به گزارش اقتصادران، بعد از اعلام رسمی کاندیداهای تاییدصلاحیتشده از سوی شورای نگهبان، برنامههای تبلیغاتی و بعضا تخریبی کاندیداها شروع شد. مسعود پزشکیان در حالی تایید صلاحیت شد که تنها کاندیدای غیراصولگرا است. همین موضوع البته نقدهای متعددی را به شورای نگهبان وارد کرده است که این عدالت نیست که ۵ کاندیدای اصولگرا، در مقابل یک کاندیدای اصلاحطلب، در مناظرات حضور داشته باشند. البته باید گفت از زمانی که صلاحیت پزشکیان تایید شده، در شبکههای اجتماعی موجی از حمایت گسترده از او صورت گرفته است.
*پیشبینی میشد همین تعداد محدود تایید صلاحیت شوند، در سالهای اخیر شورای نگهبان نشان داده که همین تعداد مدنظرش است. البته به نظرم این تعداد میتوانست کمتر هم باشد تا رقابت جدی در انتخابات صورت بگیرد.
*از سوی دیگر موضوع دوقطبی است. دو قطبی اصولگرایان که ۵ نفر هستد و یک اصلاحطلب. به نظرم حضور افرادی مانند جهانگیری، لاریجانی شریعتمداری و همتی میتوانست انتخابات را پرشورتر کند. شورای نگهبان با حذف این افراد عملا این ظرفیت را از صندوقهای رای گرفته است. جامعه نمیداند چرا همتی که در دوره قبل تکمهره بود، حالا باید ردصلاحیت شود؟ تصور نمیکنم رقابت میان اصولگرایان باشد.
*حضور آقای قالیباف و آمدنش از مجلس هم سوالبرانگیز است، چرا که بعد از درگذشت مرحوم رئیسی رای ریاست مجلس را آورد. او قطعا یک دفعهای تصمیم نگرفته است که وارد انتخابات شود. ظرفیت مجلس هم ظرفیت مهمی بوده که به رغم اردوکشی پایداریها، او با اشاراتی به کرسی ریاست پارلمان بنشیند. همین جابجایی از یک قوه به قوه دیگر، برای مملکت هزینهساز است. ضمن اینکه مجلس را در خطر حاکمیت پایداریها میگذارد.
*به نظرم یک دوقطبی از نوع دوم خرداد شکل میگیرد، اما اتفاق دوم خرداد بنا به دلایلی شکل نمیگیرد..
*پزشکیان شخصیتی نخبه و دانشگاهی است و مشهور به فسادستیزی است. در دولت خاتمی وزیر بهداشت بوده و سالها عهدهدار ریاست بیمارستان بوده است و ظرفیت و کمبودهای بهداشتی کشور را به خوبی میشناسد. او ترکیبی از استانهای کردستان و آذربایجان است و میتواند از این ظرفیت قومی استفاده کند و با توجه به شناخت و تسلطی که بر امور دینی و علمی دارد، میتواند یکی از پدیدههای غیرمنتظره و جدی این دوره از انتخابات باشد.
*پزشکیان دستش پر است و مشاورینش باید او را باید مناظرات آمادهتر کنند.
*من تصورم این است که بخشی از رای خاکستری بیدار خواهد شد. اما وضعیت بد اقتصادی و معیشتی از اواخر دولت روحانی و در تمام سه سال دولت رئیسی، مردم را مایوس کرده و زمانی که میبینند هر روز وضعیتشان بدتر میشود، طبیعی است که دیگر اقبالی به انتخابات نخواهند داشت و صرفا تماشاچی خواهند بود.
*شورای نگهبان در این موضوع دو خطا کرد. یکی نسبت ۵ به ۱ را اعلام کرد که نمیتواند تصادفی باشد و باید به نقد گذاشته شود. چهرههای مانند زاکانی، قاضیزاده هاشمی و حتی پورمحمدی با توجه به کارنامهای که دارند، تاییدشان عجیب است و آقایان لاریجانی، جهانگیری و شریعتمداری قطعا اولویت بیشتری نسبت به این افراد داشتند. معتقدم این موضوع باید به نقد و بررسی گذاشته شود.

دیدگاهتان را بنویسید