، از حدود ۳۵۰ هزار تومان در پایان سال گذشته، به ۳۷۰ تا ۳۸۰ هزار تومان افزایش یافته؛ افزایشی که شاید در ظاهر محدود به نظر برسد، اما در کنار سایر گرانی‌ها، فشار مضاعفی ایجاد می‌کند. ناگفته نماند که قیمت تخم‌مرغ هم به همین سرعت می‌تازد؛ این یعنی تخم مرغ بیست هزار تومانی به زودی یک نیمرو ساده را تبدیل به وعده لاکچری خواهد کرد مثل ماهی، گوشت، لبنیات و میوه که خیلی قبل از این با سبد غذایی خانوار خداحافظی کرده است.

    درآمدها به گرد پای تورم نمی‌رسد

    آخرین آمار‌های رسمی نشان می‌دهد که نرخ تورم در فروردین ۱۴۰۵ به ۵۰.۶ درصد رسیده؛ عددی که اگرچه در گزارش‌ها ثبت می‌شود، اما در زندگی روزمره مردم، به شکل افزایش مداوم هزینه‌ها خود را نشان می‌دهد.

    افزایش ۷ درصدی تورم ماهانه و جهش ۶۷ درصدی نسبت به مدت مشابه سال قبل، به‌خوبی نشان می‌دهد که اقتصاد ایران همچنان درگیر موجی از بی‌ثباتی قیمتی است. در این میان، گروه خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها با رشد ۸.۹ درصدی در یک ماه، یکی از پیشران‌های اصلی تورم بوده‌اند.

    وقتی قیمت‌ها با این سرعت افزایش می‌یابد، دیگر نمی‌توان از مردم انتظار داشت که صرفاً با «مدیریت مصرف» یا «صرفه‌جویی» از پس هزینه‌ها برآیند. واقعیت این است که سطح درآمد‌ها به‌هیچ‌وجه همگام با تورم رشد نکرده و همین شکاف، فشار اصلی را ایجاد کرده است.

    گرانی تنها عامل فشار بر معیشت مردم نیست. مجموعه‌ای از عوامل هم‌زمان، وضعیت اقتصادی خانوار‌ها را پیچیده‌تر کرده است؛ از تنش‌های منطقه‌ای و تبعات جنگ گرفته تا رکود اقتصادی، افزایش بیکاری و آسیب جدی به کسب‌وکار‌ها در پی محدودیت‌ها و قطع اینترنت.

    در چنین شرایطی، بسیاری از مشاغل کوچک و متوسط که ستون فقرات اقتصاد شهری محسوب می‌شوند، با کاهش درآمد یا حتی تعطیلی مواجه شده‌اند. این یعنی کاهش توان خرید در سطحی گسترده، درست در زمانی که قیمت‌ها با سرعت در حال افزایش است.

    دولت دقیقا کجاست؟

    در چنین فضایی، انتظار عمومی از دولت، ورود جدی‌تر برای کنترل بازار و حمایت از معیشت مردم است. اما این ورود لزوماً به معنای بازگشت به سیاست‌های شکست‌خورده‌ای مانند قیمت‌گذاری دستوری نیست.

    تجربه نشان داده که سرکوب قیمت‌ها، اگر بدون پشتوانه تولید و عرضه انجام شود، تنها به کمبود، بازار سیاه و فساد منجر خواهد شد. در مقابل، آنچه بیش از هر چیز نیاز است، اجرای دقیق و هدفمند سیاست‌های حمایتی است؛ سیاست‌هایی که مستقیماً قدرت خرید مردم را تقویت کند، نه اینکه صرفاً قیمت‌ها را روی کاغذ ثابت نگه دارد.

    در این میان، طرح کالابرگ الکترونیکی به‌عنوان یکی از ابزار‌های حمایتی دولت مطرح شده، اما رقم فعلی آن—نفری یک میلیون تومان—با واقعیت بازار فاصله زیادی دارد. وقتی تنها قیمت چند قلم کالای اساسی در طول یک ماه چنین افزایش‌هایی را تجربه می‌کند، واضح است که این میزان حمایت، نمی‌تواند نقش مؤثری در تأمین هزینه‌های خانوار ایفا کند.

    اکنون که بحث بازبینی این رقم مطرح شده، این پرسش جدی وجود دارد که آیا دولت حاضر است سطح حمایت را متناسب با نرخ تورم و هزینه واقعی زندگی افزایش دهد یا همچنان به اعداد حداقلی بسنده خواهد کرد؟

    واقعیت این است که اگر کالابرگ قرار است به ابزاری کارآمد تبدیل شود، باید به‌گونه‌ای طراحی شود که بخش قابل توجهی از هزینه‌های خوراکی خانوار را پوشش دهد؛ در غیر این صورت، تنها به یک اقدام نمادین تقلیل خواهد یافت.

    زمان تصمیم‌های سخت رسیده است

    اقتصاد ایران در نقطه‌ای قرار گرفته که ادامه روند فعلی، می‌تواند تبعات اجتماعی گسترده‌تری به همراه داشته باشد. کوچک شدن سفره مردم، تنها یک مسئله اقتصادی نیست؛ بلکه مستقیماً با رضایت عمومی، سلامت جامعه و ثبات اجتماعی گره خورده است.

    دولت اکنون با یک انتخاب جدی روبه‌روست؛ یا با اصلاح سیاست‌های حمایتی، افزایش واقعی قدرت خرید و مدیریت هوشمند بازار، بخشی از فشار را کاهش دهد، یا نظاره‌گر عمیق‌تر شدن شکاف میان درآمد و هزینه باشد و افزایش نارضایتی‌های عمومی و تبعات سیاسی و اجتماعی آن را نیز به جان بخرد.

    گرانی امروز، دیگر یک هشدار نیست؛ یک واقعیت جاری است. سوال اینجاست که آیا سیاست‌گذار، به اندازه کافی آن را جدی گرفته است یا هنوز هم درگیر نسخه‌های ناکارآمد گذشته است؟

  • یک تازی تورم در جنگ

    یک تازی تورم در جنگ

    به گزارش اقتصادران، تورم در اقتصاد ایران، پدیده‌ای مقطعی یا وابسته به یک دولت خاص نیست، بلکه به یکی از مزمن‌ترین و پیچیده‌ترین چالش‌های ساختاری کشور در چند دهه اخیر تبدیل شده است. بررسی روندهای اقتصادی نشان می‌دهد که از سال‌ها پیش، نرخ تورم در ایران همواره در سطوحی بالاتر از میانگین جهانی قرار داشته و به‌ندرت دوره‌ای از ثبات پایدار را تجربه کرده است. این وضعیت، نه‌تنها معیشت خانوارها را تحت فشار قرار داده، بلکه فضای تصمیم‌گیری برای فعالان اقتصادی، سرمایه‌گذاران و سیاستگذاران را نیز با ابهام و نااطمینانی همراه کرده است. در چنین شرایطی، هرگونه برنامه‌ریزی بلندمدت اقتصادی عملا تحت تاثیر نوسانات مستمر قیمت‌ها قرار گرفته و کارآمدی سیاست‌های کلان اقتصادی را کاهش داده است.

    ریشه‌های این تورم مزمن را می‌توان در مجموعه‌ای از عوامل ساختاری، نهادی و سیاستی جست‌وجو کرد؛ از وابستگی تاریخی بودجه دولت به درآمدهای نفتی و نوسانات ارزی گرفته تا رشد نقدینگی، کسری‌های مزمن بودجه و ضعف در نظام‌های مالی و بانکی. با این حال، آنچه در سال‌های اخیر اهمیت بیشتری یافته، ناتوانی دولت‌های مختلف در ایجاد یک چارچوب پایدار و هماهنگ برای مهار تورم بوده است. هرچند در دوره‌هایی تلاش‌هایی برای کنترل نرخ تورم صورت گرفته، اما این اقدامات اغلب کوتاه‌مدت بوده و در مواجهه با شوک‌های بیرونی یا فشارهای داخلی دوام نیاورده‌اند.

