دسته: خودرو

  • صنعت خودرو در لبه پرتگاه / ۳ سناریو برای بازار خودرو

    صنعت خودرو در لبه پرتگاه / ۳ سناریو برای بازار خودرو

    به گزارش اقتصادران، با توجه به تغییرات بنیادین اقتصاد کلان در مـاه‌های اخیر و بروز یک شوک برون‌زا ناشی از شرایط جنـگی و التهابات ژئوپلـیتیک، صنعت خودروی ایران در مقطع فروردین و اردیبـهـشت ۱۴۰۵وارد یک پیچ تاریخی و بحران ساختاری شده است. این گـزارش با ادغـام  داده‌های پایه  بهای  تمام‌ شـده و  مـدل‌سازی مـالی اثر شوک‌ها، ظرفـیت دوام و نقطه شـکست      (Breaking Point) این صنعت را کالبدشکافی می‌کند .

    اثر هندسی شوک مواد اولیه

    پیش از بروز بحران اخیر، ساختار بهای تمام ‌شده صنعت خودرو در یک حالت تعادل نسبی (اما شکننده) قرار داشت؛ به نحوی که مواد اولیه ۵۰درصد تا ۶۰درصد، دستمزد ۱۵درصد تا ۲۰درصد و انرژی و سایر هزینه‌ها مابقی سهم را به خود اختصاص می‌دادند. اما وقوع شرایط جنگی و پس از آن، این ساختار را دچار نقصان کرده است. بر اساس مستندات موجود، بهای سبد مواد اولیه با یک جهش ۶۰درصد تا ۹۰درصد مواجه شده است. فولاد (با سهم بیش از ۶۰درصد از وزن خودرو) و پلیمرها/مواد پتروشیمی (با سهم ۱۵درصد تا ۲۰درصد از وزن خودرو) اکنون به پاشنه آشیل تبدیل شده‌اند. با افزایش نرخ ارز و افزایش قیمت تامین این مواد از بازار که تحت تاثیر بازار جهانی و بازار داخلی با رقابت‌های قیمتی شدید همراه شده است. در حالت بهینه، حاشیه سود ناخالص قطعه‌سازان بین ۵درصد تا ۱۲درصد و خودروسازان بین ۳درصد تا ۸درصد بود. با تزریق شوک افزایش میانگین ۷۵درصد در بهای نهاده‌ها و افزایش ۴۵درصد در دستمزدها، حاشیه سود ناخالص بلافاصله به سمت محدوده منفی حرکت کرده است. در این حالت، «تورم فشار هزینه» با بالاترین ضریب ممکن در حال تخریب ترازنامه‌هاست.

    آسیب‌پذیری زنجیره تامین ارزی

    شرایط جنگی و پس از جنگ، تنها بر قیمت مواد داخلی اثر نگذاشته، بلکه دسترسی به قطعات وارداتی را با چالش موجودیتی مواجه کرده است. قطعاتی نظیر ECU، سنسورهای خاص، قطعات الکترونیکی دقیق و برخی گیربکس‌ها کاملا وابسته به واردات از چین، هند و هاب‌های تجاری مانند امارات هستند. در شرایط فعلی، ریسک‌های بیمه‌ای و لجستیکی باعث افزایش شدید هزینه‌های حمل شده است. تحریم‌های مالی مضاعف و نیاز به استفاده از مسیرهای غیرمستقیم (تراستی‌ها در ترکیه و چین)، کارمزدهای انتقال یوان و دلار را به‌ شدت افزایش داده است. از سویی هزینه نهایی تامین قطعه وارداتی را بر اساس برخی داده‌ها بین ۶۰ درصد تا ۱۲۰درصد افزایش داده، به عبارتی این ارقام فراتر از قیمت‌های جهانی است. وابستگی شدید به کشورهای مورد نظر به این معناست که هر گونه تاخیری به‌طور مستقیم منجر به اختلال خط تولید در تهران یا خراسان می‌شود.

    ظرفیت انبارها

    آسیب‌پذیرترین و شکننده‌ترین حلقه این زنجیره، قطعه‌سازان کوچک و متوسط (SME) هستند که در خط مقدم این شوک قرار دارند. سرمایه در گردش قطعه‌سازان برای خرید مواد با حاشیه سود ۱۰ درصد طراحی شده است، نه برای تحمل پرش قیمتی ۱.۶ تا ۱.۹ در ورق سرد فولادی یا گرانول‌های پلیمری. بانک‌ها نیز در شرایط نااطمینانی فعلی، سیاست انقباضی در پیش گرفته‌اند. بر اساس استانداردهای حسابداری (به ‌ویژه روش FIFO)، در خوشبینانه‌ترین حالت، قطعه‌سازان تنها برای یک تا ۲.۵ ماه آینده موجودی مواد اولیه ارزان‌قیمت تاریخی در انبارهای خود دارند. چالش اصلی در اواخر خرداد یا اوایل تیر ۱۴۰۵ رخ خواهد داد. زمانی که انبارهای فعلی تخلیه شوند، خودروساز و قطعه‌ساز مجبورند خریدهای جدید با نرخ‌های جهش ‌یافته پس از جنگ وارد چرخه مصرف کنند. در این نقطه فقط با نگاهی خوشبینانه می‌توان گفت که شیفت‌های کاری متوقف نمی‌شوند. در غیر این صورت پیش‌بینی می‌شود، یکسری از شیفت‌های کاری متوقف شود.

    انسداد رگولاتوری

    در یک اقتصاد بازارمحور، شوک‌های برون‌زا بلافاصله به مصرف‌کننده نهایی منتقل می‌شوند. اما در صنعت خودروی ایران، مانع بزرگی به نام «شورای رقابت و قیمت‌گذاری دستوری» وجود دارد. سیستم قیمت‌گذاری نهادهای تنظیم‌گر، مبتنی بر تورم‌های بخشی گذشته‌نگر است و در برابر یک شوک برون‌زای جنگی کاملا منسوخ و فلج عمل می‌کند. برای خودروسازان بزرگ، نقطه سر به سر تولید روی ۶۰ درصد تا ۷۰ درصد ظرفیت اسمی تعریف شده است. عدم تناسب قیمت فروش با هزینه مواد اولیه باعث شده تا صنعت وارد فاز زیان ساختاری شود. یعنی در حال حاضر، فروش هر یک واحد خودروی بیشتر، نه تنها هزینه‌های سربار را پوشش نمی‌دهد، بلکه منجر به تسریع سوختن نقدینگی و تخریب ارزش ویژه شرکت می‌شود. خودروساز برای جبران، پرداخت به قطعه‌ساز را به تاخیر می‌اندازد و این «اثر دومینو»، کل زنجیره را به سمت ورشکستگی می‌کشاند.

    سناریوسازی تاب‌آوری

    با تلفیق داده‌های کلان ناشی از محدودیت‌های فزاینده واردات و مدل‌سازی آثار شوک هندسی مواد اولیه، چشم‌انداز صنعت خودرو برای ماه‌های پس از اردیبهشت ۱۴۰۵ در قالب سه سناریوی تحلیلی و پیوسته قابل بررسی است که هر یک پیامدهای ساختاری متفاوتی را برای زنجیره تامین و اقتصاد کلان به همراه خواهند داشت.

    سناریوی اول: حفظ شرایط دستوری

    در سناریوی نخست که می‌توان آن را سناریوی حفظ شرایط دستوری و اعمال فشار شدید یا همان «بحران ساختاری» نامید، فرض بر این است که نهادهای تنظیم‌گر از هرگونه اصلاح قیمت‌ها امتناع ورزند، در حالی که هزینه‌های تامین مواد اولیه با رشد مداوم ۲۰ درصد تا ۳۰ درصد مواجه بوده و اختلالات لجستیکی در مسیر واردات تشدید شود. در چنین اتمسفری، زمان تاب‌آوری سیستماتیک صنعت به ‌شدت تقلیل یافته و به حداکثر یک تا دو ماه محدود خواهد شد. پیامد محتوم این رویکرد آن است که با تخلیه کامل موجودی انبارهای استراتژیک قطعه‌سازان در اوایل فصل تابستان، بحران نقدینگی و سرمایه در گردش به نقطه جوش و غیرقابل بازگشت خود می‌رسد. در این شرایط، پدیده ورشکستگی زنجیره‌ای در میان قطعه‌سازان کوچک و متوسط که فاقد سپرهای مالی مستحکم هستند، با سرعتی بی‌سابقه آغاز می‌شود. توقف تولید در این کارگاه‌ها، بلافاصله منجر به کسری گلوگاهی قطعات حساس در خطوط مونتاژ نهایی شده و جریان تولید خودروسازان بزرگ را فلج می‌کند. همزمان با توقف عرضه در مبدا، فنر فشرده شده تقاضا و قیمت در بازار آزاد به شکلی ویرانگر و سوداگرانه رها خواهد شد که نتیجه آن شکل‌گیری تورم‌های نجومی در بازار مصرف نهایی است.

