دسته: اقتصاد کلان

  • ۳ بار گزیده‌شدن اقتصاد ایران از یک‌ سوراخ!

    ۳ بار گزیده‌شدن اقتصاد ایران از یک‌ سوراخ!

    به گزارش اقتصادران، اقتصاد ایران درحالی با موج تازه‌ای از افزایش قیمت‌ها، نااطمینانی‌های سیاسی و نگرانی‌های ناشی از تداوم تنش‌های منطقه‌ای مواجه بوده که بار دیگر بحث درباره ریشه‌های اصلی تورم و اثرگذاری سیاست‌های اقتصادی دولت به‌کانون توجه افکار عمومی بازگشته است. درچنین‌شرایطی کارشناسان معتقدند آنچه امروز بیش از هر عامل دیگری معیشت خانوارها و فعالیت بنگاه‌های اقتصادی را تحت فشار قرار داده نه آثار مستقیم جنگ بلکه پیامدهای تصمیماتی است که در حوزه سیاست ارزی و آزادسازی قیمت‌ها اتخاذ شده است. از نگاه آنان که اقتصاد می‌فهمند وضعیت فعلی اقتصاد ایران همچنان درگیر تبعات سیاستی بوده که پیشتر نیز در مقاطع مختلف تجربه شده و نتایج آن محل مناقشه بوده است. امروزه در بسیاری از موارد می‌بینیم که تولیدکننده می‌داند که اگر قیمت جنس را بالا ببرد بدون شک جنس برروی دستش می‌ماند اما با این وجود از تصمیم برای افزایش قیمت کوتاه نمی‌آید. نکته ترسناک این است که این موضوع به‌بازار کالاهای اساسی هم سرایت کرده است! وضعیتی که بازار را به‌یک شرایط ‌باخت-باخت برای تولیدکننده و مصرف کننده تبدیل ساخته است.

    مرتضی افقه، کارشناس مسائل اقتصادی دراین‌باره به‌«جهان‌صنعت» گفت: منطق عرضه‌وتقاضا این است که اگر کالایی به‌فروش نرفت تولیدکننده یا عرضه‌کننده قیمت را کاهش دهد تا برای آن خریدار پیدا شود اما بازار امروز تحت‌تاثیر دو مساله قرار دارد.

    وی افزود: مساله اول آینده کشور و به‌تبع آن آینده اقتصاد است. این موضوع بر رفتار تولیدکننده و توزیع‌کننده اثر می‌گذارد. آنها تصور می‌کنند ممکن است شرایط در آینده دشوارتر شود بنابراین حتی اگر امروز امکان فروش کالا وجود داشته باشد ترجیح می‌دهند آن را نگه دارند. مساله دوم این است که کاهش قیمت درنتیجه فروش‌نرفتن کالا زمانی امکان‌پذیر است که هزینه تولید چنین اجازه‌ای بدهد. به‌نظرمن شرایط فعلی بیش از آنکه تحت تاثیر جنگ باشد تحت تاثیر تصمیم اشتباه افزایش نرخ ارز تحت عنوان «آزادسازی» قرار دارد. از همان نقطه افزایش هزینه‌های تولید آغاز شد و سپس مساله جنگ نیز به‌آن اضافه شد.

    عدم شروع تاثیرات حقیقی جنگ!

    افقه ادامه داد: البته تا این لحظه آثار مستقیم جنگ را در اقتصاد به‌شکل گسترده مشاهده نکردیم. دولت از قبل برای چنین شرایطی انبارها را پر کرده بود. به‌ویژه اینکه تجربه جنگ۱۲‌روزه وجود داشت و در فاصله بعد از آن نیز اگرچه جنگی در جریان نبود اما احتمال وقوع درگیری دیگری پیش‌بینی می‌شد. به‌همین دلیل ذخایر لازم تامین شده بود. آنچه امروز با آن مواجه هستیم به‌نظر من بیشتر تحت تاثیر همان تصمیم اشتباه ارزی است تا آثار واقعی جنگ. اگر شرایط فعلی ادامه پیدا کند و محاصره دریایی نیز تداوم داشته باشد احتمالا طی دوتاسه‌ماه آینده آثار واقعی آن نمایان خواهد شد.

    این کارشناس مسائل اقتصادی افزود که بنابراین رفتار تولیدکننده و توزیع‌کننده امروز تحت‌تاثیر دوعامل است: نخست نگرانی نسبت‌به ‌آینده و در نتیجه انبارکردن کالا و دوم افزایش هزینه‌های تولید.

    حتی اگر تقاضا وجود نداشته باشد تولیدکننده نمی‌تواند قیمت را تا هر میزان کاهش دهد زیرا هزینه تولید از سطحی که عرضه‌وتقاضا تعیین می‌کند بالاتر رفته است. به‌همین‌دلیل معتقدم واکنش فعلی بازار با شرایط موجود سازگار است.

    ۳ بار گزیده‌شدن از یک‌سوراخ

    افقه درباره تجربیات تاریخی کشور در تک‌نرخی و آزادکردن نرخ ارز گفت: متاسفانه همان گروه از اقتصاددانانی که از دوران دولت آقای رفسنجانی به‌بعد بر سیاستگذاری اقتصادی ایران تاثیرگذار بودند بدون توجه به‌ساختارهای اقتصادی کشور و ناسازگاری آنها با تئوری‌های مورد نظرشان همواره دولت‌ها را به‌سمت این سیاست‌ها سوق دادند. در دولت آقای رفسنجانی این اقدام را «جراحی اقتصادی» می‌نامیدند. اگر خاطرتان باشد در دوره آقای احمدی‌نژاد و بعد در دوره آقای رییسی نیز همین سیاست‌ها با نام‌ها و توجیهات مشابه اجرا شد. هرسه‌تجربه قبلی به‌افزایش شدید قیمت‌ها منجر شد و درعین‌حال پیش‌بینی‌هایی که برای خنثی‌کردن آثار تورمی آن مطرح می‌شد عملی نشد.

    وی افزود: برای مثال گفته می‌شد قیمت‌ها افزایش پیدا می‌کند اما درمقابل یارانه پرداخت خواهد شد. در دوره آقای احمدی‌نژاد دیدیم که تورم ایجادشده عملا اثر یارانه‌ها را خنثی کرد. همین اتفاق در دوره آقای رییسی نیز رخ داد آن‌هم با همان استدلال‌ها و همان عنوان «جراحی اقتصادی».

    دوران سخت در دولت پزشکیان

    این‌کارشناس مسائل اقتصادی گفت: در دوره آقای پزشکیان شرایط حتی دشوارتر بود. ما هشت‌سال تحریم را پشت‌سر گذاشته بودیم، ذخایر و منابع دولت تا حد زیادی مصرف شده بود و هر ظرفیتی که می‌توانست جایگزین درآمدهای نفتی شود پیشتر مورد استفاده قرار گرفته بود. بنابراین دولت عملا منابع قابل‌توجهی در اختیار نداشت. به‌همین دلیل حتی اگر جنگی هم رخ نمی‌داد وضعیت فعلی از نظر من قابل پیش‌بینی بود و پیش از این نیز چنین پیش‌بینی‌ را مطرح کرده بودم. اکنون جنگ نیز به‌این شرایط اضافه شده اما همانطورکه گفتم آثار واقعی آن هنوز به‌طور کامل در اقتصاد مشاهده نمی‌شود؛ به‌جز برخی بخش‌ها مانند پتروشیمی. تولیدکنندگان معمولا برای یک‌تادوماه مواد اولیه مورد نیاز خود را در انبارها ذخیره دارند.

