دسته: اقتصاد کلان

  • خاموشی اینترنت؛ سناریو پرهزینه برای اقتصاد ایران

    خاموشی اینترنت؛ سناریو پرهزینه برای اقتصاد ایران

    به گزارش اقتصادران، احسان چیت‌ساز، معاون سیاستگذاری و برنامه‌ریزی توسعه فاوا و اقتصاد دیجیتال وزارت ارتباطات در گفت‌وگو با ایلنا و در پاسخ به این سوال که «آیا این وزارتخانه با طرح اینترنت «پرو» موافق است و اساساً جزئیات این نوع دسترسی چیست؟» گفت: از منظر اقتصاد دیجیتال، اصل بنیادین این وزارتخانه، «دسترسی پایدار، باکیفیت و غیرتبعیض‌آمیز به اینترنت» برای همه مردم و کسب‌وکارها در شرایط عادی است.

    اعمال محدودیت دسترسی به اینترنت در شرایط بحرانی 

    معاون وزیر ارتباطات با بیان اینکه هرگونه تفکیک دسترسی به اینترنت در شرایط عادی، موجب اختلال در کارایی بازار، کاهش نوآوری و تضعیف اعتماد عمومی خواهد شد، گفت: اما در شرایط بحرانی (اعم از جنگ، تهدیدات امنیتی یا اختلالات گسترده)، مسئله از سطح سیاست‌گذاری توسعه‌ای به سطح «مدیریت ریسک ملی» منتقل می‌شود.

    چیت‌ساز افزود: در این شرایط، بر اساس مصوبات مراجع ذی‌صلاح از جمله شورای عالی امنیت ملی، ممکن است سطوحی از مدیریت ترافیک یا محدودیت دسترسی اعمال شود. در همین چارچوب، آنچه تحت عنوان «اینترنت پرو» مطرح شده، در واقع یک مکانیسم تداوم خدمات (Business Continuity Mechanism) است که هدف آن جلوگیری از توقف کامل فعالیت‌های حیاتی اقتصادی و خدماتی در شرایط بحران است.

    اختلال در راه‌اندازی تلفن همراه هوشمند در زمان جنگ 

    معاون سیاستگذاری و برنامه‌ریزی توسعه فاوا و اقتصاد دیجیتال وزارت ارتباطات با تاکید بر اینکه کسب‌وکارها به زیرساخت‌های ابری جهانی وابسته‌اند، گفت: بخش عمده‌ای از سرویس‌های حیاتی (از جمله سرورها، پایگاه‌های داده، سامانه‌های پشتیبان‌گیری و ابزارهای تحلیل) بر بستر ارائه‌دهندگان بین‌المللی مانند AWS، Google Cloud و Azure اجرا می‌شوند. حتی در مواردی که داده‌ها در داخل کشور نگهداری می‌شوند، وابستگی به ابزارهای مدیریتی، به‌روزرسانی‌ها، یا سرویس‌های مکمل خارجی همچنان پابرجاست. در غیاب اینترنت، این زیرساخت‌ها عملاً از دسترس خارج می‌شوند و امکان مدیریت، بازیابی یا مقیاس‌پذیری آن‌ها از بین می‌رود.

    چیت‌ساز ادامه داد: از سوی دیگر، معماری نرم‌افزارهای مدرن مبتنی بر APIها و میکروسرویس‌هاست که به‌صورت گسترده از سرویس‌های خارجی استفاده می‌کنند. احراز هویت (OAuth، SSO)، ارسال ایمیل و پیامک، پردازش پرداخت، خدمات نقشه، تحلیل رفتار کاربران، و حتی برخی اجزای امنیتی از طریق APIهای بین‌المللی ارائه می‌شوند. قطع اینترنت بین‌المللی باعث گسست در این زنجیره وابستگی می‌شود و به‌اصطلاح، «گراف وابستگی سیستم» فرو می‌ریزد؛ به‌گونه‌ای که حتی اگر اجزای داخلی فعال باشند، خروجی نهایی قابل استفاده نخواهد بود. خیلی از کسانی که در دوران جنگ، تلفن همراهشان صدمه دیده بود به دلیل قطعی اینترنت نتوانستند تلفن همراه هوشمند خود را راه اندازی کنند.

    تضعیف امنیت سایبری با قطع اینترنت 

    معاون وزیر ارتباطات در پاسخ به این سوال که «آیا حوزه امنیت سایبری با قطع اینترنت آسیب نخواهد دید؟» گفت: در حوزه امنیت سایبری، وابستگی به اینترنت حتی حیاتی‌تر است. سامانه‌های امنیتی برای دریافت به‌روزرسانی‌ها، امضاهای بدافزار، داده‌های تهدید (threat intelligence) و وصله‌های امنیتی به منابع جهانی متکی هستند. مهم‌تر از آن، زیرساخت اعتماد دیجیتال یا PKI به‌صورت جهانی تعریف شده است. گواهی‌های SSL/TLS که امنیت ارتباطات را تضمین می‌کنند، نیازمند تمدید دوره‌ای، بررسی وضعیت اعتبار از طریق پروتکل‌هایی مانند OCSP و CRL، و تعامل با مراکز صدور گواهی (Certificate Authorities) بین‌المللی هستند. در صورت قطع اینترنت بین‌المللی، امکان اعتبارسنجی این گواهی‌ها مختل می‌شود یا گواهی‌ها منقضی می‌شوند؛ در نتیجه مرورگرها و سرویس‌ها ارتباط را ناامن تشخیص داده و آن را مسدود می‌کنند. این مسئله می‌تواند حتی در صورت سالم بودن کامل زیرساخت داخلی، کل سرویس را از دسترس خارج کند.

    به گفته چیت‌ساز، از منظر عملیات فنی و DevOps، اینترنت برای دسترسی به مخازن کد، رجیستری‌های نرم‌افزاری، کتابخانه‌های متن‌باز، به‌روزرسانی وابستگی‌ها و ابزارهای استقرار ضروری است. بسیاری از نرم‌افزارها در زمان اجرا یا استقرار به منابعی مانند GitHub، Docker Hub، PyPI، npm یا Maven وابسته‌اند. در شرایط بحران، نیاز به اصلاح سریع باگ‌ها، انتشار نسخه‌های جدید و اعمال patchهای امنیتی افزایش می‌یابد؛ اما بدون اینترنت بین‌المللی، این چرخه متوقف می‌شود و سیستم‌ها در وضعیت آسیب‌پذیر باقی می‌مانند.

    احتمال کمبود کالا در نبود اینترنت بین‌المللی

    معاون سیاستگذاری و برنامه‌ریزی توسعه فاوا و اقتصاد دیجیتال وزارت ارتباطات با بیان اینکه در حوزه اقتصاد دیجیتال، اتصال به بازارها و مشتریان جهانی نیز یک الزام فنی است، گفت: بسیاری از کسب‌وکارها -حتی در سطح داخلی- به پلتفرم‌های بین‌المللی برای بازاریابی، فروش، تبلیغات، تحلیل داده یا ارتباط با مشتریان وابسته‌اند. ابزارهایی مانند Google Analytics، شبکه‌های تبلیغاتی، مارکت‌پلیس‌ها و پلتفرم‌های ابری هوش مصنوعی همگی نیازمند اتصال به اینترنت بین‌المللی هستند. قطع این اتصال نه‌تنها جریان درآمدی را مختل می‌کند، بلکه داده‌های تحلیلی و بینش‌های حیاتی برای تصمیم‌گیری را نیز از بین می‌برد.

    چیت‌ساز در مورد سایر آسیب‌های قطع اینترنت گفت: از سوی دیگر، زنجیره تأمین دیجیتال در بسیاری از صنایع ماهیتی فرامرزی دارد. ثبت سفارش، هماهنگی با تأمین‌کنندگان خارجی، رهگیری حمل‌ونقل، تبادل اسناد و مدیریت لجستیک به سامانه‌ها و پروتکل‌های بین‌المللی وابسته است. در نبود اینترنت بین‌المللی، این زنجیره دچار اختلال می‌شود و کسب‌وکارها دید خود را نسبت به وضعیت تأمین و توزیع از دست می‌دهند، که این امر در شرایط بحرانی می‌تواند به کمبود کالا یا اختلال در خدمات حیاتی منجر شود.

    قطع کامل اینترنت، پرهزینه‌ترین سناریو برای اقتصاد ملی است

    معاون وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در مورد شبکه ملی اطلاعات نیز گفت: شبکه ملی اطلاعات، حتی در بهترین حالت، تنها می‌تواند بخشی از کارکردهای داخلی را پوشش دهد، اما قادر به بازتولید اکوسیستم جهانی فناوری -شامل مراکز داده، زیرساخت‌های اعتماد، مخازن دانش، شبکه‌های توزیع محتوا و سرویس‌های هوش مصنوعی- نیست. بنابراین، از منظر فنی، اینترنت بین‌المللی نه یک گزینه، بلکه بخشی جدایی‌ناپذیر از معماری سیستم‌های مدرن است. در شرایط بحرانی، قطع آن به معنای جدا شدن از شبکه‌ای است که منطق عملکرد، امنیت، و پایداری بسیاری از کسب‌وکارها بر پایه آن شکل گرفته است؛ وضعیتی که می‌تواند به فروپاشی تدریجی یا حتی ناگهانی عملکرد سیستم‌های اقتصادی و دیجیتال منجر شود.

    چیت‌ساز افزود: این رویکرد پس از تجربه قطعی گسترده اینترنت در دوره‌های گذشته و با مطالبه صریح کسب‌وکارها شکل گرفت؛ به‌گونه‌ای که در جلسات رسمی با حضور مدیران عامل پلتفرم‌ها و تشکل‌های بخش خصوصی با شهید لاریجانی به عنوان دبیر وقت شعام، تأکید شد که «قطع کامل اینترنت، پرهزینه‌ترین سناریو برای اقتصاد ملی است». ولی این مدل فقط در بحران کوتاه‌مدت کاراست! این طرح شیوه اجرای بسیار نامناسبی داشت و هنوز IP بسیاری از کسب و کارها متصل نشده است.

