دسته: اقتصاد کلان

  • بازگشت به «عصر حجر» با دوماه قطعی اینترنت!

    بازگشت به «عصر حجر» با دوماه قطعی اینترنت!

    به گزارش اقتصادران، در حالی که ۶۱ روز از قطع شدن اینترنت در ایران می‌گذرد و تبعات آن در بخش‌های مختلف قابل مشاهده است، انجمن تجارت الکترونیک تهران در بیانیه‌ای به این موضوع پرداخت.

    انجمن تجارت الکترونیک در سال ۹۸ توسط جمعی از شرکت‌های بزرگ حوزه تجارت الکترونیک با هدف ایجاد بستری مناسب برای تعامل سازنده نهادهای حاکمیتی و دولتی، تصمیم سازان و قانون گذاران، سرمایه گذاران و کسب و کارهای اینترنتی تاسیس شد.

    «اسنپ»، «دیجی‌کالا»، «آپارات»، «نشان»، «یکتانت»، «آروان‌کلود» و «تپسی» برخی از اعضای شاخص انجمن تجارت الکترونیک هستند.

    در بیانیه این انجمن آمده است: «هیچ تمدن بزرگی از بیرون مغلوب نمی‌شود، مگر آن‌که پیش از آن خود را از درون نابود کرده باشد.» ما می‌توانیم روزهای سخت جنگ با دشمن خارجی را با وحدت و امید تحمل کنیم، ما می‌توانیم در برابر تهدیدات دشمنان تمدن کهن ایران با اتکا به قدرت یک ملت امیدوار بمانیم، اما نمی‌توانیم نابودی زیرساخت‌های کشور به دست تصمیم‌گیران کشور خودمان را تاب آوریم و در برابر آن سکوت کنیم. در یک سال گذشته، اینترنت کشور بیش از ۱۰۰ روز قطع بوده است و در جنگ اخیر، رکورد بیش از ۶۰ روز قطعی پیوسته اینترنت را تجربه کردیم. تلخ‌تر آنکه مسئولین کشور به جای پذیرش مسئولیت و برقراری اتصال اینترنت، با بهانه‌هایی که از دید متخصصان دیجیتال و مردم غلط و غیرقابل قبول است، مسیر اشتباه خود را توجیه می‌کنند.

    ۱. مسئولین در شرایطی امنیت سایبری را به عنوان یکی از بهانه‌های قطع اینترنت مطرح می‌کنند، که بزرگ‌ترین حملات سایبری از جمله هک چند بانک مهم کشور در زمان قطع کامل اینترنت انجام شد. برای متخصصین روشن است که هر نوع نفوذ یا حمله‌ی سایبری در سطوح بالا به راحتی و از طریق یک پل ارتباطی در داخل شبکه کشور می‌تواند انجام شود. در حالی که جاسوسان و هکرها چندین راهکار از جمله استفاده آی‌پی‌های وایت‌لیست شده، اینترنت طبقاتی، اینترنت ماهواره‌ای (استارلینک)، رومینگ مناطق مرزی و راهکارهای فنی پیشرفته تانلینگ را در اختیار دارند، مسدود کردن اینترنت مردم ایران به چنین بهانه‌هایی دور از هر نوع منطق به نظر می‌سد. مسئولین در شرایطی از امنیت سایبری سخن می‌گویند که از یک طرف خود با قطع اینترنت، به‌روزرسانی تجهیزات امنیتی و مقابله موثر با حملات سایبری را مختل کرده و از طرف دیگر با هرچه داغ‌تر کردن فروش فیلترشکن‌ها و ناامن کردن فضای مجازی، ناامنی سایبری را تشدید کرده‌اند.

    ۲.این روزها مسئولان کشور مدام از ده‌ها میلیون‌ هم‌وطنی سخن می‌گویند که حاضر به فدا کردن جانشان برای ایران هستند. با داشتن چنین سرمایه‌ای، کشور و حاکمیت نه تنها نیازی به سرکوب و سانسور اینترنت ندارد که بی‌تردید باید راه را برای رساندن روایت‌ها و صدای ملت، باز و هموار نماید. قطع اینترنت روایت را در انحصار گروهی خاص در داخل و خارج از کشور قرار داده که هرگز نمی‌توانند برآیند ملت بزرگ ایران باشند.

    ۳. اما عجیب‌ترین و غیرانسانی‌ترین پدیده‌ی این روزهای کشور،‌ طبقاتی‌کردن و چندقطبی کردن جامعه به دست مسئولین با فروش رسمی اینترنت طبقاتی با قیمت حداقل ۵ برابری است. ارائه اینترنت به برخی از طبقات و اصناف از نگاه ما سوء استفاده از یک نیاز بدیهی هر شهروند در جهان معاصر است. چه طور می‌توان یک حق بدیهی را از یک شهروند سلب کرده و به شهروند دیگری (به هر بهانه و طبقه‌بندی) ارائه داد. کدام شهروند ایرانی است که ده‌ها نیاز ضروری به اینترنت نداشته باشد. با چه استدلالی می‌توان این نیازهای ضروری را نادیده گرفت، حقوق اولیه یک خانه‌دار، یک بازنشسته، یک نوجوان، یک کاسب، یک کارمند، یک کارگر و هر ایرانی دیگر را سلب کرد و گفت اینترنت تنها باید در اختیار برگزیدگانی خاص باشد؟

    انجمن تجارت الکترونیک، به عنوان نماینده گروه بزرگی از بخش خصوصی اقتصاد دیجیتال ایران، اعتراض قاطع خود را نسبت به «قطع اینترنت»، «اینترنت طبقاتی» و عدم پاسخگویی مسئولین اعلام کرده و اینترنت آزاد و پرسرعت را حق شهروندی تمام مردم ایران می‌داند.»
  • تورم و ارز بلای جان دارو

    تورم و ارز بلای جان دارو

    به گزارش اقتصادران، جانشین وزیر بهداشت گفت: افزایش قیمت دارو متاثر از نرخ ارز و تورم است.

    علی جعفریان در حاشیه دیدار با خانواده شهید احمد محمدی، از شهدای جنگ تحمیلی سوم با بیان این که با توجه به تغییر نرخ ارز در سال ۱۴۰۴ و حذف ارز ترجیحی برای بسیاری از مصارف، افزایش قیمت دارو امری طبیعی بوده و بخش قابل توجهی از این افزایش نیز ناشی از تورم عمومی و نرخ ارز آزاد است، اظهار کرد: حدود ۷۰ درصد قیمت دارو تابع تورم و نرخ ارز آزاد است و تنها نزدیک به ۳۰ درصد آن به ارز ترجیحی وابسته است؛ به همین دلیل تغییرات ارزی، اثر مستقیمی بر قیمت دارو دارد.

    سخنگوی دولت: ارز دارو تغییر نکرده است

    وی با تأکید بر اینکه پیش از جنگ کمبود جدی دارویی در کشور وجود نداشت، بیان کرد: با تمهیدات وزارت بهداشت و تأمین ذخایر راهبردی، توانستیم شرایط را مدیریت کنیم، هرچند همچنان با چالش‌هایی از جمله محدودیت در واردات دارو و مواد اولیه مواجه هستیم.

    وی ادامه داد: برای کاهش فشار بر مردم، وزارت بهداشت در تلاش است تا حمایت‌ها از طریق بیمه‌ها تقویت شود. پیشنهاد‌های لازم در این زمینه تهیه شده و تأمین منابع مالی آن در حال پیگیری است تا هزینه‌های درمانی برای مردم قابل تحمل باشد.

  • حق فروشی با اینترنت «پرو»!

    حق فروشی با اینترنت «پرو»!

    به گزارش اقتصادران، ماجرای محدودیت‌های اینترنتی در ایران که با آغاز درگیری‌های نظامی و شرایط جنگی در نهم اسفندماه وارد فاز جدیدی شده بود، اکنون با معرفی طرحی تحت عنوان «اینترنت پرو» به مرحله‌ای پرحاشیه رسیده است. این طرح که در ابتدا به‌عنوان راهکاری برای پایداری کسب‌وکارها در شرایط اضطراری معرفی شد، به سرعت موجی از اعتراضات را در میان نخبگان، صنوف و حتی مقامات دولتی برانگیخت.

    به گزارش دنیای اقتصاد، منتقدان بر این باورند که این اقدام، نه یک ضرورت فنی، بلکه رسمی‌سازی «اینترنت طبقاتی» و تبدیل یک حق بنیادین به امتیازی رانتی و گران‌قیمت است. درحالی‌که برخی نهادها از پذیرش این امتیاز سر باز زده‌اند، دستگاه قضایی نیز به‌دلیل احتمال سوءاستفاده‌های مالی و نقض حقوق عامه، به این پرونده ورود کرده است.