    در ۱۰ ماه گذشته، اقتصاد ایران علاوه بر چالش‌های ساختاری پیشین، با شرایطی کم‌سابقه نیز مواجه شده است. وقوع دو جنگ در منطقه با حضور مستقیم امریکا و اسراییل، فضای اقتصادی کشور را به‌شدت تحت تاثیر قرار داده و عملا اولویت‌های دولت را از برنامه‌های اصلاحی بلندمدت به سمت مدیریت بحران‌های فوری سوق داده است. در چنین فضایی، تامین کالاهای اساسی، حفظ جریان خدمات عمومی و پرداخت حقوق کارکنان به اولویت‌های اصلی سیاستگذار تبدیل شده و بخش قابل توجهی از منابع و ظرفیت اجرایی کشور را به خود اختصاص داده است. این تغییر اولویت‌ها، اگرچه در کوتاه‌مدت برای حفظ ثبات اجتماعی و اقتصادی ضروری بوده، اما در عمل باعث شده برنامه‌های روتین و اصلاحی دولت در حوزه مهار تورم با اختلال یا تعویق مواجه شوند. از سوی دیگر، فشارهای ناشی از این تحولات، بر متغیرهای کلان اقتصادی نیز اثرگذار بوده است.

    افزایش هزینه‌های دولت، محدودیت‌های تجاری، نوسانات بازار ارز و تشدید انتظارات تورمی، همگی عواملی هستند که به پیچیده‌تر شدن شرایط تورمی دامن زده‌اند. در چنین بستری، حتی سیاست‌های انقباضی یا کنترلی نیز با اثربخشی محدودتری مواجه می‌شوند، چرا که زمینه‌های شکل‌گیری تورم، فراتر از ابزارهای کوتاه‌مدت سیاستگذاری قرار گرفته‌اند. در این میان، تازه‌ترین آمارهای منتشرشده از سوی بانک مرکزی نشان می‌دهد که روند تورم نه‌تنها مهار نشده، بلکه همچنان در مسیر صعودی قرار دارد. این آمارها که بیانگر افزایش سطح عمومی قیمت‌ها در ماه‌های اخیر هستند، زنگ خطری جدی برای اقتصاد کشور محسوب می‌شوند. ادامه این روند می‌تواند تبعات گسترده‌ای برای قدرت خرید خانوارها، سطح رفاه عمومی و حتی ثبات اقتصادی به همراه داشته باشد.

    از همین رو، بسیاری از کارشناسان معتقدند که عبور از این وضعیت، نیازمند بازنگری جدی در رویکردهای سیاستگذاری، ایجاد هماهنگی میان نهادهای اقتصادی و اتخاذ تصمیماتی است که بتواند در کنار مدیریت بحران‌های کوتاه‌مدت، مسیر اصلاحات پایدار را نیز هموار کند. با اعلام بانک مرکزی شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری ایران (شاخص تورم) در فروردین ۱۴۰۵ به عدد ۶۱۵.۳ رسید که نسبت به ماه قبل معادل ۷ درصد افزایش داشت. شاخص مذکور نسبت به ماه مشابه سال قبل معادل ۶۷ درصد افزایش یافت. میزان تورم در دوازده ماه منتهی به فروردین ۱۴۰۵ نسبت به دوازده ماه منتهی به فروردین ۱۴۰۴ معادل ۵۰.۶ درصد است. این نرخ تورم در حالی است در فروردین سال گذشته، نرخ تورم حدود ۳۳ درصد بود.

    شاخص بهای گروه اختصاصی کالا از زیرمجموعه شاخص کل بهای کالاها و خدمات مصرفی، در فروردین ۱۴۰۵ نسبت به ماه قبل معادل ۹.۵ درصد افزایش داشت. شاخص گروه مذکور نسبت به ماه مشابه سال قبل معادل ۹۵.۷ درصد و در دوازده ماه منتهی به فروردین ۱۴۰۵ نسبت به دوازده ماه منتهی به فروردین ۱۴۰۴ معادل ۶۵.۸ درصد افزایش داشته است. شاخص بهای گروه اختصاصی خدمت نیز در فروردین ۱۴۰۵ نسبت به ماه قبل با افزایشی معادل ۳.۸ درصد و نسبت به ماه مشابه سال قبل معادل ۳۹.۱ درصد همراه بود. شاخص گروه خدمت در دوازده ماه منتهی به فروردین ۱۴۰۵ نسبت به دوازده ماه منتهی به فروردین ۱۴۰۴ معادل ۳۶.۹ درصد افزایش داشته است.

    این گزارش نشان می‌دهد که به خصوص در حوزه کالا تورم به‌شدت صعودی بوده و باید برای عبور از آن چاره‌ای جدید اندیشید. مهم‌ترین تحولی هم که در اقتصاد کشور رخ داد، فروکش کردن شوک هیجانی است؛ موضوع مهمی که در جریان جنگ ۱۲ روزه وجود داشت و سرعت گردش پول را به‌شدت بالا برده و میل به تبدیل نقدینگی به دارایی‌های ثابت مثل ارز و طلا را افزایش داده بود. اتفاقی که به نظر می‌رسد با سیاست‌های جدید بانک مرکزی کنترل شد تا دلار در دوران جنگ و هم‌اکنون نیز در دوران آتش‌بس، نرخ ثابت ۱۵۳ تا ۱۵۸ هزار تومان را تجربه کند. سیاستگذار پولی با درک این تغییر فضا، بازنگری در سقف‌های اعتباری و تزریق نقدینگی به شبکه بانکی را در دستور کار قرار داد. این اقدام نه یک سیاست انبساطی ساده، بلکه یک حرکت هوشمندانه برای تامین مالی غیرتورمی است.

    در واقع، بانک مرکزی با بهبود ترازنامه بانک‌ها، سعی دارد تقاضای انباشته‌ای که در زمان جنگ به سمت بازارهای غیررسمی (مثل ارز و طلا) منحرف شده بود را به سمت بخش‌های مولد هدایت کند تا از قفل شدن نقدینگی جلوگیری شود. در این زمینه وحید ماجد – معاون سیاستگذاری پولی بانک مرکزی – اعلام کرده که در شرایط پیچیده اقتصادی کنونی که کشور با شوک‌های خارجی و محدودیت‌های ناشی از جنگ اقتصادی مواجه است، شبکه بانکی به عنوان یکی از ارکان اصلی نظام مالی، نقش محوری در مدیریت این شرایط ایفا کرده و تلاش دارد با اجرای سیاست‌های اعتباری و پولی هدفمند، به ثبات‌بخشی و حمایت از بخش‌های تولیدی کمک کند. نکته کلیدی در این استراتژی، تغییر حالت نقدینگی از سوداگری به تولید است. سیاستگذار پولی در نظر دارد با تکیه بر منابع حاصل از آزادسازی دارایی‌های خارجی و استفاده از ابزارهای عملیات بازار باز، نقدینگی را به صورت هدفمند به شبکه بانکی تزریق کند. این اقدام نه تنها منجر به رشد لجام‌گسیخته پایه پولی نخواهد شد، بلکه با تامین مالی بخش مولد، شکاف عرضه ناشی از اختلالات روزهای جنگ را پوشش می‌دهد.

    در واقع با بازگشت اعتماد به سیستم بانکی، انتظار می‌رود ریال‌های خارج شده از بازار ارز، دوباره در بانک‌ها آرام گیرد؛ فرآیندی که در نهایت با کاهش سرعت گردش پول، پتانسیل تورمی ناشی از شوک‌های اخیر را تخلیه کرده و مسیر را برای ثبات پایدار متغیرهای کلان هموار می‌سازد؛ یعنی سیاستگذار پولی با کمک به تولید کالاهای بیشتر، سعی در کنترل تورم ناشی از شرایط پیش آمده دارد. همزمان سیاست‌های حمایتی معیشتی دولت نیز ادامه دارد. هیات دولت در مصوبه‌ای که ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ به تصویب رسیده، مقرر کرد «تا سقف یک میلیارد دلار از محل صندوق توسعه ملی برای تامین کالاهای اساسی از جمله گوشت، برنج و ذرت اختصاص یابد». در این ابلاغیه که به دستگاه‌های مربوطه ابلاغ شده، آمده است:

    «وزیران عضو کارگروه تضمین امنیت غذایی و بهبود معیشت مردم به استناد اصل یکصد و سی و هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و با رعایت ماده (۱۳) آیین‌نامه تضمین امنیت غذایی و بهبود معیشت مردم موضوع تصویبنامه ۱۴۰۴.۱۰.۱۰ تصویب کردند:

    ۱- هزینه‌های اجرای طرح موضوع آیین‌نامه تنضمین امنیت غذایی و بهبود معیشت مردم (موضوع تصویبنامه ۱۴۰۴.۱۰.۱۰) برای دوره چهار ماهه (دی‌ماه ۱۴۰۴ تا فروردین ۱۴۰۵) شامل دو جزو به شرح ذیل و بر اساس شیوه‌نامه‌ای که به تایید وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی می‌رسد پرداخت می‌شود:

    الف) مبلغ ۱۲۰۰ میلیارد ریال به صورت مقطوع از محل منابع اجرای طرح یاد شده به وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی جهت پرداخت به شرکت مجری کالابرگ پرداخت می‌شود.