    هدف طرح اینترنت پرو کاهش خسارت به کل اقتصاد دیجیتال کشور در شرایط بحران است

    معاون وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات با تاکید بر اینکه «اینترنت پرو ابزار توسعه‌ای یا امتیاز ویژه نیست» گفت: اینترنت پرو یک راهکار اضطراری برای حفظ حداقل کارکرد اقتصاد دیجیتال در شرایط بحران است و چارچوب آن نیز خارج از وزارتخانه و در سطح تصمیم‌گیری‌های امنیتی کشور تعیین می‌شود و نمی‌تواند جایگزین اینترنت پس از پایان جنگ باشد.

    چیت‌ساز در پاسخ به این سوال که «آیا اینترنت پرو همان اینترنت طبقاتی است؟» گفت: اطلاق «اینترنت طبقاتی» به این موضوع، از نظر تحلیلی دقیق نیست و موجب خلط مفهومی می‌شود. اینترنت طبقاتی به معنای ایجاد نابرابری ساختاری و دائمی در دسترسی به اینترنت در شرایط عادی است؛ یعنی گروهی از شهروندان به‌صورت پایدار به اینترنت باکیفیت‌تر یا بدون محدودیت دسترسی داشته باشند و سایرین از این امکان محروم باشند، در حالی که اینترنت کسب و کارها ماهیت موقت و شرایطی دارد (فقط در وضعیت‌های بحرانی برای اتصال پایدار در همه شرایط) و مبتنی بر کارکرد اقتصادی و زیرساختی است، نه جایگاه اجتماعی افراد و هدف آن کاهش خسارت به کل اقتصاد دیجیتال کشور طراحی شده است و نه اینکه افراد خاص به اینترنت دسترسی داشته باشند ولی این طرح اینقدر بد اجرا شد که مزایای آن را هم زیر سوال برد. بنابراین، این دو مفهوم از نظر فلسفه سیاست‌گذاری، کاملاً متفاوت هستند.

    افت شدید استفاده کاربران با بی‌ثباتی در دسترسی به اینترنت 

    معاون سیاستگذاری و برنامه‌ریزی توسعه فاوا و اقتصاد دیجیتال وزارت ارتباطات در پاسخ به این سوال که «آیا این نوع دسترسی مشکل کسب‌وکارها را حل می‌کند؟» گفت: در شرایط بحران، اینترنت پرو می‌تواند از توقف کامل کسب‌وکارهای حیاتی جلوگیری کند و امکان ادامه حداقلی خدمات (پرداخت، لجستیک، پلتفرم‌ها) را فراهم کند. همچنین می‌تواند شدت شوک اقتصادی را کاهش دهد؛ ولی نمی‌تواند همه مشکل را حل کند چون در اینترنت، شبکه مهم است. به‌عبارت دیگر، این ابزار کاهش‌دهنده خسارت (Damage Mitigation) است، نه حذف‌کننده آن.

    چیت‌ساز ادامه داد: از منظر اقتصاد دیجیتال، این سیاست به دلایل زیر نمی‌تواند راه حل پایدار باشد چون اکوسیستم دیجیتال شبکه‌ای است. اگر کاربران عمومی دسترسی محدود داشته باشند، حتی با دسترسی کسب‌وکارها، تقاضا کاهش می‌یابد و مدل کسب‌وکار مختل می‌شود. از طرف دیگر، بسیاری از خدمات (APIها، پلتفرم‌ها، بازارهای خارجی) بدون اینترنت جهانی عملاً غیرقابل استفاده‌اند. همچنین، بی‌ثباتی در دسترسی، حتی در صورت وجود اینترنت برای کسب‌وکارها، باعث افت شدید استفاده کاربران می‌شود. همچنین کسب‌وکارها به شبکه‌ای از تأمین‌کنندگان و مشتریان وابسته‌اند که همگی باید متصل باشند.

    اینترنت پرو جایگزین اینترنت پایدار و عمومی نیست

    معاون وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات گفت: در مجموع می‌توان گفت اینترنت کسب و کارها یک ابزار ضروری در شرایط اضطراری است؛ اما جایگزین اینترنت پایدار و عمومی نیست و نمی‌تواند به‌تنهایی مشکل اقتصاد دیجیتال را حل کند. راه‌حل واقعی، از منظر سیاست‌گذاری، حداکثرسازی پایداری اینترنت برای همه و حداقل‌سازی نیاز به استفاده از راهکارهای اضطراری است.

    چیت‌ساز خاطرنشان کرد: از نظر من، اینترنتِ طبقاتی، بازتولید نابرابری در زیرساخت حیاتی قرن هوش مصنوعی است که دسترسی متفاوت به اینترنت، عملاً به معنای توزیع نابرابر فرصت، قدرت و حتی حقیقت است.

  • جنگ چگونه شغل زنان را بلعید؟

    جنگ چگونه شغل زنان را بلعید؟

    به گزارش اقتصادران، چنگال فقر این روزها بیش از هر زمان دیگری جان شهروندان را می‌فشارد. تعدیل و اخراج نیروی کار، خیل عظیم شاغلان رانده شده از بازار کار در روزهای بعد از جنگ را در گرداب ترسی هولناک از آینده گرفتار کرده است. حالا آن‌ها که بخت یارشان بوده و توان استفاده از مقرری بیمه بیکاری را دارند، در انتظار نظرات کارشناسان مربوطه شب را به صبح می‌رسانند. در این بین آن‌ها که حتی به همین میزان هم اقبال نداشته و توان استفاده از این مقرری حداقلی و ناچیز را ندارند، در وضعیت بدتری قرار دارند.

    در این بین زهرا بهروز آذر معاون زنان و خانواده ریاست‌جمهوری چند روز پیش از آمار قابل توجه زنان بیکار شده پرده برداشت. به گفته او از مجموع بیمه‌های بیکاری ثبت‌شده در ۴۰ روز اخیر تقریباً یک‌سوم مربوط به زنان است. بهروز آذر با اشاره به نسبت پایین‌تر حضور زنان به مردان در اشتغال رسمی این رقم را قابل توجه خوانده و گفته بود که این آمار نشان‌دهنده سهم بالاتر زنان در خروج از بازار کار است.

    کلیشه‌های جنسیتی عاملی مهم در اخراج زنان از بازار کار

    «سیمین کاظمی» جامعه‌شناس معتقد است که در تعدیل نیرو اغلب فرودست‌ترین بخش نیروی کار قربانی می‌شوند، موضوعی که کلیشه‌های جنسیتی و تصورات جنسیت‌زده در شکل‌گیری آن نقشی پررنگ ایفا می‌کنند: این کلیشه‌ها که اشتغال زنان را نسبت به مردان کمتر ضروری جلوه می‌دهد موجب می‌شوند که در شرایط تعدیل نیرو در درجه نخست زنان قربانی شوند، زیرا کماکان در ذهنیت جمعی و عمومی زنان «نان‌آور خانواده» محسوب نمی‌شوند، این در حالی است که ۲۲.۵ درصد (بیست و دو و نیم درصد) خانوارهای ایران زن سرپرست بوده و فقیرترین و نیازمندترین خانوارهای جامعه هستند.

    به گفته او در بازار کار ایران، زنان عموماً پایین‌ترین رده‌های شغلی را تصدی می‌کنند و بیشتر در بخش اقتصاد غیررسمی شاغل هستند از این رو در بحران اقتصادی، اخراج و بیکاری مانند بحران فعلی این زنان هستند که بیش از همه صدمه می‌بینند و شغل‌شان را از دست می‌دهند.

    این جامعه‌شناس حوزه زنان تاکید می‌کند که بیکاری زنان را به قعر سلسله مراتب طبقاتی/جنسیتی می‌کشاند و موجب بی‌قدرت شدن آن‌ها در خانواده و جامعه می‌شود: در طبقه فرودست، بیکاری زنان موجب فقیرتر شدن و بدتر شدن کیفیت زندگی آن‌ها و خانواده‌های‌شان می‌شود، چنانکه این بخش از جامعه در تامین نیازهای پایه‌ای خود شامل غذا، بهداشت و مسکن دچار درماندگی می‌شوند. بیکاری زنان فرودست را با سیاه‌ترین چهره فقر مواجهه و آن‌ها، خانواده و فرزندان‌شان را در معرض بی‌خانمانی، سوء تغذیه، بیماری، توقف تحصیل و آسیب‌های اجتماعی قرار می‌دهد.

    او از تبعات تعدیل نیرو و بیکاری بر زنان طبقه متوسط جامعه هم می‌گوید: بیکاری، استقلال اقتصادی را از این گروه از زنان سلب و آن‌ها را متکی به مردان می‌کند و در نتیجه کنترل مردان را بر زندگی این زنان افزایش می‌یابد. در چنین وضعیتی زنان در مواجهه با خشونت خانگی کمتر قادر به مقابله و نجات خود هستند. از طرف دیگر بیکاری توانمندی و شایستگی این زنان را زیر سوال برده و آن‌ها را مجبور به انزوا و خانه‌نشینی می‌کند.

    کاظمی بیکار شدن را برای زنان مصیبتی ناگوار توصیف می‌کند به این علت که در بازار کار ایران زنان به زحمت می‌توانند شغلی به دست آورند و در صورت اخراج شدن بازگشت به کار برای آن‌ها به مراتب سخت‌تر از مردان است: زنان برای اشتغال با مشکل مواجه هستند، زیرا از اشتغال زنان به صورت رسمی و واقعی حمایت نمی‌شود، همچنین موانع فرهنگی و اجتماعی اشتغال زنان هنوز برقرار هستند.