    سناریوی دوم: تزریق مُسکن موقت

    در سناریوی دوم که رویکرد اصلاح جزیی یا تزریق مُسکن موقت را دنبال می‌کند، فرض بر این است که سیاستگذار (نظیر شورای رقابت) با پذیرش بخشی از واقعیت، اقدام به افزایش قطره‌چکانی و دیرهنگام قیمت‌ها در محدوده ۱۰درصد تا ۱۵ درصد کند، در حالی که داده‌های مالی نشان می‌دهد نهاده‌های تولید بیش از ۷۰درصد جهش قیمتی داشته‌اند. در این وضعیت، زمان تاب‌آوری صنعت اندکی افزایش یافته و به بازه زمانی ۳ تا ۵ ماه (نهایتا تا پایان پاییز ۱۴۰۵) کشیده می‌شود. پیامد چنین رویکردی، تداوم تولید در وضعیتی به ‌شدت پایین‌تر از نقطه سر به سر است. اگرچه شیب تولید زیان انباشته نسبت به سناریوی اول اندکی ملایم‌تر می‌شود، اما بنگاه‌های اقتصادی دچار پدیده تحلیل مزمن سرمایه شده و به شرکت‌هایی تبدیل می‌شوند که تنها برای بقای روزمره دست و پا می‌زنند. در این حالت، صنعت خودرو توانایی هیچ‌گونه سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه یا نوسازی ماشین‌آلات را نخواهد داشت و به جای فروپاشی ناگهانی، یک مرگ تدریجی و فرسایشی را در پیش خواهد گرفت که در نهایت به از هم گسیختگی بافت صنعتی می‌انجامد.

    سناریوی سوم: آزادسازی قیمت‌ها

    اما سناریوی سوم که مبتنی بر آزادسازی قیمت‌ها و تطبیق ساختاری با شرایط بازار است؛ در این چارچوب، سیاستگذار با درک عمیق از شرایط جنگی و پیامدهای اقتصادی آن، به صورت کامل از مکانیسم قیمت‌گذاری دستوری عقب‌نشینی کرده و اجازه می‌دهد کشف قیمت خودرو در بستر شفاف بورس کالا یا حاشیه بازار آزاد صورت پذیرد. تاب‌آوری در این سناریو، برخلاف دو حالت قبل، ماهیتی بلندمدت و پایدار داشته و سیستم را به سمت یک تعادل جدید هدایت می‌کند. پیامدهای این سناریو به مثابه یک جراحی عمیق و دردناک اقتصادی است؛ به این معنا که در کوتاه‌مدت شوک قیمتی شدیدی به مصرف‌کننده نهایی وارد شده و تقاضای موثر به ‌شدت منقبض می‌شود، اما در لایه‌های پنهان، رانت عظیم واسطه‌گری که پیش از این به جیب دلالان می‌رفت کاملا حذف شده و این جریان نقدینگی حیاتی، مستقیما به شریان‌های خشکیده تولید بازمی‌گردد. با بازگشت حاشیه سود به محدوده منطقی، پس از گذشت ۱ الی ۲ فصل مالی، زنجیره تامین و قطعه‌سازان قادر خواهند بود ظرفیت‌های مالی خود را بازیابی کرده، جریان تامین مواد اولیه را تثبیت کنند و از خطر توقف قطعی خطوط تولید رهایی یابند. این مسیر، تنها راهکار عملی برای حفظ هسته سخت صنعت در برابر تکانه‌های خارجی است.

    نتیجه‌گیری

    باید بر این واقعیت تلخ و در عین حال شفاف تاکید کرد که در مختصات زمانی اردیبهشت ۱۴۰۵، صنعت خودروی ایران در مواجهه همزمان با «جهش مهارگسیخته هزینه مواد اولیه ناشی از پس‌لرزه‌های جنگ» و «قفل‌شدگی نهادی در سیستم قیمت‌گذاری»، مطلقا فاقد هرگونه تاب‌آوری سیستماتیک و ضربه‌گیرهای مالی است. این صنعت عظیم هم‌اکنون در آستانه یک نقطه شکست ساختاری قرار گرفته است و بررسی متغیرهای بنیادین نشان می‌دهد که بدون عبور شجاعانه از پارادایم قیمت‌گذاری دستوری، زنجیره تامین به هیچ عنوان ظرفیت مالی و لجستیکی لازم برای عبور از بحران‌های تابستان پیش رو را نخواهد داشت. در مقطع کنونی، بقا، تداوم اشتغال و حفظ زیرساخت‌های این صنعت، دیگر با بخشنامه و دستورالعمل تضمین نمی‌شود، بلکه تنها در گرو پذیرش بی‌قید و شرط واقعیت‌های ریاضی، معادلات بهای تمام ‌شده و تن دادن سیاستگذاران به الزامات بدیهی اقتصاد صنعتی است.

    امیررضا اعطاسی / کارشناس ارشد مدیریت ساخت

  • جولان سفته‌بازان در بازار خودرو / پشت پرده موج جدید گرانی خودرو

    جولان سفته‌بازان در بازار خودرو / پشت پرده موج جدید گرانی خودرو

    به گزارش اقتصادران، بازار خودرو در نخستین روزهای اردیبهشت ۱۴۰۵ بار دیگر وارد فاز التهاب شده است؛ افزایش پی‌درپی قیمت خودروهای داخلی، رشد فاصله میان نرخ کارخانه و بازار آزاد، کاهش قدرت خرید مصرف‌کنندگان و تداوم نااطمینانی نسبت به آینده تولید، باعث شده این بازار دوباره به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های اقتصادی خانوارها تبدیل شود.

    در شرایطی که بسیاری از متقاضیان واقعی خرید خودرو، توان ورود به بازار را از دست داده‌اند، همچنان جریان تقاضای سرمایه‌ای و سفته‌بازانه در حال تقویت است و خودرو بیش از گذشته از یک کالای مصرفی به یک دارایی برای حفظ ارزش پول تبدیل شده است.

    طی روزهای اخیر، قیمت برخی خودروهای پرتقاضا مانند دنا پلاس، پژو ۲۰۷، کوییک، ساینا و رانا با افزایش قابل توجهی همراه بوده؛ افزایشی که به اعتقاد بسیاری از فعالان بازار، تنها ناشی از نوسانات ارزی نیست و مجموعه‌ای از عوامل از جمله رشد هزینه تولید، دشواری تامین قطعات، کاهش عرضه و همچنین فضای روانی ناشی از نااطمینانی‌های سیاسی و اقتصادی در آن نقش دارد.

    از سوی دیگر، خودروسازان نیز با اجرای طرح‌های پیش‌فروش جدید تلاش دارند بخشی از فشار بازار را مدیریت کنند، اما بسیاری از کارشناسان معتقدند این سیاست بیش از آنکه به تنظیم بازار منجر شود، ابزاری برای تامین نقدینگی شرکت‌هاست.

    همزمان، گره خوردن بازار خودرو به روند مذاکرات سیاسی، وضعیت واردات و چشم‌انداز نرخ ارز، باعث شده هر خبر مثبت یا منفی به سرعت بر قیمت‌ها اثر بگذارد. بسیاری از خریداران نیز میان خرید فوری و انتظار برای کاهش احتمالی قیمت‌ها مردد مانده‌اند.

    در همین رابطه، حسن کریمی سنجری، کارشناس صنعت خودرو، درباره آخرین وضعیت بازار خودرو اظهار داشت: افزایش قیمت خودرو در شرایط فعلی بیش از آنکه ناشی از «انتظارات تورمی» باشد، حاصل واقعیت‌های تورمی در اقتصاد است.

    به گفته او، از ابتدای سال و به‌ویژه پس از تعطیلات نوروز، هزینه نهاده‌های تولید و قطعات اصلی خودرو به‌دلیل مشکلات ایجادشده برای صنایع بالادستی مانند پتروشیمی و فولاد، افزایش قابل توجهی داشته و در برخی موارد حتی بین دو تا چهار برابر رشد کرده است.

    او توضیح داد: در کنار این موضوع، تامین قطعات خارجی مورد نیاز خودروسازان و قطعه‌سازان نیز با ابهام جدی مواجه شده است. شرایط موجود در آبراه‌های منطقه و دشواری‌های واردات باعث شده چشم‌انداز روشنی برای تامین این قطعات وجود نداشته باشد و همین مسئله هم هزینه تمام‌شده تولید را بالا برده و هم عرضه خودرو را کاهش داده است.

    کریمی سنجری تاکید کرد: بازار خودرو اکنون از دو سمت تحت فشار قرار دارد؛ از یک‌سو قیمت تمام‌شده تولید افزایش یافته و از سوی دیگر تعداد عرضه کاهش پیدا کرده است. این وضعیت در نهایت خودروساز را ناچار به افزایش قیمت می‌کند و حتی با اعمال افزایش قیمت نیز همچنان با کاهش عرضه مواجه خواهیم بود که خود به تشدید تورم در بازار منجر می‌شود.