    مواضع رسمی دولت

    ستار‌ هاشمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، در واکنش به حواشی ایجادشده، بر حق همگانی دسترسی به شبکه تاکید کرد و در یادداشتی که روزنامه اعتماد آن را منتشر کرده‌ است، نوشت: «اینترنت باکیفیت، حق مردم است و هرگونه دسته‌بندی و تفکیک دسترسی از جمله آنچه تحت عنوان اینترنت طبقاتی یا لیست‌های خاص مطرح می‌شود، در این چارچوب موضوعیتی ندارد. طبعا در مواردی که به هر دلیلی در عمل برنامه‌ها و اقداماتی متفاوت با این رویکرد اجرا شده، جنبه موقت و اضطراری داشته و با تثبیت شرایط اجتماعی و امنیتی باید به تدریج به مسیر درست خود بازگردد.»

    از سوی دیگر، به گزارش «ایرنا» فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، در پاسخ به سوالات پیرامون قطعی طولانی‌مدت اینترنت بین‌الملل، ضمن مخالفت با بی‌عدالتی ارتباطی تصریح کرد: «اینترنت پرو با مصوبه‌ شورای عالی امنیت ملی، به‌منظور حفظ ارتباط کسب‌وکارها در شرایط بحرانی تصویب شد و لذا با توجه به اینکه شرایط فعلی، شرایط بحرانی محسوب می‌شود، این اتفاق افتاده است. پس از آنکه دستگاه‌های مربوطه وضعیت را عادی اعلام کنند، وضعیت اینترنت نیز تغییر خواهد کرد.» وی همچنین افزود: «دغدغه‌های مردم در این زمینه شنیده شده است؛ موضوع کسب‌وکارها و همچنین دسترسی آزاد مردم، به‌عنوان یکی از حقوق شهروندی، امری است که به آن قائل هستیم و به آن باور داریم.»

    در همین راستا، مهدی طباطبایی نیز در شبکه اجتماعی ایکس به مخالفت صریح رئیس‌جمهور با محدودیت‌ها اشاره کرد و نوشت: «رئیس‌جمهور با محدودیت دسترسی مردم به اینترنت بین‌المللی قویا مخالف است. مراجع تخصصی در شرایط جنگی مخاطراتی برای بازگشایی اینترنت قائلند که قابل اعتناست. طرح اینترنت پرو که با مصوبه شورای عالی امنیت ملی در حال انجام است، صرفا راهی موقت برای دسترسی‌های ضروری به اینترنت جهانی است. با حجم محدود و کاربران محدودتر، لذا بحث درآمدزایی برداشتی انحرافی است. »

     ورود قوه قضائیه

    به گزارش مرکز رسانه قوه قضائیه، ابعاد حقوقی این طرح و احتمال بروز فساد در توزیع آن، واکنش عالی‌ترین مقام قضایی کشور را به دنبال داشته است. حجت‌الاسلام والمسلمین محسنی‌اژه‌ای در نشست شورای عالی قوه قضائیه با اشاره به مقوله احیای حقوق عامه اظهار کرد: «وفق گزارش‌های واصله، در قضیه‌ موسوم به اینترنت خط‌های سفید یا اینترنت‌پرو، اتفاقاتی حادث شده که ضروری است دادستانی کل و سازمان بازرسی کل کشور، با جدیت به این موضوع ورود کنند. قابل قبول نخواهد بود که افرادی فاقد صلاحیت یا عناصری سودجو از این بستر برای سوء‌استفاده‌های مالی و…، بهره‌برداری کنند و ما در راستای حقوق عامه، به این مقوله ورود خواهیم داشت.»

    در همین حال، سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی نیز با صدور اطلاعیه‌ای از محرز شدن تخلف برخی اپراتورها خبر داد. به گزارش خبرگزاری موج، در این اطلاعیه آمده است: «این نوع دسترسی با هدف تضمین پایداری ارتباطات، تنها برای کسب‌وکارها پیش‌بینی و مجوز آن به اپراتورهای ارتباطی ابلاغ شده است. بررسی‌های انجام‌شده نشان می‌دهد برخی اپراتورها از مفاد و چارچوب‌های مصوبه مربوطه عدول کرده‌اند و تخلف آنها محرز شده است.»

     واکنش تحلیلگران

    علی ربیعی، دستیار اجتماعی رئیس‌جمهور، در یادداشتی انتقادی که در کانال تلگرامی‌ خود منتشر کرده بود، نسبت به گره زدن مفهوم امنیت به محدودیت‌های ارتباطی هشدار داد و نوشت: «در مقام کسی که هم حوزه اجتماعی و هم امنیت عمومی را می‌شناسم، متعجبم چگونه گاه ضدامنیتی‌ترین تصمیم‌ها به نام امنیت اعمال می‌شود. امنیت اگر از اعتماد مردم جدا شود، به مفهومی ذهنی، کش‌دار و تهی بدل می‌شود. آنچه اما کمتر دیده می‌شود، نارضایتی مردم به‌مثابه یکی از بنیادی‌ترین مؤلفه‌های امنیت ملی است. طرح اینترنت پرو ظاهرا به نوعی نظم‌بخشی طبقاتی به دسترسی‌ها معطوف می‌شود. همین‌جاست که مساله خطرناک می‌شود: مردم احساس می‌کنند بستن اینترنت، تداوم فیلترینگ، رونق VPN و اکنون اینترنت پرو، ارتباطی با تامین امنیت ندارد، بلکه با منافع و امتیازهای خاص برای تداوم این رویکرد در دوران پس از جنگ گره خواهد خورد.»

    محمد مهاجری، روزنامه‌نگار، نیز با لحنی صریح به جنبه‌های تجاری این طرح تاخت و نوشت: «اخیرا اپراتور همراه اول با ارسال پیامکی به مشتریان خود از آنها می‌خواهد اینترنت پرو بخرند، لابد به قیمت گزاف. اگر اینترنت را به خاطر مسائل امنیتی محدود کرده‌اند با اینترنت پرو، مشکل امنیتی حل می‌شود؟ یعنی هرکس پولدار باشد، می‌تواند روی امنیت مملکت یورتمه برود؟ آیا اینترنت پرو همان فیلترشکن است و مدیران معزز همراه اول از این پس می‌خواهند به شغل شریف فیلترشکن فروشی روی بیاورند؟»

    یکی از ویژگی‌های بارز این دوره، واکنش زنجیره‌ای نهادهای صنفی در رد امتیاز اینترنت پرو بود. کانون وکلای دادگستری سمنان در بیانیه‌ای اعلام کرد: «اعطای هرگونه دسترسی ویژه، نه‌تنها مغایر با اصول بنیادین حقوقی، بلکه موجب تعمیق شکاف اجتماعی و تضعیف اعتماد عمومی است. عدالت هرگز در سایه امتیازهای اختصاصی محقق نخواهد شد.» کانون وکلای اصفهان نیز این تبعیض را با اصل۲۰ قانون اساسی در تعارض دانست.

    همچنین سازمان نظام پرستاری با تصمیمی قاطع از دریافت این امتیاز انصراف داد. به گزارش «ایلنا» رئیس این سازمان اظهار کرد: «با بررسی نظرات اعضای شورای عالی و هیات مدیره‌های نظام پرستاری و بازخوردهای همکاران  در کشور، به اتفاق آرا تصمیم گرفته شد که از اینترنت پرو صرف‌نظر کنیم و امتیاز ویژه‌ای را برای پرستاران درخواست نکنیم. پرستاران ترجیح می‌دهند زمانی از این امکانات استفاده کنند که این حق مسلم برای همه ایرانیان در دسترس باشد.» انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران نیز با اشاره به تعرفه ۱۰برابری این طرح، آن را ناعادلانه خواند و اعلام کرد که برای جلوگیری از رانت، اسامی معدود افرادی را که به‌دلیل نیاز مبرم ثبت‌نام می‌کنند، در وب‌سایت خود منتشر خواهد کرد تا شفافیت کامل حفظ شود.

     پیامدهای اقتصادی و اجتماعی

    تحلیلگران معتقدند اینترنت طبقاتی مستقیما به نفع شرکت‌های بزرگ  عمل می‌کند و کسب‌وکارهای کوچک را حذف می‌کند. به گفته محمد رهبری، مشاور وزیر ارتباطات، حدود ۱۰‌میلیون نفر از طبقات متوسط و پایین جامعه به‌طور مستقیم به اینترنت وابسته هستند و محدودیت‌ها معیشت آنان را تهدید می‌کند. وی با اشاره به آمار بیکاری ۲میلیون نفری پس از جنگ، هشدار داد: «فردی که شغلش را به‌دلیل محدودیت‌های اینترنتی از دست داده، همزمان دو نوع خشم را تجربه می‌کند: نخست، خشم ناشی از بیکاری و آسیب معیشتی و دوم، خشم ناشی از احساس تبعیض. او تصور می‌کند که عامدانه و براساس یک تصمیم تبعیض‌آمیز، خودش از اینترنت محروم شده و فرد دیگری، صرفا به‌دلیل تعلق به یک گروه خاص، از اینترنت برخوردار بوده است.»