    تنها ۱۱ درصد از زنان کشور شاغل هستند

    او تاکید می‌کند که هر بلایی که بر سر اقتصاد کشور نازل می‌شود، باعث از دست رفتن بخشی از مشاغل زنان می‌شود، آنهم در شرایطی که نرخ اشتغال زنان بسیار کم است و در مجموع حدود ۱۱ درصد از زنان شاغل هستند. با هر واقعه بحران‌زا از همین میزان اندک هم تعداد زیادی شغل خود را از دست می‌دهند. از تحریم تا دوران همه‌گیری کرونا و در جنگ ۱۲ روزه قربانیان اصلی بیکاری، زنان بوده‌اند و در جنگ ۴۰ روزه نیز همین ماجرا تکرار شده است.

    این جامعه‌شناس اضافه می‌کند: موضوع تاسف‌آور این است که اساسا بیکار شدن زنان مشکل مهمی به حساب نمی‌آید و با این موضوع به عنوان یک اتفاق عادی برخورد می‌شود به همین دلیل هم تلاش جدی از سوی ساختار مدیریت کشور برای جبران آن صورت نمی‌گیرد. علت این معضل آن است که اشتغال زنان امر ضروری تلقی نمی‌شود.

    او درباره تاثیر بیکاری و بی‌درآمدی زنان بر جامعه توضیح داد: با بیکار شدن زنانی که سرپرستی بیش از یک چهارم خانوارهای کشور را بر عهده دارند، جمعیت عظیمی دچار فقر شدید و پیامدهای آن می‌شود. در جنگ ۴۰ روزه بخش قابل توجهی از فرصت‌های شغلی از دست رفته، مربوط به  مشاغل زنان سرپرست خانوار بوده است. بیکاری، فقیرتر شدن زنان و تشدید زنانه شدن فقر را در پی دارد این درحالیست که فقر سرآغاز آسیب‌های اجتماعی است. بی‌خانمانی، زباله گردی و تحت خشونت قرار گرفتن از تبعات بیکاری زنان است.

    به گفته این جامعه‌شناس، بیکاری زنان و کنار گذاشته شدن آن‌ها از بازار کار تبعات اجتماعی و اقتصادی دیگری دارد که کمتر به آن توجه می‌شود. جامعه‌ای که نیمی از پتانسیل و سرمایه انسانی خود را کنار بگذارد هرگز روی رفاه، عدالت اجتماعی و پیشرفت و توسعه را نخواهد دید.

  • زخم کاری جنگ بر تن بازار کار / یک میلیون شغل از دست رفت

    زخم کاری جنگ بر تن بازار کار / یک میلیون شغل از دست رفت

    به گزارش اقتصادران، بازار کار، پیش از آن‌که در آمارها فرو بریزد، در ذهن‌ها متوقف می‌شود. جنگ، تنها زیرساخت‌ها و کسب‌وکارها را هدف نمی‌گیرد؛ بلکه افق پیش‌بینی‌پذیری را از بین می‌برد و تصمیم‌گیری اقتصادی را به تعویق می‌اندازد.

    بر اساس گزارش‌های International Labour Organization، تنش‌های ژئوپلیتیک و بحران‌های منطقه‌ای می‌تواند به کاهش قابل‌توجه در ایجاد فرصت‌های شغلی منجر شود؛ به‌طوری‌که پیش‌بینی شده حدود ۷ میلیون شغل کمتر از برآوردهای قبلی در سطح جهان ایجاد شود.

    جنگ فقط مشاغل را نابود نمی کند، «امید به شغل» را از بین می برد

    این یعنی، در زبان ساده‌تر، جنگ فقط شغل‌ها را نابود نمی‌کند؛ «امید به شغل» را نیز از بین می‌برد. از اوکراین تا خاورمیانه، بازار کار در وضعیت انتظار قرار گرفته است؛ شرکت‌ها استخدام را به تعویق می‌اندازند، سرمایه‌گذاری‌ها متوقف می‌شود و نیروی کار، میان ماندن و رفتن معلق می‌ماند.

    در ایران نیز، این وضعیت با شدت بیشتری خود را نشان داده است؛ جایی که جنگ، در کنار قطعی طولانی‌مدت اینترنت، نه‌تنها فرصت‌های شغلی را محدود کرده، بلکه بخش‌هایی از اقتصاد، به‌ویژه اقتصاد دیجیتال، را عملاً فلج کرده است.

    از ریزش شغل تا انفجار تقاضا؛ ۳۱۸ هزار رزومه در یک روز

    در چنین بستری، داده‌های پلتفرم جاب‌ویژن، تصویری دقیق از عمق بحران ارائه می‌دهد: ثبت ۳۱۸ هزار درخواست کار در یک روز، رکوردی که نسبت به سقف قبلی ۲۱۲ هزار رزومه، رشدی ۵۰ درصدی را نشان می‌دهد. این عدد، تنها یک رکورد نیست؛ بلکه نشانه‌ای از ریزش گسترده مشاغل و افزایش اضطراب معیشتی است.

    به گزارش جاب ویژن در مقابل، آمار آگهی‌های استخدامی کاهش یافته است؛ یعنی همزمان با افزایش شدید تقاضا، عرضه فرصت‌های شغلی کوچک‌تر شده است. این همان نقطه‌ای است که بازار کار وارد فاز «عدم تعادل حاد» می‌شود؛ جایی که رقابت افزایش می‌یابد اما امکان جذب کاهش پیدا می‌کند.

    یک میلیون شغل از دست رفت؛ اقتصاد پساجنگ در شوک اشتغال

    آنچه امروز در رفتار کارجویان دیده می‌شود، پیش‌تر در سطح سیاست‌گذاری هشدار داده شده بود. برآوردهای رسمی از حذف بیش از یک میلیون شغل و بیکاری مستقیم و غیرمستقیم دو میلیون نفر در اثر جنگ خبر می‌دهد؛ روندی که با داده‌های جدید، نشانه‌ای از تداوم آن دیده می‌شود.

    در این میان، کسب‌وکارها برای بقا، به کوچک‌سازی روی آورده‌اند. گزارش‌ها نشان می‌دهد برخی شرکت‌های فعال در حوزه اینترنت، بین ۳۰ تا ۵۰ درصد نیروی انسانی خود را تعدیل کرده‌اند. این الگو در بسیاری از استارتاپ‌ها و شرکت‌های وابسته به اینترنت نیز قابل مشاهده است.

    بازاری با تقاضای نجومی و فرصت‌های رو به زوال

    داده‌های جاب‌ویژن نشان می‌دهد که شکاف میان عرضه و تقاضای نیروی کار، که پیش‌تر نیز وجود داشت، در ماه‌های اخیر به‌شدت عمیق‌تر شده است. رشد انفجاری ارسال رزومه‌ها در کنار کاهش فرصت‌های شغلی، تصویری از بازاری ارائه می‌دهد که در آن، تقاضا به اوج رسیده اما ظرفیت جذب کاهش یافته است.

    رقابتی که هر روز سخت‌تر می‌شود

    بر اساس گزارش‌های بازار کار در کشورهایی مانند ایالات متحده، هر موقعیت شغلی به‌طور متوسط با صدها رزومه مواجه می‌شود و در برخی برآوردها این عدد به حدود ۲۵۰ درخواست برای هر موقعیت می‌رسد؛ در حالی که تنها حدود ۳ درصد از متقاضیان به مرحله مصاحبه راه پیدا می‌کنند. این داده‌ها نشان می‌دهد مسئله امروز بازار کار، صرفاً بیکاری نیست، بلکه تراکم رقابت است.

    در چنین شرایطی، حتی افراد شاغل نیز به‌طور همزمان در حال جست‌وجوی فرصت‌های جدید هستند؛ پدیده‌ای که می‌توان آن را نوعی ناامنی شغلی مزمن دانست. از این منظر، عدد ۳۱۸ هزار درخواست کار در یک روز، نه‌فقط نشانه افزایش بیکاری، بلکه نشانه انفجار رقابت برای دستیابی به فرصت‌های محدود است.

    زنان؛ قربانیان خاموش بازار کار جدید

    در دل این تحولات، زنان بیش از سایر گروه‌ها آسیب دیده‌اند. داده‌های داخلی نشان می‌دهد، جمعیت زنان شاغل حدود ۲۳۳ هزار نفر کاهش یافته، در حالی که اشتغال مردان افزایش داشته است. نرخ بیکاری زنان نیز از ۱۴.۲ به ۱۵ درصد رسیده، در حالی که برای مردان کاهش یافته است. همزمان، نرخ مشارکت اقتصادی زنان نیز افت کرده و به ۱۲.۲ درصد رسیده است.

    این روند، با داده‌های جهانی نیز همخوانی دارد. بر اساس گزارش‌های International Labour Organization و مطالعات منتشرشده در رسانه‌هایی مانند Euronews، حدود ۴۱ درصد از مشاغلی که زنان در آن‌ها حضور دارند، در معرض تغییر یا حذف ناشی از فناوری‌های جدید مانند هوش مصنوعی قرار دارند. همچنین گزارش‌های Deloitte نشان می‌دهد با وجود سهم تقریباً برابر زنان در جمعیت، تنها حدود ۴۰ درصد نیروی کار جهان را زنان تشکیل می‌دهند و در عین حال، فقط ۵ درصد آن‌ها تمایل دارند بیش از پنج سال در شغل فعلی خود باقی بمانند.

    این اعداد، روایتی روشن دارند: ناامنی شغلی، فرسودگی و خروج تدریجی زنان از بازار کار. بازاری که به‌نظر می‌رسد بیش از گذشته زنانه شده، اما همزمان، ناپایدارتر و بی‌ثبات‌تر نیز هست.

    چه شغل‌هایی بیشتر حذف شدند؟

    الگوی تعدیل‌ها نشان می‌دهد مشاغلی که وابستگی بالایی به اینترنت، تقاضای بازار و یا ساختارهای تکراری دارند، بیش از سایر حوزه‌ها آسیب دیده‌اند. در ایران، این وضعیت در حوزه‌هایی مانند:

    • استارتاپ‌ها و اقتصاد دیجیتال
    • تولید محتوا و بازاریابی آنلاین
    • پشتیبانی مشتری و خدمات دیجیتال
    • و برخی مشاغل اداری

    بیشتر دیده می‌شود؛ جایی که قطعی اینترنت و افت تقاضا، به‌طور مستقیم به کاهش فرصت‌های شغلی منجر شده است.