    او درباره رشد قیمت برخی خودروها مانند دنا پلاس، پژو ۲۰۷، کوییک و ساینا نیز گفت: این افزایش هم ناشی از معاملات واقعی است و هم متاثر از فضای سفته‌بازی. وقتی بازار پیش‌بینی تورم مثبت دارد، دارایی‌های ثابت مانند خودرو برای حفظ ارزش پول جذاب‌تر می‌شوند. در چنین شرایطی بخشی از سرمایه‌های نقدی به سمت خرید خودرو حرکت می‌کند؛ چه برای مصرف واقعی و چه برای حفظ سرمایه و دلالی.

    این کارشناس صنعت خودرو با اشاره به پیش‌فروش‌های جدید خودروسازان افزود: پیش‌فروش‌ها در گذشته ابزاری برای کنترل هیجانات بازار بودند اما امروز بیشتر با هدف تامین نقدینگی برای پوشش هزینه‌های جاری مانند حقوق، دستمزد و هزینه تامین قطعات انجام می‌شوند. از آنجا که تامین قطعات دشوار شده، خودروسازان با کاهش عرضه روبه‌رو هستند و به همین دلیل پیش‌فروش به‌تنهایی نمی‌تواند بازار را متعادل کند.

    وی ادامه داد: تعداد خودرو برای عرضه فوری چندان زیاد نیست و بخش مهمی از توان تولید نیز صرف ایفای تعهدات قبلی می‌شود. بنابراین نباید انتظار داشت صرف افزایش پیش‌فروش‌ها بتواند التهاب بازار را کاهش دهد.

    کریمی سنجری درباره رفتار خریداران واقعی نیز گفت: اگر مصرف‌کننده‌ای امروز نقدینگی لازم را داشته باشد، تقاضای خود را به تعویق نمی‌اندازد. هرچند برخی امیدوارند با توافق سیاسی و بهبود شرایط واردات، بازار آرام‌تر شود، اما ریسک رسیدن به آن نقطه و نامشخص بودن زمان تحقق آن باعث شده بسیاری ترجیح دهند خرید خود را به امروز موکول کنند نه فردا.

    او البته تاکید کرد که کاهش قدرت خرید مردم همچنان یکی از مهم‌ترین موانع بازار است و همین موضوع باعث شده هم تقاضای مصرفی و هم تقاضای سرمایه‌ای به‌طور همزمان در بازار وجود داشته باشد.

    این کارشناس صنعت خودرو درباره تاثیر مذاکرات ایران و آمریکا  بر بازار خودرو نیز گفت: بازار خودرو همواره به مذاکرات و مسائل سیاسی گره خورده، زیرا نتیجه این مذاکرات مستقیماً بر واردات خودرو، تامین قطعات و روند تولید اثر می‌گذارد. اگر امکان تعامل بهتر با دنیا فراهم شود، قطعا تامین قطعات و واردات روان‌تر خواهد شد.

    با این حال او معتقد است در شرایط فعلی، آسیب‌های زیرساختی ناشی از تنش‌های اخیر و اختلال در زنجیره تامین، مسئله مهم‌تری نسبت به مذاکرات است. حتی اگر مذاکرات هم به نتیجه مثبت برسد، زمان قابل توجهی لازم است تا کاهش تولید و مشکلات تامین جبران شود.

    کریمی سنجری در پایان پیش‌بینی کرد که افزایش قیمت خودرو در هر دو بخش بازار و کارخانه اجتناب‌ناپذیر است و گفت: اگر افزایش قیمت کارخانه متوقف شود، توان تولید خودروسازان بیش از این کاهش پیدا می‌کند و حتی ممکن است روند تولید با اختلال جدی مواجه شود. از سوی دیگر، قیمت بازار نیز به‌صورت طبیعی قیمت کارخانه را به سمت بالا می‌کشد و فاصله زیاد میان این دو نمی‌تواند برای مدت طولانی حفظ شود.

  • چرخش فرمان صنعت خودرو به سمت «جاده فرعی»

    چرخش فرمان صنعت خودرو به سمت «جاده فرعی»

    به گزارش اقتصادران، آسیب به صنایع فولاد و پتروشیمی و محدودیت بنادر، خودروسازان و واردکنندگان را به سمت مسیرهای جایگزین برای تامین مواد اولیه و واردات خودرو سوق داده است؛ مسیرهایی پرهزینه که از آنها به‌عنوان «جاده فرعی» به‌جای حرکت در شاهراه یاد می‌شود.

    به گزارش دنیای اقتصاد، بررسی تحولات پس از جنگ اسفندماه نشان می‌دهد که خودروسازان، سیاستگذاران و حتی فعالان زنجیره تامین، بیش از آنکه درگیر رشد تولید و یا ارتقای کیفیت باشند در تلاشند تا راه‌های فرعی برای تامین مواد اولیه بیابند در حین آنکه واردکنندگان نیز به دلیل محدودیت بنادر جنوبی بر اثر جنگ به دنبال راه‌های جایگزین هستند. این مسیرها اگرچه می‌تواند در کوتاه‌مدت گره‌گشا باشند، اما در بلندمدت هزینه‌های پنهان و آشکاری را به صنعت و بازار واردات تحمیل  خواهند کرد.

    مسیرهای جایگزین واردات

    با توجه به محدودیت در بنادر جنوبی کشور، موضوع تغییر مسیرهای واردات خودرو به یکی از بحث‌های جدی در سیاستگذاری تجاری تبدیل شده است.  در چنین شرایطی، بنادر شمالی کشور  و بنادر اطراف دریای خزر به‌عنوان گزینه‌های جایگزین مطرح می‌شوند، هرچند این مسیرها با محدودیت‌های زیرساختی و عملیاتی روبه‌رو هستند.

    ظرفیت تخلیه و بارگیری در این بنادر نسبت به بنادر جنوبی کمتر است و همچنین محدودیت‌های ناشی از شرایط دریای خزر، از جمله عدم امکان تردد کشتی‌های بزرگ بالای ۵ هزار تن، دامنه عملیاتی این مسیر را محدود می‌کند.

    با این حال، این محدودیت‌ها به معنای غیرقابل استفاده بودن کامل این بنادر نیست و در صورت سرمایه‌گذاری و توسعه زیرساخت‌ها می‌توانند نقش مکمل یا حتی جایگزین در بخشی از واردات ایفا کنند.

    در کنار مسیرهای دریایی، مسیرهای زمینی نیز اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کنند. کریدورهایی مانند چین–پاکستان–ایران از طریق بندر گوادر، مسیر افغانستان–ایران و همچنین مسیر ترکمنستان–ایران می‌توانند به‌عنوان شریان‌های جایگزین واردات خودرو مورد استفاده قرار گیرند.

    همچنین مسیر ترکیه به ایران نیز به دلیل زیرساخت‌های حمل‌ونقل جاده‌ای و ریلی توسعه‌یافته‌تر، یکی از گزینه‌های قابل اتکا محسوب می‌شود.  نقطه ضعف این مسیر هزینه بالاتر حمل زمینی و محدودیت ظرفیت نسبت به حمل دریایی است.

    اگر ایران بخواهد وابستگی خود به بنادر جنوبی را کاهش دهد، باید به سمت یک مدل «چندکریدوری» حرکت کند، نه جایگزینی کامل یک مسیر با مسیر دیگر.

    تامین فولاد خودرو از مسیر واردات

    سخنگوی وزارت صنعت، معدن و تجارت چندی پیش اعلام کرده بود که برنامه‌ریزی جامعی برای مدیریت تامین مواد اولیه صنایع خودرو در دستور کار قرار گرفته است. بر اساس این برنامه، بخشی از نیاز کشور به ورق‌های فولادی از طریق تولیدکنندگان داخلی تامین خواهد شد و تلاش می‌شود ظرفیت موجود در شرکت‌های فولادی فعال به‌صورت حداکثری مورد استفاده قرار گیرد.

    با این حال، وی تاکید کرده است که کسری ایجادشده ناشی از آسیب‌های واردشده به برخی مجتمع‌های بزرگ فولادی از جمله فولاد مبارکه و فولاد خوزستان، از طریق واردات جبران خواهد شد. همچنین اعلام شده است که در حوزه مواد پتروشیمی نیز رویکرد مشابهی در پیش گرفته خواهد شد و کمبودهای احتمالی از طریق واردات مدیریت می‌شود.

  • نفس‌های صنعت خودرو در ایران

    نفس‌های صنعت خودرو در ایران

    به گزارش اقتصادران، پایان جنگ ۴۰ روزه و برقراری آتش‌بس، نفس‌های صنعت کشور را به شماره انداخته و اقتصاد ایران هنوز در آتش پیامد‌های فلج‌کننده آن می‌سوزد. در میان تمام صنایع، صنعت خودرو که خود را «پیشران اقتصاد» می‌نامید، حالا بیش از هر زمان دیگری در وضعیت «نیمه جان» به سر می‌برد. مشکل اصلی نه تحریم‌های خارجی که زخم عمیق وارد شده بر شریان‌های داخلی تأمین مواد اولیه است که با هدف قرار گرفتن صنایع فولاد کشور رقم خورده است.

    از شلیک اسرائیل تا لنگ شدن خطوط تولید فولاد

    در طول ۴۰ روز جنگ، صنایع فولاد کشور یکی از اهداف اصلی حملات قرار گرفت. اسرائیل رسماً مدعی شد ۷۰ درصد تولید فولاد کشور را از کار انداخته است. این یعنی ضربه‌ای مستقیم به رگ حیاتی خودروسازی که به شدت به ورق‌های فولادی و آلومینیوم وابسته است.