    محمدرضا جلائی‌پور، پژوهشگر اجتماعی، نیز با طرح پرسش‌هایی از مسوولان، به تخریب زمینه‌های توسعه ملی اشاره کرد و نوشت: «آیا طبقاتی شدن اینترنت، در واقع حقوق دیجیتال شهروندان و حق دسترسی به اینترنت بین‌الملل را تبدیل به کالای قابل خریداری برای فرادستان اقتصادی و سیاسی نمی‌کند؟ با توجه به اینکه اکثریت ایرانیان کاربر فعال اینترنت هستند، آیا طبقانی‌سازی اینترنت به فراگیر شدن بی‌سابقه و خطرخیز حس تبعیض و نابرابری نمی‌انجامد؟»

    بررسی‌ها نشان می‌دهد که «اینترنت پرو» در مدل ایرانی خود، نه یک ارتقای فنی، بلکه ابزاری برای سهمیه‌بندی دسترسی به جهان است. درحالی‌که ایران در کیفیت اینترنت رتبه‌های پایانی را در میان قدرت‌های اقتصادی جهان دارد، تبدیل دسترسی آزاد به یک کالای لوکس، نه تنها عدالت آموزشی و اقتصادی را از بین می‌برد، بلکه به تعبیر بسیاری از صاحب‌نظران، خود به بزرگ‌ترین تهدید برای امنیت ملی و سرمایه اجتماعی کشور تبدیل شده است. اکنون چشم‌ها به دادستانی کل و مراجع نظارتی دوخته شده تا مشخص شود آیا این «شریان دیجیتال» که علیه شهروندان بسته شده، بازگشایی خواهد شد یا خیر؟

  • هنر زنده ماندن زیر آوار هزینه‌ها!

    هنر زنده ماندن زیر آوار هزینه‌ها!

    به گزارش اقتصادران، زندگی با حداقل دستمزد در ایران، دیگر فقط یک سبک ساده‌زیستی نیست؛ نوعی مدیریت دائمی کمبود است. اگر یک خانواده سه‌نفره را در نظر بگیریم؛ دو بزرگسال و یک کودک خردسال، که یکی از والدین حداقل حقوق کارگری دریافت می‌کند و دیگری نیز از بیمه بیکاری با حداقل دریافتی برخوردار است، مجموع درآمد ماهانه آن‌ها به حدود ۴۴ میلیون تومان می‌رسد. عددی که وقتی پای واقعیت هزینه‌ها به میان می‌آید، خیلی زود فرو می‌ریزد و صفر می‌شود.

    مسکن، هزینه‌ای که پیش از شروع زندگی پرداخت می‌شود

    اول ماه، پیش از هر خرید و هر تصمیم دیگری، اجاره خانه پرداخت می‌شود. در بسیاری از شهرهای ایران، حتی شهرهای متوسط، اجاره‌بها به‌راحتی بین ۱۰ تا ۱۵ میلیون تومان در نوسان است. بر اساس داده‌های رسمی «مرکز آمار ایران»، سهم «مسکن، آب، برق و گاز» در سبد هزینه خانوار شهری به حدود ۴۰ درصد رسیده است. این یعنی از همان ۴۴ میلیون تومان، چیزی حدود ۱۷ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان، پیش از آنکه حتی یک قلم کالا خریداری شود، کنار گذاشته می‌شود.

    این رقم، فقط یک عدد نیست؛ مرزی است که از همان ابتدا، بخش بزرگی از درآمد را از دسترس خارج می‌کند. خانواده هنوز وارد سوپرمارکت نشده، هنوز به درمان یا حمل‌ونقل فکر نکرده، اما تقریباً نیمی از توان مالی‌اش را از دست داده است.

    سفره‌ای که کوچک‌تر شده است

    وقتی نوبت به خرید ماهانه می‌رسد، لیست نه بر اساس نیاز، بلکه بر اساس توان تنظیم می‌شود. در بخش پروتئین، این خانواده تنها به حداقل‌ها بسنده می‌کند: یک کیلوگرم گوشت حدود ۸۰۰ هزار تومان، دو کیلو گوشت چرخ‌کرده حدود یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان، دو مرغ کامل نزدیک به ۸۰۰ هزار تومان و یک شانه تخم‌مرغ حدود ۵۰۰ هزار تومان هزینه دارد.

    در کنار این‌ها، دو نوع حبوبات نیم کیلویی، قند و شکر، یک بسته ماکارونی و یک بطری روغن، مجموعاً حدود ۹۰۰ هزار تومان به هزینه‌ها اضافه می‌کند. جمع این دو بخش به حدود ۴ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان می‌رسد؛ رقمی که نشان می‌دهد پروتئین، به‌جای آنکه پایه تغذیه باشد، به یک کالای محدود و حساب‌شده تبدیل شده است.

    لبنیات؟ حداقلِ حداقل

    در بخش لبنیات، وضعیت حتی محدودتر است. خرید ماهانه شامل دو بطری شیر یک لیتری، دو بسته پنیر، یک دبه ماست، دو دبه دوغ و یک کره کوچک می‌شود. جمع این اقلام حدود ۹۰۰ هزار تومان است. مطابق آمارهای رسمی مصرف لبنیات، که یکی از پایه‌های تغذیه سالم محسوب می‌شود، به شدت کاهش یافته و به حداقل ممکن رسیده است.

    کودک؟ هزینه‌ای که نمی‌شود حذفش کرد

    هزینه‌های مربوط به کودک، حتی در حداقلی‌ترین حالت، حذف‌ شدنی نیست. برای یک ماه، تنها ۱۰ شیر کوچک، ۱۰ آبمیوه، ۱۰ کیک و ۴ بسته بیسکویت در نظر گرفته می‌شود که حدود ۵۵۰ هزار تومان هزینه دارد. این عدد، شاید کوچک به نظر برسد، اما در ساختار کلی بودجه، همان هم باید با دقت محاسبه شود.

    ستون اصلی سفره؟ با حساب و کتاب

    اقلام اصلی سفره نیز با وسواس انتخاب می‌شوند: سه کیلو برنج ایرانی حدود یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان، یک بطری روغن ۳۵۰ هزار تومان، یک بسته ماکارونی ۵۰ هزار تومان، یک قوطی رب گوجه فرنگی ۸۰ هزار تومان، ۵۰۰ گرم چای خارجی ۶۰۰ هزار تومان و حدود ۳۰ عدد نان در ماه نزدیک به ۴۵۰ هزار تومان.

    جمع این بخش به حدود ۳ میلیون و ۳۵۰ هزار تومان می‌رسد. این همان ستون اصلی تغذیه است؛ اما ستونی که دیگر نه تنوع دارد و نه امکان انعطاف.

    میوه و سبزیجات؟ فقط برای خالی نبودن خانه

    میوه و سبزیجات نیز در حدی خریداری می‌شوند که یخچال خانه کاملاً خالی نباشد: خیار، گوجه، سیب‌زمینی، پیاز و میوه‌هایی مثل سیب و پرتقال. مجموع یک سبد خرید متوسط میوه و سبزیجات حدود یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومان است. دیگر خبری از سبد رنگارنگ یا خرید آزادانه نیست؛ هر انتخاب، نتیجه یک حذف دیگر است.

    بهداشت؟ فقط ضروری‌ها

    در بخش بهداشت، فقط اقلام ضروری خریداری می‌شود: دستمال کاغذی، مایع ظرفشویی، مایع دستشویی، نوار بهداشتی و پودر یا مایع لباسشویی. مجموع این هزینه‌ها حدود ۷۰۰ هزار تومان است.

    این بخش نیز، مانند سایر بخش‌ها، به حداقل کاهش یافته است.

    مجموع حساب و کتاب یک زندگی حداقلی

    جمع کل سبد خوراک و مصرفی ماهانه، به حدود ۱۲ میلیون تومان می‌رسد. در کنار هزینه ۱۷ میلیونی مسکن، این عدد به حدود ۲۹ میلیون تومان می‌رسد. یعنی بخش قابل توجهی از درآمد، تنها صرف زنده ماندن می‌شود.