    وی افزود: متاسفانه معجزه‌ای که طرفداران این سیاست انتظار داشتند نیز رخ نداد. تصور آنها این بود که با افزایش نرخ ارز صادرکنندگان ارز حاصل از صادرات را به‌کشور بازمی‌گردانند، عرضه ارز افزایش می‌یابد و در نتیجه نرخ ارز کاهش پیدا می‌کند اما دیدیم که چنین اتفاقی نیفتاد. وعده داده می‌شد که با افزایش یارانه‌ها، آثار افزایش قیمت‌ها جبران خواهد شد درحالی‌که سرعت رشد تورم ناشی از افزایش نرخ ارز بسیار بیشتر از میزان اثرگذاری این یارانه‌ها بود. به همین دلیل معتقدم وضعیت کنونی اقتصاد همچنان تحت تاثیر همان تصمیم اشتباه قرار دارد.

    آثار انتظاری درمقابل آثار حقیقی جنگ

    افقه گفت: آنچه تاکنون مشاهده کردیم بیشتر آثار انتظاری جنگ بوده است و نه آثار واقعی آن. یعنی مردم به‌دلیل نگرانی از آینده ممکن است خرید بیشتری انجام داده باشند یا تولیدکنندگان بخشی از کالاهای خود را نگه داشته و عرضه نکرده باشند.

    وی ادامه داد: اما اگر توافقی حاصل نشود محاصره دریایی ادامه پیدا کند و وضعیت نه جنگ، نه صلح تداوم داشته باشد متاسفانه پیامدهای اقتصادی آن به‌تدریج آشکار خواهد شد. درچنین‌شرایطی افزایش نرخ ارز، رشد تورم و تشدید بیکاری ازجمله پیامدهایی هستند که از هم‌اکنون می‌توان وقوع آنها را پیش‌بینی کرد و احتمالا با شدت بیشتری خود را نشان خواهند داد. متن با حفظ کامل محتوا، لحن گفت‌وگویی و ساختار پرسش‌وپاسخ ویرایش و یکدست شد.

    شکست قابل پیش‌بینی کالابرگ

    افقه درباره شکست طرح کالابرگ گفت: قرار بود هرسه‌ماه یک بار مبلغ کالابرگ و یارانه‌ها متناسب با تورم افزایش پیدا کند اما اکنون حدود پنج‌ماه از اجرای این سیاست گذشته و چنین اتفاقی رخ نداده است. این از همان نکاتی بود که پیش از اجرای این سیاست مطرح می‌کردم. اگر دولت قصد داشته باشد ازطریق یارانه آثار افزایش قیمت‌ها را جبران کند باتوجه به‌اینکه تورم ناشی از این تصمیم بسیار بیشتر از مبلغ یارانه خواهد بود حداقل باید هرچندماه یک‌بار میزان یارانه را افزایش دهد. وی افزود: از همان ابتدا نیز دولت چنین وعده‌ای را مطرح کرد اما برای منِ اقتصاددان قابل پیش‌بینی بود که دولت در شرایط فعلی منابع مالی کافی برای تداوم این روند را ندارد. حتی افزایش همین مبالغ برای چندماه نیز دشوار است. اکنون نیز شکاف‌ها و نیازهای مالی بسیار زیادی به‌ویژه پس از جنگ در اقتصاد ایجاد شده که دولت ناچار است برای آنها نیز منابع تامین کند. بنابراین این وعده‌ها عملا در حد یک ادعا باقی می‌ماند زیرا دولت توان مالی لازم را ندارد مگر اینکه دوباره به‌سراغ بانک مرکزی برود و ازطریق استقراض منابع تامین کند. در آن صورت نیز هزینه نهایی دوباره از جیب مردم و درقالب تورم بیشتر پرداخت خواهد شد. دولت بیش از این کار چندانی نمی‌تواند انجام دهد. آنچه تاکنون انجام داده ازجمله پرداخت یارانه‌ها و اقدامات مشابه تقریبا سقف توانایی‌های موجود بوده است.

    آنچه باید کرد

    افقه درباره اولویت‌های دولت در این شرایط گفت: در شرایط فعلی مهم‌ترین راهکار پایان یافتن وضعیت جنگی و رسیدن به‌توافق است. اینکه این توافق چگونه و با چه شرایطی حاصل شود موضوعی است که به‌حوزه سیاست بازمی‌گردد اما از منظر اقتصادی بعید می‌دانم دولت بتواند اقدامات موثرتری نسبت‌به ‌آنچه تاکنون انجام داده انجام دهد. واقعیت این است که بروکراسی حاکم بر کشور و ساختار مدیریتی موجود با محدودیت‌های جدی روبه‌رو است. بارها گفتم که در بسیاری از موارد معیار انتخاب مدیران شایستگی نبوده و ملاحظات سیاسی و ایدئولوژیک نقش پررنگ‌تری داشته است. سطح توان مدیریتی در بخش‌هایی از بروکراسی پایین است قوانین متعدد و بعضا متناقض وجود دارد و دستگاه‌های نظارتی نیز کارایی لازم را ندارند.

  • شوک اقتصادی به ۸۷ میلیون ایرانی / رقم کالابرگ بدون تغییر می‌ماند

    شوک اقتصادی به ۸۷ میلیون ایرانی / رقم کالابرگ بدون تغییر می‌ماند

    به گزارش اقتصادران، سخنان اخیر سخنگوی دولت مبنی بر اینکه افزایش مبلغ کالابرگ فعلا مقدور نیست، این سئوال مهم را در افکار عمومی ایجاد می‌کند که آیا عدم افزایش رقم کالابرگ، قانونی و منطبق با وعده‌های رسمی اعلامی است یا خیر؟

    پیش از این یعقوب اندایش معاون امور اقتصادی و رفاهی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیز اعلام کرده بود کل بودجه مصوب در قانون بودجه برای کالابرگ حدود ۹۹۶ همت است و با توجه به این‌که در حال حاضر ۸۷ میلیون ایرانی کالا برگ می‌گیرند که اگر بخواهیم ماهانه به طور مرتب یک میلیون تومان بدهیم، از کل اعتبار مصوب هم بالاتر می‌شود و ۴۸ همت کسری خواهیم داشت.

    قانون چه می‌گوید؟

    در ماده سه فصل یک  آیین‌نامه تضمین امنیت غذایی و حمایت معیشتی خانوارها صراحتا تامید شده است: افزایش هزینه ناشی از تغییر قیمت اقلام سبد کالای موضوع این آئین نامه به صورت فصلی ارزیابی و از محل منابع موجود در حساب پشتیبان از طریق افزایش اعتبار کالابرگ جبران خواهد شد.

    طبق ماده ۳ آیین‌نامه تضمین امنیت غذایی و بهبود معیشت مردم مصوب ۱۴۰۴/۱۰/۱۰ هیات وزیران، هرگونه تغییر در مبلغ کالابرگ نیازمند تصویب در کارگروه ماده ۱۳ طرح بهبود معیشت است.

    بر اساس این آیین‌نامه افزایش هزینه ناشی از تغییر قیمت اقلام سبد کالاهای موضوع این آیین‌نامه به صورت فصلی ارزیابی و از محل منابع موجود در حساب پشتیبان از طریق افزایش اعتبار کالابرگ جبران خواهد شد؛ بنابراین اگر قیمت‌های اقلام کالابرگ در این دوره افزایش پیدا کند، دولت خود را موظف می‌داند میزان اعتبار کالابرگ در دوره بعد را افزایش دهد.

    احمد میدری نیز پیش از این اعلام کرد: درخواست افزایش مبلغ کالابرگ به کمیته ماده ۱۳ طرح بهبود معیشت داده شده است و به علت کمبودهایی که وجود دارد در حال بررسی است.

    وعده رسمی مقامات چه بود؟

    مسعود پزشکیان ششم بهمن ماه سال گذشته اعلام کرد: در کنار محاسبه نرخ تورم، باید افزایش قدرت خرید مردم و میزان بهره‌مندی آنان از کالابرگ نیز به‌صورت دقیق محاسبه و اعلام شود.