    عضو کمیسیون صنایع و معادن کشور با اذعان به بحران توضیح داد: «پیش از جنگ، فولاد مبارکه به عنوان شریان اصلی، ورق مورد نیاز قطعه‌سازان را بر اساس شناخت دقیق از نیازشان توزیع می‌کرد. اما حالا آن شبکه از هم پاشیده است.» پیشنهاد دولت به قطعه‌سازان برای «واردات مستقیم مواد اولیه» نشان‌دهنده عمق ناامیدی از بازیابی سریع تولید داخلی است.

    از واردات تا کمک ۴۰ همتی

    دولت، اما سوار بر موج آتش‌بس، نقشه جدیدی برای جلوگیری از مرگ صنعت خودرو طراحی کرده است.

    عزت‌الله زارعی، سخنگوی وزارت صمت گفت: «برنامه جامع برای تأمین مواد اولیه داریم. بخشی از ورق‌ها داخلی تأمین می‌شود و کسری ناشی از آسیب به فولاد مبارکه و خوزستان را با واردات جبران می‌کنیم.».

    اما مهم‌ترین اقدام، ورود بانک مرکزی به میدان است. وزیر صمت با اعلام اولویت‌بندی ارزی برای تأمین مواد اولیه، از تصویب تسهیلات ۴۰ همتی شامل ۲۰ همت برای ایران‌خودرو و ۲۰ همت برای سایپا خبر داد. شرط این تزریق مالی سنگین پرداخت بدهی انباشته خودروسازان به قطعه‌سازان است تا چرخ تولید دوباره بچرخد.

    نفس‌های صنعت خودرو به شماره افتاده

    گزارش‌ها نشان می‌دهد که اگرچه آتش‌بس جلوی تخریب بیشتر را گرفته، اما صنعت خودرو ایران با سندرم کمبود فولاد دست و پنجه نرم می‌کند. استراتژی دولت تلفیقی از حمایت مالی فوری و واردات به جای تولید داخلی آسیب‌دیده است. حالا باید دید آیا قطعه‌سازان قادر خواهند بود با این این حمایت‌ها خطوط تولید را دوباره به حرکت درآورند یا اینکه جنگ، اثری مزمن بر پیکر صنعت خودرو به جا خواهد گذاشت و طبق معمول اغلب مشکل به مصرف کنندگان منتقل خواهد شد.

  • زخم‌های پنهان بازار مسکن

    زخم‌های پنهان بازار مسکن

    به گزارش اقتصادران، بازار مسکن ایران در موقعیتی قرار گرفته که می‌توان آن را با یک قیچی دو لبه مقایسه کرد؛ از یک سو افزایش تقاضا به‌دلیل تخریب بخشی از واحدهای مسکونی و فشارهای تورمی، و از سوی دیگر کاهش توان سازندگان به‌علت رشد هزینه‌های ساخت، این بازار را در وضعیتی شکننده و ناپایدار قرار داده است. شرایطی که اگر به‌درستی مدیریت نشود، می‌تواند به تعمیق رکود، افزایش قیمت‌ها و تشدید بحران دسترسی به مسکن منجر شود. مسکن برخلاف بسیاری از کالاها، یک نیاز پایه و غیرقابل حذف است. حتی در شرایط بحران نیز این نیاز نه‌تنها از بین نمی‌رود، بلکه تشدید هم می‌شود.

    سمانه محرمی‌نمین، نایب‌رییس اتحادیه مشاوران املاک تهران، در این باره تصریح می‌کند: باید توجه داشت که مسکن یک نیاز اساسی و همیشگی برای انسان است و تحت هیچ شرایطی از بین نمی‌رود؛ بلکه در وضعیت فعلی و با توجه به تخریب برخی واحدهای مسکونی، این نیاز افزایش نیز یافته است. این افزایش تقاضا در حالی رخ می‌دهد که طرف عرضه با مشکلات جدی مواجه شده است. افزایش هزینه مصالح، آسیب به صنایع بالادستی مانند فولاد و کاهش صرفه اقتصادی پروژه‌ها باعث شده بسیاری از سازندگان، به‌ویژه فعالان خرد، توان ادامه فعالیت را از دست بدهند. محرمی‌نمین هشدار می‌دهد: با توجه به آسیب‌هایی که به صنایع فولاد وارد شده، پیش‌بینی می‌شود هزینه‌های ساخت‌وساز با افزایش قابل توجهی مواجه شود در چنین شرایطی، احتمال خروج برخی سازندگان خرد از بازار وجود دارد. این تضاد میان تقاضای فزاینده و عرضه محدود، همان نقطه بحرانی است که آینده بازار را تعیین می‌کند.

    زخم‌های پنهان از تخریب واحدها تا تهدید معیشت

    یکی از ابعاد کمتر دیده‌شده بحران فعلی، تخریب همزمان واحدهای مسکونی و تجاری است. در حالی که تمرکز سیاست‌گذاران بیشتر بر بازسازی واحدهای مسکونی بوده، بخش تجاری نیز آسیب جدی دیده و این موضوع مستقیماً بر معیشت خانوارها اثر می‌گذارد. محرمی‌نمین در این زمینه می‌گوید: واقعیت این است که در جریان جنگ امریکایی-صهیونی علیه ایران، علاوه بر واحدهای مسکونی، واحدهای تجاری نیز دچار تخریب شده‌اند.» او تأکید می‌کند: در حال حاضر اولویت دولت بر حمایت از واحدهای مسکونی قرار دارد، در حالی که واحدهای تجاری نیز به‌طور مستقیم با معیشت مردم در ارتباط هستند درخواست ما این است که در توزیع بسته‌های حمایتی، بخش‌های تجاری و مسکونی به‌صورت همزمان دیده شوند. نادیده گرفتن این بخش می‌تواند زنجیره‌ای از پیامدهای اقتصادی، از بیکاری تا کاهش درآمد خانوارها، را به‌دنبال داشته باشد.

    اقتصاد انقباضی و محدودیت منابع

    واقعیت دیگر این است که سیاست‌گذاری در شرایط فعلی با محدودیت منابع مواجه است. اقتصاد در وضعیت انقباضی قرار دارد و امکان جبران سریع خسارت‌ها وجود ندارد. نایب‌رییس اتحادیه مشاوران املاک تهران در این باره می‌گوید: شرایط فعلی جامعه، شرایطی انقباضی است و طبیعتاً توزیع منابع و جبران خسارت‌ها با دشواری‌هایی همراه است. با این حال، او بر ضرورت تصمیم‌گیری عادلانه تأکید دارد و می‌گوید: انتظار می‌رود دستگاه‌های مسوول بهترین تصمیم‌گیری را در این زمینه اتخاذ کنند تا عدالت در توزیع حمایت‌ها رعایت شود.

    فناوری‌های نوین راهی برای جبران عقب‌ماندگی؟

    در چنین شرایطی، توجه به فناوری‌های نوین ساخت‌وساز می‌تواند بخشی از راه‌حل باشد. استفاده از روش‌های صنعتی و سریع‌سازی ساخت، سال‌هاست در جهان مورد استفاده قرار می‌گیرد و اکنون بیش از هر زمان دیگری در ایران اهمیت پیدا کرده است. محرمی‌نمین توضیح می‌دهد: استفاده از تکنولوژی‌های جدید در صنعت ساختمان در دنیا سابقه طولانی دارد و در حال حاضر نیز نمونه‌هایی مانند پرینترهای ساختمانی مورد استفاده قرار می‌گیرند. او البته به محدودیت این فناوری‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید: این فناوری‌ها بیشتر در ساخت‌وسازهای کم‌ارتفاع کاربرد دارند و در پروژه‌های بلندمرتبه کمتر مورد استفاده قرار می‌گیرند.» یکی از گزینه‌های عملی در شرایط فعلی، سازه‌های سبک است: سازه‌های سبک مانند LSF از جمله روش‌هایی هستند که قابلیت اجرا تا سه طبقه را دارند ومی‌توانند در کمتر از شش ماه یک واحد مسکونی سه‌طبقه را آماده تحویل کنند. مزایای این روش‌ها تنها به سرعت محدود نمی‌شود: این نوع سازه‌ها علاوه بر سرعت اجرا، از نظر عایق بودن و مقاومت در برابر زلزله نیز عملکرد قابل قبولی دارند.

    ضرورت بومی‌سازی  کپی‌برداری کافی نیست

    با وجود مزایای فناوری‌های نوین، چالش اصلی در نحوه به‌کارگیری آنهاست. صرف واردات یا تقلید از مدل‌های خارجی نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای بازار ایران باشد. نایب‌رییس اتحادیه مشاوران املاک تهران در این خصوص تأکید می‌کند و می‌گوید: نکته مهم این است که استفاده از تکنولوژی‌های نوین صرفاً به‌صورت کپی‌برداری نباشد، بلکه باید با شرایط داخلی کشور تطبیق داده شود. او نقش مهندسان داخلی را کلیدی می‌داند و می‌گوید: باید از ظرفیت مهندسان توانمند داخلی برای توسعه آنها استفاده شود. در صورت تحقق این رویکرد، می‌توان امیدوار بود که بخشی از شکاف عرضه و تقاضا از طریق افزایش سرعت ساخت جبران شود.