    ب) علاوه بر این به منظور تامین بخشی از هزینه‌های اجرایی طرح، به وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی اجازه داده می‌شود از محل مشارکت پذیرنده‌ها و فروشگاه‌های دارای عملکرد فروش طرح کالابرگ و بانک‌های عامل، هزینه یا کارمزد متناسب را حداکثرمعادل ۲۰۰۰ میلیارد ریال به صورت علی‌الحساب اخذ کند.

    ۲- به منظور تامین کالاهای اساسی وارداتی (شکر، برنج، جو، ذرت، کنجاله، گوشت قرمز و گوشت مرغ) با هدف تکمیل ذخایر راهبردی تا معادل یک میلیارد دلار از محل سهم جاری صندوق توسعه ملی در سال ۱۴۰۵ پس از کسب مجوز از مرجع ذی‌صلاح، در اختیار وزارت جهاد کشاورزی (به منظور خرید کالاهای مورد اشاره توسط شرکت‌های بازرگانی دولتی ایران و پشتیبانی امور دام) قرار گیرد.

    در نهایت، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، پذیرش این واقعیت است که تورم در اقتصاد ایران، مساله‌ای چندبعدی و ریشه‌دار است که حل آن نیازمند نگاه بلندمدت، ثبات در سیاستگذاری و پرهیز از تصمیمات مقطعی است. در شرایطی که کشور با چالش‌های بیرونی و درونی متعددی روبه‌رو است، یافتن راهکاری موثر برای مهار تورم، نه‌تنها یک ضرورت اقتصادی، بلکه یک اولویت ملی به شمار می‌رود.

  • تجارت در تنگنای قطعی اینترنت

    تجارت در تنگنای قطعی اینترنت

    به گزارش اقتصادران، مشکلات ناشی از قطعی اینترنت در ماه‌های اخیر نه‌تنها در بازارهای داخلی و کسب‌وکار‌های خانگی بلکه بر صادرات محصولات کشور نیز تاثیرات غیرقابل انکاری گذاشته است. روز گذشته بود که نایب‌رییس شورای ملی زعفران با اشاره به‌وضعیت فعالیت واحدهای صادرکننده طلای سرخ گفت که قطعی اینترنت موجب ازدست‌رفتن بازار‌های صادراتی شده و دولت باید هرچه‌زودتر به‌فکر تدوین بسته جامع حمایت بیفتد. این مساله تنها مشتی نمونه خروار از وضعیت صادرات این روز‌های کشور در پی قطعی اینترنت است.

    در دنیای امروز اینترنت نه‌تنها به‌ابزاری برای تسهیل ارتباطات تبدیل شده بلکه به‌یکی از ارکان اساسی توسعه اقتصادی و تجاری نیز بدل گشته است. در ایران تاثیرات اینترنت بر روی زندگی روزمره مردم و به‌ویژه بر بازارهای اقتصادی روزبه‌روز بیشتر نمایان می‌شود. این تاثیرات به‌ویژه در حوزه‌های مختلفی همچون تجارت، خدمات، مسکن، خودرو، و صادرات مشاهده می‌شود. خلاصه ماجرا این است که تحلیل دقیق و کارشناسی تاثیرات اینترنت بر اقتصاد کشور، اهمیت ویژه‌ای دارد و نشان می‌دهد که طی یک دهه گذشته اقتصاد تا ‌چه اندازه با اینترنت گره خورده است.

    تاثیرگذاری به‌سرعت نور!

    بدون شک حتی پنج‌سال گذشته نیز اینترنت و فضای مجازی به‌هیچ عنوان به‌اندازه امروز در اقتصاد کشور نفوذ نداشت و عملا بسیاری از کسب‌وکارهای سنتی ازجمله مشاغل خانگی، نتوانسته بودند به‌این فضا وارد شوند. امروزه اما فضای مجازی به‌بستری تبدیل شده که تمامی کسب‌وکارها از فروشندگان کوچک گرفته تا شرکت‌های بزرگ برای معرفی محصولات، ارائه خدمات و بازاریابی به‌آن وابسته شدند و عملا مرگ و حیات این کسب‌وکار‌ها در گرو اینترنت است. در این فضا شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام، فیسبوک و واتساپ به‌ابزاری رایگان برای معرفی و آگاهی‌رسانی تبدیل شدند و عملا تصور چرخه اقتصاد امروز کشور بدون اینترنت غیرممکن شده است!

    چنانچه گفته شد ادامه روند فعلی نه‌تنها بر زندگی مردم تاثیر می‌گذارد بلکه بازارهای اقتصادی را نیز بیش‌ازاین به‌چالش می‌کشد.

    آلبرت بغزیان، کارشناس مسائل اقتصادی در اینباره به‌«جهان‌صنعت» گفت: بحث تاثیر اینترنت بر اجاره حتی در زندگی روزمره مردم مساله‌ای است که با گذشت زمان نمود بیشتری پیدا کرده است. اگر به‌برای مثال شش‌سال پیش برگردیم، تفاوت‌ها و تاثیرات این پدیده به‌وضوح بیشتر دیده می‌شود. هر چه زمان می‌گذرد، اینترنت بیشتر به‌جزو جدایی‌ناپذیری از زندگی مردم تبدیل شده به‌گونه‌ای که به‌بخشی از نیازهای اساسی مثل برق، گاز و آب تبدیل شده است. دیگر نمی‌توان آن را حذف کرد یا موقتی خاموش کرد. چهارسال پیش انجام وضعیت فرق می‌کرد. در آن زمان هم ضریب نفوذ اینترنت پایین‌تر بود و هم بسیاری از کسب‌وکارها حتی کسب‌وکارهای خانگی و کسب‌وکارهای بانوان هنوز وارد فضای اینترنت نشده بودند اما امروز وضعیت کاملا متفاوت است. اکنون از همه دعوت می‌شود که وارد فضای مجازی شوند، بازاریابی کرده و محصولات خود را معرفی کنند.

    نقش کلیدی فضای مجازی در ارائه خدمات

    برخلاف یک تصور رایج مبادلات تجاری و خرید و فروش تنها بخش کوچکی از تاثیر اینترنت بر اقتصاد است و خدمات نیز بخش گسترده‌ای از وابستگی امروزه مردم به‌اینترنت را شامل می‌شود. این کارشناس مسائل اقتصادی در اینباره گفت: خدماتی هم وجود دارند که به‌همین روش آنلاین ارائه می‌شوند. من کاری به‌اینستاگرام، فیس‌بوک و واتساپ ندارم ولی از نظر اجتماعی اینها بستری شدند برای معرفی محصولات، آگاهی‌رسانی و حتی تبلیغات رایگان. اکنون باتوجه به‌افزایش نرخ دستمزد پزشکان آیا فکر می‌کنید مردم نسبت‌به ‌این تغییرات واکنشی نشان نمی‌دهند؟ مسلما تعداد مراجعه‌ها کاهش خواهد یافت و مردم به‌سراغ روش‌های سنتی خواهند رفت. حالا تصور کنید این روند چقدر ممکن است سلامت و بهداشت جامعه را به‌خطر بیندازد. وقتی یک فرد بیمار است کیفیت زندگی او کاهش می‌یابد و این موضوع می‌تواند بر کار و زندگی او تاثیر بگذارد.

    بغزیان درباره گذر صادرکنندگان از روش‌های سنتی معرفی محصولات در بازار هدف ادامه داد: تاثیر اینترنت در تجارت‌های روزمره روزبه‌روز بیشتر می‌شود. وقتی اینترنت قطع می‌شود تازه متوجه می‌شویم که چقدر به‌این بستره‌ها وابسته‌ هستیم. بسیاری از کسب‌وکارهای سنتی به‌فضای مجازی منتقل شدند. صادرات ما نیز به‌همین ترتیب دچار تغییرات شده است. قبلا صادرکنندگان محصولات خود را با شیوه‌های سنتی معرفی کرده و برای انجام قراردادها و مذاکرات به‌صورت حضوری سفر می‌کردند اما امروز دیگر این فرآیند به‌راحتی ازطریق بسترهای اینترنتی قابل انجام است.

    افت چشمگیر در آمار‌های صادراتی

    این‌کارشناس مسائل اقتصادی افزود: برای مثال درخصوص زعفران اگرچه این محصول در ایران کیفیت بالایی دارد اما سهم بازار جهانی آن چندان چشمگیر نیست.