    طرح بزرگ اقتصادی دولت به معنای حذف یارانه نیست، بلکه انتقال یارانه از ابتدای زنجیره به انتهای آن، ایجاد عدالت و حذف رانت، فساد و تبعیض است تا منابع به‌صورت عادلانه در اختیار همه مردم قرار گیرد.

    پورمحمدی، رییس سازمان برنامه و بودجه نیز پیش از این در نیمه دی‌ماه سال گذشته تاکید کرد: اعتبار کالابرگ هر سه ماه یک‌بار متناسب با تورم تغییر می‌کند.

    احمد میدری ، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیز اواخر بهمن‌ماه وعده داد: طبق دستور رئیس‌جمهوری در صورت افزایش تورم، مبلغ کالابرگ الکترونیکی هم افزایش خواهد یافت.

    طرح جدید دولت چیست؟

    احمد میدری اعلام کرده است: آنچه که در این ماه اجرایی خواهد شد این است که تولیدکنندگان برای درصدی از کالا برگ، به مردم تخفیف بدهند. در صنعت لبنیات با توجه به مذاکراتی که انجام شده، برخی از شرکت‌ها که اسامی شان را خودشان اعلام می‌کنند، روی کالابرگ ۱۰ درصد تخفیف می‌دهند. با توافقی که انجام دادیم درصدی از آن را برای شرکت‌هایی که تخفیف می‌دهند تعیین خواهیم کرد. درباره روغن هم برخی از شرکت‌ها اعلام کرده‌اند که سه درصد تخفیف خواهند داد، با این حال این موضوع هنوز نهایی نیست و ما درخواست تخفیف بیشتری داریم. ۱۰ درصد را با صنعت لبنیات و با برخی از شرکت‌ها نهایی کردیم که اطلاع رسانی خواهد شد.

    صحبت از ارائه‌ی تخفیف ۱۰ درصدی بر لبنیات در حالی مطرح می‌شود که از دی ماه تا کنون قیمت لبنیات افزایشی قابل توجه را تجربه کرده است . به طور مثال در آذرماه قیمت یک لیتر ۶۵ هزار تومان بود اما در حال حاضر به ۹۸ هزار تومان رسیده است.

    قیمت یک کیلوگرم ماست پاستوریزه ۹۱ هزار تومان بود که در حال حاضر به حدود دویست هزار تومان رسیده و در قیمت‌های اعلامی جدید نیز قیمت یک دبه دو کیلویی ماست حدود ۲۲۸ هزار و ۷۰۰ تومان تعیین شد.  قیمت خامه دویست گرمی ۶۵ هزار تومان بود که در حال حاضر به بیش از ۱۰۴ هزار تومان رسیده است. بهای پنیر پاستوریزه نیم کیلویی هم ۱۱۵ هزار تومان بود . در قیمت‌های جدید اعلامی بهای پنیر یو اف ۴۰۰ گرمی ۲۰۳ هزار تومان اعلام شده است. قیمت صد کره پاستوریزه حیوانی نیز هفتاد هزار تومان بود که به صد هزار تومان رسیده است.

    به این ترتیب ماست در همین دوره زمانی نزدیک به ۱۱۹ درصد، پنیر ۷۶ درصد، خامه ۶۰ درصد و شیر ۵۰ ردصد افزایش قیمت داشته است. میزان افزایش قیمت کره نیز ۴۲ درصد بود.

    میدری در حالی از تخفیف ۳ درصدی روی قیمت روغن نباتی خبر داده است که بهای روغن ۹۰۰ گرمی در آذرماه سال گذشته  ۹۳ هزار و پانصد تومان بود و در حال حاضر بهای روغن ۸۱۰ گرمی به ۳۳۱ هزار تومان رسیده است. میزان افزایش قیمت روغن مایع بیش از ۲۶۰ درصد بوده است و طبیعی است تخفیف سه درصدی عاملی برای حفظ قدرت خرید نخواهد بود.

    میدری درباره افزایش اعتبار کالابرگ در خردادماه نیز گفت: پیشنهادی از طرف ما و دستگاه‌های مختلف به سازمان برنامه رفته و با توجه به محدودیت بودجه در حال بررسی است، اما درباره خرداد ماه هنوز تصمیم نهایی گرفته نشده است.

  • خبر بد برای بازنشستگان تامین اجتماعی؛ در خرداد هم خبری از افزایش حقوق نیست!

    خبر بد برای بازنشستگان تامین اجتماعی؛ در خرداد هم خبری از افزایش حقوق نیست!

    به گزارش اقتصادران، بازنشستگان و مستمری بگیران تامین اجتماعی، چشم انتظار اعمال افزایش حقوق سال ۱۴۰۵ در ماه خرداد هستند؛ اما شنیده ها حاکی از این است که حقوق ماه سوم سال هم همچون ماه های اول و دوم سال، به حساب آنها واریز خواهد شد.

    به رغم اینکه به نظر می رسد احکام افزایش حقوق بازنشستگان و مستمری بگیران سازمان تامین اجتماعی تا پایان هفته بارگذاری و در دسترس قرار خواهد گرفت اما تامین منابع مالی برای پرداخت آن در پایان خرداد، در سایه ای از ابهام قرار دارد.

    اگرچه تا پیش از این محدودیت مالی سازمان تامین اجتماعی با توجه به شرایط اقتصادی کشور و کاهش حق بیمه های دریافتی در سال جدید موجب نگرانی بازنشستگان برای پرداخت مستمری ها بود، اما اکنون خبری مبنی بر برداشت بیش از ۴۵ هزار میلیارد تومان از جانب بانک مرکزی از حساب تامین اجتماعی در بانک رفاه که حقوق بازنشستگان را تضمین می کند؛ موجب شده که حقوق خرداد بر اساس احکام جدید انجام نشود.

    این برداشت به واسطه بازپرداخت تسهیلات دریافتی تامین اجتماعی برای تامین منابع مالی پرداختی حقوق و عیدی پایان سال ۱۴۰۴ و در جریان جنگ بوده که در روزهای اخیر توسط بانک مرکزی برداشت شده و تامین اجتماعی را در تامین منابع مالی برای پرداخت حقوق خرداد دچار چالش کرده است.

  • بمب «تورم» در آستانه انفجار!

    بمب «تورم» در آستانه انفجار!

    به گزارش اقتصادران، جدیدترین گزارش بانک مرکزی نشان می‌دهد که نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه مناطق شهری «کالاها» در اردیبهشت امسال به بیش از ۱۱۳‌درصد رسیده است.

    مرکز آمار معمولا در روزهای نخست هر ماه آمار تورم را منتشر می‌کرد اما اکنون و با گذشت ۱۲روز از خردادماه هنوز گزارشی از این شاخص کلیدی اقتصاد کلان روی وبسایت این نهاد قرار نگرفته است. اما بانک مرکزی که دیگر متولی انتشار این آمار است این‌بار زودتر از مرکز آمار دست به کار شده و از تصویر جدید تورم در اردیبهشت۱۴۰۵ رونمایی کرده است.

    براساس این گزارش تازه، تورم ماهانه، نقطه‌به‌نقطه و سالانه مناطق شهری نسبت به فروردین‌ماه افزایش یافته که نشان‌دهنده شتاب‌گرفتن افزایش قیمت‌هاست. به عبارت دیگر نه‌تنها قیمت‌ها در اردیبهشت ماه نسبت به فروردین بالاتر رفته بلکه این مسیر صعودی با سرعتی بیشتر طی شده است. بررسی‌های جزئی‌تر نشان می‌دهد که از بین گروه‌های اصلی، بالاترین تورم ماهانه مربوط به گروه «بهداشت و درمان» و بعد «اثاث، لوازم و خدمات مورد استفاده در خانه» بوده است. در مقابل، گروه «تحصیل» شاهد تورم کمتری نسبت به سایر گروه‌ها بوده است. لازم به ذکر بوده که کل گزارش بانک مرکزی معطوف به تغییر قیمت‌ها در مناطق شهری و نه کل کشور است.