    نقش بازیگران بازار  از مهندسان تا مشاوران املاک

    حل بحران مسکن نیازمند همکاری چندجانبه است. از نظام مهندسی و سازندگان گرفته تا مشاوران املاک، همه در این زنجیره نقش دارند. محرمی‌نمین می‌گوید: تحقق این اهداف نیازمند همیاری نظام مهندسی و همکاری فعالان بازار مسکن است. او به نقش مشاوران املاک نیز اشاره می‌کند و می‌گوید: مشاوران املاک نیز در حوزه خرید، فروش، رهن و اجاره در کنار این فرآیند حضور دارند و نقش خود را ایفا می‌کنند.

    بحران در زیرساخت حقوقی معاملات

    در کنار چالش‌های ساخت‌وساز، بازار مسکن با مشکلاتی در حوزه حقوقی و ثبت معاملات نیز مواجه است. یکی از این مشکلات، اختلال در دسترسی به سامانه‌های رسمی قرارداد است. محرمی‌نمین هشدار می‌دهد: متأسفانه مدتی است دسترسی مشاوران املاک به قراردادهای یکسان در سامانه «کاتب » قطع شده و این موضوع روند انجام معاملات را با مشکل مواجه کرده است. او پیامد این وضعیت را کاهش امنیت حقوقی می‌داند و می‌گوید: خروج قراردادها از بسترهای رسمی، موجب کاهش امنیت حقوقی معاملات می‌شود. نایب‌رییس اتحادیه مشاوران املاک تهران تأکید می‌کند و می‌گوید: شهروندان باید بدانند قراردادهای دستی که خارج از سامانه‌های رسمی تنظیم می‌شود، در مراجع قضایی اعتبار لازم را ندارد. این موضوع می‌تواند مشکلات جدی برای طرفین معاملات ایجاد کند و ممکن است برای قراردادهای دستی حکم تخلیه صادر نشود یا مستأجران در بازپس‌گیری ودیعه با چالش مواجه شوند. راهکار پیشنهادی نایب‌رییس اتحادیه مشاوران املاک تهران روشن است، او می‌گوید: تمامی قراردادها صرفاً در سامانه‌های مجاز مانند  کاتب  یا  خودنویس  و از طریق مشاوران املاک دارای مجوز ثبت شود.

    قیمت‌ها؛ میان واقعیت اقتصادی  و سیاست‌های دستوری

    یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات بازار مسکن، کنترل قیمت‌ها به‌ویژه در بخش اجاره است. در حالی که دولت تلاش می‌کند با تعیین سقف افزایش اجاره‌بها، فشار بر مستأجران را کاهش دهد، فعالان بازار معتقدند این سیاست‌ها کارایی لازم را ندارند. محرمی‌نمین در این باره می‌گوید: باید واقعیت‌های اقتصادی از جمله تورم سالانه در بخش مسکن را نیز در نظر گرفت که به‌صورت طبیعی موجب افزایش قیمت‌ها می‌شود. او درباره سقف ۲۵ درصدی اجاره توضیح می‌دهد و می‌گوید: تعیین نرخ‌های دستوری مانند سقف ۲۵ درصدی افزایش اجاره‌بها، کارآمد نبوده و در عمل به عنوان کف مذاکرات عمل می‌کند. این سیاست در مناطق مختلف اثر متفاوتی دارد: در برخی مناطق شهری، به‌ویژه در مناطق شمالی، عملاً رقم بالایی محسوب می‌شود و در مناطق جنوبی نیز به دلیل سطح درآمدها، امکان تحقق آن وجود ندارد. در نتیجه، تعیین قیمت‌ها باید واقع‌بینانه‌تر باشد، افزایش اجاره‌بها باید متناسب با شرایط واقعی بازار و توان مالی مستأجران باشد.

    بازار در وضعیت نیمه‌فعال  رکود در خرید، تحرک در اجاره

    با وجود همه این چالش‌ها، بازار مسکن کاملاً متوقف نشده است. بلکه وارد فاز جدیدی از فعالیت با شیب ملایم شده است. محرمی‌نمین وضعیت فعلی را  اینگونه توصیف می‌کند و می‌گوید: بازار مسکن از اواخر فروردین‌ماه وارد فاز جدیدی از فعالیت شده و در حال حاضر با شیب ملایم صعودی در حال حرکت است. با این حال، خبری از رونق جدی نیست و همچنان از هیجانات شدید در بخش خرید و فروش خبری نیست و در حال حاضر معاملات در بخش واحدهای کوچک، املاک خرد و پیش‌فروش‌ها در حال انجام است و بازار در شرایطی نسبتاً آرام قرار دارد.

    آینده بازار؛ شکنندگی ادامه‌دار یا بازگشت به تعادل؟

    بازار مسکن ایران در نقطه حساسی قرار گرفته است. اگرچه تقاضا همچنان قوی است، اما ضعف عرضه می‌تواند این بازار را به سمت افزایش بیشتر قیمت‌ها سوق دهد. از سوی دیگر، نبود سیاست‌های هماهنگ در حوزه حمایت، مالیات، فناوری و زیرساخت‌های حقوقی، ریسک‌های موجود را تشدید می‌کند. در نهایت، آنچه می‌تواند مسیر آینده را تعیین کند، ترکیبی از چند عامل است: حمایت هدفمند از بخش‌های آسیب‌دیده، تقویت توان سازندگان، استفاده هوشمندانه از فناوری‌های نوین، و ایجاد شفافیت و امنیت در معاملات. در غیر این صورت، قیچی فشار عرضه و تقاضا همچنان بسته‌تر خواهد شد و دسترسی به مسکن برای بخش بیشتری از جامعه دشوارتر می‌شود.

  • واردات خودرو زیر ضرب جنگ

    واردات خودرو زیر ضرب جنگ

    به گزارش اقتصادران، روزنامه ایران نوشت: با این حال، انجمن واردکنندگان خودرو از آماده‌سازی مسیرهای جدید و متنوع برای ادامه واردات خبر می‌دهد.

    مهدی دادفر، علاوه بر تشریح مسیرهای جدید واردات خودرو، وضعیت جریمه دیرکرد تحویل خودروها و همچنین سرنوشت خریدارانی را که هنوز خودروهای خود را تحویل نگرفته‌اند،توضیح داده است.

    با توجه به احتمال ایجاد محدودیت در بنادر جنوبی، آیا امکان تغییر مقاصد واردات خودرو به بنادر شمالی کشور مانند امیرآباد و بهشهر وجود دارد؟ آیا می‌توان از مسیرهای شمالی برای واردات خودرو، چه از طریق دریا و چه مسیرهای زمینی استفاده کرد؟

    در حال حاضر باید بپذیریم که ظرفیت انباشت، تخلیه و بارگیری کالا در بنادر شمالی کشور محدود است. این محدودیت هم در حوزه کالاهای فلزی و معدنی وجود دارد و هم در حوزه نهاده‌ها و کالاهای اساسی. از سوی دیگر ظرفیت کشتیرانی در دریای خزر نیز با محدودیت‌هایی مواجه است. به‌طوری که کشتی‌های بزرگ با ظرفیت بیش از ۵ هزار تن اساساً امکان تردد در این دریا را ندارند. با این حال، این محدودیت‌ها به معنای بسته بودن مسیرهای شمالی نیست. برعکس، این مسیرها می‌توانند به ‌عنوان یک شریان جایگزین مورد توجه قرار گیرند. در سال‌های گذشته قرار بود سرمایه‌گذاری‌های بیشتری روی توسعه زیرساخت‌های این بنادر انجام شود و حتی برنامه‌هایی برای فعال‌سازی کامل آنها مطرح بود، اما آن‌طور که باید پیش نرفت. شاید شرایط فعلی و فشارهایی که ایجاد شده، باعث شود توجه بیشتری به توسعه این زیرساخت‌ها شود و این مسیرها جدی‌تر فعال شوند.