    برخی کشورها مثل اسپانیا خود را به‌عنوان تولیدکنندگان اصلی زعفران معرفی می‌کنند. بنابراین اگر نگاهی به‌آمار صادرات این محصول داشته باشیم می‌بینیم که در چندماه اخیر افت چشمگیری داشتیم چراکه هم ارتباطات تجاری قطع شده و هم حمل‌ونقل تحت تاثیر قرار گرفته است. در نتیجه باید به‌این نکته توجه کنیم که جنگ‌ها و درگیری‌های سیاسی حتی اگر صلح‌آمیز هم پایان یابد تاثیرات منفی زیادی بر تجارت ما دارند. در این شرایط رقبا جای ما را می‌گیرند و ما دیگر نمی‌توانیم مانند گذشته منتظر بمانیم.

    او درباره تجارت‌ها و بازار‌های ضربه‌پذیر گفت: باید به‌این نکته توجه داشته باشیم که تجارت‌هایی که ضربه‌پذیر هستند سریعا با جایگزین‌ها مواجه می‌شوند. اگر ما نتوانیم پاسخگویی خوبی داشته باشیم و از بازارهای جهانی عقب بمانیم دیگر هیچ تضمینی نیست که مشتریان وفادار باقی بمانند. این نکته درخصوص زعفران و بسیاری از محصولات دیگر به‌ویژه در بازارهای خارجی بسیار اهمیت دارد.

    شرایط خاص در بازار معاملات

    بغزیان افزود: در خصوص بازار مسکن و خودرو این افزایش نجومی قیمت‌ها نشان‌دهنده شرایط خاصی است. وقتی معاملات به‌دلیل مشکلات اینترنتی متوقف می‌شود هم عرضه و هم تقاضا کاهش می‌یابد. این موضوع چه در بازار مسکن، چه در بازار خودرو و حتی در بازار ارز و طلا موجب افزایش قیمت‌ها در سایت‌ها می‌شود. اگر به‌دقت نگاه کنیم می‌بینیم که این تغییرات ناشی از مشکلات اینترنتی است که باعث اختلال در انجام معاملات و ارتباطات می‌شود. درنتیجه قیمت‌ها در بسیاری از بازارها به‌طور غیرمعمول افزایش یافتند.

    وی گفت: امیدواریم که دولت هر چه زودتر این مشکل را حل کند و حمایت کامل خود را از کسب‌وکارها و شرکت‌های بزرگ بدهد. این شرکت‌ها به‌توسعه تجارت، صادرات، تولید و اشتغال کشور کمک می‌کنند.

    صادرات و واردات از مسیر‌های جایگزین

    محاصره دریایی بنادر جنوبی ایران این روز‌ها سوالات بی‌شماری را برای مردم و کارشناسان ایجاد کرده و بسیاری را به‌سمت مسیر‌های جایگزین سوق داده است. بغزیان در اینباره گفت: کشورهایی مانند ایران که بیشتر صادرات و واردات‌شان از طریق جنوب و خلیج‌فارس است درحال‌حاضربا مشکلاتی در ارتباطات تجاری مواجهند. بسیاری از افراد پیشنهاد می‌دهند که باید تجارت با همسایه‌های غربی، شرقی و شمالی جایگزین شود. این موضوع برای کوتاه‌مدت منطقی است اما برای بلندمدت جایگزینی این مسیرها دشوار خواهد بود. بنابراین بهتر است که تلاش کرده تا ارتباطات موجود را حفظ و از مشتریان قبلی خود استفاده کنیم چراکه در حال حاضر مشکل اصلی ما در زمینه تولید نبوده بلکه مشکل ما در فروش است. اگر مشتری قبلی را از دست بدهیم پیدا کردن مشتری جدید در شرایط فعلی دشوار خواهد بود.

    وی در خاتمه سخنانش افزود: بهترین راهکار این است که ارتباطات خود را با مشتریان حفظ کنیم و حتی در این شرایط بحرانی تلاش کرده تا بازارهای جدیدی را پیدا کنیم. شاید این بازارها مصرف‌کننده مستقیم نباشند اما می‌توانند توزیع‌کننده‌های محصولات ما در کشورهای دیگر باشند. بسیاری از کالاهای ایرانی در بازار جهانی شناخته شده هستند و همین برندینگ مهم‌ترین چیزی است که باید آن را حفظ کنیم.

  • بوی جنگ و باروت در داروخانه‌ها!

    بوی جنگ و باروت در داروخانه‌ها!

    به گزارش اقتصادران، کمیابی و نایابی و همچنین افزایش وحشتناک قیمت‌ها مشکلات بسیاری را برای بیماران به ارمغان می‌آورد. بیماران بسیاری در شرایط فعلی برای تأمین دارو با مشکلات و مصائب زیادی مواجه شده‌اند. از نبود دارو‌های با برند مناسب گرفته تا قیمت گزاف این دارو‌ها، همگی از جمله مواردی هستند که جان این بیماران را با خطرات جدی مواجه کرده است. بیماران با کمبود داروهای خود در داروخانه‌ها روبه‌رو هستند و از این وضعیت شکایت دارند.

    خانواده‌های بسیاری از بیماران نیز از هزینه بالای داروها و تحت پوشش نبودن برخی از داروها شکایت دارند. این در حالی است که اکثر این خانواده‌ها از دهک‌های پایین جامعه هستند و درآمد آنچنانی ندارند و برخی از آنها با کمک خیریه‌های درمانی هزینه داروهای بیمار خود را تأمین می‌کنند. نایابی و کمبود داروهای بیماران متأثر از شرایط جنگی نیز به مشکلات ناتوانی در تأمین هزینه‌ها افزوده شده است و بیماران در داروخانه‌ها یکی پس از دیگری به امید یافتن دارو سرگردان هستند.

    وجود بیماری نه تنها به لحاظ روانی بیماران و خانواده‌های آنها را دچار تنش و نگرانی می‌کند، بلکه به لحاظ اقتصادی نیز خانواده‌ها را با چالش‌های عمیقی مواجه می‌سازد. بیماران برای درمان خود مسیرهای درمانی بسیاری را سپری می‌کنند و گاهی بعضی بیماران نیز علیرغم انجام این مراحل درمانی نمی‌توانند بر بیماری غلبه کنند. تحت پوشش بیمه نبودن برخی داروهای بیماری‌های ریوی و غیردولتی بودن بعضی مراحل درمانی، در شرایط فعلی بیماران را با مشکلات درمانی زیادی مواجه می‌کند.

    در خصوص تأمین و تولید دارو، از یک سو واردکننده‌های دارو از عدم تخصیص ارز برای تهیه دارو اعتراض دارند و از سوی دیگر تولیدکننده‌های دارو نیز از کمبود مواد اولیه ناراضی هستند. با این حال گویا زنجیره‌ای به وجود آمده که گریبان بیماران را گرفته است. تحت پوشش نبودن برخی داروها و سهمیه داروهای حیاتی برای بیماران، به دلیل عدم توانایی مالی داروخانه‌ها در بازپرداخت بدهی‌های خود به شرکت‌های توزیع‌کننده دارو، از مشکلاتی است که بیماران با آنها مواجه هستند.

    خدمات درمانی و دارویی متفاوت است

    یک بیمار که به دلیل شرایط بیماری به سختی می‌تواند صحبت کند با ناراحتی تمام گفت: متأسفانه خدمات درمانی و دارویی متفاوت است و این موضوع باعث گلایه‌مندی بیماران شده است. داروهای وارداتی تأثیرگذار بر روند درمان بیماری‌ها که عوارض بدحالی شدید را در بیمار ندارد، دارای تعهد بیمه‌ای نیستند. بسیاری از بیماران به دلیل ناآگاهی از نوع داروهای درمانی و شرایط مالی نامناسب، به اجبار برای درمان به سمت داروهای دارای تعهد بیمه‌ای که بیشتر آنها داخلی است، می‌روند.

    وی افزود: برخی داروهای داخلی موجود تأثیرگذاری چندانی بر درمان مؤثر بیمار ندارد و بیماران را در فرایند درمان دچار برخی مشکلات جسمانی می‌کند. این داروها علاوه بر عوارضی که برای بیمار به همراه دارند، در برخی مواقع با کمبود روبرو هستند. صف‌های طولانی مدت بیماران در داورخانه‌ها برای ارائه نسخه‌ها و دریافت دارو، بیماران و خانواده‌های آنها را از پای درآورده است. در چنین شرایطی مسئولان تنها به تعهد بیمه‌ای اکتفا کرده‌اند و توجهی به دیگر مشکلات دارویی و درمانی ندارند.