    نخستین ماه کامل پس از آتش‌بس

    طبق اعلام بانک مرکزی، تورم ماهانه از ۷‌درصد از فروردین به ۵/‏‏۸درصد در اردیبهشت‌ماه افزایش یافته است. این رقم نشان می‌دهد که خانوارها برای خرید یک سبد مشخص و یکسان از کالا و خدمات در دومین ماه سال، ۵/۸‌درصد بیشتر از ماه نخست سال هزینه کرده‌اند. این نرخ، بالاترین سطح تورم ماهانه از خرداد۱۴۰۱ به بعد است. در آن سال به دلیل اجرای طرح حذف ارز ترجیحی، شوک قیمتی گسترده‌ای به بازار کالا اصابت کرد و نرخ‌های تورمی در آن برهه زمانی شاهد جهش‌های قابل‌توجه بودند که به سرعت تخلیه شدند.

    اکنون اما سه‌ماه از اجرای تعدیل نرخ ارز ترجیحی دولت می‌گذرد. طرحی که در آن نرخ ارز ۲۸‌هزار و ۵۰۰تومانی با نرخ‌های بالای ۱۱۰‌هزار تومان جایگزین شد. در زمان اجرای این تصمیم(بهمن۱۴۰۴) تورم ماهانه به ۴/۸‌درصد رسید اما در اسفندماه تا ۳‌درصد کاهش یافت. با این وجود دوباره و با وجود گذشت حدود سه‌ماه از اجرای طرح، نرخ تورم ماهانه روند صعودی به خود گرفته؛ رخدادی که نشان‌ می‌دهد عامل اصلی تورم کنونی، عاملی ساختاری است.

    تورم نقطه‌به‌نقطه نیز که نشانگر تغییر قیمت سبد مصرف در هر ماه نسبت به ماه مشابه در سال قبل است، از ۶۷‌درصد در ابتدای سال به ۲/‏‏۷۷‌درصد در اردیبهشت‌ماه جهش کرده است. چنین نرخی از فروردین۱۴۰۱ تاکنون بی‌سابقه بوده است. باید توجه داشت که این رکورد در حالی به ثبت رسیده که بانک مرکزی آمار قبل از سال۱۴۰۱ را به سال پایه۱۴۰۰ منتشر نکرده و امکان مقایسه طولانی‌تر این نرخ ممکن نبوده است. در نهایت نرخ تورم سالانه نیز از ۶/‏‏۵۰‌درصد به ۹/‏‏۵۳‌درصد رسیده است.

    «کالا» و «خدمات» چقدر گران شدند؟

    ارقامی که تاکنون به آنها اشاره شد، نمایانگری از سطح افزایش قیمت در کل سبد مصرف بودند. طبق تقسیم‌بندی بانک مرکزی سبد مصرف خانوار از دو گروه تشکیل شده است؛ «کالاها» و «خدمات». هریک از این دو گروه وزن مشخصی در سبد مصرف دارند که روی تغییر قیمت آن لحاظ شده و نرخ تورم نهایی را شکل می‌دهد. از این رو اگر در یک ماه تورم کالاها بالاتر باشد اما تورم خدمات در سطح پایین‌تری قرار داشته باشد، تورم کل سبد تعدیل می‌شود. از این رو بانک مرکزی تورم «کالاها» و «خدمات» را به تفکیک نیز اعلام می‌کند.

    بررسی‌ها نشان می‌دهد که تورم گروه «کالا» در اردیبهشت به ۱۰‌درصد در تواتر ماهانه و به ۸/‏‏۱۱۳‌درصد در تواتر نقطه‌به‌نقطه رسیده است. این در حالی است که تورم ماهانه خدمات ۶‌درصد و تورم نقطه‌به‌نقطه این گروه ۵/‏‏۴۲‌درصد برآورد شده است. این ارقام حامل دو پیام هستند؛ نخستین پیام، نشان دادن ماهیت تورم اردیبهشت‌ماه است؛ تورمی که بیشتر معطوف به کالاهای فیزیکی بوده و می‌تواند الگوی مصرف مردم را تغییر دهد. دومین پیام، تغییر کانال تورمی گروه «خدمات» است. با اینکه نرخ این گروه نسبت به کالاها پایین‌تر بوده اما باید توجه داشت که همین نرخ ۴۲درصدی، تنها یک ماه قبل ۳۹‌درصد و دوماه قبل ۳۷‌درصد بوده است. این مساله نشان می‌دهد که خدمات اگر چه آرام اما به‌طور پیوسته شاهد افزایش قیمت است؛ پدیده‌ای که در صورت تداوم می‌تواند الگوی مصرف خانوار را کاملا تغییر دهد.

    تورم ماهانه بهداشت و درمان بالاتر از سایر گروه‌ها ایستاد

    بررسی جزئیات بیشتر از گزارش تورم بانک مرکزی حکایت از آن دارد که از بین ۱۲گروه اصلی، بالاترین تورم ماهانه ۱/‏‏۲۳‌درصد بوده که به گروه «بهداشت و درمان» تعلق دارد. این عدد نشان می‌دهد که خانوارها در اردیبهشت برای دریافت خدمات درمانی یکسان یا خرید اقلام بهداشتی و درمانی مشخص ۲۳‌درصد بیشتر از فروردین‌ماه هزینه می‌کنند. برای فهم این رقم می‌توان به یک مثال ساده‌شده توجه کرد: اگر در ابتدای سال۱۴۰۵ یک دارو را ۱۰۰‌هزار تومان خریداری می‌کردید، در انتهای اردیبهشت ماه به طور میانگین باید ۱۲۰‌هزار تومان برای همان دارو بپردازید.

    تورم ماهانه گروه بهداشت و درمان در اردیبهشت امسال، تقریبا معادل با تورم سالانه در نیمه دوم سال۹۷ است. به عبارت دیگر، فشار قیمتی‌ای که یک گروه در عرض یک ماه تجربه کرده تقریبا برابر با فشار قیمتی‌ای است که در سال۹۷، در طول ۱۲ ماه به کل سبد خانوار وارد می‌شد؛ پدیده‌ای که شدت گرفتن التهابات تورمی در ایران را بیش از پیش نمایان می‌کند.

    تورم ماهانه سایر گروه‌های اصلی به کجا رسید؟

    پس از گروه بهداشت و درمان، دومین گروه تورمی در اردیبهشت‌ماه «اثاث، لوازم و خدمات مورد نیاز زندگی» بوده که تورم ماهانه ۳/‏‏۲۰‌درصدی را به ثبت رسانده است. پس از آن گروه حمل‌ونقل با ۱۹‌درصد و پوشاک و کفش با ۴/‏‏۱۳‌درصد قرار گرفته است. تورم ماهانه خوراکی‌ها نیز ۲/‏‏۷‌درصد ثبت شده که می‌تواند متاثر از سیاست‌های کنترل قیمت در شرایط خاص کشور باشد..