    در شرایط فعلی، اگر محدودیت‌هایی در مسیرهای فعلی واردات ایجاد شود، چه مسیرهایی می‌تواند برای ادامه واردات خودرو به عنوان جایگزین مورد استفاده قرار گیرد؟

    تجربه سال‌های گذشته نشان می‌دهد که بیش از ۹۰ درصد خودروهای وارداتی ما از کشور چین تأمین شده‌اند. بنابراین طبیعی است که همچنان بخش مهمی از واردات از همین مبدأ انجام شود. در کنار آن، چند کریدور منطقه‌ای وجود دارد که می‌تواند فعال شود؛ از جمله مسیر چین-پاکستان-ایران، مسیر افغانستان- ایران، ترکمنستان-ایران و از طریق بندر گوادر و مسیر ترکیه به ایران نیز می‌تواند یکی از گزینه‌های قابل استفاده باشد. بنابراین، بسیاری از کالاها قابلیت انتقال از این مسیرها را دارند. در همین رابطه، انجمن واردکنندگان خودرو نیز پیشنهادهای مشخصی برای انتقال خودرو به کشور به وزارت صمت ارائه کرده است. ما در این زمینه با رئیس سازمان بنادر و کشتیرانی و همچنین با مسئولان وزارت راه و بخش حمل‌ونقل جاده‌ای جلسات و مکاتباتی داشته و راهکارهای پیشنهادی را ارائه داده‌ایم. در حال حاضر نیز نهادهای زیرساختی و وزارت راه در حال فراهم کردن بسترهای لازم برای فعال‌سازی این مسیرها هستند و انتظار می‌رود با همکاری‌هایی که در حال انجام است، از ماه آینده روند اجرایی این مسیرها دوباره آغاز شود. البته باید گفت، هنوز تصمیم نهایی در این زمینه گرفته نشده و دولت باید در این خصوص به جمع‌بندی برسد. با این حال، ما در حال فراهم کردن مقدمات هستیم تا در صورت لزوم بتوانیم از بنادر جایگزین، مسیرهای زمینی و حتی خطوط ریلی برای ادامه واردات استفاده کنیم.

    در کنار تلاش برای فعال کردن مسیرهای جایگزین مقاصد واردات خودرو، چه گزینه‌های دیگری می‌تواند به پروسه واردات خودرو کمک کند تا در سال ۱۴۰۵ چشم‌انداز بهتری داشته باشد؟

    بنادر شمالی کشور از نظر موقعیت جغرافیایی ظرفیت‌های قابل‌توجهی دارند، اما در حال حاضر در بخش تخلیه و بارگیری با محدودیت‌هایی روبه‌رو هستند. با این حال، این مشکلات قابل حل است و بخش خصوصی و فعالان اقتصادی می‌توانند نقش مهمی در توسعه این مسیرها داشته باشند. در چنین شرایطی لازم است به‌صورت جدی روی مسیرهای جایگزین کار شود. در کنار این موضوع، برخی تصمیمات نیز باید با توجه به شرایط روز اتخاذ شود. به‌ عنوان مثال، تعیین مهلت ۱۵‌روزه برای تعیین قیمت ارز در شرایطی که تأمین ارز با محدودیت‌هایی مواجه است، برای واردکنندگان زمان کوتاهی محسوب می‌شود. بنابراین لازم است در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی، شرایط خاص و محدودیت‌های موجود نیز در نظر گرفته شود. واقعیت این است که اگر بخواهیم از شرایط دشوار جنگ تحمیلی عبور کنیم، راهی جز اتکا به بخش خصوصی نداریم. همچنین، باید بیش از گذشته به تجارت غیرنفتی و ظرفیت‌های صادراتی کشور تکیه کنیم.

    در حال حاضر وضعیت ترخیص خودروهای وارداتی چگونه است؟ گفته شده خودروهایی که در گمرک باقی مانده بودند با اخذ وثیقه و تضمین ترخیص شده‌اند. به نظر شما، این موضوع چه تأثیری بر بازار خودرو خواهد داشت؟

    بله، خودروهایی که در گمرک مانده بودند اکنون ترخیص شده‌اند، اما برای اینکه واردات بتواند اثر واقعی بر بازار بگذارد و به کاهش قیمت‌ها منجر شود، حجم واردات باید از سطح فعلی بیشتر باشد. تجربه سال‌های گذشته نشان می‌دهد، حداقل واردات لازم برای ایجاد تعادل در بازار حدود ۹۰ هزار دستگاه است. اگر آمار واردات از سال ۱۳۹۰ تاکنون را مرور کنید، به‌روشنی دیده می‌شود در چه سال‌هایی بازار وضعیت رقابتی‌تری داشته و قیمت‌ها کنترل شده است. برای نمونه، در سال‌های ۹۱، ۹۴ و ۹۵ که میزان واردات به حدود ۱۰۰ تا ۱۱۰ هزار دستگاه رسید، بازار کاملاً رقابتی شد. حتی در برخی مقاطع شرایطی ایجاد شد که فروشندگان برای فروش خودرو آگهی می‌دادند و این خریداران بودند که حق انتخاب بیشتری داشتند. در مقابل، در سال‌هایی که میزان واردات کمتر بوده، قیمت‌ها افزایش یافته و تقاضا هم بیشتر شده است. بخشی از این تقاضا نیز تقاضای سوداگرانه بوده است. بنابراین حجم واردات نقش بسیار مهمی در تنظیم بازار دارد.

    چه تعداد خودرو در سال گذشته ترخیص شد؟

    در مجموع حدود ۶۳ هزار دستگاه خودرو در سال ۱۴۰۴ ترخیص شد. بنابراین تا رسیدن به سطح وارداتی که بتواند اثر محسوس بر بازار بگذارد و باعث کاهش قیمت‌ها شود، همچنان فاصله وجود دارد.

    با توجه به اینکه واردات از برخی مبادی مانند امارات با مشکل مواجه شده، تکلیف خودروهایی که هنوز به گمرک ایران نرسیده‌اند چه می‌شود؟

    متأسفانه تعداد قابل‌توجهی از خودروهای واردکنندگان در بنادر امارات متوقف شده ‌است. در چنین شرایطی لازم است وزارت صمت و دولت هرچه سریع‌تر تغییر مبدأ و مقصد را در سامانه توسعه تجارت انجام دهند. اگر این امکان فراهم شود، خودروها می‌توانند از امارات خارج شده و به مبدأهای دیگری منتقل شوند و سپس از طریق مسیرهای جایگزین وارد ایران شوند. در این صورت افرادی که هنوز خودروهای خود را تحویل نگرفته‌اند نیز می‌توانند خودروهایشان را دریافت کنند و مشکل نارضایتی برخی از شهروندان که هنوز منتظر خودروهای خود هستند هم حل خواهد شد.

    با توجه به شرایط جنگی و کندی روند تحویل خودروها، تکلیف جریمه دیرکرد تأخیر تحویل خودروها چه خواهد شد؟

    شرایط جنگی در دسته شرایط خاص قرار می‌گیرد و معمولاً جریمه‌هایی که ناشی از این شرایط باشد اعمال نمی‌شود. البته باید میان دو وضعیت تفاوت قائل شد. برخی شرکت‌ها موعد تحویل خودروهایشان مربوط به مدت‌ها قبل از بروز شرایط فعلی بوده و تعهدات خود را انجام نداده‌اند. این شرکت‌ها باید پاسخگو باشند. در عین حال، تعدادی از شرکت‌ها نیز به دلیل شرایط فعلی با کندی در انجام تعهدات مواجه شده‌اند. در چنین مواردی لازم است مساعدت‌هایی صورت گیرد، زیرا بسیاری از خودروها در بنادر امارات متوقف شده‌اند و پس از طی مراحل لازم به متقاضیان تحویل داده خواهند شد.

  • زخم کاری جنگ بر تن صنعت

    زخم کاری جنگ بر تن صنعت

    به گزارش اقتصادران، در حالی که هنوز گرد جنگ از آسمان اقتصاد ایران فرو ننشسته، اتاق بازرگانی تهران از بحرانی سخن می‌گوید که نه در میدان نبرد، بلکه در کارخانه‌ها، انبارها و دفاتر کسب‌وکار جریان دارد؛ بحرانی که اگر برای آن نسخه‌ای واحد نوشته نشود، زنجیره تولید کشور را دچار اختلالی عمیق‌تر از خسارات فیزیکی خواهد کرد. نشانه‌های «پساجنگ اقتصادی» که حالا در صورت خسته بنگاه‌ها پیداست؛ جایی که اتاق تهران هشدار می‌دهد خسارات ۴۰۰ واحد صنعتی، بسیار فراتر از توان بسته‌های حمایتی دولت است و بدون بازنگری فوری در سیاست‌گذاری، خطر توقف زنجیره تولید جدی‌تر از آن چیزی است که آمارها نشان می‌دهند.

    ضرورت بازنگری در نظام حکمرانی اقتصادی

    در سی‌وهشتمین جلسه هیات نمایندگان اتاق بازرگانی تهران، اعضای  هیات نمایندگان اتاق بازرگانی تهران با هشدار نسبت به پیامدهای اقتصادی جنگ اخیر، بر لزوم بازنگری فوری در نظام حکمرانی اقتصادی و اتخاذ راهکارهای هماهنگ برای بازسازی واحدهای تولیدی تأکید کردند. ارزیابی‌ها نشان می‌دهد حدود ۴۰۰ واحد صنعتی آسیب دیده و بودجه در نظر گرفته‌شده دولت تنها بخشی از خسارات را پوشش می‌دهد. اعضای اتاق تهران خواستار همکاری نزدیک‌تر دولت و بخش خصوصی، بهره‌گیری از ظرفیت نهادهای نوآور، و پرهیز از تصمیم‌گیری‌های هیجانی در حوزه‌های حساس همچون تنگه هرمز شدند تا از تبدیل بحران جنگ به رکود اقتصادی جلوگیری شود.