    روایت‌هایی از یک بازار بی‌قرار

    در میان این اعداد، تجربه‌های انسانی، عمق بحران را ملموس‌تر می‌کند. یک کارشناس تولید محتوا می‌گوید: «پروژه هست، اما کوتاه‌مدت و بدون قرارداد. درآمدها هم نسبت به قبل به‌شدت پایین‌تر آمده است.»

    یک برنامه‌نویس که به‌تازگی تعدیل شده، می‌گوید: «بیش از ۴۰ رزومه فرستادم، اما یا پاسخی نگرفتم یا پیشنهادها بسیار پایین‌تر از حد انتظار بود.»

    در حوزه فروش نیز شرایط مشابه است: «شرکت‌ها بیشتر دنبال کار پورسانتی هستند. حقوق ثابت یا حذف شده یا بسیار ناچیز است.»

    این روایت‌ها نشان می‌دهد مسئله فقط نبود شغل نیست؛ بلکه از بین رفتن کیفیت، ثبات و امنیت شغلی است.

    کاهش نرخ مشارکت اقتصادی از ۴۰.۱ به ۳۹.۷ درصد، نشانه‌ای دیگر از این وضعیت است؛ یعنی بخشی از جمعیت در سن کار، حتی از ورود به بازار کار نیز منصرف شده‌اند. این اتفاق معمولاً زمانی رخ می‌دهد که امید به یافتن شغل کاهش پیدا می‌کند. در چنین شرایطی، افزایش فقر و فشار معیشتی نیز به این چرخه دامن می‌زند؛ به‌طوری که حتی شاغلان نیز به دنبال شغل دوم یا تغییر شغل هستند.

    پایان باز؛ آینده‌ای در ابهام

    بازار کار ایران اکنون در نقطه‌ای ایستاده که دیگر نمی‌توان آن را صرفاً با شاخص‌های سنتی بیکاری توضیح داد. افزایش تقاضا، کاهش فرصت‌ها، رشد رقابت و افت کیفیت شغل‌ها، همگی نشانه‌هایی از تغییر عمیق در ماهیت کار هستند. ۳۱۸ هزار درخواست کار در یک روز، تنها یک رکورد نیست؛ روایتی است از بازاری که در آن، شغل کمتر شده، رقابت بیشتر شده و آینده، بیش از هر زمان دیگری در ابهام قرار گرفته است.

  • خسارت ۶۰ روز قطعی اینترنت؛ ۳۰۰ هزار میلیارد تومان ناقابل!

    خسارت ۶۰ روز قطعی اینترنت؛ ۳۰۰ هزار میلیارد تومان ناقابل!

    به گزارش اقتصادران، قطع اینترنت بین‌الملل بسیاری از کسب و کارهای مبتنی بر اینترنت در فضای مجازی را با بحران مواجه کرده است . بسیاری از کسب و کارهای خرد مجبور به توقف فعالیت شده‌اند و تعدیل نیرو در واحدهای بزرگ و شناخته شده‌ی فعال در حوزه اقتصاد دیجیتال و کسب و کارهای شناخته شده نشان از تاثیر مخرب این سیاست دارد.

     اقتصاد ایران پس از جنگ چهل روزه با تعدیل نیروی کار در بسیاری از حوره‌ها روبه‌روست. آمارهای ارائه شده از سوی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیز نشان از آن دارد که تقاضا برای دریافت بیمه‌ی بیکاری افزایش یافته است.

    احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی اعلام کرد که نزدیک به ۱۵۰ هزار نفر برای دریافت بیمه بیکاری ثبت‌نام کرده‌اند. وی تاکید کرد که فرآیند رسیدگی به وضعیت متقاضیان در حال حاضر در جریان است.

    این آمار مربوط به افرادی است که در پی جنگ ۴۰ روزه و آسیب دیدن واحدهای تولیدی در مناطق جنگ‌زده، متقاضی دریافت این بیمه شده‌اند. در عین حال مجتبی میرجعفری، رئیس کمیسیون اینترنت اشیا سازمان نصر تهران، در گفت‌وگو با روابط عمومی این سازمان اعلام کرد که قطع زیرساخت‌های ارتباطی باعث توقف مستقیم جریان درآمدی کسب‌وکارهای وابسته به اتصال پایدار اینترنت شده است.

    بسیاری از کسب‌وکارهای فعال در حوزه اینترنت اشیا و خدمات آنلاین، به‌طور مستقیم به اتصال پایدار اینترنت وابسته هستند و با قطع این زیرساخت، عملاً کل جریان درآمدی آن‌ها متوقف شده است. در چنین شرایطی، نخستین اقدام شرکت‌ها برای بقا، کاهش هزینه‌ها از طریق تعدیل نیرو بوده است.

    هشدار  انجمن تجارت الکترونیک

    امروز و هم‌زمان با دو ماهه شدن قطع اینترنت، انجمن تجارت الکترونیک در بیانیه‌ای، قطع گسترده اینترنت و «اینترنت طبقاتی» را محکوم کرد و خواستار برقراری اینترنت آزاد، پرسرعت و بدون تبعیض برای همه مردم ایران شد. این انجمن که در سال ۹۸ توسط جمعی از شرکت‌های بزرگ حوزه تجارت الکترونیک با هدف ایجاد بستری مناسب برای تعامل سازنده نهادهای حاکمیتی و دولتی، تصمیم سازان و قانون گذاران، سرمایه گذاران و کسب و کارهای اینترنتی تاسیس شد و دبرگیرنده برندهایی سرشناس مانند «اسنپ»، «دیجی‌کالا»، «آپارات»، «نشان»، «یکتانت»، «آروان‌کلود» و «تپسی» نیز هست، هشدار داد:«هیچ تمدن بزرگی از بیرون مغلوب نمی‌شود، مگر آن‌که پیش از آن خود را از درون نابود کرده باشد…عجیب‌ترین و غیرانسانی‌ترین پدیده‌ی این روزهای کشور،‌ طبقاتی‌کردن و چندقطبی کردن جامعه به دست مسئولین با فروش رسمی اینترنت طبقاتی با قیمت حداقل ۵ برابری است. ارائه اینترنت به برخی از طبقات و اصناف از نگاه ما سوء استفاده از یک نیاز بدیهی هر شهروند در جهان معاصر است. چه طور می‌توان یک حق بدیهی را از یک شهروند سلب کرده و به شهروند دیگری (به هر بهانه و طبقه‌بندی) ارائه داد. کدام شهروند ایرانی است که ده‌ها نیاز ضروری به اینترنت نداشته باشد. با چه استدلالی می‌توان این نیازهای ضروری را نادیده گرفت، حقوق اولیه یک خانه‌دار، یک بازنشسته، یک نوجوان، یک کاسب، یک کارمند، یک کارگر و هر ایرانی دیگر را سلب کرد و گفت اینترنت تنها باید در اختیار برگزیدگانی خاص باشد؟»

    زیان قطع اینترنت چقدر است؟

    آمارهای مختلفی در خصوص زیان ناشی از قطع اینترنت اعلام شده است. عباس آشتیانی، رئیس کمیسیون بلاک‌چین سازمان نظام صنفی رایانه‌ای کشور با اعلام اینکه قطعی اینترنت طی ۵۰ روز گذشته حدود یک میلیارد دلار به اقتصاد دیجیتال ایران خسارت وارد کرده است، گفت: روزانه حداقل ۳۰ تا ۳۵ میلیون دلار خسارت مستقیم، غیرمستقیم و عدم‌النفع متحمل می‌شویم.

    وزیر ارتباطات پیش از این گفته بود: «خسارت روزانه به هسته اقتصاد دیجیتال حدود ۵۰۰‌میلیارد تومان برآورد شده که عمدتا به اپراتورها و بخش شبکه‌ای مربوط است. خسارت روزانه به ‌اقتصاد کلان هم حدود ۵ هزارمیلیارد تومان برآورد می‌شود که لایه‌های دوم و سوم اقتصاد دیجیتال را نیز شامل می‌شود.»

    به این ترتیب در شصت روز قطعی اینترنت اقتصاد ایران سیصد هزار میلیارد تومان زیان دیده است.

     افشین کلاهی رئیس کمیسیون دانش بیان اتاق ایران خسارت مستقیم روزانه در اثر قطعی اینترنت را  ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار اعلام کرده است. وی تاکید دارد خسارت غیرمستقیم قطعی اینترنت معادل ۷۰-۸۰ میلیون دلار در روز است. به این ترتیب در شصت روز حداقل یک میلیارد و هشتصد میلیون دلار خسارت مستقیم به اقتصاد ایران وارد شده است. این زیان با احتساب زیان غیرمستقیم به بیش از چهار میلیارد دلار می‌رسد.