    پیام تورمی اردیبهشت ۱۴۰۵ چیست؟

    آنچه مبرهن است، افزایش قابل‌توجه قیمت‌ها به ویژه در گروه کالاهای غیرخوراکی است. نکته مهم دیگر، کوتاه‌شدن فاصله بین تورم‌های ماهانه بالاست. تورم سالانه‌ای که در این ماه به ثبت رسیده، تقریبا هم‌رده با تورم سالانه‌ای است که در مرداد۱۴۰۲ به ثبت رسیده بود.اما در آن برهه زمانی، تورم ماهانه و نقطه‌به‌نقطه در سطح پایین‌تری قرار داشت که نشانگر افزایش تدریجی و آهسته‌تر تورم کل بود. در مقابل، تورم سالانه‌ای که اکنون شاهد آن هستیم ناشی از چند جهش مداوم و با فاصله کم در تورم ماهانه است که کانال‌های تورمی اقتصاد ایران را بالا برده و احتمال رسیدن به ارقام بالاتر را افزایش داده است. اما چرا تورم به اینجا رسیده است؟

    آنچه می‌تواند پاسخی شفاف به این سوال بدهد، رشد نقدینگی و پایه پولی است؛ دو متغیر پولی اصلی که بانک مرکزی آمار مربوط به آن را از آذر ماه سال گذشته تاکنون به‌روز نکرده و قدرت تحلیل و پاسخ به چرایی بروز وقایع را از پژوهشگران سلب کرده است. دو متغیری که انتظار می‌‌رود با توجه به کسری بودجه دولت و اضافه‌شدن هزینه‌های جنگ تحمیلی، افزایش قابل‌توجهی را در ماه‌های گذشته ثبت کرده باشند که در صورت صحت آن می‌تواند یکی از عوامل اصلی تورم فعلی و محرکی برای تورم‌ ماه‌های آینده باشد.

  • اتفاق عجیب در بازار لوازم خانگی؛ معاوضه کولر و فرش با خودرو!!

    اتفاق عجیب در بازار لوازم خانگی؛ معاوضه کولر و فرش با خودرو!!

    به گزارش اقتصادران، وضعیت قیمت‌ها در بازار خودرو و لوازم خانگی به شکلی شده که شاهد ایجاد یک فضای معامله جدید هستیم.

    افزایش قیمت‌ها در بازار لوازم خانگی باعث شده که حالا شاهد مبادله این موارد با خودرو باشیم.

    به عنوان مثال در یک آگهی کولر گازی و فرش برای معاوضه با خودرو قرار داده شده است.

    2319572 582

    در حال حاضر کف قیمت کولر گازی از حدود ۶۰ الی ۱۰۰ میلیون تومان شروع می‌شود.

    به نظر می‌رسد که حالا یک شیوه جدید مبادله لوازم خانگی با خودرو نیز در بازار راه افتاده است.

  • زندگی قسطی تا کی؟! / دیگر چیزی به نام «طبقه متوسط» عملاً وجود خارجی ندارد!

    زندگی قسطی تا کی؟! / دیگر چیزی به نام «طبقه متوسط» عملاً وجود خارجی ندارد!

    به گزارش اقتصادران، مرکز آمار و بانک مرکزی از ارائه آمار تورم اردیبهشت ماه طفره می‌روند، اما برای درک میزان تورم و وضعیت اقتصادی این روز‌ها اصلا نیازی به آمار نیست، کافی است در یخچال را باز کنیم یا سری به نزدیک‌ترین مغازه محله بزنیم و ببینیم که چطور ویترین بقالی‌ها جای نمودار‌های اقتصادی را گرفته‌اند. واقعیت این است که این روز‌ها در تهران، مردم برای خریدن دانه‌ای میوه یا حتی نصف قرص نان چانه می‌زنند و پدیده‌ای قدیمی به نام «نسیه‌فروشی» با قدرتی بیشتر از قبل به پیشخوان مغازه‌ها برگشته است.

    شرایط اقتصادی بعد از تنش‌های چهل‌روزه اخیر، جوری رقم خورده که دیگر چیزی به نام «طبقه متوسط» عملاً وجود خارجی ندارد؛ جامعه به سرعت در حال تقسیم شدن به یک اقلیت بسیار پولدار و یک اکثریت بزرگ است که برای گذران زندگی روزمره خود دست‌وپا می‌زنند.

    در این میان، عجیب‌ترین واکنش را مسئولان اقتصادی و نهاد‌های آماری نشان داده‌اند؛ پناه گرفتن پشت دیوار سکوت. بانک مرکزی و مرکز آمار هنوز حاضر نشده‌اند آمار‌های مربوط به تورم اردیبهشت‌ماه را منتشر کنند؛ سکوتی معنادار که نشان می‌دهد اوضاع ارقام و اعداد آن‌قدر خراب است که ترجیح داده‌اند صورت‌مسئله را به کلی پاک کنند.

    این طور که معلوم است، بی‌پولی دولت و رها شدن بازار، دست به دست هم داده تا زندگی توده‌های مردم به یک مسابقه دو برای بقا تبدیل شود.

    رشد منفی ۱۰ درصد؛ سفره‌ها کوچک‌تر می‌شوند

    در هفته‌های گذشته، اقتصاددانان و اساتید دانشگاه در نشست‌های تخصصی خود هشدار‌های تکان‌دهنده‌ای داده‌اند که خلاصه آن در رسانه‌ها منتشر شده است. حرف حساب کارشناسان این است که به خاطر آسیب‌های ناشی از جنگ چهل‌روزه و قفل شدن روابط تجاری، اقتصاد کشور احتمالا با یک «رشد منفی ۱۰ درصدی» روبه‌رو شده است.

    این عدد در دنیای واقعی یعنی خوابیدن تولید کارخانه‌ها، بسته شدن کسب‌وکار‌های کوچک و موج جدیدی از اخراج و تعدیل کارگران. نتیجه مستقیم این وضعیت، سقوط میلیونی آدم‌ها به زیر خط فقر است. پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد همین امسال حدود چهار و نیم میلیون نفر دیگر به جمعیت فقیر کشور اضافه می‌شوند و با این حساب، آمار تکان‌دهنده افرادی که زیر خط فقر زندگی می‌کنند از مرز «۴۰ میلیون نفر» می‌گذرد.

    وقتی نزدیک به نیمی از مردم یک کشور توانایی تامین نیاز‌های اولیه خود را نداشته باشند، دیگر نمی‌توان با شعار و وعده اوضاع را مدیریت کرد؛ این یک بحران جدی و نگران‌کننده است که ریشه‌های جامعه را هدف گرفته است.

    تهران؛ شهر میلیاردر‌های فقیر

    پیش از این تصور می‌شد که فقر فقط مخصوص حاشیه شهر‌ها یا مناطق دورافتاده است، گزارش‌های میدانی اخیر از قلب تهران، اما نشان می‌دهد که فقر چطور به متن زندگی شهری نفوذ کرده است. حالا دیگر تهران، شهری است که هزینه‌هایش با دلار بالا می‌رود، اما درآمد‌های مردم به ریال هم به سختی تامین می‌شود. مردم در این شهر خانه‌ها و ماشین‌های چند میلیاردی دارند، اما مغازه‌داران از افزایش عجیب سرقت‌های خرد، حتی در حد یک قوطی تن‌ماهی خبر می‌دهند؛ نشانه‌ای تلخ از این که چقدر دست مردم خالی شده است.

    طبقه متوسط، یعنی همان کارمندان، معلمان و حقوق‌بگیرانی که چرخ جامعه را می‌چرخاندند، حالا زیر پای تورم له شده‌اند. جوانان و دانشجویان با دیدن جهش ناگهانی اجاره‌بها در سال جدید و در جا زدن دستمزدها، رسماً وارد بحران شده‌اند؛ تا جایی که مجبورند به صورت سه یا چهار نفری در خانه‌های اشتراکی کوچک زندگی کنند تا فقط سقفی بالای سر داشته باشند.

    زندگی قسطی چقدر جواب می‌دهد؟

    یکی از عجیب‌ترین پدیده‌های این روزها، هجوم موج قسطی شدن به ابتدایی‌ترین کالا‌ها و خدمات است. تا چند سال پیش، خرید قسطی مخصوص ماشین، خانه یا لوازم خانگی بزرگ بود. کمی بعد، با آمدن پلتفرم‌های آنلاین، قسطی خریدن سوپرمارکتی و خوراکی باب شد. اما حالا کار به جا‌هایی رسیده که آدم را شگفت‌زده می‌کند؛ از قسطی شدن پرداخت قبض موبایل گرفته تا کارت‌های ویژه‌ای که برای سفر‌های زیارتی و سیاحتی اقساطی در نظر گرفته‌اند. این قسطی شدن لایه به لایه، نشانه نبوغ اقتصادی نیست؛ نشانه این است که مردم دیگر «پول نقد» در جیب ندارند.