    محمود نجفی‌عرب، در سی‌و هشتمین جلسه هیات نمایندگان اتاق تهران ضمن قدردانی از مسوولان و مردم که طی جنگ ۴۰ روزه برای حفظ کیان کشور تلاش کردند، از ضرورت توجه جدی متولیان حوزه اقتصاد به وضعیت صنایع بالادست از جمله فولاد و پتروشیمی که مواد اولیه مورد نیاز صنایع پایین‌دست را تامین‌ می‌کردند، سخن گفت. بر اساس اعلام اتاق تهران، او در ادامه بر لزوم اتخاذ تدابیری برای تداوم پایداری تامین اقلام اساسی تاکید کرد و گفت که کشور پتانسیل لازم را برای حفظ این پایداری داراست و تحقق این امر مستلزم افزایش همکاری و هماهنگی تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان و فعالان اقتصادی است.

    رییس اتاق بازرگانی تهران، سپس با بیان اینکه اتاق تهران نیز در جهت حل و فصل مسائل فضای کسب‌وکار و حمایت از صاحبان بنگاه‌های اقتصادی اقداماتی را به انجام رسانده است، در ادامه گفت: برای تنظیم اسناد سیاستی و ارایه آن به دولت، افزایش مشارکت انجمن‌ها و تشکل‌های اقتصادی نیز ضروری است. در واقع لازم است با مشارکت یکدیگر، مسائل و گلوگاه‌ها را احصا کرده و با انعکاس آن به مراکز تصمیم‌سازی عوارض جانبی حوادث پیش‌آمده را به حداقل برسانیم.

    رییس اتاق تهران، در بخش دیگری از سخنانش، آسیب‌های وارده به واحدهای تولیدی و سایر کسب‌وکارها را مورد اشاره قرار داد و گفت که ارزیابی‌های اولیه نشان می‌دهد که حدود ۴۰۰ واحد در جنگ اخیر دچار خسارت شده‌اند. در این میان دولت نیز ۸۰ همت برای جبران خسارت‌ها در نظر گرفته است که شامل همه بخش‌ها شده و آسیب‌های بخش صنعت را به‌طور کامل پوشش نمی‌دهد. بنابراین ضرورت دارد که در این زمینه چاره‌اندیشی صورت گیرد.

    رییس اتاق تهران توجه به مسائل پساجنگ را الزامی دانست و گفت: فعالان اقتصادی در سال گذشته با مشکلات گوناگونی روبرو بوده‌اند که مصائب جنگ ۱۲ روزه، چالش‌های ارزی و موضوعات مرتبط با بیمه و مالیات از جمله آنهاست. اکنون که کشور در شرایط بحرانی قرار دارد، بررسی بایدها و نبایدهای پساجنگ در بخش‌های سیاست‌گذاری، اقتصاد، فرهنگ و… ضروری است.

    نجفی عرب با بیان اینکه رسیدگی به مسائل پساجنگ و جلوگیری از بروز بحران‌های اقتصادی آن مساله‌ای جدی است، خاطرنشان کرد: در شرایط کنونی باید مشکلات به‌صورت روزمره حل و فصل شوند و در این مسیر، مشارکت تمامی بخش‌ها حائز اهمیت است. لازم است مسائلی که بنگاه‌های اقتصادی درگیر آن هستند به سرعت شناسایی شده و برای رفع آنها از طریق تعامل با بخش دولتی اقدام شود. بازنگری در نظام حکمرانی اقتصادی با هدف توسعه صادرات و بازسازی کسب‌وکارهای آسیب‌دیده از جنگ اخیر الزامی است.

    از آسیب ۴۰ درصدی به تهران تا تنگه هرمز

    در ادامه این جلسه، سایر اعضای هیات نمایندگان نیز به طرح دیدگاه‌ها و نظرات خود پرداختند؛ از جمله عباس آرگون، عضو هیات رییسه اتاق تهران با اشاره به اینکه ۴۰ درصد از آسیب‌ها در تهران به وقوع پیوسته است، به ضرورت برقراری توازن در اختصاص تسهیلات و حمایت‌ها اشاره کرد. مهراد عباد، عضو هیات‌نمایندگان اتاق تهران نیز با اشاره به اینکه آسیب‌های واردات به کسب‌وکارها، تنها منحصر به آسیب‌های فیزیکی نیست، گفت که بسیاری از بنگاه‌های اقتصادی از جمله شرکت‌های خدماتی و بازرگانی از منظر کاهش نیروی انسانی و کاهش فروش نیز دچار خسارت شده‌اند و نیازمند حمایت هستند .

    عباد همچنین پیشنهاد کرد که برای رسیدگی تخصصی به مشکلات صنایع آسیب‌دیده در جنگ اخیر، همکاری‌هایی با تشکل‌های مرتبط صورت پذیرد و از کمک آنها استفاده شود. امین مقدم دیگر عضو هیات‌نمایندگان اتاق تهران نیز با اشاره به آنچه کاهش شدید فروش در حوزه نساجی و پوشاک می‌خواند، از ضرورت توجه به این نوع کسب‌وکارها و آسیب‌هایی از این دست شد.

    حمیدرضا صالحی، دیگر عضو هیات نمایندگان اتاق تهران با اشاره به ظرفیت معاونت علمی ریاست‌جمهوری و صندوق نوآوری و شکوفایی توضیح داد: حمایت از بنگاه‌های اقتصادی و کسب‌وکارهای دانش‌بنیان‌ خسارت دیده در جنگ تحمیلی امریکا و اسراییل با ایران، از طریق تعامل با صندوق نوآوری و شکوفایی و ظرفیت‌های این نهادها نیز میسر خواهد بود. او گفت: می‌توانیم از ظرفیت این سازمان‌ها نیز در رفع چالش‌های این کسب‌وکارها استفاده کنیم.

    حسن فروزان‌فرد، رییس کمیسیون حکمرانی سازمانی اتاق تهران هم به ضرورت پرهیز از تصمیم‌گیری‌های هیجانی و توجه به فرصت‌ها به ویژه در مورد تنگه هرمز اشاره کرد و افزود: متاسفانه برخی افراد در مورد درآمد حاصل از عوارض تنگه هرمز، هیجانی می‌اندیشند و عمل می‌کنند. در صورتی که این حوزه می‌تواند فرصت‌هایی را برای همکاری‌های بین‌المللی فراهم کند. او تاکید کرد که به‌جای شتاب‌زدگی و برخورد هیجانی، بهره‌گیری از فرصت‌های توسعه به‌خصوص برای فعالان اقتصادی اهمیت دارد.

    علی تقوی‌فر، یکی دیگر از اعضای هیات‌نمایندگان اتاق تهران گفت: برای بهبود شرایط و توسعه اقتصادی بیش از منابع مالی به منابع فکری و مدیریتی نیاز است‌. همچنین، دستیابی به اطلاعات و آمار دقیق میزان خسارات کسب‌وکارها در جنگ رمضان لازمه تصمیم‌گیری صحیح در این زمینه است. علی نقیب، ‌پیشنهاد استفاده از ظرفیت خالی سایر شرکت‌ها و هم‌افزایی فعالان بخش‌خصوصی با یکدیگر را مطرح کرد. این عضو هیات‌نمایندگان اتاق تهران گفت: حفظ همبستگی بنگاه‌های اقتصادی در بحران‌ها، علاوه‌بر تقویت روحیه همدلی منجر به ایجاد همکاری‌های جدید می‌شود. پیشنهادم این است که کسب‌وکارهای آسیب‌دیده در جنگ برای تداوم فعالیت خود تعاملاتشان با دیگر کسب‌وکارها را افزایش داده و از ظرفیت خالی آنها استفاده کنند. او همچنین توصیه کرد که برای بازسازی شرکت‌های آسیب‌‌دیده در اتفاقات اخیر، از ظرفیت صندوق ذخیره ارزی نیز استفاده شود. در ادامه نشست، اعضای کمیسیون صنعت اتاق ایران با اشاره به ایستادگی واحدهای تولیدی در شرایط دشوار کنونی، حفظ پایداری تولید را مستلزم تسریع در تأمین مواد اولیه، صدور مجوز واردات مواد اولیه به خصوص در حوزه پتروشیمی به واحدهای تولیدی و بازرگانی معتبر، کنار گذاشته شدن بوروکراسی‌های معمول و تامین سرمایه در گردش تولیدکنندگان دانستند و خواستار شدند تسهیلات علاوه بر بنگاه‌هایی که مستقیما تحت تاثیر تخریب ناشی از حملات قرار گرفته‌اند، به همه بنگاه‌های تعلق بگیرد؛ چراکه همه بنگاه‌های اقتصادی تحت تاثیر شرایط جنگی بوده‌اند.

    تأکید بر دو اصل حفظ اشتغال و رشد اقتصادی، آزادسازی واردات مواد اولیه و ماشین‌آلات آزاد، حذف برخی موانع و عوارض ناشی از برخی بخشنامه‌ها و دستورالعمل‌های نامتناسب با شرایط جنگی، از دیگر محورهای مورد اشاره از سوی فعالان اقتصادی در این نشست بود.