    هزینه‌های بسیار گزاف تجهیزات پزشکی درمانی

    یک مرد که همسرش مبتلا به بیماری خاصی است، اظهار داشت: برای پیدا کردن داروهای همسرم از این داروخانه به آن داروخانه سرگردان هستم، هرچند می‌دانم تلاشی که می‌کنم، بی‌فایده است. داروهایی که برای همسرم نیاز دارم در بازار سیاه وجود دارد اما می‌ترسم آنها را تهیه کنم، هر چند توان تأمین قیمت‌های بالای آنها را هم ندارم. موضوع دیگری که بسیار آزاردهنده‌تر است، گرانی بیش از حد تجهیزات پزشکی درمانی است. متأسفانه این تجهیزات از قیمت‌های گزافی برخوردار هستند.

    وی به گران بودن و قیمت‌های بسیار بالای تجهیزات پزشکی درمانی در بازار اشاره داشته و در این رابطه تصریح کرد: تأمین تجهیزات پزشکی درمانی برای خانواده‌های با وضع مالی متوسط و پایین‌تر بسیار دشوار است. تجهیزات پزشکی که در خانه به آنها نیاز است در بازار قیمت‌های بسیار گزافی دارند. در برخی موارد تجهیزات پزشکی و دستگاه‌هایی باید برای بعضی از بیماران خریداری شود که هر کدام از این دستگاه‌ها و تجهیزات نیز دارای قیمت‌های متعدد و بعضاً بسیار بالایی هستند.

    کمبود داروها و مصائب خانواده‌های بیماران

    مادر یک کودک مبتلا به نوعی بیماری خاص بیان داشت: برای خرید داروهای فرزندم با مشکلات بسیاری روبرو هستم. مسئولان یک روز به داروخانه‌ها سر بزنند و ببینند بیماران و خانواده‌های آنها چه مصائبی دارند. از یک سو دارو در داروخانه‌ها نیست و از سوی دیگر داروهای بازار سیاه، تقلبی، قاچاق و تاریخ مصرف گذشته هستند. پس بیماران چگونه داروهای خود را پیدا کنند؟! تاکنون ۲ بار تاریخ انجام فرایندهای درمانی فرزندم به دلیل کمبود دارو و در نوبت قرار گرفتن، به تعویق افتاد.

    وی ادامه داد: برخی داروهای تجویزی پزشکان که درصد بهبود کودک را افزایش می‌دهد، بسیار گران‌قیمت بوده و از حمایت‌های بیمه‌ای برخوردار نیست. از سوی دیگر با آنکه می‌دانم مراحل درمانی فرزندم در مطب پزشک خصوصی با وضعیت بهتری انجام می‌شود، اما به دلیل هزینه بالای دستمزد پزشکان متخصص، امکان مراجعه به متخصص و مطب پزشک‌های خصوصی را ندارم. متأسفانه باید عنوان کرد درد سنگین هزینه‌های دارویی و درمانی، آزار دهنده‌تر از خود بیماری است.

    مشکلات بیماران در دارو و درمان

    یک بیمار بهبود یافته به مباحث درمان و دارو اشاره کرده و ابراز داشت: بیماران در فرایندهای دارویی و درمانی خود با مشکلاتی از قبیل هزینه‌های گزاف داروها و هزینه‌های بسیار سنگین دستگاه‌ها و تجهیزات پزشکی روبرو هستند. بیماران بسیاری بر اثر رعایت نشدن روند دقیق درمان و استفاده نکردن از داروهای مناسب جان خود را از دست می‌دهند. بسیاری از بیماری‌های موجود قابل درمان هستند، به شرط آنکه این بیماران در فضایی مناسب و با داروهای مؤثرتری اقدام به درمان کنند.

    وی اضافه کرد: چنانچه بیماران در فرایند درمان با مشکلاتی روبرو شوند و نسبت به هزینه‌های درمانی خود مدام دچار استرس ناشی از این وضعیت باشند، توان زیادی در برابر درمان نخواهد داشت. این مسئله موجب ضعف آنها و پایین آمدن درصد بهبودی بیماران می‌شود. بسیاری از پزشکان و داروخانه‌ها به دلیل بدعهدی شرکت‌های بیمه‌گر در بازپرداخت هزینه‌های دارویی و درمانی، قراردادهای خود را فسخ کرده و بیمار به ناچار برای درمان اقدام به پرداخت آزاد مبلغ دارو و درمان می‌کند.

    با توجه به شرایط جنگی موجود قیمت داروها افزایش پیدا کرده است

    عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس که به عنوان نماینده مردم اراک، کمیجان و خنداب در خانه ملت حضور دارد، در این رابطه گفت: موضوع مهمی که وجود دارد گران شدن قیمت داروها است که در هفته‌های اخیر افزایش قیمت بسیاری داشته است. در برنامه هفتم توسعه باید پرداختی در حوزه دارو از جیب بیماران کاهش پیدا کند، اما با توجه به شرایط جنگی موجود حاکم بر کشور، قیمت داورها افزایش پیدا کرده است و بر این اساس شاید نتوان در این حوزه اقدامات خاصی را انجام داد.

    سید محمد جمالیان در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا، افزود: در این رابطه پوشش شرکت‌های بیمه‌ای باید این مسئله را جبران کند تا فشار افزایش قیمت دارو به بیماران وارد نشود. مسئله‌ای که وجود دارد این است که شرکت‌های بیمه‌گر با تأخیر بسیار پوشش بیمه‌ای خود را افزایش می‌دهند. با رایزنی‌های که با برخی شرکت‌های بیمه‌گر از جمله بیمه سلامت انجام شده است، به این نتیجه رسیدیم که تلاش شود پیش از آنکه پوشش‌های بیمه‌ای اعمال گردد از افزایش قیمت‌های داروها جلوگیری شود.

    وی ادامه داد: این موضوع از سوی سازمان غذا و دارو نیز با جدیت پیگیری شده است. با وجود اینکه شرکت‌های بیمه‌گر پوشش‌های بیمه‌ای خود را افزایش خواهند داد، باز هم پرداختی از جیب مردم در حوزه دارو افزایش پیدا خواهد کرد و کمابیش بر روی مردم فشار وارد می‌شود. باید در نظر داشت با توجه به اینکه بیمه‌ها بخشی از پوشش بیمه‌ای را انجام می‌دهند، این فشار خیلی کمتر است. در این راستا تمام تلاش خود را بکار خواهیم گرفت که بیماران در تهیه دارو با کمترین مشکل روبرو باشند.

    حمله به کارخانه‌های داروسازی کشور در جنگ رمضان

    عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس که به عنوان نماینده مردم اراک، کمیجان و خنداب در خانه ملت حضور دارد، اظهار داشت: متأسفانه در جنگ رمضان تعدادی از کارخانه‌های داروسازی کشور مورد حمله قرار گرفتند. تا پیش از جنگ بسیاری از داروها در داخل کشور تولید می‌شد، اما اکنون باید این داروها را از خارج کشور تهیه کرد. مواد اولیه برخی از داروهای ساخت داخل نیز از خارج کشور تأمین می‌شد، اما اکنون وارد کشور نمی‌شود. چنین اتفاقاتی سبب افزایش قیمت داروها شده است.

    جمالیان تصریح کرد: دولت و وزارت بهداشت به شدت در حال پیگیری واردات مواد اولیه داروهای ساخت داخل و همچنین داروهای وارداتی هستند. از سوی دیگر تمامی تلاش‌ها بکار گرفته شده تا فرایند بازسازی کارخانه‌های تولیدی دارو در داخل کشور اجرایی شود. امیدواریم هرچه سریعتر این فرایندها اجرایی شود و چرخه تأمین و تولید دارو در کشور مجدداً به حرکت درآید تا بتوان قیمت‌ها در حوزه دارو را کنترل کرد و به ثبات نسبی رساند و در نهایت شاهد کاهش قیمت‌ها در این بخش باشیم.

    وی بیان داشت: موضوع ذخایر استراتژیک کشور برای داروهای عمومی نیز در دست پیگیری قرار دارد. از سوی دیگر اعمال پوشش بیمه‌های تکمیلی به ویژه برای بازنشستگان را پیگیری کردیم. در این راستا قول گرفتیم که در سال جاری برای بازنشستگان کشوری پوشش بیمه‌ای تکمیلی اجرایی شود تا این قشر نیز در حوزه دارو و در حوزه درمان با مشکلات خاصی روبرو نشوند. به خصوص اینکه بازنشسته‌ها اکثراً بیماری‌های مزمنی مانند قند و فشار خون دارند و تأمین دارو برای آنها حیاتی است.