    جامعه برای اینکه بتواند امروز را به فردا برساند، مجبور است درآمد ماه‌های آینده‌اش را پیش‌خور کند. این مدل زندگی اعتباری شاید برای چند هفته یک مسکن موقت باشد، اما در نهایت تله بدهی را برای خانواده‌های کم‌درآمد بزرگ‌تر و خطرناک‌تر می‌کند.

    کار داریم ولی حقوق نداریم؛ بحران حقوق‌های قطره‌چکانی

    در این آشفته‌بازار، حتی داشتن شغل هم دیگر به معنی فرار از فقر نیست. از یک طرف تعداد زیادی از جوانان به دلیل رکود اقتصادی کار خود را از دست داده و بیکار شده‌اند، و از طرف دیگر آنهایی هم که کار می‌کنند، با کابوس «حقوق‌های معوقه» دست‌به گریبان هستند. بخش زیادی از کارگران و کارکنان بخش‌های خصوصی و پیمانکاری، ماه‌هاست حقوق منظم نگرفته‌اند. واریز‌های مرحله‌ای، نصفه‌نیمه و با تاخیر‌های چندروزه و چند هفته‌ای، عملاً برنامه‌ریزی زندگی را غیرممکن کرده است.

    قیمت اجاره‌بها، گوشت، مرغ و لبنیات روزانه بالا می‌رود، اما حقوق کارگر نه تنها ناچیز است، بلکه همان هم سر ماه به دستش نمی‌رسد. این وضعیت، زندگی را برای بخش بزرگی از جامعه غیرقابل‌تحمل کرده است. مردم چطور باید هزینه‌های جاری را با حقوقی که معلوم نیست کی و چقدر واریز می‌شود، تراز کنند؟

    دولت در بن‌بست بی‌پولی

    برگردیم به سوال اصلی: چرا آمار تورم اردیبهشت‌ماه منتشر نمی‌شود؟ پاسخ روشن است؛ وقتی دماسنج اقتصاد تب بالایی را نشان می‌دهد، مسئولان ترجیح می‌دهند دماسنج را پنهان کنند. واقعیت این است که نرخ تورم در هفته‌های گذشته به قدری بالا رفته که انتشار رسمی آن می‌تواند موج جدیدی از گرانی و انتظارات تورمی را در بازار ایجاد کند. اما پنهان‌کاری آماری هیچ‌وقت راه‌حل نبوده و فقط بی‌اعتمادی مردم و فعالان اقتصادی را بیشتر می‌کند.

    نشانه دیگر این بی‌پولی را می‌توان در بن‌بست طرح‌های حمایتی دید. هفته هاست که وعده داده می‌شود مبلغ یارانه‌های کالابرگی برای دهک‌های پایین افزایش پیدا می‌کند تا کمی از بار گرانی مواد غذایی کم شود، اما عملاً هیچ خبری از اجرا نیست. این تاخیر طولانی‌مدت ثابت می‌کند که جیب دولت از بودجه حمایتی کاملاً خالی است. دولتی که خودش با کسری بودجه شدید و کاهش درآمد‌های نفتی دست‌وپنجه نرم می‌کند، حالا حتی توان شارژ کردن کارت کالابرگ شهروندانش را هم ندارد و مردم را در برابر این طوفان اقتصادی تنها گذاشته است.

    فکری به حال این وضعیت کنید؛ فردا دیر است

    حکایت خرید دانه‌ای میوه، نسیه‌بری نان، حقوق‌های معوقه و آمار‌های حبس‌شده، همگی نشانه‌های یک بیماری عمیق در ساختار تصمیم‌گیری کشور است. نمی‌توان چشم‌ها را روی واقعیت جامعه ۴۰ میلیونی زیر خط فقر بست و با آمار‌های کاغذی ادعای بهبود اوضاع را داشت.

    برای نجات این اقتصاد نیمه‌جان، باید فرمان سیاست‌گذاری تغییر کند؛ بازگشت به شفافیت آماری، باز کردن گره روابط بین‌المللی برای احیای تجارت، انضباط مالی سخت‌گیرانه و اولویت دادن به معیشت مردم، کار‌هایی است که باید همین امروز انجام شود.

  • تناقض بزرگ در «بازار کار»؛ جامعه جوان، اقتصاد ناتوان!

    تناقض بزرگ در «بازار کار»؛ جامعه جوان، اقتصاد ناتوان!

    به گزارش اقتصادران، بازار کار ایران سال‌هاست درگیر یک تناقض بزرگ است: از یک ‌سو جامعه‌ای جوان و تحصیلکرده دارد و از سوی دیگر، اقتصادی که توان جذب این نیروی انسانی را ندارد. این بحران اگرچه تازه نیست، اما هر بار در موج‌های بحران پررنگ‌تر می‌شود:

    بخش قابل توجهی از بیکاران کشور را فارغ‌‌التحصیلان دانشگاهی تشکیل می‌دهند و بیکاری جوانان نیز در سطحی بالا و نگران‌کننده باقی مانده است. این یعنی ما صرفا با «کمبود شغل» مواجه نیستیم، با «نامتناسب بودن شغل‌ها با نیازها و مهارت‌ها» هم رو‌به‌رو هستیم. اما باید دید این بحران از کجا شروع شده است؟

    پاسخ را باید در ترکیبی از سیاستگذاری‌های نیمه ‌تمام، ساختار اقتصادی کم ‌رمق و غفلت از موج تحولات فناوری جست‌وجو کرد. سال‌هاست در برنامه‌ها و اسناد رسمی، از توسعه دولت الکترونیک، گسترش زیرساخت‌های فناوری اطلاعات، اقتصاد دیجیتال و رسمیت ‌بخشی به مشاغل نو صحبت می‌شود. اما فاصله میان «اعلام سیاست» و «اجرای سیاست» در ایران، همان شکافی است که بازار کار را هر روز فرسوده‌‌تر کرده است.

    جهان به سمت اقتصاد دیجیتال حرکت کرده و در کشورهای توسعه ‌یافته سهم قابل توجهی از تولید ناخالص داخلی به این حوزه گره خورده؛ اما در ایران، توسعه مشاغل مبتنی بر پلتفرم، زیرساخت‌های اینترنتی و زیست‌ بوم نوآوری، نه با سرعت لازم پیش رفته و نه حمایت پایدار و قابل اتکا دریافت کرده است. نتیجه روشن است و آن اینکه وقتی اقتصاد نتواند به‌روز شود، بهره‌‌وری هم ارتقا نمی‌یابد. بهره‌‌وری پایین، یعنی تولید کمتر و رشد کمتر و رشد کمتر یعنی فرصت شغلی کمتر. این چرخه معیوب در نهایت به خروج سرمایه انسانی منتهی می‌شود.

    بخشی از جوانان و فارغ‌التحصیلان که شغل متناسب نمی‌یابند، مهاجرت می‌کنند؛ بخشی دیگر دلسرد می‌شوند و از بازار کار کنار می‌کشند یا وارد مشاغل غیررسمی و بی‌ثبات می‌شوند. هزینه این روند فقط هزینه فردی نیست؛ ضربه‌ای است به آینده اقتصادی کشور، به توان نوآوری و به ظرفیت رقابت‌پذیری. اما حتی اگر همه این مشکلات ساختاری را کنار بگذاریم، اقتصاد ایران در سال‌های اخیر با یک عامل سنگین و تعیین‌کننده‌‌تر هم مواجه بوده است؛ تورم مزمن و فزاینده. وقتی گفته می‌شود ۷ تا ۸ سال تورم بالای ۴۰ درصد تجربه شده، باید پیامدهای آن را برای بازار کار دقیق دید. تورم بالا فقط گران شدن کالاها نیست؛ تخریب تصمیم‌گیری اقتصادی است.