    اگر سهم درمان را نیز اضافه کنیم، طبق آخرین آمار رسمی مرکز آمار ایران در سال ۱۴۰۴ حدود ۸ درصد از هزینه خانوار است، باید چیزی در حدود ۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان دیگر کنار گذاشته شود. هزینه حمل‌ونقل نیز به‌طور متوسط حدود ۱۰ درصد، یعنی نزدیک به ۴ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان است.

    وقتی دخل و خرج به مرز می‌رسد

    با کنار هم گذاشتن این ارقام، تصویر روشن‌تر می‌شود:

    مسکن حدود ۱۷ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان

    خوراک و اقلام مصرفی حدود ۱۲ میلیون تومان

    درمان حدود ۳.۵ میلیون تومان

    حمل‌ونقل حدود ۴.۴ میلیون تومان

    جمع این هزینه‌ها به حدود ۳۷ میلیون تومان می‌رسد؛ بدون در نظر گرفتن آموزش، پوشاک، ارتباطات، تفریح و هزینه‌های پیش‌بینی‌نشده. این یعنی از ۴۴ میلیون تومان درآمد، تنها حدود ۷ میلیون تومان باقی می‌ماند؛ رقمی که باید تمام اتفاق‌های غیرمنتظره زندگی را پوشش دهد.

    جایی برای «زندگی» باقی می‌ماند؟

    در چنین شرایطی، یک هزینه کوچک می‌تواند تعادل را بر هم بزند. یک تعمیر ساده، یک مورد بیماری، یک هزینه مدرسه یا حتی یک مهمانی معمولی، کافی است تا این ساختار شکننده فرو بریزد.

    به گزارش‌های رسمی، در ماه‌های اخیر سهم خوراک و مسکن در سبد خانوار افزایش یافته است؛ به این معنا که فشار بر بخش‌های دیگر بیشتر شده و خانوارها ناچارند از آموزش، تفریح یا حتی سلامت خود بزنند.

    هزینه‌های پنهانِ زندگی مدرن

    در کنار همه این‌ها، شکل زندگی نیز تغییر کرده است. بسیاری از خدمات، از پرداخت قبوض گرفته تا آموزش و حتی خریدهای روزمره، به بستر آنلاین منتقل شده‌اند. این تغییر، اگرچه دسترسی را ساده‌تر کرده، اما هزینه‌های جدیدی نیز ایجاد کرده است؛ از اینترنت و بسته‌های ارتباطی گرفته تا کارمزدها و خدمات دیجیتال. به این موارد، باید هزینه فیلترشکن را هم اضافه کنیم.

    در نتیجه، بخشی از هزینه‌های زندگی که پیش‌تر یا وجود نداشت یا ناچیز بود، امروز به یک مؤلفه ثابت در سبد هزینه خانوار تبدیل شده است.

    زندگی در مرز بقا

    آنچه از این تصویر برمی‌آید، نه یک زندگی معمولی، بلکه زیستی در مرز حذف است. حذف تنوع غذایی، حذف تفریح، حذف پس‌انداز و حتی در مواردی، حذف بخشی از نیازهای ضروری. در چنین شرایطی، حداقل دستمزد دیگر تضمین‌کننده حداقل زندگی نیست؛ بلکه صرفاً ابزاری برای ادامه دادن در وضعیتی است که هر ماه، می‌تواند سخت‌تر از ماه قبل باشد.

  • معیشت از دست رفته!

    معیشت از دست رفته!

    به گزارش اقتصادران، حدود ۲۰روز از آتش‌بس شکننده میان ایران و ایالات متحده می‌گذرد. آمار‌های رسمی میزان افراد بیکار شده در این مدت را یک میلیون نفر تخمین می‌زنند و این در حالی است که آنچه در جامعه و دور و اطرافمان می‌بینیم، خبر از آماری بسیار بغرنج‌تر از اینها می‌دهد. در میان سیل عظیم بیکاران و تعدیلی‌ها، عاملی که وضعیت را ترسناک‌تر از آنچه هست می‌کند وضعیت عجیب قیمت‌ها در بازار کالاست؛ نرخ‌های ترسناکی که تا همین چندماه گذشته هم باورپذیر نبودند و این روز‌ها رنگ واقعیت به خود گرفته‌اند.

    اقتصاد ایران نخستین ماه سال جدید را با ثبت رکورد‌های تازه تورمی پشت‌سر گذاشته و  تازه‌ترین آمار‌های رسمی بانک مرکزی، تصویری ترسناک از از مسیر تورم در کشور ارائه می‌دهند. نرخ تورم ۱۲‌ماهه منتهی به فروردین‌۱۴۰۵ با رشد چشمگیر، به ۶/۵۰‌درصد رسیده؛ رقمی که نسبت‌به تورم سالانه اسفندماه یعنی ۳/۴۸‌درصد، افزایش قابل‌توجهی داشته است. شاخص تورم ماهانه فروردین نسبت به اسفند ۷‌درصد اعلام شده؛ عددی که بیش از دو برابر تورم ماهانه ۳‌درصدی اسفندماه است.

    بررسی اجزای این شاخص نیز حکایت از شکافی بزرگ میان کالا و خدمات دارد: تورم ماهانه بخش کالا ۵/۹‌درصد و در بخش خدمات ۸/۳‌درصد ثبت شده است. این تفاوت در عمل نشان می‌دهد فشار تورمی اخیر بیش از هر چیز از مسیر گرانی کالا‌های مصرفی، کالا‌های بادوام و کالا‌های واسطه‌ای به اقتصاد و معیشت مردم منتقل شده است. شاید قابل‌تامل‌ترین آمار منتشرشده، نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه فروردین باشد؛ شاخصی که افزایش قیمت‌ها در فروردین امسال را نسبت به ماه مشابه سال قبل اندازه‌گیری می‌کند. طبق اعلام بانک مرکزی، این نرخ به ۶۷‌درصد رسیده و در بخش کالا‌ها از مرز ۷/۹۵‌درصد گذشته که عملا رکورد تازه و ترسناکی را در این بخش رقم می‌زند.

    دخلی که با خرج نمی‌خواند!

    بر کسی پوشیده نیست که معیشت خانوار تا پیش از شروع جنگ تحمیلی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی علیه کشورمان نیز با هیچ متر و معیاری اوضاع خوبی را از سر نمی‌گذراند. سال‌ها تحریم، همانطور که انتظارش می‌رفت اثر خود را تمام و کمال گذاشته بود و کشور با ناترازی‌های گوناگون مالی و انرژی دست و پنجه نرم می‌کرد. البته چندین و چند مساله در ماه‌های منتهی به پایان سال گذشته در این مساله نقش گسترده‌ای ایفا کردند که شاید مهم‌ترین آنها، موضوع تک‌نرخی شدن ارز بود.

    تصمیمی که طی یک شب ضربه مهلکی به سبد خرید خانوار وارد کرد و برخلاف گفته‌های مسوولان، طرح کالابرگ نیز نتوانست عواقب آن را کامل پوشش دهد. لازم به ذکر است که گرانی‌ها به هیچ عنوان محدود به بازار کالاهای اساسی و خوراک نبوده و تمام ابعاد زندگی مردم را در بر گرفته است؛ از لوازم خانگی گرفته تا پوشاک و محصولات بهداشتی.

    آمار‌های گوناگون از کاهش مصرف صرانه پروتئین و لبنیات کشور گرفته تا ورشکستگی رستوران‌ها به خوبی وضعیت نامطلوب معیشت در سال‌های اخیر را نشان می‌دهد. با این وجود به نظر می‌رسد تمام این موارد نسبت به تورمی که در روز‌های پس از جنگ گریبان مردم را گرفته، ناچیز بوده است! خبرنگار «جهان‌صنعت» در گزارش میدانی زیر بخشی از این آشفتگی ترسناک در بازار را گزارش می‌دهد.

    رکود ترسناک در بازار پوشاک

    مهم‌ترین نکته‌ای که در بسیاری از نقاط شهر که تا پیش از این محل خرید و فروش بودند به چشم می‌خورد، تعطیلی بسیاری از مغازه‌ها است. برای مثال فاصله چهارراه سرسبز تا میدان نبوت، همواره یکی از مکان‌های شلوغ و پرشور و حال تهران در حوزه پوشاک و‌… بوده است حتی در روز‌های وسط هفته نیز مانند تعطیلات رسمی است! یکی از فروشندگان پوشاک در این‌باره به خبرنگار‌‌ «جهان‌صنعت» گفت: از زمان آتش‌بس، فروش عملا به یک دهم زمان قبل از جنگ رسیده است! مشخص است که وقتی مردم برای تهیه قوت روزانه خود با مشکل مواجه هستند دیگر کسی به سراغ خرید پوشاک و لباس نمی‌آید. از سمت دیگر ما عملا شلوغ‌ترین روز‌های سال گذشته یعنی خرید شب عید را از دست داده‌ایم و همین قضیه یکی از مهم‌ترین دلایل ورشکستگی دسته به دسته صنف ماست. وی ادامه داد: از سمت دیگر این روز‌ها مهم ترین دغدغه ما و دیگر اصناف این است که جنس را با چه قیمتی بفروشیم که بتوانیم دوباره جنس بیاوریم! در حال حاضر بر فرض مثال اگر من یک جنس را ۵۰۰‌هزارتومان بفروشم باید ۷۰۰‌هزارتومان هزینه کنم تا آن را دوباره بخرم! بدیهی است که در چنین شرایطی منطقی‌تر است مغازه‌ام را تا روشن شدن تکلیف بازار ببندم تا دست‌کم سرمایه‌ام حفظ شود.