  • بازنشستگان زیر بار سنگین معیشت / وقتی دخل و خرج با هم نمی خواند!

    بازنشستگان زیر بار سنگین معیشت / وقتی دخل و خرج با هم نمی خواند!

    به گزارش اقتصادران، ابوالفضل اسماعیلی، فعال حوزه بازنشستگان و عضو سابق شورای کارگری در شرکت آلومنیوم پارس، با انتقاد از تاخیر در ابلاغ مزد کارگران به ایلنا گفت: شورای عالی کار در تاریخ بیست‌وچهارم اسفندماه تشکیل جلسه داد و میزان افزایش حقوق را تصویب کرد. با این حال، ابلاغ مزد با تاخیر مواجه شد و بسیاری از کارگران و بازنشستگان، حقوق این ماه خود را بدون افزایش دریافت کردند.

    وی گفت: با وجود تورم شدید و افزایش افسارگسیخته قیمت‌ها، این میزان افزایش حقوق به هیچ‌وجه پاسخگوی نیازهای معیشتی مردم، به‌ویژه اقشار کارگری و بازنشستگان کشور، نیست.

    وی گفت: در شرایط کنونی، قیمت کالاها و خدمات به‌صورت روزانه در حال افزایش است، به‌گونه‌ای که مردم هنگام خرید مایحتاج ضروری، با تفاوت محسوس قیمت‌ها نسبت به چند روز قبل مواجه می‌شوند. این روند باعث شده که در بسیاری از موارد، خانوارها توان خرید ناچیز خود را هم از دست بدهند.

    وی افزود: افزایش قیمت‌ها سرسام‌آور است، به طوریکه وقتی به سوپرمارکت برای خرید مایحتاج مراجعه می‌کنی مجبوری کلی حساب و کتاب  کنی و از بخشی از نیاز روزانه بزنی تا بتوانی بین دخل و خرجت تعادل برقرار کنی که البته هماهنگ کردن دخل و خرج، دشوار و در برخی مواقع اساساً نشدنی است.

    این فعال حوزه بازنشستگان گفت: در  وضعیتی که به سختی می‌‌توان نیاز روزمره را تامین‌کرد افزایش شدید هزینه‌های درمان و دارو نیز به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های مردم تبدیل شده است. امروز هزینه تهیه دارو برای هر بیمار می‌تواند به چندین میلیون تومان برسد؛ حتی صرف مراجعه به پزشک متخصص نیز هزینه‌های سنگینی را به خانواده‌ها تحمیل می‌کند. یعنی اگر در این وضعیت، کارگر و بازنشسته نیاز به دوا و درمان پیدا کند یا باید از پس‌انداز خرج کند و یا اگر پس‌اندازی نبود قرض بگیرد یا اینکه اصلاً درمان را رها کند.

    اسماعیلی ادامه داد: این وضعیت در کنار گرانی اقلام خوراکی، فشار مضاعفی بر زندگی مردم وارد کرده و عملاً معیشت بسیاری از خانواده‌ها را با بحران مواجه ساخته است.

    اسماعیلی گفت: اگرچه ۶۰ درصد افزایش پایه حقوق برای سال جدید در نظر گرفته شده اما واقعیت این است که این رقم حتی به اندازه‌ی سال قبل نمی‌تواند سبد حداقل‌های زندگی را پوشش دهد و ما از سال قبل هم عقب‌تر هستیم. به این موضوع، جنگ و افزایش شدید قیمتها را هم اضافه کنید تا متوجه شوید اوضاع کارگران و بازنشستگان چقدر وخیم است. بنابراین افزایش ۶۰ درصدی حقوق، با توجه به رشد فزاینده قیمت‌ها، نمی‌تواند پاسخگوی هزینه‌های زندگی باشد.

    این فعال حوزه بازنشستگان تاکید کرد: از سوی دیگر، بازار مسکن نیز با افزایش شدید قیمت‌ها روبه‌رو شده است. به‌عنوان مثال، قیمت پیش‌خرید هر متر مربع مسکن که در اسفندماه حدود ۴۲ میلیون تومان بوده، در مدت کوتاهی به حدود ۶۶ تا ۷۵ میلیون تومان افزایش یافته است. چنین جهشی عملاً امکان خانه‌دار شدن را از بسیاری از اقشار جامعه سلب کرده و زندگی آنان را تنها به تأمین نیازهای اولیه روزمره محدود ساخته است.

    وی تاکید کرد: در این میان، تأخیر در ابلاغ مصوبه افزایش حقوق از سوی وزارت کار،  خانوارهای کارگری و بازنشسته را از نظر معیشتی آن هم در شرایط اقتصادی بعد از جنگ، عقب نگه داشت. از سوی دیگر، مدیرعامل تامین اجتماعی هنوز افزایش مستمری بازنشستگان در سال جدید را ابلاغ نکرده است و این تاخیر، به زندگی بازنشستگان فشار مضاعف وارد کرده است.

    وی گفت:  این اقشار که بیشترین تأثیر را از تورم می‌پذیرند، در شرایطی قرار گرفته‌اند که حتی برای تأمین هزینه‌های اولیه زندگی، ناچار به استفاده از پس‌اندازهای قبلی خود شده‌اند.

    اسماعیلی بیان کرد: تاخیر در ابلاغ مزد، سبب شد در فروردین، بازنشستگان و بسیاری از کارگران حقوق علی‌الحساب دریافت کنند در حالیکه همانطور که گفتم، حتی با افزایش حقوق هم نمی‌توان از پس هزینه‌های زندگی برآمد و حالا کارگران باید این ماه را با حقوق ناچیز سال قبل بگذرانند!

    اسماعیلی در بخش دیگری از صحبتهایش گفت: همچنین گزارش‌ها حاکی از افزایش تعدیل نیرو و ناامنی شغلی در ماه‌های اخیر است که این موضوع نیز بر فشارهای اقتصادی افزوده است. بسیاری از کارگران با تهدید از دست دادن شغل خود مواجه‌اند و آینده شغلی آنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

    وی گفت: در مجموع، آنچه امروز در جامعه مشاهده می‌شود، شکاف عمیق میان درآمد و هزینه‌های زندگی است. اگرچه کالاها در بازار موجود هستند، اما قدرت خرید مردم به‌شدت کاهش یافته و دسترسی واقعی به این کالاها برای بخش بزرگی از جامعه دشوار شده است. ادامه این روند می‌تواند پیامدهای اجتماعی و اقتصادی گسترده‌ای به همراه داشته باشد و همین نکته، ضرورت اتخاذ تدابیر فوری و مؤثر از سوی مسئولان را دوچندان می‌کند.

  • گردش مالی ۶۰ همتی اینترنت پرو در جیب چه کسانی می رود؟

    گردش مالی ۶۰ همتی اینترنت پرو در جیب چه کسانی می رود؟

    به گزارش اقتصادران، اینترنت در ایران، آرام و بی‌سروصدا از یک حق شهروندی و خدمت عمومی به کالایی سهمیه‌بندی‌شده و گران‌قیمت تبدیل شده است؛ کالایی که ابتدا دسترسی آزاد به آن محدود شد و حالا در قالب «اینترنت پرو» با قیمت‌هایی چندبرابری و در شرایطی مبهم به کاربران بازگردانده می‌شود.

    آنچه امروز در حال شکل‌گیری است، صرفاً یک تغییر تعرفه یا ارائه یک سرویس جدید نیست، بلکه بازتعریف اقتصادی دسترسی به اینترنت است؛ بازاری که حجم گردش مالی آن، در صورت فراگیر شدن، می‌تواند به ده‌ها هزار میلیارد تومان در ماه برسد، بی‌آن‌که هنوز تصویر روشنی از سازوکار این بازار وجود داشته باشد.

    هر گیگ ۴۰ هزار تومان؛ شوک قیمت در نقطه شروع

    بر اساس اطلاعات موجود، بسته ۵۰ گیگابایتی اینترنت پرو با قیمتی در حدود ۲ میلیون تومان عرضه خواهد شد؛ عددی که وقتی به مقیاس هر گیگابایت تبدیل می‌شود، به ۴۰ هزار تومان می‌رسد. این در حالی است که پیش از این، قیمت هر گیگ اینترنت همراه در ایران، بر اساس بررسی‌ها در بازه‌ای بین ۱۱ تا ۱۹ هزار تومان قرار داشت.