    در فضای تورمی بنگاه نمی‌تواند هزینه‌های آینده را پیش‌‌بینی کند، سرمایه‌گذاری به تعویق می‌افتد، تولید کوچک می‌شود و رکود شکل می‌گیرد. رکود هم یعنی توقف توسعه ظرفیت‌ها در صنعت، خدمات و کشاورزی و توقف توسعه ظرفیت‌ها، به زبان ساده یعنی «کار جدید تولید نمی‌شود». به این شرایط باید شوک‌های امنیتی و جنگی یک‌سال گذشته را هم اضافه کرد؛ شوکی که به گفته حاج‌اسماعیلی، علاوه بر رکود، به تعطیلی بازار کار و آسیب به بخش‌هایی از فعالیت‌های اقتصادی انجامیده است. وقتی ریسک امنیتی بالا می‌رود، کسب‌وکارها یا فعالیتشان را محدود می‌کنند یا اساسا تعطیل می‌شوند.

    برخی کارگاه‌ها آسیب می‌بینند، بخش خدمات که مستقیما به قدرت خرید مردم وابسته است کوچک‌تر می‌شود و نااطمینانی بالا می‌رود. نااطمینانی همان عامل نامرئی، اما بسیار موثر است که حتی اگر «آتش‌بس» برقرار شود، به سرعت از بین نمی‌رود، چون تصمیم بنگاه برای استخدام و سرمایه‌گذاری، به ثبات و پیش‌بینی‌پذیری وابسته است نه صرفا به یک خبر سیاسی. در چنین فضایی، دولت از بسته‌های حمایتی و تسهیلات صحبت می‌کند تا بنگاه‌ها بتوانند شغل‌های موجود را حفظ کنند و کارگران را تعدیل نکنند. اصل حمایت، در دوره بحران قابل دفاع است؛ اما مساله اینجاست که این بسته‌ها اگر دقیق طراحی نشوند یا به مرحله اجرا نرسند، تبدیل به خبرهای کوتاه‌ عمر می‌شوند.

    از طرفی حتی اگر اجرا شوند، بیشتر نقش «حفظ وضع موجود» دارند نه «ساختن آینده». وقتی صحبت از، از دست رفتن چند میلیون شغل به میان می‌آید، روشن است که بازگشت به نقطه قبل، به تنهایی کافی نیست، چون نقطه قبل هم مطلوب نبود. امروز بازار کار ایران زیر فشار همزمان سه عامل است: ۱) تورم، ۲) نااطمینانی ناشی از شرایط امنیتی و۳) عقب‌ماندگی در نوسازی ساختار اشتغال. پیامد این ترکیب، چیزی جز کاهش اشتغال پایدار، رشد مشاغل ناپایدار، کاهش قدرت خرید مزدبگیران و فرسایش انگیزه نیروی انسانی نیست. کارگر و کارمند در تورمِ بالا مدام عقب می‌افتند، کارفرما با هزینه‌های غیرقابل پیش‌بینی مواجه است و جوان تحصیلکرده بین «بیکاری»، «کار نامرتبط» یا «مهاجرت» دست به انتخاب می‌زند. اما پرسش کلیدی در این میان، راه برون‌رفت از این بحران است بخشی از پاسخ به سیاست خارجی و کاهش تنش و تثبیت شرایط برمی‌گردد، چراکه بدون ثبات، سرمایه‌گذاری جان نمی‌گیرد.

    اما بخش بزرگ‌تر، به سیاستگذاری داخلی گره خورده است: کنترل تورم، بهبود محیط کسب‌وکار و ایجاد مشوق‌های واقعی برای سرمایه‌گذاری مولد. مهم‌تر از همه، توسعه بازار کار باید متناسب با نیازهای امروز تعریف شود؛ یعنی به رسمیت شناختن و حمایت عملی از اقتصاد دیجیتال، آموزش مهارت‌های کاربردی، پیوند دانشگاه با صنعت و تقویت بخش خصوصی و کارآفرینی. بازار کار را نمی‌توان با شعار یا بسته‌های کوتاه‌مدت ترمیم کرد. اگر سیاستگذار همچنان از «دولت الکترونیک» و «اقتصاد دیجیتال» بگوید، اما زیرساخت، قانونگذاری، امنیت سرمایه‌گذاری و حمایت واقعی فراهم نکند، نتیجه همان می‌شود که تا امروز دیده‌ایم: فرصت‌های شغلی جدید شکل نمی‌گیرد، بهره‌وری بالا نمی‌رود و بهترین سرمایه کشور، یعنی نیروی انسانی‌اش یا سرخورده می‌شود یا از دست می‌رود. اصلاح بازار کار، در نهایت اصلاح نگاه به توسعه است: توسعه‌ای که بدون ثبات، بدون مهارت، بدون فناوری و بدون بخش خصوصی پویا، صرفا در حد وعده باقی می‌ماند.

  • «مردم» در رنج بی‌پولی / از «یارانه» و «کالابرگ» فقط پوسته‌ای توخالی باقی مانده است

    «مردم» در رنج بی‌پولی / از «یارانه» و «کالابرگ» فقط پوسته‌ای توخالی باقی مانده است

    به گزارش اقتصادران، «فاطمه» زنی سرپرست خانوار و مستمری‌بگیر است که مدت‌هاست، رنج بی‌پولی و نگرانی بابت آینده، مثل یک خوره به جانش افتاده: «حقوق من امسال ۲۳ میلیون تومان شده؛ پسرم دانشجو و بیکار است؛ گاهی با موتور مسافرکشی می‌کند. من بیمارم و پول داروهایم ماهی حدود ۸ میلیون تومان است، با آنچه برایم باقی می‌ماند، نمی‌توانم سر و ته زندگی را جمع کنم…».

    سال به سال و ماه به ماه اوضاع بدتر شده؛ فاطمه معتقد است که نگرانی‌های معیشتی در یکی دو سال اخیر تشدید شده و در بهار امسال، به اوج خود رسیده است، وقتی که با حقوق ماهانه، چند کیلو گوشت و مرغ هم نمی‌شود خرید:

    «من کرایه خانه نمی‌دهم ولی باز هم نگران سیر کردن خانواده هستم. قدرت خرید ما نزدیک به صفر است، پسرم هر جا که فکرش را بکنید، دنبال کار گشته اما بی‌نتیجه؛ هیچ فرصتی برای استخدام نیست. ما نگران آینده هستیم…».

    حذف ضروریات زندگی

    تورم در ماه‌های اخیر، به مرزهای بی‌سابقه‌ای رسیده، هرچند مرکز آمار ایران علیرغم گذشت ده روز از خردادماه، هنوز نرخ تورم اردیبهشت را اعلام نکرده، اما داده‌های رسمی فروردین ماه، به تنهایی گویای تمام واقعیت است؛ در فروردین ماه ۱۴۰۵ نرخ تورم سالانه برای خانوارهای کشور به ۵۳.۷ درصد رسیده که نسبت به همین اطلاع در ماه قبل، ۳.۱ واحد درصد افزایش یافته است؛ در فروردین، تورم نقطه به نقطه خانوارهای کشور، ۷۳.۵ درصد بوده است. این داده‌ها چیزی جز این نمی‌گویند که ما شاهد یک ابرتورم هستیم.