    ترس مردم از پرسیدن قیمت مواد غذایی

    چهارراه مولوی تهران از دیرباز یکی از بورس‌های مهم مواد غذایی کشور بوده است؛ اوضاع زمانی ترسناک می‌شود که به آنجا سر می‌زنیم و می‌بینیم که سر فروشندگان و مغازه‌داران به شکل باورنکردنی خلوت است! یکی از فروشندگان مواد غذایی در این‌باره گفت: پر بی‌راه نیست که بگوییم زمان جنگ به علت‌ نگرانی‌های مردم و شاید بحث عید، رونق کسب‌و‌کار بسیار بیشتر از بعد از آتش‌بس بود. از سمت دیگر جهش قیمت‌ها آنقدر غیرمنطقی بوده است که من دیگر بسیاری از کالاها را ترجیح می‌دهم برای خانه خودمان هم نگیرم! مشخص است که وقتی مشتری برای خرید یک نوشابه خانواده باید ۱۱۱‌هزارتومان هزینه کند، ترجیح می‌دهد پولش را در جیبش بگذارد و به جای نوشابه آب بخورد! یا پدری که برای خرید یک تنقلات ساده مانند چیپس و پفک برای کودکش به مغازه می‌آید، مشخص است که از شنیدن قیمت ساده ترین چیپس که قیمتش به ۷۰‌هزارتومان رسیده شوکه می‌شود! وی ادامه داد: حقیقتا به‌عنوان کاسب، بسیاری اوقات رویم نمی‌شود که قیمت را به مشتری بگویم و شاهد نگاه ماتم گرفته‌اش باشم. تا پیش از جنگ نیز وضعیت همین بود اما دست‌کم چرخ کار نرمک نرمک می‌چرخید اما این روز‌ها به نظر می‌رسد این چرخ به طور کلی متلاشی شده است! یکی از اقشاری که این روز‌ها با بالا پایین شدن قیمت مواد غذایی در برزخ مانده صنف رستوران‌داران است. مشخص است که با بدتر شدن اوضاع اقتصادی، مردم پیش از هر چیز از تفریحاتشان می‌زنند.

    چنانچه در سال‌های گذشته دیدیم کم‌کم چند شب در میان رستوران رفتن به یک شب در هفته و سپس یک شب در ماه تبدیل شد؛ البته لازم به ذکر است که همین یک شب در ماه هم برای بسیاری از مردم آرزو شده است.

    ورشکستگی دسته به دسته رستوران‌ها

    فروشنده یک رستوران فست‌فود واقع در فلکه دوم تهرانپاس درباره وضعیت این روزهای بازار کارشان گفت: این روز‌ها شنیدن خبر تعطیلی کافه و رستوران همکارانمان تبدیل به یکی از روتین‌های روزمره‌مان شده است؛ اگر سری به فست‌فود‌های بزرگ تهران بزنید می‌بینید که دیگر خبری از آن صف‌های سرگیجه‌آور جلوی درب مغازه‌شان نیست. برخی نقاط تهران مانند بلوار اندرزگو یا ۳۰‌تیر بودند که مهم نبود وضعیت چگونه است یا چه تایمی از هفته باشد، همیشه مشتری خود را داشتند اما این روزها می‌بینیم که عملا بسیاری از آنها به فکر جمع کردن رستوران‌ها و غذاخوری‌های خود هستند.

    وی افزود: افزایش قیمت مواد اولیه و دیگر مواد خوراکی در روز‌های پس از جنگ عملا کمر این صنف را شکسته است. برای حفظ حاشیه سود خود چاره‌ای نداریم جز اینکه یک پیتزای ساده را دست‌کم ۴۰۰ هزارتومان به مشتری بدهیم. از شما می‌پرسم چند‌درصد از مردم جامعه می‌توانند برای خرید یک پیتزا ۴۰۰ هزارتومان هزینه کنند؟ این تازه برای یک نفر است! تا آنجا که اطلاع دارم رستوران‌های سنتی، وضعیت بدتری هم به خاطر گرانی برنج دارند و عملا بسیاری‌شان در خطر ورشکستگی کامل هستند. صنف رستوران‌داران و کافه داران عملا چند ماه پایانی سال گذشته و زمان جنگ را از جیب خوردند و همین الان هم عملا بسیاریشان ورشکسته هستند. لازم به ذکر است که این تازه وضعیت تهران است و شهرستان‌ها اوضاعی به مراتب بدتر هم دارند.

    برزخ بی‌پایان صاحبان مشاغل

    داده‌های یکی از معروف‌ترین پلتفرم‌های کاریابی نشان می‌دهد در تاریخ ۵اردیبهشت‌ماه‌۱۴۰۵ بیش از ۳۱۸هزار رزومه توسط کارجویان در این پلتفرم ارسال شده است؛ رقمی که افزایش ۵۰‌درصدی نسبت به بیشترین میزان ارسال رزومه روزانه ثبت‌شده در این پلتفرم را تا به امروز نشان می‌دهد. آمار آگهی‌های استخدامی منتشرشده در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته کاهش یافته است. مجموع این داده‌ها نشان می‌دهد که بازار کار با عدم تعادل روبه‌رو است. همین موضوع مهر تاییدی بر ورشکستگی دسته به دسته بسیاری از مشاغل و تعدیل گسترده نیروی کار است.  در چنین شرایطی مشخصا بزرگ ترین آفت بازار کار، عدم اطمینان نسبت به آینده است؛ وضعیتی که صاحبان مشاغل را با یک برزخ بزرگ مواجه کرده است که نمی‌دانند باید برای چه آماده شوند. در چنین شرایطی به نظر می‌رسد مهم‌ترین اقدام روشن کردن هرچه سریع‌تر آینده برای آنها باشد و دستگاه دیپلماسی کشور همواره باید آن را در نظر داشته باشد.

  • طوفانی بیکاری در راه بازار کار ایران

    طوفانی بیکاری در راه بازار کار ایران

    به گزارش اقتصادران، در روز‌هایی که نفس اقتصاد ایران زیر سایه تبعات جنگ ۴۰ روزه و اختلالات گسترده اینترنت به شماره افتاده، یک عدد بیشتر از هر تحلیل دیگری جلب توجه می‌کند: ۳۱۸ هزار رزومه در یک روز. این رکوردی است که پلتفرم جاب‌ویژن از آن خبر داده؛ عددی که به‌روشنی از یک عدم تعادل جدی در بازار کار حکایت دارد. این یعنی افزایش تقاضا در برابر کاهش محسوس فرصت‌های شغلی و نشانه‌ای از یک روند نگران‌کننده است که هفته‌های اخیر مشاهده می‌شود. موج تعدیل نیرو و بیکاری، توقف جذب و افزایش نااطمینانی در بازار کار زندگی مردم را تحت تاثیر قرار داده است.

    صف‌های طولانی‌تر، فرصت‌های کمتر

    افزایش ۵۰ درصدی ارسال رزومه نسبت به رکورد قبلی، معنایی جز این ندارد که یا افراد بیشتری شغل خود را از دست داده‌اند، یا شاغلان از ترس آینده به‌دنبال گزینه‌های جایگزین هستند. هر دو سناریو، تصویر نگران‌کننده‌ای از وضعیت اشتغال ارائه می‌دهد.

    در هفته‌های اخیر، گزارش‌های مختلف از فضای کسب‌وکار به‌ویژه در حوزه استارتاپ‌ها، فناوری و حتی برخی صنایع خدماتی نشان می‌دهد که بسیاری از شرکت‌ها یا روند جذب را متوقف کرده‌اند یا به‌سمت کوچک‌سازی رفته‌اند. در چنین شرایطی، طبیعی است که پلتفرم‌های کاریابی با «هجوم رزومه‌ها» مواجه شوند.