    به بیان دیگر، اینترنت پرو در نقطه شروع، با نرخی دست‌کم ۲ تا ۳ برابر بالاتر از قیمت پیشین وارد بازار شده است؛ افزایشی که در شرایط کاهش قدرت خرید خانوار، معنای متفاوتی پیدا می‌کند.

    ۵ گیگ در روز؛ سقفی که هزینه می‌سازد

    با این حال، مسئله صرفاً به قیمت ختم نمی‌شود. ساختار مصرف تعریف‌شده برای این نوع اینترنت، خود به عاملی تعیین‌کننده در افزایش هزینه‌ها تبدیل شده است. سقف مصرف روزانه ۵ گیگابایت، اگرچه در نگاه نخست عددی قابل‌قبول به نظر می‌رسد، اما در عمل، کاربران حرفه‌ای یا حتی مصرف‌کنندگان عادی را به خرید مکرر بسته‌ها وادار می‌کند.

    اگر یک کاربر بخواهد از همین سقف روزانه به‌طور کامل استفاده کند، مصرف ماهانه او به حدود ۱۵۰ گیگابایت خواهد رسید؛ عددی که معادل ۳ بسته ۵۰ گیگی است و در نتیجه، هزینه‌ای در حدود ۶ میلیون تومان در ماه را به او تحمیل می‌کند.

    به این ترتیب، اینترنت به‌تدریج در حال تبدیل شدن به یکی از اقلام پرهزینه سبد مصرفی خانوار است؛ آن هم در شرایطی که تا همین چندی پیش، چنین سطحی از هزینه برای این خدمت قابل تصور نبود.

    ۶۰ همت در ماه؛ تولد یک بازار بزرگ دیجیتال

    این اعداد، زمانی معنا و وزن واقعی خود را نشان می‌دهند که در مقیاس کلان بررسی شوند. بر اساس اظهارات رسمی وزیر ارتباطات، حدود ۱۰ میلیون نفر در ایران به‌طور مستقیم برای فعالیت‌های شغلی، آموزشی یا اقتصادی خود به اینترنت پایدار وابسته‌اند.

    اگر تنها همین گروه را مبنا قرار دهیم و فرض کنیم که این افراد به استفاده از اینترنت پرو روی بیاورند، حاصل‌ضرب هزینه ماهانه هر کاربر در تعداد کاربران، به رقمی در حدود ۶۰ هزار میلیارد تومان در ماه می‌رسد؛ یعنی بازاری ۶۰ همتی که در صورت تحقق، یکی از بزرگ‌ترین گردش‌های مالی در حوزه خدمات دیجیتال کشور را شکل خواهد داد.

    گردش مالی ۶۰ همتی؛ سهم چه کسی است؟

    با این حال، پرسش اساسی همچنان بی‌پاسخ باقی مانده است: این گردش مالی عظیم کجا می‌رود و چه سهمی به اپراتورها، نهادهای بالادستی یا سایر بازیگران می‌رسد؟

    هزینه پنهان اینترنت؛ فیلترشکن هم پولی است

    ابهام زمانی جدی‌تر می‌شود که به هزینه‌های پنهان این نوع دسترسی توجه کنیم. حتی در صورت خرید اینترنت پرو، بسیاری از کاربران برای دسترسی به بخشی از خدمات و پلتفرم‌های جهانی، ناگزیر به استفاده از فیلترشکن هستند؛ ابزاری که خود هزینه‌ای جداگانه دارد.

    برآوردها نشان می‌دهد که هزینه استفاده از این خدمات می‌تواند بین ۵۰۰ تا یک تومان به ازای هر گیگابایت متغیر باشد. به این ترتیب، کاربران در عمل با دو لایه هزینه مواجه‌اند: نخست برای خرید اینترنت پرو و دوم برای امکان استفاده از همان اینترنت. این دوگانه، هزینه واقعی دسترسی را از آنچه در تعرفه‌ها دیده می‌شود نیز فراتر می‌برد.

    ۵ گیگ یعنی چند ساعت زندگی آنلاین؟

    در این میان، شاید یکی از مهم‌ترین نقاط ابهام، خود مفهوم «۵ گیگابایت در روز» باشد؛ عددی که در ظاهر قابل‌قبول به نظر می‌رسد، اما در زیست دیجیتال امروز، کارکردی به‌مراتب محدودتر دارد.

    برای مثال، این ۵ گیگ را چت جی‌پی‌تی معادل‌سازی کرده است؛ یک تماس تصویری با کیفیت معمولی، در هر ساعت حدود ۷۰۰ مگابایت مصرف دارد؛ به این معنا که ۵ گیگابایت، تنها کفاف ۷ تا ۸ ساعت تماس را می‌دهد و عملاً کمتر از یک روز کاری کامل برای بسیاری از مشاغل آنلاین مرتبط با این حوزه است.

    در حوزه مصرف ویدیو نیز، تماشای محتوای با کیفیت متوسط به‌طور میانگین حدود یک گیگابایت در ساعت مصرف دارد؛ بنابراین کل سهمیه روزانه، به حدود ۵ ساعت تماشا محدود می‌شود. حتی یک ویدیوی کوتاه چند دقیقه‌ای با کیفیت مناسب، می‌تواند صدها مگابایت حجم اپلود داشته باشد و بخش قابل‌توجهی از این سهمیه را مصرف کند.

    اینترنت برای کار یا ارتباط؟ انتخابی که اجباری شد

    این محدودیت زمانی ملموس‌تر می‌شود که به نیازهای حرفه‌ای کاربران نگاه کنیم. برای یک خبرنگار، تولیدکننده محتوا یا پژوهشگر، فعالیت روزمره شامل ارسال و دریافت فایل‌های حجیم، بارگذاری ویدیو، جست‌وجوی منابع و استفاده از ابزارهای ارتباطی است؛ فرآیندی که به‌سادگی می‌تواند کل سهمیه روزانه را مصرف کند.

    حتی به‌روزرسانی یک سیستم‌عامل یا نرم‌افزار، که در بسیاری از موارد بین ۳ تا ۵ گیگابایت حجم دارد، می‌تواند به‌تنهایی تمام این سقف را از بین ببرد. در چنین شرایطی، ۵ گیگابایت بیش از آن‌که یک سهمیه عادی باشد، به یک سقف اضطراری شباهت دارد؛ سقفی که کاربر را ناچار می‌کند میان نیازهای مختلف خود، دست به انتخاب بزند.

    زندگی آنلاین زیر سقف ۵ گیگ

    در سطحی کلان‌تر، این وضعیت را می‌توان به‌عنوان تغییری در تعریف «زندگی آنلاین» در ایران در نظر گرفت. جایی که کار، آموزش، ارتباطات و حتی هویت اجتماعی به اینترنت گره خورده، محدودسازی مصرف به چنین سطحی، به معنای محدودسازی این زیست دیجیتال است. کاربر ناچار است تصمیم بگیرد که اینترنت خود را صرف کار کند، یا آموزش، یا ارتباط؛ انتخابی که پیش‌تر اساساً مطرح نبود.

    اینترنت، از زیرساخت عمومی تا کالای طبقاتی

    این روند، در نهایت به پرسشی فراتر از اعداد و تعرفه‌ها می‌رسد: جایگاه اینترنت در سیاست‌گذاری عمومی چیست؟ اگر اینترنت همچنان به‌عنوان یک زیرساخت پایه و نزدیک به حقوق شهروندی در نظر گرفته شود، آنچه امروز در قالب اینترنت پرو در حال وقوع است، می‌تواند به‌عنوان فاصله گرفتن از این رویکرد تلقی شود؛ فاصله‌ای که در آن، دسترسی آزاد جای خود را به دسترسی مبتنی بر توان پرداخت می‌دهد. اما اگر اینترنت به‌عنوان یک کالای صرفاً اقتصادی دیده شود، شکل‌گیری بازاری با چنین ابعاد مالی، بدون شفافیت در سازوکار توزیع درآمد، خود به مسئله‌ای مستقل تبدیل خواهد شد.

    بازار پرسود، شفافیت صفر؟

    در نهایت، اینترنت پرو را می‌توان در نقطه تلاقی این دو نگاه دید: از یک‌سو، بازاری بزرگ و بالقوه سودآور که می‌تواند گردش مالی ده‌ها همتی ایجاد کند و از سوی دیگر، خدمتی پرهزینه و محدود که هنوز کارایی و کیفیت آن برای کاربران روشن نیست.