    اینترنت طبقاتی و پرو چاره‌ی درد است؟

    در چنین شرایطی اینترنت پرو یا اینترنت طبقاتی در حال پیگیری و اجرا از سوی سیاستگذاران است و برخی صاجبان کسب و کار و اعضای هیات علمی دانشگاه‌ها و اعضای اتاق بازرگانی با ردیافت پیامک‌هایی واجد شرایط برخورداری از اینترنت پرو تشخیص داده شده‌اند. این در حالی است که بسیاری از کارشناسان معتقدند این طرح نمی‌تواند دردی را در این حوزه درمان کند. در حقیقت اینترنت پرو یا طبقاتی حلال مشکل کنونی نیست چرا که تنها در صورتی بحران فروکش می‌کند که خدمات دهنده و خدمات گیرنده همزمان از اینترنت برخوردار باشند و در این شرایط با راه‌اندازی اینترنت طبقاتی ، طبیعتا خدمات گیرندگان بی‌بهره از اینترنت می‌مانند و در نتیجه حیات خدمات‌دهندگان اینترنتی و کسب‌وکارها با بحران جدی روبه‌رو می‌شود. برخورداری جمعی از اینترنت پرو نیز این سئوال را در افکار عمومی ایجاد می‌کند که اگر اینترنت به دلیل امنیتی قطع شده، چطور امکان بهره‌مندی از آن با قیمت بالاتر وجود دارد؟

    وعده‌ای که روی زمین ماند

    پزشکیان، در انتخابات ریاست چمهوری در سال ۱۴۰۳، رفع فیلترینگ را وعده داد . وی در سی و یکم خرداد ماه در شبکه‌ی فیلتر شده‌ی ایکس نوشت: «مسعود پزشکیان نوشت: تمام تلاش خود را برای اصلاح نظام ناکارآمد فیلترینگ به کار می‌بندم تا هزاران کسب‌وکار فعال در فضای مجازی که میلیون‌ها ایرانی در آن مشغول به کار هستند را به چرخه‌ی اقتصاد باز گردانم. تسهیلات ویژه مالیاتی به این کسب‌وکارها می‌دهم تا مجددا جان بگیرند و ضررهای هنگفت وارد شده به اقتصاد این خانوارها، جبران شود.»

    او ماه‌ها بعد از حضور در پاستور در مقام ریاست‌جمهوری اعلام کرد ماه ها از پست ریاست جمهوری مدعی شد اختیار رفع فیلتر را ندارد و اذرماه سال گذشته بود که در جمع دانشجویان اعلام کرد که دستور سیاه شدن اینترنت سفید را داده اما توضیح نداد چه نهادها یا افرادی مانع تحقق وعده‌ انتخاباتی‌ او شده‌اند.

  • شوک سنگین اقتصادی به کشورهای خلیج فارس

    شوک سنگین اقتصادی به کشورهای خلیج فارس

    به گزارش اقتصادران، رویترز نوشت: اقتصاد کشورهای حاشیه خلیج فارس در حالی به سمت یکی از سخت‌ترین دوره‌های خود از زمان همه‌گیری کرونا حرکت می‌کند که پیامدهای جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، شریان اصلی درآمدی این کشورها یعنی بازار انرژی را با اختلال جدی مواجه کرده است.

    اقتصادهای شورای همکاری خلیج فارس اکنون با شدیدترین بحران اقتصادی خود از زمان شیوع کرونا روبه‌رو هستند و پیش‌بینی می‌شود چندین کشور عضو این شورا در سال جاری میلادی با رشد منفی اقتصادی مواجه شوند.

    این بحران در شرایطی شکل گرفته که آثار زنجیره‌ای جنگ، بازار انرژی را به شدت تحت فشار قرار داده و افزایش قابل توجه قیمت نفت، همراه با شوک تاریخی عرضه، شرایطی مشابه بحران‌های نفتی دهه ۱۹۷۰ ایجاد کرده است.

    اقتصاددانان در نظرسنجی انجام‌شده بین ۸ تا ۲۴ آوریل، پیش‌بینی رشد اقتصادی سال ۲۰۲۶ را به شکل محسوسی کاهش داده‌اند؛ به‌طوری‌که برخی کشورها از چشم‌انداز رشد مثبت به سمت رکود کامل حرکت کرده‌اند، هرچند انتظار می‌رود در سال آینده بخشی از این افت جبران شود.

    در دوره‌های گذشته، افزایش قیمت نفت معمولاً به سود اقتصادهای منطقه تمام می‌شد، زیرا این کشورها وابستگی بالایی به صادرات انرژی دارند؛ اما این بار شرایط متفاوت است.

    بسته‌شدن تقریباً کامل تنگه هرمز، مسیری که حدود یک‌پنجم عرضه جهانی انرژی از آن عبور می‌کند، به همراه آسیب واردشده به پالایشگاه‌ها و تأسیسات گازی در عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کویت و قطر، اقتصاد منطقه را تا مرز فلج شدن پیش برده است.

    با وجود آنکه قیمت نفت همچنان حدود ۴۰ درصد بالاتر از سطح پیش از آغاز جنگ قرار دارد، اکنون پیش‌بینی می‌شود اقتصاد قطر، کویت و بحرین به‌ترتیب ۶ درصد، ۴.۴ درصد و ۲.۹ درصد کوچک شود.

    این در حالی است که تنها در ماه ژانویه، برای این کشورها رشد اقتصادی ۴.۹ درصد، ۳.۴ درصد و ۲.۹ درصد پیش‌بینی شده بود که حکایت از یک چرخش کامل در برآوردهای اقتصادی دارد.

    رشد اقتصادی امارات متحده عربی نیز اکنون در آستانه توقف قرار گرفته و تقریباً صفر برآورد می‌شود، در حالی که سه ماه پیش انتظار می‌رفت این کشور رشد ۵ درصدی را تجربه کند.

    رالف ویگرت، رئیس بخش اقتصاد خاورمیانه و شمال آفریقا در مؤسسه اس‌اندپی گلوبال مارکت اینتلیجنس، در این باره گفت: ما انتظار نداریم اقتصادها به سادگی به مسیر رشد پیش از جنگ بازگردند.

    او تأکید کرد: سطح تولید ناخالص داخلی که پس از جنگ شکل خواهد گرفت، طی چند سال آینده به‌وضوح پایین‌تر خواهد بود، حتی اگر روند بازیابی نسبتاً سریع باشد. بازسازی دارایی‌های آسیب‌دیده و احیای زنجیره‌های تأمین، تمام نیمه دوم سال ۲۰۲۶ را دربر خواهد گرفت.

    در این میان، عربستان سعودی به عنوان بزرگ‌ترین صادرکننده نفت خام جهان و همچنین عمان، احتمالاً شرایط بهتری نسبت به سایر کشورهای منطقه خواهند داشت.

    طبق نظرسنجی از ۱۸ اقتصاددان، رشد اقتصادی عربستان و عمان در سال جاری به‌ترتیب ۲.۶ درصد و ۲.۲ درصد پیش‌بینی شده، اما این ارقام نیز به‌مراتب پایین‌تر از برآوردهای ژانویه یعنی ۴.۳ درصد و ۲.۸ درصد است.

    لوییس دالماو تولس، اقتصاددان مؤسسه آلیانتس، معتقد است ضربه اصلی فقط به بخش نفت محدود نمی‌شود و اقتصاد غیرنفتی نیز به‌شدت آسیب خواهد دید.

    او گفت: خاورمیانه در چند سال اخیر سریع‌ترین رشد را در صنعت گردشگری تجربه کرده بود، اما اکنون این روند کاملاً تغییر خواهد کرد و این مسئله بر خرده‌فروشی و سایر بخش‌ها نیز تأثیر مستقیم خواهد گذاشت.

    اقتصاددانان انتظار دارند در سال ۲۰۲۷ بازگشت نسبتاً سریعی در اقتصاد منطقه رخ دهد، اما این پیش‌بینی کاملاً به پایان سریع درگیری‌ها وابسته است.

    برای سال آینده، رشد اقتصادی قطر، امارات و کویت به‌ترتیب ۷.۸ درصد، ۵.۴ درصد و ۵ درصد پیش‌بینی شده و عربستان سعودی، بحرین و عمان نیز به‌ترتیب رشد ۴.۵ درصد، ۴.۳ درصد و ۲.۸ درصدی خواهند داشت.

    این پیش‌بینی‌ها تا حد زیادی با برآورد صندوق بین‌المللی پول همسو است که معتقد است تولید و حمل‌ونقل انرژی در منطقه طی ماه‌های آینده به تدریج احیا شده و به شرایط عادی بازخواهد گشت.

    اقتصاددانان گلدمن ساکس نیز هشدار داده‌اند که تأخیر طولانی در بازگشت به ظرفیت کامل تولید، به دلیل خسارت‌ها و توقف فعالیت‌ها، تأثیر قابل توجه اما نامتوازنی بر اقتصاد کشورهای شورای همکاری خلیج فارس و وضعیت مالی دولت‌ها خواهد داشت.

    با این حال، آن‌ها معتقدند در بلندمدت، بازگشت فعالیت‌های اقتصادی می‌تواند قدرتمند باشد؛ زیرا سرمایه‌گذاری‌های گسترده دولتی، بهبود درآمدهای نفتی و سطح بالای ذخایر مالی دولت‌ها می‌تواند نقش حمایتی مهمی ایفا کند.

    افزایش شدید قیمت نفت همچنین در حال دامن زدن به موج جدید تورم جهانی است و کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز از این روند مستثنا نیستند.

    طبق نتایج این نظرسنجی، نرخ تورم بحرین در سال ۲۰۲۶ به‌طور متوسط ۲.۴ درصد خواهد بود، در حالی که پیش‌بینی ژانویه تنها ۱.۴ درصد بود.

    در امارات، قطر، کویت و عمان نیز میانگین تورم به‌ترتیب ۲.۶ درصد، ۲.۶ درصد، ۲.۹ درصد و ۱.۷ درصد پیش‌بینی شده که نسبت به برآوردهای سه ماه قبل افزایش محسوسی نشان می‌دهد.

    تنها عربستان سعودی است که پیش‌بینی تورم آن بدون تغییر و در سطح ۲ درصد باقی مانده است.

  • بازار زیرزمینی معاملات اسکناس؛ رد پای رانت، قاچاق یا یک بازی بزرگ‌تر؟

    بازار زیرزمینی معاملات اسکناس؛ رد پای رانت، قاچاق یا یک بازی بزرگ‌تر؟

    به گزارش اقتصادران، بازار ارز معمولاً با نوسان قیمت دلار تعریف می‌شود، اما این روز‌ها یک پدیده متفاوت در حال شکل‌گیری است. آنچه امروز در بازار ارز ایران جریان دارد، صرفاً یک نوسان قیمتی نیست، بلکه نشانه‌ای از تغییر در کارکرد پول است. در شرایط عادی، پول ملی نقش واسطه مبادله را ایفا می‌کند و خود آن موضوع معامله قرار نمی‌گیرد. اما در وضعیت فعلی، اسکناس به‌ویژه درشت‌ترین واحد‌های آن، به کالایی تبدیل شده که می‌توان از خرید و فروش آن سود مستقیم کسب کرد.