    اینترنت رفت، شغل هم رفت

    یکی از متغیر‌های کلیدی که در این دوره کمتر از آن نمی‌توان چشم‌پوشی کرد، قطعی طولانی‌مدت اینترنت است. برای بخشی از اقتصاد ایران از فریلنسر‌ها و کسب‌وکار‌های آنلاین گرفته تا استارتاپ‌ها، این قطعی فقط یک اختلال فنی نبود؛ بلکه به معنای از دست رفتن مشتری، پروژه و در نهایت درآمد بود.

    در همین مدت کوتاه، بسیاری از فعالان این حوزه یا عملاً بیکار شده‌اند یا با کاهش شدید درآمد مواجه‌اند. همین گروه، حالا به جمع متقاضیان کار اضافه شده‌اند؛ افرادی که پیش‌تر حتی در آمار رسمی بیکاری هم دیده نمی‌شدند.

    اثر جنگ بر بازار کار؛ شوک کوتاه یا بحران بلند؟

    جنگ ۴۰ روزه، علاوه بر هزینه‌های مستقیم، یک اثر روانی و اقتصادی مهم هم بر بازار کار گذاشت؛ افزایش نااطمینانی. کسب‌وکار‌ها در شرایطی که آینده قابل پیش‌بینی نیست، معمولاً اولین تصمیمی که می‌گیرند، کاهش هزینه‌هاست و این یعنی توقف استخدام یا تعدیل نیرو.

    به گفته کارشناسان و تحلیلگران حتی با فروکش کردن درگیری‌ها، اثر این نااطمینانی به این زودی‌ها از بین نمی‌رود. به بیان ساده، بازار کار معمولاً با تأخیر به شوک‌ها واکنش نشان می‌دهد و آنچه امروز در قالب «رکورد رزومه» دیده می‌شود، می‌تواند تازه آغاز ماجرا باشد.

    مهاجرت پنهان در بازار کار

    یک نکته مهم دیگر، تغییر رفتار نیروی کار است. افزایش شدید ارسال رزومه لزوماً فقط به معنای بیکاری نیست؛ بلکه می‌تواند نشانه‌ای از بی‌ثباتی شغلی و کاهش رضایت از وضعیت موجود باشد. بسیاری از شاغلان، حتی بدون از دست دادن کار خود، به‌دنبال گزینه‌های امن‌تر یا پردرآمدتر هستند. به خصوص که شاهد عدم افزایش حقوق سالانه در بسیاری از بنگاه‌های اقتصادی هستیم و این سبب افزایش نارضایتی شغلی کارگران و کارمندان شده است. بدیهی است که اگر این وضعیت ادامه‌دار شود، می‌تواند به نوعی «مهاجرت پنهان» در بازار کار ختم خواهد شد. به این معنی که شاهد جابه‌جایی گسترده نیروی انسانی میان مشاغل، بدون آنکه لزوماً شغل جدیدی خلق شده باشد، خواهیم بود.

    آیا سیاست‌گذار صدای بازار را می‌شنود؟

    عدد ۳۱۸ هزار رزومه، بیش از آنکه یک رکورد باشد، یک هشدار است؛ بازاری که در آن تقاضا با این شدت بالا می‌رود، اما عرضه شغل همزمان کوچک می‌شود، دیر یا زود با بحران‌های عمیق‌تری از کاهش دستمزد‌ها گرفته تا افزایش اشتغال غیررسمی و بی‌ثباتی مواجه خواهد شد.

    وضعیت امروز در واقع نشانه‌ای از یک تغییر جدی است که تحت تاثیر عواملی همچون جنگ، اختلال اینترنت، نااطمینانی اقتصادی و فشار بر کسب‌وکار‌ها بروز کرده است. اگر این روند ادامه پیدا کند، مسئله فقط بیکاری نخواهد بود و بلکه کیفیت اشتغال، امنیت شغلی و حتی ساختار بازار کار نیز دستخوش تغییر خواهد شد. سوال اصلی اینجاست: آیا سیاست‌گذار پیش از عمیق‌تر شدن بحران، واکنشی نشان خواهد داد یا باید منتظر وخیم‌تر شدن اوضاع و بحرانی‌تر شدن شرایط باشیم؟

  • یوان برنده پنهان انسداد تنگه هرمز

    یوان برنده پنهان انسداد تنگه هرمز

    به گزارش اقتصادران، در سال‌های اخیر، سیاست‌گذاران چینی تلاش کرده‌اند وابستگی خود به دلار را در مبادلات بین‌المللی کاهش دهند. این هدف از طریق توسعه زیرساخت‌های پرداخت مستقل، چه در قالب سیستم‌های سنتی و چه دیجیتال، دنبال شده است. با این حال، پیشرفت در این مسیر همواره یکنواخت نبوده و در برخی دوره‌ها، فاصله میان اهداف اعلامی و واقعیت‌های اقتصادی قابل توجه بوده است.

    اکنون اما نشانه‌هایی از همگرایی میان این اهداف و داده‌های واقعی مشاهده می‌شود. یکی از مهم‌ترین شاخص‌ها، رشد چشمگیر استفاده از سامانه پرداخت بین‌المللی چین (CIPS) است. این سامانه در ماه مارس به‌طور متوسط روزانه حدود ۹۲۰ میلیارد یوان تراکنش را پردازش کرده، در حالی که میانگین روزانه آن در سال گذشته حدود ۶۸۰ میلیارد یوان بوده است. حتی در اوایل آوریل، حجم تراکنش‌ها از ۱.۲ تریلیون یوان نیز فراتر رفته است.

    زمان‌بندی این جهش نشان می‌دهد که تحولات ژئوپلیتیکی، به‌ویژه جنگ ایران، در این افزایش نقش داشته‌اند. بخشی از این رشد به استفاده از یوان در مبادلات نفتی مربوط می‌شود، به‌ویژه در تعامل با ایران که از گذشته تمایل به دریافت یوان در ازای صادرات نفت داشته است. علاوه بر این، گزارش‌ها حاکی از آن است که برخی پرداخت‌ها برای عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز نیز به یوان انجام می‌شود.

    گسترش استفاده از یوان در جریان سرمایه و تجارت

    با این حال، افزایش حجم تراکنش‌ها در CIPS تنها با تجارت نفت قابل توضیح نیست. داده‌ها نشان می‌دهد که جریان‌های سرمایه نیز در این روند نقش داشته‌اند. در ماه مارس، ارزش معاملات برون‌مرزی اوراق قرضه، سهام و سایر دارایی‌های مالی به ۷۱۲ میلیارد دلار رسید که حدود ۴۰ درصد بیشتر از میانگین ماهانه سال گذشته است.

    در نتیجه این تحولات، سهم یوان در کل تراکنش‌های بین‌المللی چین، شامل تجارت کالا، خدمات و دارایی‌ها، به بیش از ۵۶ درصد افزایش یافته است؛ رقمی که پس از یک دوره ثبات در سال ۲۰۲۵، جهشی قابل توجه محسوب می‌شود.

    در کنار CIPS، پروژه mBridge نیز به‌عنوان یک بستر نوین برای پرداخت‌های فرامرزی مبتنی بر ارزهای دیجیتال در حال گسترش است. این پلتفرم که با مشارکت چند بانک مرکزی راه‌اندازی شده، اکنون از مرحله آزمایشی عبور کرده و به یک گزینه عملیاتی تبدیل شده است. تا نوامبر، معادل ۵۵.۵ میلیارد دلار در قالب بیش از ۴۰۰۰ تراکنش از طریق این شبکه منتقل شده که بیش از ۹۵ درصد آن با استفاده از یوان دیجیتال انجام شده است. سرعت بالای این تراکنش‌ها، که در برخی موارد به کمتر از ۱۰ ثانیه می‌رسد، یکی از مزیت‌های کلیدی این سیستم به‌شمار می‌رود.

    محدودیت‌ها و انگیزه‌های تنوع‌بخشی ارزی

    با وجود این پیشرفت‌ها، زیرساخت‌های پرداخت مبتنی بر یوان همچنان در مقایسه با شبکه‌های دلاری بسیار کوچک‌تر هستند. برای مثال، شبکه CHIPS در آمریکا روزانه بیش از ۲ تریلیون دلار تراکنش را پردازش می‌کند و شبکه سوئیفت بیش از ۱۱ هزار مؤسسه مالی را در بر می‌گیرد، در حالی که CIPS کمتر از ۱۸۰۰ عضو دارد.