    پیمان یزدان‌بخش، دبیر کمیته خودرو و قطعات کمیسیون صنعت اتاق ایران نیز با اشاره به آسیب دیدن صنعت خودرو در پی حملات دشمن به صنایع فولاد و پتروشیمی، گفت: صنایع بزرگ‌تر به دنبال واردات فولاد هستند و مذاکراتی هم برای واردات انجام شده است.

    او با تأکید بر اینکه باید واردات بدون منشأ ارز را در دستور کار قرار دهیم، افزود: نظام توزیع نیز دوباره به سمت سهمیه‌بندی حرکت کند و عرضه در بورس باید مدیریت‌شده ادامه پیدا کند.

    این فعال صنعتی ادامه داد: عرضه‌کنندگانی که ارزهای صادراتی خوبی در اختیار دارند، باید مواد اولیه مورد نیاز را وارد کنند. نکته مهم آن است که فقط مواد مورد نیاز واقعی وارد شود، نه اقلامی که در داخل تولید می‌کنیم یا کالاهای نهایی.

    اولویت‌بندی تأمین مواد اولیه

    هم‌راستا با این نشست؛ اعضای کمیسیون صنعت اتاق ایران هم بر لزوم تسریع در تأمین مواد اولیه، تسهیل واردات به‌ویژه در حوزه پتروشیمی، حذف بروکراسی‌های اداری و تأمین سرمایه در گردش تولیدکنندگان تأکید کردند. آنها خواستار ارایه تسهیلات به همه بنگاه‌های اقتصادی، نه فقط آنهایی که مستقیما تحت تأثیر حملات قرار گرفته‌اند، شدند، زیرا معتقدند شرایط جنگی بر همه بنگاه‌ها اثرگذار بوده است. محورهای دیگر مورد اشاره شامل حفظ اشتغال و رشد اقتصادی، آزادسازی واردات مواد اولیه و ماشین‌آلات، حذف موانع ناشی از بخشنامه‌ها و دستورالعمل‌های نامتناسب با شرایط جنگی بود. پیمان یزدان‌بخش دبیر کمیته خودرو و قطعات کمیسیون صنعت اتاق ایران با اشاره به آسیب صنعت خودرو از حملات به صنایع فولاد و پتروشیمی، بر لزوم واردات بدون منشأ ارز، بازگشت نظام توزیع به سمت سهمیه‌بندی و مدیریت عرضه در بورس تأکید کرد. او همچنین پیشنهاد داد عرضه‌کنندگانی که ارز صادراتی دارند، مواد اولیه مورد نیاز را وارد کنند، اما فقط مواد ضروری و نه اقلامی که مشابه آنها در داخل تولید می‌شود.

    محمد ایرانی رییس اتاق قم با بیان اینکه همچنان در شرایط جنگ تحمیلی هستیم، بر اثرات روانی بلندمدت این وضعیت و لزوم نگاه بلندمدت برای شناسایی و رفع مشکلات تأکید کرد. وی همچنین خواستار یکپارچه‌سازی آمار صنایع در سراسر کشور برای شناسایی دقیق نیازها و ارایه راهکارهای متناسب با شرایط هر بخش شد، زیرا تجویز یک راهکار واحد برای جبران خسارت‌ها در همه حوزه‌ها موثر نیست. فرشچیان رییس کمیسیون واردات اتاق ایران هم بر ضرورت هماهنگی کامل دولت و بخش خصوصی برای شناسایی مشکلات و برنامه‌ریزی مشترک تأکید کرد.

    ابوالفضل روغنی دبیرکل اتاق ایران در جمع‌بندی نشست، بر پیگیری مطالبات واحدهای صنعتی با رویکرد کارشناسی و آمادگی برای دوران پس از جنگ تأکید کرد. وی از اولویت‌بندی تأمین مواد اولیه با همکاری دولت و بخش خصوصی خبر داد و گفت دولت از پیشنهادهای بخش خصوصی استقبال می‌کند. او همچنین بر نقش اتاق ایران به عنوان مشاور سه قوه با اطلاعات کامل از حوزه‌های اقتصادی و پیگیری جدی همکاری با دولت در این شرایط ویژه تأکید کرد.آریا حقیقی، رییس کمیسیون صنعت اتاق ایران هم در اظهاراتی، آنچه اهمیت دارد را شناسایی دقیق داشته‌ها و قسمت‌های آسیب‌دیده، پیش از هرگونه تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی عنوان کرد و افزود: باید به کمک هم در کوتاه‌ترین زمان ممکن روند تولید را به دوران پیش از جنگ برگردانیم و از هرگونه اقدام غیرمنسجم به ویژه در این روزها پرهیز نماییم.

  • ابهام بزرگ در واردات خودرو؛ جریمه‌ای که بانک مرکزی می‌تراشد و مشتری می‌پردازد!

    ابهام بزرگ در واردات خودرو؛ جریمه‌ای که بانک مرکزی می‌تراشد و مشتری می‌پردازد!

    به گزارش اقتصادران، داستان واردات خودرو به کلاف سردرگمی تبدیل شده است که یک سر آن در وزارت صمت و سر دیگرش در بانک مرکزی است اما وزارت صمت می‌گوید واردکننده فقط ۱۵ روز وقت دارد تکلیف ارز را روشن کند وگرنه جریمه می‌شود؛ اما همه می‌دانند که در هفت‌خوان بانک مرکزی، گرفتن ارز گاهی ماه‌ها طول می‌کشد.

    هیات تعیین و تثبیت قیمت‌های وزارت صمت در اقدامی تازه، با تغییر مبنای محاسبه نرخ ارز برای خودروهای وارداتی، بن‌بست ناشی از تعلل برخی واردکنندگان در تأمین ارز را هدف قرار داده است به طوریکه بر اساس این مصوبه، میانگین نرخ ارز در یک بازه ۱۵ روزه پس از واریز وجه توسط متقاضیان، ملاک قطعی قیمت‌گذاری خواهد بود.

    گرچه هدف اصلی این نامه، حذف انگیزه برای تأخیرهای عمدی در فرآیند واردات است، اما برخی واردکنندگان با هدف بهره‌مندی از نوسانات ارزی به بهانه‌های مختلف ازجمله فرآیند تأمین ارز ترخیص خودرو را طولانی می‌کردند که با تعیین مهلت۱۵ روزه، واردکننده می‌داند که تعلل بیشتر، ریسک قیمتی او را بالا می‌برد و سودی از بابت نوسانات بعدی ارز نصیبش نخواهد شد.

    این مصوبه تلاش می‌کند تا قیمت نهایی خودرو را در نزدیک‌ترین زمان به واریز وجه توسط مشتری تثبیت کند تا متقاضی بابت تأخیرهای اداری یا ارزی شرکت واردکننده، جریمه نشود ؛ اما سوالی که اینجا مطرح است این است که معمولا فرآیند تخصیص و تأمین ارز در بانک مرکزی اغلب بسیار طولانی‌تر از ۱۵ روز کاری است و اگر واردکننده تمام مدارک را ارائه دهد اما بانک مرکزی ارز را تخصیص ندهد، آیا باز هم واردکننده جریمه می شود؟

    تجربه نشان داده است که فرآیند واردات خودرو صرفاً در اختیار واردکننده نیست و در بسیاری از موارد، تعلل در تأمین ارز ناشی از بروکراسی‌های بانکی  و یا تعلل تامین به موقع ارز توسط بانک مرکزی است.

    همچنین در متن مصوبه به «نرخ اعلامی از سوی مراجع ذی‌ربط» اشاره شده است که با توجه به تعدد نرخ‌ها ازجمله ارز ترجیحی ، مرکز مبادله، بازار آزاد و نرخ توافقی مشخص نیست که چه نوع نرخ ارزی مدنظر است و همین مساله راه را برای تفسیرهای سلیقه‌ای باز می کند.

    ازسویی دیگر، در نامه صراحتاً اعلام شده است که تا ۵ درصد ارزش سیف (Cif) کالا به عنوان هزینه‌های ناشی از تحریم و مسیرهای غیرمستقیم انتقال پول پذیرفته است و این یعنی دولت پذیرفته است که خودروهای وارداتی رسماً ۵ درصد گران‌تر به دست مردم برسد که البته این ۵ درصد در خودروهای میلیاردی، رقم بسیار بزرگی است که از جیب مصرف‌کننده می‌رود تا هزینه‌ دور زدن تحریم‌ها و واسطه‌ها پوشش داده شود.

    تصمیم جدید وزارت صمت، اگرچه گامی رو به جلو برای صیانت از حقوق مصرف‌کننده و سرعت بخشیدن به بازار خودرو است، اما موفقیت آن بیشتر در گروه همکاری با بانک مرکزی است و بدون تسریع در تخصیص ارز توسط بانک مرکزی، بازه ۱۵ روزه تنها به فشاری مضاعف بر شرکت‌ها تبدیل می کند که نتیجه نهایی آن نه ارزان شدن خودرو، بلکه کاهش رغبت برای واردات خواهد بود.

    ابهام بزرگ در نرخ مراجع ذی‌ ربط / جریمه‌ای که بانک مرکزی می‌تراشد و مشتری می‌پردازد!