    گزارش‌ها نشان می‌دهد دارندگان ایران‌چک‌های یک‌میلیونی و ۵۰۰ هزار تومانی، در موقعیت ویژه‌ای قرار گرفته‌اند. آنها می‌توانند در ازای ارائه این اسکناس‌ها، ارز خارجی را با قیمتی به‌مراتب پایین‌تر از نرخ بازار تهیه کنند، اختلافی که در برخی موارد به ۲۰ تا ۲۵ درصد می‌رسد. به‌عبارت دیگر، نوع اسکناس در اختیار خریدار، مستقیماً بر قیمت دلار اثر می‌گذارد.

    این وضعیت عملاً به ایجاد یک «بازار دوگانه» منجر شده است؛ بازاری که در آن، قیمت دلار نه فقط بر اساس عرضه و تقاضای ارز، بلکه بر اساس نوع ابزار پرداخت تعیین می‌شود. به‌عنوان نمونه، اگر نرخ عمومی دلار در محدوده ۱۵۰ هزار تومان باشد، خریدارانی که ایران‌چک یک‌میلیونی دارند، می‌توانند همان دلار را در بازه‌ای حدود ۱۱۵ تا ۱۲۵ هزار تومان خریداری کنند. این شکاف قیمتی، در واقع معادل سودی است که به دارندگان اسکناس درشت تعلق می‌گیرد.

    در سوی دیگر، تقاضا برای خود اسکناس نیز افزایش یافته است. برخی خریداران حاضرند برای به‌دست آوردن حجم مشخصی از پول نقد، تا ۲۰ درصد بیش از ارزش اسمی آن پرداخت کنند. به‌طور مثال، برای دریافت ۲۵۰ میلیون تومان اسکناس، مبلغی در حدود ۳۰۰ میلیون تومان پرداخت می‌شود. این یعنی اسکناس، به‌عنوان یک دارایی، ارزش افزوده پیدا کرده است.

    چنین پدیده‌ای در اقتصاد‌های متعارف بسیار نادر است و معمولاً در شرایطی رخ می‌دهد که دسترسی به ابزار‌های رسمی مبادله محدود شده یا نیاز به انجام مبادلات غیرقابل ردیابی افزایش یافته است. در واقع، افزایش ارزش اسکناس را می‌توان نشانه‌ای از کاهش کارایی یا اعتماد به کانال‌های رسمی مالی دانست.

    از سوی دیگر، گسترش استفاده از ایران‌چک‌های درشت، خود به این روند دامن زده است. چاپ اسکناس‌های با ارزش اسمی بالا، اگرچه در ظاهر به تسهیل مبادلات کمک می‌کند، اما در عمل می‌تواند امکان جابه‌جایی حجم بالای پول را بدون نیاز به سیستم بانکی فراهم کند؛ امکانی که در اقتصاد زیرزمینی اهمیت زیادی دارد.

    در مجموع، آنچه در بازار اسکناس رخ می‌دهد، نشان‌دهنده تغییری مهم در رفتار اقتصادی است؛ تغییری که در آن، «پول» دیگر فقط وسیله مبادله نیست، بلکه به یک ابزار سرمایه‌گذاری کوتاه‌مدت تبدیل شده است.

    پشت‌پرده تقاضای غیرعادی؛ از نیاز واقعی تا فرضیه‌های امنیتی

    افزایش تقاضا برای اسکناس، به‌ویژه در این ابعاد، بدون محرک‌های جدی امکان‌پذیر نیست. بررسی داده‌ها و اظهارنظر کارشناسان نشان می‌دهد که این پدیده می‌تواند حاصل هم‌زمان چند عامل مختلف باشد.

    نخستین نشانه‌ها از افزایش تقاضای پول نقد، به ماه‌های گذشته و به‌ویژه مناطق مرزی بازمی‌گردد. در آن مقطع، گزارش‌هایی از افزایش نیاز به اسکناس برای انجام مبادلات روزمره منتشر شد. این موضوع می‌توانست ناشی از اختلال در دسترسی به خدمات بانکی یا افزایش فعالیت‌های تجاری غیررسمی در این مناطق باشد.

    اما آنچه اکنون مشاهده می‌شود، فراتر از یک نیاز مصرفی است. برخی تحلیل‌ها، این روند را به افزایش نقش ریال در برخی مبادلات منطقه‌ای مرتبط می‌دانند. به‌عنوان مثال، اگر بخشی از پرداخت‌ها مانند عوارض یا هزینه‌های خاص به‌صورت ریالی انجام شود، بازیگران خارجی که دسترسی مستقیم به سیستم بانکی ایران ندارند، ناچار به تأمین اسکناس از بازار آزاد خواهند شد.

    در کنار این، فرضیه‌ای نیز وجود دارد که افزایش تقاضا برای ریال را به رفتار انتظاری فعالان بازار نسبت می‌دهد. بر اساس این دیدگاه، برخی معامله‌گران در داخل و خارج از کشور، با پیش‌بینی تقویت احتمالی ریال، اقدام به خرید آن کرده‌اند. چنین رفتاری در مقاطع مشابه تاریخی، از جمله در برخی کشور‌های منطقه، مشاهده شده است.

    با این حال، نگاه بدبینانه‌تری نیز مطرح است. در این چارچوب، افزایش تقاضا برای اسکناس، بیش از آن‌که ریشه اقتصادی داشته باشد، به نیاز برای انجام مبادلات غیرقابل ردیابی مرتبط است. پول نقد، به‌ویژه در قالب اسکناس‌های درشت، این امکان را فراهم می‌کند که حجم بالایی از منابع مالی بدون ثبت در سیستم رسمی جابه‌جا شود. این ویژگی، آن را به ابزاری جذاب برای فعالیت‌هایی مانند قاچاق، پول‌شویی و فرار مالیاتی تبدیل می‌کند.

    برخی تحلیلگران حتی به سناریو‌های امنیتی اشاره می‌کنند. در این سناریوها، جمع‌آوری گسترده پول نقد می‌تواند در شرایط خاص مانند اختلال در شبکه‌های بانکی به افزایش آسیب‌پذیری اقتصادی منجر شود. هرچند این فرضیه‌ها نیازمند بررسی دقیق‌تر است، اما طرح آنها نشان‌دهنده حساسیت موضوع است.

    در نهایت، آنچه اهمیت دارد، این است که افزایش تقاضا برای اسکناس، صرف‌نظر از علت آن، نشانه‌ای از تغییر در الگوی مبادلات اقتصادی است، تغییری که می‌تواند پیامد‌های بلندمدتی برای ساختار مالی کشور به همراه داشته باشد.

    اقتصاد زیرزمینی در سایه اسکناس؛ از رانت بانکی تا ریسک برای مردم

    گسترش معاملات اسکناس، علاوه بر ابهام در ریشه‌ها، پیامد‌های قابل‌توجهی نیز به همراه دارد که نمی‌توان از آنها چشم‌پوشی کرد.

    یکی از مهم‌ترین این پیامدها، ایجاد زمینه برای رانت در دسترسی به اسکناس‌های درشت است. در شرایطی که این اسکناس‌ها با قیمتی بالاتر از ارزش اسمی معامله می‌شوند، دسترسی به آنها می‌تواند به یک فرصت سودآور تبدیل شود. این موضوع به‌ویژه در مورد افرادی که به منابع رسمی توزیع اسکناس دسترسی دارند – مانند برخی کارکنان شبکه بانکی – اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

    در چنین شرایطی، حتی دسترسی به تعداد محدودی ایران‌چک می‌تواند سود قابل‌توجهی ایجاد کند. این مسئله، خطر بروز فساد و سوءاستفاده را افزایش می‌دهد و می‌تواند اعتماد به نظام بانکی را تحت تأثیر قرار دهد.

    از سوی دیگر، شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد بخشی از اسکناس‌های در حال معامله، به‌صورت بسته‌های نو و با سریال‌های مرتب عرضه می‌شوند. این موضوع، پرسش‌هایی درباره نحوه توزیع این اسکناس‌ها و احتمال وجود مسیر‌های غیررسمی در شبکه توزیع ایجاد کرده است.

    اما پیامد‌ها به اینجا ختم نمی‌شود. ورود مردم عادی به این بازار نیز با ریسک‌های جدی همراه است. در بسیاری از این معاملات، تبادل پول از طریق حساب‌های بانکی انجام می‌شود. در صورتی که یکی از طرفین معامله درگیر فعالیت‌های غیرقانونی باشد، این موضوع می‌تواند برای طرف مقابل نیز تبعات حقوقی ایجاد کند.

    علاوه بر این، گردش پول در کانال‌های غیرشفاف، به‌طور کلی به گسترش اقتصاد زیرزمینی منجر می‌شود. وقتی مبادلات خارج از سیستم رسمی انجام می‌شود، امکان رصد و کنترل آن کاهش می‌یابد. این مسئله، زمینه را برای رشد فعالیت‌های غیرقانونی فراهم می‌کند و می‌تواند به تضعیف ساختار اقتصادی منجر شود.

    در سطح کلان، ادامه این روند می‌تواند سیاست‌های پولی را نیز با چالش مواجه کند. بانک مرکزی برای مدیریت نقدینگی، نیاز به داده‌های دقیق از گردش پول دارد. اما وقتی بخش قابل‌توجهی از مبادلات به‌صورت نقدی انجام شود، این داده‌ها ناقص خواهد بود و کارایی سیاست‌گذاری کاهش می‌یابد.