    با این حال، تحولات ژئوپلیتیکی اخیر، به‌ویژه حذف بانک‌های روسی از سوئیفت در سال ۲۰۲۲، موجب شده بسیاری از کشورها و شرکت‌ها به فکر تنوع‌بخشی به زیرساخت‌های پرداخت خود بیفتند. این نگرانی که ممکن است در آینده دسترسی آن‌ها به سیستم‌های دلاری محدود شود، انگیزه‌ای قوی برای استفاده از گزینه‌های جایگزین مانند یوان ایجاد کرده است. در واقع، برخی از بازیگران اقتصادی که پیش‌تر زیرساخت‌های لازم را فراهم کرده بودند، اکنون در واکنش به بحران‌ها، استفاده از آن را به‌طور جدی آغاز کرده‌اند.

    نقش نرخ بهره پایین در جذابیت یوان

    عامل مهم دیگر در افزایش جذابیت یوان، نرخ بهره پایین در اقتصاد چین است. کاهش تقاضای داخلی و تهدید تورم منفی، بانک مرکزی این کشور را به کاهش نرخ بهره تا سطح ۱.۴ درصد سوق داده است؛ نرخی که بیش از دو واحد درصد کمتر از نرخ مشابه در آمریکا است. این شرایط باعث شده هزینه استقراض به یوان برای بازیگران خارجی بسیار جذاب باشد.

    در نتیجه، دولت‌ها و شرکت‌ها به‌طور فزاینده‌ای به انتشار اوراق بدهی مبتنی بر یوان روی آورده‌اند. برخی کشورها از طریق انتشار اوراق «پاندا» در بازار داخلی چین و برخی دیگر از طریق اوراق «دیم سام» در هنگ‌کنگ تأمین مالی می‌کنند. برای مثال، دولت اندونزی بیش از ۹ میلیارد یوان از این طریق جذب کرده و پرتغال نیز به‌عنوان نخستین کشور حوزه یورو، اقدام به انتشار چنین اوراقی کرده است.

    در سطح شرکت‌ها نیز این روند قابل مشاهده است. صندوق‌های پوشش ریسک به‌دنبال یافتن ارزهای جدید برای تأمین مالی هستند و برخی تولیدکنندگان نیز ترجیح می‌دهند در ارزی وام بگیرند که در زنجیره تأمین آن‌ها نقش دارد. در همین راستا، نهاد پولی هنگ‌کنگ یک خط اعتباری ۲۰۰ میلیارد یوانی ایجاد کرده تا شرکت‌های خارجی بتوانند با نرخ‌های پایین به این ارز دسترسی پیدا کنند.

    فرصت تاریخی یا اغراق سیاسی؟

    در مجموع، این تحولات موجب شده سهم یوان در تأمین مالی تجارت جهانی به بیش از ۸ درصد برسد؛ رقمی که همچنان فاصله زیادی با سهم بیش از ۸۰ درصدی دلار دارد، اما نشان‌دهنده رشد قابل توجه این ارز است.

    برخی تحلیلگران معتقدند که شرایط کنونی یک پنجره طلایی برای گسترش نقش بین‌المللی یوان فراهم کرده است. ترکیب عواملی مانند تحریم‌ها، تعرفه‌ها، تنش‌های ژئوپلیتیکی و زیرساخت‌های جدید مالی، فرصت بی‌سابقه‌ای را برای چین ایجاد کرده تا جایگاه ارز خود را تقویت کند.

    با این حال، این خوش‌بینی‌ها باید با احتیاط ارزیابی شوند. حتی اگر یوان نتواند به رقیبی جدی برای دلار تبدیل شود، همین که به‌عنوان یک گزینه جایگزین عمل کند، می‌تواند نقش مهمی در کاهش وابستگی به دلار ایفا کند. در واقع، یوان بیش از آنکه جایگزین کامل دلار باشد، در حال تبدیل شدن به ابزاری برای پوشش ریسک در برابر سلطه آن است.

    یوان به‌عنوان ابزار تعادل در نظم مالی جدید

    روندهای اخیر نشان می‌دهد که نظام مالی جهانی در حال حرکت به سمت چندقطبی شدن است. در این چارچوب، یوان به‌تدریج جایگاه خود را به‌عنوان یک ارز مکمل تثبیت می‌کند؛ ارزی که می‌تواند در شرایط بی‌ثباتی، گزینه‌ای جایگزین برای کشورها و شرکت‌ها فراهم کند. اگرچه مسیر تبدیل یوان به یک ارز قدرتمند همچنان طولانی است، اما تحولات ژئوپلیتیکی اخیر، به‌ویژه جنگ‌ها و تنش‌های اقتصادی، این مسیر را هموارتر کرده‌اند.

  • اینترنت پرو؛ از غرفه‌های فروش تا ثبت‌نام‌های مشکوک!

    اینترنت پرو؛ از غرفه‌های فروش تا ثبت‌نام‌های مشکوک!

    به گزارش اقتصادران، در شرایطی که اقتصاد ایران زیر فشار تورم مزمن، کاهش قدرت خرید و نااطمینانی‌های اقتصادی روزبه‌روز کوچک‌تر می‌شود، هر سیاست جدیدی که با زندگی دیجیتال مردم گره می‌خورد، حساسیت دوچندان پیدا می‌کند. «اینترنت پرو» یکی از همین سیاست‌هاست؛ طرحی که در ظاهر با هدف گره‌گشایی از کار برخی کاربران حرفه‌ای در وضعیت جنگی فعلی که اینترنت به دلایل امنیتی و با تصمیم شورای عالی امنیت ملی محدود شده است، معرفی شد. این طرح، اما در عمل به یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات حوزه ارتباطات در هفته‌های اخیر تبدیل شده است.

    گذشته از شائبه مقدمه چینی برای طبقاتی کردن اینترنت که همان روز نخست این طرح را زیر سوال برد و به چالش کشید؛ اینترنت پرو قرار بود پاسخی باشد به نیاز کسب‌وکار‌ها و کاربرانی که به اینترنت پایدارتر، سریع‌تر و با کیفیت‌تر نیاز دارند، اما مسئله از همان ابتدا در تعریف مبهم «کاربر حرفه‌ای» آغاز شد. نه معیار شفافی برای تشخیص این کاربران ارائه شد و نه سازوکار دقیق و قابل راستی‌آزمایی برای اجرای عادلانه طرح. همین خلأ اولیه کافی بود تا این پروژه، به جای آنکه یک سرویس تخصصی باقی بماند، وارد فاز تجاری و پرابهام شود.

    از خدمت ویژه تا بازار فروش ویژه

    آنچه امروز از گوشه و کنار گزارش می‌شود، تصویر متفاوتی از یک طرح خدماتی است. برخی اپراتور‌ها به جای اجرای محدود و هدفمند اینترنت پرو، وارد فاز تبلیغات میدانی شده‌اند. در برخی فروشگاه‌ها و مراکز پرتردد شهری، غرفه‌هایی برپا شده که به صورت مستقیم اقدام به ثبت‌نام اینترنت پرو می‌کنند؛ ثبت‌نام‌هایی که بیش از آنکه بر اساس ارزیابی نیاز حرفه‌ای باشد، به فرآیند فروش یک سرویس گران‌تر شباهت دارد.

    در همین حال، گزارش‌هایی از فعالیت ویزیتور‌های برخی اپراتور‌ها منتشر شده که به دفاتر اتحادیه‌ها و اصناف مختلف مراجعه کرده‌اند؛ حتی صنوفی که اساساً در فهرست اعلامی مشمول این طرح قرار نداشتند. با این حال، برای این واحد‌ها نیز ثبت‌نام اینترنت پرو انجام شده است. همین موضوع این شائبه را تقویت کرده که مرز میان «ارائه خدمت ویژه» و «فروش سازمان‌یافته اینترنت گران‌تر» در عمل از بین رفته است.

    در چنین شرایطی، اینترنت پرو برای بخشی از افکار عمومی دیگر یک سرویس ارتقای کیفیت نیست، بلکه به نمادی از یک بازار خاکستری تبدیل شده است؛ بازاری که در آن، دسترسی به کیفیت بهتر اینترنت نه بر اساس نیاز واقعی، بلکه بر اساس دسترسی به واسطه‌ها، تبلیغات و توان پرداخت تعریف می‌شود.

    اینترنت رسما طبقاتی می‌شود

    مهم‌ترین نقدی که به اینترنت پرو وارد می‌شود، موضوع «طبقاتی شدن اینترنت» است. منتقدان می‌گویند اینترنت در ذات خود یک زیرساخت عمومی است؛ درست مانند آب، برق یا جاده. اما وقتی کیفیت آن به بسته‌های ویژه و پرداخت‌های بیشتر گره می‌خورد، عملاً یک شکاف جدید در جامعه شکل می‌گیرد: شکاف میان کسانی که اینترنت جهانی ولو با فیلتر دارند و کسانی که باید با اینترنت ملی مدارا کنند.