    در چنین شرایطی، آنچه بیش از هر چیز اهمیت پیدا می‌کند، شفافیت در اعداد، سازوکارها و اهداف است؛ شفافیتی که در غیاب آن، حتی بزرگ‌ترین بازارها نیز با تردید و بی‌اعتمادی همراه خواهند بود.

  • زنگ خطر در چابهار؛ عقب‌نشینی آرام و مرموز هند!

    زنگ خطر در چابهار؛ عقب‌نشینی آرام و مرموز هند!

    به گزارشwww.eghtesadran.co، با پایان معافیت تحریمی آمریکا، هند مدل حضور خود در بندر چابهار را تغییر داده و تلاش می‌کند بدون خروج رسمی، موقعیت راهبردی خود را حفظ کند. این تغییر وضعیت، اما نشانه‌ای از فشار فزاینده تحریم‌ها بر مهم‌ترین بندر ترانزیتی ایران و به مثابه یک زنگ خطر است.

    این تغییر در ظاهر یک جابه‌جایی اداری در ساختار سهام به نظر می‌رسد، اما در واقع حامل یک پیام مهم‌تر است؛ اینکه حتی پروژه‌هایی که با عنوان «راهبردی» تعریف شده‌اند نیز در برابر فشار تحریم‌ها مصون نیستند. چابهار برای ایران صرفاً یک بندر تجاری نیست، بلکه یکی از معدود پنجره‌های اتصال مستقیم به آب‌های آزاد و حلقه‌ای کلیدی در معادلات ترانزیتی منطقه است. از همین رو هرگونه کاهش حضور، حتی در قالب‌های غیرمستقیم و موقت، می‌تواند به‌تدریج موقعیت ژئوپلیتیکی ایران را در کریدور‌های منطقه‌ای تضعیف کند و پیام روشنی درباره محدودیت‌های ناشی از تحریم‌ها به همراه داشته باشد.

    همزمان با پایان معافیت تحریمی آمریکا در ۲۶ آوریل ۲۰۲۶، دولت هند تصمیم گرفته سهام خود در شرکت فعال در چابهار را به یک نهاد ایرانی واگذار کند؛ تصمیمی که در نگاه اول به معنای عقب‌نشینی از یک پروژه راهبردی تعبیر می‌شود، اما در واقع بخشی از یک طراحی پیچیده‌تر است.

    بر اساس اطلاعات منتشرشده، این واگذاری صرفاً در سطح مالکیت اتفاق افتاده و نه در سطح نفوذ عملیاتی. حتی پیش‌بینی شده که با رفع تحریم‌ها یا دریافت معافیت جدید، امکان بازگشت رسمی هند به ساختار مالکیتی نیز فراهم باشد. به بیان دیگر، دهلی‌نو از «مالک رسمی» به «بازیگر پشت‌صحنه» تغییر موقعیت داده است.

    مهندسی حضور؛ راهی برای دور زدن تحریم

    تحلیلگران هندی این اقدام را نه عقب‌نشینی، بلکه نوعی مهندسی برای ادامه حضور می‌دانند. براهما چلانی، استاد مطالعات راهبردی، صراحتاً از راهبرد «تفکیک مالکیت از مدیریت» سخن گفته؛ مدلی که به هند اجازه می‌دهد فاصله حقوقی خود را از تحریم‌های آمریکا افزایش دهد، بدون آنکه کنترل واقعی پروژه را از دست بدهد.

    در این چارچوب، مدیریت عملیاتی بندر به یک اپراتور ایرانی سپرده می‌شود، اما قرارداد‌ها به‌گونه‌ای تنظیم شده‌اند که نقش فنی و اجرایی هند به‌طور کامل حذف نشود. حتی تجهیزات کلیدی که با سرمایه‌گذاری حدود ۱۲۰ میلیون دلاری هند تأمین شده – از جمله جرثقیل‌ها – از طریق سازوکار‌هایی مانند اجاره، همچنان در مدار نفوذ دهلی‌نو باقی می‌مانند.

    چابهار؛ منطقه‌ای که هند نمی‌تواند رها کند

    برای درک رفتار هند، باید جایگاه چابهار را در معادلات منطقه‌ای دید. این بندر، تنها مسیر عملی دهلی‌نو برای دسترسی به افغانستان و آسیای مرکزی بدون عبور از خاک پاکستان است؛ مزیتی که در رقابت ژئوپلیتیکی با اسلام‌آباد و حتی پکن، اهمیت حیاتی دارد.

    چابهار همچنین یکی از حلقه‌های کلیدی کریدور شمال–جنوب است؛ مسیری که می‌تواند هند را به بازار‌های اوراسیا متصل کند. از همین رو، سرمایه‌گذاری در این بندر برای هند صرفاً اقتصادی نیست، بلکه بخشی از یک راهبرد بلندمدت برای تثبیت جایگاه منطقه‌ای است.

    به همین دلیل است که حتی در اوج فشار‌های تحریمی، گزینه «خروج کامل» اساساً روی میز دهلی‌نو قرار نگرفته است.

    بازی همزمان با تهران و واشنگتن

    رفتار اخیر هند را باید در چارچوب یک تنگنای پیچیده دیپلماتیک تحلیل کرد. دهلی‌نو از یک سو شریک راهبردی ایالات متحده محسوب می‌شود و ناچار است ملاحظات تحریمی واشنگتن را رعایت کند؛ از سوی دیگر، نمی‌تواند از سرمایه‌گذاری کلیدی خود در ایران چشم‌پوشی کند.

    گزارش‌ها از مذاکرات همزمان هند با تهران و واشنگتن حکایت دارند؛ مذاکراتی که نشان می‌دهد دهلی‌نو در حال حرکت روی لبه تیغ است. نه می‌خواهد با آمریکا وارد چالش مستقیم شود و نه حاضر است چابهار را به رقبایی مانند چین واگذار کند.

    این وضعیت، بیش از هر چیز، بیانگر تغییر قواعد بازی در پروژه‌های زیرساختی منطقه است؛ جایی که سیاست و اقتصاد به‌طور کامل در هم تنیده‌اند.

    زنگ خطر برای ایران؛ فرسایش یک استثنا

    چابهار تا پیش از این، یک استثنا در رژیم تحریم‌های آمریکا بود؛ تنها پروژه‌ای که با چراغ سبز واشنگتن به هند اجازه فعالیت در ایران را می‌داد. اما اکنون، با پایان این معافیت، همان استثنا نیز در حال از بین رفتن است.

    این تحول، پیام روشنی برای تهران دارد: حتی شرکای نزدیک نیز در شرایط تداوم تحریم‌ها، ناچار به کاهش ریسک و بازتعریف حضور خود هستند. واگذاری سهام از سوی هند، هرچند موقتی و تاکتیکی، نشان می‌دهد که فشار تحریم‌ها به سطحی رسیده که دیگر نمی‌توان آن را با استثنا‌های محدود مدیریت کرد.

    سایه رقابت چین؛ تهدیدی در کمین

    یکی از ابعاد نگران‌کننده این تحولات، باز شدن فضا برای رقباست. تحلیلگران هشدار می‌دهند که هرگونه تضعیف نقش هند در چابهار، می‌تواند موازنه منطقه‌ای را به نفع چین تغییر دهد؛ کشوری که با سرمایه‌گذاری گسترده در بندر گوادر پاکستان، به‌دنبال تثبیت نفوذ خود در سواحل دریای عمان است.

    در چنین سناریویی، چابهار که می‌توانست به یک هاب ترانزیتی قدرتمند تبدیل شود، ممکن است جایگاه خود را در رقابت منطقه‌ای نه به‌دلیل ضعف ظرفیت، بلکه به‌خاطر محدودیت‌های بیرونی از دست بدهد.

    عقب‌نشینی یا هشدار؟

    تصمیم هند برای واگذاری سهام در چابهار را نمی‌توان صرفاً یک اقدام فنی یا اقتصادی دانست. این تصمیم، در عین حال که نشان‌دهنده تلاش برای حفظ منافع راهبردی است، یک علامت هشدار نیز به همراه دارد؛ هشداری درباره تأثیر عمیق و پایدار تحریم‌ها بر پروژه‌های کلیدی ایران.

    چابهار همچنان یک فرصت بزرگ است، اما آنچه امروز رخ داده، یادآور این واقعیت است که بدون کاهش ریسک‌های سیاسی و تحریمی، حتی مهم‌ترین شرکا نیز حضور خود را به حداقل ممکن تقلیل خواهند داد.

    نباید فروش کنیم که شاید اکنون هند به صورت کامل از چابهار خارج نشده باشد، اما حضور حداکثری هم ندارد و این موضوعی نیست دست کم گرفته شود.