    در نهایت، بازار داغ اسکناس را نمی‌توان صرفاً یک پدیده مقطعی دانست. این روند، نشانه‌ای از تغییر در رفتار اقتصادی و افزایش نقش مبادلات غیررسمی است؛ تغییری که اگر کنترل نشود، می‌تواند به چالشی جدی برای اقتصاد کشور تبدیل شود.

  • رنج گرانی و کمبود دارو، قوز بالاقوز برای بیماران!

    رنج گرانی و کمبود دارو، قوز بالاقوز برای بیماران!

    به گزارش اقتصادران، جنگ چهره‌ی کریهی دارد؛ چهره‌ی خشن و هیولاوار جنگ را نمی‌شود بزک کرد و به جامعه فروخت؛ جنگ، همان آوار مصیبتی‌ست که بی‌وقفه و پیاپی بر سر مردمان فرودستی می‌بارد که به درستی احساس می‌کنند عاملیت خود را تمام و کمال از دست داده‌اند و «حیات‌شان» به تصمیمات دیگران بستگی دارد…

    خشونت ساختاریِ چهره جنگ را «بیماری» و «ترس همیشگی کمبود دارو» تشدید می‌کند؛ گروه‌هایی از مردم – کارگران و مزدبگیران- که سال‌هاست در جنگی نابرابر با غول تورم و هزینه‌های کمرشکن دارو و درمان، با وجود تلاش فراوان، مغلوبه شده‌اند، در روزهای جنگ و بحران، صدای خورد شدن استخوان‌های خود را به وضوح شنیده‌اند.

    «دارو نیست، نایاب است، زودتر تهیه کنید»، «داروی باکیفیت در داروخانه‌ها نیست»، «قیمت دارو چند برابر شده، مراقب باشید کارت بانکی‌تان موجودی داشته باشد»، «کارخانه‌های داروسازی را زدند، حتی مواد اولیه بسته‌بندی دارو هم نیست» و اخباری از این دست، استرس و نگرانی بیمارانِ کم‌درآمد را در روزهای سختِ جنگ و بمباران و ایام شکننده آتش‌بس، به شدت تشدید کرده است؛ بیماران زیر بار فشار این استرس، تاب‌آوری خود را از دست داده‌اند.

    برای درک واضح‌تر این روزهای پراسترس که ترس از آینده، روزهای غبارگرفته‌ی بیماران و خانواده‌های آن‌ها را به شبی تاریک بدل کرده، به سراغ چند کارگر و بازنشسته‌ی بیمار رفتم تا روایت دست اولی از رنج گرانی و کمبود دارو به دست بیاورم.

    زهرا، کارگر شاغل بخش خدمات با حقوق حداقلی، سن ۴۵ سال، ساکن تهران با بیماری فشار خون و دیابت:

    من برای بیماری دیابت، قرص متفورمین مصرف می‌کنم، قیمت هر جعبه قرص، قبل عید ۱۷۰ هزار تومان بود اما هفته پیش، ۴۵۰ هزار تومان خریدم، تا امروز ممکن است به ۵۰۰ هزار تومان هم رسیده باشد، چون داروخانه‌ها می‌گفتند داروی جدید بیاید بازهم گران‌تر است.

    من روزی ۲ تا متفورمین می‌خورم بنابراین یک جعبه ۳۰ تایی فقط برای ۱۵ روزم کفاف می‌دهد؛ در ماه باید دو جعبه متفورمین بخرم یعنی ماهی یک میلیون تومان. این دارو روز به روز گران‌تر می‌شود.

    انسولین هم در بازار نیست؛ اگر آشنا داشته باشی و پیدا شود، قیمت‌ها خیلی عجیب و غریب است. داروی «کنکور» هم قبل عید ۲۰۰ هزار تومان بود الان ۴۸۰ هزار تومان شده.

    علاوه بر این، من هر سه ماه باید پول ویزیت پزشک متخصص بدهم که حداقل ۵۰۰ هزار تومان است؛ برای آزمایش‌ها هم اگر بیمه تکمیلی نداشته باشی باید ۲ میلیون تومان یا بیشتر پول بدهی.

    درمجموع، پول داروهای فشار و دیابت من هر ماه ۲ تا ۲.۵ میلیون تومان می‌شود. قبلاً کمتر از یک میلیون تومان بود…

    اما سخت‌تر از گرانی، نگرانی بابت آینده است؛ من روزهای جنگ مدام می‌ترسیدم که داروهایم پیدا نشود. هفته قبل، چندتا داروخانه رفتم تا قرص‌هایم را پیدا کنم، همه آن‌ها بلااستثنا گفتتند بیشتر دارو بخر شاید بعداً نایاب شود؛ باورتان می‌شود برای چند ماه ۱۳ میلیون یکجا پول دارو دادم؟! حقوق من ۲۰ میلیون تومان است، از همه زندگی‌ام زدم که دارو بخرم چون دارو نباشد زنده نمی‌مانم. من ماهی ۱۰ میلیون کرایه خانه هم دارم، روزگارم یک جهنم واقعی‌ست…»

    علی، کارگر حداقل‌بگیر بازنشسته بخش خدمات، ساکن رشت که به تازگی عمل قلب باز انجام داده:

    «هزینه داروهای من، به شرطی که بی‌کیفیت‌ترین داروها را بخرم، ماهی ۳ میلیون تومان است؛ من باید روزانه قرص «پلاویکس» بخورم اما آنقدر گران شده که چند ماهی‌ست این قرص را نمی‌توانم بخرم، حقوق من ۲۰ میلیون تومان هم نیست. اگر بخوام پلاویکس بخرم، هزینه داروهایم هر ماه ۶ میلیون تومان یا حتی بیشتر می‌شود. بیمه تامین اجتماعی هم هزینه این داروها را پوشش نمی‌دهد.

    با پزشکم مشورت کردم، گفت پلاویکس خیلی واجب است اما اگر واقعاً نمی‌توانی به جایش «اُسویکس» بخر. بدبختی اینکه این قرص هم نایاب شده و خیلی سخت پیدا می‌شود؛ من چند داروخانه رشت را زیر پا گذاشتم، یک ورق پیدا نشد… بالاخره یک داروخانه آشنا برایم چند ورق گرفت.

    من شدیداً مشکل مالی دارم. قاعدتاً باید هر دو ماه پیش پزشک متخصص بروم، ولی نمی‌توانم؛ هر ۴ یا پنج ماه یکبار ویزیت می‌شوم. ویزیت و آزمایش برای من قضیه مرگ و زندگی‌ست اما زندگی من یک مرگ تدریجی‌ست…».

    ژینا، معلم آزاد ۳۳ ساله، بیمه تامین اجتماعی، با درآمد ناچیز کلاس‌های خصوصی و مدارس غیرانتفاعی، ساکن سنندج با بیماری غده سرطانی تیروئید:

    «ما معلم‌های آزاد، بعد از جنگ هیچ درآمدی نداشتیم چون کلاس‌های مدارس تعطیل بود؛ این مدت درآمدم صفر بوده اما زمان باز بودن مدارس هم درآمد چندانی ندارم، نهایت ماهی ۷ میلیون تومان. من این دو ماه، حق بیمه‌ام را خودم دادم و در این جنگ و ناامنی، غیر از بی‌پولی، نگران داروهایم بودم… اگر خانواده کمک نکنند، من جان سالم به در نمی‌برم.

    قبل از جنگ، پول هر نسخه دو هفته‌ای من ۳۰۰ هزار تومان بود حالا شده ۹۰۰ هزار تومان یعنی ماهی ۱ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان، من هر ۴۵ روز آزمایش می‌دهم که ۳ میلیون تومان می‌شود؛ بیمه فقط حدود ۱۰ درصدش را می‌دهد. بیمه تکمیلی هم ندارم چون پولش را ندارم.

    خلاصه بگویم، هزینه‌های درمان من هر ۲ یا ۳ ماه، چیزی حدود ۱۰ میلیون تومان است؛ و اگر استرس داشته باشم و تغذیه‌ام خوب نباشد، بیماری‌ام عود می‌کند. اما چطور آرام باشم؟ درآمد، صفر و پول دارو هر روز بیشتر از روز قبل؛ تغذیه‌ی خوب؟! نان خالی هم پول می‌خواهد که ما با مدرک فوق لیسانس نداریم، این زندگی حق ما نبود…».

    به راستی «حق مردم» نیست که بعد از تحمل جنگ، بمباران و استرس شبانه‌روزی، دارو را سه برابر گران‌تر بخرند و نگران نایاب شدن آن باشند یا به خاطر گرانی، دوا و درمان را کنار بگذارند و زندگی‌شان، یک مرگ تدریجی باشد…

  • جولان شبح بیکاری در تهران / جنگ چند میلیون ایرانی را بیکار کرد؟

    جولان شبح بیکاری در تهران / جنگ چند میلیون ایرانی را بیکار کرد؟

    به گزارش اقتصادران، مردم ایران در فاصله پس از جنگ ۴۰ روزه زندگی خود را به نیاز‌های اساسی محدود کرده‌اند. به گزارش رویترز، قیمت‌ها از زمان آغاز جنگ ۴۰ درصد افزایش یافته و مردم مسافرت، رستوران رفتن و خرید‌های غیرضروری یا کمتر ضروری را به شدت کاهش داده‌اند. شواهد در شبکه‌های اجتماعی حاکی از کاهش مسافران مترو، خالی شدن پارکینگ ادارات و کاهش یک‌ساعته ترافیک سنگین تهران از ۱.۵ ساعت به ۳۰ دقیقه است، موضوعی که به افزایش بیکاری و تعویق دستمزد‌های فروردین ماه و کاهش قدرت خرید مردم نسبت داده شده است.