    این نگرانی در شرایطی مطرح می‌شود که جامعه با فشار شدید اقتصادی مواجه است. در وضعیتی که بخش بزرگی از مردم برای تأمین نیاز‌های اولیه مانند خوراک، اجاره مسکن و درمان با مشکل روبه‌رو هستند، طرح‌هایی که به نوعی «خدمات ممتاز دیجیتال» ایجاد می‌کنند، از نظر اجتماعی حساسیت‌برانگیزتر می‌شوند. پرسش اصلی اینجاست که آیا اینترنت، به عنوان ابزار اصلی آموزش، کار و ارتباطات، باید به یک کالای لوکس تبدیل شود؟

    نه به بی‌عدالتی

    تبدیل اینترنت از یک زیرساخت عمومی به یک کالای لوکس و طبقاتی حتما ضربه‌ای جبران‌ناپذیر بر پیکره عدالت اجتماعی وارد می‌کند و به همین خاطر هم شاهدیم که در روز‌های اخیر انتقادات بسیاری به این طرح شده است. رئیس کمیسیون فناوری اطلاعات اتاق ایران با انتقاد شدید از این رویکرد، خاطرنشان کرده که در تمام رایزنی‌ها با وزارت ارتباطات، بنا بر «بازگشایی تدریجی برای همه مردم» بود و نه «طبقاتی شدن» آن، چرا که اینترنتی که تنها در اختیار طبقه‌ای خاص باشد، هیچ تاثیر مثبتی بر بهبود وضعیت کسب‌وکار‌های خرد و معیشت عمومی نخواهد داشت.

    برخی گروه‌ها و اصناف همچون انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران، سازمان نظام پرستاری و کانون‌های وکلای دادگستری استان‌های سمنان و اصفهان با انتقاد از این طرح، از دریافت آن خودداری کرده‌اند.

    محمدرضا جلائی‌پور هم از منظر جامعه‌شناختی و امنیتی هشدار داده و گفته که این طرح با تشدید شکاف دیجیتال، نابرابری‌های موجود را عمیق‌تر کرده و با آسیب زدن به اشتغال میلیون‌ها فریلنسر و کسب‌وکار کوچک، نارضایتی‌های اجتماعی را بازتولید می‌کند. پیامد خطرناک‌تر این سیاست، سوق دادن اجباری و توده‌وار کاربران به سمت فناوری‌هایی نظیر اینترنت ماهواره‌ای است؛ پدیده‌ای که به گفته کارشناسان، در نهایت منجر به «تضعیف حکمرانی سایبری و تهدید امنیت ملی» خواهد شد.

    در حقیقت، «اینترنت پرو» به جای آنکه راه‌حلی برای بحران باشد، خود به بحرانی جدید بدل شده که با پایمال کردن اصل عدالت در دسترسی به خدمات عمومی، هزینه‌های گزافی را بر اقتصاد دیجیتال تحمیل کرده و اعتماد عمومی را بیش از پیش از بین برده است.

    ابهام در سیاست‌گذاری و زمینه‌سازی برای سوءاستفاده

    یکی از مهم‌ترین دلایل شکل‌گیری حاشیه‌های اینترنت پرو، ابهام در سیاست‌گذاری و نبود نظارت مؤثر است. وقتی چارچوب اجرای یک طرح شفاف نباشد، طبیعی است که مسیر برای تفسیر‌های سلیقه‌ای و حتی سوءاستفاده باز شود.

    در همین بستر، گزارش‌های متعددی از سوءاستفاده‌های مالی منتشر شده است. برخی فعالان حوزه ارتباطات معتقدند اینترنت پرو در عمل به بهانه‌ای برای افزایش درآمد اپراتور‌ها تبدیل شده است؛ به‌ویژه در شرایطی که بازار اینترنت عمومی با محدودیت‌ها، نوسانات کیفیت و نارضایتی گسترده کاربران مواجه است.

    به بیان دیگر، این نگرانی وجود دارد که به جای رفع محدودیت‌های فعلی و بهبود کیفیت کلی شبکه، مسیر ساده‌تر یعنی «فروش اینترنت گران‌تر به بخشی از کاربران» انتخاب شده باشد؛ مسیری که اگرچه در کوتاه‌مدت می‌تواند درآمدزایی ایجاد کند، اما در بلندمدت اعتماد عمومی را فرسایش می‌دهد.

    ورود قوه قضاییه به پرونده «پرو»

    گسترش انتقاد‌ها و گزارش‌های مربوط به تخلفات، در نهایت پای نهاد‌های نظارتی را نیز به این موضوع باز کرده است. چنانچه غلامحسین محسنی‌اژه‌ای رئیس قوه قضاییه شخصا به ماجرا ورود و دستور پیگیری صادر کرد تا با برخی سوءاستفاده‌های فعلی در روند اجرای اینترنت پرو مقابله شود. این رویکرد دستگاه قضا به خوبی نشان می‌دهد که مسئله صرفاً یک اختلاف فنی یا رقابتی میان اپراتور‌ها نیست، بلکه به حوزه حقوق مصرف‌کننده و حتی عدالت در دسترسی به خدمات عمومی مرتبط است. وقتی یک سرویس ارتباطی وارد چنین سطحی از حساسیت قضایی می‌شود، به معنای آن است که شکاف میان طراحی سیاست و اجرای آن بسیار جدی بوده است.

    اینترنت محدود چطور بحران‌ها را تشدید می‌کند؟

    برای درک کامل ماجرای اینترنت پرو، نمی‌توان وضعیت کلی اینترنت در کشور را نادیده گرفت. در سال‌های اخیر، کاربران با مجموعه‌ای از مشکلات ساختاری از جمله قطعی‌های مکرر، افت کیفیت، محدودیت‌های گسترده و ناپایداری در دسترسی دست به گریبان بوده‌اند. در همین فقره اخیر از ابتدای حملات آمریکا و اسرائیل به کشور یعنی نهم اسفند ماه دسترسی به اینترنت بین‌المللی برای عموم مردم قطع شده و به غیر از سیم‌کارت سفید‌ها سایرین امکان اتصال به شبکه جهانی را ندارد. همین امر هم صدمات قابل توجهی به اقتصاد کشور زده است.

    این وضعیت باعث شده اینترنت به جای یک زیرساخت قابل اعتماد، به یک منبع دائمی نگرانی برای کاربران تبدیل شود. در چنین شرایطی، هر طرح جدیدی که به اینترنت مرتبط است، با حساسیت و بی‌اعتمادی بیشتری مواجه می‌شود. اینترنت پرو نیز در همین بستر وارد شد، بستری که از قبل آماده پذیرش یک طرح پرابهام نبود.

    هزینه‌های پنهان برای اقتصاد دیجیتال

    فراتر از بحث‌های اجتماعی، موضوع اینترنت پرو پیامد‌های اقتصادی مهمی نیز دارد. اقتصاد دیجیتال در ایران، از فروشگاه‌های آنلاین گرفته تا کسب‌وکار‌های کوچک، فریلنسر‌ها و حتی آموزش‌های مجازی، به شدت وابسته به اینترنت پایدار است.

    هرگونه ناپایداری یا تبعیض در دسترسی، مستقیماً بر درآمد و بقای این کسب‌وکار‌ها اثر می‌گذارد. فعالان این حوزه می‌گویند که حتی اختلال‌های کوتاه‌مدت اینترنت می‌تواند به از دست رفتن مشتری، کاهش فروش و بی‌اعتمادی کاربران منجر شود. حال اگر اینترنت با کیفیت بهتر به شکل طبقاتی توزیع شود، این شکاف در عملکرد اقتصادی نیز بازتاب پیدا خواهد کرد.

    اینترنت پرو؛ گران برای مردم، پرهزینه برای مسئولان

    ماجرای اینترنت پرو در نهایت فقط یک بحث فنی درباره کیفیت اینترنت نیست. این موضوع به یک مسئله اجتماعی، اقتصادی و حتی حقوقی تبدیل شده است. طرحی که قرار بود کیفیت را بهتر کند، حالا با انتقاد‌هایی درباره تبعیض، سوءاستفاده مالی و نبود شفافیت مواجه است.

    ورود قوه قضاییه به این پرونده نیز نشان می‌دهد که سطح حساسیت موضوع از یک سیاست‌گذاری معمولی فراتر رفته است. نقد جدی و اصلی این است که نمی‌توان اینترنت را به دو سطح «عادی» و «ویژه» تقسیم کرد چرا این اقدام نتیجه‌ای غیر از آسیب به عدالت دسترسی و اعتماد عمومی ندارد. بر همین اساس اینترنت پرو نه یک راه‌حل، بلکه نمونه‌ای از یک سیاست پرهزینه است که به جای کاهش شکاف دیجیتال، آن را عمیق‌تر کرده است.