    داده‌های میدانی نشان می‌دهد بعد از فروردین، سرعت و شتاب تورم بیشتر شده و موج‌های سنگین گرانی پیاپی از راه رسیده است؛ در دو ماه اخیر، قیمت‌ها از لبنیات و برنج و گوشت گرفته تا شوینده‌ها و دارو، سر به فلک کشیده است و در این بین، زندگی مزدبگیرانی مانند «فاطمه» سقوطی بی‌امان و بی‌سابقه را تجربه کرده است. مردم ناچار و دست بسته، دست به حذف ضروریات زندگی زده‌اند؛ برای نمونه، در روزهای اخیر، «علی احسان ظفری» مدیرعامل اتحادیه تعاونی‌های لبنی با اشاره به اینکه سرانه مصرف لبنیات در ایران یک‌چهارم میانگین جهانی است، گفت: با این دست فرمان دولت، قیمت لبنیات با وضع درآمد مردم به زودی به جایی می‌رسد که خرید آن برای بخشی از مردم دیگر توجیهی نخواهد داشت.

    «مردم» کجای معادلات هستند و حمایت‌های دولت چقدر موثر است؟ «فاطمه» خانم مستمری‌بگیری که دستمزدش برای هزینه‌ی داروها و خریدهای ساده سفره کفاف نمی‌دهد، حمایت‌های دولت از اقشار ضعیف را نزدیک به هیچ توصیف می‌کند: «یارانه ۳۰۰ هزار تومانی، پول یک بسته چیپس و پفک است و کالابرگ یک میلیون تومانی، به زحمت پول دو کیلو برنج است؛ من ماه قبل، با کالابرگ خودم و پسرم فقط چند کیلو برنج خریدم، همین…».

    در حالیکه در چهارچوب یک مدل اقتصادی انقباضی، قیمت کالاهای اساسی مورد نیاز مردم به شدت صعود کرده است، سیاست‌های حمایتی دولت عملاً کارکرد خود را از دست داده است. از «یارانه» و «کالابرگ» فقط پوسته‌ای توخالی باقی مانده است؛ ارزش واقعی این به اصطلاح «سیاست‌های حمایتی» نزدیک به صفر است.

    سقوط یارانه

    آذرماه سال ۱۳۸۹ بود که دولت دهم، اجرای هدفمندسازی یارانه‌ها را کلید زد و اولین مرحله یارانه به ازای هر نفر ۴۵ هزار تومان به حساب سرپرستان خانوار واریز شد.

    برای سنجش قدرت واقعی یارانه، باید به قیمت دلار به عنوان مبنای ارزش‌گذاری اقتصادی رجوع کنیم؛ در سال ۱۳۸۹، قیمت هر دلار آمریکا ۱۰۶۰ تومان بود بنابراین، یارانه ۴۵ هزار تومانی، تقریباً ۴۲ دلار ارزش داشت؛ آن زمان، یارانه واقعی ۴۲ دلار بود و به همین میزان ارزش داشت.

    در نمودار زمان حرکت می‌کنیم و جلوتر می‌آییم؛ در سال ۱۴۰۵، با گذشت ۱۶ سال از شروع هدفمندی و علیرغم اینکه در این مدت موج‌های پیاپی گرانی و شوک‌درمانی‌های دولت‌ها، ارزش ریال را به شدت تضعیف کرده، ارزش یارانه نقدی ۳۰۰ هزار تومان است که با احتساب کالابرگ یک میلیون تومانی، کل حمایت دولت از یک فرد متعلق به طبقه فرودست، به یک میلیون و ۳۰۰ هزار تومان می‌رسد اما یارانه واقعی چقدر است؟

    دهم خرداد ۱۴۰۵، قیمت هر دلار آمریکا ۱۷۰ هزار تومان است و مجموع یارانه و کالابرگ فقط ۷.۶ دلار است. در واقع ارزش واقعی کمک‌های یارانه‌ای دولت در عرض ۱۶ سال از ۴۲ دلار به ۷.۶ دلار سقوط کرده، یک سقوط ۵.۵ برابری.

    امروز اگر دولت بخواهد به اندازه‌ی سال ۱۳۸۹، از مردم حمایت یارانه‌ای کند، باید به هر نفر چیزی حدود ۷ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان کمک نقدی و غیرنقدی بکند؛ یارانه و کالابرگ هر نفر باید بیش از ۷ میلیون تومان اعتبار داشته باشد.

    اما آیا تزریق این میزان پول، در توان دولت هست و آیا این تزریق بدون پشتوانه، برای اقتصاد مفید است؟ «فرامرز توفیقی» فعال کارگری با بیان اینکه «تا زمانی که نگرش اقتصادی حاکم تغییر نکند، مشکل حل نمی‌شود» به ایلنا می‌گوید: متاسفانه وظایف حکمرانی بالاخص در حیطه معیشت، به رسمیت شناخته نمی‌شود. الان تمام تمرکز بر این است که علت‌العلل گرانی چیست؛ دعوای جناح‌های حاکمیتی فقط بر سر همین است! راهکارها فراموش و بازار به حال خود رها شده است.

    او ادامه می‌دهد: ارزش یارانه به زیر ده دلار رسیده اما تزریق نقدینگی بدون پشتوانه، هرگز راه حل نبوده و نیست؛ همان سال ۱۳۸۹، آنچه اجرا شد، هدفمندی یارانه‌ها نبود، هدرمندی یارانه‌ها بود؛ از آن زمان کلید تورم سنگین زده شد؛ تورم را به خصوص در زمینه کالاها و خدمات اساسی رها کردند که یکه‌تازی کند و به سیاست ناکارآمد یارانه‌پردازی روی آوردند؛

    وی با تاکید بر اینکه «در علم اقتصاد، تورم مالیات فقراست» افزود: امروز جنس به وفور در بازار هست اما مردم قدرت خرید ندارند؛ تورم واقعی نه فقط در خوراکی‌ها، بلکه در همه کالاها و خدمات بالای ۱۱۷ درصد است و افزایش مزد یا افزایش رقم یارانه، اصلاً موثر نیست.

    «مردم» به حاشیه رانده شده‌اند

    توفیقی چند مثال از تورم واقعی در چندماه اخیر می‌زند: «در بهمن ۱۴۰۴ در منطقه ۵ تهران، میانگین قیمت آپارتمان متری ۲۲۰ میلیون تومان بود؛ این نرخ در فرودین امسال به ۳۲۰ میلیون تومان رسید و امروز به ۴۳۰ میلیون رسیده است؛ بنابراین مردم سانتی‌متری هم دیگر نمی‌توانند خانه بخرند! در حوزه دارو هم وضع همین است؛ شرکت‌هایی دارویی همچنان درخواست افزایش قیمت دارند در حالیکه تورم میانگین دارو در یک سال اخیر بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ درصد بوده است.»

    این فعال کارگری اضافه می‌کند: مردم در برزخ بلاتکلیفی رها شده‌اند؛ در سال ۱۴۰۵ فقط ۳ بار جهش قیمت لبنیات و ۴ بار جهش قیمت مرغ داشته ایم. در این شرایط، یارانه و کالابرگ تاثیری در حل مشکلات معیشتی مردم ندارد و شعار افزایش آن، فقط یک شعار پوپولیستی‌ست. بدون تردید، آنچه لازم است، تغییر نگرش حکمرانی است که اگر اتفاق نیفتد، فروپاشی معیشتی در سطح وسیع اتفاق می‌افتد.

    واقعیت این است که یارانه قرار نیست ۷ میلیون تومان شود، چنین امکانی از هیچ نظر فراهم نیست؛ دستمزد واقعی مزد و حقوق بگیران نیز حدود ۱۰۰ دلار یا کمی بیشتر است که برای نصف ماه کفایت نمی‌دهد؛ در این میان، زندگی‌های بسیاری به سرنوشت زندگی آن خانم مستمری‌بگیر دچار شده‌ه است؛ در روزگار پیری وقتی پول داروهایت را می‌پردازی، پولی برای خرید مرغ و تخم مرغ یا برنج و لبنیات باقی نمی‌ماند؛ و گویا این واقعیت‌های تلخ، در مناسبات کلان به حساب نمی‌آید و جایی در نگرش اقتصادی و سیاسی حاکم ندارد.