    قاسم محمدی، معاون وزیر کار ایران، اخیراً اعلام کرد که ۲ میلیون نفر در اثر جنگ بیکار شده‌اند. پیش‌تر او تأیید کرده بود که بیش از یک میلیون شغل از دست رفته است. احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیز آمار ثبت‌نام‌کنندگان بیمه بیکاری را ۱۴۷ هزار نفر اعلام کرده که نسبت به سال قبل ۵۰ هزار نفر افزایش را نشان می‌دهد. هادی کهال‌زاده، اقتصاددان، نیز هشدار داده که ۱۰ تا ۱۲ میلیون شغل که معادل حدود ۵۰ درصد نیروی کار است، در معرض خطر مستقیم و غیرمستقیم شرایط جنگی قرار دارند.

    اوضاع صنایع بمباران شده نیز وخیم ارزیابی شده؛ به طوریکه صنایع پتروشیمی با اخراج بیش از ۳۰ هزار کارگر در ماهشهر و عسلویه مواجه شده و زنجیره تأمین خودروسازی که یک میلیون شغل مستقیم و غیرمستقیم را پوشش می‌داد، مختل شده است. در بخش صنعت ساختمان نیز، ۸۰ تا ۹۰ درصد کارگران عملاً بیکار شده‌اند و شرکت‌های بزرگ بیش از ۶۰ درصد نیرو‌های خود را تعدیل یا در مرخصی اجباری بدون حقوق قرار داده‌اند.

    قطعی اینترنت مشکلات جنگ را بیشتر هم کرده است؛ به گونه‌ای که خاموشی به مدت ۵۲ روز منجر به خسارت بیش از ۱۸ میلیارد دلار شده است. زنان شاغل در اینستاگرام نیز به شدت آسیب دیده‌اند. حمید حاج‌اسماعیلی، فعال کارگری و کارشناس بازار کار و اشتغال در گفت‌و‌گو با اقتصاد ۲۴ جزئیات این فاجعه اجتماعی و اقتصادی را تشریح کرده است.

    مختصات تعدیل نیروی گسترده در بازار کار

    این کارشناس بازار کار و اشتغال با اشاره به اینکه پیش از آغاز جنگ، به علت تورم بالا در کشور دچار رکود شده بودیم که عامل اصلی بیکاری است، اظهار داشت: رکود منجر به کند شدن فعالیت‌های کسب‌وکار، تعدیل نیروی گسترده و کوچک شدن بازار می‌شود.

    او افزود: از دیگر دلایلی که در بازار کار مشکل‌آفرین بود، این بود که بازار غیررسمی نسبت به بازار رسمی رونق بیشتری پیدا کرده بود. همچنین بازار غیررسمی به دلیل تورم دچار افزایش قیمت‌ها شده بود و بازار رسمی محدود شده بود. وقتی قدرت خرید مردم کاهش می‌یابد و تورم بیش از حد افزایش می‌یابد، ریسک و فعالیت‌های بازار دچار انقباض شده و امکان فعالیت مشاغل کم می‌شود.

    این فعال کارگری با اشاره به افزایش مشکلات کسب‌وکار‌ها در دوران جنگ گفت: محدودیت‌های گسترده در کشور پس از جنگ شکل گرفت. مردم از شهر‌ها خارج شدند و این می‌توانست دامن کسب‌وکار‌ها و به ویژه بخش‌های خدماتی بازار را بگیرد.

    او ادامه داد: گرانی‌ها و تورم هم در شرایط جدید بیشتر بود و بخش زیادی از کارگاه‌ها به دلیل محدودیت‌های مستقیم و غیرمستقیم جنگی، به خصوص شرایط محدودیت اینترنت، به شدت فعالیت‌های خود را کاهش دادند. حملات گسترده به برخی صنایع بزرگ کشور نیز مزید بر علت شد.

    حاج‌اسماعیلی بیان کرد: دو موضوع خیلی بزرگ را در سال گذشته در کشور شاهد بودیم. نخست موج ناشی از افزایش تورم پیش از جنگ که به ویژه در نیمه دوم سال شکل گرفته بود و بازار کار را دچار محدودیت و تنگنا کرد. دوم هم جنگ بود که عوامل متعددی باعث شد بازار کار دچار محدودیت و مشکل شود. بمباران‌ها، عدم قطعیت و ریسک‌های سیاسی، بازار کار را به شدت تحت تأثیر قرار داد. طبیعی است که انتظار داشته باشیم کارگران شغل خود را از دست داده باشند.

    هنوز بیکاران زیادی بیمه بیکاری ثبت نام نکرده‌اند

    این کارشناس حوزه کار و اشتغال با اشاره به اینکه در شرایط بیکاری کارگران، یک راهکار نهادینه در کشور به نام بیمه بیکاری داریم، گفت: بخش زیادی از بیکاران طی دو ماه گذشته به استفاده از بیمه بیکاری روی آورده‌اند. مخصوصاً کارگاه‌های بزرگی که دچار حملات گسترده هوایی شدند، تعدادی از کارگران را برای دریافت بیمه بیکاری به سازمان تأمین اجتماعی معرفی کردند.

    وی درباره آمار بیکاران در زمان جنگ و پس از آتش‌بس گفت: تا الآن بر اساس آمار‌هایی که وزارت کار داده، حدود ۲۰۰ هزار نفر توانسته‌اند برای بیمه بیکاری ثبت‌نام کنند. چون معمولاً محدودیت‌های دسترسی و ثبت‌نام در ادارات دولتی و تأمین اجتماعی خیلی زیاد است و به دلیل محدودیت اینترنت با مشکلات زیادی مواجه هستیم، تعداد ثبت‌نام‌کنندگان خیلی کم بوده است.

    او ادامه داد: پیش‌بینی می‌شود بر اساس آنچه وزارت کار، رفاه و تعاون اجتماعی اعلام کرده، تعداد واقعی افرادی که برای بیمه بیکاری درخواست دارند، یک میلیون نفر باشد. با این حال برآورد‌ها عدد بزرگ‌تری را برای افرادی که شغل خود را از دست داده‌اند در نظر گرفته است. به ویژه با احتساب پلتفرم‌ها، فضای مجازی و بازار غیررسمی، پیش‌بینی می‌شود که نزدیک به ۳ تا ۴ میلیون نفر طی مدت جنگ شغل خود را از دست داده‌اند.

    این کارشناس بازار کار افزود: هر کدام از این گروه‌ها باید به شکلی مورد حمایت قرار بگیرند، اما راهکار اساسی و قانونی که برای این شرایط در نظر گرفته شده، بیمه بیکاری است و دولت این وظیفه را دارد که از طریق صندوق بیمه بیکاری حمایت‌های لازم را از بیکاران انجام دهد.

    حمایت‌های مفید دولتی و جاماندگان

    حاج‌اسماعیلی با اشاره به حمایت‌های دولتی از مشاغل برای جلوگیری از تعدیل نیرو‌ها خاطرنشان کرد: غیر از راهکار بیمه بیکاری، دولت مصوباتی برای حمایت از کارگاه‌ها داشته و باید در قالب شرایط تسهیلاتی قانونی اجرا شود. برای کارگاه‌هایی که یک کارگر دارند که عموماً کارگاه‌های خیلی کوچک مثل مغازه‌ها هستند، اعتبار ۲۰ میلیونی در نظر گرفته شده است. برای بنگاه‌هایی با ۲ تا ۵۰ نفر نیروی کار که بیمه پرداخت کرده‌اند، تسهیلاتی در نظر گرفته شده که به ازای هر نفر، مبلغی معادل حداقل دستمزد (حدود ۲۲ میلیون تومان) برای دو ماه، با دوره بازپرداخت شش‌ماهه و نرخ سود ۹ درصد پرداخت می‌شود؛ بنابراین این کارگاه‌ها نباید کارگرانشان را اخراج کنند. این مصوبه برای این گذاشته شده که کارگاه‌ها کارگرانشان را نگه دارند.

    وی با اشاره به شرایط حمایتی دولت از کارگاه‌های بزرگ گفت: طبق ارزیابی دولت، کارگاه‌های بزرگ در پرداخت حقوق کارگرانشان مشکلی ندارند، اما دولت برای این کارگاه‌ها معافیت‌های بیمه‌ای و مالیاتی در نظر گرفته و قرار است دولت برای تهیه مواد اولیه‌شان کمک کند. همچنین برای صادرات و واردات این صنایع، دولت تسهیلاتی ایجاد کرده و مشکلات گمرکی آنها را حل کرده است. همچنین اعلام شده اگر مجوز یا پروانه‌ای برای تغییر رویه تولید نیاز داشته باشند، کمک‌هایی در نظر گرفته شده است.

    این کارشناس بازار کار و اشتغال با اشاره به حمایت دولتی از کارگاه‌های بمباران شده در جنگ گفت: دولت به صنایعی مثل فولاد و پتروشیمی اجازه داده که برای افزایش دستمزد در سال جدید با گروه‌های کارگری توافق کنند و پیمان‌های دسته‌جمعی را که در قانون کار هم به آن اشاره شده، ایجاد کنند و آنها را از افزایش ابلاغی مصوبه دستمزد استثنا کرده است.

    حاج‌اسماعیلی با اشاره به مسیر حمایتی از گروه‌های مختلف کارگران خاطرنشان کرد: باید ببینیم دولت تا چه حد در اجرای این قانون مصمم است و چقدر می‌تواند مؤثر باشد تا کارگران اخراج نشوند. اما برای کسانی که در پلتفرم‌های اینترنتی و فضای مجازی کار می‌کردند و کارگاه غیررسمی که کد شناسایی نداشتند که برآورد می‌شود حدود ۳ میلیون نفر شغل خود را از دست داده‌اند، دولت تا الآن هیچ تصمیمی نگرفته است. این موضوع یکی از مطالبات مهم جامعه کارگری است؛ چون خیلی از کارگرانی هستند که در شرایط کاری غیرقانونی و بدون بیمه و به صورت غیررسمی مشغول به کار بوده‌اند و حمایت دولت از این افراد نباید نادیده گرفته شود. ضمناً مشاغل خانگی و اینستاگرامی هم جزو این مشاغل هستند که باید برای حمایت از آنها هم فکری شود.